1
00:00:02,166 --> 00:00:03,356
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Originals"</font>

2
00:00:03,357 --> 00:00:04,520
‫اگه نتونیم کنار هم یه جامعه متمدن

3
00:00:04,521 --> 00:00:07,190
‫راه بندازیم پس فایده این کارا چیه؟

4
00:00:07,191 --> 00:00:09,125
‫همدیگه رو بکشیم و خلاص

5
00:00:09,126 --> 00:00:10,827
‫اگه صلحی بین ما نباشه

6
00:00:10,828 --> 00:00:12,975
‫پس چطور می‌تونیم از دیگران
‫انتظار داشته باشیم که ازمون پیروی کنن؟

7
00:00:12,976 --> 00:00:15,857
‫ساکنین این شهر به این پیمان پایبند نمی‌مونن

8
00:00:17,501 --> 00:00:20,437
‫یارو موتور سواره ، همونی که بمب به خودش
‫وصل کرده بود به کازینو پول بدهکار بود

9
00:00:20,438 --> 00:00:21,772
‫از همه مهم‌تر به انسان‌هایی که اجراش می‌کنن

10
00:00:21,773 --> 00:00:23,567
‫اجدادمون بهم گفتن که بهت اجازه بدم زنده بمونی

11
00:00:23,568 --> 00:00:25,521
‫اونا هر چی که بخوان مطمئن میشم که بهش برسن

12
00:00:25,522 --> 00:00:27,743
‫اونا ازمون می‌خوان که بچه‌ی "کلاوس" رو بکشیم

13
00:00:27,744 --> 00:00:30,647
‫من طلسم شدم و نمیدونم چقدر زمان دارم

14
00:00:33,750 --> 00:00:36,386
‫دارم بهت زنگ میزنم که بگم کشیش مُرده

15
00:00:36,387 --> 00:00:39,454
‫تبعید ـت برای ۲۴ ساعت آینده برداشته شد

16
00:00:39,456 --> 00:00:43,058
‫می‌تونی برگردی به محله که دوستت رو دفن کنی

17
00:02:38,106 --> 00:02:39,373
‫سلام

18
00:02:57,325 --> 00:03:00,894
‫سلام به تو پسر جان

19
00:03:07,500 --> 00:03:08,500
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

20
00:03:09,500 --> 00:03:10,500
‫مترجم : کامران

21
00:03:11,500 --> 00:03:13,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫A Closer Walk With Thee : قسمت ۲۰</font>

22
00:03:13,921 --> 00:03:16,710
‫نیو اورلانز" پر از روح هست"

23
00:03:16,712 --> 00:03:20,314
‫مُرده‌هامون همیشه اینجا در رفت و آمدن

24
00:03:20,316 --> 00:03:22,450
‫وقتی افرادی که با ماوراطبیعیه
‫سر و کار دارن می‌میرن

25
00:03:22,451 --> 00:03:26,354
‫محکوم میشن که تا ابد بشینن
‫و دنیا رو ببینن که بدون اونا پیش میره

26
00:03:26,355 --> 00:03:29,057
‫البته برای جادوگرانِ اجدادی این موضوع فرق می‌کنه

27
00:03:29,058 --> 00:03:30,825
‫ما در یه حالتِ دیگه قرار می‌گیریم

28
00:03:30,826 --> 00:03:34,362
‫وقتی در زمین تقدیس میشیم
‫نیروهای زمین رو تجدید می‌کنیم

29
00:03:34,363 --> 00:03:36,596
‫انسان‌ها چطور؟

30
00:03:38,599 --> 00:03:42,769
‫بعضی‌ها به آرامش میرسن و بعضی‌ها نه

31
00:03:44,005 --> 00:03:46,541
‫باید تو مراسم ختم کشیش خودم رو نشون بدم

32
00:03:46,542 --> 00:03:48,409
‫شما ۳تا برگردین به سمتِ دبیرستان

33
00:03:48,410 --> 00:03:50,478
‫یه‌کم درباره ارواحی که ممکنه هنوز

34
00:03:50,479 --> 00:03:52,946
‫در بین ما باشن فکر کنین

35
00:03:56,484 --> 00:03:58,119
‫نمیدونم چرا مرگِ "کیارِن اُکانل" باید

36
00:03:58,120 --> 00:04:00,021
‫برات مهم باشه

37
00:04:00,022 --> 00:04:03,724
‫ما اهمیت میدیم "مونیک" چون وقتی
‫یکی از رکن‌های جامعه‌مون می‌میره

38
00:04:03,725 --> 00:04:05,860
‫باید آتش‌بس بدیم و بریم ادای احترام کنیم

39
00:04:05,861 --> 00:04:08,462
‫یا اینکه تو فقط می‌خوای "کلاوس" رو ببینی

40
00:04:08,463 --> 00:04:10,431
‫شما ۲تا دارین خیلی باهم راحت میشین

41
00:04:10,432 --> 00:04:13,401
‫من می‌خوام "مایکلسون"ها اینقدر بهم
‫اعتماد کنن که بتونم نزدیکشون بشم

42
00:04:13,402 --> 00:04:15,201
‫تا بچه‌شون رو بکشی؟

43
00:04:18,038 --> 00:04:21,541
‫تا وظیفه‌ام نسبت به نیاکانمون رو انجام بدم

44
00:04:22,943 --> 00:04:25,612
‫"برو خونه "مونیک

45
00:04:48,102 --> 00:04:49,937
‫هی ، حواست کجاست؟

46
00:04:49,938 --> 00:04:52,706
‫- صورتت...
‫- خوب میشه

47
00:04:52,707 --> 00:04:54,475
‫گوش کن ، می‌خوام ازت تشکر کنم

48
00:04:54,476 --> 00:04:58,111
‫مگر اینکه با مشروب برای
‫پُر کردن این لیوان اومده باشی

49
00:04:58,113 --> 00:05:01,515
‫هیچ تشکری لازم نیست

50
00:05:01,516 --> 00:05:06,353
‫خیلی خب ، من الان تو حالتِ بدی هستم
‫چون عمو ـم تازه مُرده

51
00:05:06,354 --> 00:05:08,121
‫و مردم همچین جشن می‌گیرن انگار "ماردی‌گرا" هست
‫<font color="#ff۸۰۰۰">یه جشن و کارنوال که هر ساله)
‫(توی "نیو اورلانز" برگزار میشه</font>

52
00:05:08,122 --> 00:05:09,956
‫دلیلِ تو چیه؟

53
00:05:11,337 --> 00:05:12,658
‫کلاوس" ، واقعا چه اتفاقی"...

54
00:05:12,660 --> 00:05:16,562
‫من یه سری رویاها درباره‌ی پدرِ مُرده‌ام دارم

55
00:05:16,564 --> 00:05:19,533
‫لازم نیست برام دکتر بشی

56
00:05:19,534 --> 00:05:21,400
‫خودم میدونم مشکلم چیه

57
00:05:21,402 --> 00:05:24,171
‫ترسم از پدر شدن و آسیب رسوندن به بچه‌ام

58
00:05:24,172 --> 00:05:27,908
‫همونطور که پدرِ من بهم آسیب رسوند
‫داره به‌صورت کابوس ظاهر میشه

59
00:05:27,909 --> 00:05:30,843
‫یه کلیشه‌ی ترسناک

60
00:05:30,845 --> 00:05:34,114
‫حقیقتش من خیلی تعجب کردم
‫که داری با صدای بلند

61
00:05:34,115 --> 00:05:35,682
‫اعلام می‌کنی که قراره پدر بشی

62
00:05:35,683 --> 00:05:38,552
‫مامانِ بچه‌ات الان چند ماهی هست
‫که داره تو باتلاق زندگی می‌کنه

63
00:05:38,553 --> 00:05:41,854
‫این دقیقا چیزی نیست که
‫موقع بچه‌دار شدن انتظارشو داشته باشی

64
00:05:42,956 --> 00:05:45,358
‫من بیشتر از چیزی که فکرشو می‌کنی

65
00:05:45,359 --> 00:05:47,626
‫"از سختی‌های پدر بودن آگاه هستم "کمیل

66
00:05:51,131 --> 00:05:53,333
‫و دفعه اول خیلی هم خوب جواب داد

67
00:05:53,334 --> 00:05:55,034
‫پس چرا روش‌هات رو عوض کنی؟

68
00:06:03,636 --> 00:06:07,580
‫خب ، می‌بینم اومدی که یکی
‫از دارایی‌هام رو برگردونی

