1
00:00:02,113 --> 00:00:03,614
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,630 --> 00:00:06,035
‫تنها چیزی که از میلت به خون قوی‌تره

3
00:00:06,075 --> 00:00:07,676
‫عشقت به این دختره

4
00:00:07,700 --> 00:00:09,746
‫انسانیتت داره تو رو می‌کشه

5
00:00:09,769 --> 00:00:11,939
‫خاموشش کن

6
00:00:11,959 --> 00:00:13,593
‫نه

7
00:00:13,849 --> 00:00:15,249
‫خاموشش کـــن

8
00:00:15,301 --> 00:00:17,085
‫- چی‌کار کردی؟
‫- درستش کردم

9
00:00:17,153 --> 00:00:18,503
‫به‌خاطرش بجنگ
‫یه حسی پیدا کن

10
00:00:18,571 --> 00:00:19,771
‫هر حسی استفن

11
00:00:19,855 --> 00:00:21,723
‫چون اگه نکنی
‫برای همیشه منو از دست میدی

12
00:00:21,774 --> 00:00:23,266
‫اون گردبند یه طلسم

13
00:00:23,297 --> 00:00:24,759
‫از خود اون جادوگر اصیله

14
00:00:24,810 --> 00:00:27,666
‫اون جادوگر قدیمی می‌تونه به‌خاطر طلسمش
‫از اینطرف قدرت بگیره

15
00:00:27,698 --> 00:00:29,030
‫بانی باید نابودش کنه

16
00:00:31,701 --> 00:00:32,701
‫اونا دارن دنبال مایکل می‌گردن

17
00:00:32,768 --> 00:00:34,736
‫خون‌آشامی که خون‌آشام‌های دیگه رو شکار می‌کنه

18
00:00:34,787 --> 00:00:36,788
‫شما نمی‌خواین بیدارش کنین
‫اون همتونو می‌کشه

19
00:00:36,872 --> 00:00:38,790
‫فکر کردم شاید بدونی
‫چطوره میشه کلاوس رو کشت

20
00:00:38,874 --> 00:00:41,292
‫من می‌تونم کلاوس رو بکشم و می‌کشمش

21
00:00:41,377 --> 00:00:43,244
‫یه افسانه قدیمی توی خونواده لاک‌وود
‫در موردش هست که میگه

22
00:00:43,295 --> 00:00:45,080
‫یه سلاحی هست که میشه باهاش
‫یه خون‌آشام اصیل رو کشت

23
00:00:45,131 --> 00:00:47,716
‫مثل بقیه رازهاشون
‫اونو هم دفن کرده بودن

24
00:00:47,783 --> 00:00:49,117
‫- یه چیزی پیدا کردم
‫- چیه؟

25
00:00:49,168 --> 00:00:50,769
‫نمیدونم

26
00:00:58,761 --> 00:01:00,628
‫پس خود لاک‌وودها
‫جداً نمیدونن که

27
00:01:00,679 --> 00:01:02,814
‫این تونل‌ها زیر ملکشون قرار داره؟

28
00:01:02,898 --> 00:01:05,266
‫آره . مواظب باش که
‫اون نور به کدوم طرف می‌گیری

29
00:01:05,317 --> 00:01:06,985
‫خفاش‌ها از نور متنفرن

30
00:01:08,654 --> 00:01:09,571
‫صبر کن ، چی؟

31
00:01:09,638 --> 00:01:11,106
‫الینا

32
00:01:13,308 --> 00:01:14,776
‫خدایا ، دیمن

33
00:01:14,827 --> 00:01:15,777
‫گربه ترسو

34
00:01:15,828 --> 00:01:16,694
‫فقط اونو نادیده بگیر

35
00:01:16,779 --> 00:01:17,996
‫این همون کاریه که منم می‌کنم

36
00:01:19,448 --> 00:01:20,782
‫پس جداً نمی‌تونی بیای تو؟

37
00:01:21,658 --> 00:01:22,500
‫نه

38
00:01:22,585 --> 00:01:24,169
‫به نظر میاد حتی اجداد لاک‌وودها هم

39
00:01:24,253 --> 00:01:25,453
‫ضد خون‌آشام‌ها بودن

40
00:01:27,506 --> 00:01:29,290
‫منظورت از اجداد چیه؟

41
00:01:29,341 --> 00:01:31,042
‫خودت ببین

42
00:01:32,344 --> 00:01:34,327
‫تا اینجا می‌تونم برم

43
00:01:45,841 --> 00:01:47,692
‫اینا چیه؟

44
00:01:47,777 --> 00:01:49,227
‫خب ، تا جایی که می‌تونم بگم یه داستانه

45
00:01:49,311 --> 00:01:51,563
‫با اطلاعات ساده باستان‌شناسی که دارم

46
00:01:51,647 --> 00:01:54,015
‫این یه داستان خیلی خیلی قدیمیه

47
00:01:55,184 --> 00:01:57,786
‫اونی که اونجاس
‫یه چرخه ماهه

48
00:01:58,687 --> 00:02:01,239
‫یه انسان ، یه گرگ

49
00:02:01,323 --> 00:02:02,373
‫یه گرگینه

50
00:02:02,458 --> 00:02:04,409
‫آره . این خاطرات لاک‌وودـه

51
00:02:04,856 --> 00:02:05,722
‫سبک تصویری

52
00:02:05,774 --> 00:02:06,774
‫نمی‌فهمم

53
00:02:06,858 --> 00:02:09,076
‫فکر می‌کردم لاک‌وودها در دهه ۱۸۶۰

54
00:02:09,161 --> 00:02:11,829
‫با خانواده‌های مؤسسان اومدن اینجا

55
00:02:11,896 --> 00:02:13,747
‫شاید لاک‌وودها اینطور بوده باشن

56
00:02:13,832 --> 00:02:16,083
‫ولی بر طبق این دیوار

57
00:02:16,168 --> 00:02:19,069
‫این گرگینه‌ها خیلی قبل‌تر از
‫اون دوره اینجا بودن

