1
00:00:23,356 --> 00:00:24,649
‫هی مرد

2
00:00:47,297 --> 00:00:48,715
‫چی؟

3
00:00:48,798 --> 00:00:51,676
‫انگاری ادوارد دست‌قیچی صورتت رو اینجوری کرده

4
00:00:54,471 --> 00:00:55,513
‫چی شده اد؟

5
00:00:55,597 --> 00:00:58,933
‫مامانی صورتت رو کرده تو مخلوط‌کن؟

6
00:00:59,017 --> 00:01:00,018
‫بیلی...

7
00:01:03,021 --> 00:01:06,524
‫یه چیزی بگو اُسکل!
‫زبونت رو مگه موش خورده!؟

8
00:01:06,608 --> 00:01:08,151
‫چرا کمکم نمی‌کنی!؟

9
00:01:10,403 --> 00:01:12,530
‫عیسی مسیح. چیه، کر هم هستی؟

10
00:01:12,614 --> 00:01:15,700
‫- بیلی!
‫- پسر، چه تخم‌حروم دپرسی هستی

11
00:01:17,786 --> 00:01:19,913
‫این اتوبوس بچه‌های استثنایی نیست رفیق

12
00:01:23,333 --> 00:01:25,710
‫بیلی، تو آماده نیستی که آزاد باشی، باشه؟

13
00:01:25,794 --> 00:01:26,961
‫حرفم رو باور کن

14
00:01:27,670 --> 00:01:30,590
‫برا درست کردنش زیاد دیر نیست.
‫من و تو از پسش بر میایم

15
00:02:00,411 --> 00:02:01,746
‫چی میخوای عجیب غریب؟

16
00:02:22,500 --> 00:02:30,500
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

17
00:02:30,624 --> 00:02:38,624
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

18
00:03:38,748 --> 00:03:46,748
‫ترجمه از ناصر اسماعیلی و رضا کارگران

19
00:03:58,238 --> 00:04:00,823
‫باید تا قبل اینکه برای کسل
‫پرونده بسازن، می‌رفتم سراغش

20
00:04:01,491 --> 00:04:02,575
‫بهت زنگ زد؟

21
00:04:03,910 --> 00:04:04,804
‫آره

22
00:04:04,827 --> 00:04:07,956
‫بهم، گفت که اگه بیرونش نیارم چه اتفاقی میفته،

23
00:04:08,039 --> 00:04:09,916
‫و چیزی نیست که ما بخوایم

24
00:04:09,999 --> 00:04:12,835
‫شرایط قراری که باهاش گذاشتیم کاملاً مشخص بودن

25
00:04:13,586 --> 00:04:14,879
‫کسل دیگه خودش بود و خودش

26
00:04:15,880 --> 00:04:18,984
‫آره خب، فکر کنم دلیل دروغ گفتن‌ها
‫و سرپوش گذاشتن‌ها همینه

27
00:04:19,008 --> 00:04:21,302
‫بعد اون دیگه نمی‌تونی به کسی اعتماد کنی

28
00:04:22,095 --> 00:04:24,764
‫دروغی که برای حفاظت از تو طراحی شده بود

29
00:04:25,974 --> 00:04:27,892
‫وانمود نکن برای من اینکارو کردی

30
00:04:31,729 --> 00:04:32,730
‫الان کجاست؟

31
00:04:34,691 --> 00:04:38,278
‫بیرون شهر پیاده‌ش کردم. بهش گفتم
‫خودش رو گم و گور کنه

32
00:04:39,821 --> 00:04:42,282
‫چرا تو همون اوهایو ولش نکردی؟

33
00:04:43,032 --> 00:04:44,575
‫می‌خواست بیاد اینجا

34
00:04:46,077 --> 00:04:47,787
‫بخاطر روسو اومده اینجا؟

35
00:04:49,372 --> 00:04:50,581
‫نه

36
00:04:50,665 --> 00:04:52,583
‫اصلاً درباره‌ی روسو بهش نگفتم

37
00:04:53,418 --> 00:04:55,378
‫وقتی برگشتم درباره‌ی روسو حرف می‌زنیم

38
00:04:57,213 --> 00:05:00,800
‫درباره‌ی نحوه‌ی زندگی تو اینجا می‌تونین
‫بین خودتون تصمیم بگیرین. من میرم هتل

39
00:05:01,342 --> 00:05:03,428
‫بیرون نرو فرانک. برای هیچی

40
00:05:05,471 --> 00:05:06,723
‫فرانک؟

41
00:05:08,433 --> 00:05:09,684
‫باشه

42
00:05:10,893 --> 00:05:11,894
‫خوبه

43
00:05:19,694 --> 00:05:23,197
‫مادرت بهم گفت هنوز با کسی صحبت نمی‌کنی

44
00:05:25,158 --> 00:05:26,757
‫هر چند وقت یه بار با مامانم صحبت می‌کنی؟

45
00:05:27,785 --> 00:05:29,329
‫خودت چی؟

46
00:05:30,455 --> 00:05:33,249
‫فکر می‌کنم لازمه با یکی صحبت کنی

47
00:05:35,460 --> 00:05:38,629
‫ببین، من مشاوره‌ی سازمان رو گذروندم

48
00:05:38,713 --> 00:05:40,131
‫بله گذروندی

49
00:05:40,214 --> 00:05:44,802
‫و بعد، روزی دو بار، رفتی و پای تخت روسو نشستی

50
00:05:47,013 --> 00:05:49,932
‫ولی الان انتظار داری باور کنم که
‫نقشه‌ی اینکه بری سراغش رو نداری؟

51
00:05:50,016 --> 00:05:51,225
‫بهم گفتی نداشته باشم

52
00:05:53,269 --> 00:05:56,606
‫وقتی کسل درباره‌ی روسو بفهمه چه اتفاقی میفته؟

53
00:05:57,690 --> 00:06:01,152
‫می‌تونی باعث بشی جنگ برسه به خود ما

54
00:06:01,694 --> 00:06:02,904
‫می‌خوای کمکش کنی؟

55
00:06:04,197 --> 00:06:06,074
‫می‌خواد کمکمون میکنه؟

56
00:06:06,157 --> 00:06:09,369
‫چرا اینجاییم؟ تو نیویورک؟ تو خونه‌ی اون؟

57
00:06:10,536 --> 00:06:13,039
‫چی؟ قبلاً دوست‌دخترت بوده یا همچین چیزی؟

58
00:06:13,122 --> 00:06:16,250
‫چون این خونه بنظر می‌رسه
‫برای یه قاتل سریالی باشه

59
00:06:16,334 --> 00:06:17,752
‫که با عقل جور در میاد

60
00:06:18,795 --> 00:06:22,173
‫دیگه کی همه چی رو اینقدر تمیز نگه می‌داره؟
‫می‌فهمی منظورم چیه؟

61
00:06:22,256 --> 00:06:23,800
‫راستش من بودم تعجب نمی‌کردم،

62
00:06:23,883 --> 00:06:26,260
‫اگه یه سری اسلحه تو فریزر پیدا می‌کردم

63
00:06:27,136 --> 00:06:28,471
‫لعنتی

64
00:06:30,598 --> 00:06:34,092
‫چطوریه که عین یه آژانس، زنگ میزنی
‫و یه بالگرد وزارت امنیت برات میاد؟

65
00:06:39,816 --> 00:06:40,983
‫کی هستی...

66
00:06:42,276 --> 00:06:43,444
‫فرانک؟

67
00:06:45,947 --> 00:06:47,657
‫اتاق خواب مال تو

68
00:06:48,574 --> 00:06:50,034
‫کاناپه برا من

69
00:07:31,576 --> 00:07:33,953


70
00:07:34,036 --> 00:07:36,080
‫و حالا، اخبار فوری

71
00:07:36,622 --> 00:07:38,622
‫پلیس در جستجوی بیلی روسو است،

72
00:07:38,666 --> 00:07:41,669
‫که از یک بیمارستان امنیتی فرار کرده،

73
00:07:41,752 --> 00:07:43,921
‫و مظنون به چندین قتله.

74
00:07:44,005 --> 00:07:48,384
‫پلیس نیویورک میگه روسو خطرناکه
‫و بهش نزدیک نشین

75
00:07:48,468 --> 00:07:51,217
‫روسو آخرین بار در ساعت هفت بعدازظهر در حالی
‫دیده شده که یک سوشرت کلاه‌دار،

76
00:07:51,220 --> 00:07:55,683
‫خاکستری پوشیده بود. در تقاطع
‫بلوار شمالی و خیابان ۱۲۲...

