1
00:00:00,100 --> 00:00:01,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">آنچه که در سریال
‫: گذشت "The Last Kingdom"</font>

2
00:00:01,219 --> 00:00:04,219
‫نام من «اوترِد» پسر «اوترِد» است

3
00:00:04,219 --> 00:00:05,380
‫من به عنوان یک لرد «ساکسون» به دنیا آمدم

4
00:00:05,380 --> 00:00:08,339
‫ولی توسط دانمارکی‌ها
‫مثل یک جنگجو بزرگ شدم

5
00:00:08,339 --> 00:00:11,219
‫حالا به «آلفرد» پادشاه «وِسکس» خدمت می‌کنم

6
00:00:11,219 --> 00:00:17,300
‫و از آخرین فرمانروایی انگلستان تحت تسلط او
‫در برابر «گوترام» و ارتش «وایکینگ» او محافظت می‌کنم

7
00:00:17,300 --> 00:00:20,100
‫ولی تمام افراد او را به عنوان
‫پادشاه قبول ندارند

8
00:00:20,139 --> 00:00:22,219
‫من جانشین برحّق پدرم هستم

9
00:00:22,380 --> 00:00:25,339
‫از نظر برخی من یک دشمن نفوذی هستم

10
00:00:25,339 --> 00:00:27,820
‫با کمی شانس در نبرد خواهد مرد

11
00:00:27,820 --> 00:00:29,619
‫این یک دادگاهی است
‫که عدالت در آن وجود ندارد

12
00:00:29,619 --> 00:00:31,660
‫دادگاهی که همیشه به چشم
‫یک کافر بهم نگاه می‌شده

13
00:00:31,660 --> 00:00:35,579
‫حتی در نگاه همسر زاهد
‫و کسی که حالا از من دلسرد شده

14
00:00:35,579 --> 00:00:40,419
‫و برای پرداخت بدهی زمین‌هایی که به من رسیده بود
‫مثل یک «وایکینگ» دست به غارت زدم

15
00:00:40,460 --> 00:00:42,259
‫و در این میان یک ملکه کافر را پیدا کردم

16
00:00:42,259 --> 00:00:45,460
‫یک غیبگو که موهبتِ او
‫به پاکدامنی‌ـش گره خورده

17
00:00:45,460 --> 00:00:47,179
‫اون برای همبستر شدن نیست

18
00:00:47,179 --> 00:00:48,419
‫و حالا من را یک خائن نامیده‌اند

19
00:00:48,419 --> 00:00:51,500
‫من برادر «اَسر» به این پیمان قسم خوردم

20
00:00:51,500 --> 00:00:54,700
‫دادگاه «آلفرد» تصمیم بر اعدام من گرفت

21
00:00:54,739 --> 00:00:56,900
‫درخواست می‌کنم که با شمشیر من بمیره

22
00:00:56,900 --> 00:00:59,259
‫شما تا سرحد مرگ باهم مبارزه خواهید کرد

23
00:00:59,259 --> 00:01:00,800
‫همه چیز به سرنوشت بستگی دارد

24
00:01:35,200 --> 00:01:36,200
‫<font color="#۰۰ff۰۰">تیم ترجمه شوتایم</font>
‫Show-Time.US
‫<font color="#ff۰۰۰۰">: با افتخار تقدیم می‌کند</font>

25
00:01:37,200 --> 00:01:41,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Last Kingdom"
‫فصل ۱ : قسمت ۷</font>

26
00:01:42,000 --> 00:01:43,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">مانی ، علی و بهزاد</font>: مترجمین
‫<font color="#ff۰۰۰۰">(RainyDay ، Sor۳na & Viper۱۱۴)</font>

27
00:01:45,619 --> 00:01:48,519
‫برو بیرون حرومزاده‌ی مست

28
00:01:53,431 --> 00:01:54,938
‫اینجاست؟

29
00:01:54,978 --> 00:01:57,800
‫با اون زنی که همسرش نیست نشسته

30
00:02:01,590 --> 00:02:03,136
‫دوست‌ـت اینجاست

31
00:02:11,296 --> 00:02:12,537
‫میشه بشینم؟

32
00:02:12,538 --> 00:02:15,295
‫ممکنه از آخرین شب آزادی‌ـم لذت ببرم؟

33
00:02:15,396 --> 00:02:16,595
‫بشین

34
00:02:27,609 --> 00:02:30,276
‫باور داری که من بهت
‫خیانت کردم بچه خوشگل؟

35
00:02:30,702 --> 00:02:33,022
‫- نه
‫- اشتباه نکن

36
00:02:33,023 --> 00:02:36,734
‫اودا» ۲۰ نفر یا بیشتر آدم داره»
‫که حاضرن علیه‌ات قسم بخورن

37
00:02:37,701 --> 00:02:42,148
‫اومدم اینجا که بهت بگم الان
‫بهتر از تو هستم

38
00:02:42,844 --> 00:02:44,353
‫می‌کشمت

39
00:02:45,320 --> 00:02:47,628
‫کشته شدن مثل یه جنگجو
‫تنها چیزی‌ـه که می‌تونم بهت بدم

40
00:02:47,628 --> 00:02:50,162
‫من رو ببخشید ولی دارم سعی می‌کنم
‫که فراموش کنم تو دوست منی

41
00:02:51,740 --> 00:02:53,827
‫به شرطی که این رو بدونی

42
00:03:08,978 --> 00:03:12,342
‫اگر چیز بیشتری برای گفتن داری باید بگی

43
00:03:14,591 --> 00:03:16,061
‫«لفریچ»

44
00:03:16,642 --> 00:03:17,995
‫«لفریچ»

45
00:03:22,513 --> 00:03:24,158
‫این جنگ چیزی نیست که من می‌خوام

46
00:03:24,158 --> 00:03:27,115
‫امشب بهم اجازه دادن که آزاد باشم
‫و اگر می‌تونستم فرار کنم

47
00:03:27,116 --> 00:03:29,706
‫این‌کار رو می‌کردم
‫ولی نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

48
00:03:30,171 --> 00:03:31,716
‫همه چیز آبروـه

49
00:03:31,717 --> 00:03:36,628
‫- میدونم
‫- حق موروثی دارم که باید حل و فصل کنم
‫پیمان‌هایی که پایبندش باشم . من باید زنده بمونم

50
00:03:37,866 --> 00:03:39,684
‫پس باید من رو بکشی

51
00:03:39,915 --> 00:03:42,429
‫- و تو هم من رو
‫- قصدم هم همینه

52
00:03:46,645 --> 00:03:48,152
‫کفه ترازو به سمت منه

53
00:03:48,152 --> 00:03:52,967
‫همسر پادشاه برای من دعا می‌کنه
‫خداوند اون رو دوست داره

54
00:03:52,986 --> 00:03:54,995
‫یکی باید دوستش داشته باشه

55
00:03:59,208 --> 00:04:01,682
‫خوبه که تو رو به عنوان دوستم کنارم دارم

56
00:04:03,649 --> 00:04:05,582
‫کاری می‌کنم که بدون درد و سریع بمیری

57
00:04:05,582 --> 00:04:07,554
‫- و بعدش با ملکه‌ام می‌خوابی؟
‫- و همسرت

58
00:04:07,555 --> 00:04:09,759
‫ولی تخمات که پیشت نیستن

59
00:04:16,179 --> 00:04:18,693
‫فردا صبح می‌بینمت

60
00:04:19,259 --> 00:04:20,703
‫همینطوره

61
00:04:36,522 --> 00:04:39,295
‫به چی فکر می‌کنی؟

62
00:04:41,461 --> 00:04:44,235
‫توی این کله چه خبره؟

63
00:04:51,492 --> 00:04:57,951
‫فکر می‌کردم که چطوری دوست دارم
‫مثل یه زن پیشت بخوابم

