1
00:00:37,204 --> 00:00:38,288
‫قهوه‌ی دارچینی؟

2
00:00:38,371 --> 00:00:41,416
‫جنس خوب رو از عطاری
‫توی آتلانتیک خریدم

3
00:00:44,127 --> 00:00:45,503
‫انقدر وضع‌ـم بد به‌نظر می‌رسه؟

4
00:00:45,962 --> 00:00:47,630
‫تو جوری که باید، به‌نظر می‌رسی

5
00:00:52,802 --> 00:00:54,471
‫خواب‌ـت برد؟

6
00:00:56,639 --> 00:00:57,640
‫نه

7
00:00:57,932 --> 00:00:59,601
‫بذار یه دارو برات تجویز کنم

8
00:00:59,684 --> 00:01:01,478
‫می‌دونی که از اونا متنفرم، مامان

9
00:01:02,604 --> 00:01:04,021
‫رافی دوباره باهات تماس گرفت

10
00:01:04,647 --> 00:01:05,648
‫جداً؟

11
00:01:06,524 --> 00:01:08,943
‫بهش می‌گی من توی بسترم؟
‫با اندوه زمین‌گیر شدم؟

12
00:01:10,320 --> 00:01:13,906
‫من چیزی بهش نمی‌گم. من در جایگاهی
‫نیستم که چیزی بگم. ولی، دینا...

13
00:01:15,032 --> 00:01:18,786
‫،هرچقدر که با این موافق‌ـم
‫تو خودت نیستی

14
00:01:20,122 --> 00:01:21,498
‫حداقل باهام حرف بزن

15
00:01:26,128 --> 00:01:28,130
‫نمی‌تونم فکرشو از سرم
‫بیرون کنم، مامان

16
00:01:30,465 --> 00:01:31,758
‫چی به خاطر داری؟

17
00:01:37,764 --> 00:01:39,015
‫گلوله...

18
00:01:39,849 --> 00:01:42,310
‫گلوله به همه سمت شلیک می‌شد

19
00:01:43,478 --> 00:01:45,730
‫و انگار به‌صورت
‫صحنه‌آهسته اتفاق افتاد

20
00:01:45,980 --> 00:01:46,981
‫وقتی...

21
00:01:48,775 --> 00:01:50,485
‫وقتی سم داشت می‌مُرد...

22
00:01:51,653 --> 00:01:54,614
‫،خیلی سریع اتفاق افتاد
‫نتونستم کمک‌ـش کنم

23
00:01:56,574 --> 00:02:00,995
‫و مغزم هی دوباره و دوباره
‫تکرارش می‌کنه

24
00:02:01,579 --> 00:02:04,457
‫و حالا برات سؤاله که به چه
‫حقی تو باید زنده باشی

25
00:02:04,541 --> 00:02:06,701
‫نمی‌تونی به اون سؤال جواب بدی

26
00:02:07,419 --> 00:02:09,229
‫ولی پرسیدنـش، طبیعی‌ـه

27
00:02:10,797 --> 00:02:14,176
‫ولی سرزنش کردن خودت، کمکی به
‫از سر گذروندن این وضع نمی‌کنه

28
00:02:19,181 --> 00:02:22,142
‫مادرش ازم خواست که توی مراسم
‫خاکسپاری‌ـش، صحبت کنم

29
00:02:24,144 --> 00:02:25,645
‫چی باید بگم؟

30
00:02:26,396 --> 00:02:30,107
‫که درحال انجام کاری که دوست داشت، مُرد؟
‫خب، این یه دروغ‌ـه

31
00:02:30,984 --> 00:02:34,404
‫که درآخر تنها نبود؟ اصلاً چه اهمیتی داره؟
‫اون مُرده

32
00:02:34,487 --> 00:02:37,031
‫- عزیز دلم...
‫- اون به چیزی که بهش گفتم، باور داشت

33
00:02:38,491 --> 00:02:39,951
‫به‌خاطر حقیقت، مُرد

34
00:02:41,202 --> 00:02:44,873
‫پس حقیقت رو بگم، یا فقط چیزهایی رو بگم که
‫باعث می‌شه به همه‌شون حال خوبی دست بده؟

35
00:02:47,375 --> 00:02:49,377
‫خودت نیاز داری چی بهشون بگی؟

36
00:03:07,812 --> 00:03:10,315
‫- خبری نیست؟
‫- مثل قبل

37
00:03:10,815 --> 00:03:13,526
‫از موقعی که اومدیم اینجا
‫از توی تخت نیومده بیرون

38
00:03:14,527 --> 00:03:15,695
‫به‌نظرم خیلی حال‌ـش خرابه

39
00:03:15,778 --> 00:03:18,448
‫فکر نمی‌کنم ارتباطی به مرگ
‫همکارش داشته باشه

40
00:03:19,032 --> 00:03:21,576
‫بهت می‌گم چیه. زنه یا فاسده...

41
00:03:22,577 --> 00:03:24,746
‫یا اینکه یه آهن‌رُبای مشکلات تمام‌عیارـه

42
00:03:24,829 --> 00:03:27,373
‫چرا یه ایمیل رمزگذاری‌شده
‫براش نفرستیم...

43
00:03:27,999 --> 00:03:29,166
‫یه دیدار تعیین کنیم؟

44
00:03:29,876 --> 00:03:32,295
‫دفعه‌ی قبل که بهش ایمیل
‫فرستادی رو یادته، درسته؟

45
00:03:32,712 --> 00:03:33,730
‫عاقبت‌ـت به مرگ ختم شد

46
00:03:33,813 --> 00:03:37,592
‫- ببین، تو قبول کردی که باهاش ارتباط
‫برقرار کنی، درسته؟  - آره، کردم

47
00:03:37,675 --> 00:03:40,094
‫تو عوضی‌بازی درآوردی، منم قبول کردم

48
00:03:41,095 --> 00:03:43,431
‫،اگه قراره انجامـش بدیم
‫فقط یه فرصت داریم

49
00:03:44,932 --> 00:03:47,227
‫باید مثل یه هدف خیلی ارزشمند
‫باهاش رفتار کنیم

50
00:03:47,310 --> 00:03:49,187
‫من باید بشاشم

51
00:03:56,528 --> 00:03:57,737
‫اوه، پسر

52
00:04:16,000 --> 00:04:20,000
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV

53
00:04:20,024 --> 00:04:24,024
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت مووی
‫Nightmovie.Tv

54
00:05:17,000 --> 00:05:24,000
‫زیرنویس از هـومـن صـمـدی و عـرفـان
‫Raylan Givens & €rik

55
00:05:24,073 --> 00:05:27,869
‫♪ تولدت مبارک ♪

56
00:05:27,952 --> 00:05:32,039
‫♪ تولدت مبارک ♪

57
00:05:32,123 --> 00:05:35,377
‫♪ تولدت مبارک ... عزیز ♪

58
00:05:44,552 --> 00:05:48,014
‫چیزی که درحال تماشای آن هستید فیلمی‌ست
‫که توسط یکی از کارمندان یکی از...

59
00:05:48,097 --> 00:05:51,851
‫شُعب اداره‌ی الکل، تنباکو و اسلحه‌ی گرم
‫در اسکله‌ی وال استریت، گرفته شده است

60
00:05:53,102 --> 00:05:56,147
‫دو انفجار دیگر در حوزه‌ی دهم
‫اداره‌ی پلیس نیویورک و ساختمان

61
00:05:56,230 --> 00:05:58,566
‫دادگستری فدرال در میدان
‫فولی رخ داده است

62
00:05:58,650 --> 00:06:01,861
‫و باید ذکر کنیم، تمام افراد داخل
‫،این فیلم زنده هستند

63
00:06:01,944 --> 00:06:03,905
‫گرچه برخی دیگر، آنقدر
‫خوش‌شانس نبوده‌اند

64
00:06:03,988 --> 00:06:07,950
‫اخباره رسیده حاکی از چندین کُشته
‫و تعدادی زیاد مجروح هست

65
00:06:08,451 --> 00:06:10,912
‫اِف‌بی‌آی و اداره‌ی پلیس
‫سر صحنه‌ها حضور دارند...

66
00:06:10,995 --> 00:06:13,706
‫اگه اون‌کارو نکنی، متوجه می‌شم»
‫«که شما هم یکی از اونایی

67
00:06:15,708 --> 00:06:17,919
‫اگه اون‌کارو نکنی، متوجه می‌شم»
‫«شما هم یکی از اونایی

68
00:06:29,889 --> 00:06:33,309
‫دولت ایالات متحده، تبدیل»
‫به قدرتی مستبد شده...

69
00:06:34,727 --> 00:06:38,022
‫از قدرت‌ـش برای اذیت کردن
‫معلم‌ها و شهروندان استفاده می‌کنه...

70
00:06:39,356 --> 00:06:41,734
‫به‌خاطر اینکه همونطور که
‫قانون اساسی اجازه می‌ده

71
00:06:41,818 --> 00:06:45,947
‫در پی دفاع از خودشون هستن، مثل جنایتکارها
‫اونا رو توی دادگاه محاکمه می‌کنه

72
00:06:51,869 --> 00:06:54,581
‫،اونا می‌خوان اسلحه‌هامون رو بگیرن
‫آزادی‌مون رو...

73
00:06:55,414 --> 00:06:58,460
‫و دراون‌صورت قادر به دفاع
‫« از خودمون نیستیم

74
00:07:00,086 --> 00:07:03,423
‫من برای آزادی و هویت‌مون»
‫اقدام کردم.

75
00:07:04,131 --> 00:07:07,009
‫،من به‌نفع همه‌مون اقدام کردم
‫«تا کاری که صحیح‌ـه رو انجام بدم

76
00:07:08,010 --> 00:07:09,386
‫این نامه از طرف بمب‌گذاره‌ست

77
00:07:09,471 --> 00:07:11,598
‫- مطمئناً اینطور به‌نظر می‌رسه
‫- اوهوم

78
00:07:11,681 --> 00:07:14,517
‫و مستقیماً برای تو ارسال‌ـش کرده.
‫بهش دست زدی؟

79
00:07:14,601 --> 00:07:16,894
‫،خب، آره، معلومه که
‫تا اینکه فهمیدم چیه

80
00:07:16,978 --> 00:07:20,565
‫خیلی‌خب، پس اولین‌کاری که می‌خوای بکنی
‫اینه که، با اف‌بی‌آی تماس می‌گیریم

81
00:07:20,648 --> 00:07:22,848
‫این نامه شاید تنها مدرک از این باشه
‫،که این یارو واقعاً کیه

82
00:07:22,900 --> 00:07:25,069
‫،که چی‌کار می‌خواد بکنه
‫وضعیت روحی‌ـش چطوریه

83
00:07:25,152 --> 00:07:27,655
‫خدا، نمی‌دونم وحشت‌زده‌م
‫یا هیجان‌زده

84
00:07:27,739 --> 00:07:28,990
‫شاید یه‌خُرده از هردوش

85
00:07:29,073 --> 00:07:30,801
‫به‌گمونم باعث می‌شه فقط
‫تا حدّی آدم بدی باشم

86
00:07:30,825 --> 00:07:32,952
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.
‫این تازه جالب شد

87
00:07:33,035 --> 00:07:35,913
‫شما قبلاً هم از یک قهرمان عوام»
‫دفاع کردی، خانم پیج

88
00:07:35,997 --> 00:07:39,501
‫معتقدم شما درک می‌کنی که گاهی اوقات
‫یه مرد، باید به‌خاطر چیزی که

89
00:07:39,584 --> 00:07:44,338
‫،حق‌ـه، ایستادگی کنه، به‌خاطر چیزی که درست‌ـه
‫حتی اگر قانون درمقابل‌ـش قرار بگیره

90
00:07:44,421 --> 00:07:46,257
‫به‌خاطر این کشوری که دوستش
‫داریم ازتون می‌خوام که

91
00:07:46,340 --> 00:07:49,969
‫تا حرف‌های من رو به‌عنوان درخواست
‫«... دفاع، چاپ کنید. اگر اون‌کارو نکنی

