‫﻿۱
00:00:33,825 --> 00:00:34,909
‫کیه؟

2
00:00:34,992 --> 00:00:36,578
‫نیویورک بولتین
‫«نشریه خیالی در دنیای سینمایی مارول»

3
00:00:37,620 --> 00:00:39,289
‫من اشتراک‌تون رو نمیخوام

4
00:01:29,607 --> 00:01:39,607
‫«ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک»
‫«LiLMeDiA.TV»

5
00:01:45,608 --> 00:01:55,608
‫«دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم»
‫«NightMovie.TV»

6
00:02:30,608 --> 00:02:31,609
‫زودباش

7
00:02:57,610 --> 00:03:08,610
‫«ارائــه‌ای از مــرتضــی نـمــا»
‫«MortezaDead»

8
00:04:13,044 --> 00:04:14,921
‫در مورد لوییس ویلسون صحبت کنیم؛

9
00:04:16,047 --> 00:04:18,215
‫بهش یه کار پیشنهاد دادی. درسته؟

10
00:04:19,592 --> 00:04:21,052
‫نه کاری که اون دلش میخواست

11
00:04:23,638 --> 00:04:26,557
‫اون اومد سمت من و دنبال کار
‫قراردادی بود. اما من بهش نه گفتم

12
00:04:27,141 --> 00:04:29,561
‫من فکر نمیکردم که اون بتونه
‫از لحاظ روانی از پس اون کار برآد

13
00:04:31,062 --> 00:04:34,190
‫پس بهش یه چیز دیگه پیشنهاد
‫دادم. بعنوان یه لطف

14
00:04:34,274 --> 00:04:35,942
‫چون شما باهم رابطه داشتین؟

15
00:04:36,609 --> 00:04:38,945
‫،لطف رو در حق ویلسون انجام نمیدادم
‫حتی من اون بچه رو نمیشناختم

16
00:04:40,321 --> 00:04:41,531
‫سوابقمون رو بررسی کن

17
00:04:41,948 --> 00:04:45,910
‫میبینی که تو پروسه استخدام، اون
‫رو به وضوح بعنوان یک کیس ناشایست ارزیابی کردیم

18
00:04:46,703 --> 00:04:48,955
‫خودم میگم که تصمیم درستی
‫گرفتم. شما چی؟

19
00:04:49,038 --> 00:04:52,292
‫اون بچه ناشایست تیم امنیتی
‫شما رو از هم پاشونده

20
00:04:53,835 --> 00:04:55,712
‫بله. همینکارو کرده

21
00:04:56,754 --> 00:04:58,172
‫و من بزودی میفهمم که چطوری اینکارو کرده

22
00:04:58,256 --> 00:04:59,882
‫شاید بتونم تو این زمینه کمکتون کنم

23
00:05:00,925 --> 00:05:04,345
‫بخش قتل و جنایت یه جسد رو پیدا کرده.
‫یکی از شماها، آیزیک لنگ؟

24
00:05:05,137 --> 00:05:06,764
‫توی آپارتمانش بهش شلیک شده

25
00:05:07,640 --> 00:05:13,187
‫حدس میزنم که ویلسون یهو ظاهر شده
‫و وسایل اون رو برداشته. به همین راحتی و...

26
00:05:13,270 --> 00:05:14,939
‫گروهبان، سناتور اُری زنده ست

27
00:05:15,022 --> 00:05:18,818
‫من همین الان چهارتا از افرادمو
‫از دست دادم و بعد شما روی چی تمرکز میکنین؟

28
00:05:19,777 --> 00:05:20,778
‫غفلت؟

29
00:05:20,862 --> 00:05:22,702
‫اولین باری نیست  که یکی
‫از شماها برای شغلی پول گرفته

30
00:05:22,780 --> 00:05:25,450
‫که شایستگی انجام اون رو نداره

31
00:05:26,784 --> 00:05:28,077
‫آره چون شماها...

32
00:05:29,245 --> 00:05:31,581
‫اداره پلیس نیویورک، بی عیبین. درسته؟

33
00:05:32,081 --> 00:05:35,042
‫منظورم اینه که شماها هیچوقت
‫اشتباه نمی کنین

34
00:05:37,837 --> 00:05:39,422
‫خدمت کردی، گروهبان؟

35
00:05:39,839 --> 00:05:40,965
‫من هر روز یه...

36
00:05:41,883 --> 00:05:42,883
‫محافظ میپوشم

37
00:05:44,469 --> 00:05:47,430
‫خب توی ارتش ما انتظار از
‫دست دادن افرادمون رو داریم

38
00:05:48,348 --> 00:05:51,809
‫هدفمون به انجام رسوندن ماموریته.
‫ماموریت من زنده نگه داشتن اُری بود

39
00:05:51,976 --> 00:05:52,976
‫اونم زنده ست

40
00:05:54,103 --> 00:05:57,273
‫،دوتا سرباز مسلح و باتجربه حرفه‌ای

41
00:05:57,356 --> 00:05:59,651
‫یه حمله غیرمنتظره رو انجام دادن
‫که با شکست مواجه شد

42
00:06:00,902 --> 00:06:02,404
‫تا اونجایی که به من مربوطه، این...

43
00:06:04,238 --> 00:06:05,407
‫این یعنی پیروزی

44
00:06:06,199 --> 00:06:09,118
‫اگرچه باید اعتراف کنی که این
‫تصادف خیلی قضیه بزرگیه. درسته؟

45
00:06:09,536 --> 00:06:12,914
‫ویسلون آشنای تو بود، و با
‫کستل هم سال ها هم‌خدمتی بودی...

46
00:06:12,997 --> 00:06:15,417
‫میخوای برای چیزی منو دستگیر
‫کنی، سریع انجامش بده

47
00:06:16,000 --> 00:06:17,377
‫وگرنه دیگه کاری نداریم

48
00:06:18,044 --> 00:06:19,504
‫باید به چندتا خانواده زنگ بزنم

49
00:06:22,632 --> 00:06:24,342
‫چرا با سناتور صحبت نمیکنی؟

50
00:06:24,676 --> 00:06:25,885
‫ازش بپرس چی شده

51
00:06:25,968 --> 00:06:28,137
‫- قصدم هم همین بود
‫- خوش بحالت

52
00:06:28,220 --> 00:06:30,306
‫آخرین باری که با فرانک کستل
‫صحبت کردی، کِی بود؟

53
00:06:34,185 --> 00:06:35,311
‫آخرین بار؟

54
00:06:38,105 --> 00:06:39,398
‫چندسال پیش همین موقع ها

55
00:06:40,525 --> 00:06:42,652
‫تا دیروز فکر میکردم که اون مُرده

56
00:06:43,235 --> 00:06:45,488
‫این به نظرت کار یه مُرده ست؟

57
00:06:58,793 --> 00:07:01,420
‫نه میخوام که مصاحبه رو تو
‫طبقه پائین انجام بدم. یجای توی دید

58
00:07:01,504 --> 00:07:03,464
‫بزار مردم بفهمن که من نترسیدم

59
00:07:03,673 --> 00:07:06,175
‫،قربان اگه که شما نمیترسیدید
‫من اینجا نمی بودم

60
00:07:06,258 --> 00:07:08,010
‫اگرچه شما باید ترسیده باشید
‫نشان از ذکاوت شمائه

61
00:07:08,094 --> 00:07:11,264
‫- این کار تصویر خوبی نداره
‫- من برای محفاظت از ظاهر شما اینجا نیستم

62
00:07:11,347 --> 00:07:13,641
‫من اینجام تا شما رو از
‫مرگ دور کنم

63
00:07:14,726 --> 00:07:15,727
‫معذرت میخوام

64
00:07:22,650 --> 00:07:23,651
‫روسو

65
00:07:23,735 --> 00:07:24,819
‫میتونی صحبت کنی؟

66
00:07:27,154 --> 00:07:30,282
‫آره... آره صبر کن

67
00:07:35,204 --> 00:07:36,831
‫شنیدم یه مشتری جدید داری، آره؟

68
00:07:36,914 --> 00:07:38,374
‫حتما بازار به راهه

69
00:07:38,458 --> 00:07:40,658
‫اگه هرچی که میخوندم رو باور
‫میکردم که میگفتم که تو گناهکاری

70
00:07:41,294 --> 00:07:43,171
‫زیاد در این مورد مطمئن نباش

71
00:07:44,088 --> 00:07:46,591
‫امیدوارم واسه این زنگ زده باشی
‫که بگی در مورد پیشنهادم دوباره فکر کردی