58
00:02:19,120 --> 00:02:20,838
‫چقدر قبل‌تر؟

59
00:02:20,905 --> 00:02:21,956
‫خیلی

60
00:02:22,023 --> 00:02:23,340
‫بهترم میشه
‫نشونش بده ریک

61
00:02:25,510 --> 00:02:27,962
‫اسامی...اونا بومی نبودن

62
00:02:28,046 --> 00:02:31,015
‫به زبون رمزی نوشته شده
‫خط وایکینگ‌ها

63
00:02:31,082 --> 00:02:32,850
‫وایکینگ‌ها؟

64
00:02:32,917 --> 00:02:34,084
‫این اسمی که اینجاست

65
00:02:34,135 --> 00:02:36,686
‫بعد از ترجمه خونده میشه...

66
00:02:37,589 --> 00:02:38,739
‫نیکلاوس

67
00:02:40,091 --> 00:02:41,258
‫کلاوس

68
00:02:43,313 --> 00:02:45,262
‫و آلایژا

69
00:02:46,097 --> 00:02:48,732
‫و ربکا

70
00:02:56,208 --> 00:02:59,126
‫ربکا ، بذار من بنویسم

71
00:02:59,211 --> 00:03:00,777
‫ساکت باش نیکلاوس

72
00:03:00,829 --> 00:03:01,829
‫باید تمرکز کامل داشته باشم

73
00:03:01,913 --> 00:03:03,547
‫اگه نمی‌خوام یکی از انگشت‌هام قطع بشه

74
00:03:03,615 --> 00:03:05,916
‫پدر از این خوشش نمیاد
‫که یه چاقوی تیز رو دست گرفته باشی

75
00:03:07,094 --> 00:03:08,803
‫اگه دلم بخواد یه چاقو داشته باشم

76
00:03:08,832 --> 00:03:10,249
‫باید یه چاقو داشته باشم

77
00:03:10,972 --> 00:03:12,089
‫نیازی نیست که پدر بفهمه

78
00:03:12,140 --> 00:03:14,091
‫اون می‌فهمه
‫همیشه می‌فهمه

79
00:03:14,142 --> 00:03:17,728
‫به‌خاطر اینه که
‫همیشه تو بهش میگی

80
00:03:17,795 --> 00:03:19,096
‫نمی‌تونم کاریش کنم

81
00:03:19,147 --> 00:03:21,098
‫اون منو می‌ترسونه

82
00:03:22,517 --> 00:03:23,800
‫اون هممونو می‌ترسونه

83
00:03:23,852 --> 00:03:25,603
‫به‌خاطر اینه که همیشه

84
00:03:25,654 --> 00:03:27,988
‫باهم هستیم . همیشه و همیشه

85
00:03:29,881 --> 00:03:31,575
‫درست میگم خائن؟

86
00:03:32,611 --> 00:03:34,411
‫درسته

87
00:03:34,479 --> 00:03:35,479
‫بگیر . تو تمومش کن

88
00:03:35,530 --> 00:03:36,677
‫من باید در پخت غذا
‫به مادر کمک کنم

89
00:03:36,711 --> 00:03:38,921
‫بله . برو ترتیب شام رو بده

90
00:03:39,034 --> 00:03:42,336
‫چاقو رو به مردا بسپار خواهر کوچولو

91
00:03:44,039 --> 00:03:45,322
‫بکا

92
00:03:45,373 --> 00:03:47,124
‫فقط یه ذره خونه دیگه

93
00:03:47,831 --> 00:03:49,993
‫مرد باش

94
00:03:57,185 --> 00:03:59,720
‫اینا اسم‌های خونواده اصیل‌هاست؟

95
00:03:59,804 --> 00:04:01,272
‫توی غاری حک شده که

96
00:04:01,338 --> 00:04:04,674
‫خیلی قبل‌تر از تأسیس شدن میستیک‌فالز

97
00:04:04,726 --> 00:04:07,361
‫یا حتی کل دنیای جدید
‫وجود داشته

98
00:04:07,445 --> 00:04:10,013
‫باشه . این باید یکی دیگه
‫از حقه‌های کلاوس باشه

99
00:04:10,065 --> 00:04:11,515
‫منم همینو گفتم

100
00:04:11,566 --> 00:04:12,849
‫ممکنه حرف تو درست باشه

101
00:04:12,862 --> 00:04:16,282
‫ولی آخرین اسمی که اینجا نوشته شده
‫باعث میشه که من برعکس تو فکر کنم

102
00:04:18,039 --> 00:04:19,657
‫چه اسمیه؟

103
00:04:20,875 --> 00:04:22,042
‫مایکل

104
00:04:22,877 --> 00:04:23,827
‫مایکل

105
00:04:23,878 --> 00:04:26,547
‫مایکل یعنی همون شکارچی خون‌آشامی که

106
00:04:26,631 --> 00:04:28,082
‫میدونه چطوری باید کلاوس رو بکشه؟

107
00:04:28,166 --> 00:04:29,405
‫آره

108
00:04:30,735 --> 00:04:33,589
‫از این به بعد
‫بابا اصیل" صداش می‌کنم"

