1
00:00:02,260 --> 00:00:03,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Originals"</font>

2
00:00:03,600 --> 00:00:07,250
‫این شهر زمانی خونه‌ی من بود
‫می‌خوام پسش بگیرم

3
00:00:07,250 --> 00:00:08,970
‫می‌خوام کمکم کنی جلوی چشمشون

4
00:00:08,970 --> 00:00:10,580
‫نیو اورلانز" رو از چنگشون دربیارم"

5
00:00:11,150 --> 00:00:12,810
‫من یک آدم نفوذی دارم

6
00:00:14,100 --> 00:00:15,450
‫یک چیزی ازت می‌خوام تا

7
00:00:15,450 --> 00:00:17,310
‫جادوگرها بتونن مراسم "دِرو" رو تکمیل کنن

8
00:00:17,310 --> 00:00:20,290
‫باید بقایای جسد یک جادوگر قدرتمند رو متبرک کنم

9
00:00:20,300 --> 00:00:21,670
‫اسمش "سِلِست دوبوآ"‌ ـست

10
00:00:21,670 --> 00:00:23,380
‫تو و اون یک دوست مشترک دارید

11
00:00:23,410 --> 00:00:24,440
‫آلایژا

12
00:00:24,570 --> 00:00:25,820
‫مراسم "دِرو" ناتموم مونده

13
00:00:25,820 --> 00:00:27,220
‫اگر اونا تکمیلش نکنن دیگه تمومه

14
00:00:27,220 --> 00:00:28,570
‫تمام قدرت ما از بین میره

15
00:00:28,570 --> 00:00:30,280
‫جادوی ما محو و کمرنگ میشه

16
00:00:30,280 --> 00:00:33,830
‫این پیشکشی را به نشانه‌ی ایمان ما بپذیرید

17
00:00:33,830 --> 00:00:34,860
‫هر دختری که بمیره

18
00:00:34,860 --> 00:00:36,610
‫قدرتش رو به نفر بعدی منتقل می‌کنه

19
00:00:36,610 --> 00:00:37,580
‫چون من آخرین نفر بودم

20
00:00:37,580 --> 00:00:38,740
‫یهو صاحب همه‌ی قدرت اونا شدم

21
00:00:39,970 --> 00:00:41,400
‫هنرمندی پس؟ چه باحال

22
00:00:41,420 --> 00:00:43,050
‫این طراحی‌ها چی هستن؟

23
00:00:43,060 --> 00:00:44,210
‫بهشون می‌گفت اهریمن

24
00:00:45,040 --> 00:00:46,000
‫اُه خدای من

25
00:00:48,590 --> 00:00:49,800
‫"سلام "سِلِست

26
00:00:53,400 --> 00:00:55,370
‫"ایتالیایی‌ها بهشون میگن "استِرِگا

27
00:00:56,730 --> 00:00:59,290
‫"قوم "یوروبا" اهل غرب آفریقا بهشون میگن "آیژه

28
00:00:59,290 --> 00:01:00,260
‫یعنی مادر

29
00:01:02,310 --> 00:01:04,660
‫"در شهر مادر بنده بهشون میگن "هکسا

30
00:01:04,670 --> 00:01:07,520
‫"ما هم اینجا بهشون میگیم "جادوگر

31
00:01:08,970 --> 00:01:10,720
‫طی قرن‌های متمادی خون‌آشام‌ها
‫با جادوگرها مبارزه کردن

32
00:01:10,720 --> 00:01:12,090
‫یا در کنارشون مبارزه کردن

33
00:01:12,100 --> 00:01:13,960
‫باهاشون هم‌بستر شدند و اونا رو سوزوندن

34
00:01:15,180 --> 00:01:16,500
‫چه دشمن‌شون بودن و چه متحد

35
00:01:16,500 --> 00:01:18,640
‫نیرویی بودن که نمی‌شد ازشون چشم پوشید
‫و به حساب میومدن

36
00:01:19,690 --> 00:01:21,960
‫قدرت جادویی اجداد اونا این شهر رو سر پا نگهداشته

37
00:01:22,160 --> 00:01:24,400
‫"تا "دِوینا

38
00:01:24,510 --> 00:01:25,690
‫هیچ‌وقت فقط یک جادوگر قدرتمند وجود نداشته

39
00:01:26,390 --> 00:01:27,980
‫جادوگری که صحیح و سالم

40
00:01:28,010 --> 00:01:31,580
‫ته راهرو بهش جا دادیم و تحت حمایت منه

41
00:01:32,730 --> 00:01:35,120
‫دوست‌دخترت "سِلِست" خوشگل بوده

42
00:01:35,660 --> 00:01:37,740
‫و طبق نقاشی‌های هنرمند فراری ما

43
00:01:37,740 --> 00:01:40,000
‫شخصیت اهریمنی و بدشگونی هم داره

44
00:01:40,000 --> 00:01:41,470
‫آره . شاید "دِوینا" خوب نمیدونه

45
00:01:41,470 --> 00:01:43,990
‫اهریمن قدرتمند اصلاً چی هست

46
00:01:43,990 --> 00:01:46,750
‫قطعاً "سِلِست" در روزگار خودش خیلی قدرتمند بود

47
00:01:46,750 --> 00:01:48,420
‫ولی الان بیشتر از ۲۰۰ ساله که مُرده

48
00:01:48,420 --> 00:01:51,740
‫اصلاً سر در نمیارم چرا الان این نقاشی‌ها رو کشیده

49
00:01:52,270 --> 00:01:54,300
‫مگه کلاً میشه سر از کار این جادوگرها در آورد؟

50
00:01:59,620 --> 00:02:00,850
‫برو پی کارت

51
00:02:04,720 --> 00:02:06,840
‫بیخیال ، حتماً بدجوری گشنته

52
00:02:06,840 --> 00:02:07,640
‫تو لب به غذا نزدی از موقعی که...

53
00:02:07,640 --> 00:02:09,410
‫از موقعی که دوست صمیمی جنابعالی
‫دوست صمیمی منو کُشت؟

54
00:02:09,410 --> 00:02:10,450
‫دِوینا" ، بابت بلایی که"

55
00:02:10,450 --> 00:02:11,730
‫سر اون پسرِ "تیم" اومد متأسفم

56
00:02:11,730 --> 00:02:14,010
‫منم متأسفم که تو از کلاوس
‫به‌خاطر کارش بیزار نیستی

57
00:02:14,570 --> 00:02:15,790
‫یا نمی‌خوای تقاص پس بده

58
00:02:15,790 --> 00:02:16,660
‫اون به هر طریقی شده

59
00:02:16,660 --> 00:02:17,840
‫تقاص کارش رو پس میده

60
00:02:17,840 --> 00:02:20,040
‫ولی فعلاً فقط می‌خوام باهات آشتی کنم

61
00:02:20,050 --> 00:02:21,030
‫چرا؟

62
00:02:21,340 --> 00:02:21,970
‫تا بتونیم یک

63
00:02:21,970 --> 00:02:24,710
‫خانواده‌ی شاد و بزرگ از هیولاها تشکیل بدیم؟

64
00:02:28,170 --> 00:02:29,470
‫همه چیز داشت خوب پیش میرفت

65
00:02:29,470 --> 00:02:31,670
‫اگر می‌خواستی اعتمادش رو جلب کنی

66
00:02:31,780 --> 00:02:33,650
‫شاید مسموم کردن تنها عشق واقعیش

67
00:02:33,660 --> 00:02:35,620
‫ایده‌ی چندان درخشانی نبود

68
00:02:35,620 --> 00:02:37,810
‫بازم آدمایی موندن که بی‌موقع و نابجا مُرده باشن

69
00:02:37,820 --> 00:02:39,660
‫که بخوای بابتشون بهم سر کوفت بزنی؟

70
00:02:39,660 --> 00:02:40,790
‫یک ماه بهم وقت بده

71
00:02:41,440 --> 00:02:42,540
‫برات یک لیست جور می‌کنم

72
00:02:46,510 --> 00:02:49,180
‫جوان یا پیر ، مُرده یا زنده

73
00:02:49,180 --> 00:02:51,120
‫جادوگرا کلاً روی مُخ آدم هستن

74
00:03:02,260 --> 00:03:03,700
‫"دِوینا" ، "دِوینا"

75
00:03:05,030 --> 00:03:06,370
‫این همه سر و صدای برای چیه؟

76
00:03:11,070 --> 00:03:12,170
‫لعنت بر شیطون

77
00:03:16,630 --> 00:03:17,590
‫آلایژا؟

78
00:03:19,270 --> 00:03:21,200
‫باید یه چیزی بهت بگم

79
00:03:40,640 --> 00:03:41,800
‫چه خبر شده؟

80
00:03:42,990 --> 00:03:43,900
‫"دِوینا"

81
00:03:44,400 --> 00:03:49,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫Après Moi , Le Déluge : قسمت ۱۱</font>

82
00:03:50,400 --> 00:03:51,400
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

83
00:03:52,400 --> 00:03:53,400
‫مترجم : ســـعـــیده

84
00:03:59,290 --> 00:04:02,000
‫هی ، به خیالت داری چه بازی می‌کنی؟

85
00:04:02,340 --> 00:04:03,560
‫بهت گفتم اهل خونه رو نابود کن

86
00:04:03,560 --> 00:04:04,970
‫نه اینکه کل شهر رو به فنا بده

87
00:04:05,000 --> 00:04:06,110
‫کار من نبود

88
00:04:06,860 --> 00:04:07,730
‫عمداً نکردم

89
00:04:07,730 --> 00:04:10,400
‫نمیدونم چه مرگم شده

90
00:04:14,640 --> 00:04:15,780
‫این دیوونگیه

91
00:04:15,790 --> 00:04:17,070
‫آخه چطور یک دختر ۱۶ ساله

92
00:04:17,070 --> 00:04:18,820
‫می‌تونه کل محله‌ی فرانسوی رو بلرزونه؟

93
00:04:18,900 --> 00:04:19,950
‫با چشمای خودم دیدم کلیسا رو ترکوند

94
00:04:19,950 --> 00:04:21,500
‫ولی تا به‌حال همچین چیزی ازش ندیدم

95
00:04:21,500 --> 00:04:23,470
‫موقعی که "دِوینا" توی اتاق زیر شیروونی بود
‫چطوری کنترلش می‌کردی؟

