﻿1
00:00:10,700 --> 00:00:13,700
« قسمت چهارم - سیزیجی »

2
00:00:14,108 --> 00:00:19,608
<font color="#ffff00">« مترجمیــن: میــکائــیل، محــمد نجـــفی »</font>
<font color="#ff0000">Mohammad_Na , #MK</font>  <font color="#00ffff"></font>

3
00:00:34,325 --> 00:00:35,368
!صبر کن

4
00:00:53,928 --> 00:00:56,389
.بدونِ اون «هومر» رو پیدا نمی‌کنی

5
00:00:57,724 --> 00:00:58,724
کی؟

6
00:01:51,694 --> 00:01:52,694
.همین بود

7
00:01:55,181 --> 00:01:57,617
اون دختر کوچولو توی
،خوابت، بچگیِ خودته

8
00:01:57,700 --> 00:01:59,744
یا بچگی «نینا آزارُوا»؟

9
00:02:00,078 --> 00:02:01,663
.به‌نظرم جفت‌شون یکی‌ هستن

10
00:02:01,996 --> 00:02:03,748
پس تو و نینا هم یکی هستید؟

11
00:02:03,832 --> 00:02:06,126
نه، من روز حادثه
.سوار اتوبوس شدم

12
00:02:06,209 --> 00:02:09,295
،فکر نکنم نینا سوار شد
،و به واسطه‌ی اون تصمیم

13
00:02:09,379 --> 00:02:11,631
زندگیِ کاملاًً متفاوتی
.برامون رقم خورد

14
00:02:11,714 --> 00:02:14,676
،یعنی، اون هرگز نمُرد و کور نشد
،هرگز به آمریکا منتقل نشد

15
00:02:14,759 --> 00:02:17,053
هرگز هفت سال رو
.زیرِ زمین سپری نکرد

16
00:02:19,389 --> 00:02:20,598
...پوست‌ـش

17
00:02:21,641 --> 00:02:23,226
.خیلی ملایم‌ـه

18
00:02:26,855 --> 00:02:28,648
.من زندگی با ملایمتی نداشتم

19
00:02:31,009 --> 00:02:34,028
شاید داری به‌ صورت زیرآستانه‌ای
.با نینا ارتباط برقرار می‌کنی

20
00:02:34,112 --> 00:02:36,447
.من نمی‌شناسمش
.دلم‌ـم نمی‌خواد بشناسمش

21
00:02:37,282 --> 00:02:39,525
پس در این صورت تو هم
درست مثل «هپ» نیستی؟

22
00:02:41,452 --> 00:02:44,372
.گفته بودی هپ اسیرکننده‌ی تو بوده -
.الأنم هست -

23
00:02:44,455 --> 00:02:46,457
پس تو رو گروگان گرفته؟ -
.ما» رو گروگان گرفته» -

24
00:02:46,541 --> 00:02:48,710
فکر می‌کنی اون دکتر
.پرسی»ـه، ولی نیست»

25
00:02:48,793 --> 00:02:51,504
.از داخل اون «هپ»ـه، یه شکارچی‌ـه -
.باشه -

26
00:02:52,630 --> 00:02:53,715
.پس اون یه شکارچی‌ـه

27
00:02:54,507 --> 00:02:56,968
تو رو گرفته و توی یه
.جعبه حبس‌ـت کرده

28
00:02:57,135 --> 00:02:58,970
ولی تو هم نینا رو توی
.یه جعبه حبس کردی

29
00:02:59,762 --> 00:03:02,056
.یه‌جائی در عمق ذهنت دفن‌ـش کردی

30
00:03:02,140 --> 00:03:04,851
دلش می‌خواد خارج بشه، برای همین
.از طریق رؤیاهات بهت رجوع می‌کنه

31
00:03:04,934 --> 00:03:06,952
قضیه‌ی «ریچل» رو پیگیری کردی؟

32
00:03:07,020 --> 00:03:10,148
.داری بحث رو عوض می‌کنی -
پیگیری کردی؟ گفتی می‌کنی -

33
00:03:10,231 --> 00:03:13,401
آره، به یک مکانِ دیگه نزدیک
.خانواده‌ـش منتقل شده بود

34
00:03:14,444 --> 00:03:15,987
اسم اون مکان چی‌ـه؟

35
00:03:16,237 --> 00:03:18,990
نینا، فکر می‌کنی چه
اتفاقی برای ریچل افتاده؟

36
00:03:20,909 --> 00:03:22,435
.فکر می‌کنم اون کشتتش

37
00:03:23,119 --> 00:03:23,953
چرا؟

38
00:03:24,037 --> 00:03:26,172
چون اینطوری یه راه برای
برقراری ارتباط پیدا می‌کرد

39
00:03:26,255 --> 00:03:28,983
و الأن می‌تونه درموردِ کارهایی که هپ
توی آزمایشگاهش می‌کنه حرف بزنه

40
00:03:29,058 --> 00:03:32,345
.هپ جلوش رو گرفت، خودتم این رو دیدی -
به‌نظر تو داخل آزمایشگاه چی‌کار می‌کنه؟ -

41
00:03:32,370 --> 00:03:34,539
تو تا حالا توی آزمایشگاهش بودی؟ -
.آره -

42
00:03:36,966 --> 00:03:39,260
ولی یه اتاقی اونجاست
.که نمی‌شه واردش شد

43
00:03:39,677 --> 00:03:40,887
.یه اتاقی که درش قفل‌ـه

44
00:03:41,804 --> 00:03:42,804
مگه نه؟

45
00:03:48,978 --> 00:03:51,814
بگو که همچین اتاقی اونجا نیست
.و من دیگه راجع بهش حرف نمی‌زنم

46
00:03:59,489 --> 00:04:01,991
برات طبیعی‌ـه که
.حس کنی دکتره قاتل‌ـه

47
00:04:02,659 --> 00:04:05,695
می‌خواد بخشی از وجودت
.رو دربیاره، وهم‌ـت رو

48
00:04:06,120 --> 00:04:08,539
و فکر می‌کنی بدون اون بخش
.می‌میری، ولی اینطور نیست

49
00:04:08,831 --> 00:04:10,041
.شکوفا می‌شی

50
00:04:10,875 --> 00:04:13,378
خدایا، اون واقعاًً خیلی
باهوش‌ـه، مگه نه؟

51
00:04:15,922 --> 00:04:17,798
،می‌دونه که تو هرگز منو نمی‌بینی

52
00:04:17,882 --> 00:04:19,682
،شخصیت واقعی‌ـم رو

53
00:04:20,343 --> 00:04:22,319
.تا زمانی که بیمارتم نمی‌بینی

54
00:04:47,996 --> 00:04:49,730
.این تقصیرِ « پرری»ـه

55
00:05:25,533 --> 00:05:27,160
.سلام -
.سلام -

56
00:05:27,660 --> 00:05:29,495
.اومدم که نینا آزارُوا رو ببینم

57
00:05:29,662 --> 00:05:30,872
.عه، شرمنده

58
00:05:30,955 --> 00:05:33,958
خانم آزارُوا حق ملاقات
.با عیادت‌کننده‌ها رو نداره

59
00:05:34,042 --> 00:05:36,711
.من عیادت‌کننده نیستم
.کارآگاه خصوصی‌ام

60
00:05:37,428 --> 00:05:38,880
،دارم دنبال یه دختر گمشده می‌گردم

61
00:05:38,963 --> 00:05:42,342
و خانم آزارُوا اطلاعاتی در مورد یه خونه داره
.که ممکنه توی پیدا کردنش به دردم بخوره

62
00:05:42,425 --> 00:05:45,970
،«اصرارتون رو درک می‌کنم، جناب «واشنگتن
.ولی نمی‌تونم اطلاعاتی بهتون بدم

63
00:05:46,054 --> 00:05:48,264
می‌شه با یکی که اینجا مسئول‌ـه
.صحبت کنم؟ خواهش می‌کنم

64
00:05:48,348 --> 00:05:51,434
،دکتر پرسی امروز حضور نداره
.و دکتر رابرتز هم توی جلسه‌ست

65
00:05:51,517 --> 00:05:52,352
...اصلاً نمی‌تونم

66
00:05:52,435 --> 00:05:54,220
،می‌دونستی با هر 24 ساعتی که می‌گذره

67
00:05:54,303 --> 00:05:56,914
احتمالِ اینکه من اون بچه رو
زنده پیدا کنم رو پائین میاره؟

68
00:05:57,440 --> 00:05:59,984
حالا پیشنهاد می‌کنم جلسه‌ی
،دکتر رابرتز رو قطع کنی

69
00:06:00,068 --> 00:06:03,337
و بهش بگی که اگر توی 15 دقیقه‌ی
،آتی خانم آزارُوا رو نبینم

70
00:06:03,420 --> 00:06:05,840
،و باهاش حرف نزنم
.با پلیس تماس می‌گیرم

71
00:06:26,644 --> 00:06:29,305
.امیدوارم کارت ضروری بوده باشه، دارمی -
.به من که گفتن ضروری‌ـه -

72
00:06:29,389 --> 00:06:31,682
.دارن تهدید می‌کنن که پلیس خبر می‌کنن -
چی‌ شده؟ -

73
00:06:35,311 --> 00:06:38,189
،یه مَرد به نام «کریم واشنگتن» اینجاست
.می‌خواد باهات صحبت کنه

74
00:06:38,272 --> 00:06:40,112
نه، نمی‌خوام با کسی از
.زندگیِ اون حرف بزنم

75
00:06:40,691 --> 00:06:43,611
داره درموردِ یه دختر گمشده
 توی یه خونه می‌پرسه

76
00:06:45,405 --> 00:06:46,405
یه خونه؟

77
00:06:56,082 --> 00:06:58,543
!از تمام دروغ‌هات خسته شدم

78
00:06:58,751 --> 00:07:00,711
گفته بودی که پاستیل
!ماهی سوئدی میاری

79
00:07:01,254 --> 00:07:04,590
به «ناسا» بگو که جرائم فکری‌شون
!دیگه روی من اثری نداره

80
00:07:05,133 --> 00:07:06,133
!«لاینل»

81
00:07:09,637 --> 00:07:11,848
گوش ‌کن، ما راجع به
.این حرف زده بودیم

82
00:07:11,931 --> 00:07:14,533
.باید تمرینات تنفسی‌ـت رو انجام بدی

83
00:07:15,101 --> 00:07:16,978
سعی کن مسلط باشی، باشه؟

84
00:07:21,399 --> 00:07:22,608
تو نینا آزارُوایی؟

85
00:07:23,317 --> 00:07:24,317
.آره

86
00:07:25,820 --> 00:07:26,820
من می‌شناسمت؟

87
00:07:27,280 --> 00:07:29,065
یعنی، تا حالا همدیگه
رو دیده بودیم؟

88
00:07:29,282 --> 00:07:32,493
،نه تا جائی که یادمه
،ولی بهم گفتن که فراموشی دارم

