‫﻿۱
00:00:01,001 --> 00:00:03,243
‫من اوترد، پسرِ اوترد هستم

2
00:00:03,879 --> 00:00:07,089
‫بانو اثلفلد خواسته‌ی پدرش را
‫اجابت کرد و

3
00:00:07,090 --> 00:00:10,218
‫با اثلرد، لردِ مرسیا ازدواج کرد

4
00:00:10,219 --> 00:00:14,847
‫و آلفرد را در رسیدن به رویای انگلستانی یکپارچه
‫نزدیکتر از همیشه ساخت

5
00:00:14,848 --> 00:00:17,177
‫سرورم، عشق باید با ملایمت و مهربانی باشد

6
00:00:18,977 --> 00:00:23,814
‫،در یک وصلت فرخنده تر
‫پدر بیوکا با خواهرم تیرا ازدواج کرد

7
00:00:23,815 --> 00:00:26,067
‫عذر میخوام لرد اوترد
‫من آسفرث هستم

8
00:00:26,068 --> 00:00:27,401
‫تو پسر حرامزاده آلفردی

9
00:00:27,402 --> 00:00:30,821
‫ ،بعد از اینکه اریک و سیگفرید
‫برادران شمالی

10
00:00:30,822 --> 00:00:33,199
‫ نتوانستند من را برای ملحق شدن
‫،به سپاهشان متقاعد کنند

11
00:00:33,200 --> 00:00:35,701
‫شهر لاندن را به تصرف درآوردند

12
00:00:35,702 --> 00:00:39,622
‫،تو میگی به من سوگند وفاداری خوردی
‫ولی با اینحال مدام به دِین‌لند رفت و آمد میکنی

13
00:00:39,623 --> 00:00:41,374
‫چطور بهت اعتماد کنم؟

14
00:00:41,375 --> 00:00:44,502
‫آلفرد فرماندهی سپاهش را به اثلرد سپرد

15
00:00:44,503 --> 00:00:46,796
‫فردا عازم جنگ میشیم
‫میخوام که تو هم همراهم بیای

16
00:00:46,797 --> 00:00:48,161
‫به میدان نبرد؟

17
00:00:48,162 --> 00:00:54,303
‫،و برای پس گرفتن شهر اعزام شدیم
‫ولی هیچ احدی را پیدا نکردیم

18
00:00:54,304 --> 00:00:57,265
‫اگه اراده کنیم، راهی وجود داره تا بزرگترین ارتشی
‫که این کرانه ها به خودش دیده را درست کنیم

19
00:00:57,266 --> 00:01:01,143
‫- سرورم!
‫- این علامتیه که از چند فرسخی دیده میشه

20
00:01:01,144 --> 00:01:05,063
‫- تیرا!
‫- مرگ در راه ـه

21
00:01:05,099 --> 00:01:07,476
‫جنگل! به سمت جنگل!

22
00:01:07,605 --> 00:01:10,319
‫این یه حقه است، مطمئنم

23
00:01:10,320 --> 00:01:13,531
‫و از عواقب وحشتناکِ آن ترس دارم

24
00:01:13,532 --> 00:01:15,079
‫همه چیز به سرنوشت بستگی دارد

25
00:01:15,104 --> 00:01:23,463
‫:.  تـیـم تــرجـــمه شـــوتایـم تــقـدیـم مـیکــنـد  .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:.   WwW.Show-Time.iNFO   .:.</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">.:. Forums.Show-Time.Info .:.</font>

26
00:01:53,180 --> 00:01:56,980
‫:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری
‫:::hamid۵۲۵۱:::......

27
00:01:57,039 --> 00:02:04,354
‫ترجمه از مــانــی و میلاد و مـحـمـدرضـا شایان مهر
‫<font color="#ff۰۰۰۰">RainyDay</font> & <font color="#۰۰۸۰۸۰">vanDerlove</font> & <font color="#۰۰۸۰ff">Artavan</font>

28
00:02:30,150 --> 00:02:33,302
‫نه، نه
‫خدایا خودت رحم کن

29
00:02:33,303 --> 00:02:35,963
‫که حقیقت نداشته باشه

30
00:02:35,964 --> 00:02:37,765
‫تیرا!

31
00:02:37,766 --> 00:02:39,116
‫بانو اثلفلد!

32
00:02:39,117 --> 00:02:40,201
‫تیرا!

33
00:02:42,579 --> 00:02:43,870
‫تیرا!

34
00:02:45,419 --> 00:02:47,527
‫،تو رو خدا زنده باش
‫تو رو خدا زنده باش

35
00:02:47,528 --> 00:02:53,337
‫- بانو اثلفلد!
‫- تیرا! تیرا، خواهش میکنم!

36
00:02:56,134 --> 00:02:57,343
‫تیرا!

37
00:02:58,887 --> 00:03:00,979
‫بانو اثلفلد!

38
00:03:03,639 --> 00:03:05,687
‫تمام مردها رو از دم تیغ گذروندن

39
00:03:05,688 --> 00:03:07,039
‫زنها هم همینطور

40
00:03:08,957 --> 00:03:12,400
‫،اون دختر شاه آلفرده
‫امکان نداره بکشنش

41
00:03:12,401 --> 00:03:14,056
‫امکان نداره

42
00:03:15,987 --> 00:03:17,666
‫تیرا!

43
00:03:28,959 --> 00:03:30,250
‫تو رو خدا

44
00:03:35,924 --> 00:03:37,023
‫بیوکا!

45
00:03:40,615 --> 00:03:42,177
‫بیوکا!

46
00:03:42,178 --> 00:03:44,713
‫تیرا!

47
00:03:44,714 --> 00:03:46,783
‫بیوکا!

48
00:03:46,784 --> 00:03:48,347
‫تیرا!

49
00:03:48,348 --> 00:03:49,953
‫بیوکا!

50
00:03:49,954 --> 00:03:51,981
‫تیرا!

51
00:03:51,982 --> 00:03:53,410
‫بیوکا!

52
00:03:55,530 --> 00:03:58,795
‫فکر کردم مُردی
‫از خدا میخواستم جون منم بگیره

53
00:03:58,796 --> 00:04:01,630
‫فکر کردم مُردی
‫فکر کردم مُردی

54
00:04:04,745 --> 00:04:07,905
‫تیرا؟ تیرا؟

55
00:04:08,957 --> 00:04:12,592
‫تیرا، اثلفلد کجاست؟

56
00:04:15,655 --> 00:04:17,328
‫جواب بده!

57
00:04:17,329 --> 00:04:18,718
‫معلومه که جواب میده!

58
00:04:22,679 --> 00:04:24,322
‫نمیدونم

59
00:04:26,832 --> 00:04:29,022
‫دستگیرش کردن؟

60
00:04:29,023 --> 00:04:31,395
‫با هم فرار کردیم ولی...

61
00:04:31,396 --> 00:04:34,535
‫بعدش اثلفلد ... رفته بود

62
00:04:37,861 --> 00:04:39,689
‫سرورم، ما جستجو رو ادامه میدیم

63
00:04:42,015 --> 00:04:45,918
‫بُردنش، حتماً همینطوره
‫،وگرنه چه دلیلی داره که شهر رو رها کنن

64
00:04:45,919 --> 00:04:47,413
‫و به اردوگاه حمله کنن؟

65
00:04:47,414 --> 00:04:49,408
‫اون دختر پادشاهه

66
00:04:50,696 --> 00:04:51,900
‫جراتشو ندارن

67
00:04:56,137 --> 00:04:58,794
‫اردوگاه و اطرافش رو جستجو میکنیم

68
00:04:58,795 --> 00:05:00,955
‫دنبال بانو اثلفلد بگردید

69
00:05:12,294 --> 00:05:14,661
‫منو کجا میبری؟

70
00:05:14,662 --> 00:05:18,897
‫بالاخره زبونت باز شد؟
‫به سمت بئمفلیوت میریم

71
00:05:18,898 --> 00:05:21,100
‫بعدش چی؟ کشتی؟

72
00:05:22,346 --> 00:05:24,131
‫قفس؟

73
00:05:24,132 --> 00:05:28,368
‫هنوز تصمیم نگرفتم
‫به خاطر تو از خیرِ لاندن گذشتم

74
00:05:31,525 --> 00:05:35,907
‫اریک! دختره چجوریاس؟
‫گرمه؟

75
00:05:35,969 --> 00:05:37,256
‫ثروتمنده

76
00:05:37,257 --> 00:05:40,994
‫بایدم همینطور باشه
‫اون جاده‌ی ما برای رسیدن به افتخاره

77
00:05:56,820 --> 00:05:58,939
‫به آلفرد چی میخوای بگی؟

78
00:06:00,559 --> 00:06:02,262
‫به جز حقیقت چی میتونم بگم؟

79
00:06:03,466 --> 00:06:07,868
‫آلفرد ازت میپرسه که چرا اثلفلد همراهت بود
‫در حالیکه اصلاً نباید همراهت می‌بود

80
00:06:07,869 --> 00:06:09,921
‫خودم خُب میدونم نباید اونجا می بود

81
00:06:11,732 --> 00:06:14,849
‫باید بگی اثلفلد اصرار کرد، التماس کرد

82
00:06:15,553 --> 00:06:19,705
‫و تو هم چنان شیفته‌ی عروست بودی
‫که نتونستی درخواستشو رد کنی

83
00:06:19,707 --> 00:06:22,239
‫و خودمو ضعیف جلوه بدم؟

84
00:06:22,240 --> 00:06:26,560
‫،سرورم، این یه انتخابه
‫بین دلباخته بودن یا احمق بودن

85
00:06:27,598 --> 00:06:29,134
‫اوترد؟

86
00:06:29,135 --> 00:06:31,169
‫اوترد، کجا میری؟

87
00:06:31,170 --> 00:06:34,962
‫میرم کوکهام، خونه خودم
‫همونجایی که آلفرد دستور داد بمونم!

