1
00:00:02,120 --> 00:00:03,590
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Originals"</font>

2
00:00:03,590 --> 00:00:06,790
‫این شهر زمانی خانه من بود
‫می‌خوام پسش بگیرم

3
00:00:06,790 --> 00:00:07,360
‫بنوش

4
00:00:07,360 --> 00:00:09,490
‫این تنها راهیه که می‌تونم
‫چیزی که می‌خوامو نشونت بدم

5
00:00:09,490 --> 00:00:11,710
‫"فقط یه نفر بوده که "کلاوس
‫واقعا ازش می‌ترسیده

6
00:00:11,710 --> 00:00:12,460
‫"پدرم "مایکل

7
00:00:12,460 --> 00:00:14,380
‫- ازت می‌خوام که "مایکل" رو برام پیدا کنی
‫- حتما

8
00:00:14,380 --> 00:00:16,150
‫باید اینو می‌دیدی

9
00:00:16,150 --> 00:00:19,090
‫و حالا می‌تونی انتقامتو بگیری

10
00:00:23,910 --> 00:00:25,930
‫برین . تا جایی که می‌تونین
‫سریع برین و فرار کنین

11
00:00:25,930 --> 00:00:28,250
‫متاسفانه ما گیر افتادیم

12
00:00:29,140 --> 00:00:30,400
‫طلسم مرز

13
00:00:30,400 --> 00:00:32,330
‫اصیل‌ها می‌تونن وارد بشن اما نمی‌تونن خارج بشن

14
00:00:32,330 --> 00:00:36,130
‫ربکا" ، نفس‌هایی که تو سینه‌ات می‌کشی رو عزیز بدون"

15
00:00:36,130 --> 00:00:38,200
‫ چون اینا آخرین نفس‌هاته

16
00:00:39,200 --> 00:00:40,200
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

17
00:00:41,200 --> 00:00:42,200
‫مترجم : کامران

18
00:00:57,820 --> 00:01:00,670
‫آروم باش . این فقط یه طوفانه

19
00:01:01,420 --> 00:01:05,350
‫نترس . نمیزارم بهت آسیبی برسه

20
00:01:08,480 --> 00:01:10,630
‫نیک" ، نرو"

21
00:01:18,750 --> 00:01:20,670
‫من اینو برای پدر تراشیدم

22
00:01:22,110 --> 00:01:24,210
‫این یه شوالیه شجاعه

23
00:01:25,460 --> 00:01:27,710
‫حالا تو هم می‌تونی شجاع باشی

24
00:01:29,970 --> 00:01:33,420
‫با من تا پایان طوفان می‌مونی؟

25
00:01:36,640 --> 00:01:39,620
‫"من همیشه با تو می‌مونم "ربکا

26
00:01:39,690 --> 00:01:41,380
‫مهم نیست چه اتفاقی بیفته

27
00:01:47,600 --> 00:01:49,410
‫"ربکا"

28
00:01:51,280 --> 00:01:52,450
‫فرار کن

29
00:01:52,450 --> 00:01:54,380
‫تکون نخور

30
00:01:54,380 --> 00:01:55,240
‫ما رو تنها بزار

31
00:01:55,240 --> 00:01:57,550
‫نمی‌تونم . اینجا گیر کردیم

32
00:02:00,010 --> 00:02:01,970
‫آلایژا" ، اون یه چوب از درخت بلوط سفید داره"

33
00:02:01,980 --> 00:02:04,100
‫من اینو برای تو آوردم خواهرم

34
00:02:04,100 --> 00:02:05,140
‫از جلوی چشم‌هاش دور شو

35
00:02:05,140 --> 00:02:07,630
‫حضور تو اینجا فقط باعث عصبانیتش میشه

36
00:02:07,630 --> 00:02:09,700
‫به من واگذارش کن

37
00:02:16,510 --> 00:02:18,840
‫به عنوان یه برادر از برادرم درخواست می‌کنم

38
00:02:20,350 --> 00:02:22,270
‫ما الان این مزخرفاتو پایان میدیم

39
00:02:22,270 --> 00:02:23,930
‫تو طرف اون خائن رو می‌گیری؟

40
00:02:23,930 --> 00:02:25,000
‫من طرف کسی رو نمی‌گیرم

41
00:02:25,000 --> 00:02:28,640
‫اما بهت اجازه نمیدم که خواهرمونو اذیت کنی

42
00:02:31,150 --> 00:02:34,630
‫"ما نمی‌تونیم از این قبرستون بریم بیرون "آلایژا

43
00:02:35,590 --> 00:02:38,220
‫فکر می‌کنی چقدر می‌تونی ازش دفاع کنی؟

44
00:02:42,120 --> 00:02:43,900
‫تا هر وقت لازم باشه...

45
00:02:45,470 --> 00:02:47,580
‫و هر جور که لازم باشه

46
00:02:48,000 --> 00:02:52,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫Storyville قسمت ۱۶ : خداحافظی با</font>

47
00:02:55,390 --> 00:02:57,020
‫هر طور شده فقط زنده بمون

48
00:02:57,020 --> 00:02:58,620
‫بهت قول میدم از اینجا بیارمت بیرون

49
00:02:58,620 --> 00:03:00,340
‫تا حالا اینجوری ندیده بودمش

50
00:03:00,340 --> 00:03:01,670
‫با خشمش دیوونه شده

51
00:03:01,670 --> 00:03:05,560
‫و تموم شب بیدار بود
‫و پشت سرهم حرف‌های زشت و رکیک میزد

52
00:03:06,100 --> 00:03:07,430
‫می‌خواد منو بکشه

53
00:03:07,440 --> 00:03:09,290
‫خیلی خب ، تا جایی که می‌تونی ازش دور بمون

54
00:03:09,290 --> 00:03:10,330
‫این یه استراتژیِ عالیه اما

55
00:03:10,330 --> 00:03:11,900
‫"با توجه به اینکه اون هرزه‌ی مُرده "سِلِست

56
00:03:11,910 --> 00:03:14,240
‫ما رو تا طلوع ماه اینجا گیر انداخته

57
00:03:14,240 --> 00:03:15,710
‫پس انتخاب‌هام یه‌کم محدود هستن

58
00:03:15,710 --> 00:03:17,090
‫من اینجا تنهات نمیزارم

59
00:03:17,090 --> 00:03:19,240
‫دِوینا" یه راه فرار پیدا می‌کنه
‫که از اینجا بیارتت بیرون"

60
00:03:19,240 --> 00:03:20,650
‫بعدش هممون می‌تونیم باهم بریم

61
00:03:20,650 --> 00:03:21,600
‫اگه "کلاوس" دنبالمون بیاد

62
00:03:21,600 --> 00:03:23,480
‫ما هم باهاش مقابله می‌کنیم

63
00:03:23,480 --> 00:03:26,440
‫برای قرن‌ها جوری زندگی کردم که
‫باید همش حواسم می‌بود

64
00:03:26,470 --> 00:03:27,830
‫و تو یک لحظه مجبور به فرار بودم

65
00:03:27,830 --> 00:03:29,940
‫حالا باید به همون وضع برگردم؟

66
00:03:29,950 --> 00:03:30,790
‫بعدا نگران این موضوع باش

67
00:03:30,790 --> 00:03:32,420
‫فعلا فقط یه‌کم وقت برام بخر

68
00:03:32,420 --> 00:03:34,820
‫بهت قول میدم که از اینجا میارمت بیرون

69
00:03:39,010 --> 00:03:41,000
‫هی "دِوینا" ، چه احساسی داری؟

70
00:03:41,040 --> 00:03:42,800


71
00:03:42,820 --> 00:03:46,290
‫صابون ارگانیک و شمعهای معطر

72
00:03:46,290 --> 00:03:48,100
‫یه‌کم بُخور

73
00:03:49,070 --> 00:03:53,340
‫فقط می‌خوام کمک کنم که
‫به حالت اول خودت برگردی

74
00:04:00,550 --> 00:04:03,290
‫تو شهر شایعه شده که جادوگرا دارن جشن می‌گیرن

75
00:04:03,510 --> 00:04:06,750
‫تو اون ۴ دختری که برای مراسم "دِرو" کشته شدن
‫۳تاشون دوباره زنده شدن

76
00:04:06,750 --> 00:04:08,390
‫اولش دوستت "مونیک" بود

77
00:04:08,390 --> 00:04:10,940
‫و بعد یه دختر دیگه و بعدشم تو

78
00:04:11,430 --> 00:04:13,899
‫از اون چیزی که شنیدم
‫بقیه دارن میگن که تو مدتی

79
00:04:13,900 --> 00:04:15,700
‫که مرده بودن

80
00:04:15,701 --> 00:04:17,100
‫اجدادشون باهاشون بودن

81
00:04:17,100 --> 00:04:18,760
‫باهاشون حرف میزدن و بهشون آموزش میدادن

82
00:04:18,760 --> 00:04:20,910
‫میگن که از همیشه قوی‌تر هستن

83
00:04:23,080 --> 00:04:24,780
‫برای تو هم اینطوری بود؟

84
00:04:26,030 --> 00:04:27,650
‫نه

85
00:04:28,030 --> 00:04:29,600
‫من هیچ احساسی نداشتم

86
00:04:30,370 --> 00:04:34,040
‫اونجا سرد تاریخ و خالی بود

87
00:04:34,470 --> 00:04:36,350
‫و برای مدت زمان خیلی طولانی ادامه داشت

88
00:04:40,810 --> 00:04:41,950
‫"من واقعا متاسفم "دِوینا

89
00:04:41,950 --> 00:04:44,250
‫نمی‌خوام درباره این موضوع صحبت کنم

90
00:04:44,470 --> 00:04:48,440
‫خواهش می‌کنم "مارسل" . مجبورم نکن

91
00:04:51,160 --> 00:04:53,310
‫الان ساعت‌هاست داریم این‌کار رو می‌کنیم

92
00:04:53,320 --> 00:04:54,510
‫که آخرش چی بشه؟

93
00:04:54,510 --> 00:04:57,840
‫نیکلاوس" ، من تو رو می‌شناسم"
‫و تو دوران بزرگ شدنمون خیلی باهم دعوا کردیم

