﻿1
00:00:01,003 --> 00:00:02,203
... آنچه در "اصيل ها " گذشت

2
00:00:02,303 --> 00:00:03,303
 فک کنم شانس صحبت کردن با

3
00:00:03,305 --> 00:00:04,342
 مادرم رو ندارم

4
00:00:04,905 --> 00:00:06,218
من اومدم تا خانوادمون رو سر و سامون بدم

5
00:00:06,220 --> 00:00:08,288
 من هر کاري که تا حالا انجام شده رو برات خنثي ميکنم

6
00:00:08,290 --> 00:00:11,021
 اينطوري زندگي جديدي رو بهت تقديم ميکنم

7
00:00:11,090 --> 00:00:12,559
 افتخار آشنايي باهاتون رو فک نکنم داشتم

8
00:00:12,561 --> 00:00:14,133
يعني ميگي , منو نميشناسي ؟

9
00:00:14,135 --> 00:00:16,109
"مدت زمان طولاني گذشته , "فين

10
00:00:16,111 --> 00:00:17,682
. من بايد برم به محوطه دانشگاهمون

11
00:00:17,684 --> 00:00:19,019
 راهنماي جديدمو ميخوام ببينم

12
00:00:19,021 --> 00:00:20,523
آقاي "گريفن" ؟ -
 وينسنت" صدام کنين" -

13
00:00:20,621 --> 00:00:22,821
 ايدن" , تو و "اليور" بچه ها رو اسکورت کنيد"

14
00:00:22,821 --> 00:00:24,755
بقيش با ما

15
00:00:28,729 --> 00:00:30,196
 بسّه ديگه

16
00:00:30,198 --> 00:00:31,130
 متأسفم , ولي تازه هنوز شروع کرديم

17
00:00:31,132 --> 00:00:32,365
چي شده , "هيلي" ؟

18
00:00:32,367 --> 00:00:34,002
 يه بلايي سَره "الايژا" اومده

19
00:00:34,004 --> 00:00:35,172
غيبش زده

20
00:00:35,174 --> 00:00:36,575
 "انقدر مبارزه نکن , "الايژا

21
00:00:36,577 --> 00:00:38,083
 ميخوام ازت که دوباره به خانوادمون بپيوندي

22
00:00:38,085 --> 00:00:39,589
 يه بدن فاني رو انتخاب کني

23
00:00:39,591 --> 00:00:41,133
 دوباره ميتونيم همگي خوشحال باشيم

24
00:00:41,135 --> 00:00:42,601
 از ذهنم خارج شو

25
00:00:42,603 --> 00:00:47,281
راه من  , تنها را پيدا کردن آرامش  

26
00:01:15,868 --> 00:01:18,737
.. خواهر

27
00:01:22,180 --> 00:01:24,991
 اومدم ازت درخواست کمک کنم

28
00:01:24,993 --> 00:01:26,894
براي چي ؟

29
00:01:26,896 --> 00:01:28,029
 ميدوني که من هميشه ميخواستم

30
00:01:28,031 --> 00:01:29,165
 از خودم بچه اي داشته باشم

31
00:01:29,167 --> 00:01:31,704
خوب برو . بچه ي "وايکينگي"ـتو داشته باش

32
00:01:31,706 --> 00:01:34,180
, تقريبا يک سال ميشه

33
00:01:34,182 --> 00:01:36,587
و من هنوز بچه دار نشدم

34
00:01:36,589 --> 00:01:39,391
.ميترسم نفرين شده باشم

35
00:01:41,063 --> 00:01:42,432
"خواهش ميکنم "داليا

36
00:01:42,434 --> 00:01:44,472
 قدرت جادوي تو , ميتونه کمکم کنه

37
00:01:44,474 --> 00:01:48,179
 اومدي پيش من درخواست لطف ميکني

38
00:01:48,181 --> 00:01:50,385
, اگه جادوگري رو رها نکرده بودي

39
00:01:50,387 --> 00:01:52,125
 ميتونستي خودت , خودتو کمک کني

40
00:01:52,127 --> 00:01:53,529
من هيچوقت به قدرتمندي تو نبودم

41
00:01:53,531 --> 00:01:55,131
اينو ميدونم همينطور که ميدونم

42
00:01:55,133 --> 00:01:57,067
 تو روي منو زمين نميندازي

43
00:01:57,069 --> 00:01:58,837
, تو خواهر مني , و با همه ي نزاع هايي که داريم

44
00:01:58,839 --> 00:02:03,682
 جفتمون از يه خون هستيم

45
00:02:05,289 --> 00:02:07,691
 خواهش ميکنم کمکم کن

46
00:02:08,861 --> 00:02:12,769
, چيزي که تو ازم ميخواي

47
00:02:12,771 --> 00:02:15,876
 نيازمند قرباني هايِ زيادي هستش

48
00:02:17,779 --> 00:02:20,217
 هر کاري بخواي ميکنم

49
00:02:21,554 --> 00:02:23,559
.. آه

50
00:02:25,465 --> 00:02:28,735
... هرگز نميتونم درخواستتو رد کنم

51
00:02:30,307 --> 00:02:34,083
 "خواهر کوچولوي با ارزشم "استر

52
00:02:35,108 --> 00:02:37,806
<i>Translated By:<i>
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir

52
00:02:38,108 --> 00:02:39,806
<font color="#64ad2f">Season 2 Episode 6 </font> 
<font color="#bb1e1e">20-8-1393</font>

53
00:02:40,612 --> 00:02:43,086
چرا منو نميکشي و قال قضيه رو نميکني ؟

54
00:02:43,088 --> 00:02:45,756
 دوباره باهش صحبت کن , تا زبونت رو به خوردت بدم

55
00:02:45,758 --> 00:02:48,427
اين خبر رو از اينجا تا کنار رودخانه پخش کنيد

56
00:02:48,429 --> 00:02:49,897
نيمه شب امشب , اون بخاطر کمک در گريختن

57
00:02:49,899 --> 00:02:53,168
 فراري ها اعدام خواهد شد

58
00:02:53,170 --> 00:02:57,109
 براي الانم , توي دبيرستان , به زنجير بکشينش

59
00:02:58,847 --> 00:03:00,815
 به بقيه ي گرگها هم بگيد بيان و ببينن که

60
00:03:00,817 --> 00:03:04,220
 چه بلايي سر خيانتکار ها ميادش

61
00:03:07,061 --> 00:03:09,129
 آفرين

62
00:03:09,131 --> 00:03:11,831
 الانم , فک کنم که تو يه قرار ملاقاتي داري

63
00:03:11,833 --> 00:03:14,768
 خوبه . من ميرم جاي برادرت

64
00:03:20,411 --> 00:03:24,085
 هنور خوابي , در خيال وحشت و

65
00:03:24,087 --> 00:03:26,754
.. رؤيايِ عشق گم شدي

66
00:03:31,296 --> 00:03:36,499
 , و هنوزم خيلي قدرتمند , پر از زندگي

67
00:03:36,501 --> 00:03:40,034
 اونقدر خود سري که پيشنهادمو قبول نميکني

68
00:03:46,843 --> 00:03:49,846
 من زمان بچگي تو رو يادمه

69
00:03:49,848 --> 00:03:52,853
. معصوم , مهربان

70
00:03:52,855 --> 00:03:55,924
 اگه اون پسر ميدونست که وقتي بزرگ بشه

71
00:03:55,926 --> 00:03:58,191
, به چنين موجودي تبديل ميشه

72
00:03:58,193 --> 00:03:59,825
 به آغوشم ميپريد

73
00:03:59,827 --> 00:04:02,359
 و التماسم ميکرد تا نجاتش بدم

74
00:04:06,963 --> 00:04:09,197
... من همه کار براي اون بچه

75
00:04:11,132 --> 00:04:13,700
 و همچنين براي تو ميکنم

76
00:04:37,363 --> 00:04:40,365
 ميبينم بازجويي هات خوب پيش رفته

77
00:04:40,367 --> 00:04:44,102
 معلوم شد که , اين جادوگر ها موجودات خوشمزه اي هستن

78
00:04:44,104 --> 00:04:46,169
مهم نيست

79
00:04:46,171 --> 00:04:49,670
 همونطور که فک ميکردم , مادرم "الايژا" رو زنداني کرده

80
00:04:49,672 --> 00:04:51,371
 خيلي خوب , پس بريم پيداشون کنيم

81
00:04:51,373 --> 00:04:53,206
 استر" خيلي قدرتمنده"

82
00:04:53,208 --> 00:04:54,674
 به اين سادگي ها نميشه پيداش کرد

83
00:04:54,676 --> 00:04:57,210
 لازمه که بيرونش بيارم

84
00:04:57,212 --> 00:04:59,614
وايسا , کجا ميري ؟

85
00:04:59,616 --> 00:05:02,214
, ميرم لباسمو عوض کنم

86
00:05:02,216 --> 00:05:04,416
 و بعدش برادرمو پيدا کنم

87
00:05:04,418 --> 00:05:07,522
 کلاوس" , بزار منم باهات بيام"

