1
00:00:02,453 --> 00:00:04,638
‫من و خواهر برادرانم اولین خون‌آشام‌هایِ

2
00:00:04,639 --> 00:00:07,756
‫تاریخ هستیم...خانواده‌ی اصیل‌ها

3
00:00:07,757 --> 00:00:12,177
‫"۳قرن پیش شهری به نام "نیو اورلانز
‫‌رو بنیان‌گذاری کردیم

4
00:00:12,178 --> 00:00:15,046
‫و حالا توطئه‌ی جادوگرها علیه من
‫باعث شد به اینجا برگردم

5
00:00:15,047 --> 00:00:18,266
‫آنها امیدوارند که من دیکتاتوری رو شکست بدم

6
00:00:18,267 --> 00:00:20,051
‫کسی که خودم به خون‌آشام تبدیلش کردم

7
00:00:20,052 --> 00:00:22,137
‫برادرم امیدوارِ که من از طریق قدرتِ خانواده

8
00:00:22,138 --> 00:00:23,922
‫و یک بچّه‌ی معجزه‌آسایِ

9
00:00:23,923 --> 00:00:25,223
‫نصف گرگینه ، نصف خون‌آشام...یک دورگه

10
00:00:25,224 --> 00:00:28,475
‫به رستگاری برسم

11
00:00:28,477 --> 00:00:30,195
‫ولی خواهرم شک و تردید‌هایی داره

12
00:00:30,196 --> 00:00:31,763
‫به نظرش کار من از رستگار شدن گذشته

13
00:00:31,764 --> 00:00:34,098
‫علی‌رغم تلاش‌های زیاد برادرم

14
00:00:34,099 --> 00:00:36,701
‫من نقشه‌ی خودم رو دارم

15
00:00:36,702 --> 00:00:39,771
‫من شهر خودم رو پس می‌گیریم
‫و خواستار چیزی که به حق بهم تعلق داره میشم

16
00:00:39,772 --> 00:00:41,589
‫و پادشاه خواهم شد

17
00:00:44,926 --> 00:00:46,845
‫"شهر "نیو اورلانز

18
00:00:46,846 --> 00:00:49,147
‫آدمای جورواجور با سلیقه‌های مختلف

19
00:00:49,148 --> 00:00:52,567
‫از اقصی نقاط کشور واسه عیش و نوش
‫به خیابون‌های اینجا میان

20
00:00:52,568 --> 00:00:55,053
‫بعضی‌ها فقط می‌خوان حال کنن

21
00:00:55,054 --> 00:00:59,057
‫بعضی‌ها هم دنبالِ یه چیز شرورتر...

22
00:00:59,058 --> 00:01:01,559
‫و خطرناک‌تر هستن

23
00:01:01,560 --> 00:01:03,895
‫ما هم اونا رو به خونه‌ی من دعوت می‌کنیم

24
00:01:03,896 --> 00:01:05,396
‫و چیزی که می‌خوان رو بهشون تقدیم می‌کنیم

25
00:01:14,557 --> 00:01:18,894
‫ولی در نیمه‌شب همه چیز تغییر می‌کنه

26
00:01:18,895 --> 00:01:21,730
‫و وقتِ خوردن میرسه

27
00:01:31,040 --> 00:01:33,576
‫اینطوری افرادم رو راضی نگه میدارم

28
00:01:33,577 --> 00:01:36,295
‫با برپا کردن مراسمی که توش
‫هر چی عشق‌شون می‌کِشه بخورن

29
00:01:36,296 --> 00:01:38,047
‫شب‌گردهام خیلی با این موضوع حال می‌کنن

30
00:01:38,048 --> 00:01:39,081
‫باعث میشه مثله چی کار کنن تا یکی

31
00:01:39,082 --> 00:01:40,966
‫از این انگشترهای روز رو بدست بیارن

32
00:01:40,967 --> 00:01:43,118
‫هر از گاهی لیاقت دارن که
‫یه دلی از عزا دربیارن

33
00:01:43,119 --> 00:01:45,137
‫افرادی که روزا می‌تونن برن بیرون
‫تعدادشون انگشت شمارِ و مورد اعتمادم هستن

34
00:01:45,138 --> 00:01:47,255
‫اونا فقط دنبال عشق و کیف هستن

35
00:01:50,810 --> 00:01:52,594
‫همه چیز حساب شده است

36
00:01:52,596 --> 00:01:55,313
‫بگو ببینم قربانی‌ها رو چی‌کار می‌کنید؟

37
00:01:55,315 --> 00:01:57,466
‫ظاهراً که باید کلی قبر واسشون جور کنید

38
00:01:57,467 --> 00:01:58,901
‫نمیشه همه رو کُشت

39
00:01:58,902 --> 00:02:01,603
‫چون خیلی آدما غیب میشن
‫آمار گردشگرا میاد پایین

40
00:02:01,605 --> 00:02:05,107
‫واسه همین با یه کوچولو از خون
‫خون‌آشام‌ها درمونشون می‌کنیم

41
00:02:05,108 --> 00:02:07,309
‫حافظه‌شون رو پاک می‌کنیم
‫می‌فرستیم‌شون برن پی کارشون

42
00:02:07,310 --> 00:02:09,278
‫آب هم از آب تکون نمی‌خوره

43
00:02:09,279 --> 00:02:10,813
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

44
00:02:10,814 --> 00:02:13,115
‫هر چی باشه دست پروده‌ی خودت هستم

45
00:02:13,116 --> 00:02:15,484
‫مارسل

46
00:02:15,485 --> 00:02:16,652
‫چی شده "تیئِری"؟

47
00:02:16,653 --> 00:02:18,254
‫۶تا از شبگردهامون تویِ

48
00:02:18,255 --> 00:02:21,290
‫یه بار بیرون محله کُشته شدن

49
00:02:21,291 --> 00:02:23,042
‫هیچکی ندیده کارِ کی بوده

50
00:02:35,600 --> 00:02:36,600
‫: ارائه‌ای از گروه ترجمه
‫Free-Offline.org

51
00:02:37,600 --> 00:02:42,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫قسمت ۲ : خانه پرورش فرزند</font>

52
00:02:43,500 --> 00:02:44,500
‫مترجمین : نوشین و سعیده

53
00:02:53,290 --> 00:02:55,791
‫آلایژا ، اگه جواب ندادنِ تلفن ـت

54
00:02:55,792 --> 00:02:57,543
‫یه قسمت از نقشه‌ی هوشمندانه‌‌ت بود که منو

55
00:02:57,544 --> 00:03:00,045
‫بِکِشونی به این شهر متروک و نکبت
‫باید بگم آفرین

56
00:03:00,046 --> 00:03:01,714
‫من اینجام و بدجوری نگرانم

57
00:03:01,715 --> 00:03:04,666
‫الانم قبلِ اینکه بزنم در خونه‌ی کوفتیت رو بشکَنم
‫گوشی رو بردار

58
00:03:08,337 --> 00:03:09,705
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

59
00:03:09,706 --> 00:03:11,640
‫حتماً مستخدم خونه هستی

60
00:03:11,641 --> 00:03:13,592
‫چمدون‌هام توی ماشین هستن
‫میشه بری برام بیاری؟

61
00:03:13,593 --> 00:03:16,145
‫خوابیا . مستخدم نیستم که

62
00:03:16,146 --> 00:03:18,480
‫راست میگی . همون دختر گرگینه هستی

63
00:03:18,481 --> 00:03:19,881
‫که داداشم زده شکمش رو آورده بالا

64
00:03:19,883 --> 00:03:22,049
‫توقع داشتم یه‌جور بچّه‌ی

65
00:03:22,051 --> 00:03:23,485
‫عجیب غریب معجزه‌‌آسا از شکم‌ت معلوم باشه

66
00:03:23,486 --> 00:03:24,954
‫گویا هنوز چیزی مشخص نیست

67
00:03:24,955 --> 00:03:26,388
‫هِیلی" بودی دیگه ، آره؟"

68
00:03:26,389 --> 00:03:27,857
‫رفتارت به داداشت کِشیده

69
00:03:27,858 --> 00:03:31,110
‫اعصاب نداشتنم هم به اون رفته
‫پس بهتره حواست باشه

70
00:03:31,111 --> 00:03:32,244
‫آلایژا کجاست؟

71
00:03:32,245 --> 00:03:35,063
‫دیدیش سلام منم برسون
‫خیلی وقته نیستش

72
00:03:35,064 --> 00:03:37,032
‫یعنی چی خیلی وقته نیستش؟

73
00:03:37,033 --> 00:03:38,334
‫والا یه لحظه اینجا بود

74
00:03:38,335 --> 00:03:40,569
‫داشت وعده‌های افسانه‌ای راجبِ حمایت از من

75
00:03:40,570 --> 00:03:42,905
‫توی این مخمصه که خودم رو با

76
00:03:42,906 --> 00:03:45,174
‫خوردن یه لیوان مشروب درگیرش کردم میداد

77
00:03:45,175 --> 00:03:47,075
‫کلی حرف‌های قشنگ در مورد
‫خانواده بودن ماها گفت

78
00:03:47,076 --> 00:03:50,713
‫بعدش کلاوس بهم گفت آلایژا پیچیده به بازی

79
00:03:50,714 --> 00:03:53,098
‫آخر و عاقبتِ اعتماد به
‫خون‌آشام‌ها همین میشه دیگه

80
00:03:53,099 --> 00:03:55,167
‫آلایژا که هر خون‌آشامی نیست

81
00:03:55,168 --> 00:03:57,636
‫تازه زیر قولش نمیزنه

82
00:03:57,637 --> 00:04:00,389
‫با این حساب معلومه نیکلاوس طبق معمول
‫یه غلطی باهاش کرده

83
00:04:00,390 --> 00:04:03,025
‫کلاوس ، گمشو بیا اینجا . بگو چه بلایی

84
00:04:03,026 --> 00:04:06,362
‫سر داداشمون آوردی ای خودشیفته‌ی
‫از پشت خنجر بزن ـه منفور

85
00:04:06,363 --> 00:04:09,198
‫بسه . چقدر داد میزنی

86
00:04:09,199 --> 00:04:11,066
‫خواهر کوچیکه‌ی خودم
‫باید حدس میزدم

87
00:04:11,067 --> 00:04:14,069
‫به گمونم تو زدی دخلِ ۶تا از
‫خون‌آشام‌ها رو آوردی

