1
00:00:03,252 --> 00:00:05,350
‫در طول زندگی طولانی ـم

2
00:00:05,351 --> 00:00:09,014
‫به این باور رسیدم که ما تا ابد به افرادی
‫که خونمون با اونها یکسانه گره خوردیم

3
00:00:09,215 --> 00:00:12,035
‫و در حالیکه ممکنه ما نتونیم
‫خانواده‌ی خودمون رو انتخاب کنیم

4
00:00:12,036 --> 00:00:15,045
‫رابطه با آنها می‌تونه بیشترین قدرت ما باشه

5
00:00:15,046 --> 00:00:17,865
‫یا عمیق‌ترین پشمونی ما

6
00:00:17,866 --> 00:00:22,388
‫این حقیقت تأسّف‌آور از زمانی که
‫به یاد میارم روح منو تسخیر کرده

7
00:00:21,100 --> 00:00:25,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" رودخانه میسی‌سیپی ، ۳۰۰ سال قبل "</font>

8
00:00:26,374 --> 00:00:28,835
‫از نظرت اون چیه؟

9
00:00:28,836 --> 00:00:30,919
‫هیچ بیرق و هیچ پرچمی

10
00:00:30,920 --> 00:00:32,955
‫متعلّق به اوناییه که از ناکجاآباد اومدن

11
00:00:32,956 --> 00:00:35,516
‫یه کشتی معجزه‌آسا

12
00:00:35,517 --> 00:00:38,009
‫چرا اونجا مونده؟

13
00:00:39,244 --> 00:00:41,778
‫تصور می‌کنم زمان اون رسیده که بفهمیم

14
00:00:54,796 --> 00:00:57,214
‫افرادش کدوم گوری هستن؟

15
00:00:57,215 --> 00:00:58,627
‫رها شده‌ست

16
00:00:58,628 --> 00:01:01,113
‫این باعث میشه که به صورت قانونی
‫بشه به عنوان غنیمت برداشت‌ـش

17
00:01:01,114 --> 00:01:03,235
‫هر چی به‌دردتون می‌خوره بردارین

18
00:01:05,228 --> 00:01:06,867
‫اینا چی می‌تونن باشن؟

19
00:01:11,328 --> 00:01:12,695
‫بازشون کن

20
00:01:19,670 --> 00:01:22,472
‫این دیگه چیه؟

21
00:01:41,075 --> 00:01:44,028
‫سلام

22
00:01:46,998 --> 00:01:49,066
‫چقدر لذّت‌بخشه که بعد از یه سفر طولانی

23
00:01:49,067 --> 00:01:50,734
‫چنین چهره‌ی جذّابی رو ببینی

24
00:01:50,735 --> 00:01:52,286
‫می‌تونم بخورمش برادر؟

25
00:01:52,287 --> 00:01:54,621
‫ترجیح میدادم این‌کار رو نکنی

26
00:01:57,207 --> 00:01:59,710
‫نیازی نیست بترسی

27
00:01:59,711 --> 00:02:02,262
‫اون دقیقاً همون کاری رو می‌کنه که من بگم

28
00:02:02,263 --> 00:02:04,765
‫اون هیچ چیزی رو به یاد نخواهد آورد

29
00:02:04,766 --> 00:02:06,600
‫من هیچ چیزی رو به یاد نخواهم آورد

30
00:02:06,601 --> 00:02:08,052
‫ما سفر واقعاً درازی رو داشتیم

31
00:02:08,053 --> 00:02:09,303
‫که متأسّفانه در حین اون

32
00:02:09,304 --> 00:02:10,437
‫تمام خدمه‌مون رو از دست دادیم

33
00:02:10,438 --> 00:02:12,723
‫پس در کمال ادب از تو درخواست می‌کنیم که

34
00:02:12,724 --> 00:02:14,607
‫وسایل ما رو به ساحل ببری

35
00:02:14,609 --> 00:02:17,111
‫شماها چه‌جور اهریمن‌های جهنّمی هستین؟

36
00:02:17,112 --> 00:02:19,229
‫ما خون‌آشام هستیم عزیز دلم

37
00:02:19,230 --> 00:02:21,981
‫خون‌آشام‌های اصیل

38
00:02:21,983 --> 00:02:24,318
‫ربکا ، آلایژا

39
00:02:24,319 --> 00:02:25,703
‫برادرانمون کول و فین

40
00:02:25,704 --> 00:02:27,287
‫که روحشون قرین رحمت باشه

41
00:02:27,288 --> 00:02:29,740
‫بهترین رو نگه داشتی واسه آخر؟

42
00:02:29,741 --> 00:02:32,375
‫و برادر دورگه‌مون نیکلاوس

43
00:02:33,544 --> 00:02:35,495
‫بهش توجّهی نکن . اون یه دیوه

44
00:02:41,086 --> 00:02:43,721
‫از اروپا گریختیم و از بین دریاها
‫جون سالم به‌در بردیم

45
00:02:43,722 --> 00:02:45,055
‫تو ترجیح میدی که من گرسنه

46
00:02:45,056 --> 00:02:47,007
‫روی سواحل سرزمین مادریمون قدم بذارم؟

47
00:02:47,008 --> 00:02:48,976
‫نیکلاوس ، اخلاقیات تو طبق معمول همیشه

48
00:02:48,977 --> 00:02:51,261
‫از هیچ گونه توازنی برخوردار نیست

49
00:02:51,262 --> 00:02:54,064
‫جناب ، میشه این لطف رو
‫در حق ما بکنید و بگین که

50
00:02:54,065 --> 00:02:56,466
‫جایی که ما لنگر گرفتیم کجاست؟

51
00:02:56,467 --> 00:02:58,969
‫"مستملکات فرانسویان "لوییزیانا

52
00:02:58,970 --> 00:03:02,156
‫کمی بیرون از سواحل شهری که
‫اونها "نیو اورلانز" نام گذاشتن

53
00:03:02,157 --> 00:03:05,475
‫من از شما خیلی ممنونم

54
00:03:05,476 --> 00:03:07,861
‫در ضمن تأکید می‌کنم که شما برای

55
00:03:07,862 --> 00:03:09,980
‫حمل این اسباب برای خودتون یه‌کم کمک جور کنید

56
00:03:09,981 --> 00:03:12,749
‫عذرخواهی صمیمانه‌ی من رو بپذیرید

57
00:03:26,200 --> 00:03:27,200
‫: ارائه‌ای از گروه ترجمه
‫Free-Offline.org

58
00:03:28,200 --> 00:03:33,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫قسمت ۱ : همیشه و تا ابد</font>

59
00:03:34,400 --> 00:03:35,400
‫مترجمین : نوشین و سعیده

60
00:03:42,312 --> 00:03:45,182
‫خب ، چی تو رو به "در دسترس بزرگ" کشونده؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">("لقب شهر "نیو اورلانز)</font>

61
00:03:45,183 --> 00:03:47,016
‫من قبلاً اینجا زندگی می‌کردم

62
00:03:47,018 --> 00:03:48,569
‫جدّاً؟ کی؟

63
00:03:48,570 --> 00:03:50,820
‫انگار ۱۰۰ سال پیش بود

64
00:03:50,822 --> 00:03:52,522
‫من خودم تازه به اینجا نقل مکان کردم

65
00:03:52,523 --> 00:03:53,574
‫چی تو رو به اینجا برگردونده؟

66
00:03:53,575 --> 00:03:54,875
‫خب ، برادر من یه جایی همینجاهاست

67
00:03:54,876 --> 00:03:56,460
‫من از این ترس دارم که اون ممکنه خودش رو

68
00:03:56,461 --> 00:03:57,995
‫گرفتار یک سری قید و بندها کرده باشه

69
00:03:57,996 --> 00:03:59,630
‫یه‌جوری میگی انگار این اتّفاق معموله

70
00:03:59,631 --> 00:04:01,215
‫خب ، اون پیچیده‌ست

71
00:04:02,584 --> 00:04:07,179
‫اون جسور ، بیمارگونه و یه‌کم دمدمی‌مزاجه

72
00:04:09,840 --> 00:04:12,042
‫میدونی ، ما پدرامون یکی نیستن

73
00:04:12,043 --> 00:04:13,393
‫البتّه که این مسئله هیچ‌وقت باعث آزار من نبوده

74
00:04:13,394 --> 00:04:15,662
‫امّا برادر من از اعماق وجودش از این بابت منزجره

75
00:04:15,663 --> 00:04:17,714
‫هیچ‌وقت احساس تعلّق نکرد

76
00:04:17,915 --> 00:04:19,549
‫با همه‌ی اینایی که گفتم

77
00:04:19,550 --> 00:04:20,634
‫اون ید طولایی در به دردسر انداختن خودش داره

78
00:04:20,635 --> 00:04:22,052
‫خب ، من حدس میزنم که تو هم ید طولایی در

79
00:04:22,053 --> 00:04:24,087
‫خلاص کردنش داری

80
00:04:24,088 --> 00:04:26,523
‫برادرت درگیر چه‌جور گرفتاری شده؟

81
00:04:26,524 --> 00:04:28,108
‫اون معتقده که مردمی در این شهر وجود دارن

82
00:04:28,109 --> 00:04:29,976
‫که دارن برعلیه ـش توطئه می‌کنن

83
00:04:29,978 --> 00:04:33,430
‫چه از خود متشکّر و توهّم زده‌ست

84
00:04:33,431 --> 00:04:34,948
‫ببخشید

85
00:04:34,949 --> 00:04:37,267
‫مسئول بار با تخصّص در امور روانشناسی

86
00:04:37,268 --> 00:04:39,152
‫دیگه کاملاً کلیشه‌ای شده

87
00:04:39,153 --> 00:04:41,070
‫"گوش کن "کمیل

88
00:04:41,072 --> 00:04:43,323
‫من دنبال شخصی می‌گردم که تصویر روشن‌تری از

89
00:04:43,324 --> 00:04:45,075
‫مخمصه‌ی کنونی اون بهم بده

90
00:04:45,076 --> 00:04:46,960
‫"اون اینجا کار می‌کنه..."جِین.ان.دِوِرو

91
00:04:46,961 --> 00:04:48,494
‫میدونی کجا می‌تونم پیداش کنم؟

92
00:04:48,496 --> 00:04:51,298
‫نه امّا شخصی رو می‌شناسم که ممکنه بدونه

93
00:04:51,299 --> 00:04:53,500
‫به "نیو اورلانز" خوش اومدین

94
00:04:53,501 --> 00:04:55,618
‫و به نگین انگشتری شهر "کواسان"ها
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نام نوعی شیرینی فرانسوی)</font>