77
00:10:46,270 --> 00:10:47,271
‫یکی دیگه

78
00:10:47,980 --> 00:10:48,981
‫لطفاً

79
00:11:00,534 --> 00:11:02,578
‫و حالا، یک به روزرسانی در اخبار فوری

80
00:11:02,662 --> 00:11:04,622
‫پلیس در جستجوی این مرد هست،

81
00:11:04,705 --> 00:11:08,250
‫که دیشب از یک بیمارستان امنیتی فرار کرده

82
00:11:08,334 --> 00:11:10,002
‫این مظنون، بیلی روسو،

83
00:11:10,086 --> 00:11:12,838
‫مسلحه و گمان میره به شدت خطرناک باشه

84
00:11:12,922 --> 00:11:16,008
‫اگه دیدینش، سعی نکنین دستگیرش نکنید

85
00:11:18,135 --> 00:11:20,054
‫هفده...

86
00:11:22,264 --> 00:11:23,724
‫هجده...

87
00:11:24,975 --> 00:11:26,102
‫نوزده...

88
00:11:42,368 --> 00:11:43,369
‫بیست

89
00:11:46,080 --> 00:11:47,164
‫رقت‌انگیزه

90
00:11:49,291 --> 00:11:50,876
‫قبلاً چند تا می‌رفتی؟

91
00:11:54,797 --> 00:11:56,006
‫می‌شناختم...

92
00:11:56,674 --> 00:11:58,676
‫این مسئول استخدام نیروها

93
00:11:58,759 --> 00:12:01,262
‫بهم گفت که دوست دارن همین سوال رو بپرسن

94
00:12:02,138 --> 00:12:06,517
‫یه پسره گفت، "پنجاه" ،یا "صد" تا.

95
00:12:06,600 --> 00:12:08,769
‫آخه، هر چی اصلاً. مگه مهمه اصلاً؟

96
00:12:09,603 --> 00:12:10,855
‫چیزی که می‌خواست...

97
00:12:12,773 --> 00:12:14,108
‫اون پسری بود که گفت،

98
00:12:14,734 --> 00:12:17,361
‫"نمی‌دونم"، یا...

99
00:12:19,029 --> 00:12:20,698
‫یا، "بیشتر از اون یکی"

100
00:12:25,202 --> 00:12:27,246
‫اون پسر نمی‌دونست چه توانایی‌ای داره

101
00:12:27,788 --> 00:12:29,039
‫تو چی گفتی؟

102
00:12:33,169 --> 00:12:34,962
‫هیچوقت این سوال رو ازم نپرسیدن

103
00:12:41,427 --> 00:12:42,470
‫لعنتی

104
00:12:50,686 --> 00:12:54,607
‫خدایا. دو قدم راه میرم عرقم در میاد

105
00:12:55,191 --> 00:12:57,526
‫حالم اصلاً قراره عین قبل بشه؟

106
00:12:57,610 --> 00:13:00,029
‫همش شش ماه تو دوره‌ی ریکاوری هستی بیلی

107
00:13:01,947 --> 00:13:04,492
‫تو مدت زمان خیلی کم خیلی پیشرفت کردی

108
00:13:05,242 --> 00:13:08,704
‫آره، دوباره می‌تونم کون خودم رو بشورم،
‫نقطه‌ی عطف بزرگی بود

109
00:13:10,289 --> 00:13:11,665
‫دراین‌باره حرف زدیم

110
00:13:12,374 --> 00:13:13,751
‫با خودت مهربون باش

111
00:13:15,336 --> 00:13:16,737
‫طاقت بیار(معنی دیگه: آویزون بمون)

112
00:13:26,972 --> 00:13:28,682
‫مثل.. مثل...

113
00:13:29,475 --> 00:13:30,559
‫پیشی

114
00:13:30,643 --> 00:13:34,313
‫پیشی. رو شاخه آویزون بمونم، درسته؟

115
00:13:35,689 --> 00:13:37,441
‫میگه "آویزون بمون"

116
00:13:37,525 --> 00:13:39,026
‫قبلاً عاشق این کار بودم

117
00:13:40,486 --> 00:13:45,115
‫"آویزون بمون". قبلاً... پوسترش رو داشتم

118
00:13:45,199 --> 00:13:46,325
‫پوسترش

119
00:13:47,117 --> 00:13:48,577
‫تو پرورشگاه

120
00:13:50,746 --> 00:13:52,456
‫انگار که...

121
00:13:52,540 --> 00:13:54,583
‫انگار که حق انتخابی داشتیم، می‌دونی؟

122
00:13:55,417 --> 00:13:57,545
‫انگار که حق انتخابی داشتیم، می‌دونی؟

123
00:13:58,170 --> 00:13:59,630
‫اخیراً جمجمه رو...

124
00:13:59,713 --> 00:14:02,007
‫اخیراً جمجمه رو تو خواب‌هات دیدی؟

125
00:14:06,971 --> 00:14:09,598
‫- هر چند وقت یه بار؟
‫- ببین، باور کن من فقط...

126
00:14:10,182 --> 00:14:13,769
‫متنفرم از اینکه درباره‌ی این خواب‌ها
‫حرف بزنیم. پس میشه فقط...

127
00:14:15,521 --> 00:14:16,522
‫حرف نزنیم؟

128
00:14:18,482 --> 00:14:19,567
‫بیلی

129
00:14:21,944 --> 00:14:24,238
‫بیلی

130
00:14:25,531 --> 00:14:28,617
‫مثل یه گره می‌مونه. باید روش کار کنیم

131
00:14:28,701 --> 00:14:31,495
‫و باید بازش کنیم تا دیگه سر راهت نباشه

132
00:14:32,788 --> 00:14:33,789
‫باشه؟

133
00:14:42,256 --> 00:14:44,925
‫من اینکارو با بیماران ضربه‌ی مغزیم می‌کنم

134
00:14:45,009 --> 00:14:48,220
‫اون‌ها ماسک‌هایی می‌سازن که بهشون کمک می‌کنه

135
00:14:48,304 --> 00:14:50,681
‫چیزی که می‌خوان به دنیای بیرون
‫جلوه بدن رو نشون بدن

136
00:14:51,265 --> 00:14:53,684
‫تو که ماسک رو داری. چرا امتحان نمی‌کنیش؟

137
00:14:56,312 --> 00:14:57,438
‫ازم میخوای تا...

138
00:14:58,147 --> 00:14:59,481
‫اینو تزئین کنم؟

139
00:15:00,065 --> 00:15:01,442
‫منظورم دقیقاً همینه

140
00:15:04,403 --> 00:15:06,864
‫خب، من کودکستانی نیستم دکی

141
00:15:09,575 --> 00:15:11,452
‫و قرار نیست با انگشتم نقاشی بکشم

142
00:15:13,203 --> 00:15:15,205
‫فقط یه لطفی بهم بکن و بهش فکر کن

143
00:15:18,500 --> 00:15:20,669
‫میخوای دنیا چه چهره‌ای ازت ببینه؟

144
00:16:04,588 --> 00:16:06,548
‫خیلی‌خب، می‌خوای در جریان بذاریم؟

145
00:16:06,632 --> 00:16:08,300
‫فکر نمی‌کنم بخوای بدونی

146
00:16:08,884 --> 00:16:10,010
‫نه؟

147
00:16:10,094 --> 00:16:13,681
‫نه، احتمالاً تا همین الان خط کاریم
‫رو بخاطرت نابود کردم، پس...

148
00:16:13,764 --> 00:16:15,516
‫بخاطر من؟

149
00:16:15,599 --> 00:16:17,393
‫زر مفت میزنی مدنی

150
00:16:17,476 --> 00:16:21,397
‫ببین، وقتی بهت نیاز داشتم بهت زنگ زدم،
‫و هیچ غلطی نکردی، درسته؟

151
00:16:21,480 --> 00:16:24,233
‫ولی الان اینجایم چون بهم نیاز داری
‫تا ترتیب بیلی رو بدم

152
00:16:24,984 --> 00:16:28,320
‫فکر کنم باید به این معنی باشه که،
‫تو رسماً اجازه‌ی این کار رو نداری، درسته؟

153
00:16:31,073 --> 00:16:32,074
‫خیلی‌خب

154
00:16:33,200 --> 00:16:34,743
‫اونا فکر کردن بیلی می‌میره

155
00:16:36,453 --> 00:16:38,831
‫آره، شش هفته کما بود

156
00:16:38,914 --> 00:16:42,334
‫جراحی باز در نقطه‌ای که بهش چاقو زدی.
‫با لوله غذا می‌خورد. تو کیسه دستشویی می‌کرد.