88
00:04:14,070 --> 00:04:15,604
‫خیلی پررو بودن

89
00:04:16,907 --> 00:04:18,407
‫می‌خواستن یه دختر معصوم و بیچاره که

90
00:04:18,408 --> 00:04:20,608
‫فقط می‌خواست بدونه محله کجاست قربانی کنن

91
00:04:23,445 --> 00:04:25,714
‫شرمنده . نکنه رفیقات بودن؟

92
00:04:25,715 --> 00:04:27,149
‫ای بابا ، تو که اصلاً دوستی نداری

93
00:04:27,150 --> 00:04:30,402
‫البته که دارم . مارسل دوستم ـه

94
00:04:30,403 --> 00:04:32,471
‫اونو که یادته . آره؟

95
00:04:32,472 --> 00:04:34,122
‫معلومه که یادته

96
00:04:34,123 --> 00:04:35,674
‫توهم زده پادشاه محله است

97
00:04:35,675 --> 00:04:37,960
‫تازه ۳تا قانون در مورد
‫کُشتن خون‌آشام‌ها وضع کرده

98
00:04:37,961 --> 00:04:39,645
‫دیدن اینکه چه‌جور مجازاتی

99
00:04:39,646 --> 00:04:40,979
‫واسه تو در نظر می‌گیره حسابی حال میده

100
00:04:40,981 --> 00:04:43,649
‫مارسل و قانون‌هاش واسه من اهمیتی ندارن

101
00:04:43,650 --> 00:04:46,485
‫آلایژا زیر قول و قرارهاش نمیزنه

102
00:04:46,486 --> 00:04:48,135
‫چه بلایی سرش آوردی؟

103
00:04:50,089 --> 00:04:52,908
‫شاید رفته تعطیلات

104
00:04:52,909 --> 00:04:55,778
‫یا اینکه توی طبقه‌ی بالا
‫داره یه چُرت طولانی پاییزی میزنه

105
00:04:55,779 --> 00:04:58,546
‫خب ، برو یه نگاهی به اطراف بنداز

106
00:05:01,166 --> 00:05:04,820
‫تو هم مثله من این خونه رو خوب یادته

107
00:05:04,821 --> 00:05:07,506
‫همه چیز رو یادمه

108
00:05:08,700 --> 00:05:11,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">« نیو اورلانز ، سال ۱۸۲۰ »</font>

109
00:05:11,327 --> 00:05:13,262
‫یادمه فرماندار دائم‌الخمر و احمق اینجا

110
00:05:13,263 --> 00:05:15,163
‫در ازای طلا

111
00:05:15,164 --> 00:05:17,049
‫میذاشت هر کاری خواستیم بکنیم

112
00:05:22,471 --> 00:05:24,723
‫یادمه چه مهمونی‌های پرخرجی برگزار می‌کرد

113
00:05:24,724 --> 00:05:27,008
‫فقط واسه اینکه تو رو تحتِ تأثیر قرار بده

114
00:05:31,981 --> 00:05:33,649
‫یادمه که دلبسته‌ی پسر فرماندار

115
00:05:33,650 --> 00:05:36,851
‫امیل" شده بودم"

116
00:05:40,856 --> 00:05:45,127
‫اینم یادمه که حتّی آلایژا هم خوشحال بود

117
00:05:45,128 --> 00:05:48,580
‫برادرت دیگه خیلی زیاده‌روی کرده

118
00:05:48,581 --> 00:05:51,699
‫نیکلاوس ، تو درست بشو نیستی . مگه نه؟

119
00:05:53,252 --> 00:05:54,670
‫مزاحم شدیم؟

120
00:05:54,671 --> 00:05:55,671
‫بله

121
00:05:55,672 --> 00:05:56,705
‫نه

122
00:05:56,706 --> 00:05:58,140
‫آلایژایِ عزیزم

123
00:05:58,141 --> 00:06:00,059
‫تو همیشه آرزوی خوشبختی منو داشتی

124
00:06:00,060 --> 00:06:02,144
‫من و "امیل" عاشق هم شدیم

125
00:06:02,145 --> 00:06:04,396
‫لطفاً بهم اجازه بده تبدیلش کنیم

126
00:06:06,182 --> 00:06:08,734
‫ربکا ، فرماندار شهر با بزرگواری

127
00:06:08,735 --> 00:06:12,554
‫قبول کرده روی خیلی از
‫بی‌ملاحظاتی‌های ما سرپوش بذاره

128
00:06:12,555 --> 00:06:15,057
‫نه که بیایم تنها پسرش رو هم
‫تبدیل به یه خون‌آشام بکنیم

129
00:06:15,058 --> 00:06:17,159
‫خواهش می‌کنم . به‌خاطر من

130
00:06:17,160 --> 00:06:19,745
‫خواهرم ، این‌کار اصلاً شدنی نیست

131
00:06:19,746 --> 00:06:22,498
‫اگه قرار باشه هر انسانی که
‫تو باهاش میریزی رو هم رو

132
00:06:22,499 --> 00:06:24,533
‫تبدیل کنیم نسل بشر منقرض میشه

133
00:06:24,534 --> 00:06:25,951
‫اون‌وقت مجبور میشیم بدون خون گشنگی بکِشیم

134
00:06:25,952 --> 00:06:27,736
‫چطور جرأت می‌کنید جناب؟

135
00:06:27,737 --> 00:06:30,371
‫شما باید...

136
00:06:30,373 --> 00:06:31,590
‫ولش کن

137
00:06:31,591 --> 00:06:32,591
‫نیکلاوس

138
00:06:32,592 --> 00:06:34,710
‫نیکلاوس ، بذارش زمین

139
00:06:34,711 --> 00:06:35,744
‫صبر کن

140
00:06:35,745 --> 00:06:37,179
‫نه

141
00:06:46,355 --> 00:06:47,689
‫تو ازش بهتر بودی

142
00:06:47,690 --> 00:06:49,458
‫نیک ، هیچ‌وقت کسی مناسبِ من نبود

143
00:06:49,459 --> 00:06:51,293
‫تو تمام تلاشت رو در این مورد کردی

144
00:06:51,294 --> 00:06:53,228
‫بگو ببینم آلایژا کجاست؟

145
00:06:53,229 --> 00:06:57,199
‫کجا داری میری؟

146
00:06:57,200 --> 00:06:59,718
‫از قرار معلوم تازه سرِ شب ـه

147
00:06:59,719 --> 00:07:01,620
‫دارم میرم با مارسل مشروب بزنیم

148
00:07:01,621 --> 00:07:03,472
‫آلایژا راجب نقشه‌ت که قصد داری

149
00:07:03,473 --> 00:07:05,407
‫امپراطوریِ مارسل رو خورد و خاکشیر بکنی بهم گفته

150
00:07:05,408 --> 00:07:06,959
‫ولی یادم نمیاد اشاره‌ای به موضوع

151
00:07:06,960 --> 00:07:08,577
‫مشروب‌خوری شما ۲تا توی "نیو اورلانز" کرده باشه

152
00:07:08,578 --> 00:07:11,279
‫ربکا ، میدونم تو دوستای زیادی نداری

153
00:07:11,280 --> 00:07:13,799
‫ولی دوستا وقتی دورِ‌ هم جمع میشن
‫با همدیگه مشروب به بدن میزنن

154
00:07:13,800 --> 00:07:16,602
‫و وقتی مست میشن
‫اسرارشون رو لو میدن

155
00:07:16,603 --> 00:07:18,637
‫مارسل یه راهی پیدا کرده که

156
00:07:18,638 --> 00:07:20,122
‫باهاش کل جادوگرهایِ محله رو کنترل می‌کنه

157
00:07:20,123 --> 00:07:21,423
‫منم قصد دارم ببینم چطوری از پس این‌کار براومده

158
00:07:21,424 --> 00:07:24,575
‫و روش ـش رو مال خودم بکنم

159
00:07:24,577 --> 00:07:27,695
‫پیدا کردن آلایژا امشب واسه من در اولویت نیست

160
00:07:28,897 --> 00:07:32,851
‫خواهر کوچولو ،‌ به خونه خوش آمدی

161
00:07:38,357 --> 00:07:40,576
‫تو دختر گرگینه

162
00:07:40,577 --> 00:07:42,528
‫می‌‌خوام این خونه رو سانتیمتر به سانتیمتر بگردم

163
00:07:42,529 --> 00:07:46,331
‫تا موقعی که سر دربیارم داداشِ خبیثم
‫چه بلایی سر برادر خوبم آورده

164
00:07:46,332 --> 00:07:48,533
‫جنابعالی هم کمکم می‌کنی

165
00:07:51,319 --> 00:07:53,956
‫فرماندار شهر یه عالمه اتاق‌های مخفی داشت

166
00:07:53,957 --> 00:07:55,990
‫اتاقِ محبوبش رو بهت نشون میدم

167
00:08:06,802 --> 00:08:08,670
‫به نظرت کلاوس اونو کُشته

168
00:08:08,671 --> 00:08:11,273
‫احمق جون ، ماها رو نمیشه کُشت که

169
00:08:11,274 --> 00:08:12,808
‫امّا کلاوس یه راهی برای

170
00:08:12,809 --> 00:08:14,176
‫عذاب دادن‌مون گیر آورد

171
00:08:14,177 --> 00:08:16,777
‫اون یه دسته خنجر نقره‌ی جادویی داره

172
00:08:16,779 --> 00:08:19,198
‫یه ضربه‌ی این خنجرها به قلب‌مون باعث میشه
‫یه مدت طولانی به خواب بریم

173
00:08:19,199 --> 00:08:21,450
‫کلاوس با گذاشتن ما توی تابوت
‫حسابی شنگول میشه

174
00:08:21,451 --> 00:08:24,186
‫تا وقتی که تصمیم بگیره
‫خنجر رو از بدنمون دربیاره