72
00:07:46,674 --> 00:07:47,675
‫پیشنهاد هنوز پابرجائه

73
00:07:47,759 --> 00:07:51,554
‫همه نگاها روی توئه داداش. باید
‫تو رو از شهر خارج کنیم

74
00:07:51,638 --> 00:07:53,515
‫توی دوازده ساعت، هرجا که
‫بخوای میتونم ببرمت

75
00:07:54,306 --> 00:07:57,351
‫لوییس ویلسون، داره میاد سراغ اُری

76
00:07:57,434 --> 00:07:59,687
‫اصلا نمیخواد که اُری
‫اون مصاحبه رو انجام بده

77
00:08:01,689 --> 00:08:02,773
‫خیله خب

78
00:08:03,274 --> 00:08:05,194
‫و تو اینو از کجا میدونی؟

79
00:08:05,776 --> 00:08:06,776
‫به اندازه کافی بهم گفته

80
00:08:07,320 --> 00:08:09,071
‫قضیه تو و این بچه چیه؟

81
00:08:09,697 --> 00:08:11,741
‫یه کار ناتموم داریم

82
00:08:13,826 --> 00:08:15,620
‫آره خب. میدونیم در
‫این مورد چه حسی داری

83
00:08:15,703 --> 00:08:17,664
‫اون بچه خیال اُبهت و بزرگی میکنه

84
00:08:17,747 --> 00:08:19,957
‫باید سناتور رو از اونجا بیرون
‫بکشی. اما به کسی چیزی نگو

85
00:08:20,541 --> 00:08:23,628
‫مطمئن شو که همه فک کنن که
‫اون هنوز توی سوییت هتل ـه

86
00:08:23,711 --> 00:08:25,880
‫تو تله رو کار بزار، من عملیش میکنم

87
00:08:27,423 --> 00:08:28,550
‫تو اینجایی

88
00:08:29,676 --> 00:08:31,928
‫فرانک کار من اینه. من نمیتونم یهو...

89
00:08:34,847 --> 00:08:37,725
‫گوش بده، بگو که کجایی

90
00:08:38,392 --> 00:08:40,562
‫به دیدنم بیا. باهم میتونیم اینکارو انجام بدیم

91
00:08:40,645 --> 00:08:44,524
‫نیگا، فقط تیمت رو
‫از مسیرم بزار کنار

92
00:09:04,544 --> 00:09:07,129
‫خانم پیج، بیلی روسو هستم. شرکت انویل

93
00:09:07,213 --> 00:09:08,422
‫- سلام
‫- از دیدنتون خوشحالم

94
00:09:08,505 --> 00:09:10,842
‫برای اینکار ازتون قدردانی میکنم

95
00:09:11,801 --> 00:09:15,597
‫میدونم که آسون نیست اما اگه با
‫من به صحنه جرم بیاین...

96
00:09:16,472 --> 00:09:18,515
‫جزئیات حادثه، شفافتر میشن

97
00:09:19,308 --> 00:09:21,435
‫بله. همه جور آماده کمک هستم

98
00:09:25,815 --> 00:09:26,899
‫حالا که به این نیگاه میکنم...

99
00:09:28,526 --> 00:09:30,903
‫جای تعجب داره که ماها زنده موندیم

100
00:09:34,490 --> 00:09:37,577
‫اونا برای نجات دادن
‫زندگی من مُردن

101
00:09:39,954 --> 00:09:41,581
‫قضیه بزرگی برای هضم کردنه، کارآگاه

102
00:09:44,125 --> 00:09:45,585
‫همه اینا...

103
00:09:46,543 --> 00:09:48,545
‫یجورایی برام تازگی داره

104
00:09:50,381 --> 00:09:52,800
‫تا امروز من حتی یه
‫تفنگ رو هم به دست نگرفته بودم

105
00:09:54,885 --> 00:09:56,596
‫دیدن همچین خشونتی...

106
00:09:58,430 --> 00:09:59,891
‫به نزدیک، بودن...

107
00:10:01,392 --> 00:10:02,392
‫جزئی از این ماجرا...

108
00:10:04,854 --> 00:10:06,606
‫مجبورت میکنه دوباره حدس بزنی

109
00:10:07,940 --> 00:10:10,234
‫که تو چجور مردی هستی!

110
00:10:14,321 --> 00:10:16,073
‫تا حالا گلوله خوردی؟

111
00:10:17,074 --> 00:10:18,868
‫بله خوردم

112
00:10:19,660 --> 00:10:20,828
‫چه حسی داشت؟

113
00:10:21,203 --> 00:10:22,872
‫تو اون موقع...

114
00:10:24,206 --> 00:10:26,208
‫انگار یکی دیگه گلوله خورده بود

115
00:10:27,001 --> 00:10:29,420
‫بعد اون دیگه فرق داره

116
00:10:32,256 --> 00:10:33,716
‫خیلی سریع اتفاق افتاد

117
00:10:35,467 --> 00:10:36,552
‫اما الان...

118
00:10:37,804 --> 00:10:41,390
‫الان مثل اسلوموشن توی...

119
00:10:43,225 --> 00:10:44,225
‫سرم پخش میشه

120
00:10:45,061 --> 00:10:47,021
‫آئین هایی که من دارم برای
‫تصویب شون تلاش میکنم

121
00:10:47,104 --> 00:10:49,523
‫فقط در مورد گرفتن تفنگ های مشخصی
‫از همه آدما نیست

122
00:10:49,606 --> 00:10:52,694
‫بلکه در مورد گرفتن همه تفنگ ها
‫از افراد بخصوصی هستن!

123
00:10:52,777 --> 00:10:54,361
‫فکر میکنی واقعا همچین چیزی ممکنه؟

124
00:10:54,445 --> 00:10:55,445
‫مجبورم کارن

125
00:11:18,720 --> 00:11:21,555
‫کارن! ما...
‫راه بیفت! ما باید بریم!

126
00:11:33,901 --> 00:11:35,111
‫میرم کمک بیارم!

127
00:11:50,835 --> 00:11:52,044
‫بهتون اینو گفت؟

128
00:11:52,920 --> 00:11:55,423
‫اُری گفت که میره کمک بیاره؟ عجب

129
00:11:57,258 --> 00:11:59,761
‫خب، کص شعر محض گفته

130
00:12:00,469 --> 00:12:02,304
‫پس منو شیرفهم کن کارن

131
00:12:02,388 --> 00:12:04,932
‫،مادام اینکه برات تازه ست
‫بگو چی شد

132
00:12:06,308 --> 00:12:09,228
‫قبل اینکه به اداره مون زنگ بزنم؟

133
00:12:09,854 --> 00:12:11,355
‫کدومش مهمتره؟

134
00:12:11,647 --> 00:12:12,940
‫گرفتن آدمایی که اینکارو کردن

135
00:12:13,023 --> 00:12:14,316
‫یا خبر اختصاصیت؟

136
00:12:15,317 --> 00:12:16,610
‫،اولین باری که داستانت رو میشنوم

137
00:12:16,693 --> 00:12:19,196
‫نمیخوام که از طریق خوندن
‫صفحه اول روزنامه باشه

138
00:12:19,280 --> 00:12:21,574
‫خب، اون داستانی هم که شما
‫دارین ارائه ش میکنین...

139
00:12:22,199 --> 00:12:25,369
‫که کستل و ویلسون باهم کار
‫میکنن، یه خیال پردازی محضه

140
00:12:25,452 --> 00:12:28,790
‫پس چرا همه شواهد نشون میدن
‫که ویلسون از یک راه پله و

141
00:12:28,873 --> 00:12:32,251
‫کستل هم از راه پله دیگه
‫تو دقیقا یه زمان بالا اومدن؟

142
00:12:32,334 --> 00:12:35,629
‫،یه حرکت گازانبری کلاسیک
‫اونم با این اتاق که وسط هتله

143
00:12:35,712 --> 00:12:38,192
‫یا خدا برت. تو که ته و توی
‫پرونده کستل رو اولین بار درآوردی

144
00:12:38,257 --> 00:12:39,257
‫اون رو کامل میشناسی

145
00:12:39,758 --> 00:12:41,969
‫،نمیگم که کارهایی که میکنه درسته

146
00:12:42,053 --> 00:12:44,221
‫اما بمب گذاشتن برای آدمای بیگناه؟

147
00:12:44,972 --> 00:12:47,099
‫بیخیال، ما دلیلشو بهتر میدونیم

148
00:12:49,310 --> 00:12:53,439
‫جالبه که چطور تو و کستل...
‫همیشه بهم بر میخورین

149
00:12:55,649 --> 00:12:59,278
‫،خیله خب. به عقیده تو
‫اصن اون اینجا چیکار میکرد؟

150
00:13:02,406 --> 00:13:04,116
‫فکر میکنم میخواست هوای منو داشته باشه

151
00:13:06,243 --> 00:13:07,912
‫فرانک کستل تروریست نیست

152
00:13:11,457 --> 00:13:13,709
‫حتی روزنامه خودتون چیز دیگه ای میگه

153
00:13:18,798 --> 00:13:20,216
‫نیگا، من توی این اتاق بودم...

