1
00:00:01,660 --> 00:00:03,540
<i>‫  قدرت خام هنر... </i>

2
00:00:04,210 --> 00:00:07,540
<i>‫ به محض اینکه ذهنت عمل کنه، </i>
<i>‫ قلبت تحت تأثیر قرار گرفته باشه </i>

3
00:00:07,540 --> 00:00:11,380
<i>‫  ایده‌ها گشوده، و جنگجوها </i>
<i>‫  خود آدم‌ها میشن </i>

4
00:00:11,380 --> 00:00:15,720
<i>‫ میشه سر یه مَرد رو قطع کنی، </i>
<i>‫ یا میشه چیزی که تو سر یه مرد هستش رو تغییر داد </i>

5
00:00:15,720 --> 00:00:18,560
<i>‫  اگه دومین کار رو بکنی، </i>
<i>‫  برای هدفت جنگجویی خواهی داشت </i>

6
00:00:18,560 --> 00:00:20,770
<i>‫ اگه کار اول رو بکنی، تو... </i>

7
00:00:20,770 --> 00:00:24,600
<i>‫  یه سر با کلی خون </i>
<i>‫  که ازش میپاشه داری </i>

8
00:00:24,600 --> 00:00:26,690
<i>‫  بعضی وقت‌ها به قدری باهوشم </i>

9
00:00:26,690 --> 00:00:29,020
<i>‫  که باید نفس عمیق بکشم </i>
<i>‫  تا سرم گیج نره </i>

10
00:00:31,780 --> 00:00:33,860
‫کیر توش

11
00:00:33,860 --> 00:00:36,950
‫این جسورانه‌ست،
‫و دیدنش پر تنِشه

12
00:00:36,950 --> 00:00:38,620
‫پرومتئوس تا ابد تقدیرش اینه

13
00:00:38,620 --> 00:00:41,750
‫که به عنوان یه کرکس
‫از جگرش که همش در حال احیاء شدنه تغذیه کنه

14
00:00:41,750 --> 00:00:44,210
‫و این احمق چیکار کرده
‫که مستحق این باشه؟

15
00:00:44,210 --> 00:00:47,750
‫اون انقلاب‌آوره.
‫هنر رو به مردمش داده

16
00:00:47,750 --> 00:00:49,960
‫من الان همین‌کارو نکردم؟

17
00:00:49,960 --> 00:00:52,920
‫این خیلی بهتر میشه.
‫اونم اشتباهاتی کرده

18
00:00:52,920 --> 00:00:54,510
‫بیا بریم سروقت اثر بعدی

19
00:00:54,510 --> 00:00:57,930
‫ولی از اینکه جگرم
‫همش در حال احیاء باشه خوشم میاد

20
00:00:57,930 --> 00:01:00,560
‫اومم. اومم!

21
00:01:00,560 --> 00:01:02,930
‫کلکسیون جدید دیدنی‌ای هستش

22
00:01:02,930 --> 00:01:04,390
‫دربار رو ببین

23
00:01:04,390 --> 00:01:07,400
‫مطمئنی داره جواب میده؟
‫میبینم چند نفری دارن گریه میکنن

24
00:01:07,400 --> 00:01:09,020
‫البته. از خوشحالی

25
00:01:09,020 --> 00:01:10,400
‫از خوشحالی؟

26
00:01:10,400 --> 00:01:13,400
‫گریه کردن واسه آدم‌های غمگینه،
‫و اونایی که خیلی ترسیدن

27
00:01:13,400 --> 00:01:16,070
‫بعضی وقت‌ها آدم به قدری میتونه
‫توسط چیزی که میبینه تحت تأثیر قرار بگیره

28
00:01:16,070 --> 00:01:19,070
‫که چشم‌هاش از خوشی اون
‫فوران میکنه

29
00:01:19,070 --> 00:01:20,490
‫بی‌نظیره

30
00:01:20,490 --> 00:01:22,870
‫همگی جمع بشین

31
00:01:22,870 --> 00:01:24,120
‫خب، این هنر...

32
00:01:24,580 --> 00:01:27,710
‫همسرم و دربار جدید

33
00:01:27,710 --> 00:01:29,540
‫بابت صبوری‌تون تشکر میکنم

34
00:01:29,540 --> 00:01:31,840
‫تا زمانی که من کسی که می‌خوام بشم

35
00:01:31,840 --> 00:01:34,300
‫امیدوارم تا آخر امروز
‫به گریه بیوفتین

36
00:01:40,550 --> 00:01:42,680
‫تو نظرت درمورد این هنر چیه؟

37
00:01:42,680 --> 00:01:44,220
‫به نظرم خوبه

38
00:01:44,220 --> 00:01:46,690
‫و حس میکنه از خودش راضیه

39
00:01:49,020 --> 00:01:50,810
‫تا حالا اینطوری ندیدمش

40
00:01:50,810 --> 00:01:53,400
‫هیجان‌زده‌ست.
‫شور و شوق داره

41
00:01:53,400 --> 00:01:55,240
‫همش به لطف توئه

42
00:01:55,240 --> 00:01:58,950
‫به لطف ما. ما باهم
‫اینجا رو عوض میکنیم، فراموش نکن

43
00:01:58,950 --> 00:02:01,410
‫کاترین، ورونسکی،
‫دارین تفریح رو از دست میدین

44
00:02:01,410 --> 00:02:03,290
‫یه نوشیدنی بردارین
‫و بیاین پیشم

45
00:02:04,290 --> 00:02:05,540
‫ممنون

46
00:02:16,340 --> 00:02:18,220
‫نقاشی‌های لاشی

47
00:02:18,220 --> 00:02:19,760
‫کی میدونست؟

48
00:02:22,300 --> 00:02:25,310
‫درحال حاضر من شخص موردعلاقه امپراطور نیستم

49
00:02:25,310 --> 00:02:26,730
‫آره، ناراحتش کردی

50
00:02:26,730 --> 00:02:28,310
‫دلش رو بدست میارم

51
00:02:28,310 --> 00:02:30,600
‫اعتماد به نفست رو ستایش میکنم

52
00:02:30,600 --> 00:02:33,480
‫این کراهت چیه؟

53
00:02:34,270 --> 00:02:38,200
‫به نظرم معنیش اینه که بعضی وقت‌ها
‫از چیزهای غیرعادی خوشت میاد و اشکالی هم نداره

54
00:02:38,200 --> 00:02:40,530
‫- خدای مهربون
‫- اوه، بیخیال

55
00:02:40,530 --> 00:02:43,660
‫وقتی جوون بودم یه بار یهو اومدم تو اتاقت

56
00:02:43,660 --> 00:02:46,200
‫دیدم بانو سونسکا پَر طاووس کرده تو کونت

57
00:02:46,200 --> 00:02:49,500
‫من جوون بودم. خدا هنوز منو پیدا نکرده بود
‫و منو به سمت درست هدایت نکرده بود

58
00:02:49,500 --> 00:02:52,750
‫اون داره اینجا رو تغییر میده

59
00:02:52,750 --> 00:02:54,210
‫فقط نقاشی‌ان

60
00:02:54,210 --> 00:02:57,090
‫هنر قدرت داره، و اونم اینو میدونه

61
00:02:57,090 --> 00:02:59,840
‫کلیسا واسه گفتن حقیقت
‫صدها سال ازش استفاده کرده

62
00:02:59,840 --> 00:03:01,180
‫حقایق جدید؟

63
00:03:01,180 --> 00:03:02,510
‫همچین چیزی وجود نداره

64
00:03:03,640 --> 00:03:05,810
‫با امپراطور موفق باشی

65
00:03:06,350 --> 00:03:08,140
‫امیدوارم غیر قرقاولی نباشه
‫[اشاره به پَر طاووس]

66
00:03:09,310 --> 00:03:11,190
‫اوه، بیخیال.
‫تیکه خوبی بود

67
00:03:18,360 --> 00:03:20,110
‫درمورد سربازه شنیدم

68
00:03:21,570 --> 00:03:23,120
‫تو خوبی؟

69
00:03:23,910 --> 00:03:25,200
‫نمیدونم

70
00:03:26,540 --> 00:03:29,370
‫از اینکه چقدر آسون بود
‫اضطراب منو گرفته

71
00:03:30,870 --> 00:03:34,210
‫خیلی عجیبه که حس میکنم خودم نیستم

72
00:03:36,000 --> 00:03:38,090
‫ولی همینطورم از همیشه بیشتر
‫احساس میکنم خودمم

73
00:03:38,670 --> 00:03:40,760
‫اولین بار اینطوری میشه

74
00:03:40,760 --> 00:03:42,630
‫بعد دیگه از بین میره؟

75
00:03:42,630 --> 00:03:45,930
‫بعد بهترین راه رو یاد میگیری
‫که یکم بی‌حسش کنی

76
00:03:45,930 --> 00:03:48,470
‫ویسکی یا ودکا؟

77
00:03:48,470 --> 00:03:50,230
‫من مشروب نمیخورم

78
00:03:50,230 --> 00:03:52,560
‫آدمم نمیکشتی

79
00:04:00,150 --> 00:04:01,530
‫ودکا

80
00:04:05,200 --> 00:04:06,330
‫به سلامتی

81
00:04:06,340 --> 00:04:12,330


82
00:04:12,340 --> 00:04:18,050
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
telegram: <font color=#FF0000>Tooraj_pk</font>

83
00:04:18,170 --> 00:04:19,710
‫این ایده منه

84
00:04:19,710 --> 00:04:22,760
‫ولی بیاین واسه تشویقی
‫که مستحقش هست براش دست بزنیم

85
00:04:25,760 --> 00:04:28,850
‫خیلی هم عالی.
‫یه جعبه ایده‌ست

86
00:04:28,850 --> 00:04:32,810
‫مردم شاید ایده یا فکری داشته باشن
‫که به نظرشون باید بگن

87
00:04:32,810 --> 00:04:34,600
‫بعضی وقت‌ها اونا درست از من میترسن

88
00:04:34,600 --> 00:04:37,440
‫و وقتی میخوان حرف بزنن جلوم سر خم کردن
‫و زبونشون میگیره

89
00:04:37,440 --> 00:04:39,020
‫ولی الان...

90
00:04:39,020 --> 00:04:42,690
‫- میخوای مردم ایده‌هاشون رو بنویسن
‫- اوهوم

91
00:04:42,690 --> 00:04:43,820
‫بصورت ناشناس

92
00:04:43,820 --> 00:04:45,570
‫تا ندونی کار کیه

93
00:04:45,570 --> 00:04:47,280
‫نبوغانه‌ست

94
00:04:47,280 --> 00:04:50,370
‫این جعبه، ایده منه.
‫تا حالا کسی اینو نداشته

95
00:04:50,370 --> 00:04:52,830
‫شاید من پیترِ کبیر نباشم

96
00:04:53,460 --> 00:04:56,540
‫بلکه شاید میتونم پیترِ ایده بزرگ باشم

97
00:04:56,540 --> 00:04:59,290
‫حرف نداشت!

98
00:04:59,290 --> 00:05:00,710
‫چرا این خنده‌داره؟

99
00:05:01,380 --> 00:05:03,420
‫دقیقاً.
‫خیلی دوست دارم بدونم

100
00:05:03,420 --> 00:05:07,640
‫حالا لطفا، آقا.
‫بگو ما هم بدونیم، آرکیدی

101
00:05:07,640 --> 00:05:11,060
‫این نبوغ امپراطور رو نشون میده.
‫من اول تشویق میکنم

102
00:05:11,060 --> 00:05:12,980
‫داری پاچه‌خواری میکنی، آرچی

103
00:05:12,980 --> 00:05:13,890
‫درسته

104
00:05:13,890 --> 00:05:15,440
‫ادامه بده

105
00:05:22,030 --> 00:05:23,940
‫واسه مرحله دوم حاضری؟

106
00:05:23,940 --> 00:05:28,030
‫آره. تو وقتی درمورد
‫مراحل حرف میزنی خیلی سکسی میشی

107
00:05:28,030 --> 00:05:29,780
‫ممنون

108
00:05:29,780 --> 00:05:32,620
‫من مضطربم.
‫ولی تصورش رو بکن

109
00:05:32,620 --> 00:05:35,710
‫تو تصور کن.
‫من بعدش فقط کمک میکنم

110
00:05:37,080 --> 00:05:38,960
‫ملکه، این جلسه مردونه‌ست

111
00:05:38,960 --> 00:05:42,050
‫هدیه‌ت رسید،
‫و بدجور مشتاق بودم که بدمش بهت

112
00:05:46,470 --> 00:05:48,430
‫آه!