64
00:04:59,738 --> 00:05:01,295
‫جدی؟

65
00:05:05,031 --> 00:05:05,828
‫نمی‌تونم

66
00:05:05,829 --> 00:05:07,196
‫- چرا ، می‌تونی
‫- نمی‌تونم

67
00:05:07,197 --> 00:05:08,945
‫میدونی که نمی‌تونم

68
00:05:08,946 --> 00:05:10,654
‫اینطوری موهبتم رو از دست میدم

69
00:05:10,655 --> 00:05:12,516
‫خب که چی؟

70
00:05:12,935 --> 00:05:16,582
‫آینده جزء طالع ماست . تغییر نمی‌کنه

71
00:05:21,345 --> 00:05:23,852
‫و امروز اگر بمیرم؟

72
00:05:25,182 --> 00:05:27,802
‫من مرگت رو ندیدم

73
00:05:35,486 --> 00:05:37,043
‫«اوترِد»

74
00:05:38,639 --> 00:05:39,626
‫«اوترِد»

75
00:05:39,679 --> 00:05:42,359
‫- پادشاه می‌خواد ببینت‌ـت
‫- که چی بشه؟

76
00:05:42,359 --> 00:05:46,759
‫مطمئن نیست که می‌خواد چی بپوشه
‫می‌خواد که ازت مشاوره بگیره

77
00:05:46,800 --> 00:05:48,000
‫با من بیا

78
00:06:02,139 --> 00:06:07,660
‫می‌خوای همه این‌ها رو بخوری یا
‫نصفش رو برای «ادوارد» نگه داریم؟

79
00:06:07,660 --> 00:06:12,100
‫- اون بچه است
‫- واقعاً؟ جدی؟

80
00:06:12,100 --> 00:06:14,339
‫کاملاً فراموش کرده بودم

81
00:06:14,339 --> 00:06:17,500
‫«اوترِد»

82
00:06:17,559 --> 00:06:18,620
‫لرد

83
00:06:19,839 --> 00:06:22,660
‫- خوب استراحت کردین؟
‫- نه

84
00:06:22,660 --> 00:06:25,579
‫پسرم تمام دیشب رو سرفه می‌کرد
‫و ۲ نفر از بهترین جنگاورانم

85
00:06:25,579 --> 00:06:28,100
‫امروز قراره همدیگر رو بکشن

86
00:06:33,380 --> 00:06:35,579
‫امروز جشن "سِینت چِد"‌ـه

87
00:06:35,579 --> 00:06:39,739
‫باید تمام سالن بزرگ رو تزئین کنیم
‫تو "سِینت چِد" رو می‌شناسی؟

88
00:06:39,739 --> 00:06:40,460
‫نه لرد

89
00:06:40,460 --> 00:06:43,500
‫خب ، دوست دارم به عنوان
‫یه نماد بهش نگاه کنم

90
00:06:43,500 --> 00:06:45,619
‫«اون توی «آنگلیای شرقی» و «مرسیا

91
00:06:45,619 --> 00:06:50,259
‫کار کرد و در «نورف‌آمبریا» مرد
‫یعنی در سرزمین تو

92
00:06:50,380 --> 00:06:51,859
‫مردی از سرتاسر انگلستان

93
00:06:51,859 --> 00:06:53,660
‫«دقیقاً «اوترِد

94
00:06:55,100 --> 00:07:01,127
‫واسه همین از ریخته شدن خون
‫ساکسون» توی این روز متنفرم»

95
00:07:02,771 --> 00:07:04,275
‫بدهی‌ـت سرجاش باقی می‌مونه

96
00:07:04,376 --> 00:07:10,241
‫ملکه‌ات رو به «کورنوالم» بفرست
‫و اینطوری دیگه نیازی نیست خونی ریخته بشه

97
00:07:11,442 --> 00:07:13,614
‫این‌ها شرایط من هستن
‫و تغییر نخواهند کرد

98
00:07:13,614 --> 00:07:16,701
‫اگر «ایزالد» به «کورنوالم» برگرده
‫کشته میشه

99
00:07:18,607 --> 00:07:21,389
‫من آماده‌ام که بدهی‌ـم
‫سرجاش بمونه تا «لفریچ» رو نجات بدم

100
00:07:21,389 --> 00:07:22,925
‫ولی «ایزالد» باید با من بمونه

101
00:07:22,926 --> 00:07:26,244
‫اون یه غنیمت‌ـه و به همین خاطر
‫باید صرف‌نظر از بلایی که سرش بیاد برگرده

102
00:07:26,244 --> 00:07:29,428
‫نمی‌تونم ولش کنم
‫ملکه با من می‌مونه

103
00:07:37,800 --> 00:07:39,140
‫تو احمقی

104
00:07:40,839 --> 00:07:44,359
‫تو یه گناهکار و یه کافری و من...

105
00:07:46,000 --> 00:07:48,719
‫کاسه صبرم از دست تو لبریز شده

106
00:07:50,320 --> 00:07:52,639
‫نبرد برگزار خواهد شد

107
00:07:56,239 --> 00:07:59,919
‫بلکه روح تو از عدالت برخوردار گردد

108
00:08:00,400 --> 00:08:01,800
‫لرد

109
00:08:42,320 --> 00:08:45,639
‫راه رو باز کنید . راه رو باز کنید

110
00:09:01,559 --> 00:09:04,000
‫ساکت

111
00:09:06,339 --> 00:09:08,660
‫اعلی‌حضرت ، لردها و بانوان

112
00:09:08,700 --> 00:09:13,339
‫«مردم عزیز ، بدبو و حمام‌نرفته‌ی «وینچستر

113
00:09:15,059 --> 00:09:19,139
‫ما اینجا جمع شدیم تا شاهد عدالت باشیم

114
00:09:19,139 --> 00:09:21,100
‫اینجا جمع شدیم تا نبردی
‫تا سرحد مرگ رو شاهد باشیم

115
00:09:21,100 --> 00:09:25,539
‫پایان مرگ و آتش جهنم خواهد بود

116
00:09:25,539 --> 00:09:30,300
‫ما اینجاییم تا شاهد نبرد
‫«بین «اوترِد بی‌خدا

117
00:09:31,139 --> 00:09:34,300
‫و «لفریچ» از «وینچستر» باشیم

118
00:09:36,059 --> 00:09:37,660
‫سپرهاتون رو بردارید

119
00:09:44,539 --> 00:09:48,259
‫جنگجویان ، آماده‌اید؟

120
00:09:49,700 --> 00:09:51,739
‫- بله
‫- بله

121
00:09:56,219 --> 00:10:00,660
‫این نبرد تا سرحد مرگ‌ـه
‫و مهم نیست که این مرگ چطوری باشه

122
00:10:01,139 --> 00:10:04,300
‫باشد که خداوند پیروزش را انتخاب کند

123
00:10:05,579 --> 00:10:06,820
‫شمشیرها

124
00:10:13,460 --> 00:10:14,660
‫شروع کنید

125
00:11:08,500 --> 00:11:10,820
‫برادر «اَسر» ، امیدوارم که صحیح
‫و سالم به «کورنوالم» برگردید

126
00:11:10,820 --> 00:11:13,100
‫- نمی‌خواید نتیجه نبرد رو ببینید؟
‫- نه ، نه . نمی‌خوام

127
00:11:13,100 --> 00:11:16,139
‫عزیزم ، میشه به پرستارها بگی
‫بچه‌ها رو برام بیارن؟

128
00:11:16,139 --> 00:11:18,179
‫می‌خوام که باهاشون قدم بزنم

129
00:12:27,820 --> 00:12:30,300
‫دانمارکی‌ها...دانمارکی‌ها اینجان

130
00:12:30,300 --> 00:12:33,219
‫اون‌ها از دیوارهای شهر رد شدن
‫خودتون رو نجات بدید

131
00:12:33,219 --> 00:12:36,259
‫نبرد تموم شده بچه خوشگل
‫بیا . زودباش

132
00:12:36,259 --> 00:12:39,939
‫با مردان خودتون بمونید
‫نباید از اینجا عبور کنند

133
00:12:39,939 --> 00:12:41,339
‫نباید وارد کاخ بشن

134
00:12:41,380 --> 00:12:43,900
‫پدر ، اون‌ها ما رو تکه‌تکه می‌کنن

135
00:12:43,900 --> 00:12:45,274
‫پادشاه...پادشاه کجاست؟

136
00:12:45,274 --> 00:12:47,394
‫پادشاه باید مقدمات خودش رو فراهم کنه

137
00:12:47,394 --> 00:12:49,630
‫«و من چی؟ «اودا»؟ «اودا

138
00:12:49,631 --> 00:12:52,261
‫لفریچ» ، از اینطرف»

