‫﻿۱
00:00:04,489 --> 00:00:06,089
‫« ...آنچه گذشت »

2
00:00:07,718 --> 00:00:11,503
‫خانم آلوز تازه عضو کمیته‌ای تو مدرسه
‫شده بودن که توش خدمت می‌کنیم

3
00:00:11,528 --> 00:00:12,987
‫چقدر می‌شناختیدش؟

4
00:00:13,320 --> 00:00:16,156
‫بعضی وقتا فقط احساسِ درموندگی می‌کنم

5
00:00:16,434 --> 00:00:18,058
‫اصلاً همچین احساسی بهت دست میده؟

6
00:00:18,083 --> 00:00:20,583
‫صبح زود پرواز به کلیولند رو دارم

7
00:00:22,026 --> 00:00:23,225
‫کِی برمی‌گردی؟

8
00:00:25,750 --> 00:00:27,934
‫النا بود. جسدش رو پیدا کردن

9
00:00:27,959 --> 00:00:29,709
‫میشه لطفاً بهم بگید چه اتفاقی افتاده؟

10
00:00:29,734 --> 00:00:31,067
‫تو اون رو می‌شناختی؟

11
00:00:33,542 --> 00:00:34,851
‫دارن دنبالِ شوهرش می‌گردن

12
00:00:34,875 --> 00:00:36,267
‫از قرار معلوم مشکلاتی باهم داشتن

13
00:00:36,291 --> 00:00:38,267
‫- تو پسره رو می‌شناختی؟
‫- شما رو ناراحت می‌کنیم؟

14
00:00:38,291 --> 00:00:39,726
‫باید بفهمیم کی این کارو کرده

15
00:00:39,750 --> 00:00:41,045
‫من کارِ اشتباهی کردم؟

16
00:00:41,070 --> 00:00:42,350
‫شوهرتون الان کجاست؟

17
00:00:42,375 --> 00:00:45,601
‫میشه لطفاً گوشی رو بدید به جاناتان فریزر؟

18
00:00:46,484 --> 00:00:48,643
‫ببخشید. من جاناتان فریزری نمی‌بینم

19
00:00:51,981 --> 00:01:01,681
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

20
00:01:01,705 --> 00:01:10,501
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

21
00:01:10,525 --> 00:01:16,325
‫دانلود زیرنویس از کانال تلگرام
‫<font color="#EB۰۰۰۴">.: @SubSin :.</font>

22
00:02:30,276 --> 00:02:31,803
‫هتل هایات، شعبه‌ی ایندیپندس

23
00:02:31,827 --> 00:02:33,249
‫جاناتان فریزر، لطفاً

24
00:02:33,274 --> 00:02:34,514
‫هتل هایات، شعبه‌ی آرکید

25
00:02:34,538 --> 00:02:36,093
‫لطفاً وصل کنید به اتاق جاناتان فریزر

26
00:02:36,118 --> 00:02:37,155
‫هتل هایات کلیولند، شعبه‌ی لگسی

27
00:02:37,179 --> 00:02:40,023
‫میشه لطفاً وصل کنید به اتاق جاناتان فریزر؟

28
00:02:40,843 --> 00:02:42,617
‫جاناتان هستم

29
00:02:44,750 --> 00:02:48,335
‫- جاناتان فریزر؟
‫- بله. شما؟

30
00:02:50,166 --> 00:02:52,225
‫من...

31
00:02:52,250 --> 00:02:55,374
‫من معذرت می‌خوام.... شرمنده

32
00:03:09,577 --> 00:03:11,165
‫امروز با بابات حرف زدی؟

33
00:03:11,190 --> 00:03:13,356
‫از امروز صبح و وقتی که داشت می‌رفت نه

34
00:03:13,792 --> 00:03:16,748
‫تو ساعت ۵ صبح قبل از این که بره دیدیش؟

35
00:03:16,773 --> 00:03:18,417
‫آره. اومد تو اتاقم که خدافظی کنه

36
00:03:19,125 --> 00:03:20,892
‫حرفِ دیگه‌ای نزد؟

37
00:03:20,917 --> 00:03:23,917
‫فکر کنم فقط گفت «خدافظ» و بعدش...

38
00:03:24,125 --> 00:03:26,333
‫و بعدش پیشونیم رو بوسید...

39
00:03:27,792 --> 00:03:30,187
‫و... و رفت. من بین خواب و بیداری بودم

40
00:03:31,000 --> 00:03:32,809
‫حرفِ دیگه‌ای نزد؟

41
00:03:32,834 --> 00:03:34,667
‫احتمالاً این که دوستم داره؟

42
00:03:36,520 --> 00:03:37,609
‫چی شده؟

43
00:03:37,634 --> 00:03:40,539
‫اون معمولاً قبل از این که راهیِ
‫سفر بشه این کارو می‌کنه؟

44
00:03:41,890 --> 00:03:43,015
‫خدافظی می‌کنه؟

45
00:03:43,040 --> 00:03:45,201
‫نه، این که وقتی هنوز خوابی بیاد تو اتاقت

46
00:03:45,226 --> 00:03:47,172
‫معمولاً شبِ قبلش خدافظی نمی‌کنه؟

47
00:03:50,875 --> 00:03:52,375
‫مامان، رفتارت عجیب شده

48
00:03:52,400 --> 00:03:54,433
‫خب، فقط این که من...

49
00:03:54,458 --> 00:03:56,076
‫تمام روز بهم زنگ نزده

50
00:03:56,108 --> 00:03:58,495
‫،آخه، می‌دونم دوتا سخنرانی داره

51
00:03:58,520 --> 00:04:00,850
‫و احتمالاً سرش شلوغه، ولی من...

52
00:04:00,875 --> 00:04:03,500
‫- بهش پیامک بزن
‫- گوشیش رو نبرده

53
00:04:04,667 --> 00:04:07,090
‫- گوشیش رو نبرده
‫- اوهوم

54
00:04:07,390 --> 00:04:09,557
‫رمزِ گوشیش رو می‌دونی؟

55
00:04:18,542 --> 00:04:19,667
‫نه

56
00:04:23,054 --> 00:04:24,747
‫امروز صبح چطور به نظر میومد؟

57
00:04:25,834 --> 00:04:27,442
‫همون بابای همیشگی بود

58
00:04:28,500 --> 00:04:30,956
‫،اومد تو اتاقت، خدافظی کرد

59
00:04:30,981 --> 00:04:32,604
‫،شاید بهت گفت که دوستت داره

60
00:04:32,629 --> 00:04:34,166
‫و بعدش رفت؟

61
00:04:35,874 --> 00:04:37,332
‫چی شده؟

62
00:04:37,959 --> 00:04:41,707
‫نه... هیچی عزیزم. من فقط...

63
00:04:46,625 --> 00:04:49,333
‫هیچی، چیزِ مهمی نیست

64
00:05:05,583 --> 00:05:07,851
‫این پسر فقط پرتابِ سه امتیازی می‌کنه!

65
00:05:07,875 --> 00:05:09,392
‫هرگز حد وسط رو نمی‌بینید...

66
00:05:09,417 --> 00:05:14,190
‫اجتماع اولیا و مربیان مدرسه‌ی خصوصی ریردونِ
‫آپر ایست ساید نیویورک امشب بُهت‌زده هستند

67
00:05:14,215 --> 00:05:19,012
‫به دلیل کشفِ جسد مادر یکی از دانش‌آموزان
‫کلاس چهارمی که به ضرب چماق کشته شده

68
00:05:19,320 --> 00:05:21,549
‫طبق اظهاراتِ پلیس، النا آلوز

69
00:05:21,582 --> 00:05:24,862
‫دیشب بعد از مراسم جمع‌آوریِ
‫اعانه‌ی مدرسه به خونه برنگشته

70
00:05:24,887 --> 00:05:27,350
‫پسرِ ۱۰ ساله‌اش بود که امروز صبح

71
00:05:27,375 --> 00:05:30,675
‫جسد قربانی رو تو استودیوی هنریِ
‫پوشیده از خونش پیدا کرد

72
00:05:30,700 --> 00:05:33,339
‫،علتِ مرگ هنوز تأیید نشده
‫اما به ما گفته شده

73
00:05:33,364 --> 00:05:36,636
‫که چندین ضربه با یک جسمِ
‫،سرپهن به قربانی وارد شده

74
00:05:36,661 --> 00:05:39,503
‫که باعثِ ایجاد جراحات و خراش‌های متعددی

75
00:05:39,528 --> 00:05:41,987
‫روی جمجمه‌اش شده. یک افسرِ پلیس
‫این گونه توصیفش کرد...

76
00:05:42,012 --> 00:05:44,136
‫- سلام. اوهوم
‫- داری اخبار رو می‌بینی؟

77
00:05:44,161 --> 00:05:45,725
‫خبرش همه جا پخش شده

78
00:05:45,750 --> 00:05:47,500
‫اسمِ ریردون رو میارن، این...

