1
00:00:02,060 --> 00:00:03,492
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,492 --> 00:00:06,737
‫الینا از اینکه هردوتون اونو می‌پرستین لذت می‌بره؟

3
00:00:06,737 --> 00:00:08,830
‫می‌تونی عاشق الینا باشی
‫تمام چیزیه که می‌خوای

4
00:00:08,830 --> 00:00:10,342
‫اگه به این معنیه که ازش محافظت می‌کنی

5
00:00:10,342 --> 00:00:11,123
‫اون دکمه‌شو زده

6
00:00:11,123 --> 00:00:13,326
‫استفن رفته و دیگه هیچ‌وقت برنمیگرده

7
00:00:13,326 --> 00:00:14,838
‫نابود کردن کلاوس تنها چیزیه که برام باقی مونده

8
00:00:14,838 --> 00:00:15,650
‫تو منو داشتی

9
00:00:15,650 --> 00:00:17,432
‫همون لحظه‌ای که با اون از شهر رفتم
‫تو رو هم از دست دادم

10
00:00:17,432 --> 00:00:19,005
‫چون واسه یه لحظه فکر کردم

11
00:00:19,025 --> 00:00:20,587
‫که دیگه نباید عذاب وجدان داشته باشم

12
00:00:20,587 --> 00:00:22,650
‫- عذاب وجدان واسه چی؟
‫- واسه خواستن چیزی که می‌خوام

13
00:00:22,650 --> 00:00:24,182
‫من نمی‌خواستم اونو ببوسم

14
00:00:25,314 --> 00:00:27,657
‫۳تا اصیل خوابیده ، ۴تا تابوت

15
00:00:27,657 --> 00:00:29,380
‫کی توی اونیه که قفله؟

16
00:00:29,400 --> 00:00:31,473
‫حالا خونواده‌مو دور هم جمع می‌کنم

17
00:00:31,473 --> 00:00:33,926
‫منظورت همون آدماییه که توی تابوت
‫اینطرف و اونطرف می‌بری؟

18
00:00:33,926 --> 00:00:35,769
‫الان دیگه طبق شرایط من عمل می‌کنی

19
00:00:36,340 --> 00:00:38,042
‫ربکا ، کول

20
00:00:38,052 --> 00:00:39,064
‫فین ، نکن

21
00:00:40,255 --> 00:00:41,447
‫در تابوت بازه

22
00:00:42,368 --> 00:00:43,099
‫مادر؟

23
00:00:43,099 --> 00:00:45,032
‫میدونی من چرا اینجام؟

24
00:00:45,052 --> 00:00:45,843
‫تا منو بکشی

25
00:00:45,843 --> 00:00:46,915
‫تا تو رو ببخشم

26
00:00:46,915 --> 00:00:48,557
‫می‌خوام هممون دوباره یه خونواده باشیم

27
00:00:54,316 --> 00:00:55,627
‫حال آقای سالتزمن چطوره؟

28
00:00:56,258 --> 00:00:58,542
‫امشب رو باید تحت مراقبت باشه

29
00:00:58,542 --> 00:01:01,176
‫تا وقتی که من بالاخره قفل خونه رو عوض کنم

30
00:01:01,826 --> 00:01:03,799
‫امروز با بانی حرف زدم

31
00:01:04,400 --> 00:01:06,744
‫حال اون و مامانش خوبه

32
00:01:06,744 --> 00:01:08,096
‫با کرولاین حرف زدی؟

33
00:01:08,196 --> 00:01:10,419
‫آره . داره با موضوع کنار میاد

34
00:01:10,419 --> 00:01:13,383
‫با در نظر گرفتن اینکه قبلاً اون و باباش
‫چقدر به‌هم نزدیک بودن

35
00:01:13,974 --> 00:01:16,207
‫معلوم نشد که کی پشت همه این حمله‌ها بوده؟

36
00:01:16,297 --> 00:01:20,383
‫نه . کلانتر فوربز میگه اصلاً
‫هیچ مظنون واقعی وجود نداره

37
00:01:22,927 --> 00:01:24,429
‫تو چطوری با همه اینا کنار میای؟

38
00:01:24,489 --> 00:01:28,034
‫منظورم اینه که تو رو هم
‫همش وارد این ماجراها می‌کنن

39
00:01:29,346 --> 00:01:30,568
‫راستشو بخوای

40
00:01:30,899 --> 00:01:31,700
‫من یه‌جورایی خوش‌شانسم

41
00:01:31,700 --> 00:01:34,594
‫تنها چیزی که در مورد فردا باید نگرانش باشم

42
00:01:35,045 --> 00:01:36,887
‫اینه که به موقع واسه شیفتم
‫توی رستوران حاضر بشم

43
00:01:37,778 --> 00:01:40,062
‫به‌خاطر همه چیز امروز ممنون

44
00:01:41,083 --> 00:01:41,955
‫جدی میگم

45
00:01:42,525 --> 00:01:43,737
‫مواظب خودت باش

46
00:01:44,819 --> 00:01:45,640
‫مرسی

47
00:02:14,672 --> 00:02:15,593
‫چی بود؟

48
00:02:29,914 --> 00:02:31,466
‫رانندگی بلدی؟

49
00:02:31,466 --> 00:02:32,217
‫ربکا

50
00:02:33,369 --> 00:02:34,180
‫تعجب کردی؟

51
00:02:34,180 --> 00:02:38,046
‫تو یه خنجر توی کمرم فرو کردی الینا
‫درد داشت

52
00:02:41,240 --> 00:02:42,112
‫آلایژا

53
00:02:42,542 --> 00:02:43,484
‫برو

54
00:02:49,052 --> 00:02:50,494
‫می‌خوای باهام در بیفتی؟

55
00:02:51,145 --> 00:02:52,517
‫حالمو به‌هم میزنین

56
00:02:54,920 --> 00:02:55,751
‫جفتتون

57
00:03:03,482 --> 00:03:04,093
‫خب...

58
00:03:05,926 --> 00:03:08,259
‫فکر کنم باید یه سری چیزا رو جبران کنیم

59
00:03:08,500 --> 00:03:09,300
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

60
00:03:09,500 --> 00:03:10,300
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

61
00:03:10,700 --> 00:03:14,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۳
‫قسمت ۱۴ : ارتباط خطرناک</font>

62
00:03:14,448 --> 00:03:17,162
‫مادرشون "استر" بود که
‫توی اون تابوت حبس شده بود

63
00:03:17,282 --> 00:03:18,524
‫همون جادوگر اصیل؟

64
00:03:18,524 --> 00:03:20,717
‫چی؟ اصلاً اون چجوری زنده‌ست؟

65
00:03:20,717 --> 00:03:22,109
‫فکر می‌کردم این پسر دورگه روانیش

66
00:03:22,139 --> 00:03:23,872
‫هزار سال پیش قلب اونو از سینه درآورده

67
00:03:23,872 --> 00:03:25,414
‫نمیدونم . فکر کنم اون

68
00:03:25,444 --> 00:03:27,467
‫یه سری روابط توی جوامع جادوگری داشته باشه

69
00:03:27,467 --> 00:03:30,291
‫آلایژا گفت که اون می‌خواد توی آرامش
‫در کنار خونواده‌اش زندگی کنه

70
00:03:30,291 --> 00:03:31,763
‫از جمله کلاوس

71
00:03:31,763 --> 00:03:33,736
‫اون قرار بود سلاحی باشه که به ما
‫کمک کنه کلاوس رو بکشیم

72
00:03:33,736 --> 00:03:34,718
‫آره . خب ، دیگه نیست

73
00:03:34,718 --> 00:03:36,560
‫حداقل آلایژا که اینطور میگه

74
00:03:36,560 --> 00:03:38,022
‫اون تابوت تنها چیزی بود

75
00:03:38,022 --> 00:03:39,925
‫که مانع میشد کلاوس تک تک ما رو تیکه پاره نکنه

76
00:03:39,925 --> 00:03:42,729
‫اینجا کس دیگه‌ای نیست که این بحث‌ها
‫یه‌کم واسش تکراری شده باشه؟

77
00:03:42,729 --> 00:03:45,984
‫ببین ، آلایژا بهم قول داد که خونواده‌اش
‫به هیچ‌کدوم از ما آسیبی نمیرسونه

78
00:03:50,110 --> 00:03:50,971
‫من حرفشو باور می‌کنم

79
00:04:07,585 --> 00:04:08,336
‫چیه؟

80
00:04:11,220 --> 00:04:12,352
‫یه دعوتنامه‌ست

81
00:04:12,562 --> 00:04:14,155
‫لطفاً به خانواده "مایکلسون" ملحق شوید"

82
00:04:14,155 --> 00:04:15,326
‫امشب رأس ساعت ۷

83
00:04:15,326 --> 00:04:17,580
‫"به صرف رقص ، شراب و پایکوبی

84
00:04:17,740 --> 00:04:18,982
‫مایکلسون"ها دیگه چه خرین؟"