139
00:13:06,160 --> 00:13:07,652
‫من نه

140
00:13:25,006 --> 00:13:27,517
‫برو . زودباش

141
00:13:34,447 --> 00:13:37,313
‫توی این اصطبل‌ها به جز گوه اسب
‫چیز دیگه‌ای نمونده

142
00:13:37,313 --> 00:13:39,196
‫از اینطرف . زود باشید

143
00:14:13,016 --> 00:14:15,035
‫اینجا مخفی میشیم
‫و منتظر شب می‌مونیم

144
00:14:20,754 --> 00:14:21,342
‫زود باشید

145
00:14:21,343 --> 00:14:27,586
‫من پادشاه رو زنده می‌خوام
‫درحالی‌که روی زانوهاش راه میره می‌خوامش

146
00:14:53,420 --> 00:14:55,813
‫«پیدام کن «آلفرد

147
00:15:05,551 --> 00:15:09,163
‫نزدیک نشید . نزدیک نشید

148
00:15:09,830 --> 00:15:11,911
‫عقب به‌ایستید . بهتون هشدار میدم

149
00:15:11,912 --> 00:15:14,306
‫خداوند از من محافظت خواهد کرد . خداوند...

150
00:15:27,556 --> 00:15:29,716
‫فقط «گوترام» می‌تونه تو رو نجات بده

151
00:15:30,343 --> 00:15:32,463
‫الان «گوترام» خدای توـه

152
00:15:32,463 --> 00:15:34,072
‫باید بهت رحم کنم؟

153
00:15:34,269 --> 00:15:35,487
‫خواهش می‌کنم

154
00:15:37,848 --> 00:15:38,848
‫خواهش می‌کنم

155
00:15:44,006 --> 00:15:45,538
‫برو

156
00:15:48,914 --> 00:15:50,131
‫برو

157
00:15:52,919 --> 00:15:54,607
‫آلفرد» رو پیدا کنید»

158
00:16:28,800 --> 00:16:32,759
‫تو «گوترام» هستی . جنگاور بزرگ

159
00:16:34,079 --> 00:16:35,839
‫من «اِتِلوولد» هستم

160
00:16:35,880 --> 00:16:40,320
‫«پسر پادشاه «اِتِرِلد
‫«و پادشاه برحّق «وِسکس

161
00:16:41,679 --> 00:16:44,119
‫آلفرد» تاج و تخت من رو دزدید»

162
00:16:48,239 --> 00:16:49,759
‫این تاج رو

163
00:16:55,400 --> 00:16:59,758
‫به عنوان پادشاه من برای مذاکره آماده‌ام

164
00:17:11,880 --> 00:17:13,624
‫مذاکره کافیه

165
00:17:16,801 --> 00:17:18,644
‫جوری بو میدی که انگار
‫توی خودت خرابکاری کردی

166
00:17:19,785 --> 00:17:21,059
‫اوضاع من خوب نبوده

167
00:17:22,367 --> 00:17:24,442
‫ضمانت می‌کنم که وفادار شما...

168
00:17:51,506 --> 00:17:55,059
‫نه . برو کنار . نه

169
00:17:56,770 --> 00:17:58,446
‫ولم کن . نه

170
00:18:04,637 --> 00:18:08,357
‫نه . نه . نه . نه

171
00:18:19,320 --> 00:18:22,953
‫خدایا ، تو همراه من هستی
‫تو مرا رها نخواهی کرد

172
00:18:24,128 --> 00:18:28,428
‫من چیزی جز عشق تو احساس نمی‌کنم

173
00:18:33,494 --> 00:18:34,532
‫«ایزالد»

174
00:18:34,600 --> 00:18:35,538
‫مواظب باش

175
00:18:52,119 --> 00:18:54,320
‫تموم شد

176
00:18:54,320 --> 00:18:56,880
‫مردن

177
00:18:59,219 --> 00:19:01,739
‫باید بریم

178
00:19:01,900 --> 00:19:04,579
‫کلاهخودها رو بذار روی سرت
‫ما دانمارکی هستیم

179
00:19:04,619 --> 00:19:05,300
‫دوباره؟

180
00:19:05,300 --> 00:19:07,219
‫شما من رو تنها نمیذارید

181
00:19:07,339 --> 00:19:08,700
‫نه

182
00:19:09,219 --> 00:19:11,100
‫شما هم زندانی هستید

183
00:19:31,300 --> 00:19:33,380
‫«اوترِد ساکسون»

184
00:19:35,780 --> 00:19:36,922
‫«بریدا»

185
00:19:39,979 --> 00:19:41,294
‫این چه وضعی‌ـه؟

186
00:19:43,736 --> 00:19:45,050
‫می‌خوای بهم صدمه بزنی؟

187
00:19:45,050 --> 00:19:46,750
‫هنوز تصمیم نگرفتم

188
00:19:46,751 --> 00:19:48,321
‫«خوشحالم که دوباره می‌بینمت «بریدا

189
00:19:48,322 --> 00:19:49,322
‫«لفریچ»

190
00:19:50,122 --> 00:19:53,493
‫چطوری اون کله گنده‌ـت رو
‫توی اون کلاهخود کوچک جا دادی؟

191
00:19:53,893 --> 00:19:55,965
‫باید همین کار رو می‌کردم

192
00:20:01,080 --> 00:20:02,450
‫چرا این‌کار رو می‌کنی؟

193
00:20:06,493 --> 00:20:07,735
‫رگنار» کجاست؟ اینجاست؟»

194
00:20:08,236 --> 00:20:09,779
‫تقریباً آماده است که
‫به سمت شمال بره

195
00:20:09,780 --> 00:20:10,780
‫که «کیارتان» رو بکشه؟

196
00:20:10,780 --> 00:20:12,579
‫به تو چه؟

197
00:20:20,400 --> 00:20:23,239
‫نگهبان‌های دروازه‌ها
‫باید مست باشن

198
00:20:23,320 --> 00:20:25,160
‫راه‌تون بازه

199
00:20:25,759 --> 00:20:27,200
‫«بریدا»

200
00:20:29,839 --> 00:20:32,800
‫به «رگنار» بگو من هنوزم برادرشم

201
00:20:33,759 --> 00:20:37,160
‫بهش میگم که تو اینجا بودی و رفتی

202
00:20:38,000 --> 00:20:39,679
‫بچه خوشگل

203
00:20:47,919 --> 00:20:49,919
‫بریدا» تغییر کرده»

204
00:20:52,960 --> 00:20:55,000
‫همیشه عصبانی بود

205
00:20:56,359 --> 00:20:58,039
‫الان زننده شده

206
00:20:58,039 --> 00:21:03,000
‫اون تغییر کرده . منم تغییر کردم

207
00:21:06,679 --> 00:21:08,839
‫یه زمانی عاشقت بود

208
00:21:09,800 --> 00:21:11,200
‫الان دیگه نیست

209
00:21:11,800 --> 00:21:13,960
‫این رو که منم می‌تونم ببینم

210
00:21:29,280 --> 00:21:31,239
‫از جنگل متنفرم

211
00:21:42,539 --> 00:21:44,339
‫همسرت کجاست؟

212
00:21:46,539 --> 00:21:49,539
‫میدونم که با بانو «میلدریت» ازدواج کردی

213
00:21:55,219 --> 00:22:01,139
‫حتماً در حال پیدا کردن
‫پناهگاه توی کلیسا است

214
00:22:03,739 --> 00:22:06,019
‫قبلاً به صومعه میومد

215
00:22:08,100 --> 00:22:09,939
‫باهاش دعا می‌کردم

216
00:22:10,339 --> 00:22:13,100
‫همینطور که تغییر می‌کرد مراقبش بودم

217
00:22:17,900 --> 00:22:20,339
‫چرا یه زن راهبه میشه؟

218
00:22:22,859 --> 00:22:25,700
‫به‌خاطر عشق به خدا

219
00:22:27,219 --> 00:22:29,019
‫خداوند هیچ‌وقت اون رو رها نمی‌کنه

220
00:22:29,019 --> 00:22:32,219
‫داشتی برخلاف خواسته‌ات
‫باهات همخواب می‌شدن

221
00:22:33,560 --> 00:22:35,339
‫خدا کجا بود؟

222
00:22:38,500 --> 00:22:40,219
‫تو رو فرستاد

223
00:22:47,522 --> 00:22:51,122
‫- احتمال اینکه شاه کشته شده باشه هست؟
‫- پادشاه ربطی به ما نداره

