‫﻿۱
00:00:14,014 --> 00:00:17,100
‫خیلی خب. حواست به بی‌بی باشه، خب؟

2
00:00:17,183 --> 00:00:20,061
‫- آره، آره، آره
‫- حواس جمعِ بی‌بی. حواس جمعِ بی‌بی

3
00:00:20,145 --> 00:00:23,398
‫ولی مراقب سربازا باش.
‫مراقب سربازا باش.

4
00:00:23,481 --> 00:00:26,234
‫چون اگه سرباز رو انتخاب کنی کارت تمومه

5
00:00:29,612 --> 00:00:32,073
‫خدا لعنتت...

6
00:00:32,574 --> 00:00:33,843
‫- لعنتی
‫- می‌خوای آروم‌تر انجامش بدم؟

7
00:00:33,867 --> 00:00:34,868
‫- خفه شو؟
‫- اینطوره؟

8
00:00:34,951 --> 00:00:36,161
‫- آره؟
‫- کارتا رو بُر بزن

9
00:00:37,495 --> 00:00:38,705
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

10
00:00:39,622 --> 00:00:40,623
‫بپرس

11
00:00:42,167 --> 00:00:45,462
‫تو مثلا...یه قاتل برای
‫وزارت امنیت میهن هستی؟

12
00:00:46,337 --> 00:00:47,589
‫تمام اون جریان پانیشر و اینا؟

13
00:00:47,672 --> 00:00:50,508
‫این اسم رو اونا روم گذاشتن.
‫و من برای هیچکس کار نمی‌کنم.

14
00:00:53,261 --> 00:00:54,387
‫شوخیت گرفته؟

15
00:00:55,263 --> 00:00:56,806
‫خب، نقشه‌ای داری؟

16
00:00:57,724 --> 00:00:59,517
‫اگه فرار نمی‌کنیم، پس چیکار می‌کنیم؟

17
00:00:59,601 --> 00:01:00,977
‫فقط کارتا رو بُر بزن

18
00:01:02,270 --> 00:01:04,064
‫زودباش، زودباش، زودباش.
‫بُر بزن.

19
00:01:04,147 --> 00:01:06,066
‫- خیلی خب، فقط...
‫- فهمیدم

20
00:01:06,149 --> 00:01:07,149
‫بی‌بی

21
00:01:16,576 --> 00:01:18,016
‫- درست اینجا...
‫- اوه خدای من

22
00:01:18,745 --> 00:01:20,639
‫- تو نمی‌بینیش
‫- حتما شوخیت گرفته

23
00:01:20,663 --> 00:01:22,415
‫- تو نمی‌بینیش
‫- منظورت چیه؟

24
00:01:22,499 --> 00:01:24,501
‫- داری تقلب می‌کنی
‫- بیخیال. خدایی؟

25
00:01:25,085 --> 00:01:27,170
‫همه می‌دونن که این بازی یه کلاهبرداریـه

26
00:01:27,253 --> 00:01:30,298
‫ولی بازم برمی‌گردن تا انجامش بدن

27
00:01:30,381 --> 00:01:33,093
‫چون فکر می‌کنن می‌تونن بازی رو شکست بدن

28
00:01:33,176 --> 00:01:35,762
‫یا به پولش نیاز دارن.
‫هر کسی برای اینکار دلیلی داره.

29
00:01:35,845 --> 00:01:37,055
‫جدی؟ دلیل من چیه؟

30
00:01:38,181 --> 00:01:41,267
‫،تو فکر می‌کنی می‌تونی هر کسی رو شکست بدی
‫مهم نیست چقدر تقلب بکنن

31
00:01:41,351 --> 00:01:43,686
‫و حوصله‌ات سر رفتی

32
00:01:43,770 --> 00:01:45,313
‫و خیلی قهوه می‌خوری

33
00:01:46,731 --> 00:01:48,399
‫بی‌قراری باعث میشه همش بازی کنی

34
00:01:48,483 --> 00:01:50,483
‫خیلی نمی‌بینی دخترا این بازی رو بکنن، درسته؟

35
00:01:50,527 --> 00:01:52,779
‫،همیشه مردا هستن
‫چون می‌خوان برنده بشن

36
00:01:52,862 --> 00:01:53,947
‫راه حل جایگزین چیه؟

37
00:01:54,989 --> 00:01:58,118
‫- باهوش باش. بازی نکن
‫- آره

38
00:02:00,995 --> 00:02:02,580
‫ولی جدی میگم. جواب میده...

39
00:02:02,664 --> 00:02:04,916
‫در رابطه با وضعیت فعلی‌مون می‌خوای چیکار کنی؟

40
00:02:04,999 --> 00:02:08,837
‫نمی‌دونم. چه وضعیتی داریم؟
‫و چطور کارمون به اینجا کشید؟

41
00:02:09,879 --> 00:02:12,924
‫همه چیز برمیگرده به کانچفسکی، درسته؟
‫همونی که ما رو استخدام کرد

42
00:02:13,716 --> 00:02:16,219
‫من برای کمک بهش زنگ زدم و
‫آدمای گردن کلفت پیداشون شد

43
00:02:16,302 --> 00:02:19,973
‫پس، نمی‌دونم...شاید اون نمی‌خواست
‫در ازای کار پول بده

44
00:02:20,056 --> 00:02:22,892
‫یا نمی‌خواست شاهدی باقی بمونه که
‫می‌دونه اون چی داره

45
00:02:27,438 --> 00:02:28,898
‫بی‌بی رو قایم می‌کنی؟

46
00:02:28,982 --> 00:02:30,881
‫- اینکارو می‌کنی؟ بی‌بی رو قایم می‌کنی؟
‫- نه. ببین

47
00:02:30,900 --> 00:02:32,402
‫پس چی؟ همشون سربازن؟

48
00:02:32,485 --> 00:02:33,987
‫همشون سربازن

49
00:02:34,821 --> 00:02:37,198
‫گرفتی ما رو؟

50
00:02:37,282 --> 00:02:38,908
‫در واقع تردستیِ خیلی راحتیـه

51
00:02:38,992 --> 00:02:40,368
‫- جدی؟
‫- آره، بذار نشونت بدم

52
00:02:40,451 --> 00:02:43,454
‫ببین، دوتا کارت رو می‌گیرم توی یه دست، درسته؟

53
00:02:43,538 --> 00:02:44,539
‫همیشه بی‌بی جلوئه

54
00:02:45,915 --> 00:02:47,625
‫ولی سرباز رو میندازم

55
00:02:48,751 --> 00:02:49,749
‫فقط همین

56
00:02:49,752 --> 00:02:51,004
‫اوه، اعصابم رو خرد می‌کنه

57
00:02:51,087 --> 00:02:52,807
‫فقط داشتی جای اشتباهی رو می‌دیدی

58
00:02:52,881 --> 00:02:54,215
‫خدا لعنتت کنه

59
00:02:54,799 --> 00:02:58,720
‫پس...گفتی به این کانچفسکی زنگ زدی

60
00:02:58,803 --> 00:03:00,638
‫این یعنی می‌دونی چطوری باید پیداش کرد؟

61
00:03:00,722 --> 00:03:03,725
‫نه. ولی می‌دونم اهل اینجاست

62
00:03:03,808 --> 00:03:04,809
‫ببخشید؟

63
00:03:04,893 --> 00:03:06,144
‫اون اهل نیویورکـه

64
00:03:06,895 --> 00:03:09,564
‫یه پیرمرد سفید چندش.
‫گانگستر روسی.

65
00:03:09,647 --> 00:03:11,232
‫چی؟ اونوقت یادت رفت اینو بگی؟

66
00:03:11,316 --> 00:03:13,067
‫فکر می‌کنی چرا سعی کردم فرار کنم؟

67
00:03:13,610 --> 00:03:16,404
‫خدایا، باورم نمیشه بین این همه جا
‫من رو آوردی اینجا

68
00:03:17,030 --> 00:03:18,031
‫لعنت

69
00:03:18,781 --> 00:03:20,325
‫این کارا رو راحت‌تر می‌کنه

70
00:03:21,117 --> 00:03:22,577
‫میری سراغش؟

71
00:03:23,161 --> 00:03:24,204
‫مجبورم

72
00:03:27,290 --> 00:03:28,541
‫دوباره انجامش بده

73
00:03:40,428 --> 00:03:43,097
‫تو نمی‌تونی ببری، فرانک

74
00:03:43,181 --> 00:03:45,225
‫ببین، مسئله همینه

75
00:03:46,559 --> 00:03:48,102
‫دونستن حرکت کمکی بهت نمی‌کنه

76
00:03:49,020 --> 00:03:50,563
‫اگه من بدونم که می‌دونی...

