﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
‫سي نما تقديم مي‌كند
‫30nama.com

2
00:00:06,024 --> 00:00:10,924
<font color="#ff8080">مترجم: ميثم موسويان</font>
<font color="#ff80c0">  MeysaM.UnicorN</font>
<font color="#0080c0">t.Me/unicorn025</font>

3
00:00:11,000 --> 00:00:13,400
‫من اوترد پسر اوترد هستم.

4
00:00:14,800 --> 00:00:17,560
‫اخبار مهمي به افرويچ رسيد.

5
00:00:17,640 --> 00:00:20,000
‫- الفوين توي جاده اسير شده.
‫- توسط كي؟

6
00:00:20,080 --> 00:00:21,800
‫ما فكر مي‌كنيم اونا مزدور باشن.

7
00:00:21,880 --> 00:00:24,600
‫ما به دست داشتن لرد
‫اتلهلم توي اين قضيه مشكوكيم.

8
00:00:24,680 --> 00:00:27,240
‫و سرنوشت من طبق اين وقايع تغيير كرد.

9
00:00:27,320 --> 00:00:28,880
‫لرد اتلهلم داره يه شورش رو ترتيب ميده.

10
00:00:28,920 --> 00:00:31,320
‫اون با كنستانتين متحد شده...

11
00:00:31,400 --> 00:00:34,040
‫و به اون ازدواج با بانو
‫الفوين رو پيشكش كرده.

12
00:00:34,600 --> 00:00:35,600
‫ما كجا پيداش مي‌كنيم؟

13
00:00:35,640 --> 00:00:39,000
‫توي يه قلعه كه در شمال
‫اين‌جاست، به اسم ببنبرگ.

14
00:00:39,080 --> 00:00:43,360
‫حق موروثي من توسط
‫پسرعموم ويتگار از من دزديده شده.

15
00:00:43,440 --> 00:00:44,640
‫اسم تو فراموش ميشه!

16
00:00:48,360 --> 00:00:50,640
‫حالا فرصت اينو دارم كه اونو پس بگيرم.

17
00:00:50,720 --> 00:00:53,920
‫من نيروهاي وسكس رو رهبري مي‌كنم و
‫ما اسكاتلندي‌ها رو به بيرون مرزها ميرونيم.

18
00:00:54,000 --> 00:00:56,816
‫در همين حال اتلهلم تسليم
‫ميشه و الفوين برميگرده.

19
00:00:56,840 --> 00:00:59,080
‫اما شاه ادوارد نقشه‌ي ديگه‌اي داشت.

20
00:00:59,160 --> 00:01:02,680
‫در عوض ازدواج با الفوين
‫و منزوي شدن لرد اتلهلم...

21
00:01:02,760 --> 00:01:04,320
‫ما نورثامبريا رو به دو قسمت تقسيم مي‌كنيم.

22
00:01:04,400 --> 00:01:07,080
‫زمين‌هاي اطراف ببنبرگ تحت
‫كنترل اسكاتلندي‌ها در مياد...

23
00:01:07,160 --> 00:01:09,160
‫و از شر اتلهلم هم راحت ميشيم.

24
00:01:09,239 --> 00:01:11,240
‫اين‌طوري از اون حمايتي نميشه.

25
00:01:11,840 --> 00:01:14,800
‫من به خواهرت قول دادم
‫كه از الفوين مراقبت مي‌كنم.

26
00:01:14,880 --> 00:01:18,080
‫- من با اوترد هستم.
‫- ما با اوترد هستيم.

27
00:01:18,160 --> 00:01:20,520
‫اتلستن پسرم، تو چي ميگي؟

28
00:01:21,200 --> 00:01:22,760
‫من از لرد اوترد پيروي مي‌كنم.

29
00:01:23,520 --> 00:01:26,000
‫فكر كنم اوضاع طبق چيزي كه
‫مي‌خواي پيش نميره، اعليحضرت.

30
00:01:28,120 --> 00:01:30,280
‫من سرپيچي بيشتري رو تحمل نمي‌كنم.

31
00:01:30,360 --> 00:01:33,080
‫هر كسي اين‌جا رو ترك كنه
‫مجازات مرگ در انتظارشه!

32
00:01:34,160 --> 00:01:35,960
‫همه‌چي مقدر شده!

33
00:01:35,984 --> 00:01:39,984
‫ما را در تلگرام و اينستاگرام دنبال كنيد
‫officialcinama@

34
00:01:39,984 --> 00:01:44,984
‫كانال رسمي تيم ترجمه‌ي ۳۰نما
@CinamaSub

35
00:01:46,640 --> 00:01:50,440
‫زودباشيد! بجنبيد! الان صبح ميشه.
‫[افرويچ]

36
00:01:50,520 --> 00:01:54,000
‫شايد بهتر باشه قبل رفتن منو به كشتن ندي.
‫[يورك - پادشاهي نورثامبريا]

37
00:01:54,080 --> 00:01:55,080
‫حركت كن!

38
00:01:56,400 --> 00:01:59,760
‫- پادشاه نظرش بر نگشت؟
‫- اون از همه‌ي مشاورينش فاصله گرفته.

39
00:02:00,280 --> 00:02:02,240
‫قطعا اون با ساكسون‌ها درگير نميشه.

40
00:02:03,080 --> 00:02:05,440
‫اينو به الدرمن‌هاي مرسيا بگو.

41
00:02:08,320 --> 00:02:09,760
‫ما با طلوع آفتاب حركت مي‌كنيم.

42
00:02:18,280 --> 00:02:20,280
‫هنوز افرادش در رو مسدود كردن؟

43
00:02:20,360 --> 00:02:23,640
‫آره، و انگار مرسيايي‌ها
‫براي رفتن مصمم هستند.

44
00:02:24,520 --> 00:02:26,200
‫مي‌ترسم هيچ كدوم كوتاه نيان.

45
00:02:36,320 --> 00:02:39,120
‫تو هم نمي‌توني بخوابي؟

46
00:02:42,840 --> 00:02:46,000
‫پادشاه امشب به من علاقه‌اي نداره.

47
00:02:47,600 --> 00:02:52,440
‫من بهش گفتم كه نبايد به نورثامبريا
‫پشت كنه و اون از اين حرفم خوشش نيومد.

48
00:02:52,520 --> 00:02:58,520
‫هيچ مردي از شنيدن حقيقت
‫از دهن زني كه عاشقشه لذت نميبره.

49
00:02:59,640 --> 00:03:00,680
‫هوم.

50
00:03:03,560 --> 00:03:09,560
‫با اين حال، وقتي حرفي
‫بايد گفته بشه، خدا با ماست.

51
00:03:24,080 --> 00:03:25,880
‫كماكان داره از دستورات من سرپيچي ميشه.

52
00:03:27,120 --> 00:03:30,080
‫نيروهاي وسكس رو آماده
‫كنيد. همه بايد دم در جمع بشن.

53
00:03:30,160 --> 00:03:31,840
‫چشم،‌ اعليحضرت.

54
00:03:33,160 --> 00:03:34,160
‫بانو.

55
00:03:35,000 --> 00:03:40,040
‫ادوارد، با ساكسون‌هاي ديگه درگير نشو.

56
00:03:40,120 --> 00:03:43,880
‫ياگفو، تو بايد به وينچستر برگردي.

57
00:03:45,080 --> 00:03:47,200
‫الان وقت متحد شدن نيست.

58
00:03:47,280 --> 00:03:50,400
‫ما متحدين تو نيستيم، فقط
‫زن‌هايي هستيم كه عاشقتن.

59
00:03:51,520 --> 00:03:57,240
‫قسم مي‌خورم كه فقط اون چيزي
‫كه به نظرم حقيقته رو بگم و برم.

60
00:03:58,120 --> 00:04:01,360
‫نقشه‌ي تو براي رها كردن الفوين...

61
00:04:01,440 --> 00:04:05,880
‫و معامله‌ كردن با
‫اسكاتلندي‌ها بدون مزايا نيست.

62
00:04:05,960 --> 00:04:09,520
‫اين مي‌تونه صلح رو به ارمغان بياره، بله.

63
00:04:09,600 --> 00:04:13,400
‫اما بهاي اون چند دسته شدن ساكسون‌ها هست.

64
00:04:13,480 --> 00:04:18,160
‫با جدا كردن مرسيا از وسكس ريسك نكن.

65
00:04:18,240 --> 00:04:20,040
‫تو بايد به لرد الدهم مشاوره بدي.

66
00:04:20,120 --> 00:04:25,000
‫اما اين كارو نمي‌كنم،
‫چون من با لرد الدهم موافقم.

67
00:04:27,800 --> 00:04:31,360
‫اگه اتلفلد بود از اوترد پيروي مي‌كرد.

68
00:04:31,440 --> 00:04:35,000
‫من پادشاهم. من پيروي نمي‌كنم.

69
00:04:42,160 --> 00:04:46,120
‫تو پادشاهي هستي كه انتخاب كردي رهبري نكني.

