1
00:00:02,100 --> 00:00:04,015
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Originals"</font>

2
00:00:05,089 --> 00:00:07,219
‫اگر نمی‌تونیم کنار هم یه جامعه متمدن تشکیل بدیم

3
00:00:07,220 --> 00:00:08,487
‫پس فایده این کارا چیه؟

4
00:00:08,488 --> 00:00:10,054
‫همدیگه رو بکشیم و خلاص

5
00:00:10,056 --> 00:00:11,957
‫من می‌خوام از انسان‌های این شهر محافظت کنم

6
00:00:11,958 --> 00:00:13,491
‫و برای این‌کار به اون کلید نیاز دارم

7
00:00:13,492 --> 00:00:14,478
‫جاش" رو مجبور کردم کلید رو برام بدزده"

8
00:00:14,479 --> 00:00:15,894
‫از عموی مریضم

9
00:00:15,895 --> 00:00:18,029
‫برادرم ۱۵ سال پیش این کُد رو بهم یاد داد

10
00:00:18,030 --> 00:00:19,464
‫تو پدر "کلاوس" هستی؟

11
00:00:19,465 --> 00:00:21,658
‫- بهت نیاز دارم
‫- چه کاری از دستم برمیاد؟

12
00:00:21,659 --> 00:00:23,432
‫می‌تونی منو زنده کنی

13
00:00:23,433 --> 00:00:26,773
‫یه انگشتر روشنایی ماه که از گرگینه‌ها
‫در برابر نفرین محافظت می‌کنه

14
00:00:26,774 --> 00:00:27,806
‫باید چکار کنم؟

15
00:00:27,807 --> 00:00:29,306
‫باید بدونم چه سنگی توی این انگشتر به کار رفته

16
00:00:29,308 --> 00:00:32,110
‫یه انگشتر قدرتمند
‫انگشتری که بتونه نفرین رو کنترل کنه

17
00:00:32,111 --> 00:00:33,077
‫چه‌جور طلسمی؟

18
00:00:33,079 --> 00:00:34,379
‫یکی از طلسم‌های مادرم

19
00:00:34,380 --> 00:00:36,181
‫فقط می‌خوام بچه سالم بمونه

20
00:00:36,182 --> 00:00:39,762
‫دخترمون باید با مادر و پدرش
‫در خونه‌ی خانوادگی بزرگ بشه

21
00:00:39,763 --> 00:00:42,335
‫نیاکان ازمون می‌خوان بچه‌ی کلاوس رو بکشیم

22
00:00:42,336 --> 00:00:43,988
‫پس هر سر و سرّی که با گرگینه‌ها داری

23
00:00:43,989 --> 00:00:46,977
‫فقط بِدون برای افرادم می‌جنگم

24
00:00:46,978 --> 00:00:50,494
‫برای شهرم می‌جنگم
‫تا آخرین نفسم مبارزه می‌کنم

25
00:00:50,496 --> 00:00:52,085
‫منم کمتر از این ازت توقع نداشتم

26
00:00:59,003 --> 00:01:02,206
‫برای یه کیسه سنگ کلی راه داریم میریم

27
00:01:02,207 --> 00:01:04,574
‫تا طلوع آفتاب به محله برگشتیم

28
00:01:04,576 --> 00:01:06,177
‫مطمئنی اون یارو گرگینه نقش خودشو ایفاء می‌کنه؟

29
00:01:06,178 --> 00:01:07,779
‫هِیلی" از این بابت مطمئن میشه"

30
00:01:07,780 --> 00:01:10,581
‫آره . یادم رفته بود نامزدت کلاوس رو
‫روی یه انگشتش می‌چرخونه

31
00:01:10,582 --> 00:01:12,545
‫اولی" ، من تو رو مثل برادرم دوست دارم"

32
00:01:12,711 --> 00:01:16,287
‫ولی اگر بیخیال "هِیلی" نشی
‫کلامون میره توی هم

33
00:01:16,288 --> 00:01:17,884
‫آقای مجنون ، حواست رو جمع کن

34
00:01:22,226 --> 00:01:25,266
‫خیلی‌خب بابا ، هُل نشو

35
00:01:25,432 --> 00:01:27,231
‫ما کار اشتباهی نکردیم

36
00:01:35,473 --> 00:01:36,861
‫شب‌بخیر آقایون سروان

37
00:01:37,027 --> 00:01:39,405
‫از ماشین بیاید بیرون . با هردوتون هستم

38
00:01:39,571 --> 00:01:42,780
‫موضوع چیه؟

39
00:01:42,781 --> 00:01:46,663
‫به نظرم باید قبل اینکه اوضاع قاراشمیش بشه...

40
00:01:49,720 --> 00:01:52,111
‫به حرف آقا گوش کنید

41
00:01:54,200 --> 00:01:55,200
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

42
00:01:56,200 --> 00:02:01,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫"قسمت ۲۱ : نبرد "نیو اورلانز</font>

43
00:02:02,100 --> 00:02:03,100
‫مترجم : ســـعـــیده

44
00:02:06,270 --> 00:02:09,673
‫بهت گفتم معرکه‌ای؟

45
00:02:09,674 --> 00:02:14,190
‫چون واقعاً معرکه‌ای
‫به اضافه‌‌ی خورشید ، انگشتر روشنایی روز

46
00:02:16,480 --> 00:02:19,946
‫و اون جیگری که با رکابی می‌دوئه

47
00:02:20,112 --> 00:02:22,740
‫جاش" ، حالا که انگشتر داری"

48
00:02:23,321 --> 00:02:25,322
‫به نظرم باید از شهر بری

49
00:02:25,323 --> 00:02:28,246
‫بیخیال ، وایسا ببینم
‫داریم به‌هم میزنیم؟

50
00:02:28,412 --> 00:02:30,761
‫- شوخی نمی‌کنم
‫- آره بابا . میدونم

51
00:02:30,762 --> 00:02:32,129
‫تو مادرزاد جدی هستی

52
00:02:32,130 --> 00:02:34,865
‫واسه همین منو لازم داری که سر حالت بیارم

53
00:02:34,866 --> 00:02:37,300
‫پس جایی نمیرم

54
00:02:44,342 --> 00:02:45,346
‫روبراهی؟

55
00:02:45,512 --> 00:02:47,778
‫آره . فقط مشکلات جادوگری ـه

56
00:02:47,779 --> 00:02:50,435
‫مارسل دیروز اومد سراغم

57
00:02:50,601 --> 00:02:52,783
‫افسون پنهان‌سازی می‌خواست

58
00:02:52,784 --> 00:02:55,886
‫می‌خواد علیه کلاوس جنگ راه بندازه
‫یه جنگ بزرگ

59
00:02:55,887 --> 00:02:58,151
‫ای نامرد ، انگار یادش رفته به منم خبر بده

60
00:02:58,317 --> 00:03:01,357
‫چه بی‌ادبه . خب ، کمکش کردی؟

61
00:03:01,359 --> 00:03:02,859
‫آره . آخه نمی‌خوام کُشته بشه

62
00:03:02,860 --> 00:03:04,394
‫ولی اگر کلاوس بو ببره...

63
00:03:04,395 --> 00:03:05,729
‫ببین

64
00:03:05,730 --> 00:03:08,798
‫اگر مارسل یه نقشه داره
‫شاید کلاوس دو زاریش بیفته

65
00:03:08,799 --> 00:03:10,205
‫متوجه بشه چندان محبوبیتی نداره

66
00:03:10,371 --> 00:03:12,569
‫و خودشو بازنشسته کنه

67
00:03:12,570 --> 00:03:14,626
‫شنیدم "پالم اسپرینگ" جای قشنگیه

68
00:03:16,373 --> 00:03:19,756
‫فقط کلاوس نیست که باید ازش بترسیم

69
00:03:19,922 --> 00:03:21,344
‫ببین ، اگر قرار شد جنگی راه بیفته

70
00:03:21,345 --> 00:03:23,593
‫بهم قول بده قبل اینکه درگیرش بشی
‫از اینجا بری

71
00:03:27,584 --> 00:03:31,321
‫طلسم مادرت در عین پیچیدگی واقعاً خوش‌طرحه

72
00:03:31,322 --> 00:03:33,895
‫مشخصه جادوگر بااستعدادی بوده

73
00:03:34,061 --> 00:03:36,726
‫اینجاش کارِت رو راه میندازه؟

74
00:03:36,727 --> 00:03:40,109
‫همانطور که گفتم طلسم پیچیده‌ایه

75
00:03:40,275 --> 00:03:43,933
‫جادوی محافظت رو به سنگ سیاه کاینایت متصل کرده

76
00:03:43,934 --> 00:03:46,769
‫گرگینه‌ای که این سنگ رو در
‫اختیار داشته باشه موقع ماه کامل تبدیل نمیشه

