‫﻿۱
00:00:05,000 --> 00:00:13,000
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

2
00:00:42,959 --> 00:00:45,462
‫نه!

3
00:00:54,387 --> 00:00:55,555
‫حالش چطوره؟

4
00:00:56,097 --> 00:01:01,728
‫داغونه. چندین پارگی توی
‫صورت، تنه، بازوها و پاهاش داره

5
00:01:01,811 --> 00:01:04,689
‫خونِ زیادی از دست داده.
‫حتی نمیشه آسیب‌های داخلی رو حدس زد

6
00:01:06,733 --> 00:01:08,485
‫نه!

7
00:01:11,029 --> 00:01:12,709
‫چه بلایی سرش اومد؟

8
00:01:13,156 --> 00:01:14,616
‫یه سری آدم رو کُشت

9
00:01:15,658 --> 00:01:16,785
‫کارش همینه

10
00:01:17,452 --> 00:01:20,330
‫آره؟ شاید یه نفر
‫لطفش رو جبران کرده باشه

11
00:01:20,413 --> 00:01:22,832
‫- وا، وا، وا!
‫- هی، آروم. آروم، آروم، آروم

12
00:01:25,919 --> 00:01:27,639
‫،از بین یک تا ده
‫سطحِ دردت چقدره؟

13
00:01:32,342 --> 00:01:33,593
‫نه!

14
00:01:37,931 --> 00:01:40,305
‫- میشه یه نفر این دستبند رو باز کنه؟
‫- دستبند سرجاش می‌مونه

15
00:01:40,308 --> 00:01:42,468
‫- دو تا سرمِ نمکی میخوام
‫- چشم

16
00:01:43,269 --> 00:01:44,309
‫فشار خون ۸۰ روی ۵۰

17
00:01:44,354 --> 00:01:47,208
‫ضربانِ قلب حینِ استراحت ۱۲۰.
‫پنجاه میکروگرم فنترمین بهم بده

18
00:01:47,232 --> 00:01:49,484
‫یه نفر پرده‌ها رو بکشه.
‫آماده واسه جراحی

19
00:02:01,485 --> 00:02:14,485
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

20
00:03:03,486 --> 00:03:10,486
‫ترجمه از رضا کارگران
‫: greatR :..

21
00:03:14,068 --> 00:03:15,653
‫اِیمی، کورتیس‌ام

22
00:03:26,664 --> 00:03:27,749
‫فرانک کجاست؟

23
00:03:30,168 --> 00:03:31,168
‫کورتیس

24
00:03:32,170 --> 00:03:33,254
‫کورتیس، اون کجاست؟

25
00:03:34,255 --> 00:03:37,008
‫چی شده؟ تو..
‫هی، زخمی شدی؟

26
00:03:38,009 --> 00:03:39,010
‫کورتیس

27
00:03:43,056 --> 00:03:44,140
‫مُرده؟

28
00:03:44,933 --> 00:03:45,933
‫نه

29
00:03:47,685 --> 00:03:49,145
‫باشه، خب، پس چرا اون...

30
00:03:49,229 --> 00:03:50,813
‫نمیدونم چه اتفاقی افتاد

31
00:03:51,356 --> 00:03:53,650
‫،فرانک رفت اون تو
‫و گوه همه‌جا رو برداشت...

32
00:03:53,733 --> 00:03:55,693
‫باشه، پس چی؟
‫همینطوری اونجا ولش کردی؟

33
00:03:57,737 --> 00:03:58,988
‫پلیس گرفتش

34
00:04:00,406 --> 00:04:01,991
‫گذاشتنش توی آمبولانس

35
00:04:04,494 --> 00:04:05,495
‫اون...

36
00:04:05,578 --> 00:04:07,705
‫خب

37
00:04:08,498 --> 00:04:12,043
‫چقدر بد؟
‫یعنی، راه می‌رفت؟ اون...

38
00:04:12,126 --> 00:04:14,420
‫- کورتیس، چه اتفاقی براش افتاد؟
‫- نمیدونم

39
00:04:14,504 --> 00:04:16,256
‫- کارِ بیلی بود؟
‫- نمیدونم

40
00:04:16,339 --> 00:04:17,924
‫خب، باید یه چیزی بدونی

41
00:04:18,007 --> 00:04:22,804
‫میدونم یه نفر رو کُشتم و
‫به بقیه شلیک کردم. اینو میدونم

42
00:04:23,721 --> 00:04:26,891
‫مردهایی که داشتن می‌مُردن
‫تو بغلم نگه داشتم، مردهای زیادی...

43
00:04:27,809 --> 00:04:32,397
‫ولی هیچوقت کسی نبود که خودم گذاشته باشمش
‫اونجا، نه حتی یه دونه که گلوله‌ی من تو بدنش باشه

44
00:04:34,857 --> 00:04:37,277
‫هیچوقت نفهمیدم چقدر حسِ متفاوتی داره

45
00:04:49,539 --> 00:04:52,959
‫با قیمت‌های بسیار پائین
‫و تأمین مالی ۱۰۰ درصدی...

46
00:04:53,793 --> 00:04:56,045
‫که به اسم پانیشر ..
‫شناخته میشه امروز بازداشت شد

47
00:04:56,129 --> 00:04:59,507
‫حین چیزی که به نظر یه تیراندازی
‫گسترده در انباری در محله‌ی کوئینز بوده

48
00:04:59,590 --> 00:05:02,176
‫گزارش‌ها حاکی از اینه
‫که تیراندازی چندین کُشته داشته

49
00:05:02,260 --> 00:05:04,137
‫کسل توسط پلیس دستیگر شده

50
00:05:04,220 --> 00:05:07,390
‫و در بیمارستان سیکرد سینتز
‫به آسیب‌دیدگی‌هاش رسیدگی میشه

51
00:05:07,473 --> 00:05:11,394
‫هیچ اطلاعاتِ بیشتری درمورد
‫این حادثه یا وضعیت کسل در دسترس نیست...

52
00:05:13,521 --> 00:05:14,689
‫باید بیاریمش بیرون

53
00:05:14,772 --> 00:05:16,482
‫- حالا
‫- اِیمی، نکن

54
00:05:16,566 --> 00:05:18,693
‫،ببین، اگه تو بیمارستانه
‫یعنی صدمه دیده

55
00:05:19,235 --> 00:05:20,361
‫پلیس‌ها رو ول کن

56
00:05:20,445 --> 00:05:23,740
‫کورتیس، تمام آدم‌کُش‌های شهر
‫میخوان برن دنبال اون ۵ میلیون

57
00:05:23,823 --> 00:05:27,410
‫- باید کمکش کنیم
‫- اِیمی، با کمک کردن بهش رسیدیم اینجا

58
00:05:27,994 --> 00:05:29,370
‫و میخوایم چی کار کنیم، ها؟

59
00:05:29,454 --> 00:05:32,373
‫بدویم بریم بیمارستانه همه‌جا رو
‫به گلوله ببندیم و زورکی بیاریمش بیرون؟

60
00:05:33,750 --> 00:05:34,751
‫تموم شده

61
00:05:37,420 --> 00:05:38,463
‫من کارم تموم شده

62
00:05:41,007 --> 00:05:42,258
‫پس اینجوریه، ها؟

63
00:05:43,217 --> 00:05:44,635
‫تمام کاری که میخوای بکنی همینه

64
00:05:46,846 --> 00:05:50,475
‫میخوام دوش بگیرم.
‫کاری که میخوام بکنم اینه

65
00:07:04,966 --> 00:07:06,801
‫و دوستت دارن

66
00:07:08,302 --> 00:07:09,302
‫تمومش کن

67
00:07:10,263 --> 00:07:11,472
‫بیا خونه پیش من

68
00:07:25,236 --> 00:07:26,487
‫منزل پیلگریم

69
00:07:27,488 --> 00:07:30,032
‫- الایزا
‫- سلام، جان

70
00:07:31,784 --> 00:07:35,705
‫میشه با ربکا حرف بزنم، لطفاً؟
‫تماس‌های قبلیش رو ندیدم

71
00:07:35,788 --> 00:07:37,665
‫بله، سعی میکردیم باهات تماس بگیریم

72
00:07:38,583 --> 00:07:39,584
‫مشکلی پیش اومده؟

73
00:07:41,794 --> 00:07:45,131
‫،ربکا الان داره استراحت میکنه، جان
‫ولی اگه گوشی دستت باشه...

74
00:07:45,214 --> 00:07:47,133
‫پس کی بهم زنگ زده بود؟

75
00:07:47,758 --> 00:07:48,843
‫اون من بودم

76
00:07:48,926 --> 00:07:52,054
‫به ربکا قول دادم سعی میکنم تلفنت رو بگیرم

77
00:07:53,306 --> 00:07:55,558
‫نگرانت بود

78
00:07:56,142 --> 00:07:57,935
‫- همه‌مون بودیم
‫- آره، خب، آم...

