‫﻿۱
00:01:03,521 --> 00:01:07,150
‫نیازی نبود. و متوجه نمیشم چرا اعتراف نمی‌کنی

2
00:01:07,233 --> 00:01:09,319
‫یه مامور آموزش دیده باید بتونه بدون کمک

3
00:01:09,402 --> 00:01:11,237
‫خودشو از ماشین خارج کنه

4
00:01:11,446 --> 00:01:14,031
‫- چه ماشین چَپ شده باشه چه نه
‫- بازم رفتیم سراغ اون بحث، هان؟

5
00:01:14,491 --> 00:01:16,701
‫آره، چون باید حرفامو بشنوی

6
00:01:16,784 --> 00:01:18,786
‫شنیدم. انقدر شنیدم حالم داره بهم می‌خوره

7
00:01:18,870 --> 00:01:21,539
‫می‌دونی مشکلت چیه؟
‫فکر می‌کنی همیشه حق با توئه

8
00:01:21,623 --> 00:01:24,626
‫چیزی که می‌خوای اینه که به این موضوع
‫اعتراف کنم ولی همچین اتفاقی نمیافته

9
00:01:24,709 --> 00:01:27,212
‫بنظرت این حقیقت
‫که مدنی می‌دونه زنده‌ای مساله‌ی مهمی نیست؟

10
00:01:27,295 --> 00:01:29,881
‫بیخیال، بیهوش بود رفیق. می‌خواستی چیکار کنم؟

11
00:01:29,964 --> 00:01:33,135
‫اگه بیهوش بود، قیافه‌تو نمی‌دید

12
00:01:33,218 --> 00:01:35,378
‫خیلی‌خب، اولش بیهوش بود ولی بعدش بیهوش نبود

13
00:01:35,428 --> 00:01:40,350
‫چی؟ باشه. بذار ببینم...
‫الان وضعیت زندگیمون خیلی پیچیده‌تر شده

14
00:01:40,433 --> 00:01:43,645
‫اگه امنیت ملی
‫اسمت رو وارد سیستم کنه، بذار ازت بپرسم

15
00:01:43,728 --> 00:01:45,688
‫چقدر طول می‌کشه تا مامور اورنج خبردار بشه؟

16
00:01:45,772 --> 00:01:48,066
‫- شاید بهتر بود طبق نقش عمل می‌کردی
‫- فرانک...

17
00:01:50,193 --> 00:01:51,393
‫داشتی می‌رفتی سمتش

18
00:01:52,028 --> 00:01:56,241
‫این بازی مسخره‌ی
‫ابلهانه هم بخشی از نقشه بود؟

19
00:01:56,324 --> 00:01:58,951
‫اگه بگیرنت، نمی‌تونم خانواده‌مو ببینم

20
00:01:59,035 --> 00:02:00,662
‫- پس تصمیم گرفتم
‫- همین

21
00:02:01,329 --> 00:02:03,039
‫می‌خوای کاراتو انجام بدم

22
00:02:03,123 --> 00:02:05,875
‫ولی کونمو پاره می‌کنی. خیلی بی‌رحمی!

23
00:02:05,958 --> 00:02:09,129
‫به جونِ زنتم اینجوری غُر می‌زنی؟
‫منظورم اینه، مطمئنی دلش می‌خواد دوباره برگردی؟

24
00:02:09,212 --> 00:02:12,174
‫- مطمئنی؟
‫- بیخیال رفیق. بیخیال

25
00:02:12,257 --> 00:02:14,175
‫- بیخیال
‫- میرم بیرون

26
00:02:14,259 --> 00:02:16,553
‫شاید وقتی نیستم، بتونی راه‌های جدیدی

27
00:02:16,636 --> 00:02:18,721
‫برای رفتن روی مُخم پیدا کنی

28
00:02:18,805 --> 00:02:21,015
‫- کجا میری؟
‫- فکر کنم برم زنتو ببینم

29
00:02:22,725 --> 00:02:24,894
‫ببین، با این حرفت می‌خوای ناراحتم کنی

30
00:02:28,565 --> 00:02:31,609
‫مجبور نیستی همیشه‌ی خدا انقدر آدم گُهی باشی

31
00:02:40,000 --> 00:02:43,500
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV

32
00:02:43,525 --> 00:02:47,025
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت مووی
‫Nightmovie.Tv

33
00:02:47,050 --> 00:02:50,550
‫مترجمین :  مـهــرداد و پـویـــا
‫Mehrdadss & Toxicity

34
00:03:49,687 --> 00:03:53,983
‫خب، آخراش این سوال برات پیش میاد
‫وایسا ببینم، اصلاً ببرِ واقعی بود؟"

35
00:03:54,067 --> 00:03:57,111
‫یا این موضوع از خودش درآورد تا...

36
00:03:57,779 --> 00:03:58,905
‫از این قضیه قِسِر دربره"؟

37
00:03:58,988 --> 00:04:01,866
‫نظر تو چیه؟
‫توی قایق ببر بوده؟

38
00:04:02,367 --> 00:04:05,578
‫- باید خودت بررسیش کنی
‫- منصفانه‌ست. جدیده رو بده ببینم

39
00:04:07,163 --> 00:04:10,417
‫خب تو... کتاب زیاد می‌خونی، هان؟

40
00:04:11,376 --> 00:04:14,379
‫ذهنمو از مسائل دور می‌کنه. تو چی؟

41
00:04:14,462 --> 00:04:18,591
‫آره. آره. من... منم کتاب خوب دوست دارم

42
00:04:21,469 --> 00:04:22,762
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

43
00:04:24,306 --> 00:04:25,390
‫دارم نون می‌پَزم

44
00:04:26,308 --> 00:04:28,935
‫- این اسکیت‌بورد رو از کجا آوردی؟
‫- چرا؟

45
00:04:29,018 --> 00:04:31,979
‫- چون امروز صبح نداشتیش
‫- آره. ولی الان دارم

46
00:04:37,110 --> 00:04:38,110
‫عوضی

47
00:04:43,741 --> 00:04:47,203
‫اگه مکانیک میاوردیم
‫باید ۵۰۰ دلار پول می‌دادیم

48
00:04:47,287 --> 00:04:48,788
‫تازه اگه بیمه‌ت
‫تموم شده بود باید بیشتر می‌دادیم

49
00:04:48,871 --> 00:04:51,248
‫نه، می‌دونم. حق با توئه، بهمون لطف کرده

50
00:04:51,333 --> 00:04:54,294
‫پس با دعوت کردنش برای شام میشه ازش تشکر کرد

51
00:04:54,377 --> 00:04:57,339
‫- اینجوری ادبمون رو نشون میدیم
‫- ولی ما این یارو رو درست نمی‌شناسیم

52
00:04:57,422 --> 00:04:59,299
‫درسته ولی بهش میگی بیاد ماشینُ درست کنه؟

53
00:04:59,382 --> 00:05:02,093
‫خیلی‌خب. این... این منصفانه نیست. خودش اصرار کرد

54
00:05:02,176 --> 00:05:04,721
‫پس دیگه حتماً
‫باید اینکارو بکنیم و بهش احترام بذاریم

55
00:05:05,096 --> 00:05:06,138
‫- هی
‫- هی

56
00:05:06,222 --> 00:05:08,850
‫داشتیم درباره‌ی اینکه
‫چقدر ازت ممنونیم حرف می‌زدیم

57
00:05:08,933 --> 00:05:10,173
‫مامانم داشت به این فکر می‌کرد که

58
00:05:10,184 --> 00:05:13,229
‫دلش می‌خواد، می‌دونی
‫برای تشکر ازت یک‌شنبه شب دعوتت کنه

59
00:05:14,188 --> 00:05:16,149
‫خیلی لطف دارین ولی نیازی نیست

60
00:05:16,899 --> 00:05:18,901
‫،واقعاً؟ منظورم اینه
‫این کمترین کاریه که از دستم برمیاد

61
00:05:18,985 --> 00:05:22,071
‫،بنظر من وقتی یه چیزی رو خراب می‌کنی
‫خودتم باید درستش کنی، نه؟ من چراغ رو شکستم

62
00:05:22,154 --> 00:05:23,406
‫آره، با صورتت

63
00:05:23,490 --> 00:05:25,575
‫نکته‌ی ظریفی بود

64
00:05:25,658 --> 00:05:26,826
‫- این همون کتابه؟
‫- آره

65
00:05:26,909 --> 00:05:28,035
‫همون ببره، هان؟

66
00:05:28,119 --> 00:05:33,249
‫ریچل رِی نیستم ولی
‫تمام تلاشمو می‌کنم همه‌چیز خوشمزه باشه
‫[آشپز معروف آمریکایی]

