1
00:00:01,000 --> 00:00:02,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Originals"</font>

2
00:00:02,438 --> 00:00:05,368
‫من و برادرانم اولین خون‌آشام‌ها هستیم

3
00:00:05,369 --> 00:00:07,854
‫در کلّ تاریخ...اصیل‌ها

4
00:00:07,855 --> 00:00:11,274
‫۳۰۰سال پیش ما در ساختن "نیو اورلانز" کمک کردیم

5
00:00:11,275 --> 00:00:14,193
‫حالا که ما برگشتیم می‌بینیم که شهر یک پادشاه جدید داره

6
00:00:14,194 --> 00:00:16,829
‫کسی که با کمک یک دختر قدرتمند فرمانروایی می‌کنه

7
00:00:16,830 --> 00:00:19,615
‫آنها برادر من آلایژا رو تحت تصرّف گرفتند

8
00:00:19,616 --> 00:00:22,285
‫یک گروه جادوگر اون دختر رو برای خودشون می‌خوان

9
00:00:22,286 --> 00:00:24,070
‫اونها به دنبال این هستن که از کمک من استفاده کنن

10
00:00:24,071 --> 00:00:26,539
‫از طریق واسطه قرار دادن بچّه ـم که هنوز متولّد نشده

11
00:00:26,540 --> 00:00:28,791
‫با این وجود من شک دارم که اونها
‫هدف‌های بعدی هم داشته باشند

12
00:00:32,046 --> 00:00:35,747
‫پس من برای خودم نقشه‌ای کشیدم

13
00:00:35,749 --> 00:00:39,001
‫من برادرم رو آزاد می‌کنم و شهر رو
‫برای خانواده‌ی خودم نجات میدم

14
00:00:39,002 --> 00:00:41,219
‫اون‌وقت من پادشاه میشم

15
00:00:42,200 --> 00:00:43,200
‫: ارائه‌ای از گروه ترجمه
‫Free-Offline.org

16
00:00:44,200 --> 00:00:45,200
‫مترجمین : نوشین و سعیده

17
00:00:51,230 --> 00:00:53,215
‫در طول مدّت زندگیم

18
00:00:53,216 --> 00:00:55,935
‫با عدّه‌ی بسیار زیادی از آدم‌ها
‫مواجه شدم که به‌طور قطعی

19
00:00:55,936 --> 00:00:58,570
‫درباره‌ی خوب و بد حرف میزدند

20
00:01:01,691 --> 00:01:04,409
‫این اصطلاحات هیچ معنایی ندارند

21
00:01:07,330 --> 00:01:11,117
‫مردم کاری رو می‌کنن که
‫توش بیشترین نفع براشون باشه

22
00:01:11,118 --> 00:01:13,635
‫بدون توجّه به اینکه چه کسی آسیب می‌بینه

23
00:01:15,438 --> 00:01:19,074
‫آیا این بده که کسی چیزی رو
‫که می‌خواد بدست بیاره

24
00:01:19,075 --> 00:01:22,345
‫که گرسنگیش رو برطرف کنه حتّی اگه

25
00:01:22,346 --> 00:01:24,430
‫این‌کار باعث عذاب فرد دیگه‌ای بشه؟

26
00:01:24,431 --> 00:01:26,466
‫اون چیزی که بعضیا اسمش رو کار بد میزارن

27
00:01:26,467 --> 00:01:28,768
‫من معتقدم که یه پاسخ مناسبه

28
00:01:28,769 --> 00:01:32,254
‫به یه جهان خشن و بی‌عدالت

29
00:01:32,255 --> 00:01:33,940
‫بهتون برنخوره امّا من هنوز نمیدونم که

30
00:01:33,941 --> 00:01:36,141
‫چرا شما منو دعوت کردین اینجا

31
00:01:37,360 --> 00:01:39,245
‫چون از مصاحبت باهات لذّت می‌برم

32
00:01:39,246 --> 00:01:41,047
‫و من احساس می‌کنم که تو ظرفیتِ

33
00:01:41,048 --> 00:01:45,034
‫درک کردن کسی به پیچیدگی من رو داری

34
00:01:45,035 --> 00:01:47,320
‫"میدونی ، من برگشتم به "نیو اورلانز

35
00:01:47,321 --> 00:01:50,272
‫که به تهدیدی که برعلیه من
‫شکل گرفته بود رسیدگی کنم

36
00:01:50,273 --> 00:01:52,441
‫امّا چیزی که پیدا کردم یه زن جوون

37
00:01:52,442 --> 00:01:55,044
‫و حامله بود که به محافظت نیاز داشت

38
00:01:55,045 --> 00:01:56,629
‫برادر من همون که همیشه کار خوب می‌کنه

39
00:01:56,630 --> 00:01:59,114
‫سعی کرد کاری کنه که باعث بشه
‫من به اون دختر کمک کنم

40
00:01:59,115 --> 00:02:00,716
‫اون فکر کرد که این‌کار باعث رهایی من میشه

41
00:02:00,717 --> 00:02:02,618
‫مشکل اینجاست که از اون‌موقع من متوجّه حضورِ

42
00:02:02,619 --> 00:02:06,506
‫یه زن جوون دیگه شدم
‫در واقع یه دختر

43
00:02:06,507 --> 00:02:09,192
‫کسی با پتانسیل خیلی بالا

44
00:02:09,193 --> 00:02:13,629
‫که توسّط یه آدم ستمگر به اسارت گرفته شده

45
00:02:13,630 --> 00:02:16,232
‫من می‌خوام به هردوی این زن‌ها کمک کنم

46
00:02:16,233 --> 00:02:19,485
‫از یکی محافظت کنم و اون یکی رو آزاد کنم

47
00:02:19,486 --> 00:02:23,972
‫"پس بهم بگو "کمی

48
00:02:23,974 --> 00:02:26,826
‫آیا این‌کار به نظر تو بد میاد؟

49
00:02:26,827 --> 00:02:29,362
‫من به کار بد به عنوان یک عیب اعتقاد ندارم

50
00:02:29,363 --> 00:02:32,481
‫من فکر می‌کنم تو روابط شخصی ناپایداری داری

51
00:02:32,482 --> 00:02:34,650
‫جنون ناشی از اضطراب داری

52
00:02:34,651 --> 00:02:36,819
‫مشکلات عصبی مزمن
‫و ترس از رها شدن هم داری

53
00:02:36,820 --> 00:02:42,819
‫من فکر می‌کنم که اگر با یه آدم متخصّص حرف بزنی خیلی به نفعته

54
00:02:43,159 --> 00:02:46,996
‫فکر کنم ترجیح میدم که با تو حرف بزنم

55
00:02:46,997 --> 00:02:50,098
‫پس می‌خوام بهت یه پیشنهاد کاری بکنم

56
00:02:50,100 --> 00:02:53,352
‫به عنوان تندنویس من

57
00:02:53,353 --> 00:02:55,354
‫خب ، حالا چی قراره بنویسیم؟

58
00:02:55,355 --> 00:02:58,024
‫مسلّماً شرح حال من

59
00:02:58,025 --> 00:03:00,193
‫یکی باید داستان منو بدونه

60
00:03:00,194 --> 00:03:01,777
‫و این‌کار به ما فرصت کافی رو میده که

61
00:03:01,778 --> 00:03:03,679
‫درباره‌ی بقیه‌ی موضوعات مرتبط هم صحبت کنیم

62
00:03:03,680 --> 00:03:06,348
‫مثلاً اون عاشق خوشتیپ تو مارسل

63
00:03:06,349 --> 00:03:07,899
‫معذرت می‌خوام ، زندگی خصوصی من...

64
00:03:07,901 --> 00:03:10,236
‫زندگی خصوصی تو اینطور که مشخّصه

65
00:03:10,237 --> 00:03:12,238
‫برای نقشه‌های من ضروریه

66
00:03:12,239 --> 00:03:14,874
‫ببین ، مارسل تو رو می‌خواد

67
00:03:14,875 --> 00:03:16,642
‫و به همین خاطر به تو اعتماد می‌کنه

68
00:03:16,643 --> 00:03:19,579
‫که برای من خیلی سودمنده

69
00:03:19,580 --> 00:03:22,048
‫مسئله اینجاست که محلّه‌ی فرانسوی‌ها

70
00:03:22,049 --> 00:03:24,050
‫در شرف جنگه

71
00:03:24,051 --> 00:03:27,236
‫یه طرف قضیه منم و

72
00:03:27,237 --> 00:03:31,557
‫اونطرف مارسل با همراهی
‫یه جادوگر فوق‌العاده قدرتمند

73
00:03:31,558 --> 00:03:33,509
‫و یک ارتش از خون‌آشام‌ها

74
00:03:33,510 --> 00:03:36,429
‫چی؟

75
00:03:36,430 --> 00:03:38,598
‫تو ترسیدی

76
00:03:38,599 --> 00:03:40,315
‫نترس

77
00:03:48,574 --> 00:03:51,327
‫من دیگه نمی‌ترسم

78
00:03:51,328 --> 00:03:52,995
‫این عالیه . چطوری تونستی...

79
00:03:52,996 --> 00:03:54,614
‫به این‌کار میگن نفوذ ذهنی

80
00:03:54,615 --> 00:03:56,282
‫این یکی از حقّه‌های تمیز خون‌آشامیه

81
00:03:56,283 --> 00:03:58,501
‫که برات میگم

82
00:03:58,502 --> 00:04:03,889
‫امّا اول بیا یه‌کم بیشتر در مورد مارسل صحبت کنیم

83
00:04:07,400 --> 00:04:11,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Originals"
‫فصل ۱
‫"قسمت ۴ : دختری در "نیو اورلانز</font>

84
00:04:11,047 --> 00:04:12,282
‫جهنده‌ی خونخوار

85
00:04:12,783 --> 00:04:15,051
‫مثل سوسکیه که کت و شلوار پوشیده

86
00:04:15,052 --> 00:04:18,253
‫دیگه مهم نیست . به‌هرحال وقتشه که
‫آلایژای پیر رو تحویل کلاوس بدیم

87
00:04:18,254 --> 00:04:20,940
‫تو از من خواسته بودی که بفهمم
‫چطوری میشه اصیل‌ها رو کشت

88
00:04:20,941 --> 00:04:22,141
‫من هنوز کارم تموم نشده

89
00:04:22,142 --> 00:04:23,809
‫خنجر نقره به اونا آسیب میزنه

90
00:04:23,810 --> 00:04:25,427
‫امّا فقط آسیب

91
00:04:25,428 --> 00:04:27,947
‫دِوینا" ، قبلاً راجع بهش حرف زده بودیم"

92
00:04:27,948 --> 00:04:30,933
‫کلاوس جون منو نجات داده و من بهش مدیونم

93
00:04:30,934 --> 00:04:32,601
‫حالا که اون برادرشو می‌خواد...

