1
00:00:02,013 --> 00:00:03,818
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Originals"</font>

2
00:00:03,819 --> 00:00:06,673
‫این شهر زمانی خانه‌ی من بود
‫می‌خوام پسش بگیرم

3
00:00:06,674 --> 00:00:08,795
‫شهر به داشتن یک پادشاه عادت کرده

4
00:00:08,796 --> 00:00:10,114
‫تو این تاج و تخت رو می‌خواستی

5
00:00:10,115 --> 00:00:12,016
‫اگه تو کاری نمی‌کنی من می‌کنم

6
00:00:12,017 --> 00:00:15,764
‫کیارِن " تنها خانواده‌ای هست که برام مونده"
‫من از تنها بودن خسته شدم

7
00:00:17,653 --> 00:00:21,349
‫تو قرار بود یکی از دخترانِ مراسم "دِرو" باشی
‫اما شاید به اینجا تعلق نداری

8
00:00:21,350 --> 00:00:22,856
‫"یه جنگ در حال تشکیل شدن ـه "تی

9
00:00:22,857 --> 00:00:24,356
‫وقتی همه مشغولِ انتخاب هم‌پیماناشون هستن

10
00:00:24,357 --> 00:00:26,605
‫من یه راهی پیدا می‌کنم که شهرمونو پس بگیرم

11
00:00:26,606 --> 00:00:28,607
‫انگشترهای روشنایی از خون‌آشام‌ها
‫در مقابل خورشید محافظت می‌کنن

12
00:00:28,608 --> 00:00:32,705
‫پس چرا یه انگشترِ نور ماه نباشه که از
‫گرگینه‌ها در مقابل نفرین حفاظت کنه؟

13
00:00:32,706 --> 00:00:34,406
‫تو با "کلاوس مایکلسون" قرار بستی؟

14
00:00:34,407 --> 00:00:37,032
‫ما بالاخره می‌تونیم کنترل کنیم که چی هستیم

15
00:00:37,033 --> 00:00:39,611
‫انسان‌هایی که شکارمون می‌کنن
‫جادوگرایی که نفرینمون کردن

16
00:00:39,612 --> 00:00:41,282
‫و خون‌آشام‌هایی که ازمون متنفرن

17
00:00:41,283 --> 00:00:44,789
‫اینجوری دیگه هم‌ترازشون نیستیم
‫بلکه ازشون برتریم

18
00:00:51,572 --> 00:00:53,982
‫زود از خواب بیدار شدی

19
00:00:53,983 --> 00:00:56,482
‫بعد از شبی که داشتیم انتظار داشتم
‫تا دیر وقت بخوابی

20
00:00:57,026 --> 00:01:00,350
‫آره . خب ، خورشیدِ صبحگاهی بهترین نور رو داره

21
00:01:02,702 --> 00:01:03,770
‫همونجا وایسا

22
00:01:04,907 --> 00:01:06,307
‫دیگه تقریبا تمومه

23
00:01:08,848 --> 00:01:12,526
‫تو زندگی قبلیم اگه یه جا لخت بودم
‫خیلی متواضع بودم

24
00:01:12,527 --> 00:01:14,632
‫خب پس خیلی پیشرفت داشتی

25
00:01:15,336 --> 00:01:17,301
‫تواضع برای افراد ضعیفه

26
00:01:24,970 --> 00:01:27,332
‫خب ، بهم نشونش میدی یا نه؟

27
00:01:27,333 --> 00:01:29,521
‫این نقاشی یه هدیه هست

28
00:01:29,522 --> 00:01:34,050
‫یه هدیه برای احترام به پیمانمون

29
00:01:35,167 --> 00:01:36,369
‫پیمانمون؟

30
00:01:36,370 --> 00:01:37,636
‫ما یه شب فوق‌العاده باهم داشتیم

31
00:01:37,637 --> 00:01:39,886
‫ولی حالا می‌بینم که شب ـمون یه
‫وسیله برای رسیدن به هدفت بوده

32
00:01:39,887 --> 00:01:44,449
‫یه وسیله‌ی خوشمزه و عالی برای
‫رسیدن به یه هدف مشترک

33
00:01:44,450 --> 00:01:46,922
‫بهم بگو به غیر از لذتِ دیشب

34
00:01:46,923 --> 00:01:50,158
‫و وعده‌ی یه نقاشی که مطمئنم زیبا هست

35
00:01:50,159 --> 00:01:52,196
‫یه جادوگرِ محله فرانسوی‌ها با پیوستن به تو

36
00:01:52,197 --> 00:01:54,001
‫دقیقا چه چیزی نصیبش میشه؟

37
00:01:54,002 --> 00:01:56,641
‫خب ، اون پیمانی که برادر عزیزم
‫با گروه‌های متخاصمِ

38
00:01:56,642 --> 00:01:58,905
‫این شهر مذاکره کرد

39
00:01:58,906 --> 00:02:00,577
‫همونی که خودت هم امضاش کردی

40
00:02:02,446 --> 00:02:05,385
‫شکی نیست که همه نیت خوبی دارن اما به‌هرحال...

41
00:02:05,386 --> 00:02:06,958
‫به‌هرحال اینجا محله فرانسوی‌هاست؟

42
00:02:07,959 --> 00:02:10,863
‫یه شهر مملو از دشمنانِ طبیعیِ هم

43
00:02:10,864 --> 00:02:16,771
‫چیزی که جادوگرا نیاز دارن
‫حفاظتیه که فقط من می‌تونم تامین کنم

44
00:02:16,772 --> 00:02:18,758
‫نه خون‌آشام‌ها ، نه گرگینه‌ها

45
00:02:18,759 --> 00:02:22,599
‫و نه حتی برادرم جرات نمی‌کنن باهات در بیفتن
‫اگه بفهمن که من سمتِ تو هستم

46
00:02:24,017 --> 00:02:28,856
‫و در قبالش من دقیقا باید چی به تو بدم؟

47
00:02:31,161 --> 00:02:35,442
‫تنها چیزی که می‌خوام وعده‌ی
‫اینه که با من پیمان بستی

48
00:02:35,443 --> 00:02:39,941
‫هیچ‌کس نمیدونه که چه زمانی
‫یه جادوگر قدرتمند لازم میشه

49
00:02:40,711 --> 00:02:42,532
‫خب پس...

50
00:03:18,500 --> 00:03:23,698
‫مونیک" ، حالت خوبه؟"
‫مونیک" ، به نظر میومد که تسخیر شده باشی"

51
00:03:23,699 --> 00:03:25,742
‫من تسخیر نشده بودم

52
00:03:25,743 --> 00:03:28,078
‫داشتم به نیاکانمون متصل می‌شدم

53
00:03:28,079 --> 00:03:30,458
‫اونا گفتن وقتشه که مراسمِ "دِرو" رو تکمیل کنیم

54
00:03:31,680 --> 00:03:34,918
‫برای این‌کار چهارمین دخترِ "دِرو" شده باید زنده بشه

55
00:03:34,919 --> 00:03:39,031
‫که یعنی وقتشه "جِنِویو"  بمیره

56
00:03:39,900 --> 00:03:40,900
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

57
00:03:41,900 --> 00:03:46,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫قسمت ۱۸ : بزرگ ناآرام</font>

58
00:03:47,700 --> 00:03:48,700
‫مترجم : کامران

59
00:03:50,741 --> 00:03:52,852
‫این سر و صداها دیگه کافیه

60
00:03:52,853 --> 00:03:54,682
‫مشکلی هست برادر؟

61
00:03:54,683 --> 00:03:56,398
‫آقایون ، خواهش می‌کنم

62
00:03:56,399 --> 00:04:00,694
‫من قبول کردم یه‌کم اینجا رو تغییر بدیم
‫نه اینکه همش رو خراب کنیم

63
00:04:00,695 --> 00:04:02,627
‫مارسل" و نوچه‌هاش برای تقریبا یک قرن از"

64
00:04:02,628 --> 00:04:04,496
‫خونه ـمون سوءاستفاده کردن

65
00:04:04,497 --> 00:04:07,117
‫حالا شاید تو حاضر باشی تو این
‫کثافت‌کاری زندگی کنی اما من نه

66
00:04:07,118 --> 00:04:08,800
‫منم با برادرت موافقم

67
00:04:08,801 --> 00:04:10,937
‫الان یه دورانِ جدید تو محله فرانسوی‌ها هست

68
00:04:10,938 --> 00:04:13,043
‫این خونه به یه تغیر دکوراسیونِ اساسی نیاز داره

69
00:04:13,044 --> 00:04:14,478
‫"مواظب باش "آلایژا

70
00:04:14,479 --> 00:04:19,217
‫وقتی این باهات موافقت می‌کنه
‫مطمئن باش یه چیزی ازت می‌خواد

71
00:04:19,218 --> 00:04:23,008
‫راستش یه درخواست دارم

72
00:04:23,009 --> 00:04:25,496
‫بهم گفته شده که گروهِ من از وقتی
‫مارسل" استفاده از جادو رو"

73
00:04:25,497 --> 00:04:28,730
‫منع کرده دیگه نتونستن روزهای
‫جشن رو تو فضای آزاد جشن بگیرن

74
00:04:28,731 --> 00:04:31,700
‫حالا با پیمان صلح جدیدمون
‫می‌خوام این موضوع عوض بشه