95
00:04:55,619 --> 00:04:57,137
‫به محلّه‌ی فرانسوی‌نشین

96
00:04:57,138 --> 00:05:00,924
‫جاز و آش شله قلمکار
‫عاشقانه‌ها و شعرها

97
00:05:00,925 --> 00:05:04,978
‫بدون اشاره به هیولاهایی که در شب ضربه میزنن

98
00:05:04,979 --> 00:05:08,181
‫هیولاهایی که از خون انسان تغذیه می‌کنن

99
00:05:08,182 --> 00:05:10,734
‫اوراح کینه‌توز مرگ

100
00:05:10,735 --> 00:05:14,321
‫و کسانی که به شخصه بیشتر از
‫همه بهشون علاقه دارم...جادوگرا

101
00:05:14,322 --> 00:05:16,973
‫اینجا ما فروشگاه طلسم و جادو داریم
‫"ژاردین گریس"

102
00:05:16,974 --> 00:05:19,275
‫بفرمایید داخل . دنبال جادو بگردین

103
00:05:21,194 --> 00:05:23,497
‫آلایژا ، می‌خوای به تعقیب کردن من ادامه بدی؟

104
00:05:23,498 --> 00:05:25,982
‫یا می‌خوای حرف بزنی؟

105
00:05:25,983 --> 00:05:27,317
‫تو میدونی من کی هستم

106
00:05:27,318 --> 00:05:29,786
‫خون‌آشام اصیلی که همیشه کت و شلوار می‌پوشه

107
00:05:29,787 --> 00:05:32,255
‫تو و خانواده ـت بین جادوگرا خیلی مشهورین

108
00:05:32,256 --> 00:05:36,208
‫خصوصاً به‌خاطر اینکه برادرت به شهر برگشته

109
00:05:36,210 --> 00:05:37,461
‫خب ، نیکلاوس اینجاست چون فهمیده بود که

110
00:05:37,462 --> 00:05:39,262
‫یه جادوگر داره برعلیه ـش توطئه می‌کنه

111
00:05:39,263 --> 00:05:41,664
‫"شخصی به اسم "جِین.ان.دِوِرو

112
00:05:41,665 --> 00:05:42,966
‫خب پس اگر دنبال "جِین.ان" می‌گرده

113
00:05:42,967 --> 00:05:46,553
‫یه‌کم دیر تشریف آورده

114
00:05:46,554 --> 00:05:49,722
‫داری میگی که اون مُرده؟

115
00:05:52,976 --> 00:05:55,178
‫بیا

116
00:05:55,179 --> 00:05:57,146
‫خواهرش سوفی حتماً می‌خواد باهات حرف بزنه

117
00:06:27,677 --> 00:06:30,814
‫این "جِین.ان"ـه؟

118
00:06:30,815 --> 00:06:32,899
‫در عموم کشته شده که مایه‌ی عبرت همه بشه

119
00:06:32,900 --> 00:06:34,101
‫تنها افرادی که این اطرف میان

120
00:06:34,102 --> 00:06:35,885
‫جادوگرا هستن

121
00:06:35,886 --> 00:06:38,855
‫حالا خواهرش اومده که جسدش رو ببره

122
00:06:38,856 --> 00:06:40,240
‫روحش تا زمانی که به طرز معقولی

123
00:06:40,241 --> 00:06:42,241
‫توی قبرستون دفن نشه به آرامش نمیرسه

124
00:06:43,944 --> 00:06:45,529
‫خواهش می‌کنم بگو که برادر من

125
00:06:45,530 --> 00:06:47,414
‫هیچ ربطی به این قضیه نداره

126
00:06:47,415 --> 00:06:50,367
‫نه . "جِین.ان" مُرد چون موقع
‫جادو کردن دستگیر شد

127
00:06:50,368 --> 00:06:53,236
‫منظورت چیه که میگی
‫موقع جادو کردن دستگیر شده؟

128
00:06:56,873 --> 00:06:58,959
‫می‌خوای بدونی کی "جِین.ان" رو کشته؟

129
00:06:58,960 --> 00:07:00,177
‫الان در شرف دیدن اولین تصویر از

130
00:07:00,178 --> 00:07:01,244
‫مارسل در حین عمل هستی

131
00:07:01,245 --> 00:07:02,378
‫مارسل خون‌آشام؟

132
00:07:02,380 --> 00:07:03,847
‫از وقتی خانواده‌ی تو رفتن همه چیز عوض شده

133
00:07:03,848 --> 00:07:05,714
‫و مارسل هم عوض شده

134
00:07:10,554 --> 00:07:13,089
‫من ازت می‌خوام که مخفی بمونی

135
00:07:13,090 --> 00:07:14,641
‫اگر مارسل بفهمه که یه جادوگر

136
00:07:14,642 --> 00:07:15,924
‫اصیل‌ها رو برگردونده به شهر

137
00:07:15,926 --> 00:07:18,310
‫کلّ هم‌نوعان من قتل‌عام میشن

138
00:07:19,229 --> 00:07:23,399
‫خب خب خب ، اینجا چی داریم؟

139
00:07:23,401 --> 00:07:25,285
‫باید بهت بگم سوفی که این گوشه‌ی خیابون

140
00:07:25,286 --> 00:07:26,786
‫امشب اثبات کرد که خوش‌یمن‌ترین جا

141
00:07:26,787 --> 00:07:28,604
‫برای خانواده‌ی تو نیست

142
00:07:30,774 --> 00:07:32,626
‫کمتر از نیم ساعت پیش

143
00:07:32,627 --> 00:07:34,411
‫مجبور شدیم به خواهرت یه درس کوچولو بدیم

144
00:07:34,412 --> 00:07:36,446
‫ما می‌خوایم اونو به آرامش برسونیم مارسل

145
00:07:36,447 --> 00:07:38,498
‫ما رو تنها بذار

146
00:07:38,499 --> 00:07:40,450
‫من هیچ‌وقت نگفتم که شماها
‫می‌تونین جنازه رو تکون بدین

147
00:07:40,451 --> 00:07:43,503
‫در واقع باید بگم که من اینجا رو
‫به یه دلیلی ترک کردم

148
00:07:43,504 --> 00:07:45,305
‫برای رسوندن یه پیغام

149
00:07:45,306 --> 00:07:47,457
‫اگر کسی در فکر پیوستن به یه

150
00:07:47,458 --> 00:07:50,293
‫طغیان و شورشه قوانین من بیان می‌کنن که

151
00:07:50,294 --> 00:07:53,180
‫جادوگرا حق ندارن توی محلّه تمرین جادوگری کنن

152
00:07:53,181 --> 00:07:55,732
‫و یه کلاغه به من خبر داد که

153
00:07:55,733 --> 00:07:57,234
‫جِین.ان" داشته یه آش خوشمزه‌ی"

154
00:07:57,235 --> 00:07:59,369
‫جادویی می‌پخته

155
00:07:59,370 --> 00:08:01,521
‫آره

156
00:08:01,522 --> 00:08:04,024
‫در حالیکه من داشتم واسه شماها یه
‫درس عبرت کوچولو درست می‌کردم

157
00:08:04,025 --> 00:08:06,742
‫دوست قدیمی من کلاوس دورگه

158
00:08:06,744 --> 00:08:08,645
‫یهو از آسمون سر و کلّه ـش پیدا میشه

159
00:08:08,646 --> 00:08:11,865
‫در حالیکه بین این همه آدم داره
‫دنبال "جِین.ان" می‌گرده

160
00:08:11,866 --> 00:08:15,652
‫- هیچ میدونی چرا؟
‫- من نمیدونم

161
00:08:15,653 --> 00:08:18,087
‫جادوگرا توی مسائل خون‌آشامی دخالتی نمی‌کنن

162
00:08:18,089 --> 00:08:21,341
‫خب ، اونکه مسلّماً خیلی احمقانه می‌شد

163
00:08:21,342 --> 00:08:23,510
‫در این که شکی نیست

164
00:08:23,511 --> 00:08:26,012
‫یه چیزی بهت میگم

165
00:08:26,013 --> 00:08:28,180
‫برگرد به اون رستوران

166
00:08:28,182 --> 00:08:30,517
‫یه‌کمی از اون خورشت بامیه‌های معروف درست کن

167
00:08:30,518 --> 00:08:32,719
‫و گردشگرا رو خوشحال کن

168
00:08:32,720 --> 00:08:34,304
‫جنازه رو بردارین

169
00:08:34,305 --> 00:08:37,006
‫نه . صبر کنین ، صبر کنین . مارسل

170
00:08:37,007 --> 00:08:39,175
‫من جنازه‌ی خواهرت رو نگه میدارم

171
00:08:39,176 --> 00:08:41,695
‫که شاید تو یادت بیاد که چرا کلاوس اینجاست

172
00:08:41,696 --> 00:08:42,979
‫مارسل ، لطفاً

173
00:08:42,980 --> 00:08:44,697
‫بدن اون توی آرامش نیست

174
00:08:44,699 --> 00:08:47,349
‫این دیگه مشکل من نیست

175
00:08:48,919 --> 00:08:50,871
‫تو می‌خوای به من بگی
‫که بعد از این همه سال

176
00:08:50,872 --> 00:08:52,289
‫مارسل زنده و سر حاله؟

177
00:08:52,290 --> 00:08:53,457
‫کاملاً

178
00:08:53,458 --> 00:08:55,175
‫به نظر میاد که برادرمون توی
‫منطقه‌ی جنگی سرگردون شده

179
00:08:55,176 --> 00:08:56,676
‫و منم نتونستم که پیداش کنم

180
00:08:56,677 --> 00:08:59,012
‫مارسل همون کسی که برادرمون به نوکری گرفتش و

181
00:08:59,013 --> 00:09:00,797
‫زیر بال و پر خودش گرفت
‫الان به یه سلّاخ خونه

182
00:09:00,798 --> 00:09:03,500
‫پر از خون‌آشامای وحشی حکمرانی می‌کنه
‫که وحشی میشن

183
00:09:03,501 --> 00:09:05,552
‫و توی انظار آدم می‌کشن که
‫هر آدمی هم رد شد ببینه

184
00:09:05,553 --> 00:09:07,220
‫جادوگرا تحت اطاعت قرار گرفتن

185
00:09:07,221 --> 00:09:08,855
‫من شک دارم که کلاوس کوچکترین تصوّری داشته

186
00:09:08,856 --> 00:09:10,273
‫که داره کجا قدم میذاره

187
00:09:10,274 --> 00:09:11,808
‫ببخشید ، این چی بود؟

188
00:09:11,809 --> 00:09:12,842
‫من دست از توجّه کردن برداشتم

189
00:09:12,843 --> 00:09:14,111
‫- وقتی حرف برادرمون شد
‫- ربکا

190
00:09:14,112 --> 00:09:16,313
‫برادر حرومزاده‌ی منفور خیانتکار ما

191
00:09:16,314 --> 00:09:18,231
‫تمام همدردی‌هایی که من یک زمانی براش داشتم

192
00:09:18,232 --> 00:09:20,217
‫رو از بین برد با گذاشتن همه‌ی
‫همّ و غمّش روی اینکه