77
00:03:54,359 --> 00:03:55,485
‫خدایا

78
00:03:58,821 --> 00:04:03,034
‫همونطور که گفتم، تنها راه بردن بازی نکردنـه

79
00:04:05,495 --> 00:04:06,955
‫آره، از این خبرا نیست

80
00:04:10,375 --> 00:04:12,335
‫فقط باید مطمئن بشیم که ما ورق میدیم

81
00:04:14,159 --> 00:04:22,159
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

82
00:04:22,183 --> 00:04:30,183
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

83
00:05:37,140 --> 00:05:47,140
‫<font color="#۰۰ffff">ترجمه از آرین
‫:: Cardinal ::.</font>.

84
00:05:48,639 --> 00:05:50,475
‫اوه، نه

85
00:05:51,351 --> 00:05:52,727
‫اوه، آره

86
00:05:52,810 --> 00:05:56,606
‫نمی‌دونم چی شنیدی، ولی
‫من کاری با کسی نکردم

87
00:05:56,689 --> 00:05:59,150
‫از هر کی می‌خوای بپرس.
‫سر تا پا قانونی ام.

88
00:05:59,233 --> 00:06:01,694
‫خوبه، تورک.
‫ولی من باید یه روس رو پیدا کنم.

89
00:06:02,528 --> 00:06:06,324
‫می‌دونم قبل اینکه این...
‫،صراط مستقیمت رو پیدا کنی

90
00:06:06,407 --> 00:06:08,576
‫به گانگسترهای روسی تفنگ می‌فروختی

91
00:06:09,369 --> 00:06:11,412
‫به نظرت من شبیه سازمان ملل ام؟

92
00:06:11,496 --> 00:06:13,414
‫نه، به نظرم شبیه یه دیوثی

93
00:06:13,998 --> 00:06:16,042
‫کانچفسکی. چیزی ازش شنیدی؟

94
00:06:17,877 --> 00:06:18,878
‫همم

95
00:06:18,961 --> 00:06:20,380
‫باید ببینمش

96
00:06:23,591 --> 00:06:25,385
‫یا شاید من یه تماس بگیرم

97
00:06:28,262 --> 00:06:30,306
‫،پلیس نیویورک و گارد ملی

98
00:06:30,390 --> 00:06:33,070
‫برای گرفتن تو تانک می‌فرستن
‫به خیابون پنجم، کسل

99
00:06:33,101 --> 00:06:34,101
‫هی

100
00:06:34,852 --> 00:06:37,939
‫،اگه زنگ بزنی
‫قبل اینکه تلفن رو قطع کنی می‌کُشمت

101
00:06:38,523 --> 00:06:39,774
‫می‌دونی که اینکارو می‌کنم

102
00:06:45,988 --> 00:06:49,617
‫کانچفسکی و افرادش توی باشگاه کازان
‫توی بروکلین کار می‌کنن

103
00:06:49,700 --> 00:06:51,327
‫اونا آدمای خوبی نیستن

104
00:06:52,286 --> 00:06:55,081
‫،اگه می‌خوای حساب همشون رو برسی
‫باید بری به باشگاه

105
00:06:55,164 --> 00:06:57,917
‫- چرا؟
‫- هیچکدوم اونجا مسلح نیستن

106
00:06:58,000 --> 00:07:01,337
‫پلیسا همیشه توی کارشون دخالت می‌کنن

107
00:07:01,421 --> 00:07:03,548
‫برای یکی مثل تو خیلی راحتـه

108
00:07:03,631 --> 00:07:07,135
‫باشه. باید بری به دیدنش

109
00:07:07,760 --> 00:07:10,763
‫باید بهش بگی یه رفیقی داری که
‫چیزی که از شیکاگو می‌خواد رو داره

110
00:07:10,847 --> 00:07:13,850
‫نه، مرد. من نزدیک اون
‫حرومزاده‌های روانی نمیشم

111
00:07:13,933 --> 00:07:16,978
‫هی، هی، هی، تورک.
‫اگه اینکارو بکنی پول می‌گیری.

112
00:07:18,104 --> 00:07:21,899
‫دارم درباره‌ی پول زیادی حرف میزنم، تورک.
‫خیلی زیاد.

113
00:07:21,983 --> 00:07:24,902
‫فقط باید بهش بگی که این دوستت عکسا و

114
00:07:24,986 --> 00:07:27,071
‫دختره رو داره، مرد. بگو

115
00:07:27,822 --> 00:07:29,657
‫تو عکسا و دختره رو داری

116
00:07:30,324 --> 00:07:31,844
‫و اون می‌فهمه موضوع چیه؟

117
00:07:31,909 --> 00:07:33,161
‫آره، می‌فهمه

118
00:07:33,244 --> 00:07:35,788
‫تو یه جای امن آماده می‌کنی و
‫معامله رو انجام میدی

119
00:07:35,872 --> 00:07:37,620
‫منم اجازه میدم درباره‌ی قیمت مذاکره کنی، باشه؟

120
00:07:37,623 --> 00:07:40,084
‫سر هر قیمتی توافق کنید، ده درصدش رو میدم به خودت

121
00:07:40,168 --> 00:07:42,712
‫ده؟ بیخیالش. بهتره بگی ۴۰

122
00:07:42,795 --> 00:07:44,130
‫بیست و پنج چطور؟

123
00:07:44,213 --> 00:07:45,339
‫حله

124
00:07:45,423 --> 00:07:47,592
‫- مشکلی با این نداری؟
‫- اصلا و ابدا

125
00:07:47,675 --> 00:07:49,927
‫- خیلی خب
‫- لعنت

126
00:07:50,803 --> 00:07:54,390
‫خب چی؟ الان زدی توی اینکار؟
‫جاکشی و اینجور کارا می‌کنی؟

127
00:07:55,224 --> 00:07:58,227
‫اوه آره، تورک. زدم توی اینکار

128
00:07:59,729 --> 00:08:02,315
‫،وقتی همه چیز رو جور کردی
‫از طریق این شماره باهام تماس بگیر

129
00:08:03,274 --> 00:08:04,734
‫الانم با عصبانیت رانندگی نکن

130
00:10:13,237 --> 00:10:14,238
‫بیلی؟

131
00:10:15,197 --> 00:10:16,198
‫بیلی؟

132
00:10:17,533 --> 00:10:19,452
‫بیلی!

133
00:10:20,161 --> 00:10:22,496
‫جات امنـه

134
00:10:23,205 --> 00:10:24,665
‫می‌دونی من کی هستم؟

135
00:10:25,708 --> 00:10:27,793
‫تو...دومانت هستی. دکتر دومانت

136
00:10:27,877 --> 00:10:28,877
‫خوبه

137
00:10:38,387 --> 00:10:40,640
‫نه، دوباره نخواب

138
00:10:40,723 --> 00:10:42,451
‫- نمی‌خوام در این باره حرف بزنم
‫- می‌فهمم

139
00:10:42,475 --> 00:10:45,061
‫،درباره‌ی تخیلاتت حرف نزن
‫فقط درباره‌ی احساسات

140
00:10:45,144 --> 00:10:47,104
‫نمی‌خوام حس کنم.
‫می‌خوام از بین ببرمش.

141
00:10:47,188 --> 00:10:49,106
‫خیلی خب. چی رو از بین ببری؟

142
00:10:49,190 --> 00:10:51,233
‫گفتم نمی‌خوام دربارش حرف بزنم

143
00:10:51,317 --> 00:10:52,693
‫پنج تا چیز آبی

144
00:10:52,777 --> 00:10:54,070
‫چی؟ چی؟

145
00:10:54,153 --> 00:10:56,656
‫پنج تا چیز آبی رو توی اتاق بشمر.
‫بگو چیا هستن.

