﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:07,000
رسانه بزرگ «نايت مووي» تقديم مي‌كند
WwW.NightMovie.Top

2
00:00:17,392 --> 00:00:19,353
‫آن‌چه در «شاهزاده اژدها» گذشت...

3
00:00:25,943 --> 00:00:27,903
‫چطور با اين عذاب وجدان زندگي كنم؟

4
00:00:28,403 --> 00:00:31,281
‫چطور با اين احساسات كنار بيام؟

5
00:00:31,365 --> 00:00:33,075
‫خودت رو جمع كن

6
00:00:33,158 --> 00:00:37,329
‫الف استارتاچ دشمني معمولي نيست
‫كه بشه دست‌كم گرفتش

7
00:00:37,412 --> 00:00:39,414
‫طعمه‌‌هاش جادوگرها بودن

8
00:00:40,582 --> 00:00:43,835
‫سورن گم شده.
‫اون برنگشت

9
00:00:46,380 --> 00:00:49,883
‫اون شجاعه.
‫حتماً اون پايينه و داره دنبال ركس مي‌گرده

10
00:00:51,552 --> 00:00:52,636
‫بچه‌ها؟

11
00:00:52,719 --> 00:00:54,555
‫

12
00:00:55,347 --> 00:00:56,557
‫كلوديا؟

13
00:00:58,994 --> 00:01:05,994
كانال زيرنويس‌هاي ما
@NightMovieTT

14
00:01:06,965 --> 00:01:13,965
« ما را در تلگرام، اينستاگرام و توئيتر دنبال كنيد »
@NightMovie_Co

15
00:01:14,986 --> 00:01:29,986
دانلود فيلم‌وسريال بدون سانسور با زيرنويس چسبيده
WwW.NightMovie.Top

16
00:01:45,319 --> 00:01:51,319
‫[ شاهزاده‌ اژدها ]
‫[ راز اراوس ]

17
00:01:55,806 --> 00:01:59,806
‫«كتاب چهارم: زمين»
‫«قسمت هفت: زير سطح زمين»

18
00:02:00,050 --> 00:02:08,050
ترجمه از: احسان جولاپور
Instagram: Mister.Cloner

19
00:02:08,795 --> 00:02:12,633
‫سه طبقه بين اينجا
‫و لانه‌ي ركس ايگنيوس هست

20
00:02:12,716 --> 00:02:15,135
‫من اسم‌شون رو گذاشتم
‫«مناطق خطر»

21
00:02:15,219 --> 00:02:19,389
‫اگه از هر سه جون سالم به در ببريم
‫به محضر ابراژدهاي عظيم راه پيدا مي‌كنيم

22
00:02:19,473 --> 00:02:22,100
‫هديه‌ي قرباني‌تون رو بهش مي‌ديم
‫و براي بهترين اميدوار مي‌شيم

23
00:02:22,184 --> 00:02:24,436
‫صبر كن، الان گفتي «هديه‌ي قربا...»

24
00:02:24,520 --> 00:02:26,104
‫به منطقه‌ي اول رسيديم

25
00:02:35,322 --> 00:02:36,657
‫هزارتوي كريستالي

26
00:02:37,950 --> 00:02:39,660
‫

27
00:02:39,743 --> 00:02:42,138
‫آره، هميشه مي‌گفتم
‫كه اگه يه جا باشه كه برم

28
00:02:42,162 --> 00:02:44,748
‫داخلش براي هميشه گم مي‌شم
‫و از گرسنگي مي‌ميرم، اين‌جاست

29
00:02:44,831 --> 00:02:46,708
‫خيلي زيباست!

30
00:03:08,355 --> 00:03:10,649
‫سورن رو اين‌طوري قراره
‫پيدا كنيم؟

31
00:03:12,818 --> 00:03:17,447
‫سورن قويه.
‫يه راهي براي زنده موندن پيدا مي‌كنه

32
00:03:29,001 --> 00:03:30,001
‫كلوديا؟

33
00:03:30,544 --> 00:03:32,546
‫خودتي؟

34
00:03:33,213 --> 00:03:34,213
‫چرا...

35
00:03:37,467 --> 00:03:38,719
‫چرا...

36
00:03:39,511 --> 00:03:41,471
‫چرا پيژامه تنته؟

37
00:03:42,181 --> 00:03:43,181
‫وايسا، چي؟

38
00:03:43,557 --> 00:03:45,267
‫آره!

