1
00:00:01,200 --> 00:00:03,367
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,368 --> 00:00:06,327
‫- تو باید الینا باشی
‫- چرا ما انقدر شبیه هم هستیم؟

3
00:00:06,327 --> 00:00:07,647
‫تو همزاد پِترُوا هستی

4
00:00:07,647 --> 00:00:08,932
‫تو کلید شکستن طلسم هستی

5
00:00:08,932 --> 00:00:10,166
‫طلسم ماه و خورشید؟

6
00:00:10,166 --> 00:00:11,243
‫کلاوس اصل کاریه

7
00:00:11,243 --> 00:00:12,930
‫از اولین نسل خون‌آشام‌هاست

8
00:00:12,930 --> 00:00:14,583
‫قدیمی‌ترین خون‌آشام تاریخ

9
00:00:14,583 --> 00:00:15,989
‫داره میاد دنبال من؟

10
00:00:15,989 --> 00:00:17,361
‫- آلایژا
‫- یکی از اصیل‌هاست

11
00:00:17,361 --> 00:00:18,030
‫یه افسانه‌ست

12
00:00:18,030 --> 00:00:19,204
‫حاضرم که باهات یه قراری بذارم

13
00:00:19,204 --> 00:00:20,193
‫چه‌جور قراری؟

14
00:00:20,193 --> 00:00:21,113
‫ازت می‌خوام که سالم بمونی

15
00:00:21,113 --> 00:00:23,627
‫و منم تضمین می‌کنم که دوستات
‫کاملاً در امان باشن

16
00:00:23,627 --> 00:00:24,426
‫بعدش چی؟

17
00:00:24,426 --> 00:00:25,155
‫بعدش می‌کشمش

18
00:00:25,155 --> 00:00:26,437
‫منو ببر یه جای خیلی خیلی دور

19
00:00:26,437 --> 00:00:27,221
‫کجا دوست داری بری؟

20
00:00:27,221 --> 00:00:29,518
‫اینا باید بقیه دست‌نوشته‌های
‫جان گیلبرت باشن

21
00:00:29,518 --> 00:00:32,983
‫برات یه عالمه هدیه آوردم
‫با این می‌‌تونی یه اصیل رو بکشی

22
00:00:32,983 --> 00:00:34,757
‫اون حلقه‌ای که ایزابل بهت داد

23
00:00:34,757 --> 00:00:36,245
‫مال منه . می‌خوام پسش بگیرم

24
00:00:36,245 --> 00:00:38,237
‫تا حالا بهت گفته چه بلایی سر زنش اومده؟

25
00:00:38,237 --> 00:00:39,281
‫چی داری میگی؟

26
00:00:39,281 --> 00:00:40,445
‫چرا از ریک نمی‌پرسی؟

27
00:00:40,445 --> 00:00:41,619
‫چطوری می‌خواین کلاوس رو بکشین؟

28
00:00:41,619 --> 00:00:42,827
‫بعد از فدا کردن

29
00:00:42,827 --> 00:00:44,196
‫بعد از فدا کردن؟

30
00:00:44,196 --> 00:00:45,496
‫الینا باید بمیره

31
00:00:45,496 --> 00:00:47,363
‫یعنی میدونستی که قرار نیست زنده بمونی؟

32
00:00:47,363 --> 00:00:49,295
‫اگه قرار باشه یا خودم بمیرم
‫یا آدمایی که دوستشون دارم

33
00:00:49,295 --> 00:00:51,508
‫خودم میدونم چه انتخابی بکنم

34
00:00:51,508 --> 00:00:52,804
‫داری خودتو سر هیچی به کشتن میدی

35
00:00:52,804 --> 00:00:54,902
‫این قهرمانانه نیست . ناراحت کننده‌ست

36
00:01:01,288 --> 00:01:03,239
‫با تموم شدن ماجرای کلیسای فِل

37
00:01:03,239 --> 00:01:07,460
‫قضیه خون‌آشام‌ها هم تموم شده بود

38
00:01:07,460 --> 00:01:10,190
‫و با وجود اینکه جنگ اطراف ما رو احاطه کرده بود

39
00:01:10,190 --> 00:01:13,126
‫شهر ما از شیاطین شب در امان بود

40
00:01:15,880 --> 00:01:17,831
‫یا حداقل خودمون اینطور فکر می‌کردیم

41
00:01:19,033 --> 00:01:21,701
‫هیولاهایی که مرگ سوزان را
‫به کاشمون برده بودیم

42
00:01:21,701 --> 00:01:23,503
‫هیولاهای جدیدی رو ایجاد کرده بودن

43
00:01:24,339 --> 00:01:26,256
‫شنیدین؟

44
00:01:36,150 --> 00:01:37,684
‫- همینجا بمون
‫- "نه "توماس

45
00:01:37,684 --> 00:01:39,486
‫چیزی نیست عزیزم . همه خون‌آشام‌ها مردن

46
00:01:39,486 --> 00:01:44,157
‫بله "آنِریا" ، همشون توی کلیسا سوختن
‫الان در امانیم

47
00:01:53,067 --> 00:01:55,085
‫خواهش می‌کنم جاناتان . من نگرانم

48
00:01:55,085 --> 00:01:57,921
‫بسیارخب ، منم باید برم

49
00:02:03,094 --> 00:02:06,129
‫می‌تونم ثابت کنم که خون‌آشامی وجود نداره

50
00:02:09,934 --> 00:02:11,802
‫دیدی؟

51
00:02:24,399 --> 00:02:25,899
‫توماس؟

52
00:02:26,818 --> 00:02:28,318
‫توماس؟

53
00:02:35,376 --> 00:02:36,410
‫توماس

54
00:02:36,410 --> 00:02:38,128
‫نه ، بمون توی خونه . برگرد

55
00:02:38,128 --> 00:02:39,713
‫نـــه

56
00:02:43,084 --> 00:02:45,052
‫میدونستم که تا مرگ فاصله‌ای ندارم

57
00:02:45,052 --> 00:02:47,454
‫هیچ‌کس نمی‌‌تونه از دست یه خون‌آشام فرار کنه

58
00:02:48,923 --> 00:02:51,758
‫خون‌آشامی که منو کشت رو دیدم

59
00:02:51,758 --> 00:02:54,227
‫شناختمش

60
00:02:54,227 --> 00:02:57,147
‫استفن سالواتور

61
00:03:03,900 --> 00:03:04,900
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

62
00:03:05,900 --> 00:03:10,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۲
‫قسمت ۱۵ : مهمانی شام</font>

63
00:03:11,600 --> 00:03:12,600
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

64
00:03:25,126 --> 00:03:26,793
‫چه خبر؟

65
00:03:26,793 --> 00:03:28,261
‫خب ، دوش گرفتم . ریشامو زدم

66
00:03:28,261 --> 00:03:31,631
‫صبحونه خوردم . الانم خیلی آرومم

67
00:03:31,631 --> 00:03:33,333
‫فقط یکیمون اینجوریه

68
00:03:33,333 --> 00:03:35,602
‫در ضمن یه خبر خوب هم شنیدم

69
00:03:35,602 --> 00:03:39,172
‫تایلر لاک‌وود دیشب از خونه فرار کرده

70
00:03:39,172 --> 00:03:41,441
‫از کجا میدونی؟

71
00:03:41,441 --> 00:03:43,060
‫خب ، از کلانتر فوربز شنیدم

72
00:03:43,060 --> 00:03:46,113
‫اونم از کارول لاک‌وودِ پریشان شنیده بوده

73
00:03:46,113 --> 00:03:49,483
‫به علاوه تموم شدن مرحله گرگینه‌ها
‫ما رو میرسونه به...

74
00:03:49,483 --> 00:03:51,034
‫کشتن آلایژا

75
00:03:51,034 --> 00:03:52,619
‫دقیقاً

76
00:03:52,619 --> 00:03:54,371
‫خب ، خیلیم کار آسونی نیست
‫اون خیلی قویه

77
00:03:54,371 --> 00:03:55,906
‫خب ، منم یه خنجر کوچیک قوی دارم

78
00:03:55,906 --> 00:03:58,358
‫اون یه اصیله
‫ما خیلی راجع بهش اطلاعات نداریم

79
00:03:58,358 --> 00:03:59,710
‫به من اعتماد کن استفن

80
00:03:59,710 --> 00:04:01,745
‫می‌خوام خیلی با دقت برنامه‌ریزی کنم
‫نمی‌خوام غافلگیر بشم

81
00:04:01,745 --> 00:04:05,031
‫دیمن پس واسه اولین بار تو زندگیت
‫می‌خوای بادقت باشی

82
00:04:05,031 --> 00:04:07,367
‫آره استفن ، شدم مثل خودت

83
00:04:07,367 --> 00:04:08,535
‫چقدر واسه جفتمون ناراحت‌کننده‌ست

84
00:04:08,535 --> 00:04:12,205
‫باید عجله کنم . باید نقشه
‫یه قتلو بریزم . روز شلوغی دارم

85
00:04:22,150 --> 00:04:25,885
‫ملک قدیمی "فِل" دقیقاً
‫اونطرف حصار قرار داره

86
00:04:25,885 --> 00:04:29,272
‫خانواده فِل یکی از خانواده‌های مؤسسین

87
00:04:29,272 --> 00:04:31,057
‫چرا اینجوری میگی؟

88
00:04:31,057 --> 00:04:34,861
‫تحقیقات من نشون میده که مردمانی
‫دو قرن قبل از اونا

