‫﻿۱
00:00:00,000 --> 00:00:09,650
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

2
00:00:09,674 --> 00:00:17,674
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

3
00:00:17,698 --> 00:00:24,083
‫دانلود زیرنویس از کانال تلگرام
‫<font color="#EB۰۰۰۴">.: @SubSin :.</font>

4
00:01:41,418 --> 00:01:42,851
‫اون کجاست؟

5
00:01:42,876 --> 00:01:44,556
‫تو استودیوشه

6
00:01:45,400 --> 00:01:47,067
‫داره کار می‌کنه

7
00:01:47,173 --> 00:01:49,298
‫چرا برنگشته؟

8
00:02:20,515 --> 00:02:24,577
‫<font color="#ffff۰۰">« دو روز قبل »</font>

9
00:03:13,324 --> 00:03:14,532
‫اوهوم

10
00:03:16,732 --> 00:03:18,113
‫این افتضاحه. افتضاحه...

11
00:03:18,138 --> 00:03:19,683
‫میشه یه ذره صداش رو کم کنی؟

12
00:03:19,708 --> 00:03:21,268
‫- تو رو خدا. سعی دارم...
‫- چی؟

13
00:03:21,292 --> 00:03:22,834
‫روی یه کار خیلی حسّاس تمرکز کنم

14
00:03:22,859 --> 00:03:24,792
‫مخلوط‌کن‌ها کنترلِ صدا ندارن

15
00:03:24,817 --> 00:03:27,621
‫خب، این بهانه‌ی خیلی بدیه.
‫به هر حال صداش رو کم کن.

16
00:03:28,730 --> 00:03:29,730
‫بابا

17
00:03:29,755 --> 00:03:33,130
‫- بله
‫- دیشب یکم تحقیق کردم

18
00:03:33,155 --> 00:03:35,754
‫- خب؟
‫- در مورد سگ‌های گلدن‌دودل

19
00:03:35,779 --> 00:03:37,918
‫- خدای من...
‫- و اونا پشم نمی‌ریزن

20
00:03:37,943 --> 00:03:39,485
‫اصلاً حسّاسیت ایجاد نمی‌کنن

21
00:03:39,510 --> 00:03:41,710
‫- نه، نه... گوش کن، هن
‫- اونا خیلی خیلی نازن

22
00:03:41,734 --> 00:03:43,114
‫ما سگ نمیاریم... بهش بگو. بهش بگو

23
00:03:43,138 --> 00:03:44,364
‫- قضیه‌ی سگه‌ست
‫- ولی چرا، بابا؟

24
00:03:44,388 --> 00:03:46,785
‫،نمی‌تونیم سگ داشته باشیم
‫،چون همونطور که قبلاً گفتم

25
00:03:46,810 --> 00:03:48,730
‫،همه‌ی سگ‌ها باعث میشن گلوم بگیره

26
00:03:48,755 --> 00:03:51,144
‫،در نتیجه هیچ هوایی وارد ریه‌هام نمیشه
‫که باعث میشه بمیرم

27
00:03:51,169 --> 00:03:53,126
‫پس... ناخوشاینده

28
00:03:53,151 --> 00:03:54,161
‫- ولی...
‫- می‌تونی یه حیوونِ خونگی دیگه داشته باشی

29
00:03:54,185 --> 00:03:56,417
‫می‌تونی یه گربه یا همستر داشته باشی

30
00:03:56,442 --> 00:03:58,122
‫یا... نمی‌دونم این روزها
‫بچه‌ها چی نگه می‌دارن

31
00:03:58,146 --> 00:03:59,897
‫یه خفّاشِ خون آشام بیار نگه دار

32
00:04:01,633 --> 00:04:04,466
‫- الان یعنی قول میدی؟
‫- آره. قول میدم

33
00:04:04,491 --> 00:04:06,825
‫مثل همون قولِ...

34
00:04:06,850 --> 00:04:09,625
‫سفر با ماشین که قرار بود دوتایی بریم؟

35
00:04:09,650 --> 00:04:11,775
‫این بی‌انصافیه. به اون قولم عمل می‌کنم

36
00:04:11,858 --> 00:04:12,879
‫- واقعاً؟
‫- حتماً میریم

37
00:04:12,903 --> 00:04:14,528
‫لعنتی، ویولنم!

38
00:04:15,775 --> 00:04:17,145
‫- تو رو خدا کمکم کن
‫- جریان چیه؟

39
00:04:17,169 --> 00:04:19,211
‫نمی‌دونم چرا یهویی ۶ سالم شده

40
00:04:19,236 --> 00:04:23,029
‫خدای من. خیلی خب. کراوات واسه چیه؟

41
00:04:23,535 --> 00:04:25,230
‫یه مجلس ختم دیگه که نمیری؟

42
00:04:25,616 --> 00:04:27,566
‫ایده‌ی احمقانه‌ایه

43
00:04:27,591 --> 00:04:29,299
‫و نه، نه

44
00:04:29,324 --> 00:04:31,816
‫همه‌ی بیمارهام نمی‌میرن

45
00:04:32,782 --> 00:04:35,175
‫تو چرا انقدر شیک و پیک کردی؟
‫اسمش چیه؟

46
00:04:35,200 --> 00:04:37,941
‫مجلسِ چای‌خوری زنونه.
‫واسه مراسمِ خیریه برنامه‌ریزی می‌کنیم.

47
00:04:38,033 --> 00:04:41,244
‫اوه، حراجی مدرسه. قبلاً گفتم نمیام دیگه؟

48
00:04:41,269 --> 00:04:43,890
‫- اوه، من گفتم میای؟
‫- فکر کنم می‌فهمی که نمیام، عزیزم

49
00:04:43,914 --> 00:04:46,268
‫همین که به هر حال کلی پول
‫بهشون می‌دیم کافی نیست؟

50
00:04:46,293 --> 00:04:47,658
‫در واقع ما پولی بهشون نمی‌دیم

51
00:04:47,683 --> 00:04:48,683
‫،خب، بابات میده

52
00:04:48,708 --> 00:04:50,002
‫که لطفش رو می‌رسونه

53
00:04:50,026 --> 00:04:52,322
‫که یادم میندازه، پنجشنبه‌ی بعد
‫باهاش قرار شام داریم

54
00:04:52,347 --> 00:04:55,026
‫آره. پس قراره تو یه هفته به
‫مهمونیِ ریردن و بابات بیام؟

55
00:04:55,051 --> 00:04:57,300
‫پس خوش‌شانس‌ترین آدمِ نیویورکم

56
00:04:58,095 --> 00:04:59,744
‫از ریردن خوشت نمیاد؟

57
00:04:59,769 --> 00:05:01,984
‫خب، تو از ریردن خوشت میاد؟
‫مدرسه‌ات رو دوست داری؟

58
00:05:02,009 --> 00:05:03,042
‫- آره
‫- هی

59
00:05:03,067 --> 00:05:04,270
‫پس من عاشقشم.
‫یالا، مامانت رو ببوس.

60
00:05:04,294 --> 00:05:05,544
‫- باید بریم
‫- مامان...

61
00:05:05,569 --> 00:05:07,214
‫نه، من مامان رو نمی‌بوسم.
‫خودت ببوسش.

62
00:05:07,239 --> 00:05:08,279
‫باید اینا رو جمع و جور کنید

63
00:05:08,304 --> 00:05:09,794
‫هر صبح که من نباید این کارو بکنم

64
00:05:09,818 --> 00:05:11,761
‫نه، نه، می‌خوام ببوسمت. دوست دارم

65
00:05:11,942 --> 00:05:13,525
‫آره. درسته

66
00:05:13,550 --> 00:05:15,209
‫- هنری؟ هنری؟
‫- چیه؟

67
00:05:15,234 --> 00:05:18,199
‫دیگه خبری از اسموتی نیست.
‫تو هیچوقت میز رو جمع نمی‌کنی.

68
00:05:18,224 --> 00:05:19,934
‫خیلی خب، یه سؤالی ازت دارم
‫و دروغ نگو

69
00:05:19,958 --> 00:05:23,089
‫تو اصلاً این هفته ویولن زدن تمرین کردی؟

70
00:05:23,114 --> 00:05:25,394
‫- چون من هیچی نشنیدم
‫- نه، تمرین کردم

71
00:05:25,419 --> 00:05:27,160
‫- واقعاً؟
‫- آره. قسم می‌خورم

72
00:05:29,232 --> 00:05:31,524
‫می‌دونی، اون فکر می‌کنه من هیچ مهارتی ندارم

73
00:05:31,549 --> 00:05:33,049
‫آقای روزنبام

74
00:05:33,246 --> 00:05:34,829
‫واقعاً این رو بهت گفت؟

75
00:05:34,854 --> 00:05:36,896
‫نه. خودش که این رو نمیگه

76
00:05:36,921 --> 00:05:38,056
‫فقط...

77
00:05:38,081 --> 00:05:40,744
‫اون قبلاً حرف‌های قشنگ بیشتری می‌زد

78
00:05:41,273 --> 00:05:44,148
‫،یعنی، گاهی اوقات جوری نگاهم می‌کنه

79
00:05:44,192 --> 00:05:45,667
‫که فکر می‌کنم می‌خواد ادامه ندم

80
00:05:45,692 --> 00:05:48,525
‫خب، امکانش هست که
‫طوری که مامانت میگه...

81
00:05:48,550 --> 00:05:50,682
‫تو در واقع داری این احساس
‫رو به خودت تلقین می‌کنی؟

82
00:05:50,706 --> 00:05:52,681
‫،چون یه جایی تو اعماقِ وجودت

83
00:05:52,706 --> 00:05:55,275
‫،در دلِ ذهن نوجوانت

84
00:05:55,300 --> 00:05:56,583
‫واقعاً می‌خوای بیخیالش بشی

85
00:05:56,608 --> 00:05:59,067
‫نمی‌خوام بیخیال شم. من عاشقِ ویولنم

86
00:05:59,092 --> 00:06:00,198
‫خیلی خب، پس عالیه

87
00:06:00,222 --> 00:06:02,150
‫می‌دونی، روزنبام مردِ غمگینیه

88
00:06:02,175 --> 00:06:03,931
‫هرگز فکرِ خوبی نیست

89
00:06:03,956 --> 00:06:07,067
‫که خودمون رو از دیدگاه
‫آدم‌های افسرده بسنجیم

90
00:06:07,092 --> 00:06:09,716
‫خب، تو هم می‌تونی افسرده باشی

91
00:06:11,483 --> 00:06:13,417
‫- ببخشید؟
‫- آره

92
00:06:13,442 --> 00:06:16,026
‫تو هم می‌تونی وقتی مضطربی
‫افسرده به نظر بیای

93
00:06:16,051 --> 00:06:17,533
‫من زیاد مضطرب به نظر میاد؟

94
00:06:18,082 --> 00:06:20,749
‫یکم... مخصوصاً این اواخر

95
00:06:22,650 --> 00:06:23,775
‫عالیه. خب، حالا...

96
00:06:23,800 --> 00:06:26,010
‫حالا در مورد مضطرب بودن اضطراب گرفتم، پس...

97
00:06:26,035 --> 00:06:28,292
‫- خیلی ممنون
‫- قابلی نداشت

98
00:06:28,317 --> 00:06:30,916
‫می‌دونی، به هر حال تو واسه
‫روزنبام ویولن نمی‌زنی

99
00:06:30,948 --> 00:06:32,990
‫،احترام و سخت کوشیت رو بهش مدیونی

100
00:06:33,015 --> 00:06:35,557
‫ولی در نهایت، رابطه‌ی تو با آهنگ

101
00:06:35,582 --> 00:06:37,917
‫بین تو و موسیقی‌ته

102
00:06:37,942 --> 00:06:40,299
‫- فهمیدم
‫- حله. و تو نابغه‌ای، باشه؟

103
00:06:40,324 --> 00:06:41,625
‫پس کونِ لق روزنبام

104
00:06:41,650 --> 00:06:43,728
‫- به مامان میگم فحش دادی
‫- ،ویولنت رو بردار

105
00:06:43,753 --> 00:06:45,767
‫فرو کن تو ماتحتِ روزنبام

106
00:06:45,792 --> 00:06:47,127
‫بابا...

107
00:07:07,493 --> 00:07:09,439
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

108
00:07:10,909 --> 00:07:13,759
‫ربکا هارکنس خیلی زود رسیده

109
00:07:13,784 --> 00:07:15,408
‫اوه عالیه

110
00:07:15,806 --> 00:07:17,915
‫این اصلاً با عقل جور در نمیاد

111
00:07:17,940 --> 00:07:20,853
‫- هان
‫- یه لحظه مهربون و بامحبته

112
00:07:20,878 --> 00:07:23,586
‫بعدش یهویی باهام بدرفتاری می‌کنه

113
00:07:23,788 --> 00:07:27,595
‫،دیشب هر دو روش رو دیدم
‫دمدمیِ مزاجی کاملش.

114
00:07:27,620 --> 00:07:32,439
‫و زبونم لال اگه بگم اختلالِ
‫دو قطبی داره، یعنی...

115
00:07:32,464 --> 00:07:34,375
‫زبونم لال!

116
00:07:34,400 --> 00:07:38,220
‫پس دوباره داری فکر می‌کنی که
‫اون اختلالِ دو قطبی داره

117
00:07:38,245 --> 00:07:40,678
‫نمی‌دونم. تغییراتِ خلق و خوش...