39
00:03:45,350 --> 00:03:49,521
‫فهميدم كه دوست اژدهاي جديد من
‫از چيزهاي درخشان كه تلق‌تلق بدن مي‌ترسه

40
00:03:49,605 --> 00:03:51,315
‫پس زره‌ام رو درآوردم

41
00:03:52,858 --> 00:03:55,986
‫و تو زير زره‌ات، پيژامه مي‌پوشي؟

42
00:03:56,069 --> 00:03:59,239
‫بله. باعث صرفه‌جويي در زمان مي‌شه
‫و به شدت راحته

43
00:03:59,323 --> 00:04:02,367
‫اما ديگه از پيژامه‌ي من بكش بيرون، كلوديا

44
00:04:02,451 --> 00:04:05,078
‫بايد از اين كارت، يعني آزاد كردن
‫بزرگ‌ترين اهريمني

45
00:04:05,162 --> 00:04:06,538
‫كه دنيا به خودش ديده
‫دست برداري

46
00:04:06,622 --> 00:04:09,541
‫مي‌دونستم كه درك نمي‌كني

47
00:04:11,752 --> 00:04:13,003
‫اگه دست برنداري

48
00:04:14,171 --> 00:04:15,422
‫و جلوت رو مي‌گيرم

49
00:04:24,890 --> 00:04:26,433
‫احضار بال خفاش!

50
00:04:30,854 --> 00:04:32,814
‫

51
00:04:33,982 --> 00:04:37,444
‫زود باش. بايد بريم دنبالش!
‫بدو بريم

52
00:04:39,112 --> 00:04:40,112
‫لطفاً؟

53
00:04:41,240 --> 00:04:43,075
‫يالا

54
00:04:47,496 --> 00:04:49,581
‫خيلي قويه

55
00:04:49,665 --> 00:04:52,501
‫اين سنگ‌هاي جواهر باعث مي‌شن
‫مكعب روني من پرنور بدرخشه

56
00:04:52,584 --> 00:04:56,171
‫اين جواهرات فقط درخشنده نيستن
‫پر از جادوي كهن هم هستن

57
00:04:57,089 --> 00:04:59,258
‫وايسيد، مي‌دونم موضوع چيه

58
00:04:59,341 --> 00:05:02,594
‫قاتلان مون‌شدو از عقيق ماه
‫به عنوان منبع نيرو براي طلسم‌هاي

59
00:05:02,678 --> 00:05:04,346
‫مخفي‌كاري و توهم‌زا
‫استفاده مي‌كنن

60
00:05:04,429 --> 00:05:05,430
‫دقيقا!

61
00:05:05,514 --> 00:05:07,474
‫ياقوت آتشين حاوي جادوي خورشيده

62
00:05:07,558 --> 00:05:09,226
‫زمرد كبود حاوي نيروي اقيانوسه

63
00:05:09,309 --> 00:05:10,870
‫زمرد سبز حاوي انرژي زمين...

64
00:05:10,894 --> 00:05:12,437
‫و ياقوت كبود

65
00:05:12,521 --> 00:05:14,231
‫جادوي آسمان رو درش داره

66
00:05:14,314 --> 00:05:16,400
‫براي هركدوم از منابع جادوي كهن
‫سنگ جواهر وجود داره

67
00:05:16,483 --> 00:05:18,110
‫البته پنج تا از شش تاشون

68
00:05:18,193 --> 00:05:21,280
‫صبر كن، يعني هيچ جواهر كهني
‫براي جادوي ستاره‌اي وجود نداره؟

69
00:05:21,363 --> 00:05:22,906
‫از لحاظ فني وجود داره

70
00:05:22,990 --> 00:05:25,033
‫بهش مي‌گن الماس اختروش

71
00:05:25,117 --> 00:05:27,035
‫اما به طرزي باورنكردني كميابن

72
00:05:27,119 --> 00:05:30,581
‫افسانه‌ها مي‌گن كه كلا سه تا
‫الماس اختروش توي كل دنيا هست

73
00:05:31,373 --> 00:05:33,208
‫اما خيلي از اين‌ها هست

74
00:05:33,292 --> 00:05:35,372
‫به نظرم ايرادي نداره
‫اگه دلت خواست يدونه برداري

75
00:05:36,753 --> 00:05:37,754
‫

76
00:05:39,715 --> 00:05:42,926
‫ايول. ماه از همه زيبا‌تره

77
00:05:43,010 --> 00:05:45,179
‫آره نظر منم همينه

78
00:05:46,555 --> 00:05:49,308
‫منظورم عقيق بود

79
00:06:02,738 --> 00:06:06,533
‫خب، هرچقدر هم كه اين مسيرهاي كريستالي
‫زيبا و حماسي باشن

80
00:06:06,617 --> 00:06:08,535
‫ما مسير خروج‌مون رو چطور قراره پيدا كنيم؟

81
00:06:08,619 --> 00:06:10,829
‫مي‌گذاريم موسيقي مسير رو روشن كنه!

82
00:06:11,413 --> 00:06:12,915
‫

83
00:06:13,707 --> 00:06:16,501
‫كسي مي‌دونه منظورش چيه؟

84
00:06:16,585 --> 00:06:17,585
‫نچ!