154
00:13:20,799 --> 00:13:22,844
‫و دارم بهتون میگم که
‫اگه کستل نبود

155
00:13:22,927 --> 00:13:25,346
‫مغز سناتور میپاشید رو در و دیوار اینجا

156
00:13:26,138 --> 00:13:27,139
‫اون که به من اینو نگفت

157
00:13:28,933 --> 00:13:34,730
‫اُری یه سیاستمدار حیوون و پست که برای
‫بالا بردن میزان محبوبیت خودش هرچیزی رو به زبون میاره

158
00:13:35,356 --> 00:13:38,317
‫باور کن، حقیقت برای اون نفعی نداره

159
00:13:41,778 --> 00:13:45,199
‫،شلیک کردن به یه سناتور
‫اونم برای یه اظهاریه سیاسی...

160
00:13:46,909 --> 00:13:49,328
‫به نظرت فرانک کستل همچین کاری میکنه؟

161
00:13:50,204 --> 00:13:54,291
‫کستل دیونه ست. دیونه ها
‫دلیلی برای کارهاشون ندارن

162
00:14:03,842 --> 00:14:05,552
‫خانم پیج، بیلی روسو، از شرکت انویل

163
00:14:05,636 --> 00:14:06,762
‫- سلام
‫- از دیدنتون خوشحالم

164
00:14:08,680 --> 00:14:10,307
‫سناتور ضداسلحه داره توسط یه

165
00:14:10,391 --> 00:14:12,852
‫خبرنگار که مجوز حمل اسلحه داره، مصاحبه میشه

166
00:14:13,394 --> 00:14:15,187
‫زندگی پُر از طنزهای کوچیکه

167
00:14:15,271 --> 00:14:16,313
‫تو منو کامل چک کردی

168
00:14:16,397 --> 00:14:17,957
‫اگه اینکارو نمیکردم، یعنی
‫کارم رو درست انجام ندادم

169
00:14:17,982 --> 00:14:21,068
‫انتظار دارم بعد مصاحبه تفنگمو بهم برگردونین

170
00:14:22,111 --> 00:14:24,155
‫خب، حادثه خبر که نمیکنه، خانم پیج

171
00:14:24,238 --> 00:14:26,615
‫مطمئن میشم که به محض اومدنتون
‫به طبقه پائین، بهتون برش گردونن

172
00:14:27,199 --> 00:14:28,200
‫بفرمائین

173
00:14:30,536 --> 00:14:33,664
‫یه سناتور ضداسلحه یه پیمان کار
‫ارتشی رو برای تیم امنیتیش انتخاب کرده؟

174
00:14:34,831 --> 00:14:37,001
‫اینم یکی دیگه از طنزهای کوچیک
‫زندگیه. درسته؟

175
00:14:37,084 --> 00:14:38,961
‫میخوام ببینیم در این مورد چه
‫حرفی برای گفتن داره

176
00:14:39,045 --> 00:14:40,922
‫خب به امید خدا میگه که اگه
‫،دنبال بهترین میگردین

177
00:14:41,005 --> 00:14:43,257
‫انویل تنها گزینه ست

178
00:14:43,340 --> 00:14:46,343
‫و اگه اون نگفت، میتونین
‫از من نقل و قول کنین

179
00:14:46,843 --> 00:14:50,389
‫شرط میبندم میتونم. خب توانایی
‫های امنیتی تون رو از کجا یاد گرفتین؟ وارتون؟

180
00:14:50,973 --> 00:14:52,016
‫افغانستان

181
00:14:52,892 --> 00:14:54,435
‫مدرسه وارتون برام مثل آب خوردن بود

182
00:15:32,848 --> 00:15:36,102
‫باهات شرط میبندم که سناتور داره از
‫پول مالیات برای همه اینا استفاده میکنه

183
00:15:36,185 --> 00:15:37,728
‫درست نمیگم؟

184
00:15:45,152 --> 00:15:47,821
‫میتونم بپرسم که چه حسی داشت...

185
00:15:48,447 --> 00:15:51,533
‫وقتی که لوییس ویلسون تو
‫رادیو زندگیت رو تهدید کرد؟

186
00:15:51,617 --> 00:15:53,035
‫هردومون رو؟

187
00:15:53,119 --> 00:15:54,453
‫حس خوبی نبود

188
00:15:54,536 --> 00:15:58,082
‫اما اینم یکی دیگه از مزیت های
‫زندگی تو شهره، مخصوصا بعنوان یک زن!

189
00:16:06,548 --> 00:16:10,427
‫نه، نیگا صادقانه میگم... از کاری
‫که داری میکنم قدردانی میکنم اما...

190
00:16:11,095 --> 00:16:14,181
‫،حرف خالی و زندگی انسان ها
‫اون دوتا دنیا دنیا باهم فاصله دارن

191
00:16:14,265 --> 00:16:15,349
‫مجبور نیستن

192
00:16:15,432 --> 00:16:18,519
‫اینو داره مردی میگه که یک ساعت
‫بعد میره طبقه پائین توی جمع لیبرال هایی

193
00:16:18,602 --> 00:16:21,230
‫که برای حمایت از کارزارش
‫ده هزار دلار داخل هر بشقاب میزان

194
00:16:21,313 --> 00:16:23,524
‫برای شفاف سازی باید بگم
‫که برای کارزار من نیست

195
00:16:23,607 --> 00:16:27,111
‫مبالغ برای خانواده های قربانیان
‫بمب گزاری ها جمع آوری میشه

196
00:16:29,029 --> 00:16:29,863
‫حرف درست جواب نداره

197
00:16:29,946 --> 00:16:32,074
‫،پول هایی که نیازی به جمع آوریشون نبود

198
00:16:32,158 --> 00:16:34,994
‫اگه که این خشونت بی رحم
‫و قربانی هاش اتفاق نمیفتادن

199
00:16:35,077 --> 00:16:37,997
‫البته، اما تفنگ فقط یه وسیله ست.
‫درست نیست سناتور؟

200
00:16:38,080 --> 00:16:39,956
‫مشکل فقط تو این نیست

201
00:16:40,041 --> 00:16:41,625
‫کاملا باهاتون موافقم

202
00:16:41,708 --> 00:16:44,378
‫اما شما که نمیتونین به یه
‫بچه شیش ساله اره برقی بدین

203
00:16:50,426 --> 00:16:52,261
‫سلام، اون گفت که بیام و جات رو بگیرم

204
00:17:17,119 --> 00:17:19,371
‫کارن، ارقام اینو تایید میکنن

205
00:17:19,455 --> 00:17:23,125
‫اکثریت مردم آمریکا در مورد توسعه
‫بررسی پیشینه خرید همه نوع

206
00:17:23,209 --> 00:17:24,710
‫تفنگی باهم توافق نظر دارن

207
00:17:24,793 --> 00:17:26,962
‫،بهتره اسلحه ها رو مقصر ندونیم
‫بهتره که صاحبای اونا رو مدیریت کنیم

208
00:17:44,605 --> 00:17:45,939
‫تو خودت اسلحه داری، درسته؟

209
00:17:46,648 --> 00:17:49,610
‫بله. کاملا شماره گزاری شده و
‫اداره پلیس نیویورک هم از وجودش آگاهه

210
00:17:49,693 --> 00:17:50,819
‫میشه بپرسم چرا؟

211
00:17:51,653 --> 00:17:52,738
‫امنیت شخصی

212
00:17:52,821 --> 00:17:54,448
‫جامعه باید امنیتت رو فراهم کنه

213
00:18:17,804 --> 00:18:20,974
‫آئین نامه هایی که من دارم برای
‫تصویب شون تلاش میکنم

214
00:18:21,057 --> 00:18:23,394
‫فقط در مورد گرفتن تفنگ های مشخصی
‫از همه آدما نیست

215
00:18:23,477 --> 00:18:26,688
‫بلکه در مورد گرفتن همه تفنگ ها
‫از افراد بخصوصی هستن!

216
00:18:26,772 --> 00:18:28,372
‫فکر میکنی واقعا همچین چیزی ممکنه؟

217
00:18:28,440 --> 00:18:29,440
‫مجبورم کارن

218
00:18:48,001 --> 00:18:50,629
‫نه. نه

219
00:18:51,463 --> 00:18:53,674
‫نه. نه. نه، نه

220
00:18:53,757 --> 00:18:55,967
‫نه، نه لطفا نه. نه.

