1
00:00:08,740 --> 00:00:10,539
‫پسر

2
00:00:10,540 --> 00:00:13,110
‫آب داره بالا میاد

3
00:00:14,912 --> 00:00:18,230
‫دیگه بهت هشدار نمیدم

4
00:00:19,583 --> 00:00:22,101
‫کشتی‌ها...اونجا هستن

5
00:00:28,010 --> 00:00:30,244
‫دانمارکی‌ها

6
00:00:30,246 --> 00:00:31,720
‫انترهای شیطانی

7
00:00:31,721 --> 00:00:35,249
‫- اون‌ها بازرگان‌ها هستن؟
‫- نه . اون‌ها «وایکینگ» هستن

8
00:00:35,551 --> 00:00:36,583
‫ما میریم

9
00:00:39,704 --> 00:00:41,555
‫برید . برید

10
00:01:28,598 --> 00:01:30,032
‫پسرم کجاست؟

11
00:01:30,034 --> 00:01:32,117
‫"اوترِد"

12
00:01:32,119 --> 00:01:35,037
‫۶نفر رو بردار و به رودخانه برو
‫کافرانی اونجا هستند

13
00:01:35,039 --> 00:01:36,204
‫اون‌ها رو تحت‌نظر بگیر
‫ببین چند نفر هستند

14
00:01:36,206 --> 00:01:37,205
‫چشم پدر

15
00:01:37,207 --> 00:01:39,491
‫- کار دیگه‌ای نکن . متوجه شدی؟
‫- بله پدر

16
00:01:39,493 --> 00:01:42,411
‫- آزبِرت" ، چی شده؟"
‫- کشتی‌ها...اولش اون‌ها رو از ساحل دیدم

17
00:01:42,413 --> 00:01:44,791
‫- کدوم کشتی‌ها؟
‫- دانمارکی‌ها

18
00:01:44,792 --> 00:01:47,332
‫دارن به سمت رودخانه میرن

19
00:01:47,334 --> 00:01:50,152
‫خدا و مقدسین ما رو حفاظت کنند
‫اون‌ها هیچ روحی ندارند

20
00:01:50,154 --> 00:01:52,137
‫- ما باید نیایش کنیم
‫- ما باید عمل کنیم

21
00:01:52,139 --> 00:01:55,090
‫اوترِد" ، باهاشون درگیر نشو"
‫حتی یک‌دونه‌شون

22
00:01:55,092 --> 00:01:57,125
‫- تا شبانگاه برگرد
‫- بله پدر

23
00:01:57,127 --> 00:01:59,111
‫خدا اون‌ها رو برای مجازات ما
‫به دلیل گناهان‌مون فرستاده

24
00:01:59,113 --> 00:02:00,379
‫لعنت به گناهان‌مون

25
00:02:00,381 --> 00:02:02,330
‫"اون‌ها اینجا هستند تا در "اِفِرویچ
‫از ارتش «وایکینگ‌ها» حمایت کنند

26
00:02:02,332 --> 00:02:04,816
‫- "آلفریچ"
‫- باید به روحانیون دستور بدیم
‫تا برای رستگاری ما دعا کنند

27
00:02:04,818 --> 00:02:06,818
‫- آلفریچ"؟"
‫- سرورم؟

28
00:02:06,820 --> 00:02:08,103
‫اون‌ها رو ببرید داخل

29
00:02:08,105 --> 00:02:10,138
‫تا حد امکان زن‌ها و سالخورده‌ها
‫رو داخل می‌بریم

30
00:02:10,140 --> 00:02:12,057
‫بقیه به مناطق مرتفع‌تر
‫و محل‌های دور از دیدرس برن

31
00:02:12,059 --> 00:02:13,458
‫دستور بده که دهکده به حرکت دربیاد

32
00:02:13,460 --> 00:02:17,546
‫می‌خوام تمامی مردان درون این دژ باشند
‫و همه‌ی مردها باید آماده‌ی مردن باشند

33
00:03:03,800 --> 00:03:04,800
‫<font color="#۰۰ff۰۰">تیم ترجمه شوتایم</font>
‫Show-Time.US
‫<font color="#ff۰۰۰۰">: با افتخار تقدیم می‌کند</font>

34
00:03:05,800 --> 00:03:06,800
‫<font color="#۰۰ff۰۰">مترجمین : بهزاد و محمد</font>

35
00:03:07,800 --> 00:03:11,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Last Kingdom"
‫فصل ۱ : قسمت ۱</font>

36
00:03:12,900 --> 00:03:19,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" قلمرو نورف‌آمبریا "
‫" انگلیس شمالی "
‫" سال ۸۶۶ بعد از میلاد "</font>

37
00:03:23,491 --> 00:03:25,424
‫قسمت لنگرگاه آماده‌ی پارو زدن

38
00:03:25,448 --> 00:03:28,548
‫- قسمت لنگرگاه آماده‌ی پارو زدن
‫- قسمت راست کشتی آماده‌ی پارو زدن

39
00:03:33,297 --> 00:03:35,381
‫پدر

40
00:03:35,383 --> 00:03:38,017
‫پارو نزنید . پارو نزنید

41
00:03:38,019 --> 00:03:41,070
‫مزه کن

42
00:03:44,975 --> 00:03:46,742
‫خشکی

43
00:03:46,744 --> 00:03:49,428
‫تازه ، آب شیرین

44
00:03:49,430 --> 00:03:50,796
‫آره

45
00:03:50,798 --> 00:03:52,381
‫دیگه چه چیزی می‌بینی؟

46
00:03:53,517 --> 00:03:57,336
‫یک رودخانه‌ی زلال می‌بینم
‫ماهی‌هایی به بزرگی ران یک مرد

47
00:03:57,338 --> 00:04:00,322
‫یک جنگل سرزنده با گوشت می‌بینم

48
00:04:00,324 --> 00:04:02,441
‫اما بیشتر از اون‌ها جایی رو می‌بینم که
‫بشه چاق شد و زندگی کرد

49
00:04:04,345 --> 00:04:05,260
‫اسب‌ها

50
00:04:06,796 --> 00:04:11,183
‫آره و جاسوس‌هایی رو می‌بینم
‫که به خودشون میرینن

51
00:04:11,185 --> 00:04:13,335
‫آره

52
00:04:21,208 --> 00:04:23,303
‫ما جواب شمشیر رو با شمشیر خواهیم داد

53
00:04:23,770 --> 00:04:27,049
‫شما کافر هستید
‫ما خدای بزرگتری سمت خود داریم

54
00:04:27,051 --> 00:04:30,569
‫کیارتان" ، فکر کنم باید به"
‫این پسرک یه درسی بدیم

55
00:04:30,571 --> 00:04:32,284
‫اون دخترک رو میاریمش داخل

56
00:04:32,475 --> 00:04:35,009
‫- با سرعت
‫- سرعت رو زیاد کنید

57
00:04:44,393 --> 00:04:48,493
‫- با من بیا . حرکت کن
‫- به سمت قلعه...زودباش

58
00:04:49,529 --> 00:04:51,596
‫بچه‌ها رو بگیرین . حرکت کنید

59
00:04:51,967 --> 00:04:56,554
‫چرا باید روستاها رو بی‌دفاع بگذارم
‫و مردان رو داخل بیارم؟

60
00:04:56,556 --> 00:04:58,739
‫سوالت همینه؟

61
00:04:58,741 --> 00:05:02,526
‫روستا رو می‌توان دوباره ساخت
‫جنگجو فقط می‌تونه ۱بار بمیره

62
00:05:02,528 --> 00:05:04,528
‫ممکنه که دانمارکی‌ها به سمت جنوب
‫و "اِفِرویچ" برند

63
00:05:04,530 --> 00:05:07,047
‫اما اون‌ها هر کسی که بتونند رو
‫سر راه خواهند کشت

64
00:05:09,000 --> 00:05:12,786
‫- حالا برو و روحانی رو پیدا کن
‫- بله پدر

65
00:05:20,829 --> 00:05:24,164
‫"بیا داخل "آزبِرت
‫توی سایه دزدکی نگاه نکن

66
00:05:24,166 --> 00:05:28,369
‫- پدرم می‌خواد بدونه که آماده‌ای؟
‫- تقریباً آماده‌ام

67
00:05:28,371 --> 00:05:32,809
‫- خبر داری که چه کاری بهم محوَّل شده؟
‫- یه نامه؟

68
00:05:32,810 --> 00:05:35,459
‫پاسخ به یک نامه
‫این نامه از طرف شاه "اِیلا" هستش

69
00:05:35,461 --> 00:05:40,047
‫که از پدرت درخواست پشتیبانی کرده
‫درخواست ارتش‌ـش رو کرده

70
00:05:40,049 --> 00:05:42,266
‫تا برای بازپس‌گیری شهر «اِفِرویچ» کمکش کنند

71
00:05:42,268 --> 00:05:45,786
‫برای همین هست که مهمه تا
‫تو بتونی بخونی و بنویسی

72
00:05:45,788 --> 00:05:47,354
‫پدر نمی‌تونه بخونه و بنویسه

73
00:05:47,356 --> 00:05:49,673
‫خب ، برای پدرت خیلی دیر شده

74
00:05:49,675 --> 00:05:52,393
‫شاه "اِیلا" می‌تونست یک سوارکار بفرسته

75
00:05:52,395 --> 00:05:54,979
‫اما کی می‌تونه مطمئن باشه
‫که مرد سوارکار حقیقت رو میگه؟