85
00:06:25,886 --> 00:06:30,516
‫خب، داشتم فكر مي‌كردم
‫كه كلوديا هنوز برنگشته

86
00:06:30,599 --> 00:06:32,226
‫و داره ديروقت مي‌شه

87
00:06:32,893 --> 00:06:35,562
‫اون محدوديت رفت و آمد نداره، تري

88
00:06:35,646 --> 00:06:37,898
‫نه، البته كه نداره

89
00:06:37,981 --> 00:06:40,526
‫اون يه زن بالغه
‫جادوگر قدرتمنديه

90
00:06:40,609 --> 00:06:43,195
‫و بلده مردم رو از مرگ برگردونه
‫و از اين كارها

91
00:06:43,278 --> 00:06:46,198
‫از پس خودش برمياد
‫ساعت خوابش با خودشه

92
00:06:48,200 --> 00:06:50,869
‫شايد داره از قدم‌زدن
‫زير نور مهتاب لذت مي‌بره

93
00:06:50,953 --> 00:06:54,289
‫و چندتا نفس هواي تازه
‫استشمام مي‌كنه

94
00:07:24,653 --> 00:07:27,072
‫ولم كن، سورن!

95
00:07:27,155 --> 00:07:28,574
‫كلوديا، بپا!

96
00:07:33,328 --> 00:07:35,372
‫كلوديا!

97
00:07:47,885 --> 00:07:49,761
‫اين يه كريستال تنظيمه

98
00:07:49,845 --> 00:07:52,514
‫لمسش كه كني، يه فركانس صوتي
‫طنين اندازي از خودش آزاد مي‌كنه

99
00:07:52,598 --> 00:07:54,766
‫كه باعث انتشار نور ثابتي مي‌شه كه...

100
00:07:54,850 --> 00:07:56,226
‫خب، خواهيد ديد

101
00:07:56,310 --> 00:07:57,311
‫كي مي‌خواد لمسش كنه؟

102
00:08:13,619 --> 00:08:15,954
‫كريستال تنظيم بعدي اونجاست.
‫بريم!

103
00:08:23,670 --> 00:08:25,214
‫واي!

104
00:08:29,384 --> 00:08:30,802
‫

105
00:08:54,910 --> 00:08:56,286
‫واي

106
00:09:02,793 --> 00:09:08,799
‫اون منطقه‌ي خطر كه خوش گذشت
‫سخت منتظر بعدي هستم

107
00:09:08,882 --> 00:09:09,716
‫عجب روحيه‌اي!

108
00:09:09,800 --> 00:09:11,051
‫بعدي هم به همين اندازه
‫خوش مي‌گذره

109
00:09:11,134 --> 00:09:13,974
‫مخصوصاً اگه خوشت بياد
‫با هيولاهاي مرگبار قايم باشك بازي كني

110
00:09:14,054 --> 00:09:15,556
‫چي؟

111
00:09:19,560 --> 00:09:21,687
‫

112
00:09:26,024 --> 00:09:28,318
‫ببخشيد. بايد مي‌بستمت

113
00:09:28,402 --> 00:09:30,195
‫من... فقط مي‌خوام حرف بزنم

114
00:09:30,571 --> 00:09:32,823
‫اكثر خواهرهاي مردم

115
00:09:32,906 --> 00:09:36,368
‫نمي‌تونن بال‌هاي ترسناك خفاشي دربيارن
‫و پرواز كنن برن

116
00:09:38,078 --> 00:09:39,955
‫چرا نيومدي خونه، كلوديا؟

117
00:09:40,622 --> 00:09:43,333
‫بعد از نبرد رو مي‌گم
‫مي‌گذاشتي بفهمم زنده‌اي

118
00:09:43,417 --> 00:09:45,502
‫من نگرانت بودم، خب
‫و...

119
00:09:46,211 --> 00:09:47,546
‫دلم برات تنگ بود!

120
00:09:47,629 --> 00:09:51,133
‫اما كلوديا، تو سمت اشتباه رو گرفتي

121
00:09:51,216 --> 00:09:52,676
‫از اون‌جا مي‌دونم كه...

122
00:09:52,759 --> 00:09:54,303
‫چون خودم هم همين‌طور بودم

123
00:09:55,012 --> 00:09:59,266
‫اما واسه تغيير كردن دير نيست.
‫خواهش مي‌كنم، مي‌دونم مي‌توني تغيير كني!

124
00:10:02,769 --> 00:10:04,813
‫بابا مُرده، كلوديا

125
00:10:05,522 --> 00:10:07,816
‫ديگه مجبور نيستي
‫كاري كه اون مي‌خواد رو انجام بدي

126
00:10:13,197 --> 00:10:14,907
‫هنوز برنگشته

127
00:10:17,075 --> 00:10:19,828
‫تو واقعاً نگرانش نيستي؟

128
00:10:19,912 --> 00:10:21,663
‫نگراني چه فايده‌اي داره؟

129
00:10:25,876 --> 00:10:26,960
‫خب...