92
00:07:50,052 --> 00:07:52,221
‫اگر اون‌کارو نکنی، متوجه می‌شم که»
‫«... شما یکی از اونایی

93
00:07:52,304 --> 00:07:55,307
‫و شما و تمام افراد نشریه‌ی آزادی‌خواه‌تون»
‫«در لیست من قرار می‌گیرید

94
00:07:55,391 --> 00:07:58,645
‫- بعدش نوشته...
‫- «...یا به من آزادی بده»

95
00:07:58,728 --> 00:08:00,522
‫«یا مرگ »
‫شعار معروف پاتریک هنری درست قبل ]
‫[ از شروع جنگ‌های استقلال آمریکا

96
00:08:00,605 --> 00:08:01,939
‫« یا مرگ »

97
00:08:02,023 --> 00:08:04,108
‫آره. خیلی ابتکارآمیزـه

98
00:08:04,191 --> 00:08:07,403
‫پاتریک هنری، یکی از بنیان‌گذاران‌مون
‫و یه مخالف حقیقی نظام فدرال

99
00:08:07,487 --> 00:08:11,365
‫خیلی‌خب، پس، آره، زیاد هیجان‌زده نیستم.
‫همین الان کُل نشریه رو تهدید کرد

100
00:08:11,448 --> 00:08:12,909
‫آره، خب، حال‌ـم داره خراب می‌شه

101
00:08:13,743 --> 00:08:16,078
‫که این یارو فکر می‌کنه من کاری
‫که انجام داده رو تأیید می‌کنم؟

102
00:08:16,162 --> 00:08:17,997
‫این غیرمحتمل‌ترین چیزیـه که درنظر داشتم

103
00:08:19,206 --> 00:08:21,626
‫ببین، چی می‌شه اگه نامه رو
‫با یه پاسخ، چاپ کنیم؟

104
00:08:21,709 --> 00:08:24,295
‫نه، می‌خوام به اون و بقیه‌ی آدما بگم که
‫این باعث می‌شه چه حالی بهم دست بده

105
00:08:24,378 --> 00:08:26,463
‫باشه، خب، اون دست تو یا من نیست

106
00:08:26,548 --> 00:08:29,359
‫باید ببینیم از نظر مقامات بهترین
‫راه واسه گرفتن این یارو، چیه

107
00:08:29,383 --> 00:08:30,843
‫خب مطمئناً بهترین راهـش
‫علنی کردن اینه

108
00:08:31,511 --> 00:08:33,671
‫،یه نفر ممکنه بشناسه‌تـش
‫ممکنه دست‌خط‌شو بشناسه

109
00:08:33,721 --> 00:08:34,990
‫- یا واژه‌بندی‌شو...
‫- آره. شاید

110
00:08:35,014 --> 00:08:36,682
‫فقط بس کن. بس کن، باشه؟

111
00:08:37,308 --> 00:08:38,828
‫کاری نکن. چیزی نگو

112
00:08:38,893 --> 00:08:40,120
‫- به این اشاره‌ای نکن...
‫- الیسون

113
00:08:40,144 --> 00:08:41,784
‫تا اینکه دستورات رسمی داشته باشیم ......

114
00:08:41,854 --> 00:08:44,982
‫الیسون، ما فرصتی در اختیار داریم که می‌تونیم
‫توی این بحث از بقیه جلوتر باشیم

115
00:08:47,318 --> 00:08:53,490
‫بولتین» اگه اِف‌بی‌آی چراغ سبز بده»
‫این سرمقاله رو چاپ می‌کنه

116
00:08:55,326 --> 00:08:57,036
‫خیلی‌خب، ولی می‌خوام
‫اسم من روش باشه

117
00:08:57,787 --> 00:09:00,289
‫نه، اون برای من نوشته.
‫من پشت نشریه قایم نمی‌شم

118
00:09:00,372 --> 00:09:03,125
‫کار خطرناکی‌ـه. منظورم اینه، اون همین
‫الانـش از بین بقیه، تو رو انتخاب کرده

119
00:09:03,209 --> 00:09:04,586
‫آره، همینطوره

120
00:09:08,130 --> 00:09:09,130
‫بسیارخب

121
00:09:09,465 --> 00:09:12,343
‫بسیارخب، باشه.
‫من با اِف‌بی‌آی صحبت می‌کنم

122
00:09:12,426 --> 00:09:14,106
‫می‌تونی نوشتن رو شروع کنی.
‫من تماس می‌گیرم

123
00:09:14,178 --> 00:09:17,098
‫- به اون دست نزن!
‫- البته

124
00:09:18,891 --> 00:09:21,978
‫♪ تولدت مبارک ♪

125
00:09:22,854 --> 00:09:25,732
‫♪ تولدت مبارک ... عزیز ♪

126
00:09:28,109 --> 00:09:31,237
‫توی این دنیا از هیچی به
‫‌اندازه‌ی بمب، متنفر نیستم

127
00:09:34,866 --> 00:09:36,200
‫بزدل‌های لعنتی

128
00:09:38,202 --> 00:09:41,205
‫فکر می‌کنن با ترسوندن مردم، می‌تونن
‫مجبورشون کنن کاری که می‌خوان رو انجام بدن

129
00:09:42,039 --> 00:09:43,332
‫در اشتباهـن

130
00:09:44,083 --> 00:09:48,963
‫،می‌دونی، فقط مردم رو کُفری می‌کنه
‫باهم متحدشون می‌کنه، قوی‌ترشون می‌کنه

131
00:09:49,046 --> 00:09:50,632
‫نیویورک از یاد نمی‌بره

132
00:09:51,882 --> 00:09:54,302
‫،این یارو هرکی که هست
‫توی بد دردسری افتاده

133
00:09:54,594 --> 00:09:57,346
‫،می‌دونی، اگه مدنی رو وارد قضیه کنن
‫ممکنه فرصت‌مون رو به‌دست بیاریم

134
00:09:57,429 --> 00:09:58,430
‫بیخیال

135
00:09:59,181 --> 00:10:00,850
‫کُل شهر درحالت آماده‌باش‌ـه

136
00:10:01,934 --> 00:10:04,812
‫به هیچ‌وجه قرار نیست بریم
‫سراغ یه مأمور امنیت ملی

137
00:10:05,813 --> 00:10:09,150
‫چی‌کار می‌خوای بکنی؟ هیچ‌کاری؟

138
00:10:09,233 --> 00:10:11,318
‫بهتر از انجام یه کار احمقانه‌ست

139
00:10:22,079 --> 00:10:23,539
‫اون بیرون اوضاع چطوریه؟

140
00:10:24,248 --> 00:10:27,710
‫اِف‌بی‌آی و اداره‌ی پلیس نیویورک
‫کارهای میدانی رو اداره می‌کنن، و...

141
00:10:28,460 --> 00:10:30,087
‫ما هم روی اطلاعات کار می‌کنیم

142
00:10:32,131 --> 00:10:33,131
‫دینا چطوره؟

143
00:10:33,841 --> 00:10:37,345
‫بهت اجازه نمی‌دم باهاش حرف بزنی.
‫اون داغون‌ـه، رافی

144
00:10:37,845 --> 00:10:39,096
‫یاپیغمبر، ممنون

145
00:10:41,265 --> 00:10:42,266
‫من حال‌ـم خوبه

146
00:10:44,936 --> 00:10:46,646
‫من همون پایین توی راهرو‌ـم

147
00:10:55,571 --> 00:10:59,325
‫ازت می‌خوام هرچقدر زمان برای
‫بهبودی نیاز داری، داشته باشی

148
00:11:00,660 --> 00:11:01,994
‫ولی هرکاری که کردی...

149
00:11:02,536 --> 00:11:05,456
‫اون اداره رو کاملاً بدون آمادگی
‫برای این بمب‌گذاری‌ها، ترک کردی

150
00:11:06,123 --> 00:11:09,877
‫،مأمور مسئول ویژه‌م سرکارش نیست
‫چندین مأمور مُرده روی دست‌ـمه...

151
00:11:11,337 --> 00:11:12,546
‫و دلیل‌شو نمی‌دونم

152
00:11:13,756 --> 00:11:15,007
‫شاید دل‌ـت نخواد بدونی

153
00:11:15,549 --> 00:11:18,552
‫بازمانده‌ها می‌گن که تو قبول نکردی
‫اسمی از هدف ببری...

154
00:11:21,013 --> 00:11:23,682
‫و یه طرح رزم‌آرایی اشتباه تنظیم کردی

155
00:11:26,728 --> 00:11:29,480
‫آدمایی که کُشتیم رو شناسایی کردید؟
‫که واسه کی کار می‌کردن؟

156
00:11:29,563 --> 00:11:30,898
‫وابسته به دولت بودن؟

157
00:11:30,982 --> 00:11:34,068
‫،تو باید به سؤالات جواب بدی
‫نه اینکه بپرسی‌شون

158
00:11:34,944 --> 00:11:36,737
‫با من حرف بزن، دینا

159
00:11:44,411 --> 00:11:47,248
‫- تابحال یه همکار داشتی که تحت
‫مسئولیت‌ـت مُرده باشه؟  - نه

160
00:11:47,331 --> 00:11:51,085
‫- نه. تابحال به کسی شلیک کردی، تیر خوردی؟
‫- می‌دونی که توی این موقعیت نبودم

161
00:11:51,168 --> 00:11:56,382
‫هردفعه که چشم‌هامو می‌بندم، صورت
‫سم استاین رو می‌بینم که بهم زُل زده

162
00:11:59,844 --> 00:12:01,679
‫یه نگاهی توی چشم‌هاش بود
‫وقتی داشت می‌مُرد

163
00:12:02,138 --> 00:12:06,142
‫ناراحت یا ترسیده نبود.
‫متعجب بود

164
00:12:07,684 --> 00:12:10,104
‫انگار که باورش نمی‌شد زندگی‌ـش
‫اونطوری داره به پایان می‌رسه

165
00:12:13,024 --> 00:12:14,817
‫نمی‌تونم اون نگاه رو از سرم بیرون کنم

166
00:12:20,907 --> 00:12:22,366
‫ازم می‌خوای چی بگم؟

167
00:12:22,449 --> 00:12:26,245
‫که این هیچ ارتباطی به
‫احمد زُبیر و قندهار نداره

168
00:12:27,329 --> 00:12:31,375
‫که سم استاین و بقیه به‌خاطر
‫خاطرات ترسناک تو نمُردن

169
00:12:33,085 --> 00:12:36,505
‫،اگه حقیقت رو ندونم
‫نمی‌تونم کمک‌ـت کنم

170
00:12:37,381 --> 00:12:38,549
‫حقیقت؟

171
00:12:39,842 --> 00:12:41,969
‫حقیقت چیزی‌ـه که کار ما
‫رو به اینجا کشوند

172
00:12:43,512 --> 00:12:44,972
‫کسی نمی‌خواست بشنوه‌تـش

173
00:12:54,148 --> 00:12:58,319
‫این بمب‌گذار هدف‌ـش اشاعه‌ی
‫ترس‌ـه، ولی من نمی‌ترسم

174
00:12:59,653 --> 00:13:03,199
‫می‌دونم که این شهر مثل دفعات
‫قبل با هم متحد می‌شه

175
00:13:03,282 --> 00:13:05,027
‫بولتین» شاید حرف‌های اون »
‫،رو چاپ کرده باشه

176
00:13:05,051 --> 00:13:07,036
‫ولی ما همچنین نامه‌شو
‫،دراختیار اِف‌بی‌آی گذاشتیم

177
00:13:07,119 --> 00:13:10,622
‫چون ما به نهادهایی ایمان داریم
‫که اون در پی نابود کردن‌شون‌ـه

178
00:13:10,706 --> 00:13:14,543
‫ما نباید با اونایی که برای رابطه برقرار کردن»
‫از خشونت استفاده می‌کنن، مدارا کنیم