94
00:04:58,300 --> 00:05:01,200
‫تو نه می‌تونی منو بزنی
‫و نه می‌تونی متقاعدم کنی

95
00:05:01,580 --> 00:05:03,020
‫نمی‌تونی ازم رد بشی

96
00:05:03,020 --> 00:05:04,700
‫می‌تونم ازت رد بشم

97
00:05:04,700 --> 00:05:07,640
‫هر چند اینجوری مجبورم از جسدت رد بشم

98
00:05:07,780 --> 00:05:09,300
‫هر چی نباشه تو اون چاقو رو
‫توی سینه ام فرو کردی

99
00:05:09,300 --> 00:05:12,810
‫و مجبورم کردی که ساعت‌ها
‫دردِ غیرقابل‌باوری رو تحمل کنم

100
00:05:14,000 --> 00:05:17,390
‫شاید بهتر باشه خشمم رو
‫به سمت تو نشونه بگیرم

101
00:05:17,390 --> 00:05:19,070
‫باید الان قیافه خودتو ببینی

102
00:05:19,070 --> 00:05:22,950
‫حالت خشم و مرگباری گرفتی
‫و احساس حق به‌جانبی می‌کنی

103
00:05:23,640 --> 00:05:25,660
‫الان مثل پدر شدی

104
00:05:28,820 --> 00:05:30,470
‫من مثل پدرمون نیستم

105
00:05:31,220 --> 00:05:33,380
‫خیانتِ "ربکا" خشم من رو توجیه می‌کنه

106
00:05:33,390 --> 00:05:35,180
‫اما خشم پدرمون به‌خاطر دیونگیش بود

107
00:05:35,180 --> 00:05:37,570
‫اون هیچ‌وقت خشمش رو سَرِ تو خالی نمی‌کرد

108
00:05:37,570 --> 00:05:39,750
‫"سرِ هیچ‌کدومتون . نه "کول" ، نه "فین

109
00:05:39,750 --> 00:05:41,420
‫هیچ‌کدومتون

110
00:05:43,340 --> 00:05:46,760
‫فکر کنم تو فراموش کردی که
‫پدرمون واقعا چطور آدمی بود

111
00:05:46,760 --> 00:05:48,210
‫نه

112
00:05:49,390 --> 00:05:51,280
‫فراموش نکردم

113
00:05:53,890 --> 00:05:55,400
‫سر جات بمون

114
00:05:55,450 --> 00:05:57,280
‫نفس عمیق بکش

115
00:05:57,720 --> 00:06:00,130
‫وایسا . حالا

116
00:06:03,140 --> 00:06:04,880
‫هدف‌گیریت بهتر شده

117
00:06:05,440 --> 00:06:06,970
‫ان‌شاالله دفعه بعدی

118
00:06:06,980 --> 00:06:09,220
‫تو داری تشویقش می‌کنی "آلایژا"؟

119
00:06:10,460 --> 00:06:12,570
‫اما اون هر روز رقت‌انگیزتر میشه

120
00:06:12,570 --> 00:06:13,290
‫من رقت‌انگیز نیستم

121
00:06:13,290 --> 00:06:15,750
‫با من حرف نزن

122
00:06:16,330 --> 00:06:17,920
‫هنوز اینقدر مرد نشدی که این سلاحو برداری

123
00:06:17,920 --> 00:06:19,030
‫اگه نتونی شکار کنی

124
00:06:19,050 --> 00:06:20,230
‫پس فقط یه بارِ مسئولیت هستی

125
00:06:20,570 --> 00:06:21,410
‫ببخشید

126
00:06:21,660 --> 00:06:24,840
‫چقدر بده که معذرت‌خواهی‌هات
‫نمی‌تونه شکممون رو سیر کنه

127
00:06:24,840 --> 00:06:26,480
‫چون این تنها مهارت تو هست

128
00:06:27,120 --> 00:06:28,140
‫پدر ، تمومش کن

129
00:06:28,230 --> 00:06:30,600
‫عقب بمون وگرنه بعدی خودتی

130
00:06:31,500 --> 00:06:33,330
‫این پسر باید قوی بار بیاد

131
00:06:50,600 --> 00:06:52,200
‫نیکلاوس" ، من می‌فهمم برای چی خشمگین هستی"

132
00:06:52,940 --> 00:06:56,040
‫اما بهت التماس می‌کنم که بهتر از پدرمون باشی

133
00:06:56,040 --> 00:06:57,170
‫کاری رو بکن که پدرمون نکرد

134
00:06:59,810 --> 00:07:03,020
‫به جای این ظلم و ستم
‫لطف و رحمتت رو نشون بده

135
00:07:03,020 --> 00:07:05,860
‫تو بهم میگی به کسی که بهم
‫خیانت کرده رحم نشون بدم؟

136
00:07:07,960 --> 00:07:11,140
‫مثل اینکه اصلا منو نمی‌شناسی ، مگه نه برادر؟

137
00:07:11,670 --> 00:07:12,570
‫کافیه

138
00:07:14,050 --> 00:07:15,410
‫هر کار اشتباهی که کردم

139
00:07:15,560 --> 00:07:18,700
‫گناهم در مقایسه با گناه تو هیچه

140
00:07:20,340 --> 00:07:21,550
‫می‌خوای انتقام بگیری؟

141
00:07:21,550 --> 00:07:23,690
‫باشه اما قبل از اینکه انتقام بگیری

142
00:07:23,690 --> 00:07:25,020
‫می‌خوام تو چشم‌هات نگاه کنم و بهت بگم که

143
00:07:25,020 --> 00:07:28,450
‫چرا ظلم و ستم و کارهای تو بود که ما رو

144
00:07:29,220 --> 00:07:30,430
‫به اینجا کشوند

145
00:07:31,520 --> 00:07:32,490
‫خیلی خب پس بگو

146
00:07:33,870 --> 00:07:35,220
‫حرفت رو بزن

147
00:07:36,250 --> 00:07:38,190
‫و وقتی تموم شدی
‫من مجازاتی که لیاقتش رو داری

148
00:07:38,190 --> 00:07:39,910
‫رو بهت اعطا می‌کنم حتی اگه

149
00:07:41,590 --> 00:07:44,360
‫مجبور بشم از "آلایژا" رد بشم تا مجازاتت کنم

150
00:07:58,000 --> 00:07:58,820
‫"دِوینا"

151
00:08:09,430 --> 00:08:11,130
‫مارسل" بهم گفت که این بالا هستی"

152
00:08:11,760 --> 00:08:13,290
‫می‌خوای بهم بگی چه اتفاقی افتاده؟

153
00:08:16,520 --> 00:08:17,570
‫من مُردم

154
00:08:19,790 --> 00:08:21,250
‫اولش تنها بودم

155
00:08:22,980 --> 00:08:24,330
‫اما بعد صداشونو شنیدم

156
00:08:26,500 --> 00:08:28,430
‫صداهایی که تو گوشم نجوا می‌کردن

157
00:08:29,200 --> 00:08:30,010
‫کیا بودن؟

158
00:08:30,510 --> 00:08:31,740
‫اجدادم

159
00:08:33,090 --> 00:08:35,540
‫اونا از دستم خیلی عصبانی هستن

160
00:08:36,900 --> 00:08:38,820
‫من از قدرتم برعلیه همنوعانم استفاده کردم

161
00:08:39,870 --> 00:08:43,600
‫و اونا گفتن اگه دوباره از قدرتم استفاده نابجا کنم

162
00:08:43,600 --> 00:08:45,540
‫بلای خیلی بدی به سرم میارن

163
00:08:47,280 --> 00:08:50,520
‫پس یه قرن پیش تو به "کلاوس" خیانت کردی

164
00:08:50,520 --> 00:08:52,540
‫به خطرناک‌ترین خون‌آشامِ تاریخ

165
00:08:52,540 --> 00:08:54,140
‫و الان تنها کسی که می‌تونه نجاتت بده

166
00:08:54,140 --> 00:08:57,690
‫دختریه که تو زیرشیروانیِ من قایمش کردی

167
00:08:57,690 --> 00:08:59,250
‫اما اون دختر حالش خوب نیست پس

168
00:08:59,250 --> 00:09:01,770
‫تنها امید تو برادرزاده‌ی من ـه که

169
00:09:01,770 --> 00:09:04,700
‫جادوگرِ جوانِ از مرگ برگشته رو روانکاوی کنه

170
00:09:04,700 --> 00:09:06,000
‫خلاصه‌ی مشکلاتت همین بود؟

171
00:09:06,000 --> 00:09:08,540
‫تو به عنوان شخصی که جادوگرا
‫طلسمش کردن خیلی ازخودراضی هستی

172
00:09:09,430 --> 00:09:11,480
‫جادوی "دِوینا" تنها شانس تو برای نجات پیدا کردنه

173
00:09:14,210 --> 00:09:16,690
‫بهتره اینقدر چیزهای واضح رو به رخ هم نکشیم

174
00:09:16,690 --> 00:09:18,860
‫این طلسم پایانِ کارِ من ـه

175
00:09:19,690 --> 00:09:21,080
‫هر طلسمی یه راه فرار داره

176
00:09:21,670 --> 00:09:23,740
‫بین این همه آدم تو دیگه باید ایمانِ بیشتری داشته باشی

