﻿1
00:00:01,871 --> 00:00:03,871
‫[برایتون، انگلستان، ۱۹۹۸]

2
00:00:03,872 --> 00:00:06,574
‫چچنی‌ها؟ جدی میگی، نایجل

3
00:00:06,708 --> 00:00:08,242
‫از بین تمام خلافکارهایی
‫که می‌تونستی باهاشون دربیافتی...

4
00:00:08,375 --> 00:00:10,110
‫سازمان تبهکاری رو انتخاب می‌کنی...

5
00:00:10,244 --> 00:00:12,279
‫که هر سازمان تبهکاری دیگه‌ای
‫رو زهره ترک می‌کنه؟

6
00:00:12,412 --> 00:00:14,649
‫آروم باش، خب؟ می‌دونم دارم چی کار می‌کنم

7
00:00:14,782 --> 00:00:15,817
‫مسکو رو یادته؟

8
00:00:16,885 --> 00:00:18,385
‫دو جین روسای مافیای روس...

9
00:00:18,520 --> 00:00:20,855
‫با یه مشت از اعضای
‫باندهای خلاف چچن دیدار کردن...

10
00:00:20,989 --> 00:00:22,089
‫تا سر شام صلح کنن

11
00:00:22,222 --> 00:00:24,091
‫هیچ سلاحی اجازه ورود نداشت

12
00:00:24,224 --> 00:00:26,026
‫تا موقع دسر، تمام روس‌ها مرده بودن...

13
00:00:26,159 --> 00:00:27,729
‫با قاشق و چنگال سلاخی شده بودن

14
00:00:27,862 --> 00:00:29,463
‫شاید روس‌ها نباید
‫یه استیک‌خوری رو...

15
00:00:29,597 --> 00:00:30,364
‫برای قرار انتخاب می‌کردن

16
00:00:31,098 --> 00:00:32,667
‫اصلا خنده‌درا نیست، نایج

17
00:00:32,800 --> 00:00:34,569
‫قرار بود همکار سازمانی باشیم

18
00:00:34,702 --> 00:00:36,203
‫ببین، نمی‌دونم چطور
‫در ام‌آی ۶ کار می‌کنین...

19
00:00:36,336 --> 00:00:38,305
‫ولی اگه رییسم در سی‌آی‌ای
‫کوچکترین چیزی در مورد...

20
00:00:38,438 --> 00:00:39,908
‫اون یکی...

21
00:00:40,040 --> 00:00:41,275
‫درگیری‌هات بشنوه...

22
00:00:41,408 --> 00:00:43,745
‫و این اتفاق دقیقا چطوری
‫می‌افته، شریک؟

23
00:00:43,878 --> 00:00:45,780
‫همیشه خبر پخش میشه، نایجل

24
00:00:45,914 --> 00:00:48,248
‫رازها هیچوقت پوشیده نمی‌مونن

25
00:00:48,382 --> 00:00:49,416
‫بهتره امیدوار باشی
‫حقیقت نداشته باشه

26
00:01:13,741 --> 00:01:15,342
‫یه قدم به گرفتن آدم‌مون
‫نزدیکتر شدیم

27
00:01:16,778 --> 00:01:18,012
‫آفرین بهت، سرکار ساتون

28
00:01:18,145 --> 00:01:19,981
‫حاضر نبودم با هیچکس دیگه انجامش بدم...

29
00:01:20,113 --> 00:01:21,381
‫مامور مالک

30
00:01:21,382 --> 00:01:26,382
‫«رسانه‌ی بزرگ انیمه ‌لیست»
‫Www.Anime-List.Net

31
00:01:29,383 --> 00:01:32,383
‫[خطای رنگی سیسیلی]

32
00:01:46,874 --> 00:01:48,475
‫اونجا چی کار می‌کنی؟

33
00:02:05,827 --> 00:02:08,362
‫هربی! سلام! اینجا چی کار می‌کنی؟

34
00:02:08,495 --> 00:02:09,697
‫همین الان دارم از تماشای...

35
00:02:09,831 --> 00:02:11,331
‫اجرا گروه هالی از مرکز شهر میام

36
00:02:12,199 --> 00:02:13,935
‫مثل همیشه گل کاشت

37
00:02:14,068 --> 00:02:15,837
‫حتی چند تا منتقد اونجا بودن.
‫یکی از مجله پانک پلنت...

38
00:02:15,970 --> 00:02:17,237
‫و فکر کنم گفت یکی از
‫رولینگ استون هم اومده

39
00:02:17,371 --> 00:02:18,673
‫- چقدر عالی
‫- خیلی عالی

40
00:02:18,806 --> 00:02:20,074
‫ولی گفتم بیام به تو سر بزنم...

41
00:02:20,207 --> 00:02:22,209
‫تا وقتی هالی میره سو
‫رو توی هتل بخوابونه

42
00:02:22,342 --> 00:02:23,911
‫بعدش برای خدمات اتاق میرم پیشش...

43
00:02:24,045 --> 00:02:25,013
‫شاید یکم بوسش کردم

44
00:02:27,381 --> 00:02:28,683
‫خط چشم هم کشیدی؟

45
00:02:28,816 --> 00:02:31,251
‫آره، برای صحنه خیلی
‫خشن کلزمر آرایش کردم

46
00:02:31,385 --> 00:02:33,153
‫مطمئنم که من دلم نمی‌خواد

47
00:02:33,286 --> 00:02:34,488
‫بگذریم، پنجره پشتی دید زدن...

48
00:02:34,622 --> 00:02:36,591
‫ردینگتون چطور پیش میره؟

49
00:02:36,724 --> 00:02:38,559
‫تا جایی که می‌تونم بگم...

50
00:02:38,693 --> 00:02:40,928
‫دو روز و نیم گذشته داخل اونجا بوده

51
00:02:41,062 --> 00:02:43,397
‫مدام سایه‌شو می‌بینم که از
‫پشت پنجره...

52
00:02:43,531 --> 00:02:44,732
‫میره و میاد

53
00:02:44,866 --> 00:02:46,400
‫خب، حداقل می‌دونیم کجاست

54
00:02:46,534 --> 00:02:47,535
‫اونکه چیزی نیست

55
00:02:48,069 --> 00:02:49,169
‫قبل از اینکه برم...

56
00:02:49,302 --> 00:02:50,672
‫می‌خواستم در مورد
‫تحقیق دی‌ان‌ای بهت خبر بدم...

57
00:02:50,805 --> 00:02:52,439
‫که مشغولش بودم از وقتی که فهمیدی...

58
00:02:52,573 --> 00:02:53,541
‫تو و میرا مالک...

59
00:02:53,675 --> 00:02:54,742
‫از لحاظ ژنتیکی بهم ربطی ندارین

60
00:02:55,877 --> 00:02:57,444
‫از پرونده‌م تطابقی پیدا کردی؟

61
00:02:57,578 --> 00:02:59,547
‫متاسفانه، چیزی...

62
00:02:59,681 --> 00:03:01,049
‫در هیچکدوم از پایگاه‌های
‫اطلاعاتی دولتی که من...

63
00:03:01,181 --> 00:03:02,550
‫دسترسی بهشون دارم پیدا نشد

64
00:03:02,684 --> 00:03:07,522
‫حتی الان، بعد از اینکه
‫خیلی برام سخت بوده هضمش کنم...

65
00:03:07,655 --> 00:03:09,724
‫میرا هنوزم حس مادرم رو داره

66
00:03:09,857 --> 00:03:11,926
‫خب، منو ببین

67
00:03:12,060 --> 00:03:14,662
‫در یه سازمان اطلاعاتی جا پای اون گذاشتم

68
00:03:14,796 --> 00:03:17,899
‫چرا نباید بهم بگه از کجا اومدم؟

69
00:03:18,032 --> 00:03:19,567
‫حالا حس می‌کنم که هیچوقت...

70
00:03:19,701 --> 00:03:20,568
‫به جواب نمی‌رسم

71
00:03:23,104 --> 00:03:24,739
‫تا حالا فکر کردی از ریموند کمک بخوای؟

72
00:03:26,273 --> 00:03:27,274
‫با توجه به چیزی که در مورد رد می‌دونم...

73
00:03:27,407 --> 00:03:28,676
‫شرط می‌بندم اون میرا رو...

74
00:03:28,810 --> 00:03:29,610
‫بهتر از خودش می‌شناخته

75
00:03:30,645 --> 00:03:32,580
‫وقتی کارمو در این نیروی ویژه شروع کردم...

76
00:03:32,714 --> 00:03:34,949
‫اولین چیزی که مامور رسلر
‫بهم هشدار داد...

77
00:03:35,083 --> 00:03:36,584
‫این بود که مدیون ردینگتون نشم

78
00:03:38,019 --> 00:03:39,486
‫حس می‌کنم در یه مسیر لیز قدم گذاشتم...

79
00:03:39,620 --> 00:03:41,856
‫مطمئن نیستم دلم بخواد سر بخورم

80
00:03:41,989 --> 00:03:44,592
‫خب، فقط می‌دونم که رد
‫به من کمک خیلی زیادی کرده

81
00:03:45,392 --> 00:03:46,393
‫در مورد خیلی چیزها

82
00:03:47,795 --> 00:03:49,097
‫باید به هتل برگردم

83
00:03:49,229 --> 00:03:51,999
‫نمی‌خوام هالی پیش سو خوابش ببره

84
00:03:52,133 --> 00:03:54,902
‫خب، در مورد بوسیدن موفق باشی

85
00:03:55,036 --> 00:03:56,369
‫من اینجام...

86
00:03:56,504 --> 00:03:59,607
‫با دوربین و بوی عرق خودم

87
00:04:01,809 --> 00:04:03,010
‫آره، شاید بد نباشه یکم
‫پنجره رو بدی پایین

88
00:04:04,311 --> 00:04:05,312
‫خدانگهدار

89
00:04:10,151 --> 00:04:12,153
‫خبری از سناتور پانابیکر...

90
00:04:12,285 --> 00:04:13,788
‫در مورد نیروی ویژه ۸۳۶ شد؟

91
00:04:13,921 --> 00:04:15,990
‫سناتور هنوزم جواب
‫ما رو نمیده، قربان

92
00:04:16,124 --> 00:04:17,825
‫- دوباره به دفترش زنگ می‌زنم.
‫- نه، نه. زحمت نکش

93
00:04:17,959 --> 00:04:19,794
‫پانابیکر داره مانع‌تراشی می‌کنه.
‫بیا دورش بزنیم

94
00:04:19,927 --> 00:04:21,763
‫تماس بگیر و یه قرار ملاقات...