88
00:05:09,327 --> 00:05:11,230
"ميدونم که ميخواي کمک کني , "هايلي

89
00:05:11,232 --> 00:05:12,599
ولي کاري از دستت ساخته نيس

90
00:05:12,601 --> 00:05:14,168
 مادرم آدم پستي هستش

91
00:05:14,170 --> 00:05:17,206
, براي خنثي کردن کار من , تو رو هدف قرار ميده

92
00:05:17,208 --> 00:05:18,975
, و منم نميتونم "الايژا" رو نجات بدم

93
00:05:18,977 --> 00:05:24,148
اگه مشغول نجات دادن تو باشم , ميتونم ؟

94
00:05:26,452 --> 00:05:29,119
 , کاري که گفتي رو کردم , بي سر وصدا

95
00:05:29,121 --> 00:05:30,587
. کل شهر رو گشتم

96
00:05:30,589 --> 00:05:32,054
 هيچ اثري از "الايژا" نبودش

97
00:05:32,056 --> 00:05:34,220
 درسته . انساني که ميشناسم هم همينو گفتم

98
00:05:34,222 --> 00:05:36,923
شايد شانس "کلاوس" براي پيدا کردنش بيشتر باشه

99
00:05:36,925 --> 00:05:39,091
, نه , بيشتر نيست , که بدم هست

100
00:05:39,093 --> 00:05:41,859
. با توجه به وضعيتي که اين دور و برا هستش

101
00:05:41,861 --> 00:05:44,594
گوش کنين , شما دو تا پايه ي يه عمليات نجات هستيد ؟

102
00:05:44,596 --> 00:05:46,263
ميريم دنبال "الايژا" ؟

103
00:05:46,265 --> 00:05:47,632
نخير . اون کار "کلاوس"ـه

104
00:05:47,634 --> 00:05:48,965
 دارم درباره ي "اليور" صحبت ميکنم

105
00:05:48,967 --> 00:05:50,566
 اون و "الايژا" با همديگه با

106
00:05:50,568 --> 00:05:51,931
. گرگينه ها ميجنگيدن

107
00:05:51,933 --> 00:05:53,165
 شنيدم که "اليور" رو گرفتن

108
00:05:53,167 --> 00:05:54,934
و قراره که اعدامش کنن

109
00:05:54,936 --> 00:05:57,903
, حالا , ببينيد , اگه ما بتونيم "اليور" رو نجات بديم

110
00:05:57,905 --> 00:05:59,303
 بعدش شايد بتونيم بفهميم که

111
00:05:59,305 --> 00:06:00,437
. الايژا" کجا هستش"

112
00:06:00,439 --> 00:06:01,936
خوب . از ما چي ميخواي ؟

113
00:06:01,938 --> 00:06:03,403
 فقط يه حواس پرت کردن کوچولو

114
00:06:03,405 --> 00:06:05,039
فين" پسر "استر", هموني هست که"

115
00:06:05,041 --> 00:06:06,708
 کنترل گرگينه ها در اختيار داره

116
00:06:06,710 --> 00:06:08,378
, اگه بتونين حواس اونو پرت کنين

117
00:06:08,380 --> 00:06:12,017
 خودم ميتونم "اليور" رو نجاتش بدم

118
00:06:12,019 --> 00:06:14,217
 از پس اون همه گرگينه نميتوني بر بياي

119
00:06:14,219 --> 00:06:15,285
 ميميري , و بعدش هم من

120
00:06:15,287 --> 00:06:16,818
 بخاطر اينکه گذاشتم اين اتفاق بيافته کشته ميشم

121
00:06:16,820 --> 00:06:18,419
 تنها نميخوام برم

122
00:06:18,421 --> 00:06:19,985
, گرگينه ها شايد به جادوگرا , پاسخگو باشن

123
00:06:19,987 --> 00:06:21,719
. ولي هنوزم اونا يه "آلفا" دارن

124
00:06:21,721 --> 00:06:24,591
 کافي برم پيداش کنم

125
00:06:36,572 --> 00:06:38,971
 جالبه اينجا ميبينمت

126
00:06:38,973 --> 00:06:42,641
 اون قدر هام جالب نيس , چون اينجا محل کارمه

127
00:06:42,643 --> 00:06:44,012
 فک کنم بهش اشاره کرده بودم

128
00:06:44,014 --> 00:06:47,349
کمي" , نصفي از بيمارهايه من توي "بار"ها کار ميکنن"

129
00:06:47,351 --> 00:06:50,186
 نميشه که از همشون دور بمونم

130
00:06:51,423 --> 00:06:55,863
 خوبي ؟ بزار حدس بزنم

131
00:06:55,865 --> 00:06:58,699
 "بازم قضيه هايه بيشتر با "کلاوس

132
00:06:58,701 --> 00:07:00,969
درست حدس زدم ؟

133
00:07:00,971 --> 00:07:05,040
 راستش , درست گفتي . خانوداش توي شهرن

134
00:07:05,042 --> 00:07:06,441
 زياد با هم کنار نميان

135
00:07:06,443 --> 00:07:07,776
. و اونم يه جورايي عصباني و قاط زده

136
00:07:07,778 --> 00:07:10,478
 و منم قاطي ديوانه بازي هاش شدم

137
00:07:10,480 --> 00:07:12,647
 بنظر بي انصافيه که اينقدر زياد روي حمايت تو

138
00:07:12,649 --> 00:07:15,018
 حساب ميکنه

139
00:07:15,020 --> 00:07:17,322
مگه کسه ديگه اي رو نداره ؟

140
00:07:17,324 --> 00:07:19,221
 خواهرش از شهر رفته

141
00:07:19,223 --> 00:07:22,255
برادرش هم که مشغول بوده

142
00:07:22,257 --> 00:07:24,191
 و با بقيه ي خانوادشم که رابطه ي خوبي فک نکنم داشته باشه

143
00:07:24,193 --> 00:07:26,027
 براي همينم فک کنم , حس کردم که

144
00:07:26,029 --> 00:07:27,730
 يه وظيفه ي حرفه اي هست که کمش کنم

145
00:07:27,732 --> 00:07:29,564
کمي" , اين شخصيه که تو"

146
00:07:29,566 --> 00:07:31,364
 بعنوان فردي خطرناک توصيفش کردي

147
00:07:31,366 --> 00:07:33,166
 نه در برابر من

148
00:07:33,168 --> 00:07:35,803
نميخوام که خودتو در موقعيتي قرار بدي که

149
00:07:35,805 --> 00:07:38,675
اون بتونه بهت صدمه بزنه

150
00:07:40,412 --> 00:07:44,813
. ميدونم که اين شغله توئه که بهم توصيه کني

151
00:07:44,815 --> 00:07:47,750
ولي ميشه صحبت کاري نکنيم ؟

152
00:07:47,752 --> 00:07:51,086
 چون ميگم , الان وقت تخفيف "بار" هستش

153
00:07:51,088 --> 00:07:54,320
درست ميگي . الان وقتش نيس

154
00:07:54,322 --> 00:07:57,691
, مسئول بار , من يه "ويسکي" و "نيت" ميخوام

155
00:07:57,693 --> 00:07:59,193
 , "و براي خانم هم , يه "سازرک
* ويسکي محلي نيو اولنز *

156
00:07:59,195 --> 00:08:02,429
 و دو قاشق عسل بديد

157
00:08:02,431 --> 00:08:04,732
ميدوني چيه ؟ بهتره لغوش کنين

158
00:08:04,734 --> 00:08:08,873
 راستش بايد برم بدوم , ولي دوشنبه ميبينمت

159
00:08:22,456 --> 00:08:25,393
داري ميبيني , مادر ؟

160
00:08:25,395 --> 00:08:30,432
 هيچ چيزي مثل بي حرمت کردن
 « يه جنازه  نميتونه بگه «ازت متنفرم

161
00:08:31,835 --> 00:08:33,902
 "نيکلاوس"

162
00:08:59,599 --> 00:09:02,469
 بنظر آشفته مياي

163
00:09:02,471 --> 00:09:05,237
 اگه بهتر نميدونستم , ميگفتم که نگران بودي

164
00:09:05,239 --> 00:09:07,639
مادر چيکارت کرده ؟

165
00:09:07,641 --> 00:09:11,808
 , هزاران سال از کشتار , ضرب و شتم

166
00:09:11,810 --> 00:09:14,615
 و مادر هنوز بر اين باوره که ميتونه روحامون رو نجات بده

167
00:09:18,552 --> 00:09:21,386
 اون ميخواد که صجبت کنه

168
00:09:23,122 --> 00:09:25,623
 شايد بهتره که ما گوش کنيم

169
00:09:29,627 --> 00:09:31,563
... کافيه

170
00:09:32,466 --> 00:09:35,906
"با اين خيال هاي باطل , "استر

171
00:09:37,575 --> 00:09:39,676
الايژا" کجاس ؟"

172
00:09:39,678 --> 00:09:43,346
 الان گرفتار هستش

173
00:09:43,348 --> 00:09:45,549
 منم دارم کمکش ميکنم که راهشو پيدا کنه

174
00:09:45,551 --> 00:09:48,253
. ولي جايي نگراني نداره

175
00:09:48,255 --> 00:09:50,490
بهت برش ميگردونم

176
00:09:50,492 --> 00:09:53,261
 تمام خواستم اينه که به حرفام گوش کني

177
00:09:53,263 --> 00:09:56,301
انتظار داري که بشينم و خطبه هاي دروغينت رو گوش کنم ؟

