1
00:00:02,009 --> 00:00:03,553
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,554 --> 00:00:04,609
‫تو همه چیزمو ازم گرفتی کلاوس

3
00:00:04,610 --> 00:00:07,811
‫گذشته‌ها گذشته
‫درد کهنه میشه

4
00:00:07,895 --> 00:00:09,817
‫میدونی چی هیچ‌وقت کهنه نمیشه؟ انتقام

5
00:00:09,902 --> 00:00:11,137
‫- نه
‫- چی شده کلاوس؟

6
00:00:11,138 --> 00:00:12,308
‫چیزی گم کردی؟

7
00:00:12,309 --> 00:00:14,449
‫۳تا اصیل که خوابیدن ، ۴تا تابوت

8
00:00:14,500 --> 00:00:16,238
‫کی توی اونیه که قفله؟

9
00:00:16,307 --> 00:00:18,379
‫من فکر کنم بدونم کی می‌تونه
‫اون تابوت رو باز کنه استفن

10
00:00:18,464 --> 00:00:19,516
‫این کیه؟

11
00:00:19,517 --> 00:00:20,837
‫- مامانمه
‫- می‌خوام کمکت کنم

12
00:00:20,838 --> 00:00:22,894
‫تو هیچ جادویی نداری
‫و منم بهت اعتماد ندارم

13
00:00:22,979 --> 00:00:24,868
‫شاید تو بتونی کمکم کنی
‫که جادومو پس بگیرم

14
00:00:24,952 --> 00:00:27,861
‫برای شکستن پیمان نوکری
‫باید خودتو مجبور به تبدیل شدن بکنی

15
00:00:27,912 --> 00:00:29,884
‫خدای من

16
00:00:29,969 --> 00:00:31,874
‫فرار کن

17
00:00:31,942 --> 00:00:33,713
‫- اون حالش خوب میشه؟
‫- نه به تنهایی

18
00:00:33,782 --> 00:00:35,152
‫- اون چیه؟
‫- خونِ خون‌آشام

19
00:00:35,153 --> 00:00:37,276
‫تابوت‌ها رو نشونم بده

20
00:00:37,360 --> 00:00:39,617
‫- چهارمیش کجاست؟
‫- اینجا نیست

21
00:00:39,701 --> 00:00:41,507
‫فکر می‌کنم معنیش این باشه که کلاوس
‫تابوت‌هاشو بدست نیاورده

22
00:00:41,574 --> 00:00:42,953
‫فقط تونستم توی اون زمان
‫یکیشونو جابجا کنم

23
00:00:42,954 --> 00:00:45,353
‫- همونی رو که قفل بود
‫- احتمالاً انتخاب خوبی کردی

24
00:00:45,420 --> 00:00:46,807
‫پس چرا در مورد این حرف نزنیم؟

25
00:00:46,808 --> 00:00:48,698
‫تو چی‌کار کردی؟

26
00:00:51,156 --> 00:00:53,162
‫آلایژا؟

27
00:00:55,102 --> 00:00:56,773
‫به نظر میاد از دیدن من غافلگیر شدی

28
00:00:56,841 --> 00:00:58,513
‫پس این تو نبودی که

29
00:00:58,597 --> 00:01:01,021
‫خنجر رو از سینه من درآوردی

30
00:01:01,105 --> 00:01:02,843
‫به نظر میاد یه نوشیدنی لازم داشته باشی

31
00:01:02,895 --> 00:01:05,904
‫کلی حرف هم واسه زدن داریم
‫میشه بشینیم؟

32
00:01:09,717 --> 00:01:13,563
‫آروم باش . تازه خونه رو تعمیر کردم

33
00:01:16,741 --> 00:01:20,202
‫میدونی ، کاملاً حق داری
‫که از دستم عصبانی باشی

34
00:01:20,253 --> 00:01:22,124
‫ولی من سر حرفم وایسادم

35
00:01:22,210 --> 00:01:24,098
‫تو رو کنار خونواده‌مون جمع کردم

36
00:01:28,062 --> 00:01:30,653
‫مجبورم نکن که دوباره این‌کار رو
‫باهات بکنم آلایژا

37
00:01:30,738 --> 00:01:32,543
‫زودباش . بزن

38
00:01:32,610 --> 00:01:34,834
‫میگم بزن

39
00:01:34,918 --> 00:01:38,012
‫"اینجوری مجبور میشی با "کول
‫دست و پنجه نرم کنی

40
00:01:40,795 --> 00:01:42,911
‫مایکل مرده

41
00:01:42,978 --> 00:01:45,586
‫تو چی گفتی؟

42
00:01:45,654 --> 00:01:48,128
‫من با سلاح خودش کشتمش

43
00:01:48,180 --> 00:01:51,055
‫اون واسه همیشه رفته آلایژا

44
00:01:51,140 --> 00:01:55,905
‫چرا خونواده ما باید
‫توی این تابوت‌ها بمونن؟

45
00:01:55,989 --> 00:01:59,400
‫فین" برای بیشتر از ۹۰۰ سال"
‫کول" واسه بیشتر از یه قرن"

46
00:01:59,467 --> 00:02:02,125
‫به‌خاطر استفن سالواتور

47
00:02:02,193 --> 00:02:05,386
‫اون چیزی رو در اختیار داره که باعث میشه
‫من اونا رو آزاد نکنم

48
00:02:05,437 --> 00:02:07,945
‫خیلی چیزای در مورد گذشته‌مون هستن

49
00:02:08,029 --> 00:02:09,533
‫که تو نمیدونی آلایژا

50
00:02:09,568 --> 00:02:12,259
‫مرگ مادرمون
‫چیزایی که هیچ‌وقت نمی‌خواستم بفهمی

51
00:02:12,343 --> 00:02:15,302
‫ولی الان آمادم که همشونو بهت بگم

52
00:02:16,558 --> 00:02:20,153
‫فقط ازت می‌خوام که اون پیمان وفاداری

53
00:02:20,237 --> 00:02:23,413
‫که یه بار جلوی من قسم خوردی
‫رو به یاد داشته باشی

54
00:02:26,959 --> 00:02:29,299
‫چی‌کار می‌کنی؟

55
00:02:36,900 --> 00:02:40,938
‫همیشه و تا ابد

56
00:02:43,982 --> 00:02:45,821
‫بهت نیاز دارم

57
00:02:45,873 --> 00:02:48,580
‫تا کنار من باشی

58
00:02:48,665 --> 00:02:50,855
‫برادرم باشی

59
00:02:50,923 --> 00:02:53,848
‫کمکم کنی استفن رو نابود کنم

60
00:02:53,900 --> 00:02:55,486
‫و من بهت قول میدم

61
00:02:55,555 --> 00:02:58,113
‫که خونواده‌مون دوباره دور هم جمع میشن

62
00:02:58,200 --> 00:02:59,200
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

63
00:03:00,300 --> 00:03:01,300
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

64
00:03:01,600 --> 00:03:06,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۳
‫قسمت ۱۳ : بیرون آوردن مُرده</font>

65
00:03:07,110 --> 00:03:08,815
‫- صبح بخیر
‫- فکر کردم آسپیرین داریم

66
00:03:08,899 --> 00:03:11,122
‫آره . توی جعبه ویتامین‌هاست

67
00:03:14,551 --> 00:03:16,306
‫داری خماری می‌کشی

68
00:03:16,392 --> 00:03:17,895
‫آره . واقعاً شرمنده

69
00:03:17,962 --> 00:03:19,467
‫یه‌کم شب عجیبی بود

70
00:03:19,518 --> 00:03:21,942
‫بهت که گفتم نباید به‌خاطر دعوت کردن
‫مردیث به اینجا

71
00:03:21,994 --> 00:03:23,948
‫- عذاب وجدان داشته باشی
‫- میدونم

72
00:03:24,000 --> 00:03:25,504
‫و به‌خاطرش ازت ممنونم

73
00:03:25,538 --> 00:03:26,958
‫ولی یه‌کم عذاب وجدان دارم

74
00:03:26,959 --> 00:03:28,882
‫که ساعت ۲ نصفه‌شب
‫وقتی کاملاً مست بودم

75
00:03:28,966 --> 00:03:30,671
‫بهش زنگ زدم

76
00:03:30,722 --> 00:03:32,394
‫- نه ، زنگ نزدی
‫- چرا ، زنگ زدم

77
00:03:32,478 --> 00:03:34,116
‫مشکلی که با این موضوع نداشته؟

78
00:03:34,183 --> 00:03:35,822
‫خب ، به محض اینکه این آسپیرین‌ها اثر کنه

79
00:03:35,873 --> 00:03:37,862
‫و یادم بیاد که دیشب بهش چی گفتم

80
00:03:37,913 --> 00:03:40,035
‫حتماً خبرت می‌کنم

81
00:03:46,993 --> 00:03:48,748
‫کلانتر فوربز ، سلام

82
00:03:48,817 --> 00:03:50,287
‫همه چیز مرتبه؟

83
00:03:50,288 --> 00:03:51,842
‫قراره باهم یه مکالمه

84
00:03:51,910 --> 00:03:53,213
‫خارج از عرف و غیر رسمی داشته باشیم

85
00:03:53,214 --> 00:03:54,936
‫پس امیدوارم همه حرفامون
‫همینجا بین خودمون بمونه

86
00:03:55,020 --> 00:03:56,190
‫البته

87
00:03:56,191 --> 00:03:57,729
‫فکر می‌کنم جفتتون خبر کشته شدن
‫پژوهشگر پزشکی ما رو

88
00:03:57,780 --> 00:03:59,285
‫روی پل چوبی

89
00:03:59,369 --> 00:04:01,007
‫- توی همون شب مراسم خیریه شنیده باشین
‫- آره

90
00:04:01,074 --> 00:04:02,378
‫برایان والترز" ، چطور؟"