193
00:09:20,218 --> 00:09:22,235
‫ثابت کنه نه تو و نه من هیچ چیزی از خوشبختی

194
00:09:22,236 --> 00:09:24,237
‫خارج از محدوده‌های جهان
‫خودخواهانه‌ی اون نمیدونیم

195
00:09:24,238 --> 00:09:26,039
‫همیشه و تا ابد ربکا

196
00:09:26,040 --> 00:09:27,874
‫این چیزیه که ما یه زمانی برای هم قسم خوردیم

197
00:09:27,875 --> 00:09:29,743
‫اینو به عنوان پس گرفتن قسمم در نظر بگیر

198
00:09:29,744 --> 00:09:31,795
‫تو یه دوجین‌بار قسمتو توی این قرن‌ها پس گرفتی

199
00:09:31,796 --> 00:09:33,663
‫و با اینحال وقتی پدرمون ما رو پیدا کرد و

200
00:09:33,664 --> 00:09:35,715
‫از همین شهر دنبالمون کرد

201
00:09:35,716 --> 00:09:38,535
‫من ممکنه پیر باشم آلایژا امّا اصلاً خرفت نیستم

202
00:09:38,536 --> 00:09:40,370
‫من خیلی خوب میدونم که به پای کلاوس موندم

203
00:09:40,371 --> 00:09:42,055
‫و هنوز ۳ سال نگذشته بود که اون یه خنجر فرو کرد

204
00:09:42,056 --> 00:09:44,024
‫توی سینه ـم و به مدّت ۹۰ سال

205
00:09:44,025 --> 00:09:45,041
‫منو فرستاد به یه چُرت جادویی

206
00:09:45,042 --> 00:09:46,259
‫هیچ میدونی چرا؟

207
00:09:46,260 --> 00:09:47,594
‫چون من جسارت اینو داشتم و سعی کردم

208
00:09:47,595 --> 00:09:49,729
‫که برای خودم زندگی کنم و بدون اون

209
00:09:49,730 --> 00:09:52,015
‫کافیه . من معتقدم که برادر ما توی دردسر افتاده

210
00:09:52,016 --> 00:09:53,767
‫پس هر اتّفاقی که بین مارسل و جادوگرا داره میفته

211
00:09:53,768 --> 00:09:55,385
‫به اندازه‌ای شوم هست که اونا ریسک

212
00:09:55,386 --> 00:09:57,304
‫برگردوندن یه اصیل رو به شهر به جون خریدن

213
00:09:57,305 --> 00:09:58,455
‫جادوگرا اونو فریب دادن و کشوندن اینجا

214
00:09:58,456 --> 00:10:00,357
‫من می‌خوام بدونم چرا

215
00:10:21,128 --> 00:10:24,631
‫"تو منو کشوندی توی این بازی "جِین

216
00:10:24,632 --> 00:10:27,600
‫به من قدرتشو بده که تمومش کنم

217
00:10:45,735 --> 00:10:47,621
‫اینجا در داره ، میدونستی؟

218
00:10:47,622 --> 00:10:50,407
‫تو داری جادو می‌کنی؟

219
00:10:50,408 --> 00:10:52,242
‫من دارم برای خواهر مُرده ـم دعا می‌خونم

220
00:10:52,243 --> 00:10:54,544
‫بفرمایید . ادای احترامتونو بکنین

221
00:10:54,545 --> 00:10:56,996
‫ماجرا درست نکن سوفی

222
00:10:56,998 --> 00:10:58,631
‫دورگه داشت دنبال "جِین.ان" می‌گشت

223
00:10:58,633 --> 00:11:00,450
‫مارسل می‌خواد بدونه چرا

224
00:11:00,451 --> 00:11:03,386
‫می‌خواستم بگم از خودش بپرسید
‫امّا فکر کنم نتونید . میدونید چرا؟

225
00:11:03,387 --> 00:11:06,138
‫چون مارسل اونو کشت

226
00:11:27,611 --> 00:11:29,478
‫من آلایژا هستم

227
00:11:30,697 --> 00:11:33,483
‫درباره‌ی من شنیدی؟

228
00:11:33,484 --> 00:11:34,867
‫آره

229
00:11:34,869 --> 00:11:37,537
‫پس چطوره بهم بگی که

230
00:11:37,538 --> 00:11:40,440
‫خانواده‌ی تو چه بساطی با برادر من داره؟

231
00:11:55,104 --> 00:11:56,972
‫اینجا یه زمین موقوفی ـه

232
00:11:56,973 --> 00:11:59,690
‫به این معنی که خون‌آشام‌ها باید دعوت بشن داخل

233
00:12:01,193 --> 00:12:04,465
‫امّا از اونجایی که من مستأصلم...بیا تو

234
00:12:06,066 --> 00:12:09,101
‫می‌تونیم اینجا با خیال راحت حرف بزنیم

235
00:12:09,102 --> 00:12:11,537
‫پس پیشنهاد می‌کنم که شروع به حرف زدن بکنی

236
00:12:11,538 --> 00:12:14,323
‫خواهر تو با نیکلاوس چی‌کار داشته؟

237
00:12:14,324 --> 00:12:16,558
‫این واضح نیست؟

238
00:12:16,559 --> 00:12:19,161
‫ما یه مشکل خون‌آشامی داریم و به کمک نیاز داریم

239
00:12:19,162 --> 00:12:21,663
‫مارسل یه ارتش داره که ازش پشتیبانی می‌کنن

240
00:12:21,664 --> 00:12:23,432
‫جادوگرا داشتن سعی می‌کردن که مقابله کنن

241
00:12:23,433 --> 00:12:25,117
‫ما شانس زیادی نداشتیم

242
00:12:25,118 --> 00:12:27,469
‫تا اینکه خواهرم "جِین.ان" با یه دختری آشنا شد

243
00:12:27,470 --> 00:12:29,688
‫"یه گرگینه‌ای اهل یه شهر کوچیک توی "ویرجینیا

244
00:12:29,689 --> 00:12:31,974
‫که داشت از محلّه گذر می‌کرد

245
00:12:31,975 --> 00:12:36,010
‫اون یه وابستگی ویژه به برادر تو داشت

246
00:12:36,012 --> 00:12:37,479
‫چه‌جور وابستگی؟

247
00:12:37,480 --> 00:12:40,648
‫ظاهراً اونا یه زمانی رو باهم گذروندن

248
00:12:40,650 --> 00:12:42,267
‫همه چیز دست به دست هم داده

249
00:12:42,268 --> 00:12:44,887
‫و الان این دختر گرگینه‌ی ویژه

250
00:12:44,888 --> 00:12:46,688
‫حامله‌ست و پدر بچّه‌ای که

251
00:12:46,689 --> 00:12:48,640
‫توی شکمش داره

252
00:12:48,641 --> 00:12:50,943
‫برادر تو کلاوس ـه

253
00:12:50,944 --> 00:12:52,644
‫این غیرممکنه

254
00:12:52,645 --> 00:12:54,913
‫هیج چیز غیرممکن نیست

255
00:12:54,914 --> 00:12:56,614
‫خصوصاً وقتی پای برادر تو وسط باشه

256
00:12:56,616 --> 00:12:58,150
‫بهش فکر کن

257
00:12:58,151 --> 00:13:01,186
‫اون رو دورگه صدا می‌کنن ، درسته؟

258
00:13:01,187 --> 00:13:03,004
‫بیارینش بیرون

259
00:13:19,171 --> 00:13:21,355
‫تو دیگه چه خری هستی؟

260
00:13:29,565 --> 00:13:32,183
‫خواهشاً چند لحظه تنهامون بذارید

261
00:13:33,485 --> 00:13:35,621
‫پس اونا برخلاف خواسته‌ی تو

262
00:13:35,622 --> 00:13:37,706
‫اینجا نگهت داشتن؟

263
00:13:37,707 --> 00:13:40,042
‫اونا منو با کلک کشوندن به رودخونه

264
00:13:40,043 --> 00:13:41,660
‫و گیرم انداختن

265
00:13:41,661 --> 00:13:45,264
‫بعدش هم کلّی آزمایش جادویی
‫عجیب غریب روم انجام دادن

266
00:13:45,265 --> 00:13:48,217
‫من اصلاً نمی‌فهمم
‫این اتّفاق چطور ممکنه افتاده باشه؟

267
00:13:48,218 --> 00:13:50,886
‫یعنی خب ، خون‌آشاما که مُردن

268
00:13:50,887 --> 00:13:53,087
‫اونا نمی‌تونن بچّه داشته باشن

269
00:13:53,089 --> 00:13:54,306
‫شاید اگر داستان برادر منو میدونستی

270
00:13:54,307 --> 00:13:56,642
‫توضیح میداد که چطور امکانش هست

271
00:13:56,643 --> 00:13:57,876
‫بیا ، اگر اجازه بدی...

272
00:13:57,877 --> 00:14:00,511
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- آروم باش

273
00:14:02,481 --> 00:14:04,850
‫اگر ذهنتو به روی من باز کنی

274
00:14:04,851 --> 00:14:06,383
‫من می‌تونم نشونت بدم

275
00:14:11,556 --> 00:14:15,444
‫در ابتدا خانواده‌ی ما انسان بودن

276
00:14:15,445 --> 00:14:17,496
‫هزاران سال پیش

277
00:14:17,497 --> 00:14:18,563
‫"یالّا "هِنری

278
00:14:18,564 --> 00:14:19,948
‫برادرامون بازم دارن می‌جنگن

279
00:14:19,949 --> 00:14:21,283
‫با وجود اینکه مادر من

280
00:14:21,284 --> 00:14:22,417
‫توی هنرهای سیاه دستی داشت

281
00:14:22,418 --> 00:14:24,069
‫ما یه خانواده‌ی بزرگ بودیم که داشتیم تلاش
‫می‌کردیم توی یه زمانی زنده بمونیم

282
00:14:24,070 --> 00:14:27,071
‫که خیلی این‌کار سخت بود

283
00:14:27,923 --> 00:14:30,092
‫و ما کم و بیش...