224
00:22:51,779 --> 00:22:53,879
‫اگر پادشاه مرده باشه
‫اون‌وقت «وِسکس» مرده

225
00:23:03,751 --> 00:23:05,551
‫کجا میری؟

226
00:23:05,575 --> 00:23:07,175
‫به تاریکی احتیاج دارم

227
00:23:08,248 --> 00:23:09,981
‫واسه چی به تاریکی نیاز داره؟

228
00:23:11,664 --> 00:23:13,264
‫تا ببینه

229
00:23:19,300 --> 00:23:21,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" آتِلینگِیگ "</font>

230
00:23:21,500 --> 00:23:26,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" آتِلنِی "
‫" قلمرو وِسکس "</font>

231
00:23:24,039 --> 00:23:25,400
‫لفریچ» ، ما کجاییم؟»

232
00:23:25,400 --> 00:23:28,839
‫ما در تالاب‌های رود «سِوِرن» هستیم

233
00:23:28,839 --> 00:23:30,320
‫سرزمین مرداب‌ها

234
00:23:30,639 --> 00:23:33,719
‫تا حالا همچین زمین‌هایی ندیده بودم

235
00:23:39,679 --> 00:23:42,079
‫زود باشید . اونا ما رو دیدن

236
00:23:42,079 --> 00:23:43,600
‫قایق‌ها منتظر نمیشن

237
00:23:43,600 --> 00:23:44,639
‫کشیش‌ها

238
00:23:44,639 --> 00:23:47,160
‫- باید بریم
‫- زود باشید

239
00:23:49,079 --> 00:23:50,000
‫وحشت کردن

240
00:23:50,000 --> 00:23:52,000
‫خدا بهمون رحم کنه

241
00:23:52,039 --> 00:23:54,079
‫زمان جنگ‌ـه بچه خوشگل

242
00:24:15,020 --> 00:24:16,300
‫«اوترِد»

243
00:24:28,039 --> 00:24:29,719
‫بچه خوشگل

244
00:24:31,119 --> 00:24:33,079
‫شمشیرت پیش منه

245
00:24:46,639 --> 00:24:47,800
‫می‌گیریم‌تون

246
00:24:49,759 --> 00:24:52,200
‫امیدوارم که نقره همراهت باشه کشیش

247
00:24:52,200 --> 00:24:54,079
‫ما جون‌تون رو نجات دادیم

248
00:24:54,200 --> 00:24:57,600
‫به‌نظر میرسه توسط
‫ارواح نجات پیدا کردم

249
00:24:58,019 --> 00:24:59,339
‫لرد

250
00:25:00,960 --> 00:25:02,919
‫خدا رو شکر که صدمه‌ای ندیدید

251
00:25:02,919 --> 00:25:03,839
‫خدا بهم رحم کرد

252
00:25:03,839 --> 00:25:06,320
‫- و خانواده‌تون؟
‫- جاشون امنه

253
00:25:06,800 --> 00:25:08,400
‫در قایق جلویی هستن

254
00:25:08,400 --> 00:25:12,000
‫امیدواریم که پناهگاهی در این
‫تالاب‌ها پیدا کنیم

255
00:25:14,639 --> 00:25:18,280
‫لرد ، توی کاخ اون‌ها یهویی از ناکجا اومدن

256
00:25:19,000 --> 00:25:19,639
‫درسته

257
00:25:19,639 --> 00:25:22,160
‫اون‌ها اومده بودن چون بهشون
‫اجازه داده بودن که بیان

258
00:25:22,759 --> 00:25:26,079
‫پاسدارهاتون کجا بودن؟
‫جاسوس‌هاتون چطور؟

259
00:25:26,079 --> 00:25:27,719
‫بدون شک روی زانوهاشون

260
00:25:27,719 --> 00:25:28,280
‫باید احترام بذاری

261
00:25:28,280 --> 00:25:31,640
‫وِسکس» به جنگجوهاش اجازه میده»
‫که همیدگر رو بکشن

262
00:25:31,665 --> 00:25:34,184
‫و زمان زیادی رو روی
‫زانوهاشون باشن

263
00:25:34,359 --> 00:25:35,239
‫پول زیادی هم توی کلیسا هاشه

264
00:25:35,239 --> 00:25:40,079
‫اگر «گوترام» به جای کافر مسیحی بود
‫دیگه جنگی هم در کار نبود

265
00:25:40,320 --> 00:25:40,919
‫ولی اینطور نیست

266
00:25:40,919 --> 00:25:43,339
‫یادت باشه که من پادشاه‌ام

267
00:25:43,339 --> 00:25:46,359
‫پادشاه چی؟ اطرافت رو نگاه کن

268
00:25:46,359 --> 00:25:47,000
‫اون پادشاه ماست

269
00:25:47,000 --> 00:25:51,119
‫مثل فرمانروایی‌های قبلش
‫وِسکس» هم سقوط کرده»

270
00:25:51,139 --> 00:25:52,660
‫اون «آلفرد»‌ـه

271
00:25:52,859 --> 00:25:54,300
‫یه مرد عادی

272
00:25:54,300 --> 00:25:55,859
‫پادشاه پوچ

273
00:27:01,500 --> 00:27:02,460
‫خداوند بزرگ

274
00:27:02,460 --> 00:27:04,660
‫روغن مقدس خود را برای غلبه

275
00:27:04,660 --> 00:27:09,139
‫و از بین بردن تمام بیماری‌ها
‫و تب‌ها بر ما اعطاء فرما

276
00:27:09,139 --> 00:27:16,380
‫و سلامتی و قدرت رو بر بچه
‫و والدین پرهیزکارش برگردان

277
00:27:16,380 --> 00:27:17,000
‫آمین

278
00:27:17,000 --> 00:27:19,040
‫- آمین
‫- آمین

279
00:27:47,660 --> 00:27:50,219
‫لرد ، معجونی رو براتون آماده کردم

280
00:27:50,539 --> 00:27:52,179
‫برای دردتون

281
00:27:52,579 --> 00:27:55,100
‫برای دردی که اینجاتون رو آزار میده

282
00:27:55,859 --> 00:27:58,780
‫از مقعدتون خون دفع می‌کنید؟

283
00:28:04,419 --> 00:28:07,419
‫فقط چیزهایی که از زمین میرویه
‫توش ریخته شده لرد

284
00:28:07,419 --> 00:28:09,100
‫بنوشیدش

285
00:28:20,380 --> 00:28:22,179
‫خوبه؟

286
00:28:22,179 --> 00:28:23,820
‫اصلاً

287
00:28:25,739 --> 00:28:28,859
‫- ممنون
‫- فردا بیشتر براتون میارم

288
00:28:38,419 --> 00:28:40,619
‫گم میشه

289
00:28:40,700 --> 00:28:42,419
‫شرط می‌بندم

290
00:28:56,579 --> 00:29:00,339
‫نگران بودی راهم رو گم کنم؟

291
00:29:00,419 --> 00:29:02,900
‫همه مسیرها شبیه هم هستن

292
00:29:03,380 --> 00:29:05,259
‫اطراف رو گشتی؟

293
00:29:05,619 --> 00:29:07,300
‫یه‌کمی

294
00:29:08,339 --> 00:29:12,219
‫درمورد این مکان چه چیزی
‫رو متوجه شدی؟

295
00:29:13,700 --> 00:29:15,380
‫مرطوب‌ـه

296
00:29:15,660 --> 00:29:17,780
‫افقی نداره

297
00:29:18,259 --> 00:29:21,179
‫و از هیاهو هم خبری نیست

298
00:29:21,700 --> 00:29:26,139
‫کشیش‌هام ۲-۱باری اینجا رو
‫برای سخرانی مذهبی برای کسایی

