‫﻿۱
00:00:01,930 --> 00:00:04,220
‫قتل کارِ کثیفیه

2
00:00:04,300 --> 00:00:08,070
‫هرچی که شنیدید، این یکی
‫بدتر از اونیه که فکر می‌کنید

3
00:00:08,094 --> 00:00:10,094
‫« ...آنچه گذشت »

4
00:00:10,130 --> 00:00:11,090
‫فکر کنم برنده می‌شیم

5
00:00:11,550 --> 00:00:13,800
‫،می‌تونیم یه سگ بیاریم
‫من می‌تونم ازش مراقبت کنم.

6
00:00:13,880 --> 00:00:16,090
‫پس دیگه لازم نیست نگرانِ
‫اتفاقی باشی که قبلاً افتاد

7
00:00:17,090 --> 00:00:18,880
‫من، من سگِ خانواده رو نکشتم

8
00:00:19,220 --> 00:00:20,630
‫اون خواهرت بود؟

9
00:00:21,260 --> 00:00:23,090
‫،بعد از کشته شدنِ خواهرش

10
00:00:23,170 --> 00:00:25,550
‫اون هرگز یه کلمه هم در موردش حرف نزد

11
00:00:25,630 --> 00:00:27,880
‫جاناتان حتی یه بارم نگفت که متأسفه

12
00:00:28,470 --> 00:00:31,630
‫من اونا رو باهم دیدم. جلوی مدرسه

13
00:00:32,050 --> 00:00:35,880
‫سرِ النا آلوز توسط یه چکشِ مجسمه‌سازی
‫،مثلِ این ضربه خورده

14
00:00:35,970 --> 00:00:37,800
‫چکشی که هرگز پیدا نشد

15
00:00:40,000 --> 00:00:49,800
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

16
00:00:49,824 --> 00:00:58,524
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

17
00:00:58,548 --> 00:01:04,348
‫دانلود زیرنویس از کانال تلگرام
‫<font color="#EB۰۰۰۴">.: @SubSin :.</font>

18
00:02:44,300 --> 00:02:46,340
‫باید با من حرف بزنی

19
00:02:49,550 --> 00:02:50,680
‫الان

20
00:02:51,380 --> 00:02:52,720
‫الان!

21
00:02:52,800 --> 00:02:55,300
‫تو شومینه‌ی بیرونِ خونه پیداش کردم

22
00:02:58,760 --> 00:03:00,800
‫تو خونه‌ی ساحلی؟

23
00:03:00,880 --> 00:03:02,130
‫آره

24
00:03:09,130 --> 00:03:11,680
‫- تو شومینه؟
‫- آره

25
00:03:13,010 --> 00:03:14,340
‫کِی؟

26
00:03:14,430 --> 00:03:16,090
‫درست بعد از این که رسیدیم اونجا

27
00:03:31,760 --> 00:03:34,300
‫و چرا به من نگفتی؟

28
00:03:43,930 --> 00:03:45,220
‫فکر می‌کنی چرا؟

29
00:03:45,300 --> 00:03:47,930
‫سؤالم رو با سؤال جواب نده

30
00:03:48,010 --> 00:03:51,010
‫چرا؟ چرا به من نگفتی؟

31
00:03:54,090 --> 00:03:56,800
‫چون بابا اون رو کشته

32
00:04:03,260 --> 00:04:05,550
‫نمی‌خواستم گیر بیوفته

33
00:04:08,130 --> 00:04:10,380
‫و تو چکش رو تحویل می‌دادی

34
00:04:24,630 --> 00:04:27,050
‫تو رو خدا... تو رو خدا...

35
00:04:38,260 --> 00:04:40,130
‫کارِ آلوزه

36
00:04:40,220 --> 00:04:42,720
‫حتماً اون چکش رو گذاشته اونجا

37
00:04:43,380 --> 00:04:44,720
‫جاسازش کرده

38
00:04:46,340 --> 00:04:48,800
‫از کجا می‌دونسته اونجا جاسازش کنه؟

39
00:04:48,880 --> 00:04:50,340
‫شاید ما رو تعقیب کرده

40
00:04:50,430 --> 00:04:53,380
‫- ما رو؟
‫- جایی بود که می‌رفتیم

41
00:04:53,470 --> 00:04:54,840
‫من و النا

42
00:04:54,930 --> 00:04:57,340
‫تو خونه‌ی خانوادگیِ من؟

43
00:04:57,430 --> 00:04:59,470
‫- ای حروم زاده
‫- بابا. بابا. بابا!

44
00:04:59,550 --> 00:05:01,430
‫- کثافتِ آشغال!
‫- بس کن. بسه!

45
00:05:01,510 --> 00:05:04,470
‫- خدای من
‫- این ممکنه چیزِ خوبی باشه

46
00:05:04,550 --> 00:05:05,680
‫آلوز

47
00:05:05,760 --> 00:05:07,880
‫ممکنه دی‌ان‌ایِ اون روی چکش باشه

48
00:05:09,090 --> 00:05:10,510
‫بدیم آزمایشش کنن

49
00:05:10,590 --> 00:05:12,130
‫این می‌تونه من رو تبرئه کنه

50
00:05:12,220 --> 00:05:14,130
‫- آره؟
‫- نمی‌کنه

51
00:05:14,220 --> 00:05:15,930
‫- هان؟
‫- تبرئه‌ات نمی‌کنه

52
00:05:17,510 --> 00:05:19,430
‫من انداختمش تو ماشین ظرف‌شویی

53
00:05:20,800 --> 00:05:23,550
‫- چی؟
‫- برای محافظت ازت

54
00:05:26,880 --> 00:05:29,470
‫- من نکشتمش!
‫- جاناتان، دهنت رو ببند

55
00:05:29,550 --> 00:05:31,970
‫هنری، این برای من خیلی مهمه
‫که بتونم به پدرت کمک کنم

56
00:05:32,050 --> 00:05:34,220
‫من قطعاً باید حقیقت رو بدونم

57
00:05:34,300 --> 00:05:37,550
‫اون رو تو شومینه‌ی بیرونِ خونه پیدا کردی؟

58
00:05:37,630 --> 00:05:39,010
‫آره

59
00:05:39,090 --> 00:05:40,590
‫کِی؟

60
00:05:41,800 --> 00:05:44,880
‫درست بعد از این که به خونه‌ی ساحلی رسیدیم

61
00:05:44,970 --> 00:05:47,430
‫و انداختیش تو ماشین ظرفشویی؟

62
00:05:50,550 --> 00:05:52,510
‫- دو بار
‫- لعنتی!

63
00:05:52,590 --> 00:05:53,510
‫خیلی خب

64
00:05:53,590 --> 00:05:54,800
‫- ببینید...
‫- هیچکس حرف نزنه

65
00:05:54,880 --> 00:05:57,590
‫- یه لحظه صبر کن. هنری...
‫- گفتم، هیچکس حرف نزنه

66
00:06:03,220 --> 00:06:06,720
‫من اصلاً خبر ندارم که
‫اون سلاحِ قتل واقعیه

67
00:06:06,800 --> 00:06:10,010
‫من بهتون توصیه نمی‌کنم باهاش چیکار کنید

68
00:06:10,090 --> 00:06:12,880
‫همچنین هیچ تعهدی ندارم که به پلیس اطلاع بدم

69
00:06:12,970 --> 00:06:16,050
‫با توجه به این که رفته
‫،تو ماشین ظرف‌شویی

70
00:06:16,130 --> 00:06:19,510
‫هیچ دلیلی ندارم که فکر کنم ممکنه
‫به عنوانِ مدرک ارزشی داشته باشه

71
00:06:19,590 --> 00:06:21,430
‫- خب، البته که...
‫- گوش کنید

72
00:06:21,510 --> 00:06:24,470
‫،اگه این چکش آفتابی شه

73
00:06:24,550 --> 00:06:27,050
‫همه چی تمومه

74
00:06:27,130 --> 00:06:29,970
‫این یه تصادفِ بیشتر واسه توضیح دادنه

75
00:06:31,970 --> 00:06:33,430
‫علاوه بر این

76
00:06:33,510 --> 00:06:35,760
‫هنری ممکنه به جرم ممناعت
‫از اجرای عدالت دستگیر شه

77
00:06:35,840 --> 00:06:38,880
‫نه، اونا یه پسرِ معصوم رو به خاطر
‫محافظت از پدرش دستگیر نمی‌کنن

78
00:06:38,970 --> 00:06:40,010
‫می‌تونن و احتمالاً این کارو می‌کنن

79
00:06:40,090 --> 00:06:41,470
‫ممکنه هنری رو بازداشت کنن؟

80
00:06:41,550 --> 00:06:43,720
‫می‌تونن هنری رو مقصر بدونن؟

81
00:06:43,800 --> 00:06:46,550
‫می‌تونن و این کارو می‌کنن

82
00:06:48,170 --> 00:06:49,720
‫علاوه بر این

83
00:06:49,800 --> 00:06:52,220
‫به خاطرش شکنجه‌ی روحیش می‌کنن

84
00:06:59,130 --> 00:07:01,380
‫توصیه‌ی من اینه که...

85
00:07:02,930 --> 00:07:06,680
‫توصیه‌ی من اینه که تحویلش ندید

86
00:07:06,760 --> 00:07:09,300
‫- شوخیت گرفته؟
‫- ،فرانکلین

87
00:07:09,380 --> 00:07:11,630
‫تو من رو استخدام کردی
‫که از دامادت دفاع کنم

88
00:07:11,720 --> 00:07:13,430
‫،همه‌تون درک می‌کنید

89
00:07:13,510 --> 00:07:16,130
‫الان وقتش نیست، ما وسط یه محاکمه هستیم

90
00:07:16,220 --> 00:07:20,930
‫می‌تونیم بعد از تموم شدنِ این قضایا
‫به اصولِ اخلاقی‌مون رسیدگی کنیم

91
00:07:21,010 --> 00:07:23,550
‫پس، خیلی خب. چی...؟

92
00:07:25,840 --> 00:07:27,760
‫باید باهاش چیکار کنم؟

93
00:07:36,880 --> 00:07:39,840
‫من نه می‌تونم بهت توصیه کنم
‫نه ازت بخوام

94
00:07:39,930 --> 00:07:42,170
‫که مخفی یا نابودش کنی

95
00:07:42,260 --> 00:07:45,260
‫این یه جواب نیست، هیلی

96
00:07:47,050 --> 00:07:50,010
‫من نه می‌تونم بهتون توصیه کنم
‫نه ازتون بخوام

97
00:07:50,090 --> 00:07:52,090
‫که مخفی یا نابودش کنید

98
00:07:54,170 --> 00:07:56,090
‫باید با زنم حرف بزنم

99
00:07:57,260 --> 00:07:59,590
‫تنها. الان

100
00:08:00,510 --> 00:08:03,380
‫- گریس
‫- برو تو اتاقت

101
00:08:03,470 --> 00:08:05,220
‫تو اتاقت منتظر بمون

102
00:08:17,800 --> 00:08:19,630
‫ممکنه باشه؟

103
00:08:19,720 --> 00:08:20,930
‫چی؟

104
00:08:23,470 --> 00:08:26,590
‫خب، تنها توضیح دیگه اینه، گریس

105
00:08:26,680 --> 00:08:27,970
‫چی؟

106
00:08:28,050 --> 00:08:30,380
‫خب، فکر می‌کنم تو هم همین
‫سؤال رو از خودت می‌پرسی

107
00:08:30,470 --> 00:08:34,170
‫یعنی، اون از رابطه‌ی من و النا خبر داشت.
‫ما رو جلوی مدرسه دیده بود.

108
00:08:34,260 --> 00:08:37,130
‫ممکنه خیلی خیلی ناراحت شده باشه

109
00:08:37,220 --> 00:08:38,930
‫بیشتر از اونی که می‌دونیم شوکه شده باشه

110
00:08:39,010 --> 00:08:42,880
‫یعنی، ممکنه اون شب به یه دلیلی
‫رفته باشه اونجا و...

111
00:08:42,970 --> 00:08:45,840
‫من رو باهاش دیده باشه.
‫و نمی‌دونم. فقط...

112
00:08:45,930 --> 00:08:47,880
‫،واقعاً داری ازم می‌پرسی

113
00:08:47,970 --> 00:08:50,970
‫فکر می‌کنم پسرمون یه زن رو
‫تا سر حد مرگ زده؟

114
00:08:54,340 --> 00:08:55,930
‫خب، آلتِ قتل پیشِ اون بود

115
00:08:56,010 --> 00:08:57,470
‫- نه. نه
‫- آلتِ قتل پیشش بود

116
00:08:57,550 --> 00:08:59,260
‫- نه
‫- اون رو با خودش حمل می‌کرد

117
00:08:59,340 --> 00:09:03,010
‫- ممکن نیست. نه. نه
‫- مخفیش می‌کرده. سه ماه مخفیش می‌کرده!

118
00:09:05,010 --> 00:09:07,430
‫چرا اون رو انداخته تو ماشین ظرف‌شویی؟

119
00:09:07,510 --> 00:09:11,050
‫اون... اون می‌خواد از تو محافظت کنه

120
00:09:11,130 --> 00:09:13,300
‫اون باور داره تو زنه رو کشتی

121
00:09:15,840 --> 00:09:17,760
‫همه فرض می‌کنن بچه‌ی خودشون رو می‌شناسن

122
00:09:17,840 --> 00:09:20,010
‫- ولی شاید اونا، شاید نمی‌شناسنش
‫- واقعاً داری...

123
00:09:20,090 --> 00:09:22,010
‫واقعاً داری پسرمون رو متهم به...