146
00:10:56,739 --> 00:10:58,783
‫باشه. اون...نقاشی

147
00:10:58,866 --> 00:11:00,826
‫- آبیـه
‫- این یکی. دیگه چی؟

148
00:11:00,910 --> 00:11:02,119
‫- کتاب
‫- دو

149
00:11:02,745 --> 00:11:04,538
‫- شمع
‫- سه

150
00:11:06,290 --> 00:11:07,875
‫- دیوارها
‫- و؟

151
00:11:07,958 --> 00:11:10,336
‫و...لباست

152
00:11:10,419 --> 00:11:11,420
‫- خوبه
‫- آره

153
00:11:12,338 --> 00:11:14,924
‫یادت باشه درباره‌ی چی حرف زدیم.
‫هر وقت اضطراب داشتی مکث کن.

154
00:11:15,007 --> 00:11:18,177
‫سعی کن بلافاصله نسبت به احساساتت
‫واکنش نشون ندی

155
00:11:18,260 --> 00:11:19,720
‫چرا اینکارو می‌کنی؟

156
00:11:22,181 --> 00:11:23,474
‫این شغلمـه، بیلی

157
00:11:25,226 --> 00:11:27,019
‫پس چرا پلیسا رو خبر نکردی؟

158
00:11:28,562 --> 00:11:29,802
‫جفتمون می‌دونیم که اون بیرونن

159
00:11:29,855 --> 00:11:33,901
‫- جفتمون می‌دونیم که دارن دنبال من می‌گردن. چرا؟
‫- فقط حواست به من باشه. حواست رو جمع کن

160
00:11:40,157 --> 00:11:42,076
‫نمی‌دونم چرا تو رو راه دادم

161
00:11:44,495 --> 00:11:46,914
‫بهترین جوابم اینه که
‫به نظر میومد کار درستیـه

162
00:11:49,709 --> 00:11:52,002
‫می‌دونی که ممکنه حسابی
‫توی دردسر بیفتی، درسته؟

163
00:11:53,254 --> 00:11:54,255
‫می‌دونم

164
00:12:03,889 --> 00:12:05,641
‫میشه لطفا یکم دیگه آب بهم بدی؟

165
00:12:08,018 --> 00:12:09,019
‫حتما

166
00:12:18,404 --> 00:12:19,405
‫ممنون

167
00:12:36,422 --> 00:12:37,422
‫،می‌دونی

168
00:12:37,840 --> 00:12:41,343
‫احتمالا تو تنها فرد توی دنیا باشی که
‫در حال حاضر به من اهمیت میده

169
00:12:51,437 --> 00:12:53,564
‫سلام. صبح بخیر

170
00:12:54,899 --> 00:12:57,359
‫سلام. چیکار می‌کنی؟

171
00:13:00,112 --> 00:13:01,906
‫تا دیروقت داشتم با اون بچه مسخره بازی در میاوردم

172
00:13:02,907 --> 00:13:04,784
‫- خوبی؟
‫- صبح بخیر

173
00:13:06,535 --> 00:13:08,245
‫اینجا راحتی؟

174
00:13:08,329 --> 00:13:11,665
‫آره. یعنی، واقعا خونه‌ی خوبی داری

175
00:13:14,251 --> 00:13:16,170
‫خیلی خوشحالم که خوشت اومده

176
00:13:17,379 --> 00:13:18,798
‫چه خبره، مدنی؟

177
00:13:21,717 --> 00:13:23,928
‫روسو پیرمرده رو کُشت.
‫همونی که اهل بیسبال بود.

178
00:13:24,011 --> 00:13:26,680
‫،دیر رسیدم اونجا
‫و اون دیگه گم و گور شده بود

179
00:13:26,764 --> 00:13:27,932
‫هی، خوب شد از شرش خلاص شدیم

180
00:13:28,516 --> 00:13:30,596
‫،قرار نیست به خاطر یه کودک آزار ناراحت بشم

181
00:13:30,643 --> 00:13:31,640
‫و تو هم نباید بشی

182
00:13:31,644 --> 00:13:34,480
‫،نه، من هر روز، شب و روز اونجا بودم

183
00:13:34,563 --> 00:13:35,731
‫و منتظر بودم اشتباهی ازش سر بزنه

184
00:13:35,815 --> 00:13:37,983
‫و در واقع، اون دقیقا همون
‫چیزیـه که به نظر میاد

185
00:13:38,567 --> 00:13:40,903
‫شکسته، رقت انگیز و احتمالا دیوونه

186
00:13:40,986 --> 00:13:43,572
‫می‌دونی، من قهوه رو درست می‌کنم

187
00:13:44,114 --> 00:13:46,367
‫مطمئن نیستم چه تفاوتی ایجاد می‌کنه، مدنی

188
00:13:46,450 --> 00:13:50,120
‫شاید هیچی، ولی هنوزم باید یه راهی
‫پیدا کنم تا بندازمش زندان

189
00:13:51,247 --> 00:13:53,457
‫این چه تاثیری داره؟
‫همه چیز رو برات درست می‌کنه؟

190
00:14:00,297 --> 00:14:02,591
‫هی، گوش کن...

191
00:14:04,301 --> 00:14:09,765
‫خب، به نظر میاد این جریان بیلی
‫به این زودیا قرار نیست حل بشه

192
00:14:09,849 --> 00:14:13,394
‫پس داشتم فکر می‌کردم...
‫تو توی وزارت امنیت هستی، درسته؟

193
00:14:15,062 --> 00:14:18,274
‫پس شاید بتونه توی قضیه‌ی
‫روس‌ها کمک‌مون کنه

194
00:14:18,357 --> 00:14:20,109
‫مثلا دیپورت‌شون کنه یا همپچین چیزی

195
00:14:20,192 --> 00:14:21,861
‫خدای من

196
00:14:28,200 --> 00:14:29,660
‫پیش خودم چه فکری می‌کردم؟

197
00:14:30,494 --> 00:14:33,348
‫تو رو از هر جنگ تازه‌ای که شروع کردی
‫کشوندم بیرون و آوردم اینجا؟

198
00:14:33,372 --> 00:14:35,416
‫تو در رابطه با روسو هیچ فایده‌ای
‫برام نداری، مگه نه؟

199
00:14:36,166 --> 00:14:39,378
‫،مگه نه؟ و حالا...درگیر هر مخمصه‌ای که شدی

200
00:14:39,461 --> 00:14:41,922
‫آوردمش بیخ گوش خودم

201
00:14:44,508 --> 00:14:45,759
‫یه چیزی بگو، فرانک

202
00:14:54,685 --> 00:14:56,395
‫به نظرم باید یکم بخوابی

203
00:15:01,817 --> 00:15:04,570
‫تو ۲۴ ساعت وقت داری که از نیویورک بری

204
00:15:05,613 --> 00:15:07,865
‫آره

205
00:15:08,782 --> 00:15:11,577
‫،و بهتره قبل رفتنت
‫این ماجرا رو جمع و جور کنی

206
00:15:15,789 --> 00:15:16,957
‫آره

207
00:15:17,041 --> 00:15:20,377
‫واو. واقعا قاطی کرده، ها؟

208
00:15:21,086 --> 00:15:22,504
‫زیادی حرف میزنی، بچه

209
00:15:23,547 --> 00:15:24,965
‫باید مراقب باشی

210
00:15:28,677 --> 00:15:29,803
‫ایول

211
00:16:33,742 --> 00:16:34,742
‫بابا

212
00:16:36,495 --> 00:16:38,038
‫آقای شالتز اومده

213
00:16:42,710 --> 00:16:44,086
‫ممنون، لموئل

214
00:16:51,969 --> 00:16:53,929
‫از آخرین باری که دیدمت بهتر شدی

215
00:16:55,597 --> 00:16:58,058
‫تو هیچوقت اهل دروغ نبودی، الایزا

216
00:16:59,018 --> 00:17:00,477
‫لازم نیست الان شروع کنی

217
00:17:02,980 --> 00:17:07,943
‫،اگر روح خدا در وجود شما ساکن است"

218
00:17:09,153 --> 00:17:13,240
‫"شما اشخاصی روحانی هستید، نه نفسانی

219
00:17:15,242 --> 00:17:16,952
‫تو با وجود اون قوی هستی

220
00:17:18,370 --> 00:17:20,039
‫خیلی قوی

221
00:17:22,708 --> 00:17:24,001
‫بعضی روزا

222
00:17:30,841 --> 00:17:32,634
‫کاری هست که بتونم بکنم؟

223
00:17:34,053 --> 00:17:37,264
‫به لطف تو همه چیز داره انجام میشه

224
00:17:42,895 --> 00:17:46,023
‫می‌دونی...