79
00:07:59,645 --> 00:08:00,771
‫من خوبم

80
00:08:01,564 --> 00:08:03,191
‫پس گوشی دستت باشه، جان

81
00:08:04,066 --> 00:08:05,693
‫دستمه. جایی نمی‌رم

82
00:08:06,819 --> 00:08:08,112
‫حالت خوبه، جان؟

83
00:08:11,449 --> 00:08:13,701
‫آره، فقط میخوام صداش رو بشنوم

84
00:08:16,871 --> 00:08:17,872
‫آره

85
00:08:20,833 --> 00:08:24,086
‫با دور بودن متوجه میشی
‫اونقدر که فکر میکنی قوی نیستی

86
00:08:26,380 --> 00:08:27,673
‫منتظر می‌مونم

87
00:08:28,591 --> 00:08:29,717
‫خیله‌خب، جان

88
00:08:56,911 --> 00:09:00,081
‫،مسئول پیشگیری از حوادث
‫با ۲۳۴۵ تماس بگیرید

89
00:09:00,164 --> 00:09:03,000
‫،مسئول پیشگیری از حوادث
‫با ۲۳۴۵ تماس بگیرید

90
00:09:04,168 --> 00:09:05,461
‫سلام

91
00:09:05,545 --> 00:09:08,923
‫خانم، این ناحیه محدودیت داره.
‫فقط کارکن‌های بیمارستان و پلیس

92
00:09:09,006 --> 00:09:12,260
‫آره، من کارن پِیجم.
‫با نلسون و مورداک کار میکنم

93
00:09:12,343 --> 00:09:14,303
‫اونا وکیل‌های قانونیِ آقای کسل هستن

94
00:09:14,845 --> 00:09:16,764
‫آه، دستور سفت و سخت دارم

95
00:09:17,265 --> 00:09:18,266
‫خیله‌خب

96
00:09:18,933 --> 00:09:23,604
‫آه، سرکار اسمیت، میدونی
‫دیگه چی سفت و سخته؟ منشور حقوق

97
00:09:24,146 --> 00:09:25,439
‫،مخصوصاً اصلاحیه‌ی ششم

98
00:09:25,523 --> 00:09:28,163
‫که میگه مُتهم حق داره
‫مشاوره‌ی قانونی داشته باشه

99
00:09:29,360 --> 00:09:31,904
‫بنابراین، نه دولتِ فدرال نه ایالتی

100
00:09:31,988 --> 00:09:34,657
‫نمیتونه شخصی رو از حقوق قانونیش
‫محروم کنه. روندش اینجوریه

101
00:09:35,908 --> 00:09:37,827
‫ببین، تنها دلیلی که دارم اینا رو میگم

102
00:09:37,910 --> 00:09:40,997
‫اینه که بفهمی اگه بهم
‫،اجازه ندی با موکلم رو به رو بشم

103
00:09:41,080 --> 00:09:43,749
‫خطرِ این هست که قاضی حکم
‫محاکمه‌ی نادرست بده و فرانک کسل آزاد بشه

104
00:09:44,292 --> 00:09:45,585
‫حالا، مطمئنم

105
00:09:45,668 --> 00:09:49,589
‫که همکارات توی حوزه از
‫این اتفاق خوششون نمیاد، اینطور نیست؟

106
00:09:50,590 --> 00:09:51,799
‫نه، گمون نکنم

107
00:09:54,427 --> 00:09:57,597
‫- خیله‌خب، فقط برو. فقط برو
‫- ممنون. خیلی ممنونم

108
00:09:59,390 --> 00:10:01,100
‫ردیفه. وکیل‌ـه

109
00:11:23,641 --> 00:11:26,143
‫فرانک؟ هی

110
00:11:30,564 --> 00:11:32,108
‫حالت چطوره؟

111
00:11:35,111 --> 00:11:37,321
‫یه جورایی آشناست، مگه نه؟

112
00:11:40,741 --> 00:11:41,742
‫خب، آم...

113
00:11:44,078 --> 00:11:45,621
‫اخبار رو نگاه کردم

114
00:11:47,289 --> 00:11:50,000
‫حدس می‌زنم یه ربطی
‫به بیلی روسو داشته باشه

115
00:11:52,628 --> 00:11:55,047
‫چی؟
‫اون.. پیش‌بینی کرده بود که میای؟

116
00:11:58,926 --> 00:11:59,927
‫فرانک؟

117
00:12:02,847 --> 00:12:04,223
‫باید بری

118
00:12:06,559 --> 00:12:09,019
‫چیه؟ فکر میکنی
‫میتونی به این راحتی بترسونیم؟

119
00:12:10,354 --> 00:12:11,689
‫بهتر از اینا میدونی

120
00:12:13,899 --> 00:12:16,527
‫به علاوه، واقعاً
‫فکر نمیکنم که دلت بخواد برم

121
00:12:17,319 --> 00:12:18,319
‫ببین، چیزه...

122
00:12:19,071 --> 00:12:20,281
‫موقعیتِ سختی‌ـه

123
00:12:20,865 --> 00:12:22,658
‫چیزی نیست که قبلاً باهاش سر و کله نزده باشیم

124
00:12:23,200 --> 00:12:25,040
‫فقط باید بفهمیم میخوایم چی کارش کنیم

125
00:12:28,831 --> 00:12:29,874
‫کارِ من بود

126
00:12:32,084 --> 00:12:35,463
‫کارن.. من سه زن رو کُشتم

127
00:12:41,886 --> 00:12:43,012
‫شاید بتونم کمک کنم

128
00:12:47,725 --> 00:12:49,351
‫آره، نمیتونی اینو درست کنی

129
00:12:50,644 --> 00:12:51,645
‫خب؟

130
00:12:52,229 --> 00:12:54,273
‫مهم نیست.
‫مهم نیست چی کار کردی

131
00:12:55,149 --> 00:12:57,942
‫احساسِ من نسبت به تو رو عوض نمیکنه

132
00:12:59,153 --> 00:13:00,154
‫باید بکنه

133
00:13:02,823 --> 00:13:04,158
‫نمیکنه

134
00:13:27,973 --> 00:13:29,413
‫،مطمئن شو به همه‌شون برچسب می‌زنی

135
00:13:29,475 --> 00:13:31,894
‫و مطمئن شو هیچوقت کسی نمیره اون بالا

136
00:13:32,728 --> 00:13:35,105
‫مأمور ویژه‌ی مسئول خانم مدنی

137
00:13:36,106 --> 00:13:37,441
‫عجب چیزی‌ـه، ها؟

138
00:13:37,525 --> 00:13:39,925
‫- مرسی که اجازه دادی بیام
‫- خب، میخواستم اینو ببینی

139
00:13:39,985 --> 00:13:41,695
‫ببینی تمام مزخرفاتت به کجا رسیده

140
00:13:42,279 --> 00:13:44,156
‫به نظر کسل اصول
‫خودش رو فراموش کرده، ها؟

141
00:13:45,491 --> 00:13:47,493
‫کسل از طریق یه تونلِ زیرزمینی وارد شده

142
00:13:48,077 --> 00:13:51,956
‫یه عالمه مدرک پیدا کردیم..
‫و یه تعداد جنازه‌ی مُرده

143
00:13:52,039 --> 00:13:55,709
‫کسل ترتیب چند نفر که
‫ماسک‌های این شکلی زده بودن داده

144
00:13:58,629 --> 00:14:01,674
‫خب، جفتمون یه نفر دیگه که
‫ماسک اون شکلی می‌زنه می‌شناسیم

145
00:14:01,757 --> 00:14:03,342
‫کسل اومده اینجا سراغ روسو

146
00:14:03,425 --> 00:14:07,304
‫آره، احتمالاً.
‫،ولی قسمت عجیب اینه

147
00:14:07,388 --> 00:14:09,868
‫به نظر می‌دونستن داره میاد ولی نکشتنش

148
00:14:09,932 --> 00:14:11,976
‫سنگِ نمک پیدا کردیم، گلوله‌های پلاستیکی

149
00:14:12,726 --> 00:14:14,687
‫کسل تا حد مرگ کتک خورده

150
00:14:18,524 --> 00:14:20,234
‫روسو میخواسته کسل عذاب بکشه

151
00:14:20,860 --> 00:14:23,028
‫اصلاً برام مهم نیست هرکدوم چی میخواستن

152
00:14:23,654 --> 00:14:26,407
‫سه تا زنِ مُرده رو دستم هست
‫که هیچ دستی تو این مزخرفات نداشتن

153
00:14:34,081 --> 00:14:35,249
‫باهام بیا

154
00:14:45,384 --> 00:14:47,845
‫اون سه زنِ مجهول‌الهویه‌ی
‫مُرده اونجا دراز کِش بودن

155
00:14:49,471 --> 00:14:50,639
‫سنگین بهشون تیراندازی شده بود

156
00:14:51,181 --> 00:14:53,851
‫جنازه‌هاشون الان تو راهِ سردخونه‌ی بیمارستان‌ـه

157
00:14:53,934 --> 00:14:57,813
‫کسل مثل یه روانی اومده اینجا
‫و به هرچی دیده شلیک کرده

158
00:14:59,148 --> 00:15:02,192
‫بهترین حدس اینه که روسو این بالا بوده
‫،و از زن‌ها جای پوشش استفاده کرده

159
00:15:02,276 --> 00:15:03,736
‫و کسل هم فقط...

160
00:15:04,445 --> 00:15:08,240
‫- بهشون شلیک کرده تا اونو بزنه
‫- نه، فرانک اینجوری کار نمیکنه

161
00:15:08,324 --> 00:15:11,994
‫وقتی بازداشتش کردیم بالا سرشون
‫وایساده بود و اسلحه هنوز دستش بود

162
00:15:12,828 --> 00:15:16,040
‫،حالا، ممکنه قصدش نبوده باشه
‫ولی این کارو کرده

163
00:15:16,749 --> 00:15:18,334
‫و خلافِ اینم نمیگه

164
00:15:21,337 --> 00:15:22,421
‫چی میگه؟

165
00:15:23,005 --> 00:15:24,965
‫- هیچ گُهی نمیگه
‫- ولی چیزی درباره روسو نمیگه؟

166
00:15:25,049 --> 00:15:27,134
‫درمورد اتفاقی که افتاد؟
‫اینکه بیلی ممکنه کجا باشه؟

167
00:15:30,054 --> 00:15:31,847
‫الان چه حسی داری، دینا؟

168
00:15:37,394 --> 00:15:38,395
‫افتضاح

169
00:15:41,690 --> 00:15:42,691
‫حالم بده

170
00:15:45,277 --> 00:15:47,904
‫خوشحال میشی از این بابت؟

171
00:15:52,201 --> 00:15:53,744
‫میذاری باهاش حرف بزنم؟

172
00:15:54,536 --> 00:15:58,332
‫- چرا باید این کارو بکنم؟
‫- ممکنه با من حرف بزنه

173
00:15:59,667 --> 00:16:00,668
‫و چی؟

174
00:16:01,210 --> 00:16:03,921
‫- داستانت رو سر هم کنی؟
‫- باشه، گمونم حقمه

175
00:16:04,004 --> 00:16:08,133
‫شاید اگه بتونم کاری کنم روسو رو بهمون بده.
‫بتونیم یه بار برای همیشه تمومش کنیم

176
00:16:08,217 --> 00:16:11,303
‫- و تو هم روسو رو میدی به من؟
‫- بله. بهت قول میدم

177
00:16:17,059 --> 00:16:18,059
‫آه...