124
00:09:22,090 --> 00:09:24,170
‫- نه، اصلاً. فقط دارم فکر می‌کنم
‫- ارتکابِ این جرم می‌کنی

125
00:09:24,260 --> 00:09:27,840
‫- نگو...
‫- دارم فکر می‌کنم. فکرم داره هزار راه میره، همین!

126
00:09:27,930 --> 00:09:31,510
‫به راه‌های نفرت‌انگیز میره!

127
00:09:38,470 --> 00:09:40,430
‫ازت می‌خوام بری

128
00:09:43,300 --> 00:09:44,720
‫معذرت می‌خوام

129
00:09:57,470 --> 00:09:59,590
‫هی

130
00:09:59,680 --> 00:10:02,930
‫- کونِ لقت!
‫- اون جوری با من حرف نزن

131
00:10:03,010 --> 00:10:06,430
‫- تو داری من رو متهم به این قتل می‌کنی
‫- نه. نه

132
00:10:06,510 --> 00:10:08,130
‫من شنیدم چی گفتی عوضی!

133
00:10:08,220 --> 00:10:11,340
‫نه، نه، نه، هن. چیزی که شنیدی

134
00:10:11,430 --> 00:10:16,380
‫ذهنم بود که به راهی می‌رفت که
‫در حال حاضر کاملاً احمقانه‌ست

135
00:10:16,470 --> 00:10:19,720
‫این کاملاً خارج از کنترله.
‫بشین. یالا، باهام حرف بزن.

136
00:10:19,800 --> 00:10:21,970
‫،من لای منگنه قرار دارم
‫من لای منگنه قرار گرفتم.

137
00:10:22,050 --> 00:10:24,340
‫به نظر میاد همه فکر می‌کنن من
‫این کارو کردم در حالی که نکردم

138
00:10:24,430 --> 00:10:27,220
‫تو من رو مقصر دونستی

139
00:10:27,300 --> 00:10:30,930
‫اون من نیستم. اون یه مرد درمونده‌ست

140
00:10:31,010 --> 00:10:33,550
‫اون بابای واقعی نیست.
‫ولی بهت قول میدم.

141
00:10:33,630 --> 00:10:37,930
‫،اگه این آزمون سخت رو پشتِ سر بذارم
‫،و قطعاً پشت سر می‌ذارم

142
00:10:40,930 --> 00:10:45,680
‫منِ واقعی برمی‌گرده. و مای واقعی برمی‌گرده

143
00:10:45,760 --> 00:10:50,010
‫و من و تو به اون سفری که
‫قولش رو داده بودم میریم

144
00:10:50,090 --> 00:10:52,050
‫حله؟

145
00:10:54,010 --> 00:10:56,590
‫دوستت دارم، رفیق. معذرت می‌خوام

146
00:10:57,720 --> 00:10:59,880
‫بیا بغلم. دوستت دارم.
‫دوستت دارم.

147
00:10:59,970 --> 00:11:01,590
‫بیا بغلم

148
00:11:22,130 --> 00:11:24,010
‫لعنت بر شیطون!

149
00:11:24,090 --> 00:11:26,130
‫،اگه اون مرد آزاد شه

150
00:11:26,220 --> 00:11:30,130
‫قراره تو زندگیت باشه.
‫قراره تو زندگیِ پسرت باشه.

151
00:11:35,130 --> 00:11:37,300
‫خدای بزرگ، گریس

152
00:11:37,380 --> 00:11:40,300
‫تو همیشه همه چی رو خیلی واضح می‌دیدی

153
00:11:40,380 --> 00:11:43,130
‫دقیقاً تشخیص می‌دادی نتیجه‌شون چی میشه

154
00:11:45,050 --> 00:11:47,720
‫چطور الان نمی‌تونی این رو تشخیص بدی؟

155
00:11:49,630 --> 00:11:53,170
‫اوه... خدایا

156
00:11:57,340 --> 00:11:59,470
‫تشخیص میدم

157
00:11:59,550 --> 00:12:01,130
‫درستش می‌کنم

158
00:12:09,590 --> 00:12:12,930
‫،احضار متهم به جایگاه شهود، خطرناکه

159
00:12:13,010 --> 00:12:16,590
‫و احتمالاً نشونه‌ایه که هیلی فیتزجرالد
‫فکر می‌کنه چاره‌ای نداره

160
00:12:16,680 --> 00:12:18,300
‫،از طرفِ دیگه

161
00:12:18,380 --> 00:12:22,220
‫مصاحبه‌ی پربیننده دکتر با برنامه‌ی
‫اخبار به وضوح قانع‌کننده بود

162
00:12:22,300 --> 00:12:26,800
‫شاید حتی احساس می‌کنه موکلش می‌تونه
‫فرمولی مخفی برای رسیدن به تبرئه باشه

163
00:12:26,880 --> 00:12:28,590
‫،چیزی که با قطعیت می‌دونیم

164
00:12:28,680 --> 00:12:31,550
‫فردا قطعاً یه نمایشِ عالی در انتظارمونه

165
00:12:57,260 --> 00:12:59,300
‫از این حس و حالی که دارید خوشم نمیاد

166
00:12:59,380 --> 00:13:01,090
‫ما خوبیم

167
00:13:01,760 --> 00:13:03,050
‫آهان

168
00:13:05,630 --> 00:13:08,220
‫بازم میگم، به هیچ وجه ابرازِ احساسات نکن

169
00:13:08,300 --> 00:13:09,800
‫نه حتی یه ذره

170
00:13:11,260 --> 00:13:13,760
‫غیر انسانی رفتار کنم. متوجهم

171
00:13:13,840 --> 00:13:15,340
‫منظورم این نیست

172
00:13:15,430 --> 00:13:17,090
‫منظورت چیه؟

173
00:13:17,170 --> 00:13:20,170
‫منظورم اینه که از تمامِ واکنش‌هات
‫علیه خودتون استفاده میشه

174
00:13:20,260 --> 00:13:22,760
‫اگه اخم کنی یعنی اون هیولاست

175
00:13:22,840 --> 00:13:24,630
‫اگه لبخند بزنی یعنی واست مهم نیست

176
00:13:24,720 --> 00:13:26,970
‫اگه گریه کنی یعنی داری وانمود می‌کنی

177
00:13:31,720 --> 00:13:35,630
‫ولی تو هیچی رو مخفی نکن.
‫بذار همه چی رو ببینن.

178
00:13:35,720 --> 00:13:37,260
‫باشه

179
00:13:45,090 --> 00:13:47,510
‫سرها بالا. چشم‌ها پایین

180
00:13:49,970 --> 00:13:51,680
‫و دستِ هم رو بگیرید

181
00:14:10,970 --> 00:14:17,220
‫وقتی کلیتِ تمام شرایط رو در کنارِ
‫برخی از حقایق در نظر می‌گیرید...

182
00:14:17,300 --> 00:14:20,720
‫اونا وحشتناکن...

183
00:14:20,800 --> 00:14:25,340
‫،من به زنم دروغ گفتم
‫که من رو یه دروغگو می‌کنه.

184
00:14:25,430 --> 00:14:28,800
‫،من بهش بی‌وفا بودم
‫که من رو خیانتکار می‌کنه.

185
00:14:28,880 --> 00:14:31,260
‫،مَنیِ من داخل بدن قربانی پیدا شده

186
00:14:31,340 --> 00:14:34,300
‫که من رو مظنون می‌کنه

187
00:14:34,380 --> 00:14:36,840
‫من مستحقِ این القاب هستم

188
00:14:39,840 --> 00:14:41,630
‫ولی قاتل نیستم

189
00:14:44,680 --> 00:14:46,470
‫من النا رو نکشتم

190
00:14:48,260 --> 00:14:51,880
‫ما عشق‌بازی کردیم. من رفتم. برگشتم

191
00:14:53,260 --> 00:14:54,760
‫جسدش رو پیدا کردم

192
00:14:54,840 --> 00:14:57,090
‫ولی مشکلِ ما رو درک می‌کنید

193
00:14:57,170 --> 00:14:59,220
‫ما فقط حرفِ شما رو داریم

194
00:14:59,300 --> 00:15:01,840
‫،و همونطور که اعتراف کردید
‫دروغ می‌گید.

195
00:15:01,930 --> 00:15:05,590
‫خب، هیچ مدرکی نیست که نشون بده
‫من تا حالا رفتارِ خشونت‌آمیزی داشتم

196
00:15:05,680 --> 00:15:06,840
‫هرگز نداشتم

197
00:15:06,930 --> 00:15:09,510
‫در واقع، من تلاش کردم کل زندگیم رو

198
00:15:09,590 --> 00:15:11,430
‫وقفِ چیزی کنم که شاید بشه بهش گفت...

199
00:15:11,510 --> 00:15:14,630
‫متضاد خشونت. درمان کردن

200
00:15:14,720 --> 00:15:18,010
‫و همچنین، امیدوارم، همدلی و دلسوزی

201
00:15:18,090 --> 00:15:22,800
‫،من به درمان پسرِ النا و فرناندو
‫میگل کمک کردم

202
00:15:22,880 --> 00:15:24,840
‫میشه در موردش حرف بزنیم؟

203
00:15:24,930 --> 00:15:27,680
‫بیماریش چی بود؟ بیماریِ میگل چی بود؟

204
00:15:27,760 --> 00:15:29,760
‫اون تومورِ ویلمز داشت

205
00:15:29,840 --> 00:15:31,720
‫که نوعی سرطانِ کلیه‌ست

206
00:15:31,800 --> 00:15:33,050
‫،که بیشتر بینِ بچه‌ها شایعه

207
00:15:33,130 --> 00:15:35,680
‫و میگل بیشترِ این بار آماری رو به دوش کشید

208
00:15:35,760 --> 00:15:37,840
‫- درمانش چی بود؟
‫- خب، اون بدشانس بود

209
00:15:37,930 --> 00:15:40,220
‫چون درمانِ پزشکی معمول شکست خورده بود

210
00:15:40,300 --> 00:15:42,220
‫من...

211
00:15:42,300 --> 00:15:44,300
‫زمانی سرپرستیِ تیمی رو به عهده داشتم

212
00:15:44,380 --> 00:15:47,010
‫که در عملی تخصص دارن

213
00:15:47,090 --> 00:15:49,970
‫به نام پیوند مغز استخوان
‫از بدنِ خود بیمار

214
00:15:50,050 --> 00:15:52,720
‫،فرایند طولانی و نسبتاً جدیدیه

215
00:15:52,800 --> 00:15:55,970
‫اما خوشبختانه در مورد میگل
‫کاملاً موفقیت‌آمیز بود

216
00:15:56,050 --> 00:15:58,170
‫در نهایت، ما خیلی به هم نزدیک شده بودیم

217
00:15:58,260 --> 00:15:59,590
‫سرطان می‌تونه این کارو بکنه

218
00:15:59,680 --> 00:16:02,680
‫بحثِ زیادی در مورد...

219
00:16:02,760 --> 00:16:06,220
‫عشقِ من نسبت به مادرش بوده

220
00:16:07,930 --> 00:16:09,680
‫ولی من اون رو هم دوست دارم

221
00:16:09,760 --> 00:16:11,380
‫میگل

222
00:16:11,470 --> 00:16:13,680
‫،آره، اون مثلِ پسرم شده بود

223
00:16:13,760 --> 00:16:15,510
‫که صلاح نیست

224
00:16:15,590 --> 00:16:20,010
‫نزدیک شدنِ بیش از حد سرطان‌شناس‌های
‫کودکان به بیمارهاشون

225
00:16:20,090 --> 00:16:25,380
‫،به راحتی منجر به افسردگی میشه
‫اگه منجر به تباهی مطلق شخصی نشه.

226
00:16:25,470 --> 00:16:28,470
‫اما، بیشتر مواقع به این نتیجه رسیدم
‫که چاره‌ای ندارم

227
00:16:28,550 --> 00:16:32,430
‫و قطعاً در مورد میگل هم چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

228
00:16:32,510 --> 00:16:35,340
‫اون مرد جوانِ فوق‌العاده‌ایه

229
00:16:35,430 --> 00:16:39,550
‫شما همش به اون می‌گید مرد

230
00:16:39,630 --> 00:16:41,680
‫آره، اون یه پسر بچه‌ست

231
00:16:41,760 --> 00:16:45,130
‫،ولی جوری که اون با سرطان جنگید

232
00:16:45,220 --> 00:16:47,630
‫،با شدتی که از خودش نشون داد

233
00:16:48,880 --> 00:16:51,170
‫،و روحیه‌ی خودش رو حفظ کرد

234
00:16:51,260 --> 00:16:53,630
‫بهتون اطمینان میدم که اون مردیه واسه خودش

235
00:16:55,760 --> 00:16:58,720
‫،بعد از جراحی، در طول شیمی‌درمانی

236
00:16:58,800 --> 00:17:00,840
‫شما اغلب تو اتاقش تو بیمارستان می‌خوابیدید

237
00:17:00,930 --> 00:17:03,340
‫،خب، همونطور که گفتم
‫خیلی وابسته شده بودم.

238
00:17:03,430 --> 00:17:07,630
‫یه سری لحظاتِ حساس بود
‫که نمی‌خواستم از دست بدم

239
00:17:07,720 --> 00:17:09,800
‫من خیلی در موردش مصمم بودم

240
00:17:11,550 --> 00:17:15,130
‫یه دلیل دیگه برای این که من...

241
00:17:18,510 --> 00:17:20,550
‫یه دلیل دیگه برای چی؟

242
00:17:22,260 --> 00:17:24,840
‫خب، اون مثلِ پسرم بود

243
00:17:24,930 --> 00:17:27,510
‫بلایی که سرِ مادرش اومده...

244
00:17:35,340 --> 00:17:38,470
‫من هرگز نمی‌تونستم همچین کاری بکنم.
‫نه با اون و...

