﻿1
00:00:00,310 --> 00:00:01,510
 آنچه گذشت

2
00:00:01,510 --> 00:00:02,590
, داليا" به اينجا ميادش"

3
00:00:02,590 --> 00:00:03,510
. بخاطر کششي که از طرف دختر تو هستش

4
00:00:03,520 --> 00:00:05,360
.هرکسي که در مقابلش وايسته رو هم ميکشه

5
00:00:05,360 --> 00:00:06,430
. با اينحال تو ميخواد جلوش وايسي

6
00:00:06,430 --> 00:00:08,670
. تنها فرصتي که دارم اينه که با تو متحد بشم و بکشمش

7
00:00:08,670 --> 00:00:09,970
. فريا" ممکنه به ما خيانت کنه"

8
00:00:09,980 --> 00:00:12,110
چي ميشه اگه "هوپ" بخاطر کاراش آسيبي ببينه ؟

9
00:00:12,110 --> 00:00:14,730
. برادر ما بايد از هر سلاحي که داريم استفاده کنيم

10
00:00:14,730 --> 00:00:18,410
. محفل "ترمه" , "وينسنت گريفث" رو پس ميخوان

11
00:00:21,700 --> 00:00:22,520
تو ديگه کي هستي ؟

12
00:00:22,520 --> 00:00:23,750
وينسنت گريفث" زنده هست"

13
00:00:23,750 --> 00:00:25,890
.و از نفوذ برادرم "فين" هم آزاد هست

14
00:00:25,890 --> 00:00:27,210
 "يه جادوگر به نام "ايوا سينکلر

15
00:00:27,220 --> 00:00:30,130
. بچه ها رو ميدزديده و از قدرتشون استفاده ميکرده

16
00:00:30,130 --> 00:00:32,550
 با توچه به اينکه يه جادوگر درون منه که سعي داره ازم خارج يشه

17
00:00:32,550 --> 00:00:33,650
. بهتره که الان تنها نباشم

18
00:00:33,650 --> 00:00:34,830
. ميبينم که "مارسل" گذاشته بياي بيرون

19
00:00:34,830 --> 00:00:35,930
. چيزايي که ميدونستم رو بهش گفتم

20
00:00:35,930 --> 00:00:37,280
, ولي اگه "ايوا" قراره به اينجا برگرده

21
00:00:37,280 --> 00:00:39,090
. من ديگه هيچکاري باهاش ندارم

22
00:00:39,520 --> 00:00:40,610
ربکا"؟"

23
00:00:42,260 --> 00:00:43,680
, من همش خاطره هايي هست که به ذهنم ميان

24
00:00:43,680 --> 00:00:45,990
. ولي بلافاصله از بين ميرن

25
00:00:54,690 --> 00:00:57,400
. هممون با شيطاني در درونمون زندگي ميکنيم

26
00:00:57,790 --> 00:00:59,490
!"ربکا مايکلسون"

27
00:01:02,890 --> 00:01:05,120
. تا ابد که نميتوني از من مخفي بموني

28
00:01:07,700 --> 00:01:10,030
. بعضي روزها ميتوني کنترلشون کني

29
00:01:14,020 --> 00:01:16,140
! اينجا خونه ي منه

30
00:01:19,840 --> 00:01:20,750
حالت خوبه ؟

31
00:01:21,240 --> 00:01:23,470
. و بعضي روز ها هم اونا تو رو کنترل ميکنن

32
00:01:28,170 --> 00:01:30,500
. و هميشه هم گرسنه هستش

33
00:01:32,030 --> 00:01:35,740
. و از شهوت و آرزو تغذيه ميشه

34
00:01:39,840 --> 00:01:41,810
, و وقتي که  تو خواب باشي

35
00:01:43,040 --> 00:01:45,120
. شيطان درونت هرگز نميخوابه

36
00:01:49,320 --> 00:01:53,000
... وسوست ميکنه که از هر خط قرمزي که تا حالا داشتي رد بشي

37
00:01:56,970 --> 00:01:58,830
.. و در همه ي مدت در تعقيبت هست

38
00:02:02,440 --> 00:02:03,560
... و تعقيبت هست

39
00:02:05,080 --> 00:02:08,430
... تو رو از شناختن دوست از دشمن ناتوان ميسازه

40
00:02:14,000 --> 00:02:17,130
... ولي وقتي که عزيزانت رو به دشمن هات تبديل کنه

41
00:02:18,860 --> 00:02:21,490
. شيطان درونت , کاملا از پاي درت مياره

42
00:02:28,780 --> 00:02:30,000
!ازش دور شو

43
00:02:37,030 --> 00:02:38,610
ربکا" , چيکار داري ميکني ؟"

35
00:02:52,853 --> 00:02:59,788
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

35
00:03:00,053 --> 00:03:02,788
<font color=yellow> Season 2 Episode 17</font>
<font color="#DE2504">18-1-1394</font>
<font color=#00FF00>ali-hunter.blogfa.com</font>


44
00:03:03,160 --> 00:03:04,890
. ديگه نبايد اينا رو جمعشون کنم

45
00:03:04,890 --> 00:03:06,700
هميشه يکي از اعضاي خانوادم هستن که لازمه

46
00:03:06,700 --> 00:03:08,340
. در بندشون کنم

47
00:03:08,670 --> 00:03:10,890
 "ربکا" يا "ايوا"

48
00:03:10,890 --> 00:03:12,480
, يا هر خري که بودش رو پيدا کنش

49
00:03:12,480 --> 00:03:14,880
. و از اين ها براي جلوگيري از انجام دادن جادو استفاده کن

50
00:03:14,880 --> 00:03:16,670
. و بهش آسيب نزن

51
00:03:16,670 --> 00:03:19,560
. اون دختره غير رواني هنوز خواهرمه

52
00:03:19,780 --> 00:03:22,080
. خيلي خوب , من تنها نفري نيستم که دنبالشه

53
00:03:22,080 --> 00:03:23,090
. اون بچه جادوگرها رو کشته

54
00:03:23,100 --> 00:03:24,720
 اون مهلت 24 ساعته اي که "الايژا" گرفته بود

55
00:03:24,720 --> 00:03:27,280
. که محفل ها باهاش موافق بودن , نيمه شب تموم ميشه

56
00:03:27,280 --> 00:03:29,770
. همه ي جادوگرهاي شهر دنبالشن

57
00:03:31,250 --> 00:03:32,370
, "برو جاي "الايژا

58
00:03:32,370 --> 00:03:34,010
 بهش بگو بره و اون جادوگر مسن رو رامش بکنه

59
00:03:34,010 --> 00:03:35,200
. تا دست از تعقيبش برداره

60
00:03:35,200 --> 00:03:36,450
و دست از سر دخترمون هم برداره ؟

61
00:03:36,560 --> 00:03:37,810
 فک نميکني که بهتره من اينجا وايسم

62
00:03:37,810 --> 00:03:38,780
و از دخترمون مراقبت کنم ؟

63
00:03:38,790 --> 00:03:40,590
 جکسون" شبانه روز داشته تلاش ميکرده"

64
00:03:40,600 --> 00:03:42,060
, تا خونه رو ايمنش کنه

65
00:03:42,060 --> 00:03:43,830
. و با ارتش گرگينش  احاطش کنه

66
00:03:43,830 --> 00:03:46,280
, نه اينکه مثلا من اينجا هستم

67
00:03:46,510 --> 00:03:49,350
و بهترين راه براي حفاظت از دخترمون اينه که

68
00:03:49,350 --> 00:03:52,000
 ربکا" رو از  بدن اون قاتل سريالي بيرون بيارم"

69
00:03:52,000 --> 00:03:53,990
. و به بدن اصليش برش گردونم

70
00:03:55,010 --> 00:03:56,310
 و تو چيکار ميکني وقتي که

71
00:03:56,310 --> 00:03:58,220
ما داريم همه ي زحمت ها و کاراي سختش رو ميکنيم ؟

72
00:03:59,020 --> 00:04:02,950
 خوب , به يک کار سخت تر و زحمت بيشتري

73
00:04:04,220 --> 00:04:05,470
. طبق معمول انجام ميدم

74
00:04:18,310 --> 00:04:20,460
. من ميرم ببينم ميتونم "جوزفين " رو پيداش کنم

75
00:04:30,090 --> 00:04:33,600
. خوب , حالا ميفهمم که چرا جواب تلفن هامو نميدادي

76
00:04:34,510 --> 00:04:36,350
حالا حتما اون بايد با ما بياد ؟

77
00:04:37,560 --> 00:04:39,680
. جوزفين لارو" ميتونه يه خورده سرسخت باشه"

78
00:04:39,680 --> 00:04:42,510
 البته اون شيفته قدرت موسيقي و

79
00:04:42,510 --> 00:04:43,660
. روحيه ي قويه "جيا" شده

80
00:04:43,660 --> 00:04:46,380
. پس حالا جوجه خون آشام نجواي جادوگر شده

81
00:04:47,210 --> 00:04:49,300
من واقعا خوشحالم که يه کسي رو پيدا کردي که

82
00:04:49,300 --> 00:04:52,870
. خيلي ... چند استعداده هستش که باهاش وقتتو بگذروني

83
00:04:53,030 --> 00:04:54,960
دقيقا از من چي ميخواي ؟

84
00:04:59,710 --> 00:05:00,710
. "خانم "لارو

85
00:05:00,760 --> 00:05:02,520
. "آقاي "مايکلسون

86
00:05:04,920 --> 00:05:07,070
 آيا دوباره اومديد که منو دوباره با استعداد هاي نادر