96
00:04:23,470 --> 00:04:24,550
‫لازم نبود کنترلش کنم

97
00:04:24,890 --> 00:04:26,570
‫ولی خب ، هر چی باشه
‫دخل دوست‌پسرش رو نیاورده بودم

98
00:04:26,570 --> 00:04:29,360
‫آره ، باشه . قبلاً در مورد این قضیه حرف زدیم

99
00:04:29,640 --> 00:04:31,450
‫نکته اینه که با توجه به وضعیت فعلیش

100
00:04:31,450 --> 00:04:33,500
‫در مقابل جادوگرها یه وسلیه‌ی به‌درد نخوره

101
00:04:33,500 --> 00:04:35,580
‫اون هیچم وسیله نیست
‫فقط یه چیزیش شده

102
00:04:35,620 --> 00:04:37,500
‫اینقدر قدرت داره که
‫کنترلش از دستش خارج شده

103
00:04:37,500 --> 00:04:38,750
‫تا این حد رو از قبل میدونستیم

104
00:04:39,450 --> 00:04:40,680
‫ولی چرا این قدرت

105
00:04:40,680 --> 00:04:42,300
‫اینقدر با خشونت بروز کرده؟

106
00:04:43,620 --> 00:04:44,750
‫کجا داری میری؟

107
00:04:44,820 --> 00:04:46,160
‫این مسأله مربوط به جادوگرا ـست

108
00:04:46,770 --> 00:04:48,430
‫پس بهتره نظر یک جادوگر رو جویا بشیم

109
00:04:52,900 --> 00:04:54,290
‫می‌خوای بری پیش سوفی

110
00:04:55,750 --> 00:04:56,950
‫لازم نیست گوش وایستی

111
00:04:58,020 --> 00:04:59,500
‫خودم همه چیز رو بهت میگم

112
00:04:59,860 --> 00:05:02,040
‫آره . خب ، منم نمی‌خوام چیزی ازت مخفی نگهدارم

113
00:05:02,040 --> 00:05:04,030
‫و اگر الان داری میری پیش سوفی

114
00:05:04,030 --> 00:05:06,730
‫پس بهتره یک مطلبی رو بدونی

115
00:05:08,310 --> 00:05:11,500
‫سوفی بهم زنگ زد
‫و ازم خواست در حقش یه لطفی بکنم

116
00:05:11,650 --> 00:05:13,460
‫بهم قول داد در ازای اطلاعات

117
00:05:13,470 --> 00:05:15,370
‫نفرینی که مارسل روی مردم من

118
00:05:15,370 --> 00:05:16,850
‫گذاشته رو میشکنه

119
00:05:16,850 --> 00:05:18,000
‫منم به عاقبت کارم فکر نکردم

120
00:05:18,000 --> 00:05:20,080
‫ولی وقتی "دِوینا" عکس‌ "سِلِست" رو کشید...

121
00:05:20,080 --> 00:05:21,250
‫موضوع هر چی که هست

122
00:05:22,150 --> 00:05:23,570
‫باید بهم بگی

123
00:05:31,650 --> 00:05:34,600
‫سوفی می‌خواست بقایای جسد "سِلِست" رو گیر بیاره

124
00:05:35,540 --> 00:05:37,110
‫برای همین من

125
00:05:38,280 --> 00:05:39,570
‫توی دفتر خاطرات‌هات سرک کشیدم

126
00:05:39,570 --> 00:05:41,440
‫و فهمیدم کجا "سِلِست" رو خاک کردی

127
00:05:41,440 --> 00:05:42,820
‫بعد به سوفی گفتم

128
00:05:45,430 --> 00:05:48,500
‫میدونم کارم احمقانه و فضولی بود

129
00:05:48,500 --> 00:05:51,290
‫و بهتر بود قبلش از تو اجازه می‌گرفتم

130
00:05:55,720 --> 00:05:57,080
‫تو رو خدا یه حرفی بزن

131
00:05:59,030 --> 00:06:00,040
‫خواهش می‌کنم

132
00:06:05,840 --> 00:06:08,020
‫سِلِست" می‌خواست در آرامش باشه"

133
00:06:08,420 --> 00:06:10,360
‫وقتی بقایای جسد یک جادوگر متبرک بشه

134
00:06:10,360 --> 00:06:12,580
‫قدرت جادویی اون بقیه جادوگرها رو نیرومند می‌کنه

135
00:06:13,230 --> 00:06:15,740
‫سِلِست" نمی‌خواست بقایاش پیدا بشن"

136
00:06:15,740 --> 00:06:18,000
‫ازم قول گرفت یه جا خاکش کنم

137
00:06:18,000 --> 00:06:19,430
‫که کسی پیداش نکنه

138
00:06:19,430 --> 00:06:21,280
‫تو نه تنها به حریم خصوصی من تجاوز کردی

139
00:06:22,580 --> 00:06:24,880
‫بلکه باعث شدی زیر قولم به اون بزنم

140
00:06:27,110 --> 00:06:29,500
‫آلایژا ، فکر می‌کردم اونا
‫یک مُشت استخوون بیشتر نیستند

141
00:06:33,350 --> 00:06:34,820
‫اگر واقعاً اینطور فکر می‌کردی

142
00:06:35,960 --> 00:06:37,910
‫پس چرا از خودم نپرسیدی کجا خاکش کردم؟

143
00:06:57,380 --> 00:06:59,550
‫اگر این شام ـه قربونت نمی‌خوام

144
00:06:59,550 --> 00:07:01,650
‫سوفی ، تا حالا کجا بودی؟

145
00:07:01,900 --> 00:07:04,050
‫خلاصه بگم به یه قبر دستبرد زدم

146
00:07:04,190 --> 00:07:05,450
‫بیخیال این کاری که داری می‌کنی

147
00:07:05,450 --> 00:07:06,990
‫باید "دِوینا" رو پیدا کنیم

148
00:07:07,250 --> 00:07:09,410
‫برای تکمیل "دِرو" یه راه پیدا کردم

149
00:07:10,750 --> 00:07:12,510
‫چی؟ چطوری؟

150
00:07:12,800 --> 00:07:14,690
‫یه ساحره‌ی پیشکسوت برای این‌کار لازم داریم ، درسته؟

151
00:07:15,140 --> 00:07:16,910
‫راه تبدیل شدن به ساحره‌ی پیشکسوت رو گیر آوردم

152
00:07:17,150 --> 00:07:19,340
‫سوفی ، نمیشه همینطوری تبدیل به پیشکسوت شد

153
00:07:19,750 --> 00:07:21,750
‫باید قدرت توسط یکی از بزرگان

154
00:07:21,880 --> 00:07:24,520
‫بهت تقدیم بشه ولی همه‌ی اونا مُردن

155
00:07:24,990 --> 00:07:26,060
‫از عقل و منطق من پیروی کنیم؟

156
00:07:26,070 --> 00:07:27,510
‫چطوره تاریخ و گذشته رو پیگیر بشیم؟

157
00:07:27,510 --> 00:07:28,500
‫من تحقیق کردم

158
00:07:28,500 --> 00:07:29,750
‫در سال ۱۷۴۲

159
00:07:29,750 --> 00:07:30,910
‫جادوگرها قتل‌‌عام میشن

160
00:07:30,910 --> 00:07:32,520
‫که متعاقب اون همه‌ی بزرگان
‫از صحنه‌ی روزگار محو میشن

161
00:07:32,520 --> 00:07:35,520
‫پس اونا تصمیم می‌گیرن هر کسی که
‫قدرتمندترین جادوگر مُرده

162
00:07:35,520 --> 00:07:37,350
‫در جامعه رو متبرک کنه
‫تبدیل به یکی از بزرگان بشه

163
00:07:37,400 --> 00:07:38,500
‫این تصمیم برای اونا کارساز بود

164
00:07:38,520 --> 00:07:39,550
‫یه مشکل کوچولو هست

165
00:07:39,560 --> 00:07:41,610
‫آخه اصلاً مگه جادوگر قدرتمندی مونده که خاکش کنی؟

166
00:07:44,660 --> 00:07:47,440
‫با "سِلِست ماری-هلین دوبوآ" آشنا شو

167
00:07:47,480 --> 00:07:48,970
‫معشوقه‌ی سابق آلایژا مایکلسون

168
00:07:48,970 --> 00:07:51,570
‫در سال ۱۸۲۱ به اتهام جادوگر بودن غرقش می‌کنن

169
00:07:51,900 --> 00:07:54,220
‫آلایژا خاکش می‌کنن ولی هرگز محلش رو به کسی نمیگه

170
00:07:54,770 --> 00:07:56,330
‫پس تو چطوری پیداش کردی؟

171
00:07:56,580 --> 00:07:58,550
‫سر "هِیلی" رو شیره مالیدم تا
‫بره سراغ دفتر خاطرات آلایژا

172
00:07:59,070 --> 00:08:00,490
‫بعد رفتم زمین رو کندم

173
00:08:00,490 --> 00:08:02,210
‫تا بتونم استخوون‌هاش رو متبرک کنم

174
00:08:02,630 --> 00:08:03,850
‫و قدرت جادوییش رو به خودم جذب کنم

175
00:08:05,020 --> 00:08:06,680
‫این کارِت گستاخی ـه

176
00:08:06,850 --> 00:08:09,110
‫جدی؟  فقط یکی دو هفته‌ی دیگه وقت داریم

177
00:08:09,110 --> 00:08:10,110
‫تا مراسم "دِرو" رو تکمیل کنیم

178
00:08:10,110 --> 00:08:11,600
‫سوفی‌ ، میدونم ضرب‌العجل ما تا کِی ـه ولی...