95
00:04:21,896 --> 00:04:24,799
‫با سناتور دورف در کمیته تخصیص بودجه بذار

96
00:04:24,932 --> 00:04:26,834
‫به دستیارش بگو یه مورد فوریه

97
00:04:28,301 --> 00:04:29,604
‫هیچ نیروی ویژه‌ای نباید...

98
00:04:29,737 --> 00:04:32,039
‫بدون حساب و کتاب پیش بره

99
00:04:37,979 --> 00:04:39,847
‫کجایی؟

100
00:04:39,981 --> 00:04:42,482
‫سناتور دورف نبود. تماس می‌گیرن...

101
00:04:42,617 --> 00:04:44,852
‫ولی حداقل تا یه ماه
‫اصلا جای خالی ندارن

102
00:04:44,986 --> 00:04:47,221
‫بیا در مورد کلیتون دورف یکم تحقیق کنیم

103
00:04:47,354 --> 00:04:48,956
‫شاید یه راه دیگه برای
‫جلب توجه‌ش باشه

104
00:05:13,147 --> 00:05:15,750
‫رخنه امنیتی بوجود اومده
‫که باید ازش خبردار بشم؟

105
00:05:15,883 --> 00:05:17,484
‫نزدیک بود منو سکته بدی

106
00:05:17,618 --> 00:05:20,087
‫فکر کردم اونجایی. از کجا اومدی؟

107
00:05:20,221 --> 00:05:21,589
‫برای تو

108
00:05:21,722 --> 00:05:24,859
‫هویج، سیب، زنجبیل. با زنجبیل اضافی

109
00:05:24,992 --> 00:05:28,062
‫تازه از آگوسکالینتس، مکزیک برگشتم

110
00:05:28,196 --> 00:05:29,764
‫ولی چراغ‌ها خاموش و روشن می‌شدن

111
00:05:29,897 --> 00:05:30,998
‫سایه‌ها رو دیدم

112
00:05:31,132 --> 00:05:33,801
‫اون یکی از کارمندهای پاره وقت منه

113
00:05:33,935 --> 00:05:35,368
‫شاخ گوزن چیه؟

114
00:05:36,537 --> 00:05:38,272
‫چرا نمیای با من بریم داخل؟

115
00:05:38,405 --> 00:05:40,074
‫یه چیزی برات درست می‌کنم تا بخوری...

116
00:05:40,208 --> 00:05:41,876
‫و همه‌شو برات تعریف می‌کنم

117
00:05:48,850 --> 00:05:50,417
‫خب، به لطف معاوضه اون روزمون...

118
00:05:50,551 --> 00:05:53,621
‫بالاخره یه آدرس برای
‫اون مینکوف کثافت پیدا کردیم

119
00:05:53,754 --> 00:05:55,422
‫فقط بودجه ببرهای تامیل رو تامین نکرده

120
00:05:55,556 --> 00:05:56,991
‫انگار دومین بمبگذاری معبد...

121
00:05:57,124 --> 00:05:58,693
‫تا چند هفته دیگه برنامه‌ریزی میشه

122
00:05:58,826 --> 00:06:00,094
‫حس می‌کنم قدم بعدی ما باید...

123
00:06:00,228 --> 00:06:02,029
‫برای حرف زدن از قدم‌های
‫بعدی اینجا نیومدم، میرا

124
00:06:03,831 --> 00:06:06,067
‫لعنتی. تو رو گرفتن، مگه نه؟

125
00:06:06,200 --> 00:06:08,269
‫بهت هشدار دارم که
‫با آتش بازی می‌کنی، نایجل

126
00:06:08,401 --> 00:06:09,770
‫یه امتیاز برای مامور مالک

127
00:06:09,904 --> 00:06:11,305
‫شاید وقتی خودنمایی رو کنار گذاشتی...

128
00:06:11,438 --> 00:06:12,340
‫بتونی به حرفم گوش بدی

129
00:06:15,209 --> 00:06:16,177
‫یه لطفی ازت می‌خوام

130
00:06:17,078 --> 00:06:18,746
‫فقط...

131
00:06:18,880 --> 00:06:20,748
‫یکم پول نیاز دارم تا
‫چیزی که نمی‌تونم رو پوشش بدم

132
00:06:22,183 --> 00:06:23,684
‫صد هزار دلار

133
00:06:23,818 --> 00:06:25,452
‫این همه پول ندارم

134
00:06:25,586 --> 00:06:26,386
‫اما می‌تونی جورش کنی

135
00:06:27,655 --> 00:06:29,489
‫باهوش و کاردانی

136
00:06:29,624 --> 00:06:30,725
‫چیزی ببینی که می‌خوایی...

137
00:06:30,858 --> 00:06:32,360
‫یه راهی برای بدست
‫اوردنش پیدا می‌کنی. درست میگم؟

138
00:06:33,460 --> 00:06:35,096
‫باورم نمیشه این کار رو می‌کنی

139
00:06:35,229 --> 00:06:36,530
‫ای کاش می‌تونستم از یه
‫راه دیگه پول رو جور کنم، ولی...

140
00:06:37,798 --> 00:06:39,367
‫هر راهی که برام مقدور بود رو امتحان کردم

141
00:06:41,636 --> 00:06:44,505
‫رییسم در ام‌ای ۶ چندان باورش نشد...

142
00:06:44,639 --> 00:06:45,806
‫وقتی گفتم چطوری زخمی شدم

143
00:06:46,974 --> 00:06:48,809
‫حالا داره پشت سر هم سوال می‌پرسه...

144
00:06:48,943 --> 00:06:51,779
‫هر حرکتم رو زیر نظر داره انگار
‫که توی یه مسابقه کوفتی کریکتم

145
00:06:54,682 --> 00:06:56,951
‫به کمکت نیاز دارم تا چچنی‌ها دست از
‫سرم بردارن و آبها از آسیاب بیافته

146
00:06:57,084 --> 00:07:00,054
‫حاضر نیستم کارم...

147
00:07:00,187 --> 00:07:03,024
‫خونه‌م، خونواده‌م رو به خاطر
‫چند تا تصمیم بد از دست بدم، میرا

148
00:07:07,460 --> 00:07:08,963
‫همونطوری که تو نمی‌خواستی
‫تصمیمات بدت...

149
00:07:09,096 --> 00:07:11,699
‫روی امنیت کاری و خونوادگی‌ت تاثیر بذاره

150
00:07:11,832 --> 00:07:15,403
‫به خاطر اون...

151
00:07:15,536 --> 00:07:18,205
‫خیلی حیف میشه که در این
‫مقطع کارت این اتفاق بیافته

152
00:07:20,908 --> 00:07:21,976
‫چقدر دیگه پول رو لازم داری؟

153
00:07:22,109 --> 00:07:23,644
‫۴۸ ساعت دیگه

154
00:07:27,949 --> 00:07:29,517
‫تماس می‌گیرم

155
00:07:37,024 --> 00:07:38,392
‫هیس. سیا

156
00:07:39,760 --> 00:07:41,762
‫سیای عزیز مامان

157
00:07:41,896 --> 00:07:43,331
‫سلام، عزیزم

158
00:07:44,765 --> 00:07:46,499
‫چیزی نشده. سلام

159
00:07:53,708 --> 00:07:57,078
‫بهترین فریتاتایی بود که تا حالا خوردم...

160
00:07:57,211 --> 00:08:00,214
‫و با بشقاب داغ و یه
‫اجاق ساده درست کردی

161
00:08:00,348 --> 00:08:02,850
‫بله، خب، ممنونم ولی اینو میگی...

162
00:08:02,984 --> 00:08:05,820
‫چون اولین باری بوده که بعد از
‫چند روز یه غذای درست و حسابی خوردی

163
00:08:06,253 --> 00:08:07,254
‫شاید

164
00:08:08,723 --> 00:08:12,059
‫خب چرا یه چیز خیلی بزرگ رو
‫با خودت حمل می‌کنی...

165
00:08:12,193 --> 00:08:14,095
‫خب، فکر کنم واقعا شاخ باشن

166
00:08:14,228 --> 00:08:16,864
‫شاخ گاو هستن. نه هر گاوی

167
00:08:16,998 --> 00:08:20,801
‫اون شاخ‌های گاو افسانه‌ای ایسلرو هستن

168
00:08:20,935 --> 00:08:22,870
‫گاو میورا که مانولته رو کشت

169
00:08:23,704 --> 00:08:25,339
‫برام آشنا نیست

170
00:08:26,540 --> 00:08:28,142
‫همون ماتادور؟ مانولته؟

171
00:08:30,011 --> 00:08:34,882
‫شاید شگفت‌انگیزترین
‫گاو باز تمام تاریخ؟

172
00:08:35,016 --> 00:08:37,151
‫در کارش هوشیار بود
‫اگرچه در زندگیش نه...

173
00:08:37,284 --> 00:08:40,021
‫این مرد تا مدتها...

174
00:08:40,154 --> 00:08:42,289
‫قهرمان محبوب بود

175
00:08:43,357 --> 00:08:44,992
‫چی آدم رو...

176
00:08:45,126 --> 00:08:47,328
‫به طرف چنین اهداف بسیار خطرناکی می‌کشونه؟

177
00:08:49,263 --> 00:08:51,899
‫تو با خطر زندگی کردن
‫غریبه نیستی، مامور مالک

178
00:08:53,734 --> 00:08:58,039
‫شاید، ولی منو در حال
‫رقصیدن با یه هیولای...

179
00:08:58,172 --> 00:09:02,843
‫۵۰۰ کیلویی و شاخ‌های
‫خیلی تیزش نمی‌بینی

180
00:09:02,977 --> 00:09:08,616
‫مانولته یه نگهبان واقعی از
‫سنت گاو بازی بود

181
00:09:08,749 --> 00:09:10,084
‫پدرش یه ماتادور بود

182
00:09:10,217 --> 00:09:11,085
‫عموش

183
00:09:12,086 --> 00:09:13,754
‫یه ماه قبل از اینکه بمیره...

184
00:09:13,888 --> 00:09:16,457
‫مانولته در یه مصاحبه گفته بود...

185
00:09:16,590 --> 00:09:18,893
‫بیشتر از اونی که در توانم باشه می‌خوان

186
00:09:19,026 --> 00:09:21,629
‫همیشه بیشتر و بیشتر

187
00:09:22,663 --> 00:09:25,666
‫مدتها در انتظار بازنشسته شدن بود

188
00:09:25,800 --> 00:09:28,069
‫ولی برگشت

189
00:09:28,202 --> 00:09:29,637
‫دوباره سراغ این کار رفت...

190
00:09:29,770 --> 00:09:31,472
‫که بهتر از هر کسی بلد بودش

191
00:09:31,605 --> 00:09:32,840
‫و در یک چشم بهم زدن...