175
00:08:24,187 --> 00:08:28,023
‫حتماً همچین بلایی سر آلایژا آورده

176
00:08:28,024 --> 00:08:29,658
‫این مالِ منه

177
00:08:29,659 --> 00:08:32,360
‫کلاوس تابوت‌هاتون رو آماده نگه میداره؟

178
00:08:32,361 --> 00:08:34,529
‫دوست داره واسه مواقعی که اعضای خانواده‌ش

179
00:08:34,530 --> 00:08:36,664
‫ناخواسته ناامیدش می‌کنن آماده باشه

180
00:08:36,666 --> 00:08:38,366
‫آلایژا اینجا نیست

181
00:08:38,367 --> 00:08:40,335
‫حتماً یه جا دیگه قایمش کرده

182
00:08:40,336 --> 00:08:41,802
‫حالت تهوع گرفتم

183
00:08:41,804 --> 00:08:43,639
‫به خانواده‌ی ما خوش اومدی عشق

184
00:08:43,640 --> 00:08:45,507
‫همین که فهمیدی آلایژا ناپدید شده
‫باید میزدی به چاک

185
00:08:45,508 --> 00:08:47,159
‫آره . خب ، جادوگرها

186
00:08:47,160 --> 00:08:49,178
‫یه‌جور جادو جمبل روی من پیاده کردن

187
00:08:49,179 --> 00:08:50,712
‫تا موقعی که حامله هستم

188
00:08:50,713 --> 00:08:51,897
‫نمی‌تونم "نیو اورلانز" رو ترک کنم

189
00:08:51,898 --> 00:08:53,715
‫اگه همچین کاری کنم اونا دخلمو میارن

190
00:08:53,716 --> 00:08:55,634
‫با توجه به شناختی که از کلاوس دارم
‫همین که اون موجودی که

191
00:08:55,635 --> 00:08:59,021
‫معلوم نیست چی چی هم هست رو به دنیا بیاری
‫میندازتت توی یه تابوت

192
00:08:59,022 --> 00:09:01,656
‫به محض اینکه آلایژا رو پیدا کنم از اینجا میرم

193
00:09:01,658 --> 00:09:06,394
‫اینکه سالیان‌سال خنجر خورده توی
‫یه تابوت باشی خیلی افتضاحه

194
00:09:06,395 --> 00:09:08,497
‫باور کن

195
00:09:08,498 --> 00:09:11,065
‫به نفعته یه راهی پیدا کنی تا
‫اون طلسم رو بشکنی و فرار کنی

196
00:09:33,890 --> 00:09:36,977
‫آهای؟

197
00:09:36,978 --> 00:09:38,528
‫شوخیت گرفته مارسل؟

198
00:09:38,529 --> 00:09:40,013
‫می‌خوای منو بترسونی؟

199
00:09:40,014 --> 00:09:41,531
‫حمله دیشب به افرادت

200
00:09:41,532 --> 00:09:43,400
‫هیچ ربطی به من نداره

201
00:10:00,751 --> 00:10:02,135
‫"سوفی دِوِرو"

202
00:10:02,136 --> 00:10:04,254
‫برادرم آلایژا راجبِ تو باهام حرف زده

203
00:10:04,255 --> 00:10:05,839
‫میدونی من کی هستم؟

204
00:10:05,840 --> 00:10:08,175
‫آره . میدونم

205
00:10:08,176 --> 00:10:10,043
‫پس لابد اینم میدونی که باید صحبت کنیم

206
00:10:10,044 --> 00:10:12,996
‫خب ، اگه بخوام حدس بزنم
‫با توجه به سابقه‌ی کلاوس

207
00:10:12,997 --> 00:10:15,399
‫حتماً یه خنجر تو سینه‌ی آلایژا فرو کرده

208
00:10:15,400 --> 00:10:17,017
‫این شی ـه جادویی هستش

209
00:10:17,018 --> 00:10:18,902
‫تو هم که جادوگری
‫با جادو ببین آلایژا کجاست

210
00:10:18,903 --> 00:10:21,054
‫خنجر رو گیر بیاری جای آلایژا هم معلوم میشه

211
00:10:21,055 --> 00:10:22,856
‫نمی‌تونم از جادو استفاده کنم

212
00:10:22,857 --> 00:10:24,389
‫مجازاتش مرگ ـه

213
00:10:24,391 --> 00:10:26,026
‫از قوانینِ‌ مارسل ـه

214
00:10:26,027 --> 00:10:28,061
‫مارسل؟ خیال کردی اگه چیزی که می‌خوام

215
00:10:28,062 --> 00:10:29,613
‫رو انجام ندی چه بلایی سرت میارم؟

216
00:10:29,614 --> 00:10:32,082
‫کار خاصی نمی‌کنی

217
00:10:32,083 --> 00:10:33,500
‫من به "هِیلی" متصل شدم

218
00:10:33,501 --> 00:10:35,202
‫بنابراین هر بلایی سر من بیاری

219
00:10:35,203 --> 00:10:36,453
‫سر اونم میاد

220
00:10:36,454 --> 00:10:37,587
‫کی؟

221
00:10:37,588 --> 00:10:39,906
‫آهان ، یادم اومد
‫همون دخترِ که داره مامان میشه

222
00:10:39,907 --> 00:10:42,175
‫از خوش‌شانسی تو
‫آلایژا به این دختر اهمیت میده

223
00:10:42,176 --> 00:10:44,877
‫اگه اینطور نبود همینجا میزدم گردنت رو می‌شکستم

224
00:10:47,431 --> 00:10:50,083
‫راستی مارسل چطوری این همه قدرتمند شده؟

225
00:10:50,084 --> 00:10:52,252
‫۱۰۰سال پیش که از اینجا رفتم
‫همچین خبری نبود

226
00:10:52,253 --> 00:10:53,854
‫مارسل یه راهی پیدا کرده که

227
00:10:53,855 --> 00:10:55,305
‫می‌تونه بفهمه کجای محله جادو انجام میشه

228
00:10:55,306 --> 00:10:56,857
‫چطوریش دیگه بی‌ربطه

229
00:10:56,858 --> 00:10:58,358
‫حالا من بهت میگم چی بی‌ربطه

230
00:10:58,359 --> 00:11:00,426
‫اینکه یه مُشت جادوگر نتونن جادو کنن

231
00:11:00,427 --> 00:11:02,696
‫یه ایده دارم . از اینجا برید

232
00:11:02,697 --> 00:11:05,031
‫ما جادوهای اجدادمون رو اجرا می‌کنیم

233
00:11:05,032 --> 00:11:06,950
‫این قبرستان پُر از اجسادِ

234
00:11:06,951 --> 00:11:08,433
‫جادوگران نیاکانِ ما ـست

235
00:11:08,435 --> 00:11:11,404
‫بدون دسترسی به اونها
‫ما هیچ قدرتی نداریم

236
00:11:11,405 --> 00:11:14,440
‫اگه از اینجا فرار کنیم
‫میراث‌مون رو پشت سر جا گذاشتیم

237
00:11:14,441 --> 00:11:18,662
‫خونه‌مون ، خانواده‌مون

238
00:11:18,663 --> 00:11:21,080
‫راستش اهمیت خانواده رو زیادی بزرگ کردن

239
00:11:25,451 --> 00:11:27,287
‫منو ببین

240
00:11:27,288 --> 00:11:30,924
‫برگشتم به شهری که جز غم و اندوه
‫چیزی برام نداشته

241
00:11:30,925 --> 00:11:32,926
‫و دنبال برادری م که سخت در تلاش ـه تا

242
00:11:32,927 --> 00:11:34,945
‫از بچّه‌ای که پشیزی واسه من
‫ارزش نداره محافظت کنه می‌گردم

243
00:11:34,946 --> 00:11:37,597
‫نمی‌تونم حرفت رو بارو کنم

244
00:11:37,598 --> 00:11:38,797
‫تو اومدی اینجا ، مگه نه؟

245
00:11:38,799 --> 00:11:40,133
‫به‌خاطر آلایژا اومدم

246
00:11:40,134 --> 00:11:42,652
‫همین که پیداش کنم میرم

247
00:11:42,653 --> 00:11:44,821
‫اون به طرز مسخره‌ای باورش شده بود

248
00:11:44,822 --> 00:11:47,524
‫این بچّه باعث عاقبت به خیریِ نیکلاوس میشه

249
00:11:47,525 --> 00:11:52,913
‫الانم که غیبش زده . احتمالِ زیاد همه چیز
‫زیر سر همین آقا کلاوس ـه

250
00:11:52,914 --> 00:11:54,447
‫تازه تو هم خیلی خر بودی فکر کردی

251
00:11:54,448 --> 00:11:56,750
‫آلایژا می‌تونه کلاوس رو علیه مارسل تحریک کنه

252
00:11:56,751 --> 00:11:58,651
‫اونم در صورتی که همه میدونن
‫این ۲تا یه گذشته‌ای با هم دارن

253
00:11:58,652 --> 00:12:00,287
‫کلاوس مارسل رو تبدیل کرده
‫خودم در جریانم

254
00:12:00,288 --> 00:12:01,338
‫مثله اینکه حالیت نیست

255
00:12:01,339 --> 00:12:02,672
‫مارسل یه پسر معمولی که

256
00:12:02,673 --> 00:12:05,959
‫کلاوس خون‌آشامش کرده باشه نیست

257
00:12:05,960 --> 00:12:07,327
‫کلاوس مثله پسر خودش دوستش داشت

258
00:12:09,096 --> 00:12:11,298
‫روزی که همدیگه رو دیدن منم اونجا بودم

259
00:12:11,299 --> 00:12:14,301
‫داشتیم میرفتیم پسر فرماندار "امیل" رو دفن کنیم

260
00:12:18,505 --> 00:12:20,957
‫کاشف به عمل اومد فرماندار یه پسرِ دیگه

261
00:12:20,958 --> 00:12:22,726
‫از کنیزش داره

262
00:12:45,665 --> 00:12:47,366
‫اسمت چیه؟

263
00:12:50,220 --> 00:12:51,888
‫اسم ندارم

264
00:12:51,889 --> 00:12:54,007
‫مامانم تا موقعی که ۱۰ سالم نشه

265
00:12:54,008 --> 00:12:56,009
‫از ترس اینکه یه وقت از تب نمیرم
‫اسمی روم نمیزاره

266
00:12:56,010 --> 00:12:57,893
‫ولی تب جون خودش رو گرفت

267
00:13:00,931 --> 00:13:02,882
‫پس تو یه بازمانده‌ای

268
00:13:02,883 --> 00:13:06,218
‫و بازمانده‌ها باید اسم داشته باشن

269
00:13:08,388 --> 00:13:11,391
‫مارسلوس" چطوره؟"