179
00:08:11,600 --> 00:08:12,520
‫و اگر شکست بخوریم

180
00:08:12,520 --> 00:08:14,370
‫کار جادوگرها در این شهر تمومه

181
00:08:14,790 --> 00:08:16,610
‫قدرت ما برای همیشه محو میشه

182
00:08:16,630 --> 00:08:19,470
‫و دخترهایی که جونشون رو فدا کردن
‫هرگز احیا نخواهند شد

183
00:08:19,780 --> 00:08:21,850
‫خواهرزاده‌م هیچ‌وقت زنده نمیشه

184
00:08:24,200 --> 00:08:27,520
‫اگر در آوردن یه مُشت استخوون قدیمی و چندش
‫باعث بشه مونیک زنده بشه

185
00:08:28,270 --> 00:08:29,850
‫دیگه هیچی برام مهم نیست

186
00:08:30,550 --> 00:08:31,750
‫اتفاقاً من اهمیت میدم

187
00:08:35,800 --> 00:08:36,900
‫جنابعالی با من میای

188
00:08:44,350 --> 00:08:45,540
‫پس تو بقایای جسد

189
00:08:45,540 --> 00:08:48,180
‫کسی که "دِوینا" ماه‌هاست داره
‫تصویرش رو می‌کشه دزدیدی

190
00:08:48,180 --> 00:08:50,910
‫میشه لطف کنی در مورد
‫این اتفاق تصادفی تکان‌‌دهنده توضیح بدی؟

191
00:08:51,520 --> 00:08:53,180
‫نمی‌تونم . من اصلاً نمیدونستم

192
00:08:53,180 --> 00:08:55,290
‫سِلِست دوبوآ" کیه تا موقعی که"...

193
00:09:06,920 --> 00:09:07,860
‫کار "دِوینا" بود؟

194
00:09:07,860 --> 00:09:09,930
‫آره . عادت جدید و باحالی ـه که پیدا کرده

195
00:09:10,310 --> 00:09:11,630
‫زمین‌لرزه‌ای که امروز حس کردم هم کار اون بود؟

196
00:09:11,680 --> 00:09:12,890
‫بله . کار "دِوینا" بود

197
00:09:12,900 --> 00:09:14,800
‫در ضمن گرد و خاک هم بالا میاره

198
00:09:16,250 --> 00:09:19,300
‫یک مشکل خیلی بزرگ داریم

199
00:09:20,300 --> 00:09:21,600
‫خیال می‌کردم وقت بیشتری داریم

200
00:09:21,600 --> 00:09:24,260
‫ولی باید همین الان مراسم "دِرو" رو تکمیل کنیم

201
00:09:24,600 --> 00:09:27,210
‫از فرمایشات جادوگر درمونده

202
00:09:27,410 --> 00:09:29,960
‫جدی میگم . اون زمین‌لرزه‌ای
‫که چند لحظه پیش حس کردی

203
00:09:30,080 --> 00:09:33,180
‫یک مقدمه از مصیبتی که قراره سرمون بیاد بود

204
00:09:33,180 --> 00:09:34,620
‫چرا باید حرفت رو باور کنیم؟

205
00:09:34,650 --> 00:09:36,870
‫خودتون "دِوینا" رو می‌شناسید
‫داستانش رو میدونید

206
00:09:37,030 --> 00:09:38,430
‫الان ماه‌هاست که قدرت ۳تا دخترِ

207
00:09:38,430 --> 00:09:40,770
‫جادوگر که جونشون رو فدا کردند در
‫دِوینا" جمع شده"

208
00:09:40,780 --> 00:09:41,920
‫"در مراسم "دِرو

209
00:09:41,970 --> 00:09:44,060
‫قرار بود اون نیرو از بدن "دِوینا" خارج بشه

210
00:09:44,120 --> 00:09:45,560
‫و به زمین برگرده

211
00:09:45,590 --> 00:09:48,470
‫قرار نبود اون همه قدرت در یک شخص جمع بشه

212
00:09:49,120 --> 00:09:51,030
‫این قدرت داره اون رو نابود می‌کنه

213
00:09:51,070 --> 00:09:53,090
‫و ما رو هم با خودش از بین می‌بره

214
00:10:00,580 --> 00:10:01,690
‫باید آماده بشیم

215
00:10:01,750 --> 00:10:03,100
‫"طبق حرفای "سوفی دِوِرو

216
00:10:03,100 --> 00:10:04,260
‫همینطور که "دِوینا" خودش رو نابود می‌کنه

217
00:10:04,260 --> 00:10:05,610
‫داره ۴ مرحله رو پشت سر میذاره

218
00:10:05,610 --> 00:10:06,890
‫که بیانگر ۴ عنصر هستن

219
00:10:06,890 --> 00:10:08,450
‫که اونا رو در مراسم "دِرو" به‌هم متصل می‌کرد

220
00:10:08,450 --> 00:10:09,990
‫- زمین‌لرزه؟
‫- آره

221
00:10:10,940 --> 00:10:12,470
‫مرحله‌ی زمین اول رُخ میده

222
00:10:12,500 --> 00:10:14,720
‫بعد نوبته مرحله‌ی باد ـه
‫و از اونجایی که شدت

223
00:10:14,720 --> 00:10:15,990
‫هر مرحله بیشتر از قبلی ـه

224
00:10:15,990 --> 00:10:18,190
‫فقط همین رو بگیم که قراره
‫سقف این خونه از جا کنده بشه

225
00:10:18,950 --> 00:10:20,920
‫بعد از مرحله‌ی باد
‫نوبته آب ـه

226
00:10:21,020 --> 00:10:22,810
‫بارون ، سیل...چقدر وخیمه؟

227
00:10:23,040 --> 00:10:24,710
‫راستش خیلی ناجوره

228
00:10:25,140 --> 00:10:26,670
‫ولی بدتر از اینم میشه

229
00:10:27,150 --> 00:10:28,440
‫مرحله‌ی آخر آتش ـه

230
00:10:29,040 --> 00:10:30,660
‫و از اونجایی که مرحله‌ی آخر هستش...

231
00:10:30,660 --> 00:10:32,920
‫خیلی اوضاع وحشتناکی میشه

232
00:10:32,940 --> 00:10:34,080
‫ولی من این شهر رو به چنگ نیاوردم که

233
00:10:34,080 --> 00:10:35,670
‫بخوام شاهد با خاک یکسان شدنش باشم

234
00:10:36,360 --> 00:10:37,640
‫می‌تونی جلوی این‌کار رو بگیری ، درسته؟

235
00:10:37,720 --> 00:10:40,140
‫آره ولی عمراً از روش کارم خوشت بیاد

236
00:10:41,230 --> 00:10:42,820
‫اونا می‌خوان مراسم "دِرو" رو تکمیل کنن

237
00:10:43,110 --> 00:10:45,550
‫- نه
‫- جادوگرها میگن دوباره زنده میشی

238
00:10:45,550 --> 00:10:46,900
‫اونا دروغگو هستن

239
00:10:47,300 --> 00:10:48,910
‫اونا برای رسیدن به خواسته‌هاشون
‫هر دروغی که بشه میگن

240
00:10:48,910 --> 00:10:52,020
‫درست مثل مارسل و تو

241
00:10:52,020 --> 00:10:53,870
‫دِوینا" ، ممکنه فکر کنی برام مهم نیستی"

242
00:10:53,870 --> 00:10:54,980
‫ولی سخت در اشتباهی

243
00:10:55,910 --> 00:10:58,050
‫من خوب میدونم چه حسی داره که
‫زندگیت به‌خاطر تصمیمات اشتباه بقیه

244
00:10:58,050 --> 00:10:59,650
‫ذره ذره نابود بشه

245
00:11:01,640 --> 00:11:03,270
‫به نظرت من چطور تبدیل به خون‌آشام شدم؟

246
00:11:04,590 --> 00:11:05,580
‫تو خواهر و برادرهای منو متقاعد کردی

247
00:11:05,580 --> 00:11:07,000
‫ولی باید ما رو هم متقاعد کنی

248
00:11:07,000 --> 00:11:08,620
‫ما وقت برای تلف کردن نداریم

249
00:11:08,620 --> 00:11:10,690
‫تا الان اولین مرحله ظاهر شد و رفت

250
00:11:10,690 --> 00:11:11,910
‫پس درستش کن

251
00:11:11,910 --> 00:11:13,580
‫اون درست شدنی نیست

252
00:11:15,460 --> 00:11:17,240
‫این چیه؟

253
00:11:17,240 --> 00:11:18,320
‫هر چه بیشتر عصبانی بشی

254
00:11:18,330 --> 00:11:19,920
‫زودتر اوضاعت بد میشه

255
00:11:20,380 --> 00:11:22,010
‫یه‌کم آرامبخش جور کردم

256
00:11:22,040 --> 00:11:22,790
‫نه ، نه ، نه

257
00:11:22,790 --> 00:11:23,620
‫ما آرومت می‌کنیم

258
00:11:23,620 --> 00:11:24,980
‫"زنده نگهت میداریم "دِوینا

259
00:11:25,120 --> 00:11:27,160
‫- بس کن
‫- نمیشه نجاتش داد

260
00:11:27,160 --> 00:11:29,380
‫این جریان در مرحله‌ی زمین تموم نمیشه

261
00:11:29,490 --> 00:11:30,880
‫و اگر بازم دست دست کنی

262
00:11:31,980 --> 00:11:35,030
‫فقط جاودان‌های امثال شما باقی می‌مونن که
‫بخواین سرشون چونه بزنید