91
00:04:02,379 --> 00:04:03,933
‫ما یه تحقیقاتی انجام دادیم

92
00:04:04,018 --> 00:04:07,144
‫یه نفر این تیکه چوب رو
‫توی قلبش فرو کرده

93
00:04:08,951 --> 00:04:10,906
‫یکی از چوب‌های ماست

94
00:04:10,958 --> 00:04:12,779
‫یکی از اون مجموعه‌ایه که توی
‫خونه کنار رودخونه پدر و مادرت هست

95
00:04:12,847 --> 00:04:16,090
‫به‌خاطر همینه که اومدم اینجا
‫به کسی چیزی نگفتم

96
00:04:16,141 --> 00:04:18,097
‫ولی دادگاه اونو برای
‫آزمایشگاه فرستاد

97
00:04:18,148 --> 00:04:19,936
‫و فقط یه اثر انگشت روش پیدا کرده

98
00:04:21,510 --> 00:04:23,849
‫اثر انگشت تو

99
00:04:23,917 --> 00:04:25,790
‫چی؟

100
00:04:25,841 --> 00:04:27,429
‫پس الان متهم ردیف اولی؟

101
00:04:27,496 --> 00:04:29,167
‫اون فکر نمی‌کنه که من این‌کار رو کردم

102
00:04:29,219 --> 00:04:30,722
‫فقط می‌خواد بفهمه که چرا

103
00:04:30,808 --> 00:04:33,682
‫یه نفر از یکی از سلاح‌های خونواده من
‫استفاده کرده تا یکی از اعضای انجمن رو بکشه

104
00:04:33,733 --> 00:04:35,572
‫خب ، چرا از ریک نمی‌پرسی

105
00:04:35,657 --> 00:04:38,866
‫که اون دکتر کوچولوی کثیفش
‫به سلاح‌هاش دسترسی داشته یا نه؟

106
00:04:38,918 --> 00:04:41,476
‫- صدات روی اسپیکره دیوس
‫- من فقط دارم میگم

107
00:04:41,543 --> 00:04:43,231
‫اولین مظنون معمولاً
‫همون اصل کاریه

108
00:04:43,316 --> 00:04:44,719
‫بهت برنخوره

109
00:04:44,720 --> 00:04:46,191
‫برایان والترز چند روز پیش به قتل رسیده

110
00:04:46,192 --> 00:04:48,532
‫باشه؟ من تا اون شب هیچ‌کدوم
‫از وسایلمو به مردیث نشون نداده بودم

111
00:04:48,583 --> 00:04:50,338
‫- کار مردیث نبوده
‫- ولی برایان والترز

112
00:04:50,406 --> 00:04:52,596
‫دوست‌پسر سابقش بوده و ریک اون شب
‫دیده که دارن باهم دعوا می‌کنن

113
00:04:52,680 --> 00:04:54,803
‫کار مردیث نیست . باشه؟

114
00:04:54,888 --> 00:04:58,063
‫دلم نمی‌خواد قبول کنم که شانست
‫توی انتخاب زن‌ها انقدر بده

115
00:04:58,116 --> 00:04:59,987
‫دیگه کی از انبار مهمات کوچیک مخفی تو خبر داره؟

116
00:05:00,071 --> 00:05:01,743
‫کی خبر نداره؟
‫من همه جا سلاح دارم

117
00:05:01,794 --> 00:05:04,636
‫اینجا ، مدرسه ، آپارتمانم ، ماشینت

118
00:05:04,720 --> 00:05:06,392
‫کار کلاوس ـه
‫باید کار اون باشه

119
00:05:06,459 --> 00:05:07,897
‫فقط می‌خواد دهنمونو سرویس کنه

120
00:05:07,898 --> 00:05:09,653
‫می‌ترسم کار استفن بوده باشه

121
00:05:09,737 --> 00:05:11,609
‫اون شب دیوونه شده بود

122
00:05:11,660 --> 00:05:13,783
‫میدونی ، می‌خواست بره رو مخ کلاوس

123
00:05:13,834 --> 00:05:16,208
‫هر کاری که بگی ممکن بود بکنه

124
00:05:16,292 --> 00:05:18,265
‫دلم واسه اون مواقعی تنگ شد

125
00:05:18,332 --> 00:05:21,341
‫استفن یه صلح‌طلب خرگوش‌خور بود

126
00:05:21,393 --> 00:05:23,649
‫به‌هرحال باید برم
‫بعداً حرف میزنیم

127
00:05:23,701 --> 00:05:25,154
‫الان کجایی؟

128
00:05:25,155 --> 00:05:28,416
‫با یه دوست قدیمی دارم چای می‌خورم

129
00:05:28,500 --> 00:05:30,138
‫آلایژا

130
00:05:30,205 --> 00:05:32,378
‫اصیل دوست‌داشتنی من

131
00:05:32,430 --> 00:05:33,934
‫از مرگ برگشته

132
00:05:33,985 --> 00:05:35,657
‫خوب تر و تمیز شدی

133
00:05:35,724 --> 00:05:37,663
‫یه چیزی رو توی

134
00:05:37,731 --> 00:05:40,004
‫- جیب کتم جا گذاشتی
‫- آره

135
00:05:40,072 --> 00:05:42,596
‫آلایژای عزیز

136
00:05:42,681 --> 00:05:44,302
‫بیا باهم متحد بشیم

137
00:05:44,386 --> 00:05:45,890
‫و برای نابودی برادرت دسیسه بچینیم

138
00:05:45,892 --> 00:05:47,947
‫بوس ، بوس

139
00:05:48,032 --> 00:05:50,105
‫- دیمن
‫- کار خوبی که کردم که خنجر رو از قلبت درآوردم

140
00:05:50,156 --> 00:05:52,161
‫یا قراره باهم مشکل داشته باشیم؟

141
00:05:52,246 --> 00:05:55,640
‫من اینجام . بیا حرف بزنیم

142
00:05:55,725 --> 00:05:58,516
‫خب ، بیا با یه
‫سؤال راحت شروع کنیم

143
00:05:58,583 --> 00:06:02,245
‫احیاناً میدونی چه جور سلاحی
‫برای کشتن کلاوس

144
00:06:02,313 --> 00:06:05,422
‫ممکنه به‌طور جادویی توی اون
‫تابوت مرموز حبس شده باشه؟

145
00:06:05,490 --> 00:06:07,797
‫آروم برو

146
00:06:07,848 --> 00:06:09,686
‫بیا دیگه . خیلی وقت نداریم

147
00:06:09,755 --> 00:06:11,727
‫ببخشید استفن ولی
‫انتخاب دیگه‌ای نداشتم

148
00:06:11,811 --> 00:06:14,001
‫یه انتخاب داشتی بانی
‫اونو انتخاب کردی

149
00:06:14,069 --> 00:06:15,489
‫و حالا ما باید باهاش کنار بیایم

150
00:06:15,490 --> 00:06:19,135
‫به کلاوس گفتم تابوت‌ها کجان
‫اونم برداشت‌ـشون

151
00:06:19,203 --> 00:06:20,556
‫همشونو به غیر از این یکی

152
00:06:20,557 --> 00:06:22,764
‫- همونیه که قفله؟
‫- آره

153
00:06:22,848 --> 00:06:24,654
‫متأسفانه به نظر میاد همونی باشه

154
00:06:24,721 --> 00:06:27,196
‫که بیشتر از همه
‫برای کلاوس مهمه

155
00:06:27,247 --> 00:06:29,068
‫نمیای داخل؟

156
00:06:29,119 --> 00:06:31,710
‫خون‌آشام‌ها نمی‌تونن داخل بشن
‫دیمن چندتا از

157
00:06:31,761 --> 00:06:33,081
‫باغبون های لاک‌وود رو مجبور کرد

158
00:06:33,082 --> 00:06:34,553
‫که تابوت رو براش بیارن تو

159
00:06:34,554 --> 00:06:36,510
‫این فکر بدیه

160
00:06:36,578 --> 00:06:38,316
‫ببین ، اگه خودت واقعاً کلید باز کردن
‫اون تابوت هستی

161
00:06:38,384 --> 00:06:40,841
‫فکر کنم مطمئناً باید اسمتو بذاریم
‫توی لیست قربانی‌های کلاوس

162
00:06:40,909 --> 00:06:43,082
‫پس پیشنهاد می‌کنم همینجا قایم بشی

163
00:06:43,133 --> 00:06:44,721
‫و یه راهی پیدا کنی تا اون کوفتی رو باز کنی

164
00:06:44,772 --> 00:06:47,229
‫بهت که گفتم
‫من هیچ قدرتی ندارم

165
00:06:47,297 --> 00:06:49,069
‫منم حرفتو باور نمی‌کنم

166
00:06:49,120 --> 00:06:50,942
‫وقت داره می‌گذره

167
00:06:50,993 --> 00:06:52,948
‫خیلی طول نمی‌کشه تا کلاوس
‫همه دورگه‌هاشو مجبور کنه

168
00:06:53,000 --> 00:06:54,537
‫که اون تابوت رو پیدا کنن
‫و همه ما رو بکشن

169
00:06:54,605 --> 00:06:57,514
‫"پس زورتو بزن "اَبی بِنِت

170
00:06:57,598 --> 00:07:01,946
‫هر چی جادو توی بدنت مونده رو بکش بیرون

171
00:07:13,855 --> 00:07:15,275
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

172
00:07:15,276 --> 00:07:17,149
‫بانی بهم گفت که می‌خواین بیاین اینجا

173
00:07:17,833 --> 00:07:19,136
‫باید باهات حرف بزنم

174
00:07:19,137 --> 00:07:20,975
‫خب ، حرفی برای زدن نداریم

175
00:07:21,043 --> 00:07:23,099
‫من همه تمرکزم روی
‫باز کردن این تابوته

176
00:07:23,184 --> 00:07:25,775
‫تو بودی که اون پژوهشگر پزشکی رو کشتی؟

177
00:07:29,873 --> 00:07:31,797
‫چرا باید فکر کنی
‫من این‌کار رو کردم؟

178
00:07:31,865 --> 00:07:34,707
‫شاید چون دیگه نمیدونم
‫ظرفیت چه کارایی رو داری