178
00:09:56,303 --> 00:09:59,840
, باعث شرمندگي خودم , در گذشته دروغ گفتم

179
00:09:59,842 --> 00:10:03,176
 ولي ميخوام بهت حقيقت رو بگم

180
00:10:03,178 --> 00:10:05,246
 من در مراحل ساختن "الايژا" به

181
00:10:05,248 --> 00:10:08,549
 مردي که قرار بوده باشه , هستم

182
00:10:08,551 --> 00:10:13,019
 و قصد دارم که اينکارو براي تو هم بکنم

183
00:10:20,852 --> 00:10:24,252
 اين مزرعه , با آتش سوزي ويران شد

184
00:10:24,254 --> 00:10:29,325
چقدر ناراحت کننده , البته اشاره به نمادين بودنش اگه نکنم

185
00:10:30,056 --> 00:10:31,722
 در کل هم , تو هرگز قصد نداشتي که

186
00:10:31,724 --> 00:10:34,357
 يه خونه ي واقعي در اينجا بسازي

187
00:10:34,359 --> 00:10:37,026
, حتي همونطور که "هايلي" بچه تو حامله بود

188
00:10:37,028 --> 00:10:39,895
 و همونطور "الايژا و ربکا" که در طلب دفاع از تو بودن

189
00:10:39,897 --> 00:10:41,498
 تفکرات تو فقط بر روي غلبه کردن

190
00:10:41,500 --> 00:10:43,335
 بر منطقه متمرکز بود

191
00:10:43,337 --> 00:10:45,805
بهم بگو , چطوري پيش رفت ؟

192
00:10:45,807 --> 00:10:49,077
ببخشيد . اين الان يه جور انتقاد مادرانه هستش ؟

193
00:10:49,079 --> 00:10:51,877
لطفا براي خودت نگهش دار

194
00:10:51,879 --> 00:10:54,379
 من عدم موفقيت هاتو گفتم که

195
00:10:54,381 --> 00:10:56,748
 فقط نظرمو گفته باشم , عزيزم

196
00:10:56,750 --> 00:10:59,284
, تو چندين زندگانيه مشقت بار رو تحمل کردي

197
00:10:59,286 --> 00:11:01,389
, زجر کشيدن هايي که باعثش شدي رو اصلا اهميت ندادي

198
00:11:01,391 --> 00:11:03,225
 و حتّي زجر هايي که به هم خون هايه خودت وارد کردي

199
00:11:03,227 --> 00:11:05,860
 تو خودت در وضعيت نا اميدي

200
00:11:05,862 --> 00:11:08,193
 ابدي اي گير افتادي

201
00:11:08,195 --> 00:11:10,528
 من اومدم تا بهت پايان دادن

202
00:11:10,530 --> 00:11:12,865
 به اين دوره رو پيشنهاد کنم

203
00:11:12,867 --> 00:11:15,603
. من همينقدر دو رويي رو ميتونم تحمل کنم

204
00:11:15,605 --> 00:11:18,510
 بهت توصيه ميکنم که برادرمو بهم بدي

205
00:11:18,512 --> 00:11:20,779
 قبل از اينکه عصباني بشم

206
00:11:20,781 --> 00:11:23,484
. چقدر تنفر و بيزاري

207
00:11:23,486 --> 00:11:26,457
 قلبمو ميشکنه تا تو رو اينطوري ببينم

208
00:11:26,459 --> 00:11:27,892
 پسري که دوسش داشتم

209
00:11:27,894 --> 00:11:31,994
 دوست داشتن تو يه نفرين بود , يه دوست داشتني که
 تظاهر کردي

210
00:11:31,996 --> 00:11:34,464
 حقيقت اينه که , تو بهتر از "مايکل" نيستي

211
00:11:34,466 --> 00:11:36,533
 و مثل همون , بنظر ميرسه که از گور برگشتي

212
00:11:36,535 --> 00:11:41,503
 تا فقط بچه هاي خودتو نابود کني

213
00:11:41,505 --> 00:11:44,973
 اوه

214
00:11:44,975 --> 00:11:48,141
 نميدونستي , آره

215
00:11:48,143 --> 00:11:50,574
 "نابود کننده دوباره زنده شده , توسط جادوگر "داوينا

216
00:11:50,576 --> 00:11:53,077
 برگشته تا منو بکشه

217
00:11:53,079 --> 00:11:55,346
, حتما همه چيز رو "کول" بهت گفته

218
00:11:55,348 --> 00:11:57,814
 , يا شايدم پاجه خوار وفادار مادر

219
00:11:57,816 --> 00:12:00,782
خيلي هم وفادار نيستش ؟

220
00:12:22,372 --> 00:12:26,106
 مطمئنم که الان يه راهنما جديد ميخواي

221
00:12:26,108 --> 00:12:28,343
 اون کيه , "مارسل" ؟ يعني واقعا

222
00:12:28,345 --> 00:12:31,216
 مخلص کلام ... غير ممکنه

223
00:12:31,218 --> 00:12:32,685
. من سايت دانشکده رو نگاه کردم

224
00:12:32,687 --> 00:12:35,089
 وينسنت گريفت " هيچ مدرک علمي ديگه اي نداره"

225
00:12:35,091 --> 00:12:36,524
 و بر اساس کتاب بزرگ

226
00:12:36,526 --> 00:12:38,390
خانواده هاي "نيواورلنز "عمو "کيئرن"ـَم

227
00:12:38,392 --> 00:12:40,628
 گريفت" خانواده ي جادوگر هاس"

228
00:12:40,630 --> 00:12:42,063
 داستان بد تره

229
00:12:42,065 --> 00:12:43,531
 روان درمان جنابعالي يه

230
00:12:43,533 --> 00:12:45,033
 خون آشام هزار ساله ي مُرده درونش

231
00:12:45,035 --> 00:12:47,736
به اسم "فين مايکلسون" هست

232
00:12:47,738 --> 00:12:52,906
!راهنمايِ من برادر "کلاوس"ـه ؟

233
00:12:52,908 --> 00:12:56,180
 خدا ! , "مارسل" , اون امروز به "بار روسو" اومد

234
00:12:56,182 --> 00:12:59,182
 و درباره ي "کلاوس" سؤال ميپرسيد و نوشيدني مورد علاقمو
 سفارش داد

235
00:12:59,184 --> 00:13:01,049
 مثل اينکه اون داشته منو ميپاييده

236
00:13:01,051 --> 00:13:02,418
چرا ؟

237
00:13:02,420 --> 00:13:04,222
 احتمالا بخاطر اينکه بتونه يه خبري از "کلاوس" بدست بياره

238
00:13:04,224 --> 00:13:05,958
شايدم از تو بعنوان طعمه براي يه تله استفاده کنه

239
00:13:05,960 --> 00:13:07,126
نميدونم . مهم هم نيس

240
00:13:07,128 --> 00:13:08,528
 در هر صورت , تو ديگه طرفش نميري

241
00:13:08,530 --> 00:13:11,199
 نه . تازه کارم شروع شده

242
00:13:11,201 --> 00:13:13,069
, اگه "مايکل" برگشته

243
00:13:13,071 --> 00:13:14,839
. پس ما بايد باهاش مقابله کنيم

244
00:13:14,841 --> 00:13:18,445
ما» ؟ شوخي کردي ديگه ؟»

245
00:13:18,447 --> 00:13:20,780
 از قرن ها تنفرم از مادر شيطانيم بگذرم

246
00:13:20,782 --> 00:13:23,284
تا بتونم بهش ملحق شم

247
00:13:23,286 --> 00:13:25,388
 که اون بتونه اهريمني که

248
00:13:25,390 --> 00:13:27,424
خودش اجازه داده منو بزرگ کنه رو شکست بديم ؟

249
00:13:27,426 --> 00:13:29,059
"من شيطان نيستم , "نيکلاوس

250
00:13:29,061 --> 00:13:32,764
 "من رستگاريه تو هستم , و "مايکل

251
00:13:32,766 --> 00:13:35,804
. هم هميشه اهريمن نبوده

252
00:13:35,806 --> 00:13:40,645
 خيلي وقت پيش , اون بجه هاشو با تمام وجود دوست داشت

253
00:13:40,647 --> 00:13:43,050
 اون خيلي "فين" رو دوست داشت

254
00:13:43,052 --> 00:13:48,294
 ولي "فريا" فرزند ارشدش بود که نور چشميش بود

255
00:13:50,062 --> 00:13:52,764
 واقعا فک ميکني که خاطرات قديمي رو

256
00:13:52,766 --> 00:13:57,170
رو با شيرين کردنشون تجديد خاطره ميکني , تأثيري در من داره ؟

