﻿1
00:00:00,705 --> 00:00:02,074
... آنچه در "اصيل ها" گذشت

2
00:00:02,075 --> 00:00:03,580
يعني ميگي منو نشناختي ؟

3
00:00:03,581 --> 00:00:05,407
"زمان زيادي از آخرين ديدارمون گذشته , "فين

4
00:00:05,408 --> 00:00:07,084
. هيلي" و من به خونه برميگرديم"

5
00:00:07,085 --> 00:00:08,899
. الايژا" اينجا با تو ميمونه"

6
00:00:08,900 --> 00:00:10,913
 از وقتي که پيش مادرمون اسير بوده

7
00:00:10,914 --> 00:00:13,489
. داره يکمي از عوارض جانبي شو تجربه ميکنه

8
00:00:13,490 --> 00:00:15,984
آماده اي که اينکارو بکنيم , ازدواج کنيم ؟

9
00:00:15,985 --> 00:00:18,332
. اين يک مراسم يکي سازي سرّي هستش

10
00:00:18,333 --> 00:00:20,355
.شما گرگ ها بخاطر اينکه آزادي ميخواين , اينجا هستين

11
00:00:20,356 --> 00:00:21,857
 من و خون آشام هام حاضريم که

12
00:00:21,858 --> 00:00:23,257
. همراهتون در برابر جادوگرا بايستيم

13
00:00:23,259 --> 00:00:25,560
. مثل اينکه متارکه جنگ موقت کرديد

14
00:00:25,561 --> 00:00:27,596
جدي الان اون ما رو اينجا گير انداخته ؟

15
00:00:27,597 --> 00:00:28,864

16
00:00:28,865 --> 00:00:30,899
, اون خون آشام ها اگه سعي هم بکنن که تغذيه کنن

17
00:00:30,900 --> 00:00:32,868
. ديگه جلوي خودشون رو نميتونن بگيرن

18
00:00:32,869 --> 00:00:35,670
 کاري که من و "داوينا" ميتونيم بکنيم اينه که يه طلسم مختل کننده
. ايجاد کنيم

19
00:00:35,671 --> 00:00:37,806
 اين کار وقتي مرزبندي متوقف بشه

20
00:00:37,807 --> 00:00:39,774
. بهتون 60 ثانيه فرصت فرار ميده

21
00:00:39,775 --> 00:00:41,710
 جک" , الان . بريم"

22
00:00:41,711 --> 00:00:43,812
 يه خورده تغيير در برنامه , برادر

23
00:00:43,813 --> 00:00:45,013
. اونا ميکشنش

24
00:00:45,014 --> 00:00:46,081
اينو بايد وقتي به خواهرمون

25
00:00:46,082 --> 00:00:47,115
. خيانت کرد , فکرشو ميکرد

26
00:00:47,116 --> 00:00:48,817
. برگرد عقب

27
00:00:48,818 --> 00:00:52,419
. و اون خون آشام ها هم بنظر خيلي گرسنه ميان

28
00:01:05,366 --> 00:01:07,836
 همه جايه منطقه ي فرانسوي ها رو گشتم

29
00:01:07,837 --> 00:01:09,436
. فين" آب شده رفته زمين"

30
00:01:09,438 --> 00:01:11,005
 اون طلسم مرزبندي که تو توش گير کردي رو نميتونم بردارم

31
00:01:11,006 --> 00:01:12,974
. تا وقتي که پيداش کنم و حسابش رو برسم

32
00:01:12,975 --> 00:01:15,310
. اميدوار بودم که شايد يه نقشه ي "دومي" داشته باشي

33
00:01:15,311 --> 00:01:16,511
"داوينا"

34
00:01:16,512 --> 00:01:17,845
, هنوز نميدونه

35
00:01:17,846 --> 00:01:19,180
. ولي بهم در شکستن طلسمش کمکم ميکنه

36
00:01:19,181 --> 00:01:21,516
, کار تو اينه که ... "کول" رو زنده نگه داري

37
00:01:21,517 --> 00:01:24,318
. حداقل تا وقتي که بفهميم "ربکا" کجا هستش

38
00:01:27,122 --> 00:01:29,356

39
00:01:30,691 --> 00:01:32,326
گوشِت با منه ؟

40
00:01:32,327 --> 00:01:35,263
. آره  . بنظر خوب هستش , ولي گوش کن

41
00:01:35,264 --> 00:01:38,131
. وقتي که داشتم گرگينه ها رو بيرون ميکردم , گازم گرفتن

42
00:01:40,935 --> 00:01:43,437
. بزودي خونم رو بهت ميرسونم

43
00:01:43,438 --> 00:01:46,073
, "بزودي از خونه بيرونت ميارم "مارسلوس

44
00:01:46,074 --> 00:01:48,875
. به هر قيمتي که شده

45
00:02:04,825 --> 00:02:09,029
"تو از اين خونه ي لعنتي بيرون نميري , "مارسل

46
00:02:09,030 --> 00:02:11,932
. کاغذ سربازي رفتنم چيز ديگه اي ميگه

47
00:02:11,933 --> 00:02:14,034
 گُردان 369 ـم

48
00:02:14,035 --> 00:02:15,836
." بهشون ميگن :"جنگجويان جهنمي هارلم
* هارلم : منطقه اي در نيويورک *

49
00:02:15,837 --> 00:02:17,571
 قايق ها فردا ميرن

50
00:02:17,572 --> 00:02:20,373
اين کارات بخاطر اينه که من نذاشتم که با "ربکا" باشي , هستش ؟

51
00:02:21,709 --> 00:02:24,411
. پس حالا ميخواي بري و با "آلمان ها " بجنگي

52
00:02:24,412 --> 00:02:29,817
. باشه . برو , ولي يادت باشه که اينجا خونه توئه

53
00:02:29,818 --> 00:02:31,652
 من خانواده ي توئم , و اگه در طول

54
00:02:31,653 --> 00:02:34,355
, صد سالي که اينجا بودي , اينو نفهميدي

55
00:02:34,356 --> 00:02:36,890
! پس الان ياد بگير

56
00:02:36,891 --> 00:02:39,226
, خانواده , فقط اونايي که ناز و نوازشت ميکنن نيستش

57
00:02:39,227 --> 00:02:41,227
. و هر چي دلت ميخواد برات فراهم ميکنن

58
00:02:41,229 --> 00:02:43,096
, خانواده کسايي هستن که برات ميجنگن

59
00:02:43,097 --> 00:02:45,833
 کسايي که تو براشون ميجنگي , و اگه اين خانواده

60
00:02:45,834 --> 00:02:47,568
 تلاش کنه که تو رو از يک

61
00:02:47,569 --> 00:02:50,237
, اشتباه فجيع احساسي متوقف کنه , پس , قطعا

62
00:02:50,238 --> 00:02:54,308
 ابراز نارضايتي تو بکن , ولي کاري که نبايد بکني اينه که

63
00:02:54,309 --> 00:02:57,910
. ترکمون کني

64
00:03:03,350 --> 00:03:06,320
 باشه . برو

65
00:03:06,321 --> 00:03:08,588
. بر ميگردي

66
00:03:08,589 --> 00:03:12,125
. پسر ناخلف هميشه به خونه بر ميگرده

67
00:03:13,494 --> 00:03:16,061

68
00:03:27,841 --> 00:03:32,950
. آره . خونه ـَم , درسته , آخرين جايي که دلم ميخواد باشم


69
00:03:35,202 --> 00:03:39,923
<font color=yellow> Season 2 Episode 11</font>
<font color="#DE2504">07-11-1393</font>
<font color=#00FF00>ali-hunter.blogfa.com</font>

69
00:03:40,202 --> 00:03:45,923
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgar</font>

70
00:03:46,760 --> 00:03:48,561
قضيه ي ناقوس کليسا چيه ؟

71
00:03:48,562 --> 00:03:52,532
 . مثل پيش مقدمه اي از مراسم خاکسپاري منه

72
00:03:52,533 --> 00:03:54,133
. شبه "کرالين " هستش

73
00:03:54,134 --> 00:03:55,668
 مردم محلي جلوي چشم هايه فرشته ها رو ميپوشنن

74
00:03:55,669 --> 00:03:58,972
. تا مرده ها بتونن يک شب رو بدون قضاوت در بين ماها باشن

75
00:03:58,973 --> 00:04:02,442
 ناقوس ها مُرده ها رو بيدارميکنن و به سمت آرامش ابدي هدايتشون
. ميکنن

76
00:04:02,443 --> 00:04:03,810
, پس چه زنده بموني و چه بميري امروز

77
00:04:03,811 --> 00:04:05,845
. ميتوني به جشن بپيوندي

78
00:04:05,846 --> 00:04:09,481
. مارسل" , تو بايد منو زنده نگه داري"

79
00:04:09,483 --> 00:04:11,951
. من تنها کسي هستم که ميدونه چطوري ميشه "ربکا" رو پيدا کرد

80
00:04:11,952 --> 00:04:13,319
 فک کنم اينکه چقدر من گرسنه ام رو دست کم گرفتي

81
00:04:13,320 --> 00:04:14,586
 و چقدر دوست دارم که گرسنگي

82
00:04:14,588 --> 00:04:16,322
. دوستاي پشت درمو بر طرف کنم

83
00:04:16,323 --> 00:04:19,357
بعدش "داوينا" چي ميگه درباره ي کارت ؟

84
00:04:19,359 --> 00:04:21,127
, چون من که از اوناش نيستم که بوس کنم و بگم

85
00:04:21,128 --> 00:04:24,430
. مشخصا , ولي فک کنم که اون از من خوشش مياد

86
00:04:24,431 --> 00:04:30,635
دهنت رو آب بکش , قبل از اينکه خودم تمام رگ هاتو
.از خون خالي کنم 

