﻿1
00:00:01,220 --> 00:00:02,790
: آنچه گذشت

2
00:00:02,790 --> 00:00:04,400
, ما "هوپ" و گلّه رو بر ميداريم

3
00:00:04,400 --> 00:00:05,990
. و امشب از شهر ميزنيم بيرون

4
00:00:05,990 --> 00:00:07,970
 يه باشگاه موسيقي جاز توي منطقه ي "الجزيره" هستش

5
00:00:07,970 --> 00:00:10,740
. که "جوزفين" اون رو تقويت کرده که يه جاي امني در مقابل جادو باشه

6
00:00:10,740 --> 00:00:11,640
 وسايلت رو جمع کن

7
00:00:11,640 --> 00:00:13,080
, حالا که سرم شلوغه

8
00:00:13,100 --> 00:00:15,000
. ميخوام که تو چشم و گوش من باشي

9
00:00:15,000 --> 00:00:16,870
. نميتونم که همينطوري از پشت بهش خنجر بزنم

10
00:00:16,880 --> 00:00:18,440
 نميدونم که چاره ي ديگه اي هم داري يا نه

11
00:00:18,490 --> 00:00:19,630
. تا الان بايد ميومد

12
00:00:19,630 --> 00:00:20,640
. حتما چيزي شده

13
00:00:20,640 --> 00:00:21,720
همه چيز روبراهه ؟

14
00:00:21,800 --> 00:00:23,400
ميخوايم بريم به منطقه ي "الجزيره" يا نه ؟

15
00:00:23,520 --> 00:00:25,720
. الان اون باشگاه امن ترين جاي شهره

16
00:00:25,870 --> 00:00:28,890
, تنها چيزي که ميتونستيد در برابر من ازش استفاده کنيد رو از دست داديد

17
00:00:28,900 --> 00:00:30,830
. سلاحي که ساختيد

18
00:00:31,120 --> 00:00:31,910
! نه

19
00:00:32,440 --> 00:00:34,360
. اين نقشه ي من نبودش

20
00:00:34,360 --> 00:00:36,750
. عجله کرديد و فقط يه دونه ازش ساختيد

21
00:00:36,760 --> 00:00:38,860
. عناصرشو که به راحتي ميشه پيدا کرد

22
00:00:43,830 --> 00:00:45,360
... خاکستر وايکينگ ها واقعا نايابه

23
00:00:45,360 --> 00:00:48,200
. ولي تنها چيزي که واقعا لازم داري يه جنازه ي وايکينگ در حال سوختن هستش

24
00:00:48,210 --> 00:00:50,300
 از تو بايد استفاده کنم تا پيامي بفرستم

25
00:00:50,300 --> 00:00:52,680
. به همه ي اونايي که در مقابل من ايستادن

26
00:01:01,690 --> 00:01:03,510
چيزي شده برادر ؟

27
00:01:03,520 --> 00:01:05,400
شايد با يه نوشيدني اي حالت بهتر بشه ؟

28
00:01:05,400 --> 00:01:07,930
. بس کن ديگه "نيکلاوس" , من توي فاز اون جور نوشيدني ها نيستم

29
00:01:07,940 --> 00:01:09,840
. خيلي هم عالي ! خودم بيشتر ميخورم

30
00:01:09,840 --> 00:01:12,050
. بيا درباره ي نقشمون صحبت کنيم "نيکلاوس" , باشه

31
00:01:12,050 --> 00:01:13,820
. البته اگه نقشه اي داشته باشي

32
00:01:14,330 --> 00:01:15,970
. ميتونيم با خاکسترهاي "مايکل" شروع کنيم

33
00:01:16,140 --> 00:01:17,830
 با حساب اينکه اونا عنصر اصلي در

34
00:01:17,830 --> 00:01:19,140
, سلاحمون بر عليه "داليا" هستش

35
00:01:19,140 --> 00:01:21,190
ميشه به من بگي که کجا غيبشون زدن ؟

36
00:01:21,280 --> 00:01:23,140
 الايژا" , من به ذهن بهترين آشپز شهر"

37
00:01:23,140 --> 00:01:26,480
, بخاطر تو نفوذ کردم

38
00:01:26,540 --> 00:01:30,630
. و با اينحال تو به تلاش ها من بخاطر نگراني هات بي توجهي ميکني

39
00:01:30,660 --> 00:01:33,120
ميشه اينقدر بلند صحبت نکنيد ؟

40
00:01:34,890 --> 00:01:35,810
. اونو بده من

41
00:01:36,020 --> 00:01:36,570
چي شده ؟

42
00:01:36,580 --> 00:01:39,660
بدن جادوگري جديدت مناسب مست کردن هاي ديشبت نبوده ؟

43
00:01:39,820 --> 00:01:41,210
. يه چند پيکي حالا خوردم

44
00:01:41,960 --> 00:01:43,540
 اينجوري نيست که اغلب پدرت بدست

45
00:01:43,540 --> 00:01:45,060
. برادرت کشته بشه

46
00:01:46,080 --> 00:01:46,670
. اونم دوباره

47
00:01:46,670 --> 00:01:49,300
کي گفته که شانس فقط يه بار در خونت رو ميزنه ؟

48
00:01:52,460 --> 00:01:55,320
 "اوه , بي خيال ! ما قرن هاست که از دست ستمکاري هاي "مايکل
. در حال فرار بوديم

49
00:01:55,320 --> 00:01:56,540
 من فک ميکردم که فاز امروز صبح

50
00:01:56,540 --> 00:01:58,070
. بيشتر شاد و فرخنده ميبودش

51
00:01:58,070 --> 00:01:59,190
, در شرايط عادي

52
00:01:59,190 --> 00:02:00,280
 نابودي پدرمون

53
00:02:00,280 --> 00:02:02,010
. "چيز خوبي هستش , "نيکلاوس

54
00:02:02,010 --> 00:02:05,030
. متأسفانه , ما يه خطر بزرگ تر داريم که بايد باهاش مقابله کنيم

55
00:02:05,030 --> 00:02:06,530
 ميدوني , براي يه کسي که به يه

56
00:02:06,530 --> 00:02:08,570
, صبحانه جشن گرفتن دعوت شده

57
00:02:08,600 --> 00:02:10,400
. يه ضد حال به تمام معنا هستي

58
00:02:10,470 --> 00:02:13,530
 خوب , "نيکلاوس" اگه چيزي ضد حال زده

59
00:02:13,530 --> 00:02:14,890
همونطور که تو ميگي , شايد بخاطر اين بوده که

60
00:02:14,890 --> 00:02:17,470
کُشتن پدر باعث جدا شدن تنها نفري که

61
00:02:17,470 --> 00:02:19,790
. بطور واقعي ميدونست که چطوري ميتونيم "داليا" رو بکشيم شده

62
00:02:19,790 --> 00:02:22,030
, اگه "فريا" ميخواد که جزئي از اين خانواده باشه

63
00:02:22,030 --> 00:02:24,090
, اون مجبوره که هممون رو قبول کنه

64
00:02:24,560 --> 00:02:25,690
. هم خوب و هم بدا رو

65
00:02:25,690 --> 00:02:26,880
. الايژا" راست ميگه"

66
00:02:26,960 --> 00:02:28,380
,فريا" عاشق "مايکل" بود"

67
00:02:28,650 --> 00:02:30,340
و تو هم تقريبا همه چيز رو از بين بردي ؟

68
00:02:30,550 --> 00:02:32,510
حيف شد , حالا چيکار کنم ؟

69
00:02:32,510 --> 00:02:34,570
. ظاهرا هر کاري دلت بخواي رو ميکني

70
00:02:34,710 --> 00:02:37,550
. احساس شادي من رو بجاي به وضوح نديدن اوضاع اشتباه نگيريد

71
00:02:38,180 --> 00:02:40,110
, با تهديدي که روبرو هستيم کاملا آشنا و خبردار هستم

72
00:02:40,110 --> 00:02:43,490
. و ميخوام که شخصا بهش رسيدگي کنم

73
00:02:48,490 --> 00:02:49,520
 يکي اينجاس

74
00:02:54,440 --> 00:02:55,410
. "جوزفين"

75
00:02:56,340 --> 00:02:59,020
, "ببخشيد که صبح زود اومدم , "الايژا

76
00:02:59,680 --> 00:03:01,410
 ولي يه پيامي رو از طرف

77
00:03:01,580 --> 00:03:03,110
. خاله "داليا"ـتون آوردم

78
00:03:04,200 --> 00:03:07,310
. بهش بدهکار هستيد و اون هم طلبشو ميخواد

79
00:03:07,310 --> 00:03:09,380
. اولش ميتونه توي جهنم زجر ببينه

80
00:03:09,380 --> 00:03:12,070
. فقط براي اون جيزي که مادرتون بهش قول داده بوده

81
00:03:12,910 --> 00:03:14,050
, اگه ميخواي از کسي متنفر باشي

82
00:03:14,050 --> 00:03:17,320
 بهتر نيست از کسي که بچه تو هزار سال پيش معامله کرده

83
00:03:17,360 --> 00:03:18,930
متنفر باشي ؟

84
00:03:19,230 --> 00:03:22,230
, اگه لازمه , "استر" رو مقصر بدون

85
00:03:22,310 --> 00:03:26,470
, ولي من فقط براي انجام يه معامله اومدم

86
00:03:27,010 --> 00:03:29,820
 يه معامله که نتيجه ش

87
00:03:29,820 --> 00:03:32,210
. در حضورت حاصل خواهد شد

88
00:03:32,340 --> 00:03:34,470
. شايد بهتره که از من تشکر کني

89
00:03:42,980 --> 00:03:43,940
"داليا"