179
00:07:34,791 --> 00:07:36,496
‫خب ، هر جور دوست داری فکر کن الینا

180
00:07:36,547 --> 00:07:38,051
‫دوست ندارم اونجوری فکر کنم استفن

181
00:07:38,103 --> 00:07:40,894
‫ولی به‌هرحال باید ازم می‌پرسیدی

182
00:07:41,079 --> 00:07:43,619
‫استفن

183
00:07:43,671 --> 00:07:45,008
‫از دیمن پرسیدی

184
00:07:45,009 --> 00:07:48,553
‫که جدیداً کسی رو کشته یا نه؟

185
00:08:04,347 --> 00:08:06,161
‫تو کرولاین هستی؟

186
00:08:06,212 --> 00:08:08,201
‫بله . دکتر فِل ، سلام

187
00:08:08,253 --> 00:08:10,877
‫الینا بهم گفت که شما
‫خیلی به پدرم کمک کردین

188
00:08:10,929 --> 00:08:13,854
‫بله . فکر می‌کنین بتونین کاری کنین
‫که یه‌کم قدرشناس‌تر بشه؟

189
00:08:13,906 --> 00:08:15,727
‫کل دیشب داشت منو تهدید می‌کرد

190
00:08:15,778 --> 00:08:18,202
‫که به‌خاطر نجات دادن جونش
‫کاری می‌کنه که پروانه پزشکی من باطل بشه

191
00:08:18,253 --> 00:08:22,550
‫آره . بابای من یه‌کم
‫به روش‌های خودش پایبنده

192
00:08:22,601 --> 00:08:24,557
‫اون تمام عمرش از خون‌آشام‌ها متنفر بوده

193
00:08:24,608 --> 00:08:26,480
‫پس...

194
00:08:26,564 --> 00:08:29,155
‫پس راضی به این نیست که خونِ یه
‫خون‌آشام اونو مداوا کرده باشه

195
00:08:29,239 --> 00:08:30,710
‫آره . حسابی شیرفهمم کرده

196
00:08:30,711 --> 00:08:32,884
‫متأسفم

197
00:08:32,952 --> 00:08:38,152
‫روزایی که شب قبلش نخوابیدم
‫خیلی قاطی پاطی میشم

198
00:08:38,237 --> 00:08:40,778
‫پس می‌تونم ببرمش خونه؟

199
00:08:40,829 --> 00:08:43,537
‫دیشب برگه‌های ترخیصش رو امضا کردم

200
00:08:43,621 --> 00:08:45,995
‫- که فقط بتونم دهنشو ببندم
‫- من...

201
00:08:46,046 --> 00:08:48,520
‫اون اصلاً بهم زنگ نزده

202
00:08:50,678 --> 00:08:53,119
‫باید خیلی سخت باشه

203
00:08:53,186 --> 00:08:54,908
‫وقتی که بابات از همون چیزی متنفره

204
00:08:54,993 --> 00:08:57,584
‫که نمی‌تونی در مورد خودت تغییرش بدی

205
00:08:57,668 --> 00:08:59,172
‫این شغل منه

206
00:08:59,173 --> 00:09:00,978
‫که بدونم کیا توی این شهر
‫خون‌آشام هستن

207
00:09:01,046 --> 00:09:03,386
‫کنجکاوی پزشکی
‫جایی درز نمی‌کنه

208
00:09:03,438 --> 00:09:06,396
‫آره . پستی و بلندی‌هامونو گذروندیم

209
00:09:06,448 --> 00:09:10,042
‫از طرف من به بابات بگو که قابلی نداشت

210
00:09:10,093 --> 00:09:12,768
‫مرسی

211
00:09:16,765 --> 00:09:18,487
‫چه زود تموم شد

212
00:09:18,571 --> 00:09:20,945
‫آره . آخه اون اینجا نیست
‫قبلاً مرخص شده

213
00:09:20,996 --> 00:09:23,285
‫در ضمن اون دختره هم خیلی مهربونه

214
00:09:23,337 --> 00:09:25,594
‫شایدم یه‌کم سختگیر

215
00:09:25,645 --> 00:09:27,651
‫ولی فکر کنم خیلی خوبه که
‫می‌خوای مطمئن بشی

216
00:09:27,736 --> 00:09:29,808
‫آلاریک با یه دیوونه تمام عیار
‫دوست نشده باشه

217
00:09:29,859 --> 00:09:32,032
‫اون عضوی از خونواده منه
‫باید حواسم بهش باشه

218
00:09:33,922 --> 00:09:35,326
‫چیه؟

219
00:09:35,327 --> 00:09:37,333
‫می‌شنومش

220
00:09:38,839 --> 00:09:41,029
‫چیو می‌شنوی؟

221
00:09:41,113 --> 00:09:44,022
‫موبایل بابام

222
00:10:21,625 --> 00:10:24,166
‫خدای من...بابا ، بابایی ، بابا؟

223
00:10:26,007 --> 00:10:27,427
‫خدای من

224
00:10:27,428 --> 00:10:29,734
‫نمرده باش . نمرده باش . نمرده باش

225
00:10:29,802 --> 00:10:31,858
‫خدای من

226
00:10:34,451 --> 00:10:36,959
‫بابایی

227
00:10:37,010 --> 00:10:38,966
‫کرولاین

228
00:10:39,017 --> 00:10:41,190
‫خونِ خون‌آشام توی بدنشه

229
00:10:41,274 --> 00:10:44,451
‫چی؟

230
00:10:46,408 --> 00:10:48,682
‫این تنها کتاب افسونیه که نگه داشتی؟

231
00:10:48,749 --> 00:10:51,324
‫تنها کتابی بود که لازم داشتم

232
00:10:51,391 --> 00:10:53,865
‫خب ، اینا چی هستن؟

233
00:10:53,933 --> 00:10:57,160
‫تاریخچه خونوادگی

234
00:10:57,228 --> 00:11:00,404
‫در مورد مادریه که اونقدر عاشق بچه‌هاش بود

235
00:11:00,471 --> 00:11:02,611
‫که نمی‌تونست به این فکر کنه که
‫ممکنه اونا رو از دست بده

236
00:11:02,680 --> 00:11:04,768
‫به‌خاطر همین اونا رو تبدیل به خون‌آشام کرد

237
00:11:04,853 --> 00:11:06,808
‫یکیشون کلاوس ـه

238
00:11:06,893 --> 00:11:10,388
‫همونی که می‌خواین با اون چیزی که
‫توی تابوت هست بکشینش؟

239
00:11:10,455 --> 00:11:13,464
‫چیزی این تو نیست که
‫بتونه به ما کمکی بکنه

240
00:11:13,549 --> 00:11:15,387
‫بیشتر افسون‌ها رو دیدم

241
00:11:15,455 --> 00:11:17,779
‫این چی بوده؟

242
00:11:17,846 --> 00:11:20,270
‫افسونیه که ازش استفاده کردم
‫تا مایکل رو توی معبد حبس کنم

243
00:11:20,322 --> 00:11:22,528
‫سوزوندمش . سعی کردم از
‫ذهنم پاکش کنم

244
00:11:22,612 --> 00:11:24,836
‫البته جواب نداد

245
00:11:24,920 --> 00:11:28,180
‫صبر کن ، تو اینو می‌بینی؟

246
00:11:28,265 --> 00:11:30,471
‫این یه افسون محبوس‌سازیه
‫ما می‌خوایم

247
00:11:30,522 --> 00:11:32,946
‫یه چیزی رو باز کنیم
‫نمی‌خوایم که ببندیمش

248
00:11:33,014 --> 00:11:35,472
‫نه . اینجا ، این کنار

249
00:11:35,539 --> 00:11:39,300
‫یه پیمان خونی ـه برای عقد
‫این پیمان به دو نسل نیاز داری

250
00:11:39,369 --> 00:11:41,174
‫یه نسل خونی

251
00:11:41,241 --> 00:11:45,722
‫مثل ۲تا کلید برای باز کردن
‫یه گاوصندوق امن

252
00:11:45,774 --> 00:11:47,277
‫پس...

253
00:11:47,361 --> 00:11:49,585
‫برای بازکردنش

254
00:11:49,670 --> 00:11:52,361
‫باید افسون رو برعکس اجرا کرد

255
00:11:52,429 --> 00:11:54,183
‫که بازش کرد

256
00:11:54,252 --> 00:11:56,408
‫اگه با همدیگه این‌کار رو انجام بدیم

257
00:12:00,205 --> 00:12:02,127
‫لباس بپوش
‫داریم میریم بیرون

258
00:12:02,211 --> 00:12:03,883
‫آره ، شرمنده . حسش نیست

259
00:12:03,950 --> 00:12:05,588
‫جمله‌ام سؤالی نبود
‫من و آلایژا

260
00:12:05,639 --> 00:12:08,464
‫ترتیب یکی از اون نشست‌های قدیمی
‫رو با تو و کلاوس دادیم

261
00:12:08,516 --> 00:12:10,638
‫من که میگم مشکی بپوش

262
00:12:10,690 --> 00:12:12,411
‫اونجوری خبیث‌تر به نظر میای

263
00:12:12,478 --> 00:12:14,484
‫کلاس باهامون معامله نمی‌کنه دیمن

264
00:12:14,536 --> 00:12:16,458
‫دلیلی هم نداره که بکنه

265
00:12:16,510 --> 00:12:17,996
‫ما فقط می‌خوایم یه‌کم زمان

266
00:12:17,997 --> 00:12:19,769
‫واسه جادوگرهامون بخریم

267
00:12:19,837 --> 00:12:21,559
‫تا بتونن اون تابوت کوفتی رو باز کنن

268
00:12:21,643 --> 00:12:25,020
‫پس نقشه‌ات اینه؟
‫که کلاوس رو علاف کنی

269
00:12:25,071 --> 00:12:26,491
‫خب ، اگه مجبورش نمی‌کردی
‫که دورگه‌هاش رو دک کنه

270
00:12:26,492 --> 00:12:28,531
‫الان شاید انتخاب‌های بیشتری داشتیم

271
00:12:28,583 --> 00:12:30,890
‫پس یه اصیل رو آزاد کردی
‫که کمکش کنه

272
00:12:30,975 --> 00:12:33,398
‫زنده کردن آلایژا خیلی
‫عاقلانه بود استفن

273
00:12:33,483 --> 00:12:35,488
‫منو دست انداختی؟
‫بعد از اون‌کاری که کلاوس باهاش کرد

274
00:12:35,555 --> 00:12:37,495
‫اون الان توی مود انتقام گرفتنه
‫این عالیه

275
00:12:37,562 --> 00:12:40,571
‫اعتماد کردن به آلایژا
‫اصلاً عاقلانه نیست دیمن

276
00:12:40,623 --> 00:12:42,127
‫دفعه پیش که بهمون قول داد

277
00:12:42,178 --> 00:12:43,632
‫کمکمون کنه کلاوس رو بکشیم
‫ما رو به فنا داد

278
00:12:43,633 --> 00:12:44,853
‫آره ولی اونجوری که تو جدیداً رفتار می‌کنی

279
00:12:44,854 --> 00:12:47,646
‫همونقدری که به تو اعتماد دارم
‫می‌تونم به اونم اعتماد کنم

280
00:12:47,730 --> 00:12:49,820
‫خب...