87
00:05:01,867 --> 00:05:03,535
جو"؟"

88
00:05:03,536 --> 00:05:05,070
. سلام , سرجوخه

89
00:05:17,015 --> 00:05:19,485
 يه خورده مشکوک ميزني , پسر

90
00:05:19,486 --> 00:05:22,287
. منم يه سرباز مثل توئم

91
00:05:22,288 --> 00:05:25,824
. واقعا ؟ مثل من که قطعا نيستي . ببين , من زير نظرت داشتم

92
00:05:25,825 --> 00:05:27,392
آره
آره

93
00:05:27,393 --> 00:05:28,861
. ديدم که تير به شکمت ميخورده

94
00:05:28,862 --> 00:05:30,062
 بعدش , ميبينم که داري بقيه رو به

95
00:05:30,063 --> 00:05:31,930
. سنگر بر ميگردوني مثل اينکه هيچ اتفاقي نيافته

96
00:05:31,931 --> 00:05:33,899
 بله , آقا , مشکوک , ولي با هر مشکوکيتي

97
00:05:33,900 --> 00:05:36,033
. بدنبالش نظر و ايده هم مياد , و منم دو تا نظر دارم

98
00:05:36,035 --> 00:05:37,769
 اوليش اينه که : تو يه فرشته ي نجات داري که

99
00:05:37,770 --> 00:05:39,972
. هر دفعه که تير ميخوري , دوباره زندت ميکنه

100
00:05:39,973 --> 00:05:44,041
. دوميش : اينکه تو کاملا يه چيزِ ديگه اي باشي

101
00:05:44,043 --> 00:05:45,377
. حرکت کنين

102
00:05:45,378 --> 00:05:47,012
. گوش کن , مرد

103
00:05:47,013 --> 00:05:48,780
فرمانده گفت که به اندازه ي کافي ماسک براي جلوگيري
از گاز شيميايي 

104
00:05:48,781 --> 00:05:50,115
. براي تمامي افراد يگان نيستش

105
00:05:50,116 --> 00:05:52,050
. بدون ماسک , تو چند ساعت هممون ميميريم

106
00:05:52,051 --> 00:05:53,885
مگه فراموش کردي که چي صدامون ميزنن ؟

107
00:05:53,886 --> 00:05:55,686
 ما برادران ملعون شده هستيم

108
00:05:55,688 --> 00:05:56,954
. چون کاري کردن که ما شکست بخوريم

109
00:05:56,956 --> 00:05:58,290
. ما پيش مرگ هستيم
 سرباز هايي که براي کشته شدن يا زخمي شدن در جنگ استفاده *
* ميشن تا افراد اصلي صدمه اي نبينن

110
00:05:58,291 --> 00:05:59,991
 هدفمون هم براي جلوگيري کردن از دشمن هست , نه اينکه
. متوقفشون کني

111
00:05:59,992 --> 00:06:01,525
. صبر کن , سرگرد

112
00:06:01,527 --> 00:06:04,028
 خط ما از خط "وسترن فرانت " هم پيشتر دووم آورده
* جوخه ي آلمان ها *

113
00:06:04,030 --> 00:06:05,864
 بهمون برادران ملعون شده ميگن , چون

114
00:06:05,865 --> 00:06:07,565
 همه ي کسايي که اينجا هستن , ترجيح ميدن که لعنت بشن

115
00:06:07,566 --> 00:06:09,500
. تا بذارن که دشمن اين خط رو بشکنه

116
00:06:09,502 --> 00:06:11,803
. اگه اين رو نميدوني , پس ما به يه رهبري که اينو بدونه لازم داريم

117
00:06:11,804 --> 00:06:12,937
 گوش کن , سرباز

118
00:06:14,440 --> 00:06:15,974
. سرگرد

119
00:06:15,975 --> 00:06:17,475
 بخوابيد زمين

120
00:06:26,618 --> 00:06:28,186
 گوش کن ببينم

121
00:06:28,187 --> 00:06:30,655
. برام مهم نيست که چي هستي يا چطوري اينکارا رو ميکني

122
00:06:30,656 --> 00:06:33,391
 , ولي بر اين عقيده ام که بخاطر دليلي اينجايي

123
00:06:33,392 --> 00:06:38,095
. تا اون رهبري که حرفشو زدي , باشي

124
00:06:39,497 --> 00:06:41,933
خوب , ميخواي چکار کني , "مارسل" ؟

125
00:06:48,172 --> 00:06:51,808
 مارسل"؟"
!"مارسل"

126
00:06:54,212 --> 00:06:56,214
حالت خوبه ؟

127
00:06:56,215 --> 00:07:01,184
 آره , فقط گرسنمه , همين

128
00:07:05,790 --> 00:07:08,693
هنوز "فين" رو پيدا نکردي ؟

129
00:07:08,694 --> 00:07:11,162
 , بايد بگم , براي يک جادوگر سطح بالايي

130
00:07:11,163 --> 00:07:13,130
. طلسم هات همچنين مؤثر و کارآمد نيستن

131
00:07:13,131 --> 00:07:15,399
. فين" طلسم مکان يابمو مسدود ميکنه"

132
00:07:15,400 --> 00:07:16,934
. براي همينم دارم يه چيز جديدي رو امتحان ميکنم

133
00:07:16,935 --> 00:07:19,003
 و براي اينکار هم بايد تمرکز کنم , و اگه اونجوري بالا سر من

134
00:07:19,004 --> 00:07:21,539
. واينستي هم کمک خيلي زيادي بهم ميکنه

135
00:07:21,540 --> 00:07:23,274
. لازم نيست که بد خلقي کني , عزيزم

136
00:07:23,275 --> 00:07:24,942
. هدف جفتمون يکي هست

137
00:07:24,943 --> 00:07:27,144
 جدا ؟ چون هدف من اينه که "کول" رو

138
00:07:27,145 --> 00:07:29,613
 از اون خونه زنده بيارم بيرون , که همين کار بنظر

139
00:07:29,614 --> 00:07:31,048
. در ليست هدف هايه تو شماره ي 10 هستم

140
00:07:31,049 --> 00:07:32,582
. حداقلش شماره ي 9 ديگه

141
00:07:32,584 --> 00:07:34,351
چه مرگته تو ؟
. اون برادرته

142
00:07:34,352 --> 00:07:36,187
, درسته , و من همچنين يه خواهر هم دارم

143
00:07:36,188 --> 00:07:38,222
. خواهري که اتفاقا بيشتر برام مهم هستش

144
00:07:38,223 --> 00:07:40,057
, و تا وقتي که بهم نگه که "ربکا" کجا هستش

145
00:07:40,058 --> 00:07:41,525
. تا جايي که به من مربوطه "کول" ميتونه , بپوسه

146
00:07:41,526 --> 00:07:42,960
 و شايد بخواي دشمن هات رو

147
00:07:42,961 --> 00:07:46,162
 درست مشخص کني , عزيزم , چون اين "فين" هست
. که معمار اين شکست بزرگ هستش

148
00:07:46,164 --> 00:07:47,531
. پس سريعتر کاراتو بکن

149
00:07:47,532 --> 00:07:48,866
 و ببين از کجا قدرتشو ميگيره

150
00:07:48,867 --> 00:07:51,567
. تا بتونيم متوقفش کنيم

151
00:08:03,614 --> 00:08:06,450
. يه نيم نگاهي ازش ديدم

152
00:08:06,451 --> 00:08:09,686
 اون اشياء خاص , نشان هايه مقدس

153
00:08:09,687 --> 00:08:11,622
. و جادوي تسجمي رو با هم ترکيب ميکنه

154
00:08:11,623 --> 00:08:14,256
کجا ؟

155
00:08:15,826 --> 00:08:19,863
. "لافايته " شماره يک , مقبره ي "ليون"

156
00:08:19,864 --> 00:08:21,864
و از چي استفاده ميکنه ؟

157
00:08:25,635 --> 00:08:28,171
. از قدرت والدينت

158
00:08:28,172 --> 00:08:30,674
و بفرما , فکر ميکردم که من نمونه ي بچه هاي

159
00:08:30,675 --> 00:08:32,776
. قدر نشناس هستم

160
00:08:36,180 --> 00:08:40,115
خوب پس , بريم و کارشون رو خراب کنيم ؟

161
00:08:44,187 --> 00:08:46,055
حالا کي لازمه که سريع تر بره ؟

162
00:08:53,753 --> 00:08:56,599
 . هدف ما اينجا اينه که با ضمير ناخودآگاه تو روبرو بشيم

163
00:08:56,600 --> 00:08:59,035
 يکي از اصل هاي پايان نامه ي من روي

164
00:08:59,036 --> 00:09:01,471
 متوقف کردن ضربه هاي روحي گذشته , و اينکه چطور ميتونه

165
00:09:01,472 --> 00:09:04,206
روي رفتار هاي نا بجا و اغلب خشونت بار , بروز بده

166
00:09:04,208 --> 00:09:06,209
 ميدوني , فک کنم سال 1897 بود که

167
00:09:06,210 --> 00:09:08,812
... يکي از دوست هاي صميمي من

168
00:09:08,813 --> 00:09:10,280
 بزار بهش بگيم , پدرخوانده ي

169
00:09:10,281 --> 00:09:11,915
علم روانکاوي مدرن .. چيزي رو

170
00:09:11,916 --> 00:09:14,984
 شبيه به همين در يک کافه اي در "ونيز" در حال چاي خوردن
. بهم گفت