118
00:07:41,395 --> 00:07:42,895
‫تو چی فکر می‌کنی؟

119
00:07:44,400 --> 00:07:46,142
‫خب، من اون رو نمی‌شناسم

120
00:07:46,665 --> 00:07:49,124
‫- فقط تو رو می‌شناسم
‫- یعنی؟

121
00:07:52,665 --> 00:07:55,311
‫- اونجوری نگاهم نکن
‫- این سومین ازدواجته

122
00:07:55,336 --> 00:07:56,336
‫مگه نه؟

123
00:07:56,515 --> 00:07:58,186
‫پس داری آمارش رو به رُخم می‌کشی؟

124
00:07:58,211 --> 00:08:00,475
‫نه. نه، فقط...

125
00:08:01,078 --> 00:08:03,327
‫- اون کارو نمی‌کنم
‫- ،خیلی خب، از این بحث یه مقصودی داری

126
00:08:03,352 --> 00:08:07,881
‫و دقیقاً مطمئن نیستم که مقصودت
‫به نفعِ من باشه، پس حرفت رو بزن

127
00:08:09,186 --> 00:08:11,729
‫- بگو! من بهت پول میدم. بگو
‫- ربـ...

128
00:08:12,468 --> 00:08:14,009
‫ربکا

129
00:08:16,358 --> 00:08:20,661
‫تو یکی از مشکل‌پسندترین آدم‌هایی هستی
‫که تا حالا دیدم

130
00:08:20,686 --> 00:08:22,868
‫تو ۱۰۰ تا نقد یلپ می‌خونی قبل از این که

131
00:08:22,893 --> 00:08:24,601
‫یکی رو برای پهن کردنِ فرشت انتخاب کنی

132
00:08:24,626 --> 00:08:27,751
‫درست میگم؟ تو ۲۰ جفت کفش امتحان می‌کنی

133
00:08:27,776 --> 00:08:29,458
‫قبل از این که تصمیم بگیری

134
00:08:29,483 --> 00:08:31,548
‫تو سوابقِ آرایشگرت رو چک می‌کنی

135
00:08:31,573 --> 00:08:33,625
‫بی‌شک سوابق من رو هم بررسی کردی

136
00:08:33,650 --> 00:08:35,942
‫تو همه چی رو به دقت بررسی می‌کنی

137
00:08:35,967 --> 00:08:38,614
‫که اشکالی نداره. یعنی، این خوبه

138
00:08:38,639 --> 00:08:42,067
‫- ولی...
‫- ولی یه مرد جذاب از راه می‌رسه

139
00:08:42,525 --> 00:08:45,442
‫،و بهت علاقه نشون میده
‫و عقل و منطق یادت میره

140
00:08:45,467 --> 00:08:47,004
‫نه. همچین اتفاقی نمیوفته

141
00:08:47,029 --> 00:08:49,090
‫،یعنی، روزی که کوین رو دیدی

142
00:08:49,115 --> 00:08:51,199
‫یه راست اومدی تو مطبِ من

143
00:08:51,224 --> 00:08:55,379
‫وقتی بود که برای کنار اومدن با درد
‫،طلاق از شوهر دومت گرفته بودی

144
00:08:55,404 --> 00:08:58,404
‫و یهویی اومدی گفتی با شوهرِ سومت آشنا شدی

145
00:08:58,429 --> 00:09:00,096
‫پس، به نظرِ من...

146
00:09:00,952 --> 00:09:03,324
‫شاید امکانش هست...

147
00:09:03,942 --> 00:09:07,500
‫،که بیشتر از این‌که قربانیِ خُلق و خوی کوین باشی
‫قربانی خُلق و خوی خودتی.

148
00:09:07,525 --> 00:09:09,500
‫پس، ببخشید، این تقصیرِ منه؟

149
00:09:09,525 --> 00:09:12,042
‫- نه
‫- آره. تو داری من رو سرزنش می‌کنی

150
00:09:12,067 --> 00:09:14,734
‫من سرزنشت نمی‌کنم. فقط دارم میگم یه جور

151
00:09:14,759 --> 00:09:16,542
‫،آدمِ خاص هست که دلت می‌خواد باهاش باشی

152
00:09:16,567 --> 00:09:20,246
‫و شاید یکم عجولانه اون آدم رو بین
‫مردهایی که ملاقات می‌کنی می‌بینی

153
00:09:20,271 --> 00:09:22,605
‫به جای این‌که جوری که
‫واقعاً هستن ببینی‌شون

154
00:09:26,276 --> 00:09:28,879
‫خب، احتمالاً دیگه هرگز نمی‌بینمش

155
00:09:28,904 --> 00:09:31,834
‫چون اونا استخدامت می‌کنن که
‫،حقایق سخت رو بهشون بگی

156
00:09:31,859 --> 00:09:34,199
‫و بعدش به خاطر گفتنِ همون حقایق
‫اخراجت می‌کنن

157
00:09:34,224 --> 00:09:35,918
‫خب، فقط... فقط حقِ ویزیتت رو ببر بالاتر

158
00:09:35,943 --> 00:09:38,943
‫،هر چقدر خاص‌تر به نظر بیای
‫با التماسِ بیشتری میاد سراغت

159
00:09:38,968 --> 00:09:42,043
‫وای. خبرِ بدی واست دارم

160
00:09:42,068 --> 00:09:47,637
‫باید واسه مراسم جمع‌آوریِ اعانه
‫لباسِ شیک و رسمی بپوشی

161
00:09:47,662 --> 00:09:48,910
‫من کت و شلوار نمی‌پوشم

162
00:09:48,935 --> 00:09:50,856
‫گوش کن، این برای مدرسه‌ی هنری‌ـه

163
00:09:50,881 --> 00:09:53,270
‫اگه من می‌تونم تو یه مهمونی
‫چای‌خوریِ زنونه طاقت بیارم

164
00:09:53,295 --> 00:09:56,332
‫تو هم می‌تونی یه مراسم جمع‌آوریِ
‫اعانه رو تحمل کنی. برای هنری

165
00:09:56,357 --> 00:09:58,941
‫این کارو می‌کنم. ولی به خاطرِ مدرسه‌ی هنری نه

166
00:09:58,966 --> 00:10:00,633
‫به خاطرِ تو انجامش میدم

167
00:10:00,942 --> 00:10:02,487
‫چون خیلی جذابی

168
00:10:02,512 --> 00:10:04,895
‫به هر حال، من اینجام. خب؟

169
00:10:04,920 --> 00:10:07,145
‫فعلاً، آقای پرمدعا

170
00:10:07,170 --> 00:10:08,887
‫آره، فعلاً. خدافظ

171
00:10:14,309 --> 00:10:16,254
‫- بفرمایید تو
‫- سلام

172
00:10:16,989 --> 00:10:19,902
‫- کت‌تون رو بدید به من
‫- بله

173
00:10:21,190 --> 00:10:22,981
‫طبقه‌ی بالا منتظرتون هستن

174
00:10:25,730 --> 00:10:27,738
‫- سلام!
‫- ببخشید که دیر کردم

175
00:10:27,763 --> 00:10:29,434
‫اشکالی نداره

176
00:10:29,955 --> 00:10:31,715
‫- یه مامانِ جدید داریم
‫- اوه

177
00:10:31,740 --> 00:10:33,240
‫پسرش بورسیه گرفته

178
00:10:33,439 --> 00:10:35,959
‫بچه‌ی کوچیکش رو آورده.
‫داره تو دستشویی پوشکش رو عوض می‌کنه.

179
00:10:35,984 --> 00:10:37,262
‫خیلی خوش تیپ شدی

180
00:10:37,287 --> 00:10:38,785
‫- اوه، سلام گریس
‫- سلام

181
00:10:38,810 --> 00:10:40,495
‫- سلام
‫- اون عضو کمیته‌ست؟

182
00:10:40,519 --> 00:10:42,754
‫می‌خواد یه مادرِ پیگیر باشه

183
00:10:42,779 --> 00:10:44,571
‫سلام. سلام، سلام. ببخشید

184
00:10:44,862 --> 00:10:46,520
‫- سلام
‫- مرسی

185
00:10:46,545 --> 00:10:48,917
‫اصلاً شماها خبر داشتید اونم قراره بیاد؟

186
00:10:48,942 --> 00:10:51,151
‫یعنی، من معمولاً اولین کسیم
‫که از چیزی باخبر میشم

187
00:10:51,176 --> 00:10:52,709
‫آدم‌ها مشتاقن همه چی رو بهم بگن

188
00:10:52,734 --> 00:10:54,741
‫چون خیلی زود مخالفت می‌کنی

189
00:10:54,766 --> 00:10:56,850
‫خب، دقیقاً

190
00:10:57,077 --> 00:10:58,516
‫خیلی خب، دیگه باید شروع کنیم

191
00:10:58,540 --> 00:10:59,665
‫ببخشید!

192
00:11:00,127 --> 00:11:01,542
‫اون یه ذره استرس داره

193
00:11:01,567 --> 00:11:03,444
‫دوباره فروشنده‌ی حراجی شده

194
00:11:03,702 --> 00:11:05,477
‫فکر می‌کردم اون پسره رو
‫از شرکتِ ساتبی آوردید؟

195
00:11:05,501 --> 00:11:07,640
‫نه، اون انصراف داد. چیزی نمیشه

196
00:11:07,665 --> 00:11:08,957
‫- قبلاً این کارو کردم
‫- سلام

197
00:11:08,982 --> 00:11:10,444
‫سلام. سلام

198
00:11:10,469 --> 00:11:12,444
‫من گریس فریزر هستم

199
00:11:12,469 --> 00:11:14,595
‫النا آلوز. از آشنایی باهات خوشوقتم

200
00:11:14,620 --> 00:11:16,554
‫- سلام
‫- النا یه پسرِ کلاس چهارمی داره؟

201
00:11:16,579 --> 00:11:18,359
‫گفتی اسمش میگله؟

202
00:11:18,384 --> 00:11:20,944
‫- آره، آره
‫- بچه‌ات خیلی ماهه

203
00:11:20,969 --> 00:11:22,741
‫- ممنون
‫- سلام. پسره یا دختر؟

204
00:11:22,766 --> 00:11:24,140
‫دختره. اسمش ترزاست

205
00:11:24,165 --> 00:11:25,780
‫اوه. ترزا

206
00:11:25,805 --> 00:11:28,148
‫- مُژه‌هات رو دوست دارم
‫- خیلی خب، زود باشید

207
00:11:28,173 --> 00:11:29,398
‫حراجی فرداست

208
00:11:29,423 --> 00:11:31,482
‫خیلی ممنون که گذاشتید تو جلسه شرکت کنم

209
00:11:31,507 --> 00:11:32,749
‫شوخی می‌کنی؟

210
00:11:32,774 --> 00:11:34,335
‫خوشحال می‌شیم از هر کمکِ موجود استفاده کنیم

211
00:11:34,360 --> 00:11:37,085
‫همین که با دوتا بچه وقت کردی بیای خیلیه

212
00:11:37,110 --> 00:11:39,333
‫من دوقلو دارم. خیلی ازش پشیمونم

213
00:11:39,358 --> 00:11:41,655
‫جولین!

214
00:11:41,782 --> 00:11:44,033
‫یعنی، اونا خیلی زحمت دارن، مگه نه؟

215
00:11:44,058 --> 00:11:47,317
‫خیلی خب، بیاید... بیاید
‫اقلام رو طبقه بندی کنیم

216
00:11:47,342 --> 00:11:49,055
‫- آره
‫- از ارزون‌ترین‌ها شروع می‌کنیم

217
00:11:49,079 --> 00:11:52,625
‫و به تدریج میریم سراغ اجناس گرون قیمت

218
00:11:52,650 --> 00:11:54,271
‫چیزهای زیادی اینجا هست

219
00:11:54,296 --> 00:11:57,638
‫خب، بیش از ۲۰۰ نفر تأیید کردن که میان.
‫این خودش یه رکورده.

220
00:11:57,663 --> 00:12:00,093
‫به لطفِ خانواده‌ی اسپنسر که خونه‌شون
‫رو در اختیارمون گذاشتن

221
00:12:00,118 --> 00:12:01,951
‫دیروز یه گشتی توش زدم.
‫خدای من!

222
00:12:01,976 --> 00:12:03,327
‫نقاشی‌های دیوید هاکنی رو دیدی؟

223
00:12:03,351 --> 00:12:05,429
‫دوتاشون، روی دیوارهای اتاق پذیرایی

224
00:12:05,454 --> 00:12:08,007
‫- و کُمد سوکی چی؟
‫- اوه، به اونم می‌رسم

225
00:12:08,032 --> 00:12:09,532
‫شاید دوشنبه شب، اگه شانس بیارم

226
00:12:09,557 --> 00:12:10,557
‫آره!

227
00:12:11,001 --> 00:12:12,763
‫خیلی خب، بیاید شروع کنیم. خیلی خب!

228
00:12:12,796 --> 00:12:16,279
‫چهارتا اقامتگاه جداگانه تو همپتون داریم

229
00:12:16,304 --> 00:12:18,625
‫یه جفت تو ویل و آسپن

230
00:12:18,650 --> 00:12:20,942
‫یه کلاسِ آشپزی تو ترایبکا برای هشت نفر

231
00:12:20,967 --> 00:12:22,398
‫هیچکس ارزشِ اونا رو نمی‌دونه

232
00:12:22,422 --> 00:12:23,717
‫لیفتِ صورت با سلول‌های بنیادی

233
00:12:23,742 --> 00:12:25,030
‫کسی واقعاً به اونا اعتقاد داره؟

234
00:12:25,054 --> 00:12:27,678
‫کتی سنت صورتش رو لیفت کرد.
‫جواب نداد.