94
00:04:32,602 --> 00:04:35,371
‫امشب فستیوال سالانه‌ی موسیقی خیابانی
‫پسر ارشد پادشاه فرانسه‌ست

95
00:04:35,372 --> 00:04:37,573
‫من می‌خوام برم

96
00:04:37,574 --> 00:04:39,325
‫خواهش می‌کنم

97
00:04:39,326 --> 00:04:40,609
‫تمام هدف اینکه تو اینجایی

98
00:04:40,610 --> 00:04:42,444
‫اینه که هیچ‌وقت سر و کلّت بیرون پیدا نشه

99
00:04:42,445 --> 00:04:44,380
‫میدونی که وسط فستیوال
‫سر و کلّه‌ی کی ممکنه پیدا بشه

100
00:04:44,381 --> 00:04:46,799
‫سوفی دِوِرو"...همون جادوگر رو مخ"

101
00:04:46,800 --> 00:04:49,118
‫و میدونی که اگه جادوگرا دستشون
‫به تو برسه چه بلایی سرت میارن

102
00:04:49,119 --> 00:04:50,636
‫امّا تو که جادوگرا رو کنترل می‌کنی

103
00:04:50,637 --> 00:04:51,954
‫یه کاری کن بره گم بشه

104
00:04:51,955 --> 00:04:53,389
‫مارسل ، فقط یه شبه

105
00:04:53,390 --> 00:04:55,006
‫گفتم که نه

106
00:04:57,343 --> 00:04:59,261
‫من هر کاری که تو بگی می‌کنم

107
00:04:59,262 --> 00:05:03,649
‫امّا بعضی وقتا فکر می‌کنم فراموش می‌کنی
‫که چه کارایی می‌تونم بکنم

108
00:05:03,650 --> 00:05:06,986
‫میدونی می‌تونم یه کاری کنم
‫که خون یه نفر به جوش بیاد؟

109
00:05:06,987 --> 00:05:09,020
‫تنها کاری که لازمه بکنم تمرکزه

110
00:05:27,840 --> 00:05:31,377
‫باشه . به توافق میرسیم ، باشه؟

111
00:05:31,378 --> 00:05:33,495
‫تنها بیرون رفتنت خیلی خطرناکه

112
00:05:33,496 --> 00:05:36,015
‫امّا من تو رو به یکی از دوستام
‫که اونجاست معرفی می‌کنم

113
00:05:36,016 --> 00:05:37,767
‫خیلی خب؟ یه خانم خوبه

114
00:05:37,768 --> 00:05:39,769
‫شما ۲تا باهم می‌ترکونین

115
00:05:47,560 --> 00:05:49,561
‫"سلام "کمی

116
00:05:51,981 --> 00:05:54,533
‫چطوریه که الان وقتی میای سراغ من

117
00:05:54,534 --> 00:05:55,901
‫و کس دیگه‌ای این اطراف نیست

118
00:05:55,902 --> 00:05:58,154
‫من یهو یادم میاد که بهم گفتی

119
00:05:58,155 --> 00:06:00,740
‫که یه خون‌آشامی و داری ذهن منو کنترل می‌کنی

120
00:06:00,741 --> 00:06:02,575
‫و وقتی که میری و من دوباره فکر می‌کنم

121
00:06:02,576 --> 00:06:04,693
‫فقط یه پسر جذّابی

122
00:06:04,694 --> 00:06:06,011
‫با یه لهجه‌ی ناز و پول زیادی که

123
00:06:06,012 --> 00:06:07,863
‫که می‌خوای واسه سرگذشت درهم برهمت بسوزونی؟

124
00:06:07,864 --> 00:06:10,216
‫خب ، نفوذ ذهنی همینجوری کار می‌کنه دیگه عشقم

125
00:06:10,217 --> 00:06:11,884
‫آره اما چه اتّفاقی داره میفته؟

126
00:06:11,885 --> 00:06:14,303
‫این هیپنوتیزمه؟ نورونای مغزم یه‌جوری از کار میفتن؟

127
00:06:14,304 --> 00:06:16,972
‫تو همیشه دانشجوی کنجکاوی بودی

128
00:06:16,973 --> 00:06:20,092
‫بیا درباره‌ی مارسل حرف بزنیم

129
00:06:20,093 --> 00:06:24,046
‫گفته بودی که مقداری اطلاعات داری که بهم بدی

130
00:06:24,047 --> 00:06:26,682
‫اون امشب داره یه نفر رو میاره به فستیوال موسیقی

131
00:06:26,683 --> 00:06:28,150
‫یه دختری که داره بهش آموزش میده

132
00:06:28,151 --> 00:06:29,769
‫ظاهراً اون دختر داره شرایط سختی رو می‌گذرونه

133
00:06:29,770 --> 00:06:31,454
‫در مقابل قوانین یاغی‌گری می‌کنه
‫مشکلات عصبی داره

134
00:06:31,455 --> 00:06:32,772
‫از همین چیزا

135
00:06:32,773 --> 00:06:34,056
‫من فکر می‌کنم که با توجّه به مدرک روانشناسیم

136
00:06:34,057 --> 00:06:35,324
‫اون فکر کرده که من می‌تونم دختره رو درستش کنم

137
00:06:35,325 --> 00:06:36,725
‫امّا من گفتم نه

138
00:06:36,726 --> 00:06:37,977
‫من می‌خوام ازت بخوام و پافشاری کنم

139
00:06:37,978 --> 00:06:40,528
‫که جوابت رو به بله تغییر بدی

140
00:06:43,616 --> 00:06:47,368
‫تو می‌خوای منو مجبور به این‌کار کنی ، مگه نه؟

141
00:06:47,370 --> 00:06:51,624
‫پس چرا وقتتو برای مؤدّب بودن هدر میدی؟

142
00:06:51,625 --> 00:06:53,758
‫چون ازت خوشم میاد

143
00:06:56,411 --> 00:06:59,748
‫خوشم میاد که مغزت اینجوری کار می‌کنه

144
00:06:59,749 --> 00:07:01,183
‫تحت شرایط متفاوت

145
00:07:01,184 --> 00:07:04,136
‫فکر می‌کنم که می‌تونیم دوست هم باشیم

146
00:07:04,137 --> 00:07:07,923
‫امّا شرایط اینم ندارم که

147
00:07:07,924 --> 00:07:11,260
‫بخوام فرصت امشب رو از دست بدم

148
00:07:11,261 --> 00:07:13,863
‫"ببین ، علاوه بر اینکه این دختره "دِوینا

149
00:07:13,864 --> 00:07:15,364
‫سلاح مخفیانه و قوی مارسل‌ـه

150
00:07:15,365 --> 00:07:20,703
‫برادر منم به اسارت گرفته

151
00:07:20,704 --> 00:07:23,255
‫به عبارت دیگه

152
00:07:23,256 --> 00:07:25,374
‫این دختره به کمک تو نیاز داره

153
00:07:25,375 --> 00:07:27,042
‫به مارسل زنگ بزن

154
00:07:27,043 --> 00:07:29,961
‫بهش بگو که خوشحال میشی
‫و این لطفو در حقش می‌کنی

155
00:07:32,447 --> 00:07:34,800
‫گفتم که "اگنس" . حالم خیلی خوبه

156
00:07:34,801 --> 00:07:37,470
‫موقع چکاپ ـته

157
00:07:37,471 --> 00:07:40,990
‫چی‌کار قراره بکنم؟
‫یهو بپرم وسط محلّه واسه شنیدن یه آهنگ بلند؟

158
00:07:40,991 --> 00:07:43,893
‫یه گرگینه‌ی حامله که یه جادوگر همراهی‌ـش می‌کنه؟

159
00:07:43,894 --> 00:07:45,361
‫اصلاً هم مشکوک نیست

160
00:07:45,362 --> 00:07:47,295
‫خیلی از زنا از خداشونه که بچّه داشته باشن

161
00:07:47,297 --> 00:07:50,098
‫باعث تعجّب منه که بهتر از اینا
‫از مال خودت مواظبت نمی‌کنی

162
00:07:52,351 --> 00:07:56,522
‫من یه دکتر دم رودخونه سراغ دارم
‫که خارج از جاده‌ی اصلیه

163
00:07:56,523 --> 00:07:58,858
‫حالا من به خودم این اختیار رو میدم
‫که یه وقت واست ازش بگیرم

164
00:07:58,859 --> 00:08:02,661
‫برای امشب ، بعد از چند ساعت . فقط خودمون ۲تا

165
00:08:02,662 --> 00:08:05,747
‫خون‌آشاما روحشون هم خبردار نمیشه

166
00:08:07,500 --> 00:08:09,919
‫خیلی خب ، باشه

167
00:08:09,920 --> 00:08:13,037
‫همون دکتر زنان دم رودخونه خوبه

168
00:08:18,210 --> 00:08:20,379
‫خواهشاً خواهر جون بگو که هنوز درگیرِ

169
00:08:20,380 --> 00:08:21,663
‫جستجوی اینترنتی نیستی

170
00:08:21,664 --> 00:08:23,264
‫از کجا شروع می‌کنی؟

171
00:08:23,266 --> 00:08:25,167
‫اونجا تایپ می‌کنی "زیرشیروونی ناشناخته"؟

172
00:08:25,168 --> 00:08:26,435
‫یکی بالاخره باید آلایژا رو پیدا کنه

173
00:08:26,436 --> 00:08:28,437
‫حتّی اگه مجبور باشم تمام زیرشیروونی‌های لعنتیِ