113
00:05:48,430 --> 00:05:49,890
‫یه دستگاه انجیر!

114
00:05:49,890 --> 00:05:52,470
‫- یه دستگاه چاپه!
‫- یه دستگاه چاپه!

115
00:05:52,850 --> 00:05:54,470
‫ولی ما اونا رو ممنوع کردیم، مگه نه؟

116
00:05:54,470 --> 00:05:56,390
‫- بله
‫- مدت‌ها پیش

117
00:05:56,390 --> 00:05:58,480
‫اخیراً درموردش نظرمون رو عوض نکردیم

118
00:05:58,480 --> 00:06:01,610
‫این هدیه رو به همسرم میدم،

119
00:06:01,610 --> 00:06:04,320
‫چون اون داره روسیه رو از نو چاپ میکنه

120
00:06:04,320 --> 00:06:07,650
‫از مغزش، و قلب همیشه
‫درحال گسترشش

121
00:06:07,650 --> 00:06:10,870
‫- اینا رو غیر قانونی اعلام کردیم، ولی...
‫- لطفا دست رد بهم نزن...

122
00:06:10,870 --> 00:06:12,950
‫میل من واسه خوشحال کردن تو

123
00:06:12,950 --> 00:06:15,120
‫باهاش، میتونیم مردم رو آزاد کنیم

124
00:06:15,120 --> 00:06:17,370
‫با سخنرانی آزاد واسه همه

125
00:06:17,370 --> 00:06:18,750
‫میتونی یه خبرنامه راه بندازی

126
00:06:18,750 --> 00:06:20,830
‫بهشون از پیروزی‌های جنگی‌مون بگی

127
00:06:20,830 --> 00:06:24,460
‫که اصلا در کار نیست،
‫راستی خاک بر سرت، ولمنتوف چاقال

128
00:06:24,460 --> 00:06:26,840
‫فقط کلمات رو چاپ نمیکنه

129
00:06:26,840 --> 00:06:29,800
‫عکس هم چاپ میکنه.
‫هر چیزی که دوست داشته باشی

130
00:06:30,470 --> 00:06:31,640
‫دهنش سرویس

131
00:06:31,640 --> 00:06:34,600
‫یه خرس تاج به سره.
‫من خرسه‌ام؟

132
00:06:34,600 --> 00:06:36,890
‫این خیلی خوبه

133
00:06:36,890 --> 00:06:39,060
‫- گریگور، باید اینو ببینی
‫- نیازی نیست

134
00:06:39,060 --> 00:06:41,900
‫واسه اونم یکی میتونیم چاپ کنیم.
‫واسه همه

135
00:06:41,900 --> 00:06:43,690
‫بدون شک که سرگرم کننده‌ست

136
00:06:43,690 --> 00:06:45,150
‫گرچه، باید بگم...

137
00:06:45,150 --> 00:06:47,950
‫همه میتونن تو تالار وایسن
‫بخندن و از شکل خرسی من تعریف کنن

138
00:06:47,950 --> 00:06:49,240
‫خوشی بیشتر از امپراطورشون

139
00:06:49,240 --> 00:06:52,030
‫- صد البته
‫- هورا، همسر. خوشحالم

140
00:06:52,030 --> 00:06:54,160
‫امیدوارم آب انجیر هم بگیره

141
00:06:54,160 --> 00:06:56,540
‫- اگه بذاری‌شون اونجا، مطمئنم...
‫- منو ببخشید، امپراطور

142
00:06:56,540 --> 00:07:00,120
‫ولی استفاده از دستگاه چاپ
‫همیشه برای کلیسا حفظ شده بوده

143
00:07:00,120 --> 00:07:02,540
‫شاید یه چیزیه که ملکه فراموش کردن

144
00:07:02,540 --> 00:07:06,590
‫پس آرچی، داری بهم میگی
‫که به شدت باهاش مخالفی؟

145
00:07:06,590 --> 00:07:08,840
‫بله. مخالفم

146
00:07:08,840 --> 00:07:11,430
‫عالیه. میمونه
‫جاش رو ردیف کنین

147
00:07:11,430 --> 00:07:13,550
‫برو به ریشت برس، آرچی.
‫امروز هیچ فایده‌ای واسه من نداری

148
00:07:13,550 --> 00:07:15,010
‫همه برن بیرون

149
00:07:15,010 --> 00:07:17,020
‫به جزء تو همسرم

150
00:07:17,020 --> 00:07:20,270
‫آه. این منو خوشحال میکنه.
‫و جعبه‌ام خوشحالم میکنه

151
00:07:20,270 --> 00:07:23,190
‫هنر خوشحالم میکنه.
‫علم خوشحالم میکنه

152
00:07:23,190 --> 00:07:24,480
‫تو خوشحالم میکنی

153
00:07:24,480 --> 00:07:27,730
‫همین امروز صبح، به موقعی فکر میکردم
‫که قراره بکُشمت

154
00:07:27,730 --> 00:07:29,070
‫تا حالا بهت گفته بودم؟

155
00:07:29,070 --> 00:07:30,860
‫مستقیماً نه، ولی حس میکردم

156
00:07:30,860 --> 00:07:34,490
‫یه حادثه کالسکه‌ای کوچیک.
‫حتی داده بودم محور چرخ رو هم بریدن

157
00:07:34,490 --> 00:07:36,830
‫ولی حالا ما رو ببین.
‫داریم باهم کار میکنیم

158
00:07:36,830 --> 00:07:40,210
‫بدون شک.
‫تو داری روسیه جدیدی خلق میکنی

159
00:07:40,210 --> 00:07:43,880
‫ذهن و قلبت جلوی من
‫داره گسترش پیدا میکنه

160
00:07:43,880 --> 00:07:45,340
‫یه مَردِ تغییر کرده

161
00:07:45,340 --> 00:07:47,250
‫منم دوست دارم یه هدیه بهت بدم

162
00:07:47,250 --> 00:07:50,380
‫چه هیجان انگیر.
‫ما بصورت کنجکاوانه‌ای هم‌فکریم

163
00:07:50,380 --> 00:07:52,590
‫بشین رو میز،
‫و دامنت رو بزن بالا

164
00:07:52,590 --> 00:07:55,180
‫اوه، صحیح.
‫اون هدیه

165
00:07:55,180 --> 00:07:56,600
‫اوهوم

166
00:08:02,190 --> 00:08:03,600
‫آه، چیکار...

167
00:08:05,150 --> 00:08:06,360
‫اوه...

168
00:08:08,360 --> 00:08:09,400
‫اوه...

169
00:08:11,950 --> 00:08:13,030
‫یا...

170
00:08:14,280 --> 00:08:15,200
‫آه...

171
00:08:15,820 --> 00:08:16,990
‫بس کن

172
00:08:16,990 --> 00:08:18,330
‫چی؟

173
00:08:18,660 --> 00:08:20,330
‫من، آه...

174
00:08:20,330 --> 00:08:22,040
‫نمیدونم

175
00:08:22,040 --> 00:08:23,330
‫هوم

176
00:08:25,420 --> 00:08:26,670
‫هوم

177
00:08:52,490 --> 00:08:56,070
‫این صدا.
‫قبلا نشنیده بودمش. خوبه یا بد؟

178
00:08:56,070 --> 00:08:57,120
‫بد

179
00:08:59,450 --> 00:09:01,660
‫- خوب
‫- خب، هورا!

180
00:09:01,660 --> 00:09:03,870
‫هورای تخمی!

181
00:09:03,870 --> 00:09:07,000
‫حالا، من به خاله الیزابت گفتم
‫تو چقدر بهم کمک کردی

182
00:09:07,000 --> 00:09:10,460
‫و اون این حقه با زبون رو بهم نشون داد
‫تا واسه تشکر ازش استفاده کنم

183
00:09:10,460 --> 00:09:12,590
‫ها. این هفته واقعا
‫خوب داریم پیش میریم

184
00:09:12,590 --> 00:09:15,630
‫بله. من باید برم

185
00:09:15,630 --> 00:09:17,850
‫عصر خوبی داشته باشی

186
00:09:31,650 --> 00:09:33,530
‫کاترین، عزیزم

187
00:09:35,530 --> 00:09:37,160
‫یه اتفاقی افتاده

188
00:09:37,160 --> 00:09:39,660
‫پیتر حقه زبون خاص منو نشونت داده

189
00:09:39,660 --> 00:09:41,410
‫از کجا فهمیدی؟

190
00:09:41,410 --> 00:09:44,450
‫سرخ شدن گونه‌ت.
‫تعجب خفیف تو چشم‌هات

191
00:09:44,450 --> 00:09:47,620
‫وقتی واسه اولین بار روی من انجام شد
‫رو یادمه

192
00:09:47,620 --> 00:09:49,130
‫14 سالم بود

193
00:09:49,130 --> 00:09:53,510
‫و مدرس ریاضیم سعی میکرد
‫یه جمع ساده بهم یاد بده

194
00:09:53,510 --> 00:09:57,010
‫واقعا حس فوق‌العاده‌ای بهم داد

195
00:09:57,010 --> 00:10:00,050
‫و با احترام زیادی به عدد 33

196
00:10:00,050 --> 00:10:01,760
‫من گیج شدم

197
00:10:02,510 --> 00:10:04,600
‫خیلی از پیتر خوشم میاد

198
00:10:04,600 --> 00:10:06,770
‫از همیشه بهم نزدیک‌تر شدیم

199
00:10:06,770 --> 00:10:09,230
‫ولی لئو قلبم رو تصاحب کرده

200
00:10:09,230 --> 00:10:13,690
‫خب، درک میکنم. اون واقعا انعطاف پذیره،
‫بدجورم تو دل‌ برو هستش و...

201
00:10:13,690 --> 00:10:16,240
‫بدون شک وقتی عرق میکنه
‫بوی خوش کاج میده

202
00:10:16,240 --> 00:10:18,820
‫ولی اگه میتونم لذت ببرم...

203
00:10:18,820 --> 00:10:21,240
‫اونم اون مقدار با پیتر...

204
00:10:21,240 --> 00:10:23,740
‫بذار یه چیزی رو برات روشن کنم

205
00:10:23,740 --> 00:10:26,250
‫کسی در قلبت جای کرده،
‫با کسی که قلنبه‌ت رو میترکونه...

206
00:10:26,250 --> 00:10:28,540
‫دوتا چیزه خیلی متفاوتن

207
00:10:28,540 --> 00:10:29,750
‫واقعا؟

208
00:10:29,750 --> 00:10:32,540
‫من اگه بخوام، میتونم همین‌جا
‫و همین الان آبت رو بیارم

209
00:10:35,880 --> 00:10:37,010
‫خب امتحان کنم؟

210
00:10:37,510 --> 00:10:39,680
‫نه. نه

211
00:10:39,680 --> 00:10:42,510
‫یه پیشنهاد سخاوتمندانه‌ایه،
‫ولی به نظرم فهمیدم

212
00:10:42,510 --> 00:10:45,470
‫اتفاقی که با پیتر افتاد
‫از نظر جسمی بود

213
00:10:45,470 --> 00:10:47,100
‫لئو شخص عزیز منه

214
00:10:47,100 --> 00:10:49,100
‫خوشحالم حلش کردیم

215
00:10:49,100 --> 00:10:52,860
‫حالا، چند حبه قند بخور
‫تا قوّتت رو بدست بیاری

216
00:10:52,860 --> 00:10:54,480
‫درمورد دستگاه شنیدی؟

217
00:10:55,280 --> 00:10:58,820
‫ما دربار رو پر از فلسفه،
‫شعر

218
00:10:58,820 --> 00:11:02,160
‫و ایده‌های معرکه
‫از افراد موردعلاقه‌مون توی اروپا میکنیم

219
00:11:02,160 --> 00:11:04,080
‫و حتی آمریکا

220
00:11:04,080 --> 00:11:06,290
‫خیلی طول نمیکشه که
‫روسیه یه شگفتی بشه

221
00:11:06,290 --> 00:11:09,670
‫یه نیروگاه افکار و ایده

222
00:11:09,670 --> 00:11:11,830
‫تو دنیا رقیب نخواهد داشت

223
00:11:11,830 --> 00:11:14,500
‫تو واقعا هم حرف نداری

224
00:11:14,500 --> 00:11:18,380
‫میخوام تمام حرف‌های الانت
‫رو روی یه کوسن گل‌دوزی کنم

225
00:11:21,970 --> 00:11:24,890
‫امپراطور، چندتا مسئله هست

226
00:11:25,390 --> 00:11:27,520
‫چقدر جسوری، وقتی اسلحه دستمه
‫میای نزدیکم

227
00:11:27,520 --> 00:11:30,810
‫من به عنوان یه مَرد عیب‌دار نیومدم
‫بلکه به عنوان یه پاتریارک اومدم

228
00:11:30,810 --> 00:11:35,070
‫مسئول 15 هزار کلیسا
‫و صدای شما به مردم

229
00:11:35,070 --> 00:11:36,530
‫خبرهای خوبی دارم

230
00:11:36,530 --> 00:11:39,700
‫به عنوان پاتریارک، عشریه رو دو برابر کردم

231
00:11:39,700 --> 00:11:43,030
‫که به شخص سلطنتی شما میدیم

232
00:11:44,530 --> 00:11:47,620
‫- دهنش سرویس. این پول خیلی زیادیه
‫- بدون شک

233
00:11:47,620 --> 00:11:51,540
‫پیوند بین کلیسا و امپراطور داربستی هستش...