76
00:05:54,981 --> 00:05:57,481
‫یا پیامِ درست رو بخاطرش سپرده؟

77
00:05:57,483 --> 00:06:02,486
‫این نامه‌ها تاریخ رو بیان می‌کنند . حقایق رو

78
00:06:02,488 --> 00:06:05,372
‫"پدرت داره به شاه "اِیلا
‫و شاه "آزبِرت" خبر میده که

79
00:06:05,374 --> 00:06:09,126
‫در "اِفِرویچ" کنار اون‌ها خواهد بود

80
00:06:09,128 --> 00:06:13,135
‫و این نشان "بِبِنبِرگ" حقیقت
‫اون رو تضمین می‌کند

81
00:06:13,136 --> 00:06:16,800
‫- ما چرا برای "اِفِرویچ" می‌جنگیم؟
‫- خب ، ما برای "اِفِرویچ" می‌جنگیم

82
00:06:16,802 --> 00:06:19,686
‫چون نمی‌خواهیم ببینیم که سرزمین
‫قوم "انگلیس" ‌تکه‌تکه

83
00:06:19,688 --> 00:06:21,355
‫به سرزمین دانمارکی‌ها بدل بشه

84
00:06:22,574 --> 00:06:25,325
‫من شنیدم که زمانی ما هم کافر بودیم

85
00:06:25,327 --> 00:06:27,861
‫که "اودین" و «وودِن» یکی هستند
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اودین : سرکرده ایزدان در اساطیر اسکاندیناوی)</font>

86
00:06:27,863 --> 00:06:30,313
‫ما خطای راه‌هامون رو دیدیم
‫و حالا به «روم» نگاه می‌کنیم

87
00:06:30,315 --> 00:06:32,499
‫من شندیم که کافران خدایان درنده‌ی جنگ داشتند

88
00:06:32,501 --> 00:06:34,668
‫خب ، حق با ماست و اون‌ها در اشتباه هستند

89
00:06:34,670 --> 00:06:37,888
‫آزبِرت" ، ما منزّه هستیم"

90
00:06:37,890 --> 00:06:39,906
‫باید کاری کنم که به شانه‌ی
‫کاتبرت مقدس" سوگند یاد کنی"

91
00:06:39,908 --> 00:06:41,758
‫که دیگه اسم امثال «وودِن» رو
‫دوباره به زبان نیاری

92
00:06:41,760 --> 00:06:45,062
‫ولی اگر من یه سگ شکاری داشتم
‫که اسمش «وودِن» بود چی؟

93
00:06:45,064 --> 00:06:47,547
‫- اگر داشتم چی؟ اون‌موقع چی‌کار می‌کردی؟
‫- خب ، حالا که نداری

94
00:06:47,549 --> 00:06:49,266
‫اگر یک خوک داشتید
‫که اسمش "تور" بود چی؟

95
00:06:49,268 --> 00:06:51,785
‫- بیا بریم به دیدن پدرت . بیا
‫- "یه خوک به اسم "تور

96
00:06:51,895 --> 00:06:55,995
‫- واقعاً شانه‌ی «کاتبرت مقدس» هست؟
‫- آره . شانه‌ی «کاتبرت مقدس» هست

97
00:06:56,019 --> 00:06:58,219
‫و موهای مقدس اون بر روی
‫دندونه‌های شانه قرار داره

98
00:06:58,856 --> 00:07:02,656
‫- آخرین‌بار پدرت کجا بود؟
‫- داشت دختر خدمتگزار رو حمل می‌کرد

99
00:07:02,680 --> 00:07:04,680
‫- "داری دروغ میگی "آزبِرت
‫- نه

100
00:07:04,704 --> 00:07:07,404
‫- هیچ‌وقت از اذیت کردن خسته نمیشی؟
‫- نه

101
00:07:07,787 --> 00:07:09,788
‫سوارکاران نزدیک میشند

102
00:07:27,113 --> 00:07:30,115
‫اون سوار اسب "اوترِد" هستش

103
00:07:37,123 --> 00:07:38,057
‫"آزبِرت"

104
00:07:55,478 --> 00:07:57,643
‫نه . نه

105
00:08:11,358 --> 00:08:12,908
‫باقیمانده‌هاش رو دفن کنید

106
00:08:23,036 --> 00:08:25,421
‫آزبِرت" ، بیا"

107
00:08:25,923 --> 00:08:29,274
‫آخرین کلماتی که بهش گفتم رو
‫برام یاد‌آوری کن

108
00:08:29,276 --> 00:08:30,809
‫شما بهش گفتید که تحت‌نظر بگیره
‫درگیر نشه

109
00:08:30,811 --> 00:08:33,562
‫- ما هیچ خبری از شرایط محیط...
‫- درگیر نشو" یعنی درگیر نشو"

110
00:08:33,564 --> 00:08:34,696
‫اون جوان و خام بود

111
00:08:34,698 --> 00:08:37,048
‫نباید تا «اِفِرویچ» هیچ درگیری صورت می‌گرفت

112
00:08:37,050 --> 00:08:38,250
‫شما می‌خواستید "آزبِرت" رو ببینید سرور من؟

113
00:08:38,252 --> 00:08:40,669
‫تو

114
00:08:41,821 --> 00:08:44,289
‫تو حالا "اوترِد"ـی
‫"اوترِد" پسر "اوترِد"

115
00:08:44,291 --> 00:08:46,808
‫- تو سنگت رو داری؟ کهربا رو؟
‫- بله پدر

116
00:08:46,810 --> 00:08:48,827
‫روحانی تاریخچه و کاغذهای پوستین رو
‫نشونت خواهد داد

117
00:08:48,829 --> 00:08:50,095
‫کاری کن متوجه بشه که کی هستش

118
00:08:50,097 --> 00:08:53,615
‫سرورم ، من باید دوباره ایشون رو
‫غسل تعمید بدم

119
00:08:53,617 --> 00:08:55,667
‫"خب ، اگر ایشون به عنوان "اوترِد
‫به دروازه‌ی بهشت برسند

120
00:08:55,669 --> 00:08:57,569
‫ممکنه باعث تعجب آن‌ها بشه که
‫چه اتفاقی برای "آزبِرت" افتاده

121
00:08:57,571 --> 00:09:00,789
‫هر کاری که لازمه رو انجام بده
‫به فرمانم عمل کن

122
00:09:00,791 --> 00:09:02,474
‫سرور من

123
00:09:02,476 --> 00:09:05,961
‫ما زمانی اینجا شاه بودیم پسر

124
00:09:05,963 --> 00:09:08,847
‫شاهان تمامی سرزمین‌های بین رودخانه‌ها
‫از رودخانه‌ی "توئید" تا شاخه‌ی فرعی

125
00:09:08,849 --> 00:09:11,049
‫- ما باید ۱بار دیگه شاه بشیم
‫- آره . همینطوره

126
00:09:11,051 --> 00:09:14,336
‫اما تا وقتی که اون‌ها پیروی کنند
‫مهم نیست که به چه اسمی ما رو صدا کنند

127
00:09:14,338 --> 00:09:17,339
‫نیاکان ما این سرزمین رو تصاحب کردند

128
00:09:17,341 --> 00:09:19,966
‫و از اون زمان با خون و استخوان ما قوی‌تر شده

129
00:09:19,967 --> 00:09:23,562
‫حالا تو جانشین جدید "بِبِنبِرگ" هستی
‫گوش می‌کنی؟

130
00:09:23,564 --> 00:09:26,481
‫- و اگر لازم باشه به‌خاطرش جونت رو هم میدی
‫- بله پدر

131
00:09:26,483 --> 00:09:28,179
‫و من سر کسی که "اوترِد" رو

132
00:09:28,180 --> 00:09:30,736
‫- کشت میدهم
‫- نه . تو "اوترِد" هستی

133
00:09:30,738 --> 00:09:32,921
‫مگه به حرف‌های من گوش نمی‌کردی؟

134
00:09:32,923 --> 00:09:36,541
‫به من نگو که چه کاری می‌کنی
‫تو فقط یه توله سگی

135
00:09:36,543 --> 00:09:41,296
‫تو هیچی به من نخواهی داد
‫تو تماشا می‌کنی و یاد می‌گیری

136
00:09:43,816 --> 00:09:46,001
‫قبل از اینکه مادرش زبون به غم
‫و غصه باز کنه توی آب بذاریدش

137
00:09:46,003 --> 00:09:46,935
‫اون مادر من نیست

138
00:09:49,655 --> 00:09:51,690
‫اون رو با خودت به جنگ می‌برید
‫تا تماشا کنه و یاد بگیره؟

139
00:09:51,692 --> 00:09:53,141
‫به اندازه کافی بزرگ شده

140
00:09:53,143 --> 00:09:56,294
‫ازت می‌خوام که ۳۰تا مرد اینجا‌
‫توی "بِبِنبِرگ" باقی بمونند

141
00:09:56,296 --> 00:09:58,130
‫از پسرم مراقبت کن . اون وارث هستش

142
00:10:00,616 --> 00:10:02,267
‫۳۰نفر کافی هست و به اندازه‌ای
‫هستن که بشه سیرشون کرد

143
00:10:02,269 --> 00:10:04,836
‫- این‌کار رو برای من می‌کنی؟
‫- ترجیح میدم که با شما در «اِفِرویچ» باشم