245
00:17:38,550 --> 00:17:39,970
‫نه با پسرش

246
00:17:44,010 --> 00:17:45,340
‫ممنون

247
00:17:57,760 --> 00:18:01,510
‫شما مادرِ میگل رو این شکلی پیدا کردید؟

248
00:18:01,590 --> 00:18:03,170
‫بله، درسته

249
00:18:03,260 --> 00:18:06,130
‫،و وقتی پلیس‌ها صبح روز بعد پیداش کردن

250
00:18:06,220 --> 00:18:08,800
‫،وقتی اومدن دنبالتون که سؤالاتی ازتون بپرسن

251
00:18:08,880 --> 00:18:10,880
‫اون موقع کجا بودید؟

252
00:18:12,720 --> 00:18:15,880
‫،تو یه مسافرخونه تو شمال نیویورک
‫نزدیکِ لیک جرج.

253
00:18:15,970 --> 00:18:17,550
‫چطوری رفتید اونجا؟

254
00:18:17,630 --> 00:18:19,840
‫با ماشینِ خودم رفتم

255
00:18:28,380 --> 00:18:31,170
‫شما می‌گید النا آلوز رو دوست داشتید

256
00:18:31,260 --> 00:18:34,970
‫- بله
‫- شما اینجوری پیداش کردید

257
00:18:35,050 --> 00:18:37,880
‫میشه ازتون بخوام لطف کنید
‫به صفحه نمایش نگاه کنید؟

258
00:18:39,170 --> 00:18:40,380
‫آقا؟

259
00:18:43,590 --> 00:18:45,590
‫زنی که دوست داشتید

260
00:18:45,680 --> 00:18:49,050
‫زنی که پسرش مثلِ پسر خودتون بود

261
00:18:49,130 --> 00:18:52,590
‫،شما به پلیس زنگ نزدید
‫یا آمبولانس خبر نکردید؟

262
00:18:52,680 --> 00:18:54,720
‫خب، اول از همه، من می‌دونستم اون مُرده

263
00:18:55,630 --> 00:18:57,170
‫،بله، خب

264
00:18:57,260 --> 00:18:58,840
‫پس راهیِ لیک جرج شدید

265
00:18:58,930 --> 00:19:02,010
‫و هول شدم، می‌دونید.
‫هول شدم. هول شدم. هول شدم.

266
00:19:02,090 --> 00:19:05,550
‫هول شدید و یه راست از صحنه‌ی جرم
‫رفتید لیک جرج

267
00:19:05,630 --> 00:19:07,930
‫نه، صبح بعدش رفتم

268
00:19:08,010 --> 00:19:09,170
‫،اوه، ولی

269
00:19:09,260 --> 00:19:11,130
‫اون شب کجا رفتید؟

270
00:19:11,220 --> 00:19:13,340
‫- رفتم خونه
‫- ببخشید؟

271
00:19:13,430 --> 00:19:14,800
‫رفتم خونه

272
00:19:16,220 --> 00:19:18,130
‫و چیکار کردید؟

273
00:19:22,090 --> 00:19:23,680
‫خوابیدم

274
00:19:23,760 --> 00:19:27,880
‫شما معشوقه‌تون رو که وحشیانه
‫،به قتل رسیده بود رو ترک کردید

275
00:19:27,970 --> 00:19:29,630
‫رفتید خونه

276
00:19:31,630 --> 00:19:34,170
‫- و خوابیدید
‫- من می‌ترسیدم

277
00:19:36,260 --> 00:19:38,630
‫از مقصر شناخته شدن می‌ترسیدم

278
00:19:40,220 --> 00:19:43,630
‫و از این که خیانتم آشکار بشه

279
00:19:43,720 --> 00:19:45,380
‫و من...

280
00:19:45,470 --> 00:19:47,800
‫یه تصمیمِ احمقانه گرفتم

281
00:19:47,880 --> 00:19:51,510
‫ولی شما احمق نیستید

282
00:19:51,590 --> 00:19:53,880
‫شما یه سرطان‌شناسِ برجسته هستید

283
00:19:53,970 --> 00:19:58,800
‫در گرفتنِ تصمیمات حیاتی تحتِ
‫استرس شدید خبره هستید

284
00:19:58,880 --> 00:20:01,430
‫تصمیمی که اینجا گرفتید...

285
00:20:03,340 --> 00:20:04,510
‫این بود که فرار کنید

286
00:20:04,590 --> 00:20:06,010
‫می‌دونستم چطور به نظر میومد

287
00:20:06,970 --> 00:20:08,590
‫،می‌دونستم اون موقع چطور به نظر میومد

288
00:20:08,680 --> 00:20:11,260
‫همونطور که می‌دونم الان چطور به نظر میاد

289
00:20:11,340 --> 00:20:14,340
‫اگه کارِ من نیست، پس کارِ کیه؟

290
00:20:15,170 --> 00:20:17,130
‫خب، کارِ من نیست

291
00:20:17,220 --> 00:20:19,340
‫،من شاید جوابِ آسون باشم

292
00:20:19,430 --> 00:20:21,300
‫ولی جوابِ درست نیستم

293
00:20:25,930 --> 00:20:29,340
‫،لباس‌هایی که اون شب پوشیده بودید

294
00:20:29,430 --> 00:20:31,760
‫،گمونم کت و شلوار بود

295
00:20:31,840 --> 00:20:34,220
‫کت و شلوار رو چیکار کردید؟

296
00:20:37,510 --> 00:20:39,380
‫بردمش خشکشویی

297
00:20:39,470 --> 00:20:41,720
‫بردیدش خشکشویی؟!

298
00:20:41,800 --> 00:20:43,840
‫کِی؟

299
00:20:46,300 --> 00:20:48,130
‫تو راه لیک جرج

300
00:20:53,720 --> 00:20:57,760
‫تو راه رفتن به لیک جرج بردیدش خشکشویی

301
00:21:51,340 --> 00:21:53,720
‫- هنری؟
‫- بله؟

302
00:22:00,760 --> 00:22:04,300
‫نمی‌تونم درک کنم چطور داری
‫این ماجراها رو تحمل می‌کنی

303
00:22:05,930 --> 00:22:08,590
‫حالت خوبه؟

304
00:22:09,430 --> 00:22:10,630
‫همم؟

305
00:22:13,800 --> 00:22:16,430
‫می‌دونم تو و بابات چقدر بهم نزدیک هستید

306
00:22:21,050 --> 00:22:22,800
‫بابا این وضع رو به وجود آورد

307
00:22:27,220 --> 00:22:31,260
‫نظرت راجع به حرفی که در مورد تلاش
‫برای درست کردنِ این خانواده زد چیه؟

308
00:22:33,130 --> 00:22:34,970
‫بهش امیدواری؟

309
00:22:36,430 --> 00:22:37,840
‫تو بهش امیدواری؟

310
00:22:39,300 --> 00:22:43,430
‫دوباره داری سؤال رو با سؤال جواب میدی

311
00:22:45,170 --> 00:22:46,470
‫آره

312
00:22:48,130 --> 00:22:50,630
‫و دوست دارم اول تو جواب بدی

313
00:22:52,510 --> 00:22:54,170
‫تو بهش امیدواری؟

314
00:22:59,090 --> 00:23:01,720
‫من چیزی رو می‌خوام که به صلاح تو باشه

315
00:23:39,220 --> 00:23:41,550
‫- سلام
‫- سلام، منم

316
00:23:43,090 --> 00:23:45,130
‫میشه بیای بریم قدم بزنیم؟

317
00:23:45,220 --> 00:23:47,170
‫چی، الان، قبل از صبحانه؟

318
00:23:47,260 --> 00:23:49,010
‫آره، میشه نیم ساعت بهم فرصت بدی؟

319
00:23:49,090 --> 00:23:50,590
‫روزانا اون موقع می‌رسه اینجا

320
00:23:50,680 --> 00:23:52,630
‫،می‌خوام باهات حرف بزنم

321
00:23:52,720 --> 00:23:55,550
‫و می‌خوام یه کاری برام بکنی

322
00:24:29,760 --> 00:24:32,630
‫چرا همون پلیس؟ چرا همکارش رو احضار نکردی؟

323
00:24:32,720 --> 00:24:35,260
‫،خیلی خب، خانم فیتزجرالد
‫هنوز نوبتِ شماست.

324
00:24:35,340 --> 00:24:36,680
‫ممنون، عالیجناب

325
00:24:36,760 --> 00:24:39,260
‫اکنون، وکیل مدافع تمایل داره...

326
00:24:49,630 --> 00:24:50,880
‫میگل آلوز رو فرا بخونه

327
00:24:52,300 --> 00:24:53,550
‫عالیجناب

328
00:24:53,630 --> 00:24:55,340
‫اسمش تو لیستِ شهوده.
‫در واقع لیستِ شهود شما.

329
00:24:55,430 --> 00:24:59,470
‫- تو جلسه‌ی قبل از دادگاه به این شاهد اشاره نشده...
‫- اسمش تو لیستِ شماست

330
00:24:59,550 --> 00:25:01,680
‫و اینجاست، گمونم برای این که بهتون کمک کنه

331
00:25:03,800 --> 00:25:05,880
‫،اگه برات سخت شد
‫نمی‌ذارم ادامه بدن.

332
00:25:05,970 --> 00:25:07,880
‫باشه؟ من هوات رو دارم

333
00:25:07,970 --> 00:25:10,680
‫- ببخشید
‫- دوستت دارم

334
00:25:19,510 --> 00:25:22,050
‫سوگند می‌خورید که شهادتی
‫،که خواهید داد حقیقت

335
00:25:22,130 --> 00:25:24,260
‫و تمام واقعیتِ امر و چیزی جز حقیقت نباشد؟

336
00:25:30,680 --> 00:25:31,680
‫بله

337
00:25:31,760 --> 00:25:33,380
‫لطفاً نام خودتون رو اعلام کنید

338
00:25:33,470 --> 00:25:35,130
‫میگل آلوز

339
00:25:36,340 --> 00:25:38,840
‫خیلی خب، میگل. بشین

340
00:25:44,800 --> 00:25:46,010
‫سلام، میگل

341
00:25:46,090 --> 00:25:49,260
‫واقعاً متأسفم که تو چنین موقعیتی قرارت دادم

342
00:25:49,340 --> 00:25:52,550
‫تمام این اتفاقات خیلی وحشتناک بودن

343
00:25:52,630 --> 00:25:55,970
‫ولی مطمئنم هیچی نمی‌تونه به بدیِ
‫از دست دادن مادرت باشه

344
00:26:02,340 --> 00:26:04,340
‫می‌بینم که به بابات نگاه می‌کنی

345
00:26:06,170 --> 00:26:07,590
‫و این اشکالی نداره

346
00:26:07,680 --> 00:26:12,840
‫و قول میدم، اگه هر لحظه برات سخت
‫یا ترسناک شد، بهم بگو، باشه؟

347
00:26:12,930 --> 00:26:15,680
‫می‌تونیم بس کنیم. می‌تونیم استراحت کنیم

348
00:26:17,010 --> 00:26:18,090
‫خیلی خب

349
00:26:18,170 --> 00:26:20,930
‫و اینم بهت قول میدم که خیلی زود تمومش کنم

350
00:26:21,010 --> 00:26:22,970
‫در واقع فقط دوتا سؤال دارم

351
00:26:23,050 --> 00:26:25,930
‫یا باید بگم، سؤالاتی در مورد دو چیز

352
00:26:26,720 --> 00:26:28,010
‫،اول

353
00:26:29,380 --> 00:26:31,220
‫،شبی که مامانت مُرد

354
00:26:32,930 --> 00:26:35,840
‫تو با بابات خونه بودی؟

355
00:26:35,930 --> 00:26:39,470
‫- و خواهرم
‫- مامانت کجا بود؟

356
00:26:39,550 --> 00:26:42,720
‫اون رفته بود به یه مراسم خیریه‌ی مدرسه

357
00:26:43,760 --> 00:26:45,170
‫یه حراج

358
00:26:46,050 --> 00:26:48,380
‫رفته بود حراجی؟

359
00:26:48,470 --> 00:26:51,260
‫خیلی خب. الان یادت میاد

360
00:26:51,340 --> 00:26:53,220
‫کِی خوابیدی؟

361
00:26:54,260 --> 00:26:56,800
‫حوالی ساعت ۹ شب

362
00:26:56,880 --> 00:26:58,630
‫‏۹ شب

363
00:26:58,720 --> 00:27:00,380
‫کاملاً مطمئنی؟

364
00:27:03,510 --> 00:27:04,680
‫این وقتِ خوابمه

365
00:27:04,760 --> 00:27:07,470
‫بابام خیلی در موردش سخت گیره

366
00:27:09,170 --> 00:27:11,170
‫تو اتاق خوابِ خودت رو داری؟

367
00:27:11,260 --> 00:27:12,550
‫بله

368
00:27:12,630 --> 00:27:14,970
‫و خواهر کوچولوت کجا می‌خوابه؟

369
00:27:15,050 --> 00:27:17,010
‫تو اتاق پدر و مادرم

370
00:27:17,090 --> 00:27:19,840
‫پس، حوالی ساعت ۹ خوابیدی

371
00:27:19,930 --> 00:27:22,510
‫یادت میاد چه ساعتی بیدار شدی؟

372
00:27:22,590 --> 00:27:24,260
‫شیش و نیم

373
00:27:24,340 --> 00:27:26,880
‫یه ساعتِ زنگ‌دار برای مدرسه دارم

374
00:27:26,970 --> 00:27:28,470
‫خیلی خب

375
00:27:28,550 --> 00:27:31,880
‫،و بین ساعت ۹ شب که خوابیدی

376
00:27:31,970 --> 00:27:34,510
‫،و حوالی ۶:۳۰ که از خواب بیدار شدی

377
00:27:34,590 --> 00:27:38,590
‫بین این دو ساعت بلند یا بیدار نشدی؟

378
00:27:42,090 --> 00:27:43,470
‫نه

379
00:27:47,130 --> 00:27:50,340
‫تمام این مدت خواب بودی؟

380
00:27:51,340 --> 00:27:52,720
‫فکر کنم

381
00:27:52,800 --> 00:27:57,880
‫گاهی اوقات وقتی تشنه‌ام میشه
‫یا دستشوییم می‌گیره بیدار میشم

