﻿1
00:00:00,592 --> 00:00:02,365
 آنچه گذشت

2
00:00:02,461 --> 00:00:03,694
فک کنم که شانس صحبت کردن با

3
00:00:03,696 --> 00:00:04,861
مادرمو ندارم 

4
00:00:05,163 --> 00:00:06,563
من اومدم تا خانوادمون رو سر و سامون بدم

5
00:00:06,565 --> 00:00:08,829
اون ترجيح ميده که هممون رو در بدن هاي جديدي قرار بده

6
00:00:08,966 --> 00:00:10,198
 يه بدن فاني رو انتخاب کن

7
00:00:10,200 --> 00:00:11,500
و  دوباره ميتونيم همگي خوشحال باشيم

8
00:00:11,502 --> 00:00:13,435
 وقتشه که "کميل" رو هم وارد بازي کني

9
00:00:13,437 --> 00:00:15,103
 نيازي به اين نيستش

10
00:00:15,105 --> 00:00:17,906
 پسرام خيلي از تو خوششون اومده

11
00:00:19,676 --> 00:00:22,444
 گرگينه هاي مغرور تحت کنترله جادوگرها

12
00:00:22,446 --> 00:00:24,446
 اميدوارم حلقه هايي که دستتونه ارزششو داشته باشه

13
00:00:24,448 --> 00:00:26,448
, "قراره ازم خوشت بياد , "داوينا کلير

14
00:00:26,450 --> 00:00:28,216
 و منم يه مدت ميزارم تظاهر کني که

15
00:00:28,218 --> 00:00:29,885
. الانشم خوشت نيومده

16
00:00:29,887 --> 00:00:31,686
. وقتي بيدار شه , خودش براي خودش تصميم ميگيره

17
00:00:31,688 --> 00:00:35,056
 همون موقع که اومدي سروقت خانواده ي من اعلام جنگ کردي

18
00:00:35,058 --> 00:00:36,658
. تو متوجه نيستي

19
00:00:36,660 --> 00:00:38,360
, به يه جادوگر ببندشون

20
00:00:38,362 --> 00:00:39,728
. تا وقتي دستشون باشه نميتونن جادو کنن

21
00:00:39,730 --> 00:00:41,796
 آدم ربايي . راه ناخوشايندي براي

22
00:00:41,798 --> 00:00:43,064
 . شروع يه تجديد ديدار خانوادگي هستش

23
00:00:43,066 --> 00:00:45,533
. خوب , صب کن تا ببيني چطوري تمومش ميکنيم

24
00:00:51,908 --> 00:00:56,044
 ما به اين دنيا پاک و معصوم پا نهاديم

25
00:00:56,046 --> 00:00:58,079
, ساده و بي تجربه

26
00:00:58,081 --> 00:01:00,148
. آسيب پذير

27
00:01:00,150 --> 00:01:05,053
اين وظيفه ي والدينمون هست که مارو تربيت و ازمون محافظت کنن

28
00:01:05,055 --> 00:01:08,890
 متأسفانه , والدين خودمون در

29
00:01:08,892 --> 00:01:12,493
, ساده ترين وظيفه ي والديني به طور بدي شکست خوردن

30
00:01:12,495 --> 00:01:14,729
ولي ما ميدون گذشته اي که براي ما

31
00:01:14,731 --> 00:01:17,465
 ساختن نيستيم

32
00:01:17,467 --> 00:01:21,369
. امروز , آينده اي جديدي در انتظارمونه

33
00:01:21,371 --> 00:01:24,672
 , دشمني که با من و "الايژا" داريد رو فراموش کنيد

34
00:01:24,674 --> 00:01:28,242
 و در عوض به ما در برابر کسي که حقيقتا

35
00:01:28,244 --> 00:01:32,513
خشم شما رو استحقاق داره ... مادرمون , بپيونديد

36
00:01:32,515 --> 00:01:37,251
. اينکارو بکنيد , و ما هم آغوش باز ازتون استقبال ميکنيم

37
00:01:38,554 --> 00:01:43,157
, ولي اگه به ضديت با ما ادامه بديد

38
00:01:43,159 --> 00:01:46,260
.نگرفتن يه شيريني ميشه کوچکترين نگراني تون

39
00:01:46,262 --> 00:01:48,429
  , اگه درخواستت اتحاد من در برابر مادر عزيز بودش

40
00:01:48,431 --> 00:01:50,431
. بايد ميگفتي

41
00:01:50,433 --> 00:01:52,466
. و منو از يه شب در غل و زنجير نجاتم ميدادي

42
00:01:52,468 --> 00:01:54,068
اين پيشنهاد "نيکلاوس"ـه

43
00:01:54,070 --> 00:01:56,103
 پيشنهاد من اين بود که

44
00:01:56,105 --> 00:01:58,806
. تک تکه اعضاتون رو بکنيم تا زماني که موافقت کنين

45
00:01:58,808 --> 00:02:03,144
, ما ... ما هيچ علاقه اي به شکنجه ي شما نداريم

46
00:02:03,146 --> 00:02:07,248
 ميخوايم که قول بديد که در کنار ما مانند

47
00:02:07,250 --> 00:02:08,582
. برادر وايسيد

48
00:02:08,584 --> 00:02:10,317
برادر»؟»

49
00:02:10,319 --> 00:02:12,219
 هنوزم اين کلمه بعد از

50
00:02:12,221 --> 00:02:14,488
, قرن ها خيانت در باره ي ما صدق ميکنه

51
00:02:14,490 --> 00:02:18,826
و اينکه وفاداري به تو اصلا تا حالا پاداشي هم داشته ؟

52
00:02:19,228 --> 00:02:22,930
, "اگه داشته , بهم بگو "نيکلاوس

53
00:02:22,932 --> 00:02:26,567
خواهرمون "ربکا" کجاست ؟

54
00:02:26,969 --> 00:02:29,336
, اون براي هزاران سال کورکورانه وفادار به تو بودش

55
00:02:29,338 --> 00:02:34,174
. و الانم آب شده رفته زمين

56
00:02:34,176 --> 00:02:36,643
, خواهرمون کجا رفته

57
00:02:36,645 --> 00:02:40,280
و اينکه چطوري از دسيسه هاي پست تو تونست فرار کنه ؟

58
00:02:42,284 --> 00:02:45,185
اگه فک ميکني من پستم ؟

59
00:02:45,187 --> 00:02:46,920
خوب , پس , اوني که مارو

60
00:02:46,922 --> 00:02:48,422
طلسم کرده رو چي ميخوني ؟

61
00:02:48,424 --> 00:02:50,490
, اون ميخواست که شماها رو دوباره فاني کنه

62
00:02:50,492 --> 00:02:54,127
. ولي هر دوي شما درخواستشو رد کرديد

63
00:02:54,129 --> 00:02:57,764
, اينکارتون فقط اينو ثابت ميکنه که چقدر شماها پست و ذليل شديد

64
00:02:57,766 --> 00:03:00,467
 ولي فک کنم "ربکا" جوابي متفاوت به

65
00:03:00,469 --> 00:03:02,536
 درخواستش خواهد داشت

66
00:03:03,972 --> 00:03:05,305
, ببينيد , بر خلاف شما دو تا

67
00:03:05,307 --> 00:03:07,340
. اون هميشه به انسانيتش وابسته بود

68
00:03:07,342 --> 00:03:08,942
 . ربکا" , خط قرمز ماست"

69
00:03:08,944 --> 00:03:11,812
. اگه دنبالش بريد , روزگارتون سياهه

70
00:03:11,814 --> 00:03:14,514
. نزار "الايژا" تحريکت کنن

71
00:03:14,516 --> 00:03:16,483
, اون و "استر" جفتشون نميتونن "ربکا" رو پيدا کنن

72
00:03:16,485 --> 00:03:19,186
.مگر اينکه "ربکا" خودش بخواد پيداش کنن , که نميخواد

73
00:03:19,188 --> 00:03:22,622
استر" خيلي مصممه"

74
00:03:22,624 --> 00:03:24,357
 از زماني که برگشته

75
00:03:24,359 --> 00:03:26,293
. دنبال "ربکا" ميگرده

76
00:03:34,235 --> 00:03:37,037
. دير و زود داره ولي سوخت و سوز نداره

76
00:03:40,235 --> 00:03:43,037
<i>Translated By:<i>
<font color="#DE2504">Ali HunteR</font>
<font color="#64ad2f">www.ariamovie.ir
<font color="#bb1e1e">facebook.com/Hunter.bazrgar</font>

76
00:03:43,235 --> 00:03:46,037
<font color="#64ad2f">Season 2 Episode 8 </font> 
<font color="#bb1e1e">04-9-1393</font>
<font color="#DE2504">ali-hunter.blogfa.com</font>

77
00:03:46,347 --> 00:03:50,717
, منم از خونريزي مثل همه خوشم مياد

78
00:03:51,419 --> 00:03:53,853
, ولي برادرامون قدرت دارن

79
00:03:53,855 --> 00:03:55,421
"و همينطور آگاهي از نقشه هاي "استر

80
00:03:55,423 --> 00:03:57,156
. ما زنده لازمشون داريم

81
00:03:57,158 --> 00:04:00,760
ميتوني تصور کني که چه بلايي سر "ربکا و هوپ" ميارن ؟

82
00:04:00,762 --> 00:04:03,763
. ربکا" توسط يه طلسم قدرتمندي مخفي شده"