178
00:16:19,103 --> 00:16:21,939
‫کی به کیه؟
‫ضرر که نداره

179
00:16:23,565 --> 00:16:27,027
‫،با بیمارستان تماس می‌گیرم
‫میگم اجازه بدن بری داخل

180
00:16:38,747 --> 00:16:40,916
‫هی، خواب‌آلو

181
00:16:41,000 --> 00:16:42,793
‫سلام

182
00:17:08,736 --> 00:17:11,155
‫فرانک!
‫هی، هی

183
00:17:11,238 --> 00:17:12,448
‫- صبر کن...
‫- چیزی نیست

184
00:17:12,531 --> 00:17:14,116
‫خدا لعنتش کنه

185
00:17:14,199 --> 00:17:15,909
‫اینا به خاطر چی بود، ها؟

186
00:17:16,869 --> 00:17:19,121
‫این خواب‌ها همیشه یه جورن

187
00:17:20,664 --> 00:17:21,665
‫خدایا

188
00:17:29,631 --> 00:17:31,008
‫فقط عاشقِ اون کار بودیم

189
00:17:34,636 --> 00:17:35,971
‫ماریا و بچه‌ها...

190
00:17:38,599 --> 00:17:40,851
‫اونجان، ولی دستم بهشون نمی‌رسه.
‫میدونی، من...

191
00:17:44,521 --> 00:17:47,524
‫نمیتونم بهشون بگم که هیولا داره میاد

192
00:17:49,234 --> 00:17:54,782
‫روزی که مُردن، به ماریا گفتم
‫کارم تموم شده، که دیگه برنمیگردم

193
00:17:57,117 --> 00:17:58,911
‫درست شبِ قبلش رسیده بودم خونه

194
00:18:00,996 --> 00:18:04,249
‫و وقتی بیدار شدم، صورتش رو دیدم.
‫اومد به سمتم

195
00:18:04,333 --> 00:18:06,168
‫،ولی
‫همون ثانیه‌ای که اومد، میدونستم...

196
00:18:08,837 --> 00:18:09,922
‫درست بود

197
00:18:14,426 --> 00:18:17,096
‫اینجوری بود که...

198
00:18:17,596 --> 00:18:21,225
‫انگار این بار...
‫از رو شونه‌هام برداشته شد، میدونی؟

199
00:18:21,308 --> 00:18:23,977
‫برای جفتمون، میدونی؟
‫میدونست کارِ درستی‌ـه. بچه‌هام همینطور

200
00:18:24,061 --> 00:18:26,105
‫فقط آماده بودم، میدونی؟
‫وقتش بود

201
00:18:27,439 --> 00:18:30,651
‫فقط...
‫میخواستم باهاشون باشم

202
00:18:30,734 --> 00:18:32,569
‫،ولی اون روز، رفتیم اون پارکه

203
00:18:32,653 --> 00:18:34,735
‫و بچه‌ها واسه اون چرخ و فلک
‫،مسخره زیادی بزرگ شده بودن

204
00:18:34,738 --> 00:18:36,532
‫ولی اون روز فقط خندیدن، میدونی؟

205
00:18:39,076 --> 00:18:40,285
‫داشتن می‌خندیدن

206
00:18:41,411 --> 00:18:43,747
‫همه‌مون مثل احمق‌ها می‌خندیدم.
‫و بعدش...

207
00:18:45,541 --> 00:18:48,043
‫،و اون خنده
‫تو وجودم گیر کرد، میدونی؟

208
00:18:49,211 --> 00:18:51,046
‫بعد از اینکه از دستشون دادم، همه‌ش...

209
00:18:52,589 --> 00:18:54,299
‫،انعکاس پیدا میکرد
‫میدونی؟ هِی...

210
00:18:54,675 --> 00:18:55,672
‫بارها و بارها

211
00:18:55,676 --> 00:18:57,636
‫و فقط تو خواب‌هام نبود.
‫انگار مثلاً...

212
00:18:58,554 --> 00:19:00,389
‫توی قلبم بود، میدونی؟
‫و من...

213
00:19:00,472 --> 00:19:01,598
‫میخواستم دو دستی بچسبمش

214
00:19:01,682 --> 00:19:04,101
‫میخواستم توش زندگی کنم
‫و فقط اون خنده‌ها رو بشنوم، ولی...

215
00:19:06,145 --> 00:19:08,147
‫قضیه اینه که، دیگه نمیتونم بشنومش

216
00:19:09,648 --> 00:19:13,152
‫تمام چیزی که داشتم بود. رفته. نیستش

217
00:19:13,777 --> 00:19:15,279
‫میدونی، و تمام چیزی که دارم...

218
00:19:16,238 --> 00:19:19,158
‫صورت‌هاشون بعد از وقتیِ
‫که تیرها بدنشون رو پاره پاره کرد

219
00:19:19,241 --> 00:19:21,869
‫،میدونی، قضیه اینه که، کارن
‫وقت داشتن، آره؟

220
00:19:22,536 --> 00:19:25,205
‫فوری نَمُردن.
‫وقت داشتن

221
00:19:26,707 --> 00:19:28,959
‫پسرم، فرانکی، میدونی، اون...

222
00:19:29,042 --> 00:19:31,461
‫،سعی کردم شجاع باشه
‫سعی کرد مبارزه کنه، ولی...

223
00:19:32,254 --> 00:19:34,590
‫دخترم هم همینطور.
‫همینجوری نگاهم کردن انگار...

224
00:19:36,091 --> 00:19:37,426
‫"چرا بابایی؟"

225
00:19:37,968 --> 00:19:40,554
‫نمی‌فهمیدن چی شده.
‫"می‌گفتن "چرا؟ چرا؟

226
00:19:41,722 --> 00:19:43,348
‫به اون زن‌ها فکر میکنم، میدونی؟

227
00:19:44,933 --> 00:19:46,560
‫صورت‌هاشون چطوری بود، میدونی؟

228
00:19:46,643 --> 00:19:49,404
‫به چی فکر میکردن وقتی
‫گلوله‌هام، مزخرفاتم، وقتی...

229
00:19:49,730 --> 00:19:51,958
‫بدنشون رو شکافت و
‫تمام چیزایی که داشتن تموم کرد...

230
00:19:51,982 --> 00:19:53,525
‫فرانک، نه، نمیدونستی

231
00:19:53,609 --> 00:19:56,169
‫- نمیدونستی اونجان
‫- قضیه این نیست که نمیدونستم

232
00:19:58,238 --> 00:20:01,116
‫برام مهم نبود. مهم نبود

233
00:20:02,159 --> 00:20:04,912
‫اون موقع، حاضر بودم
‫هرچیزی که سد راهم میشد بُکُشم

234
00:20:09,291 --> 00:20:11,251
‫،میدونی یعنی چی
‫درسته؟

235
00:20:14,087 --> 00:20:15,505
‫حالا هیولا منم

236
00:20:17,216 --> 00:20:18,217
‫آره

237
00:20:19,551 --> 00:20:23,013
‫اگه اون آشغال‌هایی که کُشتم حقشون بود بمیرن...

238
00:20:24,723 --> 00:20:26,766
‫منم همینطورم

239
00:20:49,665 --> 00:20:51,667
‫پرستار به اورژانس، فوری.

240
00:20:51,750 --> 00:20:53,752
‫تمام پرستاران مراقبتِ قلبی فوراً به اورژانس

241
00:20:59,132 --> 00:21:00,425
‫عصر به خیر، سرکار

242
00:21:00,509 --> 00:21:05,138
‫دکتر میسون منو فرستاد تا یه معاینه‌ی
‫عصبی رو انجام بدم، آه، برای فرانک کسل

243
00:21:05,973 --> 00:21:08,267
‫- اون اینجاست؟
‫- آره

244
00:21:08,809 --> 00:21:12,062
‫،واسه پرستار بودن زیادی کم سال میخوری
‫اگه ناراحت نمیشی بگم

245
00:21:12,145 --> 00:21:15,148
‫ناراحت؟ نه، معلومه که نه.
‫چرا باید ناراحت بشم؟

246
00:21:15,732 --> 00:21:18,277
‫ولی ثبت شده‌م و همه‌چی

247
00:21:18,944 --> 00:21:20,946
‫- مری موریسون
‫- خیله‌خب، گرفتم اسمتُ

248
00:21:21,947 --> 00:21:25,075
‫،خب، این بابا
‫خطرناکه یا چیزی؟

249
00:21:25,158 --> 00:21:27,035
‫نه. مثل سگ کتک خورده

250
00:21:27,619 --> 00:21:28,787
‫و دستبند داره، ولی...