263
00:11:39,020 --> 00:11:40,390
‫نه . خواهش می‌کنم

264
00:11:40,750 --> 00:11:42,350
‫نه . تو رو خدا

265
00:11:47,450 --> 00:11:48,770
‫نــــــــــــه

266
00:12:00,170 --> 00:12:01,230
‫الان متقاعد شدید؟

267
00:12:33,700 --> 00:12:35,020
‫کلی بهش آرامبخش زدیم

268
00:12:35,200 --> 00:12:36,370
‫اگر آروم شده‌ش اینطوریه

269
00:12:36,370 --> 00:12:37,890
‫فقط دوست دارم اینطوری ببینمش

270
00:12:39,440 --> 00:12:42,090
‫همه توافق کردیم که "دِوینا" باید قربانی بشه

271
00:12:42,090 --> 00:12:44,030
‫پس نیازی نیست بذاریم طی این مدت

272
00:12:44,030 --> 00:12:44,950
‫سقف بالاسرمون رو بترکونه

273
00:12:44,950 --> 00:12:46,700
‫محاله . حق نداری بهش دست بزنی

274
00:12:50,450 --> 00:12:52,650
‫باشه . یه دونه زدی فدا سرت

275
00:12:52,660 --> 00:12:54,610
‫مارسل ، هیچکی به اندازه‌ی من
‫دلش نمی‌خواد یه تار مو

276
00:12:54,610 --> 00:12:56,470
‫از سر "دِوینا" کم بشه ولی الان موضوع اینه که

277
00:12:56,470 --> 00:12:57,990
‫اگر بیشتر از این صبر کنیم

278
00:12:57,990 --> 00:12:59,260
‫دِوینا" می‌میره"

279
00:12:59,720 --> 00:13:00,630
‫طبق حرفای سوفی

280
00:13:00,630 --> 00:13:02,120
‫جادوگری که سر همه‌ی ما کلاه گذاشته

281
00:13:02,120 --> 00:13:04,000
‫مراسم "دِرو" قبل اینکه متوقف بشه
‫داشت جواب میداد

282
00:13:04,000 --> 00:13:05,650
‫اگر دختری مثل سوفی که کلاً
‫این مراسم رو قبول نداشت

283
00:13:05,650 --> 00:13:07,700
‫باور کرده این دخترا زنده میشن

284
00:13:07,700 --> 00:13:10,000
‫پس منم به حرفاش اعتماد می‌کنم

285
00:13:11,100 --> 00:13:12,430
‫من جون "دِوینا" رو توی مراسم "دِرو" نجات دادم

286
00:13:12,430 --> 00:13:14,600
‫حالا ازم توقع دارید دو دستی اونو تقدیمتون کنم؟

287
00:13:14,600 --> 00:13:16,550
‫به خیالت من بابت این جریان خوشحالم؟

288
00:13:16,920 --> 00:13:18,180
‫اگر جادوگرها "دِرو" رو تکمیل کنن

289
00:13:18,180 --> 00:13:19,740
‫نه تنها مجدداً قدرتمند میشن

290
00:13:19,740 --> 00:13:21,210
‫بلکه ما برگ برنده‌‌ای که علیه‌شون داریم
‫رو از دست میدیم

291
00:13:23,080 --> 00:13:25,370
‫شدیداً دلم می‌خواست زمین‌لرزه رو

292
00:13:25,370 --> 00:13:26,530
‫بزنم پای اتفاق و تصادف

293
00:13:26,530 --> 00:13:27,780
‫ولی این بادها چی؟

294
00:13:28,770 --> 00:13:30,130
‫اگر "دِوینا" قربانی نشه

295
00:13:30,130 --> 00:13:32,080
‫تمام زمین می‌لرزه

296
00:13:32,090 --> 00:13:33,740
‫الان همه جا رو باد برداشته

297
00:13:33,750 --> 00:13:35,620
‫به زودی هم در آب غرق میشیم

298
00:13:35,620 --> 00:13:37,150
‫و آتش همه جا رو نابود می‌کنه

299
00:13:37,150 --> 00:13:39,210
‫حالا شهر برات مهم شده

300
00:13:39,210 --> 00:13:41,340
‫باید بهش اهمیت بدیم
‫ناسلامتی خودمون این شهر رو ساختیم

301
00:13:41,340 --> 00:13:45,160
‫هممون شاهد بودیم ۲بار با خاک یکسان شد

302
00:13:48,430 --> 00:13:50,230
‫عمراً بذارم باز این اتفاق تکرار بشه

303
00:13:50,830 --> 00:13:52,260
‫مفهومه؟

304
00:13:54,710 --> 00:13:55,620
‫آره

305
00:13:56,820 --> 00:13:57,850
‫آره

306
00:14:01,320 --> 00:14:03,050
‫آدم اجتماعی نیستی ، مگه نه نیکلاوس؟

307
00:14:03,050 --> 00:14:04,420
‫چرت نگو . من خیلی هم آدما رو دوست دارم

308
00:14:05,190 --> 00:14:07,870
‫فقط دارم میرم به چند تا از
‫شخصیت‌های معروف هشدار بدم

309
00:14:07,950 --> 00:14:09,550
‫محض احتیاط که اگر باد از کنترل خارج شد

310
00:14:09,630 --> 00:14:11,700
‫لابد خودت رو خیلی مردمدار و سیاستمدار میدونی

311
00:14:11,710 --> 00:14:13,000
‫اگر دوست داری باهام بیا

312
00:14:13,000 --> 00:14:14,350
‫"نه . به زودی "سوفی دِوِرو

313
00:14:14,350 --> 00:14:16,200
‫بقایای جسد "سِلِست" رو متبرک می‌کنه

314
00:14:16,970 --> 00:14:18,890
‫با وجود اینکه این اعمالش شنیع ـه

315
00:14:18,890 --> 00:14:20,640
‫وظیفه‌ی من اینه که بهش ادای احترام کنم

316
00:14:20,940 --> 00:14:21,930
‫یه لحظه وقت داری؟

317
00:14:21,930 --> 00:14:23,060
‫دارم میرم بیرون

318
00:14:25,750 --> 00:14:27,770
‫دوباره بگو کدوممون آدم اجتماعی نیستیم؟

319
00:14:40,840 --> 00:14:42,190
‫الان تمیز کاری فایده نداره

320
00:14:43,920 --> 00:14:45,620
‫من وقت گپ زدم ندارم

321
00:14:45,690 --> 00:14:46,710
‫بهتر منم وقت ندارم

322
00:14:46,820 --> 00:14:49,180
‫موقعی که تکه‌های بدن جادوگر
‫رو توی زمین مقدس خاک کنی

323
00:14:49,180 --> 00:14:51,030
‫می‌خوای مراسم "دِرو" رو اجرا کنی؟

324
00:14:51,110 --> 00:14:52,950
‫در جریانی که باید گلوی
‫یه دختر رو گوش تا گوش ببُری؟

325
00:14:52,950 --> 00:14:54,650
‫که از قضا دختر دوست‌داشتنی هم هست

326
00:14:54,800 --> 00:14:56,640
‫اگر در نتیجه‌ی این‌کار خواهرزاده‌ام مونیک زنده بشه

327
00:14:56,820 --> 00:14:57,960
‫می‌تونم با هر چیزی کنار بیام

328
00:14:59,800 --> 00:15:00,970
‫دلیل اصلی اینجا اومدنت چیه؟

329
00:15:03,350 --> 00:15:04,500
‫وقتی این جریان تموم بشه

330
00:15:05,010 --> 00:15:07,280
‫بعد از اینکه "دِوینا" باز زنده بشه

331
00:15:07,280 --> 00:15:08,760
‫و جادوگرها دوباره قدرتمند بشن

332
00:15:08,760 --> 00:15:10,120
‫باید یه تصمیمی بگیری

333
00:15:10,920 --> 00:15:11,900
‫روشنم کن

334
00:15:12,550 --> 00:15:14,700
‫قدرت کامل یک جادوگر با

335
00:15:14,700 --> 00:15:16,210
‫یک خون‌آشام برابری می‌کنه

336
00:15:16,560 --> 00:15:17,660
‫باور کن من این چیزا رو خوب میدونم

337
00:15:17,670 --> 00:15:18,790
‫منم میدونم

338
00:15:18,790 --> 00:15:20,420
‫ولی محض تنوع بد نیست منصفانه مبارزه کنیم

339
00:15:20,420 --> 00:15:22,540
‫عزیز جان ، با نامردی نکردن
‫کارِت به اینجا کشیده دیگه

