﻿1
00:00:00,900 --> 00:00:10,900
«: Violet مـتـرجـم: غـزل :»

2
00:00:11,800 --> 00:00:15,100
« قسمت دوم - ترژر آیلند »

3
00:00:49,591 --> 00:00:52,260
.صبح‌بخیر، دکتر رابرتز

4
00:00:52,510 --> 00:00:54,929
.شما 56 دقیقه خوابِ عمیق داشتین

5
00:00:56,473 --> 00:00:58,600
.صبح‌بخیر، دکتر رابرتز</i>

6
00:00:58,683 --> 00:01:01,061
.شما 56 دقیقه خوابِ عمیق داشتین

7
00:01:21,706 --> 00:01:24,793
سلام و به برنامه‌ی
.روانپزشکی نوین خوش‌ اومدین

8
00:01:24,876 --> 00:01:27,504
.مجری شما، دکتر مایکل وست‌فیلد هستم

9
00:01:27,879 --> 00:01:32,467
توی برنامه‌ی ‌امروز می‌خوایم پیرامون
یه ‌سندروم نادر‌ اما جالب به اسم

10
00:01:32,550 --> 00:01:34,803
.اختلال روان‌پریشی مشترک، صحبت کنیم</i>

11
00:01:35,261 --> 00:01:39,808
این بیماری‌ رو می‌تونیم به‌
صورت توهمی تعریف کنیم که

12
00:01:39,891 --> 00:01:41,818
در فردی که رابطه‌ی نزدیکی</i>

13
00:01:41,902 --> 00:01:44,729
با کسی که از قبل توهم نهادینه
.‌شده داره ظاهر می‌شه

14
00:01:44,896 --> 00:01:46,898
...برای مثال، زوجی‌ رو درنظر بگیرین</i>

15
00:02:44,247 --> 00:02:45,247
.ممنون

16
00:02:50,837 --> 00:02:53,423
.شرمنده، کاشکی این لباس لازم نبود

17
00:02:59,929 --> 00:03:00,930
.لطفاً، بشین

18
00:03:04,767 --> 00:03:06,060
سر هومِر چه بلایی اومد؟

19
00:03:08,229 --> 00:03:09,439
سر هومِر چه بلایی اومد؟

20
00:03:10,356 --> 00:03:11,974
پرری، چه بلایی سر ما اومد؟

21
00:03:13,234 --> 00:03:15,278
.به یه ‌بُعد دیگه سفر کردیم

22
00:03:15,653 --> 00:03:18,406
!به حالت‌های دیگه‌ی خودمون

23
00:03:19,199 --> 00:03:21,534
.افرادی با زندگی‌های کاملاً متفاوت -
.نه کاملاً -

24
00:03:21,618 --> 00:03:24,078
،نینا و من روز تولدِ یکسانی داشتیم
،همون اسامی شناسنامه‌ای

25
00:03:24,162 --> 00:03:25,371
...همون پدر -
.آره -

26
00:03:25,455 --> 00:03:29,125
دکتر پرسی هم همون روزِ تولد و همون
...دوران بچگی‌ رو داشت. حتی همون

27
00:03:29,542 --> 00:03:32,170
نام وسط عجیب. ‌اما اینجا
.کسی بهم هَپ نمی‌گه

28
00:03:32,879 --> 00:03:36,132
اون اسم مستعاری بود که توی اورژانس انتخاب
.کرده بودم. اون توی اورژانس کار نمی‌کرد

29
00:03:36,925 --> 00:03:38,343
،هیچ‌وقت آژیر نشنیده بود

30
00:03:38,676 --> 00:03:41,054
هیچ‌وقت فکرش با تجربه‌های
.نزدیک به مرگ مشغول نشده بود

31
00:03:43,014 --> 00:03:44,432
.عملاً یه ‌آدم مشهوره

32
00:03:44,682 --> 00:03:47,685
یه‌ کتاب نوشته بود. روان‌شناسی
.همه‌ی چیزها رو بررسی کرده بود

33
00:03:52,774 --> 00:03:56,736
،وقتی‌ توی آپارتمان نینا بودم
من... متوجه عکس‌های بچگی‌هاش شدم

34
00:03:56,819 --> 00:04:00,281
.و اون عکس‌ها... ماله منن. تا حدودی

35
00:04:00,365 --> 00:04:01,658
.درسته -
...اما -

36
00:04:02,158 --> 00:04:03,576
.نینا هیچ‌وقت کور نشد

37
00:04:04,118 --> 00:04:05,912
...تونست به دانشگاه و

38
00:04:06,371 --> 00:04:08,164
.پاریس بره

39
00:04:08,790 --> 00:04:10,375
معرکه‌ست، مگه نه؟

40
00:04:11,501 --> 00:04:15,713
و اشتباه می‌کردم. تجربه‌های نزدیکِ مرگ
.لحظه‌های کوتاهی از زندگی بعد از مرگ نیستن

41
00:04:16,506 --> 00:04:18,675
.لحظه‌های کوتاهی از یه زندگی دیگه‌ان

42
00:04:19,384 --> 00:04:21,219
.باغ گذرگاه‌های هزارپیچ

43
00:04:21,511 --> 00:04:23,721
فردی که... که درگیر اوضاع مختلف

44
00:04:24,055 --> 00:04:27,475
شده یا تصمیماتِ ‌متفاوت
...می‌گیره، و یه جورایی

45
00:04:28,393 --> 00:04:31,229
.یه آدم متفاوت می‌شه -
اما چرا هومر من‌ رو یادش نبود؟ -

46
00:04:31,312 --> 00:04:33,752
این یکی از سؤالاتی‌‍ه که باید
.جواب‌ـ‌‍ش رو پیدا کنیم

47
00:04:35,692 --> 00:04:36,992
.این رو ببین

48
00:04:37,652 --> 00:04:38,652
...به‌نظر میاد

49
00:04:39,821 --> 00:04:41,030
،این بدن باشه

50
00:04:41,531 --> 00:04:43,408
...و این، آه

51
00:04:44,117 --> 00:04:45,117
.روح

52
00:04:47,328 --> 00:04:48,997
.یا ذهن، ضمیر هرچی

53
00:04:49,289 --> 00:04:50,373
...و ظاهراً

54
00:04:51,040 --> 00:04:52,208
...می‌تونه توی یه

55
00:04:53,710 --> 00:04:56,129
بُعد دیگه پرش کنه
.و این بدن‌ رو ترک کنه

56
00:04:56,754 --> 00:04:59,257
...حالا ضمیر من

57
00:04:59,966 --> 00:05:01,050
.وارد بدن دکتر پرسی شده

58
00:05:01,467 --> 00:05:02,844
.ضمیر تو وارد نینا آزارُوا

59
00:05:04,387 --> 00:05:06,639
،و... بنا به دلایلی نمی‌تونم سردربیارم

60
00:05:06,973 --> 00:05:09,684
هومر، دقیقاً همون کار
...بقیه رو انجام داد

61
00:05:11,978 --> 00:05:13,646
.اما وارد دکتر رابرتز نشد

62
00:05:15,773 --> 00:05:18,818
.پرشت‌ رو برام توصیف کن
.هراتفاقی که افتاده‌ رو بهم بگو

63
00:05:20,320 --> 00:05:24,032
خیلی‌خب. خب، دو روز بعد از اینکه تو رو با
...رفتاری که بهش افتخار نمی‌کنم، ترک کردم

64
00:05:25,533 --> 00:05:27,535
...من... همه‌ رو از سلول‌هاشون بیرون آوردم

65
00:05:27,869 --> 00:05:30,538
.و بردم‌‍شون... بیرون

66
00:05:47,430 --> 00:05:48,598
.سدیم تیوسولفات

67
00:05:49,223 --> 00:05:51,100
.فلجی بعد از 11 دقیقه شروع می‌شه

68
00:05:51,684 --> 00:05:53,644
.قلب طی 13 تا 15 دقیقه وایمیسته

69
00:05:53,728 --> 00:05:56,147
.ما رو کشتی

70
00:05:56,230 --> 00:05:57,440
.برای همه‌مون تموم شده

71
00:05:58,316 --> 00:06:01,694
یا جابه‌جایی‌ها رو انجام می‌دیم و
...باهم به بُعد دیگه سفر می‌کنیم

72
00:06:02,612 --> 00:06:04,989
.یا اینجا توی این دشت باهم می‌میریم

73
00:06:06,282 --> 00:06:08,534
.به شما بستگی داره

74
00:06:50,618 --> 00:06:52,453
.به بُعد دیگه می‌بریمش

75
00:07:43,337 --> 00:07:44,589
!مونواکسید کربن

76
00:07:45,047 --> 00:07:46,799
!بقیه‌ی اون پنجره‌ها رو باز کن

77
00:07:46,883 --> 00:07:48,593
!یکی به اورژانس زنگ بزنه

78
00:07:50,511 --> 00:07:52,680
!و پنجره‌ها رو باز کن
!همه‌ رو خارج کن

79
00:08:34,347 --> 00:08:36,140
خوبی؟

80
00:08:36,224 --> 00:08:37,600
داری چه غلطی می‌کنی؟

81
00:08:41,145 --> 00:08:42,021
.دکتر پرسی

82
00:08:44,899 --> 00:08:46,442
!هی، هی، هی

83
00:08:46,734 --> 00:08:48,194
خوبی؟ خوبی؟

84
00:08:48,528 --> 00:08:51,614
.خیلی‌خب

85
00:09:01,249 --> 00:09:02,249
.خیلی‌خب. خیلی‌خب

86
00:09:02,291 --> 00:09:04,919
.خوبه، همه‌چی رو به راهه. حال‌مون خوبه -
!آره -

87
00:09:06,087 --> 00:09:07,463
،همون‌طور که همیشه می‌گفتی

88
00:09:07,797 --> 00:09:09,632
.همون نمایش، بازیگرانِ‌ متفاوت

89
00:09:10,424 --> 00:09:12,677
.ورای بُعدهای زیادی درطی زمان

90
00:09:15,846 --> 00:09:18,474
.بهم متصل شدیم، تو و من، پرری

91
00:09:20,434 --> 00:09:23,521
.علم سرنوشت‌ رو داریم کشف می‌کنیم

92
00:09:26,232 --> 00:09:30,252
درمقایسه با این موضوع قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ
.روی ماه عملاً قدم گذاشتن توی پارک بوده

93
00:09:30,861 --> 00:09:34,448
...هنوزم نمی‌فهمم چرا هومر -
هومر رابرتز توی این بُعد -

94
00:09:35,032 --> 00:09:38,578
زندگی بزرگسالی‌ـش‌ رو صرف پژوهش تحت نظر
.دکتر پرسی کرده. دکتر پرسی‌ رو تحسین می‌کنه

95
00:09:38,828 --> 00:09:40,997
.خیلی‌خب؟ اون... تحسینم می‌کنه

96
00:09:43,165 --> 00:09:44,792
...پس، هومر من

97
00:09:44,875 --> 00:09:47,803
اون هومر توی یه دشت
.در داکوتای شمالی مُرده

98
00:09:50,172 --> 00:09:51,172
.نه

99
00:09:52,216 --> 00:09:54,051
.نه. نمی‌تونه برای هیچی باشه

100
00:09:54,135 --> 00:09:56,637
داری درموردِ چی صحبت می‌کنی؟
!معلومه که نبوده

101
00:09:57,805 --> 00:10:01,726
این حقیقت که اینجا داریم این گفتگو رو
.می‌کنیم ثابت می‌کنه که برای هیچی نبوده