87
00:05:07,070 --> 00:05:09,650
جيا" جوان تحت تأثير قرار بزاريد ؟"

88
00:05:13,640 --> 00:05:17,000
اين يکي اينجا براي چي اومده ؟

89
00:05:17,020 --> 00:05:19,620
اين چزئي از خانواده هستش , خانم

90
00:05:22,040 --> 00:05:23,640
. ما براي درخواست يه لطفي اومديم

91
00:05:32,210 --> 00:05:34,090
. خواهرمون زيبايي بسيار داشتش

92
00:05:34,090 --> 00:05:35,520
 تو گفتي که ميتوني "ربکا" رو

93
00:05:35,520 --> 00:05:37,460
. در بدن اصليش قرار بدي

94
00:05:37,890 --> 00:05:38,980
پس اينکارو بکن

95
00:05:40,020 --> 00:05:41,500
. پس سر عقل اومدي

96
00:05:41,500 --> 00:05:43,200
. در تظر من هيچ تغييري ايجاد نشده

97
00:05:43,200 --> 00:05:45,130
. هنوز هم بنظرم به تو نميشه اعتماد کرد

98
00:05:45,140 --> 00:05:48,610
اگرچه , شرايط جور ديگه اي رو براي الان

99
00:05:49,040 --> 00:05:49,940
. امر ميکنه

100
00:05:50,480 --> 00:05:51,620
چي تغيير کرده ؟

101
00:05:51,620 --> 00:05:54,520
, ايوا سينکلر" به کنترل کردن بدن ادامه داده"

102
00:05:54,520 --> 00:05:57,120
, و "ربکا" رو بي قدرت و گير انداخته

103
00:05:57,120 --> 00:05:59,510
 پس با طلسم ها و جادوهات

104
00:05:59,510 --> 00:06:01,900
. کاري کن که خواهرم در بدن خودش برگرده

105
00:06:01,900 --> 00:06:04,030
. متأسفانه به اين سادگي ها نيستش

106
00:06:04,200 --> 00:06:06,390
. بازم معطلي , خيلي خوب

107
00:06:07,000 --> 00:06:08,840
. ميدونم که نميتونم بکشمت

108
00:06:08,960 --> 00:06:11,380
. ولي براي تلاش کردنش فک کنم بهم خوش بگذره

109
00:06:11,380 --> 00:06:14,260
بهم بگو , تا حالا زنده پوستتو کندن ؟

110
00:06:14,270 --> 00:06:17,130
. مشکل اينه که وضعيت "ربکا" بدتر شده

111
00:06:17,620 --> 00:06:20,620
. وقتي که من بهت پيشنهاد کمک کردم , هنوز "ربکا" بدن "ايوا" رو تحت کنترل داشت

112
00:06:21,630 --> 00:06:23,110
, اگه اون در بدن "ايوا" گم شده

113
00:06:23,120 --> 00:06:25,180
 من طلسمي ندارم که بشه باهاش به ذهن "ايوا" نفوذ کنه

114
00:06:25,180 --> 00:06:26,200
. و بشه باهاش پيداش کنه

115
00:06:26,200 --> 00:06:28,150
 از شانس تو , من يکي رو ميشناسم که

116
00:06:28,160 --> 00:06:30,250
. در اين نوع طلسم ها خيلي ماهر هستش

117
00:06:36,120 --> 00:06:37,680
بريم به ديدنش , باشه ؟

118
00:07:00,600 --> 00:07:01,900
يه خورده زود نيستش ؟

119
00:07:05,100 --> 00:07:06,910
 ميدوني چرا من اينجا نشستم و

120
00:07:06,910 --> 00:07:08,710
در تنهايي توي روز مشروب ميخورم ؟

121
00:07:10,500 --> 00:07:12,000
 چون ديگه حوصلم از خون آشام ها

122
00:07:12,000 --> 00:07:13,480
و گرگ ها و جادوگر هاي اين شهر

123
00:07:13,490 --> 00:07:14,410
, ديگه سر رفته

124
00:07:14,410 --> 00:07:16,020
و از نگاه بعضي هاشون ميفهمم که اونا هم

125
00:07:16,030 --> 00:07:17,100
, همينطور هستن

126
00:07:17,100 --> 00:07:20,630
, پس اگه من اينجا بشينم , اونا منو نمبينن

127
00:07:20,640 --> 00:07:21,970
... و اگر هم مشروب بخورم

128
00:07:26,650 --> 00:07:28,720
. بعد از مدتي , منم اونا رو ديگه نميبينم

129
00:07:31,320 --> 00:07:34,180
و تا وقتي که اون ناپديد بشه چند  پيک بايد بخوري ؟

130
00:07:34,290 --> 00:07:35,090
. بيخيال

131
00:07:35,310 --> 00:07:37,270
. بايد بدوني که اون برگشته و آزاد  داره ول ميگرده

132
00:07:37,270 --> 00:07:39,380
, الانم ميخوام پيداش کني قبل از اينکه جادوگرها پيداش کنن

133
00:07:39,380 --> 00:07:42,230
. تا من بتونم دوستم که درونش گير افتاده رو نجات بدم

134
00:07:42,420 --> 00:07:44,290
و من پيش تو اومدم چون تو تنها نفري در اين شهر هستي که

135
00:07:44,290 --> 00:07:46,370
. کاملا ميشناسيش

136
00:07:51,610 --> 00:07:56,000
, ببين , رفيق , بابت دوستت متأسفم

137
00:07:57,020 --> 00:07:59,560
... ولي اگه "ايوا" بدنشو در کنترل گرفته

138
00:07:59,560 --> 00:08:01,170
 پس لازمه که بزاري جادوگرا

139
00:08:01,170 --> 00:08:03,250
. اون بدن رو زمين بزنن

140
00:08:03,250 --> 00:08:06,540
 ايوا" از خواهرت استفاده ميکنه"

141
00:08:06,550 --> 00:08:08,440
. همونطور که از بقيه کرده

142
00:08:08,440 --> 00:08:09,450
بقيه ؟

143
00:08:09,460 --> 00:08:11,100
. اولين بچه دو سال پيش گم شدش

144
00:08:13,710 --> 00:08:15,130
. مثل اينه که يه عمر هست که گذشته

145
00:08:15,140 --> 00:08:16,640
.. من حسابي مشغول بودم

146
00:08:16,640 --> 00:08:18,870
. کالج , کار , محفل

147
00:08:19,150 --> 00:08:20,190
. مثل يه زندگي عادي بودش

148
00:08:20,190 --> 00:08:22,890
. ولي اين زن رو داشتم

149
00:08:23,300 --> 00:08:25,280
, وقتي 16 ساله بوديم , همو ديديم

150
00:08:25,280 --> 00:08:26,690
, جادوهاي اولمون رو باهم کرديم

151
00:08:26,690 --> 00:08:28,390
. و ديگه شروع شدش

152
00:08:29,290 --> 00:08:31,540
. بطور ديوانه کنندگي قوي و مشتاق بود

153
00:08:31,540 --> 00:08:35,560
, ايوا" يه موجود زيبا و وحشي بود که جادوهاي ديوانه اي رو تمرين ميکرد"

154
00:08:35,560 --> 00:08:38,400
. ولي اون و "وينسنت" خيلي خوشحال بودن

155
00:08:38,400 --> 00:08:39,840
. گذاشتيم که خوشحال باشن

156
00:08:40,250 --> 00:08:42,640
. و بعدش بچه ها شروع به ناپديد شدن , شدند

157
00:08:42,640 --> 00:08:45,410
 "اولين دختر اسمش "آملي دوپري

158
00:08:45,410 --> 00:08:47,340
. "از محله ي "الجزيره

159
00:08:48,040 --> 00:08:50,010
. بعدش "لوآن هيو" از منطقه ي نُه

160
00:08:50,620 --> 00:08:52,830
, "نيکلاس آسه" از منطقه ي "ترمه"

161
00:08:53,410 --> 00:08:55,810
. همه ي بچه هاي جوان , و همه جادوگرهاي نابغه

162
00:08:56,490 --> 00:08:57,870
. همه دود شدن رفتن هوا

163
00:08:57,870 --> 00:09:00,050
 من از بچه هاي هر محفل و منطقه يکي

164
00:09:00,050 --> 00:09:01,180
. از وسايلشون رو کنار هم گذاشتم

165
00:09:01,180 --> 00:09:02,590
, ولي قاتل خيلي سريع با طلسم بچه ها رو مخفي کردش

166
00:09:02,590 --> 00:09:04,430
. براي همين طلسم مکان ياب کارساز نبود

167
00:09:04,520 --> 00:09:06,720
, "ولي بخاطر سرسختي و اصرار "وينست

168
00:09:06,730 --> 00:09:08,160
. اون رو گرفتنش

169
00:09:08,160 --> 00:09:09,170
. قسمت بود که بگيرنش

170
00:09:09,170 --> 00:09:10,660
 من تونستم که يه طلسم مکان ياب روي

171
00:09:10,660 --> 00:09:12,600
. يکي از بچه ها بلافاصله بعد از اينکه ربوده شد بزارم