67
00:05:34,000 --> 00:05:36,252
‫خیلی وقته غذای خونگی نخوردم

68
00:05:36,335 --> 00:05:38,295
‫اونم خیلی وقته که غذای خونگی درست نکرده

69
00:05:42,091 --> 00:05:43,217
‫هی، زَک؟

70
00:05:44,010 --> 00:05:46,345
‫اونو... اون ولش کن

71
00:05:52,101 --> 00:05:55,271
‫می‌دونی، باعث... باعث افتخاره، خب؟

72
00:05:55,980 --> 00:05:57,356
‫اینکه یک‌شنبه مهمونتون باشم

73
00:05:58,315 --> 00:06:01,068
‫- خوبه؟ خوبه
‫- آره. آره. حوبه

74
00:06:06,783 --> 00:06:09,994
‫از کار انداختن تجهیزات ارتباطی و پخش کردن ویدیوهامون
‫به فردی با مهارت بالا در زمینه‌ی تکنولوژی نیاز داره

75
00:06:10,077 --> 00:06:14,957
‫اگه دستگیر می‌شدن ۳۰ سال زندان
‫رو شاخش بود. چرا باید شاهد بجا بذارن؟

76
00:06:15,625 --> 00:06:17,210
‫من، به شخصه خوشحالم که اینکارو کردن

77
00:06:18,920 --> 00:06:20,922
‫به مادرت گفتم خونه نگهت داره

78
00:06:21,714 --> 00:06:23,466
‫اگه حالتو بهتر می‌کنه باید بگم تلاششو کرد

79
00:06:25,176 --> 00:06:28,638
‫چرا باید به حرف اون گوش بدی؟
‫یا حرفای هر کس دیگه

80
00:06:30,306 --> 00:06:31,849
‫می‌دونی، عاشق اون ماشین بودم

81
00:06:32,975 --> 00:06:35,562
‫پدرمو برای تولد ۲۱ سالگیم بهم هدیه دادش

82
00:06:35,645 --> 00:06:37,772
‫،یه نفر نابودش کرد
‫نمی‌تونم با این موضوع کنار بیام

83
00:06:38,356 --> 00:06:40,525
‫خیلی‌خب. الان که اینجایی

84
00:06:42,694 --> 00:06:46,531
‫چی می‌دونی؟ شماره پلاکشو داری؟

85
00:06:47,239 --> 00:06:50,910
‫راننده رو دیدی؟
‫ماشینی که بهت زد رو دیدی؟

86
00:06:50,993 --> 00:06:53,830
‫در حالی که الان باید خونه
‫و در حال استراحت و مداوا باشی الان اینجایی

87
00:06:54,539 --> 00:06:56,373
‫چه سرنخی برامون داری؟

88
00:06:58,460 --> 00:06:59,586
‫میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟

89
00:07:07,677 --> 00:07:09,804
‫دو دستی افرادمو بردم تو تَله

90
00:07:10,722 --> 00:07:13,349
‫فکر می‌کنی دست رو دست می‌ذارم
‫و می‌شینم خونه و برای خودم ابراز تاسف می‌کنم

91
00:07:13,433 --> 00:07:16,394
‫و می‌ذارم بدون من این مشکل رو حل کنن؟
‫بخاطر اینکار بهم احترام می‌ذارن؟

92
00:07:16,978 --> 00:07:18,020
‫پیش میاد دینا

93
00:07:18,605 --> 00:07:21,983
‫این یه عملیات تیمی بود
‫و تو به خوبی اداره‌ش کردی

94
00:07:22,066 --> 00:07:24,777
‫درست تا اونجایی که استیو مک‌کوئین بازی درآوردی
‫[بازیگر معروف آمریکایی]

95
00:07:24,861 --> 00:07:27,530
‫- و خودت به تنهایی دست بکار شدی
‫- باید چیکار می‌کردم؟

96
00:07:28,865 --> 00:07:30,575
‫اون حرومزاد‌ه‌ها تو چنگم بودن

97
00:07:30,908 --> 00:07:35,622
‫،بجاش، نزدیک بود بکشنت
‫دفتر بازرسی کل درباره‌ی این ماجرا تحقیق می‌کنه

98
00:07:36,831 --> 00:07:40,251
‫چطور می‌تونن اینکارو نکنن؟
‫یه کامیون پُر از اسلحه گُم شده

99
00:07:41,085 --> 00:07:44,171
‫توصیه می‌کنم بصورت تمام و کمال... همکاری کنی

100
00:07:49,343 --> 00:07:53,305
‫می‌خوای بدونی نظر بقیه چیه؟

101
00:07:56,058 --> 00:07:58,728
‫اینکه خیلی کله‌خری

102
00:08:00,730 --> 00:08:03,107
‫اگه چیزی هست که باید بهم بگی...

103
00:08:04,316 --> 00:08:08,237
‫همین الان بهم بگو، قبل از سوال و جواب رسمی

104
00:08:12,033 --> 00:08:13,493
‫ای‌کاش می‌تونستم

105
00:08:46,317 --> 00:08:47,944
‫مامور ویژه مدنی

106
00:08:48,528 --> 00:08:50,071
‫اگه مشغول نجات دادن دنیا نیستی

107
00:08:50,154 --> 00:08:53,282
‫با خودم گفتم شاید دلت بخواد ببریم بیرون

108
00:08:54,659 --> 00:08:56,953
‫راستی... آره بیلی راسوــم

109
00:09:19,420 --> 00:09:22,420
‫هنوز وقت داری... که جبرانش کنی

110
00:09:23,646 --> 00:09:26,232
‫پسرت...
‫وای پسر، یاد تو می‌اندازتم

111
00:09:27,733 --> 00:09:28,901
‫چطور؟

112
00:09:29,318 --> 00:09:32,029
‫خیلی آدم گُهیه

113
00:09:32,363 --> 00:09:34,531
‫آره، باید یه چیزی نشونت بدم

114
00:09:36,158 --> 00:09:38,919
‫- چی میگه؟
‫- چیز بدرد بخوری نمیگه

115
00:09:39,829 --> 00:09:41,789
‫اصلاً مطمئنیم چیزی می‌دونه؟

116
00:09:41,873 --> 00:09:43,666
‫داری زیر سوال می...

117
00:09:46,127 --> 00:09:47,795
‫من اونجا بودم، یادته؟

118
00:09:47,878 --> 00:09:51,173
‫یکی از افراد یگانت جونش رو
‫برای فیلم‌برداری از این ماجرا بخطر انداخته فرانک

119
00:09:52,383 --> 00:09:55,762
‫یه نفر می‌دونسته اینکار اشتباهه
‫و می‌خواسته یه کاری بکنه

120
00:09:56,554 --> 00:09:59,315
‫خواهش می‌کنم... من تروریست نیستم

121
00:09:59,599 --> 00:10:02,310
‫من خانواده دارم. بچه دارم

122
00:10:05,026 --> 00:10:08,426
‫،اگه می‌خوای خانوادت زنده بمونن
‫دیگه حرف نمیزنی

123
00:10:08,650 --> 00:10:09,650
‫گانر بود

124
00:10:11,485 --> 00:10:13,529
‫گانر هندرسون. دوربین دست اونه

125
00:10:15,406 --> 00:10:16,908
‫آدم خوبیم

126
00:10:18,075 --> 00:10:19,576
‫درباره‌ش برام بگو

127
00:10:21,578 --> 00:10:24,707
‫ببین، قبل از ماجرای سربروس
‫نمی‌شناختمش. اوضاع اینجوری رقم خورد

128
00:10:24,791 --> 00:10:27,877
‫از بین گروه‌های نخبه گلچین می‌شدیم، می‌دونی؟

129
00:10:29,086 --> 00:10:30,713
‫اهل کنتاکیه

130
00:10:30,797 --> 00:10:33,716
‫آدم مذهبی‌ای بود. از جمله‌های انجیل
‫و تورات استفاده می‌کرد. سرباز خیلی خوبی بود

131
00:10:37,970 --> 00:10:40,097
‫می‌دونست کاری
‫که داشتیم انجام می‌دادیم اشتباهه

132
00:10:41,140 --> 00:10:42,391
‫اینو می‌دونم

133
00:10:42,892 --> 00:10:47,146
‫اگه می‌دونست دارن
‫چیکار می‌کنن شاید بدونه مامور اورنج کیه

134
00:10:51,233 --> 00:10:53,861
‫ما افراد خوشبختی در این کشور هستیم

135
00:10:55,154 --> 00:10:57,990
‫بیشتر آمریکایی‌ها
‫در تخت‌های گرم و نرم بیدار میشن