75
00:04:31,701 --> 00:04:34,639
‫و به نظرم تو هم یه روزِ جشنِ رو مد نظر داری

76
00:04:34,640 --> 00:04:37,397
‫جشن دعای خیر

77
00:04:37,398 --> 00:04:39,482
‫جشن برکت در گذشته

78
00:04:39,483 --> 00:04:41,580
‫اعضای جامعه در ازای برکت و نعمت

79
00:04:41,581 --> 00:04:43,049
‫یه سری هدیه به جادوگرا پیشکش می‌کردن

80
00:04:43,050 --> 00:04:44,552
‫ما می‌خوایم از این جشن برای معرفیِ

81
00:04:44,553 --> 00:04:47,488
‫"دختران جوانِ مراسم "دِرو
‫به جامعه‌ی جادوگرا استفاده کنیم

82
00:04:47,489 --> 00:04:49,617
‫پس جامعه جادوگرا تلاش کردن
‫خانواده منو نابود کنن

83
00:04:49,618 --> 00:04:53,425
‫و خودِ تو هم برادر و خواهر من رو
‫توی عذابی علیم نگه داشتی

84
00:04:53,426 --> 00:04:55,832
‫و حالا ازم اجازه‌ی یه جشن برای جادوگرا رو می‌خوای؟

85
00:04:58,419 --> 00:05:00,256
‫من با برادرت روابطم رو بهبود بخشیدم

86
00:05:03,273 --> 00:05:04,775
‫چرا تو هم بهش فکر نمی‌کنی؟

87
00:05:07,714 --> 00:05:09,951
‫"اینقدر خشک نباش "آلایژا

88
00:05:09,952 --> 00:05:11,931
‫توریست‌ها از یه جشنِ بزرگ خوششون میاد

89
00:05:11,932 --> 00:05:13,885
‫تازه چه راهی بهتر از نشون دادنِ ایمان
‫و حمایتون نسبت به

90
00:05:13,886 --> 00:05:16,561
‫جادوگرانی که زمانی دشمنمون بودن
‫باعث استحکام پیمانمون میشه

91
00:05:16,562 --> 00:05:21,107
‫دشمنی که تو باهاش بسیار صمیمی شدی

92
00:05:21,108 --> 00:05:24,319
‫کی گفته حفظ اتحاد نمی‌تونه
‫با سرگرمی و شادی همراه باشه؟

93
00:05:24,320 --> 00:05:26,802
‫بعضی‌ها اگه بودن به رفع نیازهای

94
00:05:26,803 --> 00:05:29,741
‫مادر بچه‌هاشون بیشتر توجه نشون میدادن

95
00:05:29,742 --> 00:05:34,496
‫پس دلیل اینکه امروز اینقدر متفکر شدی همینه

96
00:05:34,497 --> 00:05:37,317
‫آلایژا" ، حقیقت اینه که مادر بچه‌ی من"
‫از خاندان سلطنتیِ گرگینه‌هاست

97
00:05:37,318 --> 00:05:39,120
‫وقتی با گله‌اش تو مرداب باشن

98
00:05:39,121 --> 00:05:40,922
‫امنیتش در مقایسه با اینجا بودنش بیشتره

99
00:05:42,478 --> 00:05:46,156
‫نگران نباش . قبل از به دنیا اومدن
‫بچه میارمش خونه

100
00:05:47,625 --> 00:05:50,825
‫هیچ‌کدوم از بچه‌های من نباید تو باتلاق به دنیا بیان

101
00:05:50,826 --> 00:05:52,059
‫حتما شوخیت گرفته

102
00:05:52,060 --> 00:05:53,515
‫جدی میگم ، جریان چیه؟

103
00:05:53,516 --> 00:05:54,927
‫این مَردُم کی هستن؟

104
00:05:54,928 --> 00:05:58,164
‫چرا این بیرون وایسادن؟

105
00:05:58,165 --> 00:06:00,647
‫اونا از طرف همه‌ی گله‌های گرگینه‌ها اومدن

106
00:06:00,648 --> 00:06:03,775
‫چرا؟ که یه بچه‌ای که هنوز به دنیا نیومده رو ببینن؟

107
00:06:03,776 --> 00:06:07,946
‫بچه رو بیخیال . اینا اومدن تو رو ببینن

108
00:06:07,947 --> 00:06:09,304
‫با توجه به جایگاهی که پدر و مادرت تو

109
00:06:09,305 --> 00:06:11,042
‫ساختارِ گله داشتن شاید فکر می‌کنن که

110
00:06:11,043 --> 00:06:14,577
‫تو قراره امام زمانِ غایب ـشون باشی

111
00:06:14,578 --> 00:06:17,831
‫عالی شد . اصلا هم فشاری روم نیست

112
00:06:20,944 --> 00:06:22,012
‫الو؟

113
00:06:22,013 --> 00:06:24,981
‫اولیور" ، حدس میزنم یه به‌روز رسانی"
‫در مورد اون مساله‌ای که حرف زدیم داری

114
00:06:24,982 --> 00:06:27,984
‫آره ، درباره اون موضوع...

115
00:06:27,985 --> 00:06:30,185
‫الان گرگینه‌ها دارن قطار قطار میان محلِ زندگیمون

116
00:06:30,186 --> 00:06:32,521
‫پس یه‌کم سخت میشه که یه آدم مناسب رو پیدا کنم

117
00:06:32,522 --> 00:06:34,156
‫آخه تنها چیزی که تو بهم دادی یه اسم ـه

118
00:06:34,157 --> 00:06:35,351
‫آره . اسمش "کَری" هست

119
00:06:35,826 --> 00:06:38,184
‫موهای بلوند و چشم‌های قهوه‌ای داره

120
00:06:38,185 --> 00:06:40,196
‫اون یکی از اعضای قبیله من ـه
‫یکی از آشنایانِ دور

121
00:06:40,197 --> 00:06:42,105
‫از گله‌ی شمال شرقیِ اقیانوس اطلس

122
00:06:42,106 --> 00:06:45,733
‫اگه بخوایم به نقشه‌مون ادامه بدیم حضورش الزامیه

123
00:06:45,734 --> 00:06:47,801
‫پیداش کن و بیارش پیشم

124
00:06:48,703 --> 00:06:50,036
‫خیلی خب ، باشه . میرم سر وقتش

125
00:06:50,037 --> 00:06:52,470
‫یه چیز دیگه
‫برادرم به زودی تو رو به یه

126
00:06:52,471 --> 00:06:54,540
‫جشن برای بزرگداشت جادوگرا دعوت می‌کنه

127
00:06:54,541 --> 00:06:58,246
‫تو و دوستات با بزرگواری دعوتش رو قبول می‌کنین

128
00:06:58,247 --> 00:07:00,457
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

129
00:07:00,458 --> 00:07:02,448
‫چون اگه "آلایژا" فکر کنه که پیمانش کار می‌کنه

130
00:07:02,449 --> 00:07:04,183
‫کمتر میل پیدا می‌کنه که تو راهمون قرار بگیره

131
00:07:15,197 --> 00:07:16,364
‫چی می‌خوای؟

132
00:07:16,365 --> 00:07:20,059
‫من با یکی پیمان بستم که
‫ممکنه بتونه به عمو ـت کمک کنه

133
00:07:20,060 --> 00:07:23,572
‫بزار حدس بزنم
‫قدبلند ، مو قرمز ، خشن؟

134
00:07:23,573 --> 00:07:25,175
‫اون جادوگرای زنده شده همونایی هستن که

135
00:07:25,176 --> 00:07:26,210
‫کیارِن" رو طلسم کردن"

136
00:07:26,211 --> 00:07:27,775
‫چرا باید بخواد که بهم کمک کنه؟

137
00:07:27,776 --> 00:07:30,114
‫چون من بهش فرمان میدم که بهت کمک کنه

138
00:07:32,337 --> 00:07:35,408
‫فکر کنم کلمه‌ای که دنبالشی "متشکرم" باشه

139
00:07:35,409 --> 00:07:38,921
‫ولی اگه یه راه حل دیگه داری
‫به راه من جواب منفی بده

140
00:07:42,727 --> 00:07:43,895
‫نه

141
00:07:51,203 --> 00:07:52,678
‫صبر کن

142
00:07:55,609 --> 00:07:56,711
‫هر کاری می‌خوای انجام بده

143
00:07:56,712 --> 00:07:58,244
‫فقط بهش کمک کن

144
00:08:05,356 --> 00:08:07,724
‫ازم خواستی حواسم به "کلاوس" باشه
‫منم همین کار رو کردم

145
00:08:07,725 --> 00:08:09,026
‫اگه ازم بپرسی من میگم خیلی خوبه که

146
00:08:09,027 --> 00:08:10,561
‫کلاوس" پا پیچِ دختریه که"

147
00:08:10,562 --> 00:08:12,595
‫تو داری کنترلش می‌کنی
‫این بهمون کمک می‌کنه

148
00:08:12,596 --> 00:08:14,267
‫نمی‌خوام "کمی" آسیب ببینه

149
00:08:14,268 --> 00:08:16,533
‫همین الانم جادوگرا دارن جاسوسیش رو می‌کنن

150
00:08:16,534 --> 00:08:18,304
‫میدونی اگه "کلاوس" بفهمه که ما باهم خوابیدیم

151
00:08:18,305 --> 00:08:20,078
‫اون‌وقت چکار می‌کنه؟

152
00:08:20,079 --> 00:08:21,204
‫مشکل من نیست

153
00:08:21,205 --> 00:08:24,791
‫چیزی که باید نگرانش باشیم
‫اینه که بدونیم دنبال چی هست

154
00:08:24,792 --> 00:08:26,782
‫داره یه قول و قراری با جادوگرا می‌بنده

155
00:08:26,783 --> 00:08:28,916
‫و داره این‌کار رو پشت سرِ "آلایژا" انجام میده

156
00:08:28,917 --> 00:08:31,451
‫هر کاری که می‌خواد بکنه
‫اگه فقط مدرکشو داشتم...