257
00:13:57,172 --> 00:13:59,440
 چيزي که من فک ميکنم اينه که تو

258
00:13:59,442 --> 00:14:02,010
, چندين قرنه که از تنفر والدينت ديوانه شدي

259
00:14:02,012 --> 00:14:05,849
, ولي اگه الان به من بپيوندي

260
00:14:05,851 --> 00:14:09,687
 من برات آرامش رو تضمين ميکنم

261
00:14:12,824 --> 00:14:16,797
, و اگرم "مايکل" خواست بهت صدمه اي بزنه

262
00:14:16,799 --> 00:14:21,135
 خودم نابودش ميکنم

263
00:14:26,009 --> 00:14:29,678
, پيشنهاد خيلي خوبي هستش

264
00:14:29,680 --> 00:14:32,380
, ولي , ميدوني

265
00:14:32,382 --> 00:14:34,715
 , من هيچ کمکي لازم ندارم

266
00:14:34,717 --> 00:14:37,417
 وقتي قضيه سر کُشتن والدين باشه

267
00:14:39,123 --> 00:14:42,490
, تو از سَر تنفر منو رَد ميکني

268
00:14:42,492 --> 00:14:46,557
 ولي من چيزي قويتر دارم

269
00:14:46,559 --> 00:14:51,498
... من حقيقته درباره ي پدرت دارم

270
00:14:51,500 --> 00:14:55,435
مايکل" نه , پدرِ واقعيت"

271
00:15:23,159 --> 00:15:25,792
همينقدر بلدي ؟

272
00:15:25,794 --> 00:15:27,361
 چون اگه ميخواي يه دورگه رو بکشي

273
00:15:27,363 --> 00:15:30,299
 بايد خيلي بهتر عمل کني

274
00:15:31,602 --> 00:15:34,036
 تمومش کنين

275
00:15:36,772 --> 00:15:38,303
"جکسون"

276
00:15:38,305 --> 00:15:40,772
 "هايلي"

277
00:15:40,774 --> 00:15:43,543
 ميبينم که دوستم "انسل" رو ديديش

278
00:15:43,545 --> 00:15:45,380
تو ميشناسيش ؟

279
00:15:45,382 --> 00:15:47,251
 آره , راستش , ميشناسمش

280
00:15:49,021 --> 00:15:51,789
 اون قرار بود همسرِ من باشه

281
00:16:03,320 --> 00:16:05,187
, هزار سال پيش با نهايت خشم

282
00:16:05,189 --> 00:16:07,956
 دستاتو دوره گردن من حلقه کردي

283
00:16:07,958 --> 00:16:10,160
 و تا وقتي که مُردم فشار دادي

284
00:16:10,162 --> 00:16:12,499
دليلشو اصلا يادته ؟

285
00:16:12,501 --> 00:16:14,635
 بزار ببينم

286
00:16:14,637 --> 00:16:16,470
 تو همه ي ما رو به هيولا تبديل کردي

287
00:16:16,472 --> 00:16:19,140
. طلسمم کردي , ذات دورگه ايم رو انکار کردي

288
00:16:19,142 --> 00:16:20,810
 درباره ي پدرم دروغ گفتي

289
00:16:20,812 --> 00:16:22,379
 دليل اصليش همينه

290
00:16:22,381 --> 00:16:24,486
 تو منو کُشتي چون من تو رو از

291
00:16:24,488 --> 00:16:26,621
شناختن پدر واقعيت محافظت کردم

292
00:16:26,623 --> 00:16:28,322
, تنفر من از تو خيلي عميقه

293
00:16:28,324 --> 00:16:31,124
 خيلي سخته که به عامل اصليش اشاره کرد

294
00:16:32,625 --> 00:16:37,295
 شايد من ازت متنفرم چون من حاصل هرزگي
شهوت راني هاي تو ام

295
00:16:37,325 --> 00:16:39,829
 بفهم چي ميگي

296
00:16:39,831 --> 00:16:41,997
خوب يادت بمونه که

297
00:16:41,999 --> 00:16:44,198
 تو هنوز پسره مني

298
00:16:44,200 --> 00:16:47,872
 تو منو بد ذات ميدوني , با اينحال اين شهوت تو بود

299
00:16:47,874 --> 00:16:50,076
 که چيزي  که هستم رو بوجود آورد

300
00:16:50,078 --> 00:16:51,781
 يک بار هم نشده که از

301
00:16:51,783 --> 00:16:53,420
 عشقم به پدرت پشيمون شده باشم

302
00:16:53,484 --> 00:16:55,417
و تو هرگز حقيقته

303
00:16:55,419 --> 00:16:57,785
, چگونگي بوجود آمدن اون عشق رو

304
00:16:57,787 --> 00:16:59,419
 يا چه اتفاق هايي ماه هايه

305
00:16:59,421 --> 00:17:02,187
بعد از اينکه "مايکل" و من خواهرت "فريا" رو

306
00:17:02,189 --> 00:17:04,489
,  بر اثر طاعون از دست داديم
 افتاد رو نفهميدي

307
00:17:04,491 --> 00:17:07,189
 در درد از دست دادن بچه کلمات قصارن

308
00:17:07,191 --> 00:17:10,894
 همونطور که خودتم ميدوني

309
00:17:10,896 --> 00:17:13,433
بعد از اينکه "فرانچسکا گوئررا" کنترل
گرگ ها رو بر عهده گرفت

310
00:17:13,435 --> 00:17:15,569
 بهم پيشنهاد حلقه ي روشنايي ماه در عوض

311
00:17:15,571 --> 00:17:17,972
اينکه تا وقتي من بهش بگم "آلفا" داد

312
00:17:17,974 --> 00:17:19,574
منم رد کردم

313
00:17:19,576 --> 00:17:20,775
 براي همينم چند تا از برادراش منو کشوندن

314
00:17:20,777 --> 00:17:22,744
 اينجا و گذاشتن تا بميرم

315
00:17:22,746 --> 00:17:24,349
, وقتي که من خوب شدم

316
00:17:24,351 --> 00:17:26,654
 خبر اينکه چه بلايي سَرِ تو و بچه ت افتاد

317
00:17:26,656 --> 00:17:29,257
 رو فهميدم

318
00:17:29,259 --> 00:17:33,997
 براي همين ميدونستم که تمومه

319
00:17:33,999 --> 00:17:37,737
, و منم بي هدف حرکت ميکردم

320
00:17:37,739 --> 00:17:40,370
 و اون موقع بود که "انسل" رو ديدم

321
00:17:40,372 --> 00:17:42,706
 اون بهم راه هاي قديمي رو ياد ميده

322
00:17:42,708 --> 00:17:44,643
 سنت ها رو

323
00:17:44,645 --> 00:17:46,547
. گرگ بودن يعني چي بودن رو

324
00:17:46,549 --> 00:17:50,217
منظورت , اينه که همينطوري توي نا کجا آباد , سرگردون
زندگي کني ؟

325
00:17:50,219 --> 00:17:51,785
 هِي , بهتر صحبت کن

326
00:17:51,787 --> 00:17:53,419
 گونه ي تو اونو بد خلق کردن

327
00:17:53,421 --> 00:17:54,822
گونه ي من ؟

328
00:17:54,824 --> 00:17:56,658
, جک" , هر چيزي که تو و رفيقت درباره ي من فک ميکنيد"

329
00:17:56,660 --> 00:17:58,629
 گونه ي من , گرگ ها هستش

330
00:17:58,631 --> 00:18:00,564
 حتي اگه اونا با يه جادوگر متحد شدن

331
00:18:00,566 --> 00:18:03,333
 همه ي اينا به اين معناس که , اونا به يه "آلفا" نياز دارن

332
00:18:05,904 --> 00:18:09,880
منم همينطور

333
00:18:09,882 --> 00:18:12,849
 آره , دربارش شنيدم

334
00:18:12,851 --> 00:18:15,854
 مسئله اينه که , "اوليور" بهم خيانت کرد

335
00:18:15,856 --> 00:18:17,523
با "گوئررا"ها توطئه کرد

336
00:18:17,525 --> 00:18:18,859
 خون همنوع هاي خودشو ريخت

337
00:18:18,861 --> 00:18:20,429
 بخاطر اون تا حالا داشته جبران ميکرده

338
00:18:20,431 --> 00:18:23,603
 مهم نيست . دستِ جادوگرا باشه

339
00:18:23,605 --> 00:18:28,437
 بميره , برام مهم نيس

340
00:18:30,207 --> 00:18:32,777
 نميخواي "آلفا" بشي , باشه

341
00:18:32,779 --> 00:18:35,213
 خودم تنهايي نجاتش ميدم

342
00:18:35,215 --> 00:18:37,380
مشکلي داري , پير مرد ؟

343
00:18:37,382 --> 00:18:39,448
 هيچ علاقه اي من به خون آشام ها ندارم

344
00:18:39,450 --> 00:18:40,750
ولي نميذارم که يه گرگ بدستِ

345
00:18:40,752 --> 00:18:43,053
 يه جادوگر کشته بشه

346
00:18:43,055 --> 00:18:45,923
بلاخره يکي پيدا شد

347
00:18:48,994 --> 00:18:53,962
 بعد از مرگ "فريا" , "مايکل" تسلي ناپذير بود

348
00:18:53,964 --> 00:18:56,928
 ناچار از غمش , ما مجبور شديم

349
00:18:56,930 --> 00:19:00,700
 تا وسايلمون رو جمع کنيم و بريم اونور درياها

350
00:19:00,702 --> 00:19:04,975
, بلاخره , نااُميديش باعث جدايي ما شد

351
00:19:04,977 --> 00:19:09,480
... و اون موقع که براي اولين بار اونو ديدمش

352
00:19:09,482 --> 00:19:11,116
پدرتو

353
00:19:11,118 --> 00:19:13,287
 تا اون موقع هيچ مردي مثلش رو نديده بودم

354
00:19:13,289 --> 00:19:17,922
 قدرتمند با اينحال عاقل و همچنين توسط
مردمش دوست داشته ميشد