174
00:08:28,438 --> 00:08:29,504
‫نیو اورلانز" رو بررسی بکنم"

175
00:08:29,505 --> 00:08:30,689
‫درست مثل پیدا کردنِ

176
00:08:30,690 --> 00:08:32,892
‫سوزن توی انبار کاه می‌مونه

177
00:08:32,893 --> 00:08:35,361
‫من جزئیات اون زیرشیروونی که
‫مارسل منو برد رو یادمه

178
00:08:35,362 --> 00:08:37,196
‫پنجره‌های پشت تابوت آلایژا

179
00:08:37,197 --> 00:08:38,847
‫حفاظ داشتن

180
00:08:38,848 --> 00:08:40,733
‫خب ، این شدیداً منطقه‌ی جستجو رو محدود می‌کنه

181
00:08:40,734 --> 00:08:43,118
‫من به شخصه یه استراتژی واقعی رو ترجیح میدم

182
00:08:43,119 --> 00:08:45,287
‫که دقیقاً برعکس خرکاری ذهنیه

183
00:08:45,288 --> 00:08:47,323
‫تعلّل مارسل در برگردوندن برادرمون

184
00:08:47,324 --> 00:08:51,360
‫باعث میشه که من گمون کنم که دیگه شرایط تحت کنترل اون نیست

185
00:08:51,361 --> 00:08:54,547
‫اگر وفاداری "دِوینا" به مارسل سست شده باشه

186
00:08:54,548 --> 00:08:56,432
‫پس احتمالاً جادوگر جوان آمادگیِ

187
00:08:56,433 --> 00:08:59,034
‫بحث در مورد یه اتّحاد دیگه رو داره

188
00:08:59,035 --> 00:09:01,387
‫مثل همیشه بدست آوردن قدرت برات مهم‌تر از

189
00:09:01,388 --> 00:09:03,172
‫نجات دادن برادرته

190
00:09:03,173 --> 00:09:07,059
‫من ترجیح میدم اینجوری بهش نگاه کنم
‫که با یه تیر دارم ۲ نشون میزنم

191
00:09:07,060 --> 00:09:09,778
‫سلاح مخفی مارسل رو از چنگش درمیارم

192
00:09:09,779 --> 00:09:11,931
‫برادرمونم میارم خونه

193
00:09:17,486 --> 00:09:19,187
‫"هی "دیئِگو

194
00:09:24,393 --> 00:09:27,746
‫خب...ببین ، راهی وجود داره

195
00:09:27,747 --> 00:09:30,749
‫که زودتر انگشتر روشنایی روز گرفت؟

196
00:09:30,750 --> 00:09:33,402
‫وقتی که به حلقه‌ی درونی دعوت بشی
‫انگشتر روشنایی روز هم می‌گیری

197
00:09:33,403 --> 00:09:36,288
‫واسه تو ممکنه هیچ‌وقت این اتّفاق نیفته

198
00:09:36,289 --> 00:09:38,073
‫آره امّا یه جای خالی هست ، مگه نه؟

199
00:09:38,074 --> 00:09:40,909
‫"منظورم اینه که حالا که "تیئِری...
‫خب ، میدونی دیگه خودت

200
00:09:40,910 --> 00:09:42,628
‫خفه‌شو و درباره‌ی "تیئِری" حرف نزن ، خب؟

201
00:09:42,629 --> 00:09:44,096
‫بلایی که سرش اومد حقّش نبود

202
00:09:44,097 --> 00:09:46,632
‫مارسل فقط داشت جلوی کلاوس تظاهر می‌کرد

203
00:09:46,633 --> 00:09:49,685
‫بی‌صبرانه منتظرم که کون باستانی‌شو
‫هم بکشه و از اینجا بره

204
00:09:49,686 --> 00:09:51,804
‫پس با من هم‌عقیده‌ای

205
00:09:51,805 --> 00:09:52,971
‫خب ، نگاه کنین پسرا . واسه خودمون یه

206
00:09:52,973 --> 00:09:55,858
‫خون‌آشام اصیل باکلاس جور کردیم

207
00:09:55,859 --> 00:09:57,142
‫چه جذّاب

208
00:09:57,143 --> 00:09:58,977
‫اگه بهت بگم که می‌تونم توی اون مشکلت

209
00:09:58,979 --> 00:10:00,762
‫درباره‌ی کلاوس کمکت کنم در ازای

210
00:10:00,763 --> 00:10:03,315
‫یه ذرّه خبرچینی کوچولو چی؟

211
00:10:03,316 --> 00:10:04,750
‫مثلاً چی؟

212
00:10:04,751 --> 00:10:06,151
‫ممکنه اون شایعات رو درباره‌ی اینکه من و مارسل

213
00:10:06,152 --> 00:10:08,370
‫قبلنا باهم یه داستانایی داشتیم رو شنیده باشی

214
00:10:08,371 --> 00:10:09,604
‫به نظر میاد که اون دیگه فراموش کرده

215
00:10:09,605 --> 00:10:12,791
‫و من می‌خوام بدونم که به‌خاطر کی؟

216
00:10:12,792 --> 00:10:14,627
‫تو که با اون مسئول بار دیدیش

217
00:10:14,628 --> 00:10:17,246
‫چی؟ اون دختر هیچی‌ندار ساده که باهاش می‌چرخه؟

218
00:10:17,247 --> 00:10:20,082
‫خب ، فقط یه مرد کور ممکنه اونو به من ترجیح بده

219
00:10:20,083 --> 00:10:23,335
‫یه دختر دیگه باید تو حرمسراش باشه

220
00:10:23,336 --> 00:10:27,973
‫ببین ، من فقط یه دلیل ساده می‌خوام
‫برای اینکه از خیر اون بگذرم

221
00:10:27,974 --> 00:10:29,390
‫و اون‌وقت "نیو اورلانز" رو ترک می‌کنم

222
00:10:29,392 --> 00:10:31,343
‫و اطمینان حاصل می‌کنم که
‫کلاوس هم همراه من بیاد

223
00:10:31,344 --> 00:10:36,231
‫که بیا قبول کنیم باعث میشه
‫زندگی تو به مراتب ساده‌تر بشه

224
00:10:36,232 --> 00:10:39,902
‫ببین ، مارسل سرش خیلی شلوغه

225
00:10:39,903 --> 00:10:41,220
‫اگه اون داره با یه جیگر دیگه می‌پره

226
00:10:41,221 --> 00:10:42,688
‫حتماً یه جایی توی محلّه‌ست

227
00:10:42,689 --> 00:10:46,191
‫احتمالاً همین نزدیکیاست

228
00:10:46,192 --> 00:10:48,609
‫و خانم محترم ، این تنها چیزیه که من میدونم

229
00:11:01,507 --> 00:11:03,592
‫امشب رویداد بزرگیه . یه عالمه آدم می‌نوشن

230
00:11:03,593 --> 00:11:04,843
‫یه عالمه چشم هست برای نگاه کردن

231
00:11:04,844 --> 00:11:06,178
‫من هیچ دردسری نمی‌خوام

232
00:11:06,179 --> 00:11:07,546
‫که معنیش اینه که هیچ جادوگری نباید باشه

233
00:11:07,547 --> 00:11:08,830
‫به پاتیل پیغام بفرست

234
00:11:08,831 --> 00:11:10,766
‫هر جادوگری که پاشو اینجا بذاره می‌کشیمش

235
00:11:10,767 --> 00:11:12,434
‫و تا زمانی که ادامه داره هیچ اصیلی هم نباید باشه

236
00:11:12,435 --> 00:11:14,269
‫من دوست ندارم که ربکا همینجوری
‫راست راست همه جا می‌گرده

237
00:11:14,270 --> 00:11:15,387
‫دوست‌دخترم "کمی" داره میاد

238
00:11:15,388 --> 00:11:16,671
‫اون با یکی از دوستاش

239
00:11:16,672 --> 00:11:18,557
‫می‌خوام کلّ مدّت حواستون به اونا باشه

240
00:11:18,558 --> 00:11:20,693
‫۶دنگ ، باشه؟

241
00:11:20,694 --> 00:11:22,394
‫نمی‌خوام هیچ‌کس به هیچ‌کدوم از اونا نزدیک بشه

242
00:11:22,395 --> 00:11:25,280
‫هر کسی یه پستی داره
‫همه هم حواسشون به کارشونه

243
00:11:25,281 --> 00:11:26,949
‫مشکلی که ندارین؟

244
00:11:35,576 --> 00:11:37,492
‫بیا

245
00:11:50,205 --> 00:11:51,807
‫خب ، همه چیز همونجوری که می‌خواستی هست؟

246
00:11:51,808 --> 00:11:54,476
‫آره

247
00:11:59,014 --> 00:12:03,068
‫خب پس بهتره یه بار دیگه قوانین رو دوره کنیم

248
00:12:03,069 --> 00:12:04,719
‫من با هیچ‌کس در مورد هیچی حرف نمیزنم

249
00:12:04,720 --> 00:12:07,022
‫هیچی درباره‌ی خون‌آشاما و جادوگرا

250
00:12:07,023 --> 00:12:09,490
‫یا اصیل‌ها یا تو نمیگم

251
00:12:11,710 --> 00:12:13,995
‫امّا تو که گفته بودی همین اطرف می‌پلکی
‫و تنهام میذاری

252
00:12:24,416 --> 00:12:26,241
‫اینجا مطب دکتره؟

253
00:12:26,242 --> 00:12:27,909
‫دکتر "پِیج" فقط به این خاطر این همه اومده دور

254
00:12:27,910 --> 00:12:30,846
‫چون آدمای مارسل مرتّباً مریضاشو می‌کشتن

255
00:12:30,847 --> 00:12:33,598
‫برو . گاز نمی‌گیره

256
00:12:44,626 --> 00:12:48,186
‫بفرستشون تو و بهشون بگو
‫کارشون رو سریع انجام بدن