235
00:12:27,703 --> 00:12:29,389
‫یه سری مشاور داریم

236
00:12:29,414 --> 00:12:31,975
‫یه مشاور پذیرشِ دانشگاه.
‫یه مشاور پذیرش پیش‌دبستانی.

237
00:12:31,999 --> 00:12:33,707
‫یه تبارشناس داریم که میاد خونه‌تون

238
00:12:33,732 --> 00:12:35,132
‫این واقعاً می‌تونه فروش بره

239
00:12:35,156 --> 00:12:37,489
‫من هیچ هنرمندی نمی‌بینم. هنرمندها کجان؟

240
00:12:37,518 --> 00:12:41,123
‫میگی نمی‌تونیم یه دونه نمایشنامه‌نویسِ
‫بی‌مصرف تو کل نیویورک پیدا کنیم؟

241
00:12:41,148 --> 00:12:43,756
‫گریس، شاید تو بتونی یه جلسه‌ی مشاوره اهدا کنی

242
00:12:43,781 --> 00:12:46,167
‫من این کارو نمی‌کنم. اصلاً راه نداره

243
00:12:46,192 --> 00:12:48,537
‫آخه چرا؟ «کسی حاضره ۵۰۰ دلار واسه
‫«نجاتِ زندگیِ زناشوییش بده؟

244
00:12:48,562 --> 00:12:51,209
‫‏۵۰۰ دلار و شوهرم رو هم به حراج می‌ذارم

245
00:12:51,234 --> 00:12:53,036
‫گریس، می‌دونی چی عالی میشه؟

246
00:12:53,061 --> 00:12:54,875
‫فکر کنم جاناتان به قیمتِ خوبی فروش بره

247
00:12:54,900 --> 00:12:56,342
‫می‌خوای جاناتان رو حراج کنی؟

248
00:12:56,367 --> 00:12:58,865
‫- خب...
‫- آره! اون رو به حراج می‌ذارم

249
00:12:58,890 --> 00:13:01,209
‫شوهرِ گریس دکتره

250
00:13:01,234 --> 00:13:03,109
‫تو مجله‌ی نیویورک یه مقاله در موردش نوشتن

251
00:13:03,134 --> 00:13:06,678
‫اون سرطان‌شناسه، سالی. آخه کی
‫حاضر میشه واسه سرطان پول بده؟

252
00:13:07,034 --> 00:13:10,333
‫یه تور خصوصی بعد از ساعت کاری
‫تو موزه‌ی گوگنهایم

253
00:13:10,358 --> 00:13:13,116
‫این تور رو تو سالن دلا رُز برگزار می‌کنن

254
00:13:13,430 --> 00:13:16,483
‫می‌دونی، من سه‌شنبه واسه
‫نمایشگاه شگال اونجا بودم

255
00:13:16,508 --> 00:13:18,985
‫قسم می‌خورم، واقعاً سرگیجه گرفتم

256
00:13:19,010 --> 00:13:20,969
‫من اصلاً شگال رو درک نمی‌کنم

257
00:13:20,994 --> 00:13:23,337
‫منظورت چیه، آخه کی شگال رو درک نمی‌کنه؟

258
00:13:23,362 --> 00:13:26,016
‫من! اون یه بازه نوگرا بود

259
00:13:26,041 --> 00:13:29,165
‫بعدش شروع به نقاشی رو شیشه کرد.
‫تکلیفش با خودش روشن نبود.

260
00:13:29,407 --> 00:13:32,449
‫اگه الان زنده بود، باید بهش
‫داروی ضدافسردگی می‌دادن...

261
00:13:52,999 --> 00:13:55,124
‫سلام. صبر کن

262
00:13:56,158 --> 00:13:59,283
‫بهم بگو که عجیب و غریب نبود. خدای من!

263
00:13:59,443 --> 00:14:01,542
‫فقط داشت به بچه‌اش شیر می‌داد

264
00:14:01,712 --> 00:14:03,463
‫اوه، نه. نه، نه، نه، نه

265
00:14:03,487 --> 00:14:05,375
‫قطعاً یه چیز دیگه هم بود

266
00:14:05,548 --> 00:14:07,276
‫- ببخشید؟
‫- مثلاً چی؟

267
00:14:07,300 --> 00:14:08,806
‫مثلاً اون...

268
00:14:08,831 --> 00:14:11,080
‫نوکِ انگشت! رو نوکِ انگشتات وایسا!

269
00:14:11,347 --> 00:14:13,211
‫مثلاً خیلی بی‌عار و تهاجمی برخورد می‌کرد

270
00:14:13,236 --> 00:14:14,696
‫متوجه نشدی؟

271
00:14:14,984 --> 00:14:16,608
‫نه

272
00:14:16,633 --> 00:14:19,633
‫می‌دونی، من قبلاً تو مدرسه دیدمش

273
00:14:19,805 --> 00:14:22,491
‫اون طرفِ خیابون رو یکی
‫از اون صندلی‌ها می‌شینه

274
00:14:27,444 --> 00:14:30,898
‫،بعد از رسوندنِ پسرش به مدرسه
‫یه بند اونجا می‌شینه.

275
00:14:31,751 --> 00:14:33,241
‫با بچه؟

276
00:14:33,663 --> 00:14:35,584
‫خب حالا با بچه. قبلاً وقتی حامله بود

277
00:14:35,608 --> 00:14:37,567
‫حتی یه کتاب هم نمی‌خوند

278
00:14:37,592 --> 00:14:39,509
‫:دلم می‌خواد بهش بگم
‫داری تو نیویورک زندگی می‌کنی»

279
00:14:39,534 --> 00:14:42,030
‫«این که مدام سرت شلوغ نباشه جرمه
‫آخه کی...

280
00:14:42,055 --> 00:14:44,523
‫ساکت یه گوشه می‌شینه؟

281
00:14:44,548 --> 00:14:46,874
‫اصلاً حالش رو درک نمی‌کنم

282
00:14:46,971 --> 00:14:48,835
‫با این حال...

283
00:14:49,245 --> 00:14:51,562
‫سینه‌هاش محشرن

284
00:14:52,494 --> 00:14:55,484
‫- خیلی بدی
‫- خدای من. ممه‌هاش خوشگل بودن

285
00:14:55,585 --> 00:14:56,960
‫بالا، بالا، بالا، بالا

286
00:14:56,985 --> 00:14:58,585
‫بالا، بالا، بلند. دستات رو ببر بالا!

287
00:14:58,610 --> 00:15:00,515
‫شونه‌ها پایین. شونه‌ها پایین

288
00:15:00,540 --> 00:15:02,905
‫نخند. نخند دختر!

289
00:15:27,696 --> 00:15:29,654
‫النا، چی شده؟

290
00:15:36,522 --> 00:15:39,980
‫خصمانه بود. اصلاً دوستانه نبود

291
00:15:40,276 --> 00:15:42,567
‫،ولی سرزنشش نمی‌کنم. یعنی
‫ما داشتیم از هنر حرف می‌زدیم

292
00:15:42,592 --> 00:15:45,874
‫داشتیم از پول حرف می‌زدیم.
‫خیلی دور از نزاکت بود.

293
00:15:46,215 --> 00:15:48,583
‫،و اون فقط سعی داشت بگه
‫هی، من اینجام».

294
00:15:48,608 --> 00:15:50,942
‫من یه زنِ خیلی واقعیم. من یه مادرِ واقعیم

295
00:15:50,967 --> 00:15:52,800
‫«...دارم تقلا می‌کنم و

296
00:15:52,825 --> 00:15:56,034
‫نمی‌دونم. گاهی اوقات حس می‌کنم
‫باید از شهر بریم بیرون

297
00:15:58,137 --> 00:16:01,387
‫نیویورکی‌ترین آدمی که تو عمرم دیدم
‫این رو میگه

298
00:16:02,191 --> 00:16:04,209
‫نه، ولی گاهی نگران نمیشی

299
00:16:04,234 --> 00:16:06,192
‫که داری پسرت رو تو یه حباب بزرگ می‌کنی؟

300
00:16:06,217 --> 00:16:09,258
‫فکر می‌کردم فرزندپروریِ مُدرن
‫تو همین خلاصه میشه

301
00:16:09,429 --> 00:16:11,851
‫تا وقتی که می‌تونیم اونا رو
‫،از واقعیت دور نگه داریم

302
00:16:11,876 --> 00:16:15,038
‫،تا وقتی بالأخره وارد دنیای واقعی شدن
‫نتونن کنار بیان و به خودشون صدمه بزنن.

303
00:16:15,063 --> 00:16:17,312
‫فکر می‌کردم خیلی خوب این کارو می‌کنیم

304
00:16:17,777 --> 00:16:20,890
‫عجب. «اسکنکتدی» چی، هان؟
‫<font color="#ffff۰۰">(شهری در ایالت نیویورک)</font>

305
00:16:21,174 --> 00:16:23,952
‫چیزهای خیلی خوبی در مورد اسکنکتدی شنیدم

306
00:16:23,977 --> 00:16:25,203
‫وحشتناک به نظر میاد

307
00:16:25,228 --> 00:16:26,851
‫حتی اسمش هم ناجوره

308
00:16:27,400 --> 00:16:29,650
‫خب، این یه گفتگوی جدیه؟

309
00:16:29,675 --> 00:16:30,999
‫آره

310
00:16:31,483 --> 00:16:34,358
‫آره. آدم تو منهتن احساسِ تنهایی می‌کنه

311
00:16:34,383 --> 00:16:35,933
‫،یعنی، وقتی بهش فکر می‌کنی

312
00:16:35,958 --> 00:16:38,101
‫ما دوست‌های نزدیکِ زیادی نداریم

313
00:16:38,133 --> 00:16:40,883
‫خب، علتش اینه که از همه متنفریم

314
00:16:40,908 --> 00:16:43,992
‫تو از همه متنفری. من متنفر نیستم

315
00:16:44,017 --> 00:16:46,132
‫به نظرِ من که ما منزوی نیستیم

316
00:16:46,608 --> 00:16:48,890
‫روزهامون پر از آدم‌ها و مشکلاشونه

317
00:16:48,915 --> 00:16:51,812
‫یعنی، ما تو آسیب‌پذیرترین وضعیتِ
‫آدم‌ها از همه بهشون نزدیک‌تریم

318
00:16:52,291 --> 00:16:53,791
‫،این یه زندگیِ اجتماعی سنتی نیست

319
00:16:53,816 --> 00:16:55,858
‫،ولی از نظرِ ارتباط معنادار انسانی

320
00:16:55,883 --> 00:16:57,788
‫من که میگم کارمون خیلی خوب بوده

321
00:16:58,637 --> 00:17:01,512
‫من دوست ندارم تنها باشی

322
00:17:04,224 --> 00:17:06,015
‫اون تو تنهایی؟

323
00:17:06,846 --> 00:17:08,762
‫دلت می‌خواد بیام پیشت؟

324
00:17:10,212 --> 00:17:12,045
‫دوست داری بشورمت؟

325
00:17:12,442 --> 00:17:15,525
‫گریس، دکتر فریزر با دست‌های جادوییش

326
00:17:16,784 --> 00:17:18,417
‫دستکش‌های لاستیکیم رو بیارم؟

327
00:17:18,442 --> 00:17:20,929
‫- زود باش. بیا تو
‫- دارم میام، گریس

328
00:18:11,267 --> 00:18:12,601
‫گریس؟

329
00:18:12,626 --> 00:18:14,043
‫سلام

330
00:18:15,220 --> 00:18:16,596
‫النا

331
00:18:16,859 --> 00:18:20,101
‫- تو کمیته‌ی برگزاری مراسم هم رو دیدیم
‫- آره، آره. البته

332
00:18:20,126 --> 00:18:21,543
‫چطوری؟

333
00:18:21,568 --> 00:18:24,749
‫- من... خوبم
‫- خوبه

334
00:18:25,358 --> 00:18:29,317
‫خیلی ممنون که باعث شدی
‫احساسِ غریبی نکنم

335
00:18:30,297 --> 00:18:32,214
‫یعنی، زن‌های دیگه...

336
00:18:32,533 --> 00:18:35,283
‫نمی‌دونم، احساس کردم مزاحمم

337
00:18:35,670 --> 00:18:38,421
‫ولی تو باعث شدی احساس راحتی کنم. پس...

338
00:18:39,243 --> 00:18:40,968
‫ممنون

339
00:18:41,251 --> 00:18:43,960
‫خب، می‌دونم که...

340
00:18:44,186 --> 00:18:46,374
‫همه از حضورت خیلی خوشحال بودن

341
00:18:46,399 --> 00:18:48,723
‫ما به هر کمکی که موجود باشه نیاز داریم

342
00:18:53,700 --> 00:18:55,158
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

343
00:18:56,901 --> 00:18:59,859
‫چون هیچکس واقعاً کاری بهم واگذار نکرد

344
00:18:59,884 --> 00:19:02,710
‫گمونم...

345
00:19:03,545 --> 00:19:07,421
‫چون بیشترِ کارها قبلاً انجام شده بودن و...