102
00:10:03,811 --> 00:10:05,563
.باید از خیلی چیزا سردربیاریم

103
00:10:06,647 --> 00:10:09,191
می‌دونی، چند بُعد
مختلف وجود داره؟

104
00:10:09,275 --> 00:10:11,902
بی‌نهایت هستن؟
می‌تونیم روشون اثر بذاریم؟

105
00:10:11,986 --> 00:10:15,239
،بُعد بدون عیب و نقصی وجود داره
و اگه داره، چطور پیداش کنیم؟

106
00:10:16,073 --> 00:10:17,533
چطور پرش‌ رو کنترل می‌کنی؟</i>

107
00:10:20,369 --> 00:10:22,830
متوجهی توی چه موقعیتِ حساسی هستیم؟

108
00:10:24,999 --> 00:10:26,834
.فراتر از ما آدماست، پرری

109
00:10:29,295 --> 00:10:31,047
.اما به داخل تاریکی پرش کردم

110
00:10:31,714 --> 00:10:34,568
و نتونستم توی بُعدی که آسیب‌مغزی
.داشتم یا مُرده بودم پرش کنم

111
00:10:34,592 --> 00:10:36,052
...می‌دونی، تو

112
00:10:36,135 --> 00:10:39,096
دقیقاً می‌دونستی کجا می‌خواستی
.بری و کارت به اینجا کشید

113
00:10:39,805 --> 00:10:41,140
.یه جورایی هدایتش کردی

114
00:10:42,725 --> 00:10:43,725
.خواهشاً

115
00:10:43,934 --> 00:10:45,603
فقط بهم بگو چطور
.این کار رو کردی

116
00:10:59,450 --> 00:11:00,450
.باشه

117
00:11:07,792 --> 00:11:08,992
بله، دکتر پرسی؟

118
00:11:09,043 --> 00:11:11,883
.خانم آزارُوا حس همکاری ندارن
.آماده‌ی برگشتن به اتاق

119
00:11:11,921 --> 00:11:15,299
عدم همکاری؟ هومر رو بیدار و
.جفت‌‍مون رو از این زندون آزاد می‌کنم

120
00:11:15,383 --> 00:11:18,594
و تو دکتر نیستی، حتی یه دانشمندم
.نیستی، رئیس یه زندانی

121
00:11:18,844 --> 00:11:20,596
.مهم نیست توی چه بُعدی باشی

122
00:11:23,391 --> 00:11:25,267
.گذشته گیجت کرده، پرری

123
00:11:25,351 --> 00:11:27,436
.اشکال نداره

124
00:11:29,647 --> 00:11:30,690
...شاید یه روزی

125
00:11:31,482 --> 00:11:34,026
بُعدی‌ رو پیدا کنیم که بتونی
.با دیدِ جدید بهم نگاه کنی

126
00:11:40,741 --> 00:11:42,660
خوبین، دکتر؟ -
.آره -

127
00:11:43,119 --> 00:11:44,328
.فقط مراقب سرت باش

128
00:11:44,954 --> 00:11:46,080
.غذاش‌ رو ببرین اتاقش

129
00:11:46,163 --> 00:11:48,874
تنهایی کامل تا وقتی‌که بتونه رفتار
.غیرخشونت‌آمیزش‌ رو درست کنه

130
00:11:48,958 --> 00:11:51,669
!نه، نه، نه. ساعت‌ رو ببین
!با خودش این‌کار رو کرده

131
00:11:51,752 --> 00:11:54,672
یه هیولایی، هَپ، و هومر وقتی‌
.دستتُ رو کنم متوجه‌اش می‌شه

132
00:11:54,755 --> 00:11:55,840
!هومر

133
00:11:56,257 --> 00:11:57,925
!هومر

134
00:11:58,426 --> 00:11:59,677
!هومر

135
00:11:59,760 --> 00:12:01,512
!بس کن! بسه! بسه! ولش کن

136
00:12:01,595 --> 00:12:02,805
!بذار بره

137
00:12:03,556 --> 00:12:05,433
.چیزی نیست. چیزی نیست

138
00:12:05,516 --> 00:12:06,392
.هی

139
00:12:06,475 --> 00:12:08,811
.چیزی نیست. اینجام

140
00:12:10,229 --> 00:12:13,357
!هیس

141
00:12:14,775 --> 00:12:15,775
.چیزی نیست

142
00:12:16,360 --> 00:12:17,360
!هیس

143
00:12:17,403 --> 00:12:19,947
!هیس

144
00:12:20,030 --> 00:12:21,907
.بهت کمک می‌کنه آروم شی

145
00:12:22,241 --> 00:12:25,077
.آرام‌بخش خیلی خیلی خفیفی‌‍ه

146
00:12:25,453 --> 00:12:28,164
برای بهم زدن آرامش
.بقیه‌ی بیمارا خیلی زوده

147
00:12:28,247 --> 00:12:30,916
.خواب برای ثبات‌‍شون ضروری‌‍ه

148
00:12:32,126 --> 00:12:34,420
بهت کمک می‌کنه تو
.هم یکم بخوابی

149
00:12:37,131 --> 00:12:38,174
.فراموش کردی

150
00:12:41,594 --> 00:12:42,595
.به یاد میاری

151
00:12:44,638 --> 00:12:45,638
.ببرین‌‍‌ـش

152
00:14:08,389 --> 00:14:09,849
آبجوی پابست دارین؟

153
00:14:11,183 --> 00:14:14,144
می‌شه درش‌ رو باز نکنین؟
.می‌خوام آینده‌ام رو بدونم

154
00:14:16,146 --> 00:14:18,431
دارین برای یه شب طولانی
برنامه‌ریزی می‌کنین؟

155
00:14:19,692 --> 00:14:22,770
،گزارشگری؟ توافق ‌امضاء کردیم
.یه توافق عدم افشاء

156
00:14:23,195 --> 00:14:24,947
اگه درموردِ کیوری صحبت
.کنیم اخراج می‌شیم

157
00:14:25,239 --> 00:14:28,409
،بیرون پارکینگ دیدیمت
.توی ماشین نارنجی‌ـت

158
00:14:28,534 --> 00:14:30,870
یه جورایی توی چشم‌‍ه، می‌دونی؟ -
.آره -

159
00:14:30,953 --> 00:14:33,455
.همیشه مشکل بوده -
پس چرا رنگش کردی؟ -

160
00:14:33,539 --> 00:14:34,623
.این رنگ‌ رو دوست دارم

161
00:14:36,375 --> 00:14:37,543
اشکال نداره بشینم؟

162
00:14:42,464 --> 00:14:44,675
.پنج‌ِ دل
چی فکر می‌کنین؟

163
00:14:46,051 --> 00:14:48,053
.آدم پنج بار عاشق می‌شه

164
00:14:48,137 --> 00:14:50,389
خب، فکر کنم هنوز چندتا
.دیگه از قلبام مونده باشه

165
00:14:52,766 --> 00:14:54,018
.من یه گزارشگر نیستم

166
00:14:54,226 --> 00:14:56,937
.یه کارآگاهم
.دنبال یه دختر گمشده‌ام

167
00:14:57,938 --> 00:14:58,938
.یه دامر

168
00:15:02,359 --> 00:15:04,111
.نه، با این سن و سال استخدام نمی‌کنن

169
00:15:04,194 --> 00:15:06,155
بچه می‌زنه. کسی زیرسن قانونی ندارن؟

170
00:15:07,114 --> 00:15:11,160
بامزه‌ست، اما شغل رؤیاییم‌ رو
،به‌خاطرش به‌خطر نمی‌ندازم

171
00:15:11,243 --> 00:15:12,244
.فردا می‌بینمت

172
00:15:13,871 --> 00:15:15,497
.امشب می‌بینمت

173
00:15:18,751 --> 00:15:21,646
چه بلایی سرش اومده؟ -
.این چیزی‌‍ه که سعی دارم بفهمم -

174
00:15:21,670 --> 00:15:24,131
ببینین، اون لوگوی کیوری‌ رو
.توی یادداشت‌هاش کشیده بود

175
00:15:25,507 --> 00:15:26,717
اون‌جا چه خبره؟

176
00:15:27,468 --> 00:15:30,303
فقط به‌طور کلی، نمی‌خواد
.رمز و رازیُ بروز بدی

177
00:15:31,805 --> 00:15:34,183
،باشه، باشه. من می‌پرسم
.مجبور نیستی جواب بدی

178
00:15:35,517 --> 00:15:39,104
،تحقیقات... درموردِ خواب نیست
.درموردِ رؤیاست

179
00:15:40,773 --> 00:15:44,360
چیزی درموردت هست که تو رو
.یه جور رؤیاپرداز خاص می‌کنه

180
00:15:46,362 --> 00:15:48,238
چون کارت درسته استخدام شدی؟

181
00:15:50,074 --> 00:15:51,659
این دلیل استخدامت‌‍ه؟

182
00:15:58,707 --> 00:16:00,059
این رو نمی‌شناسی؟

183
00:16:01,794 --> 00:16:05,464
ذهن بقیه رو می‌خونی یا کارآگاهی؟ -
گوش کن، فقط توجه می‌کنم. خب؟ -

184
00:16:05,781 --> 00:16:08,008
ازت نمی‌خوام شغل رؤیایی‌ـت
،رو به خطر بندازی

185
00:16:08,092 --> 00:16:10,987
،نیاز ندارم رمز و رازی از "سیلیکون ولی" بدونم
اما اگه چیزی هست که فکر می‌کنی

186
00:16:11,011 --> 00:16:12,388
،می‌تونه به کارم بیاد

187
00:16:12,805 --> 00:16:14,139
.پس خواهشاً، بهم کمک کن

188
00:16:19,103 --> 00:16:22,856
.باشه، ببین. یه چیزی هست
.فقط نمی‌تونم اینجا بهت بگم

189
00:16:26,860 --> 00:16:27,861
،هرشب

190
00:16:28,654 --> 00:16:31,740
هرکدوم‌‍مون چهار یا
.شاید پنج‌تا رؤیا داریم

191
00:16:32,282 --> 00:16:36,704
بعد از دوره‌ی خوابِ عمیق‌‍ بیدارمون می‌کنن
.و بازگویی رؤیاهامون‌ رو ضبط می‌کنن

192
00:16:36,996 --> 00:16:40,332
،یه خانمی هست. سنش بالاتره
.بریتانیایی‌‍ه و ویلچر داره

193
00:16:40,457 --> 00:16:43,419
.به رؤیاهامون گوش می‌ده
.صدها رؤیا هرشب

194
00:16:43,544 --> 00:16:45,045
برای چی؟ -
.چمیدونم -

195
00:16:45,129 --> 00:16:46,588
.داره دنبال چیزی می‌گرده

196
00:16:46,672 --> 00:16:48,465
اما برای چی؟ -
.نمی‌دونم -

197
00:16:49,216 --> 00:16:52,177
اما بعضی رؤیاها براش
.مهم‌تر از بقیه هستن

198
00:16:52,261 --> 00:16:53,345
.باشه، باشه

199
00:16:53,804 --> 00:16:56,181
.رؤیاهاتون‌ رو تجزیه تحلیل می‌کنن

200
00:16:56,265 --> 00:16:58,368
این موضوع چه‌طور به
ناپدید شدن میشل ربط داره؟

201
00:16:58,392 --> 00:17:00,112
.گفتی می‌خوای کمک کنی -
.اون خانم -

202
00:17:00,561 --> 00:17:03,272
،دکتر مارلو رودز
...اونی که به رؤیاها گوش می‌کنه