89
00:07:32,577 --> 00:07:33,828
،ولی رک بگم

90
00:07:34,495 --> 00:07:37,106
این بقیه‌ی مردم‌ـن که به‌نظر میاد
.چیزها رو فراموش می‌کنن

91
00:07:38,499 --> 00:07:41,794
،سلام. اسم من کریم واشنگتن‌ـه
.یه کارآگاه خصوصی‌ام

92
00:07:41,878 --> 00:07:43,504
.دارم دنبال یه دختر گمشده می‌گردم

93
00:07:43,754 --> 00:07:45,173
یه بچه؟ -
.شونزده سالش‌ـه -

94
00:07:45,882 --> 00:07:46,882
دزدیده شده؟

95
00:07:47,550 --> 00:07:50,552
«خب، داشته یه بازی که توسطِ «کیوری
...ساخته شده بوده رو بازی می‌کرده

96
00:07:51,079 --> 00:07:52,963
.جائی که توش کار می‌کردی -
.آها درسته، کیوری -

97
00:07:53,047 --> 00:07:55,900
،«آره توی خیابون «شاتر
.پلاکِ 828 مونده بود، خونه‌ی تو

98
00:07:55,933 --> 00:07:57,018
.درسته، اون خونه

99
00:07:57,518 --> 00:07:58,718
هیچکس اونجا زندگی نمی‌کنه؟

100
00:07:59,395 --> 00:08:02,440
...نه، ولی تو گفتی -
،با بقیه‌ی بچه‌ها مخفیانه اونجا -

101
00:08:02,523 --> 00:08:03,524
.بازی رو انجام می‌داد

102
00:08:05,651 --> 00:08:07,111
!یه خونه -
!بچه‌ها -

103
00:08:07,195 --> 00:08:08,195
<i>.نوجوون‌ها</i>

104
00:08:12,783 --> 00:08:14,643
به‌خاطر اون خونه‌ست که اینجائی؟

105
00:08:16,704 --> 00:08:18,956
می‌دونی چطور باید
وارد اون خونه شد؟

106
00:08:19,207 --> 00:08:21,209
منظورت اینه که کلید دارم یا نه؟ -
...نه، منظورم -

107
00:08:21,718 --> 00:08:23,753
.ورودی مخفی یا ورودی‌های دیگه‌ست

108
00:08:23,836 --> 00:08:25,838
.باید چنین جائی رو پیدا کنم

109
00:08:27,632 --> 00:08:29,258
سلام، اتاق ملاقاتی‌ها

110
00:08:32,053 --> 00:08:34,847
،ببین می‌خوام باهات روراست باشم
.من یه عارضه‌ای داشتم

111
00:08:35,181 --> 00:08:37,225
.فراموشی -
.آره، یه جورائی -

112
00:08:37,308 --> 00:08:39,870
،داستانِ زندگی اخیرم مفصل‌ـه
،توی یادآوری مشکل دارم

113
00:08:39,894 --> 00:08:42,522
و اون‌ها اینجا منو تحتِ این ‌همه
.دارو قرار دادن تا نتونم فکر کنم

114
00:08:42,605 --> 00:08:46,067
ولی ببین، تو کمک‌ـم می‌کنی از اینجا برم
.بیرون، و منم می‌برمت توی اون خونه

115
00:08:46,484 --> 00:08:47,604
.از طریق ورودی مخفی

116
00:08:48,110 --> 00:08:49,278
.بهت قول میدم

117
00:08:51,080 --> 00:08:53,920
.تو وثیقه‌ی ضمانتِ داوطلبانه امضا کردی
.می‌تونی هروقت که بخوای اینجا رو ترک کنی

118
00:08:53,991 --> 00:08:56,744
.آره، دکتر پرسی اونو به بَند خطر همگانی تغییر داد -
،فکر می‌کنه تو برای خودت -

119
00:08:56,827 --> 00:08:58,127
و بقیه خطر محسوب می‌شی؟ -
.نه -

120
00:08:58,179 --> 00:09:00,557
می‌دونه من خطری واسه هیچکس
.به‌جز خودِ دکتر پرسی نیستم

121
00:09:00,581 --> 00:09:03,058
.چون می‌دونم چه‌جور آدمی‌ـه -
چه‌جور آدمی‌ـه؟ -

122
00:09:04,418 --> 00:09:06,128
.اینجا جایِ امنی نیست

123
00:09:09,298 --> 00:09:13,202
.ولی من عجله‌ای ندارم
.دوازده روزِ دیگه ‌اینجا موندن شدنی‌ـه

124
00:09:15,429 --> 00:09:19,016
ولی تو از جهتِ دیگه، زیاد گذر زمان
به سودت پیش نمی‌ره، مگه نه؟

125
00:09:29,443 --> 00:09:30,903
،ببین، از اینجا می‌برمت بیرون

126
00:09:30,987 --> 00:09:33,281
ولی هرگونه بیماری روانی
،جدی از خودت بروز بدی

127
00:09:33,364 --> 00:09:35,241
.فوراً با دکتر پرسی تماس می‌گیرم

128
00:09:35,324 --> 00:09:37,176
بیماری روانی جدی
از نظر تو چی‌ـه؟

129
00:09:37,259 --> 00:09:38,761
.اوهام، جنون تحریکاتی

130
00:09:38,844 --> 00:09:41,122
،اهمالِ بهداشتی
.رفتار روان‌پریشانه

131
00:09:41,205 --> 00:09:44,667
تکرار مکررات، ناتوانی در پیروی از
.یه زنجیره‌ی مشخص از افکار منطقی

132
00:09:44,750 --> 00:09:47,628
،من از لحاظ روانی بیمار نیستم
.ولی به‌نظرم منطق دیگه زیاده‌روی‌ـه

133
00:09:52,216 --> 00:09:53,843
!ای بابا لاینل

134
00:09:56,971 --> 00:09:57,971
میای یا نه؟

135
00:09:59,015 --> 00:10:02,110
،داری دچار دلهره می‌شی
...باید به بخش پرستارها بری

136
00:10:02,193 --> 00:10:03,769
فقط تمرینات تنفسی‌ـت
...رو انجام بده

137
00:10:03,853 --> 00:10:05,062
.اینو بپوش

138
00:10:15,781 --> 00:10:16,781
.بریم

139
00:10:24,874 --> 00:10:26,558
.پشت‌ـت رو نگاه نکن

140
00:10:29,837 --> 00:10:32,632
وایسید! اون اجازه‌ی خروج از
!محوطه‌ی ساختمون رو نداره

141
00:10:38,471 --> 00:10:39,680
.خیلی‌خب

142
00:10:39,764 --> 00:10:42,224
.اونی که نارنجی روشن‌ـه
.راحت پیداش می‌کنی

143
00:10:42,308 --> 00:10:43,910
.جلوی ساختمون نگهش دار -
کجا رفتن؟ -

144
00:10:43,934 --> 00:10:44,977
.درست اونجا -
.اونجائن -

145
00:11:09,210 --> 00:11:10,920
.ت»، ترمز دستی»

146
00:11:11,003 --> 00:11:12,630
.ع»، دنده عقب»

147
00:11:13,881 --> 00:11:15,481
.«خ»
[ دنده خلاص ]

148
00:11:28,688 --> 00:11:30,606
!لعنتی، لعنتی، لعنتی

149
00:11:35,695 --> 00:11:36,821
!وایسا

150
00:11:39,115 --> 00:11:40,324
!گندش بزنن

151
00:11:40,408 --> 00:11:42,368
!وایسا، هی

152
00:11:50,710 --> 00:11:53,105
قبلاً ماشین رونده بودی؟

153
00:11:53,129 --> 00:11:54,839
.یادم نمیاد

154
00:12:50,728 --> 00:12:53,063
،ببین، این فسخ یک جانبه‌ی رد و بدلِ

155
00:12:53,147 --> 00:12:58,569
بین‌المللی مستقیم دلار به طلا
.توسطِ «نیکسون» در سال 74‌ـه

156
00:12:58,652 --> 00:13:00,588
داری میگی که کار درستی کرد؟ -
...دارم میگم که -

157
00:13:00,671 --> 00:13:02,965
کارش باعث شد دلار موقعیت
،منحصر به فرد خودش رو

158
00:13:03,048 --> 00:13:04,817
از نظر پول‌های‌ رایجِ
.بین‌المللی پیدا کنه

159
00:13:04,900 --> 00:13:07,469
شاید حتی اون رو به‌ سوی
برتری‌ـش سوق داد
[ بین پول‌های رایج دیگه ]

160
00:13:09,747 --> 00:13:10,956
.اینجا بخش مردونه‌ست

161
00:13:11,916 --> 00:13:13,918
.توی بخش زن‌ها سونائی نیست

162
00:13:14,794 --> 00:13:17,087
،برای من که اشکالی نداره
برای شما چی؟

163
00:13:27,473 --> 00:13:30,309
می‌دونی، تنها زمانی که فقط
...حس می‌کنم توی حال خودمم

164
00:13:30,935 --> 00:13:32,520
.زمانی‌ـه که تهِ استخرم

165
00:13:33,938 --> 00:13:36,290
.می‌دونم چی میگی، خیلی ساکت‌ـه

166
00:13:37,566 --> 00:13:39,652
.تنها تسکین‌دهنده‌ی وز وز گوش‌ـه

167
00:13:42,863 --> 00:13:44,573
چی باعث شده فکر کنی
 من گوشم وز وز می‌کنه؟

168
00:13:54,500 --> 00:13:55,668
.می‌شنومش

169
00:13:57,294 --> 00:14:00,673
تو زنگ زدن توی گوش منو می‌شنوی؟ -
آره می‌شنوم. تو مالِ منو می‌شنوی؟ -

170
00:14:17,189 --> 00:14:19,233
قبل از این کجا بودی؟

171
00:14:20,818 --> 00:14:22,638
داشتم در امتداد ساحل
.رانندگی می‌کردم

172
00:14:22,987 --> 00:14:25,072
قراره حقیقت رو کتمان
کنیم، دکتر پرسی؟

173
00:14:27,449 --> 00:14:30,494
ببخشید... قبلاً همدیگه رو دیدیم؟
همدیگه رو می‌شناسیم؟

174
00:14:30,578 --> 00:14:32,997
گوش‌های ما به یک دلیل یکسان
وز وز می‌کنه، متوجهی؟

175
00:14:33,998 --> 00:14:36,299
بخاطر اینه که جفت‌‌مون موسیقی
با صدای بلند دوست داریم؟

176
00:14:37,293 --> 00:14:38,878
.چون به اینجا تعلق نداریم

177
00:14:39,587 --> 00:14:40,629
.ما جهانگردیم

178
00:14:46,093 --> 00:14:47,469
...داری میگی که وز وز گوش‌مون

179
00:14:48,637 --> 00:14:50,306
...عارضه‌ی جانبیِ -
.سَفره -

180
00:14:50,389 --> 00:14:53,767
دیروز واردِ پوسته‌ای از زندگی شدم
.که حیات از قبل در اون جاری بود

