﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:16,000
‫از سير تا پياز سينماي جهان رو با ما ببين!
‫تلگرام، اينستاگرام و توييتر: Bamabinofficial@

2
00:00:17,500 --> 00:00:23,600
‫«مرد شني»

3
00:00:25,200 --> 00:00:29,650
‫[قسمت هفتم: خانه عروسكي]

4
00:00:29,700 --> 00:00:33,900
‫[رز واكر]

5
00:00:38,747 --> 00:00:40,040
‫اين‌ها رو جا نذاري.

6
00:00:42,750 --> 00:00:45,627
‫[فلوريدا، دماغه كندي، سال 2015]

7
00:00:45,628 --> 00:00:46,588
‫مرسي رفيق.

8
00:00:49,007 --> 00:00:53,511
‫- نمي‌خواي كفشت رو بپوشي؟
‫- از فلوريدا تا نيوجرسي چقدر راهه؟

9
00:00:54,471 --> 00:00:56,556
‫با ماشين تقريبا دو روز راهه، ولي...

10
00:00:57,474 --> 00:01:00,143
‫- مي‌خواي يهويي...
‫- پسر خودمه!

11
00:01:01,102 --> 00:01:02,520
‫نمي‌خواد بريم.

12
00:01:04,814 --> 00:01:06,107
‫خودم مي‌دونم.

13
00:01:08,777 --> 00:01:09,903
‫خوبي؟

14
00:01:10,862 --> 00:01:11,738
‫آره.

15
00:01:13,740 --> 00:01:14,741
‫ولي، اِم...

16
00:01:16,534 --> 00:01:20,497
‫داشتم با بابات صحبت مي‌كردم، اِم...

17
00:01:21,581 --> 00:01:26,628
‫به نظرمون احتمالا بهتر باشه
‫اول خودم و رز مستقر بشيم،

18
00:01:26,711 --> 00:01:28,963
‫بعدش تو رو ببريم نيوبرانزويك.

19
00:01:30,173 --> 00:01:31,007
‫چي؟

20
00:01:33,218 --> 00:01:34,260
‫نبايد ولش كنيم.

21
00:01:34,344 --> 00:01:36,763
‫من باهاتون نميام؟

22
00:01:36,846 --> 00:01:38,640
‫اين دفعه نمياي عزيز دلم.

23
00:01:38,723 --> 00:01:40,100
‫بابا قول داده بود.

24
00:01:41,059 --> 00:01:42,310
‫تجديد نظر كرد.

25
00:01:44,896 --> 00:01:46,606
‫گفت دلش خيلي برات تنگ مي‌شه.

26
00:01:46,689 --> 00:01:48,316
‫مي‌رم باهاش صحبت كنم.

27
00:01:48,399 --> 00:01:49,359
‫رز.

28
00:01:51,736 --> 00:01:53,571
‫الان حوصله گوش دادن نداره.

29
00:01:53,655 --> 00:01:56,157
‫مي‌خواد اين‌جوري ناراحتت كنه.

30
00:01:56,241 --> 00:01:57,909
‫پس حضانت مشترك چي شد؟

31
00:01:58,660 --> 00:02:01,538
‫نمي‌تونم جد رو بدون اجازه بابات ببرم.

32
00:02:03,665 --> 00:02:07,710
‫با برادرت خداحافظي كن
‫و تو ماشين منتظرم بمون، خب؟

33
00:02:16,719 --> 00:02:17,804
‫خيلي دوستت دارم جدي.

34
00:02:17,887 --> 00:02:19,764
‫من رو با خودتون ببر.

35
00:02:24,352 --> 00:02:25,937
‫خيلي‌خب، بيا ساكت رو باز كنيم عزيز دلم.

36
00:02:28,106 --> 00:02:29,899
‫رز، خواهش مي‌كنم.

37
00:02:29,983 --> 00:02:31,151
‫شرمنده‌ام.

38
00:02:34,821 --> 00:02:37,991
‫- رز! رز!
‫- جد، چيزي نيست. چيزي نيست عزيز دلم.

39
00:02:43,830 --> 00:02:45,331
‫هستي خواهر عزيزم؟

40
00:02:52,338 --> 00:02:55,133
‫مي‌شه باهام صحبت كني
‫ملكه يأس؟

41
00:02:56,843 --> 00:02:59,429
‫هميشه آماده‌ام كه باهام حرف بزني آرمان.

42
00:03:01,306 --> 00:03:02,599
‫خبري برات آوردم.

43
00:03:05,310 --> 00:03:06,352
‫خبر واقعي آوردي؟

44
00:03:08,229 --> 00:03:10,064
‫ناخلفه برگشته؟

45
00:03:10,148 --> 00:03:11,357
‫چي؟

46
00:03:12,567 --> 00:03:14,861
‫آها. اون رو مي‌گي.

47
00:03:14,944 --> 00:03:16,613
‫نه، نه، هنوز هم گم شده.

48
00:03:17,780 --> 00:03:20,033
‫از رويا خبر آوردم.

49
00:03:22,785 --> 00:03:24,412
‫تونسته خودش رو آزاد كنه.

50
00:03:26,039 --> 00:03:29,292
‫مي‌خواي باز هم تو دسيسه‌هات دخيلش كني؟

51
00:03:31,836 --> 00:03:34,672
‫طي صد سال اخير
‫به حد كافي زجر نكشيده؟

52
00:03:34,756 --> 00:03:36,090
‫خب، آدم خيال مي‌كنه كشيده.

53
00:03:36,174 --> 00:03:40,261
‫ولي باز هم عين سابق
‫متكبر و خودبينه.

54
00:03:42,305 --> 00:03:45,225
‫به نظرت با اين بازي‌هاي جزئيمون عوض مي‌شه؟

55
00:03:47,310 --> 00:03:49,020
‫ما اصلا بازي نمي‌كنيم
‫خواهر دوقلوي عزيزم.

56
00:03:49,646 --> 00:03:54,317
‫رفتار رويا هنوز به شكليه
‫كه انگار قلمروش از ما برتره.

57
00:03:55,485 --> 00:04:00,949
‫وقتشه بفهمه كه رويا صرفا
‫طنين آرزو و يأسه.

58
00:04:03,117 --> 00:04:07,413
‫نمي‌دونم چه دسيسه‌اي چيدي،
‫ولي عملي نمي‌شه.

59
00:04:08,164 --> 00:04:10,583
‫دفعه قبل با قبل‌ترش هم نشده بود.

60
00:04:11,417 --> 00:04:12,710
‫نادا رو اشتباه كرده بودم.

61
00:04:13,628 --> 00:04:15,713
‫با رادريك بارجز هم حواسش رو پرت كرده بودم.

62
00:04:17,090 --> 00:04:22,345
‫ولي شرايط تغيير كرده
‫عشق من، خواهر دوقلوي عزيزم.

63
00:04:25,181 --> 00:04:27,308
‫گردابي رويايي به وجود اومده.

64
00:04:27,392 --> 00:04:33,439
‫پس از مدت‌ها به وجود اومده
‫و يه زنه.

65
00:04:40,446 --> 00:04:42,991
‫- يعني بايد صبر كنيم؟
‫- لزومي نداره صبر كنيم.

66
00:04:44,242 --> 00:04:46,494
‫دختره اصلا خبر نداره چيه،

67
00:04:46,577 --> 00:04:50,498
‫ولي همين الانش هم
‫داره كار گرداب‌ها رو مي‌كنه.

68
00:04:51,833 --> 00:04:55,378
‫همه‌چي و همه‌كس رو
‫سمت خودش مي‌كشه.

69
00:04:56,296 --> 00:04:57,797
‫مورفئوس رو هم مي‌كشه.

70
00:04:57,880 --> 00:04:58,965
‫كي هست؟

71
00:04:59,674 --> 00:05:01,926
‫اين زني كه رويا رو
‫بركنار مي‌كنه كيه؟

72
00:05:03,886 --> 00:05:05,638
‫اسمش رزه.

73
00:05:07,932 --> 00:05:09,309
‫رز واكره.

74
00:05:09,392 --> 00:05:11,019
‫رزي؟

75
00:05:11,769 --> 00:05:14,522
‫- ليتا. عكس جديدي از جد پيدا كردم.
‫- چي؟

76
00:05:14,605 --> 00:05:17,108
‫- خب، جديد كه نيست. خودم نديده بودم.
‫- الو؟

77
00:05:17,984 --> 00:05:20,205
‫- [نيوجرسي، نيوبرانزويك، سال 2021]
‫- خانم بلوم؟ سلام، رز واكر هستم.

78
00:05:20,229 --> 00:05:21,612
‫دختر ميراندا هستم.

79
00:05:21,696 --> 00:05:22,905
‫ماشينمون داره مياد.

80
00:05:22,989 --> 00:05:25,616
‫شرمنده كه مزاحم شدم،
‫ولي داشتم وسايل مادرم رو مي‌گشتم...

81
00:05:25,700 --> 00:05:27,618
‫كارل، واسه چي اومدي اينجا؟

82
00:05:27,702 --> 00:05:29,662
‫خواستم اگه مي‌شه،
‫وقتي نيستين مراقب خونه‌تون باشم.

83
00:05:29,746 --> 00:05:32,832
‫عكسي از برادرم، جد، پيدا كردم
‫كه تا حالا نديده بودم.

84
00:05:33,583 --> 00:05:35,418
‫- اِم...
‫- بايد باهاش كفش هم بپوشه.

85
00:05:35,501 --> 00:05:38,379
‫مال قبل از طلاقشونه،
‫يعني حداقل مال هفت سال پيشه،

86
00:05:38,463 --> 00:05:41,090
‫ولي چهره‌اش خيلي واضحه.

87
00:05:41,174 --> 00:05:42,633
‫مي‌شه براتون بفرستمش؟

88
00:05:44,218 --> 00:05:47,722
‫وقتي... مسئول بهزيستي گفته بود
‫نمي‌شه جاي جد رو بهمون بگه،

89
00:05:47,805 --> 00:05:50,141
‫گفته بودين مي‌تونيم
‫كارآگاه خصوصي اجير كنيم.

90
00:05:52,060 --> 00:05:54,687
‫خب، با خودم گفتم حتما مي‌شه
‫هزينه‌اش رو با سرمايه مامانم پرداخت كنم.

91
00:05:57,398 --> 00:05:58,232
‫آها.

92
00:06:01,319 --> 00:06:04,489
‫نه، كاملا قصد دارم هزينه‌تون رو پرداخت كنم.
‫اِم...

93
00:06:04,572 --> 00:06:06,366
‫همين كه كار پيدا كنم،
‫پرداخت مي‌كنم.

94
00:06:07,283 --> 00:06:09,369
‫احيانا خودتون كه نيرو
‫استخدام نمي‌كنين، نه؟

95
00:06:11,079 --> 00:06:11,913
‫نمي‌كنين؟

96
00:06:13,498 --> 00:06:15,500
‫خيلي‌خب. ممنون كه وقت گذاشتين.