346
00:19:07,446 --> 00:19:10,238
‫و تو سرگرمِ بچه‌ی نازت بودی

347
00:19:10,263 --> 00:19:11,806
‫آره

348
00:19:12,109 --> 00:19:14,343
‫ولی منم می‌خوام توش نقش داشته باشم

349
00:19:15,222 --> 00:19:16,555
‫تو امورِ مدرسه

350
00:19:18,084 --> 00:19:19,679
‫واقعاً می‌خوام

351
00:19:20,898 --> 00:19:22,319
‫می‌دونم

352
00:19:24,590 --> 00:19:26,298
‫واقعاً می‌خوام

353
00:19:40,277 --> 00:19:42,765
‫اون همونجوری جلوم وایساده بود

354
00:19:43,033 --> 00:19:44,575
‫لُخت

355
00:19:45,708 --> 00:19:47,209
‫آره؟

356
00:19:47,234 --> 00:19:50,765
‫من از زن‌هایی که با بدنشون
‫،راحت هستن حمایت می‌کنم

357
00:19:50,790 --> 00:19:53,248
‫ولی اون...

358
00:19:53,273 --> 00:19:55,356
‫- عجیب بود
‫- عجیبِ خوب؟

359
00:19:55,986 --> 00:19:58,152
‫تو یه ذره...

360
00:19:58,177 --> 00:19:59,959
‫- بس کن...
‫- تحریک شده بودی؟

361
00:19:59,984 --> 00:20:02,687
‫- نه
‫- اوه، خدای من. چیزی نمونده برسیم

362
00:20:02,712 --> 00:20:03,930
‫هرچه زودتر بتونیم بیایم بیرون، بهتره

363
00:20:03,954 --> 00:20:06,460
‫ببین، صبح زود باید به پروازم
‫به کلیولند برسم

364
00:20:06,485 --> 00:20:08,234
‫کِی برمی‌گردی؟

365
00:20:08,379 --> 00:20:10,796
‫،احتمالاً فردا شب، اگه بتونم جیم شم

366
00:20:10,821 --> 00:20:13,835
‫ولی می‌دونی که دلم نمی‌خواد امتیازِهای
‫پاداش اقامتم تو هتلِ هایت رو از دست بدم

367
00:20:13,860 --> 00:20:16,141
‫این امتیازها بهت اجازه میدن
‫صبحونه‌ی رایگان بگیری، گریس

368
00:20:16,735 --> 00:20:18,193
‫خیلی خب، رسیدیم

369
00:20:18,218 --> 00:20:20,676
‫افسردگی، ترس، زاری...

370
00:20:20,701 --> 00:20:22,784
‫- ناامیدی...
‫- به من نگاه کن

371
00:20:25,817 --> 00:20:27,967
‫خیلی به زنم افتخار می‌کنم

372
00:20:36,417 --> 00:20:37,926
‫خدای من. دارن میان

373
00:20:37,962 --> 00:20:39,325
‫میشه آسانسورو نگه دارید لطفاً!

374
00:20:39,350 --> 00:20:41,667
‫اوه. شرمنده. شرمنده! فقط...

375
00:20:43,248 --> 00:20:45,934
‫- نمی‌تونستم تحملش کنم
‫- تو خیلی بدی

376
00:20:46,778 --> 00:20:50,176
‫هراسِ عمیق وجودیِ من

377
00:20:58,019 --> 00:21:00,458
‫- سلام. می‌تونم کت‌تون رو بگیرم؟
‫- ممنون

378
00:21:00,542 --> 00:21:01,667
‫ممنون

379
00:21:04,982 --> 00:21:06,785
‫- مرسی
‫- ممنون

380
00:21:14,373 --> 00:21:16,248
‫- شامپاین؟
‫- ممنون

381
00:21:16,273 --> 00:21:18,684
‫خدا رو شکر. ممنون. خیلی دوستت دارم

382
00:21:20,068 --> 00:21:21,902
‫فکر می‌کردم مراسم قراره یکم رسمی باشه

383
00:21:21,927 --> 00:21:24,094
‫- ولی فکر نمی‌کردم انقدر باشه
‫- آه!

384
00:21:25,209 --> 00:21:26,500
‫می‌تونیم قایم بشیم؟

385
00:21:26,525 --> 00:21:28,973
‫بیا بریم وانمود کنیم به اون نقاشی‌های
‫هاکنی علاقه داریم، خب؟

386
00:21:28,998 --> 00:21:31,084
‫نه، یه مدت اینجا گیر افتادیم

387
00:21:31,109 --> 00:21:33,859
‫باید اول با مدیرِ مدرسه نوشیدنی بخوریم

388
00:21:33,884 --> 00:21:35,376
‫- بیا بریم. رابرت
‫- خدای بزرگ!

389
00:21:35,400 --> 00:21:37,207
‫- گریس
‫- سلام

390
00:21:37,232 --> 00:21:38,793
‫- جاناتان
‫- سلام

391
00:21:38,818 --> 00:21:40,338
‫اوه، خیلی از هردوتون ممنونم که اومدید

392
00:21:40,363 --> 00:21:41,613
‫- بالأخره اومدید
‫- باعثِ...

393
00:21:41,638 --> 00:21:43,500
‫- بابا؟
‫- سلام

394
00:21:43,525 --> 00:21:44,726
‫فرانکلین

395
00:21:44,751 --> 00:21:46,709
‫واقعاً باعثِ افتخار و سرفرازی منه، قربان

396
00:21:46,734 --> 00:21:49,567
‫- شور و شوق رو جا انداختی
‫- البته

397
00:21:50,740 --> 00:21:52,598
‫خب، ممنون که اومدی

398
00:21:52,623 --> 00:21:54,332
‫نمیام. دارم میرم

399
00:21:54,357 --> 00:21:57,273
‫- واقعاً؟ الان؟
‫- تو مزایده‌ی خصوصی شرکت کردم

400
00:21:57,298 --> 00:22:01,371
‫و احتمال داره یکی از گیج‌های روغنِ
‫اصل هنری فورد رو برنده شم

401
00:22:01,396 --> 00:22:05,074
‫می‌خوام قبل از این که این اتفاق بیوفته
‫از اینجا رفته باشم

402
00:22:05,099 --> 00:22:06,959
‫- جاناتان
‫- فرانکلین

403
00:22:06,984 --> 00:22:08,109
‫به نظر خوب میای

404
00:22:08,134 --> 00:22:09,342
‫واقعاً؟

405
00:22:09,367 --> 00:22:11,416
‫خیلی عجیبه. ممنون

406
00:22:11,441 --> 00:22:13,637
‫- پنجشنبه شام؟
‫- قطعاً

407
00:22:13,662 --> 00:22:14,879
‫- سلام
‫- سلام

408
00:22:14,904 --> 00:22:17,195
‫- سلام، سلام، سلام
‫- سلام، عزیزم

409
00:22:18,276 --> 00:22:19,738
‫- جاناتان
‫- فرانکلین

410
00:22:19,763 --> 00:22:21,590
‫اصلاً باورتون نمیشه چی شده

411
00:22:21,615 --> 00:22:23,434
‫- چیه؟
‫- اونا خودشون اینجا نیستن

412
00:22:23,459 --> 00:22:25,209
‫- کیا؟
‫- آقا و خانمِ اسپنسر

413
00:22:25,234 --> 00:22:26,317
‫اوه

414
00:22:26,639 --> 00:22:28,140
‫چیه، به نظرت این بی‌ادبانه نیست؟

415
00:22:28,165 --> 00:22:30,350
‫،می‌تونیم فرض کنیم بی‌ادبانه‌ست
‫یا ممکنه این باشه که

416
00:22:30,375 --> 00:22:32,458
‫،وقتی خودمون قراره بریم سفر خارج از شهر»

417
00:22:32,483 --> 00:22:34,762
‫«خوشحال می‌شیم بذاریم از قصرمون استفاده کنید

418
00:22:34,787 --> 00:22:36,917
‫تو هیچوقت نمی‌تونی مهربون نباشی، نه؟

419
00:22:36,942 --> 00:22:38,692
‫اوه، می‌تونه باشه، بهت قول میدم

420
00:22:38,717 --> 00:22:40,259
‫شنیدید اون عوضی‌ها نیومدن؟

421
00:22:40,284 --> 00:22:42,910
‫گردهماییِ خیلی محشریه.
‫،نگران بودم که کسی نیاد

422
00:22:42,935 --> 00:22:45,018
‫،و به نظر میاد همه اومدن

423
00:22:45,043 --> 00:22:46,667
‫پس می‌تونیم آسوده خاطر باشیم

424
00:22:47,793 --> 00:22:49,043
‫اوناهاش

425
00:22:49,068 --> 00:22:51,168
‫خانم شیرده ارشد تشریف آوردن

426
00:22:51,193 --> 00:22:53,193
‫به نظر میاد یه ذره ناراحته

427
00:22:53,668 --> 00:22:55,683
‫اون همون مادریه که برات تعریف می‌کردم

428
00:22:55,708 --> 00:22:57,449
‫- اوه، اونه؟
‫- اوهوم

429
00:22:57,474 --> 00:22:59,458
‫- همونی که برهنه‌گرا بود؟
‫- اون ممه‌ها رو می‌خوام

430
00:22:59,483 --> 00:23:00,997
‫می‌دونی، باید بریم باهاش حرف بزنیم

431
00:23:01,021 --> 00:23:03,191
‫حتماً خیلی احساسِ غریبی و ناراحتی می‌کنه

432
00:23:03,216 --> 00:23:05,504
‫راستش به نظر راحت میاد

433
00:23:05,817 --> 00:23:08,483
‫شاید بهتر از راحت

434
00:23:08,508 --> 00:23:10,903
‫- من چیزی رو متوجه نمیشم؟
‫- مردها رو ببین

435
00:23:10,927 --> 00:23:12,676
‫مثلِ سگ‌های پاولوف می‌مونن
‫<font color="#ffff۰۰">اشاره به آزمایشاتِ پاولوف)
‫(در مورد شرطی شدن</font>

436
00:23:12,701 --> 00:23:15,910
‫گریس، فکر کنم داره به تو نگاه می‌کنه

437
00:23:16,030 --> 00:23:18,072
‫واقعاً؟ من رو نگاه می‌کنه؟

438
00:23:18,788 --> 00:23:21,183
‫آه، آره. فکر کنم داره نگاهت می‌کنه

439
00:23:21,208 --> 00:23:22,722
‫خب، همه‌تون اینجا هستید

440
00:23:22,747 --> 00:23:24,629
‫فکر کنم بهتره شروع کنیم.
‫وقتِ حراجه.

441
00:23:24,653 --> 00:23:27,011
‫- همه رو جمع کنید
‫- خیلی خب. برو بریم

442
00:23:27,036 --> 00:23:28,412
‫یالا

443
00:23:28,876 --> 00:23:30,706
‫این کافیه؟ یه خودی نشون دادیم دیگه

444
00:23:30,731 --> 00:23:32,272
‫- می‌تونیم بریم؟
‫- میشه بس کنی؟

445
00:23:32,444 --> 00:23:35,542
‫هی. بعداً برات جبران می‌کنم

446
00:23:35,567 --> 00:23:37,464
‫الان برام جبران کن. بیا یه اتاق پیدا کنیم

447
00:23:37,489 --> 00:23:38,981
‫باید چندتا اتاق داشته باشن

448
00:23:39,355 --> 00:23:42,126
‫- تو خیلی بدی
‫- یالا. تو کُمد سوکی

449
00:23:42,151 --> 00:23:44,511
‫- بین لباس‌های سوکی. هردومون
‫- بس کن!

450
00:23:44,536 --> 00:23:46,078
‫دلِ یه مرد انگلیسی رو شاد کن. یالا

451
00:23:50,567 --> 00:23:52,251
‫- می‌دونی چیِ این رو دوست دارم؟
‫- چی؟

452
00:23:52,276 --> 00:23:53,348
‫نمی‌تونی تشخیص بدی پولدارن

453
00:23:53,372 --> 00:23:55,790
‫همه چی خیلی عالی و بی‌مبالغه‌ست

454
00:23:56,804 --> 00:23:58,345
‫سلام. برای شروع آماده‌ایم

455
00:23:58,370 --> 00:24:00,236
‫خوش اومدید، خوش اومدید، خوش اومدید

456
00:24:00,261 --> 00:24:02,839
‫،من سالی مِی‌بری هستم
‫،رئیس کمیته‌ی حراج

457
00:24:02,864 --> 00:24:05,587
‫برای مدرسه‌ی عالی‌مون ریردن!

458
00:24:07,997 --> 00:24:12,483
‫ما یه بعد از ظهر خیلی محشر
‫و عالی براتون تدارک دیدیم

459
00:24:12,508 --> 00:24:15,217
‫،حالا، شاید بعضی‌هاتون فکر کنید

460
00:24:15,358 --> 00:24:17,959
‫«مگه من همینجوری به اندازه‌ی کافی شهریه نمیدم؟»

461
00:24:17,984 --> 00:24:19,214
‫کاملاً درسته!

462
00:24:19,884 --> 00:24:23,676
‫آره. البته که شهریه می‌دید.
‫بله، منم همین حس رو دارم.

463
00:24:23,701 --> 00:24:25,868
‫ولی، مسئولیتِ ماست

464
00:24:25,893 --> 00:24:27,977
‫که مطمئن بشیم مدرسه‌ی ریردن می‌تونه

465
00:24:28,002 --> 00:24:29,855
‫دانش‌آموزهایی رو که می‌خواد بپذیره

466
00:24:29,880 --> 00:24:32,331
‫و این که اون دانش‌آموزها
‫،می‌تونن به مدرسه بیان

467
00:24:32,356 --> 00:24:34,375
‫،علی‌رغمِ شرایط مالی‌شون

468
00:24:34,400 --> 00:24:38,287
‫و تضمینِ این که اسمِ ریردن
‫همیشه مترداف با...