85
00:04:20,804 --> 00:04:22,136
‫خانواده اصیل

86
00:04:22,427 --> 00:04:24,019
‫همین که به این شهر اومدن به قدر کافی بد هست

87
00:04:24,019 --> 00:04:25,651
‫حالا می‌خوان یه مهمونی پاگشا هم بدن؟

88
00:04:26,683 --> 00:04:28,626
‫صبر کن ، یه نوشته پشتش هست

89
00:04:28,846 --> 00:04:31,740
‫"الینا ، فکر کنم وقتش باشه که بالاخره باهم آشنا شیم"

90
00:04:33,393 --> 00:04:34,174
‫"استر"

91
00:04:41,614 --> 00:04:44,909
‫ربکا ، بگو که خیلی خوشتیپم

92
00:04:44,939 --> 00:04:47,253
‫کول ، تو که میدونی نمیشه به ذهن من نفوذ کرد

93
00:04:48,094 --> 00:04:49,376
‫رفته بودی سراغ الینا؟

94
00:04:50,087 --> 00:04:51,348
‫تو چه مرگت شده؟

95
00:04:51,348 --> 00:04:52,220
‫چه عجب

96
00:04:52,270 --> 00:04:53,732
‫دلت می‌خواد یه خنجر دیگه توی قلبت فرو کنم؟

97
00:04:53,732 --> 00:04:55,324
‫دوباره تهدیدهای خنجری شروع شد؟

98
00:04:55,344 --> 00:04:56,947
‫حقه دیگه‌ای بلد نیستی؟

99
00:04:56,947 --> 00:04:58,649
‫تو یکی گمشو برو جلو آینه خودتو نگاه کن

100
00:04:58,659 --> 00:05:00,211
‫فکر کردی کی هستی؟ پدرمی؟

101
00:05:00,211 --> 00:05:03,436
‫نه کول ولی تو توی خونه منی

102
00:05:03,456 --> 00:05:05,489
‫پس احتمالاً باید بریم بیرون

103
00:05:09,134 --> 00:05:09,945
‫کافیه

104
00:05:11,528 --> 00:05:14,612
‫نیکلاوس ، بیا

105
00:05:21,662 --> 00:05:23,605
‫حتی یه روزم از بیرون اومدنش از تابوت نگذشت

106
00:05:23,605 --> 00:05:25,248
‫که ربکا سعی کرد زندگیمو نابود کنه

107
00:05:25,308 --> 00:05:30,014
‫اون آرامش و صلح و خونواده‌ای که
‫ازش حرف میزدی چی شد؟

108
00:05:32,278 --> 00:05:34,551
‫تو توی قلبشون خنجر فرو کردی

109
00:05:34,551 --> 00:05:36,294
‫انتظار داری جلوت زانو بزنن

110
00:05:36,294 --> 00:05:38,336
‫و پاتو ببوسن که دوباره اونا رو دور هم جمع کردی؟

111
00:05:38,336 --> 00:05:41,211
‫پس این یه جرمه که بخوام
‫خونواده‌مون دوباره مثل قبل باشه؟

112
00:05:41,211 --> 00:05:42,613
‫باید بهش زمان بدی نیکلاوس

113
00:05:42,613 --> 00:05:46,679
‫من هزاران سال توی دنیای دیگر وقت داشتم
‫که روی غلبه بر خشمم تمرین کنم

114
00:05:47,860 --> 00:05:50,494
‫اینجام تا مطمئن بشم این خونواده هم
‫همین کار رو می‌کنه

115
00:05:51,075 --> 00:05:53,268
‫متوجه نمیشم

116
00:05:54,710 --> 00:05:56,683
‫من تو رو کشتم . اون‌وقت بازم منو می‌بخشی

117
00:06:00,198 --> 00:06:02,441
‫برای هزار سال رؤیای من این بود

118
00:06:02,441 --> 00:06:04,244
‫که این خونواده دوباره باهم متحد بشه

119
00:06:05,426 --> 00:06:06,968
‫بخشش یکی از انتخاب‌های من نیست

120
00:06:07,919 --> 00:06:08,841
‫یه هدیه‌ست

121
00:06:10,203 --> 00:06:13,467
‫راستی واسه مراسم رقص امشب
‫کی رو با خودت میاری؟

122
00:06:14,999 --> 00:06:16,792
‫مسخره‌شو درنیار

123
00:06:17,683 --> 00:06:18,755
‫همین که به مهمونی برم هم شانس آوردین

124
00:06:18,845 --> 00:06:21,188
‫خب ، امیدوارم تجدیدنظر کنی

125
00:06:22,530 --> 00:06:24,734
‫شب فوق‌العاده‌ای میشه

126
00:06:25,315 --> 00:06:26,446
‫اگه استر می‌خواد با من حرف بزنه

127
00:06:26,446 --> 00:06:28,049
‫شاید باید دلیلشو بفهمم

128
00:06:28,169 --> 00:06:29,561
‫خب ، فکر احمقانه‌ایه

129
00:06:29,721 --> 00:06:30,823
‫اون یه بار سعی کرده تو رو بکشه

130
00:06:30,873 --> 00:06:32,335
‫نه . الینا درست میگه

131
00:06:32,335 --> 00:06:34,268
‫بانی به‌خاطر یه چیزی باید
‫اون تابوت رو باز می‌کرده

132
00:06:34,879 --> 00:06:37,703
‫فکر کنم قضیه خیلی فراتر از
‫یه اتحاد خونوادگی باشه

133
00:06:37,703 --> 00:06:39,605
‫میشه دوباره برگردیم به اون زمانی که استفن

134
00:06:39,605 --> 00:06:41,348
‫واسش مهم بود الینا زنده‌ست یا مُرده؟

135
00:06:41,348 --> 00:06:43,541
‫که چی بشه؟
‫الان این وظیفه توئه

136
00:06:46,445 --> 00:06:48,398
‫استفن یه منظوری داره دیمن

137
00:06:49,730 --> 00:06:51,072
‫باید بفهمم استر چی می‌خواد

138
00:06:51,072 --> 00:06:52,113
‫تو که نمی‌تونی از خودت محافظت کنی

139
00:06:52,134 --> 00:06:53,756
‫باشه ، قبول . پس من میرم

140
00:06:53,796 --> 00:06:55,979
‫اندازه یه عمرت با اصیل‌ها در افتادی

141
00:06:56,229 --> 00:06:57,712
‫خودم میرم

142
00:06:57,712 --> 00:06:58,713
‫والسلام

143
00:07:09,138 --> 00:07:11,121
‫کرولاین ، تایلر هستم

144
00:07:12,653 --> 00:07:13,825
‫میدونم که باید زودتر زنگ میزدم

145
00:07:13,825 --> 00:07:15,818
‫یه دفعه قاطی کردم و از شهر رفتم

146
00:07:17,370 --> 00:07:19,173
‫ولی در مورد بابات خبردار شدم
‫و واقعاً متأسفم

147
00:07:20,294 --> 00:07:21,987
‫خیلی متأسفم کرولاین

148
00:07:23,559 --> 00:07:24,961
‫بیرون شهر دارم همون کاریو می‌کنم
‫که اون بهم گفته

149
00:07:25,482 --> 00:07:27,385
‫می‌خوام خودمو درست کنم و
‫برگردم خونه پیش تو

150
00:07:28,376 --> 00:07:29,197
‫دوستت دارم

151
00:08:01,700 --> 00:08:04,100
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" مشتاقانه منتظرم که با من برقصی "
‫" کلاوس "</font>

152
00:08:07,012 --> 00:08:08,023
‫جداً؟

153
00:08:19,490 --> 00:08:20,792
‫خیلی عجیبه

154
00:08:20,792 --> 00:08:23,946
‫اصیل‌ها دارن یه مجلس رقص راه میندازن
‫یه مجلس رقص واقعی

155
00:08:24,046 --> 00:08:26,590
‫درست مثل قضیه سیندرلا می‌مونه

156
00:08:26,871 --> 00:08:29,324
‫اون جادوگر خبیث چرا باید بخواد
‫با تو صحبت کنه؟

157
00:08:29,454 --> 00:08:30,466
‫نظری ندارم

158
00:08:30,696 --> 00:08:32,308
‫فقط یه راه واسه فهمیدنش هست

159
00:08:32,308 --> 00:08:35,133
‫فکر کنم تو به دیمن و استفن گفتی که نمیری

160
00:08:35,313 --> 00:08:35,964
‫گفتم

161
00:08:35,994 --> 00:08:39,399
‫به‌خاطر همینه که بیشتر از همه به یه
‫محافظ بدون عشق لازم دارم

162
00:08:39,399 --> 00:08:41,992
‫خب ، فکر کنم یکی از سالواتورها توی کت و شلوار
‫خیلی خوشتیپ میشه

163
00:08:42,043 --> 00:08:44,005
‫و دقیقاً منظورم استفن ـه

164
00:08:44,616 --> 00:08:47,170
‫الان با هیچ‌کدوم از سالواتورها نمی‌تونم کنار بیام

165
00:08:47,270 --> 00:08:48,472
‫هر احساسی که استفن داره

166
00:08:48,472 --> 00:08:50,134
‫داره از همه‌شون بر ضد کلاوس استفاده می‌کنه

167
00:08:50,134 --> 00:08:50,805
‫و دیمن...

