﻿1
00:00:03,076 --> 00:00:06,076
‫[بیرون تایز، یمن]

2
00:00:06,077 --> 00:00:12,077
‫بخیه‌ها دوام اوردن، ولی باید یه روز دیگه
‫بمونی تا مطمئن بشیم عفونت نمی‌کنه

3
00:00:13,077 --> 00:00:14,111
‫فردا

4
00:00:15,480 --> 00:00:16,782
‫ببخشید. چی داشتی می‌گفتی؟

5
00:00:16,916 --> 00:00:18,550
‫بعدا باید در موردش حرف بزنیم.
‫باید تمرکز داشته باشی

6
00:00:19,517 --> 00:00:20,886
‫نه، نه، نه، نه، نه

7
00:00:21,020 --> 00:00:23,122
‫بهت گفتم که وقتم آزاد میشه
‫و... هتل زنگ زد؟

8
00:00:23,254 --> 00:00:26,591
‫بله، یه زوج دیگه به همون
‫کلبه علاقه‌مند شدن

9
00:00:26,834 --> 00:00:28,328
‫پس یه هتل دیگه پیدا می‌کنیم

10
00:00:28,353 --> 00:00:29,335
‫یه هتل دیگه؟

11
00:00:29,556 --> 00:00:32,345
‫مایکل، عاشق اونجا بودی

12
00:00:32,634 --> 00:00:34,175
‫نمیگم که عاشقش بودم، ولی...

13
00:00:34,200 --> 00:00:36,373
‫یه ریز از این حرف می‌زدی
‫که چقدر هیجان داری...

14
00:00:36,398 --> 00:00:38,632
‫تا ماه‌عسل‌تو کنار دریا بگذرونی

15
00:00:38,743 --> 00:00:40,578
‫شبیه یه بچه شونزده ساله شده بودی

16
00:00:42,040 --> 00:00:44,336
‫مایکل، چه خبر شده؟

17
00:00:44,361 --> 00:00:46,311
‫هفته‌هاست داری عجیب رفتار می‌کنی

18
00:00:46,656 --> 00:00:49,508
‫دکتری که قرار بود جایگزین
‫من بشه، کنار کشیده

19
00:00:49,609 --> 00:00:51,584
‫یه هفته قبل از ازدواج میام...

20
00:00:51,609 --> 00:00:54,367
‫ولی بلافاصله بعدش باید برگردم اینجا

21
00:00:55,922 --> 00:00:57,522
‫چقدر دیگه می‌مونی؟

22
00:00:57,953 --> 00:01:00,391
‫پنج، شاید شش ماه

23
00:01:00,703 --> 00:01:03,771
‫می‌دونم ناراحتی، ولی وقتی برگشتم...

24
00:01:03,796 --> 00:01:05,717
‫می‌تونیم یه وقت دیگه بریم سفر...

25
00:01:05,742 --> 00:01:08,265
‫- فکر می‌کنی به خاطر تعطیلات ناراحتم؟
‫- آیس...

26
00:01:08,312 --> 00:01:09,943
‫نه، ناراحتم چون قول دادی...

27
00:01:09,968 --> 00:01:12,663
‫دوباره مدت موندنت در اونجا رو زیاد نمی‌کنی

28
00:01:12,905 --> 00:01:15,673
‫- هیچ کاری از دستم برنمی‌اومد
‫- واقعا؟

29
00:01:15,913 --> 00:01:18,858
‫قبل از اینکه قبول کنی به
‫چند تا دکتر زنگ زدی؟

30
00:01:19,249 --> 00:01:21,579
‫ببین، می‌دونم کارت چقدر مهمه...

31
00:01:21,854 --> 00:01:23,913
‫و خیلی دوست دارم که
‫اینقدر اشتیاق داری، ولی...

32
00:01:24,114 --> 00:01:26,524
‫اگه قرار باشه با هم
‫یه زندگی بسازیم، ما...

33
00:01:26,684 --> 00:01:28,712
‫- آیسا، صبر کن.
‫- دکتر آبانی؟

34
00:01:28,813 --> 00:01:30,597
‫نمی‌دونم به خیال خودتون
‫اینجا چی کار می‌کنین...

35
00:01:30,622 --> 00:01:31,891
‫ولی ستوان، ستوان...

36
00:01:32,071 --> 00:01:32,967
‫مایکل، چی شده؟

37
00:01:32,992 --> 00:01:34,687
‫ولم کن. به من دست نزن

38
00:01:34,712 --> 00:01:36,804
‫- من دکترم!
‫- مایکل؟

39
00:01:36,829 --> 00:01:38,630
‫- نه. یه تروریستی.
‫- مایکل؟

40
00:01:38,777 --> 00:01:40,146
‫- نه، نه، نه
‫- مایکل!

41
00:01:40,147 --> 00:01:45,147
‫«رسانه‌ی بزرگ انیمه ‌لیست»
‫Www.Anime-List.Net

42
00:01:46,148 --> 00:01:48,148
‫[دکتر مایکل آبانی]

43
00:01:49,841 --> 00:01:53,412
‫انرژی‌زا، چای، و کلی آب

44
00:01:53,544 --> 00:01:54,545
‫موضوع امروز...

45
00:01:54,679 --> 00:01:57,216
‫- دستشویی کردن؟
‫- حفظ کردن آب بدن

46
00:01:57,349 --> 00:01:59,485
‫مومز چند ساعت دیگه برمی‌گرده
‫تا برات ناهار درست کنه

47
00:01:59,650 --> 00:02:00,419
‫اگه چیزی لازم داشتی...

48
00:02:00,551 --> 00:02:02,087
‫به تو، مومز...

49
00:02:02,221 --> 00:02:04,056
‫یا خانم کارترایت زنگ می‌زنم
‫اگه یه موقع خونه آتیش گرفت

50
00:02:04,189 --> 00:02:05,290
‫حالم خوبه

51
00:02:06,791 --> 00:02:08,227
‫بدنت گرمه. می‌خوام برگردی توی تخت...

52
00:02:08,360 --> 00:02:09,395
‫به محض اینکه صبحونه‌ت تموم شد

53
00:02:09,527 --> 00:02:10,996
‫و تلویزیون تماشا نکن

54
00:02:11,130 --> 00:02:13,631
‫می‌دونی که می‌تونم با
‫گوشیم تلویزیون تماشا کنم، نه؟

55
00:02:13,765 --> 00:02:16,035
‫خب، نکن. بهتر شو، کندوی عسلم

56
00:02:22,573 --> 00:02:23,608
‫اگنس؟

57
00:02:24,809 --> 00:02:26,278
‫پینکی؟

58
00:02:26,412 --> 00:02:29,481
‫اینجا چی کار می‌کنی؟
‫بابا الان رفت

59
00:02:29,614 --> 00:02:31,316
‫جدی؟ خب

60
00:02:31,450 --> 00:02:34,353
‫شنیدم یکم حالت خوش نیست...

61
00:02:34,486 --> 00:02:37,322
‫پس گفتم بیام و خوشحالت کنم

62
00:02:37,456 --> 00:02:39,224
‫بابا داره دنبالت می‌گرده، می‌دونی

63
00:02:39,358 --> 00:02:41,060
‫انگار خیلی نگران بود

64
00:02:41,193 --> 00:02:43,996
‫نگرانی بخشی از وجودش شده

65
00:02:44,129 --> 00:02:45,297
‫ولی الان که اینجام...

66
00:02:46,298 --> 00:02:48,333
‫و هر چی لازمه رو داریم...

67
00:02:48,467 --> 00:02:49,968
‫تا خیلی سریع خوب بشی

68
00:02:51,070 --> 00:02:53,472
‫بستنی برای گلودرد...

69
00:02:53,604 --> 00:02:56,108
‫و فیلم برای تغذیه روح

70
00:02:59,211 --> 00:03:00,512
‫بله؟

71
00:03:00,645 --> 00:03:02,181
‫نماینده

72
00:03:05,817 --> 00:03:08,454
‫آرتور، این سومین باریه که
‫در این ماه تمام شب بیدار بودی

73
00:03:08,586 --> 00:03:10,189
‫- این بار چیه؟
‫- مطمئن نیستم

74
00:03:10,322 --> 00:03:13,325
‫دیشب داشتم بودجه احتیاطی
‫اف‌بی‌آی رو بررسی می‌کردم

75
00:03:13,459 --> 00:03:14,659
‫چقدر هیجان‌انگیز

76
00:03:15,427 --> 00:03:17,329
‫آره

77
00:03:17,463 --> 00:03:19,298
‫اونجا

78
00:03:19,431 --> 00:03:21,233
‫نیروی ویژه ۸۳۶

79
00:03:21,366 --> 00:03:22,534
‫اداره چند ده تا از این بخشها داره

80
00:03:22,667 --> 00:03:24,136
‫اداره به طور رسمی از اینا داره

81
00:03:24,269 --> 00:03:26,338
‫همگی مجوز رسمی دارن
‫و زیر نظر هستن

82
00:03:26,472 --> 00:03:29,174
‫ولی تا جایی که فهمیدم، نیروی ویژه ۸۳۶...

83
00:03:29,308 --> 00:03:31,776
‫فقط روی این تیکه کاغذ وجود داره

84
00:03:31,910 --> 00:03:33,045
‫پس محرمانه‌س

85
00:03:33,178 --> 00:03:35,147
‫خبری ازش نیست

86
00:03:35,280 --> 00:03:36,714
‫اداره داره میلیون‌ها دلار خرج می‌کنه...

87
00:03:36,848 --> 00:03:38,250
‫که باید یه جوری براش بهونه بیارن

88
00:03:38,383 --> 00:03:40,385
‫فکر می‌کنن کسی اینقدر
‫دقیق نمی‌گرده تا پیداش کنه

89
00:03:40,519 --> 00:03:41,987
‫- نمی‌دونن که تو...
‫- دقیق؟

90
00:03:42,121 --> 00:03:43,355
‫متعهد؟ نابغه؟

91
00:03:43,489 --> 00:03:46,358
‫و فروتن. به فساد فکر می‌کنی؟

92
00:03:46,492 --> 00:03:48,626
‫نمی‌دونم، ولی می‌خوام چند تا سوال بپرسم...

93
00:03:48,759 --> 00:03:50,728
‫بدون اینکه وزارت دادگستری رو بترسونم

94
00:03:50,862 --> 00:03:53,698
‫سناتور پانابیکر عضو بلند رتبه‌ی
‫امنیت کشوره، درسته؟

95
00:03:53,831 --> 00:03:55,100
‫- آره.
‫- لطفا به دفترش زنگ بزن

96
00:03:55,234 --> 00:03:57,202
‫می‌خوام در اولین فرصت
‫پنج دقیقه باهاش حرف بزنم

97
00:03:57,336 --> 00:03:59,404
‫اثری از ریموند در انباری نیست...

98
00:03:59,538 --> 00:04:01,373
‫ولی دستگاه‌های نظارتی نصب کردم...

