‫﻿۱
00:00:03,790 --> 00:00:07,580
‫شما می‌ترسیدید... چون فکر می‌کردید
‫شاید شما رو بکشه؟

2
00:00:11,700 --> 00:00:13,040
‫ما مخالفِ صدور قرار وثیقه هستیم

3
00:00:13,120 --> 00:00:15,250
‫،‏۱۰ میلیون دلار ضمانت نامه
‫‏۲ میلیون دلار نقد.

4
00:00:15,620 --> 00:00:18,000
‫هر تقصیر و خطایی که داشتم...

5
00:00:18,540 --> 00:00:19,830
‫عشقم نسبت به تو...

6
00:00:20,500 --> 00:00:21,620
‫تو یه دختر داری

7
00:00:22,620 --> 00:00:25,040
‫زنتون برای اختلالاتِ روانی تحتِ درمان بود؟

8
00:00:25,120 --> 00:00:27,000
‫خیلی مراقب باش، دکتر فریزر

9
00:00:27,290 --> 00:00:29,290
‫باید واسه خودت وکیل بگیری

10
00:00:29,620 --> 00:00:32,120
‫پلیس‌ها می‌خوان همکاریت رو تضمین کنن

11
00:00:32,950 --> 00:00:34,910
‫یه حسی بهم میگه دخترتون
‫یه چیزی رو پنهان می‌کنه

12
00:00:34,950 --> 00:00:37,410
‫یه دوربینِ فعال تو فاصله‌ی
‫یه بلوکیِ صحنه‌ی جرم بود

13
00:00:37,830 --> 00:00:38,870
‫این چیه؟

14
00:00:39,160 --> 00:00:42,120
‫تنها اشخاصِ مربوطی که می‌تونیم
‫ثابت کنیم اون موقع تو منطقه بودن

15
00:00:42,200 --> 00:00:43,700
‫شما و شوهرتون هستید

16
00:00:44,200 --> 00:00:46,540
‫تو به هیلی فیتزجرالد اشاره کردی

17
00:00:47,410 --> 00:00:50,160
‫آدم‌ها من رو استخدام می‌کنن که خرابکاری کنم

18
00:00:50,370 --> 00:00:52,830
‫این چیزیه که می‌تونم به تو و شوهرت بدم

19
00:00:54,330 --> 00:00:55,410
‫خرابکاری

20
00:00:59,834 --> 00:01:09,589
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

21
00:01:09,613 --> 00:01:18,313
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

22
00:01:18,337 --> 00:01:24,137
‫دانلود زیرنویس از کانال تلگرام
‫<font color="#EB۰۰۰۴">.: @SubSin :.</font>

23
00:03:15,950 --> 00:03:18,200
‫رفته بودم قدم بزنم

24
00:03:18,290 --> 00:03:20,120
‫رفته بودی قدم بزنی

25
00:03:22,500 --> 00:03:23,580
‫بله

26
00:03:23,660 --> 00:03:25,120
‫رفته بودم قدم بزنم. کاریه که می‌کنم

27
00:03:25,200 --> 00:03:27,040
‫اینجوری خودم رو آروم می‌کنم. قدم می‌زنم

28
00:03:27,120 --> 00:03:30,080
‫واقعاً درکش انقدر سخته؟

29
00:03:30,160 --> 00:03:33,540
‫این که اتفاقی داشتی خودت
‫رو با پیاده روی تو چند قدمیِ

30
00:03:33,620 --> 00:03:36,290
‫محل به قتل رسیدنِ معشوقه‌ی
‫شوهرت آروم می‌کردی؟

31
00:03:37,000 --> 00:03:39,080
‫آره، آزارم میده

32
00:03:39,160 --> 00:03:41,040
‫نمیگم بده

33
00:03:42,660 --> 00:03:45,290
‫شاید بتونم بگم که تو اون رو کشتی؟

34
00:03:45,370 --> 00:03:46,370
‫تو کشتیش؟

35
00:03:46,450 --> 00:03:48,120
‫داری شوخی می‌کنی؟

36
00:03:49,370 --> 00:03:51,700
‫من شوخی نمی‌کنم. آدمِ شوخ طبعی نیستم

37
00:03:53,120 --> 00:03:55,580
‫از شانسِ خوبِ تو، نه جاناتان...

38
00:03:55,660 --> 00:03:59,250
‫پلیس‌ها عکس‌های بیشتری ازت
‫،در حالِ آروم کردن خودت دارن

39
00:03:59,330 --> 00:04:02,540
‫که بعد از زمانِ مرگ داری قدم می‌زنی

40
00:04:02,620 --> 00:04:06,080
‫دیگه به عنوانِ مظنون بهت نگاه نمی‌کنن

41
00:04:06,160 --> 00:04:08,370
‫ولی هنوز فکر می‌کنن یه چیزهایی
‫رو مخفی می‌کنی

42
00:04:08,950 --> 00:04:10,370
‫چرا؟

43
00:04:10,450 --> 00:04:12,160
‫چون این کاریه که آدم‌های ثروتمند

44
00:04:12,250 --> 00:04:15,000
‫و حق به جانب وقتی تهدید بشن انجام میدن

45
00:04:15,870 --> 00:04:18,250
‫،اونا حقایقِ کثیف رو مخفی می‌کنن

46
00:04:18,330 --> 00:04:24,620
‫تا از خودشون، خانواده‌شون، جایگاه‌شون
‫تو جامعه و آبروشون محافظت کنن

47
00:04:24,700 --> 00:04:26,450
‫،و فکر می‌کنن می‌تونن از زیرش در برن

48
00:04:26,540 --> 00:04:28,660
‫چون ثروتمندن

49
00:04:30,870 --> 00:04:34,160
‫- من چیزی پنهان نمی‌کنم
‫- چه چیزی پنهان کنی یا نه...

50
00:04:34,250 --> 00:04:35,910
‫لطفاً به من نگاه کن

51
00:04:36,000 --> 00:04:39,000
‫هرگز این کارو با من نکن

52
00:04:42,200 --> 00:04:44,500
‫چیزِ دیگه‌ای نیست؟

53
00:04:44,580 --> 00:04:46,250
‫به جز پیاده‌رویِ آرام‌بخشت؟

54
00:04:46,330 --> 00:04:47,830
‫رازِ دیگه‌ای نداری؟

55
00:04:51,080 --> 00:04:52,370
‫نه

56
00:04:56,120 --> 00:04:58,250
‫بیشتر از شوهرِ النا برام بگو

57
00:04:58,330 --> 00:05:00,500
‫گفتی تندخو به نظر میومد

58
00:05:00,580 --> 00:05:01,700
‫خیلی

59
00:05:03,370 --> 00:05:05,910
‫- خیلی یعنی چی؟
‫- خیلی دیگه

60
00:05:08,660 --> 00:05:11,410
‫این اصلاً جوابِ واضحی نیست

61
00:05:11,500 --> 00:05:13,750
‫داریم از چیزِ بیشتری حرف می‌زنیم؟

62
00:05:15,500 --> 00:05:16,910
‫یالا

63
00:05:18,250 --> 00:05:22,830
‫از دید یه روان‌شناسِ بالینی
‫باسابقه تحلیلش کن

64
00:05:22,910 --> 00:05:24,370
‫چرا داری امتحانم می‌کنی؟

65
00:05:24,450 --> 00:05:27,290
‫چون شاید پای تو به این پرونده باز شه

66
00:05:27,370 --> 00:05:29,660
‫،و قبل از این که ببرمت روی جایگاه شهود

67
00:05:29,750 --> 00:05:32,160
‫باید آمادگیت رو امتحان کنم

68
00:05:32,250 --> 00:05:33,910
‫روی جایگاه شهود؟

69
00:05:35,160 --> 00:05:37,120
‫نه

70
00:05:38,700 --> 00:05:40,080
‫نه

71
00:05:43,700 --> 00:05:45,450
‫من نمیرم روی جایگاه شهود

72
00:06:00,790 --> 00:06:02,500
‫هیلی رو دیدی؟

73
00:06:06,450 --> 00:06:08,790
‫ازش خوشم نمیاد

74
00:06:08,870 --> 00:06:11,000
‫که چی؟

75
00:06:11,080 --> 00:06:13,330
‫تو بهش پول نمیدی که دوستت باشه، گریس

76
00:06:13,410 --> 00:06:15,290
‫وکیل‌ها مثلِ مکانیکِ ماشین هستن

77
00:06:15,370 --> 00:06:17,540
‫بهشون پول میدی مشکلاتت رو حل کنن

78
00:06:18,620 --> 00:06:21,000
‫،واسه روحیه دادنِ الکی
‫همیشه تو رو دارم.

79
00:06:21,080 --> 00:06:22,540
‫اوه، پس حالا من دشمنم

80
00:06:22,620 --> 00:06:25,250
‫نه، این حرف رو نزدم

81
00:06:25,330 --> 00:06:28,080
‫- چیزی میل دارید براتون بیارم، خانم؟
‫- اوه، نه مرسی، ایرما

82
00:06:28,160 --> 00:06:29,790
‫میل ندارم. گرسنه نیستم

83
00:06:31,500 --> 00:06:32,700
‫پس منظورت چیه؟

84
00:06:32,790 --> 00:06:35,120
‫الان فقط یکم حمایتِ بی قید و شرط

85
00:06:35,200 --> 00:06:38,250
‫از پدرِ عزیزم می‌خوام. این خیلی...