157
00:08:31,452 --> 00:08:34,117
‫اون‌وقت چی؟ اون‌وقت میرفتی چُقُلی ـش رو
‫پیش برادر بزرگش می‌کردی؟

158
00:08:34,118 --> 00:08:36,010
‫می‌خواستی اونا رو برعلیه هم بشورونی؟

159
00:08:36,011 --> 00:08:37,762
‫تو از محله تبعید شدی

160
00:08:37,763 --> 00:08:39,658
‫اگه "آلایژا" بو ببره که اومدی درجا می‌میری

161
00:08:39,659 --> 00:08:42,560
‫اونجور که من می‌شناسمشون تو اونا رو نمی‌شناسی

162
00:08:43,075 --> 00:08:45,228
‫اونا همین الانم نصفه نیمه برعلیه هم شدن

163
00:08:45,229 --> 00:08:49,899
‫هزار سال مشکلات خانوادگی و غرور و گناه و حسادت

164
00:08:49,900 --> 00:08:52,068
‫از اون خانواده یه انبار باروت ساخته

165
00:08:52,069 --> 00:08:54,938
‫تنها کاری که باید کرد روشن کردن یه کبریت ـه

166
00:08:54,939 --> 00:08:56,803
‫پس باید از کجا کبریت خرید؟

167
00:08:59,341 --> 00:09:02,120
‫دور و برت رو ببین "مارسل" . ما هیچی نداریم

168
00:09:02,121 --> 00:09:03,624
‫منم با هیچی شروع کردم

169
00:09:05,411 --> 00:09:08,129
‫تازه تا وقتی تو رو تبدیل نکردم هیچی درست نشد

170
00:09:09,726 --> 00:09:13,984
‫تو و آهنگ‌هات و شهری که برای تصاحب داشتیم

171
00:09:13,985 --> 00:09:16,655
‫"اون‌موقع‌ها اینجوری بود "تی

172
00:09:16,656 --> 00:09:18,264
‫بیا اون‌روزها رو پس بگیریم

173
00:09:20,654 --> 00:09:22,307
‫و کی تو رو رئیس کرد؟

174
00:09:22,308 --> 00:09:24,360
‫من با اجدادمون ارتباط برقرار کردم

175
00:09:24,361 --> 00:09:27,398
‫اونا گفتن وقتشه که خودت رو قربانی کنی

176
00:09:31,369 --> 00:09:37,033
‫البته . این یه افتخاره که
‫وظیفه‌ام نسبت به گروهم رو انجام بدم

177
00:09:38,672 --> 00:09:41,075
‫اما هنوز زمانِ من نرسیده

178
00:09:41,076 --> 00:09:42,513
‫اجدادمون خیلی واضح صحبت کردن

179
00:09:42,514 --> 00:09:44,616
‫تو باید بمیری تا گروهمون بتونه

180
00:09:44,617 --> 00:09:46,456
‫قدرتِ کاملِ مراسم "دِرو" رو داشته باشه

181
00:09:46,457 --> 00:09:48,291
‫"حواست باشه "مونیک

182
00:09:48,292 --> 00:09:50,918
‫خیلی وقت پیش نبود که منم یکی از نیاکان بودم

183
00:09:50,919 --> 00:09:53,129
‫یه روح که مجبور بود تماشا کنه که چطور

184
00:09:53,130 --> 00:09:56,344
‫جادوگرا کم‌کم همه چیز رو
‫به خون‌آشام‌ها تسلیم می‌کنن

185
00:09:58,775 --> 00:10:01,406
‫ما دیگه زیر سلطه "مارسل" نیستیم

186
00:10:01,407 --> 00:10:05,975
‫اما من یکی که دوست ندارم
‫به "آلایژا" جوابگو باشیم

187
00:10:05,976 --> 00:10:08,561
‫می‌خوام قبل از اینکه برم مطمئن بشم قدرت اینو

188
00:10:08,562 --> 00:10:11,916
‫دارین که سرنوشت خودتون رو خودتون رقم بزنین

189
00:10:11,917 --> 00:10:14,820
‫"مادر "مایکلسون"ها یعنی "استر
‫یه جادوگرِ قدرتمند بود

190
00:10:16,043 --> 00:10:19,993
‫کتابش شامل طلسم‌هاییه که می‌تونیم
‫برای نیازهامون ازش استفاده کنیم

191
00:10:19,994 --> 00:10:21,964
‫می‌تونم برای گروهمون بدزدمش و اینجور

192
00:10:21,965 --> 00:10:24,163
‫دیگه هیچ‌وقت تحت سلطه خون‌آشامها نخواهیم بود

193
00:10:26,011 --> 00:10:27,704
‫من رو هم قربانی می‌کنی...

194
00:10:29,010 --> 00:10:32,261
‫اما قبل از اینکه بمیرم باید به یه سری کارها برسم

195
00:10:35,231 --> 00:10:37,575
‫ازمون می‌خوای بریم به جشنِ جادوگرا

196
00:10:37,576 --> 00:10:39,016
‫زانو بزنیم و بهشون هدیه بدیم؟

197
00:10:40,415 --> 00:10:42,186
‫شرمنده اما الان یادم اومد که امشب

198
00:10:42,187 --> 00:10:44,933
‫مشغول انجام دادن یه چیز دیگه هستیم
‫که مجبور نشیم بیایم مراسمشون

199
00:10:44,934 --> 00:10:46,423
‫دیئِگو" ، این یه درخواست نیست"

200
00:10:46,424 --> 00:10:47,924
‫اسم تو هم تو پیمان ـمون اومده

201
00:10:47,925 --> 00:10:50,125
‫حالا اگه برات سخته که موقعیت فعلیت رو حفظ کنی

202
00:10:50,126 --> 00:10:54,404
‫خیلی خوشحال میشم که تو رو از سِمَتِت برکنار کنم

203
00:10:57,971 --> 00:10:59,672
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی رو ببینم که

204
00:10:59,673 --> 00:11:01,840
‫خون‌آشام‌ها در مقابل جادوگرا زانو بزنن

205
00:11:01,841 --> 00:11:04,275
‫من این کارشون رو به عنوان
‫نمایش نشون دادنِ قدرت میدونم

206
00:11:04,276 --> 00:11:06,580
‫با به رسمیت شناختن یه دسته‌ی کوچیک

207
00:11:06,581 --> 00:11:09,503
‫اما تو که درخواست نمی‌کنی ، مگه نه؟

208
00:11:12,988 --> 00:11:16,325
‫"می‌بینم چیزی که در مورد تو میگن درسته "آلایژا

209
00:11:16,326 --> 00:11:19,493
‫تو حتی کاری می‌کنی که زورگویی هم
‫به نظر شرافتمندانه بیاد

210
00:11:21,328 --> 00:11:27,003
‫خب ، توریست‌ها عاشق اینجور چیزا هستن

211
00:11:27,004 --> 00:11:28,372
‫میدونی اگه یهو می‌فهمیدن که ماوراطبیعیه وجود داره

212
00:11:28,373 --> 00:11:31,273
‫چکار می‌کردن؟

213
00:11:31,274 --> 00:11:33,472
‫حدس میزنم ازم می‌خوای برم مراسم جشن

214
00:11:33,473 --> 00:11:35,692
‫و بعدشم برم به جشن خصوصیشون

215
00:11:35,693 --> 00:11:37,177
‫درسته

216
00:11:37,178 --> 00:11:38,845
‫خوشحال میشم که برم

217
00:11:40,463 --> 00:11:43,684
‫و اینجوری یه لطف به انسان‌ها بدهکار میشی

218
00:11:44,820 --> 00:11:46,421
‫مردم ـت منحصرا آماده هستن تا

219
00:11:46,422 --> 00:11:48,925
‫درس عبرتی برای بقیه مَردُمِ
‫محله فرانسوی‌ها درست کنن

220
00:11:48,926 --> 00:11:52,029
‫و برای همین مهمه که گرگینه‌ها هم شرکت بکنن

221
00:11:52,030 --> 00:11:54,044
‫ممنون اما رد می‌کنیم؟

222
00:11:54,045 --> 00:11:55,296
‫بزار ببینیم چی میگه

223
00:11:55,297 --> 00:11:58,399
‫جادوگرا اونایی هستن که گله‌ات رو جادو کردن

224
00:11:58,400 --> 00:11:59,868
‫و از اولین‌باری که اومدم تو شهر به غیر از آزار

225
00:11:59,869 --> 00:12:01,902
‫و اذیتم دیگه هیچ‌کاری نکردن پس نه

226
00:12:03,605 --> 00:12:04,724
‫ما نمیایم

227
00:12:04,820 --> 00:12:07,539
‫"الان یه دوران جدید تو شهر هست "هِیلی

228
00:12:07,540 --> 00:12:08,836
‫من با "اولیور" موافقم

229
00:12:10,706 --> 00:12:12,908
‫اگه بخوایم باهم زندگی مصالمت‌آمیز
‫داشته باشیم باید شرکت کنیم