192
00:09:32,973 --> 00:09:34,509
‫ایسلرو رو کشت...

193
00:09:34,642 --> 00:09:36,077
‫روی پاهاش فرود اومد...

194
00:09:36,210 --> 00:09:38,045
‫خودشو کش و قوس داد و عصبانی شد...

195
00:09:38,179 --> 00:09:40,981
‫نفسش مثل مرگ بی‌رحم بود...

196
00:09:41,115 --> 00:09:44,485
‫با دقت زیاد دسته شمشیرش رو گرفت...

197
00:09:44,652 --> 00:09:45,986
‫و در همون لحظه...

198
00:09:47,988 --> 00:09:51,492
‫ایسلرو سر بزرگش رو تکون داد...

199
00:09:51,625 --> 00:09:54,195
‫فقط چند سانت به سمت راست
‫و خونش ریخته شد

200
00:09:56,263 --> 00:09:59,934
‫هر چی یه ماتادور نزدیکتر
‫به شاخ‌ها مبارزه کنه...

201
00:10:00,067 --> 00:10:02,136
‫به گورش نزدیکتر میشه

202
00:10:05,039 --> 00:10:06,307
‫گمونم در آخر...

203
00:10:06,440 --> 00:10:09,110
‫مانولته براش آسونتر شد...

204
00:10:09,243 --> 00:10:10,878
‫تا جونش رو به خطر بندازه...

205
00:10:11,011 --> 00:10:12,880
‫تا اینکه بدون خطر زندگی کنه

206
00:10:17,519 --> 00:10:21,355
‫پس در پیروی کردن از آرزوهای پدرش مرد

207
00:10:23,691 --> 00:10:24,859
‫بعضی‌ها این کار رو می‌کنن

208
00:10:27,562 --> 00:10:28,563
‫آره

209
00:10:35,736 --> 00:10:37,371
‫مامور زوما بهم گفت...

210
00:10:37,506 --> 00:10:40,174
‫که در مورد گذشته مادرم
‫حسابی جستجو کردی...

211
00:10:40,307 --> 00:10:42,176
‫وقتی که سالها پیش
‫به نیروی ویژه پیوسته

212
00:10:42,309 --> 00:10:44,178
‫با هر کسی که کار می‌کنم
‫همین کار رو می‌کنم

213
00:10:44,311 --> 00:10:45,580
‫برای تو هم این کار رو کردم

214
00:10:45,713 --> 00:10:47,582
‫این یعنی تو در مورد مادرم...

215
00:10:47,715 --> 00:10:52,019
‫بیشتر از پرونده‌های
‫سانسور شده که خوندم می‌دونی؟

216
00:10:54,288 --> 00:10:57,458
‫شاید چیزی که بیش از همه اهمیت داره، سیا،
‫چیزیه که تا الان می‌‌دونی

217
00:10:58,826 --> 00:11:00,194
‫که مورد عشق...

218
00:11:01,462 --> 00:11:03,164
‫و محبت میرا...

219
00:11:03,297 --> 00:11:05,232
‫و پدر خونده‌ت بودی

220
00:11:05,366 --> 00:11:09,370
‫برملا کردن گذشته این
‫واقعیت رو تغییر نمیده

221
00:11:09,504 --> 00:11:10,572
‫شاید نده

222
00:11:10,704 --> 00:11:14,643
‫ولی چیزی رو فهمیدم که
‫نمی‌تونم ازش چشم‌پوشی کنم

223
00:11:14,775 --> 00:11:17,244
‫میرا مادر اصلی من نبود

224
00:11:17,378 --> 00:11:20,649
‫واقعیتی که ازم پنهانش کرد. چرا؟

225
00:11:20,781 --> 00:11:23,384
‫حالا ببین کی داره
‫با یه هیولای خطرناک می‌رقصه...

226
00:11:23,518 --> 00:11:24,885
‫که داره شاخ‌هاشو تیز می‌کنه

227
00:11:28,055 --> 00:11:29,490
‫یعنی میگی بهم کمکی نمی‌کنی؟

228
00:11:32,594 --> 00:11:33,628
‫همینو می‌خوای؟

229
00:11:35,696 --> 00:11:36,931
‫کمک من؟

230
00:11:41,670 --> 00:11:42,637
‫کوپر زنگ می‌زنه

231
00:11:45,873 --> 00:11:47,274
‫سلام، قربان

232
00:11:47,408 --> 00:11:48,776
‫اوضاع توی نیویورک چطوره؟

233
00:11:48,909 --> 00:11:50,110
‫چیزی دستگیرت شد که...

234
00:11:50,244 --> 00:11:51,278
‫ردینگتون می‌خواد چی کار کنه؟

235
00:11:51,412 --> 00:11:53,280
‫الان پیش ردینگتونم، قربان

236
00:11:53,414 --> 00:11:55,883
‫- حرفی از دوباره کار کردن با ما زده؟
‫- هنوز نه

237
00:11:56,016 --> 00:11:57,218
‫به مکزیک رفته...

238
00:11:57,351 --> 00:11:59,954
‫تا جمجمه یه گاو مشهور رو بیاره

239
00:12:00,087 --> 00:12:01,956
‫ایسلرو؟ نمی‌دونم

240
00:12:02,089 --> 00:12:03,457
‫شاید معنایی داشته باشه

241
00:12:03,592 --> 00:12:05,125
‫ممکنه یه معنایی داشته باشه

242
00:12:05,259 --> 00:12:06,695
‫یا فقط ممکنه ردینگتون همیشگی باشه

243
00:12:06,827 --> 00:12:08,462
‫پیشش بمون و هر چیزی که...

244
00:12:08,597 --> 00:12:09,964
‫ممکنه قابل استفاده باشه رو گزارش کن

245
00:12:10,097 --> 00:12:11,633
‫باید حواسمون به هر موردی باشه...

246
00:12:11,765 --> 00:12:12,933
‫تا این مشکلی که...

247
00:12:13,067 --> 00:12:14,101
‫نماینده هادسون درست کرده رو رفع کنیم

248
00:12:15,135 --> 00:12:16,671
‫مرسی

249
00:12:16,804 --> 00:12:19,840
‫نمی‌دونم همون اطلاعاتیه که دنبالش بودی...

250
00:12:19,974 --> 00:12:23,310
‫ولی این داستان رو در مجله ماهانه
‫دی‌سی در تابستون گذشته پیدا کردم

251
00:12:23,444 --> 00:12:26,681
‫یه مصاحبه در مورد زندگی
‫روزانه‌ی کلیتون دورفه

252
00:12:26,814 --> 00:12:28,516
‫اینطور که معلومه از کباب کره‌ای خوشش میاد

253
00:12:28,650 --> 00:12:30,818
‫کی می‌دونست؟

254
00:12:30,951 --> 00:12:34,121
‫اتکینز، واقع نابغه‌ای

255
00:12:39,260 --> 00:12:40,227
‫آه!

256
00:12:40,361 --> 00:12:43,531
‫خانم مالت تسخیر‌ناپذیر!

257
00:12:43,665 --> 00:12:46,033
‫واقعا سرحال و خوشی

258
00:12:46,166 --> 00:12:48,202
‫- رازت چیه؟
‫- ممنونم

259
00:12:50,804 --> 00:12:51,872
‫به خاطر خوردنی‌هاست

260
00:12:53,173 --> 00:12:55,209
‫تمام مشکلات رو دور می‌کنن

261
00:12:55,342 --> 00:12:56,410
‫می‌خوای یکی امتحان کنی؟

262
00:12:56,544 --> 00:13:00,582
‫فکر کنم یه پاستیل
‫هندوانه ترش...

263
00:13:00,715 --> 00:13:02,249
‫توی کیفم داشته باشم

264
00:13:02,383 --> 00:13:04,318
‫نه. بذارش برای بعدا، عزیزم

265
00:13:05,352 --> 00:13:07,221
‫خب، برای من چی داری؟

266
00:13:07,354 --> 00:13:10,491
‫تمام چیزهایی که
‫خواسته بودی رو اوردم

267
00:13:10,625 --> 00:13:13,127
‫نمی‌تونم بهت بگم چقدر ممنونم...

268
00:13:13,260 --> 00:13:16,531
‫که این همه سال همه
‫چیزو برام در امان نگه داشتی

269
00:13:16,665 --> 00:13:18,098
‫شوخی می‌کنی؟

270
00:13:18,232 --> 00:13:20,901
‫برام مایه افتخار بوده...

271
00:13:21,035 --> 00:13:23,738
‫تا از این تکه‌های کوچیک
‫تاریخ دنیا محافظت کنم.

272
00:13:27,575 --> 00:13:29,744
‫تخته بازی سِنِت

273
00:13:31,278 --> 00:13:33,247
‫پیش اجساد گذاشته می‌شده...

274
00:13:34,081 --> 00:13:36,216
‫تا مرده‌ها رو سرگرم کنه

275
00:13:36,350 --> 00:13:39,386
‫از مقبره آمنهوتب

276
00:13:39,521 --> 00:13:42,691
‫در یکی از دالانهای
‫فرعی همسرانش کشف شده

277
00:13:46,860 --> 00:13:49,263
‫البته، هیچکدوم از همسرانش
‫واقعا با اون دفن نشدن

278
00:13:49,396 --> 00:13:50,632
‫خوب گفتی

279
00:13:51,733 --> 00:13:53,200
‫حرف از چیزهایی شد...

280
00:13:54,034 --> 00:13:55,469
‫که گم میشن...

281
00:13:56,904 --> 00:14:00,508
‫چرا الان تمام این گنجینه‌ها رو باز می‌کنی؟

282
00:14:00,642 --> 00:14:04,078
‫چیزی در دنیای تو عوض شده/

283
00:14:04,211 --> 00:14:06,213
‫همه چیز و هیچی، عزیزم

284
00:14:06,347 --> 00:14:08,115
‫دلیلی برای نگرانی نیست

285
00:14:08,248 --> 00:14:09,751
‫فقط حس می‌کنم...

286
00:14:09,883 --> 00:14:12,219
‫باید از اینجا به بعد بیشتر مراقب باشم

287
00:14:14,556 --> 00:14:16,591
‫خب، اینو درک می‌کنم

288
00:14:16,725 --> 00:14:19,561
‫هر چی پیرتر میشم، تمایلم کمتر میشه

289
00:14:19,694 --> 00:14:22,564
‫و چیزهایی که بهشون میل داری،
‫نمیشه بدون اونا زندگی کرد

290
00:14:22,697 --> 00:14:23,598
‫ها!