79
00:05:47,525 --> 00:05:49,825
‫خیلی فراتر از افتضاحه

80
00:05:49,959 --> 00:05:52,268
‫همش به اون زن فکر می‌کنم

81
00:05:52,293 --> 00:05:55,347
‫- می‌دونم
‫- و بچه‌ها، خدای من

82
00:05:58,000 --> 00:05:59,894
‫می‌دونی چیه؟ آماندا رو
‫خطِ دیگه بهم زنگ می‌زنه

83
00:05:59,918 --> 00:06:02,137
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم. خیلی خب

84
00:06:15,223 --> 00:06:16,988
‫مامان!

85
00:06:17,343 --> 00:06:19,650
‫- خدای من
‫- چیه؟

86
00:06:19,675 --> 00:06:21,375
‫من رو ترسوندی

87
00:06:21,408 --> 00:06:24,350
‫- این کارو نکن
‫- «گفتم «مامان

88
00:06:24,375 --> 00:06:26,000
‫تو چِت شده؟

89
00:06:28,166 --> 00:06:29,934
‫نمی‌دونم پدرت کجاست

90
00:06:29,959 --> 00:06:31,041
‫،اون جوابِ تلفن نمیده

91
00:06:31,066 --> 00:06:32,975
‫به ایمیل‌هام جواب نمیده، هیچی

92
00:06:33,000 --> 00:06:35,291
‫و این اصلاً با عقل جور در نمیاد

93
00:06:36,340 --> 00:06:39,257
‫امکانش هست که فقط اینترنت نداشته باشه؟

94
00:06:42,116 --> 00:06:44,475
‫اون تو یه همایشِ پزشکیه، هنری.
‫اینترنت داره.

95
00:06:44,500 --> 00:06:50,183
‫باشه. خب اون معمولاً یادش میره
‫خبر بده کجاست دیگه، درسته؟

96
00:06:50,292 --> 00:06:52,375
‫شماها همیشه سرش دعوا می‌کنید

97
00:06:53,099 --> 00:06:57,009
‫و اون معمولاً بعد از همایش
‫ضیافت‌های شام رو داره

98
00:06:57,034 --> 00:06:58,501
‫،اگه تو ضیافتِ شام باشه

99
00:06:58,526 --> 00:07:00,736
‫،ولی... گوشیش پیشش نباشه

100
00:07:00,761 --> 00:07:03,016
‫پس چطوری می‌خواد باهات تماس بگیره؟

101
00:07:03,041 --> 00:07:05,583
‫- یا! شاید سوارِ هواپیماست
‫- هنری...

102
00:07:05,823 --> 00:07:09,417
‫چون گفت شاید زودتر برگرده، درسته؟

103
00:07:10,500 --> 00:07:12,384
‫- راست میگی
‫- آره

104
00:07:12,409 --> 00:07:13,714
‫- پس، نگران نباش
‫- اون سوارِ هواپیماست

105
00:07:13,738 --> 00:07:15,330
‫داره برمی‌گرده پیش‌مون

106
00:07:15,355 --> 00:07:17,141
‫نگران نباش. چیزی نیست

107
00:07:20,333 --> 00:07:22,573
‫الو؟ الو؟

108
00:07:23,331 --> 00:07:24,684
‫جاناتان؟

109
00:07:26,567 --> 00:07:28,192
‫الو؟

110
00:07:37,012 --> 00:07:38,138
‫قطع کرد

111
00:07:39,709 --> 00:07:41,595
‫،یکی سعی کرده با اون تماس بگیره

112
00:07:41,620 --> 00:07:43,041
‫صدای تو رو شنیده...

113
00:07:43,709 --> 00:07:47,000
‫فکر کرده اشتباه گرفته و قطع کرده. خب؟

114
00:08:02,816 --> 00:08:06,417
‫بعضی وقتا، فقط احساسِ...

115
00:08:06,935 --> 00:08:09,464
‫- احساسِ...
‫- درموندگی...

116
00:08:11,078 --> 00:08:14,386
‫و سردرگمی می‌کنم

117
00:09:42,792 --> 00:09:44,975
‫ما به طور زنده روبروی
‫مدرسه‌ی ریردن هستیم

118
00:09:45,000 --> 00:09:46,892
‫که پسرِ قربانی...

119
00:09:51,572 --> 00:09:53,661
‫این به خاطر مادرِ مُرده‌ست؟

120
00:09:55,381 --> 00:09:57,600
‫- گریس
‫- باید سریع‌تر حرکت کنیم

121
00:10:03,834 --> 00:10:06,892
‫- گریس! سلام
‫- سیلویا!

122
00:10:06,917 --> 00:10:09,745
‫- خدای من، باورت میشه؟
‫- سلام! می‌دونم

123
00:10:10,191 --> 00:10:13,197
‫تا حالا همچین وضعیتِ تخمی و
‫درب و داغونی دیدی؟ ببخشید

124
00:10:13,222 --> 00:10:15,736
‫کاروانی از مادرهای نگران.
‫امکان نداره بذارن پرستار

125
00:10:15,761 --> 00:10:18,500
‫بچه‌شون رو تو همچین موقعیتِ مهمی
‫به مدرسه بیاره

126
00:10:18,737 --> 00:10:20,041
‫- سلام
‫- سلام

127
00:10:20,066 --> 00:10:21,925
‫- سلام
‫- الکسیس یانگ، گریس فریزر

128
00:10:21,950 --> 00:10:23,330
‫اون مادرِ یکی از کلاس دومی‌هاست

129
00:10:23,355 --> 00:10:24,892
‫- اوه، سلام
‫- سلام...

130
00:10:24,917 --> 00:10:27,283
‫- به من گفتن شما روان‌شناس هستید؟
‫- بله، درسته

131
00:10:27,308 --> 00:10:29,806
‫قصد ندارم با اصرار ازتون نصیحتِ
‫،پزشکی رایگان بگیرم

132
00:10:29,831 --> 00:10:32,492
‫ولی کیمبرلی کوچولوی
‫،من از الان استرس گرفته

133
00:10:32,517 --> 00:10:34,100
‫،و این اولین قتلِ مدرسه‌ی ماست

134
00:10:34,125 --> 00:10:36,861
‫و فقط می‌خواستم بدونم که احیاناً، می‌دونید...

135
00:10:36,886 --> 00:10:39,759
‫- تکنیکی هست که بتونید توصیه کنید؟
‫- من دیگه میرم تو مدرسه

136
00:10:39,784 --> 00:10:42,041
‫- حتماً. بعد از ظهر می‌بینمت
‫- دوستت دارم

137
00:10:42,066 --> 00:10:43,433
‫شما هم شنیدید؟

138
00:10:43,458 --> 00:10:45,736
‫شوهره یهویی خودش رو تحویل داده

139
00:10:45,761 --> 00:10:47,231
‫- چی؟
‫- معلوم شد که من واقعاً

140
00:10:47,256 --> 00:10:49,684
‫یه بار از نزدیک دیدمش.
‫احساسِ بدی بهم داد.

141
00:10:49,709 --> 00:10:52,558
‫- تو دیدیش؟ کِی؟
‫- اوه، الکسیس، سلام

142
00:10:52,747 --> 00:10:54,753
‫خب، اولش نفهمیدم پدرِ یکی از بچه‌هاست

143
00:10:54,778 --> 00:10:56,948
‫فکر می‌کردم، می‌دونی، واسه مدرسه کار می‌کنه

144
00:10:56,973 --> 00:10:58,267
‫- ببخشید، خانم!
‫- فکر کنم بهش گفتم

145
00:10:58,291 --> 00:11:00,886
‫دستمال کاغذی‌مون تو دستشویی زنونه تموم شده

146
00:11:00,911 --> 00:11:03,177
‫خب، من چیزی در مورد این نشنیدم
‫که خودش رو تحویل داده باشه

147
00:11:03,201 --> 00:11:06,183
‫می‌خوام بدونم این ربطی به اتفاقی
‫که تو خیریه افتاد داره یا نه

148
00:11:06,208 --> 00:11:08,850
‫- چی؟ چه اتفاقی تو خیریه افتاد؟
‫- اوه، بیخیال

149
00:11:08,875 --> 00:11:11,534
‫حداقل ۱۰ تا مرد دورش رو گرفته بودن

150
00:11:11,559 --> 00:11:13,226
‫- اوه، بیخیال
‫- فکر نکنم این کم‌اهمیت باشه

151
00:11:13,250 --> 00:11:15,475
‫می‌دونید، شاید کمکشون کنه بفهمن کارِ کی بوده

152
00:11:15,500 --> 00:11:17,435
‫منظورت چیه «کارِ کی بوده»؟
‫معلومه کارِ شوهره بوده.

153
00:11:17,459 --> 00:11:19,589
‫اولش ناپدید شد و حالا خودش رو تحویل داده

154
00:11:19,614 --> 00:11:21,141
‫همیشه کار شوهرِ لاشیه

155
00:11:21,166 --> 00:11:23,222
‫خب، ناپدید نشده بود. اون خبر جعلی بود

156
00:11:34,558 --> 00:11:37,792
‫من باید برم، پس بعد از ظهر می‌بینم‌تون

157
00:11:49,877 --> 00:11:51,208
‫سلام

158
00:11:51,592 --> 00:11:53,793
‫- جاناتان زنگ نزد؟
‫- نه

159
00:11:59,747 --> 00:12:02,848
‫میشه یه زنگ به استوارت بزنی؟
‫دکتر روزنفلد تو بیمارستان.