99
00:04:01,507 --> 00:04:03,408
‫که جلو و پشت رو پوشش میدن

100
00:04:03,542 --> 00:04:05,377
‫باید بتونیم از اینجا زیرنظر بگیریمش

101
00:04:05,511 --> 00:04:09,148
‫که یعنی تمام آخر هفته باید
‫به صفحه نمایش بچسبم

102
00:04:09,281 --> 00:04:11,917
‫لطفا بگو که حداقل یه
‫چیز هیجان‌انگیز داری

103
00:04:12,050 --> 00:04:13,418
‫دارم

104
00:04:13,552 --> 00:04:16,388
‫کتابخونه بالاخره کتابی که
‫درخواست داده بودم رو اورد

105
00:04:16,522 --> 00:04:18,357
‫دِین، پنج هزار سال اول

106
00:04:18,490 --> 00:04:21,960
‫ببخشید. یه کتاب در مورد دِین؟
‫هیجان آخر هفته‌ت همینه؟

107
00:04:22,094 --> 00:04:24,096
‫اونوقت فکر می‌کردم زندگی من حوصله سر بره

108
00:04:24,229 --> 00:04:26,064
‫- خبری از ردینگتون شد؟
‫- هنوز نه

109
00:04:26,198 --> 00:04:29,368
‫خیلی بد شد. همین الان تلفنی
‫داشتم با سینتیا حرف می‌زدم

110
00:04:29,501 --> 00:04:31,403
‫به ظاهر، نماینده آرتور هادسون...

111
00:04:31,537 --> 00:04:33,205
‫از کمیته فرعی تخصیص بودجه مجلس...

112
00:04:33,338 --> 00:04:35,607
‫در امنیت کشور یه سری
‫سوالات پرسیده...

113
00:04:35,740 --> 00:04:39,278
‫در مورد یه سری هزینه‌ها در
‫بودجه احتیاطی اف‌بی‌آی...

114
00:04:39,411 --> 00:04:41,313
‫هزینه‌هایی که به وجود
‫نیروی ویژه ما اشاره می‌کنه

115
00:04:41,446 --> 00:04:43,382
‫مشکلی هست؟

116
00:04:43,515 --> 00:04:46,084
‫مشخصه که قبلا هم با
‫بازرسی‌های دولتی دست و پنجه نرم کردین

117
00:04:46,218 --> 00:04:48,420
‫این نیروی ویژه در صورتی که
‫مخفی باشه می‌تونه کار کنه...

118
00:04:48,554 --> 00:04:50,088
‫حتی از دولت

119
00:04:50,222 --> 00:04:51,856
‫در گذشته، تونستیم کارمونو
‫در سکوت انجام بدیم...

120
00:04:51,990 --> 00:04:54,626
‫و پرونده‌های مهمی رو ببندیم، ولی تازگی...

121
00:04:54,759 --> 00:04:55,793
‫هیچی نداشتیم

122
00:04:55,928 --> 00:04:58,230
‫متاسفانه، همینطوره

123
00:04:58,363 --> 00:05:00,933
‫متاسفانه نمی‌تونیم صبر کنیم
‫تا اون باهامون تماس بگیره

124
00:05:01,066 --> 00:05:02,568
‫مالک، یه سر به نیویورک برو...

125
00:05:02,700 --> 00:05:04,169
‫و گرمابه ردینگتون رو زیر نظر بگیر

126
00:05:04,303 --> 00:05:06,038
‫اگه پیداش کردی، بهش بگو...

127
00:05:06,171 --> 00:05:08,473
‫خیلی سریع به یه
‫پرونده جدید نیاز داریم

128
00:05:08,607 --> 00:05:11,543
‫تا اون موقع، یه جلسه با یه دوست
‫قدیمی که با هادسون کار کرده میذارم...

129
00:05:11,677 --> 00:05:13,579
‫در دفتر دادستانی آمریکا در شیکاگو

130
00:05:13,711 --> 00:05:15,914
‫امیدوارم بتونه بهمون بگه
‫دقیقا با چی طرفیم

131
00:05:18,749 --> 00:05:21,186
‫حالت خوبه؟ انگار یه روح دیدی

132
00:05:21,320 --> 00:05:23,821
‫- باید برم
‫- می‌خوای کسی باهات بیاد؟

133
00:05:23,956 --> 00:05:26,091
‫خب، آخرین باری که اینطوری
‫با عجله از اینجا رفتی...

134
00:05:26,225 --> 00:05:28,994
‫تیر خوردی، اسیر و شکنجه شدی

135
00:05:29,127 --> 00:05:30,996
‫باشه، هر جور راحتی،
‫ولی اگه هر نیم ساعت...

136
00:05:31,129 --> 00:05:33,098
‫خبری ازت نشنوم، به گروه ضربت زنگ می‌زنم

137
00:05:35,099 --> 00:05:37,099
‫[مارسی، فرانسه ۱۹۹۲]

138
00:05:49,100 --> 00:05:51,100
‫یه لیوان شراب بورگاندی، لطفا

139
00:05:52,484 --> 00:05:53,919
‫نه

140
00:05:55,687 --> 00:05:56,821
‫ببخشید

141
00:05:59,024 --> 00:06:00,192
‫شنیدی چی گفتم

142
00:06:02,793 --> 00:06:05,130
‫دو بار در هفته، میای
‫همینجا میشینی...

143
00:06:05,264 --> 00:06:08,333
‫یه لیوان شراب سفارش میدی
‫که بهش دست نمیزنی...

144
00:06:08,467 --> 00:06:10,835
‫و به کتابت خیره میشی

145
00:06:10,969 --> 00:06:12,204
‫خسته شدم از بس
‫شراب خوب رو حروم کردم

146
00:06:14,006 --> 00:06:15,941
‫پس...

147
00:06:16,074 --> 00:06:20,012
‫پس یا شماره‌ی منو بگیر یا برو

148
00:06:21,280 --> 00:06:23,348
‫برای چی فکر می‌کنی شماره‌تو می‌خوام؟

149
00:06:23,482 --> 00:06:26,251
‫شاید صدای میخونه کمکم
‫می‌کنه تمرکز کنم...

150
00:06:26,385 --> 00:06:28,287
‫و یه لیوان شراب سفارش میدم...

151
00:06:28,420 --> 00:06:31,623
‫چون شراب نمی‌خورم، ولی
‫نمی‌خوام گستاخ باشم

152
00:06:34,459 --> 00:06:35,527
‫امکانش هست

153
00:06:38,664 --> 00:06:39,731
‫ولی نه

154
00:06:41,300 --> 00:06:44,236
‫نه، فکر کنم ترسیدی

155
00:06:44,369 --> 00:06:46,605
‫ترسیدم؟ از تو؟

156
00:07:07,659 --> 00:07:08,760
‫گمونم باید ببینیم

157
00:07:10,195 --> 00:07:11,396
‫آیسا هستم

158
00:07:13,999 --> 00:07:15,200
‫دمبه

159
00:07:18,904 --> 00:07:19,905
‫بهت زنگ می‌زنم

160
00:07:20,038 --> 00:07:21,206
‫بهتره زنگ بزنی

161
00:07:31,483 --> 00:07:32,451
‫آیسا

162
00:07:34,653 --> 00:07:35,787
‫بیا تو

163
00:07:39,391 --> 00:07:40,726
‫ایزابلا حالش خوبه؟

164
00:07:40,858 --> 00:07:43,428
‫اون و نوه‌ت خیلی...

165
00:07:43,562 --> 00:07:45,564
‫حالشون خوبه

166
00:07:45,697 --> 00:07:47,032
‫نمی‌خواستم مزاحمت بشم...

167
00:07:47,165 --> 00:07:48,400
‫ولی نمی‌دونستم دیگه باید چی کار کنم

168
00:07:48,533 --> 00:07:49,601
‫در مورد مایکله

169
00:07:50,369 --> 00:07:51,636
‫دوست پسرت

170
00:07:51,770 --> 00:07:54,806
‫نامزدم. ماه می قبلی نامزد کردیم

171
00:07:54,940 --> 00:07:56,341
‫فکر کردم ایزابلا بهت گفته

172
00:07:56,475 --> 00:07:58,610
‫نه. حتما یادش رفته

173
00:07:58,744 --> 00:08:00,245
‫تبریک میگم

174
00:08:01,947 --> 00:08:03,949
‫خب، چی سر مایکل اومده؟

175
00:08:04,082 --> 00:08:07,185
‫دو روز پیش، از درمانگاه‌ش...

176
00:08:07,319 --> 00:08:09,354
‫بیرون تایز بوسیله سربازهای
‫یمنی دزدیده شده

177
00:08:09,488 --> 00:08:12,057
‫به وزارت امور خارجه
‫و نماینده مجلس‌مون زنگ زدم

178
00:08:12,190 --> 00:08:13,792
‫حتی سعی کردم به سفارت نیجریه برم

179
00:08:13,925 --> 00:08:15,761
‫چون مایکل فقط گرین کارت داره...

180
00:08:15,893 --> 00:08:18,029
‫هیچکس نمی‌تونه چیزی بهم بگه

181
00:08:18,163 --> 00:08:22,067
‫فکر کردم شاید با
‫رابطانی که در اف‌بی‌آی داری...

182
00:08:22,200 --> 00:08:24,603
‫بتونی بفهمی جریان چیه

183
00:08:24,736 --> 00:08:27,239
‫خیلی متاسفم، آیسا. من...

184
00:08:27,372 --> 00:08:29,574
‫تلاشمو می‌کنم تا بفهمم چی دستگیرم میشه

185
00:08:29,708 --> 00:08:32,377
‫همینجا صبر کن.
‫چند تا تماس می‌گیرم

186
00:08:32,511 --> 00:08:34,579
‫دمبه. ممنونم

187
00:08:38,316 --> 00:08:40,285
‫اگه نمی‌اومدی اصلا سرزنشت نمی‌کردم

188
00:08:42,921 --> 00:08:44,356
‫الان برمی‌گردم

189
00:08:48,293 --> 00:08:50,495
‫خب، حالش خوبه؟

190
00:08:50,629 --> 00:08:52,864
‫- خوبه.
‫- یعنی چی خوب؟

191
00:08:52,998 --> 00:08:54,866
‫همسر سابقت، مادر ایزابلا رو می‌بینی...

192
00:08:55,000 --> 00:08:57,402
‫زنی که هرگز ازش حرف نمی‌زنی
‫و فقط می‌تونی بگی خوبه؟

193
00:08:57,536 --> 00:09:00,338
‫خبری از رابطت در امور گروگان‌گیری شنیدی؟

194
00:09:00,472 --> 00:09:01,973
‫نه. هر لحظه ممکنه یه گزارش برام بفرسته

195
00:09:02,107 --> 00:09:03,475
‫الان پیش اونی؟

196
00:09:03,608 --> 00:09:05,243
‫نه. توی راهرو وایستادم

197
00:09:05,377 --> 00:09:07,312
‫پس از دستش قایم شدی

198
00:09:07,446 --> 00:09:09,815
‫دارم با یه ساختمون مخفی
‫اف‌بی‌آی تماس می‌گیرم

199
00:09:09,948 --> 00:09:11,049
‫از دستش قایم نشدم

200
00:09:11,183 --> 00:09:14,319
‫هر چی تو بگی. وای پسر

201
00:09:14,453 --> 00:09:15,120
‫چیه؟

202
00:09:15,253 --> 00:09:16,521
‫خبر بدیه

203
00:09:16,655 --> 00:09:18,723
‫مایکل رو در یه زندان نظامی نگه داشتن

204
00:09:18,857 --> 00:09:21,059
‫یمنی‌ها میگن که داشته
‫کمکهای بشر دوستانه رو...