281
00:12:49,904 --> 00:12:53,131
‫پس افکارتون هم داره مثل هم میشه . آره؟

282
00:12:54,420 --> 00:12:56,476
‫آره

283
00:12:56,560 --> 00:12:58,900
‫به‌خاطر بوسیدن الیناست

284
00:12:58,967 --> 00:13:01,860
‫فقط یادت باشه
‫اگه به‌خاطر کلاوس نبود

285
00:13:01,944 --> 00:13:03,482
‫تو هیچ‌وقت همچین آشغالی نمی‌شدی

286
00:13:03,533 --> 00:13:04,920
‫و اون بوسه هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتاد

287
00:13:04,921 --> 00:13:07,044
‫پس حاضر شو و خوشحال باش

288
00:13:07,129 --> 00:13:08,683
‫می‌خوایم یه آتش‌بس تقلبی راه بندازیم

289
00:13:08,767 --> 00:13:11,392
‫و دلم نمی‌خواد حالت رفتارت
‫اونو به گند بکشه

290
00:13:11,477 --> 00:13:13,198
‫پرستار رو مجبور کردم
‫که بیرون اتاق بمونه

291
00:13:13,282 --> 00:13:14,853
‫اینجا جات امنه

292
00:13:14,905 --> 00:13:17,629
‫زخمم کاملاً خوب شده

293
00:13:17,696 --> 00:13:19,753
‫باید یه چیزی بخورم

294
00:13:19,804 --> 00:13:22,897
‫بابا ، چرا دراز نمی‌کشی و استراحت نمی‌کنی؟

295
00:13:22,982 --> 00:13:25,991
‫نمی‌تونم . رگ‌هام سفت شده
‫و ضربان قلبم شدت گرفته

296
00:13:26,058 --> 00:13:28,917
‫اینا اثرات جانبی بدنم به‌خاطر تبدیل شدنه

297
00:13:29,002 --> 00:13:31,208
‫خب ، شاید دکتر فِل
‫بتونه یه چیزی بهت بده

298
00:13:31,259 --> 00:13:33,600
‫اون به قدر کافی کمک کرده

299
00:13:34,371 --> 00:13:36,911
‫- به مامانت زنگ زدم
‫- مرسی

300
00:13:36,997 --> 00:13:38,667
‫آقای فوربز ، کسی که بهتون حمله کرد رو دیدین؟

301
00:13:38,736 --> 00:13:41,376
‫من هیچی ندیدم
‫سعی کردم یواشکی

302
00:13:41,428 --> 00:13:42,931
‫از در پشتی برم بیرون ولی یه نفر
‫از پشت بهم حمله کرد

303
00:13:43,017 --> 00:13:44,721
‫ببین ، ته و توشو درمیاریم

304
00:13:44,773 --> 00:13:46,159
‫ولی الان

305
00:13:46,160 --> 00:13:47,664
‫باید یه‌کم خون براتون گیر بیاریم

306
00:13:47,716 --> 00:13:51,594
‫من هیچ خونی توی دهنم نمی‌کنم

307
00:13:51,679 --> 00:13:52,882
‫مجبورین

308
00:13:52,883 --> 00:13:55,306
‫وقتی خونِ خون‌آشام
‫توی بدنتون بود مُردین

309
00:13:55,391 --> 00:13:57,764
‫اگه خون نخورین و مراحل
‫تبدیل به یه خون‌آشام رو

310
00:13:57,816 --> 00:14:00,273
‫تکمیل نکنین می‌میرین

311
00:14:00,324 --> 00:14:02,313
‫خودم میدونم چی میشه

312
00:14:02,381 --> 00:14:05,842
‫و این همون کاریه که
‫خودمو براش آماده کردم

313
00:14:05,926 --> 00:14:08,350
‫حالا منو از این بیمارستان ببرین بیرون

314
00:14:08,434 --> 00:14:10,607
‫بوی خون داره حالمو بد می‌کنه

315
00:14:21,144 --> 00:14:23,484
‫چی‌کار می‌کنی؟

316
00:14:23,536 --> 00:14:25,691
‫دارم مهمات رو بررسی می‌کنم . آوردیش؟

317
00:14:25,743 --> 00:14:28,585
‫منظورت اینه که مدرک رو از
‫صحنه جرم دزدیدم؟

318
00:14:28,669 --> 00:14:31,210
‫آره

319
00:14:31,261 --> 00:14:33,885
‫حق با تو بود

320
00:14:33,937 --> 00:14:35,357
‫باهم جور درمیاد

321
00:14:35,358 --> 00:14:37,280
‫این مال زیرزمین تالار

322
00:14:37,348 --> 00:14:39,839
‫که یعنی مردیث جاشو میدونسته

323
00:14:39,906 --> 00:14:42,230
‫معنیش این نیست که اونو دزدیده

324
00:14:42,298 --> 00:14:45,424
‫این مال آپارتمانه

325
00:14:45,475 --> 00:14:47,765
‫اینا مال لوازم توی ماشین دیمن هستن

326
00:14:47,817 --> 00:14:51,577
‫برمیگرده به همونی که برایان والترز
‫باهاش کشته شده

327
00:14:51,630 --> 00:14:54,621
‫ماشین دیمن توی مراسم خیریه
‫پل چوبی بوده

328
00:14:54,673 --> 00:14:56,929
‫مردیث هم اونجا بوده
‫و همون شبی بوده که

329
00:14:56,980 --> 00:14:59,906
‫دوست‌پسر سابقش پژوهشگر پزشکی
‫به قتل رسیده

330
00:14:59,973 --> 00:15:02,614
‫همونی که بهش گفت روانی

331
00:15:02,666 --> 00:15:05,173
‫اگه اون می‌خواسته بیل فوربز رو نجات بده

332
00:15:05,258 --> 00:15:09,137
‫واسه چی باید برگرده و سعی کنه اونو بکشه؟

333
00:15:09,188 --> 00:15:10,725
‫راستش منم نمیدونم چیو باور کنم

334
00:15:10,810 --> 00:15:12,180
‫میدونی ولی...

335
00:15:12,181 --> 00:15:15,207
‫خیلی باید احمق باشیم که بخوایم
‫همه اینا رو نادیده بگیریم

336
00:15:15,291 --> 00:15:16,879
‫خب ، باید چی‌کار کنیم؟

337
00:15:16,964 --> 00:15:19,053
‫خب...

338
00:15:21,730 --> 00:15:24,320
‫اینو ببر بده به پلیس

339
00:15:24,388 --> 00:15:27,498
‫بعدشم باید احتمالاً پیش کرولاین باشی

340
00:15:29,172 --> 00:15:31,963
‫متأسفم ریک

341
00:15:35,225 --> 00:15:37,899
‫خواهش می‌کنم مواظب باش

342
00:15:45,476 --> 00:15:48,518
‫نیکلاوس ، مهمونامون تشریف آوردن

343
00:15:49,773 --> 00:15:52,198
‫دیمن ، استفن

344
00:15:52,282 --> 00:15:54,455
‫آلایژا بهم گفت که
‫دنبال ۲تا گوش شنوا می‌گردین

345
00:15:54,506 --> 00:15:56,344
‫اونم بدجور

346
00:15:56,429 --> 00:15:58,000
‫بیاین در مورد شرایط توافقمون

347
00:15:58,067 --> 00:16:00,173
‫مثل انسان‌های متمدن بحث کنیم . باشه؟

348
00:16:00,226 --> 00:16:03,183
‫بهتره که ناراحتش نکنین

349
00:16:03,236 --> 00:16:05,408
‫من نیومدم که

350
00:16:05,493 --> 00:16:06,796
‫غذا بخورم کلاوس

351
00:16:06,797 --> 00:16:09,137
‫راستش من اصلاً نمی‌خواستم بیام اینجا

352
00:16:09,205 --> 00:16:12,013
‫ولی بهم گفتن که مجبورم

353
00:16:12,064 --> 00:16:13,904
‫چون تو به حرفامون گوش میدی

354
00:16:13,988 --> 00:16:18,335
‫خب ، می‌تونیم بشینیم و غذا بخوریم

355
00:16:18,402 --> 00:16:21,511
‫یا اینکه می‌تونم خرخره‌هاتونو بجوم

356
00:16:21,580 --> 00:16:24,839
‫و تیکه پاره‌تون بکنم
‫انتخاب با خودتونه

357
00:16:34,035 --> 00:16:35,291
‫ممنونم عشقم

358
00:16:36,877 --> 00:16:38,413
‫اشتهاتو از دست دادی

359
00:16:38,465 --> 00:16:40,805
‫بخور . فکر کنم توافق کردیم

360
00:16:40,890 --> 00:16:43,866
‫که اون استفن بداخلاق
‫رو بذاریم توی خونه بمونه