90
00:03:45,070 --> 00:03:46,690
, فرزند من

91
00:03:47,140 --> 00:03:50,930
. من خاله "داليا" رو ترجيح ميدم

92
00:03:54,210 --> 00:03:56,990
جرأت کردي وارد خونه ي من شدي ؟

93
00:03:56,990 --> 00:03:59,740
. من فقط دنبال چيزي که مال خودمه اومدم

94
00:04:01,220 --> 00:04:03,290
وقتش رسيده که

95
00:04:03,810 --> 00:04:06,730
. قدرت بچه رو به خودم اضافه کنم

96
00:04:07,100 --> 00:04:09,250
, اگرچه متوجه شدم که اون اينجا نيستش

97
00:04:09,490 --> 00:04:11,800
 ميبينم که از يه طلسم استفاده کردي

98
00:04:12,420 --> 00:04:13,690
. تا مخفيش کني

99
00:04:14,060 --> 00:04:17,900
 مهم نيست , چنان طلسمي تسليم و از کار ميفته

100
00:04:17,900 --> 00:04:19,800
. مثل تو

101
00:04:20,000 --> 00:04:22,630
. خداحافظي هات رو بکن

102
00:04:22,630 --> 00:04:24,850
, تا فردا شب مهلت داري

103
00:04:25,610 --> 00:04:29,930
. بعدش اون بچه مال من ميشه

104
00:04:30,590 --> 00:04:33,160
.عزيزم به مادرش هم اطلاع بده

105
00:04:33,720 --> 00:04:37,910
. دليلي نداره که نشه بدون خشونت قضيه رو حل و فصلش کرد

35
00:04:45,853 --> 00:04:51,788
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgaR</font>

35
00:04:52,053 --> 00:04:55,788
<font color=yellow> Season 2 Episode 19</font>
<font color="#DE2504">1-2-1394</font>
<font color=#00FF00>ali-hunter.blogfa.com</font>

106
00:04:59,140 --> 00:05:00,240
: خوب , خبر خوب اينکه

107
00:05:00,240 --> 00:05:02,070
. داليا" هنوز نميدونه که ما اينجا هستيم"

108
00:05:02,070 --> 00:05:04,010
, خبر بد اينکه : تا فردا شب بهمون مهلت داده

109
00:05:04,010 --> 00:05:05,320
 و بعدش دنبال "هوپ" مياد

110
00:05:07,680 --> 00:05:09,380
. خوب , من ميگم که از اينجا گورمون رو فورا گم کنيم

111
00:05:09,380 --> 00:05:11,530
, ببين "جک" , منم همونقدري که تو ميخواي دلم ميخواد که برم

112
00:05:11,530 --> 00:05:12,400
. ولي فک کن

113
00:05:12,400 --> 00:05:15,130
. فريا" گفتش که "داليا" بخاطر جادوي "هوپ" به اينجا اومده"

114
00:05:15,130 --> 00:05:16,150
, هر چقدر هم که دور بشيم

115
00:05:16,150 --> 00:05:18,020
. اون بازم ميتونه پيدامون کنه

116
00:05:18,020 --> 00:05:19,730
. حداقل اين جا طلسم شده

117
00:05:19,860 --> 00:05:22,810
. "هيچکي نميتونه اينجا جادو کنه , نه "هوپ"  و نه "داليا

118
00:05:22,810 --> 00:05:24,060
, درسته که اين جا طلسم شده هستش

119
00:05:24,060 --> 00:05:26,120
, ولي طلسم ها بزرگ تر از اين هم ديديم که شکسته شدن

120
00:05:26,120 --> 00:05:27,480
. ميگم که تا وقتي که ميتونيم فرار کنيم

121
00:05:31,380 --> 00:05:32,900
. در هر صورت خطر ريسک داره

122
00:05:33,530 --> 00:05:34,820
. اون خيلي کوچولوئه

123
00:05:35,180 --> 00:05:36,260
. خيلي نامرديه

124
00:05:36,880 --> 00:05:39,180
 جادوگري و طلسم ها

125
00:05:39,180 --> 00:05:40,860
, خودش که اينا رو نميخواسته

126
00:05:42,910 --> 00:05:46,620
. براي همين هم اگه از دستشون بده نميفهمه

127
00:05:47,710 --> 00:05:49,480
. جک" , شايد همينه"

128
00:05:49,560 --> 00:05:52,680
داليا" فقط زماني ميتونه حضور اونو متوجه بشه که اون از قدرت جادوش استفاده ميکنه"

129
00:05:52,940 --> 00:05:55,020
 خوب اگه راهي باشه که بشه جلوي جادو کردن

130
00:05:55,020 --> 00:05:56,670
رو در وهله ي اول بگيريم , چي ميشه ؟

131
00:05:56,670 --> 00:05:58,350
اون فقط يه بچه س . چطوري ميخوايم اينکارو بکنيم ؟

132
00:05:58,350 --> 00:05:59,830
. من يه نظر دارم

133
00:05:59,970 --> 00:06:02,380
, اگرچه خطرناکه

134
00:06:02,380 --> 00:06:03,600
. مخصوصا الان

135
00:06:03,740 --> 00:06:04,670
. بزاريد من بکنم

136
00:06:06,070 --> 00:06:07,770
, ببين , هر چي هستش

137
00:06:08,400 --> 00:06:10,870
. اين تقصير منه که شماها ديروز نرفتيد

138
00:06:11,330 --> 00:06:12,600
"تقصير تو نبودش "ايدن

139
00:06:12,600 --> 00:06:15,700
. لطفا بهم يه فرصت بديد که جبرانش کنم

140
00:06:27,190 --> 00:06:30,280
. فريا" من خيلي شرمندم"

141
00:06:31,020 --> 00:06:32,070
بخاطر چي ؟

142
00:06:33,260 --> 00:06:34,770
. مسلما بخاطر پدرمون که نيستش

143
00:06:35,200 --> 00:06:36,610
. من تنها براش سوگواري ميکنم

144
00:06:36,650 --> 00:06:38,180
, همونطور که من تنهايي دوسش داشتم

145
00:06:39,510 --> 00:06:40,900
, "و  حالا بخاطر "کلاوس

146
00:06:41,640 --> 00:06:43,670
. پدرم بار ديگه اي ازم گرفته شد

147
00:06:47,030 --> 00:06:48,900
. من مردي که تو الان داري براش سوگواري ميکني رو هرگز نشناختم

148
00:06:50,100 --> 00:06:52,280
اون به تو ملايمت و نرمي بيشتري نشون داد که

149
00:06:52,280 --> 00:06:54,030
. ما تا حالا ديده بوديم

150
00:06:55,050 --> 00:06:58,180
, تموم چيزي که من ازش بيادمه اخلاق بدش

151
00:06:58,340 --> 00:07:01,730
. و ظلم شديدش , مخصوصا نسبت به "کلاوس" هستش

152
00:07:01,730 --> 00:07:04,090
. اينکه بهانه اي نميشه

153
00:07:04,120 --> 00:07:04,880
نيستش ؟

154
00:07:06,320 --> 00:07:09,240
, ميدونم که "کلاوس" ميتونه خيلي خشمگين باشه

155
00:07:09,460 --> 00:07:10,750
, و حتي خيانتکار باشه

156
00:07:10,870 --> 00:07:13,170
 ولي هيچکي بهتر از اون نيست که در برابر

157
00:07:13,170 --> 00:07:14,660
. داليا" در کنارت باشه"

158
00:07:18,260 --> 00:07:21,700
. کلاوس" همونقدري که تو آزادي تو ميخواي , امنيت بچشو ميخواد"

159
00:07:22,410 --> 00:07:23,710
. ما لازمه که با هم کار کنيم

160
00:07:23,710 --> 00:07:25,600
چطوري ميتوني ازش دفاع کني ؟

161
00:07:26,490 --> 00:07:28,250
, منو "داليا" دزديده بوده

162
00:07:28,250 --> 00:07:29,540
, و سال ها تحت کنترلش بودم

163
00:07:29,540 --> 00:07:31,380
. و با اينحال "کلاوس" جوري رفتار ميکنه که انگاري من دشمنشم

164
00:07:32,140 --> 00:07:35,980
, من اين همه دليل بهتون دادم که بهم اعتماد کيم

165
00:07:36,700 --> 00:07:39,200
. و بازم "کلاوس" منو رَد ميکنه

166
00:07:40,070 --> 00:07:41,350
... راستشو بگم

167
00:07:44,020 --> 00:07:47,620
. من اصلا نميفهمم که چرا شماها هنوز بهش اعتماد ميکنيد

168
00:07:53,060 --> 00:07:54,680
. تو و "الايژا" يه انتخابي داريد

169
00:07:55,740 --> 00:07:59,370
. "از الان به بعد , يا طرف منيد يا "کلاوس

170
00:08:14,720 --> 00:08:16,630
. متوجه هستي که اصلا وقتي نداريم

171
00:08:19,950 --> 00:08:21,530
"نيکلاوس" , اگه خاکستر هاي "مايکل"

172
00:08:21,530 --> 00:08:22,720
, کليد پايان دادن به "داليا" هستن

173
00:08:22,720 --> 00:08:25,090
. پس حتما بايد بفهمي که لازمه بگي که کجا هستن

174
00:08:25,090 --> 00:08:26,660
. من چنين نيازي رو نميبينم

175
00:08:27,270 --> 00:08:28,640
 معلومه که

176
00:08:29,170 --> 00:08:31,500
. تو اغلب وقتي داري نقاشي ميکشي نقشه هم ميکشي

177
00:08:31,750 --> 00:08:33,190
. "فک ميکنم که تو يه نقشه داري "نيک

178
00:08:33,190 --> 00:08:34,900
 ميخواي که من نقشه هامو بگم

179
00:08:34,900 --> 00:08:36,500
 "تا تو هم مستقيما بري جاي "فريا

180
00:08:36,500 --> 00:08:38,050
. و اونو به حلقه ي اعتماد بياريش

181
00:08:38,050 --> 00:08:39,300
. من که اينطوري فک نميکنم

182
00:08:39,300 --> 00:08:40,670
. اين خيلي براي تو خطرناکه , برادر

183
00:08:41,050 --> 00:08:42,020
. تو نميتوني تنهايي اينکارو بکني

184
00:08:42,020 --> 00:08:44,290
پس بايد براي محافظت از "هوپ" به کي اعتماد کنم ؟

185
00:08:44,920 --> 00:08:48,440
خواهر تازه پيدا شده ي ما با انگيزه هاي فريبکارانه ي خودش ؟

186
00:08:48,440 --> 00:08:51,530
, هيلي" , که وفاداريش نسبت به شوهرش هر روز بيشتر ميشه"