205
00:09:21,193 --> 00:09:24,329
‫از درمانگاه‌ش به یه گروه
‫از شورشی‌های حوثی می‌رسونده

206
00:09:24,463 --> 00:09:25,864
‫ادعا می‌کنن یه تروریسته

207
00:09:25,997 --> 00:09:27,399
‫مدرکی هم دارن؟

208
00:09:27,532 --> 00:09:29,668
‫نه، وزارت امور خارجه
‫سعی داره همینو بفهمه

209
00:09:29,801 --> 00:09:32,170
‫ببین. یه چیز دیگه هم هست

210
00:09:39,044 --> 00:09:42,047
‫چیه؟ چی شده؟

211
00:09:42,180 --> 00:09:45,984
‫مایکل توسط یه دادگاه نظامی
‫بلافاصله محاکمه شده

212
00:09:46,117 --> 00:09:49,020
‫قصد دارن تا ۷۲ ساعت دیگه اعدامش کنن

213
00:09:55,377 --> 00:09:56,997
‫عملیات نجات چی؟

214
00:09:57,130 --> 00:09:58,565
‫احتمالش کمه

215
00:09:58,590 --> 00:10:01,069
‫ارتش آمریکا در اونجا نیروی زیادی نداره...

216
00:10:01,094 --> 00:10:03,545
‫و چون مایکل شهروند آمریکا نیست...

217
00:10:03,570 --> 00:10:05,838
‫دولت خطر نمی‌کنه

218
00:10:05,863 --> 00:10:07,499
‫آدم‌های دنیای تو چی؟

219
00:10:07,622 --> 00:10:09,350
‫دیگه در اون دنیا نیستم

220
00:10:09,375 --> 00:10:11,744
‫ولی هنوزم دوستان و رابطانی دارم

221
00:10:12,126 --> 00:10:13,165
‫منظورت ریمونده

222
00:10:13,190 --> 00:10:15,826
‫تازگی نتونستیم باهاش تماس برقرار کنیم

223
00:10:15,993 --> 00:10:19,837
‫اگه گیرش اوردم، باید بدونه
‫بازیگران محلی کی هستن

224
00:10:19,901 --> 00:10:22,954
‫سازمان مایکل بدون همکاری
‫از طرف شورشی‌ها و دولت...

225
00:10:22,979 --> 00:10:24,860
‫نمی‌تونسته یه درمانگاه رو اداره کنه

226
00:10:24,889 --> 00:10:28,009
‫باید بدونیم مایکل در اونجا
‫با چه کسانی در ارتباط بوده

227
00:10:28,051 --> 00:10:30,680
‫باید با جان حرف بزنی. جان راپچینسکی

228
00:10:30,745 --> 00:10:33,482
‫اون مدیر اجرایی سازمان غیر دولتی مایکل ـه

229
00:10:33,616 --> 00:10:35,486
‫همین چند ماه پیش از یمن برگشته

230
00:10:35,539 --> 00:10:37,875
‫الان میرم دیدنش

231
00:10:38,004 --> 00:10:41,307
‫به نظرت مایکل ممکنه درگیر
‫قاچاق شده باشه؟

232
00:10:41,442 --> 00:10:43,040
‫فقط می‌پرسم چون...

233
00:10:43,105 --> 00:10:44,307
‫روی کسی که باهاش حرف بزنیم
‫و روش کار تاثیر میذاره

234
00:10:46,613 --> 00:10:50,984
‫مایکل هرگز چیزی رو از بیمارانش
‫دریغ نمی‌کنه. می‌شناسمش

235
00:10:51,117 --> 00:10:52,685
‫همه رازهایی داریم، آیسا

236
00:10:52,819 --> 00:10:56,122
‫مایکل نه. نه از من

237
00:11:00,334 --> 00:11:03,171
‫تا یه مدت پیشخدمتی می‌کردم...

238
00:11:03,196 --> 00:11:05,131
‫و بعدش آموزشم به عنوان
‫متخصص شراب رو شروع کردم.

239
00:11:05,265 --> 00:11:06,366
‫شرابی رو حروم نمی‌کنی

240
00:11:06,500 --> 00:11:07,934
‫یه گناه ـه

241
00:11:09,369 --> 00:11:11,638
‫بعد از اینکه پدرم مُرد،
‫مادرم ازم می‌خواست...

242
00:11:11,771 --> 00:11:14,542
‫باهاش به کامرون برگردم...

243
00:11:14,674 --> 00:11:17,010
‫ولی موندم تا مدرکمو بگیرم

244
00:11:17,143 --> 00:11:19,079
‫در زمینه بهداشت عمومی

245
00:11:19,212 --> 00:11:21,848
‫و سرآشپز هم هستی

246
00:11:21,981 --> 00:11:23,650
‫این خوشمزه‌ترین چیزیه که تا حالا خوردم

247
00:11:26,986 --> 00:11:27,954
‫آشپزی بلدی؟

248
00:11:29,823 --> 00:11:32,258
‫اگه شانس بیاری، بهت یاد میدم

249
00:11:33,159 --> 00:11:34,428
‫خوشحال میشم

250
00:11:39,467 --> 00:11:42,503
‫خب، چطور یه دانشجو...

251
00:11:42,635 --> 00:11:44,037
‫از پس خرید لباس برند برمیاد؟

252
00:11:45,105 --> 00:11:47,674
‫یه هدیه از طرف یه دوست بودن

253
00:11:47,807 --> 00:11:49,275
‫این دوست اسمی هم داره؟

254
00:11:49,410 --> 00:11:51,311
‫اسمش ریمونده

255
00:11:51,445 --> 00:11:54,080
‫در کنیا خیلی با هم صمیمی شدیم

256
00:11:54,214 --> 00:11:56,983
‫بهم پیشنهاد داد تا
‫تحصیلمو ادامه بدم

257
00:11:57,117 --> 00:11:59,686
‫شبیه رمان‌‌های دیکنز ـه

258
00:11:59,819 --> 00:12:01,354
‫آرزوهای بزرگ

259
00:12:01,489 --> 00:12:02,755
‫دانشجوی ادبیاتی؟

260
00:12:02,889 --> 00:12:06,326
‫اقتصاد. و تاریخ

261
00:12:06,460 --> 00:12:07,827
‫اما دوست دارم کتاب بخونم

262
00:12:07,961 --> 00:12:12,665
‫و این ریموند دقیقا کارش چیه؟

263
00:12:12,799 --> 00:12:14,200
‫تجارت بین‌الملل

264
00:12:14,334 --> 00:12:15,902
‫برای یه دانشجوی...

265
00:12:16,035 --> 00:12:18,004
‫اقتصاد و تاریخ وسیع ـه، نه؟

266
00:12:23,810 --> 00:12:25,011
‫داری طفره میری

267
00:12:28,281 --> 00:12:29,015
‫جواب میده؟

268
00:12:35,722 --> 00:12:37,924
‫مجبور نیستی همه چیزو بهم بگی...

269
00:12:38,057 --> 00:12:40,260
‫ولی هرگز نباید بهم دروغ بگی

270
00:12:45,832 --> 00:12:47,468
‫دمبه؟

271
00:12:47,601 --> 00:12:50,770
‫هی، دمبه!

272
00:12:50,904 --> 00:12:53,373
‫سی‌آی‌ای تایید کرده که
‫یه مامور آمریکایی...

273
00:12:53,507 --> 00:12:56,042
‫بهار پارسال در اون منطقه عملیات داشته

274
00:12:56,176 --> 00:12:58,579
‫درست بعد از اینکه مایکل به یمن رسیده

275
00:12:58,711 --> 00:13:00,246
‫- به خاطر کمکت ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

276
00:13:00,380 --> 00:13:01,948
‫اگه دستهای دولت بسته‌س...

277
00:13:02,081 --> 00:13:04,951
‫به خاطر وضعیت شهروندی مایکل...

278
00:13:05,084 --> 00:13:07,454
‫ما تنها شانسی هستیم که داره

279
00:13:07,588 --> 00:13:09,923
‫اگه حس قدردانی می‌کنی، چرا بهم نگی...

280
00:13:10,056 --> 00:13:12,058
‫چطور تو و آیسا آشنا شدین؟

281
00:13:14,360 --> 00:13:15,228
‫در مارسی آشنا شدیم

282
00:13:16,696 --> 00:13:17,897
‫دانشجو بودم...

283
00:13:18,031 --> 00:13:20,900
‫و تازه کار با ریموند رو شروع کرده بودم

284
00:13:21,034 --> 00:13:22,469
‫جوان و کنجکاو و در حال یادگیری بودم...

285
00:13:22,603 --> 00:13:26,306
‫و اونم شگفت‌انگیزترین
‫زنی بود که تا اون موقع دیده بودم

286
00:13:29,375 --> 00:13:30,544
‫و بعدش تموم شد

287
00:13:35,315 --> 00:13:39,219
‫نه، نه. اصلا ممکن نیست

288
00:13:39,352 --> 00:13:41,254
‫مایکل حسابی جون کند...

289
00:13:41,387 --> 00:13:43,089
‫تا اون تدارکات به دستش برسه

290
00:13:43,223 --> 00:13:45,725
‫هرگز به این راحتی از دستشون نمیده

291
00:13:45,858 --> 00:13:47,727
‫اما به تهیه تدارکات شما نظارت داشته...4

292
00:13:47,860 --> 00:13:49,597
‫پس، روی کاغذ امکانش هست که...

293
00:13:49,729 --> 00:13:51,097
‫تدارکات رو به یه جای دیگه فرستاده باشه...

294
00:13:51,231 --> 00:13:52,999
‫و شما هم اصلا خبردار نشدین

295
00:13:53,132 --> 00:13:57,003
‫درمانگاه کوچیکیه، پس
‫همه چندین کلاه مختلف سرشون میذارن

296
00:13:57,136 --> 00:14:00,608
‫مایکل همیشه یه راهی برای گیر اوردن
‫چیزی که نیاز داشتیم پیدا می‌کرد

297
00:14:00,740 --> 00:14:01,808
‫حداقل تا وقتی که...

298
00:14:02,576 --> 00:14:04,110
‫تا وقتی که چی؟

299
00:14:04,777 --> 00:14:07,013
‫خب، پارسال...

300
00:14:07,146 --> 00:14:10,183
‫چند تا سرباز سه تا بچه رو
‫از درمانگاه بردن بیرون

301
00:14:10,316 --> 00:14:11,951
‫سربازها به پسرها مشکوک بودن...

302
00:14:12,085 --> 00:14:13,319
‫که برای شورشی‌های
‫حوثی جاسوسی می‌کنن...

303
00:14:13,454 --> 00:14:16,089
‫و توی خیابون بهشون شلیک کردن

304
00:14:16,222 --> 00:14:18,291
‫مایکل خیلی ناراحت شد

305
00:14:18,425 --> 00:14:21,528
‫شروع کرد به بحث کردن با
‫کارکنان و آیسا

306
00:14:21,662 --> 00:14:23,863
‫بهش گفتم بره خونه و
‫ذهنش رو خالی کنه...

307
00:14:23,997 --> 00:14:25,666
‫اما حاضر نبود گوش بده

308
00:14:25,798 --> 00:14:28,001
‫رابط شما در ارتش یمن کی بود؟

309
00:14:28,134 --> 00:14:29,836
‫ستوان عبدول حسن

310
00:14:29,969 --> 00:14:31,705
‫خودم هیچوقت از نزدیک ندیدمش

311
00:14:31,838 --> 00:14:33,773
‫اگه چیزی لازم داشتم، همیشه
‫از طریق مایکل اقدام می‌کردم

312
00:14:33,906 --> 00:14:36,209
‫پس اگه دکتر آبانی می‌خواسته
‫با حوثی‌ها تماس بگیره...