355
00:19:17,924 --> 00:19:19,558
 و ... چون "مايکل" انتخاب کرده بود

356
00:19:19,560 --> 00:19:21,493
 تا منو در غم خودش رها کنه

357
00:19:21,495 --> 00:19:23,828
.. و از زندگيش منو دور کنه

358
00:19:23,830 --> 00:19:27,429
 به سمت کسه ديگه اي کشيده شدم

359
00:19:28,598 --> 00:19:30,331
 اطلاعاتي نادرست از

360
00:19:30,333 --> 00:19:31,999
 اصليت من ميدي

361
00:19:32,001 --> 00:19:33,634
 فقط حقيقت رو من ميگم

362
00:19:33,636 --> 00:19:36,135
 پس اينو بهم بگو مادر

363
00:19:36,137 --> 00:19:38,671
چرا مرد زيبا رويه تو پسرشو رها کرد ؟
* آدونيس : جواني زيبا در افسانه هاي يونان قديم *

364
00:19:38,673 --> 00:19:40,172
 چرا اون اجازه داد که من توسط

365
00:19:40,174 --> 00:19:42,507
يه هيولا که ازم متنفره بزرگ بشم ؟

366
00:19:42,509 --> 00:19:44,343
, چرا مدعي نشد که منو براي خودش برداره

367
00:19:44,345 --> 00:19:47,648
, و در ميون گرگ ها بزرگ کنه

368
00:19:47,650 --> 00:19:49,384
 يا شايد اون هم از حرومزادش مثل تو

369
00:19:49,386 --> 00:19:50,452
ننگش ميکرد ؟

370
00:19:50,454 --> 00:19:52,152
 نه , نه , نه , اون عاشق تو بود

371
00:19:52,154 --> 00:19:54,588
 بخاطر اين بود که من منعش کرده بودم

372
00:19:54,590 --> 00:19:57,227
, ميدونستم که اگه "مايکل" از خيانت من با خبر ميشد

373
00:19:57,229 --> 00:19:59,665
 ما رو در خشم خودش نابود ميکرد

374
00:19:59,667 --> 00:20:02,737
 چاره اي ديگه نداشتم

375
00:20:02,739 --> 00:20:04,606
پس , چي , ميخواي رويِ يه جادوگر

376
00:20:04,608 --> 00:20:06,706
 با يه بازي کينه ي هزار ساله اي که با "کلاوس" داره

377
00:20:06,708 --> 00:20:08,172
جاسوسي کني ؟

378
00:20:08,174 --> 00:20:09,272
 نخير . من نميزارم که

379
00:20:09,274 --> 00:20:10,539
 دور و بر طرف آفتابي بشي

380
00:20:10,541 --> 00:20:12,372
 خودم از پسش بر ميام

381
00:20:12,374 --> 00:20:13,807
 ببين . خوب . گرفتم

382
00:20:13,809 --> 00:20:15,043
, تو از طرف عصباني هستي

383
00:20:15,045 --> 00:20:16,444
 و ميخواي حالا باهاش برابر بشي

384
00:20:16,446 --> 00:20:17,813
"من نميخوام با هاش برابر بشم "مارسل

385
00:20:17,815 --> 00:20:19,381
 دور و برتو ببين

386
00:20:19,383 --> 00:20:21,481
هر چيزي که در اين اتاقه , ميراث خانواده ي منه

387
00:20:21,483 --> 00:20:23,048
, و اگه همون اول ميپذيرفتمش

388
00:20:23,050 --> 00:20:24,548
 ميتونستم رازِ "فرانچسکا گوئررا" رو

389
00:20:24,550 --> 00:20:26,450
 بفهمم , و گرگ ها هم

390
00:20:26,452 --> 00:20:27,818
 نميتوستن منطقه رو در دست بگيرن

391
00:20:27,820 --> 00:20:29,887
 و بچه ي "کلاوس" هم زنده ميموند

392
00:20:29,889 --> 00:20:33,690
 پس بهم نگو که خودمو قاطي نکنم

393
00:20:36,760 --> 00:20:39,226
 يه لحظه وايسا

394
00:20:39,228 --> 00:20:40,794
 بگو که "آلفا" رو پيدا کردي

395
00:20:40,796 --> 00:20:41,830
, اون کاري نميکنه

396
00:20:41,832 --> 00:20:43,498
 ولي بجاش يه خوبشو پيدا کردم

397
00:20:43,500 --> 00:20:46,332
 فرض رو بر اين ميزارم که برنامه اي
 براي سرگرم کردن "فين" رو داري

398
00:20:46,334 --> 00:20:51,497
 آره , آره , فک کنم که يه ايده اي داشته باشم

399
00:20:56,037 --> 00:20:58,407
, وقتي فهميدم که حامله ام

400
00:20:58,409 --> 00:21:00,144
 پيش "مايکل" برگشتم

401
00:21:00,146 --> 00:21:02,614
 بهش گفتم که بچه مال اونه

402
00:21:02,616 --> 00:21:04,315
هيچ خوشي اي نشون نداد

403
00:21:04,317 --> 00:21:07,253
ولي شکي هم نکرد

404
00:21:07,255 --> 00:21:10,956
 وقتي تو بدنيا اومدي , تجديد روح و روحيه براش بود

405
00:21:10,958 --> 00:21:15,527
 ما "کول" , "ربکا" , "هنريک" رو داشتيم

406
00:21:15,529 --> 00:21:18,399
. ولي بخاطر تو , دوباره خانواده شده بوديم

407
00:21:18,401 --> 00:21:20,768
... آه

408
00:21:22,868 --> 00:21:26,901
خانواده اي که بر اساس راز و دروغ ها ساخته شد

409
00:21:26,903 --> 00:21:29,571
, تو خوشيِ نهان من بودي

410
00:21:29,573 --> 00:21:32,176
 , و بخاطر حفظ رازت

411
00:21:32,178 --> 00:21:35,247
 , زندگي با پدرت رو انکار کردم

412
00:21:35,249 --> 00:21:37,950
 ولي چي ميشه که من همه ي اين ها رو با

413
00:21:37,952 --> 00:21:40,052
 شفا دادن تو از اين مريضي که

414
00:21:40,054 --> 00:21:42,052
روحتو آلوده کرده , جبران کنم ؟

415
00:21:42,054 --> 00:21:44,885
, در حاليکه من "کول و فين" رو در بدن جادوگر ها گذاشتم

416
00:21:44,887 --> 00:21:48,789
 تو رو در بدن يه گرگينه ميزارم

417
00:21:48,791 --> 00:21:50,557
تا زندگيِ خودتو طوري بگذروني که

418
00:21:50,559 --> 00:21:52,757
 از اول قرار بوده بگذروني

419
00:21:52,759 --> 00:21:54,124
به چه حسابي با خودت فک کردي که

420
00:21:54,126 --> 00:21:56,291
من با همچين چيزي موافقت ميکنم ؟

421
00:21:56,293 --> 00:21:58,727
 با فنا پذير بودن , ميتوني از دوباره از اول شروع کني

422
00:21:58,729 --> 00:22:00,966
, ميتوني از خودت خانواده اي

423
00:22:00,968 --> 00:22:02,435
, شادي , و آرامش

424
00:22:02,437 --> 00:22:04,636
و همه چيز هايي که در اين مدت نداشتي , داشته باشي

425
00:22:04,638 --> 00:22:06,437
! کافيه

426
00:22:06,439 --> 00:22:08,738
 بهم بگو که "الايژا" کجاس , يا من تو رو توي همين بدن

427
00:22:08,740 --> 00:22:10,273
 يا هر بدنِ ديگه اي که انتخاب کني

428
00:22:10,275 --> 00:22:13,645
(واردش بشي از الان تا مبارزه ي نهايي (قيامت 
. خواهم کشت

429
00:22:14,647 --> 00:22:16,081
 اميد داشتم که هنور بخشي از تو

430
00:22:16,083 --> 00:22:19,081
 , مشتاق پايان دادن به راههاي نادرستت باشه

431
00:22:19,083 --> 00:22:22,480
ولي اگه تو تصميم گرفتي که اين دوره کار هاي

432
00:22:22,482 --> 00:22:25,950
, خشونت که بهش عادت کردي رو هميشگيش کني

433
00:22:25,952 --> 00:22:30,018
 خوب , پس مجبورم که اصلاحت کنم

434
00:23:22,296 --> 00:23:25,464
 بابت سر درد معذرت

435
00:23:25,466 --> 00:23:27,968
خواب ميديدي ؟

436
00:23:27,970 --> 00:23:29,638
 روزي که فهميدم پدر واقعيم کيه

437
00:23:29,640 --> 00:23:32,010
 اونم چندين ساعت بعد از اينکه

438
00:23:32,012 --> 00:23:35,616
 مايکل" کُشته بودش رو بياد ميآوردم"