83
00:04:03,765 --> 00:04:05,201
. روي کاره الانمون تمرکز کن

84
00:04:08,603 --> 00:04:10,603
. بايد برادرامون رو ترغيبشون کنيم

85
00:04:10,605 --> 00:04:12,672
. کار من از ترغيب کردن گذشته

86
00:04:12,674 --> 00:04:16,042
, زمونه عوض شد مثل اينکه

87
00:04:16,044 --> 00:04:19,412
حالا من بايد جلوي تو رو بگيرم ؟

88
00:04:23,572 --> 00:04:26,172
. منم . بچه هم دستمه , و داريم فرار ميکنيم

89
00:04:26,174 --> 00:04:27,473
. استر" پيدامون کرده"

90
00:04:27,475 --> 00:04:28,675
. الان در امانيم

91
00:04:28,677 --> 00:04:30,109
, سار"ـشو گم کردم"

92
00:04:30,111 --> 00:04:31,310
. و نميدونم که کجا بريم

93
00:04:31,312 --> 00:04:32,678
 بهش بگو بره سمت غرب

94
00:04:32,680 --> 00:04:33,980
 به "هايلي" زنگ ميزنم

95
00:04:33,982 --> 00:04:35,181
. به "هايلي" زنگ نزنيد

96
00:04:35,183 --> 00:04:36,416
استر" خيلي  زرنگه"

97
00:04:36,418 --> 00:04:37,917
 تنها برتري که ما داريم اينه که

98
00:04:37,919 --> 00:04:40,019
. اون فک ميکنه بچه مُردس

99
00:04:40,021 --> 00:04:41,854
. برنامه رو برام پيام کن

100
00:04:43,090 --> 00:04:45,124
برو . "کول و فين" رو بسپار به من

101
00:04:45,126 --> 00:04:47,827
خيلي هم عالي , بسپارمشون به دست تو , و تا شب جنازشون
. رو تحويل بگيرم 

102
00:04:47,829 --> 00:04:49,962
 . جلوي خودمو ميگيرم
. الان "هوپ" پدرشو لازم داره

103
00:04:49,964 --> 00:04:52,832
.. , چيزي که لازم داره

104
00:04:52,834 --> 00:04:56,002
 چيزي که ما نياز داريم همپيمان هايي هست که بهمون در
. شکست مادرمون کمک کنن

105
00:04:56,004 --> 00:04:58,104
. فين و کول" بايد طرف ما باشن"

106
00:04:58,106 --> 00:05:00,806
. بدون کمک اونا , "هوپ" جايي براي فرار کردن نداره

107
00:05:00,808 --> 00:05:02,008
کلاوس" , بچه ـت"

108
00:05:02,010 --> 00:05:03,242
 من ماه ها صبر کردم تا

109
00:05:03,244 --> 00:05:06,212
. دخترمو ببينم

110
00:05:06,214 --> 00:05:08,414
. ميتونم يه روز ديگه هم صبر کنم

111
00:05:11,585 --> 00:05:13,285
. "الايژا"

112
00:05:13,287 --> 00:05:16,755
. هر کاري که لازمه براي امنيتش بکن

113
00:05:16,757 --> 00:05:18,724
 قول ميدم

114
00:05:22,362 --> 00:05:24,196
. گرگينه ها قاط زدن

115
00:05:24,198 --> 00:05:25,531
ميدونن که حتما يه خودي بوده که

116
00:05:25,533 --> 00:05:27,132
, تونسته ديشب "وينسنت" رو کله پا کرده

117
00:05:27,134 --> 00:05:28,467
.  با توجه به اينکه هيچکي در نزديکيش نميتونسته باشه

118
00:05:28,469 --> 00:05:30,102
کسي به اينکه کارِ تو بوده , شک کرده ؟

119
00:05:30,104 --> 00:05:32,037
, نه , هنوز نه , ولي بزودي ميفهمن

120
00:05:32,039 --> 00:05:33,472
 و وقتي هم بفهمن دهن من سرويسه

121
00:05:33,474 --> 00:05:36,675
. مگر اينکه نقشه اي داشته باشيم

122
00:05:36,677 --> 00:05:40,012
 يه جلسه برگزار کن , همه ي گلّه امشب

123
00:05:40,014 --> 00:05:41,880
اگه خيلي ترسيدن , الان بهترين وقته که

124
00:05:41,882 --> 00:05:43,916
. متقاعدشون کنيم که "استر" رو ول کنن

125
00:05:43,918 --> 00:05:45,384
. اون بهشون حلقه هاي روشنايي ماه داده

126
00:05:45,386 --> 00:05:47,219
. خوب , اون حلقه ها شماها رو برده ميکنه

127
00:05:47,221 --> 00:05:48,587
. نخير . اون حلقه ها مارو قدرتمند ميکنن

128
00:05:48,589 --> 00:05:49,822
, ما قبلا در تبعيد بوديم

129
00:05:49,824 --> 00:05:51,023
. ولي الان شهر در دست مايه

130
00:05:51,025 --> 00:05:52,224
, خون آشام ها از ما ميترسن

131
00:05:52,226 --> 00:05:53,492
 و هيچکي , از جمله ي من

132
00:05:53,494 --> 00:05:54,726
... از اين نميگذره چون

133
00:05:54,728 --> 00:05:57,129
. جلسه ي کوفتي رو برگزار کن

134
00:06:09,275 --> 00:06:11,576
 حالا ميخواي روي يه سخنراني از خواب بيدار کن کار کني

135
00:06:11,578 --> 00:06:13,078
يا فقط ميخواي توي روز مست کني ؟

136
00:06:13,080 --> 00:06:14,413
. يکم هر دوشون

137
00:06:14,415 --> 00:06:16,882
 جک" , ساعت ده صبحه"

138
00:06:27,773 --> 00:06:31,643
 ميدوني , براي چندين ماه , هر چيزي که "انسل" گفتش رو
 نوشتم

139
00:06:31,645 --> 00:06:34,446
. تمام تاريخچه ي مردممون رو

140
00:06:34,448 --> 00:06:35,814
اگه ميدونستم که پدر "کلاوس"ـه

141
00:06:35,816 --> 00:06:38,216
. ازش خيلي سؤال ديگه هم ميپرسيدم

142
00:06:40,419 --> 00:06:42,287
, ميدوني , تموم شب رو داشتم اينو ميخوندم

143
00:06:42,289 --> 00:06:44,389
 سعي ميکردم که يه چيزي پيدا کنم , هر چيزي

144
00:06:44,391 --> 00:06:45,623
 که کمکم کنه که بفهمم چطوري

145
00:06:45,625 --> 00:06:47,158
. آدما رو بهم برگردونم

146
00:06:48,727 --> 00:06:51,329
بزار حدس بزن .. چيزي کاسبت نشد

147
00:06:51,331 --> 00:06:54,098
. چيزي عملي نبود

148
00:06:54,100 --> 00:06:57,302
 "و حالا که "انسل" و "اولي

149
00:06:57,304 --> 00:07:00,371
با همديگه مردن , پس ببخش منو که

150
00:07:00,373 --> 00:07:02,040
, اگه به يه مشروب نياز دارم , چون الان

151
00:07:02,042 --> 00:07:04,175
. از تموم کمکي که بتونم بدست بيارم استفاده ميکنم

152
00:07:15,421 --> 00:07:17,054
. من گند زدم , بچه ها

153
00:07:17,056 --> 00:07:18,790
, ديشب با "کيلب" بودم

154
00:07:18,792 --> 00:07:22,560
و وقتي خواب بودم چوب بلوط سفيد رو ازم کِش رفتش

155
00:07:22,562 --> 00:07:24,595
. شرمندم . نبايد هرگز بهش اعتماد ميکردم

156
00:07:24,597 --> 00:07:26,864
. چوب دسته "کول" نيستش

157
00:07:26,866 --> 00:07:29,033
در اصل دسته "کلاوس"ـه

158
00:07:29,035 --> 00:07:31,102
خودِ "کول" هم دسته "کلاوس"ـه

159
00:07:31,104 --> 00:07:33,838
چي ؟ چه جوري اين قضيه ممکنه ؟

160
00:07:33,840 --> 00:07:36,240
. من کسي هستم که اونو دزديدش

161
00:07:36,242 --> 00:07:38,709
, يه فرصت برام پيش اومد , و نميخواستم از دستش بدم

162
00:07:38,711 --> 00:07:42,613
. و باور کن ... هممون اينطوري در امنيت بيشتري هستيم

163
00:07:42,615 --> 00:07:45,382
کيليب" در امنيت نيستش . "کلاوس" ميکشش"

164
00:07:45,384 --> 00:07:47,852
اولا اسمش "کيلب" نيستش , "کول"ـه

165
00:07:47,854 --> 00:07:49,787
, و دوما "کلاوس" هزاران سال وقت داشته

166
00:07:49,789 --> 00:07:51,489
 و نکشتش , پس کمتر در باره ي اون نگران باش

167
00:07:51,491 --> 00:07:52,890
. و بيشتر نگران خودت باش

168
00:07:52,892 --> 00:07:54,925
. خيلي خوب . اين يارو دوست تو نيستش

169
00:07:54,927 --> 00:07:57,394
. براي کاراي خودش ميخواد از تو استفاده کنه

170
00:07:57,396 --> 00:07:59,029
تو مثل من نميشناسيش

171
00:07:59,031 --> 00:08:01,332
. من از تو بهتر ميشناسمش

172
00:08:05,437 --> 00:08:08,472
, الانم متأسفم که دورت زدم

173
00:08:08,474 --> 00:08:09,840
, و از دروغ گفتن بهت هم متنفرم , واقعا

174
00:08:09,842 --> 00:08:12,242
 ولي باور کن , اين کارا بخاطر خودت بوده

175
00:08:12,244 --> 00:08:14,011
بايد به يه چند تا کار برسم , خيلي خوب؟

176
00:08:14,013 --> 00:08:16,013
با "جاش" باش

177
00:08:17,415 --> 00:08:19,750
. همه چي خوب ميشه

178
00:08:24,122 --> 00:08:26,256
. الايژا" ديوونه شده"