70
00:04:46,200 --> 00:04:52,000
‫اين تصميمت اون‌قدر عجيبه
‫كه چراييش براي من سوال شده.

71
00:04:53,240 --> 00:04:55,720
‫و من فقط يه جواب دارم.

72
00:04:57,760 --> 00:04:59,000
‫ترس.

73
00:04:59,600 --> 00:05:05,600
‫- من از اتلهلم، كنستانتين و بقيه ترسي ندارم.
‫- نه، اما تو از آلفرد و ميراثش مي‌ترسي.

74
00:05:15,440 --> 00:05:17,840
‫من يه چيزي به تو ميگم.

75
00:05:17,920 --> 00:05:23,880
‫تو به قدري قوي هستي كه مي‌توني مردي
‫باشي كه روياي پدرش رو محقق مي‌كنه.

76
00:05:24,440 --> 00:05:27,760
‫لازم نيست اين رو به
‫عهده‌ي نوادگانت بذاري.

77
00:05:27,840 --> 00:05:32,880
‫تو لايق ايني كه در اين دوران...

78
00:05:32,960 --> 00:05:36,240
‫به عنوان كسي كه انگليس
‫رو متحد مي‌كنه زندگي كني.

79
00:05:36,320 --> 00:05:40,120
‫- اين ترس نيست كه جلوي من رو ميگيره.
‫- من مادرتم...

80
00:05:42,560 --> 00:05:45,480
‫و وقتي كه مي‌ترسي مي‌فهمم.

81
00:05:46,680 --> 00:05:48,680
‫براي همين اين‌جام كه بهت بگم...

82
00:05:48,760 --> 00:05:53,040
‫كه باور دارم تو لايق اين لحظه‌اي.

83
00:05:53,120 --> 00:05:56,840
‫تو به همون اندازه‌ي پدرت...

84
00:05:56,920 --> 00:05:59,840
‫خوب و راستين و نجيب هستي.

85
00:06:00,840 --> 00:06:05,920
‫و براي همين خدا كمكت مي‌كنه.

86
00:06:14,120 --> 00:06:16,520
‫اين سرنوشت توئه.

87
00:06:17,760 --> 00:06:20,520
‫اين فرصت رو غنيمت بشمار.

88
00:06:37,400 --> 00:06:40,200
‫پست‌هاي خودتون رو ترك
‫كنيد! به ارتش ملحق شيد!

89
00:06:46,920 --> 00:06:48,080
‫وسكس پا پس كشيد.

90
00:06:48,680 --> 00:06:51,280
‫افراد ادوارد ديگه از
‫اين ديوارها دفاع نمي‌كنند.

91
00:07:11,080 --> 00:07:12,080
‫ما حركت مي‌كنيم.

92
00:07:12,880 --> 00:07:14,600
‫- درها رو باز كنيد.
‫- بله، سرورم.

93
00:07:44,840 --> 00:07:46,440
‫به ببنبرگ ميريم، لرد اوترد؟

94
00:07:47,280 --> 00:07:49,200
‫بذار پادشاه اعتبارش رو داشته باشه.

95
00:07:53,480 --> 00:07:55,400
‫اگه اين دستور شماست.

96
00:07:55,480 --> 00:07:59,040
‫من به يه نفر احتياج دارم كه از
‫سرزمين‌هاي مرزي نورثامبريا دفاع كنه.

97
00:08:06,440 --> 00:08:08,920
‫ما توي جاده با شاه اسكاتلند مواجه ميشيم!

98
00:08:09,000 --> 00:08:11,360
‫ما اتحاد اون رو با
‫لرد اتلهلم در هم ميشكنيم...

99
00:08:11,440 --> 00:08:14,080
‫و براي گرفتن دختر اتلفلد مذاكره مي‌كنيم.

100
00:08:15,800 --> 00:08:18,840
‫ما نورثامبريا رو براي
‫ساكسون‌ها نگه مي‌داريم!

101
00:08:31,040 --> 00:08:34,520
‫پيش به سوي ببنبرگ!

102
00:09:36,821 --> 00:09:42,860
[ببنبرگ - بامبورگ - پادشاهي نورثامبريا]

103
00:09:50,320 --> 00:09:53,040
‫انتظار داريم كه محاصره بشيم؟

104
00:09:53,800 --> 00:09:57,240
‫نه، ما مي‌خوايم براي جنگ به جنوب بريم.

105
00:09:57,320 --> 00:10:02,720
‫ما نبايد بيشتر از حد ضرورت از
‫مهمان‌نوازي نورثامبريايي ها استفاده كنيم.

106
00:10:04,200 --> 00:10:06,640
‫به محض اين‌كه ارتش كنستانتين بياد...

107
00:10:06,720 --> 00:10:10,200
‫و ازدواج انجام بگيره،

108
00:10:11,200 --> 00:10:14,680
‫ما با تداركات‌مون از اين‌جا ميريم.

109
00:10:14,760 --> 00:10:18,960
‫اين ارتش كي به اين‌جا ميرسه؟

110
00:10:22,440 --> 00:10:23,640
‫به زودي.

111
00:10:29,520 --> 00:10:30,920
‫اون نمي‌دونه.

112
00:10:31,720 --> 00:10:36,200
‫با اين همه هارت و پورتش
‫نميدونه اسكاتلندي‌ها كي ميان.

113
00:10:36,280 --> 00:10:37,600
‫اون فقط اميدواره كه بيان.

114
00:10:38,920 --> 00:10:42,320
‫پسرعموت اوترد هنوز براي
‫پادشاه ساكسوني‌ها ميجنگه؟

115
00:10:42,400 --> 00:10:43,480
‫بله.

116
00:10:44,360 --> 00:10:46,560
‫براي همين ما از اين‌جا نميريم...

117
00:10:46,640 --> 00:10:50,440
‫صرف نظر از متحدين‌مون و قول‌هايي كه داديم.

118
00:10:58,520 --> 00:11:00,720
‫ببين توي جاده كيو پيدا كردم.

119
00:11:00,800 --> 00:11:02,480
‫كينلف. دير كردي.

120
00:11:02,560 --> 00:11:05,320
‫سرورم، من سفر مهمي داشتم،
‫خيلي حرفا براي گفتن دارم.

121
00:11:06,000 --> 00:11:07,280
‫اولش من گم شدم...

122
00:11:07,360 --> 00:11:10,440
‫- كنار پل شكسته توي...
‫- نه! الان وقتش نيست، كينلف.

123
00:11:12,320 --> 00:11:13,480
‫چه خبرهايي آوردي.

124
00:11:15,440 --> 00:11:17,920
‫اينا چيزايي هست كه ۲ شب
‫پيش توسط پيش قراول‌ها ديده شده.

125
00:11:18,000 --> 00:11:21,400
‫افراد كنستانتين يه قايق نزديك
‫بندرش توي دينبر آماده كردن.

126
00:11:22,480 --> 00:11:24,280
‫يه قايق نمي‌تونه يه ارتش رو منتقل كنه.

127
00:11:24,360 --> 00:11:28,320
‫ممكنه اين يه گروه پيشرو باشه
‫كه با خود كنستانتين حركت مي‌كنن؟

128
00:11:28,400 --> 00:11:30,560
‫كنستانتين پادشاه بزرگيه.

129
00:11:30,640 --> 00:11:34,040
‫اون مثل يه تاجر از
‫بندر وارد يه قلعه نميشه.

130
00:11:34,120 --> 00:11:38,000
‫ممكنه يه هديه براي مراسم عروسي آورده باشه؟

131
00:11:38,600 --> 00:11:41,160
‫نه، اين كارش براي به رخ كشيدن قدرتشه.

132
00:11:41,720 --> 00:11:43,920
‫اون هر نيرويي كه بتونه توي
‫راه پيدا كنه رو رهبري مي‌كنه.

133
00:11:44,000 --> 00:11:46,800
‫موافقم. بعيده كه اون از
‫طريق دريا به جنوب بياد.

134
00:11:47,480 --> 00:11:50,640
‫كنستانتين با نقشه عمل مي‌كنه. اون ميدونه كه
‫موج‌هاي دريا خيلي راحت مسيرشون عوض ميشه...

135
00:11:50,720 --> 00:11:52,320
‫و خطر طوفان‌هاي تابستوني هست.

136
00:11:52,400 --> 00:11:54,480
‫خيلي خب، ما طبق نقشه جلو ميريم.

137
00:11:54,560 --> 00:11:57,360
‫اگه شانس بياريم چند روز طول
‫مي‌كشه كه ارتشش به طور كامل جمع بشه.

138
00:11:57,440 --> 00:11:58,440
‫به پيش.

139
00:12:07,640 --> 00:12:10,920
‫هر سربازي بايد روزانه ۳ بار گزارش بده.

140
00:12:11,000 --> 00:12:16,280
‫وقتي ارتش شاه كنستانتين از افق ظاهر
‫شد،‌اون توي اون كليسا آتش روشن كنيد.