171
00:09:16,487 --> 00:09:19,956
!الان مثلا ميخواي بگي که "فرويد" رو ميشناختي ؟

172
00:09:19,957 --> 00:09:24,193
... خوب , باشه , يه چيزي هست که حتّي "فرويد" هم نميدونست

173
00:09:24,194 --> 00:09:25,595
 بفرما بگو

174
00:09:25,596 --> 00:09:26,796
 وقتي يکي عميق ترين و زشت ترين

175
00:09:26,797 --> 00:09:30,833
. دردتو بدون رضايت تو ميگيره , چه شکلي هست

176
00:09:30,834 --> 00:09:36,873
. هم يه خلاصي خوب هست و هم يه تجاوز کامل هست

177
00:09:36,874 --> 00:09:39,976
برات آشناس ؟

178
00:09:39,977 --> 00:09:41,477
 خوبه , بيا با اون چيزي که تو

179
00:09:41,478 --> 00:09:43,946
. بهش "در قرمز" ميگي , شروع کنيم

180
00:09:43,947 --> 00:09:49,685
. اون يه تصور از گذشته و جواني منه

181
00:09:49,686 --> 00:09:55,091
 درِ يک کشتارگاه بودش

182
00:09:55,092 --> 00:09:58,728
 . بعضي موقع ها در ذهنم  ظاهر ميشه

183
00:09:58,729 --> 00:10:02,865
. يه خاطره هست , ولي همچنين يه استعاره هم هست

184
00:10:02,866 --> 00:10:07,203
 يه جايي براي کارهاي غير قابل توصيف هست که در تاريکي
. ساکنش هستن

185
00:10:07,204 --> 00:10:10,506
و چند تا درش هستن ؟

186
00:10:10,507 --> 00:10:12,007
. "ببين , "کميل

187
00:10:12,008 --> 00:10:14,777
. ميدوني که من با خشونت غريبه نيستم

188
00:10:14,778 --> 00:10:19,982
. معمولا , اگرچه , من يه کنترل خاصي دارم

189
00:10:19,983 --> 00:10:23,952
 اگرچه , حالا ها , ميتونم از آشتفگي و بي نظمي از پاي در بيام

190
00:10:23,954 --> 00:10:26,821
. و از اون کنترل آزاد بشم

191
00:10:29,491 --> 00:10:35,030
. پشت در , جايي هست که اعمال و کردارم پنهان ميشن

192
00:10:35,031 --> 00:10:37,666
چرا حالا همون دَر ؟

193
00:10:37,667 --> 00:10:40,169
 اونجا جايي هست که اولين زني که دوست داشتم

194
00:10:40,170 --> 00:10:42,503
. در جواب بهم گفت که دوستم داره

195
00:10:44,940 --> 00:10:48,509
و همچنين جايي هست که من بعد از کشتنش , جسدش رو اونجا
 گذاشتم

196
00:10:50,746 --> 00:10:54,815
. "هيچکي اينو نميدونه , حتي "نيکلاوس

197
00:10:54,817 --> 00:10:58,587
.برادرم همونقدري که من "تاتيا" رو دوست داشتم , اونم دوست داشت

198
00:10:58,588 --> 00:11:02,324
. هنوز فکر ميکنه که مادرمون اونو کُشته

199
00:11:02,325 --> 00:11:05,193
. و نه تنها اين يه دروغه

200
00:11:05,194 --> 00:11:07,529
. بلکه دروغي هست که من گفتم

201
00:11:07,530 --> 00:11:10,031
. و برادر من نميبخشه

202
00:11:10,032 --> 00:11:13,802
. و فراموش هم نميکنه

203
00:11:13,803 --> 00:11:15,637
براي همين , فک کنم براي جفتمون بهتره که

204
00:11:15,638 --> 00:11:17,972
 من فراموش کردم

205
00:11:21,209 --> 00:11:22,376
الايژا" ؟"

206
00:11:26,948 --> 00:11:29,284
الايژا"؟"

207
00:11:29,285 --> 00:11:32,153
مارسل" چه مرگشه ؟"

208
00:11:32,154 --> 00:11:33,822
 نميدونم

209
00:11:33,823 --> 00:11:35,422
. اصلا نميتونم درست فک کنم , خفن گشنمه

210
00:11:35,424 --> 00:11:36,825
 ما هممون گرسنه ايم

211
00:11:40,762 --> 00:11:43,565
, نزديک من بيا

212
00:11:43,566 --> 00:11:46,167
. بهت چنان سر درد ميدم که تا صد سال ديگه باقي بمونه

213
00:11:46,168 --> 00:11:47,435
 ارزششو داره

214
00:11:47,436 --> 00:11:49,269

215
00:11:49,271 --> 00:11:50,872

216
00:11:50,873 --> 00:11:54,209
ميشه کسي بگه , چه خبره ؟

217
00:11:54,210 --> 00:11:57,911
. محافظ هات ميخواستن منو بخورن

218
00:11:59,948 --> 00:12:01,749
. براي همين بهتره که يه درسي بهشون بدم

219
00:12:01,750 --> 00:12:04,818

220
00:12:05,653 --> 00:12:09,189
چي شد ؟

221
00:12:13,761 --> 00:12:16,096
"نيکلاوس"

222
00:12:22,470 --> 00:12:24,038
شما دو تا ؟

223
00:12:24,039 --> 00:12:27,440
اين چيه ؟

224
00:12:30,811 --> 00:12:33,113
 " اينجا"شامبر د شاس

225
00:12:34,315 --> 00:12:35,750
. اتاق شکار هست

226
00:12:35,751 --> 00:12:37,018
 اينجا جايي هست که جادوگرا , طعمه هاشون رو

227
00:12:37,019 --> 00:12:38,953
. براي تمرين هدف ذهنيشون ميارن

228
00:12:38,954 --> 00:12:40,755
 بدن هامون در دنيا واقعي هستش

229
00:12:40,756 --> 00:12:43,124
, روي زمين هست در حالي که ذهن هامون اينجاس

230
00:12:43,125 --> 00:12:47,962
.  و اين سر حيوون هاي نشانگر ما هستن

231
00:12:47,963 --> 00:12:50,331
بزاريد يه حدسي بزنم که

232
00:12:50,332 --> 00:12:52,233
. کي مسئول اين کابوس هست

233
00:12:52,234 --> 00:12:56,202
. فين" , خودتو نشون بده"

234
00:13:02,243 --> 00:13:04,144
 قدرتتو نگه دار

235
00:13:04,145 --> 00:13:06,914
. اينجا , کسي دستش به من نميخوره

236
00:13:06,915 --> 00:13:09,383
. جادو من , قوانين من

237
00:13:09,384 --> 00:13:13,487
پس فک کنيد , خونه ي خودتونه

238
00:13:13,488 --> 00:13:16,656
 چون قرار براي مدتي اينجا باشيم

239
00:13:24,081 --> 00:13:26,683
. خوب , اين آخريش بود

240
00:13:26,684 --> 00:13:29,119
. هر کسي که اين بيرون هست , رسما از حلقه ها خلاصه

241
00:13:29,120 --> 00:13:30,621
. و اينجوري بهتر هم هست

242
00:13:30,622 --> 00:13:32,356
. براي توئي که دورگه هستي گفتنش آسونه

243
00:13:32,357 --> 00:13:34,391
, من که بايد دوباره هر ماه تبديل بشم

244
00:13:34,392 --> 00:13:37,027
, و اگه گرگ هايي که به "فين" وفادار هستن به اينجا برگردن

245
00:13:37,028 --> 00:13:38,795
. کارمون ساختس

246
00:13:38,796 --> 00:13:41,498
پس بايد بپرسم , اين ازدواج کي هست ؟

247
00:13:41,499 --> 00:13:42,900
 ده روز ديگه

248
00:13:42,901 --> 00:13:44,868
 بعدش , قدرت "هيلي" , قدرت توئه

249
00:13:44,869 --> 00:13:47,070
 ماه کامل ديگه اثري روت نخواهد داشت

250
00:13:47,071 --> 00:13:48,539
به همه بگو

251
00:13:48,540 --> 00:13:50,374
 هر گرگي که ميخواد بايد اينجا باشه

252
00:13:50,375 --> 00:13:52,375
. تا شاهد اين ازدواج باشه

253
00:13:52,377 --> 00:13:54,077
. آره , ميتونم اينکارو بکنم

254
00:13:54,078 --> 00:13:55,412
شما ها ميخواين چيکار کنين ؟

255
00:13:55,413 --> 00:13:58,081
 ما ميريم که يه فرد بزرگتري رو ببينيم

256
00:13:58,082 --> 00:14:01,283
 ما به يه گرگ هلالي شکل  قديمي نياز داريم
. تا مراسم ازدواج رو اداره کنه

257
00:14:01,285 --> 00:14:04,955
, و بعدش امتحان ها هستش , نگران نباش

258
00:14:04,956 --> 00:14:07,324
, چند تا عهد ميبنديم , چند تا پريدن بر اساس اعتماد ميکنيم

259
00:14:07,325 --> 00:14:10,260
.. يکم گياه "کالموس" آبي از يه پيپ صلح دود ميکنيم

260
00:14:10,261 --> 00:14:11,660
 آب خوردنه

261
00:14:13,730 --> 00:14:16,599
 خوب , موفق باشيد

262
00:14:19,029 --> 00:14:22,138
حالا از کجا يه فرد بزرگتر پيدا کنيم ؟

263
00:14:22,139 --> 00:14:24,474
. خوب , بستگي داره

264
00:14:24,475 --> 00:14:27,276
دلت ميخواد که مادربزرگ منو ببيني ؟

265
00:14:29,123 --> 00:14:32,482
! بلند شو , بلند شو

266
00:14:34,352 --> 00:14:36,319
. يه بار لازمت داشتم

267
00:14:45,396 --> 00:14:47,030
کمي" ؟"