187
00:08:51,530 --> 00:08:52,510
 , يا "جکسون" چطوره

188
00:08:52,510 --> 00:08:54,400
کسي که خودشو شاه گرگ ها ميدونه ؟

189
00:08:54,400 --> 00:08:55,810
. لازمه که فقط به من اعتماد مني

190
00:08:55,810 --> 00:08:57,600
"از خدامه , "الايژا

191
00:08:57,620 --> 00:08:59,090
, الان بيشتر از هميشه , من به برادرم نياز دارم

192
00:08:59,090 --> 00:09:01,750
... نزديکترين متحدم , همخونم

193
00:09:03,770 --> 00:09:04,690
 ولي تو هم از زماني که مادر

194
00:09:04,690 --> 00:09:07,050
. در سرت بوده ديگه مثل خودت نبودي

195
00:09:07,600 --> 00:09:09,050
. قدرت قضاوتت ديگه مثل قديم نيستش

196
00:09:09,050 --> 00:09:10,880
. تو کسي که بودي نيستي ديگه

197
00:09:11,000 --> 00:09:13,200
 الايژا"ـيي که من ميشناختم به حرفاي يه"

198
00:09:13,200 --> 00:09:16,370
, غريبه ي فريبکار اين همه سفت نميچسبيد

199
00:09:16,370 --> 00:09:18,070
. و بهش چيزايي ميگه که دلش ميخواد بشنوه

200
00:09:18,070 --> 00:09:20,010
. فريا" از خون ماست , برادر"

201
00:09:20,010 --> 00:09:22,430
. اون همچنين از خداشه که "داليا" بميره

202
00:09:22,430 --> 00:09:23,860
. ما هيچ دليلي براي اعتماد نکردن به اون نداريم

203
00:09:23,860 --> 00:09:26,320
. و  اين از اعتماد کردن بهش خيلي متفاوته

204
00:09:27,690 --> 00:09:29,340
, اون "فين" رو شکست داد , درسته

205
00:09:29,340 --> 00:09:31,320
. ولي فقط بعد از اينکه خودش اونو زندش کرد

206
00:09:31,320 --> 00:09:33,860
, و بخاطر نجات دادن "ربکا" از "ايوا سينکلر" خيلي ازش تعريف ميکنين

207
00:09:33,860 --> 00:09:35,190
 ولي از کجا معلوم که خودش  در بيدار کردن اون شيطان

208
00:09:35,190 --> 00:09:37,190
در درونش دستي نداشته ؟

209
00:09:37,190 --> 00:09:39,160
, نيکلاوس" , اگه ما نتونيم به همديگه اعتماد کنيم"

210
00:09:40,070 --> 00:09:41,500
. با همديگه هم نميتونيم کر کنيم

211
00:09:44,830 --> 00:09:47,320
. نه , نميتونيم

212
00:09:57,400 --> 00:09:58,240
. "ايدن"

213
00:09:59,490 --> 00:10:01,150
براي چي اومدي اينجا ؟

214
00:10:01,350 --> 00:10:04,320
 فقط خواستم بگم که "هيلي و جکسون" و

215
00:10:04,320 --> 00:10:06,220
, هوپ" همشون در باشگاه موسيقيه "جاز" , "مارسل" هستن"

216
00:10:06,230 --> 00:10:09,260
. و جاشون  هم امن هستش , و بخوبي هم ازشون محافظت ميشه

217
00:10:11,200 --> 00:10:13,590
 خوب , اگه بخواي اينجا پيش من باشي که نميتوني

218
00:10:13,760 --> 00:10:15,360
. اونجا گوش و چشم من باشي

219
00:10:17,390 --> 00:10:18,440
پس چرا اينجايي ؟

220
00:10:19,420 --> 00:10:21,040
. براي اين

221
00:10:22,350 --> 00:10:24,210
. هيلي" گفتش که ديروز اينجا جا گذاشتتش"

222
00:10:24,210 --> 00:10:26,700
. فک کنم عروسک مورد علاقه ي "هوپ" هستش

223
00:10:34,250 --> 00:10:36,000
. وفاداري تو خيلي خوشاينده

224
00:10:41,260 --> 00:10:42,110
... اگرچه

225
00:10:44,390 --> 00:10:46,460
 زندگي تو ارزشش از اين

226
00:10:46,460 --> 00:10:49,150
 لباس خرگوش کمتر ميشه اگه بفهمم

227
00:10:50,020 --> 00:10:53,110
. که اعتماد من به تو نا بجا بوده

228
00:10:54,220 --> 00:10:55,270
اُفتاد ؟

229
00:10:59,200 --> 00:11:00,920
. کلاوس" به هيچي مشکوک نيست"

230
00:11:00,930 --> 00:11:02,830
اوه , آره , درسته , مطمئنم که

231
00:11:02,830 --> 00:11:04,280
"کلاوس«هميشه مشکوک» مايکلسون"

232
00:11:04,280 --> 00:11:05,700
 کاملا حيله ي

233
00:11:05,700 --> 00:11:07,730
.. من از اونطرف رودخانه براي خرگوش"هوپ" اومدم » رو باور کرده»

234
00:11:07,730 --> 00:11:09,330
 ببين , اين زنجير ها طلسم شدن

235
00:11:09,330 --> 00:11:11,130
تا قدرت جادوگري رو خنثي کنن , درسته ؟

236
00:11:11,890 --> 00:11:13,680
 پس , "داوينا" , اگه بتوني که جادوي اينا رو به

237
00:11:13,680 --> 00:11:16,180
, يه چيز کوچکتري منتقلشون کني , فقط دربارش فک کن

238
00:11:16,180 --> 00:11:17,610
, اگه بچه نتونه جادو بکنه

239
00:11:17,610 --> 00:11:19,050
. ديگه "داليا" نميتونه پيداش کنه

240
00:11:19,240 --> 00:11:21,220
ميتونم سعيمو بکنم , ولي چه فرقي ميکنه ؟

241
00:11:21,310 --> 00:11:22,790
. فک ميکردم که الانشم بچه در امنيت هستش

242
00:11:23,280 --> 00:11:24,990
. جکسون و هيلي" دارن آماده ميشن که فرار کنن"

243
00:11:29,000 --> 00:11:29,860
. خوش بحالشون

244
00:11:32,730 --> 00:11:35,230
, اگه "کول" قبل از اينکه طلسم بشه از من ميپرسيد که فرار کنيم

245
00:11:36,630 --> 00:11:38,130
. خوب , لازم نبود که دوباره بپرسه

246
00:11:43,750 --> 00:11:47,380
. خوب , فرضا من اينکارو کردم

247
00:11:49,210 --> 00:11:51,220
الان يه چيز مهمي رو فراموش نميکنيم ؟

248
00:11:53,370 --> 00:11:54,510
... اگه "کلاوس" بفهمه که چيکار کرديد

249
00:11:54,510 --> 00:11:56,200
. بزار من نگران اون باشم

250
00:12:23,340 --> 00:12:24,510
. اون گُل کوکب هستن

251
00:12:25,970 --> 00:12:27,050
 اون ميدونه ما اينجاييم

252
00:12:39,740 --> 00:12:40,680

253
00:12:42,440 --> 00:12:43,380

254
00:12:46,130 --> 00:12:47,160
. بيخيال

255
00:12:54,930 --> 00:12:57,610
! ميخوام که الان بريد و کمک بياريد , بريد

256
00:13:25,050 --> 00:13:26,050
پس همين ديگه ؟

257
00:13:26,130 --> 00:13:27,400
 بايد بين برادري که

258
00:13:27,400 --> 00:13:28,590
 هزار ساله ميشناسمش و

259
00:13:28,590 --> 00:13:30,550
. خواهري که هميشه ميخواستم يکي رو انتخاب کنم

260
00:13:30,710 --> 00:13:32,970
 و البته , "نيک" هم کارو آسون نميکنه

261
00:13:33,170 --> 00:13:34,710
. با نقاشي هاي قرمز رنگش

262
00:13:34,790 --> 00:13:37,420
. کارش مثل اين ميمونه که بيکار نشسته در حاليکه شهر "رم" داره ميسوزه

263
00:13:37,420 --> 00:13:40,450
. کلاوس" وقتي يه دشمن براي شکست دادن داره , در اوج خودش هستش"

264
00:13:40,600 --> 00:13:42,260
. شرط ميبندم که اون يه نقشه داره

265
00:13:43,120 --> 00:13:44,540
 و چي ميشه اگه اون نقشه تا فردا شب

266
00:13:44,540 --> 00:13:45,880
نتيجه نده ؟

267
00:13:46,450 --> 00:13:47,890
ما تو وضعيت بدتر از اينش هم بوديم , خيلي خوب ؟

268
00:13:47,890 --> 00:13:48,840
. از پس اين هم بر ميايم

269
00:13:51,680 --> 00:13:52,990
 اي کاش ميتونستم بفرستمش

270
00:13:53,000 --> 00:13:55,100
 به جزيره "ساردينا" يا يه جاي ديگه

271
00:13:55,430 --> 00:13:57,100
 با نقاشي هاش و جاي شراب هاش

272
00:13:57,100 --> 00:13:58,540
. تا زماني که همه ي اينا تموم بشه

273
00:13:59,430 --> 00:14:00,910
راه حل ديگه ش چيه ؟

274
00:14:00,910 --> 00:14:02,090
, نميتونيم جلوش وايسيم

275
00:14:02,090 --> 00:14:03,770
. کاري براي زمين زندنش هم نداريم

276
00:14:03,790 --> 00:14:04,750
. نه

277
00:14:05,840 --> 00:14:08,010
,بجاش , اينجاييم

278
00:14:08,380 --> 00:14:10,490
. مهمترين جنگ زندگيمون داريم آماده ميشيم

279
00:14:10,500 --> 00:14:13,800
. و تنها چيزي که ميتونيم نگرانش باشيم حرکت بعديشه

280
00:14:23,460 --> 00:14:25,490
. حس ميکردم که تو رو ميبينم

281
00:14:27,640 --> 00:14:30,510
. ميفهمم که تو  سنگ نشاني براي "پدر" ساختي

282
00:14:32,230 --> 00:14:34,390
. ميخواستم که اينو بهت بدم

283
00:14:41,380 --> 00:14:41,920
... چطوري تونستي

284
00:14:41,920 --> 00:14:44,350
. نيکلاوس" خيلي وقت پيش از "مايکل" دزديدتش"