270
00:13:11,392 --> 00:13:12,909
‫مارسلوس؟

271
00:13:12,910 --> 00:13:18,247
‫از مارس ریشه گرفته...خدای جنگ

272
00:13:18,249 --> 00:13:22,117
‫و به معنای جنگجویِ کوچک هستش

273
00:13:33,129 --> 00:13:36,249
‫گویا برای برادرمون هنوز هم امید وجود داره

274
00:13:36,250 --> 00:13:38,952
‫کلاوس خودش رو توی اون پسر بچّه می‌دید

275
00:13:38,953 --> 00:13:41,921
‫اینکه چطور پدرمون کتکش میزد
‫براش زنده شده بود

276
00:13:41,922 --> 00:13:43,690
‫اون هم فرزند حرومزاده‌ی

277
00:13:43,691 --> 00:13:46,725
‫از یه مرد هیولاصفت بود

278
00:13:53,683 --> 00:13:55,735
‫به همین خاطر هستش که نقشه‌ت
‫محکوم به شکست ـه

279
00:13:55,736 --> 00:14:00,240
‫تنها کاری که کردی رسوندن
‫این ۲تا نیمه‌ی گمشده به هم هست

280
00:14:00,241 --> 00:14:02,208
‫حالا که آلایژا هم نیست

281
00:14:02,209 --> 00:14:04,168
‫فقط خدا میدونه این ۲تا
‫چه کارا که نخواهند کرد

282
00:14:12,869 --> 00:14:16,472
‫خب  ، قرار امشب کاملاً‌ با مهمونی دیشب فرق داره

283
00:14:20,626 --> 00:14:26,933
‫می‌بینم که چشمت متصدی بارِ "روسو"‌ رو گرفته

284
00:14:26,934 --> 00:14:28,401
‫فعلاً در حال مخ‌زنی هستم

285
00:14:28,402 --> 00:14:30,403
‫به جای اینکه جای شامت بخوریش

286
00:14:30,404 --> 00:14:32,989
‫داری در غمِ عشقش می‌سوزی و می‌سازی

287
00:14:32,990 --> 00:14:36,076
‫حتماً خیلی دختر خاصی ـه برات

288
00:14:36,077 --> 00:14:38,111
‫اول به کارمون برسیم
‫از پزشک قانونی زنگ زدن

289
00:14:38,112 --> 00:14:40,480
‫شماره‌ام رو بهش دادم واسه موقعی که
‫سر و کله‌ی جسد گردشگرا اونجا پیدا بشه

290
00:14:40,481 --> 00:14:43,249
‫بذار خودم بگم
‫جسد گردشگرا با مهر روی دست‌شون

291
00:14:43,250 --> 00:14:44,751
‫و خون خون‌‌آشام‌ها توی بدنشون

292
00:14:44,752 --> 00:14:46,652
‫پیش میاد . یه نفر مست می‌کنه

293
00:14:46,653 --> 00:14:48,954
‫و از بالکن میافته یا اینکه توی
‫رودخونه می‌سی‌سی‌پی غرق میشه

294
00:14:48,956 --> 00:14:54,044
‫امروز هم ۲تا دیگه رو دستم باد کرده

295
00:14:54,045 --> 00:14:55,828
‫عذر می‌خوام عشقم

296
00:14:55,829 --> 00:14:57,497
‫چه کتابی می‌خونی؟

297
00:14:57,498 --> 00:14:59,549
‫روانشناسی نابهنجاری

298
00:14:59,550 --> 00:15:01,885
‫روانشناسی نابهنجاری پس

299
00:15:01,886 --> 00:15:06,022
‫شاید بتونی کمکم کنی ببینم دوستم چش شده

300
00:15:06,023 --> 00:15:08,508
‫یه‌کم افسرده میزنه

301
00:15:08,509 --> 00:15:10,776
‫یه دخترِ بدجوری دل و دینش رو برده

302
00:15:10,778 --> 00:15:15,515
‫بهم گفته دخترِ یه ملکه‌ست که
‫مناسبِ یه پادشاه ـه

303
00:15:15,516 --> 00:15:17,867
‫من که فکر می‌کنم باید بیخیال عشق
‫و عاشقی بشه و به زندگیش برسه

304
00:15:17,868 --> 00:15:21,538
‫نظر تخصصی شما چیه؟

305
00:15:21,539 --> 00:15:24,991
‫پسر خوبی باش

306
00:15:24,992 --> 00:15:27,860
‫شاید یه روزی شانس بهت رو کرد

307
00:15:27,861 --> 00:15:30,947
‫امشب ساعت ۹ چطوره؟

308
00:15:30,948 --> 00:15:33,866
‫همینجا می‌بینمت

309
00:15:33,867 --> 00:15:36,218
‫به پیشنهادت فکر می‌کنم

310
00:15:38,204 --> 00:15:40,640
‫چه سنگین تیکه انداخت

311
00:15:40,641 --> 00:15:43,042
‫باید بگم من جذابیتم رو از دست دادم

312
00:15:43,043 --> 00:15:45,427
‫شایدم تویی که دیگه دخترکُش نیستی

313
00:15:49,065 --> 00:15:50,767
‫صبر کن

314
00:15:50,768 --> 00:15:52,102
‫شرمنده . تعطیل کردیم

315
00:15:52,103 --> 00:15:53,770
‫یه ذره گیاه دارویی می‌خوایم

316
00:15:53,771 --> 00:15:55,221
‫خواهش می‌کنم

317
00:15:55,222 --> 00:15:56,573
‫چه‌جور گیاه دارویی؟

318
00:15:56,574 --> 00:15:58,191
‫شربت گل سمی

319
00:15:58,192 --> 00:16:01,411
‫قاتل‌الذئب؟

320
00:16:01,412 --> 00:16:03,730
‫می‌خوای یه گرگینه رو بکشی؟

321
00:16:03,731 --> 00:16:05,614
‫یه گرگینه کوچولو رو

322
00:16:07,867 --> 00:16:09,701
‫یه لحظه صبر کن

323
00:16:19,596 --> 00:16:22,549
‫با قیاق قاطیش کن
‫چند قطره بریز توی چای داغ

324
00:16:22,550 --> 00:16:24,300
‫این باید به کارِت بیاد

325
00:16:24,301 --> 00:16:25,885
‫بگیرش

326
00:16:25,886 --> 00:16:28,538
‫اینجا شهر مناسبی برای گرگینه‌ها نیست

327
00:16:28,539 --> 00:16:30,639
‫داری کار درست رو انجام میدی

328
00:16:40,500 --> 00:16:43,102
‫خبر دست اول می‌خوای؟

329
00:16:43,103 --> 00:16:46,072
‫به مارسل بگو یه گرگینه توی محله است

330
00:16:46,073 --> 00:16:49,792
‫واقعاً منو به بهترین جاها می‌بری

331
00:16:52,962 --> 00:16:55,448
‫به سرزمین جنازه‌های تر و تازه خوش اومدید

332
00:16:55,449 --> 00:16:56,883
‫وقتتون رو هدر نمیدم

333
00:16:56,884 --> 00:16:58,551
‫گمون کنم قضیه رو براشون توضیح دادی

334
00:16:58,552 --> 00:17:01,287
‫راستش رو بخوای به نظر من که استعداد ندارن

335
00:17:01,288 --> 00:17:03,807
‫جدی؟ من که تازه ۶تا از شب‌گرد‌هام رو از دست دادم

336
00:17:03,808 --> 00:17:05,642
‫باید جاشون رو پُر کنم

337
00:17:05,643 --> 00:17:07,227
‫سریع براتون توضیح میدم

338
00:17:07,228 --> 00:17:08,794
‫احساس بی‌قراری که می‌کنید
‫واسه اینکه باید تغذیه کنید

339
00:17:08,795 --> 00:17:10,013
‫که همینطور به قوی شدنش ادامه میده

340
00:17:10,014 --> 00:17:11,564
‫عطشی ـه برای خون انسان

341
00:17:11,565 --> 00:17:13,233
‫خون بخوری خون‌آشام میشی

342
00:17:13,234 --> 00:17:15,585
‫نخورید دوباره می‌میرید
‫این‌دفعه واسه همیشه

343
00:17:15,586 --> 00:17:18,154
‫همینجا توی این کیسه پلاستیکی

344
00:17:18,155 --> 00:17:19,439
‫نظرت چیه؟

345
00:17:19,440 --> 00:17:21,023
‫نازه کج و کوله‌‌ست
‫یا دوستِ صمیمی ـه یه همجنس‌بازه؟

346
00:17:21,025 --> 00:17:22,608
‫انتخاب با ورق دهنده باشه

347
00:17:22,610 --> 00:17:24,644
‫انتخاب با ورق دهنده . خیلی خب

348
00:17:24,645 --> 00:17:29,365
‫هر کسی که این سکه رو برداره
‫برنده‌ی زندگی جاودان میشه

349
00:17:29,366 --> 00:17:31,483
‫و اون یکی می‌میره

350
00:17:37,340 --> 00:17:41,127
‫لعنت بهت دختر . لعنت بهت

351
00:17:41,128 --> 00:17:42,795
‫چطور تونستی؟

352
00:17:42,796 --> 00:17:44,130
‫بیخیال شو "جاش" حالا انگار
‫من چاره‌ی دیگه‌ای هم داشتم

353
00:17:44,131 --> 00:17:45,465
‫تو هم باید همین کار رو می‌کردی

354
00:17:45,466 --> 00:17:47,716
‫ولی تو یه بی‌عرضه...