181
00:14:53,851 --> 00:14:56,478
و معتقدم که تو هم
.همین‌کارو کردی

182
00:15:02,026 --> 00:15:04,026
بیا یه‌جای دیگه به این
.بحث‌مون ادامه بدیم

183
00:15:10,409 --> 00:15:12,888
چرا هرچیزی که درموردِ اون
خونه می‌دونی رو بهم نمی‌گی؟

184
00:15:12,912 --> 00:15:14,152
.شاید کمک‌ـم کنه به یاد بیارم

185
00:15:14,204 --> 00:15:16,498
،خب، خونه در سال 1910 ساخته شده بود

186
00:15:16,582 --> 00:15:19,751
توسطِ یه مهندس که از طریق کشف
.طلا ثروتی به جیب زده بود

187
00:15:19,793 --> 00:15:22,004
،اون، خونه رو برای زنش ساخته بود

188
00:15:22,087 --> 00:15:23,972
کسی که ادعا می‌کرد
.یه‌جور واسطه‌ست

189
00:15:24,214 --> 00:15:26,342
مثلاً... یه جور حرف زدن با ارواح؟

190
00:15:26,425 --> 00:15:28,594
آره برگزاری جلسات
.احضار روح و این‌چیزا

191
00:15:29,678 --> 00:15:32,848
زنه تماماً توی نخ رسوماتِ دیرینه و عجیب
.دوران ملکه «ویکتوریا» بود

192
00:15:33,682 --> 00:15:37,570
،حالا این‌ها نقشه‌های اصلی نیستن
،این‌ها متعلق به دهه 60 یا 70‌ هستن

193
00:15:37,653 --> 00:15:39,993
زمانی که خونه به واحدهای جداگونه
.تقسیم شد و اجاره داده شد

194
00:15:40,039 --> 00:15:42,239
،تا دوسال پیش به همین روال بود

195
00:15:42,265 --> 00:15:44,126
تا اینکه تو خونه رو با
.پیر راسکین» خریدی»

196
00:15:44,209 --> 00:15:45,869
.ظاهراً، اون دوست پسرم‌ـه

197
00:15:46,695 --> 00:15:48,864
.آره، به گوش منم رسیده بود

198
00:15:50,366 --> 00:15:52,409
این واسه چی‌ـه؟ -
.واسه فَک‌ـت -

199
00:16:00,125 --> 00:16:01,951
خب داشتی راجع به
...اون خونه می‌گفتی

200
00:16:02,169 --> 00:16:04,880
آره، به هرحال، مستأجرها
،رو جابه‌جا کردن

201
00:16:04,964 --> 00:16:06,966
و خونه به دکوراسیون
.سابق‌ـش برگردونده شد

202
00:16:07,049 --> 00:16:08,842
که تا میزان زیادی‌ـش
.اینجا نشون داده شده

203
00:16:09,551 --> 00:16:10,551
...خب

204
00:16:11,971 --> 00:16:13,347
ورودی مخفی کجاست؟

205
00:16:20,437 --> 00:16:22,631
.یعنی، خوندنِ این‌ها سخت‌ـه

206
00:16:24,108 --> 00:16:25,567
تا حالا توی اون خونه بودی؟

207
00:16:27,611 --> 00:16:29,613
.گفتم می‌برمت داخل و همین‌کارم می‌کنم -
چطوری؟ -

208
00:16:39,957 --> 00:16:41,208
نظرت درمورد این چی‌ـه؟

209
00:16:44,003 --> 00:16:46,054
مَرد سه دانا» چی‌ـه؟»
[ وایز: دانا ]

210
00:16:50,384 --> 00:16:53,504
می‌دونه چی‌ـه؟ چرا به بقیه‌ی عکس‌های
اون پوشه یه نگاه نمی‌اندازی؟

211
00:17:13,323 --> 00:17:14,323
.«باک»

212
00:17:16,869 --> 00:17:17,869
چیه؟

213
00:17:18,495 --> 00:17:20,797
چیه؟ چی‌شده؟ قیافه‌ـت
.یه‌جوری‌ـه انگار روح دیدی

214
00:17:21,457 --> 00:17:23,667
این شخص گمشده‌ست؟ -
.آره، اون «میشل»ـه -

215
00:17:23,751 --> 00:17:24,793
چرا؟ مگه دختره چشه؟

216
00:17:25,210 --> 00:17:26,610
.دختر نیست، پسره

217
00:17:33,135 --> 00:17:34,135
.شرمنده

218
00:17:34,678 --> 00:17:35,679
...این عکس فقط

219
00:17:36,680 --> 00:17:39,191
منو یاد یه مَرد جوونی که توی
.میشیگان» می‌شناختم انداخت»

220
00:17:42,728 --> 00:17:45,647
...دیگه چی راجع به هپ
یعنی دکتر پرسی می‌دونی؟

221
00:17:46,106 --> 00:17:50,127
،یه کتاب درموردِ واقعیت مطلق مانند جنون نوشته بود
.«که اسمش رو گذاشته بود «روان‌پریشی کوانتوم

222
00:17:50,210 --> 00:17:53,463
.اون قبلاً روانکاو دوست پسرت بود -
اون روانپزشکِ «راسکین» بوده؟ -

223
00:17:53,739 --> 00:17:54,739
.آره

224
00:17:56,742 --> 00:17:58,744
.اینطوری سر از کلینیک درآوردم

225
00:17:59,203 --> 00:18:00,454
.همه‌ـش بهم مربوطه

226
00:18:00,954 --> 00:18:03,082
چی‌ها؟ -
،دکتر پرسی -

227
00:18:03,165 --> 00:18:06,126
،پیر راسکین، اون خونه
،نوجوون‌های گمشده

228
00:18:08,087 --> 00:18:10,363
تو از قبل هم توی
آپارتمانِ نینا بودی؟

229
00:18:11,799 --> 00:18:12,799
.نه اونجا کیوری‌ـه

230
00:18:16,845 --> 00:18:19,389
.باید به آپارتمان نینا بری -
.اونجا آپارتمان توئه -

231
00:18:19,765 --> 00:18:20,599
چرا؟

232
00:18:20,682 --> 00:18:24,520
چون این صفحه‌کلیدِ امنیتی
.به در یه کمد قفل شده وصل‌ـه

233
00:18:25,229 --> 00:18:26,396
...اگر نینا

234
00:18:27,189 --> 00:18:30,275
،اگر من در تمام این قضایا دخیل بودم
.می‌تونیم ته‌توش رو در بیارم

235
00:18:51,002 --> 00:18:55,302
پیامک از «هومر رابرتز»: " لطفاًً هرچه سریع‌تر باهام
"تماس بگیر کار فوری دارم، لطفاًً جواب تماسم رو بده

236
00:18:57,344 --> 00:18:58,804
.الو -
.دکتر رابرتز -

237
00:18:58,887 --> 00:19:00,573
<i>...دکتر پرسی -
.تازه گوشیم رو روشن کردم -

238
00:19:00,597 --> 00:19:02,641
نینا آزارُوا امروز صبح
.از درمانگاه فرار کرد

239
00:19:02,724 --> 00:19:04,852
منظورت چیه فرار کرد؟ -
.به‌طور دقیق نمی‌دونیم -

240
00:19:04,935 --> 00:19:07,063
...یه کارآگاه امروز صبح اومد -
چه ‌جور کارآگاهی؟ -

241
00:19:07,087 --> 00:19:09,248
یه کارآگاه خصوصی. من و -
...نینا توی جلسه بودیم  - تو

242
00:19:09,331 --> 00:19:12,317
...که دارمی یه‌دفعه جلسه رو قطع کرد -
!نه، صبر کن، به من گوش بده -

243
00:19:12,401 --> 00:19:13,694
.بله، ببخشید

244
00:19:13,777 --> 00:19:15,696
پرسیدی کسی که اومد
 سراغش کی بود؟

245
00:19:15,779 --> 00:19:17,322
.نتونستم باهاش حرف بزنم -
.ای‌بابا -

246
00:19:17,406 --> 00:19:19,801
با پلیس تماس گرفتی؟ -
.آره، امیدوارم کار درستی کرده باشم -

247
00:19:19,825 --> 00:19:21,928
...می‌خواستم باهات حرف بزنم -
.البته که کار درستی کردی -

248
00:19:21,952 --> 00:19:24,705
اون یه فراری‌ـه. مسئولیت اون
با ماست. یه خطر همگانی‌ـه

249
00:19:24,788 --> 00:19:28,500
.من این رو به پلیس نگفتم -
،نه، می‌خوام الأن دوباره بهشون زنگ بزنی -

250
00:19:28,584 --> 00:19:31,795
،و بهشون بگی که اون جون من رو تهدید کرده
.و برای خودش و بقیه خطر محسوب می‌شه

251
00:19:31,879 --> 00:19:33,319
فکر می‌کنید این لازم باشه؟ -
.آره -

252
00:19:33,380 --> 00:19:35,407
دکتر پرسی، من فقط
...ازتون می‌خوام

253
00:19:39,469 --> 00:19:42,690
،اگر بخواید استعفا بدم
.کاملاًً تصمیم‌تون رو درک می‌کنم

254
00:19:42,773 --> 00:19:45,851
باور کن، می‌خواستم بهت بگم که یه‌جای دیگه
.برای دوره‌ی آموزشی تخصصی پیدا کنی

255
00:19:45,934 --> 00:19:47,677
ولی وابستگی اون به تو
.شاید نجات‌مون بده

256
00:19:47,795 --> 00:19:50,039
می‌خوام که هر نیم ساعت با پلیس
.تماس بگیری و پیگیری کنی

257
00:19:50,063 --> 00:19:51,940
.و درصورت برگشتنش آماده باش

258
00:19:52,149 --> 00:19:53,734
.باشه، حتماً -
.خیلی‌خب -

259
00:19:53,984 --> 00:19:55,569
...متأسفم دکتر -
.سلام -

260
00:19:56,236 --> 00:19:57,321
همه‌چیز مرتبه؟

261
00:19:57,696 --> 00:20:00,991
.یه مسئله‌ی مهم کاری‌ـه

262
00:20:01,617 --> 00:20:03,327
.من «الودی»ـم -
.«هانتر» -

263
00:20:03,702 --> 00:20:04,702
.از آشنائی‌ـت خوشوقتم

264
00:20:06,580 --> 00:20:09,057
داشتم سرم رو به شیشه می‌کوبیدم

265
00:20:10,292 --> 00:20:11,501
...می‌خواستم

266
00:20:12,252 --> 00:20:15,339
.مغزم رو بکشم تا دیگه نتونم فکر کنم

267
00:20:15,714 --> 00:20:18,175
و اگر این کار با کشتن خودم
.امکان‌پذیر باشه، هیچ مشکلی ندارم