160
00:12:03,072 --> 00:12:05,031
‫ببینی خبری ازش داره یا نه

161
00:12:05,208 --> 00:12:07,856
‫فکر کنم مخفی‌کاری بخشی ازش بود

162
00:12:08,445 --> 00:12:10,090
‫شاید حتی بخشِ بزرگی ازش بود

163
00:12:10,266 --> 00:12:13,222
‫ولی فکر کنم سعی داشتم از بند خودم رها بشم

164
00:12:13,386 --> 00:12:15,094
‫چطوری؟

165
00:12:16,375 --> 00:12:18,854
‫من همیشه آدمِ خوبی بودم

166
00:12:19,041 --> 00:12:21,667
‫طبقِ ارزش‌های پسندیده‌ی خودم زندگی می‌کردم

167
00:12:22,716 --> 00:12:24,882
‫همین ارزش‌ها سرکوبم می‌کردن

168
00:12:25,500 --> 00:12:27,558
‫فکر کنم کاری که کردم

169
00:12:27,583 --> 00:12:31,214
‫بیشتر به خاطر طرد کردنِ خودم بود تا مایکل

170
00:12:31,706 --> 00:12:34,000
‫،من ترسوئم

171
00:12:34,025 --> 00:12:35,847
‫اهلِ ریسک نیستم

172
00:12:36,558 --> 00:12:38,642
‫بخشی از من می‌خواد خطرناک باشه

173
00:12:49,041 --> 00:12:50,222
‫الو؟

174
00:12:50,247 --> 00:12:52,871
‫شما برای سفری به منطقه‌ی
‫کارائیب انتخاب شدید!

175
00:12:52,896 --> 00:12:54,292
‫پنج رو فشار بدید...

176
00:13:45,130 --> 00:13:46,697
‫استوارت

177
00:13:47,183 --> 00:13:49,837
‫- گریس!
‫- سلام...

178
00:13:49,862 --> 00:13:53,065
‫- منشیم بهت زنگ زد؟
‫- در جریان نیستم

179
00:13:54,783 --> 00:13:57,026
‫خبری از جاناتان نداری؟

180
00:14:00,784 --> 00:14:02,200
‫نه

181
00:14:02,225 --> 00:14:05,558
‫اون رفته کلیولند و گوشیش رو نبرده و من...

182
00:14:05,729 --> 00:14:08,901
‫و نتونستم باهاش تماس بگیرم
‫و دارم نگران میشم

183
00:14:08,926 --> 00:14:10,628
‫تو کلیولند چه خبره؟

184
00:14:11,208 --> 00:14:14,017
‫- همایش
‫- همایش؟

185
00:14:14,042 --> 00:14:16,970
‫سرطان‌شناسیِ کودکان تو کلینیکِ کلیولند

186
00:14:16,995 --> 00:14:20,011
‫اوه، من ازش خبر نداشتم

187
00:14:21,768 --> 00:14:23,892
‫- واقعاً نمی‌تونم حرف بزنم
‫- همایش...

188
00:14:23,917 --> 00:14:26,183
‫منظورت چیه نمی‌تونی حرف بزنی؟
‫نمی‌تونی در چه موردی حرف بزنی؟

189
00:14:26,208 --> 00:14:28,250
‫- واسه یه جلسه دیرم شده
‫- استوارت، تو رو خدا!

190
00:14:28,278 --> 00:14:31,616
‫نمی‌تونم حرف بزنم. مجبورم.
‫شرایط سختگیرانه‌ای هست.

191
00:14:31,641 --> 00:14:34,361
‫شرایط سختگیرانه؟
‫چه شرایط سخت‌گیرانه‌ای؟

192
00:14:34,386 --> 00:14:36,454
‫- چی؟
‫- ببخشید، اجازه ندارم باهات حرف بزنم

193
00:14:36,479 --> 00:14:39,525
‫- خواهش می‌کنم، منم. گریس هستم
‫- متأسفم، گریس. متأسفم

194
00:15:09,375 --> 00:15:10,795
‫اوه، این چندش‌آوره

195
00:15:27,263 --> 00:15:28,844
‫- هنوز برنگشته؟
‫- چی؟

196
00:15:28,869 --> 00:15:30,469
‫بابا. هنوز برنگشته؟

197
00:15:30,969 --> 00:15:32,522
‫نه

198
00:15:32,547 --> 00:15:33,959
‫- نه
‫- چی؟

199
00:15:33,984 --> 00:15:36,781
‫بیا بریم. وگرنه دیر می‌رسیم خونه‌ی بابابزرگ

200
00:15:46,542 --> 00:15:47,875
‫زود باش

201
00:15:55,141 --> 00:15:57,649
‫- عصر بخیر، خانم فریزر
‫- عصر بخیر

202
00:15:58,709 --> 00:16:01,320
‫- سلام. ممنون
‫- ممنون

203
00:16:05,166 --> 00:16:07,147
‫- سلام، هنری
‫- سلام، بابابزرگ

204
00:16:07,172 --> 00:16:10,333
‫ایرما واست ماکارونیِ مخصوص درست کرده

205
00:16:14,851 --> 00:16:17,593
‫خب، دکتر روزنفلد فقط همین رو بهت گفت؟

206
00:16:17,763 --> 00:16:19,804
‫آره

207
00:16:20,333 --> 00:16:23,310
‫تو؟ چی به خودت میگی؟

208
00:16:23,335 --> 00:16:25,453
‫نمی‌دونم چی به خودم بگم

209
00:16:26,083 --> 00:16:27,678
‫اون فقط گوشیش رو جا نذاشته

210
00:16:27,703 --> 00:16:30,375
‫ترتیبی داده که در دسترس نباشه، بابا

211
00:16:31,145 --> 00:16:32,520
‫می‌دونی...

212
00:16:36,099 --> 00:16:38,054
‫این اواخر رابطه‌تون چطور بوده؟

213
00:16:38,079 --> 00:16:39,586
‫رابطه‌مون چطور بوده؟

214
00:16:39,611 --> 00:16:41,679
‫سؤالِ نکته‌دار نیست، گریس

215
00:16:42,622 --> 00:16:44,288
‫هرگز بهتر از این نبودیم

216
00:16:46,792 --> 00:16:49,170
‫این اصلاً با عقل جور در نمیاد

217
00:16:49,195 --> 00:16:51,826
‫حتی انجامِ کارهای روزمره هم برام سخت شده

218
00:16:51,851 --> 00:16:54,417
‫ولی باید انجام‌شون بدی.
‫باید از پسرت مراقبت کنی.

219
00:16:56,375 --> 00:16:59,014
‫- ایرما؟
‫- ببخشید، دکتر فریزر

220
00:16:59,039 --> 00:17:00,618
‫- بله؟
‫- دوتا افسرِ پلیس

221
00:17:00,642 --> 00:17:02,193
‫تو لابی منتظرتون هستن

222
00:17:02,218 --> 00:17:06,218
‫متوجهم. نه، بابا. خودم حلش می‌کنم

223
00:17:07,041 --> 00:17:09,187
‫به هر حال باید یه قدمی بزنم

224
00:17:18,291 --> 00:17:20,085
‫ممنون که اومدید پایین

225
00:17:20,625 --> 00:17:23,625
‫میشه تو یه محیط خصوصی‌تر صحبت کنیم؟

226
00:17:25,101 --> 00:17:27,053
‫خب، خانواده‌ی من طبقه‌ی بالا هستن

227
00:17:27,078 --> 00:17:28,568
‫پس میشه بریم دفتر؟

228
00:17:28,593 --> 00:17:30,475
‫به اداره‌ی پلیس؟

229
00:17:33,959 --> 00:17:35,771
‫دارید من رو بازداشت می‌کنید؟

230
00:17:35,796 --> 00:17:38,670
‫چرا باید شما رو بازداشت کنیم؟

231
00:17:38,695 --> 00:17:40,518
‫،فقط می‌خوایم اطلاعاتِ بیشتری کسب کنیم

232
00:17:40,542 --> 00:17:42,750
‫اگه اونجا انجامش بدیم راحت‌تره

233
00:17:44,220 --> 00:17:45,679
‫خیلی خب

234
00:17:48,025 --> 00:17:49,642
‫آخه واسه چی باهاشون رفتی؟

235
00:17:49,666 --> 00:17:52,439
‫چون اینجوری مستقیم می‌تونم بفهمم جریان چیه

236
00:17:53,055 --> 00:17:55,072
‫باید یه وکیل داشته باشی

237
00:17:55,583 --> 00:17:59,078
‫فکر نکنم ماجرا از این قرار باشه، ولی اگه...
‫اگه منطقی باشه...

238
00:17:59,103 --> 00:18:00,558
‫محضِ رضای خدا، دختر...