144
00:10:04,838 --> 00:10:06,788
‫- اما مطابق دستور شما عمل می‌کنم
‫- ازت ممنونم

145
00:10:10,000 --> 00:10:11,584
‫زود باشید . سریع‌تر

146
00:10:11,627 --> 00:10:12,927
‫ببرید اون بالا . عجله کنید

147
00:10:14,777 --> 00:10:16,177
‫عجله کنید لطفاً

148
00:10:26,871 --> 00:10:35,797
‫ای پدر سماواتی ، خدمتگذارت "اوترِد" را
‫جزء قدیسان شریفت بدار

149
00:10:35,799 --> 00:10:39,050
‫و به رده‌ی نورانی‌ترین فرشتگانت نائل کن

150
00:10:39,052 --> 00:10:46,357
‫بگذار آب مقدست او را پاک دارد
‫و او را سزاوار عافیت‌ـت بدار

151
00:10:46,359 --> 00:10:50,978
‫او را وسیله و عصای خود قرار ده

152
00:10:50,980 --> 00:10:56,584
‫بگذار اهمیت نوشته‌ها را متوجه شود

153
00:10:56,586 --> 00:10:59,170
‫باشد که از افتخار تو فرا گیرد

154
00:10:59,172 --> 00:11:03,124
‫و در ازایش باشد که کلامت را گسترش دهد

155
00:11:03,126 --> 00:11:08,696
‫بگذار تا در معرفت و احترام رشد کند

156
00:11:08,698 --> 00:11:12,164
‫تا باشد که در راه و روشی خدایی رهبری کند

157
00:11:12,165 --> 00:11:15,022
‫- بیوکا" ، او منزه شد"
‫- آمین

158
00:11:16,106 --> 00:11:21,976
‫«اوترِد" ، پسرِ "اوترِد"ِ «بِبِنبِرگ"
‫به دنیای مسیحیت خوش‌ آمدی

159
00:11:21,978 --> 00:11:24,612
‫مردمان و سرزمین‌هایت را نظاره کن

160
00:12:06,832 --> 00:12:09,979
‫- مردم و سربازها کجا هستن؟
‫- «در راهِ به سمت «اِفِرویچ

161
00:12:09,980 --> 00:12:12,838
‫پدرتون رهبری‌شون می‌کنند تا به ۲تا
‫شاه دیگر در "نورف‌آمبریا" بپیوندند

162
00:12:12,840 --> 00:12:16,057
‫- بدون من؟
‫- تو باید با عموی مهربونت که سوگند یاد کرده

163
00:12:16,058 --> 00:12:18,143
‫از تو محافظت کنه در «بِبِنبِرگ» بمونی

164
00:12:18,145 --> 00:12:20,178
‫اگر دوست داری بجنگی
‫ما همیشه می‌تونیم کشتی بگیریم

165
00:12:20,180 --> 00:12:22,931
‫- روحانی کجاست؟
‫- با پدرت رفت . غذا بخور

166
00:12:22,933 --> 00:12:25,250
‫"کارهایی هست که باید انجام بدی "اوترِد

167
00:12:25,252 --> 00:12:29,437
‫خدا رو شکر چند اسب برامون
‫توی اسطبل‌ها باقی مونده

168
00:12:29,439 --> 00:12:32,040
‫- باید غذا بخوری
‫- گرسنه نیستم

169
00:12:32,042 --> 00:12:33,175
‫باید کارهایی بکنیم

170
00:12:33,177 --> 00:12:35,410
‫کثافت‌ اسب‌ها رو تمیز کنیم

171
00:12:35,412 --> 00:12:37,078
‫وقتی غذا خوردنت تموم شد
‫بیا دنبال من

172
00:13:19,057 --> 00:13:26,464
‫اسکالیون" ، اگر برادرم در جنگ شکست بخوره"
‫این پسر هم باید شکست بخوره

173
00:13:52,900 --> 00:13:55,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"اِفِرویچ"</font>

174
00:13:55,300 --> 00:13:59,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" یورک "
‫" قلمرو نورف‌آمبریا "</font>

175
00:14:05,769 --> 00:14:08,920
‫این‌همه راه اومدیم و ضیافتی نیست؟

176
00:14:08,922 --> 00:14:13,174
‫- "ارل "رگنار
‫- "گوترام"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(از القاب انگلیسی که به افراد بالا رتبه در جامعه میدادند)</font>

177
00:14:13,176 --> 00:14:16,227
‫- حال‌تون چطوره؟
‫- خوبم . گرسنه هستم

178
00:14:16,229 --> 00:14:17,695
‫- و پسرت چی؟
‫- در راهه

179
00:14:17,697 --> 00:14:19,847
‫- "رگنار"
‫- آبا" ، من سرباز و اسب همراهم آوردم"

180
00:14:19,849 --> 00:14:21,900
‫از دیدنت خوشحالم . خوب هستی؟

181
00:14:23,937 --> 00:14:26,738
‫تو سر پسرش رو بهش هدیه دادی

182
00:14:26,740 --> 00:14:30,708
‫- اون ارباب چه واکنشی نشون داد؟
‫- کاری انجام نداد

183
00:14:30,710 --> 00:14:33,828
‫جنگجویانش رو داخل دژ برد
‫اون‌ها رو داخل نگه داشت

184
00:14:35,283 --> 00:14:37,783
‫- بزدلانه نیست
‫- داره خویشتن‌داری می‌کنه

185
00:14:37,830 --> 00:14:40,030
‫اون داره افرادش رو حفظ می‌کنه

186
00:14:40,032 --> 00:14:43,584
‫اون مرد "اوترِد"ـه
‫«یکی از ۳تا شاه «نورف‌آمبریا

187
00:14:43,686 --> 00:14:44,485
‫یک پادشاه جنگاور

188
00:14:44,487 --> 00:14:47,863
‫اون ۲ نفر دیگه نادان هستند
‫اون‌ها بهتره که با همدیگه بجنگند

189
00:14:47,888 --> 00:14:51,575
‫- حقیقت داره؟
‫- "پادشاه "اِیلا" و پادشاه "آزبِرت

190
00:14:51,577 --> 00:14:55,262
‫اون‌ها هر دو ادعای پادشاهی
‫بر «اِفِرویچ» رو دارند

191
00:14:55,264 --> 00:14:58,353
‫عجب اسامی عجیبی دارند

192
00:14:58,354 --> 00:15:01,935
‫- خب ، کِی وارد جنگ میشیم؟
‫- امیدوارم که به‌زودی

193
00:15:03,238 --> 00:15:04,605
‫هنوز تصمیم نگرفته‌ام

194
00:15:08,843 --> 00:15:12,996
‫نادان باشند یا نه
‫اون‌ها ۳تا ارتش دارند

195
00:15:14,783 --> 00:15:17,584
‫- اون‌ها در تعداد برتری دارند
‫- اما همبستگی ندارند

196
00:15:17,586 --> 00:15:19,870
‫۳تا پادشاه هستند اما تنها یکی‌شون
‫می‌تونه اون‌ها رو رهبری کنه

197
00:15:19,872 --> 00:15:21,555
‫"اوترِد"

198
00:15:21,557 --> 00:15:25,075
‫«وقتی بکشیمش «نورف‌آمبریا
‫تماماً برای ماست

199
00:15:28,097 --> 00:15:29,863
‫بهش گوش کنید
‫به پسربچه گوش کنید

200
00:15:30,065 --> 00:15:33,584
‫- یاد خودم میندازتم
‫- آره . وقتی جوون‌تر بودی

201
00:15:33,586 --> 00:15:36,236
‫البته که وقتی جوون‌تر بودم
‫اون فقط یه پسربچه است

202
00:15:36,238 --> 00:15:38,071
‫- همینطوری گفتم
‫- "آبا"

203
00:15:38,073 --> 00:15:39,289
‫گفتی که من پیرم؟

204
00:15:39,291 --> 00:15:40,657
‫- استوری"؟"
‫- نه

205
00:15:40,659 --> 00:15:41,675
‫من پیر نمیشم

206
00:15:41,677 --> 00:15:43,744
‫"آبا"

207
00:15:43,746 --> 00:15:46,096
‫من زمین بیرون شهر رو دیدم

208
00:15:46,098 --> 00:15:48,448
‫یه نقشه توی سرم‌ـه
‫یه نقشه خوب

209
00:15:48,450 --> 00:15:52,703
‫و پسرم هم می‌خواد
‫به همراه شما بجنگ‌ـه

210
00:15:52,705 --> 00:15:54,404
‫پس می‌جنگیم؟

211
00:15:57,492 --> 00:15:59,074
‫استوری"؟"

212
00:16:00,478 --> 00:16:01,928
‫نشانه‌ها خوبن

213
00:16:01,930 --> 00:16:04,948
‫فقط امروز صبح یه کلاغ رو دیدم
‫که به سمت اردوگاه «ساکسون‌ها» میرفت

214
00:16:04,950 --> 00:16:08,802
‫و از من می‌خواست که
‫دنبالش برم . مطمئنم

215
00:16:14,592 --> 00:16:15,609
‫پس می‌جنگیم

216
00:16:42,903 --> 00:16:46,055
‫- این دیگه چجور عمارتی‌ـه
‫- این عمارت غیرمسیحی‌هاست

217
00:16:46,056 --> 00:16:48,224
‫نفرات ما بیشتره

218
00:16:48,226 --> 00:16:50,543
‫ولی اونا بیشترن
‫یعنی باید بیشتر باشن

219
00:16:50,545 --> 00:16:53,496
‫چیزی تغییر نمی‌کنه
‫ما با نصف نفرات‌مون حمله می‌کنیم