268
00:14:47,031 --> 00:14:50,032
داوينا" , تو چرا گوشي "کلاوس" رو جواب ميدي ؟"

269
00:14:50,034 --> 00:14:51,801
 چون نميتونم بيدارش کنم

270
00:14:51,802 --> 00:14:53,303
 چي ؟ "الايژا" هم غش کرده

271
00:14:53,304 --> 00:14:55,505
چه خبره ؟

272
00:14:55,506 --> 00:14:57,306
 چقدر من احمقم

273
00:14:57,308 --> 00:15:01,978
, طلسمي که "فين" استفاده کرده بود براي گير انداختن برادراش بود

274
00:15:01,979 --> 00:15:03,980
 که يعني "کول" هم در خطره

275
00:15:03,981 --> 00:15:06,015
حالا چيکار کنيم ؟

276
00:15:06,016 --> 00:15:09,619
 نميدونم

277
00:15:09,620 --> 00:15:13,222
 حداقلش , اين زندان

278
00:15:13,223 --> 00:15:15,324
از اون جعبه اي که منو براي

279
00:15:15,325 --> 00:15:18,628
. تقريبا 900 سال نگه داشتي , جاي راحت تري هست 

280
00:15:18,629 --> 00:15:21,797
. سر ها کار جالبي هست

281
00:15:21,798 --> 00:15:25,935
, بزار حدس بزنم .. من گرگ بد و بزرگ هستم

282
00:15:25,936 --> 00:15:29,037
. کول" روباه مکار هست"

283
00:15:29,039 --> 00:15:31,173
. الايژا" گوزن نجيب هست"

284
00:15:31,174 --> 00:15:35,645
, و تو , بطور مناسبي , گراز هستي

285
00:15:35,646 --> 00:15:39,515
/ از لحاظ نماد گرايي ميشه گفت مشخص بود

286
00:15:39,516 --> 00:15:42,451
. چرا اينجاييم ؟ بهم نگو

287
00:15:42,452 --> 00:15:44,887
. بخاطر مادر اينجاييم

288
00:15:44,888 --> 00:15:46,655
 من مجبورش نکردم که خون بخوره

289
00:15:46,656 --> 00:15:48,089
. و به هرچيزي که دوست ميداشت خيانت کنه

290
00:15:48,091 --> 00:15:49,592
. انتخاب خودش بود

291
00:15:49,593 --> 00:15:51,894
. بخاطر مادر نيست , بخاطر خودته

292
00:15:51,895 --> 00:15:54,862
 ميخوام بفهمي که احساس بي قدرتي چطوريه

293
00:15:54,864 --> 00:15:57,867
... براي همين ميخوام مهم ترين چيزتو ازت بگيرم

294
00:15:57,868 --> 00:15:59,869
 شهري که تو خيلي بهش علاقه مندي

295
00:15:59,870 --> 00:16:01,437
کارمون تموم شده اينجا ؟

296
00:16:01,438 --> 00:16:04,740
. الانم ما رو آزاد ميکني

297
00:16:04,741 --> 00:16:09,178
 آزاد ميکنم ... بعد از غروب آفتاب

298
00:16:09,179 --> 00:16:11,380
 چون در غروب آفتاب وقتي راه پيما هاي

299
00:16:11,381 --> 00:16:14,450
, شب "کارلاين" به خيابون ها بيان

300
00:16:14,451 --> 00:16:17,352
. طلسم مرز بندي من هم از بين ميره

301
00:16:17,353 --> 00:16:20,789
 مارسل" و خون آشام هاي گرسنه ـش آزاد ميشن"

302
00:16:20,790 --> 00:16:23,091
 تا هر چي سر راهشون باشه توي منطقه رو بکشن

303
00:16:23,092 --> 00:16:25,527
 حدس ميزنم که بعد از قساوتشون

304
00:16:25,528 --> 00:16:27,362
"جامعه ي ماوراء طبيعه ي شهر "نيور اولنز

305
00:16:27,363 --> 00:16:29,765
. بايد جايي ديگه اي براي خونشون انتخاب کنن

306
00:16:29,766 --> 00:16:31,433
ببين , من شهر برام مهم نيست

307
00:16:31,434 --> 00:16:34,136
 چيزي که برام مهمه , اينه که بدن انساني من

308
00:16:34,137 --> 00:16:36,805
 در کنار چندين خون آشام گرسنه , افتاده

309
00:16:36,806 --> 00:16:39,107
تو دعوات با اونا هستش , با من که نيست

310
00:16:39,108 --> 00:16:41,542
, تمام چيزي که تو اهميت ميدي , اينه که براحتي کشته ميشي

311
00:16:41,544 --> 00:16:43,512
ولي چي ميشه اگه آسيب پذيرت بکنن ؟

312
00:16:43,513 --> 00:16:47,681
بعدش چي ميشه ؟

313
00:16:54,991 --> 00:16:56,491
 خيلي خوب , آروم , آروم

314
00:16:56,492 --> 00:16:57,893
 اگه شروع به خوردن بکنيد , نميتونيد جلوي خودتون رو بگيريد

315
00:16:57,894 --> 00:16:59,327
 و بعدش اون مُرده , و بقيمون

316
00:16:59,328 --> 00:17:00,595
هنوز گرسنه ايم , باشه ؟

317
00:17:00,596 --> 00:17:01,796
 منو ببينيد

318
00:17:01,797 --> 00:17:05,667
. من توي جنگ در سنگر ها با افرادم گرسنگي کشيديم

319
00:17:05,668 --> 00:17:08,503
 اگه ما تونستيم اون زماني دربرارش مقابله کنيم , شما هم
. الان ميتونيد

320
00:17:08,504 --> 00:17:11,605
 ما در برابر اين گرسنگي باهم مبارزه ميکنيم

321
00:17:31,526 --> 00:17:35,163
 ماسک محافظ گاز يا جيره ي غذا نداريم , ولي بجاش کاکائو
 زياد داريم

322
00:17:35,164 --> 00:17:38,865
 بيشترش خاک هست تا کاکائو ولي همينم خوبه

323
00:17:40,068 --> 00:17:42,636
... سر جوخه , قربان

324
00:17:43,438 --> 00:17:47,207
 ميدونم که گرسنه ايد

325
00:17:50,311 --> 00:17:52,713
 هيچوقت از خودي ها نميخورم

326
00:17:52,714 --> 00:17:54,582
. يکي از آلماني ها رو بگير و بعد صحبت ميکنيم

327
00:17:54,583 --> 00:17:56,551
 سر جوخه

328
00:17:56,552 --> 00:17:59,420
. در مرکز فرماندهي کارتون دارن

329
00:17:59,421 --> 00:18:01,255

330
00:18:15,036 --> 00:18:17,504
 از جنگ متنفرم

331
00:18:18,572 --> 00:18:20,874
 و عاشق اين کلاه خودَم

332
00:18:22,076 --> 00:18:24,712
کلاوس" اينجا چيکار ميکني ؟"

333
00:18:24,713 --> 00:18:27,014
 خوب , تو قبل از يه وعده ي غذايي خوشمزه رفتي

334
00:18:27,015 --> 00:18:30,717
با خودم گفتم که برات دسرشو بيارم

335
00:18:40,427 --> 00:18:43,797
. برو . خودتم ميدوني که ميخواي

336
00:18:46,835 --> 00:18:48,868
.. شده که

337
00:18:50,771 --> 00:18:54,641
. "و بعدش بيا خونه به "نيواورلنز

338
00:18:57,345 --> 00:18:59,246
 بايد پيش افرادم برگردم

339
00:18:59,247 --> 00:19:01,114
افرادت ؟

340
00:19:01,115 --> 00:19:03,784
"نميخواد مسخره بازي دربياري "مارسل

341
00:19:03,785 --> 00:19:05,619
 بزار غذا جنگ بين خودشون باشه

342
00:19:05,620 --> 00:19:07,287
. ولي اشتباه نکن

343
00:19:07,288 --> 00:19:10,057
. جاي تو در خونه در کنار خانوادته

344
00:19:10,058 --> 00:19:12,693
 تو بهم يه بار گفتي که خانواده آدمايي هستن

345
00:19:12,694 --> 00:19:15,629
. که براشون ميجنگي و حاضرن برات بجنگن

346
00:19:15,630 --> 00:19:19,832
 پس تو برو خونه , "کلاوس" , من با خانوادمم

347
00:19:31,174 --> 00:19:34,814
هِي , حات خوبه ؟

348
00:19:37,848 --> 00:19:39,519
 هِي

349
00:19:39,520 --> 00:19:41,220
 واي خدا

350
00:19:41,222 --> 00:19:42,589
اون يه گاز گرگينه هست ؟

351
00:19:42,590 --> 00:19:44,457
. يه خراشه
. يه گازه 

352
00:19:44,458 --> 00:19:46,259
. اگه تا شش روز ديگه خون "کلاوس" بهت نرسه , مُردي

353
00:19:46,260 --> 00:19:47,594
... و وقتي اونا بفهممن

354
00:19:47,595 --> 00:19:49,663
 قرار نيست که بفهمن , براي همين

355
00:19:49,664 --> 00:19:51,598
. تو دهنت رو در اينباره ميبندي

356
00:19:51,599 --> 00:19:53,633
 و تو هم همينطور , ختم کلام

357
00:20:13,175 --> 00:20:15,588
ميشنوي ؟

358
00:20:15,589 --> 00:20:18,691
 اين صداي غذايي هست که ما حتي نميتونيم نزديکش بشيم