136
00:10:58,074 --> 00:11:02,244
‫همراه با صبحونه قهوه‌شون رو
‫می‌خورن و میرن پِیِ زندگیشون
‫[مقر فرماندهی سی.آی.ای، فرفکس، ویرجینیا]

137
00:11:03,537 --> 00:11:04,831
‫و خوش بحالشون

138
00:11:05,790 --> 00:11:07,166
‫این نوع زندگی حقشونه

139
00:11:08,417 --> 00:11:11,754
‫حقشونه نه به این دلیل
‫که شخص خودشون بدست آورده

140
00:11:12,629 --> 00:11:17,509
‫بلکه به این خاطر که
‫ما به عنوان یه ملت بدست آوردیم. به عنوان مردم

141
00:11:19,511 --> 00:11:22,306
‫ولی این نوع زندگی شامل حال همه‌مون نمیشه

142
00:11:23,307 --> 00:11:28,312
‫کارمون در سی.آی.ای اینه که هر نوع خطری
‫که این نوع زندگی رو تهدید می‌کنه شناسایی و برطرف کنیم

143
00:11:30,064 --> 00:11:34,736
‫کاریه که همیشه تمیز یا زیبا نیست
‫و همیشه بهمون خوش نمی‌گذره

144
00:11:36,821 --> 00:11:38,447
‫من شاهد مرگ دوستانم بودم...

145
00:11:39,698 --> 00:11:42,076
‫افراد خوبی در کشورهای بی‌ارزش جا گذاشتم

146
00:11:42,159 --> 00:11:44,620
‫چون خونه‌شون بود و اونجا بدنیا اومده بودن

147
00:11:46,538 --> 00:11:49,541
‫حتی یه مامور هم نمی‌شناسم که

148
00:11:49,625 --> 00:11:52,670
‫کاری نکرده باشه که بخاطرش کابوس نبینه

149
00:11:54,756 --> 00:11:56,799
‫ولی این کابوس‌ها رو تحمل می‌کنیم

150
00:11:58,259 --> 00:11:59,844
‫حتی اون‌ها رو با آغوش باز می‌پذیریم

151
00:12:00,469 --> 00:12:03,389
‫تا بقیه‌ی مردم آمریکا بتونن در آرامش بخوابن

152
00:12:04,974 --> 00:12:06,475
‫واسه همینه که اینجایین

153
00:12:09,561 --> 00:12:11,480
‫اسم من، ویلیام رالینزه

154
00:12:12,857 --> 00:12:14,566
‫به سی.آی.ای خوش اومدین

155
00:12:24,911 --> 00:12:25,912
‫خانم پِیج

156
00:12:27,079 --> 00:12:30,124
‫،مامور ویژه دینا مدنی هستم
‫ببخشید که منتظر موندین

157
00:12:30,207 --> 00:12:33,794
‫نه. با خودم گفتم
‫کار همیشه‌تونه، یکم طرفتون رو می‌ترسونین

158
00:12:33,878 --> 00:12:36,297
‫چرا باید بخوام بترسونمتون خانم پِیج؟

159
00:12:36,380 --> 00:12:38,800
‫- بفرمائین
‫- ممنون. کارن صدام کن

160
00:12:40,968 --> 00:12:42,678
‫بنظر می‌رسه
‫آزرده‌این و درد دارین مامور مدنی

161
00:12:43,804 --> 00:12:46,140
‫- خوبم
‫- ربطی به حادثه‌ی

162
00:12:46,223 --> 00:12:47,975
‫پریشب در اسکله نداره، نه؟

163
00:12:48,684 --> 00:12:51,813
‫،یه ماشین منفجر شد
‫ماشین شما، براساس شماره‌ی پلاک میگم

164
00:12:51,896 --> 00:12:54,690
‫ولی پلیس چیزی
‫گزارش نکرده بود که بنظر یکم عجیب میاد

165
00:12:54,773 --> 00:12:56,275
‫کاملاً در جریان هستین

166
00:12:56,942 --> 00:12:59,028
‫به گمونم کارمون در این زمینه
‫چندان هم بی‌شباهت نیست

167
00:12:59,111 --> 00:13:02,114
‫- تنها داراییمون، اطلاعاتمونه
‫- دلتون می‌خواد این داستان رو دنبال کنین؟

168
00:13:03,074 --> 00:13:05,451
‫شاید. هنوز نمی‌دونم

169
00:13:06,118 --> 00:13:07,786
‫میشه نظرتون رو بگین؟

170
00:13:12,624 --> 00:13:15,962
‫کارن، بنظرم مردم بهت اعتماد دارن

171
00:13:16,045 --> 00:13:17,754
‫دلم می‌خواد فکر کنم
‫منم می‌تونم اینکارو انجام بدم

172
00:13:18,339 --> 00:13:20,132
‫بهم اعتماد کنین که چیکار کنم؟

173
00:13:20,216 --> 00:13:23,219
‫تا وقتی که تمام داستان
‫مشخص نشده چیزی رو گزارش نکنی

174
00:13:26,639 --> 00:13:28,557
‫به کارسون ولف اعتماد داشتین؟

175
00:13:30,726 --> 00:13:31,978
‫میشه چیزی یادداشت نکنی؟

176
00:13:33,645 --> 00:13:34,645
‫البته

177
00:13:35,857 --> 00:13:39,610
‫ولف فاسد بود. احتمال زیاد همین باعث مرگش شد

178
00:13:40,945 --> 00:13:42,654
‫این موضوع بین خودمون می‌مونه، البته

179
00:13:42,738 --> 00:13:45,241
‫هرچند بنظرم خودت قبلاً از این ماجرا خبر داشتی

180
00:13:46,158 --> 00:13:48,619
‫کی بهت گفت؟

181
00:13:48,702 --> 00:13:52,665
‫- می‌دونی چه کسی کشتتش؟
‫- نه، من... چرا باید بدونم؟

182
00:13:57,962 --> 00:14:00,047
‫از وقتی اومدی نیویورک شرایط جالبی داشتی

183
00:14:01,173 --> 00:14:04,510
‫،به قتل متهم شدی
‫به دستگیری ویلسون فیسک کمک کردی

184
00:14:04,593 --> 00:14:07,013
‫اولش مشاور حقوقی بودی، بعدش خبرنگار شدی

185
00:14:08,805 --> 00:14:12,268
‫خودت بودی نمی‌گفتی
‫دوست داری بیش از حد دخالت کنی کارن؟

186
00:14:13,727 --> 00:14:15,229
‫بستگی داره منظورتون چی باشه

187
00:14:18,065 --> 00:14:19,650
‫بطور مثال، فرانک کسل

188
00:14:21,277 --> 00:14:24,738
‫یکی از وُکلاش بودی، مدافع سرسختش بودی

189
00:14:24,821 --> 00:14:26,115
‫بعدش وقتی از زندان فرار کرد

190
00:14:26,198 --> 00:14:28,993
‫در حالیکه تحت حفاظت پلیس بودی تو رو دزدید

191
00:14:29,243 --> 00:14:31,123
‫با این حال الان اینجایی، زنده و سرحال

192
00:14:31,203 --> 00:14:34,498
‫- دلیلی برای ترسیدن از فرانک کسل نداشتم
‫- آدمای زیادی رو کشته بود

193
00:14:36,125 --> 00:14:37,251
‫از من بپرسی...