97
00:06:21,714 --> 00:06:22,840
‫پولي نمونده؟

98
00:06:24,175 --> 00:06:26,928
‫گفت مامان كلش رو
‫خرج اين واحد كرده.

99
00:06:27,011 --> 00:06:28,971
‫مي‌خواست خونه داشته باشي.

100
00:06:30,223 --> 00:06:32,600
‫مي‌خواست جد هم خونه داشته باشه.

101
00:06:35,645 --> 00:06:36,938
‫بايد بريم.

102
00:06:37,021 --> 00:06:39,649
‫- گمون نكنم در توانم باشه.
‫- رزي.

103
00:06:39,732 --> 00:06:42,318
‫چطوري مي‌تونم بدون پول و كار
‫از كشور خارج بشم...

104
00:06:42,402 --> 00:06:46,531
‫ببين چي مي‌گم. اگه كسي بهت پول داده
‫كه جايي بري، كار محسوب مي‌شه.

105
00:06:46,614 --> 00:06:48,866
‫اين بنياد هم داره بابت
‫سفر هوايي به لندن بهت پول مي‌ده.

106
00:06:48,950 --> 00:06:50,076
‫پول كه نمي‌دن.

107
00:06:50,159 --> 00:06:52,912
‫كمك‌هزينه روزانه‌ات دويست و پنجاه پونده.

108
00:06:52,995 --> 00:06:54,872
‫سه روز نقد پرداخت مي‌كنن.

109
00:06:54,956 --> 00:06:57,917
‫در ازاش بايد يه بار
‫راجع به تاريخچه خانواده‌ات مصاحبه كني.

110
00:07:01,754 --> 00:07:03,089
‫- بليتمون بيزينس كلاسه؟
‫- آره.

111
00:07:03,172 --> 00:07:05,341
‫بنياده بدجوري مي‌خواد بري اونجا.

112
00:07:05,425 --> 00:07:07,093
‫من رو نمي‌خوان ببينن.

113
00:07:07,844 --> 00:07:09,220
‫مي‌خواستن مامانم رو ببينن.

114
00:07:11,514 --> 00:07:13,516
‫خيلي مشتاق بود بره.

115
00:07:15,685 --> 00:07:18,146
‫من جايگزين مناسبي نيستم، خودم مي‌دونم.

116
00:07:18,229 --> 00:07:20,106
‫نه. ممنون كه باهام اومدي.

117
00:07:20,189 --> 00:07:23,109
‫چاره‌اي نداشتم. مامانت اصرار كرده بود.

118
00:07:25,194 --> 00:07:26,571
‫خيلي هم خوشحالم كه كرده بود.

119
00:07:29,991 --> 00:07:32,118
‫ولي راحت‌تر مي‌شه ديگه، نه؟

120
00:07:33,077 --> 00:07:37,373
‫تو كه هنوز هر روز و هر ثانيه
‫به ياد هكتور نيستي، نه؟

121
00:07:40,751 --> 00:07:41,794
‫شامپاين ميل دارين؟

122
00:07:42,545 --> 00:07:43,588
‫ممنون.

123
00:07:44,755 --> 00:07:46,048
‫- ممنون.
‫- بيا.

124
00:07:47,008 --> 00:07:49,760
‫آخه اگه شوهرم و مامانت
‫الان اينجا بودن، مي‌گفتن...

125
00:07:49,844 --> 00:07:52,722
‫زندگي كوتاهه و آدم بايد
‫از بيزينس كلاس لذت ببره.

126
00:07:56,893 --> 00:07:58,478
‫جريان گردابه رو شنيدي؟

127
00:07:59,604 --> 00:08:01,647
‫- همه دارن حرفش رو مي‌زنن.
‫- همه؟

128
00:08:01,731 --> 00:08:04,108
‫همه دقيقا يعني كي؟

129
00:08:04,192 --> 00:08:06,527
‫خب، اكثرا قابيل حرفش رو مي‌زنه، ولي...

130
00:08:06,611 --> 00:08:11,908
‫هابيل، اگه مي‌خواستم شايعات
‫موجوديت‌هاي پيچ‌خورنده رو تحويلم بدي،

131
00:08:11,991 --> 00:08:13,576
‫خودم بهت مي‌گفتم.

132
00:08:13,659 --> 00:08:17,580
‫ولي از طرف ارباب مورفئوس اومدم سرشماري كنم.

133
00:08:17,663 --> 00:08:22,335
‫خب، بايد فهرست كل موجوديت‌هاي
‫ساكن اينجا رو بنويسم.

134
00:08:22,418 --> 00:08:24,337
‫خيلي‌خب. بذار فكر كنم. اِم...

135
00:08:25,588 --> 00:08:27,006
‫- خودم هستم.
‫- هوم.

136
00:08:27,089 --> 00:08:29,467
‫خود خانه رازها هم كه هست.

137
00:08:29,550 --> 00:08:30,843
‫جن شيشه‌اي هم هست.

138
00:08:30,927 --> 00:08:34,972
‫چيز به شدت زننده‌اي هم
‫تو زيرزمينمون هست.

139
00:08:35,056 --> 00:08:37,350
‫چيز به شدت زننده‌اي تو زيرزمينتون هست.

140
00:08:37,433 --> 00:08:39,852
‫سعي مي‌كنم نرم پايين. ضمنا...

141
00:08:41,354 --> 00:08:43,814
‫ظاهرا ناخواسته دوستم رو از قلم انداختم.

142
00:08:43,898 --> 00:08:45,358
‫اسمش طلاييه.

143
00:08:45,441 --> 00:08:49,237
‫يكي ديگه هم اضافه مي‌كنم.
‫بچه اژدري به نام طلايي.

144
00:08:49,320 --> 00:08:52,448
‫خب، ارباب مورفئوس خبر دارن...

145
00:08:54,242 --> 00:08:55,326
‫كه گردابي تشكيل شده؟

146
00:08:55,409 --> 00:08:56,661
‫بهت اطمينان مي‌دم...

147
00:08:56,744 --> 00:09:01,499
‫ارباب مورفئوس كارهاي مهم‌تري داره
‫كه بخواد به شايعات مسخره‌تون گوش بده.

148
00:09:06,045 --> 00:09:08,798
‫اصلا شايد لازم بود
‫به انگليس سفر كنه.

149
00:09:09,465 --> 00:09:12,343
‫الان خوابيده.
‫يعني بهتر شده.

150
00:09:13,010 --> 00:09:15,471
‫- اخيرا نمي‌خوابه؟
‫- نه.

151
00:09:16,764 --> 00:09:19,190
‫اخيرا مشغول سر و كله زدن
‫با سرمايه مامانش بود...

152
00:09:19,214 --> 00:09:20,810
‫و سعي داشت برادرش رو پيدا كنه.

153
00:09:20,893 --> 00:09:22,186
‫هر كاري لازم باشه مي‌كنه...

154
00:09:22,270 --> 00:09:25,648
‫كه يادش نيفته الان ديگه تك و تنهاست.

155
00:09:27,316 --> 00:09:28,651
‫ولي نيست.

156
00:09:29,694 --> 00:09:32,488
‫نه، خودم مي‌دونم.
‫دوست خيلي مفيده، ولي...

157
00:09:35,283 --> 00:09:36,117
‫چيه؟

158
00:09:40,538 --> 00:09:43,249
‫وقتي آدم والدينش رو از دست مي‌ده،
‫يهو متوجه مي‌شه...

159
00:09:44,542 --> 00:09:47,461
‫از اولش به خاطر جاذبه
‫رو زمين نمونده بود.

160
00:09:48,588 --> 00:09:51,841
‫چون مي‌دونست دختر يا خواهر كسيه،
‫رو زمين مونده بود.

161
00:09:52,717 --> 00:09:55,886
‫خودم هم كه همسر كسي بودم.

162
00:09:57,263 --> 00:10:01,183
‫ببخشيد. حال خودت چطوره؟ خوبي؟

163
00:10:02,852 --> 00:10:04,645
‫احتمالا نيستم، نه.

164
00:10:05,479 --> 00:10:06,522
‫چرا چنين حرفي مي‌زني؟

165
00:10:08,441 --> 00:10:11,569
‫چون جاي برگشتن سر كار،
‫دارم با هواپيما مي‌رم لندن...

166
00:10:12,486 --> 00:10:13,988
‫و با شوهر مرحومم حرف مي‌زنم.

167
00:10:17,366 --> 00:10:20,536
‫خانم؟ خانم؟

168
00:10:25,833 --> 00:10:28,919
‫شرمنده كه بيدارتون كردم؟
‫مي‌شه كمربندتون رو ببندين؟

169
00:10:29,837 --> 00:10:30,713
‫ممنون.

170
00:10:40,000 --> 00:10:50,000
‫مترجم: «نـــامـــدار»

171
00:10:53,694 --> 00:10:56,697
‫طبق خواسته‌تون، سرشماري كردم ارباب مورفئوس.

172
00:10:56,781 --> 00:10:59,075
‫خوبه. چي شد؟

173
00:10:59,158 --> 00:11:03,287
‫يازده هزار و شصت و دو مورد رو ثبت كردم.

174
00:11:03,371 --> 00:11:05,456
‫عجب. سرت شلوغ بوده‌ها.

175
00:11:05,539 --> 00:11:06,624
‫آره. خب...

176
00:11:07,541 --> 00:11:09,377
‫يه سري موجوديت‌هاي جديد اضافه شدن.

177
00:11:09,460 --> 00:11:11,212
‫انتظارش رو داشتم.

178
00:11:11,295 --> 00:11:14,882
‫ولي... سه تا از موجوديت‌هاي اصليمون نيستن.

179
00:11:17,551 --> 00:11:18,469
‫كي‌ها نيستن؟

180
00:11:19,804 --> 00:11:21,389
‫اوليشون رسه.

181
00:11:24,975 --> 00:11:28,062
‫كابوسيه كه بايد اعتراف كنم
‫اصلا بهش اعتماد نداشتم.

182
00:11:29,271 --> 00:11:30,731
‫تغيير شكل دهنده است.

183
00:11:30,815 --> 00:11:32,983
‫ذاتا معتمد نيست.

184
00:11:34,068 --> 00:11:35,236
‫ديگه كي نيست؟

185
00:11:36,821 --> 00:11:37,863
‫قرنتيان هم نيست.

186
00:11:40,282 --> 00:11:42,034
‫فرض مي‌كردم نباشه.

187
00:11:42,118 --> 00:11:45,037
‫هنوز داره از به خواب رفتگاني
‫كه بايد بهشون خدمت مي‌كرد، تغذيه مي‌كنه.

188
00:11:45,121 --> 00:11:47,581
‫- درسته.
‫- آخري كدومه؟

189
00:11:48,499 --> 00:11:50,084
‫آخرين باغ آواست.

190
00:11:51,335 --> 00:11:53,295
‫- باغ آوا؟
‫- هوم.