77
00:03:46,770 --> 00:03:48,201
‫چه مزیت‌هایی داره؟

78
00:03:48,367 --> 00:03:51,079
‫این افسون سرعت ، قدرت و چابکی رو افزایش میده

79
00:03:51,608 --> 00:03:53,743
‫باید راجع به دندون نیش اونجا نوشته شده باشه

80
00:03:53,744 --> 00:03:56,626
‫مادرم از این جادو برای تبدیل ما
‫به خون‌آشام استفاده کرد

81
00:03:56,792 --> 00:03:58,448
‫فقط دندون نیش نیست

82
00:03:58,449 --> 00:04:03,758
‫گفتی زهر می‌خوای تا گازشون
‫همچنان خون‌آشام‌ها رو بکشه

83
00:04:03,924 --> 00:04:07,512
‫بفرما

84
00:04:07,678 --> 00:04:09,138
‫کادوی خیلی قشنگی میشه

85
00:04:09,304 --> 00:04:11,060
‫مطمئنم "هِیلی" ذوق‌مرگ میشه

86
00:04:11,061 --> 00:04:12,562
‫"نه فقط "هِیلی

87
00:04:12,563 --> 00:04:14,697
‫قراره تعدادی از این انگشترها درست کنی

88
00:04:14,698 --> 00:04:17,800
‫فرض کنیم یه ۱۰۰تایی

89
00:04:17,801 --> 00:04:19,902
‫من همچین قراری با آلایژا نذاشتم

90
00:04:19,903 --> 00:04:22,527
‫خب ، الان داری با من معامله می‌کنی

91
00:04:22,693 --> 00:04:27,865
‫و من دارم خیلی بیشتر از اون بهت ارائه میدم

92
00:04:28,031 --> 00:04:30,118
‫خیال کردی چون باهات می‌خوابم

93
00:04:30,284 --> 00:04:31,828
‫نوکر حلقه به گوش جنابعالی شدم؟

94
00:04:31,994 --> 00:04:33,746
‫چون باهام می‌خوابی عشقم

95
00:04:34,217 --> 00:04:36,585
‫ازت در برابر کسایی که ممکنه
‫بهت صدمه بزنن محافظت می‌کنم

96
00:04:36,586 --> 00:04:39,054
‫از جمله برادرم

97
00:04:39,055 --> 00:04:42,046
‫منتها از اونجایی که بهت نیاز دارم

98
00:04:42,212 --> 00:04:46,996
‫حاضرم چیزی با ارزش‌تر از
‫محافظتم بهت تقدیم کنم

99
00:04:46,997 --> 00:04:49,265
‫که چی هست؟

100
00:04:49,266 --> 00:04:53,057
‫کتاب طلسم‌های مادرم که
‫ازش این طلسم‌ها رو برداشتم

101
00:04:53,223 --> 00:04:56,311
‫آلایژا فقط می‌خواد بذاره
‫یه نگاه اجمالی به کتاب بندازی

102
00:04:56,477 --> 00:05:00,442
‫ولی اگر به من وفادار باشی

103
00:05:00,443 --> 00:05:03,579
‫کتاب رو دو دستی بهت تقدیم می‌کنم

104
00:05:03,580 --> 00:05:06,949
‫می‌تونی وفاداریت رو با ساختن انگشترها نشون بدی

105
00:05:06,950 --> 00:05:10,199
‫تمام مدت نقشه‌ات همین بود

106
00:05:10,754 --> 00:05:14,189
‫می‌خوای یه ارتش از گرگینه‌ها درست کنی
‫و برای این‌کار داری از من سوءاستفاده می‌کنی

107
00:05:14,190 --> 00:05:18,249
‫عزیزدلم ، نه من دشمنت هستم

108
00:05:18,415 --> 00:05:20,162
‫و نه گرگینه‌ها

109
00:05:20,163 --> 00:05:22,998
‫محفل جادوگری تو انتظار داره خودت رو

110
00:05:22,999 --> 00:05:25,256
‫به‌خاطر زنده موندن دخترای
‫مراسم "دِرو" قربانی کنی

111
00:05:27,169 --> 00:05:30,261
‫این لطف رو در حق من بکن

112
00:05:30,427 --> 00:05:36,184
‫تا دیگه هیچ‌وقت مجبور نشی از کسی بترسی

113
00:05:46,721 --> 00:05:49,724
‫خانم ، باید از اینجا برید

114
00:05:49,725 --> 00:05:52,617
‫چه خبر شده؟

115
00:05:52,783 --> 00:05:54,696
‫دوستان ، باید همین الان از اینجا برید

116
00:05:56,897 --> 00:05:57,454
‫چکار دارید...

117
00:05:57,533 --> 00:05:59,999
‫خسته شدم از بس با ملایمت برخورد کردم

118
00:06:00,165 --> 00:06:03,044
‫فکر کردی کی هستی؟

119
00:06:03,210 --> 00:06:06,074
‫بنده مالک جدید این خراب‌شده هستم

120
00:06:06,075 --> 00:06:07,841
‫هنوز جوهر قرارداد خشک نشده

121
00:06:08,423 --> 00:06:09,978
‫ولی می‌تونم بهت بگم مُفت خریدمش

122
00:06:09,979 --> 00:06:11,413
‫از موقعی که "سوفی دِوِرو" مُرده

123
00:06:11,414 --> 00:06:14,097
‫اوضاع کار و کاسبی کساد شده

124
00:06:16,184 --> 00:06:18,719
‫ببین ، من دنبال دردسر نیستم

125
00:06:18,721 --> 00:06:21,222
‫خواسته‌ی تو اصلاً برام مهم نیست

126
00:06:21,223 --> 00:06:23,057
‫بیا در مورد خواسته‌ی من حرف بزنیم

127
00:06:23,058 --> 00:06:24,357
‫درسته . کلید عموم

128
00:06:24,523 --> 00:06:28,563
‫گفتی می‌خوای با استفاده از اون
‫از اهالی بی‌گناه شهر محافظت کنی

129
00:06:28,564 --> 00:06:31,866
‫با توجه به کارهات
‫حرف خنده‌داری به نظر میاد

130
00:06:31,867 --> 00:06:35,910
‫من یه تاجر قانون‌مدار هستم که
‫تا به‌حال محکوم به جرمی نشدم

131
00:06:36,076 --> 00:06:39,925
‫ضمناً به عنوان رئیس فرقه‌ انسان‌ها

132
00:06:39,926 --> 00:06:43,578
‫اون کلید برای منه

133
00:06:43,579 --> 00:06:46,647
‫بهت وقت دادم تا عزاداری کنی

134
00:06:46,648 --> 00:06:48,381
‫الان فرصتت تموم شده

135
00:06:48,547 --> 00:06:51,785
‫پیغامتو گرفتم

136
00:06:51,787 --> 00:06:55,755
‫بذار برم کلیدی که دستم نیست رو پیدا کنم

137
00:06:55,757 --> 00:06:57,458
‫کمی" ، خانواده‌ی من مدت طولانی ـه"

138
00:06:57,459 --> 00:07:02,096
‫که در "نیو اورلانز" ساکن هستش
‫حتی خیلی قبل‌تر از خانواده‌ی تو

139
00:07:02,097 --> 00:07:05,600
‫ما یاد گرفتیم اگر آدم دوستی نداشته باشه

140
00:07:05,601 --> 00:07:08,443
‫گذران زندگی در این شهر خیلی سخت میشه

141
00:07:10,271 --> 00:07:12,572
‫دلم می‌خواد دوستت باشم

142
00:07:12,738 --> 00:07:16,877
‫بنابراین تا فردا بهت فرصت میدم

143
00:07:16,878 --> 00:07:19,871
‫اما بعد از اون عمراً دوستانه برخورد کنم

144
00:07:35,719 --> 00:07:36,804
‫دست از سرش بردار

145
00:07:36,970 --> 00:07:39,800
‫اگر بگی نقشه‌ی کلاوس چیه
‫رفیقت رو ول می‌کنیم

146
00:07:39,801 --> 00:07:42,403
‫از کجا بدونم چی توی سر کلاوس ـه؟

147
00:07:42,404 --> 00:07:44,972
‫ببین ، من خبردارم باهاش قرار میذاری

148
00:07:44,973 --> 00:07:48,676
‫سنگ‌های داخل اون کیسه کاینایت سیاهه

149
00:07:48,677 --> 00:07:50,277
‫خیلی کمیاب هستن

150
00:07:50,278 --> 00:07:52,446
‫ضمناً اینقدری در مورد سحر و جادو میدونم که

151
00:07:52,447 --> 00:07:56,350
‫ترکیبات یه طلسم رو تشخیص بدم

152
00:07:56,351 --> 00:08:00,119
‫حالا می‌خوای مجبورم کنی دوباره سؤالمو بپرسم؟

153
00:08:03,957 --> 00:08:05,583
‫خیلی‌خب

154
00:08:08,262 --> 00:08:12,231
‫دلت می‌خواد بدونی مشکل
‫۲تا گروگان گرگینه داشتن چیه؟