469
00:24:38,312 --> 00:24:40,193
‫تنوعه!

470
00:24:43,000 --> 00:24:44,702
‫و البته، باید مطمئن بشیم که

471
00:24:44,726 --> 00:24:46,184
‫معلم‌هامون حقوقِ خیلی خوبی بگیرن

472
00:24:46,209 --> 00:24:48,667
‫که مدارسِ دیگه اونا رو از چنگمون در نیارن

473
00:24:48,692 --> 00:24:51,317
‫ما تو ریردن معلم‌هامون رو دوست داریم!

474
00:24:51,342 --> 00:24:53,592
‫فقط به قدری دوستشون نداریم
‫که به مهمونی دعوتشون کنیم

475
00:24:53,617 --> 00:24:55,241
‫- ساکت
‫- ،خیلی خب، حالا

476
00:24:55,266 --> 00:24:58,558
‫دایان پورتر قراره مهمونی
‫رو شروع کنه. بزنید بریم!

477
00:25:01,234 --> 00:25:04,608
‫قبل از این که بریم سراغ اقلامِ
‫برنامه‌ریزی شده‌مون برای حراج...

478
00:25:05,421 --> 00:25:06,796
‫ببینید

479
00:25:07,246 --> 00:25:10,621
‫این شاید شبیه یه لیوانِ معمولی
‫،پر از آبِ لوله کشی باشه

480
00:25:10,904 --> 00:25:12,625
‫ولی خیلی بیشتر از اینه

481
00:25:12,650 --> 00:25:16,606
‫این یه جور آبِ خیلی خاصه

482
00:25:16,631 --> 00:25:19,342
‫که ازش برای هموار کردنِ مسیری

483
00:25:19,367 --> 00:25:22,001
‫به جیب‌های بسیار پرپولِ شما استفاده میشه

484
00:25:23,468 --> 00:25:27,834
‫شاید بپرسید ارزشِ یه لیوان معمولی
‫آب لوله‌کشی چنده؟

485
00:25:27,859 --> 00:25:29,262
‫این بستگی داره

486
00:25:29,287 --> 00:25:32,928
‫آموزشِ بچه‌هاتون چقدر براتون ارزشمنده؟

487
00:25:32,983 --> 00:25:35,389
‫ارزشِ معلم‌های فرزندتون؟

488
00:25:35,414 --> 00:25:38,209
‫فرصتِ افراد کم‌بضاعت

489
00:25:38,234 --> 00:25:41,735
‫برای بهره بردن از مزایای بچه‌های شما

490
00:25:41,990 --> 00:25:49,508
‫کی واسه این لیوانِ آب...
‫‏۱,۰۰۰ دلار پیشنهاد میده؟

491
00:25:49,611 --> 00:25:52,725
‫کی بلند میشه و اون زنگ رو به صدا در میاره؟

492
00:25:52,750 --> 00:25:55,639
‫- هزار!
‫- هزار دلار!

493
00:25:55,664 --> 00:25:58,998
‫ممنون. پول برای بچه‌هامون

494
00:25:59,023 --> 00:26:01,186
‫- ۲,۰۰۰!
‫- ۲,۰۰۰!

495
00:26:01,416 --> 00:26:03,568
‫۳,۰۰۰...

496
00:26:03,593 --> 00:26:05,647
‫‏۵,۰۰۰ دلار همینجا...

497
00:26:05,677 --> 00:26:07,928
‫- هشت!
‫- ‏‏۸,۰۰۰ دلار همینجا!

498
00:26:07,953 --> 00:26:10,928
‫- من ۱۰ پیشنهاد میدم!
‫- ۱۰,۰۰۰!

499
00:26:18,859 --> 00:26:20,381
‫اوه...

500
00:26:20,406 --> 00:26:21,917
‫النا. ببخشید...

501
00:26:21,942 --> 00:26:24,209
‫- من...
‫- ببخشید

502
00:26:26,140 --> 00:26:27,590
‫خوبی؟

503
00:26:43,413 --> 00:26:45,092
‫ببخشید

504
00:26:47,145 --> 00:26:50,264
‫چون بعضی وقتا فقط احساسِ...

505
00:26:50,810 --> 00:26:52,384
‫درموندگی می‌کنم

506
00:26:54,785 --> 00:26:56,410
‫و سردرگم میشم

507
00:26:57,235 --> 00:26:59,068
‫من...

508
00:27:02,118 --> 00:27:04,076
‫اصلاً همچین احساسی بهت دست میده؟

509
00:27:05,602 --> 00:27:07,811
‫اگه یه وقت خواستی حرف بزنی...

510
00:27:09,095 --> 00:27:11,262
‫مجانی...

511
00:27:13,177 --> 00:27:15,970
‫معذرت می‌خوام. نمی‌خواستم اونجوری به نظر بیاد

512
00:27:15,995 --> 00:27:18,703
‫ولی اگه یه وقت خواستی حرف بزنی...

513
00:27:21,297 --> 00:27:23,668
‫تو خیلی مهربونی. ممنون

514
00:27:24,731 --> 00:27:26,884
‫و خواهش می‌کنم نترس

515
00:27:26,909 --> 00:27:30,087
‫تو مدرسه‌ی ریردن والدین می‌تونن یکم...

516
00:27:30,663 --> 00:27:32,579
‫- آره
‫- آره

517
00:27:33,352 --> 00:27:34,686
‫ولی...

518
00:27:35,664 --> 00:27:38,413
‫بیشترشون خیلی مهربونن. اونا...

519
00:27:38,438 --> 00:27:41,897
‫اونا آدم‌های خوب و مهربونی هستن و...

520
00:27:42,014 --> 00:27:44,347
‫ولی تو مهربون‌ترینی

521
00:27:45,728 --> 00:27:47,186
‫راست میگم

522
00:27:48,340 --> 00:27:50,007
‫احساسش می‌کنم

523
00:27:59,132 --> 00:28:00,798
‫خیلی خب، مورد بعدی‌مون...

524
00:28:00,917 --> 00:28:02,917
‫- بلیتِ بازی بسکتبال نیویورک نیکس
‫- وای

525
00:28:02,942 --> 00:28:05,317
‫می‌تونید با اسپایک لی خوش و بش کنید

526
00:28:05,342 --> 00:28:07,176
‫ایده‌تون برای یه فیلمِ تازه رو بهش بگید

527
00:28:07,207 --> 00:28:09,917
‫هی، هیچوقت نمیشه فهمید.
‫شاید حتی بازی رو هم ببرن.

528
00:28:11,259 --> 00:28:13,467
‫خیلی خب. کی این بلیت‌ها
‫رو از دستم می‌گیره؟

529
00:28:13,492 --> 00:28:16,209
‫بیاید حراج رو از ۱,۵۰۰ دلار شروع کنیم

530
00:28:16,234 --> 00:28:18,204
‫- ممنون
‫- ‏۱,۵۰۰ همینجا

531
00:28:18,229 --> 00:28:21,495
‫‏۲,۰۰۰ تو ردیفِ جلو.
‫‏۲,۵۰۰. ۳,۰۰۰ نداریم؟

532
00:28:21,520 --> 00:28:23,815
‫- ‏۳,۰۰۰ این طرف. ۳۵؟
‫- بله

533
00:28:23,840 --> 00:28:25,963
‫- ‏۴,۰۰۰ نزدیکِ پیانو
‫- همینجا

534
00:28:25,988 --> 00:28:28,029
‫‏۶,۰۰۰ دلار!

535
00:28:28,400 --> 00:28:31,151
‫- فروش میره با شماره‌ی یک، دو...
‫- النا؟

536
00:28:31,176 --> 00:28:33,959
‫- به قیمتِ ۶,۰۰۰ دلار به شما فروخته شد
‫- اوه، سلام

537
00:28:34,268 --> 00:28:36,635
‫،دارم میرم خونه، چون یادم رفته شیر بدوشم

538
00:28:36,660 --> 00:28:38,368
‫و یه ذره احساسِ ناراحتی می‌کنم

539
00:28:38,393 --> 00:28:40,310
‫اوه. من ماشین دارم

540
00:28:40,335 --> 00:28:42,461
‫اگه بخوای راننده‌ام می‌تونه برسونتت

541
00:28:42,486 --> 00:28:45,495
‫- اوه. اوه، نه، من...
‫- خواهش می‌کنم

542
00:28:45,710 --> 00:28:47,159
‫،من تو هارلم زندگی می‌کنم

543
00:28:47,184 --> 00:28:50,205
‫پس اگه با مترو برم زودتر می‌رسم

544
00:28:50,230 --> 00:28:53,271
‫- مطمئنی؟
‫- آره. مطمئنم

545
00:28:54,033 --> 00:28:55,574
‫ولی ممنون

546
00:28:58,106 --> 00:29:01,439
‫اوه، هی. چیزی نیست

547
00:29:07,668 --> 00:29:09,501
‫ممنون

548
00:29:09,772 --> 00:29:11,480
‫بابتِ مهربونیت

549
00:29:27,934 --> 00:29:29,955
‫کسی ۸۰ پیشنهاد میده؟ ۸۰ هزار دلار؟

550
00:29:29,980 --> 00:29:33,315
‫آقایون ردیفِ جلو. ۹۰؟ ۹۰ هزار؟

551
00:29:33,340 --> 00:29:34,834
‫،اگه به ۱۰۰ هزار برسیم

552
00:29:34,859 --> 00:29:37,442
‫یه بنزِ سی‌کلاس به یه بچه‌ی
‫نیازمند اهدا می‌کنیم

553
00:29:40,381 --> 00:29:41,813
‫خب جریان چی بود؟

554
00:29:41,838 --> 00:29:43,775
‫بین تو و اون برهنه‌گرا چه خبره؟

555
00:29:44,041 --> 00:29:45,959
‫،اون ناراحت بود

556
00:29:45,984 --> 00:29:48,875
‫و فقط...

557
00:29:48,959 --> 00:29:52,643
‫بهش پیشنهاد کردم با ماشینِ ما بره
‫ولی نمی‌خواست، واسه همین...

558
00:29:52,668 --> 00:29:54,542
‫تو آدمِ خیلی مهربونی هستی

559
00:29:54,912 --> 00:29:55,959
‫بیا اینجا

560
00:29:58,383 --> 00:30:00,050
‫دوستت دارم

561
00:30:00,424 --> 00:30:02,467
‫- منم دوستت دارم
‫- عصرِ خیلی معرکه‌ای بوده

562
00:30:02,492 --> 00:30:05,750
‫پولِ خیلی زیادی برای یه
‫امرِ خیر جمع کردیم. ممنون

563
00:30:17,150 --> 00:30:19,901
‫- خب، تو خوشحال نمیشی
‫- چیه؟

564
00:30:19,926 --> 00:30:22,092
‫- الان پیج شدم
‫- اوهوم؟

565
00:30:22,264 --> 00:30:25,245
‫ریه‌های شلبی مک‌گیبنز پر از مایع شده

566
00:30:25,778 --> 00:30:27,611
‫- برو
‫- می‌خوای بیای؟

567
00:30:27,636 --> 00:30:29,177
‫بهانه‌ی خوبی واسه اینه که زودتر بزنی بیرون

568
00:30:29,202 --> 00:30:30,763
‫راننده می‌تونه منو بذاره بیمارستان؟

569
00:30:30,787 --> 00:30:33,260
‫اوه، نمی‌تونم. من عضو کمیته‌ام. برو

570
00:30:33,285 --> 00:30:35,138
‫- برو، برو. راننده رو ببر. من با اوبر میرم
‫- واقعاً؟ ببخشید

571
00:30:35,162 --> 00:30:36,893
‫ببخشید. زنگ می‌زنم

572
00:30:40,524 --> 00:30:42,482
‫کجا داره میره؟

573
00:30:42,507 --> 00:30:44,846
‫یه وضعیتِ اضطراری برای
‫یکی از بیمارهاش پیش اومده

574
00:30:45,174 --> 00:30:48,423
‫واقعاً، هر روز با بچه‌های
‫،سرطانی سر و کار داره

575
00:30:48,448 --> 00:30:50,284
‫و بازم می‌تونه حس شوخ‌طبعیش رو حفظ کنه

576
00:30:50,309 --> 00:30:53,434
‫- چطور این کارو می‌کنه؟
‫- برای خودمم سؤاله

577
00:31:38,137 --> 00:31:39,924
‫ده دلار

578
00:31:39,949 --> 00:31:42,018
‫آره. بهت قول میدم

579
00:31:42,043 --> 00:31:43,663
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی. من دکترم

580
00:31:43,688 --> 00:31:46,307
‫اگه سرطانِ خون رو شکست بدم ده دلار بهم میدی

581
00:31:46,801 --> 00:31:47,968
‫آره

582
00:31:47,993 --> 00:31:49,368
‫،یعنی، اگه ترجیح میدی

583
00:31:49,393 --> 00:31:52,417
‫می‌تونم یه سخنرانیِ کامل در مورد

584
00:31:52,442 --> 00:31:55,234
‫،می‌دونی، شجاع بودن و مبارزه کردن

585
00:31:55,259 --> 00:31:57,682
‫،و اینجور چیزها برات بکنم
‫،ولی به نظرِ خودم در کل

586
00:31:57,707 --> 00:31:59,098
‫پول بهترین نتیجه رو میده

587
00:31:59,122 --> 00:32:01,932
‫- « جاناتان فریزر - پزشکِ سرطان‌شناس »
‫- ،چطوره ده دلار بدی

588
00:32:01,957 --> 00:32:04,875
‫،و وقتی خواستم تو دانشکده پزشکی ثبت نام کنم

589
00:32:04,900 --> 00:32:07,518
‫یه توصیه‌نامه برام بنویسی

590
00:32:07,543 --> 00:32:09,376
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم، شلبی

591
00:32:09,401 --> 00:32:11,041
‫،اول باید کارنامه‌ات رو ببینم

592
00:32:11,066 --> 00:32:13,580
‫چون نمی‌تونم هر کسی رو توصیه کنم

593
00:32:13,828 --> 00:32:15,411
‫ممکنه درست بد باشه

594
00:32:16,987 --> 00:32:19,028
‫من قراره بمیرم؟

595
00:32:21,483 --> 00:32:23,066
‫تو قرار نیست بمیری

596
00:32:24,461 --> 00:32:26,846
‫اگه بمیری، می‌کشمت

597
00:32:55,994 --> 00:32:57,160
‫سلام

598
00:33:02,048 --> 00:33:04,090
‫همه چی خوب پیش رفت؟

599
00:33:14,030 --> 00:33:15,863
‫اوه، نه

600
00:33:16,684 --> 00:33:18,737
‫خیلی متأسفم

601
00:33:21,839 --> 00:33:24,666
‫- عزیزم
‫- آره

602
00:33:25,358 --> 00:33:27,026
‫لعنتی!