313
00:14:36,342 --> 00:14:38,311
‫به نظرت به کی رو می‌زده؟

314
00:14:38,445 --> 00:14:41,515
‫یه مردی به اسم ابو صالح

315
00:14:41,649 --> 00:14:44,551
‫می‌دونی، کارکنان می‌گفتن که
‫با شورشی‌ها کار کرده

316
00:14:44,685 --> 00:14:47,488
‫ولی مایکل مرد خوبیه و پزشک
‫بسیار بهتریه

317
00:14:47,621 --> 00:14:50,123
‫اگه کمکی از دست ما برمیاد...

318
00:14:50,256 --> 00:14:53,092
‫خب، رشوه بدیم، وکیل بگیریم
‫و تدارکات برسونیم...

319
00:14:53,226 --> 00:14:55,128
‫هر چی که باشه انجام میدیم

320
00:14:55,261 --> 00:14:57,130
‫به خاطر وقتی که گذاشتین
‫ممنونم، دکتر راپچینسکی

321
00:14:57,263 --> 00:14:58,898
‫- در تماس هستیم
‫- ممنونم

322
00:14:59,032 --> 00:15:01,100
‫در تمام این سالها انواع مختلف...

323
00:15:01,234 --> 00:15:04,237
‫شکلات نعنایی رو امتحان کردم...

324
00:15:04,370 --> 00:15:08,509
‫و واقعا شکلات سبز بهترین بوده

325
00:15:08,642 --> 00:15:10,043
‫شاید به خاطر رنگ خوراکی باشه

326
00:15:12,378 --> 00:15:14,047
‫چطور همیشه میای اینجا...

327
00:15:14,180 --> 00:15:16,182
‫و من هیچوقت نمیام خونه‌ت؟

328
00:15:17,050 --> 00:15:18,552
‫راستش یه خونه واقعی ندارم

329
00:15:18,686 --> 00:15:21,020
‫- حداقل دیگه ندارم
‫- چی شده؟

330
00:15:21,154 --> 00:15:24,725
‫خب، یکی رو فروختم، چهار تا رو هدیه دادم

331
00:15:24,857 --> 00:15:27,260
‫شماره شش و هفت رو غرق کردم

332
00:15:27,393 --> 00:15:30,263
‫و هشت و نه...

333
00:15:30,396 --> 00:15:33,600
‫زیاد مطمئن نیستم چه بلایی سر اونا اومد

334
00:15:33,734 --> 00:15:35,502
‫چطور تونستی تمام
‫خونه‌هاتو از دست بدی؟

335
00:15:35,636 --> 00:15:37,337
‫گمونم...

336
00:15:37,471 --> 00:15:40,273
‫خب، تازگی متوجه شدم...

337
00:15:41,274 --> 00:15:43,943
‫که هر چی بیشتر ببخشم...

338
00:15:44,077 --> 00:15:49,182
‫بهتر می‌تونم چیزی که
‫واقعا می‌خوام رو نگه دارم...

339
00:15:49,315 --> 00:15:51,518
‫و بازم راحت می‌تونم جابه‌جا بشم

340
00:16:00,636 --> 00:16:03,539
‫اگنس، چرا نمیری یکی
‫از فیلم‌ها رو پخش کنی؟

341
00:16:03,564 --> 00:16:06,800
‫من اینا رو جمع می‌کنم و زود میام پیشت

342
00:16:12,950 --> 00:16:14,553
‫بله؟ چی شده؟

343
00:16:14,832 --> 00:16:16,451
‫می‌دونم نمی‌خواستی کسی مزاحمت بشه...

344
00:16:16,476 --> 00:16:20,324
‫ولی یه علامت در
‫خیابون هفتم و وارف گذاشته شده

345
00:16:20,424 --> 00:16:22,894
‫ممنونم، جورجیو، بدرود

346
00:16:26,018 --> 00:16:27,688
‫ریموند

347
00:16:27,821 --> 00:16:30,256
‫هنوز مطمئن نبودم که اونجا
‫رو زیرنظر داشته باشی

348
00:16:30,636 --> 00:16:33,159
‫دارم. فقط برای مواقع اضطراری

349
00:16:33,432 --> 00:16:35,503
‫اگه هارولد بهت گفته
‫این کار رو بکنی، دمبه...

350
00:16:35,698 --> 00:16:36,523
‫آیساست

351
00:16:36,563 --> 00:16:40,501
‫آیسا. وای، وای. بگو ببینم

352
00:16:48,776 --> 00:16:52,544
‫که اینطور. پس می‌خوای
‫کمکت کنم مردی رو نجات بدی...

353
00:16:52,569 --> 00:16:55,816
‫که قراره با زنی که
‫عاشقش بودی ازدواج کنه؟

354
00:16:56,061 --> 00:17:00,421
‫انگار چندین مورد اضطراری
‫در یکی گنجونده شده

355
00:17:00,483 --> 00:17:04,458
‫تصور میشه با یه فرمانده یمنی
‫به اسم ستوان عبدول حسن کار می‌کرده...

356
00:17:04,591 --> 00:17:08,373
‫و یه مامور حوثی به اسم
‫فدل ابو صالح...

357
00:17:08,405 --> 00:17:10,540
‫- هیچکدوم رو نمی‌شناسم.
‫- منم نمی‌شناسم

358
00:17:10,831 --> 00:17:12,999
‫اگه می‌شناختم هم فرق زیادی نمی‌کرد

359
00:17:13,132 --> 00:17:15,502
‫مافوق مافوق اون ستوان...

360
00:17:15,636 --> 00:17:18,872
‫درگیر یه نزاع خودسرانه بین برخی از...

361
00:17:19,005 --> 00:17:21,941
‫بدترین بازیگران بدرفتار در خاور نزدیک شده

362
00:17:22,074 --> 00:17:24,586
‫بیرون اوردن یه مرد از اون کابوس...

363
00:17:24,611 --> 00:17:26,580
‫خیلی پیچیده‌تر از این حرفهاست

364
00:17:26,713 --> 00:17:28,415
‫ولی ببینم چی دستگیرم میشه

365
00:17:28,549 --> 00:17:29,683
‫ممنونم، ریموند

366
00:17:29,817 --> 00:17:31,485
‫دمبه...

367
00:17:31,618 --> 00:17:34,265
‫اون شب در مارسی...

368
00:17:34,384 --> 00:17:35,352
‫دیگه گذشته

369
00:17:42,094 --> 00:17:44,397
‫وقتی چیزی پیدا کردم تماس می‌گیرم...

370
00:17:44,531 --> 00:17:46,567
‫ولی تا اون موقع، دمبه...

371
00:17:46,700 --> 00:17:50,303
‫شاید درنظر بگیری
‫که گذشته و حال...

372
00:17:50,437 --> 00:17:55,576
‫اونطور که ما دوست داریم
‫از هم مجزا نیستن

373
00:17:55,709 --> 00:17:57,411
‫یه نگاه به این بنداز.
‫یه بیانیه برای یه حساب...

374
00:17:57,544 --> 00:17:59,345
‫به اسم مایکل از بانکی در استانبوله

375
00:18:01,013 --> 00:18:02,381
‫این سپرده‌ها...

376
00:18:02,429 --> 00:18:04,664
‫بیش از دویست هزار دلار
‫در شش ماه گذشته

377
00:18:04,885 --> 00:18:07,788
‫خب، مایکل تدارکات رو
‫به حوثی‌ها نمی‌داده...

378
00:18:07,921 --> 00:18:10,601
‫تا انسان‌دوست باشه. برای
‫پولدار شدن این کار رو می‌کرده

379
00:18:11,632 --> 00:18:13,469
‫اگه حقیقت داشته باشه، وزارت امور خارجه...

380
00:18:13,494 --> 00:18:15,462
‫هرگز برای آزادیش مذاکره نمی‌کنه

381
00:18:16,164 --> 00:18:18,206
‫یمنی‌ها حتما اعدامش می‌کنن

382
00:18:18,363 --> 00:18:19,601
‫باید بهش بگی

383
00:18:21,681 --> 00:18:24,317
‫- نمی‌تونم
‫- چرا نمی‌تونی؟

384
00:18:24,421 --> 00:18:27,340
‫چون یه بار بهش دروغ گفتم
‫و قلبشو شکست

385
00:18:27,637 --> 00:18:29,773
‫نمی‌دونم بتونم دوباره
‫شکستن قلبشو تماشا کنم

386
00:18:33,774 --> 00:18:35,774
‫یه طرز دردناکی حوصله سر بر بود!

387
00:18:37,775 --> 00:18:38,775
‫معرکه بود

388
00:18:38,776 --> 00:18:39,776
‫کیسلوسکی یه نابغه‌س

389
00:18:39,777 --> 00:18:41,777
‫همون زن بود!

390
00:18:41,778 --> 00:18:43,778
‫یکی در فرانسه، یکی در لهستان

391
00:18:43,779 --> 00:18:45,779
‫هر دو خسته‌کننده

392
00:18:45,780 --> 00:18:47,780
‫تو معرکه می‌خوای

393
00:18:47,619 --> 00:18:48,787
‫فیلم نقطه عطف رو ببین

394
00:18:48,788 --> 00:18:50,788
‫اون فیلم معرکه بود

395
00:18:52,499 --> 00:18:54,467
‫امشب میای؟

396
00:18:54,492 --> 00:18:58,054
‫باید در مورد یه چیزی باهات حرف بزنم

397
00:18:59,055 --> 00:19:00,055
‫چه مرموز

398
00:19:01,615 --> 00:19:03,083
‫تو باید حرف بزنی

399
00:19:04,726 --> 00:19:05,851
‫چیه؟

400
00:19:06,281 --> 00:19:08,783
‫به یه دوست قول دادم
‫عصر کمکش کنم برای امتحانش...

401
00:19:08,917 --> 00:19:10,584
‫درس بخونه

402
00:19:10,718 --> 00:19:12,586
‫پس بعد از اینکه بستیم بیا

403
00:19:12,720 --> 00:19:14,189
‫برات املت درست می‌کنم

404
00:19:14,517 --> 00:19:16,952
‫همیشه وقتی نگرانی لبتو گاز می‌گیری

405
00:19:17,800 --> 00:19:18,776
‫پای کسی دیگه در میونه؟

406
00:19:18,885 --> 00:19:20,086
‫چی؟ نه!

407
00:19:20,087 --> 00:19:22,087
‫همون زن بلوند از سینماست، مگه نه؟

408
00:19:22,088 --> 00:19:23,088
‫دوستت دارم

409
00:19:25,089 --> 00:19:26,089
‫عاشقتم

410
00:19:27,317 --> 00:19:28,685
‫آیسا

411
00:19:30,375 --> 00:19:32,143
‫منم عاشقتم

412
00:19:36,144 --> 00:19:38,746
‫نه. وقت نیست

413
00:19:39,254 --> 00:19:41,156
‫باید کافه رو باز کنم

414
00:19:46,188 --> 00:19:46,955
‫برو!