225
00:17:49,068 --> 00:17:52,529
‫من همه چیز رو پذیرفتم

226
00:17:55,240 --> 00:18:01,747
‫درد، ترسِ در وجود شوهرم...
‫و صورت بچه‌ها

227
00:18:03,123 --> 00:18:05,125
‫با همش

228
00:18:10,839 --> 00:18:12,299
‫به جز یه چیز

229
00:18:18,263 --> 00:18:21,350
‫،این مرد و دختره
‫چیزی که دارن...

230
00:18:22,768 --> 00:18:25,187
‫هنوزم باید بهش توجه بشه

231
00:18:27,564 --> 00:18:28,649
‫اونا توی نیویورک هستن

232
00:18:32,111 --> 00:18:33,153
‫نیویورک

233
00:18:34,154 --> 00:18:37,257
‫من باور دارم که ایمان شما به قدری قویـه که
‫می‌تونید هر بحرانی رو پشت سر بذارید

234
00:18:38,534 --> 00:18:40,410
‫حتی یه بازگشت به نیویورک رو

235
00:18:42,996 --> 00:18:45,374
‫جای ناپاکیـه

236
00:18:49,503 --> 00:18:51,672
‫ولی تو باعث شدی یه زندگی راستین داشته باشم

237
00:18:54,383 --> 00:18:56,093
‫من کاری رو که لازم باشه، انجام میدم

238
00:18:57,344 --> 00:18:59,096
‫- داره استراحت می‌کنه
‫- خوبه

239
00:19:00,556 --> 00:19:02,057
‫از جفتتون ممنونم

240
00:19:03,100 --> 00:19:04,309
‫کارمون اینه

241
00:19:05,227 --> 00:19:07,396
‫- ما مراقب همدیگه هستیم
‫- دقیقا

242
00:19:07,938 --> 00:19:11,316
‫کاش بقیه‌ی دنیا هم می‌تونست اینکارو بکنه

243
00:19:11,400 --> 00:19:16,530
‫ولی با دونستن اینکه اگه خدا همچنان مسیر ما رو
‫مورد عنایت قرار بده، اون روز به زودی فرا می‌رسه...

244
00:19:17,948 --> 00:19:20,075
‫می‌تونیم نگرانی‌ها رو از خودمون دور کنیم

245
00:19:20,659 --> 00:19:21,660
‫آره

246
00:20:07,331 --> 00:20:11,752
‫مامور دینا مدنی، وزارت امنیت.
‫بخواب روی زمین، آشغال!

247
00:20:12,336 --> 00:20:16,006
‫تکون نخور. حتی نفس هم نکش

248
00:21:10,852 --> 00:21:12,229
‫دیگه نزن، داداش!

249
00:21:13,563 --> 00:21:15,065
‫شوخی کردم، داداش

250
00:21:16,566 --> 00:21:18,318
‫آقای کازان

251
00:21:18,402 --> 00:21:19,736
‫یه مدتی میشه ندیدمت، تورک

252
00:21:19,820 --> 00:21:21,863
‫می‌دونم. می‌دونم. یه مدت بالاشهر بودم

253
00:21:21,947 --> 00:21:23,407
‫خیلی بالاشهر

254
00:21:23,991 --> 00:21:25,575
‫کانچفسکی هست؟

255
00:21:25,659 --> 00:21:29,955
‫یه اطلاعاتی درباره‌ی یه چیزی
‫از شیکاگو دارم که خیلی خوشش میاد

256
00:21:30,038 --> 00:21:32,582
‫- شیکاگو؟
‫- آره، شیکاگو

257
00:21:33,083 --> 00:21:34,626
‫شهر باد خیزیـه، درسته؟

258
00:21:34,710 --> 00:21:38,755
‫یا اون دیترویت بود؟
‫نه شیکاگوئه

259
00:21:38,839 --> 00:21:40,340
‫پیتزاهای آشغالی داره

260
00:21:42,634 --> 00:21:44,177
‫خب، کانچفسکی هست، یا چی؟

261
00:21:45,846 --> 00:21:47,472
‫جالبه که پرسیدی، تورک

262
00:21:48,473 --> 00:21:49,808
‫کانچفسکی مُرده

263
00:21:50,809 --> 00:21:52,644
‫یکی اونو کُشته

264
00:21:52,728 --> 00:21:53,937
‫توی شیکاگو

265
00:22:09,911 --> 00:22:10,912
‫بیلی؟

266
00:22:11,872 --> 00:22:13,206
‫بیلی!

267
00:22:15,876 --> 00:22:17,669
‫یکم لباس برات آوردم

268
00:22:21,798 --> 00:22:23,091
‫لازم نبود اینکارو بکنی

269
00:22:23,675 --> 00:22:27,095
‫،خب، تا وقتی نفهمیدیم باید چیکار کنیم
‫یه چیزی می‌خوای

270
00:22:29,431 --> 00:22:31,391
‫- من برنمی‌گردم
‫- ما لازم نیست...

271
00:22:31,475 --> 00:22:34,644
‫من هیچوقت برنمی‌گردم.
‫قبلش باید من رو بکُشن.

272
00:22:38,857 --> 00:22:40,150
‫چیه؟ راستشو میگم

273
00:22:42,069 --> 00:22:43,445
‫تو نمی‌دونی

274
00:22:44,196 --> 00:22:45,447
‫نمی‌دونی چه حسی داره

275
00:22:45,530 --> 00:22:48,700
‫که ترسیده باشی؟
‫درمونده باشی؟ زخمی باشی؟

276
00:22:50,786 --> 00:22:53,497
‫فقط تو اون احساسات رو نداری، بیلی

277
00:22:53,580 --> 00:22:55,624
‫فکر کنم هممون مشکلات خودمون رو داریم، ها؟

278
00:22:58,085 --> 00:23:01,046
‫خب، اصطلاح پزشکیش این نیست، ولی آره

279
00:23:01,129 --> 00:23:04,174
‫فرقش اینه که هر چیزی که
‫،تو رو به هم ریخته

280
00:23:05,384 --> 00:23:07,094
‫حداقل یادته چی بوده، ها؟

281
00:23:10,555 --> 00:23:11,556
‫آره

282
00:23:17,896 --> 00:23:20,607
‫اینا چیه؟
‫اینجا خیلی شلوغـه

283
00:23:20,690 --> 00:23:23,110
‫- رفتی بیرون؟
‫- نه

284
00:23:23,777 --> 00:23:25,654
‫- پس اونا چطوری اومدن اینجا؟
‫- نمی‌دونم

285
00:23:25,737 --> 00:23:27,840
‫این روزا تقریبا می‌تونی هر چیزی رو سفارش بدی

286
00:23:27,864 --> 00:23:28,865
‫سفارش؟

287
00:23:30,242 --> 00:23:31,243
‫بیا

288
00:23:32,577 --> 00:23:33,870
‫یه چیزی هم برای تو گرفتم

289
00:23:37,499 --> 00:23:41,795
‫با خودم گفتم تو خیلی اهل امتحان کردن
‫لباسایی با رنگای جدید نیستی، پس...

290
00:23:43,046 --> 00:23:44,714
‫کی پول اینا رو داده؟

291
00:23:44,798 --> 00:23:45,882
‫خدایا

292
00:23:46,800 --> 00:23:47,801
‫اون چیه؟

293
00:23:49,136 --> 00:23:51,972
‫پس این خانم تو رو توی خونه‌اش
‫راه میده و تو ازش دزدی می‌کنی؟

294
00:23:52,055 --> 00:23:53,265
‫اینکارو می‌کنی؟

295
00:23:53,348 --> 00:23:55,451
‫- تو دیگه نوبری
‫- نه اینکه نمی‌تونست پولشو بده!