194
00:14:37,960 --> 00:14:41,255
‫،داستان زندگی فرانک کسل یه فاجعه‌ست
‫هیچکس نمی‌تونه از اون وضعیت قِسِر در بره

195
00:14:42,924 --> 00:14:44,383
‫واسه اینه که اینجام؟

196
00:14:45,801 --> 00:14:48,012
‫تا درباره‌ی پرونده‌های قدیمی
‫و یه مرد مُرده حرف بزنیم؟

197
00:14:54,560 --> 00:14:57,354
‫درباره‌ی حضورش در افغانستان باهات حرف زده بود؟

198
00:14:58,189 --> 00:14:59,398
‫قندهار؟

199
00:15:01,817 --> 00:15:05,237
‫مامور مدنی، دقیقاً توی اسکله چه اتفاقی افتاده؟

200
00:15:05,321 --> 00:15:07,907
‫می‌دونی، قبل از این ماجرا منم توی قندهار بودم

201
00:15:08,699 --> 00:15:11,660
‫کاشف بعمل اومد انگار کسی
‫که باید باهاش حرف می‌زدم کسل بوده

202
00:15:13,204 --> 00:15:15,497
‫آره خب، پس حیف شد که مُرده

203
00:15:16,790 --> 00:15:17,790
‫آره

204
00:15:20,836 --> 00:15:23,255
‫چه‌جور آدمی بود؟

205
00:15:24,715 --> 00:15:27,009
‫خوب. راستگو

206
00:15:28,135 --> 00:15:30,012
‫عزت نفس عجیبی داشت

207
00:15:31,180 --> 00:15:33,599
‫بنظرت اگه زنده بود الان چیکار می‌کرد؟

208
00:15:36,310 --> 00:15:38,062
‫سرش تو کار خودش بود

209
00:15:40,064 --> 00:15:43,692
‫فرانک تنهایی رو دوست داشت
‫و بهتر بود تنها گذاشته بشه مامور مدنی

210
00:15:45,152 --> 00:15:48,530
‫شاید حالا که مُرده
‫بتونیم اینکارو براش انجام بدیم

211
00:15:58,874 --> 00:16:00,250
‫می‌خواستی منو ببینی؟

212
00:16:01,210 --> 00:16:04,421
‫می‌خوام محل تقریبیِ
‫تمام این افراد رو پیدا کنی

213
00:16:07,007 --> 00:16:09,802
‫این موضوع ربطی به اسلحه‌های گُم شده داره؟

214
00:16:10,344 --> 00:16:12,471
‫لیستی از سربازهاییه که ممکنه زمان مَرگ

215
00:16:12,554 --> 00:16:14,181
‫احمد زبیر توی اون اتاق بوده باشن

216
00:16:14,265 --> 00:16:15,807
‫تا جایی که می‌شد محدودش کردم

217
00:16:15,891 --> 00:16:17,893
‫عملیات قندهار سِری و مخفیانه بوده

218
00:16:17,977 --> 00:16:20,687
‫پس هیچ گزارشی
‫از حضور گروه در اونجا وجود نداره

219
00:16:20,771 --> 00:16:21,811
‫ولی از اونجایی که اونجا بودن

220
00:16:21,855 --> 00:16:24,275
‫به این معنیه که هیچ گزارشی
‫از حضورشون در جای دیگه هم وجود نداره

221
00:16:26,318 --> 00:16:31,157
‫فرانک کسل، ادوارد دروگین، گانر هندرسون

222
00:16:31,240 --> 00:16:33,825
‫آخه کی اسم بچه‌شو می‌ذاره گانر؟

223
00:16:34,994 --> 00:16:36,870
‫باید یه ۲۰ نفری باشن

224
00:16:37,496 --> 00:16:39,540
‫آره. مطمئنم یه نفرشون یه چیزایی می‌دونه

225
00:16:42,584 --> 00:16:46,838
‫می‌دونی... یه اتفاق بزرگ و مهم افتاده

226
00:16:48,049 --> 00:16:49,966
‫دستمون به هیچ جا بَند نیست

227
00:16:50,051 --> 00:16:52,053
‫دفتر بازرسی کل
‫بخاطر خرابکاری‌هامون دهنمو صاف می‌کنه

228
00:16:52,136 --> 00:16:53,721
‫و تو... داری چیکار می‌کنی؟

229
00:16:54,555 --> 00:16:58,392
‫داری پرونده‌ای راجع به افراد مُرده رو
‫دنبال می‌کنی که برای هیچکس مهم نیست

230
00:16:59,018 --> 00:17:00,019
‫متاسفم ولی نه

231
00:17:01,187 --> 00:17:04,606
‫من اینکارو انجام نمیدم. الان اینکارو
‫انجام نمیدم. بهتره تو هم اینکارو انجام ندی

232
00:17:13,907 --> 00:17:14,950
‫هی

233
00:17:20,497 --> 00:17:22,874
‫فرانک کسل اون اسلحه‌ها رو دزدیده

234
00:17:25,001 --> 00:17:27,921
‫می‌دونی، بنظرم بهتره برگردی بیمارستان.خب؟

235
00:17:28,004 --> 00:17:31,175
‫درست بالا سرم ایستاد. تو چشمام نگاه کرد

236
00:17:32,676 --> 00:17:36,305
‫پس داری بهم نگی نه تنها پانیشر زنده‌ست

237
00:17:36,388 --> 00:17:39,600
‫بلکه یه کامیون پُر از اسلحه رو ازمون دزدیده؟

238
00:17:40,059 --> 00:17:41,893
‫کسل از ماشینم کشیدم بیرون

239
00:17:43,520 --> 00:17:45,481
‫چرا باید پانیشر جونمو نجات بده؟

240
00:17:45,564 --> 00:17:49,193
‫درست تو چشمام نگاه کرد
‫"و گفت "از سر راهم برو کنار، مدنی

241
00:17:49,276 --> 00:17:52,028
‫این یعنی چی؟ دنبال چیه؟

242
00:17:53,947 --> 00:17:56,367
‫خب، هر چیزی که هست...

243
00:17:56,450 --> 00:17:59,661
‫با زراد خانه‌ای که دزدیده کلی جسد می‌ذاره رو دستمون

244
00:17:59,745 --> 00:18:03,874
‫می‌خوای این موضوع روی وجدانت سنگینی کنه؟ به
‫دفتر بازرسی کل بگو پای خودتو از این ماجرا بکش بیرون

245
00:18:03,957 --> 00:18:05,792
‫این حقیقت که اون زنده‌ست
‫یعنی پرونده‌ت صحت و اعتبار داره

246
00:18:05,876 --> 00:18:07,503
‫این موضوع رو عمومی اعلام نمی‌کنم

247
00:18:09,088 --> 00:18:10,339
‫خب، تصمیمش با خودته

248
00:18:11,047 --> 00:18:14,260
‫ولی اگه توی سوال و جواب رسمی
‫مستقیماً درباره‌ش ازم سوال بپرسن؟

249
00:18:15,636 --> 00:18:16,845
‫دروغ نمیگم

250
00:18:21,975 --> 00:18:24,060
‫آره. مطمئنم یه نفرشون یه چیزایی می‌دونه

251
00:18:25,896 --> 00:18:30,651
‫فرانک کسل، ادوارد دروگین، گانر هندرسون

252
00:18:31,152 --> 00:18:33,904
‫آخه کی اسم بچه‌شو می‌ذاره گانر؟

253
00:18:35,906 --> 00:18:39,326
‫ادوارد دروگین، گانر هندرسون

254
00:18:39,910 --> 00:18:41,662
‫باید یه ۲۰ نفری باشن

255
00:18:41,745 --> 00:18:44,373
‫آره. مطمئنم یه نفرشون یه چیزایی می‌دونه

256
00:18:51,547 --> 00:18:53,089
‫فرانک، پیام داری

257
00:19:06,102 --> 00:19:07,229
‫برمی‌گردم

258
00:19:08,855 --> 00:19:11,066
‫بهم نمیگی کارن پِیج
‫کجای این داستان قرار داره؟

259
00:19:11,150 --> 00:19:12,484
‫- نُچ
‫- صحیح

260
00:19:14,361 --> 00:19:16,488
‫خب، شیر بگیری بد نیست

261
00:19:17,239 --> 00:19:20,534
‫و همینطور چندتا لحیمِ یک شونزدهم

262
00:19:39,928 --> 00:19:42,806
‫- سلام
‫- روز جالبی داشتم

263
00:19:44,641 --> 00:19:47,603
‫مامور ویژه‌ی

264
00:19:47,686 --> 00:19:50,772
‫بخشِ تحقیقاتِ امنیت ملی احضارم کرد

265
00:19:51,815 --> 00:19:56,445
‫- حدس بزن می‌خواست درباره‌ی کی حرف بزنه؟
‫- آره. پس مدنی رو دیدی هان؟

266
00:19:58,989 --> 00:20:00,657
‫بنظرم می‌دونه زنده‌ای

267
00:20:01,825 --> 00:20:04,953
‫اونو از... از یه ماشینِ
‫در حال سوختن بیرون کشیدم، پس...

268
00:20:07,122 --> 00:20:08,624
‫تازه چَپ هم کرده بود

269
00:20:09,666 --> 00:20:11,460
‫پس به گمونم مجبور بودی نه؟

270
00:20:11,543 --> 00:20:12,669
‫آره فکر کنم

271
00:20:15,714 --> 00:20:18,967
‫اون ماشین چَپ شده‌ی
‫در حال سوختن ربطی به تو داشت؟

272
00:20:21,178 --> 00:20:22,346
‫یه جورایی

273
00:20:27,309 --> 00:20:29,436
‫خب اون یارو دیوید لیبر من...