89
00:04:34,861 --> 00:04:37,063
‫در این منطقه اسکان داشتن

90
00:04:37,063 --> 00:04:39,533
‫مهاجرانی که از مناطق شمال شرقی
‫اومده بودن

91
00:04:39,533 --> 00:04:41,752
‫که دقیقاً می‌تونم بگم از "سِیلِم" اومده بودن

92
00:04:41,752 --> 00:04:45,422
‫ماساچوست؟ همونطور که جادوگرا گفتن؟

93
00:04:45,422 --> 00:04:48,675
‫که یعنی خانواده‌های مؤسسین
‫که همیشه مورد تحسین بودن

94
00:04:48,675 --> 00:04:51,595
‫در اصل هیچ چیزی رو تأسیس نکرده بودن

95
00:04:51,595 --> 00:04:54,080
‫خب ، شرط می‌بندم که یه مرد
‫این داستان مؤسسین رو

96
00:04:54,080 --> 00:04:56,416
‫در سال ۱۸۶۰ درآورده

97
00:04:56,416 --> 00:04:58,635
‫مردا خیلی سرزمین‌خواه هستن

98
00:04:58,635 --> 00:05:01,087
‫آره ، دقیقاً

99
00:05:03,474 --> 00:05:07,861
‫آلایژا ، ایشون دوست من هستن
‫آلاریک سالتزمن

100
00:05:07,861 --> 00:05:10,530
‫آره ، پیغامت در مورد اینکه می‌خوای
‫املاک قدیمیرو

101
00:05:10,530 --> 00:05:11,648
‫به آلایژا نشون بدی گرفتم

102
00:05:11,648 --> 00:05:13,650
‫فکر کردم شاید منم باهاتون بیام

103
00:05:13,650 --> 00:05:17,537
‫آخه من توی مسائل تاریخی واسه خودم یه غولیم

104
00:05:17,537 --> 00:05:19,122
‫بعدش کجا بریم؟

105
00:05:19,122 --> 00:05:23,376
‫در مورد املاک برده‌های آزاد شده
‫خیلی کنجکاوم

106
00:05:23,376 --> 00:05:26,630
‫بعضیا میگن که نسل برده‌ها

107
00:05:26,630 --> 00:05:28,582
‫حافظان اصلی تاریخ آمریکا هستن

108
00:05:28,582 --> 00:05:30,417
‫خب ، من فقط نقشه اینجا رو آوردم

109
00:05:30,417 --> 00:05:32,419
‫یه لیست توی ماشین دارم
‫یه لحظه صبر کنین

110
00:05:36,390 --> 00:05:37,957
‫آلاریک سالتزمن

111
00:05:41,646 --> 00:05:43,313
‫تو هم یکی از آدمای توی لیست الینا هستی

112
00:05:43,313 --> 00:05:45,632
‫که باید ازشون محافظت بشه

113
00:05:45,632 --> 00:05:47,017
‫جنا هم همینطور

114
00:05:47,017 --> 00:05:49,486
‫نباید حسود باشی

115
00:05:49,486 --> 00:05:52,239
‫من خیلی دنبال زن‌های جوون‌تر
‫از خودم نمی‌افتم

116
00:05:55,693 --> 00:05:57,744
‫یه شوخی بود ریک . به دل نگیر

117
00:05:57,744 --> 00:05:59,245
‫درسته

118
00:06:07,205 --> 00:06:09,506
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

119
00:06:09,506 --> 00:06:11,174
‫به دیشب فکر می‌کنم

120
00:06:11,174 --> 00:06:13,043
‫آره ، آره . منم همینطور

121
00:06:13,043 --> 00:06:14,427
‫افسون سختی بود

122
00:06:14,427 --> 00:06:17,647
‫حس می‌کردم که دارم تخلیه میشم
‫تمرین لازم دارم

123
00:06:17,647 --> 00:06:20,717
‫آره . خب ، شاید...نمیدونم

124
00:06:20,717 --> 00:06:21,852
‫شاید خوب باشه که امشب بیای خونه ما

125
00:06:21,852 --> 00:06:23,720
‫می‌تونیم تمرین کنیم
‫قوی‌تر بشیم

126
00:06:23,720 --> 00:06:27,858
‫آره ، حتماً . ممنون

127
00:06:30,862 --> 00:06:33,530
‫داره میاد

128
00:06:37,118 --> 00:06:39,035
‫می‌خوای بهم بگی دیروز چه اتفاقی افتاد؟

129
00:06:39,035 --> 00:06:40,070
‫ببخشید؟

130
00:06:40,070 --> 00:06:43,039
‫خودتو به اون راه نزن
‫جفتتون اینجا بودین و...

131
00:06:43,039 --> 00:06:43,539
‫و؟

132
00:06:43,958 --> 00:06:44,975
‫فقط همینو یادمه

133
00:06:44,975 --> 00:06:46,293
‫یادمه که داشتم بیلیارد بازی می‌کردم

134
00:06:46,293 --> 00:06:48,745
‫و بعد یه دفعه باید روی صندلی توالت بیدار بشم

135
00:06:48,745 --> 00:06:51,414
‫ببخشید لوکا ولی دیروز همه چیز
‫به نظر عادی میرسید

136
00:06:51,414 --> 00:06:54,167
‫برات یه قهوه آوردم
‫و بیلیارد بازی کردیم

137
00:06:54,167 --> 00:06:57,587
‫ببین ، فکر می‌کنم داری دروغ میگی

138
00:06:57,587 --> 00:06:59,723
‫منم فکر می‌کنم دیگه باید تمومش کنی

139
00:07:26,934 --> 00:07:28,318
‫هنوز عصبانی هستی؟

140
00:07:28,318 --> 00:07:30,954
‫آره ، هنوز عصبانیم

141
00:07:30,954 --> 00:07:32,655
‫ما یه اختلاف نظر داشتیم استفن

142
00:07:32,655 --> 00:07:34,324
‫همیشه که قرار نیست توی همه چی
‫باهم موافق باشیم

143
00:07:34,324 --> 00:07:36,609
‫الینا ، تو موافقت کردی که خودتو
‫برای کلاوس فدا کنی

144
00:07:36,609 --> 00:07:39,612
‫اگه بگیم اختلاف نظر داریم

145
00:07:39,612 --> 00:07:41,113
‫تنها معنیش اینه که حقیقتو کتمان کردیم

146
00:07:41,113 --> 00:07:43,216
‫حالا می‌بینی

147
00:07:48,923 --> 00:07:51,808
‫جاناتان گیلبرت چی نوشته؟

148
00:07:54,428 --> 00:07:55,795
‫خیلی چیزا

149
00:07:55,795 --> 00:07:59,899
‫چیزایی که توی خاطراتش نوشته
‫خیلی عجیبه

150
00:07:59,899 --> 00:08:02,101
‫همشونو هم از خانواده‌های مؤسسین قایم کرده

151
00:08:02,101 --> 00:08:04,854
‫چیزایی که هیچ‌کس نمیدونه
‫چیزایی که...

152
00:08:04,854 --> 00:08:06,406
‫هیچ‌وقت بهم نگفته بودی

153
00:08:17,034 --> 00:08:18,284
‫ما...

154
00:08:19,820 --> 00:08:22,205
‫ما به‌خاطر کاری که مؤسسین با کاترین کرده بودن

155
00:08:22,205 --> 00:08:24,157
‫از دستشون عصبانی بودیم

156
00:08:24,157 --> 00:08:25,825
‫می‌خواستیم انتقام بگیریم

157
00:08:25,825 --> 00:08:28,962
‫هنوز چیزی در مورد حلقه
‫جاناتان گیلبرت نمیدونستم

158
00:08:28,962 --> 00:08:34,300
‫نمیدونستم که اون...
‫که اون زنده می‌مونه

159
00:08:34,300 --> 00:08:36,219
‫اون تو رو به عنوان یه هیولا توصیف کرده

160
00:08:36,219 --> 00:08:38,938
‫همون چیزیه که بودم

161
00:08:41,341 --> 00:08:43,393
‫می‌خوام حقیقتو بدونی

162
00:08:44,728 --> 00:08:47,397
‫ولی می‌خوام اونو از زبون خودم بشنوی

163
00:08:49,233 --> 00:08:52,351
‫چند هفته بعد از اینکه تبدیل
‫به یه خون‌آشام شدم

164
00:08:52,351 --> 00:08:54,737
‫داشتم ازش لذت می‌بردم

165
00:08:54,737 --> 00:08:56,856
‫خودمو به شوم‌ترین حد ممکن رسوندم

166
00:09:02,830 --> 00:09:04,380
‫نفر بعدی کیه که می‌خواد بمیره؟

167
00:09:04,380 --> 00:09:05,531
‫من ، بعدش منم

168
00:09:05,531 --> 00:09:07,199
‫من ، تو به من قول دادی

169
00:09:09,536 --> 00:09:11,004
‫تو چی؟

170
00:09:11,004 --> 00:09:12,639
‫میدونی که اگه درست پیانو نزنی

171
00:09:12,639 --> 00:09:15,374
‫سرتو از دست میدی
‫تو یه چشم به هم زدن

172
00:09:23,851 --> 00:09:25,351
‫مهمون داری برادر؟

173
00:09:26,987 --> 00:09:28,187
‫اونقدر دختر آوردم که بتونیم باهم شریک بشیم

174
00:09:28,187 --> 00:09:29,989
‫مگه دیوونه شدی که وقتی کل شهر

175
00:09:29,989 --> 00:09:31,223
‫دارن دنبال ما می‌گردن اونا رو آوردی اینجا؟

176
00:09:31,223 --> 00:09:32,825
‫دیمن ، اگه نگران خانواده‌های مؤسسینی

177
00:09:32,825 --> 00:09:36,395
‫لطفاً نباش چون یا همشون مردن یا بزودی می‌میرن

178
00:09:40,067 --> 00:09:42,201
‫از اینجا برو
‫دیگه هیچ‌وقت بهش فکر نکن

179
00:09:42,201 --> 00:09:44,871
‫تو هم همینطور
‫از اینجا برو

180
00:09:44,871 --> 00:09:46,072
‫هیچ‌وقتم بهش فکر نکن

181
00:09:46,072 --> 00:09:48,007
‫دیمن ، اینجوری نباش
‫من فقط دارم یه‌کم خوش می‌گذرونم