191
00:11:56,966 --> 00:11:58,718
‫واقعا عجيبه.

192
00:12:00,845 --> 00:12:04,390
‫آخه هميشه به قلمرو خودش وفادار بود
‫و مي‌شد روش حساب كرد.

193
00:12:04,473 --> 00:12:05,516
‫مي‌دونم.

194
00:12:08,436 --> 00:12:11,605
‫تقصير منه.
‫اگه اينجا بودم و به كارم مي‌رسيدم...

195
00:12:11,689 --> 00:12:14,150
‫- تقصير شما نبود سرورم.
‫- نبود؟

196
00:12:15,443 --> 00:12:16,819
‫پس تقصير كي بود؟

197
00:12:18,988 --> 00:12:21,407
‫متأسفانه خبر ديگه‌اي هم دارم.

198
00:12:21,490 --> 00:12:24,910
‫- در واقع شايعه است، ولي...
‫- بگو.

199
00:12:26,370 --> 00:12:31,208
‫بين ساكنين قلمرو رويا شايعه شده
‫گردابي به وجود اومده.

200
00:12:32,293 --> 00:12:34,253
‫احتمالا بد نباشه بررسي كنين.

201
00:12:37,381 --> 00:12:40,509
‫شايعاتشون حقيقت داره.

202
00:12:41,635 --> 00:12:43,262
‫واقعا گردابي به وجود اومده.

203
00:12:43,345 --> 00:12:47,475
‫واقعا توان باطل‌سازي داره.
‫تو اين دوره سابقه نداشته.

204
00:12:47,558 --> 00:12:51,270
‫پس بايد شكارش كنين قربان.
‫بايد تحت كنترل باشه.

205
00:12:55,483 --> 00:12:58,360
‫اين گرداب يه خانمه لوسين.

206
00:12:59,153 --> 00:13:00,196
‫موجود نيست.

207
00:13:01,197 --> 00:13:04,575
‫ازليان هم حق ندارن
‫با انساني فاني كه هنوز...

208
00:13:04,658 --> 00:13:06,452
‫خطرناك نيست، برخورد كنن.

209
00:13:06,535 --> 00:13:09,079
‫باشه، ولي بايد صبر كنيم تا خطرناك بشه؟

210
00:13:09,163 --> 00:13:13,501
‫شايد در اون صورت يكي از مشكلاتمون
‫راه‌حل سه مشكل ديگه‌مون باشه.

211
00:13:15,336 --> 00:13:17,296
‫بالاخره گردابه ديگه.

212
00:13:18,714 --> 00:13:21,342
‫بالاخره روياهاي ولگرد رو
‫به خودش جذب مي‌كنه.

213
00:13:23,469 --> 00:13:25,304
‫چنين كاري خطرناك نيست ارباب؟

214
00:13:25,387 --> 00:13:29,308
‫ممكنه در اين حين قلمرو روياها
‫و جهان بيداري رو نابود كنه.

215
00:13:29,391 --> 00:13:32,478
‫- تحت نظرش دارم.
‫- درسته، ولي فقط موقع خواب تحت نظرش دارين.

216
00:13:33,354 --> 00:13:35,940
‫شايد بهتر باشه يكيمون
‫تو جهان بيداري ناظرش باشه.

217
00:13:36,023 --> 00:13:40,194
‫به نظرم بهتره فعلا
‫قلمرو روياها رو به حال خودش رها نكنم.

218
00:13:40,778 --> 00:13:41,987
‫من مي‌تونم برم.

219
00:13:43,322 --> 00:13:47,243
‫خيلي‌خب. لوسين بهت مي‌گه
‫دنبال چي بگردي متيو.

220
00:13:48,327 --> 00:13:51,872
‫ضمنا، هر چي ببيني،
‫من هم مي‌بينم.

221
00:13:53,374 --> 00:13:54,792
‫رز؟

222
00:13:56,794 --> 00:13:57,711
‫بيدار شو.

223
00:13:59,129 --> 00:14:00,005
‫رسيديم.

224
00:14:02,424 --> 00:14:04,134
‫عجيب‌ترين خواب عمرم رو ديدم.

225
00:14:08,097 --> 00:14:08,931
‫ممنون.

226
00:14:11,850 --> 00:14:14,102
‫[انگليس، ساسكس]

227
00:14:14,103 --> 00:14:15,020
‫سلام خانم واكر.

228
00:14:15,104 --> 00:14:16,772
‫سلام. رز هستم.

229
00:14:17,690 --> 00:14:19,233
‫من هم ليتا هال هستم.

230
00:14:19,316 --> 00:14:21,443
‫شما وكيلشون هستين؟
‫آقاي هولداول شمايين؟

231
00:14:21,527 --> 00:14:22,736
‫هولداوي هستم خانم.

232
00:14:22,820 --> 00:14:24,071
‫ببخشيد.

233
00:14:24,154 --> 00:14:27,324
‫ضمنا، اين طرف اقيانوس اطلس
‫خودمون رو سليسيتر خطاب مي‌كنيم.

234
00:14:28,117 --> 00:14:29,660
‫اينجا شعبه اصلي بنيادشونه؟

235
00:14:29,743 --> 00:14:32,663
‫اينجا آسايشگاه خصوصي سالمندانه.

236
00:14:33,497 --> 00:14:34,999
‫موكل من از ساكنين اينجاست.

237
00:14:35,583 --> 00:14:36,584
‫بريم تو؟

238
00:14:44,258 --> 00:14:45,426
‫اگه مي‌شه دنبالم بياين.

239
00:14:52,558 --> 00:14:54,602
‫موكلتون رئيس بنياده؟

240
00:14:54,685 --> 00:14:58,105
‫موكلم همه‌چي رو خيلي بهتر از خودم
‫توضيح مي‌ده خانم هال.

241
00:14:59,732 --> 00:15:01,483
‫مي‌دونين باطل‌ساز يعني چي؟

242
00:15:01,567 --> 00:15:03,485
‫- چي يعني چي؟
‫- باطل‌ساز.

243
00:15:03,569 --> 00:15:06,322
‫گمون كنم نوعي حلقه باشه.
‫كلمه قديمي‌ايه.

244
00:15:06,405 --> 00:15:09,199
‫شما با اين سن كمتون
‫كجا چندين كلمه قديمي‌اي رو ديدين؟

245
00:15:09,283 --> 00:15:11,493
‫سنم اون‌قدرها هم كم نيست.
‫بيست و يك ساله هستم.

246
00:15:11,577 --> 00:15:13,537
‫هيچ‌كس حرفم رو باور نمي‌كنه.

247
00:15:13,621 --> 00:15:16,206
‫هميشه هم ازم كارت شناسايي مي‌خوان،
‫خيلي رو اعصابه.

248
00:15:16,290 --> 00:15:18,417
‫وقتي ديگه ازت نخوان، رو اعصاب‌تره.

249
00:15:18,500 --> 00:15:19,627
‫از من بشنو.

250
00:15:26,425 --> 00:15:28,719
‫بفرمايين تو.

251
00:15:32,890 --> 00:15:33,891
‫ممنون.

252
00:15:36,018 --> 00:15:37,144
‫حتما رز تويي.

253
00:15:37,227 --> 00:15:40,022
‫خودم هستم. ايشون هم دوستم، ليتا هاله.

254
00:15:41,190 --> 00:15:42,900
‫از آشنايي با جفتتون خوش‌وقتم.

255
00:15:44,234 --> 00:15:46,654
‫من يونيتي هستم.
‫يونيتي كينكيد هستم.

256
00:15:47,780 --> 00:15:49,740
‫- ممنون آقاي هولداوي.
‫- زحمتي نبود.

257
00:15:53,327 --> 00:15:55,704
‫خيلي جديه، مگه نه؟

258
00:15:56,872 --> 00:15:58,582
‫بفرمايين تو.

259
00:15:59,208 --> 00:16:01,627
‫ممنون. عه.

260
00:16:01,710 --> 00:16:04,046
‫- اين مال كيه؟
‫- آها، وقتي بچه بودم، مال خودم بود.

261
00:16:07,967 --> 00:16:09,301
‫انگار نوي نوئه.

262
00:16:09,843 --> 00:16:11,470
‫در حد نوئه.

263
00:16:12,096 --> 00:16:14,014
‫فرصت نكردم باهاش بازي كنم.

264
00:16:14,723 --> 00:16:15,849
‫چرا نكردين؟

265
00:16:15,933 --> 00:16:17,893
‫خب، راستش واسه همين
‫گفتم بياي اينجا.

266
00:16:19,228 --> 00:16:21,981
‫اون خونه عروسكي هديه
‫تولد دوازده سالگيم بود.

267
00:16:24,984 --> 00:16:27,778
‫دكترها مي‌گن اون شب
‫مريض شدم...

268
00:16:27,861 --> 00:16:30,739
‫و به بيماري انسفاليت حاد مبتلا شده بودم.

269
00:16:31,490 --> 00:16:33,283
‫بيدار شو خانم خواب‌آلو.

270
00:16:33,367 --> 00:16:36,745
‫خوابم برد و اصلا بيدار نشدم.

271
00:16:37,413 --> 00:16:39,957
‫عزيزم؟ يونيتي؟

272
00:16:42,209 --> 00:16:43,627
‫تازه هشت ماه پيش بيدار شدم.

273
00:16:44,378 --> 00:16:49,133
‫ولي زندگيم تو خوابم
‫خيلي شكوهمند بود.

274
00:16:50,134 --> 00:16:52,469
‫كسب و كار پدرم رو به دست گرفتم.

275
00:16:52,553 --> 00:16:54,847
‫با مردي چشم‌طلايي آشنا شدم.

276
00:16:54,930 --> 00:16:56,515
‫بچه‌دار شديم.

277
00:16:58,642 --> 00:17:02,187
‫ولي تازه وقتي بيدار شدم،
‫فهميدم اصلا واقعي نبود.

278
00:17:05,357 --> 00:17:06,567
‫ولي بچه‌ام واقعي بود.

279
00:17:08,277 --> 00:17:12,114
‫ظاهرا وقتي تو بيمارستان خواب بودم،

280
00:17:13,407 --> 00:17:14,783
‫دختربچه‌اي به دنيا آورده بودم.

281
00:17:17,202 --> 00:17:19,872
‫اون موقع صداش رو درنياوردن،
‫ولي آقاي هولداوي فهميد...

282
00:17:19,955 --> 00:17:22,291
‫خانواده خوبي به سرپرستي گرفته بودنش.

283
00:17:22,374 --> 00:17:24,960
‫فهميد بزرگ شد و خودش دختردار شد.

284
00:17:26,628 --> 00:17:27,755
‫اسم دخترش رو ميراندا گذاشت.

285
00:17:29,798 --> 00:17:31,216
‫ميراندا واكر.

286
00:17:32,885 --> 00:17:34,053
‫مادرت رو مي‌گم.

287
00:17:36,013 --> 00:17:37,931
‫من جدت هستم رز.