109
00:04:35,200 --> 00:04:36,200
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

110
00:04:37,200 --> 00:04:44,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diشries"
‫فصل ۳
‫قسمت ۸ : مردم عادی</font>

111
00:04:45,800 --> 00:04:46,800
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

112
00:04:56,194 --> 00:04:58,829
‫این تصاویر یه داستانی رو میگه

113
00:04:58,848 --> 00:05:01,517
‫که برای یاد گرفتن اون داستان
‫باید این تصاویر رو رمزگشایی کنی

114
00:05:02,363 --> 00:05:03,233
‫حواس پرت

115
00:05:03,284 --> 00:05:04,735
‫خفه‌شو . من تازه کارم

116
00:05:04,786 --> 00:05:07,070
‫روح کریسمس پارسال مِیسون لاک‌وود

117
00:05:07,122 --> 00:05:09,673
‫می‌گفت اون غار می‌تونه ما رو
‫به سلاحی برسونه که باهاش میشه کلاوس رو کشت

118
00:05:09,741 --> 00:05:11,905
‫آره ولی مایکل خودش سلاحی نداره؟

119
00:05:12,377 --> 00:05:15,012
‫چرا که احتمالاً این یعنی که
‫دیوار ما رو به مایکل میرسونه

120
00:05:15,079 --> 00:05:18,015
‫که خودمون قبلاً یه بار
‫پیداش کردیم و گمش کردیم

121
00:05:19,365 --> 00:05:21,333
‫بنگ...تو مُردی

122
00:05:21,490 --> 00:05:23,441
‫حداقل این تصاویر

123
00:05:23,456 --> 00:05:25,323
‫ممکنه به ما بگن
‫که اون سلاح چیه

124
00:05:25,640 --> 00:05:28,726
‫پس تنها کاری که باید بکنیم
‫اینه که معنای اونا رو بفهمیم

125
00:05:28,777 --> 00:05:30,978
‫خب ، باشه . قبول

126
00:05:31,062 --> 00:05:32,433
‫منم دارم به طرز آزاردهنده‌ای

127
00:05:32,460 --> 00:05:34,339
‫مثل شما ۲تا خوشبین میشم

128
00:05:34,932 --> 00:05:37,735
‫حالا چطوری باید این‌کار رو بکنیم؟

129
00:05:37,786 --> 00:05:41,538
‫خب ، اگه این داستان در مورد
‫خونواده اصیلی باشه که اینجا زندگی می‌کنه

130
00:05:41,606 --> 00:05:43,940
‫باید مستقیم بریم سراغ منبع

131
00:05:56,137 --> 00:05:57,504
‫تو

132
00:05:57,589 --> 00:05:58,505
‫خوشگل خانم

133
00:05:58,590 --> 00:05:59,988
‫امیدوار بودم که بتونیم باهم صحبت کنیم

134
00:06:00,027 --> 00:06:01,804
‫در مورد چی؟ استفن؟

135
00:06:02,202 --> 00:06:04,928
‫نگران نباش . دیگه بیخیالشم
‫تا وقتی که با من بهتر رفتار کنه

136
00:06:04,979 --> 00:06:07,474
‫در اصل تو هم باید یه‌کم از من یاد بگیری

137
00:06:07,508 --> 00:06:08,522
‫دارم صادقانه میگم

138
00:06:08,559 --> 00:06:10,793
‫راستش ترجیح میدم در مورد این صحبت کنم

139
00:06:12,187 --> 00:06:13,470
‫کنجکاو شدم که بدونم
‫چرا تو و کلاوس

140
00:06:13,521 --> 00:06:16,306
‫هزار ساله که دارین
‫از پدرتون فرار می‌کنین

141
00:06:19,143 --> 00:06:20,828
‫باید برگردم پیش دخترا

142
00:06:20,912 --> 00:06:22,863
‫اولین مسابقه فوتبال فصل
‫چند روز دیگه‌ست

143
00:06:22,947 --> 00:06:25,315
‫خب ، شایدم وقتی مایکل
‫رو بیدار کردیم از خودش بپرسم

144
00:06:30,088 --> 00:06:32,005
‫داری بلوف می‌کنی

145
00:06:32,090 --> 00:06:34,159
‫نمیدونی اون کجاست
‫هیچ‌کس نمیدونه

146
00:06:34,200 --> 00:06:36,748
‫پس کیه که توی اون قبرستون قدیمی
‫توی "شارلوت" داره می‌پوسه؟

147
00:06:38,346 --> 00:06:41,098
‫اگه مایکل رو بیدار کنی
‫هممون به فنا میریم

148
00:06:41,165 --> 00:06:43,517
‫- پس خودت بهم بگو
‫- واسه چی می‌خوای بدونی؟

149
00:06:43,554 --> 00:06:45,489
‫چرا نمی‌خوای من بیدارش کنم؟

150
00:06:48,172 --> 00:06:50,274
‫باید برگردم پیش دخترا

151
00:06:59,183 --> 00:07:00,818
‫"زودباش "هنریک

152
00:07:00,869 --> 00:07:02,703
‫برادرامون دوباره دارن می‌جنگن

153
00:07:07,792 --> 00:07:10,043
‫ببین ، خواهر اومده تا

154
00:07:10,128 --> 00:07:12,045
‫پیروی تند و سریع منو شاهد باشه

155
00:07:12,130 --> 00:07:14,698
‫کاملاً برعکس آلایژا

156
00:07:22,640 --> 00:07:24,708
‫اومده که بهت بخنده

157
00:07:27,643 --> 00:07:29,930
‫آروم باش مایکل

158
00:07:30,014 --> 00:07:33,066
‫نیکلاوس قصد خیری داره

159
00:07:33,151 --> 00:07:35,886
‫مشکل منم دقیقاً همینه

160
00:07:44,112 --> 00:07:46,062
‫پس...