130
00:10:27,794 --> 00:10:30,839
‫مي‌خواستم بگم
‫به اون اندرزي كه من رو

131
00:10:30,923 --> 00:10:32,799
‫پيش‌تر كردي، كلي فكر كردم

132
00:10:32,883 --> 00:10:34,426
‫اندرز؟ من...

133
00:10:34,510 --> 00:10:36,637
‫دقيق نمي‌دونم درباره‌ي چي
‫حرف مي‌زني

134
00:10:37,221 --> 00:10:41,725
‫گويا كل فلسفه‌ات رو توي...

135
00:10:41,808 --> 00:10:43,393
‫«خودت رو جمع كن»
‫خلاصه كردي

136
00:10:43,477 --> 00:10:44,477
‫

137
00:10:48,273 --> 00:10:51,610
‫خلاصه كه كلي درموردش فكر كردم

138
00:10:51,693 --> 00:10:52,861
‫كلي

139
00:10:53,445 --> 00:10:56,782
‫كلوديا هميشه مي‌گه
‫كه من به هرچيزي زيادي فكر مي‌كنم

140
00:10:56,865 --> 00:10:59,409
‫و مي‌گه باعث مي‌شه عجيب باشم
‫و...

141
00:11:00,285 --> 00:11:02,454
‫و شگفت‌انگيز
‫پس...

142
00:11:04,540 --> 00:11:06,833
‫فكر كنم منظورت اينه كه...

143
00:11:07,417 --> 00:11:09,753
‫نبايد احساسات داشته باشم

144
00:11:11,129 --> 00:11:12,214
‫

145
00:11:12,297 --> 00:11:14,550
‫من نمي‌خوام چنين كاري كنم

146
00:11:15,050 --> 00:11:18,679
‫امكان نداره اون‌قدر قوي بشم
‫كه بتونم هركاري كه لازمه رو انجام بدم

147
00:11:18,762 --> 00:11:19,972
‫و احساسات داشته باشم

148
00:11:20,055 --> 00:11:21,890
‫من همه جور احساساتي رو خواهم داشت!

149
00:11:22,724 --> 00:11:25,435
‫كلوديا راست مي‌گه

150
00:11:26,103 --> 00:11:28,313
‫واقعاً عجيبي

151
00:11:31,650 --> 00:11:32,901
‫و؟

152
00:11:34,069 --> 00:11:38,198
‫شايد هم شگفت‌انگيز

153
00:11:38,282 --> 00:11:40,200
‫واي! مرسي

154
00:11:40,951 --> 00:11:44,329
‫مي‌دوني، يه بخشي در
‫فلسفه‌ي «خودت رو جمع كن» وجود داره

155
00:11:44,413 --> 00:11:46,290
‫كه فكر كنم جفت‌مون مي‌تونيم ازش
‫استفاده كنيم

156
00:11:46,373 --> 00:11:47,708
‫چي هست؟

157
00:11:47,791 --> 00:11:49,501
‫يه بغل بزرگ و خفن!

158
00:11:49,585 --> 00:11:50,794
‫لطفاً نكن

159
00:11:50,878 --> 00:11:52,045
‫باشه!

160
00:11:52,880 --> 00:11:55,465
‫باشه، به حد و حدودت احترام مي‌گذارم

161
00:11:59,219 --> 00:12:02,014
‫پل در تاريكي
‫دقيقاً همونيه كه از اسمش پيداست

162
00:12:02,097 --> 00:12:05,517
‫از يه پل باريك رد مي‌شيم
‫كه از روي پرتگاه عميقي مي‌گذره

163
00:12:05,601 --> 00:12:07,978
‫اگه سقوط كنيد، مي‌افتيد و مي‌ميريد

164
00:12:08,061 --> 00:12:11,815
‫اما قسمت سختش اينجاست:
‫اونجا كاملاً تاريكه

165
00:12:11,899 --> 00:12:14,401
‫- نمي‌تونيم مشعل ببريم؟
‫- يا بيت رو!