415
00:19:49,983 --> 00:19:51,218
‫امشب می‌بینمت

416
00:19:55,705 --> 00:19:57,974
‫در هشت ماه گذشته پول پشت سر هم...

417
00:19:57,999 --> 00:19:59,935
‫به حساب مایکل از شرکتهای پوششی واریز شده...

418
00:20:00,068 --> 00:20:03,205
‫که با مسئولین ایرانی حامی
‫شورشی‌های حوثی در ارتباط بودن

419
00:20:04,372 --> 00:20:07,242
‫فکر می‌کنی واقعا این کار رو کرده؟

420
00:20:07,375 --> 00:20:09,277
‫فکر می‌کنی از تروریسم حمایت کرده؟

421
00:20:09,411 --> 00:20:13,381
‫اینطور به نظر میاد. ولی
‫شاید یه روزنه امید باشه

422
00:20:13,515 --> 00:20:16,284
‫اگه نیروی ویژه بتونه تمام
‫شبکه قاچاق رو برملا کنه...

423
00:20:16,418 --> 00:20:18,253
‫که مایکل باهاش کار می‌کرده...

424
00:20:18,386 --> 00:20:21,089
‫شاید بشه یمنی‌ها رو متقاعد کرد...

425
00:20:21,223 --> 00:20:22,991
‫که مایکل رو به آمریکا برگردونن

426
00:20:24,126 --> 00:20:25,793
‫متاسفم، آیسا

427
00:20:32,467 --> 00:20:34,936
‫غذا خوردی؟ بگیر بشین

428
00:20:35,070 --> 00:20:37,405
‫یه چیزی برات درست می‌کنم

429
00:20:37,539 --> 00:20:38,507
‫باید برم

430
00:20:38,639 --> 00:20:41,476
‫گفتم بگیر بشین

431
00:20:41,610 --> 00:20:45,480
‫تازه فهمیدم نامزدم شاید یه دروغگو
‫حامی تروریستها باشه...

432
00:20:45,614 --> 00:20:47,349
‫پس اونجا میشینی تا
‫برات ناهار درست کنم...

433
00:20:47,482 --> 00:20:49,351
‫چون اگه یه کاری با دستهام نکنم...

434
00:20:49,484 --> 00:20:51,553
‫داد و بیداد راه میندازم. همینو می‌خوای؟

435
00:20:51,685 --> 00:20:53,955
‫- نه
‫- پس بشین

436
00:20:54,089 --> 00:20:56,992
‫وقتی کارم تموم شد، اون کاغذها
‫رو بررسی می‌کنیم...

437
00:20:57,125 --> 00:21:00,095
‫تا وقتی متقاعدت کنم که مایکل بی‌گناهه

438
00:21:00,228 --> 00:21:02,863
‫ازت خواهش نمی‌‌کنم. بشین

439
00:21:05,100 --> 00:21:07,135
‫باید بگم، هارولد وقتی گفتی
‫می‌خوای منو ببینی...

440
00:21:07,269 --> 00:21:09,538
‫گفتم شاید بخوای در مورد زندگی
‫در بخش خصوصی حرف بزنی...

441
00:21:09,670 --> 00:21:11,672
‫نه آرتور هادسون

442
00:21:11,805 --> 00:21:13,208
‫مشخصه که تاثیر زیادی گذاشته

443
00:21:13,341 --> 00:21:14,910
‫شما دو تا چند وقت با هم...

444
00:21:15,043 --> 00:21:16,044
‫در دفتر دادستانی ایالات متحده کار کردین؟

445
00:21:16,178 --> 00:21:18,113
‫چهار سال

446
00:21:18,246 --> 00:21:19,981
‫بیشتر دادستانهای آمریکا
‫یکم وقت می‌گذرونن...

447
00:21:20,115 --> 00:21:22,317
‫تا جای پاشون محکم بشه

448
00:21:22,450 --> 00:21:24,052
‫آرتور نه

449
00:21:24,186 --> 00:21:25,554
‫پرونده‌های فساد سیاسی...

450
00:21:25,719 --> 00:21:27,455
‫برای دادستان‌ها می‌تونه یه کابوس باشه

451
00:21:27,589 --> 00:21:29,457
‫برای هادسون مثل آب خوردن بود

452
00:21:29,591 --> 00:21:33,094
‫تمام کمپین انتخاباتی‌شو
‫دور همین موضوع پیش برد

453
00:21:33,228 --> 00:21:35,630
‫باور کن هیچکس نمی‌تونه...

454
00:21:35,763 --> 00:21:38,667
‫مثل آرتور هادسون یه سری آمار
‫ساختگی رو تشخیص بده

455
00:21:38,799 --> 00:21:40,969
‫پس سرسخت، باهوش و جاه‎‌طلبه؟

456
00:21:41,102 --> 00:21:43,538
‫باعث میشه تقریبا
‫دلم به حال کنگره بسوزه

457
00:21:44,172 --> 00:21:45,073
‫تقریبا

458
00:21:47,542 --> 00:21:49,311
‫مطمئنی همه چی مرتبه، هارولد؟

459
00:21:49,444 --> 00:21:52,813
‫خوبه. آره، فقط چند تا سوال
‫در مورد یه پرونده قدیمی داره

460
00:21:52,948 --> 00:21:55,016
‫از وقتی که گذاشتی ممنون، رانی.
‫سلام منو به بی برسون

461
00:21:55,150 --> 00:21:57,986
‫هارولد، اگه آرتور هادسون...

462
00:21:58,119 --> 00:21:59,487
‫داره دنبال یه چیزی می‌گرده...

463
00:21:59,621 --> 00:22:01,323
‫من بودم فرض رو بر این
‫میذاشتم که پیداش می‌کنه...

464
00:22:01,456 --> 00:22:05,227
‫و وقتی پیداش کنه، به تمام دنیا خبر میده

465
00:22:05,360 --> 00:22:06,261
‫متوجه شدی؟

466
00:22:11,633 --> 00:22:16,438
‫از اونی که یادم مونده بود هم بهتر شده

467
00:22:16,571 --> 00:22:17,973
‫مایکل هم خیلی اینو دوست داره

468
00:22:18,106 --> 00:22:19,307
‫همینطوری تمام مردهامو بدست اوردم

469
00:22:20,874 --> 00:22:22,611
‫آخرین باری که همدیگه رو دیدین کی بود؟

470
00:22:23,744 --> 00:22:25,879
‫آخر اکتبر

471
00:22:26,014 --> 00:22:28,617
‫یه هفته در ساحل قبرس بودیم

472
00:22:30,919 --> 00:22:32,120
‫چیه؟

473
00:22:33,955 --> 00:22:37,292
‫هیچوقت فکرشو نمی‌کردم
‫که تو لب ساحل بشینی

474
00:22:37,425 --> 00:22:40,028
‫ایزابلا داره با الا میاد اینجا

475
00:22:40,161 --> 00:22:41,730
‫بهش گفتم به خودش زحمت نده، ولی اصرار کرد

476
00:22:41,862 --> 00:22:43,231
‫به زودی میرسه اینجا

477
00:22:43,365 --> 00:22:45,467
‫خب، به اندازه مادرش لجوجه

478
00:22:47,636 --> 00:22:50,205
‫می‌دونی، خیلی خوشحال بودم که
‫شما دو تا دوباره با هم ارتباط گرفتین

479
00:22:50,338 --> 00:22:52,641
‫دختر خیلی معرکه‌ای رو بزرگ کردی، می‌دونی

480
00:22:52,773 --> 00:22:54,976
‫تنهایی انجامش ندادم

481
00:22:55,110 --> 00:22:57,012
‫حتی با تمام مشکلاتی که داشتی...

482
00:22:57,145 --> 00:22:58,846
‫همیشه تو رو در زندگیش داشت

483
00:22:58,980 --> 00:23:00,515
‫ای کاش بیشتر می‌تونستم کنارش باشم

484
00:23:03,585 --> 00:23:07,522
‫ممنون که موندی. می‌دونی
‫که مجبور نبودی

485
00:23:07,656 --> 00:23:09,724
‫البته که مجبور بودم

486
00:23:09,857 --> 00:23:12,994
‫از وقتی که دیدمت، هرگز نتونستم
‫بهت جواب منفی بدم

487
00:23:13,128 --> 00:23:14,162
‫حتما تا الان اینو فهمیدی

488
00:23:19,167 --> 00:23:21,503
‫می‌دونی، من...

489
00:23:21,636 --> 00:23:24,773
‫از دیدنت نگران بودم

490
00:23:24,906 --> 00:23:26,675
‫می‌ترسیدم فکر کنی که من...

491
00:23:26,807 --> 00:23:28,043
‫پیر شدی؟

492
00:23:30,045 --> 00:23:32,080
‫منم از همین می‌ترسیدم

493
00:23:34,815 --> 00:23:35,650
‫خب، نشدی

494
00:23:38,119 --> 00:23:39,688
‫خدایا، آیسا، تو هم...

495
00:23:39,853 --> 00:23:41,956
‫آخرین باری که دو تایی
‫در قبرس بودین کی بود؟

496
00:23:42,090 --> 00:23:43,525
‫آخر اکتبر. چرا؟

497
00:23:43,658 --> 00:23:45,859
‫در ۲۸ اکتبر با هم در قبرس بودین؟

498
00:23:45,994 --> 00:23:49,197
‫- مطمئنی؟
‫- بله، چرا؟

499
00:23:50,864 --> 00:23:52,367
‫اینطور که این سند میگه...

500
00:23:52,500 --> 00:23:54,736
‫مایکل از یه بانک در استانبول...

501
00:23:54,868 --> 00:23:56,404
‫در همون روز برداشت کرده

502
00:23:56,538 --> 00:23:58,206
‫یکی دیگه به حساب مایکل دسترسی داره

503
00:24:00,331 --> 00:24:01,966
‫یمنی‌ها می‌خوان اعدامش کنن...

504
00:24:02,038 --> 00:24:04,540
‫برای جرمی که مرتکب نشده

505
00:24:21,197 --> 00:24:22,432
‫- دمبه
‫- آیسا

506
00:24:22,564 --> 00:24:24,300
‫متاسفم، ولی امشب
‫باید از شهر بریم بیرون

507
00:24:24,434 --> 00:24:25,835
‫- چرا؟
‫- یه هواپیما...

508
00:24:25,968 --> 00:24:27,703
‫بیرون یه فرودگاه در حومه کابریس منتظره

509
00:24:27,837 --> 00:24:29,539
‫دقیقا تا ۳۶ دقیقه دیگه میره

510
00:24:29,672 --> 00:24:31,541
‫وقتی رسیدیم اونجا هر چیزی
‫که بخوای بدونی رو بهت میگم...

511
00:24:31,674 --> 00:24:33,943
‫- ولی ما الان باید بریم
‫- ما؟

512
00:24:34,077 --> 00:24:36,245
‫باهات جایی نمیام تا وقتی که...

513
00:24:40,667 --> 00:24:41,901
‫به یه دوست کمک نمی‌کردی

514
00:24:42,042 --> 00:24:43,810
‫- با اون بودی.
‫- آیسا...

515
00:24:43,835 --> 00:24:47,161
‫این ریموند یه تاجر نیست

516
00:24:47,192 --> 00:24:48,325
‫یه خلافکاره

517
00:24:48,350 --> 00:24:51,356
‫و چیه؟ تو براش کار می‌کنی؟

518
00:24:51,470 --> 00:24:52,605
‫پیچیده‌س

519
00:24:52,645 --> 00:24:54,080
‫پس ساده‌ش کن!