172
00:09:12,600 --> 00:09:13,790
, و اولش چيزي بدست نياوردم

173
00:09:13,790 --> 00:09:16,350
. و بعدش يه ماشين و بعد يه چهره

174
00:09:16,500 --> 00:09:17,650
... ولي اون چهره

175
00:09:18,860 --> 00:09:22,100
. چهره "ايوا" بود , عشق زندگيم

176
00:09:23,970 --> 00:09:25,880
, بعدش من گرفتمش , باهاش روبرو شدم

177
00:09:26,290 --> 00:09:28,190
. و بعدش حقيقت رو ديدم

178
00:09:28,240 --> 00:09:29,350
. همش التماسم ميکرد

179
00:09:29,350 --> 00:09:32,930
« وينس" , فقط سه تاي ديگه , "وينس" فقط سه تا" »

180
00:09:33,350 --> 00:09:34,220
چرا سه تا ؟

181
00:09:34,220 --> 00:09:36,910
. تا حق 9 تا رو کامل کنه

182
00:09:36,950 --> 00:09:38,520
حق 9 تا ؟

183
00:09:38,850 --> 00:09:40,740
 ايوا" فک ميکرد که اگه اون يه جادوگر"

184
00:09:40,740 --> 00:09:42,760
. از هر 9 محفل رو قرباني کنه

185
00:09:42,770 --> 00:09:45,630
. اين کار باعث نظم و گروه جديدي در "نيو اورلنز" ميشه

186
00:09:45,940 --> 00:09:48,160
 اون ديگه از هر جادوگر مسني قويتر ميشه

187
00:09:48,160 --> 00:09:49,670
. هر دختر مراسم برداشتي

188
00:09:49,680 --> 00:09:50,590
. وايسا , وايسا , وايسا

189
00:09:51,400 --> 00:09:52,720
ولي چرا بچه ها ؟

190
00:09:52,720 --> 00:09:54,790
. چون قدرتشون بکر و استفاده نشده هستش

191
00:09:55,330 --> 00:09:56,510
. خالص و پاکه

192
00:09:56,720 --> 00:09:58,730
. و خيلي هم براي مطيع کردن راحت ترن

193
00:09:58,730 --> 00:10:01,180
. براي همين سراغ بچه ي من رفته

194
00:10:03,060 --> 00:10:05,170
, اون بچه ي تو رو ميکشته

195
00:10:05,530 --> 00:10:07,630
, از قدرتش استفاده ميکرده

196
00:10:07,680 --> 00:10:12,620
. همونطوري که از بقيه بچه هاي بيچاره همينکارو کرده

197
00:10:12,620 --> 00:10:14,650
. هيچوقت اون بچه ها رو پيدا نکردم

198
00:10:15,300 --> 00:10:17,810
, اون بدون تقديس شدن مُردن

199
00:10:17,810 --> 00:10:20,020
. و نميتونستن که با نياکانمون باشن

200
00:10:20,020 --> 00:10:23,060
. منبعي براي قدرت جادوي "ايوا" استفاده ميشدن

201
00:10:23,060 --> 00:10:24,970
 پس کمکم کن پيداش کنم قبل از اينکه

202
00:10:24,980 --> 00:10:27,240
. جون بيشتري از جمله ي جون "ربکا" رو بگيره

203
00:10:29,590 --> 00:10:31,000
. کمکم کن جلوشو بگيرم

204
00:10:32,030 --> 00:10:34,100
. موافقيم که اون بايد جلوش گرفته بشه

205
00:10:34,100 --> 00:10:37,170
. نبايد ديگه جواني از ما بميره

206
00:10:37,180 --> 00:10:39,710
, "براي همين , آقاي "مايکلسون

207
00:10:39,710 --> 00:10:42,460
. من مهلت 24 ساعته رو تمديدش نميکنم

208
00:10:43,720 --> 00:10:46,780
. براي زنده يا مُرده "ايوا سينکلر" الان جايزه گذاشته شده

209
00:10:46,780 --> 00:10:49,080
. با اينکار خواهر من رو محکوم به مرگ ميکنيد

210
00:10:49,080 --> 00:10:52,180
, من از اصطلاح خسارت جانبي خوشم نمياد

211
00:10:52,180 --> 00:10:53,620
. ولي همينه که هست

212
00:10:53,620 --> 00:10:56,580
 اگه يکي دو نفر براي سرنگوني

213
00:10:56,580 --> 00:10:58,640
, ايوا سينکلر" براي هميشه لازمه که کشته بشن"

214
00:10:59,780 --> 00:11:00,910
. پس بزار بشن

215
00:11:10,400 --> 00:11:12,440
. فک کنم نيازي به اينا باشه

216
00:11:12,540 --> 00:11:13,470
. من دشمنت نيستم

217
00:11:13,480 --> 00:11:15,410
. اونا براي محافظت از من نيست , عزيزم

218
00:11:15,830 --> 00:11:17,190
. اونا براي حفاظت از اون هستن

219
00:11:17,190 --> 00:11:18,500
 اوني که از همه ما روي هم رفته

220
00:11:18,500 --> 00:11:21,330
 درباره ي نفوذ ذهني و تغيير بدني

221
00:11:21,330 --> 00:11:23,170
. بيشتر ميدونه

222
00:11:45,230 --> 00:11:46,810
! نه ,نه

223
00:11:46,810 --> 00:11:47,630
... مادر

224
00:11:49,170 --> 00:11:50,050
. "فريا"

225
00:11:50,240 --> 00:11:52,460
.فريا" , مادر"

226
00:11:54,180 --> 00:11:55,570
. امکان نداره

227
00:11:55,570 --> 00:11:58,350
به من اعتماد نميکني , بعد به اون اعتماد ميکني ؟

228
00:11:58,350 --> 00:12:00,190
, من همونقدر به مادرم اعتماد دارم

229
00:12:00,190 --> 00:12:02,160
.. که يه مار رو تحمل ميکنم

230
00:12:02,280 --> 00:12:04,950
, خوشبختانه , اون الان خون آشامه

231
00:12:05,150 --> 00:12:08,410
. و براي همين , ميتونم بهش نفوذ ذهني کنم

232
00:12:09,900 --> 00:12:12,380
تو به من صادقانه

233
00:12:12,970 --> 00:12:14,380
. جواب ميدي

234
00:12:17,270 --> 00:12:19,190
 بفرما . حالا هر چيزي که از

235
00:12:19,190 --> 00:12:22,010
. دهن پستش بيرون بياد راست هستش

236
00:12:23,030 --> 00:12:26,690
بيا به ذهن مادر عزيز حمله کنيم , باشه ؟

237
00:12:32,720 --> 00:12:33,770
. آره

238
00:12:48,180 --> 00:12:50,530
. خيلي علاقه اي به بقيه ي سر درد هاي جادوگري نداري

239
00:12:50,820 --> 00:12:52,130
. اشياء تاريک

240
00:12:52,170 --> 00:12:53,860
چطوري يه خون آشام لعنتي منو پيدا کرده ؟

241
00:12:53,860 --> 00:12:55,540
يکم کمک گرفتم , از کسي که ميدونست که

242
00:12:55,550 --> 00:12:58,600
. جادوگر زخمي فراري براي خوب شدن کجا ميره

243
00:13:02,710 --> 00:13:03,600
"وينس"

244
00:13:04,730 --> 00:13:08,190
! وقتي براي صحبت کردن نيستش , "ربکا" رو  الان آزادش کن

245
00:13:08,450 --> 00:13:09,580
, بهتره که به من آسيبي نزني

246
00:13:09,580 --> 00:13:11,410
 وگرنه ديگه نميبينيش

247
00:13:11,510 --> 00:13:13,210
, يا اون جادوگري که به سرپرستي گرفتيش

248
00:13:13,210 --> 00:13:14,180
."داوينا"

249
00:13:15,410 --> 00:13:16,680
چي گفتي ؟

250
00:13:18,320 --> 00:13:20,810
. چقدر هم پدر خوبي هستي

251
00:13:20,810 --> 00:13:22,210
. من چندين روز هست که دارم ازش تغديه ميکنم

252
00:13:22,210 --> 00:13:24,160
و تو نميدونستي که اصلا نيستش ؟

253
00:13:24,970 --> 00:13:25,910
کجايه ؟

254
00:13:26,870 --> 00:13:28,370
 . منو ول کن و ميتوني باقيماندشو داشته باش ي

255
00:13:28,370 --> 00:13:29,100
نه

256
00:13:30,610 --> 00:13:31,870
 فک کنم که بهتره تو رو شکنجت بدم

257
00:13:31,870 --> 00:13:33,620
! تا زماني که چيزايي که ميخوام بهم بدي

258
00:13:33,630 --> 00:13:35,240
. شکنچه اثري روش نداره , رفيق

259
00:13:35,240 --> 00:13:36,970
, نصفه جادوگراي شهر سراغش اومدن

260
00:13:36,970 --> 00:13:38,170
. و اون لب باز نکرد

261
00:13:40,850 --> 00:13:42,210
نظر بهتري داري ؟

262
00:13:42,520 --> 00:13:43,320
آره

263
00:13:46,250 --> 00:13:47,630
بزار باهاش صحبت کنم

264
00:13:51,260 --> 00:13:52,690
"بزاريد خاطرتون رو جمع کنم , خانم "لارو

265
00:13:52,690 --> 00:13:55,330
. ما از جادوگراي شما با تمام قدرت محافظت ميکنيم