251
00:21:28,870 --> 00:21:33,916
‫درسته. میخواد چی کار کنه، درسته؟
‫با همه‌ی شما که اینجائین تا ازم محافظت کنید؟

252
00:21:35,085 --> 00:21:37,004
‫حالا، میشه کارم رو تموم کنم، لطفاً؟

253
00:21:38,422 --> 00:21:39,798
‫آره، میتونی بری. زودباش

254
00:21:46,388 --> 00:21:47,389
‫ردیفه

255
00:21:53,020 --> 00:21:54,540
‫باید برید

256
00:21:54,604 --> 00:21:57,024
‫،باید یه معاینه‌ای انجام بدم
‫و ایشون باید لُخت بشن

257
00:21:57,107 --> 00:21:58,317
‫یا عیسی مسیح

258
00:21:58,400 --> 00:22:00,360
‫- چیه؟ می‌شناسیش؟
‫- تو کی هستی؟

259
00:22:00,902 --> 00:22:05,699
‫آه، من کارن پیجم، و حدس می‌زنم
‫تو یه پرستار نیستی. کی هستی؟

260
00:22:07,326 --> 00:22:09,161
‫- فرانک؟
‫- هیچکس. اون هیچکس نیست

261
00:22:09,244 --> 00:22:10,329
‫آره، درسته

262
00:22:10,412 --> 00:22:12,109
‫من هیچکسی‌ام که اومدم تو رو از اینجا ببرم

263
00:22:12,122 --> 00:22:13,957
‫- خدا لعنتش کنه
‫- خیلی ممنون

264
00:22:14,624 --> 00:22:16,335
‫افتضاح شدی

265
00:22:16,418 --> 00:22:18,503
‫میتونی، تکون بخوری یا چیزی؟

266
00:22:18,587 --> 00:22:20,547
‫نه؟ خب، مهم نیست.
‫مجبور هم نیستی

267
00:22:20,589 --> 00:22:22,382
‫هی. خدا لعنتت کنه

268
00:22:24,384 --> 00:22:25,385
‫گوش بده، فرانک

269
00:22:25,469 --> 00:22:27,220
‫باید قبل از اینکه اونا برسن از اینجا بریم

270
00:22:27,304 --> 00:22:29,014
‫- باید همین الان بری
‫- اونا" کی‌ان؟"

271
00:22:29,097 --> 00:22:31,516
‫اونا" تمام آدم‌کُش‌های نیویورک‌ان"

272
00:22:31,600 --> 00:22:33,560
‫،یه جایزه‌ی ۵ میلیون دلاری رو سرش هست

273
00:22:33,602 --> 00:22:35,830
‫و حالا که به تخت دستبند
‫زده شدی راحت میشه به دستش آورد

274
00:22:35,854 --> 00:22:37,481
‫- حقیقت داره؟
‫- شوخی میکنی؟

275
00:22:37,564 --> 00:22:39,983
‫خب، لعنت.
‫انگار جمعِ همه جمعه

276
00:22:40,067 --> 00:22:41,318
‫- کارن
‫- دینا

277
00:22:41,401 --> 00:22:43,111
‫مدنی، باید اینو از اینجا ببری

278
00:22:43,195 --> 00:22:44,905
‫تو خطرـه.
‫باید ازش حفاظت بشه

279
00:22:44,988 --> 00:22:46,865
‫دوباره از اون مردِ کلاه مشکی؟

280
00:22:46,948 --> 00:22:49,951
‫نه، ظاهراً در برابر تمام
‫آدم‌کُش‌های نیویورک حفاظت لازم دارن

281
00:22:50,035 --> 00:22:51,620
‫یا اینطور که اون میگه. هرکی که هست

282
00:22:51,703 --> 00:22:54,623
‫اون کمک دستِ جدید فرانکه.
‫باید وقتی هستش حواست به کیفت باشه

283
00:22:54,706 --> 00:22:57,542
‫- ببین، چرا آدم‌کُش‌ها دنبال توئن؟
‫- داستانش طولانیه. من...

284
00:22:57,626 --> 00:23:00,462
‫خدا. وقتی از اینجا
‫رفت تمام داستان رو برات میگه

285
00:23:00,545 --> 00:23:02,940
‫اینجا بودنتون خطرناکه

286
00:23:02,964 --> 00:23:04,758
‫خب، من بدون تو جایی نمیرم

287
00:23:04,841 --> 00:23:05,842
‫،میشه فقط

288
00:23:05,926 --> 00:23:08,300
‫نمیدونم، نشانِ مسخره‌ت رو
‫تکون بدی یا همچین چیزی؟ ببریش بیرون؟

289
00:23:08,303 --> 00:23:09,303
‫نه، نمیتونم

290
00:23:10,347 --> 00:23:13,618
‫خب، یا اینجا کُشته میشه یا توی زندان.
‫در هر صورت، حقش نیست

291
00:23:13,642 --> 00:23:16,037
‫پس میشه شما دوتا
‫لطفاً کمک کنید ببرمش بیرون؟

292
00:23:16,061 --> 00:23:18,221
‫میخوام کمک کنم، ولی
‫نمیتونیم اینطوری از اینجا ببریمش

293
00:23:18,271 --> 00:23:20,399
‫ازت نخواستم پیش کورتیس بمونی؟
‫نگفتم من اینو؟

294
00:23:21,149 --> 00:23:22,460
‫- چی گفتم بهت؟
‫- مدنی

295
00:23:22,484 --> 00:23:23,777
‫اون پسره وضعش چطوره؟

296
00:23:25,695 --> 00:23:27,715
‫می‌بینمت، دینا...

297
00:23:30,951 --> 00:23:33,161
‫مهم نیست چندتا قفل روی درت میذاری

298
00:23:33,245 --> 00:23:34,485
‫،و فرانک رو هم می‌بینم

299
00:23:34,538 --> 00:23:36,665
‫مهم نیست چند تا پلیس محاصره‌ش کردن

300
00:23:39,167 --> 00:23:40,919
‫میخوای هر روز بیای دیدنش؟

301
00:23:42,295 --> 00:23:44,713
‫همونجوری که اومدی دیدنِ من؟

302
00:23:45,757 --> 00:23:48,260
‫پس چرا نمیای این پائین، بیلی؟
‫بیا تو مهمونی؟

303
00:23:48,969 --> 00:23:50,345
‫میتونه صدام رو بشنوـه؟

304
00:23:50,887 --> 00:23:51,888
‫بله

305
00:23:54,850 --> 00:23:56,435
‫چه حالی داره، فرانکی؟

306
00:23:58,562 --> 00:24:00,939
‫که مثل یه حیوان تو قفس زندانی بشی؟

307
00:24:03,400 --> 00:24:05,068
‫که محدود بشی به یه اتاق

308
00:24:05,152 --> 00:24:07,904
‫و هیچی به جز افکار تیره‌ت برای آروم کردنت نباشه؟

309
00:24:09,197 --> 00:24:11,074
‫اون درد هیچیش موقتی نیست

310
00:24:12,325 --> 00:24:14,202
‫مثل مرگِ تو بیداری‌ـه

311
00:24:14,744 --> 00:24:17,789
‫مثل سوختن تو جهنم. آره

312
00:24:19,624 --> 00:24:22,252
‫،آره، الان شیطانِ خودت هستی
‫فرانکی کوچولو

313
00:24:24,296 --> 00:24:26,173
‫و بهتر از من نیستی

314
00:24:27,632 --> 00:24:28,633
‫تموم شد، بیل؟

315
00:24:28,717 --> 00:24:30,510
‫نه، تو، کارِ تو تمومه!

316
00:24:33,054 --> 00:24:36,433
‫،و هر روز
‫یادت میاد من بودم که گذاشتمت اونجا

317
00:24:37,726 --> 00:24:40,187
‫جریان همینجوری نباید باشه؟

318
00:24:41,938 --> 00:24:43,064
‫من بُردم، فرانک

319
00:24:45,400 --> 00:24:46,401
‫بُردم

320
00:25:08,882 --> 00:25:10,800
‫دقیقاً جایی گذاشتیش که برنامه‌ریزی کرده بودیم

321
00:25:11,384 --> 00:25:13,053
‫آره، خب...

322
00:25:16,806 --> 00:25:18,558
‫بعضی وقتا این کافی نیست

323
00:25:18,642 --> 00:25:21,394
‫دیگه چی هست؟
‫فکر کردم چیزی که میخواستی همین بوده؟

324
00:25:22,979 --> 00:25:25,179
‫خب، قضیه‌ی رسیدن
‫به چیزی که میخوای اینه که...

325
00:25:26,733 --> 00:25:28,527
‫بعضی وقتا یه ناامیدی‌ـه

326
00:25:29,236 --> 00:25:33,490
‫رسیدن بهش اصلِ کارـه.
‫و بعد از اون، یه جورای حس میکنی...

327
00:25:34,824 --> 00:25:35,825
‫تو خالی‌ای

328
00:25:37,160 --> 00:25:39,079
‫میخواستم خوشحالت کنم...

329
00:25:39,621 --> 00:25:42,290
‫تا یه رهایی پیدا کنی که بتونیم ازش بگذریم

330
00:25:42,374 --> 00:25:44,543
‫ولی فکر کنم منم به
‫چیزی که میخوام نمی‌رسم

331
00:25:46,795 --> 00:25:51,132
‫کاری که کردیم.. چیزِ تاریکی بود

332
00:26:00,934 --> 00:26:02,143
‫چه حسی داری؟

333
00:26:02,978 --> 00:26:06,064
‫یعنی، اون زن‌ها، اونا..
‫به خاطر تو مُرده‌ن

334
00:26:11,778 --> 00:26:13,196
‫نمی‌شناختمشون

335
00:26:16,283 --> 00:26:20,579
‫سخت مُردن، کریستا

336
00:26:23,873 --> 00:26:25,417
‫منو مقصر میدونی به خاطر...