291
00:14:27,868 --> 00:14:30,404
‫شعر سافو تیتونوس

292
00:14:31,539 --> 00:14:32,540
‫اوه

293
00:14:33,675 --> 00:14:36,410
‫قلبم سنگین میشه...

294
00:14:36,544 --> 00:14:40,381
‫زانوم خیلی ضعیف شده
‫که روش بایستم...

295
00:14:40,515 --> 00:14:45,252
‫اما زمانی منو بلند می‌کردن و می‌رقصیدن...

296
00:14:45,386 --> 00:14:48,590
‫و می‌تونستن به
‫سبکی یه آهو بپرن

297
00:14:51,492 --> 00:14:55,295
‫حس می‌کنم از قرن
‫سوم قبل از میلاد به بعد رو دیدم

298
00:14:56,463 --> 00:14:59,500
‫واقعا بی‌نظیره!

299
00:15:01,569 --> 00:15:02,336
‫نگهش دار

300
00:15:04,138 --> 00:15:05,272
‫چی؟

301
00:15:06,407 --> 00:15:07,675
‫در تمام این دهه‌ها...

302
00:15:07,809 --> 00:15:11,646
‫تو بدون کوچیکترین اشتباهی وفادار...

303
00:15:11,780 --> 00:15:13,548
‫باوقار و بامزه بودی

304
00:15:16,150 --> 00:15:18,085
‫اوه، بره‌ی من!

305
00:15:19,253 --> 00:15:21,790
‫با تمام وجود ازش مراقبت می‌کنم

306
00:15:21,922 --> 00:15:23,991
‫هر روز

307
00:15:24,124 --> 00:15:25,993
‫- روزی دو بار
‫- می‌دونم

308
00:15:26,126 --> 00:15:27,161
‫ممنونم

309
00:15:27,961 --> 00:15:29,664
‫خواهش می‌کنم

310
00:15:29,798 --> 00:15:31,900
‫از خوشحالی دارم بال درمیارم!

311
00:15:32,032 --> 00:15:34,836
‫شاید الان به اون پاستیل
‫برای آروم شدن نیاز داشته باشم

312
00:15:34,968 --> 00:15:37,004
‫سینتیا، قبل از اینکه یادم بره...

313
00:15:37,137 --> 00:15:40,073
‫چیزی که پشت تلفن ازش حرف زدیم

314
00:15:40,207 --> 00:15:43,377
‫از طریق کانالهای مناسب تماس گرفتی؟

315
00:15:43,511 --> 00:15:44,712
‫بله

316
00:15:44,846 --> 00:15:47,080
‫ارتباطاتم بهم اطمینان دادن...

317
00:15:47,214 --> 00:15:50,652
‫که خریدار پنهانی که در نظر داری...

318
00:15:50,785 --> 00:15:54,388
‫از اینکه این قطعه
‫در دسترس قرار گرفته خبردار میشه...

319
00:15:54,522 --> 00:15:56,223
‫و امیدواریم...

320
00:15:56,356 --> 00:15:59,727
‫نتونن مقاومت کنن که از نزدیک ببیننش

321
00:15:59,861 --> 00:16:01,395
‫امیدوارم حرفت به گوششون برسه

322
00:16:01,529 --> 00:16:03,430
‫اون پاستیل رو بخور

323
00:16:03,565 --> 00:16:05,065
‫همین الان

324
00:16:05,199 --> 00:16:06,233
‫سه تا برای تو؟

325
00:16:21,348 --> 00:16:23,050
‫نزدیکترین ایستگاه مترو کجاست؟

326
00:16:23,183 --> 00:16:25,887
‫می‌دونی پیاده بری، عزیزم،
‫ولی ۱۵ خیابون دورتره

327
00:16:26,053 --> 00:16:28,923
‫اشکالی نداره. یکم ورزش کنم بد نیست

328
00:16:51,813 --> 00:16:54,014
‫ممنونم، جانو.
‫اون هدفون‌ها رو برمیدارم

329
00:17:14,903 --> 00:17:16,571
‫لعنتی!

330
00:17:16,704 --> 00:17:18,706
‫- حالت خوبه؟
‫- آره. یکم هول شدم

331
00:17:19,607 --> 00:17:20,775
‫مشکلی نیست. حلش کردم

332
00:17:33,487 --> 00:17:35,322
‫دفعه بعد می‌بینمت. آفرین به نیوکسل!

333
00:17:42,396 --> 00:17:43,865
‫اسلحه‌ی سازمانیت همراهته؟

334
00:17:43,998 --> 00:17:44,999
‫همیشه. چرا؟

335
00:17:45,132 --> 00:17:46,634
‫بدش به من

336
00:17:46,768 --> 00:17:48,836
‫امکان نداره خلع سلاح بشم...

337
00:17:48,970 --> 00:17:50,337
‫حالا هر کاری که می‌خوایم بکنیم

338
00:17:50,470 --> 00:17:53,007
‫کی گفت باید خلع سلاح بشی؟

339
00:17:59,914 --> 00:18:00,882
‫چیزی می‌بینی که خوشت بیاد؟

340
00:18:02,482 --> 00:18:05,152
‫باور کن، جایی که میریم،
‫اگه اتفاق بدی بیافته...

341
00:18:05,285 --> 00:18:08,990
‫نمی‌خوای با سلاح
‫دولتی خودت شلیک کنی

342
00:18:09,122 --> 00:18:12,527
‫راستی، در این سفر اسم
‫تو میشه جانت گریم...

343
00:18:12,660 --> 00:18:14,629
‫مثل همون داستانهای پریان،
‫اگه یه موقع کسی پرسید میگم

344
00:18:18,332 --> 00:18:19,333
‫انتخاب خوبیه

345
00:18:22,235 --> 00:18:24,005
‫نمی‌دونم چی بگم،
‫چچنی‌ها بیشتر می‌خوان

346
00:18:24,137 --> 00:18:25,607
‫به ظاهر وام سود هم داره

347
00:18:25,740 --> 00:18:27,875
‫البته که بیشتر می‌خوان، نایجل

348
00:18:28,009 --> 00:18:30,310
‫کارشون همینه. تو بهتر از
‫هر کسی باید بدونی

349
00:18:30,444 --> 00:18:31,679
‫اینم آخرش نیست

350
00:18:31,813 --> 00:18:33,548
‫بله. چرا آخرشه

351
00:18:33,681 --> 00:18:36,483
‫آخرین پرداخته و مطمئنم
‫که همه چی تموم میشه. برای ما

352
00:18:37,484 --> 00:18:39,386
‫مایی وجود نداره، نایجل

353
00:18:39,520 --> 00:18:41,623
‫دیگه نمی‌تونم کمکت کنم

354
00:18:41,756 --> 00:18:43,357
‫باید بری پیش رییست در ام‌آی ۶

355
00:18:43,490 --> 00:18:45,425
‫اعتراف کن. همین الان تمومش کن

356
00:18:45,560 --> 00:18:48,495
‫قطعا می‌تونم این کار رو بکنم،
‫ولی فقط به گناه خودم اعتراف نمی‌کنم

357
00:18:49,831 --> 00:18:51,431
‫نمی‌تونی ثابت کنی من اون پول رو برداشتم

358
00:18:51,566 --> 00:18:54,902
‫پول رو ولش کن. ماموریت
‫جانبی‌ت در کلکته رو یادته؟ من یادمه

359
00:18:55,036 --> 00:18:58,138
‫به نظرت تمام اصول سی‌آی‌ای
‫رو زیر پا نذاشتی؟

360
00:18:58,271 --> 00:19:01,241
‫به شدت در خطر لو رفتن قرار گرفتی

361
00:19:01,375 --> 00:19:03,210
‫- روسا اصلا خوششون نمیاد...
‫- کافیه!

362
00:19:04,378 --> 00:19:06,246
‫منظورتو رسوندی

363
00:19:09,216 --> 00:19:11,519
‫بخوای نخوای در این
‫ماجرا کنار همیم، میرا

364
00:19:11,653 --> 00:19:12,987
‫تو هم به اندازه من
‫خیلی چیزها برای از دست دادن داری

365
00:19:13,855 --> 00:19:14,789
‫شاید بیشتر

366
00:19:17,391 --> 00:19:19,459
‫قدم بعدی‌تو عاقلانه انتخاب کن

367
00:19:19,594 --> 00:19:20,595
‫توصیه‌م بهت همینه

368
00:19:31,539 --> 00:19:32,539
‫[ادینبورگ، اسکاتلند]

369
00:19:32,540 --> 00:19:33,875
‫یه دقیقه دیگه میام

370
00:19:34,008 --> 00:19:36,144
‫من باید چی کار کنم؟

371
00:19:36,276 --> 00:19:38,946
‫همینجا صبر کن.
‫به هر کسی که با عجله اومد بیرون شلیک کن

372
00:19:39,080 --> 00:19:40,948
‫آره، این کار رو نمی‌کنم

373
00:19:41,082 --> 00:19:41,949
‫هر جور راحتی

374
00:19:43,350 --> 00:19:44,852
‫زنده باش!

375
00:19:57,330 --> 00:19:58,766
‫بزن به چاک، جانت!

376
00:20:15,348 --> 00:20:16,551
‫می‌خوای بهم بگی...

377
00:20:16,684 --> 00:20:18,519
‫چطور من در اونجا در
‫مسیر گلوله قرار گرفتم؟

378
00:20:18,653 --> 00:20:21,189
‫لیام می‌تونه خیلی ناسازگار باشه

379
00:20:21,321 --> 00:20:24,491
‫ولی واقعیتش اینه که
‫سالها پیش شمشیرم رو برداشت

380
00:20:24,625 --> 00:20:28,328
‫خیلی دیر شده بود که پسش بگیرم

381
00:20:28,462 --> 00:20:30,464
‫برای یه شمشیر این همه
‫راه تا اسکاتلند رو رفتیم؟

382
00:20:30,598 --> 00:20:32,299
‫شمشیر نظامی

383
00:20:32,432 --> 00:20:34,769
‫مال سروان لوییس نولان بوده...

384
00:20:34,902 --> 00:20:37,370
‫که در حمله به لایت بریگید کشته شد...

385
00:20:37,505 --> 00:20:38,606
‫در طول جنگ کریمه

386
00:20:40,575 --> 00:20:42,810
‫توفانی از گلوله و خمپاره

387
00:20:42,944 --> 00:20:45,312
‫با جسارت پیش رفتن و عالی

388
00:20:45,445 --> 00:20:47,247
‫به آرواره‌های مرگ

389
00:20:48,448 --> 00:20:49,684
‫به دهانه‌ی جهنم

390
00:20:51,251 --> 00:20:53,154
‫پس طرفدار تنیسون هستی

391
00:20:53,320 --> 00:20:54,387
‫مادرم...