230
00:12:12,909 --> 00:12:15,986
‫ما هم یه نماینده با یه هدیه می‌فرستیم

231
00:12:29,894 --> 00:12:31,294
‫خیلی آسون بود

232
00:12:32,890 --> 00:12:34,198
‫بهشون اعتماد نکن

233
00:12:35,768 --> 00:12:37,202
‫به هیچ‌کدومشون اعتماد نکن

234
00:12:46,779 --> 00:12:50,418
‫اگه همین الان از پیچ و تاب خوردن دست برنداری
‫برام اهمیتی نداری کی رو می‌شناسی

235
00:12:50,419 --> 00:12:52,144
‫همینجا استخون پات رو میشکنم

236
00:12:52,145 --> 00:12:55,763
‫وقتی ازت خواستم "کری" رو برام بیاری
‫یعنی "کری" مهمانم بود

237
00:12:55,764 --> 00:12:58,824
‫می‌تونم بهت پیشنهاد کنم که قبل از
‫اینکه از زندگیِ فانی ـت آزادت کنم

238
00:12:58,825 --> 00:13:00,113
‫کری" رو آزاد کنی؟"

239
00:13:02,407 --> 00:13:05,845
‫من همینطور که خواسته بودی
‫پیداش کردم اما اون بهم حمله کرد

240
00:13:05,846 --> 00:13:06,912
‫گله‌ی اون خیلی وقته با

241
00:13:06,913 --> 00:13:09,244
‫گله‌ی من مشکل دارن و منم
‫هیچی بهشون بدهکار نیستم

242
00:13:09,245 --> 00:13:11,320
‫می‌بینی؟ همین رفتار کوته‌بینانه هست که باعث شده

243
00:13:11,321 --> 00:13:13,457
‫گرگینه‌ها افت و سقوط داشته باشن

244
00:13:13,458 --> 00:13:15,587
‫"ولی من مطمئنم "مارسل
‫و "جادوگرا" این‌کار رو کردن

245
00:13:16,067 --> 00:13:17,878
‫گله‌ها باید باهم متحد میشدن

246
00:13:17,879 --> 00:13:20,338
‫اما "مارسل" اون نقطه ضعف
‫رو دید و ازش سوءاستفاده کرد

247
00:13:20,339 --> 00:13:22,641
‫اگه می‌خوای که فقط گله
‫گرگینه‌های هلال ماه شورش کنن

248
00:13:22,642 --> 00:13:25,013
‫همون بهتر که تو کلبه‌هاتون تو باتلاق بمونین

249
00:13:29,828 --> 00:13:32,283
‫فکر نکنم افتخار آشنایی با شما رو داشته باشم

250
00:13:32,284 --> 00:13:34,220
‫افسانه‌ها میگن تو از تبارِ خونیِ ما هستی

251
00:13:34,221 --> 00:13:36,104
‫افسانه‌ها حقیقت دارن

252
00:13:36,105 --> 00:13:40,631
‫بیا اینجا . من فهمیدم که این انگشتر بین

253
00:13:40,632 --> 00:13:42,497
‫نسل‌های مختلف خاندانمون دست به دست شده

254
00:13:45,171 --> 00:13:47,199
‫می‌خوام بدونم که چه سنگی تو این انگشتر بوده

255
00:13:47,200 --> 00:13:49,034
‫من هیچ‌وقت سنگی رو تو این انگشتر ندیدم

256
00:13:49,035 --> 00:13:51,661
‫می‌تونی از بقیه برای من این سوال رو بپرسی؟

257
00:13:51,662 --> 00:13:53,979
‫ببین چی می‌تونی پیدا کنی

258
00:13:53,980 --> 00:13:56,982
‫تو نمی‌تونی خودت تنهایی وقتی اینور رودخونه

259
00:13:56,983 --> 00:13:58,585
‫و تو تبعید هستی یه شورش رو رهبری کنی

260
00:13:58,586 --> 00:14:01,757
‫یعنی خوشت بیاد یا نیاد
‫نقشه "آلایژا" الان واقعیتِ جدید شده

261
00:14:01,758 --> 00:14:03,891
‫آلایژا" مجبورت کرده که به جادوگرا تعظیم کنی"

262
00:14:03,892 --> 00:14:07,195
‫به نظرت چقدر طول می‌کشه تا
‫مجبورت کنه به گرگینه‌ها هم تعظیم کنی؟

263
00:14:07,196 --> 00:14:11,402
‫درسته . حالا کی می‌خواد این شورش رو
‫به عهده بگیره؟ تو؟

264
00:14:12,871 --> 00:14:14,505
‫چندتا فکر خوب دارم

265
00:14:17,176 --> 00:14:20,984
‫آخرین‌باری که پیشِ تو در مقابلِ
‫یه اصیل وایسادم رو یادمه

266
00:14:20,985 --> 00:14:22,359
‫خیلی خوب پیش نرفت

267
00:14:22,360 --> 00:14:24,790
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که
‫نشون بدیم نمی‌خوایم تعظیم کنیم

268
00:14:24,791 --> 00:14:26,657
‫اگه به اندازه کافی سر و صدا تولید کنیم اونا میرن

269
00:14:26,658 --> 00:14:30,330
‫و من فکر کردم اگه باهم باشیم
‫می‌تونیم حتی بیشتر سر و صدا کنیم

270
00:14:30,331 --> 00:14:34,269
‫ببین ، "آلایژا مایکلسون" یه آدم عوضیه . درست

271
00:14:34,270 --> 00:14:36,638
‫مساله اینه که با اون حداقل میدونم کجای کار هستم

272
00:14:36,639 --> 00:14:38,003
‫واقعا؟

273
00:14:38,099 --> 00:14:40,005
‫ما "کلاوس" رو تحت نظر داریم

274
00:14:40,540 --> 00:14:45,006
‫با جادوگرا معامله می‌کنه
‫مخفیانه به ملاقات گرگینه‌ها میره

275
00:14:45,007 --> 00:14:46,883
‫تو نمی‌تونی بهشون اعتماد کنی

276
00:14:46,884 --> 00:14:48,969
‫تو کسی هستی که سکه‌ی "کلاوس" رو برداشتی

277
00:14:48,970 --> 00:14:50,008
‫"تو "مارسل

278
00:14:50,009 --> 00:14:52,409
‫شاید حافظه "تیئِری" ضعیف باشه اما من نه

279
00:14:54,115 --> 00:14:55,395
‫تو یه آدم ترسو هستی

280
00:14:57,177 --> 00:14:59,112
‫هی ، صبر کن ببینم . وایسا

281
00:15:02,848 --> 00:15:05,549
‫وقتی اون سکه رو برداشتم می‌خواستم زندگی ـت رو نجات بدم

282
00:15:05,550 --> 00:15:07,198
‫کلاوس" می‌خواست همه‌تون رو بکشه"

283
00:15:08,115 --> 00:15:10,717
‫یه رهبر خوب میدونه کی از مبارزه دست بکشه
‫تا بتونه یه روز دیگه مبارزه کنه

284
00:15:10,718 --> 00:15:11,949
‫امروز همون روزه

285
00:15:11,950 --> 00:15:13,885
‫من آماده‌ام . همراه من می‌جنگی؟

286
00:15:13,886 --> 00:15:17,088
‫با چی؟ اطراف‌ـت رو نگاه کن

287
00:15:17,089 --> 00:15:20,126
‫"تنها چیزی که داری فقط "تیئِری
‫و یه مشت وعده وعیده

288
00:15:20,127 --> 00:15:22,396
‫به نظر میاد شماها نمی‌فهمین من چی میگم
‫تو باختی ، درست؟

289
00:15:22,397 --> 00:15:25,127
‫من طرف برنده رو انتخاب کردم
‫پس اگه می‌خوای یه جنگ شروع کنی

290
00:15:26,094 --> 00:15:27,662
‫داری برعلیه من می‌جنگی

291
00:15:34,363 --> 00:15:36,476
‫وقتشه که یه‌کم قانع‌کننده‌تر باشیم

292
00:15:42,546 --> 00:15:44,481
‫این چیه؟ دبیرستان؟

293
00:15:44,482 --> 00:15:46,650
‫چرا متوجه نمیشی چی میگم
‫که سرت به کار خودت گرم باشه؟

294
00:15:48,919 --> 00:15:49,989
‫این گله‌ی من ـه

295
00:15:49,990 --> 00:15:51,618
‫که باعث میشه این کارِ من باشه

296
00:15:52,625 --> 00:15:54,060
‫لازم نیست اینقدر به خودت فشار بیاری

297
00:15:54,061 --> 00:15:55,095
‫"برات خوب نیست "هِیلی

298
00:15:55,096 --> 00:15:56,730
‫من سعی کردم خوش برخورد باشم

299
00:15:56,731 --> 00:15:59,789
‫اما آخرین ماه بارداری پر از تغییر
‫توی هورمون‌ها و تغییر اخلاقه

300
00:15:59,790 --> 00:16:01,997
‫پس اگه نمی‌خوای دستت رو بشکونم به نفعته

301
00:16:01,998 --> 00:16:04,398
‫که بهم بگی جریان چیه

302
00:16:04,399 --> 00:16:05,967
‫- برو به جهنم
‫- خفه‌شو

303
00:16:05,968 --> 00:16:07,469
‫دیگه نیازی نیست اینو ازش مخفی نگه داریم

304
00:16:07,470 --> 00:16:08,938
‫ولی من یه دلیل به ذهنم میرسه

305
00:16:08,939 --> 00:16:11,510
‫یه دلیلِ قد بلند و نامیرا که دستمال جیبی می‌پوشه