179
00:13:14,626 --> 00:13:16,378
‫این مرد یک وطن‌پرست نیست

180
00:13:16,963 --> 00:13:19,548
‫«اون یه بزدل‌ـه، یه تروریست

181
00:13:20,799 --> 00:13:24,887
‫یاپیغمبر، کرن. چرا اینطوری
‫می‌ری سراغ‌ـش؟

182
00:13:24,971 --> 00:13:29,183
‫- خب، الانـه که سردربیاریم
‫- از چی حرف می‌زنی؟

183
00:13:29,266 --> 00:13:31,894
‫دوست‌دخترت توی رادیوئه

184
00:13:32,728 --> 00:13:33,812
‫زیادش کن

185
00:13:35,481 --> 00:13:37,859
‫بعدی، برنامه‌ی ریکی لنگتری

186
00:13:42,738 --> 00:13:44,615
‫صبح‌بخیر، نیویورک

187
00:13:44,698 --> 00:13:46,492
‫شما دارید به برنامه‌ی
‫،ریکی لنگتری گوش می‌کنید

188
00:13:46,575 --> 00:13:49,829
‫و من مجری شما، ریکی لنگتری هستم

189
00:13:50,329 --> 00:13:53,707
‫در برنامه‌ی امروز صبح دو مهمان داریم

190
00:13:53,790 --> 00:13:55,709
‫سناتور استن اُری

191
00:13:55,792 --> 00:13:58,754
‫یک حامی رُک و دیرینِ شدید‌‌تر شدن
‫قوانین کنترل اسلحه

192
00:13:58,837 --> 00:14:00,047
‫گفتن‌ـش رواست، سناتور؟

193
00:14:00,131 --> 00:14:03,509
‫ریکی، ممنون که منو دعوت کردی.
‫و بله، مسلماً رواست

194
00:14:03,592 --> 00:14:06,512
‫و کرن پیج رو داریم، روزنامه‌نگار بولتین

195
00:14:06,595 --> 00:14:09,140
‫کسی که بمب‌گذار شخصاً براش نامه نوشت

196
00:14:09,974 --> 00:14:14,020
‫کرن، تو امروز صبح با یه سرمقاله‌ی
‫خیلی جدل‌آمیز، پاسخ دادی

197
00:14:14,103 --> 00:14:17,106
‫این شخص رو به‌طور مستقیم
‫با تروریست خطاب‌کردن‌ـش...

198
00:14:17,189 --> 00:14:18,774
‫- مخاطب قرار دادی؟
‫- اوهوم

199
00:14:18,857 --> 00:14:20,543
‫با دیدگاهـش موافقی؟

200
00:14:20,567 --> 00:14:21,986
‫نه. ابداً

201
00:14:22,069 --> 00:14:24,655
‫طعنه‌ی دیدگاه این بمب‌گذار
‫وحشت‌انگیزـه

202
00:14:24,738 --> 00:14:26,365
‫داری به این عقیده اشاره می‌کنی که...

203
00:14:26,448 --> 00:14:29,160
‫برای دفاع از متمم دوم قانون اساسی
‫داره از خشونت استفاده می‌کنه؟
‫متمم دوم قانون اساسی ایالات متحده‌ی آمریکا ]
‫[ از حق مردم برای داشتن و حمل اسلحه حمایت می‌کند

204
00:14:29,243 --> 00:14:32,288
‫بله، همینطوره. ما یه قاتل داریم
‫که برای اعتراض برعلیه تلاش‌ها

205
00:14:32,371 --> 00:14:35,875
‫،برای کاهش پیداکردن میزان قتل در این کشور
‫در میان ما مرتکب قتل می‌شه

206
00:14:35,958 --> 00:14:38,085
‫خب، این نظر شماست، سناتور

207
00:14:38,169 --> 00:14:40,754
‫منظورم اینه، می‌دونی، شما حامی
‫قوانین کنترل اسلحه‌ای

208
00:14:40,837 --> 00:14:43,632
‫اسلحه‌ی کمتر، مرگ کمتر.
‫به همین سادگی‌ـه

209
00:14:43,715 --> 00:14:46,385
‫،این یارو از بمب استفاده می‌کرد
‫نه اسلحه

210
00:14:46,468 --> 00:14:49,555
‫می‌تونه یه قهرمان بومی با یه اسلحه‌ی کمری
‫باشه که به این یارو شلیک می‌کنه

211
00:14:49,638 --> 00:14:53,725
‫حتی می‌شه گفت که حق
‫شلیک کردن به طرف

212
00:14:53,809 --> 00:14:57,146
‫بخشی از شالوده‌ایـه که
‫آمریکا روش بنا شده بود

213
00:14:57,229 --> 00:15:01,400
‫ریکی، واقعاً؟ اون واسه
‫حدود ۳۰۰ سال پیش‌ـه

214
00:15:01,483 --> 00:15:04,736
‫،خانم پیج، شما قبول نداری که
‫،در این دوره و زمونه

215
00:15:04,820 --> 00:15:07,448
‫هیچ شهروند عادی‌ای نیازی
‫به حمل سلاح نداره؟

216
00:15:07,531 --> 00:15:09,533
‫داری جای نادرستی دنبال جواب می‌گردی

217
00:15:10,034 --> 00:15:12,954
‫تابحال هول کردین، سناتور؟

218
00:15:13,037 --> 00:15:16,248
‫خالصانه به‌خاطر جون‌تون، ترسیدین؟

219
00:15:16,332 --> 00:15:21,170
‫در موقعیتی که یک اسلحه
‫و تمایل به استفاده ازش

220
00:15:21,253 --> 00:15:24,381
‫ممکنه تنها تفاوت بین
‫مرگ و زندگی باشه؟

221
00:15:24,465 --> 00:15:27,218
‫اسلحه‌ها، سمّی در جامعه‌مون هستن

222
00:15:27,301 --> 00:15:30,429
‫دست آدم نادرست‌ـش که باشه
‫نتایج وحشتناکی به بار میاره

223
00:15:30,512 --> 00:15:33,975
‫از زمانی‌که این شهر به‌دست پانشیر
‫وحشت‌زده شد، فقط یک سال گذشته

224
00:15:34,058 --> 00:15:35,851
‫می‌دونید، اون کاملاً فرق داره

225
00:15:35,935 --> 00:15:38,604
‫فرانک کسل قاتلین و موادفروش‌ها رو کُشت

226
00:15:38,687 --> 00:15:40,982
‫ولی خط قرمز کجاست، کرن؟

227
00:15:41,065 --> 00:15:43,275
‫فرانک کسل به این نتیجه رسید که
‫آگاهی‌ـش از قانون بیشتره

228
00:15:43,359 --> 00:15:47,238
‫- و برای کُشتن ۳۷ نفر محاکمه شد
‫- فرانک کسل تروریست نیست

229
00:15:47,321 --> 00:15:50,032
‫- ‏۳۷نفر؟
‫- تا جایی که اونا خبر دارن

230
00:15:50,116 --> 00:15:55,329
‫کسل برای بسیاری، که احساس می‌کردن داره کاری
‫که پلیس توش ناکام مونده رو انجام می‌ده، یه قهرمان بود

231
00:15:56,413 --> 00:15:59,916
‫از جاتون تکون نخورید، مردم.
‫ما الان برمی‌گردیم

232
00:16:00,001 --> 00:16:01,543
‫باید یه استراحتی بکنیم

233
00:16:02,128 --> 00:16:04,588
‫یه تماس‌گیرنده داریم. بمب‌گذاره

234
00:16:05,464 --> 00:16:07,258
‫با پلیس تماس بگیرید

235
00:16:07,341 --> 00:16:09,541
‫شماره رو بهشون بده.
‫شاید بتونن ردّ تماس رو بگیرن

236
00:16:10,970 --> 00:16:12,846
‫این قضیه تازه جالب شده، نه، بچه‌ها؟

237
00:16:13,764 --> 00:16:15,766
‫- جفت‌تون آماده‌اید؟
‫- اوهوم

238
00:16:17,809 --> 00:16:23,649
‫نیویورک، ما یه تماس‌گیرنده روی خط داریم
‫که ادعا می‌کنه که شخص بمب‌گذارـه

239
00:16:24,316 --> 00:16:26,068
‫می‌شه اسم‌تون رو بدونم؟

240
00:16:29,613 --> 00:16:31,365
‫نه، اسم من اهمیتی نداره

241
00:16:31,865 --> 00:16:33,617
‫بلکه اعمال‌ـم اهمیت داره

242
00:16:33,700 --> 00:16:36,828
‫داری با نیویورک صحبت می‌کنی.
‫دل‌ـت می‌خواد چی بگی؟

243
00:16:36,912 --> 00:16:39,540
‫چرا اون چیزها رو در مورد
‫من گفتی، کرن؟

244
00:16:41,708 --> 00:16:44,086
‫چون از تمام کارهایی که
‫انجام دادی، بیزارم

245
00:16:44,170 --> 00:16:45,171
‫آروم، کرن

246
00:16:45,254 --> 00:16:48,507
‫این کشور توسط افرادی مثل
‫سناتور اُری مورد ستم واقع شده

247
00:16:49,091 --> 00:16:51,385
‫،مشاغل‌مون به خارج از کشور فرستاده می‌شه
‫،بهمون خیانت می‌شه

248
00:16:51,468 --> 00:16:54,055
‫بعدش اسلحه‌هامون رو می‌گیرن
‫تا نتونیم کاری درموردش بکنیم

249
00:16:54,138 --> 00:16:56,140
‫تو چقدر بزدلی

250
00:16:57,558 --> 00:17:00,186
‫،اون آدمایی که کُشتی‌شون
‫سیاستمداری نمی‌کردن

251
00:17:00,269 --> 00:17:04,731
‫اونا منشی و سرایدار و پلیس گشت بودن.
‫آدمای عادی

252
00:17:04,815 --> 00:17:06,625
‫اون چطور به آرمان‌ـت کمک می‌کنه؟

253
00:17:06,650 --> 00:17:08,420
‫شاید حکومت کار خیلی بدی
‫در حق‌ـت کرده باشه

254
00:17:08,444 --> 00:17:09,570
‫من از حکایت‌ـت بی‌خبرم

255
00:17:09,653 --> 00:17:11,339
‫ولی اتفاقات خیلی بد، هر روزه
‫،برای مردم میوفته

256
00:17:11,363 --> 00:17:13,043
‫و اونا به‌خاطرش، آدم نمی‌کُشن

257
00:17:21,332 --> 00:17:24,876
‫تو هم یه آلت دستی، درست مثل بقیه‌شون

258
00:17:26,295 --> 00:17:29,298
‫و سناتور اُری، چه شوخی‌ای

259
00:17:29,381 --> 00:17:32,134
‫تو نماینده‌ی هیچکس جز خودت نیستی

260
00:17:32,218 --> 00:17:36,055
‫،جنگ تازه داره شروع می‌شه
‫و شما همه‌تون در جبهه‌ی نادرستی قرار دارید

261
00:17:39,015 --> 00:17:42,436
‫درنتیجه مرگ را برای مستبدان
‫به ارمغان می‌آورم

262
00:17:46,690 --> 00:17:48,567
‫خب، نیویورک، شما دارید...

263
00:17:48,650 --> 00:17:49,985
‫وایسا. اونو قبلاً شنیدم

264
00:17:50,069 --> 00:17:51,862
‫- آره، توی کلاس تاریخ
‫- نه، نه، نه، نه

265
00:17:51,945 --> 00:17:52,988
‫اونو شنیدم...

266
00:17:54,240 --> 00:17:55,824
‫اونو قبلاً یه جایی شنیدم

267
00:17:57,326 --> 00:17:58,535
‫چه کوفتی بود؟

268
00:18:01,080 --> 00:18:02,081
‫چیزه...

269
00:18:03,082 --> 00:18:04,083
‫گروه...