288
00:17:38,807 --> 00:17:41,852
‫عذر مي‌خوام كه با دروغ كشوندمت اينجا،

289
00:17:41,935 --> 00:17:45,481
‫ولي خيال مي‌كردم اگه قبلش
‫برات توضيح بدم، ممكنه نـ...

290
00:17:45,564 --> 00:17:46,774
‫ممكنه نياي.

291
00:17:48,859 --> 00:17:50,986
‫گمون نكنم تحمل نيومدنت رو مي‌داشتم.

292
00:17:54,573 --> 00:17:55,449
‫واي.

293
00:18:02,456 --> 00:18:03,916
‫من مي‌رم كه راحت باشين.

294
00:18:04,541 --> 00:18:06,418
‫- نه، لزومي نداره...
‫- نه، لطفا بمون.

295
00:18:06,502 --> 00:18:09,213
‫برمي‌گردم. شما صحبت كنين.

296
00:18:19,431 --> 00:18:21,600
‫از جفتتون ممنونم
‫كه اين همه راه اومدين،

297
00:18:21,683 --> 00:18:24,436
‫ولي از اون‌جايي كه همگي
‫رؤساي هيئت برنامه‌ريزي هستيم،

298
00:18:24,520 --> 00:18:29,399
‫خودمون بايد جايگزين مناسبي
‫واسه خانواده‌دوست پيدا كنيم.

299
00:18:29,483 --> 00:18:33,362
‫در نتيجه، بايد سريعا
‫مهموني افتخاري داشته باشيم.

300
00:18:33,445 --> 00:18:36,031
‫افراد مهم ديگه‌اي نميان؟

301
00:18:36,115 --> 00:18:38,992
‫- اِم، ماه‌رود مياد.
‫- هوم، نه.

302
00:18:39,076 --> 00:18:40,869
‫اِم، آب‌نبات‌فروش مياد.

303
00:18:40,953 --> 00:18:44,623
‫اِم، بايد آدم مهمي بياريم.
‫ملت بليت‌هاشون رو خريدن.

304
00:18:44,706 --> 00:18:46,375
‫فروش بليتمون كمتر از پارسال بوده.

305
00:18:46,458 --> 00:18:48,001
‫پس ديگه حتما بايد كار مهمي بكنيم.

306
00:18:49,169 --> 00:18:51,755
‫تنها كسي كه همگيمون حاضريم
‫بابت ديدنش پول بديم كيه؟

307
00:18:54,383 --> 00:18:56,051
‫- قرنتيانه.
‫- درسته.

308
00:18:57,136 --> 00:19:00,472
‫هر سال باهاش تماس مي‌گيرم.
‫اصلا جواب نمي‌ده.

309
00:19:05,352 --> 00:19:06,562
‫نه.

310
00:19:06,645 --> 00:19:07,938
‫ممنون.

311
00:19:11,275 --> 00:19:12,734
‫به نظرتون چند سالشه؟

312
00:19:12,818 --> 00:19:13,694
‫قرنتيان رو مي‌گي؟

313
00:19:13,777 --> 00:19:16,405
‫اي بابا. خيلي وقته كه هست.

314
00:19:16,488 --> 00:19:18,740
‫نه، گارسونه رو مي‌گم.

315
00:19:20,659 --> 00:19:22,369
‫شونزده؟ هفده؟

316
00:19:23,620 --> 00:19:24,538
‫سنش واسه تو خيلي زياده.

317
00:19:25,873 --> 00:19:26,999
‫بهش مي‌خوره سنش كمتر باشه.

318
00:19:27,082 --> 00:19:30,294
‫البته احتمالا با گذر زمان،
‫چند قرنتيان مختلف داشتيم.

319
00:19:30,377 --> 00:19:34,464
‫نمي‌دونم الان كيه،
‫ولي كارش حرف نداره.

320
00:19:35,424 --> 00:19:37,676
‫اين مال هفته پيش تو واشينگته.

321
00:19:40,137 --> 00:19:41,847
‫- واي.
‫- واي.

322
00:19:41,930 --> 00:19:44,808
‫يعني سمت ساحل شرقيه.
‫زياد دور نيست.

323
00:19:45,392 --> 00:19:47,394
‫به نظرتون چشمشون رو چيكار مي‌كنه؟

324
00:19:47,477 --> 00:19:49,771
‫اون هم عين خودمون
‫كلكسيونره ديگه.

325
00:19:50,480 --> 00:19:53,859
‫مي‌تونم باز هم به طرق هميشگي دعوتش كنم.

326
00:19:53,942 --> 00:19:58,447
‫نه، اگه بخوايم توجهش رو جلب كنيم،
‫بايد عين خودش فكر كنيم.

327
00:19:59,990 --> 00:20:01,700
‫عين خودش رفتار كنيم.

328
00:20:04,077 --> 00:20:05,329
‫منظورت اينه كه...

329
00:20:05,412 --> 00:20:07,206
‫اداي قرنتيان رو دربياريم؟

330
00:20:07,289 --> 00:20:08,415
‫ممكنه حال بده.

331
00:20:08,498 --> 00:20:11,043
‫ما كه از كار همديگه سرقت هنري نمي‌كنيم.

332
00:20:11,126 --> 00:20:12,502
‫قوانيني داريم.

333
00:20:12,586 --> 00:20:15,964
‫ولي قراره بيش از صد
‫قاتل زنجيره‌اي شركت كنن.

334
00:20:16,048 --> 00:20:17,633
‫لطفا بگو «كلكسيونر».

335
00:20:17,716 --> 00:20:20,427
‫اون‌ها هم واسه ديدن
‫خانواده‌دوست كلي پول دادن.

336
00:20:20,510 --> 00:20:23,263
‫نه‌خير. به هيچ وجه.

337
00:20:24,556 --> 00:20:27,517
‫باشه. هر طور مايلين.

338
00:20:30,520 --> 00:20:31,480
‫مستراح كجاست؟

339
00:20:37,277 --> 00:20:39,696
‫به نظرت قرنتيان از افراد خاصي خوشش مياد؟

340
00:20:43,909 --> 00:20:44,826
‫كمكي از دستم برمياد؟

341
00:20:45,410 --> 00:20:47,162
‫عه، تو كه رز واكر نيستي.

342
00:20:48,205 --> 00:20:49,456
‫نه، كارل هستم.

343
00:20:50,082 --> 00:20:51,875
‫همخونه رز هستي؟

344
00:20:51,959 --> 00:20:54,127
‫مراقب خونه‌اش هستم.
‫مسافرته.

345
00:20:54,211 --> 00:20:55,379
‫آها.

346
00:20:56,296 --> 00:20:57,589
‫خب، شما؟

347
00:20:57,673 --> 00:21:00,133
‫مي‌شه گفت استعدادياب هستم.

348
00:21:00,217 --> 00:21:01,927
‫اومدم به رز پيشنهاد كار بدم.

349
00:21:02,594 --> 00:21:05,555
‫- بي شوخي؟
‫- مي‌دوني كجاست؟

350
00:21:06,139 --> 00:21:06,974
‫اِم...

351
00:21:07,057 --> 00:21:10,602
‫الان سفره،
‫ولي مي‌تونم بهش پيام بدم.

352
00:21:11,311 --> 00:21:14,189
‫هوم. باشه، به نظرت سفرش
‫چقدر طول مي‌كشه؟

353
00:21:15,399 --> 00:21:16,275
‫يه هفته.

354
00:21:17,067 --> 00:21:20,112
‫ولي... مي‌توني بياي منتظرش بموني.

355
00:21:22,948 --> 00:21:25,409
‫تكنيك قرنتيان خيلي دقيقه.

356
00:21:25,492 --> 00:21:26,368
‫ظريفه.

357
00:21:27,035 --> 00:21:30,122
‫كلكسيون درست و حسابي
‫چند ماه تحقيق لازم داره.

358
00:21:30,205 --> 00:21:31,665
‫ابزار مناسبي لازم داريم.

359
00:21:31,748 --> 00:21:35,168
‫تازه، اصلا قرنتيان واسه چي
‫بايد به مقلدش اهميت بده؟

360
00:21:35,252 --> 00:21:36,295
‫خب، من اگه جاش بودم، مي‌دادم.

361
00:21:36,378 --> 00:21:38,964
‫اگه يكي داشت اعتبار كار من رو
‫به نام خودش ثبت مي‌كرد،

362
00:21:39,840 --> 00:21:44,428
‫پيداش مي‌كردم و اطمينان حاصل مي‌كردم
‫ديگه چنين كاري نكنه.

363
00:21:45,012 --> 00:21:47,306
‫اين هم دليل خوبيه
‫كه چنين كاري نكنيم.

364
00:21:47,931 --> 00:21:49,558
‫درسته. به نتيجه رسيديم.

365
00:21:49,641 --> 00:21:51,351
‫- تصميم گرفتيم...
‫- بايد بريم.

366
00:21:52,311 --> 00:21:56,231
‫نمي‌شه كه بريم. نه مهمون افتخاري داريم،
‫نه برنامه‌اي ريختيم.

367
00:21:56,315 --> 00:21:58,442
‫من مي‌خوام دسر بخورم.
‫گارسونشون كجاست؟

368
00:21:58,525 --> 00:21:59,651
‫برنامه‌مون رو ريختيم.

369
00:22:00,319 --> 00:22:02,904
‫قراره واسه قرنتيان
‫پيام بفرستيم.

370
00:22:04,156 --> 00:22:05,824
‫گارسونشون هم برنمي‌گرده.

371
00:22:10,620 --> 00:22:11,830
‫واي.

372
00:22:15,167 --> 00:22:17,377
‫مي‌رم دنبال ليتا. الان ميام.

373
00:22:22,549 --> 00:22:23,592
‫رز.

374
00:22:24,134 --> 00:22:25,302
‫غنچه رز.

375
00:22:25,385 --> 00:22:27,429
‫رز واكر.

376
00:22:34,519 --> 00:22:35,645
‫سلام رز.

377
00:22:36,313 --> 00:22:38,190
‫بيا تو پروانه قشنگم.

378
00:22:38,273 --> 00:22:40,984
‫الان سر دوراهي هستي رز واكر.

379
00:22:42,277 --> 00:22:45,197
‫اسمم رو از كجا بلدين؟ كي هستين؟

380
00:22:45,280 --> 00:22:47,657
‫اسم، اسم، اسم.

381
00:22:47,741 --> 00:22:50,786
‫هر اسمي نمدي مجزا از كليتمونه.

382
00:22:50,869 --> 00:22:53,330
‫به همين تثليث خودت راضي باش عزيز دلم.

383
00:22:53,413 --> 00:22:55,916
‫به نفعته نمود مهربونمون رو نبيني.

384
00:22:55,999 --> 00:22:58,919
‫فقط مي‌تونيم بهت هشدار بديم خواهر.

385
00:22:59,002 --> 00:23:00,670
‫ما نمي‌تونيم ازت محافظت كنيم.