359
00:20:18,692 --> 00:20:21,294
. در حاليکه تو اينجا نشستي و از اين احمق محافظت ميکني

360
00:20:21,295 --> 00:20:23,496
. "اين فقط گرسنگي هست , "جيا

361
00:20:23,497 --> 00:20:24,764
 خيلي از مردم دنيا

362
00:20:24,765 --> 00:20:26,331
. از ما گرسنه تر بودن

363
00:20:26,333 --> 00:20:28,468
. وقتي ما رو تبديل کردي بهمون قولي دادي

364
00:20:28,469 --> 00:20:31,871
. هدف هايي داشتي که ما قبول کرديم , ولي الان نگامون کن

365
00:20:31,872 --> 00:20:33,806
, گرگينه ها گازمون گرفتن , زدنمون

366
00:20:33,807 --> 00:20:35,207
, اونطرف رودخانه تبعيدمون کردن

367
00:20:35,209 --> 00:20:37,543
 و حالا هم اينجا گير کرديم , و حالا هم وقتي ما

368
00:20:37,544 --> 00:20:39,312
, چشممون براي کمک به تو هستش

369
00:20:39,313 --> 00:20:41,981
. تو حتي بهمون نميگي که داري ميميري

370
00:20:41,982 --> 00:20:44,183
, تو مثلا قرار بود که رهبرمون باشي

371
00:20:44,184 --> 00:20:47,552
 ولي الان , گند زدي

372
00:21:12,411 --> 00:21:17,448
. ما هممون از اين نتوستيم زنده بيرون بيام , پسر

373
00:21:32,671 --> 00:21:38,756
 خوب , منظورتو رسوندي , ولي هيچکي از شوخي بيشتر

374
00:21:38,757 --> 00:21:40,424
 از روباه پير خوشش نمياد , ولي اگه تو بتوني

375
00:21:40,425 --> 00:21:41,759
... منو به بدنم برگردوني

376
00:21:41,760 --> 00:21:44,061
 بايد بگم که , خيلي هم خوشم مياد که

377
00:21:44,062 --> 00:21:46,897
, شما دو تا رو در اين حالت ببينم

378
00:21:46,898 --> 00:21:48,666
 البته از روشي که "ربکا" رو ول کردي , نه

379
00:21:48,667 --> 00:21:50,266
 بله

380
00:21:50,268 --> 00:21:51,702
با "ربکا" چيکار کردي ؟

381
00:21:51,703 --> 00:21:53,571
. تو رو بخدا , اون اول منو دور زَد

382
00:21:53,572 --> 00:21:55,172
. منم در جوابش دورش زدم

383
00:21:55,173 --> 00:21:56,807
, ببين , اگه بتوني منو به بدنم برگردوني

384
00:21:56,808 --> 00:22:00,477
. به هر کسي هر چيزي که لازم باشه , رو ميگم

385
00:22:00,478 --> 00:22:02,880
. چقدر من کوته فکرم

386
00:22:02,881 --> 00:22:05,516
, ربکا" , تو نميدوني کجا هستش"

387
00:22:05,517 --> 00:22:08,285
 و تنها چيزي که بين تو و خواهرمون هستش

388
00:22:08,286 --> 00:22:12,455
. اين احمق خودخواه هستش

389
00:22:12,457 --> 00:22:15,592
 شايد وقتشه که بري و از

390
00:22:15,593 --> 00:22:18,861
. بقيه ي زندگيت تا وقتي ميتوني لذت ببري

391
00:22:26,837 --> 00:22:30,886
براي عذر خواهي دير شده ؟

392
00:22:34,344 --> 00:22:35,746
 مرسي , رفيق

393
00:22:35,747 --> 00:22:36,847
 هنوز ازم تشکر نکن

394
00:22:36,848 --> 00:22:37,915
. وايسا

395
00:22:37,916 --> 00:22:40,684
, يکم ديگه , صبر کن

396
00:22:40,685 --> 00:22:43,787
. دقيقا , براي چند دقيقه وايسا

397
00:22:43,788 --> 00:22:47,090
چي ميگي ؟

398
00:22:47,091 --> 00:22:49,793
"فين"

399
00:22:49,794 --> 00:22:53,463
 نقشه داره تا در غروب آفتاب آزادتون کنه

400
00:22:53,464 --> 00:22:57,534
خيابون ها درست پشت در

401
00:22:57,535 --> 00:22:59,435
. پر از آدم ميشه 

402
00:22:59,437 --> 00:23:01,338
 با احساس گرسنگي يه نيمچه ديوونه ميشيد

403
00:23:01,339 --> 00:23:02,773
, و همينطور از جمعيت تغذيه ميکنيد

404
00:23:02,774 --> 00:23:04,374
 و اينکار هم پايان بخش , حضور مخفي خون آشام

405
00:23:04,375 --> 00:23:08,844
. در "نيو اورلنز" خواهد بود

406
00:23:11,937 --> 00:23:14,984
 مارسل" , حواست کجاست , به من  گوش کن"

407
00:23:14,986 --> 00:23:16,452
, شماها ازت برترن , بيشترن

408
00:23:16,454 --> 00:23:20,523
. و , راستش , عقلتون رو هم از دست دادين

409
00:23:20,524 --> 00:23:23,727
 زنده از اين ماجرا در نميايم

410
00:23:23,728 --> 00:23:25,095
نه

411
00:23:25,096 --> 00:23:28,063
 ما هممون از اين قضيه زنده بيرون ميايم

412
00:23:29,699 --> 00:23:33,436
داريم پياده ميريم به "باتون رو" ؟
*شهري در ايالت لوئيزيانا جايي که اينا هستن *

413
00:23:33,437 --> 00:23:35,772
. يکم دورتر

414
00:23:35,773 --> 00:23:37,273
نگراني ؟

415
00:23:37,274 --> 00:23:40,176
. نه , نگران نيستم , در صورتي که بايد باشم

416
00:23:40,177 --> 00:23:41,678
. اون مادر بزرگته

417
00:23:41,679 --> 00:23:44,414
 درسته . اون اغلبا از دخترايي که ميارم خونش خوشش مياد

418
00:23:44,415 --> 00:23:46,916
!جدا ؟

419
00:23:46,917 --> 00:23:49,986
!دقيقا چند تا دختر تا حالا پيشش بردي ؟

420
00:23:49,987 --> 00:23:51,721
! نه

421
00:23:51,722 --> 00:23:53,723
تا حالا هيچکي رو پيشش نبردم

422
00:23:53,724 --> 00:23:56,426
 پس بايد سعي کني , تأثير خوبي بزاري

423
00:23:56,427 --> 00:23:59,262
. چون هيچ ديوونه اي رو نداره که باهاش مقايسه کنه

424
00:23:59,263 --> 00:24:02,465
. من با مسن ها و بچه ها خوبم

425
00:24:02,466 --> 00:24:05,301
. فقط مابينش هست که توش گند ميزنم

426
00:24:05,302 --> 00:24:07,036
. دير کرديد

427
00:24:07,037 --> 00:24:09,405
... "مامان بزرگ "مري

428
00:24:09,406 --> 00:24:10,907
اين "هيلي" هستش

429
00:24:10,908 --> 00:24:12,742
. خيلي خوشحالم که ميبينمتون

430
00:24:12,743 --> 00:24:15,011
. حالا ميتوني حالت جذب مسن هاتو خاموش کني

431
00:24:15,012 --> 00:24:18,347
. شما دو تا دير کرديد و ما هم بايد شروع به کار کنيم

432
00:24:18,348 --> 00:24:20,716
 درسته , بله

433
00:24:20,717 --> 00:24:23,385
, مراسم ها قبل از ازدواجي هست که بايد انجام بديم

434
00:24:23,387 --> 00:24:25,488
که دقيقا چي هستش ؟

435
00:24:25,489 --> 00:24:27,323
, پرهيز کردن , تطهير کردن

436
00:24:27,324 --> 00:24:29,458
. مراسم آشکار سازي کردن , از چند تايي هستن که ميشه گفت

437
00:24:29,459 --> 00:24:31,060
مراسم چي ؟

438
00:24:31,061 --> 00:24:33,429
. سادس , تو حقيقت رو ميگي

439
00:24:33,430 --> 00:24:35,130
. اون حقيقت رو ميگه

440
00:24:35,132 --> 00:24:37,399
. رازها از بين ميرن , و همه هم خوشحال ميشيم

441
00:24:37,400 --> 00:24:40,436
منظورتون از "رازها از بين ميرن" چيه ؟

442
00:24:40,437 --> 00:24:45,074
. هر دو آلفا ساقه ي گُلِ "کالاموس" آبي رو دود ميکنن

443
00:24:45,075 --> 00:24:48,777
. با اينکار قلب ها و ذهن هاتون بهم پيوند ميخوره

444
00:24:48,778 --> 00:24:54,082
. اگه دروغي بينتون باشه , مراسم انجام نميشه

445
00:24:54,084 --> 00:24:55,951
. اين روش , هيچي دروغي درش نيس

446
00:24:55,952 --> 00:24:57,419
 اين مهمترين مراسم

447
00:24:57,420 --> 00:24:59,755
. جدا از خود مراسم ازدواج هستش

448
00:24:59,756 --> 00:25:02,825
 اميدوارم که تعداد زيادي راز و کارهاي شرم آور نداشته باشي