177
00:09:26,480 --> 00:09:28,540
‫من وقتی "شان" مرد ایمانمو از دست دادم

178
00:09:30,960 --> 00:09:33,440
‫وقتی من به "نیو اورلانز" برگشتم

179
00:09:33,440 --> 00:09:35,460
‫هیچی نداشتم به غیر از امید
‫برای جلوگیری از جنگ

180
00:09:35,460 --> 00:09:37,450
‫بین خون‌آشام‌ها و جادوگرا و حالا

181
00:09:37,450 --> 00:09:39,020
‫جادوگرا از کنترل خارج شدن

182
00:09:39,020 --> 00:09:42,080
‫و تو اجازه دادی یه خون‌آشامِ اصیل

183
00:09:42,160 --> 00:09:44,790
‫کنترلِ محله رو در دست بگیره

184
00:09:45,160 --> 00:09:47,560
‫نه . هیچ امیدی نیست

185
00:09:47,720 --> 00:09:49,230
‫نه برای تو ، نه برای شهر

186
00:09:49,230 --> 00:09:50,830
‫و مطمئنا نه برای من

187
00:09:51,380 --> 00:09:54,360
‫اگه "دِوینا" بهم برگرده یه راهی پیدا می‌کنم
‫که "کلاوس" رو به زیر بکشم

188
00:09:54,360 --> 00:09:57,200
‫نه . "کلاوس" از این تله‌ای که داخلشه خارج میشه

189
00:09:57,370 --> 00:09:59,500
‫و وقتی خارج شد تو رو پیدا می‌کنه

190
00:09:59,980 --> 00:10:02,210
‫و بعد تیکه بزرگَت گوشِت ـه

191
00:10:04,470 --> 00:10:06,030
‫"هر چی بکاری همونو درو می‌کنی "مارسل

192
00:10:07,570 --> 00:10:08,520
‫بزار شروع بشه

193
00:10:09,430 --> 00:10:12,800
‫"دادگاهِ "ربکا مایکلسون

194
00:10:13,240 --> 00:10:15,210
‫خب ، خیالمون راحت شد شخصیتش دست نخورده

195
00:10:15,610 --> 00:10:16,910
‫فقط حرف دل ـت رو بزن

196
00:10:18,150 --> 00:10:20,290
‫منم مطمئن میشم که درست رفتار کنه

197
00:10:20,890 --> 00:10:23,290
‫تو اینجا ایستادی و متهم به
‫خیانت به هم‌خونِ خودت هستی

198
00:10:24,160 --> 00:10:25,260
‫چطور از خودت دفاع می‌کنی؟

199
00:10:25,540 --> 00:10:27,730
‫از خودم با خفه کردنِ ـت تا گوش کنی دفاع می‌کنم

200
00:10:27,880 --> 00:10:29,220
‫تو پدرمون رو احظار کردی

201
00:10:29,220 --> 00:10:30,560
‫تو آوردیش تو شهرمون

202
00:10:30,600 --> 00:10:32,600
‫چه دفاعی می‌تونی از خودت داشته باشی؟

203
00:10:32,600 --> 00:10:34,390
‫میدونستم اون تنها چیزیه که ازش می‌ترسی

204
00:10:34,400 --> 00:10:35,930
‫و من می‌خواستم تا تو فرار کنی

205
00:10:36,010 --> 00:10:37,160
‫چون تو از من متنفری

206
00:10:37,330 --> 00:10:38,440
‫چون وجودت پر از نفرته

207
00:10:38,440 --> 00:10:40,090
‫تو آزادیِ من برای عاشق شدن رو ازم گرفتی

208
00:10:40,380 --> 00:10:41,760
‫پس دفاعیه‌ی تو اینه

209
00:10:43,610 --> 00:10:45,810
‫تو "مایکل" نابود کننده شکارچی خون‌آشام‌ها رو

210
00:10:45,810 --> 00:10:48,380
‫به شهر آوردی چون من جلوتو گرفتم که

211
00:10:48,380 --> 00:10:50,700
‫نری سراغ این خواستگارهای خسته کننده؟

212
00:10:50,700 --> 00:10:51,690
‫تو بی‌رحم و کنترل کننده

213
00:10:52,200 --> 00:10:54,260
‫و سوءاستفاده‌گر بودی

214
00:10:54,260 --> 00:10:56,300
‫من داشتم سعی می‌کردم تو رو از دست

215
00:10:56,930 --> 00:10:59,700
‫آدم‌های ابله و زالوصفت

216
00:10:59,720 --> 00:11:01,990
‫و صدالبته قضاوتِ ضعیفِ خودت نجات بدم

217
00:11:01,990 --> 00:11:04,790
‫پس اون مردی که اینقدر دوستش داشتی
‫که بهش می‌گفتی رفیق چی؟

218
00:11:05,920 --> 00:11:07,850
‫چرا منو منع کردی که "مارسل" رو
‫دوست داشته باشم؟

219
00:11:08,350 --> 00:11:09,970
‫اسمشو جلوی من نیار

220
00:11:10,880 --> 00:11:12,170
‫چه اتفاقی برای تو افتاد؟

221
00:11:14,080 --> 00:11:17,170
‫من پسر خوب و دوست‌داشتنی که منو می‌خندوند

222
00:11:17,690 --> 00:11:18,940
‫و بهم هدیه میداد و عاشقِ

223
00:11:20,880 --> 00:11:22,900
‫هنر و موسیقی بود رو یادمه

224
00:11:24,380 --> 00:11:26,220
‫من می‌خواستم دقیقا مثل تو بشم

225
00:11:29,000 --> 00:11:31,020
‫چطور تونستی اینقدر تغییر کنی؟

226
00:11:34,440 --> 00:11:39,220
‫تو میگی از "ربکا" به‌خاطر خیانتش متنفری

227
00:11:39,390 --> 00:11:43,840
‫اما هیچ‌کس به اندازه اون اینقدر رو پیش تو نمونده

228
00:11:43,840 --> 00:11:45,080
‫نه حتی خودِ من

229
00:11:45,540 --> 00:11:47,140
‫شاید خودت هستی که فراموش کرده

230
00:11:49,050 --> 00:11:50,350
‫اون‌روزی رو یادمه که پدرمون مچِ تو رو

231
00:11:50,350 --> 00:11:53,450
‫موقع تراشیدن مهره‌های شطرنج
‫با چاقوی شکاریش گرفت

232
00:11:54,530 --> 00:11:58,080
‫اینقدر تو رو بدون رحم و شفقت زد که

233
00:11:59,150 --> 00:12:00,860
‫من برای زندگیت نگران شدم

234
00:12:01,890 --> 00:12:02,600
‫پدر

235
00:12:05,800 --> 00:12:08,110
‫تمومش کن . تمومش کن

236
00:12:11,290 --> 00:12:13,180
‫بهت اجازه نمیدم بیشتر از این بزنیش

237
00:12:14,630 --> 00:12:17,190
‫تو برای اون مقابلِ من

238
00:12:18,580 --> 00:12:19,370
‫وایمیسی؟

239
00:12:33,420 --> 00:12:37,070
‫پس می‌خوای "ربکا" رو به عنوان
‫یه خواهر وفادار جا بزنی

240
00:12:37,680 --> 00:12:40,320
‫اما اون برای شهوتش به "مارسل" به من خیانت کرد

241
00:12:42,200 --> 00:12:43,770
‫شایدم واقعا به دلیلی که میگی بهم خیانت کردی

242
00:12:44,760 --> 00:12:45,590
‫به‌خاطر عشق

243
00:12:46,790 --> 00:12:48,450
‫شاید اگه "ربکا" اعتراف کنه که

244
00:12:48,450 --> 00:12:49,970
‫قربانیِ حماقت خودش شده و اینکه

245
00:12:49,980 --> 00:12:53,040
‫مارسل" از عشق بزرگش"
‫سوءاستفاده کرده تا خانوادمون رو

246
00:12:53,040 --> 00:12:57,320
‫سرنگون کنه و شهرمون رو بگیره
‫منم خشمم رو نادیده بگیرم

247
00:12:57,420 --> 00:12:59,300
‫مارسل" با ذهن من بازی نکرد"

248
00:13:01,870 --> 00:13:05,670
‫تو ازش دفاع می‌کنی اما هنوز هم شک داری که

249
00:13:06,180 --> 00:13:07,620
‫شاید حق با من باشه

250
00:13:08,030 --> 00:13:09,230
‫ما همدیگه رو دوست داشتیم

251
00:13:10,290 --> 00:13:12,900
‫این امتناع تو از قبول عشقمون بود
‫که باعث نابودیت شد

252
00:13:12,900 --> 00:13:14,660
‫پس چرا وقتی تو از "نیواورلانز" فرار کردی

253
00:13:14,660 --> 00:13:16,320
‫اون دنبالت نیومد؟

254
00:13:16,650 --> 00:13:18,150
‫آره ، درسته

255
00:13:18,150 --> 00:13:20,530
‫اون اینجا بود و داشت چیزهایی که
‫من ساخته بودم رو می‌دزدید

256
00:13:20,530 --> 00:13:22,430
‫تو می‌خوای "مارسل" رو گناهکار بدونم

257
00:13:23,410 --> 00:13:25,970
‫و ازت طلب بخشش کنم؟

258
00:13:27,380 --> 00:13:28,310
‫این‌کار رو نمی‌کنم

259
00:13:28,860 --> 00:13:32,420
‫مارسل" مقصر نیست"
‫چون من "مایکل" رو فراخوندم

260
00:13:33,440 --> 00:13:33,980
‫ربکا" ، تو حتما"...