220
00:16:53,498 --> 00:16:55,982
‫نصفه دوم هم به محض اینکه
‫برشون غلبه کردیم تعقیب‌شون می‌کنن

221
00:16:55,984 --> 00:16:57,851
‫اون‌ها زمین‌های مرتفع رو ترک کردن

222
00:16:57,853 --> 00:17:00,570
‫پادشاه "اِیلا" ، ارتش شما
‫"و ارباب "اوترِد

223
00:17:00,572 --> 00:17:03,490
‫- اولین موج حمله رو ترتیب میدن
‫- آماده بشید

224
00:17:03,492 --> 00:17:05,608
‫آماده بشید

225
00:17:06,912 --> 00:17:08,178
‫سپرها

226
00:17:08,180 --> 00:17:09,829
‫نه

227
00:17:09,831 --> 00:17:11,064
‫نه بدون من . نه

228
00:17:34,338 --> 00:17:42,495
‫بیاید از شر این طاعون خلاص بشیم
‫و سهم‌مون از غنایم رو بدست بیاریم

229
00:17:46,750 --> 00:17:49,919
‫سپرم رو بدید

230
00:18:58,453 --> 00:19:00,755
‫همه‌شون رو بکشید

231
00:19:20,291 --> 00:19:22,843
‫دیوار جلوشون رو گرفته

232
00:19:22,845 --> 00:19:25,662
‫دستاها رو بذارید پایین سپرهاتون
‫و فشار بیارید

233
00:19:25,664 --> 00:19:27,964
‫فشار بیارید

234
00:19:28,993 --> 00:19:32,478
‫- شل بگیرید
‫- شل بگیرید

235
00:19:34,272 --> 00:19:37,491
‫شل بگیرید

236
00:19:37,493 --> 00:19:38,742
‫شل بگیرید

237
00:19:38,744 --> 00:19:41,878
‫هل بدید . هل بدید
‫داره جواب میده

238
00:19:50,705 --> 00:19:54,091
‫فشار بیارید بهشون

239
00:19:58,446 --> 00:20:00,330
‫دارن خسته میشن
‫نمی‌تونن مبارزه کنن

240
00:20:00,332 --> 00:20:03,884
‫داریم پیروز میشیم . نگاه کنید

241
00:20:03,886 --> 00:20:04,951
‫بجنگید

242
00:20:09,724 --> 00:20:12,008
‫زود باشید

243
00:20:13,511 --> 00:20:15,011
‫هنوز نه

244
00:20:15,013 --> 00:20:17,431
‫هنوز نه

245
00:20:32,130 --> 00:20:33,630
‫خدای بزرگ ، نه

246
00:20:40,571 --> 00:20:43,390
‫حصار پوششی

247
00:20:44,525 --> 00:20:47,463
‫خدای بخشنده ، نه خدای این جنگ‌ها

248
00:20:52,483 --> 00:20:54,505
‫همه‌شون رو بکشید

249
00:21:04,846 --> 00:21:06,863
‫پاها ، پاها

250
00:21:06,865 --> 00:21:08,573
‫از پاها محافظت کنید

251
00:21:09,450 --> 00:21:12,602
‫شمشیرت را بلند کن
‫و از جان این مردان انگلستان که

252
00:21:12,604 --> 00:21:14,604
‫به نام تو می‌جنگد بگذر

253
00:21:16,090 --> 00:21:19,359
‫بگذار که قلب این مردان بی‌دین
‫خرد و پژمرده شود

254
00:21:19,361 --> 00:21:23,263
‫قدرت خود را بر مردان
‫انگلیس ارزانی بدار

255
00:21:23,265 --> 00:21:26,817
‫تا بتوانند نام تو را با خون
‫شیاطین جلا دهند

256
00:21:26,819 --> 00:21:29,703
‫پروردگارا ، رحم بنما

257
00:21:29,705 --> 00:21:31,955
‫ما را رها ننما

258
00:21:31,957 --> 00:21:33,990
‫انگلستان را رها ننما

259
00:21:42,542 --> 00:21:44,117
‫دنبال من بیاید

260
00:21:44,119 --> 00:21:46,269
‫دنبال من بیاید

261
00:21:47,305 --> 00:21:48,405
‫بگیریدش

262
00:21:53,444 --> 00:21:55,078
‫سپر رو ببندید

263
00:21:55,080 --> 00:21:58,915
‫حصار رو ببندید و بگیریدش

264
00:22:01,219 --> 00:22:02,667
‫نه

265
00:22:18,419 --> 00:22:20,537
‫عین زنبور‌ـه

266
00:22:29,173 --> 00:22:31,864
‫- زنبوری که نیش‌ـش رو از دست داد
‫- آره

267
00:22:41,592 --> 00:22:43,288
‫مطمئنی که اون «ساکسون»‌ـه؟

268
00:22:43,289 --> 00:22:45,528
‫- عین دانمارکی‌ها می‌جنگ‌ـه
‫- آره

269
00:23:09,975 --> 00:23:11,575
‫بلند شو

270
00:23:30,527 --> 00:23:33,846
‫ولش کنید

271
00:23:33,848 --> 00:23:36,332
‫باید زنده بمونه

272
00:23:36,634 --> 00:23:39,885
‫بعضی از این جوونا
‫می‌تونن مفید باشن

273
00:23:42,505 --> 00:23:45,858
‫پدر ، این پسری بود که می‌گفتم

274
00:23:45,860 --> 00:23:47,893
‫اونی که تقریباً کشته بودت

275
00:23:47,895 --> 00:23:52,931
‫- میذاریش پیش من؟
‫- بهتر از تو هنوز گیرم نیومده

276
00:24:08,891 --> 00:24:12,260
‫یه‌خُرده جوجه برام ببُر بیار

277
00:24:18,868 --> 00:24:21,987
‫مواظب باش . تیغه‌ـش تیزه

278
00:24:21,989 --> 00:24:24,006
‫می‌تونه یه مرد رو بکشه

279
00:24:30,012 --> 00:24:33,264
‫جوجه توی بشقاب‌تون‌ـه

280
00:24:40,173 --> 00:24:45,026
‫- همیشه چیزی نمی‌بینید؟
‫- به اندازه کافی می‌بینم

281
00:24:45,028 --> 00:24:49,831
‫کی رو دارن می‌کُشن اون پایین؟

282
00:24:51,501 --> 00:24:53,051
‫زندانی‌ها

283
00:24:55,387 --> 00:24:58,140
‫همین الان یه شاه

284
00:24:58,240 --> 00:25:01,809
‫- به‌صورت خوبی مرد؟
‫- نه

285
00:25:01,810 --> 00:25:03,878
‫خب پس نباید پادشاه می‌بوده

286
00:25:07,467 --> 00:25:11,019
‫بهم بگو ببینم
‫کی وسط عمارت نشسته؟

287
00:25:16,759 --> 00:25:21,497
‫- یه بزرگ‌جثه‌ای با یه مرد کوچک‌جثه است؟
‫- بله

288
00:25:21,498 --> 00:25:23,632
‫و یه مرد خاکستری هم بین‌شون نشسته

289
00:25:23,634 --> 00:25:28,187
‫اگر زنده موندی باید مواظب اون
‫بزرگ‌ِ باشی . اسمش "آبا"‌ـه

290
00:25:28,189 --> 00:25:33,892
‫نصحیت من اینه که هیچ‌وقت
‫جلوی "آبا" نری

291
00:25:33,894 --> 00:25:36,245
‫و هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت باهاش نجنگ

292
00:25:36,247 --> 00:25:40,332
‫- اگر زنده موندم؟
‫- اون به جز خدا به هیچ‌کسی گوش نمیده

293
00:25:40,334 --> 00:25:46,171
‫مردی که از خدا دستور می‌گیره
‫غیرقابل‌پیش‌بینی‌ـه

294
00:25:49,193 --> 00:25:50,890
‫منظورت چی بود وقتی گفتی

295
00:25:50,891 --> 00:25:55,180
‫- اگر زنده موندی"؟"
‫- تو زندانی منی

296
00:25:55,182 --> 00:26:01,420
‫مرد خاکستری "اِگبِرت"‌ـه
‫اون از ارابان "ساکسون"‌ـه

297
00:26:01,422 --> 00:26:06,325
‫اون قول بیعت قبایل رو داره
‫و حالا هم خودش رو پادشاه خطاب می‌کنه

298
00:26:06,327 --> 00:26:09,111
‫اون پادشاهِ نیستی‌ـه

299
00:26:09,113 --> 00:26:14,066
‫به‌زودی تمام پادشاه‌های انگلستان
‫پادشاه نیستی میشن

300
00:26:14,068 --> 00:26:18,587
‫نورف‌آمبریا" الان برای ماست"
‫مرسیا" هم به‌زودی برای ما میشه"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(از سرزمین‌های جزیره انگلستان)</font>

301
00:26:18,589 --> 00:26:21,707
‫"و بعدش "آنگلیا شرقی" و "کورنوالم

302
00:26:21,709 --> 00:26:27,613
‫و بعدش بزرگترین غنیمت از
‫آخرین پادشاهی "وِسکس"‌ـه