166
00:12:14,484 --> 00:12:16,820
‫گاهي اوقات يه دوست
‫مي‌تونه مسير رو روشن كنه

167
00:12:17,905 --> 00:12:19,156
‫چقدر خوبه

168
00:12:19,239 --> 00:12:21,283
‫اما نه، اونجا هيولاهاي بسيار وحشتناكي هستن

169
00:12:21,366 --> 00:12:23,327
‫كه حتي به كم‌ترين نور هم جذب مي‌شن

170
00:12:23,410 --> 00:12:26,121
‫مشخص نيست كه از نور بدشون مياد
‫يا غذاشونه

171
00:12:28,415 --> 00:12:31,168
‫اما هركدومش هم كه باشه
‫نبايد نور بياريد

172
00:12:31,251 --> 00:12:33,879
‫وگرنه اون هيولاها
‫تكه پاره‌تون مي‌كنن

173
00:12:39,551 --> 00:12:41,351
‫- همه حال‌شون خوبه؟
‫- آره

174
00:12:41,428 --> 00:12:42,697
‫عاليه

175
00:12:42,721 --> 00:12:44,574
‫از عالي هم بهتر

176
00:12:44,598 --> 00:12:49,394
‫اين پل چندان هم خطرناك نيست.
‫اصلا مي‌خوام چرخ و فلك بزنم!

177
00:12:49,478 --> 00:12:51,598
‫ريلا،‌ بعيد مي‌دونم
‫فكر چندان خوبي...

178
00:12:51,647 --> 00:12:54,858
‫

179
00:12:54,942 --> 00:12:58,695
‫مي‌شه لطفاً به آرامي

180
00:12:58,779 --> 00:13:01,156
‫از پل عبور كنيم؟

181
00:13:01,240 --> 00:13:03,659
‫شوخي كردم، كالم

182
00:13:03,742 --> 00:13:05,702
‫حالت رو عوض كن
‫و از تاريكي لذت ببر

183
00:13:05,786 --> 00:13:08,580
‫اه، عقيق ماهم افتاد

184
00:13:08,664 --> 00:13:12,000
‫همين جا...

185
00:13:12,084 --> 00:13:13,460
‫- پيداش كردم!
‫- نور!

186
00:13:13,544 --> 00:13:16,004
‫- نور!
‫- كالم، مكعبت رو كنار بذار!

187
00:13:17,798 --> 00:13:20,259
‫باشه، اميدوارم كه هيچ‌كدوم از جانورها
‫نديده باشنش

188
00:13:20,342 --> 00:13:22,719
‫فقط به حركت ادامه بديد
‫بيشتر از نصف راه رو اومديم

189
00:13:24,930 --> 00:13:27,182
‫بجنبيد همه.
‫تقريباً رسيديم

190
00:13:27,266 --> 00:13:28,701
‫- حال‌تون چطوره؟
‫- خوبه

191
00:13:28,725 --> 00:13:30,352
‫- عاليه
‫- تقريباً رسيديم

192
00:13:30,435 --> 00:13:31,436
‫بيت؟ هستي؟

193
00:13:31,520 --> 00:13:33,160
‫خوبي، رفيق؟

194
00:13:33,188 --> 00:13:35,566
‫بيت، مشكلي پيش نمياد

195
00:13:35,649 --> 00:13:37,329
‫بهم اعتماد كن

196
00:13:37,401 --> 00:13:39,945
‫فقط بايد خونسرد باشي
‫و به جلو حركت كني

197
00:13:40,028 --> 00:13:42,364
‫درخشندگي هم نداشته باشي

198
00:13:54,126 --> 00:13:55,836
‫برعد و برق!

199
00:13:59,131 --> 00:14:00,924
‫زود باشيد!

200
00:14:01,008 --> 00:14:02,259
‫همه فرار كنيد!

201
00:14:28,118 --> 00:14:30,579
‫واي!

202
00:14:33,957 --> 00:14:35,417
‫زيم!

203
00:14:49,681 --> 00:14:51,892
‫- بريم!
‫- بايد بريم!

204
00:14:55,062 --> 00:14:56,522
‫من بدون اون نمي‌رم

205
00:14:58,190 --> 00:15:00,150
‫زيم!

206
00:15:01,193 --> 00:15:03,111
‫زيم!

207
00:15:06,281 --> 00:15:07,407
‫زود باش، رفيق

208
00:15:08,742 --> 00:15:10,577
‫هيچي

209
00:15:10,661 --> 00:15:12,204
‫چيزي نمي‌بينم

210
00:15:14,540 --> 00:15:15,791
‫زيم...

211
00:15:16,291 --> 00:15:17,291
‫نه

212
00:15:31,223 --> 00:15:32,808
‫زيم!

213
00:15:32,891 --> 00:15:34,017
‫ايول!

214
00:15:37,771 --> 00:15:40,524
‫ممكنه اون جانورها برگردن.
‫بيايد از اينجا بريم

215
00:15:49,700 --> 00:15:52,119
‫بيخيال، كلوديا

216
00:15:52,202 --> 00:15:55,914
‫مي‌دونم باهام حرف نمي‌زني
‫اما بايد بس كني

217
00:15:55,998 --> 00:15:58,125
‫من از آروادوز خبر دارم

218
00:15:58,208 --> 00:16:01,128
‫آواروني؟

219
00:16:01,211 --> 00:16:03,922
‫آورادوز. امبرنوز!
‫[ يعني دماغ كهربايي ]

220
00:16:04,006 --> 00:16:08,135
‫اراوس. اسمش اراوسه!
‫اونقدرها هم سخت نيست

221
00:16:08,218 --> 00:16:09,636
‫همين رو گفتم!