270
00:18:06,210 --> 00:18:08,920
‫،یگان کورتیس. اون بچه‌ـه
‫اون ... اون اینو گفت

271
00:18:09,004 --> 00:18:11,923
‫اون گفت «درنتیجه مرگ را برای مستبدان
‫به ارمغان می‌آورم». اون اینو گفت

272
00:18:12,007 --> 00:18:13,610
‫- مطمئنی؟
‫- آره، آره، آره

273
00:18:13,634 --> 00:18:16,303
‫مگه آدم هر چندوقت یه‌بار لاتین می‌شنوه؟
‫آره، مطمئنم. اون...

274
00:18:17,053 --> 00:18:18,655
‫کورتیس در مورد اون
‫بچه‌ـه باهام حرف زد

275
00:18:18,739 --> 00:18:20,949
‫گفت اون همیشه دیگران رو به‌خاطر
‫مشکلات‌ـش مقصر می‌دونه

276
00:18:21,032 --> 00:18:24,645
‫،اسمـش... اسمـش لوئیس‌ـه
‫و راننده‌تاکسی‌ـه

277
00:18:24,728 --> 00:18:27,356
‫لوئییس و راننده‌تاکسی...
‫می‌تونی اونجا پیداش کنی؟

278
00:18:29,733 --> 00:18:32,736
‫اسمـش لوئیس‌ـه و راننده‌تاکسی‌ـه؟
‫چیز زیادی واسه پیداکردن دراختیارم قرار نمی‌ده

279
00:18:32,819 --> 00:18:34,696
‫یالا! اون یه کُهنه‌سربازـه! من فقط...

280
00:18:34,780 --> 00:18:38,325
‫ارتشی‌ـه، خیلی‌خب؟
‫سفیدپوست‌ـه، ۲۵ ساله

281
00:18:38,409 --> 00:18:40,869
‫قطعاً زیر ۳۰ سال داره.
‫می‌شه فقط پیداش کنی؟

282
00:18:40,952 --> 00:18:44,099
‫تعداد احتمالات رو محدودتر می‌کنه. ولی
‫گوش کن، فرانک، مطمئنی طرف همونه؟

283
00:18:44,123 --> 00:18:47,293
‫،کاملاً مطمئنم. فقط ... یالا
‫دیوید، فقط پیداش کن

284
00:18:49,169 --> 00:18:51,088
‫،خیلی‌خب، وقتی پیداش کنم
‫چی می‌شه؟

285
00:18:54,466 --> 00:18:55,801
‫به‌نظر خودت چی می‌شه؟

286
00:18:56,427 --> 00:18:59,095
‫این کثافت می‌ره سراغ کرن

287
00:19:00,972 --> 00:19:02,474
‫قضیه‌ی شما دونفر چیه؟

288
00:19:02,558 --> 00:19:05,311
‫،قضیه اینه که هیچکس نمی‌ره سراغ‌ـش
‫خیلی‌خب؟ نه تا وقتی من هستم

289
00:19:05,394 --> 00:19:07,646
‫- پس می‌خوای بری سراغ این یارو
‫- کاملاً درسته

290
00:19:07,729 --> 00:19:09,314
‫اگه سارا بود، چی‌کار می‌کردی؟

291
00:19:12,734 --> 00:19:15,237
‫اگه یه روانی می‌رفت سراغ‌ـش
‫چی‌کار می‌کردی؟

292
00:19:15,321 --> 00:19:17,448
‫سارا همسر من‌ـه. خانواده‌ی من‌ـه

293
00:19:18,865 --> 00:19:20,284
‫گوش کن چی می‌گم. گوش کن

294
00:19:20,992 --> 00:19:22,828
‫فقط یه بار اینو می‌گم. کرن‌ـم واسه من
‫همین حکم رو داره

295
00:19:22,911 --> 00:19:24,413
‫اگه اتفاقی براش بیوفته، من...

296
00:19:26,122 --> 00:19:27,499
‫- فقط...
‫- خیلی‌خب

297
00:19:28,625 --> 00:19:31,127
‫خواهش می‌کنم

298
00:19:33,839 --> 00:19:34,840
‫ممنون

299
00:19:41,054 --> 00:19:42,681
‫لوئیس، باید باهام تماس بگیری

300
00:19:42,764 --> 00:19:45,058
‫به رادیو گوش دادم. رفتم به خونه‌ات

301
00:19:45,642 --> 00:19:47,482
‫می‌خوام قبل از اینکه کس دیگه‌ای
‫صدمه ببینه، این قضیه رو تموم کنم

302
00:19:47,561 --> 00:19:49,354
‫،ولی باید باهام تماس بگیری
‫رفیق، باشه؟

303
00:19:58,447 --> 00:19:59,531
‫اُکانر؟

304
00:20:02,451 --> 00:20:03,744
‫اُکانر، خونه‌ای؟

305
00:20:25,599 --> 00:20:26,975
‫اُکانر، خونه‌ای؟

306
00:21:01,510 --> 00:21:03,136
‫تو نباید اینجا باشی، کورتیس

307
00:21:05,973 --> 00:21:07,641
‫باید میومدم یه سر بهت می‌زدم

308
00:21:08,141 --> 00:21:09,142
‫ها

309
00:21:10,852 --> 00:21:14,940
‫پیش خودم گفتم ... که به یه کمکی احتیاج داری.
‫می‌دونی، صحبت کنیم

310
00:21:16,108 --> 00:21:20,445
‫یه جنازه روی اون صندلی‌ـه.
‫به‌نظر میاد مدتی می‌شه که اونجاست

311
00:21:20,529 --> 00:21:23,699
‫الان هیچ‌کدوم از اونا، اهمیتی نداره

312
00:21:25,158 --> 00:21:26,827
‫هنوزم می‌تونیم یه فکری براش بکنیم

313
00:21:28,370 --> 00:21:31,665
‫- برای انجام کار صحیح، هنوز خیلی دیر نشده
‫- اوه، من دارم کار صحیح رو انجام می‌دم

314
00:21:36,295 --> 00:21:40,173
‫من بدون تو نمی‌تونم از اینجا برم، رفیق.
‫خودت که می‌دونی، درسته؟

315
00:21:42,551 --> 00:21:44,303
‫درسته

316
00:21:49,558 --> 00:21:50,558
‫نمی‌تونی از اینجا بری

317
00:22:03,739 --> 00:22:04,990
‫نه، نه...

318
00:22:18,253 --> 00:22:19,463
‫فقط بلند نشو، لوئیس!

319
00:23:12,641 --> 00:23:14,184
‫- فرانک
‫- بله؟

320
00:23:14,267 --> 00:23:15,519
‫لوئیس ویلسون

321
00:23:16,227 --> 00:23:19,940
‫سن ۲۶، سرباز بازنشسته‌ی
‫لشکر اول پیاده‌نظام

322
00:23:20,565 --> 00:23:24,027
‫آدرس به نام کلی، پدر لوئیس
‫ثبت شده

323
00:23:24,361 --> 00:23:26,029
‫- خودشه
‫- ببین...

324
00:23:27,364 --> 00:23:29,616
‫چرا فقط به‌عنوان یه ناشناس
‫به پلیس خبر ندیم؟

325
00:23:30,659 --> 00:23:33,620
‫- فرانک، بیا با کورتیس تماس بگیریم
‫- نه

326
00:23:34,370 --> 00:23:36,915
‫باشه؟ کورتیس طرف رو می‌شناسه.
‫بذاریم اون بهش رسیدگی کنه

327
00:23:36,998 --> 00:23:38,792
‫کورتیس فقط سعی می‌کنه
‫درست‌ـش کنه

328
00:23:39,626 --> 00:23:41,086
‫به روش من انجامـش می‌دیم

329
00:23:44,297 --> 00:23:46,967
‫هنوز هیچ بازداشتی در رابطه با
‫سه انفجار مرگباری

330
00:23:47,050 --> 00:23:49,177
‫،که سه‌شنبه صبح، منهتن را به‌لرزه درآورد
‫صورت نگرفته است

331
00:23:49,260 --> 00:23:52,097
‫سه بمب بنابه‌گفته‌ی اِف‌بی‌آی
‫دست‌ساز بوده است...

332
00:23:52,180 --> 00:23:53,974
‫ممکنه قبلاً هم برات نامه نوشته باشه

333
00:23:54,558 --> 00:23:55,726
‫هیچی‌ـش آشنا به‌نظر نمیاد؟

334
00:23:55,809 --> 00:23:59,896
‫نه تا جایی که می‌دونم. گرچه ما
‫کُلی نامه‌ی غضبناک دریافت می‌کنیم

335
00:23:59,980 --> 00:24:01,982
‫ممکنه چندتاشو توی بایگانی
‫داشته باشیم

336
00:24:02,858 --> 00:24:04,526
‫موردی نداره اینو جواب بدم؟

337
00:24:04,610 --> 00:24:06,027
‫- خواهش می‌کنم
‫- ممنون

338
00:24:10,031 --> 00:24:11,282
‫کرن پیج

339
00:24:11,867 --> 00:24:15,286
‫چه غلطی داری می‌کنی، کرن؟
‫می‌ری سراغ آدمی مثل این یارو

340
00:24:15,370 --> 00:24:16,788
‫چون منو انتخاب کرد

341
00:24:18,456 --> 00:24:20,792
‫عصبانی‌ـم می‌کنه که فکر می‌کنه
‫من اعمال‌ـش رو قبول دارم

342
00:24:20,876 --> 00:24:22,085
‫آره، خوش به حال‌ـت

343
00:24:22,168 --> 00:24:24,087
‫حالا نشون شدی.
‫خوشحالی؟

344
00:24:24,171 --> 00:24:27,757
‫چی‌کار باید می‌کردم؟ هیچ‌کاری؟
‫اینجور آدما همینطوری برنده می‌شن...

345
00:24:29,259 --> 00:24:30,260
‫چرا تماس گرفتی؟

346
00:24:30,343 --> 00:24:32,596
‫- اِف‌بی‌آی اونجاست؟
‫- آره

347
00:24:32,679 --> 00:24:34,723
‫خوبه. همونجا بمون تا خبرت کنم

348
00:24:35,474 --> 00:24:38,310
‫اوه، ببخشید، یه لحظه گوشی.
‫می‌شه یه لحظه تنهام بذارید؟

349
00:24:38,769 --> 00:24:39,936
‫البته

350
00:24:46,484 --> 00:24:47,944
‫چرا باهام تماس گرفتی؟

351
00:24:49,362 --> 00:24:50,739
‫چی از این قضیه می‌دونی؟

352
00:24:50,822 --> 00:24:54,117
‫آره، می‌دونم که باید همونجا بمونی
‫تا اینکه به این قضیه رسیدگی بشه

353
00:24:54,201 --> 00:24:57,871
‫نه، این قضیه چه ارتباطی با تو داره؟
‫طرف رو می‌شناسی؟

354
00:25:02,000 --> 00:25:03,001
‫فرانک؟

355
00:25:04,294 --> 00:25:05,754
‫اگه می‌شناسی، بهم بگو

356
00:25:05,837 --> 00:25:07,607
‫،می‌تونم برم سراغ اِف‌بی‌آی
‫و می‌تونیم به این قضیه، رسیدگی کنیم

357
00:25:07,631 --> 00:25:09,800
‫اه، روش من سریع‌ترـه

358
00:25:09,883 --> 00:25:11,342
‫سریع‌تر؟ اونا همینجان

359
00:25:11,426 --> 00:25:13,146
‫چرا برای یه‌بارم که شده
‫به روش صحیح انجامـش ندیم؟

360
00:25:13,219 --> 00:25:14,888
‫روش صحیح اینه که قسر در نره

361
00:25:14,971 --> 00:25:16,472
‫آره، خب، اونطوری تو هم
‫هیچ تفاوتی با اون نداری

362
00:25:16,557 --> 00:25:19,350
‫،هـی، کرن، ما خیلی با اون فرق داریم
‫خودت‌ـم می‌دونی

363
00:25:19,434 --> 00:25:20,435
‫- جداً؟
‫- آره

364
00:25:20,518 --> 00:25:23,564
‫دو نفر از روال کار دنیا راضی نیستن واسه
‫همین هرکاری دل‌شون می‌خواد، می‌کنن؟