69
00:06:07,581 --> 00:06:09,015
‫دقیقا برعکس

70
00:06:09,016 --> 00:06:11,584
‫به نظر من این پسر باید با من بمونه

71
00:06:11,585 --> 00:06:13,786
‫متاسفانه این پسر برای فروش نیست

72
00:06:13,787 --> 00:06:15,988
‫خب ، منم نمی‌خوام ازت بخرمش

73
00:06:17,991 --> 00:06:19,858
‫تو آزادیش رو بهش میدی

74
00:06:19,860 --> 00:06:21,593
‫و اگه بگم نه چی؟

75
00:06:22,613 --> 00:06:26,865
‫به نظر میاد فکر کردی که
‫الان قراره مذاکره کنیم

76
00:06:28,434 --> 00:06:31,236
‫خیلی خب ، ببَرِش

77
00:06:35,074 --> 00:06:38,242
‫این پسر اصلا برای من هیچ ارزشی هم نداشت

78
00:06:41,414 --> 00:06:43,715
‫بهم گفتن که این پدرت هست

79
00:06:47,854 --> 00:06:49,521
‫درسته؟

80
00:06:54,026 --> 00:06:57,596
‫میدونی ، پدر من هم ازم متنفر بود

81
00:06:57,597 --> 00:07:02,401
‫حقیقت اینه "مارسلوس" ، که خانواده می‌تونه

82
00:07:02,402 --> 00:07:04,269
‫بیشتر از پیوندهای خونی باشه

83
00:07:07,473 --> 00:07:09,207
‫ما می‌تونیم خانواده‌مون رو انتخاب کنیم

84
00:07:26,326 --> 00:07:29,862
‫میدونم خیلی وقته این اطراف‌ها نبودم

85
00:07:29,863 --> 00:07:32,064
‫این یه گواهی به پدر "کیارِن" هست که

86
00:07:32,065 --> 00:07:33,431
‫ما می‌تونیم دور هم جمع بشیم

87
00:07:33,433 --> 00:07:36,601
‫باهم یه نوشیدنی بخوریم
‫و برای هم داستان تعریف کنیم

88
00:07:36,603 --> 00:07:40,105
‫کیارِن" بعد از اینکه پدرش ۲۵ سال پیش مُرد"

89
00:07:40,106 --> 00:07:43,040
‫روی یه موتورِ قدیمی و زنگ زده تو شهر دور میزد

90
00:07:43,042 --> 00:07:45,076
‫و یارو واقعا می‌تونست جشن بگیره

91
00:07:46,913 --> 00:07:48,914
‫البته اینا مال قبل از این بود که کشیش بشه

92
00:07:48,915 --> 00:07:52,251
‫اما حتی اون‌موقع هم به این جامعه پایبند بود

93
00:07:52,252 --> 00:07:54,252
‫میدونست که این شهر بهش نیاز داره

94
00:07:55,654 --> 00:07:58,022
‫و ما هنوز بهش نیاز داریم

95
00:08:00,492 --> 00:08:02,327
‫"به سلامتی پدر "کیارِن

96
00:08:02,328 --> 00:08:04,428
‫"به سلامتی پدر "کیارِن

97
00:08:22,314 --> 00:08:25,350
‫مثل اینکه ۲تامون یه‌جور فکر می‌کردیم

98
00:08:25,351 --> 00:08:26,852
‫تو "کمی" هستی ، مگه نه؟

99
00:08:26,853 --> 00:08:30,355
‫بهم گفتن که گردنبندِ "کیارِن" گم شده

100
00:08:30,356 --> 00:08:34,959
‫یه کلید بود که همیشه می‌پوشیدش
‫حدس میزنم برای من گذاشته بودش

101
00:08:34,961 --> 00:08:36,795
‫ببخشید؟

102
00:08:36,796 --> 00:08:38,964
‫من چقدر بی‌مراعات هستم

103
00:08:40,766 --> 00:08:42,500
‫من "فرانچسکا کورئا" هستم

104
00:08:42,501 --> 00:08:45,337
‫وقتی سلامتیِ عقلیِ عمو ـت  از بین رفت

105
00:08:45,338 --> 00:08:49,474
‫من جاش رو به عنوان نماینده‌ی انسان‌ها گرفتم

106
00:08:49,475 --> 00:08:51,009
‫سلامتیِ عقلیش از بین نرفت

107
00:08:51,010 --> 00:08:52,477
‫طلسمش کردن

108
00:08:52,478 --> 00:08:55,012
‫توسط یکی از دشمنانمون طلسم شد

109
00:08:55,014 --> 00:08:58,116
‫ببین ، من می‌خوام از انسان‌های
‫این شهر محافظت کنم

110
00:08:58,117 --> 00:09:00,150
‫و برای این‌کار به اون کلید نیاز دارم

111
00:09:00,152 --> 00:09:01,519
‫حتما حین اتفاقاتی که

112
00:09:01,520 --> 00:09:04,289
‫منجر به مرگِ زودهنگامش شدن از گردنش افتاده

113
00:09:04,290 --> 00:09:05,722
‫ببخشید

114
00:09:21,472 --> 00:09:24,308
‫به نظر بسیار بی‌ادبانه میرسه که

115
00:09:24,309 --> 00:09:27,544
‫دو و برِ جسد کسی که دوستش داریم
‫برقصیم و بخندیم

116
00:09:27,546 --> 00:09:29,213
‫آره . بهتره که همه مثل تو

117
00:09:29,214 --> 00:09:30,715
‫با غم و اندوه کنار بیان ، مگه نه "کلاوس"؟

118
00:09:30,716 --> 00:09:34,283
‫انکار خشم ، بعدش هم جسد توی
‫یه تابوت تو زیرزمین

119
00:09:35,620 --> 00:09:37,320
‫"بهت هشدار میدم "هِیلی

120
00:09:37,322 --> 00:09:39,389
‫نیکلاوس" امروز خلق و خوی بدی داره"

121
00:09:39,391 --> 00:09:41,091
‫برو گمشو

122
00:09:41,093 --> 00:09:43,461
‫جریانِ این انگشترهای ماه چیه؟

123
00:09:43,462 --> 00:09:45,997
‫اولیور" هر ۵ ثانیه یه بار می‌خواد
‫یه انقلاب راه بندازه"

124
00:09:45,998 --> 00:09:47,264
‫مَردُم ـمون ترسیدن و عصبانی هستن

125
00:09:47,265 --> 00:09:49,333
‫و راستش منم از دست رو دست گذاشتن خسته شدم

126
00:09:49,334 --> 00:09:53,037
‫"امروز روزِ صلح هست "هِیلی
‫سعی کن ازش لذت ببری

127
00:09:53,038 --> 00:09:56,407
‫و حالا که تمام دشمنانِ شناخته و ناشناخته دارن

128
00:09:56,408 --> 00:09:59,543
‫برعلیه ما کار می‌کنن
‫بهتره برگردی به خونه‌ی خودمون

129
00:09:59,544 --> 00:10:00,845
‫عالیه

130
00:10:00,846 --> 00:10:03,446
‫پس می‌تونیم همون کاری رو بکنیم که توش
‫تو منو زندانی می‌کنی

131
00:10:03,448 --> 00:10:05,248
‫من فرار می‌کنم . یه‌کم ناراحتی پیش میاد

132
00:10:05,250 --> 00:10:06,784
‫و بعدش شما ۲تا می‌فهمین که

133
00:10:06,785 --> 00:10:08,719
‫من می‌تونم از خودم مراقبت کنم

134
00:10:08,720 --> 00:10:12,021
‫انگشترها در حال ساخت هستن
‫من به قولم وفا می‌کنم

135
00:10:12,023 --> 00:10:14,458
‫ما هم هر کی که مسئول حمله
‫به باتلاق بود رو پیدا

136
00:10:14,459 --> 00:10:15,726
‫و مجازات می‌کنیم

137
00:10:15,727 --> 00:10:18,828
‫و تو هم به‌خاطر امنیتِ خودت برمیگردی خونه

138
00:10:18,830 --> 00:10:21,764
‫اما الان من می‌خوام این بطری رو تموم کنم

139
00:10:21,766 --> 00:10:23,900
‫به این امید که بتونم بدبختی‌هایی که

140
00:10:23,902 --> 00:10:25,969
‫امروز به سراغم امدن رو غرق کنم

141
00:10:25,970 --> 00:10:29,639
‫"به سلامتیت "مایکل
‫زمان خوبی رو انتخاب کردی

142
00:10:35,679 --> 00:10:37,513
‫دقیق بهم بگو...