239
00:18:00,583 --> 00:18:01,794
‫مرسی که مراقبِ هنری هستی

240
00:18:01,818 --> 00:18:03,600
‫وقتی چیزهای بیشتری فهمیدم بهت زنگ می‌زنم

241
00:18:03,625 --> 00:18:05,600
‫گریس، این فکرِ خیلی بدیه

242
00:18:05,625 --> 00:18:08,442
‫گفتم وقتی چیزهای بیشتری
‫فهمیدم بهت زنگ می‌زنم

243
00:18:12,000 --> 00:18:13,411
‫همه چی روبراهه؟

244
00:18:19,458 --> 00:18:21,458
‫من خیلی خانم آلوز رو نمی‌شناختم

245
00:18:23,343 --> 00:18:25,552
‫می‌تونیم وقتی رسیدیم حرف بزنیم

246
00:18:36,298 --> 00:18:38,350
‫از این طرف لطفاً

247
00:18:41,678 --> 00:18:43,266
‫این دری که اینجاست

248
00:18:44,392 --> 00:18:45,825
‫هی، هی!

249
00:18:46,263 --> 00:18:47,927
‫بفرمایید داخل

250
00:18:52,176 --> 00:18:54,475
‫قهوه‌ای چیزی میل دارید براتون بیارم؟

251
00:18:54,500 --> 00:18:57,375
‫امم... نه

252
00:18:57,517 --> 00:18:59,942
‫نه ممنون. میل ندارم

253
00:18:59,967 --> 00:19:01,770
‫به نظر یکم...

254
00:19:02,500 --> 00:19:04,201
‫قراره وکیل لازمم بشه؟

255
00:19:04,226 --> 00:19:05,809
‫فکر نکنم لازم باشه

256
00:19:05,834 --> 00:19:07,504
‫فقط قراره حرف بزنیم

257
00:19:31,041 --> 00:19:32,447
‫خیلی خب

258
00:19:39,750 --> 00:19:41,590
‫خب

259
00:19:42,637 --> 00:19:44,176
‫دکتر فریزر

260
00:19:45,208 --> 00:19:46,793
‫شوهرتون کجاست؟

261
00:19:48,918 --> 00:19:50,651
‫- نمی‌دونم
‫- نمی‌دونید

262
00:19:50,676 --> 00:19:52,229
‫تو آپارتمان‌تون تو خیابون ۶۳اُم شرقیه؟

263
00:19:52,254 --> 00:19:54,581
‫- نه، معلومه که نه. اون...
‫- چرا...

264
00:19:54,606 --> 00:19:56,239
‫- معلومه که نه»؟»
‫- چون بهتون گفتم

265
00:19:56,264 --> 00:19:57,396
‫،تا جایی که می‌دونم

266
00:19:57,421 --> 00:19:59,934
‫اون تو یه همایش پزشکیه
‫،و اگه اینجا تو شهر بود

267
00:19:59,959 --> 00:20:01,542
‫می‌رفت سرِ کارش، ولی اینجا نیست

268
00:20:01,567 --> 00:20:03,859
‫- و کارش کجاست؟
‫- امم...

269
00:20:04,458 --> 00:20:06,959
‫بیمارستانِ یادبود پرایس نوربری

270
00:20:16,625 --> 00:20:18,239
‫<font color="#ffff۰۰">«سوابقِ کارکنان بیمارستان» -</font>
‫- دکتر فریزر...

271
00:20:19,750 --> 00:20:25,192
‫شوهرتون خیلی وقته که دیگه تو بیمارستانِ
‫یادبود پرایس نوربری مشغول به کار نیست

272
00:20:31,291 --> 00:20:32,959
‫شما خبر نداشتید؟

273
00:20:34,792 --> 00:20:35,793
‫چی؟

274
00:20:35,818 --> 00:20:37,550
‫،طبق یادداشتِ دکتر رابرتسون شارپ

275
00:20:37,575 --> 00:20:42,528
‫استخدامِ دکتر فریزر تقریباً سه ماه قبل
‫خاتمه پیدا کرده

276
00:20:43,000 --> 00:20:45,395
‫شما از این موضوع خبر نداشتید؟

277
00:20:49,205 --> 00:20:50,456
‫منظورتون اینه که

278
00:20:50,481 --> 00:20:53,851
‫تا همین لحظه از این موضوع خبر نداشتید؟

279
00:20:54,166 --> 00:20:56,435
‫من... خبر نداشتم

280
00:20:56,476 --> 00:20:59,748
‫،من امروز صبح با یه دکتر حرف زدم

281
00:20:59,773 --> 00:21:01,642
‫،که اطلاعاتِ واضحی بهم نداد

282
00:21:01,667 --> 00:21:04,141
‫- ولی خبر نداشتم...
‫- کدوم دکتر بود؟

283
00:21:04,166 --> 00:21:06,310
‫،استوارت. استوارت

284
00:21:06,335 --> 00:21:08,568
‫روزنفلد. دکتر روزنفلد

285
00:21:08,593 --> 00:21:10,475
‫و دکتر روزنفلد بهتون گفت که

286
00:21:10,500 --> 00:21:12,392
‫انفصال از خدمتِ شوهرتون بعد از

287
00:21:12,417 --> 00:21:15,898
‫سه مورد توبیخ اداری قبلی
‫تو بیمارستان اتفاق افتاده؟

288
00:21:22,166 --> 00:21:24,308
‫من دیگه نمی‌خوام ادامه بدم

289
00:21:24,333 --> 00:21:25,623
‫شما شوهرتون رو مخفی می‌کنید؟

290
00:21:25,648 --> 00:21:28,514
‫نه! من شوهرم رو مخفی نمی‌کنم

291
00:21:28,539 --> 00:21:30,608
‫بهتون گفتم، فکر می‌کردم تو یه همایشِ پزشکیه

292
00:21:30,632 --> 00:21:34,975
‫بهم گفت که به یه همایشِ پزشکی
‫تو کلیولند میره

293
00:21:35,000 --> 00:21:37,104
‫- پس اون تو آپارتمان‌تون نیست؟
‫- بهتون که گفتم

294
00:21:37,129 --> 00:21:38,901
‫اونجا نیست

295
00:21:38,926 --> 00:21:40,684
‫،به نظر میاد گوشیش اونجاست

296
00:21:40,709 --> 00:21:42,458
‫طبق اطلاعاتِ اپراتورِ تلفن‌همراهش

297
00:21:42,990 --> 00:21:46,706
‫بله. بله، گوشیش اونجاست

298
00:21:46,731 --> 00:21:47,769
‫شاید بهتر بود به این مطلب اشاره می‌کردید

299
00:21:47,793 --> 00:21:49,209
‫شما ازم نپرسیدید گوشیش کجاست

300
00:21:49,233 --> 00:21:50,440
‫ازم پرسیدید خودش کجاست

301
00:21:50,465 --> 00:21:51,849
‫- درسته. درسته
‫- گوشیش رو تو خونه جا گذاشته

302
00:21:51,873 --> 00:21:54,517
‫یعنی، اولین باری نیست که این کارو کرده

303
00:21:54,542 --> 00:21:57,762
‫،و من دیشب گوشیش رو پیدا کردم
‫و واسه همین...

304
00:21:57,787 --> 00:21:58,954
‫نمی‌دونم اون کجاست

305
00:21:58,979 --> 00:22:01,293
‫،چون گوشیش رو جا گذاشته
‫و من نمی‌تونم...

306
00:22:02,709 --> 00:22:04,834
‫نمی‌تونم باهاش تماس بگیرم

307
00:22:05,375 --> 00:22:07,809
‫- این به نظرتون با عقل جور در میاد؟
‫- نه

308
00:22:08,375 --> 00:22:12,395
‫نه، به نظرم هیچی در مورد
‫کل امروز با عقل جور در نمیاد

309
00:22:12,420 --> 00:22:13,934
‫،دکتر فریزر

310
00:22:13,959 --> 00:22:16,520
‫می‌دونید چرا شوهرتون اخراج شده؟

311
00:22:20,244 --> 00:22:23,495
‫گمونم فکر می‌کنید که ما می‌دونیم

312
00:22:25,148 --> 00:22:27,315
‫حتی کنجکاو هم نیستید؟

313
00:22:30,059 --> 00:22:33,433
‫دیروز، ما سوابقش رو از بیمارستانِ
‫یادبود پرایس نوربری گرفتیم

314
00:22:33,458 --> 00:22:36,350
‫- شما سوابقِ محرمانه رو دریافت کردید؟
‫- بله. بله، در نتیجه‌ی

315
00:22:36,375 --> 00:22:38,409
‫یه حکمِ دادگاهی که دیروز صبح صادر شده

316
00:22:39,426 --> 00:22:41,011
‫این کاملاً مزخرفه!

317
00:22:41,035 --> 00:22:43,237
‫این مزخرفه. این...

318
00:22:43,262 --> 00:22:45,824
‫- این مزخرفه
‫- ،در ماه ژوئنِ پارسال

319
00:22:46,231 --> 00:22:49,426
‫یه جلسه‌ی کامل رسیدگی
‫به تخلفات، شوهرتون رو...

320
00:22:49,792 --> 00:22:51,596
‫متهم به تماسِ ناشایست...

321
00:22:53,095 --> 00:22:55,239
‫با یکی از اعضای خانواده‌ی یکی از بیماران کرده

322
00:22:57,241 --> 00:22:59,783
‫نمی‌دونم اینا یعنی چی، ولی...