179
00:08:26,258 --> 00:08:29,960
بايد از اينجا بزنيم بيرون

180
00:08:29,962 --> 00:08:33,397
کمکم ميکني يا نه ؟

181
00:08:33,399 --> 00:08:34,665
, اگه يکم هوشت بيشتر بود

182
00:08:34,667 --> 00:08:35,933
 ميفهميدي که

183
00:08:35,935 --> 00:08:38,101
. يه فرصت در شرايط حال حاظرمون هستش

184
00:08:38,103 --> 00:08:40,404
فرصت براي چيکاري ؟ , اينکه کتک بخوريم ؟

185
00:08:40,406 --> 00:08:43,273
. آقايون , بابت اينکه منتظرتون نگه داشتم عذر خواهي ميکنم

186
00:08:43,275 --> 00:08:45,509
, خبر خوب اينه که با يه دوست قديمي برگشتم

187
00:08:45,511 --> 00:08:49,146
. کسي که ميخواي بهتون سلام کنه

188
00:08:49,148 --> 00:08:51,481
 سلام

189
00:08:51,483 --> 00:08:52,783
چه خبرا , رفقا ؟

190
00:08:52,785 --> 00:08:54,818
باز تو . تا حالا از اينکه توسط

191
00:08:54,820 --> 00:08:57,020
برادرم بهت زور گفته ميشه خسته نشدي ؟

192
00:08:57,022 --> 00:08:58,522
. اوه , خودم داوطلب اينکار شدم

193
00:08:58,524 --> 00:09:00,123
واقعا ؟
, آره . از نظر من

194
00:09:00,125 --> 00:09:01,291
. کاري که ميخوام بکنم حقّته

195
00:09:01,293 --> 00:09:03,360
. "اولش , رفتي تو کار "داوينا

196
00:09:03,362 --> 00:09:06,396
 الانم که ميخواي پايِ "ربکا" رو وسط  اين کارا بکشي

197
00:09:06,398 --> 00:09:08,164
. خواب ديدي خوش باشه

198
00:09:08,166 --> 00:09:11,434
خوب , من که ترجيح ميدم جفتتون در برابر مادرمون به من بپيونديد

199
00:09:11,436 --> 00:09:13,703
. بهر حال با خوشحالي هر کدومتون رو قبول ميکنم

200
00:09:13,705 --> 00:09:16,506
, و اگه همچنان به مبارزه طلبيدن من ادامه بديد

201
00:09:16,508 --> 00:09:18,508
 زندگيتون به يه دنباله اي بي پايان از

202
00:09:18,510 --> 00:09:21,378
. عذاب کشيدن از درد و رنج خلاصه خواهد شد

203
00:09:21,380 --> 00:09:24,014
... پس

204
00:09:24,016 --> 00:09:25,749
کدوم رو ميخواين ؟

205
00:09:32,634 --> 00:09:34,902
. بايد بگم که قراره از اينکار لذت ببرم

206
00:09:35,504 --> 00:09:38,371
 دور از همه ي اين پيچيدگي هاي خانوادگي ... بشين سر جات

207
00:09:38,373 --> 00:09:40,607
. از تو از همه کمتر خوشم مياد

208
00:09:40,789 --> 00:09:42,722
آره ؟ خوب , يه عالمه دختراي جوون هستن که

209
00:09:42,724 --> 00:09:44,758
. با نظر تو مخالفن

210
00:09:44,760 --> 00:09:47,060
. پس بزار يه چيزي رو خر فهمت کنم

211
00:09:47,062 --> 00:09:48,661
نزديک "داوينا" بشي , منم اون بخشي ازت رو ميکنم که

212
00:09:48,663 --> 00:09:49,863
. بيشتر از همه ميخواي نگهش داري

213
00:09:49,865 --> 00:09:52,932
. تهديد هاي بيشتر , چقدر از خودت ابتکار به خرج دادي

214
00:09:52,934 --> 00:09:55,602
, قضيه اينه که , "کلاوس" بهم نياز داره

215
00:09:55,604 --> 00:09:58,071
پس کاري از دستت بر نمياد , مگه نه ؟

216
00:09:58,073 --> 00:09:59,839
. خوب , تا وقتي که از دستِ مامان جونت راحت بشيم

217
00:09:59,841 --> 00:10:01,908
 موندم بعدش چي ميشه

218
00:10:01,910 --> 00:10:03,676
 خوب , شايد بعدش "کلاوس" منو لازم نداشته باشه

219
00:10:03,678 --> 00:10:05,714
ولي تو شايد داشته باشي

220
00:10:07,796 --> 00:10:10,363
. بيخيال , "مارسل" , قبلنا تو شاه شهر بودي

221
00:10:10,365 --> 00:10:13,366
فک ميکني بعدا ميخواد بهت پسش بده ؟

222
00:10:17,337 --> 00:10:19,772
تو هميشه يه حقّه و دسيسه تو آستينت داري , مگه نه؟

223
00:10:19,774 --> 00:10:22,341
, ببين , تنهايي , هيچکاري نميتونيم بکنيم

224
00:10:22,343 --> 00:10:26,748
 ولي با همديگه , "کلاوس" در برابرمون هيچ شانسي نداره

225
00:10:28,750 --> 00:10:32,585
, شايد نداشته باشه , ولي بعد بايد من به تو اعتماد کنم

226
00:10:32,587 --> 00:10:34,320
. و ندارم

227
00:10:34,322 --> 00:10:38,524
. حداقل با "کلاوس" دقيقا ميدونم چي گيرم مياد

228
00:10:38,526 --> 00:10:41,327
"فک ميکردم که ثبات و شهامت بيشري داري , "مارسلوس

229
00:10:41,329 --> 00:10:43,262
منو نااُميد کردي

230
00:10:45,132 --> 00:10:47,500
. هيچکي نظر تو براش مهم نيس

231
00:10:47,502 --> 00:10:51,003
 کلاوس" فقط ميخواد بدونه که تو چيکاره اي"

232
00:10:51,005 --> 00:10:54,507
. همه چيز رو بهم بگو , شايد تونستي زنده  بموني

233
00:10:55,009 --> 00:10:57,009
... اگه نگي

234
00:11:00,080 --> 00:11:02,414
 محض اطلاع , بله , ميدونستم که

235
00:11:02,416 --> 00:11:04,516
... مارسل" چيکار ميکنه , و اگه بخواي ميتوني ازم متنفر باشي که"

236
00:11:04,518 --> 00:11:06,085
. "ازت متنفر نيستم , "جاش

237
00:11:06,087 --> 00:11:08,587
 فقط از اينکه درباره ي تو "مارسل" همش

238
00:11:08,589 --> 00:11:10,356
, نگران باشم خسته شدم , و مهم تر از همه

239
00:11:10,358 --> 00:11:13,325
 از اينکه هميشه "کلاوس" باعثش هست هم خسته نشدم

240
00:11:13,327 --> 00:11:15,461
 ميدوني , هر دفعه که خواستم دربرابرش بايستم

241
00:11:15,463 --> 00:11:18,430
 خوب پيش نرفت

242
00:11:18,432 --> 00:11:22,000
. آره , خوب , شکست خوردن , هر دومون همينطوريم

243
00:11:22,002 --> 00:11:24,570
. به نظر که تو روبراه مياي

244
00:11:24,572 --> 00:11:28,407
. آره , بجز اينکه تمام گرگينه هاي اين شهر ميخوان بکشنم

245
00:11:28,409 --> 00:11:32,477
البته , بجز اون خيلي خوشگلشون که يه جورايي
باهاش دارم قرار ميزارم 

246
00:11:32,479 --> 00:11:34,079
. ولي همونم مشکلات خودشو داره

247
00:11:34,081 --> 00:11:37,582
. يه جورايي مثل داستان عاشقانه ي "رومئو - رومئو " هستش
*رومئو و ژوليت : داستان عاشقانه دختر و پسري که چون اين دوتا هر دوشون پسر هستن ميشه رومئو - رومئو *

248
00:11:37,584 --> 00:11:40,619
و حالا اين "رومئو" چقدر خوشگل هست ؟

249
00:11:40,621 --> 00:11:42,154
.. خوب

250
00:11:44,624 --> 00:11:46,491
! خفن خوشگله

251
00:11:46,493 --> 00:11:47,959
 مسلما ارزش داستان داشتن باهاشو داره

252
00:11:47,961 --> 00:11:51,530
آره

253
00:11:51,532 --> 00:11:54,166
دعوتش کن اينجا

254
00:11:54,168 --> 00:11:57,169
 آره . ميخوام ببينمش

255
00:11:57,571 --> 00:12:00,172
يالا . زنگ بزن

256
00:12:01,942 --> 00:12:04,709
 فک ميکني که مادرمون حتّي يه ذره هم

257
00:12:04,711 --> 00:12:07,812
براي وضعيت شما ها نگران هستش ؟

258
00:12:07,814 --> 00:12:10,548
. خودش ميدونه که من به نجات دادن نيازي ندارم

259
00:12:10,550 --> 00:12:14,452
همم ؟

260
00:12:14,454 --> 00:12:16,288
, "هر چقدر ميخواي ميتوني باهام وَر بري , "نيکلاوس

261
00:12:16,290 --> 00:12:19,491
. ولي تو فرصت هاي بيشماري براي کشتن من داشتي

262
00:12:19,493 --> 00:12:21,862
ولي نکشتم , مگه نه ؟

263
00:12:23,864 --> 00:12:27,133
. فين" , وابستگي شديدي که بهش داري رو ميفهمم"