182
00:09:48,007 --> 00:09:50,126
‫زنده موندن خیلی لذت بخش‌تره استفن

183
00:09:50,126 --> 00:09:51,794
‫باید خیلی بیشتر از این مراقب باشیم

184
00:09:51,794 --> 00:09:53,630
‫باهوش‌تر از این
‫همونطور که کاترین بود

185
00:09:53,630 --> 00:09:56,082
‫حالا برو عاقبتشو ببین

186
00:09:57,685 --> 00:10:00,419
‫من دیگه اینجا کاری ندارم

187
00:10:00,419 --> 00:10:02,588
‫همینطور با تو

188
00:10:02,588 --> 00:10:04,691
‫از این شهر میرم

189
00:10:06,644 --> 00:10:09,261
‫تو از من متنفری . میدونم ، میدونم

190
00:10:09,261 --> 00:10:11,030
‫باید تا ابد بدختی بکشی و
‫خیلی چیزای دیگه میدونم

191
00:10:11,030 --> 00:10:13,616
‫ولی نباید از این شهر بری
‫دیمن ، بهتر میشم . قول میدم

192
00:10:13,616 --> 00:10:16,319
‫نه ، تو ما رو به کشتن میدی

193
00:10:16,319 --> 00:10:19,438
‫ترجیح میدم ترکت کنم
‫تا اینکه این‌کار رو باهات بکنم

194
00:10:20,207 --> 00:10:22,274
‫اون‌موقع خودم نبودم

195
00:10:22,274 --> 00:10:25,295
‫پر از احساس گناه بودم
‫کاری که با پدرم کردم

196
00:10:25,295 --> 00:10:28,748
‫با برادرم کردم
‫باید خاموشش می‌کردم

197
00:10:28,748 --> 00:10:31,884
‫تنها راه نجات پیدا کردنم بود

198
00:10:31,884 --> 00:10:33,836
‫انگار دیمن بودی

199
00:10:36,290 --> 00:10:38,508
‫بدتر بودم

200
00:10:40,594 --> 00:10:42,679
‫غیر از سخنرانی‌هایی که براش
‫در مورد تاریخ میستیک‌فالز کردی

201
00:10:42,679 --> 00:10:44,213
‫چیزی از آلایژا فهمیدی؟

202
00:10:44,213 --> 00:10:47,967
‫نه ، خیلی خسته‌کننده بود

203
00:10:47,967 --> 00:10:50,302
‫البته جنا فکر می‌کنه اون واقعاً جذابه

204
00:10:50,302 --> 00:10:53,022
‫مثل حسودا گفتی
‫یه‌کم حسودیش نشده؟

205
00:10:53,022 --> 00:10:54,407
‫چرا ، شده

206
00:10:54,407 --> 00:10:57,193
‫شاید بهتر باشه که اینجا در موردش صحبت نکنیم

207
00:10:58,245 --> 00:11:00,530
‫اندی؟ مجبورش کردم که

208
00:11:00,530 --> 00:11:02,699
‫حرفی از رازهای من نزنه . درست میگم؟

209
00:11:03,650 --> 00:11:05,618
‫دهنم قفله

210
00:11:05,618 --> 00:11:08,588
‫خیلی عجیبه

211
00:11:08,588 --> 00:11:11,090
‫منم به این فرصت احتیاج داشتم

212
00:11:13,844 --> 00:11:18,264
‫جنا خانم با دوست‌پسر جدیدشون تشریف آوردن

213
00:11:18,264 --> 00:11:19,465
‫سلام

214
00:11:19,465 --> 00:11:21,100
‫سلام بچه‌ها

215
00:11:21,100 --> 00:11:23,669
‫شنیدم امروز باهم

216
00:11:23,669 --> 00:11:25,138
‫کلی گشت و گذار تاریخی کردین

217
00:11:25,138 --> 00:11:26,939
‫آره ، فکر کنم بهتر بود تو بگی

218
00:11:26,939 --> 00:11:28,858
‫خب ، خیلی دوست دارم که پیشتون
‫بمونم و بحثو ادامه بدم

219
00:11:28,858 --> 00:11:31,778
‫ولی کلی برگه رو سرم ریخته که باید تصحیح کنم

220
00:11:31,778 --> 00:11:34,697
‫نه ، میدونی چیه؟
‫باید این جمع رو حفظ کنیم

221
00:11:34,697 --> 00:11:36,065
‫بیاین یه مهمونی شام بگیریم

222
00:11:36,065 --> 00:11:40,403
‫دخترم...ایده‌هات منو کشته

223
00:11:40,403 --> 00:11:42,288
‫خوشحال میشم میزبانی شما رو بکنم

224
00:11:42,288 --> 00:11:43,689
‫امشب چطوره؟

225
00:11:43,689 --> 00:11:45,208
‫من که مشکلی ندارم . جنا؟

226
00:11:45,208 --> 00:11:46,209
‫نمیدونم امشب بشه یا نه

227
00:11:46,209 --> 00:11:48,211
‫من وقتم آزاده

228
00:11:48,211 --> 00:11:50,830
‫مطمئناً باید خوش بگذره

229
00:11:50,830 --> 00:11:52,331
‫عالیه

230
00:12:04,211 --> 00:12:05,845
‫بخور

231
00:12:05,845 --> 00:12:07,630
‫دختر خوب

232
00:12:08,482 --> 00:12:11,050
‫برات کلی هدیه آوردم

233
00:12:11,050 --> 00:12:13,019
‫وقت اینو نداشتم که برم خرید کنم

234
00:12:13,019 --> 00:12:17,023
‫ولی یه چیزایی برات آوردم

235
00:12:22,613 --> 00:12:24,897
‫جنس خونش خوب بوده

236
00:12:26,166 --> 00:12:28,251
‫دوباره خوشگل شدی

237
00:12:28,251 --> 00:12:30,069
‫چی می‌خوای دیمن؟

238
00:12:30,069 --> 00:12:32,371
‫حدس بزن کی برگشته به شهر؟

239
00:12:33,540 --> 00:12:35,074
‫دوست قدیمیت جان گیلبرت

240
00:12:35,074 --> 00:12:37,910
‫واقعاً؟ چرا؟

241
00:12:37,910 --> 00:12:39,879
‫میگه عاشق دخترشه

242
00:12:39,879 --> 00:12:42,265
‫می‌خواد اونو از شر آلایژا
‫و کلاوس خبیث محافظت کنه

243
00:12:42,265 --> 00:12:43,299
‫چقدر رومانتیک

244
00:12:43,299 --> 00:12:44,267
‫آره ، درسته

245
00:12:44,267 --> 00:12:45,768
‫یه سری داستان قدیمی هم در مورد

246
00:12:45,768 --> 00:12:47,386
‫روش کشتن اصیل‌ها برام تعریف کرده

247
00:12:47,386 --> 00:12:49,722
‫تو هم می‌خوای بدونی حقیقت داره یا نه

248
00:12:49,722 --> 00:12:53,609
‫اگه حقیقت داشت هم بهت نمی‌گفتم

249
00:12:53,609 --> 00:12:57,280
‫چرا که نه؟ تو هم به اندازه من دوست داری که

250
00:12:57,280 --> 00:12:58,281
‫آلایژا و کلاوس بمیرن

251
00:12:58,281 --> 00:13:01,567
‫کلاوس آره ، آلایژا نه

252
00:13:01,567 --> 00:13:03,069
‫اون منو مجبور کرده که اینجا بمونم

253
00:13:03,069 --> 00:13:05,321
‫اگه بمیره تا ابد اینجا گیر میفتم

254
00:13:05,321 --> 00:13:06,622
‫طفلکی

255
00:13:06,622 --> 00:13:07,907
‫فراموشش کن دیمن

256
00:13:07,907 --> 00:13:10,276
‫کشتن آلایژا خودکشی به حساب میاد

257
00:13:10,276 --> 00:13:11,577
‫تو نمی‌تونی از پسش بربیای

258
00:13:11,577 --> 00:13:13,445
‫- فکر کنم بتونم
‫- نمی‌‌تونی

259
00:13:13,445 --> 00:13:16,883
‫حتی با یه خنجر و خاکستر بلوط سفید؟

260
00:13:21,338 --> 00:13:24,790
‫نه دیمن ، اگه تو آلایژا رو بکشی

261
00:13:24,790 --> 00:13:27,677
‫اون‌وقت من تا ابد اینجا حبس میشم

262
00:13:27,677 --> 00:13:29,595
‫بدجوری ترسیدی

263
00:13:29,595 --> 00:13:30,980
‫اول منو از اینجا بیار بیرون

264
00:13:30,980 --> 00:13:32,148
‫بعد خودم کمکت می‌کنم

265
00:13:32,148 --> 00:13:33,766
‫کمکت می‌کنم که آلایژا رو بکشی

266
00:13:33,766 --> 00:13:35,735
‫یا از الینا محافظت کنی
‫هر چی که خودت بخوای

267
00:13:35,735 --> 00:13:37,303
‫اگه از اینجا بیارمت بیرون

268
00:13:37,303 --> 00:13:38,521
‫میری ترتیب کلاوس رو میدی

269
00:13:38,521 --> 00:13:41,807
‫و بعدم خودتو یه جا گم و گور می‌کنی . عمراً

270
00:13:41,807 --> 00:13:43,192
‫اینطور نیست . پیشت می‌مونم

271
00:13:43,192 --> 00:13:45,344
‫دیمن ، خواهش می‌کنم این‌کار رو نکن

272
00:13:45,344 --> 00:13:48,865
‫خب ، ممنون . چیزایی که لازم داشت بفهمم
‫رو بهم گفتی