157
00:16:42,418 --> 00:16:44,211
‫آسیب مغزی. صورتش رو کامل جراحی کردن

158
00:16:44,294 --> 00:16:45,713
‫و بعد بیدار شد

159
00:16:46,422 --> 00:16:49,842
‫ولی هیچوقت فکر نمی‌کردن بتونه
‫راه بره، حرف بزنه، دستشویی بره یا...

160
00:16:50,759 --> 00:16:52,469
‫دوباره سرپا باشه

161
00:16:52,553 --> 00:16:54,430
‫و همه‌ی این کارها رو کرد

162
00:16:56,223 --> 00:16:57,975
‫خیلی‌خب فرانک؟

163
00:16:58,058 --> 00:17:00,352
‫روسو از جهنم برگشته

164
00:17:00,436 --> 00:17:02,563
‫آخه ببین چه قدرتی می‌طلبه

165
00:17:02,646 --> 00:17:03,647
‫نمی‌دونم

166
00:17:06,108 --> 00:17:08,235
‫مال بیلی‌ـه. نگاهش کن

167
00:17:10,154 --> 00:17:12,197
‫تو شاید فراموش کرده باشی، ولی اون نکرده

168
00:17:14,158 --> 00:17:17,244
‫وانمود می‌کرد یادش نمیاد چه اتفاقی افتاده

169
00:17:17,327 --> 00:17:19,830
‫فیلم بازی می‌کرد که عرضه‌ی کاری رو نداره

170
00:17:19,913 --> 00:17:22,433
‫منتظر فرصت مناسب موند و
‫گولشون زد که فکر کنن بی‌آزاره

171
00:17:22,458 --> 00:17:23,858
‫ولی، همونطور که می‌بینی، می‌دونه

172
00:17:31,050 --> 00:17:33,260
‫فقط به تو فکر میکنه

173
00:17:36,972 --> 00:17:37,973
‫خوبه

174
00:17:58,285 --> 00:18:01,371
‫خیلی‌خب، اون خون، مال توئه و مال من و مال اون

175
00:18:02,247 --> 00:18:05,417
‫شاید تو فراموش کردی فرانک.
‫شاید به خاتمه رسوندیش. خوش‌بحالت

176
00:18:05,959 --> 00:18:07,377
‫ولی اون نکرده

177
00:18:08,796 --> 00:18:11,757
‫تنها خاتمه‌ای که بیلی می‌فهمه یه گلوله تو سر توئه

178
00:18:11,840 --> 00:18:14,760
‫محض رضای خدا. فرصتش رو داشتی. نزدیش

179
00:18:14,843 --> 00:18:17,304
‫- از من چی میخوای؟
‫- فکر میکنی خودم اینو نمی‌دونم!؟

180
00:18:17,930 --> 00:18:20,891
‫همینکه مرخص شدم هر روز
‫می‌رفتم بیمارستان دیدنش

181
00:18:21,558 --> 00:18:24,019
‫چون می‌خواستم به کاری که کرده اعتراف کنه

182
00:18:26,480 --> 00:18:28,190
‫درست مثل تو بهش اعتماد داشتم

183
00:18:29,733 --> 00:18:32,111
‫آره، شاید برا این باشه که
‫تو هم نتونستی بکشیش

184
00:18:32,194 --> 00:18:35,739
‫- ببخشید؟
‫- شاید تو هم برا همین نکشتیش

185
00:18:35,823 --> 00:18:38,992
‫- نه. کشتنش راه خیلی ساده‌ای بود
‫- آره، یا خیلی سخت

186
00:18:39,952 --> 00:18:42,955
‫من برا همین اینجایم مدنی؟
‫تا شلیکی که تو نکردی رو بکنم؟

187
00:18:47,292 --> 00:18:48,919
‫فقط بهم چند تا اسم بده

188
00:18:49,002 --> 00:18:52,673
‫اسم، مکان. هر چیزی. هر چیزی
‫که بتونم باهاش اونو پیدا کنم

189
00:18:53,298 --> 00:18:56,468
‫می‌دونی، فکر می‌کردم درکت الان بهتر شده مدنی

190
00:18:56,552 --> 00:18:58,345
‫این قضیه هیچوقت تموم نمیشه

191
00:18:59,304 --> 00:19:00,597
‫بهم اعتماد کن

192
00:20:05,204 --> 00:20:06,914
‫بجنب، واقعاً؟ واقعاً؟

193
00:20:08,457 --> 00:20:10,017
‫باید سریع‌تر از اینا باشی

194
00:20:10,042 --> 00:20:11,376
‫بجنب

195
00:20:12,127 --> 00:20:13,962
‫بی‌خیال. بس کن

196
00:21:37,713 --> 00:21:38,839
‫منم کورت

197
00:21:49,599 --> 00:21:50,600
‫خوبی؟

198
00:21:51,310 --> 00:21:53,061
‫زندگی صلح‌آمیز بسه، ها؟

199
00:21:54,813 --> 00:21:57,399
‫- چه غلطی داشتی می‌کردی؟
‫- داستانش درازه

200
00:21:57,983 --> 00:21:59,067
‫خوبی؟

201
00:22:03,405 --> 00:22:04,906
‫تف بهش مرد، می‌دونی،

202
00:22:04,990 --> 00:22:09,619
‫چرا نمیشه همو که می‌بینیم مثل دو تا
‫دوست معمولی بریم فلوریدا ماهیگیری؟

203
00:22:09,703 --> 00:22:11,413
‫می‌دونی که من ماهی نمی‌گیرم کورت

204
00:22:11,496 --> 00:22:13,415
‫- تا حالا فلوریدا رفتی؟
‫- بس کن

205
00:22:13,498 --> 00:22:14,938
‫عملاً می‌پرن تو قایق

206
00:22:15,000 --> 00:22:18,045
‫یه بار با دینامیت رفتم ماهیگیری. خیلی حال داد

207
00:22:18,128 --> 00:22:20,922
‫دیدی؟ همینه فرانک. درست همین، مشکل همینه

208
00:22:21,006 --> 00:22:24,134
‫- چی؟
‫- این... این بیماری مدرن

209
00:22:25,427 --> 00:22:28,513
‫- نیاز به موفقیت فوری
‫- از دیدنت خوشحالم رفیق

210
00:22:28,597 --> 00:22:30,182
‫مطمئن نیستم منم همین رو بگم

211
00:22:32,309 --> 00:22:33,393
‫اون برا چیه؟

212
00:22:35,395 --> 00:22:36,396
‫بیلی

213
00:22:37,147 --> 00:22:40,150
‫اگه یه سری چیزا یادش بیاد،
‫اول سراغ من میاد

214
00:22:40,233 --> 00:22:43,403
‫منظورت چیه "یادش بیاد"؟
‫فکر میکنی حافظه‌ش رو از دست داده؟

215
00:22:43,487 --> 00:22:46,073
‫کله‌ش رو مثل یه تخم‌مرغ شکوندی.
‫چه انتظاری داری؟

216
00:22:49,785 --> 00:22:54,079
‫هی، هنوز منو بعنوان نزدیک‌ترین
‫خویشاوندش می‌دونن. باورت میشه؟

217
00:22:54,206 --> 00:22:55,624
‫این آشغالا رو برام فرستادن

218
00:22:56,875 --> 00:23:00,379
‫برا همین رفتم بیمارستان.
‫باید خودم می‌دیدم.

219
00:23:01,046 --> 00:23:02,672
‫- و رفیق...
‫- بله

220
00:23:02,756 --> 00:23:05,050
‫خیلی لاغر شده بود، به زور می‌تونست راه بره

221
00:23:05,133 --> 00:23:08,053
‫جمله‌هاش بریده بریده بود. ماسک زده بود

222
00:23:08,804 --> 00:23:11,973
‫و فکر می‌کرد اومده اونجا
‫دیدن من که پام رو از دست دادم

223
00:23:12,057 --> 00:23:15,143
‫می‌دونی، مدنی...