264
00:12:29,135 --> 00:12:31,369
 "حتما بعد از مرگ خواهرمون "فريا

265
00:12:31,371 --> 00:12:32,871
, با نياز خيلي شديدي به تو چسبيده باشه

266
00:12:32,873 --> 00:12:34,839
 اين باور رو درت ايجاد کرده

267
00:12:34,841 --> 00:12:37,876
 که مسئوليت تو بود که بهش رسيدگي کني

268
00:12:37,878 --> 00:12:40,645
 براي هميشه و تا ابد

269
00:12:40,647 --> 00:12:44,349
, مسئوليتي که تو بدون هيچ پرسشي قبول کردي

270
00:12:44,751 --> 00:12:47,952
. چون تو پسر خوبي بودي

271
00:12:49,989 --> 00:12:55,526
 بچه هاي کوچک صلاحيت اينکه از والدينشون سؤال بپرسن
, رو ندارن

272
00:12:55,528 --> 00:12:57,697
"و الان ديگه تو مردي شدي واسه خودت , "فين

273
00:12:59,755 --> 00:13:02,956
استدلالت تا اين حد شده ؟

274
00:13:02,958 --> 00:13:08,795
اينکه من الانم مَردم , پس بايد به جنبش پست تو بپيوندم ؟

275
00:13:08,797 --> 00:13:11,298
 بهتر نيستش که بمن بپيوندي

276
00:13:11,300 --> 00:13:13,300
 تا اينکه باقيمونده زندگي فاني تو

277
00:13:13,302 --> 00:13:16,403
با زني که هميشه گولت ميزنه بگذروني و باهاش همپيمان باشي ؟

278
00:13:16,405 --> 00:13:20,707
. برادر , من بهت پيشنهاد فرصتي دادم که خودتو آزاد کني

279
00:13:21,009 --> 00:13:23,744
 با من باش , و من بهت زندگي اي ميدم

280
00:13:23,746 --> 00:13:25,912
 , که هيچوقت اون بهت پيشنهاد نکرده

281
00:13:25,914 --> 00:13:29,917
. فرصتي که راهه خودتو انتخاب کني

282
00:13:30,619 --> 00:13:32,652
انتخاب با خودته , برادر

283
00:13:38,025 --> 00:13:39,626
 نميخواي به نقش "مرد کوهستان"ـت پايان بدي

284
00:13:39,628 --> 00:13:41,962
و توضيح بدي که چرا اينو از من مخفي نگهش داشتي ؟

285
00:13:43,332 --> 00:13:45,332
چرا خاطراتت رو نخونم ؟

286
00:13:45,334 --> 00:13:46,967
 قدرت گرگينه ها برميگرده به»

287
00:13:46,969 --> 00:13:49,536
 , افسانه ي يکي سازي

288
00:13:49,538 --> 00:13:52,372
 تشريفاتي که قابليت هاي منحصر بفردي به

289
00:13:52,374 --> 00:13:56,242
« تمامي اعضاي گلّه ميبخشه

290
00:13:56,244 --> 00:13:57,977
به اين چيزا باور داري ؟

291
00:13:57,979 --> 00:14:00,346
, اولش نداشتم

292
00:14:00,348 --> 00:14:02,615
, و بعدش "انسل" قسم خورد که خودش با چشماي خودش ديده

293
00:14:02,617 --> 00:14:04,017
 و بعدش اون مُرد , و فهميدم که

294
00:14:04,019 --> 00:14:06,319
, اون از يه مرگ هزار ساله برگشته

295
00:14:06,321 --> 00:14:08,688
. و بدين معناس که اون زنده بوده که اون اتفاق رو ديده

296
00:14:08,690 --> 00:14:10,623
چطوره که من از اين قضيه خبر نداشتم ؟

297
00:14:10,625 --> 00:14:12,292
. چون تو اينجا بزرگ نشدي

298
00:14:12,294 --> 00:14:14,193
. هر بچه اي با شنيدن داستان هايي بزرگ شده

299
00:14:14,195 --> 00:14:18,464
قديم قديما , نسل همه ي گرگينه ها از هم جدا بوده , خوب ؟

300
00:14:18,466 --> 00:14:20,533
, بعضي ها سرعت بالايي داشتن , بعضي هاي قدرت بالايي داشتن

301
00:14:20,535 --> 00:14:23,403
. بعضي ها ميتونستن دشمن ها رو از فاصله ي دور حس کنن

302
00:14:23,405 --> 00:14:27,774
. حالا براي رشد و تکامل يافتن , يه تشريفاتي برگزار ميشه

303
00:14:28,676 --> 00:14:31,244
, يه "کاهن" با "آلفا" هايه هر نسل ازدواج ميکنه

304
00:14:31,246 --> 00:14:33,045
 و بعدش قابليت هاي خاص هر کدمشون

305
00:14:33,047 --> 00:14:36,816
 بطور اسرار آميزي

306
00:14:36,818 --> 00:14:39,652
. به تمام کسايي که در اون تشريفات شرکت دارن به ارث ميرسه

307
00:14:39,654 --> 00:14:41,487
 حالا , بعد از چندين قرن , همگي

308
00:14:41,489 --> 00:14:43,856
"قابليت يکساني رو دارن , براي همين ازدواج هاي "آلفا
. سياسي شد 

309
00:14:43,858 --> 00:14:48,995
. ازدواجشون درباره ي قدرت و قلمرو شدش

310
00:14:48,997 --> 00:14:51,764
 ولي من يه قابليت منحصر بفرد دارم

311
00:14:51,766 --> 00:14:55,735
, چون من دورگه ام , وقتي تبديل ميشم ميتونم خودمو کنترل کنم

312
00:14:55,737 --> 00:14:58,604
, پس اگه اين قضيه ي ازدواج اسرار آميز جواب بده

313
00:14:58,606 --> 00:15:00,840
, بعدش همنوع هامون هم قدرته منو بدست ميارن

314
00:15:00,842 --> 00:15:02,475
, و ميتونن حلقه ها رو بندازن دور

315
00:15:02,477 --> 00:15:06,979
. و بدين معناس که ديگه "استر" خاصيتي براشون نداره

316
00:15:06,981 --> 00:15:11,850
. جک" , اين دقيقا همون جوابي هست که دنبالش بوديم"

317
00:15:11,852 --> 00:15:13,586
. بزن بريم يه "کاهن" پيدا کنيم , و عهد هامون رو بهم بگيم

318
00:15:13,588 --> 00:15:15,454
. جهنم و ضرر , يه جشن راه ميندازيم

319
00:15:15,456 --> 00:15:17,825
. فقط قضيه سَر جشنش نيس

320
00:15:19,827 --> 00:15:23,228
. اگه به عهد ها احترام گذاشته نشه , قضيه عملي نميشه

321
00:15:25,832 --> 00:15:27,966
 بايد يه ازدواج واقعي باشه

322
00:15:27,968 --> 00:15:31,403
. که تا آخر زندگيمون هم باشه

323
00:15:31,405 --> 00:15:33,172
پايه ي اين کار هستي ؟

324
00:15:41,581 --> 00:15:43,315
 فکرشم نميکردم

325
00:16:01,350 --> 00:16:03,451
هايلي" , سلام , چه خبره ؟"

326
00:16:03,453 --> 00:16:04,986
. ازت ميخوام يه لطفي بکني

327
00:16:07,409 --> 00:16:09,277
مطمئني که حالت خوبه ؟

328
00:16:09,279 --> 00:16:12,547
. خوبم . حتما مريضي چيزي شدم

329
00:16:12,549 --> 00:16:14,348
. ببخشيد که بابت اين از خواب بيدارت کردم

330
00:16:14,350 --> 00:16:16,751
 چي ميگي . يه تشريفات قديمي ازدواج کشف کردي

331
00:16:16,753 --> 00:16:19,654
 که مفهوم ماورائي شديد و شخصي اي داره

332
00:16:19,656 --> 00:16:22,890
 حداقل کاري که ميتونستم بکنم اين بود که از خواب بيدار شم

333
00:16:22,892 --> 00:16:25,826
 خوب اين تمام چيز هايي هستش که از پرونده هايه

334
00:16:25,828 --> 00:16:28,062
عَموم که درباره ي مراسم ها و تشريفات گرگينه ها هستش پيدا کردم

335
00:16:28,064 --> 00:16:30,831
. بيشتر بنظر ميرسه که درباره ي افسانه و رسوم اجدادي هستش

336
00:16:32,701 --> 00:16:36,837
 ولي حدس ميزنم که تو براي يه جور مدرک اينجا نيستي

337
00:16:36,839 --> 00:16:39,773
. نميدونم که دنبال چي هستم

338
00:16:39,775 --> 00:16:43,577
نه اينکه بخوام فضولي کنم , ولي مگه "جکسون" جوابشو نداره ؟

339
00:16:43,579 --> 00:16:45,446
. اون که حتي نميخواد دربارش صحبت کنه

340
00:16:45,448 --> 00:16:47,715
. حتي نميخواد که منو در اين موقعيت قرار بده

341
00:16:47,717 --> 00:16:51,151
, اون يه آدم خوب و نجيبي هستش

342
00:16:51,153 --> 00:16:54,188
. حتي اگه چنين آدم هايي هنوز باشن

343
00:16:54,190 --> 00:16:57,358
 و فرض رو بر اين ميزارم که درباره ي "الايژا" هم ميدونه