168
00:08:52,888 --> 00:08:54,080
‫اصلاً فکر خوبی نیست

169
00:08:54,130 --> 00:08:54,841
‫چرا؟

170
00:08:54,961 --> 00:08:56,093
‫چون شما ۲تا همدیگه رو بوسیدین؟

171
00:08:57,525 --> 00:08:59,017
‫بانی دهنش لق بود

172
00:08:59,358 --> 00:09:00,509
‫می‌خواستم خودم بهت بگم

173
00:09:02,682 --> 00:09:04,585
‫فقط به‌خاطر اتفاقایی که واسه بابات افتاد...

174
00:09:04,585 --> 00:09:07,770
‫الینا ، سال اول دبیرستان وقتی که تو و مت
‫برای اولین بار همدیگه رو بوسیدین

175
00:09:07,880 --> 00:09:10,173
‫همون لحظه‌ای که این اتفاق افتاد برام تعریف کردی

176
00:09:10,814 --> 00:09:12,386
‫اون‌وقت تا الان من نباید می‌فهمیدم؟

177
00:09:12,386 --> 00:09:13,648
‫باید از یکی دیگه بشنوم؟

178
00:09:13,648 --> 00:09:14,459
‫ببخشید

179
00:09:16,012 --> 00:09:19,076
‫فقط به‌خاطر اینه که هنوز نمیدونم
‫در موردش چه حسی دارم

180
00:09:20,188 --> 00:09:21,720
‫تنها چیزی که میدونم اینه که...

181
00:09:22,922 --> 00:09:24,915
‫قبلاً خیلی آسون‌تر بود

182
00:09:25,125 --> 00:09:26,527
‫مواظب باش کرولاین

183
00:09:26,627 --> 00:09:29,101
‫تا قبل اینکه از پشت بهم خنجر بزنه
‫خیلی دختر مهربونیه

184
00:09:29,181 --> 00:09:30,302
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

185
00:09:30,312 --> 00:09:31,384
‫من قوانین مامانتو میدونم

186
00:09:31,384 --> 00:09:32,806
‫صدمه زدن به اهالی شهر ممنوع

187
00:09:32,806 --> 00:09:34,579
‫انقدر به خودت نگیر الینا

188
00:09:34,749 --> 00:09:36,281
‫همه چیز که مربوط به تو نمیشه

189
00:09:46,466 --> 00:09:47,167
‫خدای من

190
00:09:48,018 --> 00:09:49,240
‫داره اونو به مجلس رقص دعوت می‌کنه

191
00:09:50,392 --> 00:09:51,653
‫چرا داره اونو دعوت می‌کنه؟

192
00:09:51,914 --> 00:09:54,097
‫احتمالاً که شاهد همین
‫عکس‌العمل از طرف ما باشه

193
00:09:58,774 --> 00:10:00,516
‫این مجلس رقص احمقانه ساعت چنده؟

194
00:10:11,252 --> 00:10:12,534
‫سلام کارول

195
00:10:12,624 --> 00:10:13,385
‫سلام

196
00:10:15,558 --> 00:10:17,230
‫دوست جدید پیدا کردی ما رو یادت رفته؟

197
00:10:17,531 --> 00:10:19,023
‫من شهردارم دیمن

198
00:10:19,023 --> 00:10:21,206
‫وقتی که قدیمی‌ترین و کشنده‌ترین
‫خونواده خون‌آشام‌ها

199
00:10:21,206 --> 00:10:24,381
‫به شهرت میان باید با
‫یه لبخند بهشون خوش‌آمد بگی

200
00:10:25,773 --> 00:10:26,995
‫خب ، حداقل خوبه که میدونی

201
00:10:26,995 --> 00:10:29,318
‫داری این فنجان شکر رو از کی قرض می‌گیری

202
00:10:29,939 --> 00:10:31,421
‫من دارم سعی می‌کنم از این شهر محافظت کنم

203
00:10:31,701 --> 00:10:33,294
‫اونا تضمین کردن که آرامش می‌خوان

204
00:10:33,294 --> 00:10:35,046
‫منم تضمین کردم که اونو مهیا کنم

205
00:10:35,046 --> 00:10:36,028
‫شهردار لاک‌وود

206
00:10:36,558 --> 00:10:38,051
‫هنوز رسماً باهم آشنا نشدیم

207
00:10:38,051 --> 00:10:39,062
‫کول مایکلسون

208
00:10:39,773 --> 00:10:41,736
‫امیدوارم که شهر دوست‌داشتنی شما از ما استقبال کنه

209
00:10:41,736 --> 00:10:43,879
‫به همون اندازه که ما قصد داریم ازش استقبال کنیم

210
00:10:44,380 --> 00:10:45,712
‫دیمن سالواتور

211
00:10:46,913 --> 00:10:47,785
‫همدیگه رو دیدیم؟

212
00:10:48,906 --> 00:10:50,028
‫من آدمای زیادی رو دیدم

213
00:10:51,210 --> 00:10:52,672
‫ولی تو شاملشون نمیشی

214
00:11:13,472 --> 00:11:14,864
‫منو ببخش کارول

215
00:11:20,712 --> 00:11:21,794
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

216
00:11:21,794 --> 00:11:22,936
‫می‌خواستم همین سؤالو ازت بپرسم

217
00:11:22,946 --> 00:11:24,287
‫سورپرایز ، سورپرایز

218
00:11:24,518 --> 00:11:25,680
‫کتم خیلی قشنگه

219
00:11:26,300 --> 00:11:27,833
‫تو نباید اینجا باشی

220
00:11:28,143 --> 00:11:29,405
‫خب ، هستم

221
00:11:30,016 --> 00:11:32,539
‫و تا وقتی نفهمم استر چی می‌خواد
‫از اینجا نمیریم

222
00:11:32,539 --> 00:11:35,113
‫پس اجازه هست؟

223
00:12:37,395 --> 00:12:38,346
‫عصر بخیر

224
00:12:39,588 --> 00:12:40,890
‫یه نوشیدنی لازم دارم

225
00:12:46,528 --> 00:12:49,252
‫حدس میزنم الینا گیلبرت باشین

226
00:12:49,813 --> 00:12:51,245
‫من فین مایکلسون هستم

227
00:12:51,515 --> 00:12:52,857
‫شما اومدین تا مادرمو ببینین

228
00:12:54,550 --> 00:12:55,551
‫اون اینجاست؟

229
00:12:55,731 --> 00:12:57,484
‫دعوتنامه اون شامل دوستانتون نمی‌شد

230
00:12:57,484 --> 00:12:58,696
‫اونا ازم محافظت می‌کنن

231
00:12:58,696 --> 00:12:59,607
‫شاید ندونین ولی آدمای مادرتون

232
00:12:59,617 --> 00:13:01,339
‫یه بار سعی کردن منو بکشن

233
00:13:01,339 --> 00:13:03,002
‫اگه می‌خواین مادرمو ببینین

234
00:13:04,203 --> 00:13:05,545
‫باید تنها باشین

235
00:13:06,487 --> 00:13:09,191
‫لطف می‌کنین همتون اینجا جمع بشین؟

236
00:13:09,942 --> 00:13:10,783
‫ببخشید

237
00:13:13,006 --> 00:13:15,420
‫خوش اومدید . ممنون که به جمع ما ملحق شدید

238
00:13:17,272 --> 00:13:21,539
‫مدونین ، هر وقت که مادرم خونواده ما رو
‫اینطوری دور هم جمع می‌کنه

239
00:13:21,979 --> 00:13:24,823
‫این سنت رو داریم که اون‌شب رو با رقص آغاز کنیم

240
00:13:24,823 --> 00:13:25,965
‫کسی که می‌بینم رو تو هم می‌بینی؟

241
00:13:25,975 --> 00:13:26,796
‫آره

242
00:13:26,796 --> 00:13:29,700
‫آهنگ‌های امشب از بین آهنگ‌های قدیمی
‫والتز" انتخاب شدن"

243
00:13:29,700 --> 00:13:32,424
‫پس اگه هر کدومتون تونستین یه همراه برای خودتون پیدا کنین

244
00:13:32,424 --> 00:13:34,037
‫توی اتاق رقص به ما ملحق بشین

245
00:13:40,836 --> 00:13:42,399
‫حتی فکرشم نکن

246
00:13:42,399 --> 00:13:43,731
‫اون می‌خواد منو تنها ببینه دیمن

247
00:13:43,731 --> 00:13:45,173
‫خب ، طفلکی اون

248
00:13:45,173 --> 00:13:47,045
‫امروز حرفمو واضح نگفتم؟

249
00:13:47,045 --> 00:13:47,827
‫من دعوت شدم

250
00:13:47,827 --> 00:13:50,761
‫قبل از اینکه توی لونه شیر قدم بذاری
‫باید بهم می‌گفتی