268
00:20:18,300 --> 00:20:21,511
این توی یه بُعد دیگه جریان داره؟ -
.آره -

269
00:20:22,721 --> 00:20:26,916
تو روی تخت‌ـت می‌ایستی و از بین دریچه با من
حرف می‌زنی. تو و«اواِی» نوبتی این‌کارو می‌کنید

270
00:20:27,726 --> 00:20:29,144
.و بالأخره من دست کشیدم

271
00:20:29,728 --> 00:20:31,063
.تو جون منو نجات دادی

272
00:20:32,105 --> 00:20:33,105
.تو و اواِی

273
00:20:34,233 --> 00:20:36,151
منظورت نیناست؟ -
.نه -

274
00:20:37,069 --> 00:20:38,069
.اواِی

275
00:20:39,279 --> 00:20:41,657
،نینا اونجا نبود
.نینا متعلق به این بُعدـه

276
00:20:43,825 --> 00:20:46,245
.می‌دونی... خیلی جالبه

277
00:20:46,745 --> 00:20:47,745
...توی اینجا

278
00:20:48,413 --> 00:20:50,791
تو یه پزشکی. هیچ غلطی
.نمی‌تونی واسه من بکنی

279
00:20:52,568 --> 00:20:54,461
...ولی توی اون بُعد، تو یه جور

280
00:20:54,544 --> 00:20:56,263
.کوارتربکِ فوتبالی

281
00:20:56,588 --> 00:20:58,799
و سلامتِ عقل منو
.آوردی سرجاش

282
00:21:06,807 --> 00:21:09,309
اون روت اثر می‌ذاره، مگه نه؟

283
00:21:09,393 --> 00:21:11,436
.شاید روی تو اثر می‌ذاره
می‌خوای راجع بهش حرف بزنی؟

284
00:21:11,520 --> 00:21:13,430
.اون روی همه اثر می‌ذاره

285
00:21:14,231 --> 00:21:16,925
بدونِ اینکه بفهمی از بهترین
.نقطه‌ی قوت‌ـت عبور می‌کنه

286
00:21:17,150 --> 00:21:18,660
.این ماهیّت‌ـش‌ـه

287
00:21:20,696 --> 00:21:21,822
.خب حالا دیگه رفته

288
00:21:21,905 --> 00:21:23,657
پس شاید این یه مایه‌ی
.آرامش خاطر برات باشه

289
00:21:24,074 --> 00:21:25,242
.اون نرفته دکتر

290
00:21:25,617 --> 00:21:28,870
.اون نقشه داره. اواِی همیشه نقشه داره

291
00:21:29,371 --> 00:21:30,371
.برمی‌گرده

292
00:21:30,998 --> 00:21:32,249
چرا اینو می‌گی؟

293
00:21:32,874 --> 00:21:37,963
خب، یه‌جورائی توی یکی از 2500
‌...و خرده‌ای شب‌ در زیرِ زمین

294
00:21:38,171 --> 00:21:41,675
هومر، همون کوارتربکِ از خود گذشته‌ای
.که بهت گفتم، روش اثر گذاشت

295
00:21:43,218 --> 00:21:46,430
،و طبق تجربه‌ی من
.اون آدمی نیست که جا بزنه

296
00:21:55,314 --> 00:21:56,565
.باید بدونی‌ـش

297
00:21:57,524 --> 00:21:59,526
یادت نمیاد؟
.باید به یاد بیاری

298
00:22:00,777 --> 00:22:02,529
.یه داستان برام بگو -
داستان؟ -

299
00:22:02,863 --> 00:22:05,240
آره فقط برای یه لحظه سرم
.رو گرم کن که فکری نکنم

300
00:22:10,746 --> 00:22:13,582
...خب، می‌دونی برادر من

301
00:22:14,624 --> 00:22:17,502
از اون مَرداست که هرگز نمی‌ذاره یه
.زن توی خونه‌ـش مسواک نگه داره

302
00:22:17,586 --> 00:22:20,005
می‌دونی؟ هیچوقت نمی‌خواست
.از خر شیطون بیاد پائین

303
00:22:20,748 --> 00:22:24,843
تا اینکه یه شب، توی یه اجرای موزیکِ نویز با یه زنِ
.کله‌تراشیده که خواننده‌ی سبک پانک‌ـه آشنا می‌شه

304
00:22:24,926 --> 00:22:27,929
اجرای موزیک نویز چی‌ـه؟ -
می‌خوای گوش کنی یا سؤال بپرسی؟ -

305
00:22:29,806 --> 00:22:32,726
نکته اینه که اون‌ها وجه
...اشتراک‌های زیادی داشتن

306
00:22:32,976 --> 00:22:34,569
.و به همدیگه دروغ نمی‌گفتن

307
00:22:35,696 --> 00:22:37,481
توی همون قرارِ اول
،حتی قبل از اینکه

308
00:22:37,564 --> 00:22:38,964
،شام سفارش بدن بهش گفته بود

309
00:22:39,015 --> 00:22:41,059
که زیاد عقیده‌ای برای
.بچه به‌دنیا آوردن نداره

310
00:22:41,735 --> 00:22:43,236
.زنه هم باهاش موافقت می‌کنه

311
00:22:43,295 --> 00:22:45,355
بهش میگه دنیا الأن
،نیازهای زیادی داره

312
00:22:45,405 --> 00:22:47,582
ولی یه انسان دیگه جزو
.اون نیازها نیست

313
00:22:49,576 --> 00:22:50,702
...برادرم و این زنه

314
00:22:51,912 --> 00:22:52,954
.عاشق هم شدن

315
00:22:53,872 --> 00:22:55,832
.به مدت 7 سال باهم بودن

316
00:22:56,124 --> 00:22:57,764
،وقتی که می‌بینه مسواکِ کوفتی زنش

317
00:22:57,834 --> 00:23:00,921
توی جا مسواکی جفتِ مسواک
.خودشه حسابی به وجد میاد

318
00:23:01,546 --> 00:23:03,691
،تا اینکه یه روز از خدا بی‌خبر
،زنه از سرکار میاد خونه

319
00:23:03,715 --> 00:23:05,515
.و می‌گه که دلش بچه می‌خواد

320
00:23:05,967 --> 00:23:07,052
شماره‌ی رمز چی‌ـه؟

321
00:23:07,886 --> 00:23:09,262
10-15-87

322
00:23:16,019 --> 00:23:17,019
!یادت اومد

323
00:23:28,448 --> 00:23:29,991
.فقط یه مشت نوارـه

324
00:23:30,575 --> 00:23:32,619
آره، نوارهائی که ارزش
.مخفی شدن رو دارن

325
00:23:35,394 --> 00:23:38,094
[ پاریس - 18 سپتامبر 2009 ]

326
00:23:49,177 --> 00:23:50,857
.دراز کشیدم

327
00:23:51,847 --> 00:23:54,141
.و خورشید خیلی درخشان‌ـه

328
00:23:54,224 --> 00:23:57,853
.قطراتِ عرق روی پوستم‌ـه -
این توئی؟ -

329
00:23:58,895 --> 00:23:59,938
.آره به گمونم

330
00:24:00,021 --> 00:24:02,065
.هیچی نپوشیدم

331
00:24:03,400 --> 00:24:05,861
هیچ بادی نمیاد، بخاطر
.همین قطرات عرق

332
00:24:05,944 --> 00:24:08,405
.مثل حباب سرجاشون موندن

333
00:24:10,907 --> 00:24:13,952
حس می‌کنم یه زبون
پشتِ پام رو می‌لیسه

334
00:24:15,412 --> 00:24:16,872
.یه زبون دیگه گوشم رو

335
00:24:17,831 --> 00:24:20,041
زبون‌ها عرق‌ها رو به
.خودشون جذب می‌کنن

336
00:24:20,834 --> 00:24:24,004
می‌دونن که بدنم داره
.اسرار رو برملا می‌کنه

337
00:24:26,047 --> 00:24:28,216
.یه زبون وارد کونم می‌شه

338
00:24:30,969 --> 00:24:34,430
.فکر کنم این‌ها تعاریف خواب‌هائن
.به همین روال توی کیوری ضبط‌ـشون می‌کردن

339
00:24:41,188 --> 00:24:42,439
.نمی‌تونم تکون بخورم

340
00:24:43,190 --> 00:24:44,190
...گرچه

341
00:24:45,108 --> 00:24:46,902
.چیزی هم مانعم نمی‌شه

342
00:24:48,361 --> 00:24:49,863
،وقتی می‌خوام حرف بزنم

343
00:24:50,238 --> 00:24:52,240
پیر زبونم رو از
.حلقومم می‌کشه بیرون

344
00:24:53,783 --> 00:24:56,786
.بیست و چهارم مارس 2013

345
00:24:57,204 --> 00:24:59,164
...من فهمیدم که خواب نمی‌بینم

346
00:25:14,888 --> 00:25:16,723
!«y» عه، سه حرفِ

347
00:25:18,767 --> 00:25:19,768
.متوجه نمی‌شم

348
00:25:20,977 --> 00:25:24,105
دستت رو روی .«y» ببین، سه حرفِ
.بذار «G» و «Z»، «S» حروفِ

349
00:25:25,524 --> 00:25:26,900
.«Y» سه حرفِ

350
00:25:29,036 --> 00:25:31,254
.«دار y مَرد سه»
داره، کلمه‌ی Y مردی که لقبش سه حرف ]
[هم آواست Y وایز» به معنی دانا با جمعِ حرف»

351
00:25:31,338 --> 00:25:33,878
مَرد سه دانا». آخرین سرنخِ توی»
...بازی بوده. میشل وقتی ناپدید شد

352
00:25:33,907 --> 00:25:35,450
.داشته اون بازی رو انجام می‌داده -
.درسته -

353
00:25:35,534 --> 00:25:38,370
شاید اون بازی ما رو واردِ
.ورودی مخفی خونه بکنه

354
00:25:38,453 --> 00:25:39,453
.«سیزیجی»

355
00:25:39,996 --> 00:25:40,996
این چی هست اصلاً؟

356
00:25:41,498 --> 00:25:43,083
یه مکان؟ یه شخص؟

357
00:25:45,627 --> 00:25:46,627
.موبایلش

358
00:25:56,459 --> 00:25:58,659
[ برنامه‌ی تیندر ]
[ نوعی برنامه‌ی دوست‌یابی ]

359
00:26:03,218 --> 00:26:05,418
!یک مورد سازگار پیدا شد
!یاسی» شما را لایک کرد»

360
00:26:13,154 --> 00:26:14,154
الو؟

361
00:26:15,807 --> 00:26:17,058
...آره

362
00:26:17,951 --> 00:26:18,951
.عه، سلام، جناب سروان

363
00:26:19,619 --> 00:26:21,580
.آره، ممنون که تماس گرفتید
[ روز افتضاحی‌ـه ]

364
00:26:21,880 --> 00:26:24,624
،ببینید، می‌خوام تأکید کنم که
[آره برای منم همینطور، ممکنه اخراج بشم ولی مهم نیست ]