296
00:23:55,475 --> 00:23:56,685
‫کمد کفشاش رو دیدی؟

297
00:23:56,768 --> 00:23:59,080
‫چه ربطی داره؟ فکر می‌کنی
‫از این بابت خوشحال میشه؟

298
00:23:59,104 --> 00:24:01,148
‫نمی‌دونم. اصلا به خاطر
‫چیزی خوشحال میشه؟

299
00:24:01,231 --> 00:24:03,275
‫- محض رضای خدا. باور نکردنیـه
‫- امکانش هست؟

300
00:24:04,067 --> 00:24:05,193
‫اون پیتزای لمباردی ـه؟

301
00:24:05,277 --> 00:24:06,778
‫سوسیس و قارچ

302
00:24:07,612 --> 00:24:08,905
‫یا خدا

303
00:24:13,660 --> 00:24:15,454
‫- خب...
‫- خب، چی؟

304
00:24:15,537 --> 00:24:17,164
‫خب، نمی‌دونم. چطور پیش رفت؟

305
00:24:17,247 --> 00:24:19,332
‫لعنتی. خدا لعنتت کنه

306
00:24:19,416 --> 00:24:22,377
‫میشه...موبایلم توی جیب پشتیمـه.
‫بده‌اش به من. زودباش.

307
00:24:23,670 --> 00:24:25,714
‫بجنب. یالا

308
00:24:26,798 --> 00:24:29,176
‫فکر کنم قراره سر در بیاریم.
‫دکمه‌اش رو بزن.

309
00:24:32,596 --> 00:24:33,513
‫بله؟

310
00:24:33,597 --> 00:24:35,015
‫سلام. تورک ام

311
00:24:35,098 --> 00:24:39,686
‫من با مرد اهل اروپای شرقی‌ای که
‫دنبالشی تماس گرفتم

312
00:24:39,769 --> 00:24:41,938
‫- مشکلی با ملاقات نداره
‫- جدی؟ چطور پیش رفت؟

313
00:24:43,106 --> 00:24:46,443
‫خوب. طرف می‌خواد چیزی که
‫داری رو گیر بیاره

314
00:24:47,110 --> 00:24:48,695
‫خیلی خب. بهت قیمت داد؟

315
00:24:49,321 --> 00:24:50,989
‫گفتم خودتون به توافق برسید

316
00:24:52,824 --> 00:24:53,825
‫کجا؟

317
00:24:57,954 --> 00:25:00,415
‫خونه‌ی من. ساعت ۵

318
00:25:01,041 --> 00:25:02,721
‫من ریسک می‌کنم و می‌ذارم
‫از خونه‌ی من استفاده کنی

319
00:25:02,751 --> 00:25:04,127
‫امیدوارم قدر این رو بدونی

320
00:25:04,211 --> 00:25:06,046
‫می‌دونم، تورک.
‫واقعا می‌دونم.

321
00:25:06,630 --> 00:25:07,630
‫ردیفـه

322
00:25:08,632 --> 00:25:10,800
‫یادت باشه مراقب تورک باشی، باشه؟

323
00:25:11,593 --> 00:25:12,761
‫هی، حتما

324
00:25:17,599 --> 00:25:18,808
‫به نظر مشکوکـه

325
00:25:18,892 --> 00:25:20,727
‫طرف داره دروغ میگه

326
00:25:22,229 --> 00:25:26,024
‫هی، می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم.
‫این وسط هیچی با عقل جور در نمیاد.

327
00:25:26,107 --> 00:25:27,108
‫چطور؟

328
00:25:27,192 --> 00:25:28,777
‫توی بارِ توی میشیگان...

329
00:25:28,860 --> 00:25:30,695
‫تمام اون آدمای ترسناک تقریبا...

330
00:25:30,779 --> 00:25:33,448
‫ده دقیقه بعد اینکه با کانچفسکی
‫حرف زدم پیداشون شد

331
00:25:33,532 --> 00:25:34,407
‫جدی؟

332
00:25:34,491 --> 00:25:37,661
‫خب، چرا خودش پیداش نشد و
‫بی‌سر و صدا حسابم رو نرسید؟

333
00:25:37,744 --> 00:25:38,742
‫خب...

334
00:25:38,745 --> 00:25:42,290
‫تمام اون آدمایی که پیداشون شد...
‫هیچکدوم روس نبودن

335
00:25:42,916 --> 00:25:44,376
‫و اون یارو توی کلانتری؟

336
00:25:44,459 --> 00:25:47,128
‫،نمی‌دونم اهل کجا بود
‫ولی مطمئنا روس نبود

337
00:25:47,212 --> 00:25:49,714
‫می‌دونی، من فقط...
‫توی ذهنم به همه چیز فکر می‌کنم و

338
00:25:49,798 --> 00:25:51,598
‫همش به یه نتیجه می‌رسم

339
00:25:52,342 --> 00:25:53,885
‫فکر می‌کنی کانچفسکی مُرده، ها؟

340
00:25:54,553 --> 00:25:58,098
‫- آره
‫- آره، آره، با عقل جور در میاد

341
00:25:58,181 --> 00:26:01,226
‫- پس یه تله‌ست؟
‫- ممکنه باشه

342
00:26:02,686 --> 00:26:04,896
‫- و بازم میری؟
‫- آره، میرم

343
00:26:04,980 --> 00:26:06,273
‫اون میشه تله‌ی من

344
00:26:08,024 --> 00:26:09,985
‫حداقل براش آمادگی دارم، درسته؟

345
00:26:21,538 --> 00:26:24,749
‫چند وقت؟

346
00:26:28,837 --> 00:26:30,589
‫نه زیاد. قول میدم

347
00:26:31,756 --> 00:26:34,009
‫به الایزا گفتم که همه چیز رو پذیرفتم

348
00:26:35,343 --> 00:26:37,846
‫همه چیز. به جز...

349
00:26:38,680 --> 00:26:42,017
‫و می‌دونم این مغرورانه و خودخواهانه‌ست

350
00:26:43,518 --> 00:26:46,146
‫می‌خوام آخرین چیزی که
‫توی این دنیا می‌بینم تو باشی

351
00:26:56,364 --> 00:26:57,824
‫من وظایفی دارم

352
00:26:57,907 --> 00:26:59,326
‫"...هرگاه به کسی زیاده داده شود"

353
00:26:59,409 --> 00:27:02,037
‫آره، می‌دونم "از او زیاد مطالبه خواهد شد" من...

354
00:27:03,371 --> 00:27:04,456
‫عشقم...

355
00:27:05,624 --> 00:27:07,834
‫،اگه سریع این کار رو انجام بدی

356
00:27:08,668 --> 00:27:10,503
‫،اگه به ایمانت پایبند باشی

357
00:27:12,047 --> 00:27:14,591
‫قول میدم وقتی برمی‌گردی
‫اینجا منتظرت خواهم بود

358
00:27:29,230 --> 00:27:32,734
‫هیچکس به وقت شناسی یا مرتب نگه داشتنِ
‫میزش یا همچین چیزایی اهمیت نمیده

359
00:27:32,817 --> 00:27:36,946
‫هیچی مهم نیست. همش
‫یه روز مزخرفـه با آدمای مزخرف

360
00:27:37,030 --> 00:27:38,531
‫می‌فهمم

361
00:27:38,615 --> 00:27:43,703
‫،در مقایسه با ارتش
‫زندگی واقعی به نحوی می‌تونه بی‌نظم باشه

362
00:27:44,496 --> 00:27:47,248
‫نمی‌تونم هیچی رو تحمل کنم

363
00:27:48,875 --> 00:27:50,543
‫به نظر ناراحت میای، جیک

364
00:27:51,211 --> 00:27:53,380
‫کجا این احساس رو داری؟ توی بدنت؟

365
00:27:53,463 --> 00:27:54,589
‫شکمم

366
00:27:55,799 --> 00:27:57,342
‫چه حسی داره؟

367
00:27:57,425 --> 00:27:59,678
‫انگار یه هیولا داره دل و روده‌ام رو می‌خوره

368
00:28:01,304 --> 00:28:03,181
‫هنوز مشروب می‌خوری، جیک؟

369
00:28:04,849 --> 00:28:07,035
‫تنها جایی که من رو با آغوش
‫باز می‌پذیرن، بار مکفینی ـه

370
00:28:08,478 --> 00:28:10,188
‫جریان این مارها چیه؟

371
00:28:10,897 --> 00:28:13,066
‫خب، اون چوبدست اسقلبیوس ـه

372
00:28:13,149 --> 00:28:16,361
‫اون یه شفا دهنده بوده.
‫بزرگترین شفا دهنده.