284
00:14:30,093 --> 00:14:32,911
‫خوشبخت بودیم

285
00:14:32,912 --> 00:14:35,012
‫این تا زمانی بود که یک شب

286
00:14:35,014 --> 00:14:36,715
‫کوچکترین برادر ما کشته شد

287
00:14:36,716 --> 00:14:39,017
‫توسّط بزرگترین عوامل تهدید روستای ما

288
00:14:39,018 --> 00:14:41,720
‫مـــــادر

289
00:14:41,721 --> 00:14:43,138
‫مردانی که می‌تونستن خودشون
‫رو در زمان ماه کامل

290
00:14:43,139 --> 00:14:46,225
‫به گرگ تبدیل کنن

291
00:14:46,226 --> 00:14:48,694
‫خاندان ما ویرون شده بود

292
00:14:48,695 --> 00:14:51,612
‫ویرونی هیچ‌کس اندازه‌ی نیکلاوس نبود

293
00:14:51,614 --> 00:14:53,431
‫در حالیکه در محافظت از بقیه‌ی
‫اعضا مستأصل مونده بودیم

294
00:14:53,432 --> 00:14:55,400
‫پدرمون مادرمون رو مجبور کرد که

295
00:14:55,401 --> 00:14:59,321
‫از جادوی سیاهش استفاده کنه
‫تا ما رو قوی‌تر بکنه

296
00:14:59,322 --> 00:15:01,206
‫بخور

297
00:15:01,207 --> 00:15:02,439
‫بخور

298
00:15:03,875 --> 00:15:06,328
‫اینطور بود که اولین خون‌آشام‌ها متولّد شدن

299
00:15:06,329 --> 00:15:08,780
‫امّا این سرعت و این قدرت

300
00:15:08,781 --> 00:15:13,885
‫این جاودانگی تبدیل به یک عطش فجیع شد

301
00:15:13,886 --> 00:15:16,453
‫هیچ‌کس به اندازه‌ی نیکلاوس
‫این عطش رو حس نمی‌کرد

302
00:15:21,093 --> 00:15:23,145
‫وقتی که برای اولین‌بار آدم کشت

303
00:15:23,146 --> 00:15:25,062
‫فهمید که واقعاً کیه

304
00:15:31,738 --> 00:15:33,405
‫چه بلایی داره سر من میاد؟

305
00:15:33,406 --> 00:15:36,658
‫نه . نکن ، نکن

306
00:15:36,659 --> 00:15:41,330
‫بابا ، درد داره

307
00:15:44,701 --> 00:15:48,669
‫اون یه هیولاست . یه موجود پلیدـه

308
00:15:52,624 --> 00:15:55,060
‫اون فقط یه خون‌آشام نبود

309
00:15:55,061 --> 00:15:58,330
‫اون یه گرگینه هم بوده

310
00:15:58,331 --> 00:16:02,167
‫نفرین گرگینه همینجوری عمل می‌کنه

311
00:16:02,168 --> 00:16:04,635
‫تا وقتی جون کسی رو نگیری فعّال نمیشه

312
00:16:04,637 --> 00:16:06,471
‫نیکلاوس حاصل بی‌ملاحظگی بود که

313
00:16:06,472 --> 00:16:09,041
‫مادر من از ما پنهان کرده بود

314
00:16:09,042 --> 00:16:12,510
‫یک رابطه‌ی عاشقانه با یک گرگینه مثل خودت

315
00:16:12,511 --> 00:16:14,363
‫پدرم که از این خیانت خیلی خشمگین شده بود

316
00:16:14,364 --> 00:16:16,181
‫مادرم رو مجبور کرد که طلسمی رو اجرا کنه که

317
00:16:16,182 --> 00:16:19,201
‫وجه گرگینه‌ای کلاوس رو سرکوب کنه
‫که برای اون هر گونه ارتباطی رو با

318
00:16:19,202 --> 00:16:20,986
‫خود واقعیش انکار بکنه

319
00:16:23,239 --> 00:16:25,791
‫آلایژا ، آلایژا...نگهش‌دار

320
00:16:25,792 --> 00:16:30,161
‫برادر ، خواهش می‌کنم
‫نذار این‌کار رو با من بکنن

321
00:16:30,163 --> 00:16:32,213
‫الان این‌کار رو بکن پسر

322
00:16:35,917 --> 00:16:37,385
‫کمکم کن

323
00:16:39,204 --> 00:16:41,505
‫پدرت یه عوضی تمام عیار بوده

324
00:16:43,425 --> 00:16:46,378
‫راستی من "هِیلی" هستم

325
00:16:46,379 --> 00:16:48,480
‫احتمالاً وقتی می‌خوای کلّ
‫داستان زندگیتو برای من بگی

326
00:16:48,481 --> 00:16:51,483
‫بهتره اسمم رو بدونی

327
00:16:51,484 --> 00:16:53,051
‫منظورم اینه که من اسم تو رو میدونم

328
00:16:53,052 --> 00:16:56,071
‫خانواده‌ی تو افسانه‌ای هستن

329
00:16:56,072 --> 00:16:58,240
‫برادر تو یه روانی بدنامه

330
00:16:58,241 --> 00:17:02,194
‫که من باهاش خوابیدم . من چه خریم

331
00:17:02,195 --> 00:17:03,945
‫من نمی‌تونم رفتار بد اون رو توجیح کنم

332
00:17:03,946 --> 00:17:06,230
‫امّا تو باید درک کنی که

333
00:17:06,232 --> 00:17:08,199
‫پدر من دنبال شکار کردن اون بود

334
00:17:08,201 --> 00:17:09,951
‫اون قرن‌ها دنبال شکار ما بود

335
00:17:09,952 --> 00:17:11,903
‫هر زمانی که ما یک لحظه احساس خوشبختی کردیم

336
00:17:11,904 --> 00:17:14,739
‫"مجبور شدیم که فرار کنیم حتّی اینجا توی "نیو اورلانز

337
00:17:14,740 --> 00:17:16,541
‫جایی که ما از هر جایی خوشبخت‌تر بودیم

338
00:17:16,542 --> 00:17:19,010
‫مدّت کوتاهی بعد از اینکه نیکلاوس طلسمی رو شکست

339
00:17:19,011 --> 00:17:21,413
‫که مانع می‌شد که اون یک دورگه باشه

340
00:17:21,414 --> 00:17:24,049
‫اون پدرمون رو شکست داد

341
00:17:24,050 --> 00:17:26,268
‫من فکر می‌کردم این باعث خوشحالی اون میشه

342
00:17:26,269 --> 00:17:29,253
‫امّا اون خشمگین‌تر از هر زمان دیگه‌ای بود

343
00:17:30,222 --> 00:17:32,757
‫من فکر می‌کنم که شاید این بچّه

344
00:17:32,758 --> 00:17:35,977
‫راهی برای برادرم باشه تا بالاخره
‫به خوشبختی دست پیدا کنه

345
00:17:35,978 --> 00:17:39,763
‫یه راهی که اون رو از خودش نجات بده

346
00:17:40,932 --> 00:17:43,485
‫خوشحالم که چنین حسّی داری

347
00:17:43,486 --> 00:17:45,687
‫چون ما به کمک تو نیاز داریم

348
00:17:45,688 --> 00:17:47,105
‫شما دقیقاً چی می‌خواین؟

349
00:17:47,106 --> 00:17:48,623
‫به این دختر چه ربطی داره؟

350
00:17:48,624 --> 00:17:50,409
‫ما می‌خوایم مارسل و خون‌آشاماش رو

351
00:17:50,410 --> 00:17:51,927
‫از شهر فراری بدیم

352
00:17:51,928 --> 00:17:53,944
‫کلاوس کلید این کاره

353
00:17:53,946 --> 00:17:55,797
‫هر چیزی که مارسل درباره‌ی خون‌آشام بودن میدونه

354
00:17:55,798 --> 00:17:57,632
‫رو از کلاوس یاد گرفته

355
00:17:57,633 --> 00:18:00,502
‫مارسل به اون اعتماد داره
‫روی اون خیلی حساب می‌کنه

356
00:18:00,503 --> 00:18:02,454
‫اون به هیچ وجه احتمال خیانت رو نمیده

357
00:18:02,455 --> 00:18:03,955
‫بله . خب ، از اونجایی که حتماً خودتون هم میدونید

358
00:18:03,956 --> 00:18:06,091
‫برادرم نیکلاوس دوست نداره
‫بهش بگن چی‌کار باید بکنه

359
00:18:06,092 --> 00:18:08,977
‫به همین خاطر من تو رو آوردم اینجا

360
00:18:08,978 --> 00:18:11,329
‫مارسل گرگینه‌ها رو چند دهه پیش

361
00:18:11,330 --> 00:18:13,098
‫از شهر بیرون کرد

362
00:18:13,099 --> 00:18:15,400
‫واقعاً فکر می‌کنید از به دنیا اومدن یه

363
00:18:15,401 --> 00:18:17,918
‫بچّه‌ی دورگه توی این همسایگی خوشحال میشه؟

364
00:18:19,438 --> 00:18:21,440
‫کلاوس رو متقاعد کن که به ما کمک کنه

365
00:18:21,441 --> 00:18:23,091
‫که در اونصورت دیگه نیازی نیست
‫هیچ‌کس درباره‌ی

366
00:18:23,092 --> 00:18:24,693
‫جدیدترین عضو خاندان اصیل‌ها چیزی بدونه

367
00:18:24,694 --> 00:18:27,211
‫به طرز قابل توجّهی مثل اخّاذیه

368
00:18:27,213 --> 00:18:32,149
‫همونطور که گفتم من مستأصلم

369
00:18:34,753 --> 00:18:37,205
‫خب پس...