340
00:15:22,540 --> 00:15:24,280
‫با زرنگی کارِت راه میفته

341
00:15:24,860 --> 00:15:26,640
‫بعد از این جریان مارسل هنوزم اینجاست

342
00:15:26,640 --> 00:15:27,400
‫کلاوس هم همینطور

343
00:15:27,400 --> 00:15:28,010
‫و تو بهتر از هر کسی میدونی

344
00:15:28,010 --> 00:15:29,740
‫که اون ۲تا منصفانه مبارزه نمی‌کنن

345
00:15:31,040 --> 00:15:33,050
‫اگر بخوایم جلوی رئیس‌بازی اون ۲تا رو بگیریم

346
00:15:33,050 --> 00:15:34,270
‫تو نیاز داری یک اصیل در کنارت باشه

347
00:15:34,270 --> 00:15:36,030
‫منم یک جادوگر لازم دارم که هوام رو داشته باشه

348
00:15:36,880 --> 00:15:37,990
‫الان یعنی من یه چیزی رو نفهمیدم؟

349
00:15:39,340 --> 00:15:40,440
‫تو چرا باید بخوای با من متحد بشی؟

350
00:15:41,570 --> 00:15:42,860
‫گاهی اوقات مهم نیست

351
00:15:42,860 --> 00:15:44,490
‫با کی متحد میشی

352
00:15:44,780 --> 00:15:46,550
‫مهم اینه که علیه چه کسی متحد میشید

353
00:15:54,800 --> 00:15:55,970
‫نه ، نه

354
00:15:59,000 --> 00:16:01,460
‫دستت رو بکش . بس کن

355
00:16:10,370 --> 00:16:12,820
‫دارمت همینجا پیشتم

356
00:16:17,090 --> 00:16:18,790
‫کلاوس گفت بهش دست نزنی

357
00:16:20,210 --> 00:16:22,170
‫دیگه برام مهم نیست کلاوس چی میگه

358
00:17:10,630 --> 00:17:12,410
‫لازم نیست الان اینجا باشی

359
00:17:13,000 --> 00:17:13,740
‫یه‌کم طول می‌کشه تا

360
00:17:13,740 --> 00:17:15,620
‫سوفی مقدمات متبرک کردن "سِلِست" رو آماده کنه

361
00:17:15,950 --> 00:17:16,990
‫من وقت دارم

362
00:17:19,300 --> 00:17:20,490
‫اینو بهش مدیونم

363
00:17:22,500 --> 00:17:24,410
‫میشه بیشتر توضیح بدی؟

364
00:17:25,500 --> 00:17:27,300
‫تا حالا چیزی یا احساسی رو تجربه کردی

365
00:17:27,970 --> 00:17:28,930
‫که...

366
00:17:31,130 --> 00:17:33,720
‫اینقدر عمیق و فوق‌العاده باشه که
‫وقتی ازت گرفته میشه

367
00:17:33,720 --> 00:17:36,340
‫زندگیت برات غیرقابل‌تحمل بشه؟

368
00:17:37,820 --> 00:17:40,430
‫آره . همچین حسی داشتم

369
00:17:42,130 --> 00:17:43,760
‫تازه جای زخم‌هام این موضوع رو اثبات می‌کنه

370
00:17:44,630 --> 00:17:45,860
‫به نظرم وقتی یک نفر رو دوست دارم

371
00:17:45,870 --> 00:17:47,990
‫و اون شخص هم متقابلاً دوستت داشته باشه

372
00:17:47,990 --> 00:17:49,520
‫فوق‌العاده آسیب‌پذیر میشی

373
00:17:51,010 --> 00:17:51,570
‫اونا این قدرت دارن که

374
00:17:51,570 --> 00:17:53,390
‫جوری بهت صدمه بزنن که نابود بشی

375
00:18:02,040 --> 00:18:02,670
‫ربکا

376
00:18:02,670 --> 00:18:03,720
‫اون دخترک رو دزدیده

377
00:18:04,140 --> 00:18:04,810
‫کی دزدیده؟

378
00:18:04,810 --> 00:18:06,890
‫مارسل لعنتی

379
00:18:06,890 --> 00:18:08,550
‫اون‌وقت جنابعالی می‌خواستی با همچین آدم خیانتکاری

380
00:18:08,550 --> 00:18:09,690
‫در بری و یک زندگی تازه شروع کنی

381
00:18:09,690 --> 00:18:11,260
‫دو کلام از کسی که قبل این قضیه

382
00:18:11,260 --> 00:18:13,210
‫سریع با طرف دست یکی کرد

383
00:18:17,080 --> 00:18:18,750
‫باید تقسیم بشیم و همه جا رو بگردیم

384
00:18:18,750 --> 00:18:20,010
‫اگر قرار باشه سر سوزنی شانس داشته باشیم

385
00:18:20,150 --> 00:18:21,170
‫ممکنه هر جایی رفته باشه

386
00:18:21,170 --> 00:18:22,200
‫خب ، من پیش "سابین" هستم

387
00:18:22,200 --> 00:18:23,740
‫شاید بشه یه افسون مکان‌یابی اجرا کنیم

388
00:18:24,510 --> 00:18:25,710
‫منم با کشیش حرف میزنم

389
00:18:25,720 --> 00:18:27,150
‫حتی ممکنه اونا توی کلیسا باشن

390
00:18:27,160 --> 00:18:29,020
‫اونجا آخرین جایی ـه که
‫به ذهنمون میرسه بگردیم ، درسته؟

391
00:18:29,020 --> 00:18:29,980
‫باشه . تو به کلیسا سر بزن

392
00:18:29,980 --> 00:18:31,750
‫من بقیه جاها رو میگردم

393
00:18:48,610 --> 00:18:49,560
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

394
00:18:50,810 --> 00:18:52,160
‫می‌خواستم اینا رو به...

395
00:18:52,170 --> 00:18:53,450
‫اگر بگی به "مُرداب" ببریشون

396
00:18:53,620 --> 00:18:55,930
‫یک سیاه‌چال شیک و راحت گیر میارم
‫و میندازمت توش

397
00:18:55,930 --> 00:18:58,380
‫امشب اونجا خطرناکه

398
00:18:58,680 --> 00:18:59,750
‫برای همه اینطوره

399
00:19:02,650 --> 00:19:04,530
‫منتها بعضی آدما چاره‌ی دیگه‌ای ندارن

400
00:19:07,510 --> 00:19:08,430
‫درسته

401
00:19:10,800 --> 00:19:12,180
‫اون خرت و پرت‌ها رو بردار و همراهم بیا

402
00:19:17,510 --> 00:19:19,890
‫من این استخوان‌ها را در زمین متبرک می‌کنم

403
00:19:19,990 --> 00:19:21,420
‫ای اجداد ، صدای من رو بشنوید

404
00:19:21,710 --> 00:19:24,080
‫من این استخوان‌ها را در زمین متبرک می‌کنم

405
00:19:24,180 --> 00:19:25,790
‫ای اجداد ، صدای من را بشنوید

406
00:19:40,610 --> 00:19:41,830
‫این‌کار جواب نمیده

407
00:19:42,010 --> 00:19:43,070
‫اون هیج‌جایی نیست که بشه پیداش کرد

408
00:19:43,070 --> 00:19:44,950
‫نه . بیشتر انگار همه جا هست

409
00:19:46,740 --> 00:19:48,220
‫اون داره قدرت جادوییش رو از دست میده

410
00:19:49,150 --> 00:19:50,570
‫این یعنی کمتر از چیزی که تصور می‌کردیم
‫فرصت داریم

411
00:19:50,570 --> 00:19:51,560
‫باید پیداش کنیم

412
00:19:51,560 --> 00:19:53,260
‫روحمم خبر نداره اون کجاست

413
00:19:53,260 --> 00:19:56,320
‫خواهشاً‌ تمرکز کن

414
00:19:56,880 --> 00:19:57,770
‫دوباره سعی کن

415
00:20:17,390 --> 00:20:18,600
‫نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

416
00:20:18,600 --> 00:20:20,020
‫باورم نمیشه

417
00:20:20,570 --> 00:20:22,410
‫تو هم مثل بقیه می‌خوای من رو بکُشی

418
00:20:22,410 --> 00:20:24,400
‫دی" من بودم که افسون محافظت"
‫روی تو اجرا کردم

419
00:20:24,400 --> 00:20:25,970
‫برای همین "تیم" مُرد ولی تو زنده موندی

420
00:20:25,970 --> 00:20:27,260
‫ضمناً قبل اینکه دوباره پرتابم کنی

421
00:20:27,380 --> 00:20:29,860
‫باور کن اگر خبر داشتم قراره بلایی سر دوستت بیاد

422
00:20:29,860 --> 00:20:31,230
‫حتماً از اونم محافظت می‌کردم

423
00:20:33,580 --> 00:20:35,040
‫تو بودی که جونم رو نجات دادی؟

424
00:20:35,210 --> 00:20:37,610
‫آره ولی حالا جادوگری که این افسون رو اجرا کرد

425
00:20:37,610 --> 00:20:38,720
‫با بقیه جادوگرا دست به یکی شده

426
00:20:38,720 --> 00:20:40,700
‫برای همین مجبور شدم از اونجا ببرمت

427
00:20:41,400 --> 00:20:42,920
‫تا بتونی ازم به عنوان برگ برنده سو‌ءاستفاده کنی؟

428
00:20:43,250 --> 00:20:44,930
‫دارم سعی می‌کنم از تو محافظت کنم

429
00:20:46,290 --> 00:20:48,070
‫دِوینا" ، به من نگاه کن"