221
00:18:56,593 --> 00:18:58,804
‫خدایا

222
00:18:58,887 --> 00:19:00,447
‫- لطفا منو نکش
‫- لعنتی

223
00:19:00,472 --> 00:19:02,098
‫لطفا! لطفا منو نکش

224
00:19:02,183 --> 00:19:05,269
‫لطفا! لطفا منو نکش!
‫کشتن من تو رو به هدفت نمیرسونه

225
00:19:05,352 --> 00:19:07,146
‫نکشش لطفا. نکشش

226
00:19:07,229 --> 00:19:08,939
‫نکشش. لطفا نکشش

227
00:19:09,022 --> 00:19:11,150
‫- لطفا نکشش.
‫- نه، نه. نه!

228
00:19:15,279 --> 00:19:17,573
‫زودباش! زودباش!

229
00:19:28,124 --> 00:19:30,836
‫بمب دارم! من یه بمب دارم!

230
00:19:31,503 --> 00:19:32,879
‫بمب خودکار مرگه، فرانک

231
00:19:32,963 --> 00:19:34,047
‫لوییس...

232
00:19:34,130 --> 00:19:35,275
‫بندازش!

233
00:19:38,427 --> 00:19:39,511
‫بمبو بنداز

234
00:19:45,809 --> 00:19:47,186
‫به اون احتیاجی نداری بچه جون

235
00:20:01,325 --> 00:20:02,326
‫اون رو ول کن

236
00:20:02,409 --> 00:20:04,745
‫عقب وایستا. مرده شو میخوای؟

237
00:20:04,828 --> 00:20:06,497
‫اسلحه هاتون رو بندازین!

238
00:20:06,580 --> 00:20:08,582
‫همه تون عقب وایستین! همه عقب!

239
00:20:08,665 --> 00:20:11,377
‫همه مون رو جهنمی میکنم!
‫برگردین عقب! عقب!

240
00:20:11,460 --> 00:20:13,962
‫- اون کصخله! عقب وایستین!
‫- همه عقب!

241
00:20:14,045 --> 00:20:15,756
‫هیچکسی شلیک نکنه. اون
‫یه بمب داره

242
00:20:20,761 --> 00:20:22,929
‫اگه اینو ول کنم، همه میمیریم!

243
00:20:23,555 --> 00:20:25,557
‫تفنگ هاتون رو بندازین زمین!

244
00:20:27,351 --> 00:20:30,061
‫دستاتون رو بالا بگیرین!

245
00:20:30,812 --> 00:20:33,232
‫دستاتون رو بگرین بالا. بالا!

246
00:20:34,525 --> 00:20:35,651
‫بگرین بالا!

247
00:20:41,490 --> 00:20:42,741
‫سراغت میام

248
00:21:02,928 --> 00:21:04,888
‫لعنتی. وضع اینجا رو ببین

249
00:21:05,806 --> 00:21:08,433
‫خیلی شگفت انگیزه، نه؟ که چندنفر
‫زنده از اینجا بیرون رفتن

250
00:21:08,517 --> 00:21:10,018
‫باتوجه به اینکه چه کسی
‫داشته تو اینجا تیراندازی میکرده

251
00:21:10,394 --> 00:21:14,523
‫- داری طعنه آمیز صحبت میکنی
‫- اسمشو حس سالم شکاکی و بدبینی بزار

252
00:21:14,606 --> 00:21:15,607
‫در چه مورد؟

253
00:21:16,232 --> 00:21:20,362
‫فکر میکنم اگه فرانک کستل برای
‫کشتن اون آدما میومد، همه شون مرده بودن

254
00:21:20,445 --> 00:21:21,488
‫پس اصلا برای چی اینجا بود؟

255
00:21:22,281 --> 00:21:24,700
‫خب، همین سوال بدون جوابمونه
‫درسته؟

256
00:21:25,701 --> 00:21:26,993
‫دلیلی که من هنوز اینجام

257
00:21:27,077 --> 00:21:30,038
‫دلیل اینکه هنوز اینجایی اینه
‫که من هنوز بهت اجازه خروج ندادم

258
00:21:30,122 --> 00:21:33,333
‫نه تا اونجایی که من شنیدم، تا امروز
‫رو حالت توقیف از کار بودی

259
00:21:33,709 --> 00:21:35,085
‫حالا بگو دلیل چیه؟

260
00:21:37,921 --> 00:21:39,548
‫یکی همکارم رو کشته

261
00:21:43,093 --> 00:21:44,094
‫متاسفم

262
00:21:46,805 --> 00:21:47,806
‫خودت هم اونجا بودی؟

263
00:21:49,516 --> 00:21:50,601
‫آره بودم

264
00:21:51,768 --> 00:21:53,437
‫نمیتونم درک کنم چجوری بوده

265
00:21:57,983 --> 00:22:01,152
‫نیگا، باهام تو اینجا همکاری کن. باشه؟

266
00:22:01,236 --> 00:22:03,876
‫اولین روز برگشتته و اومدی توی
‫یه صحنه جرم حمله تروریستی؟

267
00:22:03,905 --> 00:22:05,366
‫و بهم میگی که هیچ سرنخی اینجا نیست؟

268
00:22:07,033 --> 00:22:08,619
‫تو فکر میکنی اینجا چی شده؟

269
00:22:08,702 --> 00:22:11,538
‫خب، شواهد دارن میگن که ویلسون
‫و کستل اومدن تا سناتور رو بکشن

270
00:22:11,622 --> 00:22:12,623
‫شواهد؟

271
00:22:13,374 --> 00:22:17,336
‫میدونی منم سوابقت رو بررسی کردم.
‫تو بار اولی رو پرونده کستل کار کردی

272
00:22:18,670 --> 00:22:21,423
‫فکر میکنم با روایت حادثه
‫مشکل داری گروهبان

273
00:22:21,840 --> 00:22:24,176
‫بهتر نیست با دلیل بودن تو در اینجا شروع کنیم؟

274
00:22:25,886 --> 00:22:27,262
‫اومدم که با یه آدمی صحبت کنم

275
00:22:39,900 --> 00:22:40,901
‫اون برگشته؟

276
00:22:59,711 --> 00:23:00,712
‫فکر میکنی...

277
00:23:01,672 --> 00:23:05,926
‫زنده بودن کستل اتفاقات اینجا رو توجیه میکنه؟

278
00:23:06,009 --> 00:23:08,804
‫آدمایی مُردن. چیزی اینو توجیه نمیکنه

279
00:23:14,100 --> 00:23:17,563
‫،اما اگه به حرف من گوش میکردن
‫شاید هنوز زنده بودن

280
00:23:17,646 --> 00:23:20,231
‫تو اون آدما رو به انبار بردی، نه کس دیگه ای

281
00:23:20,315 --> 00:23:22,776
‫تو نقشه های جنگی دروغین رو پرونده کردی

282
00:23:22,859 --> 00:23:25,571
‫داشتی چیو مخفی میکردی دینا؟
‫و از کی؟

283
00:23:30,576 --> 00:23:32,744
‫میدونستم که فرانک کستل زنده ست.
‫این موضوع رو چند وقتی میدونستم

284
00:23:32,828 --> 00:23:35,038
‫اون محموله اسلحه رو از
‫یونانی ها دزدید

285
00:23:35,121 --> 00:23:36,414
‫چرا اینو بهم نگفتی؟

286
00:23:36,498 --> 00:23:38,017
‫چون کستل به قندهار مرتبطه

287
00:23:38,041 --> 00:23:40,252
‫،و هر سرنخی که من پیدا کردم
‫آخرش به مُرده تبدیل شده

288
00:23:40,586 --> 00:23:42,337
‫بعد یه میکروفون توی دفترم پیدا کردم

289
00:23:44,005 --> 00:23:45,006
‫نمایش تمومه

290
00:23:54,599 --> 00:23:57,185
‫وقتی پیداش کردم منم شبیه تو بودم

291
00:23:58,562 --> 00:24:02,023
‫من و استاین یه نمایش رادیویی
‫برای هر کی داشت گوش میکرد، بازی کردیم

292
00:24:03,024 --> 00:24:04,818
‫تظاهر کردیم که تو پرونده
‫کستل یه سرنخ داریم

293
00:24:04,901 --> 00:24:07,237
‫و منتظر موندیم ببینیم که
‫کی میخواد اون رو بکشه

294
00:24:07,320 --> 00:24:09,615
‫و هیچوقت به ذهنتون خطور نکرد
‫که این رو گزارش بدین؟