285
00:14:44,550 --> 00:14:48,830
 اون ازش استفاده ميکرد تا اين آدمک هاي چوبي رو براي

286
00:14:48,830 --> 00:14:50,670
. ربکا" و من بسازه"

287
00:14:51,750 --> 00:14:54,410
. مثل خودت , دوران کودکي شادي نداشت

288
00:14:54,410 --> 00:14:57,280
 هنر مثل يه جاي امن براي "نيکلاوس" بوده

289
00:14:57,830 --> 00:14:59,240
. و تا امروز هم مونده

290
00:14:59,240 --> 00:15:01,940
 اينا رو ميگي تا من باهاش احساس همدردي کنم

291
00:15:02,030 --> 00:15:04,030
مثل خودت که همش ميکني ؟

292
00:15:06,050 --> 00:15:08,130
. فک ميکنم که "ربکا" آخرين پيشنهاد من رو بهت گفته

293
00:15:08,130 --> 00:15:09,970
. من اينجور پيشنهاد ها رو قبول نميکنم

294
00:15:10,130 --> 00:15:14,010
. و همينطور بين تو و "نيکلاوس" هم انتخابي نميکنم

295
00:15:14,010 --> 00:15:17,590
. من آزاديمو به اتحاد با "کلاوس" اعتماد نميکنم

296
00:15:17,600 --> 00:15:20,610
, و براي همين شماها با "داليا" تنهايي ميجنگيد

297
00:15:21,010 --> 00:15:21,890
. و شکست ميخوريد

298
00:15:21,890 --> 00:15:24,620
 , تو پيش ما اومدي , از فرار کردن خسته بودي

299
00:15:24,620 --> 00:15:26,380
, از آزاد شدن نااُميد شده بودي

300
00:15:26,520 --> 00:15:27,990
 و در جستجوي نوعي قدرت بودي

301
00:15:27,990 --> 00:15:29,750
. که فقط از خانواده ميشه گرفت

302
00:15:29,750 --> 00:15:31,380
, حالا با تو يا بدون تو

303
00:15:31,380 --> 00:15:33,450
, کلاوس" و من , "داليا" رو شکست ميديم"

304
00:15:33,450 --> 00:15:35,700
. و ترجيح ميدم که تو هم در کنار ما باشي

305
00:15:35,700 --> 00:15:38,130
 تو از من ميخواي که وايسم و ببينم

306
00:15:38,130 --> 00:15:39,820
. که هممون برده ي "داليا" ميشيم

307
00:15:39,820 --> 00:15:40,890
... بموني

308
00:15:43,360 --> 00:15:45,200
. و با همديگه "داليا" رو شکست ميديم

309
00:15:46,610 --> 00:15:47,930
 و ميتوني بري

310
00:15:47,930 --> 00:15:50,300
. و خودتو تسليم زندگي تنهايي بکني

311
00:15:50,300 --> 00:15:53,480
خواهر من , .واقعا حق انتخابي هم هستش ؟

312
00:15:57,640 --> 00:15:59,710
قسم بخور که اجازه نميدي که

313
00:15:59,710 --> 00:16:01,350
. کلاوس" باعث خراب شدنمون نميشه"

314
00:16:10,590 --> 00:16:11,550
بد موقعي اومدم ؟

315
00:16:13,090 --> 00:16:14,030
. "کميل"

316
00:16:14,690 --> 00:16:15,530
. آره

317
00:16:15,530 --> 00:16:17,050
, حالا که من مخالفشون بدونم

318
00:16:17,050 --> 00:16:18,620
 فک ميکنم که "الايژا" از تو خواسته که اينجا باشي

319
00:16:18,620 --> 00:16:20,980
. تا روان درمان يه هيولا وحشي باشي

320
00:16:20,980 --> 00:16:22,200
 راستش , من ميخواستم بگم که

321
00:16:22,200 --> 00:16:24,070
, بنظر ميرسه که يکم هواي تازه بدرت بخوره

322
00:16:24,300 --> 00:16:25,850
. شايد يه قدمي با هم بزنيم

323
00:16:25,850 --> 00:16:27,670
 شايد بتوني نميدونم 5 ثانيه بدون اينکه

324
00:16:27,670 --> 00:16:30,130
 ذهنت مشغول اين باشه که به کي نميتوني اعتماد کني

325
00:16:30,130 --> 00:16:31,270
. و اينکه کي رو ميخواي بعدا بکشي بگذروني

326
00:16:31,270 --> 00:16:33,410
. من از مشغله هاي ذهنيم خيلي لذت ميبرم

327
00:16:33,420 --> 00:16:34,770
. خيلي ممنون

328
00:16:35,310 --> 00:16:38,090
 نترس , من به "الايژا" ميگم که اومدي

329
00:16:38,090 --> 00:16:41,370
. و خاطر جمع باش که ميگم وظيفتو انجام دادي

330
00:16:43,170 --> 00:16:43,990
... "کلاوس"

331
00:16:47,190 --> 00:16:48,260
 با من صحبت کن

332
00:16:49,190 --> 00:16:50,970
. و نه بخاطر اينکه "الايژا" منو فرستاده

333
00:16:57,770 --> 00:16:59,180
. چيزي نيست , دختر جون

334
00:17:08,270 --> 00:17:09,530
. چقدر زيباس

335
00:17:10,260 --> 00:17:11,580
. سلام , بچه ي من

336
00:17:14,260 --> 00:17:15,090
... من

337
00:17:19,530 --> 00:17:21,590
, من اميد داشتم که يه گفتگوي صميمي تري داشته باشيم

338
00:17:21,590 --> 00:17:23,630
 اگرچه حس ميکنم با وارد شدن

339
00:17:24,330 --> 00:17:26,710
. من در وضعيت نابرابري قرار ميگيرم

340
00:17:26,710 --> 00:17:27,560
چرا نمياي تو ؟

341
00:17:27,560 --> 00:17:30,400
. خيلي دوست دارم که يکم از مهمان نوازي دورگه اي بهت نشون بدم

342
00:17:30,400 --> 00:17:32,240
 فقط من ميخواستم کوچولويي که

343
00:17:32,240 --> 00:17:33,810
. بهم قول داده شده بوده رو ببينم

344
00:17:34,510 --> 00:17:36,110
. طولي نميکشه

345
00:17:36,340 --> 00:17:38,860
 مطمئنا متوجه شدي که طلسمي که ازت محافظت ميکنه

346
00:17:38,860 --> 00:17:40,010
. داره ضعيف و ضعيف تر ميشه

347
00:17:40,010 --> 00:17:41,930
 , اگه دستت بهش بخوره

348
00:17:41,930 --> 00:17:44,090
 قسم ميخورم که جوري زجرت ميدم که حتي

349
00:17:44,090 --> 00:17:46,290
. ذهن خبيثت هم نتونه تصور کنه

350
00:17:47,790 --> 00:17:49,220
هيلي" , اسمته ؟"

351
00:17:49,230 --> 00:17:50,640
. من هيچ دشمني اي با تو ندارم

352
00:17:50,640 --> 00:17:53,060
. استر" يه معامله اي خيلي وقت پيش کرده"

353
00:17:53,060 --> 00:17:55,390
. خيلي مايه ي تأسف هستش که پاي شماها به اين قضيه کشيده شده

354
00:17:55,390 --> 00:17:57,270
. جوري حرف ميزني که انگار انتخاب ديگه اي نداره

355
00:17:57,270 --> 00:17:59,110
. ولي اين کار خودته

356
00:17:59,110 --> 00:18:01,140
, وقتي من حرفي ميزنم , پاش وايميستم

357
00:18:01,140 --> 00:18:03,580
. و انتظار دارم که بقيه هم همينکارو بکنن

358
00:18:03,580 --> 00:18:06,630
, من و "استر" يه معامله اي خيلي وقت پيش کرديم

359
00:18:06,630 --> 00:18:10,540
. و براي همين , ميبيني , که اون بچه حقش مال منه

360
00:18:10,630 --> 00:18:12,500
تنها سؤالي که لازمه بپرسي اينه که

361
00:18:12,500 --> 00:18:13,800
. تو درخواست منو رد بکني

362
00:18:13,800 --> 00:18:15,490
با اينکه ميدوني که باعث مرگت ميشه ؟

363
00:18:15,490 --> 00:18:16,830
. تو اونو از من نميگيري

364
00:18:18,330 --> 00:18:22,550
. تو براي بچه ـت ميترسي

365
00:18:23,030 --> 00:18:24,770
"ميتونم بهت اطمينان بدم همه چيزايي که "فريا

366
00:18:24,770 --> 00:18:26,330
, درباره ي زندگي مشترکمون بهت گفته

367
00:18:26,330 --> 00:18:28,840
. خوب , اون هميشه استعدادي براي اينکه پياز داغشو زياد کنه داشته

368
00:18:28,840 --> 00:18:31,060
. خوب , بنظر در خانوادش هم هستش

369
00:18:31,290 --> 00:18:32,390
, خوب , البته

370
00:18:32,400 --> 00:18:35,620
 بيشتر مشکلات من با "فريا" بخاطر اينه که

371
00:18:35,620 --> 00:18:38,860
. من خيلي زياد بدنبالش رفتم

372
00:18:39,530 --> 00:18:42,050
اون از خانواده اي که من ازش گرفتمش

373
00:18:42,050 --> 00:18:42,900
, خاطرات زيادي داشت

374
00:18:42,900 --> 00:18:46,220
. ولي "هوپ" هنوز بچه س

375
00:18:47,430 --> 00:18:49,670
, اون چيزي از تو بياد نخواهد داشت

376
00:18:49,670 --> 00:18:52,720
. يا براي تو در خواباش گريه نخواهد کرد

377
00:18:52,720 --> 00:18:54,520
 خيالت از اين بابت راحت باشه که

378
00:18:54,530 --> 00:18:58,120
. براي اون جوري خواهد بود که تو اصلا وحود نداشتي

379
00:18:58,760 --> 00:18:59,870
, بيا جلوتر

380
00:18:59,970 --> 00:19:02,710
. ببينيم که يه جادوگر بدون جادو جطوري ميتونه در برابر من بايسته