88
00:06:35,025 --> 00:06:37,434
‫همونجایی که زنم رو گذاشتم

89
00:06:38,522 --> 00:06:40,598
‫ولی شاه ممکنه کارِت داشته باشه

90
00:06:40,599 --> 00:06:44,782
‫،پادشاه، با اون همه خرد و فرزانگی
‫چاره ای جز تبعید کردنش پیدا نکرد، پدر بیوکا

91
00:06:46,954 --> 00:06:50,780
‫در ضمن باید این شُبهه رو به وجود بیاری
‫که چطور شمالی‌ها

92
00:06:50,819 --> 00:06:54,391
‫از موقعیت مکان و زمانیِ اثلفلد باخبر بودند

93
00:07:14,866 --> 00:07:18,001
‫،اگر واقعاً باور داری که اثلفلد زنده است
‫از اونجا که آدمی نیستی

94
00:07:18,002 --> 00:07:21,158
‫که ولش کنی به امون خدا...
‫که شکی هم نیست که اینکارو نمیکنی

95
00:07:21,159 --> 00:07:23,795
‫،پس دلیل اصلیت برای برگشتن به کوکهام

96
00:07:23,796 --> 00:07:25,581
‫به جای وینچستر چیه؟

97
00:07:25,582 --> 00:07:28,364
‫تو وینچستر حرفی برای گفتن نیست

98
00:07:28,365 --> 00:07:31,116
‫نمیخوام جزو دادگاه نجوا کنندگان باشم

99
00:07:31,117 --> 00:07:35,372
‫،هر وقت حرفی واسه گفتن داشتیم میریم
‫نه قبلش

100
00:07:39,084 --> 00:07:41,478
‫- سیتریک
‫- بله سرورم؟

101
00:07:43,872 --> 00:07:46,347
‫همراه "ریپر" به سمت بئمفلیوت برو

102
00:07:46,348 --> 00:07:49,979
‫،ناوگان اریک و سیگفرید اونجاست
‫خودشون هم همونجا خواهند بود

103
00:07:49,980 --> 00:07:51,300
‫باید جاسوسی کنیم؟

104
00:07:51,301 --> 00:07:54,189
‫باید با چشم خودت ببینی
‫که بانو اثلفلد زنده است

105
00:07:54,190 --> 00:07:57,532
‫و چطور باهاش رفتار می کنند.
‫بعد ریپر رو بفرست پیش من به کوکهام

106
00:07:57,533 --> 00:08:00,834
‫تو همونجا می‌مونی
‫و جاسوسی میکنی

107
00:08:00,835 --> 00:08:04,054
‫سیتریک، من باید از تمام سوراخ سنبه‌های
‫بئمفلیوت باخبر باشم

108
00:08:04,055 --> 00:08:06,819
‫از تک تکِ علف‌هایی که اطراف دژ سبز شدند

109
00:08:06,820 --> 00:08:08,670
‫چشم سرورم

110
00:08:11,936 --> 00:08:18,927
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[بئمفلیوت - بنفلیت]
‫[پادشاهی آنگلیای شرقی]</font>

111
00:08:19,124 --> 00:08:23,320
‫اینو میبینی؟
‫هر روز جنگجوهای بیشتری به ما ملحق میشن

112
00:08:24,358 --> 00:08:27,431
‫،همین که خبر اسیر کردن تو به گوششون برسه
‫بیشتر هم میشن

113
00:08:27,433 --> 00:08:32,688
‫همه برای جنگ لحظه شماری میکنن
‫بابتش باید از شما تشکر کنم بانو

114
00:08:33,955 --> 00:08:35,533
‫داخل قلعه مردهای زیادی منتظرن

115
00:08:36,738 --> 00:08:40,227
‫،میخوان بهت نزدیک بشن
‫توی چشمات زُل بزنن

116
00:08:40,228 --> 00:08:41,765
‫میخوان منو بترسونن

117
00:08:43,094 --> 00:08:44,507
‫بله

118
00:09:08,310 --> 00:09:10,471
‫یادتونه چی بهتون گفتم؟

119
00:09:11,883 --> 00:09:14,001
‫گفتم که میخوام...

120
00:09:14,002 --> 00:09:18,529
‫،دختر شاه آلفرد رو دعوت کنم
‫حالا اون اینجاست

121
00:09:21,438 --> 00:09:23,017
‫به خدایان قسم میخورم

122
00:09:24,886 --> 00:09:29,787
‫که این غنیمت، به ارزانی
‫فروخته نخواهد شد

123
00:09:29,788 --> 00:09:34,731
‫ثروت و افتخار
‫در انتظار همه شما خواهد بود

124
00:09:55,877 --> 00:09:58,410
‫این بهترین جاییه که داریم

125
00:09:58,411 --> 00:10:01,733
‫،اینها افراد من هستن
‫اونا مراقبت هستن

126
00:10:01,734 --> 00:10:04,600
‫همیشه باید تحت نظر باشی

127
00:10:04,601 --> 00:10:06,677
‫اینجا جاتون امنه

128
00:10:06,678 --> 00:10:10,198
‫و همراهان من چطور؟
‫خدمتکارام که تو اردوگاه بودن؟

129
00:10:12,037 --> 00:10:16,108
‫،هر زنی غیر از اثلفلد
‫یا کشته شده یا تصاحب

130
00:10:22,838 --> 00:10:26,992
‫به احتمال زیاد تصاحب شدند
‫یه سطل اون گوشه هست

131
00:10:28,155 --> 00:10:31,893
‫یه سطلِ سلطنتی
‫برای اینکه دستتان اوخ نشه

132
00:10:42,990 --> 00:10:48,021
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[وینتنسیستر - وینچستر]
‫[پادشاهی وسکس]</font>

133
00:10:57,318 --> 00:11:03,051
‫،اثلرد، انتظار داشتم یک پیک بیاد
‫البته چند روز بعد نه الان

134
00:11:05,253 --> 00:11:08,389
‫خبر من مهمتر از اون بود
‫که به پیک اعتماد کنم

135
00:11:13,322 --> 00:11:15,461
‫لاندن دوباره پس گرفته شد

136
00:11:15,805 --> 00:11:18,006
‫خدا را شکر

137
00:11:18,007 --> 00:11:24,320
‫هیچ مرد شمالی در شهر زنده نماند...
‫ولی

138
00:11:24,321 --> 00:11:27,312
‫،این پیروزی بزرگ
‫به بهای قابل توجهی بدست آمد

139
00:11:29,355 --> 00:11:31,082
‫راه و رسم جنگ همینه

140
00:11:34,027 --> 00:11:36,151
‫سرورم، قضیه مربوط به اثلفلده

141
00:11:39,115 --> 00:11:40,297
‫چه ربطی ؟

142
00:11:42,660 --> 00:11:46,826
‫میترسیم که ایشان را...
‫اسیر کرده باشند

143
00:11:48,924 --> 00:11:51,053
‫سرورم، دعا میکنیم
‫که همین اتفاق رخ داده باشه

144
00:11:51,054 --> 00:11:52,348
‫توسط شمالی‌ها؟

145
00:11:52,349 --> 00:11:54,185
‫اثلفلد همراه شما بوده؟

146
00:11:54,186 --> 00:11:56,315
‫چه بلایی سر دخترم میارن...

147
00:11:56,316 --> 00:11:58,446
‫اثلفلد اونجا بود؟

148
00:12:00,576 --> 00:12:04,041
‫دختر منو با خودت به میدان جنگ بردی؟

149
00:12:04,042 --> 00:12:05,461
‫جنگی در کار نبود سرورم

150
00:12:05,462 --> 00:12:08,426
‫،ایشان جزو سپاه مهاجمین نبودند سرورم
‫صد البته که نبودند

151
00:12:08,427 --> 00:12:11,767
‫- فاصله زیادی با سپاه داشتند
‫- ولی گویا فاصله مطمئنی نداشتند

152
00:12:11,768 --> 00:12:15,985
‫،مسلماً من آدم ضعیفی بودم
‫ولی اون خودسر و مشتاق بود

153
00:12:15,986 --> 00:12:18,157
‫خودش اصرار کرد
‫که تا یک مسیری همراه ما بیاد

154
00:12:18,158 --> 00:12:19,994
‫تو ناسلامتی شوهرش هستی

155
00:12:19,995 --> 00:12:21,957
‫برام سخته که
‫دست رد به سینه‌اش بزنم

156
00:12:21,958 --> 00:12:24,797
‫اون زنده است؟ با چشم خودت دیدی؟
‫اینو جواب بده

157
00:12:24,798 --> 00:12:29,391
‫باید زنده باشه سرورم
‫چه دلیلی برای کشتنش دارند؟

158
00:12:29,392 --> 00:12:31,062
‫ولی به طور قطع نمیدونی؟

159
00:12:33,151 --> 00:12:34,320
‫نه

160
00:12:37,160 --> 00:12:40,229
‫اینم نمیدونم که از کجا فهمیدن
‫اثلفلد با ما سفر میکنه

161
00:12:41,712 --> 00:12:44,801
‫اوترد فکر میکنه که
‫اونا به بئمفلیوت برگشتند

162
00:12:44,802 --> 00:12:47,808
‫- اون خوب میشناستشون
‫- اوترد به کوکهام برگشت، سرورم

163
00:12:47,809 --> 00:12:51,022
‫فقط از دستورات قبلی شما
‫پیروی میکرد، سرورم

164
00:12:57,916 --> 00:13:02,593
‫بعد از شنیدن وقایع و بهانه‌ها...

165
00:13:05,143 --> 00:13:06,688
‫چیزی که باید بدونم حقایق هستند

166
00:13:08,191 --> 00:13:13,076
‫من در سراسر این سرزمین آدمایی دارم
‫براشون پیام میفرستم و خبر میگیرم

167
00:13:13,077 --> 00:13:15,166
‫تنها کاری که از دستم برمیاد همینه

168
00:13:18,727 --> 00:13:20,845
‫تنها کاری که از دست همه ما برمیاد همینه.
‫عزیزم!

169
00:13:23,267 --> 00:13:26,567
‫سرورم، قول شرف میدم!
‫نجاتش خواهم داد!

170
00:13:30,701 --> 00:13:32,330
‫هیچ میدونی چیکار کردی؟

171
00:13:33,624 --> 00:13:37,884
‫احتمالاً نمیدونی، چون همونقدر که بدردنخور هستی
‫مغرور هم هستی

172
00:13:39,346 --> 00:13:42,059
‫من هیچ کاری جز
‫اجرای فرامین پادشاه انجام ندادم

173
00:13:42,060 --> 00:13:47,197
‫کل پادشاهی رو در خطر قرار دادی!
‫تمام پادشاهی‌ها رو!