365
00:26:24,624 --> 00:26:26,251
...نینا آزارُوا

366
00:26:27,460 --> 00:26:28,461
.خطرناک‌ـه

367
00:26:28,962 --> 00:26:31,047
.اون... اون به مداوا احتیاج داره

368
00:26:31,079 --> 00:26:32,979
[ کاش منم مثل تو انقدر جسور بودم ]

369
00:26:33,049 --> 00:26:35,260
خب آره، یه حادثه‌ای
...اینجا رخ داده بود

370
00:26:35,321 --> 00:26:37,921
[ چطوره بعداً بریم یکم مست کنیم؟ ]

371
00:26:38,013 --> 00:26:39,431
.دکتر پرسی رو تهدید کرده بود

372
00:26:40,724 --> 00:26:43,143
...بله، بله به‌صورت فیزیکی

373
00:26:43,376 --> 00:26:45,020
.اون دچار یه عارضه‌ی روانی بوده

374
00:26:45,076 --> 00:26:47,176
.«ساعت 8 بریم «کیوشی ]
[ یه لباس وینیلیِ قرمز می‌پوشم

375
00:26:47,230 --> 00:26:50,734
ببینید، می‌خوام تأکید کنم
،که اون قابل اعتماد نیست

376
00:26:50,817 --> 00:26:53,862
همونطور که احتمال داره به کسی
.آسیب بزنه باید فوراً برگردونده بشه

377
00:26:54,359 --> 00:26:55,692
[ منم قرمز می‌پوشم ]

378
00:26:55,989 --> 00:26:59,242
بله، به محض اینکه پیداش
.کردید به ما اطلاع بدید

379
00:27:00,410 --> 00:27:01,410
.متشکرم

380
00:27:06,322 --> 00:27:08,022
[ چه جسور ]

381
00:27:10,939 --> 00:27:13,239
[ یاسی»، 27 ساله» ]
[ فاصله‌ی کنونی - سه کیلومتر ]

382
00:27:20,597 --> 00:27:21,897
رمزش رو داری؟

383
00:27:38,615 --> 00:27:39,991
.«سیزیجی»

384
00:27:45,372 --> 00:27:47,165
چی‌کار باید بکنم؟ -
.فقط خودت باش -

385
00:28:00,929 --> 00:28:01,929
.سیزیجی» هستم»

386
00:28:03,640 --> 00:28:04,640
.سلام

387
00:28:05,600 --> 00:28:06,643
خانم آزارُوا؟

388
00:28:07,143 --> 00:28:08,478
.بله، خودم هستم

389
00:28:09,729 --> 00:28:10,929
.به‌نظر نمیاد روبه‌راه باشی

390
00:28:14,150 --> 00:28:17,237
شرمنده، یه کسالتی داشتم
.ولی الأن حالم خیلی بهترـه

391
00:28:19,114 --> 00:28:20,354
کِی می‌خوای بیای؟

392
00:28:21,491 --> 00:28:22,491
...فردا

393
00:28:22,992 --> 00:28:23,992
.امشب

394
00:28:28,498 --> 00:28:29,498
الو؟

395
00:28:32,794 --> 00:28:35,046
یکم برامون زمان می‌بره
.تا تجهیزات رو آماده کنیم

396
00:28:35,755 --> 00:28:36,755
.ساعت 9 می‌بینمت

397
00:28:36,965 --> 00:28:39,801
.آدرس رو لازم دارم
.برای تاکسی می‌خوام

398
00:28:40,218 --> 00:28:42,345
راننده‌تون آدرس رو خواهد
.داشت، خانم آزارُوا

399
00:28:42,429 --> 00:28:45,890
لطفاً با لباس مناسب بیاید تا به
.محض حضورتون شروع کنیم

400
00:29:20,341 --> 00:29:21,342
هومر؟

401
00:29:23,052 --> 00:29:24,052
یاسی؟

402
00:29:24,554 --> 00:29:25,554
.خودمم

403
00:29:27,390 --> 00:29:28,224
چیه؟

404
00:29:28,391 --> 00:29:31,978
فقط اینکه عکس‌هات
خیلی کمتر از خودت

405
00:29:32,061 --> 00:29:33,456
.جذابن

406
00:29:33,480 --> 00:29:35,398
.جدی میگم. به نظرم دلپذیره

407
00:29:35,565 --> 00:29:37,567
.بهتر از "ناامیدکننده"‌ـست

408
00:29:39,235 --> 00:29:40,235
گرسنه‌ای؟

409
00:29:40,487 --> 00:29:41,487
.آره

410
00:29:55,460 --> 00:29:57,980
.خیلی‌خب، الان باید بهم بگی
از کجا می‌دونستی من واقعاً کی‌ام؟

411
00:29:58,463 --> 00:30:00,632
...می‌دونی، اینکه ما... ما -
.اهل اینجا نیستیم -

412
00:30:01,090 --> 00:30:03,117
.همونطور که خودت گفتی، جهانگردیم

413
00:30:03,134 --> 00:30:05,804
،وقتی به اندازه‌ی من سفر کنی
.خود بخود حسش می‌کنی

414
00:30:07,972 --> 00:30:10,725
باشه، ولی می‌تونی
کنترل کنی که کجا بری؟

415
00:30:10,809 --> 00:30:12,985
منظورم اینه که، می‌تونی
یه مقصد انتخاب کنی؟

416
00:30:13,061 --> 00:30:15,730
می‌خوای برنامه‌ی پرواز بچینی؟

417
00:30:16,898 --> 00:30:20,693
،نمی‌تونی همه چی رو کنترل کنی
،ولی می‌تونی تأثیر بذاری، درک کنی

418
00:30:21,194 --> 00:30:22,595
.طبق اون نقشه بریزی

419
00:30:24,447 --> 00:30:26,925
.باید بگم، برای من یکم رازآلودی

420
00:30:28,368 --> 00:30:30,845
یه بار خودم رو تو یه بُعدی
پیدا کردم که بازیگر بودم

421
00:30:31,788 --> 00:30:33,122
.بیشتر فیلم‌های فرانسوی بود

422
00:30:33,665 --> 00:30:37,001
.اولش برام سنگین بود
.احساس می‌کردم امنیت ندارم

423
00:30:37,335 --> 00:30:40,839
مردم تو خیابون جلوم رو می‌گرفتن بهم می‌گفتن
 که فیلمه روشون تأثیر گذاشته. کدوم فیلم؟

424
00:30:41,965 --> 00:30:44,968
،پس خودم رو تو خونه‌ش زندانی کردم
.و تمام دی‌وی‌دی‌هاش رو دیدم

425
00:30:46,010 --> 00:30:47,303
و خودم رو به عنوان

426
00:30:47,929 --> 00:30:49,138
،زنی جوان

427
00:30:49,472 --> 00:30:52,391
معصوم، ساده لوح، که عاشق
میشه و فراموش می‌کنه دیدم

428
00:30:52,517 --> 00:30:53,768
.مرگ خودم رو دیدم

429
00:30:54,018 --> 00:30:57,781
،خودکشی، حمله‌ی قلبی
.خفه شدن توسط شوهرم

430
00:30:57,864 --> 00:30:59,749
همه‌ی این نقش‌ها هم
.خودم بودم و هم نبودم

431
00:30:59,832 --> 00:31:02,126
آخرش، اونقدر گیج شده بودم
.که نمی‌تونستم درست فکر کنم

432
00:31:02,861 --> 00:31:05,029
ولی بعدش متوجه شدم
...یه چیزی هست

433
00:31:05,238 --> 00:31:07,907
که من و اون بازیگر
.باهم اشتراک داشتیم

434
00:31:11,202 --> 00:31:12,202
حالت خوبه؟

435
00:31:14,455 --> 00:31:18,167
آره، عذر می‌خوام، همین الان یه چیزی
،رو درباره‌ی یه بیمار متوجه شدم

436
00:31:18,960 --> 00:31:20,753
شما... شما یه وجه اشتراک داشتین؟

437
00:31:21,713 --> 00:31:24,257
هردومون عطشِ درک کردن
.شرایط آدما رو داشتیم

438
00:31:25,592 --> 00:31:27,719
اون عطش‌ـش رو با بازی کردن
،نقش‌های مختلف برطرف می‌کرد

439
00:31:27,802 --> 00:31:28,887
.و من با مسافر بودن

440
00:31:29,804 --> 00:31:31,598
...باشه، ولی چطور

441
00:31:32,599 --> 00:31:34,601
...چطوری به مقصدی

442
00:31:35,143 --> 00:31:36,643
به انتخاب خودت سفر می‌کنی؟

443
00:31:36,895 --> 00:31:38,855
،چهار نفر گیر میاری
...حرکت‌ها رو انجام می‌دی

444
00:31:39,272 --> 00:31:40,648
ها؟

445
00:31:45,820 --> 00:31:46,820
چیه؟

446
00:31:48,197 --> 00:31:49,949
چیه؟

447
00:31:50,033 --> 00:31:53,953
ببخشید، فقط اینکه، برای آدمی
.مثل تو، روش عجیبی‌ـه

448
00:31:55,538 --> 00:31:57,040
روش‌های دیگه‌ای هم هست؟

449
00:31:57,582 --> 00:32:00,335
خب، امروز صبح تا ساحل
.کالیفرنیا رانندگی کردی

450
00:32:00,919 --> 00:32:02,719
،می‌تونستی پرواز کنی
.با قطار بری، راه بری

451
00:32:02,795 --> 00:32:04,672
.آره، روش‌های زیادی وجود دارند

452
00:32:05,590 --> 00:32:07,050
.ولی همه‌شون نیازمند سوخت هستن

453
00:32:08,576 --> 00:32:10,511
سوخت هست که اجازه میده
.به جایی که می‌خوای بری

454
00:32:10,595 --> 00:32:12,305
...خیلی‌خب، پس

455
00:32:12,847 --> 00:32:13,890
اون سوخت چیه؟

456
00:32:14,807 --> 00:32:16,309
.نمی‌تونم توضیحش بدم

457
00:32:19,062 --> 00:32:20,146
.ولی می‌تونم نشونت بدم

458
00:32:27,487 --> 00:32:30,865
آره، سبک آر اند دی. و آخرین
.مهمونی‌‌مون. فوق‌العاده‌ست

459
00:32:31,616 --> 00:32:32,992
.مرسی

460
00:32:33,076 --> 00:32:34,702
.فکر می‌کردم یه شرکت طراحی‌ـه

461
00:32:34,786 --> 00:32:37,163
هست. داریم روی این فکر می‌کنیم
.که چطور مرگ رو بازطراحی کنیم

462
00:32:37,246 --> 00:32:38,706
.نوش -
.نوش -

463
00:32:39,248 --> 00:32:40,800
.منظورم، از نظر فرهنگی‌ـه

464
00:32:40,917 --> 00:32:42,919
،زیباسازی بیمارستان‌ها
.نحوه‌ی اجرای مراسم‌های ختم