603
00:33:29,280 --> 00:33:30,541
‫اوه

604
00:34:38,138 --> 00:34:39,375
‫اون کجاست؟

605
00:34:39,400 --> 00:34:40,909
‫تو استودیوشه

606
00:34:41,979 --> 00:34:43,650
‫چرا برنگشته؟

607
00:34:44,740 --> 00:34:46,573
‫داره کار می‌کنه، خب؟

608
00:34:47,829 --> 00:34:50,001
‫فکر می‌کنی امروز بتونی خودت بری مدرسه؟

609
00:34:50,026 --> 00:34:51,573
‫سوار اتوبوس شی و بری؟

610
00:34:51,750 --> 00:34:52,917
‫آره

611
00:34:52,942 --> 00:34:55,252
‫برو وسایلت رو جمع کن. دیرت میشه

612
00:35:35,616 --> 00:35:37,557
‫هنری؟

613
00:35:37,582 --> 00:35:39,580
‫زود باش. غذا خوردی؟

614
00:35:39,605 --> 00:35:42,271
‫- آره
‫- باید بریم چون من...

615
00:35:42,296 --> 00:35:44,417
‫دیرم شده و یه جلسه‌ی اول وقت دارم

616
00:35:44,442 --> 00:35:47,487
‫- زود! اون کتاب‌ها رو بذار کنار
‫- آره. باشه

617
00:35:50,438 --> 00:35:51,932
‫مامان

618
00:35:52,608 --> 00:35:55,213
‫فکر نکنم بابا واقعاً به سگ‌ها
‫حسّاسیت داشته باشه

619
00:35:55,238 --> 00:35:57,072
‫فکر کنم فقط این رو میگه

620
00:35:58,992 --> 00:36:00,992
‫آره. حق با توئه

621
00:36:01,176 --> 00:36:03,259
‫به خاطرِ حسّاسیت داشتن نیست

622
00:36:03,666 --> 00:36:05,377
‫،اون هیچوقت نمی‌خواد من این رو بهت بگم

623
00:36:05,402 --> 00:36:07,557
‫- پس چیزی در این مورد بهش نگو، باشه؟
‫- باشه

624
00:36:08,570 --> 00:36:11,278
‫،ولی وقتی بچه، در واقع وقتی هم سنِ تو بود

625
00:36:11,583 --> 00:36:14,721
‫تو خونه تنها بود، از سگِ
‫،خانواده مراقبت می‌کرد

626
00:36:14,746 --> 00:36:16,663
‫سگه از خونه رفت بیرون...

627
00:36:16,942 --> 00:36:19,346
‫و یه ماشین بهش زد و کشته شد

628
00:36:20,879 --> 00:36:23,416
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

629
00:36:23,799 --> 00:36:26,298
‫یعنی، اون اتفاق خیلی براش شوکه کننده بود

630
00:36:26,734 --> 00:36:30,073
‫و در واقع بدتر شد چون پدر و مادرش...

631
00:36:31,731 --> 00:36:33,041
‫به خاطرش سرزنشش کردن

632
00:36:33,066 --> 00:36:34,791
‫- چی؟
‫- آره

633
00:36:34,816 --> 00:36:37,009
‫واسه همین از حرف زدن در موردش متنفره

634
00:36:38,718 --> 00:36:40,384
‫چجور سگی بود؟

635
00:36:40,409 --> 00:36:43,375
‫چجور سگی...

636
00:36:43,400 --> 00:36:46,526
‫فکر کنم یه سگِ کوچیک بود

637
00:36:46,551 --> 00:36:47,955
‫تا جایی که می‌دونم

638
00:36:47,980 --> 00:36:51,166
‫بگذریم، اصلاً فکر نمی‌کنم فراموشش کرده باشه

639
00:36:51,678 --> 00:36:54,844
‫زود باش. همه چی رو بذار کنار، خب؟
‫بیا بریم.

640
00:36:54,869 --> 00:36:56,797
‫کُتت رو بپوش. بیرون خیلی سرده

641
00:36:56,822 --> 00:36:57,822
‫خیلی خب

642
00:37:01,358 --> 00:37:04,186
‫یه زمانی مجبور میشی در موردش حرف بزنی

643
00:37:04,625 --> 00:37:05,912
‫علتِ همش

644
00:37:05,937 --> 00:37:08,228
‫هیچ ربطی به ما یا تو نداشت

645
00:37:08,253 --> 00:37:09,754
‫- کُس‌شعره!
‫- بفرما بازم شروع شد

646
00:37:09,779 --> 00:37:11,529
‫پس، در چه موردی بود؟

647
00:37:11,554 --> 00:37:12,623
‫فقط سکس؟

648
00:37:12,648 --> 00:37:14,646
‫اگه می‌دونستم که نمیومدم اینجا

649
00:37:14,671 --> 00:37:16,598
‫- این همه پول بابتِ حق ویزیت بدم
‫- ما...

650
00:37:16,623 --> 00:37:17,859
‫داریم کلی پول بابتِ حق ویزیت می‌دیم

651
00:37:17,883 --> 00:37:20,520
‫حس نمی‌کنی داری طفره میری، جوزف؟

652
00:37:20,545 --> 00:37:24,067
‫امکانش هست که به مخفی بودنِ
‫این رابطه جلب شده بودی؟

653
00:37:24,092 --> 00:37:26,925
‫شاید بیشتر از این که جلب این مردِ دیگه
‫یعنی دنیس شده باشی؟

654
00:37:26,950 --> 00:37:29,037
‫این رابطه می‌تونست فقط مالِ خودت باشه

655
00:37:29,062 --> 00:37:32,603
‫،مایکل نمی‌تونست ازش باخبر بشه
‫در نتیجه نمی‌تونست کنترلش کنه

656
00:37:33,918 --> 00:37:35,376
‫فکر نکنم علتش این باشه

657
00:37:39,493 --> 00:37:41,991
‫<font color="#ffff۰۰">:مدرسه‌ی ریردن - پیام مهم
‫با کمالِ تأسف</font>...

658
00:37:42,343 --> 00:37:44,151
‫ببخشید. مزاحمِ کاری شدیم؟

659
00:37:44,176 --> 00:37:46,926
‫معذرت می‌خوام. این از طرفِ مدرسه‌ی پسرمه

660
00:37:46,951 --> 00:37:48,913
‫،فقط برای پیام‌های اضطراری طراحی شده

661
00:37:48,938 --> 00:37:50,618
‫پس باید جواب بدم

662
00:37:57,525 --> 00:37:59,757
‫حالا، تو گفتی وقتی مجرد بودی
‫،دنیس رو می‌شناختی

663
00:37:59,782 --> 00:38:01,312
‫ولی اون موقع هرگز باهاش سکس نداشتی

664
00:38:01,337 --> 00:38:02,880
‫اون موقع اصلاً بهش علاقه‌ای نداشتم

665
00:38:02,905 --> 00:38:04,668
‫هیچکس بهش علاقه نداشت.
‫اون جذاب نیست.

666
00:38:04,692 --> 00:38:06,775
‫- خیلی خب...
‫- دقیقاً. پس چی عوض شد؟

667
00:38:06,800 --> 00:38:09,675
‫،بخشی از هیجانِ خیانت اینه که

668
00:38:09,700 --> 00:38:14,016
‫تو سایه‌ی یه رابطه‌ی اولیه وجود داره

669
00:38:14,041 --> 00:38:17,463
‫بخش پنهانیِ رابطه‌ست که بیشترِ
‫هیجانِ شهوانی رو ایجاد می‌کنه

670
00:38:17,488 --> 00:38:18,983
‫ممکنه علتش این بوده باشه؟

671
00:38:19,376 --> 00:38:20,752
‫دروغ؟

672
00:38:23,465 --> 00:38:25,960
‫ترس از این که دستت رو بشه چی؟

673
00:38:27,462 --> 00:38:29,462
‫شاید می‌خواستی دستت رو بشه

674
00:38:30,354 --> 00:38:31,375
‫چرا باید این رو بخوام؟

675
00:38:31,400 --> 00:38:34,109
‫که به مایکل نشون بدی که
‫بالأخره نمی‌تونه کنترلت کنه؟

676
00:38:36,098 --> 00:38:38,890
‫فکر کنم این بیشتر در مورد مایکل و ازدواجته

677
00:38:38,915 --> 00:38:41,812
‫تا این که در مورد این مرِدِ دیگه باشه

678
00:38:48,168 --> 00:38:51,751
‫وقتی حق با دیگرانه به مذاقش خوش نمیاد

679
00:38:55,655 --> 00:38:57,863
‫پس تو می‌خواستی دستت رو شه

680
00:39:00,768 --> 00:39:02,562
‫فکر کنم بهتره برم بهش سر بزنم

681
00:39:05,276 --> 00:39:10,530
‫پس سعی می‌کنیم در اولین فرصتِ ممکن
‫پروتکلی برای کار داوطلبانه تعریف کنیم

682
00:39:19,397 --> 00:39:21,991
‫- سیلویا؟
‫- یه لحظه

683
00:39:22,551 --> 00:39:25,632
‫از... از مدرسه‌ی دخترمه. ببخشید

684
00:39:25,657 --> 00:39:27,047
‫- ببخشید
‫- سیلویا، میشه بمونه برای بعد؟

685
00:39:27,071 --> 00:39:28,437
‫دو دقیقه

686
00:39:29,554 --> 00:39:30,671
‫این تأثیری روی...

687
00:39:30,696 --> 00:39:32,218
‫شنیدی؟

688
00:39:32,243 --> 00:39:33,694
‫چی؟

689
00:39:34,199 --> 00:39:36,866
‫مدرسه؟ یه مصیبت... یه مصیبتِ خانوادگی بود؟

690
00:39:36,891 --> 00:39:38,766
‫- یه کلاس چهارمی؟
‫- گریس

691
00:39:42,452 --> 00:39:44,120
‫النا بود

692
00:39:44,955 --> 00:39:47,079
‫چی؟

693
00:39:47,357 --> 00:39:49,066
‫جسدش رو پیدا کردن

694
00:39:50,483 --> 00:39:52,007
‫چی؟

695
00:39:52,754 --> 00:39:54,811
‫خب، مگه هشدار مدرسه به دستت نرسید؟

696
00:39:54,835 --> 00:39:56,877
‫آره. چه اتفاقی افتاده؟

697
00:39:56,902 --> 00:39:58,147
‫هیچ خبرِ رسمی‌ای منتشر نشده

698
00:39:58,172 --> 00:40:01,756
‫اول شنیدم علتش «آنوریسم» بوده...
‫<font color="#ffff۰۰">(برآمدگی عروقِ خونی)</font>

699
00:40:01,910 --> 00:40:04,342
‫ولی به مدرسه گفته شده که...

700
00:40:04,809 --> 00:40:06,726
‫اون به قتل رسیده

701
00:40:11,707 --> 00:40:13,207
‫چی؟

702
00:40:13,525 --> 00:40:15,476
‫- می‌دونم
‫- خدای من

703
00:40:15,501 --> 00:40:17,209
‫،و، و ظاهراً

704
00:40:17,234 --> 00:40:19,709
‫حیوونکی پسرش پیداش کرده

705
00:40:19,734 --> 00:40:22,151
‫خدای من، این خیلی بده...

706
00:40:23,151 --> 00:40:25,632
‫چی می‌دونن؟ می‌دونن کارِ کی بوده؟

707
00:40:25,657 --> 00:40:29,443
‫نه. به نظر میاد هیچکس هیچی نمی‌دونه

708
00:40:29,468 --> 00:40:32,616
‫- نمی‌تونم تحملش کنم. اون زنِ بیچاره
‫- می‌دونم

709
00:40:32,641 --> 00:40:34,667
‫و اون پسربچه‌ی حیوونکی. این...