257
00:13:12,535 --> 00:13:14,670
‫از دیدنت خوشحالم

258
00:13:14,671 --> 00:13:16,038
‫نگران بودن که بعد از غیب شدنم توی اون بالماسکه

259
00:13:16,039 --> 00:13:18,424
‫فکر کنی یه آدم دمدمی‌مزاجم

260
00:13:18,425 --> 00:13:21,594
‫ما همه لحظات دمدمی بودن داریم

261
00:13:21,595 --> 00:13:23,546
‫به‌هرحال من دیگه تا زمان تمیز کاری کارم تموم شده

262
00:13:23,547 --> 00:13:25,047
‫پس ما ۲تا دخترا می‌تونیم باهم باشیم

263
00:13:25,048 --> 00:13:28,017
‫اگه تو دلت می‌خواد بری یه‌کم بگردی یا هر چی

264
00:13:28,018 --> 00:13:32,337
‫میدونی ، اون قرار بود ۱۰ دقیقه پیش
‫دست از اینجا پلکیدنش برداره

265
00:13:32,338 --> 00:13:34,690
‫دیدی چی میگم؟ با قوانین مشکل داره

266
00:13:34,691 --> 00:13:36,225
‫من میرم با شهردار حرف بزنم

267
00:13:36,226 --> 00:13:39,027
‫اون میدونه چطوری باید به طرفش احترام بذاره

268
00:13:46,068 --> 00:13:47,453
‫حالا اسمش چی هست؟

269
00:13:47,454 --> 00:13:50,706
‫همون پسر جذّاب ویلونی

270
00:13:50,707 --> 00:13:52,958
‫"تیم"

271
00:13:52,959 --> 00:13:54,210
‫میدونستم که میاد اینجا

272
00:13:54,211 --> 00:13:55,628
‫اون همیشه توی این مراسم میزنه

273
00:13:55,629 --> 00:13:57,112
‫شما ۲تا چند وقته همدیگه رو می‌شناسین؟

274
00:13:57,114 --> 00:14:00,299
‫از وقتی ۱۰ سالمون بود

275
00:14:00,300 --> 00:14:02,034
‫من باید از مدرسه میرفتم

276
00:14:02,035 --> 00:14:03,969
‫و فرصت نشد که خداحافظی کنم

277
00:14:03,970 --> 00:14:08,507
‫به‌خاطر همین امیدوار بودم که
‫امشب بتونم باهاش حرف بزنم

278
00:14:11,094 --> 00:14:12,844
‫خودشه

279
00:14:26,175 --> 00:14:27,576
‫کلیسا بسته‌ست

280
00:14:27,577 --> 00:14:28,661
‫اگه می‌خوای مشکل‌ـت درست حل بشه

281
00:14:28,662 --> 00:14:29,962
‫برو یه گردش با ارواح

282
00:14:29,963 --> 00:14:31,730
‫ارواح زیاد واسم مهم نیستن

283
00:14:31,731 --> 00:14:34,450
‫امّا خیلی زیاد با حفاظ پنجره‌ها حال می‌کنم

284
00:14:34,451 --> 00:14:36,902
‫کلّ روز توی شهر دنبال اینا در گردش بودم

285
00:14:36,903 --> 00:14:41,457
‫دیدم که پنجره‌های زیرشیروونی شما حفاظ داره

286
00:14:41,458 --> 00:14:45,127
‫تو واقعاً به حفاظ علاقه‌مندی؟

287
00:14:45,128 --> 00:14:48,130
‫بهتون اطمینان میدم که در حال حاضر عقده‌ی زندگیمه

288
00:14:48,131 --> 00:14:49,265
‫اسمتون چیه؟

289
00:14:49,266 --> 00:14:51,434
‫پدر "کیارِن" و شما؟

290
00:14:51,435 --> 00:14:54,103
‫یه‌کم کنجکاوم

291
00:14:54,104 --> 00:14:56,037
‫اینجا چه اتّفاقی افتاده؟

292
00:14:59,308 --> 00:15:02,495
‫سِینت.آن" قبلاً قلب این همسایگی بود"

293
00:15:02,496 --> 00:15:05,314
‫الان مدّتیه که متروکه‌ست

294
00:15:05,315 --> 00:15:07,282
‫بعد از اون‌شب قتل‌عام

295
00:15:13,572 --> 00:15:18,326
‫۹تا شاگرد علوم دینی توسّط
‫یکی از خودشون به قتل رسیدن

296
00:15:21,781 --> 00:15:23,299
‫تو روی خون ایستادی

297
00:15:23,300 --> 00:15:25,384
‫من نازک نارنجی نیستم

298
00:15:25,385 --> 00:15:26,501
‫اتاق زیرشیروونی کجاست؟

299
00:15:26,503 --> 00:15:29,554
‫همونطور که گفتم کلیسا تعطیله

300
00:15:32,558 --> 00:15:34,176
‫زیرشیروونی کجاست؟

301
00:15:34,177 --> 00:15:37,396
‫بعد از محلّ نگهداری ظروف مقدّس ، بالای پلّه‌ها

302
00:15:37,397 --> 00:15:40,849
‫ممنون . حالا فراموش کن که من اینجا بودم

303
00:15:48,924 --> 00:15:51,326
‫میدونستم

304
00:16:02,506 --> 00:16:04,489
‫این چه جهنّم درّه‌ایه؟

305
00:16:04,490 --> 00:16:07,126
‫ربکا ، حواست به حرف زدنت باشه لطفاً

306
00:16:07,127 --> 00:16:08,776
‫آلایژا

307
00:16:12,464 --> 00:16:14,600
‫اینا چی هستن؟

308
00:16:14,601 --> 00:16:16,685
‫یادت نمیاد؟

309
00:16:16,686 --> 00:16:19,989
‫من و تو باهم رفتیم به خانه‌ی اُپرا

310
00:16:19,990 --> 00:16:22,274
‫اون اولین چپاول تو به جامعه‌ی "نیو اورلانز" بود

311
00:16:22,275 --> 00:16:24,894
‫بعد از اینکه کلاوس خنجر رو از توی تنت درآورد

312
00:16:24,895 --> 00:16:27,196
‫این یه خاطره‌ایه بین من و تو

313
00:16:27,197 --> 00:16:31,433
‫همچنین می‌خوام بدونی که
‫این یکی دیگه از حقّه‌های "دِوینا" نیست

314
00:16:31,434 --> 00:16:32,868
‫خب ، تو اصلاً چجوری بیداری؟

315
00:16:32,869 --> 00:16:34,003
‫دِوینا" خنجر رو درآورد"

316
00:16:34,004 --> 00:16:35,571
‫بدون اینکه بدونه حتّی یه بار انجام این‌کار

317
00:16:35,572 --> 00:16:37,740
‫قدرتش رو معکوس می‌کنه

318
00:16:37,741 --> 00:16:39,691
‫چند ساعت دیگه من به خوبی اولم میشم

319
00:16:39,692 --> 00:16:41,026
‫پس منو برگردون به زیرشیروونی

320
00:16:41,027 --> 00:16:42,377
‫که یه راهی پیدا کنیم تو رو از اونجا ببریم بیرون

321
00:16:42,379 --> 00:16:43,913
‫متأسّفم ربکا امّا هنوز

322
00:16:43,914 --> 00:16:45,697
‫کاملاً آماده نیستم که برم

323
00:16:45,698 --> 00:16:48,717
‫این دختره "دِوینا" خیلی کنجکاوه

324
00:16:48,718 --> 00:16:50,803
‫خیلی هم خودسره

325
00:16:50,804 --> 00:16:52,204
‫به زودی من می‌تونم باهاش صحبت کنم

326
00:16:52,205 --> 00:16:54,423
‫شاید حتّی بتونم یه‌جورایی
‫درخواست آتش‌بس بدم بهش

327
00:16:54,424 --> 00:16:56,392
‫پس اگر بتونیم این جنگ بینِ

328
00:16:56,393 --> 00:16:58,210
‫خون‌آشاما و جادوگرا رو تموم کنیم

329
00:16:58,211 --> 00:16:59,678
‫می‌تونیم تهدیداتی که برای "هِیلی" و بچّه ـش هست

330
00:16:59,679 --> 00:17:01,713
‫رو حذف کنیم

331
00:17:01,714 --> 00:17:04,400
‫شاید اون‌موقع نیکلاوس و کلّ خاندان ما

332
00:17:04,401 --> 00:17:06,101
‫بتونن بالاخره طعم صلح و آرامش رو بچشن

333
00:17:06,102 --> 00:17:09,488
‫در این حین من از تو می‌خوام
‫که مراقب "هِیلی" باشی

334
00:17:09,489 --> 00:17:11,555
‫اون الان جزو خانواده‌ی ماست

335
00:17:11,557 --> 00:17:13,442
‫پس من می‌خوام که اون و نوزاد متولّد نشده ـش

336
00:17:13,443 --> 00:17:15,594
‫تحت حفاظت ما قرار بگیرن

337
00:17:15,595 --> 00:17:18,529
‫قسم بخور ربکا

338
00:17:18,531 --> 00:17:21,115
‫قسم می‌خورم

339
00:17:25,421 --> 00:17:28,257
‫ضربان قلب بچّه ـت عالیه

340
00:17:28,258 --> 00:17:31,376
‫میدونستم . اونم عین مامانش قویه

341
00:17:36,748 --> 00:17:39,751
‫چه ماه گرفتگی خاصّی

342
00:17:39,752 --> 00:17:41,470
‫تقریباً کارمون تموم شد ، نه؟

343
00:17:44,400 --> 00:17:45,900
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" ربکا : کجایی؟ "</font>