86
00:06:38,330 --> 00:06:39,950
‫این خیلی خوب میشه

87
00:07:15,580 --> 00:07:18,250
‫خب، خیلی ممنون که این کارو می‌کنید

88
00:07:20,040 --> 00:07:21,910
‫این کارو به خاطر فرانکلین می‌کنم

89
00:07:22,000 --> 00:07:24,620
‫صورتت واسه چی کبود شده؟

90
00:07:24,700 --> 00:07:30,370
‫یکی از دوست‌هام تو اینجا بهم حمله کرد

91
00:07:31,000 --> 00:07:32,250
‫و تو گازش گرفتی

92
00:07:32,330 --> 00:07:33,250
‫گازش گرفتم، بله

93
00:07:33,330 --> 00:07:35,330
‫،یه جایی وسط الم شنگه

94
00:07:35,410 --> 00:07:37,700
‫وقتی نصفِ زندان به دعوا ملحق شدن

95
00:07:38,910 --> 00:07:40,370
‫دفاع از خود بود، می‌دونی

96
00:07:43,410 --> 00:07:46,120
‫کسِ دیگه‌ای رو گاز نگیر

97
00:07:46,200 --> 00:07:47,580
‫خیلی خب، باید بیارمت بیرون

98
00:07:47,660 --> 00:07:50,580
‫بهتره یه راهی واسه برگردوندنِ
‫بخشی از آزادیت بهت پیدا کنیم

99
00:07:50,660 --> 00:07:53,830
‫وثیقه دو میلیون دلاره.
‫گمونم این پول رو نداری.

100
00:07:53,910 --> 00:07:56,080
‫- نه. ندارم
‫- و خانواده‌ات چی؟

101
00:07:56,160 --> 00:07:57,950
‫پدر و مادر؟ خواهر و برادر؟
‫عموی مورد علاقه؟

102
00:07:58,040 --> 00:08:00,330
‫خب، ارتباطم رو با خانواده‌ام قطع کردم

103
00:08:00,410 --> 00:08:01,790
‫علتش چیه؟

104
00:08:05,160 --> 00:08:06,750
‫مهمه؟

105
00:08:07,750 --> 00:08:09,580
‫بله

106
00:08:09,660 --> 00:08:12,790
‫مخصوصاً چون به نظر میاد ارتباطت
‫رو با همه قطع کردی

107
00:08:14,870 --> 00:08:18,950
‫خب، من از وقتی رفتم دانشگاه
‫با خانواده‌ام حرف نزدم

108
00:08:19,040 --> 00:08:21,450
‫،اونا نه توانش رو دارن

109
00:08:21,540 --> 00:08:26,120
‫و نه تمایل دارن که به تأمین وثیقه کمک کنن

110
00:08:29,450 --> 00:08:31,620
‫الناهای دیگه‌ای اون بیرون هستن؟

111
00:08:34,700 --> 00:08:38,120
‫زن‌های دیگه‌ای که در طول زندگیِ
‫مشترکت باهاشون رابطه داشتی؟

112
00:08:40,870 --> 00:08:43,040
‫من می‌فهمم

113
00:08:43,120 --> 00:08:45,120
‫و شاید بهتر باشه الان بهم بگی

114
00:08:45,200 --> 00:08:47,120
‫زن‌های دیگه‌ای بودن؟

115
00:08:49,450 --> 00:08:50,910
‫یکی بود

116
00:08:54,790 --> 00:08:57,080
‫فقط یه رابطه‌ی یه باره که سال‌ها قبل بود

117
00:08:58,450 --> 00:09:00,790
‫یه بیمار رو از دست داده بودم و...

118
00:09:00,870 --> 00:09:03,040
‫می‌دونی، اوضاعم داغون بود.
‫پریشون بودم و...

119
00:09:03,950 --> 00:09:06,000
‫و پات لغزید

120
00:09:07,540 --> 00:09:08,660
‫آره

121
00:09:09,660 --> 00:09:11,080
‫و چندتای دیگه؟

122
00:09:11,160 --> 00:09:12,750
‫نه، همونطور که گفتم، فقط یکی بود

123
00:09:12,830 --> 00:09:16,160
‫تو می‌تونی ازم دفاع کنی هیلی، یا نه؟

124
00:09:16,250 --> 00:09:19,370
‫اگه غافلگیر نشم بهتر می‌تونم ازت دفاع کنم

125
00:09:19,450 --> 00:09:21,950
‫خب، هیچکس دیگه در کار نبود، غیر از النا

126
00:09:23,200 --> 00:09:26,500
‫النا و اونی که تو پریشونی باهاش بودی

127
00:09:28,830 --> 00:09:30,000
‫سکسِ غمگین

128
00:09:30,080 --> 00:09:31,700
‫این باید خنده‌دار باشه؟

129
00:09:33,660 --> 00:09:35,410
‫من شوخ طبع نیستم

130
00:09:35,500 --> 00:09:37,290
‫اسمِ اون زنه رو می‌خوام

131
00:10:00,370 --> 00:10:03,040
‫- ممنون که اومدید
‫- از دیدنتون خوشحالم

132
00:10:09,750 --> 00:10:13,080
‫من اغلب واسه تنبیه خودم پرخوری می‌کنم

133
00:10:14,160 --> 00:10:15,870
‫این پرونده...

134
00:10:15,950 --> 00:10:18,950
‫یه جورایی مهم‌ترین دادگاه عمرم بود

135
00:10:19,040 --> 00:10:22,120
‫پس فرصتِ این که از دست دادنش
‫رو دوباره تجربه کنم...

136
00:10:22,200 --> 00:10:25,040
‫- متأسفم...
‫- شوخی می‌کنم

137
00:10:26,620 --> 00:10:30,370
‫می‌دونید، اگه پای یکی از عزیزهای
‫خودم تو دادگاه گیر بود...

138
00:10:30,450 --> 00:10:33,580
‫منم می‌خواستم جای خودم
‫هیلی فیتزجرالد وکیلش باشه

139
00:10:34,910 --> 00:10:36,080
‫پس...

140
00:10:39,830 --> 00:10:42,250
‫به نظرت ممکنه بیگناه باشه؟

141
00:10:43,830 --> 00:10:45,000
‫جاناتان

142
00:10:45,080 --> 00:10:46,910
‫این چیزی بود که می‌خواستید ازم بپرسید؟

143
00:10:47,000 --> 00:10:50,580
‫،حتماً یه نظرِ بی‌طرفانه در این مورد دارید
‫واسه همین فقط می‌خوام...

144
00:10:51,370 --> 00:10:53,910
‫«دلم بهم میگه «آره

145
00:10:55,500 --> 00:10:57,540
‫می‌تونه بیگناه باشه

146
00:10:57,620 --> 00:10:59,660
‫می‌دونید، مغز به دل وصله

147
00:10:59,750 --> 00:11:01,580
‫الان به طور علمی هم ثابتش کردن

148
00:11:01,660 --> 00:11:04,450
‫- البته خودتون می‌دونید چون روان‌پزشک هستید
‫- آره

149
00:11:04,540 --> 00:11:06,870
‫البته بازم فکر می‌کنم یه عوضیه

150
00:11:08,290 --> 00:11:10,450
‫فقط عوضی‌ای نیست که مرتکبِ قتل بشه

151
00:11:39,790 --> 00:11:43,370
‫هیلی فکر می‌کنه مهمه که با وثیقه آزاد شه

152
00:11:43,450 --> 00:11:47,233
‫فکر می‌کنه وجهه‌اش رو جلوی اعضای
‫هیئت‌منصفه بهتر می‌کنه

153
00:11:47,257 --> 00:11:50,500
‫و بهتر می‌تونه تو دفاع از خودش مشارکت کنه

154
00:11:52,910 --> 00:11:56,160
‫گمونم الان همون موقع‌ست که پدرِ عزیزت

155
00:11:56,250 --> 00:12:00,660
‫حمایتِ بی قید و شرطش رو امتحان می‌کنه؟

156
00:12:02,160 --> 00:12:05,330
‫قصد دارید دوباره مثلِ یه خانواده
‫پیش هم زندگی کنید؟

157
00:12:05,410 --> 00:12:07,160
‫- نه. نه
‫- خیلی خب

158
00:12:07,250 --> 00:12:10,200
‫،جاناتان تو آپارتمان زندگی می‌کنه
‫و... و...

159
00:12:13,160 --> 00:12:17,000
‫،هنری و من هم پیشِ شما زندگی می‌کنیم
‫البته اگه اشکالی نداره.

160
00:12:23,370 --> 00:12:25,290
‫- مارک
‫- قربان

161
00:12:26,580 --> 00:12:28,120
‫روز بخیر، قربان

162
00:12:38,410 --> 00:12:40,040
‫ممنون، رابرت

163
00:12:55,330 --> 00:12:56,660
‫تکون بخورید!

164
00:12:56,750 --> 00:12:58,830
‫یالا!

165
00:12:59,750 --> 00:13:02,200
‫تکون بخورید! یالا!

166
00:13:31,450 --> 00:13:34,200
‫خب، نمی‌تونم تصور کنم چه فکری
‫در موردم می‌کنی

167
00:13:37,250 --> 00:13:38,700
‫قطعاً درک می‌کنم

168
00:13:38,790 --> 00:13:42,660
‫چرا ممکنه برای تأمین وثیقه‌ی
‫من احساسِ راحتی نکنی

169
00:13:42,750 --> 00:13:44,330
‫- ولی...
‫- بس کن

170
00:13:44,410 --> 00:13:46,750
‫من واسه درکت نیومدم اینجا

171
00:13:48,370 --> 00:13:49,830
‫اومدم بهت نگاه کنم

172
00:13:49,910 --> 00:13:53,370
‫اومدم مطمئن شم که متوجه منظورم میشی

173
00:13:55,450 --> 00:13:57,450
‫من فکر می‌کنم تو گناهکاری

174
00:13:58,580 --> 00:14:02,200
‫فکر می‌کنم تو اون زن رو کشتی

175
00:14:02,290 --> 00:14:07,250
‫گریس... احتمالِ بی‌گناه بودنت رو رد نمی‌کنه

176
00:14:08,910 --> 00:14:13,450
‫،و شاید چون خیلی به ندرت ازم کمک می‌خواد

177
00:14:15,450 --> 00:14:18,540
‫احساس می‌کنم...