203
00:17:03,731 --> 00:17:04,940
.ناپدید شده

204
00:17:06,150 --> 00:17:08,569
استعفاء داده، یا اخراج شده؟ -
.فکر کنم استعفاء داده -

205
00:17:09,069 --> 00:17:10,779
،پیر راسکین اون‌جا بود

206
00:17:10,863 --> 00:17:15,409
،و وقتی‌ متوجه شده رفته
.کلی گشت

207
00:17:15,492 --> 00:17:18,078
،و هیچ‌کس نتونست پیداش کنه
.نه حتی راسکین

208
00:17:20,122 --> 00:17:22,124
و کِی این اتفاق افتاد؟ -
.دو هفته پیش -

209
00:17:24,460 --> 00:17:26,086
.مربوط به وقتی‌‍ه که میشل گم شد

210
00:17:27,046 --> 00:17:30,007
فکر کنم دکتر رودز
.چیزی رو که نباید دیده

211
00:17:51,195 --> 00:17:53,515
حالا دیگه چی می‌خوای؟ -
.از صبح دارم بهت زنگ می‌زنم -

212
00:17:53,572 --> 00:17:57,284
.زندگیِ خودم‌ رو دارم، کریم -
.آدرس دکتر مارلو رودز رو لازم دارم -

213
00:17:57,367 --> 00:17:59,244
جز اسمش، اطلاعاتِ دیگه‌ای نداری؟ -
.خانم‌‍ه -

214
00:17:59,328 --> 00:18:01,622
تا چند هفته‌ی پیش توی
.کیوری کار می‌کرده

215
00:18:02,206 --> 00:18:03,290
کیوری چی‌‍ه؟

216
00:18:03,373 --> 00:18:05,501
کارخونه‌ی رؤیای
.پیر راسکین توی اوکلند

217
00:18:05,584 --> 00:18:07,903
ببین، یکی از کارمندها این
.اسم‌ رو فقط بهم داده

218
00:18:07,912 --> 00:18:09,521
داری روی پرونده‌ی
حق مالکیت کار می‌کنی؟

219
00:18:09,605 --> 00:18:11,815
.بچه‌ی گمشده -
فاحشه؟ -

220
00:18:12,049 --> 00:18:14,968
.یه آدم عجیب توی حوزه‌ی تکنولوژی -
چرا غافلگیر نشدم؟ -

221
00:18:15,052 --> 00:18:17,721
حالت چطوره، مو؟ -
پیشِ یه نویسنده‌ که -

222
00:18:17,805 --> 00:18:19,881
در شرف انتشار یه مطلب
.مربوط به حقوق زنان‌‍ه هستم

223
00:18:19,965 --> 00:18:22,184
دارم همه‌ی حساب‌های
اینترنتی‌ـش‌ رو ایمن می‌کنم تا

224
00:18:22,267 --> 00:18:25,729
هک، یا اطلاعات شخصیش پخش نشه و مورد
.تهدید یا مزاحمت... همچین چیزایی قرار نگیره

225
00:18:26,313 --> 00:18:28,816
.درسته. طبق معمول همیشه
اما حالت چطوره؟

226
00:18:29,483 --> 00:18:31,360
.دل و دماغ ندارم

227
00:18:31,693 --> 00:18:33,028
.خب، پس اینُ واسه‌ی تو ساختن

228
00:18:33,445 --> 00:18:36,031
مرغ جذاب قهوه‌ای به گاو
جذاب قهوه‌ای چی گفت؟

229
00:18:37,825 --> 00:18:39,284
.جذاب قهوه‌ای گاو قهوه‌ای

230
00:18:42,496 --> 00:18:43,664
.گندت بزنن، کریم

231
00:18:52,339 --> 00:18:55,134
آیکلر کجاست؟
."گفت، "ده اینجا باش وگرنه هیچی

232
00:18:55,217 --> 00:18:56,969
.چمیدونم. یه جایی گیر کرده

233
00:18:57,728 --> 00:18:59,638
پس، تو می‌خوای اظهاریه‌ام رو ثبت کنی؟

234
00:18:59,721 --> 00:19:02,424
.دارم پسرم‌ رو می‌برم بازی جاینتز
[ نیویورک جاینتز: تیم فوتبال آمریکایی ]

235
00:19:03,183 --> 00:19:05,269
.بازی ساعت هفت‌‍ه
.هشت ساعت مونده

236
00:19:06,103 --> 00:19:08,188
بچه‌ها دوست دارن به
.تمرینات‌ هم برسن

237
00:19:10,774 --> 00:19:11,774
!لعنتی

238
00:19:12,359 --> 00:19:13,485
اونی که پریده چطور؟

239
00:19:13,777 --> 00:19:14,777
.مرگِ مغزی شده

240
00:19:15,737 --> 00:19:17,739
و نتیجه‌ی سم‌شناسی؟ -
.نوچ -

241
00:19:18,699 --> 00:19:19,699
.جناب

242
00:19:20,242 --> 00:19:23,036
یه مورد بچه‌ی گمشده هست که
.توی اون خونه یه مدت بوده

243
00:19:23,120 --> 00:19:26,231
،توی یه لحظه از پنجره می‌پره بیرون
کسی یه ذره‌ام به این موضوع علاقمند نیست؟

244
00:19:27,457 --> 00:19:29,376
بچه‌ای که دنبالشی توی
.اون خونه نبوده

245
00:19:34,381 --> 00:19:37,259
چهار هفته‌ی اخیر رو بررسی
.کردیم و کسی‌ رو ندیدیم

246
00:19:38,719 --> 00:19:40,846
.وایستا. آروم‌ترش کن

247
00:19:41,513 --> 00:19:44,558
.اون دوستِ چینی آمریکایی توئه -
.ویتنامی‌‍ه -

248
00:19:45,184 --> 00:19:46,351
.ببخشید

249
00:19:47,436 --> 00:19:49,813
فقط تو و اون آقای
.ویتنامی‌ هستین

250
00:19:52,941 --> 00:19:56,361
وسلام. فقط دیدیم شما
.دوتا توی اون خونه رفتین

251
00:20:00,324 --> 00:20:01,408
.هی، برگرد عقب

252
00:20:01,992 --> 00:20:02,992
.وایستا اینجا

253
00:20:03,911 --> 00:20:05,412
پس چطوری رفته اون تو؟

254
00:20:22,638 --> 00:20:23,639
.پیر

255
00:20:23,722 --> 00:20:25,242
.سعی داشتم باهات تماس بگیرم

256
00:20:25,307 --> 00:20:27,434
.شرمنده، روز مشکلی بوده

257
00:20:27,893 --> 00:20:28,893
نینا چطوره؟

258
00:20:30,187 --> 00:20:32,773
.راستش، خوب نیست
.توهم زده

259
00:20:33,315 --> 00:20:34,900
.یه اختلال جدی داشت

260
00:20:34,983 --> 00:20:37,069
خودش به اون خونه رفته؟

261
00:20:37,527 --> 00:20:39,863
.نمی‌دونم -
.بهم قول داد که نمی‌ره -

262
00:20:41,573 --> 00:20:44,576
خب، پیر، بهم گفتی قبل از اتفاق
.توی کشتی ناراحت بوده

263
00:20:44,660 --> 00:20:46,662
...باید با این احتمال روبرو شیم که

264
00:20:47,162 --> 00:20:49,498
...وقتی‌ فهمید -
.هضمش براش سخت بود -

265
00:20:51,541 --> 00:20:54,461
.همه حد و مرزی دارن -
.می‌خوام برگرده -

266
00:20:57,839 --> 00:20:59,091
مطمئنی بهترین کاره؟

267
00:20:59,383 --> 00:21:01,009
.هانتر

268
00:21:01,510 --> 00:21:02,886
...منظورم این‌‍ه که

269
00:21:03,303 --> 00:21:04,888
...آه، شاید

270
00:21:05,514 --> 00:21:07,516
باتوجه به نگرانی‌هائی
...که درموردت داره

271
00:21:08,475 --> 00:21:10,102
،شانس آورده که اینجاست

272
00:21:10,394 --> 00:21:13,063
جایی‌ که می‌تونه صرفاً
.روی بهبودش تمرکز کنه

273
00:21:15,274 --> 00:21:16,483
.متوجه منظورتم

274
00:21:18,151 --> 00:21:19,778
یه مورد آزمایش جدید
.برات می‌فرستم

275
00:21:20,070 --> 00:21:22,531
.چه خوب. صبح آماده می‌شیم -
.باشه -

276
00:21:23,073 --> 00:21:26,702
.خب، باید درموردِ نینا باهات صحبت کنم -
.پیر، باید قطع کنم. متأسفم -

277
00:21:26,785 --> 00:21:29,871
یه موضوعی هست که باید فوراً بهش
.رسیدگی کنم. دوباره بهت زنگ می‌زنم

278
00:21:31,790 --> 00:21:33,542
.بله، هومر. بگو

279
00:21:36,920 --> 00:21:38,705
.امروز صبح مرتکب یه اشتباه شدم

280
00:21:39,881 --> 00:21:42,384
به خانم آزارُوا آرام‌بخش دادم چون

281
00:21:42,467 --> 00:21:44,803
نگران بودم مزاحم
.بقیه‌ی بیمارا بشه

282
00:21:44,886 --> 00:21:45,721
.باشه

283
00:21:45,804 --> 00:21:48,764
به درمان بیمار با دارو که مشخصاً
.ازش لطمه دیده اعتقادی ندارم

284
00:21:48,807 --> 00:21:51,268
،انتخابت این بوده
.و باید به خودت ایمان داشته باشی

285
00:21:51,351 --> 00:21:54,980
.من... از ایزوله کردن برای تنبیه خوشم نمیاد
.حس... تنبیهی داره نه پزشکی

286
00:21:55,063 --> 00:21:58,358
راستش، این دوماه اخیر بیشتر
.نگهبان زندون بودم تا دکتر

287
00:21:58,442 --> 00:22:00,535
پس داری روش‌های
من‌ رو نقد می‌کنی؟

288
00:22:03,238 --> 00:22:04,323
.البته که نه

289
00:22:06,033 --> 00:22:07,951
چرا مسئولیتِ درمانش‌
رو به‌عهده نمی‌گیری؟

290
00:22:09,619 --> 00:22:10,619
من؟

291
00:22:10,662 --> 00:22:11,955
.آره، تو

292
00:22:12,622 --> 00:22:14,874
مگر اینکه شرط و
.شروطی داشته باشی

293
00:22:15,042 --> 00:22:16,918
.نه. نه. نه، موضوع این نیست

294
00:22:17,002 --> 00:22:19,629
فقط این‌‍ه که فکر کردم
.تو بهش رسیدگی می‌کنی

295
00:22:19,713 --> 00:22:20,713
...خب

296
00:22:21,423 --> 00:22:24,551
.نینا فکر می‌کنه من یه جور هیولای اصلاح‌ناپذیرم
.به این خاطر نتونستم پیشرفتی توی درمانش کنم

297
00:22:24,634 --> 00:22:27,054
...فکر می‌کنه که تو -
.نیمه‌ی گم‌شده‌اشم -

298
00:22:27,137 --> 00:22:29,881
.این‌جور ترافکنی‌ای می‌تونه مفید باشه
ترافکنی: حالتی که شخصی، به‌طور ناخودآگاه، فرد دیگری]
[را آماج احساسات، آرزوها، و تجربیات قدیمی‌اش قرار دهد

299
00:22:29,973 --> 00:22:32,017
.پس، حرف‌هاش رو دنبال کن

300
00:22:32,100 --> 00:22:36,605
مخصوصاً، بفهم فکر می‌کنه از
.بُعد دیگه چطور به اینجا رسیده