155
00:08:13,300 --> 00:08:16,336
‫فقط یکیشون به‌کار آدم میاد

156
00:08:16,337 --> 00:08:19,439
‫شما گرگینه‌های هلال ماه
‫فکر می‌کنید خیلی خفن هستید

157
00:08:19,440 --> 00:08:20,841
‫"ولی سال ۱۹۲۵ نسل گرگینه‌های "گوئِرا

158
00:08:20,842 --> 00:08:22,515
‫رو از ریشه نابود کردم

159
00:08:22,516 --> 00:08:25,078
‫تازه اونا از شماها سرسخت‌تر بودن

160
00:08:25,079 --> 00:08:27,355
‫صبر کن

161
00:08:33,653 --> 00:08:38,658
‫اگر بذاری اون بره قضیه اون سنگ‌ها

162
00:08:38,659 --> 00:08:43,079
‫راجع به کلاوس یا هر چیز
‫دیگه که بخوای رو بهت میگم

163
00:08:45,372 --> 00:08:46,967
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب

164
00:08:46,968 --> 00:08:49,069
‫"معامله معامله‌است منتها "دی

165
00:08:49,070 --> 00:08:51,304
‫این آقای فداکار قراره تا ۸ ساعت
‫دیگه تبدیل به گرگ بشه

166
00:08:51,305 --> 00:08:53,707
‫هیکل نحسشو پرت کن بیرون باتلاق

167
00:08:53,708 --> 00:08:56,050
‫لااقل میشه دخل این پسرک احمق رو بیارم؟

168
00:08:58,301 --> 00:09:00,263
‫نه . فکر بهتری دارم

169
00:09:09,423 --> 00:09:10,690
‫جانم داداش؟ چی شده؟

170
00:09:10,856 --> 00:09:13,560
‫برادر ، گویا گرگینه‌ها راه رو گم کردن

171
00:09:13,561 --> 00:09:14,760
‫باید چند ساعت پیش برمیگشتن

172
00:09:14,762 --> 00:09:16,029
‫باید پیداشون کنیم

173
00:09:16,030 --> 00:09:17,330
‫ممکنه کار سختی باشه

174
00:09:17,331 --> 00:09:18,990
‫آخه ماشین ـشون رو توی یه جاده خاکی

175
00:09:19,156 --> 00:09:21,158
‫وسط ناکجاآباد پیدا کردیم

176
00:09:21,324 --> 00:09:23,336
‫گمونم یکی اونا رو دزدیده

177
00:09:23,337 --> 00:09:25,872
‫بعد به ذهنت خطور نکرد
‫این اطلاعات رو با ما هم در میون بذاری؟

178
00:09:25,873 --> 00:09:28,274
‫می‌خواستم وقتی راه حل مسأله رو پیدا کردم

179
00:09:28,275 --> 00:09:30,418
‫مشکل رو به اطلاعت برسونم

180
00:09:30,584 --> 00:09:31,911
‫خب ، ما رو هم روشن کن

181
00:09:31,912 --> 00:09:33,680
‫همین الان دنبال فیصله دادن این جریانم

182
00:09:33,681 --> 00:09:36,716
‫تنها کسی که شجاعت لازم
‫برای دزدیدن دوستان گرگینه من داره

183
00:09:36,717 --> 00:09:39,718
‫کسیِ که خیلی چیزا واسه از دست دادن داره

184
00:09:39,720 --> 00:09:42,722
‫- مارسل
‫- نه . اون می‌کشتش

185
00:09:42,888 --> 00:09:44,190
‫جِنِویو" بهم اطمینان خاطر داد"

186
00:09:44,191 --> 00:09:46,759
‫که مارسل افسون پنهان‌سازی جور کرده

187
00:09:46,760 --> 00:09:49,478
‫تنها جادوگری که به
‫مارسل کمک می‌کنه "دِوینا" ـست

188
00:09:49,644 --> 00:09:52,632
‫فقط باید قبل اینکه برم سراغش

189
00:09:52,633 --> 00:09:54,859
‫یه اهرم فشار گیر بیارم

190
00:09:59,338 --> 00:10:02,241
‫ایناهاش

191
00:10:02,407 --> 00:10:03,776
‫"سلام "جاشوآ

192
00:10:14,071 --> 00:10:16,341
‫"دِوینا"

193
00:10:30,288 --> 00:10:32,857
‫- جاش"؟"
‫- متأسفم

194
00:10:33,023 --> 00:10:34,567
‫چی شده؟

195
00:10:35,092 --> 00:10:38,395
‫جاشوآ" لامصب رو یه گرگینه گاز گرفته"

196
00:10:38,396 --> 00:10:41,965
‫در واقع یه دورگه گازش گرفته
‫البته هر جفتشون کشنده هستن

197
00:10:41,966 --> 00:10:43,533
‫چرا این‌کار رو می‌کنی؟

198
00:10:43,534 --> 00:10:44,533
‫تقصیر توئه

199
00:10:44,660 --> 00:10:46,336
‫بعد از اینکه پا پیش گذاشتم تا دوستت باشم

200
00:10:46,337 --> 00:10:50,440
‫باز با مارسل همدست شدی و منو مجبور کردی

201
00:10:50,441 --> 00:10:52,877
‫بلاهای وحشتناکی سر یکی از عزیزانت بیارم

202
00:10:54,811 --> 00:10:57,747
‫دِوینا" ، من رحم و دلسوزی حالیم میشه"

203
00:10:57,748 --> 00:11:01,177
‫می‌تونم درمانش کنم ولی باید همکاری کنی

204
00:11:01,343 --> 00:11:03,452
‫و بهم بگی کجا می‌تونم مارسل رو پیدا کنم

205
00:11:03,454 --> 00:11:05,807
‫بگم که بری اونم بکشی؟

206
00:11:06,323 --> 00:11:09,359
‫مارسل راه خودشو انتخاب کرده

207
00:11:09,360 --> 00:11:13,362
‫نامردیه که "جاش" مجبور بشه
‫بابت اون زجر بکشه

208
00:11:17,133 --> 00:11:18,635
‫"دِوینا"

209
00:11:18,636 --> 00:11:21,169
‫مارسل توی یه انباری توی اسکله‌ست

210
00:11:21,655 --> 00:11:22,907
‫"خونه "تیئِری

211
00:11:23,474 --> 00:11:24,807
‫دیدی؟

212
00:11:24,808 --> 00:11:27,510
‫خیلی هم سخت نبود ، نه؟

213
00:11:27,511 --> 00:11:30,780
‫جاش" چی؟"

214
00:11:30,781 --> 00:11:32,667
‫اون حدوداً تا ۲۴ ساعت دیگه زنده می‌مونه

215
00:11:32,833 --> 00:11:36,170
‫ممکنه بهت نیاز پیدا کنم
‫و "جاشوآ" برگ‌برنده‌ی فوق‌العاده‌ایه

216
00:11:36,336 --> 00:11:41,490
‫دفعه‌ی بعد سریعتر جواب سؤالمو بده

217
00:11:44,327 --> 00:11:46,629
‫ممنون برام وقت گذاشتید

218
00:11:46,630 --> 00:11:48,464
‫تا وقتی وصیت‌نامه عموم رو نخونده بودم

219
00:11:48,465 --> 00:11:50,132
‫اصلاً خبر نداشتم همچین جایی داشته

220
00:11:50,133 --> 00:11:52,568
‫ده‌ها ساله این خونه در اختیار خانواده‌ی منه

221
00:11:52,569 --> 00:11:55,732
‫عموت بعد از فوت کاترینا بهمون کمک کرد
‫تا بودجه لازم برای بازسازیش رو جور کنیم

222
00:11:55,898 --> 00:11:59,141
‫فکر می‌کردم این اتاق رو
‫برای جای بیشتر کنار گذاشته