141
00:12:24,560 --> 00:12:25,560
‫مادر.

142
00:12:28,800 --> 00:12:30,560
‫اين جايي هست كه تو مي‌موني.

143
00:12:30,640 --> 00:12:32,680
‫اين رو خطي بدون كه ازش نبايد عبور كني.

144
00:12:32,760 --> 00:12:36,880
‫ادوارد، جون من اهميتي نداره.

145
00:12:36,960 --> 00:12:40,960
‫خطري دودمان تو رو تهديد
‫نمي‌كنه... و تنها چيزي كه مهمه همينه.

146
00:12:45,480 --> 00:12:47,080
‫ببنبرگ چه‌قدر با اين‌جا فاصله داره؟

147
00:12:49,000 --> 00:12:52,720
‫۵ مايل، اما سفر ما طولاني‌تره.
‫[حدود ۸ كيلومتر]

148
00:12:52,800 --> 00:12:56,640
‫سپيده دم ما از وسط جنگل به
‫غرب ميريم تا قلعه رو دور بزنيم.

149
00:12:56,720 --> 00:12:58,560
‫و توي جاده‌ي بالاترش شبيخون بزنيم.

150
00:12:58,640 --> 00:13:02,960
‫من كسي نيستم كه سوال نظامي بپرسم،

151
00:13:03,040 --> 00:13:07,600
‫اما قطعا شايعه‌ي اردو زدن يه
‫ارتش بزرگ پخش ميشه، مگه نه؟

152
00:13:09,800 --> 00:13:12,080
‫يه زماني ميرسه كه ما
‫ديگه نمي‌تونيم مخفي بمونيم.

153
00:13:13,240 --> 00:13:15,160
‫فقط بايد دعا كنيم كه خدا با ما باشه.

154
00:13:17,440 --> 00:13:20,880
‫تو اين‌جا مي‌موني و خر
‫نميشي كه به ميدون جنگ بري؟

155
00:13:22,160 --> 00:13:24,248
‫اگه زخمي‌ها به كمك من
‫احتياج داشته باشن، شايد...

156
00:13:24,272 --> 00:13:24,960
‫اون نميره.

157
00:13:25,800 --> 00:13:27,640
‫ما نقش خودمون رو مي‌دونيم.

158
00:13:27,720 --> 00:13:31,800
‫در بعضي مواقع مردها بايد به تنهايي با
‫مشكلات مواجه بشن، و اين يكي از اون مواقع هست.

159
00:13:50,320 --> 00:13:51,560
‫به سرورمون اطلاع بديد.

160
00:14:03,080 --> 00:14:04,360
‫اون پادشاهه.

161
00:14:04,440 --> 00:14:06,600
‫يه پادشاه كشتي بهتري رو انتخاب مي‌كرد.

162
00:14:09,200 --> 00:14:10,680
‫البته اين يكي شايد استثنا باشه.

163
00:14:11,320 --> 00:14:13,480
‫افرادم توي بندرگاه پياده ميشن.

164
00:14:13,560 --> 00:14:16,720
‫يه پادشاه از درب اصلي يه قلعه واردش ميشه.

165
00:14:27,080 --> 00:14:28,480
‫اونا دارن ميان.

166
00:14:34,920 --> 00:14:37,720
‫آماده باشيد، پادشاه اسكاتلند وارد ميشه!

167
00:14:39,760 --> 00:14:42,600
‫اعليحضرت. تو از چيزي كه
‫برنامه ريزي كرده بوديم زودتر اومدي.

168
00:14:42,680 --> 00:14:45,920
‫من دوست دارم بقيه رو غافلگير كنم.

169
00:14:49,160 --> 00:14:55,080
‫اميدوار بودم كه ورودت
‫كمي مخفيانه‌تر مي‌بود.

170
00:14:55,920 --> 00:14:58,600
‫من پادشاه نشدم كه توي جنگل مخفي بشم.

171
00:14:59,080 --> 00:15:03,720
‫ولي ما با ارزش‌ترين عنصري كه توي جنگ...

172
00:15:03,800 --> 00:15:08,000
‫هست يعني غافلگيري رو اختيار داريم.

173
00:15:08,080 --> 00:15:12,200
‫اگه اينو به باد بديم،
‫ممكنه ادوارد بفهمه كه...

174
00:15:12,280 --> 00:15:16,200
‫همه جا جاسوس هست. اون به زودي مطلع ميشه.

175
00:15:16,280 --> 00:15:21,280
‫درسته، اما نقطه‌ ضعف
‫اون سراسيمگيش هست.

176
00:15:21,360 --> 00:15:27,360
‫- وقتي كه اون در مورد اتحاد ما بفهمه...
‫- من منتظر نميشينم كه اون به ما حمله كنه.

177
00:15:28,920 --> 00:15:30,520
‫اين بزدلانه هست.

178
00:15:32,840 --> 00:15:36,640
‫فكر مي‌كردم موافقت كرديم
‫كه حمله وقتي صورت بگيره...

179
00:15:36,720 --> 00:15:39,120
‫كه تو با مرسيا وصلت كرده باشي.

180
00:15:39,200 --> 00:15:41,560
‫و منم سر قولم هستم.

181
00:15:47,480 --> 00:15:49,640
‫اين پسريه كه پادشاه ساكسون‌ها ميشه؟

182
00:15:49,720 --> 00:15:53,560
‫درسته. الفورد، بيا و به
‫شاه كنستانتين تعظيم كن...

183
00:15:53,640 --> 00:15:56,920
‫بذار اين پادشاه به يه
‫پادشاه آينده يه نصيحتي بكنه.

184
00:15:58,760 --> 00:16:01,400
‫به هر كسي كه نحصيتت مي‌كنه اعتماد نكن.

185
00:16:06,280 --> 00:16:08,960
‫- متوجه شدم.
‫- خب، بيايد غذا بخوريم.

186
00:16:10,480 --> 00:16:12,680
‫از بانو الفوين بخواه كه به ما ملحق بشه.

187
00:16:19,920 --> 00:16:21,200
‫نه!

188
00:16:23,920 --> 00:16:27,200
‫من ترجيح ميدم بعد از
‫شام تنها اونو ملاقات كنم.

189
00:16:29,880 --> 00:16:33,280
‫هيچ وقت با معده‌ي خالي
‫يه عروس رو ملاقات نكن.

190
00:16:35,440 --> 00:16:37,920
‫مگه نه؟

191
00:17:04,280 --> 00:17:06,960
‫هي، نظرت چيه، سرورم؟

192
00:17:07,760 --> 00:17:10,560
‫خوبه سه نفرمون سوار
‫اسب شيم و از اين‌جا...

193
00:17:10,640 --> 00:17:14,480
‫به سمت دروازه بتازيم و به
‫پسرعموت يه درس حسابي بديم؟

194
00:17:15,839 --> 00:17:19,160
‫تاختن به سمت دروازه
‫كاريه كه قبلا امتحانش كردم.

195
00:17:23,440 --> 00:17:27,920
‫شايد راه تو بهتر از اينه كه
‫اين همه آدم رو به كشتن بديم.

196
00:17:31,200 --> 00:17:34,240
‫بيخيال! اونا مي‌خواستن به تو ملحق بشن.

197
00:17:34,320 --> 00:17:36,640
‫اين چيزيه كه اونا منتظرش بودن.

198
00:17:36,720 --> 00:17:39,200
‫اونا تا آخر عمرشون داستان‌هايي
‫از اين نبرد رو تعريف مي‌كنن.

199
00:17:39,280 --> 00:17:42,600
‫"ببنبرگ، نقش من توي فتحش"

200
00:17:46,160 --> 00:17:47,160
‫هي.

201
00:17:48,280 --> 00:17:53,080
‫سرورم. خبر مهمي دارم. نقشه‌ي
‫ما براي شبيخون نابهنگام بود.

202
00:17:53,160 --> 00:17:56,040
‫كنستانتين الان توي قلعه هست.

203
00:18:03,720 --> 00:18:05,640
‫جاسوسا گفتند كه اون از دريا اومده.

204
00:18:08,760 --> 00:18:12,040
‫- اين تقصير منه. من در اين مورد مشورت دادم.
‫- اين‌طور نيست.

205
00:18:12,120 --> 00:18:15,400
‫ما داشتيم روي حدس عمل
‫مي‌كرديم و حدس‌مون اشتباه بود.

206
00:18:21,240 --> 00:18:23,200
‫چند نفر توي اين قايق بودن؟

207
00:18:24,120 --> 00:18:26,520
‫فكر مي‌كنيم فقط يه تعداد
‫انگشت‌شماري باهاش بودن.

208
00:18:28,120 --> 00:18:30,040
‫همون‌طور كه اوترد پيش بيني كرده بود.

209
00:18:30,960 --> 00:18:33,840
‫اين رو به عنوان يه نشونه در نظر
‫نگير. ما يه نقشه‌ي ديگه مي‌كشيم.