224
00:23:15,727 --> 00:23:19,689
‫فکر می‌کنه فقط داشته فیلم بازی می‌کرده،
‫می‌دونی، این چیزا همش بازیه

225
00:23:19,773 --> 00:23:22,901
‫نه. من که اینطور ندیدم

226
00:23:22,984 --> 00:23:26,988
‫حسابی قاطی کرده بود. حتی
‫فکر می‌کرد هممون هنوز تو ارتشیم

227
00:23:27,072 --> 00:23:28,407
‫خدایا

228
00:23:28,949 --> 00:23:30,700
‫درباره‌ی تو مثل برادرش صحبت می‌کرد

229
00:23:32,744 --> 00:23:36,415
‫ببین، تو می‌خواستی هر طور که زندگی بکنه،

230
00:23:36,498 --> 00:23:38,458
‫کاملاً از تو سرش بیرون کردی

231
00:23:40,043 --> 00:23:41,670
‫و کنایه‌ی قصه همینه

232
00:23:42,421 --> 00:23:45,340
‫الان هر کسی جز خودش باید
‫با کارهایی که کرده زندگی کنن

233
00:23:45,924 --> 00:23:47,717
‫و کارهایی که تو کردی هم همینطور فرانک

234
00:23:51,721 --> 00:23:54,850
‫- باید خلاصش می‌کردی
‫- آره

235
00:23:59,396 --> 00:24:03,567
‫می‌دونی، به این نتیجه رسیدم اهمیت ندادن آسونه

236
00:24:04,818 --> 00:24:09,448
‫اینکه کسی برات مهم نباشه،
‫از همه چیز فرار کنی،

237
00:24:09,531 --> 00:24:11,825
‫جز خودت نگران کسی نباشی

238
00:24:13,034 --> 00:24:16,788
‫خیلی بد بنظر می‌رسه، ولی به گمونم آسونه

239
00:24:20,000 --> 00:24:23,128
‫ولی فرانک، من یه زندگی واقعی میخوام

240
00:24:24,087 --> 00:24:27,382
‫زندگی‌ای که توش لازم نباشه تو
‫خونه‌ی خودم آماده‌ی دفاع از خودم باشم

241
00:24:27,466 --> 00:24:28,675
‫می‌فهمم

242
00:24:37,392 --> 00:24:38,894
‫دارم یکی رو می‌بینم

243
00:24:40,061 --> 00:24:41,354
‫آره

244
00:24:41,438 --> 00:24:44,441
‫هنوز نمی‌دونم چطور میشه، ولی دختر خوبیه

245
00:24:44,524 --> 00:24:45,650
‫عالیه

246
00:24:46,860 --> 00:24:49,196
‫ولی اصلاً نمیخوام نزدیک این قضایا بشه

247
00:24:49,279 --> 00:24:51,156
‫هی ببین، می‌فهمم کورت

248
00:24:51,239 --> 00:24:54,201
‫آخرین چیزی که می‌خواستم این بود، که تو
‫توی این قضیه آسیب ببینی

249
00:24:55,243 --> 00:24:58,246
‫- می‌دونم. ولی الان وضع اینه
‫- آره

250
00:25:00,123 --> 00:25:02,334
‫پس بیلی فرار کرده، درسته؟

251
00:25:02,876 --> 00:25:05,504
‫نمی‌تونه پیش تو بیاد. نمی‌تونه
‫پیش من بیاد. کجا میره؟

252
00:25:07,005 --> 00:25:09,341
‫آخرین بار چیکار کرد، ها؟

253
00:25:10,509 --> 00:25:14,930
‫فرار نکرد. پنهان نشد.
‫می‌خواست اوضاع رو برابر کنه

254
00:25:17,015 --> 00:25:18,892
‫ولی اگه ما رو یادش نباشه...

255
00:25:20,769 --> 00:25:22,354
‫کی رو یادشه؟

256
00:25:33,740 --> 00:25:34,740
‫فرار کن!

257
00:25:35,158 --> 00:25:36,201
‫فرار کن فرار کن!

258
00:25:41,873 --> 00:25:46,461
‫من عاشق بیسبالم مرد. بدترین بخشش اینه

259
00:25:47,629 --> 00:25:49,381
‫قبلآً میومدم اینجا...

260
00:25:50,632 --> 00:25:54,886
‫بقیه‌ی بچه‌ها رو تو دستکش‌ها
‫و لباس‌های خوشگلشون می‌دیدم

261
00:25:57,722 --> 00:25:59,641
‫فکر می‌کردم جو دوماجیوی بعدی میشم

262
00:26:01,476 --> 00:26:02,978
‫بچگی‌هام می‌رفتم و...

263
00:26:04,563 --> 00:26:06,573
‫تو خیابون استیک‌بال بازی می‌کردم
‫(بیسبال خیابانی)

264
00:26:07,941 --> 00:26:11,861
‫مهم نبود که لباس فرم نداشتم یا...

265
00:26:14,322 --> 00:26:16,992
‫یا زمین بیسبال واقعی که توش بازی کنم

266
00:26:17,075 --> 00:26:18,159
‫عاشقش بودم

267
00:26:20,370 --> 00:26:21,496
‫ولی آرتور...

268
00:26:28,420 --> 00:26:29,838
‫اونو ازم گرفت

269
00:26:31,673 --> 00:26:33,258
‫بعد اینکه شونه‌م خوب شد...

270
00:26:36,720 --> 00:26:37,721
‫ازش متنفر بودم

271
00:26:38,722 --> 00:26:41,433
‫از بازی متنفر بودم. و آره...

272
00:26:43,059 --> 00:26:44,436
‫درد می‌کرد، ولی...

273
00:26:50,275 --> 00:26:51,568
‫فقط این نبود

274
00:26:54,112 --> 00:26:55,488
‫ببین چی میگم بیل

275
00:26:56,031 --> 00:26:58,074
‫درباره‌ی سختی‌هایی که کشیدی فکر میکنم

276
00:27:00,368 --> 00:27:02,120
‫منم یکی از این بچه‌ها بودم

277
00:27:02,704 --> 00:27:05,415
‫همیشه به این فکر می‌کردم
‫که چقدر خوش‌شانس بودم

278
00:27:05,498 --> 00:27:07,709
‫پدرم تو همه‌ی بازی‌هام منو نگاه می‌کرد

279
00:27:07,792 --> 00:27:09,127
‫همشون

280
00:27:14,132 --> 00:27:15,550
‫می‌دونی، ایکاش تو...

281
00:27:16,926 --> 00:27:18,345
‫ایکاش پدر داشتی

282
00:27:19,763 --> 00:27:20,764
‫من...

283
00:27:21,598 --> 00:27:23,016
‫متاسفم که نداشتی

284
00:27:28,229 --> 00:27:30,148
‫- منو اینی کرد که هستم
‫- درسته

285
00:27:30,231 --> 00:27:31,858
‫به گمونم

286
00:27:33,777 --> 00:27:38,096
‫تو رو بی‌پدرترین آدمی کرد که تو زندگیم
‫دیدم. این چیزیه که بهش تبدیل شدی

287
00:27:38,948 --> 00:27:40,700
‫آره. ها؟

288
00:27:41,284 --> 00:27:43,495
‫- درسته
‫- درسته

289
00:27:50,293 --> 00:27:51,961
‫به یه طریقی، همیشه به اینجا می‌رسم

290
00:27:53,880 --> 00:27:55,048
‫درباره‌ی این فکر می‌کنم...

291
00:29:09,456 --> 00:29:10,457
‫هی

292
00:29:11,416 --> 00:29:15,336
‫هی هی! بذار بیام بیرون!
‫هی. بذار بیام بیرون! بذار بیام بیرون!

293
00:29:15,420 --> 00:29:17,589
‫- هی، خوبی؟
‫- هی هی!

294
00:29:17,672 --> 00:29:20,842
‫دیگه منو اینطوری زندانی نکن. شنیدی چی گفتم؟

295
00:29:20,925 --> 00:29:23,219
‫دیگه با من اینکارو نکن!

296
00:29:23,303 --> 00:29:26,556
‫ازت متنفرم. دیگه منو زندانی نکن، هیچوقت

297
00:29:46,910 --> 00:29:50,705
‫من فقط یه تلویزیون دارم. بگیرش و برو

298
00:29:57,212 --> 00:29:58,797
‫نمیخوام آسیبی بهت برسونم...

299
00:29:59,964 --> 00:30:01,216
‫آرتور

300
00:30:06,262 --> 00:30:08,056
‫منو یادت نمیاد؟

301
00:30:12,227 --> 00:30:13,561
‫بیلی روسو

302
00:30:15,271 --> 00:30:18,733
‫من تو پرورشگاه «پرتو امید» بودم.