361
00:16:48,750 --> 00:16:50,337
‫به این میگن اراده

362
00:16:50,421 --> 00:16:52,862
‫واقعاً قشنگ نیست؟ هر ۴تامون

363
00:16:52,930 --> 00:16:55,321
‫داریم باهم شام می‌خوریم
‫چقدر لذت‌بخشه

364
00:16:55,405 --> 00:16:57,661
‫وقتی خنجر رو از قلب برادرم درمیآوردی
‫همین برنامه توی سرت بود؟

365
00:16:57,730 --> 00:16:59,818
‫خب ، میدونم که اون چه حسی در مورد تو پیدا کرد

366
00:16:59,887 --> 00:17:03,163
‫به‌خاطر همین گفتم
‫هر چی بیشتر بهتر

367
00:17:03,231 --> 00:17:04,635
‫خب ، من و آلایژا توی قرن‌های گذشته

368
00:17:04,636 --> 00:17:06,809
‫حسابی باهم دعوا کردیم ولی
‫بعدش باهم خوب شدیم

369
00:17:06,860 --> 00:17:09,953
‫یه‌جورایی مثل خودت و ربکا . درسته؟

370
00:17:10,020 --> 00:17:11,508
‫راستی اون کجاست؟

371
00:17:11,509 --> 00:17:14,886
‫آخرین خبری که ازش دارم
‫هنوز خنجر توی قلبش بود

372
00:17:14,971 --> 00:17:16,926
‫چون تو می‌ترسیدی که باهاش روبرو بشی

373
00:17:17,011 --> 00:17:18,298
‫اگه می‌خوای به این موضوع اشاره کنی

374
00:17:18,299 --> 00:17:20,856
‫که ربکا فهمیده من مادرمون رو کشتم

375
00:17:20,924 --> 00:17:23,247
‫باید بگم که قبلاً با آلایژا
‫صحبت‌هامو کردم

376
00:17:23,332 --> 00:17:26,073
‫استفن ، یادت میاد وقتی که بابا رو کشتی؟

377
00:17:26,124 --> 00:17:28,247
‫می‌تونیم تا قبل از دسر
‫موضوع بحث رو عوض کنیم

378
00:17:28,298 --> 00:17:29,802
‫ما اینجاییم تا باهم
‫یه معالمه‌ای بکنیم دیمن

379
00:17:29,804 --> 00:17:31,725
‫معنیش این نیست که مجبورم تا آخر غذا

380
00:17:31,776 --> 00:17:33,114
‫در کونش موس موس کنیم

381
00:17:33,115 --> 00:17:34,317
‫من فقط میگم
‫که شب درازی رو

382
00:17:34,318 --> 00:17:36,809
‫در پیش داریم
‫پس خیلی تند نرین

383
00:17:38,466 --> 00:17:41,709
‫هنوز از تایلر خبری نشده؟

384
00:17:41,777 --> 00:17:43,214
‫نه

385
00:17:43,215 --> 00:17:46,274
‫همه جا واسش پیغام گذاشتم

386
00:17:46,326 --> 00:17:47,829
‫من...

387
00:17:47,830 --> 00:17:51,592
‫پس آلاریک فکر می‌کنه که واقعاً
‫دکتر فِل این‌کار رو کرده؟

388
00:17:51,660 --> 00:17:54,452
‫اون نمیدونه باید چه فکری بکنه

389
00:17:54,520 --> 00:17:56,508
‫تو چی؟

390
00:17:58,115 --> 00:18:01,023
‫آرزو می‌کنم که کاش دختری که
‫آلاریک ازش خوشش میاد

391
00:18:01,074 --> 00:18:04,200
‫قاطی این ماجراها نبود

392
00:18:04,252 --> 00:18:07,093
‫اون لیاقت شاد بودن رو داره

393
00:18:07,178 --> 00:18:10,137
‫ولی آره . به نظر مقصر میاد

394
00:18:10,206 --> 00:18:13,666
‫به‌خاطر همینم به مامانت گفتم

395
00:18:18,248 --> 00:18:21,609
‫مامانم اون تو پیش بابام نشسته

396
00:18:23,450 --> 00:18:25,823
‫و فکر نکنم از زمانی که من ۱۰ سالم بود

397
00:18:25,891 --> 00:18:29,469
‫تا حالا باهم توی یه اتاق بوده باشن

398
00:18:39,369 --> 00:18:42,445
‫احتمالش هست که تایلر این‌کار رو کرده باشه؟

399
00:18:42,513 --> 00:18:44,469
‫چی؟

400
00:18:44,536 --> 00:18:46,191
‫اگه کلاوس می‌خواسته با تو در بیفته

401
00:18:46,259 --> 00:18:49,954
‫و اونم نوکری کلاوس رو می‌کنه

402
00:18:50,021 --> 00:18:53,030
‫و هر کاری که بگه می‌کنه

403
00:18:53,082 --> 00:18:54,636
‫نه

404
00:18:54,704 --> 00:18:58,582
‫نه . فکر نمی‌کنم تایلر این‌کار رو کرده باشه

405
00:19:01,059 --> 00:19:03,833
‫خب ، من نمی‌تونم بذارم بابام همینجوری بمیره

406
00:19:03,902 --> 00:19:06,408
‫می‌خوام مجبورش کنم
‫که خون بخوره

407
00:19:10,507 --> 00:19:14,268
‫ولی اون نمی‌خواد کرولاین

408
00:19:16,276 --> 00:19:18,416
‫تنها چیزی که بابات داره

409
00:19:18,484 --> 00:19:21,977
‫حق انتخابه

410
00:19:23,935 --> 00:19:27,814
‫به‌خاطر کاری که با من کرد
‫خیلی ازش متنفر شدم

411
00:19:27,865 --> 00:19:30,088
‫خیلی

412
00:19:31,878 --> 00:19:35,188
‫حالا فقط می‌خوام جونشو نجات بدم

413
00:19:35,273 --> 00:19:38,833
‫خب ، بایدم بخوای
‫اون باباته

414
00:19:48,550 --> 00:19:51,108
‫سخت‌ترین قسمتش برای تو چی بود؟

415
00:19:51,176 --> 00:19:53,399
‫وقتی که پدرتو از دست دادی؟

416
00:19:53,450 --> 00:19:54,821
‫قبول کردن همه شرایطی

417
00:19:54,822 --> 00:19:57,077
‫که دیگه اون قرار نیست توی اونا
‫کنارت باشه

418
00:19:57,129 --> 00:20:00,489
‫چیزایی که

419
00:20:00,557 --> 00:20:04,653
‫فقط به پدرت توی اونا نیاز داری . می‌فهمی؟

420
00:20:27,698 --> 00:20:29,904
‫سلام

421
00:20:30,030 --> 00:20:33,299
‫سلام

422
00:20:44,203 --> 00:20:47,915
‫استفن ، الینای دوست‌داشتنی امشب کجاست؟

423
00:20:47,966 --> 00:20:49,688
‫من چمیدونم
‫از دیمن بپرس

424
00:20:49,755 --> 00:20:52,898
‫شرمنده . خیلی چیزا رو از دست دادی

425
00:20:52,949 --> 00:20:54,738
‫رابطه‌شون یه‌کم ریده

426
00:20:54,789 --> 00:20:57,998
‫یه کلمه دیگه در مورد الینا بشنوم

427
00:20:58,083 --> 00:21:00,473
‫این شام تموم میشه

428
00:21:00,558 --> 00:21:02,965
‫میدونین چیه؟ شاید بهتر باشه الینا رو

429
00:21:03,016 --> 00:21:05,356
‫"بذاریم توی ظرف "بحث نکنید

430
00:21:05,425 --> 00:21:07,814
‫- حق با توئه
‫- آره

431
00:21:07,865 --> 00:21:12,296
‫آخه شیفتگی‌های همزاد پِترُوا

432
00:21:12,347 --> 00:21:16,193
‫هنوزم خیلی قویه
‫نظرت چیه برادر؟

433
00:21:16,277 --> 00:21:18,032
‫باید در مورد " تاتیا " بهشون بگیم؟

434
00:21:18,116 --> 00:21:19,905
‫چرا باید در مورد مسائلی حرف بزنیم

435
00:21:19,990 --> 00:21:22,246
‫که خیلی وقت پیش حل شدن؟

436
00:21:22,330 --> 00:21:25,256
‫خب ، با توجه به علاقه مشترک جفتشون
‫به الینا و کاترینا

437
00:21:25,340 --> 00:21:27,213
‫فکر می‌کنم مهمون‌هامون شاید در مورد

438
00:21:27,264 --> 00:21:29,654
‫بنیانگذار نسل پِترُوا کنجکاو باشن

439
00:21:29,722 --> 00:21:32,580
‫خب ، ما هیچ جا نمیریم آلایژا . خواهش می‌کنم

440
00:21:32,666 --> 00:21:35,457
‫بگو ببینم

441
00:21:35,541 --> 00:21:37,798
‫اون اوایل که خونواده ما اینجا ساکن شدن

442
00:21:37,883 --> 00:21:39,386
‫" یه دختری بود به اسم " تاتیا

443
00:21:39,420 --> 00:21:42,514
‫اون فوق‌العاده زیبا بود

444
00:21:42,582 --> 00:21:45,541
‫هر پسری با هر سنی
‫وسوسه می‌شد که خواهانش باشه