373
00:28:17,070 --> 00:28:21,616
‫ولی فقط خدایان اجازه داشتن روی
‫،زندگی و مرگ کنترل داشته باشن

374
00:28:21,700 --> 00:28:22,992
‫پس به همین خاطر اونو کُشتن

375
00:28:23,827 --> 00:28:27,288
‫مار، نماد تولد دوباره‌ی شفا تلقی میشه

376
00:28:27,914 --> 00:28:29,958
‫،مثل مار که پوست میندازه

377
00:28:30,041 --> 00:28:33,002
‫وضعیت بیماران هم با مهارتِ
‫شفا دهنده تغییر پیدا می‌کنه

378
00:28:34,421 --> 00:28:36,297
‫فکر می‌کنی اینجا همچین وضعیتیـه؟

379
00:28:37,757 --> 00:28:41,010
‫من دارم...تغییر پیدا می‌کنم؟

380
00:28:41,928 --> 00:28:48,852
‫چگونگی بهبودیت به این بستگی داره که
‫چطور این تغییر دردناک و مهم رو می‌پذیری

381
00:28:50,103 --> 00:28:51,438
‫این ساده نیست

382
00:28:52,856 --> 00:28:54,399
‫ولی تو ابزار مناسبش رو داری

383
00:28:55,316 --> 00:28:57,318
‫هنوز به گروه حمایتیت میری؟

384
00:28:58,153 --> 00:28:59,154
‫آره

385
00:29:00,321 --> 00:29:01,740
‫درست بعد از اینجا

386
00:29:03,199 --> 00:29:04,868
‫،می‌دونم اینطور به نظر میاد

387
00:29:04,951 --> 00:29:07,537
‫ولی فقط تو نیستی که این وضعیت رو داری

388
00:29:24,554 --> 00:29:26,514
‫یکم نگرانید، آقای هویل؟

389
00:29:28,641 --> 00:29:31,144
‫نه، فقط مراقبم

390
00:29:31,978 --> 00:29:33,772
‫این شهر پر از دیوونگیـه، می‌دونید؟

391
00:29:33,855 --> 00:29:35,523
‫آره، می‌دونم

392
00:29:37,817 --> 00:29:41,404
‫دینا مدنی. وزارت امنیت

393
00:29:42,071 --> 00:29:44,449
‫،انگار الانش هم شما رو می‌شناسم
‫حتی با اینکه هنوز آشنا نشدیم

394
00:29:44,532 --> 00:29:46,576
‫آره، خب، همونی که به شما
‫شلیک کرد، به منم شلیک کرده

395
00:29:49,120 --> 00:29:51,080
‫گمونم چند تا فرد مشترک توی زندگی‌مون داریم

396
00:29:51,790 --> 00:29:52,874
‫بیلی روسو

397
00:29:53,917 --> 00:29:55,335
‫و...فرانک کسل

398
00:30:01,633 --> 00:30:04,177
‫شما...اخیرا خبری ازش نشنیدید؟

399
00:30:04,928 --> 00:30:08,264
‫نه. اون خیلی اهل کارت پستال نیست

400
00:30:08,348 --> 00:30:09,516
‫شما؟

401
00:30:10,099 --> 00:30:11,142
‫نه

402
00:30:15,730 --> 00:30:17,190
‫چی باعث شده به اینجا بیاید؟

403
00:30:19,484 --> 00:30:23,530
‫راستش...من مستاصل شدم

404
00:30:24,197 --> 00:30:26,324
‫به هر دری که بتونم میزنم

405
00:30:26,407 --> 00:30:28,247
‫مطمئنید می‌خواید ببینید پشت اون درها چیه؟

406
00:30:28,326 --> 00:30:31,496
‫ببین، من...

407
00:30:31,579 --> 00:30:32,705
‫هنوزم جلسه داریم؟

408
00:30:32,789 --> 00:30:35,208
‫آره، یکم قهوه بخورید.
‫یکم دیگه شروع می‌کنیم.

409
00:30:35,291 --> 00:30:37,102
‫ببین، متاسفم.
‫باید اینکارو بکنیم...

410
00:30:37,126 --> 00:30:38,728
‫ببینید، فقط چند دقیقه وقتتون رو می‌گیره

411
00:30:40,046 --> 00:30:43,007
‫،ببین، اگه مجبورشون کنم به خاطر تو صبر کنن

412
00:30:43,091 --> 00:30:45,343
‫اونوقت کاری می‌کنم حس کنن اهمیت ندارن

413
00:30:45,844 --> 00:30:48,847
‫و این افراد تقریبا ۲۴ ساعته همچین حسی دارن

414
00:30:49,472 --> 00:30:51,015
‫قرار نیست چنین کاری بکنم

415
00:30:51,099 --> 00:30:53,726
‫،پس اگه می‌خوای حرف بزنی
‫بعد جلسه بیا سراغم

416
00:30:56,604 --> 00:30:59,774
‫یا بهتر از اون، چطوره تو هم بمونی؟

417
00:30:59,858 --> 00:31:01,025
‫خدا می‌دونه...

418
00:31:02,777 --> 00:31:04,487
‫شاید یه خیری برات داشت

419
00:31:07,824 --> 00:31:09,868
‫دبیرستان افتضاح بود

420
00:31:09,951 --> 00:31:13,955
‫می‌دونید، پدرم یه...آدم...

421
00:31:14,706 --> 00:31:17,959
‫عوضی بود...هنوزم هست.
‫می‌دونید منظورم چیه؟

422
00:31:18,042 --> 00:31:20,503
‫و من نمی‌خوام توی مستیک بمونم.
‫تا حالا رفتید مستیک؟

423
00:31:21,004 --> 00:31:24,424
‫عمرا. یه شهر پر از بازنده‌هاست.
‫باید میزدم بیرون.

424
00:31:24,507 --> 00:31:27,635
‫با خودم گفتم یه راهی هست که
‫عقلمو سر جاش بیارم

425
00:31:28,344 --> 00:31:30,179
‫توی زندگی خوب بشم

426
00:31:30,972 --> 00:31:33,474
‫ارتش. پیاده نظام

427
00:31:34,601 --> 00:31:37,270
‫"یه کاری بکنم. "ارتش قویـه

428
00:31:38,980 --> 00:31:39,981
‫حتما

429
00:31:42,358 --> 00:31:43,735
‫بعدش، پوف...

430
00:31:44,611 --> 00:31:45,737
‫مرخص شدم...

431
00:31:47,697 --> 00:31:50,033
‫مرخصی بدون افتخار
‫(...به دلیل خشونت، محکومیت و)

432
00:31:50,116 --> 00:31:52,210
‫می‌دونی که می‌تونی درخواستِ
‫بررسی وضعیت کنی، درسته؟

433
00:31:52,493 --> 00:31:53,703
‫خدایی؟

434
00:31:55,079 --> 00:31:56,080
‫خدایی

435
00:31:58,791 --> 00:32:00,793
‫می‌خوام بدونم اون توریست اینجا چیکار می‌کنه

436
00:32:03,546 --> 00:32:05,673
‫یعنی، مشخصا یه غیرنظامی هستی، درسته؟

437
00:32:06,215 --> 00:32:07,216
‫خدمت رفتی؟

438
00:32:08,927 --> 00:32:10,803
‫توی ارتش نه

439
00:32:10,887 --> 00:32:12,430
‫توی یجور سفر تحقیقاتی هستی، عزیزم؟

440
00:32:12,513 --> 00:32:15,058
‫جیک، من ازش خواستم اینجا باشه.
‫چطوره یکم احترام...

441
00:32:15,141 --> 00:32:16,559
‫صبرکن. خودم می‌تونم حرف بزنم

442
00:32:19,103 --> 00:32:22,023
‫درک می‌کنم.
‫کاری که کردی باعث میشه خاص باشی.