234
00:11:51,540 --> 00:11:54,130
‫که امپراطوری سنگین ما
‫رو کنار هم نگه میداره

235
00:11:54,130 --> 00:11:55,040
‫میدونم

236
00:11:55,040 --> 00:11:57,670
‫بیشتر مشکل از دروغ‌گویی توی لاشی بود
‫تا از کلیسا

237
00:11:57,670 --> 00:11:59,720
‫دوباره عذر میخوام

238
00:12:00,630 --> 00:12:03,260
‫خیلی‌خب، تف توش.
‫گریه نکن

239
00:12:03,260 --> 00:12:05,470
‫مگر اینه به هنر نگاه میکنی.
‫اون موقع اشکالی نداره

240
00:12:05,470 --> 00:12:06,850
‫همه‌مون اشتباه میکنیم

241
00:12:06,850 --> 00:12:08,390
‫این مقدار پول همیشگیه؟

242
00:12:08,390 --> 00:12:09,850
‫بدون شک

243
00:12:09,850 --> 00:12:11,640
‫- خوبه
‫- ولی یه مسئله‌ای هست

244
00:12:12,310 --> 00:12:14,730
‫کلاغ زاغ، تقصیر من بود

245
00:12:14,730 --> 00:12:17,270
اون ‫خواب، کار من نبود

246
00:12:17,270 --> 00:12:18,820
‫خدا برات فرستادش

247
00:12:20,780 --> 00:12:22,860
‫خب برو گمشو.
‫بخشیده شدی

248
00:12:22,860 --> 00:12:24,280
‫من میرم کار علمی بکنم

249
00:12:26,120 --> 00:12:27,740
‫این سگ عجیبیه

250
00:12:27,740 --> 00:12:29,910
‫راستش بیشتر نصفش سگه
‫و مقداری مو هستش

251
00:12:29,910 --> 00:12:31,750
‫بیشتر از ایناست

252
00:12:31,750 --> 00:12:34,000
‫براش مهم نیست که بوی شاش میدم

253
00:12:34,000 --> 00:12:36,340
‫و هروقت میخوام بوسم میکنه

254
00:12:37,710 --> 00:12:39,960
‫منم میتونم همین‌کارو کنم

255
00:12:39,960 --> 00:12:43,340
‫و منم بوی شاش میدم،
‫پس متوجه نمیشم

256
00:12:45,300 --> 00:12:46,970
‫تو تا حالا با یه زن بودی، ولد؟

257
00:12:48,390 --> 00:12:51,350
‫- آره. معلومه
‫- که نبودی

258
00:12:51,350 --> 00:12:52,430
‫نبودم

259
00:12:55,230 --> 00:12:58,320
‫- چیکار...
‫- تمام این حرف‌های با ادعا

260
00:13:07,870 --> 00:13:09,490
‫بدک نبود

261
00:13:11,540 --> 00:13:13,080
‫لباس‌هات رو در بیار

262
00:13:13,080 --> 00:13:14,870
‫- چی؟
‫- به درک اصلا

263
00:13:15,210 --> 00:13:17,750
‫ملکه رفته شام.
‫روز خوش شانسیته

264
00:13:25,680 --> 00:13:27,430
‫اوه، گندش بزنن

265
00:13:27,430 --> 00:13:29,010
‫چیه؟

266
00:13:29,010 --> 00:13:30,260
‫کمرت؟

267
00:13:39,440 --> 00:13:41,020
‫بهش دست زدی؟

268
00:13:41,020 --> 00:13:43,030
‫- نه
‫- خوبه

269
00:13:43,030 --> 00:13:44,820
‫- باید برگردم پایین
‫- نه

270
00:13:45,740 --> 00:13:47,030
‫امکان نداره

271
00:13:49,240 --> 00:13:50,370
‫باهام بیا

272
00:13:54,080 --> 00:13:56,500
‫برو تو کمد. سریع!

273
00:13:57,250 --> 00:13:58,420
‫داخل...

274
00:14:09,600 --> 00:14:10,800
‫لعنتی

275
00:14:34,200 --> 00:14:37,040
‫نیازی نیست بگی.
‫تحت تاثیر قرار گرفتی

276
00:14:37,040 --> 00:14:38,330
‫نه والا

277
00:14:39,630 --> 00:14:42,250
‫این ثابت میکنه اون داره
‫عوض میشه

278
00:14:42,250 --> 00:14:45,130
‫اینکه کودتای ایده‌های من داره جواب میدن

279
00:14:45,130 --> 00:14:46,630
‫کودتای ایده‌ها؟

280
00:14:46,630 --> 00:14:49,430
‫اسمش رو این گذاشتم.
‫گیراست، اینطور فکر نمیکنی؟

281
00:14:49,430 --> 00:14:51,720
‫به نظرم استراتژی اولیه منو دزدیدی،

282
00:14:51,720 --> 00:14:53,390
‫و یه اسم باهوشانه‌تر بهش دادی

283
00:14:53,390 --> 00:14:57,940
‫پس به طریقی،
‫دارم میگم حق با تو بود

284
00:14:58,810 --> 00:15:00,440
‫تو این قضیه بهم ملحق شو

285
00:15:00,440 --> 00:15:02,520
‫باهم میتونیم اینجا رو تغییر بدی

286
00:15:02,520 --> 00:15:05,320
‫وقتی ازم خواستی این‌کارو باهات بکنم،
‫گفتی مَرد بزرگتری دیدی

287
00:15:05,320 --> 00:15:06,610
‫خب، الان بزرگترم

288
00:15:06,610 --> 00:15:08,650
‫درواقع، غول‌پیکرم

289
00:15:08,650 --> 00:15:11,070
‫یه سرباز رو کشتم،
‫و قدم زیادی واسه این راهروها بلنده

290
00:15:11,070 --> 00:15:12,660
‫و نمیتونم به عقب برگردم

291
00:15:13,620 --> 00:15:15,450
‫درک میکنم

292
00:15:15,450 --> 00:15:17,410
‫ولی ببین، ارلو

293
00:15:17,410 --> 00:15:20,000
‫دستگاه چاپ.
‫هنر

294
00:15:20,000 --> 00:15:22,000
‫ایده من جواب میده

295
00:15:22,000 --> 00:15:26,260
‫و اگه این ارلوی بزرگتر
‫پشتش باشه بهترم جواب میده

296
00:15:26,260 --> 00:15:29,970
‫تنها چیزی که این دستگاه ثابت میکنه
‫ذات بی‌ثبات پیتره

297
00:15:29,970 --> 00:15:32,050
‫یه ساعت بهش وقت بده،
‫و اون توجهش رو...

298
00:15:32,050 --> 00:15:34,260
‫بر میگردونه به گذاشتن ترقه
‫تو دسرهاش

299
00:15:34,260 --> 00:15:36,520
‫پس نباید از این لحظه استفاده کنیم؟

300
00:15:36,520 --> 00:15:39,730
‫و تا جایی که ممکنه ایده‌های حیاتی
‫چاپ و بکاریم؟

301
00:15:39,730 --> 00:15:42,730
‫- ببینشون، ارلو
‫- اوه. البته

302
00:15:42,730 --> 00:15:45,360
‫حالا، اول روی کدوم
‫ایده حیاتی تمرکز کنیم؟

303
00:15:45,360 --> 00:15:47,940
‫"شلغم غول پیکر"؟

304
00:15:48,650 --> 00:15:52,110
‫"میخائیل، داستان‎‌های شهوانی
‫یک نگهبان روسی؟"

305
00:15:52,110 --> 00:15:55,030
‫یا "دستور العمل پخت استروگانفِ بایکوف"؟

306
00:15:58,160 --> 00:16:00,830
‫- اینا واسه شروعن
‫- ملکه

307
00:16:00,830 --> 00:16:03,000
‫بانو سونسکا کشف کرد که
‫جوهر دستگاه...

308
00:16:03,000 --> 00:16:06,170
‫میتونه ازش استفاده بشه تا همه‌مون
‫رو به شکل گورکن در بیاریم. شما هم میخواین؟

309
00:16:06,170 --> 00:16:08,590
‫نه. شاید یه وقت دیگه

310
00:16:18,470 --> 00:16:19,600
‫ریه‌ها

311
00:16:20,930 --> 00:16:22,140
‫قلب انسان

312
00:16:22,900 --> 00:16:25,020
‫قلب انسان با سوراخ گلوله

313
00:16:25,020 --> 00:16:26,570
‫میریم سروقت طحال...

314
00:16:26,570 --> 00:16:29,110
‫آه! همسرم

315
00:16:29,110 --> 00:16:31,400
‫ورونسکی، درست به موقع

316
00:16:31,400 --> 00:16:32,740
‫اینجا چه خبره؟

317
00:16:32,740 --> 00:16:36,450
‫یه سوپرایزه.
‫من بهش میگم یه مهمونی علمی

318
00:16:36,450 --> 00:16:39,870
‫من برخی از باهوش‌ترین افراد قلمرو رو جمع کردم
‫که ما رو سرگرم کنن. بیا

319
00:16:41,410 --> 00:16:44,170
‫با دکتر اسمیرنوو و نیکولای آشنا شو

320
00:16:44,170 --> 00:16:46,420
‫اسمیرنوو دوست داره به آدم‌ها شوک بده،
‫به معنای واقعی

321
00:16:46,420 --> 00:16:48,250
‫باعث افتخاره، ملکه

322
00:16:48,250 --> 00:16:50,260
‫اومده پسر الکتریکیش رو بهمون نشون بده

323
00:16:50,260 --> 00:16:51,630
‫کارت رو بکن

324
00:16:56,600 --> 00:16:58,930
‫بیشتر. تا حدی که راه داره،
‫بهش برق بزن

325
00:17:07,310 --> 00:17:09,780
‫حالش خوبه؟

326
00:17:09,780 --> 00:17:11,070
‫طوریش نیست

327
00:17:11,070 --> 00:17:12,490
‫طوریش نیست

328
00:17:12,490 --> 00:17:15,360
‫تا آهن‌ربای انسانی بشی.
‫عجب افتخاری

329
00:17:15,360 --> 00:17:19,410
‫حالا، چکوف که اونجاست.
‫اعضای داخلی بدن انسان رو بهت نشون میده

330
00:17:19,410 --> 00:17:22,830
‫و یوهانتاو میذاره رو شعله بگوزی
‫و ببینی که شعله رو بیشتر میکنه

331
00:17:25,370 --> 00:17:26,580
‫هوم؟

332
00:17:26,580 --> 00:17:28,090
‫چی شده؟

333
00:17:28,090 --> 00:17:30,550
‫این علمه.
‫فکر میکردم هیجان‌زده‌ت میکنه

334
00:17:30,550 --> 00:17:32,460
‫و کرده

335
00:17:32,460 --> 00:17:35,010
‫اونقدر که شوکه شدم
‫و نمیتونم تکون بخورم

336
00:17:35,010 --> 00:17:37,640
‫- اوه
‫- هورا، شوهرم

337
00:17:37,640 --> 00:17:40,810
‫به توصیه‌ام گوش دادی
‫و کار خیلی...

338
00:17:40,810 --> 00:17:42,890
‫جالبی کردی

339
00:17:42,890 --> 00:17:45,100
‫خوبه. حالا...