299
00:29:26,139 --> 00:29:29,500
‫که نسبت به خدا بی‌وجه‌ان بررسی کردن

300
00:29:34,700 --> 00:29:36,419
‫به‌نظر خسته میای

301
00:29:37,059 --> 00:29:40,059
‫خوابم کم شده . درسته

302
00:29:42,160 --> 00:29:45,719
‫همسرم می‌خواد که ما رو
‫با کشتی به "فرانکیا" ببره

303
00:29:45,759 --> 00:29:47,280
‫که یه پادشاه در تبعید دیگه بشی؟

304
00:29:47,280 --> 00:29:50,239
‫پس اعتراف می‌کنی که
‫من هنوزم پادشاهم؟

305
00:29:52,960 --> 00:29:54,919
‫نباید سفر کنیم

306
00:29:56,079 --> 00:29:59,400
‫پسرم نمی‌تونه این سفر رو تحمل کنه

307
00:30:06,320 --> 00:30:09,079
‫باید خبر بفرستید که زنده‌اید

308
00:30:09,079 --> 00:30:12,200
‫و از افراد بخواید که بهتون بپیوندن
‫و ازتون تبعیت کنند

309
00:30:12,200 --> 00:30:14,639
‫و بعدش چی؟ بجنگن؟

310
00:30:14,759 --> 00:30:18,119
‫- این کاری‌ـه که تو می‌کردی؟
‫- این کاریه که یه پادشاه باید انجام بده

311
00:30:19,320 --> 00:30:22,719
‫البته که خودم بهش فکر کردم

312
00:30:23,079 --> 00:30:25,039
‫و این رو میدونم

313
00:30:25,960 --> 00:30:29,359
‫اگر بنا بر مبارزه باشه
‫باید فقط یک جنگ صورت بگیره

314
00:30:29,359 --> 00:30:32,960
‫و قبل از رسیدن بقیه دانمارکی‌ها

315
00:30:33,160 --> 00:30:34,119
‫پیش از اینکه «وِسکس» طی

316
00:30:34,119 --> 00:30:37,839
‫جنگ پس از جنگ و حمله پس از حمله
‫تکه‌تکه بشه

317
00:30:37,839 --> 00:30:44,119
‫به همین دلیل اولین وظیفه‌ات
‫این خواهد بود که به طریقی

318
00:30:44,119 --> 00:30:50,160
‫دانمارکی‌ها رو قانع کنی که یک
‫تصمیم بزرگ و تعیین‌کننده بگیرن

319
00:30:51,919 --> 00:30:55,320
‫- یک نبرد تعیین‌کننده؟
‫- بله

320
00:30:55,960 --> 00:31:00,079
‫چه کسانی رو باید بفرستم تا به
‫تمام کشور اطلاع بدن من زنده‌ام؟

321
00:31:00,079 --> 00:31:03,400
‫باید کشیش‌هاتون باشه . همه‌شون
‫هر کدوم‌شون به یه سمت

322
00:31:03,400 --> 00:31:05,800
‫دعاشون اینجا نیازمون میشه

323
00:31:07,639 --> 00:31:11,280
‫پسرتون با وجود دعاهای
‫اون‌ها ضعیف‌تر میشه

324
00:31:12,679 --> 00:31:14,679
‫بابت این موضوع متأسفم

325
00:31:27,000 --> 00:31:30,160
‫به زور نفس می‌کشه

326
00:31:30,160 --> 00:31:34,320
‫نمیدونم باید گرم نگه‌ـش دارم یا خنک

327
00:31:35,079 --> 00:31:40,754
‫خب ، ما تا وقتی که بهتر بشه
‫اینجا می‌مونیم

328
00:31:52,200 --> 00:31:53,696
‫پدر

329
00:32:12,739 --> 00:32:15,090
‫بچه می‌میره؟

330
00:32:18,187 --> 00:32:20,028
‫می‌تونی نجاتش بدی؟

331
00:32:23,871 --> 00:32:25,516
‫یه راهی هست

332
00:32:26,771 --> 00:32:29,044
‫گرچه که راه خوبی نیست

333
00:32:31,043 --> 00:32:34,883
‫اگر تنها راهه پس باید انجامش بدی

334
00:32:47,429 --> 00:32:50,368
‫آیا کمی بهتر شدید لرد؟

335
00:32:51,663 --> 00:32:53,151
‫بله

336
00:32:57,190 --> 00:32:59,266
‫ایزالد» یه شفادهنده است»

337
00:33:01,580 --> 00:33:03,422
‫می‌تونه به پسرتون کمک کنه

338
00:33:08,180 --> 00:33:09,620
‫ممنون

339
00:33:16,900 --> 00:33:19,379
‫اگر کمکی کردی
‫اون‌وقت بهتره که مفید واقع بشه

340
00:33:19,379 --> 00:33:21,580
‫اگر بچه بمیره تو رو مقصر میدونن

341
00:33:21,580 --> 00:33:25,059
‫- نمی‌تونیم دست روی دست بذاریم
‫- منظورم این نبود

342
00:33:25,339 --> 00:33:28,379
‫ایزالد» یه کافرـه و یه زن»

343
00:33:28,500 --> 00:33:32,739
‫بدون در نظر گرفتن نیت خیرش
‫بازم مقصر دانسته خواهد شد

344
00:33:42,100 --> 00:33:44,339
‫اگر اینکه «آلفرد» توی مرداب‌هاست
‫درست باشه

345
00:33:44,339 --> 00:33:47,060
‫چقدر منتظر بیرون اومدنش میشیم؟

346
00:33:47,100 --> 00:33:50,139
‫اگر توی مرداب‌ها مخفی شده باشه
‫باید احمق باشیم که بریم دنبالش

347
00:33:50,139 --> 00:33:52,500
‫تا حالا چیزی شبیه به این رو دیده بودی؟

348
00:33:52,500 --> 00:33:56,939
‫- صومعه‌ها فرمان‌هایی شبیه این‌ها رو نگه میدارن
‫- نه ، نه ، نه . این شکلی نیستن

349
00:33:56,939 --> 00:33:59,060
‫تمام این‌ها چه معنی میدن؟

350
00:33:59,060 --> 00:34:02,300
‫این‌ها از چی حرف میزنن؟

351
00:34:02,300 --> 00:34:03,779
‫نمی‌تونم بگم برام مهمه

352
00:34:03,779 --> 00:34:07,980
‫هر چیزی که «آلفرد» درمورد دشمنانش
‫می‌فهمه رو می‌نویسه

353
00:34:08,039 --> 00:34:09,039
‫آره

354
00:34:09,339 --> 00:34:11,139
‫جادوـه

355
00:34:11,139 --> 00:34:12,019
‫آره . درسته

356
00:34:12,019 --> 00:34:14,019
‫می‌خندی

357
00:34:14,019 --> 00:34:15,459
‫یه نوع ضعیفی از جادو‌ـه

358
00:34:15,459 --> 00:34:17,659
‫نه ، نه ، نه . اشتباه می‌کنید

359
00:34:17,659 --> 00:34:20,859
‫این‌ها کلماتی بی‌صدا هستند

360
00:34:20,859 --> 00:34:22,420
‫صداهایی بدون انسان

361
00:34:22,420 --> 00:34:25,980
‫می‌خوام یاد بگیرم که چطوری
‫از این جادو استفاده کنم

362
00:34:25,980 --> 00:34:29,739
‫و اگر «آلفرد» رو بگیریم
‫می‌تونه بهت یاد بده

363
00:34:29,739 --> 00:34:35,139
‫تنها یه احمق ارتش‌ـش رو
‫به داخل مرداب می‌تازه

364
00:34:35,139 --> 00:34:37,139
‫تو اون احمقی؟

365
00:34:43,420 --> 00:34:48,900
‫- تو اون احمقی «رگنار»؟
‫- نه . نیستم

366
00:34:50,739 --> 00:34:52,380
‫پس صبر می‌کنیم

367
00:35:07,439 --> 00:35:09,019
‫باید نزدیک‌تر بشیم

368
00:35:36,900 --> 00:35:38,339
‫«اوترِد»