222
00:16:09,720 --> 00:16:11,180
‫نه، نگفتي

223
00:16:11,263 --> 00:16:12,848
‫و تو هيچي درموردش نمي‌دوني

224
00:16:12,931 --> 00:16:16,852
‫اين رو مي‌دونم كه مي‌خواد
‫همه با هم بجنگيم و از هم متنفر باشيم!

225
00:16:16,935 --> 00:16:18,562
‫مي‌خواد دنيا بسوزه

226
00:16:18,645 --> 00:16:22,316
‫اشتباه مي‌كني! اژدهايان و الف‌ها
‫همين‌طوريش هم از ما بدشون مياد

227
00:16:22,399 --> 00:16:26,153
‫اين غلطه. من الان با اژدهايان و الف‌ها
‫دوست هستم

228
00:16:26,236 --> 00:16:28,906
‫مطمئني؟ دوست واقعي؟

229
00:16:28,989 --> 00:16:31,033
‫يا فقط دارن ازت بهره مي‌برن؟

230
00:16:33,202 --> 00:16:36,163
‫تو هميشه به چشم اون‌ها
‫يه انساني

231
00:16:36,705 --> 00:16:38,415
‫هميشه پست خواهي بود!

232
00:16:39,750 --> 00:16:43,003
‫هزاران سال پيش
‫انسان‌ها هيچ چيز نداشتن

233
00:16:43,086 --> 00:16:46,715
‫گرسنه و بدبخت و بي‌دفاع بوديم

234
00:16:46,798 --> 00:16:48,800
‫قحطي و بيماري و...

235
00:16:48,884 --> 00:16:51,094
‫سر چندتا از منابعي كه
‫مي‌تونستيم بدست كثيف‌مون

236
00:16:51,178 --> 00:16:53,305
‫بياريم‌شون، جنگ شده بود

237
00:16:53,805 --> 00:16:56,433
‫زندگي شده بود درد و تقلا

238
00:16:56,517 --> 00:16:59,311
‫و اژدهايان و الف‌ها هيچ‌كاري نكردن!

239
00:16:59,394 --> 00:17:02,481
‫قضاوت‌مون كردن.
‫بهمون ترحم كردن

240
00:17:02,564 --> 00:17:03,565
‫از كجا مي‌دوني؟

241
00:17:04,149 --> 00:17:05,651
‫از همون جايي كه تو مي‌دوني

242
00:17:06,276 --> 00:17:08,737
‫درست بودنش رو حس مي‌كني
‫مگه نه؟

243
00:17:08,820 --> 00:17:12,366
‫ما انسان‌ها در عمق استخوان‌مون
‫عذاب كشيدن رو درك مي‌كنيم

244
00:17:13,492 --> 00:17:16,578
‫چون چندين نسل‌مون
‫درش زندگي كرده

245
00:17:19,248 --> 00:17:20,332
‫كلوديا، من...

246
00:17:21,041 --> 00:17:23,502
‫فكر نمي‌كنم احساسات عميق استخواني‌مون
‫مثل هم باشه

247
00:17:23,585 --> 00:17:26,713
‫وقتي تمام الف‌ها و اژدهايان
‫ما رو حيوانات كثيف، احمق

248
00:17:26,797 --> 00:17:30,342
‫و پست مي‌دونستند
‫اراوس به ما انسان‌ها اعتقاد داشت

249
00:17:31,510 --> 00:17:33,971
‫اراوس معتقد بود
‫كه مي‌تونيم بهتر باشيم

250
00:17:34,721 --> 00:17:36,390
‫واسه همين بهمون جادو داد!

251
00:17:38,225 --> 00:17:41,144
‫طوري حرف مي‌زني
‫كه انگار چيز خوبيه

252
00:17:41,228 --> 00:17:44,314
‫اما اگه نظر من رو بخواي
‫چيزي جز دردسر درست نكرده

253
00:17:45,107 --> 00:17:48,110
‫شايد دنيا بدون جادو
‫وضع بهتري داشته باشه

254
00:17:49,027 --> 00:17:52,865
‫بدون جادو تو مي‌مردي

255
00:17:53,532 --> 00:17:55,909
‫بدون جادوي بابا

256
00:18:01,331 --> 00:18:04,084
‫كي واسه منطقه‌ي سوم آماده‌ست؟
‫زمين مذاب

257
00:18:04,167 --> 00:18:07,629
‫اينجا كه پر از گدازه‌ست.
‫چطور قراره ازش بگذريم؟

258
00:18:07,713 --> 00:18:10,007
‫گدازه عين موج بالا و پايين مي‌ره

259
00:18:10,090 --> 00:18:12,342
‫ما فقط بايد اينجا منتظر باشيم
‫و چند ساعت بعد

260
00:18:12,426 --> 00:18:14,178
‫مي‌تونيم از وسطش رد بشيم

261
00:18:15,846 --> 00:18:18,140
‫شايد وقت خوبي باشه
‫واسه اينكه يه كم استراحت كنيم

262
00:18:18,223 --> 00:18:21,018
‫با اين همه گدازه؟
‫خيلي داغه!