143
00:10:38,816 --> 00:10:41,784
‫خوابِ پدرمون رو دیدی؟

144
00:10:41,786 --> 00:10:45,121
‫بفرما ، یه دلِ سیر بخند

145
00:10:45,123 --> 00:10:46,924
‫می‌تونم بهت اطمینان بدم که حتی

146
00:10:46,925 --> 00:10:49,359
‫"ذره‌ای از این موضوع هم خنده‌دار نیست "کلاوس

147
00:10:49,360 --> 00:10:52,461
‫مخصوصا با توجه به اینکه
‫منم خوابِ پدرمون رو می‌بینم

148
00:10:53,797 --> 00:10:54,997
‫چی؟

149
00:10:54,999 --> 00:10:57,299
‫اگر تو هم داری خوابش رو می‌بینی شاید...

150
00:11:03,907 --> 00:11:06,576
‫دشمنِ ناشناخته و گریزان ـمون

151
00:11:06,577 --> 00:11:08,677
‫داره یه حمله‌ی دیگه رو طراحی می‌کنه

152
00:11:12,649 --> 00:11:17,687
‫خب ، چه راهی بهتر از کشتنِ یه نفر

153
00:11:17,688 --> 00:11:20,055
‫باعث تاکید روی صلح میشه؟

154
00:11:46,566 --> 00:11:49,434
‫از جشن غیب ـت زد

155
00:11:50,803 --> 00:11:55,473
‫می‌تونی بهم توضیح بدی که چرا می‌خوای ما رو

156
00:11:55,475 --> 00:11:57,642
‫با تصاویری از پدرمون آزار بدی؟

157
00:11:57,644 --> 00:11:59,645
‫پدرت؟

158
00:11:59,646 --> 00:12:01,780
‫من نیستم . من از این کارها نمی‌کنم

159
00:12:01,781 --> 00:12:03,449
‫البته . من چقدر احمق هستم

160
00:12:03,450 --> 00:12:05,317
‫احتمالا کارِ اون یکی جادوگره هست که

161
00:12:05,318 --> 00:12:06,952
‫با لباس‌های توری تو خونه‌ام راهپیمایی می‌کنه

162
00:12:06,953 --> 00:12:10,356
‫"میدونم زبونت چقدر بااستداده "جِنِویو

163
00:12:10,357 --> 00:12:13,158
‫می‌تونم پیشنهاد بدم از زبونت
‫برای جواب دادن استفاده کنی؟

164
00:12:13,159 --> 00:12:16,194
‫آخه اصلا دوست ندارم زبونت رو
‫از حلقومت بکشم بیرون

165
00:12:18,297 --> 00:12:22,368
‫هر چند خیلی از تکرارِ این اتهاماتِ واهی

166
00:12:22,369 --> 00:12:26,737
‫خوشحال میشم اما واقعا نمیدونم داری چی میگی

167
00:12:28,040 --> 00:12:29,374
‫اما اگه جفتتون دارین پدرِ مُرده‌تون رو می‌بینین

168
00:12:29,375 --> 00:12:31,576
‫می‌تونم سعی کنم تا براتون جواب پیدا کنم

169
00:12:34,847 --> 00:12:37,015
‫خیلی خب ، برو

170
00:12:37,016 --> 00:12:38,250
‫نیکلاوس" ، حق نداری"...

171
00:12:38,251 --> 00:12:39,483
‫برو

172
00:12:44,590 --> 00:12:46,657
‫تو بهش اعتماد نداری

173
00:12:46,659 --> 00:12:48,092
‫و حق داری اعتماد نداشته باشی

174
00:12:48,094 --> 00:12:49,528
‫فقط یه احمق بهش اعتماد می‌کنه

175
00:12:49,529 --> 00:12:51,863
‫و اون مطمئنا می‌خواد ما بهش اطمینان کنیم

176
00:12:51,864 --> 00:12:53,198
‫بزار حدس بزنم ، برای تو هم

177
00:12:53,199 --> 00:12:54,899
‫تو اینها سود و منفعت هست ، مگه نه؟

178
00:12:54,901 --> 00:12:58,103
‫من به یه جادوگر نیاز دارم
‫که برام انگشترا رو بسازه

179
00:12:58,104 --> 00:13:01,605
‫شاید هم جواب گیرمون بیاد
‫و هم "جِنِویو" باهامون همکاری کنه

180
00:13:02,674 --> 00:13:04,108
‫مطمئن نیستم که نیاکانمون دوست داشته باشن

181
00:13:04,110 --> 00:13:05,843
‫که ما تو دنیای ارواح سرک بکشیم

182
00:13:05,845 --> 00:13:07,379
‫این فقط یه جلسه اظهار روحِ ساده هست

183
00:13:07,380 --> 00:13:10,214
‫جادوگرای قلابی جلسه اظهار ارواح
‫رو برای توریست‌ها انجام میدن

184
00:13:10,216 --> 00:13:12,216
‫این جلسه‌ها واقعی نیستن

185
00:13:16,488 --> 00:13:18,123
‫این برای چیه؟

186
00:13:18,124 --> 00:13:19,557
‫این مال دوستم "تیم" بود

187
00:13:19,558 --> 00:13:21,459
‫بیخیال ، فایده‌ی جادوگر بودن چیه اگه

188
00:13:21,460 --> 00:13:24,028
‫نتونیم از جادومون برای
‫اینجور چیزها استفاده کنیم؟

189
00:13:51,556 --> 00:13:53,457
‫تیم"؟"

190
00:14:17,949 --> 00:14:20,667
‫چه نوای دلپذیری

191
00:14:34,132 --> 00:14:35,766
‫خب ، "کلاوس" ۲۴ ساعت بهت وقت میده

192
00:14:35,767 --> 00:14:36,967
‫و تو اون زمان رو با من و پیشِ یه

193
00:14:36,968 --> 00:14:38,469
‫تابوت می‌گذرونی؟

194
00:14:38,470 --> 00:14:42,405
‫برای جنگ آماده نمیشی؟
‫نمی‌خوای مهره‌های شطرنج رو تکون بدی؟

195
00:14:42,407 --> 00:14:43,974
‫ما به افتخار "کیارِن" اومدیم اینجا

196
00:14:43,975 --> 00:14:46,544
‫حتی ما آدم بدا هم می‌تونیم یه شب بیخیال بشیم

197
00:14:46,545 --> 00:14:47,945
‫شاید تو بتونی

198
00:14:47,946 --> 00:14:49,647
‫اما مطمئن نیستم انسان‌ها رفتارشون خوب باشه

199
00:14:49,648 --> 00:14:52,183
‫این دختره "فرانچسکا" منو یه گوشه گیر انداخت

200
00:14:52,184 --> 00:14:54,852
‫و درباره یه کلید ازم سوال پرسید

201
00:14:54,853 --> 00:14:56,520
‫تو چی بهش گفتی؟

202
00:14:56,521 --> 00:14:58,354
‫مهم نیست چون دستِ من نیست

203
00:15:00,157 --> 00:15:03,660
‫اما تو درباره‌ـش خبر داری
‫"وگرنه می‌گفتی "کدوم کلید

204
00:15:07,965 --> 00:15:10,968
‫جاش" رو مجبور کردم که برام بدزد ـش"

205
00:15:10,969 --> 00:15:13,669
‫از گردنِ عموی مریض و در حالِ مرگم؟

206
00:15:13,671 --> 00:15:15,572
‫من می‌خواستم بهت لطف کرده باشم

207
00:15:15,573 --> 00:15:18,141
‫بهم اعتماد کن . نمی‌خوای جرئی از اینا باشی

208
00:15:18,143 --> 00:15:21,344
‫بهت اعتماد کنم؟ داری شوخی می‌کنی؟

209
00:15:21,346 --> 00:15:24,146
‫کمی" ، این موضوع از تو مهم‌تره"