355
00:17:51,688 --> 00:17:54,274
‫بذارید توی سردخونه بمیره

356
00:17:54,275 --> 00:17:57,810
‫با آدمایی که به دوستشون خیانت می‌کنن حال نمی‌کنم

357
00:17:57,811 --> 00:18:02,181
‫یالا ، بزن بریم سواری

358
00:18:02,182 --> 00:18:03,516
‫برو

359
00:18:31,644 --> 00:18:35,098
‫بزن به شمشیرش . حالا جا خالی بده

360
00:18:35,099 --> 00:18:37,399
‫ضربه...قشنگ ضربه بزن

361
00:18:39,903 --> 00:18:41,854
‫یه روزی باهات ازدواج می‌کنم

362
00:18:41,855 --> 00:18:46,109
‫عمراً با کسی که توی دوئل شکستم بده ازدواج کنم

363
00:18:46,110 --> 00:18:47,892
‫یه بار دیگه تمرین کنیم؟

364
00:19:27,283 --> 00:19:30,570
‫ربکا مایکلسون

365
00:19:30,571 --> 00:19:32,904
‫اومدی یه درس دیگه بهم یاد بدی؟

366
00:19:38,321 --> 00:19:39,488
‫آخرین‌بار که دیدمت

367
00:19:39,490 --> 00:19:40,856
‫خیابان رویال آتش گرفته بود و

368
00:19:40,857 --> 00:19:43,626
‫شماها داشتید از دستِ بابا جونتون در میرفتید

369
00:19:43,627 --> 00:19:45,193
‫خیال می‌کردم مُردی

370
00:19:45,195 --> 00:19:47,362
‫هیچ‌وقت برنگشتی تا مطمئن بشی

371
00:19:48,998 --> 00:19:51,134
‫واسه چی اومدی اینجا؟

372
00:19:51,135 --> 00:19:54,270
‫موضوع آلایژاست . فکر کنم
‫کلاوس بلایی سرش آورده

373
00:19:54,271 --> 00:19:56,172
‫بسه . صبر کن ، ادامه نده

374
00:19:56,173 --> 00:19:58,841
‫اگه یه چیزی رو از مایکلسون‌ها یاد گرفته باشم

375
00:19:58,842 --> 00:20:01,177
‫اینه که دخالتی تو اختلافات خانوادگی نکنم

376
00:20:01,178 --> 00:20:02,679
‫عاقبت خوبی نداره

377
00:20:02,880 --> 00:20:04,113
‫هیچی بین ما ۲تا نیست

378
00:20:04,114 --> 00:20:05,548
‫به جون خودم

379
00:20:05,549 --> 00:20:07,750
‫جون تو واسه من ارزش داره

380
00:20:07,751 --> 00:20:08,885
‫با من صادق باش

381
00:20:08,886 --> 00:20:11,103
‫وگرنه اونقدرا جونت واسم ارزشی نداره

382
00:20:11,104 --> 00:20:13,473
‫ازش خوشم میاد
‫و فکر می‌کنم متقابل ـه

383
00:20:13,474 --> 00:20:16,108
‫ولی هیچ کاری نکردم و نخواهم کرد . نه...

384
00:20:16,109 --> 00:20:17,777
‫و نخواهی کرد

385
00:20:17,778 --> 00:20:19,979
‫من خواهرمو دوست دارم
‫ولی تو رابطش با مردها

386
00:20:19,980 --> 00:20:21,564
‫بخت و اقبالی نداره

387
00:20:21,565 --> 00:20:22,765
‫اونا تو زندگیش وارد میشن و میرن

388
00:20:22,766 --> 00:20:26,786
‫ولی این منم که همیشه هستم

389
00:20:26,787 --> 00:20:28,788
‫اون خانواده‌ی منه

390
00:20:28,789 --> 00:20:30,939
‫گفته بودی من خانوادتم

391
00:20:30,941 --> 00:20:33,526
‫التماست کردم که منو به خون‌آشام تبدیل کنی

392
00:20:33,527 --> 00:20:38,881
‫و منم بهت گفتم وقتی آماده باشی این‌کار رو می‌کنم

393
00:20:38,882 --> 00:20:42,752
‫یه بار دیگه نزدیک ربکا بشو
‫تا هیچ‌وقت خون‌آشام نشی

394
00:20:42,753 --> 00:20:44,886
‫حتی بعد از رسیدن به همه چیز

395
00:20:44,888 --> 00:20:46,589
‫هنوزم ازش می‌ترسی

396
00:20:46,590 --> 00:20:48,790
‫من از هیچ‌کس نمی‌ترسم

397
00:20:51,184 --> 00:20:54,797
‫اگر بفهمم میدونی آلایژا کجاست

398
00:20:54,798 --> 00:20:56,765
‫دیگه لازم نیست از کلاوس بترسی

399
00:20:56,767 --> 00:20:58,650
‫خودم می‌کشمت

400
00:21:01,320 --> 00:21:02,855
‫یاد ایام گذشته افتادن خوب بود

401
00:21:02,856 --> 00:21:05,608
‫ولی کمکی ازم ساخته نیست

402
00:21:05,609 --> 00:21:07,243
‫هر چند که از دیدنت خوشحالم

403
00:21:07,244 --> 00:21:09,477
‫تو پیدا کردن چیزی که دنبالشی موفق باشی

404
00:21:25,177 --> 00:21:27,430
‫من اون قیافه رو می‌شناسم
‫با یه زنی به مشکل برخوردی

405
00:21:27,431 --> 00:21:29,498
‫میدونی که خیلی عوضی هستی

406
00:21:29,499 --> 00:21:31,500
‫چرا بهم نگفتی بودی خواهرت برگشته شهر؟

407
00:21:31,501 --> 00:21:34,003
‫فکر کردم اگه خودت متوجه بشی سرگرم کننده‌تره

408
00:21:34,004 --> 00:21:35,588
‫چیز دیگه‌ای هم هست که باید بدونم؟

409
00:21:35,589 --> 00:21:38,007
‫فقط اینکه روانی بودنش به‌طور قابل توجهی

410
00:21:38,008 --> 00:21:39,642
‫تو قرن گذشته زیاد شده

411
00:21:39,643 --> 00:21:42,645
‫یا شایدم اون بوده که افراد منو کشته

412
00:21:42,646 --> 00:21:44,614
‫ممکنه . فقط اینکه اون بار بی‌کلاس

413
00:21:44,615 --> 00:21:46,983
‫پاتوقِ بچه دبیرستانی ـه دهاتیِ عملی هست

414
00:21:46,984 --> 00:21:48,734
‫گمون نکنم اون به این چیزا علاقه داشته باشه

415
00:21:51,655 --> 00:21:53,573
‫بله؟

416
00:21:53,574 --> 00:21:56,576
‫یه خبری بهم رسیده . یکی یه گرگینه
‫رو تو "بیون‌ویل" پارک دیده

417
00:21:56,577 --> 00:21:58,628
‫چندتایی شب‌گرد رو بفرستاد سراغش

418
00:21:58,629 --> 00:22:00,713
‫سرشو واسم بیارید

419
00:22:00,714 --> 00:22:02,197
‫خب ، فکر کنم راز قتل‌های

420
00:22:02,198 --> 00:22:03,833
‫متعدد هم حل شد

421
00:22:03,834 --> 00:22:05,034
‫حداقل پای خواهر من وسط نیست

422
00:22:05,035 --> 00:22:06,552
‫در اون مورد...واسه ماجرا‌های خانواده‌ی

423
00:22:06,553 --> 00:22:07,970
‫مایکلسون وقت ندارم

424
00:22:07,971 --> 00:22:11,173
‫تو مهمون منی
‫نذار خواهرت از خط قرمز رد بشه

425
00:22:11,174 --> 00:22:12,808
‫پس بهتره برم "می‌سی‌سی‌پی" رو

426
00:22:12,809 --> 00:22:15,610
‫با نِی خالی کنم

427
00:22:22,051 --> 00:22:23,886
‫"یالا "هِیلی

428
00:22:23,887 --> 00:22:27,222
‫یه دل درد و همه‌ی این ماجرای مسخره‌ی

429
00:22:27,223 --> 00:22:29,357
‫به تاریخ می‌پیونده

430
00:22:51,213 --> 00:22:53,115
‫همینجوری احمقِ که داره به محله میاد

431
00:22:53,116 --> 00:22:54,600
‫تو با من میای گُرگینه

432
00:22:54,601 --> 00:22:56,418
‫از دستِ خون‌‌آشام‌های اینجا که

433
00:22:56,419 --> 00:22:57,887
‫هی بهم میگن چی‌کار کنم خسته شدم

434
00:23:05,095 --> 00:23:08,314
‫اینطوری با یه خانم باردار برخورد نمی‌کنن

435
00:23:08,315 --> 00:23:10,332
‫از اینکه روش بد رو انجام بدم متنفرم

436
00:23:16,462 --> 00:23:19,031
‫واسه همین بهت گفته بودم که خونه رو ترک نکن

437
00:23:19,032 --> 00:23:21,467
‫بودن گرگینه‌ها توی محله ممنوعه

438
00:23:21,468 --> 00:23:24,086
‫من یه نقشه‌ای داشتم و پیاده‌روی تو

439
00:23:24,087 --> 00:23:25,721
‫همشو تو خطر انداخت

440
00:23:25,722 --> 00:23:27,306
‫بیخیالش شو

441
00:23:27,307 --> 00:23:28,874
‫به اندازه کافی گند زدی
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

442
00:23:28,875 --> 00:23:30,643
‫اونقدی کُشتی که اگه کنار هم بذاریشون

443
00:23:30,644 --> 00:23:32,478
‫به در خونه من میرسی

444
00:23:32,479 --> 00:23:35,214
‫اگه بنده نمی‌تونستم فکرِ گرگینه‌ها رو بخونم

445
00:23:35,215 --> 00:23:37,265
‫فاتحه‌ی هممون خونده می‌شد

446
00:23:37,267 --> 00:23:39,485
‫تازه من به نقشه‌‌ی تو سر سوزن اهمیت نمیدم

447
00:23:39,486 --> 00:23:40,903
‫یه عالمه وقت واسه انجام دادن نقشه داشتی

448
00:23:40,904 --> 00:23:42,404
‫و هیچ‌کس ندیده که

449
00:23:42,405 --> 00:23:44,389
‫هیچ غلطی بکنی

450
00:23:44,390 --> 00:23:47,226
‫آلایژا قرار گذاشته بود که از بچه‌ـت محافظت کنه

451
00:23:47,227 --> 00:23:51,030
‫که اینطوری بتونه تو رو از
‫آشغال و خودخواه بودنت حفظ کنه

452
00:23:51,031 --> 00:23:52,397
‫واضحاً که تو هیچ اهمیتی

453
00:23:52,398 --> 00:23:54,166
‫به بچه یا آلایژا نمیدی

454
00:23:54,167 --> 00:23:56,035
‫چون چی‌کار کردی که نشون بده
‫به قول و قرارت پایبندی؟