261
00:13:33,980 --> 00:13:35,600
‫من بودم که "مایکل" رو به "نیو اورلانز" آوردم

262
00:13:35,600 --> 00:13:37,540
‫اونم به‌خاطر شرارت‌های تو

263
00:13:38,900 --> 00:13:40,640
‫من عشق و شادی رو می‌خواستم

264
00:13:40,640 --> 00:13:42,940
‫اما تو منو از بدست آوردن جفتشون بازداشتی

265
00:13:43,530 --> 00:13:47,280
‫آره . منم از پدرمون می‌ترسیدم و نفرت داشتم

266
00:13:47,750 --> 00:13:49,650
‫اما ظلمِ پدرمون از تو کمتر بود

267
00:13:50,140 --> 00:13:52,550
‫برادر حرومزاده‌ی من که خودشو نگرانم جلوه میداد

268
00:13:52,550 --> 00:13:54,190
‫و مثل الان تهدیدم می‌کرد

269
00:13:55,260 --> 00:13:56,500
‫من می‌خواستم از دستت خلاص بشم

270
00:13:58,000 --> 00:14:01,270
‫و اگه الانم حق انتخاب داشتم
‫بازم این‌کار رو می‌کردم

271
00:14:13,710 --> 00:14:14,760
‫خواهر ، ما رو تنها بزار

272
00:14:15,500 --> 00:14:18,160
‫- من نمیرم
‫- بهت گفتم تنهامون بزار . خواهش می‌کنم

273
00:14:23,160 --> 00:14:24,150
‫تو به حرف‌هاش گوش ندادی

274
00:14:26,700 --> 00:14:28,230
‫پس حالا باید با من سر کنی

275
00:14:37,970 --> 00:14:40,610
‫من اثرات و صدمات ناشی از
‫سوءرفتار رو بررسی کردم

276
00:14:41,230 --> 00:14:43,070
‫جادوگرایی که مجبورت کردن
‫مراسم "دِرو" رو انجام بدی

277
00:14:43,070 --> 00:14:44,490
‫اونا بهت دروغ گفتن و بهت آسیب رسوندن

278
00:14:44,490 --> 00:14:45,430
‫"کمی"

279
00:14:46,230 --> 00:14:49,030
‫هیچیزی نیست که خونده باشی
‫و بتونه الان بهم کمک کنه

280
00:14:49,650 --> 00:14:53,130
‫خیلی خب ، کتابا رو فراموش کن

281
00:14:54,320 --> 00:14:56,860
‫بزار از تجربه بهت بگم که چی میدونم

282
00:14:57,250 --> 00:14:59,710
‫وقتی برادرم مُرد هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫دوباره حالم خوب بشه

283
00:15:01,310 --> 00:15:02,860
‫هفته‌ها گریه می‌کردم و خودمو مقصر میدونستم

284
00:15:02,860 --> 00:15:04,800
‫اونو مقصر میدونستم و بعد فهمیدم

285
00:15:04,800 --> 00:15:09,410
‫تمام این ناراحتی‌ها دارن منو از درون می‌خورن

286
00:15:09,410 --> 00:15:11,850
‫و بعد تصمیم گرفتم که نزارم ناراحتی‌هام اذیتم کنن

287
00:15:13,480 --> 00:15:15,390
‫"تو هم می‌تونی این تصمیمو بگیری "دِوینا

288
00:15:17,600 --> 00:15:19,980
‫تو جوری این حرفو میزنی انگار خیلی ساده هست

289
00:15:21,140 --> 00:15:23,490
‫اما جادوگرا نمیزارن من به این راحتی‌ها
‫از دستشون خلاص بشم

290
00:15:23,600 --> 00:15:25,110
‫اونا کارشون با من تموم نشده

291
00:15:25,290 --> 00:15:28,190
‫هیچ‌کس نمی‌تونه تو رو کنترل کنه
‫مگر زمانی که بهشون اجازه بدی

292
00:15:28,190 --> 00:15:30,150
‫اصلا از کجا بفهمم به کی اعتماد کنم؟

293
00:15:30,790 --> 00:15:32,410
‫به "مارسل" اعتماد کنم؟

294
00:15:34,480 --> 00:15:36,330
‫وقتی زنده شدم اولین کاری که کرد این بود که

295
00:15:36,330 --> 00:15:38,810
‫ازم برای نجات "ربکا" کمک بگیره

296
00:15:40,850 --> 00:15:42,240
‫"راستشو بگو "کمی

297
00:15:43,650 --> 00:15:45,670
‫چیزی نیست که تو هم بخوای؟

298
00:15:47,540 --> 00:15:49,870
‫چرا ، عموم حالش خوب نیست

299
00:15:49,870 --> 00:15:51,240
‫فکر می‌کردم شاید بتونی بهش کمک کنی

300
00:15:54,880 --> 00:15:56,290
‫اما دلیل اینجا اومدنم این نیست

301
00:15:56,710 --> 00:16:00,040
‫من بهت اهمیت میدم و می‌خوام بهت کمک کنم

302
00:16:00,040 --> 00:16:01,060
‫تو چکار می‌تونی بکنی؟

303
00:16:01,500 --> 00:16:03,650
‫وقتی من زنده شدم صداهایی که باهام حرف میزدن

304
00:16:03,650 --> 00:16:05,070
‫بهم گفتن تنها کسی که می‌تونه بهم کمک کنه

305
00:16:05,070 --> 00:16:07,970
‫بقیه جادوگرا هستن
‫اما بعد از بلاهایی که سرشون آوردم

306
00:16:07,980 --> 00:16:09,440
‫اونا از من متنفر شدن

307
00:16:10,290 --> 00:16:13,270
‫پس با چه رویی حالا برم و ازشون کمک بخوام؟

308
00:16:23,520 --> 00:16:24,910
‫چه آدم احمقی هستم

309
00:16:25,990 --> 00:16:29,050
‫من حقیقتا فکر کردم "دِوینا" می‌تونه بهمون کمک کنه

310
00:16:29,180 --> 00:16:30,310
‫یکی دیگه رو میارم

311
00:16:30,310 --> 00:16:31,720
‫تمام شهر پر از جادوگره

312
00:16:31,720 --> 00:16:33,210
‫تمامِ اونا از تو متنفر هستن

313
00:16:33,210 --> 00:16:34,210
‫یه فکری به حالش می‌کنم

314
00:16:34,210 --> 00:16:35,580
‫در این بین "کلاوس" رو بیشتر از اونی که الان هست

315
00:16:35,580 --> 00:16:37,060
‫عصبانی نکن

316
00:16:37,060 --> 00:16:38,590
‫یه‌کم دیر شده

317
00:16:38,590 --> 00:16:40,760
‫احتمالا بازم یه‌کم تحریکش کردم

318
00:16:41,290 --> 00:16:43,260
‫اما به‌هرحال از اینکه تو رو متهم به سوءاستفاده از

319
00:16:43,260 --> 00:16:45,620
‫من برای آوردن "مایکل" به اینجا کرد خوشم نیومد

320
00:16:45,620 --> 00:16:48,220
‫صبر کن ببینم
‫من هیچ‌وقت همچین کاری رو نمی‌کنم

321
00:16:52,730 --> 00:16:53,920
‫ما تقریبا فرار کردیم

322
00:16:54,940 --> 00:16:55,880
‫و اگه به راهمون ادامه میدادیم

323
00:16:55,880 --> 00:16:58,270
‫الان می‌تونستیم هر جای دنیا می‌خوایم باشیم

324
00:17:00,480 --> 00:17:02,190
‫کلاوس" احتمالا پیدامون می‌کرد و می‌کشتمون"

325
00:17:02,190 --> 00:17:04,010
‫اما به‌هرحال آخرش این‌کار رو می‌کنه

326
00:17:04,060 --> 00:17:06,800
‫خوب می‌شد اگه اولش یه‌کم شادی و خوشحالی داشتیم

327
00:17:06,800 --> 00:17:09,450
‫قرار نیست تو رو بکشه . تو خواهرشی

328
00:17:09,450 --> 00:17:10,690
‫و تو هم مثل فرزندش هستی

329
00:17:10,690 --> 00:17:12,790
‫اما باور کن که می‌خواد تو رو بکشه

330
00:17:17,260 --> 00:17:19,980
‫میدونی ، من واقعا خیلی به مُردن فکر نکرده بودم

331
00:17:21,400 --> 00:17:23,690
‫یکی از خوبی‌های جاودانه بودن همینه

332
00:17:26,260 --> 00:17:29,810
‫چه چیز عجیبیه که یه لحظه اینجا باشی

333
00:17:29,810 --> 00:17:31,290
‫و یه لحظه دیگه نباشی

334
00:17:33,680 --> 00:17:35,090
‫واقعا وحشتناکه

335
00:17:37,960 --> 00:17:38,780
‫"ربکا"

336
00:17:38,780 --> 00:17:40,910
‫"تو باید فرار کنی "مارسل

337
00:17:41,920 --> 00:17:43,370
‫وقتی ماه به اوج خودش برسه

338
00:17:43,370 --> 00:17:44,820
‫کلاوس" آزاد میشه و بلایی که"
‫می‌خواد سر من بیاره رو

339
00:17:44,820 --> 00:17:47,110
‫سر تو هم میاره اما بدتر از اون

340
00:17:48,440 --> 00:17:52,210
‫همین الان برو و دیگه برنگرد

341
00:17:56,430 --> 00:17:57,690
‫خب ، حالا چی میشه؟

342
00:17:57,980 --> 00:18:00,010
‫جفت سلاح‌ها دستت هست

343
00:18:00,200 --> 00:18:01,840
‫خنجرِ "تونده" منو زمین گیر می‌کنه

344
00:18:01,840 --> 00:18:04,460
‫اما چوب درخت بلوط می‌تونه
‫منو برای همیشه بکشه