344
00:17:44,774 --> 00:17:46,642
‫فشار خونت یه‌کم بالاست

345
00:17:46,643 --> 00:17:48,393
‫یه چیزی واسش دارم

346
00:17:54,400 --> 00:17:56,100
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" کلینیک دم رودخونه پیش دکتر "</font>

347
00:18:13,969 --> 00:18:18,457
‫میدونی ، من زیاد میونه ـم با قرص خوب نیست

348
00:18:18,458 --> 00:18:21,643
‫خب ، اگه راستشو بخوای منم اینجوریم

349
00:19:05,437 --> 00:19:07,690
‫"سلام "تیم

350
00:19:07,691 --> 00:19:11,192
‫فکر کنم ما باهم یه آشنایی قبلی داریم

351
00:19:12,361 --> 00:19:15,730
‫پسر خوبی باش و به من کمک کن
‫که براش یه پیغام بفرستم

352
00:19:21,236 --> 00:19:22,404
‫نمی‌تونه خیلی دور شده باشه

353
00:19:22,405 --> 00:19:24,907
‫همین یه دقیقه پیش از روی صحنه رفت پایین

354
00:19:24,908 --> 00:19:27,209
‫مهم نیست . به‌هرحال فکر احمقانه‌ای بود

355
00:19:27,210 --> 00:19:28,827
‫"نه . نبود "دِوینا

356
00:19:28,828 --> 00:19:31,463
‫فراموشش کن

357
00:19:31,464 --> 00:19:34,049
‫بهش بگو این از طرف یکی از موزیسین‌هاست

358
00:19:34,050 --> 00:19:35,700
‫اون می‌خواد که بره

359
00:19:35,701 --> 00:19:38,053
‫و تو کمکش می‌کنی که از در پشتی جیم بشه

360
00:19:38,054 --> 00:19:40,005
‫که مارسل اونو نبینه

361
00:19:40,006 --> 00:19:41,206
‫هر کار می‌کنی

362
00:19:41,207 --> 00:19:44,008
‫حواست باشه یه لحظه هم ازش چشم برنداری

363
00:19:48,180 --> 00:19:49,647
‫دِوینا" ، صبر کن"

364
00:19:59,613 --> 00:20:01,498
‫نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

365
00:20:07,755 --> 00:20:09,035
‫سلام

366
00:20:09,201 --> 00:20:11,625
‫تیم" ، یادداشت ـت به دستم رسید"

367
00:20:11,626 --> 00:20:12,960
‫اس.ام.اس ـت بهم رسید

368
00:20:12,961 --> 00:20:15,261
‫بابت اینکه راضی شدی اینجا ببینمت ازت ممنونم

369
00:20:18,632 --> 00:20:20,317
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت

370
00:20:20,318 --> 00:20:22,319
‫اصلاً باورم نمیشه الان اینجا ایستادم

371
00:20:22,320 --> 00:20:25,155
‫من فقط....

372
00:20:25,156 --> 00:20:27,740
‫عجب

373
00:20:27,742 --> 00:20:29,493
‫خب ، کجاها بودی

374
00:20:29,494 --> 00:20:31,345
‫و چرا می‌خواستی اینجا همو ببینیم؟

375
00:20:31,346 --> 00:20:33,180
‫به‌خاطر اتفاقات وحشتناکی که اینجا افتادن

376
00:20:33,181 --> 00:20:35,165
‫یه‌جورایی ترسناکه

377
00:20:35,166 --> 00:20:36,951
‫نمیدونم ، یه‌جورایی از اینجا خوشم میاد

378
00:20:36,952 --> 00:20:39,336
‫میدونی ، ساکته

379
00:20:39,337 --> 00:20:40,921
‫یعنی صرفاً به این دلیل که یه
‫اتفاق ناجور اینجا افتاده

380
00:20:40,922 --> 00:20:44,124
‫دلیل نمیشه که کلاً محل بدی باشه . درسته؟

381
00:20:44,125 --> 00:20:46,627
‫صبر کن ، نه . خیلی‌خب ، برگردیم عقب

382
00:20:46,628 --> 00:20:49,830
‫خب ، یه روز همینطوری دیگه نیومدی مدرسه

383
00:20:49,831 --> 00:20:52,383
‫بعد یه‌جورایی انگار آب شدی رفتی توی زمین

384
00:20:52,384 --> 00:20:56,720
‫یه سری مشکلات پیش اومده بود
‫ضمناً باید ترتیب یه سری مسائل رو میدادم

385
00:20:56,721 --> 00:20:58,055
‫روبراهی؟

386
00:20:58,056 --> 00:20:59,773
‫یعنی ظاهرت که نشون میده خوبی

387
00:20:59,774 --> 00:21:02,610
‫راستیتش باید بگم خیلی سرحالی

388
00:21:02,611 --> 00:21:05,862
‫خب ، می‌خوای برگردی مدرسه؟

389
00:21:09,016 --> 00:21:10,429
‫نه

390
00:21:12,264 --> 00:21:18,318
‫ولی می‌خوام بدونی با اینکه ازت دور بودم

391
00:21:18,687 --> 00:21:20,543
‫دلم برات تنگ شده

392
00:21:23,998 --> 00:21:25,716
‫دلم برای اینکه توی مدرسه ببینمت

393
00:21:25,717 --> 00:21:29,035
‫و در حال ویولون زدن تماشات کنم تنگ شده

394
00:21:32,923 --> 00:21:35,709
‫خب...

395
00:21:35,710 --> 00:21:38,511
‫وضعیت صدای اینجا خیلی خوبه

396
00:22:19,019 --> 00:22:21,405
‫این پسر خیلی بااستعداد ـه

397
00:22:21,406 --> 00:22:25,776
‫نمیشه با نفوذ ذهنی کاری کنی
‫یه نفر اینطوری ساز بزنه

398
00:22:25,777 --> 00:22:28,145
‫خوب میدونم تو چی هستی

399
00:22:28,146 --> 00:22:31,315
‫از نظر من مسخره‌س ولی
‫دست‌کم با عقل جور درمیاد

400
00:22:31,316 --> 00:22:36,620
‫ولی این قتل‌عام یه کار وحشیانه و بیهوده بود

401
00:22:36,621 --> 00:22:38,922
‫توی عمرت همچین ماجرایی

402
00:22:38,923 --> 00:22:40,940
‫به گوشت خورده بود

403
00:22:40,942 --> 00:22:42,876
‫یه انسان نجیب ، یک کشیش بلندپرواز

404
00:22:42,877 --> 00:22:46,946
‫اینطوری با کُشتن ملّت حال کنه

405
00:22:49,483 --> 00:22:50,784
‫من توی عمرم

406
00:22:50,785 --> 00:22:53,137
‫هر چیزی که فکر کنی دیدم

407
00:22:53,138 --> 00:22:55,973
‫دنیا محل وحشتناکی ـه

408
00:22:55,974 --> 00:22:59,059
‫بهتره همینطوری که هست قبولش کنیم

409
00:22:59,060 --> 00:23:02,096
‫نه . دنیا وحشتناک و بد نیست

410
00:23:02,097 --> 00:23:04,765
‫حتّی آدم‌ها هم بد نیستن

411
00:23:04,766 --> 00:23:06,483
‫اونا می‌خوان انسان‌های خوبی باشند

412
00:23:06,484 --> 00:23:08,568
‫ولی یه چیزی باعث میشه بد بشن

413
00:23:08,570 --> 00:23:10,487
‫باعث میشه دچار فروپاشی روانی بشن

414
00:23:10,488 --> 00:23:12,355
‫باعث میشه کنترل خودشون از دست بدن

415
00:23:14,525 --> 00:23:16,760
‫همیشه قبل اینکه یکی دچار فروپاشی روحی بشه

416
00:23:16,761 --> 00:23:19,730
‫نشونه‌هایی وجود داره

417
00:23:19,731 --> 00:23:22,266
‫کسی که مرتکب این کارها شد
‫هیچ نشونه‌ای نداشت

418
00:23:22,267 --> 00:23:24,284
‫نه اهل مشروب بود و نه مواد

419
00:23:24,285 --> 00:23:27,036
‫خوب راجب این موضوع اطلاعات داری

420
00:23:31,625 --> 00:23:35,345
‫طرف رو می‌شناختی ، درسته؟

421
00:23:35,346 --> 00:23:38,315
‫اسمش "شان" بود

422
00:23:38,316 --> 00:23:41,351
‫برادرم بود

423
00:23:41,352 --> 00:23:43,169
‫در واقع دوقلوی هم بودیم

424
00:23:46,640 --> 00:23:48,475
‫نمی‌تونم بخوابم

425
00:23:48,476 --> 00:23:52,396
‫همش خواب اتفاقی که افتاد رو می‌بینم

426
00:23:52,397 --> 00:23:53,864
‫و احساس تنفر بهم دست میده

427
00:23:53,865 --> 00:23:56,450
‫از اینکه نتونستم بهش کمک کنم متنفرم

428
00:23:56,451 --> 00:24:00,120
‫همه‌ی ما باید به تنهایی با
‫اهریمن درون‌مون روبرو بشیم

429
00:24:00,121 --> 00:24:04,991
‫اگر روزی برسه که روح خبیثِ منم
‫مثله اون خودی نشون بده چی؟

430
00:24:08,648 --> 00:24:10,414
‫من یه سری کار دارم

431
00:24:10,415 --> 00:24:11,899
‫که باید بهشون رسیدگی کنم

432
00:24:11,900 --> 00:24:15,335
‫امّا قبل اینکه مشغول بشم...