382
00:27:57,970 --> 00:28:00,130
‫اون شب این اتفاق افتاد؟

383
00:28:01,760 --> 00:28:03,300
‫فکر نکنم

384
00:28:03,380 --> 00:28:05,590
‫ولی واقعاً یادم نمیاد

385
00:28:07,470 --> 00:28:09,170
‫قابل قبوله

386
00:28:09,970 --> 00:28:14,090
‫،پس، ممکنه تمام شب رو خواب بوده باشی

387
00:28:14,170 --> 00:28:15,930
‫،از حوالی ۹ شب

388
00:28:16,010 --> 00:28:18,260
‫تا حوالی ۶:۳۰ صبح. درسته؟

389
00:28:19,300 --> 00:28:20,630
‫گمونم

390
00:28:22,430 --> 00:28:24,510
‫خیلی خب

391
00:28:24,590 --> 00:28:28,720
‫سؤالِ بعدیم یه ذره سخت‌تره

392
00:28:28,800 --> 00:28:31,970
‫مامان و بابات از دستِ همدیگه ناراحت می‌شدن؟

393
00:28:32,510 --> 00:28:33,840
‫دعوا می‌کردن؟

394
00:28:38,800 --> 00:28:40,300
‫بعضی وقتا

395
00:28:41,680 --> 00:28:45,010
‫وقتی ناراحت می‌شدن سرِ هم داد می‌زدن؟

396
00:28:46,340 --> 00:28:47,680
‫بعضی وقتا؟

397
00:28:51,840 --> 00:28:53,380
‫جیغ می‌زدن؟

398
00:29:01,170 --> 00:29:03,010
‫زیاد دعوا می‌کردن؟

399
00:29:12,300 --> 00:29:15,260
‫- نمی‌دونم
‫- خیلی خب

400
00:29:16,260 --> 00:29:18,340
‫اونا کمی قبل از مرگِ مادرت

401
00:29:18,430 --> 00:29:20,800
‫یکم بیشتر از معمول

402
00:29:20,880 --> 00:29:22,880
‫دعوا می‌کردن؟

403
00:29:23,930 --> 00:29:26,720
‫نمی‌دونم

404
00:29:26,800 --> 00:29:29,720
‫وقتی بحث می‌کردن می‌ترسیدی؟

405
00:29:33,930 --> 00:29:35,220
‫میگل؟

406
00:29:37,930 --> 00:29:40,590
‫تا حالا به کسی گفتی که خیلی ترسناک بود

407
00:29:40,680 --> 00:29:42,550
‫وقتی مامان و بابات دعوا می‌کردن؟

408
00:29:48,840 --> 00:29:50,430
‫من به...

409
00:29:51,470 --> 00:29:54,720
‫یکی از معلم‌هام گفتم

410
00:29:56,760 --> 00:29:58,470
‫هی

411
00:29:58,550 --> 00:30:00,680
‫ببخشید

412
00:30:00,760 --> 00:30:03,880
‫می‌دونی چیه؟ چطوره همین الان تمومش کنیم؟

413
00:30:03,970 --> 00:30:05,970
‫کارت عالی بود

414
00:30:06,050 --> 00:30:08,380
‫خانم استمپر؟

415
00:30:08,470 --> 00:30:11,050
‫من سؤالی ندارم، عالیجناب

416
00:30:13,550 --> 00:30:14,880
‫ممنون، میگل

417
00:30:14,970 --> 00:30:16,550
‫حالا دیگه می‌تونی بری پایین

418
00:30:47,880 --> 00:30:49,590
‫- سلام
‫- سلام

419
00:30:50,380 --> 00:30:52,590
‫حرکتِ خیلی زشتی بود

420
00:30:52,680 --> 00:30:54,130
‫می‌دونم

421
00:30:54,970 --> 00:30:56,340
‫می‌دونی؟

422
00:30:58,550 --> 00:31:00,760
‫واقعاً؟

423
00:31:09,680 --> 00:31:10,970
‫خوبی؟

424
00:31:11,590 --> 00:31:14,050
‫آره. خوبم

425
00:31:14,130 --> 00:31:15,680
‫تو چی؟

426
00:31:18,130 --> 00:31:19,720
‫هی، هی، هی

427
00:31:19,800 --> 00:31:21,550
‫- چطور جرأت می‌کنی؟
‫- آقای آلوز...

428
00:31:21,630 --> 00:31:23,380
‫شماها آدم‌های پست فطرتی هستید!

429
00:31:23,470 --> 00:31:24,840
‫- سرکار!
‫- شما نمی‌تونید اینجا باشید

430
00:31:24,930 --> 00:31:26,260
‫تو باید خجالت بکشی!

431
00:31:26,340 --> 00:31:28,840
‫- مجبورم نکنید حراست رو خبر کنم
‫- بیخیال، فرناندو

432
00:31:30,720 --> 00:31:32,630
‫- پست فطرت‌ها!
‫- سرکار!

433
00:31:32,720 --> 00:31:34,930
‫بیرون! بیا بریم!

434
00:31:35,010 --> 00:31:36,170
‫اینجا نه

435
00:31:36,260 --> 00:31:38,010
‫خوبی؟

436
00:31:38,090 --> 00:31:40,300
‫مطمئنی؟

437
00:31:41,170 --> 00:31:43,130
‫خب حالا چی؟

438
00:31:43,220 --> 00:31:47,010
‫دیگه تمومه؟ دفاعیه‌مون رو نهایی کنیم؟

439
00:31:49,930 --> 00:31:52,760
‫یا شاید مندوزا رو هم بیاریم رو جایگاه

440
00:31:52,840 --> 00:31:55,380
‫نزدیکه

441
00:31:55,470 --> 00:31:58,510
‫نه، خوبه. از جایگاه الان‌مون خوشم میاد

442
00:32:04,590 --> 00:32:06,220
‫من چی؟

443
00:32:10,760 --> 00:32:14,630
‫همیشه گفتی من قابل اطمینان‌ترین راوی هستم.
‫من...

444
00:32:14,720 --> 00:32:19,550
‫من... راضیم شهادت بدم

445
00:32:19,630 --> 00:32:22,550
‫گفتی که اعضای هیئت منصفه من رو درک می‌کنن

446
00:32:27,220 --> 00:32:28,880
‫گریس

447
00:32:28,970 --> 00:32:31,800
‫نمی‌تونم تناقض‌گوییت رو به نمایش بذارم

448
00:32:31,880 --> 00:32:34,130
‫تناقض‌گویی؟

449
00:32:34,220 --> 00:32:37,050
‫متوجهم

450
00:32:39,050 --> 00:32:41,090
‫من فقط حقیقت رو میگم

451
00:32:43,970 --> 00:32:45,630
‫ولی از نظرِ تو حقیقت چیه؟

452
00:32:45,720 --> 00:32:48,260
‫درکش یکم برام سخته

453
00:32:56,170 --> 00:32:58,430
‫باورم نمیشه تو تونسته باشی چنین کاری بکنی

454
00:33:00,680 --> 00:33:02,050
‫این رو میگم

455
00:33:02,130 --> 00:33:04,130
‫من حاضرم این رو بگم

456
00:33:08,880 --> 00:33:10,590
‫به این شهادت میدم

457
00:33:19,090 --> 00:33:20,590
‫ممنون

458
00:33:24,470 --> 00:33:25,760
‫گریس

459
00:33:47,300 --> 00:33:50,800
‫داشتنِ رابطه‌ی پنهانی، انسانیه

460
00:33:52,260 --> 00:34:00,050
‫حمله کردن به یه نفر از روی احساسات
‫یا عصبانیت هم انسانیه

461
00:34:01,970 --> 00:34:03,970
‫ولی ضرب و جرح یه نفر تا سر حد مرگ

462
00:34:04,050 --> 00:34:07,590
‫و ادامه دادن به زدنش مدت‌ها بعد از مرگش،

463
00:34:07,680 --> 00:34:10,260
‫این کارِ یه هیولاست، گریس

464
00:34:10,340 --> 00:34:13,220
‫این کارِ یه هیولاست!

465
00:34:17,130 --> 00:34:18,970
‫ممنون...

466
00:34:19,050 --> 00:34:20,880
‫بابتِ مهربونیت

467
00:34:45,586 --> 00:34:47,432
‫«خدا را باور داریم»

468
00:34:50,880 --> 00:34:52,840
‫سوگند می‌خورید که شهادتی
‫که خواهید داد

469
00:34:52,930 --> 00:34:55,760
‫،حقیقت، تمام واقعیتِ امر
‫و چیزی جز حقیقت نباشد؟

470
00:34:55,840 --> 00:34:56,970
‫بله

471
00:34:57,050 --> 00:34:58,970
‫لطفاً نام خودتون رو اعلام کنید

472
00:34:59,050 --> 00:35:01,680
‫گریس راینهارت فریزر

473
00:35:01,760 --> 00:35:03,260
‫بشینید

474
00:35:10,840 --> 00:35:12,340
‫دکتر فریزر

475
00:35:13,380 --> 00:35:14,720
‫می‌تونم گریس صداتون کنم؟

476
00:35:14,800 --> 00:35:16,550
‫بله

477
00:35:16,630 --> 00:35:18,090
‫شما دکتری

478
00:35:18,170 --> 00:35:19,340
‫بله

479
00:35:19,430 --> 00:35:20,840
‫میشه تخصصِ خودتون رو بهمون بگید؟

480
00:35:20,930 --> 00:35:23,470
‫من یه روانشناسِ بالینی هستم

481
00:35:23,550 --> 00:35:26,430
‫من دکترای روانشناسی دارم

482
00:35:26,510 --> 00:35:28,680
‫که از دانشگاه هاروارد گرفتم

483
00:35:28,760 --> 00:35:31,220
‫- و اونجا با شوهرتون آشنا شدید
‫- بله

484
00:35:31,300 --> 00:35:34,170
‫ما تو سال ۲۰۰۲ آشنا شدیم

485
00:35:34,260 --> 00:35:36,930
‫و تو سال ۲۰۰۵ ازدواج کردیم

486
00:35:37,930 --> 00:35:39,550
‫شما زندگیِ مشترک خوبی داشتید

487
00:35:39,630 --> 00:35:41,760
‫تا این اواخر، بله

488
00:35:41,840 --> 00:35:43,090
‫بله

489
00:35:43,170 --> 00:35:47,430
‫ازتون نمی‌خوام رویدادهایی رو بازگو کنید
‫که امروز شما رو به اینجا کشوندن

490
00:35:48,800 --> 00:35:50,010
‫بابتش ازتون ممنونم

491
00:35:50,090 --> 00:35:52,430
‫شما و شوهرتون هنوز باهم هستید

492
00:35:53,550 --> 00:35:55,590
‫بله. باهمیم

493
00:35:55,680 --> 00:36:00,050
‫،قبل از شبی که النا آلوز کشته شد

494
00:36:00,130 --> 00:36:02,130
‫شما خبر داشتید که اون و جاناتان

495
00:36:02,220 --> 00:36:03,800
‫رابطه‌ی عاشقانه داشتن؟

496
00:36:03,880 --> 00:36:05,090
‫خبر نداشتم

497
00:36:05,170 --> 00:36:08,550
‫ما شهادتی در این مورد شنیدیم که همگی
‫تو یه مراسم خیریه‌ی مدرسه باهم بودید

498
00:36:08,630 --> 00:36:11,300
‫و این که شوهرتون زودتر رفت

499
00:36:11,380 --> 00:36:14,130
‫تا جایی که اطلاع دارید واسه چی رفت؟

500
00:36:16,510 --> 00:36:20,930
‫اون موقع فکر می‌کردم که به خاطرِ رسیدگی
‫به مشکلِ اورژانسی یکی از بیمارهاش رفت

501
00:36:21,010 --> 00:36:26,550
‫اما بعد از اون شب و الان می‌دونم
‫که شوهرم به خاطرِ...

502
00:36:26,630 --> 00:36:28,340
‫زنه رفت!

503
00:36:29,430 --> 00:36:33,130
‫منظور از زنه، قربانیِ پرونده، الناست؟

504
00:36:33,220 --> 00:36:34,170
‫بله

505
00:36:34,260 --> 00:36:36,430
‫شوهرتون عاشقش بود

506
00:36:36,510 --> 00:36:38,340
‫شاید هنوزم عاشقشه

507
00:36:38,430 --> 00:36:40,300
‫این باید سخت باشه

508
00:36:43,630 --> 00:36:44,930
‫بله، همینطوره

509
00:36:45,010 --> 00:36:46,590
‫،و با این حال کنارش می‌ایستید

510
00:36:46,680 --> 00:36:48,760
‫و امروز به نفعش شهادت می‌دید

511
00:36:48,840 --> 00:36:51,170
‫چون امکان نداره چنین کاری کرده باشه

512
00:36:53,470 --> 00:36:55,130
‫از کجا این رو می‌دونید؟

513
00:37:00,720 --> 00:37:02,630
‫ما ۱۴ ساله که زن و شوهریم

514
00:37:02,720 --> 00:37:05,880
‫‏۱۷ ساله که باهمیم

515
00:37:05,970 --> 00:37:09,470
‫من می‌تونستم از نزدیک ببینم
‫اون کیه و چه جور آدمیه

516
00:37:10,380 --> 00:37:11,800
‫من روانشناس بالینی هستم

517
00:37:11,880 --> 00:37:13,470
‫تو شناختِ مغز تخصص دارم

518
00:37:13,550 --> 00:37:15,720
‫مهارت‌هایی دارم که بهم اجازه میدن
‫ذهنِ آدم‌ها رو بخونم

519
00:37:15,800 --> 00:37:17,800
‫به عبارتی بیماری‌شون رو تشخیص بدم

520
00:37:20,340 --> 00:37:23,050
‫شما از بی‌وفاییِ شوهرتون خبر نداشتید؟

521
00:37:23,130 --> 00:37:25,800
‫ممکنه در مورد رابطه‌ی نامشروعش
‫فریب خورده باشم

522
00:37:25,880 --> 00:37:28,590
‫اما این که در مورد شخصیتِ
‫واقعیتش دچار خطا بشم...