323
00:23:01,125 --> 00:23:03,114
‫- من...
‫- ولی چی؟

324
00:23:04,371 --> 00:23:07,580
‫سرطانه. سرطانِ بچه‌هاست

325
00:23:09,015 --> 00:23:12,390
‫شوهرِ من مرد گرم و بامحبتیه

326
00:23:12,692 --> 00:23:15,058
‫اون یه عوضی نیست که بره
‫تو یه اتاق و بی‌مقدمه بگه

327
00:23:15,083 --> 00:23:18,028
‫که بچه‌تون قراره بمیره و بعدش بیاد بیرون

328
00:23:18,442 --> 00:23:21,183
‫اون مرد خیلی مهربونیه

329
00:23:21,208 --> 00:23:24,893
‫،و شاید کسی رو لمس کرده

330
00:23:24,918 --> 00:23:27,956
‫،شاید کسی رو بغل کرده

331
00:23:27,981 --> 00:23:29,411
‫،چون واسش مهمه

332
00:23:29,436 --> 00:23:32,354
‫و این به این معنی نیست که یه جور...

333
00:23:36,389 --> 00:23:37,930
‫خیلی خب

334
00:23:38,409 --> 00:23:41,614
‫اسمِ بیمار رو بهتون میگم

335
00:23:42,476 --> 00:23:45,128
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه

336
00:23:45,153 --> 00:23:46,513
‫- می‌تونم اسمش رو بهتون بگم...
‫- خصوصیه

337
00:23:46,537 --> 00:23:47,543
‫این خصوصیه، نمی‌خوام بدونم

338
00:23:47,567 --> 00:23:49,019
‫نمی‌خوام اسمِ بیمار رو بدونم

339
00:23:49,043 --> 00:23:51,613
‫نه. اطلاعاتِ خصوصیه... محرمانه‌ست
‫و من نمی‌خوام بدونم

340
00:23:51,638 --> 00:23:53,675
‫من نمی‌خوام بدونم

341
00:23:53,700 --> 00:23:55,270
‫نمی‌خواید بدونید...

342
00:23:55,685 --> 00:23:58,059
‫یا از قبل می‌دونید؟

343
00:24:01,750 --> 00:24:03,792
‫بیمارِ شوهرتون...

344
00:24:05,750 --> 00:24:07,481
‫میگل آلوز بود

345
00:24:09,917 --> 00:24:12,083
‫که تشخیص داده شده بود
‫تومور ویلمز» داره»
‫<font color="#ffff۰۰">(نوعی سرطانِ بدخیم کلیه)</font>

346
00:24:14,326 --> 00:24:16,075
‫مادرِ میگل...

347
00:24:18,406 --> 00:24:20,012
‫النا آلوز

348
00:24:25,215 --> 00:24:28,246
‫،پس، ببخشید که این رو می‌پرسم، دکتر فریزر

349
00:24:28,271 --> 00:24:29,793
‫ولی من واقعاً عصبانی میشم

350
00:24:29,817 --> 00:24:31,139
‫اگه بازم بهم بگید که شوهرتون

351
00:24:31,163 --> 00:24:34,225
‫تو یه همایشِ تُخمی پزشکی
‫،تو کلیولندِ خراب‌شده‌ست

352
00:24:34,250 --> 00:24:36,443
‫و گوشیِ وامونده‌اش رو جا گذاشته!

353
00:24:37,009 --> 00:24:38,892
‫ازش محافظت نکنید!

354
00:24:39,037 --> 00:24:42,166
‫جاناتان هر جا که باشه ما پیداش می‌کنیم

355
00:24:42,341 --> 00:24:44,879
‫،پس اگه چیزی می‌دونید
‫،الان وقتِ مناسبیه که

356
00:24:44,904 --> 00:24:46,544
‫- بهمون بگید چیه
‫- این چیزیه که می‌دونم

357
00:24:46,568 --> 00:24:48,684
‫من اینجا تو یه اتاق با دوتا کارآگاه نشستم

358
00:24:48,709 --> 00:24:52,152
‫که دارن با من درست مثلِ
‫،یه مظنون برخورد می‌کنن

359
00:24:52,177 --> 00:24:55,441
‫سعی دارن با تحتِ فشار قرار دادنم
‫،ازم جواب‌های متهم کننده بگیرن

360
00:24:55,466 --> 00:24:58,536
‫و مثلِ یه مجرم بازداشت شده
‫ازم بازجویی می‌کنن

361
00:25:00,866 --> 00:25:04,199
‫پس یا الان «حقوقِ میراندام» رو برام بخونید...
‫<font color="#ffff۰۰">(حق امتناع از پاسخ دادن تا هنگام حضور وکیل)</font>

362
00:25:06,737 --> 00:25:08,755
‫یا بهم بگید آزادم برم

363
00:25:39,291 --> 00:25:41,767
‫- هنوز پیشِ اونایی؟
‫- نه!

364
00:25:41,792 --> 00:25:45,087
‫- تازه اومدم بیرون
‫- خوبی؟

365
00:25:48,709 --> 00:25:50,642
‫گریس، بگو ببینم جریان چیه؟

366
00:25:50,667 --> 00:25:53,954
‫،اونا سؤال‌های زیادی ازم می‌پرسن
‫سؤال‌های تهاجمی.

367
00:25:54,658 --> 00:25:55,713
‫حدس می‌زنم که

368
00:25:55,737 --> 00:25:57,549
‫هنوز خبری از جاناتان نشده؟

369
00:26:03,173 --> 00:26:05,100
‫- نه
‫- ،خب

370
00:26:05,125 --> 00:26:07,922
‫گمونم با اطمینان میشه فرض کرد
‫تو کلیولند نیست

371
00:26:10,041 --> 00:26:11,767
‫،حالا، تو و هنری

372
00:26:11,792 --> 00:26:13,665
‫امشب رو اینجا پیشِ من بمونید

373
00:26:13,690 --> 00:26:15,417
‫آره

374
00:26:16,073 --> 00:26:17,204
‫گریس، شنیدی چی گفتم؟

375
00:26:17,229 --> 00:26:19,350
‫آره. فقط باید برگردم به آپارتمان

376
00:26:19,375 --> 00:26:21,110
‫،باید یه سری لباس بردارم

377
00:26:21,135 --> 00:26:23,402
‫یه سری وسایل برای هنری

378
00:26:24,170 --> 00:26:26,057
‫وقتی رسیدی اینجا می‌بینمت

379
00:26:26,082 --> 00:26:27,290
‫آره

380
00:30:45,299 --> 00:30:47,007
‫صبح بخیر، خانم فریزر

381
00:30:53,709 --> 00:30:57,774
‫پلیس‌ها روی اتفاقاتِ رخ داده در مراسم
‫،خیریه‌ی دبیرستان ریردن تمرکز کردن

382
00:30:57,799 --> 00:31:01,110
‫جایی که قربانی، النا آلوز
‫آخرین بار زنده دیده شده

383
00:31:01,408 --> 00:31:03,540
‫- صبح بخیر، هنری
‫- طبقِ توصیف چندین شاهد، خانم آلوز

384
00:31:03,565 --> 00:31:04,862
‫- صبح بخیر بابابزرگ
‫- به طور مشخصی ناراحت بوده

385
00:31:04,887 --> 00:31:07,141
‫گرچه دیگر حاضران در مراسم...
‫چنین موضوعی رو انکار می‌کنن

386
00:31:07,166 --> 00:31:09,475
‫،ظنِّ اولیه به شوهر قربانی بوده

387
00:31:09,500 --> 00:31:13,018
‫اما حالا خبردار شدیم که جا و مکانش مشخصه

388
00:31:14,125 --> 00:31:15,963
‫پلیس‌ها فکر می‌کنن اون زنش رو کشته؟

389
00:31:16,221 --> 00:31:17,792
‫نه

390
00:31:18,625 --> 00:31:20,534
‫می‌خوان باهاش حرف بزنن

391
00:31:20,873 --> 00:31:22,962
‫همونطور که من می‌خوام.
‫همونطور که تو می‌خوای.

392
00:31:22,987 --> 00:31:24,642
‫خب...

393
00:31:24,667 --> 00:31:27,065
‫چرا تو رو بردن اداره‌ی پلیس؟

394
00:31:28,834 --> 00:31:32,235
‫چون پدرت اون رو می‌شناخت.
‫،اون دکترِ بچه‌اش بوده

395
00:31:32,260 --> 00:31:33,681
‫و من می‌شناختمش و...

396
00:31:33,706 --> 00:31:35,834
‫شناختنِ یه نفر که جرم نیست

397
00:31:35,859 --> 00:31:38,141
‫نه. نه، نیست

398
00:31:38,166 --> 00:31:40,313
‫- پس فکر می‌کنن اون زنه رو کشته؟
‫- نه

399
00:31:40,338 --> 00:31:43,088
‫- خب پس این کارها واسه چیه؟
‫- نمی‌دونم

400
00:31:44,298 --> 00:31:45,659
‫نمی‌دونم

401
00:31:51,125 --> 00:31:52,767
‫ببخشید! ببخشید، خانم!

402
00:32:01,417 --> 00:32:03,760
‫وای، باورم نمیشه اون...