465
00:32:43,002 --> 00:32:46,381
تمام مسائل حول مرگ
.یا آشغال بودن یا ترسناک

466
00:32:46,464 --> 00:32:48,091
.یه فرصت حروم شده‌‌ست

467
00:32:48,216 --> 00:32:50,134
از لحاظ مالی؟ -
.آره. از لحاظ مالی -

468
00:32:50,218 --> 00:32:53,680
همچنین مواجه کردن مردم با فانی
.بودن‌شون به جای فرار کردن ازش

469
00:32:54,597 --> 00:32:57,083
می‌دونی، مثل حرف زدن درباره‌ی
.مراقبت‌های پیش از مرگ

470
00:32:57,100 --> 00:32:59,552
شاید هم بزودی صحبت
.از افزایش طول عمر بشه

471
00:32:59,635 --> 00:33:03,523
نه، نمی... نمی‌خوام که
ضمیر خودآگاهم یه جایی

472
00:33:03,606 --> 00:33:06,377
.روی یه سرور ابری آپلود شه تا فکر کنه -
.الان اینطور فکر می‌کنی -

473
00:33:06,401 --> 00:33:08,988
.من مشکلی با مرگ ندارم -
.به خاطر اینه که روانپزشکی -

474
00:33:09,012 --> 00:33:11,072
.بیشتر مردم حتی نمی‌خوان بهش فکر کنن

475
00:33:11,155 --> 00:33:12,991
،هر چند با وجود اینکه مرگ
انگیزه‌ای اساسی

476
00:33:13,074 --> 00:33:14,801
.برای هرکاری که انجام می‌دیم هست

477
00:33:16,160 --> 00:33:17,328
...ساختن، ازدواج کردن

478
00:33:19,747 --> 00:33:20,790
.زاد و ولد

479
00:33:22,041 --> 00:33:23,626
.درسته

480
00:33:24,252 --> 00:33:26,170
یه بیمار جدید دارم
.که کلاً تو فکر مرگ‌ـه

481
00:33:26,963 --> 00:33:29,173
.درباره‌ش بهم بگو -
.نه، نباید بگم -

482
00:33:29,257 --> 00:33:31,467
بی‌خیال. مجبور نیستی از
.اسم‌های واقعی استفاده کنی

483
00:33:31,551 --> 00:33:33,431
.نه، خیلی جزئیات داره
...چیزهایی که می‌گه

484
00:33:33,469 --> 00:33:35,179
...اونا -
چیه؟ موهوم هستن؟ -

485
00:33:37,849 --> 00:33:39,934
ادعا می‌کنه که من
.نیمه‌ی گمشده‌شم

486
00:33:40,143 --> 00:33:41,019
.انتقال

487
00:33:41,102 --> 00:33:42,770
.این فقط یه تیکه‌ی کوچیک‌ـه

488
00:33:43,187 --> 00:33:47,108
اون فکر می‌کنه ما هفت سال با هم توی
.یه زیرزمین در یه بعد دیگه زندگی کردیم

489
00:33:48,276 --> 00:33:49,610
مثل دنیای وارونه؟

490
00:33:51,120 --> 00:33:53,173
.بیا درباره‌ی یه چی دیگه حرف بزنیم -
.اوه بی‌خیال -

491
00:33:53,197 --> 00:33:55,197
نه، وقتی بلند بیانش می‌کنم
.حس خیلی عجیبی داره

492
00:33:55,241 --> 00:33:58,494
شوخی می‌کنی؟ هر مردی رو که می‌بینم یا
،تو کار تکنولوژی‌ـه یا تو کار سرمایه‌گذاری

493
00:33:58,578 --> 00:34:00,663
.یا ترکیبی از جفت‌ـش
،پس، باورکن

494
00:34:00,747 --> 00:34:04,375
هر مرد متمایل به جنس مخالفی که تو کار
.ماشین‌های بدون راننده نباشه، من پایه‌اش هستم

495
00:34:04,959 --> 00:34:05,959
.ادامه بده

496
00:34:06,794 --> 00:34:10,298
تو توهمات اون، دکتر پرسی
.ما رو زندانی کرده

497
00:34:10,923 --> 00:34:12,925
همون که «روان‌پریشی کوانتوم » رو نوشته؟ -
.آره -

498
00:34:14,218 --> 00:34:17,388
.ما تو زندان‌های شیشه‌ای بودیم
.من و اون کنار هم قرار داشتیم

499
00:34:18,056 --> 00:34:20,649
ولی نمی‌تونستین همدیگه رو
.لمس کنین، چون شیشه بود

500
00:34:21,809 --> 00:34:24,562
.خیلی شبیه داستان "پیراموس‌ و تیزبى"ـه -
.آره -
[ اسطوره‌ى بابلى‌ ]

501
00:34:24,979 --> 00:34:27,857
.و دکتر، اون... ما رو غرق می‌کرد

502
00:34:30,109 --> 00:34:32,294
ولی فقط سرمون رو
.تو آب فرو می‌برد

503
00:34:32,987 --> 00:34:33,987
چرا؟

504
00:34:34,822 --> 00:34:35,907
.که ما رو بکشه

505
00:34:35,990 --> 00:34:39,860
،رو تجربیات نزدیک به مرگ‌مون تحقیق کنه
.و بعد ما رو به زندگی برمی‌گردوند

506
00:34:40,828 --> 00:34:41,828
.عجب

507
00:34:42,997 --> 00:34:44,957
.آدمو به لرزه می‌اندازه -
.می‌دونم -

508
00:34:45,458 --> 00:34:46,458
.بفرمایید

509
00:34:47,835 --> 00:34:50,213
...خب، گفت چه اتفاقی افتاد

510
00:34:51,089 --> 00:34:51,923
وقتی که مُردی؟

511
00:34:52,006 --> 00:34:54,634
خب، ادعا می‌کنه که
،من به آینده سفر کردم

512
00:34:54,884 --> 00:34:56,094
.به این بُعد

513
00:34:56,552 --> 00:34:59,347
،لخت دور تا دور کلینیک می‌دویدم
.دنبال یه چیز زنده بودم که بخورم

514
00:35:00,181 --> 00:35:04,018
یه موجود آبزی از آکواریوم
...اتاق تفریح پیدا کردم و

515
00:35:05,561 --> 00:35:06,604
و چی؟

516
00:35:07,146 --> 00:35:08,231
.درسته قورتش دادم

517
00:35:14,529 --> 00:35:15,571
خوبی؟

518
00:35:18,324 --> 00:35:21,619
...آره

519
00:35:22,411 --> 00:35:24,122
.آره

520
00:35:26,582 --> 00:35:27,582
.آره

521
00:35:28,209 --> 00:35:29,609
.ببخشید -
.طوری نیست -

522
00:35:29,669 --> 00:35:32,004
فقط یه لحظه فکر کردم
.که اینجا گیر کرد

523
00:35:50,982 --> 00:35:52,542
...تو رؤیا

524
00:35:52,942 --> 00:35:54,593
.من روی استیجم

525
00:35:55,361 --> 00:35:56,863
،تو رؤیا

526
00:35:56,946 --> 00:35:59,824
.من روی استیجم

527
00:36:05,288 --> 00:36:06,873
...دستام

528
00:36:06,956 --> 00:36:09,959
،به صندلی بسته شدند
.پاهام به زمین چسب زده شدند

529
00:36:12,378 --> 00:36:14,422
...دستام

530
00:36:15,423 --> 00:36:17,550
...دستام

531
00:36:18,509 --> 00:36:20,887
...دستام به صندلی

532
00:36:25,057 --> 00:36:26,767
.چسبیده شدند

533
00:36:27,101 --> 00:36:29,812
،و بعد

534
00:36:30,438 --> 00:36:31,606
.اون برمی‌خیزه

535
00:36:35,484 --> 00:36:36,569
...اون

536
00:36:37,195 --> 00:36:39,322
.برمی‌خیزه

537
00:36:41,199 --> 00:36:44,327
نمی‌تونه افکارش رو
.از احساساتش جدا کنه

538
00:36:45,328 --> 00:36:47,580
.درون اون همزمان هستن

539
00:37:08,643 --> 00:37:11,562
.ماشین گشت چندباری رد شده
درِ پشتی برای خروج داری؟

540
00:37:12,230 --> 00:37:14,148
.مطمئنم دربان می‌تونه کمک‌مون کنه

541
00:37:18,152 --> 00:37:19,152
...اواِی

542
00:37:21,113 --> 00:37:22,323
.خواب این رو دیدم

543
00:37:25,493 --> 00:37:26,535
بعدش چی شد؟

544
00:37:29,163 --> 00:37:30,665
.از ارتفاع بلندی سقوط کردم

545
00:37:36,879 --> 00:37:39,465
،خب، تو 44.5 دلار بدهکار شدی

546
00:37:39,548 --> 00:37:41,008
...و منم

547
00:37:41,759 --> 00:37:43,928
.خوبه. 49.64 دلار

548
00:37:44,512 --> 00:37:46,973
همینطوری نصفش نکنیم؟

549
00:37:47,682 --> 00:37:50,317
.باشه. نمی... نمی‌خواستم ناعادل باشم

550
00:37:50,810 --> 00:37:52,228
برای 5 دلار؟

551
00:37:53,062 --> 00:37:55,022
،خب، من رزیدنتم

552
00:37:55,106 --> 00:37:57,566
و دیگه دووم آوردن تو این شهر سخته

553
00:37:57,650 --> 00:38:00,778
،مگه اینکه تو کار تکنولوژی
...سرمایه گذاری

554
00:38:01,445 --> 00:38:02,905
.یا جفتش باشی

555
00:38:14,500 --> 00:38:15,918
...خب

556
00:38:16,711 --> 00:38:17,878
حالا کجا بریم؟

557
00:38:18,963 --> 00:38:21,982
.سس سویا باعث میشه خواب آلود بشم

558
00:38:22,216 --> 00:38:23,426
.به خاطر گلوتن -
واقعاً؟ -

559
00:38:23,509 --> 00:38:25,094
...منم همینطور. می‌تونیم

560
00:38:25,469 --> 00:38:29,682
.می‌تونیم تو یه پارکی جایی دراز بکشیم
.صور فلکی رو چک کنیم

561
00:38:29,765 --> 00:38:31,392
...یه برنامه تو گوشی دارم که

562
00:38:31,475 --> 00:38:34,729
،خیلی خوبه، مرسی
.ولی فردا روز وحشتناکی دارم

563
00:38:34,854 --> 00:38:36,105
.احتمالاً باید برم خونه

564
00:38:37,481 --> 00:38:39,550
.واقعاًً از دیدنت خوشحال شدم، هومر

565
00:38:40,234 --> 00:38:41,334
.منم همینطور

566
00:38:41,444 --> 00:38:42,444
.آره، بعداً می‌بینمت

567
00:38:58,169 --> 00:39:00,212
.صور فلکی کوفتی

568
00:39:01,422 --> 00:39:02,422
.لعنتی

569
00:39:02,757 --> 00:39:03,757
...حتی نمی‌تونم

570
00:39:17,438 --> 00:39:20,983
خانم آزارُوا، نمی‌دونستم
.که امشب بیرون می‌رید

571
00:39:21,284 --> 00:39:23,319
به راننده‌تون زنگ می‌زنم
.تا ماشین‌تون رو بیاره