178
00:14:18,620 --> 00:14:21,000
‫توانایی ردِ درخواستش رو ندارم

179
00:14:22,620 --> 00:14:24,870
‫،ولی اگه فرار کنی

180
00:14:24,950 --> 00:14:30,750
‫اگه کاری بکنی که بیشتر به دخترم...
‫،و نوه‌ام صدمه بزنی

181
00:14:31,830 --> 00:14:34,160
‫هر جا باشی پیدات می‌کنم

182
00:14:35,500 --> 00:14:39,000
‫و با دست‌های خودم می‌کشمت

183
00:14:47,450 --> 00:14:49,500
‫ممنون

184
00:14:49,580 --> 00:14:51,250
‫همه چی رو برای دخترت جبران می‌کنم

185
00:14:51,330 --> 00:14:52,580
‫برای هنری

186
00:14:52,660 --> 00:14:54,660
‫و لطفی رو که در حقم کردی جبران می‌کنم

187
00:14:59,250 --> 00:15:00,620
‫من دیگه کاری ندارم

188
00:15:07,330 --> 00:15:10,000
‫پاشو. بریم

189
00:15:35,830 --> 00:15:38,290
‫لطفاً راه باز کنید

190
00:15:38,370 --> 00:15:40,700
‫،من... من این رو میگم

191
00:15:40,790 --> 00:15:43,790
‫و بعدش ممنون میشم اگه تنهامون بذارید

192
00:15:43,870 --> 00:15:46,330
‫،من به وضوح خیلی خوشحالم که آزاد شدم

193
00:15:46,410 --> 00:15:47,790
‫،و علاوه بر این

194
00:15:47,870 --> 00:15:50,500
‫بی‌صبرانه منتظرم که تو
‫،دادگاه خودم رو تبرئه کنم

195
00:15:50,580 --> 00:15:52,620
‫و ثابت کنم که این جرم رو مرتکب نشدم

196
00:15:52,700 --> 00:15:55,410
‫خیلی ممنون. به سؤال دیگه‌ای جواب نمیدم

197
00:16:01,950 --> 00:16:03,200
‫مرسی، هیو

198
00:16:04,290 --> 00:16:05,540
‫ببخشید

199
00:16:07,500 --> 00:16:09,410
‫ببخشید

200
00:16:11,120 --> 00:16:12,250
‫سلام

201
00:16:14,120 --> 00:16:15,950
‫سلام

202
00:16:17,450 --> 00:16:19,200
‫معذرت می‌خوام

203
00:16:28,370 --> 00:16:30,080
‫تو توی دردسر نیوفتادی هنری

204
00:16:32,410 --> 00:16:34,830
‫پس چرا اینجام؟

205
00:16:34,910 --> 00:16:37,160
‫فقط دوست دارم بدونم چی گفته شد

206
00:16:37,250 --> 00:16:38,330
‫چی گفته شد؟

207
00:16:38,410 --> 00:16:41,700
‫فقط می‌خوام بدونم بین تو
‫و میگل آلوز چی گفته شد

208
00:16:43,160 --> 00:16:46,910
‫«من بهش گفتم «سلام

209
00:16:47,000 --> 00:16:49,200
‫میگل هیچی نگفت

210
00:16:49,290 --> 00:16:50,950
‫تو فقط بهش سلام کردی

211
00:16:51,830 --> 00:16:53,750
‫«خب، بعد از این که گفتم «ببخشید

212
00:16:53,830 --> 00:16:56,450
‫«تو به میگل گفتی «ببخشید

213
00:16:56,540 --> 00:16:59,290
‫- آره
‫- و واسه چی معذرت خواستی؟

214
00:17:03,620 --> 00:17:05,830
‫تصادفی بهش خوردم

215
00:17:05,910 --> 00:17:09,080
‫«واسه همین گفتم «ببخشید
‫یکی از پنج فضیلتِ اخلاقی بود

216
00:17:09,160 --> 00:17:11,000
‫،شخصیت، شجاعت، وجدان

217
00:17:11,080 --> 00:17:12,500
‫نیکوکاری و ادب

218
00:17:12,580 --> 00:17:14,830
‫«از روی ادب گفتم «ببخشید

219
00:17:34,160 --> 00:17:35,330
‫هان

220
00:17:38,830 --> 00:17:40,500
‫ممنون

221
00:17:43,080 --> 00:17:45,330
‫از الان پشیمون شدم

222
00:17:46,500 --> 00:17:47,910
‫،من، من، من

223
00:17:48,000 --> 00:17:52,870
‫من دوباره نقشِ واسطه برای آشتی دادنِ
‫شما رو بازی نمی‌کنم، می‌دونی

224
00:17:52,950 --> 00:17:54,330
‫این کارو نمی‌کنم

225
00:17:55,410 --> 00:17:57,620
‫تو هیچوقت ازش خوشت نمیومد

226
00:17:57,700 --> 00:17:59,250
‫نه

227
00:17:59,330 --> 00:18:00,790
‫نه، هرگز ازش خوشم نمیومد

228
00:18:03,410 --> 00:18:08,790
‫جاناتان همون لحظه که برای اولین بار چشمم
‫بهش افتاد به طرزِ عمیقی ناراحتم کرد

229
00:18:08,870 --> 00:18:12,120
‫ازت پرسیدم که از چیش خوشت میاد

230
00:18:12,200 --> 00:18:16,450
‫ازت پرسیدم واسه این انقدر
‫برات ایده‌آل به نظر میومد

231
00:18:16,540 --> 00:18:20,790
‫چون خودت بهش توضیح داده بودی
‫ایده‌آلِ مد نظرت دقیقاً چیه

232
00:18:20,870 --> 00:18:23,540
‫و فقط داشت چیزی رو پس می‌داد که می‌خواستی

233
00:18:31,200 --> 00:18:34,160
‫می‌دونم عصبانی هستی

234
00:18:34,250 --> 00:18:37,750
‫به شدت عصبانیم. به شدت
‫از دستِ خودم عصبانیم، گریس

235
00:18:38,830 --> 00:18:40,870
‫که مقاومت نکردم

236
00:18:41,750 --> 00:18:43,000
‫خدایا

237
00:18:47,370 --> 00:18:49,750
‫می‌خوان هنری رو از مدرسه اخراج کنن

238
00:18:50,540 --> 00:18:51,580
‫چی؟

239
00:18:53,750 --> 00:18:54,830
‫آره

240
00:18:54,910 --> 00:18:56,660
‫آره

241
00:18:56,750 --> 00:19:00,830
‫می‌خوان تا تموم شدنِ این ماجراها
‫تو خونه درس بخونه

242
00:19:00,910 --> 00:19:02,330
‫ببخشید

243
00:19:02,410 --> 00:19:04,950
‫پلیس‌ها برگشتن

244
00:19:07,250 --> 00:19:09,000
‫اصلاً دلمون نمی‌خواد انقدر مزاحم شیم

245
00:19:09,080 --> 00:19:11,040
‫ولی همچنان مزاحم میشید

246
00:19:11,120 --> 00:19:13,870
‫- قصد نداریم شما رو نصیحت کنیم دکتر، ولی...
‫- پس نکنید

247
00:19:13,950 --> 00:19:18,500
‫اما متوجه شدیم که اجازه دادید
‫شوهرتون برگردن خونه‌تون؟

248
00:19:18,580 --> 00:19:21,660
‫زندگیِ شخصی من هیچ ربطی به شما نداره

249
00:19:21,750 --> 00:19:23,250
‫چرا همچین فکری می‌کنید؟

250
00:19:23,330 --> 00:19:24,700
‫،زندگی شخصیِ شما

251
00:19:24,790 --> 00:19:26,620
‫،زندگیِ شخصی شوهرتون

252
00:19:26,700 --> 00:19:28,580
‫اخیراً کارِ اصلی ما شده

253
00:19:29,500 --> 00:19:31,040
‫چی می‌خواید؟

254
00:19:31,120 --> 00:19:34,040
‫- میشه یه لحظه بشینید؟
‫- نه. ترجیح میدم وایسم

255
00:19:34,120 --> 00:19:37,160
‫شما چقدر النا آلوز رو می‌شناختید؟

256
00:19:37,250 --> 00:19:40,580
‫- دوباره برگشتیم به این سؤال؟
‫- اون بهتون زنگ زده بود

257
00:19:40,660 --> 00:19:43,080
‫چندین و چند بار تو روزهای قبل از مرگش

258
00:19:43,160 --> 00:19:46,080
‫شماره موبایلِ شما تو گوشیش موجوده

259
00:19:48,620 --> 00:19:50,410
‫حرفی برای گفتن ندارید؟

260
00:19:54,500 --> 00:19:56,700
‫من هرگز با النا آلوز حرف نزدم

261
00:19:56,790 --> 00:19:58,250
‫نه با گوشیِ خودم

262
00:19:58,330 --> 00:20:00,330
‫نه با هیچ گوشیِ دیگه

263
00:20:00,410 --> 00:20:02,040
‫بله، درسته

264
00:20:02,120 --> 00:20:05,910
‫گوشیش نشون میده که هرگز
‫به تماس‌هاش جواب داده نشده

265
00:20:06,000 --> 00:20:07,450
‫چون شما هرگز گوشی رو برنداشتید

266
00:20:07,540 --> 00:20:08,910
‫چرا دارید من رو بازی می‌دید؟

267
00:20:09,000 --> 00:20:10,580
‫- می‌دونستید اونه؟
‫- نه

268
00:20:10,660 --> 00:20:13,450
‫چون وقتی شماره‌ای رو نشناسم جواب نمیدم

269
00:20:13,540 --> 00:20:16,620
‫و فرض می‌کنم بازاریابِ تلفنیه

270
00:20:16,700 --> 00:20:18,410
‫خیلی خب. باشه

271
00:20:18,500 --> 00:20:22,290
‫اگه فکر می‌کنید شاید من کسی بودم
‫که اون رو کشته، عالیه

272
00:20:22,370 --> 00:20:23,910
‫حتماً تو دادگاه شهادت بدید

273
00:20:24,000 --> 00:20:26,000
‫ما فقط سعی داریم کل اطلاعات
‫رو به دست بیاریم

274
00:20:26,080 --> 00:20:27,870
‫،از جمله اما نه محدود به

275
00:20:27,950 --> 00:20:30,290
‫- رابطه‌تون با قربانی
‫- من...