251
00:13:50,761 --> 00:13:52,784
‫- چرا؟ که بتونی جلومو بگیری؟
‫- آره

252
00:14:00,024 --> 00:14:01,857
‫بی‌ادبیه اگه نرقصیم

253
00:14:06,834 --> 00:14:08,416
‫این یه سنته

254
00:14:22,377 --> 00:14:24,650
‫اگه تابلو نشده باید بهت بگم فوق‌العاده شدی

255
00:14:26,883 --> 00:14:27,975
‫ممنون

256
00:14:51,859 --> 00:14:53,361
‫خوشحالم که اومدی

257
00:14:54,343 --> 00:14:57,417
‫خب ، فقط به‌خاطر خاویار و غذاهای دریاییتون بوده

258
00:14:58,439 --> 00:14:59,901
‫در مورد پدرت شنیدم

259
00:15:00,001 --> 00:15:02,505
‫شروع نکن . جدی میگم

260
00:15:03,005 --> 00:15:06,691
‫خیلی خب پس میریم سراغ یه موضوع جذاب دیگه

261
00:15:06,691 --> 00:15:09,324
‫مثلاً اینکه چقدر توی این لباس محشر شدی

262
00:15:09,735 --> 00:15:11,518
‫اصلاً وقت خرید کردن نداشتم

263
00:15:12,038 --> 00:15:13,200
‫و اون دستبندی که بهت دادم

264
00:15:13,200 --> 00:15:15,133
‫بهونه‌ات برای پوشیدن اون چیه؟

265
00:15:17,226 --> 00:15:19,770
‫میدونی ، تو رقاص خیلی خوبی هستی

266
00:15:22,243 --> 00:15:24,937
‫خب ، قبلاً تمرین داشتم

267
00:15:26,129 --> 00:15:28,442
‫خیر سرم دختر شایسته میستیک‌فالز بودم

268
00:15:29,123 --> 00:15:30,345
‫میدونم

269
00:15:45,096 --> 00:15:47,219
‫اون میرقصه

270
00:15:47,500 --> 00:15:49,182
‫و حتی مجبور نبودم التماسشو بکنم

271
00:15:49,633 --> 00:15:51,485
‫خب ، شهردار لاک‌وود منو کشید اینجا

272
00:15:51,556 --> 00:15:52,948
‫نمی‌تونستم بهش نه بگم

273
00:15:57,785 --> 00:15:58,966
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

274
00:15:59,187 --> 00:16:01,200
‫چرا با اون دختره شیطان صفت اومدی؟

275
00:16:01,650 --> 00:16:03,863
‫باید چی بهش می گفتم می‌گفتم نه؟

276
00:16:04,254 --> 00:16:06,177
‫خودت واسه چی اصلاً با کلاوس اومدی؟

277
00:16:08,360 --> 00:16:09,782
‫مجبورم نکن که شروع کنم

278
00:16:09,792 --> 00:16:12,456
‫فقط ۳۰ ثانیه ازت وقت گرفت تا
‫دیمن رو سر حال بیاری

279
00:16:12,846 --> 00:16:13,818
‫اون فقط داره ازم محافظت می‌کنه

280
00:16:15,821 --> 00:16:18,645
‫فکر کنم باید بفهمه که خودت می‌تونی
‫از خودت محافظت کنی

281
00:16:26,566 --> 00:16:27,918
‫باید باهات حرف بزنم

282
00:16:28,309 --> 00:16:29,541
‫باشه . خب ، حرف بزن

283
00:16:31,383 --> 00:16:32,615
‫اینجا نه

284
00:16:37,913 --> 00:16:40,556
‫بهشون زل نزن . زشته

285
00:16:40,556 --> 00:16:42,479
‫آخه اون خیلی خوشگل شده

286
00:16:42,629 --> 00:16:44,562
‫همه لباساشو نیک بهش داده

287
00:16:47,156 --> 00:16:48,708
‫خب ، تو هم خیلی زشت نیستی

288
00:16:50,521 --> 00:16:52,444
‫الان این تعریف بود که کردی؟

289
00:16:53,655 --> 00:16:55,408
‫دیشب سعی کردی الینا رو بکشی

290
00:16:56,339 --> 00:16:57,581
‫پس کسی ازت تعریف نمی‌کنه

291
00:16:58,693 --> 00:16:59,894
‫غارنشین

292
00:17:01,987 --> 00:17:03,159
‫الینا کجاست؟

293
00:17:07,045 --> 00:17:09,388
‫اگه استر مخفیانه طرف ما باشه باید بفهمیم

294
00:17:09,388 --> 00:17:11,872
‫ولی من با ۲تا محافظ نمی‌تونم نزدیکش بشم

295
00:17:11,872 --> 00:17:12,974
‫چرا داری اینو بهم میگی؟

296
00:17:12,974 --> 00:17:16,028
‫چون دیمن نمیذاره بدون محافظت اون
‫حتی یه قدم هم بهش نزدیک بشم

297
00:17:16,198 --> 00:17:17,560
‫و کشتن کلاوس برای تو

298
00:17:17,560 --> 00:17:19,713
‫بیشتر از هر چیزی اهمیت داره پس...

299
00:17:21,716 --> 00:17:22,928
‫چیه؟ اشتباه می‌کنم؟

300
00:17:28,386 --> 00:17:29,598
‫نه ، اشتباه نمی‌کنی

301
00:17:31,601 --> 00:17:32,862
‫از من می‌خوای چی‌کار کنم؟

302
00:17:32,862 --> 00:17:36,468
‫کاری کنی که بتونم تنهایی
‫برم توی اون اتاق و با استر باشم

303
00:17:37,609 --> 00:17:39,031
‫مطمئنی می‌تونی این‌کار رو بکنی؟

304
00:17:40,123 --> 00:17:41,285
‫از پسش برمیام

305
00:17:50,117 --> 00:17:50,668
‫وقتی ما باهم بودیم

306
00:17:50,668 --> 00:17:53,012
‫اجازه میدادی خودم برای خودم تصمیم بگیرم

307
00:17:53,262 --> 00:17:54,474
‫بهم اعتماد داشتی

308
00:17:56,477 --> 00:17:59,521
‫بعد همه اینا حداقل این یه چیز عوض نشده

309
00:18:08,294 --> 00:18:09,445
‫همراهت کجاست؟

310
00:18:09,956 --> 00:18:11,659
‫با دوست‌دختر سابقش لاس میزنه

311
00:18:12,179 --> 00:18:13,681
‫تو عوض شدی بکا

312
00:18:13,942 --> 00:18:15,023
‫میدونی اگه جادوانه‌ها ساکت بشینن سر جاشون

313
00:18:15,023 --> 00:18:16,656
‫اولین نشونه ضعیف شدنشونه

314
00:18:17,156 --> 00:18:18,338
‫من ساکت نشستم سر جام

315
00:18:18,338 --> 00:18:19,931
‫اونو آوردم اینجا تا بکشمش

316
00:18:20,111 --> 00:18:21,553
‫اون دوست الینا هست

317
00:18:22,214 --> 00:18:23,816
‫اگه اون بمیره الینا زجر می‌کشه

318
00:18:23,816 --> 00:18:25,929
‫ولی چون یه بار باهاش بد حرف زدم

319
00:18:25,929 --> 00:18:28,603
‫به‌خاطر همین امیدوار بودم که
‫به خواهر کوچیکت کمک کنی

320
00:18:28,703 --> 00:18:31,007
‫گور بابای قوانین مادر؟

321
00:18:35,523 --> 00:18:36,665
‫پایه‌ام

322
00:18:40,510 --> 00:18:41,712
‫اس.ام.اس ـت رو گرفتم

323
00:18:43,154 --> 00:18:44,216
‫اینجا باید چی‌کار کنیم؟

324
00:18:52,418 --> 00:18:53,870
‫خب ، بهتره عجله کنی

325
00:18:53,870 --> 00:18:55,332
‫خیلی طول نمی‌کشه تا به هوش بیاد

326
00:19:14,119 --> 00:19:15,301
‫الینا

327
00:19:16,062 --> 00:19:18,505
‫متوجهم که مادرم ازت خواسته تا تو رو ببینه

328
00:19:18,866 --> 00:19:19,987
‫آره

329
00:19:19,987 --> 00:19:22,070
‫چطور؟ چیزی شده؟

330
00:19:23,222 --> 00:19:25,285
‫خب ، توانایی اون برای بخشیدن برادرم

331
00:19:25,285 --> 00:19:27,679
‫بعد از همه کارایی که برای نابودی این خونواده کرد

332
00:19:27,679 --> 00:19:31,134
‫منو یه‌کم نگران کرده و باعث شده یه حرفایی بزنم

333
00:19:31,825 --> 00:19:33,457
‫فکر می‌کنی همه اینا فیلم باشه؟

334
00:19:34,238 --> 00:19:37,022
‫منو مجبور کرده چیزایی رو بخوام که هیچ‌وقت
‫فکر نمی‌کردم ممکنه از کسی بخوام

335
00:19:38,795 --> 00:19:41,128
‫می‌تونم روت حساب کنم که هر چی بهت گفت رو بهم بگی؟

336
00:19:43,602 --> 00:19:44,723
‫البته

337
00:19:46,155 --> 00:19:48,368
‫خودم بعداً پیدات می‌کنم . باشه؟

338
00:20:04,141 --> 00:20:05,413
‫باید دختره باشه

339
00:20:15,067 --> 00:20:16,149
‫تو تنهایی

340
00:20:16,970 --> 00:20:18,091
‫چه انتخاب عاقلانه‌ای

341
00:20:21,637 --> 00:20:22,989
‫همش به‌خاطر عود ـه

342
00:20:23,639 --> 00:20:25,342
‫من اینجا رو طلسم کردم تا بتونیم آزادانه

343
00:20:25,342 --> 00:20:27,255
‫و بدون ترسی از شنیده شدن حرف بزنیم

344
00:20:27,525 --> 00:20:29,498
‫کارِت رو انجام دادی فین . ممنون

345
00:20:33,884 --> 00:20:36,819
‫باید میلیون‌ها سؤال از من داشته باشی الینا

346
00:20:36,819 --> 00:20:37,830
‫خواهش می‌کنم

347
00:20:48,365 --> 00:20:49,737
‫شما چطوری زنده هستین؟

348
00:20:51,019 --> 00:20:52,601
‫یه روح هستین یا...