439
00:23:35,618 --> 00:23:37,852
 تاريکترين ساعت زندگيم

440
00:23:37,854 --> 00:23:39,321
 خودِ تو بعدش بزودي

441
00:23:39,323 --> 00:23:40,923
, منو نکشتي

442
00:23:40,925 --> 00:23:44,594
 شک داشتم که دوباره بهوش ميام

443
00:23:46,296 --> 00:23:50,031
 از زماني که انتظار داشتم زودتر بلند شدي

444
00:23:50,033 --> 00:23:53,070
 مهم نيس . الان وقتشه

445
00:23:53,133 --> 00:23:54,735
وقته چي ؟

446
00:23:54,737 --> 00:23:56,673
 گفتي که "الايژا" رو ميخواي

447
00:23:56,675 --> 00:23:58,810
 اون خوابيده , به ديوار يه قبر در

448
00:23:58,812 --> 00:24:01,645
 قبرستون "لافيات" به زنجير وصله

449
00:24:01,647 --> 00:24:03,779
. طلسمي که اونو مخفي کرده رو برداشتم

450
00:24:03,781 --> 00:24:05,947
آزادي که ببريش خونه

451
00:24:05,949 --> 00:24:08,183
 حالا ذهن خودش

452
00:24:08,185 --> 00:24:09,818
براي خودش انتخاب خواهد کرد

453
00:24:09,820 --> 00:24:13,689
 وقتي هم که بيدار بشه , تصميم خودشو ميگيره

454
00:24:13,691 --> 00:24:17,361
هر چيزي که امشب بهت گفتم

455
00:24:17,363 --> 00:24:19,565
 نيکلاوس" حقيقته"

456
00:24:19,567 --> 00:24:21,803
 اينکه بخواي باورش کني

457
00:24:21,805 --> 00:24:24,334
يا نه , با خودته

458
00:24:45,933 --> 00:24:48,634
 همه چي حلّه , هيچ گرگينه اي ديده نميشه

459
00:24:48,636 --> 00:24:49,835
از اينکه اينجايي ممنون

460
00:24:49,837 --> 00:24:51,438
خوشگله در چه حاله ؟

461
00:24:51,440 --> 00:24:52,674
 مشکلي براش پيش نمياد

462
00:24:52,676 --> 00:24:54,143
فقط حواست به گرگينه ها باشه , خيلي خوب ؟

463
00:24:54,145 --> 00:24:57,114
 باشه

464
00:24:57,116 --> 00:24:58,816
 ممنون که اومدي

465
00:24:58,818 --> 00:25:00,851
 بخاطر رفتار قبلنم که خارج از نزاکت بود حسّه بدي دارم

466
00:25:00,853 --> 00:25:03,121
 . ببخشيد -
 اون تفصير من بود -

467
00:25:03,123 --> 00:25:05,058
 من غير حرفه اي عمل کردم

468
00:25:05,060 --> 00:25:07,061
 عذر ميخوام

469
00:25:07,063 --> 00:25:08,598
 تو متأسفي , منم متأسفم

470
00:25:08,600 --> 00:25:11,665
 سر به سر هستيم , بيا يه مشروب بزنيم

471
00:25:21,582 --> 00:25:25,216
اولي" , "اولي" , بلند شو"

472
00:25:25,218 --> 00:25:26,818
چه غلطي داري ميکني ؟
اين ديگه کدوم خريه ؟

473
00:25:27,288 --> 00:25:28,955
 ما اومديم نجاتت بديم

474
00:25:28,957 --> 00:25:31,423
 لطفا بگو که ميدوني "الايژا" کجا هستش

475
00:25:31,425 --> 00:25:35,656
اونا ميدونن که ما اينجاييم

476
00:25:39,763 --> 00:25:41,663
 ببخشيد , وقت با ملايمت رفتار کردن نيستش

477
00:25:41,665 --> 00:25:44,831
بريم

478
00:25:46,667 --> 00:25:49,437
 اگه ميشه بپرسم , چطوري تو دوست من

479
00:25:49,439 --> 00:25:51,673
کلاوس" رو تشخيص بيماري ميکني ؟"

480
00:25:51,675 --> 00:25:55,173
, خوب , مشخصا اون افسردس

481
00:25:55,175 --> 00:25:59,677
عزت نفس پايين , بد بيني , مشکل خود کنترلي داره

482
00:25:59,679 --> 00:26:01,013
موافق نيستي ؟

483
00:26:01,015 --> 00:26:02,515
, خيلي از اينا از عهده ي من خارجه

484
00:26:02,517 --> 00:26:04,453
 تاريخچه ي بسياري هستش که من ازشون خبر ندارم

485
00:26:04,455 --> 00:26:07,656
. مثل تمام مشکلاتش با خواهر برادراش

486
00:26:09,325 --> 00:26:11,492
تو چطوري مديريتشون ميکني ؟

487
00:26:11,494 --> 00:26:13,395
ببخشيد ؟

488
00:26:13,397 --> 00:26:15,065
يکي از اولين جلساتمون , اشاره کردي که

489
00:26:15,067 --> 00:26:16,367
 با برادرات خيلي

490
00:26:16,369 --> 00:26:18,338
 سازگار نيستي

491
00:26:18,340 --> 00:26:22,941
هنوزم هم باهاشون در ارتباطي ؟

492
00:26:22,943 --> 00:26:25,544
 ميتونم بگم که خيلي باهم نزديک نيستيم

493
00:26:27,716 --> 00:26:30,918
و والدينت , هنوز زنده ان ؟

494
00:26:30,920 --> 00:26:34,122
 دارم فضولي ميکنم ؟ آره مشخصا دارم فضولي ميکنم

495
00:26:34,124 --> 00:26:36,025
 با اين همه صحبت درباره ي خانواده ي من

496
00:26:36,027 --> 00:26:39,864
 اونم وقتي که اخيرا در مورد حد و مرز ها منو سرزنش کردي

497
00:26:39,866 --> 00:26:42,867
 فقط دنبال روش هاي مقابله اي هستيم

498
00:26:42,869 --> 00:26:47,838
سعي ميکنم که از استاد ياد بگيرم

499
00:26:47,840 --> 00:26:50,407
همينطوره ؟

500
00:26:50,409 --> 00:26:52,208
. حتما گم شدي

501
00:26:52,210 --> 00:26:53,677
 خون آشام هايي که در منطقه ديده بشن

502
00:26:53,679 --> 00:26:56,645
 کشته ميشن

503
00:26:56,647 --> 00:26:59,347
 برو . با سرعت فرار کن

504
00:26:59,349 --> 00:27:01,049
منو همين جا ول کن . تو برو

505
00:27:01,051 --> 00:27:02,516
جهنم و ضرر

506
00:27:02,518 --> 00:27:04,081
 اگه دنبال جنگن , باهاشون ميجنگيم

507
00:27:04,083 --> 00:27:07,082
, نه . من باهات اومدم که يکي از همنوع هامو نجات بدم

508
00:27:07,084 --> 00:27:09,485
 نه اينکه شاهد اين باشم که تو تعداديشون رو بکشي

509
00:27:09,487 --> 00:27:10,820
 رفيقتو ببر بيرون

510
00:27:10,822 --> 00:27:13,223
 با تمام سرعت حرکت کنين

511
00:27:13,225 --> 00:27:16,356
 من اينجا معطلشون ميکنم

512
00:27:28,626 --> 00:27:31,926
 ببين . اگه من بهت توهين کردم , متأسفم

513
00:27:31,926 --> 00:27:33,894
 تو بهم توهين نکردي

514
00:27:33,896 --> 00:27:37,433
 فقط , بنظر تو ناراحت مياي

515
00:27:42,801 --> 00:27:44,802
شايد قضيه مربوط به "کلاوس"ـه

516
00:27:44,804 --> 00:27:48,975
چيزي هست که به من نگفتي ؟

517
00:27:51,643 --> 00:27:55,543
 فک کنم که فقط دور و بر تو مضطربم

518
00:27:55,545 --> 00:27:57,446
 يعني , همش من تو را با سؤال هاي احمقانم

519
00:27:57,448 --> 00:27:59,050
سؤال پيچ ميکنم و آزارت ميدم

520
00:27:59,052 --> 00:28:00,721
 سؤالت اتفاقا خيلي هوشمندن

521
00:28:00,723 --> 00:28:03,059
فقط اينکه اونا شخصي هستن

522
00:28:03,061 --> 00:28:07,560
 و علايقت هم غير منتظره هستن

523
00:28:11,300 --> 00:28:13,169
 شايد اين راه آرام - خشن من

524
00:28:13,171 --> 00:28:15,142
 براي تغيير موضوعي هست که

525
00:28:15,144 --> 00:28:16,610
 ميترسم که ميخواي بهش برسي

526
00:28:16,612 --> 00:28:18,011
که چي هست ؟

527
00:28:18,013 --> 00:28:19,813
 فک کنم که ميخواي بهم بگي که

528
00:28:19,815 --> 00:28:21,616
 ديگه با "کلاوس" وقت نگذرونم

529
00:28:21,618 --> 00:28:23,351
 کمي" , تو يه زن باهوشي هستي"

530
00:28:23,353 --> 00:28:25,521
. تو در صحبت  کردن با وقار و ماهري

531
00:28:25,523 --> 00:28:27,957
فک کنم صلاح خودت رو ميدوني

532
00:28:29,860 --> 00:28:32,895
 ميدوني , بعضي موقع ها از خودم ميپرسم

533
00:28:32,897 --> 00:28:37,001
. که چرا ميزارم آدمايي مثل "کلاوس" وارد زندگيم بشن