430
00:20:49,820 --> 00:20:50,780
‫من گند زدم

431
00:20:51,720 --> 00:20:52,880
‫قدرت و نیروی زیاد تو

432
00:20:52,880 --> 00:20:54,250
‫باعث می‌شد من در موضع قدرت باشم

433
00:20:54,710 --> 00:20:55,870
‫کمک کرد بتونم جادوگرها رو مجازات کنم

434
00:20:55,870 --> 00:20:57,030
‫و بتونم شهر رو بچرخونم

435
00:20:57,040 --> 00:20:59,040
‫ولی این کارها برام مهم شد و چشمام رو کور کرد

436
00:21:00,300 --> 00:21:02,010
‫ولی حالا همه‌‌ی این چیزا تموم شده

437
00:21:02,010 --> 00:21:03,780
‫به عنوان یه نجات یافته بهت میگم

438
00:21:04,750 --> 00:21:07,270
‫به خدا قسم فقط می‌خوام تو رو زنده نگه دارم

439
00:21:11,130 --> 00:21:12,470
‫ترسیدم

440
00:21:12,610 --> 00:21:14,580
‫نمیدونم چه مرگم شده

441
00:21:14,580 --> 00:21:16,040
‫تو تنها نیستی

442
00:21:16,370 --> 00:21:17,710
‫ما این وضعیت رو درست می‌کنیم

443
00:21:19,410 --> 00:21:21,020
‫نمیذاری اونا بهم صدمه بزنن؟

444
00:21:21,020 --> 00:21:22,690
‫نه . عمراً بذارم کسی دستش بهت برسه

445
00:21:43,830 --> 00:21:44,610
‫کلاوس ، هنوز اون همه آذوقه‌‌ای

446
00:21:44,610 --> 00:21:46,680
‫که بهمون دادی تموم نشده

447
00:21:46,800 --> 00:21:49,130
‫راستش این آذوقه‌ها از طرف من نیست

448
00:21:53,500 --> 00:21:55,160
‫واقعاً لطف کردید

449
00:21:55,160 --> 00:21:56,170
‫هِیلی" هستم"

450
00:21:57,560 --> 00:21:58,730
‫این آدما کی هستن؟

451
00:21:58,730 --> 00:22:01,250
‫من از پدر "کیارِن" خواستم بهشون پناه بده

452
00:22:01,790 --> 00:22:04,820
‫ایشون تمایل شدیدی به انجام کار خیر دارند

453
00:22:05,600 --> 00:22:08,000
‫ولی حالا ازت می‌خوام یک کار مفید انجام بدی

454
00:22:08,150 --> 00:22:10,330
‫مارسل و "دِوینا" غیب شدند

455
00:22:10,960 --> 00:22:13,010
‫از قیافه‌ی احمقانه‌ و متعجبت اینطور برداشت می‌کنم که

456
00:22:13,010 --> 00:22:14,960
‫اونا توی اتاق زیرشیروونی کلیسا قایم نشدن

457
00:22:14,960 --> 00:22:16,320
‫نه بابا . اون مال قدیم بود

458
00:22:16,330 --> 00:22:18,770
‫پس منابع اطلاعاتی و آدمات رو تقسیم کن

459
00:22:18,770 --> 00:22:19,780
‫چون لازم نیست یادآوری کنم که

460
00:22:19,780 --> 00:22:21,870
‫پیدا کردن اونا چقدر مهمه

461
00:22:21,870 --> 00:22:22,720
‫آره

462
00:22:28,470 --> 00:22:30,970
‫این آدما‌ گرگینه هستن

463
00:22:30,970 --> 00:22:33,560
‫بعد کشیش میگه تو آذوقه براشون فراهم کردی

464
00:22:33,560 --> 00:22:34,800
‫یعنی داری بهشون کمک می‌کنی؟

465
00:22:36,290 --> 00:22:38,080
‫اون گرگینه‌ها فقط با تو نسبت ندارن

466
00:22:38,080 --> 00:22:39,420
‫خانواده‌ی من که هستن

467
00:22:39,750 --> 00:22:41,550
‫از قدیم‌الایام

468
00:22:41,550 --> 00:22:43,350
‫اونا بدبختی و سختی کشیدن

469
00:22:43,350 --> 00:22:44,630
‫گرفتاری و وضعیت بد اونا

470
00:22:44,630 --> 00:22:46,310
‫حس بشردوستی رو در من زنده کرد

471
00:22:47,080 --> 00:22:48,180
‫دیگه چی بگم؟

472
00:22:48,460 --> 00:22:50,620
‫لابد از تأثیرات آلایژا ـست دیگه

473
00:22:52,870 --> 00:22:54,550
‫یعنی چی اونا خانواده‌ت هستن؟

474
00:22:55,180 --> 00:22:56,890
‫خونی که در رگ‌های اونا جریان داره

475
00:22:56,890 --> 00:22:58,230
‫در رگ‌های من...

476
00:23:00,380 --> 00:23:02,090
‫و بچه‌ی ما جریان داره

477
00:23:06,730 --> 00:23:09,530
‫یعنی اصلاً از کار این خانواده سر درنمیارم

478
00:23:12,380 --> 00:23:14,550
‫"گوش کن "هِیلی

479
00:23:15,160 --> 00:23:17,060
‫یک نصیحت در مورد کنار اومدن با آلایژا برات دارم

480
00:23:17,060 --> 00:23:18,580
‫مثل من باهاش رفتار نکن

481
00:23:21,160 --> 00:23:22,820
‫فقط ازش عذرخواهی کن

482
00:23:23,370 --> 00:23:24,880
‫اون توی خیلی کارا مُبادی آداب و ماهر ـه

483
00:23:24,880 --> 00:23:27,920
‫ولی استاد بخشیدن و گذشت کردنه

484
00:23:36,560 --> 00:23:38,080
‫باشه

485
00:23:40,020 --> 00:23:42,690
‫خب ، اون یه جایی نزدیک رودخونه‌ست

486
00:23:44,050 --> 00:23:45,400
‫نمی‌تونم جزئیات بیشتری بگم

487
00:23:45,400 --> 00:23:47,130
‫همین هم کلی ـه . برای شروع بد نیست

488
00:23:48,020 --> 00:23:49,250
‫کارساز نبود

489
00:23:49,300 --> 00:23:51,020
‫سعی کردم "سِلِست" رو متبرک کنم

490
00:23:51,020 --> 00:23:52,080
‫و جادوش رو به سمت خودم جذب کنم

491
00:23:52,080 --> 00:23:54,310
‫ولی اصلاً‌ خبری از جادو نیست

492
00:23:54,310 --> 00:23:55,390
‫نمی‌فهمم

493
00:23:55,390 --> 00:23:56,810
‫قدرت جادویی یک ساحره تا زمانی که

494
00:23:56,810 --> 00:23:58,230
‫متبرک بشه در استخوان‌هاش انباشه میشه

495
00:23:58,330 --> 00:23:59,920
‫پس یعنی یک نفر قبل از ما جادوش رو کشیده بیرون

496
00:23:59,930 --> 00:24:01,680
‫چون هیچی توی استخوون‌هاش نیست

497
00:24:01,680 --> 00:24:03,130
‫باید یه راه دیگه باشه

498
00:24:03,340 --> 00:24:04,570
‫راه دیگه‌ای وجود نداره

499
00:24:04,570 --> 00:24:06,380
‫مگر اینکه یک جادوگر فوق‌قدرتمندِ

500
00:24:06,380 --> 00:24:09,190
‫مُرده سراغ داشته باشی که استخوون‌هاش
‫هرگز متبرک نشده باشن

501
00:24:10,680 --> 00:24:11,720
‫و گرنه همه چیز تموم شد

502
00:24:12,740 --> 00:24:14,630
‫راستش یک جادوگر دیگه هم هست

503
00:24:16,890 --> 00:24:18,090
‫مادرم

504
00:24:23,800 --> 00:24:24,840
‫هزار سال طول کشید

505
00:24:24,840 --> 00:24:26,710
‫ولی دست آخر خل و چل شدی

506
00:24:26,860 --> 00:24:27,770
‫مادر خودمون؟

507
00:24:27,770 --> 00:24:28,700
‫آره . مادر عزیزمون

508
00:24:28,700 --> 00:24:29,500
‫کسی که نیکلاوس با مهربانی تمام

509
00:24:29,500 --> 00:24:32,650
‫گذاشتش داخل یک تابوت توی زیرزمین

510
00:24:32,650 --> 00:24:34,450
‫بهش خنجر نزده ولی قطعاً مُرده

511
00:24:34,450 --> 00:24:36,550
‫خب ، اون می‌خواست ما رو بکشه

512
00:24:36,560 --> 00:24:38,330
‫من میگم ازش استفاده کنیم
‫و یک بار برای همیشه

513
00:24:38,330 --> 00:24:39,620
‫خاکش کنیم و از دستش راحت بشیم

514
00:24:39,680 --> 00:24:41,660
‫اگر مادرمون رو در زمینی که

515
00:24:41,660 --> 00:24:43,160
‫متعلق به یکی از اجدادش هست خاک کنیم

516
00:24:43,160 --> 00:24:45,020
‫"مادرمون میشه به جادوگر "نیو اورلانز

517
00:24:45,020 --> 00:24:48,580
‫و ما هم به عنوان خانواده‌ش از این
‫قدرت جادویی بهره می‌بریم

518
00:24:48,640 --> 00:24:49,790
‫آلایژا ، ما خون‌آشام هستیم

519
00:24:49,790 --> 00:24:51,390
‫نمی‌تونیم جادو و جمبل کنیم

520
00:24:51,390 --> 00:24:53,370
‫یا حتّی صاحب ملکی بشیم

521
00:24:53,570 --> 00:24:55,840
‫درسته . در مورد قضیه جادو کردن...

522
00:24:55,910 --> 00:24:57,180
‫اینجاست که کار من شروع میشه

523
00:24:57,180 --> 00:24:58,510
‫بعد از اینکه اونا مادرشون رو خاک کنن

524
00:24:58,510 --> 00:25:00,350
‫می‌تونن تمام قدرتش رو به من انتقال بدن

525
00:25:00,350 --> 00:25:03,490
‫فقط مشکل اینه که به عنوان
‫"انتقال دهنده‌ی جادوی "استر

526
00:25:03,490 --> 00:25:05,720
‫اونا باید در مراسم "دِرو" مشارکت کنن

527
00:25:05,720 --> 00:25:07,430
‫در مورد قضیه مالکیت ملک...