303
00:26:27,615 --> 00:26:29,498
‫درمورد "وِسکس" شنیدم

304
00:26:29,500 --> 00:26:32,034
‫توی "وِسکس" همه چیز
‫میشه پرورش داد

305
00:26:34,321 --> 00:26:36,772
‫اسمت رو بهم بگو

306
00:26:36,774 --> 00:26:40,559
‫"اوترِد" ارباب "بِبِنبِرگ"

307
00:26:40,561 --> 00:26:42,361
‫- واقعاً؟
‫- بله

308
00:26:42,363 --> 00:26:47,165
‫- من سرزمین‌های خودم رو در شمال دارم
‫- چه مدت‌ـه که ارباب این سرزمین‌هایی؟

309
00:26:53,840 --> 00:27:00,612
‫پدرت انتخاب کرد که با ما بجنگ‌ـه
‫و الان مرده

310
00:27:03,733 --> 00:27:07,085
‫اون من رو دوست نداشت

311
00:27:13,327 --> 00:27:18,914
‫الان می‌فهمم چرا پسرم
‫بهت رحم کرده

312
00:27:18,916 --> 00:27:21,566
‫"اوترِد" از "بِبِنبِرگ"

313
00:27:21,568 --> 00:27:23,485
‫تو یه جنگاوری

314
00:27:26,506 --> 00:27:28,206
‫یه‌کم آبجو بخور

315
00:27:31,227 --> 00:27:32,477
‫بخورش

316
00:27:35,214 --> 00:27:37,733
‫زیادیش رو بخور

317
00:28:13,619 --> 00:28:17,505
‫بیا . ببرش اون بالا

318
00:28:24,912 --> 00:28:28,030
‫تو فکرشم که هردوشون رو نگه دارم

319
00:28:28,032 --> 00:28:32,934
‫هم پسره رو هم دختره رو
‫می‌تونن به مادرت کمک کنن

320
00:28:32,936 --> 00:28:36,588
‫- مخالفتی داری؟
‫- نه

321
00:28:36,590 --> 00:28:39,257
‫ولی ما پدرش رو کشتیم

322
00:28:39,259 --> 00:28:41,810
‫و اگر جزء ارباب‌ها باشه
‫می‌تونیم به عنوان غرامت بفروشیمش

323
00:28:41,812 --> 00:28:44,696
‫شاید

324
00:29:37,800 --> 00:29:40,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" لویدیس "</font>

325
00:29:40,300 --> 00:29:44,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" لیدز "
‫" قلمرو نورف‌آمبریا "</font>

326
00:29:47,844 --> 00:29:52,130
‫بریدا" ، مواظب باش آب رو نریزی"
‫زمین رو گِل می‌کنی

327
00:29:52,132 --> 00:29:54,116
‫اوترِد" ، چوب‌ها رو باید بشکنی"

328
00:29:56,135 --> 00:29:58,537
‫بریدا" ، به بزها برس"

329
00:29:58,539 --> 00:30:04,009
‫- وقتی هست که "اوترِد" بتونه بازی کنه؟
‫- فقط وقتی کار تموم بشه می‌تونه

330
00:30:06,295 --> 00:30:09,164
‫دوست ندارم دخترمون با
‫برده‌ها بازی کنه

331
00:30:09,166 --> 00:30:10,482
‫بچه‌ان

332
00:30:10,484 --> 00:30:11,616
‫اون‌ها اصل و نسب دارن

333
00:30:11,618 --> 00:30:13,969
‫بداخلاق

334
00:30:19,595 --> 00:30:20,595
‫اسب من

335
00:30:21,646 --> 00:30:23,379
‫«هی «رگنار رگنارسون

336
00:30:24,636 --> 00:30:27,169
‫هی "اوترِد" هر چی

337
00:30:27,193 --> 00:30:29,193
‫نظرت چیه بهم یاد بدی
‫چطوری از شمشیر استفاده کنم؟

338
00:30:29,217 --> 00:30:31,217
‫ما به برده‌ها یاد نمیدیم
‫چجوری بجنگن

339
00:30:31,541 --> 00:30:33,741
‫اون زبون‌ـت به کشتن‌ـت میده پسر

340
00:30:34,241 --> 00:30:35,741
‫حالا برگرد سر کارِت

341
00:30:38,830 --> 00:30:43,553
‫- بازی که می‌کنید چی هست؟
‫- ما یه عمارت توی دره درست کردیم

342
00:30:43,554 --> 00:30:46,111
‫من یه خانم زیبا هستم
‫و "اوترِد" هم یه جنگاور‌ـه

343
00:30:46,113 --> 00:30:49,497
‫- نوکر نیست؟
‫- بازی‌ـه دیگه

344
00:30:53,352 --> 00:30:54,753
‫- یه گرگ
‫- "اوترِد"

345
00:30:54,755 --> 00:30:56,054
‫همینه . یه گرگ

346
00:30:56,056 --> 00:30:58,440
‫گراز وحشی...مواظب باش

347
00:30:58,442 --> 00:31:00,842
‫دیده بودمش . دندان‌های تیز
‫و چشم‌های زرد داشت

348
00:31:00,844 --> 00:31:04,813
‫- "نذار گرگ‌ها بهم برسن "اوترِد
‫- از آتش برای دور نگه داشتن‌شون استفاده کن

349
00:31:04,815 --> 00:31:05,847
‫دیدم‌شون

350
00:31:05,849 --> 00:31:07,766
‫به بزرگی "آبا"‌ـه و بوش هم بدتر از اونه

351
00:31:11,587 --> 00:31:13,571
‫تو هم دیدیش؟

352
00:31:18,495 --> 00:31:19,678
‫"اوترِد"

353
00:31:19,680 --> 00:31:21,479
‫همون بالا بمون

354
00:31:21,481 --> 00:31:23,098
‫ببین

355
00:31:24,898 --> 00:31:28,453
‫- اوترِد" ، چی شده؟"
‫- همون بالا بمون "تورا" . "اِسوِن"‌ـه

356
00:31:28,455 --> 00:31:32,240
‫- کاری باهات نداره
‫- ولی می‌کشت‌مون

357
00:31:32,242 --> 00:31:34,225
‫می‌کشت‌مون . فرار کن

358
00:31:41,768 --> 00:31:43,818
‫اون شمشیر واقعی بود

359
00:31:43,820 --> 00:31:45,253
‫دیده بودمش

360
00:31:46,340 --> 00:31:47,672
‫- "اوترِد"
‫- "تورا"

361
00:31:47,674 --> 00:31:49,541
‫"اوترِد"

362
00:32:11,964 --> 00:32:13,498
‫این چیه؟

363
00:32:13,499 --> 00:32:17,419
‫- دوباره داشتی می‌جنگیدی؟
‫- بله

364
00:32:17,420 --> 00:32:18,916
‫با "اِسوِن"؟

365
00:32:18,917 --> 00:32:22,607
‫- پسر "کیارتان"؟
‫- بله

366
00:32:23,384 --> 00:32:25,734
‫- اوترِد" ، اون خیلی از تو گنده‌ترـه"
‫- اون یه تیکه گوه‌ـه

367
00:32:25,735 --> 00:32:28,246
‫- واسه چی این حرف رو میزنی؟
‫- کی شروعش کرد؟

368
00:32:29,899 --> 00:32:32,700
‫- کی دعوا رو شروع کرد؟
‫- من شروع کردمش

369
00:32:32,702 --> 00:32:35,920
‫بدون دلیل دعوا کردی اون‌وقت اون گوه‌ـه؟

370
00:32:35,922 --> 00:32:37,739
‫دانمارکی‌ها هم برای هیچی کشته شدن

371
00:32:37,741 --> 00:32:40,392
‫اوترِد" ، بسه دیگه"

372
00:32:40,394 --> 00:32:42,861
‫- می‌خوای بفروشیمت پسر؟
‫- دوست دارم غذا بخورم

373
00:32:42,863 --> 00:32:45,013
‫- بلندتر صحبت کن
‫- دوست دارم غذا بخورم

374
00:32:45,015 --> 00:32:46,514
‫می‌خوای بخوری؟

375
00:32:49,368 --> 00:32:51,219
‫می‌خوای بخوری؟

376
00:32:51,221 --> 00:32:54,973
‫میدونی چیه؟
‫من میگم که از گشنگی باید بمیری

377
00:32:54,975 --> 00:32:57,759
‫دعوا کردن انتظار میره
‫ولی نافرمانی نه

378
00:32:58,578 --> 00:33:01,279
‫اِسوِن" دعوا رو شروع کرد"

379
00:33:01,281 --> 00:33:03,865
‫"کیارتان"

380
00:33:03,867 --> 00:33:05,600
‫"کیارتان"

381
00:33:11,707 --> 00:33:14,692
‫ارل "رگنار" ، بذار اول بگم که
‫اون پسر خوبیه

382
00:33:14,694 --> 00:33:18,146
‫اون توی زمین من شمشیر آورده
‫باید باهاش حرف بزنم

383
00:33:18,148 --> 00:33:19,581
‫وقتی زمانش برسه
‫روی عرشه‌تون خدمت می‌کنه

384
00:33:19,583 --> 00:33:20,965
‫- اون...اون...
‫- اون من رو ناراحت کرده

385
00:33:20,967 --> 00:33:22,834
‫اون به شما احترام خواهد گذاشت
‫و ضرری نخواهد رسوند سرورم

386
00:33:22,836 --> 00:33:24,385
‫ضرری نخواهد رسوند؟

387
00:33:24,387 --> 00:33:26,504
‫اون به تن عریان دخترم نگاه کرده

388
00:33:26,506 --> 00:33:29,240
‫و به‌خاطرش تنبیه شد
‫برده «ساکسون»ـتون اون رو زخمی کرد