174
00:13:48,951 --> 00:13:52,291
‫تو یه وزغی، یه ابله، یه احمق

175
00:13:52,292 --> 00:13:54,630
‫با جاه‌طلبی بسیار فراتر از ظرفیتت

176
00:13:54,631 --> 00:13:56,927
‫،اگه من اینو بتونم ببینم
‫مطمئنم آلفرد هم میتونه ببینه

177
00:13:56,928 --> 00:13:59,265
‫لرد اودا، مقصود خودتون رو
‫به روشنی بیان کردید

178
00:13:59,266 --> 00:14:01,349
‫این یک بار گستاخی شما رو میبخشیم

179
00:14:01,396 --> 00:14:02,654
‫تو منو میبخشی؟

180
00:14:02,709 --> 00:14:05,526
‫نباید سرورم رو
‫به این شکل مورد خطاب قرار بدید

181
00:14:05,531 --> 00:14:09,624
‫میتونم بهتون پیشنهاد کنم
‫تشریف ببرید و یک جام شراب دیگه بنوشید؟

182
00:14:15,053 --> 00:14:17,265
‫پدر بیوکا، استیاپا، همراه من بیایید

183
00:14:17,266 --> 00:14:19,270
‫تمام جزئیات رو از لحظه‌ای که

184
00:14:19,271 --> 00:14:21,775
‫وینچستر رو ترک کردید برام تعریف میکنید.
‫دنبالم بیایید!

185
00:14:21,776 --> 00:14:23,489
‫بله سرورم

186
00:14:28,500 --> 00:14:31,924
‫لاندن دوباره پس گرفته شد"
‫و هیچ مرد شمالی

187
00:14:31,925 --> 00:14:33,887
‫"در شهر زنده نماند

188
00:14:36,101 --> 00:14:37,437
‫خیلی خوب شروع کردی

189
00:14:39,066 --> 00:14:42,907
‫شاید باید به شاه یادآوری کنم که
‫چه کسی بود که به دین‌لند سفر میکرد

190
00:14:42,908 --> 00:14:45,037
‫،یادآوری میکنم که دوستِ شما اوترد

191
00:14:45,038 --> 00:14:51,218
‫کسیه که، شاهِ مرسیا صداش می کنند
‫و حتماً گوشزد میکنم که چقدر شما علاقه‌مند...

192
00:14:51,219 --> 00:14:52,680
‫به تختشان هستید

193
00:14:54,685 --> 00:14:56,170
‫حتماً بگو

194
00:14:58,192 --> 00:15:02,276
‫ولی بذار یادت بندازم که
‫تنها مردی که میتونه

195
00:15:02,277 --> 00:15:04,834
‫این گندکاری بزرگ رو جمع و جور کنه

196
00:15:04,835 --> 00:15:07,723
‫همون مردیه که
‫اینطور مستاصل به دنبال خراب کردنش هستی

197
00:15:07,724 --> 00:15:09,457
‫اوترد

198
00:15:11,313 --> 00:15:13,088
‫شاهِ مرسیا

199
00:15:29,262 --> 00:15:30,709
‫تو چه فکری هستی؟

200
00:15:34,100 --> 00:15:35,725
‫تو فکر اثلفلد هستم

201
00:15:37,478 --> 00:15:39,327
‫،اگه زنده باشه
‫چشم امیدش به توئه

202
00:15:45,820 --> 00:15:47,330
‫آلفرد پدرشه

203
00:15:49,657 --> 00:15:53,607
‫،ولی چشم امیدش به توئه
‫اوترد از ببنبرگ

204
00:15:55,621 --> 00:15:59,318
‫،درسته که این مشکل تو نیست
‫ولی تو حلش میکنی

205
00:16:01,002 --> 00:16:04,188
‫،با فرستادن سیتریک
‫زودتر کارتو شروع کردی

206
00:16:04,189 --> 00:16:05,781
‫بیا کنارم بشین

207
00:16:05,782 --> 00:16:07,166
‫نه، گرسنه‌ ام

208
00:16:09,052 --> 00:16:10,812
‫کمکت میکنم

209
00:16:10,813 --> 00:16:14,837
‫نه، خودم انجامش میدم!
‫فکر کنم یه چیزی گرفتم!

210
00:16:14,838 --> 00:16:16,892
‫بالاخره شام جور شد!

211
00:16:16,893 --> 00:16:18,398
‫اوه! عجب هیولایی هم هست!

212
00:16:23,900 --> 00:16:26,818
‫سرورم. گفتین که شما رو پیدا کنم

213
00:16:26,819 --> 00:16:30,118
‫- تو کی هستی؟
‫- پسر حرامزاده آلفرد

214
00:16:33,292 --> 00:16:37,468
‫من آسفرث هستم بانو
‫آسفرثِ خالی

215
00:16:44,234 --> 00:16:48,159
‫به هر شخص در هر شهری
‫،سپرده شده که دعا کنند

216
00:16:48,160 --> 00:16:50,038
‫که دختر پادشاه زنده و سلامت باشه

217
00:16:50,039 --> 00:16:54,089
‫پس حتماً زنده است، حالش هم خوبه
‫و فوری آزاد میشه

218
00:16:54,090 --> 00:16:55,761
‫خیلی خب، شب بخیر بگو

219
00:16:56,805 --> 00:16:59,226
‫شما که مرد معتقدی نیستید سرورم؟

220
00:16:59,227 --> 00:17:01,648
‫معلومه که اعتقاد دارم

221
00:17:01,649 --> 00:17:03,278
‫ولی به خدایان راستین

222
00:17:04,865 --> 00:17:06,786
‫و به سرنوشت

223
00:17:09,083 --> 00:17:11,796
‫آسفرث، دوست داری به یه کافر خدمت کنی؟

224
00:17:11,797 --> 00:17:13,885
‫بانو، خدا در وجود تمام مردان خوب هست

225
00:17:13,886 --> 00:17:17,352
‫و عموی من لئوفریچ بارها بهم گفته بود که
‫شوهر شما مرد خوبیه

226
00:17:18,855 --> 00:17:20,317
‫یه مرد عالی

227
00:17:21,695 --> 00:17:23,239
‫واقعاً اینو میگفت؟

228
00:17:23,240 --> 00:17:24,911
‫بله، میگفت سرورم

229
00:17:26,790 --> 00:17:31,468
‫با اینحال این مرد خوب
‫فقط به یک دلیل اجازه داد بهش ملحق بشی

230
00:17:33,848 --> 00:17:35,769
‫برای خجالت‌زده کردن آلفرد

231
00:17:39,570 --> 00:17:40,781
‫راست میگه

232
00:17:43,370 --> 00:17:46,585
‫سرورم، ممکنه این دلیلی باشه که
‫،اجازه دادید بهتون ملحق بشم

233
00:17:46,586 --> 00:17:49,050
‫ولی به شما دلیلی میدم که
‫اجازه بدید بمونم

234
00:17:52,349 --> 00:17:55,271
‫سرنوشت تو رو کشونده اینجا آسفرث

235
00:17:55,272 --> 00:17:59,218
‫بهتره وینچستر
‫خیلی بیشتر از دعا و نیایش داشته باشه

236
00:18:00,910 --> 00:18:05,044
‫- چون ما هم به زودی میریم اونجا
‫- نخیرم

237
00:18:05,045 --> 00:18:08,009
‫تو خودت هم میخوای بری
‫پس چرا بچه بازی در میاری ؟

238
00:18:08,010 --> 00:18:09,806
‫ما وقتی راهی وینچستر میشیم

239
00:18:12,228 --> 00:18:14,024
‫که از بئمفلیوت برام خبر بیارند

240
00:18:41,003 --> 00:18:43,174
‫آدم هام میگن
‫حاضر نیستی غذا بخوری

241
00:18:44,469 --> 00:18:46,766
‫بله، میخوام قبلش خودم را بشورم

242
00:18:48,353 --> 00:18:50,774
‫کاسه که داری، آب هم هست
‫دیگه چی میخوای ؟

243
00:18:50,775 --> 00:18:52,069
‫منظورم حمام کردن بود

244
00:18:52,070 --> 00:18:55,618
‫میخوام برم بیرون هوای تازه استشمام کنم
‫دیگه داره حالم از اینجا بهم میخوره

245
00:18:55,619 --> 00:18:58,375
‫میدونی! پیشنهاد برادرم این بود
‫بذاریمت توی یک بشکه

246
00:18:58,376 --> 00:19:00,464
‫تا جلوی همه حمام کنی

247
00:19:23,225 --> 00:19:24,519
‫بانو...

248
00:19:27,902 --> 00:19:32,913
‫ترتیبی میدم که در خلوت خودت حمام کنی
‫ولی باید در ازاش

249
00:19:32,914 --> 00:19:35,712
‫غذایی که میارند را بخوری

250
00:19:40,222 --> 00:19:41,433
‫خیلی خُب

251
00:19:44,649 --> 00:19:46,361
‫پس به توافق رسیدیم

252
00:19:49,577 --> 00:19:51,080
‫ممنونم

253
00:20:11,690 --> 00:20:18,685
‫احساس میکنم زنده است .... توی قلبم
‫ولی خدا میدونه چه بلایی دارند سرش میارند ؟

254
00:20:30,671 --> 00:20:34,763
‫اون شجاعت مادرش را به ارث برده
‫برای همین اطمینان دارم

255
00:20:34,764 --> 00:20:37,374
‫که از این آزمون سخت هم
‫سربلند بیرون میاد

256
00:20:42,916 --> 00:20:48,922
‫سرورم منم ترجیح میدم که اونو مایل ها
‫دورتر از اینجا در کوکهام ببینم

257
00:20:51,177 --> 00:20:56,334
‫ولی امکانش نیست که شما
‫اوترد را به دربار احضار کنید ؟

258
00:20:56,538 --> 00:20:59,424
‫- خودم میدونم
‫که اون هیچوقت ایمان نخواهد آورد
‫- نمی تونم

259
00:20:59,425 --> 00:21:02,594
‫ولی اگر شما بفرستینش بئمفلیوت
‫و اگر دخترمان اونو ببینه...

260
00:21:02,595 --> 00:21:06,923
‫- میدونی که نمی تونم اینکارو بکنم
‫- شاید بهش جرأت دوباره بده ...
‫اثلفلد به اوترد ایمان داره

261
00:21:06,924 --> 00:21:10,611
‫و ما هم به خداوند ... و به دعا و نیایش

262
00:21:16,163 --> 00:21:17,406
‫حق با شماست

263
00:21:22,336 --> 00:21:24,469
‫تنهاتون میذارم
‫تا به نامه نگاری هاتون برسید

264
00:21:51,460 --> 00:21:54,526
‫چیزی را که باید، دیدیم ریپِر
‫وقتشه بری پیش اوترد

265
00:21:55,603 --> 00:21:57,260
‫همین حالا!