223
00:11:59,142 --> 00:12:01,237
‫در هر صورت من هیچ‌وقت چیزی نپرسیدم

224
00:12:03,646 --> 00:12:08,783
‫میدونید ، پدر "کیارِن" انسان شریفی بود

225
00:12:08,785 --> 00:12:10,788
‫بهتون تسلیت میگم

226
00:12:18,378 --> 00:12:19,839
‫ایرادی نداره تنها برم داخل؟

227
00:13:06,274 --> 00:13:09,477
‫به سلامتی گنج‌های مخفی

228
00:13:26,947 --> 00:13:28,574
‫به به

229
00:14:19,680 --> 00:14:21,836
‫آلایژا باید تا الان زنگ میزد

230
00:14:22,317 --> 00:14:24,385
‫الکی دلشوره داشتن دردی رو دوا نمی‌کنه

231
00:14:24,386 --> 00:14:27,049
‫بهتره بشینی و سعی کنی آروم باشی

232
00:14:27,215 --> 00:14:32,493
‫الان چکاره شدی؟
‫جادوگر-مربی آرامش روانی؟

233
00:14:32,494 --> 00:14:34,662
‫رسیدگی و درمان زنان باردار

234
00:14:34,663 --> 00:14:36,964
‫از زمانی که پرستار بودم پیشرفت زیادی کرده

235
00:14:36,965 --> 00:14:40,635
‫ولی حتی منم میدونم
‫فشار خون بالا برای تو و بچه ضرر داره

236
00:14:40,636 --> 00:14:44,405
‫مخصوصاً حالا که نزدیکه زایمانته

237
00:14:44,406 --> 00:14:46,140
‫از این وضعیت متنفرم

238
00:14:46,141 --> 00:14:49,043
‫احساس بی‌مصرف بودن می‌کنم

239
00:14:49,044 --> 00:14:52,783
‫نمی‌فهمی؟ هدف همه‌ی این کارها تویی

240
00:14:52,949 --> 00:14:58,085
‫اینکه کلاوس و آلایژا در به در توی کل شهر
‫می‌چرخن همه‌اش به‌خاطر توئه

241
00:14:58,086 --> 00:15:00,020
‫بهت غبطه می‌خورم

242
00:15:00,021 --> 00:15:01,751
‫چه عالی . خوش به حال من

243
00:15:03,257 --> 00:15:04,837
‫چیزی می‌خوای برات بیارم؟

244
00:15:05,327 --> 00:15:07,131
‫انگشتر روشنایی ماه چطوره؟

245
00:15:07,297 --> 00:15:11,260
‫تا وقتی ماه کامل به نقطه اوجش نرسه
‫نمیشه طلسم رو اجرا کنم

246
00:15:11,426 --> 00:15:16,531
‫تازه مشخصه سنگ‌ها رو هم لازم دارم
‫که به زودی به اینجا میرسن

247
00:15:17,849 --> 00:15:19,310
‫یه‌کم ایمان داشته باش

248
00:15:29,917 --> 00:15:31,385
‫آفرین به مارسل

249
00:15:31,386 --> 00:15:34,575
‫قشنگ بالای دماغت رو له کرده

250
00:15:34,741 --> 00:15:35,955
‫الان کجاست؟

251
00:15:35,957 --> 00:15:41,661
‫نمیشه گیرش آورد

252
00:15:43,597 --> 00:15:47,922
‫گر چه برامون یه کادوی
‫خداحافظی لذت‌بخش گذاشته

253
00:15:48,088 --> 00:15:49,382
‫سنگ‌ها چی شدن؟

254
00:15:49,548 --> 00:15:51,971
‫نمیدونم . دستمو باز کن
‫کمکت می‌کنم پیداشون کنی

255
00:15:51,973 --> 00:15:53,052
‫سرجات بشین

256
00:15:53,218 --> 00:15:55,638
‫به محض اینکه خطری نباشه آزاد میشی

257
00:15:58,712 --> 00:16:01,894
‫حواسمون باید به سنگ‌ها باشه

258
00:16:02,060 --> 00:16:03,583
‫با توجه به اینکه جکسون برای

259
00:16:03,584 --> 00:16:05,719
‫بردن دل "هِیلی" در حال رقابته
‫گمونم موافق باشی

260
00:16:05,720 --> 00:16:07,120
‫به برادرم توجه نکن

261
00:16:07,121 --> 00:16:08,555
‫طی هزار سال گذشته

262
00:16:08,556 --> 00:16:10,444
‫حس ملاحظه و نزاکت ـش به طرز
‫قابل توجه‌ای کاهش یافته

263
00:16:10,610 --> 00:16:12,225
‫همیشه خدا همینطوره ، مگه نه؟

264
00:16:12,226 --> 00:16:14,126
‫مارسل برمیداره یه اتاق رو
‫پر از مواد منفجره می‌کنه

265
00:16:14,698 --> 00:16:16,325
‫اون‌وقت من میشم بی‌نزاکت و موقع نشناس

266
00:16:16,491 --> 00:16:19,432
‫اینا همون مواد منفجره‌ای که
‫باهاش به باتلاق حمله کردن

267
00:16:19,433 --> 00:16:23,124
‫میشه باز برام توضیح بدی چرا
‫به نظرت مارسل بی‌گناهه؟

268
00:16:23,290 --> 00:16:27,628
‫وقتی داشتم دل و روده‌اش رو میریختم بیرون
‫یادم بنداز اینو ازش بپرسم

269
00:16:30,043 --> 00:16:31,745
‫باشه

270
00:16:31,746 --> 00:16:34,343
‫توی این محوطه احتیاط کن

271
00:16:34,509 --> 00:16:35,648
‫یه‌کم شلوغش کرده

272
00:16:37,885 --> 00:16:40,516
‫زمان‌بندیش حرف نداره

273
00:16:40,682 --> 00:16:41,855
‫چه خبر شده؟

274
00:16:41,856 --> 00:16:43,022
‫جکسون روبراهه

275
00:16:43,023 --> 00:16:44,657
‫الان دستش بنده

276
00:16:44,658 --> 00:16:46,522
‫میشه بعداً بهت زنگ بزنیم؟

277
00:16:50,942 --> 00:16:52,165
‫ظاهراً کارمون در اومده

278
00:16:52,166 --> 00:16:53,696
‫می‌خوای ما رو به کشتن بدی؟

279
00:16:53,862 --> 00:16:55,667
‫آلایژا ، یالا بهم بگو چه خبر شده

280
00:16:56,000 --> 00:16:57,800
‫این به‌خاطر "تیئِری" هست

281
00:17:14,175 --> 00:17:16,226
‫خدا رو شکر زنده‌ای

282
00:17:16,227 --> 00:17:18,097
‫خوبه

283
00:17:21,098 --> 00:17:25,101
‫منم خوبم . مرسی حالمو جویا شدی

284
00:17:25,103 --> 00:17:27,136
‫سنگ‌ها چی شدند؟

285
00:17:27,138 --> 00:17:30,072
‫گمونم در بستر رودخانه "می‌سی‌سی‌پی" پخش شدن

286
00:17:30,074 --> 00:17:31,608
‫مارسل احمق نیست

287
00:17:31,609 --> 00:17:32,976
‫خوب میدونه یه لشکر از گرگینه‌های نیرومند

288
00:17:32,977 --> 00:17:35,478
‫"یعنی پایان کار خون‌آشام‌ها در "نیو اورلانز

289
00:17:35,480 --> 00:17:38,648
‫با انفجار هم می‌خواست بهمون بفهمونه
‫که نمیذاره همچین اتفاقی بیفته

290
00:17:38,649 --> 00:17:40,382
‫هر چقدر هم به ضررش تموم بشه

291
00:17:40,384 --> 00:17:42,318
‫فعلاً که همه چیز به نفعش پیش رفته . غیر اینه؟

292
00:17:42,320 --> 00:17:44,832
‫تقصیر منه . خودم یه‌جوری این قضیه رو حل می‌کنم

293
00:17:44,998 --> 00:17:47,524
‫نه . جک ، تو صدمه دیدی
‫هیچکی تو رو مقصر نمیدونه

294
00:17:47,525 --> 00:17:49,712
‫من تو رو مقصر میدونم

295
00:17:49,878 --> 00:17:53,663
‫پیدا کردن دوباره اون سنگ‌ها خیلی سخته

296
00:17:53,664 --> 00:17:57,399
‫خوشبختانه من همیشه نقشه‌ی جایگزین دارم

297
00:17:58,668 --> 00:18:00,503
‫در مورد این زنیکه شوخی می‌کنی دیگه

298
00:18:00,504 --> 00:18:01,704
‫اون خلافکاره

299
00:18:01,705 --> 00:18:05,477
‫از نظر من بیشتر شبیه کسیِ که می‌تونه
‫دقیقه نود واسه من جنس کمیاب جور کنه