443
00:32:22,106 --> 00:32:24,317
‫،هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونه درک کنه
‫چون هیچکس اونجا نبوده

444
00:32:27,779 --> 00:32:31,199
‫فکر می‌کنی فقط کسایی که توی عملیات‌ها
‫گیر افتاده بودن، توی این جنگ‌ها می‌جنگیدن؟

445
00:32:32,825 --> 00:32:35,453
‫انگار فقط شما بودید که
‫چیزایی بد دیدید؟

446
00:32:37,080 --> 00:32:38,957
‫تا حالا به یه کشور بیابونی و

447
00:32:39,040 --> 00:32:42,961
‫به جنگی که نمی‌تونی توش پیروز بشی و
‫کسی نمی‌تونه بهت بگه چرا، فرستاده شدی؟

448
00:32:44,671 --> 00:32:46,839
‫اونا به آدم نمیگن تیر خوردن چقدر درد داره

449
00:32:48,841 --> 00:32:52,303
‫،در صورت آسیب شدید
‫شاید بدن فقط گرما تولید کنه

450
00:32:53,346 --> 00:32:57,100
‫یا احساس یه جسد در آغوشت چطوره.
‫طوری که تغییر می‌کنه.

451
00:32:57,183 --> 00:33:00,478
‫اونجاست و اونجاست و بعدش نیست

452
00:33:04,065 --> 00:33:06,293
‫اونا نمیگن که جنگیدن برای
‫،چیزی که بهش باور داری

453
00:33:06,317 --> 00:33:07,902
‫زندگیت رو خراب می‌کنه، چون...

454
00:33:10,989 --> 00:33:12,573
‫ایمان هیچوقت جلوی تیری رو نگرفته

455
00:33:20,832 --> 00:33:22,542
‫هنوز فکر می‌کنی باید تحقیق کنم؟

456
00:33:25,962 --> 00:33:30,049
‫متاسفم، خانم. از صمیم قلبم.
‫واقعا متوجه نشدم.

457
00:33:37,765 --> 00:33:40,268
‫،شما حرفایی برای گفتن داشتید
‫مگه نه، مامور مدنی؟

458
00:33:41,185 --> 00:33:42,186
‫ممنون

459
00:33:43,604 --> 00:33:45,606
‫آره...مشخص شد داشتم

460
00:33:45,690 --> 00:33:47,942
‫بهتره بگی تا اینکه بریزیش تو خودت

461
00:33:48,693 --> 00:33:54,323
‫می‌دونی، من...
‫به اون آدما و خودم نگاه می‌کنم و

462
00:33:54,407 --> 00:33:56,367
‫می‌بینم چقدر به خاطر کاری که کردیم داغونیم...

463
00:33:58,411 --> 00:34:00,196
‫به خاطر کاری که ما رو فرستادن تا انجام بدیم

464
00:34:00,580 --> 00:34:04,375
‫باعث میشه فکر کنم چطور یکی
‫همینطوری برمی‌گرده و ادامه میده

465
00:34:08,296 --> 00:34:12,967
‫گوش کن...درباره‌ی یکی مثل بیلی...

466
00:34:14,844 --> 00:34:20,058
‫اون قبل از رفتن به جنگ داغون بود یا
‫جنگ اون رو تبدیل به چیز دیگه‌ای کرد؟

467
00:34:21,142 --> 00:34:24,645
‫روسو احتمالا ذاتی‌ترین تفنگداری بود که
‫توی عمرم دیدم

468
00:34:24,729 --> 00:34:26,189
‫شاید به جز فرانک

469
00:34:27,732 --> 00:34:31,319
‫جنگ نبود که بیلی رو تغییر داد.
‫طمع بود.

470
00:34:34,739 --> 00:34:37,366
‫اگه می‌دونستم بیلی کجاست، بهت می‌گفتم

471
00:34:40,369 --> 00:34:44,207
‫آره، ولی اول به من می‌گفتی، یا یکی دیگه؟

472
00:34:46,876 --> 00:34:48,961
‫- مطمئن نیستم بدونم منظورت چیه
‫- نه

473
00:34:50,797 --> 00:34:55,051
‫ببین، کورتیس. یالا.
‫من فقط می‌خوام یه راهی برای تموم کردنش پیدا کنم.

474
00:34:55,802 --> 00:34:57,887
‫و اون راه چی می‌تونه باشه، مامور مدنی؟

475
00:34:58,471 --> 00:35:00,556
‫بیلی روسو پشت میله‌ها

476
00:35:01,808 --> 00:35:03,976
‫فکر می‌کردم شاید چیز دیگه‌ای بگید

477
00:35:04,060 --> 00:35:05,057
‫جدی؟

478
00:35:05,061 --> 00:35:09,524
‫چون من دلم می‌خواست فرانک همه چیز رو
‫روی اون کاروسل تموم می‌کرد

479
00:35:18,449 --> 00:35:21,911
‫هنوز خیلی خوب به نظر نمیاد

480
00:35:25,748 --> 00:35:26,791
‫خوبه

481
00:35:34,298 --> 00:35:36,801
‫یجورایی انگار مشتاقش بودی

482
00:36:05,121 --> 00:36:06,205
‫عوضیا

483
00:36:10,042 --> 00:36:12,670
‫،ببین، بهت برنخوره
‫ولی اگه برات فرقی نمی‌کنه...

484
00:36:16,257 --> 00:36:17,258
‫چی؟

485
00:36:19,177 --> 00:36:20,178
‫هیچی

486
00:36:20,928 --> 00:36:22,221
‫هر کاری می‌خوای بکن

487
00:36:25,516 --> 00:36:27,602
‫ویسکی و یه آبجو، لطفا

488
00:36:41,699 --> 00:36:43,117
‫استحقاق اون ژاکت رو داری؟

489
00:36:43,993 --> 00:36:46,204
‫یا از یه فروشگاه مازاد ارتش خریدیش؟

490
00:36:47,413 --> 00:36:48,414
‫استحقاقش رو دارم

491
00:36:49,665 --> 00:36:51,417
‫میشه این رو درباره‌ی صورتت هم گفت؟

492
00:36:57,548 --> 00:36:59,091
‫باید اون یارو رو ببینی

493
00:37:02,220 --> 00:37:07,016
‫می‌خواستم برات نوشیدنی بخرم، ولی نمی‌خوام
‫میزان مصرف الکل نیروی هوایی رو بیشتر کنم

494
00:37:07,808 --> 00:37:10,144
‫با تفنگدارای دریایی نوشیدنی می‌خوری، سرباز؟

495
00:37:11,729 --> 00:37:13,189
‫فقط اگه مجبور باشم

496
00:37:16,609 --> 00:37:19,612
‫دوباره نوشیدنی بیار. واسه جفتمون

497
00:37:48,849 --> 00:37:51,769
‫این اصلا درست نیست.
‫من با نیت خوب به اینجا اومدم.

498
00:37:51,852 --> 00:37:55,815
‫تو مشکلی با من نداری.
‫و من هرکاری که خواستی کردم.

499
00:37:55,898 --> 00:37:59,527
‫،شاید این برات شوکه کننده باشه
‫ولی من بهت اعتماد ندارم

500
00:38:18,462 --> 00:38:19,714
‫این دوستتـه؟

501
00:38:20,548 --> 00:38:22,883
‫من بودم نمی‌گفتم دوست

502
00:38:23,467 --> 00:38:25,227
‫فکر کنم اشتباه اومدی، دوست من

503
00:38:26,012 --> 00:38:29,515
‫آره، خب، برام سواله توی خونه‌ی
‫تورک چی انتظارم رو می‌کشید، ها؟

504
00:38:29,598 --> 00:38:30,850
‫چی می‌تونه باشه؟

505
00:38:30,933 --> 00:38:35,021
‫پانیشر چه ربطی به کسب و کار من
‫توی شیکاگو می‌تونه داشته باشه؟ ها؟

506
00:38:35,104 --> 00:38:36,981
‫- تو کانچفسکی رو کُشتی؟
‫- نه

507
00:38:37,898 --> 00:38:38,899
‫تو چی؟

508
00:38:38,983 --> 00:38:43,529
‫دیما برادرزاده‌ی منـه.
‫من روی اون پسر دست بلند نمی‌کنم.