266
00:22:07,659 --> 00:22:11,056
‫این همه نگهبان برای چیه ؟
‫نکنه ازم میترسی ؟

267
00:22:12,133 --> 00:22:15,841
‫تو کُلی می ارزی بانوی من
‫حتی اگه دست و روت نشُسته باشه

268
00:22:36,100 --> 00:22:40,180
‫اون دختر یک پادشاهه
‫پس همه سرهاشون را برگردونند

269
00:22:40,181 --> 00:22:41,795
‫میخوام پس سرِ همه تون بهش باشه

270
00:22:41,796 --> 00:22:44,571
‫سرورم، حالا مگه چی میشه یه نگاهی بندازیم ؟

271
00:22:44,572 --> 00:22:46,159
‫گفتم پسِ سرِتون

272
00:23:22,818 --> 00:23:24,910
‫حق با شما بود سرورم...

273
00:23:27,364 --> 00:23:29,503
‫- واقعاً خوشگله
‫- آره هست

274
00:23:29,504 --> 00:23:33,973
‫ولی اون خیلی بیشتر از این حرفاست
‫اون دختر ده ها برابر وزنش، طلا و نقره می ارزه

275
00:23:35,043 --> 00:23:37,728
‫برای همین داشتم فکر میکردم
‫باید تا میتونیم پروارش کنیم

276
00:23:56,358 --> 00:23:57,910
‫این بازی اسم هم داره ؟

277
00:23:59,043 --> 00:24:00,554
‫هفت] سنگ]

278
00:24:02,232 --> 00:24:03,934
‫اونوقت واسه چی حالا ؟

279
00:24:07,488 --> 00:24:08,657
‫اون ریپِر ـه

280
00:24:08,659 --> 00:24:13,132
‫باید از بئمفلیوت خبر آورده باشه
‫میرم اوترد را خبر کنم

281
00:24:15,222 --> 00:24:17,479
‫اوترد ... اوترد

282
00:24:19,695 --> 00:24:20,782
‫اوترد!

283
00:24:37,671 --> 00:24:41,035
‫سرورم اگر شمالی ها برای تامین آذوقه
‫رو آوردند به غارت مرسیا

284
00:24:41,036 --> 00:24:43,689
‫فکر می کنید چقدر طول بکشه
‫تا سراغ وسکس هم بیاند ؟

285
00:24:43,690 --> 00:24:46,657
‫آیا وقت آن نرسیده
‫تا " ارتش آزاد" را تشکیل بدیم ؟
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[ فیرد ارتش متشکل از مردان غیرنظامی که ]
‫[ داوطلبانه برای دفاع از سرزمینشان می جنگیدند]

286
00:24:46,658 --> 00:24:48,560
‫اثلولد، از اونجا که تو ملکی نداری

287
00:24:48,561 --> 00:24:52,239
‫پس در جایگاهی هم نیستی که بخوای
‫در مورد لزوم تشکیل ارتش آزاد حرف بزنی

288
00:24:53,807 --> 00:24:56,816
‫امّا روی سخنم با اربابان ـیه
‫که ملک دارند

289
00:24:56,817 --> 00:24:58,906
‫هر کدام از شما محصولی دارید
‫که باید دِروش کنید

290
00:24:58,907 --> 00:25:01,540
‫پس باید در اسرع وقت محصول را درو
‫و در نزدیکترین جای ممکن انبار کنید

291
00:25:01,541 --> 00:25:02,668
‫و ازش محافظت کنید

292
00:25:02,669 --> 00:25:05,344
‫تا اگر حمله کردند
‫نتونند چیزی را به تاراج ببرند

293
00:25:05,345 --> 00:25:08,521
‫ولی مهمتر اینکه ما نباید
‫حتی یک ارزن خوراک به دست آنها بدیم

294
00:25:08,522 --> 00:25:10,884
‫چشم طمع آنها به وسکس را
‫کور خواهیم کرد

295
00:25:11,616 --> 00:25:14,123
‫و همینکه درو تمام شد
‫مردانی که توان جنگیدن دارند را

296
00:25:14,124 --> 00:25:17,091
‫از کار مرخص کنید
‫تا اگر میخوان به ارتش ملحق بشن

297
00:25:17,092 --> 00:25:22,066
‫بهتر نیست اینکار را اجباری کنید سرورم ؟
‫مرسیا به کمک ارتش نیاز داره

298
00:25:22,067 --> 00:25:24,574
‫باید در موردِ این کافرها کاری بکنید

299
00:25:24,575 --> 00:25:27,542
‫این کافرها که میگید
‫گروگانی را در اختیار دارند لرد سِلوین

300
00:25:27,543 --> 00:25:30,301
‫نکنه میخواید باعث مرگ بانو اثلفلد بشید ؟

301
00:25:30,302 --> 00:25:34,565
‫سرورم، قصد ندارم
‫موجب آزردگی خاطر مبارک بشم

302
00:25:34,566 --> 00:25:39,665
‫ولی در صورتی که ایشان واقعاً زنده است
‫نباید تا حالا خواسته هاشون را مطرح می کردند ؟

303
00:25:39,666 --> 00:25:43,051
‫آنها میخواند ما بهشان التماس کنیم سلوین
‫آنها ترس و وحشت ما را میخواند

304
00:25:43,052 --> 00:25:45,748
‫چون از قدرت ایمان ما آگاهی ندارند سرورم

305
00:25:51,037 --> 00:25:52,667
‫پدر پیرلیگ ؟

306
00:25:53,963 --> 00:25:58,393
‫عذر میخوام سرورم
‫ولی اوترد از ... از بخشِ چیز تشریف آوردند

307
00:25:58,394 --> 00:26:00,422
‫درخواست شرفیابی به حضور شما را داره

308
00:26:03,578 --> 00:26:05,397
‫آیا میشه بهش اعتماد کرد " ؟"

309
00:26:06,546 --> 00:26:10,015
‫سرورم، آیا مطمئنید
‫جایگاه اوترد در این سمت جنگه ؟

310
00:26:10,016 --> 00:26:13,464
‫سرورم اتفاقاً جایگاه اوترد
‫دقیقاً همینجا در میان بزرگان وسکس ـه

311
00:26:13,465 --> 00:26:15,658
‫سرورم اگه نظر من را بخواید
‫باید بذارید بیاد داخل

312
00:26:15,659 --> 00:26:18,752
‫- منم همینطور
‫- بذارید بیاد

313
00:26:18,753 --> 00:26:20,216
‫جناب پادشاه ؟

314
00:26:29,037 --> 00:26:32,548
‫- ارباب اوترد میتونند به ویتان ملحق بشوند
‫- بله سرورم

315
00:26:37,774 --> 00:26:39,404
‫سرورم

316
00:26:48,392 --> 00:26:49,730
‫بانو السویث

317
00:26:51,862 --> 00:26:54,662
‫اینجا اومدم چون خبرهایی
‫در مورد اثلفلد برام آوردند

318
00:26:54,663 --> 00:26:55,958
‫کی؟ شمالی ها ؟

319
00:26:55,959 --> 00:26:59,636
‫جاسوس هام که آن طرف دیوارهای بئمفلویت
‫در کنار شمالی ها میخوابند

320
00:26:59,637 --> 00:27:02,104
‫سرورم، اثلفلد زنده است

321
00:27:03,149 --> 00:27:05,762
‫آدم هام ایشان را
‫با چشمای خودشان دیدن

322
00:27:06,953 --> 00:27:09,586
‫- خدا رو شکر
‫- خدا را هزاران مرتبه شکر

323
00:27:09,587 --> 00:27:12,470
‫پس چرا هنوز مشخص نکردند
‫چه خواسته هایی دارند ؟

324
00:27:12,471 --> 00:27:15,229
‫چون دارند خبر گروگانی که گرفتند را
‫در همه جا پخش می کنند

325
00:27:15,230 --> 00:27:18,030
‫فخر می فروشند ؟
‫برای اسیر کردن یک زن ؟

326
00:27:18,031 --> 00:27:20,664
‫نه برای ارتشی که با خون بهای اون
‫خواهند ساخت

327
00:27:20,665 --> 00:27:22,463
‫من دقیقاً از همین می ترسیدم سرورم

328
00:27:24,135 --> 00:27:27,332
‫گمان نمی کنم کسی اینجا
‫شک داشته باشه وقتش که برسه

329
00:27:27,333 --> 00:27:30,280
‫آنها خواسته هایی مطرح خواهند کرد
‫قابل توجه

330
00:27:30,593 --> 00:27:32,536
‫خواسته هایی که پرداختن ـشان
‫عواقبی خواهد داشت

331
00:27:32,537 --> 00:27:34,647
‫معلومه که خواسته های غیر معقولی
‫خواهند داشت

332
00:27:34,648 --> 00:27:36,275
‫آنها دست بالا را در مذاکرات دارند

333
00:27:36,326 --> 00:27:38,918
‫پس خواسته هایی مطرح می کنند
‫که مجبور بشیم به حداقل آنها رضایت بدیم

334
00:27:39,393 --> 00:27:41,274
‫یعنی قصد دارید باهاشون مذاکره کنید سرورم ؟

335
00:27:43,783 --> 00:27:45,621
‫قصد دارم دخترم را برگردونم

336
00:27:45,622 --> 00:27:48,082
‫و مهم نیست به چه بهایی سرورم ؟

337
00:27:48,083 --> 00:27:51,415
‫مرسیا سرزمین ثروتمندی که نیست هیچ بلکه...

338
00:27:51,545 --> 00:27:55,256
‫وسکس سهم مرسیا را از نقره ها خواهد داد
‫و اگر لازم باشه از خونهایی که خواهد ریخت

339
00:27:55,257 --> 00:27:57,008
‫من کاری را میکنم که لازمه

340
00:27:57,009 --> 00:27:59,854
‫و اگر این یعنی مذاکره
‫پس مذاکره می کنم

341
00:27:59,855 --> 00:28:03,814
‫سرورم توصیه میکنم که شما
‫شخصاً در این مذاکرات حاضر نشید

342
00:28:03,815 --> 00:28:08,269
‫حضور شما در مقام پادشاه و پدرِ گروگان
‫فقط باعث بالارفتن بهای آزادی شاهزاده خواهد شد

343
00:28:08,270 --> 00:28:10,373
‫اگر شاه نه، پس کی ؟

344
00:28:12,436 --> 00:28:14,086
‫سکوت!