340
00:17:45,100 --> 00:17:47,980
‫کی دوست داره دوباره
‫به نیکولای جوون برق بزنه، هوم؟

341
00:17:47,980 --> 00:17:49,110
‫لئو؟

342
00:17:49,110 --> 00:17:53,530
‫اوه کاش میتونستم.
‫دارم میرم نوشیدنی بیارم

343
00:17:53,530 --> 00:17:55,950
‫بیا به هر حال انجامش بدیم

344
00:18:01,870 --> 00:18:05,160
‫میشه اول درمورد یه چیزی باهات حرف بزنم؟

345
00:18:05,160 --> 00:18:06,460
‫به گمونم

346
00:18:07,290 --> 00:18:09,630
‫اتفاقی که امروز صبح برام افتاد

347
00:18:10,290 --> 00:18:13,340
‫به نظرم بهتره جلوی لئو
‫بهش اشاره نکنیم

348
00:18:13,340 --> 00:18:17,050
‫فکر کنم، به غرور مردونه مربوط میشه

349
00:18:17,050 --> 00:18:19,890
‫اون شاید در این زمینه
‫مهارت نداشته باشه

350
00:18:19,890 --> 00:18:22,430
‫- و ممکنه دلسرد بشه
‫- فکرش رو میکردم

351
00:18:22,430 --> 00:18:23,810
‫نگران نباش.
‫مثل همیشه...

352
00:18:23,810 --> 00:18:25,680
‫آروم مسائل رو پیش میبرم

353
00:18:25,680 --> 00:18:27,640
‫باید باهات حرف بزنم.
‫فوراً

354
00:18:28,440 --> 00:18:29,730
‫بر میگردم

355
00:18:30,810 --> 00:18:32,770
‫کیسه بیضه،
‫شکافته شده

356
00:18:42,870 --> 00:18:44,290
‫بانو دیموو

357
00:18:44,290 --> 00:18:47,120
‫تماشاییه، اینطور نیست؟

358
00:18:47,120 --> 00:18:49,000
‫تمام این تغییرات در دربار

359
00:18:49,000 --> 00:18:51,500
‫کل روز رو صرف خوندن کردیم
‫و یهو سرشار از فرهنگ

360
00:18:51,500 --> 00:18:53,210
‫و لطیفه‌ شدیم

361
00:18:53,210 --> 00:18:55,210
‫برای مثال جایگاه جدید تو سر میز

362
00:18:55,840 --> 00:18:58,550
‫یه استعاره در خصوص پیشرفتت با امپراطور

363
00:18:59,130 --> 00:19:01,390
‫دیگه چطور خلاقانه بیانش کنیم؟

364
00:19:01,390 --> 00:19:05,560
‫تو یه سینی غذای مونده‌ای
‫که بیرون اتاقش گذاشته

365
00:19:05,560 --> 00:19:08,270
‫یه کلاه گیس که شکلش رو از دست داده
‫و جایگزین شده

366
00:19:08,270 --> 00:19:10,480
‫و شما هم جنده‌این

367
00:19:10,480 --> 00:19:14,070
‫چه شوخ طبعانه.
‫تو کتاب جدید چیزهای شوخ طبعم قرارشون میدم

368
00:19:14,070 --> 00:19:16,400
‫عصر بخیر، خانوم‌ها

369
00:19:16,400 --> 00:19:18,030
‫- آه
‫- اوه

370
00:19:20,950 --> 00:19:22,660
‫من خوب نمیشناسم‌شون

371
00:19:22,660 --> 00:19:24,910
‫ولی به نظر وحشتناک میان

372
00:19:24,910 --> 00:19:28,040
‫اونا آزاری نمیتونن برسونن.
‫فقط دارن از پیتر جدید لذت میبرن

373
00:19:29,210 --> 00:19:30,580
‫و تو خوشت نمیاد؟

374
00:19:30,580 --> 00:19:32,420
‫به نظر حواس‌پرت میاد

375
00:19:32,420 --> 00:19:34,500
‫به گمونم مثل ملکه

376
00:19:34,500 --> 00:19:36,340
‫اون تغییری درش دیده

377
00:19:36,340 --> 00:19:40,090
‫میخواد قبولش کنه،
‫حتی اگه بعضی مواقع ناخواسته باشه

378
00:19:40,090 --> 00:19:43,100
‫آه، لئو.
‫گمت کرده بودم

379
00:19:43,100 --> 00:19:44,640
‫باید یه چیزی رو باهات در میون بذارم

380
00:19:44,640 --> 00:19:46,930
‫- یه آزمایش دیگه
‫- میشه گفت

381
00:19:46,930 --> 00:19:49,520
‫امروز صبح یه نمایش زبونی
‫واسه ملکه اجراء کردم

382
00:19:49,520 --> 00:19:51,480
‫و لعنت، خوب تحسین کرد

383
00:19:51,480 --> 00:19:55,400
‫زبونش گرفت،
‫و یکم با لذت بی‌مهارانه آواز گفت

384
00:19:57,030 --> 00:19:58,240
‫کوسش رو خوردم

385
00:19:59,070 --> 00:20:02,740
‫اوه متوجه‌ام. زبونت بند اومده،
‫نمیتونی بفهمی

386
00:20:02,740 --> 00:20:05,450
‫کاترین از مشکلاتت برام گفت

387
00:20:05,450 --> 00:20:07,120
‫فکر میکرد بهتره بهش اشاره نکنم

388
00:20:07,120 --> 00:20:09,330
‫ولی خب، اگه یه چیزی
‫از زمان به مرگ نزدیک شدنم یاد گرفته باشم

389
00:20:09,330 --> 00:20:11,830
‫اینه که دانش همه‌چیزه

390
00:20:11,830 --> 00:20:13,920
‫میدونی که ممکنه،
‫و من انجامش دادم

391
00:20:13,920 --> 00:20:15,710
‫و حالا تو میتونی پیشرفت کنی

392
00:20:17,750 --> 00:20:19,630
‫بله

393
00:20:19,630 --> 00:20:21,380
‫هورا.
‫خیلی لطف دارین

394
00:20:21,380 --> 00:20:22,890
‫بگذریم، گپ خوبی بود

395
00:20:22,890 --> 00:20:25,050
‫شاید بعداً بتونیم برات
‫یه طرح چاپ کنیم، هوم؟

396
00:20:28,560 --> 00:20:31,310
‫درمورد ملکه و نخواستنش چی میگفتی؟

397
00:20:35,150 --> 00:20:37,190
‫- اون کجاست؟
‫- کمد. هول کردم

398
00:20:40,900 --> 00:20:43,780
‫اونجا حالت خوبه، ولد؟

399
00:20:43,780 --> 00:20:45,240
‫خب...

400
00:20:45,240 --> 00:20:47,870
‫آبله گرفتم، پس...
‫عالی نیستم

401
00:20:49,160 --> 00:20:51,000
‫ولی، ملکه
‫متاسفم

402
00:20:51,000 --> 00:20:53,250
‫چیزی نیست که بخاطرش متاسف باشی

403
00:20:53,250 --> 00:20:55,080
‫بهت کمک میکنیم خوب بشی

404
00:20:59,420 --> 00:21:01,420
‫رو پشتش جاشون رو پیدا کردی؟

405
00:21:02,630 --> 00:21:04,130
‫مطمئنی آبله‌ست؟

406
00:21:04,130 --> 00:21:05,470
‫مادرم بخاطرش مُرد

407
00:21:05,470 --> 00:21:08,100
‫تا آخر عمرم شکل‌شون رو یادم میمونه

408
00:21:08,100 --> 00:21:09,470
‫چطوری دیدی‌شون؟

409
00:21:09,470 --> 00:21:12,940
‫داشتیم تخت رو مرتب میکردیم
‫و پیراهنش افتاد... در اومد

410
00:21:12,940 --> 00:21:14,310
‫عجیبه

411
00:21:15,770 --> 00:21:16,940
‫چکوف

412
00:21:16,940 --> 00:21:19,150
‫ملکه.
‫بابت خون عذر میخوام

413
00:21:19,150 --> 00:21:21,400
‫خدمتکارم آبله داره.
‫تو کمده

414
00:21:21,400 --> 00:21:23,200
‫عالیه. باریکلا

415
00:21:23,200 --> 00:21:24,910
‫احتمالا بتونیم با همون
‫ببریمش بیرون

416
00:21:24,910 --> 00:21:27,700
‫- چون چوبه و خوب میسوزه
‫- چی؟

417
00:21:27,700 --> 00:21:29,160
‫طبقه پایین...

418
00:21:29,160 --> 00:21:30,910
‫تو بخش خدمتکارها شیوعی رخ داده.
‫باید بهش رسیدگی کنیم

419
00:21:30,910 --> 00:21:33,710
‫طرز کارشون همینطوریه.
‫همه‌شون رو میسوزونن. واسه همین قایمش کردم

420
00:21:33,710 --> 00:21:35,290
‫قرار نیست اونو بسوزونیم

421
00:21:35,290 --> 00:21:37,670
‫- ممنون
‫- درمان چی؟

422
00:21:37,670 --> 00:21:40,710
‫اشراف‌ها، سعی‌مون رو میکنیم
‫ولی خدمتکارها

423
00:21:40,710 --> 00:21:42,840
‫باور کنین، میدونم سخته

424
00:21:42,840 --> 00:21:44,970
‫خدمتکار خوب پیدا کرد،
‫ولی بازم پیدا میشه

425
00:21:44,970 --> 00:21:48,050
‫همه که از آبله نمیمیرن.
‫همه‌شون رو میسوزونین؟

426
00:21:48,050 --> 00:21:49,640
‫فرایند استاندارد همینه

427
00:21:49,640 --> 00:21:52,720
‫هیچکس کسی رو نمیسوزونه.
‫درمانش کن

428
00:21:54,310 --> 00:21:57,730
‫بیاین کمد هل بدیم تو اون اتاق،
‫و بندازیمش اونجا

429
00:22:00,480 --> 00:22:03,690
‫حالا، چیزی میتونه از یه تفنگ شلیک بشه؟

430
00:22:03,690 --> 00:22:05,150
‫بیاین ببینیم

431
00:22:05,150 --> 00:22:07,740
‫و اگه زنده موند

432
00:22:07,740 --> 00:22:10,370
‫آیا نوع سفر کردن جدیدی اختراع کردیم؟

433
00:22:10,370 --> 00:22:12,370
‫هوم؟ هورا!

434
00:22:14,660 --> 00:22:16,080
‫ها. هورا!

435
00:22:18,750 --> 00:22:19,790
‫ببخشید

436
00:22:20,340 --> 00:22:21,960
‫باید باهات حرف بزنم

437
00:22:21,960 --> 00:22:25,220
‫تو بخش خدمتکارها آبله
‫شیوع پیدا کرده

438
00:22:25,220 --> 00:22:27,510
‫نترس، همسر عزیزم
‫اونا رو قرنطینه میکنیم

439
00:22:27,510 --> 00:22:29,390
‫و میسوزونیم‌شون
‫تا بیماری نابود بشه

440
00:22:29,390 --> 00:22:31,220
‫همه‌شون که نمیمیرن

441
00:22:31,220 --> 00:22:33,220
‫معمولا میمیرن.
‫آتیش بزرگی راه میندازیم

442
00:22:34,640 --> 00:22:37,140
‫منظورم اینه که،
‫بیماری همه‌شون رو نمیکشه

443
00:22:37,140 --> 00:22:38,440
‫اوه

444
00:22:38,440 --> 00:22:40,900
‫ملکه ایده جدیدی داره، قربان

445
00:22:40,900 --> 00:22:44,110
‫که غلام‌ها مثل اشراف درمان بشن

446
00:22:44,110 --> 00:22:46,320
‫و چرا باید این‌کارو بکنیم؟

447
00:22:46,320 --> 00:22:47,490
‫همین درمان کردن اشراف
‫به اندازه کافی خطرناک هست

448
00:22:47,490 --> 00:22:49,410
‫از اون چیزی که متوجه شدم،
‫این بیماری فجیع میشه

449
00:22:49,410 --> 00:22:52,080
‫تو سیبری روستاهای
‫هزاران نفری رو از بین برده

450
00:22:52,080 --> 00:22:54,040
‫وقتی سر و کله‌ش پیدا میشه
‫باید با شدت نابودش کنیم

451
00:22:55,200 --> 00:22:59,880
‫نمیتونیم همینطوری پدرها،
‫مادرها و بچه‌ها رو زنده زنده بسوزونیم

452
00:22:59,880 --> 00:23:02,170
‫چرا، میتونیم.
‫اونا غلامن

453
00:23:02,170 --> 00:23:04,880
‫نمیتونیم بذاریم یه بیماری همه‌واگیر
‫همینطوری واسه خودش آزاد باشه...