263
00:18:21,101 --> 00:18:23,312
‫امكان نداره بتونم بخوابم

264
00:18:23,395 --> 00:18:27,441
‫راستش توي كتابم يه طلسم رو نوشتم
‫كه فكر كنم عالي باشه

265
00:18:27,524 --> 00:18:28,525
‫يه گنبد نسيم تشكيل مي‌ده

266
00:18:30,027 --> 00:18:31,486
‫گنبد نسيم؟

267
00:18:31,570 --> 00:18:33,030
‫اصلاً نمي‌دونستم
‫چنين چيزي وجود داره

268
00:18:33,113 --> 00:18:35,908
‫و حالا به چيزي تبديل شده
‫كه بيش از هر چيزي توي دنيا بهش نياز دارم

269
00:18:37,951 --> 00:18:40,412
‫بله

270
00:18:40,954 --> 00:18:42,497
‫دايره‌ي باد!

271
00:18:57,596 --> 00:18:59,348
‫الان سردمه

272
00:19:11,026 --> 00:19:14,196
‫آهاي. ريلا؟
‫فكر كنم بايد حرف بزنم

273
00:19:16,782 --> 00:19:19,993
‫البته، البته
‫من حرف زدن دوست دارم

274
00:19:25,374 --> 00:19:26,833
‫عيب نداره، كالم

275
00:19:26,917 --> 00:19:30,379
‫هرچي هم كه بخواي بهم بگي
‫همه چيز درست مي‌شه

276
00:19:30,462 --> 00:19:32,256
‫باشه

277
00:19:32,339 --> 00:19:34,174
‫ريلا؟

278
00:19:35,592 --> 00:19:36,592
‫بله؟

279
00:19:37,010 --> 00:19:39,263
‫ازت مي‌خوام...

280
00:19:41,598 --> 00:19:43,809
‫تا من رو بكشي

281
00:19:44,393 --> 00:19:45,393
‫چي...

282
00:19:46,019 --> 00:19:48,605
‫مي‌خوام من رو بكشي.
‫البته الان نه!

283
00:19:48,689 --> 00:19:52,150
‫اما اگه اتفاقات بدي افتاد
‫ازت مي‌خوام كه من رو بكشي

284
00:19:53,402 --> 00:19:55,988
‫توي مناره‌ي طوفان
‫وقتي اراوس من رو تسخير كرد

285
00:19:56,071 --> 00:19:59,324
‫من حس ضعف و از دست رفتن اختيار داشتم

286
00:19:59,408 --> 00:20:01,118
‫شده بودم برده‌ي اون

287
00:20:01,201 --> 00:20:02,870
‫از اينكه بهم آسيب بزنه
‫ترسي ندارم

288
00:20:02,953 --> 00:20:06,290
‫از اين مي‌ترسم كه از من براي
‫انجام كارهاي خيلي بدي استفاده كنه

289
00:20:06,999 --> 00:20:08,375
‫يا به افرادي كه برام مهمن
‫آسيب بزنه

290
00:20:08,959 --> 00:20:13,463
‫پس همين رو ازت مي‌خوام
‫كه اگه دوباره كنترل من رو بر عهده گرفت

291
00:20:14,006 --> 00:20:15,174
‫بايد من رو بكشي

292
00:20:15,257 --> 00:20:16,425
‫مي‌خوام قول بدي

293
00:20:22,014 --> 00:20:24,474
‫آخ! چرا دماغم رو گرفتي؟

294
00:20:25,559 --> 00:20:29,438
‫پاسخ بهتري براي درخواست احمقانه‌ي تو
‫به ذهنم نرسيد

295
00:20:29,521 --> 00:20:31,356
‫من نمي‌كشمت

296
00:20:31,440 --> 00:20:36,570
‫كالم تو خودت از اون آدم‌هايي كه
‫اهل «تقدير كتابيه كه خودت مي‌نويسيش» هستي

297
00:20:36,653 --> 00:20:39,990
‫هيچ‌كس نمي‌تونه كنترلت كنه
‫يا به جات تصميم بگيره

298
00:20:41,325 --> 00:20:43,076
‫مي‌ترسم، ريلا

299
00:20:43,869 --> 00:20:45,454
‫اگه در مسير تاريكي باشم چي؟

300
00:20:46,205 --> 00:20:49,082
‫اون وقت مسيرت رو عوض كن، احمق جون!