710
00:40:34,692 --> 00:40:37,437
‫می‌دونی، دنبالِ شوهرش می‌گردن

711
00:40:38,065 --> 00:40:40,564
‫آره. از قرار معلوم مشکلاتی باهم داشتن

712
00:40:40,589 --> 00:40:42,845
‫همیشه کار شوهرِ کثافته

713
00:40:43,360 --> 00:40:45,665
‫می‌تونی تصور کنی؟ گذاشته پسرِ خودش

714
00:40:45,690 --> 00:40:48,071
‫مادرش رو اونجوری پیدا کنه؟

715
00:40:48,096 --> 00:40:50,239
‫می‌دونی چیه؟ راستش، من
‫،الان وسط یه جلسه هستم

716
00:40:50,263 --> 00:40:52,110
‫پس بعداً بهت زنگ می‌زنم
‫وقتی چیزهای بیشتری فهمیدم

717
00:40:52,135 --> 00:40:53,135
‫آره

718
00:41:03,400 --> 00:41:05,321
‫من کارِ اشتباهی کردم؟

719
00:41:05,346 --> 00:41:08,847
‫- نه. فقط...
‫- به نظر دستپاچه میای

720
00:41:09,046 --> 00:41:12,504
‫- واقعاً؟
‫- آره. فقط... من دستپاچه‌ات می‌کنم؟

721
00:41:14,832 --> 00:41:15,874
‫نه

722
00:41:15,899 --> 00:41:19,440
‫خب، اگه کار اشتباهی کرده بودم...
‫بهم می‌گفتی دیگه.

723
00:41:19,465 --> 00:41:21,381
‫تو هیچ کارِ اشتباهی نکردی

724
00:41:21,551 --> 00:41:24,217
‫- باشه؟
‫- باشه

725
00:41:32,113 --> 00:41:34,084
‫شما النا آلوز رو چقدر می‌شناختید؟

726
00:41:34,109 --> 00:41:36,608
‫خیلی نه، ولی اون تازه...

727
00:41:36,633 --> 00:41:38,417
‫اون عضو کمیته‌ی حراج بود

728
00:41:38,442 --> 00:41:40,189
‫من ترتیبی دادم که تو جلسه شرکت کنه

729
00:41:40,214 --> 00:41:41,667
‫اون مادرِ یکی از بچه‌های بورسیه بود

730
00:41:41,692 --> 00:41:43,442
‫من فقط چند بار دیدمش

731
00:41:43,467 --> 00:41:45,070
‫- فقط تو حیاط مدرسه
‫- یادتونه چه ساعتی

732
00:41:45,094 --> 00:41:46,877
‫- مراسم رو ترک کردید؟
‫- چه ساعتی رفتم؟

733
00:41:46,901 --> 00:41:50,243
‫فکر کنم، تا ساعت ۱۱ رسیدم خونه

734
00:41:50,268 --> 00:41:52,079
‫و کِی فهمیدید که اتفاقی افتاده؟

735
00:41:52,103 --> 00:41:53,583
‫مدرسه یه هشدار فرستاد

736
00:41:53,608 --> 00:41:56,509
‫هشداری که از مدرسه به گوشی‌های
‫همه‌مون ارسال شد

737
00:41:56,534 --> 00:41:58,604
‫- شما النا آلوز رو می‌شناختید؟
‫- نه. ما هم رو دیده بودیم

738
00:41:58,628 --> 00:41:59,959
‫- اوهوم
‫- نمی‌شناسمش

739
00:41:59,984 --> 00:42:01,571
‫بیشترین وقتی که باهاش بودم

740
00:42:01,596 --> 00:42:03,782
‫تو یه جلسه بود که اخیراً
‫تو خونه‌ی سالی داشتیم

741
00:42:03,807 --> 00:42:06,440
‫،می‌دونی میگل با اتوبوس رفت
‫یا کسی اومد دنبالش؟

742
00:42:06,464 --> 00:42:08,792
‫خب، معمولاً مامانش میاد مدرسه دنبالش

743
00:42:08,817 --> 00:42:11,417
‫- تو میگل رو می‌شناختی؟
‫- بله، تو کلاسِ ریاضی باهم بودیم

744
00:42:11,442 --> 00:42:13,150
‫خیلی خب. گفتی تو هم میگل رو می‌شناختی؟

745
00:42:13,175 --> 00:42:15,417
‫آره، گاهی اوقات بعد از مدرسه
‫باهم بازی می‌کردیم

746
00:42:15,442 --> 00:42:18,276
‫و این اواخر همه چی خوب به نظر میومد؟
‫این اواخر حالش خوبه؟

747
00:42:28,141 --> 00:42:29,618
‫سلام، جاناتان فریزر هستم

748
00:42:29,642 --> 00:42:30,911
‫،در حال حاضر نمی‌تونم جواب بدم

749
00:42:30,935 --> 00:42:33,226
‫اما به محض این که بتونم
‫باهاتون تماس می‌گیرم

750
00:42:33,541 --> 00:42:36,650
‫،اگه مورد اورژانسیِ پزشکی دارید
‫،لطفاً با ۹۱۱ تماس بگیرید

751
00:42:36,675 --> 00:42:38,751
‫یا برید به اتاقِ اورژانس

752
00:42:39,465 --> 00:42:41,632
‫سلام، عزیز دلم. منم

753
00:42:41,657 --> 00:42:44,345
‫،میشه بهم زنگ بزنی

754
00:42:44,370 --> 00:42:45,787
‫چون یه اتفاقی تو مدرسه افتاده

755
00:42:45,812 --> 00:42:49,095
‫همه چی روبراهه. هنری خوبه، ولی...

756
00:42:49,474 --> 00:42:52,782
‫فقط، فقط می‌خوام در جریان بذارمت...

757
00:42:54,376 --> 00:42:55,960
‫امیدوارم کلیولند خوب باشه

758
00:42:55,985 --> 00:42:58,368
‫- دوستت دارم...
‫- خانم فریزر

759
00:42:58,700 --> 00:43:01,117
‫من کارآگاه پول اورورک هستم.
‫از کلانتری ۲۳.

760
00:43:01,142 --> 00:43:03,602
‫خدای من. چی شده؟ پسرم چیزیش شده؟

761
00:43:03,627 --> 00:43:06,087
‫نه، در مورد پسرتون نیست.
‫ببخشید که ترسوندیم‌تون...

762
00:43:06,111 --> 00:43:07,778
‫گاهی اوقات این کارو می‌کنیم

763
00:43:07,803 --> 00:43:09,595
‫آره...

764
00:43:09,794 --> 00:43:11,875
‫من کارآگاه جوزف مندوزا هستم.
‫از پلیسِ نیویورک.

765
00:43:11,900 --> 00:43:13,210
‫فقط می‌خوایم چند لحظه باهاتون صحبت کنیم

766
00:43:13,234 --> 00:43:14,969
‫میشه لطفاً بهم بگید چه اتفاقی افتاده؟

767
00:43:14,994 --> 00:43:16,274
‫،خب، مادرِ یه بچه

768
00:43:16,299 --> 00:43:18,133
‫که هم‌مدرسه‌ی پسرتونه کشته شده

769
00:43:18,158 --> 00:43:19,625
‫- مطمئنم شنیدید
‫- آره

770
00:43:19,650 --> 00:43:21,127
‫- آره
‫- مدرسه یه پیغام فرستاده

771
00:43:21,151 --> 00:43:23,399
‫- خیلی معذرت می‌خوام. فقط...
‫- نه، نه. نیازی به معذرت نیست

772
00:43:23,424 --> 00:43:24,860
‫- من دوتا بچه دارم
‫- صحیح

773
00:43:24,885 --> 00:43:27,203
‫،فقط می‌خوایم چندتا سؤال ازتون بپرسیم
‫اگه اشکالی نداره.

774
00:43:28,068 --> 00:43:29,402
‫البته

775
00:43:33,282 --> 00:43:36,185
‫من نمی‌دونستم خانم آلوزه...

776
00:43:36,210 --> 00:43:38,084
‫تا این که با دوستم صحبت کردم

777
00:43:38,109 --> 00:43:40,287
‫- و دوستتون کی بود؟
‫- امم...

778
00:43:40,312 --> 00:43:42,052
‫سیلویا استاینتس

779
00:43:42,077 --> 00:43:45,161
‫من و اون عضو یکی از کمیته‌های مدرسه هستیم

780
00:43:45,357 --> 00:43:47,224
‫- کمیته‌ی حراج؟
‫- اوهوم

781
00:43:47,249 --> 00:43:48,917
‫اون تازه عضو شده بود

782
00:43:49,061 --> 00:43:51,269
‫و شما کِی متوجه مرگش شدید؟

783
00:43:51,294 --> 00:43:53,544
‫بذارید گوشیم رو چک کنم

784
00:43:56,645 --> 00:43:59,841
‫ساعت ۲:۴۶ بعد از ظهر

785
00:43:59,866 --> 00:44:02,490
‫- از سیلیویا استاینتس؟
‫- بله

786
00:44:02,551 --> 00:44:05,068
‫مهمه که چه ساعتی باهام تماس گرفته؟

787
00:44:05,673 --> 00:44:07,381
‫خب، شما روان‌پزشک هستید، درسته؟

788
00:44:07,406 --> 00:44:10,197
‫فقط سؤال‌های مهم می‌پرسید؟

789
00:44:11,451 --> 00:44:14,859
‫خانمِ آلوز یکی از بیمارهای من نبود

790
00:44:14,884 --> 00:44:18,425
‫اون یه... اون... یعنی من درمانش نمی‌کردم

791
00:44:18,615 --> 00:44:20,067
‫چقدر می‌شناختیدش؟

792
00:44:20,092 --> 00:44:21,166
‫خوب نمی‌شناختمش

793
00:44:21,191 --> 00:44:24,330
‫همونطور که گفتم، اون تازه عضو کمیته شده بود

794
00:44:24,750 --> 00:44:26,399
‫و آخرین بار کِی اون رو دیدید؟

795
00:44:26,424 --> 00:44:29,056
‫دیشب تو حراج خیریه دیدمش

796
00:44:29,081 --> 00:44:31,539
‫و بعدش باهاش حرف نزدید؟

797
00:44:31,775 --> 00:44:33,931
‫- نه
‫- متوجه کسی نشدید

798
00:44:33,956 --> 00:44:37,289
‫که خانم آلوز شاید باهاش حرف زده باشه؟

799
00:44:39,863 --> 00:44:45,346
‫یعنی، فقط چندتا مرد بودن
‫که توجه ویژه بهش می‌کردن

800
00:44:45,488 --> 00:44:47,528
‫- منظورتون از توجه ویژه چیه؟
‫- نه، منظورم

801
00:44:47,553 --> 00:44:50,576
‫همون توجه ویژه‌ست که مردها گاهی اوقات

802
00:44:50,601 --> 00:44:52,476
‫- به یه زن دارن
‫- امم

803
00:44:53,475 --> 00:44:55,725
‫و شوهرِ خانم آلوز چی؟

804
00:44:56,260 --> 00:44:57,718
‫اونم دیشب اونجا بود؟

805
00:44:58,152 --> 00:45:00,277
‫تا جایی که می‌دونم نه

806
00:45:00,634 --> 00:45:03,093
‫یعنی، من هرگز ندیدمش، پس...

807
00:45:07,384 --> 00:45:09,792
‫شما به شوهرش مشکوک هستید؟

808
00:45:09,817 --> 00:45:12,856
‫فعلاً، فقط داریم حقایق رو جمع‌آوری می‌کنیم

809
00:45:12,881 --> 00:45:16,775
‫امکانش هست با شوهرتون حرف بزنیم؟

810
00:45:16,800 --> 00:45:20,209
‫خب، چرا؟

811
00:45:20,449 --> 00:45:22,667
‫خب، شاید یه چیزی دیده باشه

812
00:45:22,692 --> 00:45:25,865
‫اوه. نه، نه، اون چیزی ندیده

813
00:45:26,139 --> 00:45:28,817
‫پس از وقتی این خبر معلوم شده باهاش حرف زدید؟

814
00:45:28,842 --> 00:45:30,884
‫،نه، ولی هرچی که اون دیده باشه

815
00:45:30,909 --> 00:45:32,802
‫- منم می‌دیدم، پس...
‫- شوهرتون الان کجاست؟

816
00:45:32,826 --> 00:45:33,998
‫اون تو کلیولنده

817
00:45:34,023 --> 00:45:36,467
‫تو یه همایشِ سرطان‌شناسیه

818
00:45:36,492 --> 00:45:37,743
‫کجا اقامت داره؟

819
00:45:37,768 --> 00:45:40,352
‫- فکر کنم تو هتل هایت یا همچین جایی باشه
‫- کِی رفته اونجا؟

820
00:45:40,377 --> 00:45:42,003
‫امروز صبح

821
00:45:42,137 --> 00:45:43,887
‫صبح زود

822
00:45:43,912 --> 00:45:46,459
‫- مامان
‫- اوه، هنری

823
00:45:47,315 --> 00:45:49,401
‫ارکستر بیشتر طول کشید

824
00:45:49,426 --> 00:45:51,343
‫- اوهوم
‫- چی شده؟

825
00:45:51,368 --> 00:45:52,900
‫فقط دارم با این آقایون حرف می‌زنم

826
00:45:52,924 --> 00:45:54,370
‫میشه بری تو اتاقت، و من...