274
00:20:30,687 --> 00:20:33,148
‫- جوابایی که دنبالشون بودی رو داشت؟
‫- بعضیاشو

275
00:20:34,233 --> 00:20:36,777
‫بعضی از افرادی که اومدن سراغ من، سراغ اونم رفته بودن

276
00:20:38,445 --> 00:20:40,989
‫- زنده‌ست؟
‫- باهوش بود

277
00:20:41,948 --> 00:20:44,117
‫،پاشو از این ماجرا کشیده بود بیرون.
‫خودشو به موش مُردگی زده بود

278
00:20:47,329 --> 00:20:49,790
‫خانواده‌ش رو در امان نگه داشت، کارن

279
00:20:53,627 --> 00:20:55,003
‫می‌دونی، داشتم...

280
00:20:57,673 --> 00:20:59,466
‫به پسرم فرانکی فکر می‌کردم

281
00:21:00,551 --> 00:21:05,055
‫یادمه، دو تا مونده به آخرین اعزامم
‫یه دفعه‌ای تموم شد خب؟

282
00:21:05,138 --> 00:21:08,267
‫،خب تونستم بیام خونه، می‌دونی
‫می‌خواستم غافلگیرشون کنم

283
00:21:09,393 --> 00:21:12,103
‫رسیدم دَمِ در و از داخل

284
00:21:12,187 --> 00:21:13,981
‫صدای داد و فریاد شنیدم

285
00:21:14,064 --> 00:21:16,525
‫یادمه به این فکر می‌کردم
‫ای وای این دفعه داره چیکار می‌کنه؟ خب؟"

286
00:21:16,608 --> 00:21:20,362
‫منظورم اینه، تازه ۸ سالش شده بود"
‫"مگه اوضاع چقدر می‌تونست بد باشه؟

287
00:21:21,154 --> 00:21:23,073
‫ولی وارد خونه شدم...

288
00:21:24,575 --> 00:21:27,494
‫عکس یه تکاور نیروی دریایی رو
‫روی دیوار با جزئیات نقاشی کرده بود

289
00:21:28,495 --> 00:21:31,873
‫،می‌دونی، یه تصویر بچه‌گونه نکشیده بود، کارن
‫با جزئیات نقاشی کرده بود

290
00:21:33,584 --> 00:21:34,835
‫موضوع بزرگ و مهمیه

291
00:21:34,918 --> 00:21:37,629
‫می‌دونی، نصف دیوار رو پُر می‌کنه و...

292
00:21:38,714 --> 00:21:40,674
‫خیلی هم قشنگ بود

293
00:21:49,891 --> 00:21:51,602
‫کشوندمش بیرون

294
00:21:52,436 --> 00:21:54,646
‫نشوندمش رو زمین،
‫انگشت گرفتم سمتش

295
00:21:55,606 --> 00:21:57,232
‫ازش پرسیدم، گفتم...

296
00:21:58,483 --> 00:22:00,319
‫گفتم، "آخه چه فکری با خودت می‌کردی؟"

297
00:22:01,277 --> 00:22:05,741
‫بهم نگاه کرد... مثل یه مرد کوچولو

298
00:22:07,409 --> 00:22:09,828
‫گفت،
‫"تکاورا آدم بدا رو می‌ترسونن بابایی

299
00:22:12,664 --> 00:22:15,459
‫وقتی تو اینجا نیستی،
‫وظیفه‌ی منه که از دخترا محافظت کنم

300
00:22:20,005 --> 00:22:21,882
‫اونا بدون من حالشون بهتر بود کارن

301
00:22:24,593 --> 00:22:26,052
‫و بودن من پیششون...

302
00:22:27,721 --> 00:22:30,223
‫بودن من کنارشون، به کشتنشون داد

303
00:22:32,476 --> 00:22:34,185
‫باید این...

304
00:22:34,269 --> 00:22:37,814
‫باید این حرومزاده‌ها که اونا رو
‫ازم گرفتن پیدا کنم. باید بکشمشون

305
00:22:46,782 --> 00:22:49,075
‫پس کجا قراره تموم بشه فرانک؟

306
00:22:51,036 --> 00:22:52,871
‫چون وقتی نگاهت می‌کنم...

307
00:22:53,705 --> 00:23:00,546
‫قلبم می‌شکنه چون تنها چیزی که می‌بینم،
‫این تنهایی تکراری و تموم‌نشدنی‌ــه

308
00:23:01,004 --> 00:23:03,840
‫- من تنها نیستم کارن
‫- چرت نگو، همه‌مون تنهاییم

309
00:23:03,924 --> 00:23:06,468
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم زندگی کلاً همینه،
‫ما فقط...

310
00:23:06,552 --> 00:23:08,845
‫فقط می‌جنگیم که تنها نباشیم

311
00:23:08,929 --> 00:23:11,306
‫خب می‌خوای چیکار کنم؟
‫باید بیخیالش بشم؟

312
00:23:11,389 --> 00:23:14,350
‫نه، ولی می‌خوام یه آینده‌ای هم برات باشه

313
00:23:14,935 --> 00:23:18,605
‫گیریم که این آدما مُردن، خب؟
‫چیزی که می‌خوای رو بدست آوردی

314
00:23:18,689 --> 00:23:21,858
‫عنوان شهید میدن بهشون فرانک،
‫این چیزیه که می‌خوای؟

315
00:23:21,942 --> 00:23:24,611
‫می‌خوای این آشغالا رو به قهرمان تبدیل کنی...

316
00:23:24,695 --> 00:23:26,196
‫هیچکی هم نفهمه چه جور آدمایی بودن؟

317
00:23:26,279 --> 00:23:29,199
‫- راه دیگه‌ای داری؟ باید چیکار کنم؟
‫- اونا رو لو بده

318
00:23:29,700 --> 00:23:32,035
‫خب؟ با مدنی حرف بزن،
‫یا با من حرف بزن

319
00:23:32,118 --> 00:23:34,663
‫خب؟ یه داستان دربارش می‌نویسم،
‫میذاریم حقیقت اونا رو اعدام کنه

320
00:23:34,746 --> 00:23:36,289
‫این آدما خودشون حقیقت رو تعیین می‌کنن

321
00:23:36,372 --> 00:23:37,499
‫- تو اجازه نداری...
‫- اونا...

322
00:23:37,583 --> 00:23:39,334
‫تو اجازه نداری همچین کاری بکنی!

323
00:23:39,418 --> 00:23:40,544
‫ببین، من...

324
00:23:41,670 --> 00:23:43,922
‫نمی‌تونم دنبال این آدما برم
‫و مراقبت باشم

325
00:23:44,005 --> 00:23:45,340
‫- نمی‌تونم...
‫- نیازی به این کار نیست

326
00:23:45,423 --> 00:23:46,592
‫- منظورت چیه؟
‫- باید مراقبت باشم...

327
00:23:46,675 --> 00:23:50,762
‫خونواده‌ی من مُردن بخاطر چیزی که می‌دونم،
‫مُردن!

328
00:23:56,017 --> 00:23:57,143
‫کارن، من...

329
00:23:58,144 --> 00:23:59,187
‫هی

330
00:24:00,981 --> 00:24:03,817
‫نمی‌تونم اجازه بدم همچین اتفاقی
‫برات بیوفته، فهمیدی؟

331
00:24:06,820 --> 00:24:08,655
‫نمی‌تونم اجازه بدم همچین اتفاقی برات بیوفته

332
00:24:09,740 --> 00:24:10,782
‫خواهش می‌کنم

333
00:24:23,336 --> 00:24:26,131
‫چه مشکلی پیش اومد مامور مدنی؟

334
00:24:26,422 --> 00:24:28,842
‫یکی از معامله‌ی اسلحه‌ خبر داشت
‫و اونا رو دزدید

335
00:24:28,925 --> 00:24:31,762
‫آیا این یک شکست در عمل
‫و برنامه‌ریزی شما به حساب میاد؟

336
00:24:31,845 --> 00:24:32,971
‫از نظر بنده خیر

337
00:24:33,054 --> 00:24:35,273
‫پس هیچ کار اشتباهی انجام ندادین؟

338
00:24:35,549 --> 00:24:36,850
‫کاملاً یقین دارم

339
00:24:36,933 --> 00:24:40,646
‫در مورد تدابیر عملیاتی،
‫بیرون از این اداره صحبت شده؟

340
00:24:42,022 --> 00:24:44,024
‫- تا اونجایی که می‌دونم نه
‫- خیر

341
00:24:44,107 --> 00:24:46,610
‫- چه کسی برنامه عملیاتی رو طراحی کرد؟
‫- بنده

342
00:24:46,693 --> 00:24:48,194
‫و از این برنامه مطمئن بودید؟

343
00:24:48,278 --> 00:24:50,446
‫این سوالا خیلی مسخره‌ان،
‫البته جسارت نباشه

344
00:24:50,531 --> 00:24:54,117
‫بقیه‌ی مامورین از ماشین پشتی
‫این مظنون رو دیدن؟