276
00:20:30,370 --> 00:20:32,370
‫- هیچ رابطه‌ای باهاش نداشتم
‫- اوهوم

277
00:20:32,450 --> 00:20:35,040
‫غیر از این که باهاش عضو یه کمیته بودم

278
00:20:35,120 --> 00:20:37,330
‫- و شبی که...
‫- عصر بخیر، خانم

279
00:20:37,410 --> 00:20:39,580
‫عصر بخیر، الن

280
00:20:39,660 --> 00:20:45,540
‫و شبی که کشته شد ناخواسته
‫تو نزدیکیِ آپارتمانش قدم می‌زدم

281
00:20:45,620 --> 00:20:47,540
‫می‌دونید که اون هنرمند بود دیگه، درسته؟

282
00:20:47,620 --> 00:20:49,660
‫مجسمه‌ساز و نقاش بود

283
00:20:51,000 --> 00:20:52,660
‫تو اخبار می‌گفتن

284
00:20:52,750 --> 00:20:55,830
‫- شما قبل از اون هرگز خبر نداشتید
‫- پس شما هرگز...

285
00:20:55,910 --> 00:20:57,950
‫سوژه‌ی نقاشیش نشدید؟...

286
00:20:58,040 --> 00:20:59,330
‫اوه، لعنت بهتون، چی؟!

287
00:20:59,410 --> 00:21:01,410
‫ما یه چیزی تو زیرزمینِ کارگاهش پیدا کردیم

288
00:21:03,790 --> 00:21:05,160
‫من نمی...

289
00:21:05,250 --> 00:21:07,200
‫یه نقاشیِ رنگ روغنه

290
00:21:15,000 --> 00:21:19,790
‫به نظر من که اون خیلی دقیق نقاشی‌تون کرده

291
00:21:19,870 --> 00:21:21,540
‫اینطور فکر نمی‌کنید؟

292
00:21:34,580 --> 00:21:35,790
‫تو خبر داشتی؟

293
00:21:35,870 --> 00:21:37,870
‫نه، نه، نه. روحمم خبر نداشت

294
00:21:37,950 --> 00:21:39,160
‫منظورت، یه نقاشیِ چهره‌ست؟

295
00:21:39,250 --> 00:21:41,620
‫- آره! یه نقاشیِ چهره
‫- خدای من

296
00:21:41,700 --> 00:21:44,250
‫و فوق‌العاده دقیق و پرجزئیات

297
00:21:45,870 --> 00:21:49,500
‫خب، می‌دونستم وسواس داره، ولی...

298
00:21:49,580 --> 00:21:51,910
‫نظرِ پلیس‌ها در موردش چیه؟

299
00:21:53,410 --> 00:21:54,620
‫نمی‌دونم

300
00:21:54,700 --> 00:21:56,540
‫یا این که نمیگن. اونا فقط...

301
00:21:56,620 --> 00:22:00,080
‫سؤالاتِ بیشتری می‌پرسن و
‫من جواب‌هاشون رو نمی‌دونم

302
00:22:02,410 --> 00:22:04,660
‫ما از پسش بر میایم

303
00:22:04,750 --> 00:22:06,290
‫یه جوری از پسش برمیایم

304
00:22:06,370 --> 00:22:08,620
‫- جاناتان، بس کن
‫- حتماً از پسش برمیایم، حتماً، حتماً

305
00:22:08,700 --> 00:22:10,950
‫ما تو این قضیه باهم نیستیم

306
00:22:11,040 --> 00:22:12,290
‫باهم نیستیم

307
00:22:12,370 --> 00:22:16,830
‫تو متهم به جرمی هستی که شاید
‫مرتکب شدی، شایدم مرتکب نشدی

308
00:22:16,910 --> 00:22:18,540
‫و من نقشِ خودم رو بازی می‌کنم

309
00:22:18,620 --> 00:22:20,790
‫نقشِ همسری که بهم داده شده

310
00:22:22,120 --> 00:22:23,580
‫و همین

311
00:22:29,330 --> 00:22:32,870
‫خب پس، دعا می‌کنم که بتونم راهی
‫برای برگشتن کنارت پیدا کنم

312
00:22:32,950 --> 00:22:35,700
‫می‌دونی، رابطه‌ای که من و تو داشتیم...

313
00:22:35,790 --> 00:22:37,870
‫بزرگ‌تر از اونه که به این راحتی نابودش کنیم

314
00:22:37,950 --> 00:22:41,080
‫- من نمی...
‫- ولی تو موفق شدی نابودش کنی، مگه نه؟

315
00:22:52,830 --> 00:22:54,910
‫،هر احساسی که برات دارم

316
00:22:55,000 --> 00:22:57,040
‫مهم نیست، چون عقلم

317
00:22:57,120 --> 00:22:58,830
‫قوی‌تر از احساسمه

318
00:23:00,120 --> 00:23:01,580
‫تو این رو در مورد من می‌دونی

319
00:23:01,660 --> 00:23:04,290
‫و با این که شاید قاتل نباشی، ولی...

320
00:23:06,160 --> 00:23:07,870
‫شوهرِ من نیستی

321
00:23:09,040 --> 00:23:10,870
‫هرگز شوهرِ من نمیشی

322
00:23:14,750 --> 00:23:15,910
‫زود باش

323
00:23:16,000 --> 00:23:17,250
‫بیا اینجا

324
00:23:17,330 --> 00:23:18,910
‫بیا بغلم. بیا اینجا

325
00:23:19,000 --> 00:23:20,450
‫بیا بغلم

326
00:23:20,540 --> 00:23:23,330
‫منم. منم. منم

327
00:23:23,410 --> 00:23:25,700
‫- منم. منم
‫- آخه چرا...

328
00:23:28,290 --> 00:23:29,540
‫نمی‌تونم

329
00:23:29,620 --> 00:23:32,410
‫- من
‫- بس کن. تو رو خدا بس کن

330
00:23:32,500 --> 00:23:36,450
‫بس کن. فقط تمومش کن
‫همین الان تمومش کن.

331
00:23:36,540 --> 00:23:38,700
‫نه. نه

332
00:23:41,160 --> 00:23:42,660
‫نه

333
00:23:43,790 --> 00:23:45,040
‫یالا

334
00:23:51,200 --> 00:23:55,370
‫همونطور که یادتونه وثیقه برای آزادی
‫،ده میلیون ضمانت و دو میلیون نقد بود

335
00:23:55,450 --> 00:23:58,290
‫رقمی که از قرار معلوم
‫دکتر فریزر پرداخت کرده

336
00:23:58,370 --> 00:23:59,950
‫این برتریِ سفیدپوست‌هاست

337
00:24:00,040 --> 00:24:04,040
‫فکر می‌کنید اگه کارِ شوهره یا هر مرد سیاه
‫دیگه بود براش قرار وثیقه صادر می‌شد؟

338
00:24:04,120 --> 00:24:06,700
‫این یه قتلِ وحشیانه بود

339
00:24:06,790 --> 00:24:09,040
‫سرِ زنه لِه و لورده شده بود

340
00:24:09,120 --> 00:24:11,290
‫اون تهدیدی برای جامعه نیست؟

341
00:24:11,370 --> 00:24:12,750
‫این خیلی وقیحانه‌ست

342
00:24:23,620 --> 00:24:24,910
‫فرانکلین

343
00:24:25,000 --> 00:24:26,870
‫سلام عزیزم

344
00:24:26,950 --> 00:24:28,120
‫- سلام
‫- سلام

345
00:24:29,120 --> 00:24:30,500
‫- سلام. بیا سلام کن
‫- سلام

346
00:24:30,580 --> 00:24:32,160
‫- سلام. حالت چطوره؟
‫- بدو برو

347
00:24:32,250 --> 00:24:33,266
‫- خوبه
‫- بهشون بگو معذرت می‌خوام

348
00:24:33,290 --> 00:24:34,806
‫- به خانم هتسی بگو تقصیرِ منه
‫- خدافظ

349
00:24:34,830 --> 00:24:36,290
‫،من هزار بار به گریس گفتم

350
00:24:36,370 --> 00:24:38,830
‫ولی اگه کاری از من برمیاد در خدمتم

351
00:24:38,910 --> 00:24:42,450
‫تو خیلی خیلی مهربونی و گریس
‫این رو می‌دونه. منم می‌دونم

352
00:24:42,540 --> 00:24:43,830
‫حالش چطوره؟

353
00:24:43,910 --> 00:24:47,750
‫- فقط...
‫- اون خیلی خونسرده. واقعاً حالش چطوره؟