433
00:24:15,336 --> 00:24:16,637
‫تو باید بری

434
00:24:16,638 --> 00:24:20,757
‫از موسیقی لذّت ببر
‫به این چیزا هم فکر نکن

435
00:24:30,851 --> 00:24:32,384
‫مارسل

436
00:24:33,320 --> 00:24:35,773
‫پدر "کیارِن" ، خوش اومدید

437
00:24:35,774 --> 00:24:37,224
‫مطمئن نبودم کِی به خونه برمیگردید

438
00:24:37,225 --> 00:24:38,826
‫با توجه به اوضاع اتاق زیر شیروونیِ کلیسا ـم

439
00:24:38,827 --> 00:24:41,695
‫کاملاً مشخصه

440
00:24:41,696 --> 00:24:43,831
‫گمون می‌کردم از نظرتون ایرادی نداشته باشه

441
00:24:43,832 --> 00:24:46,333
‫خدا میدونه که من در حقتون ۱-۲باری محبت کردم

442
00:24:46,334 --> 00:24:50,737
‫از حرفتون اینطور برداشت می‌کنم که
‫خبردار شدید اصیل‌ها برگشتن

443
00:24:50,738 --> 00:24:53,757
‫خواهرِ ربکا رو یه‌کم قبل‌تر

444
00:24:53,758 --> 00:24:57,009
‫دور و ور کلیسا دیدم
‫راجب اتاق زیرشیروونی سوال می‌پرسید

445
00:24:57,011 --> 00:24:59,429
‫خبر نداره من شاه‌پسند خوردم

446
00:24:59,430 --> 00:25:01,849
‫باید ترتیب این مشکل رو بدی

447
00:25:01,850 --> 00:25:03,767
‫نه که بخوام به روش عزاداری

448
00:25:03,768 --> 00:25:05,102
‫جنابعالی یا کلیسا‌تون بی‌احترامی کنم

449
00:25:05,103 --> 00:25:07,104
‫ولی محض اینکه بدونم
‫اینجا تشریف آوردید که کمک حال من باشید

450
00:25:07,105 --> 00:25:11,108
‫یا فقط می‌خواید انتقاد کنید و تیکه بندازید؟

451
00:25:11,109 --> 00:25:14,111
‫مارسل ، هرگز فراموش نکن

452
00:25:14,112 --> 00:25:16,396
‫تو به لطف کسایی که از رازت خبرداشتن

453
00:25:16,397 --> 00:25:18,898
‫و تحمل ـت کردن

454
00:25:18,900 --> 00:25:21,235
‫تونستی توی این شهر دوام بیاری

455
00:25:21,236 --> 00:25:24,321
‫البته این شهر به‌خاطرِ

456
00:25:24,322 --> 00:25:25,706
‫من و افراد منِ هستش که رونق پیدا کرده

457
00:25:25,707 --> 00:25:27,107
‫هر موقع نیاز به یادآوری این نکته داشتی

458
00:25:27,108 --> 00:25:30,610
‫یه ندا به خودم بده

459
00:25:30,611 --> 00:25:34,781
‫مارسل ، "دیئِگو" گفت دختر رو گم کرده

460
00:25:34,782 --> 00:25:36,299
‫این ماجرا ادامه دارد

461
00:25:44,308 --> 00:25:47,728
‫شما ۲تا خیلی به‌هم میاید

462
00:25:47,729 --> 00:25:49,596
‫ذوق می‌کنم می‌بینمتون . جدی میگم

463
00:25:49,597 --> 00:25:51,431
‫ولی باید با خانم جوان چند کلمه‌ای حرف بزنم

464
00:25:51,432 --> 00:25:55,018
‫واسه همین "تیم" ، برو بگیر بشین

465
00:25:55,019 --> 00:25:59,306
‫و تا صد هزار بشمار

466
00:25:59,307 --> 00:26:01,491
‫خیلی بی‌سر و صدا . آفرین پسر خوب

467
00:26:01,492 --> 00:26:04,444
‫فکر کنم خوب میدونی من کی هستم

468
00:26:04,445 --> 00:26:07,313
‫واسه همین بهتره یه راست بریم
‫سر اصل مطلب ، باشه؟

469
00:26:12,703 --> 00:26:16,823
‫از نظر تو من متحد بدی به‌حساب میام

470
00:26:16,824 --> 00:26:18,992
‫تو نسبت به مارسل وفاداری

471
00:26:18,993 --> 00:26:21,411
‫با این وجود اون تو رو
‫توی یه اتاق زیرشیروونی قایمت کرده

472
00:26:21,412 --> 00:26:26,633
‫حتماً تو ترجیح میدی آزادی بیشتری داشته باشی

473
00:26:26,634 --> 00:26:29,519
‫با اینحال مارسل زندانی نگهت میداره

474
00:26:29,520 --> 00:26:31,221
‫مارسل منو زندانی نکرده

475
00:26:31,222 --> 00:26:32,723
‫می‌خواد جای من امن باشه

476
00:26:32,724 --> 00:26:34,190
‫اون دوستِ منه

477
00:26:34,192 --> 00:26:36,226
‫خب ، حتماً همینطوره که تو میگی

478
00:26:36,227 --> 00:26:40,864
‫ولی برای دختری که وسط جنگ
‫بین جادوگرها و خون‌آشام‌ها گیر کرده

479
00:26:40,865 --> 00:26:44,384
‫احتمالاً اینجانب دوستِ بهتری هستم

480
00:26:44,385 --> 00:26:47,621
‫علاوه بر اینکه امنیت ‌ـت رو تأمین می‌کنم

481
00:26:47,622 --> 00:26:51,875
‫بهت اجازه میدم آزاد باشی

482
00:26:51,876 --> 00:26:54,628
‫اگر مارسل از پس همچین کاری برمیاد

483
00:26:54,629 --> 00:26:56,529
‫چرا تا الان کاری نکرده

484
00:26:56,530 --> 00:26:59,549
‫و این سوال پیش میاد که

485
00:26:59,550 --> 00:27:01,868
‫اگر مارسل نمی‌تونه از تو محافظت کنه

486
00:27:01,869 --> 00:27:03,887
‫سر اونایی که تو دوستشون داری چه بلایی میاد؟

487
00:27:03,888 --> 00:27:07,057
‫اگر کسی بخواد به عزیزای من صدمه بزنه

488
00:27:07,058 --> 00:27:08,258
‫خودم می‌کُشمش

489
00:27:08,259 --> 00:27:09,710
‫خب ، با این حساب

490
00:27:09,711 --> 00:27:13,312
‫ظاهراً به هیچ وجه به مارسل نیاز نداری

491
00:27:13,314 --> 00:27:16,316
‫شاید خودت هم تمام مدت به این موضوع شک داشتی

492
00:27:16,317 --> 00:27:19,186
‫که مارسل جونت گول زده

493
00:27:19,187 --> 00:27:20,904
‫تا خواسته‌هاش رو برآورده کنی

494
00:27:20,905 --> 00:27:26,076
‫و در حالیکه تو رو توی یه
‫اتاق زیر‌شیروونی تنها ول کرده تا بپوسی

495
00:27:26,077 --> 00:27:30,280
‫در حالیکه تیموتی جوان داره
‫به زندگیش ادامه میده

496
00:27:30,281 --> 00:27:32,582
‫احساس کردی؟

497
00:27:32,583 --> 00:27:35,451
‫خونِ توئه که داره کم‌کم به جوش میاد

498
00:27:42,242 --> 00:27:43,743
‫چقدر حیفه که وقتی

499
00:27:43,744 --> 00:27:45,345
‫تازه پیداش کردی از دستش بدی

500
00:27:45,346 --> 00:27:48,849
‫تازه باید بگم ویولون زدنت حرف نداره

501
00:27:48,850 --> 00:27:50,766
‫اگر جرأت داری بهش صدمه بزن

502
00:27:50,768 --> 00:27:52,436
‫راستش عزیزدلم ، منم امیدوارم
‫مجبور به همچین کاری نشم

503
00:27:52,437 --> 00:27:54,971
‫امّا اینجای قضیه به جنابعالی بستگی داره

504
00:28:03,298 --> 00:28:05,150
‫ولش کن . زود باش

505
00:28:05,151 --> 00:28:07,886
‫تو که دیگه باید بدونی من
‫خوش ندارم کسی بهم دستور بده

506
00:28:12,358 --> 00:28:15,109
‫ایول ولی تو دلت نمی‌خواد با من درگیر بشی

507
00:28:15,111 --> 00:28:16,427
‫چون راحت میشه دخل

508
00:28:16,428 --> 00:28:17,896
‫آدمای بی‌گناه رو آورد

509
00:28:17,897 --> 00:28:18,947
‫تو رو خدا ولم کن

510
00:28:18,948 --> 00:28:20,899
‫انتخاب با توئه جادوگر فسقلی

511
00:28:20,900 --> 00:28:22,450
‫قسم بخور فقط نسبت به من وفاداری

512
00:28:22,451 --> 00:28:23,952
‫تا پسرِ زنده بمونه

513
00:28:23,953 --> 00:28:26,320
‫اگر در برابرم مقاومت کنی...