370
00:18:37,206 --> 00:18:39,840
‫راه خیلی سختی پیش روی منه ، نه؟

371
00:18:54,976 --> 00:18:57,378
‫عصر بخیر آلایژا

372
00:18:57,379 --> 00:18:59,113
‫نیکلاوس

373
00:18:59,114 --> 00:19:01,633
‫چه غافلگیری کاملاً ناخوشایندی

374
00:19:01,634 --> 00:19:04,785
‫و چه خوش‌آمدگویی بدون غافلگیری

375
00:19:04,786 --> 00:19:06,004
‫با من بیا

376
00:19:06,005 --> 00:19:07,872
‫من تا وقتی نفهمم کی داره علیه من توطئه می‌کنه

377
00:19:07,873 --> 00:19:10,090
‫هیچ جا نمیرم

378
00:19:10,092 --> 00:19:12,926
‫انگار من برات پیداش کردم

379
00:19:14,979 --> 00:19:17,265
‫نه . این امکان نداره

380
00:19:17,266 --> 00:19:18,650
‫خود منم همینو گفتم

381
00:19:18,651 --> 00:19:21,352
‫این یه دروغه . همتون دارید دروغ میگین

382
00:19:21,353 --> 00:19:23,471
‫خون‌آشاما نمی‌تونن تولید مثل کنن

383
00:19:23,472 --> 00:19:25,405
‫امّا گرگینه‌ها می‌تونن

384
00:19:25,407 --> 00:19:27,025
‫جادو تو رو خون‌آشام کرده

385
00:19:27,026 --> 00:19:29,359
‫امّا تو یه گرگینه به دنیا اومدی

386
00:19:29,361 --> 00:19:31,312
‫تو دورگه‌ی اصیلی

387
00:19:31,313 --> 00:19:34,148
‫اولین موجودی از نوع خودت و این حاملگی

388
00:19:34,149 --> 00:19:36,983
‫یکی از حفره‌های طبیعته

389
00:19:40,121 --> 00:19:42,156
‫تو با کس دیگه‌ای بودی . اعتراف کن

390
00:19:42,157 --> 00:19:44,158
‫هی ، من روزها تو کنار یه رودخونه‌ی

391
00:19:44,159 --> 00:19:46,010
‫تمساح چندش‌آور اسیر بودم

392
00:19:46,011 --> 00:19:47,344
‫چون اینا فکر می‌کنن که من

393
00:19:47,346 --> 00:19:48,780
‫توی شکمم یه بچّه‌ی معجزه‌آسای جادویی دارم

394
00:19:48,781 --> 00:19:50,298
‫فکر می‌کنی اگه مال تو نبود

395
00:19:50,299 --> 00:19:51,549
‫خودم به حرف نمی‌اومدم؟

396
00:19:51,550 --> 00:19:53,968
‫خواهرم جونشو داد تا طلسمی رو اجرا کنه

397
00:19:53,969 --> 00:19:56,336
‫که واسه تایید این حاملگی الزامی بود

398
00:19:56,338 --> 00:19:58,272
‫"به‌خاطر این فداکاری "جِین.ان

399
00:19:58,274 --> 00:19:59,858
‫زندگی این دختر و بچّه ـش

400
00:19:59,859 --> 00:20:01,526
‫توسّط ما کنترل میشه

401
00:20:01,527 --> 00:20:04,112
‫ما می‌تونیم ازشون مراقبت کنیم...

402
00:20:04,113 --> 00:20:07,315
‫یا می‌تونیم اونا رو بکشیم

403
00:20:07,316 --> 00:20:10,368
‫اگه کمکمون نکنی که "مارسل" رو سرنگون کنیم

404
00:20:10,369 --> 00:20:12,820
‫اگر کمکم نکنید "هِیلی" به قدری زنده نمی‌مونه

405
00:20:12,821 --> 00:20:14,572
‫تا اولین لباس حاملگیشو ببینه

406
00:20:14,573 --> 00:20:15,990
‫وایسا ، چی؟

407
00:20:15,991 --> 00:20:17,125
‫این بحثو تموم کنید

408
00:20:17,126 --> 00:20:18,126
‫اگر می‌خواید "مارسل" بمیره می‌میره

409
00:20:18,127 --> 00:20:19,961
‫- خودم این‌کار رو می‌کنم
‫- نه

410
00:20:19,962 --> 00:20:21,763
‫نمی‌تونیم . هنوز نه

411
00:20:21,764 --> 00:20:23,581
‫ما یه نقشه‌ی روشن داریم که باید ازش پیروی کنیم

412
00:20:23,582 --> 00:20:27,000
‫و قوانینی وجود داره

413
00:20:31,506 --> 00:20:35,559
‫چه‌جوری جرأت می‌کنی به من فرمان بدی؟

414
00:20:35,561 --> 00:20:37,729
‫منو با چیزی که

415
00:20:37,730 --> 00:20:40,098
‫به غلط فکر می‌کنی نقطه ضعف منه تهدید کنی؟

416
00:20:40,099 --> 00:20:42,383
‫این یه فریب کثیف ـه

417
00:20:42,384 --> 00:20:44,235
‫من دیگه هیج دروغی رو نمی‌خوام بشنوم

418
00:20:44,236 --> 00:20:47,321
‫نیکلاوس

419
00:20:52,894 --> 00:20:55,279
‫گوش کن

420
00:21:43,795 --> 00:21:47,581
‫اون و بچّه رو بکش

421
00:21:48,750 --> 00:21:51,886
‫چرا باید واسم مهم باشه؟

422
00:21:51,887 --> 00:21:54,755
‫ول کن . من از اینجا میرم

423
00:21:58,359 --> 00:22:02,546
‫هیچ‌کس به دختر دست نزنه
‫این قضیه رو درستش می‌کنم

424
00:22:08,987 --> 00:22:11,806
‫نیکلاوس

425
00:22:11,807 --> 00:22:13,156
‫این یه حقّه‌ست آلایژا

426
00:22:13,158 --> 00:22:15,360
‫نه داداش . یه نعمته

427
00:22:15,361 --> 00:22:17,362
‫این شانس تو ـه . شانس ماست

428
00:22:17,363 --> 00:22:18,696
‫که چی‌کار کنیم؟

429
00:22:18,697 --> 00:22:20,365
‫که از نو شروع کنیم هر چیزی رو
‫که از دست دادیم پس بگیریم

430
00:22:20,366 --> 00:22:22,316
‫هر چیزی که ازمون گرفتن رو بدست بیاریم

431
00:22:22,317 --> 00:22:25,987
‫نیکلاوس ، پدر و مادر خود ما ازمون متنفّر شدن

432
00:22:25,988 --> 00:22:27,321
‫خانواده‌ی ما نابود شد

433
00:22:27,322 --> 00:22:28,706
‫ما نابود شدیم و از اون زمان

434
00:22:28,707 --> 00:22:30,074
‫تنها چیزی که تو همیشه خواستی

435
00:22:30,075 --> 00:22:32,126
‫تنها چیزی که ما همیشه خواستیم

436
00:22:32,127 --> 00:22:36,464
‫یه خانواده بود

437
00:22:36,465 --> 00:22:40,051
‫من فریب نمی‌خورم

438
00:22:40,052 --> 00:22:41,702
‫به فرض که دارن فریبت میدن

439
00:22:41,703 --> 00:22:42,703
‫خب که چی؟

440
00:22:42,704 --> 00:22:44,305
‫با وجود اونا...اون دختر و بچّه

441
00:22:44,306 --> 00:22:48,925
‫بچّه‌ی تو...زنده می‌مونن

442
00:22:48,927 --> 00:22:54,215
‫من تک تک اونا رو می‌کشم

443
00:22:54,216 --> 00:22:55,566
‫و بعدش چی؟

444
00:22:55,567 --> 00:22:56,734
‫بعدش برمیگردی به میستیک‌فالز

445
00:22:56,735 --> 00:22:58,186
‫که زندگیتو به عنوان یه آدم منفور ادامه بدی؟

446
00:22:58,187 --> 00:22:59,487
‫به عنوان دورگه‌ی شیطانی؟

447
00:22:59,488 --> 00:23:00,988
‫اینکه مردم با شنیدن اسم تو
‫لرزه به اندامشون بیفته

448
00:23:00,989 --> 00:23:02,573
‫اینقدر واست مهمه؟

449
00:23:02,574 --> 00:23:04,242
‫مردم لرزه به اندامشون میفته
‫چون من قدرت اینو دارم

450
00:23:04,243 --> 00:23:05,860
‫که اونا رو بترسونم

451
00:23:05,861 --> 00:23:07,161
‫این بچّه واسه من چه سودی داره؟

452
00:23:07,162 --> 00:23:08,829
‫قدرت منو تضمین می‌کنه؟

453
00:23:08,831 --> 00:23:11,282
‫خانواده همون قدرته نیکلاوس

454
00:23:11,283 --> 00:23:13,801
‫عشق ، وفاداری...اینا قدرته

455
00:23:13,802 --> 00:23:15,787
‫اینا قولاییه که ما هزاران سال پیش به هم دادیم

456
00:23:15,788 --> 00:23:17,404
‫قبل از اینکه زندگی اون مقدار کم انسانیتی که

457
00:23:17,405 --> 00:23:20,541
‫واست مونده بود رو ازت بگیره
‫قبل از خودخواهی ، قبل از خشم

458
00:23:20,542 --> 00:23:23,077
‫قبل از توهّمی که توی این موجود شکل گرفته

459
00:23:23,078 --> 00:23:27,264
‫کسی که من به سختی می‌تونم
‫به عنوان برادر خودم بشناسمش

460
00:23:29,083 --> 00:23:31,552
‫این ماییم

461
00:23:31,553 --> 00:23:33,220
‫خانواده‌ی اصیل

462
00:23:35,273 --> 00:23:39,559
‫ما باهم می‌مونیم برای همیشه و تا ابد

463
00:23:41,762 --> 00:23:44,031
‫من ازت می‌خوام که اینجا بمونی

464
00:23:44,032 --> 00:23:46,267
‫من بهت کمک می‌کنم و کنارت می‌مونم

465
00:23:46,268 --> 00:23:48,119
‫برادرت خواهم بود

466
00:23:48,120 --> 00:23:51,539
‫ما اینجا باهم یه خونه می‌سازیم

467
00:23:51,540 --> 00:23:54,909
‫پس این دختر رو نجات بده

468
00:23:54,910 --> 00:23:58,211
‫فرزندتو نجات بده

469
00:24:07,505 --> 00:24:08,805
‫نه

470
00:24:17,326 --> 00:24:20,349
‫مارسل و خون‌آشام‌هاش از کنترل خارج شدن

471
00:24:20,350 --> 00:24:21,667
‫باید یه کاری در موردشون انجام بشه

472
00:24:21,668 --> 00:24:24,368
‫اون‌وقت راه حلش اینه که خون‌آشام‌های
‫بیشتری وارد شهر بشن؟

473
00:24:24,370 --> 00:24:26,670
‫اگنس" ، اینا خون‌آشام‌هایِ معمولی نیستن"

474
00:24:26,672 --> 00:24:28,055
‫اینا خاندان اصیل‌ها هستن

475
00:24:28,057 --> 00:24:30,942
‫اون‌وقت چی باعث شده خیال کنی
‫می‌تونی از پس کنترل کردنِ دورگه بربیای؟

476
00:24:30,943 --> 00:24:32,193
‫اون نمی‌تونه

477
00:24:36,648 --> 00:24:40,118
‫حتّی مطمئن نیستم منم بتونم

478
00:24:40,119 --> 00:24:41,953
‫ولی حالا که این محفلِ شما
‫باعث عصبانیتِ کلاوس شده