528
00:25:10,020 --> 00:25:12,280
‫اینطور نیست که تمام اجداد مادرمون مُرده باشن

529
00:25:12,500 --> 00:25:13,630
‫بچه

530
00:25:13,630 --> 00:25:14,770
‫بچه

531
00:25:14,770 --> 00:25:16,350
‫دفتر ارزیاب مالیاتی

532
00:25:16,350 --> 00:25:18,370
‫همین بیرون از محله‌ست

533
00:25:18,370 --> 00:25:21,480
‫الان "هِیلی" مالک مزرعه‌ست

534
00:25:21,840 --> 00:25:23,550
‫بنابراین اگر مادرمون رو اونجا خاک کنیم

535
00:25:23,550 --> 00:25:25,820
‫و زمین‌ها رو متبرک کنیم

536
00:25:26,230 --> 00:25:28,490
‫می‌تونیم مراسم "دِرو" رو تکمیل کنیم

537
00:25:29,760 --> 00:25:32,390
‫آلایژا ، برای خودت یه پا نابغه‌ای

538
00:25:33,020 --> 00:25:34,130
‫روی من حساب کن

539
00:25:34,540 --> 00:25:36,150
‫یعنی عاقل جمع فقط منم؟

540
00:25:38,270 --> 00:25:40,970
‫مادر ما نیرومندترین جادوگر تاریخ بود

541
00:25:40,970 --> 00:25:42,560
‫اگر خاکش کنیم قدرتش رو دو دستی

542
00:25:42,570 --> 00:25:45,320
‫تقدیم دشمنامون کردیم تا علیه‌مون ازش استفاده کنن

543
00:25:45,320 --> 00:25:46,300
‫ربکا ، با توجه به شرایط

544
00:25:46,300 --> 00:25:48,460
‫گمون نکنم چاره‌ی دیگه‌ای داشته باشیم

545
00:25:48,920 --> 00:25:50,320
‫اصلاً نمی‌فهمم چرا خودمو اذیت می‌کنم

546
00:25:50,320 --> 00:25:52,220
‫شما ۲تا که آخر سر هر کار عشقتون بکشه می‌کنید

547
00:25:52,220 --> 00:25:54,290
‫نه . باید متفق‌القول تصمیم بگیریم

548
00:25:54,290 --> 00:25:56,070
‫این مسأله دموکراسی‌بردار نیست

549
00:25:56,070 --> 00:25:57,290
‫کاملاً حق با توئه

550
00:25:57,580 --> 00:25:58,900
‫این یک مسأله خانوادگی ـه

551
00:26:02,840 --> 00:26:07,550
‫آب...نشونه‌ی بعدی آغاز شده ربکا

552
00:26:11,570 --> 00:26:14,370
‫امروز یک آدم دیو صفت رو بکش
‫فردا با اهریمن واقعی روبرو شو

553
00:26:15,270 --> 00:26:16,330
‫روی من حساب کن

554
00:26:17,090 --> 00:26:21,200
‫بدون مادرمون که این دورهمی خانوادگی نمیشه

555
00:26:21,240 --> 00:26:22,410
‫میرم بیارمش

556
00:26:26,670 --> 00:26:27,870
‫اینکه برداری از "دِوینا" برای
‫انتقام گرفتن استفاده کنی

557
00:26:27,870 --> 00:26:29,460
‫چه فایده‌ای به حال نقشه‌ت داره؟

558
00:26:29,460 --> 00:26:30,830
‫اوّل باید زنده بمونیم

559
00:26:30,830 --> 00:26:32,490
‫سرنگون کردنشون بمونه برای بعد

560
00:26:32,490 --> 00:26:34,740
‫مارسل چیزای باارزشش رو کجا قایم می‌کنه؟

561
00:26:35,080 --> 00:26:36,950
‫خیال کردی میام همینطوری بهت آمار بدم

562
00:26:36,950 --> 00:26:38,530
‫که تو منو اینجا ول کنی تا بپوسم؟

563
00:26:38,530 --> 00:26:40,120
‫آب در سرازیری جاری میشه

564
00:26:40,130 --> 00:26:41,540
‫خیال کردی باید غرق بشم تا

565
00:26:41,540 --> 00:26:42,870
‫بدونم غرق شدن چقدر افتضاحه؟

566
00:26:42,870 --> 00:26:45,350
‫تیئِری" ، آتش خون‌آشام‌ها رو می‌کشه"

567
00:26:45,350 --> 00:26:47,600
‫خیال کردی خاکستر شدن حال میده؟

568
00:26:48,450 --> 00:26:50,350
‫ببین ، قرار نیست اینجا ولت کنم

569
00:26:50,350 --> 00:26:52,940
‫بهت قول میدم با تمام وجود سر قولم بمونم

570
00:26:52,940 --> 00:26:55,210
‫وقتی این قضایا تموم بشه
‫از اینجا خلاصت می‌کنم

571
00:26:57,180 --> 00:26:59,430
‫فقط بهم بگو مارسل کجا ممکنه رفته باشه

572
00:27:02,890 --> 00:27:05,110
‫یه مکانی نزدیک اسکله هست

573
00:27:11,960 --> 00:27:14,430
‫اگر می‌شد برای چند هفته‌‌ی دیگه طاقت بیارم

574
00:27:17,040 --> 00:27:18,660
‫تو رو خدا کمکم کن

575
00:27:18,720 --> 00:27:20,510
‫کمکت می‌کنم و وقتی این جریان تموم بشه

576
00:27:20,510 --> 00:27:21,380
‫همون کاری رو می‌کنم که از اول باید انجام میدادم

577
00:27:21,380 --> 00:27:22,840
‫از شهر می‌برمت بیرون

578
00:27:25,420 --> 00:27:29,240
‫خواب دیدم "تیم" نمُرده

579
00:27:30,790 --> 00:27:33,840
‫آهنگی که برام نوشته بود رو زد

580
00:27:35,610 --> 00:27:37,150
‫بعد منو بوسید

581
00:27:39,020 --> 00:27:41,810
‫ما مثل آدمای عادی بودیم

582
00:27:44,550 --> 00:27:46,620
‫چه رویای قشنگی

583
00:27:47,700 --> 00:27:49,020
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

584
00:27:50,510 --> 00:27:52,360
‫منتها فقط رویا بوده

585
00:27:52,360 --> 00:27:53,430
‫گمشو بیرون

586
00:28:04,080 --> 00:28:04,900
‫اون داره عذاب می‌کشه

587
00:28:04,900 --> 00:28:06,490
‫با کله‌شقیت داری اون رو به کشتن میدی

588
00:28:06,490 --> 00:28:07,650
‫بهش قول دادم به‌خاطرش مبارزه می‌کنم

589
00:28:07,650 --> 00:28:08,830
‫عمراً زیر قولم بزنم

590
00:28:08,830 --> 00:28:10,860
‫کسی هم ازت نخواست دست از جنگیدن بکشی

591
00:28:11,900 --> 00:28:14,230
‫تنها خانواده‌ی این دختر تو هستی

592
00:28:14,230 --> 00:28:17,130
‫وظیفته براش بجنگی تا زنده بمونه

593
00:28:44,030 --> 00:28:45,210
‫پیداشون کردی؟

594
00:28:47,180 --> 00:28:48,500
‫دِوینا" رو میاره؟"

595
00:28:50,050 --> 00:28:51,350
‫آره ، میاره

596
00:28:55,650 --> 00:28:57,610
‫آماده‌ی انجام این مراسم هستید؟

597
00:29:06,440 --> 00:29:08,050
‫همیشه و تا ابد

598
00:29:47,110 --> 00:29:48,300
‫تموم شد

599
00:30:27,300 --> 00:30:28,820
‫مارسل ، طوری نیست

600
00:30:29,220 --> 00:30:32,690
‫نه . من ناامیدت کردم

601
00:30:34,990 --> 00:30:37,390
‫من در هر صورت می‌میرم
‫چه این‌کار رو بکنم یا نکنم

602
00:30:38,320 --> 00:30:39,880
‫یعنی الان تنها حق انتخابم اینه که

603
00:30:39,890 --> 00:30:42,090
‫بقیه رو همراه خودم نابود بکنم یا نه

604
00:30:42,680 --> 00:30:44,400
‫اگر با این دید به قضیه نگاه کنی

605
00:30:44,520 --> 00:30:46,630
‫واقعاً خودخواهیه که از زیر انجامش در برم

606
00:30:47,890 --> 00:30:49,110
‫باید یه راه دیگه باشه

607
00:30:49,110 --> 00:30:50,990
‫نباید آخرش اینطوری بشه

608
00:30:51,430 --> 00:30:52,780
‫حتّی اگر اینجا آخر کار باشه

609
00:30:55,410 --> 00:30:57,530
‫اگر عُمرم فقط همین بوده باشه

610
00:30:59,230 --> 00:31:00,890
‫بازم خیلی چیزا داشتم

611
00:31:02,190 --> 00:31:05,480
‫من مونیک و "تیم" رو داشتم

612
00:31:07,770 --> 00:31:09,170
‫تازه یکی رو داشتم که از اولین لحظه‌ای که منو دید

613
00:31:09,170 --> 00:31:11,260
‫منو دید برام جنگید و تلاش کرد

614
00:31:12,150 --> 00:31:13,440
‫"دِوینا"