300
00:18:06,043 --> 00:18:08,378
‫"درود خانم "کورئا

301
00:18:08,379 --> 00:18:10,524
‫می‌بینم که دوستات رو با خودت آوردی

302
00:18:10,690 --> 00:18:12,015
‫اینا برادرام هستن

303
00:18:12,016 --> 00:18:14,750
‫همیشه در مسائل کاری مهم برادرهامو دخالت میدم

304
00:18:14,752 --> 00:18:17,865
‫آقایون ، با جناب مایکلسون آشنا بشید

305
00:18:18,031 --> 00:18:20,123
‫لطفاً منو کلاوس صدا کنید

306
00:18:20,124 --> 00:18:21,690
‫همه‌ی دوستام با این اسم صدام می‌کنن

307
00:18:21,692 --> 00:18:23,329
‫نمیدونم ما دوست همدیگه به حساب میایم یا نه

308
00:18:23,495 --> 00:18:26,729
‫ولی اگر تو و مارسل می‌خواید جنگ راه بندازید

309
00:18:26,730 --> 00:18:31,545
‫ترجیح میدم خانواده‌ام طرف کسی که
‫پیروز بدون چون و چرا ـست باشیم

310
00:18:31,711 --> 00:18:33,536
‫بنابراین چیزی که ازت خواستم پیشته

311
00:18:33,537 --> 00:18:37,774
‫برای تشکیل ارتش کفایت نمی‌کنه
‫اما برای شروع بد نیست

312
00:18:37,775 --> 00:18:41,611
‫عجیبه . نمیدونستم ایشون
‫در جریان نقشه‌ی ما هستن

313
00:18:41,612 --> 00:18:44,546
‫من در ازای شفاف‌سازی کامل معامله می‌کنم

314
00:18:44,548 --> 00:18:46,060
‫برادرت از این شرایط پیروی کرد

315
00:18:46,617 --> 00:18:49,352
‫فرقه انسان‌ها چه نفعی از این جریان می‌بره؟

316
00:18:49,353 --> 00:18:53,192
‫فقط می‌خوام اتحادمون رو با حاکمین شهر محکم کنم

317
00:18:53,757 --> 00:18:55,057
‫به نفع کار و کاسبی ـمون ـه

318
00:18:55,058 --> 00:18:58,072
‫ای‌کاش همه به اندازه‌ی تو
‫جنبه ، دلیل و منطق داشتن

319
00:18:58,238 --> 00:18:59,729
‫متأسفانه اینطور نیستن

320
00:18:59,730 --> 00:19:02,297
‫مارسل خیلی کینه‌‌ای شده

321
00:19:02,299 --> 00:19:04,233
‫می‌ترسم صرفاً برای ملاقات با تو

322
00:19:04,234 --> 00:19:07,103
‫بیاد سراغ من یا خانواده‌ام

323
00:19:07,104 --> 00:19:10,840
‫فکر کنم به نفع جفتمون باشه
‫در کنار هم برای مبارزه تلاش کنیم

324
00:19:10,841 --> 00:19:12,541
‫حله . مشکلی نیست

325
00:19:12,542 --> 00:19:16,277
‫هر چی نفرات ـمون برای
‫دفاع از خونه بیشتر باشه بهتره

326
00:19:16,279 --> 00:19:18,258
‫بیاید شروع کنیم ، باشه؟

327
00:19:21,984 --> 00:19:24,954
‫- بفرما
‫- ممنون

328
00:19:24,955 --> 00:19:26,322
‫از من تشکر نکن

329
00:19:26,323 --> 00:19:28,290
‫آلایژا بود که تو رو به یه جای امن برد

330
00:19:28,291 --> 00:19:31,860
‫آره . انگار خیلی بهت علاقه داره

331
00:19:31,861 --> 00:19:33,796
‫قضیه‌اش پیچیده‌‌ست

332
00:19:33,797 --> 00:19:36,985
‫فکر کنم به این میگن زیر بار واقعیت نرفتن

333
00:19:37,151 --> 00:19:42,638
‫من باید تا قبل از طلوع ماه به باتلاق برگردم

334
00:19:42,639 --> 00:19:45,077
‫جکسون ، این آخرین‌باره

335
00:19:45,243 --> 00:19:49,123
‫بعد از امشب دیگه هیچ‌وقت لازم نیست تبدیل بشی

336
00:19:49,289 --> 00:19:52,710
‫دیگه از درد و قایم شدن در باتلاق خبری نیست
‫بهت قول میدم

337
00:19:52,876 --> 00:19:57,685
‫میدونی که کلاوس این‌کار رو به‌خاطر
‫خوش‌قلبی و مَرام گذاشتن انجام نمیده

338
00:19:58,214 --> 00:20:01,123
‫"داره به‌خاطر تو انجامش میده "هِیلی

339
00:20:01,124 --> 00:20:03,679
‫تویی که قراره اوضاع ما رو تغییر بدی

340
00:20:08,163 --> 00:20:11,520
‫انگاری دوباره بهت مدیون شدم

341
00:20:19,274 --> 00:20:22,977
‫متوجه شدم اون جونشو به‌خاطر
‫نجات دوستش به خطر انداخت

342
00:20:24,379 --> 00:20:26,326
‫پسر خوبیه

343
00:20:26,883 --> 00:20:29,451
‫آره ، همینطوره

344
00:20:29,452 --> 00:20:32,958
‫آلایژا ، یه موضوعی هست که باید بهت بگم

345
00:20:34,522 --> 00:20:39,361
‫خانواده‌ام می‌خواستن...

346
00:20:39,362 --> 00:20:43,999
‫قرار بوده من و جکسون نامزد کنیم

347
00:20:44,000 --> 00:20:45,734
‫می‌خواستم زودتر اینو بهت بگم

348
00:20:45,735 --> 00:20:48,135
‫فقط نمیدونستم چطوری بگم
‫امان از دست این رسم و رسوم مسخره

349
00:20:48,137 --> 00:20:50,205
‫نه . نیازی نیست برام توضیح بدی

350
00:20:50,206 --> 00:20:54,021
‫لزوم فداکاری کردن برای خانواده رو درک می‌کنم

351
00:20:54,187 --> 00:20:56,845
‫بیخیال آلایژا

352
00:20:56,846 --> 00:21:00,110
‫برای یه بارم که شده
‫میشه شریف بودن رو کنار بذاری؟

353
00:21:00,276 --> 00:21:01,570
‫توقع داری چکار کنم؟

354
00:21:01,736 --> 00:21:03,818
‫الان بهت گفتم من طبق یه قرارداد مسخره

355
00:21:03,819 --> 00:21:08,869
‫توسط آدمایی که هیچ‌وقت نشناختم ـشون
‫به نامزدی یه یارویی در اومدم

356
00:21:09,035 --> 00:21:11,592
‫بهم بگو به نظرت اینجور
‫نامزدی‌ها احمقانه هستن

357
00:21:11,593 --> 00:21:14,208
‫بگو من حق انتخاب دارم

358
00:21:25,673 --> 00:21:28,138
‫تو همیشه حق انتخاب داری

359
00:21:36,270 --> 00:21:38,148
‫به نظرم آماده هستی

360
00:21:38,314 --> 00:21:40,901
‫آخرین ترکیب یه چیز شخصیه

361
00:21:41,067 --> 00:21:43,524
‫چون این طلسم برای کنترل تبدیل شدن طراحی شده

362
00:21:43,525 --> 00:21:46,861
‫به خون گرگینه‌ای که در
‫ماه کامل تبدیل نشه نیاز دارم

363
00:21:46,862 --> 00:21:49,296
‫اولین کسی که به ذهنم رسید
‫هِیلی" بود چون حامله‌ست"

364
00:21:49,298 --> 00:21:51,098
‫حرفشم نزن

365
00:21:51,099 --> 00:21:52,533
‫فقط می‌خوام مادر فرزند متولد نشده‌ام رو

366
00:21:52,534 --> 00:21:56,500
‫از اثرات جانبی کارهای جادوگری تو مصون نگهدارم

367
00:21:56,666 --> 00:22:00,462
‫من نیمه گرگینه هستم
‫می‌تونم شکل خودمو کنترل کنم

368
00:22:00,628 --> 00:22:02,923
‫از خون من استفاده کن

369
00:22:08,315 --> 00:22:12,891
‫اگر نتونی به قرارمون پایبند بمونی

370
00:22:13,388 --> 00:22:18,424
‫عواقب وحشتناکی در انتظارت خواهد بود

371
00:22:18,426 --> 00:22:22,528
‫چه حرفای عاشقانه‌ای میزنی

372
00:22:38,679 --> 00:22:43,130
‫ممنونم همگی تشریف آوردید
‫مدت زیادی گذشته

373
00:22:43,296 --> 00:22:45,986
‫تا الان در جریان اتفاقات قرار گرفتید

374
00:22:45,987 --> 00:22:49,990
‫کلاوس یه راهی پیدا کرده تا
‫گاز گرگینه‌‌ها همیشه کشنده باشه