389
00:33:29,242 --> 00:33:31,292
‫می‌خوای براش تاج گل درست کنم؟

390
00:33:31,294 --> 00:33:34,828
‫می‌خوای برای پسرت
‫با من بجنگی یا میاریش؟

391
00:33:39,785 --> 00:33:41,286
‫"اِسوِن"

392
00:33:41,288 --> 00:33:42,454
‫بیا بیرون

393
00:33:45,674 --> 00:33:46,958
‫چیزی که باید رو بهشون بگو

394
00:33:46,960 --> 00:33:49,127
‫- متأسفم
‫- نشنیدم

395
00:33:49,129 --> 00:33:51,346
‫متأسفم ارباب به‌خاطر کاری که کردم

396
00:33:55,601 --> 00:33:59,087
‫تو به دختر من دست‌درازی کردی

397
00:33:59,089 --> 00:34:00,238
‫لختش کردی

398
00:34:00,240 --> 00:34:02,273
‫- نیمه‌لخت
‫- اون توی سن بلوغ‌ـه ارباب

399
00:34:05,027 --> 00:34:06,027
‫درسته؟

400
00:34:06,029 --> 00:34:09,180
‫- نیمه‌لخت؟
‫- بله سرورم

401
00:34:14,186 --> 00:34:17,005
‫پس فقط یک چشمش رو می‌گیرم

402
00:34:17,007 --> 00:34:18,840
‫نه سرورم . خواهش می‌کنم

403
00:34:18,842 --> 00:34:22,627
‫کیارتان" ، تو از سرزمین من اخراجی"

404
00:34:46,346 --> 00:34:47,779
‫یه چیزی برات دارم

405
00:34:49,716 --> 00:34:54,103
‫- چیه؟
‫- یه طلسم‌شکن . چکش "تور"‌ـه

406
00:34:54,105 --> 00:34:55,171
‫ولی...

407
00:34:55,173 --> 00:34:59,942
‫- ولی چی؟
‫- تو مسیحی هستی

408
00:34:59,944 --> 00:35:01,477
‫بگیرش

409
00:35:04,748 --> 00:35:06,648
‫- نمی‌تونم
‫- نمی‌خوایش؟

410
00:35:06,672 --> 00:35:08,872
‫- چرا ، می‌خوامش
‫- بگیرش

411
00:35:09,064 --> 00:35:10,599
‫- دارم سعی می‌کنم
‫- بگیرش

412
00:35:10,601 --> 00:35:11,634
‫فکر نکنم بخوادش

413
00:35:11,636 --> 00:35:15,119
‫- می‌خوامش
‫- نه . فکر نکنم

414
00:35:19,209 --> 00:35:22,061
‫ممنونم

415
00:35:22,063 --> 00:35:25,114
‫درمورد دانمارک بهم بگو

416
00:35:27,516 --> 00:35:29,016
‫وطن‌ـت

417
00:35:30,416 --> 00:35:34,769
‫- چی می‌تونم درمورد دانماک بگم؟
‫- بارانی‌ـه

418
00:35:34,771 --> 00:35:37,488
‫و خشن

419
00:35:37,490 --> 00:35:41,809
‫زمین خیلی صاف و شنی‌ـه
‫گوز هم نمی‌تونی پرورش بدی

420
00:35:41,811 --> 00:35:47,448
‫واسه همینه که اینجا
‫توی انگلستانیم که پرورش بدیم

421
00:35:47,450 --> 00:35:51,202
‫و واسه همینم "رگنارِ"‌ جوان
‫باید به ایرلند بره

422
00:35:51,204 --> 00:35:56,157
‫- باید بری جنگ؟
‫- برای بدست آوردن دارایی

423
00:35:56,159 --> 00:36:01,729
‫اگر زمین یا نقره بخوای
‫باید بدستش بیاری

424
00:36:01,731 --> 00:36:11,122
‫"امروز سربلندم کردی "اوترِد

425
00:36:11,124 --> 00:36:12,456
‫سربلندم کردی

426
00:36:44,650 --> 00:36:45,867
‫من تو رو نمی‌شناسم

427
00:36:45,869 --> 00:36:48,703
‫ظاهرت به پیک‌ها نمی‌خوره

428
00:36:48,705 --> 00:36:50,922
‫و وقت سررسید قسط "آبا" هم نشده

429
00:36:50,924 --> 00:36:51,889
‫نه سرورم

430
00:36:51,891 --> 00:36:53,875
‫من قبلاً استاد کشتی‌سازی بودم

431
00:36:53,977 --> 00:36:57,895
‫خب ، من کشتی ندارم
‫استاد کشتی‌سازی هم لازم ندارم

432
00:37:02,534 --> 00:37:04,368
‫من خبری که دارم دوست دارید بشنوید

433
00:37:06,591 --> 00:37:09,424
‫- خب؟
‫- در ازاش چیزی رو می‌خوام سرورم

434
00:37:10,183 --> 00:37:11,750
‫نه الان و نه سکه‌ای

435
00:37:12,980 --> 00:37:15,480
‫ولی شاید ما بتونیم به
‫کمک کردن به همدیگه ادامه بدیم

436
00:37:16,370 --> 00:37:18,571
‫شاید

437
00:37:18,573 --> 00:37:20,589
‫در سمت جنوب اینجا با ۲ روز فاصله

438
00:37:20,591 --> 00:37:23,976
‫یه مرد خائن به همراه مردی هست
‫که من قبلاً بهش خدمت می‌کردم

439
00:37:23,978 --> 00:37:25,911
‫تا وقتی که من رو اخراج کرد

440
00:37:25,913 --> 00:37:29,064
‫یه برده داره

441
00:37:29,066 --> 00:37:30,599
‫باهاش خوب رفتار می‌کنه

442
00:37:30,601 --> 00:37:36,922
‫از اون نوع برده‌ها که اگر بخواید
‫می‌تونید دوباره بخریدش

443
00:37:37,845 --> 00:37:40,527
‫- دوباره بخرمش؟
‫- اون پسر برادرزاده شماست

444
00:37:40,528 --> 00:37:42,544
‫اوترِد" سرورم"

445
00:37:42,546 --> 00:37:44,346
‫اون زنده است

446
00:37:59,480 --> 00:38:01,394
‫اگر من مخالف غرامت بودن باشم چی؟

447
00:38:01,396 --> 00:38:08,000
‫خانواده‌ات فهمیدن که تو هنوز زنده‌ای

448
00:38:08,002 --> 00:38:11,253
‫و می‌خوان که برگردی

449
00:38:11,255 --> 00:38:13,039
‫ولی باید چیزی در ازاش بدن

450
00:38:13,041 --> 00:38:17,259
‫- به "رگنار" بدن؟
‫- آبا" نصف بیشترش رو برمیداره"

451
00:38:17,261 --> 00:38:18,694
‫عادی‌ـه

452
00:38:22,816 --> 00:38:24,467
‫ولی من خانواده‌ای ندارم

453
00:38:28,355 --> 00:38:30,840
‫ببریدش اونور
‫افسار اسب‌ها رو به هم ببندید

454
00:38:34,561 --> 00:38:38,848
‫اسکالیون" ، بیا"

455
00:38:38,850 --> 00:38:41,133
‫"اوترِد"

456
00:38:41,135 --> 00:38:45,821
‫- باهات خوب رفتار می‌کردن؟
‫- بهم غذا میدادن . بله

457
00:38:45,823 --> 00:38:49,375
‫خوبه . خوبه . همین رو می‌خواستیم

458
00:38:49,377 --> 00:38:50,393
‫اون چیه دور گردنت؟

459
00:38:50,395 --> 00:38:52,128
‫- یه‌جور نماد‌ـه؟
‫- این؟

460
00:38:52,130 --> 00:38:53,913
‫اون‌ها این رو ساختن که بندازم گردنم

461
00:38:54,265 --> 00:38:55,689
‫میشه ببینمش؟

462
00:39:01,822 --> 00:39:06,142
‫ببین ، بذار رک بگم
‫عموت می‌کشت‌ـت

463
00:39:06,144 --> 00:39:11,047
‫"خب؟ نمی‌تونی برگردی به "بِبِنبِرگ
‫باید فرار کنی

464
00:39:11,049 --> 00:39:13,482
‫می‌خواد که ارباب بشه

465
00:39:13,484 --> 00:39:16,852
‫در واقع می‌خواد که شاه بشه مثله
‫همون "اِگبِرت" رقت‌انگیز که اونجاست

466
00:39:16,854 --> 00:39:19,739
‫یه شاه بازیچه برای
‫ارباب‌های دانمارکی‌ـش

467
00:39:19,741 --> 00:39:20,873
‫"باید بری به "وِسکس

468
00:39:20,875 --> 00:39:23,592
‫پیش شاه "اِتِرِلد" واقعی
‫"برادرش شاهزاده "آلفرد

469
00:39:23,594 --> 00:39:26,128
‫اون‌ها آدمای خوبین
‫آدمای مسیحی خوبین

470
00:39:26,130 --> 00:39:29,315
‫تو گوش‌ـش پچ‌پچ کردن بسه کشیش

471
00:39:29,317 --> 00:39:30,499
‫"اوترِد"