161
00:07:49,450 --> 00:07:53,337
‫چرا اون حقه رو به من
‫یاد نمیدی مبارز جوان؟

162
00:07:54,906 --> 00:07:56,790
‫پدر ، فقط داشتم خوش می‌گذروندیم

163
00:07:56,875 --> 00:07:58,625
‫ما برای بقا می‌جنگیم

164
00:07:58,710 --> 00:08:00,627
‫اون‌وقت تو واسه خوشگذرونی می‌جنگی؟

165
00:08:00,712 --> 00:08:04,047
‫منم می‌خوام خوش بگذرونم
‫یادم بده . زودباش

166
00:08:04,098 --> 00:08:05,516
‫پدر ، چیز خاصی نبود

167
00:08:12,909 --> 00:08:17,761
‫تو یه آدم نادان و بی‌فکری پسرم

168
00:08:18,455 --> 00:08:19,813
‫چی شد؟

169
00:08:19,898 --> 00:08:21,260
‫دیگه خنده‌دار نیست؟

170
00:08:21,310 --> 00:08:23,305
‫منظورتو رسوندی مایکل

171
00:08:27,739 --> 00:08:31,819
‫بعضی روزا فقط معجزه میشه
‫که بازم زنده می‌مونی

172
00:08:33,378 --> 00:08:34,545
‫پسر

173
00:09:17,154 --> 00:09:18,989
‫اون بهم میگه

174
00:09:19,040 --> 00:09:21,675
‫اون ازش ترسیده دیمن
‫قیافه‌شو دیدم

175
00:09:21,759 --> 00:09:24,544
‫فقط اول باید یه‌کم از
‫قدرت بدجنسی دخترونش بجنگم

176
00:09:24,629 --> 00:09:27,265
‫مواظب باش جنگیدن با قدرت
‫دخترونش تا آخر عمر تو رو روی یه ویلچیر نندازه

177
00:09:27,610 --> 00:09:29,421
‫حواسم هست دیمن

178
00:09:29,578 --> 00:09:31,268
‫اگه بتونیم یه راهی واسه کشتن کلاوس پیدا کنیم

179
00:09:31,335 --> 00:09:33,303
‫استفن از این اجبار ذهنی آزاد میشه

180
00:09:34,889 --> 00:09:36,723
‫وضعش چجوریه؟

181
00:09:41,741 --> 00:09:43,614
‫شل و ول و اخمو

182
00:09:44,283 --> 00:09:46,084
‫باید این دوره رو بگذرونه

183
00:09:46,287 --> 00:09:47,537
‫بعداً بهم زنگ بزن

184
00:09:51,739 --> 00:09:52,856
‫ربکا میاد سراغمون

185
00:09:52,907 --> 00:09:54,091
‫مطمئنی؟

186
00:09:54,809 --> 00:09:56,860
‫منظورم اینه که مطمئناً
‫یه خون‌آشام هزار ساله

187
00:09:55,300 --> 00:09:57,300
‫<font color="#ffff۸۰">" بیا باهم یه گپی بزنیم "
‫" ربکا "</font>

188
00:09:56,911 --> 00:09:58,161
‫هنر صبر کردن رو یاد گرفته

189
00:09:58,212 --> 00:09:59,496
‫اون یه خون‌آشام هزار ساله‌ست

190
00:09:59,547 --> 00:10:01,798
‫که به گروه تشویق کننده‌ها ملحق شده

191
00:10:01,866 --> 00:10:04,801
‫قوانین این بازی
‫کاملاً فرق می‌کنه ریک

192
00:10:04,869 --> 00:10:05,869
‫خودم حواسم هست

193
00:10:12,196 --> 00:10:14,030
‫میدونی ، اگه شما ۲تا

194
00:10:14,084 --> 00:10:17,230
‫قراره تا ده سال آینده
‫منو اینجا زندانی نگه دارین

195
00:10:17,315 --> 00:10:19,483
‫فکر کنم بتونیم این
‫ملاقات‌های روتین رو بیخیال بشیم

196
00:10:19,550 --> 00:10:21,885
‫میدونی که من خیلی طرفدار

197
00:10:21,936 --> 00:10:23,870
‫این نقشه‌های بازپروری لکسی نیستم

198
00:10:23,938 --> 00:10:25,822
‫ولی الینا فکر می‌کنه که اینجا

199
00:10:25,890 --> 00:10:28,527
‫ضعیفت می‌کنه . خوردت می‌کنه

200
00:10:28,558 --> 00:10:29,983
‫و دوباره باعث میشه که احساس پیدا کنی

201
00:10:30,014 --> 00:10:31,695
‫باید به حرف الینا گوش کنیم . درسته؟

202
00:10:32,214 --> 00:10:35,583
‫منظورم اینه که نقشه‌هاش
‫همیشه خیلی خوب عملی میشن . نه؟

203
00:10:38,402 --> 00:10:39,336
‫واسه چی اومدی اینجا؟

204
00:10:39,403 --> 00:10:40,253
‫چی داری میگی؟

205
00:10:40,338 --> 00:10:41,672
‫توی مرکز بازپروری خون‌آشام‌ها
‫امروز روز ملاقات خونوادگیه