509
00:38:45,740 --> 00:38:46,907
‫یکی کرده

510
00:38:48,200 --> 00:38:50,995
‫یکی که دنبال دختره و عکساست

511
00:38:52,330 --> 00:38:53,998
‫وقتشه حرف بزنی

512
00:38:54,081 --> 00:38:56,125
‫اونی که قراره حرف بزنه، من نیستم

513
00:39:00,463 --> 00:39:02,840
‫- زنده، لطفا
‫- باشه

514
00:39:10,556 --> 00:39:12,475
‫- حاضری؟
‫- زودباش

515
00:40:40,062 --> 00:40:41,605
‫یالا، آشغال

516
00:40:43,941 --> 00:40:45,401
‫الان می‌خوای حرف بزنی؟

517
00:40:49,113 --> 00:40:51,240
‫الان چی؟ زودباش!

518
00:41:08,716 --> 00:41:09,717
‫من...

519
00:41:10,551 --> 00:41:11,552
‫من دشمنت نیستم

520
00:41:24,023 --> 00:41:25,024
‫اون عکسا

521
00:41:26,233 --> 00:41:28,652
‫کی براشون پول داده؟ کی؟

522
00:41:29,778 --> 00:41:31,447
‫اگه بگم منو می‌کُشن...

523
00:41:31,530 --> 00:41:33,032
‫فکر کن من چیکار می‌کنم

524
00:41:33,115 --> 00:41:36,285
‫پولوزنیف. نیکولای پولوزنیف

525
00:41:36,368 --> 00:41:37,453
‫کجا پیداش کنم؟

526
00:41:38,496 --> 00:41:39,538
‫اینترنت رو امتحان کن

527
00:41:51,091 --> 00:41:53,093
‫آره

528
00:42:05,272 --> 00:42:07,942
‫- به خدا قسم مجبورم کردن، مرد
‫- آره

529
00:42:08,734 --> 00:42:12,613
‫نگران نباش، تورک.
‫دقیقا همون کاری رو کردی که می‌خواستم.

530
00:42:12,696 --> 00:42:17,034
‫لعنت. واقعا دیگه نمی‌خوام ببینمت

531
00:42:17,117 --> 00:42:19,453
‫آره، خب، این احساس دوطرفه‌ست

532
00:42:24,124 --> 00:42:27,253
‫واقعا نباید انقدر مست کنم

533
00:42:27,336 --> 00:42:30,673
‫چرا؟ باید صبح ساعت ۵ پاشی بری رژه؟

534
00:42:31,674 --> 00:42:32,841
‫دیگه نه

535
00:42:36,929 --> 00:42:38,138
‫دلت براش تنگ میشه؟

536
00:42:39,515 --> 00:42:40,641
‫هر روز

537
00:42:41,684 --> 00:42:44,061
‫هر روز لعنتی.
‫می‌دونی بیشتر دلم برای چی تنگ میشه؟

538
00:42:45,271 --> 00:42:46,855
‫دلم برای رفیقام تنگ میشه، می‌دونی؟

539
00:42:47,648 --> 00:42:48,732
‫می‌فهمم چی میگی

540
00:42:49,567 --> 00:42:52,069
‫توی دنیای واقعی همچین دوستایی گیر نمیاد

541
00:42:52,820 --> 00:42:55,990
‫به جاش باید با نازک نارنجی‌های
‫عوضی‌ای مثل اون سر و کله بزنی

542
00:43:00,578 --> 00:43:02,204
‫یکم مواد می‌خوای؟

543
00:43:05,291 --> 00:43:06,542
‫نمی‌خوام، مرد

544
00:43:08,836 --> 00:43:10,421
‫یه ارتش اون بیرون هست

545
00:43:11,380 --> 00:43:14,967
‫توی خیابونا. توی همچین بارهایی

546
00:43:15,050 --> 00:43:17,553
‫و احساس همشون مثل من و توئه

547
00:43:18,429 --> 00:43:20,889
‫اونا همیشه فقط بهمون میگن مشکل ماییم

548
00:43:20,973 --> 00:43:22,766
‫ماییم که باید تغییر کنیم

549
00:43:23,475 --> 00:43:25,227
‫شاید مشکل ما نیستیم

550
00:43:25,811 --> 00:43:28,480
‫شاید به خاطر مسخره بازی‌ای باشه
‫که برگشتیم داخلش

551
00:43:28,564 --> 00:43:30,107
‫تا حالا شده فکر کنی چی می‌شد...

552
00:43:31,317 --> 00:43:34,862
‫اگه هممون همزمان می‌استادیم و...

553
00:43:36,905 --> 00:43:39,908
‫انگشت وسط‌مون رو به دنیا نشون می‌دادیم؟

554
00:43:40,701 --> 00:43:43,954
‫اونطوری خیلی خفن میشه

555
00:43:44,538 --> 00:43:47,082
‫فکر کنم نباید از شنیدنش از تو تعجب کنم

556
00:43:47,166 --> 00:43:51,503
‫یعنی، بیلی روسو همیشه
‫دیوثِ خفنی بوده، درسته؟

557
00:43:51,587 --> 00:43:53,756
‫،به محض اینکه نشستی
‫می‌دونستم کی بودی

558
00:43:55,007 --> 00:43:57,009
‫دیدنت واقعا باعث افتخاره...

559
00:43:58,677 --> 00:43:59,677
‫قربان

560
00:46:13,896 --> 00:46:15,272
‫اوه، خوبه. برگشتی

561
00:46:17,399 --> 00:46:18,525
‫واو

562
00:46:18,609 --> 00:46:20,611
‫خیلی خوب پیش رفت یا خیلی بد؟

563
00:46:24,573 --> 00:46:26,074
‫خب، بد چه شکلیـه؟

564
00:46:28,285 --> 00:46:30,496
‫آدمای کانچفسکی دنبال ما نیستن

565
00:46:31,455 --> 00:46:34,708
‫یکی رفته سراغ اونا.
‫یه اسم دارم.

566
00:46:35,334 --> 00:46:36,335
‫جدی؟

567
00:46:36,418 --> 00:46:38,504
‫نیکولای پولوزنیف

568
00:46:42,382 --> 00:46:43,717
‫بذار ببینم

569
00:46:45,093 --> 00:46:48,764
‫ولی فکر نکنم گانگستر روس
‫یه حساب لینکدین داشته باشه، می‌دونی

570
00:46:53,060 --> 00:46:56,104
‫اوه. لعنت

571
00:46:56,855 --> 00:47:00,651
‫نوشته "نیکولای پولوزنیف
‫،یه مامور سابق پلیس روسیه‌ست

572
00:47:00,734 --> 00:47:03,695
‫که تبدیل به صنعت‌گری با گرایش
‫،به نفت و گاز حمل و نقل دریایی

573
00:47:03,779 --> 00:47:05,739
‫با ارزش چندین میلیارد دلار شده

574
00:47:06,532 --> 00:47:08,212
‫،دوست رئیس جمهور روسیه‌ست

575
00:47:08,242 --> 00:47:11,870
‫،توی چندین کشور خونه داره
‫"ولی در حال حاضر ساکنِ نیویورک ـه

576
00:47:15,082 --> 00:47:16,208
‫خب، الان چی؟

577
00:47:17,793 --> 00:47:20,254
‫مطمئن نیستم این یارو اهل ورق بازی باشه

578
00:47:40,691 --> 00:47:42,025
‫کجا میریم؟

579
00:47:43,652 --> 00:47:46,363
‫رفیقم کورتیس...یه جایی واسمون داره

580
00:47:46,947 --> 00:47:48,991
‫مدنی به خاطر اینکه از شهر
‫نرفتیم عصبانی میشه

581
00:47:49,074 --> 00:47:52,035
‫آره. متوجه فرقش نمیشه

582
00:47:52,828 --> 00:47:55,998
‫،خب، کارت اعتباریش رو برگردوندم
‫پس این باید خوشحالش کنه

583
00:47:58,166 --> 00:48:00,002
‫کِی شده اون زن خوشحال باشه؟

584
00:48:00,026 --> 00:48:08,026
‫<font color="#۰۰ffff">ترجمه از آرین
‫:: Cardinal ::.</font>.

585
00:48:08,050 --> 00:48:16,050
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫www.DibaMoviez.Com

586
00:48:16,074 --> 00:48:24,074
‫کانال تلگرام تیم ترجمه‌ی دیباموویز
‫@DibaSub