344
00:16:57,360 --> 00:16:59,693
 من و "الايژا" خيلي کم بعد از اينکه

345
00:16:59,695 --> 00:17:02,730
 دورگه شدم باهم صحبت کرديم

346
00:17:02,732 --> 00:17:04,865
.. ولي هنوز اون

347
00:17:04,867 --> 00:17:07,000
. درت تأثير داره

348
00:17:10,305 --> 00:17:14,375
. خوب , جواب درستي به اين نيستش

349
00:17:14,777 --> 00:17:17,945
 خودت بايد بفهمي که چه چيزي برات بهتره

350
00:17:17,947 --> 00:17:19,780
, و خيلي زياد و سخت درباره ي انتخابت فک کن

351
00:17:19,782 --> 00:17:23,550
 چون تو هستي که قراره با انتخابت زندگي و سَر کني

352
00:17:23,552 --> 00:17:25,385
هيچ فشاري هم روم نيس

353
00:17:31,359 --> 00:17:33,760
هِي . اون چيه روي پشتت ؟

354
00:17:52,213 --> 00:17:54,314
. آهنگ قشنگيه . دختره سليقش خوبه

355
00:17:54,316 --> 00:17:56,917
 اوه , بيخيال , انتخاب خودم بودم

356
00:17:56,919 --> 00:17:58,918
 اون "پوچيني" ميخواست
*جاکومو پوچيني موسيقيدان ايتاليايي*

357
00:17:58,920 --> 00:18:01,421
... شما بايد "ايدن" باشيد

358
00:18:01,423 --> 00:18:03,290
... خيلي باحال , خيلي خوشتيب

359
00:18:03,292 --> 00:18:06,593
گرگينه ي خيانتکار

360
00:18:06,595 --> 00:18:09,996
. ببخشيد . جک احمقانه اي بودش

361
00:18:09,998 --> 00:18:12,031
, هِي , ميخواستم برم غذا سفارش بدم

362
00:18:12,033 --> 00:18:14,034
غذاي تايلندي دوست داري ؟

363
00:18:14,036 --> 00:18:15,301
حتما

364
00:18:15,303 --> 00:18:16,803
عاليه

365
00:18:19,940 --> 00:18:22,742
رفتن اون که برنامه ريزي شده نبود , بود ؟

366
00:18:22,744 --> 00:18:24,110
نخير

367
00:18:27,214 --> 00:18:29,716
هِي , خوبي تو ؟

368
00:18:29,718 --> 00:18:33,520
قضيه ي «گرگينه ي خيانتکار» , مشکل

369
00:18:33,722 --> 00:18:35,922
بيشتري با گلّه ت داري ؟

370
00:18:36,224 --> 00:18:39,125
 فک کنم که بزودي ميفهميم

371
00:18:39,127 --> 00:18:42,428
 چون من يه جلسه امشب برگزار کردم

372
00:18:42,430 --> 00:18:46,199
 براي "هايلي و جکسون " , پس بهرحال

373
00:18:46,201 --> 00:18:49,435
. يکاريش ميکنن

374
00:18:49,437 --> 00:18:53,272
 ميدوني , اون مردم نگاهشون به توس

375
00:18:53,274 --> 00:18:55,341
 ميگم , گوش کن چي ميگم , من تو رو در حال کار ديدم

376
00:18:55,343 --> 00:18:58,244
 تو يه کله خري

377
00:18:58,246 --> 00:19:02,515
. پس برو بهشون بگو که قضيه از چه قراره

378
00:19:02,917 --> 00:19:04,617
من که "آلفا" نيستم

379
00:19:04,619 --> 00:19:06,819
, نه , ولي "جکسون" هست

380
00:19:06,821 --> 00:19:09,121
 و گله به جفتتون احترام ميگذاره

381
00:19:09,123 --> 00:19:11,791
, پس اگه تو باهاش باشي

382
00:19:11,793 --> 00:19:13,592
 اونا گوش ميدن

383
00:19:13,594 --> 00:19:15,094
... يه چيزي که از "مارسل" ياد گرفتم

384
00:19:15,096 --> 00:19:16,262
همم ؟

385
00:19:16,264 --> 00:19:19,965
, وفاداري پيام قوي اي ميفرسته

386
00:19:19,967 --> 00:19:21,767
و هِي , ببين , اگه دستپاچه شدي

387
00:19:21,769 --> 00:19:24,970
, يا , نياز به اعتماد يا هر چيزي داشتي

388
00:19:24,972 --> 00:19:27,907
, فقط اينو به ياد داشته باش

389
00:19:27,909 --> 00:19:29,975
. من فک ميکنم تو خيلي عالي هستي

390
00:19:58,571 --> 00:20:00,372
 يه خورده تعجب کردم که الان ما صداي تشويق نميشنويم

391
00:20:00,374 --> 00:20:02,808
آره . دقيقا

392
00:20:02,810 --> 00:20:04,309
"هِي , "داوينا

393
00:20:04,311 --> 00:20:06,411
! الان ديگه ميتوني بياي پايين

394
00:20:08,147 --> 00:20:09,548
"داوينا"

395
00:20:54,094 --> 00:20:56,728
, تا هر وقت بخواي ميتونيم اينکارو ادامه بديم

396
00:20:56,730 --> 00:20:59,531
... يا

397
00:20:59,533 --> 00:21:01,199
ميتونم بکشمت و تبديلت کنم به يه

398
00:21:01,201 --> 00:21:03,134
. بچه خون آشام جديد

399
00:21:04,804 --> 00:21:06,804
. زود باش , انجام بده

400
00:21:06,806 --> 00:21:09,707
 مادرم برام نقشه هايي داشته چه من خوشم بياد يا نه

401
00:21:09,709 --> 00:21:12,610
, اگه بميرم , منو توي يه بدن ديگه ميندازه

402
00:21:12,612 --> 00:21:14,112
 نه اينکه خيلي براي خانوادم هم مهم باشه

403
00:21:14,114 --> 00:21:16,214
 که مرگ  دائمي باشه

404
00:21:19,852 --> 00:21:21,419
, واقعا چي تو سرت داري

405
00:21:21,421 --> 00:21:23,621
و کارات چه ربطي به "داوينا" داره ؟

406
00:21:23,623 --> 00:21:27,458
 تو ميترسي که من قراره قلب کوچولوشو بشکنم

407
00:21:27,460 --> 00:21:30,995
"ترست فقط از محض پدرانه ـت هستش , "مارسل

408
00:21:30,997 --> 00:21:34,065
 آروم باش , "مارسل" , آروم باش

409
00:21:34,067 --> 00:21:36,300
 بزار به "کول" يکم بيشتر وقت بديم قبل از اينکه

410
00:21:36,302 --> 00:21:39,270
تصميم بگيريم که کلّه کنش کنيم , همم ؟

411
00:21:39,272 --> 00:21:40,938
... نظراتي مثل اون

412
00:21:40,940 --> 00:21:45,943
 باعث شده که اون فک کنه تو اهميتي نميدي

413
00:21:45,945 --> 00:21:49,080
همينطوره , برادر ؟

414
00:21:49,082 --> 00:21:52,917
. تو چندين دفعه بهم خنجر زدي

415
00:21:52,919 --> 00:21:55,419
 هميشه بيشتر "مارسل" برات مهم بود و اهميت ميدادي تا به من

416
00:21:55,421 --> 00:21:58,122
 خوب , من متوجه نشدم که به احساساته تو صدمه زدم

417
00:21:58,124 --> 00:22:00,491
خوب , همينه ديگه , مگه نه , "نيک" ؟

418
00:22:00,493 --> 00:22:02,760
. تو چيزي درباره ي من نميدوني

419
00:22:02,762 --> 00:22:04,462
, "ولي به لطف "مارسل

420
00:22:04,464 --> 00:22:07,231
. تمام چيزايي که لازم دارم رو ميدونم

421
00:22:07,233 --> 00:22:10,968
تو خيلي سخت دلت ميخواد که جزئي از اين خانواده باشي , مگه نه ؟

422
00:22:10,970 --> 00:22:15,039
. تمام شرارت ها فقط تلاشت براي جلب توجه بودش

423
00:22:15,041 --> 00:22:18,342
 ميدوني , حقيقت اينه که "کول" , تو حق داري که احساس
 ناچيزي و تحقير بکني

424
00:22:18,344 --> 00:22:20,077
, جدي ميگم , حق داري

425
00:22:20,079 --> 00:22:21,679
 ولي شايد هنوز وقت باشه که

426
00:22:21,681 --> 00:22:23,480
 برات جبران کنم

427
00:23:01,119 --> 00:23:04,588
.... به صندوق پيام صوتي

428
00:23:11,929 --> 00:23:14,531
... بهم بگو

429
00:23:14,533 --> 00:23:17,667
فردي غير معمولي امروز اينجا بوده ؟

430
00:23:20,571 --> 00:23:22,239
 فقط شما

431
00:23:27,345 --> 00:23:28,912
.. خيلي ببخشيد , بزاريد

432
00:23:28,914 --> 00:23:30,880
. هيچ اشکالي نداره

433
00:23:30,882 --> 00:23:32,382
مرسي

434
00:23:37,688 --> 00:23:39,189

435
00:23:43,160 --> 00:23:45,962
... بهت گفتم که خودتو تميز کن

436
00:23:48,166 --> 00:23:49,866
 اينکه اگه پاکيزه بودي , هيچ کس نميفهميد

437
00:23:49,868 --> 00:23:52,101
. که تو چي هستي , و چي کار کردي

438
00:23:59,777 --> 00:24:02,378
 خوب , برادر

439
00:24:02,380 --> 00:24:05,915
آماده اي که زندگي اي جديد از آزادي رو بپذيري ؟

440
00:24:05,917 --> 00:24:09,285
من الانشم آزادم , برادر

441
00:24:11,632 --> 00:24:13,900
تو ميدوني که مادرمون اصلا بهت اهميت نميده ؟

442
00:24:13,902 --> 00:24:16,536
نيکلاوس" , بهت اطمينان ميدم , مادرم عاشقِ منه"