301
00:22:37,356 --> 00:22:39,566
بقیه گفتن که همه‌مون
.باهم رسیدیم

302
00:22:39,649 --> 00:22:41,526
اون فکر می‌کنه
.یه جور دیگه اومده

303
00:22:41,610 --> 00:22:45,614
حالا، این تفاوت ممکنه کلیدِ
.بهبود روان‌پریشی‌ـش باشه

304
00:22:48,241 --> 00:22:52,120
حتی یه موردِ اختلال
روان‌پریشی مشترک بین

305
00:22:52,204 --> 00:22:54,539
.افراد کاملاً غریبه وجود نداره
.نه حتی یکی

306
00:22:55,040 --> 00:22:56,040
.تا به الان

307
00:22:57,542 --> 00:22:59,920
بیا باهم تاریخ‌ رو رقم
.بزنیم، دکتر رابرتز

308
00:23:27,739 --> 00:23:29,241
!کریم! لعنتی

309
00:23:29,574 --> 00:23:31,076
!منم

310
00:23:31,660 --> 00:23:34,621
.یا خوده خدا، مو
چرا یواشکی داری اینجا می‌پلکی؟

311
00:23:34,704 --> 00:23:36,998
.آخه اومدم تا یه چیزیُ بهت بگم

312
00:23:37,249 --> 00:23:40,001
اما... استرس گرفتم که
.شاید یکی پیشت باشه

313
00:23:40,085 --> 00:23:43,839
پس... فقط داشتم پشتِ در یه
...لحظه گوش می‌دادم، ‌اما بعدش

314
00:23:44,089 --> 00:23:47,217
افتادم چون تعادلم‌
.رو از دست دادم

315
00:23:47,300 --> 00:23:49,010
چرا فقط بهم زنگ نزدی؟

316
00:23:49,845 --> 00:23:50,845
.باشه

317
00:23:51,388 --> 00:23:53,682
اول اینکه یکم نون‌خشک
.یا نون می‌خوام

318
00:23:53,765 --> 00:23:56,184
خونه‌ی قایقی‌ـت باعث
.تهوع من می‌شه

319
00:23:56,852 --> 00:23:58,236
.باعث حالت تهوع شده

320
00:23:59,479 --> 00:24:01,106
.بهم بگو که چیزی پیدا کردی

321
00:24:04,076 --> 00:24:05,819
.عضو اِم‌آی5 بوده
[ سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا ]

322
00:24:05,902 --> 00:24:07,404
.اطلاعات مهمی‌‍ه -
کی، رودز؟ -

323
00:24:07,904 --> 00:24:09,489
.آره، به‌مدت یه دهه

324
00:24:10,740 --> 00:24:13,952
و بعدش توی سال 2010
...به استخدام دراومد توسطِ

325
00:24:14,035 --> 00:24:15,203
.پیر راسکین

326
00:24:15,662 --> 00:24:16,662
.اوهوم

327
00:24:16,872 --> 00:24:19,166
،چهارده‌ روز پیش
.کیوری‌ رو ترک کرده

328
00:24:19,249 --> 00:24:21,126
.بعد از اون، چیزی دستگیرم نشد

329
00:24:21,918 --> 00:24:25,672
،باید به یه جایی زنگ زده باشه، کریم
.اما انگار توی زمین آب شده

330
00:24:26,131 --> 00:24:27,466
.یه جور که تا حالا ندیدم

331
00:24:28,049 --> 00:24:29,885
.نه تلفنی، نه ایمیلی

332
00:24:30,510 --> 00:24:34,598
،کُل‌ِ روز می‌گشتم و تنها چیزی‌ که پیدا کردم
.حافظه‌ی کَش یه صفحه‌ی فیسبوک قدیمی بود

333
00:24:34,681 --> 00:24:36,721
،نمی‌فهمم. این رودز
تنها کارمندی‌‍ه که

334
00:24:36,766 --> 00:24:39,019
از یه مستخدمی که تا به‌حال از
،کیوری‌ رفته مقامش بالاتره

335
00:24:39,102 --> 00:24:40,937
.و حالا انگار وجود نداره

336
00:24:44,900 --> 00:24:48,361
خودت‌ رو تیکه پاره نکردی تا بیای اینجا
.بهم بگی که هیچی دستگیرت نشده

337
00:24:50,780 --> 00:24:51,780
چی‌‍ه؟

338
00:24:53,450 --> 00:24:54,784
...حسابرسی مالی شده بوده

339
00:24:55,368 --> 00:24:56,661
.توی سال 2013

340
00:24:57,996 --> 00:25:00,665
سازمان ‌امور مالیاتی
کشوری‌ رو هک کردی؟

341
00:25:01,708 --> 00:25:03,543
سازمان ‌امور مالیاتی
کوفتی‌ رو هک کردی؟

342
00:25:03,793 --> 00:25:05,795
.کمکم کن بلند شم -
.خدایا، مو -

343
00:25:06,796 --> 00:25:07,796
.اوه، خدا

344
00:25:10,342 --> 00:25:13,595
فاحشه به دریانورد چی گفت؟
هوم؟

345
00:25:15,096 --> 00:25:16,965
این اطلاعات‌ رو
.از من گیر نیاوردی

346
00:25:18,642 --> 00:25:22,646
هنوز آدرسش‌ رو ندارم، اما بیشتر
.رسیدهاش از این کتاب‌فروشی‌‍ه

347
00:25:26,650 --> 00:25:27,776
.اوه، خدایا

348
00:25:28,318 --> 00:25:31,154
!اوه

349
00:25:31,530 --> 00:25:33,657
خوبی؟

350
00:25:34,407 --> 00:25:36,993
.داره لگد می‌زنه
می‌خوای حس کنی؟

351
00:25:52,759 --> 00:25:54,469
.هومر

352
00:25:54,553 --> 00:25:56,638
.بیدار شو، هومر
.بیدار شو، هومر

353
00:25:56,721 --> 00:25:58,348
.بیدار شو

354
00:25:59,975 --> 00:26:01,017
.خانم آزارُوا

355
00:26:01,893 --> 00:26:05,313
خانم آزارُوا، برای جلسه‌ی درمانی
.با دکتر رابرتز دیر کردین

356
00:26:07,023 --> 00:26:08,358
با هومر؟

357
00:26:09,234 --> 00:26:11,361
درمان؟ -
.همینجا روی چارت‌تونه -

358
00:26:24,332 --> 00:26:26,342
هَپ این جلسات‌ رو
زیرِ نظر داره؟

359
00:26:26,876 --> 00:26:27,876
هَپ؟

360
00:26:28,295 --> 00:26:29,379
.دکتر پرسی

361
00:26:29,838 --> 00:26:32,340
...هانتر اَلوئیشس پرسی، هـ، اَ، پـ. هَپ

362
00:26:33,383 --> 00:26:35,802
،اسمی که روی خودش گذاشته
...اسمی که ما صداش می‌زدیم

363
00:26:36,845 --> 00:26:37,845
.در گذشته

364
00:26:38,054 --> 00:26:40,181
.جلسات‌‍مون محرمانه‌ان

365
00:26:40,557 --> 00:26:42,892
مگر اینکه بهم بگی قصد
داری به جرمی اعتراف کنی

366
00:26:42,976 --> 00:26:44,519
.که باید قانوناً گزارش بدم

367
00:26:44,603 --> 00:26:47,564
اگه یکی دیگه مرتکب جرم شده باشه چی؟
.چندین جرم مختلف

368
00:26:48,356 --> 00:26:51,401
،یعنی، اگه در گذشته باشه
.محرمانه می‌مونه

369
00:26:57,699 --> 00:26:59,776
هَپ بهم گفت چطور
.شماها رو به اینجا آورده

370
00:27:03,204 --> 00:27:04,414
.توی یه دشت بودیم

371
00:27:04,914 --> 00:27:08,209
.به همه‌مون سم تزریق کرد
.مجبورمون کرد حرکات‌ رو انجام بدیم

372
00:27:08,835 --> 00:27:12,255
توی سالن تفریح با صدای بلند
.آژیر مونواکسید کربن بیدار شدیم

373
00:27:12,339 --> 00:27:14,549
فقط داری داستانی که بقیه
.بهت گفتن‌ رو تکرار می‌کنی

374
00:27:14,633 --> 00:27:16,667
.داستانی که اسکات و ریناتا بهم گفتن

375
00:27:16,718 --> 00:27:18,720
.آره. از اسکات خوشم میاد

376
00:27:19,229 --> 00:27:22,474
اما... اون روز نزدیک بود
.دکتر پرسی‌ رو بکشه

377
00:27:22,557 --> 00:27:25,810
به ‌نظرت عجیب نیست که
جفت‌‍شون یه چیز رو به یاد دارن؟

378
00:27:25,894 --> 00:27:28,104
نه. به‌نظرم عجیب‌تره
.که تو یادت نیست

379
00:27:28,188 --> 00:27:31,691
که حالت وارد شدنت به این
.بُعد از بقیه متفاوت‌‍ه

380
00:27:31,775 --> 00:27:33,276
چرا فکر می‌کنی اینطوره؟

381
00:27:34,402 --> 00:27:37,197
...هَپ بهت گفت اینُ ازم بپرسی
مگه نه؟

382
00:27:38,531 --> 00:27:39,741
.داره ازت استفاده می‌کنه

383
00:27:39,967 --> 00:27:42,251
درست همونطور که برای گیر انداختن
.ریناتا ازت استفاده کرد

384
00:27:42,335 --> 00:27:44,487
فقط حالا، حتی اصلاً
.باخبر نیستی گروگانشی

385
00:27:44,579 --> 00:27:46,081
.سؤالم‌ رو پیچوندی

386
00:27:47,624 --> 00:27:50,585
گفتی اسکات و ریناتا
بهت گفتن. ریچل چطور؟

387
00:27:50,669 --> 00:27:52,796
خاطره‌ی اونم متفاوت‌‍ه؟

388
00:27:54,631 --> 00:27:56,174
.ریچل نمی‌تونه صحبت کنه

389
00:27:58,635 --> 00:28:01,179
منظورت چیه که نمی‌تونه صحبت کنه؟ -
.قدرت تکلمش‌ رو از دست داده -

390
00:28:01,638 --> 00:28:04,140
نمی‌تونه کلمات‌ رو
.بفهمه یا شکل بده

391
00:28:04,474 --> 00:28:07,435
آسیب‌مغزی از تصادف ماشینی
.که در نوجوونی داشته

392
00:28:12,190 --> 00:28:14,192
پس اون... نمی‌خونه؟

393
00:28:17,612 --> 00:28:21,249
سعی می‌کردم بهش زبون اشاره‌
.رو یاد بدم، اما چالش‌برانگیزه

394
00:28:21,333 --> 00:28:23,551
بین بقیه می‌تونه سرش‌ رو برای
نشون دادن موافقتش تکون بده

395
00:28:23,635 --> 00:28:26,012
چیزای پیچیده‌تر از
.توانش خارج‌‍ه

396
00:28:28,498 --> 00:28:31,251
عادت داشت همیشه
.برامون بخونه

397
00:28:33,837 --> 00:28:35,371
آه، اینُ یادت‌‍ه؟

398
00:28:37,340 --> 00:28:39,342
منظورت حرکت پروانه‌ست؟ -
.آره -

399
00:28:39,634 --> 00:28:42,470
.بلند شو، ‌امتحانش کن
.شاید برات آشنا بزنه

400
00:28:42,554 --> 00:28:43,638
.همین‌طوره

401
00:28:44,472 --> 00:28:46,766
.برام خیلی آشنا می‌زنه

402
00:28:47,892 --> 00:28:49,952
...تو دانشگاه فوتبال بازی می‌کردم، ‌اما -
!فوتبال -