454
00:23:04,880 --> 00:23:07,800
‫اگه توصیه ملکه همچین چیزی هستش

455
00:23:07,800 --> 00:23:11,760
‫اگه رو زمین چادر بزنیم،
‫دور از اینجا چی؟

456
00:23:11,760 --> 00:23:15,720
‫بیماری یا میکشه یا طی چند روز
‫خوب میشه

457
00:23:15,720 --> 00:23:19,350
‫اونایی که زنده میمونن
‫قسم عشق و وفاداری ابدی بهمون میخورن

458
00:23:19,350 --> 00:23:22,400
‫واسه تکرار نکته عالی تاتیانا،
‫اونا غلام‌های تخمی‌ان

459
00:23:22,400 --> 00:23:24,400
‫نکته خوبیه، گریگور

460
00:23:24,400 --> 00:23:25,980
‫بیماری وحشی‌ایه

461
00:23:25,980 --> 00:23:26,820
‫وحشتناکه

462
00:23:26,820 --> 00:23:29,030
‫آبله صورت عموزاده عزیز منو از بین برد

463
00:23:29,030 --> 00:23:32,490
‫خیلی‌خب، یه لحظه همگی خفه خون بگیرین
‫دارم فکر میکنم

464
00:23:32,490 --> 00:23:35,410
‫خدایا... آه...

465
00:23:36,200 --> 00:23:38,330
‫- نه، جوابم نه‌ست
‫- چی؟

466
00:23:38,330 --> 00:23:39,710
‫خب، بهم گفتی به حرف مردم گوش بدم

467
00:23:39,710 --> 00:23:41,380
‫و از ایده‌ت خوششون نمیاد

468
00:23:41,380 --> 00:23:44,040
‫اگه میشه، امپراطور
‫به نظرم تصمیم عالی‌ایه

469
00:23:44,040 --> 00:23:47,260
‫اگه میشه، صورتت رو میذارم
‫روی دستگاه چاپم و صافش میکنم

470
00:23:47,260 --> 00:23:48,590
‫خفه شو

471
00:23:48,590 --> 00:23:52,220
‫نمیتونی همینطوری آدم‌ها رو بسوزونی.
‫بهت التماس میکنم

472
00:23:52,220 --> 00:23:53,720
‫باید راه‌حل بهتری باشه

473
00:23:53,720 --> 00:23:56,060
‫نیست.
‫مگه اینکه تو داشته باشی

474
00:23:57,720 --> 00:23:59,850
‫که مشخصه نداری

475
00:23:59,850 --> 00:24:01,230
‫متاسفم

476
00:24:42,730 --> 00:24:45,150
‫ارلو!

477
00:24:54,070 --> 00:24:55,620
‫من مَستم

478
00:24:55,620 --> 00:24:56,870
‫تو که مشروب نمیخوری

479
00:24:56,870 --> 00:24:59,490
‫خب، اوضاع داره تغییر میکنه،
‫ملکه کاترین

480
00:24:59,490 --> 00:25:01,290
‫پیشرفت داره حاصل میشه

481
00:25:01,290 --> 00:25:03,330
‫قبلا مشروب نمیخوردم.
‫حالا میخورم

482
00:25:03,330 --> 00:25:06,460
‫قبلا نمیکُشتم. حالا میکُشم.
‫قبلا امید نداشتم...

483
00:25:06,460 --> 00:25:09,590
‫اوه. نه. هنوزم امید ندارم

484
00:25:09,590 --> 00:25:11,720
‫ارلو، باید بهم کمک کنی

485
00:25:11,720 --> 00:25:13,970
‫طبقه پایین آبله شیوع پیدا کرده

486
00:25:13,970 --> 00:25:16,640
‫امپراطور اصرار داره
‫غلام‌ها رو بسوزونیم

487
00:25:16,640 --> 00:25:18,760
‫باید جلوش رو بگیریم

488
00:25:18,760 --> 00:25:21,810
‫تا الان به خیلی چیزها جواب مثبت داده

489
00:25:21,810 --> 00:25:25,150
‫به نظرم اگه بتونم راه دیگه‌ای
‫رو بهش قانع کنم...

490
00:25:26,310 --> 00:25:28,020
‫مایه‌کوبی

491
00:25:28,020 --> 00:25:29,690
‫مایه‌کو... چی؟

492
00:25:29,690 --> 00:25:31,280
‫مایه‌کوبی

493
00:25:33,650 --> 00:25:34,660
‫بله

494
00:25:35,320 --> 00:25:39,700
‫راهی واسه کمک به بدنته
‫که بیماری رو نپذیره

495
00:25:39,700 --> 00:25:43,330
‫تو یه سری کشورهای آسیایی
‫موفقیت آمیز بوده

496
00:25:44,750 --> 00:25:46,330
‫ولی اینجا نه

497
00:25:46,330 --> 00:25:49,250
‫- چرا نه؟
‫- کلیسا مسئول داروهاست

498
00:25:50,840 --> 00:25:54,130
‫درمان‌ها، مدارک طبابت
‫همه‌چی رو تایید میکنه

499
00:25:54,130 --> 00:25:55,800
‫و با این موافق نیستن

500
00:25:55,800 --> 00:25:57,760
‫یعنی، افراطیه

501
00:25:57,760 --> 00:26:00,970
‫ولی همینطورم هزاران نفر
‫دارن در مناطق میمیرن

502
00:26:00,970 --> 00:26:02,180
‫بهم کمک کن

503
00:26:02,180 --> 00:26:04,390
‫دوست دارم، ولی سرم داره گیج میره

504
00:26:05,350 --> 00:26:08,110
‫تخب خوابم داره میچرخه

505
00:26:08,110 --> 00:26:10,400
‫صبح، بهم کمک کن

506
00:26:10,400 --> 00:26:12,860
‫من خدمتگذارتم

507
00:26:15,030 --> 00:26:17,200
‫بوی ملکه به مشامم خورد

508
00:26:17,200 --> 00:26:19,990
‫- اینجا بوده
‫- تازه رفت

509
00:26:19,990 --> 00:26:22,040
‫چرا از تو خوشش میاد؟

510
00:26:22,040 --> 00:26:23,410
‫تو یه سوسکی

511
00:26:23,410 --> 00:26:25,710
‫میخواستم علیه پیتر کودتا کنیم

512
00:26:25,710 --> 00:26:27,420
‫و اون رو به قدرت برسونیم

513
00:26:29,330 --> 00:26:31,550
‫وقتی بهش فکر کنی خنده‌داره

514
00:26:31,550 --> 00:26:36,050
‫دختر نازنین، امپراطور روسیه

515
00:26:36,050 --> 00:26:39,300
‫میدونم. ایده مسخره‌ایه

516
00:26:39,300 --> 00:26:42,970
‫خوشبختانه، سر عقل اومد

517
00:26:43,680 --> 00:26:45,020
‫هوم

518
00:26:56,570 --> 00:26:58,110
‫بهم زل زده بودی؟

519
00:26:59,160 --> 00:27:00,450
‫نه، خانوم

520
00:27:00,450 --> 00:27:03,580
‫زل زده بودی.
‫انگار منو میخواستی

521
00:27:03,580 --> 00:27:06,160
‫- نه، نه. من...
‫- من میرم

522
00:27:06,160 --> 00:27:08,000
‫و حتی فکرشم نکن که بیای دنبالم

523
00:27:08,000 --> 00:27:10,250
‫منو بکشی تو یه سالن،
‫بندازیم روی یه میز

524
00:27:10,250 --> 00:27:11,840
‫و مثل سگ منو بکنی

525
00:27:17,590 --> 00:27:19,720
‫خدای خوب، باید واضح بگم؟

526
00:27:24,810 --> 00:27:26,310
‫صبر کن ببینم

527
00:27:43,830 --> 00:27:45,700
‫سلام

528
00:27:45,700 --> 00:27:49,250
‫وقتی میخوابی خیلی خوشگلی.
‫همیشه همینطوری بودی

529
00:27:49,250 --> 00:27:51,630
‫خدایا. این‌کارو نکن

530
00:27:51,630 --> 00:27:53,130
‫باهام بیا

531
00:27:55,750 --> 00:28:00,430
‫امروز صبح پخش شده بودن.
‫ولمنتوف، من، کاترین

532
00:28:00,430 --> 00:28:01,680
‫فقط واسه تفریحه

533
00:28:01,680 --> 00:28:05,430
‫همینطورم یه رساله
‫با عنوان "کی زنت رو میکنه" ظاهر شده

534
00:28:05,430 --> 00:28:06,640
‫آشگفتگی زیادی بوجود آورده

535
00:28:06,640 --> 00:28:09,390
‫- خنده‌داره
‫- هوم، شاید

536
00:28:09,390 --> 00:28:11,600
‫اوه بیخیال، خاله.
‫تو از بین همه عاشق یکم تفریحی

537
00:28:11,600 --> 00:28:12,810
‫یکم آشوب

538
00:28:12,810 --> 00:28:14,480
‫تو مهمونی، آره

539
00:28:14,480 --> 00:28:16,400
‫در جایگاه دربار،
‫نگران کننده‌ست

540
00:28:16,400 --> 00:28:17,900
‫من یه جور رهبر جدیدم

541
00:28:17,900 --> 00:28:20,360
‫یه مقدار خاص آزادی رو اجازه میدم.
‫مردم ازش لذت میبرن

542
00:28:20,360 --> 00:28:23,320
‫خوش میگذرونن. احساس عالی‌ای بهشون دست میده.
‫احساس عشق میکنن

543
00:28:23,320 --> 00:28:25,660
‫احساس عشق میکنن؟
‫ببین

544
00:28:31,330 --> 00:28:33,830
‫یه الاغ داره یارو رو میکنه.
‫حرف نداره

545
00:28:33,830 --> 00:28:35,290
‫تویی

546
00:28:37,050 --> 00:28:38,630
‫ولی حتی شبیه منم نیست

547
00:28:38,630 --> 00:28:39,720
‫الاغه تویی!

548
00:28:40,260 --> 00:28:42,430
‫اوه، آره.
‫خنده‌داره

549
00:28:43,640 --> 00:28:44,800
‫محض تفریحه

550
00:28:44,800 --> 00:28:47,600
‫بی‌احترامی. اهانت به ماست.
‫خوب نیست

551
00:28:47,600 --> 00:28:49,470
‫ولی اینطوری همینطورم
‫این چیزها رو میبینیم

552
00:28:49,470 --> 00:28:51,440
‫میتونیم میزان نارضایتی رو قضاوت کنیم

553
00:28:51,440 --> 00:28:54,230
‫ببینیم فقط محض سرگرمیه،
‫یا خطر واقعی

554
00:28:54,230 --> 00:28:57,110
‫هوم. نامفید نیست

555
00:28:57,110 --> 00:29:00,240
‫هورا. بالاخره قرار نیست
‫ما رو به نابودی بکشم

556
00:29:00,240 --> 00:29:02,280
‫روسیه رو به تصور خودم در میارم

557
00:29:02,280 --> 00:29:03,700
‫احمق

558
00:29:05,780 --> 00:29:09,540
‫وقتی نیاز بود، بازم به دربار نشون میدیم
‫همه‌کاره کیه. نیک

559
00:29:19,250 --> 00:29:20,380
‫هورا

560
00:29:30,350 --> 00:29:32,890
‫جریان اون چیزهای قرمزی که
‫بردی اونجا چیه؟

561
00:29:32,890 --> 00:29:36,270
‫بعضی‌ها میگن کمک میکنه.
‫نمیدونم

562
00:29:36,270 --> 00:29:38,770
‫دکتری نیستی که اطمینان خاطر بدی، مگه نه؟

563
00:29:38,770 --> 00:29:42,400
‫- اون پاکه
‫- میتونی بهم بگی، میدونی

564
00:29:42,400 --> 00:29:44,530
‫- تو پاکی
‫- خوبه

565
00:29:44,530 --> 00:29:47,780
‫میخوام سوالی ازت بپرسم.
‫درمورد مایه‌کوبی هستش