443
00:24:16,538 --> 00:24:18,237
 اون عاشق همه ي بچه هاشه

444
00:24:18,239 --> 00:24:21,907
 ما بدون فداکاري هاي اون زنده نميمونديم

445
00:24:24,411 --> 00:24:27,079
 , اصلا حقيقت رو ميدوني

446
00:24:27,081 --> 00:24:29,348
, که اون نازا بوده

447
00:24:29,350 --> 00:24:31,917
 و اينقدردلش خانواده ميخواسته

448
00:24:31,919 --> 00:24:33,719
که به يکي از قدرتمند ترين جادوگر هاي تاريخ

449
00:24:33,721 --> 00:24:35,087
, براي کمک التماس کرده

450
00:24:35,089 --> 00:24:36,889
 "خواهرش "داليا

451
00:24:36,891 --> 00:24:38,724
. البته , بهايه "داليا" خيلي بالا بود

452
00:24:38,726 --> 00:24:40,226
, اون قبول کرد که مادرمون رو بارور کنه

453
00:24:40,228 --> 00:24:42,161
 ولي در عوض , اون فرزند ارشد رو

454
00:24:42,163 --> 00:24:44,663
. بعنوان قرباني درخواست کرد

455
00:24:44,665 --> 00:24:47,667
.. چون چاره اي ديگه نداشت

456
00:24:48,769 --> 00:24:51,337
 مادرمون "فريا"ـه عزيز رو داد بهش

457
00:24:51,339 --> 00:24:53,239
 خواهرمون بخاطر طاعون مُزد

458
00:24:53,241 --> 00:24:56,575
 استر" دادش بره"

459
00:24:56,577 --> 00:25:01,714
, دربارش فک کن , درد

460
00:25:01,716 --> 00:25:04,783
. غم و اندوه

461
00:25:04,855 --> 00:25:07,423
, اگه چيزي که ميگي درسته

462
00:25:07,425 --> 00:25:10,292
 پس مرگ به تنهايي براش کمه

463
00:25:10,374 --> 00:25:12,708
 اون بشتر از چيزي که تو بفهمي دوسمون داره

464
00:25:12,710 --> 00:25:15,310
و براي همين هم ميخواست بچمو بکشه ؟

465
00:25:15,312 --> 00:25:17,813
 اون ميخواست تو رو از نفرين "داليا" حفظ کنه

466
00:25:17,815 --> 00:25:19,348
!چه نفريني ؟

467
00:25:19,350 --> 00:25:22,818
 داليا" فرزند اول از هر نسل رو درخواست کردش"

468
00:25:22,820 --> 00:25:25,787
, بچت زنده ميموند , اون بهاشو ميبايست بپردازه

469
00:25:25,789 --> 00:25:29,591
, و اگه هر کسي خواسته که ازش محافظت کنه

470
00:25:29,593 --> 00:25:33,495
. داليا" مياد و هممون رو نابود ميکنه"

471
00:26:13,435 --> 00:26:15,937
. نگاش کن

472
00:26:15,939 --> 00:26:19,175
. خيلي بزرگ , خيلي عالي

473
00:26:20,577 --> 00:26:24,946
. لذت هر روز با اون بودن رو نميتونم تصور کنم

474
00:26:24,948 --> 00:26:26,147
.. لذتش

475
00:26:26,149 --> 00:26:27,949
. خيلي دوست داشتني هست

476
00:26:27,951 --> 00:26:30,885
 خيلي حس انساني ميده

477
00:26:30,887 --> 00:26:36,424
. بله . بعضي ميگن که بيشتر تجربه ي انساني هستش

478
00:26:36,426 --> 00:26:41,495
"ميدونم که وقتي زمانش برسه بايد بدمش به "هايلي

479
00:26:41,497 --> 00:26:43,364
 ولي اون باعث شد که بفهمم چقدر

480
00:26:43,366 --> 00:26:47,001
. بچه اي از خودم ميخوام که ميدونم نميتونم داشته باشم

481
00:26:47,003 --> 00:26:49,370
 رؤيايه دوست داشتني اي هستش

482
00:26:49,372 --> 00:26:53,007
, متأسفانه , اين يکي خارج از دست رس ماست

483
00:26:53,009 --> 00:26:56,043
. با توجه به طلسم و نفرين وجوديمون

484
00:26:56,045 --> 00:26:58,445
. بنظر "استر" با عشق و اشتياق هميشگيش حمله کرده

485
00:26:58,447 --> 00:27:01,782
 بله . مادر منو با خاطراتي که فکر ميکردم

486
00:27:01,784 --> 00:27:04,151
. مدت ها پيش دفن کردم شکنجه داد

487
00:27:07,555 --> 00:27:10,824
 بعدش بهم پيشنهادي داد

488
00:27:10,826 --> 00:27:15,896
 تا هممون رو دوباره فاني کنه

489
00:27:15,898 --> 00:27:18,132
 ميبيني , خواهر , مادر باور داره

490
00:27:18,134 --> 00:27:19,867
 با گذاشتن ما در بدن هاي جديد

491
00:27:19,869 --> 00:27:24,071
. ميتونيم به يه نوع پاکي برسيم

492
00:27:24,073 --> 00:27:26,773
حتي خانواده هايي از خودمون دوباره شروع کنيم

493
00:27:29,744 --> 00:27:32,179
- ترجمه نشده -

494
00:27:32,181 --> 00:27:34,147
, اين دعوتش , هر چقدر که تحويلش ظالمانه بود

495
00:27:34,149 --> 00:27:37,852
. يه جور هم خوب بود

496
00:27:51,966 --> 00:27:55,068
. لازم نيس نگران باشي

497
00:27:55,070 --> 00:27:57,037
. ما در امانيم

498
00:28:01,576 --> 00:28:04,110
 مثل اينکه اين کوچولو لازمه که پوشکش عوض شه

499
00:28:08,215 --> 00:28:09,816
بيا , عزيزم

500
00:28:39,713 --> 00:28:41,714
"من ديگه پيام نميزارم , "الايژا

501
00:28:41,716 --> 00:28:44,384
. اگه بگم کار فوري هستش کتمان حقيقت فاهشي کردم

502
00:28:44,386 --> 00:28:46,519
. لازمه که سريعا صحبت کنيم

503
00:28:48,956 --> 00:28:52,058
 مونده بودم که سر و کله ي تو پيدا ميشه

504
00:28:52,060 --> 00:28:54,460
. متأسفم ولي هنوز شکنجه دادن "کول" عزيزت تموم نشده

505
00:28:54,462 --> 00:28:56,562
 تا وقتي ميتوني بري , برو

506
00:28:56,564 --> 00:28:59,165
"من هيچ جايي نميرم , "کلاوس

507
00:28:59,167 --> 00:29:02,269
"امروز روزش نيست "دي

508
00:29:03,271 --> 00:29:05,972
. راستش , فک کنم هست

509
00:29:11,778 --> 00:29:14,113
 مثل اينکه الان شديم من و تو

510
00:29:16,316 --> 00:29:20,453
, ميدونم که شما ها عصباني و ترسيده ايد

511
00:29:20,455 --> 00:29:25,324
 ولي هر چي بشه , ما يه گلّه ايم

512
00:29:25,326 --> 00:29:28,127
 تو که چندين ماه نبودي

513
00:29:28,129 --> 00:29:29,829
چرا بايد به تو گوش بديم ؟

514
00:29:29,831 --> 00:29:31,964
 چون اون "آلفا"ـس

515
00:29:31,966 --> 00:29:33,499
مشکلي باهاش داري ؟

516
00:29:33,501 --> 00:29:36,669
منم ميخوام حرفاي "جکسون" رو بشنوم

517
00:29:36,671 --> 00:29:38,838
. اين يه جلسه ي گله هستش

518
00:29:38,840 --> 00:29:41,473
تو ديگه از ما نيستي

519
00:29:41,475 --> 00:29:42,975
نه ؟

520
00:29:53,320 --> 00:29:56,121
 من هنوزم يه گرگم

521
00:29:56,123 --> 00:29:59,391
 و به يه حلقه ي جادويي نياز نداشتم

522
00:29:59,393 --> 00:30:03,128
تا زمان يا چگونگي تبديل شدنم رو بتونم کنترل کنم

523
00:30:03,130 --> 00:30:07,566
 تو هم همينو ميخواي ؟ پس بشين و خفه شو

524
00:30:07,568 --> 00:30:09,401
. و گوش کن

525
00:30:14,340 --> 00:30:16,174
 خودتو فراموش کردي

526
00:30:16,176 --> 00:30:18,243
, تو ديگه به اندازه اي که قبلا بودي نيستي

527
00:30:18,245 --> 00:30:20,145
. دختر مراسم برداشتي

528
00:30:20,147 --> 00:30:23,081
 بدين معني نيست که هنوز نميتونم دهنت رو سرويس کنم

529
00:30:40,466 --> 00:30:42,734
, چه غروري

530
00:30:42,736 --> 00:30:46,204
 و اونم از کسي که به اين آسوني خونريزي ميکنه

531
00:30:46,206 --> 00:30:49,708

532
00:30:49,710 --> 00:30:52,978
, تو خيلي گُنده حرف ميزني

533
00:30:52,980 --> 00:30:57,048
. ولي حتّي نتونستي "مايکل" رو بکشي وقتي فرصتش رو داشتي