369
00:35:38,900 --> 00:35:40,819
‫آب داره بالا میاد

370
00:35:51,139 --> 00:35:53,300
‫لرد ، شما یه وظیفه‌ای داشتید

371
00:35:53,300 --> 00:35:55,739
‫نه . متأسفم

372
00:35:55,739 --> 00:35:59,819
‫خب ، من تا حالا چیزی نپختم
‫و نخواهم پخت . می‌ترسم

373
00:36:00,500 --> 00:36:01,100
‫سوختن؟

374
00:36:01,100 --> 00:36:02,939
‫خیلی خوب پختن لرد

375
00:36:02,939 --> 00:36:05,980
‫چالشی برای دندان‌ها و معده‌تون هستن

376
00:36:07,139 --> 00:36:09,779
‫ناوگانی رو در رود «سِوِرن» دیدم

377
00:36:10,239 --> 00:36:12,279
‫پرچم «اسکورپا» رو حمل می‌کردند

378
00:36:12,279 --> 00:36:13,560
‫چندتا کشتی بودن؟

379
00:36:13,560 --> 00:36:15,439
‫۲۰تا یا بیشتر

380
00:36:16,400 --> 00:36:18,959
‫بیشتر از ۱۰۰۰ مرد میشه

381
00:36:19,319 --> 00:36:21,519
‫گوترام» هم همین تعداد رو داره»

382
00:36:21,880 --> 00:36:22,800
‫بیشتر از این رو داره

383
00:36:22,800 --> 00:36:23,719
‫خدا ما رو نجات بده

384
00:36:23,719 --> 00:36:25,920
‫ما می‌تونیم خودمون رو نجات بدیم

385
00:36:26,679 --> 00:36:28,560
‫باید باورش داشته باشیم

386
00:36:35,359 --> 00:36:38,239
‫بانو هم بهمون ملحق میشه لرد؟

387
00:36:38,839 --> 00:36:40,319
‫نه . نمیشه

388
00:36:40,319 --> 00:36:44,200
‫هنوز هم بابت فرستادن کشیش‌ها
‫از دست من عصبانی‌ـه

389
00:36:44,200 --> 00:36:48,400
‫فرستادن کشیش‌ها کار درستی بود لرد

390
00:36:48,480 --> 00:36:50,920
‫بیا دعا کنیم که درست بگی

391
00:36:51,719 --> 00:36:53,800
‫اگر اجازه بدید میرم

392
00:36:56,920 --> 00:37:01,480
‫اگر بچه بمیره «آلفرد» از جنگیدن دلسرد میشه

393
00:37:01,959 --> 00:37:04,800
‫و ما هم هیچ‌وقت
‫خودمون رو نجات نمیدیم

394
00:37:20,359 --> 00:37:21,839
‫«اِلسویت»

395
00:37:22,800 --> 00:37:25,480
‫باید این سکوتُ تمومش کنی

396
00:37:27,319 --> 00:37:28,200
‫کشیش‌ها دنبال سربازها میرن

397
00:37:28,200 --> 00:37:33,359
‫بدون سربازها ورود به
‫جنوب «فرانکیا» غیرممکنه

398
00:37:34,439 --> 00:37:38,519
‫تو بهترین حالت بچه‌هامون
‫به عنوان برده گرفته میشن

399
00:37:48,000 --> 00:37:49,920
‫داری گوشت می‌خوری

400
00:37:50,639 --> 00:37:51,279
‫چرا؟

401
00:37:51,279 --> 00:37:53,920
‫این چند روز اخیر دردها کمتر شدن

402
00:37:53,920 --> 00:37:55,760
‫گوشت بهت نمی‌سازه

403
00:37:55,760 --> 00:37:58,959
‫من نمی‌تونم با مرض‌های بیشتر کنار بیام

404
00:38:03,839 --> 00:38:07,519
‫از نظر برادر «اَسر» اون جادوگره

405
00:38:07,519 --> 00:38:10,000
‫و با اینحال داری معجونش رو می‌خوری

406
00:38:10,000 --> 00:38:11,319
‫مقوی و نیروبخش‌ـه

407
00:38:11,319 --> 00:38:11,920
‫می‌تونم بفهمم تو سرت چی می‌گذره

408
00:38:11,920 --> 00:38:15,480
‫می‌خوای بچه‌مون رو توی
‫دست‌های شیطان بذاری

409
00:38:16,480 --> 00:38:18,279
‫دعاهامون جواب داده نمیشه

410
00:38:18,279 --> 00:38:22,959
‫تعجب نداره خودمونُ
‫وسط گِل و لجن می‌بینیم

411
00:38:38,500 --> 00:38:41,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" اسکیربورنا "</font>

412
00:38:41,000 --> 00:38:45,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" شربون "
‫" قلمرو وِسکس "</font>

413
00:38:46,359 --> 00:38:49,560
‫پدر ، خواهش می‌کنم
‫بفرما . خودت رو با آتیش گرم کن

414
00:38:49,560 --> 00:38:52,439
‫من از طرف پادشاه حامل پیام هستم

415
00:38:59,959 --> 00:39:01,480
‫اون زنده‌ست

416
00:39:01,880 --> 00:39:04,880
‫«وِسکس» زنده‌ست و نفس می‌کشه «ولف‌هیر»

417
00:39:05,000 --> 00:39:06,639
‫خدا رو شکر

418
00:39:24,319 --> 00:39:26,439
‫خدای من

419
00:39:26,439 --> 00:39:29,439
‫چه جرأتی داره که نزدیک میشه

420
00:39:29,679 --> 00:39:31,839
‫اون بهم کمک کرده

421
00:39:34,880 --> 00:39:36,439
‫ممنونم

422
00:39:37,480 --> 00:39:42,319
‫من اصلاً نمی‌خوام صداتُ بشنوم

423
00:39:42,719 --> 00:39:44,800
‫یه کلمه هم حرف نزن

424
00:39:48,359 --> 00:39:51,359
‫چیزی هست که می‌خوای بگی «ایزالد»؟

425
00:39:54,920 --> 00:39:59,279
‫اگه بخواید لرد من سعی می‌کنم
‫و به بچه‌تون کمک می‌کنم

426
00:39:59,679 --> 00:40:01,000
‫نمی‌خوایم

427
00:40:01,000 --> 00:40:03,000
‫امشب شبِ خوبیه

428
00:40:03,000 --> 00:40:05,239
‫ما نمی‌خوایم

429
00:40:05,239 --> 00:40:06,639
‫فردا خیلی دیر میشه

430
00:40:06,639 --> 00:40:09,000
‫این چه طرز حرف زدنه؟

431
00:40:09,000 --> 00:40:12,760
‫این چه طرز حرف زدنه که دیر میشه؟

432
00:40:12,959 --> 00:40:15,400
‫داری میگی بچه من می‌میره؟

433
00:40:15,400 --> 00:40:16,600
‫اِلسویت»...«اِلسویت» ، خواهش می‌کنم»

434
00:40:16,600 --> 00:40:19,279
‫ازم دورش کنین
‫ازم دورش کنین

435
00:40:19,279 --> 00:40:21,800
‫- از جلوی چشمام دورش کنین
‫- خواهش می‌کنم بس کن

436
00:40:21,800 --> 00:40:24,000
‫- از جلوی چشمام دورش کنین
‫- لرد؟

437
00:40:24,000 --> 00:40:25,359
‫اون می‌خواد کمک کنه

438
00:40:25,359 --> 00:40:26,920
‫کشیش من بهم گفت تو جادوگری

439
00:40:26,920 --> 00:40:28,600
‫- و اونا راست میگن
‫- اون جادوگر نیست

440
00:40:28,600 --> 00:40:30,439
‫اِلسویت» ، خواهش می‌کنم . بسه»

441
00:40:30,439 --> 00:40:31,959
‫بسه . بسه

442
00:40:31,959 --> 00:40:33,480
‫داری خودتُ ناراحت می‌کنی

443
00:40:33,480 --> 00:40:35,920
‫داری بچه‌ها رو آشفته می‌کنی
‫بس کن

444
00:40:40,600 --> 00:40:41,800
‫بیا اینجا

445
00:40:41,800 --> 00:40:45,719
‫نه . نه . نه
‫خواهش می‌کنم . نه ، نه

446
00:40:52,239 --> 00:40:53,959
‫برو . برو لطفاً

447
00:40:53,959 --> 00:40:57,400
‫ایزالد» ، باید خودتُ آماده کنی»