337
00:26:31,840 --> 00:26:34,342
‫می‌ترسم که یه روز منو مقصر بدونی

338
00:26:38,888 --> 00:26:41,808
‫میخواستی بدونی چطور کسل
‫رو بِکشونی جایی که میخوای

339
00:26:43,393 --> 00:26:46,104
‫اون کارو کردم.
‫به خاطر تو. به خاطر خودمون

340
00:26:47,188 --> 00:26:50,442
‫برای خوشحالیمون هر کاری میکنم

341
00:26:53,528 --> 00:26:57,489
‫فکر کنم جفتمون حقمونه
‫که با همدیگه خوشحال باشیم

342
00:27:01,119 --> 00:27:03,955
‫ولی باید بریم قبل از اینکه پیدات کنن

343
00:27:04,039 --> 00:27:05,373
‫پلیس هنوز تو رو میخواد

344
00:27:05,915 --> 00:27:08,960
‫و باید بریم و تمام کارایی که کردیم جا بذاریم

345
00:27:13,465 --> 00:27:14,549
‫مطمئنی؟

346
00:27:15,967 --> 00:27:16,967
‫همم

347
00:27:18,386 --> 00:27:22,557
‫مطمئنی که میخوای
‫تمام چیزایی که ساختی ول کنی؟

348
00:27:23,391 --> 00:27:25,951
‫تمام چیزایی که اینقدر
‫سخت براشون کار کردی؟

349
00:27:27,437 --> 00:27:28,563
‫مطمئنی؟

350
00:27:31,274 --> 00:27:32,275
‫برای من؟

351
00:27:34,694 --> 00:27:35,862
‫منظورت چیه؟

352
00:27:40,033 --> 00:27:41,743
‫دارم میگم...

353
00:27:45,288 --> 00:27:46,998
‫میگم زیاد هم دیر نیست

354
00:27:47,916 --> 00:27:49,417
‫هیچکس نمیدونه کی هستی

355
00:27:50,502 --> 00:27:51,544
‫خودم میدونم

356
00:27:53,338 --> 00:27:56,633
‫تمام زندگیم، حس کردم انگار..
‫احساس تنهایی کردم

357
00:27:57,967 --> 00:27:59,010
‫ولی الان نه

358
00:28:01,304 --> 00:28:02,931
‫تو و من با همدیگه، ما...

359
00:28:04,641 --> 00:28:06,017
‫میتونیم هرچیزی داشته باشیم

360
00:28:06,851 --> 00:28:09,604
‫بله

361
00:28:10,730 --> 00:28:12,315
‫بله. بله

362
00:28:17,320 --> 00:28:18,697
‫منو خوشحال میکنی

363
00:28:21,074 --> 00:28:22,450
‫منو خیلی خوشحال میکنی

364
00:28:38,800 --> 00:28:39,801
‫تموم شد

365
00:28:41,052 --> 00:28:43,095
‫اوضاعش چطوره؟

366
00:28:43,680 --> 00:28:46,182
‫آه، مردِ خیلی مریضی‌ـه

367
00:28:46,266 --> 00:28:48,226
‫- آره، شوخی نمیکنی
‫- آره

368
00:28:50,353 --> 00:28:53,022
‫مشتریِ خوش‌شانسِ بعدیم

369
00:29:02,866 --> 00:29:03,992
‫این دیگه جدیده

370
00:29:05,326 --> 00:29:07,996
‫،اون زن‌ها
‫فرانک رو اونجوری نمی‌بینم

371
00:29:09,456 --> 00:29:10,540
‫ولی تو...

372
00:29:12,041 --> 00:29:15,503
‫شک نداری، داری؟
‫واسه.. برای همینه که اینجایی؟

373
00:29:16,171 --> 00:29:19,966
‫نه، اینجام چون همون اندازه‌ای
‫که خرابکاری اونه کارِ منم هست

374
00:29:21,718 --> 00:29:23,553
‫من کسی‌ام که برش گردوندم

375
00:29:26,639 --> 00:29:30,643
‫نمیدونم. شاید فقط دنبال
‫راهیم که از دردسر نجات پیدا کنیم...

376
00:29:32,145 --> 00:29:33,146
‫ولی؟

377
00:29:34,397 --> 00:29:37,025
‫بیخیال، یه "ولی" می‌شنوم

378
00:29:37,108 --> 00:29:41,279
‫ولی خیلی چیزا سرِ صحنه‌ی جُرم
‫هست که با هم جور در نمیاد

379
00:29:43,406 --> 00:29:44,866
‫و بیلی که اونجوری زنگ زد

380
00:29:45,533 --> 00:29:48,620
‫یعنی، شاید اگه
‫یه راهی بود تا جنازه‌ها رو ببینیم...

381
00:29:48,703 --> 00:29:49,829
‫پس چی جلوت رو گرفته؟

382
00:29:49,913 --> 00:29:53,166
‫این پرونده‌ی ماهونی‌ـه. اجازه داد با
‫فرانک حرف بزنم چون ضرری براش نداشت

383
00:29:53,249 --> 00:29:55,009
‫عمراً نمیذاره کارِ دیگه‌ای بکنم

384
00:29:56,127 --> 00:29:57,420
‫منم اگه جاش بودم نمیذاشتم

385
00:29:58,797 --> 00:29:59,923
‫ببین...

386
00:30:00,006 --> 00:30:02,801
‫ببین، اگه کوچک‌ترین احتمالی
‫،هست که فرانک این کارو نکرده باشه

387
00:30:02,884 --> 00:30:03,968
‫باید یه نگاهی بهش بندازیم

388
00:30:04,052 --> 00:30:06,513
‫باید مطمئن بشیم

389
00:30:07,388 --> 00:30:09,682
‫یعنی، فرانک اون تو به نظر خیلی مطمئن میاد

390
00:30:11,267 --> 00:30:13,186
‫اگه بتونم ببرمت توی سردخونه چی؟

391
00:30:14,938 --> 00:30:16,272
‫یه نگاه به جنازه‌ها بنداز

392
00:30:18,817 --> 00:30:20,527
‫چطور میخوای همچین کاری بکنی؟

393
00:30:46,469 --> 00:30:47,470
‫جان

394
00:30:49,848 --> 00:30:50,932
‫چی شده؟

395
00:30:53,560 --> 00:30:55,728
‫- جان..
‫- چی شده؟

396
00:30:57,230 --> 00:30:59,357
‫دیشب در آرامش رفت

397
00:31:00,400 --> 00:31:02,527
‫- لطفاً، جان، بذار با هم دعا کنیم
‫- بس کن. وایسا

398
00:31:02,610 --> 00:31:03,945
‫دیشب؟ دیشب؟

399
00:31:06,573 --> 00:31:07,573
‫بیا خونه پیشم

400
00:31:09,993 --> 00:31:11,870
‫منو برگردوند. یه...

401
00:31:12,912 --> 00:31:15,248
‫چی گفتی؟ جان

402
00:31:19,002 --> 00:31:20,003
‫اُه، جان

403
00:31:20,086 --> 00:31:22,714
‫نه. اون اینجا بود

404
00:31:36,811 --> 00:31:37,854
‫سلام، اِد

405
00:31:41,566 --> 00:31:43,610
‫این پائین رو کُلی نورانی کردی

406
00:31:43,693 --> 00:31:45,069
‫بازرس موردعلاقه‌ام چطوره؟

407
00:31:45,153 --> 00:31:46,779
‫راستش، یه لطفی لازم دارم

408
00:31:47,697 --> 00:31:50,408
‫- اُه، این مأمور ویژه‌ی امنیت ملی دینا مدانی‌ـه
‫- سلام

409
00:31:50,491 --> 00:31:52,452
‫- از دوست‌هامه
‫- امنیت ملی، ها؟

410
00:31:52,952 --> 00:31:55,121
‫خب، از آشنایی خوشوقتم

411
00:31:58,541 --> 00:32:00,701
‫اومدی پزشک قانونی رو ببینی؟
‫چون الان اینجا نیست

412
00:32:00,752 --> 00:32:02,962
‫نه، لطفاً.
‫واسه اطلاعاتِ فیلتر نشده اومدم

413
00:32:03,046 --> 00:32:04,631
‫واسه همین اومدم پیش تو

414
00:32:04,714 --> 00:32:06,913
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای
‫میدونه اینجا چه اتفاقاتی می‌اُفته

415
00:32:08,968 --> 00:32:11,179
‫ببین، یه جورایی امیدوار بودیم بتونیم

416
00:32:11,262 --> 00:32:13,514
‫جنازه‌ی اون سه قربانی خانم رو ببینیم

417
00:32:13,598 --> 00:32:15,278
‫که از صحنه‌ی
‫تیراندازیِ دیشب فرانک کسل آوردنشون

418
00:32:15,308 --> 00:32:16,768
‫هنوز پردازش نشدن، درسته؟

419
00:32:16,851 --> 00:32:19,437
‫نه، قراره فردا اول وقت کاراشون انجام بشه

420
00:32:20,146 --> 00:32:23,024
‫- یه جواریی کارِ سختی‌ـه، کارن
‫- آره. میدونم. شرمنده، ولی...