306
00:16:11,511 --> 00:16:14,947
‫هِیلی" ، تو یکی از ما هستی"
‫پس باید حقیقت رو بدونی

307
00:16:14,948 --> 00:16:16,181
‫حالا ولش کن

308
00:16:24,489 --> 00:16:28,793
‫ما یه پیمان بستیم که می‌تونه
‫همه چیز رو برای گرگینه‌ها عوض کنه

309
00:16:28,794 --> 00:16:30,737
‫یه پیمان با کی؟

310
00:16:30,738 --> 00:16:31,738
‫"کلاوس"

311
00:16:34,829 --> 00:16:36,632
‫همه چیز رو بهم بگو

312
00:16:36,633 --> 00:16:39,172
‫تو این همه راه اومدی که
‫برای جون یه انسان التماس کنی؟

313
00:16:39,173 --> 00:16:43,309
‫وقتِ پدر "کیارِن" داره تموم میشه
‫و اون همیشه یه متحد واقعی برام بوده

314
00:16:43,310 --> 00:16:46,478
‫"متحدِ تو و عموی "کمی

315
00:16:47,714 --> 00:16:51,282
‫شرمنده . همونطور که قبلا گفتم
‫هیچ راهی برای از بین بردن طلسم نیست

316
00:16:51,283 --> 00:16:54,085
‫بیخیال ، من و تو میدونیم که
‫طبیعت همیشه یه راه فرار می‌سازه

317
00:16:54,086 --> 00:16:56,022
‫برای این یکی نه

318
00:16:56,023 --> 00:16:57,559
‫حداقل بین مَردُمِ من که نیست

319
00:16:57,655 --> 00:16:59,494
‫هر چند یه ایده دارم

320
00:17:00,663 --> 00:17:03,264
‫ماردت یه جادوگرِ قدرتمند بود

321
00:17:03,265 --> 00:17:05,814
‫اون می‌تونسته به همه این
‫طلسم‌ها دسترسی داشته باشه

322
00:17:05,815 --> 00:17:07,444
‫شاید بتونم یه نگاهی به کتاب طلسم‌های

323
00:17:07,540 --> 00:17:09,272
‫مادرت بندازم

324
00:17:09,273 --> 00:17:11,375
‫تو می‌خوای از بیماری پدر "کیارِن" به عنوان

325
00:17:11,376 --> 00:17:13,709
‫بهانه‌ای برای نگاه کردن به کتاب
‫طلسم‌های مادرم استفاده کنی

326
00:17:13,710 --> 00:17:15,008
‫خیلی زیرکانه هست

327
00:17:15,009 --> 00:17:17,328
‫بیخیال ، کتاب طلسم‌ها به‌درد تو نمی‌خوره

328
00:17:18,478 --> 00:17:21,951
‫اما با قدرتش می‌تونم جا پام رو بین جادوگرا محکم کنم

329
00:17:21,952 --> 00:17:23,253
‫نه . شرمنده عشقم

330
00:17:23,254 --> 00:17:26,459
‫به اندازه کافی بد هست که قدرت مادرم
‫بعد از دفنش اینجا با نیاکان ـت پیوند خورده

331
00:17:26,460 --> 00:17:28,122
‫و آخرین چیزی که نیاز دارم اینه که تو بتونی

332
00:17:28,123 --> 00:17:31,339
‫تو کتابِ سراسر حقه و نیرنگ‌های کثیفش نگاه کنی

333
00:17:31,340 --> 00:17:33,564
‫خیلی بد شد

334
00:17:33,565 --> 00:17:35,598
‫"مخصوصا برای پدر "کیارِن

335
00:17:36,860 --> 00:17:38,600
‫فکر کنم اینطوری خودت به "کمی" میگی

336
00:17:41,490 --> 00:17:43,943
‫فکر می‌کنی برعلیه من اهرم فشار داری؟

337
00:17:43,944 --> 00:17:46,880
‫کسی نمی‌تونه منو کنترل کنه

338
00:17:52,334 --> 00:17:55,586
‫و هیچ‌کس هم نمی‌تونه تهدیدم کنه
‫پس بین خودمون ۲تا بمونه

339
00:17:55,587 --> 00:17:57,121
‫هردو میدونیم کجای کار وایسادیم

340
00:17:57,122 --> 00:17:59,826
‫تا زمانی که بتونیم اون احترام متقابل رو حفظ کنیم

341
00:17:59,827 --> 00:18:02,457
‫دیگه هیچ نیازی به تظاهر به قدرت نیست

342
00:18:02,964 --> 00:18:04,501
‫دیگه بهم زنگ نزن

343
00:18:43,596 --> 00:18:45,237
‫وقتشه

344
00:18:45,238 --> 00:18:49,073
‫کلاوس" میره مراسم جشن"
‫که یعنی خونه خالی میشه

345
00:18:49,074 --> 00:18:50,508
‫میدونی باید چکار کنی

346
00:19:09,520 --> 00:19:13,271
‫حالا با توجه به جشنِ دعای خیر ـمون

347
00:19:13,272 --> 00:19:16,992
‫جادوگرانِ "نیو اورلانز" به شما برکت میدن

348
00:20:28,527 --> 00:20:30,524
‫یه‌کم آسون بود ، مگه نه؟

349
00:20:32,664 --> 00:20:34,486
‫انتظارت رو می‌کشیدم

350
00:20:36,167 --> 00:20:37,403
‫دیر اومدی

351
00:20:45,760 --> 00:20:46,977
‫"دِوینا"

352
00:20:48,429 --> 00:20:49,957
‫"آلایژا"

353
00:20:49,958 --> 00:20:51,218
‫خیلی خوبه که تو رو می‌بینم

354
00:20:52,392 --> 00:20:54,587
‫و شرایط هم خیلی بهتر شده

355
00:20:54,588 --> 00:20:56,055
‫واقعاً؟

356
00:20:56,056 --> 00:20:58,727
‫دوستم "تیم" هنوز مُرده
‫و برادرِ تو هنوز نفس می‌کشه

357
00:20:58,728 --> 00:21:00,231
‫دِوینا" ، دیگه کافیه"

358
00:21:00,232 --> 00:21:02,386
‫آلایژا" امشب حامیِ ما بوده"

359
00:21:02,387 --> 00:21:04,558
‫پس بهش احترام نشون میدیم

360
00:21:08,574 --> 00:21:10,009
‫ممنون به‌خاطر همه اینها

361
00:21:10,010 --> 00:21:11,687
‫این برای تو نیست

362
00:21:11,688 --> 00:21:14,214
‫تو هم به خوبی من میدونی که
‫مَردُمِ ـت هیچ صلحی رو قبول نمی‌کنن

363
00:21:14,215 --> 00:21:16,451
‫مگر اینکه بهشون یه‌کم احترام نشون بدیم

364
00:21:16,452 --> 00:21:17,751
‫پس بزار احترام نشونشون بدیم

365
00:21:20,378 --> 00:21:22,159
‫از جشن لذت ببر

366
00:21:30,096 --> 00:21:34,496
‫چه عجیب . فکر می‌کردم پیش دوستِ رنگارنگت باشی

367
00:21:34,497 --> 00:21:37,796
‫خب ، تو یه نماینده از طرف گرگینه‌ها خواستی

368
00:21:37,797 --> 00:21:41,099
‫پس یا منو قبول کن یا پاشم برم

369
00:21:51,817 --> 00:21:53,019
‫مشکلی پیش اومده؟

370
00:21:54,662 --> 00:21:57,459
‫این مَردُم برای ستایش جادوگرا اومدن

371
00:21:57,460 --> 00:21:59,561
‫اون چکار کرده که خودش رو ارزشمند نشون داده؟

372
00:21:59,562 --> 00:22:02,162
‫اون یکی از دخترای مراسم "دِرو"ـه ، مثل خودت

373
00:22:03,834 --> 00:22:06,305
‫قدرت‌های ما یه هدیه از نیاکانمون ـه

374
00:22:06,306 --> 00:22:08,905
‫من باید خیلی چیزا رو قربانی می‌کردم
‫تا اون قدرت رو بدست بیارم

375
00:22:10,136 --> 00:22:13,165
‫من مادر و خاله‌ام رو از دست دادم

376
00:22:13,166 --> 00:22:15,128
‫دِوینا" هیچ کاری به غیر از مقابله با ما انجام نداده"

377
00:22:15,979 --> 00:22:18,212
‫اون فقط به یه درس کوچیک نیاز داره

378
00:22:18,213 --> 00:22:21,718
‫اگه یه چیز باشه که بلد باشم
‫اینه که چطور مردم رو سر جاشون بشونم

379
00:22:27,487 --> 00:22:32,732
‫خوش آمدید . همونطور که رسومِ قدیمیِ ما میگن

380
00:22:32,733 --> 00:22:35,970
‫همتون می‌تونین هدایای پیشکشی خود رو بیارید

381
00:22:36,454 --> 00:22:39,879
‫این رسم ما هست که پیشکش هیچ‌کس رو رَد نمی‌کنیم

382
00:22:39,880 --> 00:22:42,181
‫و هیچ‌کس رو دست خالی نمی‌فرستیم

383
00:23:24,210 --> 00:23:25,799
‫میشه به تو هم هدیه داد؟

384
00:23:28,536 --> 00:23:29,604
‫اینجا چکار می‌کنی؟

385
00:23:29,605 --> 00:23:32,369
‫به‌طور فنی مهمون ناخونده هستم
‫اما اومدم تو رو ببینم