349
00:20:52,601 --> 00:20:53,803
‫نه دقیقاً

350
00:20:53,803 --> 00:20:55,516
‫"وقتی مُردم جادوگر "آیانا

351
00:20:55,516 --> 00:20:57,679
‫جسم من رو با یه جادو حفظ کرد

352
00:20:58,540 --> 00:21:00,212
‫اون یکی از دوستان نزدکیم بود

353
00:21:00,963 --> 00:21:02,986
‫از اجداد دوستت بانی

354
00:21:02,986 --> 00:21:05,230
‫پس به‌خاطر اینه که فقط بانی و مادرش

355
00:21:05,230 --> 00:21:06,672
‫می‌تونستن اون تابوت رو باز کنن

356
00:21:06,672 --> 00:21:08,524
‫اونا نسل خونی بِنِت رو کامل می‌کنن

357
00:21:09,045 --> 00:21:11,689
‫من از اونا و اجدادشون که توی دنیای دیگر

358
00:21:11,689 --> 00:21:13,642
‫کنارم بودن قدرت گرفتم

359
00:21:13,642 --> 00:21:16,476
‫پس شما هزار ساله که توی دنیای دیگر هستین؟

360
00:21:16,476 --> 00:21:17,968
‫روش طبیعت برای مجازات من

361
00:21:17,968 --> 00:21:20,352
‫به‌خاطر تبدیل کردن خونوادم به خون‌آشام‌ها

362
00:21:21,894 --> 00:21:26,330
‫ولی یک راه برای من وجود داره
‫تا این شیطانی که ساختم رو از بین ببرم

363
00:21:28,013 --> 00:21:30,176
‫شما اینجایین تا کمکمون کنین
‫کلاوس رو بکشیم . درسته؟

364
00:21:30,466 --> 00:21:32,068
‫یکی یکی الینا

365
00:21:32,840 --> 00:21:36,074
‫الان من فقط به کمک تو نیاز دارم

366
00:21:47,871 --> 00:21:49,133
‫اسب دوست داری؟

367
00:21:52,378 --> 00:21:53,209
‫تا وقتی بهم نگی چرا

368
00:21:53,219 --> 00:21:55,733
‫منو به اینجا دعوت کردی باهات حرف نمیزنم

369
00:21:56,173 --> 00:21:57,375
‫من تو رو ستایش می‌کنم

370
00:21:58,747 --> 00:22:00,099
‫باور کردنش سخته؟

371
00:22:00,099 --> 00:22:01,601
‫- آره
‫- چرا؟

372
00:22:01,671 --> 00:22:03,314
‫تو خوشگلی . تو قدرتمندی

373
00:22:03,314 --> 00:22:04,716
‫تو دریاچه نوری

374
00:22:05,547 --> 00:22:06,759
‫ازت لذت می‌برم

375
00:22:06,979 --> 00:22:08,441
‫خب ، من هنوز تعهد دارم

376
00:22:08,651 --> 00:22:09,483
‫به تایلر

377
00:22:09,483 --> 00:22:11,045
‫فکر کردم رابطه شما ۲تا تموم شده

378
00:22:11,045 --> 00:22:13,498
‫آره . به‌خاطر تو و اون پیمان نوکری آشغالت

379
00:22:13,498 --> 00:22:15,171
‫پس دیگه تعهدی نداری

380
00:22:20,308 --> 00:22:23,783
‫میدونی ، اسب‌ها برعکس آدما هستن

381
00:22:24,104 --> 00:22:25,456
‫اونا وفادارن

382
00:22:27,549 --> 00:22:29,732
‫پدرم هزار سال در تعقیب من بود

383
00:22:29,732 --> 00:22:30,713
‫و روزی که به نزدیکترین فاصله از من رسید

384
00:22:30,713 --> 00:22:33,257
‫همون روزی بود که اسب مورد علاقه‌ام رو کشت

385
00:22:33,257 --> 00:22:38,004
‫با یه شمشیر گردنش رو برید
‫تا بهم هشدار بده

386
00:22:39,626 --> 00:22:43,121
‫اصلاً یه بار شد که به این فکر کنی که پیش بابات بشینی

387
00:22:43,121 --> 00:22:44,493
‫و با حرف زدن قضیه رو حل کنی؟

388
00:22:44,503 --> 00:22:46,666
‫متأسفانه رابطه من با پدرم

389
00:22:46,666 --> 00:22:49,130
‫یه‌کم پیچیده‌تر از رابطه تو و پدرت بود

390
00:22:50,302 --> 00:22:51,403
‫شاید اینطور باشه

391
00:22:52,575 --> 00:22:54,828
‫ولی من گذاشتم پدرم بدون هیچ پشیمونی از دنیا بره

392
00:22:56,400 --> 00:22:57,532
‫و برای پاسخ دادن به سؤالت

393
00:22:57,532 --> 00:22:59,445
‫آره ، اسب‌ها رو دوست دارم

394
00:22:59,885 --> 00:23:03,200
‫ولی آدما رو هم دوست دارم و اونا هم منو دوست دارن

395
00:23:03,200 --> 00:23:04,933
‫پس من میرم تو

396
00:23:11,152 --> 00:23:14,166
‫میدونم که ربکا داستان خونوادم رو باهات در میون گذاشته

397
00:23:15,789 --> 00:23:17,551
‫اینکه چطور با تبدیل کردن فرزندانم به خون‌آشام

398
00:23:17,551 --> 00:23:19,924
‫تعادل طبیعت رو به‌هم زدم

399
00:23:19,924 --> 00:23:22,548
‫اون گفت شما این‌کار رو کردین تا اونا رو
‫از گرگینه‌ها محافظت کنین

400
00:23:22,548 --> 00:23:24,020
‫درسته

401
00:23:25,132 --> 00:23:26,464
‫ولی زمان زیادی نگذشت تا

402
00:23:26,464 --> 00:23:28,537
‫اونا شروع کردن به تغذیه کردن از خون انسان‌ها

403
00:23:28,737 --> 00:23:31,291
‫بدون هیچ افسوسی شهر رو غارت کردن

404
00:23:32,983 --> 00:23:35,126
‫به یک‌باره نیکلاوس بر ضد من شد

405
00:23:38,251 --> 00:23:39,853
‫چطوری می‌خواین اونو بکشین؟

406
00:23:39,973 --> 00:23:41,295
‫اون جاودانه‌ست

407
00:23:44,370 --> 00:23:47,504
‫زمان نیاز داره . جادو

408
00:23:48,225 --> 00:23:49,998
‫و کمک تو رو

409
00:23:50,539 --> 00:23:52,161
‫من باید چی‌کار کنم؟

410
00:23:52,161 --> 00:23:54,434
‫فرزندان من فکر می‌کنن که این
‫مجلس رو برگزار کردم

411
00:23:54,434 --> 00:23:56,237
‫تا اتحاد دوباره‌مون رو جشن بگیرم

412
00:23:56,708 --> 00:23:57,319
‫اما در حقیقت

413
00:23:57,319 --> 00:24:00,213
‫اونا رو دور هم جمع کردم تا یه آیین رو برگزار کنم

414
00:24:00,223 --> 00:24:03,077
‫اولین قدم به خون همزاد نیاز داره

415
00:24:04,549 --> 00:24:05,611
‫فقط یک قطره

416
00:24:06,302 --> 00:24:10,007
‫اونو میریزم توی شامپاینی که امشب قراره سرو بشه

417
00:24:15,405 --> 00:24:16,456
‫این‌کار رو می‌کنی؟

418
00:24:19,501 --> 00:24:20,702
‫یا خودم بکنم؟

419
00:24:43,986 --> 00:24:46,069
‫آلایژا بیشتر از بقیه شک کرده

420
00:24:46,069 --> 00:24:48,212
‫پس احتمالاً به ترغیب بیشتری نیاز داره

421
00:24:49,214 --> 00:24:50,896
‫ولی همشون باید همزمان بخورن

422
00:24:50,896 --> 00:24:52,569
‫تا به‌هم متصل بشن

423
00:24:53,239 --> 00:24:54,531
‫منظورتون چیه که "به‌هم متصل بشن"؟

424
00:24:54,531 --> 00:24:56,544
‫خودتون گفتین که کلاوس رو نمیشه کشت

425
00:24:57,736 --> 00:25:00,159
‫ولی افسونی که امشب اجرا می‌کنم
‫همه فرزندانم رو به‌هم متصل می‌کنه