210
00:18:33,920 --> 00:18:36,720
‫اين يه نشونه‌ هست كه ما بايد
‫قبل از اومدن ارتشش حمله كنيم...

211
00:18:36,800 --> 00:18:39,600
‫- نه.
‫- همه‌ي هدف‌هاي ما توي يه جا هستند.

212
00:18:39,680 --> 00:18:42,920
‫اگه الان به قلعه حمله كنيم مي‌تونيم
‫اتلهلم و كنستانتين رو توي تله بندازيم.

213
00:18:43,000 --> 00:18:47,120
‫الفوين درون قلعه هست. اون مجبور به
‫اين ازدواج ميشه و اونا تهديدش مي‌كنن.

214
00:18:47,200 --> 00:18:49,560
‫بله، اونا سعي مي‌كنن ازش براي
‫معامله كردن استفاده كنند، اما...

215
00:18:49,640 --> 00:18:52,520
‫اما ما به اتلهلم اعتماد مي‌كنيم كه
‫وقتي گير افتاده منطقي عمل كنه؟

216
00:18:57,320 --> 00:19:00,000
‫اگه ما بريم پيش كنستانتين،
‫اين يه مذاكره ميشه.

217
00:19:00,080 --> 00:19:01,760
‫اما حالا ما كاري مي‌كنيم كه چيزي
‫براي از دست دادن نداشته باشه.

218
00:19:01,840 --> 00:19:05,040
‫ما صدها نفر نيرو داريم. البته
‫كه ببنبرگ استحكامات قوي داره، بله،

219
00:19:05,120 --> 00:19:06,760
‫اما ما خيلي بيشتر از اون‌ها نيرو داريم.

220
00:19:06,840 --> 00:19:09,960
‫دختر خودش وسط حقه‌بازي‌هاش مرد.

221
00:19:10,600 --> 00:19:14,920
‫ما نمي‌تونيم در آشوبي كه ببنبرگ رو در
‫بر ميگيره بچه‌ي اتلفلد رو به خطر بندازيم.

222
00:19:16,920 --> 00:19:18,440
‫يه راه ديگه‌اي هست.

223
00:19:22,120 --> 00:19:26,280
‫من با چند نفر از افرادم اين‌جا رو
‫ترك مي‌كنم. منتظر خبر ما باشيد.

224
00:19:26,360 --> 00:19:29,320
‫ما الفوين رو از قلعه خارج
‫مي‌كنيم و بعد شما مي‌تونيد حمله كنيد.

225
00:19:29,400 --> 00:19:32,360
‫- چطور؟
‫- بندرگاه، سرورم؟

226
00:19:32,440 --> 00:19:35,920
‫نه. يه راهي به درون ببنبرگ هست كه...

227
00:19:37,840 --> 00:19:41,240
‫يه ارتش نمي‌تونه از اون‌جا
‫رد بشه، حتي ۶ نفر هم نمي‌تونن.

228
00:19:42,080 --> 00:19:47,280
‫به نظرم خيلي خطرناكه، اما با تعداد كم...

229
00:19:48,040 --> 00:19:49,120
‫شايد ممكن باشه.

230
00:19:49,200 --> 00:19:52,800
‫وقتي اين تعداد كم با نگهبان‌هاي
‫ببنبرگ مواجه بشن چه اتفاقي ميفته؟

231
00:19:55,760 --> 00:19:57,600
‫پيرليگ،‌ به اندازه‌اي قدرت
‫داري كه به ما ملحق بشي؟

232
00:19:59,560 --> 00:20:01,160
‫اون‌ قدري قدرت داري كه جلوي منو بگيري؟

233
00:20:02,480 --> 00:20:03,840
‫سرورم، بذاريد من بخشي از اين گروه باشم.

234
00:20:04,720 --> 00:20:06,560
‫هر خطري كه باشه، اون‌قدري
‫مرد هستم كه باهاش مواجه بشم.

235
00:20:06,600 --> 00:20:08,920
‫۴ عدديه كه هميشه در
‫گذشته‌ براي ما جواب داده.

236
00:20:10,000 --> 00:20:14,720
‫نيروها رو به حالت آماده باش
‫در بيار. تا علامت من حمله نكن.

237
00:20:14,800 --> 00:20:16,520
‫طفره رفتن بسه. نقشه چيه؟

238
00:20:18,120 --> 00:20:20,440
‫اگه جواب بده، ما با الفوين برميگرديم.

239
00:20:21,560 --> 00:20:22,560
‫اگه جواب نده؟

240
00:20:24,720 --> 00:20:27,080
‫اين آخرين باري ميشه كه ما با هم حرف زديم.

241
00:20:32,920 --> 00:20:36,040
‫ما ميريم شمال، از ببنبرگ رد
‫ميشيم و به خليج كوچيك بعدي ميريم.

242
00:20:38,280 --> 00:20:40,040
‫ما از كسي كه مي‌شناسم كمك ميگيريم.

243
00:20:40,760 --> 00:20:42,560
‫اگه كمك نرسه چي؟

244
00:20:42,640 --> 00:20:45,000
‫اون موقع فينان بايد يه فكري بكنه.

245
00:20:45,080 --> 00:20:46,160
‫چي؟

246
00:21:14,720 --> 00:21:17,320
‫ما كار داريم. با راهبه‌ها لاس نزن.

247
00:21:17,400 --> 00:21:19,200
‫اين كار رو به عهده‌ي تو ميذاريم، اوترد.

248
00:21:58,920 --> 00:22:01,480
‫اگه خبر داده بودي كه مياي
‫برات نوشيدني آماده مي‌كرديم.

249
00:22:01,560 --> 00:22:04,040
‫- اين‌جايي!
‫- شانس آوردي.

250
00:22:04,120 --> 00:22:07,120
‫من بيشتر ماه رو توي
‫جزيره هستم. بايد خبر ميدادي.

251
00:22:07,200 --> 00:22:08,680
‫من نمي‌دونستم كه مي‌خوام بيام.

252
00:22:09,520 --> 00:22:12,520
‫- اما خدايان نقشه‌ي ديگه‌اي داشتن.
‫- اومدي دنبال آليس؟

253
00:22:12,600 --> 00:22:14,160
‫اون حالش خيلي بهتره،

254
00:22:14,240 --> 00:22:17,080
‫البته هنوز روياي مرگ ملكه رو مي‌بينه.

255
00:22:17,160 --> 00:22:18,520
‫من براي ببنبرگ اومدم.

256
00:22:20,000 --> 00:22:22,120
‫وقتش رسيد؟ افراد لازم رو داري؟

257
00:22:23,120 --> 00:22:24,880
‫ادوارد جنوب اين‌جا يه ارتش داره.

258
00:22:24,960 --> 00:22:27,760
‫عجب. معمولا خبر اين چيزا به ما ميرسه.

259
00:22:27,840 --> 00:22:29,800
‫قبلش من بايد با تعداد كمي از افرادم...

260
00:22:29,880 --> 00:22:32,200
‫وارد قلعه بشم تا بانو الفوين رو آزاد كنم.

261
00:22:32,280 --> 00:22:34,480
‫اه. تو يه نقشه داري؟

262
00:22:34,560 --> 00:22:37,120
‫يه نقشه داره شكل ميگيره.
‫اما من به كمك احتياج دارم.

263
00:22:38,240 --> 00:22:43,240
‫- تو نه، من به كمك...
‫- نه! نه، اون خيلي بچه هست.

264
00:22:44,760 --> 00:22:47,960
‫كمك اونو نمي‌خوام. اصلا كمك اونو نمي‌خوام.

265
00:22:48,040 --> 00:22:51,200
‫اون‌قدري شانس دارم كه
‫هستن تاجر توي اين‌ زمين‌ها باشه؟

266
00:22:52,840 --> 00:22:56,640
‫اوترد، معلومه كه خدايان طرف تو هستن. بيا.

267
00:23:05,240 --> 00:23:08,440
‫اون نمي‌خواد بره چون
‫اين‌جا پول خوبي در مياره.

268
00:23:10,200 --> 00:23:13,080
‫- ما به يه محل داد و ستد تبديل شديم.
‫- من پيدات مي‌كنم.

269
00:23:28,080 --> 00:23:29,960
‫اگه از من دزدي كني پيشمون ميشي!

270
00:23:34,640 --> 00:23:35,358
‫اوترد!

271
00:23:35,382 --> 00:23:37,560
‫من اومدم بهت پيشنهاد پول
‫بدم، نه اين‌كه ازت پول بگيرم.

272
00:23:37,640 --> 00:23:40,240
‫من نيازي ندارم، و كاري
‫كه خواستي رو هم انجام دادم.

273
00:23:40,320 --> 00:23:43,160
‫آره، مي‌دونم، و حالا بيشتر مي‌خوام.

274
00:23:45,400 --> 00:23:46,760
‫من مي‌خوام به ببنبرگ وارد بشم...