266
00:13:55,330 --> 00:13:58,130
. واقعا که با کلمات خوب ميتونيد بازي کنيد

267
00:13:58,150 --> 00:14:00,490
. آهنگ کلامتون خوش آينده

268
00:14:00,490 --> 00:14:03,480
, بطور معمول , ميتونم کل روز رو بهش گوش کنم

269
00:14:03,630 --> 00:14:06,830
. ولي ديگه ازش خسته شدم

270
00:14:07,320 --> 00:14:10,560
. نظرم تغيير نکرده

271
00:14:10,560 --> 00:14:12,490
شوخيت گرفته ؟

272
00:14:13,140 --> 00:14:14,750
, اين برات اجرا کرده

273
00:14:14,750 --> 00:14:16,870
, و اينم همه ي خون آشام هاي منطقه رو مطيعت کرده

274
00:14:16,870 --> 00:14:18,940
و جواب آخرت «گور باباتون» هستش ؟

275
00:14:18,940 --> 00:14:20,070
هيلي" ؟" -
بکش کنار -

276
00:14:20,070 --> 00:14:22,290
. ما اينجا اومديم که به اتحاديم وفادار باشيم

277
00:14:22,290 --> 00:14:24,320
, اگه ميخواي که اينو فسخش کني

278
00:14:24,320 --> 00:14:25,600
. پس بکن

279
00:14:28,130 --> 00:14:32,720
 جرأتشو نداري که وارد خونه ي من بشي

280
00:14:32,720 --> 00:14:34,570
. و منو تهديد کني

281
00:14:35,010 --> 00:14:38,440
"من اوني نيستم که بهت احتياج داره , "الايژا مايکلسون

282
00:14:38,440 --> 00:14:40,920
. اين تو هستي که به ما نياز داري

283
00:14:41,130 --> 00:14:44,680
. يا بزودي

284
00:14:49,010 --> 00:14:52,480
"يه طوفاني در راهه , "چري

285
00:14:53,220 --> 00:14:56,580
و تاريکترين شيطانت هم

286
00:14:56,690 --> 00:14:58,270
. سوارش هست

287
00:14:58,270 --> 00:15:01,110
اسمشو نميدونم

288
00:15:01,110 --> 00:15:04,890
, ولي وقتي به آيندت دقيق نگاه ميکنم

289
00:15:05,700 --> 00:15:08,170
... يه تاريکي هستش

290
00:15:10,370 --> 00:15:12,720
. که بايد بترسونتِت

291
00:15:16,410 --> 00:15:17,910
. شنيدم که گرفتنت

292
00:15:18,690 --> 00:15:20,560
 اينکه توسط برادر ديوانه ي کسي که

293
00:15:20,560 --> 00:15:22,210
. هنوز درونمه گرفتنت

294
00:15:22,810 --> 00:15:23,610
آره

295
00:15:25,860 --> 00:15:26,930
. ولي الان برگشتم

296
00:15:27,670 --> 00:15:28,870
, پس برگشتي

297
00:15:29,980 --> 00:15:31,750
 مردي که بچه ي خودشو فروخت

298
00:15:31,750 --> 00:15:32,780
. و بيخيال آيندشون شد

299
00:15:32,780 --> 00:15:35,000
... ايوا" , نميخواد درباره ي من صحبت کني , الان "مارسل" گفت که"

300
00:15:35,470 --> 00:15:38,400
وينست" تو هم الان ديگه نوکر و دستور بگير خون آشام ها شدي ؟"

301
00:15:38,400 --> 00:15:39,450
, اين شهر از نوعشون ميتونست رها بشه

302
00:15:39,450 --> 00:15:41,750
! اگه تو اينقدر ضعيف نميبودي , بزدل کوچولو

303
00:15:41,750 --> 00:15:43,180
. چاره اي برام نذاشته بودي

304
00:15:43,180 --> 00:15:43,830
... نميتونستم بزارم که کارايي که داشتي

305
00:15:43,830 --> 00:15:46,270
... بيخيال , خودت ديدي که چقدر بيچاره و داغون شديم

306
00:15:46,270 --> 00:15:47,940
, همه ي محفل ها از هر بخشي باهم ميجنگن

307
00:15:47,940 --> 00:15:49,760
.. نصفشون با خون آشام ها کار ميکنن

308
00:15:49,770 --> 00:15:51,490
. تغيير نياز بودش

309
00:15:51,490 --> 00:15:53,020
. اتحاد لازم بود

310
00:15:53,020 --> 00:15:54,870
کشتن بچه ها لازم بود ؟

311
00:15:55,230 --> 00:15:57,760
. وينسنت" , من هيچ بچه اي رو نکشتم"

312
00:15:58,630 --> 00:15:59,990
. اونا هنوز زندن

313
00:16:00,720 --> 00:16:01,970
. فقط خوابن

314
00:16:02,690 --> 00:16:04,200
. و همچنين مخفي

315
00:16:07,380 --> 00:16:08,220
همشون ؟

316
00:16:10,310 --> 00:16:11,190
 فقط من به قدرتشون نياز داشتم

317
00:16:11,190 --> 00:16:12,390
لازم نيست که بميرن

318
00:16:16,730 --> 00:16:18,340
دختر خوشگلم

319
00:16:19,020 --> 00:16:19,940
. بچه ي اولم

320
00:16:19,940 --> 00:16:23,260
. بهم دست بزن , و با همين زنجير ها خفت ميکنم

321
00:16:23,260 --> 00:16:25,810
 آره , خوب , حالا که خوش و بش ها

322
00:16:25,810 --> 00:16:28,370
رو انجام داديد , بياين شروع کنيم , باشه ؟

323
00:16:28,850 --> 00:16:32,560
 بنظر ميرسه که خواهر دوست داشتنيت "داليا" داره مياد

324
00:16:32,570 --> 00:16:35,600
. به "نيو اورلنز" و کمر به همت دزديدن بچه ي من بسته

325
00:16:35,600 --> 00:16:38,010
ميخوام که "ربکا" به بدن اصليش برگرده تا

326
00:16:38,010 --> 00:16:39,780
. بتونيم اونو نابودش کنيم

327
00:16:39,780 --> 00:16:42,000
بچه ... بچه ي تو ؟

328
00:16:43,600 --> 00:16:45,000
 آره , فک کنم سخته که

329
00:16:45,000 --> 00:16:46,570
 از اتفاقات روز باخبر شدي

330
00:16:46,570 --> 00:16:48,760
. از اونجايي که داخل يه مقبره داري ميپوسي

331
00:16:49,460 --> 00:16:52,060
: خيلي خوب , خلاصه اخبار

332
00:16:52,480 --> 00:16:54,290
, بچه ي من زندس

333
00:16:54,290 --> 00:16:55,700
, داليا" داره مياد"

334
00:16:55,700 --> 00:16:58,450
 ولي حالا صاحب قبلي بدني که "ربکا" تصاحب کرده

335
00:16:58,450 --> 00:17:00,990
. بدنشو در کنترل گرفته و حال نميکنه که ولش کنه

336
00:17:01,000 --> 00:17:02,760
, فريا" جوان اينجا هستش , با اينکه قدرتمنده"

337
00:17:02,760 --> 00:17:05,500
, نميتونه با يه طلسمي "ربکا" رو وارد بدنش کنه

338
00:17:05,500 --> 00:17:07,330
. و رسيديم و به شما

339
00:17:08,350 --> 00:17:12,130
 ميخوام که تمام و کمال در ذهن

340
00:17:12,130 --> 00:17:15,260
. که قبلا جادوگر بوده جستجو کني

341
00:17:17,220 --> 00:17:21,430
. بهم طلسمي بدي که "ربکا" رو به بدنش برگردونه

342
00:17:30,490 --> 00:17:34,190
. ميدوني , حتي با اينکه بهم خيانت کردي , من مقصر ندونستمت

343
00:17:36,680 --> 00:17:38,410
. تو فقط گمراه شده بودي

344
00:17:39,810 --> 00:17:42,710
و الان به سر عقل اومدي , مگه نه ؟

345
00:17:43,790 --> 00:17:45,260
حالا که بدن تو توسط  همون خانواده اي

346
00:17:45,260 --> 00:17:46,830
 دزديده شده  که الان سعي ميکنن 

347
00:17:46,840 --> 00:17:48,250
! که بدن منو بدزدن

348
00:17:49,850 --> 00:17:51,530
. ميفهمي که چيکار بايد انجام بشه

349
00:17:56,280 --> 00:17:58,660
. الانم من فقط يه جادوگر ديگه لازم دارم

350
00:17:59,850 --> 00:18:02,850
. و بعدش ميتونيم مراسم رو باهم تموم کنيم

351
00:18:04,000 --> 00:18:05,670
, همه ي قدرتي که نياز داريم رو بگيريم

352
00:18:05,670 --> 00:18:07,950
. و بعدش همه ي اون بچه ها ميتونن پيش ماماناشون برگردن

353
00:18:10,030 --> 00:18:13,550
. و ديگه لازم نيست که هرگز تحت کنترل اونا باشيم

354
00:18:15,540 --> 00:18:18,440
. صداي واق واق هاشو ميشنوم , ولي مشخصا حرفي نميزنه

355
00:18:20,140 --> 00:18:21,940
. فک کنم دوباره برگشتيم سر خونه ي اول

356
00:18:25,630 --> 00:18:27,540
, راستش , اون حرف زد

357
00:18:28,590 --> 00:18:30,360
. و من تصميم گرفتم که گوش کنم

358
00:18:56,790 --> 00:18:58,880
,  عالي شد , "ايوا" هنوز هم غيبش زده

359
00:18:58,880 --> 00:19:00,730
. حالا يه دستيار هم داره

360
00:19:00,730 --> 00:19:02,570
. وينسنت گريفث" دلربا"