403
00:28:49,994 --> 00:28:53,305
...فکر نمی‌کنم که این -
.تو زمین فوتبال تجربه‌ی نزدیک مرگت‌ رو داشتی -

404
00:28:54,983 --> 00:28:57,444
اگه... نمی‌شناسمت پس چطور
این موضوع‌ رو می‌دونم؟

405
00:28:58,278 --> 00:29:00,046
من یه تجربه‌ی نزدیک مرگ داشتم؟

406
00:29:00,697 --> 00:29:01,698
.آره

407
00:29:05,952 --> 00:29:07,454
.یه تجربه‌ی نزدیک مرگ

408
00:29:10,331 --> 00:29:11,833
.هیچ‌وقت همچین چیزی نداشتم

409
00:29:14,794 --> 00:29:19,257
وقتی آدم یکی از نزدیکانش‌ رو از دست
.می‌ده، طبیعی‌‍ه که دلواپس مرگ باشه

410
00:29:21,134 --> 00:29:23,736
پدرت اخیراً فوت شده، مگه نه؟

411
00:29:24,345 --> 00:29:27,182
نه. وقتی‌ هشت سالم بود
.پدرم‌ رو از دست دادم

412
00:29:27,265 --> 00:29:30,643
به آمریکا فرستادم چون یه گروه
.جنایتکار روسی دنبالش بودن

413
00:29:32,437 --> 00:29:35,398
فقط نیناست که پدرش‌ رو
.چند ماهِ پیش از دست داده

414
00:29:37,108 --> 00:29:38,276
.خوش‌شانس بوده

415
00:29:39,027 --> 00:29:40,779
،این تفاوتی که داری می‌گی

416
00:29:41,446 --> 00:29:44,574
داره جنبه‌ای از داستانت‌ رو پررنگ
.می‌کنه که بهش توجه نکرده بودم

417
00:29:45,074 --> 00:29:48,036
نینا کجاست؟ -
نمی‌دونم. منظورت چی‌‍ه؟ -

418
00:29:48,119 --> 00:29:51,539
،می‌گی که ضمیر تو و هَپ

419
00:29:51,664 --> 00:29:55,084
به این بُعد و به داخل
.این بدن‌ها سفر کرده

420
00:29:55,710 --> 00:29:58,463
خب، بیا بگیم که به‌عنوان
.حقیقت می‌پذیریمش

421
00:29:59,005 --> 00:30:01,216
چه بلایی سر نینا و دکتر پرسی اومده؟ -
اهمیت نمی‌دم -

422
00:30:01,299 --> 00:30:03,843
چه بلایی سر نینا
.و دکتر پرسی اومده

423
00:30:04,177 --> 00:30:05,512
.می‌خوام منُ ببینی

424
00:30:06,596 --> 00:30:08,056
.منُ به یاد بیاری

425
00:30:08,556 --> 00:30:11,601
...نه به‌عنوان یه جور روان‌درمانی آزمایش فکری
 طرحی که بدون نیاز به آزمون مستقیم برای ]
[ آزمایش یک فرضیه یا نظریه ارائه می‌شود

426
00:30:11,684 --> 00:30:13,853
.این آزمایش فکری نیست -
...هومر -

427
00:30:14,813 --> 00:30:18,107
می‌خوام به یاد بیاری که هفت سال‌
.رو زیر زمین سپری کردیم

428
00:30:19,901 --> 00:30:22,020
که عادت داشتیم یه جا دستشویی کنیم

429
00:30:22,070 --> 00:30:24,948
و از یه جریان آب
.بخوریم و حموم کنیم

430
00:30:25,031 --> 00:30:28,952
که لباس‌هامون شبیه کهنه‌ی ظرفشوئی
،بود و تموم مدت سردمون بود

431
00:30:29,035 --> 00:30:31,329
و تنها چیزی ‌که لمس
.می‌کردیم شیشه بود

432
00:30:32,288 --> 00:30:33,873
.اما عاشقم بودی

433
00:30:35,625 --> 00:30:39,629
ازت خواستم تا به چیزهای
.غیرممکن باور داشته باشی

434
00:30:40,505 --> 00:30:43,049
هیچ‌وقت یه بارم یه جور بهم
.نگاه نکردی که انگار دیوونه‌ام

435
00:30:45,051 --> 00:30:47,387
به‌این خاطره که نمی‌تونم
.ازت دست بکشم

436
00:30:48,304 --> 00:30:49,889
.ازت ناامید نمی‌شم

437
00:31:16,958 --> 00:31:18,084
.اوه، خدای من

438
00:31:19,794 --> 00:31:21,087
.این توئی اون بالا

439
00:31:22,088 --> 00:31:23,088
چی؟

440
00:31:23,840 --> 00:31:25,633
تجربه‌ی نزدیک مرگ
.تو رو به آینده برده

441
00:31:26,134 --> 00:31:30,346
موقع تجربه‌ی نزدیک مرگت گفتی که اون
،تونل درواقع فضای تأسیساتیِ یه سقف‌‍ بوده

442
00:31:30,430 --> 00:31:32,056
.و اینکه همه‌جا لوله بوده

443
00:31:33,141 --> 00:31:34,475
!تو اون بالائی

444
00:31:34,726 --> 00:31:35,726
منم؟ -
.آره -

445
00:31:35,768 --> 00:31:37,979
اون بالا، همین الان توی سقف؟ -
!آره -

446
00:31:49,115 --> 00:31:50,575
چیزی این بالا نیست، دیدی؟

447
00:31:56,164 --> 00:31:58,416
دقیقاً همون لحظه‌ رو
.برام توصیف کردی

448
00:31:58,499 --> 00:32:00,710
گفتی که یه دست داشته
.می‌اومده که بگیردت

449
00:32:00,793 --> 00:32:02,879
فقط نمی‌دونستیم که اون
.دست درواقع دستِ خودت بوده

450
00:32:02,962 --> 00:32:04,539
باید برای‌ امروز
.جلسه‌ رو تموم کنیم

451
00:32:04,622 --> 00:32:08,243
.خواهشاً، من‌ رو به سلولم برنگردون
.لطفاً، بذار با دوست‌هام باشم

452
00:32:08,426 --> 00:32:12,021
بعد از حالت‌های اخیرت، نمی‌تونیم
.وارد بخش عمومی‌ـت کنیم

453
00:32:12,105 --> 00:32:13,698
امروز رفتار خشونت‌آمیزی نداشتم، داشتم؟

454
00:32:13,781 --> 00:32:15,575
...نینا، مربوط به یه روز نیست -
.خواهشاً -

455
00:32:17,518 --> 00:32:18,728
.خیلی تنهام

456
00:32:26,653 --> 00:32:28,404
.دکتر رابرتز، ببخشید مزاحم می‌شم

457
00:32:28,488 --> 00:32:32,200
یه بیمار با لباس‌زیرش و یه کت صورتی
.داره دور و بر راهرو می‌دوه

458
00:32:32,283 --> 00:32:34,619
.حسابی تند و تیزه
.دیگو" نتونست بگیردش"

459
00:32:35,286 --> 00:32:39,165
همین‌طورم... یه مشکل کوچیک
.مربوط به لوله‌کشی داریم

460
00:32:41,084 --> 00:32:44,420
وایستا، وایستا! متوجه نیستی الان
.اون بیرون داره چه اتفاقی می‌افته

461
00:32:44,504 --> 00:32:47,840
متأسفم، نینا. ای کاش می‌تونستم بذارم
.با بقیه معاشرت داشته باشی

462
00:32:47,924 --> 00:32:50,468
اما باید به فکر ‌امنیت
.و سلامتی همه باشم

463
00:32:52,261 --> 00:32:55,422
در حینی که دارم به این موضوع
.رسیدگی می‌کنم با خانم آزارُوا بمون

464
00:34:05,710 --> 00:34:06,710
سلام؟

465
00:34:07,670 --> 00:34:08,755
کسی اینجاست؟

466
00:34:10,339 --> 00:34:11,382
.سلام -
.سلام -

467
00:34:11,466 --> 00:34:12,842
.خوش ‌اومدین -
.ممنون -

468
00:34:12,925 --> 00:34:14,677
آمم، قبلاً با یه دوست
.اینورا زندگی می‌کردم

469
00:34:14,761 --> 00:34:17,656
.می‌خواستم یه تشکر کوچیک ازش بکنم
.می‌دونم این مغازه‌ی موردِ علاقه‌ـش‌‍ه

470
00:34:17,680 --> 00:34:19,140
جداً؟ -
.اوهوم -

471
00:34:19,223 --> 00:34:21,142
کی هست؟ -
.مارلو رودز -

472
00:34:21,225 --> 00:34:23,603
.آه، البته -
ایول. چی پیشنهاد می‌دین؟ -

473
00:34:23,686 --> 00:34:27,065
اوه، خب، روش‌های زیادی برای
.تشکر از دکتر رودز وجود داره

474
00:34:27,148 --> 00:34:31,486
،داستان‌های تخیلی همیشه خوبن
.گرچه اخیراً، زندگی‌نامه‌ها روی بورس هستن

475
00:34:31,569 --> 00:34:34,330
لطفاً بهم بگین که تحویل دارین. باید
.سه ساعت دیگه به اوکلند برگردم

476
00:34:34,405 --> 00:34:36,365
.نمی‌رسی که -
.این چیزی‌‌‍ه که بهشون گفتم -

477
00:34:37,408 --> 00:34:39,410
.همیشه بهش تحویل می‌دیم

478
00:34:39,702 --> 00:34:41,996
توی فصل بارونی
.رفت و آمد براش سخته

479
00:34:43,289 --> 00:34:46,501
،همین که آنا برگشت
.بهش می‌گم برسونه به دستش

480
00:34:46,667 --> 00:34:50,088
این چطوره، قصه‌ی بذرافشان؟
.سبکِ کلاسیک داره

481
00:34:54,008 --> 00:34:56,677
.عالی‌‍ه -
.سفارش‌ـت رو روی صندوق ثبت می‌کنم -

482
00:36:29,103 --> 00:36:30,104
اسمت چی‌‍ه؟

483
00:36:33,774 --> 00:36:34,774
.پرری

484
00:36:37,111 --> 00:36:38,111
.پرری

485
00:36:42,408 --> 00:36:43,408
،گفت

486
00:36:44,285 --> 00:36:45,453
.دوستتم"

487
00:36:46,996 --> 00:36:48,122
...و اسمم

488
00:36:50,666 --> 00:36:51,666
".هومره

489
00:37:43,261 --> 00:37:44,303
!اواِی

490
00:38:41,652 --> 00:38:42,862
.هی، دارمی

491
00:38:44,113 --> 00:38:45,113
.سلام

492
00:38:45,448 --> 00:38:48,326
دکتر پرسی‌ رو ندیدی؟
توی دفترش‌‍ه؟

493
00:38:49,035 --> 00:38:50,035
.نه

494
00:38:50,494 --> 00:38:51,662
.یه لطف درحقم کن

495
00:38:52,204 --> 00:38:56,417
بیا بذاریم نینا آزارُوا برای زمان
.استراحت پیش بقیه باشه

496
00:38:56,500 --> 00:38:59,170
دکتر پرسی نگفت اون
بیمار بین جمعیت نباشه؟

497
00:38:59,253 --> 00:39:01,505
چرا گفت. اما همین‌طور منم
.مسئول مراقبت ازش کرده