295
00:24:09,698 --> 00:24:11,992
‫آره. درست مثل زبیر و اون ویدئو

296
00:24:12,075 --> 00:24:14,578
‫ما اون رو طبق دستورات سازمانی
‫فرستادیم و ببین چی شد

297
00:24:15,662 --> 00:24:18,099
‫ما نمیدونستیم چه کس دیگه ای ممکنه
‫که تو اداره مون در خطر باشه

298
00:24:18,123 --> 00:24:19,708
‫میتونستی بیای پیش من

299
00:24:21,042 --> 00:24:24,755
‫- خدا لعنتت کنه دینا
‫- این خیلی عمیقه، رافی

300
00:24:25,338 --> 00:24:28,175
‫سازمان اطلاعات مرکزی [سیا]، آژانس امنیت
‫ملی [ان‌اِس‌ای]، خودمون و شاید هم وزارت دفاع

301
00:24:28,258 --> 00:24:30,552
‫مقصودم اینه اون هایی که تیم من
‫رو کشتن، خیلی حرفه ای بودن

302
00:24:30,636 --> 00:24:32,053
‫مثل یه چاقو ما رو از وسط بریدن

303
00:24:32,137 --> 00:24:34,598
‫برای چی؟ چی دارین؟

304
00:24:35,348 --> 00:24:37,768
‫نیمه این شهر میخوان که کستل رو بکشن

305
00:24:37,851 --> 00:24:39,686
‫شاهدت، اگه که بتونی هم پیداش کنی...

306
00:24:40,228 --> 00:24:43,356
‫یه تروریست دیوانه ست که قصد
‫منفجر کردن این شهر رو داره

307
00:24:44,357 --> 00:24:46,943
‫برای این آشفته بازار
‫فقط همینا رو داری؟

308
00:24:47,903 --> 00:24:50,071
‫یه شاهد دیگه به همراه یه اسم دارم

309
00:24:50,947 --> 00:24:54,075
‫مامور سیایی زُبیر رو کشته

310
00:24:55,619 --> 00:24:57,495
‫ویلیام رالینز

311
00:25:00,498 --> 00:25:02,000
‫شوخی میکنی؟

312
00:25:02,083 --> 00:25:04,628
‫اون رئیس ماموریت های مخفیه

313
00:25:04,711 --> 00:25:06,504
‫اون یه قاتل عوضیه

314
00:25:14,304 --> 00:25:16,097
‫مظنونین مرده از عملیات کوچیک تو

315
00:25:17,015 --> 00:25:19,851
‫همه شون از نیروهای ویژه سابقن، مزدورین

316
00:25:33,949 --> 00:25:35,325
‫این لازمت میشه

317
00:26:12,070 --> 00:26:14,615
‫- سلام
‫- برگشتی سرکار

318
00:26:14,698 --> 00:26:18,409
‫- آره
‫- و برات خوبه؟

319
00:26:18,493 --> 00:26:20,036
‫خب، گذر زمان معلوم میکنه

320
00:26:20,120 --> 00:26:22,538
‫خب من اینجوری فکر میکنم.
‫خیلی عالیه

321
00:26:23,456 --> 00:26:26,167
‫دیدنت مایه مسرته. دوست داشتم
‫بیشتر ببینمت اما

322
00:26:26,251 --> 00:26:30,922
‫یجورایی سرم شلوغه. باید از
‫این سناتوره محافظت کنم، پس...

323
00:26:31,006 --> 00:26:33,091
‫خب، تو خودت کار وطنی میخواستی

324
00:26:33,174 --> 00:26:36,720
‫خب، جنگ ها برای همیشه که
‫باقی نمی مونن. حداقل اینجوری امیدواریم

325
00:26:37,304 --> 00:26:38,930
‫آره، حقیقتش برای همین اومدم

326
00:26:39,430 --> 00:26:43,518
‫در مورد چندتا از افرادت باهات
‫صحبت کنم؛ کارهایی که تو خاک وطن میکنن

327
00:26:52,653 --> 00:26:54,487
‫اینا کسایی هستن که افراد منو کشتن

328
00:26:55,822 --> 00:26:56,822
‫خیله خب

329
00:26:57,783 --> 00:26:59,034
‫همه شون برای تو کار میکردن

330
00:27:02,078 --> 00:27:04,580
‫- آره
‫- لعنتی، متاسفم

331
00:27:09,002 --> 00:27:10,920
‫همین؟ همینو برای گفتن داری؟

332
00:27:11,630 --> 00:27:13,006
‫برای تو کار میکردن

333
00:27:13,589 --> 00:27:16,092
‫آره درسته. خیلی وقت پیش

334
00:27:16,176 --> 00:27:18,887
‫و برای بیست تا جای دیگه هم کار میکردن.
‫احتمالا هم خارجی هم داخلی

335
00:27:18,970 --> 00:27:22,140
‫اینجور سربازا برای پول خوب
‫زیر هر پرچمی بشه کار میکنن

336
00:27:22,223 --> 00:27:24,600
‫چهارتا از چهارتا، یه جورایی تصادفه

337
00:27:26,019 --> 00:27:27,645
‫آره گوش کن...

338
00:27:27,729 --> 00:27:30,231
‫اینجور نیست که این آدما روی
‫کارت کریسمس من باشن. باشه؟

339
00:27:30,315 --> 00:27:32,358
‫کسایی که برای من کار
‫میکنن، میرن و میان

340
00:27:32,442 --> 00:27:33,711
‫این طبیعت کار منه

341
00:27:33,735 --> 00:27:36,446
‫و آره، بعضی وقت ها
‫اونا حد و مرزها رو رد میکنن

342
00:27:36,529 --> 00:27:39,157
‫دولت هایی که ازشون خوشمون
‫نمیاد و کارهای مجرمانه

343
00:27:39,240 --> 00:27:42,410
‫،و اگه من در این مورد بفهمم
‫دیگه دوباره استخدامشون نمی کنم

344
00:27:49,625 --> 00:27:53,296
‫شماها داشتین چیکار میکردین که...
‫راهتون به راه اینا خورد؟

345
00:27:55,673 --> 00:27:56,674
‫چیه؟

346
00:27:58,218 --> 00:28:01,262
‫واقعا فکر میکنی که من
‫ربطی به این قضیه داشتم؟

347
00:28:01,346 --> 00:28:02,472
‫نفر پنجم در رفت

348
00:28:04,099 --> 00:28:07,728
‫کسی که استاین رو کشت. میتونی
‫حدس بزنی که اون کی بوده؟

349
00:28:12,315 --> 00:28:15,151
‫میتونم برات پرس و جو کنم... ببینم
‫که با کیا میپرن

350
00:28:15,861 --> 00:28:19,823
‫خیلی دوست دارم بیشتر در این مورد
‫باهات صحبت کنم اما واقعا باید برم

351
00:28:21,491 --> 00:28:24,953
‫- چطوره امشب بیام پیشت؟
‫- نه ایده خوبی نیست

352
00:28:25,912 --> 00:28:30,583
‫یا خدا، اگه میخوای حس آدم بده
‫رو پیدا کنم، خب تبریک میگم

353
00:28:34,212 --> 00:28:37,465
‫اگه روزنامه ها درست بگن، تو داری از
‫سناتور در مقابل رفیق قدیمیت محافظت میکنی

354
00:28:39,926 --> 00:28:41,427
‫آماده ای تا کستل رو نابود کنی؟

355
00:28:43,346 --> 00:28:46,558
‫- اگه مجبور باشم، آره
‫- کستل یه تروریست ـه. باورت میشه؟

356
00:28:48,727 --> 00:28:52,522
‫من فکر میکنم اگه که یک سگ
‫رو خیلی بزنی، اون دیونه میشه

357
00:28:52,605 --> 00:28:54,941
‫،دیگه مهم نیست قبلا چقدر خوب بوده
‫بعد اون اتفاق

358
00:28:55,025 --> 00:28:57,485
‫سگی که قبلا میشناختیش، دیگه برنمیگرده

359
00:28:58,444 --> 00:29:02,323
‫باور کن که اگه بهت بگم که امروز
‫،کستل سراغ آدم من نیاد

360
00:29:02,407 --> 00:29:04,367
‫هیچکسی بیشتر از من آسوده خاطر نمیشه

361
00:29:06,953 --> 00:29:10,040
‫فکر میکنم، این طبیعت زندگی هاییه که ما انتخاب میکنیم؛

362
00:29:11,833 --> 00:29:13,043
‫گرفتن انتخاب های سخت

363
00:29:14,210 --> 00:29:15,503
‫یاد باهاشون کنار بیایم، یا باید بریم

364
00:29:18,757 --> 00:29:21,718
‫- عقاب یک، عقاب دو. ۱۰-۴۵
‫- عقاب دو، امنه

365
00:29:23,719 --> 00:29:26,514
‫- عقاب یک، دریافت شد
‫- همه چی روبراهه؟

366
00:29:26,597 --> 00:29:27,598
‫باید برم

367
00:29:33,980 --> 00:29:35,624
‫واحدهای در دسترس به عقاب یک گزارش بدن

368
00:29:35,648 --> 00:29:37,650
‫- شاید یه مشکلی داشته باشیم
‫- دریافت شد

369
00:30:04,094 --> 00:30:05,220
‫راه پله اِی، امنه

370
00:30:28,076 --> 00:30:29,828
‫عجله کن! باید بریم!