479
00:24:41,954 --> 00:24:43,538
‫یه سوالی برام پیش اومده

480
00:24:43,539 --> 00:24:45,273
‫چی جلوی برادرم رو می‌گیره
‫که به جای اینکه تو رو بکُشه

481
00:24:45,274 --> 00:24:47,992
‫باهات همکاری بکنه؟

482
00:24:59,054 --> 00:25:00,755
‫چه غلطی می‌کنی؟

483
00:25:02,157 --> 00:25:04,126
‫جادویی که خواهرم اجرا کرد

484
00:25:04,127 --> 00:25:05,560
‫همونی که باعث شد کُشته بشه

485
00:25:05,561 --> 00:25:07,312
‫فقط برای این نبود که بارداری "هِیلی" تأیید بشه

486
00:25:07,313 --> 00:25:08,930
‫منو به "هِیلی"‌ متصل کرده

487
00:25:08,931 --> 00:25:10,982
‫بنابراین هر بلایی که سرِ من بیاد

488
00:25:10,983 --> 00:25:14,803
‫سر "هِیلی" هم میاد . این یعنی اینکه
‫مرگ و زندگی اون دستِ منه

489
00:25:14,804 --> 00:25:18,106
‫شاید کلاوس به بچّه‌ـش اهمیتی نده

490
00:25:18,107 --> 00:25:21,359
‫ولی تابلوئه که همین الانشم تو
‫حسابی به این بچّه اهمیت میدی

491
00:25:22,911 --> 00:25:26,998
‫پس اگر مجبور بشم به "هِیلی" آسیب
‫برسونم یا حتّی بدتر از این

492
00:25:26,999 --> 00:25:30,451
‫که توجه تو رو جلب کنم
‫مطمئن باش که درنگ نمی‌کنم

493
00:25:32,921 --> 00:25:35,407
‫به چه جر‌‌أتی یه خون‌آشام اصیل رو تهدید می‌کنی؟

494
00:25:35,408 --> 00:25:37,208
‫من چیزی واسه از دست دادن ندارم

495
00:25:38,543 --> 00:25:40,629
‫تا نیمه‌شب فرصت داری

496
00:25:40,630 --> 00:25:43,682
‫که یه کاری کنی کلاوس نظرش رو عوض کنه

497
00:25:51,857 --> 00:25:54,942
‫هی پسر ، تو کجا غیبت زد؟

498
00:25:58,780 --> 00:26:01,400
‫یه نفر عصبیت کرده انگار

499
00:26:01,401 --> 00:26:02,567
‫چه کاری از من ساخته‌ست؟

500
00:26:02,568 --> 00:26:03,819
‫کاری که می‌تونی بکنی اینه که بهم بگی

501
00:26:03,820 --> 00:26:06,788
‫جریان تو با این جادوگرا چیه

502
00:26:06,789 --> 00:26:09,124
‫میدونی که من هر چی دارمو مدیون تو هستم

503
00:26:09,125 --> 00:26:11,993
‫امّا متأسّفانه باید رو این یکی رو خط بکشی

504
00:26:11,994 --> 00:26:13,662
‫این موضوع مربوط به منه

505
00:26:13,663 --> 00:26:15,447
‫من جادوگرای شهر خودمو کنترل می‌کنم

506
00:26:15,448 --> 00:26:18,083
‫بیا اینو همینجا رها کنیم

507
00:26:18,084 --> 00:26:20,001
‫- شهر خودت؟
‫- زدی تو خال

508
00:26:20,002 --> 00:26:23,889
‫خنده داره چون ۱۰۰ سال پیش

509
00:26:23,890 --> 00:26:25,674
‫که من از اینجا رفتم

510
00:26:25,675 --> 00:26:27,759
‫تو فقط یه اوباش بدبخت رقّت‌انگیز بودی

511
00:26:27,760 --> 00:26:29,294
‫که داشت از ترس اونایی که بهش زور می‌گفتن

512
00:26:29,295 --> 00:26:30,645
‫خودشو خیس می‌کرد

513
00:26:30,646 --> 00:26:34,466
‫و الان به خودت نگاه کن
‫امپراطوری خودتو داری

514
00:26:34,467 --> 00:26:37,268
‫شاهزاده‌ی شهر

515
00:26:38,069 --> 00:26:41,522
‫- می‌خوام بدونم که چطوری تونستی
‫- چرا؟

516
00:26:42,958 --> 00:26:44,358
‫حسودیت میشه؟

517
00:26:47,446 --> 00:26:49,030
‫هی پسر ، من می‌فهمم

518
00:26:49,031 --> 00:26:50,665
‫۳۰۰سال پیش تو کمک کردی

519
00:26:50,666 --> 00:26:52,816
‫و از یه جای دورافتاده‌ی پرت
‫یه چیز درست حسابی ساختی

520
00:26:52,818 --> 00:26:54,836
‫تو شروعش کردی امّا بعدش رفتی

521
00:26:54,837 --> 00:26:57,038
‫در واقع ازش فرار کردی

522
00:26:57,039 --> 00:26:59,841
‫من از نزدیک دیدم
‫به دور و اطرافت نگاه کن

523
00:26:59,842 --> 00:27:01,658
‫خون‌آشاما الان به این شهر حکمرانی می‌کنن

524
00:27:01,660 --> 00:27:03,512
‫من از شرّ گرگینه‌ها خلاص شدم

525
00:27:03,513 --> 00:27:05,679
‫حتّی یه راهی پیدا کردم که جادوگرا رو خفه کنم

526
00:27:05,681 --> 00:27:07,499
‫خونریزی هیچ‌وقت تموم نمیشه

527
00:27:07,500 --> 00:27:09,851
‫و عیش و نوش ما همیشه برقراره

528
00:27:09,852 --> 00:27:11,336
‫دوست داری از اینجا گذر کنی؟

529
00:27:11,337 --> 00:27:13,004
‫دوست داری یه مدّت اینجا بمونی؟

530
00:27:13,005 --> 00:27:14,672
‫خب ، عالیه . چیزی که مال منه متعلّق به خودته

531
00:27:14,673 --> 00:27:18,443
‫امّا مال منه . خونه‌ی من

532
00:27:18,444 --> 00:27:21,562
‫خاندان من ، قوانین من

533
00:27:22,864 --> 00:27:25,901
‫و اگر کسی این قوانینو بشکنه؟

534
00:27:25,902 --> 00:27:27,652
‫می‌میره

535
00:27:27,653 --> 00:27:29,070
‫رحم کردن مال آدمای ضعیفه

536
00:27:29,071 --> 00:27:31,039
‫اینم خودت یادم دادی

537
00:27:31,040 --> 00:27:35,060
‫و من شاهزاده‌ی این محلّه نیستم دوست من

538
00:27:35,061 --> 00:27:37,629
‫من پادشاهم

539
00:27:37,630 --> 00:27:39,914
‫بهم ادای احترام کن

540
00:27:59,401 --> 00:28:02,487
‫دوستت تا آخر هفته می‌میره

541
00:28:02,488 --> 00:28:06,157
‫که معنیش اینه که من یکی از قوانینتو شکستم

542
00:28:06,158 --> 00:28:10,110
‫ولی با این وجود نمی‌تونم کشته بشم

543
00:28:12,080 --> 00:28:14,331
‫من جاودانه‌ام

544
00:28:16,401 --> 00:28:21,071
‫حالا قدرت دست کیه دوستم؟

545
00:28:23,908 --> 00:28:26,177
‫اون حاضره از همه چیزش بگذره

546
00:28:26,178 --> 00:28:27,412
‫بیخیال آلایژا

547
00:28:27,413 --> 00:28:28,763
‫واقعاً غافلگیر شدی؟

548
00:28:28,764 --> 00:28:31,600
‫می‌تونم ببینم که شدیداً جوش آورده

549
00:28:31,601 --> 00:28:33,418
‫عصبانیت چشماش رو کور کرده

550
00:28:33,419 --> 00:28:34,886
‫میدونی آخرین‌بار که اینطوری دیدمش

551
00:28:34,887 --> 00:28:36,421
‫۲۰۰سال طول کشید تا درست بشه؟

552
00:28:36,422 --> 00:28:37,806
‫خب ، ولش کن . بذار با عصبانیتش خوش باشه

553
00:28:37,807 --> 00:28:39,223
‫و بیا خونه

554
00:28:39,225 --> 00:28:41,393
‫اگه شانس بیاریم این رویداد ناگوار

555
00:28:41,394 --> 00:28:44,262
‫باعث میشه یه مدت مجنون شدنش به تعویق بیافته

556
00:28:44,263 --> 00:28:46,063
‫خیلی نزدیک بود

557
00:28:46,065 --> 00:28:47,315
‫وقتی صدای ضربان قلبِ بچّه رو شنید

558
00:28:47,316 --> 00:28:49,066
‫توی چشماش می‌خوندم که

559
00:28:49,068 --> 00:28:50,986
‫دلش می‌خواد نگهش داره

560
00:28:50,987 --> 00:28:55,073
‫چیزی نمونده بود طعم خوشبختی رو بچِشه

561
00:28:55,074 --> 00:28:57,459
‫ولی حالا خشمش همه چیز رو نابود کرد

562
00:28:57,460 --> 00:28:59,944
‫حتّی اگه موفق می‌شدم
‫سر عقل بیارمش

563
00:28:59,945 --> 00:29:02,330
‫اون اعتماد مارسل به خودش رو از دست داده

564
00:29:02,331 --> 00:29:06,167
‫واسه همین فرصت چندانی
‫برای بدست آوردن دخترِ ندارم

565
00:29:06,168 --> 00:29:07,652
‫دختر رو بدست بیاری؟

566
00:29:07,653 --> 00:29:09,037
‫زده به سرت؟

567
00:29:09,038 --> 00:29:10,388
‫نکنه زدیم توی کارِ یتیم‌خونه داری؟

568
00:29:10,389 --> 00:29:11,840
‫هر چی دوست داری راجب نیکلاوس بگو

569
00:29:11,841 --> 00:29:13,391
‫ولی به جون خودم قسم

570
00:29:13,392 --> 00:29:16,094
‫من نمیذارم بلایی سر اون بچّه بیاد

571
00:29:16,095 --> 00:29:19,130
‫پیداش کردی بهم زنگ بزن

572
00:29:19,131 --> 00:29:22,434
‫نگران نباش . خوب بلدم
‫چطوری با کلاوس کنار بیام