354
00:24:49,500 --> 00:24:50,790
‫واقعاً؟

355
00:24:52,250 --> 00:24:55,450
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم تا الان
‫تونسته باشم بفهمم یا نه

356
00:24:55,540 --> 00:24:59,250
‫گریسـه و همون رفتارهای همیشگیش دیگه

357
00:24:59,330 --> 00:25:01,410
‫طرفی که باهاش قرار دارم پیداش شد

358
00:25:03,450 --> 00:25:04,950
‫خوش بگذره

359
00:25:05,040 --> 00:25:06,620
‫قصد دارم خوش بگذرونم

360
00:25:08,750 --> 00:25:10,370
‫اون هیچ کارِ اشتباهی نکرده

361
00:25:10,450 --> 00:25:11,790
‫پس چرا باید تو خونه درس بخونه؟

362
00:25:11,870 --> 00:25:13,870
‫خب، فقط حس می‌کنیم به نفع

363
00:25:13,950 --> 00:25:17,540
‫- همه‌ست که هنری فعلاً به طور موقت...
‫- چرا؟

364
00:25:17,620 --> 00:25:19,540
‫،با نزدیک شدنِ محاکمه

365
00:25:19,620 --> 00:25:22,120
‫این حواس‌پرتی به نفع هیچکس نیست

366
00:25:22,200 --> 00:25:23,750
‫به دخترم گفتید

367
00:25:23,830 --> 00:25:26,290
‫که ریردن پشتِ هنری رو خالی نمی‌کنه

368
00:25:26,370 --> 00:25:30,040
‫- که جامعه‌ی مدرسه محکم ازش حمایت می‌کنه
‫- بله، اما...

369
00:25:30,120 --> 00:25:32,580
‫زندگیِ هنری از هم پاشیده

370
00:25:32,660 --> 00:25:38,000
‫،اگه یه بار نیاز بود یه مدرسه‌ی گرون‌قیمت
‫متکبر و احمقانه پا پیش بذاره...

371
00:25:38,080 --> 00:25:40,790
‫این نظرِ هیئت امنای مدرسه‌ست

372
00:25:40,870 --> 00:25:46,500
‫اونا حس می‌کنن باید بین ریردن
‫و این زشتی‌ها فاصله ایجاد کنیم

373
00:25:46,580 --> 00:25:51,910
‫من نمی‌تونم به بهای لطمه زدن به اعتبار
‫مدرسه نیازهای نوه‌تون رو برطرف کنم

374
00:25:52,000 --> 00:25:53,160
‫خب، من می‌تونم

375
00:25:53,250 --> 00:25:56,620
‫من پولِ زیادی به این مدرسه دادم، آقای کاناور

376
00:25:56,700 --> 00:26:00,660
‫و همیشه باعثِ افتخارم بوده
‫که تونستم چنین کاری بکنم

377
00:26:01,830 --> 00:26:03,700
‫ولی اشتباه نکنید

378
00:26:05,120 --> 00:26:06,660
‫من آدمِ بدقلقی هستم
‫<font color="#ffff۰۰">(کیرخورم)</font>

379
00:26:06,750 --> 00:26:13,290
‫و منظورم از کیرخور اصطلاحی نیست که
‫برای تحقیرِ همجنس‌بازها به کار می‌برن

380
00:26:14,370 --> 00:26:15,750
‫نه

381
00:26:15,830 --> 00:26:19,040
‫من یه آدم رذل و بی‌رحمم

382
00:26:19,120 --> 00:26:21,540
‫از اونایی که هفت خطِ روزگارن

383
00:26:21,620 --> 00:26:27,410
‫از اونام که حقِ هرکسی که به خودم
‫یا عزیزم صدمه بزنه رو می‌ذارم کفِ دستش

384
00:26:29,040 --> 00:26:32,540
‫تو از زشتی حرف می‌زنی، آقای کاناور

385
00:26:34,250 --> 00:26:39,160
‫تو هنوز نمی‌دونی زشتی یعنی چی

386
00:27:17,660 --> 00:27:18,910
‫تو رو خدا

387
00:30:07,080 --> 00:30:09,660
‫- سلام
‫- سلام عزیزم. سلام

388
00:30:09,750 --> 00:30:11,910
‫- چیزی نیست
‫- خوبی؟

389
00:30:12,000 --> 00:30:14,450
‫خوبم. قول میدم

390
00:30:16,580 --> 00:30:19,330
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- نمی‌دونم

391
00:30:19,410 --> 00:30:22,040
‫،من داشتم تو پارک قدم می‌زدم

392
00:30:22,120 --> 00:30:24,080
‫و سرم گیج رفت و بعدش...

393
00:30:25,700 --> 00:30:27,620
‫فکر کنم فقط از حال رفتم

394
00:30:37,500 --> 00:30:39,370
‫هی. سلام

395
00:30:41,120 --> 00:30:42,950
‫جاناتان

396
00:30:43,040 --> 00:30:45,660
‫خوبی؟

397
00:30:45,750 --> 00:30:49,120
‫،خوبم. احتمالاً یه حمله‌ی پانیک کوچیک بود

398
00:30:49,200 --> 00:30:52,250
‫و بعدش... استرس

399
00:30:53,790 --> 00:30:55,000
‫آره

400
00:30:57,000 --> 00:30:59,000
‫- هی، رفیق. سلام
‫- سلام

401
00:30:59,080 --> 00:31:01,290
‫- حالت چطوره؟ خوبی؟
‫- آره

402
00:31:06,950 --> 00:31:09,290
‫خب دکترها چی میگن؟

403
00:31:09,370 --> 00:31:12,830
‫،فقط میگن که به خاطرِ استرس بوده

404
00:31:12,910 --> 00:31:15,870
‫و این که مرخص میشم، پس...

405
00:31:15,950 --> 00:31:17,550
‫- خیلی خب. پس، چشمات رو باز کن
‫- جاناتان...

406
00:31:17,620 --> 00:31:20,120
‫- لطفاً نکن
‫- چشمات رو باز کن. خواهش می‌کنم

407
00:31:21,330 --> 00:31:22,790
‫جاناتان، بیخیال

408
00:31:22,870 --> 00:31:26,450
‫- لطفاً این کارو نکن
‫- و باز کن، باز کن، باز کن، خواهش می‌کنم

409
00:31:29,000 --> 00:31:31,330
‫می‌تونی انگشتم رو دنبال کنی؟

410
00:31:33,120 --> 00:31:36,080
‫- و انگشتم رو لمس کن. یالا.
‫- اوه، بیخیال. واقعاً؟

411
00:31:36,160 --> 00:31:37,620
‫زود باش

412
00:31:39,700 --> 00:31:41,830
‫آره. و حالا بینی‌ات رو لمس کن

413
00:31:42,500 --> 00:31:44,580
‫و حالا انگشتم

414
00:31:44,660 --> 00:31:47,450
‫و حالا بینی‌ات. فکر کنم خوبی

415
00:31:49,750 --> 00:31:51,450
‫فکر کنم خوبی

416
00:31:54,160 --> 00:31:57,290
‫آره. کِی می‌تونم مرخص شم؟

417
00:32:04,540 --> 00:32:07,120
‫خدای من. خب چی بود؟

418
00:32:07,200 --> 00:32:09,250
‫نمی‌دونم. میگن

419
00:32:09,330 --> 00:32:11,540
‫میگن فقط یه حمله‌ی استرسی بوده

420
00:32:11,620 --> 00:32:13,620
‫استرس

421
00:32:13,700 --> 00:32:15,290
‫آخه چرا باید استرس داشته باشی؟

422
00:32:15,370 --> 00:32:17,000
‫تو زندگیت خبریه؟

423
00:32:17,080 --> 00:32:18,790
‫خیلی بامزه‌ای

424
00:32:18,870 --> 00:32:22,160
‫چرا این هفته یه شب نمیای خونه‌مون
‫،و می‌تونیم یه

425
00:32:22,250 --> 00:32:25,120
‫نمی‌دونم، مست و پاتیل کنار هم بخوابیم

426
00:32:27,700 --> 00:32:29,330
‫آره، به نظر باحال میاد

427
00:32:29,410 --> 00:32:31,040
‫خوبی؟

428
00:32:32,040 --> 00:32:33,660
‫واقعاً خوبی؟

429
00:32:33,750 --> 00:32:36,330
‫اوهوم. خوبم، قول میدم

430
00:32:37,950 --> 00:32:39,700
‫بهت فکر می‌کنم

431
00:32:40,540 --> 00:32:42,040
‫خیلی خب. خدافظ

432
00:33:14,660 --> 00:33:17,830
‫می‌تونم بیام تو؟

433
00:33:17,910 --> 00:33:19,750
‫بله، حتماً

434
00:33:24,410 --> 00:33:26,870
‫ویولن سازِ شگفت انگیزیه

435
00:33:26,950 --> 00:33:29,910
‫آره. دوستش دارم

436
00:33:31,040 --> 00:33:36,080
‫بیشترِ بچه‌های ریردن می‌خوان
‫درام و بیس و گیتار بزنن و...