345
00:28:19,531 --> 00:28:20,904
‫اثلرد ؟

346
00:28:25,604 --> 00:28:28,612
‫- بله سرورم
‫- تو باید اون شخص باشی

347
00:28:28,699 --> 00:28:30,756
‫حل این مناقشه به مرسیا مربوطه

348
00:28:30,761 --> 00:28:32,716
‫پس تو باید به بئمفلیوت بری

349
00:28:34,380 --> 00:28:35,334
‫حتماً سرورم

350
00:28:35,383 --> 00:28:38,663
‫و چه کسی به نمایندگی از وسکس سرورم ؟

351
00:28:38,664 --> 00:28:41,068
‫به هر حال مسئولیت نجاتِ جانِ دختر شما

352
00:28:41,173 --> 00:28:44,101
‫باریه که باید بین وسکس
‫و مرسیا تقسیم بشه

353
00:28:49,436 --> 00:28:53,648
‫من پیشنهاد میکنم لرد اوترد را
‫به نمایندگی از وسکس بفرستیم

354
00:28:53,649 --> 00:28:55,139
‫موافقم

355
00:29:08,080 --> 00:29:13,356
‫عذر میخوام سرورم، ولی فکر میکنم
‫اوترد تنها انتخابیه که دارید

356
00:29:20,801 --> 00:29:22,299
‫سرورم ؟

357
00:29:32,289 --> 00:29:34,786
‫اوترد، تو اثلرد را در این راه
‫همراهی می کنی

358
00:29:35,619 --> 00:29:37,575
‫هر کاری که از دستم بربیاد میکنم سرورم

359
00:29:40,405 --> 00:29:41,612
‫بانوی من

360
00:29:55,431 --> 00:29:56,763
‫اوترد!

361
00:30:02,340 --> 00:30:06,460
‫اوترد، باید منو ببخشی
‫ولی من از شاه خواستم

362
00:30:06,461 --> 00:30:08,625
‫که من را از این سفر معاف کنه

363
00:30:10,354 --> 00:30:14,160
‫به خاطر گناهانم، خدا همیشه من را
‫در کنار تو قرار داده

364
00:30:14,161 --> 00:30:18,957
‫و اینبار برای تنها گذاشتنت ... احساس شرم می کنم

365
00:30:18,999 --> 00:30:21,777
‫نه بیوکا، جای تو توی وینچستر
‫پیش تیراست

366
00:30:21,778 --> 00:30:23,264
‫خدا حفظت کنه

367
00:30:24,584 --> 00:30:28,833
‫اوترد تو خیلی چیزها به من دادی
‫ولی بهترین هدیه ای که بهم دادی

368
00:30:28,834 --> 00:30:31,970
‫شجاعت نزدیک شدن به تیرا بود

369
00:30:31,971 --> 00:30:34,611
‫پس حتماً موقع دعا کردن
‫منو که فراموش نمی کنی ؟

370
00:30:34,612 --> 00:30:36,015
‫شاید

371
00:30:37,294 --> 00:30:38,641
‫هرگز

372
00:30:48,619 --> 00:30:49,924
‫گفتم مال منه!

373
00:30:52,576 --> 00:30:55,355
‫افراد آروم و قرار ندارند
‫شکار ارضاشون نمیکنه

374
00:30:56,618 --> 00:30:59,648
‫شاید بهتره بریم اونطرف روخونه
‫تا کمی خون بریزند

375
00:30:59,649 --> 00:31:01,275
‫اونطرف رودخونه، وسکس ـه

376
00:31:01,276 --> 00:31:04,330
‫چه بهتر اینطوری اگه آلفرد رو دیدم
‫بهش میگم برادرم داره

377
00:31:04,331 --> 00:31:05,965
‫دخترش را سیخ میزنه

378
00:31:10,612 --> 00:31:12,478
‫میتونم ببینم که ازش خوشت اومده

379
00:31:12,479 --> 00:31:14,665
‫اینقدر که ازش سواری بگیرم، آره

380
00:31:16,256 --> 00:31:20,585
‫خُب پس معطل چی هستی ؟
‫یه کیـ# کوچولو که به جاییش بر نمیخوره

381
00:31:30,345 --> 00:31:33,781
‫هِستن، داری کجا میری ؟

382
00:31:33,782 --> 00:31:37,729
‫ببند اون گاله رو داگفین
‫شتر دیدی، ندیدی

383
00:31:49,908 --> 00:31:51,409
‫چی میخوای ؟

384
00:31:51,410 --> 00:31:52,913
‫من چی میخوام ؟

385
00:31:54,123 --> 00:31:57,169
‫اومدم اینجا بهت یادآوری کنم
‫که یک زنی

386
00:31:57,170 --> 00:31:58,797
‫و یک گروگان

387
00:32:02,428 --> 00:32:05,120
‫عاشق پوست رنگ پریده ات شدم

388
00:32:06,686 --> 00:32:09,147
‫نشونم بده، لباساتو درآر

389
00:32:09,148 --> 00:32:11,736
‫لرد اِریک میدونه تو اینجایی ؟

390
00:32:13,322 --> 00:32:15,283
‫خودِ لرد اریک منو فرستاده

391
00:32:17,147 --> 00:32:23,045
‫حالا، یا لباساتو در میاری
‫یا خودم جرشون میدم

392
00:32:30,475 --> 00:32:32,312
‫داگفین، نگهش دار

393
00:32:35,358 --> 00:32:38,488
‫بلندشو، گفتم بلند شو

394
00:32:38,489 --> 00:32:43,454
‫- سرورم، اون یک گروگانه
‫- روی پاهات وایستا

395
00:32:43,455 --> 00:32:48,965
‫- اون گروگانه
‫- اون ارزشمنده

396
00:32:52,846 --> 00:32:54,417
‫قیمتی ـه

397
00:32:56,391 --> 00:32:58,033
‫ولش کنین

398
00:33:00,770 --> 00:33:02,430
‫تنهامون بذار

399
00:33:08,737 --> 00:33:10,110
‫همه تون!

400
00:33:43,522 --> 00:33:47,255
‫نباید همچین اتفاقی می افتاد
‫و دیگه هم نمیوفته

401
00:33:49,194 --> 00:33:50,579
‫عذرمیخوام

402
00:33:56,159 --> 00:33:58,244
‫عذر میخوام

403
00:33:58,245 --> 00:34:01,436
‫این اولین بارم نیست
‫که یک مرد باهام بدرفتاری میکنه

404
00:34:03,917 --> 00:34:05,343
‫دیگه کدومشان ؟

405
00:34:06,979 --> 00:34:10,419
‫اینجا نه ... مربوط میشه به قبل از اینجا

406
00:34:14,026 --> 00:34:17,255
‫ولی حالا میدونم
‫اگه دوباره این اتفاق افتاد چیکار کنم

407
00:34:17,256 --> 00:34:21,954
‫از سطل آب استفاده می کنم...و البته چاقو

408
00:34:24,261 --> 00:34:25,687
‫کار درستی میکنی

409
00:34:26,904 --> 00:34:29,064
‫شما ارزش زیادی دارید بانوی من

410
00:34:33,112 --> 00:34:36,383
‫در آرامش بخوابید
‫شب خوش

411
00:35:10,150 --> 00:35:11,447
‫اودا

412
00:35:15,947 --> 00:35:19,408
‫دیر وقته
‫قصد داشتم بشینم اندکی تفکر کنم

413
00:35:19,409 --> 00:35:22,491
‫میدونم، به عادت همیشگی سرورم
‫ولی منتظر بودم تا باهاتون حرف بزنم

414
00:35:25,332 --> 00:35:28,667
‫سرورم امیدوارم به خاطر حرفی
‫که میخوام بزنم منو ببخشید

415
00:35:28,668 --> 00:35:32,055
‫دغدغه من وسکس ـه
‫و آینده ی انگلستان

416
00:35:35,944 --> 00:35:38,573
‫شما درباره آزادی اثلفلد حرف زدید

417
00:35:38,614 --> 00:35:43,262
‫چه میخواد به بهای نقره باشه
‫چه به بهای خون...

418
00:35:43,263 --> 00:35:44,600
‫درسته

419
00:35:44,601 --> 00:35:46,684
‫ولی راه سومی هم هست

420
00:35:47,851 --> 00:35:52,225
‫،اگر خون بها از حد معقول بیشتر باشه
‫اگر خونی که این جنگ طلب میکنه

421
00:35:52,226 --> 00:35:55,433
‫،از حد گذر کنه
‫اگر اقتدار وسکس سرورم

422
00:35:55,434 --> 00:35:57,475
‫و عزت این پادشاهی در خطر باشه

423
00:35:59,933 --> 00:36:05,037
‫اونوقت نباید ایشان را ترغیب کنید
‫که خودشان جان خودشان را بگیرند ؟

424
00:36:07,350 --> 00:36:08,808
‫برای صلاح و مصلحت وسکس

425
00:36:11,599 --> 00:36:15,183
‫حتی برخی شاید بگن
‫این خودش نوعی شهادت ـه

426
00:36:19,432 --> 00:36:20,681
‫حرفات رو شنیدم اودا

427
00:36:20,682 --> 00:36:23,411
‫خوشحالم که احساس میکنی
‫میتونی همچین توصیه ای بهم بدی

428
00:36:25,682 --> 00:36:28,307
‫حالا، میخوام تفکر کنم
‫و تو هم اینجا را ترک می کنی

429
00:36:30,182 --> 00:36:31,723
‫سرورم

430
00:36:32,848 --> 00:36:38,056
‫به اطرافتون نگاه کنید
‫ببینید که چه فداکاری هایی صورت گرفته

431
00:36:39,732 --> 00:36:41,805
‫صدها مرد از پس صدها تنِ دیگه

432
00:36:41,806 --> 00:36:46,430
‫زنان و کودکانی جونشان را برای چیزی دادند
‫که حالا در اختیار ماست

433
00:36:46,431 --> 00:36:50,347
‫آنها جان خودشان را دادند، اودا!
‫نه اینکه جان خودشان را بگیرند

434
00:36:51,431 --> 00:36:53,679
‫و هر کدام ـشان را در بهشت"
‫" پاداشی خواهد بود