365
00:25:24,480 --> 00:25:26,650
‫این‌کارو به اسم من انجام نده

366
00:25:26,733 --> 00:25:27,984
‫آره، فقط همونجایی که هستی بمون

367
00:25:35,075 --> 00:25:36,076
‫سلام

368
00:25:37,202 --> 00:25:38,579
‫نباید اون بیرون باشی؟

369
00:25:38,662 --> 00:25:41,539
‫- کسی نمی‌خواد من اون بیرون
‫باشم، بهم اعتماد کن  - هوم

370
00:25:46,502 --> 00:25:47,503
‫هـی، هـی

371
00:25:48,421 --> 00:25:51,007
‫سکس قرار نیست مشکلات‌ـ‌ت
‫رو از بین ببَره

372
00:25:54,553 --> 00:25:56,888
‫شاید فقط دل‌ـم می‌خواست
‫احساس خوبی بهم دست بده

373
00:26:07,273 --> 00:26:10,110
‫می‌دونی که من توی ۱۷ تا
‫مراسم ختم حضور داشتم؟

374
00:26:11,486 --> 00:26:13,905
‫دوستان، افرادی که باهاشون
‫هم‌خدمتی بودم

375
00:26:13,989 --> 00:26:15,909
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم این حس
‫دقیقاً چه‌جور حسی‌ـه؟

376
00:26:15,949 --> 00:26:17,868
‫آره، هیچ کدومش تقصیر تو بود؟

377
00:26:17,951 --> 00:26:19,953
‫آره، اگه اینجوری بهش فکر کنم. مطمئناً

378
00:26:21,412 --> 00:26:24,708
‫،شاید اگه به این یکی شلیک می‌کردم
‫یا جلوی اون یکی رو می‌گرفتم

379
00:26:25,709 --> 00:26:28,253
‫،یه ثانیه زودتر اونجا می‌بودم
‫یه ثانیه بیشتر می‌موندم

380
00:26:29,087 --> 00:26:30,088
‫پس شاید

381
00:26:31,297 --> 00:26:34,550
‫یا، به درک، دشمن رو مقصر بدون.
‫این چطوره؟

382
00:26:36,678 --> 00:26:37,679
‫گاهی...

383
00:26:40,598 --> 00:26:42,768
‫گاهی تقصیر اون شخص مُرده‌ست

384
00:26:44,311 --> 00:26:45,687
‫تا حالا راجع بهش فکر کردی؟

385
00:26:46,688 --> 00:26:47,939
‫در حالی که اونجا دراز کشیدی؟

386
00:26:49,983 --> 00:26:51,442
‫شاید استاین گند زده

387
00:26:53,278 --> 00:26:55,421
‫منظورم اینه که، چطور شده
‫که چاقو خورده...

388
00:26:55,505 --> 00:26:57,082
‫وقتی اون کسی بوده
‫که اسلحه داشته؟

389
00:27:04,539 --> 00:27:07,292
‫مهم نیست اون بیرون باشم یا اینجا

390
00:27:07,375 --> 00:27:10,696
‫،آدم بدها به کار بد کردن ادامه می‌دن
‫چرخ دنیا هم می‌چرخه

391
00:27:10,779 --> 00:27:13,431
‫برای همین باید به کار و زندگی‌ـت برگردی.
‫مردم دوست دارن این‌‌کارو بکنیم

392
00:27:13,514 --> 00:27:16,559
‫و الان کار خیلی بزرگی وجود داره
‫که سروقت‌ـش برگردی

393
00:27:18,636 --> 00:27:19,930
‫اگه نمی‌تونی انجامش بدی...

394
00:27:21,514 --> 00:27:24,935
‫شاید وقتشه تمومش کنیم.
‫شرمی درش وجود نداره

395
00:27:27,520 --> 00:27:28,563
‫چیزی که می‌خوای این‌ـه؟

396
00:27:33,401 --> 00:27:34,669
‫اجازه‌ی بیرون اومدن؟

397
00:27:34,753 --> 00:27:37,088
‫،ببین، حتی اگه می‌خواستم
‫نمی‌تونستم برگردم

398
00:27:37,572 --> 00:27:39,841
‫،یه سری مأمور فدرال مُردن
‫و استاین برای هیچ و پوچ مُرد

399
00:27:39,925 --> 00:27:42,994
‫،بمحض اینکه بقیه این موضوع رو بفهمن
‫کار من تموم شده‌ست

400
00:27:47,665 --> 00:27:51,211
‫من... من از اسم فرانک کسل
‫بعنوان طعمه استفاده کردم

401
00:27:52,921 --> 00:27:55,716
‫سراغ آدم‌هایی رفتم که سعی داشتن
‫یه آدم مُرده رو بکشن

402
00:27:55,799 --> 00:27:58,051
‫می‌بینی باعث می‌شه چقدر
‫دیوونه بنظر بیام، نه؟

403
00:27:59,677 --> 00:28:01,387
‫سعی داشتی کار درست رو انجام بدی

404
00:28:01,471 --> 00:28:03,306
‫برای هیچ کس اهمیتی نداره

405
00:28:04,557 --> 00:28:05,558
‫جدی؟

406
00:28:07,185 --> 00:28:08,520
‫خب، اونا اونجا نبودن

407
00:28:09,270 --> 00:28:10,521
‫تو هم نبودی

408
00:28:39,968 --> 00:28:42,137
‫- بله؟
‫- هی، کجایی؟

409
00:28:42,220 --> 00:28:45,473
‫دم خونه‌ی ویلسون.
‫خبری از اون یا باباش نیست

410
00:28:45,556 --> 00:28:46,599
‫گوش کن، فرانک...

411
00:28:47,642 --> 00:28:49,911
‫داشتم راجع به حرفی که ‌زدی
‫فکر می‌کردم. بنظرم حق با توئه

412
00:28:49,995 --> 00:28:52,438
‫،اگه می‌تونی کاری درمورد این یارو بکنی
‫باید بکنی، می‌دونی؟

413
00:28:52,522 --> 00:28:53,732
‫حتی اگه من خوشم نیاد

414
00:28:53,815 --> 00:28:57,235
‫قضیه چیه؟ داری بهم اجازه‌ای که
‫هیچوقت درخواست‌ـش‌ نکردم رو می‌دی

415
00:28:57,861 --> 00:29:00,864
‫باید هر کاری لازمه انجام بدی تا از
‫کسانی که دوست داری مراقبت کنی

416
00:29:00,947 --> 00:29:02,866
‫سعی داری چی بهم بگی، دیوید؟

417
00:29:03,699 --> 00:29:07,954
‫گوش کن، یه رد از موبایل ویلسون
‫گیر آوردم، یه آدرس دیگه

418
00:29:08,038 --> 00:29:10,373
‫حدود ۳۰ دقیقه‌ی پیش یه
‫تماس از کورتیس داشت

419
00:29:10,456 --> 00:29:12,000
‫الان کورتیس تو همون آدرس‌ـه

420
00:29:12,083 --> 00:29:14,669
‫- ‏۸۳۴۵۱ ون بورن
‫- خدا لعنتش کنه

421
00:29:18,048 --> 00:29:20,425
‫قطعاً. به من مربوط نمی‌شه

422
00:29:20,508 --> 00:29:23,178
‫نظر من راجع به نیروهای اجرای قانون
‫اینه که بذاریم کارشون رو بکنن

423
00:29:23,261 --> 00:29:25,764
‫چیزی که من پیشنهاد انجامش
‫رو می‌دم دو بخشی‌ـه

424
00:29:25,847 --> 00:29:29,059
‫در مرحله‌ی اول، اینکه ببینیم قربانیان
‫این رویداد وحشتناک...

425
00:29:29,142 --> 00:29:30,560
‫ازشون مراقبت شده و...

426
00:29:31,311 --> 00:29:33,604
‫دقیقاً. و ثانیاً، اینکه...

427
00:29:34,480 --> 00:29:38,902
‫بله. ثانیاً، اینکه از چیزی که به این تروریست‌ها
‫انگیزه داده چشم‌پوشی نکنیم. اون...

428
00:29:40,653 --> 00:29:41,780
‫سپاسگزارم

429
00:29:42,280 --> 00:29:44,407
‫حمایت شما تفاوت بزرگی ایجاد می‌کنه

430
00:29:45,158 --> 00:29:46,409
‫آره. و ممنون

431
00:29:46,492 --> 00:29:48,995
‫قبول کرد. با دفترش برای
‫انتقال وجوه تماس بگیر

432
00:29:49,079 --> 00:29:52,999
‫و مطمئن شو اسمش توی، آه، برنامه‌ها
‫چشمگیر باشه. بعدی کیه؟

433
00:29:53,083 --> 00:29:55,585
‫آقای روسو، مشاور امنیتی اینجاست

434
00:29:55,668 --> 00:29:57,753
‫آه، آقای روسو

435
00:29:57,838 --> 00:30:00,173
‫من استن اُری هستم.
‫امیدوارم منتظر نگه‌تون نداشته باشیم

436
00:30:00,256 --> 00:30:02,633
‫به هیچ وجه.
‫اینجا خیلی شلوغ‌ـه

437
00:30:02,717 --> 00:30:05,220
‫آره، دارم یه مراسم جمع‌آوری پول
‫مجلل رو اینجا در هتل...

438
00:30:05,303 --> 00:30:07,430
‫برای کمک به قربانیان بمب‌گذاری‌ها
‫برنامه‌ریزی می‌کنم

439
00:30:07,513 --> 00:30:08,932
‫آگاهی راجع به پیامدها رو بیشتر کنم

440
00:30:09,015 --> 00:30:13,311
‫و یه اقدام دفاعی واضح
‫در مواجهه با ترورسیم

441
00:30:13,394 --> 00:30:15,980
‫آره، و خودتون رو بعنوان
‫دشمن این شخص اعلام کنین

442
00:30:16,606 --> 00:30:17,899
‫گمونم برای همین اینجام

443
00:30:20,318 --> 00:30:25,073
‫یه دوست در یه مقام بالا
‫بهم گفت تو بهترین هستی

444
00:30:25,740 --> 00:30:26,950
‫دوست شما درست گفته

445
00:30:28,451 --> 00:30:31,162
‫،کنجکاو هستم. بعنوان یه شخص نظامی

446
00:30:32,038 --> 00:30:33,915
‫نظرتون راجع به این تروریست چیه؟

447
00:30:33,998 --> 00:30:36,459
‫از نظر حرفه‌ای، اون تهدیدی‌ـه
‫که باید خنثی بشه

448
00:30:37,252 --> 00:30:38,461
‫از نظر شخصی...

449
00:30:39,504 --> 00:30:42,007
‫اون یه بزدل قاتل‌ـه که تو یه چشم بهم
‫زدن اون رو می‌کشم

450
00:30:43,716 --> 00:30:48,054
‫و شما... نگران نیستین که
‫خشونت باعث خشونت بشه؟

451
00:30:48,972 --> 00:30:51,432
‫سناتور، من از خشونت
‫امرار معاش می‌کنم

452
00:30:51,724 --> 00:30:52,976
‫و این شما رو اذیت نمی‌کنه؟

453
00:30:53,309 --> 00:30:55,520
‫این حرف رو کسی که به دنبال
‫استخدام حراست مسلح‌ـه می‌زنه

454
00:30:56,563 --> 00:30:59,941
‫،گوش کنین، اگه قراره با هم کار کنیم
‫باید شروع کنین ما رو بعنوان بیمه ببینین

455
00:31:00,108 --> 00:31:01,943
‫اگه همه چیز خوب پیش بره، خب...

456
00:31:02,027 --> 00:31:04,029
‫اونوقت براتون سؤال می‌شه
‫ما اینجا چه غلطی می‌کنیم

457
00:31:04,112 --> 00:31:05,321
‫و اگه خوب پیش نره...