273
00:13:48,865 --> 00:13:50,482
‫من هیچی بهت نگفتم

274
00:13:50,482 --> 00:13:52,484
‫گفتی . در اصل تأیید کردی که

275
00:13:52,484 --> 00:13:53,953
‫این تنها راه کشتن یه اصیله

276
00:13:53,953 --> 00:13:57,290
‫همون کاری که امشب می‌خوام انجامش بدم

277
00:13:59,543 --> 00:14:01,727
‫حدس بزن امشب شام کی میاد خونمون؟

278
00:14:06,386 --> 00:14:08,053
‫چندین هفته کارم همین بود

279
00:14:08,053 --> 00:14:10,339
‫میل به خون عقلو از سرم پرونده بود

280
00:14:11,507 --> 00:14:14,309
‫شکار ، قربانی ، کردن ، کشتن

281
00:14:14,309 --> 00:14:15,427
‫فقط همینا رو بلد بودم

282
00:14:15,427 --> 00:14:18,096
‫چطوری هیچ‌کس سر از کارای تو درنمی‌آورد؟

283
00:14:18,096 --> 00:14:21,733
‫اون‌موقع یه جنگ در گرفته بود

284
00:14:21,733 --> 00:14:24,903
‫یکی از خوبیایی که جنگ همیشه داره...

285
00:14:24,903 --> 00:14:28,357
‫انبار خون بی‌پایان

286
00:15:19,909 --> 00:15:22,244
‫تو دیگه چه احمقی هستی؟

287
00:15:23,746 --> 00:15:27,499
‫الکسیا برانسون"...اون زمان با این اسم می‌شناختنش"

288
00:15:27,499 --> 00:15:30,385
‫لکسی؟ بهترین دوستت لکسی؟

289
00:15:30,385 --> 00:15:32,804
‫اینطوری باهاش آشنا شدی؟

290
00:15:32,804 --> 00:15:35,257
‫اون آخه توی میستیک‌فالز چی‌کار می‌کرد؟

291
00:15:35,257 --> 00:15:38,293
‫شنیده بود که جای خوبی واسه خون‌آشام‌هاست

292
00:15:38,293 --> 00:15:40,795
‫خبر نداشت که همشونو قتل عام کردن

293
00:15:40,795 --> 00:15:44,850
‫یه جایی می‌خواست که بتونه بمونه
‫منم با خودم بردمش خونه

294
00:15:47,420 --> 00:15:50,138
‫به نظرت لزومی نداشت که
‫منو با خودت بیاری اینجا

295
00:15:50,138 --> 00:15:52,691
‫ولی تو سعی کردی منو بخوری و
‫از اونجایی که سپیده‌دم نزدیکه

296
00:15:52,691 --> 00:15:54,943
‫بی‌خانمان‌ها حق انتخاب ندارن

297
00:15:58,114 --> 00:15:59,614
‫یا شایدم باید داشته باشن؟

298
00:15:59,614 --> 00:16:04,703
‫می‌خواستم اینجا رو مرتب کنم

299
00:16:04,703 --> 00:16:06,538
‫خدای من ، تو یه درنده‌ای

300
00:16:06,538 --> 00:16:07,706
‫یه چی؟

301
00:16:07,706 --> 00:16:09,207
‫خون‌آشام بودن یه سری خوبی‌ها داره

302
00:16:09,207 --> 00:16:10,825
‫و یه سری بدی‌ها

303
00:16:10,825 --> 00:16:12,594
‫تو الان توی بدی‌هاش غرق شدی

304
00:16:14,013 --> 00:16:20,013
‫خب ، باید این وضعو تغییر بدیم

305
00:16:22,722 --> 00:16:24,222
‫خوبی؟

306
00:16:25,841 --> 00:16:31,063
‫حرف زدن در مورد اون منو یاد
‫چیزایی انداخت که ترجیح میدادم فراموش کنم

307
00:16:32,065 --> 00:16:34,182
‫مثل کشته شدنش به‌دست دیمن؟

308
00:16:37,403 --> 00:16:42,207
‫رابطه‌ت با آلاریک چطوره؟

309
00:16:42,207 --> 00:16:44,859
‫حس می‌کنم یه تیرگی‌هایی به‌وجود اومده

310
00:16:44,859 --> 00:16:45,819
‫نمیدونم

311
00:16:48,081 --> 00:16:52,250
‫واقعاً ازش خوشم میاد

312
00:16:53,369 --> 00:16:55,253
‫بیشترش اینطوریه

313
00:16:55,253 --> 00:16:57,472
‫واقعاً هم دلم می‌خواد رابطه‌مون باقی بمونه

314
00:16:57,472 --> 00:16:59,207
‫ولی انگار حس می‌کنم داره یه چیزایی رو

315
00:16:59,207 --> 00:17:01,927
‫ازم پنهان می‌کنه
‫بعدم که جان پیداش شد

316
00:17:01,927 --> 00:17:03,345
‫یه چیزایی رو در موردش بهم گفت

317
00:17:03,345 --> 00:17:04,396
‫مثلاً چی؟

318
00:17:04,396 --> 00:17:07,682
‫چیزایی که نمی‌خوام باورشون کنم

319
00:17:07,682 --> 00:17:09,551
‫چیزایی که باورشون نمی‌کنم

320
00:17:09,551 --> 00:17:11,219
‫حتی اگه از دهن جان بیرون اومده باشن

321
00:17:11,219 --> 00:17:12,320
‫خب پس تمومه دیگه

322
00:17:12,320 --> 00:17:14,906
‫اعتماد کلید هر رابطه‌ایه

323
00:17:14,906 --> 00:17:19,111
‫خداروشکر که دیمن همه چیزشو بهم میگه

324
00:17:20,729 --> 00:17:22,164
‫فکر بدیه

325
00:17:22,164 --> 00:17:25,500
‫چیزی به اسم فکر بد وجود نداره

326
00:17:25,500 --> 00:17:30,338
‫بیشتر ضعیف عمل کردن
‫ایده‌های عالیه بگیر

327
00:17:30,338 --> 00:17:32,791
‫نه ، اصلاً خوشم نمیاد که آلایژا

328
00:17:32,791 --> 00:17:34,242
‫با جنا توی یه خونه باشه

329
00:17:34,242 --> 00:17:35,710
‫جنا کاملاً در امانه

330
00:17:35,710 --> 00:17:37,512
‫در ضمن این فقط یه مأموریت
‫برای فهمیدن حقیقته

331
00:17:37,512 --> 00:17:39,097
‫کاملاً بی‌خطره

332
00:17:39,097 --> 00:17:40,415
‫فقط یه مأموریت برای فهمیدن حقیقت؟

333
00:17:40,415 --> 00:17:41,933
‫آره

334
00:17:41,933 --> 00:17:46,138
‫گوش کن . حمله یواشکی ممنوع
‫نقشه غافلگیرکننده ممنوع

335
00:17:46,138 --> 00:17:48,140
‫هیچ کاری نمی‌کنی که جنا
‫در خطر بیفته . باشه؟

336
00:17:48,140 --> 00:17:49,641
‫به روی چشم

337
00:17:50,759 --> 00:17:54,029
‫جنا واسه شراب‌ها کمک لازم داره

338
00:17:56,599 --> 00:17:58,266
‫- ممنون
‫- آره

339
00:18:05,541 --> 00:18:07,209
‫باشه

340
00:18:08,777 --> 00:18:10,612
‫این چیه؟

341
00:18:10,612 --> 00:18:11,612
‫دسر

342
00:18:15,885 --> 00:18:18,920
‫آلایژا قوی‌تر از منه

343
00:18:18,920 --> 00:18:19,954
‫سریعتر از منه

344
00:18:19,954 --> 00:18:21,890
‫فقط باید به عنصر غافلگیری تکیه کنم

345
00:18:21,890 --> 00:18:25,644
‫خیلی بد شد . ازش خوشم میاد
‫خیلی آدم کلاسیکیه

346
00:18:25,644 --> 00:18:28,230
‫به‌خاطر همینه که بعد از شام
‫وقتی داری با دخترا

347
00:18:28,230 --> 00:18:30,182
‫توی آشپزخونه قهوه می‌خوری
‫مردها رو تشویق کنی که

348
00:18:30,182 --> 00:18:33,235
‫نوشیدنی بعد از شامشون رو اینجا صرف کنن

349
00:18:33,235 --> 00:18:37,239
‫اون سکسی‌ترین آدم ممکن برای منه

350
00:18:38,407 --> 00:18:39,907
‫انقدر حرف نزن

351
00:18:44,080 --> 00:18:45,580
‫کی اینو دعوت کرده؟

352
00:18:45,580 --> 00:18:49,584
‫جان ، غافلگیرمون کردی . حالا برو

353
00:18:49,584 --> 00:18:51,503
‫وقتی جنا بهم گفت که داره میره به یه مهمونی
‫که برای آلایژا گرفتن

354
00:18:51,503 --> 00:18:54,372
‫نتونستم اینجا نیام و بازی‌ها و
‫خوشگذرونی‌های امشبو از دست بدم