381
00:19:05,140 --> 00:19:09,630
خوب ... بچه رو ناراحت کردي

382
00:19:12,040 --> 00:19:12,550
 حيفه

383
00:19:12,550 --> 00:19:16,310
. که بخواي آخرين ساعاتتو باهاش اينطوري بگذروني

384
00:19:16,340 --> 00:19:19,360
. بايد وقتتو با گفتن خداحافظي هات بگذروني

385
00:19:19,440 --> 00:19:23,180
. خيلي زود فردا شب ميشه

386
00:19:25,620 --> 00:19:30,620
. براي الان خداحافظ , کوچولو

387
00:19:37,410 --> 00:19:38,180
تا حالا به اين فکر کردي که

388
00:19:38,180 --> 00:19:39,770
 چقدر سخت بوده براي "فريا" که توسط

389
00:19:39,770 --> 00:19:41,460
اين زن بزرگ شده ؟

390
00:19:41,580 --> 00:19:43,230
 ميگم , همتون حداقل بايد يکم

391
00:19:43,230 --> 00:19:44,420
. دلسوزي و رحم بابت اين قضيه داشته باشيد

392
00:19:44,420 --> 00:19:48,270
. آره , آره , "فريا"ـيه بيچاره , ولي منم دقيقا منظورم همينه

393
00:19:48,660 --> 00:19:50,980
 من و همه ميدونيم که والديني که تو رو بزرگ ميکنن

394
00:19:50,980 --> 00:19:54,110
 چه دوست داشته باشن چه ازت متنفر باشن , بازم کسي که هستي رو
. شکل ميدن

395
00:19:54,720 --> 00:19:57,720
, بعد از اين همه مدت , مگه من پسر "مايکل" نيستم

396
00:19:58,030 --> 00:19:58,590
, و بنابراين

397
00:19:58,590 --> 00:20:01,740
مگه "فريا" به اندازه ي خود "داليا" خطرناک نيستش ؟

398
00:20:02,140 --> 00:20:03,420
, ما 20 دقيقه صحبت کرديم

399
00:20:03,420 --> 00:20:05,030
. و اين اولين باري بود که حرف "مايکل" رو پيش کشيدي

400
00:20:05,030 --> 00:20:07,410
. دليلي نداره که درباره ي مرگش صحبت بکنم

401
00:20:07,410 --> 00:20:08,740
, تو باهاش متحد شدي

402
00:20:08,750 --> 00:20:10,020
, تو در کنارش باهم جنگيديد

403
00:20:10,200 --> 00:20:11,360
. و بعدش کُشتيش

404
00:20:11,360 --> 00:20:13,560
. بله , براي بار دوم

405
00:20:13,720 --> 00:20:14,820
منظور ؟

406
00:20:14,870 --> 00:20:16,640
هيچ حسي دربارش نداري ؟

407
00:20:16,640 --> 00:20:20,750
 تنها حسي که دارم اينه که يه خورده دلخور هستم

408
00:20:20,750 --> 00:20:22,720
. که چرا دوباره زنده شدش

409
00:20:22,730 --> 00:20:23,870
. باورت نميکنم

410
00:20:23,870 --> 00:20:25,200
. مايکل" تو رو بزرگت کرده"

411
00:20:25,210 --> 00:20:27,340
... و منم کُشتمش

412
00:20:31,030 --> 00:20:33,260
. بعد از اولين روز خوبي که تا حالا با هم داشتيم

413
00:20:33,260 --> 00:20:34,590
, راستش تيم خيلي خوبي هم بوديم

414
00:20:34,590 --> 00:20:38,060
و وقتي که بنظر ميرسيد که ميتونيم براي يه بار هم که شده با هم متحد باشيم

415
00:20:39,850 --> 00:20:41,740
. من يه چوب توي قلبش فرو کردم

416
00:20:45,280 --> 00:20:47,140
چون گفتش که "فريا" رو دوست داشته ؟

417
00:20:49,070 --> 00:20:52,380
... يا شايد کاري هست که من ميکنم

418
00:20:53,890 --> 00:20:56,710
. کُشتن دشمن هام , و بعضي موقع ها هم دوستام

419
00:20:56,710 --> 00:20:59,250
, "شايد از اين حرف تعحب کني "کميل

420
00:21:00,020 --> 00:21:02,300
. ولي من آدم خيلي خوبي نيستم

421
00:21:05,850 --> 00:21:07,030
 خوب بعد از اينکه فهميدم که دارم

422
00:21:07,030 --> 00:21:08,090
, حدود روزي سه ساعت توي سايت "ردديت" ميگذرونم

423
00:21:08,090 --> 00:21:09,610
فک کردم که , «اين کار احمقانه اي هستش ميدوني ؟

424
00:21:09,610 --> 00:21:11,030
« از اين به بعد سايت خبري "نيواورلنز" رو ميخونم

425
00:21:11,030 --> 00:21:11,960
, يعني , با اينکه , مثل

426
00:21:11,960 --> 00:21:13,420
... عجيب ترين اسم براي روزنامه هستش , اين

427
00:21:13,420 --> 00:21:14,500
. "جاش"

428
00:21:16,990 --> 00:21:17,950
. عاشقتم

429
00:21:24,860 --> 00:21:25,910
. اوه , نه

430
00:21:26,910 --> 00:21:28,170
ميخواي چيکار کني ؟

431
00:21:28,190 --> 00:21:29,140
. قضيه اينه

432
00:21:29,510 --> 00:21:30,900
من همينيَم که هستم , خوب ؟

433
00:21:30,900 --> 00:21:32,120
, وفاداري تو خونمه

434
00:21:32,120 --> 00:21:34,350
 ولي نميتونم با خودم زندگي کنم اگه قراره جاسوسي "کلاوس" رو بکنم

435
00:21:34,350 --> 00:21:36,270
, چون من نميخوام که جاسوس دو جانبه باشم

436
00:21:36,950 --> 00:21:38,740
. براي همين همه چيز رو به "جکسون" ميگم

437
00:21:38,790 --> 00:21:40,140
چي ؟ چون خيلي بهتر هست که

438
00:21:40,140 --> 00:21:41,830
جکسون" بکشد تا "کلاوس"؟"

439
00:21:41,830 --> 00:21:44,240
و اگه نکشتت چي , بعدش چي ؟

440
00:21:44,240 --> 00:21:45,960
. پس دو ساعت ديگه قرار ميزاريم

441
00:21:45,960 --> 00:21:48,870
. بيا از اينجا بريم و زندگيه خودمون رو شروع کنيم

442
00:21:51,290 --> 00:21:52,670
... تو واقعا ميخواي که

443
00:21:53,360 --> 00:21:55,590
با من بري ؟

444
00:21:56,110 --> 00:21:57,580
. همونجوري که گفتم , من همينيَم که هستم

445
00:21:58,150 --> 00:22:01,990
. من يه آدم گلّه اي هستم , و الانم تو گلّه ي مني

446
00:22:02,480 --> 00:22:05,630
. بريم ؟ باشه ,آره

447
00:22:05,920 --> 00:22:09,010
, يعني .. تازه هنوز اسم خيابون ها رو ياد گرفتم که درست بگم

448
00:22:09,230 --> 00:22:11,240
, و ميدونم ... که اينجا مُردم و از اين کارا

449
00:22:11,250 --> 00:22:15,070
. ولي , خوب , اينجا اولين جايي بود که خودمو حس کردم

450
00:22:15,070 --> 00:22:17,630
, ميدونم که خيلي سريع گذشت

451
00:22:18,990 --> 00:22:20,510
, ولي اگه اينو ميخواي

452
00:22:21,490 --> 00:22:22,910
. پس دو ساعت ديگه ميبينمت

453
00:22:40,960 --> 00:22:41,770
. باشه

454
00:22:42,810 --> 00:22:43,740
. ميام

455
00:22:44,600 --> 00:22:45,440
. معلومه که , ميام

456
00:22:45,440 --> 00:22:46,500
 باشه

457
00:22:57,220 --> 00:22:58,090
خوبه

458
00:23:04,020 --> 00:23:04,820
, "هِي , "ايدن

459
00:23:07,440 --> 00:23:08,380
. منم دوست دارم

460
00:23:28,520 --> 00:23:30,530
. صب کن , فقط منم

461
00:23:30,630 --> 00:23:32,360
. من بي خطرم

462
00:23:32,730 --> 00:23:34,790
. تو که بهتر بايد بدوني که نبايد دزدکي وارد بشي

463
00:23:36,360 --> 00:23:37,760
.من دزدکي نميخواستم واردشم

464
00:23:37,770 --> 00:23:41,160
. فقط اينکه خيلي وقته باهات حرف نزدم

465
00:23:41,420 --> 00:23:42,690
چي ميخواي , "مارسل" ؟

466
00:23:43,390 --> 00:23:45,260
, ببين , ميدونم که تو دوران سختي رو پشت سر گذروندي

467
00:23:45,260 --> 00:23:47,610
, از وقتي "کول" مُرده تو اينجا بودي

468
00:23:48,140 --> 00:23:49,500
. و سعي ميکردي تا برش گردوني

469
00:23:49,500 --> 00:23:50,540
به تو چه ؟

470
00:23:51,100 --> 00:23:52,280
. تو که ازش متنفر بودي

471
00:23:52,280 --> 00:23:53,320
, من ازش متنفر نبودم

472
00:23:53,330 --> 00:23:55,180
, فقط خيلي ازش خوشم نميومد

473
00:23:55,380 --> 00:23:58,070
. و راستشو بگم , بخاطر تو و براي تو ازش خوشم نميومد

474
00:23:58,710 --> 00:24:00,330
. ميدوني که , من ميتونم يه خورده محافظه کار باشم

475
00:24:00,330 --> 00:24:01,120
آره

476
00:24:02,190 --> 00:24:03,590
. کتمان حقيقت سال

477
00:24:05,570 --> 00:24:09,570
... ميدوني , اگرچه , از اينکه از دست "ايوا" نجاتم دادي ازت ممنونم

478
00:24:13,150 --> 00:24:14,540
ولي حتّي يه بار بخودت زحمت ندادي که

479
00:24:14,540 --> 00:24:16,220
. بپرسي بعد از مرگ "کول" چه احساسي داشتم

480
00:24:18,710 --> 00:24:21,550
, و حتّي بعد از همه ي چيزاي ديوونه کننده اي که پش سر گذروندم