421
00:32:23,858 --> 00:32:25,485
‫ببین، اِد، شدید مدیونت میشم

422
00:32:28,988 --> 00:32:30,031
‫چقدر شدید؟

423
00:32:34,994 --> 00:32:36,788
‫باشه. آره

424
00:32:37,497 --> 00:32:38,623
‫- جدی؟
‫- اوهوم

425
00:32:54,055 --> 00:32:56,307
‫همه‌شون رو امروز صبح زود آوردن

426
00:32:56,391 --> 00:32:57,642
‫داغون. اصلاً قشنگ نیستن

427
00:32:57,725 --> 00:32:58,768
‫معاینه‌شون کردی؟

428
00:32:59,394 --> 00:33:01,604
‫معلومه که کردم.
‫مثل همه‌ی کسایی که این پائین میان

429
00:33:02,146 --> 00:33:04,249
‫همیشه خوبه تمام چیزایی که
‫میتونی بدونی، بدونی، نمیدونی؟

430
00:33:04,273 --> 00:33:05,441
‫اشکال نداره یه نگاه بندازم؟

431
00:33:05,525 --> 00:33:08,653
‫،راستش... اِد
‫چرا بهمون نمیگی چی دیدی؟

432
00:33:09,612 --> 00:33:12,031
‫- حالت زود بد میشه؟
‫- سَر میکنم

433
00:33:14,075 --> 00:33:15,075
‫خیله‌خب پس

434
00:33:18,371 --> 00:33:20,164
‫هر سه نفر با زخم گلوله کُشته شدن

435
00:33:20,248 --> 00:33:23,543
‫این یکی سه تا تیر خورده، خب؟
‫هر کدومشون ممکنه کُشنده باشن

436
00:33:23,626 --> 00:33:25,920
‫،از اون فاصله
‫زنده موندن برای هرکسی سخت میشه

437
00:33:26,004 --> 00:33:27,463
‫آه، ببخشید...

438
00:33:27,547 --> 00:33:28,965
‫منظورت چیه "از اون فاصله"؟

439
00:33:30,049 --> 00:33:33,011
‫آه، خب، ببین، اونا.. اونا هنوز...

440
00:33:33,803 --> 00:33:36,723
‫ذراتِ باروتِ اطراف ناحیه‌ی ورودی دارن

441
00:33:36,806 --> 00:33:38,099
‫- می‌بینی؟
‫- آره

442
00:33:38,182 --> 00:33:42,478
‫پس ضارب فقط چند متر با قربانی‌ها فاصله داشته

443
00:33:46,024 --> 00:33:48,151
‫مسیر زخم‌های ورود گلوله چطور بودن؟

444
00:33:48,234 --> 00:33:50,361
‫زخم خروجی صاف عبور کرده، خب؟

445
00:33:50,445 --> 00:33:51,821
‫موازی با زمین

446
00:33:51,904 --> 00:33:55,450
‫از نظر من یه نفر درست جلوی این دختر وایساده

447
00:33:55,533 --> 00:33:56,659
‫و تفنگش رو خالی کرده

448
00:34:00,872 --> 00:34:02,749
‫و هر سه تا همینجوری‌ان؟

449
00:34:02,832 --> 00:34:04,083
‫آره

450
00:34:04,959 --> 00:34:07,045
‫باشه. پس به اندازه کافی دیدم

451
00:34:30,151 --> 00:34:32,733
‫اونجوری که بهشون شلیک شده
‫،جور در نمیاد. به حالت اعدام کُشته شدن

452
00:34:32,737 --> 00:34:34,197
‫نه اینکه توی تیراندازی گیر کرده باشن

453
00:34:34,781 --> 00:34:36,824
‫خب، بهم بگو این یعنی فرانک اونا رو نکشته

454
00:34:36,908 --> 00:34:37,909
‫بله

455
00:34:59,180 --> 00:35:01,470
‫چیز دیگه‌ای هست که بتونم
‫باهاش به شما خانم‌های زیبا کمک کنم؟

456
00:35:01,474 --> 00:35:06,187
‫آه.. نه، اِد. ممنون.
‫واقعاً، عالی بودی

457
00:35:07,563 --> 00:35:10,149
‫مرسی بابتِ کمک. آم...

458
00:35:10,233 --> 00:35:12,235
‫باید بیشتر از اینا با پلیس کار کنی

459
00:35:12,318 --> 00:35:15,279
‫چند بار امتحان کردم. میدونی...

460
00:35:15,363 --> 00:35:17,115
‫یعنی، آخرِ روز، آم...

461
00:35:18,157 --> 00:35:21,744
‫حاضر نمیشدن استخدامم کنن.
‫مردم.. فکر میکنن یه خورده عجیبم

462
00:35:21,828 --> 00:35:25,873
‫بهم میگن اِد چِل.
‫خیال میکنن نمی‌شنوم، ولی می‌شنوم

463
00:35:25,957 --> 00:35:29,252
‫- مرسی. باید بریم...
‫- حس‌هام دقیق‌ان

464
00:35:29,836 --> 00:35:31,254
‫- میدونی...
‫- کارن.

465
00:35:42,515 --> 00:35:43,850
‫خوشت نمیاد، ها؟

466
00:35:46,310 --> 00:35:49,730
‫یعنی، مگه اینکه
‫درحال سکس باشیم وگرنه...

467
00:35:51,440 --> 00:35:52,942
‫دردت میاره

468
00:35:54,735 --> 00:35:57,113
‫یادته وقتی درمورد
‫خواب‌هات ازت پرسیدم؟

469
00:35:57,738 --> 00:35:59,782
‫- آره؟
‫- مثل همونه

470
00:36:01,409 --> 00:36:04,245
‫،ولی ازش متنفر بودم
‫چون یادم نمی‌اومد

471
00:36:05,621 --> 00:36:08,124
‫من متنفرم از اینکه یادم میاد.
‫میرم چای درست کنم

472
00:36:08,207 --> 00:36:10,042
‫هی، هی. وا، وا. بشین

473
00:36:12,753 --> 00:36:15,548
‫تو همه‌چیزو درمورد من میدونی

474
00:36:16,591 --> 00:36:20,469
‫،یعنی، پرونده‌ها رو داری
‫وکیل‌ها، پلیس‌ها...

475
00:36:21,470 --> 00:36:22,638
‫تمام کارایی که کردم

476
00:36:23,264 --> 00:36:26,642
‫تقریباً تمام چیزایی که..
‫که حس کردم

477
00:36:30,021 --> 00:36:31,063
‫ولی تو، من...

478
00:36:35,109 --> 00:36:37,987
‫واقعاً هیچی نمیدونم

479
00:36:38,946 --> 00:36:40,448
‫یه بار بهت گفتم که بپرس

480
00:36:41,032 --> 00:36:43,701
‫آره. آره، و بهم گفتی...

481
00:36:44,660 --> 00:36:47,079
‫بهم گفتی که وقتی بچه بودی افتادی

482
00:36:47,163 --> 00:36:48,247
‫همینطوره

483
00:36:48,331 --> 00:36:50,124
‫آره، ولی مثل این می‌مونه که من...

484
00:36:50,958 --> 00:36:53,169
‫من بهت بگو شونه‌م رو زخمی کردم

485
00:36:54,587 --> 00:36:57,256
‫،یه حقیقت داریم
‫و بعد معنی‌ای که میده

486
00:36:58,299 --> 00:37:02,678
‫و اون جای زخم‌ها هر معنی‌ای
‫برات داره، ما رو رسوندن اینجا، به من، به تو...

487
00:37:03,346 --> 00:37:04,764
‫به تمام کارایی که کردیم

488
00:37:09,560 --> 00:37:10,853
‫ما آدم کُشتیم

489
00:37:13,689 --> 00:37:14,732
‫با هم

490
00:37:16,067 --> 00:37:16,966
‫آدم کُشتیم

491
00:37:16,984 --> 00:37:21,030
‫انگار تو هم کنار من
‫وایساده بودی و ماشه رو می‌کِشیدی

492
00:37:26,077 --> 00:37:27,495
‫اون کارو کردم تا نجاتت بدم

493
00:37:28,913 --> 00:37:30,289
‫آره

494
00:37:31,749 --> 00:37:33,501
‫و این واسه چی اینقدر مهمه؟

495
00:37:38,547 --> 00:37:39,840
‫چون دوستت دارم

496
00:37:45,012 --> 00:37:48,640
‫و منو دوست داری چون
‫فکر میکنی نیاز به نجات داده شدن دارم

497
00:37:51,727 --> 00:37:52,853
‫کی.ام کی بود؟

498
00:37:54,981 --> 00:37:56,857
‫- همم؟
‫- تو پرونده‌م...

499
00:37:59,151 --> 00:38:00,611
‫گفتی شبیه اونم

500
00:38:04,615 --> 00:38:05,700
‫بله و نه

501
00:38:07,201 --> 00:38:08,703
‫اونم دوست داشتی؟

502
00:38:10,288 --> 00:38:11,289
‫بله

503
00:38:20,339 --> 00:38:21,882
‫پدرم بود

504
00:38:23,217 --> 00:38:27,680
‫تو ارتش سرباز بود.
‫دو دوره مأموریت تو ویتنام داشت

505
00:38:28,723 --> 00:38:32,184
‫و بعد از اون... درگیری داشت

506
00:38:34,937 --> 00:38:37,273
‫دوستمون داشت.
‫سعی کرد. ولی...

507
00:38:38,858 --> 00:38:40,151
‫هیچکس نبود که کمکش کنه

508
00:38:40,234 --> 00:38:44,195
‫و من فقط یه بچه بودم، واسه همین
‫نمیدونستم چطور باهاش ارتباط برقرار کنم

509
00:38:45,448 --> 00:38:47,575
‫یه شب، با دادی که سر مادرم می‌زد بیدار شدم

510
00:38:48,367 --> 00:38:50,953
‫و بعداً فهمیدم که مامانم طلاق میخواسته

511
00:38:53,331 --> 00:38:55,291
‫باید تو اتاقم می‌موندم، ولی...

512
00:38:56,334 --> 00:38:57,233
‫،بابام داشت گریه میکرد

513
00:38:57,293 --> 00:39:01,588
‫واسه همین میخواستم همه‌چیزو
‫درست کنم و کاری کنم حالش بهتر بشه

514
00:39:07,136 --> 00:39:10,556
‫منو بلند کرد، بغلم کرد...