392
00:20:57,625 --> 00:20:59,093
‫میرا عاشقش بود

393
00:21:01,095 --> 00:21:03,430
‫خب، شاید...

394
00:21:03,564 --> 00:21:05,633
‫عاشق شعر تنیسون
‫در مورد کارش بود

395
00:21:07,467 --> 00:21:10,171
‫شک دارم مادرت چندان صادقانه...

396
00:21:10,303 --> 00:21:11,205
‫عاشق تنیسون شده باشه

397
00:21:13,574 --> 00:21:14,709
‫منظورت چیه؟

398
00:21:16,110 --> 00:21:16,844
‫فکر کنم...

399
00:21:18,579 --> 00:21:20,181
‫میرا آشنایی بسیار زیادی...

400
00:21:20,313 --> 00:21:22,817
‫با حس مالیخولیا داشت...

401
00:21:22,950 --> 00:21:25,653
‫که تنیسون رو هم رنجور کرد

402
00:21:25,787 --> 00:21:28,355
‫قطعا انزوایی رو حس کرده...

403
00:21:28,488 --> 00:21:30,691
‫که در دنیای بی‌رحمش وجود داشته

404
00:21:32,927 --> 00:21:35,029
‫زندگی بچه‌ها در
‫چنین دنیایی رو حس کرده

405
00:21:36,898 --> 00:21:41,602
‫نیازمند قدرت بسیار زیادی
‫برای ادامه دادنه...

406
00:21:41,736 --> 00:21:43,738
‫وقتی بتونی چیزی رو
‫ببینی که بقیه نمی‌تونن

407
00:21:46,007 --> 00:21:48,375
‫و در سایه‌ها نور رو پیدا کنی

408
00:21:54,649 --> 00:21:56,951
‫تحقیق ما خیلی به
‫پولی نزدیک میشه...

409
00:21:57,084 --> 00:21:58,385
‫که سازمان تبهکاری مینکوف...

410
00:21:58,519 --> 00:22:00,655
‫دارن به تروریسم‌های تامیل
‫در سریلانکا می‌رسونن

411
00:22:00,788 --> 00:22:02,223
‫بخش بزرگی از کار ثابت شما همینه

412
00:22:02,355 --> 00:22:04,025
‫- باید حس خوبی داشته باشی
‫- ممنونم، خانم

413
00:22:04,158 --> 00:22:07,094
‫حالا می‌دونیم که فعلا
‫مینکوف رو کجا نگه داشتن

414
00:22:07,228 --> 00:22:09,530
‫مایلم هر چی زودتر
‫یه کار کیف سیاه ترتیب بدی

415
00:22:09,664 --> 00:22:11,899
‫مینکوف یه قرار ماساژ...

416
00:22:12,033 --> 00:22:13,968
‫در سالن ماساژ هپی فیت
‫در کنزینگتون، هر سه‌شنبه ساعت دو داره

417
00:22:16,037 --> 00:22:18,072
‫مشکلی نیست. از الان
‫کار رو شروع می‌کنم

418
00:22:20,641 --> 00:22:21,576
‫قبل از اینکه بری یه کوچولو حرف دارم

419
00:22:22,710 --> 00:22:23,711
‫بله؟

420
00:22:25,079 --> 00:22:27,114
‫از همکارانم در ام‌آی ۶ شنیدم...

421
00:22:27,248 --> 00:22:29,851
‫که عملکرد همکارت سرکار ساتون...

422
00:22:29,984 --> 00:22:31,719
‫تازگی پر از اشتباه شده

423
00:22:31,853 --> 00:22:33,287
‫باید نگران باشیم؟

424
00:22:33,453 --> 00:22:34,722
‫نه، خانم

425
00:22:36,023 --> 00:22:37,558
‫متوجه هیچی نشدی؟

426
00:22:39,392 --> 00:22:40,728
‫فکر کنم شاید خسته باشه

427
00:22:40,862 --> 00:22:42,763
‫به خاطر کار طولانی و این چیزها

428
00:22:42,897 --> 00:22:45,633
‫با اینحال، نایجل
‫یه متخصص نظارتیه

429
00:22:45,766 --> 00:22:47,635
‫به هیچکس بیشتر از
‫اون در مورد کار مینکوف اعتماد ندارم...

430
00:22:47,768 --> 00:22:48,936
‫به خصوص با وقت کمی که داریم

431
00:22:49,871 --> 00:22:50,972
‫پس فقط الکی شلوغش کردن

432
00:22:51,105 --> 00:22:52,540
‫اینطور به نظر میاد

433
00:22:52,673 --> 00:22:54,441
‫با این حساب، ضرری نداره...

434
00:22:54,575 --> 00:22:56,911
‫که به همکاران ام‌ای ۶ خودم
‫بگم یکم تحقیق کنن

435
00:22:57,044 --> 00:22:58,478
‫البته

436
00:22:58,613 --> 00:22:59,680
‫اگه چیزی در مورد...

437
00:22:59,814 --> 00:23:01,916
‫سرکار ساتون فهمیدیم بهت خبر میدم

438
00:23:01,917 --> 00:23:03,917
‫[زوریخ، سوییس]

439
00:23:14,427 --> 00:23:16,898
‫ریموند ردینگتون.
‫خیلی وقته ندیدمت

440
00:23:17,031 --> 00:23:19,499
‫فکر کردم دیگه هیچوقت
‫از تو چیزی نمی‌شنوم

441
00:23:19,634 --> 00:23:21,235
‫نمی‌شنوی. نه بعد از امروز

442
00:23:39,787 --> 00:23:41,555
‫اگه تا حالا نشده

443
00:23:46,928 --> 00:23:48,029
‫خب، ریموند...

444
00:23:48,162 --> 00:23:50,798
‫از تو بعیده که یه همراه داشته باشی

445
00:23:50,932 --> 00:23:53,134
‫ریموند، این نمونه عالی کیه؟

446
00:23:53,267 --> 00:23:54,669
‫مهم نیست اون کیه

447
00:23:54,802 --> 00:23:56,504
‫چیزی که براش اومدم رو داری؟

448
00:23:56,637 --> 00:23:57,872
‫آره. آره، البته

449
00:24:05,680 --> 00:24:07,548
‫حالا که فکرشو می‌کنم...

450
00:24:07,682 --> 00:24:10,184
‫شاید بهتر باشه به
‫جاش اونو قبول کنم، اگه میشه؟

451
00:24:10,318 --> 00:24:12,586
‫- نمیشه
‫- چه حیف

452
00:24:12,720 --> 00:24:14,155
‫حاضرم آدم بکشم تا
‫دستم به چنین ساختار استخوانی برسه

453
00:24:14,288 --> 00:24:15,323
‫مراقب باش

454
00:24:22,363 --> 00:24:23,831
‫باید همین الان به نیویورک برگردیم

455
00:24:25,967 --> 00:24:27,234
‫هاینریک، وقتی از اینجا برم...

456
00:24:27,368 --> 00:24:28,736
‫به فردی یه زنگ می‌زنم...

457
00:24:28,869 --> 00:24:30,738
‫و اونم میاد و اون سگ رو می‌بره

458
00:24:30,871 --> 00:24:33,207
‫باید به یه خونه مناسب بره

459
00:24:33,341 --> 00:24:35,543
‫مطمئنم فردی یک ساعت دیگه میاد

460
00:24:35,676 --> 00:24:38,646
‫و اگه تو و یا اون سگ
‫اون موقع اینجا نباشین...

461
00:24:38,779 --> 00:24:40,181
‫فردی به خونه میره...

462
00:24:40,314 --> 00:24:41,949
‫و پیش مادرت میشینه تا تو برگردی

463
00:24:42,083 --> 00:24:45,619
‫خب با توجه به اینکه هیچی روی زمین...

464
00:24:45,753 --> 00:24:47,421
‫از فردی بدتر نیست...

465
00:24:47,555 --> 00:24:49,924
‫قطعا نه تو، و نه اون سگ بیچاره...

466
00:24:50,057 --> 00:24:53,260
‫نه حتی مادر بدبخت و وحشتناکت

467
00:24:53,394 --> 00:24:54,862
‫هاینریک...

468
00:24:54,996 --> 00:24:57,031
‫لطفا، لطفا...

469
00:24:58,498 --> 00:25:00,568
‫کاری نکن فردی صبرش لبریز بشه

470
00:25:00,701 --> 00:25:02,036
‫اصلا نگران من نباش

471
00:25:03,571 --> 00:25:05,139
‫اگرچه نمی‌تونم از طرف مادرم حرف بزنم

472
00:25:18,252 --> 00:25:21,455
‫باشه. ببین! اولین مشتری امروز

473
00:25:21,589 --> 00:25:23,524
‫خوش اومدی!

474
00:25:23,657 --> 00:25:25,793
‫دنبال چیز خاصی می‌گردی؟

475
00:25:25,926 --> 00:25:27,228
‫عاشق اون لامپم!

476
00:25:27,361 --> 00:25:29,663
‫مادربزرگم درست مثل اینو داشت!

477
00:25:30,364 --> 00:25:31,432
‫گرونه؟

478
00:25:31,565 --> 00:25:32,900
‫یه پیشنهاد بهم بده

479
00:25:34,769 --> 00:25:37,038
‫اگه نقد باشه می‌تونم ۷۵ دلار بدم...

480
00:25:37,171 --> 00:25:38,539
‫یا حداکثر ۱۲۵ دلار اگه چک باشه

481
00:25:38,672 --> 00:25:40,574
‫۱۲۵ اگه چک باشه

482
00:25:42,343 --> 00:25:43,944
‫فکر نکنم بتونم
‫به این قیمت بدمش...

483
00:25:44,078 --> 00:25:45,746
‫به خصوص صبح به این زودی

484
00:25:45,880 --> 00:25:49,083
‫میشه یکم دیگه ببریش بالا،
‫مثلا صد دلار دیگه؟

485
00:25:49,216 --> 00:25:51,485
‫برای یه چراغ رومیزی پول زیادیه

486
00:25:51,619 --> 00:25:54,722
‫فقط دنبال نور اضافی
‫در اتاق کاردستیم هستم

487
00:25:54,855 --> 00:25:56,457
‫این چراغ درست به درد اونجا می‌خوره

488
00:25:56,590 --> 00:25:59,293
‫آره، ولی می‌تونم با یک چهارم
‫این قیمت یه لامپ خیلی...