210
00:15:24,148 --> 00:15:25,449
‫"منو دست‌کم نگیر "مارسل

211
00:15:25,450 --> 00:15:26,749
‫میدونی چه موضوعی از من مهم‌تره؟

212
00:15:26,751 --> 00:15:28,385
‫اینکه عموم عقلش رو از دست داد

213
00:15:28,386 --> 00:15:30,453
‫منو بدجور کتک زد و بعدش مُرد

214
00:15:30,455 --> 00:15:32,388
‫و حالا باید تمام شب پیش جسدش بشینم

215
00:15:32,390 --> 00:15:34,323
‫منم با تو میشینم

216
00:15:34,325 --> 00:15:35,525
‫من نمی‌خوام بهت دروغ بگم

217
00:15:35,526 --> 00:15:36,560
‫فقط می‌خوام ازت حفاظت کنم

218
00:15:36,561 --> 00:15:38,327
‫تو باید همین الان بری

219
00:15:38,329 --> 00:15:39,730
‫درباره‌ی کلید برات توضیح میدم

220
00:15:39,731 --> 00:15:40,896
‫من نمی‌خوام بدونم

221
00:15:40,898 --> 00:15:43,499
‫نمی‌خوام هیچ‌کدوم از این چیزا رو بدونم

222
00:16:02,018 --> 00:16:03,453
‫"جِنِویو"

223
00:16:03,454 --> 00:16:07,123
‫از این و اون پرسیدم . فقط پدرتون نیست

224
00:16:07,124 --> 00:16:10,126
‫برزخ که روح افراد ماوراطبیعیه داخلش به دام افتادن

225
00:16:10,127 --> 00:16:11,327
‫داره از هم پاشیده میشه

226
00:16:11,329 --> 00:16:12,896
‫منظورت چیه که داره از هم پاشیده میشه؟

227
00:16:12,897 --> 00:16:14,664
‫داره راست میگه . حالا کم یا زیاد

228
00:16:14,665 --> 00:16:16,398
‫راستش داره از دورن منفجر میشه

229
00:16:16,400 --> 00:16:18,568
‫به یه جادوگرِ "بِنِت" که توی
‫میستک‌فالز" هست زنگ زدم"

230
00:16:18,569 --> 00:16:20,569
‫و اونم با بی‌میلی همین رو گفت

231
00:16:20,571 --> 00:16:24,107
‫مُرده‌ها دارن به نیستی تبدیل میشن

232
00:16:24,108 --> 00:16:27,009
‫و علاقه‌ای ندارن که به راحتی برن

233
00:16:27,011 --> 00:16:28,111
‫پس داری میگی پدرمون که

234
00:16:28,112 --> 00:16:29,512
‫درحالِ انقراضِ کامل هست تصمیم

235
00:16:29,513 --> 00:16:32,080
‫گرفته که زمان باقی مونده رو
‫به آزار و اذیت ما بپردازه؟

236
00:16:32,082 --> 00:16:33,882
‫چقدر لذت‌بخش

237
00:16:33,884 --> 00:16:35,451
‫خب ، حداقل اینکه به زودی از

238
00:16:35,452 --> 00:16:37,453
‫شَرِّ روح نفرت‌انگیزش برای همیشه خلاص میشیم

239
00:16:37,454 --> 00:16:40,255
‫و چقدر هم این خلاص شدن خوبه

240
00:16:40,257 --> 00:16:42,624
‫پس من تبرئه شدم "آلایژا"؟

241
00:16:42,626 --> 00:16:44,193
‫یا شایدم یه توطئه دیگه هست که

242
00:16:44,194 --> 00:16:45,695
‫شما ۲تا می‌خواین منو به‌خاطرش تهدید کنین

243
00:16:45,696 --> 00:16:48,664
‫تو این لحظه چیزِ خاصی به ذهنم نمیرسه

244
00:16:48,666 --> 00:16:51,066
‫خیلی ممنون

245
00:16:52,635 --> 00:16:55,104
‫من باید برگردم پیش دخترا

246
00:16:55,105 --> 00:16:57,640
‫شاید فردا بعد از مراسم ختم

247
00:16:57,641 --> 00:17:00,443
‫من و تو بتونیم یه‌کم باهم وقت بگذرونیم

248
00:17:00,444 --> 00:17:02,778
‫تنهایی

249
00:17:02,780 --> 00:17:05,347
‫باید صبر کنیم و ببینیم چی میشه

250
00:17:11,520 --> 00:17:12,989
‫خواهش می‌کنم بهم بگو که

251
00:17:12,990 --> 00:17:14,790
‫برای کنترل اون جادوگر یه روش قوی‌تر نسبت به

252
00:17:14,791 --> 00:17:16,959
‫سخت بدست اومدن" داری"

253
00:17:16,960 --> 00:17:18,560
‫خب ، من همیشه به روش‌های
‫کلاسیک و قدیمی پایبند بودم

254
00:17:26,302 --> 00:17:30,605
‫هِیلی" هستی ، درسته؟"

255
00:17:32,174 --> 00:17:33,609
‫فکر نکنم برای این اومدی اینجا

256
00:17:33,610 --> 00:17:35,443
‫که می‌خوای یه دوستِ جدید پیدا کنی ، مگه نه؟

257
00:17:35,445 --> 00:17:37,880
‫من تروریست‌ها رو به عنوان دوست قبول ندارم

258
00:17:37,881 --> 00:17:40,416
‫وای ، من قبلا به همه چیز

259
00:17:40,417 --> 00:17:42,551
‫از قبیل سارقِ بزرگ و باجگیر متهم شدم

260
00:17:42,552 --> 00:17:44,320
‫اما تروریست دیگه جدیده

261
00:17:44,321 --> 00:17:46,155
‫یه انسان با موتور سیکلتش اومد تو باتلاق

262
00:17:46,156 --> 00:17:48,790
‫و خودش رو منفجر کرد

263
00:17:48,792 --> 00:17:51,059
‫آره ، شنیدم . خیلی بده

264
00:17:52,962 --> 00:17:54,696
‫شب خوش

265
00:18:04,039 --> 00:18:06,108
‫شایعه شده که طرف ۱۰۰ هزار دلار به

266
00:18:06,109 --> 00:18:08,877
‫کازینو رویال" بدهکار بوده"

267
00:18:08,878 --> 00:18:11,879
‫و بعد از اینکه مُرده بدهیش به‌صورت جادویی

268
00:18:11,881 --> 00:18:13,715
‫صاف شده

269
00:18:13,716 --> 00:18:15,350
‫جف" یکی از پایه‌های اصلیِ میزِ "رولت" بود"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یه بازی با ریسک بالا)</font>

270
00:18:15,351 --> 00:18:18,353
‫بعضی وقت‌ها شانس میاورد و بعضی وقت‌ها نه

271
00:18:18,354 --> 00:18:20,355
‫من به‌خاطر بزرگیِ قلبم بدهیش رو

272
00:18:20,356 --> 00:18:22,356
‫برای خانواده‌اش صاف کردم

273
00:18:24,559 --> 00:18:29,398
‫می‌تونی این دور و بر سرک بکشی
‫چون من توی حمله دست نداشتم

274
00:18:29,399 --> 00:18:32,801
‫و بهت توصیه می‌کنم که رفتارتو کنترل کنی

275
00:18:32,802 --> 00:18:34,770
‫خیلی شانس آوردی که هنوز زنده‌ای

276
00:18:34,771 --> 00:18:38,373
‫تو همونی هستی که گرگینه‌ها
‫مثل خاندانِ سلطنتی ازش یاد می‌کنن

277
00:18:38,374 --> 00:18:41,041
‫اگه آسیب رسوندن به گرگینه‌ها برام مهم بود

278
00:18:41,043 --> 00:18:42,811
‫هدفم تو می‌شدی

279
00:18:42,812 --> 00:18:48,449
‫و وقتی من برم سراغ کسی
‫مطمئن باش خطا نمی‌کنم

280
00:19:42,948 --> 00:19:44,784
‫سخنرانی ـت خیلی زیبا بود

281
00:19:44,785 --> 00:19:47,285
‫دزدکی حمله کردی . قبول نیست
‫من هنوز از دستت عصبانی هستم

282
00:19:48,554 --> 00:19:50,456
‫درباره کلید بهم بگو

283
00:19:50,457 --> 00:19:51,957
‫فکر کردم گفتی که نمی‌خوای بدونی

284
00:19:51,958 --> 00:19:54,826
‫می‌خوام بگم که تو خواب بهش فکر کردم
‫اما اصلا نتونستم بخوابم

285
00:19:54,827 --> 00:19:56,730
‫تمام شب بیدار بودم
‫و پیش جسد یه کشیشِ طلسم شده