361
00:19:02,570 --> 00:19:03,710
. بدترم ميشه

362
00:19:03,720 --> 00:19:05,430
اگه "ايوا" , "داوينا" رو هم داشته باشه , پس هشت تا از جادوگر هاي

363
00:19:05,430 --> 00:19:07,740
. لازم براي تموم کردن مراسمش رو داره

364
00:19:08,320 --> 00:19:09,820
. فقط به يکي ديگه نياز داره

365
00:19:11,240 --> 00:19:13,180
. اگه دنبال "هوپ" بياد

366
00:19:13,240 --> 00:19:14,470
, ميخواد "ربکا" باشه يا نباشه

367
00:19:14,470 --> 00:19:15,980
. کارشو يکسره ميکنم

368
00:19:15,980 --> 00:19:17,280
. اين خونه رو تقويتش کنين 

369
00:19:17,280 --> 00:19:18,800
, وقتي اومدن , "وينسنت" رو بکشين

370
00:19:19,020 --> 00:19:19,720
. و "ايوا" رو بگيرينش

371
00:19:19,720 --> 00:19:20,240
بگيرنش ؟

372
00:19:20,240 --> 00:19:22,690
. من خواهرمو ول نميکنم

373
00:19:24,640 --> 00:19:26,160
, الانم هرچي گرگ داري رو جمع کن

374
00:19:26,160 --> 00:19:27,180
, با بودن "وينسنت" در کنارش

375
00:19:27,180 --> 00:19:29,630
. اون با قدرت قابل ملاحظه اي حمله ميکنه

376
00:19:44,380 --> 00:19:47,180
. اونا به "جوزفين لارو" احترام گذاشتن و نکشتنش

377
00:19:47,580 --> 00:19:50,250
در اين روز زيبا , حالت چطوره عزيزم ؟

378
00:19:52,080 --> 00:19:53,450
. نگران بنظر ميرسي

379
00:19:54,310 --> 00:19:56,090
نگراني , "جوزي"؟

380
00:19:57,560 --> 00:19:58,620
. بايد باشي

381
00:19:58,840 --> 00:20:02,820
ببين , من فقط يه دونه جادوگر خاص ديگه لازم دارم

382
00:20:02,820 --> 00:20:04,440
. تا حلقمو کامل کنم

383
00:20:04,600 --> 00:20:08,450
, حالا بچه ي دورگه يه هدف دست يافتني بود

384
00:20:08,450 --> 00:20:09,400
... ولي تو

385
00:20:12,240 --> 00:20:14,330
. تو هدف انتخابي هستي

386
00:20:15,080 --> 00:20:18,290
. وينسنت" تو که به حرفاش گوش نميکني"

387
00:20:20,440 --> 00:20:22,190
. تو که اخيرا خودت نبودي

388
00:20:22,190 --> 00:20:23,040
درسته

389
00:20:23,550 --> 00:20:24,730
نبودم

390
00:20:25,770 --> 00:20:27,290
, ولي حالا که برگشتم

391
00:20:27,400 --> 00:20:29,110
. يه چيزي رو فهميدم

392
00:20:29,700 --> 00:20:32,050
... تنها زماني که من خودم بودم

393
00:20:35,350 --> 00:20:36,610
. با اون بودم

394
00:20:38,260 --> 00:20:39,080
! نه

395
00:20:44,790 --> 00:20:46,280
چرا اينقدر طول کشيد ؟

396
00:20:46,280 --> 00:20:49,220
 وقتي که خواستي بچمو بکشي که لحظه اي درنگ نکردي

397
00:20:49,630 --> 00:20:51,560
. من لذتي از اونکار نبردم

398
00:20:52,040 --> 00:20:53,800
 ميدونستم که اگه دختر تو زنده ميموند

399
00:20:53,800 --> 00:20:56,020
داليا" نه تنها براي اون ميومد بلکه"

400
00:20:56,020 --> 00:20:57,280
. براي همتون ميومد

401
00:20:57,280 --> 00:20:59,150
. و هر چقدر هم تو از من بدت بياد

402
00:20:59,150 --> 00:21:01,240
. اينو برات آرزو نميکردم

403
00:21:01,290 --> 00:21:02,790
. چقدر زيبا و با احساس

404
00:21:02,800 --> 00:21:03,810
مگه نه ؟

405
00:21:04,240 --> 00:21:07,210
, هميشه دلم ميخواست بدونم دلسوزي مادرانه چطوري هستش

406
00:21:07,210 --> 00:21:08,180
 البته , متوجه نميشدم

407
00:21:08,190 --> 00:21:10,930
. چون تو منو در سن 5 سالگي به بردگي فر.وختي

408
00:21:12,250 --> 00:21:14,420
, وقتي که اون معامله رو با خواهرم کردم

409
00:21:14,470 --> 00:21:17,600
. اصلا نميدونستم که مادري يعني چي

410
00:21:18,390 --> 00:21:19,740
 با خودم فک ميکردم که اگه دوازده تا بچه ميداشتم

411
00:21:19,740 --> 00:21:21,850
. دلم براي يکيشون که از دست بره تنگ نميشه

412
00:21:23,320 --> 00:21:24,510
. و بعدش تو بدنيا اومدي

413
00:21:25,670 --> 00:21:26,980
. زيبا بودي

414
00:21:28,890 --> 00:21:30,430
. يه نوري درونت بود

415
00:21:31,330 --> 00:21:32,430
من به لباي سخت ترين مردي

416
00:21:32,430 --> 00:21:34,630
. که ميشناختم لبخند آوردي

417
00:21:35,380 --> 00:21:37,020
, و وقتي "داليا" بردت

418
00:21:37,930 --> 00:21:41,380
. باور داشتم که همون نور قلب سياهشو گرم و نوراني ميکنه

419
00:21:42,060 --> 00:21:44,980
. که باعث يه زندگي خوب برات بشه

420
00:21:45,450 --> 00:21:46,790
يه زندگي خوب ؟

421
00:21:47,750 --> 00:21:49,160
! تو مادرم بودي

422
00:21:51,260 --> 00:21:52,630
. بايد دنبالم ميومدي

423
00:21:53,550 --> 00:21:56,110
. بله , بايد ميومدم

424
00:21:57,960 --> 00:21:59,680
, ولي کار اشتباهي ميبود

425
00:22:00,710 --> 00:22:02,110
 همون اشتباهي که اگه بزاري

426
00:22:02,110 --> 00:22:04,230
. اين دختر کمکت کنه , ميکني

427
00:22:04,700 --> 00:22:06,790
. تو رو بخدا , رک و پوست کنده صحبت کن

428
00:22:08,560 --> 00:22:11,040
, نوري که من در بچگي "فريا" ديدم

429
00:22:11,220 --> 00:22:12,190
. رفته

430
00:22:12,490 --> 00:22:14,570
, از اونجايي که اون براي 5 سال مال من بوده

431
00:22:14,570 --> 00:22:16,920
 داليا" براي هزار سال مربيش بوده"

432
00:22:17,030 --> 00:22:18,740
, و مثل مربيش

433
00:22:19,090 --> 00:22:23,560
. اون يه پيشنهاد براي حل مشکل ميده ولي به قيمتي

434
00:22:23,560 --> 00:22:25,390
! هيچ قيمتي در کار نيس , من از "داليا" متنفر بودم

435
00:22:25,390 --> 00:22:29,540
. تا زماني که نوشتن طلسمش تموم نشده خشونتي در کار نباشه

436
00:22:29,590 --> 00:22:32,750
. مردانه , اين يکي همش بد خلق و هيچ زمان بندي سرش نميره

437
00:22:32,750 --> 00:22:35,170
جالبه . من يکي که خوشحالم اينو دادي رفتش

438
00:22:35,490 --> 00:22:36,960
. تا من بتونم بيرون بيام

439
00:22:37,790 --> 00:22:39,830
. بايد به من بعنوان يه نسخه ي پيشرفته و بروزشده ش نگاه کني

440
00:22:44,870 --> 00:22:45,630
. اينجا

441
00:22:49,030 --> 00:22:50,120
بقيه کجان ؟

442
00:23:00,130 --> 00:23:01,530
. اون دختر مراسم برداشتي هستش

443
00:23:02,330 --> 00:23:03,420
"داوينا کلير"

444
00:23:03,500 --> 00:23:05,580
. حالا اگه "جوزفين" رو پيوند بزنم , ميتونيم شروع کنيم