520
00:24:54,105 --> 00:24:56,621
‫ریموند در نایبروی جونمو نجات داد

521
00:24:56,689 --> 00:24:57,856
‫امشب، من جونشو نجات دادم

522
00:24:57,881 --> 00:24:58,973
‫باید درک کنی...

523
00:24:58,998 --> 00:25:01,501
‫اون مهم‌ترین آدم برام بود...

524
00:25:02,638 --> 00:25:04,140
‫تا وقتی که با تو آشنا شدم

525
00:25:04,165 --> 00:25:06,044
‫بهم دروغ گفتی

526
00:25:06,069 --> 00:25:06,936
‫به خاطر اون

527
00:25:07,136 --> 00:25:08,075
‫بله

528
00:25:08,743 --> 00:25:10,544
‫دروغ گفتم و متاسفم

529
00:25:10,725 --> 00:25:13,137
‫قول میدم هر چیزی که
‫بخوای بدونی رو بهت میگم...

530
00:25:13,162 --> 00:25:15,031
‫ولی الان باید بریم

531
00:25:19,371 --> 00:25:20,171
‫لطفا

532
00:25:47,283 --> 00:25:49,185
‫وزارت امور خارجه الان داره چیزی که...

533
00:25:49,210 --> 00:25:50,562
‫فهمیدیم رو به یمنی‌ها میگه

534
00:25:50,634 --> 00:25:53,546
‫امیدواریم متقاعدشون کنه
‫جلوی اعدام رو بگیرن

535
00:25:53,623 --> 00:25:55,725
‫امیدواریم؟ کار اون نبوده

536
00:25:55,750 --> 00:25:58,398
‫می‌دونم، و امیدوارم که
‫یمنی‌ها قبول کنن...

537
00:25:58,494 --> 00:26:00,730
‫اما تا وقتی که نفهمیم کی
‫واقعا اون حساب رو داشته...

538
00:26:00,755 --> 00:26:02,424
‫نمی‌تونیم مطمئن باشیم

539
00:26:02,470 --> 00:26:05,073
‫و حتی اون موقع هم تضمینی نیست

540
00:26:07,303 --> 00:26:08,338
‫باید برم

541
00:26:09,205 --> 00:26:10,892
‫دمبه

542
00:26:10,962 --> 00:26:13,235
‫می‌دونم که اصلا برات آسون نبوده...

543
00:26:13,368 --> 00:26:15,720
‫ریموند رو ترک کنی و
‫به اف‌بی‌آی بپیوندی

544
00:26:16,048 --> 00:26:17,655
‫همیشه می‌دونستم می‌تونی...

545
00:26:17,680 --> 00:26:19,248
‫با زندگیت یه کار شگفت‌انگیز بکنی

546
00:26:20,976 --> 00:26:22,377
‫بهت افتخار می‌کنم

547
00:26:24,754 --> 00:26:27,075
‫خوشحالم در مورد مایکل اشتباه می‌کردم

548
00:26:28,230 --> 00:26:30,833
‫وقتی چیزی دستگیرمون شد
‫بهت خبر میدم. همینجا صبر کن

549
00:26:31,779 --> 00:26:33,213
‫باشه

550
00:26:37,900 --> 00:26:39,403
‫یمنی‌ها کوتاه نمیان

551
00:26:39,535 --> 00:26:41,204
‫ادعا می‌کنن مدرک ما فقط ثابت می‌کنه...

552
00:26:41,337 --> 00:26:42,905
‫مایکل یه همدست داشته،
‫نه اینکه بی‌گناهه

553
00:26:43,039 --> 00:26:45,141
‫بازم قصد دارن اعدام رو اجرا کنن

554
00:26:45,274 --> 00:26:47,610
‫شاید نه. همین سوابق سفر تمام کسانی...

555
00:26:47,744 --> 00:26:50,713
‫که به زنجیره تدارکات داخل
‫سازمان دسترسی داشتن رو بیرون کشیدم

556
00:26:50,847 --> 00:26:53,383
‫جان راپچینسکی دو روز قبل از...

557
00:26:53,516 --> 00:26:55,452
‫آخرین برداشت مایکل
‫به استانبول رفته...

558
00:26:55,585 --> 00:26:56,886
‫و یه بار هم قبل از اون.

559
00:26:57,020 --> 00:26:59,255
‫یمنی‌ها میگن یه تصادفه

560
00:26:59,389 --> 00:27:01,425
‫خب، شاید، ولی اینو داشته باش...

561
00:27:01,557 --> 00:27:04,160
‫دو ساعت بعد از اینکه رفتیم دیدنش،
‫یه پرواز به مقصد لبنان گرفته

562
00:27:04,293 --> 00:27:05,628
‫امشب میره

563
00:27:05,762 --> 00:27:07,263
‫راپچینسکی رو الان پیدا کنین

564
00:27:07,397 --> 00:27:09,799
‫تا وقتی که برسین حکم به دستتون میرسه

565
00:27:09,932 --> 00:27:11,801
‫باشه، باشه. آروم باش، آروم

566
00:27:11,934 --> 00:27:15,071
‫یکی از سازمان تو براش
‫پاپوش دوخته، جان

567
00:27:15,204 --> 00:27:17,607
‫کی دیگه در سازمان به زنجیره
‫تدارکات شما دسترسی داشته؟

568
00:27:17,740 --> 00:27:19,809
‫مطمئن نیستم. نیم دوجین سازمان هستن...

569
00:27:19,942 --> 00:27:21,811
‫که برامون تدارکات می‌فرستن

570
00:27:21,944 --> 00:27:24,415
‫بهیاران محلی و داوطلبها

571
00:27:24,547 --> 00:27:26,315
‫سلام. آیسا خواکیم هستم

572
00:27:26,450 --> 00:27:27,984
‫الان نمی‌تونم گوشی رو بردارم، ولی...

573
00:27:28,117 --> 00:27:29,719
‫کی دیگه اینقدر اطلاعات داشته...

574
00:27:29,852 --> 00:27:32,155
‫تا به اسم مایکل یه حساب باز کنه؟

575
00:27:32,288 --> 00:27:35,024
‫آیسا، منم. به محض اینکه
‫این پیام رو گرفتی بهم زنگ بزن

576
00:27:35,158 --> 00:27:37,193
‫فکر کردم بهش گفتی منتظر تماست بمونه

577
00:27:37,326 --> 00:27:38,861
‫گفتم

578
00:27:38,995 --> 00:27:40,897
‫شاید یکی که به سیستم
‫کامپیوتری ما دسترسی داشته

579
00:27:41,030 --> 00:27:43,099
‫یکی که دسترسی داشته
‫و در کشور هست، آره؟

580
00:27:43,232 --> 00:27:44,934
‫نباید بیشتر از چند نفر باشن

581
00:27:45,068 --> 00:27:46,936
‫- جان.
‫- بله. درسته

582
00:27:47,070 --> 00:27:48,472
‫به فاطیما زنگ می‌زنم و
‫یه لیست ازش می‌گیرم

583
00:27:48,604 --> 00:27:50,306
‫باشه، باشه. خوبه. خوبه

584
00:27:50,441 --> 00:27:51,941
‫باشه، خوبه

585
00:28:02,453 --> 00:28:03,953
‫ایزابلا، کجایی؟

586
00:28:04,087 --> 00:28:06,389
‫بابا، هی، الا و من تازه
‫به خونه مامان رسیدیم

587
00:28:06,523 --> 00:28:08,559
‫- مادرت اونجاست؟
‫- فکر نکنم

588
00:28:08,691 --> 00:28:11,661
‫صبر کن. مامان برات آشپزی کرد؟

589
00:28:11,794 --> 00:28:13,596
‫ایزابلا، بهم گوش کن

590
00:28:13,729 --> 00:28:16,299
‫مادرت در مورد اینکه کجا
‫ممکنه بره چیزی بهت گفت؟

591
00:28:16,433 --> 00:28:19,368
‫نه. بابا، داری منو می‌ترسونی. چه خبر شده؟

592
00:28:19,503 --> 00:28:21,170
‫- مامان. ببین.
‫- چیه؟

593
00:28:21,304 --> 00:28:23,072
‫مامان یه یادداشت گذاشته

594
00:28:23,206 --> 00:28:25,341
‫نوشته رفته با جان راپ یه چیزی حرف بزنه

595
00:28:25,476 --> 00:28:27,877
‫- راپچینسکی.
‫- بابا، چی شده؟

596
00:28:28,010 --> 00:28:29,779
‫روی یادداشت نوشته
‫چه ساعتی رفته؟

597
00:28:29,912 --> 00:28:32,483
‫- نه، بابا بهم بگو
‫- مادرت توی دردسر افتاده

598
00:28:32,615 --> 00:28:34,750
‫- به محض اینکه بتونم بهت زنگ می‌زنم
‫- بابا...

599
00:28:34,884 --> 00:28:37,887
‫فکر کنم شاید گوشی‌مو توی
‫ماشین جا گذاشته باشم

600
00:28:40,623 --> 00:28:42,559
‫خیلی متاسفم

601
00:28:42,692 --> 00:28:44,528
‫- جان...
‫- هرگز نمی‌خواستم این اتفاق بیافته

602
00:28:44,660 --> 00:28:47,363
‫- جان...
‫- بهم قول دادن هیچکس متوجه نمیشه

603
00:28:47,498 --> 00:28:48,965
‫باید درک کنی...

604
00:28:49,098 --> 00:28:50,867
‫فکر کردم دارم بهترین کار
‫رو برای همه انجام میدم

605
00:28:51,000 --> 00:28:52,503
‫فکر کردم اگه قبول کنم کمک کنم...

606
00:28:52,635 --> 00:28:55,539
‫برای درمانگاه تدارکات بیشتری
‫می‌گیریم، باشه؟

607
00:28:55,671 --> 00:28:57,874
‫و اگه معناش فرستادن کمک
‫به شورشی‌ها بود، اهمیتی نداشت

608
00:28:58,007 --> 00:28:59,642
‫من...

609
00:28:59,775 --> 00:29:01,911
‫جونمو به خطر انداختم تا هر
‫روز به اونا کمک کنم!

610
00:29:02,044 --> 00:29:03,813
‫به دولت رشوه دادم...

611
00:29:03,946 --> 00:29:05,516
‫به حوثی‌ها، به همه، از جیب خودم

612
00:29:05,648 --> 00:29:07,350
‫چرا نباید یکم از اون پول رو برگردونم؟

613
00:29:07,484 --> 00:29:08,851
‫اگه مایکل در موقعیت من بود...

614
00:29:08,985 --> 00:29:10,052
‫اونم همین کار رو می‌کرد

615
00:29:10,186 --> 00:29:12,422
‫نه! اون این کار رو نکرده، جان! کار تو بوده!

616
00:29:15,536 --> 00:29:17,041
‫به جونم قسم، متوجه نمیشم...

617
00:29:17,066 --> 00:29:18,666
‫چرا اسم مایکل رو به این جریان کشیدی!