523
00:37:28,680 --> 00:37:30,090
‫و اون چه جور آدمیه؟

524
00:37:31,380 --> 00:37:32,760
‫اون...

525
00:37:35,220 --> 00:37:37,430
‫،شاید به طور کاملاً محسوس

526
00:37:37,510 --> 00:37:40,260
‫می‌تونم بگم یه درمانگره

527
00:37:40,340 --> 00:37:42,800
‫اون جونِ آدم‌ها رو نجات میده

528
00:37:42,880 --> 00:37:45,800
‫اون سرطانِ بچه‌ها رو درمان می‌کنه

529
00:37:45,880 --> 00:37:50,130
‫کل ارج و احترامش به طور جدایی‌ناپذیری
‫به این ویژگی گره خورده

530
00:37:50,220 --> 00:37:52,800
‫حفظ جونِ انسان

531
00:37:52,880 --> 00:37:57,430
‫این ایده که جونِ یه آدم رو بگیره
‫کاملاً توجیه ناپذیره

532
00:37:57,510 --> 00:37:59,840
‫شما به عنوان یه روانشناس می‌دونید

533
00:37:59,930 --> 00:38:05,260
‫که بسیاری از افراد برجسته
‫،و مطیع قانون از جمله پزشکان

534
00:38:05,340 --> 00:38:07,550
‫توانایی از دست دادنِ ناگهانی
‫کنترل خودشون رو دارن

535
00:38:09,220 --> 00:38:12,880
‫من هرگز تو عمرم ندیدم جاناتان

536
00:38:12,970 --> 00:38:14,470
‫رفتارِ خشونت‌آمیزی نشون بده

537
00:38:19,430 --> 00:38:21,430
‫نه حتی یک بار

538
00:38:21,510 --> 00:38:23,050
‫اون مرد خوش رفتاریه

539
00:38:23,130 --> 00:38:25,590
‫اون مرد دلسوزیه

540
00:38:29,680 --> 00:38:35,260
‫اون اصلاً قادر به انجامِ کاری نیست
‫که بهش متهم شده

541
00:38:37,930 --> 00:38:39,260
‫ممنون

542
00:38:53,470 --> 00:38:55,300
‫شما دوستش دارید

543
00:38:59,970 --> 00:39:01,170
‫بله

544
00:39:01,260 --> 00:39:04,090
‫کسی هست که بیشتر دوستش داشته باشید؟

545
00:39:05,220 --> 00:39:06,800
‫پسرم

546
00:39:06,880 --> 00:39:09,720
‫- هنری
‫- بله. بله، البته

547
00:39:09,800 --> 00:39:12,510
‫نمی‌تونم رنجی رو که می‌کشه، تصور کنم

548
00:39:12,590 --> 00:39:17,880
‫یه پسر بچه‌ی ۱۲ ساله که می‌بینه
‫،پدرش متهم به قتل شده

549
00:39:17,970 --> 00:39:19,760
‫مطمئنم آرزو می‌کنید ای کاش می‌تونستید

550
00:39:19,840 --> 00:39:21,590
‫به خاطر هنری یه عصای جادویی تکون بدید

551
00:39:21,680 --> 00:39:23,930
‫و پدرش رو بهش پس بدید

552
00:39:24,010 --> 00:39:25,930
‫من واسه این کار نیومدم اینجا

553
00:39:27,340 --> 00:39:32,260
‫شما با اصطلاح «سوگیری تأییدی» آشنایی دارید؟

554
00:39:32,340 --> 00:39:34,930
‫- بله. البته
‫- معنیش چیه؟

555
00:39:35,010 --> 00:39:38,010
‫یعنی...

556
00:39:38,090 --> 00:39:42,590
‫یعنی تمایل به تعبیرِ اوضاع به نحوی که
‫تصوراتِ پیشین خودت رو تأیید کنن

557
00:39:42,680 --> 00:39:44,930
‫متهم معشوقِ زندگی شماست

558
00:39:45,010 --> 00:39:47,840
‫اون پدرِ بچه‌ی شماست

559
00:39:47,930 --> 00:39:49,880
‫دیدنِ اون به عنوان قاتل...

560
00:39:51,470 --> 00:39:53,930
‫شهادتِ من صادقانه بوده

561
00:39:54,010 --> 00:39:55,630
‫واقعاً؟

562
00:39:55,720 --> 00:39:57,090
‫شما شهادت دادید که

563
00:39:57,170 --> 00:40:01,010
‫هرگز از شوهرتون خشونت ندیدید

564
00:40:01,090 --> 00:40:02,970
‫این صادقانه بود

565
00:40:03,050 --> 00:40:04,170
‫بله

566
00:40:05,470 --> 00:40:08,170
‫اون تا حالا گلوی شما رو گرفته؟

567
00:40:11,720 --> 00:40:14,090
‫اگه به...

568
00:40:14,170 --> 00:40:17,130
‫اگه به شبی اشاره می‌کنید
‫،که به خونه‌ی ساحلی اومد

569
00:40:17,220 --> 00:40:18,590
‫- اون...
‫- بله، منظورم همون شبه

570
00:40:18,680 --> 00:40:22,010
‫من به شبی اشاره می‌کنم که
‫به زور وارد خونه‌ی ساحلی شد

571
00:40:22,090 --> 00:40:24,840
‫،ناگهان از پشت به شما نزدیک شد

572
00:40:24,930 --> 00:40:26,550
‫و شما رو گرفت

573
00:40:28,880 --> 00:40:31,880
‫اون می‌خواست با من حرف بزنه، و...

574
00:40:33,340 --> 00:40:35,470
‫،هر دو دستش رو روی من گذاشت

575
00:40:35,550 --> 00:40:38,760
‫،و، و می‌خواست جلوی داد زدنم رو بگیره

576
00:40:38,840 --> 00:40:40,630
‫،چون نمی‌خواست من رو بترسونه

577
00:40:40,720 --> 00:40:42,930
‫،و نمی‌خواست پسرم رو بترسونه

578
00:40:43,010 --> 00:40:44,510
‫که طبقه‌ی بالا خواب بود

579
00:40:44,590 --> 00:40:46,430
‫- و این...
‫- ولی شما...

580
00:40:46,510 --> 00:40:49,170
‫شما به کارآگاه مندوزا گفتید که...

581
00:40:49,260 --> 00:40:52,340
‫مطمئن نبودید که شما رو نمی‌کشه؟

582
00:40:57,590 --> 00:41:00,260
‫،یعنی، اون لحظه ترسیده کرده بودم

583
00:41:00,340 --> 00:41:05,010
‫و اون ناگهان پیداش شد و...

584
00:41:05,090 --> 00:41:07,090
‫من جا خورده بودم

585
00:41:07,170 --> 00:41:09,800
‫،پس شهادتی که یکم پیش دادید

586
00:41:09,880 --> 00:41:12,130
‫که شوهرتون هرگز نمی‌تونست
‫،رفتار خشونت‌آمیز داشته باشه

587
00:41:12,220 --> 00:41:13,470
‫نادرست بود

588
00:41:13,550 --> 00:41:18,300
‫حواس من در اون لحظه مدت کوتاهی
‫تحتِ تأثیر ترس قرار گرفته بودن

589
00:41:18,380 --> 00:41:21,380
‫خیلی سریع فهمیدم که هیچ
‫خطرِ واقعی‌ای تهدیدم نمی‌کرد

590
00:41:21,470 --> 00:41:23,680
‫شما به سرعت این رو فهمیدید

591
00:41:23,760 --> 00:41:27,170
‫قبل یا بعد از این که با ۹۱۱ تماس گرفتید؟

592
00:41:32,380 --> 00:41:34,220
‫من گریس فریزر هستم

593
00:41:34,300 --> 00:41:37,090
‫شوهرم الان به زور وارد خونه شده

594
00:41:37,170 --> 00:41:39,300
‫اون یه فراریه. به جرم قتل تحتِ تعقیبه

595
00:41:39,380 --> 00:41:43,050
‫اسمش جاناتان فریزره.
‫من تو پلاک ۳۶۱ بیچوی...

596
00:41:43,130 --> 00:41:45,380
‫جاده بیچوی هستم و ترس کل وجودم رو گرفته

597
00:41:45,470 --> 00:41:46,680
‫و ازتون می‌خوام عجله کنید

598
00:41:46,760 --> 00:41:48,300
‫فوراً خودتون رو برسونید

599
00:41:48,380 --> 00:41:50,340
‫خواهش می‌کنم

600
00:41:58,930 --> 00:42:00,930
‫همونطور که گفتم، ترسیده بودم

601
00:42:01,010 --> 00:42:03,840
‫اون لحظه ترسیده بودم

602
00:42:03,930 --> 00:42:05,630
‫،من شوهرم رو می‌شناسم

603
00:42:05,720 --> 00:42:07,550
‫- و می‌دونم...
‫- شما خانواده‌اش رو می‌شناسید؟

604
00:42:07,630 --> 00:42:08,970
‫- چی؟
‫- خانواده‌اش

605
00:42:09,050 --> 00:42:12,550
‫مادرش. پدرش. اونا رو می‌شناسید؟

606
00:42:12,630 --> 00:42:13,970
‫نه زیاد

607
00:42:19,170 --> 00:42:21,220
‫اون از خانواده‌اش رونده شده

608
00:42:21,300 --> 00:42:22,680
‫رونده شده؟

609
00:42:22,760 --> 00:42:25,130
‫می‌دونید علتش چی بوده؟

610
00:42:25,220 --> 00:42:26,880
‫یه حادثه‌ای رخ داده بوده

611
00:42:28,220 --> 00:42:29,880
‫چجور حادثه‌ای؟

612
00:42:35,550 --> 00:42:38,090
‫،وقتی جاناتان ۱۴ سالش بود

613
00:42:38,170 --> 00:42:41,220
‫،داشته از خواهرِ چهار ساله‌اش مراقبت می‌کرده

614
00:42:41,300 --> 00:42:42,630
‫و خواهرش یه جوری از خونه رفته بیرون

615
00:42:42,720 --> 00:42:45,590
‫و ماشین زیرش کرده و کشته شده

616
00:42:45,680 --> 00:42:48,170
‫پدر و مادرش اون رو مقصر دونستن

617
00:42:48,260 --> 00:42:52,430
‫و... علتِ این رونده شدن همینه؟

618
00:42:52,510 --> 00:42:54,010
‫بله

619
00:42:54,090 --> 00:42:55,300
‫بله

620
00:42:55,380 --> 00:42:59,550
‫شما اصلاً با مادر یا پدرِ جاناتان
‫در این مورد حرف زدید؟

621
00:42:59,630 --> 00:43:01,130
‫با مادرش حرف زدم

622
00:43:01,220 --> 00:43:02,880
‫کِی؟

623
00:43:04,170 --> 00:43:06,050
‫به تازگی. حدود یه هفته قبل

624
00:43:07,760 --> 00:43:09,170
‫و اون بهتون چی گفت؟

625
00:43:09,260 --> 00:43:10,630
‫اعتراض دارم. نقل قول از دیگری

626
00:43:10,720 --> 00:43:12,510
‫اظهارات به ضررِ گوینده‌ست
‫<font color="#ffff۰۰">و اگه شخص از درستیش مطمئن نباشه نمیگه)
‫(و در نتیجه تو دادگاه معتبره</font>

627
00:43:12,590 --> 00:43:14,170
‫اجازه‌اش رو میدم

628
00:43:16,050 --> 00:43:18,800
‫لطفاً. بهتون چی گفت؟

629
00:43:18,880 --> 00:43:21,010
‫در کل همین رو گفت که...

630
00:43:21,090 --> 00:43:23,010
‫،که به نحوی

631
00:43:23,090 --> 00:43:24,680
‫،خواهره از خونه بیرون رفته

632
00:43:24,760 --> 00:43:26,720
‫و بعدش...

633
00:43:28,340 --> 00:43:31,090
‫اون فاجعه اتفاق افتاده

634
00:43:35,220 --> 00:43:37,720
‫اون در مورد ضربه‌ی روحی جاناتان حرف زد؟

635
00:43:37,800 --> 00:43:40,720
‫- اعتراض دارم
‫- وارد نیست

636
00:43:40,800 --> 00:43:46,010
‫مادرِ متهم در مورد ضربه‌ی روحی که
‫پسرش در نتیجه‌ی مرگِ خواهرش

637
00:43:46,090 --> 00:43:49,170
‫تجربه کرد، چی بهتون گفت؟

638
00:43:49,260 --> 00:43:51,760
‫گفت که اون دچارِ...