371
00:30:39,963 --> 00:30:43,049
‫کستل تفنگ ت رو بنداز!

372
00:30:45,510 --> 00:30:47,512
‫این تقصیر من نیست، مادانی. هیچکدومش

373
00:30:47,595 --> 00:30:50,265
‫حرفتو باور میکنم اما الان تفنگ ت رو بنداز

374
00:30:51,516 --> 00:30:54,978
‫این اتفاق نمیفته. فقط باید
‫بیخیال این بشی

375
00:30:55,896 --> 00:30:58,064
‫نه. نه من بیخیال ش نمیشم

376
00:30:59,524 --> 00:31:03,611
‫تو دادگاه وایمیستی و در
‫مورد سربروس به دنیا میگی

377
00:31:03,694 --> 00:31:07,282
‫در مورد رالینز و همه چی. ما هر
‫دو دنبال آدمای مشابه ای هستیم، فرانک

378
00:31:09,325 --> 00:31:10,660
‫یه چیز مشترک رو میخوایم

379
00:31:10,743 --> 00:31:13,872
‫با یکی از آشناهای من صحبت کردی، آره؟

380
00:31:22,713 --> 00:31:23,714
‫خیله خب

381
00:31:29,095 --> 00:31:31,139
‫زانو میزنی و دستات رو پشت سرت میزاری

382
00:31:31,222 --> 00:31:34,184
‫میخوای به من شلیک کنی. خب
‫شلیک کن. آره؟

383
00:31:34,976 --> 00:31:36,686
‫من از اون پله ها پائین میرم

384
00:31:38,897 --> 00:31:40,356
‫تو هر کاری میخوای بکن

385
00:31:52,077 --> 00:31:54,787
‫- داری چیکار میکنی؟ وایستا!
‫- اون میخواست بهت شلیک کنه!

386
00:31:54,870 --> 00:31:57,123
‫این زندانی منه، روسو!

387
00:32:01,002 --> 00:32:04,214
‫همونجا وایستا. وگرنه به
‫جرم مداخله زندانیت میکنم

388
00:32:10,095 --> 00:32:12,055
‫چرا هنوز تفنگ ت روی من نشونه گرفتی؟

389
00:32:12,138 --> 00:32:14,182
‫میخوام که جونت رو نجات بدم!

390
00:32:14,265 --> 00:32:15,266
‫بیل؟

391
00:32:15,766 --> 00:32:20,355
‫من مامور فدرالم که بهت دستور
‫میدم اسلحه ت رو بندازی!

392
00:32:22,941 --> 00:32:24,525
‫لازم نیست تو صدمه ببینی

393
00:32:29,239 --> 00:32:30,490
‫این قضیه با اون خاک میشه

394
00:32:34,285 --> 00:32:35,745
‫کستل عقب بمون

395
00:32:41,001 --> 00:32:42,335
‫جنگ بود، دینا

396
00:32:43,669 --> 00:32:45,671
‫و تنها اشتباه توی جنگ، باختنه!

397
00:32:45,755 --> 00:32:47,090
‫چیکار کردی؟

398
00:32:54,514 --> 00:32:55,556
‫از دیدم برو

399
00:32:57,058 --> 00:32:58,393
‫طبقه پائین، همین الان!

400
00:32:59,019 --> 00:33:00,520
‫برین! برین! برین!

401
00:33:00,603 --> 00:33:02,188
‫تو استاین رو کشتی

402
00:33:03,523 --> 00:33:05,763
‫حرکت کنین!

403
00:33:06,442 --> 00:33:08,712
‫- دستات روی سرت بزار!
‫- بخواب روی زمین!

404
00:33:08,736 --> 00:33:11,947
‫- همین الان! بخواب روی زمین!
‫- همین الان اسلحه ت رو بنداز!

405
00:33:12,032 --> 00:33:14,117
‫دستای لعنتیت رو نشونم بده!

406
00:33:14,200 --> 00:33:15,285
‫روی زمین!

407
00:33:15,368 --> 00:33:17,078
‫من مامور...

408
00:33:18,329 --> 00:33:20,040
‫آرزو میکنی که ای کاش بهم شلیک کرده بودی!

409
00:33:21,374 --> 00:33:22,958
‫روی زمین!

410
00:33:24,085 --> 00:33:25,128
‫حرکت نکن عوضی!

411
00:33:31,676 --> 00:33:33,386
‫میخوای بگی که چرا تو و روسو

412
00:33:33,469 --> 00:33:35,555
‫،روی هم نشونه رفته بودین
‫بجای اینکه کستل رو نشونه بگیرین؟

413
00:33:36,931 --> 00:33:39,059
‫- تضاد عقیده
‫- از تفنگ هاتون تیر در رفته بود

414
00:33:39,142 --> 00:33:41,394
‫- باید کستل رو متوقف میکردم
‫- روسو باید همینکارو میکرد

415
00:33:41,477 --> 00:33:42,871
‫آره. اونم احتمالا همین رو بهت گفته

416
00:33:42,895 --> 00:33:45,981
‫نه، افسرهای پلیس گفتن که یه
‫مشاجره با اسحله بین تو و روسو دیدن

417
00:33:46,066 --> 00:33:48,651
‫اوضاع تحت کنترلم بود

418
00:33:48,734 --> 00:33:51,654
‫با وجود اینکه روسو سعی در
‫شلیک کردن به زندانی من داشت

419
00:33:51,737 --> 00:33:56,242
‫خب میتونم زاویه دیده ش رو درک کنم.
‫کستل همین الان چندتا از افراد روسو رو کشته

420
00:33:57,702 --> 00:33:59,662
‫مدرک واقعی در رابطه
‫با این موضوع داری کارآگاه؟

421
00:33:59,745 --> 00:34:01,747
‫جهات و حرکات گلوله؟ شواهد؟

422
00:34:02,748 --> 00:34:05,626
‫چند نفر میگن که کستل
‫امروز اصلا آدمی رو کشته؟

423
00:34:06,878 --> 00:34:08,963
‫چرا اینقدر مطمئنی که اون بیگناهه، هان؟

424
00:34:09,380 --> 00:34:11,466
‫زودباش، کمک کن بفهمم

425
00:34:11,549 --> 00:34:14,719
‫،میخوای که قضیه اصلی رو ببینم
‫پس یه راهنمایی کن

426
00:34:15,636 --> 00:34:18,514
‫فکر نمیکنم که بیشتر از من فکر کنی
‫که کستل یه تروریست ـه

427
00:34:19,515 --> 00:34:21,392
‫سوال اینجاست که کارآگاه ماهونی...

428
00:34:22,143 --> 00:34:24,854
‫کسی حاضر به دادن یه شانس اثبات حقیقت به اون هست...

429
00:34:25,271 --> 00:34:26,731
‫قبل اینکه بهش شلیک کنه؟

430
00:34:31,861 --> 00:34:33,362
‫نگفتم که میتونی بری

431
00:34:35,323 --> 00:34:36,532
‫اما در هر صورت میرم

432
00:34:46,667 --> 00:34:49,129
‫- میتونم قرضش بگیرم؟
‫- کارآگاه میخواد باهاش صحبت کنه

433
00:34:49,212 --> 00:34:51,046
‫- دستگیرش کردین؟
‫- نه

434
00:34:51,130 --> 00:34:53,591
‫پس خانم پیج هر وقت آماده
‫باشه باهاتون صحبت میکنه

435
00:34:56,219 --> 00:34:58,054
‫شاید بهتر باشه منم
‫یکی از اونا بگیرم

436
00:35:00,473 --> 00:35:02,850
‫خدایا، چه روزی شد

437
00:35:02,933 --> 00:35:04,810
‫روزهای بهتری هم بوده

438
00:35:09,440 --> 00:35:12,193
‫من و تو یه وقتی یه گفتگویی
‫در مورد اعتماد داشتیم کارن

439
00:35:13,278 --> 00:35:16,864
‫"داستانی که زیر داستان اصلیه"
‫یادت میاد؟

440
00:35:17,573 --> 00:35:18,573
‫به طور واضح!