448
00:41:01,639 --> 00:41:03,558
‫لرد؟

449
00:41:03,760 --> 00:41:05,811
‫فقط می‌تونه امشب باشه

450
00:41:08,393 --> 00:41:10,141
‫اون آماده میشه

451
00:41:35,777 --> 00:41:42,045
‫بچه از حفره اول وارد حفره‌ی دیگه میشه

452
00:41:43,072 --> 00:41:45,200
‫از نزدیکی مرگ تا به زندگی

453
00:41:51,887 --> 00:41:53,519
‫چیه؟

454
00:41:54,659 --> 00:42:00,244
‫اگه این بچه زنده بمونه پس
‫یکی یه جایی دیگه باید بمیره

455
00:42:02,941 --> 00:42:05,183
‫من جون یکی دیگه رو می‌گیرم

456
00:42:05,905 --> 00:42:08,032
‫یه غریبه ، یه بی‌گناه

457
00:42:08,944 --> 00:42:10,348
‫«ایزالد»

458
00:42:14,012 --> 00:42:15,987
‫این‌کار باید انجام بشه

459
00:42:35,303 --> 00:42:36,898
‫«بانو «اِلسویت

460
00:42:38,227 --> 00:42:39,708
‫تنهام بذار

461
00:42:43,015 --> 00:42:44,647
‫نمی‌تونم

462
00:42:45,255 --> 00:42:48,143
‫- تنهام بذار
‫- بانو

463
00:42:49,320 --> 00:42:51,334
‫شما به تسلی‌خاطر احتیاج دارین

464
00:43:03,966 --> 00:43:06,131
‫وقتی یه بچه رنج می‌کشه

465
00:43:08,220 --> 00:43:10,423
‫مادر هم رنج می‌کشه

466
00:43:12,209 --> 00:43:13,843
‫این رو میدونم

467
00:43:14,869 --> 00:43:17,567
‫دردی که احساس می‌کنید رو می‌فهمم

468
00:43:18,972 --> 00:43:21,251
‫تقریباً غیرقابل‌تحمل‌ـه

469
00:43:22,353 --> 00:43:24,595
‫حتی برای یه ملکه

470
00:43:25,620 --> 00:43:28,660
‫فقط تا وقتی می‌مونم که شما بهم احتیاج داری

471
00:43:28,926 --> 00:43:31,964
‫برای یه لحظه ، ۱ سال

472
00:43:37,029 --> 00:43:38,966
‫بچه‌ام داره می‌میره

473
00:43:49,580 --> 00:43:51,669
‫اون دختر کافرـه

474
00:43:52,581 --> 00:43:55,772
‫و با اینحال به پادشاه کمک کرده

475
00:43:57,139 --> 00:44:01,773
‫به‌خاطر بچه‌ام باید به یه غریبه اعتماد کنم

476
00:44:11,868 --> 00:44:14,679
‫توی وجود «ایزالد» خوبی وجود داره

477
00:44:33,946 --> 00:44:36,186
‫نمیدونم کدوم بدتره

478
00:44:36,339 --> 00:44:37,515
‫وقتی گریه می‌کنه یا وقتی ساکت‌ـه

479
00:44:37,516 --> 00:44:42,037
‫وقتی ساکت‌ـه حس می‌کنم باید بیدارش کنم

480
00:44:42,873 --> 00:44:46,139
‫این مجازات‌ـه . خدا داره مجازاتم می‌کنه

481
00:44:46,178 --> 00:44:46,596
‫برای چی؟

482
00:44:47,596 --> 00:44:49,418
‫«برای «اِتِلوولد
‫به‌خاطر گرفتن تاج پادشاهی‌ـش

483
00:44:49,419 --> 00:44:52,876
‫اِتِلوولد» یه احمق‌ـه»
‫اون هیچ‌وقت نمی‌تونه پادشاه باشه

484
00:44:53,257 --> 00:44:55,194
‫خدای شما داره امتحان‌تون می‌کنه

485
00:44:57,511 --> 00:45:00,019
‫لرد ، «ادوارد» رو به ‌«ایزالد» بسپارید

486
00:45:01,653 --> 00:45:03,704
‫اگه خدا «ادوارد» رو شفا نمیده

487
00:45:03,705 --> 00:45:09,098
‫چی باعث میشه فکر کنی
‫اجازه میده یه کافر موفق به این‌کار بشه؟

488
00:45:24,960 --> 00:45:28,949
‫کی میگه خدا از طریقه ماها کارشُ نمی‌کنه؟

489
00:45:29,937 --> 00:45:32,519
‫مگه اون کافرها رو هم نیافریده؟

490
00:45:34,116 --> 00:45:36,090
‫بیوکا» این رو بهم می‌گفت»

491
00:45:36,090 --> 00:45:39,281
‫حکمت خدا فقط برای خودِ خدا
‫شناخته شده است

492
00:45:42,485 --> 00:45:46,056
‫شما به‌خاطر یه دلیلی
‫به این مرداب آورده شدین

493
00:45:46,056 --> 00:45:48,754
‫شما همین یک فرصت رو دارین
‫تا پسرتون رو نجات بدین

494
00:45:48,754 --> 00:45:52,362
‫و یک شانس هم دارید تا قلمرو
‫پادشاهی‌تون رو نجات بدین

495
00:45:52,439 --> 00:45:54,491
‫این ۲تا به هم وصل‌ـن

496
00:45:56,679 --> 00:45:58,600
‫ادوارد» وارث شماست»

497
00:46:00,480 --> 00:46:05,359
‫اگه اون زنده بمونه
‫من میگم که یه نشونه‌ست

498
00:46:06,439 --> 00:46:08,239
‫وِسکس» زنده می‌مونه»

499
00:46:18,200 --> 00:46:21,400
‫به سختی ضربان قلبی هست

500
00:46:22,959 --> 00:46:26,560
‫بذارید بچه رو به «ایزالد» بدم

501
00:46:46,800 --> 00:46:50,200
‫خدایا ، واسه هر کدوم از ما رحمت بفرست

502
00:47:12,880 --> 00:47:15,279
‫داره کجا می‌برتش؟

503
00:47:15,839 --> 00:47:17,839
‫اجازه دارم که بدونم؟

504
00:47:19,239 --> 00:47:20,600
‫«پیش «ایزالد

505
00:47:22,800 --> 00:47:24,880
‫خداوند ناظر است

506
00:48:07,560 --> 00:48:09,639
‫لرد؟

507
00:48:12,400 --> 00:48:14,319
‫لرد؟

508
00:48:15,200 --> 00:48:15,839
‫صبح‌بخیر لرد

509
00:48:15,839 --> 00:48:20,359
‫ما پیام‌تون رو دریافت کردیم
‫با تمام سرعت خودمون را رسوندیم

510
00:48:21,359 --> 00:48:23,679
‫پدر «بیوکا» ، شمایی؟

511
00:48:24,239 --> 00:48:25,639
‫بله لرد

512
00:48:26,959 --> 00:48:28,639
‫اینجایی؟

513
00:48:29,159 --> 00:48:30,679
‫بله لرد

514
00:48:35,600 --> 00:48:37,760
‫و سربازها رو آوردی

515
00:48:37,760 --> 00:48:40,279
‫- «ولف‌هیر»
‫- لرد

516
00:48:43,179 --> 00:48:45,980
‫خب ، چقدر دیدن همه‌تون دلگرم‌کننده‌ست

517
00:48:45,980 --> 00:48:47,459
‫دیدن شما هم خوشحال‌مون کرد لرد

518
00:48:47,500 --> 00:48:51,700
‫و تعداد زیادی هم همین
‫نزدیکی هستن . محافظین و مردان