275
00:23:46,840 --> 00:23:49,560
‫و تو با پرت كردن حواس
‫نگهبانا به من كمك مي‌كني.

276
00:23:50,560 --> 00:23:55,920
‫نه. نه، قطعا نه. نه امروز
‫و نه هيچ روز ديگه‌اي.

277
00:23:57,560 --> 00:23:59,240
‫تصميم بي‌خردانه‌اي هست.

278
00:24:00,480 --> 00:24:01,920
‫من زمين‌هام رو پس ميگيرم...

279
00:24:02,000 --> 00:24:05,120
‫و ما براي مجازات تو
‫براي اين امتناع برميگرديم.

280
00:24:15,840 --> 00:24:19,280
‫اگه منو تهديد كني امشب ميرم به ببنبرگ
‫و در مورد حمله‌ي شما به اونا هشدار ميدم.

281
00:24:22,040 --> 00:24:23,360
‫نه اين‌ كارو نمي‌كني.

282
00:24:25,560 --> 00:24:27,840
‫من مشغول پول در آوردنم.

283
00:24:29,120 --> 00:24:30,120
‫بگو ببينم.

284
00:24:31,240 --> 00:24:34,560
‫والهالا از مردي كه به احمق‌ها
‫عتيقه مي‌فروشه استقبال مي‌كنه؟

285
00:24:38,400 --> 00:24:41,840
‫اجداد من براي پولدار شدن
‫به اين سرزمين اومدن، اوترد.

286
00:24:42,760 --> 00:24:44,880
‫من فقط دارم طبق حق ذاتيم زندگي مي‌كنم.

287
00:24:44,960 --> 00:24:47,080
‫تو حتي لازم نيست شمشير بكشي.

288
00:24:47,640 --> 00:24:50,640
‫فقط مي‌خوام نگهبانا رو به ساحل بكشوني.

289
00:24:50,720 --> 00:24:53,840
‫و براي اين‌كار من بهت
‫پول ميدم... خيلي زياد.

290
00:24:55,600 --> 00:24:56,960
‫تو پول كافي رو نداري.

291
00:24:57,040 --> 00:24:59,760
‫مي‌دوني كه وقتي ببنبرگ رو بگيرم دارم.

292
00:25:03,360 --> 00:25:07,520
‫و توي مسابقه‌ي بين ويتگار و
‫من، تو مي‌دوني كه كي برنده ميشه.

293
00:25:09,920 --> 00:25:12,440
‫من به وفاداري معروف نيستم، اوترد.

294
00:25:13,440 --> 00:25:15,520
‫سپردن چنين چيزي به من عاقلانه نيست.

295
00:25:20,720 --> 00:25:24,520
‫جدا كردن يه نگهبان از
‫پستش كار ساده‌اي نيست.

296
00:25:28,080 --> 00:25:30,280
‫- اين برات هزينه داره.
‫- بله، مي‌دونم.

297
00:25:32,400 --> 00:25:33,560
‫فينان بيرونه.

298
00:25:33,640 --> 00:25:35,040
‫اون نقشه رو توضيح ميده.

299
00:25:40,640 --> 00:25:42,520
‫پيرليگ مي‌تونه كوچيك‌ترين
‫قايق ما رو قرض بگيره.

300
00:25:42,600 --> 00:25:46,640
‫اگه اون رو توي آب ببينن فكر
‫مي‌كنن كه اون براي زيارت اومده.

301
00:25:48,640 --> 00:25:50,120
‫مطمئن شو كه اونو پس بياري.

302
00:25:51,440 --> 00:25:52,720
‫هر كاري از دستم بر بياد مي‌كنم.

303
00:25:55,520 --> 00:25:56,600
‫موفق باشي.

304
00:26:03,160 --> 00:26:06,120
‫ميگم... شايد بهتر باشه من به شما ملحق بشم.

305
00:26:06,880 --> 00:26:09,800
‫نه، لطفا اين‌ كارو نكن. تو اين‌جا
‫چيزهايي داري كه بايد ازشون محافظت كني.

306
00:26:14,640 --> 00:26:16,560
‫من هيچ وقت مطمئن نيستم
‫كه بشه به هستن اعتماد كرد.

307
00:26:20,880 --> 00:26:22,920
‫من دارم تصميم درستي ميگيرم؟

308
00:26:24,360 --> 00:26:26,480
‫نمي‌تونه اشتباه باشه كه بخواي
‫از بانو الفوين محافظت كني...

309
00:26:26,560 --> 00:26:28,600
‫يا براي بچه‌هات يه خونه پيدا كني.

310
00:26:28,680 --> 00:26:31,320
‫اين كه چنين زماني براي
‫تو مناسب هست يا نه رو...

311
00:26:32,400 --> 00:26:35,440
‫نمي‌دونم. اميدوارم كه باشه.

312
00:26:38,160 --> 00:26:42,440
‫اما نيتت خالصه و براي
‫همين خداي من با تو همراهه.

313
00:26:46,200 --> 00:26:47,720
‫تا سپيده دم كار رو تموم كن.

314
00:26:48,840 --> 00:26:52,920
‫و فردا روز اول يه دنياي جديد ميشه.

315
00:27:04,000 --> 00:27:07,080
‫- همه نقشه رو فهميدن؟
‫- بله!

316
00:27:07,160 --> 00:27:10,160
‫- بله.
‫- هي، به اون بگو.

317
00:27:11,320 --> 00:27:14,200
‫اون نگهبانا رو قبل عوض شدن
‫جريان موج‌ها به بيرون مي‌كشه،

318
00:27:14,280 --> 00:27:17,400
‫و باعث ميشه تو يه فرصت
‫خيلي كوچيك و بي‌پروايانه...

319
00:27:17,480 --> 00:27:20,160
‫براي رد شدن از اتاق نگهبانا
‫قبل برگشتنشون پيدا كني.

320
00:27:21,480 --> 00:27:23,760
‫تو اون قسمتي كه هيچ غلطي
‫نمي‌كني رو فراموش كردي.

321
00:27:25,440 --> 00:27:27,520
‫آره، من توي قايق ميشينم
‫و هيچ غلطي نمي‌كنم.

322
00:27:27,600 --> 00:27:30,120
‫وقتي علامت رو ببينم
‫اونا رو ميارم بيرون.

323
00:27:30,720 --> 00:27:33,400
‫عاليه، همه‌ي ما موافقت كرديم.

324
00:28:02,600 --> 00:28:05,640
‫شب داره نزديك ميشه و
‫هنوز خبري از اوترد نشد.

325
00:28:05,720 --> 00:28:08,280
‫اعليحضرت، صبور باشيد.

326
00:28:10,480 --> 00:28:11,720
‫اون هيچ وقت شما رو نااميد نكرده.

327
00:28:11,800 --> 00:28:14,160
‫اون قبلا براي زمين‌هاي خودش نمي‌جنگيد.

328
00:28:14,240 --> 00:28:18,360
‫با اين‌كه از اتحاد ساكسون‌ها حرف ميزنه،
‫ما مي‌دونيم چي اونو به اين‌جا آورده.

329
00:28:19,160 --> 00:28:21,080
‫- فكر نمي‌كنم اين منصفانه باشه.
‫- شايد نباشه.

330
00:28:21,160 --> 00:28:24,000
‫اما كي ته دلش خير ساكسون‌ها رو مي‌خواد،

331
00:28:24,080 --> 00:28:26,520
‫- من يا اوترد؟ من...
‫- سرورم...

332
00:28:30,320 --> 00:28:34,600
‫جاسوساي شمال اين‌جا ميگن كه اسكاتلندي‌ها
‫اردوگاه رو ترك كردن و به اين سمت ميان.

333
00:28:39,400 --> 00:28:42,040
‫- تا كي به ببنبرگ ميرسن؟
‫- مشخص نيست.

334
00:28:42,880 --> 00:28:45,240
‫بستگي داره كه اونا براي
‫نيروي كمكي توقف مي‌كنن...

335
00:28:45,320 --> 00:28:48,480
‫- يا كل نيروهاشون همينه.
‫- اوترد چي؟

336
00:28:51,640 --> 00:28:54,080
‫خبري ازش نيست، كسي هم اونو نديده.

337
00:28:55,760 --> 00:28:57,040
‫ما نمي‌تونيم ردش رو بگيريم.

338
00:29:05,760 --> 00:29:08,480
‫در مورد چي بحث ميشه كه ما بايد بدونيم؟

339
00:29:08,960 --> 00:29:10,720
‫چي از من مخفي نگه داشته ميشه؟

340
00:29:11,200 --> 00:29:12,400
‫فكر مي‌كنم اون مي‌خواد حمله كنه.

341
00:29:13,920 --> 00:29:15,360
‫بدون لرد اوترد؟

342
00:29:16,080 --> 00:29:19,520
‫به نظر مياد اون براش مهم نيست
‫كه پدر من زنده مي‌مونه يا ميميره.