458
00:31:06,948 --> 00:31:09,588
‫اونوقت ما دلیلی می‌شیم که می‌تونین
‫به این مناظره‌ها ادامه بدین

459
00:31:11,953 --> 00:31:15,748
‫من یه سخنگوی سرشناس
‫در جنبش ضد اسلحه هستم

460
00:31:16,416 --> 00:31:19,444
‫اگه کسی در تلاش برای حمله به من
‫به سرش گلوله بخوره...

461
00:31:20,920 --> 00:31:23,114
‫می‌تونین ببینین چطور این
‫وجهه‌ی خوبی نداره

462
00:31:24,925 --> 00:31:26,342
‫این اصول شما...

463
00:31:28,094 --> 00:31:29,679
‫ارزش مُردن دارن؟

464
00:31:33,849 --> 00:31:35,518
‫کِی می‌تونین شروع کنین؟

465
00:31:35,602 --> 00:31:40,264
‫فوراً. آیزاک و سایمون در مدتی که باقی
‫مأموران حفاظتی‌تون رو سازماندهی کنم می‌مونن

466
00:31:40,315 --> 00:31:42,567
‫و اگه این یارو سراغ‌تون اومد، اونموقع...

467
00:31:43,401 --> 00:31:47,538
‫اونا تمام تلاش‌شون رو برای از پای
‫درآوردن‌ـش به یه روش انسانی می‌کنن

468
00:31:51,534 --> 00:31:53,536
‫خیلی صاف و پوست کنده، آقای روسو

469
00:31:56,039 --> 00:31:57,874
‫- به جمع‌مون خوش اومدین
‫- ممنون، قربان

470
00:31:59,334 --> 00:32:00,460
‫- تو روبراهی؟
‫- آره

471
00:32:00,543 --> 00:32:01,986
‫حواست به اُری باشه

472
00:32:47,058 --> 00:32:48,858
‫« به سمتِ دشمن »

473
00:32:48,883 --> 00:32:49,884
‫کورت؟

474
00:33:06,942 --> 00:33:09,487
‫هی

475
00:33:10,196 --> 00:33:11,239
‫هی

476
00:33:11,322 --> 00:33:14,909
‫،هی، هی. هی، کورتیس
‫من رو ببین. منم

477
00:33:14,993 --> 00:33:18,038
‫هی، تکون نخور، باشه؟
‫ثابت بمون. فهمیدی؟

478
00:33:18,121 --> 00:33:21,624
‫فقط ثابت بمون

479
00:33:21,707 --> 00:33:24,377
‫من رو ببین. من رو ببین

480
00:33:24,460 --> 00:33:26,629
‫من رو نگاه کن. هوات رو دارم.
‫هوات رو دارم

481
00:33:26,712 --> 00:33:29,174
‫زودباش. حالت خوبه

482
00:33:30,300 --> 00:33:31,592
‫بفرما

483
00:33:32,843 --> 00:33:33,844
‫بسیار خب

484
00:33:34,637 --> 00:33:36,097
‫اینجا چه اتفاقی افتاده، کورت؟

485
00:33:36,181 --> 00:33:37,640
‫سعی کردم جلوش رو بگیرم

486
00:33:39,100 --> 00:33:41,394
‫حرومزاده‌ی فسقلی پام رو از جاش درآورد

487
00:33:44,105 --> 00:33:47,692
‫اون قدیما بود، می‌دونی
‫می‌زدم دو شقه‌اش می‌کردم

488
00:33:47,775 --> 00:33:49,652
‫می‌دونم می‌کردی، کورت.
‫هی، می‌دونم می‌کردی

489
00:33:49,736 --> 00:33:51,362
‫می‌دونم این‌‌کارو می‌کردی. فقط...

490
00:33:52,363 --> 00:33:54,699
‫تو... آروم باش، خب؟ تو فقط...

491
00:33:54,782 --> 00:33:55,991
‫آروم باش

492
00:33:58,244 --> 00:33:59,537
‫داری کجا می‌ری؟

493
00:33:59,620 --> 00:34:01,831
‫- داری کجا می‌ری؟
‫- می‌خوام یه خرده تمیزت کنم

494
00:34:02,415 --> 00:34:06,127
‫- از اینجا ببرمت بیرون
‫- هی، فرانک، فقط از اینجا برو، تماس...

495
00:34:06,210 --> 00:34:08,254
‫از اینجا برو بیرون و با
‫پلیس تماس بگیر، رفیق

496
00:34:12,217 --> 00:34:13,218
‫بیا اینجا

497
00:34:14,469 --> 00:34:17,305
‫بیا اینجا، هی، این رو بخور. همینه

498
00:34:17,388 --> 00:34:18,514
‫ادامه بده

499
00:34:18,598 --> 00:34:20,391
‫خوبه

500
00:34:26,689 --> 00:34:29,359
‫من رو زد. من رو با
‫پای خودم زد

501
00:34:29,442 --> 00:34:30,526
‫بی‌خیال، کورت

502
00:34:39,660 --> 00:34:41,036
‫این رو یادت میاد، آه...

503
00:34:41,704 --> 00:34:43,498
‫اون کلاس تخریب موادمنفجره رو گذروندیم؟

504
00:34:44,582 --> 00:34:46,834
‫و راجع به مین‌های کلی‌مور چی می‌گفتن؟

505
00:34:46,917 --> 00:34:50,755
‫‏۷۰۰ ساچمه‌ی فولادی با سرعت
‫‏۱۰۰۰ متر بر ثانیه به طرفت میاد

506
00:34:51,756 --> 00:34:53,508
‫کلی ساچمه‌ی کوفتی، ها؟

507
00:35:02,808 --> 00:35:06,479
‫- این چیه؟
‫- موبایلم. توی جیبم

508
00:35:07,105 --> 00:35:08,106
‫جـ...

509
00:35:21,994 --> 00:35:25,540
‫قراره تو مُرده باشی

510
00:35:25,623 --> 00:35:26,874
‫لوئیس هستی؟

511
00:35:27,458 --> 00:35:28,668
‫و تو فرانک کسلی

512
00:35:29,794 --> 00:35:31,504
‫گفتن تو کُشته شدی

513
00:35:31,587 --> 00:35:33,798
‫آره، خب، خیلی چیز‌ها می‌گن، بچه‌جون

514
00:35:35,300 --> 00:35:36,676
‫گمونم احتیاج داشتن بمیری

515
00:35:36,759 --> 00:35:38,969
‫خیلی‌ها طرف تو بودن.
‫کسایی مثل من

516
00:35:39,053 --> 00:35:44,016
‫آدم‌هایی که می‌دونن که مجبوریم...
‫کنترل اوضاع رو خودمون بدست بگیریم

517
00:35:44,100 --> 00:35:46,102
‫اینجا داری همین‌کارو
‫می‌کنی، لوئیس؟ تو...

518
00:35:47,061 --> 00:35:49,147
‫کنترل اوضاع رو بدست گرفتی؟

519
00:35:49,730 --> 00:35:51,441
‫یکی باید این‌کارو بکنه. مثل خودت

520
00:35:55,486 --> 00:35:57,572
‫بچه‌جون، این قضیه چه
‫ربطی به کورتیس داره؟

521
00:35:57,655 --> 00:36:00,908
‫کورتیس... کورتیس طرف
‫اشتباه رو انتخاب کرد

522
00:36:00,991 --> 00:36:03,536
‫نه. نه، داری اشتباه می‌کنی

523
00:36:04,537 --> 00:36:07,665
‫بهت قول می‌دم، اون هیچوقت تو
‫زندگی‌ـش طرف اشتباه چیزی نبوده

524
00:36:07,748 --> 00:36:10,126
‫فقط... باید توی این یکی بهم اعتماد کنی

525
00:36:10,710 --> 00:36:12,879
‫یالا، لوئیس.
‫اینجا برنامه چیه، ها؟

526
00:36:13,588 --> 00:36:15,173
‫یعنی، این جریان چطور تموم می‌شه؟

527
00:36:15,256 --> 00:36:19,051
‫منتظرِ پلیس‌ها می‌مونی تا پیداشون بشه؟
‫همه‌‌شون رو بکشی؟

528
00:36:19,134 --> 00:36:21,011
‫،دولت رو به مبارزه بطلبی
‫بچه‌جون، این‌کار...

529
00:36:21,804 --> 00:36:22,847
‫این‌کار عاقبت خوشی نداره

530
00:36:22,930 --> 00:36:24,515
‫تو رو پیدا می‌کنن و می‌کشن

531
00:36:24,599 --> 00:36:26,779
‫قبل از اینکه اصلاً کاری به
‫انجام برسونی، بهت قول می‌دم

532
00:36:26,851 --> 00:36:28,269
‫الانشم به انجام رسوندم

533
00:36:31,564 --> 00:36:34,775
‫بهم گوش کن. باید بذاری
‫کورتیس بره، باشه؟

534
00:36:34,859 --> 00:36:36,611
‫می‌ذاری اون رو از اینجا ببرم...

535
00:36:37,528 --> 00:36:40,114
‫و بعد خودت رو تحویل می‌دی، باشه؟
‫فقط این‌کارو بکن، خب؟

536
00:36:40,198 --> 00:36:41,741
‫لازم نیست کس دیگه‌ای آسیب ببینه

537
00:36:42,617 --> 00:36:44,619
‫- تو همین‌‌کارو کردی، فرانک؟
‫- چی؟

538
00:36:44,702 --> 00:36:47,121
‫،نه، تو جنگ خودت مبارزه کردی
‫و حالا من تو جنگ خودم دارم مبارزه می‌کنم

539
00:36:47,205 --> 00:36:49,457
‫هیچی‌ـت مثل من نیست.
‫هیچی‌ـت مثل من نیست

540
00:36:49,540 --> 00:36:52,167
‫،کسایی که من سراغ‌شون رفتم
‫جلوی روشون وایسادم

541
00:36:52,252 --> 00:36:55,004
‫قبل از اینکه اونا رو بُکشم توی
‫چشم‌هاشون نگاه کردم. تو نه

542
00:36:55,087 --> 00:36:57,673
‫توی یه بُزدلی. پشت این
‫بمب‌های لعنتی پنهان می‌شی

543
00:36:57,757 --> 00:37:01,552
‫یه تفنگدار نیروی دریایی اینجا داری!
‫یه تفنگدار نیروی دریایی ایالات متحده!

544
00:37:02,720 --> 00:37:04,722
‫چیزی جز گُهِ روی
‫کفشم نیستی، تو...

545
00:37:10,728 --> 00:37:13,981
‫می‌خوای ما رو به کُشتن بدی؟

546
00:37:17,860 --> 00:37:19,237
‫تصمیم گرفتی بری؟

547
00:37:20,988 --> 00:37:22,448
‫این رو به سم مدیونم

548
00:37:26,160 --> 00:37:29,372
‫،وقتی اولین بار به نیویورک اومدم
‫شغل سم آینده‌ی مشخصی نداشت

549
00:37:30,415 --> 00:37:32,750
‫و بعد من پیش‌ـش اومدم.
‫بهش انگیزه برای تلاش دادم

550
00:37:32,833 --> 00:37:34,252
‫چیزی برای دنبال کردن بهش دادم

551
00:37:35,420 --> 00:37:36,546
‫بهم اعتماد داشت

552
00:37:37,505 --> 00:37:38,881
‫و بخاطرش مُرد

553
00:37:40,341 --> 00:37:42,677
‫پس، آره می‌خوام توی
‫مراسم صحبت کنم

554
00:37:43,678 --> 00:37:45,680
‫و می‌خوام حقیقت رو بگم.
‫تمامش رو

555
00:37:46,347 --> 00:37:48,558
‫این به معنی پایان شغل من‌ـه

556
00:37:48,641 --> 00:37:52,227
‫،ولی مأموران فدرال، رسانه‌ها
‫یکی مجبور به اقدام روی حرف‌هام می‌شه

557
00:37:52,312 --> 00:37:55,104
‫اون موقع نمی‌تونن این
‫موضوع رو دفن کنن

558
00:37:55,273 --> 00:37:56,816
‫حتی اگه من رو دفن کنن

559
00:37:58,359 --> 00:37:59,610
‫حرکت بزرگی‌ـه

560
00:38:01,320 --> 00:38:03,614
‫آره. تنها حرکتی که برام مونده

561
00:38:03,698 --> 00:38:05,658
‫دوران خطرناکی‌ـه، دینا

562
00:38:06,576 --> 00:38:09,203
‫ازت می‌خوام قبل از اینکه عمل کنی
‫روی همه‌ی این‌ها فکر کنی

563
00:38:09,287 --> 00:38:12,982
‫مامان، آخرین چیزی که بهش نیاز دارم
‫دقیقه‌ای بیشتر صرف فکر کردن‌ـه، خب؟

564
00:38:13,916 --> 00:38:15,460
‫نیازت رو درک می‌کنم

565
00:38:16,043 --> 00:38:18,796
‫،ولی اگه این‌کارو بکنی
‫راه برگشتی وجود نداره

566
00:38:19,880 --> 00:38:20,880
‫می‌دونم

567
00:38:23,217 --> 00:38:26,596
‫خیلی‌خب، پس. ولی اول
‫یه سؤال رو در نظر بگیر

568
00:38:26,679 --> 00:38:28,263
‫برام سؤال‌ـه، ته دلت...