435
00:36:53,680 --> 00:36:55,513
‫این اون چیزیه که ما بهش اعتقاد داریم
‫درسته ؟

436
00:36:55,514 --> 00:37:02,513
‫منظورم منم همینه سرورم، در بهشت
‫هیچ فداکاری ای بدون پاداش نخواهد موند

437
00:37:04,846 --> 00:37:08,534
‫شما پیش از آنکه پدر باشید
‫پادشاه این سرزمین هستید

438
00:37:12,471 --> 00:37:14,638
‫من به جایگاه خودم واقفم

439
00:37:18,262 --> 00:37:20,158
‫و تو همین حالا اینجا را ترک میکنی

440
00:37:24,304 --> 00:37:25,554
‫سرورم

441
00:38:00,510 --> 00:38:02,555
‫گفتم شاید دوست داشته باشی
‫هوای شب را استشمام کنی

442
00:38:02,766 --> 00:38:03,808
‫ممنونم

443
00:38:10,218 --> 00:38:12,509
‫شبی که من به دنیا اومدم
‫ماه کامل بود

444
00:38:15,259 --> 00:38:19,176
‫پدرم میخواست به احترام خدای ماه
‫"اسمم را بذاره "مونی

445
00:38:21,092 --> 00:38:24,675
‫ولی مونی مجبوره
‫هر شب از گرگ آسمان،هاتی فرار کنه

446
00:38:27,331 --> 00:38:30,050
‫و مادرم دوست نداشت
‫هیچ گرگی منو تعقیب کنه

447
00:38:34,050 --> 00:38:38,237
‫به ماه که نگاه کردم، دیدم آسمون چقدر صافه
‫گفتم با هم ازش لذت ببریم

448
00:38:40,049 --> 00:38:41,924
‫خوشحالم که به فکرم بودی

449
00:38:43,174 --> 00:38:46,194
‫مجبور بودم چون یا باید تو رو میاوردم اینجا
‫یا برادرمو!

450
00:38:46,195 --> 00:38:48,549
‫قبول کن، انتخاب سختیه

451
00:39:02,923 --> 00:39:05,923
‫تا حالا همچین صورتی رو
‫به عمرم ندیدم

452
00:39:08,839 --> 00:39:13,173
‫ولی حالا حتی وقتی چشمام رو میبندم
‫باز هم می بینمش

453
00:39:17,214 --> 00:39:18,922
‫همسرت مرد خوشبختیه

454
00:39:20,297 --> 00:39:22,047
‫همسرم منو نمی بینه

455
00:39:23,968 --> 00:39:26,546
‫پس یا احمقه یا کور

456
00:39:26,547 --> 00:39:28,463
‫کور نیست

457
00:39:33,213 --> 00:39:35,046
‫پس فکر میکنم، مهربون هم نیست ؟

458
00:39:36,505 --> 00:39:38,588
‫اون همون مردیه
‫که باهات بدرفتاری کرده ؟

459
00:39:41,379 --> 00:39:44,171
‫اگه حق انتخاب داشتم
‫اون کسی نبود که باهاش میبودم

460
00:40:21,002 --> 00:40:22,900
‫تو! هِی تو!

461
00:40:24,255 --> 00:40:25,420
‫اثلولد

462
00:40:27,634 --> 00:40:29,361
‫اودا، بازم که مستی

463
00:40:29,362 --> 00:40:31,763
‫امیدوارم اینطور باشه
‫چون هیچی نمی بینم

464
00:40:31,764 --> 00:40:34,187
‫با سن و سالی که تو داری
‫مشروب برات خوب نیست

465
00:40:35,346 --> 00:40:38,801
‫نظر تو درباره پرداخت خون بهای اثلفلد چیه ؟

466
00:40:43,900 --> 00:40:45,121
‫نظری نداری ؟

467
00:40:48,321 --> 00:40:50,413
‫نظری که بشه بلند گفت نه

468
00:40:51,950 --> 00:40:54,409
‫یعنی از اون پدر هیچی در وجود تو هست ؟

469
00:40:54,410 --> 00:40:58,354
‫- از اون پادشاه ؟
‫- از اینکه میبینم فکر میکنی
‫این سوال پرسیدن داره نا امید شدم

470
00:40:59,415 --> 00:41:03,997
‫من هم خونِ اون پدر را تو رگهام دارم
‫هم وجودش را، اینو دانمارکیا خوب فهمیدند

471
00:41:04,963 --> 00:41:06,159
‫حتی مُرده هاشون!

472
00:41:10,176 --> 00:41:15,477
‫و من هر روز بیشتر به پدرم شبیه میشم
‫نمی بینی چه لباس پاکیزه ای تنمه ؟

473
00:41:19,394 --> 00:41:20,759
‫پدرت مرد بزرگی بود

474
00:41:26,859 --> 00:41:28,069
‫مرد بزرگی که دوستم بود

475
00:41:30,655 --> 00:41:36,535
‫پس اگر واقعا تو، پسر اون پدری
‫شاید به کمکت نیاز داشته باشم

476
00:41:36,536 --> 00:41:38,008
‫برای چی به کمک من نیاز داری ؟

477
00:41:46,379 --> 00:41:49,636
‫فکر میکنم به تخت خوابتون
‫بیشتر نیاز دارین سرورم

478
00:41:50,591 --> 00:41:51,806
‫و یک بالش

479
00:42:08,359 --> 00:42:12,314
‫باید بدی یکی از این آهنگرا
‫برات جای تیغه، یک قاشق روش بسازه

480
00:42:14,021 --> 00:42:15,685
‫برگ ها دارند میریزند

481
00:42:15,686 --> 00:42:19,973
‫میخوام تا آخر زمستون خون بها را گرفته باشیم
‫که بهار ارتش مان اینجا باشه

482
00:42:19,974 --> 00:42:22,680
‫و تابستون
‫تاج پادشاهی روی سرمان

483
00:42:23,721 --> 00:42:26,406
‫،اونها هم همین رو میخوان
‫تا زمستون بهشون جواب بدیم

484
00:42:29,799 --> 00:42:31,423
‫سواریش چطور بود؟

485
00:42:34,795 --> 00:42:39,083
‫خوشت نمیاد
‫خیلی استخوانی و پرسر و صداست

486
00:42:40,540 --> 00:42:42,455
‫هر چند بدرد وقت گذرونی میخوره

487
00:42:45,370 --> 00:42:47,888
‫اگه یه وقت یه توله توی شکمش بذاری چی؟

488
00:42:49,991 --> 00:42:53,092
‫اونوقت آلفرد با پولی که میده
‫دونفر تحویل میگیره

489
00:42:57,693 --> 00:43:00,898
‫خونِ یه وایکینگ
‫برای قدرت بخشیدن به دودمانش، خوبه نه؟

490
00:43:11,348 --> 00:43:14,469
‫وقتی به بئمفلیوت برسیم اونها چکار میکنن؟

491
00:43:14,470 --> 00:43:17,925
‫مراسمی در کار خواهد بود
‫باده نوشی یا غذایی؟

492
00:43:17,926 --> 00:43:19,965
‫مراسم قربانی کافران خواهد بود

493
00:43:19,966 --> 00:43:24,171
‫جوان ترین عضو ملاقات کننده‌ها رو
‫با تبر به دو نیم میکنن

494
00:43:25,503 --> 00:43:27,335
‫سعی می کنن که تحقیرمون کنن

495
00:43:28,667 --> 00:43:30,956
‫به چه شکل؟

496
00:43:30,957 --> 00:43:33,537
‫با توهین، ستیزه‌ جویی

497
00:43:33,538 --> 00:43:35,786
‫- چرا؟
‫- چون زورشون میرسه

498
00:43:48,775 --> 00:43:53,062
‫هِستِن، ما راهی بئمفلیوت هستیم

499
00:43:53,063 --> 00:43:54,644
‫از طرف آلفرد؟

500
00:43:54,645 --> 00:43:55,977
‫بله، از طرف آلفرد

501
00:43:57,476 --> 00:44:01,555
‫من اینجام تا شما رو تا دژ راهنمایی کنم، سرورم
‫شما به همراه دونفر دیگه

502
00:44:01,556 --> 00:44:04,291
‫من حداقل با نیمی از افرادم میام
‫نه کمتر

503
00:44:10,064 --> 00:44:11,422
‫قبول

504
00:44:12,441 --> 00:44:14,961
‫بانو اثلفلد؟ حال ایشون خوبه؟

505
00:44:14,962 --> 00:44:17,734
‫تا وقتی که نبینمش
‫مذاکره‌ای صورت نمیگیره!

506
00:44:17,735 --> 00:44:19,457
‫حالش خوبه

507
00:44:19,458 --> 00:44:24,752
‫سرورم اریک مراقب هستند
‫تا ایشون رضایت کامل داشته باشند، سرورم

508
00:44:27,567 --> 00:44:30,676
‫- حرکت کنید، ما هم پشت سر میایم
‫- به اسبها نیاز پیدا نمی کنید

509
00:44:48,828 --> 00:44:50,802
‫سروم، من یک سوال دارم

510
00:44:50,803 --> 00:44:53,869
‫ما از این دیدار خواهان چه چیزی هستیم؟

511
00:44:53,870 --> 00:44:59,037
‫سوال کردن داره؟
‫معلومه، میخوایم اثلفلد رو آزاد کنیم

512
00:44:59,038 --> 00:45:02,273
‫اگه بجاش جنگ حاصل بشه چی؟

513
00:45:03,618 --> 00:45:05,412
‫این فقط یه سوال ـه سرورم، همین

514
00:45:07,205 --> 00:45:11,258
‫،بدون شک زنم رو از دست میدم
‫این خودش دلیلی میشه برای جنگ

515
00:45:13,586 --> 00:45:16,559
‫،خواه ناخواه جنگ اتفاق میوفته
‫شکی در این نیست

516
00:45:18,216 --> 00:45:21,218
‫تنها تفاوتی که میتونه باشه
‫اندازه‌ی سپاهیه

517
00:45:21,219 --> 00:45:23,053
‫که ما در میدان نبرد
‫با اون مواجه خواهیم شد

518
00:45:24,219 --> 00:45:26,260
‫ما آمادگی لازم رو خواهیم داشت

519
00:45:26,261 --> 00:45:28,927
‫اما آیا این چیزیه که ما میخوایم؟

520
00:45:28,928 --> 00:45:32,553
‫،آلفرد دخترش رو میخواد
‫این واضحه

521
00:45:32,554 --> 00:45:37,678
‫اما آیا این به نفع مرسیا هم هست؟
‫،آیا این به نفع اثلرد