573
00:29:22,435 --> 00:29:26,153
‫واقعاً؟ لطفاً بیشتر توضیح بده

574
00:29:27,155 --> 00:29:29,574
‫آلایژا مایکلسون

575
00:29:29,575 --> 00:29:32,910
‫نه . خودم حواسم هست . همه چیز مرتبه

576
00:29:41,002 --> 00:29:44,371
‫وقتش رسیده باهم یه گپ مختصر بزنیم

577
00:29:49,119 --> 00:29:51,421
‫خب ، اگه حرفی داری که بزن

578
00:29:51,422 --> 00:29:52,706
‫اگه نه من برم به کار و زندگیم برسم

579
00:29:52,707 --> 00:29:54,291
‫طی قرن گذشته حسابی

580
00:29:54,292 --> 00:29:55,591
‫با اعتماد به نفس شدی ، نه؟

581
00:29:55,593 --> 00:29:57,794
‫من؟ به نظرِ من که این تو و برادرت
‫هستید که مغرور شدید

582
00:29:57,795 --> 00:29:59,595
‫یه‌جوری اومدین به شهر من
‫انگار صاحبِ اینجا هستین

583
00:29:59,597 --> 00:30:01,348
‫راستش یه زمانی صاحبِ اینجا بودیم

584
00:30:01,349 --> 00:30:02,933
‫تا اونجایی که یادمه کلی اینجا شاد بودیم

585
00:30:02,934 --> 00:30:04,434
‫ولی هیچ‌وقت نتونستیم

586
00:30:04,435 --> 00:30:06,803
‫اون جادوگرهایِ مزاحم محلّه‌ی
‫فرانسوی‌ها رو کنترل کنیم

587
00:30:06,804 --> 00:30:08,455
‫تو چطوری موفق به این‌کار شدی؟

588
00:30:08,456 --> 00:30:11,507
‫داداشت همین سوال رو ازم پرسید

589
00:30:11,508 --> 00:30:13,676
‫منم دقیقاً همین جواب رو بهش دادم
‫به خودم مربوطه

590
00:30:13,677 --> 00:30:17,781
‫هر چی که توی محله اتفاق میفته
‫به من مربوط میشه

591
00:30:17,782 --> 00:30:20,016
‫کلاوس اولش از در دوستی
‫و مهربونی پاشه میاد اینجا

592
00:30:20,017 --> 00:30:22,252
‫بعدش شروع می‌کنه به سرک کشیدن توی کار من

593
00:30:22,253 --> 00:30:23,954
‫انگار که از روی یکی از نقاشی‌های مسخره‌ـش

594
00:30:23,955 --> 00:30:25,404
‫کپی ناشیانه‌ و بی‌کلاسی انجام دادم

595
00:30:25,406 --> 00:30:27,223
‫بعدش مثله یه لاشی کوچولو قاطی می‌کنه و

596
00:30:27,224 --> 00:30:28,475
‫یکی از افرادِ منو گاز می‌گیره

597
00:30:28,476 --> 00:30:31,011
‫خب ، من بابت رفتارِ نادرست
‫کلاوس ازت عذرخواهی می‌کنم

598
00:30:31,012 --> 00:30:32,996
‫گمونم میدونی که اون گاز

599
00:30:32,997 --> 00:30:36,416
‫طی چند روز آینده دوستت رو می‌کُشه

600
00:30:36,417 --> 00:30:42,339
‫البته خونِ نیکلاوس اون رو درمان می‌کنه

601
00:30:42,340 --> 00:30:43,706
‫- چی؟
‫- بله

602
00:30:43,707 --> 00:30:44,891
‫ظاهراً خونِ دورگه

603
00:30:44,892 --> 00:30:46,843
‫گاز گرگینه‌ها رو درمان می‌کنه

604
00:30:46,844 --> 00:30:49,045
‫وقعاً برگ برنده در مذاکره

605
00:30:49,046 --> 00:30:52,983
‫چیز کوچیک و مفیدی ـه

606
00:30:52,984 --> 00:30:55,702
‫الان سر چی داریم مذاکره می‌کنیم؟

607
00:30:55,703 --> 00:30:57,304
‫جسدِ "جِین.ان" رو برگردون

608
00:30:57,305 --> 00:30:58,954
‫بذار هم‌نوع‌هاش اون رو به آرامش برسونن

609
00:30:58,956 --> 00:31:01,557
‫تو چی‌کار به جادوگرها داری؟

610
00:31:02,942 --> 00:31:05,779
‫خب ، اینش دیگه به من ربط داره . درسته؟

611
00:31:13,736 --> 00:31:15,422
‫فرصتش تموم شده

612
00:31:15,423 --> 00:31:17,624
‫سوفی ، حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟

613
00:31:17,625 --> 00:31:20,343
‫همون کاری که گفتم رو می‌کنم

614
00:31:20,344 --> 00:31:23,245
‫چی؟ بزنی دخلِ دختر رو بیاری؟
‫خودت رو بکُشی؟

615
00:31:23,247 --> 00:31:25,264
‫کلاوس اهمیتی برای این بچّه قائل نیست

616
00:31:25,266 --> 00:31:27,683
‫ولی من براش اهمیت قائلم

617
00:31:33,857 --> 00:31:35,558
‫و برای اینکه ثابت کنم

618
00:31:35,559 --> 00:31:39,112
‫قصدم برایِ کمک به تو جدی ـه مدرک آوردم

619
00:31:39,113 --> 00:31:41,764
‫جسدِ دوستِ مرحومت

620
00:31:41,765 --> 00:31:44,451
‫که از خود مارسل گرفتم

621
00:31:44,452 --> 00:31:46,536
‫"جِین.ان"

622
00:31:46,537 --> 00:31:49,121
‫به این امید که به آرامش برسه

623
00:31:53,593 --> 00:31:56,296
‫کلاوس با شرایطتت موافقت می‌کنه

624
00:31:56,297 --> 00:31:58,131
‫فقط یه‌کم بهم زمان بده

625
00:31:58,132 --> 00:31:59,782
‫بهت فرصت دادیم حالا تموم شده

626
00:31:59,783 --> 00:32:03,470
‫اگنس" ، خفه‌شو"

627
00:32:03,471 --> 00:32:07,090
‫فعلاً این قرار رو قبول کن

628
00:32:07,091 --> 00:32:09,859
‫به دخترِ و بچّه‌ـش آسیبی وارد نمیشه

629
00:32:09,860 --> 00:32:12,978
‫در غیر اینصورت کلاوس همه‌تون رو می‌کُشه...

630
00:32:19,402 --> 00:32:22,104
‫و من هم کمکش می‌کنم

631
00:32:35,920 --> 00:32:39,205
‫یعنی حالیت نشد که می‌خوام تنها باشم؟

632
00:32:39,206 --> 00:32:40,573
‫دستِ‌کم صد سال یه بار

633
00:32:40,574 --> 00:32:41,824
‫هوس می‌کنی تنها باشی

634
00:32:41,825 --> 00:32:44,127
‫واسه همین این حرفت دیگه تأثیری نداره

635
00:32:44,128 --> 00:32:47,346
‫واسه چی گیر دادی به قضیه‌ی بچه؟

636
00:32:47,348 --> 00:32:49,382
‫اون بچّه هرگز متولد نخواهد شد

637
00:32:49,383 --> 00:32:53,268
‫در واقع ممکنه "هِیلی" الان مُرده باشه

638
00:32:54,187 --> 00:32:56,890
‫عمراً از این موضوع قِسِر در بری

639
00:32:56,891 --> 00:33:00,842
‫- ولم کن
‫- نه

640
00:33:05,104 --> 00:33:07,367
‫مجبورم نکن دوباره حرفام رو تکرار کنم

641
00:33:07,368 --> 00:33:10,869
‫ولت نمی‌کنم . نمیذارم بری

642
00:33:14,157 --> 00:33:16,192
‫حتّی اگه مجبور باشم
‫تمام عمرم رو صرف این کنم که

643
00:33:16,193 --> 00:33:18,962
‫تو رو از خودِ لجباز گستاخ

644
00:33:18,963 --> 00:33:21,998
‫رذل‌ـت حفظ کنم می‌کنم

645
00:33:21,999 --> 00:33:24,501
‫حتّی اگر مجبور باشم مثله پدرت کتکت بزنم

646
00:33:24,502 --> 00:33:27,086
‫تا تو رو یادِ انسانیتت بندازم

647
00:33:27,087 --> 00:33:29,587
‫تا یه کاری کنم به چیز دیگه‌ای به جز
‫خودت اهمیت بدی این‌کار رو می‌کنم

648
00:33:39,899 --> 00:33:42,884
‫خیلی بدبخت و رقت‌انگیزی آلایژا

649
00:33:45,572 --> 00:33:48,775
‫کی بیشتر رقت‌انگیز ـه

650
00:33:48,776 --> 00:33:51,860
‫کسی که امید داره تا خانواده‌ش رو دوباره بسازه؟

651
00:33:54,063 --> 00:33:56,065
‫یا اونی که بزدل ـه

652
00:33:56,066 --> 00:33:58,751
‫و از دریچه‌ی ترس دنیا رو می‌بینه؟

653
00:33:58,752 --> 00:34:01,971
‫من قرن‌هاست به چیزی اهمیت ندادم

654
00:34:01,972 --> 00:34:04,674
‫آخه تو چرا اهمیت میدی؟

655
00:34:04,675 --> 00:34:06,758
‫چون ناامیدت کردم

656
00:34:08,928 --> 00:34:12,232
‫چون اولین‌بار که پدر دست روت بلند کرد

657
00:34:12,233 --> 00:34:15,368
‫باید در حد مرگ میزدمش

658
00:34:15,369 --> 00:34:18,103
‫به علاوه بهت قول دادم...