437
00:33:36,160 --> 00:33:38,200
‫من ویولن رو دوست دارم

438
00:33:38,290 --> 00:33:40,120
‫چون فرق می‌کنه

439
00:33:40,750 --> 00:33:42,410
‫اوهوم

440
00:33:44,830 --> 00:33:47,910
‫شنیدم یه درسِ حسابی به کاناور دادی

441
00:33:52,410 --> 00:33:54,000
‫اون پخمه‌ست

442
00:34:41,450 --> 00:34:43,000
‫خب، سلام

443
00:34:45,580 --> 00:34:48,160
‫می‌تونم بیام تو، خواهش می‌کنم؟

444
00:34:51,250 --> 00:34:52,410
‫خواهش می‌کنم

445
00:34:57,620 --> 00:34:58,870
‫ممنون

446
00:35:04,200 --> 00:35:06,120
‫میگل. سلام

447
00:35:06,200 --> 00:35:08,120
‫سلام

448
00:35:08,200 --> 00:35:10,200
‫اوه، به نظر خوب میای دوستِ من. آره؟

449
00:35:11,160 --> 00:35:12,660
‫دست از سرش بردار

450
00:35:12,750 --> 00:35:14,410
‫اون بیمارِ منه، فرناندو

451
00:35:14,500 --> 00:35:15,790
‫دست‌هات رو بهش نزن

452
00:35:15,870 --> 00:35:17,870
‫به نظر قوی میای. عالیه

453
00:35:18,830 --> 00:35:20,790
‫به خاطرِ اتفاقی که واسه مامانت افتاد متأسفم

454
00:35:20,870 --> 00:35:23,290
‫- باهاش حرف نزن
‫- ،می‌خوام بدونی

455
00:35:23,370 --> 00:35:27,080
‫که اتفاقی که برای مامانت افتاد، میگل...

456
00:35:27,160 --> 00:35:30,370
‫- کارِ من نبود
‫- خیلی خب. کافیه دیگه. یالا

457
00:35:30,450 --> 00:35:32,476
‫- برو تو اتاقت، میگل
‫- نه، باید این رو بدونه

458
00:35:32,500 --> 00:35:34,250
‫برو تو اتاقت. برو تو اتاقت. یالا

459
00:35:34,330 --> 00:35:37,290
‫- برو تو اتاقت
‫- اون باید این رو بدونه و تو هم باید بدونی

460
00:35:37,370 --> 00:35:39,370
‫من خطوط قرمزی رو رد کردم

461
00:35:40,250 --> 00:35:42,040
‫ولی جونِ النا رو نگرفتم

462
00:35:42,120 --> 00:35:44,120
‫همین الان از خونه‌ی من برو بیرون

463
00:35:44,200 --> 00:35:46,750
‫کارِ من نبود، فرناندو. کارِ من نبود

464
00:35:48,250 --> 00:35:49,910
‫برو تو اتاقت، میگل

465
00:35:50,790 --> 00:35:52,120
‫حالا

466
00:35:54,080 --> 00:35:55,330
‫هدفونت رو بذار رو گوشت، باشه؟

467
00:35:55,410 --> 00:35:57,250
‫هدفونت رو بذار رو گوشت و صداش رو بلند کن

468
00:35:57,330 --> 00:35:59,910
‫فرناندو، من...

469
00:36:00,000 --> 00:36:01,266
‫،نمی‌خوام بی‌ملاحظه به نظر بیام

470
00:36:01,290 --> 00:36:05,200
‫ولی درموندگی همیشه یه جوری
‫نزاکت رو تحت‌الشعاع قرار میده

471
00:36:05,290 --> 00:36:08,290
‫النا یه رفتارهایی داشت که به نظر...

472
00:36:08,370 --> 00:36:10,290
‫نمی‌دونم. به نظر غیرعادی میومد

473
00:36:10,370 --> 00:36:13,870
‫- باید بفهمم دقیقاً...
‫- نقشه‌ات اینه؟

474
00:36:13,950 --> 00:36:16,200
‫نقشه‌ی لعنتیت اینه؟

475
00:36:16,290 --> 00:36:17,790
‫که کاری کنی اون غیرعادی جلوه کنه؟

476
00:36:17,870 --> 00:36:20,580
‫،من سوگواریت رو درک می‌کنم
‫چون منم سوگوارِ مرگِ النام.

477
00:36:20,660 --> 00:36:23,950
‫و می‌خوام هرکسی که این کارو کرده گیر بیوفته

478
00:36:24,040 --> 00:36:25,950
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

479
00:36:26,040 --> 00:36:28,370
‫خب، باید حرفم رو باور کنی

480
00:36:28,450 --> 00:36:30,040
‫و حداقل این رو باور کن

481
00:36:30,120 --> 00:36:31,830
‫باید از زنم فاصله بگیری

482
00:36:33,620 --> 00:36:35,580
‫همونطور که تو از زنِ من فاصله گرفتی؟

483
00:36:35,660 --> 00:36:37,000
‫هان؟

484
00:36:43,660 --> 00:36:45,500
‫باید بهش شیر بدم

485
00:37:15,750 --> 00:37:17,200
‫دلت می‌خواد بهش شیر بدی؟

486
00:37:19,910 --> 00:37:23,370
‫دخترته. دلت می‌خواد بهش شیر بدی؟

487
00:37:26,330 --> 00:37:29,080
‫بیا. بیا، بیا، بیا

488
00:37:29,160 --> 00:37:31,080
‫بیا، عزیزم

489
00:37:31,160 --> 00:37:32,540
‫بابایی اومده خونه

490
00:37:53,540 --> 00:37:55,660
‫قبلاً اون رو دیدی؟

491
00:37:55,750 --> 00:37:57,120
‫دیدمش، اره

492
00:37:57,200 --> 00:37:59,830
‫قبلاً بغلش کردی؟

493
00:38:02,410 --> 00:38:03,580
‫آره

494
00:38:06,040 --> 00:38:07,870
‫چه دختر کوچولوی خوشگلی

495
00:38:07,950 --> 00:38:11,040
‫آره. خیلی خوشگله

496
00:38:11,750 --> 00:38:13,410
‫خیلی خوشگله

497
00:38:13,500 --> 00:38:16,330
‫بیا اینجا. ببینمت. بذار ببینمت

498
00:38:16,410 --> 00:38:17,830
‫آره

499
00:38:17,910 --> 00:38:19,910
‫- دوست داشتنش سخته
‫- آره

500
00:38:22,580 --> 00:38:26,160
‫من خیلی سعی کردم و...

501
00:38:26,250 --> 00:38:28,450
‫و به سعی کردن ادامه میدم

502
00:38:31,700 --> 00:38:33,910
‫ولی سخته وقتی می‌دونم چطوری...

503
00:38:34,000 --> 00:38:35,580
‫می‌تونم ببرمش پیش خودم

504
00:38:36,700 --> 00:38:38,250
‫این رو ترجیح میدی؟

505
00:38:43,080 --> 00:38:45,000
‫تو عقلت رو از دست دادی لعنتی؟

506
00:38:45,080 --> 00:38:46,750
‫باید بهش هشدار می‌دادم نزدیکِ گریس نشه

507
00:38:46,830 --> 00:38:49,540
‫- و فکر کردم اگه ازش خواهش کنم...
‫- چیکار می‌کنه؟

508
00:38:49,620 --> 00:38:51,500
‫حرفت رو باور می‌کنه؟
‫تو رو می‌بخشه؟

509
00:38:51,580 --> 00:38:54,750
‫تو الان مرتکبِ تطمیع شاهد شدی

510
00:38:54,830 --> 00:38:57,200
‫یکی از شرایط آزادیت به قید
‫وثیقه اینه که فاصله بگیری...

511
00:38:57,290 --> 00:38:59,450
‫- من سعی نکردم تحتِ تأثیر قرارش بدم
‫- مهم نیست

512
00:38:59,540 --> 00:39:03,330
‫تو واقعاً فکر کردی که شاید
‫بتونی نظرِ مردی رو جلب کنی

513
00:39:03,410 --> 00:39:06,410
‫که متهم به قتلِ وحشینانه‌ی زنشی

514
00:39:06,500 --> 00:39:11,370
‫- فکر کردی چقدر جذبه داری لعنتی؟
‫- من زیانی نمی‌دیدم. واقعاً نمی‌دیدم

515
00:39:11,450 --> 00:39:12,660
‫نمی‌دیدم

516
00:39:14,700 --> 00:39:16,500
‫تا حالا شده ضررِ کاری رو ببینی؟

517
00:39:17,870 --> 00:39:20,160
‫باشه، معذرت می‌خوام. بعدش چی؟

518
00:39:22,830 --> 00:39:25,910
‫تو واقعاً فکر می‌کردی که می‌تونی
‫نظرش رو عوض کنی، مگه نه؟

519
00:39:29,160 --> 00:39:31,660
‫خدای من. معلومه

520
00:39:31,750 --> 00:39:35,000
‫- چیه؟
‫- آخه چرا حرفت رو باور نکنه؟

521
00:39:35,080 --> 00:39:38,250
‫تو مسحورش کردی

522
00:39:38,330 --> 00:39:41,040
‫تو این کارو با هرکسی که تو عمرت دیدی کردی

523
00:39:42,330 --> 00:39:44,200
‫با همچین قیافه‌ای

524
00:39:45,660 --> 00:39:48,250
‫من یه موکلِ خوش‌قیافه و پُرجذبه دارم

525
00:39:48,330 --> 00:39:50,830
‫که توانایی سحر و جادو داره

526
00:39:54,580 --> 00:39:57,370
‫ما این پرونده رو می‌بریم

527
00:39:57,450 --> 00:40:00,910
‫ما کاری می‌کنیم هیئت‌منصفه
‫چیزی رو درونت ببینن

528
00:40:01,000 --> 00:40:04,000
‫که خودت تو خودت می‌بینی

529
00:40:06,870 --> 00:40:08,830
‫چیزی که من درونت می‌بینم

530
00:40:17,750 --> 00:40:19,000
‫عجب

531
00:40:21,370 --> 00:40:23,750
‫چطور بودم؟ قبول شدم؟

532
00:40:25,580 --> 00:40:27,290
‫به زور

533
00:40:27,370 --> 00:40:28,580
‫خب برنامه چیه؟

534
00:40:28,660 --> 00:40:30,260
‫قراره اینجا باهم بازی کنیم، هیلی

535
00:40:30,290 --> 00:40:33,450
‫یا شاید یه استراتژیِ حقوقی
‫برای دفاع ازم داری؟

536
00:40:33,540 --> 00:40:34,830
‫من دادستانِ بخش رو دیدم

537
00:40:34,910 --> 00:40:36,290
‫اونا مدارکِ محکمی دارن

538
00:40:36,370 --> 00:40:39,620
‫کل صحنه‌ی جرم پره از دی‌ان‌ایِ تو

539
00:40:39,700 --> 00:40:42,250
‫با این حال مدارکشون فرعیه

540
00:40:42,330 --> 00:40:44,926
‫،اون قتلِ احساسی رو پیشنهاد نکرده
‫ولی فکر کنم بتونم قانعش کنم.