345
00:18:04,800 --> 00:18:07,620
‫خب ، برخلاف تو من هیچ علاقه‌ای
‫به برادرکُشی ندارم

346
00:18:08,040 --> 00:18:10,620
‫من فقط برای این نگهشون داشتم
‫که به دست تو نیفتن

347
00:18:12,870 --> 00:18:14,090
‫این فقط بیمه‌ی من ـه

348
00:18:14,090 --> 00:18:16,540
‫چرا ازش دفاع می‌کنی؟

349
00:18:17,550 --> 00:18:19,530
‫ربکا" وقتی "مایکل" رو به اینجا کشوند"

350
00:18:19,530 --> 00:18:21,070
‫به تو هم خیانت کرد

351
00:18:21,070 --> 00:18:22,670
‫چون "ربکا" خواهرمون ـه

352
00:18:23,200 --> 00:18:25,160
‫و چون دوست دارم اونو همونطوری
‫که قبلا بود به یاد بیارم

353
00:18:25,160 --> 00:18:27,950
‫قبل از اینکه به چیزی که الان هستیم تبدلی بشیم

354
00:18:29,250 --> 00:18:30,670
‫اون یه دختر بی‌گناه بود که

355
00:18:31,330 --> 00:18:33,600
‫راحت می‌شد خندوندِش و پر از زندگی بود

356
00:18:36,000 --> 00:18:39,490
‫خاطرات من باعث میشن که
‫خیانتش خیلی بدتر و دردآورتر بشن

357
00:18:40,020 --> 00:18:43,090
‫پس می‌تونی کمی از گناهاشو به گردن بگیری؟

358
00:18:43,850 --> 00:18:45,670
‫چون هر چی نباشه ظلم و ستم خودت بود که

359
00:18:45,670 --> 00:18:47,220
‫باعث شد این‌کار رو بکنه

360
00:18:47,220 --> 00:18:48,130
‫نمی‌بینی "آلایژا"؟

361
00:18:48,130 --> 00:18:49,810
‫اون نمی‌خواست من فرار کنم

362
00:18:49,810 --> 00:18:51,020
‫اون می‌خواست من بمیرم

363
00:18:51,020 --> 00:18:51,960
‫اشتباه می‌کنی

364
00:18:53,700 --> 00:18:55,220
‫اون همیشه ازم متنفر بوده

365
00:18:55,680 --> 00:18:57,130
‫و خودتم میدونی که درست میگم

366
00:18:57,670 --> 00:18:59,800
‫تو اصلا روحتم خبر نداره ، مگه نه؟

367
00:19:00,810 --> 00:19:03,830
‫اصلا نمیدونی حاضر شده بود برات چکار کنه

368
00:19:05,470 --> 00:19:07,740
‫وقتی خواهرمون چیزی رو می‌بینه که به نظرش

369
00:19:07,740 --> 00:19:10,010
‫بی‌عدالتی هست می‌تونه
‫خیلی خیره‌سر ، بی پروا

370
00:19:10,010 --> 00:19:13,510
‫و حتی خیلی خطرناک بشه

371
00:19:14,290 --> 00:19:15,470
‫و این موضوع زمانی کاملا آشکار شد که

372
00:19:15,470 --> 00:19:18,030
‫یه شب خواهرمون سعی کرد پدرمون رو بکشه

373
00:19:18,390 --> 00:19:19,350
‫این چیه؟

374
00:19:20,280 --> 00:19:24,320
‫یه داستان ملودارم که برای برانگیختنِ
‫حس همدردیِ من طراحی شده؟

375
00:19:24,320 --> 00:19:26,340
‫این حقیقته

376
00:19:28,260 --> 00:19:29,080
‫من اونجا بودم...

377
00:19:31,850 --> 00:19:33,170
‫و اگه من جلوشو نمی‌گرفتم برای

378
00:19:33,750 --> 00:19:37,890
‫محافظت از تو حتما اونو می‌کشت

379
00:19:42,300 --> 00:19:45,030
‫من بعضی وقتها آرزو می‌کردم
‫می‌تونستم به اون لحظه برگردم

380
00:19:45,690 --> 00:19:47,570
‫و خودم کارش رو تموم کنم

381
00:19:48,130 --> 00:19:50,380
‫چرا الان داری اینو بهم میگی؟

382
00:19:51,660 --> 00:19:54,550
‫نیکلاوس" ، بعضی وقت‌ها خواهرمون"
‫بدون فکر کاری رو انجام میده

383
00:19:54,980 --> 00:19:55,920
‫میشه گفت تندمزاجه

384
00:19:55,920 --> 00:19:59,210
‫خیلی زود عاشق این و اون میشه
‫ولی تو رو دوست داره

385
00:20:00,600 --> 00:20:03,660
‫اما درمان‌های مخربِ تو قلبش رو شکسته

386
00:20:04,360 --> 00:20:07,040
‫پس آره ، با فراخوندن پدرمون عملت رو جبران کرد

387
00:20:07,040 --> 00:20:08,910
‫و آره ، کارش اشتباه بود

388
00:20:10,130 --> 00:20:12,460
‫و کاملا مطمئن نیستم که بتونم اونو سرزنش کنم

389
00:20:16,940 --> 00:20:18,190
‫من می‌تونم

390
00:20:23,480 --> 00:20:24,680
‫نیکلاوس" ، پس بهم کمک کن"

391
00:20:24,680 --> 00:20:26,730
‫واقعا می‌خوای در مقابل من بایستی

392
00:20:26,780 --> 00:20:28,440
‫و با اون خنجرِ مسخره

393
00:20:28,440 --> 00:20:30,320
‫که به‌هرحال مجبوری یه روز
‫از بدنم بیرونش بکشی

394
00:20:30,590 --> 00:20:32,970
‫و بعد همونقدر که از ربکا متنفرم
‫از تو هم متنفر میشم

395
00:20:33,180 --> 00:20:35,340
‫اگه می‌خوای از ربکا محافظت کنی

396
00:20:35,950 --> 00:20:38,650
‫باید از شاخه درخت بلوط استفاده کنی

397
00:20:38,880 --> 00:20:40,860
‫لازم نیست به این مزخرفات گوش بدم

398
00:20:40,870 --> 00:20:43,390
‫وانمود نکن که بهش فکر نکردی

399
00:20:43,890 --> 00:20:45,290
‫وقتی به من نگاه می‌کنی همه‌ی چیزهایی که

400
00:20:45,290 --> 00:20:47,300
‫ازشون متنفر هستی رو در من می‌بینی

401
00:20:48,000 --> 00:20:51,610
‫البته درسته که با این لباس‌های زیبا

402
00:20:51,610 --> 00:20:53,400
‫و دستمال‌هات و نقابِ ادب و بلاغتت

403
00:20:53,560 --> 00:21:01,140
‫مخفیشون می‌کنی اما تو هم به
‫اندازه من یه موجود پلید هستی

404
00:21:01,660 --> 00:21:02,920
‫و حتی بدتر

405
00:21:03,450 --> 00:21:07,250
‫پس ادامه بده "آلایژا" . ادامه بده

406
00:21:08,300 --> 00:21:10,380
‫از شاخه‌ی درخت بلوط سفید استفاده کن

407
00:21:15,980 --> 00:21:19,090
‫من اینقدر ترسو نیستم که
‫"بخوام تو رو بکشم "نیکلاوس

408
00:21:20,010 --> 00:21:23,100
‫اما اگه مجبور بشم به تو عذاب بدم
‫تا از "ربکا" محافظت کنم

409
00:21:23,100 --> 00:21:25,210
‫مطمئن باش این‌کار رو می‌کنم

410
00:21:27,790 --> 00:21:31,600
‫می‌بینی؟ من میدونستم که
‫نمی‌تونی این‌کار رو بکنی

411
00:21:31,830 --> 00:21:35,380
‫تو هنوز به این امید واهی چسبیدی
‫که من می‌تونم نجات داده بشم

412
00:21:35,380 --> 00:21:38,570
‫و اگه این حرومزاده می‌تونه نجات داده بشه

413
00:21:39,560 --> 00:21:41,330
‫پس شاید برای تو هم راه نجاتی باشه

414
00:21:45,180 --> 00:21:46,010
‫بفرما

415
00:21:47,140 --> 00:21:48,980
‫حالا میدونی این چه احساسی داره

416
00:21:56,060 --> 00:21:57,970
‫این باید حرف من می‌بود

417
00:22:01,010 --> 00:22:02,370
‫حالا من اینو دارم

418
00:22:03,610 --> 00:22:06,600
‫پس من تصمیم می‌گیرم کی بمیره
‫و کی زنده بمونه

419
00:22:14,510 --> 00:22:16,110
‫من می‌خوام خنجر رو ازش بیرون بکشم

420
00:22:16,140 --> 00:22:17,830
‫تو باید اول منو بکشی

421
00:22:17,830 --> 00:22:19,400
‫و حالا وسیله انجامشو هم داری

422
00:22:19,400 --> 00:22:22,320
‫چرا کاری که یه قرن پیش
‫شروع کردی رو تموم نکنی؟

423
00:22:22,320 --> 00:22:25,440
‫من نمی‌خواستم تو بمیری
‫می‌خواستم فرار کنی

424
00:22:25,440 --> 00:22:28,030
‫دروغگو . تو می‌خواستی انتقام بگیری

425
00:22:28,030 --> 00:22:29,980
‫تو مجبورم کردی بهت خیانت کنم

426
00:22:29,980 --> 00:22:31,290
‫و حالا می‌خوای موضوع رو بپیچونی
‫و بدترش کنی تا