386
00:23:00,754 --> 00:23:02,464
‫محافظت مقابل چـ...

387
00:23:02,547 --> 00:23:03,965
‫مقابل زندگي محافظت كنيم دسته‌گلم.

388
00:23:04,049 --> 00:23:06,635
‫علاوه بر چيزهاي فراتر از از زندگي....

389
00:23:06,718 --> 00:23:08,512
‫كه دارن خودشون رو به زندگي مي‌كوبن.

390
00:23:08,595 --> 00:23:11,932
‫- مراقب روياها باش.
‫- مراقب خونه‌ها هم باش.

391
00:23:13,058 --> 00:23:14,184
‫منظورتون چيه؟

392
00:23:14,267 --> 00:23:16,561
‫سوالات اشتباهي مي‌پرسي.

393
00:23:16,645 --> 00:23:18,688
‫اگه سوال درستي پرسيده بودي،

394
00:23:18,772 --> 00:23:21,149
‫مي‌تونستيم بهت هشدار بديم
‫كه قرنتيان داره مياد.

395
00:23:21,233 --> 00:23:22,901
‫مي‌گفتيم جد كجاست.

396
00:23:22,984 --> 00:23:25,320
‫مورفئوس رو بهت معرفي مي‌كرديم.

397
00:23:32,244 --> 00:23:33,578
‫واسه چي اومدي اينجا؟

398
00:23:34,287 --> 00:23:35,247
‫گـ...

399
00:23:40,669 --> 00:23:43,088
‫گمون كنم ساعت خوابم
‫بدجوري به هم ريخته.

400
00:23:49,678 --> 00:23:51,346
‫همديگه رو از كجا مي‌شناسين؟

401
00:23:51,430 --> 00:23:54,474
‫- راستش، همسايه‌ايم.
‫- تو يه ساختمونيم. يه طبقه فاصله داريم.

402
00:23:54,558 --> 00:23:56,092
‫وقتي هم مامانم مريض شد،

403
00:23:56,116 --> 00:23:59,062
‫در واقع ليتا و شوهرش
‫من رو به سرپرستي گرفتن.

404
00:24:00,063 --> 00:24:02,149
‫ما كه حس مي‌كرديم
‫رز به سرپرستيمون گرفته.

405
00:24:02,232 --> 00:24:05,610
‫در اين صورت خودت و شوهرت
‫هم خانواده من محسوب مي‌شين.

406
00:24:07,487 --> 00:24:09,948
‫براش بليت هواپيما بفرستم
‫كه بياد پيشمون؟

407
00:24:10,699 --> 00:24:15,120
‫خيلي لطف دارين، ولي...
‫هكتور تقريبا يه سال پيش فوت كرد.

408
00:24:15,203 --> 00:24:16,204
‫واي نه.

409
00:24:16,288 --> 00:24:18,582
‫تصادف كرد.
‫يكي چراغ قرمز رو رد كرده بود.

410
00:24:18,665 --> 00:24:20,917
‫- خيلي تسليت مي‌گم.
‫- نمي‌خواد.

411
00:24:21,001 --> 00:24:22,878
‫من و هكتور تو دانشگاه آشنا شديم.

412
00:24:22,961 --> 00:24:24,963
‫رشته جفتمون معماري بود.

413
00:24:25,046 --> 00:24:27,424
‫با همديگه شركت زديم.
‫چندين سال با هم بوديم.

414
00:24:28,383 --> 00:24:30,343
‫ولي اصلا كافي نيست، مگه نه؟

415
00:24:31,678 --> 00:24:35,515
‫ظاهرا زندگي همگيمون
‫به شدت مختل شده، مگه نه؟

416
00:24:36,433 --> 00:24:39,811
‫شايد زندگي همين باشه.
‫صرفا مجموعه‌اي از اختلالات باشه.

417
00:24:40,812 --> 00:24:42,314
‫مجموعه‌اي از تجديد ديدارها هم هست.

418
00:24:44,399 --> 00:24:47,527
‫خب، كافيه برادرت رو پيدا كنيم.

419
00:24:47,611 --> 00:24:51,156
‫اميدوار بودم بتونم كارآگاه خصوصي اجير كنم.

420
00:24:51,239 --> 00:24:54,493
‫يا شايد يه موقعي شخصا
‫برم دماغه كندي.

421
00:24:54,576 --> 00:24:55,619
‫خب، به نظرم بهتره بري.

422
00:24:55,702 --> 00:24:56,620
‫مي‌رم.

423
00:24:56,703 --> 00:24:59,581
‫اِم، فقط قبلش
‫بايد كار پيدا كنم.

424
00:25:00,290 --> 00:25:01,875
‫اگه من استخدامت كنم چي؟

425
00:25:02,501 --> 00:25:03,543
‫كه چيكار كنم؟

426
00:25:03,627 --> 00:25:05,754
‫كه نواده‌ام رو پيدا كني.

427
00:25:06,463 --> 00:25:09,382
‫ببين، هزينه همه‌چي رو مي‌دم.
‫هزينه سفر و خرجت رو مي‌دم.

428
00:25:09,466 --> 00:25:11,343
‫مسلما بهت حقوق هم مي‌دم.

429
00:25:11,426 --> 00:25:13,762
‫- يونيتي، اِم...
‫- نگران نباش.

430
00:25:13,845 --> 00:25:15,055
‫كلي پول دارم.

431
00:25:15,722 --> 00:25:18,975
‫«كينكيد شوگر» مال خانواده ما بود.

432
00:25:19,059 --> 00:25:20,894
‫- واقعا؟
‫- واي خدايا.

433
00:25:20,977 --> 00:25:25,482
‫در اين صورت بهم لطف مي‌كني.
‫مي‌خوام نواده‌ام رو ببينم.

434
00:25:26,233 --> 00:25:27,984
‫ليتا، تو هم باهاش مي‌ري؟

435
00:25:28,068 --> 00:25:29,110
‫بياين با هم بريم.

436
00:25:29,194 --> 00:25:31,488
‫نه، نه، نه.
‫من از سرعت كارتون مي‌كاهم.

437
00:25:32,405 --> 00:25:34,616
‫ولي دلم باهاتونه.

438
00:25:35,575 --> 00:25:37,077
‫نه. نه، بيش از دلم باهاتونه.

439
00:25:38,954 --> 00:25:41,331
‫والدينم خيلي وقت پيش
‫اين رو بهم داده بودن.

440
00:25:45,293 --> 00:25:46,294
‫الان ديگه مال توئه.

441
00:25:49,130 --> 00:25:50,757
‫ممنون.

442
00:25:50,840 --> 00:25:52,133
‫يه باطل‌ساز طلاييه.

443
00:25:56,137 --> 00:25:57,430
‫چيه؟ چي شده؟

444
00:25:59,224 --> 00:26:05,438
‫با ماشين كه داشتيم مي‌اومديم اينجا،
‫خواب يه باطل‌ساز رو ديده بودم.

445
00:26:06,064 --> 00:26:08,275
‫واقعا؟ خب، پس...

446
00:26:09,776 --> 00:26:11,278
‫اميدوارم كل خواب‌هامون
‫به حقيقت بپيوندن.

447
00:26:14,364 --> 00:26:17,158
‫تا حالا مراقبت از خونه
‫اين‌قدر بهم نچسبيده بود.

448
00:26:21,788 --> 00:26:24,332
‫رز برات كلي كتاب گذاشته.

449
00:26:26,501 --> 00:26:27,711
‫اهل مطالعه‌اي؟

450
00:26:29,838 --> 00:26:31,006
‫آدم‌ها رو ترجيح مي‌دم.

451
00:26:31,089 --> 00:26:33,925
‫هوم. خوش به حال آدم‌ها.

452
00:26:41,558 --> 00:26:43,310
‫اِم، اصلا از كاره برام نگفتي.

453
00:26:45,562 --> 00:26:46,980
‫كاري كه واسه رز پيدا كردي رو مي‌گم.

454
00:26:47,063 --> 00:26:48,064
‫آها.

455
00:26:49,399 --> 00:26:51,234
‫مي‌خوام رز بياد برام كار كنه.

456
00:26:51,860 --> 00:26:54,654
‫آخه كار سابقم رو ول كردم
‫كه مستقل كار كنم.

457
00:26:55,238 --> 00:26:58,450
‫به نظرم اگه رز باهام همراه بشه،
‫مي‌تونم رئيسم رو از كار بيكار كنم.

458
00:27:00,660 --> 00:27:04,039
‫كسب و كار جديدي واسه خودمون راه بندازيم.

459
00:27:06,750 --> 00:27:07,900
‫[خبر داغ]

460
00:27:08,700 --> 00:27:11,170
‫[قرنتيان باز هم در اغذيه‌فروشي
‫جان كسي را گرفت]

461
00:27:11,171 --> 00:27:12,380
‫مشكلي پيش اومده؟

462
00:27:13,089 --> 00:27:14,591
‫آره. بايد برم سر كار.

463
00:27:15,342 --> 00:27:16,718
‫باز هم مي‌ري استعداديابي؟

464
00:27:16,801 --> 00:27:18,219
‫خب، ظاهرا همين‌طوره.

465
00:27:19,638 --> 00:27:22,891
‫مطمئني فرصت نداري
‫يه دور ديگه حال كنيم؟

466
00:27:24,017 --> 00:27:26,645
‫شايد بهتر باشه اين دفعه
‫عينك آفتابيت رو برداري.

467
00:27:28,000 --> 00:27:39,000
‫Bamabinofficial@

468
00:27:41,034 --> 00:27:42,535
‫مي‌شه از رز بخواي
‫باهام تماس بگيره؟

469
00:27:53,296 --> 00:27:57,300
‫ايناهاش.
‫«رز واكر. بيست و يك ساله.»

470
00:27:57,384 --> 00:27:59,886
‫«مادرش فوت شده، پدرش هم فوت شده.»

471
00:27:59,969 --> 00:28:01,262
‫بچه بيچاره.

472
00:28:01,346 --> 00:28:05,058
‫برادري به نام جد واكر داره.
‫خويشاوند ديگه‌اي هم داره.

473
00:28:05,684 --> 00:28:06,685
‫راست مي‌گن؟

474
00:28:08,520 --> 00:28:12,148
‫آره. طرح نماي جديدمون تأييد شده.

475
00:28:12,232 --> 00:28:16,569
‫نيومدم از ساخت و ساز بگم.
‫اومدم از گردابه بگم.

476
00:28:16,653 --> 00:28:19,823
‫ارباب مورفئوس داره شخصا
‫به خواب‌هاش نظارت مي‌كنه.

477
00:28:19,906 --> 00:28:21,074
‫به نفعشه كه بكنه.

478
00:28:21,157 --> 00:28:23,326
‫متيو رو هم فرستاده تو جهان بيداري
‫تحت نظرش بگيره.