534
00:30:57,050 --> 00:30:59,451
ميدوني , اون دربارت درست ميگفت ؟

535
00:30:59,453 --> 00:31:02,253
 تو ضعيفي

536
00:31:23,254 --> 00:31:25,989
. کار تأثير انگيزي هستش

537
00:31:25,991 --> 00:31:27,824
دقيقا چه بلايي سرش آوردي ؟

538
00:31:27,826 --> 00:31:31,194
اشياء تاريک رو حامل کردم , و خونمو به سَم تبديل کردم

539
00:31:31,196 --> 00:31:33,096
تو چطوري آزاد شدي ؟

540
00:31:33,098 --> 00:31:35,198
 داستانش طولانيه , سؤال بهتر اينه که

541
00:31:35,200 --> 00:31:37,734
اگه اون نمرئه , پس وقتي بيدار شه ميخواي باهاش چيکار کني ؟

542
00:31:37,736 --> 00:31:39,069
, يه ساعت وقت داريم , شايد کمتر

543
00:31:39,071 --> 00:31:40,303
, به اندازه کافي وقت هست که غل و زنجير , خوني

544
00:31:40,305 --> 00:31:41,638
 کنيمش و بندازيمش توي رودخونه

545
00:31:41,640 --> 00:31:43,073
يه خورده خشنه , مگه نه ؟

546
00:31:43,075 --> 00:31:45,142
از کي تا حالا تو به اتفاقاتي که براي "کلاوس" ميفته اهميت ميدي ؟

547
00:31:47,479 --> 00:31:51,114
 کول" هم الان با ما هستش"

548
00:31:51,116 --> 00:31:52,783
, ميريم که عليه "استر" در بيايم

549
00:31:52,785 --> 00:31:55,685
 وقتي "کلاوس" بيدارشه

550
00:31:55,687 --> 00:31:58,255
, بين . "نيک" ... اون روي اعصابه

551
00:31:58,257 --> 00:32:00,323
 ولي , خوب , "استر" مشکل همه س

552
00:32:00,325 --> 00:32:01,858
 کلاوس" مشکله"

553
00:32:01,860 --> 00:32:03,293
 هر بلايي که سَر "استر" به من هيچ ربطي نداره

554
00:32:03,295 --> 00:32:05,495
. آره ؟ خوب , منم اهميت ميدم

555
00:32:07,632 --> 00:32:09,432
اصلا لازمه بپرسم چي شده ؟

556
00:32:09,434 --> 00:32:11,468
کمي" , تو بهتره که بري , اينجا امن نيست"

557
00:32:11,470 --> 00:32:13,303
 بي شوخي . با زخم هايي سوراخ شده

558
00:32:13,305 --> 00:32:15,171
در بالا و پايين ستون فقراتم بيدار شدم و نميدونم که

559
00:32:15,173 --> 00:32:16,339
. چجوري اينجوري شده

560
00:32:16,341 --> 00:32:17,674
, بر اساس پرونده هاي عموم

561
00:32:17,676 --> 00:32:18,875
, اونا جزئي از طلسم هايه باستاني هستش

562
00:32:18,877 --> 00:32:20,276
, و شما ها رو نميدونم

563
00:32:20,278 --> 00:32:21,644
 ولي وقتي من کلمه ي «باستاني» و «طلسم» رو

564
00:32:21,646 --> 00:32:23,079
 در يه جلمه ميبينم

565
00:32:23,081 --> 00:32:26,783
به فکر "استر" ميافتم

566
00:32:26,785 --> 00:32:29,652
. همتون به کمک نياز داريد , و خودتون هم ميدونيد

567
00:32:29,654 --> 00:32:32,088
, حالا هر نظري درباره ي من داريد

568
00:32:32,090 --> 00:32:33,957
. من بعنوان يه هلالي شکل بزرگ شدم

569
00:32:33,959 --> 00:32:36,192
, من آخر نفر از نسل "لبون اير" هستم

570
00:32:36,194 --> 00:32:38,228
. و همين من رو "آلفا" ميکنه

571
00:32:38,230 --> 00:32:41,264
. جکسون" , "آلفا"ـه شماس"

572
00:32:41,266 --> 00:32:44,701
 حالا هم نميدونم چند نفر از شماها داستاني که باهاش بزرگ شديد
. رو باور کرديد

573
00:32:44,703 --> 00:32:47,737
. افسانه ي يکي سازي

574
00:32:47,739 --> 00:32:50,175
خوب , همش درسته

575
00:32:52,177 --> 00:32:57,513
 و بدين معني هست که اگه من و "جکسون" باهم ازدواج کنيم

576
00:32:57,515 --> 00:33:00,049
 هر کسي که جرئت اينو داشته باشه تا به مراسم بياد

577
00:33:00,051 --> 00:33:03,452
 , همونقدري که من کنترل بر روي شکل گرگيم دارم
اونا هم خواهند داشت

578
00:33:05,490 --> 00:33:06,889
هايلي" , چيکار ميکني ؟"

579
00:33:06,891 --> 00:33:08,724
 کاري که بايد انجام بشه

580
00:33:13,163 --> 00:33:16,732
اين کار فقط درباره ي يکي کردن گلّه هامون نيست

581
00:33:16,734 --> 00:33:19,769
. درباره ي تشکيل دادن يه جامعه ي جديده

582
00:33:22,139 --> 00:33:25,241
. اين مراسم همه چيز رو عوض ميکنه

583
00:33:25,243 --> 00:33:29,645
 قدرتي رو بهمون ميده تا از خودمون دفاع کنيم

584
00:33:29,647 --> 00:33:34,250
. بعدش و فقط بعدش بلاخره آرامش خواهيم داشت

585
00:33:37,888 --> 00:33:40,689
. انتخاب با خودتونه

586
00:33:40,691 --> 00:33:43,425
, حلقه ها رو نگه داريد و هرزه ي يه نفري باشيد

587
00:33:43,427 --> 00:33:47,963
 يا جزئي از بزرگترين گله اي که تا حالا زيسته باشيد

588
00:33:59,242 --> 00:34:00,776
 من هستم

589
00:34:10,587 --> 00:34:13,055
 آره , کاره مامان هستش

590
00:34:13,057 --> 00:34:15,057
 حتما حافظت رو هم پاک کرده

591
00:34:15,059 --> 00:34:16,591
 اولين باري نيست که

592
00:34:16,593 --> 00:34:17,859
. توسط يکي از اعضاي اين خانواده انجام شده

593
00:34:17,861 --> 00:34:19,261
معنيش چيه ؟

594
00:34:19,263 --> 00:34:21,964
 اين از پيامد هاي طلسم آماده سازيه

595
00:34:21,966 --> 00:34:23,598
آماده شدن براي چيه ؟

596
00:34:23,600 --> 00:34:27,002
. تا اونو يه دريافت کننده کنه

597
00:34:27,004 --> 00:34:29,771
 منظورش اينه که "استر" آمادت کرده

598
00:34:29,773 --> 00:34:32,007
. براي يه کسي که بپره توش

599
00:34:32,009 --> 00:34:35,078
 احتمالا خودش , با توجه به شناخت مادر ميگم

600
00:34:38,648 --> 00:34:40,282
وينسنت " کجاست ؟"

601
00:34:47,623 --> 00:34:50,527
چرا از اين همه آدم اين شهر من ؟

602
00:34:52,529 --> 00:34:54,429
... چون تو عالي

603
00:34:54,431 --> 00:35:00,035
. سالم , زيبا , باهوش و تنها هستي

604
00:35:00,037 --> 00:35:03,471
هيچکسي از تغيير شخصيت سؤالي نميپرسه

605
00:35:03,473 --> 00:35:05,773
, و از جلسه هامون دريافتم که

606
00:35:05,775 --> 00:35:07,242
. نيکلاوس" هرگز نميزاره که تو صدمه ببيني"

607
00:35:07,244 --> 00:35:08,710
. اينو درستش کن

608
00:35:08,712 --> 00:35:10,211
. کاري کن متوقف شه

609
00:35:10,213 --> 00:35:12,780
 نميتونم . فقط مادرمون ميتونه

610
00:35:12,782 --> 00:35:14,382
 من خودمو جلوي کاميون ميندازم

611
00:35:14,384 --> 00:35:17,888
. قبل از اينکه اون بتونه بدنمو بگيره

612
00:35:19,890 --> 00:35:23,057
"اون تو رو براي خودش آماده نميکرده , "کمي

613
00:35:23,059 --> 00:35:26,094
اون تو رو براي "ربکا" آماده ميکرده

614
00:35:41,678 --> 00:35:45,546
. خوب , همه چيز درست شده و آماده ي رفتنه

615
00:35:45,548 --> 00:35:47,515
مگه نه , عزيزم ؟

616
00:35:52,888 --> 00:35:56,424
 باور اينکه هممون يه زماني به اين معصومي بوديم , سخته

617
00:35:59,661 --> 00:36:02,296
 ما هرگز نبايد بزاريم بهش آسيبي برسه

618
00:36:05,534 --> 00:36:08,102
 درست ميگي , نبايد بزاريم

619
00:36:19,854 --> 00:36:21,355
چقدر وقت دارم ؟

620
00:36:21,357 --> 00:36:24,841
 , خوب , حالا که "استر" ميدونه "ربکا" کجا مخفي شده
. زمان زيادي نداري

621
00:36:25,693 --> 00:36:28,195
 تنها راهي که ميشه اينو متوقفش کنيم اينه که اونو متوقفش کنيم

622
00:36:30,077 --> 00:36:31,744
 پس بيا انجامش بديم

623
00:36:31,746 --> 00:36:32,911
مارسل" خون آشامه"

624
00:36:32,913 --> 00:36:34,546
. شما دوتا جادوگرايه قدرتمندي هستين

625
00:36:34,548 --> 00:36:36,582
 استر" از هر چيزي که تا حالا ديدم قوي تره"