618
00:29:18,691 --> 00:29:21,294
‫اصلا قصد نداشتم اونو
‫درگیر کنم. اصلا

619
00:29:21,319 --> 00:29:22,822
‫فقط رفتم بانک

620
00:29:22,847 --> 00:29:24,002
‫باورم نمی‌شد دارم چی کار می‌کنم

621
00:29:24,027 --> 00:29:26,650
‫ترسیده بودم و اسم مایکل رو بهشون دادم

622
00:29:26,675 --> 00:29:28,275
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم که آسیب می‌بینه

623
00:29:28,300 --> 00:29:30,502
‫باشه. حرفتو باور می‌کنم، جان. باشه

624
00:29:30,813 --> 00:29:32,470
‫ولی مایکل توی دردسر افتاده!

625
00:29:32,476 --> 00:29:33,678
‫می‌خوان بکشنش...

626
00:29:33,703 --> 00:29:35,541
‫مگه اینکه تو و من الان پیش مقامات بریم

627
00:29:35,566 --> 00:29:38,017
‫یمنی‌ها هرگز دست از اون
‫نمی‌کشن، حتی اگه اعتراف کنم.

628
00:29:38,042 --> 00:29:39,644
‫تو که نمی‌دونی!

629
00:29:39,836 --> 00:29:41,303
‫می‌دونم اون دوستته، جان...

630
00:29:41,286 --> 00:29:42,655
‫و می‌دونم بهش اهمیت میدی

631
00:29:42,787 --> 00:29:45,290
‫تنها کاری که باید بکنی گفتن حقیقته...

632
00:29:45,423 --> 00:29:48,264
‫در مورد اتفاقی که واقعا افتاده
‫و می‌تونیم جونشو نجات بدیم!

633
00:29:48,420 --> 00:29:49,235
‫زیادی دیر نشده!

634
00:29:49,491 --> 00:29:51,204
‫نمی‌تونم! نمی‌تونم، باشه؟

635
00:29:51,229 --> 00:29:53,364
‫چرا اومدی اینجا؟
‫نباید می‌اومدی اینجا!

636
00:30:34,503 --> 00:30:35,705
‫آیسا!

637
00:30:42,647 --> 00:30:45,083
‫متاسفم که...

638
00:30:45,216 --> 00:30:46,717
‫حالت خوبه؟

639
00:30:48,452 --> 00:30:51,322
‫خونه امنه

640
00:30:51,455 --> 00:30:53,257
‫- حالت خوبه؟
‫- بله، خوبم

641
00:30:53,391 --> 00:30:54,893
‫چی شد؟ جان کجاست؟

642
00:30:55,027 --> 00:30:56,694
‫خب، چون شما دو تا
‫حسابی لفتش دادین...

643
00:30:56,828 --> 00:30:59,697
‫یکم کمک داشتم

644
00:30:59,831 --> 00:31:01,232
‫از طرف یه دوست

645
00:31:04,473 --> 00:31:07,542
‫ژنرال تابت
‫از دوستان ال آشابی

646
00:31:07,873 --> 00:31:10,108
‫دیدم که پول خیلی زیادی رو...

647
00:31:10,241 --> 00:31:12,072
‫سر یه میز سالها پیش از دست داد

648
00:31:12,151 --> 00:31:15,446
‫- ردینگتون؟
‫- از من حرف زده

649
00:31:15,579 --> 00:31:17,682
‫بگو ببینم شماره منو از کجا گیر اوردی؟

650
00:31:17,816 --> 00:31:20,118
‫در حال حاضر، تامر،
‫اینکه چطور شماره‌تو گیر اوردم...

651
00:31:20,251 --> 00:31:22,353
‫اهمیت کمتری از اینکه حاضرم
‫برات چی کار کنم داره

652
00:31:22,486 --> 00:31:24,156
‫تا جایی که شنیدم...

653
00:31:24,321 --> 00:31:27,382
‫داری سه گروهان از
‫پیاده‌نظام رو تغذیه می‌کنی

654
00:31:27,434 --> 00:31:30,500
‫هزینه کلی برای تو
‫و حامیان سعودیت...

655
00:31:30,525 --> 00:31:34,226
‫بیش از دو میلیون دلار در ماه میشه

656
00:31:34,251 --> 00:31:36,587
‫حاضرم اون هزینه‌ها رو نصف کنم

657
00:31:36,612 --> 00:31:40,000
‫تنها چیزی که در
‫عوضش ازت می‌خوام...

658
00:31:40,025 --> 00:31:42,974
‫اینه که دکتر مایکل آبانی...

659
00:31:42,999 --> 00:31:46,069
‫از زندانت بیرون تایز آزاد بشه

660
00:31:46,310 --> 00:31:48,980
‫پیشنهادت سخاوتمندانه‌س،
‫ولی به همین سادگی نمی‌تونم...

661
00:31:49,005 --> 00:31:51,040
‫اجازه بدم یه تروریست
‫محکوم آزاد بشه

662
00:31:51,078 --> 00:31:54,281
‫البته که نه، که برای
‫همین پیشنهاد یه مبادله رو میدم

663
00:31:54,430 --> 00:31:56,823
‫هر دو می‌دونیم دکتر آبانی بی‌گناهه

664
00:31:56,851 --> 00:31:58,753
‫اونو به آمریکایی‌ها تحویل بده...

665
00:31:58,778 --> 00:32:03,282
‫و منم مردی رو تحویل میدم که واقعا داشته
‫دشمنان شما رو تامین می‌کرده

666
00:32:03,594 --> 00:32:06,564
‫می‌تونی به شاهزاده هر چی که هست بگی...

667
00:32:06,589 --> 00:32:09,492
‫که سالی بیش از
‫یازده میلیون دلار براش صرفه جویی می‌کنی...

668
00:32:09,517 --> 00:32:12,119
‫یا می‌‌تونی به افرادت، معشوقه‌ت...

669
00:32:12,470 --> 00:32:14,973
‫یا خودت هر چیزی
‫که دوست داری رو بدی

670
00:32:15,107 --> 00:32:17,641
‫خب، ژنرال، چی میگی؟

671
00:32:20,679 --> 00:32:22,679
‫می‌‍‌دونی، دلم برات تنگ میشه

672
00:32:22,680 --> 00:32:24,680
‫بیخیال، حتی متوجه رفتنم نمیشی

673
00:32:27,680 --> 00:32:28,881
‫ببخشید

674
00:32:37,882 --> 00:32:38,882
‫چی برات بیارم؟

675
00:32:39,883 --> 00:32:41,883
‫یه لیوان شراب بورگاندی، لطفا

676
00:32:45,277 --> 00:32:48,247
‫- آیسا...
‫- زنده‌ای

677
00:32:48,272 --> 00:32:50,307
‫فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت

678
00:32:57,149 --> 00:32:59,650
‫سلام

679
00:33:07,788 --> 00:33:09,389
‫دمبه

680
00:33:09,593 --> 00:33:11,163
‫فکر کنم باید با یکی آشنا بشی

681
00:33:13,165 --> 00:33:15,936
‫این ایزابلاست، دخترت

682
00:33:17,177 --> 00:33:18,544
‫چی؟

683
00:33:18,569 --> 00:33:19,737
‫دخترت

684
00:33:21,539 --> 00:33:23,507
‫تازه ۱۴ ماهش شده

685
00:33:25,177 --> 00:33:26,677
‫حرف نداره

686
00:33:29,181 --> 00:33:30,614
‫شبی که رفتی...

687
00:33:30,639 --> 00:33:32,075
‫می‌خواستم در موردش بهت بگم

688
00:33:34,219 --> 00:33:36,587
‫قسم می‌خورم، اگه می‌دونستم...

689
00:33:37,823 --> 00:33:39,090
‫خیلی متاسفم

690
00:33:41,392 --> 00:33:44,395
‫خیلی متاسفم که اینجا نبودم،
‫ولی الان اینجام

691
00:33:44,420 --> 00:33:47,991
‫دمبه. ما نیستیم

692
00:33:48,233 --> 00:33:49,767
‫داریم میریم

693
00:33:49,901 --> 00:33:52,703
‫یه فرصت مطالعاتی در آمریکا گرفتم

694
00:33:52,838 --> 00:33:54,638
‫آخر این ماه از اینجا میریم

695
00:33:54,772 --> 00:33:55,773
‫منم باهاتون میام

696
00:33:59,178 --> 00:34:00,446
‫از پیشنهادت ممنونم

697
00:34:00,744 --> 00:34:03,798
‫جدی میگم، ولی...

698
00:34:04,329 --> 00:34:07,900
‫اون مرد، پلیسی که جلوی پیشخوون نشسته...

699
00:34:08,112 --> 00:34:10,147
‫هیچکس دیگه نمی‌دونه
‫برای گذران زندگی چی کار می‌کنه...

700
00:34:10,257 --> 00:34:14,128
‫ولی به محض اینکه اومدی تو فهمیدی، نه؟

701
00:34:14,425 --> 00:34:16,294
‫و اگه باهامون بیای...

702
00:34:16,534 --> 00:34:19,338
‫همیشه همینطوری باید مراقب
‫پشت سرت باشی...

703
00:34:19,785 --> 00:34:21,153
‫مگه نه؟

704
00:34:23,928 --> 00:34:25,103
‫بله

705
00:34:25,128 --> 00:34:28,463
‫و اگه یکی تو رو واقعا دید، اونوقت چی؟

706
00:34:28,564 --> 00:34:30,667
‫نصفه شب چمدون‌ها رو ببندیم؟

707
00:34:30,942 --> 00:34:33,410
‫با اسامی جدید به
‫یه شهر جدید بریم؟

708
00:34:33,544 --> 00:34:35,947
‫دوستت دارم، دمبه. جدی میگم

709
00:34:36,081 --> 00:34:39,650
‫ولی این زندگی رو نمی‌خوام...

710
00:34:39,783 --> 00:34:41,619
‫برای هیچکدوممون

711
00:34:46,365 --> 00:34:47,567
‫دیگه مزاحمت نمیشم

712
00:34:53,330 --> 00:34:55,667
‫می‌خوای بغلش کنی؟

713
00:34:55,926 --> 00:34:56,659
‫بله

714
00:34:58,965 --> 00:35:00,498
‫خیلی زیاد، ولی...

715
00:35:00,569 --> 00:35:02,504
‫باید برم

716
00:35:24,639 --> 00:35:25,288
‫ریموند

717
00:35:25,318 --> 00:35:27,116
‫دکتر آبانی همین الان...

718
00:35:27,141 --> 00:35:29,811
‫به بیمارستان صلیب سرخ
‫در صنعا تحویل داده شده

719
00:35:30,002 --> 00:35:33,855
‫چند تا دنده شکسته و
‫یه برآمدگی به اندازه آلو...

720
00:35:33,873 --> 00:35:35,965
‫پشت سرش داره،
‫ولی حالش باید خوب باشه

721
00:35:35,990 --> 00:35:37,566
‫دکتر راپچینسکی چی؟

722
00:35:37,591 --> 00:35:40,285
‫سوار یه هواپیمای سعودی
‫شده و از لیسبون داره میره

723
00:35:40,310 --> 00:35:42,262
‫تا صبح به ریان میرسه

724
00:35:42,327 --> 00:35:44,895
‫ژنرال تابیت بهم اطمینان داد که یمنی‌ها...

725
00:35:45,060 --> 00:35:48,097
‫به دنبال مجازات اعدام نمیرن،
‫به شرطی که این دکتر خوب...

726
00:35:48,145 --> 00:35:50,324
‫همکاران ایرانی‌شو لو بده...