445
00:21:45,608 --> 00:21:49,286
‫اگر چه اون از یه مرد دیگه
‫یه بچه داشت

446
00:21:49,355 --> 00:21:50,958
‫ولی هیچ‌کس بیشتر از نیکلاوس عاشقش نبود

447
00:21:51,010 --> 00:21:52,513
‫البته باید بگم یه نفر بود

448
00:21:52,531 --> 00:21:54,270
‫که حداقل به اندازه من عاشقش بود

449
00:21:54,321 --> 00:21:56,109
‫وایسا ببینم
‫پس شما جفتتون

450
00:21:56,161 --> 00:22:00,006
‫عاشق یه دختر بودین؟

451
00:22:01,913 --> 00:22:04,220
‫مادر ما جادوگر خیلی قدرتمندی بود

452
00:22:04,305 --> 00:22:07,865
‫می‌خواست کاری کنه که رقابت ما
‫بر سر "تاتیا" تموم بشه

453
00:22:07,950 --> 00:22:09,872
‫به‌خاطر همین اونو با خودش برد

454
00:22:09,940 --> 00:22:11,478
‫و من و کلاوس بعداً فهمیدیم

455
00:22:11,545 --> 00:22:13,484
‫که اون خون تاتیا بود که
‫همونی شبی که

456
00:22:13,551 --> 00:22:15,056
‫مادرمون اون افسون رو اجرا کرد

457
00:22:15,140 --> 00:22:18,233
‫و ما رو به خون‌آشام تبدیل کرد
‫قاطی شراب خوردیم

458
00:22:18,318 --> 00:22:21,560
‫تاتیا دیگه مجبور نبود بین ما ۲تا انتخاب کنه

459
00:22:21,612 --> 00:22:24,587
‫به‌خاطر همین یه مدتی
‫من و نیکلاوس

460
00:22:24,673 --> 00:22:26,210
‫دور از هم بزرگ شدیم

461
00:22:26,261 --> 00:22:28,016
‫حرفای تندی بینمون رد و بدل شد

462
00:22:28,084 --> 00:22:30,925
‫حتی قصد کشت همدیگه رو کردیم . درسته برادر؟

463
00:22:30,976 --> 00:22:32,866
‫ولی در پایان

464
00:22:32,933 --> 00:22:35,574
‫بنای مقدس خانواده رو به یاد آوردیم

465
00:22:35,625 --> 00:22:38,418
‫خونواده بالاتر از هر چیزی

466
00:22:38,469 --> 00:22:41,344
‫خونواده بالاتر از هر چیزی

467
00:23:03,421 --> 00:23:05,392
‫تو سعی نمی‌کنی

468
00:23:05,477 --> 00:23:07,483
‫بیشتر از یک ساعته
‫که داریم این‌کار رو می‌کنیم

469
00:23:10,059 --> 00:23:12,901
‫ارواح از دست من عصبانین

470
00:23:13,002 --> 00:23:15,175
‫به‌خاطر ترک کردن تو

471
00:23:15,242 --> 00:23:18,854
‫شاید اونا نمی‌خواستن من دوباره
‫قدرت‌هامو داشته باشم

472
00:23:18,922 --> 00:23:21,278
‫من همه اون خواب‌ها رو
‫به‌خاطر یه دلیلی می‌دیدم

473
00:23:21,364 --> 00:23:23,837
‫ارواح ازم می‌خواستن که تو رو پیدا کنم

474
00:23:23,906 --> 00:23:25,927
‫چون تو مامانمی

475
00:23:25,996 --> 00:23:27,984
‫اونا نیستن

476
00:23:28,052 --> 00:23:29,807
‫تویی

477
00:23:29,892 --> 00:23:33,738
‫ولی تو حاضر نیستی اینو قبول کنی

478
00:23:35,026 --> 00:23:39,122
‫میدونستی بابا هیچ‌وقت در مورد تو حرف نزد؟

479
00:23:39,173 --> 00:23:42,533
‫مامان‌بزرگ هم همینطور

480
00:23:42,601 --> 00:23:45,193
‫من هیچ خاطره‌ای از تو نداشتم

481
00:23:45,260 --> 00:23:47,985
‫میدونی قبلاً به چی تظاهر می‌کردم؟

482
00:23:48,069 --> 00:23:50,042
‫به اینکه تو مُردی

483
00:23:50,110 --> 00:23:54,173
‫انجام این‌کار واسم راحت‌تر بود

484
00:23:54,224 --> 00:23:56,212
‫تا اینکه بخوام به این فکر کنم

485
00:23:56,264 --> 00:24:01,112
‫که چرا هیچ‌وقت برنگشتی دنبالم

486
00:24:01,197 --> 00:24:03,787
‫هیچ جوری نمی‌تونم بهت بگم که چقدر

487
00:24:03,872 --> 00:24:06,479
‫به‌خاطر کاری که کردم متأسفم

488
00:24:08,772 --> 00:24:11,798
‫چرا ، یه راهی هست

489
00:24:11,866 --> 00:24:16,162
‫می‌تونی بهم کمک کنی

490
00:24:58,438 --> 00:25:00,895
‫تقریباً اثر کرد

491
00:25:00,963 --> 00:25:02,036
‫باید به دیمن زنگ بزنم

492
00:25:02,101 --> 00:25:04,542
‫بهش بگم که داریم موفق میشیم

493
00:25:04,609 --> 00:25:06,883
‫- الان برمیگردم
‫- باشه

494
00:25:35,800 --> 00:25:37,300
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">داریم موفق میشیم "
‫" وقت بیشتری نیاز داریم</font>

495
00:25:37,350 --> 00:25:38,352
‫پس چرا امشب رو یه‌کم جلوتر نبریم

496
00:25:38,430 --> 00:25:40,235
‫و در مورد شرایط توافقمون بحث نکنیم؟

497
00:25:40,286 --> 00:25:42,776
‫خب ، خیلی ساده‌ست
‫کلاوس تابوتش رو پس می‌گیره

498
00:25:43,328 --> 00:25:45,450
‫در عوض...

499
00:25:45,501 --> 00:25:48,845
‫اون و خونواده اصیل گسترش یافته‌اش

500
00:25:48,913 --> 00:25:50,852
‫برای همیشه از میستیک‌فالز میرن

501
00:25:50,937 --> 00:25:54,247
‫من ، استفن و الینا هم
‫به خوبی و خوشی به زندگیمون ادامه میدیم

502
00:25:54,314 --> 00:25:56,286
‫بدون هیچ کینه‌ای

503
00:25:56,338 --> 00:25:57,825
‫به نظر معامله عادلانه‌ای میاد برادر

504
00:25:57,826 --> 00:26:01,120
‫فکر نمی‌کنم که متوجه باشین
‫من نمی‌تونم این‌کار رو بکنم چون

505
00:26:01,187 --> 00:26:02,792
‫خون همزاد الینا

506
00:26:02,860 --> 00:26:05,367
‫تضمین می‌کنه که می‌تونم همیشه دورگه‌های بیشتری

507
00:26:05,452 --> 00:26:09,363
‫برای جنگیدن با کسایی که ضدم هستن داشته باشم

508
00:26:09,415 --> 00:26:13,093
‫هیچ‌وقت اونو ول نمی‌کنم

509
00:26:15,067 --> 00:26:16,655
‫بیاین فرض کنیم اونو اینجا ول کردم

510
00:26:16,722 --> 00:26:18,578
‫تحت محافظت شما . بعدش چی؟

511
00:26:18,646 --> 00:26:21,906
‫چقدر طول می‌کشه تا یکی از شما
‫اونو به خون‌آشام تبدیل کنه؟

512
00:26:21,974 --> 00:26:23,477
‫یا بدتر . چقدر طول می‌کشه تا اون

513
00:26:23,528 --> 00:26:25,249
‫وسط دعواهای شما دق کنه؟ ببینین

514
00:26:25,301 --> 00:26:27,976
‫هر کدوم از شما عمیقاً مطمئنه که

515
00:26:28,061 --> 00:26:30,568
‫خودش کسیه که می‌تونه از اون محافظت کنه

516
00:26:30,636 --> 00:26:33,896
‫و این توهمی بیش نیست

517
00:26:33,964 --> 00:26:36,421
‫آقایون

518
00:26:36,472 --> 00:26:40,033
‫بدترین چیز برای الینا گیلبرت

519
00:26:40,101 --> 00:26:43,428
‫شما ۲تا هستین

520
00:26:50,519 --> 00:26:53,845
‫من میرم یه‌کم هوا بخورم

521
00:26:56,456 --> 00:26:59,297
‫من هواشو دارم

522
00:26:59,364 --> 00:27:03,394
‫از بس حرف زدم دهنم خشک شد

523
00:27:03,479 --> 00:27:06,321
‫نظرت چیه استفن؟

524
00:27:06,388 --> 00:27:08,160
‫می‌تونم نظرت رو به

525
00:27:08,228 --> 00:27:11,204
‫یه نوشیدنی کوچیک بعد از شام جلب کنم؟

526
00:27:19,448 --> 00:27:21,488
‫مرسی که تا خونه باهام اومدی

527
00:27:21,572 --> 00:27:22,993
‫تو حالت خوبه؟

528
00:27:22,994 --> 00:27:25,384
‫این قضیه باید خیلی مشکل واست ایجاد کرده باشه

529
00:27:25,452 --> 00:27:28,428
‫هممون خیلی چیزا رو از دست دادیم

530
00:27:28,479 --> 00:27:30,970
‫به‌خاطر این شهره

531
00:27:31,021 --> 00:27:33,278
‫خیلی به‌هم ریخته

532
00:27:33,329 --> 00:27:36,505
‫هیچ‌کدوممون نباید اینجوری زندگی کنیم

533
00:27:44,850 --> 00:27:46,856
‫عجیبه

534
00:27:46,907 --> 00:27:48,964
‫احتمالاً برق رفته

535
00:27:57,125 --> 00:27:59,415
‫بگیر

536
00:28:01,791 --> 00:28:05,017
‫فکر کنم اونجا چندتا
‫شمع داشته باشیم

537
00:28:06,255 --> 00:28:09,933
‫- خدای من
‫- این چه کوفتیه؟

538
00:28:47,866 --> 00:28:51,213
‫ریک ، خدای من
‫خدای من ، خدای من ، خدای من

539
00:28:54,036 --> 00:28:55,954
‫الینا ، ولش کن
‫اون خیلی خون از دست داده

540
00:28:56,259 --> 00:28:58,403
‫من زنگ میزنم اورژانس

541
00:28:59,612 --> 00:29:01,292
‫ریک ، منو ببین

542
00:29:01,393 --> 00:29:03,857
‫- کی این بلا رو سرت آورده؟
‫- نمیدونم

543
00:29:05,175 --> 00:29:07,913
‫خدای من ، خیلی خون ازش رفته مت

544
00:29:07,967 --> 00:29:09,326
‫میدونم ، میدونم
‫الینا ، میدونم

545
00:29:09,327 --> 00:29:10,670
‫تو باید منو بکشی

546
00:29:10,671 --> 00:29:12,590
‫- چی؟
‫- الینا ، تو...