441
00:35:21,119 --> 00:35:25,123
‫اون روز میدونستی که فرانک کستل
‫زنده ست اما چیزی به من نگفتی

442
00:35:26,207 --> 00:35:27,959
‫فکر میکردم تو همین کارو با من کردی

443
00:35:34,257 --> 00:35:37,635
‫نیگا، آدمای زیادی
‫وجود دارن که مرده فرانک رو میخوان

444
00:35:37,718 --> 00:35:40,513
‫آدمای قدرتمندی که از قضیه
‫امروز بعنوان یه بهانه ای برای

445
00:35:40,596 --> 00:35:42,765
‫شکار و کشتن اون استفاده میکنن

446
00:35:43,266 --> 00:35:45,268
‫- نمیخوام همچین اتفاقی بیفته
‫- کیا؟

447
00:35:46,602 --> 00:35:48,813
‫مامور، اگه میدونی که کیا میخوان
‫بکشنش، پس یه کاری بکن

448
00:35:48,896 --> 00:35:50,565
‫به این سادگیا نیست

449
00:35:51,482 --> 00:35:52,692
‫به فرانک احتیاج دارم

450
00:35:54,652 --> 00:35:57,238
‫شما دوتا یه رابطه ای
‫باهم دارین، اینو میدونم

451
00:35:58,364 --> 00:36:02,243
‫اگه میدونی اون کجائه، یا چطوری
‫باهاش تماس برقرار کنم، لطفا بگو

452
00:36:02,327 --> 00:36:04,287
‫من بهترین شانسی هستم که اون داره

453
00:36:14,422 --> 00:36:16,131
‫فرانک آدمی نیست که اونا میگن

454
00:36:18,384 --> 00:36:19,385
‫جون من رو نجات داد

455
00:36:20,220 --> 00:36:21,429
‫دوباره!

456
00:36:21,512 --> 00:36:24,056
‫خب، اینم یه تفاهم دیگه

457
00:36:26,226 --> 00:36:27,393
‫حالا، برو یکم استراحت کن

458
00:36:32,773 --> 00:36:34,493
‫هی! هی! من یه بمب دارم!

459
00:36:34,525 --> 00:36:36,235
‫یه بمب دارم!

460
00:36:38,279 --> 00:36:40,199
‫- هی! نزدیک تر از این نیاین!
‫- نه

461
00:36:40,240 --> 00:36:41,699
‫- نه. اون بمب داره
‫- آروم

462
00:36:41,782 --> 00:36:43,326
‫اون یه بمب داره! وایستین!

463
00:36:43,409 --> 00:36:45,286
‫به حرفاش گوش کنین! اگه بهم
‫شلیک کنین، میریم هوا!

464
00:36:45,370 --> 00:36:48,414
‫هی! به چیزمم نیست! میریم هوا!

465
00:36:48,498 --> 00:36:50,458
‫همینجا وایستا

466
00:37:23,408 --> 00:37:24,409
‫لوییس...

467
00:37:26,244 --> 00:37:29,330
‫لوییس. نقشه ت چیه؟
‫الان چیکار کنیم، هان؟

468
00:37:29,414 --> 00:37:31,874
‫مثل یه سرباز منتظر بمون"
‫"مثل یه سرباز منتظر بمون

469
00:37:31,957 --> 00:37:34,252
‫- من خیلی ترسیدم. باشه؟
‫- مثل یه سرباز"...

470
00:37:34,335 --> 00:37:35,878
‫اگه باهوش باشیم میتونیم
‫قسر در بریم

471
00:37:35,961 --> 00:37:38,756
‫- "مثل یه سرباز منتظر بمون"
‫- شرط میبندم پلیس ها اینجا رو محاصره کردن

472
00:37:38,839 --> 00:37:40,258
‫من تسلیم نمیشم

473
00:37:40,341 --> 00:37:42,510
‫زندون نمیرم. فقط باید یکم فکر کنم!

474
00:37:42,593 --> 00:37:44,345
‫- دیگه لازم نیست کس دیگه ای بمیره
‫- خفه شو!

475
00:37:44,429 --> 00:37:45,429
‫خیله خب

476
00:37:55,022 --> 00:37:58,901
‫به یاد داشته باش که فرار کردن از یه مبازه، آخرش تباهیه"

477
00:38:01,779 --> 00:38:04,407
‫پس راه رو باز کنین، دراز بکشین
‫و محکم بشینید

478
00:38:05,074 --> 00:38:08,578
‫و مثل یه سرباز منتظر نیروی کمکی باشین

479
00:38:09,287 --> 00:38:12,957
‫"منتظر بمونین. مثل یه سرباز منتظر بمونین

480
00:38:18,921 --> 00:38:20,506
‫گروهبان تمرین مون میداد

481
00:38:23,258 --> 00:38:26,846
‫یادش گرفتم تا یهو توی خوابم هم
‫شنیدمش. که توی سرم زمزمه میشد

482
00:38:28,597 --> 00:38:30,933
‫توی مبارزه با اسلحه، تنها چیزیه
‫که به فکرش میفتم

483
00:38:39,400 --> 00:38:41,026
‫همه چی تموم شده، لوییس. لازم نیست...

484
00:38:42,695 --> 00:38:45,406
‫- دیگه مجبور نیستی به کس دیگه ای صدمه بزنی
‫- برات چندتا نامه نوشتم

485
00:38:46,240 --> 00:38:47,908
‫،میتونستی قسمتی از راه حل باشی

486
00:38:47,992 --> 00:38:50,035
‫اما انتخاب کردی که بخشی از مشکل باشی

487
00:38:50,119 --> 00:38:53,038
‫فکر میکردم تو با بقیه فرق داری

488
00:38:53,122 --> 00:38:56,459
‫فکر میکردم تو... درک کردی

489
00:38:56,542 --> 00:39:00,338
‫متاسفم. متاسفم. کمکم کن، باشه؟
‫کمکم کن تا درک کنم

490
00:39:01,672 --> 00:39:04,884
‫خیله خب؟ و بعدش میریم. خب...
‫بعد به بقیه میگیم. باشه؟ فقط...

491
00:39:06,218 --> 00:39:07,470
‫اگه مُرده باشیم نمیتونیم
‫همچین کاری رو انجام بدم

492
00:39:09,096 --> 00:39:11,015
‫مادام اینکه تو و

493
00:39:12,725 --> 00:39:14,769
‫این بمب رو دارم...

494
00:39:16,521 --> 00:39:18,230
‫- برام مشکلی پیش نمیاد
‫- نیازی به اون نداری

495
00:39:18,313 --> 00:39:21,066
‫تو به اون...

496
00:39:21,150 --> 00:39:23,903
‫،هی! هر کی بخواد بیاد تو
‫قسم میخورم بمب رو منفجر کنم!

497
00:39:23,986 --> 00:39:25,446
‫ویلسون!

498
00:39:25,530 --> 00:39:26,739
‫- مسلح نیستم
‫- هی!

499
00:39:26,822 --> 00:39:27,883
‫- خیله خب
‫- مسلح نیستم

500
00:39:27,907 --> 00:39:30,993
‫عقب وایستا! اگه یه قدم دیگه برداری
‫به عیسی مسیح قسم میخورم که بمب رو منفجر کنم!

501
00:39:32,202 --> 00:39:34,414
‫همه دنیا فکر میکنن که ما
‫اینکارو باهم کردیم، بچه جون!

502
00:39:38,793 --> 00:39:41,504
‫هی! هی! عقب وایستا

503
00:39:46,175 --> 00:39:48,093
‫میدونی بچه جون، شاید تو درست میگفتی

504
00:39:48,928 --> 00:39:50,846
‫شاید من و تو یه جوریم

505
00:39:53,182 --> 00:39:54,934
‫شاید این راهه اتمام این قضایاست

506
00:39:55,017 --> 00:39:59,021
‫فقط... من و تو باشیم. درسته؟
‫فقط خودم و خودت و یه بمب!

507
00:40:00,189 --> 00:40:02,525
‫زودباش بچه جون. بیا همینکارو
‫کنیم. باشه؟ بیا همینکارو کنیم!

508
00:40:05,653 --> 00:40:09,156
‫وقتی با کرتیس بودیم، بهم گفتی
‫که سیم سفید رو بکشم

509
00:40:09,740 --> 00:40:11,158
‫تو کار درست رو کردی، بچه جون

510
00:40:13,828 --> 00:40:15,162
‫دوباره میتونی همینکارو بکنی

511
00:40:16,789 --> 00:40:17,790
‫اون رو ول کن

512
00:40:18,833 --> 00:40:20,918
‫- اینکارو بکن...
‫- هی! هی! عقب وایستا

513
00:40:21,001 --> 00:40:22,587
‫- برگرد عقب!
‫- خدا لعنتت کنه، بچه جون!