827
00:45:54,394 --> 00:45:55,811
‫یه دقیقه دیگه میام بالا

828
00:45:56,192 --> 00:45:58,502
‫- یه خوراکی واست درست می‌کنم
‫- همه چی روبراهه؟

829
00:45:58,527 --> 00:46:00,402
‫آره. آره. همه چی خوبه

830
00:46:00,427 --> 00:46:02,776
‫،فقط ازت می‌خوام بری طبقه‌ی بالا

831
00:46:03,192 --> 00:46:05,692
‫و منم زود میام اونجا

832
00:46:06,574 --> 00:46:08,330
‫آفرین برو. منم یکم دیگه میام

833
00:46:08,355 --> 00:46:10,021
‫- خیلی خب
‫- خوبه

834
00:46:13,026 --> 00:46:14,567
‫برو دیگه

835
00:46:16,457 --> 00:46:18,499
‫پسرتون پسرِ آلوز رو می‌شناخت؟

836
00:46:18,574 --> 00:46:21,223
‫نه. نه

837
00:46:21,248 --> 00:46:24,373
‫یعنی، اونا... اونا تو پایه‌های مختلفی هستن

838
00:46:24,398 --> 00:46:26,834
‫آره، ولی یه جورایی مدرسه‌ی
‫کوچیکیه دیگه، مگه نه؟

839
00:46:26,859 --> 00:46:28,463
‫تو وبسایت این رو نوشته بود

840
00:46:28,488 --> 00:46:31,619
‫مدرسه‌ی کوچک، رسیدگیِ فردی

841
00:46:32,010 --> 00:46:34,525
‫واسه همین کلی هزینه‌اشه، درسته؟

842
00:46:37,840 --> 00:46:39,806
‫شهریه‌ی اونجا چقدره؟

843
00:46:40,228 --> 00:46:41,895
‫چقدر شهریه می‌دید؟

844
00:46:41,920 --> 00:46:45,040
‫امم...

845
00:46:45,782 --> 00:46:48,017
‫- سالی ۵۰ هزار دلاره
‫- اوف!

846
00:46:48,042 --> 00:46:51,588
‫پنجاه هزارتا. به نظرتون خانواده‌ی آلوز
‫چطوری این پول رو پرداخت می‌کنن

847
00:46:51,613 --> 00:46:54,446
‫یعنی، فکر کنم بچه‌شون بورسیه شده دیگه

848
00:46:54,939 --> 00:46:58,897
‫ولی من واقعاً هیچ اطلاعی از...

849
00:46:58,922 --> 00:47:02,047
‫وضعیتِ مالی خانواده‌ی آلوز ندارم

850
00:47:04,010 --> 00:47:06,251
‫ما شما رو ناراحت می‌کنیم، دکتر؟

851
00:47:08,459 --> 00:47:12,457
‫اگه کارِ دیگه‌ای هست که بتونم انجام بدم
‫در خدمتم

852
00:47:12,801 --> 00:47:14,092
‫البته

853
00:47:16,358 --> 00:47:17,625
‫این کارتِ منه

854
00:47:17,759 --> 00:47:19,218
‫شماره موبایلم

855
00:47:19,722 --> 00:47:21,347
‫اگه چیزِ دیگه‌ای به فکرتون رسید

856
00:47:21,372 --> 00:47:24,330
‫باهاتون تماس می‌گیرم

857
00:47:24,652 --> 00:47:25,944
‫خوبه

858
00:47:26,317 --> 00:47:27,525
‫ممنون

859
00:47:28,277 --> 00:47:29,915
‫خب. ممنون

860
00:47:31,260 --> 00:47:32,621
‫جریان چی بود؟

861
00:47:32,646 --> 00:47:33,984
‫- چی؟
‫- پلیس‌ها

862
00:47:34,009 --> 00:47:36,550
‫- هنری...
‫- به خاطرِ قتل اومدن اینجا؟

863
00:47:38,389 --> 00:47:41,329
‫- آره
‫- اوه، تو گوشیم دیدمش

864
00:47:41,354 --> 00:47:43,860
‫- واقعاً؟
‫- آره

865
00:47:47,056 --> 00:47:48,806
‫به ریردن اشاره کرده بودن

866
00:47:50,041 --> 00:47:53,792
‫اوه. تو... تو پسره رو می‌شناختی؟

867
00:47:53,817 --> 00:47:55,567
‫فکر کنم اسمش میگله

868
00:47:57,317 --> 00:47:59,111
‫فکر نکنم

869
00:48:01,445 --> 00:48:03,970
‫- ممنون
‫- یه جورایی ترسناکه، هان؟

870
00:48:03,995 --> 00:48:05,661
‫که این اتفاق تو مدرسه‌تون افتاده؟

871
00:48:05,686 --> 00:48:07,431
‫چه حسی در موردش داری؟

872
00:48:08,402 --> 00:48:10,235
‫کارِ پدرش بوده؟

873
00:48:12,563 --> 00:48:14,064
‫فعلاً...

874
00:48:15,027 --> 00:48:16,783
‫فعلاً برای فهمیدنش زوده

875
00:48:16,808 --> 00:48:18,595
‫تو اون رو می‌شناختی؟

876
00:48:19,603 --> 00:48:21,937
‫همم؟

877
00:48:21,962 --> 00:48:24,130
‫(مامانش که به... (قتل رسید

878
00:48:24,538 --> 00:48:25,997
‫می‌شناختیش؟

879
00:48:27,061 --> 00:48:28,786
‫نه زیاد. یعنی، اون...

880
00:48:28,811 --> 00:48:31,005
‫اون عضو کمیته‌ی حراج بود

881
00:48:32,583 --> 00:48:33,792
‫آدمِ خوبی بود؟

882
00:48:34,171 --> 00:48:35,638
‫آره

883
00:48:35,663 --> 00:48:38,278
‫آره، زنِ خیلی خوبی بود. اون...

884
00:48:38,824 --> 00:48:41,616
‫به نظر یکم غمگین میومد

885
00:48:45,473 --> 00:48:46,778
‫کجا درس می‌خونی؟

886
00:48:46,802 --> 00:48:48,176
‫تو ریردن درس می‌خونی؟

887
00:48:48,752 --> 00:48:51,126
‫چی... خب. چه پایه‌ای هستی؟

888
00:48:52,478 --> 00:48:54,488
‫- چهارم
‫- خیلی خب

889
00:48:55,306 --> 00:48:56,848
‫ازش خوشت میاد

890
00:48:57,640 --> 00:48:58,942
‫خوبه

891
00:48:58,967 --> 00:49:00,800
‫،خب، تو قرار بود بری مدرسه

892
00:49:00,825 --> 00:49:02,731
‫ولی به جاش... کجا رفتی؟

893
00:49:03,759 --> 00:49:06,884
‫- استودیوی مامانم
‫- اون هنرمنده؟

894
00:49:08,473 --> 00:49:12,015
‫می‌دونم سخته. باید بفهمیم کی این کارو کرده

895
00:49:31,389 --> 00:49:33,848
‫- سلام
‫- سلام

896
00:49:42,709 --> 00:49:43,834
‫سلام، عزیزم

897
00:49:43,859 --> 00:49:45,320
‫،مطمئنم تو یه شامِ اعیانی هستی

898
00:49:45,344 --> 00:49:46,741
‫ولی واقعاً می‌خوام بهم زنگ بزنی

899
00:49:46,766 --> 00:49:48,484
‫و در مورد این حادثه‌ی مدرسه حرف بزنیم

900
00:49:48,509 --> 00:49:51,717
‫،اتفاقِ بدی واسه هنری نیوفتاده
‫ولی میشه لطفاً بهم زنگ بزنی؟

901
00:50:38,007 --> 00:50:42,194
‫<font color="#ffff۰۰">« ‏۱۴ تماس از دست رفته »
‫« ‏۱۸ پیام جدید »</font>

902
00:51:15,037 --> 00:51:16,774
‫هتل هایات، شعبه‌ی آرکید کلیولند

903
00:51:16,798 --> 00:51:19,256
‫لطفاً وصل کنید به اتاقِ جاناتان فریزر

904
00:51:19,281 --> 00:51:21,202
‫- ایشون مهمون هستن؟
‫- بله

905
00:51:22,100 --> 00:51:24,452
‫ببخشید. من جاناتان فریزری نمی‌بینم

906
00:51:24,477 --> 00:51:26,163
‫ممکنه به اسمِ دیگه‌ای اتاق گرفته باشن؟

907
00:51:27,942 --> 00:51:30,242
‫هتل هایات، شعبه‌ی ایندیپندس کلیولند.
‫جسیکا هستم.

908
00:51:30,266 --> 00:51:32,726
‫لطفاً وصل کنید به اتاق جاناتان فریزر

909
00:51:33,358 --> 00:51:36,288
‫ببخشید. رزروی به این اسم نمی‌بینم

910
00:51:36,317 --> 00:51:37,805
‫هتل هایات، شعبه‌ی کلیولند لگسی

911
00:51:37,829 --> 00:51:40,127
‫میشه لطفاً وصل کنید به اتاق جاناتان فریزر؟

912
00:51:40,151 --> 00:51:41,536
‫- میشه اسمش رو هجی کنید؟
‫- فریزر

913
00:51:41,560 --> 00:51:44,910
‫ف-ر-ی-ز-ر

914
00:51:47,145 --> 00:51:49,762
‫بله. الان وصلتون می‌کنم

915
00:51:54,848 --> 00:51:56,681
‫الو؟

916
00:51:58,147 --> 00:52:00,272
‫شما؟

917
00:52:01,598 --> 00:52:03,223
‫شما کی هستید؟

918
00:52:03,462 --> 00:52:05,337
‫ببخشید؟

919
00:52:06,462 --> 00:52:08,276
‫آه...

920
00:52:08,301 --> 00:52:11,834
‫میشه لطفاً گوشی رو بدید به جاناتان فریزر؟

921
00:52:12,334 --> 00:52:14,734
‫آه، صبر کنید

922
00:52:15,535 --> 00:52:17,118
‫جاناتان؟

923
00:52:20,958 --> 00:52:22,625
‫جاناتان هستم

924
00:52:23,110 --> 00:52:26,417
‫آه، جاناتان فریزر؟

925
00:52:26,442 --> 00:52:28,392
‫بله. شما؟

926
00:52:28,417 --> 00:52:31,337
‫معذرت می‌خوام...

927
00:52:31,362 --> 00:52:32,892
‫شرمنده

928
00:52:52,337 --> 00:52:57,360
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

929
00:52:57,361 --> 00:53:00,061
‫دانلود زیرنویس از کانال تلگرام
‫<font color="#EB۰۰۰۴">.: @SubSin :.</font>

930
00:53:00,128 --> 00:53:08,128
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

931
00:54:07,081 --> 00:54:09,329
‫نمی‌دونم پدرت کجاست

932
00:54:09,924 --> 00:54:12,962
‫،اون جواب تلفن نمیده
‫جوابِ ایمیل‌هام رو نمیده.

933
00:54:13,530 --> 00:54:15,313
‫مامان، داری عجیب رفتار می‌کنی

934
00:54:15,338 --> 00:54:16,915
‫نگران نباش، چیزی نیست

935
00:54:17,680 --> 00:54:20,134
‫اگه چیزی می‌دونید، الان وقتِ مناسبیه

936
00:54:20,159 --> 00:54:21,278
‫که بهمون بگید چیه

937
00:54:21,302 --> 00:54:23,002
‫<font color="#ffff۰۰">« آنچه در هفته‌های آینده خواهید دید »</font>

938
00:54:24,102 --> 00:54:27,134
‫هیچی در این مورد با عقل جور در نمیاد

939
00:54:27,424 --> 00:54:29,424
‫فقط می‌خوام حقیقت رو بفهمم

940
00:54:29,942 --> 00:54:31,446
‫شما هم شنیدید؟

941
00:54:31,652 --> 00:54:33,548
‫شوهره خودش رو تحویل داد

942
00:54:33,905 --> 00:54:35,485
‫معلومه کارِ شوهرش بوده

943
00:54:35,606 --> 00:54:37,188
‫همیشه کارِ شوهره‌ست

944
00:54:38,059 --> 00:54:41,665
‫شما دقیقاً چقدر النا آلوز رو می‌شناختی؟

945
00:54:42,084 --> 00:54:44,043
‫اونا هنوز فکر می‌کنن داری
‫یه چیزی رو پنهون می‌کنی

946
00:54:44,067 --> 00:54:45,290
‫چرا؟

947
00:54:45,650 --> 00:54:48,446
‫چون این کاریه که آدم‌های ثروتمند می‌کنن

948
00:54:49,820 --> 00:54:52,298
‫اونا حقایقِ زشت رو مخفی می‌کنن

949
00:54:55,028 --> 00:54:57,446
‫فکر می‌کنی می‌تونی از پسِ همه چی بر بیای

950
00:54:59,146 --> 00:55:00,915
‫این بزرگ‌تر از توئه

951
00:55:02,168 --> 00:55:05,001
‫فکر می‌کنی من دقیقاً چقدر ضعیفم؟

952
00:55:05,207 --> 00:55:06,946
‫من درستش می‌کنم

953
00:55:07,246 --> 00:55:08,915
‫درستش می‌کنم

954
00:55:09,309 --> 00:55:11,720
‫یه حسی بهم میگه دخترتون
‫داره یه چیزی رو پنهون می‌کنه

955
00:55:11,745 --> 00:55:13,369
‫تا جایی که می‌دونم اون شریک جرمه

956
00:55:13,394 --> 00:55:16,837
‫من درستش می‌کنم

957
00:55:20,040 --> 00:55:21,798
‫درستش می‌کنم

958
00:55:21,822 --> 00:55:28,822
‫<font color="#fcc۲۰۸">:.:.: FilmoGen.Org :.:.:</font>