303
00:30:22,237 --> 00:30:26,282
‫انگاری هر دفعه که چشمام رو می‌بندم
‫بوی سس تند رو حس میکنم

304
00:30:28,243 --> 00:30:30,328
‫دیگه هیچوقت سس تند نمی‌خورم

305
00:30:31,120 --> 00:30:32,163
‫و خون

306
00:30:34,791 --> 00:30:36,209
‫یه بویی داره

307
00:30:37,502 --> 00:30:39,045
‫واقعاً هیچوقت نمیدونستم

308
00:30:43,925 --> 00:30:47,220
‫یه خورده از این بخور.
‫آرومت میکنه

309
00:30:48,263 --> 00:30:51,015
‫آم، صحیح.
‫کارِ کافئین اینجوری نیست

310
00:30:52,433 --> 00:30:53,726
‫هرجور راحتی

311
00:30:58,147 --> 00:31:00,817
‫میدونی، باید بدی یه نگاهی به دستت بندازن

312
00:31:00,900 --> 00:31:02,902
‫خیلی بد به نظر میاد.
‫باید بری بیمارستان

313
00:31:15,748 --> 00:31:17,292
‫میخوای سعی کنی با من حرف بزنی؟

314
00:31:18,626 --> 00:31:19,627
‫ها؟

315
00:31:21,045 --> 00:31:22,463
‫بگو چه اتفاقی افتاد

316
00:31:24,215 --> 00:31:25,216
‫آم...

317
00:31:26,301 --> 00:31:28,136
‫،رفتم برای همه‌مون تاکو بگیرم

318
00:31:28,720 --> 00:31:31,681
‫،و بعد زیر تخت قایم شده بودم

319
00:31:31,764 --> 00:31:34,475
‫،و بعدش اون دوباره برگشت تو
‫و فقط یه جوری، مثلاً، بعد از اون...

320
00:31:34,559 --> 00:31:37,770
‫نه، صبر کن. کی.. "اون" کیه؟
‫کی برگشت؟

321
00:31:40,523 --> 00:31:43,318
‫نه. من... ببین، واقعاً
‫فکر میکنم باید از اینجا بریم

322
00:31:43,943 --> 00:31:45,108
‫اگه فیونا بود این کارو میکرد

323
00:31:45,111 --> 00:31:47,447
‫می‌گفت، "اگه فکر میکنی
‫".پوششت لو رفته، فقط فرار کن

324
00:31:47,989 --> 00:31:48,883
‫فیونا کیه؟

325
00:31:48,907 --> 00:31:49,908
‫آم...

326
00:31:51,200 --> 00:31:53,036
‫براش کار میکردم.
‫من و بقیه

327
00:31:53,870 --> 00:31:56,247
‫،مراقبمون بود
‫و ما هم براش کار انجام میدادیم

328
00:31:56,331 --> 00:31:58,917
‫از اونجور کارهایی که
‫باعث شد ملت بخوان بُکُشنت؟

329
00:31:59,000 --> 00:32:01,920
‫به نظر نمیاد زیاد هم بهت اهمیت بده

330
00:32:02,003 --> 00:32:03,755
‫خب، نمی‌شناختیش که، می‌شناختی؟

331
00:32:06,341 --> 00:32:08,885
‫،و چطور شد کارت به اون کشید
‫که اونجور زندگی‌ای داشته باشی؟

332
00:32:08,968 --> 00:32:11,429
‫نمیدونم. همه چی میشه
‫که کارشون می‌کِشه به چیزی؟

333
00:32:22,732 --> 00:32:23,983
‫به هر حال، آم...

334
00:32:26,235 --> 00:32:29,072
‫،چشم به هم زدم
‫،زیر تختِ این مسافرخونه‌م

335
00:32:29,155 --> 00:32:30,949
‫و دوست‌هام...

336
00:32:32,116 --> 00:32:34,535
‫دوست‌هام همه دارن رو فرش خون میدن

337
00:32:34,619 --> 00:32:38,539
‫،و من میخوام فرار کنم، ولی نمیتونم
‫چون اون مرد...

338
00:32:40,124 --> 00:32:43,711
‫مرده.. اونی که جلیقه
‫و لباسِ مُدل قدیمیِ واعظی تنش بود...

339
00:32:44,253 --> 00:32:48,883
‫،برمیگرده داخل، و نمیتونستم فرار کنم
‫نمیتونستم جیغ بزنم، نمیتونستم...

340
00:32:48,967 --> 00:32:53,554
‫،هیچ کاری نمیتونستم بکنم
‫چون درست همونجا وایساده

341
00:32:54,681 --> 00:32:56,015
‫این قضیه کجا بوده؟

342
00:32:56,891 --> 00:33:00,353
‫- یه کار. تو شیکاگو
‫- کارش چی بود؟

343
00:33:00,436 --> 00:33:03,648
‫فیونا گذاشته بودمون این گروهه
‫که واسه مراسم ختم غذا آماده میکردن بپائیم

344
00:33:04,983 --> 00:33:07,360
‫جای با کلاسی هم بود

345
00:33:08,027 --> 00:33:09,946
‫،باید از این آدما عکس می‌گرفتیم

346
00:33:10,029 --> 00:33:11,864
‫،و حسِ خیلی عجیبی درموردش داشتم

347
00:33:11,948 --> 00:33:16,077
‫چون داشتن بغل میکردن
‫و ماچ میکردن و گریه میکردن، ولی...

348
00:33:16,869 --> 00:33:18,621
‫هرچی. مهم نیست

349
00:33:30,216 --> 00:33:32,552
‫نمی‌فهمی.
‫تو...

350
00:33:32,635 --> 00:33:35,221
‫تمام کسایی که تو عمرم بهشون اهمیت میدادم کُشت

351
00:33:35,304 --> 00:33:36,973
‫فکر میکنی این چه حسی داره؟

352
00:33:42,895 --> 00:33:44,731
‫خب، میخوای چی کارش کنی؟

353
00:33:45,189 --> 00:33:47,483
‫چی کارش کنم؟
‫چی کار میشه...

354
00:33:48,401 --> 00:33:49,402
‫چی؟

355
00:33:50,278 --> 00:33:52,822
‫اونا رفتن. مُرده‌ن

356
00:33:54,615 --> 00:33:56,075
‫و حالا، میخواد من رو هم بُکشه

357
00:33:56,159 --> 00:33:57,410
‫ما رو

358
00:34:00,329 --> 00:34:03,291
‫،میدونی، واقعاً
‫کاری که الان باید بکنیم اینه که جدا شیم

359
00:34:03,374 --> 00:34:05,460
‫و از اینجا بزنیم به چاک

360
00:34:05,543 --> 00:34:07,503
‫یه دختره هست که می‌شناسم، شانتل

361
00:34:07,587 --> 00:34:09,630
‫همینجا تو شهرـه.
‫قبلاً با ما کار میکرد

362
00:34:09,714 --> 00:34:12,300
‫واقعاً اوضاعش خوبه.
‫و ردیفمون میکنه. میدونم که میکنه

363
00:34:12,383 --> 00:34:13,383
‫آره

364
00:34:14,218 --> 00:34:16,804
‫ببین، فکر کنم میدونی
‫که نمیتونیم اون کارو بکنیم

365
00:34:18,056 --> 00:34:21,434
‫دیدی این آدما چی کار میتونن بکنن.
‫میدونی که قرار نیست دست برداره

366
00:34:22,018 --> 00:34:27,022
‫میخوای فرار کنی؟ میخوای قایم بشی؟
‫اون پیدات میکنه. آدم می‌شناسه

367
00:34:29,400 --> 00:34:31,944
‫،اگه بری سراغ دوستت
‫فاتحه‌ش خونده‌ست

368
00:34:33,321 --> 00:34:34,781
‫خودتم میدونی، مگه نه؟

369
00:34:37,492 --> 00:34:38,576
‫پس چی؟

370
00:34:43,456 --> 00:34:46,333
‫،بعضی وقتا
‫بچه، باید مبارزه کنی

371
00:34:49,253 --> 00:34:51,880
‫باید مُشتِ اول رو بهشون بزنی

372
00:34:55,343 --> 00:34:56,844
‫یه خورده قهوه میخوای؟

373
00:34:59,180 --> 00:35:00,181
‫حتماً

374
00:35:01,516 --> 00:35:04,602
‫براش تایمر گذاشتم.
‫حرکتِ خوبیه، اِه؟

375
00:35:08,147 --> 00:35:10,191
‫خیلی وقته که قهوه نخوردم.

376
00:35:13,194 --> 00:35:14,737
‫نمیذاشتن

377
00:35:26,874 --> 00:35:29,167
‫باید ایرلندیش کنیم؟
‫(الکل بریزیم توش)

378
00:35:32,672 --> 00:35:33,673
‫باشه

379
00:35:41,931 --> 00:35:44,642
‫اُه، این...