569
00:38:28,348 --> 00:38:32,451
‫می‌خوای تمام پل‌های پشت سرت رو خراب کنی
‫چون از بازگشت می‌ترسی یا غیر از اینه

570
00:38:36,522 --> 00:38:40,568
‫آره، چیزی که نمی‌تونم ازش سردربیارم
‫اینه که این روی یه، آه...

571
00:38:40,651 --> 00:38:42,820
‫یه مدار بازه یا یه مدار بسته

572
00:38:42,903 --> 00:38:44,196
‫تفاوت‌ـش رو می‌دونی؟

573
00:38:45,239 --> 00:38:46,240
‫آه...

574
00:38:47,325 --> 00:38:48,576
‫فکر کنم، یه...

575
00:38:49,827 --> 00:38:53,163
‫یه مدار بسته یعنی هر سیمی
‫رو قطع کنم، کارمون تمومه

576
00:38:54,582 --> 00:38:57,126
‫،ولی مدار باز، بعضی‌ها منفجر می‌شن
‫بعضی‌ها منفجر نمی‌شن

577
00:38:57,209 --> 00:39:00,755
‫مشکل اینه که نمی‌تونم بفهمم کدومه

578
00:39:02,340 --> 00:39:04,008
‫پس در هر صورت، به فنا رفتیم

579
00:39:10,305 --> 00:39:13,058
‫می‌دونی، شاید چیزی که اتفاق می‌افته

580
00:39:13,142 --> 00:39:15,520
‫قراره اتفاق بی‌افته و اگه
‫ما جلوش قرار بگیریم

581
00:39:15,603 --> 00:39:17,688
‫همون اتفاق قدیمی فقط
‫دوباره برمی‌گرده

582
00:39:17,772 --> 00:39:20,608
‫آره، و شاید این بچه یه ذره
‫زیادی محکم زده به سرت

583
00:39:20,691 --> 00:39:23,068
‫زمان‌های زیادی بود که
‫آرزوش رو داشتم

584
00:39:23,152 --> 00:39:25,821
‫آه، بی‌خیال. چرند می‌گی
‫و خودت هم می‌دونی

585
00:39:25,905 --> 00:39:29,085
‫فکر می‌کنی توی بیمارستان با یه پای مفقود
‫بیدار شدم، مملو از افکار خوب بودم؟

586
00:39:35,247 --> 00:39:36,248
‫هی

587
00:39:37,375 --> 00:39:40,127
‫به تمام کارهایی که از اون موقع
‫انجام دادی افتخار می‌کنم

588
00:39:40,836 --> 00:39:42,956
‫برای خودت احساس تأسف نکردی.
‫زیاده‌روی نکردی

589
00:39:43,005 --> 00:39:44,465
‫به زندگی ادامه دادی، آره؟

590
00:39:44,549 --> 00:39:47,092
‫به مردم کمک کردی، کورتیس.
‫این کاری‌ـه که کردی

591
00:39:47,176 --> 00:39:50,513
‫می‌خوای بدونی چرا؟
‫بهت می‌گم چرا

592
00:39:51,514 --> 00:39:54,600
‫،چون هر موقع که با اونا حرف می‌زنم
‫دارم با خودم حرف می‌زنم

593
00:39:55,601 --> 00:39:57,920
‫فکر می‌کنی من با فریاد
‫از خواب بلند ‌نمی‌شم...

594
00:39:58,353 --> 00:40:00,347
‫به چیزی که قبلاً بودم فکر کنم؟

595
00:40:01,399 --> 00:40:02,608
‫آرزوش رو داشته باشم؟

596
00:40:04,694 --> 00:40:07,905
‫لعنت. یه بچه دهنم رو سرویس کرد

597
00:40:09,615 --> 00:40:10,866
‫تقصیر تو نیست

598
00:40:14,244 --> 00:40:16,338
‫تا حالا احساس درموندگی کردی؟

599
00:40:18,499 --> 00:40:19,500
‫من کردم

600
00:40:21,586 --> 00:40:23,588
‫و قسم خوردم دیگه این
‫حس رو نداشته باشم

601
00:40:25,590 --> 00:40:26,799
‫ولی وضع‌ـم اینه

602
00:40:29,218 --> 00:40:31,771
‫ترجیح می‌دم توی اون بمب
‫آخری می‌مُردم تا...

603
00:40:32,012 --> 00:40:34,697
‫اینجا نشسته و به این یکی
‫بمب بسته شده باشم

604
00:40:42,064 --> 00:40:43,065
‫بله

605
00:40:46,694 --> 00:40:47,695
‫با پلیس‌ها تماس گرفتم

606
00:40:48,278 --> 00:40:50,405
‫خیلی‌خب. فکرش رو می‌کردم بگیری

607
00:40:50,490 --> 00:40:53,242
‫- نمی‌خوام بهت صدمه‌ای بزنم، فرانک
‫- و چرا، لوئیس؟

608
00:40:53,868 --> 00:40:55,285
‫دشمنِ من تو نیستی

609
00:40:58,247 --> 00:40:59,665
‫باید با هم کار کنیم

610
00:41:01,250 --> 00:41:04,912
‫،اگه چیزی که می‌خوای این‌ـه، بچه‌جون
‫بدست‌ـش آوردی. فقط...

611
00:41:05,880 --> 00:41:08,674
‫فقط بهم بگو کدوم یکی از این
‫سیم‌ها رو قطع کنم، باشه؟

612
00:41:09,467 --> 00:41:13,679
‫بهم بگو چطور کورت رو از اینجا
‫خارج کنم و آه، باهات همراه می‌شم

613
00:41:13,763 --> 00:41:16,130
‫نمی‌دونم می‌تونم بهت اعتماد کنم یا نه

614
00:41:16,223 --> 00:41:20,520
‫اعتماد، این... هیچ ارتباطی
‫باهاش نداره، نه؟ می‌تونی...

615
00:41:20,603 --> 00:41:23,372
‫،می‌تونی به یه نفر اعتماد کنی
‫بازم ناامیدت می‌کنن

616
00:41:26,651 --> 00:41:29,236
‫کورتیس تا حالا راجع به اینکه چطور
‫پاش رو از دست داده بهت گفته؟

617
00:41:29,319 --> 00:41:30,320
‫نه

618
00:41:33,365 --> 00:41:34,659
‫اونجا یه...

619
00:41:35,785 --> 00:41:37,903
‫یه بمب کنارجاده‌ای اونجا بود.
‫توی یه بازار منفجر شد

620
00:41:37,987 --> 00:41:41,056
‫می‌دونی، بمب بزرگی بود.
‫اون... بدجور بود، می‌دونی

621
00:41:41,749 --> 00:41:44,835
‫زن‌ها و بچه‌ها...
‫اعضای بدن همه جا بود

622
00:41:44,919 --> 00:41:47,562
‫مردم جیغ و فریاد می‌کشیدن، می‌دونی.
‫اون... دیوانه‌وار بود، می‌دونی

623
00:41:47,647 --> 00:41:51,675
‫مردم سعی داشتن جریان رو هضم کنن.
‫می‌‌دونی، وحشت تو چشم‌هاشون موج می‌زد، ولی نه...

624
00:41:52,927 --> 00:41:54,219
‫کورت نه

625
00:41:57,347 --> 00:41:58,808
‫خیلی خونسرد بود، می‌دونی

626
00:41:58,891 --> 00:42:01,393
‫وسط جریان بود.
‫داشت به وظیفه‌ش عمل می‌کرد

627
00:42:01,686 --> 00:42:04,104
‫اون... یه بچه رو تو
‫،دست‌ـش گرفته بود

628
00:42:05,064 --> 00:42:06,566
‫داشت جون‌ـش رو نجات می‌داد

629
00:42:07,733 --> 00:42:09,401
‫بهترین امدادگری‌ـه که تا حالا دیدم

630
00:42:11,821 --> 00:42:14,806
‫متوجهی، وظیفه‌ی من، این بود
‫که یه محدوده رو امن کنم

631
00:42:18,285 --> 00:42:20,762
‫همون موقعی‌ بود که دیدم یه
‫زن داره طرف‌مون میاد

632
00:42:21,914 --> 00:42:24,195
‫‏۸،۷ ماهه باردار بود.
‫درست به طرف ما می‌اومد

633
00:42:24,250 --> 00:42:25,501
‫اصلاً اینجوری نبود

634
00:42:27,851 --> 00:42:29,154
‫بود

635
00:42:30,840 --> 00:42:32,049
‫اینجوری بود

636
00:42:34,509 --> 00:42:35,553
‫دیدمش

637
00:42:37,930 --> 00:42:40,440
‫وظیفه‌‌ـم این بود که دور نگه‌ش دارم

638
00:42:40,849 --> 00:42:42,910
‫،تنها مشکل، لوئیس
‫این بود که وقتی نگاهش کردم

639
00:42:42,993 --> 00:42:46,013
‫زنم رو دیدم، که بچه‌‌ی
‫،من رو باردارـه

640
00:42:47,690 --> 00:42:50,242
‫،باید اون رو می‌کُشتم
‫ولی خشکم زد

641
00:42:51,110 --> 00:42:52,778
‫نتونستم ماشه رو بکشم

642
00:42:56,323 --> 00:42:58,275
‫و وقتی خودش رو منفجر کرد...

643
00:42:59,827 --> 00:43:03,413
‫خب، اون بچه‌ای که کورتیس
‫داشت روش کار می‌کرد رو کُشت

644
00:43:05,625 --> 00:43:07,752
‫پای کورتیس رو هم از جا کند

645
00:43:12,965 --> 00:43:15,050
‫از اونجا کشیدمش بیرون

646
00:43:15,342 --> 00:43:18,304
‫،برای نجات زندگی‌ـش ازم تشکر کرد
‫ولی حقیقت اینه که...

647
00:43:19,847 --> 00:43:21,140
‫زندگی‌ـش رو خراب کردم

648
00:43:39,742 --> 00:43:41,327
‫بیا سمت پنجره‌ی پشتی، فرانک

649
00:43:50,252 --> 00:43:51,252
‫باشه

650
00:44:00,387 --> 00:44:02,222
‫می‌شنوی؟

651
00:44:02,306 --> 00:44:04,809
‫- دارن میان؟
‫- آره

652
00:44:05,976 --> 00:44:07,227
‫آره، می‌شنوم

653
00:44:08,270 --> 00:44:10,230
‫ولی همینجا می‌مونم

654
00:44:10,314 --> 00:44:12,482
‫از اینجا برو، برو!

655
00:44:13,484 --> 00:44:15,778
‫فرانک، ای حرومزاده، خواهش می‌کنم!