639
00:43:53,510 --> 00:43:54,880
‫ضربه‌ی روحی نشد

640
00:43:58,930 --> 00:44:00,680
‫،در واقع

641
00:44:00,760 --> 00:44:05,840
‫بهتون گفت که جاناتان دچارِ هیچ
‫احساس گناه و اندوهی نشد؟

642
00:44:05,930 --> 00:44:07,220
‫این درست نیست؟

643
00:44:07,300 --> 00:44:08,510
‫اعتراض دارم! این صرفاً نقل قوله

644
00:44:08,590 --> 00:44:10,170
‫این اظهارات به ضررِ گوینده‌ست

645
00:44:10,260 --> 00:44:11,430
‫اون مادرشه و...

646
00:44:11,510 --> 00:44:13,010
‫هیچ مدرکی نشون داده نشده...

647
00:44:13,090 --> 00:44:15,840
‫و همچنین برای رد صلاحیتِ شاهده.
‫این شاهد تحتِ سوگند شهادت داده

648
00:44:15,930 --> 00:44:18,430
‫،که متهم رو شخصِ دلسوزی می‌شناسه

649
00:44:18,510 --> 00:44:19,840
‫وقتی دلیلی داره که...

650
00:44:19,930 --> 00:44:20,840
‫عالیجناب!

651
00:44:20,930 --> 00:44:23,430
‫اعتراض شنیده شد و وارد نیست

652
00:44:26,630 --> 00:44:28,050
‫بله یا نه؟

653
00:44:28,130 --> 00:44:29,720
‫مادرِ متهم به شما گفت

654
00:44:29,800 --> 00:44:33,130
‫که جاناتان در واکنش به مرگِ خواهر ۴ ساله‌اش

655
00:44:33,220 --> 00:44:36,630
‫دچارِ هیچ احساس گناه و اندوهی نشد

656
00:44:40,010 --> 00:44:42,760
‫لطفاً به سؤال جواب بدید، دکتر

657
00:44:42,840 --> 00:44:44,300
‫بله

658
00:44:45,800 --> 00:44:47,880
‫هیچ اندوهی؟

659
00:44:47,970 --> 00:44:50,680
‫مادرش همش منتظرش موند، ولی...

660
00:44:53,010 --> 00:44:55,760
‫گفت که دورش رو با حمایتِ خانواده پر کردن

661
00:44:55,840 --> 00:44:58,300
‫که...

662
00:44:58,380 --> 00:45:00,970
‫که مطمئن بودن که وقتی
‫اثرِ شوک از بین بره

663
00:45:01,050 --> 00:45:04,760
‫رنج و اندوه شروع میشه.
‫ولی هرگز شروع نشد.

664
00:45:06,550 --> 00:45:09,010
‫چیزِ دیگه‌ای نگفت؟

665
00:45:13,220 --> 00:45:14,760
‫این فقط نظرِ شخصیشه

666
00:45:14,840 --> 00:45:16,510
‫لزوماً چیزی نیست...

667
00:45:16,590 --> 00:45:18,260
‫می‌تونیم همینطور به حساب بیاریمش

668
00:45:18,340 --> 00:45:20,010
‫لطفاً به سؤال جواب بدید

669
00:45:21,720 --> 00:45:23,720
‫دیگه چی گفت؟

670
00:45:23,800 --> 00:45:25,170
‫گفت...

671
00:45:27,260 --> 00:45:30,430
‫که باور داره

672
00:45:30,510 --> 00:45:32,380
‫که جاناتان...

673
00:45:34,930 --> 00:45:37,470
‫رنج کشیدن رو بلد نیست

674
00:45:37,550 --> 00:45:41,090
‫که اون قادر به احساسِ ندامت

675
00:45:41,170 --> 00:45:42,720
‫یا پشیمونی نیست

676
00:45:58,880 --> 00:46:01,590
‫شما تا حالا به کسی گفتید
‫که فکر می‌کنید شوهرتون

677
00:46:01,680 --> 00:46:04,380
‫اختلال شخصیتِ خودشیفته داره؟

678
00:46:04,470 --> 00:46:06,300
‫- عالیجناب، اعتراض دارم!
‫- وارد نیست!

679
00:46:06,380 --> 00:46:08,010
‫،عالیجناب، علاوه بر مُغرضانه بودن

680
00:46:08,090 --> 00:46:10,470
‫- این سؤال نامربوطه
‫- اینم برای رد صلاحیتِ شاهده

681
00:46:10,550 --> 00:46:13,300
‫،معذرت می‌خوام، عالیجناب
‫ولی این شاهد اومده روی جایگاه

682
00:46:13,380 --> 00:46:15,800
‫تا به بی‌گناهی متهم شهادت بده

683
00:46:15,880 --> 00:46:18,470
‫در حالی که در واقع نمی‌تونه
‫به هیچکدوم شهادت بده

684
00:46:18,550 --> 00:46:20,430
‫- اعتراض دارم!
‫- وارد نیست

685
00:46:20,510 --> 00:46:22,720
‫بشینید، خانم فیتزجرالد

686
00:46:22,800 --> 00:46:26,170
‫من رو نگاه کنید، دکتر.
‫من رو نگاه کنید.

687
00:46:26,260 --> 00:46:29,840
‫،شما به دوستتون سیلویا استاینتز گفتید

688
00:46:29,930 --> 00:46:35,550
‫که فکر می‌کنید شوهرتون اختلال
‫شخصیتِ خودشیفته داره

689
00:46:35,630 --> 00:46:37,680
‫این یه تشخیصِ حرفه‌ای نبود

690
00:46:37,760 --> 00:46:39,510
‫،ولی نظرِ شماست

691
00:46:39,590 --> 00:46:41,510
‫به عنوانِ همسرش

692
00:46:41,590 --> 00:46:44,930
‫به عنوانِ یه روانشناسِ بالینی

693
00:46:47,760 --> 00:46:52,630
‫خصوصیاتِ اختلال شخصیتِ خودشیفته چی هستن؟

694
00:46:53,430 --> 00:46:55,300
‫عمدتاً خودبزرگ‌نمایی

695
00:46:55,380 --> 00:46:56,760
‫دیگه چی؟

696
00:47:00,590 --> 00:47:02,260
‫دیگه چی؟

697
00:47:03,590 --> 00:47:05,930
‫فقدانِ همدلی

698
00:47:06,010 --> 00:47:07,760
‫فقدانِ همدلی

699
00:47:09,380 --> 00:47:12,800
‫پس شهادتِ شما که اون رو
‫،مرد دلسوزی می‌شناختید

700
00:47:12,880 --> 00:47:14,720
‫دروغ بود

701
00:47:14,800 --> 00:47:16,680
‫دروغی که به ما گفتید

702
00:47:18,010 --> 00:47:20,720
‫و دروغی که به خودتون گفتید

703
00:47:20,800 --> 00:47:22,260
‫اینطور نیست؟

704
00:47:24,300 --> 00:47:27,720
‫- نمی‌دونم منظورتون از این چیه
‫- واقعاً؟

705
00:47:27,800 --> 00:47:30,380
‫،دکتر، تو حرفه‌ی شما

706
00:47:30,470 --> 00:47:32,880
‫به بیمارها نمی‌گید که گاهی اوقات

707
00:47:32,970 --> 00:47:36,720
‫اونا به قدری می‌خوان شریکِ زندگی‌شون
‫رو باور داشته باشن که...

708
00:47:36,800 --> 00:47:39,760
‫تصمیم می‌گیرن یه چیزهایی رو فراموش کنن

709
00:47:39,840 --> 00:47:42,220
‫یه چیزهایی رو ندید بگیرن

710
00:47:42,300 --> 00:47:44,430
‫که گاهی اوقات حقیقتِ

711
00:47:44,510 --> 00:47:46,970
‫کسی و چیزی که باهاش ازدواج کردن

712
00:47:47,050 --> 00:47:53,680
‫توسط درموندگیِ برای کسی که می‌خوان
‫باهاش ازدواج کرده باشن، تحریف میشه

713
00:47:55,300 --> 00:47:58,340
‫این یه پدیده‌ی واقعیه

714
00:47:58,430 --> 00:48:00,760
‫اینطور نیست، دکتر فریزر؟

715
00:48:00,840 --> 00:48:03,970
‫بی‌خبری افراد از ذاتِ واقعی شرکای زندگی‌شون

716
00:48:04,050 --> 00:48:07,630
‫شما همیشه این رو به بیمارهاتون می‌گید.
‫مگه نه؟

717
00:48:12,010 --> 00:48:14,510
‫من می‌دونم با کی و چی ازدواج کردم

718
00:48:24,470 --> 00:48:26,130
‫بله

719
00:48:27,220 --> 00:48:30,130
‫بله، فکر کنم می‌دونید

720
00:48:30,220 --> 00:48:32,470
‫عالیجناب من تقاضای ابطالِ محاکمه رو دارم

721
00:48:32,550 --> 00:48:33,930
‫اینا همه نقلِ قوله

722
00:48:34,010 --> 00:48:36,340
‫این به طرز غیر قابل قبولی مُغرضانه‌ست

723
00:48:36,430 --> 00:48:38,550
‫این موارد ناعادلانه و بی‌اطلاع قبلی
‫مطرح شدن و شرم‌آوره!

724
00:48:38,630 --> 00:48:40,300
‫،اگه اون شاهد دادستان بود

725
00:48:40,380 --> 00:48:42,300
‫شاید قبول می‌کردم. ولی نیست

726
00:48:42,380 --> 00:48:43,760
‫اون شاهد متهمه

727
00:48:43,840 --> 00:48:46,380
‫شما به جایگاه احضارش کردید.
‫علتِ این ضرر و زیان خودتون بودید.

728
00:48:46,470 --> 00:48:48,090
‫- باید بدونید...
‫- دکتر فریزر، لطفاً بشینید سر جاتون

729
00:48:48,170 --> 00:48:49,880
‫که بیشتر حرف‌هایی که دو ۱۰ دقیقه گذشته زد

730
00:48:49,970 --> 00:48:52,380
‫- دروغه!
‫- بشینید سرِ جاتون

731
00:48:59,720 --> 00:49:01,430
‫حالا می‌تونید برید پایین

732
00:49:25,840 --> 00:49:27,970
‫خیلی دوستت دارم، گریس

733
00:49:30,630 --> 00:49:32,220
‫گریس؟

734
00:49:32,970 --> 00:49:34,090
‫گریس

735
00:49:40,760 --> 00:49:42,340
‫آفرین، هیلی. آفرین

736
00:49:42,430 --> 00:49:45,380
‫اون ما رو به گا داد! ما رو به گا داد!

737
00:49:45,470 --> 00:49:47,260
‫تقاضای ابطال محاکمه رو می‌کنیم

738
00:49:47,340 --> 00:49:49,010
‫،این کارو نمی‌کنی. همین الان امتحانش کردی

739
00:49:49,090 --> 00:49:50,550
‫و اون درخواستت رو رد کرد. دیگه تمومه

740
00:49:50,630 --> 00:49:52,340
‫- اون ما رو به گا داد
‫- جاناتان...

741
00:49:52,430 --> 00:49:54,970
‫- و تو گذاشتی این اتفاق بیوفته
‫- من گذاشتم این اتفاق بیوفته

742
00:49:56,590 --> 00:49:59,380
‫جاناتان، اون با تو بود

743
00:49:59,470 --> 00:50:01,840
‫اون طرفِ تو بود

744
00:50:01,930 --> 00:50:03,510
‫و تو از دستش دادی

745
00:50:04,930 --> 00:50:08,720
‫چون از شرِ اون چکشِ لعنتی خلاص نشدی

746
00:50:08,800 --> 00:50:10,340
‫می‌شنوی؟

747
00:50:10,430 --> 00:50:14,050
‫از شر چکشِ لعنتی خلاص نشدی

748
00:50:14,130 --> 00:50:16,630
‫چقدر می‌تونی احمق بشی؟

749
00:50:36,050 --> 00:50:38,380
‫اون کاملاً از روی عمد اون کارو کرد

750
00:50:38,470 --> 00:50:40,680
‫قطعاً با دادستان دست به یکی کرده بود

751
00:50:40,760 --> 00:50:42,590
‫،اگه دادستان احضارش کرده بود

752
00:50:42,680 --> 00:50:45,430
‫وکیل مدافع می‌تونست به دلیل این که
‫همسرِ متهمه جلوی شهادتش رو بگیره

753
00:50:45,510 --> 00:50:47,680
‫ولی چون خود وکیل مدافع
‫،گریس فریزر رو احضار کرد

754
00:50:47,760 --> 00:50:49,090
‫صرفِ نظر از این حق تلقی شد

755
00:50:49,170 --> 00:50:52,470
‫و دادستان به راحتی تونست
‫صلاحیتش رو زیرِ سؤال ببره

756
00:50:52,550 --> 00:50:55,510
‫مطلبِ عجیبی که افشا کرد...

757
00:50:58,090 --> 00:50:59,760
‫اون عمداً بابا رو زمین زد

758
00:50:59,840 --> 00:51:02,260
‫می‌خوای چیکار کنه؟ دروغ بگه؟

759
00:51:02,340 --> 00:51:06,590
‫اون همیشه می‌تونست چکش رو تحویل بده

760
00:51:06,680 --> 00:51:08,760
‫ولی اون کار تو رو زمین می‌زد

761
00:51:08,840 --> 00:51:12,090
‫خدافظ مدرسه‌ی ریردن.
‫سلام به کانونِ اصلاح و تربیت.