626
00:36:36,584 --> 00:36:38,584
 اگه ميخواي بريم سراغش

627
00:36:38,586 --> 00:36:40,452
 به "کلاوس" نياز داريم

628
00:36:40,454 --> 00:36:43,689
 نه , نه , بدون اون هم ميتونيم

629
00:36:43,691 --> 00:36:46,091
, ديگه اين حرفمو هرگز نميزنم

630
00:36:46,093 --> 00:36:47,759
. ولي "مارسل" راست ميگه

631
00:36:47,761 --> 00:36:51,096
 ما حرومزاده رو لازم داريم

632
00:36:51,098 --> 00:36:53,398
... "داوينا"

633
00:36:53,400 --> 00:36:55,968
, ميدونم اين درخواست زياديه

634
00:36:55,970 --> 00:36:57,903
. ولي خواهش ميکنم

635
00:37:22,529 --> 00:37:24,863
منو چيکار کردي ؟

636
00:37:24,865 --> 00:37:27,866
. تنها چيزي که لازمه بدوني , اينه که دوباره من سرويست کردم

637
00:37:27,868 --> 00:37:30,101
, و با اينحال دلت برحم اومده

638
00:37:30,103 --> 00:37:32,037
. که بدين معناس که لازمم داري

639
00:37:32,039 --> 00:37:33,772
واقعا من سرويس شدم ؟

640
00:37:39,478 --> 00:37:42,046
ببخشيد که يهو بحثشو پيش کشيدم

641
00:37:44,483 --> 00:37:47,485
 ميدوني , هميشه فکر ميکردم که من اوني ام که سؤال ميپرسه

642
00:37:47,487 --> 00:37:49,988
. بجاي اينکه کسي باشم که ازش سؤال پرسيده ميشه

643
00:37:54,627 --> 00:37:57,028
مطمئني که ميخواي اينکارو بکني ؟

644
00:37:57,030 --> 00:37:58,897
تو مطمئني ؟

645
00:38:04,069 --> 00:38:08,306
 ببين , ميدونم که اينکارو ميکني که به مردمت کمک کني

646
00:38:08,308 --> 00:38:12,977
 ولي بهت قول ميدم که شوهري خوب برات باشم

647
00:38:27,059 --> 00:38:30,863
هايلي مارسل" , با من ازدواج ميکني ؟"

648
00:38:36,868 --> 00:38:38,669
حلقه ـت کجاس ؟

649
00:38:41,907 --> 00:38:43,741

650
00:38:55,453 --> 00:38:57,888
. واقعا مهربوني تو نشون دادي که اومدي و اونجوري نجاتم دادي

651
00:38:57,890 --> 00:38:59,557
 ميدوني , خوبيش اينه که تو در اصل

652
00:38:59,559 --> 00:39:01,158
, چوب رو ازم ندزديدي

653
00:39:01,160 --> 00:39:02,893
 و گرنه من اوني ميبودم که تو رو شکنجه ميداد

654
00:39:02,895 --> 00:39:04,795
پس الان بهم اعتماد داري ؟

655
00:39:07,232 --> 00:39:08,899
 مگر اينکه تو در حال درست کردن يه

656
00:39:08,901 --> 00:39:10,734
, سم افليج کننده جديدي نيستي که عليه من استفاده کني

657
00:39:10,736 --> 00:39:12,569
 دوست دارم با برادرم صحبت کنم

658
00:39:12,571 --> 00:39:15,272
 خوب , راستش , ديگه هم نميخوام دور و برت باشم

659
00:39:18,042 --> 00:39:20,177
 محض اطلاع , هيچ چيزي از

660
00:39:20,179 --> 00:39:23,847
. نقشه ي مادر براي "کمي" نميدونستم , قسم ميخورم

661
00:39:23,849 --> 00:39:25,616
خوب , فک کنم خودم ميتونم قضاوت کنم که

662
00:39:25,618 --> 00:39:27,384
 کدوم يک از نقشه هاشو ميده به تو

663
00:39:27,386 --> 00:39:29,753
. و کدوم رو نميده

664
00:39:29,755 --> 00:39:33,290
. فک کنم اين وظيفه ي "فين" بوده

665
00:39:33,292 --> 00:39:35,259
و الان کجاس ؟

666
00:39:35,261 --> 00:39:36,693
اون در حالت ناخوشايندي منتظر منه که

667
00:39:36,695 --> 00:39:38,428
. برگردم و مجازاتشو انجام بدم

668
00:39:38,430 --> 00:39:41,098
شيريني ها رو بده , ميدي ؟

669
00:39:41,100 --> 00:39:43,066
 الانم تنها بحثه زمانه که مادرمون

670
00:39:43,068 --> 00:39:46,303
. از رها کردنمون خسته بشه

671
00:39:46,305 --> 00:39:48,939
"خوب , حداقل "فين

672
00:39:48,941 --> 00:39:53,510
. انتظار ندارم که براش مهم باشه که اصلا من برگردم خونه يا نه

673
00:39:53,512 --> 00:39:58,081
. يه مادر بچه ش براش مهمه , ولي يه هيولا نه

674
00:39:58,083 --> 00:39:59,750
, وقتي قبول کني که اون دومي هستش

675
00:39:59,752 --> 00:40:02,319
ديگه انتظاري از اوليش نخواهي داشت

676
00:40:04,388 --> 00:40:07,758
, "و با وجود هر چي که فک ميکني , "کول

677
00:40:08,560 --> 00:40:11,127
, بعد از مرگت من سوگواري کردم

678
00:40:11,129 --> 00:40:13,330
. و در سدد انقامت هم بودم

679
00:40:13,332 --> 00:40:18,034
 کمترين از اين هم نميکردم , چون ما برادريم

680
00:40:18,036 --> 00:40:20,203
هميشه و تا ابد

681
00:40:26,344 --> 00:40:27,877
 ببخشيد

682
00:40:30,014 --> 00:40:31,614
کجا بودي ؟

683
00:40:31,616 --> 00:40:33,450
 نيک" , منم , يه چيزي مشکل داره"

684
00:40:33,452 --> 00:40:35,685
 الايژا" يه دوازده آدمي که تنها گناهشون"

685
00:40:35,687 --> 00:40:37,487
. سليقه ي بد غذاشون بوده رو کشته

686
00:40:37,489 --> 00:40:38,988
 وقتي که ميدوني که اون ميتونه بکشه

687
00:40:38,990 --> 00:40:40,523
وقتيه که ميتونه نفوذ ذهني کنه ؟

688
00:40:40,525 --> 00:40:42,058
 يه جور رفتاري هست که توجه مادرمون

689
00:40:42,060 --> 00:40:44,594
 رو بهمون ميکشه

690
00:40:44,596 --> 00:40:48,298
 شکنجه دادنش حتما بيشتر از چيزي که من فک ميکردم
. درش تأثير گذاشته

691
00:40:48,300 --> 00:40:49,465
الان کجاست ؟

692
00:40:49,467 --> 00:40:51,300
  من گردنشو بخاطر امنيت خودمون شکوندم

693
00:40:51,302 --> 00:40:54,804
 ولي نميدونم بعدش چيکار کنم

694
00:40:54,806 --> 00:40:56,339
 يادته کريسمسي که از "مايکل" فرار کرديم

695
00:40:56,341 --> 00:40:57,974
کجا شام خورديم ؟

696
00:40:57,976 --> 00:40:59,175
البته

697
00:40:59,177 --> 00:41:00,843
 برو اونجا

698
00:41:02,045 --> 00:41:04,147
, اگه از فعاليت هاي ديشب لذت بردي

699
00:41:04,149 --> 00:41:06,149
. پس الان يه کار لذت بخش برات دارم

700
00:41:06,151 --> 00:41:07,550
... کلاوس" , گوش کن , مادرمون"

701
00:41:07,552 --> 00:41:09,519
. ديگه حرف نزن

702
00:41:09,521 --> 00:41:12,121
. ديگه داستان هايي جادوگرها و نفرين هاشون بسّه

703
00:41:12,123 --> 00:41:16,025
اگه اين يه داستانه پس چرا در چشماي تو ترس ميبينم ؟

704
00:41:16,027 --> 00:41:17,326
"مارسل"

705
00:41:17,328 --> 00:41:19,261
 بيارش

706
00:41:19,263 --> 00:41:20,763
 نه

707
00:41:23,433 --> 00:41:24,934
"نه , "نيکلاوس

708
00:41:24,936 --> 00:41:26,135
 نگران نباش , برادر

709
00:41:26,137 --> 00:41:29,004
 يه چند تا سوراخ درست کردم , سوراخ هاي کوچيک

710
00:41:37,981 --> 00:41:40,049
کلاوس" , "الايژا" رو نديدي ؟"

711
00:41:40,051 --> 00:41:42,017
. يه چيزي هست که بايد به جفتتون بگم

712
00:41:42,019 --> 00:41:43,319
. توي راه ميتوني بهم بگي

713
00:41:43,321 --> 00:41:45,421
چي ؟ کجا ميريم ؟

714
00:41:48,525 --> 00:41:50,826
ميريم تا دخترمون رو ببينيم

715
00:41:52,132 --> 00:42:00,058
<font color="#64ad2f">By:Ali HunteR</font>
<font color="#bb1e1e">facebook.com/Hunter.bazrgar</font>
<font color="#ffffff">ali-hunter.blogfa.com</font>

715
00:42:00,132 --> 00:42:06,058
<font color="#64ad2f">خبرگزاري آريافيلم به روزترين اخبار دنياي فيلم و سريال  </font>
<font color="#ffffff">www.ariamovie.ir</font>
<font color="#bb1e1e"> www.warez-ir.asia با همکاري  </font>