472
00:39:30,501 --> 00:39:33,352
‫یه کلمه دیگه بگی کیسه
‫تخمات رو کیف می‌کنم

473
00:39:33,354 --> 00:39:34,787
‫اونجا می‌بینمت

474
00:39:34,789 --> 00:39:38,074
‫لازم به این‌کار نیست

475
00:39:38,706 --> 00:39:43,456
‫- چی گفت؟
‫- اون ازم پرسید که باهام
‫خوب رفتار می‌کنید یا نه

476
00:40:02,854 --> 00:40:05,005
‫- چقدر؟
‫- ۳۰۰

477
00:40:05,007 --> 00:40:06,473
‫قیمت مسخره‌ای‌ـه

478
00:40:06,475 --> 00:40:08,463
‫چطور میشه یه پسربچه
‫۳۰۰سکه نقره

479
00:40:08,464 --> 00:40:11,261
‫- ارزش داشته باشه؟
‫- چون که من میگم

480
00:40:11,263 --> 00:40:14,514
‫چون که اون یه لرد‌ـه و یه ارباب‌ـه

481
00:40:14,516 --> 00:40:15,982
‫نه . اون یه پسربچه است

482
00:40:15,984 --> 00:40:19,945
‫من ارباب "بِبِنبِرگ" هستم
‫من نشان و پرچم دارم

483
00:40:19,946 --> 00:40:21,283
‫اون نشان برای پدر منه

484
00:40:21,284 --> 00:40:24,041
‫- چیزی که الان برای منه
‫- ساکت باش

485
00:40:24,043 --> 00:40:25,575
‫تو برای فروشی . همین

486
00:40:25,577 --> 00:40:28,028
‫- برای خون‌بهاست ارباب
‫- همین رو گفتم

487
00:40:28,030 --> 00:40:31,481
‫سروران من ، من از زمین
‫و اسب‌ها دست کشیدم

488
00:40:31,483 --> 00:40:34,334
‫پیشنهاد من تأمین آذوقه
‫و سلاح کافی در زمان جنگ‌ـه

489
00:40:34,336 --> 00:40:38,121
‫و تنها چیزی که در قبالش می‌خوام
‫قیمت مناسب برای برادرزاده‌ام‌ـه

490
00:40:38,123 --> 00:40:42,869
‫- قیمت مناسب چه قیمتی‌ـه؟
‫- پیشنهاد من ۱۰۰ سکه نقره است

491
00:40:42,870 --> 00:40:44,534
‫۲۰۰تا

492
00:40:44,535 --> 00:40:48,782
‫بیعت من همراه با ۱۰۰ سکه نقره
‫قیمت مناسبی‌ـه

493
00:40:48,784 --> 00:40:51,401
‫اینطور نیست

494
00:40:51,403 --> 00:40:55,355
‫۱۲۰سکه نقره برای پسربچه

495
00:40:55,357 --> 00:40:57,691
‫کافی نیست

496
00:41:00,528 --> 00:41:02,612
‫خیلی‌خب

497
00:41:02,614 --> 00:41:04,915
‫۲۰۰سکه

498
00:41:04,917 --> 00:41:07,033
‫با شرایط شما موافقت می‌کنم

499
00:41:16,828 --> 00:41:18,528
‫پسربچه به ارل "رگنار" فروخته شد

500
00:41:18,530 --> 00:41:20,847
‫- چی؟
‫- خون‌بها لرد

501
00:41:20,849 --> 00:41:23,049
‫همینی که گفتم
‫جنس دیگه فروشی نیست

502
00:41:23,051 --> 00:41:27,421
‫سروران من ، من از راه دوری اومدم
‫بیعت‌ـم رو هم پیشکش کردم

503
00:41:27,423 --> 00:41:29,523
‫واسه همینه که
‫الان اجازه نفس کشیدن داری

504
00:41:32,276 --> 00:41:34,761
‫اگر بحثی داری الان با منه

505
00:41:43,855 --> 00:41:47,315
‫اگر کار تموم شده آبجو هست که بنوشیم

506
00:41:47,316 --> 00:41:49,105
‫و شاه "اِگبِرت" هم باید برینه

507
00:41:59,452 --> 00:42:01,152
‫من الان دیگه واسه خون‌بها نیستم؟

508
00:42:01,602 --> 00:42:04,602
‫شنیدی که «آبا» چی گفت . من خریدمت

509
00:42:06,047 --> 00:42:08,647
‫«فکر می‌کردم ممکنه تو رو واسه «اودین
‫قربانی بکنم

510
00:42:10,204 --> 00:42:12,737
‫- چقدر من رو خریدی؟
‫- خیلی

511
00:42:12,739 --> 00:42:17,409
‫- خیلی چقدره؟
‫- به وزن شمشیرم نقره دادم

512
00:42:17,411 --> 00:42:21,363
‫قبول دارم که ممکنه سرکیسه
‫شده باشم ولی ازت خوشم میاد پسر

513
00:42:21,365 --> 00:42:24,115
‫قراره نگه‌ـت داریم

514
00:42:24,117 --> 00:42:28,703
‫- این یعنی منم یه پسر حساب میشم؟
‫- این یعنی تو "اوترِد رگنار"هستی پسرم

515
00:42:28,705 --> 00:42:30,789
‫الان پسرمی

516
00:43:00,185 --> 00:43:02,971
‫بریدا" ، اونطوری نه"
‫بز رو ببرش بیرون

517
00:43:02,973 --> 00:43:05,089
‫دفعه بعدی قول میدم ببرمش

518
00:43:05,091 --> 00:43:08,109
‫- مامان ، نگاه کن
‫- خوشگل‌ـه . واقعاً خوشگل‌ـه

519
00:43:08,111 --> 00:43:11,062
‫باورم نمیشه که از دست‌ـت دادم

520
00:43:11,064 --> 00:43:13,298
‫من اونطرف دشت زندگی می‌کنم

521
00:43:13,300 --> 00:43:14,582
‫و اگر باهات خوب رفتار نکردن

522
00:43:14,584 --> 00:43:17,001
‫مستقیم از همون طرف دشت
‫برگرد اینجا

523
00:43:29,398 --> 00:43:34,002
‫اینجا رو نگاه کن

524
00:43:34,004 --> 00:43:36,704
‫"اوترِد"

525
00:43:36,706 --> 00:43:41,876
‫- از گردنبند عروسیم خوشت میاد؟
‫- آره . خیلی خوشگل‌ـه

526
00:43:41,878 --> 00:43:46,264
‫اون درمورد گردنبندها هیچی نمیدونه

527
00:43:46,266 --> 00:43:47,815
‫سوال سختی بود خب

528
00:43:47,817 --> 00:43:50,668
‫اوترِد" ، با من بیا"
‫می‌تونی کمک کنی بزها رو سر ببرم

529
00:43:50,670 --> 00:43:54,455
‫- من همین الان خودم رو شستم
‫- بزها خوشحال میشن پس

530
00:43:59,878 --> 00:44:01,295
‫بعداً می‌تونی زمین رو جارو کنی

531
00:44:05,551 --> 00:44:06,851
‫برو اونور

532
00:44:09,271 --> 00:44:13,191
‫همه‌ـش یه بهونه برای صحبت کردن بود

533
00:44:13,193 --> 00:44:14,642
‫الان که "تورا" داره ازدواج می‌کنه

534
00:44:14,644 --> 00:44:16,811
‫شاید وقتش‌ـه که تو هم با
‫بریدا" برید سر خونه زندگی‌تون"

535
00:44:16,813 --> 00:44:20,548
‫یه مرد...یه مرد خوب
‫درمورد اون پرس‌وجو می‌کرد

536
00:44:20,550 --> 00:44:22,483
‫پس باید تصمیم بگیری که
‫برای اون چی هستی

537
00:44:22,485 --> 00:44:24,802
‫شما برای هم چی هستید

538
00:44:24,804 --> 00:44:26,871
‫- بریدا" هم نظر خودش رو داره"
‫- درسته

539
00:44:26,873 --> 00:44:28,990
‫ولی اونطوری که تو رو
‫نگاه می‌کنه رو می‌بینم

540
00:44:28,992 --> 00:44:34,429
‫اون امشب توی جنگل
‫مراقب هیزم‌هاست

541
00:44:34,431 --> 00:44:36,898
‫اسب من رو بردار و بهش ملحق شو

542
00:44:36,900 --> 00:44:38,349
‫در دیزی هم بازه . گربه هم حیا نداره

543
00:44:40,935 --> 00:44:42,253
‫چرا نه؟

544
00:44:44,536 --> 00:44:46,657
‫فقط فکر می‌کردم برای یه
‫دانمارکی واقعی شدن

545
00:44:46,659 --> 00:44:50,111
‫باید با یه دانمارکی دیگه ازدواج می‌کردم

546
00:44:51,164 --> 00:44:52,363
‫بیخیال

547
00:44:53,865 --> 00:44:57,276
‫"من تو رو همونطور که "رگنار
‫جوان رو دوست دارم دوست دارم

548
00:45:28,859 --> 00:45:30,041
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

549
00:46:24,805 --> 00:46:29,129
‫تا حالا به زندگی انگلیسی‌ـت فکر کردی؟

550
00:46:30,854 --> 00:46:36,899
‫- قبل اینکه بیایم پیش "رگنار" کی بودی؟
‫- نه

551
00:46:39,446 --> 00:46:40,946
‫تو چی؟

552
00:46:45,034 --> 00:46:46,768
‫من درمورد...