498
00:39:02,089 --> 00:39:03,966
.مسئولیتِ کاملش با من -
.هوم -

499
00:39:22,151 --> 00:39:23,152
.مستقیم برو

500
00:40:01,315 --> 00:40:02,358
ریناتا؟

501
00:40:04,944 --> 00:40:06,320
از کجا اسمم‌ رو می‌دونی؟

502
00:40:06,904 --> 00:40:08,197
نمی‌شناسیم؟

503
00:40:09,532 --> 00:40:10,532
...تو

504
00:40:12,451 --> 00:40:13,661
من اهل کجام؟

505
00:40:14,078 --> 00:40:17,415
کوبا. توی شهر هاوانا زندگی
.می‌کردی قبل از اینکه هَپ بدزدت

506
00:40:18,999 --> 00:40:20,084
.اوه، آره

507
00:40:21,836 --> 00:40:23,629
.اون داستان‌ رو یادمه

508
00:40:25,214 --> 00:40:26,507
.اما دروغ‌‍ه

509
00:40:28,259 --> 00:40:29,343
.توهم‌‍ه

510
00:40:30,344 --> 00:40:33,347
والدینم وقتی 12 سالم بود
.به میامی مهاجرت کردن

511
00:40:34,932 --> 00:40:36,142
.دیوونه‌ای

512
00:40:37,768 --> 00:40:38,936
!نزدیکم نشو

513
00:41:01,959 --> 00:41:03,502
...تو خیلی

514
00:41:03,586 --> 00:41:04,962
.تمیز

515
00:41:05,754 --> 00:41:06,797
.سالم

516
00:41:07,590 --> 00:41:09,592
.حداقل بدنم این‌طوره

517
00:41:10,384 --> 00:41:11,802
.هیچ‌وقت بهم دست نزدیم

518
00:41:12,428 --> 00:41:14,638
.از تصورم خیلی کوچیک‌تری

519
00:41:28,110 --> 00:41:29,236
.متأسفم

520
00:41:40,998 --> 00:41:42,458
.حرف ریناتا رو به خودت نگیر

521
00:41:43,375 --> 00:41:46,337
دکتر رابرتز متقاعدش کرده
.هراتفاقی که قبلاً برامون افتاده

522
00:41:46,420 --> 00:41:48,422
.یه بخش عجیب از ندای ذهنی‌‍ه

523
00:41:49,798 --> 00:41:52,468
بدتر از اون قفسی‌‍ه که هَپ
.ما رو توش نگه می‌داشت

524
00:41:56,764 --> 00:41:57,765
.اما ما زنده‌ایم

525
00:41:58,682 --> 00:41:59,682
.باهم

526
00:42:00,476 --> 00:42:02,478
.از اینجا می‌ریم بیرون، همه‌مون

527
00:42:02,770 --> 00:42:05,356
چطوری اومدی اینجا؟

528
00:42:11,403 --> 00:42:12,403
.پسرا

529
00:42:12,988 --> 00:42:13,988
.و بتی

530
00:42:14,365 --> 00:42:16,784
.بتی برودریک آلن
.بهش می‌گفتیم بی‌بی‌اِی

531
00:42:20,496 --> 00:42:21,956
.همه‌چی رو بهشون گفتم

532
00:43:12,840 --> 00:43:13,840
سلام؟

533
00:43:17,469 --> 00:43:18,469
سلام؟

534
00:43:33,611 --> 00:43:34,611
سلام؟

535
00:43:44,204 --> 00:43:45,204
سلام؟

536
00:44:06,602 --> 00:44:07,686
مارلو رودز؟

537
00:44:10,272 --> 00:44:12,316
.با راسکین نیستی

538
00:44:12,691 --> 00:44:14,109
.و پلیسم نیستی

539
00:44:15,903 --> 00:44:19,365
.اسمم کریم واشنگتن‌‍ه
.یه کارآگاهِ خصوصی‌ام

540
00:44:20,783 --> 00:44:23,452
دارم پرونده‌ی یه دختر
،نوجوون‌ رو بررسی می‌کنم

541
00:44:23,869 --> 00:44:24,869
.میشل وو

542
00:44:33,128 --> 00:44:35,881
ببین، یه بچه گم شده
.و اون یکی مرگ مغزی

543
00:44:36,173 --> 00:44:39,134
جفت‌‍شون وسواس‌گونه بازی‌ای‌ رو انجام
.می‌دادن که من‌ رو به کیوری هدایت کرد

544
00:44:41,145 --> 00:44:42,696
.استعفاء دادی، کیوری‌ رو ترک کردی

545
00:44:42,780 --> 00:44:45,616
تقریباً همون زمانی که میشل
.دیگه به مادربزرگش پیام نداد

546
00:44:48,477 --> 00:44:51,855
ببین، فکر می‌کنم این بازی بچه‌ها رو به
...سمت کیوری می‌کشونه بعد از اون

547
00:44:52,439 --> 00:44:56,110
،نمی‌دونم.‌اما به‌گمونم تو بدونی
.و به‌گمونم همین دلیل استعفاءت باشه

548
00:44:56,527 --> 00:45:00,406
یا یه ربطی به این ماجرا داشتی یا اینکه
.باخبر شدی و نتونستی تحملش کنی

549
00:45:04,284 --> 00:45:06,537
خب، کدوم‌‍شونی؟
شریک جرم یا مرتد اخلاقی؟

550
00:45:10,249 --> 00:45:13,752
قبل از اینکه قلقش بیاد دستم 20 تا از این
.پهپادها رو خراب کردم، آقای واشنگتن

551
00:45:14,420 --> 00:45:16,880
کلاغ‌ها، می‌دونی، با تعداد زیاد
.از آشیانه‌شون حفاظت می‌کنن

552
00:45:18,048 --> 00:45:21,677
،اگه خطری به منطقه وارد شه
.کاری می‌کنن سقوط کنه

553
00:45:21,760 --> 00:45:25,889
ده، بیست، سی تا باهم متحد و پاپی
.می‌شن، حلقه می‌زنن و سقوط ناگهانی

554
00:45:26,974 --> 00:45:29,143
.پهپاد رو نابود می‌کنن

555
00:45:31,353 --> 00:45:34,773
اما وقتی‌که یاد می‌گیری درست
...عین یه کلاغ پرواز کنی

556
00:45:37,192 --> 00:45:38,652
.کلاغ‌ها دست از حمله برمی‌دارن

557
00:45:46,285 --> 00:45:48,579
،اگه درموردِ کیوری صحبت کنم

558
00:45:48,746 --> 00:45:51,290
نقض شرایط استعفاءـم
.محسوب می‌شه

559
00:45:51,540 --> 00:45:54,293
و پیر راسکین کسی نیست
.که حاضر باشم جلوش دربیام

560
00:45:56,044 --> 00:45:57,755
،متأسفم، آقای واشنگتن

561
00:45:58,422 --> 00:46:01,608
،که مجبور شدین این همه راه تا اینجا بیایین
.اما نمی‌تونم کمک‌‍تون کنم

562
00:46:12,644 --> 00:46:14,772
.می‌دونی، توی اِف‌بی‌آی مأمور بودم

563
00:46:16,064 --> 00:46:17,441
.پنج سال توی عملیات بودم

564
00:46:18,525 --> 00:46:21,945
توی اجتماعاتِ مسلمون‌های سرتاسر
.آمریکا به‌ صورت مخفی حضور داشتم

565
00:46:22,488 --> 00:46:24,198
.داشتم دنبال تندروها می‌گشتم

566
00:46:26,492 --> 00:46:29,077
می‌دونی از اون افراد جوون
چی فهمیدم، دکتر رودز؟

567
00:46:31,121 --> 00:46:33,707
عملاً هرکاری می‌کردن
.تا موردِ پسندم واقع شن

568
00:46:34,625 --> 00:46:37,002
می‌دونی، من، کسی که
،بهشون علاقه نشون می‌داد

569
00:46:37,795 --> 00:46:40,363
،بهشون زنگ می‌زدم و پیام می‌دادم
،به حرف‌هاشون گوش می‌دادم

570
00:46:40,422 --> 00:46:41,715
...باهاشون اینور اونور می‌رفتم

571
00:46:42,591 --> 00:46:44,301
.باهاشون نمازجمعه می‌رفتم

572
00:46:46,011 --> 00:46:47,596
می‌دونی، وقتی زمانش رسید

573
00:46:47,679 --> 00:46:50,349
که مسلح شن و یاد بگیرن چطور
.یه بمب بسازن، این‌کار رو کردن

574
00:46:51,266 --> 00:46:52,476
.و دستگیرشون کردیم

575
00:46:53,685 --> 00:46:55,085
اما این‌جوری بهت بگم
حتی یه نفرشونم

576
00:46:55,145 --> 00:46:58,381
تا وقتی‌که من‌ رو ملاقات نکرده بودن چیزی
.درموردِ سلاح‌ها یا بمب‌ها نمی‌دونستن

577
00:46:58,982 --> 00:47:01,034
خیلی‌خب؟ من همه‌ی این
.چیزا رو بهشون یاد دادم

578
00:47:03,612 --> 00:47:06,615
منم وقتی ‌که از اِف‌بی‌آی رفتم
.توافق عدم افشاء ‌امضاء کردم

579
00:47:06,698 --> 00:47:10,661
من... هم هیچ قواعد
.اساسی‌ای رو نشکوندم

580
00:47:11,995 --> 00:47:14,456
اما از قواعد اخلاقی
.بزرگ‌تری تخطی کردم

581
00:47:17,125 --> 00:47:20,712
.فرصت زیادی برای جبران نیست، دکتر رودز
.دارم یه فرصت بهتون پیشنهاد می‌دم

582
00:47:32,683 --> 00:47:35,944
به‌گمونم برای برگردوندن پهپادم
.بهم کمک می‌کنین، آقای واشنگتن

583
00:47:44,820 --> 00:47:47,155
هیچ‌چیز اون‌جور که تصور
.کرده بودم اتفاق نیوفتاد

584
00:47:48,407 --> 00:47:50,909
اما اون روز توی کافه‌تریا
 حرکات‌ رو انجام دادن

585
00:47:50,993 --> 00:47:53,453
.و حالا اینجا با شماهام -
.هنوزم متوجه نمی‌شم -

586
00:47:53,537 --> 00:47:55,831
از بین تمام اتصالاتِ آغازی توی
،تمام شهرهای سرتاسر جهان

587
00:47:55,914 --> 00:47:57,833
چطوری وارد بُعدی
که ما هستیم شدی؟

588
00:47:57,916 --> 00:47:59,601
.هَپ ‌هم همین‌ رو ازم پرسید

589
00:48:00,460 --> 00:48:02,020
.فقط به هومر فکر کردم

590
00:48:02,421 --> 00:48:04,548
،یعنی، اگه اینجا هستم
.به این خاطره که اونم اینجاست

591
00:48:04,631 --> 00:48:06,450
فقط باید یه روشی برای
.بیدار کردنش پیدا کنیم

592
00:48:06,474 --> 00:48:08,735
،چند هفته‌ی اولی که اینجا بودیم
.به همین فکر کردم

593
00:48:08,819 --> 00:48:12,556
،اما هرچی بیش‌تر تلاش کردم با هومر صحبت کنم
.دکتر رابرتزم بیش‌تر سعی کرد منُ سرجام بشونه