426
00:25:00,159 --> 00:25:04,566
‫که اگه یکیشون بمیره همشون بمیرن

427
00:25:05,067 --> 00:25:05,908
‫چی؟

428
00:25:05,908 --> 00:25:07,851
‫من عاشق خونوادم هستم الینا

429
00:25:07,861 --> 00:25:10,204
‫ولی اونا پلید شدن

430
00:25:11,826 --> 00:25:14,470
‫وقتی اونا رو تولید کردم به طبیعت خیانت کردم

431
00:25:15,772 --> 00:25:18,206
‫وظیفه منه که اونا رو بکشم

432
00:25:27,570 --> 00:25:28,962
‫خیلی دلم می‌خواد یکی رو بکشم

433
00:25:28,962 --> 00:25:29,773
‫منتظر چی هستیم؟

434
00:25:29,773 --> 00:25:31,145
‫شهردار می‌خواست باهام حرف بزنه

435
00:25:31,255 --> 00:25:33,208
‫پونزده دقیقه بهم وقت بده تا
‫مت رو بکشونم بیرون

436
00:25:33,208 --> 00:25:35,732
‫بیرون؟ همینجا روی پله‌ها مگه چه اشکالی داره؟

437
00:25:35,852 --> 00:25:36,973
‫خیلی تماشایی میشه

438
00:25:36,973 --> 00:25:38,656
‫عجب خنگی هستی کول

439
00:25:38,656 --> 00:25:41,250
‫اگه مهمونی مادر رو خراب کنی
‫تو رو می‌کشه

440
00:25:41,610 --> 00:25:42,802
‫بیرون می‌بینمت

441
00:25:47,369 --> 00:25:48,630
‫آروم باش رفیق

442
00:25:48,941 --> 00:25:50,864
‫نمی‌خوام کار احمقانه‌ای بکنی

443
00:25:54,569 --> 00:25:55,240
‫الینا کجاست؟

444
00:25:55,240 --> 00:25:57,233
‫دقیقاً همون جایی که باید باشه
‫داره با استر حرف میزنه

445
00:25:57,233 --> 00:25:57,964
‫تو چی‌کار کردی؟

446
00:25:57,964 --> 00:25:59,997
‫منو سرزنش نکن . خواسته خودش بود

447
00:26:00,598 --> 00:26:02,210
‫حتی شکوندن گردنت

448
00:26:02,490 --> 00:26:03,662
‫میدونی ، شاید دیگه نباید همچین

449
00:26:03,672 --> 00:26:04,984
‫آشغال حمایتگری باشی دیمن

450
00:26:04,984 --> 00:26:06,516
‫وایسا ، صبر کن . حالا من شدم مشکلتون؟

451
00:26:06,516 --> 00:26:07,828
‫کاسه داغ‌تر از آش شدی داداش

452
00:26:07,828 --> 00:26:09,491
‫من دارم سعی می‌کنم اونو زنده نگه دارم استفن

453
00:26:09,491 --> 00:26:10,372
‫آره . خب ، احساساتت

454
00:26:10,372 --> 00:26:12,054
‫داره مانع نقشه‌مون میشه

455
00:26:12,295 --> 00:26:13,807
‫احساسات من؟

456
00:26:14,267 --> 00:26:15,920
‫اصلاً این اتفاق چطوری داره الان میفته؟

457
00:26:15,930 --> 00:26:18,163
‫شاید به‌خاطر اینه که زیادی داری اهمیت میدی

458
00:26:25,794 --> 00:26:30,180
‫خب ، ما این بیرون چی‌کار می‌کنیم؟

459
00:26:30,431 --> 00:26:33,235
‫فقط خواستم یه‌کم از
‫بحث‌های مؤدبانه دور باشیم

460
00:26:35,318 --> 00:26:36,389
‫خیلی سرده

461
00:26:37,281 --> 00:26:38,853
‫صبر کن کتم رو دربیارم

462
00:26:40,335 --> 00:26:41,597
‫این ماشین توئه؟

463
00:26:42,028 --> 00:26:43,069
‫آره

464
00:26:45,042 --> 00:26:48,547
‫اگه می‌تونستم یکی رو مجبور کنم
‫که بهم مازراتی بده می‌کردم

465
00:26:48,547 --> 00:26:49,619
‫ولی نمی‌تونم

466
00:26:51,852 --> 00:26:54,125
‫من یه خون‌آشامم . سردمون...

467
00:26:57,710 --> 00:26:58,682
‫ممنون

468
00:27:04,640 --> 00:27:05,802
‫بیا برگردیم داخل

469
00:27:05,802 --> 00:27:07,534
‫اون هوای تازه‌ای که لازم داشتم رو گرفتم

470
00:27:17,960 --> 00:27:19,281
‫خب ، مادرم چطور بود؟

471
00:27:20,673 --> 00:27:21,815
‫خیلی جدی

472
00:27:22,476 --> 00:27:23,077
‫و به چه دلیلی

473
00:27:23,077 --> 00:27:25,280
‫می‌خواست خصوصی باهات حرف بزنه؟

474
00:27:29,316 --> 00:27:30,388
‫الینا

475
00:27:30,848 --> 00:27:33,762
‫باید نگران تصمیمات مادرم باشم؟

476
00:27:35,445 --> 00:27:37,438
‫اون فقط می‌خواست عذرخواهی کنه

477
00:27:37,979 --> 00:27:39,541
‫که سعی کرده بود منو بکشه

478
00:27:39,541 --> 00:27:41,313
‫پس حقیقت داره؟

479
00:27:43,246 --> 00:27:44,768
‫اون کلاوس رو بخشیده؟

480
00:27:46,040 --> 00:27:47,162
‫حقیقت داره

481
00:27:50,206 --> 00:27:52,039
‫عصر بخیر خانم‌ها و آقایون

482
00:27:52,520 --> 00:27:54,803
‫خدمتکارها همراه با شامپاین خدمتتون میرسن

483
00:27:55,334 --> 00:27:58,148
‫همتون رو دعوت می‌کنم که توی
‫بالا بردن لیوان‌ها به من ملحق بشین

484
00:27:59,379 --> 00:28:02,073
‫هیچ لذتی برای من فراتر از این نیست

485
00:28:02,724 --> 00:28:06,850
‫که خونوادم رو دوباره در کنار هم ببینم

486
00:28:08,192 --> 00:28:09,324
‫می‌خواستم از همتون تشکر کنم

487
00:28:09,324 --> 00:28:12,969
‫که عضوی از این شب استثنایی بودین

488
00:28:14,752 --> 00:28:15,823
‫نوش

489
00:28:16,244 --> 00:28:18,006
‫نوش

490
00:28:27,250 --> 00:28:28,552
‫نوش

491
00:28:48,321 --> 00:28:51,766
‫چیو می‌خواستی نشونم بدی؟

492
00:28:52,637 --> 00:28:54,009
‫یکی از علاقمندی‌هامو

493
00:28:54,790 --> 00:28:56,733
‫فوق‌العاده‌ست

494
00:28:56,853 --> 00:28:59,056
‫این یعنی نگهبان‌های موزه لوور

495
00:28:59,056 --> 00:28:59,887
‫از گل شاه‌پسند استفاده نمی‌کنن

496
00:29:01,980 --> 00:29:03,833
‫آره . خب ، تقصیر خودشونه

497
00:29:06,547 --> 00:29:07,929
‫این چطور؟

498
00:29:08,530 --> 00:29:09,922
‫اینو از کجا دزدیدی؟

499
00:29:09,922 --> 00:29:11,654
‫خب ، داستانش مفصله

500
00:29:12,015 --> 00:29:14,508
‫ولی مطمئن باش که قبلاً توی دستای یه شاهزاده

501
00:29:14,609 --> 00:29:16,441
‫به زیبایی خودت بوده

502
00:29:28,889 --> 00:29:30,431
‫یه لحظه صبر کن ، تو...