455
00:23:56,036 --> 00:23:59,188
‫من هر کاری کردم

456
00:23:59,189 --> 00:24:01,674
‫بذار روشنت کنم . اجازه هست؟

457
00:24:01,675 --> 00:24:04,260
‫از روزی که رسیدم
‫مارسل بهم اعتماد نداشت

458
00:24:04,261 --> 00:24:06,345
‫از روز اول خون ‌آشام‌هاشو مجبور کرده

459
00:24:06,346 --> 00:24:07,546
‫گل شاه‌پسند قورت بدن

460
00:24:07,547 --> 00:24:08,914
‫که از اونجایی که من و تو
‫میدونیم خواهر کوچولو

461
00:24:08,915 --> 00:24:11,382
‫مانع کنترل ذهنیشون میشه

462
00:24:11,383 --> 00:24:15,020
‫یه جاسوس لازم داشتم

463
00:24:15,021 --> 00:24:16,522
‫یکی که از درون با من باشه

464
00:24:16,523 --> 00:24:19,024
‫کسی که مارسل هیچ‌وقت بهش شک نکنه

465
00:24:19,025 --> 00:24:22,761
‫پس من مارسل رو دور زدم
‫و یه قدم ازش جلو زدم

466
00:24:24,948 --> 00:24:27,366
‫مارسل به لطف قانون‌شکی و قتل کوچولو تو

467
00:24:27,367 --> 00:24:29,101
‫۶تا از خون‌آشاماشو از دست داد

468
00:24:29,102 --> 00:24:32,204
‫و اون خون‌آشامای جدید لازم داشت

469
00:24:32,205 --> 00:24:34,573
‫پس من یکی رو واسه خودم کردم

470
00:24:34,574 --> 00:24:40,279
‫قبل از اینکه حتی یه قطره شاه‌پسند بخوره

471
00:24:40,280 --> 00:24:42,214
‫بیا یه گپ مختصر در مورد اینکه

472
00:24:42,215 --> 00:24:45,917
‫چی‌کار می‌تونی واسم بکنی داشته باشیم

473
00:24:45,919 --> 00:24:47,720
‫ولی همه‌ی ما میدونیم راه اصلی بدست آوردن

474
00:24:47,721 --> 00:24:51,640
‫یک مرد از طریق قلبشه . واسه همین...

475
00:24:51,641 --> 00:24:54,260
‫پس رفیق من مارسل

476
00:24:54,261 --> 00:24:57,429
‫آدم خوبیه . اینطور فکر نمی‌کنی؟

477
00:24:57,430 --> 00:24:59,431
‫نه

478
00:24:59,432 --> 00:25:01,133
‫اون دلبر ـه

479
00:25:01,134 --> 00:25:04,603
‫سکسی ، اعتماد به نفس داره
‫و بدجوری جذاب ـه

480
00:25:04,604 --> 00:25:10,276
‫ولی بیا روراست باشیم
‫اون پسر شیطونی ـه . درسته مثل تو

481
00:25:10,277 --> 00:25:12,995
‫و در حال حاضر فقط خوبی رو تو زندگیم می‌خوام

482
00:25:12,996 --> 00:25:14,279
‫نه کسی رو که...

483
00:25:14,281 --> 00:25:15,614
‫بدجوری به‌وسیله‌ی شیاطین زخمی شده

484
00:25:15,615 --> 00:25:20,085
‫و آسیب دیده که نمی‌تونه ازش فرار کنه

485
00:25:20,086 --> 00:25:26,007
‫اونایی که آسیب دیدن خوب نیستن
‫حداقل واسه من خوب نیستن

486
00:25:27,993 --> 00:25:31,463
‫متوجهم . جدی میگم

487
00:25:31,464 --> 00:25:34,350
‫با اینحال یه فرصت بهش بده

488
00:25:34,351 --> 00:25:37,336
‫بعدش بهت احتیاج دارم که بهم بگی کجا میره

489
00:25:37,337 --> 00:25:38,927
‫و چه کسی رو می‌بینه

490
00:25:39,225 --> 00:25:43,625
‫و این یکی...می‌خوام بدن‌ـش رو
‫از شاه‌پسند خالی کنم

491
00:25:44,728 --> 00:25:48,530
‫مجبورش کردم باور کنه
‫افرادش مذهب پیدا کردن و

492
00:25:48,531 --> 00:25:49,648
‫به "یوتا" رفتن

493
00:25:49,649 --> 00:25:51,283
‫پس اینطوری می‌تونه دلیل از دست دادن

494
00:25:51,284 --> 00:25:54,585
‫۳تا خون‌آشام امشب رو واسه مارسل توضیح بده

495
00:25:59,675 --> 00:26:03,963
‫کسی سوال دیگه‌ای نداره؟

496
00:26:03,964 --> 00:26:09,201
‫"نه؟ خوبه چون من یه سوال دارم "هِیلی

497
00:26:09,202 --> 00:26:11,537
‫اول از همه تو اون قسمت خطرناک محله‌ی فرانسوی‌ها

498
00:26:11,538 --> 00:26:14,373
‫چی‌کار می‌کردی؟

499
00:26:14,374 --> 00:26:15,723
‫جواب بده

500
00:26:15,725 --> 00:26:16,875
‫نیک" ، ولش کن"

501
00:26:16,876 --> 00:26:18,978
‫می‌خوای بدونی داشتم چی‌کار می‌کردم؟

502
00:26:18,979 --> 00:26:21,981
‫داشتم سَم می‌خریدم که بتونم

503
00:26:21,982 --> 00:26:24,715
‫بچه کوچولوتو از بدبختی نجات بدم

504
00:26:26,888 --> 00:26:28,553
‫"نیک"

505
00:26:29,555 --> 00:26:31,407
‫"نیک"

506
00:26:31,408 --> 00:26:32,825
‫ولش کن

507
00:26:32,826 --> 00:26:36,078
‫به‌خاطر خدا ، اون حامله‌ست

508
00:26:36,079 --> 00:26:38,497
‫همه‌ی این جروبحث‌ها به‌خاطر نخواستن بچه بوده

509
00:26:38,498 --> 00:26:42,400
‫و حالا که اون داره میگه آماده‌ست
‫از شر بچه خلاص بشه...

510
00:26:47,239 --> 00:26:50,409
‫اهمیت دادن اشکالی نداره

511
00:26:50,410 --> 00:26:53,262
‫اشکالی نداره که چیزی رو بخوای

512
00:26:53,263 --> 00:26:55,064
‫تنها کاری که آلایژا سعی می‌کرد
‫انجامش بده همین بود

513
00:26:55,065 --> 00:26:59,051
‫تنها چیزی که همیشه واست می‌خواست

514
00:26:59,052 --> 00:27:02,370
‫تنها چیزی که همگی واست می‌خواستیم

515
00:27:21,606 --> 00:27:25,577
‫من آلایژا رو به مارسل دادم

516
00:27:25,578 --> 00:27:28,947
‫چی؟

517
00:27:28,948 --> 00:27:31,917
‫مارسل مضطرب بود

518
00:27:31,918 --> 00:27:34,420
‫به اندازه‌ی کافی برگشتن یه اصیل به شهر بد بود

519
00:27:34,421 --> 00:27:36,805
‫ولی دوتا؟

520
00:27:36,806 --> 00:27:39,725
‫افرادش دستپاچه شده بودن

521
00:27:39,726 --> 00:27:41,593
‫اون می‌خواست آلایژا بره

522
00:27:41,594 --> 00:27:46,432
‫پس من بهش پیشنهاد صلح دادم

523
00:27:46,433 --> 00:27:48,317
‫تو برادرتو مبادله کردی

524
00:27:48,318 --> 00:27:51,537
‫یه نقشه دارم

525
00:27:51,538 --> 00:27:53,739
‫بدست آوردن اعتماد مارسل

526
00:27:53,740 --> 00:27:56,475
‫از بین بردن امپراطوریش

527
00:27:56,476 --> 00:28:01,313
‫محترم شمردن آرزوی آلایژا
‫که می‌خواست این بچه به دنیا بیاد

528
00:28:01,314 --> 00:28:05,918
‫دارم اون نقشه رو اونطوری
‫که خودم میدونم اجرا می‌کنم

529
00:28:05,919 --> 00:28:09,354
‫اگه خوشت نمیاد...

530
00:28:09,355 --> 00:28:11,372
‫خوش اومدی

531
00:28:14,993 --> 00:28:16,961
‫ببین اگه برام مهم باشه

532
00:28:39,125 --> 00:28:45,330
‫میدونم خیلی خوب منو نمی‌شناسی ولی ممنون

533
00:28:45,332 --> 00:28:48,000
‫ممنون واسه کاری که اونجا انجام دادی

534
00:28:48,001 --> 00:28:51,537
‫ما دخترا باید هوای همدیگر رو داشته باشیم

535
00:28:51,538 --> 00:28:53,172
‫قضیه شما ۲تا چیه؟

536
00:28:53,173 --> 00:28:54,807
‫منظورم اینه میگی ازش متنفری

537
00:28:54,808 --> 00:28:58,210
‫ولی جوری که باهاش
‫سر و کله میزنی خیلی واضحـه

538
00:28:58,211 --> 00:29:02,265
‫حتی وقتی ازش متنفری
‫هنوزم دوسش داری

539
00:29:02,266 --> 00:29:04,517
‫فکر کنم وقتی هزار سال رو با یه نفر بگذرونی

540
00:29:04,518 --> 00:29:06,636
‫اینکه تصمیم بگیری ترکش کنی
‫یه‌جورایی مثل اینه که

541
00:29:06,637 --> 00:29:10,356
‫یه قسمتی از خودتو از دست بدی

542
00:29:10,357 --> 00:29:16,679
‫ولی بعضی وقتا نفرت
‫بدجوری جلوی چشمت رو می‌گیره

543
00:29:16,680 --> 00:29:18,181
‫امیل" تنها دوست‌پسرم نبود"

544
00:29:18,182 --> 00:29:20,600
‫که کلاوس کشتش

545
00:29:20,601 --> 00:29:22,735
‫دوباره و دوباره این‌کار رو انجام داد

546
00:29:22,736 --> 00:29:25,338
‫و هر دفعه یکی که بهش اهمیت بدم رو پیدا می‌کردم

547
00:29:25,339 --> 00:29:26,739
‫به این کارش ادامه میداد

548
00:29:26,740 --> 00:29:30,459
‫تا زمانی که دست از عاشق شدن کشیدم

549
00:29:32,462 --> 00:29:34,630
‫گفت داشته منو از اشتباهاتم محافظت می‌کرده

550
00:29:34,631 --> 00:29:41,104
‫اینکه هیچ‌کس به اندازه‌ی کافی
‫واسه خواهر کوچولوش خوب نبوده