286
00:19:56,731 --> 00:19:59,532
‫نشسته بودم تا فرداش بلند بشم
‫و برم مراسم ختمی که پر از خون‌آشامه

287
00:19:59,533 --> 00:20:03,334
‫پس فکر می‌کنم بهتره درباره کلید بهم بگی

288
00:20:05,771 --> 00:20:07,605
‫کیارِن" بهم گفت که این کلید میرسه به چیزی"

289
00:20:07,607 --> 00:20:09,975
‫که اگه موجودات ماوراء طبیعیه
‫از حدشون خارج شدن

290
00:20:09,976 --> 00:20:12,811
‫می‌تونه برعلیشون استفاده بشه

291
00:20:12,812 --> 00:20:15,147
‫من و "کیارِن" باهم مشکلاتی داشتیم

292
00:20:15,148 --> 00:20:16,815
‫اما به هم اطمینان داشتیم

293
00:20:16,816 --> 00:20:18,684
‫پس گذاشتم کلید دستش بمونه

294
00:20:18,685 --> 00:20:20,753
‫چون میدونستم که اگه یه زمانی از این کلید

295
00:20:20,754 --> 00:20:24,422
‫برای باز کردنِ جعبه "پندورایی" که داره استفاده کنه
‫برای اینه که دیگه راهی نداره

296
00:20:24,424 --> 00:20:27,126
‫می‌تونستی به راحتی ازم بخوای بهت بدمش

297
00:20:27,127 --> 00:20:29,794
‫اگه ازت می‌خواستم بهم میدادیش؟

298
00:20:31,163 --> 00:20:32,531
‫خب ، حالا چی رو باز می‌کنه؟

299
00:20:32,532 --> 00:20:34,600
‫نمیدونم . دیشب شهر رو زیر و رو کردم

300
00:20:34,601 --> 00:20:36,635
‫تا ببینم چی رو باز می‌کنه

301
00:20:36,636 --> 00:20:38,270
‫کلیسا ، خانه‌ی کشیش

302
00:20:38,271 --> 00:20:40,038
‫من حتی مقبره‌ی خانوادگیتون رو هم گشتم

303
00:20:40,039 --> 00:20:41,807
‫خیلی سخته یه سوزن رو تو انبار کاه پیدا کنی

304
00:20:41,808 --> 00:20:43,975
‫وقتی که حتی نمیدونی این سوزن چه شکلی هست

305
00:20:43,977 --> 00:20:46,211
‫و می‌خوای بدونی که من چیزی میدونم یا نه؟

306
00:20:46,212 --> 00:20:47,845
‫برای همین اومدی اینجا؟

307
00:20:47,847 --> 00:20:50,781
‫من به‌خاطر این اینجام که دوستم مُرده

308
00:20:50,783 --> 00:20:52,817
‫و اون یکی دوستم هم عزاداره

309
00:20:54,286 --> 00:20:56,054
‫می‌تونی تمام روز نیت من رو زیر سوال ببری

310
00:20:56,055 --> 00:20:59,024
‫اما من برای "کیارِن" اومدم اینجا

311
00:20:59,025 --> 00:21:00,624
‫و همچنین برای تو

312
00:21:20,613 --> 00:21:22,514
‫حالت خوبه؟ به نظر...

313
00:21:22,515 --> 00:21:25,316
‫حامله و عصبانی از دست دنیا میام؟

314
00:21:25,317 --> 00:21:28,052
‫می‌خواستم بگم به نظر زیبا میای

315
00:21:33,480 --> 00:21:35,360
‫فکر می‌کنی من هدفِ اون بمب‌گذاری‌ها بودم؟

316
00:21:35,361 --> 00:21:36,561
‫معلومه که بودی

317
00:21:36,562 --> 00:21:40,231
‫اگه می‌خواستم یه جنگ با گرگینه‌ها راه بندازم
‫تو اولین هدفم بودی

318
00:21:40,232 --> 00:21:43,667
‫آویزونت می‌کردم تا تمام پیروانت ببیننت

319
00:21:43,669 --> 00:21:45,236
‫فکر کنم این روش "کلاوس" برای گفتن اینه که

320
00:21:45,237 --> 00:21:47,271
‫دوست داره پیشِ ما برگردی

321
00:21:47,273 --> 00:21:50,375
‫شاید بهتر باشه یه روشی رو انتخاب کنی که

322
00:21:50,376 --> 00:21:52,477
‫"داخلش کمتر به قتل و خونریزی اشاره بشه "نیکلاوس

323
00:21:52,478 --> 00:21:53,845
‫هر چند خیلی بدم میاد که تو رو بندازم رو کولم

324
00:21:53,846 --> 00:21:55,346
‫و درحالیکه داری جیغ میزنی و لگدپرونی می‌کنی

325
00:21:55,347 --> 00:21:57,081
‫با زور ببرمت تو خونه جفتمون

326
00:21:57,082 --> 00:22:00,752
‫میدونیم که به‌خاطر بچه‌ام این‌کار رو می‌کنم

327
00:22:00,753 --> 00:22:02,387
‫یه خواب بد دیدی و ناگهان می‌خوای

328
00:22:02,388 --> 00:22:04,888
‫بشی پدرِ مسئولیت‌پذیر؟

329
00:22:06,090 --> 00:22:08,726
‫بزار اینجوری بهت بگم

330
00:22:08,727 --> 00:22:11,495
‫پدرم زنده بود تا منو عذاب بده

331
00:22:11,497 --> 00:22:14,499
‫من نمی‌خوام به پدرم تبدیل بشم

332
00:22:14,500 --> 00:22:17,735
‫این چرخه‌ی بدبختی با فرزندِ من تموم میشه

333
00:22:19,104 --> 00:22:22,340
‫یه موضوع رو تو صحبت‌هات فراموش کردی

334
00:22:22,341 --> 00:22:25,642
‫این بچه‌ی تو نیست . بچه‌ی ما هست

335
00:22:27,612 --> 00:22:29,747
‫"خیلی احساس برانگیز بود "کلاوس

336
00:22:29,748 --> 00:22:32,283
‫من از مراسم ختم متنفرم

337
00:22:32,284 --> 00:22:34,752
‫"کمی"

338
00:22:34,753 --> 00:22:36,320
‫هِیلی" ، سلام"

339
00:22:36,321 --> 00:22:38,255
‫سلام ، میدونم منو کامل نمی‌شناسی

340
00:22:38,256 --> 00:22:43,227
‫فقط می‌خواستم بگم که درباره عموت متاسفم

341
00:22:43,228 --> 00:22:45,696
‫اون تو دورانِ سختی با مَردُمِ من

342
00:22:45,697 --> 00:22:48,999
‫خیلی مهربون بود و من ازش ممنونم

343
00:22:49,000 --> 00:22:51,335
‫ممنون

344
00:22:51,336 --> 00:22:53,199
‫تو یه چیزی می‌خوای ، مگه نه؟

345
00:22:54,338 --> 00:22:56,941
‫میدونم زمان‌بندیش خوب نیست

346
00:22:56,942 --> 00:23:00,311
‫اما می‌خواستم بدونم که قبل از مرگش

347
00:23:00,312 --> 00:23:02,945
‫چیز عجیبی درباره "فرانچسکو کورئا" نگفت؟

348
00:23:02,947 --> 00:23:05,115
‫من فکر می‌کنم ممکنه تو یه حمله به

349
00:23:05,116 --> 00:23:06,984
‫باتلاق دست داشته باشه

350
00:23:06,985 --> 00:23:08,619
‫اگه چیزی شنیدی...