345
00:24:54,493 --> 00:24:55,702
‫ازشون نپرسیدین؟

346
00:24:55,786 --> 00:24:58,454
‫متوجهم که شاید
‫این سوالا اذیتتون کنه مامور مدنی،

347
00:24:58,539 --> 00:25:00,373
‫ولی لطفاً بهشون جواب بدید

348
00:25:01,542 --> 00:25:03,209
‫تا جایی که می‌دونم خیر

349
00:25:03,293 --> 00:25:07,631
‫- و این مجرمین رو دنبال کردین؟
‫- تقریباً هم گرفتمشون

350
00:25:08,006 --> 00:25:10,717
‫ولی هنوزم اطلاعی ندارین که
‫کی می‌تونن باشن؟

351
00:25:11,843 --> 00:25:13,011
‫خیر ندارم

352
00:25:15,931 --> 00:25:17,515
‫مامور استاین؟

353
00:25:18,475 --> 00:25:19,559
‫ببخشید

354
00:25:20,101 --> 00:25:22,270
‫مظنونی دارید؟

355
00:26:04,229 --> 00:26:05,563
‫گندش بزنن!

356
00:26:06,982 --> 00:26:09,818
‫لعنتی!

357
00:26:09,901 --> 00:26:12,904
‫خوب می‌دونستی که چیزی لو نمیدم

358
00:26:15,991 --> 00:26:17,200
‫ببین...

359
00:26:18,785 --> 00:26:21,037
‫یگان کسل رو پیدا می‌کنیم،
‫آدمایی که تو اون لیستن،

360
00:26:21,121 --> 00:26:23,289
‫و احتمالاً می‌تونن ما رو به کسل برسونن

361
00:26:25,792 --> 00:26:27,043
‫شرط من اینه

362
00:26:27,127 --> 00:26:30,756
‫یه هفته وقت داری،
‫یه هفته برای پیدا کردن کسل یا یه سرنخی

363
00:26:30,839 --> 00:26:35,135
‫اگه چیزی گیر نیاوردیم،
‫خودم شخصاً میرم پیش هرناندز

364
00:26:35,677 --> 00:26:37,178
‫بخاطر هردومون

365
00:26:45,270 --> 00:26:48,064
‫به پاس خدمات چشمگیر در این عرصه،

366
00:26:48,148 --> 00:26:51,526
‫با وجود خطرات بزرگ و آسیب‌دیدگی جدی،

367
00:26:51,609 --> 00:26:56,531
‫مفتخرم که نشان خدمات پرارزش
‫را تقدیم شما کنم

368
00:26:59,910 --> 00:27:02,620
‫تبریک میگم. به کسی نگید

369
00:27:02,704 --> 00:27:04,831
‫ممنونم خانم

370
00:27:05,331 --> 00:27:07,042
‫شاید خود نشان رو نداشته باشید،

371
00:27:07,125 --> 00:27:10,128
‫ولی تمام ستایش و تحسین ما،
‫از آن شماست

372
00:27:10,211 --> 00:27:12,756
‫خب، تنها بهاش یکی از چشمام بود

373
00:27:12,839 --> 00:27:15,467
‫خب، برای دشمنامون
‫بهایی خیلی بیشتر از اون داشت

374
00:27:16,009 --> 00:27:19,554
‫فداکاری‌های تو هدف‌های خیلی بزرگی
‫رو از بازی بیرون انداخت بیل

375
00:27:19,638 --> 00:27:21,681
‫به این خاطر، باید خیلی خیلی سربلند باشی

376
00:27:21,848 --> 00:27:24,059
‫مشتاقم که هر جا بتونم کمک کنم

377
00:27:25,560 --> 00:27:27,813
‫- یه مدت می‌مونی؟
‫- حتماً

378
00:27:27,896 --> 00:27:29,898
‫- بعداً بیا به دیدنم
‫- چشم

379
00:27:29,981 --> 00:27:31,692
‫نظرتون در مورد ایشون چیه؟

380
00:27:33,735 --> 00:27:36,738
‫این رفیقت گانر خیلی عجیب‌غریبه

381
00:27:37,488 --> 00:27:38,907
‫هیچ ردی ازش نیست

382
00:27:38,990 --> 00:27:42,118
‫می‌دونی، نه قبض برقی،
‫نه تلفنی، نه اینترنتی

383
00:27:42,202 --> 00:27:45,163
‫نه قبض آبی داره،
‫چجوری بدون آب زندگی می‌کنه؟

384
00:27:45,246 --> 00:27:47,165
‫آره، شاید چاه داره

385
00:27:48,041 --> 00:27:49,960
‫مثل اکثر بقیه‌ی آدمای دنیا

386
00:27:50,043 --> 00:27:53,504
‫- آها، به فکرم نرسید
‫- چه عجیب!

387
00:27:53,588 --> 00:27:58,218
‫تنها چیزی که توی سیستم هست،
‫سند زمین خونواده‌اش و کلبه‌ی داخلشه

388
00:27:58,301 --> 00:28:03,139
‫منظورم اینه که این آدم داره خودش
‫رو از دنیا قایم می‌کنه

389
00:28:03,223 --> 00:28:04,589
‫شاید از دنیا خوشش نمیاد

390
00:28:04,599 --> 00:28:06,359
‫وقتی تو پیدات بشه چی میگه؟

391
00:28:06,810 --> 00:28:10,021
‫- با آغوش باز ازت استقبال می‌کنه؟
‫- فقط آدرس رو برام بنویس

392
00:28:10,105 --> 00:28:11,982
‫رو یه تیکه کاغذ بنویس،
‫بذارش روی داشبورد

393
00:28:12,065 --> 00:28:14,567
‫- من همراهت میام
‫- از این خبرا نیست

394
00:28:14,650 --> 00:28:17,528
‫نه، نه، نه، نه.
‫"از این خبرا نیست"، چرت نگو

395
00:28:17,612 --> 00:28:19,447
‫- بیخیالش شو
‫- عمراً!

396
00:28:19,781 --> 00:28:22,941
‫می‌دونی چیه؟ فقط بخاطر اون شب ناراحتی
‫چون ته دلت...

397
00:28:22,993 --> 00:28:25,703
‫نه! چون ته دلت می‌دونی
‫که من درست میگم

398
00:28:25,787 --> 00:28:28,206
‫نمی‌تونی با یکی قرار بذاری کار کنی
‫و بعد بندازیش بیرون

399
00:28:28,289 --> 00:28:30,041
‫باشه،
‫می‌خوام بادقت گوش کنی، خب؟

400
00:28:30,125 --> 00:28:31,960
‫- این یارو شوخی نداره
‫- باشه

401
00:28:32,043 --> 00:28:35,338
‫ببین، اگه دلش نخواد ما اونجا باشیم،
‫من وقت ندارم مراقب تو باشم

402
00:28:36,506 --> 00:28:38,258
‫اصلاً نمی‌فهمی من اونجام

403
00:28:39,926 --> 00:28:41,428
‫تو رانندگی کمک می‌کنم

404
00:28:41,845 --> 00:28:45,974
‫می‌دونی، حواسم هست خوابت نبره!

405
00:28:52,898 --> 00:28:55,275
‫مامورین قندهار، خب...

406
00:28:56,401 --> 00:29:00,655
‫همون طور که می‌دونی اسمش سربروس بود

407
00:29:01,572 --> 00:29:06,452
‫که یعنی سگ جهنمی،
‫سگ چندسر و پاسدار دوزخ

408
00:29:06,536 --> 00:29:09,164
‫که بنظر ترسناک میاد، نه؟

409
00:29:09,706 --> 00:29:15,086
‫ولی سربروس از "کربروس" میاد،
‫فکر کنم یونانی‌ــه

410
00:29:15,170 --> 00:29:16,379
‫خدایا...

411
00:29:16,462 --> 00:29:18,381
‫که یعنی خال‌دار

412
00:29:18,464 --> 00:29:22,052
‫پس هادس، می‌دونی که،
‫خدای مرگ...

413
00:29:23,136 --> 00:29:25,764
‫در اصل اسم سگش رو "خال" گذاشت

414
00:29:26,014 --> 00:29:30,268
‫و تو و گانر، سال‌ها بعد...