534
00:28:37,003 --> 00:28:39,639
. من اين راه مخرب رو دارم

535
00:28:39,641 --> 00:28:43,277
 هميشه به سمت پسراي بد کشيده ميشم

536
00:28:43,279 --> 00:28:46,782
, شايد ته دلم

537
00:28:46,784 --> 00:28:49,553
 حس ميکنم که شايد حقم همينه

538
00:28:51,923 --> 00:28:57,596
 کمي" , من خودم کارشناسه راه هاي نادرستم"

539
00:28:57,598 --> 00:29:00,633
 خودم چند تا از راه هاي نادرستمو شکست دادم

540
00:29:00,635 --> 00:29:03,102
 و ميتونم کمکت کنم که تو هم همينکارو بکني

541
00:29:03,104 --> 00:29:05,272
 اگه بهم اجازه بدي

542
00:29:45,151 --> 00:29:48,389
! بياين بيرون

543
00:29:48,456 --> 00:29:50,256
. ميدونيم اينجايي

544
00:30:01,837 --> 00:30:03,838
, چرا نميزاري که ما بريم

545
00:30:03,840 --> 00:30:06,339
و بيخيال بقيه چيزا بشيم ؟

546
00:30:09,974 --> 00:30:11,410
 نه . فک نکنم

547
00:30:11,412 --> 00:30:13,446
 پس از راهه سختش انجام ميديم

548
00:30:15,281 --> 00:30:17,282
شما احمقا

549
00:30:19,218 --> 00:30:22,956
ميخواين با يه دورگه بجنگين ؟

550
00:30:22,958 --> 00:30:26,792
, براي چي , تا منو بکشين

551
00:30:26,794 --> 00:30:31,533
همش بخاطر اينکه يه جادوگر بهتون دستور داده ؟

552
00:30:32,903 --> 00:30:36,539
 ميدونم که من بيگناه نيستم , ولي هيچوقت ديدمو از

553
00:30:36,541 --> 00:30:39,574
 چيزي که براش ميجنگم , گم نگردم 

554
00:30:39,576 --> 00:30:43,313
 ما يه گله ميخواستيم بشيم

555
00:30:44,975 --> 00:30:47,546
... ولي الان

556
00:30:49,217 --> 00:30:51,618
, عليه همديگه شديم

557
00:30:51,620 --> 00:30:54,620
 همنوع هايه خودتو ميکشي

558
00:30:54,622 --> 00:30:57,289
 , اون کارو بکنيم

559
00:30:57,291 --> 00:31:00,294
 ديگه هيچي نيستيم

560
00:31:41,453 --> 00:31:43,621
 تو

561
00:31:47,723 --> 00:31:50,390
"نيکلاوس" -
نه . نه -

562
00:31:50,392 --> 00:31:52,092
 تو واقعي نيستي -
"نيکلاوس" -

563
00:31:52,094 --> 00:31:55,094
 نه ! تو يه روح احضار شده توسط "استر"ـي

564
00:31:55,096 --> 00:31:59,531
. همين هستي
 مادر , اين بازي رو تمومش کن

565
00:31:59,533 --> 00:32:02,368
ميدونم که اون چيز واقعي نيس

566
00:32:02,370 --> 00:32:04,773
"نگام کن "نيکلاوس

567
00:32:08,244 --> 00:32:10,713
... من جسمم واقعيه

568
00:32:12,549 --> 00:32:14,113
 تو جسمت واقعيه

569
00:32:14,115 --> 00:32:15,749
 تو هزار ساله که مُردي

570
00:32:15,751 --> 00:32:16,951
 در طول اون زمان

571
00:32:16,953 --> 00:32:18,353
 من اونطرف بودم

572
00:32:18,355 --> 00:32:20,891
 شاهد اين بودم که ميزاري دنيا از هم پاشيده بشه

573
00:32:20,893 --> 00:32:23,393
 تا اينکه 4 ماه پيش در

574
00:32:23,395 --> 00:32:25,159
 سرزميني از گرگ هايي مثل خودم برگشتم

575
00:32:25,161 --> 00:32:30,431
 نه . نه . نه . تو فقط تو ذهن مني

576
00:32:30,433 --> 00:32:32,535
تو فقط يه توهمي که مادرم درست کرده که

577
00:32:32,537 --> 00:32:34,873
 منو متمايل کنه تا معاملشو قبول کنم

578
00:32:34,875 --> 00:32:37,139
 من از جانب "استر" صحبت نميکنم

579
00:32:37,141 --> 00:32:39,974
.. هيچي هم از معاملش نميدونم

580
00:32:46,682 --> 00:32:49,817
 ولي تو پسر من هستي

581
00:33:05,164 --> 00:33:08,866
.. اگر چيز هايي که ميگي هم درست باشه

582
00:33:12,503 --> 00:33:15,006
 تو براي من هيچي نيستي

583
00:33:16,910 --> 00:33:20,847
تا جايي که من برام مهمه , ميتوني برگردي به جهنم

584
00:33:50,481 --> 00:33:52,683
مطمئني که جواب ميده ؟

585
00:33:52,685 --> 00:33:55,920
خون "کلاوس" تنها داروي گاز گرگينه هستش

586
00:33:55,922 --> 00:33:58,254
 قضيه اينه که , داره ذخيرم تموم ميشه

587
00:33:58,256 --> 00:34:00,922
. پس قانون جديد اينه که ... گاز نگيرنت

588
00:34:00,924 --> 00:34:02,893
 من بخاطر نجات تو گاز گرفتنم

589
00:34:02,895 --> 00:34:04,930
 آره , خوبم نجات دادي

590
00:34:04,932 --> 00:34:06,834
, بايد اعتراف کنم که وقتي از حال رفتي

591
00:34:06,836 --> 00:34:08,836
 با خودم گفتم که کارت تمومه

592
00:34:08,838 --> 00:34:10,969
, در طول زندگيم , وقتي اوضاع سخت ميشد

593
00:34:10,971 --> 00:34:13,438
 اينکارو ميکردم

594
00:34:13,440 --> 00:34:16,677
 فرار ميکردم چون بهر حال جاي من نبود

595
00:34:16,679 --> 00:34:19,915
 ولي اينجا , جايي که داري ميسازي

596
00:34:19,917 --> 00:34:23,185
 جاي منه

597
00:34:23,187 --> 00:34:28,558
 پس من هستم , بدون فرار کردن , مهمم نيس که چي بشه

598
00:34:28,560 --> 00:34:31,959
 پس ممنون که ميموني

599
00:34:31,961 --> 00:34:33,960
آره

600
00:34:35,766 --> 00:34:37,969
 بايد اينو جواب بدم

601
00:34:37,971 --> 00:34:40,238
خوبي ؟

602
00:34:40,240 --> 00:34:42,007
 آره

603
00:34:42,009 --> 00:34:44,078
, راستشو بگم , بدترين قراري که تو اين شهر داشتم نبود

604
00:34:44,080 --> 00:34:45,747
 آره , بنظر ميرسيد که وقتي من رفتم

605
00:34:45,749 --> 00:34:47,618
 کاملا سوارش بودي

606
00:34:47,649 --> 00:34:48,682
 بيشتر از اون

607
00:34:48,684 --> 00:34:50,617
, وينسنت" , "فين" , هر کي هست"

608
00:34:50,619 --> 00:34:52,117
 فک کنم از من خوشش مياد

609
00:34:52,119 --> 00:34:54,151
 نميدونم که بايد بگم خبر خوبيه

610
00:34:54,153 --> 00:34:56,619
 نگرفتي چي شد ؟ من نقطه کورِشم

611
00:34:56,621 --> 00:34:58,187
اگه حواسش پرت باشه , آسيب پذيرم هس

612
00:34:58,189 --> 00:35:01,293
بدين معناس که ميتونم کمک کنم زمينش بزنيم

613
00:35:05,229 --> 00:35:08,995
 خوب , نجاتش دادي , عاليه

614
00:35:08,997 --> 00:35:10,864
انسل" کجاس ؟"

615
00:35:10,866 --> 00:35:14,502
. مشغول مَرد بودن بودش
 بايد پشت سر ما باشه

616
00:35:14,504 --> 00:35:17,973
.. جک" , بايد بهت بگم که"

617
00:35:17,975 --> 00:35:19,641
"ميدونم , "اولي

618
00:35:19,643 --> 00:35:22,677
 منو به "فرنچسکا" فروختي

619
00:35:22,679 --> 00:35:25,114
 ببين

620
00:35:25,116 --> 00:35:29,319
... ميدونم که نميتونم جبرانش کنم

621
00:35:31,120 --> 00:35:33,321
 ولي بايد اينو بشنوي

622
00:35:33,323 --> 00:35:35,123
 تو هموني

623
00:35:38,062 --> 00:35:39,797
 تو "آلفا" هستي

624
00:35:39,799 --> 00:35:42,332
 مردم ما نبايد برده باشن

625
00:35:44,436 --> 00:35:48,142
 تو ميتوني آزادشون کني

626
00:35:55,119 --> 00:35:58,723
اولي"؟ "اولي"؟ چي شدش ؟"

627
00:35:58,725 --> 00:36:00,726
 کار جادوگراس

628
00:36:00,728 --> 00:36:01,929
اولي"؟"