351
00:23:08,620 --> 00:23:10,888
‫ببین "هِیلی" ، من دارم تلاش می‌کنم

352
00:23:10,889 --> 00:23:12,923
‫و شکست می‌خورم که قاطیِ اینجور مسائل نشم

353
00:23:12,924 --> 00:23:14,758
‫اما زنیکه واقعا عوضیه

354
00:23:14,759 --> 00:23:16,926
‫پس اگه چیزی شنیدم بهت خبر میدم

355
00:23:16,928 --> 00:23:19,763
‫ممنون . بازم به‌خاطر عمو ـت متاسفم

356
00:23:19,764 --> 00:23:21,197
‫منم همینطور

357
00:23:35,612 --> 00:23:37,179
‫"کلاوس"

358
00:23:39,850 --> 00:23:41,450
‫"هِیلی"

359
00:23:45,956 --> 00:23:47,290
‫من می‌تونم کمک کنم

360
00:23:47,292 --> 00:23:48,926
‫بهش دست نزن

361
00:23:48,927 --> 00:23:50,493
‫بزار دست بزنه "آلایژا" . اون یه پرستار بوده

362
00:23:50,495 --> 00:23:51,795
‫یه طلسم هست که می‌تونم انجام بدم

363
00:23:51,796 --> 00:23:53,429
‫کلاوس" ، از آشپزخونه یه‌کم گل بابونه بیار"

364
00:23:54,498 --> 00:23:55,965
‫داره می‌لرزه

365
00:23:55,967 --> 00:23:57,233
‫"کُت ـت رو بده "آلایژا

366
00:23:57,235 --> 00:23:59,302
‫نفس نمی‌کشه

367
00:23:59,303 --> 00:24:03,639
‫صدای قلب بچه رو می‌شنوم
‫اما صدای قلب خودش نمیاد

368
00:24:17,454 --> 00:24:19,855
‫تو کی هستی؟

369
00:24:22,058 --> 00:24:24,728
‫فکر کنم...

370
00:24:24,729 --> 00:24:26,662
‫می‌تونی بهم بگی خانواده

371
00:24:31,443 --> 00:24:32,911
‫در آغاز فقط کلمات بود

372
00:24:32,912 --> 00:24:34,379
‫و کلمات نزدِ خدا بود

373
00:24:34,380 --> 00:24:37,215
‫او در ابتدا نزد خدا بود

374
00:24:37,216 --> 00:24:38,850
‫و در اون زندگی بود

375
00:24:38,851 --> 00:24:42,887
‫و زندگی نورِ تمامِ انسان‌ها بود

376
00:24:42,888 --> 00:24:46,691
‫نور در تاریکی می‌درخشه

377
00:24:46,692 --> 00:24:50,293
‫و تاریکی بر اون چیره نشده

378
00:24:58,136 --> 00:24:59,302
‫"کمی"

379
00:25:01,339 --> 00:25:03,541
‫شان" مراسم ختم نداشت"

380
00:25:03,542 --> 00:25:04,942
‫پدر و مادرم نمی‌خواستن
‫باهاش کاری داشته باشن پس

381
00:25:04,943 --> 00:25:06,277
‫شهر مجبور شد اونو اینجا بینِ

382
00:25:06,278 --> 00:25:08,845
‫مجرم‌ها و افرادِ ناشناس دفن کنه

383
00:25:08,847 --> 00:25:10,680
‫کسایی که هیچ‌کس دوستشون نداره

384
00:25:12,149 --> 00:25:13,951
‫گفتی مقبره‌ی خانوادگی مون رو هم بررسی کردی

385
00:25:13,952 --> 00:25:15,386
‫اما داشتم فکر می‌کردم

386
00:25:15,387 --> 00:25:16,821
‫"تمام این مدت در تعجب بودم که چرا "کیارِن

387
00:25:16,822 --> 00:25:18,522
‫نذاشت "شان" به همونجایی که تعلق داره

388
00:25:18,523 --> 00:25:19,557
‫پیش خانواده‌مون منتقل بشه

389
00:25:19,558 --> 00:25:21,926
‫اما بعد گفتم که شاید این موقعیت رو دیده

390
00:25:21,927 --> 00:25:24,362
‫که یه چیزی رو که نمی‌خواسته دیگران

391
00:25:24,363 --> 00:25:26,931
‫پیداش کنن رو قایم کنه

392
00:25:26,932 --> 00:25:29,499
‫کمی" ، می‌تونیم این‌کار رو بعدا انجام بدیم"

393
00:25:29,501 --> 00:25:32,168
‫تِمِ امروز زمان‌بندیِ بد هست

394
00:25:33,871 --> 00:25:36,506
‫من به یه پتک نیاز دارم

395
00:25:45,649 --> 00:25:47,350
‫بیا

396
00:25:50,554 --> 00:25:52,423
‫هنوز نفس نمی‌کشه

397
00:25:52,424 --> 00:25:54,457
‫این کارها جواب نمیده

398
00:25:57,528 --> 00:26:00,963
‫حدس میزنم شهرتِ من از خودم پیشی گرفته باشه

399
00:26:00,965 --> 00:26:03,766
‫این یه کابوسه . من دارم خواب می‌بینم

400
00:26:03,768 --> 00:26:05,402
‫اتفاقا برعکس عزیزم این

401
00:26:05,403 --> 00:26:09,172
‫کاملا واقعی هست

402
00:26:09,174 --> 00:26:11,641
‫به جهنمم خوش اومدی

403
00:26:11,642 --> 00:26:14,144
‫جایی که تمام ابدیت رو توش
‫گیر افتادم و مجبورم اون

404
00:26:14,145 --> 00:26:18,048
‫موجود کثیفی که فرزندانم
‫بهش میگن برادر رو تماشا کنم

405
00:26:18,049 --> 00:26:19,516
‫تو مُردی

406
00:26:19,517 --> 00:26:21,184
‫من چطور می‌تونم اینجا باشم؟

407
00:26:22,158 --> 00:26:23,719
‫اوه خدای من

408
00:26:23,721 --> 00:26:27,190
‫نه ، نه بچه

409
00:26:27,191 --> 00:26:28,625
‫بچه؟

410
00:26:28,626 --> 00:26:30,326
‫اون بچه هیچ شانسی نداره

411
00:26:30,328 --> 00:26:33,030
‫و نه اینکه خونِ خودتون به اندازه کافی کثیف نیست

412
00:26:33,031 --> 00:26:35,899
‫که اومدی با خون "کلاوس" هم مخلوطش کردی

413
00:26:38,202 --> 00:26:42,572
‫اون موجودِ موذیِ نامیرا که به خودش میگه بابا

414
00:26:47,878 --> 00:26:49,446
‫دخترم نمرده . منم هنوز نمردم

415
00:26:49,447 --> 00:26:52,215
‫اکه مُرده بودم تو سعی نمی‌کردی که منو بکشی

416
00:26:54,385 --> 00:26:55,685
‫من می‌خوام ببرمش پیش یه دکتر واقعی

417
00:26:55,686 --> 00:26:58,521
‫اگه از اینجا تکونش بدی طلسمم میشکنه

418
00:26:58,522 --> 00:27:00,222
‫و برای رسوندنش به بیمارستان وقتی نمی‌مونه

419
00:27:00,224 --> 00:27:02,192
‫اگه بچه همین الان به دنیا بیاد زنده می‌مونه؟

420
00:27:02,193 --> 00:27:03,360
‫همین الان شکمشو جر میدم و بچه رو درمیارم

421
00:27:03,361 --> 00:27:05,294
‫اینجوری "هِیلی" می‌میره

422
00:27:06,863 --> 00:27:08,364
‫من نمی‌خوام بچه رو از دست بدم

423
00:27:08,366 --> 00:27:09,733
‫من نمی‌خوام هیچ‌کدومشونو از دست بدم

424
00:27:16,473 --> 00:27:17,706
‫میدونم چکار کنم

425
00:27:17,708 --> 00:27:19,409
‫کیفم رو بیار . کیسه‌ی جادو ـم رو بیار

426
00:27:19,410 --> 00:27:20,576
‫همین الان

427
00:27:21,845 --> 00:27:23,012
‫"تو مُردی "مایکل

428
00:27:23,013 --> 00:27:24,414
‫پسرت قبلا تو رو کشته

429
00:27:24,415 --> 00:27:27,450
‫اون پسرِ من نیست

430
00:27:27,451 --> 00:27:31,420
‫اون یه آفت ـه . یه نشونه‌ی متحرک
‫از ضعف و سستی

431
00:27:35,558 --> 00:27:39,594
‫هیچ راهی برای نجاتِ اون
‫موجودِ چرکین تو رحم ـت نیست

432
00:27:39,596 --> 00:27:42,264
‫کلاوس" در هر صورت اونو نابود می‌کنه"

433
00:27:42,266 --> 00:27:46,101
‫بهتره جفتتون همین الان بمیرید

434
00:27:59,483 --> 00:28:02,884
‫دخترم یه شانس داره که "کلاوس" هیچ‌وقت نداشت

435
00:28:02,886 --> 00:28:06,088
‫اون هیچ‌وقت تو رو نخواهد دید

436
00:28:07,958 --> 00:28:09,291
‫"هِیلی"