727
00:35:50,349 --> 00:35:53,619
‫که به تصورم با اشتیاق
‫تمام همین الان داره لوشون میده

728
00:35:53,697 --> 00:35:57,400
‫ریموند، اگه به موقع پیدات نشده بود...

729
00:35:57,549 --> 00:35:59,049
‫هنوزم عاشقشی

730
00:36:02,189 --> 00:36:03,871
‫فکر کنم همیشه بودم

731
00:36:07,198 --> 00:36:09,367
‫ریموند، باید با هارولد حرف بزنی

732
00:36:09,445 --> 00:36:11,514
‫یه نماینده داره در مورد
‫نیروی ویژه تحقیق می‌کنه...

733
00:36:11,539 --> 00:36:14,509
‫متوجه می‌شدم اگه...

734
00:36:14,850 --> 00:36:18,055
‫اون شب به فرودگاه نمی‌اومدی

735
00:36:18,729 --> 00:36:20,865
‫می‌دونم

736
00:36:21,286 --> 00:36:22,487
‫اون موقع هم می‌دونستم

737
00:36:24,443 --> 00:36:25,910
‫خوبه

738
00:36:28,351 --> 00:36:29,386
‫شب بخیر، دمبه

739
00:36:29,857 --> 00:36:31,460
‫شب بخیر، ریموند

740
00:36:33,008 --> 00:36:35,043
‫متوجه نمیشم. انگیزه هادسون چیه؟

741
00:36:35,185 --> 00:36:37,313
‫گفتنش سخته، ولی نماینده‌های
‫کمی هستن...

742
00:36:37,338 --> 00:36:39,173
‫که فکر می‌کنن می‌تونن
‫با انتقاد کردن...

743
00:36:39,276 --> 00:36:40,952
‫از اداره در این روزها
‫به منفعت سیاسی میرسن

744
00:36:40,977 --> 00:36:42,281
‫فکر می‌کنی درخواست دادرسی بده؟

745
00:36:42,306 --> 00:36:44,642
‫فکر کنم آرتور هادسون جواب می‌خواد

746
00:36:44,717 --> 00:36:46,686
‫اگه بتونه از
‫وضعیت سیاسی الان استفاده کنه...

747
00:36:46,711 --> 00:36:49,246
‫تا تحقیقاتش رو پیش ببره،
‫این کار رو می‌کنه

748
00:36:49,271 --> 00:36:50,505
‫خب، اگه برای گرفتن سوابق ما حکم بگیره...

749
00:36:50,530 --> 00:36:51,864
‫زیاد طولی نمی‌کشه که کنگره...

750
00:36:51,889 --> 00:36:53,790
‫بفهمه که ریموند ردینگتون...

751
00:36:54,118 --> 00:36:56,469
‫وارد یه ساختمون مخفی اف‌بی‌آی شده...

752
00:36:56,494 --> 00:36:57,625
‫دو نفر رو کشته...

753
00:36:57,650 --> 00:36:59,688
‫و هر چی پرونده اینجا داشتیم رو ناقص کرده

754
00:36:59,952 --> 00:37:02,755
‫اینطوری تمام محکومیت‌هایی
‫که داشتیم زیرسوال میرن

755
00:37:02,780 --> 00:37:04,000
‫فکر می‌کنی بهش فکر نکردم

756
00:37:04,043 --> 00:37:05,278
‫اگه از دست آرتور هادسون
‫جون سالم به در ببریم...

757
00:37:05,303 --> 00:37:07,908
‫باید ثابت کنیم هنوزم ضروری هستیم

758
00:37:08,041 --> 00:37:09,777
‫برای این کار به ردینگتون نیاز داریم

759
00:37:09,802 --> 00:37:11,613
‫دمبه نفهمید که اون کجاست؟

760
00:37:11,660 --> 00:37:13,021
‫خب، یه جایی روی اقیانوس اطلسه...

761
00:37:13,046 --> 00:37:15,116
‫ولی از اون بعد کی می‌دونه؟

762
00:37:15,141 --> 00:37:17,690
‫شاید کمک کردن به دمبه
‫به ردینگتون انگیزه بده...

763
00:37:17,715 --> 00:37:19,421
‫دوباره بهمون پرونده بده...

764
00:37:19,446 --> 00:37:21,442
‫اما روش شرط نمی‌بندم

765
00:37:21,552 --> 00:37:24,017
‫منم نمی‌بندم. شاید خوشم نیاد...

766
00:37:24,150 --> 00:37:25,518
‫ولی کاری از دست ما برنمیاد...

767
00:37:25,652 --> 00:37:27,853
‫تا ردینگتون رو به کاری
‫که می‌خوایم و هر وقت می‌خوایم وادار کنیم

768
00:37:27,987 --> 00:37:29,289
‫می‌خوای به سیا زنگ بزنم و لغوش کنم؟

769
00:37:29,422 --> 00:37:31,124
‫هنوز نه

770
00:37:31,258 --> 00:37:32,659
‫شاید نتونیم زورش کنیم...

771
00:37:32,791 --> 00:37:34,327
‫ولی حداقل باید بدونه منتظریم

772
00:37:40,133 --> 00:37:41,867
‫میشه لطفا اونو بدی به من؟

773
00:37:45,639 --> 00:37:46,872
‫مایکل داره به آلمان میاد...

774
00:37:47,007 --> 00:37:48,874
‫و هواپیمام چند ساعت دیگه میره

775
00:37:50,776 --> 00:37:52,479
‫اون چیه؟

776
00:37:52,612 --> 00:37:54,581
‫یه کادوی تولد برای الا

777
00:37:54,714 --> 00:37:55,981
‫اونا رفتن/

778
00:37:56,116 --> 00:37:59,019
‫رفتن شام بگیرن

779
00:38:06,159 --> 00:38:07,793
‫مرسی

780
00:38:07,926 --> 00:38:08,894
‫خواهش می‌کنم

781
00:38:18,804 --> 00:38:20,173
‫خوشحالم که شما دو تا بهم می‌رسین

782
00:38:21,508 --> 00:38:24,444
‫مشخصه که نه در این شرایط، ولی...

783
00:38:27,180 --> 00:38:30,550
‫راستشو میگی؟

784
00:38:30,684 --> 00:38:32,918
‫خوشحالی که من و مایکل
‫دوباره بهم میرسیم؟

785
00:38:34,820 --> 00:38:36,289
‫خوشحالم که در امانه

786
00:38:48,635 --> 00:38:50,704
‫میشه وقتی الا اومد اینو بهش بدی؟

787
00:38:56,042 --> 00:38:58,111
‫برای شام بمون

788
00:38:58,244 --> 00:38:59,612
‫می‌تونی خودت بهش بدی

789
00:39:01,081 --> 00:39:02,782
‫نمی‌خوام خودمو تحمیل کنم

790
00:39:04,517 --> 00:39:06,586
‫تحمیلی در کار نیست

791
00:39:06,720 --> 00:39:08,421
‫مطمئنم الا خیلی دوست داره تو رو ببینه

792
00:39:11,157 --> 00:39:13,560
‫بمون

793
00:39:46,615 --> 00:39:47,893
‫سلام به تو

794
00:39:48,027 --> 00:39:49,162
‫حالت چطوره، کندوی عسلم؟

795
00:39:50,196 --> 00:39:52,332
‫- یکم بهترم
‫- خوشحالم

796
00:39:53,533 --> 00:39:56,603
‫جالبه، یادم نمیاد...

797
00:39:56,736 --> 00:39:58,171
‫این همه شکلات نعنایی
‫خریده باشم

798
00:39:58,304 --> 00:39:59,539
‫پینکی اوردش

799
00:39:59,672 --> 00:40:01,474
‫درست بعد از اینکه رفتی
‫اومد بهم سر زد

800
00:40:02,409 --> 00:40:04,844
‫که اینطور

801
00:40:04,977 --> 00:40:08,047
‫و پینکی گفت ممکنه کجا بره؟

802
00:40:10,150 --> 00:40:12,419
‫انگار فرق کرده بود

803
00:40:12,552 --> 00:40:15,789
‫یا شاید فرق نگرده بود، اما یه جوری بود

804
00:40:15,921 --> 00:40:17,190
‫چطور مگه؟

805
00:40:17,323 --> 00:40:18,924
‫نمی‌دونم

806
00:40:19,058 --> 00:40:22,695
‫انگار داره دنبال یه
‫چیزی می‌گرده اما نمی‌تونه ببیندش

807
00:40:22,829 --> 00:40:24,864
‫و وقتی می‌ایسته، بهش می‌خوره

808
00:40:24,997 --> 00:40:27,567
‫انگار دنبال یه چیزی می‌گرده که کنارش هست

809
00:40:27,700 --> 00:40:30,170
‫یا جلوشه یا پشت سرش

810
00:40:30,303 --> 00:40:32,505
‫و به نظرت اون چیز چیه؟

811
00:40:32,639 --> 00:40:34,240
‫گمونم زندگی یا مرگ

812
00:40:34,374 --> 00:40:36,042
‫مگه معمولا همین نیست؟

813
00:40:36,176 --> 00:40:37,510
‫مرگ و زندگی؟

814
00:40:37,644 --> 00:40:39,045
‫مثل تار و پود شارلوت

815
00:40:39,179 --> 00:40:42,849
‫آره. مثل تار و پود شارلوت

816
00:40:42,981 --> 00:40:45,718
‫فکر کنم برای پینکی، همیشه
‫مسئله مرگ و زندگی بوده

817
00:40:47,153 --> 00:40:50,356
‫شاید الان به قول تو
‫بیشتر شده باشه

818
00:40:53,293 --> 00:40:55,994
‫دوستش داری، مگه نه، بابا؟

819
00:40:59,998 --> 00:41:02,902
‫گاهی کاری می‌کنه خیلی عصبانی بشم...

820
00:41:03,036 --> 00:41:04,237
‫خیلی نگران...

821
00:41:04,370 --> 00:41:07,841
‫و به ندرت پیش میاد درکش کنم

822
00:41:07,973 --> 00:41:09,709
‫ولی گمونم...

823
00:41:09,843 --> 00:41:11,878
‫به شکلی...

824
00:41:12,011 --> 00:41:13,179
‫شاید داشته باشم

825
00:41:14,814 --> 00:41:16,850
‫قطعا عاشقشی، بابا

826
00:41:16,982 --> 00:41:19,085
‫خب، چطور می‌تونی نباشی؟

827
00:41:19,219 --> 00:41:21,921
‫خیلی مهربون و نرمالوست، مثل تو

828
00:41:23,656 --> 00:41:25,991
‫فکر کنم شاید برای امشب
‫به اندازه کافی بستنی خوردیم

829
00:41:26,125 --> 00:41:29,562
‫تازه، وقتشه بری بخوابی

830
00:41:29,696 --> 00:41:31,464
‫شب بخیر، بابا

831
00:41:31,598 --> 00:41:33,366
‫شب بخیر، عزیز دلم

832
00:41:40,790 --> 00:41:42,126
‫مهربون و نرمالو

833
00:41:42,127 --> 00:41:47,127
‫مترجم: Highbury

834
00:41:47,128 --> 00:41:51,128
‫ارائه شده توسط وبسایت انیمه لیست
‫Www.Anime-List.Net

835
00:41:51,129 --> 00:41:56,129
‫کانال ترجمه و آخرین زیرنویس‌ها:
‫t.me/AnimeListTeam