629
00:36:01,931 --> 00:36:03,698
 اونا گفتن که تا نيمه شب وقت داشتش

630
00:36:03,700 --> 00:36:04,966
 با من بمون

631
00:36:07,169 --> 00:36:08,733
"جک"

632
00:36:57,235 --> 00:36:59,272
... اوه

633
00:37:02,146 --> 00:37:05,148
 بلند شو , برادر

634
00:37:05,150 --> 00:37:06,850
... "الايژا"

635
00:37:06,852 --> 00:37:10,554
 اون بلند نميشه , هنوز نه

636
00:37:10,556 --> 00:37:12,757
براي همين هم به ما آخرين فرصت رو ميده که

637
00:37:12,759 --> 00:37:15,294
 سر پيشنهاد من صحبت کنيم

638
00:37:18,667 --> 00:37:22,905
.. تو بازگشت "الايژا" بصورت سالم رو قول دادي

639
00:37:25,644 --> 00:37:27,880
 يا اون حرفتم دروغ بود

640
00:37:27,882 --> 00:37:29,950
درست مثل اون غول بيرحمي که

641
00:37:29,952 --> 00:37:31,751
بيرون ادعا ميکنه که پدرمه و

642
00:37:31,753 --> 00:37:33,151
از مرگ برگشته ؟

643
00:37:33,153 --> 00:37:34,817
 بازگشت پدرت واقعيه

644
00:37:34,819 --> 00:37:37,756
اونو قبل از اينکه اونطرف خراب بشه بيرونش آوردم

645
00:37:37,758 --> 00:37:39,826
 کنار رودخانه رهاش کردم تا به گرگ ها بپيونده

646
00:37:39,828 --> 00:37:42,693
 و از اعدام يکي از همنوع هاش هم

647
00:37:42,695 --> 00:37:46,125
 براي اومدنش به اينجا استفاده کردم , جايي که ميدونستم
 تو رو پيدا ميکنه

648
00:37:46,127 --> 00:37:50,833
تا چي بشه بجز زجر کشيدن من ؟

649
00:37:50,835 --> 00:37:55,936
 من آوردمش اينجا تا پدري که هيچوقت نداشتي , باشه

650
00:37:55,938 --> 00:37:59,808
تا بهت آموزش بده تا
مردي که هميشه دوست داشتي بشي , تبديل بشي

651
00:37:59,810 --> 00:38:02,112
, وقتي بعنوان گرگينه بازسازي بشي

652
00:38:02,114 --> 00:38:04,180
 ميتوني بهم ملحق شي

653
00:38:06,880 --> 00:38:09,849
 برگشتش

654
00:38:09,851 --> 00:38:12,185
 هيچ چيزي رو تغيير نميده

655
00:38:12,187 --> 00:38:14,954
 همه چيز رو تغيير ميده

656
00:38:14,956 --> 00:38:18,120
 "اين هديه ي من به تو هستش , "نيکلاوس

657
00:38:18,122 --> 00:38:21,993
 اين پيشهاد آخرين فرصت تو براي رستگاري هست

658
00:38:21,995 --> 00:38:24,329
 درخواستمو رَد کني , و تو تمام روز هاي تمام نشدني تو

659
00:38:24,331 --> 00:38:27,699
 دوست نداشتني و تنها خواهي گذروند

660
00:38:27,701 --> 00:38:31,004
 درخواستمو از سَر يه کينه ي قديمي رَد نکن

661
00:38:31,006 --> 00:38:35,408
, کينه نيست , تنفره

662
00:38:35,410 --> 00:38:37,710
 يه تنفر کامل و محض که

663
00:38:37,712 --> 00:38:39,011
 بزرگتر از روزي هست که دفعه ي

664
00:38:39,013 --> 00:38:40,379
 اول جونتو گرفتم

665
00:38:40,381 --> 00:38:41,745
چرا ؟

666
00:38:41,747 --> 00:38:43,879
, بعد از همه کارهايي که کردم که بهت توضيح بدم

667
00:38:43,881 --> 00:38:45,147
... چرا تو بايد پافشاري

668
00:38:45,149 --> 00:38:48,385
, چون تو بخاطر بچه ي من اومده بودي

669
00:38:48,387 --> 00:38:51,256
 دخترم , هم خون خودت

670
00:38:51,258 --> 00:38:53,857
 تو نميفهمي

671
00:38:53,859 --> 00:38:56,526
! بچه ي من

672
00:38:56,528 --> 00:38:59,762
... نيکلاوس" , من مجبور بودم"

673
00:39:07,639 --> 00:39:09,741
 تو وقتي سر وقت خانواده ي من اومدي

674
00:39:09,743 --> 00:39:13,012
, اعلام جنگ کردي , و به همين خاطر

675
00:39:13,014 --> 00:39:17,179
تا بتونم زجرت خواهم داد

676
00:39:18,314 --> 00:39:22,214
بلاخره , من پسره مادرمم

677
00:39:38,866 --> 00:39:40,935
 لطفا اينکارو نکن

678
00:39:40,937 --> 00:39:42,437
 تو يه خانواده ميخواستي

679
00:39:42,439 --> 00:39:45,509
, تقدير چيزي ديگه گفت , براي همين هم تو پيش من اومدي

680
00:39:45,511 --> 00:39:48,409
 و براي بهاش , من آرزوتو بر آورده کردم

681
00:39:48,411 --> 00:39:50,041
 و حالا هم بهاشو ميگيرم

682
00:39:50,043 --> 00:39:51,577
.. وقتي "مايکل" از سفرش برگرده , قسم ميخورم

683
00:39:51,579 --> 00:39:53,778
 تو بهش ميگي که "فريا" مريض شد و مُرد

684
00:39:53,780 --> 00:39:54,912
"نه , "داليا

685
00:39:54,914 --> 00:39:57,380
 تو مجبور شدي که بدنشو بسوزوني تا از گسترش
 طاعون جلوگيري کني

686
00:39:57,382 --> 00:39:59,280
 خواهر , خواهش ميکنم , نميتونم از بچه هام دست بکشم

687
00:39:59,282 --> 00:40:00,613
 تو الانشم بيشتر از اين يکي بچه

688
00:40:00,615 --> 00:40:02,378
 بهم پيشنهاد کردي

689
00:40:02,380 --> 00:40:04,112
 معاملمون بر سَر اين فرزند ارشد

690
00:40:04,114 --> 00:40:06,547
 و هر فرزند ارشدي که از هر نسل تو

691
00:40:06,549 --> 00:40:08,448
 براي هر مدتي که

692
00:40:08,450 --> 00:40:11,250
 نسلت باقي بمونه دادي

693
00:40:11,252 --> 00:40:14,715
, اينکارو بکن , اگه دخترمو بگيري

694
00:40:14,717 --> 00:40:16,418
 قسم ميخورم , دوباره به هنر هاي سياه

695
00:40:16,420 --> 00:40:18,921
 بر ميگردم , و بعنوان يه جادوگر

696
00:40:18,923 --> 00:40:20,789
قدرتمند تر ميشم , و تلافيشو سَرت ميارم

697
00:40:20,791 --> 00:40:24,258
قدرت تو در برابر من هيچي نيس

698
00:40:24,260 --> 00:40:28,727
, دختره احمق , تو ميدونستي چه معامله اي ميکني

699
00:40:28,729 --> 00:40:32,393
 و اگه به مبارزه منو بطلبي

700
00:40:32,395 --> 00:40:35,960
 بعدش من همه ي بچه هاتو ازت ميگيرم

701
00:40:35,962 --> 00:40:38,799
 از جمله : "فين" کوچولو

702
00:40:38,801 --> 00:40:40,268
 حتي "الايژا"ـي که بدنيا نيومده

703
00:40:40,270 --> 00:40:42,167
..."نه . "داليا

704
00:40:44,403 --> 00:40:46,837
... مامان -
"فريا" -

705
00:40:46,839 --> 00:40:49,005
! مامان

706
00:40:49,007 --> 00:40:52,642
! کمک ! مامان

707
00:40:57,645 --> 00:41:00,644
مامان ؟ چي اتفاقي افتاد ؟

708
00:41:02,613 --> 00:41:06,986
 نيکلاوس" ... درخواستمو رَد کرد"

709
00:41:09,320 --> 00:41:13,091
.. اون هنوز از من تنفر داره

710
00:41:14,928 --> 00:41:18,362
بخاطر اتفاقاتي که براي بچه ش افتاد

711
00:41:18,364 --> 00:41:19,960
اون يه نادانه

712
00:41:19,962 --> 00:41:21,998
کارايِ تو اين خانواده رو نجات داد

713
00:41:22,000 --> 00:41:24,868
.. اگه اون بچه زنده مونده

714
00:41:24,870 --> 00:41:28,104
.. داليا" بر ميگرده"

715
00:41:34,474 --> 00:41:38,310
. و دنبال هممون هم برميگرده

716
00:41:39,374 --> 00:41:42,274
<font color="#64ad2f">By:Ali HunteR</font>
<font color="#bb1e1e">facebook.com/Hunter.bazrgar</font>

716
00:41:42,374 --> 00:41:45,274
<font color="#64ad2f">خبرگزاري آريافيلم به روزترين اخبار دنياي فيلم و سريال  </font>
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
<font color="#bb1e1e"> www.warez-ir.asia با همکاري  </font>