541
00:40:44,950 --> 00:40:47,450
‫،اگه منظورت اینه که به قتل اعتراف کنم
‫جوابم نه‌ست!

542
00:40:47,540 --> 00:40:49,500
‫قتلِ عمد هم خودش بُرد به حساب میاد

543
00:40:49,580 --> 00:40:51,200
‫آره. برای کسی که انجامش داده

544
00:40:52,330 --> 00:40:54,976
‫،اگه به قتل درجه ۱ یا ۲ محکوم شی
‫ممکنه تا آخرِ عمر رو بیوفتی زندان.

545
00:40:55,000 --> 00:40:57,700
‫من به قتل اعتراف نمی‌کنم.
‫روشنه؟

546
00:40:58,540 --> 00:41:00,160
‫من بیگناهم

547
00:41:00,250 --> 00:41:02,000
‫من اون رو نکشتم

548
00:41:05,370 --> 00:41:07,330
‫سلام، خیلی ممنون

549
00:41:07,410 --> 00:41:09,691
‫- چیزِ دیگه میل ندارید؟
‫- نه، عالیه. ممنون

550
00:41:09,750 --> 00:41:11,250
‫مرسی

551
00:41:26,540 --> 00:41:28,450
‫یه مصاحبه‌ی تلویزیونی انجام می‌دیم

552
00:41:29,660 --> 00:41:31,330
‫خوشت بیاد یا نه...

553
00:41:31,410 --> 00:41:36,330
‫دادگاه این پرونده به شکل علنی از
‫تلویزیون پخش میشه، که همه ببینن

554
00:41:36,410 --> 00:41:38,910
‫از جمله اعضای احتمالیِ هیئت‌منصفه

555
00:41:39,000 --> 00:41:41,250
‫باید اونا رو تحت تأثیر بذاریم

556
00:41:41,330 --> 00:41:44,080
‫تو می‌خوای من... برم جلوی دوربینِ تلویزیون؟

557
00:41:44,160 --> 00:41:45,700
‫منم کنارت می‌شینم

558
00:41:45,790 --> 00:41:49,910
‫می‌تونه مستقیم‌ترین مسیر به
‫یه ذهنِ باز باشه. بذار مردم...

559
00:41:50,000 --> 00:41:53,250
‫بذار مردم ببیننت. حرف‌هات رو بشنون

560
00:41:53,330 --> 00:41:56,000
‫بدونِ این که کسی ذهنیتشون رو تغییر بده

561
00:42:02,950 --> 00:42:06,410
‫من هرگز آرزوی یه زندگیِ
‫عالی رو نداشتم، می‌دونی

562
00:42:07,290 --> 00:42:09,540
‫فقط می‌خواستم خوشحال باشم

563
00:42:09,620 --> 00:42:12,370
‫،ایده‌ای از یه خانواده‌ی خوب داشتم

564
00:42:12,450 --> 00:42:14,370
‫که از تو و مامان الگو گرفته بودم

565
00:42:14,450 --> 00:42:17,290
‫- اون واقعاً تنها چیزی بود که می‌خواستم
‫- گریس

566
00:42:19,700 --> 00:42:22,000
‫مادرت و من هرگز خوشحال نبودیم

567
00:42:23,410 --> 00:42:24,790
‫چی؟

568
00:42:27,700 --> 00:42:30,000
‫من بهش خیانت می‌کردم

569
00:42:31,250 --> 00:42:32,950
‫همیشه

570
00:42:40,870 --> 00:42:42,060
‫نه، نمی‌کردی

571
00:42:42,084 --> 00:42:47,500
‫فکر کنم احتمالاً منشاء نفرتم
‫از جاناتان همین بود

572
00:42:49,370 --> 00:42:51,450
‫اون من رو یادِ خودم مینداخت

573
00:42:52,870 --> 00:42:57,700
‫من اون «شوهرِ خوبی» که فکر می‌کنی نبودم

574
00:42:59,830 --> 00:43:02,620
‫بودی. بودی!

575
00:43:02,700 --> 00:43:06,500
‫تو شوهرِ خوبی بودی، بابا.
‫من یادمه. تو...

576
00:43:06,580 --> 00:43:09,200
‫تو عاشقش بودی. تو بهش متعهد بودی

577
00:43:09,290 --> 00:43:11,500
‫تو براش نامه می‌نوشتی.
‫براش هدیه می‌خریدی.

578
00:43:11,580 --> 00:43:14,200
‫جواهرات به پاش می‌ریختی...

579
00:43:14,290 --> 00:43:15,870
‫تو، تو...

580
00:43:15,950 --> 00:43:17,950
‫بابا، تو عاشقش بودی

581
00:43:18,040 --> 00:43:20,540
‫من می‌دیدمش. یادمه. من...

582
00:43:23,080 --> 00:43:24,370
‫آره

583
00:43:25,250 --> 00:43:26,500
‫درسته

584
00:43:27,950 --> 00:43:29,950
‫،ولی من بهش خیانت می‌کردم

585
00:43:30,040 --> 00:43:34,080
‫دوباره و دوباره و دوباره و دوباره

586
00:43:35,080 --> 00:43:36,450
‫نه

587
00:43:36,540 --> 00:43:38,540
‫- ،و هر بار
‫- تو...

588
00:43:38,620 --> 00:43:41,620
‫به این نتیجه می‌رسیدم

589
00:43:41,700 --> 00:43:44,330
‫،که دلم نمی‌خواست اینجوری زندگی کنم

590
00:43:44,410 --> 00:43:47,790
‫و دوباره سر به راه می‌شدم

591
00:43:47,870 --> 00:43:53,160
‫مصمم به جبرانِ گذشته، پیشِ مادرت
‫به خیانتم اعتراف می‌کردم.

592
00:43:53,250 --> 00:43:54,870
‫معذرت خواهی می‌کردم

593
00:43:54,950 --> 00:43:58,080
‫بهش جواهرات هدیه می‌دادم.
‫فکر کنم هیچکدوم رو استفاده نمی‌کرد.

594
00:44:00,040 --> 00:44:02,620
‫مطمئنم براش مثلِ سَم بود

595
00:44:04,870 --> 00:44:08,330
‫و هدیه‌ها کفّاره‌ی خیانتم بودن

596
00:44:08,410 --> 00:44:10,950
‫که برای جبران بهش می‌دادم

597
00:44:11,040 --> 00:44:14,500
‫مطمئنم این چیزی نیست
‫،که می‌خواستی الان بشنوی

598
00:44:14,580 --> 00:44:19,330
‫ولی فکر کردن به این‌که تصورت
‫از یه زندگیِ مشترکِ ایده‌آل

599
00:44:19,410 --> 00:44:22,200
‫بر اساسِ رابطه‌ی بین من
‫و مادرت شکل گرفته بود؟

600
00:44:26,830 --> 00:44:29,790
‫تو همیشه دوست داشتی
‫بری دنبالِ چیزهای خیالی

601
00:44:29,870 --> 00:44:31,700
‫،به چیزهایی باور داشته باشی که نباید

602
00:44:31,790 --> 00:44:35,200
‫و از این می‌ترسم که یه راهی پیدا می‌کنی

603
00:44:35,290 --> 00:44:37,450
‫که دوباره جاناتان رو باور کنی

604
00:44:42,580 --> 00:44:45,450
‫دقیقاً فکر می‌کنی من چقدر ضعیفم؟

605
00:45:08,040 --> 00:45:12,120
‫خیلی خب، با شماره‌ی سه، دو، یک.
‫و شروع کن کانی.

606
00:45:12,200 --> 00:45:14,620
‫،اکنون دکتر فریزر در کنارِ ما هستن

607
00:45:14,700 --> 00:45:16,750
‫به همراه ویکلشون هیلی فیتزجرالد

608
00:45:16,830 --> 00:45:20,500
‫- خوش اومدید. ممنون که کنارِ ما هستید
‫- ممنون که دعوتمون کردید

609
00:45:20,580 --> 00:45:23,330
‫می‌دونید، این مصاحبه کمی غیرعادیه

610
00:45:23,410 --> 00:45:27,910
‫این که اجازه دادید موکل‌تون تو یه
‫برنامه‌ی تلویزیونی حضور پیدا کنه

611
00:45:28,000 --> 00:45:30,830
‫خب، راستش موکلِ من قبلاً جلوی دوربین بوده

612
00:45:30,910 --> 00:45:33,620
‫و تصویری تحریف شده از ایشون منتشر شده.
‫،من فکر کردم

613
00:45:33,700 --> 00:45:35,500
‫بهتره بذاریم مردم خودشون ببینن

614
00:45:35,580 --> 00:45:38,660
‫شما می‌خواید مردم چی ببینن؟

615
00:45:42,080 --> 00:45:44,500
‫گمونم جوابِ سؤال شما...