386
00:23:32,370 --> 00:23:35,167
‫نگران نباش . فقط می‌خوام چیزی که
‫تو ذهنمه رو بگم و بعدش میرم

387
00:23:35,979 --> 00:23:37,210
‫بیا

388
00:23:37,781 --> 00:23:39,293
‫و این چیه؟

389
00:23:39,294 --> 00:23:41,413
‫یه پیشکش از طرف من

390
00:23:41,414 --> 00:23:43,172
‫میدونم هیچ دلیلی نداریم که
‫همدیگه رو دوست داشته باشیم

391
00:23:43,173 --> 00:23:45,591
‫اما می‌خوام به چیزی که
‫آلایژا" ساخته احترام بزارم"

392
00:23:45,592 --> 00:23:47,676
‫چیزی که عموم به‌خاطرش تلاش کرد

393
00:23:47,677 --> 00:23:50,429
‫پس موضوع درباره عمو ـته

394
00:23:50,430 --> 00:23:54,395
‫همونطور که گفتم میدونی هیچ دلیلی نداری
‫که بهم کمک کنی اما "کلاوس" بهم گفت

395
00:23:54,396 --> 00:23:57,167
‫خیلی وقت پیش زندگی تو رو به ناحق ازت گرفتن

396
00:23:57,168 --> 00:24:02,507
‫و اگه من و تو نتونیم به "کیارِن" کمک کنیم
‫پس زندگی اونم به ناحق ازش گرفته میشه

397
00:24:02,508 --> 00:24:06,406
‫پس من بهت التماس می‌کنم . خواهش می‌کنم

398
00:24:11,653 --> 00:24:14,036
‫کلاوس" گفت تو مال این دوره هستی"

399
00:24:14,037 --> 00:24:18,525
‫- و من فکر کردم با این موهای قرمز رنگ ـت...
‫- منم دقیقا یکی مثل همینو داشتم

400
00:24:24,501 --> 00:24:27,170
‫شاید بتونم بهت کمک کنم

401
00:24:44,195 --> 00:24:47,194
‫جاش" ، اینجا چکار می‌کنی؟"

402
00:24:47,195 --> 00:24:48,530
‫چی؟ شوخی می‌کنی؟

403
00:24:48,531 --> 00:24:50,163
‫اصلا راه نداره که روز بزرگِ تو رو از دست بدم

404
00:24:50,671 --> 00:24:52,741
‫تازه موسیقی ، یاد ، آتش

405
00:24:52,742 --> 00:24:55,122
‫نوجوونِ درونیِ من الان داره تو بهشت سر می‌کنه

406
00:24:58,143 --> 00:25:00,752
‫هر چند به نظر نمیاد که به تو خوش بگذره

407
00:25:02,781 --> 00:25:06,630
‫بیخیال ، بیا از اینجا بریم بیرون

408
00:25:06,631 --> 00:25:08,354
‫"جاشوا"

409
00:25:08,856 --> 00:25:11,304
‫چه اتفاق خوشایندی که اینجا دیدمت

410
00:25:12,985 --> 00:25:14,593
‫ما باهم یه کارِ نیمه‌تموم داریم

411
00:25:19,334 --> 00:25:20,568
‫باید همین الان از اینجا بری

412
00:25:20,569 --> 00:25:21,870
‫اگه بخوایم با انصاف باشیم

413
00:25:21,871 --> 00:25:23,672
‫تو دیگه قدرت سابقت رو نداری ، مگه نه؟

414
00:25:23,673 --> 00:25:25,439
‫تو توی جایگاهی نیستی که بخوای دستور بدی

415
00:25:27,575 --> 00:25:28,709
‫بیخیال رفیق

416
00:25:28,710 --> 00:25:30,042
‫هی ، می‌تونیم در این مورد حرف بزنیم؟

417
00:25:30,043 --> 00:25:31,242
‫"جاش"

418
00:25:33,513 --> 00:25:38,139
‫خانم‌ها و آقایون ، می‌تونم توجهتون رو جلب کنم؟

419
00:25:38,140 --> 00:25:43,815
‫ما امروز اینجا جمع شدیم تا
‫با جادوگرای عزیزمون پیمان ببندیم

420
00:25:44,560 --> 00:25:50,154
‫اما یه جادوگرِ خاص به‌طور کامل نادیده گرفته شده

421
00:25:51,994 --> 00:25:54,117
‫به نظر من که یه‌کم نامنصفانه هست

422
00:25:57,103 --> 00:25:58,271
‫نه

423
00:26:00,803 --> 00:26:02,417
‫من هدیه‌ی تو رو نمی‌خوام

424
00:26:04,973 --> 00:26:08,943
‫میدونم که با توجه به گذشته‌مون
‫چرا نمی‌خوای منو قبول کنی

425
00:26:10,912 --> 00:26:16,553
‫در حقیقت خیلی از ما که امروز اینجا هستیم
‫تو میدانِ نبرد بینمون آسیب دیدیم

426
00:26:16,554 --> 00:26:18,718
‫تا وقتی که پیمانِ برادرم این آسیب رو به پایان رسوند

427
00:26:18,719 --> 00:26:22,188
‫دوست من "جاش" توی یه نقشه
‫برای کشتنم دست داشت

428
00:26:22,189 --> 00:26:28,188
‫این تو محدوده حق قانونی من هست
‫که همینجا اعدامش کنم

429
00:26:31,632 --> 00:26:36,071
‫اما به‌خاطر ایجاد همبستگی

430
00:26:36,072 --> 00:26:40,163
‫و به‌خاطر تو "دِوینا" بدین‌وسیله
‫من "جاش" رو می‌بخشم

431
00:26:41,552 --> 00:26:46,628
‫جاش" ، از امروز به بعد لازم نیست از چیزی بترسی"

432
00:26:52,333 --> 00:26:53,500
‫خواهش می‌کنم

433
00:27:14,000 --> 00:27:15,615
‫خب ، می‌خوای بازش کنی؟

434
00:27:27,587 --> 00:27:29,793
‫چیه؟ این چی هست؟

435
00:27:29,794 --> 00:27:31,839
‫این طلسمیه که انگشتر روشنایی می‌سازه

436
00:27:40,486 --> 00:27:43,274
‫شنیدم روی گرگینه‌ها خیلی تاثیر گذاشتی

437
00:27:44,643 --> 00:27:46,877
‫قرار من با اونا باید یه راز می‌موند اما می‌بینم

438
00:27:46,878 --> 00:27:48,611
‫که با زور ازشون کشیدیش بیرون

439
00:27:48,612 --> 00:27:50,146
‫خیلی حرکت جسورانه‌ای بود

440
00:27:50,147 --> 00:27:55,777
‫و اینکه تصمیم گرفتی امروز تنهایی
‫اینجا نماینده گرگینه‌ها باشی

441
00:27:55,778 --> 00:27:58,857
‫بهت اعتماد می‌کنم که نخوای
‫نقشه‌هام رو به‌هم بریزی

442
00:27:58,858 --> 00:28:01,616
‫واقعا می‌خوای "آلایژا" رو دور بزنی؟

443
00:28:01,617 --> 00:28:04,597
‫تا وقتی مردم ـت سود ببرن
‫دیگه چه فرقی برات می‌کنه؟

444
00:28:04,598 --> 00:28:10,206
‫اگه بفهمم داری سرمون بازی درمیاری
‫تا یکی از نقشه‌هات رو عملی کنی...

445
00:28:10,207 --> 00:28:11,542
‫میدونی ، تو خیلی پیشرفت کردی

446
00:28:11,543 --> 00:28:13,047
‫"گرگ کوچولو"

447
00:28:14,513 --> 00:28:17,282
‫میدونستم سرسخت و حیله‌گر هستی

448
00:28:17,283 --> 00:28:19,251
‫اما نمیدونستم که یه ملکه‌ی تمام‌عیار هم هستی

449
00:28:44,952 --> 00:28:48,162
‫جشن برکت مبارک

450
00:28:48,163 --> 00:28:55,506
‫ما از طرف "مارسل جرارد" به پیام براتون داریم

451
00:29:12,721 --> 00:29:14,317
‫خودتون رو کنترل کنین

452
00:29:15,192 --> 00:29:17,275
‫این یه حقه‌ی رکیک هست

453
00:29:17,276 --> 00:29:20,448
‫ما عهد خودمون رو نقض نمی‌کنیم

454
00:29:26,238 --> 00:29:27,404
‫"هِیلی"

455
00:29:29,088 --> 00:29:30,488
‫از اینجا ببرشون بیرون

456
00:29:39,980 --> 00:29:41,883
‫- "آلایژا"
‫- "هِیلی"

457
00:29:41,884 --> 00:29:44,380
‫مشکلی نیست . همه چیز مرتبه

458
00:29:56,600 --> 00:30:00,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" هیچ صلحی در کار نخواهد بود "</font>

459
00:30:05,749 --> 00:30:07,782
‫خون روی دیوار ، ‌پشت جسدها

460
00:30:08,062 --> 00:30:09,862
‫به‌طور کلی من که میگم پیام رسونده شد

461
00:30:09,863 --> 00:30:11,362
‫همون اول "دِوینا" رو خارج کردی؟

462
00:30:11,363 --> 00:30:13,499
‫طبق نقشه "جاش" حواسش به "دِوینا" بود

463
00:30:13,500 --> 00:30:15,836
‫من مطمئن شدم که بقیه دخترای
‫مراسم "دِرو" هم سالم خارج شدن