355
00:18:54,372 --> 00:18:55,990
‫هیچ بازی و سرگرمی امشب نداریم جان

356
00:18:55,990 --> 00:18:58,710
‫فقط یه مهمانی شام دوستانه‌ست

357
00:19:00,847 --> 00:19:02,631
‫همین که اون گفت

358
00:19:03,516 --> 00:19:05,016
‫- سلام
‫- سلام

359
00:19:05,016 --> 00:19:06,518
‫مرسی

360
00:19:06,518 --> 00:19:07,686
‫از کت و کول افتادم

361
00:19:07,686 --> 00:19:11,973
‫خیلی گشنمه
‫غذایی چیزی ندارین؟

362
00:19:12,975 --> 00:19:16,144
‫خدای من ، پس این یه قراره

363
00:19:16,144 --> 00:19:19,614
‫نه ، نه . خیلی شبیه به یه قرار نیست

364
00:19:19,614 --> 00:19:21,399
‫بیشتر شبیه اینه که هی ، من تو رو بوسیدم

365
00:19:21,399 --> 00:19:24,870
‫و فکر کردم خوشت اومده

366
00:19:24,870 --> 00:19:27,689
‫جرمی ، قبل از اینکه اتفاقی
‫بیفته باید مطمئن بشم که الینا

367
00:19:27,689 --> 00:19:29,708
‫با رابطه من و تو مشکلی نداره

368
00:19:29,708 --> 00:19:33,662
‫نمیدونستم واسه روابطم هم باید
‫از خواهرم اجازه بگیرم

369
00:19:33,662 --> 00:19:36,298
‫اون بهترین دوستمه
‫همه چیزمو بهش میگم

370
00:19:36,298 --> 00:19:40,502
‫و این رابطه بین ما ممکنه ناراحتش کنه

371
00:19:41,537 --> 00:19:43,705
‫بسیارخب ، بسیارخب ، باشه

372
00:19:43,705 --> 00:19:45,473
‫یه‌کم باهم هستیم . غذا می‌خوریم

373
00:19:45,473 --> 00:19:46,841
‫روی چندتا افسون کار می‌کنیم

374
00:19:46,841 --> 00:19:49,811
‫کار خاصی نمی‌کنیم

375
00:19:49,811 --> 00:19:55,400
‫ولی تو...تو خوشت اومد . درسته؟

376
00:19:56,402 --> 00:19:59,905
‫آره ، خوشم اومد

377
00:20:03,993 --> 00:20:05,076
‫عصر بخیر

378
00:20:05,076 --> 00:20:07,445
‫ممنون که اومدی
‫خواهش می‌کنم بیا تو

379
00:20:07,445 --> 00:20:09,080
‫فقط یه لحظه

380
00:20:09,080 --> 00:20:12,417
‫باید بگم اگر قصد دیگه‌ای

381
00:20:12,417 --> 00:20:15,337
‫غیر از اتفاقاتی که در این شب پسندیده
‫قراره اتفاق بیفته در نظر داری

382
00:20:15,337 --> 00:20:18,740
‫پیشنهاد می‌کنم تجدیدنظر بکنی

383
00:20:18,740 --> 00:20:20,842
‫نه ، هیچی نیست
‫کار غیرپسندیده‌ای نمی‌کنیم

384
00:20:20,842 --> 00:20:23,511
‫فقط می‌خوایم یه‌کم بیشتر همدیگه رو بشناسیم

385
00:20:23,511 --> 00:20:28,216
‫خب ، خیلی خوبه چون میدونی

386
00:20:28,216 --> 00:20:31,102
‫هر چند من و الینا باهم یه قراری داریم

387
00:20:31,102 --> 00:20:32,887
‫ولی اگه بخوای کاری بکنی که منو دور بزنی

388
00:20:32,887 --> 00:20:36,891
‫تو و همه آدمای توی این خونه
‫رو می‌کشم . افتاد؟

389
00:20:36,891 --> 00:20:38,643
‫افتاد

390
00:20:39,645 --> 00:20:42,113
‫جنا ، خوشحالم که دوباره می‌بینمت

391
00:20:42,113 --> 00:20:43,114
‫حالت چطوره؟

392
00:20:43,114 --> 00:20:44,616
‫- خوشحالم که می‌بینمت
‫- فوق‌العاده شدی

393
00:20:44,616 --> 00:20:46,117
‫ممنون

394
00:20:48,857 --> 00:20:50,023
‫نمی‌خوام توهینی بکنم دیمن

395
00:20:50,023 --> 00:20:51,191
‫ولی بر اساس حرفای آلایژا

396
00:20:51,191 --> 00:20:53,982
‫خانواده تو از مؤسسین این شهر نیستن

397
00:20:53,982 --> 00:20:55,483
‫تعریف کنین ببینم

398
00:20:56,131 --> 00:20:58,357
‫خب ، همونطور که قبلاً هم برای
‫جنا تعریف کردم

399
00:20:58,357 --> 00:21:00,526
‫گروهی از سِیلِم به اینجا مهاجرت کردن

400
00:21:00,526 --> 00:21:02,745
‫درست بعد از دوران جادوگرهای ۱۶۹۰

401
00:21:02,745 --> 00:21:04,747
‫بیش از صد سال بعد وقتی تونستن این
‫اجتماع رو توسعه بدن

402
00:21:04,747 --> 00:21:06,649
‫اینجا احساس امنیت می‌کردن و
‫خبری از آزار و شکنجه نبود

403
00:21:06,649 --> 00:21:08,451
‫به‌خاطر اینکه اونا جادوگر بودن

404
00:21:08,451 --> 00:21:09,869
‫آره ولی مدرکی برای اثبات این وجود نداره

405
00:21:09,869 --> 00:21:11,387
‫که توی سِیلِم جادوگری وجود داشته

406
00:21:11,387 --> 00:21:13,990
‫اندی یه خبرنگاره . خیلی حالیشه

407
00:21:13,990 --> 00:21:16,325
‫خب ، روایت شده که یه موج

408
00:21:16,325 --> 00:21:19,895
‫ضد جادوگری به‌وجود اومده بود
‫اقوام همسایه رو ترسونده بود

409
00:21:19,895 --> 00:21:22,898
‫به‌خاطر همین اون جادوگرا
‫رو دور هم جمع کردن

410
00:21:22,898 --> 00:21:24,584
‫توی یه زمین اونا رو به چوب بستن

411
00:21:24,584 --> 00:21:27,286
‫و سوزوندنشون

412
00:21:27,286 --> 00:21:29,539
‫بعضیا میگن صدای جیغ و فریادشون
‫تا مایل‌ها دورتر شنیده میشده

413
00:21:29,539 --> 00:21:32,008
‫توسط آتش از پا در اومدن
‫میشه لطفاً؟

414
00:21:32,008 --> 00:21:35,261
‫عمراً اینو برای انجمن تاریخ بازگو کنم

415
00:21:36,713 --> 00:21:39,465
‫برای من بیشتر یه داستان جن و روح به نظر میاد

416
00:21:41,418 --> 00:21:42,918
‫چرا می‌خوای مکان این

417
00:21:42,918 --> 00:21:45,588
‫قتل‌عام‌ها رو ببینی و بشناسی؟

418
00:21:46,974 --> 00:21:52,028
‫میدونی ، کنجکاو بودن برای یه تاریخدان کاملاً طبیعیه

419
00:21:52,028 --> 00:21:53,863
‫البته

420
00:21:59,102 --> 00:22:01,954
‫جاناتان گیلبرت همینجور دیوونه و دیوونه‌تر شد

421
00:22:01,954 --> 00:22:05,458
‫فکر کنم وقتی زندگیت غرق ماجراهای
‫خون‌آشام‌ها بشه همین اتفاق میفته

422
00:22:13,317 --> 00:22:16,052
‫اون در مورد اصیل‌ها تحقیق کرده

423
00:22:17,137 --> 00:22:18,221
‫شوخی می‌کنی

424
00:22:18,221 --> 00:22:19,722
‫بعداً تحقیق کرده . ببین

425
00:22:19,722 --> 00:22:25,561
‫یه عالمه صفحه سؤال و
‫نوشته‌های خرچنگ قورباغه

426
00:22:27,130 --> 00:22:28,731
‫این چیه؟

427
00:22:30,234 --> 00:22:33,135
‫چوب تنها یک درخت و تنها یک درخت"

428
00:22:33,135 --> 00:22:37,440
‫یک بلوط سفید تاریخی
‫می‌‌تونه مرگ رو به کام یک خون‌آشام بیاره

429
00:22:37,440 --> 00:22:41,327
‫وقتی اون درخت سوزانده شد
‫"تمام امیدها هم از بین رفتند

430
00:22:41,327 --> 00:22:46,165
‫اون می‌خواسته بفهمه چطوری میشه
‫یه اصیل رو کشت

431
00:22:48,252 --> 00:22:51,254
‫ولی خاکستر اون درخت حفظ شد"

432
00:22:51,254 --> 00:22:53,322
‫و جادوگرها خنجری ساختند که می‌‌تونست
‫با اون ترکیب شه

433
00:22:53,322 --> 00:22:57,293
‫ترکیب شیمیایی این دو
‫"سمی مهلک را فراهم می‌آورد

434
00:22:57,293 --> 00:22:58,594
‫الینا

435
00:22:58,594 --> 00:22:59,845
‫می‌خوام بدونم حقیقت داره یا نه

436
00:22:59,845 --> 00:23:02,632
‫یعنی فکر می‌کنی همچین خنجری
‫واقعاً وجود داشته باشه؟

437
00:23:02,632 --> 00:23:04,717
‫میدونم که وجود داره

438
00:23:04,717 --> 00:23:06,552
‫چون جان اونو داده به دیمن

439
00:23:07,554 --> 00:23:10,473
‫جان اسلحه‌ای رو به دیمن داده

440
00:23:10,473 --> 00:23:13,109
‫که می‌‌تونه باهاش آلایژا رو بکشه؟ همینو؟

441
00:23:15,379 --> 00:23:18,397
‫تنها باید توسط انسان‌ها استفاده شود"
‫در غیر اینصورت