445
00:23:08,780 --> 00:23:09,930
 اگرچه بايد اعتراف کنم که

446
00:23:10,780 --> 00:23:12,830
. يه کوچولو قبلا دروغ گفتم

447
00:23:13,760 --> 00:23:15,240
, براي نجات خيلي ها

448
00:23:15,450 --> 00:23:17,070
. بايد يه جند تايي هم قرباني بشن

449
00:23:20,160 --> 00:23:21,530
ميفهمي که , "وينس"؟

450
00:23:22,410 --> 00:23:23,240
آره

451
00:23:36,710 --> 00:23:39,610
. آره , به اندازه ي کافي فهميدم

452
00:23:41,160 --> 00:23:42,040
 هنوز نشوني ازش نيست

453
00:23:42,040 --> 00:23:43,650
پس "ايوا" معطل چيه ؟

454
00:23:43,650 --> 00:23:44,810
. اون منتظر نمونده

455
00:23:44,950 --> 00:23:47,140
. اون "جوزفين لارو " رو يه ساعت پيش برده

456
00:23:47,140 --> 00:23:48,260
, تگه "ايوا" به "هوپ" نياز نداره

457
00:23:48,260 --> 00:23:49,640
پس کجا رفته ؟

458
00:23:49,720 --> 00:23:51,590
, جايي که بقيه رو نگه ميداره

459
00:23:51,690 --> 00:23:52,600
. جايي که "داوينا" رو برده

460
00:23:52,600 --> 00:23:55,010
. جايي که کسي براي دو سال هست که پيدا نکرده

461
00:24:02,370 --> 00:24:03,230
, وقتي پيدات کنم

462
00:24:03,240 --> 00:24:05,400
. سر تو از گردنت جدا ميکنم

463
00:24:05,570 --> 00:24:07,900
. شايد بخواي اون سر بريدن رو متوقف کني

464
00:24:08,650 --> 00:24:09,670
. من همشون رو پيدا کردم

465
00:24:10,490 --> 00:24:11,640
 داوينا" زندس"

466
00:24:11,920 --> 00:24:14,020
. ببخشيد , مجبور بودم که قانع کننده بنظر بياد

467
00:24:14,020 --> 00:24:15,410
, اگه از نقشه خبر ميداشتي

468
00:24:15,820 --> 00:24:16,850
. ايوا" خبردار ميشد"

469
00:24:17,500 --> 00:24:20,010
. آره , منو روي چند تا در شيشه اي انداختي , واقعا جواب داد

470
00:24:20,090 --> 00:24:21,430
. خيلي خوب , دمت گرم

471
00:24:21,910 --> 00:24:22,730
حالا چي ؟

472
00:24:28,460 --> 00:24:29,700
 حالا يه مشکل داريم

473
00:24:30,660 --> 00:24:33,050
. اين بچه ها همشون به خودش پيوند خورده

474
00:24:35,470 --> 00:24:37,360
. اگه اون بميره , همشون ميميرن

475
00:24:39,220 --> 00:24:41,240
. پس يه جادوگر پيدا ميکنيم که جداشون کنن

476
00:24:42,960 --> 00:24:45,660
. بايد طرف قدرتش خيلي زياد باشه

477
00:24:54,960 --> 00:24:56,200
. من نميتونم اينکارو بکنم

478
00:24:56,250 --> 00:24:58,720
. اين طلسم قدرت خيلي زيادي رو ميخواد

479
00:24:58,720 --> 00:24:59,760
. که تو داري

480
00:24:59,760 --> 00:25:01,660
. و اون قدرت بايد به يه جايي وصل باشه

481
00:25:02,070 --> 00:25:04,720
 يامن در ذهن "ايوا" بهمراه "ربکا" گم ميشم

482
00:25:04,890 --> 00:25:08,100
. بر خلاف جادوي تو , مال من به جاي وصل نيست

483
00:25:08,100 --> 00:25:10,160
 بخاطر تو , من خونه اي ندارم

484
00:25:10,340 --> 00:25:11,240
, شايد

485
00:25:11,680 --> 00:25:13,110
. ولي ديگه طلسم ديگه اي نيست

486
00:25:15,530 --> 00:25:17,640
. تو

487
00:25:20,210 --> 00:25:22,010
. ميتونم تو رو به عنوان لنگرم استفاده کنم

488
00:25:22,410 --> 00:25:24,800
. از قدرتو استفاده ميکنم در حاليکه وارد ذهن "ايوا" ميشم

489
00:25:25,690 --> 00:25:28,470
. و بفرما , قيمت راه حلش

490
00:25:28,930 --> 00:25:31,940
 اگه از قدرت تو استفاده کنه , اون به ذهنت دسترسي پيدا ميکنه

491
00:25:32,090 --> 00:25:33,660
 گذشته و آينده

492
00:25:33,660 --> 00:25:35,650
 همه چيز درباره ي تو رو ميفهمه

493
00:25:40,610 --> 00:25:42,720
 همه ي نقشه هام

494
00:25:43,780 --> 00:25:46,420
 و همه ي رازها بر ملا ميشن

495
00:25:47,800 --> 00:25:49,360
. براي تو که به "داليا" بديشون

496
00:25:53,210 --> 00:25:55,220
. حتما فک ميکني که من احمقم

497
00:25:56,130 --> 00:25:57,670
. مگر اينکه اين حقّه نيستش

498
00:25:59,640 --> 00:26:00,800
. من لنگرت ميشم

499
00:26:00,800 --> 00:26:03,540
. برادر , من که اينطوري فک نميکنم

500
00:26:03,540 --> 00:26:06,420
, برادر , هر چي که هست

501
00:26:06,690 --> 00:26:09,070
. نبايد جلوي ما رو از نجات خواهرمون بگيره

502
00:26:09,070 --> 00:26:11,390
. من "ربکا" رو از دست نميدم

503
00:26:11,400 --> 00:26:14,200
 "آره , حتما , بيايم به توله ي "داليا

504
00:26:14,200 --> 00:26:16,270
 دسترسي به همه اطلاعاتي که لازم داره رو بديم

505
00:26:16,280 --> 00:26:17,260
. تا ما رو نابود کنه

506
00:26:17,260 --> 00:26:19,820
و از کي ما به حرفاي اين مار خبيث اعتنا ميکنيم ؟

507
00:26:19,820 --> 00:26:20,760
! کافيه

508
00:26:26,240 --> 00:26:28,670
 براي يه مدل بروز شده و پيشرفته , خيلي تيز و هوشيار نيستي

509
00:26:29,860 --> 00:26:30,690
 بريم

510
00:26:39,050 --> 00:26:42,330
 اين جا بوي گرگينه ميده 

511
00:26:42,330 --> 00:26:45,320
 . خوب , براي اينکه "جکسون" و کل گروهش پايين هستن

512
00:26:46,510 --> 00:26:47,600
 ميدوني که , ميتوني بري

513
00:26:47,600 --> 00:26:48,920
. لازم نيست که بموني

514
00:26:49,840 --> 00:26:52,860
. الايژا" ميگه که تو و بچت بيشتر از يک دشمن داريد"

515
00:26:56,400 --> 00:26:59,390
, اگه کسي بتونه از نمايشگاه سگ ها رد بشه

516
00:27:00,160 --> 00:27:01,360
, تو و بچه فرار ميکنيد

517
00:27:02,130 --> 00:27:03,460
. من ميمونم و معطلشون ميکنم

518
00:27:03,930 --> 00:27:05,080
. تو منو نميشناسي

519
00:27:06,210 --> 00:27:08,540
چرا خودتو براي ما بخطر ميندازي ؟

520
00:27:09,590 --> 00:27:11,220
. لازم نيست که تو رو بشناسم

521
00:27:12,740 --> 00:27:13,880
. الايژا" رو که ميشناسم"

522
00:27:15,630 --> 00:27:18,830
... و ميدونم که براش چه ارزشي داري

523
00:27:21,550 --> 00:27:23,190
 اينکه بچه چه ارزشي براش داره

524
00:27:24,280 --> 00:27:26,470
اون درباره ي من با تو صحبت ميکنه ؟

525
00:27:29,630 --> 00:27:31,720
 نه , ولي کورم نيستم

526
00:27:31,950 --> 00:27:33,950
 واضحه که تو طرفي رو داري

527
00:27:33,950 --> 00:27:35,250
. که همه اوضاعشون از ريخت بدر بودن

528
00:27:36,340 --> 00:27:38,080
. ببين , بعد از اينکه تو ازدواج کردي

529
00:27:38,140 --> 00:27:39,730
 ما شروع به با هم بودن کرديم

530
00:27:39,750 --> 00:27:43,150
. اون خيلي خسته بودش

531
00:27:44,310 --> 00:27:45,560
 فک کنم که شانه اي براي تکيه دادن

532
00:27:45,560 --> 00:27:47,730
 همه بوده در اين هزار سال حتما

533
00:27:47,730 --> 00:27:49,530
 سخت بوده که بگذرونه

534
00:27:52,540 --> 00:27:57,960
 شايد لازمه که براي يه بار هم که شده براي خودش تنهايي زندگي کنه

535
00:28:02,680 --> 00:28:03,880
. اينو داخل محوطه نمک بخوابون

536
00:28:03,880 --> 00:28:05,410
. و در هر دو طرفش بخوابيد

537
00:28:05,410 --> 00:28:06,730
. هر دوتون دستشو بگيريد

538
00:28:07,140 --> 00:28:09,130
. منم به ذهنش نفوذ ميکنم

539
00:28:10,120 --> 00:28:11,790
. ولي براي اينکه بهت وصل بشم بهت اعتماد ميکنم , برادر

540
00:28:11,790 --> 00:28:12,960
 هر کاري که لازمه بکن

541
00:28:13,910 --> 00:28:15,250
. ربکا" در عمقش هست"