514
00:29:16,504 --> 00:29:18,489
‫باید بگم تحت تأثیر قرار گرفتم

515
00:29:18,490 --> 00:29:19,624
‫چطوری پیدام کردی؟

516
00:29:19,625 --> 00:29:20,792
‫یه‌کم اس.ام.اس ـت کمک کرد

517
00:29:20,793 --> 00:29:22,210
‫بقیه‌ش هم که به لطف شنواییِ قویِ خون‌آشام‌ها بود

518
00:29:22,211 --> 00:29:23,328
‫اونا کی هستن؟

519
00:29:23,329 --> 00:29:25,963
‫جادوگر ، ساحره
‫یه چی تو همین مایه‌ها دیگه

520
00:29:28,300 --> 00:29:30,468
‫بازم هستن

521
00:29:30,469 --> 00:29:32,052
‫فرار کن

522
00:29:33,805 --> 00:29:35,006
‫اگه هر بار که خانواده‌ام منو توی درسر می‌انداختن

523
00:29:35,007 --> 00:29:37,174
‫یه دلار می‌گرفتم الان مایه‌دار بودم

524
00:29:40,362 --> 00:29:42,147
‫ربکا

525
00:29:54,125 --> 00:29:55,827
‫دختر کجاست؟ "دِوینا" کجاست؟

526
00:29:55,828 --> 00:29:58,546
‫با یه پسرِ توی کلیسای "سِینت.آن" قرار داشت

527
00:29:58,547 --> 00:30:01,031
‫اینجا بمون . شاید یه وقت برگرده

528
00:30:17,882 --> 00:30:19,266
‫چی شد؟

529
00:30:20,935 --> 00:30:24,977
‫هِیلی"؟ "هِیلی"؟"

530
00:30:33,581 --> 00:30:35,282
‫"تیم"

531
00:30:41,572 --> 00:30:43,258
‫یعنی چی گم شده؟

532
00:30:43,259 --> 00:30:44,542
‫خودت فکر می‌کنی منظورم چیه؟

533
00:30:44,543 --> 00:30:46,211
‫همه‌جا پُر از خون و جسد هستش

534
00:30:46,212 --> 00:30:47,679
‫یه نفر تیکه تیکه‌شون کرده

535
00:30:47,680 --> 00:30:51,683
‫و خبری از دختر حامله‌ی پرمدعا نیست

536
00:30:51,684 --> 00:30:54,134
‫بازم بگرد . دارم میام

537
00:30:58,223 --> 00:30:59,891
‫تو رو خدا کاریم نداشته باش

538
00:30:59,892 --> 00:31:01,860
‫منم همچین قصدی نداشتم

539
00:31:01,861 --> 00:31:05,897
‫ولی متأسفانه دیگه وقت
‫واسه خوش‌رفتاری کردن ندارم

540
00:31:19,855 --> 00:31:22,023
‫تیم"؟ نه"

541
00:31:22,024 --> 00:31:25,143
‫نه . تو رو خدا

542
00:31:25,144 --> 00:31:27,062
‫متأسفم . خیلی متأسفم

543
00:31:27,063 --> 00:31:29,231
‫نمی‌خواستم بهت آسیب برسونم

544
00:31:29,232 --> 00:31:31,599
‫یکی از عواقبِ فاجعه‌آمیز جنگ

545
00:31:31,600 --> 00:31:35,103
‫شاهد بی‌گناه

546
00:31:35,104 --> 00:31:37,405
‫چطور می‌خوای با بار این گناه سر کنی؟

547
00:31:37,406 --> 00:31:40,292
‫خون تیموتی جوان گردنِ توئه

548
00:31:40,293 --> 00:31:41,441
‫ازش فاصله بگیر

549
00:31:41,443 --> 00:31:43,611
‫الان بهتره جوش نیاری

550
00:31:43,612 --> 00:31:46,881
‫هر چی باشه من می‌تونم شفاش بدم

551
00:31:49,751 --> 00:31:51,785
‫تنها کاری که باید بکنی...

552
00:31:53,588 --> 00:31:55,406
‫اینه که درخواست کنی

553
00:32:03,131 --> 00:32:04,349
‫خواهش می‌کنم

554
00:32:04,350 --> 00:32:08,736
‫به‌خاطر تو "دِوینا" و با کمال میل

555
00:32:24,219 --> 00:32:28,290
‫هر اتقاقی که بعد از کنسرت افتاد رو فراموش می‌کنی

556
00:32:28,291 --> 00:32:32,994
‫از جمله دیدار با "دِوینا" رو

557
00:32:32,995 --> 00:32:35,430
‫چی؟ نه

558
00:32:35,431 --> 00:32:37,132
‫اگه تو رو به‌خاطر بیاره

559
00:32:37,133 --> 00:32:38,633
‫ممکنه راه بیوفته دنبالت بگرده

560
00:32:38,634 --> 00:32:39,834
‫اون‌وقت اگر جادوگرها از وجودش خبردار بشن

561
00:32:39,835 --> 00:32:41,052
‫می‌فهمن که تو یه نقطه ضعف داری

562
00:32:41,053 --> 00:32:43,171
‫اینطوری آخر سر "تیم" بیچاره
‫به عنوان یه اهرم فشار

563
00:32:43,172 --> 00:32:47,225
‫توی یه نقشه کثیف استفاده میشه
‫تا بتونن مجدداً تو رو کنترل کنن

564
00:32:47,226 --> 00:32:50,946
‫خیلی‌خب ، یالا . پاشو ببینم

565
00:32:50,947 --> 00:32:53,031
‫ساک ویولون‌ـت رو با خودت ببر

566
00:32:53,032 --> 00:32:57,469
‫یادت میاد که سازت رو پشت صحنه
‫بعد از اجرا گم کردی

567
00:32:57,470 --> 00:33:02,374
‫واقعاً باید بیشتر حواست رو جمع کنی

568
00:33:02,375 --> 00:33:04,492
‫همه چیز حل شد

569
00:33:04,493 --> 00:33:06,660
‫حالا تو یکی بهم بدهکار شدی

570
00:33:24,846 --> 00:33:27,682
‫"دِوینا"

571
00:33:27,683 --> 00:33:29,050
‫چی شده؟

572
00:33:29,051 --> 00:33:30,652
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

573
00:33:30,653 --> 00:33:32,719
‫من اینجا زندگی می‌کنم ، یادت که نرفته؟

574
00:33:47,519 --> 00:33:49,688
‫خب ، تو بیخیال قدرت شدی

575
00:33:49,689 --> 00:33:51,539
‫تا از خانواده‌ـت حمایت کنی

576
00:33:51,540 --> 00:33:52,841
‫روز بدی داشتی؟

577
00:33:52,842 --> 00:33:53,841
‫کی اونو دزدیده ربکا؟

578
00:33:53,843 --> 00:33:55,010
‫نمیدونم

579
00:33:55,011 --> 00:33:57,412
‫یعنی چی میگی نمیدونی؟

580
00:33:57,413 --> 00:33:59,014
‫پس کی اونی که بهش حمله کرده رو کُشته؟

581
00:33:59,015 --> 00:34:02,083
‫نمیدونم . یه تیر توی قلب بنده فرو رفته بود

582
00:34:02,084 --> 00:34:03,852
‫اگر کُشتن اونا کار "هِیلی" نبود پس...

583
00:34:08,024 --> 00:34:11,758
‫چه عالی . شایدم فک و فامیل‌هاش
‫فهمیدن اون کجاست

584
00:34:17,265 --> 00:34:21,903
‫هِیلی" ، چی شد؟"
‫بگو ببینم جریان چی بود

585
00:34:21,904 --> 00:34:25,440
‫یادم نمیاد

586
00:34:25,441 --> 00:34:27,826
‫تو کاملاً خوب شدی

587
00:34:27,827 --> 00:34:29,210
‫حتّی جای یه زخم هم روت نیست

588
00:34:29,211 --> 00:34:31,463
‫یکی از مزایای گرگینه بودن همینه ، یادته که؟

589
00:34:31,464 --> 00:34:33,415
‫نه . به این زودی خوب نمیشه

590
00:34:33,416 --> 00:34:34,948
‫دست از سرش بردار

591
00:34:36,881 --> 00:34:38,837
‫به‌خاطر بچّه‌س

592
00:34:38,838 --> 00:34:43,258
‫خون خون‌آشام...خونِ کلاس که
‫توی بدن‌ ـت وجود داره

593
00:34:43,259 --> 00:34:46,394
‫می‌تونه هر زخمی رو درمان کنه

594
00:34:46,395 --> 00:34:50,131
‫بچّه‌ی خودت زخم‌هات رو خوب کرده

595
00:34:50,132 --> 00:34:51,281
‫چطوری فرار کردی؟

596
00:34:51,283 --> 00:34:53,902
‫هم تعداد ـت کم بوده و هم مسلح نبودی

597
00:34:53,903 --> 00:34:57,405
‫اون مردا همشون تیکه تیکه شده بودن

598
00:34:57,406 --> 00:35:00,742
‫گمونم کار گرگینه بود

599
00:35:00,743 --> 00:35:02,527
‫به نظرم می‌خواد ازم محافظت کنه

600
00:35:02,528 --> 00:35:06,414
‫جادوگرها خیرسرشون قرارِ ازت محافظت کنن

601
00:35:06,415 --> 00:35:07,999
‫وقتی دستم به "سوفی دِوِرو" برسه...

602
00:35:08,000 --> 00:35:09,501
‫کار سوفی نبود

603
00:35:09,502 --> 00:35:10,668
‫کار اگنس بود

604
00:35:10,669 --> 00:35:11,786
‫باشه بابا . اگنس ، سوفی

605
00:35:11,787 --> 00:35:13,471
‫واسه من همشون یه خر حساب میشن

606
00:35:13,472 --> 00:35:14,589
‫همشون رو تیکه پاره می‌کنم

607
00:35:14,590 --> 00:35:15,990
‫البته این در صورتیه که آلایژا اوّل به اونجا نرسه

608
00:35:15,991 --> 00:35:18,993
‫آلایژا؟

609
00:35:18,994 --> 00:35:20,278
‫پیداش کردی؟

610
00:35:20,279 --> 00:35:23,998
‫باهامون ارتباط برقرار کرد
‫و یه نقشه هم داره

611
00:35:23,999 --> 00:35:26,767
‫فقط ازمون خواست از تو مراقبت کنیم

612
00:35:32,223 --> 00:35:36,360
‫پس الان دیگه میشه بریم خونه؟

613
00:35:36,362 --> 00:35:39,480
‫خیلی دوست دارم چند روزی بخوابم

614
00:35:44,019 --> 00:35:47,187
‫گرفتمت عشقم . گرفتمت

615
00:35:56,846 --> 00:35:59,083
‫خیلی روشن و واضح گفتم

616
00:35:59,084 --> 00:36:01,252
‫همیشه چهارچشمی مواظبِ دخترا باشی

617
00:36:01,253 --> 00:36:04,138
‫چی؟ دوست‌دختر فسقلی تو
‫از مهمونی می‌پیچه به بازی