380
00:35:46,727 --> 00:35:47,895
‫خوبه

381
00:35:51,941 --> 00:35:53,317
‫رفتم...

382
00:35:54,360 --> 00:35:55,820
‫رفته بودم پرورشگاه

383
00:35:56,988 --> 00:36:00,324
‫،همه‌شون الان آپارتمان شده
‫یا همچین چیزی

384
00:36:00,408 --> 00:36:01,408
‫خب؟

385
00:36:06,914 --> 00:36:08,207
‫خب...

386
00:36:14,422 --> 00:36:16,257
‫نمیدونستم دیگه کجا میتونم برم

387
00:36:16,924 --> 00:36:18,593
‫واسه همین اومدی منو ببینی؟

388
00:36:20,303 --> 00:36:22,846
‫انتظار داری اینو باور کنم؟

389
00:36:25,016 --> 00:36:28,227
‫خیلی دیره، بچه.
‫اونا همه‌چیزو بردن

390
00:36:28,311 --> 00:36:30,688
‫تو.. تو پشتِ صفی

391
00:36:34,859 --> 00:36:37,528
‫صورتت چی شده دیگه؟

392
00:36:45,328 --> 00:36:46,370
‫تصادف

393
00:36:47,496 --> 00:36:50,333
‫سرم رو داغون کرده

394
00:36:50,416 --> 00:36:55,338
‫همه‌ش...
‫این تو همه‌ش قَر و قاطی‌ـه، میدونی؟

395
00:37:00,801 --> 00:37:04,472
‫آدرست رو یادم می‌اومد ولی.
‫مثل روز روشن بود

396
00:37:08,601 --> 00:37:09,852
‫مسخره‌ست، ها؟

397
00:37:12,396 --> 00:37:14,190
‫بچه‌ی خوش قیافه‌ای بودی

398
00:37:16,442 --> 00:37:17,944
‫خیلی حیفه

399
00:37:32,875 --> 00:37:34,001
‫هنوز اینجایین

400
00:37:34,961 --> 00:37:39,173
‫،آره. این غذای مزخرفِ سالمت
‫کم مونده بود فراریمون بده

401
00:37:39,257 --> 00:37:41,592
‫ولی، من و تو، یه قراری داشتیم

402
00:37:41,676 --> 00:37:44,178
‫،آره؟ اگه صبحونه پنکیک میخوای
‫بیلی رو برام پیدا کن

403
00:37:44,262 --> 00:37:45,846
‫همم. میدونی...

404
00:37:47,265 --> 00:37:48,766
‫درموردش فکر میکردم

405
00:37:48,849 --> 00:37:52,895
‫،قضیه اینه که، اگه داشته فیلم بازی می‌کرده
‫تا الان دیگه مُرده بودی

406
00:37:54,397 --> 00:37:55,898
‫باشه، گوش میکنم

407
00:37:57,692 --> 00:37:58,818
‫غذات رو بخور

408
00:37:59,485 --> 00:38:01,946
‫یه کثافتی از زمانِ بچگی بیلی هست، خب؟

409
00:38:02,029 --> 00:38:05,700
‫،اون.. وقتی رفت سراغ بیل
‫بیل قبول نکرد، واسه همین دعوا شد

410
00:38:06,284 --> 00:38:09,870
‫- طرف هم زدش. بدجوری زدش
‫- آره، همون بابا تو بازی استیک‌بال

411
00:38:09,954 --> 00:38:12,206
‫- درسته، بهت گفته، ها؟
‫- آره

412
00:38:13,165 --> 00:38:14,165
‫آره

413
00:38:14,625 --> 00:38:16,002
‫آه، خب چیش رو میخوای بگی؟

414
00:38:16,085 --> 00:38:17,955
‫یه زمانی بود که بیلی
‫میخواست اون بابا تقاص پس بده

415
00:38:17,962 --> 00:38:20,544
‫(رفتیم بنسن‌هورست. (محله‌ای در نیویورک
‫میخواست طرف رو چپ و راست کنه

416
00:38:20,548 --> 00:38:23,092
‫،طرف پیداش شد
‫و اونم نظرش عوض شد

417
00:38:23,175 --> 00:38:26,262
‫- فکر میکنی الان میره اونجا؟
‫- نمیدونم، مدنی، ممکنه

418
00:38:26,345 --> 00:38:27,847
‫آره، اگه به اندازه کافی عصبانی باشه

419
00:38:27,930 --> 00:38:31,100
‫اسم طرف آرتور والش‌ـه.
‫باید حدود ۶۰ سالیش باشه

420
00:38:31,183 --> 00:38:32,560
‫میدونی، من، آم...

421
00:38:34,687 --> 00:38:36,814
‫داشتم فکر میکردم
‫شاید بتونم این کارو برات بکنم

422
00:38:37,648 --> 00:38:39,775
‫- میدونی، تو رو دخیل نکنم
‫- تو اون وضعیت؟

423
00:38:39,859 --> 00:38:42,254
‫گلوله‌ای که بهت خورد رو به سمتِ
‫من نشونه رفته بودن، خیله‌خب؟ بهت مدیونم

424
00:38:42,278 --> 00:38:44,989
‫آه، وای، آم.. شماها کی هستین؟

425
00:38:45,072 --> 00:38:46,072
‫خفه شو

426
00:38:46,741 --> 00:38:50,619
‫فرانک، میخوام به روش خودم این کارو بکنم. باشه؟
‫عدالتِ مُدلِ خودم، نه تو

427
00:38:50,703 --> 00:38:52,371
‫خیله‌خب، مدنی، فقط دارم میگم

428
00:38:52,455 --> 00:38:55,124
‫،اگه چشمت بهش بیُفته
‫نمیتونی دست دست کنی. خیله‌خب؟

429
00:38:55,207 --> 00:38:57,488
‫،چون الان بهت میگم
‫بیلی این کارو نمیکنه. برام مهم نیست...

430
00:38:59,795 --> 00:39:01,714
‫برو. برو. الان

431
00:39:01,797 --> 00:39:04,091
‫برو تو اتاق‌خواب. برو. عجله کن

432
00:39:11,724 --> 00:39:14,769
‫صبح به خیر، مأمور مدنی.
‫ببخشید، مهمون داری؟

433
00:39:14,852 --> 00:39:16,187
‫ماهونی، اینجا چی کار میکنی؟

434
00:39:16,270 --> 00:39:18,644
‫،میخواستم یه چیزی رو باهات درمیون بذارم
‫یه پلیس به یکی دیگه...

435
00:39:18,647 --> 00:39:19,648
‫دارم میرم بیرون

436
00:39:19,732 --> 00:39:22,068
‫دفتر خاطرات روسو از بیمارستان گم شده

437
00:39:22,651 --> 00:39:24,403
‫اتفاقاً سر از جیبِ تو در نیاورده که، آورده؟

438
00:39:25,404 --> 00:39:26,697
‫مسلماً نه

439
00:39:26,781 --> 00:39:29,116
‫همم

440
00:39:29,200 --> 00:39:33,120
‫،میدونی، مدنی
‫یه زمان یه دوست‌دختری داشتم، آویوا

441
00:39:34,163 --> 00:39:35,831
‫خیلی عاشقش بودم

442
00:39:36,457 --> 00:39:40,378
‫،بدجور تموم شد. بهم شلیک نکرد
‫ولی کاش این کارو میکرد

443
00:39:40,461 --> 00:39:41,754
‫قرار بود خنده دار باشه؟

444
00:39:42,588 --> 00:39:44,298
‫،گمونم نه
‫ولی فقط تحمل کن چی میگم

445
00:39:44,382 --> 00:39:46,181
‫جایی واسه صبحونه خوردن
‫داری که دوست داشته باشی؟

446
00:39:46,217 --> 00:39:47,968
‫- قهوه‌ش عالی باشه، همچین چیزی؟
‫- آره، حتماً

447
00:39:48,052 --> 00:39:51,263
‫،چند سال بعد از اینکه جدا شدیم
‫،آویوا رو تو جای صبحونه خوریم دیدم

448
00:39:51,347 --> 00:39:55,059
‫و با خودم میگم، "خدا لعنتش کنه." میدونی؟
‫".اینجا مال منه. خودم بهش نشونش دادم"

449
00:39:55,142 --> 00:39:59,355
‫واسه همین، در حد بو گرفتن
‫مَست کردم، تا جایی که میشد، و...