551
00:29:41,105 --> 00:29:43,388
‫تا روزی که یه نفر بود

552
00:29:45,641 --> 00:29:47,143
‫رودخونه چطور بود؟

553
00:29:47,144 --> 00:29:50,662
‫عالی ، دل‌انگیز

554
00:29:54,233 --> 00:29:56,041
‫باید برم داخل

555
00:30:03,326 --> 00:30:04,544
‫برادرم می‌کشت

556
00:30:04,545 --> 00:30:06,244
‫پس با خوشحالی می‌میرم

557
00:30:10,249 --> 00:30:11,918
‫بهت هشدار نداده بودم؟

558
00:30:11,919 --> 00:30:13,419
‫کلاوس ، بهت التماس می‌کنم

559
00:30:13,420 --> 00:30:15,121
‫اون مثل بقیه نیست

560
00:30:15,122 --> 00:30:16,973
‫اینو از روز اول درش دیده بودی

561
00:30:16,974 --> 00:30:19,091
‫نجاتش دادی

562
00:30:19,092 --> 00:30:22,028
‫ازش محافظت کردی

563
00:30:22,029 --> 00:30:25,982
‫بزرگش کردی

564
00:30:25,983 --> 00:30:28,099
‫نمی‌تونی بکشیش

565
00:30:38,945 --> 00:30:41,330
‫حق با توئه

566
00:30:41,331 --> 00:30:45,001
‫من نمی‌تونم

567
00:30:46,820 --> 00:30:49,822
‫ولی تو خواهر عزیزم

568
00:30:49,823 --> 00:30:52,592
‫باید یاد بگیری که چی رو

569
00:30:52,593 --> 00:30:55,343
‫می‌تونی و چی رو نمی‌تونی ازم بگیری

570
00:31:01,333 --> 00:31:04,287
‫اگه میدونی آلایژا پیش مارسل ـه

571
00:31:04,288 --> 00:31:06,439
‫واسه چی نمیری پسش بگیری؟

572
00:31:06,440 --> 00:31:08,274
‫چون اگه برادرم رو دور بزنم

573
00:31:08,275 --> 00:31:10,859
‫بعدش یه تابوت که اسم من روشه
‫طبقه‌ی پایین هست

574
00:31:26,542 --> 00:31:28,211
‫اوه خدای من

575
00:31:28,212 --> 00:31:31,881
‫اینا رو زیر تابوت تو پیدا کردم

576
00:31:31,882 --> 00:31:35,151
‫پس اگه ۲تا خنجر عتقیه

577
00:31:35,152 --> 00:31:37,220
‫تنها چیزی بوده که تو رو
‫واسه پس گرفتن آلایژا متوقف می‌کنه

578
00:31:37,221 --> 00:31:39,704
‫پس خدمت شما

579
00:31:55,322 --> 00:31:57,472
‫واسه امشب همه رو فرستادم خونه

580
00:31:57,474 --> 00:32:00,343
‫من میزبان مطیع شمام

581
00:32:00,344 --> 00:32:02,411
‫خب ، باشه

582
00:32:02,412 --> 00:32:04,747
‫امتیاز اضافی واسه رفتار زیبنده

583
00:32:04,748 --> 00:32:07,249
‫و شب همین الان شروع شد

584
00:32:07,251 --> 00:32:10,836
‫چی باعث شد تصمیم به اومدن بگیری؟

585
00:32:10,837 --> 00:32:14,039
‫هر کسی لیاقت یه فرصت رو داره

586
00:32:15,041 --> 00:32:16,408
‫تو بهم دروغ گفتی

587
00:32:16,409 --> 00:32:17,575
‫برادرم کجاست؟

588
00:32:17,577 --> 00:32:18,728
‫علیک سلام

589
00:32:18,729 --> 00:32:21,881
‫کمی" ، ربکا"
‫"ربکا  ، "کمی

590
00:32:21,882 --> 00:32:23,716
‫می‌بینم که هنوز دلت پیش بلوند‌ها گیره

591
00:32:23,717 --> 00:32:25,718
‫هی

592
00:32:25,719 --> 00:32:27,386
‫بگو آلایژا کجاست

593
00:32:27,387 --> 00:32:28,754
‫چه خبر شده؟

594
00:32:28,755 --> 00:32:31,106
‫بگو کجاست وگرنه می‌کشمت

595
00:32:36,395 --> 00:32:39,230
‫نه . این‌کار رو نمی‌کنی

596
00:32:43,936 --> 00:32:45,820
‫احتمالاً حق با تو باشه

597
00:32:49,625 --> 00:32:50,910
‫ولی اونو می‌کشم

598
00:32:51,962 --> 00:32:53,612
‫بذار بره

599
00:32:53,613 --> 00:32:57,465
‫تو بُردی . می‌برمت آلایژا رو ببینی

600
00:32:57,467 --> 00:33:00,586
‫شما‌ها چی هستین؟

601
00:33:00,587 --> 00:33:03,005
‫آروم باش . چیزی نیست

602
00:33:03,006 --> 00:33:05,291
‫برو خونه . اتفاقات الان رو فراموش کن

603
00:33:05,292 --> 00:33:07,593
‫و فقط بدون که بعداً از دلت درمیارم

604
00:33:07,594 --> 00:33:11,564
‫قول میدم

605
00:33:11,565 --> 00:33:13,132
‫می‌خوای آلایژا رو ببینی؟

606
00:33:13,133 --> 00:33:15,650
‫باشه . دنبالم بیا

607
00:33:30,282 --> 00:33:31,450
‫منو دعوت کن داخل

608
00:33:31,451 --> 00:33:33,319
‫از خانم خونه بخوای

609
00:33:33,320 --> 00:33:37,105
‫دِوینا" ، بیا بیرون عزیزم"

610
00:33:40,176 --> 00:33:42,628
‫دعوتش کن داخل

611
00:33:42,629 --> 00:33:44,129
‫بیا تو

612
00:33:50,669 --> 00:33:52,354
‫جای تو باشم این‌کار رو نمی‌کنم

613
00:33:54,640 --> 00:33:56,642
‫تو چه خری هستی؟

614
00:33:56,643 --> 00:33:58,944
‫"دِوینا"

615
00:33:58,945 --> 00:34:00,446
‫یکی از قدیمی‌هاست ، مگه نه؟

616
00:34:00,447 --> 00:34:02,665
‫آره . ربکا یه اصیله

617
00:34:02,666 --> 00:34:05,451
‫که یعنی کشته نمیشه

618
00:34:05,452 --> 00:34:08,521
‫به نظر دختر خوبی نمیاد

619
00:34:08,522 --> 00:34:11,040
‫می‌تونه باشه ولی امشب رو

620
00:34:11,041 --> 00:34:13,459
‫با من خوب تا نکرد

621
00:34:13,460 --> 00:34:16,044
‫پس متأسفانه وقت رفتنت رسیده

622
00:34:32,871 --> 00:34:35,856
‫خب ، دیگه موقعش بود

623
00:34:35,858 --> 00:34:38,159
‫از صبرکردن خسته شده بودم

624
00:34:38,160 --> 00:34:40,629
‫ولی خیلی دلم می‌خواست صورت رو ببینم

625
00:34:40,630 --> 00:34:43,065
‫و واقعاً ارزش رو داشت

626
00:34:43,066 --> 00:34:44,983
‫حرومزاده

627
00:34:44,984 --> 00:34:46,518
‫چه روزیه؟

628
00:34:46,519 --> 00:34:47,802
‫یکشنبه

629
00:34:47,804 --> 00:34:49,504
‫واسه یه هفته خنجر خورده بودم؟

630
00:34:49,505 --> 00:34:51,973
‫با مارسل چی‌کار کردی؟

631
00:34:51,974 --> 00:34:55,177
‫سال ۱۸۸۷ ـه ربکا

632
00:34:55,178 --> 00:34:58,513
‫پنجاه و دو ساله که خنجر خوردی

633
00:34:58,514 --> 00:34:59,648
‫چی؟

634
00:34:59,649 --> 00:35:00,882
‫و واسه مارسل نگران نباش

635
00:35:00,883 --> 00:35:02,884
‫بهش یه حق انتخاب دادم

636
00:35:02,885 --> 00:35:04,853
‫می‌تونست خنجر رو ازت بیرون بکشه و

637
00:35:04,854 --> 00:35:07,021
‫بقیه‌ی عمر انسانیشو با تو زندگی کنه

638
00:35:07,022 --> 00:35:09,241
‫همچنین می‌تونست همونطوری

639
00:35:09,242 --> 00:35:10,792
‫که همیشه می‌خواست تبدیل بشه

640
00:35:10,793 --> 00:35:13,027
‫اونم در ازای دست کشیدن از تو

641
00:35:13,028 --> 00:35:15,347
‫نه . این‌کار رو با من نمی‌کنه

642
00:35:15,348 --> 00:35:18,049
‫ولی این‌کار رو کرد

643
00:35:28,810 --> 00:35:32,214
‫خوش برگشتی ربکا

644
00:35:32,215 --> 00:35:35,133
‫واسه یه مدتی بیهوش بودی

645
00:35:35,134 --> 00:35:37,936
‫کجام؟ چطوری اومدم اینجا؟

646
00:35:37,937 --> 00:35:39,888
‫دِوینا" رو ناراحت کردی"

647
00:35:39,889 --> 00:35:42,574
‫خیلی خوشحالم که بالاخره باهم آشنا شدید

648
00:35:42,575 --> 00:35:45,610
‫حالا میدونی طرف حسابت کیه

649
00:35:45,611 --> 00:35:47,111
‫این اتاق قدیمیمه؟

650
00:35:47,113 --> 00:35:48,697
‫الان مال منه

651
00:35:48,698 --> 00:35:51,166
‫همونطوری که شهر مال منه
‫دِوینا" مال منه"

652
00:35:51,167 --> 00:35:54,234
‫و آلایژا مال منه تا وقتی که
‫عشقم بکشه و بخوام پسش بدم

653
00:35:54,236 --> 00:35:57,038
‫چیزی که زمانی مال تو بوده
‫چیزی که زمانی مال برادرات بوده