464
00:30:15,837 --> 00:30:18,174
‫این فقط برای اخطار دادن بود

465
00:30:18,175 --> 00:30:19,543
‫حالا دوباره بازم ریسک می‌کنیم

466
00:30:19,544 --> 00:30:20,909
‫"مارسل"

467
00:30:25,618 --> 00:30:27,055
‫من بهت اخطار دادم

468
00:30:28,920 --> 00:30:31,326
‫و باز هم به‌هرحال تو به محله فرانسوی‌ها برگشتی

469
00:30:31,327 --> 00:30:33,957
‫می‌خوای منو بکشی "آلایژا"؟ ادامه بده

470
00:30:34,053 --> 00:30:36,564
‫اما اون‌وقت نمی‌فهمی که "کلاوس" با اون جادوگر چه

471
00:30:36,565 --> 00:30:38,034
‫نقشه‌هایی کشیده

472
00:30:38,035 --> 00:30:39,501
‫حالا باید چکار کنم؟

473
00:30:39,502 --> 00:30:41,211
‫فکر کنم می‌تونم همینجوری ازش بپرسم

474
00:30:41,212 --> 00:30:43,574
‫آره . مطمئن شو که درباره

475
00:30:43,575 --> 00:30:46,378
‫ملاقات مخفیانه‌ـش با گرگینه‌ها همه چیز رو بهت بگه

476
00:30:46,379 --> 00:30:49,017
‫همینه . اگه هنوزم با تو حرف میزنه

477
00:30:49,018 --> 00:30:50,762
‫وقتی بفهمه که منو کشتی

478
00:30:50,763 --> 00:30:52,553
‫تو هنوز منو نشناختی

479
00:31:02,373 --> 00:31:03,778
‫به‌خاطر تخلفاتت

480
00:31:08,946 --> 00:31:11,161
‫نه ، نه ، نه

481
00:31:18,423 --> 00:31:23,430
‫طبق خواسته من یا زنده می‌مونی یا می‌میری

482
00:31:25,801 --> 00:31:27,003
‫سعی کن اینو یادت بمونه

483
00:31:39,091 --> 00:31:40,815
‫تو بدون هدیه‌ی پیشکشیِ من رفتی

484
00:31:41,928 --> 00:31:43,960
‫خون‌آشام‌هات جشن منو خراب کردن

485
00:31:43,961 --> 00:31:47,235
‫اونا دیگه خون‌آشام‌های من نیستن عشقم

486
00:31:47,236 --> 00:31:48,900
‫هر چند مطمئنا "مارسل" یه ترفند از

487
00:31:48,901 --> 00:31:51,971
‫ترفندهای من برای گذاشتن تاثیرات مهلک رو دزدیده

488
00:31:51,972 --> 00:31:56,081
‫ببین ، من به "دِوینا" یه تسلی‌خاطر بدهکار بودم
‫چون عشق اولش رو کشتم

489
00:31:58,313 --> 00:32:00,749
‫من همیشه سعی می‌کنم کارهای اشتباهمو درست کنم

490
00:32:00,750 --> 00:32:03,155
‫همینطور دعوای کوچیکی که بینمون اتفاق افتاد

491
00:32:04,856 --> 00:32:06,758
‫پس بیا

492
00:32:07,824 --> 00:32:09,803
‫امشب اینو برات آورده بودم

493
00:32:09,899 --> 00:32:13,164
‫یکی از دوستات یه‌کم بهم کمک کرد

494
00:32:13,165 --> 00:32:14,599
‫و اون کدوم دوست بود؟

495
00:32:14,600 --> 00:32:16,670
‫خب ، بازش کن و خوت ببینش

496
00:32:21,776 --> 00:32:25,860
‫واقعا فکر کردی من کتاب طلسم‌های
‫مادرم رو بدون حفاظت رها می‌کنم؟

497
00:32:32,129 --> 00:32:38,248
‫یه قرن پیش آرزوم این بود که با تو باشم

498
00:32:39,720 --> 00:32:41,373
‫حالا خوشحالم که هیچ‌وقت باهات نبودم

499
00:32:41,374 --> 00:32:44,527
‫شاید من اونقدر احمق بودم که
‫عاشقت بشم یا ازت بترسم

500
00:32:44,528 --> 00:32:48,264
‫اما تو مُردن خیلی چیزا یاد گرفتم

501
00:32:48,265 --> 00:32:50,699
‫و یکیش این بود که این تویی که باید ازم بترسی

502
00:32:54,670 --> 00:32:56,808
‫چه حیف دلم ، برای سکسمون تنگ میشه

503
00:32:59,341 --> 00:33:01,021
‫دوستت "کمی" امشب اومد

504
00:33:02,368 --> 00:33:04,880
‫پیشکشش خیلی خوب بود

505
00:33:05,683 --> 00:33:08,915
‫پس این امید رو بهش دادم که
‫طلسم "کیارِن" رو برمیدارم

506
00:33:08,916 --> 00:33:10,071
‫اما هیچ امیدی نیست

507
00:33:11,711 --> 00:33:13,825
‫یا اگه قبلا بود الان دیگه نیست

508
00:33:14,357 --> 00:33:16,892
‫اگه کشیش بمیره باور کن که تو هم

509
00:33:16,893 --> 00:33:18,659
‫به سرعت پشت سرش راهی میشی

510
00:33:18,660 --> 00:33:25,870
‫اگه منو که می‌تونم یه متحد بالقوه برات باشم
‫رو برای دفاع ار چندتا انسان ضعیف

511
00:33:25,871 --> 00:33:29,171
‫که تازه داره با دشمنت "مارسل" هم

512
00:33:29,172 --> 00:33:32,245
‫می‌خوابه بکشی اون‌وقت کار احمقانه‌ای کردی

513
00:33:37,281 --> 00:33:38,848
‫من درسم رو امروز گرفتم

514
00:33:38,849 --> 00:33:40,615
‫اولش مخالف نقشه‌ات بودم

515
00:33:40,616 --> 00:33:43,586
‫فکر می‌کردم بهتره با پیمانِ "آلایژا" زندگی کنیم

516
00:33:43,587 --> 00:33:47,314
‫اما بعد از اون جشن و مرگ انسان‌های بی‌گناه

517
00:33:47,315 --> 00:33:49,231
‫معلوم شد که هیچ‌وقت صلحی به‌وجود نمیاد

518
00:33:49,232 --> 00:33:53,653
‫ضعیف‌ها همیشه باید به قوی‌ترها التماس کنن

519
00:33:53,654 --> 00:33:55,280
‫الان شده مساله‌ی بقای قوی‌ترین گونه

520
00:33:55,281 --> 00:33:58,075
‫ما باید از خودمون حفاظت کنیم

521
00:33:58,632 --> 00:34:02,999
‫و ما باید از همدیگه محافظت کنیم

522
00:34:09,191 --> 00:34:12,088
‫باید تا وقتی "کلاوس" مایله بهمون کمک کنه
‫ازش کمک بگیریم

523
00:34:12,089 --> 00:34:18,130
‫اما "جکسون" ، از الان به بعد
‫باید همه چیز رو بهم بگی

524
00:34:18,131 --> 00:34:22,769
‫و هر چی هم شد نباید به "کلاوس" اعتماد کنیم

525
00:34:32,216 --> 00:34:34,781
‫خب ، می‌بینم که انتقام گرگ کوچولو رو گرفتی

526
00:34:37,819 --> 00:34:40,992
‫اما با توجه به ظاهرت می‌بینم
‫هنوز تشنه خون هستی

527
00:34:40,993 --> 00:34:43,160
‫اگه تعریف دیوانگی یعنی یه کاری رو پشت سرهم

528
00:34:43,161 --> 00:34:45,761
‫انجام بدی ولی انتظار نتایج مختلف داشته باشی

529
00:34:45,762 --> 00:34:48,296
‫پس مطمئنا تلاش من برای نجات تو باعث شده

530
00:34:48,297 --> 00:34:50,667
‫که من دیوانه‌ترینِ موجوداتِ روی زمین باشم

531
00:34:52,170 --> 00:34:56,800
‫بیخیال ، این‌بار پسرِ حرومزاده چه کارِ
‫اشتباهی رو انجام داده؟

532
00:34:56,801 --> 00:34:59,845
‫میدونی که قبلا من از روش‌هات برای دستکاریِ

533
00:34:59,846 --> 00:35:02,055
‫ذهن دیگران خوشم میومد

534
00:35:02,056 --> 00:35:05,392
‫هر چند حالا اینجا در حال ورود
‫به مرحله‌ای هستیم که

535
00:35:05,393 --> 00:35:07,644
‫نه تنها باعث منفعت تو میشه
‫بلکه به نفع بچه‌ات هم هست

536
00:35:07,645 --> 00:35:10,939
‫و تو پشت سر من میری
‫با گرگینه‌ها دسیسه‌چینی می‌کنی

537
00:35:10,940 --> 00:35:13,817
‫دسیسه‌چینی کلمه‌ای نیست که
‫من برای یه ملاقات خانوادگی استفاده کنم

538
00:35:13,818 --> 00:35:15,830
‫"اگر فراموش کردی "آلایژا
‫اونا بیشتر از هر مایکلسونی

539
00:35:15,831 --> 00:35:17,163
‫خانواده‌ی من محسوب میشن

540
00:35:17,164 --> 00:35:20,243
‫یه اسمی که در حقیقت حتی
‫نمی‌تونم رو خودم بزارم

541
00:35:22,132 --> 00:35:25,242
‫چقدر معمولی ۱۰۰۰ سال وفاداریم
‫به خودت رو رد می‌کنی