375
00:22:49,991 --> 00:22:54,099
‫آتش‌بازی دمِ اسکله کار من بود چون
‫می‌خواستم نقشه‌اش رو نقش بر آب کنم

376
00:22:54,265 --> 00:22:56,894
‫ولی با این وجود اون داره
‫نقشه‌اش رو عملی می‌کنه

377
00:22:57,432 --> 00:23:00,667
‫جادوگر و طلسم رو در اختیار داره

378
00:23:00,668 --> 00:23:06,370
‫و اگر موفق بشه ما در عرض یک شب
‫از شکارچی تبدیل به طعمه میشیم

379
00:23:06,941 --> 00:23:10,010
‫میدونم توی ذهن بعضی از شماها چی‌ می‌گذره

380
00:23:10,011 --> 00:23:13,179
‫ما قبلاً هم با کلاوس مقابله کردیم"
‫"ولی شکست خوردیم

381
00:23:13,743 --> 00:23:17,317
‫اون ماجرا تقصیر من بود
‫من شکست خوردم

382
00:23:17,318 --> 00:23:19,319
‫بیخیال حمله شدم چون فکر می‌کردم تنها

383
00:23:19,320 --> 00:23:22,788
‫راه نجات جونمون ـه اما اشتباه نکنید

384
00:23:22,790 --> 00:23:25,392
‫اگر الان در مقابلش نایستیم

385
00:23:25,393 --> 00:23:29,161
‫در هر صورت جونمون پشیزی نمی‌ارزه

386
00:23:29,163 --> 00:23:30,730
‫آره

387
00:23:30,731 --> 00:23:34,367
‫خردمندی گفت : "اگر خودتان را
‫و دشمنتان رو می‌شناسید

388
00:23:34,368 --> 00:23:37,476
‫"لازم نیست از نتیجه جنگ هراس داشته باشید

389
00:23:37,642 --> 00:23:42,397
‫من خودم ، دوستام و دشمنانم رو خوب می‌شناسم

390
00:23:42,563 --> 00:23:45,567
‫توانایی‌ها و غرورش رو می‌شناسم

391
00:23:45,733 --> 00:23:49,615
‫وجب به وجب خونه‌اش رو می‌شناسم

392
00:23:49,617 --> 00:23:51,985
‫امشب به اونجا میریم

393
00:23:51,986 --> 00:23:54,701
‫همگی باهم از هر زاویه‌ای سریع
‫و محکم بهشون حمله می‌کنیم

394
00:23:54,867 --> 00:23:58,872
‫دخل جادوگر رو میاریم . کتاب طلسم رو از بین می‌بریم
‫و از اونجا میزنیم به چاک

395
00:23:59,038 --> 00:24:00,759
‫آره

396
00:24:00,761 --> 00:24:04,230
‫کلاوس میاد سراغ من

397
00:24:04,231 --> 00:24:06,254
‫منم دقیقاً همین رو می‌خوام

398
00:24:06,420 --> 00:24:08,215
‫اونو به دنبال خودم می‌کشم

399
00:24:08,381 --> 00:24:11,760
‫فقط می‌خوام بقیه‌تون یه‌جوری آلایژا رو بپیچونید

400
00:24:11,926 --> 00:24:14,596
‫و کاری که لازمه رو انجام بدید

401
00:24:15,142 --> 00:24:16,890
‫پس نقشه‌مون از این قراره

402
00:24:17,444 --> 00:24:20,979
‫باید همین الان بدونم کی با منه؟

403
00:24:20,981 --> 00:24:23,148
‫آره

404
00:24:42,869 --> 00:24:47,172
‫افرادم میگن مارسل داره میاد اینجا
‫و رفقاش رو هم داره میاره

405
00:24:48,541 --> 00:24:50,242
‫هِیلی" رو ببر یه جای امن"

406
00:24:51,744 --> 00:24:53,512
‫- همراهم بیا
‫- نمیام

407
00:24:53,513 --> 00:24:55,523
‫یکی باید مراقب اون باشه

408
00:24:59,693 --> 00:25:01,086
‫بهتره به کلاوس کمک کنی

409
00:25:01,087 --> 00:25:02,586
‫برادرهام و محافظین ـشون

410
00:25:02,588 --> 00:25:04,949
‫در برابر یه لشکر خون‌آشام
‫کار چندانی ازشون برنمیاد

411
00:25:07,527 --> 00:25:09,393
‫من پیش "هِیلی" می‌مونم

412
00:25:10,797 --> 00:25:13,197
‫برو آلایژا

413
00:25:15,583 --> 00:25:17,211
‫اینقدر دست دست نکن

414
00:25:42,986 --> 00:25:44,963
‫خیال می‌کردم این گروه درس عبرت گرفته باشن

415
00:25:44,964 --> 00:25:48,432
‫بیچاره‌ها به خنگی شهرت دارن

416
00:25:48,434 --> 00:25:51,412
‫سر دسته این سیرک مسخره کجاست

417
00:25:53,204 --> 00:25:55,583
‫جرأت نداره خودشو نشون بده؟

418
00:25:55,749 --> 00:25:57,775
‫اینجام

419
00:25:57,776 --> 00:26:02,947
‫بهتون یه فرصت دیگه میدم
‫تا بار و بندیل ـتون رو جمع کنید

420
00:26:02,948 --> 00:26:04,549
‫و از شهر من گورتون رو گم کنید

421
00:26:04,550 --> 00:26:08,686
‫اگر نریم چی میشه؟
‫میذاری افرادت زودتر از موعد ناکار بشن؟

422
00:26:08,687 --> 00:26:09,954
‫یه نگاه به دور و بَرت بنداز

423
00:26:09,955 --> 00:26:11,682
‫کل خون‌آشام‌های محله اومدن

424
00:26:11,848 --> 00:26:16,260
‫و می‌خوان شهرشون رو پس بگیرن
‫این دفعه از تسلیم شدن خبری نیست

425
00:26:16,261 --> 00:26:18,355
‫باید همه‌مون رو بکشی

426
00:26:18,831 --> 00:26:21,097
‫حله

427
00:26:21,099 --> 00:26:23,334
‫از خودت شروع می‌کنم

428
00:26:23,335 --> 00:26:26,804
‫قبوله . بیا حسابم رو برس

429
00:26:26,805 --> 00:26:28,490
‫اگر تو نکشیش خودم کارشو می‌سازم

430
00:26:28,656 --> 00:26:31,007
‫اون مالِ خودمه

431
00:26:31,009 --> 00:26:34,163
‫خیلی طول نمی‌کشه

432
00:26:34,646 --> 00:26:37,814
‫آقایون...

433
00:26:37,816 --> 00:26:39,984
‫مشغول بشیم؟

434
00:26:52,496 --> 00:26:53,849
‫بدک نبود

435
00:26:54,332 --> 00:26:56,936
‫ولی نه به اندازه‌ی کافی

436
00:27:01,605 --> 00:27:04,440
‫چقدر بیچاره شدی

437
00:27:04,442 --> 00:27:08,145
‫مواد منفجره مارسلوس . واقعاً؟

438
00:27:08,146 --> 00:27:11,325
‫باید می‌فهمیدم انفجار باتلاق هم کار تو بوده

439
00:27:11,491 --> 00:27:14,161
‫انفجار اسکله کار من بود

440
00:27:14,327 --> 00:27:16,353
‫چاشنی بمب رو از فرانچسکا گرفتم

441
00:27:16,354 --> 00:27:18,707
‫چرا در مورد بمب‌گذاری باتلاق از اون نمی‌پرسی؟

442
00:27:18,873 --> 00:27:21,251
‫دروغ‌گویی و گمراه کردن

443
00:27:21,417 --> 00:27:23,861
‫من هرگز سراغ "هِیلی" نرفتم

444
00:27:23,862 --> 00:27:26,864
‫من که هیولا نیستم کلاوس

445
00:27:26,865 --> 00:27:29,802
‫من مثل تو نیستم

446
00:27:55,859 --> 00:28:00,124
‫خانواده‌ی من مدت‌هاست
‫در "نیو اورلانز" ساکن هستن

447
00:28:12,509 --> 00:28:14,555
‫محاصره‌اش کنید . زود دخلشو بیارید

448
00:28:28,925 --> 00:28:30,860
‫خانم "کورئا" ، باید بریم

449
00:28:30,861 --> 00:28:32,896
‫برادرهاتون قبلا به سمت پشت خونه حرکت کردند

450
00:28:32,897 --> 00:28:34,230
‫فعلاً نه

451
00:28:56,387 --> 00:29:00,323
‫کار سنگ‌ها تموم شد
‫من وظیفه‌ی خودمو انجام دادم