206
00:10:41,739 --> 00:10:44,027
‫اومدم یه سر به داداش کوچیکم بزن

207
00:10:44,062 --> 00:10:45,025
‫برو گمشو

208
00:10:45,054 --> 00:10:47,732
‫نه . فکر کنم بتونیم باهم کنار بیایم

209
00:10:47,845 --> 00:10:50,013
‫داداش کوچیکه زندانی شده

210
00:10:51,382 --> 00:10:53,416
‫حالت چطوره استفن؟ هان؟

211
00:10:54,581 --> 00:10:58,755
‫میدونی ، شاید کلاوس بخواد
‫الینا رو زنده نگه داره

212
00:10:58,806 --> 00:11:03,860
‫ولی معنیش این نیست
‫که جای اون پیش ربکا امنه

213
00:11:03,928 --> 00:11:06,697
‫دروغگو دشمن خداست داداشی

214
00:11:06,764 --> 00:11:08,648
‫کلاوس مجبورت کرده
‫که از الینا محافظت کنی

215
00:11:08,733 --> 00:11:11,535
‫و اگه حتی واسه یه لحظه
‫فکر می‌کردی که اون در خطره

216
00:11:11,602 --> 00:11:13,537
‫خیلی بیشتر از اینا تلاش می‌کردی

217
00:11:13,557 --> 00:11:14,491
‫- مچمو گرفتی
‫- آره

218
00:11:14,605 --> 00:11:17,273
‫مچمو گرفتی
‫خیلی پیشرفت کردی

219
00:11:17,325 --> 00:11:18,875
‫تبریک میگم

220
00:11:18,943 --> 00:11:20,460
‫دیگه می‌تونی بری

221
00:11:25,183 --> 00:11:26,967
‫واقعاً دیگه تسلیم شدی

222
00:11:28,803 --> 00:11:32,756
‫راستش این چهره خندان منه

223
00:11:45,303 --> 00:11:47,237
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

224
00:11:47,304 --> 00:11:49,439
‫کون لق این نقشه لکسی

225
00:11:50,691 --> 00:11:53,076
‫فکر کنم جفتمون بتونیم
‫یه مشروبی بزنیم تو رگ

226
00:12:01,536 --> 00:12:03,086
‫سلام ، چه خبر؟

227
00:12:03,955 --> 00:12:06,840
‫دعوتم کردی که باهم حرف بزنیم

228
00:12:06,924 --> 00:12:07,841
‫بسیارخب دخترا

229
00:12:07,925 --> 00:12:09,793
‫بیاین ببینم

230
00:12:12,163 --> 00:12:14,097
‫باشه . حالا بچرخین لطفاً

231
00:12:17,635 --> 00:12:20,437
‫واسه خودت یه نمایشگاه مُد راه انداختی؟

232
00:12:20,504 --> 00:12:22,355
‫یه لباس واسه مهمونی بعد از فوتبال لازم دارم

233
00:12:22,440 --> 00:12:24,307
‫نظرت چیه؟
‫یکیشو انتخاب کن

234
00:12:25,074 --> 00:12:26,810
‫نیومدم اینجا تا توی خرید کردن کمکت کنم

235
00:12:27,352 --> 00:12:28,636
‫اومدم در مورد این حرف بزنم

236
00:12:28,655 --> 00:12:31,023
‫که چرا نمی‌خوای من
‫مایکل رو بیدار کنم

237
00:12:34,402 --> 00:12:36,570
‫گفتم یکیشو انتخاب کن الینا

238
00:12:38,102 --> 00:12:39,319
‫اون قرمزه

239
00:12:40,191 --> 00:12:43,960
‫سخت که نبود . بود؟

240
00:12:45,246 --> 00:12:46,863
‫برین گمشین

241
00:12:46,914 --> 00:12:48,531
‫هیچی یادتون نمی‌مونه

242
00:12:59,217 --> 00:13:00,894
‫منو تهدید نمی‌کنی

243
00:13:00,978 --> 00:13:04,514
‫چیزی رو می‌فهمی که من بهت اجازه میدم بفهمی
‫شیرفهم شد؟

244
00:13:18,959 --> 00:13:20,483
‫- سلام
‫- بانی ، بیا تو

245
00:13:20,604 --> 00:13:21,537
‫پیغامتو گرفتم

246
00:13:21,987 --> 00:13:23,162
‫آره . عالیه

247
00:13:23,334 --> 00:13:25,202
‫ببخشید که اینجا انقدر به هم ریخته‌ست

248
00:13:25,253 --> 00:13:26,943
‫غرق کار شدم

249
00:13:27,498 --> 00:13:29,573
‫واست گردنبندی رو آوردم
‫که نابود نمیشه

250
00:13:29,624 --> 00:13:31,625
‫عالیه

251
00:13:35,730 --> 00:13:37,214
‫حالت خوبه؟

252
00:13:38,433 --> 00:13:39,716
‫قبلاً بهتر بودم

253
00:13:39,767 --> 00:13:43,420
‫گوش کن ، جرمی یه احمقه

254
00:13:43,488 --> 00:13:45,222
‫و من اینو با اطمینان میدونم

255
00:13:45,273 --> 00:13:47,057
‫چون خودم قبلاً عین جرمی بودم

256
00:13:47,618 --> 00:13:50,927
‫به من اعتماد کن
‫یهویی سر عقل میایم

257
00:13:55,340 --> 00:13:57,701
‫خب ، من تمام روز به
‫این عکس خیره شده بودم

258
00:13:57,720 --> 00:13:59,986
‫داشتم به این فکر می‌کردم
‫که چرا انقدر به نظرم آشناس