514
00:40:22,670 --> 00:40:24,439
‫پدرت بهت یاد نداده که
‫به یه زن صدمه نزنی؟

515
00:40:24,463 --> 00:40:26,465
‫پدرم هیچ ربطی به این قضیه نداره

516
00:40:27,216 --> 00:40:30,136
‫همون لحظه ای که اون بمبه منفجر
‫شد، تو پدرت رو دخیل کردی

517
00:40:31,554 --> 00:40:33,639
‫یه روزی، که زیاد دور نیست
‫اون از خواب بیدار میشه

518
00:40:33,723 --> 00:40:35,975
‫میره بیرون خونه

519
00:40:36,058 --> 00:40:38,894
‫و کلمه "تروریست" رو روی
‫ماشین ش میبینه که رنگ شده

520
00:40:38,978 --> 00:40:42,356
‫صندوق پستیش پُر از نامه های تنفر
‫آمیز و تهدید به مرگ میشه

521
00:40:42,440 --> 00:40:43,858
‫اون دیگه بیخیال زندگی میشه

522
00:40:43,941 --> 00:40:46,861
‫دوستاش، خانواده اش، دیگه
‫دور و برش نمیان

523
00:40:46,944 --> 00:40:49,614
‫تلفنش دیگه زنگ نمیخوره. اون
‫تنها میشه، لوییس

524
00:40:49,905 --> 00:40:51,031
‫اون عذاب میکشه!

525
00:40:51,115 --> 00:40:53,033
‫فقط...

526
00:40:53,993 --> 00:40:57,162
‫پدرت و زندگیش... دیگه تباه شده

527
00:40:59,790 --> 00:41:01,083
‫من میدونم اون چجوریاست

528
00:41:02,126 --> 00:41:03,836
‫من و تو شبیه به همیم

529
00:41:03,919 --> 00:41:06,964
‫ما سعی به تظاهر این میکنیم
‫که یه چیز دیگه ای هم هست، یه چیز باشرافت

530
00:41:07,548 --> 00:41:09,258
‫برادران هم آغوش، درسته؟

531
00:41:09,675 --> 00:41:13,220
‫ما سعی میکنیم که یه تصوری از دنیایی
‫بسازیم که میتونیم توش دووم بیاریم

532
00:41:13,513 --> 00:41:16,056
‫ما مخلوقات عادت هستیم، لوییس. درسته؟

533
00:41:16,140 --> 00:41:19,101
‫دوست داریم یه کاری رو بارها
‫و بارها انجام بدیم

534
00:41:23,856 --> 00:41:26,776
‫قضیه ما مثل زن ها و کیف هاشون میمونه. درسته؟

535
00:41:26,859 --> 00:41:28,068
‫منظورم اینه، نگاش کن

536
00:41:29,069 --> 00:41:32,698
‫،بعد این همه اتفاقی که براش افتاده
‫هنوز اون کیف رو دور گردنش داره

537
00:41:33,532 --> 00:41:37,244
‫خانم پیج، مطمئنم که همه چیز
‫رو توی اون کیف دارین. درسته؟

538
00:41:38,370 --> 00:41:39,370
‫آره

539
00:41:42,041 --> 00:41:44,293
‫لوییس تو مخلوق عادتی، اگه
‫که قبلا همچین چیزی دیده باشم

540
00:41:46,086 --> 00:41:48,422
‫همین الان کارن! همین الان!

541
00:42:04,564 --> 00:42:08,818
‫وقتی زخمی شدی و"
‫توی دشت های افغانستان رها

542
00:42:09,401 --> 00:42:13,656
‫و زنی بیرون میاد تا باقی مونده هات رو از بین ببره

543
00:42:15,991 --> 00:42:19,537
‫فقط به سمت تفنگت خیز بخور...

544
00:42:20,495 --> 00:42:24,166
‫"و مغزت رو بیرون بپاش

545
00:42:25,793 --> 00:42:28,503
‫لعنتی لعنتی لعنتی. فرانک باید بریم.
‫باید همین الان بریم!

546
00:42:28,588 --> 00:42:30,339
‫- کارن برو بیرون
‫- فرانک؟

547
00:42:30,422 --> 00:42:32,592
‫- کارن برو! همین الان برو!
‫- راه نداره! زودباش!

548
00:42:32,675 --> 00:42:34,635
‫"و به سمت خدات قدم بردار"

549
00:42:34,719 --> 00:42:36,303
‫همینه بچه جون. میتونی انجامش بدی

550
00:42:36,386 --> 00:42:38,097
‫مثل یه سرباز"

551
00:42:39,098 --> 00:42:43,268
‫"برو. برو، مثل یه سرباز برو

552
00:43:15,843 --> 00:43:17,011
‫خوبی؟

553
00:43:24,059 --> 00:43:25,853
‫لعنتی

554
00:43:30,691 --> 00:43:31,692
‫زودباش

555
00:43:32,860 --> 00:43:35,529
‫هی!

556
00:43:46,832 --> 00:43:48,685
‫- راه پله شرقی
‫- دریافت شد

557
00:43:48,709 --> 00:43:49,877
‫شلیک نکنین!

558
00:43:51,003 --> 00:43:53,255
‫- شلیک نکنین. شلیک نکنین
‫- شلیک نکنین!

559
00:43:54,298 --> 00:43:55,800
‫عقب وایستین. همه شلیک نکنن

560
00:44:01,931 --> 00:44:03,057
‫ولش کن کستل

561
00:44:06,393 --> 00:44:07,853
‫راهی برای قسر در رفتن از این ماجرا نیست

562
00:44:07,936 --> 00:44:10,096
‫کل ساختمون محاصر شده

563
00:44:23,243 --> 00:44:24,286
‫خدا لعنتت کنه!

564
00:44:26,789 --> 00:44:28,999
‫توی هر طبقه یه نفر میخوام!
‫حرکت کنین! حرکت کنین!

565
00:44:51,563 --> 00:44:53,273
‫خیله خب

566
00:45:06,704 --> 00:45:08,664
‫فرانک. فرانک...

567
00:45:33,981 --> 00:45:35,565
‫برو. برو

568
00:45:46,076 --> 00:45:47,077
‫مراقب خودت باش

569
00:45:48,078 --> 00:46:00,078
‫«ارائــه‌ای از مــرتضــی نـمــا»
‫«MortezaDead»

570
00:46:05,470 --> 00:46:08,974
‫خب، بعد اینکه ویلسون خودش رو منفجر کرد

571
00:46:09,058 --> 00:46:12,311
‫کستل، که طبق گفته تو
‫قهرمان داستان مونه

572
00:46:12,394 --> 00:46:14,188
‫با تفنگ خودت، تو رو گروگان گرفت؟

573
00:46:14,897 --> 00:46:17,858
‫- راستش تفنگ من نیست
‫- و بعد تفنگ رو بهت برگردوند؟

574
00:46:17,942 --> 00:46:19,609
‫شبیه به کارهای یه تروریست
‫نمی مونه. درسته؟

575
00:46:21,946 --> 00:46:24,406
‫فکر میکنم هر دومون میدونیم
‫که اون امروز جون خیلیا رو نجات داد

576
00:46:25,240 --> 00:46:26,533
‫تو کمک کردی که کستل فرار کنه

577
00:46:27,701 --> 00:46:29,203
‫باید برای این دستگیرت کنم

578
00:46:30,871 --> 00:46:34,499
‫،اگه که کستل تروریسته
‫پس منم یه قربانی ام

579
00:46:38,753 --> 00:46:40,714
‫هر دومون میدونیم که این حقیقت نداره

580
00:46:42,132 --> 00:46:43,300
‫بله، میدونیم

581
00:46:46,053 --> 00:46:47,054
‫اون کجاست؟

582
00:46:48,055 --> 00:46:50,891
‫حقیقتش... نمیدونم

583
00:46:53,602 --> 00:46:55,322
‫واقعا فکر میکنی که کستل از
‫اونجور آدمایی که وارد یه ساختمونی

584
00:46:55,395 --> 00:46:58,523
‫بشه که نمیدونه چجوری ازش بیرون بره؟

585
00:46:59,524 --> 00:47:05,524
‫«دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم»
‫«NightMovie.TV»

586
00:47:06,525 --> 00:47:10,525
‫«ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک»
‫«LiLMeDiA.TV»