522
00:45:37,679 --> 00:45:41,388
‫فرمانروای مرسیا و لاندن
‫و شاید فراتر از اونها، هم هست؟

523
00:45:43,805 --> 00:45:47,700
‫به نظر من سرورم، شما تمام تلاشتون رو برای
‫آزادی ایشون انجام بدید

524
00:45:47,701 --> 00:45:50,222
‫اما نه به قیمتی
‫که باعث نابودی خود ما بشه

525
00:46:23,310 --> 00:46:25,184
‫همه تون باید زانو بزنید

526
00:46:25,185 --> 00:46:30,184
‫نمیزنیم، ما برای صلح
‫و در جایگاهی برابر اینجا هستیم

527
00:46:30,186 --> 00:46:32,810
‫مجبورمون کردید
‫فاصله زیادی رو پیاده طی کنیم

528
00:46:32,811 --> 00:46:34,269
‫همین قدر احترام که گذاشتیم کافیه

529
00:46:38,020 --> 00:46:40,144
‫تو باید به من ملحق میشدی، اوترد

530
00:46:40,145 --> 00:46:44,478
‫اگه میخواستی بهت ملحق بشم
‫چرا یه مرد مُرده رو گذاشتی که پیشگویی کنه؟

531
00:46:44,479 --> 00:46:45,978
‫چرا خودت درخواست نکردی؟

532
00:46:45,979 --> 00:46:49,146
‫من اگه میخواستم ممکن بود رد کنی
‫اما خواستِ خدایان رو ... ؟

533
00:46:52,938 --> 00:46:55,626
‫پادشاه وسکس مراتب احترامشون رو
‫به شما میرسونن

534
00:46:56,647 --> 00:46:58,220
‫امیدوارن همراهی دخترشون
‫برای شما مسرت بخش بوده باشه

535
00:46:59,400 --> 00:47:01,105
‫مسرت بخش ؟

536
00:47:04,558 --> 00:47:06,305
‫هر چند این یکی
‫عزیز دُردونه اش نیست

537
00:47:07,542 --> 00:47:10,951
‫وگرنه چرا باید اجازه میداد
‫با همچین کون گلابی ای ازدواج کنه

538
00:47:10,952 --> 00:47:13,679
‫- که الان پشت من ایستاده؟
‫- قبل از اینکه مذاکره‌ای صورت بگیره

539
00:47:13,680 --> 00:47:17,941
‫کون گلابی میخواد
‫تا مطمئن بشه که حال زنش خوبه

540
00:47:17,942 --> 00:47:21,203
‫و اگه نباشه؟ اونوقت چی؟

541
00:47:22,375 --> 00:47:26,254
‫جناب کون گلابی چیکار میکنه؟ میگوزه؟

542
00:47:32,052 --> 00:47:35,888
‫با من میجنگی؟
‫با برادرم چطور ؟

543
00:47:36,974 --> 00:47:38,829
‫من استقبال میکنم

544
00:47:44,456 --> 00:47:45,948
‫تو فقط زانو میزنی

545
00:47:47,653 --> 00:47:50,124
‫- نمیزنم
‫- زانو بزن!

546
00:47:58,949 --> 00:48:03,082
‫،من برای مذاکره اومدم
‫تقاضا دارم با احترام باهام رفتار بشه

547
00:48:03,083 --> 00:48:06,749
‫اگه علاقه‌ای به شنیدن قیمت پیشنهادی من
‫ندارید خوشحال میشم اینجا را ترک کنم

548
00:48:08,880 --> 00:48:10,202
‫اثلفلد!

549
00:48:11,694 --> 00:48:13,697
‫همینطور که میبینی، حالش خوبه

550
00:48:16,724 --> 00:48:19,920
‫- میخوام باهاش صحبت کنم
‫- پس بکن

551
00:48:33,689 --> 00:48:35,181
‫باهات خوب رفتار میکنن؟

552
00:48:36,502 --> 00:48:38,121
‫آره

553
00:48:38,122 --> 00:48:40,765
‫توی این مدت بهت...دست نزدن؟

554
00:48:43,237 --> 00:48:44,771
‫نه نزدن

555
00:48:51,251 --> 00:48:54,831
‫کاری که الان میخوام انجام بدم
‫ضمانتِ قیمتی منصفانه برای آزاد کردنت ـه

556
00:48:56,153 --> 00:48:58,986
‫یکم لفاظی می کنیم

557
00:48:58,987 --> 00:49:04,123
‫ولی نگران حرفهایی که ممکنه بزنم نباش
‫بهت اطمینان میدم

558
00:49:04,124 --> 00:49:07,619
‫وقتی این کار تموم بشه
‫تاوان کاری که با ما کردن رو پس خواهند داد

559
00:49:09,281 --> 00:49:10,688
‫ممنونم، سرورم

560
00:49:17,210 --> 00:49:18,999
‫قیمت شما چیه؟

561
00:49:19,000 --> 00:49:21,345
‫باید عادلانه باشه
‫یا اینکه میتونید نگهش دارید

562
00:49:23,561 --> 00:49:26,160
‫طوری صحبت میکنی
‫که انگار به زنت اهمیت نمیدی

563
00:49:26,161 --> 00:49:28,675
‫،البته که اون برای من اهمیت داره
‫اما اون یه قیمتی داره

564
00:49:28,676 --> 00:49:32,469
‫که نمیتونم بیشتر از اون پرداخت کنم
‫و پرداخت هم نخواهم کرد

565
00:49:32,470 --> 00:49:35,667
‫،پس بگو چقدر
‫بگو چقدر میدی

566
00:49:39,333 --> 00:49:42,082
‫صد پوند نقره
‫<font color="#ff۸۰۴۰">[ چهل و پنج کیلوگرم ]

567
00:49:42,956 --> 00:49:45,151
‫سرزمین من
‫استطاعت بیشتر از این رو نداره

568
00:49:53,058 --> 00:49:55,572
‫این مرد از طرفِ آلفرد صحبت میکنه؟

569
00:49:55,573 --> 00:49:57,619
‫نه اینطور نیست

570
00:49:58,983 --> 00:50:00,305


571
00:50:02,138 --> 00:50:07,337
‫وِیلند! ویلند کجاست؟!
‫اینجا نمی بینمش

572
00:50:07,338 --> 00:50:09,778
‫ویلند! ویلند!

573
00:50:12,218 --> 00:50:14,383
‫آها! ویلند

574
00:50:22,837 --> 00:50:25,294
‫این مردی که اینجاست...

575
00:50:27,543 --> 00:50:28,917
‫بزنش

576
00:50:39,286 --> 00:50:42,216
‫اون یه دختره، نه پسر

577
00:50:42,217 --> 00:50:45,607
‫مورد بی مهری بوده و در حقیقت
‫به مرسیا تبعیدش کردن تا تا آخر عمرش

578
00:50:45,608 --> 00:50:49,878
‫،شوهرش ترتیبش رو بده
‫همون کسی که شما با سخاوتمندی خوابش کردین

579
00:50:49,879 --> 00:50:53,772
‫اما برعکس شوهرش
‫آلفرد علاقه‌ای به پرداخت مبلغ آنچنانی نداره

580
00:50:53,773 --> 00:50:57,163
‫- آلفرد چه مبلغی رو پیشنهاد داده، بگو
‫- میگم

581
00:50:57,164 --> 00:51:00,680
‫به غیر از صد پوند نقره ای که توسط

582
00:51:00,681 --> 00:51:02,439
‫شوهرش گفته شد

583
00:51:02,440 --> 00:51:06,082
‫آلفرد دویست پوند نقره دیگه
‫اضافه میکنه

584
00:51:07,924 --> 00:51:09,975
‫جمعاً سیصد پوند؟

585
00:51:09,976 --> 00:51:11,315
‫مبلغ منصفانه ایه

586
00:51:11,316 --> 00:51:14,706
‫در گذشته سر دخترِ یک پادشاه فرنگی
‫با همین مبلغ به توافق رسیدند

587
00:51:14,707 --> 00:51:17,554
‫- پیرلگ؟
‫- حقیقت داره، سرورم، قیمت منصفانه ایه

588
00:51:22,496 --> 00:51:26,071
‫نه، نه، نه...

589
00:51:26,072 --> 00:51:30,978
‫نه، نه آلفرد یه پادشاه فرنگی ـه
‫و نه این قیمت یه قیمت منصفانه

590
00:51:30,979 --> 00:51:32,725
‫من که میگم قیمت منصفانه ایه

591
00:51:32,726 --> 00:51:35,345
‫،مثل اون کون گلابی
‫تو هم گوزیدی

592
00:51:37,176 --> 00:51:43,413
‫بله! چه بوی بدی هم میده، به خدایان که
‫بوی خیلی بدی میده، درها رو باز کنید

593
00:51:43,414 --> 00:51:45,076
‫قیمت منصفانه ایه!

594
00:51:45,077 --> 00:51:48,238
‫- به نظر من که هست
‫- دارین با این پیشنهادتون بهم توهین می کنید

595
00:51:49,985 --> 00:51:53,935
‫،اگه واقعا پیشنهاد آلفرد همین باشه
‫من ترجیح میدم

596
00:51:53,936 --> 00:51:57,845
‫دخترش رو بیارم توی همین اتاق
‫و بذارم همه به نوبت ترتیبش رو بدن

597
00:52:01,047 --> 00:52:06,787
‫قسم میخورم ببندمش به یه گاری
‫و در تمام پادشاهی‌ها بگردونمش

598
00:52:08,616 --> 00:52:10,944
‫،این چیزیه که میخوای

599
00:52:10,945 --> 00:52:12,318
‫ساکسون؟

600
00:52:13,690 --> 00:52:16,268
‫به من توهین نکن

601
00:52:16,269 --> 00:52:18,806
‫- بهت توهین نمیکنم
‫- نکن

602
00:52:30,118 --> 00:52:33,798
‫پادشاه اختیاراتی بهم داده
‫تا مقداری قیمت رو بالا ببرم

603
00:52:36,356 --> 00:52:39,766
‫عجب سورپرایزی!