449
00:25:04,494 --> 00:25:08,830
 من اين کارو نميکنم

450
00:25:11,890 --> 00:25:16,237
 شرمنده , نميتونم

451
00:25:19,541 --> 00:25:22,377
 خوب , حالا درباره ي چي صحبت کنيم

452
00:25:22,378 --> 00:25:24,545
تا وقتي که شب بشه ؟

453
00:25:24,547 --> 00:25:27,014
. ميدونم , بياين درباره ي والدينمون صحبت کنيم

454
00:25:27,016 --> 00:25:30,018
, حالا , فهميدم که با مادرمون مهربون نبودي

455
00:25:30,019 --> 00:25:31,953
 ولي تعجب من رو تصور کن وقتي فهميدم که

456
00:25:31,954 --> 00:25:33,755
. مايکل" هم سرنوشتش همون شده"

457
00:25:33,756 --> 00:25:34,990
 آفرين , برادر

458
00:25:34,991 --> 00:25:36,224
 ببين , والديني که من ميخواستم دربارش صحبت کنم

459
00:25:36,225 --> 00:25:38,894
. پدر تو بود , پدر واقعيت

460
00:25:38,895 --> 00:25:40,295
 ميگم , تو بشدت در طول زندگيت

461
00:25:40,296 --> 00:25:41,595
 ميخواستي دربارش بدوني , و با اينحال در اولين فرصتي که
 بدست آوردي

462
00:25:41,597 --> 00:25:43,565
. اونو کُشتيش

463
00:25:43,566 --> 00:25:46,167
 برام سؤاله که چرا

464
00:25:46,168 --> 00:25:49,537
 شايد همون دليلي که تو "استر" رو کُشتي

465
00:25:49,538 --> 00:25:52,474
 قطع رابطه با مادر يکي از راه هايي هست که ميتونه

466
00:25:52,475 --> 00:25:56,110
. ديد آدم رو باز کنه که شخص درست رو بشناسه

467
00:25:56,112 --> 00:26:00,248
.. کاملا

468
00:26:00,249 --> 00:26:03,718
. ولي "استر" احمق نبود

469
00:26:03,719 --> 00:26:08,056
 اون به خواسته هاي تو دقيقا اشاره کرد , و دونستن پدر واقعيت

470
00:26:08,057 --> 00:26:10,390
... در صدر اون ليست بود

471
00:26:13,863 --> 00:26:17,765
نه , چيز ديگه اي در صدر

472
00:26:17,766 --> 00:26:22,237
 ليست علاقه هاي تو هست و اون چيز شهر مورد علاقت نيستش

473
00:26:22,238 --> 00:26:25,173
 چون من قراره که ازت بگيرمش

474
00:26:25,174 --> 00:26:26,608
 اونم با استفاده از خون آشام هاي خودت

475
00:26:26,609 --> 00:26:29,577
. و به زور اين تو رو عصباني نکرد

476
00:26:29,578 --> 00:26:31,446
, فکر کردم شايد "ربکا" باشه

477
00:26:31,447 --> 00:26:33,615
ولي همچنان آروم موندي , حتي وقتي تنها نفري که

478
00:26:33,616 --> 00:26:36,117
. سرنوشتو ميدونسته , احتمالا به سرنوشت خودش رسيده

479
00:26:36,118 --> 00:26:38,286
 دارم به شدت با ميلم به اينکه

480
00:26:38,287 --> 00:26:40,620
 سر جدا شدت روي يکي از اين ديوار ها نصب کنم , ميجنگم

481
00:26:40,622 --> 00:26:42,689
, بعدش فک کردم که برادر مورد علاقت هستش

482
00:26:42,691 --> 00:26:45,626
, ولي مادر اونو هزار تيکه ش کرد

483
00:26:45,627 --> 00:26:48,362
 و بجاي اينکه اونو خوبش مني , ولش کردي

484
00:26:48,363 --> 00:26:50,898
. تا معلوم نيست کجا , خودش به خودش برسه

485
00:26:50,899 --> 00:26:52,733
, ميدوني , اگه بهتر نميدونستم

486
00:26:52,734 --> 00:26:55,937
, ميگفتم که داري چيزي از من مخفي ميکني

487
00:26:55,938 --> 00:26:58,973
. يه چيز بزرگ , و تاريک

488
00:26:58,974 --> 00:27:01,008
, شايد پدر واقعيت فهميده بود که چه چيزي بوده

489
00:27:01,009 --> 00:27:02,243
. و مجبور بودي که بکشيش

490
00:27:02,244 --> 00:27:04,078
ميخواي بدوني که چرا من پدرمو کُشتم ؟

491
00:27:04,079 --> 00:27:05,212
آره

492
00:27:05,213 --> 00:27:06,647
, وقتي خانوادم  منو نااُميد ميکنن

493
00:27:06,648 --> 00:27:08,182
 من باهاشون بحث نميکنم

494
00:27:08,183 --> 00:27:10,618
. من نابودشون ميکنم

495
00:27:10,619 --> 00:27:13,454
پس راز اينه که هيچ رازي نيستش ؟

496
00:27:13,455 --> 00:27:16,690
. مشتاق هيچي نيستي , و به هيچکي اهميت هم نميدي

497
00:27:16,691 --> 00:27:19,093
... خوب

498
00:27:19,094 --> 00:27:21,729
. مشکل اينه که , برادر , من باورت نميکنم

499
00:27:21,730 --> 00:27:23,964
, برام مثل روز روشنه که تو يه چيزي رو داري مخفي ميکني

500
00:27:23,965 --> 00:27:26,934
, و از اونجايي که من حضورت رو در اينجا کنترل ميکنم

501
00:27:26,935 --> 00:27:28,402
پس تمامي وقت هاي دنيا رو دارم که

502
00:27:28,403 --> 00:27:31,838
. بفهمم چي ميتونه باشه

503
00:27:44,096 --> 00:27:48,167
. هيلي" ؟ , "هيلي" , صبر کن"

504
00:27:48,168 --> 00:27:49,936
."من نميتونم اينکارو بکنم , "جک

505
00:27:49,937 --> 00:27:51,537
 تو تنها کسي نيستي که چيزايي داري

506
00:27:51,538 --> 00:27:52,738
. که ترجيح ميدي دربارشون صحبت نکني

507
00:27:52,739 --> 00:27:54,740
. بعضي از رازهام مال خودم نيست که بگم

508
00:27:54,741 --> 00:27:56,675
. شايد يکم صداقت خوب باشه

509
00:27:56,676 --> 00:27:59,712
. جک" , من با خانواده ي اصيل ها زندگي ميکنم"

510
00:27:59,713 --> 00:28:05,250
. در اون خانواده , بعضي موقع ها صداقت تو رو به کشتن ميده

511
00:28:07,553 --> 00:28:12,124
. ما هممون چيز هايي داريم که اميدواريم هيچوقت آشکار نشن

512
00:28:12,125 --> 00:28:14,660
الان , شايد از چيزايه که ميخوام بگم

513
00:28:14,661 --> 00:28:16,395
 بيشتر از چيزايي که تو مخفي کردي خوشت نياد

514
00:28:16,396 --> 00:28:17,763
 اي کاش حرفت درست بود

515
00:28:17,764 --> 00:28:19,931
 خوب , برگرد پيش من

516
00:28:21,300 --> 00:28:24,036
, در هر دفعه يک قدم بر ميداريم

517
00:28:24,037 --> 00:28:26,805
, و اگه چيزي تو رو معذب کرد

518
00:28:26,806 --> 00:28:29,407
... بهم ميگي , و ما هم متوقف ميکنيم

519
00:28:30,309 --> 00:28:33,712
, و وقتي زمان اعتراف کردن شد

520
00:28:33,713 --> 00:28:36,781
.. اول من اعتراف ميکنم چون من فرار نميکنم

521
00:28:38,417 --> 00:28:40,752
. و به آسوني هم نميترسم

522
00:28:40,753 --> 00:28:45,857
 راز هاي تو رازهاي منه , اهريمن هاي درونت , اهريمن هاي
, درون منه

523
00:28:45,858 --> 00:28:49,461
. و هيچوقت مجبور نخواهي بود که تنها باهاشون بجنگي

524
00:28:49,462 --> 00:28:53,364
. اينو بهت قول ميدم

525
00:28:54,966 --> 00:28:57,468
. خواهش ميکنم

526
00:29:05,410 --> 00:29:11,650
 آروم باشيد , آروم باشيد

527
00:29:11,651 --> 00:29:14,085
من بهت دو دقيه وقت ميدم تا توضيح بدي که

528
00:29:14,086 --> 00:29:19,057
 چرا نبايد ما بيايم اون بالا و اون جادوگر رو نخوريمش

529
00:29:19,058 --> 00:29:20,825
. تو بهمون دروغ گفتي

530
00:29:20,826 --> 00:29:22,393
. تو به هر چيزي که بهمون گفتي , خيانت کردي

531
00:29:22,395 --> 00:29:23,895
چطوري ميتوني , رهبري مون کني ؟

532
00:29:32,004 --> 00:29:34,139
 هي

533
00:29:36,075 --> 00:29:38,576
 جو" , "جو" , نه"

534
00:29:38,577 --> 00:29:40,044
"جو"؟ , "جو"

535
00:29:40,045 --> 00:29:42,647
 تو اون ماسک هاي ضد گاز رو نگرفتي

536
00:29:42,648 --> 00:29:44,816
 شرمندم , نااُميدت کردم , برادر

537
00:29:44,817 --> 00:29:48,653
 نه , اگه ما رو مثل خودت خون آشام کني

538
00:29:48,654 --> 00:29:51,556
. بيا اين جنگ رو برابرش کنيم

539
00:29:51,557 --> 00:29:54,224
. تبديلمون کن

540
00:30:09,775 --> 00:30:11,876
! هِي . هِي

541
00:30:14,079 --> 00:30:18,482
 شرمندم که نااُميدت کردم , خوب , همتون رو

542
00:30:18,483 --> 00:30:21,652
..ولي حسّي که شماها الان داريد

543
00:30:21,653 --> 00:30:26,023
, اين يأس و گرسنگي , من هم پشت سر گذروندمشون

544
00:30:26,024 --> 00:30:29,025
 , و اگه بزارين کمکتون کنم تا زنده بمونيد , تضمين ميکنم که