403
00:32:05,784 --> 00:32:07,987
‫می‌بینم که حسابی به کار گرفتنت، جنیفر

404
00:32:09,491 --> 00:32:12,143
‫- سلام، خانم هارتمن
‫- برید داخل

405
00:32:14,375 --> 00:32:15,829
‫هان، اون دیگه واسه چی بود؟

406
00:32:15,854 --> 00:32:17,458
‫الان برمی‌گردم

407
00:32:18,862 --> 00:32:19,893
‫صبح بخیر، هنری

408
00:32:19,918 --> 00:32:21,369
‫- صبح بخیر، گریس
‫- صبح بخیر، آقا

409
00:32:21,393 --> 00:32:24,268
‫- خدایا، این...
‫- البته. واقعاً آزاردهنده‌ست

410
00:32:24,293 --> 00:32:26,558
‫هنری، چطوره تو بری کلاس، هان؟

411
00:32:26,583 --> 00:32:28,375
‫- بله، آقا
‫- خوبی؟

412
00:32:28,400 --> 00:32:30,776
‫- آره. مامان، خوبم
‫- مطمئنی؟

413
00:32:34,291 --> 00:32:36,742
‫رابرت، جریان چیه؟

414
00:32:36,767 --> 00:32:39,987
‫جریان از این قراره که سعی دارم
‫خودمون رو از یه بحران عبور بدم

415
00:32:40,662 --> 00:32:42,767
‫- خیلی خب
‫- ،گریس

416
00:32:42,792 --> 00:32:44,534
‫فکر نکنم اینجا بودنت درست باشه

417
00:32:44,999 --> 00:32:46,332
‫چی؟

418
00:32:46,542 --> 00:32:48,831
‫فکر کنم به صلاح همه‌ست...

419
00:32:49,273 --> 00:32:51,440
‫که تو اینجا نباشی

420
00:32:59,542 --> 00:33:02,350
‫- اونا چی بهت گفتن؟
‫- می‌خوام بدونی...

421
00:33:02,375 --> 00:33:04,306
‫اینجا جای امنی برای هنریه

422
00:33:04,331 --> 00:33:05,851
‫- یعنی چی...
‫- و اگه بخواد به دفترم بیاد

423
00:33:05,875 --> 00:33:09,337
‫هر وقت، می‌تونه بیاد. تو زنگِ تفریح
‫یا بعد از مدرسه

424
00:33:09,362 --> 00:33:12,126
‫،اگه کسی چیزی بهش بگه
‫باید بلافاصله بیاد من رو ببینه.

425
00:33:12,151 --> 00:33:14,350
‫حقیقت نداره. حقیقت نداره

426
00:33:14,375 --> 00:33:16,167
‫هرچی که بهت گفتن...

427
00:33:16,192 --> 00:33:17,743
‫- گوش کن
‫- رابرت، بیخیال

428
00:33:17,768 --> 00:33:19,524
‫معلم‌ها هواش رو دارن

429
00:33:19,549 --> 00:33:22,225
‫من با همه‌شون حرف زدم.
‫،اون دانش‌آموزِ ریردنه

430
00:33:22,250 --> 00:33:24,100
‫- و من این رو خیلی جدی می‌گیرم
‫- واقعاً؟

431
00:33:24,125 --> 00:33:26,118
‫تو واقعاً این کارو با من می‌کنی؟

432
00:33:26,143 --> 00:33:28,333
‫توصیه‌ی من به تو...

433
00:33:28,542 --> 00:33:31,792
‫اینه که امروز بعد از ظهر یکی دیگه
‫رو بفرستی دنبالش

434
00:33:39,500 --> 00:33:41,183
‫- گریس
‫- سیلویا

435
00:33:41,208 --> 00:33:42,759
‫یه تاکسی گرفتم. بیا بریم

436
00:33:43,002 --> 00:33:44,345
‫- چی...
‫- یالا

437
00:33:46,817 --> 00:33:47,817
‫خانم!

438
00:33:52,166 --> 00:33:55,333
‫باشه. باشه

439
00:33:56,333 --> 00:33:58,071
‫مردم چی دارن میگن؟

440
00:33:58,096 --> 00:33:59,875
‫من...

441
00:33:59,900 --> 00:34:01,816
‫- بهم بگو
‫- این...

442
00:34:02,256 --> 00:34:04,852
‫فقط یه لیوان آب بیارید لطفاً
‫و یکم تنهامون بذارید

443
00:34:04,877 --> 00:34:06,500
‫- ممنون
‫- بگو ببینم

444
00:34:09,047 --> 00:34:12,151
‫میگن از قرار معلوم شوهرِ النا
‫یه عذر موجه برای غیبتش داره

445
00:34:13,050 --> 00:34:16,258
‫ظاهراً در حال حاضر تمرکزِ همه روی جاناتانه

446
00:34:21,834 --> 00:34:22,928
‫پس اون رو می‌شناخت؟

447
00:34:23,892 --> 00:34:25,031
‫النا؟

448
00:34:26,417 --> 00:34:29,002
‫خب، میگل بیمارش بود، پس...

449
00:34:31,166 --> 00:34:32,917
‫پس زنه النا بوده

450
00:34:35,314 --> 00:34:36,499
‫چی؟

451
00:34:38,000 --> 00:34:41,417
‫اون استخدامم کرد. چند ماه قبل

452
00:34:42,565 --> 00:34:45,148
‫جاناتان تو رو استخدام کرد؟

453
00:34:45,173 --> 00:34:46,767
‫به عنوانِ وکیلش

454
00:34:46,792 --> 00:34:50,002
‫بهش گفتم که حقوقِ اداری
‫تخصص من نیست، ولی...

455
00:34:50,604 --> 00:34:52,062
‫اصرار کرد

456
00:34:52,252 --> 00:34:55,500
‫با امضای یه سند استخدامم کرد که
‫رسماً وکالتش رو به عهده بگیرم

457
00:34:57,350 --> 00:34:59,809
‫قرار بود یه جلسه‌ی رسیدگی به تخلفات
‫،تو بیمارستان برگزار شه

458
00:34:59,834 --> 00:35:01,667
‫در مورد مادرِ یکی از بیماران

459
00:35:04,798 --> 00:35:06,500
‫اون ازم مشورت می‌خواست

460
00:35:07,917 --> 00:35:10,217
‫- پس چرا بهم نگفتی؟
‫- ،نمی‌دونستم

461
00:35:10,242 --> 00:35:12,526
‫مطمئن نبودم خبر داری یا نه و...

462
00:35:13,208 --> 00:35:15,041
‫گریس، اون...

463
00:35:15,125 --> 00:35:17,583
‫اون محرمانه بود. هنوزم...

464
00:35:17,608 --> 00:35:19,604
‫- محرمانه‌ست
‫- چه اتفاقی افتاده بود؟

465
00:35:20,642 --> 00:35:23,102
‫من به اسنادی که برام آورده بود نگاه کردم

466
00:35:23,127 --> 00:35:25,875
‫چیزهای زیادی توش بود. خیلی زیاد.
‫انقدری که برای اخراجش کافی بود.

467
00:35:26,641 --> 00:35:28,850
‫اون اصرار کرد که بیگناهه

468
00:35:28,875 --> 00:35:30,501
‫که همه‌ی این اتهامات...

469
00:35:30,526 --> 00:35:34,557
‫توسط یه زنِ دیوونه ساخته و پرداخته شده

470
00:35:34,582 --> 00:35:35,635
‫واقعاً؟

471
00:35:35,660 --> 00:35:38,509
‫یه هفته بعد زنگ زد که بگه اتهامات رفع شدن

472
00:35:38,534 --> 00:35:41,040
‫که بیمارستان به نتیجه رسیده
‫که اتهاماتِ زنه بی‌اساس بودن

473
00:35:41,065 --> 00:35:43,292
‫بابتِ وقتی که گذاشتم ازم تشکر کرد

474
00:35:44,709 --> 00:35:48,165
‫و من فقط... فرض کردم که رفع شده

475
00:35:48,190 --> 00:35:49,917
‫ولی رفع نشده بود

476
00:35:50,628 --> 00:35:54,401
‫اونا اخراجش کردن. کاملاً محرمانه نگهش داشتن

477
00:35:56,771 --> 00:35:58,812
‫متأسفم، گریس

478
00:35:59,083 --> 00:36:00,956
‫جدی میگم. واقعاً متأسفم

479
00:36:04,638 --> 00:36:06,479
‫نصیحتِ من اینه...

480
00:36:07,133 --> 00:36:09,550
‫البته نه که ازم بخوای

481
00:36:12,031 --> 00:36:15,448
‫،اگه واقعاً می‌دونی جاناتان کجاست

482
00:36:16,750 --> 00:36:18,392
‫به پلیس بگو

483
00:36:18,417 --> 00:36:20,351
‫هر چه زودتر مشخص کنی
‫،که دخالتی نداشتی

484
00:36:20,375 --> 00:36:21,976
‫،همه بهتر باهات برخورد می‌کنن

485
00:36:22,000 --> 00:36:24,143
‫از جمله پلیس و رسانه‌ها

486
00:36:24,917 --> 00:36:27,548
‫گریس، تو و هنری باید از اینجا برید

487
00:36:27,573 --> 00:36:31,549
‫،وقتی جاناتان رو پیدا کنن
‫این قضیه مثلِ بمب صدا می‌کنه.