542
00:28:15,450 --> 00:28:17,560
 به سادگي و بدون جنگ اونو ول نميکنه

543
00:28:18,020 --> 00:28:19,330
. بعد بزور و با جنگ ولش ميکنه

544
00:28:19,330 --> 00:28:21,820
. مراقب باش , داري وارد ذهن "ايوا" ميشي

545
00:28:21,820 --> 00:28:23,640
. اگه اون داخل بکشدت , ديگه از دست رفتي

546
00:28:25,700 --> 00:28:27,380
 و اگه اونو قبل از آزادي "ربکا" بکشيش

547
00:28:27,390 --> 00:28:29,060
. اونجوري ديگه براي هميشه ميميره

548
00:28:29,950 --> 00:28:31,130
 وقتي که "ربکا" رو داشته باشي

549
00:28:31,240 --> 00:28:34,010
. فقط و فقط اون موقع ميشه با "ايوا" کار کرد

550
00:28:34,500 --> 00:28:35,370
گرفتيم

551
00:28:36,470 --> 00:28:37,370
تو به يه سلاح نياز داري

552
00:28:41,330 --> 00:28:42,970
چطوري قراره اونو با خودم ببرم ؟

553
00:28:44,760 --> 00:28:46,290

554
00:28:46,290 --> 00:28:48,000

555
00:28:48,000 --> 00:28:49,700

556
00:28:50,950 --> 00:28:53,090
 دردت ميگيره

557
00:29:08,690 --> 00:29:10,840

558
00:29:10,840 --> 00:29:12,920

559
00:29:12,920 --> 00:29:14,950

560
00:29:14,950 --> 00:29:16,960

561
00:29:16,960 --> 00:29:19,270

562
00:29:19,270 --> 00:29:21,560

563
00:29:21,650 --> 00:29:24,130

564
00:29:29,400 --> 00:29:30,240
! "ربکا"

565
00:29:34,410 --> 00:29:35,390
! "مارسل"

566
00:29:48,890 --> 00:29:51,370
. زود بهوش اومدي , ولي اونا رفتن

567
00:29:51,370 --> 00:29:52,870
. من به ذهنت نفوذ کردم که حقيقتو بگي

568
00:29:52,870 --> 00:29:54,870
. نه که خقيقت هاي محض رو بگي

569
00:29:55,550 --> 00:29:57,590
. اونا رو عليه تو مسموم ذهني ميکنه

570
00:29:57,740 --> 00:29:58,850
ميدوني که

571
00:29:59,440 --> 00:30:02,030
و حالا يهو اهميت ميدي , آره ؟

572
00:30:02,700 --> 00:30:07,660
, کلاوس" , اينجا بودن , و در تاريکي گرسنگي کشيدن"

573
00:30:07,950 --> 00:30:11,590
 من به هيچي جز اينکه چي ميشد اگه

574
00:30:11,800 --> 00:30:14,990
. شماها زندگي فاني ميداشتيد

575
00:30:16,610 --> 00:30:19,230
ما براي يه مدتي ميدرخشيديم و

576
00:30:20,210 --> 00:30:21,680
. بعد خاموش ميشديم

577
00:30:23,250 --> 00:30:26,120
, ميبيني , تو تبديل کردن ما رو بعنوان بزرگترين گناهت ميدوني

578
00:30:26,120 --> 00:30:29,650
 ولي حقيقت اينه که اين يکي از تقصيرات زيادت هست

579
00:30:29,650 --> 00:30:31,010
. که من براي بخشيدنت اومدم

580
00:30:32,720 --> 00:30:34,550
. من همينجوري که هستيم رو ترجيح ميديم

581
00:30:37,140 --> 00:30:38,480
. نه , پسرم

582
00:30:39,360 --> 00:30:42,260
, ما طنين ترسناکي از يه خانواده ايم

583
00:30:42,490 --> 00:30:44,800
. و همه ي تقصيراتش بر گردن منه

584
00:30:45,100 --> 00:30:47,650
 من فقط خواستم که کاراي شيطانيمو جبران و خنثي کنم

585
00:30:48,580 --> 00:30:50,940
. تا شماها منو دوباره دوست داشته باشبد

586
00:30:58,080 --> 00:30:59,060
... مادر من

587
00:31:00,930 --> 00:31:02,220
.بازيگر کمدي

588
00:31:05,100 --> 00:31:07,080
. از تاريکي لذت ببر

589
00:31:22,030 --> 00:31:22,920
"ربکا"

590
00:31:26,430 --> 00:31:29,350
. ربکا" , اشکالي نداره , جات امنه"

591
00:31:30,160 --> 00:31:32,920
شماها کلا تسليم بشو نيستيد , مگه نه ؟

592
00:31:33,030 --> 00:31:33,710
فرار کن

593
00:31:38,820 --> 00:31:40,560
, فک ميکني که در اينجا خون آشامي

594
00:31:40,670 --> 00:31:42,320
در دنياي من ؟

595
00:31:42,620 --> 00:31:44,720
. من کسي ام که اينجا قانون ميسازه

596
00:31:44,720 --> 00:31:47,990
. من کسي ام که ميگه چطوري تو ميميري

597
00:32:05,010 --> 00:32:08,640
. مارسل" بزرگ , يه زماني پادشاه خون آشام ها بوده"

598
00:32:10,480 --> 00:32:11,340
!"ايوا"

599
00:32:12,600 --> 00:32:13,490
کافيه

600
00:32:14,250 --> 00:32:15,080
. تموم شده

601
00:32:19,240 --> 00:32:20,710
, نقش بدي بازي نکردي

602
00:32:21,370 --> 00:32:22,640
. منو اونحا گول زدي

603
00:32:24,090 --> 00:32:26,910
 خيلي ماهرانه و بي رحمانه

604
00:32:28,740 --> 00:32:30,210
. بي رحمانه تر از چيزي که ازت بياد ميارم

605
00:32:33,990 --> 00:32:35,330
, اين چشماته

606
00:32:35,850 --> 00:32:38,270
. اون چشماي جذاب

607
00:32:38,610 --> 00:32:40,400
 باعث ميشه فک کنم عاشقمي

608
00:32:40,870 --> 00:32:43,090
. قبل از اينکه يه خنجر به پشتم بزني

609
00:32:46,760 --> 00:32:49,390
"تو قلبمو شکوندي , "وينس

610
00:32:49,920 --> 00:32:53,290
. يه بار گولم بزني , شرم بر تو باد

611
00:32:54,130 --> 00:32:55,440
... دوباره بخواي گولم بزني

612
00:33:09,480 --> 00:33:10,870
دارم از دستشون ميدم

613
00:33:11,450 --> 00:33:13,990

614
00:33:14,000 --> 00:33:16,480

615
00:33:19,380 --> 00:33:20,930
 من و تو کارمون تموم نشده

616
00:33:21,220 --> 00:33:22,390
. ولي براي الان

617
00:33:23,260 --> 00:33:24,610
. خواهرمو نجات بده

618
00:33:26,490 --> 00:33:29,080

619
00:33:29,080 --> 00:33:32,260
 

620
00:33:39,000 --> 00:33:41,800
فک ميکني قلب درد اينطوريه , "ايوا"؟

621
00:33:43,100 --> 00:33:44,920
. پس هيچ چي خبر نداري

622
00:33:45,360 --> 00:33:48,370
 هر وقتي که از خواب بلند ميشم ميخوام قلبمو از جا بکنم

623
00:33:48,370 --> 00:33:50,650
, تا کاري که با من کردي رو احساس نکنم

624
00:33:51,400 --> 00:33:52,870
 اون درد عميقي که ميدونم

625
00:33:52,870 --> 00:33:56,160
. که من نتونم اون بچه ها رو از دستت نجات بدم

626
00:33:57,250 --> 00:33:59,450
. زني که زندگي خودمم بيشتر دوستش داشتم

627
00:34:01,420 --> 00:34:03,140
 ميتونستيم همه چيز داشته باشيم

628
00:34:04,520 --> 00:34:05,710
.تو اينو انتخاب کردي

629
00:34:07,150 --> 00:34:08,130
. نقصير توئه

630
00:34:11,200 --> 00:34:11,940
. "ايوا"

631
00:34:11,940 --> 00:34:14,450
"خداحافظ , "وينس

632
00:34:44,260 --> 00:34:45,270
جواب داد ؟

633
00:34:48,980 --> 00:34:50,100
من کجام ؟

634
00:34:56,020 --> 00:34:57,060
! حالشون خوبه

635
00:34:57,670 --> 00:34:58,580
 "وينسنت"

636
00:35:08,630 --> 00:35:10,080
چرا بلند نميشه ؟

637
00:35:20,500 --> 00:35:21,400
 لعنتي

638
00:35:45,520 --> 00:35:46,450
چيه ؟

639
00:35:47,390 --> 00:35:49,640
 , اميدوارم که نخواي که ازت تشکر کنم

640
00:35:49,990 --> 00:35:51,560
  احتمال اينکه تو جهنم يخ بزنم

641
00:35:51,560 --> 00:35:53,000
. بيشتر از اينه که از تو تشکر بشنوم

642
00:35:54,180 --> 00:35:56,490
. خوب , پس يالا , بيا تو رو توي بدن مناسبت برگردونيم

643
00:35:56,490 --> 00:35:59,290
. اگرچه احتمالا بايد "فريا" و "استر" رو براي اينکار شکنجه بدم

644
00:35:59,290 --> 00:36:01,140
. که البته خيلي هم جالب هست

645
00:36:02,300 --> 00:36:04,820
. نه , "نيک" , من همينطور ميمونم

646
00:36:06,030 --> 00:36:07,960
, ايوا" ديگه براي هميشه مُرده , ولي بدنش"