616
00:45:44,580 --> 00:45:46,040
‫حقیقته

617
00:45:47,620 --> 00:45:50,120
‫که باید بگم من خطاهایی دارم

618
00:45:51,120 --> 00:45:54,790
‫من خودم رو آدمِ...

619
00:45:54,870 --> 00:45:57,830
‫شرافتمندی نشون نمیدم، چون نیستم.
‫من خیانت کردم

620
00:45:57,910 --> 00:46:00,080
‫به همسری که دوستش دارم

621
00:46:00,160 --> 00:46:02,120
‫احساساتِ همسر و پسرم رو جریحه‌دار کردم

622
00:46:02,200 --> 00:46:04,830
‫هردوی اینا غیر قابل بخشش هستن

623
00:46:04,910 --> 00:46:07,790
‫پس شما اعتراف می‌کنید که خیانتکارید

624
00:46:07,870 --> 00:46:11,040
‫اما آیا قاتل هم هستید؟
‫شما النا رو کشتید؟

625
00:46:11,120 --> 00:46:12,870
‫من تو قتلش دست نداشتم

626
00:46:12,950 --> 00:46:15,160
‫خب، بذارید نسخه‌ی شما از رویدادها رو بشنویم

627
00:46:15,250 --> 00:46:17,250
‫می‌گید که ناگهان رفتید سراغش

628
00:46:17,330 --> 00:46:21,370
‫و جنازه‌اش رو پیدا کردید.
‫ولی چرا فرار کردید؟

629
00:46:22,250 --> 00:46:24,330
‫،چون شوکه شده بودم

630
00:46:24,410 --> 00:46:26,056
‫و منظورم از نظرِ پزشکیه

631
00:46:26,080 --> 00:46:27,870
‫خب، این باعثِ خاموشی ادراک میشه

632
00:46:27,950 --> 00:46:29,750
‫نوع شدیدی از سراسیمگیـه

633
00:46:29,830 --> 00:46:31,660
‫آدم‌های بیگناه فرار نمی‌کنن

634
00:46:31,750 --> 00:46:35,250
‫خب، من اصلاً احساسِ بیگناهی نمی‌کردم

635
00:46:36,580 --> 00:46:39,330
‫،من مرتکبِ خیانت شده بودم

636
00:46:39,410 --> 00:46:44,080
‫و کاملاً مطمئن بودم که...

637
00:46:47,330 --> 00:46:48,750
‫بگو

638
00:46:51,290 --> 00:46:53,870
‫که علتِ مرگش من بودم

639
00:46:53,950 --> 00:46:57,040
‫که به این معنی نیست که
‫اون به دستِ من کشته شد

640
00:46:57,120 --> 00:46:58,830
‫،ولی احساس می‌کردم ممکنه
‫،حتی محتمله

641
00:46:58,910 --> 00:47:03,540
‫که یه نفر دیگه از روی حسادت یا خشم...

642
00:47:04,870 --> 00:47:07,370
‫من...

643
00:47:07,450 --> 00:47:10,120
‫باهاش عشق‌بازی کرده بودم

644
00:47:10,200 --> 00:47:12,660
‫ممکنه همین باعثِ تحریک قاتل شده باشه

645
00:47:12,750 --> 00:47:14,870
‫شاید اون دیده...

646
00:47:14,950 --> 00:47:19,040
‫می‌دونیم که اون مدتِ کوتاهی
‫بعد از رفتنِ من کشته شده

647
00:47:19,120 --> 00:47:22,330
‫ولی پلیس‌ها میگن که مدارک

648
00:47:22,410 --> 00:47:24,540
‫تنها و صراحتاً به شما اشاره دارن

649
00:47:24,620 --> 00:47:26,886
‫- پس فکر می‌کنم که پلیس‌ها...
‫- اگه اجازه بدید من صحبت کنم

650
00:47:26,910 --> 00:47:28,516
‫- پلیس‌ها کارشون رو عالی انجام میدن
‫- ببخشید. بله. بله

651
00:47:28,540 --> 00:47:30,120
‫اما گاهی اوقات اشتباهاتِ بزرگی می‌کنن

652
00:47:30,200 --> 00:47:31,636
‫خب، فکر می‌کنید عجولانه عمل کردن؟

653
00:47:31,660 --> 00:47:33,290
‫این قتلیه که مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته

654
00:47:33,370 --> 00:47:36,080
‫که مادرِ یکی از دانش‌آموزانِ
‫یه مدرسه‌ی مرفّه قربانیش بوده

655
00:47:36,160 --> 00:47:38,160
‫چنین اتفاقاتی نباید بیوفتن

656
00:47:38,250 --> 00:47:41,040
‫و وقتی میوفتن، عموم مردم
‫یه جواب مطالبه می‌کنن

657
00:47:41,120 --> 00:47:45,379
‫و اطمینان خاطر از این که امکان نداره
‫چنین اتفاقِ وحشتناکی برای اونا بیوفته

658
00:47:45,403 --> 00:47:47,057
‫- پلیس‌ها این فشار رو احساس می‌کنن
‫- فشار؟

659
00:47:47,081 --> 00:47:49,820
‫بله این فشار رو احساس می‌کنن
‫و این فشار تو سالِ انتخابات دوبرابر میشه

660
00:47:49,900 --> 00:47:51,346
‫به نظرِ من فشار برای حلِ درست پرونده‌ست

661
00:47:51,370 --> 00:47:52,200
‫کاملاً

662
00:47:52,290 --> 00:47:53,620
‫اما گاهی اوقات دچارِ خطا میشن

663
00:47:53,700 --> 00:47:56,790
‫و در این مورد ساده‌ترین راه حل
‫ممکن اونا رو به اشتباه انداخته

664
00:47:56,870 --> 00:47:59,500
‫جاناتان حوالیِ زمان وقوع قتل اونجا بوده

665
00:47:59,580 --> 00:48:00,910
‫دی‌ان‌ایِ خودش رو جا گذاشته

666
00:48:01,000 --> 00:48:03,120
‫و کارِ شما نبود؟

667
00:48:04,500 --> 00:48:06,290
‫کارِ من نبود

668
00:48:06,370 --> 00:48:08,500
‫،می‌دونید، حس می‌کنم که شما

669
00:48:08,580 --> 00:48:11,620
‫شما سعی دارید به نحوی
‫خودتون رو قربانی جلوه بدید؟

670
00:48:13,410 --> 00:48:15,290
‫خب، من...

671
00:48:15,370 --> 00:48:18,950
‫من به شکلِ متعارف قربانی نیستم، نه

672
00:48:19,040 --> 00:48:21,580
‫و خودم بیشترِ این بلاها رو سرِ خودم آوردم

673
00:48:21,660 --> 00:48:23,950
‫ولی...

674
00:48:24,040 --> 00:48:26,120
‫بیاید فراموش نکنیم که...

675
00:48:32,540 --> 00:48:34,000
‫ببخشید

676
00:48:35,250 --> 00:48:36,410
‫بفرمایید...

677
00:48:36,500 --> 00:48:38,370
‫بفرمایید. چی رو فراموش نکنیم؟

678
00:48:42,870 --> 00:48:44,700
‫جاناتان...

679
00:48:46,370 --> 00:48:48,200
‫که در نتیجه‌ی این اتفاقات...

680
00:48:49,700 --> 00:48:51,870
‫من کسی رو از دست دادم که دوستش داشتم

681
00:48:56,080 --> 00:48:58,080
‫و...

682
00:48:58,160 --> 00:49:00,790
‫،خب، شما هم شنیدید که مردم اغلب فکر می‌کنن

683
00:49:00,870 --> 00:49:05,250
‫مظنون شدن باید مانعِ سوگواری بشه
‫یا، یا، یا سرکوبش کنه

684
00:49:05,330 --> 00:49:08,660
‫ولی می‌تونم بهتون اطمینان بدم که اینطور نیست

685
00:49:08,750 --> 00:49:11,290
‫پس هنوز می‌گید که شما اون رو نکشتید؟

686
00:49:11,370 --> 00:49:14,450
‫خب، این رو میگم چون من نکشتمش

687
00:49:14,540 --> 00:49:16,040
‫شما این زن رو دوست داشتید؟

688
00:49:16,120 --> 00:49:18,250
‫شما می‌شناختیدش. با زندگیش آشنا بودید

689
00:49:18,330 --> 00:49:24,040
‫شما ایده‌ای دارید چه کسی
‫ممکنه اون رو کشته باشه؟

690
00:49:31,540 --> 00:49:33,370
‫بله. دارم

691
00:49:33,394 --> 00:49:39,194
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

692
00:49:39,218 --> 00:49:47,218
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

693
00:50:45,160 --> 00:50:46,200
‫فکر می‌کنم برنده می‌شیم

694
00:50:48,500 --> 00:50:49,038
‫واقعاً؟

695
00:50:49,262 --> 00:50:49,909
‫« ...آنچه در قسمتِ بعد خواهید دید »

696
00:50:49,910 --> 00:50:51,700
‫هیئت منصفه اشاراتِ شما رو زیر نظر می‌گیرن

697
00:50:52,160 --> 00:50:55,000
‫،اگه شما دوتا احساسش نکنید
‫هیئت‌منصفه هم احساسش نمی‌کنن.

698
00:50:56,080 --> 00:50:57,370
‫تو متعهدی، گریس؟

699
00:50:59,700 --> 00:51:02,500
‫،چرا اون شب اونجا بودی
‫بیرونِ اون آپارتمان چیکار می‌کردی؟

700
00:51:03,500 --> 00:51:04,830
‫چی داری از من می‌پرسی؟

701
00:51:10,650 --> 00:51:16,650
‫<font color="#fcc۲۰۸">:.:.: FilmoGen.Org :.:.:</font>