488
00:36:32,834 --> 00:36:35,721
‫وقتی این اتفاق میوفته باید یه جای دیگه باشی

489
00:37:38,654 --> 00:37:39,903
‫خب؟

490
00:37:40,300 --> 00:37:41,948
‫خبرِ جدیدی نشده

491
00:37:42,505 --> 00:37:45,016
‫باید یکی رو استخدام کنی
‫که ازت حمایت کنه، گریس

492
00:37:45,197 --> 00:37:49,042
‫فکر می‌کنی به تنهایی می‌تونی
‫از پسِ همه چی بربیای

493
00:37:49,534 --> 00:37:51,448
‫این قضیه بزرگتر از توئه

494
00:37:51,640 --> 00:37:53,849
‫محض رضای خدا از منم بزرگتره

495
00:37:54,792 --> 00:37:56,548
‫باید از شهر بری بیرون

496
00:37:56,573 --> 00:37:58,500
‫باید بری خونه‌ی ساحلی

497
00:37:58,525 --> 00:38:00,604
‫من کلی مُراجع دارم

498
00:38:00,917 --> 00:38:02,470
‫هنری مدرسه داره

499
00:38:02,495 --> 00:38:05,117
‫من به هیلی فیتزجرالد زنگ می‌زنم.
‫باید وکیل داشته باشی.

500
00:38:05,142 --> 00:38:07,309
‫من وکیل نمی‌خوام

501
00:38:10,537 --> 00:38:12,206
‫گریس

502
00:38:12,583 --> 00:38:14,433
‫شوهرت...

503
00:38:14,458 --> 00:38:16,767
‫مظنونِ اصلی...

504
00:38:16,799 --> 00:38:19,261
‫یه پرونده‌ی قتله

505
00:38:35,390 --> 00:38:36,850
‫ببخشید

506
00:38:36,875 --> 00:38:39,166
‫- ببخشید، من اینجا زندگی می‌کنم. بله
‫- اینجا زندگی می‌کنید؟

507
00:38:39,190 --> 00:38:41,612
‫ببخشید... من اینجا زندگی می‌کنم

508
00:38:41,637 --> 00:38:42,722
‫کارتِ شناسایی دارید؟

509
00:38:42,747 --> 00:38:43,839
‫یالا

510
00:38:43,864 --> 00:38:45,544
‫بذارید رد شه، بذارید رد شه. یالا

511
00:38:46,253 --> 00:38:47,908
‫چه خبره؟

512
00:38:59,276 --> 00:39:02,561
‫- شما واسه این کار مجوز دارید؟
‫- البته. پول، حکمِ تفتیش رو بده

513
00:39:02,586 --> 00:39:04,169
‫بفرما

514
00:39:06,390 --> 00:39:07,573
‫<font color="#ffff۰۰">« حکمِ تفتیش و مصادره »</font>

515
00:39:22,888 --> 00:39:25,495
‫پس فکر می‌کنید شوهرِ من این زن رو کشته؟

516
00:39:27,009 --> 00:39:29,120
‫تجسس شاید یکم طول بکشه

517
00:39:30,125 --> 00:39:32,409
‫جای دیگه‌ای واسه رفتن دارید؟

518
00:39:33,398 --> 00:39:35,470
‫لازم نیست نگرانِ من باشید، کارآگاه

519
00:39:35,495 --> 00:39:37,847
‫،خب، باورتون بشه یا نه
‫یه جورایی تو ذاتمه.

520
00:39:38,291 --> 00:39:39,658
‫که نگرانِ آدم‌ها باشم

521
00:39:43,291 --> 00:39:45,684
‫گوشیش کجاست؟ نمی‌تونیم پیداش کنی

522
00:39:54,083 --> 00:39:55,143
‫ممنون

523
00:39:55,168 --> 00:39:56,956
‫بچه‌ها، میشه یه دستی بهم برسونید؟

524
00:39:58,433 --> 00:40:00,837
‫واقعاً در مورد این قضایا متأسفم

525
00:40:00,862 --> 00:40:01,977
‫چرا دارید...

526
00:40:02,002 --> 00:40:04,752
‫چرا دارید بُرس موش رو می‌برید؟

527
00:40:04,948 --> 00:40:08,971
‫خب، یه سری وسایل می‌بریم که شاید
‫تو تحقیقات بهمون کمک کنن. همین

528
00:40:09,354 --> 00:40:12,548
‫ممکنه در اشتباه باشم. ولی فکر کنم
‫شما می‌خواید بهمون کمک کنید

529
00:40:12,573 --> 00:40:14,505
‫،فکر می‌کنم که در این لحظه

530
00:40:14,530 --> 00:40:17,293
‫بیشتر از این که از ما عصبانی باشید
‫از شوهرتون عصبانی هستید

531
00:40:17,318 --> 00:40:21,090
‫- و حق دارید عصبانی باشید
‫- تو رو خدا منت سرِ من نذار!

532
00:40:21,115 --> 00:40:22,749
‫- نه، قصد ندارم همچین کاری کنم
‫- من نمی‌تونم...

533
00:40:22,773 --> 00:40:24,584
‫من این کارو نمی‌کنم.
‫من سرِ کسی منت نمی‌ذارم.

534
00:40:24,609 --> 00:40:28,490
‫فقط چندین بار چنین موقعیت‌هایی رو دیدم

535
00:40:28,840 --> 00:40:32,809
‫شوهرهایی که چیزهای زیادی
‫رو از زن‌‌هاشون پنهون می‌کردن

536
00:40:32,834 --> 00:40:36,208
‫،و وقتی پای من به ماجرا باز میشه
‫یه کلاهبرداری یا سرقت در میونه.

537
00:40:37,163 --> 00:40:38,743
‫گاهی اوقات هم قتل

538
00:40:39,786 --> 00:40:41,368
‫متأسفم

539
00:40:44,959 --> 00:40:46,907
‫بُرس مو رو واسه دی‌ان‌ای لازم داریم

540
00:40:47,375 --> 00:40:49,048
‫به چند دلیل

541
00:40:49,321 --> 00:40:50,761
‫صحنه‌ی جرم...

542
00:40:51,526 --> 00:40:53,109
‫و همچنین...

543
00:40:53,959 --> 00:40:55,298
‫همچنین چی؟

544
00:40:56,709 --> 00:40:58,917
‫- چی؟
‫- بررسی نسبتِ پدری

545
00:41:00,101 --> 00:41:01,452
‫اونا یه بچه دارن

546
00:41:01,477 --> 00:41:04,834
‫آقای آلوز تقاضای انجام آزمایشِ
‫برای تعیین پدرِ بچه رو داره

547
00:41:07,166 --> 00:41:09,118
‫اصرار داره که خودش پدرِ بچه نیست

548
00:42:02,437 --> 00:42:03,611
‫تو رو خدا...

549
00:42:03,987 --> 00:42:05,030
‫تو رو خدا

550
00:42:57,212 --> 00:42:59,392
‫اوه! خدایا...

551
00:42:59,417 --> 00:43:02,007
‫هنری، من رو ترسوندی

552
00:43:03,840 --> 00:43:04,882
‫مامان

553
00:43:05,637 --> 00:43:08,889
‫- مامان، من نمی‌خوام اینجا باشم
‫- می‌دونم، ولی ما اینجاییم

554
00:43:08,914 --> 00:43:11,222
‫- تا کِی؟
‫- تا هر وقت که طول بکشه

555
00:43:11,247 --> 00:43:12,871
‫این جواب نیست

556
00:43:13,095 --> 00:43:18,141
‫وقتی پلیس‌ها و مطبوعات دیگه جلوی خونه‌مون
‫،یا مدرسه‌ات جمع نشن

557
00:43:18,166 --> 00:43:19,521
‫اون موقع برمی‌گردیم

558
00:43:19,546 --> 00:43:22,164
‫- وقتی برمی‌گردیم که اوضاع...
‫- که اوضاع چی بشه؟

559
00:43:23,692 --> 00:43:26,468
‫- که اوضاع چی بشه؟ برگرده به حالتِ عادی؟
‫- بیخیال، هنری

560
00:43:28,041 --> 00:43:29,767
‫- مامان
‫- هنری، بیخیال

561
00:43:29,792 --> 00:43:31,266
‫دارم سعی می‌کنم. دارم سعی می‌کنم

562
00:43:31,291 --> 00:43:33,060
‫با... با فرار کردن؟

563
00:43:33,085 --> 00:43:34,607
‫این مزخرفه، مامان

564
00:43:34,632 --> 00:43:36,132
‫نمی‌تونی قایم شی

565
00:43:36,781 --> 00:43:38,448
‫هن...