427
00:22:31,300 --> 00:22:32,620
‫بتونی به جای قبول اشتباهات خودت

428
00:22:32,630 --> 00:22:35,260
‫کشتن من رو توجیه کنی

429
00:22:35,860 --> 00:22:37,580
‫تنها کاری که من کردم عاشق دوستت شدن بود

430
00:22:38,370 --> 00:22:40,590
‫می‌تونستی برامون خوشحال بشی

431
00:22:41,390 --> 00:22:44,250
‫اما به جاش تو ذهن پیچیده و خرابت از این

432
00:22:44,250 --> 00:22:46,180
‫ترسیدی که جفتمون رو از دست بدی

433
00:22:46,800 --> 00:22:48,530
‫و به‌خاطر ترسیدنت جفتمون رو از دست دادی

434
00:22:50,890 --> 00:22:53,500
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نیست که بتونی مقصر بدونی

435
00:22:54,350 --> 00:22:55,350
‫فقط خودت هستی

436
00:22:57,260 --> 00:23:00,120
‫مارسل" حالا کجاست؟"

437
00:23:00,910 --> 00:23:02,610
‫فکر می‌کردم تو رو دوست داره

438
00:23:03,500 --> 00:23:07,110
‫ولی تو رو اینجا ول کرده تا با من باشی

439
00:23:09,750 --> 00:23:13,070
‫مشکل جادوگرای تو شهر
‫اینه که مسیرشون رو نمیدونن

440
00:23:13,150 --> 00:23:16,620
‫خوشبختانه گروه ما یه رئیس جدید پیدا کرده

441
00:23:17,220 --> 00:23:18,120
‫من

442
00:23:18,650 --> 00:23:20,040
‫تو ازم درخواست کمک داری

443
00:23:20,300 --> 00:23:22,130
‫که طلسم مرزِ "سِلِست" رو بردارم

444
00:23:22,370 --> 00:23:24,640
‫اما تو دیگه جادوگرای محله رو کنترل نمی‌کنی

445
00:23:24,640 --> 00:23:25,820
‫تو می‌خوای به مردمت کمک کنی؟

446
00:23:25,830 --> 00:23:27,380
‫پس باید میانجی‌گرِ صلح بشی

447
00:23:27,810 --> 00:23:29,460
‫باید با خون‌آشام‌ها صلح کنی

448
00:23:30,040 --> 00:23:30,890
‫من می‌تونم کمک کنم

449
00:23:30,900 --> 00:23:33,030
‫آخرین‌باری که برای صحبت کردن اومدم

450
00:23:33,030 --> 00:23:34,450
‫تو سعی کردی منو بکشی

451
00:23:34,450 --> 00:23:35,660
‫من درسم رو یاد گرفتم

452
00:23:35,810 --> 00:23:37,410
‫اگه نمی‌تونی بزنیشون
‫بهشون پیشنهاد یه معامله بده

453
00:23:37,410 --> 00:23:38,520
‫پس پیشنهاد من اینه

454
00:23:38,520 --> 00:23:41,660
‫اگه الان بهم کمک کنی بهت قول میدم

455
00:23:41,880 --> 00:23:43,940
‫خون‌آشام‌ها از محله تون دور بمونن

456
00:23:44,640 --> 00:23:46,100
‫و دیگه هیچ اعدامی در کار نباشه

457
00:23:46,190 --> 00:23:50,150
‫شروع خوبی بود اما اگه می‌خوای کمکت کنم
‫که طلسم برداشته بشه

458
00:23:50,160 --> 00:23:52,370
‫باید بهم "دِوینا کِلِیر" رو هم بدی

459
00:23:55,980 --> 00:23:58,290
‫شما به اندازه کافی به اون دختر آسیب ترسوندین؟

460
00:23:58,330 --> 00:24:00,940
‫باید بدونی تقصیر توئه که تو زمان مرگش عذاب کشیده

461
00:24:01,540 --> 00:24:04,710
‫اون به‌خاطر متحد شدن با
‫تو توسط اجدادمون طرد شده

462
00:24:05,530 --> 00:24:06,820
‫همه اون موضوع تموم شده

463
00:24:06,880 --> 00:24:08,440
‫اما حالا می‌تونیم با خوش‌آمدگویی
‫پیشمون برگردونیم‌ـش

464
00:24:08,640 --> 00:24:10,690
‫توسط همه افرادمون مورد احترام قرار می‌گیره

465
00:24:11,190 --> 00:24:13,290
‫و من بهش یاد میدم که قدرتشو کنترل کنه

466
00:24:14,040 --> 00:24:15,900
‫و یه خونه بهش میدم که در امنیت باشه

467
00:24:16,270 --> 00:24:18,270
‫توسط خون‌آشام‌ها احاطه نشده باشه

468
00:24:19,780 --> 00:24:21,380
‫دِوینا" رو بهمون برگردون و منم"

469
00:24:22,010 --> 00:24:24,260
‫یه راهی برای شکستن
‫طلسم "سِلِست" پیدا می‌کنم

470
00:24:25,040 --> 00:24:28,280
‫اگه نه خب ، بزار بگم که

471
00:24:28,280 --> 00:24:30,440
‫من یکی قرار نیست برای "ربکا" گریه و زاری کنم

472
00:24:32,630 --> 00:24:33,910
‫تو برعلیه من؟

473
00:24:34,140 --> 00:24:35,380
‫اینکه اصلا منصفانه نیست ، مگه نه؟

474
00:24:35,380 --> 00:24:37,040
‫به‌هرحال شاید اگه "مارسل" اینجا بود

475
00:24:37,040 --> 00:24:40,070
‫یه شانسی داشتین اما احتمالا

476
00:24:40,070 --> 00:24:42,340
‫تا همین الان یه دختر دیگه برای خودش پیدا کرده

477
00:24:42,650 --> 00:24:45,350
‫مطمئنا یکی خوشگل‌تر و جوون‌تر از تو

478
00:24:45,350 --> 00:24:46,940
‫تو از درد دیگران لذت می‌بری و بعد

479
00:24:46,940 --> 00:24:48,620
‫در تعجبی که چرا ازت متنفرم

480
00:24:48,620 --> 00:24:51,980
‫آره و این نفرت باعث شد
‫کاری که کردی رو انجام بدی

481
00:24:52,300 --> 00:24:53,690
‫به حقیقت اعتراف کن

482
00:24:54,000 --> 00:24:55,690
‫اعتراف کن که می‌خواستی من بمیرم

483
00:24:55,690 --> 00:24:59,440
‫برخلاف توهماتت من فقط
‫می‌خواستم تو فرار کنی . همین

484
00:24:59,440 --> 00:25:01,120
‫آلایژا" داره درد می‌کشه"

485
00:25:01,120 --> 00:25:02,980
‫و منم بهت اجازه میدم کمکش کنی

486
00:25:02,990 --> 00:25:04,990
‫فقط باید اعتراف کنی

487
00:25:04,990 --> 00:25:07,470
‫- تو دیوونه‌ای
‫- آره ، آره

488
00:25:07,470 --> 00:25:09,780
‫من یه هیولای بی‌عاطفه و وحشی هستم

489
00:25:09,780 --> 00:25:11,440
‫و بعد تو "مایکل" رو احضار کردی که منو بکشه

490
00:25:11,440 --> 00:25:12,890
‫- بهش اعتراف کن
‫- اما این حقیقت نداره

491
00:25:12,890 --> 00:25:14,300
‫خودت میدونی چکار کردی

492
00:25:14,300 --> 00:25:15,340
‫- اعتراف کن
‫- من این‌کار رو نکردم

493
00:25:15,340 --> 00:25:17,480
‫تو می‌خواستی من بمیرم

494
00:25:18,430 --> 00:25:19,530
‫اعتراف کن

495
00:25:30,390 --> 00:25:31,660
‫شاید می‌خواستم

496
00:25:40,930 --> 00:25:41,830
‫"نیکلاوس"

497
00:26:17,920 --> 00:26:19,400
‫تو قلبم نزدی

498
00:26:21,210 --> 00:26:22,610
‫شاید اینطور بوده

499
00:26:26,000 --> 00:26:28,370
‫یا شاید هیچ‌وقت نمی‌خواستم تو رو بکشم

500
00:26:29,000 --> 00:26:31,260
‫شاید فقط می‌خواستم یه ذره
‫"از ترسی که موقع اومدن "مایکل

501
00:26:31,270 --> 00:26:34,630
‫داشتم رو احساس کنی

502
00:26:36,310 --> 00:26:38,590
‫خودت حقیقت رو میدونی؟

503
00:26:38,740 --> 00:26:39,890
‫اینو میدونم

504
00:26:40,260 --> 00:26:42,670
‫تو منو به شیطانی بودن محکوم می‌کنی

505
00:26:42,670 --> 00:26:45,090
‫اما تو کسی هستی که توطئه می‌کنی

506
00:26:45,100 --> 00:26:46,820
‫تا هم‌خونِ خودت رو بکشی

507
00:26:47,360 --> 00:26:49,390
‫تو زندگیمون رو به جهنم تبدیل کردی

508
00:26:50,160 --> 00:26:51,720
‫باعث رنج و عذابمون شدی

509
00:26:51,720 --> 00:26:54,150
‫من عاشق خانواده‌ام هستم

510
00:26:54,340 --> 00:26:58,200
‫"تو ، "آلایژا

511
00:27:00,600 --> 00:27:01,970
‫من همه شما رو دوست داشتم

512
00:27:11,420 --> 00:27:13,260
‫میدونم تحمل من می‌تونه سخت باشه

513
00:27:14,100 --> 00:27:16,720
‫اما من خودم رو اینطوری نساختم

514
00:27:19,350 --> 00:27:21,630
‫مایکل" بود که باعث نابودی و تباهیِ من شد"