437
00:28:11,060 --> 00:28:13,896
‫حالت خوبه عشقم . حالت خوبه

438
00:28:13,897 --> 00:28:17,499
‫من دیدمش و اون سعی کرد منو بکشه

439
00:28:20,136 --> 00:28:21,803
‫من "مایکل" رو دیدم

440
00:28:37,430 --> 00:28:40,899
‫نشون دادی که خیلی سخت جون هستی گرگ کوچولو

441
00:28:40,900 --> 00:28:43,534
‫جنگجو هستی . هم تو و هم بچه

442
00:28:44,803 --> 00:28:48,672
‫خب ، باید اینطور می‌بودیم
‫مخصوصا این اواخر

443
00:28:51,376 --> 00:28:54,111
‫تصمیم گرفتم که باید برگردم اینجا

444
00:28:54,113 --> 00:28:56,513
‫خب ، خیالم راحت شد که اینو شنیدم

445
00:28:56,515 --> 00:29:01,251
‫اما هیچ محافظی نباید باشه
‫و حق نداری بهم دستور بدی

446
00:29:01,253 --> 00:29:05,422
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که بچه سالم بمونه

447
00:29:05,424 --> 00:29:07,192
‫و من چی؟

448
00:29:07,193 --> 00:29:08,727
‫بعد از اینکه به دنیا اومد چی؟

449
00:29:08,728 --> 00:29:11,096
‫اگه سعی کنی بچه رو ازم بگیری...

450
00:29:11,097 --> 00:29:13,230
‫باهام بیا

451
00:29:15,733 --> 00:29:19,470
‫خواهش می‌کنم می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم

452
00:29:40,058 --> 00:29:41,559
‫"باور کنی یا نه "هِیلی

453
00:29:41,560 --> 00:29:44,327
‫من واقعا دوست دارم تو پیشم زندگی کنی

454
00:29:45,630 --> 00:29:48,800
‫دخترمون باید با پدر و مادرش بزرگ بشه

455
00:29:48,801 --> 00:29:51,369
‫تو خونه‌ی خانوادگیش

456
00:29:51,370 --> 00:29:55,239
‫تو ، من ، آلایژا و این بچه زیر یه سقف؟

457
00:29:55,240 --> 00:29:57,507
‫مثل یه برنامه‌ی تلوزیونیِ بد می‌مونه

458
00:30:01,379 --> 00:30:03,613
‫تو گفتی پدرم رو دیدی

459
00:30:03,615 --> 00:30:07,484
‫چرا بهش میگی پدر؟
‫اون که پدر واقعیت نیست

460
00:30:07,486 --> 00:30:10,654
‫اما اونقدر بهم آسیب زده که
‫فقط یه پدر واقعی می‌تونست همچین کاری کنه

461
00:30:14,425 --> 00:30:17,027
‫چی بهت گفت؟

462
00:30:23,634 --> 00:30:25,502
‫هیچی نبود که حقیقت داشته باشه

463
00:31:01,338 --> 00:31:04,107
‫هِیلی" و بچه حالشون خوبه"

464
00:31:04,108 --> 00:31:05,642
‫اگه بخوای بعد از اینکه یه‌کم استراحت کرد

465
00:31:05,643 --> 00:31:09,045
‫می‌برمشون دکتر اما حالش خوبه

466
00:31:13,517 --> 00:31:15,584
‫خودم میرم بیرون

467
00:31:17,087 --> 00:31:18,654
‫"جِنِویو"

468
00:31:24,895 --> 00:31:26,662
‫ممنون به‌خاطر کمک ـت

469
00:31:28,532 --> 00:31:29,832
‫قابلی نداشت

470
00:31:29,834 --> 00:31:32,868
‫تو خواهرم رو از خانواده‌ام جدا کردی

471
00:31:35,505 --> 00:31:37,840
‫من نمی‌تونم اینو ببخشم

472
00:31:37,842 --> 00:31:41,545
‫هر چند شاید بتونم یه‌کم مهربون‌تر بشم اگه

473
00:31:41,546 --> 00:31:45,548
‫تو یه مساله بهم کمک کنی

474
00:31:45,549 --> 00:31:46,716
‫هر چی باشه قبوله

475
00:31:46,717 --> 00:31:48,251
‫وقتی بچه به دنیا بیاد

476
00:31:48,252 --> 00:31:49,985
‫هِیلی" دوباره تو شب ماه کامل"
‫تبدیل به گرگ میشه

477
00:31:49,987 --> 00:31:52,388
‫حالا می‌خوام براش یه هدیه درست کنم

478
00:31:52,390 --> 00:31:57,092
‫یه انگشترِ قدرتمند
‫یه انگشتر که این نفرین رو کنترل کنه

479
00:31:57,094 --> 00:31:58,627
‫چه جور طلسمی می‌تونه...

480
00:31:58,629 --> 00:32:00,563
‫یه طلسم از مادرم

481
00:32:00,564 --> 00:32:02,866
‫از کتاب جادوهاش

482
00:32:02,867 --> 00:32:04,833
‫که متوجه شدم خیلی

483
00:32:04,835 --> 00:32:08,303
‫دوست داری اون کتاب رو بدست بیاری

484
00:32:22,352 --> 00:32:24,319
‫حتما یکی دستش بهش رسیده

485
00:32:33,129 --> 00:32:35,163
‫فکر نکنم

486
00:32:41,938 --> 00:32:44,540
‫برادرم این کُد رو ۱۵ سال پیش بهم یاد داد

487
00:32:44,541 --> 00:32:45,808
‫هیچ‌وقت نفهمیدم چطور اینو یاد گرفت

488
00:32:45,809 --> 00:32:47,577
‫می‌تونی بهم بگی چی نوشته؟

489
00:32:47,578 --> 00:32:49,111
‫می‌تونم...

490
00:32:49,112 --> 00:32:51,747
‫اما نمیگم . شرمنده

491
00:32:51,748 --> 00:32:52,915
‫کمی" ، این موضوع خیلی"...

492
00:32:52,916 --> 00:32:54,883
‫خطرناکه . آره ، فهمیدم

493
00:32:54,885 --> 00:32:57,752
‫اما اگه "کیارِن" اینو به "شان" یاد داده

494
00:32:58,988 --> 00:33:02,157
‫مثل اینکه برادرم باید وارد این ماجرا می‌شده

495
00:33:03,326 --> 00:33:05,561
‫حالا این مسئولیتِ من ـه

496
00:33:05,562 --> 00:33:07,262
‫چه بخوام و چه نخوام

497
00:33:10,766 --> 00:33:12,901
‫چه بلایی سرِ "هِیلی" آوردی؟

498
00:33:12,903 --> 00:33:14,804
‫می‌خواستم کاری که نیاکانمون گفتن رو انجام بدم

499
00:33:14,805 --> 00:33:16,604
‫اون بچه یه قسمتش جادوگره

500
00:33:16,606 --> 00:33:18,941
‫نیاکانمون می‌خوان که بچه به زمین تقدیس بشه

501
00:33:18,942 --> 00:33:20,776
‫تا جادوش خاندانمون رو قدرتمند کنه

502
00:33:20,777 --> 00:33:23,946
‫باید قبل از اینکه بمیره به دنیا بیاد

503
00:33:23,947 --> 00:33:25,547
‫برو

504
00:33:25,549 --> 00:33:27,181
‫نمی‌خوام قیافه‌ات رو ببینم

505
00:33:44,500 --> 00:33:47,635
‫مجبورم نکنین این‌کار رو بکنم

506
00:33:47,637 --> 00:33:49,437
‫اون فقط یه بچه هست

507
00:33:49,439 --> 00:33:52,741
‫منو تبدیل به یه هیولا نکنین

508
00:33:52,742 --> 00:33:55,209
‫خواهش می‌کنم

509
00:34:05,821 --> 00:34:07,254
‫نه

510
00:34:17,999 --> 00:34:20,902
‫نه ، نه

511
00:34:20,903 --> 00:34:22,971
‫ببخشید ، ببخشید

512
00:34:22,972 --> 00:34:25,806
‫متاسفم . انجامش میدم

513
00:34:25,808 --> 00:34:28,008
‫هر کاری بخواین انجام میدم

514
00:34:44,688 --> 00:34:47,718
‫هِیلی" قبول کرده که پیشِ ما برگرده"...