442
00:23:18,397 --> 00:23:20,783
‫برای شیطانی که قصد استفاده از آن را داشته
‫"مرگ را به ارمغان خواهد آورد

443
00:23:21,902 --> 00:23:24,153
‫جان می‌خواد دیمن رو به کشتن بده

444
00:23:26,105 --> 00:23:28,106
‫اینجا کسی کونیاک نمیخوره؟

445
00:23:28,106 --> 00:23:30,525
‫چند سالی هست که یه شیشه‌اش رو نگه داشتم

446
00:23:30,525 --> 00:23:33,145
‫من نمی‌خورم . ممنون
‫۹تا پیک شراب حد منه

447
00:23:33,145 --> 00:23:35,513
‫چرا موبایلت خاموشه؟
‫بهم زنگ بزن

448
00:23:35,513 --> 00:23:38,700
‫چه خبر شده استفن؟

449
00:23:38,700 --> 00:23:40,819
‫دیمن می‌خواد آلایژا رو بکشه

450
00:23:42,455 --> 00:23:43,955
‫امشب

451
00:23:46,042 --> 00:23:49,077
‫آقایون باید نوشیدنیشون رو
‫توی کتابخونه میل کنن

452
00:23:49,077 --> 00:23:52,247
‫باید بگم که غذا هم مثل

453
00:23:52,247 --> 00:23:53,298
‫مهمونا عالی بود

454
00:23:53,298 --> 00:23:55,217
‫ازت خوشم میاد

455
00:23:57,971 --> 00:24:01,556
‫بفرمایید آقا ، یه‌کم مفید واقع شو

456
00:24:03,393 --> 00:24:05,010
‫بدش من . من می‌برم

457
00:24:05,010 --> 00:24:07,312
‫خودم می‌برم

458
00:24:07,312 --> 00:24:09,815
‫جنا ، حالت خوبه؟

459
00:24:09,815 --> 00:24:11,316
‫آره ، خوبم ریک

460
00:24:15,188 --> 00:24:17,322
‫فکر کنم تقصیر من باشه

461
00:24:17,322 --> 00:24:19,724
‫دیگه چی‌کار کردی؟

462
00:24:19,724 --> 00:24:21,777
‫فقط بهش اشاره کردم که در مورد
‫همسر مُرده‌ات

463
00:24:21,777 --> 00:24:23,745
‫کاملاً باهاش صادق نبودی

464
00:24:23,745 --> 00:24:25,246
‫حرومزاده

465
00:24:26,332 --> 00:24:28,533
‫فکر کنم خیلی واضح بهت گفتم ریک

466
00:24:28,533 --> 00:24:30,419
‫من حلقه‌مو می‌خوام

467
00:24:34,040 --> 00:24:37,075
‫الو؟ آروم بگو ببینم

468
00:24:37,075 --> 00:24:39,011
‫استفن؟

469
00:24:39,011 --> 00:24:42,580
‫بذار حدس بزنم به علاوه سنگ ماه

470
00:24:42,580 --> 00:24:44,216
‫همزاد ، شیر

471
00:24:44,216 --> 00:24:46,435
‫جادوگر و قفسه

472
00:24:46,435 --> 00:24:49,221
‫باید محل دفن اون جادوگرا رو هم پیدا کنی

473
00:24:49,221 --> 00:24:51,256
‫از اونجایی که حس می‌کنم من و تو
‫خیلی شبیه به هم هستیم دیمن

474
00:24:51,256 --> 00:24:53,558
‫باید بگم آره

475
00:24:54,944 --> 00:24:56,645
‫میدونی کجاست؟

476
00:24:56,645 --> 00:24:58,230
‫شاید

477
00:25:01,317 --> 00:25:02,984
‫برام بگو که چرا انقدر مهمه

478
00:25:02,984 --> 00:25:04,820
‫اونقدرا هم به هم نزدیک نیستیم

479
00:25:06,605 --> 00:25:09,324
‫اینجا یه کلکسیون کامل داری

480
00:25:10,576 --> 00:25:12,828
‫چیز جالبی در مورد کتاب‌ها وجود داره

481
00:25:12,828 --> 00:25:16,415
‫قبل از اینکه وجود داشته باشن
‫مردم ازشون خاطراتی دارن

482
00:25:20,503 --> 00:25:24,840
‫آقایون ، دسر رو فراموش کردیم

483
00:25:25,842 --> 00:25:27,175
‫آلایژا؟

484
00:25:27,175 --> 00:25:29,177
‫بانوی زیبا؟

485
00:25:47,500 --> 00:25:49,800
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" اگه از خنجر استفاده کنی خودتم می‌میری "</font>

486
00:25:55,705 --> 00:25:58,423
‫ببخشید بچه‌ها ، دسر یه‌کم بیشتر
‫از اونی که فکر می‌کردم طول میشکه تا حاضر بشه

487
00:25:58,423 --> 00:26:01,042
‫معمولاً فقط از بیرون غذا می‌گیرم

488
00:26:04,330 --> 00:26:08,016
‫میدونم که یه موضوع اجتماعیه

489
00:26:08,016 --> 00:26:10,668
‫ولی واقعاً دوست دارم در مورد کاری که اینجا می‌کنین

490
00:26:10,668 --> 00:26:12,170
‫چندتا سؤال ازتون بپرسم

491
00:26:12,170 --> 00:26:13,188
‫خوشحال میشم بتونم جوابتونو بدم

492
00:26:13,188 --> 00:26:14,773
‫عالیه . این خیلی عالیه

493
00:26:14,773 --> 00:26:18,693
‫ریک ، میشه یه لطفی بکنی و دفترچه
‫رو از کیفم برای بیاری؟

494
00:26:18,693 --> 00:26:22,981
‫آلایژا ، جان بهت گفته که
‫عمو / پدر الیناست؟

495
00:26:22,981 --> 00:26:24,366
‫آره ، کاملاً در جریانم

496
00:26:24,366 --> 00:26:27,486
‫خب ، الینا از اون متنفره
‫نیازی نیست که اونو هم

497
00:26:27,486 --> 00:26:29,671
‫توی لیستت نگه داری

498
00:26:29,671 --> 00:26:30,956
‫ریک ، توی جیب جلوشه

499
00:26:30,956 --> 00:26:33,542
‫میدونی چیه؟
‫ببخشید بچه‌ها ، معذرت می‌خوام

500
00:26:33,542 --> 00:26:35,860
‫چیزی که دوست دارم بدونم آلایژا

501
00:26:35,860 --> 00:26:38,096
‫اینه که چطور قصد داری کلاوس رو بکشی؟

502
00:26:38,096 --> 00:26:39,181
‫آقایون ، یه مسائلی هست که الان

503
00:26:39,181 --> 00:26:41,216
‫باید براتون روشنشون کنم

504
00:26:42,701 --> 00:26:45,971
‫تنها در اینصورت میذارم زنده بمونین که
‫حواستون به الینا باشه

505
00:26:45,971 --> 00:26:48,890
‫به الینا لطف می‌کنم و اجازه میدم
‫توی خونه خودش بمونه

506
00:26:48,890 --> 00:26:50,926
‫و همینجوری کنار دوستاش
‫به زندگیش ادامه بده

507
00:26:50,926 --> 00:26:53,345
‫ولی اگه دست از پا خطا کنین

508
00:26:53,345 --> 00:26:55,263
‫اونو از اینجا می‌برم و دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینینش

509
00:26:55,263 --> 00:27:01,264
‫بسیارخب ، سؤال اولم اینه که وقتی
‫وارد میستیک‌فالز...

510
00:27:25,511 --> 00:27:29,181
‫قبل از اینکه جنا دسر رو بیاره
‫از شرش خلاص شو

511
00:27:29,181 --> 00:27:30,915
‫خیلی خب

512
00:27:40,461 --> 00:27:42,495
‫الینا ، باید در این مورد باهم حرف بزنیم

513
00:27:42,495 --> 00:27:46,632
‫اگه قرار باشه تو و دیمن فقط به من دروغ بگین
‫دیگه حرف زدن چه فایده‌ای داره؟

514
00:27:46,632 --> 00:27:48,735
‫اگه از تصمیمات من خوشت نمیاد اشکالی نداره

515
00:27:48,735 --> 00:27:50,768
‫اینو هیچ کاری نمی‌‌تونم بکنم

516
00:27:50,768 --> 00:27:52,604
‫ولی اگه فقط یه بار دیگه
‫چیزی رو از من پنهان کنین...

517
00:27:52,604 --> 00:27:54,372
‫چی‌کار می‌کنی؟ هان؟
‫می‌خوای چی‌کار کنی الینا؟

518
00:27:54,372 --> 00:27:55,874
‫- این زندگی منه
‫- آره ، دقیقاً

519
00:27:55,874 --> 00:27:57,609
‫این زندگی توئه و من هر کاری می‌کنم

520
00:27:57,609 --> 00:27:59,294
‫تا مطمئن بشم که تو زندگیتو بکنی

521
00:27:59,294 --> 00:28:02,497
‫بعدش چی؟ این...این سفر به گذشته

522
00:28:02,497 --> 00:28:04,249
‫صادق بودنت
‫حقیقتی توی حرفات بود

523
00:28:04,249 --> 00:28:05,800
‫یا اینکه فقط می‌خواستی حواس منو پرت کنی؟

524
00:28:05,800 --> 00:28:06,985
‫داشتم در مورد زمانی برات می‌گفتم

525
00:28:06,985 --> 00:28:07,969
‫که فکر می‌کردم همه چیز رو از دست دادم

526
00:28:07,969 --> 00:28:09,170
‫موقعی که داشتم تسلیم می‌شدم

527
00:28:09,170 --> 00:28:10,338
‫همین کاری که الان داری می‌کنی رو می‌کردم

528
00:28:10,338 --> 00:28:11,556
‫اصلاً موضوع...