594
00:48:12,639 --> 00:48:14,057
.آره، ‌اما اون آکواریوم‌ رو ببینین

595
00:48:18,937 --> 00:48:21,189
یادتون‌‍ه؟ توی تجربه‌ی
،نزدیک به مرگ هومر

596
00:48:21,273 --> 00:48:24,610
گفت که یه شقایق دریایی از یه
.آکواریوم پنج ضلعی خورده

597
00:48:27,779 --> 00:48:30,949
فکر می‌کنم توی بُعد تجربه‌ی
.نزدیک به مرگ هومر هستیم

598
00:48:34,161 --> 00:48:36,371
الان داره تماشامون می‌کنه، مگه نه؟

599
00:48:37,247 --> 00:48:38,248
.پشتِ اون شیشه

600
00:48:55,140 --> 00:48:57,434
اگه به‌جای تلاش برای
،بیدار کردن هومر

601
00:48:57,935 --> 00:49:00,020
سعی کنیم دستِ هَپ‌ رو رو کنیم، چی؟

602
00:49:00,654 --> 00:49:02,534
اگه هومر بتونه ببینه
،دکتر پرسی واقعاً کی‌‍ه

603
00:49:02,606 --> 00:49:04,751
،توهمش‌ رو متلاشی می‌کنه
.همه‌مون می‌تونیم از اینجا بریم

604
00:49:04,775 --> 00:49:05,859
.توی آزمایشگاه بوده

605
00:49:05,943 --> 00:49:09,696
.هَپ اونُ مجبور به کمک می‌کنه
خدا می‌دونه اون تو چه غلطی می‌کنه

606
00:49:10,572 --> 00:49:12,199
.دیدی داره روی چی کار می‌کنه

607
00:49:23,710 --> 00:49:24,795
می‌تونی بکشیش؟

608
00:49:34,346 --> 00:49:35,639
.اواِی، نمی‌تونه

609
00:49:41,353 --> 00:49:42,353
.نمی‌تونه

610
00:49:42,771 --> 00:49:45,983
.نه با کلمات یا حروف یا نشونه‌ها

611
00:49:49,277 --> 00:49:50,277
.اشکالی نداره

612
00:49:51,822 --> 00:49:52,822
.چیزی نیست

613
00:49:53,240 --> 00:49:55,492
به چه روشی می‌شه بدون
کلمات صحبت کرد؟

614
00:50:21,018 --> 00:50:24,312
،متخصص تداخل
،به تداخل رؤیا اشاره داره

615
00:50:24,396 --> 00:50:29,109
،و راسکین به این خاطر استخدامم کرد
.تا الگوهای توی رؤیاهاشون‌ رو پیدا کنم

616
00:50:29,359 --> 00:50:31,254
این چه ربطی به میشل داره؟

617
00:50:31,278 --> 00:50:33,572
،همه‌جور ربطی به این ماجرا داره
.آقای واشنگتن

618
00:50:33,864 --> 00:50:36,825
ببین، کیوری براساس یه پایان‌نامه‌ی
فارغ‌التحصیلی بود که توسطِ

619
00:50:36,908 --> 00:50:39,411
یه دانشجوی روسی توی
دانشگاه سوربن نوشته شده

620
00:50:39,494 --> 00:50:43,623
درموردِ یه پدیده‌ی اسرارآمیز
،توی آلمان در سال‌های 1920

621
00:50:43,790 --> 00:50:46,293
که چندین روانکاو

622
00:50:46,376 --> 00:50:50,255
پی بردن بیمارهاشون داشتن
.یه رؤیای یکسان‌ رو می‌دیدن

623
00:50:50,630 --> 00:50:53,300
 رودخونه‌های برلین که
،از خون پُر شدن

624
00:50:53,383 --> 00:50:56,094
،مَردهائی با پیراهن‌های مشکی
.یه جفت مار

625
00:50:56,178 --> 00:50:59,556
یعنی، این ماجرا مربوط به
.یه دهه قبل از نازی‌ها بوده

626
00:50:59,639 --> 00:51:00,849
و واقعاً اتفاق افتاده؟

627
00:51:01,266 --> 00:51:03,060
.کتاب‌ها درموردش نوشتن

628
00:51:03,185 --> 00:51:05,896
آره، کابوس‌هایی از جنگ داشتن
.و بعدش واقعاً جنگ شده

629
00:51:05,979 --> 00:51:07,397
.همیشه جنگ هست

630
00:51:07,481 --> 00:51:10,942
،همین الان یه جایی خون به‌پا شده
.چه یکی رؤیاش‌ رو می‌دیده باشه چه نه

631
00:51:11,026 --> 00:51:13,070
.می‌دونستم یکی بالأخره پیدام می‌کنه

632
00:51:17,199 --> 00:51:18,492
.و خوشحالم که اون نفر توئی

633
00:51:19,409 --> 00:51:22,079
،اما رؤیاش‌ رو دیدن
.آقای واشنگتن

634
00:51:22,412 --> 00:51:25,582
و دقیقاً همون‌طور که
.دیده بودن اتفاق افتاد

635
00:51:26,208 --> 00:51:29,377
ببین، نظر راسکین بود که از
همون روش‌ها استفاده کنیم

636
00:51:29,461 --> 00:51:33,423
تا قدرت پیشگویانه‌ی ذهن
.آستانه‌ای گروهی" رو مهار کنه"

637
00:51:34,007 --> 00:51:37,385
و این‌جور بود که بازی‌ رو راه انداخت؟
از طریق رؤیاها؟

638
00:51:37,469 --> 00:51:41,264
نه، تو بازی‌ رو طراحی کردی و وقتی که
شروع به جلب کردن بچه‌ها کرد، استعفاء دادی؟

639
00:51:41,348 --> 00:51:45,477
...نه، آقای واشنگتن. بازی
.اصلاً محصول کیوری نیست

640
00:51:45,560 --> 00:51:50,273
،استعفاء دادم چون طرح از یه مرزی گذشته بوده
.اما اون مرز، مرز اخلاقیات نبود

641
00:51:50,857 --> 00:51:52,901
یعنی چی؟

642
00:51:53,193 --> 00:51:56,905
یه خط قرمزی هست
.که نباید ازش رد شد

643
00:51:56,988 --> 00:52:00,242
استعفاء دادم چون راسکین
.از اون خط قرمز رد شد

644
00:52:01,368 --> 00:52:03,453
هی، اون دیگه چه خطِ قرمزی‌‍ه؟

645
00:52:04,871 --> 00:52:08,500
اگه یه چیزی از دنیای بیداری
،به یه رؤیا وارد شه

646
00:52:08,959 --> 00:52:09,960
.طبیعی‌‍ه

647
00:52:11,419 --> 00:52:14,214
اگه چیزی از رؤیا وارد
...دنیای بیداری بشه

648
00:52:15,173 --> 00:52:16,633
.خب، این مطلب غیرطبیعی‌‍ه

649
00:52:19,386 --> 00:52:21,012
.بدون‌ شک نمی‌تونم بردارمش

650
00:52:27,853 --> 00:52:29,020
.صحبتی‌ رو ضبط نمی‌کنم

651
00:52:30,730 --> 00:52:34,151
هیچ اقداماتِ احتیاطی‌ای
...به‌قدر کافی برای

652
00:52:34,234 --> 00:52:36,278
چیزی ‌که می‌خوام بعد از
.این بهت بگم قانع‌کننده نیست

653
00:52:43,577 --> 00:52:45,328
!آه، هتل بوردواک

654
00:52:46,580 --> 00:52:49,374
آمم، کلینیک؟ اینجا؟
کلینیک؟

655
00:52:50,000 --> 00:52:51,001
یه خونه؟

656
00:52:51,626 --> 00:52:53,420
آره؟

657
00:52:53,503 --> 00:52:55,088
.یه خونه. خب

658
00:52:55,297 --> 00:52:56,297
.یه خونه

659
00:52:58,175 --> 00:52:59,176
...آمم

660
00:53:02,679 --> 00:53:04,890
مَردم؟ -
.رنگین‌کمون. سرداب‌های رنگین‌کمون -

661
00:53:04,973 --> 00:53:07,225
!اسمارتیز! مزه‌ی رنگین‌کمونی -
!بچه‌ها -

662
00:53:08,518 --> 00:53:09,519
!نوجوون‌ها

663
00:53:10,437 --> 00:53:12,355
نوجوون‌ها؟ آره؟

664
00:53:12,522 --> 00:53:14,357
.یه خونه و نوجوون‌ها

665
00:53:15,650 --> 00:53:17,194
.خب، آره

666
00:53:20,113 --> 00:53:21,239
!استعمارگری

667
00:53:21,823 --> 00:53:23,992
آه... دنیا؟ این بُعد؟

668
00:53:24,993 --> 00:53:25,994
.یه نقشه‌ست

669
00:53:34,544 --> 00:53:35,629
.یه نقشه‌ست

670
00:53:39,424 --> 00:53:41,718
هَپ داره یه نقشه‌ی
.بین بعدی می‌سازه

671
00:53:47,682 --> 00:53:50,477
.دکتر پرسی، برگشتین -
.عصربه‌خیر -

672
00:54:13,792 --> 00:54:15,627
.خانم آزارُوا توی اتاقش نیست -
کجاست؟

673
00:54:15,710 --> 00:54:18,046
ببین. ریچل یاد گرفته
.چطور ارتباط برقرار کنه

674
00:54:21,508 --> 00:54:22,717
...خب، آه

675
00:54:22,801 --> 00:54:25,262
گل؟ -
یه گل. باغچه؟ -

676
00:54:25,345 --> 00:54:27,264
گلخونه؟ -
.نور -

677
00:54:27,931 --> 00:54:28,931
یه گیاه؟

678
00:54:29,349 --> 00:54:30,642
برگ‌ها؟ -
!لاله -

679
00:54:36,064 --> 00:54:37,064
!بس کنین

680
00:54:37,816 --> 00:54:38,900
!همین الان بس کنین

681
00:54:39,150 --> 00:54:41,194
...یه خونه، بچه‌ها، یه نقشه

682
00:54:41,278 --> 00:54:43,196
!می‌خوام این گروه پخش شه

683
00:54:43,280 --> 00:54:46,992
.این سه بیمار، به اتاق‌هاشون برگردن
!هیچ‌گونه ارتباطی بین‌‍شون نباشه

684
00:54:47,075 --> 00:54:48,910
می‌خوام خانم آزارُوا
!به بخش ایزوله برگرده

685
00:54:48,994 --> 00:54:51,204
...دکتر پرسی، سیستم این‌جوره که -
!الان نه -

686
00:54:51,288 --> 00:54:54,291
چرا این‌قدر ازمون می‌ترسه اگه
صرفاً بیمار هستیم، هوم؟ هوم؟

687
00:54:54,541 --> 00:54:57,002
هَپ، هیچ‌وقت نمی‌تونی به
.جایی که می‌خوای بری

688
00:54:57,085 --> 00:55:00,213
هیچ‌کدوم‌مون دوباره با تو یا به‌خاطر
.تو نمیایم. ترجیح می‌دیم بمیریم

689
00:55:01,548 --> 00:55:03,049
.ممنون، خانم آزارُوا

690
00:55:05,385 --> 00:55:07,387
.خب، متأسفم، دوستان

691
00:55:08,430 --> 00:55:09,430
.ادامه بدین

692
00:55:25,572 --> 00:55:26,572
.خیلی‌خب

693
00:55:27,240 --> 00:55:28,325
.ضبط صوت بی ضبط صوت

694
00:55:29,701 --> 00:55:30,910
.اینم از پهپادت

695
00:55:32,412 --> 00:55:33,412
.این رو بگیر

696
00:55:38,376 --> 00:55:42,255
 رؤیاهائی که جمع می‌کنیم شبیه هر
.نمونه‌برداری از داده‌های بزرگ دیگه‌این