547
00:29:12,643 --> 00:29:14,683
‫تو باید منو بکشی

548
00:29:16,080 --> 00:29:18,259
‫صبر کن ، صبر کن ، صبر کن
‫مت ، قطع کن

549
00:29:18,347 --> 00:29:20,701
‫قطع کن . حق با اونه

550
00:29:20,791 --> 00:29:22,098
‫اگه یه مرگ فوق‌طبیعی داشته باشه

551
00:29:22,099 --> 00:29:25,587
‫بعد دوباره زنده میشه و حالش هم خوب میشه

552
00:29:25,676 --> 00:29:27,070
‫ولی از کجا میدونی کسی که
‫این‌کار رو کرده فوق‌طبیعی بوده؟

553
00:29:27,071 --> 00:29:30,002
‫چیزیه که خودش داره میگه
‫ما نمیدونیم ولی...

554
00:29:32,044 --> 00:29:34,031
‫من یه همزادم

555
00:29:37,015 --> 00:29:39,108
‫یعنی من فوق طبیعی هستم

556
00:29:39,161 --> 00:29:42,247
‫الینا ، نه . کار احمقانه‌ایه

557
00:29:42,302 --> 00:29:44,883
‫داره می‌میره مت

558
00:29:57,390 --> 00:29:59,141
‫خوشمزه‌ست

559
00:30:00,962 --> 00:30:02,805
‫به بلوغ رسیده بود

560
00:30:03,419 --> 00:30:06,228
‫خب ، فکر می‌کنم تنها دلیلی که

561
00:30:06,295 --> 00:30:08,736
‫باعث شد با این شب موافقت کنی کلاوس

562
00:30:08,804 --> 00:30:11,110
‫این بود که یه شکاف
‫بین من و برادرم بندازی

563
00:30:11,162 --> 00:30:13,586
‫نه . خودتون به قدر کافی
‫دارین این‌کار رو می‌کنین

564
00:30:13,653 --> 00:30:15,208
‫به‌خاطر الینا تو بزودی
‫برادرتو از دست میدی

565
00:30:15,292 --> 00:30:17,499
‫و فقط خودتو می‌تونی سرزنش کنی

566
00:30:17,501 --> 00:30:18,891
‫نظرت چیه کلاوس؟

567
00:30:20,643 --> 00:30:23,401
‫وقتشه که یه چیزی رو کنی

568
00:30:23,485 --> 00:30:26,026
‫ما پیشنهادمونو دادیم

569
00:30:26,077 --> 00:30:28,969
‫مونده پیشنهاد شما

570
00:30:30,644 --> 00:30:33,318
‫باشه

571
00:30:37,974 --> 00:30:41,826
‫من خوشبختی آینده الینا رو پیشنهاد می‌کنم

572
00:30:41,892 --> 00:30:44,085
‫ببینید ، چیزی که الان اون واقعاً نیاز داره

573
00:30:44,168 --> 00:30:45,744
‫اینه که از شر جفتتون خلاص بشه

574
00:30:45,828 --> 00:30:47,936
‫و عاشق یه انسان بشه

575
00:30:48,020 --> 00:30:49,595
‫شاید اون فوتبالیست خوشگلیه

576
00:30:49,681 --> 00:30:52,185
‫- همون مو بوره
‫- مت داناوان؟ واقعاً؟

577
00:30:52,270 --> 00:30:53,596
‫آره . چرا که نه؟

578
00:30:53,597 --> 00:30:55,755
‫باهم ازدواج می‌کنن . یه زندگی
‫خوب و خوش رو باهم به‌پا می‌کنن

579
00:30:55,823 --> 00:30:57,084
‫و یه خونواده کامل رو تشکیل میدن

580
00:30:57,085 --> 00:30:58,943
‫و نسل خونی پِترُوا رو ادامه میدن

581
00:30:59,011 --> 00:31:00,305
‫هر چند صد سال یک بار

582
00:31:00,306 --> 00:31:01,899
‫یه همزاد جدید داری که خونش رو خالی کنی

583
00:31:01,966 --> 00:31:03,659
‫و هیچ‌وقت دورگه‌هات تموم نشن
‫درست میگم کلاوس؟

584
00:31:03,726 --> 00:31:07,511
‫می‌تونین اونو به عنوان یه بازگشت سرمایه کوچیک
‫در عوض سلامتیش بدونین

585
00:31:07,579 --> 00:31:09,752
‫ببینید ، بعد از اینکه تابوت رو به من بدین

586
00:31:09,820 --> 00:31:12,724
‫امنیت اونو تا آخر عمر طبیعیش تضمین می‌کنم

587
00:31:12,792 --> 00:31:15,465
‫خودتون میدونین که این به صلاحشه

588
00:31:15,549 --> 00:31:17,225
‫پس

589
00:31:17,292 --> 00:31:20,080
‫نظرت چیه استفن؟

590
00:31:22,489 --> 00:31:25,095
‫به توافق رسیدیم؟

591
00:31:34,942 --> 00:31:38,678
‫تلاش خوبی بود کلاوس

592
00:31:38,761 --> 00:31:41,367
‫ولی قراری باهم نمیذاریم

593
00:31:47,727 --> 00:31:49,221
‫چی‌کار می‌کنی؟

594
00:31:52,077 --> 00:31:53,654
‫- بس کن
‫- تابوت منو بهم بده

595
00:31:53,738 --> 00:31:56,277
‫قبل از اینکه اونو زنده زنده بسوزونم

596
00:31:57,723 --> 00:31:59,930
‫میارمش

597
00:31:59,998 --> 00:32:02,422
‫باهاش برو برادر

598
00:32:02,505 --> 00:32:05,327
‫مطمئن شو که سر حرفش می‌مونه

599
00:32:05,395 --> 00:32:08,432
‫وقتی برگشتی به قولی که بهت دادم
‫عمل می‌کنم

600
00:32:08,515 --> 00:32:10,822
‫و خونواده‌مون رو بهت تحویل میدم

601
00:32:23,789 --> 00:32:25,893
‫- سلام
‫- سلام

602
00:32:26,680 --> 00:32:29,446
‫اولین جایزه منطقه‌ایت

603
00:32:29,514 --> 00:32:32,886
‫آره . می‌ترسیدم عضو تیم بشم

604
00:32:32,953 --> 00:32:35,185
‫ولی تو راضیم کردی

605
00:32:35,236 --> 00:32:37,030
‫چیزی نبود که بخوای ازش بترسی

606
00:32:37,081 --> 00:32:39,228
‫تو خیلی بهتر از بقیه اون دخترا بودی

607
00:32:45,587 --> 00:32:48,605
‫حالت چطوره؟

608
00:32:48,658 --> 00:32:52,230
‫خسته‌ام

609
00:32:59,111 --> 00:33:02,549
‫می‌خوای چیزی برات بیارم؟

610
00:33:02,633 --> 00:33:05,904
‫یا...

611
00:33:07,566 --> 00:33:10,183
‫می‌خوای به "استیون" زنگ بزنم؟

612
00:33:10,250 --> 00:33:12,397
‫نه ، نه . خیلی وقته باهم حرف نزدیم

613
00:33:12,448 --> 00:33:15,550
‫فقط هر وقت همه چیز تموم شد

614
00:33:15,618 --> 00:33:17,900
‫و آبا از آسیاب افتاد بهش زنگ بزن . باشه؟

615
00:33:20,115 --> 00:33:22,212
‫آره

616
00:33:33,000 --> 00:33:36,254
‫گوش کن . به من گوش کن

617
00:33:36,306 --> 00:33:38,369
‫باشه؟

618
00:33:41,473 --> 00:33:44,441
‫میدونم که فکر می‌کنی
‫انتخابت رو کردی

619
00:33:44,493 --> 00:33:47,461
‫ولی می‌تونی نظرتو عوض کنی

620
00:33:47,512 --> 00:33:49,055
‫میدونی؟

621
00:33:49,140 --> 00:33:52,628
‫تو اونقدر قوی هستی که بتونی
‫با خون‌آشام بودنت کنار بیای

622
00:33:52,696 --> 00:33:55,733
‫منظورم اینه که تو قوی‌ترین
‫آدمی هستی که تا حالا دیدم

623
00:33:55,817 --> 00:33:59,054
‫نه کرولاین . قدرت من
‫فقط توی اعتقادات منه

624
00:33:59,123 --> 00:34:01,940
‫خون‌آشام شدن کار اشتباهیه

625
00:34:02,025 --> 00:34:03,937
‫آدما نباید مرگ رو دور بزنن

626
00:34:03,988 --> 00:34:07,175
‫این فقط چیزیه که بهش اعتقاد دارم

627
00:34:07,260 --> 00:34:09,977
‫لطفاً بهش احترام بذار

628
00:34:12,041 --> 00:34:14,523
‫چطوری می‌تونی انقدر
‫از کسی که هستم متنفر باشی؟