615
00:31:14,730 --> 00:31:16,140
‫بیشتر آدما همچین چیزی عایدشون نمیشه

616
00:31:16,140 --> 00:31:18,410
‫حتی اگر صد سال عمر کنن

617
00:31:23,050 --> 00:31:24,580
‫مارسل ، من آماده‌‌‌ی مُردن هستم

618
00:31:46,770 --> 00:31:47,720
‫آتش

619
00:32:16,840 --> 00:32:18,680
‫آیا به مراسم "دِرو" اعتقاد داری؟

620
00:32:20,480 --> 00:32:21,660
‫بله ، دارم

621
00:33:25,510 --> 00:33:28,360
‫بعد "دِرو" موقع برداشت محصول ـه

622
00:33:29,300 --> 00:33:32,410
‫فداکاری آنها انجام و مورد قبول واقع شد

623
00:33:32,820 --> 00:33:34,670
‫ما از بزرگان تقاضا داریم

624
00:33:34,940 --> 00:33:37,210
‫جادوگران برگزیده‌ی خویش را احیا کنن

625
00:33:50,830 --> 00:33:52,890
‫ما از بزرگان تقاضا داریم

626
00:33:53,160 --> 00:33:55,580
‫جادوگران برگزیده‌ی خویش را احیا کنن

627
00:34:01,500 --> 00:34:03,560
‫برگزیده‌هاتون رو احیا کنید

628
00:34:09,620 --> 00:34:10,610
‫خواهش می‌کنم

629
00:34:12,180 --> 00:34:13,290
‫التماستون می‌کنم

630
00:35:06,880 --> 00:35:08,460
‫با این کارها "دِوینا" زنده نمیشه

631
00:35:08,460 --> 00:35:10,010
‫همش تقصیرِ توئه

632
00:35:10,110 --> 00:35:12,400
‫اصلاً نباید میذاشتم نزدیکش بشی

633
00:35:12,560 --> 00:35:13,460
‫مارسل

634
00:35:13,460 --> 00:35:15,790
‫قبل اینکه تو پیدات بشه
‫اوضاع این شهر مرتب بود

635
00:35:15,790 --> 00:35:17,240
‫ما مشکلی نداشتیم

636
00:35:17,240 --> 00:35:19,950
‫جای "دِوینا" امن بود
‫کنترل همه چیز دستش بود

637
00:35:19,950 --> 00:35:21,500
‫اگر مخش رو شست‌وشو نداده بودی

638
00:35:21,500 --> 00:35:23,020
‫اگر دوست‌پسرش رو نکُشته بودی...

639
00:35:23,020 --> 00:35:24,980
‫بابت فوت اون دختر بهت تسلیت میگم

640
00:35:24,980 --> 00:35:26,370
‫ولی آینده‌نگری و دید بازت کجا رفته

641
00:35:26,370 --> 00:35:27,700
‫هنوزم جامعه‌مون در اختیارمون ـه

642
00:35:27,700 --> 00:35:28,840
‫خون ‌آشام‌های این شهر

643
00:35:28,840 --> 00:35:32,540
‫گوربابای خون‌آشام‌ها

644
00:35:32,540 --> 00:35:34,090
‫دِوینا" مُرده"

645
00:35:35,090 --> 00:35:36,680
‫می‌فهمی چی میگم؟

646
00:35:44,870 --> 00:35:45,890
‫متأسفم

647
00:35:47,480 --> 00:35:49,620
‫شاید فکر کنی من درد و رنجت رو درک نمی‌کنم

648
00:35:49,620 --> 00:35:51,080
‫ولی سخت در اشتباهی

649
00:35:56,260 --> 00:35:58,800
‫بعد از اینکه از این شهر فرار کردم

650
00:35:59,380 --> 00:36:01,010
‫خیال می‌کردم تو مُردی

651
00:36:02,100 --> 00:36:04,080
‫سال‌ها طول کشید بتونم اسمت رو به زبون بیارم

652
00:36:04,090 --> 00:36:07,200
‫بدون اینکه غم مرگت آزارم نده

653
00:36:09,160 --> 00:36:10,150
‫متأسفم

654
00:36:12,930 --> 00:36:14,350
‫واقعاً متأسفم

655
00:36:22,340 --> 00:36:23,960
‫هنوزم نمی‌خوای من رو ببخشی؟

656
00:36:23,960 --> 00:36:25,720
‫هِیلی" ، کار آسونی نیست"

657
00:36:26,790 --> 00:36:29,530
‫آلایژا ، اشتباه کردم سراغ دفتر خاطراتت رفتم

658
00:36:29,530 --> 00:36:33,450
‫اشتباه کردم به سوفی راجع به "سِلِست" گفتم

659
00:36:33,570 --> 00:36:36,020
‫ولی بعد از اتفاقات امروز

660
00:36:36,270 --> 00:36:38,600
‫نمی‌فهمم چرا نمی‌تونی این قضیه رو فراموش کنی

661
00:36:38,600 --> 00:36:40,450
‫تو که از همه بهتر باید دلیلش رو بدونی

662
00:36:41,760 --> 00:36:43,060
‫وقتی توی مُرداب بودیم و من تب داشتم

663
00:36:43,060 --> 00:36:45,120
‫تو داخل ذهن من بودی

664
00:36:45,120 --> 00:36:47,220
‫خوب میدونی "سِلِست" چقدر برام مهمه

665
00:36:47,220 --> 00:36:48,340
‫منظورت اینه که قبلاً برات مهم بود دیگه؟

666
00:36:48,340 --> 00:36:52,860
‫نه . اصلاً میدونی عشق چقدر کمیابه؟

667
00:36:54,000 --> 00:36:56,290
‫طی هزار سال نه ۱بار
‫بلکه ۲بار عاشق شدم

668
00:36:56,290 --> 00:36:58,720
‫و هر بار هم براش احترام و ارزش قائل بودم

669
00:37:00,280 --> 00:37:03,320
‫آلایژا ، میدونم چقدر برات مهمه
‫که زیر قولت نزنی

670
00:37:04,780 --> 00:37:07,510
‫ولی ۲۰۰ سال پیش بهش قول دادی

671
00:37:08,530 --> 00:37:10,160
‫من در زمان حال زندگی می‌کنم

672
00:37:10,490 --> 00:37:12,080
‫اگر حس کنم کاری درسته

673
00:37:12,080 --> 00:37:12,930
‫سریع وارد عمل میشم

674
00:37:12,940 --> 00:37:16,030
‫اگر چیزی رو بخوام بدستش میارم

675
00:37:16,720 --> 00:37:19,070
‫عمراً مُرده‌ها رو به آدمای زنده ترجیح بدم

676
00:37:19,070 --> 00:37:20,630
‫پس تو چرا اینطور می‌کنی؟

677
00:37:27,170 --> 00:37:28,890
‫آلایژا ، متأسفم

678
00:38:10,340 --> 00:38:11,590
‫این جریان از اول هم

679
00:38:11,590 --> 00:38:13,240
‫محکوم به فنا بود ، میدونی که؟

680
00:38:13,740 --> 00:38:15,840
‫درسته . ما شهر رو نجات دادیم

681
00:38:16,050 --> 00:38:17,670
‫تازه نمی‌خوام بابت اینکه جادوگرا

682
00:38:17,670 --> 00:38:18,890
‫قدرتشون رو از دست دادن ناشکری کنم

683
00:38:18,890 --> 00:38:21,590
‫منتها آخرش اونطوری که انتظار داشتم نشد

684
00:38:27,270 --> 00:38:28,950
‫با اینحال تو منو غافلگیر کردی

685
00:38:29,280 --> 00:38:31,310
‫امروز خیلی مبتکر و خوش‌فکر بودی

686
00:38:31,330 --> 00:38:33,890
‫چطوری اونا رو نزدیک اسکله گیر آوردی؟

687
00:38:34,980 --> 00:38:37,100
‫نیک" ، فقط تو نیستی که خبرچین‌هایِ"

688
00:38:37,100 --> 00:38:38,460
‫زرنگ و فسقلی توی محله داری

689
00:38:41,550 --> 00:38:45,110
‫خواهر کوچولو ، گاهی اوقات فکر می‌کنم
‫اونطور که باید قدر تو رو نمیدونم

690
00:38:51,560 --> 00:38:52,950
‫میدونم نقشه‌ی آلایژا دیوونگی بود

691
00:38:52,950 --> 00:38:56,570
‫ولی واقعاً فکر می‌کردم جواب میده

692
00:38:57,650 --> 00:38:58,890
‫منم همینطور

693
00:39:00,430 --> 00:39:02,780
‫مطمئن بودم "دِوینا" جون سالم به‌در می‌بره

694
00:39:03,320 --> 00:39:05,240
‫دختر شاداب و سر زنده‌ای بود

695
00:39:10,290 --> 00:39:11,700
‫قدرت جادویی چی؟

696
00:39:14,210 --> 00:39:16,800
‫چهار جادوگر باید زنده می‌شدن ولی هیچ‌کدوم پا نشدن

697
00:39:21,230 --> 00:39:23,000
‫اون همه قدرت کجا رفت؟

698
00:41:04,150 --> 00:41:05,650
‫چرا ما اینجا هستیم؟

699
00:41:05,650 --> 00:41:07,390
‫یک نفر ما رو بیرون آورده

700
00:41:08,000 --> 00:41:08,880
‫کی؟

701
00:41:09,980 --> 00:41:10,960
‫کار من بود

702
00:41:14,700 --> 00:41:18,230
‫سابین" ، این‌کار برای چیه؟"

703
00:41:18,230 --> 00:41:19,930
‫باستیانا" ، از اینکه یک سالِ آزگار ـه"

704
00:41:19,930 --> 00:41:22,500
‫ملّت "سابین"‌ صدام کردن خسته شدم

705
00:41:24,070 --> 00:41:25,200
‫ممنون میشم اگر من رو

706
00:41:25,200 --> 00:41:26,600
‫با اسم واقعیم...

707
00:41:27,960 --> 00:41:29,360
‫سِلِست" صدا کنی"

708
00:41:32,500 --> 00:41:33,500
‫مترجم : ســـعـــیده

709
00:41:34,500 --> 00:41:35,500
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