529
00:28:11,556 --> 00:28:13,291
‫چرا ، هست . حتی اگه نخوای قبول کنی

530
00:28:13,291 --> 00:28:15,844
‫تو داری تسلیم میشی
‫و لکسی؟

531
00:28:15,844 --> 00:28:17,062
‫اون اجازه نمیداد من تسلیم بشم

532
00:28:17,062 --> 00:28:19,564
‫منم به تو این اجازه رو نمیدم

533
00:28:22,485 --> 00:28:25,820
‫همه این مردا یا مردن یا دارن می‌میرن

534
00:28:26,689 --> 00:28:28,073
‫این چه حسی به تو میده؟

535
00:28:28,073 --> 00:28:30,642
‫هیچی ، هیچ حسی ندارم

536
00:28:30,642 --> 00:28:32,994
‫به‌خاطر این که قسمت انسانی درونت رو خاموش کردی

537
00:28:32,994 --> 00:28:34,779
‫همون قسمتی که بهت اجازه میداد حس کنی

538
00:28:34,779 --> 00:28:36,031
‫نکته جالبیه . نه؟

539
00:28:36,031 --> 00:28:38,116
‫خب ، یه راه بهتری هم هست
‫باید اونو بخوای

540
00:28:39,168 --> 00:28:40,302
‫بهتره؟

541
00:28:40,302 --> 00:28:43,672
‫اولش نه ، نمی‌‌تونی انتخاب کنی
‫که چه حسی داشته باشی

542
00:28:43,672 --> 00:28:45,874
‫باید اجازه بدی که همشون دوباره به درونت برگردن

543
00:28:45,874 --> 00:28:48,209
‫همه اون دردها و طرز نگاهشون

544
00:28:48,209 --> 00:28:50,328
‫موقعی که داشتی جونشونو می‌گرفتی
‫اشک‌هایی که برای کسایی که دوستشون داشتن ریختن

545
00:28:50,328 --> 00:28:51,813
‫چرا باید همچین چیزی رو بخوام؟

546
00:28:51,813 --> 00:28:54,516
‫چون وقتی که آسیب‌پذیر بشی می‌‌تونی عاشق بشی

547
00:28:57,019 --> 00:28:58,553
‫عشق استفن

548
00:28:58,553 --> 00:29:00,555
‫نکته‌اش اینه

549
00:29:02,108 --> 00:29:05,644
‫وقتی یه خون‌آشامی همه احساساتت تشدید میشه

550
00:29:05,644 --> 00:29:08,113
‫وقتی آسیب می‌بینیم واقعاً آسیب می‌بینیم

551
00:29:11,701 --> 00:29:14,319
‫ولی وقتی عاشق میشیم...

552
00:29:18,991 --> 00:29:22,577
‫لکسی نشونم داد که راه دیگه‌ای هم هست

553
00:29:22,577 --> 00:29:27,165
‫و از اون روز به بعد به‌خاطرش
‫شروع به جنگیدن کردم...

554
00:29:28,167 --> 00:29:30,335
‫برای زندگی خودم

555
00:29:34,557 --> 00:29:37,092
‫این تنها کاریه که می‌خوام تو هم بکنی

556
00:29:37,092 --> 00:29:38,760
‫فقط ازت می‌خوام که به‌خاطرش بجنگی

557
00:29:57,747 --> 00:30:00,732
‫تو که گفتی قرار نیست خشونتی در کار باشه

558
00:30:00,732 --> 00:30:02,567
‫ببین کی داره به کی میگه

559
00:30:02,567 --> 00:30:05,086
‫من اونو کشتم چون دیدم فرصتش به‌وجود اومده

560
00:30:05,086 --> 00:30:06,705
‫نه به‌خاطر اینکه نقشه کشیده بودم که
‫وقتی جنا توی خونه هست این‌کار رو بکنم

561
00:30:06,705 --> 00:30:08,423
‫دیگه نمی‌‌تونی به من اینجوری دروغ بگی

562
00:30:08,423 --> 00:30:10,792
‫من دوست تو هستم لعنتی

563
00:30:10,792 --> 00:30:14,295
‫تو هیچ دوست دیگه‌ای نداری

564
00:30:14,295 --> 00:30:15,796
‫پس دیگه دروغ نگو

565
00:30:29,612 --> 00:30:31,429
‫آلایژا مرده

566
00:30:33,899 --> 00:30:36,234
‫آلاریک ترتیبشو داد

567
00:30:42,241 --> 00:30:44,926
‫اصیل‌ها به عزت و افتخار اعتقاد داشتن

568
00:30:44,926 --> 00:30:48,797
‫برای یه خون‌آشام ممنوع بوده
‫که یه خون‌آشام دیگه رو بکشه

569
00:30:48,797 --> 00:30:52,634
‫به‌خاطر همین اون خنجر
‫جون هردو طرف رو می‌گرفته

570
00:30:52,634 --> 00:30:56,805
‫و تا وقتی که خنجر توی بدن اون فرد بمونه

571
00:30:56,805 --> 00:30:59,507
‫اون خون‌آشام اصیل به معنای واقعی
‫یه مرده به حساب میاد

572
00:31:10,686 --> 00:31:12,136
‫چی شده؟

573
00:31:12,136 --> 00:31:15,406
‫باید الینا رو پیدا کنی

574
00:31:15,406 --> 00:31:17,375
‫حالا

575
00:31:31,767 --> 00:31:34,254
‫خیلی باحاله . چطوری کار می‌کنه؟

576
00:31:34,254 --> 00:31:35,770
‫بهش میگن کانال زدن

577
00:31:35,770 --> 00:31:37,272
‫انتقال قدرت از یه چیزی

578
00:31:37,272 --> 00:31:40,942
‫از یه جادوگر دیگه
‫از ماه ، از یه عنصر

579
00:31:41,142 --> 00:31:43,010
‫پس از لحاظ فنی می‌‌تونی به من هم کانال بزنی

580
00:31:43,010 --> 00:31:44,429
‫چیه؟

581
00:31:44,429 --> 00:31:45,646
‫خب ، منم یه‌جور عنصرم

582
00:31:45,646 --> 00:31:48,399
‫خب ، مگه آب بیشتر بدن انسان رو تشکیل نداده؟

583
00:31:49,768 --> 00:31:51,802
‫درست میگی

584
00:31:52,688 --> 00:31:55,323
‫بذار ببینیم چی میشه

585
00:32:11,673 --> 00:32:14,375
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

586
00:32:14,375 --> 00:32:15,659
‫جرمی

587
00:32:15,659 --> 00:32:17,161
‫پسرم بهت چی گفت؟

588
00:32:17,161 --> 00:32:19,180
‫بهت چی گفت؟

589
00:32:19,180 --> 00:32:21,632
‫در مورد دخترتون برام گفت

590
00:32:21,632 --> 00:32:25,052
‫میدونم که اون پیش کلاوسه و می‌خوام
‫بهتون کمک کنم که اونو پس بگیرین

591
00:32:25,052 --> 00:32:26,687
‫ولی ازتون می‌خوام که باهم کار کنیم

592
00:32:26,687 --> 00:32:27,939
‫خواهش می‌کنم

593
00:32:27,939 --> 00:32:31,225
‫به‌خاطر خودت دارم این‌کار رو می‌کنم

594
00:32:32,528 --> 00:32:33,368
‫نه ، نه

595
00:32:35,030 --> 00:32:35,780
‫نه

596
00:32:46,325 --> 00:32:47,909
‫اگه به‌خاطر کاری که کردین

597
00:32:47,909 --> 00:32:51,662
‫یه مو از سر پسرم کم بشه
‫تاوانشو پس میدین

598
00:33:01,173 --> 00:33:03,374
‫حالت خوبه؟

599
00:33:04,843 --> 00:33:06,477
‫چیزی نیست

600
00:33:07,763 --> 00:33:09,263
‫چی شد؟

601
00:33:10,766 --> 00:33:13,267
‫اون قدرتمو ازم گرفت

602
00:33:39,077 --> 00:33:40,577
‫اون اینجاست

603
00:33:54,643 --> 00:33:56,944
‫باید بری . باید باهاش تنها حرف بزنم

604
00:33:56,944 --> 00:33:58,095
‫- الینا
‫- استفن ، من خوبم

605
00:33:58,095 --> 00:33:59,480
‫اون نمی‌تونه بیاد توی خونه

606
00:33:59,480 --> 00:34:03,100
‫میدونین که ممکنه نتونم بیام توی این خونه

607
00:34:04,403 --> 00:34:06,821
‫ولی من مرد خیلی صبوری هستم

608
00:34:06,821 --> 00:34:09,707
‫بیرون منتظرتون می‌مونم

609
00:34:26,058 --> 00:34:28,392
‫نباید این‌کاری که کردن رو می‌کردن

610
00:34:28,392 --> 00:34:29,393
‫دیگه قولی بین ما نیست

611
00:34:29,393 --> 00:34:30,628
‫می‌خوام باهات یه معامله جدید بکنم

612
00:34:30,628 --> 00:34:33,731
‫دیگه چیزی نداری که سرش بخوای معامله کنی

613
00:34:42,991 --> 00:34:46,444
‫دوست دارم ببینم که چطور کلاوس رو
‫به میستیک‌فالز می‌کشونین

614
00:34:46,444 --> 00:34:48,646
‫بعد از اینکه همزاد از شدت خونریزی
‫در معرض مرگ قرار میگیره

615
00:34:48,646 --> 00:34:49,980
‫استفن اجازه نمیده تو بمیری

616
00:34:49,980 --> 00:34:51,315
‫نه ، اجازه نمیده

617
00:34:51,315 --> 00:34:53,951
‫خونش رو به من میده تا بخورم

618
00:34:53,951 --> 00:34:55,786
‫و بعد من خودمو میکشم
‫و تبدیل به یه خون‌آشام میشم

619
00:34:55,786 --> 00:34:57,287
‫درست مثل کاری که کاترین کرد

620
00:34:59,391 --> 00:35:01,509
‫پس اگه نمی‌خوای دوباره این اتفاق بیفته

621
00:35:01,509 --> 00:35:05,796
‫مثل قبل دوباره بهم قول بده
‫بهم قول بده...