343
00:29:20,160 --> 00:29:24,840
‫حرف زدن با اون در مورد الفوين تاثيري
‫نداره، و اهميتي هم به ارد الفورد نميده.

344
00:29:26,560 --> 00:29:27,880
‫ادوارد از دست رفته.

345
00:29:28,640 --> 00:29:31,760
‫اون‌قدر به‌خاطر خيانت اتلهلم خشمگين شده...

346
00:29:31,840 --> 00:29:34,200
‫كه پسر خودش رو در يه
‫محاصره به خطر ميندازه؟

347
00:29:34,280 --> 00:29:35,560
‫اون يه چيزيش شده.

348
00:29:40,000 --> 00:29:42,320
‫انگار كه الان باور داره
‫كه هميشه خدا ياريش مي‌كنه.

349
00:29:48,240 --> 00:29:49,440
‫بانوي من.

350
00:29:50,680 --> 00:29:51,680
‫بانو.

351
00:29:55,000 --> 00:29:59,360
‫شايد در ترغيب پادشاه زياده‌روي كردم.

352
00:30:03,400 --> 00:30:05,960
‫با من به جنوب بيا.

353
00:30:06,040 --> 00:30:08,160
‫نه! من از نبرد فرار نمي‌كنم.

354
00:30:08,240 --> 00:30:11,600
‫من اين‌جا مي‌مونم چون
‫شايد به درد مصدومين بخورم.

355
00:30:11,680 --> 00:30:14,040
‫من پيشنهاد نميدم كه فرار كنيم،

356
00:30:14,120 --> 00:30:17,280
‫اما اگه مي‌خواي از يه كشتار
‫جلوگيري كني به دنبال من بيا.

357
00:30:33,040 --> 00:30:35,400
‫مي‌خواي بپري و شنا كني؟

358
00:30:36,920 --> 00:30:38,360
‫شايد.

359
00:30:38,440 --> 00:30:40,240
‫نذار آرامش دريا گولت بزنه.

360
00:30:41,160 --> 00:30:44,080
‫امواج اين‌جا سريع جهت عوض
‫مي‌كنن. به يه صخره كوبيده ميشي.

361
00:30:44,160 --> 00:30:46,920
‫برام مهم نيست. زندگي من تموم شده.

362
00:30:49,520 --> 00:30:51,200
‫تو پادشاه اسكاتلندي‌ها هستي؟

363
00:30:51,280 --> 00:30:52,720
‫تو عروسي؟

364
00:30:52,800 --> 00:30:54,120
‫اين‌طور به من گفتن.

365
00:30:56,680 --> 00:30:59,360
‫چرا ازدواج نكردي؟ تو از پدر منم مسن‌تري.

366
00:30:59,840 --> 00:31:01,320
‫كدوم پدرت رو ميگي؟

367
00:31:10,400 --> 00:31:13,640
‫عذر مي‌خوام، شوخي بي‌رحمانه‌اي بود.

368
00:31:15,600 --> 00:31:18,160
‫- همين الانش هم از من متنفري؟
‫- بله.

369
00:31:18,240 --> 00:31:19,320
‫چرا؟

370
00:31:20,160 --> 00:31:22,360
‫چون نمي‌خوام با تو ازدواج كنم!

371
00:31:23,480 --> 00:31:28,600
‫اين يه حقيقت ساده هست.
‫اين به من تحميل شده.

372
00:31:32,960 --> 00:31:35,960
‫منم نمي‌خوام با تو ازدواج كنم.

373
00:31:36,040 --> 00:31:39,160
‫- پس منو از اين معامله آزاد كن.
‫- نه.

374
00:31:39,240 --> 00:31:41,000
‫چون من قول دادم.

375
00:31:41,080 --> 00:31:42,800
‫من دارم مبادله ميشم.

376
00:31:46,680 --> 00:31:48,720
‫اوضاع اين‌جوريه ديگه.

377
00:31:48,800 --> 00:31:51,000
‫تو ثروتمند ميشي و به خوبي ازت مراقبت ميشه.

378
00:31:51,080 --> 00:31:54,880
‫- اين نفرين بدي نيست...
‫- تو اصلا نمي‌دوني چه حسي دارم!

379
00:32:07,320 --> 00:32:09,600
‫كيه كه بهش علاقه داري؟

380
00:32:10,680 --> 00:32:11,520
‫بله؟

381
00:32:11,600 --> 00:32:14,240
‫دلت پيش كيه كه اين‌‌قدر باعث رنجشت شده؟

382
00:32:14,680 --> 00:32:16,440
‫اعليحضرت. من باكره هستم.

383
00:32:17,120 --> 00:32:18,640
‫من اينو نپرسيدم.

384
00:32:20,240 --> 00:32:22,840
‫من سفره‌ي دلم رو پيش تو باز نمي‌كنم.

385
00:32:24,800 --> 00:32:25,880
‫خب...

386
00:32:29,880 --> 00:32:32,160
‫چون داريم ازدواج مي‌كنيم،

387
00:32:34,000 --> 00:32:36,280
‫من حس مي‌كنم كه بايد
‫اعتمادم رو به تو پيشكش كنم.

388
00:32:42,120 --> 00:32:43,400
‫من عاشق يه نفر هستم.

389
00:32:45,720 --> 00:32:48,080
‫اون زن هم متاهله...

390
00:32:49,720 --> 00:32:50,920
‫با اين حال مال منه.

391
00:32:52,960 --> 00:32:57,560
‫و نمي‌خوام با پريدن روي يه
‫دختر نجيب‌زاده به اون خيانت كنم.

392
00:33:00,400 --> 00:33:01,400
‫پس...

393
00:33:03,680 --> 00:33:05,120
‫تو همسر من ميشي.

394
00:33:06,160 --> 00:33:10,120
‫توي در هر قلعه‌اي كه دوست
‫داري در آسايش زندگي مي‌كني.

395
00:33:11,240 --> 00:33:13,880
‫من از ثروت‌ سرزمين‌هاي
‫تو در مرسيا بهره‌مند ميشم.

396
00:33:13,960 --> 00:33:15,200
‫شايد بهت سر بزنم...

397
00:33:16,120 --> 00:33:17,320
‫اما به اتاق خوابت نميام.

398
00:33:19,560 --> 00:33:20,920
‫به طور خلاصه...

399
00:33:21,760 --> 00:33:23,480
‫ازدواج ما بي‌ثمره...

400
00:33:25,200 --> 00:33:26,520
‫و من هيچ وقت تو رو دوست نخواهم داشت.

401
00:33:34,000 --> 00:33:35,280
‫اعليحضرت...

402
00:33:36,360 --> 00:33:40,360
‫مدت‌ها بود كه كسي با من صادق نبوده.

403
00:33:58,000 --> 00:34:01,000
‫اين اجدادت خيلي لاغر بودن، مگه نه؟

404
00:34:03,800 --> 00:34:05,760
‫براي رفتن و برگشتن چه‌ قدر وقت داريم؟

405
00:34:06,840 --> 00:34:09,680
‫تا هستن به خشكي برسه و نقشه رو اجرا كنه،

406
00:34:10,400 --> 00:34:11,680
‫به اندازه‌ي كافي وقت داريم.

407
00:34:18,719 --> 00:34:19,719
‫سرورم.

408
00:34:23,840 --> 00:34:26,360
‫دريا به يه كشتي ديگه خيانت كرد.

409
00:34:48,159 --> 00:34:50,840
‫اين ساحل زمين ويتگار ببنبرگ هست.

410
00:34:51,719 --> 00:34:52,880
‫شما اينو مي‌دونيد.

411
00:34:52,960 --> 00:34:55,600
‫ما نمي‌خوايم بدون اجازه وارد بشيم،

412
00:34:55,679 --> 00:34:59,040
‫فقط مي‌خوايم منتظر جنس‌هامون
‫بمونيم كه دريا اونا رو به ساحل بياره.

413
00:35:00,000 --> 00:35:01,320
‫كي با تو سفر مي‌كنه، راهبه؟

414
00:35:01,400 --> 00:35:03,960
‫يه تاجر كه به ليندسفارن عتيقه مياره.

415
00:35:05,080 --> 00:35:06,080
‫خودت رو معرفي كن.

416
00:35:08,680 --> 00:35:11,680
‫هستن. اجازه بده كه منتظر موج بمونيم...

417
00:35:12,400 --> 00:35:14,080
‫و تو مي‌توني مقداري غنيمت از ما رو بگيري.

418
00:35:18,320 --> 00:35:19,600
‫اين‌جا صبر كن.

419
00:35:38,360 --> 00:35:40,120
‫مسير از بين رفته.

420
00:35:40,200 --> 00:35:43,280
‫راه ديگه‌اي هست؟ مي‌تونيم خودمون برگرديم؟

421
00:35:43,360 --> 00:35:47,720
‫وقتي نمونده. موج داره برميگرده.
‫سربازا پستشون رو ترك مي‌كنن.