415
00:29:30,351 --> 00:29:32,145
‫بخشی از عملیات خال بودین

416
00:29:32,228 --> 00:29:33,730
‫تمومی؟

417
00:29:33,980 --> 00:29:38,234
‫- آره، گفته کامل قاطیش کنین
‫- بسشه، خب؟

418
00:29:39,945 --> 00:29:41,822
‫- بفرما
‫- ممنون

419
00:29:41,905 --> 00:29:43,281
‫مطمئمی موقع غذا خوردنت
‫نمی‌خوای رانندگی کنم؟

420
00:29:43,364 --> 00:29:44,574
‫نه، ردیفه

421
00:30:00,173 --> 00:30:01,466
‫اونو از کجا آوردی؟

422
00:30:02,717 --> 00:30:05,470
‫- خودم درستش کردم
‫- یعنی چی خودم درستش کردم؟

423
00:30:06,262 --> 00:30:09,265
‫- برای من درست کردی؟
‫- نه

424
00:30:10,975 --> 00:30:13,269
‫اینا همش تو یخچال بود، می‌دونی؟

425
00:30:15,771 --> 00:30:17,148
‫فکر کردم از اونا دوست داری

426
00:30:35,041 --> 00:30:37,168
‫سلام، به موقع اومدی

427
00:30:37,418 --> 00:30:40,922
‫- می‌خواستی منو ببینی؟
‫- آره ممنون که اومدی، ویسکی می‌خوری؟

428
00:30:41,381 --> 00:30:44,509
‫با دونستن اینکه چه مشروبای خوبی داری،
‫احمقم که بگم نه

429
00:30:44,592 --> 00:30:45,718
‫جواب خوبی بود

430
00:30:47,220 --> 00:30:49,014
‫خب، عجب روزی داشتی، نه؟

431
00:30:49,097 --> 00:30:51,349
‫آره و سزاوارش نبودم

432
00:30:51,432 --> 00:30:53,726
‫مزخرف نگو، لایقشی

433
00:30:55,561 --> 00:30:59,690
‫خب، شایعه شده که
‫دیگه قرار نیست توی این دفتر باشی

434
00:31:01,568 --> 00:31:05,363
‫می‌دونی، توی ساختمونی پر از رمز و راز،
‫بهتره یکیشو بین خودمون نگه داریم

435
00:31:05,530 --> 00:31:07,490
‫پس شایعه‌ها درستن

436
00:31:08,074 --> 00:31:10,118
‫رئیس داره یه مقام توی کابینه بدست میاره

437
00:31:10,201 --> 00:31:11,536
‫خدا کمکمون کنه

438
00:31:12,578 --> 00:31:15,623
‫پادشاه مُرده، زنده باد ملکه

439
00:31:16,332 --> 00:31:18,251
‫وقتشه که صندلی ریاست رو بهت بدن ماریان

440
00:31:18,334 --> 00:31:19,460
‫باید بار قبلی اینکارو می‌کردن

441
00:31:19,544 --> 00:31:22,588
‫اونطوری باعث میشد به خیلی از کسایی که
‫نمی‌خواستم، مدیون بشم

442
00:31:24,215 --> 00:31:26,718
‫می‌خوام معاون من باشی بیل

443
00:31:27,135 --> 00:31:29,971
‫کسی رو می‌خوام که بتونه کارا رو عملی کنه
‫و تصمیمات سخت بگیره

444
00:31:30,055 --> 00:31:33,641
‫چون برخلاف رئیس سابق،
‫من سیاسی نیستم

445
00:31:33,724 --> 00:31:35,643
‫و نگران کاری که می‌خوام انجام بدم نیستم

446
00:31:35,726 --> 00:31:38,104
‫فقط ثمر و امنیت می‌خوام

447
00:31:38,188 --> 00:31:40,606
‫بی‌عیبی روند کارِ اینجا مهمترین‌ــه

448
00:31:40,690 --> 00:31:42,692
‫و آدمایی می‌خوام که اینو درک کنن

449
00:31:43,276 --> 00:31:47,197
‫آوردن یکی از اعضای عملیات‌های سری،
‫به چشم وزارت دفاع یا امور خارجه خوش نمیاد

450
00:31:47,280 --> 00:31:48,990
‫اونو بذار به عهده‌ی من

451
00:31:49,240 --> 00:31:51,576
‫ببین، در تاریخ اخیر این سازمان، تو بعضی از...

452
00:31:51,659 --> 00:31:53,661
‫تاثیرگذارترین ماموریت‌ها رو رهبری کردی

453
00:31:53,744 --> 00:31:55,997
‫ولی حق با توئه،
‫آوردنت به عنوان معاون...

454
00:31:56,081 --> 00:31:57,332
‫صدرصد سیاسی میشه

455
00:31:57,415 --> 00:31:59,918
‫پس باید بدونم بیل، بین من و تو...

456
00:32:00,293 --> 00:32:02,295
‫خرده شیشه‌ای هست که...

457
00:32:02,378 --> 00:32:04,797
‫ممکنه بعداً به ضررمون بشه؟

458
00:32:05,465 --> 00:32:06,465
‫نه خانم

459
00:32:07,300 --> 00:32:08,426
‫با من کار می‌کنی؟

460
00:32:10,511 --> 00:32:11,554
‫باعث افتخارمه

461
00:32:13,264 --> 00:32:15,141
‫خوبه، به سلامتی خودمون

462
00:32:18,686 --> 00:32:22,107
‫تا من رفتم، ون رو از جاده دور کن،
‫قایم شو

463
00:32:25,651 --> 00:32:26,736
‫فرانک

464
00:32:28,571 --> 00:32:29,906
‫چه ضرری داره؟ بگیرش

465
00:32:31,782 --> 00:32:34,119
‫تا من حرفی نزدم حرف نمیزنی، فهمیدی؟

466
00:32:35,745 --> 00:32:38,081
‫خیلی‌خب، داخل ون بمون

467
00:32:39,457 --> 00:32:41,542
‫این دفعه نباید کار دست خودت بدی

468
00:34:11,757 --> 00:34:12,925
‫گانر؟

469
00:34:14,135 --> 00:34:15,136
‫اینجایی؟

470
00:34:21,101 --> 00:34:22,768
‫گانر، فرانک کسل‌ــم!

471
00:34:26,356 --> 00:34:28,274
‫داداش، فقط اومدم حرف بزنم

472
00:34:47,502 --> 00:34:49,420
‫یالا گانر، فرانک‌ــم!

473
00:35:02,100 --> 00:35:03,309
‫گانر!

474
00:35:41,096 --> 00:35:42,473
‫لعنتی

475
00:35:47,478 --> 00:35:49,605
‫گانر، لعنتی فرانک کسل‌ــم!

476
00:35:49,689 --> 00:35:52,483
‫بیخیال، من دخلی به این ماجرا ندارم داداش،
‫هیچوقتم نداشتم

477
00:35:54,485 --> 00:35:56,404
‫هی، هی

478
00:35:58,030 --> 00:36:01,826
‫هی، هی، من دشمنت نیستم داداش

479
00:36:01,909 --> 00:36:04,204
‫منم

480
00:36:04,287 --> 00:36:07,748
‫اون نواری که ساختی،
‫فکر کردن من بودم

481
00:36:07,832 --> 00:36:09,083
‫خوانواده‌م رو بخاطرش کشتن

482
00:36:11,126 --> 00:36:13,254
‫اسکونور، بهمون خیانت کرد

483
00:36:14,339 --> 00:36:15,423
‫منم ترتیبشو دادم

484
00:36:18,801 --> 00:36:22,472
‫فقط یه اسم می‌خوام، خب؟
‫فقط اسما رو بگو، دیگه کاریت ندارم

485
00:36:22,555 --> 00:36:23,598
‫خدایا!

486
00:36:26,684 --> 00:36:28,478
‫یالا

487
00:36:30,563 --> 00:36:31,647
‫یالا

488
00:36:32,147 --> 00:36:34,108
‫هی، منم

489
00:36:43,368 --> 00:36:44,869
‫شرمنده بهت تیر زدم

490
00:36:45,077 --> 00:36:46,246
‫اشکال نداره

491
00:36:47,038 --> 00:36:48,664
‫منم شرمنده‌م داداش

492
00:36:49,164 --> 00:36:50,458
‫خدا!

493
00:36:53,753 --> 00:36:55,504
‫بابت خونواده‌ت متاسفم

494
00:36:58,716 --> 00:37:00,301
‫مامور اورنج

495
00:37:01,927 --> 00:37:04,555
‫می‌دونی کیه؟ اسمی داری؟

496
00:37:05,681 --> 00:37:06,681
‫نه

497
00:37:08,058 --> 00:37:11,771
‫پس چرا اینکارو کردی پسر،
‫چرا اون نوارو ساختی؟

498
00:37:13,940 --> 00:37:16,943
‫یه بچه‌ای تو پایگاه بود...