259
00:14:01,615 --> 00:14:02,815
‫و درست هم فکر می‌کردم

260
00:14:02,861 --> 00:14:04,041
‫طراحیشون یکیه

261
00:14:04,429 --> 00:14:06,140
‫پس مادربزرگت گفت که این گردنبند

262
00:14:06,165 --> 00:14:09,451
‫متعلق به جادوگری بوده که نفرین
‫دورگه‌ای رو روی کلاوس گذاشته . درسته؟

263
00:14:09,747 --> 00:14:12,282
‫این نماد در تمام دیوار
‫مرتباً تکرار شده

264
00:14:12,333 --> 00:14:15,169
‫و خیلی سعی کردم که
‫بفهمم معنیش چی میشه

265
00:14:15,929 --> 00:14:17,129
‫حالا میدونم

266
00:14:20,500 --> 00:14:22,800
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" جادوگر "</font>

267
00:14:25,756 --> 00:14:28,174
‫چه حالی میده

268
00:14:29,400 --> 00:14:31,401
‫ما نباید اینجا باشیم

269
00:14:31,469 --> 00:14:32,853
‫معلومه که باید باشیم

270
00:14:32,937 --> 00:14:35,405
‫بیخیال ، تظاهر نکن که انگار
‫هیچ‌وقت نمیواست یواشکی بیای اینجا

271
00:14:35,833 --> 00:14:37,200
‫زیرشلواری‌های کوتاه

272
00:14:37,276 --> 00:14:39,610
‫این یکی از تغییراتیه که
‫از قرن بیستم به بعد حاصل شده

273
00:14:40,445 --> 00:14:42,045
‫می‌خوای تمام شب
‫وسایلشو زیر و رو کنی

274
00:14:42,113 --> 00:14:43,864
‫یا می‌خوای بالاخره داستانتو واسم بگی؟

275
00:14:43,940 --> 00:14:45,923
‫اصلاً نمیشه با تو خوش گذروند

276
00:14:47,409 --> 00:14:49,369
‫چی می‌خوای بدونی؟

277
00:14:49,454 --> 00:14:52,422
‫خب ، آلایژا می‌گفت که پدرتون
‫یکی از املاک‌دارهای اروپا بوده

278
00:14:52,490 --> 00:14:54,404
‫چجوری سر از اینجا درآوردین؟

279
00:14:55,126 --> 00:14:57,678
‫پدر و مادر من تازه
‫یه خونواده تشکیل داده بودن

280
00:14:57,762 --> 00:14:59,680
‫وقتی که یه بیماری
‫سرزمین مادریشونو از بین برد

281
00:14:59,764 --> 00:15:01,265
‫یکی از بچه‌هاشونو هم از دست دادن

282
00:15:01,332 --> 00:15:02,705
‫می‌خواستن فرار کنن

283
00:15:02,752 --> 00:15:05,541
‫و از خونواده آینده‌شون
‫در مقابل تقدیر مشابه محافظت کنن

284
00:15:05,626 --> 00:15:07,020
‫خب ، چجوری سر از اینجا درآوردین؟

285
00:15:07,105 --> 00:15:08,188
‫این قسمت از دنیا

286
00:15:08,273 --> 00:15:09,616
‫حتی هنوز کشف هم نشده بود

287
00:15:09,882 --> 00:15:12,276
‫نه به وسیله کسایی
‫که توی کتاب‌های تاریختون نوشته شده

288
00:15:12,343 --> 00:15:14,361
‫ولی مادر من
‫جادوگر "آیانا" رو می‌شناخت

289
00:15:14,445 --> 00:15:17,197
‫که از ارواح یه سرزمین مرموز شنیده بود

290
00:15:17,282 --> 00:15:18,682
‫جایی هست که همه سلامت هستن

291
00:15:19,784 --> 00:15:23,320
‫و از نعمات سرعت و قدرت بهره‌مند هستن

292
00:15:23,371 --> 00:15:25,239
‫این خونواده منو به اینجا هدایت کرد

293
00:15:25,323 --> 00:15:27,190
‫جایی که مجبور شدیم
‫بین اون آدما زندگی کنیم

294
00:15:28,844 --> 00:15:29,708
‫گرگینه‌ها؟

295
00:15:29,734 --> 00:15:31,652
‫به چشم ما اونا فقط
‫همسایه‌هامون بودن

296
00:15:32,322 --> 00:15:34,871
‫خونواده من بیشتر از ۲۰ سال
‫در کمال صلح کنار اونا زندگی کرد

297
00:15:34,926 --> 00:15:38,629
‫توی همون دوره‌ای که خونواده من
‫داشت صاحب فرزندان بیشتری می‌شد

298
00:15:39,220 --> 00:15:40,387
‫از جمله خود من

299
00:15:40,471 --> 00:15:42,639
‫جوری میگی انگار خیلی معمولیه

300
00:15:43,474 --> 00:15:45,058
‫بود

301
00:15:48,896 --> 00:15:52,649
‫ماهی یک‌بار خونواده من به غاری میرفتن
‫که زیر دهکده‌مون قرار داشت

302
00:15:52,717 --> 00:15:55,185
‫گرگ‌ها شب میومدن بیرون

303
00:15:55,236 --> 00:15:57,104
‫و تا صبح ما برمیگشتیم خونه

304
00:16:01,351 --> 00:16:03,186
‫آیانا" ، منو سوزوندی"