572
00:39:23,402 --> 00:39:25,571
می‌تونیم از پشت بریم؟

573
00:39:27,406 --> 00:39:28,406
.البته

574
00:39:46,133 --> 00:39:49,053
اون داستانی که قبل‌تر درباره‌ی
...برادرت و دوست دخترش گفتی

575
00:39:50,137 --> 00:39:51,747
درباره‌ی خودت بود، درسته؟

576
00:39:55,810 --> 00:39:56,810
.درسته

577
00:40:00,689 --> 00:40:03,109
به آوردن بچه به این
دنیا اعتقاد نداری؟

578
00:40:06,987 --> 00:40:07,987
.نه، ندارم

579
00:40:44,066 --> 00:40:45,066
.مرسی

580
00:40:57,580 --> 00:40:59,790
.خانم آزارُوا -
از این طرف؟ -

581
00:41:00,708 --> 00:41:02,084
.خوش برگشتین

582
00:41:13,471 --> 00:41:16,182
نینا! چند روزه که جواب
.تلفن‌هام رو نمیدی

583
00:41:16,765 --> 00:41:18,601
پدر خدا بیامرزت چی می‌گفت

584
00:41:18,684 --> 00:41:21,236
اگه می‌دونست که برای یه هفته
 نتونستم باهات تماس برقرار کنم؟

585
00:41:21,270 --> 00:41:24,982
.امشب حالم خوش نیست
.بیمارستان. درد قفسه سینه

586
00:41:25,232 --> 00:41:28,027
.ایشون همکارم از کیوری، کریم هستن

587
00:41:28,110 --> 00:41:30,029
.ویکتور. از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم

588
00:41:30,488 --> 00:41:31,888
.خواهش می‌کنم، لذت ببرین

589
00:41:36,243 --> 00:41:37,369
.خانم آزارُوا

590
00:41:38,746 --> 00:41:40,539
و برای شما؟ -
.آبجو -

591
00:41:44,335 --> 00:41:46,921
خب، نباید بیشتر از 800 متر
.به غرب خونه اومده باشیم

592
00:41:47,004 --> 00:41:48,704
همینجا بمون. میرم یه
.نگاهی به اطراف بندازم

593
00:41:48,772 --> 00:41:51,109
.منم باهات میام -
.نه. اینجا نگاه‌های زیادی روته -

594
00:41:51,133 --> 00:41:54,102
توجه‌شون رو روی خودت نگه دار
.تا بتونم چم و خم اینجا رو در بیارم

595
00:41:54,428 --> 00:41:57,556
برمی‌گردم. فقط کاری رو
.بکن که معمولاً می‌کنی

596
00:42:21,914 --> 00:42:22,914
ودکاش کافی نبود؟

597
00:42:25,751 --> 00:42:27,002
مست میشم؟

598
00:42:28,629 --> 00:42:29,797
.یکی دیگه میارم

599
00:43:42,202 --> 00:43:43,802
.نینا، اونا منتظرت هستن

600
00:43:43,871 --> 00:43:46,749
.باید منتظر کریم بمونم -
.ما برات پیداش می‌کنیم -

601
00:44:10,648 --> 00:44:12,528
.هومر هستم -
پیداش کردین؟ -

602
00:44:14,151 --> 00:44:15,151
.نه

603
00:44:15,527 --> 00:44:17,863
لعنتی. با پلیس چک کردی؟

604
00:44:18,322 --> 00:44:19,573
.بله، البته

605
00:44:20,407 --> 00:44:22,785
خیلی‌خب، یه فکری دارم
.که ممکنه کمک‌مون کنه

606
00:44:23,327 --> 00:44:25,329
،اگه امشب خیلی درگیر کار نباشی

607
00:44:26,163 --> 00:44:28,415
فرصتی‌ـه برات تا بتونی
.خودت رو دوباره ثابت کنی

608
00:44:28,499 --> 00:44:30,793
...نه. مشکلی نیست. من

609
00:44:31,043 --> 00:44:32,586
.سرم شلوغ نیست

610
00:44:32,920 --> 00:44:34,755
.راستش، کار به نظر خوب میاد

611
00:44:35,339 --> 00:44:38,092
خیلی‌خب، خوبه. ازت می‌خوام
.بری و با اسکات براون حرف بزنی

612
00:44:38,592 --> 00:44:40,886
ازش درباره یه چیزی به اسم
.تجربه نزدیک به مرگ‌ـش بپرس

613
00:44:41,595 --> 00:44:43,847
.جزئیات رو ازش بپرس
.خیلی دقیق باشه

614
00:44:44,440 --> 00:44:46,625
می‌خوام همه‌ی چیزایی که درمورد
.داستانش یادشه رو بدونم

615
00:44:46,709 --> 00:44:49,209
.یه چیزی به ذهنم خطور کرد
.می‌تونه یه قدم رو به جلوی بزرگ باشه

616
00:44:49,261 --> 00:44:50,261
...عالی‌ـه، این

617
00:44:51,730 --> 00:44:52,856
.ممنونم دکتر

618
00:44:53,941 --> 00:44:55,067
.ناامیدتون نمی‌کنم

619
00:44:57,903 --> 00:44:59,929
.خب، بهتره امیدوار باشیم نکنی

620
00:45:09,998 --> 00:45:11,208
.مرسی

621
00:45:16,672 --> 00:45:18,841
فراموش کردم چطور کاری
.که می‌کردم رو بکنم

622
00:45:19,591 --> 00:45:23,011
،هر دفعه این رو میگی
و هر دفعه هم یادت میاد

623
00:45:23,554 --> 00:45:25,681
این روزها خیلی شبیه
.آمریکایی‌ها به نظر می‌رسی

624
00:45:25,764 --> 00:45:27,849
رگ و ریشه‌ی شوروی‌ـت
.رو فراموش نکن

625
00:45:29,351 --> 00:45:31,471
بازم می‌خوای ببندیمت؟

626
00:45:31,854 --> 00:45:33,780
به نظرم دفعه قبل
.که کمک کرد

627
00:45:35,065 --> 00:45:36,065
.آره، خوبه

628
00:45:39,653 --> 00:45:43,115
،اگه زیادی پیش‌ رفت
.کلمه‌ی امن رو بگو

629
00:46:47,763 --> 00:46:49,589
چه اتفاقی داره می‌‌افته؟

630
00:46:55,437 --> 00:46:58,899
،شب بخیر. در این لحظه
ازتون می‌خوایم که موبایل‌هاتون رو

631
00:46:58,982 --> 00:47:02,653
،به عنوان احترام به اجرای امشب
مانند باقی حضار، بی‌صدا کنید

632
00:47:02,736 --> 00:47:04,613
...فیلم و عکس گرفتن به هر نحوی -
.عذر می‌خوام -

633
00:47:04,696 --> 00:47:08,367
.کاملاً ممنوع می‌باشد. ممنون -
.با فکر باز نگاه کن، هانتر -

634
00:47:22,047 --> 00:47:24,675
...شروع نمایش تا... چهار... سه

635
00:47:27,094 --> 00:47:29,555
.دو... یک

636
00:48:14,600 --> 00:48:16,351
!اوه

637
00:48:33,076 --> 00:48:34,161
.بهشون سلام کن

638
00:48:36,288 --> 00:48:38,206
اونا عاشق نینا هستن

639
00:48:39,875 --> 00:48:41,919
.بهشون بگو نترسن

640
00:48:47,215 --> 00:48:49,051
.شب بخیر

641
00:48:54,431 --> 00:48:55,474
.نترسید

642
00:48:55,682 --> 00:48:57,142
.من عزرائیل هستم

643
00:48:57,935 --> 00:48:59,394
...ولی نینا صدام می‌کنه

644
00:49:00,020 --> 00:49:01,321
.شبِ دیرین

645
00:49:01,672 --> 00:49:04,483
میشه همزمان که از
...طریق تو فکر می‌کنم

646
00:49:04,566 --> 00:49:06,601
براشون ترجمه کنی؟

647
00:49:08,362 --> 00:49:11,448
شب دیرین ازم خواسته
.که حرفاش رو ترجمه کنم

648
00:49:13,325 --> 00:49:16,370
برادران و خواهرانِ
...تو دریا فکر می‌کنن

649
00:49:16,620 --> 00:49:18,705
برادران و خواهرانش که تو
...دریا هستند فکر می‌کنن

650
00:49:18,789 --> 00:49:21,875
ارتباط برقرار کردن با
.گونه‌ی شما اتلافِ وقته

651
00:49:21,959 --> 00:49:24,544
ارتباط برقرار کردن
.با گونه‌ی ما اتلافِ وقته

652
00:49:25,295 --> 00:49:28,173
.ولی من به گونه‌ی شما امید دارم

653
00:49:28,256 --> 00:49:30,634
.ولی اون به گونه‌ی ما امیدواره

654
00:49:31,551 --> 00:49:34,179
نینا رابط من برای
.ارتباط با شما بوده

655
00:49:34,262 --> 00:49:35,262
...نینا

656
00:49:36,431 --> 00:49:39,935
من رابط اون برای
.ارتباطش با شما بودم

657
00:49:40,727 --> 00:49:42,479
...ولی امشب -
...ولی امشب -

658
00:49:43,146 --> 00:49:45,148
نمی‌تونیم اجرای همیشگی
.رو داشته باشیم

659
00:49:45,232 --> 00:49:47,275
نمی‌تونیم اجرای همیشگی
.رو داشته باشیم

660
00:49:48,235 --> 00:49:49,361
...امشب -
...امشب -

661
00:49:50,570 --> 00:49:52,280
...فرصتی کمیاب برای

662
00:49:52,364 --> 00:49:55,409
...فرصتی کمیاب برای گفتگو با -
.گفتگو با اواِی داره -

663
00:49:56,576 --> 00:49:57,576
.بگو

664
00:49:58,578 --> 00:50:01,164
.بلند بگو تا صدات رو بشنوه

665
00:50:05,836 --> 00:50:06,837
.با اواِی داره

666
00:50:10,424 --> 00:50:11,625
این دیگه چه کوفتی‌ـه؟

667
00:50:12,009 --> 00:50:13,818
.من فقط نورپردازی می‌کنم، دادا

668
00:50:15,512 --> 00:50:16,513
.بهشون بگو

669
00:50:17,597 --> 00:50:20,350
.بهشون بگو که واقعاًً کی هستی

670
00:50:21,601 --> 00:50:22,601
.نه

671
00:50:30,193 --> 00:50:32,354
یه چیزی برای نشون
.دادن بهت دارم

672
00:50:32,863 --> 00:50:35,866
یه چیزی که کمکت می‌کنه
...معمات رو حل کنی

673
00:50:35,949 --> 00:50:37,701
.و بقیه رو نجات بدی

674
00:50:38,577 --> 00:50:41,371
ولی تنها در صورتی می‌تونم
...باهات روراست باشم

675
00:50:41,621 --> 00:50:43,715
.که تو با اون‌ها روراست باشی

676
00:50:45,042 --> 00:50:46,042
...بهشون بگو

677
00:50:46,960 --> 00:50:49,504
.که یه فرشته‌ای

678
00:50:56,136 --> 00:50:58,221
.من یه مسافر میان‌بُعدی‌ام

679
00:50:59,639 --> 00:51:01,558
حس بهتری نداره؟

680
00:51:23,663 --> 00:51:27,793
،دروغ گفتن پیرت می‌کنه
.و زمان همین الانش هم طرفت نیست