499
00:37:18,403 --> 00:37:21,113
‫یه بچه‌ی جوون، حدود ۱۹ ساله

500
00:37:22,907 --> 00:37:24,284
‫چاقوش رو بهم قرض داد

501
00:37:26,201 --> 00:37:29,163
‫چون مال خودمو گُم کرده بودم

502
00:37:31,624 --> 00:37:33,418
‫چاقو یه چیز مقدسه فرانک

503
00:37:37,046 --> 00:37:40,300
‫بگذریم، این بچه کشته شد و...

504
00:37:41,842 --> 00:37:46,597
‫رفتم مرده‌شورخونه تا چاقوش رو پس بدم،
‫ادای احترام کنم

505
00:37:48,808 --> 00:37:50,059
‫بعد دیدمش

506
00:37:52,728 --> 00:37:54,314
‫بدنش رو باز کرده بودن

507
00:37:55,731 --> 00:37:58,150
‫کیسه‌های دارو میذاشتن تو بدنش

508
00:38:00,069 --> 00:38:01,321
‫انگار که هیچی نبود

509
00:38:03,698 --> 00:38:07,242
‫انگار یه لاشه‌ی تهی بود،
‫اون و همه کسایی که اونجا بودن

510
00:38:11,539 --> 00:38:12,873
‫کی بود گانر؟

511
00:38:13,457 --> 00:38:14,834
‫کی توی اتاق بود؟

512
00:38:16,168 --> 00:38:18,838
‫یه سرهنگ بود، بنت...

513
00:38:20,756 --> 00:38:23,593
‫همونی که مسئول مرده‌شورخونه بود.
‫اون و اورنج

514
00:38:25,636 --> 00:38:27,972
‫نمی‌دونستم کی مسئول اینکار بود،
‫نمی‌دونستم به کی اعتماد کنم

515
00:38:31,601 --> 00:38:33,769
‫- با توئن؟
‫- لعنتی، نه

516
00:38:47,199 --> 00:38:49,034
‫فرانک، مهمون داری

517
00:38:53,706 --> 00:38:55,082
‫بریم! بریم!

518
00:39:11,641 --> 00:39:12,892
‫زود! زود!

519
00:40:13,494 --> 00:40:15,245
‫لعنتی!

520
00:41:44,502 --> 00:41:45,795
‫چقدر بده؟

521
00:41:45,878 --> 00:41:49,882
‫- می‌تونم بجنگم، چندتائن؟
‫- ۵-۶ تا

522
00:41:55,429 --> 00:41:59,141
‫فرانک، گمونم تو و رفیقت همونایی هستین
‫که پشت درخت بزرگ قایم شدین، نه؟

523
00:42:00,309 --> 00:42:03,646
‫دو نفر پشت سرتونن
‫توی موقعیت ساعت پنج و هفت

524
00:42:13,488 --> 00:42:16,491
‫از دو طرف درخت میان به سمتتون...

525
00:42:16,576 --> 00:42:18,416
‫و بعد حدود ۱۰ ثانیه وقت داری
‫تا دو نفر بعدی...

526
00:42:18,493 --> 00:42:21,038
‫از جلو بیان سمتتون و بهتون شلیک کنن

527
00:42:28,713 --> 00:42:30,380
‫بریم، بریم

528
00:42:41,809 --> 00:42:44,645
‫تو سرازیری‌ان، به سرعت دارن میان

529
00:43:05,833 --> 00:43:07,960
‫گمونم از بالا کمک اومد

530
00:43:11,255 --> 00:43:13,465
‫گندش بزنن، بیا بریم

531
00:43:56,091 --> 00:43:58,427
‫یالا! یالا!

532
00:43:58,510 --> 00:44:00,721
‫یالا! یالا!

533
00:44:02,806 --> 00:44:05,601
‫می‌میرین، می‌شنوین؟
‫می‌کشمتون!

534
00:44:06,310 --> 00:44:07,853
‫می‌میرین!

535
00:44:20,574 --> 00:44:23,618
‫هر کی که هستی، دارم میام سراغت

536
00:44:38,759 --> 00:44:40,511
‫درست مثل قدیما

537
00:44:41,220 --> 00:44:42,596
‫گانر

538
00:44:44,098 --> 00:44:46,517
‫یالا، یالا

539
00:44:49,687 --> 00:44:51,563
‫باید از اینجا بری رفیق

540
00:45:14,544 --> 00:45:16,255
‫چقدر قراره صبر کنیم؟

541
00:45:22,344 --> 00:45:23,470
‫بیاین بخوریم

542
00:45:56,086 --> 00:45:58,338
‫یالا، یالا

543
00:45:58,422 --> 00:46:00,424
‫همینه، یالا

544
00:46:24,031 --> 00:46:26,742
‫- شرمنده‌م
‫- بیخیالش رفیق

545
00:46:28,243 --> 00:46:30,621
‫همیشه فکر می‌کردم تو این جنگلا می‌میرم

546
00:46:34,333 --> 00:46:37,753
‫یالا، هی

547
00:46:38,838 --> 00:46:40,714
‫هی

548
00:46:42,216 --> 00:46:43,217
‫هی

549
00:46:44,093 --> 00:46:45,928
‫- منو خاک کن رفیق
‫- حرف نزن

550
00:46:46,011 --> 00:46:48,347
‫فقط خاکم کن،
‫قول بده که خاکم کنی، باشه؟

551
00:46:54,144 --> 00:46:55,437
‫باشه

552
00:46:56,480 --> 00:46:57,481
‫باشه

553
00:46:59,066 --> 00:47:01,776
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی

554
00:47:05,906 --> 00:47:08,367
‫همین جا بمون، کمک میارم

555
00:47:08,742 --> 00:47:09,910
‫فقط همین جا بمون

556
00:47:10,785 --> 00:47:13,956
‫برمی‌گردم، برمی‌گردم گانر.
‫تو بمون

557
00:48:23,567 --> 00:48:26,111
‫خب... مشروب می‌خوری؟

558
00:48:28,030 --> 00:48:29,323
‫آره می‌خورم

559
00:48:32,159 --> 00:48:33,285
‫روز سختی داشتی؟

560
00:48:34,828 --> 00:48:36,330
‫آره، باید یه تصمیمی می‌گرفتم...

561
00:48:36,413 --> 00:48:38,832
‫و اصلاً نمی‌دونم تصمیم درستی بود یا نه

562
00:48:38,916 --> 00:48:41,036
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم
‫تنها راه دووم آوردن تو این دنیا

563
00:48:41,085 --> 00:48:43,920
‫اینه که یه مدت کنار بکشی، می‌دونی؟

564
00:48:44,964 --> 00:48:47,382
‫اینم بگم، منم روز گندی داشتم

565
00:48:50,719 --> 00:48:53,097
‫خب، حالا چیکارش کنیم؟

566
00:48:56,391 --> 00:48:58,060
‫از پیشنهاد استقبال می‌کنم

567
00:48:58,769 --> 00:48:59,853
‫جدی؟

568
00:49:02,356 --> 00:49:05,317
‫یعنی، اگه منطقی باشه

569
00:49:06,401 --> 00:49:07,777
‫چرا؟ چی تو ذهنته؟

570
00:49:14,243 --> 00:49:16,161
‫حالت خوبه؟ خوبی؟

571
00:49:16,245 --> 00:49:17,537
‫خوبم

572
00:49:35,639 --> 00:49:38,267
‫وایسا، چی شده؟

573
00:49:38,350 --> 00:49:40,477
‫- هی، ادامه بده
‫- چت شده؟

574
00:50:50,672 --> 00:50:52,091
‫گندش بزنن!

575
00:52:15,965 --> 00:52:17,176
‫یالا فرانک

576
00:52:18,176 --> 00:52:20,470
‫همه‌چی درست میشه، خب؟

577
00:52:21,096 --> 00:52:22,639
‫همه‌چی درست میشه

578
00:52:47,331 --> 00:52:49,458
‫شاید هنوز برای تو امیدی باشه اسپوک

579
00:52:53,878 --> 00:52:55,880
‫باشه

580
00:52:57,090 --> 00:52:58,300
‫باشه

581
00:53:00,000 --> 00:53:03,500
‫مترجمین :  مـهــرداد و پـویـــا
‫Mehrdadss & Toxicity

582
00:53:03,525 --> 00:53:07,025
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV

583
00:53:07,050 --> 00:53:10,550
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت مووی
‫Nightmovie.Tv