566
00:29:47,780 --> 00:29:49,950
‫میتونه به بدن یاد بده
‫با آبله مبارزه کنه

567
00:29:49,950 --> 00:29:52,750
‫آره. بصورت تئوری

568
00:29:52,750 --> 00:29:54,210
‫یکم وارد خون میکنی

569
00:29:54,210 --> 00:29:56,960
‫چون مقدار کمیه سازگار میشه

570
00:29:56,960 --> 00:29:59,800
‫باید بهتون هشدار بدم،
‫مایه‌کوبی بی‌ثبات هستش

571
00:29:59,800 --> 00:30:01,590
‫و قانع کردن مردم سخته

572
00:30:01,590 --> 00:30:04,760
‫- ولی ممکنه جواب بده
‫- موفقیت‌هایی صورت گرفته

573
00:30:04,760 --> 00:30:06,970
‫خوبه. تو از مریض‌ها نمونه جمع میکنی

574
00:30:06,970 --> 00:30:09,850
‫و با ایده‌مون میریم پیش اسقف و امپراطور

575
00:30:09,850 --> 00:30:12,810
‫بیاین برگردیم.
‫جمع کردن نمونه، انجام میدم

576
00:30:12,810 --> 00:30:15,480
‫اینکه حرفه‌ام رو قربانی
‫یه خیال آرمان‌گرایانه کنم

577
00:30:15,480 --> 00:30:17,690
‫خیلی علاقه‌مند نیستم

578
00:30:17,690 --> 00:30:19,940
‫اگه نقشه‌تون جواب داد
‫بیاین پیشم

579
00:30:19,940 --> 00:30:21,900
‫کاترین. ملکه

580
00:30:21,900 --> 00:30:25,360
‫این مایه‌کوبی.
‫بهم کمک میکنه؟

581
00:30:25,360 --> 00:30:26,780
‫آره

582
00:30:27,660 --> 00:30:29,530
‫ببخشید، ولد

583
00:30:29,530 --> 00:30:32,540
‫واسه کسانیه که
‫هنوز بیماری رو نگرفتن

584
00:30:32,540 --> 00:30:36,500
‫ولی نگران نباش.
‫چکاوو همین الانشم توی تو بهبودی دیده

585
00:30:36,500 --> 00:30:38,500
‫دونه‌هات خیلی معلوم نیستن

586
00:30:38,500 --> 00:30:41,380
‫اگه همه مایه‌کوبی بشن،
‫اون وقت نمیتونه پخش بشه

587
00:30:41,380 --> 00:30:42,500
‫ناپدید میشه

588
00:30:43,590 --> 00:30:45,840
‫فکر منم دقیقا همینه

589
00:30:45,840 --> 00:30:49,220
‫تو باهوشی.
‫از همینت بیشتر از همه خوشم میاد

590
00:30:49,220 --> 00:30:52,560
‫- بعلاوه قیافه‌ش
‫- البته

591
00:30:52,560 --> 00:30:54,980
‫میتونم یکی از کتاب‌هات
‫رو درموردش بخونم؟

592
00:30:54,980 --> 00:30:56,810
‫باید استراحت کنی

593
00:30:56,810 --> 00:30:58,350
‫بهم کمک میکنه بخوابم

594
00:31:17,830 --> 00:31:19,080
‫ملکه

595
00:31:19,750 --> 00:31:24,050
‫یه ملکه نمیتونه خود به خود
‫موعظه‌های مقام معظم کلیساش

596
00:31:24,050 --> 00:31:26,920
‫رو توسط دستگاه خودمون
‫بصورت ابدی چاپ کنه؟

597
00:31:26,920 --> 00:31:28,680
‫میتونه

598
00:31:28,680 --> 00:31:30,640
‫ولی حدس میزنم نمیخوای

599
00:31:31,470 --> 00:31:33,720
‫باشه. مچم رو گرفتی

600
00:31:34,560 --> 00:31:37,730
‫امیدوار بودم حکم یه جور نمادی داشته باشن

601
00:31:37,730 --> 00:31:40,350
‫برای طوری که جدید و قدیم
‫ممکنه باهم کار کنن

602
00:31:41,270 --> 00:31:42,900
‫منتظر تکه بعدیش هستم

603
00:31:42,900 --> 00:31:45,400
‫که تکه‌ای هستش
‫که چیزی ازم نیاز دارین

604
00:31:45,400 --> 00:31:47,360
‫خیلی باهوشی

605
00:31:47,360 --> 00:31:49,320
‫همیشه اینت رو تحسین میکردم

606
00:31:50,280 --> 00:31:51,660
‫هنوزم منتظرم

607
00:31:53,580 --> 00:31:55,370
‫- مایه‌‍کوبی
‫- نه

608
00:31:55,370 --> 00:31:57,620
‫منم اولش شک داشتم

609
00:31:57,620 --> 00:32:01,420
‫ولی خیلی فوق‌العاده‌ست.
‫و از چیزی که فکر میکنی ساده‌تره

610
00:32:01,420 --> 00:32:04,960
‫ممکنه تو امپراطور رو
‫با دستگاه چاپ کراهتت خم کنی

611
00:32:04,960 --> 00:32:07,210
‫ولی دارو؟
‫تصمیم منه

612
00:32:07,210 --> 00:32:08,170
‫بیا بازم حرف بزنیم

613
00:32:08,170 --> 00:32:11,340
‫و به این متکی باش که تو باهوشی،
‫و به منطق میرسی

614
00:32:11,340 --> 00:32:13,100
‫اینو به امپراطور گفتی؟

615
00:32:13,100 --> 00:32:15,390
‫نه کاملا. ولی میگم

616
00:32:15,390 --> 00:32:18,020
‫منم همینطور.
‫وضع دربار خیلی خرابه

617
00:32:18,020 --> 00:32:20,560
‫به نظر زمان درستی واسه
‫برگشت به موقعی میاد که جواب میداد

618
00:32:21,600 --> 00:32:22,810
‫آرچی

619
00:32:22,810 --> 00:32:23,770
‫برو کنار

620
00:32:25,570 --> 00:32:26,900
‫نرو

621
00:32:28,440 --> 00:32:29,360
‫عوضی

622
00:32:36,950 --> 00:32:39,910
‫نمیشه آدم با آرامش صبحونه‌ش رو بخوره؟

623
00:32:39,910 --> 00:32:41,620
‫نه. باید باهات حرف بزنم

624
00:32:41,620 --> 00:32:44,420
‫مقام معظم کلیساتون
‫الان به زور...

625
00:32:44,420 --> 00:32:46,090
‫وادار به مسابقه دو
‫با همسر روانی‌تون شد

626
00:32:46,090 --> 00:32:47,380
‫واقعا؟
‫کی بُرد؟

627
00:32:47,380 --> 00:32:49,590
‫آه. این کثافت رو دیدی

628
00:32:49,590 --> 00:32:52,630
‫آره. به این لاشیا آزادی بده،
‫و جوابت رو با این میدن

629
00:32:52,630 --> 00:32:55,260
‫یعنی، خنده‌داره و خطر واقعی‌ای نیست
‫ولی بازم

630
00:32:55,260 --> 00:32:58,810
‫و بیشت منم که دارم زن‌هایی رو میکنم
‫که روی تخت‌های غلام‌های گرسنه دراز کشیدن

631
00:32:58,810 --> 00:33:01,770
‫که نکته‌ش رو نمیفهمم،
‫چون من هیچوقت این‌کارو نکردم

632
00:33:04,310 --> 00:33:06,230
‫یه اسب داره منو میکنه

633
00:33:11,990 --> 00:33:13,360
‫چرا اون باید...

634
00:33:13,780 --> 00:33:15,160
‫میخواستم بیخیالش بشم

635
00:33:15,160 --> 00:33:17,160
‫ولی الیزابت نگرانه،
‫و واکنش تو نشونم میده

636
00:33:17,160 --> 00:33:20,000
‫شاید بهتر باشه لاشی‌ای که اینا رو کشیده
‫رو پیدا کنیم، و باهاش حرف بزنیم

637
00:33:20,000 --> 00:33:22,660
‫با چاقو یه خط بیخ تا بیخ گلوش بکِشیم

638
00:33:22,660 --> 00:33:24,460
‫نمیذارم تو ناراحت بشی

639
00:33:24,460 --> 00:33:29,210
‫همینطورم یه رساله بی‌احترامانه
‫در خصوص بزرگداشت خواص خود ارضایی هست

640
00:33:29,210 --> 00:33:32,260
‫یه شیطان‌پرست موعظه‌های منو چاپ کرده

641
00:33:32,260 --> 00:33:34,640
‫کلمه "خدا" رو با "کیر" عوض کرده

642
00:33:34,640 --> 00:33:38,760
‫و چندین نفر خواهان اینن که یهودی‌ها
‫بطور دسته جمعی کشته بشن

643
00:33:38,760 --> 00:33:42,560
‫همونطوری که لوتر خواست وقتی آلمانی‌ها
‫دستگاه چاپ رو اختراع کرد فرا خوانده شد

644
00:33:42,560 --> 00:33:46,020
‫هنوزم بعضی‌ها هستن
‫که خواهان پایان نخبه‌سالاری هستن

645
00:33:46,020 --> 00:33:50,230
‫یه مقدار چاپ‌نقش چوبی، یه مقدار جوهر
‫یه کابوس رها میشود

646
00:33:50,230 --> 00:33:51,490
‫نه

647
00:33:52,900 --> 00:33:54,700
‫خیلی خنده‌داره

648
00:33:54,700 --> 00:33:57,160
‫معرکه‌ست!
‫مشکلی نداره

649
00:33:57,160 --> 00:33:58,870
‫چرا مشکل داره

650
00:33:58,870 --> 00:33:59,700
‫لعنتی!

651
00:33:59,700 --> 00:34:03,040
‫امروز همه با افکار و نظرهاشون
‫خیلی رو مُخن

652
00:34:03,040 --> 00:34:06,210
‫حرف منم دقیقا همینه.
‫فقط باید نظر یه نفر اهمیت داشته باشه، نظر شما

653
00:34:06,210 --> 00:34:08,170
‫فقط باید یه قانون باشه،
‫قانون شما

654
00:34:08,170 --> 00:34:10,090
‫شما به دو ویروس اجازه دادین:

655
00:34:10,090 --> 00:34:13,010
‫آزادی، فساد ایده‌ای و تصویری

656
00:34:13,010 --> 00:34:14,510
‫و آشب در دربار

657
00:34:14,510 --> 00:34:16,220
‫که باعث این کثافت جلوی روتون شده

658
00:34:16,220 --> 00:34:18,470
‫تو واقعا هنوزم داری زر میزنی؟

659
00:34:18,470 --> 00:34:22,180
‫دارم آزادیم رو به کار میگرم.
‫هورا

660
00:34:22,180 --> 00:34:25,560
‫آبله.
‫باید درموردش حرف صحبت کنیم

661
00:34:25,560 --> 00:34:27,730
‫دارم تمشک میخورم،
‫پس حتما باید حرفش رو بزنیم؟

662
00:34:27,730 --> 00:34:29,110
‫مایه‌کوبی

663
00:34:29,110 --> 00:34:31,230
‫باید با ذهن باز در نظرش بگیریم

664
00:34:31,230 --> 00:34:33,190
‫اصلا در نظرش نمیگیریم

665
00:34:33,190 --> 00:34:37,110
‫دربار رو درمان میکنیم و بعد
‫مجبور نیستیم همه غلام‌ها رو بسوزونیم

666
00:34:37,110 --> 00:34:39,320
‫اگه میتونیم مردم‌مون رو نجات میدیم

667
00:34:39,320 --> 00:34:42,200
‫دربارمون رو از مرگ نجات بدیم،
‫چرا نباید این‌کارو بکنیم؟

668
00:34:42,200 --> 00:34:43,540
‫نکته خوبیه

669
00:34:43,540 --> 00:34:46,960
‫چون ما مخلوقات خدا هستیم
‫تا همونطور که میخواد بکُشیم

670
00:34:46,960 --> 00:34:50,000
‫آه، این چیه؟
‫این... چیز کوبی؟

671
00:34:50,000 --> 00:34:53,920
‫یه مقدار خیلی کم نمونه چرک
‫از یه قربانی میگیری و خودت رو مبتلا میکنی

672
00:34:53,920 --> 00:34:56,050
‫بدنت بیماری رو یاد میگیره

673
00:34:56,050 --> 00:34:57,970
‫و وقتی بعداً باهاش مواجه شد
‫مقاومت میکنه

674
00:34:57,970 --> 00:34:59,930
‫به خودت آبله میدی

675
00:34:59,930 --> 00:35:01,260
‫به نظر دیوونگی میاد

676
00:35:01,260 --> 00:35:02,310
‫گل گفتین، امپراطور

677
00:35:02,310 --> 00:35:04,600
‫و تحقیقات‌مون در خارج از کشور
‫نشون میده اغلب باعث مرگ،

678
00:35:04,600 --> 00:35:06,640
‫و شیوع میشه

679
00:35:06,640 --> 00:35:08,020
‫بی‌نقص نیست ولی...