647
00:36:08,170 --> 00:36:11,280
. اين بدن هنوز به "داوينا" . بچه وصل و پيوند هستش

648
00:36:12,030 --> 00:36:12,980
. ميتونم حسش کنم

649
00:36:13,710 --> 00:36:15,100
, و اگه رهاش منم , ميميره

650
00:36:15,100 --> 00:36:16,860
. و "داوينا" و بقيه هم باهاش ميميرن

651
00:36:17,720 --> 00:36:19,230
خوب که چي ؟

652
00:36:19,500 --> 00:36:21,340
, از "داوينا" خوشم اودمده

653
00:36:21,790 --> 00:36:23,210
. و نميخوام که بزارم بميره

654
00:36:24,830 --> 00:36:26,120
 بعلاوه , واقعا تو ميخواي که همه ي

655
00:36:26,120 --> 00:36:29,290
جادوگراي "نيو اورلنز" وقتي "داليا" بياد از دستمون عصباني باشن ؟

656
00:36:30,660 --> 00:36:32,170
لازم داريم که در کنارمون نگهشون داريم

657
00:36:32,170 --> 00:36:34,850
, و ديگه ته تهش در برابرمون قرار نگيرن

658
00:36:37,400 --> 00:36:39,110
. و قضيه ي "کول" هم هست

659
00:36:40,100 --> 00:36:41,780
. بهم قول دادم که برش ميگردونم

660
00:36:42,250 --> 00:36:44,580
. من حتي نميتونم تلاشي براش بکنم اگه جادوگر نباشم

661
00:36:48,630 --> 00:36:50,370
. فريا" در داخلش ذهن من بوده"

662
00:36:51,790 --> 00:36:53,530
. اون رازهامو ميدونه

663
00:36:55,220 --> 00:36:58,200
خوب پس ميدونه که تو براي تعداد کمي خيلي کار ها ميکني ؟

664
00:36:58,790 --> 00:37:00,100
خوب که چي ؟

665
00:37:03,350 --> 00:37:07,390
, نيکلاوس" , فقط براي يه لحظه"

666
00:37:07,390 --> 00:37:09,120
. ميشه ما يه چيزي باشيم که نياز داريم

667
00:37:09,780 --> 00:37:11,500
يه خانواده ي متحد ؟

668
00:37:18,960 --> 00:37:19,770
. براي الان

669
00:37:20,720 --> 00:37:21,570
 بخاطر تو

670
00:37:32,130 --> 00:37:33,000
 "نيک"

671
00:37:35,500 --> 00:37:36,410
ممنون

672
00:37:46,760 --> 00:37:48,420
: يه ضرب المثلي در خانواده ي من هستش که ميگه

673
00:37:49,200 --> 00:37:50,450
 روح شيطاني رو امروز بکش »

674
00:37:51,940 --> 00:37:53,740
« با خود شيطان فرداش روبرو شو

675
00:37:54,890 --> 00:37:57,660
, اگه روي قبر اون روح شيطاني هم برقصي

676
00:37:59,190 --> 00:38:00,710
نميشه کارش کرد که به اين فکر نيافتي که

677
00:38:01,060 --> 00:38:02,430
... اون فقط همون تنها بودش

678
00:38:04,780 --> 00:38:07,740
يا چيزاي کشنده ي ديگه هم داري که بايد باهاشون بجنگي ؟

679
00:38:10,640 --> 00:38:13,060
... و اگرچه پيروزي يه جنگ رو جشن ميگيري

680
00:38:17,080 --> 00:38:18,700
. تو الان ديگه يکي از ما هستي

681
00:38:19,010 --> 00:38:20,870
. نيو اورلنز" خونه ي تو هستش"

682
00:38:22,130 --> 00:38:24,540
, دوستات , دوستاي ما

683
00:38:24,540 --> 00:38:27,140
و دشمن هات , دشمن هاي ما

684
00:38:29,970 --> 00:38:32,290
واقعا براي جنگ آماده شدي ؟

685
00:38:38,010 --> 00:38:39,960
دوباره اومدي از من خبر بگيري برادر ؟

686
00:38:46,330 --> 00:38:50,320
 شايد تونستي مورد تأييد جادوگر ها و

687
00:38:50,930 --> 00:38:52,550
, خواهر و برادرام بشي

688
00:38:54,040 --> 00:38:55,520
 و من تو رو

689
00:38:56,030 --> 00:38:57,630
 براي چيز واقعي که هستي ميبينم

690
00:38:58,770 --> 00:39:00,430
. حتي اگه اونا نميتونن

691
00:39:02,160 --> 00:39:05,200
. اونا تحت فشار بد بيني زمين گيرانه نيستن

692
00:39:05,700 --> 00:39:09,390
, جوري که با خودت تنهيي در تاريکي زير لب صحبت کني که

693
00:39:09,630 --> 00:39:11,480
«بقيه پس کجا رفتن ؟»

694
00:39:13,550 --> 00:39:14,960
.  بد جنسي منه , آره

695
00:39:15,320 --> 00:39:17,610
, نبايد رازهاي بچگيتو بگم

696
00:39:18,440 --> 00:39:19,450
. ولي نگران نباش

697
00:39:19,570 --> 00:39:20,980
وقتي که از قدرتت استفاده ميکردم , تنها چيزي که ديدم

698
00:39:20,980 --> 00:39:23,940
. مشکلات عصبي و سليقه سؤال برانگيزت در زن ها هستش

699
00:39:26,200 --> 00:39:29,200
منم يه موقعي تنها بودم , برادر

700
00:39:31,040 --> 00:39:33,810
باعث شرمه که اگه تو هم الان

701
00:39:33,810 --> 00:39:35,750
. احساس تنهايي بکني

702
00:39:38,230 --> 00:39:41,120
, لازم نيست که اينطوري باشه

703
00:39:41,410 --> 00:39:42,610
. ولي مراقب باش

704
00:39:43,010 --> 00:39:45,150
. من به مقدار معيني صبر و حوصله دارم

705
00:39:47,550 --> 00:39:51,460
... خوب از اونجايي که داشتيم خودمون رو براي اين جنگ جديد مسلح ميکرديم

706
00:39:53,670 --> 00:39:55,880
. اولش بايد از زخم هامون مراقبت کنيم

707
00:39:56,790 --> 00:39:58,620
. و با عميق ترين بايد شروع کنيم

708
00:40:02,460 --> 00:40:03,320
"فريا"

709
00:40:03,850 --> 00:40:05,310
. درباره ي من اشتباه ميکردي

710
00:40:07,310 --> 00:40:09,850
 من از "داليا" بيشتر از اون چيزي که فکرشو بکني متنفرم

711
00:40:11,800 --> 00:40:13,890
اون نور رو در من نميبيني ؟

712
00:40:15,170 --> 00:40:17,370
. چون اون خاموش شده

713
00:40:18,550 --> 00:40:20,030
, من 5 سالم بود

714
00:40:20,940 --> 00:40:22,680
. و اون خود شيطان بود

715
00:40:24,600 --> 00:40:27,080
, اون نورمو

716
00:40:28,550 --> 00:40:29,620
, عشقمو

717
00:40:31,490 --> 00:40:32,920
, علاقم به زندگي

718
00:40:34,680 --> 00:40:36,310
. تواناييم براي مردن رو ازم گرفت

719
00:40:39,100 --> 00:40:41,170
, تو ديگه مادرم نيستي

720
00:40:42,380 --> 00:40:44,420
. ولي من بچه ي اون نيستم

721
00:40:46,950 --> 00:40:48,660
. خيلي متأسفم

722
00:40:49,960 --> 00:40:51,620
 يه خورده براي معذرت خواهي دير شده

723
00:40:53,280 --> 00:40:55,670
. ولي مشخص شد که براي يه چيز درست ميگفتي

724
00:40:57,110 --> 00:41:00,750
. شايد "کلاوس" نبايد ميذاشت که من به ذهنش دسترسي پيدا کنم

725
00:41:01,480 --> 00:41:03,430
, من بهش درباره ي تو هشدار دارم

726
00:41:04,190 --> 00:41:05,410
. از اينکه چي تو خواهي ديد

727
00:41:05,900 --> 00:41:07,750
. من به اندازه کافي ديدم

728
00:41:08,900 --> 00:41:10,420
. ولي فقط يه چيز ياد گرفتم

729
00:41:10,420 --> 00:41:13,220
. من و "کلاوس" هيچوقت نميتونيم متحد بشيم

730
00:41:14,430 --> 00:41:16,420
. الان ميفهمم که اون هيچوقت بهم اعتماد نميکنه

731
00:41:17,810 --> 00:41:19,330
. پس براي چاره ي ديگه اي نميزاره

732
00:41:20,800 --> 00:41:23,120
 اينکه من مجبورم  خانوادشو

733
00:41:24,020 --> 00:41:26,790
. يکي به يکي بر عليهش کنم., و الانم ميدونم که چطوري اينکارو بکنم

734
00:41:27,770 --> 00:41:29,330
چرا داري اينا رو به من ميگي ؟

735
00:41:34,440 --> 00:41:37,250
چون تو ديگه نيستي که اينا رو ببيني

755
00:41:44,340 --> 00:41:57,339
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgar</font>

755
00:41:58,340 --> 00:42:06,339
<font color="#64ad2f">خبرگزاري آريافيلم به روزترين اخبار دنياي فيلم و سريال  </font>
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
<font color="#bb1e1e"> www.warez-ir.asia با همکاري  </font>