654
00:35:57,039 --> 00:35:58,956
‫حالا مال منه

655
00:36:02,611 --> 00:36:05,963
‫و هیچ‌وقت دوباره به "کمی" دست نزن

656
00:36:38,463 --> 00:36:40,347
‫ازش استفاده نکردم

657
00:36:44,586 --> 00:36:46,337
‫بیداری

658
00:36:47,889 --> 00:36:49,474
‫دیشب رو خیلی سخت تونستم بخوابم

659
00:36:49,475 --> 00:36:53,126
‫این خونه شبیه یه سونای ترسناک باتلاقی ـه

660
00:36:56,314 --> 00:36:59,568
‫چی جلوتو گرفت؟

661
00:36:59,569 --> 00:37:03,471
‫می‌تونستی از تمام این جریانات خلاص بشی

662
00:37:03,472 --> 00:37:05,857
‫از من

663
00:37:05,858 --> 00:37:09,127
‫آره . خب ، وقتی داشتم با اون
‫خون‌آشاما مبارزه می‌کردم

664
00:37:09,128 --> 00:37:12,980
‫فهمیده بودم که فقط از خودم محافظت نمی‌کنم

665
00:37:16,418 --> 00:37:18,286
‫شاید این موضوع به‌خاطر این واقعیته که

666
00:37:18,287 --> 00:37:19,821
‫والدین اصلیم منو رها کردن

667
00:37:19,822 --> 00:37:22,873
‫و والدینی که منو به فرزند خوندگی پذیرفته بودن
‫انداختنم بیرون ربط داشت

668
00:37:24,926 --> 00:37:27,212
‫تنها چیزی که میدونم اینه که
‫وقتی دعوا بالا گرفت

669
00:37:27,213 --> 00:37:32,017
‫فهمیدم نباید بذارم کسی به بچه‌ام صدمه بزنه

670
00:37:32,018 --> 00:37:36,021
‫دارم به این فکر می‌کنم که
‫ما خیلی شبیه به هم هستیم

671
00:37:36,022 --> 00:37:37,839
‫من و تو

672
00:37:37,840 --> 00:37:40,859
‫جفتمون از کسایی رونده شدیم که یادمون دادن

673
00:37:40,860 --> 00:37:44,779
‫تو شرایط سخت بجنگیم

674
00:37:44,780 --> 00:37:47,065
‫خب ، الانم که اوضاعمون بدجوری سخت شده

675
00:37:47,066 --> 00:37:50,902
‫آره ، همینطوره

676
00:37:50,903 --> 00:37:53,037
‫وقت مبارزه‌ست...

677
00:37:55,023 --> 00:37:57,324
‫گرگینه‌ی کوچولو

678
00:38:00,462 --> 00:38:03,331
‫همه‌ی جریانات با مارسل

679
00:38:03,332 --> 00:38:04,799
‫قراری که با جادوگرا داری

680
00:38:04,800 --> 00:38:06,918
‫سعی کردن واسه نابودیش
‫گرفتن چیزائی که مال اونه

681
00:38:06,919 --> 00:38:11,840
‫ربکا بهم گفت یه زمانی
‫مثل یه خانواده همو دوست داشتید

682
00:38:11,841 --> 00:38:13,557
‫چه اتفاقی افتاد؟

683
00:38:18,680 --> 00:38:22,734
‫همه چیز رو خودم یاد مارسل دادم

684
00:38:22,735 --> 00:38:26,988
‫مثل پسرم باهاش رفتار کردم

685
00:38:26,989 --> 00:38:29,574
‫و وقتی پدرم از "نیو اورلانز" صد سال پیش

686
00:38:29,575 --> 00:38:31,326
‫افتاد دنبال من و خانوادم

687
00:38:31,327 --> 00:38:33,862
‫فکر می‌کردیم مارسل کشته شده

688
00:38:33,863 --> 00:38:38,116
‫هممون به روش خودمون واسش سوگواری کردیم

689
00:38:38,117 --> 00:38:42,454
‫با اینحال وقتی برگشتم
‫متوجه شدم نه تنها زنده مونده

690
00:38:42,455 --> 00:38:45,890
‫بلکه پیشرفت هم کرده

691
00:38:45,891 --> 00:38:47,742
‫جای اینکه دنبال ما بگرده

692
00:38:47,743 --> 00:38:51,262
‫جای اینکه همه رو پیش هم برگردونه

693
00:38:51,263 --> 00:38:55,884
‫تصمیم گرفت هر چیزی که

694
00:38:55,885 --> 00:38:59,170
‫خانواده‌ی من ساخته بود رو مال خودش کنه

695
00:38:59,171 --> 00:39:01,422
‫حالا تو خونه‌ی ما زندگی می‌کنه

696
00:39:01,423 --> 00:39:05,110
‫رو تخت‌های ما می‌خوابه

697
00:39:05,111 --> 00:39:09,931
‫حرف "م" رو که همه جا چسبونده

698
00:39:09,932 --> 00:39:12,784
‫واسه "مارسل" نیست

699
00:39:12,785 --> 00:39:14,452
‫واسه "مایکلسن" ـه

700
00:39:18,174 --> 00:39:19,908
‫می‌خوام همش برگرده

701
00:39:19,909 --> 00:39:23,712
‫و اگه مجبور بشم واسه گرفتنش فشار بیارم

702
00:39:23,713 --> 00:39:26,413
‫پس قطعاً این‌کار رو می‌کنم

703
00:39:30,468 --> 00:39:32,970
‫یکی رو میارم تهویه هوا رو بررسی کنه

704
00:39:40,512 --> 00:39:44,099
‫حق با توئه . دختره "کمی" کلیده

705
00:39:44,100 --> 00:39:46,067
‫مارسل ازش خوشش میاد
‫و به همون خاطر

706
00:39:46,068 --> 00:39:47,435
‫باید سلاح مخفی که

707
00:39:47,436 --> 00:39:49,154
‫تو باهاش سر و کار پیدا می‌کنی رو می‌دیدم

708
00:39:49,155 --> 00:39:51,089
‫خب ، برو سر اصل مطلب

709
00:39:51,090 --> 00:39:52,307
‫چیه؟

710
00:39:52,308 --> 00:39:54,109
‫چیزی نیست . آدم ـه

711
00:39:54,110 --> 00:39:56,144
‫"یه دختر..."دِوینا

712
00:39:56,145 --> 00:39:57,478
‫بیشتر از ۱۶ سال سن نداره

713
00:39:57,479 --> 00:40:00,782
‫و تا حالا هیچ‌وقت همچین
‫قدرتی رو حس نکرده بودم

714
00:40:00,783 --> 00:40:01,950
‫یه جادوگر

715
00:40:01,951 --> 00:40:03,317
‫مثل باقی جادوگرا نیست

716
00:40:03,318 --> 00:40:04,452
‫یه چیزیِ که تا به‌حال مثلش رو ندیده بودم

717
00:40:04,453 --> 00:40:06,671
‫یه چیزی فرای قدرتمند

718
00:40:06,672 --> 00:40:10,175
‫و حالا به‌خاطر تو آلایژا دست اونه

719
00:40:10,176 --> 00:40:12,210
‫کی میدونه چه بلایی می‌تونه سرش بیاره

720
00:40:12,211 --> 00:40:14,178
‫کجاست؟

721
00:40:17,882 --> 00:40:19,800
‫ای هرزه‌ی باهوش

722
00:40:22,336 --> 00:40:23,504
‫نمیدونم

723
00:40:23,505 --> 00:40:26,107
‫چی شده؟

724
00:40:26,108 --> 00:40:29,644
‫محل رو از حافظم پاک کرده

725
00:40:29,645 --> 00:40:31,813
‫مارسل سلاحی بزرگتر

726
00:40:31,814 --> 00:40:33,481
‫و خیلی قدرتمندتر از یه اصیل داره

727
00:40:33,482 --> 00:40:35,516
‫و تو برادرمون رو تقدیمش کردی

728
00:40:35,517 --> 00:40:37,952
‫چند دفعه آلایژا باید تو رو ببخشه؟

729
00:40:37,953 --> 00:40:40,155
‫چقدر طول می‌کشه تا امیدش واسه رستگار شدن تو

730
00:40:40,156 --> 00:40:41,489
‫بالاخره از بین بره؟

731
00:40:41,490 --> 00:40:43,158
‫کاری که مجبور بودم رو انجام دادم

732
00:40:43,159 --> 00:40:44,159
‫مارسل خونه‌مون رو گرفته

733
00:40:44,160 --> 00:40:46,244
‫و خونه‌مون بدون خانواده

734
00:40:46,245 --> 00:40:48,328
‫ارزشی نداره

735
00:40:51,466 --> 00:40:56,420
‫هر طوری شده آلایژا رو پیدا می‌کنم

736
00:40:58,506 --> 00:41:01,259
‫می‌خوای کمکم کنی؟

737
00:41:01,260 --> 00:41:03,560
‫به هر قیمتی که شده

738
00:41:16,991 --> 00:41:19,961
‫واسه اون‌وضع ناخوشایند شرمندم

739
00:41:19,962 --> 00:41:21,780
‫از من نمی‌ترسه

740
00:41:21,781 --> 00:41:23,031
‫هیچ‌کدومشون نمی‌ترسن

741
00:41:23,032 --> 00:41:24,249
‫فکر نمی‌کردم‌ اینطور باشه عزیزم

742
00:41:24,250 --> 00:41:25,583
‫ولی مسئله اینه که

743
00:41:25,584 --> 00:41:28,286
‫به نظر میرسه انگار اومدن که بمونن

744
00:41:28,287 --> 00:41:31,656
‫اونا به اینجا تعلق ندارن

745
00:41:31,657 --> 00:41:34,458
‫شاید فهموندن این بهشون یه‌جورایی سخت باشه

746
00:41:36,494 --> 00:41:40,380
‫که واسه همین ازت می‌خوام یه لطفی بکنی

747
00:41:40,381 --> 00:41:41,633
‫ازت می‌خوام بفهمی

748
00:41:41,634 --> 00:41:43,917
‫چطور میشه یه اصیل رو کشت

749
00:41:44,700 --> 00:41:45,700
‫مترجمین : نوشین و سعیده

750
00:41:46,700 --> 00:41:47,700
‫: ارائه‌ای از گروه ترجمه
‫Free-Offline.org