515
00:27:22,700 --> 00:27:24,560
‫اون من رو هم نابود کرد

516
00:27:26,070 --> 00:27:27,600
‫این چیزیه که تو فراموش کردی

517
00:27:30,230 --> 00:27:32,450
‫قرن‌ها بعد

518
00:27:32,450 --> 00:27:34,430
‫همه‌ی ما از درون شکستیم

519
00:27:35,360 --> 00:27:38,080
‫تو با خشم و بدبینی‌هات

520
00:27:39,740 --> 00:27:43,790
‫من با ترس از تنها موندم

521
00:27:46,330 --> 00:27:48,160
‫و "آلایژای" بیچاره

522
00:27:50,500 --> 00:27:54,370
‫اون خودشو وقف همه می‌کنه به غیر از خودش

523
00:27:57,470 --> 00:28:00,030
‫ما قوی‌ترین موجوداتِ عالم هستیم

524
00:28:00,500 --> 00:28:02,620
‫اما ماورای تعمیر شدن آسیب دیدیم

525
00:28:04,380 --> 00:28:06,210
‫ما بدون امید زنده هستیم

526
00:28:07,870 --> 00:28:09,770
‫اما هیچ‌وقت هم نخواهیم مُرد

527
00:28:12,810 --> 00:28:15,650
‫ما تعریف واقعیِ "نفرین شده" هستیم

528
00:28:17,580 --> 00:28:20,190
‫همیشه و تا ابد

529
00:28:29,300 --> 00:28:30,230
‫حالش چطوره؟

530
00:28:30,960 --> 00:28:32,180
‫افسرده

531
00:28:32,510 --> 00:28:33,910
‫اون به کمکِ واقعی نیاز داره

532
00:28:33,910 --> 00:28:35,590
‫شاید موندن تو یه موئسسه‌ای که شبانه‌روزی

533
00:28:35,590 --> 00:28:37,060
‫بهش دارو و درمان داده بشه

534
00:28:37,060 --> 00:28:38,830
‫نه ، نه . اگه تو هیچین جایی بره

535
00:28:38,830 --> 00:28:39,870
‫دیگه بیرون نخواهد اومد

536
00:28:39,870 --> 00:28:41,080
‫تو فکر بهتری داری؟

537
00:28:45,250 --> 00:28:47,050
‫می‌تونم برگردونم‌ـش پیش همنوعانش

538
00:28:48,880 --> 00:28:49,690
‫چی؟

539
00:28:49,960 --> 00:28:52,320
‫"الان اتفاق بزرگتری در حال افتادنه "کمی

540
00:28:52,320 --> 00:28:53,890
‫این تنها شانسیه که داره

541
00:28:53,890 --> 00:28:55,000
‫ما باید درباره این موضوع حرف بزنیم

542
00:28:55,010 --> 00:28:56,480
‫من ازت اجازه نمی‌خوام

543
00:29:24,140 --> 00:29:25,390
‫حالا باهم مساوی شدیم

544
00:29:39,000 --> 00:29:40,270
‫پس باهم قرار داریم؟

545
00:29:40,470 --> 00:29:41,280
‫دِوینا" خوابه"

546
00:29:41,280 --> 00:29:43,360
‫وقتی بیدار شد همه چیز رو بهش توضیح میدم

547
00:29:43,360 --> 00:29:44,460
‫بعد میارمش اینجا

548
00:29:44,460 --> 00:29:46,350
‫تو این بین هم باید اون مانع رو برداری

549
00:29:46,350 --> 00:29:48,300
‫سِلِست" یه طلسم قدرتمند رو اجرا کرده"

550
00:29:49,480 --> 00:29:51,550
‫شانسِ تو "سِلِست" از اینجا رفته

551
00:29:51,670 --> 00:29:53,870
‫قدرت‌هاش تو زمین رفتن

552
00:29:56,510 --> 00:29:59,090
‫حالا می‌تونم بهشون دسترسی داشته باشم
‫و ازشون استفاده کنم

553
00:30:00,150 --> 00:30:01,030
‫یه‌کم زمان می‌بره

554
00:30:01,030 --> 00:30:02,800
‫اما من تو کارم خیلی واردم

555
00:30:03,330 --> 00:30:04,220
‫یه چیز دیگه

556
00:30:04,550 --> 00:30:06,110
‫ازت می‌خوام که کشیش رو خوب کنی

557
00:30:07,650 --> 00:30:08,460
‫شرمنده

558
00:30:09,700 --> 00:30:12,170
‫یه طلسم مثل اون اگه ریشه بگیره

559
00:30:12,200 --> 00:30:13,420
‫دیگه نمیشه درستش کرد

560
00:30:14,540 --> 00:30:16,950
‫خیلی خب ، فقط "ربکا" رو نجات بده

561
00:30:17,710 --> 00:30:19,610
‫باید کل طلسم رو باطل کنم

562
00:30:20,510 --> 00:30:21,500
‫نمی‌تونم بدون آزاد کردن بقیه اصیل‌ها

563
00:30:21,500 --> 00:30:22,700
‫فقط یه اصیل رو بیرون بیارم

564
00:30:22,700 --> 00:30:24,990
‫مهم نیست و فقط برای اینکه بدونی

565
00:30:25,560 --> 00:30:28,300
‫حتی اگه "کلاوس" آزاد باشه
‫اگه به "دِوینا" آسیبی برسونی...

566
00:30:28,300 --> 00:30:32,330
‫مارسل" دیگه تموم شد . تو باختی"

567
00:30:33,200 --> 00:30:34,940
‫سعی کن یه‌کم وقار برات باقی بمونه

568
00:30:39,070 --> 00:30:40,480
‫ما هنوز اینجا گیر کردیم

569
00:30:41,870 --> 00:30:44,320
‫هر بلایی می‌خوای سر من بیاری زود انجامش بده

570
00:30:46,180 --> 00:30:48,230
‫تو گفتی پدرمون ما رو به تباهی کشوند

571
00:30:51,720 --> 00:30:53,940
‫و نمی‌تونم به این موضوع فکر نکنم که

572
00:30:55,300 --> 00:30:57,200
‫شاید پدر اون هم اون رو به تباهی کشونده

573
00:31:05,530 --> 00:31:06,760
‫حصار از بین رفت

574
00:31:09,360 --> 00:31:12,060
‫میدونم ازم متنفری اما کاری که
‫انجام شده دیگه انجام شده

575
00:31:12,060 --> 00:31:13,640
‫کاری که انجام شده انجام نشده

576
00:31:14,680 --> 00:31:16,130
‫داستان بین ما باقی می‌مونه

577
00:31:16,690 --> 00:31:18,840
‫داستانی که به هم میگیم تا

578
00:31:19,190 --> 00:31:20,720
‫یادمون بمونه چجور آدمایی هستیم

579
00:31:22,050 --> 00:31:23,390
‫یه پدرِ وحشی

580
00:31:25,420 --> 00:31:26,620
‫یه پسرِ حرومزاده

581
00:31:28,790 --> 00:31:29,740
‫و خواهری که

582
00:31:31,180 --> 00:31:32,550
‫به برادرش خیانت کرد

583
00:31:35,470 --> 00:31:37,630
‫شاید وقتش باشه یه داستان دیگه بگیم

584
00:31:44,160 --> 00:31:45,920
‫چی می‌خوای "ربکا"؟

585
00:31:46,090 --> 00:31:48,760
‫همون چیزی که از بچگی می‌خواستم

586
00:31:50,940 --> 00:31:54,460
‫یه خونه می‌خواستم . یه خانواده می‌خواستم

587
00:31:55,320 --> 00:31:56,860
‫یکیو می‌خواستم که دوستم داشته باشه

588
00:31:59,100 --> 00:32:00,280
‫و می‌خواستم زندگی کنم

589
00:32:04,150 --> 00:32:05,150
‫پس برو

590
00:32:07,410 --> 00:32:10,320
‫برو و دیگه برنگرد

591
00:32:11,750 --> 00:32:14,250
‫ما اینقدر آسیب دیدیم که
‫نمی‌تونیم پیش هم باقی بمونیم

592
00:32:15,180 --> 00:32:16,140
‫دیگه یک خانواده نیستیم

593
00:32:16,140 --> 00:32:18,660
‫و فقط مخلوطی از موادِ بی‌ثبات هستیم

594
00:32:20,850 --> 00:32:22,400
‫نیو اورلانز" مال من خواهد بود"

595
00:32:23,690 --> 00:32:25,460
‫من بچه‌ام رو اینجا تو شهری که

596
00:32:25,880 --> 00:32:27,610
‫تو ازم گرفتی بزرگ می‌کنم

597
00:32:28,550 --> 00:32:30,980
‫بدون شک "آلایژا" هم تصمیم می‌گیره پیشم بمونه

598
00:32:32,260 --> 00:32:35,890
‫اما تو خواهر عزیز...