659
00:34:20,023 --> 00:34:26,022
‫همیشه و تا ابد خانواده برام در اولویت باشه

660
00:34:43,746 --> 00:34:47,966
‫تو یه احمقِ احساساتی هستی

661
00:34:47,968 --> 00:34:50,669
‫شاید

662
00:34:52,805 --> 00:34:56,475
‫با این وجود این همه مدت زنده موندم ، مگه نه؟

663
00:35:14,522 --> 00:35:16,524
‫اتحاد خانواده‌مون قدرت نامحدودی

664
00:35:16,525 --> 00:35:19,126
‫بهمون اعطا می‌کنه

665
00:35:29,137 --> 00:35:32,924
‫ولی ما باید چیزهایی که همراه
‫با این قدرت میان رو هم بپذیریم

666
00:35:38,981 --> 00:35:43,601
‫باعث میشه ما وظیفه داشته باشیم
‫بدون قید و شرط بقیه رو دوست داشته باشیم

667
00:35:45,854 --> 00:35:48,406
‫بدون اینکه عذرخواهی کنیم

668
00:35:58,417 --> 00:36:00,702
‫هرگز نباید از قدرت اون اتحاد چشم‌پوشی کنیم

669
00:36:00,703 --> 00:36:02,903
‫حتّی اگر به بوته‌ی آزمایش گذاشته بشه

670
00:36:05,841 --> 00:36:10,678
‫این اتحاد به ما نیرو میده
‫باعث قدرتمندیِ ما میشه

671
00:36:12,914 --> 00:36:15,616
‫بدونِ این قدرت ما هیچی نداریم

672
00:36:17,119 --> 00:36:21,472
‫این شهر یه زمانی خونه‌ی من بود
‫و در غیاب من

673
00:36:21,474 --> 00:36:25,377
‫مارسل" همه‌ی چیزایی رو که"
‫همیشه می‌خواستم ازم گرفت

674
00:36:25,378 --> 00:36:31,377
‫قدرت ، وفاداری ، خانواده

675
00:36:32,035 --> 00:36:35,653
‫من خودم اونو بال و پر دادم امّا از من جلو زد

676
00:36:37,939 --> 00:36:41,927
‫من چیزی رو می‌خوام که اون داره

677
00:36:41,928 --> 00:36:45,213
‫می‌خوام که این چیزا برگرده

678
00:36:45,214 --> 00:36:47,515
‫می‌خوام پادشاه باشم

679
00:36:51,920 --> 00:36:54,923
‫یعنی این بچّه از نظر تو...

680
00:36:54,924 --> 00:36:59,094
‫وسیله‌ای برای کسبِ قدرت ـه؟

681
00:36:59,095 --> 00:37:01,846
‫واسه خودت چه معنی داره؟

682
00:37:01,848 --> 00:37:05,633
‫به گمونم این بچّه

683
00:37:05,634 --> 00:37:07,135
‫بهت چیزی رو اعطا می‌کنه که

684
00:37:07,136 --> 00:37:09,471
‫هرگز باورت نمی‌شد بدستش بیاری

685
00:37:09,472 --> 00:37:10,938
‫اون‌وقت اون چی هست؟

686
00:37:12,941 --> 00:37:16,193
‫عشق بی‌قید و شرطِ خانواده

687
00:37:23,118 --> 00:37:26,454
‫به "سوفی دِوِرو" بگو شرایطش رو قبول کردم

688
00:37:40,385 --> 00:37:42,054
‫حالت خوبه؟

689
00:37:42,055 --> 00:37:44,005
‫گرد و خاک گرفته اینجا رو

690
00:37:44,006 --> 00:37:45,840
‫این خونه مال عهدِ بوقه

691
00:37:45,841 --> 00:37:48,593
‫آره . برای رسیدن به اهدافمون لازم ـه

692
00:37:48,594 --> 00:37:53,280
‫اینطوری از کسب و کارمون توی محلّه هم دوره

693
00:37:55,683 --> 00:37:57,202
‫در حال حاضر تو مهم‌ترین عضوِ

694
00:37:57,203 --> 00:37:58,370
‫این خانواده هستی

695
00:37:58,371 --> 00:38:00,538
‫به خونه‌‌ی خوب و شیک نیاز داری

696
00:38:02,457 --> 00:38:04,692
‫کنجکاو شدم

697
00:38:04,693 --> 00:38:06,078
‫توی این مدت کسی

698
00:38:06,079 --> 00:38:07,996
‫جویای احوالت شده؟

699
00:38:07,997 --> 00:38:09,214
‫به‌خاطر اینکه به طرز معجزه‌آسایی از

700
00:38:09,215 --> 00:38:11,432
‫یه روانی اونم با یه شب رابطه حامله شدم؟

701
00:38:11,434 --> 00:38:13,467
‫راجب مادر شدنت

702
00:38:20,675 --> 00:38:23,812
‫من...

703
00:38:23,813 --> 00:38:26,098
‫وقتی به دنیا اومدم خانواده‌م رهام کردن

704
00:38:26,099 --> 00:38:29,017
‫و پدر و مادر خونده‌م به محض اینکه

705
00:38:29,018 --> 00:38:31,853
‫تبدیل به گرگینه شدم
‫منو از خونه پرت کردن بیرون

706
00:38:31,854 --> 00:38:36,158
‫بنابراین نمیدونم مادر بودن

707
00:38:36,159 --> 00:38:38,243
‫چه احساسی داره

708
00:38:38,244 --> 00:38:43,832
‫چون خودم یه مادر درست حسابی بالا سرم نبوده

709
00:38:43,833 --> 00:38:46,751
‫من همیشه ازت حمایت می‌کنم

710
00:38:48,070 --> 00:38:49,954
‫بهت قول میدم

711
00:38:52,090 --> 00:38:56,294
‫تازه آلایژا شرافتمند همیشه پای قولش وایمیسه

712
00:38:56,295 --> 00:38:57,546
‫تموم شد؟

713
00:38:57,547 --> 00:38:59,264
‫حقیقت رو بخوای آره

714
00:38:59,265 --> 00:39:02,100
‫اون قول و قرار مخفیانه‌ـت خیلی خوب پیش رفت

715
00:39:02,101 --> 00:39:04,770
‫مارسل با ذوق و شوق خون رو قبول کرد

716
00:39:04,771 --> 00:39:07,856
‫حتّی عذرخواهی صمیمانه‌ی من رو هم پذیرفت

717
00:39:07,857 --> 00:39:09,558
‫زیردستش "تیئِری" هم زنده می‌مونه

718
00:39:09,559 --> 00:39:12,694
‫از حضور من در محله‌ی فرانسوی هم استقبال میشه

719
00:39:12,695 --> 00:39:15,147
‫الان تنها دغدغه ـم

720
00:39:15,148 --> 00:39:18,600
‫این محفل جادوگرهای بی‌چشم و روئه

721
00:39:18,601 --> 00:39:20,869
‫به نظر من سر حرفشون می‌مونن

722
00:39:20,870 --> 00:39:23,238
‫اونا "هِیلی" رو آزاد کردن

723
00:39:23,239 --> 00:39:26,274
‫البته کاملاً هم با ما روراست نبودن

724
00:39:26,275 --> 00:39:28,376
‫مشخصه مارسل چیزی داره که

725
00:39:28,377 --> 00:39:30,378
‫جادوگرا شدیداً بهش نیاز دارن

726
00:39:30,379 --> 00:39:32,714
‫نمی‌خوان مارسل بمیره

727
00:39:32,715 --> 00:39:35,000
‫حتماً دلیلی برای این موضوع وجود داره

728
00:39:51,132 --> 00:39:55,803
‫انگار اوضاع اون بیرون آروم شده

729
00:39:55,804 --> 00:39:58,740
‫جادوگرا اینقدری حالیشون هست که
‫از جادو استفاده نکنن

730
00:39:58,741 --> 00:40:01,492
‫اونا میدونن اگر این‌کار رو بکنن من متوجه میشم

731
00:40:04,162 --> 00:40:06,947
‫اون قدیمی‌ها چطور؟

732
00:40:06,949 --> 00:40:08,200
‫اونا خطرناک هستن

733
00:40:08,201 --> 00:40:09,317
‫و دلم نمی‌خواد بهت صدمه بزنن

734
00:40:09,318 --> 00:40:11,552
‫اصیل‌ها؟

735
00:40:11,554 --> 00:40:14,705
‫دِوینا" ، با وجود این همه نیروی تو"

736
00:40:14,707 --> 00:40:17,209
‫اونا هیچ شانسی ندارن

737
00:40:17,210 --> 00:40:19,094
‫علاوه بر سلاح مخفی

738
00:40:19,095 --> 00:40:20,595
‫که استفاده می‌کنه و باهاش
‫جادوگرها رو کنترل می‌کنه

739
00:40:20,596 --> 00:40:24,299
‫مارسل یه ارتش خون‌آشام دور خودش جمع کرده

740
00:40:24,300 --> 00:40:28,770
‫اگه باهم همکاری کنیم
‫می‌تونیم از درون نابودشون کنیم

741
00:40:28,771 --> 00:40:30,472
‫ربکا چی؟

742
00:40:30,473 --> 00:40:31,857
‫اینقدری اخم و تَخم کرد که

743
00:40:31,858 --> 00:40:33,808
‫بخواد به محفل عشق و کیف ما ملحق بشه؟

744
00:40:33,809 --> 00:40:37,695
‫اون علاقه‌مند نبودنش رو کاملاً‌ نشون داده

745
00:40:37,697 --> 00:40:39,180
‫واسه اینکه ۱۰۰۰بار بهش

746
00:40:39,181 --> 00:40:41,233
‫خنجر زدم و کردمش تو یه تابوت ناراحته

747
00:40:41,234 --> 00:40:44,870
‫یا اینکه باهات راجبِ اینکه

748
00:40:44,871 --> 00:40:48,874
‫میشه منو نجات داده موافق نیست؟

749
00:40:48,875 --> 00:40:51,409
‫ربکا ممکنه هنوزم غافلگیرمون کنه

750
00:40:51,410 --> 00:40:54,913
‫هر چی باشه هممون سوگند مشابهی رو یاد کردیم

751
00:40:54,914 --> 00:41:00,535
‫دعا می‌کنم تا جایی که میشه ازم فاصله بگیره

752
00:41:00,536 --> 00:41:04,221
‫چون به‌خاطر این تمایلم که دوباره

753
00:41:04,223 --> 00:41:06,725
‫شهری که اینقدر عزیزِ
‫برای مارسل و از من دزدیدتش

754
00:41:06,726 --> 00:41:08,977
‫به این نتیجه رسیدم

755
00:41:08,978 --> 00:41:13,014
‫چیزی که بیش از همه باعث آسیب‌پذیری میشه

756
00:41:13,015 --> 00:41:16,851
‫تنها نقطه ضعفی که مارسل
‫می‌تونه ازش سوءاستفاده کنه

757
00:41:16,852 --> 00:41:18,736
‫اون چیه اون‌وقت؟

758
00:41:20,021 --> 00:41:21,573
‫تو

759
00:41:25,945 --> 00:41:28,162
‫منو ببخش برادر

760
00:41:29,731 --> 00:41:32,900
‫در عشق هیچ‌گونه قدرتی وجود نداره

761
00:41:32,901 --> 00:41:38,900
‫رحم و دلسوزی آدم رو ضعیف می‌کنه
‫خانواده انسان رو ضعیف می‌کنه

762
00:41:41,242 --> 00:41:45,347
‫اگر بخوام این جنگ رو پیروز بشم

763
00:41:45,348 --> 00:41:47,848
‫باید تنهایی عمل کنم

764
00:41:48,300 --> 00:41:49,300
‫مترجمین : نوشین و سعیده

765
00:41:50,300 --> 00:41:51,300
‫: ارائه‌ای از گروه ترجمه
‫Free-Offline.org