301
00:20:53,003 --> 00:20:56,048
‫من بايد انجامش بدم

302
00:21:15,984 --> 00:21:20,322
‫بندازش، كالم! كليد اراوسه.
‫هيچ خوبي‌اي ازش درنمياد

303
00:21:36,088 --> 00:21:38,090
‫بله. بله، درسته

304
00:21:39,299 --> 00:21:42,261
‫به همين خاطره كه هيچ‌وقت
‫نمي‌تونم روت حساب كنم، كلوديا

305
00:21:42,344 --> 00:21:44,930
‫او وسيله‌ي خوبي خواهد بود

306
00:21:45,013 --> 00:21:46,974
‫اون وسيله نيست

307
00:21:47,057 --> 00:21:49,268
‫دختر منه

308
00:21:52,437 --> 00:21:54,314
‫صبح شده و اون هنوز برنگشته

309
00:22:04,825 --> 00:22:08,495
‫راستش من هم همين نزديكي‌ها
‫بزرگ شدم

310
00:22:08,579 --> 00:22:09,788
‫كه اين طور؟

311
00:22:10,330 --> 00:22:14,042
‫آره، روستاي من دقيقاً وسط
‫اين جنگل ناشناخته‌ست

312
00:22:15,168 --> 00:22:16,837
‫توي نقشه مي‌تونم برات مشخصش كنم
‫اما...

313
00:22:16,920 --> 00:22:18,630
‫خب، ناشناخته‌ست ديگه

314
00:22:18,714 --> 00:22:21,008
‫پس نقشه‌اي ازش نيست

315
00:22:21,800 --> 00:22:24,136
‫پس از لحاظ موقعيت دقيقش...

316
00:22:24,219 --> 00:22:26,221
‫علاقه‌اي به دونستنش ندارم

317
00:22:28,015 --> 00:22:30,726
‫اين بو

318
00:22:30,809 --> 00:22:34,396
‫ياد خاطراتم مي‌اندازتم.
‫بوي بچگي‌هامه

319
00:22:35,314 --> 00:22:39,902
‫اون روزها كه كوچك بودم، الف‌هاي ديگه من رو
‫به چشم خرگوش مي‌ديدن

320
00:22:40,736 --> 00:22:45,115
‫اما خودم مي‌دونستم.
‫مي‌دونستم كه شيرم

321
00:22:49,036 --> 00:22:51,663
‫خودم اسم ترستريوس
‫رو انتخاب كردم

322
00:22:57,127 --> 00:22:58,503
‫يه اسم قويه

323
00:23:05,511 --> 00:23:06,720
‫يه چيزي پيدا كرده!

324
00:23:10,224 --> 00:23:11,433
‫كيف كلوديا

325
00:23:11,517 --> 00:23:12,851
‫توي دردسر افتاده!

326
00:23:23,278 --> 00:23:24,738
‫رسيديم!

327
00:23:24,821 --> 00:23:27,115
‫لانه‌ي ركس ايگنيوس

328
00:23:39,878 --> 00:23:41,088
‫يه چيزي عجيبه

329
00:23:43,382 --> 00:23:45,050
‫تو چرا سعي نكردي در بري؟

330
00:23:52,808 --> 00:23:54,768
‫تو كي هستي؟

331
00:23:56,311 --> 00:23:57,354
‫چه خبره؟

332
00:24:16,248 --> 00:24:18,125
‫مرسي عزيزم

333
00:24:18,917 --> 00:24:21,169
‫نمي‌دونستم مي‌توني
‫گياهان رو كنترل كني

334
00:24:21,253 --> 00:24:22,963
‫اين طوري‌ها هم نيست

335
00:24:23,463 --> 00:24:25,257
‫من فقط رابطه‌ي خيلي خوبي
‫با گياهان دارم

336
00:24:25,340 --> 00:24:27,509
‫اگه چيزي بخوام
‫مي‌تونم روشون حساب كنم

337
00:24:28,051 --> 00:24:29,136
‫بابا كجاست؟

338
00:24:29,219 --> 00:24:30,762
‫درست پشت سرمه

339
00:24:37,603 --> 00:24:39,396
‫نه. نه

340
00:24:40,230 --> 00:24:41,523
‫نه!

341
00:24:41,893 --> 00:24:53,893
ترجمه از: احسان جولاپور
Instagram: Mister.Cloner

342
00:24:54,341 --> 00:25:14,341
دانلود فيلم‌وسريال بدون سانسور با زيرنويس چسبيده
WwW.NightMovie.Top