542
00:35:25,243 --> 00:35:26,843
‫و حالا که باقیمانده اون یکی

543
00:35:26,844 --> 00:35:29,040
‫خانواده‌ام رو پیدا کردم باید به همین سادگی
‫چشمم رو به وضعیت اسف‌بارشون ببندم؟

544
00:35:29,041 --> 00:35:31,445
‫من فکر کردم تو از تصمیم برای کمک بهشون

545
00:35:31,446 --> 00:35:33,815
‫"و در این حین کمک به "هِیلی
‫و بچه‌ام خوشحال بشی

546
00:35:33,816 --> 00:35:36,464
‫وفاداریِ من نسبت به بچه رو زیر سوال نبر

547
00:35:36,465 --> 00:35:38,219
‫"و فکر کنم محبتت نسبت به "هِیلی

548
00:35:38,220 --> 00:35:40,510
‫هیچ ربطی به فداکاری‌های خستگی‌ناپذیرت نداره

549
00:35:40,511 --> 00:35:43,725
‫آره . من میدونم امشب چقدر
‫بهش علاقه نشون دادی

550
00:35:44,192 --> 00:35:46,141
‫اسمش رو توی تاریکی صدا زدی

551
00:35:46,142 --> 00:35:49,355
‫اشتیاقت برای از بین بردن کسانی
‫که بهش آسیب میرسونن

552
00:35:52,496 --> 00:35:56,735
‫من هر علاقه و انگیزه‌ای که
‫برای "هِیلی" داشتم رو سرکوب کردم

553
00:35:56,736 --> 00:35:58,274
‫به‌خاطر یه حرمت نابه‌حقی که

554
00:35:58,275 --> 00:36:01,656
‫برای هدف‌هایی که تو اون اهداف رو نداری

555
00:36:01,657 --> 00:36:03,644
‫- بهت هشدار میدم...
‫- بهت هشدار میدم

556
00:36:03,645 --> 00:36:05,994
‫من تو رو بخشیدم . پشتت وایسادم

557
00:36:05,995 --> 00:36:08,121
‫و هر خواسته‌ی کوچیکی که داشتم رو به‌خاطر

558
00:36:08,122 --> 00:36:11,166
‫رستگاریِ مسخره‌ی تو فدا کردم

559
00:36:11,167 --> 00:36:14,506
‫اما دیگه تحمل نمی‌کنم
‫از این به بعد اگه چیزی بخوام

560
00:36:16,295 --> 00:36:17,591
‫به راحتی بدستش میارم

561
00:36:18,439 --> 00:36:23,938
‫و هیچی...هیچی جلودارم نیست

562
00:36:45,425 --> 00:36:46,459
‫کلاوس" ، داری چکار"...

563
00:36:46,460 --> 00:36:48,493
‫اومدم ازت معذرت بخوام

564
00:36:50,097 --> 00:36:52,045
‫من یه اشتباه بزرگ رو مرتکب شدم

565
00:36:52,532 --> 00:36:54,132
‫هر اشتباهی که کردی بهتره فعلا بخوابی

566
00:36:54,133 --> 00:36:55,764
‫مطمئنم می‌تونی تا صبح صبر کنی

567
00:36:57,500 --> 00:36:59,634
‫"تو رفتی پیش "جِنِویو

568
00:36:59,635 --> 00:37:01,535
‫به‌خاطر درخواستی که کردی دلش به رحم اومد

569
00:37:01,536 --> 00:37:03,174
‫و شاید می‌تونست "کیارِن" رو درمان کنه

570
00:37:03,175 --> 00:37:05,224
‫اما من بهش توهین کردم

571
00:37:06,905 --> 00:37:11,272
‫و به‌خاطر انتقام گرفتن
‫حالا "کیارِن" رو درمان نمی‌کنه

572
00:37:12,880 --> 00:37:19,790
‫کیارِن" به‌خاطر من می‌میره"
‫و این مرگ خیلی دردناک خواهد بود

573
00:37:23,161 --> 00:37:25,286
‫چرا داری اینا رو به من میگی؟

574
00:37:25,382 --> 00:37:30,436
‫چون من معتقدم که راز مثل زهر می‌مونه

575
00:37:30,437 --> 00:37:33,139
‫اونا رو باید از بدن خارج کرد
‫وگرنه آدم رو مسموم می‌کنن

576
00:37:33,140 --> 00:37:35,275
‫مثل راز تو

577
00:37:35,276 --> 00:37:37,677
‫درباره اون‌موقع که با "مارسل" خوابیدی

578
00:37:44,776 --> 00:37:46,719
‫مگه همینو نمی‌خواستی؟

579
00:37:47,955 --> 00:37:50,099
‫تو بهم نفوذ ذهنی کردی
‫که با "مارسل" برم بیرون

580
00:37:50,100 --> 00:37:51,558
‫تو من رو جاسوس خودت کردی

581
00:37:51,559 --> 00:37:53,728
‫و شاید مقصر خودتی که ما برگشتیم پیش هم

582
00:37:53,729 --> 00:37:56,229
‫و تو فقط عصبانی هستی
‫چون نتونستی کنترلش کنی

583
00:37:58,499 --> 00:38:04,498
‫به "مارسل" بگو اگه دوباره ببینمش
‫درجا می‌کشمش

584
00:38:27,998 --> 00:38:29,700
‫لازم نیست هی بیای بیرون

585
00:38:32,616 --> 00:38:36,346
‫اگه مشکلی پیش بیاد بهت میگم

586
00:38:36,347 --> 00:38:37,780
‫اما اون حالش خوبه

587
00:38:40,217 --> 00:38:43,223
‫اون دختر یه استعداد ذاتی برای رهبری داره

588
00:38:43,224 --> 00:38:45,366
‫همه رو متعجب کرد

589
00:38:47,061 --> 00:38:48,262
‫همه رو نه

590
00:39:00,046 --> 00:39:02,416
‫می‌خوای بهمون ملحق بشی؟

591
00:39:05,691 --> 00:39:07,155
‫چیزی که من می‌خوام...

592
00:39:10,193 --> 00:39:12,062
‫اینه که اون دختر خوشحال باشه

593
00:39:15,906 --> 00:39:17,406
‫بهش نگو اینجا بودم

594
00:39:22,950 --> 00:39:25,155
‫این "تیئِری ونچور" هست

595
00:39:25,156 --> 00:39:29,492
‫نوازنده شیپور و معشوق زن‌های چابک که می‌تونن

596
00:39:29,493 --> 00:39:31,659
‫انسان ، خون‌آشام و جادوگر باشن

597
00:39:37,347 --> 00:39:42,406
‫من این شهر رو با کمکش ساختم
‫و "تیئِری" همیشه پشتم رو داشت

598
00:39:42,407 --> 00:39:44,707
‫حتی وقتی همه چیز رو خراب کردم
‫و یادم رفت که هواشو داشته باشم

599
00:39:46,643 --> 00:39:47,877
‫و حالا...

600
00:39:49,614 --> 00:39:51,685
‫و حالا تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که...

601
00:39:53,757 --> 00:39:55,603
‫بهت قول بدم مرگت بیهوده نباشه

602
00:39:57,200 --> 00:39:58,560
‫من شهرمون رو پس می‌گیرم

603
00:40:02,702 --> 00:40:03,986
‫حتی اگه مجبور بشم اول کامل بسوزونمش

604
00:40:08,177 --> 00:40:10,034
‫می‌خوای برعلیه اصیل‌ها حرکت کنی؟

605
00:40:12,385 --> 00:40:14,369
‫واقعا؟ پا پس نمی‌کشی؟

606
00:40:14,370 --> 00:40:15,989
‫پا پس نمی‌کشم

607
00:40:43,330 --> 00:40:44,665
‫تو باعث ناامیدیمون شدی

608
00:40:44,666 --> 00:40:46,401
‫بهت که گفتم اینجور چیزا زمان لازم دارن

609
00:40:46,402 --> 00:40:48,835
‫فکر می‌کنی نیاکانمون به
‫دلیل‌های مسخره تو گوش میدن؟

610
00:40:48,836 --> 00:40:51,671
‫خون‌آشام‌ها بهمون حمله کردن
‫ما هم تا وقتی تمام قدرتمون رو نداشته باشیم

611
00:40:51,672 --> 00:40:53,578
‫نمی‌تونیم حمله‌شون رو تلافی کنیم

612
00:40:54,744 --> 00:40:56,814
‫قربانی شدنِ تو آخرین مرحله هست

613
00:41:20,792 --> 00:41:22,273
‫دارن چی میگن؟

614
00:41:23,726 --> 00:41:25,651
‫بهم گفتن اجازه بدم زنده بمونی

615
00:41:27,791 --> 00:41:29,905
‫اما در ازاش یه پیشکش دیگه می‌خوان

616
00:41:31,753 --> 00:41:33,573
‫یکی با انتخاب خودشون

617
00:41:33,574 --> 00:41:36,617
‫بهم بگو . هر چی می‌خوان
‫مطمئن میشم که بهش برسن

618
00:41:36,618 --> 00:41:37,910
‫قسم می‌خورم

619
00:41:37,911 --> 00:41:39,332
‫بچه رو می‌خوان

620
00:41:40,929 --> 00:41:43,311
‫اونا ازمون می‌خوان بچه‌ی "کلاوس" رو بکشیم

621
00:41:44,400 --> 00:41:45,400
‫مترجم : کامران

622
00:41:46,400 --> 00:41:47,400
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