618
00:36:04,139 --> 00:36:05,923
‫اون‌وقت این تقصیر منه؟

619
00:36:05,924 --> 00:36:09,309
‫چیه مارسل؟ نکنه می‌خوای منم بفرستی توی باغ؟

620
00:36:16,483 --> 00:36:17,985
‫وقتی به‌هوش اومد

621
00:36:17,986 --> 00:36:19,820
‫بهش بگو یه معذرت‌خواهی خشک و خالی

622
00:36:19,821 --> 00:36:22,689
‫به جای اون اخلاق تندش بیشتر به کارش میومد

623
00:36:26,860 --> 00:36:29,446
‫اتقاق توی کلیسا خیلی وحشتناک بود

624
00:36:29,447 --> 00:36:31,348
‫شنیدم می‌خوان بگی گاز نَشت کرده بوده

625
00:36:31,349 --> 00:36:33,083
‫چه حیف

626
00:36:33,084 --> 00:36:35,319
‫شنیدم توی عملیات امروز حسابی ترکوندی

627
00:36:35,320 --> 00:36:37,588
‫چی بگم؟ دلم می‌خواد آلایژا برگرده

628
00:36:37,589 --> 00:36:39,672
‫فقط همین رو می‌خوای؟

629
00:36:41,158 --> 00:36:43,227
‫آلایژا برمیگرده پیشت

630
00:36:43,228 --> 00:36:45,145
‫توی این مدت به این بار

631
00:36:45,146 --> 00:36:47,047
‫و افرادم کاری نداشته باش

632
00:36:47,048 --> 00:36:48,515
‫چی شده؟ حسودی‌ ـت گُل کرده؟

633
00:36:48,516 --> 00:36:50,768
‫من؟ بنده قبلاً ملکه‌ی خودم رو پیدا کردم

634
00:36:50,769 --> 00:36:54,138
‫کمی"؟ همون متصدی بارَ رو میگی؟"

635
00:36:54,139 --> 00:36:57,274
‫مارسل اینقدر خودت رو خر نکن

636
00:36:57,275 --> 00:36:58,525
‫اون دمِ‌دستته

637
00:36:58,526 --> 00:37:00,227
‫چیزیه که حواسِ تو رو

638
00:37:00,228 --> 00:37:01,928
‫از کسی که واقعاً‌ می‌خوای پرت می‌کنه

639
00:37:01,929 --> 00:37:03,530
‫بعد از این همه سال

640
00:37:03,531 --> 00:37:05,032
‫نمیشه انکارش کرد

641
00:37:05,033 --> 00:37:07,617
‫چون من همینجا جلوی چشم‌ت وایسادم

642
00:37:29,258 --> 00:37:32,009
‫کلاوس؟

643
00:37:32,010 --> 00:37:33,176
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

644
00:37:33,178 --> 00:37:35,395
‫شب سختی داشتم

645
00:37:38,232 --> 00:37:42,436
‫یادمه یه چیزایی راجبِ
‫کابوس و بدخواب شدن میزدی

646
00:37:42,437 --> 00:37:46,273
‫گمونم می‌تونم کمکت کنم
‫میشه بیام تو؟

647
00:37:46,274 --> 00:37:49,108
‫شدیداً عجیبه . بیا داخل

648
00:37:52,145 --> 00:37:54,448
‫صبر کن

649
00:37:54,449 --> 00:37:56,884
‫درسته . من برات تعریف کردم چی شده

650
00:37:56,885 --> 00:38:02,884
‫هیچ‌وقت قضیه رو به کسی نگفتم
‫ولی برای تو تعریف کردم

651
00:38:03,425 --> 00:38:05,292
‫تو هم یه چیزی تو مایه‌های اینکه شان

652
00:38:05,293 --> 00:38:07,795
‫به تنهایی با اهریمن‌هاش مقابله می‌کنه گفتی

653
00:38:07,796 --> 00:38:09,213
‫وقتی اون آدما رو کُشت

654
00:38:09,214 --> 00:38:10,798
‫خیال کردم لابد روانی ـه

655
00:38:10,799 --> 00:38:15,335
‫ولی اگر واقعاً روح خبیثش بوده چی؟

656
00:38:15,336 --> 00:38:17,421
‫اگر یه خون‌آشام بهش نفوذ ذهنی کرده باشه چی؟

657
00:38:17,422 --> 00:38:19,390
‫اگر موضوع این باشه حاضری خودت رو فدا کنی تا

658
00:38:19,391 --> 00:38:22,259
‫طرف مقصر رو گیر بندازی؟

659
00:38:22,260 --> 00:38:26,363
‫حاضری همه چیز رو فدا کنی
‫تا به حقیقت پی ببری؟

660
00:38:26,364 --> 00:38:28,181
‫که به چی برسی؟

661
00:38:28,182 --> 00:38:29,867
‫که به چی برسم؟

662
00:38:29,868 --> 00:38:32,569
‫تنها دلیل اومدنم به "نیو اورلانز" همینه

663
00:38:32,570 --> 00:38:35,355
‫کمی" ، هر دروغ دیگه‌ای که راجب"
‫این موضوع اسرارآمیز بهت گفته بشه

664
00:38:35,356 --> 00:38:37,791
‫فقط به درد و رنج ـت اضافه می‌کنه

665
00:38:37,792 --> 00:38:40,994
‫هیچی برادرت رو زنده نمی‌کنه

666
00:38:40,995 --> 00:38:44,848
‫تنها امیدت برای پیدا کردنِ آرامش اینه که
‫این ماجرا فراموش کنی...

667
00:38:44,849 --> 00:38:45,867
‫نه

668
00:38:45,868 --> 00:38:47,118
‫و به زندگیت ادامه بدی

669
00:38:47,119 --> 00:38:48,552
‫نه . به ذهنم نفوذ نکن
‫تا این قضیه رو فراموش کنم

670
00:38:48,553 --> 00:38:50,471
‫اگر بذارم تو اینا رو به‌خاطر بیاری

671
00:38:50,972 --> 00:38:53,140
‫دونستش باعث میشه ذره ذره از درون نابود بشی

672
00:38:53,141 --> 00:38:56,477
‫تلاش ‌ـت بیرای پیدا کردن حقیقت
‫باعث میشه توی خطر بیفتی

673
00:38:56,478 --> 00:38:58,512
‫تو هیچ اهمیتی به من نمیدی

674
00:38:58,513 --> 00:39:00,814
‫دلت می‌خواد این موضوع رو فراموش کنم
‫تا همه‌ی تمرکزم روی مارسل باشه

675
00:39:00,815 --> 00:39:03,884
‫تا اینکه جاسوس کوچولوی خوبی برات باشم

676
00:39:03,885 --> 00:39:06,153
‫آره . من به وفاداریِ تو نیاز دارم

677
00:39:06,154 --> 00:39:07,688
‫شاید این موضوع از نظر تو خودخواهانه باشه

678
00:39:07,689 --> 00:39:10,607
‫ولی ابعاد این نقشه فراتر از خودِ منه

679
00:39:10,608 --> 00:39:16,497
‫قدرت به کنار ، دارم سعی می‌کنم
‫یاد برادرم رو گرامی نگه دارم

680
00:39:16,498 --> 00:39:19,065
‫برادر من...

681
00:39:19,066 --> 00:39:22,235
‫برادر دوقلوی من چی؟

682
00:39:22,236 --> 00:39:25,622
‫ما تمام عمرمون به‌هم نزدیک بودیم

683
00:39:25,623 --> 00:39:30,344
‫واسه همین میدونم مطمئنم که
‫اینطور نبوده که کنترلش رو از دست بده

684
00:39:30,345 --> 00:39:32,212
‫باید بفهمم کی اونو کُشته

685
00:39:32,213 --> 00:39:35,015
‫و باید همه چیز رو درست کنم

686
00:39:35,016 --> 00:39:38,250
‫نه . این حقو ازم نگیر

687
00:39:39,686 --> 00:39:41,254
‫تو هیچ کاری نمی‌کنی

688
00:39:41,255 --> 00:39:43,357
‫برادرت بیمار بود

689
00:39:43,358 --> 00:39:46,593
‫واسه همین خودش و اون آدما رو به قتل رسوند

690
00:39:46,594 --> 00:39:50,096
‫و این یه واقعه‌ی غم‌انگیز بود

691
00:39:50,097 --> 00:39:54,233
‫تنها کاری که از دستت برمیاد
‫اینه که به زندگیت ادامه بدی

692
00:40:05,278 --> 00:40:07,998
‫بدون که برادرت به آرامش رسیده

693
00:40:07,999 --> 00:40:11,919
‫و جای نگرانی نیست

694
00:40:11,920 --> 00:40:14,087
‫من سر درمیارم چه اتفاقی رخ داده

695
00:40:14,088 --> 00:40:16,757
‫و وقتی بفهمم

696
00:40:16,758 --> 00:40:21,478
‫هر کاری بتونم می‌کنم تا
‫اونی که این بلا رو سر برادرت آورده

697
00:40:21,479 --> 00:40:24,431
‫عذاب بکشه

698
00:40:24,432 --> 00:40:27,401
‫و در مورد تو هم

699
00:40:27,402 --> 00:40:30,521
‫امشب راحت می‌خوابی

700
00:40:30,522 --> 00:40:36,309
‫و خوابِ دنیایی بهتر از اینی که هست رو می‌بینی

701
00:40:36,310 --> 00:40:42,332
‫دنیایی که توش نه موجود شروری هست و نه اهریمنی

702
00:40:42,333 --> 00:40:45,618
‫و تمام مردم اشتیاق...

703
00:40:49,122 --> 00:40:51,591
‫به خوب بودن دارن

704
00:41:35,085 --> 00:41:39,039
‫"طوری نیست "دِوینا

705
00:41:39,040 --> 00:41:42,175
‫قصد ندارم بهت صدمه بزنم

706
00:41:42,176 --> 00:41:44,361
‫گر چه وقتش رسیده که
‫باهم یه صحبتی داشته باشیم

707
00:41:47,200 --> 00:41:48,200
‫مترجمین : نوشین و سعیده

708
00:41:49,200 --> 00:41:50,200
‫: ارائه‌ای از گروه ترجمه
‫Free-Offline.org