515
00:34:49,126 --> 00:34:51,327
‫البته با میل و اراده خودش

516
00:35:01,371 --> 00:35:04,541
‫وقتی "مایکل" کاملا از بین رفت

517
00:35:04,542 --> 00:35:07,411
‫فکر می‌کنی اون‌وقت به صلح و آرامش میرسم؟

518
00:35:07,412 --> 00:35:09,078
‫خب ، امیدوارم

519
00:35:11,348 --> 00:35:14,984
‫هر چند فقط پدرمون نیست که آزار ـت میده

520
00:35:17,187 --> 00:35:20,022
‫شاید بهتر باشه با زنده‌ها هم صلح کنی

521
00:35:24,256 --> 00:35:25,896
‫ازت می‌خوام که بهم بگی چرا

522
00:35:25,897 --> 00:35:27,363
‫آزادیشون رو بهشون ندادی

523
00:35:27,365 --> 00:35:30,233
‫تمام مقاماتِ مهم به نفعشون رای دادن

524
00:35:30,235 --> 00:35:32,902
‫فکر می‌کنی تو رو یادم نمیاد پسر؟

525
00:35:34,371 --> 00:35:36,872
‫هنوز تو رو به یکی از خودشون تبدیل نکردن؟

526
00:35:40,777 --> 00:35:43,112
‫همین فکر رو می‌کردم

527
00:36:07,804 --> 00:36:09,673
‫بیا . بزار خوبت کنم

528
00:36:09,674 --> 00:36:10,906
‫نه

529
00:36:12,108 --> 00:36:15,644
‫تو همیشه می‌گفتی که خودمون
‫باید خانواده‌مون رو انتخاب کنیم

530
00:36:15,646 --> 00:36:18,614
‫خب ، من برای تو چی هستم "کلاوس"؟

531
00:36:18,616 --> 00:36:23,085
‫وقتی به خواهرت خنجر زدی بهم یه قول دادی

532
00:36:23,087 --> 00:36:25,788
‫الان وقتشه که تصمیمت رو بگیری

533
00:36:25,790 --> 00:36:28,124
‫یا همین الان تبدیلم کن

534
00:36:28,125 --> 00:36:29,826
‫یا بزار بمیرم

535
00:36:29,827 --> 00:36:34,297
‫تو نمیدونی داری چی ازم درخواست می‌کنی

536
00:36:34,298 --> 00:36:37,100
‫یکی مثل من شدن...

537
00:36:37,101 --> 00:36:41,204
‫تو رو از تمامِ خوبی‌هات جدا می‌کنه

538
00:36:41,205 --> 00:36:43,539
‫من میدونم تو چی هستی

539
00:36:43,540 --> 00:36:45,540
‫میدونم تو کی هستی

540
00:36:47,610 --> 00:36:49,778
‫این چیزیه که می‌خوام

541
00:36:52,682 --> 00:36:54,116
‫خواهش می‌کنم

542
00:37:28,551 --> 00:37:31,253
‫وقتی ۲۴ ساعت تموم بشه وقت تو هم تموم میشه

543
00:37:31,254 --> 00:37:33,555
‫میدونم . نگران نباش

544
00:37:33,557 --> 00:37:36,124
‫قصد دارم تا اون‌موقع تا جایی که می‌تونم
‫از اینجا دور بشم

545
00:37:36,126 --> 00:37:39,461
‫اما فقط چون من اونور رودخونه هستم

546
00:37:39,462 --> 00:37:41,829
‫دلیل نمیشه که توی بازی نباشم

547
00:37:42,864 --> 00:37:44,299
‫ماهِ کامل داره میاد

548
00:37:44,301 --> 00:37:47,236
‫میدونم داری با گرگینه‌ها یه کاری می‌کنی

549
00:37:47,237 --> 00:37:50,205
‫و من دارم سعی می‌کنم که بفهمم چه کاریه

550
00:37:50,206 --> 00:37:54,575
‫و هر جور که حساب می‌کنم آخرش
‫من و بقیه خون‌آشام‌ها می‌میریم

551
00:37:56,512 --> 00:37:59,480
‫یا شایدم باید مطیع بشیم

552
00:37:59,482 --> 00:38:02,418
‫یه بار دیگه به تو اعلام وفاداری کنیم

553
00:38:02,419 --> 00:38:06,855
‫که اگه گازمون گرفتن تو بیای و نجاتمون بدی

554
00:38:06,856 --> 00:38:09,490
‫تو دنبال همین هستی؟

555
00:38:09,492 --> 00:38:11,392
‫چون همچین اتفاقی نمیفته

556
00:38:11,394 --> 00:38:15,531
‫خب ، این انتخاب خودت میشه
‫همونطور که انتخاب کردی

557
00:38:15,532 --> 00:38:17,598
‫که پدرم رو بیاری توی شهر

558
00:38:18,834 --> 00:38:23,271
‫اونم تو که بهتر از همه درد و
‫رنجِ نفرتِ یک پدر رو میدونی

559
00:38:23,273 --> 00:38:24,473
‫"کلاوس"

560
00:38:24,474 --> 00:38:26,142
‫و ده‌ها سال وقت صرف کردم تا کاری که پدرت

561
00:38:26,143 --> 00:38:28,410
‫کرده بود رو جبران کنم

562
00:38:30,145 --> 00:38:32,113
‫کجا شکست خوردم؟

563
00:38:33,916 --> 00:38:36,985
‫شاید زخم‌های اون نفرت
‫عمیق‌تر از این حرف‌ها باشن

564
00:38:43,759 --> 00:38:45,560
‫"شب خوش "مارسلوس

565
00:38:47,996 --> 00:38:50,231
‫تو شکست نخوردی

566
00:38:51,333 --> 00:38:53,201
‫تو منو بزرگ کردی

567
00:38:53,203 --> 00:38:57,605
‫و هر چی بلدم رو بهم یاد دادی

568
00:38:57,607 --> 00:39:00,408
‫تو بهم یاد دادی که نمی‌تونم ضعیف باشم

569
00:39:00,410 --> 00:39:02,277
‫اونم وقتی دشمنانم قوی‌تر از همیشه هستن

570
00:39:02,278 --> 00:39:04,813
‫پس هر کاری که داری با گرگینه‌ها انجام میدی

571
00:39:04,814 --> 00:39:07,783
‫فقط بدون که من برای افرادم می‌جنگم

572
00:39:07,784 --> 00:39:09,284
‫برای شهرم می‌جنگم

573
00:39:09,285 --> 00:39:11,686
‫و تا آخرین نفسم می‌جنگم

574
00:39:15,557 --> 00:39:17,693
‫منم کمتر از این ازت انتظار ندارم

575
00:39:42,751 --> 00:39:47,288
‫اگه بمیرم و یکی جشن بگیره خیلی عصبانی میشم

576
00:39:58,400 --> 00:40:00,734
‫تو تقریبا مُردی

577
00:40:03,972 --> 00:40:06,441
‫تو این هزار سال هیچ زمانی رو یادم نمیاد...

578
00:40:06,442 --> 00:40:10,544
‫که اینقدر ترسیده باشم

579
00:40:21,489 --> 00:40:23,023
‫"آلایژا"

580
00:41:12,706 --> 00:41:15,108
‫تیم" ، این تو هستی؟"

581
00:41:23,117 --> 00:41:24,585
‫تو کی هستی؟

582
00:41:24,586 --> 00:41:27,220
‫دوستت "تیموتی" به آرامش رسیده

583
00:41:28,756 --> 00:41:32,293
‫من به‌خاطر کاری که پسرم کرد واقعا متاسفم

584
00:41:32,294 --> 00:41:34,361
‫تو پدرِ "کلاوس" هستی

585
00:41:34,362 --> 00:41:37,331
‫و تنها کسی هستم که می‌تونم
‫تو رو برای همیشه از شرش خلاص کنم

586
00:41:39,100 --> 00:41:41,735
‫اما اول از همه جادوگر کوچولو

587
00:41:41,736 --> 00:41:43,503
‫بهت نیاز دارم

588
00:41:43,505 --> 00:41:45,905
‫چکار می‌تونم بکنم؟

589
00:41:48,242 --> 00:41:50,174
‫می‌تونی منو به زندگی برگردونی

590
00:41:51,200 --> 00:41:52,200
‫مترجم : کامران

591
00:41:53,200 --> 00:41:54,200
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