479
00:28:23,410 --> 00:28:25,412
‫چي؟ متيو ديگه كيه؟

480
00:28:25,495 --> 00:28:27,288
‫مرو. منم ديگه.

481
00:28:27,997 --> 00:28:31,251
‫وايستا ببينم. تازه‌وارده رو فرستاده؟

482
00:28:31,334 --> 00:28:32,168
‫چرا كه نه؟

483
00:28:32,794 --> 00:28:36,965
‫تو كه پنج دقيقه بيشتر نيست اومدي اينجا.
‫اصلا بلدي به چي نظارت كني؟

484
00:28:37,048 --> 00:28:38,925
‫نه‌خير. مي‌خواي خودت بري؟

485
00:28:39,008 --> 00:28:40,802
‫نمي‌خوام.

486
00:28:40,885 --> 00:28:42,971
‫پس بهم بگو به چي نظارت كنم.

487
00:28:43,763 --> 00:28:44,597
‫آها.

488
00:28:46,015 --> 00:28:48,059
‫هر رفتار عجيبي رو تحت نظر بگير.

489
00:28:48,143 --> 00:28:50,821
‫كدو تنبل با پرنده سخنگو
‫حرف از عجايب مي‌زنه.

490
00:28:50,845 --> 00:28:52,397
‫مي‌شه دقيق‌تر توضيح بدي؟

491
00:28:53,565 --> 00:28:57,861
‫اگه گردابه پديدار بشه،
‫تو خوابش پديدار مي‌شه...

492
00:28:57,944 --> 00:29:00,321
‫كه مسلما رو زندگي بيداريش
‫هم تأثير مي‌ذاره.

493
00:29:00,405 --> 00:29:03,742
‫پس ببين علائم شوكه شدن
‫يا آسيب ديدن بروز مي‌ده يا نه.

494
00:29:03,825 --> 00:29:06,828
‫حواست به هر چيزي كه ممكنه
‫به كشتن همه‌مون ختم بشه باشه.

495
00:29:06,911 --> 00:29:09,122
‫يعني در واقع حواسم به همه‌چي باشه.

496
00:29:10,206 --> 00:29:12,751
‫- در واقع همين‌طوره.
‫- كارش درسته.

497
00:29:12,834 --> 00:29:15,253
‫راستي، پرنده كوچولو،
‫اگه چيزي ديدي،

498
00:29:15,336 --> 00:29:17,505
‫اول به اطلاع لوسين برسون،
‫بعدش به رئيس بگو.

499
00:29:17,589 --> 00:29:19,257
‫- مروين.
‫- بس كن.

500
00:29:19,340 --> 00:29:22,469
‫همه مي‌دونن خودت
‫در خفا اينجا رو اداره مي‌كنيم.

501
00:29:22,552 --> 00:29:24,971
‫من كه مشكلي ندارم.

502
00:29:25,054 --> 00:29:27,640
‫- آفرين.
‫- ممنون متيو.

503
00:29:29,476 --> 00:29:33,146
‫- خب، طرح جديدمون...
‫- باشه واسه بعد لوش.

504
00:29:53,400 --> 00:29:54,583
‫[فلوريدا، دماغه كندي]

505
00:29:54,584 --> 00:29:56,586
‫- سلام رز.
‫- سلام هال.

506
00:29:56,669 --> 00:29:57,921
‫به خونه خوش اومدي.

507
00:29:58,004 --> 00:29:59,297
‫- ممنون.
‫- واي.

508
00:30:00,089 --> 00:30:01,257
‫برگشتن چه حسي داره؟

509
00:30:02,175 --> 00:30:04,761
‫دماغه كندي عين خاطراتمه.

510
00:30:04,844 --> 00:30:07,847
‫آره، تو فلوريدا تغييري حاصل نمي‌شه.

511
00:30:07,931 --> 00:30:10,058
‫عه، شما بايد ليتا باشين.
‫هال كارتر هستم.

512
00:30:10,141 --> 00:30:11,893
‫- خوش‌وقتم.
‫- خوش‌وقتم.

513
00:30:11,976 --> 00:30:13,520
‫هال صاحب اين پانسيونه.

514
00:30:13,603 --> 00:30:17,357
‫آره، قبلا خونه مادربزرگم بود،
‫ولي الان بهتر شده.

515
00:30:17,440 --> 00:30:19,067
‫- عه، بدين به من.
‫- ممنون.

516
00:30:20,068 --> 00:30:22,737
‫- قبلا دوست بودين؟
‫- نه.

517
00:30:22,821 --> 00:30:24,948
‫وقتي اينجا رو تلفني رزرو كردم،
‫آشنا شديم.

518
00:30:25,532 --> 00:30:27,659
‫ممكنه داستان زندگيم رو
‫واسه رز تعريف كرده باشم.

519
00:30:27,742 --> 00:30:29,160
‫من كه قطعا داستان زندگي
‫خودم رو واسه هال تعريف كردم.

520
00:30:29,244 --> 00:30:31,246
‫سلام! شما رز و ليتا هستين؟

521
00:30:31,329 --> 00:30:32,205
‫- سلام.
‫- سلام.

522
00:30:32,288 --> 00:30:33,706
‫- من كن هستم.
‫- من هم باربي هستم.

523
00:30:35,250 --> 00:30:37,544
‫- خيلي افتضاحه.
‫- خودمون مي‌دونيم.

524
00:30:37,627 --> 00:30:40,213
‫- همسايه‌هاي پايينيتون هستيم.
‫- خب، البته به زودي مي‌ريم.

525
00:30:40,296 --> 00:30:43,925
‫داريم مي‌ريم چندتا خونه ببينيم.
‫ولي امشب همگي مي‌ريم بيرون، مگه نه؟

526
00:30:44,551 --> 00:30:45,802
‫اگه ساعت خوابتون به هم نريخته، بريم.

527
00:30:45,885 --> 00:30:47,804
‫اِم، نه. خوش مي‌گذره.

528
00:30:47,887 --> 00:30:48,721
‫چه عالي.

529
00:30:49,472 --> 00:30:51,599
‫امروز هم سر جلسه با مسئول
‫بهزيستي موفق باشي.

530
00:30:51,683 --> 00:30:52,642
‫ممنون.

531
00:30:53,393 --> 00:30:55,353
‫ممكنه من هم داستان زندگيت رو
‫براشون تعريف كرده باشم،

532
00:30:55,436 --> 00:30:58,314
‫ولي صرفا خواستم افراد بيشتري
‫دنبال برادرت بگردن.

533
00:30:58,398 --> 00:31:00,233
‫غيبت نمي‌كرديم.

534
00:31:01,985 --> 00:31:04,237
‫خيلي از شنيدن خبر مرگ مادرت ناراحت شديم.

535
00:31:05,530 --> 00:31:07,866
‫- شوهرش هم بگو.
‫- آها، از خبر فوت شوهر شما هم ناراحت شديم.

536
00:31:08,658 --> 00:31:11,369
‫شانتال و زلدا طبقه بالا،
‫رو‌به‌روي اتاقتون ساكن هستن.

537
00:31:11,452 --> 00:31:14,330
‫بزرگ‌ترين كلكسيون شخصي
‫عنكبوت خشك‌شده...

538
00:31:14,414 --> 00:31:16,165
‫تو سواحل شرقي مال خودمونه.

539
00:31:16,791 --> 00:31:17,625
‫عجب.

540
00:31:17,709 --> 00:31:20,086
‫مي‌خواين ببينينشون؟
‫شايد بتونين امشب بياين؟

541
00:31:21,296 --> 00:31:23,172
‫آها.

542
00:31:23,256 --> 00:31:25,258
‫زلدا مي‌خواد بدونه
‫گيلبرت رو هم دعوت كردي يا نه.

543
00:31:25,341 --> 00:31:27,552
‫آره، از زير درش يادداشت انداختم.

544
00:31:27,635 --> 00:31:30,638
‫واي. امشب مي‌بينيمتون
‫همخونه‌اي‌هاي جديد.

545
00:31:33,057 --> 00:31:34,559
‫واقعا خيلي نازن.

546
00:31:34,642 --> 00:31:35,852
‫با هم...

547
00:31:35,935 --> 00:31:37,979
‫خواهرن؟ مادر و دخترن؟ زوجن؟

548
00:31:38,062 --> 00:31:39,063
‫كسي خبر نداره.

549
00:31:39,147 --> 00:31:41,691
‫ولي حس مي‌كنم اگه بفهميم، حال نمي‌ده.

550
00:31:41,774 --> 00:31:42,859
‫خب، گيلبرت كيه؟

551
00:31:42,942 --> 00:31:44,819
‫گيلبرت تو اتاق زيرشيرواني ساكنه.

552
00:31:44,903 --> 00:31:47,614
‫زياد نمي‌بينيمش.
‫همون بالا مي‌شينه و مطالعه مي‌كنه.

553
00:31:47,697 --> 00:31:48,740
‫همين؟

554
00:31:49,490 --> 00:31:51,826
‫يا كس ديگه‌اي هم هست
‫كه از جيك و پوكمون خر داشته باشه؟

555
00:31:51,910 --> 00:31:53,369
‫تو اين خونه راضي نداريم.

556
00:31:53,453 --> 00:31:56,748
‫همگي يه خانواده شاد و بزرگ و غيرعادي هستيم.

557
00:31:56,831 --> 00:31:58,166
‫شرمنده.

558
00:31:58,249 --> 00:32:00,335
‫شرمنده نباش.
‫ما هم دنبال خانواده‌مون اومديم اينجا.

559
00:32:02,462 --> 00:32:04,047
‫شرمنده‌ام خانم واكر،

560
00:32:04,130 --> 00:32:07,467
‫ولي همون‌طور كه تلفني و با ايميل
‫به وكيل مادرتون گفته بودم،

561
00:32:07,550 --> 00:32:10,219
‫از نظر قانوني نمي‌تونم
‫اطلاعات برادرتون رو بهتون بدم.

562
00:32:10,303 --> 00:32:12,764
‫اگه بخواين اطلاعاتتون رو
‫بنويسين كه والدين جد ببينن...

563
00:32:12,847 --> 00:32:16,434
‫- اون‌ها كه والدينش نيستن.
‫- تا وقتي سرپرستش باشن، هستن.

564
00:32:16,517 --> 00:32:18,811
‫- ولي من خواهرشم.
‫- درك مي‌كنم.

565
00:32:18,895 --> 00:32:23,441
‫ولي شما هم بايد درك كنين
‫كه از نظر قانوني سرپرستش نيستين.

566
00:32:24,067 --> 00:32:26,945
‫نمي‌شه يه لحظه انسانيت به خرج بدين؟

567
00:32:27,028 --> 00:32:28,404
‫- خواهش مي‌كنم؟
‫- رزي.

568
00:32:28,488 --> 00:32:30,573
‫نه‌خير. ما اين همه راه اومديم.

569
00:32:31,950 --> 00:32:36,204
‫والدين من فوت شدن خانم روبيو.
‫كسي جز جد برام نمونده.