450
00:40:00,398 --> 00:40:02,775
‫آدرسِ جدیدش رو پیدا کردم و تعقیبش کردم

451
00:40:02,858 --> 00:40:06,445
‫- اُه، عالی
‫- میدونم. تصمیمِ افتضاحی بود

452
00:40:07,029 --> 00:40:08,864
‫خب، هرچی، وقتی منتظر بودم بهش بگم

453
00:40:08,948 --> 00:40:11,325
‫از جای صبحونه خوریم فاصله بگیره...

454
00:40:11,909 --> 00:40:15,746
‫مثل یه دیوونه‌ی کامل
‫رو پله‌های خونه‌ش بیهوش شدم

455
00:40:15,830 --> 00:40:17,373
‫ببین، ماهونی، منظورت چیه؟

456
00:40:17,456 --> 00:40:21,961
‫حرفم اینه، مأمور مدنی؛
‫پا نشو برو روی پله‌های خونه‌ی روسو

457
00:40:22,044 --> 00:40:23,754
‫استعاره‌ای صحبت میکنم

458
00:40:23,838 --> 00:40:25,339
‫- وگرنه یه روانی به نظر میام؟
‫- ،ببین

459
00:40:25,423 --> 00:40:29,385
‫اگه من بودم..
‫،بعد از اتفاقی که افتاد

460
00:40:29,468 --> 00:40:32,138
‫از تمام چیزایی که داشتم
‫استفاده میکردم تا اونو بُکشم

461
00:40:32,888 --> 00:40:35,099
‫بگو ببینم، فکر میکنی دقیقاً چه اتفاقی افتاده؟

462
00:40:35,182 --> 00:40:36,183
‫تو بهم بگو

463
00:40:36,267 --> 00:40:39,520
‫از وقتی روسو و فرانک کسل با هم تو اون
‫هتل گلاویز شدن داشتی بهم دروغ می‌گفتی

464
00:40:39,603 --> 00:40:41,480
‫همون موقع بهت گفتم که روسو کثیفه

465
00:40:41,564 --> 00:40:42,898
‫اوهوم

466
00:40:43,899 --> 00:40:48,529
‫،خب، به نظر از گذشته جدا شدی
‫به هر حال

467
00:40:48,612 --> 00:40:49,613
‫ببخشید؟

468
00:40:50,322 --> 00:40:51,449
‫دو تا کاسه

469
00:40:54,368 --> 00:40:55,995
‫وای. کارت خوبه

470
00:40:56,078 --> 00:40:58,706
‫یعنی، باید مایه‌ی افتخار پلیسِ نیویورک باشی

471
00:40:58,789 --> 00:41:00,916
‫حالا، منو ببخش، باید برم

472
00:41:21,353 --> 00:41:24,356
‫،اگه اشکال نداره
‫میرم یه دوش بگیرم

473
00:41:24,440 --> 00:41:26,650
‫آره، تا وقتی نخوای
‫من نگاهت کنم طوری نیست

474
00:41:43,167 --> 00:41:45,211
‫با شما بچه‌ها خوب رفتار کردم

475
00:41:45,753 --> 00:41:48,547
‫و چی گیرم اومد؟
‫بازنشسگتیم رو گرفتن

476
00:41:48,631 --> 00:41:51,592
‫اون به خاطر دوستت بود؛
‫تامی اونیلِ کوچولو

477
00:41:51,675 --> 00:41:54,720
‫،به خاطر اون عوضی
‫ده سال تو زندونِ سینگ‌سینگ گذروندم

478
00:41:54,803 --> 00:41:56,597
‫هیچوقت سینگ‌سینگ بودی؟

479
00:41:58,682 --> 00:41:59,683
‫نه

480
00:41:59,767 --> 00:42:02,144
‫تمام زندگیم کار کردم

481
00:42:02,228 --> 00:42:05,731
‫داوطلب شدم تا به شما
‫بچه‌ها کمک کنم. و واسه چی؟

482
00:42:06,565 --> 00:42:07,816
‫چی گیرم اومد؟

483
00:42:08,859 --> 00:42:10,736
‫،سعی کردم. اونجا بودم

484
00:42:10,819 --> 00:42:15,407
‫که بیشتر از مادرهای مُفنگی
‫و پدرهای رو به زوالتون‌ـه بوده

485
00:42:16,700 --> 00:42:17,701
‫لعنتی!

486
00:42:18,244 --> 00:42:23,624
‫شما بچه‌ها رو دوست داشتم، و بعضی‌هاتون
‫خوشحال بودین که منو دوست داشته باشین

487
00:42:26,001 --> 00:42:27,711
‫ولی تو نه

488
00:42:28,295 --> 00:42:32,925
‫وقتی با اون چوب اومدی دنبالم یادته؟

489
00:42:37,012 --> 00:42:38,639
‫واسه چی اینجایی؟

490
00:42:39,723 --> 00:42:44,812
‫هر اتفاقی تو زندگیت افتاده تقصیر من نیست

491
00:42:44,895 --> 00:42:48,107
‫نمیتونی از ذاتِ خودت فرار کنی، بچه جون

492
00:42:48,190 --> 00:42:49,525
‫من یه تفنگ‌دارِ نیروی دریایی بودم

493
00:42:49,608 --> 00:42:50,985
‫- آره؟
‫- آره

494
00:42:52,152 --> 00:42:57,825
‫و بابتِ خدماتت این گیرت اومد؟
‫خب، ممنون، قربان

495
00:42:58,617 --> 00:43:01,870
‫چیه، یه حاجی صورتت رو ترکوند؟

496
00:43:01,954 --> 00:43:03,914
‫واسه همین اینجایی؟

497
00:43:06,333 --> 00:43:08,294
‫واسه همین اینجایی؟

498
00:43:08,836 --> 00:43:13,591
‫،حالا که همچین خوشگل نیستی
‫دیگه زیاد لوس‌بازی در نمیاری؟

499
00:43:29,023 --> 00:43:30,232
‫اون یکی چطوره؟

500
00:43:31,233 --> 00:43:34,069
‫خیلی خوب. آره.
‫آه، فقط یه سوالِ سریع

501
00:43:35,070 --> 00:43:37,448
‫آه، سرعت پردازنده‌ی این کامپیوتر چقدره؟

502
00:43:39,199 --> 00:43:41,994
‫تو.. سوالِ دیگه‌ای داری؟

503
00:43:42,077 --> 00:43:44,705
‫آخری. آخریه. قول میدم

504
00:44:12,483 --> 00:44:14,276
‫یک ممیز هشت گیگاهرتز

505
00:44:15,861 --> 00:44:18,113
‫اُه، لعنتی، پانیشر

506
00:44:18,197 --> 00:44:19,281
‫آه، چی گفتی؟

507
00:44:19,365 --> 00:44:22,284
‫این بابا نزدیک ۵۰ نفر
‫خلافکارو کُشته و از زندان فرار کرده

508
00:44:22,368 --> 00:44:24,912
‫،و همه فکر میکردن مُرده
‫ولی نمرده بود

509
00:44:24,995 --> 00:44:27,081
‫یعنی، طرف کاملاً یه کله خر بوده

510
00:44:27,164 --> 00:44:28,165
‫بود؟

511
00:44:28,248 --> 00:44:30,417
‫آره، فکر کنم این دفعه واقعاً مُرده

512
00:44:32,628 --> 00:44:35,047
‫آه، مرسی بابتِ اطلاعات، مارک

513
00:44:35,130 --> 00:44:37,675
‫- پس، این یه کامپیوترِ خوبه
‫- اوهوم

514
00:44:37,758 --> 00:44:41,220
‫- آره. چقدر قیمتشه؟
‫- آه، ۹۹۹، به علاوه مالیات

515
00:44:41,303 --> 00:44:42,971
‫هفتصدتا قبول میکنی؟

516
00:44:43,055 --> 00:44:45,641
‫بازارِ عربی نیست که

517
00:44:46,558 --> 00:44:47,768
‫نژادپرستانه بود

518
00:45:48,412 --> 00:45:49,496
‫لعنتی

519
00:45:54,877 --> 00:45:57,713
‫چه مرگته، ماهونی؟ چرا نگفتی کی هستی؟

520
00:46:05,888 --> 00:46:07,264
‫خوبی؟

521
00:46:07,347 --> 00:46:09,266
‫لعنتی، درد داشت

522
00:46:10,893 --> 00:46:12,811
‫آره، فکر کن یه دونه به سرت بخوره

523
00:46:14,271 --> 00:46:15,939
‫میتونم به خاطر این نشانت رو بگیرم

524
00:46:16,023 --> 00:46:19,401
‫سر صحنه‌ی جُرم دزدکی دنبال یکی
‫از نیروهای قانونی بودی. تقصیرِ خودته

525
00:46:19,485 --> 00:46:21,278
‫میدونستی که روسو ممکنه بیاد اینجا

526
00:46:21,361 --> 00:46:23,614
‫کی گفته این کارا ربطی به روسو داره؟

527
00:46:28,869 --> 00:46:31,163
‫خدایا

528
00:46:32,664 --> 00:46:34,208
‫شکل قشنگی واسه اون دنیا رفتن نیست

529
00:46:37,669 --> 00:46:41,465
‫،ببین، مدنی
‫،اگه ببخشمت که بهم شلیک کردی

530
00:46:41,548 --> 00:46:44,259
‫میشه لطفاً بهم بگی
‫چه اتفاقی داره می‌اُفته اینجا؟

531
00:46:48,889 --> 00:46:50,766
‫به خاطر مُمانعت
‫از تحقیقات محاکمه‌ت میکنم!