481
00:24:21,890 --> 00:24:23,350
. مرگ "کول" بدترين بود

482
00:24:23,540 --> 00:24:25,260
. اونجا بود که از هميشه بيشتر لازمت داشتم

483
00:24:29,290 --> 00:24:30,090
. حق با توئه

484
00:24:30,680 --> 00:24:33,010
, واقعا متأسفم که اون موقع پيشت نبودم

485
00:24:34,580 --> 00:24:37,420
. "ولي ما يه مشکلي داريم ... "کلاوس

486
00:24:37,820 --> 00:24:38,950
ديگه چي شده ؟

487
00:24:40,750 --> 00:24:42,120
 کول" بهم گفت که داشتيد روي يه سلاحي کار ميکرديد"

488
00:24:42,120 --> 00:24:43,820
. تا عليهش استفاده کنيد

489
00:24:43,820 --> 00:24:45,890
, ربکا" شنيده بود که يه خنجر هستش"

490
00:24:45,890 --> 00:24:47,730
. خنجري که حتّي "کلاوس" رو هم ميکُشه

491
00:24:47,730 --> 00:24:49,450
ميخواستم بدونم که درستش کردي ؟

492
00:24:49,640 --> 00:24:50,460
و اگه درست کرده باشيم , چي ؟

493
00:24:50,460 --> 00:24:52,960
 ببين "دي" , هيچکي تو شهر در امن نيستش

494
00:24:52,960 --> 00:24:54,890
. با اين جادوگر "داليا" که اومده

495
00:24:54,930 --> 00:24:56,540
, و الانم "کلاوس" قاط زده

496
00:24:56,540 --> 00:24:57,590
, و به هيچکي اعتماد نميکنه

497
00:24:57,590 --> 00:24:58,790
 و تک سلاحي که ميشه باهاش جادوگره

498
00:24:58,790 --> 00:25:00,520
. رو کُشت رو با بقيه به اشتراک نميزاره

499
00:25:01,240 --> 00:25:02,650
, اگه اوضاع خراب بشه

500
00:25:02,650 --> 00:25:04,540
. اون خنجر به دردمون ميخوره

501
00:25:04,910 --> 00:25:07,400
. کول" اون خنجر رو براي محافظت از خودم بهم داده"

502
00:25:08,380 --> 00:25:10,680
. منم کسي هستم که تصميم ميگرم کي ازش استفاده ميشه

503
00:25:13,090 --> 00:25:14,490
. حالا هم بايد به کارم برگردم

504
00:25:20,850 --> 00:25:24,190
. تلاش مشخصت براي روان درماني کردن من شکست خورد , برادر

505
00:25:24,920 --> 00:25:27,460
. بهت توصيه ميکنم که بزاري با آرامش و صلح به خونه برم

506
00:25:27,470 --> 00:25:29,180
. "بازي کردن ديگه بسّه , "نيکلاوس

507
00:25:29,180 --> 00:25:30,710
. الان وقتش نيست

508
00:25:31,070 --> 00:25:33,010
بايد التماستو بکنم تا در کنار ما باشي ؟

509
00:25:33,010 --> 00:25:35,470
, اگه منظورت از «ما» تو و "فريا" هستش

510
00:25:35,480 --> 00:25:37,600
. پس من در کنار شما واينميستم

511
00:25:37,600 --> 00:25:39,790
. اون بهترين فرصتت براي نگه داشتن بچت هستش

512
00:25:39,790 --> 00:25:42,320
, درسته , "الايژا" بچه ي من

513
00:25:42,320 --> 00:25:44,200
, براي همين هم , اگرچه اون وانمود ميکنه که بيگناهه

514
00:25:44,200 --> 00:25:46,110
 نميتونم کاريش کنم که بياد نيارم

515
00:25:46,110 --> 00:25:48,510
, که اون بود که باعث شد برادر رواني مون "فين" پاش به خانه ي امن برسه

516
00:25:48,510 --> 00:25:49,980
 جايي که خدا ميدونه چکارايي ميتونست بکنه

517
00:25:49,980 --> 00:25:51,090
. اگه تو سر نميرسيدي

518
00:25:51,090 --> 00:25:53,900
. چيزي نمونده بود که زندگي تو رو بگيرم

519
00:25:53,900 --> 00:25:56,690
, همين چند سال پيش , وقتي که طلسمتو شکوندي

520
00:25:56,690 --> 00:25:59,330
, قلب تپنده تو در دستام داشتم

521
00:25:59,330 --> 00:26:00,830
يادته , "نيکلاوس" ؟

522
00:26:01,180 --> 00:26:04,490
. و با اينحال هنوز هم زنده ايم , هنوز هم خانواده ايم

523
00:26:04,930 --> 00:26:06,160
. "حالا هم ما اونو لازم داريم , "نيکلاوس

524
00:26:06,160 --> 00:26:08,060
. فريا" جزئي از خانوادمونه"

525
00:26:08,060 --> 00:26:09,190
... اگه هدف والا رو اينجا نميتوني ببيني

526
00:26:09,190 --> 00:26:11,760
, تو فقط تا پيچ بعدي در جاده رو ميبيني

527
00:26:11,760 --> 00:26:13,270
. من دارم از منظره ي بالا ميبينم

528
00:26:14,090 --> 00:26:15,740
 فريا" خودشو موقعي نشون داد که"

529
00:26:16,000 --> 00:26:20,180
. از تک سلاح ما براي کشتن "داليا" شکايت کرد

530
00:26:20,440 --> 00:26:23,070
 حالا هم من ميدونم که يه راهي براي شکست

531
00:26:23,070 --> 00:26:24,780
. دشمن منفورمون بدون اون هستش

532
00:26:24,780 --> 00:26:25,880
, پس توضيح بده

533
00:26:25,880 --> 00:26:27,790
. و من هرکاري که بتونم براي کمک بهت ميکنم

534
00:26:27,790 --> 00:26:29,950
. فريا" رو رهاش کن و بعدش بهت ميگم"

535
00:26:29,950 --> 00:26:31,450
. نيکلاوس" , اينکار ديوونگيه"

536
00:26:31,450 --> 00:26:33,130
. هوپ" جزئي از خانواده ي من هم هست"

537
00:26:33,320 --> 00:26:35,010
, حالا هم اگه بخواي همينطوري پيش بري

538
00:26:35,010 --> 00:26:37,150
. آخر سر اون صدمه ميبينه

539
00:26:37,650 --> 00:26:40,270
, و وقتي اينو ميگم خوب گوش کن

540
00:26:40,340 --> 00:26:43,600
. من هرکاري براي جلوگيري از صدمه ديدن "هوپ" ميکنم

541
00:26:45,070 --> 00:26:46,210
. منم همينطور

542
00:26:47,530 --> 00:26:50,030
... پس انتخاب در دستاي توئه , برادر

543
00:26:50,700 --> 00:26:53,160
. فريا" يا من"

544
00:27:07,670 --> 00:27:10,030
 آره , "داوينا" گفتش که "هوپ" نميتونه هيچ جادويي انجام بده

545
00:27:10,030 --> 00:27:11,980
, اگه اين دستش باشه

546
00:27:12,580 --> 00:27:15,330
. و اينکه ... موفق باشي

547
00:27:15,650 --> 00:27:16,880
. "کارت خوب بود "ايدن

548
00:27:17,200 --> 00:27:17,970
 بيا

549
00:27:18,320 --> 00:27:20,140
... خوب , يه چيزي هست که , لازمه بهت

550
00:27:22,260 --> 00:27:23,160
,   ببين

551
00:27:23,850 --> 00:27:26,600
 دليل اينکه نتونستيد از خونه فرار کنيد

552
00:27:26,600 --> 00:27:27,670
. بخاطر من بود

553
00:27:27,950 --> 00:27:29,180
. ترافيک که دست تو نيستش , رفيق

554
00:27:29,180 --> 00:27:32,030
 نه , از قصد اينکارو کردم

555
00:27:33,320 --> 00:27:34,750
. "بخاطر "کلاوس

556
00:27:36,580 --> 00:27:37,480
. سرمو شيره ماليد

557
00:27:37,480 --> 00:27:38,820
, با استفاده از غرورم گولم زد

558
00:27:38,820 --> 00:27:40,800
.تمام چيزايي که ميخواستم بشنوم رو بهم گفت

559
00:27:40,800 --> 00:27:43,150
, خوب , ديشب خواست که حواسم به شماها باشه

560
00:27:43,150 --> 00:27:44,650
, جک" اگه ميزاشتم که شماها فرار کنيد"

561
00:27:44,660 --> 00:27:45,680
... اون منو ميکُشت

562
00:27:51,540 --> 00:27:52,660
. فک کنم حقّم بود

563
00:27:52,810 --> 00:27:54,460
, چيزايي که "کلاوس" بهت گفت که ميخواستي بشنوي

564
00:27:54,460 --> 00:27:55,480
چي بودن ؟

565
00:27:56,470 --> 00:27:58,320
. اون بهم گفت که من "آلفا"ـيه خوبي ميشم

566
00:28:00,300 --> 00:28:01,580
مسخرس , نه ؟

567
00:28:02,950 --> 00:28:05,300
. يه آلفا به گلّه ـش خيانت نميکنه

568
00:28:09,500 --> 00:28:11,270
. در آخرش هم تو هم نکردي

569
00:28:14,800 --> 00:28:17,880
تمام چيزايي که ميدونم اينه که تو زندگي امروز بخطر انداختي

570
00:28:18,530 --> 00:28:20,220
."بخاطر "هيلي و هوپ

571
00:28:22,260 --> 00:28:24,060
. پس بايد بخشش منو قبول کني

572
00:28:24,150 --> 00:28:26,300
, من لياقت اين گلّه رو ندارم

573
00:28:27,120 --> 00:28:28,330
. براي همين دارم ميرم

574
00:28:29,780 --> 00:28:32,780
. آره , "جاش" و من قراره از اينجا بريم

575
00:28:34,310 --> 00:28:37,200
, خيلي خوب , اگه لازم داري تا يکم جدا بشي مثل من

576
00:28:37,490 --> 00:28:38,460
, جدا بشو

577
00:28:38,560 --> 00:28:40,680
ولي تو تا هميشه جزئي از اين گلّه هستي , خوب؟

578
00:28:40,680 --> 00:28:42,350
. هنوز آماده نيستم تا از دستت بدم

579
00:28:44,150 --> 00:28:45,470
... "جکسون"