762
00:51:14,680 --> 00:51:16,760
‫پیامک داری

763
00:51:16,840 --> 00:51:19,830
‫درسِ اخلاق می‌مونه واسه بعد

764
00:51:19,854 --> 00:51:23,028
‫<font color="#ffff۰۰">« هنری »
‫دلم برات تنگ شده رفیق</font>

765
00:53:00,630 --> 00:53:02,380
‫خبرِ بد برای قماربازها

766
00:53:02,470 --> 00:53:04,010
‫کارشناسانِ شرط‌بندی در لاس وگاس

767
00:53:04,090 --> 00:53:07,220
‫هر گونه شرط بندیِ بیشتر روی
‫،نتیجه‌ی محاکمه رو متوقف کردن

768
00:53:07,300 --> 00:53:11,550
‫همزمان که محکومیتِ دکتر فریزر
‫کاملاً قطعی به نظر میاد

769
00:53:22,332 --> 00:53:24,532
‫<font color="#ffff۰۰">« هنری »
‫بریم صبحونه؟ شاید آخرین فرصت‌مون باشه</font>

770
00:53:24,556 --> 00:53:26,556
‫<font color="#ffff۰۰">مطمئنی بابا؟</font>

771
00:54:08,550 --> 00:54:10,130
‫جاناتان کجاست؟

772
00:54:10,220 --> 00:54:12,010
‫- همم؟
‫- اینجا نیست

773
00:54:12,090 --> 00:54:14,090
‫جواب تلفن‌هام رو نمیده. ازش خبری دارید؟

774
00:54:14,170 --> 00:54:17,220
‫البته که ازش خبری ندارم

775
00:54:17,300 --> 00:54:19,590
‫،اون حروم زاده. بهش هشدار دادم

776
00:54:19,680 --> 00:54:21,760
‫- ولی...
‫- هنری نرفته مدرسه

777
00:54:21,840 --> 00:54:23,930
‫نرفته مدرسه؟

778
00:54:25,880 --> 00:54:27,840
‫پلیس رو خبر کن، هیلی

779
00:54:31,380 --> 00:54:32,930
‫اوه، عزیزم

780
00:54:37,380 --> 00:54:40,130
‫بابا، واقعاً میریم صبحونه بخوریم؟

781
00:54:40,220 --> 00:54:42,340
‫گوشی رو بده به من

782
00:54:42,430 --> 00:54:43,880
‫گوشی رو بده به من

783
00:54:44,430 --> 00:54:46,470
‫مرسی

784
00:54:46,550 --> 00:54:49,800
‫حالتِ چهره‌ات خیلی عالی بود

785
00:54:49,880 --> 00:54:53,300
‫ولی خاموشش می‌کنم

786
00:54:53,380 --> 00:54:55,720
‫سعی کن آروم بمونی

787
00:54:59,470 --> 00:55:01,220
‫نمی‌تونی این کارو بکنی، بابا

788
00:55:01,300 --> 00:55:04,170
‫من که کارِ خاصی نمی‌کنم

789
00:55:04,260 --> 00:55:06,010
‫دارم با پسرم میرم گردش؟

790
00:55:11,550 --> 00:55:13,430
‫زنت

791
00:55:15,380 --> 00:55:17,590
‫اون خیلی خوبه

792
00:55:17,680 --> 00:55:20,090
‫خیلی باهام مهربون بوده، می‌دونی؟

793
00:55:21,260 --> 00:55:24,720
‫فکر کنم یه ارتباط واقعی باهم داشتیم

794
00:55:24,800 --> 00:55:26,550
‫،فردا قراره باهم چایی بخوریم

795
00:55:26,630 --> 00:55:29,590
‫بچه‌ها هم قراره باشن

796
00:55:29,680 --> 00:55:32,300
‫هنری می‌تونه خیلی برای میگل خوب باشه

797
00:55:33,340 --> 00:55:35,680
‫مثل یه برادرِ بزرگ‌تر

798
00:55:39,470 --> 00:55:42,430
‫از خانواده‌ی من فاصله بگیر!

799
00:55:43,970 --> 00:55:46,340
‫،اگه یه بار دیگه به خانواده‌ی من نزدیک بشی

800
00:55:46,430 --> 00:55:49,050
‫،چه زنم، چه پسرم

801
00:55:49,130 --> 00:55:51,090
‫بهت صدمه می‌زنم

802
00:55:51,170 --> 00:55:54,550
‫- بهت صدمه می‌زنم لعنتی
‫- تو هرگز به من صدمه نمی‌زنی

803
00:55:54,630 --> 00:55:57,840
‫و هرگز من رو ترک نمی‌کنی، جاناتان

804
00:56:02,220 --> 00:56:04,380
‫خب بگو ببینم. روزنبام چطوره؟

805
00:56:04,470 --> 00:56:05,630
‫ماتحتش در چه حاله؟

806
00:56:10,010 --> 00:56:12,170
‫واحد قربانیانِ ویژه‌ی پلیس نیویورک

807
00:56:12,260 --> 00:56:15,720
‫یه هشدار کودک ربایی برای
‫هنری فریزرِ ۱۲ ساله صادر کرده

808
00:56:15,800 --> 00:56:18,430
‫قد ۱۵۵ سانت، ۵۰ کیلوگرم

809
00:56:18,510 --> 00:56:20,880
‫اون سفیدپوسته با موی قهوه‌ایِ تیره

810
00:56:20,970 --> 00:56:22,930
‫آخرین بار با یه یونیفرم مدرسه دیده شده...

811
00:56:23,010 --> 00:56:25,010
‫- شلوارِ مشکی، سوشرتِ آبی
‫- راه بیوفت، بیلی

812
00:56:25,090 --> 00:56:28,470
‫دنبالِ یه رنج روورِ خاکستری
‫مدل جدید می‌گردیم

813
00:56:28,550 --> 00:56:32,430
‫تصویرِ خودرو حین خروج از جزیره‌ی منهتن
‫از طریق پارک‌ویِ هنری هادسون ثبت شده

814
00:56:32,510 --> 00:56:35,170
‫ما دلیلی داریم که خودرو در حال
‫حرکت به سمتِ مرز کاناداست

815
00:56:35,260 --> 00:56:37,220
‫،ما تقاضای همکاری بین ایالتی کردیم

816
00:56:37,300 --> 00:56:39,170
‫و به مرزبانیِ کانادا اطلاع دادیم

817
00:56:39,260 --> 00:56:43,630
‫دکتر جاناتان فریزر باید مسلح و
‫به شدت خطرناک در نظر گرفته شه

818
00:56:43,720 --> 00:56:45,050
‫،اگر اطلاعاتی دارید

819
00:56:45,130 --> 00:56:46,970
‫ازتون می‌خوایم با ۹۱۱ تماس بگیرید...

820
00:56:50,970 --> 00:56:53,510
‫میشه لطفاً بهم بگی کجا داریم میری؟

821
00:56:54,430 --> 00:56:56,010
‫مطمئن نیستم

822
00:56:56,090 --> 00:56:58,170
‫مطمئن نیستم، رفیق. این...

823
00:56:58,260 --> 00:56:59,630
‫این یه گردش جادویی و اسرارآمیزه

824
00:56:59,720 --> 00:57:01,760
‫این همون سفریه که خیلی وقته
‫قولش رو بهت دادم

825
00:57:01,840 --> 00:57:04,130
‫،فقط فکر کردم، می‌دونی
‫که این آخرین فرصت برای این سفر باشه.

826
00:57:04,220 --> 00:57:05,590
‫بابا، بیخیال

827
00:57:05,680 --> 00:57:07,300
‫الان نمی‌تونیم بریم سفر

828
00:57:07,380 --> 00:57:09,170
‫بیخیال، بیخیال. بیخال.
‫لم بده. آروم باش.

829
00:57:09,260 --> 00:57:10,630
‫لذت ببر. شعر بخون

830
00:57:10,720 --> 00:57:12,380
‫اون شعری که تو بچگی می‌خونی چی بود؟

831
00:57:12,470 --> 00:57:14,380
‫چطوری می‌خوندی...

832
00:57:14,470 --> 00:57:17,880
‫♪ ...دست‌هام رو خودمه ♪
‫اون شعر

833
00:57:17,970 --> 00:57:19,380
‫♪ اینجا چی داریم ♪

834
00:57:19,470 --> 00:57:21,840
‫♪ اینا چشم‌هامن و ترس ندارن ♪

835
00:57:21,930 --> 00:57:24,130
‫♪ چشم‌ها و جعبه‌ی هوش و ویبلی وابلی وو ♪

836
00:57:24,220 --> 00:57:26,630
‫♪ وقتی رفتم مدرسه این رو بهم یاد دادن ♪

837
00:57:26,720 --> 00:57:27,880
‫- تو هرگز به من صدمه نمی‌زنی
‫- واقعاً؟

838
00:57:27,970 --> 00:57:29,340
‫مطمئنی؟

839
00:57:31,220 --> 00:57:32,970
‫این درد داشت، عزیزم؟ هان؟

840
00:57:33,050 --> 00:57:34,800
‫این درد داشت لعنتی؟

841
00:57:34,880 --> 00:57:36,680
‫- بس کن!
‫- ♪ دست‌هام رو خودمه ♪

842
00:57:36,760 --> 00:57:38,510
‫♪ اینجا چی داریم ♪

843
00:57:38,590 --> 00:57:40,590
‫- ♪ ...این ♪
‫- ♪ جانونی‌مه ♪

844
00:57:40,680 --> 00:57:42,430
‫- ادامه بده
‫- ♪ ترس نداره ♪

845
00:57:42,510 --> 00:57:44,300
‫جانونی، دماغ پاک کن

846
00:57:44,380 --> 00:57:47,010
‫♪ چشم‌ها و جعبه هوش و ویبلی وابلی وو ♪

847
00:57:47,090 --> 00:57:51,965
‫♪ وقتی رفتم مدرسه این رو بهم یاد دادن ♪

848
00:57:52,030 --> 00:57:53,170
‫تو هرگز من رو ترک نمی‌کنی

849
00:57:53,260 --> 00:57:54,470
‫- تو هرگز من رو ترک نمی‌کنی
‫- واقعاً؟

850
00:57:54,550 --> 00:57:55,880
‫تو هرگز...

851
00:58:02,130 --> 00:58:04,380
‫همین الان ترکت کردم

852
00:58:11,470 --> 00:58:15,050
‫پلیس‌ها تو جاده ۲۰۲ پیداشون کردن.
‫‏۱۶ کیلومتر جلوترن.

853
00:58:18,470 --> 00:58:22,677
‫خب. من که میگم دیگه
‫تقریباً وقتِ صدف سوخاریه

854
00:58:22,677 --> 00:58:24,090
‫صدف سوخاری؟

855
00:58:24,170 --> 00:58:27,130
‫ولی نه اون صدف‌های سوخاری معمولی
‫که قبلاً خوردی، موجود زمینی

856
00:58:27,220 --> 00:58:31,170
‫اینا صدف‌های سوخاریِ معرکه‌ی
‫بولی آلبانی هستن

857
00:58:31,260 --> 00:58:33,430
‫بهترین صدف‌های سوخاریِ جهان

858
00:58:33,510 --> 00:58:36,880
‫بابا، ما نمی‌تونیم بریم صدف سوخاری بخوریم

859
00:58:36,970 --> 00:58:38,680
‫باید بزنی کنار و بذاری پیاده شم

860
00:58:38,760 --> 00:58:41,880
‫،اونا صدف‌های ایپسویچ هم هستن
‫که یعنی یه سری حرومیِ گُنده و چاقن

861
00:58:41,970 --> 00:58:43,880
‫- همونطور که هر صدفِ محترمی باید باشه
‫- بابا

862
00:58:43,970 --> 00:58:46,300
‫- خدای من!
‫- چرا فقط از این سفر لذت نمی‌بریم؟

863
00:58:50,300 --> 00:58:51,630
‫ببخشید

864
00:58:54,510 --> 00:58:55,930
‫ببخشید

865
00:58:56,970 --> 00:58:58,760
‫ببین، ممکنه این اتفاق بیوفته

866
00:58:58,840 --> 00:59:02,130
‫ممکنه این اتفاق بیوفته. ممکنه گاهی...

867
00:59:02,220 --> 00:59:04,170
‫خودمون رو گُم کنیم

868
00:59:06,170 --> 00:59:08,170
‫تبدیل به...

869
00:59:08,260 --> 00:59:10,930
‫می‌دونی، یکی دیگه بشیم

870
00:59:11,010 --> 00:59:14,840
‫ممکنه به خاطر ترس یا خشم یا...

871
00:59:15,930 --> 00:59:17,840
‫یا گاهی اوقات عشق باشه

872
00:59:19,380 --> 00:59:21,010
‫خودمون رو گُم می‌کنیم

873
00:59:24,300 --> 00:59:27,090
‫ولی این هویتِ کلی ما رو از بین نمی‌بره

874
00:59:27,170 --> 00:59:28,630
‫باید این رو بدونی

875
00:59:30,680 --> 00:59:32,130
‫فهمیدی؟

876
00:59:36,880 --> 00:59:39,050
‫خب اونا قراره بگن که

877
00:59:39,130 --> 00:59:41,170
‫،این جنایت میراثِ منه

878
00:59:41,260 --> 00:59:43,300
‫،و می‌تونن برن به جهنم

879
00:59:43,380 --> 00:59:44,470
‫چو... ببخشید

880
00:59:44,550 --> 00:59:48,930
‫چون اون میراثِ من نیست.
‫میراثِ من...

881
00:59:49,010 --> 00:59:50,800
‫تویی

882
00:59:50,880 --> 00:59:53,880
‫و بیمارهام و مامانت

883
00:59:55,630 --> 00:59:56,720
‫آره؟

884
00:59:57,590 --> 01:00:01,090
‫تو یه آدم رو کشتی، بابا

885
01:00:21,430 --> 01:00:23,300
‫واقعاً؟ آره؟

886
01:00:23,380 --> 01:00:25,340
‫آره؟

887
01:00:30,090 --> 01:00:31,550
‫تو رو خدا

888
01:00:32,800 --> 01:00:33,970
‫تو رو خدا

889
01:00:58,630 --> 01:01:02,260
‫تو یه آدم رو کشتی

890
01:01:04,380 --> 01:01:06,010
‫اون منِ واقعی نبودم

891
01:01:11,470 --> 01:01:13,300
‫کارِ بابایی که می‌شناسی نبود

892
01:01:29,550 --> 01:01:32,470
‫چیزی نیست. چیزی نیست
‫همه چی روبراهه.