553
00:46:50,273 --> 00:46:53,525
‫صداها

554
00:46:53,527 --> 00:46:55,277
‫یه‌سری مرد پایین هستن

555
00:47:11,127 --> 00:47:15,547
‫- دانمارکی‌ها...کی‌ـن؟
‫- از اینور

556
00:47:15,549 --> 00:47:16,531
‫کیارتان"‌ـه"

557
00:47:16,533 --> 00:47:20,802
‫و اون مرد...

558
00:47:20,804 --> 00:47:23,321
‫باید "اِسوِن" باشه

559
00:47:23,323 --> 00:47:25,290
‫این درست نیست
‫باید به "رگنار" بگیم

560
00:47:25,292 --> 00:47:26,958
‫اون‌ها بین ما و عمارت‌ـن

561
00:47:26,960 --> 00:47:30,862
‫پس دورشون میزنیم
‫اسبا رو ول می‌کنیم و فرار می‌کنیم

562
00:47:37,585 --> 00:47:39,655
‫جلوی در...خوبه

563
00:47:59,592 --> 00:48:01,009
‫رگنار" ، دود"

564
00:48:02,945 --> 00:48:04,029
‫آتش

565
00:48:04,031 --> 00:48:07,551
‫تورا" ، بیدار شو . همگی بیدار بشین"

566
00:48:16,258 --> 00:48:17,975
‫زود باشید . زود باشید

567
00:48:17,977 --> 00:48:19,895
‫"از اینطرف . "راوِن

568
00:48:20,797 --> 00:48:23,098
‫بیا . بیا . زودباش

569
00:48:23,454 --> 00:48:26,735
‫بیا

570
00:48:26,737 --> 00:48:29,771
‫- جلوی در بسته شده
‫- همین یکی‌ـه

571
00:48:33,025 --> 00:48:34,542
‫آماده باشید

572
00:48:36,797 --> 00:48:38,697
‫این یکی بازه . این یکی بازه

573
00:48:38,699 --> 00:48:42,217
‫- زود باشید دنبالم بیاید
‫- از اینطرف

574
00:48:42,219 --> 00:48:43,901
‫بچه‌ها رو بگیرید

575
00:48:47,291 --> 00:48:50,108
‫همه‌شون رو بگیرید

576
00:48:53,496 --> 00:48:55,096
‫کماندارها

577
00:48:55,098 --> 00:48:59,007
‫- نرو اون بالا . منتظر من بمون
‫- بیا . بیا

578
00:49:00,903 --> 00:49:02,871
‫"رگنار"

579
00:49:03,573 --> 00:49:04,588
‫درها رو ببندید

580
00:49:04,590 --> 00:49:06,791
‫تورا" رو داریم . بذارید بقیه بسوزن"

581
00:50:04,149 --> 00:50:08,269
‫- با خودت به "والهالا" ببرش
‫- باشه

582
00:50:08,271 --> 00:50:11,222
‫اونجا می‌بینمت

583
00:51:06,511 --> 00:51:07,728
‫نقره پیدا کنید

584
00:51:09,097 --> 00:51:10,387
‫همین الان

585
00:51:22,348 --> 00:51:26,700
‫دنبال ثروت "رگنار" می‌گردن

586
00:51:26,702 --> 00:51:27,818
‫هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنن

587
00:51:27,820 --> 00:51:29,253
‫اون پشت رو هم بگردید

588
00:51:29,791 --> 00:51:31,638
‫زود باشید . به‌زودی حرکت می‌کنیم

589
00:51:34,241 --> 00:51:38,979
‫فکر کردی میذارم با کس دیگه‌ای
‫ازدواج کنی؟

590
00:51:42,216 --> 00:51:48,872
‫ولی میدونی که با این بدن
‫چی‌کار خواهم کرد؟

591
00:51:48,874 --> 00:51:53,193
‫این دهن

592
00:51:57,832 --> 00:52:03,203
‫هر چیزی که توی رویا میدیدم
‫و بیشتر رو انجام میدم

593
00:52:03,205 --> 00:52:07,524
‫و کیه که بخواد بگه بسه؟

594
00:52:07,526 --> 00:52:12,012
‫ارل "رگنار نترس" مرده

595
00:52:12,014 --> 00:52:21,271
‫و با اون "اوترِد" سگ «ساکسون»ـش
‫هم یه تیکه خاکستر شده

596
00:52:28,948 --> 00:52:31,531
‫همه چیز خاکستر شده

597
00:52:40,956 --> 00:52:44,942
‫- بشین
‫- به اون یارو نگاه کن . اون «ساکسون»‌ـه

598
00:52:44,944 --> 00:52:47,628
‫اسمش "اسکالیون"‌ـه
‫برای عموم کار می‌کنه

599
00:52:47,630 --> 00:52:49,847
‫اون بهش گفته که من مردم

600
00:52:49,849 --> 00:52:51,182
‫بذار کارش رو بکنه

601
00:52:51,184 --> 00:52:53,084
‫- با "کیارتان" دیدمش
‫- بسوزونیدشون

602
00:52:53,086 --> 00:52:55,803
‫اون و عموت شاید باهم هستن

603
00:52:55,805 --> 00:52:59,323
‫و چی باعث شده فکر کنن می‌تونن
‫این‌کار رو بدون مجازات انجام بدن؟

604
00:52:59,325 --> 00:53:02,443
‫اون‌ها مجازت میشن
‫ولی نه به‌وسیله تو

605
00:53:02,445 --> 00:53:05,196
‫اوترِد" ، گوش کن . ما به بهترین شکل"
‫به "رگنار" وقتی زنده بود خدمت کردیم

606
00:53:05,198 --> 00:53:08,382
‫داستان رو میگیم به همه

607
00:53:08,384 --> 00:53:10,968
‫- باید یه نفر رو بکشم
‫- نه

608
00:53:10,970 --> 00:53:12,637
‫و من اون رو انتخاب می‌کنم

609
00:53:15,090 --> 00:53:16,224
‫اوترِد" ، نه"

610
00:53:17,659 --> 00:53:19,036
‫زود باشید

611
00:53:19,413 --> 00:53:23,097
‫- اون انبار اونطرف
‫- جیب‌هاش رو ببین

612
00:53:34,543 --> 00:53:39,030
‫مسئله اصلی اینه که
‫اسب‌ها رو کنار هم نگه دارید

613
00:53:39,032 --> 00:53:40,681
‫هیچ سلاحی رو باقی نذارید

614
00:53:40,683 --> 00:53:43,951
‫اون‌ها رو باز بذارید
‫و اون پشت رو هم نگاه می‌کنیم

615
00:53:45,078 --> 00:53:47,378
‫چیزی رو اونجا جا نذارید
‫همه رو بیارید بیرون

616
00:54:14,645 --> 00:54:16,430
‫- درسته
‫- اینجا

617
00:54:17,432 --> 00:54:18,731
‫هی ، زودباش

618
00:54:28,359 --> 00:54:30,126
‫میدونی من کی هستم؟

619
00:54:30,128 --> 00:54:33,830
‫منم که دنبالش می‌گشتی
‫منم که دنبالش می‌گشتی

620
00:54:33,832 --> 00:54:37,183
‫یادته من رو؟ یادت میاد؟

621
00:54:58,339 --> 00:55:00,557
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نیست

622
00:55:00,559 --> 00:55:01,591
‫میریم . زود باشید

623
00:55:01,593 --> 00:55:03,810
‫اسبا رو بیارید

624
00:56:11,367 --> 00:56:14,653
‫به رسم حق این به "رگنار" تعلق داره

625
00:56:14,655 --> 00:56:18,473
‫آره ولی چیزی لازمه خرج بشه رو
‫باید خرج کنیم تا زنده بمونیم

626
00:56:18,475 --> 00:56:20,873
‫این داستان رو بگیم بعد چی میشه؟

627
00:56:24,447 --> 00:56:26,915
‫یه ارباب جدید پیدا می‌کنیم
‫که بهش خدمت کنیم

628
00:56:31,854 --> 00:56:33,088
‫من دست روی دست نمیذارم که

629
00:56:33,090 --> 00:56:37,726
‫و اون‌ها هر چیزی که برای منه
‫رو از من بگیرن

630
00:56:37,728 --> 00:56:39,995
‫برمیگردم

631
00:56:39,997 --> 00:56:41,296
‫کجا؟

632
00:56:43,921 --> 00:56:45,816
‫به همونجا که همه چیز شروع شد

633
00:57:47,980 --> 00:57:49,884
‫- اسکالیون"‌ـه؟"
‫- نه سرورم

634
00:57:49,885 --> 00:57:53,830
‫- قیافه‌اش مثله دانمارکی‌هاست
‫- می‌تونه یکی از افراد "کیارتان" باشه

635
00:58:16,286 --> 00:58:19,592
‫من "اوترِد" از "بِبِنبِرگ" هستم
‫و می‌خوام چیزی که ماله من رو بگیرم

636
00:58:21,691 --> 00:58:23,659
‫بِبِنبِرگ" ماله منه"

637
00:58:25,045 --> 00:58:26,412
‫اسب‌ها رو بیارید

638
00:58:27,400 --> 00:58:28,400
‫<font color="#۰۰ff۰۰">مترجمین : بهزاد و محمد</font>

639
00:58:29,400 --> 00:58:30,400
‫<font color="#۰۰ff۰۰">ارائه‌ای از تیم ترجمه شوتایم</font>
‫Show-Time.US