489
00:25:59,427 --> 00:26:01,429
‫قشنگ و کاربردی بگیرم

490
00:26:01,562 --> 00:26:02,830
‫درسته

491
00:26:02,963 --> 00:26:04,198
‫ولی شیشه رنگی نداره

492
00:26:04,331 --> 00:26:05,499
‫خب، آره

493
00:26:05,633 --> 00:26:07,601
‫احتمالا نه. آره

494
00:26:07,735 --> 00:26:08,936
‫و کار می‌کنه، درسته؟

495
00:26:16,644 --> 00:26:20,781
‫- با ۲۰۰ تا کنار میای؟
‫- فروخته شد

496
00:26:22,616 --> 00:26:25,853
‫- میشه آخر امروز بیام ببرمش؟
‫- حتما

497
00:26:29,558 --> 00:26:30,758
‫کاردستی خوش بگذره!

498
00:26:38,032 --> 00:26:41,669
‫- الان یه چراغ تیفانی اصل رو به ۲۰۰ تا فروختی؟
‫- آره، فروختم

499
00:26:44,271 --> 00:26:47,074
‫حتی ۲۰ هزار دلار هم براش کمه

500
00:26:47,208 --> 00:26:49,511
‫چرا بهش نگفتی اون چیه؟

501
00:26:49,643 --> 00:26:51,145
‫شاید خودش کشفش کنه

502
00:26:51,278 --> 00:26:53,047
‫فرض کن اون موقع چقدر خوشحال میشه

503
00:26:53,180 --> 00:26:56,117
‫تا آخر عمرش یه داستان داره...

504
00:26:56,250 --> 00:26:58,819
‫تا در مورد چراغ تیفانی بگه...

505
00:26:58,953 --> 00:27:02,256
‫که در حراج در بوشویک پیدا کرده...

506
00:27:02,389 --> 00:27:04,559
‫و سرش حسابی چونه زده

507
00:27:04,692 --> 00:27:07,928
‫آره، ولی اگه هیچوقت نفهمه از کجا اومده چی؟

508
00:27:08,062 --> 00:27:09,263
‫منشا اصلیش رو نفهمه چی؟

509
00:27:10,197 --> 00:27:11,065
‫اگه...

510
00:27:20,007 --> 00:27:21,175
‫سناتور دورف

511
00:27:22,243 --> 00:27:23,744
‫نماینده...

512
00:27:23,878 --> 00:27:25,846
‫- هادسون، قربان
‫- درسته، درسته

513
00:27:25,980 --> 00:27:29,049
‫ناهار با کسی قرار داری، هادسون؟

514
00:27:29,183 --> 00:27:31,719
‫این رستوران خیلی توی دید نیست

515
00:27:31,852 --> 00:27:34,054
‫آخه خصوصیه،
‫تعجب می‌کنم که اصلا می‌شناسیش

516
00:27:34,188 --> 00:27:36,525
‫تحقیق کردم دیگه

517
00:27:36,657 --> 00:27:37,958
‫می‌گفتم کاش چند کلمه...

518
00:27:38,092 --> 00:27:39,927
‫درمورد مسئله‌ی مهمی حرف بزنیم

519
00:27:40,060 --> 00:27:42,564
‫در مورد نیروی ویژه ۸۳۶ اف‌بی‌آیه

520
00:27:42,696 --> 00:27:43,697
‫میشه بشینم؟

521
00:27:43,831 --> 00:27:45,666
‫کاش نشینید

522
00:27:48,702 --> 00:27:50,971
‫بودجه‌ی این گروه عملیاتی داره تموم میشه...

523
00:27:51,105 --> 00:27:54,576
‫اما کسی رو پیدا نمی‌کنم
‫که چیزی درموردش بدونه

524
00:27:54,708 --> 00:27:57,244
‫این که مسئولش کیه، چی کار می‌کنه
‫و عملکردش چه جوریه

525
00:27:57,378 --> 00:27:59,046
‫خب شما می‌دونید؟

526
00:27:59,180 --> 00:28:00,781
‫نمی‌دونم، هادسون

527
00:28:00,915 --> 00:28:04,418
‫خب مطمئنم که اف‌بی‌آی بهتر از من و تو
‫می‌دونه که به چی احتیاج داره

528
00:28:04,553 --> 00:28:07,556
‫برای مردم بودجه مهم نیست

529
00:28:07,721 --> 00:28:09,658
‫امنیت مهمه

530
00:28:09,790 --> 00:28:11,959
‫و اونا با کمال میل حاضرن...

531
00:28:12,092 --> 00:28:15,262
‫برای داشتن حس امنیت پول بدن،
‫چه بدونن چه ندونن

532
00:28:15,396 --> 00:28:17,632
‫ولی به نظرم کسایی
‫که مالیات میدن براشون مهمه

533
00:28:17,765 --> 00:28:19,433
‫بخشی از اداره قاچاق
‫یا مبارزه با مواد نیست

534
00:28:19,568 --> 00:28:21,636
‫هزینه‌هاشون نجومیه
‫و فقط داره بیشتر میشه

535
00:28:21,769 --> 00:28:23,572
‫راستش می‌خوام بدونم...

536
00:28:23,704 --> 00:28:25,272
‫که دقیقا برای چی داریم پول میدیم، قربان

537
00:28:27,074 --> 00:28:28,610
‫ببینم، تو متاهلی هادسون؟

538
00:28:28,742 --> 00:28:31,245
‫- نه.
‫- خب من متاهلم

539
00:28:31,378 --> 00:28:34,381
‫و به توصیه‌ی زنم، سر چیزهای کوچیک
‫خودمو اذیت نمی‌کنم

540
00:28:34,516 --> 00:28:37,418
‫و از نظر من این مسئله خیلی خیلی جزئیه

541
00:28:37,552 --> 00:28:39,086
‫حالا اگه دست بردار نیستی...

542
00:28:39,220 --> 00:28:40,821
‫یه وقت از دفترم بگیر...

543
00:28:40,955 --> 00:28:42,256
‫تا اون موقع درموردش حرف بزنیم

544
00:28:42,389 --> 00:28:44,659
‫الان باید بولگوگیم رو بخورم...

545
00:28:44,792 --> 00:28:46,427
‫تا از دهن نیفتاده

546
00:28:46,561 --> 00:28:49,129
‫قبلا خواستم از دفترتون وقت بگیرم
‫ولی کل وقتتون پر بود

547
00:28:49,263 --> 00:28:51,465
‫ببینید، وقتی بی‌خبر از قدرت
‫سو استفاده میشه، کسی برنده نمیشه

548
00:28:51,600 --> 00:28:53,100
‫خدای بزرگ، من...

549
00:28:53,234 --> 00:28:55,369
‫چطوره این مزخرفاتو بس کنیم؟

550
00:28:55,503 --> 00:28:57,838
‫چیزی که تو دنبالشی سرتیتر روزنامه‌ست

551
00:28:57,972 --> 00:29:00,274
‫ازم می‌خوای کمکت کنم که سر هیچ و پوچ...

552
00:29:00,407 --> 00:29:02,476
‫توی یه جلسه‌ی رسمی بلوا به پا کنی...

553
00:29:02,611 --> 00:29:03,844
‫تا یه‌دفعه بیای وسط...

554
00:29:03,978 --> 00:29:06,280
‫و بشی پیش‌آهنگی که
‫حکومت جمهوری رو نجات میده

555
00:29:06,413 --> 00:29:08,315
‫بهتون اطمینان میدم
‫که برای ظاهرسازی نیست، قربان

556
00:29:08,449 --> 00:29:09,850
‫من فقط دنبال مسئولیت‌پذیریم

557
00:29:09,984 --> 00:29:11,085
‫مگه نشنیدی؟

558
00:29:11,218 --> 00:29:13,622
‫مسئولیت‌پذیری دیگه از مد افتاده

559
00:29:13,787 --> 00:29:15,624
‫یعنی حتی ذره‌ای کنجکاو نیستید بدونید...

560
00:29:15,756 --> 00:29:17,659
‫که اون همه پول کجا داری میره، سناتور؟

561
00:29:17,791 --> 00:29:18,959
‫هان؟

562
00:29:22,429 --> 00:29:24,365
‫معلوم هست کجایی؟

563
00:29:24,498 --> 00:29:28,302
‫دارم ردینگتون رو نگاه می‌کنم که داره
‫تاریخ باارزش چندین قرن رو...

564
00:29:28,435 --> 00:29:31,706
‫توی نمایشگاه عتیقه‌های
‫شخصیش به باد میده

565
00:29:31,839 --> 00:29:33,173
‫فقط قول بده اگه بوبا فتی داشت...

566
00:29:33,307 --> 00:29:34,942
‫که موشک شلیک کرد بهم بگی

567
00:29:38,379 --> 00:29:40,881
‫از اون مدل حراج‌های اثاثیه‌ منزل نیست

568
00:29:41,015 --> 00:29:43,150
‫کوپر منو فرستاده که
‫روی کارهای ردینگتون نظارت کنم...

569
00:29:43,284 --> 00:29:44,552
‫اون‌وقت چی میشه؟

570
00:29:44,686 --> 00:29:47,354
‫به خودم میام می‌بینم
‫وسط یه تور یهویی دور دنیام...

571
00:29:47,488 --> 00:29:49,957
‫و آدمای حقه‌باز به پستم می‌خورن

572
00:29:50,090 --> 00:29:52,459
‫تا حالا اسم هاینریک ویتلزباخ به گوشت خورده؟

573
00:29:52,594 --> 00:29:54,328
‫نه، رد با اون چی کار داشت؟

574
00:29:54,461 --> 00:29:57,331
‫نمی‌دونم، پاکت رد و بدل کردن

575
00:29:57,464 --> 00:29:59,900
‫خب، می‌دونم که رد بی‌‌دلیل...

576
00:30:00,034 --> 00:30:01,268
‫با یه آدم حقه‌باز کار نمی‌کنه

577
00:30:01,402 --> 00:30:04,405
‫تو هم که داری تمام تلاشت رو می‌کنی

578
00:30:04,539 --> 00:30:06,173
‫باید پیشش باشی که هستی

579
00:30:06,307 --> 00:30:08,075
‫هر اتفاقی که این مدت می‌افته تقصیر تو نیست

580
00:30:08,208 --> 00:30:10,344
‫خب دیگه باید برم
‫می‌بینمت، سیا

581
00:30:22,856 --> 00:30:25,125
‫آدم باورش نمیشه همچین آدمی بره ماساژ پا

582
00:30:25,259 --> 00:30:27,194
‫همه ماساژ پا دوست دارن، نایج

583
00:30:31,766 --> 00:30:33,735
‫با بی‌سیم باهات در ارتباطم

584
00:30:33,867 --> 00:30:35,503
‫هر چی شد، همون علامت همیشگی رو میدم

585
00:30:35,637 --> 00:30:36,370
‫تو هم همین کارو کن

586
00:30:54,723 --> 00:30:58,626
‫۳۰ دلار، اینم ۵ دلار

587
00:30:59,728 --> 00:31:00,894
‫حالشو ببر

588
00:31:04,398 --> 00:31:07,802
‫ببخشید، آقا
‫بهم گفتن بگم خانم مالت منو فرستاده

589
00:31:07,935 --> 00:31:10,404
‫بله! من...