680
00:35:08,020 --> 00:35:11,980
‫امپراطور چطور مردمش رو قانع کنه
‫که آبله بگیرن؟

681
00:35:11,980 --> 00:35:14,900
‫و وقتی مُردن،
‫یا بیماری شیوع پیدا کرد، اون موقع چی؟

682
00:35:14,900 --> 00:35:17,530
‫باید اونا رو هدایت کنیم.
‫اینطوری

683
00:35:17,530 --> 00:35:21,580
‫من تصوری ازت داشتم.
‫که بیارمت اینجا

684
00:35:21,580 --> 00:35:24,040
‫و اغلب فکر میکردم چرا آخه

685
00:35:24,040 --> 00:35:26,500
‫ولی امروز، به وضوح میبینم

686
00:35:26,500 --> 00:35:29,330
‫واسه شروع یه جنگ

687
00:35:29,330 --> 00:35:32,710
‫یه زن زیبا با عطر خوش

688
00:35:32,710 --> 00:35:35,420
‫که شیطان نابودی ما رو مخفی کرد

689
00:35:35,420 --> 00:35:38,880
‫تا بعدش ما به ندای خداوند
‫برای قیام توجه کنیم

690
00:35:38,880 --> 00:35:40,800
‫و روسیه رو پاک کنیم

691
00:35:41,470 --> 00:35:43,560
‫این دیوونگی به تمام عیاره

692
00:35:43,560 --> 00:35:46,140
‫من فقط دارم از علم حرف میزنم

693
00:35:46,140 --> 00:35:48,390
‫مبتلا کردن‌مون به آبله علم نیست

694
00:35:48,390 --> 00:35:50,230
‫پرت کردن یه سگ از روی پشت بوم علمه

695
00:35:50,230 --> 00:35:53,320
‫ولی اون شیطان نیست، آرچی.
‫هر دوتون باید خیر سرتون آروم باشین

696
00:35:53,320 --> 00:35:54,980
‫اینو بدون

697
00:35:54,980 --> 00:35:57,490
‫کلیسا از امپراطوری پشتیبانی نمیکنه

698
00:35:57,490 --> 00:35:59,740
‫که به خدا پشت کنه

699
00:35:59,740 --> 00:36:02,620
‫چرا که اون از دست رفته
‫و روسیه هم همراهش

700
00:36:04,740 --> 00:36:05,950
‫داری تهدیدم میکنی

701
00:36:05,950 --> 00:36:07,620
‫حقایق تهدید نیستن

702
00:36:08,580 --> 00:36:10,120
‫فقط حقیقتن

703
00:36:18,550 --> 00:36:20,470
‫به حرفاش گوش نکن

704
00:36:20,470 --> 00:36:22,640
‫- باید این‌کارو بکنی...
‫- فقط یه دقیقه تنهام بذار

705
00:36:22,640 --> 00:36:24,680
‫- من...
‫- چی گفتم؟ برو بیرون!

706
00:36:38,820 --> 00:36:40,570
‫اوه، سلام

707
00:36:40,570 --> 00:36:41,910
‫منم بهت ملحق میشم

708
00:36:41,910 --> 00:36:43,570
‫نه، من...

709
00:36:44,950 --> 00:36:46,790
‫به فضاء نیاز دارم

710
00:36:46,790 --> 00:36:48,580
‫سوارکاری کردم

711
00:36:48,580 --> 00:36:50,160
‫ماهیچه‌ام گرفته

712
00:36:55,630 --> 00:36:56,840
‫چی شده؟

713
00:36:58,300 --> 00:37:00,300
‫وضعیت‌مون تو دربار به لغزش در اومده

714
00:37:00,300 --> 00:37:02,260
‫من و اون از همیشه بهم نزدیک‌تریم

715
00:37:02,260 --> 00:37:03,390
‫مشکلی نداریم

716
00:37:06,470 --> 00:37:08,770
‫اگه دیگه بهش نمیدادی،
‫به چه روز میوفتادی؟

717
00:37:08,770 --> 00:37:10,230
‫اینطوری حرف نزن

718
00:37:10,230 --> 00:37:12,560
‫چی، منظورت اینه که
‫بلند حرف نزنم؟

719
00:37:12,560 --> 00:37:13,810
‫من اون رو از دست دادم

720
00:37:13,810 --> 00:37:16,520
‫چند هفته‌ست بهم دست نزده.
‫متوجه نیستی؟

721
00:37:18,610 --> 00:37:20,070
‫تو بُردی

722
00:37:20,070 --> 00:37:21,780
‫منظورت اینه که، ما بُردیم

723
00:37:21,780 --> 00:37:23,660
‫آره. منظورم ما بود

724
00:37:27,160 --> 00:37:29,120
‫امپراطور خواهان حضور شما هستن

725
00:37:41,840 --> 00:37:43,590
‫چیکار کردی؟

726
00:37:43,590 --> 00:37:45,140
‫از آخرین باری که دیدمت؟

727
00:37:45,140 --> 00:37:48,100
‫شنیدم امپراطور با زبونش
‫آبت رو آورده

728
00:37:48,100 --> 00:37:50,470
‫عصبانی شدم، حسودیم شد
‫مَست کردم

729
00:37:50,470 --> 00:37:52,480
‫هنر خلق کردم،
‫سرتاسر قصر پخشش کردم

730
00:37:52,480 --> 00:37:54,690
‫اومدم این بیرون، خوابم برد
‫الان که اومدی بیدار شدم

731
00:37:54,690 --> 00:37:56,860
‫و الان یکم پشیمونم
‫و یکم از کارم راضی‌ام

732
00:37:56,860 --> 00:37:57,940
‫تو چطور؟

733
00:37:57,940 --> 00:38:01,030
‫من دارم سعی میکنم یه کار بزرگ بکنم.
‫خودت که میدونی

734
00:38:01,030 --> 00:38:03,740
‫و کارتون‌های تو کمک نمیکنه

735
00:38:06,700 --> 00:38:07,990
‫آبت اومد؟

736
00:38:07,990 --> 00:38:08,990
‫آره

737
00:38:10,040 --> 00:38:10,950
‫خوبه

738
00:38:10,950 --> 00:38:13,410
‫چون اگه آبت نیومده بود،
‫واکنش من الکی در این حد بوده

739
00:38:13,410 --> 00:38:14,920
‫ولی حالا که میگی اومده،
‫حالم خوبه

740
00:38:14,920 --> 00:38:18,210
‫و اگه ماریال کیرت رو میخورد،
‫راحت میذاشتی؟

741
00:38:18,210 --> 00:38:19,920
‫به گمونم نه

742
00:38:19,920 --> 00:38:22,340
‫و من حق انتخابی
‫واسه تو تخت اون بودن دارم؟

743
00:38:22,340 --> 00:38:25,220
‫نداری. این زندگی ماست.
‫پس بهش نزدیک‌تر شدی

744
00:38:25,220 --> 00:38:26,970
‫شاید جام رو گرفته

745
00:38:26,970 --> 00:38:28,390
‫من تو رو دوست دارم

746
00:38:28,390 --> 00:38:31,600
‫مرتیکه خر... احمق!

747
00:38:31,600 --> 00:38:34,350
‫لطف داری.
‫تیکه اولش. چه برسه به دومی

748
00:38:34,350 --> 00:38:35,440
‫کون لقت

749
00:38:39,310 --> 00:38:40,440
‫کون لق خودت

750
00:38:51,700 --> 00:38:53,580
‫دلم برات تنگ میشه

751
00:38:53,580 --> 00:38:55,000
‫بدون که دلم برات تنگ میشه

752
00:38:59,540 --> 00:39:01,090
‫هدف والاتر

753
00:39:01,960 --> 00:39:04,720
‫میدونم. یادمه

754
00:39:05,800 --> 00:39:07,890
‫تو نقاشی کشیدی که
‫یه اسب منو میکرد

755
00:39:08,300 --> 00:39:11,510
‫اون موقع یکم به نظر موقعیت سختی بود.
‫یه جورایی فقط...

756
00:39:11,510 --> 00:39:14,020
‫تو فکر زدنش با مشروب گذشتم.
‫ببخشید

757
00:39:14,020 --> 00:39:16,560
‫هیچکس یادش نمیمونه

758
00:39:16,560 --> 00:39:19,230
‫فقط میخوام روسیه رو تو یه دست

759
00:39:19,230 --> 00:39:20,980
‫و تو رو تو اون یکی دستم نگه دارم

760
00:39:20,980 --> 00:39:22,980
‫تو منو داری

761
00:39:22,980 --> 00:39:24,990
‫میترسم روسیه داره از دستم میره

762
00:39:34,700 --> 00:39:36,210
‫کجا داری میری؟

763
00:39:38,080 --> 00:39:40,920
‫دونه‌هام پَهنن،
‫چون آبله دونه پَهن دارم

764
00:39:42,460 --> 00:39:45,340
‫- تو کتاب نوشته نوع کشنده‌ش هستش
‫- من...

765
00:39:48,800 --> 00:39:50,470
‫مادرم همینو داشت

766
00:39:52,100 --> 00:39:55,100
‫فقط یه کتابه. تو رو نمیشناسه.
‫تو قوی‌ای

767
00:39:56,270 --> 00:39:57,850
‫من میرم

768
00:39:57,850 --> 00:39:59,190
‫واسه تو امن‌تره

769
00:39:59,190 --> 00:40:01,860
‫- ولد، من...
‫- مراقب باش. نیا

770
00:40:06,240 --> 00:40:08,900
‫ممنون که منو بوسیدی

771
00:40:11,950 --> 00:40:13,490
‫به موقع معلوم شد

772
00:40:33,390 --> 00:40:34,810
‫چیکار...

773
00:40:35,890 --> 00:40:37,390
‫چه اتفاقی افتاده؟

774
00:40:45,150 --> 00:40:46,780
‫دوستان عزیز

775
00:40:46,780 --> 00:40:48,690
‫- حالت خوبه؟
‫- بیاین داخل

776
00:40:48,690 --> 00:40:50,530
‫امروز همه دنبال یه تیکه از منن

777
00:40:50,530 --> 00:40:52,700
‫فقط به شما نیاز دارم،
‫که چیزی ازم نمیخواین

778
00:40:52,700 --> 00:40:53,820
‫ما در خدمتت هستیم

779
00:40:53,820 --> 00:40:56,030
‫مشاوره، هم‌نشینی،
‫همونطور که همیشه بودم

780
00:40:56,030 --> 00:40:57,830
‫- و منم همینطور
‫- از زمان بچگی

781
00:40:57,830 --> 00:41:00,120
‫پیوندی که شکستنی نیست

782
00:41:00,120 --> 00:41:02,290
‫نوشیدنی

783
00:41:02,290 --> 00:41:03,920
‫جرج، بیا روم

784
00:41:10,840 --> 00:41:13,180
‫چند هفته‌ست عطرت بهم مشامم نخورده بود

785
00:41:13,180 --> 00:41:14,640
‫بالافاصله بدجور شق کردم

786
00:41:16,310 --> 00:41:17,560
‫مشکلت چیه؟

787
00:41:17,560 --> 00:41:21,310
‫من به مردم هنر، علم
‫آزادی تو دربار دادم

788
00:41:21,310 --> 00:41:22,440
‫همه خوشحال بودن

789
00:41:22,440 --> 00:41:25,020
‫حالا این کارتون‌ها
‫و آبله پیدا شده

790
00:41:25,020 --> 00:41:27,610
‫که آرچی میگه نشونه عذاب خداست

791
00:41:27,610 --> 00:41:30,440
‫و کاترین میخواد من
‫اجازه مایه‌کوبی رو بدم

792
00:41:30,440 --> 00:41:32,820
‫- این دیگه چیه؟
‫- یه جورایی یعنی یکم ودکا میخوری