519
00:48:51,700 --> 00:48:53,179
‫حتی برادر «اَسر» هم اینجاست

520
00:48:53,179 --> 00:48:57,859
‫ما همگی برای سلامتی
‫و امنیت شما دعا می‌کنیم

521
00:48:59,420 --> 00:49:00,300
‫دعا...بله

522
00:49:00,300 --> 00:49:01,500
‫«و البته برای «ادوارد

523
00:49:01,500 --> 00:49:07,700
‫به تمام کشیش‌های این سرزمین
‫گفته شده که برای بهبود اون دعا کنند

524
00:49:09,459 --> 00:49:12,139
‫«در رابطه با «ادوارد
‫باید بگم که مورد لطف قرار گرفتم

525
00:49:13,100 --> 00:49:15,420
‫پسر چطوره لرد؟

526
00:49:18,100 --> 00:49:19,339
‫«ادوارد»

527
00:49:22,219 --> 00:49:23,459
‫لرد؟

528
00:49:24,779 --> 00:49:26,300
‫چی شده لرد؟

529
00:49:31,139 --> 00:49:34,260
‫خواهش می‌کنم . خواهش می‌کنم
‫خدایا ، نه

530
00:49:34,420 --> 00:49:39,980
‫- بگو که از پیشم نرفته
‫- نه لرد . این قبرش نیست

531
00:49:47,179 --> 00:49:50,260
‫- اون حالش خوبه لرد
‫- چی؟

532
00:49:50,260 --> 00:49:52,260
‫و اون شفا پیدا کرده

533
00:49:52,300 --> 00:49:53,859
‫شفا پیدا کرده؟

534
00:49:54,859 --> 00:49:56,939
‫لرد ، این چیه؟

535
00:49:59,139 --> 00:50:01,060
‫این خبرهای خوبه پدر

536
00:50:01,060 --> 00:50:03,739
‫- شادی کنید
‫- حالش خوبه

537
00:50:10,219 --> 00:50:14,139
‫اون حالش خوبه . درسته . اون...

538
00:50:14,900 --> 00:50:17,139
‫اون حالش خوبه . تب نداره

539
00:50:17,300 --> 00:50:19,739
‫«حالش خوبه «بیوکا

540
00:50:20,339 --> 00:50:24,739
‫می‌تونم...می‌تونم ضربان
‫قوی قلبش رو حس کنم

541
00:50:24,739 --> 00:50:26,819
‫خداوند شما رو رها نکرده لرد

542
00:50:26,819 --> 00:50:27,939
‫اِلسویت» رو بیارید»
‫مادرش رو بیارید

543
00:50:27,939 --> 00:50:31,900
‫«تمام دعاهای سراسر «وِسکس
‫جواب داده شدن

544
00:50:31,900 --> 00:50:32,219
‫البته

545
00:50:32,219 --> 00:50:36,980
‫هر عشاء ربانی سرورم...هر عشاء ربانی
‫توسط بیش از ۱۰۰تا کشیش استماع شد

546
00:50:36,980 --> 00:50:39,100
‫نگاش کن . نگاش کن . حالش خوبه

547
00:50:39,100 --> 00:50:42,539
‫خداوند مهربان است . ستایش‌ـش کنید

548
00:50:48,219 --> 00:50:51,939
‫«درسته . ستایش‌ـش کنید پدر «بیوکا

549
00:51:00,319 --> 00:51:01,959
‫کارِت رو خوب انجام دادی

550
00:51:02,560 --> 00:51:04,319
‫چرا گریه می‌کنی؟

551
00:51:08,439 --> 00:51:11,480
‫برای بچه غریبه‌اند

552
00:52:11,500 --> 00:52:13,380
‫خیسی بچه خوشگل

553
00:52:13,380 --> 00:52:14,420
‫درسته

554
00:52:14,420 --> 00:52:17,339
‫خیس و خسته ولی نقشه‌ای دارم

555
00:52:17,339 --> 00:52:22,060
‫لرد ، محافظین کشتی‌ها
‫بیشتر از ۶۰ نفر نیستن

556
00:52:22,060 --> 00:52:25,420
‫بقیه افراد در خشکی دنبال غذا هستن

557
00:52:25,420 --> 00:52:27,380
‫اون افراد رو می‌کشیم
‫و کشتی‌ها رو آتش میزنیم

558
00:52:27,420 --> 00:52:30,900
‫«واقعاً باور داری که «اسکورپا
‫اون‌وقت به سراغ «گوترام» میره؟

559
00:52:30,900 --> 00:52:31,300
‫بله

560
00:52:31,300 --> 00:52:34,700
‫یک ارتش ، یک نبرد
‫این تنها راهه لرد

561
00:52:36,339 --> 00:52:40,739
‫و این نبرد در این آب‌ها شروع میشه

562
00:52:44,139 --> 00:52:47,420
‫شما به یه دلیلی اینجا آورده شدید لرد

563
00:53:14,900 --> 00:53:19,859
‫باید یه علامتی بهشون داده بشه
‫و باید باور کنن که می‌تونن بهمون برسن

564
00:53:19,900 --> 00:53:23,779
‫تا آخرین لحظه موضع‌مون رو حفظ می‌کنیم

565
00:53:24,219 --> 00:53:25,939
‫بعدش توی قسمت امن می‌مونیم

566
00:53:25,939 --> 00:53:29,859
‫و اجازه میدیم که زمین قبل از حمله ما
‫نیمه‌جون‌شون کنه

567
00:53:30,719 --> 00:53:32,880
‫و اگر بهمون رسیدن چی؟

568
00:53:38,839 --> 00:53:40,439
‫آماده‌ای؟

569
00:53:55,760 --> 00:53:59,839
‫یادتون باشه که نکشیدشون
‫فقط عصبانی‌شون کنید

570
00:54:15,679 --> 00:54:16,959
‫یکی دیگه

571
00:54:25,920 --> 00:54:28,600
‫آرزوی مرگ داری؟

572
00:54:29,480 --> 00:54:30,719
‫یکی دیگه

573
00:54:40,000 --> 00:54:45,439
‫تو کی هستی عوضی گوه؟
‫می‌خوای که شکمت رو سفره کنم؟

574
00:54:45,439 --> 00:54:47,719
‫من اینجام . منتظرم

575
00:54:47,760 --> 00:54:50,880
‫همه‌تون رو می‌فرستم مرده‌شورخونه

576
00:54:50,880 --> 00:54:52,560
‫اون حرومزاده گنده رو بزن

577
00:54:59,800 --> 00:55:03,719
‫می‌جنگید یا ترسیدید؟

578
00:55:04,519 --> 00:55:05,920
‫تبرهام

579
00:55:09,719 --> 00:55:11,600
‫همینجا می‌مونیم

580
00:55:15,480 --> 00:55:17,439
‫می‌مونیم

581
00:55:21,239 --> 00:55:23,800
‫بدوید . بدوید . بدوید

582
00:57:00,560 --> 00:57:03,600
‫حالا به سمت کشتی‌ها

583
00:57:09,639 --> 00:57:11,800
‫یه افق جدید لرد

584
00:57:12,319 --> 00:57:14,600
‫روزنه‌ای از امید

585
00:57:19,159 --> 00:57:21,279
‫خداوند شما رو امتحان کرده لرد

586
00:57:21,279 --> 00:57:24,959
‫اون شما رو مثل آهنگری که
‫فولاد در کوره میذاره شما رو در کوره گذاشت

587
00:57:24,959 --> 00:57:28,760
‫و به مانند فولاد شما سخت‌تر شدید

588
00:57:31,639 --> 00:57:33,319
‫خدا رو شکر

589
00:57:33,600 --> 00:57:35,279
‫خدا رو شکر لرد

590
00:57:35,480 --> 00:57:37,400
‫«درست میگی «بیوکا

591
00:57:37,400 --> 00:57:40,839
‫خداوند به غریب‌ترین روش‌ها کار می‌کنه

592
00:57:41,519 --> 00:57:43,100
‫که تنها خودش میدونه چی هستن

593
00:57:44,100 --> 00:57:45,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">مانی ، علی و بهزاد</font>: مترجمین
‫<font color="#ff۰۰۰۰">(RainyDay ، Sor۳na & Viper۱۱۴)</font>

594
00:57:46,100 --> 00:57:47,100
‫<font color="#۰۰ff۰۰">ارائه‌ای از تیم ترجمه شوتایم</font>
‫Show-Time.US