515
00:39:13,225 --> 00:39:15,186
‫بهم گفت بیشتر از هرچیزی دوستم داره

516
00:39:17,063 --> 00:39:22,818
‫،و گفت.. اگه نتونه منو داشته باشه
‫پس مامانم هم نمیتونه

517
00:39:34,663 --> 00:39:36,374
‫و از پنجره پرید بیرون

518
00:39:39,335 --> 00:39:40,795
‫اون مُرد. من زنده موندم

519
00:39:44,382 --> 00:39:45,591
‫کمک لازم داشت

520
00:39:46,926 --> 00:39:50,888
‫،یه نفر رو میخواست که نجاتش بده
‫ولی هیچکس نبود

521
00:39:53,849 --> 00:39:56,227
‫و حالا، جای زخم‌ها
‫و خاطره‌های خودم رو دارم

522
00:40:00,022 --> 00:40:02,817
‫ربکا برام مثل دخترم بود

523
00:40:04,777 --> 00:40:06,320
‫و تو مثل پسرمی

524
00:40:08,531 --> 00:40:11,826
‫،دردی که حس میکنی
‫منم حس میکنم

525
00:40:13,619 --> 00:40:15,121
‫همسرم بود

526
00:40:18,374 --> 00:40:20,501
‫باید اونجا می‌بودم، نه اینجا

527
00:40:21,210 --> 00:40:23,045
‫میدونم چه قولی به ربکا دادی

528
00:40:23,129 --> 00:40:27,258
‫میدونست که اگه به خاطر
‫کارت اینجا نبود پیشش می‌بودی

529
00:40:28,717 --> 00:40:34,265
‫اون میخواست آخرین چیزی
‫که تو این دنیا می‌بینه من باشم

530
00:40:34,348 --> 00:40:35,891
‫نباید خودت رو سرزنش کنی

531
00:40:36,517 --> 00:40:41,981
‫،این آدما که میخوان بهمون آسیب بزنن
‫به خاطر اونا بود که پیشِ ربکا نبودی

532
00:40:42,523 --> 00:40:46,777
‫این مرد، این کسل، دلیلش اونه

533
00:40:46,861 --> 00:40:48,028
‫آره؟

534
00:40:51,740 --> 00:40:53,617
‫اون هیچوقت کاری باهام نکرده

535
00:40:56,036 --> 00:40:59,748
‫مبارزه‌ت بیشتر از از فقط خودته

536
00:41:00,458 --> 00:41:04,962
‫،به خاطر یه سبک زندگی‌ـه
‫یه آینده برای تو و پسرات

537
00:41:06,297 --> 00:41:08,090
‫پسرهام تو خونه منو لازم دارن

538
00:41:08,716 --> 00:41:10,509
‫ولی لازم دارن که مطمئن باشی، جان

539
00:41:11,010 --> 00:41:15,181
‫نه اینکه خونه باشی با کُلی پشیمونی و ترس یا خشم

540
00:41:15,681 --> 00:41:19,143
‫،اَندرسون و من ازشون محافظت میکنیم
‫،درست همونطور که از پسر خودمون میکنیم، دیوید

541
00:41:19,226 --> 00:41:21,687
‫مهم نیست چه اتفاقی می‌اُفته

542
00:41:22,521 --> 00:41:25,441
‫ولی امیدِ همه‌ی ما...

543
00:41:26,025 --> 00:41:30,738
‫،ربکا، مایکل، لمیول
‫هنوز به تو وابسته‌ست!

544
00:41:31,322 --> 00:41:32,865
‫کارت اینجا...

545
00:41:33,449 --> 00:41:35,659
‫باید تموم بشه!

546
00:41:36,202 --> 00:41:37,411
‫می‌فهمی اینو؟

547
00:41:40,789 --> 00:41:44,502
‫آره، می‌فهمم. متوجه‌ام

548
00:41:46,462 --> 00:41:50,716
‫،خدا داره امتحانت میکنه، جان
‫همونطوری که ابراهیم رو امتحان کرد

549
00:41:53,177 --> 00:41:55,596
‫داره از پسرهام استفاده میکنه
‫تا وفاداریم رو امتحان کنه

550
00:41:56,639 --> 00:41:58,057
‫خداست که این کارو میکنه؟

551
00:41:59,808 --> 00:42:01,519
‫اینو امتحان نهایی

552
00:42:01,602 --> 00:42:02,895
‫ایمانت بدون

553
00:42:04,605 --> 00:42:08,108
‫ابراهیم ثابت کرد
‫،تواناییِ فداکاریِ بزرگی داره

554
00:42:08,192 --> 00:42:12,863
‫،و به خاطر اون
‫خانواده‌ش تا مدت زیادی بعد از اون کامیاب بودن

555
00:42:17,618 --> 00:42:20,328
‫مطمئنم خانواده‌ی تو هم همینطور میشه

556
00:42:44,979 --> 00:42:47,314
‫وا. زود اومدی

557
00:42:48,524 --> 00:42:51,902
‫اتفاقی شد که به سریع‌السیر رسیدم.
‫رکورد زدم

558
00:42:51,986 --> 00:42:52,986
‫خیله‌خب

559
00:42:53,445 --> 00:42:54,488
‫اوضاعش چطوره؟

560
00:42:55,239 --> 00:42:59,034
‫ساکت مثل یه موش.
‫نیمه مُرده‌ست اینجور که معلومه

561
00:43:00,536 --> 00:43:01,954
‫- خوب شد که فهمیدم
‫- آره

562
00:43:03,080 --> 00:43:04,331
‫خیله‌خب. روزِ خوبی داشته باشی

563
00:43:21,515 --> 00:43:22,683
‫سلام، کسل

564
00:43:27,146 --> 00:43:28,439
‫لبخند بزن

565
00:43:30,107 --> 00:43:31,107
‫نه؟

566
00:43:31,525 --> 00:43:33,360
‫خیله‌خب

567
00:43:35,112 --> 00:43:38,907
‫یه عکس کوچولوی قبل از عمل بعد از عمل، میدونی؟
‫یه چیزی واسه دفترچه خاطرات

568
00:43:39,658 --> 00:43:44,538
‫پنج میلیون دلار.
‫کُلی اضافه کار میشه، فرانک

569
00:43:45,748 --> 00:43:48,876
‫زحمت محاکمه کردنِ
‫تو رو از دوشِ سیستم برمیدارم

570
00:43:49,501 --> 00:43:52,755
‫به این اشاره نکنم که
‫پسر عموم رو کُشتی

571
00:43:53,922 --> 00:43:58,427
‫،به یه ایرلندی زخم بزنی
‫همه‌مون خون می‌ریزیم. میدونی چی میگم؟

572
00:43:59,261 --> 00:44:00,262
‫حرفِ آخری داری؟

573
00:44:04,725 --> 00:44:05,725
‫لعنتی

574
00:44:05,768 --> 00:44:06,852
‫نه! هی!

575
00:44:06,935 --> 00:44:09,688
‫نه! نه! نه! نه!
‫هی! هی!

576
00:44:10,189 --> 00:44:11,398
‫هی!

577
00:44:12,858 --> 00:44:15,486
‫هی، بهش دست بزنی، می‌کُشمت!
‫می‌شنوی؟

578
00:44:15,569 --> 00:44:16,809
‫- جنده کوچولو
‫- کثافتِ عوضی!

579
00:44:16,862 --> 00:44:19,490
‫هی! هی!

580
00:44:20,866 --> 00:44:23,136
‫هی! هی، خدا لعنتت کنه!
‫فقط یه بچه‌ست!

581
00:44:23,160 --> 00:44:25,871
‫منو نگاه کن! منو ببین!
‫من اینجام! منو بُکش!

582
00:44:25,954 --> 00:44:29,583
‫هی! ولش کن!
‫لعنتی! ولش کن!

583
00:44:29,667 --> 00:44:31,585
‫- خدای من!
‫- خوبی؟

584
00:44:34,254 --> 00:44:35,506
‫- خدایا!
‫- تو خوبی؟

585
00:44:35,589 --> 00:44:37,383
‫خدا لعنتتون کنه!

586
00:44:37,466 --> 00:44:39,385
‫بهت گفتم از اینجا فاصله بگیر! بهت گفتم!

587
00:44:41,929 --> 00:44:43,681
‫مادر به خطا!