681
00:51:28,376 --> 00:51:29,920
.تو هیچ کدوم از ابعاد

682
00:51:30,796 --> 00:51:32,380
.به ترجمه ادامه بده

683
00:51:32,631 --> 00:51:37,803
،اگه احساس کنن داریم برای اونا اجرا می‌کنیم
.باعث میشه بعداً جلومون رو نگیرن

684
00:51:39,596 --> 00:51:41,890
...در آینده -
...در آینده -

685
00:51:42,849 --> 00:51:45,936
نمی‌دونی که کی هستی -
نمی‌دونم که کی هستم -

686
00:51:46,436 --> 00:51:48,105
ذات راستینت رو
.فراموش می‌کنی

687
00:51:48,188 --> 00:51:49,940
ذات راستینم رو
.فراموش می‌کنم

688
00:51:50,440 --> 00:51:53,401
.می‌خوام بفرستمت اونجا -
.می‌خواد منو بفرسته اونجا -

689
00:51:53,568 --> 00:51:55,278
...به لحظه‌ای که -
...به لحظه‌ای که -

690
00:51:55,403 --> 00:52:00,208
.می‌تونی به خودت چهره‌ی واقعی‌ـت رو نشون بدی -
.می‌تونم به خودم چهره‌ی واقعی‌ـم رو نشون بدم -

691
00:52:00,784 --> 00:52:03,453
.هستی خالص‌ـت -
.هستی خالص‌ـم -

692
00:52:03,537 --> 00:52:05,539
.و بازگشتن به مأموریت‌ـت

693
00:52:05,622 --> 00:52:07,290
.و بازگشتن به مأموریت‌ـم

694
00:52:07,374 --> 00:52:08,625
...برای این‌کار

695
00:52:08,875 --> 00:52:09,918
...برای این‌کار

696
00:52:10,544 --> 00:52:12,212
...باید بکشمت

697
00:52:12,754 --> 00:52:14,756
...باید بکشتم

698
00:52:15,882 --> 00:52:19,719
...برای 37 ثانیه -
.برای 37 ثانیه -

699
00:52:24,766 --> 00:52:26,601
.با مرگ غریبه نیستی

700
00:52:26,852 --> 00:52:29,621
.ولی ترس رو تو عرقت حس می‌کنم

701
00:52:29,980 --> 00:52:32,774
بدون رضایتت نمی‌تونم
.این کار رو انجام بدم

702
00:52:33,358 --> 00:52:34,568
زنده می‌مونم؟

703
00:52:35,861 --> 00:52:37,696
.به اون بستگی داره -
به کی؟ -

704
00:52:38,655 --> 00:52:41,283
.برادرت -
.من برادر ندارم -

705
00:52:42,868 --> 00:52:44,286
...تو هر بُعد

706
00:52:45,036 --> 00:52:47,297
اون برادرت رو می‌فرسته
.تا ازت محافظت کنه

707
00:52:58,842 --> 00:53:00,594
اجازه‌ت رو دارم؟

708
00:53:02,429 --> 00:53:03,429
.بله

709
00:53:03,471 --> 00:53:05,265
.باید کامل بیانش کنی

710
00:53:07,726 --> 00:53:11,146
شب دیرین، موافقت من
.برای کشتنم رو داری

711
00:53:19,571 --> 00:53:21,656
.این بخشی از نمایش نیست

712
00:53:38,048 --> 00:53:40,592
.‏37 ثانیه وقت داری

713
00:53:40,759 --> 00:53:42,427
.من برات می‌شمرم

714
00:53:42,802 --> 00:53:44,879
.شب بخیر، اواِی

715
00:53:47,515 --> 00:53:48,515
...‏37

716
00:53:49,476 --> 00:53:50,476
...‏36

717
00:53:51,353 --> 00:53:52,520
...‏35

718
00:53:53,146 --> 00:53:54,439
...‏34

719
00:53:55,065 --> 00:53:56,358
...‏33

720
00:54:21,299 --> 00:54:23,569
،خانم‌ها و آقایون
.خلبان‌تون صحبت می‌کنه

721
00:54:23,593 --> 00:54:26,680
در حال حاضر داریم وارد
،محدوده‌ای با هوای متلاطم می‌شیم

722
00:54:26,763 --> 00:54:28,890
پس علامت کمربند ایمنی
.رو روشن کردم

723
00:54:29,557 --> 00:54:32,769
تا زمانی که چراغ کمربند ایمنی
.خاموش نشده، سرجاهاتون بشینید

724
00:54:32,894 --> 00:54:35,438
بزودی باید از هوای
.متلاطم خارج بشیم

725
00:54:43,697 --> 00:54:45,782
...نُه... هشت

726
00:54:46,366 --> 00:54:48,159
...هفت... شیش

727
00:54:49,327 --> 00:54:51,371
...پنج... چهار

728
00:54:52,122 --> 00:54:53,122
...سه

729
00:55:13,601 --> 00:55:14,601
!نینا

730
00:55:15,395 --> 00:55:16,395
!نینا

731
00:55:22,360 --> 00:55:23,403
!زودباش

732
00:55:59,689 --> 00:56:02,359
اوپرا هیچی جز نوت‌های
.سیاه روی کاغذ نیست

733
00:56:04,194 --> 00:56:05,612
چی باعث حیات‌ـش میشه؟

734
00:56:07,155 --> 00:56:10,241
.مهارت؟ استعداد؟ نمی‌دونم

735
00:56:11,743 --> 00:56:13,244
...این همه زیبایی

736
00:56:15,121 --> 00:56:16,247
.این انرژی

737
00:56:17,248 --> 00:56:18,792
چی باعث میشه سرهم بمونه؟

738
00:56:20,835 --> 00:56:23,755
چی باعث میشه که تبدیل
به سر و صدا نشه؟

739
00:56:27,801 --> 00:56:28,801
خواستن؟

740
00:56:33,807 --> 00:56:35,433
.اون به هومر تمایل داشت

741
00:56:39,771 --> 00:56:40,772
.اون اینجاست

742
00:56:41,981 --> 00:56:43,483
!آفرین

743
00:56:52,909 --> 00:56:55,537
.زودباش، پلیسا اینجان
.فکر کنم ورودی مخفی رو پیدا کردم

744
00:56:55,703 --> 00:56:58,915
.شب دیرین! تو کُشتی‌ـش

745
00:56:58,998 --> 00:57:00,775
.اول اون تو رو کُشت

746
00:57:01,000 --> 00:57:02,961
.اون در رو باز کن
این دونفر رو دیدی؟

747
00:57:10,176 --> 00:57:11,302
دکتر رابرتز؟

748
00:57:11,636 --> 00:57:13,146
.اومدم صلح کنیم

749
00:57:13,680 --> 00:57:15,014
.بیا باهام هوا بخور

750
00:57:18,476 --> 00:57:19,769
.داستان رو دوباره برام بگو

751
00:57:20,061 --> 00:57:22,730
داستان اون موقعی که مُردی
.و به زندگی برگشتی

752
00:57:22,814 --> 00:57:24,023
.اون داستان، درسته

753
00:57:25,775 --> 00:57:27,577
چطوره که تو یه
داستان برام بگی؟

754
00:57:28,194 --> 00:57:29,654
چطور با دکتر پرسی
ملاقات کردی؟

755
00:57:29,737 --> 00:57:33,158
.سال دوم نیمکت‌نشین شدم
.استخون زند زبرینم شکست

756
00:57:33,658 --> 00:57:35,910
.تو بازی بزرگ بازی نکردم -
.چرت نگو -

757
00:57:35,994 --> 00:57:38,121
بعد از اون مدرسه رو
.جدی‌تر می‌گرفتم

758
00:57:38,621 --> 00:57:41,291
«کتاب «روان‌پریشی کوانتوم
.دکتر پرسی رو خوندم

759
00:57:41,624 --> 00:57:42,667
.هوش از سرم بُرد

760
00:57:43,126 --> 00:57:46,421
اونموقع بود که فهمیدم می‌خوام
.روانشناسی بالینی بخونم

761
00:57:47,130 --> 00:57:51,259
،بعد، یه روز
.وارد کلاسم شد

762
00:57:51,801 --> 00:57:53,803
داشت روی یه چیزی تحقیق
.می‌کرد، من دانشجوش بودم

763
00:57:55,054 --> 00:57:56,054
.اون پیدام کرد

764
00:57:57,015 --> 00:57:58,141
.دست سرنوشت

765
00:58:05,690 --> 00:58:09,577
اون شب پره‌ها رو می‌بینی؟ اونا از ستاره‌ها
...برای رهیابی استفاده می‌کنن، ولی

766
00:58:10,236 --> 00:58:12,897
توسط نورهای مصنوعی
منحرف می‌شن

767
00:58:13,448 --> 00:58:15,128
.نور براشون زیادی‌ـه
توش گم میشن

768
00:58:17,494 --> 00:58:19,821
.باید چشمات رو باز کنی، مرد

769
00:58:20,747 --> 00:58:22,507
...قبل از اینکه دیر بشه

770
00:58:23,833 --> 00:58:26,410
اون نور راستین رو
.دوباره پیدا کن

771
00:58:31,466 --> 00:58:34,052
اسکات، بهم بگو وقتی
.مُردی چه اتفاقی افتاد

772
00:58:35,303 --> 00:58:37,305
.بیا بریم

773
00:58:38,348 --> 00:58:39,348
.خیلی‌خب

774
00:58:45,063 --> 00:58:46,856
.این درِ بازی‌ـه

775
00:58:58,660 --> 00:59:00,686
مطمئنی مشکلی با
انجام این کار نداری؟

776
00:59:01,204 --> 00:59:02,204
.آره

777
00:59:03,248 --> 00:59:05,649
سرسخت‌تر از چیزی هستی
.که به نظر می‌رسی

778
00:59:05,708 --> 00:59:08,335
تو هم مهربون‌تر از چیزی
.هستی که به نظر می‌رسی

779
00:59:46,000 --> 00:59:52,000
<font color="#ffff00">« مترجمیــن: میــکائــیل، محــمد نجـــفی »</font>
<font color="#ff0000">Mohammad_Na , #MK</font>  <font color="#00ffff"></font>