580
00:28:46,700 --> 00:28:48,680
. مراقب خودت باش

581
00:28:49,740 --> 00:28:52,290
. ميدوني , و مواظب خودت در برابر "کلاوس" هم باش

582
00:28:53,980 --> 00:28:55,560
. بيا بغلم

583
00:29:10,680 --> 00:29:12,580
"معلومه که سعي کردم بهت زنگ برنم "الايژا

584
00:29:12,580 --> 00:29:14,120
 ولي از اون جايي که "داليا" تونسته

585
00:29:14,120 --> 00:29:15,560
, هم "مايکل و کلاوس" رو کلّه پا کنه

586
00:29:15,560 --> 00:29:17,830
. فک کنم ديگه دَکَل موبايل مثل آب خورن بوده براش

587
00:29:17,830 --> 00:29:19,210
و گرگ هايي که مراقب بودن کجا بودن؟

588
00:29:19,210 --> 00:29:20,810
"سر و کونشون توسط "داليا

589
00:29:20,810 --> 00:29:22,680
"با هم يکي شده بوده , مثل "کلاوس

590
00:29:22,680 --> 00:29:25,010
 بسّه ديگه , تو با من به خونه مياي

591
00:29:25,010 --> 00:29:27,310
. جايي که "داليا" , "جورفين" رو امروز فرستاده بود

592
00:29:27,360 --> 00:29:29,860
 عمرا , اونحا هم مثل اينجا بعد از شکستن طلسم

593
00:29:29,860 --> 00:29:31,750
, بدون محافظت ميشيم

594
00:29:33,490 --> 00:29:35,020
. براي همين هم بايد از  اين شهر بريم

595
00:29:35,250 --> 00:29:37,110
. جکسون" بيرونه داره وسايل ميخره"

596
00:29:37,260 --> 00:29:38,340
, و بعدش ما گرگ ها رو بر ميداريم

597
00:29:38,340 --> 00:29:39,560
. و به سمت مُرداب ميريم

598
00:29:39,560 --> 00:29:42,060
 باتلاق , جايي که بچه ي من توسط گرگ هايي

599
00:29:42,060 --> 00:29:44,790
محافظت ميشه که "داليا" به راحتي شکستشون داده ؟

600
00:29:44,790 --> 00:29:46,150
. اصلا و ابدا

601
00:29:46,150 --> 00:29:49,410
"ميدوني چيه , من ديگه از اينکه از تو دستور بگيرم خسته شدم , "کلاوس

602
00:29:49,410 --> 00:29:51,850
 تمام کارهايي که تا حالا انجام شده "هوپ" رو در خطر انداخته

603
00:29:51,850 --> 00:29:54,080
. از الان به بعد , من عر کاري که دلم بخواد ميکنم

604
00:29:54,530 --> 00:29:55,500
. ما ميريم

605
00:29:56,740 --> 00:29:58,410
. تا وقتي من نگفتم تو هيچ جايي نميري

606
00:29:58,410 --> 00:30:00,430
"من زنداني تو نيستم , "کلاوس

607
00:30:00,430 --> 00:30:01,880
. جفتتون , خواهش ميکنم

608
00:30:02,370 --> 00:30:03,890
. ناخواسته داريم به نقشه ي "داليا" کمک ميکنيم

609
00:30:03,890 --> 00:30:07,230
. تا وقتي که من چيزي نگفتم کاري هم نميکنيد

610
00:30:07,350 --> 00:30:09,860
 وقتي که شماها داشتيد قربون صدقه ي "فريا" ميرفتيد

611
00:30:09,860 --> 00:30:12,720
. و از سر خجالت نقشه ي فرار ميکشيد

612
00:30:12,720 --> 00:30:15,070
 من راه جديدي رو درست کردم

613
00:30:15,070 --> 00:30:17,000
, ميدونم که "فريا" چه نقشه اي داشته

614
00:30:17,500 --> 00:30:19,990
. و ميدونم که چطوري "داليا" رو بکشيم

615
00:30:39,530 --> 00:30:40,740
. خيلي بد شد

616
00:30:41,210 --> 00:30:44,150
. اونا هم مثل تو جوان و زيبا بودن

617
00:30:44,250 --> 00:30:47,250
. سلام  "ايدن" , پسر خوب

618
00:30:47,800 --> 00:30:49,370
. بايد کارمون رو شروع کنيم

619
00:30:53,730 --> 00:30:56,160
. نترس , زود تموم ميشه

620
00:30:59,970 --> 00:31:03,170
 " تو  چيزي هستي که بهش ميگن "نقطه ي کوچک حساس

621
00:31:03,170 --> 00:31:08,360
. تا "مايکلسون ها "رو عليه "مايکلسون ها" بکنه

622
00:31:10,490 --> 00:31:12,400
, درسته که تو يه مهره کوچک هستي

623
00:31:12,400 --> 00:31:13,960
 اگرچه فقط يه سيخ کبريت لازمه

624
00:31:13,960 --> 00:31:16,100
. تا مقدار زيادي از جنگل بسوزه

625
00:31:16,100 --> 00:31:17,610
, در نقشه ي من براي جدا کردن و تسخير کردن

626
00:31:17,610 --> 00:31:20,290
. تو يه شعله ي عالي براي افروختنش هستي

627
00:31:25,080 --> 00:31:27,150
چرا داري اينکارو با من ميکني ؟

628
00:31:27,150 --> 00:31:28,290
... چون

629
00:31:33,020 --> 00:31:36,660
. لازمه که قانع کننده بنظر بياد

630
00:32:03,980 --> 00:32:05,590
 قول ميدم که ما به يه جاي خوبي ميريم

631
00:32:05,600 --> 00:32:07,010
. تا دلتون بخواد بياين ديدنمون

632
00:32:07,340 --> 00:32:11,040
ترجيحي نداري , مثل , "برلين , ريو دو ژانيرو يا ژوهانسبورگ"؟

633
00:32:11,050 --> 00:32:13,050
. ميدوني که هر جا بري براي ديدنت ميام

634
00:32:14,400 --> 00:32:18,450
 ميدوني , خيلي بدم مياد که بعد از قضيه "کول" و اينا ول کنم و برم

635
00:32:18,500 --> 00:32:19,800
. حس عوضي بودم بهم دست ميده

636
00:32:19,940 --> 00:32:22,510
. نه , من خيلي واستون خوشحالم

637
00:32:22,670 --> 00:32:23,330
. واقعا هستم

638
00:32:23,330 --> 00:32:26,210
 خيلي افسرده کننده ميشد اگه

639
00:32:26,210 --> 00:32:28,250
. يکي از ما دو تا پايان خوشي نميداشت

640
00:32:32,650 --> 00:32:33,730
... چي

641
00:32:37,160 --> 00:32:39,840
! نه ! نه

642
00:32:40,370 --> 00:32:42,960
! نه ! نه ! نه ! نه ! نه ! نه

643
00:32:51,930 --> 00:32:52,980
ايدن"؟"

644
00:32:55,350 --> 00:32:56,400
!"ايدن"

645
00:33:16,680 --> 00:33:18,840
 فريا" ازمون انتقاد کرد که چون فقط يه سلاح ساختيم"

646
00:33:18,840 --> 00:33:20,300
. نقشش خراب شده

647
00:33:20,310 --> 00:33:21,630
!"کلاوس"

648
00:33:21,920 --> 00:33:22,850
جک"؟"

649
00:33:22,850 --> 00:33:24,320
!"کلاوس"

650
00:33:24,430 --> 00:33:25,560
! اوه , خداي من

651
00:33:27,920 --> 00:33:29,070
چي شده ؟

652
00:33:29,230 --> 00:33:30,930
, کلاوس" , "ايدن" رو جاسوس ما کرده بوده"

653
00:33:30,930 --> 00:33:33,410
! در عوض , اون همه چيز رو بهم گفت , براي همين تو کشتيش

654
00:33:35,640 --> 00:33:36,810
, تو کُشتيش

655
00:33:36,810 --> 00:33:39,620
يکي از گرگ هايي که قسم خورده بود از دخترمون حفاظت کنه ؟

656
00:33:48,970 --> 00:33:50,530
خوب اگه من کرده باشم چي ؟

657
00:33:53,520 --> 00:33:57,660
! اين عاقبت کسايي هست که جرأت ميکنن و منو دور ميزنن

658
00:33:57,660 --> 00:33:58,900
"لب تر کن "جکسون

659
00:33:58,900 --> 00:34:00,600
, آره ! بيا جلو

660
00:34:01,280 --> 00:34:02,800
ولي شما جونتون رو بخاطر کسي بخطر ميندازين که

661
00:34:02,800 --> 00:34:05,490
. حاظر بود به تو  خيانت بکنه

662
00:34:05,720 --> 00:34:06,970
 شايد اين اتفاق نميافتاد

663
00:34:06,970 --> 00:34:08,900
. اگه اون يه آلفاي واقعي ميداشت

664
00:34:16,330 --> 00:34:17,830
دلت ميخواد بميري ؟

665
00:34:19,910 --> 00:34:21,640
من رو هم ميخواي بکشي , "الايژا"؟

666
00:34:24,560 --> 00:34:28,570
. اگه سراغ اون بريد , سراغ من رفتيد

667
00:34:31,550 --> 00:34:33,810
. شماها بهتره که از وقتتون استفاده کنيد

668
00:34:34,880 --> 00:34:36,420
. توصيه ميکنم دوستتون رو خاک کنيد

669
00:34:36,420 --> 00:34:37,090
! گم شو بيرون

670
00:34:37,090 --> 00:34:38,340
. نيکلاوس" تو به نقشه اي اشاره کردي"

671
00:34:38,340 --> 00:34:39,140
, توصيه ميکنم شروع کني

672
00:34:39,140 --> 00:34:41,130
. هيلي و هوپ" الان در امنيت هستن"

673
00:34:42,550 --> 00:34:43,970
. اونا هم جاي نميرن

674
00:34:46,100 --> 00:34:47,340
. طولي نميکشه

675
00:34:52,900 --> 00:34:54,430
. باورم نميشه اين اتفاق داره ميافته

676
00:34:54,580 --> 00:34:56,480
.برادرم عقلشو از دست داده

677
00:34:56,480 --> 00:34:59,260
واقعا فک ميکني الان اون گرگ ها براي محافظت از "هوپ" ميجنگن ؟