697
00:55:42,839 --> 00:55:44,716
.اولش، فقط جنجال‌‍ه

698
00:55:46,343 --> 00:55:50,680
هر رؤیاپرداز چهار دوره‌ی خواب‌
.عمیق‌ رو درهر نوبت تجربه می‌کنه

699
00:55:50,764 --> 00:55:54,809
بیش‌تر از 400 رؤیاست که
.هر روز پردازش می‌شه

700
00:55:55,852 --> 00:55:58,521
حتی دوتا خواب ‌هم سمت
،و سوی خاصی ندارن

701
00:55:58,688 --> 00:56:02,901
،اما بعد از چندماه
،کندوکاو هزاران رؤیا

702
00:56:03,109 --> 00:56:07,322
،ترجمه‌ی کلمات به تصاویر
.الگوهای مشخصی پدیدار می‌شن

703
00:56:07,405 --> 00:56:11,117
خواب دیدم داشتم توی یه
.تونل طولانی می‌خزیدم

704
00:56:11,201 --> 00:56:13,912
.یه راه‌پله‌ی دوطرفه بود

705
00:56:13,995 --> 00:56:18,083
پارسال، یه الگوی جدید
.کم‌کم خودش‌ رو نشون داد

706
00:56:18,458 --> 00:56:21,544
.توی مجموعه‌ی هفتگی‌ای از 2000 رؤیا

707
00:56:21,628 --> 00:56:26,549
همون سه عکس با نرخی یکم بیش‌تر از حدِ
.تصادفی بودن شروع به ظاهر شدن کردن

708
00:56:26,633 --> 00:56:30,011
یه هفته بعد، خیلی از خانم‌ها
همون سه چیز رو خواب می‌دیدن

709
00:56:30,095 --> 00:56:32,263
.که گزینه‌ی تصادفی بودن‌ رو حذف کرد

710
00:56:32,972 --> 00:56:35,517
،جزئیاتِ رؤیاها خیلی متفاوت بودن

711
00:56:35,683 --> 00:56:39,229
،اما توی هرکدوم‌‍شون
:همون سه چیز به چشم می‌خوردن

712
00:56:40,230 --> 00:56:42,857
،تونلی به اندازه‌ی یه تابوت

713
00:56:43,274 --> 00:56:46,194
،یه راه‌پله‌‌ی دوطرفه‌ی مدوّر

714
00:56:46,903 --> 00:56:49,531
.یه پنجره‌ی شیشه‌ رنگینِ گلدیس

715
00:56:50,782 --> 00:56:52,784
یعنی، توی ساختمون‌ها میلیون‌ها

716
00:56:52,867 --> 00:56:56,246
.میلیون ازشون در سرتاسر جهان وجود داره

717
00:56:56,621 --> 00:56:58,790
،اما فقط یه ساختمون‌‍ه

718
00:56:59,249 --> 00:57:02,585
یه ساختمون توی کُل دنیا که
.هر سه‌ی این‌ها رو داره

719
00:57:08,091 --> 00:57:10,093
.یه خونه توی سانفرانسیسکو

720
00:57:11,553 --> 00:57:12,554
.توی ناب هیل

721
00:57:13,430 --> 00:57:18,017
از طریق کیوری بود که راسکین
.رایدشیرینگ و بلاکچین‌ رو پیدا کرد

722
00:57:18,560 --> 00:57:22,439
،جفت‌‍‌ـش اول مبهم بودن
.اما وقتی تجزیه تحلیل شدن جور دراومدن

723
00:57:22,856 --> 00:57:23,982
...گرچه، اون خونه

724
00:57:24,816 --> 00:57:28,987
نمی‌دونم اون خونه برای
.چی هست یا چیکار می‌کنه

725
00:57:29,070 --> 00:57:31,072
.فکر نکنم کسی بدونه

726
00:57:31,448 --> 00:57:35,285
بازی طراحی شده بود تا
.توجه‌شون رو بهش جلب کنه

727
00:57:35,368 --> 00:57:36,953
.تا براش آماده‌اشون کنه

728
00:57:37,036 --> 00:57:40,123
.تا به راسکین کمک کنه بفهمه چی‌‍ه

729
00:57:42,125 --> 00:57:43,960
.این... تموم چیزائی‌‍ه که می‌دونم

730
00:57:45,462 --> 00:57:47,297
...داخل اون خونه بودم. اون

731
00:57:47,755 --> 00:57:49,632
.فقط یه خونه‌ی قدیمی معمولی‌‍ه

732
00:57:51,176 --> 00:57:56,431
.پس واقعاً داخل اون خونه نبودی

733
00:58:09,652 --> 00:58:10,695
.پنجره

734
00:58:14,782 --> 00:58:15,825
.راه‌پله

735
00:58:20,497 --> 00:58:22,165
این تونل کدوم گوری‌‍ه؟

736
00:58:29,714 --> 00:58:31,132
.مو -
،پیداش کردم -

737
00:58:31,216 --> 00:58:32,800
.اما حسابی کندوکاو لازم داشت

738
00:58:32,884 --> 00:58:35,094
،اون خونه، ساتر 9783

739
00:58:35,178 --> 00:58:38,640
مالِ راسکین نیست بلکه
.متعلق به یه "تراستِ" روسی‌‍ه
[ چند شرکت داراى یک مدیریت و هیات مدیره ]

740
00:58:39,224 --> 00:58:43,394
که اون تراست متعلق به
.زنی به اسم نینا آزارُواست

741
00:58:45,355 --> 00:58:47,490
و نسبت به این مورد
.حس خوبی ندارم، کریم

742
00:58:47,857 --> 00:58:50,485
تراست‌های روسی؟ اِم‌آی5؟

743
00:58:50,902 --> 00:58:53,738
...می‌تونم ازت بخوام که فقط
می‌دونی، بی‌خیال شی؟

744
00:58:56,241 --> 00:58:58,743
کریم؟ کریم، پشتِ خطی؟

745
00:58:59,244 --> 00:59:00,119
.مو

746
00:59:00,203 --> 00:59:01,203
بله؟

747
00:59:01,246 --> 00:59:04,215
می‌تونی آدرسش‌ رو برام پیدا کنی؟
نینا آزارُوا؟

748
00:59:04,299 --> 00:59:05,750
.این چیزی‌‌ـه که بهم واگذار کردی

749
00:59:05,833 --> 00:59:08,503
.نه، جایی‌ که زندگی می‌کنه
می‌تونی بفهمی کجا زندگی می‌کنه؟

750
00:59:13,466 --> 00:59:15,426
وایستا. یعنی چی؟

751
00:59:16,302 --> 00:59:17,637
...نینا آزارُوا

752
00:59:19,013 --> 00:59:20,557
.فرستاده شده

753
00:59:21,599 --> 00:59:23,017
.یه 5250

754
00:59:23,101 --> 00:59:25,344
،منظورت این‌‍ه که به مثلاً
به بیمارستان روانی فرستاده شده؟

755
00:59:25,428 --> 00:59:26,554
.یه کلینیک

756
00:59:26,604 --> 00:59:27,981
.توی ترژر آیلند

757
00:59:29,232 --> 00:59:30,608
.خیلی‌خب. ممنون، مو

758
01:00:11,774 --> 01:00:13,359
آقای راسکین می‌خواد بدونین

759
01:00:13,443 --> 01:00:16,195
از موقعی ‌که نمونه‌ی آزمایش توی
.خونه بوده 60 ساعت می‌گذره

760
01:00:17,989 --> 01:00:19,282
.می‌تونم ببینم‌‍شون

761
01:00:20,199 --> 01:00:21,618
.می‌تونم بشنوم‌‍شون

762
01:00:22,076 --> 01:00:25,496
.چهل و هفت نفر
.به راه‌پله زل نزنین

763
01:00:54,859 --> 01:00:57,695
.داخل هر مغزی یه بذره

764
01:01:02,075 --> 01:01:05,912
و یه جورایی اون خونه
.باعث جوونه‌ زدنش می‌شه

765
01:01:11,751 --> 01:01:13,086
.داره میاد

766
01:01:15,254 --> 01:01:16,254
.یالا

767
01:01:21,052 --> 01:01:22,387
فوق‌العاده‌ست، مگه نه؟

768
01:01:23,721 --> 01:01:24,721
.هر بار

769
01:01:31,396 --> 01:01:34,016
نمی‌تونی چیزی‌ که پشت اون در
،هست‌ رو تحمل کنی، ریچل

770
01:01:34,148 --> 01:01:36,192
و از امروز به بعد
.نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

771
01:01:56,462 --> 01:01:58,506
لطفاً این‌ها رو برام
.ضدعفونی کن، ریچل

772
01:01:59,340 --> 01:02:00,340
.ممنون

773
01:02:15,815 --> 01:02:18,443
.سردرگم شده بود
.قابل درک‌‍ه

774
01:02:19,861 --> 01:02:22,697
اصرار داره همون
.ماجراها رو پیش بیاره

775
01:02:24,699 --> 01:02:28,453
نمی‌دونم چطور کسی که تجربه‌هایی
که باهم داشتیم‌ رو پشت سرگذاشته

776
01:02:28,661 --> 01:02:30,538
می‌تونه با همچین چیز
.کوچیکی کور شه

777
01:02:34,083 --> 01:02:36,753
،تصور کن، ریچل
...به یه بُعدی سفر کنی

778
01:02:37,044 --> 01:02:39,155
،که درش هیچ‌وقت تصادف ماشین نداشتی

779
01:02:39,297 --> 01:02:40,798
،جایی ‌که صدات‌ مشکلی نداشت

780
01:02:41,090 --> 01:02:43,792
.یا توی تالار کارنگی بخونی
یکی از تالارهای معروف و بزرگ ]
[ اجرای کنسرت در مَنهَتَن نیویورک

781
01:02:44,719 --> 01:02:47,680
نمی‌شه مقدر شده باشه که تا ابد
.همون نقش‌ها رو داشته باشیم

782
01:02:47,764 --> 01:02:49,849
یه موقعی میاد که
...باید جلوتر از

783
01:02:49,932 --> 01:02:51,559
.چیزی ‌که جلوی چشم‌مون‌‍ه بریم

784
01:02:52,226 --> 01:02:55,354
.روحیه‌ی اکتشاف‌‍ه
.یادم‌‍ه قبلاً این روحیه رو داشتیم

785
01:02:55,438 --> 01:02:57,565
احتمالاً هنوزم یه جایی
.درش این روحیه وجود داره

786
01:02:58,274 --> 01:02:59,484
!دوباره پدیدار می‌شه

787
01:03:00,109 --> 01:03:01,152
.تخیل

788
01:03:15,374 --> 01:03:17,376
.ریچل، می‌خوام یه چیزی‌ رو بفهمی

789
01:03:17,752 --> 01:03:21,038
چیزی ‌که اون تو دیدی یکی از
...بزرگ‌ترین دستاوردهای علمی‌‍ه

790
01:03:43,528 --> 01:03:44,528
ریچل؟

791
01:03:48,074 --> 01:03:49,074
ریچل؟

792
01:06:46,794 --> 01:06:47,837
!میشل

793
01:06:48,546 --> 01:06:51,123
میشل، دوباره درِ
!اصلی‌ رو باز گذاشتی

794
01:06:51,674 --> 01:06:54,051
!اسمم میشل نیست. باک‌‍ه

795
01:07:02,000 --> 01:07:12,000
«: Violet مـتـرجـم: غـزل :»