604
00:52:41,263 --> 00:52:44,173
‫پس، بگو

605
00:52:44,174 --> 00:52:47,999
‫،سرورم، اگه اجازه بدید
‫برای صرفه جویی در وقت و جوهر

606
00:52:48,001 --> 00:52:50,870
‫شاید بهتره، شما قیمت رو بگید؟

607
00:52:52,159 --> 00:52:54,779
‫،یه قیمت قابل قبول
‫نه غیر ممکن

608
00:52:56,027 --> 00:52:57,316
‫بگو

609
00:53:04,594 --> 00:53:07,838
‫ده هزار پوند نقره، هزار پوند طلا

610
00:53:09,335 --> 00:53:11,538
‫تحویلش هم باید با خود آلفرد باشه

611
00:53:11,540 --> 00:53:12,869
‫البته

612
00:53:12,870 --> 00:53:15,240
‫و برای اینکه بیشتر راضی بشید

613
00:53:15,241 --> 00:53:16,572
‫لباس دلقکها رو هم تنش کنه، خوبه ؟

614
00:53:17,653 --> 00:53:19,195
‫با احترام، سیگفرید

615
00:53:19,196 --> 00:53:22,631
‫گنده گوزیت
‫از من و کون گلابی هم بیشتره

616
00:53:26,245 --> 00:53:29,384
‫میرم بشاشم
‫اینطور که معلومه حالا حالاها اینجاییم

617
00:54:24,441 --> 00:54:30,677
‫ترجمه از مــانــی و میلاد و مـحـمـدرضـا شایان مهر
‫<font color="#ff۰۰۰۰">RainyDay</font> & <font color="#۰۰۸۰۸۰">vanDerlove</font> & <font color="#۰۰۸۰ff">Artavan</font>

618
00:54:34,999 --> 00:54:41,407
‫،اثلرد، فرمانروای مرسیا
‫اگه فکِت نشکسته، به ما ملحق شو!

619
00:54:41,408 --> 00:54:42,737
‫یه چیزی بخور

620
00:54:42,738 --> 00:54:46,987
‫بله، میام، باعث خوشحالیم ـه

621
00:54:46,988 --> 00:54:49,213
‫مذاکره تموم شد

622
00:54:49,214 --> 00:54:49,801
‫تموم شد؟!

623
00:54:49,854 --> 00:54:52,987
‫،معامله انجام شد و خیلی هم بد بود
‫چیزی نگو

624
00:54:53,075 --> 00:54:57,794
‫اوترد و پدر پیرلیگ رفتن
‫تا از حال بانو خبر دار بشن، سرورم

625
00:54:57,795 --> 00:55:01,497
‫- پس من میرم پیش اون
‫- نه

626
00:55:01,498 --> 00:55:04,510
‫همینجا منتظر میمونی

627
00:55:04,511 --> 00:55:08,386
‫همینجا میشینی...کنار خودم

628
00:55:21,776 --> 00:55:23,540
‫به سلامتی نقره و طلا

629
00:55:23,541 --> 00:55:25,822
‫و به مقدار زیاد، سرورم

630
00:55:25,823 --> 00:55:27,085
‫بنوش

631
00:55:32,329 --> 00:55:33,712
‫داره عبادت میکنه

632
00:55:36,083 --> 00:55:38,966
‫،بذار کمی با اون کشیش خلوت کنه
‫بعد میتونی ببینیش

633
00:55:41,213 --> 00:55:43,338
‫بیست و شش تا کشتی!

634
00:55:43,339 --> 00:55:48,091
‫تا ماه بعدی زیاد تر هم میشن
‫و همینطور ماه بعدش

635
00:55:48,092 --> 00:55:51,134
‫آلفرد داره بهای نابودیِ خودش رو
‫پرداخت میکنه

636
00:55:51,135 --> 00:55:54,136
‫نباید آلفرد از وسکس رو دست کم بگیری

637
00:55:54,137 --> 00:55:59,097
‫هرگز، اما مبلغی که توافق کردیم رو
‫پرداخت میکنه دیگه؟

638
00:55:59,098 --> 00:56:00,891
‫میکنه

639
00:56:02,267 --> 00:56:04,372
‫حتی برای دختری که دوستش نداره؟

640
00:56:05,769 --> 00:56:09,020
‫آلفرد داره جون میده
‫با جون و دل عاشقشه

641
00:56:09,021 --> 00:56:10,937
‫شوهرش اینطور نیست

642
00:56:10,938 --> 00:56:14,690
‫خشمت نسبت به اثلرد
‫من رو شگفت زده کرد

643
00:56:14,691 --> 00:56:16,275
‫دلیلش چی بود؟

644
00:56:17,943 --> 00:56:19,859
‫یه اشتباه بود

645
00:56:19,860 --> 00:56:22,361
‫درسته

646
00:56:22,362 --> 00:56:24,655
‫ولی خوب نشون دادی
‫که اون دختر برات مهمه

647
00:56:32,659 --> 00:56:35,327
‫نمیتونم بذارم اون بره

648
00:56:35,328 --> 00:56:36,912
‫نمیتونم بدمش بره

649
00:56:38,996 --> 00:56:43,706
‫،ما روی مبلغی به توافق رسیدیم
‫قرارداد بسته شده

650
00:56:43,707 --> 00:56:45,292
‫با برادرم

651
00:57:00,676 --> 00:57:02,760
‫- لرد، اوترد
‫- بانو

652
00:57:04,094 --> 00:57:06,845
‫پدرتون مراتب مهربانیشون رو
‫برای شما فرستادن

653
00:57:06,846 --> 00:57:09,097
‫مطمئنم که در محراب به خواب رفته

654
00:57:10,306 --> 00:57:14,100
‫،ترتیب دادم تا آزادتون کنن
‫به زودی به خونه برمیگردید

655
00:57:15,642 --> 00:57:17,060
‫با اریک صحبت کردی ؟

656
00:57:20,020 --> 00:57:21,333
‫بله

657
00:57:22,898 --> 00:57:24,800
‫بهت چی گفت؟

658
00:57:28,275 --> 00:57:30,383
‫بانو، اون یه شمالیه و یه کافر

659
00:57:30,384 --> 00:57:32,616
‫اون همانقدر کافره
‫که تو هستی

660
00:57:32,617 --> 00:57:35,222
‫داشتن ذره ای امید
‫به اینکه روزی با همدیگه باشید دیوانگیه

661
00:57:35,223 --> 00:57:37,042
‫- به جایی نمیرسه
‫- اینطور نیست

662
00:57:37,043 --> 00:57:41,632
‫فکر کردین چون شما میخواین این اتفاق میوفته؟
‫بانو، هرگز همچین اتفاقی نخواهد افتاد

663
00:57:41,633 --> 00:57:44,818
‫- ولی، باید بیوفته
‫- شوهرتون چی؟

664
00:57:45,762 --> 00:57:48,539
‫من در مورد شوهرم صحبت نمیکنم

665
00:57:48,540 --> 00:57:50,276
‫اون برای من اهمیتی نداره

666
00:57:50,277 --> 00:57:52,551
‫- و هرگز هم نخواهد داشت
‫- اما اون دست روی دست نمیذاره

667
00:57:52,552 --> 00:57:53,969
‫برام اهمیتی نداره

668
00:57:53,970 --> 00:57:57,848
‫نه سیگفرید دست روی دست میذاره و
‫نه پدرتون

669
00:57:57,849 --> 00:58:01,518
‫- تمام خانوادتون رو از دست میدید!
‫- یک خانواده جدید درست میکنم

670
00:58:01,519 --> 00:58:03,604
‫،ما یک خانواده جدید درست می کنیم
‫من و اریک

671
00:58:03,605 --> 00:58:05,939
‫و اونها خواهند مُرد، مثل خود شما

672
00:58:05,940 --> 00:58:07,983
‫در آتش، با برق شمشیر

673
00:58:07,984 --> 00:58:09,651
‫پس، با خوشحالی خواهم مُرد

674
00:58:09,653 --> 00:58:12,279
‫،اثلفلد، گوش کن
‫هرگز رنگ آرامش رو نخواهی دید

675
00:58:12,280 --> 00:58:14,366
‫- هرگز
‫- زندگی با اریک چیزیه که من میخوام

676
00:58:15,450 --> 00:58:18,632
‫این هم برای من بهترینه
‫و هم برای وسکس

677
00:58:20,288 --> 00:58:22,713
‫این رو به کسی غیر از تو نمیتونم بگم

678
00:58:24,209 --> 00:58:27,103
‫از کسی به غیر از تو نمیتونم بخوام

679
00:58:31,967 --> 00:58:33,421
‫کمکمون میکنی تا فرار کنیم؟

680
00:58:38,948 --> 00:58:42,355
‫،بانو من سوگند وفاداری به پدرتون خوردم
‫اگه کمکتون کنم و موفق بشیم

681
00:58:42,356 --> 00:58:44,765
‫،من رو میکشه
‫اما بدتر از اون

682
00:58:44,766 --> 00:58:47,175
‫از من میخواید
‫تا حکم مرگ شما رو هم صادر کنم

683
00:58:47,176 --> 00:58:49,878
‫نه، من ازت میخوام
‫تا بذاری زندگی کنم

684
00:58:52,163 --> 00:58:56,068
‫من اون گنجینه‌ای نخواهم شد
‫که باهاش ارتشی علیه پدرم بسازند

685
00:58:56,069 --> 00:58:57,689
‫چنین اتفاقی نخواهد افتاد

686
00:58:57,690 --> 00:58:59,891
‫هرگز

687
00:58:59,893 --> 00:59:02,967
‫من همراه با اریک از اینجا میرم

688
00:59:02,968 --> 00:59:04,588
‫یا هرگز جایی نمیرم

689
00:59:06,209 --> 00:59:10,212
‫اوترد، ازت میخوام
‫که زندگیم رو نجات بدی

690
00:59:10,213 --> 00:59:13,406
‫و با این کار مردم وسکس
‫و مرسیا رو هم در امان بداری

691
00:59:16,553 --> 00:59:18,153
‫کمکم میکنی؟

692
00:59:19,931 --> 00:59:20,962
‫لطفا؟

693
00:59:26,980 --> 00:59:32,530
‫:زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری
‫:::hamid۵۲۵۱:::......

694
00:59:32,584 --> 00:59:38,807
‫:.  ارائـه ‌ای دیـگـر از تـیـم تـرجــمه شــوتایـم   .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:.   WwW.Show-Time.iNFO   .:.</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">.:. Forums.Show-Time.Info .:.</font>