590
00:31:10,538 --> 00:31:12,640
‫یه چیزی دارم...

591
00:31:12,774 --> 00:31:15,142
‫که فکر کنم دنبالشید

592
00:31:15,275 --> 00:31:16,243
‫وای

593
00:31:18,245 --> 00:31:19,246
‫وای

594
00:31:20,782 --> 00:31:22,751
‫خطای رنگی سیسیلی

595
00:31:24,218 --> 00:31:27,988
‫باورم نمیشه چی دارم می‌بینم

596
00:31:28,122 --> 00:31:30,825
‫وقتی دوستِ کلکسیونرم بهم زنگ زد...

597
00:31:30,958 --> 00:31:33,460
‫تا بگه تمبر پیدا شده، همینجوری ماتم برد

598
00:31:33,595 --> 00:31:35,996
‫حالا جلوی جفت چشامه

599
00:31:36,130 --> 00:31:38,499
‫همونی که فقط دو تا ازش تو دنیا هست

600
00:31:39,967 --> 00:31:43,805
‫تصور کن پرینتر ایتالیایی، در سال ۱۸۵۹...

601
00:31:43,937 --> 00:31:46,373
‫به جای جوهر نارنجی، از جوهر آبی...

602
00:31:46,508 --> 00:31:49,143
‫برای چند تا تمبر پستی استفاده کرد و بوم...

603
00:31:49,276 --> 00:31:51,746
‫یه چیزی حدود ۱۶۰ سال بعدش...

604
00:31:51,880 --> 00:31:54,616
‫یکی از سودآورترین خطاهای چاپی تاریخ میشه

605
00:31:54,749 --> 00:31:55,817
‫آره

606
00:31:55,949 --> 00:32:00,287
‫وای، شوهرم شیفته‌ی این تمبر بود

607
00:32:01,188 --> 00:32:02,824
‫براش مثل یه نهنگ سفید بود

608
00:32:02,956 --> 00:32:04,859
‫یا شاید نهنگ آبی

609
00:32:06,728 --> 00:32:07,862
‫خدا رحمتش کنه

610
00:32:08,763 --> 00:32:10,197
‫تسلیت می‌گم

611
00:32:10,330 --> 00:32:12,634
‫با این که مدت زیادی گذشته...

612
00:32:12,767 --> 00:32:16,303
‫ولی انگار همین دیروز از دستش دادم

613
00:32:18,038 --> 00:32:19,306
‫شوهرم همیشه می‌گفت...

614
00:32:19,440 --> 00:32:22,610
‫که تمبرها بی‌آلایشن...

615
00:32:22,744 --> 00:32:26,881
‫ولی همین آثار هنری کوچولو...

616
00:32:27,014 --> 00:32:28,315
‫می‌تونن تا ابد موندگار بشن

617
00:32:30,451 --> 00:32:31,586
‫یه جورایی مثل ازدواج

618
00:32:34,188 --> 00:32:36,323
‫وای ببخشید

619
00:32:36,457 --> 00:32:38,192
‫سوال نکردین که این همه داستان براتون بگم

620
00:32:38,325 --> 00:32:40,327
‫اصلا، اشکالی نداره

621
00:32:40,461 --> 00:32:41,962
‫به هر حال من...

622
00:32:42,095 --> 00:32:44,331
‫می‌دونم پولم به اندازه‌ی ارزش این تمبر نیست

623
00:32:45,567 --> 00:32:47,936
‫فقط می‌خواستم بعد این همه مدت...

624
00:32:48,068 --> 00:32:49,336
‫از نزدیک ببینمش

625
00:32:51,071 --> 00:32:54,074
‫وای. شاید اصلاً بهتره یه عکس ازش بگیرم؟

626
00:32:54,208 --> 00:32:57,044
‫نه، عکس که کافی نیست

627
00:32:58,813 --> 00:33:00,414
‫من حاضرم این رو به قیمت...

628
00:33:00,548 --> 00:33:02,449
‫بخشی از ارزشش واقعیش بهتون بدم

629
00:33:02,584 --> 00:33:04,051
‫نه، این کارو نکن

630
00:33:04,184 --> 00:33:06,721
‫من پولم حتی به بخشی
‫از یه بخش ارزشش نمی‌رسه

631
00:33:07,856 --> 00:33:10,157
‫دو میلیون چی؟

632
00:33:10,290 --> 00:33:12,359
‫دو میلیون؟ نه بابا

633
00:33:13,193 --> 00:33:14,829
‫دو هزار دلار چی؟

634
00:33:18,065 --> 00:33:19,634
‫آخرین باری که این تمبر معامله شده...

635
00:33:19,767 --> 00:33:23,270
‫هزار برابر بیشتر فروخته شد

636
00:33:23,403 --> 00:33:25,172
‫آره

637
00:33:25,305 --> 00:33:28,075
‫خب، فکر نکنم هیچکس بیشتر از شما...

638
00:33:28,208 --> 00:33:30,778
‫قدر این تمبر رو بدونه

639
00:33:32,780 --> 00:33:33,615
‫بخریدش

640
00:33:34,849 --> 00:33:35,750
‫بخریدش

641
00:33:37,117 --> 00:33:38,452
‫به افتخار شوهرتون

642
00:33:42,022 --> 00:33:43,357
‫بی‌سیم رو چک می‌کنم

643
00:33:43,490 --> 00:33:44,726
‫صدات واضحه

644
00:33:44,859 --> 00:33:46,460
‫دریافت شد، رفتی داخل؟

645
00:33:46,594 --> 00:33:47,394
‫تایید میشه

646
00:33:58,038 --> 00:33:59,172
‫نایجل، صدامو داری؟

647
00:33:59,306 --> 00:34:01,441
‫- نایجل!
‫- دریافت شد، اینجام

648
00:34:03,243 --> 00:34:04,579
‫میرا؟ چیزی گفتی؟

649
00:34:08,348 --> 00:34:10,818
‫میرا؟ صدام هنوز واضحه؟

650
00:34:13,888 --> 00:34:14,923
‫میرا؟

651
00:34:16,724 --> 00:34:17,959
‫بسیار خب

652
00:34:18,091 --> 00:34:19,827
‫دوباره توی کار گره پیش اومد

653
00:34:26,768 --> 00:34:27,969
‫ببخشید

654
00:34:28,101 --> 00:34:29,938
‫میرا!

655
00:34:51,926 --> 00:34:53,828
‫شوهرم اینه

656
00:34:53,962 --> 00:34:55,195
‫مرد خوشتیپیه

657
00:34:55,329 --> 00:34:57,164
‫واقعا خودرای بود

658
00:34:58,498 --> 00:35:00,668
‫با کارهای خطرناکی...

659
00:35:00,802 --> 00:35:03,470
‫که این همه سال کرده، خیلی اذیتم کرده ولی...

660
00:35:05,372 --> 00:35:08,977
‫یه تار موشو به به صد تا گرگوری پکز نمیدم

661
00:35:23,791 --> 00:35:25,693
‫مرکز، وضعیتت چطوره؟

662
00:35:25,827 --> 00:35:28,495
‫تو محدوده‌ی گرند ریجت ۲۴
‫یه موقعیت اضطراری داریم

663
00:35:28,630 --> 00:35:31,264
‫نایجل ساتن، افسر ام‌آی‌۶ زخمی شده...

664
00:35:31,398 --> 00:35:33,067
‫احتمالا زخم گلوله‌ست

665
00:35:33,200 --> 00:35:35,503
‫تکرار می‌کنم، همکارم نایجل ساتن زخمی شده...

666
00:35:35,637 --> 00:35:37,038
‫و ارتباطم باهاش قطع شده

667
00:35:37,170 --> 00:35:39,473
‫دریافت شد، کد ۴۷۱

668
00:35:39,607 --> 00:35:41,009
‫امداد تو راهه

669
00:35:49,182 --> 00:35:50,350
‫سلام!

670
00:35:50,484 --> 00:35:55,023
‫عجب سورپرایز معرکه و تا حدی قابل‌انتظاری!

671
00:35:55,188 --> 00:35:57,792
‫من و اگنس با موزه‌ی تاریخ طبیعی قرار داریم

672
00:35:57,925 --> 00:35:59,159
‫و تا وقتی که هنوز توی نیویورکیم...

673
00:35:59,292 --> 00:36:01,228
‫گفتیم بیایم بهت یه سری بزنیم

674
00:36:01,361 --> 00:36:03,765
‫البته بدون شک مامور مالک آدرس رو داده

675
00:36:03,898 --> 00:36:05,099
‫سلام

676
00:36:05,232 --> 00:36:06,034
‫یه چیزی دارم

677
00:36:10,538 --> 00:36:13,741
‫این همون توپیه که پله باهاش...

678
00:36:13,875 --> 00:36:17,912
‫اولین گل جام جهانیش رو زد

679
00:36:18,046 --> 00:36:19,047
‫برای تو

680
00:36:19,747 --> 00:36:20,548
‫وای!

681
00:36:21,582 --> 00:36:24,152
‫چه خفن! مرسی، پینکی
‫می‌خوای بازی کنیم؟

682
00:36:25,252 --> 00:36:26,587
‫سیا، نوبت توئه

683
00:36:29,423 --> 00:36:31,726
‫شاید یه کمی از جادوی پله...

684
00:36:31,859 --> 00:36:34,062
‫تو بازی بعدی اگنس تاثیر گذاشت

685
00:36:34,194 --> 00:36:35,129
‫باید صحبت کنیم

686
00:36:35,262 --> 00:36:38,900
‫وایستا، داشت یادم می‌رفت

687
00:36:39,033 --> 00:36:40,568
‫امیدوارم به یه پرونده‌ی جدید مربوط باشه

688
00:36:42,537 --> 00:36:44,138
‫خیلی از اون بهتره، هارولد

689
00:36:44,271 --> 00:36:47,407
‫در رابطه‌ با سابقه‌ت
‫به عنوان افسر نیروی دریاییه

690
00:36:47,542 --> 00:36:49,209
‫گفتم شاید برات خاطره‌انگیز باشه

691
00:36:52,212 --> 00:36:56,283
‫یه نقشه‌ی مبتکرانه
‫برای یواس‌اس کانستلیشن...