452
00:29:00,324 --> 00:29:01,791
‫دیگه تصمیمش با توئه

453
00:29:01,792 --> 00:29:03,326
‫می‌برمشون به باتلاق

454
00:29:03,327 --> 00:29:06,095
‫راستیتش داشت با من حرف میزد

455
00:29:06,096 --> 00:29:07,697
‫این دیگه چه وضعیه؟

456
00:29:07,698 --> 00:29:09,443
‫فکر کن قرارداد به نفع شخص ثالث بوده

457
00:29:09,967 --> 00:29:13,697
‫مهم اینه که من سنگ‌ها رو با خودم می‌برم

458
00:29:13,863 --> 00:29:15,303
‫زده به سرت؟

459
00:29:15,305 --> 00:29:17,439
‫فکر کردی آدما می‌تونن جلوی کلاوس وایستن؟

460
00:29:17,441 --> 00:29:20,412
‫نه . همچین فکری نکردم
‫آخه من انسان نیستم

461
00:29:32,488 --> 00:29:37,846
‫"منم مثل تو هستم "هِیلی
‫و حالا می‌خوام شهرمو پس بگیرم

462
00:29:38,395 --> 00:29:40,963
‫خواب دیدی خیره

463
00:29:53,486 --> 00:29:56,045
‫"اخم نکن "جِنِویو

464
00:29:56,046 --> 00:29:57,639
‫جفتمون به خواسته‌هامون رسیدیم

465
00:30:17,412 --> 00:30:21,558
‫مارسلوس ، چقدر اسمت بهت میاد

466
00:30:21,724 --> 00:30:24,353
‫مبارز فسقلی

467
00:30:24,354 --> 00:30:27,121
‫کسی که آخرش هیچی نمیشه

468
00:30:34,062 --> 00:30:37,199
‫اسم من مارسل ـه

469
00:30:39,901 --> 00:30:42,104
‫این ساز مخالف زدن‌های تو تمومی نداره؟

470
00:30:42,105 --> 00:30:45,240
‫تو مایکل رو احضار و ربکا رو علیه من کردی

471
00:30:45,241 --> 00:30:50,812
‫سعی کردی منو توی زندانت دفن کنی
‫با اینحال همیشه شکست می‌خوری

472
00:30:51,881 --> 00:30:56,697
‫دیگه جز اینکه بکشمت چکار میشه کرد؟

473
00:31:02,090 --> 00:31:05,293
‫هِیلی" ، ۶بار بهت زنگ زدم"
‫جواب تلفنم رو بده

474
00:31:05,294 --> 00:31:06,795
‫گفتی می‌خوای بدونی چیزی

475
00:31:06,796 --> 00:31:08,229
‫راجع به "فرانچسکا کورئا" دستگیرم شده یا نه

476
00:31:08,230 --> 00:31:10,816
‫خانواده‌اش از نسل گرگینه‌ها هستن

477
00:31:12,734 --> 00:31:17,656
‫ما دو نسل با دروغ زندگی کردیم
‫و حالا دوران ما...

478
00:31:17,822 --> 00:31:19,408
‫دوران ما فرا رسیده

479
00:31:23,444 --> 00:31:26,180
‫خودتون میدونید باید چکار کنین

480
00:31:57,078 --> 00:31:58,579
‫آره

481
00:32:18,833 --> 00:32:21,135
‫تموم شد؟

482
00:32:21,136 --> 00:32:24,672
‫احسنت

483
00:32:24,673 --> 00:32:26,639
‫زحمت کشتن

484
00:32:27,183 --> 00:32:30,077
‫این خون‌آشام‌ها رو واسم کم کردی

485
00:32:38,385 --> 00:32:39,821
‫فرار کنید

486
00:32:41,689 --> 00:32:44,409
‫هر چندتا که می‌تونید بکشید

487
00:33:10,051 --> 00:33:12,619
‫شرمنده رفیق ولی دارم از عطش می‌میرم

488
00:33:12,620 --> 00:33:15,148
‫نه ، نه

489
00:33:24,999 --> 00:33:27,300
‫قیافت افتضاحه

490
00:33:27,301 --> 00:33:29,579
‫چرا زخمم خوب نمیشه؟

491
00:33:29,745 --> 00:33:31,248
‫چه بلایی سرم آوردی؟

492
00:33:31,414 --> 00:33:34,107
‫خودت خواستی طلسم رو اجرا کنم

493
00:33:34,108 --> 00:33:39,130
‫بنابراین سنگ‌ها رو با اتصال دادن قدرت ـشون به خون تو ساختم

494
00:33:39,714 --> 00:33:42,249
‫حالا هر ماه کامل هر وقت یه گرگینه‌

495
00:33:42,250 --> 00:33:43,950
‫از قدرتش استفاده کنه تا تبدیل نشه

496
00:33:43,951 --> 00:33:47,953
‫نیروی تو رو به خودشون جذب می‌کنند
‫و باعث میشن درد بکشی

497
00:33:47,955 --> 00:33:51,142
‫با اون همه چیزایی که بهت ارائه کردم
‫بهم خیانت می‌کنی؟

498
00:33:55,061 --> 00:33:58,632
‫"توی چشمام نگاه کن "نیک

499
00:33:58,633 --> 00:34:03,780
‫اصلاً قصد داشتی کتاب طلسم‌های مادرت رو بهم بدی؟

500
00:34:03,946 --> 00:34:07,826
‫شد حتی واسه یه لحظه بهم اهمیت بدی؟

501
00:34:11,277 --> 00:34:13,623
‫فکر کنم هرگز نمی‌فهمی

502
00:34:22,088 --> 00:34:25,218
‫فرانچسکا پای قرارش موند

503
00:34:25,384 --> 00:34:28,763
‫هر چی باشه دزدها هم شرافت حالیشونه

504
00:34:28,929 --> 00:34:33,810
‫حتی اگر گرگینه باشن
‫در مورد تو قسمت کنایه‌دار ماجرا اینه

505
00:34:33,976 --> 00:34:37,470
‫به‌خاطر پس گرفتن این شهر
‫همه چیزت رو از دست دادی

506
00:34:37,471 --> 00:34:41,651
‫خواهرت ربکا ، پسر خونده‌ات مارسل

507
00:34:41,817 --> 00:34:45,878
‫الانم که بچه‌ات و مادرش باید عذاب بکشن

508
00:34:45,879 --> 00:34:48,033
‫مسبب همه‌ی اینا حرص و طمع توئه

509
00:34:50,517 --> 00:34:53,118
‫می‌کشمت

510
00:34:53,120 --> 00:34:56,958
‫حالا که اینقدر ضعیف شدی؟
‫شک دارم بتونی

511
00:35:06,155 --> 00:35:09,591
‫جاش" ، تو رو خدا اینو سر بکش"

512
00:35:17,605 --> 00:35:18,815
‫ای بابا

513
00:35:18,981 --> 00:35:22,604
‫طاقت بیار . خواهش می‌کنم

514
00:35:27,156 --> 00:35:29,044
‫نه

515
00:35:30,746 --> 00:35:32,495
‫مطمئناً جا نخوردی

516
00:35:32,661 --> 00:35:37,085
‫در اعماق وجودت میدونستی نیکلاوس
‫جاشوآ" رو ول می‌کنه تا بمیره"

517
00:35:37,087 --> 00:35:39,252
‫چرا هنوز اینجایی؟

518
00:35:39,418 --> 00:35:44,092
‫خیلی وقت برام نمونده درست مثل دوستت

519
00:35:46,258 --> 00:35:49,012
‫می‌تونم حالشو خوب کنم
‫یه راهی گیر میارم

520
00:35:49,178 --> 00:35:53,141
‫حتی اگر موفق بشی
‫چقدر طول می‌کشه تا باز این اتفاق رُخ بده؟

521
00:35:53,307 --> 00:35:55,070
‫تا وقتی نیکلاوس توی "نیو اورلانز" باشه

522
00:35:55,071 --> 00:35:58,813
‫تو و عزیزانت از آزار و اذیت اون مصون نیستید

523
00:35:59,309 --> 00:36:04,068
‫در کل تاریخ فقط من تونستم فراریش بدم

524
00:36:04,234 --> 00:36:06,881
‫و براش ترس و درد به ارمغان بیارم

525
00:36:06,883 --> 00:36:10,950
‫اگر دوستت برای زنده موندن به خون کلاوس نیاز داره