422
00:35:55,360 --> 00:35:57,320
‫تو هميشه مي‌خواستي كه توي ببنبرگ بميري.

423
00:35:59,920 --> 00:36:02,360
‫بيايد كمتر حرف
‫بنزيم. ما بالا ميريم.

424
00:36:16,000 --> 00:36:21,880
‫كمكي نكن. الان وقتش نيست
‫كه با اين چيزا حواسمون پرت بشه.

425
00:36:22,960 --> 00:36:26,400
‫اعليحضرت، ما به خوبي از شما...

426
00:36:26,480 --> 00:36:29,560
‫و لرد اتلهلم مهمان‌نوازي كرديم.

427
00:36:29,640 --> 00:36:33,040
‫اجازه بديد كه من غنيمت‌ها
‫رو به عنوان غرامت بردارم.

428
00:36:34,960 --> 00:36:36,040
‫جنس‌ها چي هستن؟

429
00:36:38,160 --> 00:36:39,320
‫عتيقه جات و نمك.

430
00:36:40,160 --> 00:36:42,400
‫وقتي كه موج‌ها بيان، شايد
‫جنس‌هاي بيشتري پيدا بشه.

431
00:36:43,280 --> 00:36:46,240
‫من در زمينم هر چيزي
‫كه دريا بياره رو برميدارم.

432
00:36:46,320 --> 00:36:49,080
‫اين رسم معموله. مي‌توني
‫هر كاري صلاح مي‌دوني بكني.

433
00:36:55,080 --> 00:36:56,160
‫اما...

434
00:36:59,880 --> 00:37:02,040
‫اگه جات بودم حواسم به حقه‌ها بود.

435
00:37:02,880 --> 00:37:06,560
‫دانماركي‌ها قبل حمله افرادي
‫رو براي شناسايي مي‌فرستن.

436
00:37:08,080 --> 00:37:10,240
‫وقتي ما به جنوب رفتيم،

437
00:37:11,200 --> 00:37:13,480
‫شايد دزداي دريايي گريبانگيرت بشن.

438
00:37:15,400 --> 00:37:17,040
‫اون موقع دنبال مي‌خواي ما رو پيدا كني.

439
00:37:29,640 --> 00:37:31,760
‫افراد، به ساحل بريد.

440
00:37:31,840 --> 00:37:33,240
‫شماها به حياط مركزي بريد.

441
00:37:34,360 --> 00:37:36,720
‫وقتي موج برگشت به اندازه‌ي
‫خودتون غنيمت برداريد.

442
00:37:42,800 --> 00:37:45,960
‫- اون پسرعموشه؟
‫- آره. اما خيلي بهم شبيه نيستن.

443
00:37:46,040 --> 00:37:47,960
‫وقتي يه مرد طماع ببينم مي‌شناسم.

444
00:37:48,560 --> 00:37:51,560
‫چيزاي مشترك زيادي داريد.
‫بايد بتوني اونو به حرف بگيري.

445
00:37:53,240 --> 00:37:56,720
‫ممنون كه به ما اجازه داديد
‫كه گنج‌مون رو جمع كنيم.

446
00:37:56,800 --> 00:38:01,200
‫ما مي‌بينيم كه ديگه دريا چي رو
‫مياره و زمين شما رو ترك مي‌كنيم.

447
00:38:01,280 --> 00:38:04,720
‫حرفشو نزن، خودتون رو مهمون من بدونيد.

448
00:38:06,240 --> 00:38:08,200
‫بيايد داخل قلعه، اون‌جا آتيش داريم گرمه.

449
00:38:08,280 --> 00:38:10,840
‫لطف داري، اما ما كارمون زياده.

450
00:38:10,920 --> 00:38:13,240
‫من بايد زائرين رو به جزيره برسونم.

451
00:38:14,120 --> 00:38:16,920
‫اين‌جا خطرات زيادي سراغ مسافرا مياد.

452
00:38:17,000 --> 00:38:19,080
‫به داخل قلعه بيايد.

453
00:38:19,160 --> 00:38:23,400
‫يه جشن عروسي در راهه و ما دوست
‫داريم شما در اون حضور داشته باشيد.

454
00:38:29,720 --> 00:38:34,120
‫افراد من جنس‌هاي تو رو جمع
‫مي‌كنن، البته ما يه خراجي ميگيريم.

455
00:38:49,040 --> 00:38:51,240
‫غنائم رو برداريد!

456
00:38:51,320 --> 00:38:54,160
‫هستن خيلي سخاوتمنده.

457
00:39:05,600 --> 00:39:07,880
‫اوه، اي خدا!

458
00:39:07,960 --> 00:39:10,360
‫باورت ميشه؟

459
00:39:16,800 --> 00:39:18,840
‫دستتو بده من! دستتو بده من!

460
00:39:18,920 --> 00:39:20,880
‫اون يكي دستت رو بده من!

461
00:39:20,960 --> 00:39:23,360
‫بكشش بالا!

462
00:39:31,200 --> 00:39:33,320
‫ممنون.

463
00:39:36,800 --> 00:39:39,440
‫سريعا هر چيزي كه مي‌تونيد
‫برداريد و به پست‌هاتون برگرديد.

464
00:39:42,200 --> 00:39:44,880
‫و مراقب كشتي‌هاي دانماركي ديگه باشيد.

465
00:39:46,880 --> 00:39:48,840
‫من مي‌خوام يه جاي خلوت لباس بپوشم.

466
00:39:48,920 --> 00:39:51,320
‫توي قلعه بخشي براي زنان هست؟

467
00:39:52,120 --> 00:39:55,760
‫مي‌توني به آشپزخونه
‫بري. اون‌جا چند تا زن هستند.

468
00:40:23,080 --> 00:40:24,080
‫اين يكي.

469
00:40:26,080 --> 00:40:28,800
‫اين‌جا نسبت به بقيه ضعيف‌تر
‫به نظر مياد. امتحانش كن.

470
00:40:31,720 --> 00:40:33,200
‫خيلي سريع و پر سر و صدا انجامش ميدي!

471
00:40:36,120 --> 00:40:37,440
‫من صداي كسي رو نمي‌شنوم.

472
00:40:38,240 --> 00:40:40,480
‫فكر مي‌كنم هستن اونا رو به ساحل كشونده.

473
00:41:01,040 --> 00:41:02,120
‫هستن!

474
00:41:03,120 --> 00:41:07,440
‫اين چهره‌اي هست كه من فراموش نمي‌كنم.

475
00:41:09,200 --> 00:41:11,760
‫تو اون بيچاره‌اي هستي
‫كه كشتيت نابود شد؟

476
00:41:12,400 --> 00:41:13,600
‫- بله.
‫- اه.

477
00:41:15,080 --> 00:41:18,080
‫من تو رو يادم نمياد، سرورم.

478
00:41:18,760 --> 00:41:19,800
‫نه.

479
00:41:21,240 --> 00:41:22,960
‫نه، انگار منو يادت نمياد.

480
00:41:24,560 --> 00:41:26,960
‫آخرين باري كه همو ديديم،

481
00:41:27,040 --> 00:41:30,840
‫تو منو توي مقبره‌ي
‫آلفرد زنداني كردي.

482
00:41:32,520 --> 00:41:37,440
‫محاصره‌ي وينچستر،
‫اين روي حافظه‌ي من حك شده.

483
00:41:37,520 --> 00:41:42,880
‫و با اين حال بعدش زنده
‫موندي و پيشرفت كردي.

484
00:41:42,960 --> 00:41:45,120
‫هر دوي ما...

485
00:41:46,960 --> 00:41:48,280
‫آدماي جوون‌تري بوديم.

486
00:41:49,920 --> 00:41:54,480
‫نوه‌ي من بعد اون قضيه تا
‫چند سال خواب درستي نداشت.

487
00:41:58,600 --> 00:42:02,160
‫خب، قنديل‌هاي تخمام از بين رفت...

488
00:42:02,240 --> 00:42:04,400
‫و راهم رو مي‌كشم و ميرم.

489
00:42:13,960 --> 00:42:16,120
‫يه مدتي بمون،‌ هستن.

490
00:42:16,200 --> 00:42:18,760
‫ما خاطرات زيادي براي بازگو كردن داريم.

491
00:43:25,280 --> 00:43:26,720
‫حفره رو مسدود كن.

492
00:43:30,480 --> 00:43:31,680
‫كافيه.

493
00:43:57,040 --> 00:43:58,280
‫قربان.

494
00:44:00,040 --> 00:44:01,280
‫هي، هي.

495
00:44:03,560 --> 00:44:06,320
‫بيا، احتمالش زياده كه تو رو بشناسن.

496
00:44:07,120 --> 00:44:09,080
‫اگه يكي از شما دو نفر شناسايي بشيد چي؟

497
00:44:09,160 --> 00:44:10,640
‫من يه نقشه‌اي براي اين دارم.

498
00:44:10,720 --> 00:44:13,000
‫زودباشيد. بيايد الفوين رو پيدا كنيم!