793
00:41:32,820 --> 00:41:35,160
‫خماری میکشی،
‫ولی یه بطری نمیخوری که بمیری

794
00:41:35,160 --> 00:41:36,410
‫میشه آزادانه حرف بزنم؟

795
00:41:36,410 --> 00:41:39,950
‫اگه کیرم رو بکنی تو کونت
‫و تلمبه بزنی میتونی

796
00:41:39,950 --> 00:41:41,540
‫به نظرم مسخره‌ست

797
00:41:41,540 --> 00:41:43,580
‫وقتم بهم گفت منم همینو گفتم

798
00:41:43,580 --> 00:41:46,040
‫به خودت آبله بده
‫تا از آبله دوری کنی

799
00:41:46,040 --> 00:41:48,250
‫ولی اون باهوشه

800
00:41:48,250 --> 00:41:49,920
‫از تو باهوش‌تر نیست

801
00:41:49,920 --> 00:41:51,300
‫و یه خارجیه

802
00:41:51,300 --> 00:41:53,260
‫البته، ولی طبابت تکامل پیدا میکنه

803
00:41:53,260 --> 00:41:56,140
‫و کلیسا اجازه میده
‫بطور مقدسانه بمیریم تا زنده بمونیم

804
00:41:56,140 --> 00:41:57,890
‫و راستش رو بخوای این یه خورده ریدمانه

805
00:41:57,890 --> 00:42:00,470
‫پس حاضری آبله زیر زبونت بذاری؟

806
00:42:00,470 --> 00:42:01,560
‫هورا.
‫نکته خوبی بود، جرج

807
00:42:01,560 --> 00:42:03,890
‫اصلا کی قراره این‌‍کارو بکنه؟

808
00:42:03,890 --> 00:42:07,310
‫آه! من خواسم بیارن.
‫ببینیم نظر مردم چیه

809
00:42:13,780 --> 00:42:16,910
‫آه. "باید تو راهروی بزرگ اسب سواری کنیم"

810
00:42:16,910 --> 00:42:18,620
‫معرکه‌ست

811
00:42:18,620 --> 00:42:20,740
‫نه. چی نوشته؟

812
00:42:20,740 --> 00:42:22,120
‫اوه، چیزی نیست

813
00:42:22,120 --> 00:42:23,160
‫بخونش

814
00:42:24,120 --> 00:42:25,330
‫"خودت رو بکُش"

815
00:42:26,960 --> 00:42:28,250
‫"خودت رو بکُش"

816
00:42:28,250 --> 00:42:29,460
‫"جلوی جنگ رو بگیر"

817
00:42:29,460 --> 00:42:32,880
‫"غلام‌ها رو بسوزون". "غلام‌ها رو بسوزون"
‫"غلام‌ها رو بسوزون". "خودت رو بکش"

818
00:42:32,880 --> 00:42:36,510
‫من دارم یه الاغ رو میکنم.
‫یا الاغ داره منو میکنه. خدای من!

819
00:42:36,510 --> 00:42:38,970
‫عوضی‌های کونی.
‫نمک نشناس‌های لاشی

820
00:42:38,970 --> 00:42:43,600
‫همش فکر میکنم،
‫همه‌ ما خیلی قبل از...

821
00:42:43,600 --> 00:42:47,310
‫این تغییری که کاترین بوجود آورد
‫خوشحال بودیم

822
00:42:49,570 --> 00:42:50,690
‫فقط فکرش رو میکنم

823
00:42:51,230 --> 00:42:53,610
‫- خودم میخواستم تغییر کنم
‫- و تغییرم کردی

824
00:42:53,610 --> 00:42:56,860
‫تو فرمانروایی هستی که
‫بخاطر صلاح مردمش چیزهایی رو امتحان میکنی

825
00:42:56,860 --> 00:42:58,950
‫کسی که جرئت امتحان کردن رو داره

826
00:42:59,830 --> 00:43:03,000
‫و اگه جواب ندادن،
‫جرئت اینو داری که اقرار کنی اشتباه میکردی

827
00:43:04,580 --> 00:43:06,120
‫و برگردی به چیزی که جواب میداد

828
00:43:20,300 --> 00:43:22,100
‫تو نباید اینجا باشی

829
00:43:22,100 --> 00:43:24,730
‫- و بدون پوزه‌بند
‫- دوستم اینجاست

830
00:43:27,350 --> 00:43:28,980
‫مُرده‌ها سمت راستن

831
00:43:28,980 --> 00:43:32,400
‫و اگه هنوز زنده باشه،
‫ممکنه اونجا نشسته باشه

832
00:43:34,190 --> 00:43:36,780
‫- دارم این نمونه‌‌ها رو واسه تو، واسه مایه‌کوبی جمع میکنم
‫- بله

833
00:43:43,410 --> 00:43:44,580
‫ولد!

834
00:43:48,920 --> 00:43:50,080
‫ولد!

835
00:43:51,880 --> 00:43:53,210
‫ولد!

836
00:43:56,470 --> 00:43:57,720
‫ولد!

837
00:44:01,640 --> 00:44:04,100
‫همین چند ساعت پیش رفت

838
00:44:06,350 --> 00:44:09,230
‫باید ازش فاصله بگیری، ملکه

839
00:44:20,160 --> 00:44:23,330
‫حق با توئه. من احمقانه رفتار کردم.
‫بی‌ادبانه

840
00:44:23,330 --> 00:44:25,740
‫یه رساله مایه‌کوبی نوشتم

841
00:44:25,740 --> 00:44:28,620
‫چاپش کردیم و تو دربار
‫همراه با نفع‌هاش پخش کردیم

842
00:44:28,620 --> 00:44:30,040
‫حالت خوبه؟

843
00:44:30,040 --> 00:44:31,500
‫نه اصلا

844
00:44:31,500 --> 00:44:33,710
‫اون داره همه رو جمع میکنه.
‫چرا یه چاقو دستته؟

845
00:44:33,710 --> 00:44:35,590
‫میخوام یه چیزی رو ببرم

846
00:44:37,380 --> 00:44:39,010
‫چیکار میکنی؟

847
00:44:39,010 --> 00:44:40,680
‫آه، دنبالت میگشتم

848
00:44:40,680 --> 00:44:43,140
‫قبل از اینکه اوضاع جدید
‫رو به اطلاع دربار برسونم باید باهم حرف بزنیم

849
00:44:43,140 --> 00:44:45,350
‫- چی؟
‫- برو رد کارت، ارلو

850
00:44:46,270 --> 00:44:47,600
‫حالا، متاسفم

851
00:44:47,600 --> 00:44:50,270
‫ببین، آزمایش کردن با دربار
‫و طریقه‌های حکمرانی خوش گذشت

852
00:44:50,270 --> 00:44:52,810
‫ولی دو تا مسئله هست.
‫دستگاه از کنترل خارج شده

853
00:44:52,810 --> 00:44:55,320
‫پس الان باید همه‌چی رسماً
‫توسط یه هیئت تایید بشه

854
00:44:55,320 --> 00:44:57,320
‫آرچی، ارلو، آرکیدی

855
00:44:57,320 --> 00:45:00,450
‫و متاسفانه، مایه‌کوبی به نظر مسخره میاد

856
00:45:00,450 --> 00:45:02,530
‫و به هرحال کسی انجامش نمیده

857
00:45:02,530 --> 00:45:05,950
‫- چرا چاقو دستت گرفتی؟
‫- نمیتونی تسلیم بشی

858
00:45:05,950 --> 00:45:07,740
‫میتونی باهاشون مقابله کنی

859
00:45:07,740 --> 00:45:09,500
‫میدونم بخشی ازت میخواد این‌کارو کنه

860
00:45:09,500 --> 00:45:14,080
‫میدونم ناامید کننده‌ست،
‫ولی اگه انتخاب خدا یا همسرم باشه

861
00:45:14,960 --> 00:45:16,380
‫خدا رو انتخاب میکنم

862
00:45:16,380 --> 00:45:18,260
‫ببین، اینجا روسیه‌ست
‫فرانسه یا آلمان نیست

863
00:45:18,260 --> 00:45:21,130
‫ببین، روسیه به یه طریقی کار میکنه، این...

864
00:45:26,930 --> 00:45:30,140
‫- میدونم ترس آبله وجود داره
‫- چیکار میکنی؟

865
00:45:30,140 --> 00:45:32,560
‫تازه نمونه‌ی چرک رو از چکوف گرفتم

866
00:45:32,560 --> 00:45:35,230
‫- چی؟
‫- ولی میتونیم جلوش رو بگیریم

867
00:45:35,230 --> 00:45:39,030
‫اگه بتونیم وارد جریان خونش کنیم،
‫یه مقدار خیلی کم

868
00:45:39,030 --> 00:45:40,940
‫بدن‌مون یاد میگیره که
‫باهاش وفق پیدا کنه

869
00:45:40,940 --> 00:45:43,160
‫- نه، این...
‫- پس ما رو نمیکشه

870
00:45:44,410 --> 00:45:46,950
‫برخلاف آزادی نیست

871
00:45:46,950 --> 00:45:49,240
‫یه مقدار خیلی کم جذب میکنیم

872
00:45:49,240 --> 00:45:51,370
‫میدونیم که خطرناک نیست

873
00:45:52,410 --> 00:45:53,790
‫ما آدم‌های عاقلی هستیم

874
00:45:55,330 --> 00:45:57,840
‫آدم‌های هیجان‌انگیزی هستیم

875
00:45:57,840 --> 00:46:00,760
‫- آدم‌های جالبی هستیم
‫- بیا گمشو پایین

876
00:46:00,760 --> 00:46:04,050
‫- و دیگه حرف نزن
‫- دستگاه چاپ ما رو آزاد کرد. نکرد؟

877
00:46:04,050 --> 00:46:09,180
‫و با اینکه تحمل لبه‌های تیز
‫سخن‌ها و افکار آزادانه دشوار بود

878
00:46:09,180 --> 00:46:10,970
‫پر نشاط بود

879
00:46:12,390 --> 00:46:13,940
‫داری چه غلطی میکنی؟

880
00:46:13,940 --> 00:46:15,810
‫داری چه غلطی میکنی؟

881
00:46:15,810 --> 00:46:17,480
‫بس کن!
‫داره چیکار میکنه؟

882
00:46:20,610 --> 00:46:23,400
‫کی برای پیشرفت دادن
‫به کشورمون بهم ملحق میشه؟

883
00:46:23,400 --> 00:46:24,910
‫تو الان آبله ریختی رو خودت؟

884
00:46:24,910 --> 00:46:26,700
‫- خیلی احمقی!
‫- نباید بترسیم

885
00:46:26,700 --> 00:46:28,120
‫- چرا باید این‌کارو بکنی؟
‫- وگرنه نمیتونیم پیشرفت کنیم

886
00:46:28,120 --> 00:46:29,410
‫نگهبان‌ها، کمکش کنین

887
00:46:29,410 --> 00:46:31,700
‫کمکش کنین. ببرینش به اقامتگاهش.
‫همونجا نگهش دارین

888
00:46:31,700 --> 00:46:33,790
‫خدایا

889
00:46:35,920 --> 00:46:38,380
‫حالم خوبه.
‫میتونی بری

890
00:46:38,380 --> 00:46:40,670
‫فقط هر تغییری کردی رو بهم بگو

891
00:46:40,670 --> 00:46:42,420
‫قلبم شکسته

892
00:46:42,420 --> 00:46:45,050
‫- منظورم تب یا خارش بود
‫- خوبم

893
00:46:47,970 --> 00:46:49,970
‫قراره همینطوری اینجا وایسی؟

894
00:46:49,970 --> 00:46:51,430
‫فکر کنم بهتره وایسم

895
00:47:00,730 --> 00:47:03,570
‫- منو بکن! منو بکن! آه!
‫- اوه خدایا، دلم...

896
00:47:03,570 --> 00:47:06,280
‫- واسه این تنگ شده بود!
‫- سریع‌تر! آه!

897
00:47:08,410 --> 00:47:10,160
‫آه!

898
00:47:38,600 --> 00:47:39,690
‫ماریال

899
00:47:41,270 --> 00:47:42,900
‫حالت خوبه؟

900
00:47:42,900 --> 00:47:44,280
‫خوبم

901
00:47:45,280 --> 00:47:46,780
‫و نفر بعدی رو تو انجام میدم

902
00:47:47,400 --> 00:47:48,780
‫غیرقانونی شده

903
00:47:50,870 --> 00:47:53,200
‫آخرین فرمان چاپ شده

904
00:47:59,790 --> 00:48:01,710
‫ولد رو پیدا کردم

905
00:48:02,840 --> 00:48:04,130
‫حالش خوبه؟

906
00:48:05,840 --> 00:48:15,130
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
telegram: <font color=#FF0000>Tooraj_pk</font>

907
00:48:15,140 --> 00:48:25,130