503
00:29:31,183 --> 00:29:32,384
‫تو خودت اینا رو کشیدی؟

504
00:29:32,384 --> 00:29:34,207
‫آره

505
00:29:34,918 --> 00:29:36,290
‫راستش یکی از علاقمندی‌های من

506
00:29:36,290 --> 00:29:37,662
‫اینه که جاهایی باشم که

507
00:29:37,662 --> 00:29:39,585
‫هیچ‌کس متوجهم نمیشه

508
00:29:41,217 --> 00:29:42,199
‫تو چی؟

509
00:29:42,209 --> 00:29:45,353
‫راستش من تا حالا هیچ جا نرفتم

510
00:29:45,473 --> 00:29:46,615
‫خودم می‌برمت

511
00:29:48,097 --> 00:29:49,149
‫هر جا که بخوای

512
00:29:49,149 --> 00:29:51,692
‫رم ، پاریس

513
00:29:52,644 --> 00:29:53,295
‫توکیو؟

514
00:29:56,910 --> 00:29:58,733
‫باید خیلی حال بده که فقط با یه بشکن

515
00:29:58,733 --> 00:30:00,295
‫بری هر جایی که دلت می‌خواد

516
00:30:02,168 --> 00:30:03,950
‫به‌خاطر همینه که دورگه جمع می‌کنی؟

517
00:30:04,241 --> 00:30:07,015
‫یه ارتش کوچیک از خادمان که تو رو
‫هر جایی که می‌خوای ببرن

518
00:30:07,125 --> 00:30:08,877
‫و هر چی که می‌خوای واست بیارن؟

519
00:30:09,628 --> 00:30:11,201
‫داری اشتباه قضاوت می‌کنی

520
00:30:11,201 --> 00:30:12,843
‫پس چرا به تایلر نیاز داری؟

521
00:30:13,314 --> 00:30:14,726
‫دست از کنترل کردنش بردار

522
00:30:15,126 --> 00:30:17,049
‫زندگیشو بهش پس بده

523
00:30:17,991 --> 00:30:19,032
‫میدونی...

524
00:30:20,654 --> 00:30:22,587
‫شب جالبی بود

525
00:30:23,689 --> 00:30:25,872
‫ولی فکر می‌کنم وقتش باشه که بری

526
00:30:25,892 --> 00:30:26,944
‫می‌فهمم

527
00:30:29,297 --> 00:30:30,459
‫پدرت تو رو دوست نداشت

528
00:30:30,459 --> 00:30:32,872
‫پس فکر می‌کنی که هیچ‌کس دیگه هم تو رو
‫دوست نخواهد داشت

529
00:30:32,992 --> 00:30:34,885
‫به‌خاطر همینه که به ذهن آدما نفوذ می‌کنی

530
00:30:34,935 --> 00:30:36,437
‫یا اونا رو به نوکری می‌گیری

531
00:30:36,437 --> 00:30:39,041
‫یا سعی می‌کنی اونا رو بخری

532
00:30:39,041 --> 00:30:41,525
‫ولی اینجوری به جایی نمیرسی

533
00:30:41,525 --> 00:30:42,937
‫تو با آدما ارتباط برقرار نمی‌کنی

534
00:30:42,937 --> 00:30:45,490
‫چون حتی سعی هم نمی‌کنی که اونا رو درک کنی

535
00:30:50,367 --> 00:30:51,499
‫اینجایی

536
00:30:51,629 --> 00:30:53,322
‫بیرون منتظرت بودم

537
00:30:53,692 --> 00:30:54,854
‫مت کجاست؟

538
00:30:55,425 --> 00:30:57,127
‫در مورد اون ، من...

539
00:30:57,698 --> 00:30:58,980
‫من نظرم عوض شد

540
00:30:59,000 --> 00:31:00,322
‫نمی‌خوام شب مادر رو خراب کنم

541
00:31:00,622 --> 00:31:02,365
‫نگو که از این پسره خوشت میاد

542
00:31:02,775 --> 00:31:05,249
‫اون چی‌کار کرده مگه؟
‫پنج ثانیه توجهش رو به تو داده؟

543
00:31:06,861 --> 00:31:08,624
‫انقدر قابل پیش‌بینی نباش ربکا

544
00:31:08,624 --> 00:31:10,607
‫نباید در موردش بی‌ادب باشی

545
00:31:11,168 --> 00:31:13,000
‫فقط اونو بیخیال شو . باشه؟

546
00:31:16,856 --> 00:31:18,228
‫هر چی تو بگی خواهر

547
00:31:20,131 --> 00:31:21,112
‫الینا

548
00:31:24,287 --> 00:31:25,408
‫چیزی که می‌خواستی رو گیر آوردی؟

549
00:31:26,119 --> 00:31:27,021
‫راستش آره

550
00:31:27,031 --> 00:31:28,222
‫خوبه . توی راه خونه واسم تعریف کن

551
00:31:28,222 --> 00:31:29,194
‫داریم میریم . زودباش

552
00:31:29,194 --> 00:31:31,387
‫نه دیمن ، ولم کن

553
00:31:32,448 --> 00:31:35,513
‫ببین ، ببخشید که مجبور شدم تو رو
‫از نقشه خارج کنم

554
00:31:35,513 --> 00:31:37,025
‫نباید نقشه‌ای در کار می‌بود

555
00:31:37,025 --> 00:31:38,087
‫تو نباید اینجا می‌بودی

556
00:31:38,087 --> 00:31:40,300
‫فکر کردی دوست دارم تو رو دور بزنم؟

557
00:31:40,570 --> 00:31:41,461
‫دوست ندارم

558
00:31:41,461 --> 00:31:43,134
‫ولی اگه از استفن کمک نمی‌خواستم

559
00:31:43,134 --> 00:31:44,266
‫اون‌وقت سعی می‌کردی قهرمان‌بازی دربیاری

560
00:31:44,266 --> 00:31:45,357
‫و همه چیز رو خراب می‌کردی

561
00:31:45,357 --> 00:31:47,130
‫ببخشید که سعی می‌کنم تو رو زنده نگه دارم

562
00:31:47,400 --> 00:31:49,233
‫واضحه که استفن دیگه تخمشم نیست

563
00:31:49,233 --> 00:31:51,266
‫حالا چون استفن رو قاطی ماجرا کردم
‫از دستم عصبانی هستی؟

564
00:31:51,266 --> 00:31:53,228
‫نه . از دستت عصبانیم چون دوستت دارم

565
00:31:54,721 --> 00:31:56,503
‫خب ، شاید مشکل همین باشه

566
00:32:03,403 --> 00:32:06,588
‫نه . این چیزی نیست که من...

567
00:32:06,588 --> 00:32:08,200
‫نه . فهمیدم الینا

568
00:32:09,782 --> 00:32:11,235
‫من زیادی اهمیت میدم

569
00:32:12,046 --> 00:32:13,568
‫کاسه داغ‌تر از آش شدم

570
00:32:16,883 --> 00:32:18,305
‫چقدر می‌تونه طعنه‌آمیز باشه؟

571
00:32:19,567 --> 00:32:21,059
‫شماها مت رو ندیدین؟

572
00:32:25,936 --> 00:32:27,168
‫مت

573
00:32:47,627 --> 00:32:48,769
‫عصر بخیر

574
00:32:48,769 --> 00:32:50,071
‫تو از دوستای ربکا هستی

575
00:32:50,642 --> 00:32:51,753
‫قبلاً باهم آشنا نشدیم

576
00:32:56,691 --> 00:32:57,922
‫مت داناوان

577
00:32:58,724 --> 00:33:00,015
‫کول مایکلسون

578
00:33:04,672 --> 00:33:06,395
‫یواش دست بده

579
00:33:06,645 --> 00:33:07,987
‫اون یارو فوتبال آمریکایی بازی می‌کنه

580
00:33:20,004 --> 00:33:21,126
‫دیمن

581
00:33:24,891 --> 00:33:26,123
‫دیوونه شدی؟

582
00:33:30,369 --> 00:33:31,531
‫شاید یه خورده

583
00:33:33,344 --> 00:33:35,627
‫اونقدر دیوونه هستم که بخوام دردسر درست کنم

584
00:33:47,965 --> 00:33:49,567
‫تایلر ، منم

585
00:33:50,398 --> 00:33:53,983
‫ببین ، به‌خاطر کاری که می‌کنی واقعاً ممنونم

586
00:33:54,805 --> 00:33:55,846
‫ولی...

587
00:33:57,278 --> 00:33:58,440
‫دلم برات تنگ شده

588
00:34:00,363 --> 00:34:03,377
‫واقعاً آرزو می‌کنم که کاش اینجا بودی

589
00:34:20,822 --> 00:34:22,164
‫جداً؟

590
00:34:23,276 --> 00:34:25,369
‫بیخیال شو دیگه

591
00:34:35,600 --> 00:34:40,000
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" ممنون از صداقتت "
‫" کلاوس "</font>

592
00:34:42,954 --> 00:34:46,309
‫خشونت ممنوع ، تنها چیزی بود که خواسته بودم

593
00:34:46,369 --> 00:34:49,033
‫ربکا و کول امشب خونواده‌مون رو روسیاه کردن

594
00:34:49,033 --> 00:34:50,625
‫دیگه تکرار نمیشه مادر

595
00:34:51,787 --> 00:34:53,069
‫خودم باهاشون حرف میزنم

596
00:35:00,229 --> 00:35:01,751
‫ممنون آلایژا

597
00:35:02,583 --> 00:35:04,375
‫کاش بقیه هم مثل تو بودن

598
00:35:25,356 --> 00:35:27,018
‫می‌تونیم آزادانه باهم حرف بزنیم؟

599
00:35:28,210 --> 00:35:28,931
‫بله

600
00:35:28,931 --> 00:35:30,363
‫عود هنوز داره می‌سوزه

601
00:35:41,148 --> 00:35:43,141
‫نظرت که عوض نشده؟

602
00:35:43,141 --> 00:35:44,383
‫معلومه که نه

603
00:35:45,034 --> 00:35:46,486
‫فقط آلایژا

604
00:35:48,709 --> 00:35:50,041
‫اون خیلی بااخلاقه

605
00:35:50,512 --> 00:35:52,345
‫تو داری کار دست رو می‌کنی مادر

606
00:35:52,345 --> 00:35:54,748
‫تو می‌فهمی این چه معنایی داره . درسته؟

607
00:35:56,110 --> 00:35:58,303
‫افسونی که امشب می‌خوام اجرا کنم

608
00:35:59,064 --> 00:36:01,598
‫همه شما رو به عنوان یک پیکر متصل می‌کنه

609
00:36:01,848 --> 00:36:03,020
‫متوجهم

610
00:36:05,013 --> 00:36:06,375
‫زمانی که موعدش برسه

611
00:36:07,016 --> 00:36:08,558
‫آماده مُردن میشم

612
00:36:09,550 --> 00:36:11,552
‫پس باید این اتصال رو کامل کنیم

613
00:37:05,801 --> 00:37:07,313
‫اتصال کامل شد

614
00:37:10,408 --> 00:37:11,589
‫شما یکی شدین

615
00:37:25,139 --> 00:37:26,401
‫پس...