656
00:44:16,403 --> 00:44:19,281
‫،بیخیال، گذشته اصلاً برام مهم نیست
‫هیچی بهم مدیون نیستی

657
00:44:19,364 --> 00:44:20,741
‫من جایی نمی‌رم

658
00:44:22,242 --> 00:44:23,953
‫بذار یه سؤال ازت بپرسم ، لوئیس

659
00:44:24,619 --> 00:44:25,971
‫چرا به ارتش پیوستی؟

660
00:44:26,055 --> 00:44:29,041
‫- می‌خواستم به کشورم خدمت کنم
‫- بی‌خیال

661
00:44:29,124 --> 00:44:31,335
‫،این حرف‌ها بچه‌گونه‌ست
‫و خودت هم می‌دونی

662
00:44:31,418 --> 00:44:33,121
‫به ارتش پیوستی چون
‫می‌خواستی بجنگی، درسته؟

663
00:44:33,145 --> 00:44:35,047
‫می‌خواستی طعمش رو بچشی.
‫تجربه‌ـش کنی. عیبی نداره

664
00:44:35,130 --> 00:44:38,092
‫منم همینطور. و کاری که الان داری می‌کنی
‫سوءاستفاده کردن از پرچم‌ـه، درسته؟

665
00:44:38,175 --> 00:44:41,277
‫داری ازش برای پاک کردن گندکاری‌هایی که
‫موقعی که برگشتی خونه انجام دادی، استفاده می‌‌کنی

666
00:44:41,278 --> 00:44:42,321
‫خونه؟

667
00:44:44,139 --> 00:44:45,140
‫خونه؟

668
00:44:46,266 --> 00:44:47,977
‫نه، خونه‌ای وجود نداره

669
00:44:48,060 --> 00:44:50,120
‫نه تا زمانی که مزدورهایی
‫"مثل "کرن پیج...

670
00:44:50,204 --> 00:44:52,857
‫فکر می‌کنن می‌تونن هر چی که دل‌شون
‫می‌خواد رو بنویسن یا بگن

671
00:44:52,940 --> 00:44:58,738
‫یا سیاستمدارهایی مثل اُری می‌شینن و به
‫وطن‌پرست‌های واقعی حمله می‌کنن، فرانک

672
00:44:59,989 --> 00:45:02,783
‫نه، اونا قراره بفهمن
‫که در امان نیستن

673
00:45:02,867 --> 00:45:05,702
‫دیگه دارم از صدای لعنتی‌ـت
‫خسته می‌شم، این رو می‌دونی؟

674
00:45:05,786 --> 00:45:08,413
‫الان می‌خوام برم داخل و یکی
‫از اون سیم‌ها رو قطع می‌کنم

675
00:45:08,497 --> 00:45:10,875
‫حالا قراره چیکار کنی؟
‫می‌خوای من رو بکشی، بچه‌‌جون؟

676
00:45:10,958 --> 00:45:13,836
‫آماده‌ای؟ آماده‌ی کُشتن من هستی؟

677
00:45:13,919 --> 00:45:16,213
‫آماده‌ی کُشتن کورتیس هستی؟
‫همچین آدمی هستی؟

678
00:45:16,296 --> 00:45:18,048
‫تصمیم با توئه

679
00:45:18,132 --> 00:45:20,885
‫- تو تصمیم می‌گیری چطور پیش بره!
‫- آره. آره، درسته. من می‌گیرم، فرانک

680
00:45:20,968 --> 00:45:23,387
‫وای، تو یه مرد بزرگی

681
00:45:23,888 --> 00:45:26,556
‫خب، پس بفرما، مرد بزرگ.
‫تصمیم‌ـت رو بگیر!

682
00:45:27,516 --> 00:45:28,600
‫آماده‌ای؟

683
00:45:29,393 --> 00:45:31,520
‫می‌خوای من رو بکشی؟
‫می‌خوای کورتیس رو بکشی؟

684
00:45:45,367 --> 00:45:46,869
‫سیم سفید رو امتحان کن

685
00:45:56,753 --> 00:45:57,753
‫هی...

686
00:45:58,463 --> 00:45:59,840
‫هی، هی...

687
00:46:01,716 --> 00:46:03,385
‫هی...

688
00:46:05,012 --> 00:46:08,807
‫فرانک، نه، داری چیکار می‌کنی؟
‫فقط برو. فرانک. فقط برو. برو. رفیق

689
00:46:08,891 --> 00:46:10,017
‫فقط... فقط برو

690
00:46:12,978 --> 00:46:15,605
‫- فرانک، بذار برو
‫- به من نگاه کن. هی

691
00:46:16,857 --> 00:46:19,359
‫- هی
‫- فرانک، فقط برو

692
00:46:19,443 --> 00:46:21,528
‫هی. من و توئیم، کورت

693
00:46:22,196 --> 00:46:23,572
‫من و تو هستیم

694
00:46:23,655 --> 00:46:25,407
‫بی‌خیال. من و توئیم

695
00:46:43,759 --> 00:46:45,177
‫همونجا وایسا!

696
00:46:45,511 --> 00:46:47,805
‫،داره به سمت شرق
‫طرف خیابون "پاین" می‌ره!

697
00:47:36,103 --> 00:47:39,064
‫ایست! پلیس نیویورک!
‫تکون نخور، عوضی!

698
00:47:39,148 --> 00:47:41,901
‫دست‌هات رو بذار روی سرت!
‫بشین! همین الان!

699
00:48:03,380 --> 00:48:05,132
‫یکی دیگه می‌خوای، عزیزم؟

700
00:48:05,215 --> 00:48:07,217
‫نه. دیرم می‌شه. ممنون

701
00:48:10,930 --> 00:48:12,356
‫یه نوشیدنی برات بگیرم؟

702
00:48:12,847 --> 00:48:14,849
‫واقعاً دل و دماغ‌ـش رو ندارم، رفیق

703
00:48:15,642 --> 00:48:17,519
‫بخاطر اینه که همکارت مُرده؟

704
00:48:25,777 --> 00:48:26,903
‫کی هستی؟

705
00:48:28,572 --> 00:48:29,781
‫"صدام بزن "مایکرو

706
00:48:33,035 --> 00:48:35,412
‫- تو اون ویدیو رو برام فرستادی
‫- اوهوم

707
00:48:35,495 --> 00:48:37,206
‫بعد کلی آدم کُشته شدن

708
00:48:39,917 --> 00:48:42,920
‫برات سؤال شده من ارتباطی
‫باهاش داشتم یا نه؟

709
00:48:43,003 --> 00:48:44,004
‫آره

710
00:48:44,838 --> 00:48:47,632
‫،خب معلوم می‌شه فرانک کسل زنده‌ست
‫و حالا تو اینجا نشستی

711
00:48:47,716 --> 00:48:49,176
‫امکان نداره تصادفی باشه

712
00:48:49,759 --> 00:48:52,221
‫،پس تو.. تو و کسل
‫چی هستین؟ همکار؟

713
00:48:52,304 --> 00:48:54,223
‫اینجایی تا من رو بُکشی؟

714
00:48:54,306 --> 00:48:56,934
‫اینجام چون امیدوارم حق با من باشه
‫و تو یکی از اونا نباشی

715
00:48:59,728 --> 00:49:02,188
‫می‌دونی چیه؟ برو به درک که
‫فکر می‌کنی جزئی از اون لعنتی هستم

716
00:49:02,272 --> 00:49:04,149
‫،می‌خوای بهم شلیک کنی
‫پس زودباش

717
00:49:04,233 --> 00:49:07,987
‫یه مراسم خاکسپاری هست که ترجیح می‌دم
‫شرکت نکنم، پس داری در حقم لطف می‌کنی

718
00:49:09,112 --> 00:49:12,074
‫می‌تونم اسامیِ تمام کسانی که در
‫قندهار" دخیل بودن رو بهت بدم "

719
00:49:23,659 --> 00:49:25,270
‫آره، کسی نیست

720
00:49:28,840 --> 00:49:31,926
‫عملیات سی‌آی‌اِی ثبت نشده بود.
‫اون، آه...

721
00:49:33,428 --> 00:49:34,428
‫کاملاً غیرقانونی بود

722
00:49:35,222 --> 00:49:39,268
‫از پول هروئین تأمین بودجه شده بود.
‫آدم شما زُبیر، ازش خبردار شد، و آه...

723
00:49:39,893 --> 00:49:43,913
‫،بعنوان یه تروریست نشونش دادن
‫از خونه‌ـش کشیدنش بیرون و اعدامش کردن

724
00:49:45,399 --> 00:49:46,525
‫اسمی داری؟

725
00:49:54,783 --> 00:49:55,992
‫ویلیام رالینز

726
00:49:58,120 --> 00:50:00,122
‫اون بازجو بود. اون اداره‌ـش کرد

727
00:50:02,916 --> 00:50:04,967
‫و می‌تونی همه‌ی اینا رو ثابت کنی؟

728
00:50:05,001 --> 00:50:07,962
‫همم. هنوز فایل‌های ویدیوئی رو دارم

729
00:50:08,672 --> 00:50:10,090
‫ولی به فرانک نیاز داری

730
00:50:11,133 --> 00:50:12,759
‫اون توی اون اتاق بود

731
00:50:14,803 --> 00:50:16,971
‫نمی‌دونه اینجایی، درسته؟

732
00:50:22,852 --> 00:50:25,147
‫به یه چیزی جواب بده.
‫تو می‌دونستی؟

733
00:50:28,175 --> 00:50:31,153
‫منبع اطلاعاتیِ ناشناسی پلیس رو به این
‫خانه در محله‌ی کوئینز راهنمایی کرد

734
00:50:31,236 --> 00:50:33,405
‫جایی که کسل در حال فرار از محل‌‌ـه

735
00:50:33,488 --> 00:50:35,383
‫- می‌دونستی؟
‫- ،پلیس موفق به دستگیری کسل نشد

736
00:50:35,407 --> 00:50:38,202
‫ولی این تصویر از یه
‫دوربینِ داشبورد گرفته شده

737
00:50:38,993 --> 00:50:41,163
‫نرم‌افزار شناسایی چهره تأیید می‌کنه...

738
00:50:41,246 --> 00:50:44,916
‫که این مرد که دارین بهش نگاه می‌کنید
‫قطعاً فرانک کسل است. اون زنده‌ست

739
00:50:44,999 --> 00:50:46,000
‫گزارش‌های پیشین...

740
00:50:46,085 --> 00:50:47,877
‫- هی، صداش رو زیاد کن
‫- از یه زخمی...

741
00:50:47,961 --> 00:50:50,089
‫و پلیس در تعقیب مظنونی درحال فرار است

742
00:50:50,172 --> 00:50:53,675
‫تاکنون اون گزارشات تأیید نشدند.
‫در حین تحولات این گزارش با ما همراه باشید

743
00:50:53,758 --> 00:50:55,810
‫،بنظر می‌رسه فرانک کسل

744
00:50:55,895 --> 00:50:57,613
‫- "همینطور ملقب به " پانیشر...
‫- لعنتی!

745
00:50:57,637 --> 00:50:58,930
‫- لعنتی
‫- زنده‌ست و ممکنه...

746
00:51:05,770 --> 00:51:09,608
‫کسل به قتل ۳۷ نفر
‫،محاکمه و محکوم شده بود

747
00:51:09,691 --> 00:51:14,728
‫همگی آن‌ها با بدنام‌ترین سندیکاهای
‫سازمان‌یافته‌ی جنایتکارِ شهر مرتبط بودند...

748
00:51:14,779 --> 00:51:17,866
‫خبری فوری داریم که پلیس
‫منطقه‌ی کوئینز نیویورک...

749
00:51:30,420 --> 00:51:33,188
‫در حین تحولاتِ این گزارش با ما همراه باشید

750
00:51:34,212 --> 00:51:41,212
‫زیرنویس از هـومـن صـمـدی و عـرفـان
‫Raylan Givens & €rik

751
00:51:41,236 --> 00:51:45,236
‫ارائه شده توسط وبسایت رسانه کوچک
‫LiLMedia.TV

752
00:51:45,260 --> 00:51:49,260
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت مووی
‫Nightmovie.Tv