305
00:16:03,394 --> 00:16:05,292
‫این مال تو نیست که بخوای بهش دست بزنی

306
00:16:05,331 --> 00:16:06,749
‫مادر

307
00:16:07,365 --> 00:16:08,676
‫صدای کلاوس ـه؟

308
00:16:08,728 --> 00:16:10,262
‫یه اتفاقی افتاده

309
00:16:12,170 --> 00:16:14,588
‫- "هنریک"
‫- مادر

310
00:16:14,678 --> 00:16:17,680
‫در یک ماه کامل کلاوس
‫"و کوچکترین برادرم "هنریک

311
00:16:17,693 --> 00:16:20,411
‫یواشکی رفتن بیرون تا تبدیل شدن
‫انسان‌ها به هیولاها رو تماشا کنن

312
00:16:20,588 --> 00:16:21,754
‫این‌کار ممنوع بود

313
00:16:23,298 --> 00:16:24,247
‫هنریک تاوانشو داد

314
00:16:24,299 --> 00:16:25,849
‫هنریک ، نه

315
00:16:25,916 --> 00:16:27,601
‫نه . چه اتفاقی افتاد؟

316
00:16:27,685 --> 00:16:29,219
‫گرگ‌ها

317
00:16:29,796 --> 00:16:30,887
‫متأسفم

318
00:16:30,938 --> 00:16:32,193
‫خیلی متأسفم

319
00:16:32,257 --> 00:16:33,507
‫باید نجاتش بدیم

320
00:16:33,725 --> 00:16:35,925
‫خواهش می‌کنم
‫باید یه راهی وجود داشته باشه

321
00:16:39,758 --> 00:16:41,810
‫ارواح به ما
‫"راهی رو نشون نمیدن "استر

322
00:16:44,035 --> 00:16:45,474
‫پسرت دیگه رفته

323
00:16:48,122 --> 00:16:51,607
‫نه ، نه

324
00:16:51,643 --> 00:16:54,996
‫و این آغازِ پایانِ صلح ما
‫با همسایه‌هامون بود

325
00:16:59,807 --> 00:17:03,002
‫و یکی از آخرین لحظاتی که خونواده من
‫به عنوان انسان دور هم جمع بودن

326
00:17:10,978 --> 00:17:12,145
‫بهتره که جوابشو بدی

327
00:17:12,230 --> 00:17:15,379
‫باید دیمن باشه
‫که می‌خواد تو رو بررسی کنه

328
00:17:15,900 --> 00:17:16,984
‫الو؟

329
00:17:17,005 --> 00:17:18,172
‫سلام

330
00:17:18,436 --> 00:17:19,436
‫دیمن ، کجایی؟

331
00:17:19,487 --> 00:17:23,657
‫نمیدونم ولی انگار الکی تیپ زدم

332
00:17:23,741 --> 00:17:24,691
‫گوشی دستته؟

333
00:17:25,592 --> 00:17:28,028
‫آره . من خوبم ولی الان
‫نمی‌تونم حرف بزنم

334
00:17:28,112 --> 00:17:29,863
‫من میرم بار

335
00:17:30,782 --> 00:17:32,032
‫صدای استفن بود؟

336
00:17:32,116 --> 00:17:33,667
‫آره . یه‌جورایی خارج از برنامه عمل کردم

337
00:17:33,766 --> 00:17:35,557
‫ولی نگران نباش
‫میدونم دارم چی‌کار می‌کنم

338
00:17:35,583 --> 00:17:37,008
‫دیمن ، چطوری تونستی بذاری بیاد بیرون؟

339
00:17:37,020 --> 00:17:38,854
‫حواسم هست الینا

340
00:17:41,793 --> 00:17:43,126
‫چی بخوریم؟

341
00:17:43,177 --> 00:17:46,096
‫فکر کنم یه چیز گرمتر

342
00:17:46,163 --> 00:17:48,131
‫و یه‌کم بلوندتر

343
00:17:50,031 --> 00:17:51,151
‫سلام

344
00:17:51,469 --> 00:17:52,936
‫- سلام
‫- سلام

345
00:17:53,003 --> 00:17:53,791
‫"کَلی"

346
00:17:53,852 --> 00:17:55,521
‫من یه شات از بهترین
‫ویسکی اینجا می‌خوام

347
00:17:55,543 --> 00:17:59,080
‫و برادرم هم یه شات از خودت می‌خواد

348
00:18:05,389 --> 00:18:06,817
‫منظورت چیه دیمن؟

349
00:18:06,868 --> 00:18:08,068
‫منظوری ندارم داداش

350
00:18:08,152 --> 00:18:11,020
‫بخور . مهمون من

351
00:18:19,297 --> 00:18:20,964
‫"سلام "کَلی

352
00:18:29,299 --> 00:18:31,467
‫بخور داداش

353
00:18:32,206 --> 00:18:35,021
‫میشه یه شیشه دیگه از این برامون بیاری؟

354
00:18:38,537 --> 00:18:42,257
‫حدود ۵۰ سال
‫رژیم خرگوشی داشتی

355
00:18:42,344 --> 00:18:46,047
‫پس چطوری یه دفعه
‫این استفن مقدس

356
00:18:46,099 --> 00:18:47,582
‫دوباره توی بازی‌های خون خوردن
‫همه فن حریف میشه؟

357
00:18:47,634 --> 00:18:49,968
‫خب ، اون رژیم خرگوشی بهم
‫وقت زیادی داد تا تمرین کنم