570
00:32:36,829 --> 00:32:37,789
‫كس ديگه‌اي رو ندارم.

571
00:32:38,581 --> 00:32:41,960
‫صرفا مي‌خوام ببينمش
‫يا باهاش صحبت كنم.

572
00:32:42,752 --> 00:32:44,170
‫فقط بفهمه هستم.

573
00:32:47,882 --> 00:32:53,054
‫رز، اگه بهت بگم برادرت كجاست،
‫بعدش چيكار مي‌كني؟

574
00:32:53,763 --> 00:32:54,764
‫باهاش تماس مي‌گيرم.

575
00:32:56,432 --> 00:32:58,309
‫جريان مامانمون رو
‫براش تعريف مي‌كنم.

576
00:33:00,061 --> 00:33:02,855
‫حالش رو مي‌پرسم.
‫مي‌بينم خوبه يا نه.

577
00:33:02,939 --> 00:33:04,399
‫وقتي بگه «نمي‌خوام با اين‌ها...»

578
00:33:04,482 --> 00:33:07,068
‫«زندگي كنم، مي‌خوام با تو زندگي كنم»
‫چيكار مي‌كني؟

579
00:33:07,944 --> 00:33:09,195
‫همين رو مي‌خواي؟

580
00:33:09,821 --> 00:33:14,701
‫آماده‌اي تك و تنها
‫پسري دوزاده ساله رو بزرگ كني؟

581
00:33:14,784 --> 00:33:15,868
‫اون هم با اين سن؟

582
00:33:16,911 --> 00:33:19,455
‫كار داري؟ بيمه داري؟

583
00:33:26,838 --> 00:33:29,716
‫ببين. شايد حالت بهتر بشه...

584
00:33:31,217 --> 00:33:33,803
‫كه بدوني سرپرست‌هاي جد
‫از دوستان بابات بودن.

585
00:33:33,886 --> 00:33:34,929
‫واقعا؟

586
00:33:36,764 --> 00:33:39,934
‫جد رو بردن خونه‌شون،
‫درخواست سرپرستي دادن،

587
00:33:40,685 --> 00:33:44,897
‫الان هم دارن ماهي هشتصد دلار مي‌گيرن،
‫يعني وضع جد خوبه.

588
00:33:53,531 --> 00:33:54,449
‫سلام!

589
00:33:55,241 --> 00:33:57,076
‫- برگشتين.
‫- چطور پيش رفت؟

590
00:33:57,160 --> 00:34:00,204
‫خب، تو بهزيستي دوست جديدي پيدا نكردم.

591
00:34:00,288 --> 00:34:03,583
‫خواستي حقت رو بگيري.
‫خيلي بهش افتخار كردم.

592
00:34:03,666 --> 00:34:06,044
‫خب، مي‌توني برامون تعريف كني.

593
00:34:06,127 --> 00:34:08,171
‫- مشروب هم مي‌خوريم.
‫- مي‌بريمتون بيرون.

594
00:34:08,254 --> 00:34:10,131
‫- الان؟
‫- معلومه.

595
00:34:10,214 --> 00:34:12,383
‫خب، شما خيلي خوش‌تيپين.
‫ما لباسمون رو عوض نكنيم؟

596
00:34:12,467 --> 00:34:13,843
‫ما هميشه همين شكلي هستيم.

597
00:34:13,926 --> 00:34:16,679
‫- راست مي‌گن. حتي موقع صبحانه هم همينن.
‫- درسته.

598
00:34:18,056 --> 00:34:19,432
‫واي.

599
00:34:19,515 --> 00:34:20,892
‫بريم خانم‌ها؟

600
00:34:21,934 --> 00:34:24,270
‫- خيلي خوشحال مي‌شيم.
‫- ولي بهتر نيست وايستيم هال هم بياد؟

601
00:34:25,646 --> 00:34:26,939
‫هال خودش اونجاست.

602
00:34:32,487 --> 00:34:34,947
‫♪ خواب ديده بودم. ♪

603
00:34:35,740 --> 00:34:38,451
‫♪ خواب تو رو ديده بودم عزيزم. ♪

604
00:34:39,660 --> 00:34:42,288
‫♪ خوابم به حقيقت مي‌پيونده عزيزم. ♪

605
00:34:42,371 --> 00:34:46,292
‫♪ خيال مي‌كنن ديگه از هم جدا مي‌شيم، ♪

606
00:34:46,375 --> 00:34:48,544
‫♪ ولي عزيزم، ♪

607
00:34:51,005 --> 00:34:54,717
‫♪ خيلي خوب و خفن مي‌شي. ♪

608
00:34:55,426 --> 00:34:57,720
‫♪ كل دنيا رو دو دستي تقديمت مي‌كنن. ♪

609
00:34:57,804 --> 00:34:58,638
‫يوهو.

610
00:34:58,721 --> 00:35:01,974
‫♪ از همين الان و همين الان شروع مي‌كنيم. ♪

611
00:35:02,058 --> 00:35:06,979
‫♪ عزيزم، همه‌چي عين قشنگ مي‌شه. ♪

612
00:35:08,648 --> 00:35:11,818
‫♪ همه چي رو بزنين كنار. ♪

613
00:35:11,901 --> 00:35:14,946
‫♪ كافيه فقط استراحت كني. ♪

614
00:35:15,029 --> 00:35:18,157
‫♪ بوس بده، تعظيم كن. ♪

615
00:35:18,241 --> 00:35:23,287
‫♪ عزيزم، همه‌چي قشنگ مي‌شه. ♪

616
00:35:25,540 --> 00:35:28,876
‫♪ الان بايد بياي وسط. ♪

617
00:35:28,960 --> 00:35:31,963
‫♪ كل دنيا رو شوكه كن. ♪

618
00:35:32,046 --> 00:35:35,383
‫♪ كار كن مخشون سوت بكشه. ♪

619
00:35:35,466 --> 00:35:38,719
‫♪ تازه اولشه. ♪

620
00:35:41,389 --> 00:35:44,517
‫♪ پرده‌ها رو بكشين، چراغ‌ها رو روشن كنين. ♪

621
00:35:44,600 --> 00:35:47,728
‫♪ از اين به بعد فقط پيشرفت مي‌كني. ♪

622
00:35:47,812 --> 00:35:51,107
‫♪ خيلي خوب و خفن مي‌شي. ♪

623
00:35:51,190 --> 00:35:53,693
‫♪ من مي‌دونم، فقط وايستا. ♪

624
00:35:54,819 --> 00:36:00,992
‫♪ ستاره شانسي كه گفته بودم
‫پديدار مي‌شه. ♪

625
00:36:01,075 --> 00:36:04,787
‫♪ عزيزم، همه‌چي خيلي قشنگ مي‌شه. ♪

626
00:36:04,871 --> 00:36:08,040
‫♪ همه‌چي آفتابي مي‌شه
‫و بابانوئل مياد. ♪

627
00:36:08,124 --> 00:36:11,294
‫♪ همه شب‌ها روشن مي‌شن
‫و زندگي آب‌نباتي مي‌شه. ♪

628
00:36:11,377 --> 00:36:14,213
‫♪ همه‌چي قشنگ مي‌شه... ♪

629
00:36:14,300 --> 00:36:15,839
‫[يونيتي]

630
00:36:15,840 --> 00:36:20,928
‫♪ واسه خودم و خودت. ♪

631
00:36:24,640 --> 00:36:27,310
‫الو؟ يونيتي؟

632
00:36:28,519 --> 00:36:31,189
‫الو؟ الو؟ صدام رو داري؟

633
00:36:33,065 --> 00:36:34,525
‫دوستت پشت خط نيست؟

634
00:36:36,444 --> 00:36:37,528
‫من دوستت مي‌شم.

635
00:36:38,988 --> 00:36:41,490
‫چنين دختري كه نبايد تنها باشه.

636
00:36:44,911 --> 00:36:48,372
‫تنها نيستم. دوستانم تو هستن،
‫پس احتمالا بهتر باشه...

637
00:36:48,456 --> 00:36:51,584
‫- آها. ما گوشيت رو برمي‌داريم.
‫- كيف پولت رو هم برمي‌داريم.

638
00:36:51,667 --> 00:36:53,252
‫حلقه انگشتت رو هم برمي‌داريم.

639
00:36:53,336 --> 00:36:54,253
‫آقايون!

640
00:36:55,046 --> 00:36:58,841
‫به نظر بنده اين خانم جوان ترجيح مي‌ده
‫جواهرات و شرفش رو...

641
00:36:58,925 --> 00:37:02,511
‫از دست نده.
‫اِم، ببخشيد كه دخالت مي‌كنم.

642
00:37:02,595 --> 00:37:04,555
‫ممنون، ولي لازم نيست جناب.

643
00:37:13,356 --> 00:37:14,774
‫بريم!

644
00:37:18,778 --> 00:37:19,904
‫حالت خوبه خانم؟

645
00:37:21,405 --> 00:37:24,242
‫شرمنده، خيلي...
‫حماقت كرده بودم.

646
00:37:24,325 --> 00:37:26,827
‫- اين چه حرفيه؟ خيلي...
‫- نه، واقعا حماقت كرده بودم.

647
00:37:27,495 --> 00:37:29,747
‫ولي ممنون كه كمكم كردين.

648
00:37:29,830 --> 00:37:32,959
‫به كمك نيازي نداشتي.
‫خودت داشتي از پسشون برمي‌اومدي.

649
00:37:34,001 --> 00:37:35,628
‫زنگ بزنيم پليس بياد؟

650
00:37:35,711 --> 00:37:37,838
‫به نظرم بهتره برم خونه.

651
00:37:37,922 --> 00:37:39,257
‫خب، مي‌شه باهات بيام؟

652
00:37:39,340 --> 00:37:41,968
‫راستي، اسمم گيلبرته.

653
00:37:42,051 --> 00:37:44,470
‫همون گيلبرتي هستي
‫كه ساكن اتاق زيرشيرواني هاله؟

654
00:37:44,553 --> 00:37:48,307
‫خودش هستم. احيانا شما هم
‫ساكن جديد طبقه پايين نيستين؟

655
00:37:48,391 --> 00:37:50,935
‫خودش هستم. رز واكر هستم.

656
00:37:51,018 --> 00:37:55,314
‫خوش‌وقتم. داشتم مي‌اومدم
‫اجراي صاحب‌خونه‌مون رو ببينم.

657
00:37:55,398 --> 00:37:56,983
‫همين الان تموم شد.

658
00:37:57,066 --> 00:37:59,860
‫مشغول مطالعه بودم،
‫زمان از دستم در رفت.

659
00:38:01,112 --> 00:38:03,114
‫مطمئني حالت خوبه؟

660
00:38:03,197 --> 00:38:04,699
‫فقط بايد كمي بخوابم.

661
00:38:04,782 --> 00:38:06,867
‫خب، پس بيا بريم خونه، خب؟

662
00:38:08,286 --> 00:38:10,037
‫خب، چي مطالعه مي‌كردي؟

663
00:38:10,121 --> 00:38:11,205
‫كتاب چسترتون بود.