566
00:43:38,859 --> 00:43:40,317
‫هنری

567
00:45:39,171 --> 00:45:40,748
‫بیا اینجا

568
00:45:40,789 --> 00:45:42,205
‫بیا اینجا

569
00:47:23,670 --> 00:47:25,372
‫جیغ نزن! جیغ نزن

570
00:47:25,397 --> 00:47:27,115
‫جیغ نزن، جیغ نزن. منم

571
00:47:27,139 --> 00:47:29,137
‫کارِ من نبود. من نکشتمش

572
00:47:29,162 --> 00:47:31,642
‫من نکشتمش

573
00:47:31,667 --> 00:47:33,850
‫،ما با هم رابطه‌ی عاشقانه داشتیم

574
00:47:33,875 --> 00:47:36,201
‫ولی من نکشتمش. خیلی معذرت می‌خوام

575
00:47:37,217 --> 00:47:39,350
‫خیلی معذرت می‌خوام، گریسِ نازنینم

576
00:47:39,375 --> 00:47:41,542
‫خیلی معذرت می‌خوام

577
00:47:42,391 --> 00:47:45,247
‫،من دستم رو برمی‌دارم

578
00:47:45,272 --> 00:47:48,131
‫و تو جیغ نمی‌زنی. آفرین

579
00:47:48,557 --> 00:47:49,897
‫آفرین

580
00:47:50,425 --> 00:47:51,917
‫کارِ من نبود

581
00:47:52,532 --> 00:47:54,350
‫من نکشتمش

582
00:47:54,375 --> 00:47:56,887
‫- من به پلیس زنگ می‌زنم
‫- دو دقیقه بهم وقت بده

583
00:47:56,912 --> 00:47:59,393
‫دو دقیقه... قبل از زنگ زدن
‫دو دقیقه بهم وقت میدی

584
00:47:59,417 --> 00:48:02,558
‫- من کل زندگیم رو بهت دادم. نه
‫- گریس. گریس!

585
00:48:02,583 --> 00:48:04,134
‫- دست‌های کثیفت رو به من نزن
‫- گریس

586
00:48:04,158 --> 00:48:05,569
‫وگرنه جیغ می‌زنم

587
00:48:05,594 --> 00:48:08,266
‫من... می‌تونی هرچقدر دلت می‌خواد
‫،ازم متنفر باشی

588
00:48:08,291 --> 00:48:10,647
‫ولی هنری باید بدونه که پدرش...

589
00:48:10,672 --> 00:48:12,140
‫قاتل نیست. باید باورم داشته باشه

590
00:48:12,164 --> 00:48:15,475
‫من هرگز، هرگز نمی‌ذارم باورت داشته باشه

591
00:48:16,042 --> 00:48:18,375
‫ببین، اتفاقی که افتاد از این قراره

592
00:48:18,667 --> 00:48:20,178
‫من یه رابطه‌ی پنهانی داشتم

593
00:48:20,203 --> 00:48:23,467
‫- چی؟
‫- ،اون وسواس پیدا کرد. به من

594
00:48:23,492 --> 00:48:26,684
‫به زندگیم و بعدش به تو

595
00:48:26,819 --> 00:48:29,084
‫اولش فقط بحثِ این بود که
‫،پسرش رو تو ریردن ثبت نام کنه

596
00:48:29,109 --> 00:48:31,418
‫که کمکش کردم چون فکر می‌کردم
‫به خاطرِ تحصیلشه

597
00:48:31,442 --> 00:48:34,183
‫ولی به اون خاطر نبود.
‫می‌خواست به زندگیم دست درازی کنه.

598
00:48:34,208 --> 00:48:35,850
‫اون زنیکه روانی بود

599
00:48:35,875 --> 00:48:37,631
‫روانی بود

600
00:48:37,656 --> 00:48:39,522
‫وقتی شنیدم که یه جوری وارد...

601
00:48:39,547 --> 00:48:42,311
‫کمیته‌ی حراجتون شده و بعدش
‫عضو باشگاهت شده، می‌ترسیدم

602
00:48:42,336 --> 00:48:45,100
‫واسه خودمون به عنوانِ خانواده می‌ترسیدم.
‫واسه تو می‌ترسیدم.

603
00:48:45,125 --> 00:48:47,483
‫،شبِ مراسم جمع‌آوری اعانه
‫رفتم باهاش اتمام حجت کنم.

604
00:48:47,508 --> 00:48:50,125
‫- بهش گفتم که باید بس کنه...
‫- کنترلت رو از دست دادی؟

605
00:48:50,709 --> 00:48:53,709
‫ما بحث کردیم. دعوا کردیم

606
00:48:57,182 --> 00:49:00,426
‫سکس کردیم. من زدم بیرون.
‫تو خیابون‌ها قدم زدم.

607
00:49:00,451 --> 00:49:02,528
‫رفتم به یه بار که فکرم رو جمع کنم و بعدش...

608
00:49:02,553 --> 00:49:04,739
‫،برگشتم که دوباره باهاش روبرو شم

609
00:49:04,764 --> 00:49:06,917
‫و اون لعنتی مُرده بود

610
00:49:07,058 --> 00:49:10,020
‫اون مُرده بود. اثری از هیچکس نبود

611
00:49:10,045 --> 00:49:13,223
‫من وحشت کردم! کاملاً وحشت کردم!
‫عقلم رو از دست دادم.

612
00:49:13,248 --> 00:49:16,350
‫- شوک کل وجودم رو گرفت
‫- اومدی خونه

613
00:49:16,382 --> 00:49:18,882
‫خزیدی تو تخت‌مون...

614
00:49:18,907 --> 00:49:21,073
‫و من بغلت کردم

615
00:49:21,208 --> 00:49:22,764
‫بغلت کردم

616
00:49:23,542 --> 00:49:25,475
‫و دلم برات شکست

617
00:49:25,500 --> 00:49:29,392
‫و ما عشق‌بازی کردیم، جاناتان.
‫ما عشق‌بازی کردیم.

618
00:49:29,417 --> 00:49:31,892
‫و فکر می‌کردم تو یه بیمار رو از دست دادی

619
00:49:31,917 --> 00:49:34,340
‫دیگه چطور می‌تونم حرفت رو باور کنم؟

620
00:49:34,365 --> 00:49:36,668
‫چون تو یه دروغگوی کثافتی

621
00:49:36,693 --> 00:49:39,793
‫تو دروغگویی. وانمود می‌کردی یه شغل داری

622
00:49:39,818 --> 00:49:41,618
‫- که حتی نداشتی
‫- نه. اینا همه بخشی از...

623
00:49:41,642 --> 00:49:42,663
‫- چی داری...
‫- این بخشی از...

624
00:49:42,687 --> 00:49:44,832
‫این بخشی از همون حیله‌ی بزرگه

625
00:49:44,857 --> 00:49:48,350
‫من شغلم رو به خاطرِ این زن از دست دادم.
‫من خودم رو گُم کردم.

626
00:49:48,375 --> 00:49:49,684
‫اون من رو جلبِ خودش کرد، گریس

627
00:49:49,709 --> 00:49:52,090
‫اون به کل وجودم مسلط شد

628
00:49:52,115 --> 00:49:53,917
‫ولی من نکشتمش

629
00:49:53,942 --> 00:49:56,084
‫من نکشتمش!

630
00:49:57,073 --> 00:49:58,392
‫بابا؟

631
00:49:58,417 --> 00:49:59,670
‫- بابا؟
‫- بیا اینجا

632
00:49:59,695 --> 00:50:01,600
‫بیا اینجا، بیا اینجا

633
00:50:09,458 --> 00:50:11,325
‫من گریس فریزر هستم

634
00:50:11,350 --> 00:50:14,254
‫شوهرِم الان به زور وارد خونه شده

635
00:50:14,279 --> 00:50:16,450
‫اون یه فراریه. به جرم قتل تحتِ تعقیبه

636
00:50:16,475 --> 00:50:19,356
‫اسمش جاناتان فریزره. من تو پلاک ۳۶۱...

637
00:50:19,381 --> 00:50:22,642
‫بیچوی... جاده بیچوی هستم.
‫و ترس کل وجودم رو گرفته.

638
00:50:22,667 --> 00:50:25,295
‫ازتون می‌خوام فوراً خودتون رو برسونید

639
00:50:26,192 --> 00:50:27,732
‫خواهش می‌کنم

640
00:50:27,765 --> 00:50:34,765
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

641
00:50:34,789 --> 00:50:42,789
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

642
00:51:36,417 --> 00:51:39,873
‫می‌ترسیدید چون فکر می‌کردید
‫شاید شما رو بکشه؟

643
00:51:39,898 --> 00:51:41,832
‫چرا این سؤالات رو از من می‌پرسی؟

644
00:51:41,857 --> 00:51:43,412
‫چرا داری این رو ازم می‌پرسی؟

645
00:51:43,436 --> 00:51:44,582
‫« ...آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

646
00:51:44,583 --> 00:51:47,670
‫عالم و آدم فکر می‌کنن کارِ من بوده

647
00:51:48,385 --> 00:51:50,747
‫یه حسی بهم میگه دخترتون
‫داره چیزی رو پنهان می‌کنه

648
00:51:53,083 --> 00:51:55,043
‫پلیس‌ها می‌خوان باهاشون همکاری کنی

649
00:51:55,068 --> 00:51:57,287
‫شما سعی دارید من رو بترسونید؟

650
00:51:57,901 --> 00:51:59,517
‫تو اون رو کشتی؟

651
00:51:59,542 --> 00:52:01,023
‫خیلی مراقب باش

652
00:52:01,048 --> 00:52:02,757
‫دکتر فریزر

653
00:52:04,589 --> 00:52:11,589
‫<font color="#fcc۲۰۸">:.:.: FilmoGen.Org :.:.:</font>