622
00:35:05,796 --> 00:35:08,099
‫به کسایی که دوستشون دارم آسیبی نمیرسونی

623
00:35:08,099 --> 00:35:09,600
‫حتی اگه اونا بهت آسیب رسوندن

624
00:35:16,191 --> 00:35:19,110
‫متأسفم الینا

625
00:35:22,698 --> 00:35:25,032
‫دیگه فریب حرفاتو نمی‌خورم

626
00:35:39,498 --> 00:35:40,248
‫نه

627
00:35:47,973 --> 00:35:51,475
‫آره ، آره . می‌‌تونیم دوباره معامله کنیم

628
00:35:51,475 --> 00:35:52,476
‫بذار زخمتو خوب کنم

629
00:35:52,476 --> 00:35:54,812
‫بهم قول بده

630
00:35:54,812 --> 00:35:56,597
‫بهت قول میدم

631
00:36:21,406 --> 00:36:27,378
‫یه نکته کوچیک
‫خنجر رو بیرون نکشین

632
00:36:36,969 --> 00:36:39,554
‫جان کجا غیبش زد؟

633
00:36:41,106 --> 00:36:43,925
‫احتمالاً همونجایی رفته که بقیه مهمونا رفتن
‫تا مهمونی رو ادامه بدن

634
00:36:43,925 --> 00:36:47,395
‫ببین جنا ، من...

635
00:36:47,395 --> 00:36:48,947
‫خیلی معذرت می‌خوام که امشب...

636
00:36:48,947 --> 00:36:50,448
‫ایزابل چی شد؟

637
00:36:51,617 --> 00:36:53,601
‫میدونی ، جان هیچ‌وقت نباید
‫موضوعشو مطرح می‌کرد

638
00:36:53,601 --> 00:36:55,537
‫این جواب سؤال من نبود

639
00:36:55,537 --> 00:36:56,955
‫اون فقط داره سعی می‌کنه مشکلات ما رو زیاد کنه

640
00:36:56,955 --> 00:36:58,573
‫اینم جواب سؤال من نبود

641
00:36:58,573 --> 00:36:59,958
‫نمی‌تونم در این مورد باهات حرف بزنم جنا

642
00:36:59,958 --> 00:37:02,109
‫همش فکر می‌کنم شاید تقصیر منه

643
00:37:02,109 --> 00:37:04,579
‫شاید منم که دارم همه چیز رو خراب می‌کنم

644
00:37:04,579 --> 00:37:06,631
‫باید بهت اعتماد کنم

645
00:37:06,631 --> 00:37:10,251
‫اصل هر ارتباطی همینه ، درسته؟

646
00:37:10,251 --> 00:37:12,837
‫ولی بعد فکر می‌کنم که شاید جان راست میگه

647
00:37:12,837 --> 00:37:15,840
‫و شاید تو با من روراست نیستی

648
00:37:15,840 --> 00:37:20,728
‫خب ، تو با من روراستی یا نه؟

649
00:37:30,773 --> 00:37:33,274
‫درسته . باشه

650
00:37:38,781 --> 00:37:40,915
‫این یه جواب بود

651
00:37:47,873 --> 00:37:50,124
‫اصلاً ماهرانه نبود

652
00:37:57,216 --> 00:37:59,267
‫میدونی ، می‌تونم فردا همه این
‫ماجراهای مربوط به ایزابل

653
00:37:59,267 --> 00:38:02,637
‫رو درستش کنم اگه بخوای

654
00:38:02,637 --> 00:38:04,722
‫شایدم نخوای

655
00:38:16,068 --> 00:38:17,151
‫می‌خوایش؟

656
00:38:17,151 --> 00:38:18,519
‫بیا این رو بردار

657
00:38:18,519 --> 00:38:20,121
‫مال خودت

658
00:38:20,121 --> 00:38:22,407
‫بعد از کاری که با دیمن کردی...

659
00:38:24,860 --> 00:38:27,412
‫بیشتر از من به این احتیاج داری

660
00:38:42,210 --> 00:38:44,595
‫اینجا چی داریم؟

661
00:38:44,595 --> 00:38:46,848
‫یه صابون کوچولو از جنس سنگ ماه

662
00:38:46,848 --> 00:38:49,717
‫من نگهش میدارم

663
00:38:49,717 --> 00:38:50,885
‫پس همین بود دیگه

664
00:38:50,885 --> 00:38:53,988
‫یعنی تا وقتی که خنجر توی بدنش بمونه

665
00:38:53,988 --> 00:38:56,107
‫اونم مرده باقی می‌مونه

666
00:38:56,107 --> 00:38:57,725
‫همینطوره

667
00:38:57,725 --> 00:39:01,579
‫باشه پس...شب بخیر

668
00:39:02,898 --> 00:39:07,118
‫اگه ازم می‌خواین که بجنگم
‫قبول ، می‌جنگم

669
00:39:07,118 --> 00:39:09,504
‫ولی اگه قرار باشه این‌کار رو بکنیم

670
00:39:09,504 --> 00:39:11,756
‫دیگه نمی‌‌تونین چیزی رو از من پنهان کنین

671
00:39:11,756 --> 00:39:14,876
‫از این لحظه به بعد
‫به روش من عمل می‌کنیم

672
00:39:17,596 --> 00:39:19,764
‫به نظر عادلانه میاد

673
00:39:22,584 --> 00:39:24,084
‫باشه

674
00:39:25,420 --> 00:39:26,920
‫باشه

675
00:39:29,475 --> 00:39:32,426
‫به نظر میاد گرایشش عوض شده

676
00:39:32,426 --> 00:39:33,895
‫چطوری تونستی نظرشو عوض کنی؟

677
00:39:33,895 --> 00:39:36,948
‫براش یه داستان کوتاه از زمانی که

678
00:39:36,948 --> 00:39:40,101
‫داشتم تصمیمای اشتباه می‌گرفتم و

679
00:39:40,101 --> 00:39:42,436
‫یه نفر نشونم داد که
‫راه بهتری وجود داره تعریف کردم

680
00:39:42,436 --> 00:39:44,438
‫لکسی؟

681
00:39:44,438 --> 00:39:45,438
‫آره

682
00:39:47,393 --> 00:39:49,377
‫اونو یادته؟

683
00:40:03,458 --> 00:40:05,626
‫جایی میری؟

684
00:40:09,481 --> 00:40:12,299
‫شما باید همون خون‌آشامی باشین که برادرم
‫ازش شکایت می‌کرد

685
00:40:12,299 --> 00:40:14,135
‫باید خودم باشم

686
00:40:14,135 --> 00:40:17,972
‫شما هم باید اون برادری باشین که ازش متنفره

687
00:40:21,076 --> 00:40:24,028
‫اختلافات غیرقابل جبرانی داریم

688
00:40:24,028 --> 00:40:27,248
‫از تنفری که نسبت به استفن داری خبر داری؟

689
00:40:27,248 --> 00:40:28,416
‫تنفری که به همه داری؟

690
00:40:28,416 --> 00:40:31,318
‫فکر می‌کنی اونو تحت کنترل داری
‫ولی اینطور نیست

691
00:40:32,171 --> 00:40:34,088
‫باید بیشترین تلاشتو بکنی

692
00:40:38,660 --> 00:40:40,494
‫کمکش کن

693
00:40:41,830 --> 00:40:43,481
‫به کمکت نیاز داره

694
00:40:44,600 --> 00:40:46,517
‫کمکش می‌کنم

695
00:40:54,342 --> 00:40:55,676
‫اندی؟

696
00:40:55,676 --> 00:40:58,012
‫فکر کردم رفتی

697
00:41:08,791 --> 00:41:10,491
‫سلام دیمن

698
00:41:12,411 --> 00:41:14,545
‫لباس واسه من ندارین؟

699
00:41:19,301 --> 00:41:20,418
‫چطوری اومدی بیرون؟

700
00:41:20,418 --> 00:41:24,555
‫میدونستم اگه بهت التماس کنم
‫که آلایژا رو نکشی

701
00:41:24,555 --> 00:41:26,174
‫دقیقا همین کار رو می‌کنی

702
00:41:26,174 --> 00:41:30,228
‫یه حقیقت شناخته شده...اصیل‌ها می‌‌تونن
‫به ذهن خون‌آشام‌ها نفوذ کنن

703
00:41:30,228 --> 00:41:35,099
‫ولی به محض اینکه بمیرن
‫اون اجبار از بین میره

704
00:41:35,099 --> 00:41:36,884
‫اون‌وقت تو میدونستی؟

705
00:41:36,884 --> 00:41:39,403
‫اون‌وقت هنوز اینجام

706
00:41:39,403 --> 00:41:41,155
‫فرار نکردم

707
00:41:41,155 --> 00:41:43,241
‫سر حرفم وایسادم دیمن

708
00:41:43,241 --> 00:41:45,660
‫می‌خوام بهت کمک کنم

709
00:41:49,164 --> 00:41:50,414
‫خب...

710
00:41:51,700 --> 00:41:53,184
‫لباس ندارین؟

711
00:41:54,200 --> 00:41:55,200
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

712
00:41:56,200 --> 00:41:57,200
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