893
01:01:32,550 --> 01:01:34,050
‫بابا، وایسا!

894
01:01:38,880 --> 01:01:40,590
‫- بابا، وایسا!
‫- آره، یه دقیقه دیگه

895
01:01:40,680 --> 01:01:41,880
‫- ماشین رو نگه دار
‫- یه دقیقه

896
01:01:41,970 --> 01:01:43,970
‫می‌خوام تا آخرین لحظه با تو باشم، دوستِ من

897
01:01:44,050 --> 01:01:46,010
‫باید نگه داری. باید بزنی کنار

898
01:01:46,090 --> 01:01:47,680
‫و بذاری پیاده شم، بابا

899
01:01:49,800 --> 01:01:51,930
‫- بابا، تو رو خدا، تو رو خدا
‫- تا آخرین لحظه

900
01:01:52,010 --> 01:01:54,050
‫کونِ لقشون. کونِ لقشون!

901
01:02:01,510 --> 01:02:02,840
‫بابا، بیخیال

902
01:02:02,930 --> 01:02:04,630
‫- بیخیال، تو نمی‌تونی این کارو بکنی
‫- این اصلاً ترس نداره

903
01:02:04,720 --> 01:02:06,840
‫- این بدترش می‌کنه
‫- ترس نداره... خفه شو!

904
01:02:09,970 --> 01:02:11,880
‫فقط تو رو خدا بذار پیاده شم

905
01:02:11,970 --> 01:02:13,300
‫تو رو خدا

906
01:02:37,720 --> 01:02:39,550
‫خب، اوناهاش. درست روبرومون

907
01:02:39,630 --> 01:02:42,880
‫اون، دوستِ من، پلِ خیابون وورتسه

908
01:02:42,970 --> 01:02:46,130
‫زمانی زیباییِ شکوهمندی داشت.
‫ولی حالا چی...

909
01:02:46,220 --> 01:02:48,090
‫چیزی از شکوهش نمونده، نه؟

910
01:02:48,170 --> 01:02:49,970
‫این تو رو یاد چی میندازه؟

911
01:02:50,050 --> 01:02:51,470
‫بابا

912
01:02:51,550 --> 01:02:53,510
‫چراغ قرمزه، بابا

913
01:02:54,930 --> 01:02:57,760
‫بابا، چراغ قرمزه. بابا! بابا!

914
01:02:59,550 --> 01:03:00,880
‫بابا!

915
01:03:04,050 --> 01:03:08,130
‫تو رو خدا به پسرم صدمه نزن.
‫تو رو خدا به پسرم صدمه نزن.

916
01:03:08,220 --> 01:03:10,720
‫بابا، داری چه غلطی می‌کنی؟

917
01:03:11,680 --> 01:03:13,510
‫- خب یادت باشه
‫- بابا

918
01:03:13,590 --> 01:03:15,510
‫- تویی و بیمارهام و مامانت
‫- بابا. بابا!

919
01:03:15,590 --> 01:03:18,010
‫- میراثِ من اینه. میراثِ من چیه؟
‫- بابا!

920
01:03:18,090 --> 01:03:21,340
‫برگرد تو لاینِ خودمون!

921
01:03:21,430 --> 01:03:24,300
‫باید بریم اون پایین. می‌تونی فرودش بیاری؟
‫فرودش بیار.

922
01:03:24,380 --> 01:03:27,930
‫بابا. بابا. بابا. بابا!

923
01:03:28,760 --> 01:03:29,590
‫بابا!

924
01:03:29,680 --> 01:03:31,680
‫بابا! بابا!

925
01:03:31,760 --> 01:03:33,680
‫بابا، نه! نه! نه

926
01:03:33,760 --> 01:03:35,380
‫بابا، این کارو نکن!

927
01:03:35,470 --> 01:03:36,680
‫- بابا!
‫- نه!

928
01:03:36,760 --> 01:03:38,260
‫- ازش فرار نکن!
‫- نه!

929
01:03:38,340 --> 01:03:40,380
‫ازش فرار نکن!

930
01:03:40,470 --> 01:03:43,300
‫فقط برگرد تو ماشین!

931
01:03:43,380 --> 01:03:45,510
‫می‌تونم پیاده شم؟ می‌تونم درو باز کنم؟

932
01:03:45,590 --> 01:03:47,010
‫پیاده شید، پیاده شید.
‫درو باز کنید!

933
01:03:47,090 --> 01:03:48,880
‫نه! وایسا!

934
01:03:50,090 --> 01:03:51,340
‫بابا!

935
01:03:51,430 --> 01:03:52,680
‫جاناتان! نه!

936
01:03:52,760 --> 01:03:53,760
‫- خانم، نمی‌تونید رد شید!
‫- وایسا!

937
01:03:53,840 --> 01:03:55,550
‫- نمی‌تونید رد شید
‫- وایسا!

938
01:03:55,630 --> 01:03:57,130
‫- دوستت دارم
‫- جاناتان!

939
01:03:57,220 --> 01:03:59,300
‫هنری. وایسا!

940
01:04:01,970 --> 01:04:03,430
‫هنری!

941
01:04:05,220 --> 01:04:06,680
‫تو رو خدا!

942
01:04:07,630 --> 01:04:10,090
‫هنری، دارم میام!

943
01:04:14,550 --> 01:04:15,970
‫وایسا!

944
01:04:19,260 --> 01:04:21,840
‫وایسا! به من نگاه کن!

945
01:04:21,930 --> 01:04:23,430
‫جاناتان، نه!

946
01:04:23,510 --> 01:04:26,130
‫هنری! جاناتان!

947
01:04:28,220 --> 01:04:29,880
‫هنری!

948
01:04:29,970 --> 01:04:31,510
‫جاناتان!

949
01:04:32,380 --> 01:04:34,380
‫هنری!

950
01:04:34,470 --> 01:04:36,300
‫- چیزی نیست
‫- هنری

951
01:04:36,380 --> 01:04:38,090
‫ببخشید. خیلی معذرت می‌خوام

952
01:04:38,170 --> 01:04:41,260
‫گریس، معذرت می‌خوام

953
01:04:41,340 --> 01:04:43,130
‫معذرت می‌خوام

954
01:04:43,220 --> 01:04:44,680
‫گریس، بیا اینجا

955
01:04:44,760 --> 01:04:46,970
‫بیا اینجا. بیا بغلم. گریس!

956
01:04:50,170 --> 01:04:51,510
‫هنری!

957
01:04:53,840 --> 01:04:56,170
‫- بدو
‫- گریس!

958
01:04:56,260 --> 01:04:57,510
‫هنری!

959
01:04:59,510 --> 01:05:00,550
‫گریس!

960
01:05:33,340 --> 01:05:35,880
‫خیلی خب، هنری.
‫برای رفتن حاضرید، خانم؟

961
01:06:16,200 --> 01:06:24,200
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

962
01:06:24,224 --> 01:06:34,224
‫« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما »
‫<font color="#fcc۲۰۸">.: FilmoGen.Org :.</font>

963
01:07:32,840 --> 01:07:36,880
‫دیوید و سوزان مشغولِ ساخت و پرداخت
‫یه نقطه‌ی اوج استثنایی برای سریال بودن

964
01:07:36,970 --> 01:07:40,550
‫و پایانِ سریال مثل یه رعد و برق
‫،ما رو غافلگیر کرد

965
01:07:40,630 --> 01:07:42,090
‫،چون وقتی فیلمنامه داشت نوشته می‌شد

966
01:07:42,170 --> 01:07:43,510
‫ما نمی‌دونستیم چطور قراره تموم بشه

967
01:07:44,632 --> 01:07:47,132
‫« پشت پرده‌ی سریال »
‫« صحنه‌ی روی پُل »

968
01:07:47,170 --> 01:07:50,170
‫،چون همه از جاناتان حمایت می‌کردن
‫«سوزان بیر - کارگردان، تهیه کننده اجرایی»

969
01:07:50,340 --> 01:07:54,130
‫باید با یه جنونِ تمام عیار تموم می‌شد

970
01:07:54,510 --> 01:07:56,050
‫واحد قربانیانِ ویژه‌ی پلیس نیویورک

971
01:07:56,130 --> 01:07:59,130
‫یه هشدار کودک ربایی برای
‫هنری فریزرِ ۱۲ ساله صادر کرده

972
01:07:59,510 --> 01:08:03,510
‫دکتر جاناتان فریزر باید مسلح و
‫به شدت خطرناک در نظر گرفته شه

973
01:08:04,510 --> 01:08:07,380
‫جاناتان اصلاً نمی‌تونه این حقیقت رو
‫تحمل کنه که گیر افتاده

974
01:08:07,800 --> 01:08:10,800
‫و بالاتر از همه این که کسایی که
‫بیش از همه تحسینش می‌کردن

975
01:08:10,880 --> 01:08:12,340
‫قراره تا ابد ازش متنفر بشن

976
01:08:12,550 --> 01:08:15,630
‫،و همین موضوع در مورد پسرش براش سخت‌تره

977
01:08:15,720 --> 01:08:18,260
‫چون اگه پسرش دوستش نداشته باشه و
‫تحسینش نکنه، هیچکس تحسینش نمی‌کنه

978
01:08:18,340 --> 01:08:21,170
‫تو یه آدم رو کشتی، بابا

979
01:08:22,050 --> 01:08:23,170
‫اون منِ واقعی نبودم

980
01:08:23,720 --> 01:08:25,050
‫کارِ بابایی که می‌شناسی نبود

981
01:08:25,800 --> 01:08:30,720
‫هنری شوکه‌ست چون فهمیده
‫در نهایت باباش قاتل بوده

982
01:08:30,800 --> 01:08:33,340
‫و وقتی اون سرعت می‌گیره

983
01:08:33,430 --> 01:08:37,300
‫و چیزی نمونده یه کامیون بهشون بزنه
‫قطعاً پیوندی که دارن قطع میشه

984
01:08:37,380 --> 01:08:40,260
‫به خاطرِ وحشتِ مطلقی که به پسرش تحمیل کرده

985
01:08:40,680 --> 01:08:42,880
‫بابا، چراغ قرمزه. بابا. بابا!

986
01:08:46,720 --> 01:08:48,170
‫تو رو خدا به پسرم صدمه نزن

987
01:08:48,430 --> 01:08:51,260
‫،ایده‌ی دویدن برای نجات دادنِ بچه‌ات

988
01:08:51,340 --> 01:08:52,300
‫،می‌تونستم این کارو بکنم

989
01:08:52,550 --> 01:08:56,800
‫و دوباره و دوباره و دوباره انجامش دادم

990
01:08:57,010 --> 01:08:58,050
‫- خانم، نمی‌تونید رد شید!
‫- وایسا!

991
01:08:58,130 --> 01:08:59,090
‫نمی‌تونید رد شید!

992
01:08:59,170 --> 01:09:00,010
‫وایسا!

993
01:09:00,090 --> 01:09:02,930
‫هنری! دارم میام!

994
01:09:03,260 --> 01:09:08,470
‫در نهایت، هنری یه چیزی راجع به
‫اهمیتِ حقیقت کشف کرده

995
01:09:08,550 --> 01:09:11,470
‫،و وقتی روی پل هستن
‫،میره پیش مادرش

996
01:09:11,550 --> 01:09:13,130
‫و دیگه پشت سرش رو هم نگاه نمی‌کنه

997
01:09:14,680 --> 01:09:16,760
‫هنری! گریس!

998
01:09:17,220 --> 01:09:18,260
‫زانو بزن!

999
01:09:18,630 --> 01:09:19,510
‫،جاناتان گیر افتاده

1000
01:09:19,840 --> 01:09:22,430
‫،و خانواده‌اش دارن با هلیکوپتر میرن

1001
01:09:22,510 --> 01:09:26,380
‫ولی فکر کنم سؤالِ اصلی اینه که
‫«واقعاً همه‌ی اینا تظاهر بود؟»

1002
01:09:26,470 --> 01:09:28,930
‫جاناتان واقعاً اونا رو دوست داشت؟

1003
01:09:29,470 --> 01:09:31,590
‫یا فقط دوست داشت اونا دوستش داشته باشن؟

1004
01:09:32,010 --> 01:09:33,220
‫و این تکان‌دهنده‌ست

1005
01:09:33,550 --> 01:09:36,510
‫،من صحنه‌ی پایانی رو دوست دارم
‫چون یه زنی رو نشون میده

1006
01:09:36,590 --> 01:09:39,220
‫که حالا وارد مرحله‌ی بعدی زندگیش شده

1007
01:09:39,300 --> 01:09:42,220
‫و این یعنی چی؟ یه آزادی درش نهفته‌ست

1008
01:09:42,630 --> 01:09:44,590
‫گریس دیو خبیثش رو به دام انداخته

1009
01:09:44,880 --> 01:09:50,090
‫اون تونسته یه جورایی عدالت رو برقرار کنه

1010
01:09:50,300 --> 01:09:52,630
‫همه چی هم به خوبی و خوشی تموم نشده

1011
01:09:52,930 --> 01:09:55,010
‫که به نظرم کاملاً حقیقت داره

1012
01:09:55,300 --> 01:09:58,260
‫«ولی من پشتِ سر گذاشتمش. یا شایدم نه؟»

1013
01:09:58,284 --> 01:10:04,284
‫<font color="#fcc۲۰۸">:.:.: FilmoGen.Org :.:.:</font>