692
00:36:56,416 --> 00:36:58,519
‫یکی از شش ناو محافظ اصلی‌ که...

693
00:36:58,653 --> 00:37:01,589
‫در سال ۱۷۹۴ مختص نیروی دریایی آمریکا بود

694
00:37:04,491 --> 00:37:05,593
‫حالت خوبه، ریموند؟

695
00:37:08,129 --> 00:37:09,097
‫از هدیه‌ت خوشت نیومد؟

696
00:37:09,229 --> 00:37:11,099
‫معلومه که از هدیه‌م خوشم اومد

697
00:37:11,231 --> 00:37:12,466
‫اونم خیلی زیاد، مرسی

698
00:37:14,367 --> 00:37:17,404
‫ولی مامور مالک میگه کل زمین رو گشتی...

699
00:37:17,538 --> 00:37:19,306
‫تا کلکسیون جمع کنی و حالا عملا داری...

700
00:37:19,439 --> 00:37:21,576
‫بعضی از اموال بی‌نظیرت رو میدی به بقیه

701
00:37:21,709 --> 00:37:23,945
‫چیزی شده که نیاز باشه بدونم؟

702
00:37:24,078 --> 00:37:27,815
‫فقط دارم یه کم عشق و حال می‌کنم، هارولد
‫عشق و حال رو که یادت نرفته؟

703
00:37:27,949 --> 00:37:31,318
‫آدم که سنش میره بالاتر
‫می‌فهمی الکی زندگی رو...

704
00:37:31,451 --> 00:37:32,620
‫خیلی پیچیده کرده

705
00:37:32,754 --> 00:37:35,022
‫خودمونو تا حد مرگ به سختی میندازیم

706
00:37:35,156 --> 00:37:37,959
‫شاید، ولی الان دنیای من...

707
00:37:38,092 --> 00:37:40,460
‫یعنی دنیای لیست سیاه پیچیده هست

708
00:37:40,595 --> 00:37:41,662
‫با نبودت پیچیده‌تر هم شد

709
00:37:42,295 --> 00:37:43,531
‫نگران نباش، هارولد

710
00:37:43,664 --> 00:37:45,833
‫قول میدم خیلی زود برگردیم سر کارمون

711
00:37:45,967 --> 00:37:47,501
‫تا اون موقع خیالت راحت باشه

712
00:37:47,635 --> 00:37:49,971
‫مامور مالک اینجاست تا
‫حواسش به همه چی باشه

713
00:37:57,111 --> 00:37:58,378
‫سناتور دورف اومده
‫بگم بیاد تو؟

714
00:37:58,513 --> 00:38:00,214
‫ممنون، دختر خانم

715
00:38:00,347 --> 00:38:03,017
‫نه، بلند نشید، بفرمایید
‫زیاد نمی‌مونم

716
00:38:03,151 --> 00:38:06,020
‫اومدم بگم از سبکت خوشم میاد، هادسون

717
00:38:06,687 --> 00:38:07,889
‫قربان؟

718
00:38:08,022 --> 00:38:11,424
‫برعکس تو من به ظواهر علاقه دارم

719
00:38:11,559 --> 00:38:13,628
‫و جلسات رسمی‌ که
‫ولخرجی‌های دولت رو برملا می‌کنن...

720
00:38:13,761 --> 00:38:15,863
‫توی رسانه‌ها خوب می‌چرخه

721
00:38:15,997 --> 00:38:18,032
‫شنیدم پرطرفدار هم هست

722
00:38:18,166 --> 00:38:21,169
‫این یعنی می‌خواین نگرانی‌های
‫منو به کمیته‌تون بگین؟

723
00:38:21,301 --> 00:38:23,671
‫این یعنی می‌خوام به همکاری با شما...

724
00:38:23,805 --> 00:38:24,839
‫و عدالتتون فکر کنم

725
00:38:25,940 --> 00:38:27,842
‫پس هر چی که فکر می‌کنید نیازه ببینم رو...

726
00:38:27,975 --> 00:38:29,376
‫برام بفرستید...

727
00:38:29,510 --> 00:38:30,845
‫تا شروع کنیم

728
00:38:30,978 --> 00:38:31,746
‫- ممنونم، مرسی قربان
‫- بسیار خب

729
00:38:32,547 --> 00:38:33,848
‫شکی نیست که...

730
00:38:33,981 --> 00:38:35,783
‫این نیروی ویژه یه چیز فاسدیه

731
00:38:35,917 --> 00:38:37,185
‫ریشه‌کنش می‌کنیم

732
00:38:37,317 --> 00:38:38,286
‫آره

733
00:38:52,499 --> 00:38:53,668
‫بفرمایید

734
00:38:57,705 --> 00:38:59,073
‫سیا؟

735
00:39:05,345 --> 00:39:07,715
‫اینم پورسانت تو از فروش امروز

736
00:39:09,050 --> 00:39:09,784
‫۲۰۰۰ دلار؟

737
00:39:11,018 --> 00:39:12,452
‫می‌دونی که نمی‌تونم قبول کنم

738
00:39:12,587 --> 00:39:14,555
‫من اینجا مشغولم کارم. کار خودم

739
00:39:14,689 --> 00:39:17,558
‫فرض کن جایزه‌ی کنار اومدن با منه

740
00:39:17,692 --> 00:39:19,760
‫جایزه‌ای که برای چندین چیزه

741
00:39:20,528 --> 00:39:21,461
‫منظورت چیه؟

742
00:39:21,596 --> 00:39:23,030
‫اونطور که من فهمیدم...

743
00:39:23,164 --> 00:39:27,268
‫برای تحقیق درمورد گذشته‌ی میرا مالک...

744
00:39:27,400 --> 00:39:30,638
‫و آغاز کار خودت خیلی اصرار داری

745
00:39:30,771 --> 00:39:34,342
‫هر چی که بشه، اون چکی که توی دستته...

746
00:39:34,474 --> 00:39:36,244
‫کمکت می‌کنه دری رو باز کنی...

747
00:39:36,376 --> 00:39:38,179
‫که تصمیم می‌گیری ازش رد بشی

748
00:39:39,580 --> 00:39:42,283
‫باورم نمیشه این فروش نرفت

749
00:39:43,951 --> 00:39:45,953
‫ما چندین ماه صرف
‫پیدا کردن مینکوف کردیم...

750
00:39:46,087 --> 00:39:48,222
‫حالا به فنا رفتیم و اونم غیبش زده

751
00:39:48,356 --> 00:39:50,758
‫نمی‌دونیم کی به معبد حمله میشه

752
00:39:50,892 --> 00:39:54,262
‫همه‌ش به خاطر این که
‫یه ابزار نظارتی از کار افتاد؟

753
00:39:54,394 --> 00:39:55,730
‫من به محض این که ماشین رو دیدم...

754
00:39:55,863 --> 00:39:57,298
‫سعی کردم به افسر ساتون هشدار بدم...

755
00:39:57,430 --> 00:40:00,001
‫که محافظ مینکوف
‫به طور غیرمنتظره‌ای برگشته

756
00:40:00,701 --> 00:40:02,136
‫فکر کردم صدامو شنید

757
00:40:02,270 --> 00:40:04,105
‫باید می‌شنید

758
00:40:04,238 --> 00:40:05,472
‫اما جواب نداد

759
00:40:09,176 --> 00:40:10,477
‫یا شایدم حق با تو بود

760
00:40:10,611 --> 00:40:14,348
‫شاید برای این کار زیادی حواس‌پرت بود

761
00:40:16,017 --> 00:40:19,086
‫تقصیر منه که اصرار داشتم از پسش برمیاد

762
00:40:19,220 --> 00:40:20,988
‫باید بیشتر تلاش می‌‌کردم، باید می‌رفتم تو

763
00:40:22,690 --> 00:40:23,791
‫واقعا متاسفم

764
00:40:26,327 --> 00:40:27,427
‫زنِ بیچاره‌ش

765
00:40:34,001 --> 00:40:35,803
‫توصیه می‌کنم ۲۱ روز مرخصی بگیری

766
00:40:37,505 --> 00:40:39,840
‫برای سیای دوست‌داشتنی یکم وقت بذار

767
00:40:41,275 --> 00:40:42,475
‫با یکی حرف بزن

768
00:40:42,610 --> 00:40:44,545
‫سازمان تحقیقات لازم رو انجام میده...

769
00:40:44,679 --> 00:40:46,714
‫ولی تا جایی که من می‌دونم...

770
00:40:46,847 --> 00:40:48,716
‫هیچ جوره نمی‌تونستی...

771
00:40:48,849 --> 00:40:50,384
‫جلوی مرگ نایجل ساتون رو بگیری

772
00:40:53,521 --> 00:40:55,823
‫باید یکم بیشتر
‫توی ماموریت ردینگتون نگهت دارم

773
00:40:55,957 --> 00:40:57,625
‫حدس می‌زدم

774
00:40:57,758 --> 00:41:00,227
‫نیازی نیست حتما از هر دری که
‫رد شد، رد بشی

775
00:41:00,361 --> 00:41:02,730
‫ولی هر وقت که خواست بیاد بیرون،
‫باید اونجا باشی

776
00:41:02,863 --> 00:41:04,031
‫هر چی باشه...

777
00:41:04,165 --> 00:41:06,000
‫به ظاهر واقعا برات احترام قائله

778
00:41:06,133 --> 00:41:09,003
‫بیشتر حس می‌کنم مراقبته

779
00:41:09,136 --> 00:41:12,340
‫البته توی ادینبرو
‫چندان احساس امنیت نداشتم

780
00:41:12,472 --> 00:41:16,243
‫خب همونطور که گفتم، اولویت امنیت توئه

781
00:41:16,377 --> 00:41:18,045
‫فقط هر کار لازمه بکن تا چشم ازش برنداری

782
00:41:18,179 --> 00:41:19,213
‫چشم

783
00:41:19,347 --> 00:41:21,015
‫به افراد تیم بگو
‫بهترین آرزوها رو براشون دارم

784
00:41:38,366 --> 00:41:41,235
‫تو کی هستی، خانوم کتلین ساتون؟

785
00:41:43,004 --> 00:41:44,872
‫و دقیقا با من چی کار داری؟

786
00:41:48,873 --> 00:41:53,873
‫مترجم: Highbury

787
00:41:53,874 --> 00:41:58,874
‫ارائه شده توسط وبسایت انیمه لیست
‫Www.Anime-List.Net

788
00:41:58,875 --> 00:42:03,875
‫کانال ترجمه و آخرین زیرنویس‌ها:
‫t.me/AnimeListTeam