526
00:36:11,116 --> 00:36:16,257
‫من به ریختن خون کلاوس شهرت دارم

527
00:36:16,830 --> 00:36:18,958
‫کمکم می‌کنی "جاشوآ" رو نجات بدم؟

528
00:36:19,124 --> 00:36:24,600
‫بنا به دلایل شخصی می‌خوام کلاوس عذاب بکشه

529
00:36:24,601 --> 00:36:29,636
‫اما آره . با کمال میل بهت کمک می‌کنم

530
00:36:30,173 --> 00:36:32,608
‫منم فقط باید تو رو به زندگی برگردونم

531
00:36:32,609 --> 00:36:34,724
‫بهای ناچیزی که باید برای نجات دوستت

532
00:36:34,890 --> 00:36:36,893
‫و یه عمر راحت و دور از یه هیولا
‫زندگی کردن باید بپردازی

533
00:36:37,380 --> 00:36:39,979
‫"خوب فکر کن "دِوینا

534
00:36:40,145 --> 00:36:43,585
‫هنوزم یه سلاح برای نابودی کلاوس وجود داره

535
00:36:43,586 --> 00:36:49,024
‫تنها کسی که توان استفاده
‫از اون سلاح رو داره رو زنده کن

536
00:36:56,787 --> 00:36:58,966
‫با کی داشتی حرف میزدی؟

537
00:37:00,833 --> 00:37:03,904
‫مهم نیست . قراره روبراهت کنم

538
00:37:20,436 --> 00:37:23,147
‫تموم شد

539
00:37:23,313 --> 00:37:24,992
‫قرارمون سر جاشه

540
00:37:27,695 --> 00:37:33,667
‫گفتی بمب‌‌های خطرناک کار نمیذاری
‫کسی کشته نمیشه

541
00:37:33,669 --> 00:37:36,452
‫من فقط می‌خواستم گرگینه‌های هلال ماه
‫رو علیه خون‌آشام‌ها بشورونم

542
00:37:36,618 --> 00:37:38,740
‫مگه دقیقاً همینطوری نشد؟

543
00:37:38,741 --> 00:37:42,343
‫آدما مُردن...افرادم گله‌ام

544
00:37:42,344 --> 00:37:44,378
‫گله‌ات؟

545
00:37:44,960 --> 00:37:46,814
‫خنده‌داره

546
00:37:46,815 --> 00:37:48,249
‫چون از نظر من اونا آماده‌ی

547
00:37:48,250 --> 00:37:52,844
‫پیروی از "هِیلی" بودن
‫ولی حالا به لطف من

548
00:37:53,010 --> 00:37:57,725
‫کنترل چیزی که باعث وفاداری

549
00:37:57,726 --> 00:38:01,595
‫گرگینه‌های هلال ماه و "گوئِرا" میشه دست ما ـست

550
00:38:03,228 --> 00:38:07,525
‫یعنی افرادمون قوی‌تر میشن

551
00:38:07,691 --> 00:38:12,907
‫تنها چیزی هم که در ازاش دادم شخصی بود که

552
00:38:12,908 --> 00:38:15,909
‫ممکن بود ما رو به چالش بکشه

553
00:38:18,243 --> 00:38:21,348
‫طفلک "هِیلی" . حیف شد

554
00:38:21,830 --> 00:38:25,376
‫جادوگرا آسون معامله نمی‌کنن

555
00:38:25,542 --> 00:38:28,655
‫منتها هر انقلابی نیاز به فداکاری داره

556
00:38:29,924 --> 00:38:32,393
‫این شهر مجدداً به گرگینه‌ها تعلق داره

557
00:38:32,394 --> 00:38:35,720
‫ما فقط باید...

558
00:38:35,886 --> 00:38:37,997
‫قبولش کنیم

559
00:39:07,661 --> 00:39:12,999
‫نه ، نه
‫نه ، نه ، نه

560
00:39:16,134 --> 00:39:19,673
‫نه ، نه ، نه

561
00:39:19,674 --> 00:39:22,308
‫نه ، نه ، نه ، نه

562
00:39:22,310 --> 00:39:25,269
‫مارسل

563
00:39:25,435 --> 00:39:26,645
‫مارسل ، متأسفم

564
00:39:37,824 --> 00:39:42,329
‫خدای من...مارسل ، به هر دری زدم تا
‫یکی رو گیر بیارم . هر کی شد

565
00:39:42,330 --> 00:39:43,864
‫چی شده؟

566
00:39:43,865 --> 00:39:45,432
‫باید از اینجا بزنی به چاک

567
00:39:45,433 --> 00:39:46,966
‫گرگینه‌ها افرادمو گاز گرفتن

568
00:39:46,968 --> 00:39:50,437
‫اونا مریض و دیوونه‌ی خون میشن

569
00:39:50,438 --> 00:39:54,341
‫باید کلاوس رو پیدا کنیم
‫خون اون تو رو خوب می‌کنه

570
00:39:54,342 --> 00:39:56,542
‫مارسل ، کجاست؟

571
00:39:59,145 --> 00:40:00,430
‫هِیلی" کجاست؟"

572
00:40:00,596 --> 00:40:02,515
‫پیش اون نیست . خواهش می‌کنم

573
00:40:02,516 --> 00:40:05,101
‫میدونم بهش اعتماد نداری
‫ولی میدونی که دروغ نمیگم

574
00:40:05,267 --> 00:40:06,886
‫هِیلی" پیش اون نیست"

575
00:40:06,887 --> 00:40:09,588
‫بالاخره پیش یکی هست

576
00:40:12,816 --> 00:40:14,610
‫برادرم کجاست؟

577
00:40:15,129 --> 00:40:17,764
‫توی خیابون ولش کردم

578
00:40:17,765 --> 00:40:19,832
‫می‌خواست منو بکشه

579
00:40:19,833 --> 00:40:23,235
‫ولی یهو یه افسون جادوگری باعث شد قاطی کنه

580
00:40:25,505 --> 00:40:27,740
‫"جِنِویو"

581
00:40:27,741 --> 00:40:29,442
‫تو رو خدا ، نه

582
00:40:33,414 --> 00:40:34,814
‫بخوابونش روی زمین

583
00:40:34,815 --> 00:40:36,182
‫بهتره ببریمش به قبرستون

584
00:40:36,183 --> 00:40:37,967
‫تا اونجا نمیرسیم . بچه داره به دنیا میاد

585
00:40:38,133 --> 00:40:39,677
‫نه . خیلی زوده

586
00:40:39,843 --> 00:40:41,687
‫ظاهراً اینطور نیست

587
00:40:41,688 --> 00:40:43,589
‫نقشه‌ این بود که وقتی قربانی
‫آماده شد مجبورش کنیم

588
00:40:43,590 --> 00:40:46,726
‫باید آرومش می‌کردم . ضربه‌ی روحی
‫باعث شده جُفت زودتر از موعد خارج بشه

589
00:40:46,727 --> 00:40:49,162
‫بنابراین بچه داره به دنیا میاد
‫و ما هم باید با این وضعیت کنار بیایم

590
00:40:49,163 --> 00:40:50,563
‫ولم کنید

591
00:40:50,729 --> 00:40:53,107
‫هِیلی" ، باید آروم باشی"

592
00:40:53,273 --> 00:40:54,966
‫چرا داری این بلا رو سر من میاری؟

593
00:40:56,526 --> 00:40:58,871
‫برای تولد دوباره باید قربانی کنیم

594
00:40:58,872 --> 00:41:00,740
‫این حرفت یعنی چی زنیکه روانی؟

595
00:41:00,741 --> 00:41:04,243
‫نیاکان در ازای قدرت ازمون پیشکشی طلب کردن

596
00:41:04,244 --> 00:41:06,779
‫بچه‌ی تو پیشکشی مناسبی میشه

597
00:41:06,780 --> 00:41:08,998
‫نه ، نه

598
00:41:09,164 --> 00:41:12,585
‫حق نداری بچه‌ام رو بکشی
‫پدر همه‌تون رو درمیارم

599
00:41:12,751 --> 00:41:15,888
‫نه ، نمی‌تونی . آلایژا و کلاوس هم همینطور

600
00:41:15,889 --> 00:41:17,289
‫وقتی بچه‌ات به دنیا بیاد

601
00:41:17,290 --> 00:41:19,383
‫ما اونو تقدیم نیکانمون می‌کنیم

602
00:41:20,842 --> 00:41:24,897
‫متأسفم "هِیلی" ولی راهش فقط همینه

603
00:41:24,898 --> 00:41:28,434
‫نه ، نه

604
00:41:28,600 --> 00:41:31,737
‫نه ، نه

605
00:41:42,800 --> 00:41:43,800
‫مترجم : ســـعـــیده

606
00:41:44,800 --> 00:41:45,800
‫: ارائه‌ای مشترک از دو تیم ترجمه
‫<font color=Blue>Free-Offline</font> &<font color=#FF۰۰۸۰> DivXdl</font>