588
00:44:48,769 --> 00:44:49,770
‫اون کی بود، ها؟

589
00:44:49,853 --> 00:44:52,693
‫راحت میخواستی بذاری کارش رو بکنه؟
‫میخواستی بذاری بُکُشتت؟

590
00:44:52,731 --> 00:44:55,192
‫فرانک، کار تو نبود.
‫تون اون زن‌ها رو نکشتی

591
00:44:55,275 --> 00:44:56,360
‫چی داری میگی؟

592
00:44:56,443 --> 00:44:58,046
‫قبل از اینکه برسی مُرده بودن

593
00:44:58,070 --> 00:45:00,614
‫- بیلی صحنه سازی کرده بود
‫- تو هیولا نیستی. هیچوقت نبودی

594
00:45:00,698 --> 00:45:03,992
‫،اینا همه‌ش عالیه
‫ولی ابداً به هیچی کمک نمیکنه الان، باشه؟

595
00:45:04,535 --> 00:45:06,215
‫اون یه پلیس بود که میخواست بُکُشتش

596
00:45:06,286 --> 00:45:08,497
‫و بعد من. یعنی، بعدی چیه، یه پرستار؟

597
00:45:08,580 --> 00:45:10,642
‫چرا اون کلیدها رو برنمیداری
‫و این دستبند رو باز نمیکنی؟

598
00:45:10,666 --> 00:45:12,042
‫میخوام برم ترتیبش رو بدم

599
00:45:12,126 --> 00:45:13,806
‫اون احمقانه‌ترین
‫چیزیه که به عمرم شنیدم، خب؟

600
00:45:13,836 --> 00:45:15,980
‫- کلیدها رو بردار. خودم درستش میکنم
‫- یه برنامه لازم داری

601
00:45:16,004 --> 00:45:17,798
‫باید حرفمون رو گوش کنی، باشه؟

602
00:45:20,259 --> 00:45:22,761
‫ازتون میخوام شما دوتا برین بیرون، خب؟

603
00:45:22,845 --> 00:45:24,596
‫لطفاً، فقط یه ثانیه تنهامون بذارین

604
00:45:25,556 --> 00:45:27,641
‫مدانی، لطفاً، فقط یه ثانیه

605
00:45:30,978 --> 00:45:32,396
‫میشه یه چیزی ازت بخوام؟

606
00:45:34,356 --> 00:45:38,152
‫،اون مت مورداک
‫میدونه اینجایی؟

607
00:45:44,825 --> 00:45:47,661
‫- آره، فکر میکردم
‫- اون چه ربطی به این قضیه داره؟

608
00:45:47,745 --> 00:45:49,455
‫بیخیال، کارن. کارش خوبه

609
00:45:50,038 --> 00:45:51,707
‫به خاطر من اونو دور ننداز

610
00:45:58,547 --> 00:45:59,548
‫هی

611
00:46:00,674 --> 00:46:02,509
‫باید بیخیال بشی، کارن

612
00:46:06,138 --> 00:46:10,517
‫بیخیال، کارن. ببین، می‌شناسمت.
‫خیله‌خب؟ شجاعی. قوی‌ای

613
00:46:10,601 --> 00:46:13,561
‫،ولی خیلی کله شقی
‫،و همه‌چیزو به خاطر من دور می‌ندازی

614
00:46:13,604 --> 00:46:14,855
‫و نمیتونم بذارم این اتفاق بیفته

615
00:46:14,938 --> 00:46:17,316
‫پس، اشکال نداره اونا همه‌چیزو
‫به خطر بندازن، ولی من نه؟

616
00:46:17,399 --> 00:46:19,193
‫کارن، اون کارو نکن. ببین، اونا...

617
00:46:19,693 --> 00:46:22,362
‫اون بچه لازم داره که
‫من زنده بمونم، خیله‌خب؟

618
00:46:22,446 --> 00:46:25,783
‫مدانی. مدانی، اونم مثل من
‫داغونه و خودش رو گم کرده

619
00:46:25,866 --> 00:46:27,626
‫یعنی، اون گمشده، کارن.
‫مثل هم نیست

620
00:46:27,659 --> 00:46:29,119
‫اگه یه راهِ بهتر باشی چی؟

621
00:46:30,078 --> 00:46:32,390
‫اگه باشه چی؟
‫چی میشه اگه من و تو با هم پیداش کنیم؟

622
00:46:32,414 --> 00:46:34,500
‫نه. نه، اصلاً...

623
00:46:34,583 --> 00:46:37,294
‫- هیچِ پایانِ گرم و نرمی نیست. برای من نه
‫- فرانک، گوش بده چی میگم

624
00:46:37,377 --> 00:46:39,463
‫نمیتونی همیشه تو خواب‌هات
‫مردم رو دوست داشته باشی

625
00:46:43,509 --> 00:46:45,779
‫هیچ نوری تو آخرِ جاده نیست، کارن.
‫نوری نیستی

626
00:46:45,803 --> 00:46:47,197
‫- میتونه باشه اگه بذاری
‫- نه

627
00:46:47,221 --> 00:46:49,449
‫- میتونی انتخاب کنی به جای...
‫- اونو نمیخوام. نمیتونم

628
00:46:49,473 --> 00:46:51,513
‫- یه جنگِ دیگه یه نفر دیگه رو دوست داشته باشی
‫- نه

629
00:46:53,727 --> 00:46:54,770
‫نمیخوام

630
00:46:56,939 --> 00:46:58,315
‫یه چیزی رو میدونی؟
‫اون...

631
00:46:59,650 --> 00:47:02,152
‫،اون بچه که بیرونه
‫یه آدمایی هستن که میخوان بُکُشنش

632
00:47:02,820 --> 00:47:04,279
‫آدمایی که شوخی ندارن، کارن

633
00:47:06,031 --> 00:47:08,591
‫پس یعنی من قراره برم و
‫پیداشون کنم و بکُشمشون

634
00:47:08,659 --> 00:47:10,178
‫- میخوام به قتل برسونمشون، کارن
‫- آره

635
00:47:10,202 --> 00:47:12,562
‫،میخوام اون کارو بکنم تا زنده نگهش دارم
‫چون زندگیم اینجوریه

636
00:47:12,621 --> 00:47:14,540
‫کارِ من اینه.
‫میخوای قسمتی از این باشی؟

637
00:47:15,999 --> 00:47:19,002
‫نگه دار. فقط.. خدا

638
00:47:27,219 --> 00:47:30,389
‫کارن، نمیتونم بهت بگم
‫چقدر برام ارزش داره که اومدی اینجا

639
00:47:31,640 --> 00:47:32,641
‫باهام نشستی

640
00:47:33,225 --> 00:47:34,643
‫پس کاری کن ارزش داشته باشه

641
00:47:53,412 --> 00:47:56,164
‫،باید از اینجا برم
‫و نمیتونی با من انجامش بدی

642
00:47:59,960 --> 00:48:00,960
‫فقط...

643
00:48:07,634 --> 00:48:13,140
‫شما خیلی تو دل بروئین.
‫تقریباً حسودیم شد

644
00:48:14,016 --> 00:48:18,353
‫ولی، آه، اشکال نداره این گفتگوی
‫دوست داشتنی رو وقتی از اینجا رفتیم ادامه بدیم؟

645
00:48:59,811 --> 00:49:00,854
‫چه خبر شده؟

646
00:49:19,247 --> 00:49:21,249
‫بهم بگو که هنوز میتونی کسل رو ببینی

647
00:49:21,333 --> 00:49:23,377
‫،هرچی زودتر بهتر
‫باید برش گردونی. خب؟

648
00:49:23,460 --> 00:49:24,962
‫- آره
‫- خیله‌خب

649
00:49:25,045 --> 00:49:27,547
‫- الان بردنش بیرون
‫- ،هرجا که می‌برنش

650
00:49:27,631 --> 00:49:29,925
‫- دنبالشون می‌ری. شنیدی؟
‫- بلند و واضح. بلند و واضح.

651
00:50:06,420 --> 00:50:07,629
‫باورم نمیشه

652
00:50:09,756 --> 00:50:11,008
‫چطور این اتفاق افتاد؟

653
00:50:14,052 --> 00:50:16,847
‫نمیدونم

654
00:50:19,391 --> 00:50:21,268
‫تمام واحدها. تمام واحدها.

655
00:50:21,810 --> 00:50:24,563
‫فرانک کسل فرار کرده.
‫تمام خروجی‌ها، همه رو پوشش بدین

656
00:50:24,646 --> 00:50:27,607
‫- فقط خونسرد باش
‫- آسانسورها، پشت‌بوم، پله‌ها

657
00:50:27,691 --> 00:50:30,777
‫هیچکس از این بیمارستان خارج نمیشه.
‫فهمیدین؟ هیچکس

658
00:50:51,798 --> 00:50:52,799
‫کارن؟

659
00:50:56,094 --> 00:50:57,471
‫کفش‌هات چی شدن؟

660
00:51:00,098 --> 00:51:02,808
‫به خاطر یه هدفِ با ارزش دادمشون رفت

661
00:51:12,611 --> 00:51:13,820
‫موفق باشی، فرانک

662
00:51:22,120 --> 00:51:23,205
‫ایست!

663
00:51:23,288 --> 00:51:24,664
‫- ایست، لعنتی!
‫- گندش بزنن!

664
00:51:25,665 --> 00:51:28,376
‫حالا، اسلحه‌ت رو بنداز.
‫بندازش!

665
00:51:29,836 --> 00:51:31,379
‫کمربند رو بنداز، فرانک.
‫تو هم همینطور

666
00:51:32,464 --> 00:51:34,466
‫بندازش!
‫منو امتحان نکن، حرومزاده

667
00:51:35,008 --> 00:51:36,927
‫،اگه الان بهت شلیک کنم
‫هیچکس ککش هم نمی‌گزه

668
00:51:37,469 --> 00:51:38,678
‫بندازش، مدانی

669
00:51:43,725 --> 00:51:46,186
‫هیچ گهی نخوری.
‫و اینا رو ببند به مُچ‌هات

670
00:51:48,063 --> 00:51:49,147
‫ماهونی، فقط گوش کن

671
00:51:49,731 --> 00:51:53,235
‫خیلی زیادی بهت گوش کردم تا حالا.
‫اینا رو ببند به مُچ‌هات

672
00:51:56,696 --> 00:51:58,674
‫- سوار آمبولانس شو
‫- باید آروم بشی

673
00:51:58,698 --> 00:52:01,660
‫برو بالا. همین الان برو بالا، لعنتی

674
00:52:02,828 --> 00:52:04,454
‫به خاطر این شلوارت رو در میارم

675
00:52:11,211 --> 00:52:13,296
‫تو تنها کسی نیستی که میتونه خُل باشه

676
00:52:18,593 --> 00:52:20,303
‫نه

677
00:52:27,304 --> 00:52:40,304
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

678
00:52:43,305 --> 00:53:00,305
‫کانال تلگرام تیم ترجمه‌ی دیباموویز
‫https://t.me/DibaSub