616
00:37:28,224 --> 00:37:30,146
‫استر می‌خواد همه خونوادش رو بکشه

617
00:37:31,959 --> 00:37:33,671
‫لقب مادر نمونه سال برازنده‌شه

618
00:37:34,012 --> 00:37:34,953
‫آره

619
00:37:36,335 --> 00:37:37,757
‫و منم باید صاف توی چشمای آلایژا نگاه کنم

620
00:37:37,757 --> 00:37:39,400
‫- و در موردش بهش دروغ بگم
‫- خب ، خوبه

621
00:37:39,640 --> 00:37:41,763
‫نمی‌تونم بگم که از دیدن مُردن اونا
‫متأسف میشم

622
00:37:41,763 --> 00:37:43,876
‫من همین الان حکم مرگ اونا رو امضا کردم استفن

623
00:37:43,876 --> 00:37:47,091
‫نه . تو حکم مرگ کلاوس رو امضا کردی الینا

624
00:37:48,012 --> 00:37:50,145
‫بقیه‌شون خسارت‌های جانبی هستن

625
00:37:50,145 --> 00:37:51,597
‫به این سادگی نیست

626
00:37:53,170 --> 00:37:56,184
‫اون خونواده هیچی به جز
‫بدبختی برات نداشته الینا

627
00:37:57,947 --> 00:37:59,258
‫به همین سادگیه

628
00:38:05,277 --> 00:38:06,599
‫پس...

629
00:38:08,231 --> 00:38:09,453
‫دیمن کجاست؟

630
00:38:10,014 --> 00:38:12,738
‫فکر کردم می‌خواد مطمئن بشه که
‫سالم رسیدی خونه

631
00:38:12,828 --> 00:38:14,320
‫بهش زنگ میزنم و میگم

632
00:38:17,745 --> 00:38:19,528
‫بعد از کاری که با کول کرد حالش چطوره؟

633
00:38:20,189 --> 00:38:22,402
‫دیمن دوباره داره خودشو نابود می‌کنه

634
00:38:25,947 --> 00:38:27,760
‫حرفی رو زدم که نباید میزدم

635
00:38:29,522 --> 00:38:30,724
‫منم همینطور

636
00:38:35,701 --> 00:38:37,053
‫به‌هرحال...

637
00:38:40,248 --> 00:38:41,380
‫شب بخیر

638
00:38:48,069 --> 00:38:49,141
‫استفن

639
00:38:53,367 --> 00:38:55,931
‫تو واقعاً هیچی حس نکردی؟

640
00:38:57,333 --> 00:38:58,284
‫کِی؟

641
00:38:58,825 --> 00:39:00,067
‫چطوری این‌کار رو می‌کنی؟

642
00:39:01,759 --> 00:39:03,311
‫جوی رفتار می‌کنی که انگار برات مهم نیست

643
00:39:03,311 --> 00:39:05,925
‫جوری که انگار هیچی حس نمی‌کنی

644
00:39:06,836 --> 00:39:08,669
‫آخه من نمی‌تونم این‌کار رو بکنم . من...

645
00:39:10,382 --> 00:39:11,673
‫من حس می‌کنم

646
00:39:12,244 --> 00:39:13,787
‫همه چیز رو حس می‌کنم

647
00:39:13,787 --> 00:39:15,008
‫الینا ، بس کن

648
00:39:15,068 --> 00:39:16,941
‫نمی‌خوام بس کنم استفن

649
00:39:17,101 --> 00:39:19,475
‫چون باور نمی‌کنم که هیچ حسی نداشته باشی

650
00:39:19,475 --> 00:39:21,347
‫چیه؟ فکر کردی دوست دارم این آدم باشم؟

651
00:39:21,478 --> 00:39:23,180
‫من بهت صدمه زدم الینا

652
00:39:23,190 --> 00:39:24,292
‫تو رو خورد کردم

653
00:39:25,534 --> 00:39:27,236
‫به‌خاطر کاری که باهات کردم از خودم متنفرم

654
00:39:27,236 --> 00:39:28,308
‫پس نشونش بده

655
00:39:28,318 --> 00:39:29,479
‫یه کاری بکن

656
00:39:29,489 --> 00:39:30,821
‫استفن ، هر کاری بهتر از اینه که

657
00:39:30,821 --> 00:39:33,315
‫سعی کنی منو متقاعد کنی
‫که اهمیت نمیدی

658
00:39:34,807 --> 00:39:35,838
‫نمی‌تونم

659
00:39:40,175 --> 00:39:41,266
‫استفن

660
00:39:43,950 --> 00:39:45,532
‫اگه به خودم اجازه بدم که اهمیت بدم

661
00:39:47,285 --> 00:39:48,727
‫فقط عذاب می‌کشم

662
00:40:02,397 --> 00:40:03,378
‫سلام

663
00:40:04,921 --> 00:40:06,022
‫چی‌کار می‌کنی؟

664
00:40:06,934 --> 00:40:07,835
‫خب ، بذار ببینم

665
00:40:07,835 --> 00:40:10,909
‫رفته بودم مجلس رقص و دستم آسیب دید

666
00:40:11,370 --> 00:40:13,363
‫فهمیدم که بیمه خدمات درمانی ندارم

667
00:40:13,363 --> 00:40:16,557
‫به‌خاطر همین فقط خواستم یه دقیقه با خودم تنها باشم

668
00:40:17,138 --> 00:40:20,313
‫خب ، فکر کردم بتونم برات یه نوشیدنی
‫معذرت‌خواهی بخرم

669
00:40:21,234 --> 00:40:23,558
‫شاید فقط بتونی تنهام بذاری

670
00:40:23,828 --> 00:40:26,442
‫ببین ، به‌خاطر کول واقعاً معذرت می‌خوام

671
00:40:26,442 --> 00:40:27,904
‫اون روانیه

672
00:40:28,094 --> 00:40:31,359
‫ببین ربکا ، تو واقعاً بامزه‌ای

673
00:40:31,719 --> 00:40:33,212
‫و خوشگلی و چیزی کم نداری

674
00:40:34,253 --> 00:40:36,977
‫ولی واقعاً نیاز دارم که تنهام بذاری

675
00:40:41,373 --> 00:40:42,295
‫دماغ سوخته

676
00:40:42,295 --> 00:40:45,209
‫کاپیتان تیم فوتبال تو رو پس زد

677
00:40:46,841 --> 00:40:48,764
‫به دوره نوجوانی خوش اومدی

678
00:40:48,774 --> 00:40:50,356
‫خفه‌شو دیمن

679
00:40:51,228 --> 00:40:52,740
‫میدونستم که باید می‌کشتمش

680
00:40:53,160 --> 00:40:54,542
‫مادر بهم اجازه نمیداد

681
00:40:56,315 --> 00:40:57,306
‫خب...

682
00:40:59,429 --> 00:41:01,312
‫هیچ‌وقت به بقیه اجازه نده که بهت بگن
‫باید چی‌کار بکنی

683
00:41:12,829 --> 00:41:13,981
‫در ضمن...

684
00:41:15,383 --> 00:41:17,085
‫هر لحظه ممکن بود اونو خورد و خاک شیر کنی

685
00:41:17,085 --> 00:41:18,998
‫داری میگی که نمی‌تونم نرم و مهربون باشم؟

686
00:41:19,398 --> 00:41:20,360
‫نه

687
00:41:21,041 --> 00:41:23,594
‫فقط میگم که باید یه آدم
‫بادوام‌تر رو پیدا کنی

688
00:41:23,594 --> 00:41:24,626
‫همین

689
00:41:27,430 --> 00:41:28,862
‫و اون یه نفر کی می‌تونه باشه؟

690
00:41:54,600 --> 00:41:55,600
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

691
00:41:56,600 --> 00:41:57,600
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