664
00:38:11,998 --> 00:38:13,082
‫آثارش رو خوندي؟

665
00:38:15,418 --> 00:38:17,962
‫نمي‌خوام چوپان دروغگو بشم.

666
00:38:18,045 --> 00:38:18,879
‫واي خدا جون.

667
00:38:18,963 --> 00:38:22,300
‫ولي اگه خواب‌هاي امشب رز واكر
‫در حد زندگي بيداريش باشن...

668
00:38:22,383 --> 00:38:23,467
‫چي شد؟

669
00:38:23,551 --> 00:38:25,720
‫كنار باري تو فلوريدا
‫بهش حمله كردن.

670
00:38:26,345 --> 00:38:27,930
‫ولي باهاشون مبارزه كرد
‫و فراريشون داد.

671
00:38:28,014 --> 00:38:29,890
‫واسه چي رفته فلوريدا؟

672
00:38:29,974 --> 00:38:31,892
‫دنبال برادر گمشده‌اش مي‌گرده.

673
00:38:31,976 --> 00:38:34,562
‫- جد واكر گم شده؟
‫- خب، رز كه پيداش نمي‌كنه.

674
00:38:39,442 --> 00:38:40,359
‫چيه؟

675
00:38:42,570 --> 00:38:44,030
‫من هم پيداش نمي‌كنم.

676
00:38:44,113 --> 00:38:45,948
‫آره، چون گم شده ديگه.

677
00:38:46,032 --> 00:38:48,159
‫نه، فقط دنياي بيداري رو نمي‌گم.

678
00:38:48,909 --> 00:38:50,328
‫تو قلمرو روياها هم گم شده.

679
00:38:50,995 --> 00:38:54,999
‫با خودم گفتم اگه توجه قرنتيان
‫با يه جنايت تقليدآميز جلب نشه،

680
00:38:55,666 --> 00:38:57,668
‫با دوتا مي‌شه.

681
00:38:59,795 --> 00:39:01,297
‫اِم...

682
00:39:01,380 --> 00:39:02,381
‫بكنش...

683
00:39:04,550 --> 00:39:05,593
‫سه‌تا.

684
00:39:05,676 --> 00:39:08,054
‫البته من كار خودم رو
‫اداي احترام محسوب مي‌كنم.

685
00:39:08,137 --> 00:39:10,514
‫شما كه گفته بودين فكر خيلي بديه.

686
00:39:10,598 --> 00:39:13,976
‫- ولي فكر بهتري نداشتيم.
‫- بالاخره مهمون افتخاري لازم داريم.

687
00:39:14,060 --> 00:39:18,314
‫ضمنا، نفوذ به ذهن كلكسيونر ديگه‌اي...

688
00:39:18,397 --> 00:39:19,607
‫تمرين خارق‌العاده‌اي بود.

689
00:39:19,690 --> 00:39:25,029
‫يعني چرا چشمشون رو برمي‌داره؟
‫يا چرا فقط چشمشون رو برمي‌داره؟

690
00:39:25,112 --> 00:39:27,281
‫چشم دريچه روح انسانه ديگه.

691
00:39:27,365 --> 00:39:30,034
‫ضمنا، درآوردن چشم بدون
‫تركوندنش خيلي دشواره.

692
00:39:30,117 --> 00:39:32,745
‫بايد با شست دربيارين.

693
00:39:34,038 --> 00:39:35,748
‫واي خدا!

694
00:39:36,332 --> 00:39:37,291
‫آره.

695
00:39:39,043 --> 00:39:41,379
‫فرض مي‌كنم مي‌خواستين
‫توجهم رو جلب كنين.

696
00:39:43,506 --> 00:39:45,091
‫حالا كه جلب كردين،

697
00:39:48,386 --> 00:39:50,346
‫بهم بگين واسه چي
‫نبايد بكشمتون.

698
00:39:53,808 --> 00:39:57,853
‫اِم... خوشحال مي‌شيم مهمونمون باشين.

699
00:39:59,063 --> 00:40:01,315
‫مهمون افتخاريمون باشين.

700
00:40:01,399 --> 00:40:04,902
‫تو همايش سالانه كلكسيونرهامون مهمون باشين.

701
00:40:04,985 --> 00:40:07,154
‫افرادي كه سرگرمي خودمون رو دارن،
‫اونجا جمع مي‌شن.

702
00:40:07,988 --> 00:40:08,989
‫هوم.

703
00:40:09,073 --> 00:40:13,577
‫اميدوار بوديم حالا كه شما
‫قرنتيان كنوني هستين،

704
00:40:14,245 --> 00:40:16,455
‫بهتره سخنراني اصليمون رو
‫بهتون محول كنيم.

705
00:40:16,539 --> 00:40:18,707
‫«قرنتيان كنوني.»

706
00:40:18,791 --> 00:40:22,128
‫خب، به نظر من كه صد و سي ساله نيستين.

707
00:40:22,795 --> 00:40:23,879
‫ممنون.

708
00:40:24,672 --> 00:40:26,382
‫خب، واقعا مايه افتخاره.

709
00:40:26,465 --> 00:40:28,551
‫همايش افراد همفكره.

710
00:40:28,634 --> 00:40:32,054
‫همگي روياي يكساني دارن.

711
00:40:32,138 --> 00:40:35,182
‫منبع الهام روياشون قرنتيان بوده.

712
00:40:35,266 --> 00:40:39,019
‫آها. خب، در اون صورت،
‫مي‌شه مهموني هم بيارم؟

713
00:40:39,103 --> 00:40:40,563
‫اون هم كلكسيونره؟

714
00:40:41,063 --> 00:40:44,984
‫كسيه كه مي‌تونه روياي مشتركمون رو
‫به شدت گسترش بده.

715
00:40:46,318 --> 00:40:48,779
‫معلومه. چرا كه نه نه؟ باشه.

716
00:40:49,363 --> 00:40:53,659
‫اسم يا لقب مهمونمون چيه؟

717
00:40:55,119 --> 00:40:59,665
‫آها، خب، طرف خودمون
‫گردباد خطابش مي‌كنن.

718
00:41:15,000 --> 00:41:25,000
‫مترجم: «نـــامـــدار»

719
00:41:29,987 --> 00:41:33,908
‫جد واكر هنوز تو قلمرو زندگانه،
‫ولي پيداش نمي‌كنم.

720
00:41:33,991 --> 00:41:36,494
‫نه. من هم پيداش نمي‌كنم سرورم.

721
00:41:37,369 --> 00:41:40,247
‫كل انسان‌ها به قلمرو روياها متصلن.

722
00:41:41,624 --> 00:41:43,792
‫يك‌سوم زندگيشون رو
‫اينجا گذروندن.

723
00:41:44,793 --> 00:41:47,588
‫قطع اتصالشون دانش خاصي مي‌طلبه.

724
00:41:48,797 --> 00:41:50,007
‫قدرت هم مي‌طلبه.

725
00:41:51,717 --> 00:41:53,594
‫پس شايد براتون جالب باشه كه بدونين...

726
00:41:54,970 --> 00:41:59,642
‫آخرين كابوس جد واكر قبل از ناپديد شدنش،
‫كار رس بوده.

727
00:41:59,725 --> 00:42:02,269
‫به نظرت اتصالش رو
‫با قلمرو روياها قطع كرده؟

728
00:42:02,937 --> 00:42:03,771
‫آره.

729
00:42:05,147 --> 00:42:05,981
‫واسه چي؟

730
00:42:06,649 --> 00:42:09,109
‫آخه بچه عادي‌اي نيست، مگه نه؟

731
00:42:09,777 --> 00:42:11,320
‫برادر رز واكره.

732
00:42:11,987 --> 00:42:13,489
‫رز هم كه گردابه.

733
00:42:14,406 --> 00:42:15,574
‫ببخشيد.

734
00:42:16,659 --> 00:42:18,202
‫من رز واكر هستم.

735
00:42:20,579 --> 00:42:22,623
‫راجع به برادرم، جد،
‫چه اطلاعاتي دارين؟

736
00:42:31,423 --> 00:42:33,050
‫كمك كنين، خواهش مي‌كنم!

737
00:42:33,801 --> 00:42:35,052
‫كمك كنين!

738
00:42:39,598 --> 00:42:42,017
‫- جد؟
‫- خاله كلاريس؟

739
00:42:44,812 --> 00:42:46,230
‫اينجا چيكار مي‌كني؟

740
00:42:47,314 --> 00:42:48,315
‫فرار كردم.

741
00:42:48,399 --> 00:42:49,858
‫چي؟ واسه چي؟
‫چي شده بود؟

742
00:42:49,942 --> 00:42:52,319
‫عمو بارنابي گفت مي‌خواد
‫تو انبار زندانيم كنه.

743
00:42:52,403 --> 00:42:53,487
‫واسه چي؟ مگه چيكار كردي؟

744
00:42:53,571 --> 00:42:55,406
‫هيچي، قسم مي‌خورم ازم متنفره.

745
00:42:55,489 --> 00:42:56,532
‫اين‌طور نيست.

746
00:42:57,116 --> 00:42:59,451
‫بايد جفتمون همين الان
‫از دستش فرار كنيم!

747
00:43:00,786 --> 00:43:02,162
‫مي‌خوايم كجا بريم؟

748
00:43:02,246 --> 00:43:06,917
‫مي‌تونيم هر جايي بريم.
‫ولي بايد همين الان بريم!

749
00:43:09,128 --> 00:43:10,087
‫خيلي‌خب، خيلي‌خب.

750
00:43:12,000 --> 00:43:24,000
‫سير تا پياز سينماي جهان رو با ما ببين!
‫تلگرام، اينستاگرام و توييتر: Bamabinofficial@

751
00:43:25,394 --> 00:43:27,104
‫اينجا چه خبره؟

752
00:43:29,940 --> 00:43:33,027
‫هيچي بارن.
‫همين الان جد رو پيدا كردم.

753
00:43:34,194 --> 00:43:36,322
‫داشتم مي‌آوردمش خونه.

754
00:43:38,616 --> 00:43:39,742
‫نه‌خير.

755
00:43:41,619 --> 00:43:43,287
‫جد رو خودم مي‌برم خونه.

756
00:43:44,955 --> 00:43:46,373
‫مگه نه جد؟

757
00:43:49,168 --> 00:43:50,127
‫بله قربان.

758
00:43:59,428 --> 00:44:01,055
‫نه‌خير، حق نداري جلو بشيني.

759
00:44:01,764 --> 00:44:03,015
‫اين پشت مي‌شيني.

760
00:44:07,102 --> 00:44:08,437
‫بارنابي، نه!

761
00:44:09,229 --> 00:44:10,856
‫تو هم مي‌خواي بري كنارش؟

762
00:44:11,815 --> 00:44:13,525
‫پس به من نگو نه.