499
00:44:16,920 --> 00:44:19,960
‫- سرورم، منتظر علامت اوترد باشيد.
‫- ما صبر كرديم و چيزي نشنيديم.

500
00:44:20,040 --> 00:44:22,280
‫وقتي كه در اون مي‌تونيم بر
‫دشمن پيروز بشيم داره به سر مياد.

501
00:44:22,360 --> 00:44:25,200
‫اما اوترد يا الفوين چي؟ اونا كشته ميشن!

502
00:44:26,360 --> 00:44:28,680
‫- اين ديوونگيه.
‫- آره.

503
00:44:30,640 --> 00:44:32,000
‫اما ما بايد از دستورش اطاعت كنيم.

504
00:45:08,640 --> 00:45:10,200
‫اون پادشاه اسكاتلندي‌هاست؟

505
00:45:10,680 --> 00:45:11,720
‫آره.

506
00:45:20,920 --> 00:45:22,840
‫سرورم!

507
00:45:24,160 --> 00:45:25,160
‫سرورم!

508
00:45:26,040 --> 00:45:27,200
‫سرورم!

509
00:45:42,920 --> 00:45:43,920
‫هي، شماها!

510
00:45:47,920 --> 00:45:49,640
‫توي حياط مركزي بمونيد.

511
00:45:52,600 --> 00:45:55,400
‫چرا كنستانتين افرادش رو اين‌جا گذاشته؟

512
00:45:56,920 --> 00:46:00,880
‫ما ما در مورد روش‌هايي كه براي
‫محافظت استفاده مي‌كنيم صحبت نمي‌كنيم.

513
00:46:01,520 --> 00:46:02,920
‫باشه!

514
00:46:04,600 --> 00:46:06,440
‫شاه كنستانتين؟

515
00:46:07,760 --> 00:46:11,320
‫افرادت جايي مي‌گرده كه نبايد بگرده.

516
00:46:12,080 --> 00:46:13,360
‫اون يكي از افراد من نيست.

517
00:46:25,400 --> 00:46:27,560
‫فكر مي‌كنم خرت كردن، لرد ويتگار.

518
00:46:32,000 --> 00:46:33,800
‫چطور از افراد من عبور كرديد؟

519
00:46:35,600 --> 00:46:37,720
‫شماها هم دانماركي‌هاي كشتي شكسته هستيد؟

520
00:46:39,000 --> 00:46:40,800
‫اونا رو شكنجه بديد تا راستشو بگن.

521
00:46:41,440 --> 00:46:43,640
‫نشونشون بديد كه هر دزد
‫دريايي با چي مواجه ميشه.

522
00:46:58,280 --> 00:47:00,160
‫شما داريد به خدا خدمت مي‌كنيد، دوستان.

523
00:47:00,240 --> 00:47:02,440
‫توي محموله‌ي بعدي من
‫۲ برابر اين گيرتون مياد.

524
00:47:35,600 --> 00:47:37,880
‫- بانو الفوين؟
‫- بله؟

525
00:47:40,760 --> 00:47:42,080
‫- بيا.
‫- نه!

526
00:47:42,160 --> 00:47:44,080
‫بيا! من دارم سعي مي‌كنم نجاتت بدم!

527
00:47:44,160 --> 00:47:47,400
‫من چندين بار اينو شنيدم
‫و هيچ وقت حقيقت نداشته.

528
00:47:47,480 --> 00:47:51,160
‫بانو الفوين، من لرد هستن هستم.

529
00:47:51,240 --> 00:47:54,280
‫- من دوست پدر حقيقيت بودم!
‫- لرد هستن؟

530
00:47:55,480 --> 00:47:58,600
‫تو سعي كردي مادرم رو بكشي! كمك!

531
00:47:58,680 --> 00:48:01,640
‫كمكم كنيد! اعليحضرت!

532
00:48:01,720 --> 00:48:03,760
‫اين مرد سعي كرد منو بگيره.

533
00:48:05,680 --> 00:48:06,840
‫اون دختر اشتباه كرده.

534
00:48:11,840 --> 00:48:14,240
‫اگه به اون بانوي جوان
‫بي‌احترامي كردم عذرخواهي مي‌كنم.

535
00:48:14,320 --> 00:48:17,600
‫رفتار ما با زن‌ها مثل شما نيست.

536
00:48:22,160 --> 00:48:25,880
‫من مرد با شرافتي هستم.
‫شايد سوتفاهم برام پيش اومده.

537
00:48:27,480 --> 00:48:28,720
‫تو يه دروغگويي.

538
00:48:28,800 --> 00:48:33,920
‫نقشه‌ي تو معلوم شد و
‫بقيه‌ي افرادت دستگير شدن.

539
00:48:37,800 --> 00:48:41,480
‫حقيقت رو به من بگو كه
‫چرا به ببنبرگ اومدي...

540
00:48:42,160 --> 00:48:44,200
‫و اين‌طوري فقط
‫جون اونا رو ميگيرم.

541
00:48:53,960 --> 00:48:55,400
‫من حقيقت رو ميگم،

542
00:48:57,240 --> 00:48:59,240
‫من فقط به خودم خدمت مي‌كنم.

543
00:49:04,000 --> 00:49:05,640
‫من اين‌جا هيچ همدستي ندارم.

544
00:49:06,600 --> 00:49:08,240
‫و بخشي از هيچ نقشه‌اي نيستم.

545
00:49:39,880 --> 00:49:40,920
‫ترتيب اينو بديد.

546
00:49:41,000 --> 00:49:43,200
‫و كشيش رو بياريد!

547
00:49:43,280 --> 00:49:44,600
‫بيايد اين ازدواج رو تمومش كنيم!

548
00:50:00,080 --> 00:50:02,000
‫شايد ما راه اشتباهي رو اومديم.

549
00:50:03,720 --> 00:50:06,920
‫مزرعه دار گفت اين شرقه،
‫اما حالا فكر مي‌كنم كه غربه.

550
00:50:07,000 --> 00:50:11,240
‫من به گفته شده كه خيلي از
‫جنگل‌ نشين‌ها به اون زن ملحق شدند.

551
00:50:22,520 --> 00:50:24,520
‫ما مي‌دونيم كه اين‌جاييد!

552
00:50:24,600 --> 00:50:27,280
‫ما پيش‌آهنگ‌هاي شما رو ديديم!

553
00:50:29,120 --> 00:50:30,960
‫بانو السويت.

554
00:50:37,160 --> 00:50:39,800
‫هر كاري مي‌خوايد بكنيد! ما حرف نميزنيم.

555
00:50:53,480 --> 00:50:55,600
‫حماقت كردي كه به اينجا اومدي.

556
00:50:56,560 --> 00:50:58,360
‫من با مسيحي‌ها دوست نيستم.

557
00:50:58,440 --> 00:51:00,400
‫شايد، بله.

558
00:51:01,280 --> 00:51:02,480
‫اما...

559
00:51:05,160 --> 00:51:06,960
‫ما به كمك تو نياز داريم.

560
00:51:13,040 --> 00:51:14,040
‫دست نگه داريد!

561
00:51:16,120 --> 00:51:19,160
‫بذاريد من اولين ضربه رو بزنم.

562
00:51:19,600 --> 00:51:20,600
‫سرورم!

563
00:51:21,000 --> 00:51:22,720
‫سربازا دارن از جنوب نزديك ميشن.

564
00:51:22,800 --> 00:51:24,760
‫- چند نفر؟
‫- خيلي زيادن.

565
00:51:28,560 --> 00:51:29,960
‫من برميگردم. صبر كنيد.

566
00:51:49,200 --> 00:51:51,720
‫تو، دروازه رو مهر و موم كن!

567
00:51:56,320 --> 00:51:57,920
‫نه، هنوز نه.

568
00:53:03,520 --> 00:53:05,560
‫نزديك‌تر نيا!

569
00:53:09,080 --> 00:53:10,240
‫حرف بزن!

570
00:53:10,960 --> 00:53:12,960
‫من از طرف ادوارد،

571
00:53:13,040 --> 00:53:16,440
‫پادشاه ساكسون و اين زمين‌ها يه پيام آوردم!

572
00:53:17,960 --> 00:53:22,240
‫به ما لرد اتلهلم و بانو الفوين
‫رو بديد و ما حمله نمي‌كنيم.

573
00:53:22,320 --> 00:53:26,760
‫اگه درخواست ما رو رد كنيد شما
‫رو محاصره مي‌كنيم و بعد مي‌كشيم!

574
00:53:27,160 --> 00:53:28,760
‫هيچ كسي زنده نمي‌مونه!

575
00:53:35,000 --> 00:53:40,000
‫مترجم: ‫ميثم موسويان
MeysaM.UnicorN
‫t.Me/unicorn025

576
00:53:40,024 --> 00:53:45,024
‫بزرگترين مرجع دانلود فيلم و سريال
‫30nama.com