532
00:46:57,648 --> 00:47:00,526
‫من مأمور ویژه‌ی مسئولِ نیویورکم

533
00:47:02,402 --> 00:47:06,406
‫و تو، یه دیوثِ پلیسِ
‫نیویورکی که نفسش بالا نمیاد

534
00:47:06,490 --> 00:47:08,283
‫پس بفرما. به همه بگو بهت شلیک کردم

535
00:47:08,367 --> 00:47:10,285
‫شرط می‌بندم بچه‌های حوزه خیلی خوششون بیاد

536
00:47:10,828 --> 00:47:13,831
‫،میدونی چیه، تا وقتی اون کارو میکنی
‫سعی کن واسه ممانعت کردن هم بگیریم

537
00:47:13,914 --> 00:47:15,374
‫بذار ببینیم تا کجا پیش میری

538
00:47:18,085 --> 00:47:21,672
‫به نظر یه پرونده‌ی
‫آدم‌کُشی رو دستت داری، کارآگاه

539
00:47:36,812 --> 00:47:37,813
‫منم

540
00:48:08,927 --> 00:48:12,221
‫تمام خانواده‌ت رو جلوی چشمات کُشتن

541
00:48:13,765 --> 00:48:15,934
‫چرا... چرا اینو بهم نگفتی؟

542
00:48:24,192 --> 00:48:25,903
‫و به خاطرش اونا رو کُشتی

543
00:48:30,240 --> 00:48:31,241
‫آره

544
00:48:32,534 --> 00:48:33,534
‫درسته

545
00:48:35,412 --> 00:48:37,039
‫باعث شد حسِ بهتری داشته باشی؟

546
00:48:44,171 --> 00:48:45,380
‫بعضی وقتا

547
00:48:47,424 --> 00:48:48,967
‫خب، اون یعنی چی؟

548
00:48:56,099 --> 00:48:57,935
‫برگشتی. همم

549
00:49:01,355 --> 00:49:02,356
‫آره

550
00:49:09,363 --> 00:49:11,907
‫راستی، اسمم ریچل نیست

551
00:49:13,617 --> 00:49:14,660
‫اِیمی‌ـه

552
00:49:16,119 --> 00:49:19,413
‫فکر کردم باید احتمالاً اینو بدونی

553
00:49:21,750 --> 00:49:22,751
‫باشه

554
00:49:25,253 --> 00:49:26,254
‫باشه

555
00:49:29,591 --> 00:49:31,093
‫پس، دیگه فراری در کار نیست؟

556
00:49:38,350 --> 00:49:39,518
‫خیله‌خب پس

557
00:50:07,087 --> 00:50:08,088
‫سلام؟

558
00:50:08,630 --> 00:50:11,425
‫منم. بیلی روسو

559
00:50:23,854 --> 00:50:25,022
‫چی...

560
00:50:27,858 --> 00:50:29,192
‫زخمی شدی؟

561
00:50:30,444 --> 00:50:31,445
‫بیا تو

562
00:50:38,702 --> 00:50:40,412
‫نمیدونستم دیگه کجا میتونم برم

563
00:50:40,495 --> 00:50:43,707
‫نمیدونستم دیگه پیش کی، آم...

564
00:50:44,458 --> 00:50:46,168
‫آپارتمانِ منو چطور پیدا کردی؟

565
00:50:47,044 --> 00:50:49,296
‫من، آه، تا خونه دنبالت کردم

566
00:51:00,098 --> 00:51:01,850
‫بیلی، این خونِ کیه؟

567
00:51:11,234 --> 00:51:13,779
‫لطفاً کمکم کن

568
00:51:23,955 --> 00:51:24,955
‫بیا

569
00:52:16,716 --> 00:52:18,135
‫خوب به نظر میاد

570
00:52:22,514 --> 00:52:23,932
‫همون حسِ قبل رو داره

571
00:52:26,393 --> 00:52:27,561
‫این بالا چطور؟

572
00:52:31,148 --> 00:52:32,274
‫نمیدونم

573
00:52:34,734 --> 00:52:36,361
‫تونستم فکر کنم درمورد...

574
00:52:37,404 --> 00:52:40,949
‫درمورد آدمایی که می‌شناسم. می‌شناختم

575
00:52:42,909 --> 00:52:44,286
‫برادرهام اون بیرون...

576
00:52:46,538 --> 00:52:47,747
‫خانواده بودن

577
00:52:51,001 --> 00:52:52,961
‫قبلاً هیچوقت اونو نداشتم، میدونی؟

578
00:52:55,380 --> 00:52:56,506
‫دلت براشون تنگ میشه

579
00:53:08,018 --> 00:53:14,024
‫من.. موقع خدمتم بهترین ورژنِ خودم بودم

580
00:53:14,107 --> 00:53:15,817
‫سریع، بی‌صدا، مرگبار

581
00:53:15,901 --> 00:53:17,819
‫همه‌مون تمام اون چیزا بودیم

582
00:53:17,903 --> 00:53:20,405
‫،یه خانواده بودیم
‫و به خاطر یه چیزی می‌جنگیدیم

583
00:53:20,488 --> 00:53:22,073
‫از هیچی نمی‌ترسیدیم

584
00:53:22,782 --> 00:53:23,867
‫و حالا...

585
00:53:25,994 --> 00:53:27,913
‫حالا، انگار...

586
00:53:29,831 --> 00:53:31,791
‫یه چیزی، فقط...

587
00:53:31,875 --> 00:53:34,669
‫فقط یه چیزی.. رو لبه‌ی ذهنمه

588
00:53:34,753 --> 00:53:41,800
‫مثل یه سایه‌ی تاریکه... که منتظر منه

589
00:53:51,811 --> 00:53:53,230
‫قضیه اینه که، دکتر...

590
00:53:55,398 --> 00:53:58,317
‫حقمه که این ترس رو حس کنم

591
00:54:00,654 --> 00:54:04,407
‫نمیدونم چرا، ولی میدونم...

592
00:54:09,412 --> 00:54:10,747
‫اینا حقمه

593
00:54:21,132 --> 00:54:22,217
‫چی میشه اگه...

594
00:54:24,886 --> 00:54:28,681
‫اگه ذهنت رو به ایده‌ی
‫نجات پیدا کردن باز کنی چی؟

595
00:54:29,182 --> 00:54:32,435
‫هر انسانی لیاقتِ اینو داره.
‫بهت قول میدم

596
00:54:34,771 --> 00:54:37,315
‫بهت کمک میکنم برسی اونجا

597
00:54:43,697 --> 00:54:45,573
‫سرزنشت نمیکنم

598
00:54:48,034 --> 00:54:51,913
‫ازم پرسیدی چه چهره‌ای رو می‌خوام به دنیا جلوه بدم

599
00:54:54,040 --> 00:54:57,210
‫این صورت. این.. این صورت...

600
00:54:58,336 --> 00:55:02,007
‫تمام کارای اشتباهی که
‫تو عمرم کردم روش نوشته شده

601
00:55:02,590 --> 00:55:05,927
‫،و وقتی تو آینه نگاه میکنم
‫میخوام ببینم...

602
00:55:07,929 --> 00:55:11,182
‫میخوام دوباره بهترین ورژنِ خودم رو ببینم

603
00:55:16,688 --> 00:55:19,899
‫به نظرت امکان داره؟

604
00:55:22,777 --> 00:55:26,447
‫فکر میکنی این واسه کسی مثل من ممکنه؟

605
00:55:46,471 --> 00:55:54,471
‫ترجمه از ناصر اسماعیلی و رضا کارگران

606
00:55:54,595 --> 00:56:02,595
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

607
00:56:02,719 --> 00:56:07,719
‫کانال تلگرام تیم ترجمه‌ی دیباموویز
‫@DibaSub