629
00:34:14,609 --> 00:34:17,493
‫نه ، نه ، نه عزیزم
‫من ازت متنفر نیستم

630
00:34:17,544 --> 00:34:19,539
‫من عاشقتم

631
00:34:19,592 --> 00:34:23,181
‫تو قوی هستی . تو خوشگلی

632
00:34:23,249 --> 00:34:25,965
‫- خوبی
‫- نه ، نیستم

633
00:34:26,051 --> 00:34:30,277
‫و حتی بعد از همه اتفاقایی
‫که برای تو افتاد

634
00:34:30,329 --> 00:34:33,230
‫دقیقاً همون کسی هستی که من و مادرت

635
00:34:33,298 --> 00:34:35,645
‫امیدوار بودیم وقتی بزرگ شدی بشی

636
00:34:37,794 --> 00:34:40,846
‫پس خواهش می‌کنم تنهام نذار بابا

637
00:34:40,897 --> 00:34:45,209
‫خواهش می‌کنم . خواهش می‌کنم تنهام نذار

638
00:34:45,261 --> 00:34:47,658
‫بابا ، توروخدا تنهام نذار

639
00:34:49,505 --> 00:34:54,537
‫پدر و مادرا قرار نیست بیشتر از
‫بچه‌هاشون عمر کنن کرولاین

640
00:34:56,501 --> 00:35:00,191
‫چیزی نیست

641
00:35:05,813 --> 00:35:08,865
‫زندگیه دیگه

642
00:35:10,394 --> 00:35:15,123
‫این معنای انسان بودنه

643
00:35:17,113 --> 00:35:20,455
‫ادامه بده ، منو بکش . میدونم وقتی تابوت رو
‫برات بیاره همین کار رو می‌کنی

644
00:35:22,612 --> 00:35:25,402
‫واقعاً تسلیم شدی ، نه؟

645
00:35:25,486 --> 00:35:28,125
‫اون جنگجو کجاست؟
‫اون درنده چی شد پس؟

646
00:35:30,383 --> 00:35:33,056
‫آلایژا

647
00:35:33,140 --> 00:35:35,879
‫چرا نرفتی؟

648
00:35:35,931 --> 00:35:38,069
‫خب ، ادبت کجا رفته برادر؟

649
00:35:38,153 --> 00:35:40,992
‫دسر رو فراموش کردی

650
00:35:41,061 --> 00:35:42,630
‫- تو چی‌کار کردی؟
‫- خودت چی‌کار کردی؟

651
00:35:42,698 --> 00:35:46,958
‫یاد گرفتم که دیگه به قول‌هایی
‫که میدی اعتماد نکنم کلاوس

652
00:35:47,044 --> 00:35:51,304
‫الان داریم بنا به شرایط من
‫این‌کار رو می‌کنیم

653
00:35:51,388 --> 00:35:54,312
‫- "کول"
‫- خیلی وقت بود ندیده بودمت برادر

654
00:35:55,900 --> 00:35:57,620
‫فین" ، نکن"

655
00:36:00,130 --> 00:36:01,916
‫ربکا

656
00:36:02,935 --> 00:36:04,722
‫این به‌خاطر مادرمون بود

657
00:36:09,070 --> 00:36:10,639
‫می‌تونین برین

658
00:36:18,411 --> 00:36:19,833
‫مسئله خونوادگیه

659
00:36:52,836 --> 00:36:56,076
‫هنوز بیهوشه؟

660
00:36:59,353 --> 00:37:02,360
‫کرولاین زنگ زد

661
00:37:02,428 --> 00:37:04,282
‫باباش مُرده

662
00:37:10,266 --> 00:37:13,407
‫پیشم می‌مونی؟

663
00:37:13,474 --> 00:37:15,441
‫تا اون بیدار بشه؟

664
00:37:16,784 --> 00:37:19,205
‫البته

665
00:37:20,326 --> 00:37:23,684
‫دیگه نمی‌تونم عضوی از خونواده‌مو از دست بدم

666
00:37:40,212 --> 00:37:42,851
‫خب ، در مورد آلایژا حق با تو بود

667
00:37:42,919 --> 00:37:44,940
‫زنده کردن اون
‫کار عاقلانه‌ای بود

668
00:37:45,024 --> 00:37:47,280
‫بالاخره از یه کار من تعریف کردی

669
00:37:47,364 --> 00:37:49,703
‫مهربون شدی استفن؟

670
00:37:49,770 --> 00:37:53,579
‫پس فکر کنم نباید به‌خاطر نجات دادن من
‫از دست کلاوس ازت تشکر کن

671
00:37:53,630 --> 00:37:55,417
‫خفه‌شو

672
00:37:55,468 --> 00:37:57,640
‫نباید تشکر کنی تا اینکه همه اون دفعاتی که

673
00:37:57,726 --> 00:37:59,645
‫جونمو نجات دادی رو جبران کنم

674
00:37:59,730 --> 00:38:02,486
‫می‌تونستی همونجوری منو اونجا ول کنی

675
00:38:02,571 --> 00:38:04,358
‫کلاوس منو می‌کشت

676
00:38:04,442 --> 00:38:07,817
‫و الینا تمام و کمال
‫مال خودت می‌شد

677
00:38:17,979 --> 00:38:21,186
‫به‌خاطر تو این‌کار رو نکردم

678
00:38:27,771 --> 00:38:30,712
‫من عاشقشم دیمن

679
00:38:30,779 --> 00:38:33,318
‫منم همینطور

680
00:38:42,911 --> 00:38:44,381
‫در موردش تحقیق کردم الینا

681
00:38:44,382 --> 00:38:46,805
‫مردیث فِل شش ساعت پیش به
‫اتاق عمل فراخونده شده

682
00:38:46,889 --> 00:38:48,558
‫از اون‌موقع تا حالا توی اتاق عمله

683
00:38:48,626 --> 00:38:50,480
‫- احتمالش نیست که نرفته باشه اونجا؟
‫- عمراً

684
00:38:50,565 --> 00:38:52,151
‫کلی آدم و شاهد توی اتاق عمل هستن

685
00:38:52,236 --> 00:38:54,658
‫- پس کار کی می‌تونه باشه؟
‫- نمیدونم

686
00:38:54,742 --> 00:38:56,263
‫ولی حمله به آلاریک

687
00:38:56,264 --> 00:38:57,782
‫سومین حمله به اعضای انجمن بوده

688
00:38:57,835 --> 00:39:00,975
‫و حالا تنها مظنونمون رو هم از دست دادیم

689
00:39:22,182 --> 00:39:24,371
‫بیا دعا کنیم اون جادوگر بزرگه
‫و جادوگر کوچیکه تابوت رو باز کرده باشن

690
00:39:24,454 --> 00:39:27,194
‫باید یه اتفاقی بیفته که ارزش امشب رو داشته باشه

691
00:39:27,246 --> 00:39:28,966
‫بانی؟

692
00:39:29,033 --> 00:39:32,425
‫هنوز نفس می‌کشه

693
00:39:33,512 --> 00:39:35,400
‫مامانش هم هنوز نفس می‌کشه
‫صداشو می‌شنوم

694
00:39:35,484 --> 00:39:36,886
‫در تابوت بازه

695
00:39:36,887 --> 00:39:39,243
‫خب ، فایده‌ای برای ما نداره

696
00:39:39,327 --> 00:39:40,830
‫هر چی که توش بوده رفته

697
00:39:40,898 --> 00:39:43,956
‫از تعمیراتی که توی خونه کردی
‫خیلی خوشم میاد نیک

698
00:39:46,547 --> 00:39:49,587
‫می‌خواستم اینجا برای هممون باشه

699
00:39:49,638 --> 00:39:51,809
‫جایی که هممون بتونیم
‫اسمش رو خونه بذاریم

700
00:39:51,893 --> 00:39:54,900
‫جایی که هممون بتونیم
‫توش یه خونواده باشیم

701
00:39:54,952 --> 00:39:56,823
‫هیچ‌کدوم از ما دوباره قرار نبود تنها بشه

702
00:39:56,907 --> 00:39:58,243
‫درست میگی

703
00:39:58,244 --> 00:40:01,051
‫هیچ‌کدوممون دیگه تنها نمیشیم

704
00:40:02,119 --> 00:40:03,591
‫تو همینجا می‌مونی

705
00:40:03,642 --> 00:40:06,465
‫تنهات میذاریم نیک

706
00:40:06,516 --> 00:40:09,974
‫درست بعد از اینکه اون
‫همزاد هرزه رو بکشم

707
00:40:10,026 --> 00:40:12,665
‫تو تنهای تنها میشی

708
00:40:12,749 --> 00:40:14,854
‫همیشه و تا ابد

709
00:40:14,921 --> 00:40:16,692
‫فرار کنین

710
00:40:16,760 --> 00:40:18,831
‫حساب تک تکتون رو میرسم

711
00:40:18,883 --> 00:40:22,524
‫و بعد تبدیل به چیزی میشی
‫که خودت ازش متنفری

712
00:40:22,608 --> 00:40:24,396
‫پدرمون

713
00:40:24,481 --> 00:40:26,785
‫من دورگه‌ام

714
00:40:26,852 --> 00:40:29,375
‫کسی نمی‌تونه منو بکشه

715
00:40:29,459 --> 00:40:32,867
‫هیچ ترسی از هیچ‌کدومتون ندارم

716
00:40:32,920 --> 00:40:35,742
‫وقتی اون تابوت رو بدست بیاریم
‫تو هم می‌ترسی

717
00:40:53,991 --> 00:40:56,364
‫مادر؟

718
00:41:16,952 --> 00:41:19,091
‫به من نگاه کن

719
00:41:22,984 --> 00:41:27,485
‫میدونی من چرا اینجام؟

720
00:41:30,354 --> 00:41:33,144
‫اینجایی تا منو بکشی

721
00:41:34,716 --> 00:41:37,973
‫نیکلاوس ، تو پسر منی

722
00:41:38,024 --> 00:41:40,936
‫و من اینجام تا تو رو ببخشم

723
00:41:51,879 --> 00:41:54,103
‫می‌خوام هممون دوباره یه خونواده باشیم

724
00:41:55,100 --> 00:41:56,100
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

725
00:41:57,100 --> 00:41:58,100
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