678
00:35:00,450 --> 00:35:02,880
, هر چي که دست ميزنه رو خراب ميکنه

679
00:35:03,080 --> 00:35:05,070
. همه رو بر عليهمون ميکنه

680
00:35:05,620 --> 00:35:06,800
مارسل" ؟"

681
00:35:11,330 --> 00:35:14,160
تازه شنيديم , "جاش" با توئه ؟

682
00:35:14,810 --> 00:35:19,050
, نه , وقتي "جکسون" اومد که جسد "ايدن" رو ببره

683
00:35:19,460 --> 00:35:21,020
. اونم رفتش

684
00:35:21,990 --> 00:35:22,990
"دي"

685
00:35:25,970 --> 00:35:27,490
. دي" , متأسفم"

686
00:35:39,260 --> 00:35:41,030
. برات چيزي آوردم

687
00:35:48,770 --> 00:35:50,300
همون چيزي هست که فک ميکنم ؟

688
00:35:52,140 --> 00:35:53,800
. خنجري که من و "کول" ساختيم

689
00:35:54,700 --> 00:35:56,310
. ميخوام که ازش استفاده کني

690
00:35:56,930 --> 00:35:58,840
. ميخواي که "کلاوس" رو کله پاش کني

691
00:36:32,910 --> 00:36:33,980
. دمت گرم , امروز

692
00:36:33,990 --> 00:36:36,200
اولش "کلاوس" , "ايدن" رو ميکشه و بعدش تو ازش دفاع ميکني ؟

693
00:36:36,200 --> 00:36:37,180
. من داشتم از "هوپ" محافظت ميکردم

694
00:36:37,180 --> 00:36:39,700
آره , خوب , اگه اون درست باشه , الان چي ميشه ؟

695
00:36:39,770 --> 00:36:42,050
. يه جورايي , فک نکنم که "کلاوس" بتونه نجاتمون بده

696
00:36:42,050 --> 00:36:43,340
. کلاوس" , عاشق "هوپ"ـه"

697
00:36:44,640 --> 00:36:45,920
. منم عاشقشم

698
00:36:46,260 --> 00:36:49,070
. خوب , اگه هستي , پس بزار بريم

699
00:36:49,080 --> 00:36:51,920
 اگه به مُرداب فرار کنيد , نميتونم ازتون

700
00:36:51,920 --> 00:36:53,770
. در برابر "داليا يا کلاوس" مراقبت کنم

701
00:36:53,770 --> 00:36:55,820
 . ما يه راهي براي جلوگيري "هوپ" از جادو کردن داريم

702
00:36:55,820 --> 00:36:57,960
. داليا" ديگه نميتونه پيدامون کنه"

703
00:36:58,010 --> 00:37:00,140
. جکسون" وجب به وجب اونجا رو بلده"

704
00:37:00,140 --> 00:37:02,450
 ميتونه ازمون محافظت کنه و ميدونم که "مارسل" هم کمکمون ميکنه

705
00:37:02,460 --> 00:37:03,840
. از شهر خارج بشيم

706
00:37:04,260 --> 00:37:06,660
. تنها چيزي که بين راهمون هستش تو هستي

707
00:37:06,660 --> 00:37:08,060
ميخواي چيکار بکنم ؟

708
00:37:08,490 --> 00:37:10,120
ما همزمان نميتونيم هم از "داليا" فرار کنيم

709
00:37:10,130 --> 00:37:12,280
.و هم از "کلاوس" مخفي باشيم

710
00:37:14,570 --> 00:37:16,100
ميخواي ازمون محافظت کني ؟

711
00:37:17,610 --> 00:37:19,090
. يکم برامون وقت جور کن

712
00:37:37,530 --> 00:37:39,010
. بگو که اينکارو نکردي

713
00:37:40,430 --> 00:37:42,860
. بگو که اون بچه ي ناز رو نکشتي

714
00:37:42,860 --> 00:37:44,740
... "کميل"
. ميگن که اعتراف کردي

715
00:37:44,740 --> 00:37:46,340
پس چرا اينجا اومدي ؟

716
00:37:47,080 --> 00:37:48,420
.تا با چشاي خودم ببينم

717
00:37:49,100 --> 00:37:50,470
, حس کنجکاوي ناسالم

718
00:37:50,470 --> 00:37:51,790
 يه تيکه ي حديد براي پازل

719
00:37:51,790 --> 00:37:55,110
آناليز کردن حرومزاده ي جاويدانت ؟

720
00:37:56,250 --> 00:37:59,350
, اگه من بهت بگم که کي هستم , و تو از باور کردن من خودداري کني

721
00:37:59,350 --> 00:38:02,160
. بعدش  من ديگه مقصر نااُميدي تو نيستم

722
00:38:02,390 --> 00:38:03,890
, اي کاش باورت ميکردم

723
00:38:04,720 --> 00:38:06,370
, و ميدوني چيه ؟ شايد حق با توست

724
00:38:06,550 --> 00:38:09,750
. "شايد درباره ي همه چيز , حتّي "فريا

725
00:38:09,750 --> 00:38:11,370
. شايد اون چيزي که بنظر ميرسه نيستش

726
00:38:11,370 --> 00:38:12,550
شايد اون بيرون هست تا همه رو

727
00:38:12,550 --> 00:38:13,900
, عليه تو بکنه

728
00:38:13,900 --> 00:38:16,270
, و شايدم اون يه آدم خيلي بد هستش

729
00:38:16,270 --> 00:38:18,990
ولي ميدوني چيکاري رو نکرده , "کلاوس" ؟

730
00:38:19,000 --> 00:38:20,830
, اون همينطوري "ايدن" رو نکشته

731
00:38:21,990 --> 00:38:25,270
. اون همينطوري يه آدم بيگناه رو نکُشه

732
00:38:25,270 --> 00:38:26,610
! و منم نکُشتم

733
00:38:35,790 --> 00:38:38,360
چي ؟ پس چرا بهشون گفتي که تو کُشتي ؟

734
00:38:38,360 --> 00:38:40,610
, اگه من خون يه هلالي شکل رو بريزم

735
00:38:40,940 --> 00:38:42,460
 بعدش شايد "هيلي" مجبور بشه تا

736
00:38:42,470 --> 00:38:44,310
, نسبت به وفاداري گلّش نسبت به "هوپ" ترديد و شک کنه

737
00:38:44,310 --> 00:38:45,730
. و فرار نکنه

738
00:38:45,730 --> 00:38:47,050
... ولي اگه اونا ازش محافظت نکنن , پس کي

739
00:38:47,050 --> 00:38:48,960
, فقط من ميتونم اونا نجاتش بده

740
00:38:48,960 --> 00:38:51,050
! و لازم دارم تا اونا ازم بترسن

741
00:38:55,280 --> 00:38:57,330
منم بايد از تو بترسم ؟

742
00:38:57,550 --> 00:38:59,950
, اگه ميترسيدي برات بهتر بود

743
00:39:01,200 --> 00:39:04,560
. براي تو تا باور کني که من همون هيولايي هستم

744
00:39:06,860 --> 00:39:09,650
, و يه روز که همه ي اينا تموم شده بود

745
00:39:10,120 --> 00:39:11,530
 شايد پيدات کنم

746
00:39:12,060 --> 00:39:13,970
, و بيگناهي ـمو اظهار کنم

747
00:39:14,760 --> 00:39:17,400
, و چون تو خودت هستي , حرفامو باور ميکني

748
00:39:18,800 --> 00:39:21,650
 و بعد يه بعد از ظهري خيلي عالي رو

749
00:39:22,160 --> 00:39:24,440
. با هم در يه کافه ميگذرونديم

750
00:39:28,920 --> 00:39:31,270
. و منم ديگه دلم هيچي نميخواست

751
00:39:37,180 --> 00:39:40,130
, يه مرد بهتر با اون دروغ ازت محافظت ميکرد

752
00:39:40,190 --> 00:39:42,180
... ولي من اون مرد نيستم

753
00:39:44,560 --> 00:39:47,140
 و حالا من تو رو با يه حقيقتي تنها ميگذارم

754
00:39:47,200 --> 00:39:49,080
. که هيچکس باور نميکنه

755
00:40:13,080 --> 00:40:14,900
... تو اونا رو در نقاشي به کار بردي

756
00:40:15,490 --> 00:40:17,310
, خاکسترهاي پدرو

757
00:40:19,350 --> 00:40:20,290
, خاک زمين خاص

758
00:40:20,290 --> 00:40:22,310
. همشون در اين منظره مخفي شدن

759
00:40:22,670 --> 00:40:24,110
اينجا چيکار ميکني ؟

760
00:40:24,380 --> 00:40:26,060
. تو که قرار بود از "هيلي" محافظت کني

761
00:40:26,060 --> 00:40:27,290
. اون رفتش

762
00:40:29,360 --> 00:40:30,380
, اون و "جکسون" , "هوپ" رو بردن

763
00:40:30,380 --> 00:40:32,380
. و تو هم پيداشون نميکني , برادر

764
00:40:35,010 --> 00:40:37,800
تو به "هيلي" کمک کردي تا با

765
00:40:39,020 --> 00:40:39,970
. دختر من فرار کنه

766
00:40:39,970 --> 00:40:42,140
. خوب , يکي بايد از اون بچه محافظت کنه

767
00:40:43,460 --> 00:40:44,930
! چطور جرأت ميکني

768
00:40:51,800 --> 00:40:53,130
. "من دورگه هستم , "الايژا

769
00:40:53,130 --> 00:40:55,700
چرا يه جنگي رو شروع ميکني که نميتوني درش پيروز بشي ؟

770
00:41:04,560 --> 00:41:05,860
."بخاطر "هوپ

755
00:41:32,340 --> 00:41:57,339
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color=yellow>www.ariamovie.ir</font>
<font color=#00FF00>facebook.com/Hunter.bazrgar</font>

755
00:41:58,340 --> 00:42:06,339
<font color="#64ad2f">خبرگزاري آريافيلم به روزترين اخبار دنياي فيلم و سريال</font>
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
<font color="#bb1e1e"> www.warez-ir.asia با همکاري</font>