545
00:30:29,027 --> 00:30:33,096
. فقط باعث قويتر شدنمون ميشه

546
00:30:33,098 --> 00:30:35,866
, در غروب آفتاب , "وينسنت" قراره طلسم مرزبندي رو برداره

547
00:30:35,867 --> 00:30:38,102
 و اون درها باز ميشه , و ما هم

548
00:30:38,103 --> 00:30:40,871
. يکراست وسط يه مَشت آدم بيگناه خواهيم بود

549
00:30:40,872 --> 00:30:42,606
 نميتونيم الان از هم پاشيده بشيم

550
00:30:42,607 --> 00:30:45,309
. بيگناه , گناهکار , فرقي نداره , ما گرسنه ايم

551
00:30:45,310 --> 00:30:47,178
. بايد ما تغذيه بشيم

552
00:30:47,179 --> 00:30:49,446
. ما از بومي ها تغذيه نميکنيم , اين قانونمونه

553
00:30:49,447 --> 00:30:51,882
, اينطوري تونستيم 300 سال در اين شهر دووم بياريم

554
00:30:51,883 --> 00:30:54,118
 و براي همين هم بهش خونه ميگيم

555
00:30:54,119 --> 00:30:56,987
. چون ما بر اساس قوانيني زندگي ميکنيم

556
00:30:56,988 --> 00:30:58,822
 همون قوانيني که بهت اجازه نميده

557
00:30:58,823 --> 00:31:03,559
که به مردم خودت بگي که داري از گاز يه گرگينه ميميري ؟

558
00:31:07,165 --> 00:31:09,800
. من از هيچ چيزي نميميرم

559
00:31:09,801 --> 00:31:12,069
من يه شيشه کوچک از خون "کلاوس" در خونم

560
00:31:12,070 --> 00:31:14,271
 اونطرف رودخانه همراه با مقدار کافي خون

561
00:31:14,272 --> 00:31:16,673
. تا همه ي شما رو سير کنه

562
00:31:16,674 --> 00:31:19,910
 تمام کاري که بايد بکنيم , رسيدن به اونجاس

563
00:31:19,911 --> 00:31:21,979
. يه بار تو ازم پرسيدي که براي چي دارم ميجنگم

564
00:31:21,980 --> 00:31:26,316
, بهت گفتم , که ارم براي شهرم , براي خانوادم ميجنگم

565
00:31:26,317 --> 00:31:29,419
. ولي اگه ما اون بيرون تغذيه بشيم , خونه مون رو از دست ميديم

566
00:31:29,420 --> 00:31:32,823
. بزودي مرزبندي برداشته ميشه

567
00:31:32,824 --> 00:31:36,092
 بزاريد کمکتون کنم که به خونه برسيم

568
00:31:58,615 --> 00:32:00,049
. برداشته شده

569
00:32:02,252 --> 00:32:03,686
 بريم

570
00:32:16,063 --> 00:32:19,166
. واقعا براي تو شرم داره که "نيو اولنز" رو از دست بدي

571
00:32:19,167 --> 00:32:21,301
 خيلي براش زحمت کشيدي تا خونه ـت بکنيش

572
00:32:21,302 --> 00:32:23,503
 از اونطرف , اين شهر خيلي برات

573
00:32:23,504 --> 00:32:25,272
. خوش يمن نبوده

574
00:32:25,273 --> 00:32:29,208
, خيانت "مارسل" , حمله ي پدرت

575
00:32:29,210 --> 00:32:31,710
 از دست دادن بچه رو داشتي

576
00:32:34,514 --> 00:32:39,152
. جادوي تجسمي ,  يه مهارت حساسي هست

577
00:32:39,153 --> 00:32:41,521
. چيزي که بايد خيلي دقيق انجا بشه

578
00:32:41,522 --> 00:32:45,292
 اگر بطور اشتباهي ما رو تجسم کني , همين جادو

579
00:32:45,293 --> 00:32:47,093
. که اين اتاق بر اساسش ساخته شده نابود ميشه

580
00:32:47,094 --> 00:32:48,561
مگه نه ؟

581
00:32:48,562 --> 00:32:50,162
 , مطمئن باش که اشتباهي تجسم نشدي

582
00:32:50,164 --> 00:32:54,067
 خوب , اين بستگي به اين داره که چقدر شکارچي , طعمه شو
. ميشناسه

583
00:32:54,068 --> 00:32:57,837
 اين نماي خارجي ... اين وهمي

584
00:32:57,838 --> 00:33:00,807
, که در طول زندگيم درست کردم

585
00:33:00,808 --> 00:33:05,178
 گوزن نجيب ... چيزي بيشتر از

586
00:33:05,179 --> 00:33:10,350
, يه خود گول زني , و بقيه رو گول زدن نيستش

587
00:33:10,351 --> 00:33:12,919
, براي اينکه اگه من واقعا نجيب بودم , برادر

588
00:33:12,920 --> 00:33:14,887
 اين رو ازت مخفي نگه نميداشتم

589
00:33:14,888 --> 00:33:20,326
 يه کار شرم آور که مثل ترسو ها به مادر اجازه دادم

590
00:33:20,327 --> 00:33:23,729
. که از حافظم پاکش کنه

591
00:33:25,832 --> 00:33:27,867
. کسي که "تاتيا" رو کُشت من بودم

592
00:33:30,437 --> 00:33:35,475
. من بودم که اون شکارش کردم و بيرحمانه با لذت گوشتشو خوردم

593
00:33:35,476 --> 00:33:38,611
/ من اونو ازمون جدا کردم

594
00:33:38,612 --> 00:33:41,714
. مادر کار رو به گردن گرفت

595
00:33:41,715 --> 00:33:46,118
, برادر , مطمئن بودم که اگه ميدونستي

596
00:33:46,119 --> 00:33:49,221
. امکان نداشت که منو ببخشي

597
00:33:49,222 --> 00:33:51,057
, شايد کار سزاوار سرزنش باشه

598
00:33:51,058 --> 00:33:52,525
 ولي اينکه تو داري به انجامش اعتراف ميکني

599
00:33:52,526 --> 00:33:55,127
. ثابت ميکنه که تو هميني که فکر ميکردم هستي

600
00:33:55,128 --> 00:33:58,130
. جادوي من ميمونه
واقعا ؟

601
00:33:58,131 --> 00:34:04,803
. مشخص شد که برادر من حتي از خود من هم فاسد تره

602
00:34:09,909 --> 00:34:15,447
, اون ديگه گوزن نجيب نيستش

603
00:34:15,448 --> 00:34:17,950
 در واقع يه هيولاي متفاوتي هست

604
00:34:17,951 --> 00:34:22,755
 هست که وجود داره , و تو همچين در تجسم کردن

605
00:34:22,756 --> 00:34:24,423
 من هم ناموفق بودي , چون يه چيزي هست

606
00:34:24,424 --> 00:34:27,759
... که هيچوقت فکر نميکردي من از عهدش بر بيام

607
00:34:34,166 --> 00:34:35,634
. بخشش

608
00:34:40,105 --> 00:34:45,244
. تو , "فين" همچنان همون گراز براي قرن ها موندي

609
00:34:45,245 --> 00:34:48,480
. ولي اينجاست که اشتباه اصليت رخ داده

610
00:34:48,481 --> 00:34:51,083
 تو هيچوقت نفهميدي که پيوند خانوادگي

611
00:34:51,084 --> 00:34:53,517
. خيلي مهمتر از هر چيز ديگه اي هست

612
00:34:53,519 --> 00:34:56,521
. چيزايي مثل پاپوش دوختن و حسادت ها

613
00:34:56,522 --> 00:34:59,858
, اونا بر مشکلات قديمي غلبه ميکنن , و , بله

614
00:34:59,859 --> 00:35:05,464
 اونا از عهده ي اينکه اجازه بدن يک هيولا

615
00:35:05,465 --> 00:35:09,333
 گناه بزرگ يک هيولا ديگه رو ببخشه , بر ميان

616
00:35:16,708 --> 00:35:18,210
چطور اينکار ممکنه ؟

617
00:35:18,211 --> 00:35:20,545
 جادوت مثل درکت از

618
00:35:20,546 --> 00:35:22,380
. برادر هاي خودت عيب دار هست

619
00:35:22,381 --> 00:35:25,849
برام سؤاله , که الانم نميشه بهت دست زد ؟

620
00:35:29,888 --> 00:35:32,389
خدا روشکر , حالت خوبه ؟

621
00:35:34,058 --> 00:35:36,227
الان , آره

622
00:35:38,230 --> 00:35:42,167
چي شد ؟ حال "کول" خوبه ؟

623
00:35:42,168 --> 00:35:44,903
. منم خوبم , ممنون که نگرانم بودي

624
00:35:44,904 --> 00:35:47,872
 البته , دوستت و مردم منطقه ي فرانسوي ها

625
00:35:47,873 --> 00:35:49,339
. فکر نکنم اينطور باشن 

626
00:35:49,341 --> 00:35:50,875
 الان , من ميتونم اينجا وايسم و بطور کامل

627
00:35:50,876 --> 00:35:53,544
 برات توضيح بدم , يا تو ميتوني يه خورده اعتماد بکني

628
00:35:53,545 --> 00:35:55,313
 و با من بياي

629
00:35:55,314 --> 00:35:56,981
 اوني که منتظر بود تو کونتو تکون بدي و از جات بلند شي
! من بودم