599
00:32:37,770 --> 00:32:38,930
‫تو آزادی

600
00:33:30,650 --> 00:33:32,100
‫فکر می‌کردم اینجا پیدات کنم

601
00:33:33,080 --> 00:33:34,810
‫فقط اومدم آخرین چیزهاییم که تو آتش

602
00:33:34,810 --> 00:33:36,430
‫نسوختن رو بردارم

603
00:33:36,770 --> 00:33:38,090
‫به زودی از اینجا میرم

604
00:33:39,000 --> 00:33:41,340
‫فکر نکنم علاقه داشته باشی که بهم بپیوندی

605
00:33:45,310 --> 00:33:47,530
‫هر چند امیدوارم هر چی دنبالش هستی رو پیدا کنی

606
00:33:52,760 --> 00:33:54,190
‫آلایژا" ، وقتی من "مایکل" رو آوردم اینجا"

607
00:33:54,310 --> 00:33:56,380
‫حتی برای یه لحظه نمی‌خواستم به تو آسیبی برسونم

608
00:33:59,300 --> 00:34:00,240
‫میدونم

609
00:34:03,020 --> 00:34:05,370
‫هر چند مطمئن بودم
‫نیکلاوس" می‌خواد منو بکشه"

610
00:34:06,550 --> 00:34:08,230
‫هر چند شاید اصلا نمی‌خواست منو بکشه

611
00:34:08,400 --> 00:34:09,860
‫یا شایدم تو لحظه آخر نظرش عوض شد

612
00:34:12,450 --> 00:34:14,180
‫شاید تو اعماق وجودش هنوز اون

613
00:34:15,560 --> 00:34:17,440
‫برادری باشه که زمانی می‌شناختیم

614
00:34:18,190 --> 00:34:19,760
‫خیلی عمیق اما...

615
00:34:23,570 --> 00:34:24,810
‫هنوز اون داخل هست

616
00:34:36,390 --> 00:34:37,900
‫کمک ـش کن راهش رو پیدا کنه

617
00:34:51,660 --> 00:34:54,560
‫دلیلی داره که شما ولگردها تو خونه‌ی من هستین؟

618
00:34:54,560 --> 00:34:56,000
‫من ازشون خواستم بیان اینجا

619
00:34:56,920 --> 00:34:58,420
‫من و تو باید این موضوعو بین بقیه

620
00:34:58,600 --> 00:34:59,660
‫حل می‌کردیم

621
00:35:02,150 --> 00:35:03,680
‫فکر می‌کردم تا الان فرار کردی

622
00:35:03,680 --> 00:35:05,900
‫آره . خب ، اینجا شهر منه

623
00:35:06,310 --> 00:35:07,850
‫شاید بخوای ازت طلب بخشش کنم

624
00:35:07,850 --> 00:35:09,610
‫اما من اصلا متاسف نیستم

625
00:35:11,230 --> 00:35:12,190
‫شاید نتونم تو رو شکست بدم

626
00:35:12,190 --> 00:35:13,750
‫اما اومدم اینجا تا باهات مواجه بشم

627
00:35:14,080 --> 00:35:17,040
‫و موضوع رو جلوی مَردُمَم خاتمه بدم

628
00:35:20,330 --> 00:35:21,760
‫اگه می‌خوای به‌خاطر این موضوع منو بکشی

629
00:35:22,910 --> 00:35:24,050
‫پس ادامه بده

630
00:35:49,320 --> 00:35:50,290
‫عصر بخیر

631
00:35:51,730 --> 00:35:54,670
‫فکر نکنم به معرفی نیاز داشته باشم

632
00:35:54,670 --> 00:35:58,040
‫به‌هرحال اینجا زمانی خانه‌ی خانوادگیِ من بود

633
00:35:59,640 --> 00:36:02,990
‫امشب اینجا رو پس می‌گیرم

634
00:36:04,810 --> 00:36:06,390
‫امتیازاتی که اینجا داشتی ازت گرفته شدن

635
00:36:06,390 --> 00:36:08,790
‫مارسلوس" ، به‌خاطر احترامی که به خواهرم میزارم"

636
00:36:08,790 --> 00:36:11,460
‫یک‌بار دیگه بهت رحم می‌کنم

637
00:36:11,470 --> 00:36:14,610
‫بهت اجازه میدم زندگیتو نگه داری

638
00:36:15,020 --> 00:36:17,900
‫هر چند بدین‌وسیله از اینجا اخراج شدی

639
00:36:18,100 --> 00:36:21,910
‫اگه یه ردپای کوچیک ازت
‫توی محله فرانسوی‌ها پیدا کنم

640
00:36:21,920 --> 00:36:23,820
‫برات به خوبی و خوشی تموم نمیشه

641
00:36:23,950 --> 00:36:25,030
‫متوجه شدی؟

642
00:36:29,590 --> 00:36:30,580
‫همین

643
00:36:32,670 --> 00:36:33,510
‫فرار کن

644
00:36:44,170 --> 00:36:45,650
‫خوب بود برادر

645
00:36:47,510 --> 00:36:49,420
‫کم‌کم داری مثل من میشی

646
00:36:50,270 --> 00:36:51,510
‫تحت تاثیر قرار گرفتم

647
00:36:59,990 --> 00:37:01,120
‫داشتم فکر می‌کردم

648
00:37:01,990 --> 00:37:05,080
‫مادرم اینجا دفن و تقدیس شده

649
00:37:06,510 --> 00:37:08,810
‫و برای همیشه به این زمین پیوند خورده

650
00:37:09,620 --> 00:37:10,710
‫اما من نه

651
00:37:13,680 --> 00:37:15,360
‫و بالاخره آزاد شدم

652
00:37:19,550 --> 00:37:20,470
‫و تو؟

653
00:37:22,870 --> 00:37:25,330
‫برادرات جوری اومدن توی شهر
‫انگار مالک اینجا بودن

654
00:37:26,980 --> 00:37:30,360
‫انگار صاحب من بودن . خونه‌ام رو گرفتن

655
00:37:31,560 --> 00:37:35,090
‫مردمم رو گرفتن . همه چیزم رو گرفتن

656
00:37:37,510 --> 00:37:38,940
‫نمی‌تونم همینجوری فقط فرار کنم

657
00:37:40,220 --> 00:37:41,870
‫منم ازت نمی‌خوام این‌کار رو بکنی

658
00:37:43,870 --> 00:37:45,050
‫من که احمق نیستم

659
00:37:47,900 --> 00:37:50,000
‫میدونم چقدر این شهر رو دوست داری

660
00:37:51,590 --> 00:37:54,420
‫و منم دختری نیستم که بخوام
‫تو رو با کسی قسمت کنم

661
00:38:09,490 --> 00:38:12,280
‫هر چند امیدوار بودم ساخت
‫خونه‌مون رو تموم کرده باشی

662
00:38:14,950 --> 00:38:17,050
‫هر چند اگه هیچ‌وقت پا داخلش نزارم

663
00:38:18,680 --> 00:38:21,680
‫خیلی خوب می‌شد اگه بعد از این ماجراها

664
00:38:21,680 --> 00:38:24,260
‫یه چیزِ زیبا سرپا وایساده بود

665
00:38:43,160 --> 00:38:45,050
‫"خداحافظ "مارسل جرارد

666
00:38:48,530 --> 00:38:50,040
‫سعی کن زنده بمونی

667
00:39:09,380 --> 00:39:12,730
‫ربکا" ، اینجا چکار می‌کنی؟"

668
00:39:15,430 --> 00:39:16,620
‫اومدم ازت خداحافظی کنم

669
00:39:17,910 --> 00:39:19,930
‫پس چی شد می‌گفتی دخترا باید به‌هم بچسبن؟

670
00:39:20,520 --> 00:39:24,610
‫خب ، من و "نیک" به یه قراردادِ
‫هیچی یا همه چیز" رسیدیم"

671
00:39:24,740 --> 00:39:26,920
‫اگه شهر رو ترک کنم بهم اجازه میده

672
00:39:28,240 --> 00:39:29,540
‫نمی‌تونم اینو رد کنم

673
00:39:31,290 --> 00:39:32,520
‫هزار سال با "کلاوس" موندی

674
00:39:32,520 --> 00:39:34,840
‫فکر کنم به چند روز مرخصی نیاز داشته باشی

675
00:39:35,040 --> 00:39:37,810
‫گوش کن ، "نیکلاوس" یه هیولا هست

676
00:39:38,660 --> 00:39:40,110
‫پس هیچ‌وقت سعی نکن بهش کلک بزنی

677
00:39:40,860 --> 00:39:42,030
‫اما از زندگی چیزهایی بیشتر از

678
00:39:42,040 --> 00:39:44,190
‫ترسوندن دیگران هم می‌خواد

679
00:39:44,620 --> 00:39:46,630
‫اینقدر آسیب روحی دیده که
‫نمی‌تونه خودش اینو پیدا کنه

680
00:39:47,650 --> 00:39:49,580
‫اما مطمئنم تو بچه‌ای که تو شکم توئه

681
00:39:50,780 --> 00:39:52,240
‫امیدی برای رستگاریِ "کلاوس" هست

682
00:39:54,650 --> 00:39:56,240
‫صحبت از بچه‌ات شد

683
00:39:56,410 --> 00:39:58,680
‫خانواده ما هر چی نداشته باشه دشمن زیاد داره

684
00:39:59,100 --> 00:40:00,650
‫بچه‌ات هم همه اینها رو به ارث می‌بره

685
00:40:01,310 --> 00:40:03,300
‫خواهش می‌کنم مراقب باش

686
00:40:08,210 --> 00:40:10,290
‫میدونی که همیشه می‌تونی برگردی
‫و ملاقاتمون کنی

687
00:40:10,300 --> 00:40:13,170
‫من می‌تونم ۱-۲تا راز رو از "کلاوس" نگه دارم

688
00:40:14,210 --> 00:40:15,480
‫خب ، اگه نتونستم

689
00:40:16,020 --> 00:40:17,450
‫مطمئن شو که این بچه داستان‌های

690
00:40:17,450 --> 00:40:19,880
‫عمه‌ی دیوونه‌اش "ربکا" رو بدونه

691
00:40:20,460 --> 00:40:23,910
‫و بهش بگو هر چند من پیشش نیستم

692
00:40:23,910 --> 00:40:26,010
‫اما واقعا دوستش دارم

693
00:41:50,100 --> 00:41:51,100
‫مترجم : کامران

694
00:41:52,100 --> 00:41:53,100
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