630
00:35:56,982 --> 00:35:59,516
بزن بريم

631
00:36:10,763 --> 00:36:12,563

632
00:36:20,572 --> 00:36:23,207
. حسّي که الان داريد , گرسنگي و عطش هست

633
00:36:23,208 --> 00:36:30,581
. بر خلاف هر حسّي که تا حالا داشتيد , هست

634
00:36:30,582 --> 00:36:32,717
 و اين بزرگترين سلاحتون هست , و آلمان ها

635
00:36:32,718 --> 00:36:34,685
دارن از اون طرف تپه ها با فکر اينکه

636
00:36:34,686 --> 00:36:36,787
, از روي جنازه هامون رد بشن و شهر رو بگيرن , ميان

637
00:36:36,788 --> 00:36:39,156
 ولي اين اتفاق نميافته چون يک چيز در بين راه

638
00:36:39,157 --> 00:36:43,561
. دشمن ايستاده ... ما , و اشتباه نکنيد

639
00:36:43,562 --> 00:36:48,232
. ما يک يگان , يک ارتش , يک خانواده هستيم

640
00:36:48,233 --> 00:36:51,202
, خانواده اونايي که همخونشون هستيد نيستن

641
00:36:51,203 --> 00:36:54,805
. اونايي هستن که براشون ميجنگيد و براي شما ميجنگن

642
00:36:57,876 --> 00:37:01,478
, امشب ما از خون دشمن هامون تغذيه ميکنيم

643
00:37:01,479 --> 00:37:05,816
. و اگه ما مُرديم , دوباره زنده ميشيم , و دوباره تغذيه ميکنيم

644
00:37:05,817 --> 00:37:09,119
, ما برادران لعنت شده هستيم

645
00:37:09,120 --> 00:37:11,521
! و شکست نميخوريم

646
00:37:11,523 --> 00:37:13,356
! آره

647
00:37:13,358 --> 00:37:14,691
! بريد بالا

648
00:37:14,692 --> 00:37:16,960

649
00:37:33,877 --> 00:37:36,946

650
00:37:39,082 --> 00:37:42,318

651
00:37:46,190 --> 00:37:48,524
 فک نکنم بتونيم

652
00:38:04,401 --> 00:38:06,170
 همه چيز اين بيرون آرومه

653
00:38:06,171 --> 00:38:07,771
پس کدوم گوري هستن ؟

654
00:38:07,772 --> 00:38:09,039
 تو اطراف بگرد

655
00:38:09,040 --> 00:38:11,340
 ببينم ميتونيم پيداشون کنم

656
00:38:38,269 --> 00:38:40,337
 خوش اومدي , سرباز

657
00:38:40,338 --> 00:38:42,571
. يکم از خون "کلاوس" بهت دادم

658
00:38:42,573 --> 00:38:46,041
 تو دقيقا بهوش نبودي

659
00:38:57,087 --> 00:38:59,389
 بقيه رفتن طبقه ي پايين

660
00:38:59,390 --> 00:39:01,723
 جاي کيسه هاي خونت

661
00:39:03,493 --> 00:39:05,562
. ولي تو نرفتي

662
00:39:05,563 --> 00:39:08,097
 ببخشيد که اذيتت کردم

663
00:39:13,269 --> 00:39:17,106
"فقط افراد ضعيف هستن که مقامات رو به چالش نميکشن , "جيا

664
00:39:17,107 --> 00:39:18,942
. کارت خوب بود

665
00:39:22,573 --> 00:39:26,316
 من قدرت شخصيت شما رو تحسين ميکنم

666
00:39:26,317 --> 00:39:28,051
 همين الان تبريک گفن هام به

667
00:39:28,052 --> 00:39:30,085
. خون آشام هات طبقه ي پايين تموم شد

668
00:39:30,087 --> 00:39:31,620
چيکارشون کردي ؟

669
00:39:31,622 --> 00:39:33,923
 کار غير قابل برگشتي نيست

670
00:39:33,924 --> 00:39:36,592
. "اومدن يک سؤالي ازت بپرسم , "مارسل

671
00:39:36,593 --> 00:39:39,394
 ببين , امروز , من يه مقدار زمانمو با برادرام گذروندم

672
00:39:39,396 --> 00:39:41,898
, اونا سختي هاي زيادي کشيدن تا چيزي رو ازم مخفي کنن

673
00:39:41,899 --> 00:39:46,102
يک رازي که مخفي نگه داشتن

674
00:39:46,103 --> 00:39:49,437
, حالا , شايد من نتونم رازشون رو ازشون بفهمم

675
00:39:49,439 --> 00:39:52,807
. ولي حاضرم شرط ببندم که از تو ميتونم

676
00:39:54,110 --> 00:39:55,945
حال دخترم چطوره ؟

677
00:39:55,946 --> 00:39:59,681
 , اون و من توي دستاي خوب کسي هستيم

678
00:39:59,683 --> 00:40:03,552
, البته اگه بگي بر ميگردم
. نه نميخواد

679
00:40:03,553 --> 00:40:05,721
 همون جايي که لازم هست , هستي

680
00:40:05,722 --> 00:40:07,490
پس شهر در امانه ؟

681
00:40:07,491 --> 00:40:08,991
 خوب , من دقيقا دور و ور لفظي

682
00:40:08,992 --> 00:40:10,860
. مثل "امن" نميرم

683
00:40:10,861 --> 00:40:14,230
 مارسل" و همه ي خون آشام هاش بطور غير منتظره اي"
. غيب شدن

684
00:40:14,231 --> 00:40:16,098
, کول" آب شده رفته زمين , "ربکا" همچنان گم هست"

685
00:40:16,099 --> 00:40:20,536
, و "فين" هم بطور خطرناکي به رازي که داريم مشکوکه

686
00:40:20,537 --> 00:40:25,441
. حرفش شده , چيزي که گفتم رو جدي گفتم

687
00:40:25,442 --> 00:40:29,078
 من هم ميتونم ببخشم

688
00:40:29,079 --> 00:40:32,615
لازمه که ما همچنان روي دشمن مشترکمون متمرکز باشيم

689
00:40:32,616 --> 00:40:35,017
 در تماس خواهم بود

690
00:40:36,619 --> 00:40:40,055
 سواره نظام از راه رسيد

691
00:40:40,056 --> 00:40:42,291
 و به موقع هم رسيد , بي شک مشتاق هست

692
00:40:42,292 --> 00:40:44,326
 که "جاش" عزيزش رو نجات بده

693
00:40:44,327 --> 00:40:46,962
. درسته . فقط بهم بگو چي نياز داري

694
00:40:46,963 --> 00:40:49,431
 خوب , ميتوني با سؤال کردن از گرگ هات

695
00:40:49,432 --> 00:40:52,501
 , براي فهميدن اينکه "فين" با "مارسل" و خون آشام چيکار کرده
. شروع کني

696
00:40:52,502 --> 00:40:54,603
 خوب , همين کارو ميکردم , ولي بيشر گرگ ها

697
00:40:54,604 --> 00:40:56,238
 "رفتن جاي مُرداب منتظر "هيلي

698
00:40:56,239 --> 00:40:58,005
. و "جکسون" هستن تا آزمايش هاي ازدواجشون رو تموم کنن

699
00:40:58,007 --> 00:41:00,409
و چه آزمايش هايي هستش ؟

700
00:41:00,410 --> 00:41:02,311
 ميدوني , همون چيزاي ساده و قديمي گرگينه ها

701
00:41:02,312 --> 00:41:03,678
 ميرن به جنگل و

702
00:41:03,680 --> 00:41:05,947
. ساقه ي گُل "کالاموس آبي" رو از يه پيپ آرامش دود ميکنن

703
00:41:05,948 --> 00:41:10,018
, کالاموس آبي " , يه گياه خاص"

704
00:41:10,019 --> 00:41:15,023
 براي خيلي ها به خاطر مشخصه هاي خاصي که درمورد
. سِرُم حقيقت داره , شناخته ميشه

705
00:41:15,024 --> 00:41:18,293
 در نسل هاي گذشته , در بين گرگينه ها براي

706
00:41:18,294 --> 00:41:22,964
مراسم هاي آشکار سازي , و مراسم تاريخي که

707
00:41:22,965 --> 00:41:27,034
. در اون راز هاشون رو فاش ميکنن

708
00:41:29,738 --> 00:41:32,374
. فک نکنم همچين چيزي رو اشاره کرده بودن

709
00:41:32,375 --> 00:41:34,075
 فقط گفتم که بايد يه مُشت مراسم

710
00:41:34,076 --> 00:41:35,543
. و کاراي تشريفاتي رو انجام بدن

711
00:41:35,544 --> 00:41:38,646
و دقيقا کجا , "جکسون" , "هيلي" رو برده ؟

712
00:41:38,647 --> 00:41:42,517
منطقه ي اي در اعماق مُرداب , چرا ؟

713
00:41:42,518 --> 00:41:45,520
. همين ديگه . همين جا بمون

714
00:41:45,521 --> 00:41:48,490
وايسا , همين ؟ تو کجا ميري ؟

715
00:41:48,491 --> 00:41:52,660
, من ميرم تا يه گَپ کوچولوي با عروس داشته باشم

716
00:41:52,661 --> 00:41:59,579
و بهش بگم که بعضی از راز ها بهتره که گفته نشه

717
00:41:59,580 --> 00:42:03,403
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgar</font>

717
00:42:03,580 --> 00:42:23,403
<font color="#64ad2f">خبرگزاري آريافيلم به روزترين اخبار دنياي فيلم و سريال  </font>
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
<font color="#bb1e1e"> www.warez-ir.asia با همکاري  </font>