358
00:18:51,104 --> 00:18:52,670
‫غوطه‌ور در ناامیدی

359
00:18:53,058 --> 00:18:54,975
‫غرق در عذاب وجدان

360
00:18:55,155 --> 00:18:57,088
‫پشیمان از وجود داشتن

361
00:18:58,945 --> 00:19:02,097
‫این یه تولد کامل
‫از یه افسردگی فجیعه

362
00:19:02,148 --> 00:19:03,172
‫بخور داداش

363
00:19:03,459 --> 00:19:06,468
‫اون همه خودمو جر دادم تا
‫بهت بفهمونم حوصله آدمو سر می‌بری

364
00:19:06,504 --> 00:19:08,555
‫اون‌وقت بالاخره
‫الان باهام هم‌نظر شدی؟

365
00:19:08,981 --> 00:19:12,183
‫دیمن ، تو بدتر از الینایی

366
00:19:12,596 --> 00:19:15,264
‫منو مست می‌کنی
‫برادرانه باهام گپ میزنی

367
00:19:15,481 --> 00:19:17,714
‫چیه؟ فکر کردی قراره پام لیز بخوره

368
00:19:17,780 --> 00:19:19,256
‫و تو منو از افتادن
‫توی پرتگاه نجات بدی؟

369
00:19:19,292 --> 00:19:20,052
‫همینه؟

370
00:19:20,083 --> 00:19:21,899
‫اتفاقاً من از پرتگاه خوشم میاد استفن

371
00:19:21,968 --> 00:19:23,923
‫مشکل تو اینه که نمی‌تونی

372
00:19:23,934 --> 00:19:25,509
‫مقاومت کنی تا توی پرتگاه نیفتی

373
00:19:27,123 --> 00:19:28,859
‫یا رومی رومی
‫یا زنگی زنگی

374
00:19:28,952 --> 00:19:31,580
‫نمیشه که فقط وجود داشته باشی

375
00:19:33,312 --> 00:19:34,262
‫البته

376
00:19:34,313 --> 00:19:36,377
‫من کیم که بخوام نظر بدم؟

377
00:19:38,449 --> 00:19:39,927
‫بخور داداش

378
00:19:45,352 --> 00:19:47,259
‫فضولی‌هات تموم نشد؟

379
00:19:47,326 --> 00:19:49,112
‫میشه برگردیم به داستانمون؟

380
00:19:57,503 --> 00:19:59,705
‫راستش من نمی‌تونم شما ۲تا
‫رو به عنوان یه زوج قبول کنم

381
00:19:59,789 --> 00:20:00,681
‫چرا باید بتونی؟

382
00:20:00,758 --> 00:20:03,844
‫تو اصلاً نمیدونی که
‫اون واقعاً کیه

383
00:20:09,048 --> 00:20:10,932
‫من دقیقاً میدونم اون کیه

384
00:20:11,000 --> 00:20:12,535
‫اون یه خون‌آشامه

385
00:20:12,734 --> 00:20:14,847
‫ما از یک نوع گونه درنده هستیم

386
00:20:16,337 --> 00:20:18,306
‫وقتی اهمیت دادن به انسان‌ها

387
00:20:18,357 --> 00:20:20,058
‫و زندگی‌های کوچیک احمقانشون رو نداریم

388
00:20:20,951 --> 00:20:24,029
‫به‌خاطر همین اون نمایشگاه مُد رو راه انداخته بودی؟

389
00:20:25,198 --> 00:20:27,983
‫یعنی به مجلس رقص
‫بعد از مسابقه فوتبال هم اهمیت نمیدی؟

390
00:20:30,369 --> 00:20:31,653
‫میدونی چیه؟

391
00:20:31,738 --> 00:20:33,238
‫فقط می‌خوام برم

392
00:20:33,322 --> 00:20:35,574
‫حتی نصف داستان رو هم نشنیدی

393
00:20:35,658 --> 00:20:37,647
‫و تو هم نمی‌خوای بگی

394
00:20:37,678 --> 00:20:39,963
‫تو فقط حوصله‌ات سر رفته و دنبال
‫یه چیزی می‌گردی که یه تکونی بهت بده

395
00:20:40,329 --> 00:20:41,863
‫یکی دیگه رو پیدا کن که باهاش بازی کنی

396
00:20:41,914 --> 00:20:44,633
‫شاید بتونی به ذهن یه نفر
‫نفوذ کنی تا دوستت باشه

397
00:20:44,700 --> 00:20:47,202
‫گردنبند مال استفن نبود
‫که بخواد اونو به کسی بده

398
00:20:49,741 --> 00:20:51,759
‫اون متعلق به جادوگر اصیل بود

399
00:20:53,176 --> 00:20:55,060
‫همونی که نفرین دورگه‌ای رو روی کلاوس گذاشت؟

400
00:20:55,081 --> 00:20:56,899
‫فقط نفرین دورگه‌ای نبود

401
00:20:57,919 --> 00:20:59,983
‫اون کسی بود که
‫ما رو تبدیل به خون‌آشام کرد

402
00:20:59,998 --> 00:21:02,816
‫"خواهش می‌کنم "آیانا
‫ازت تمنا می‌کنم

403
00:21:02,836 --> 00:21:05,388
‫باید قبل از ماه کامل بعدی
‫با ارواح ارتباط برقرار کنی

404
00:21:05,439 --> 00:21:07,908
‫نمی‌کنم . این یه جنایت بر ضد طبیعته

405
00:21:07,967 --> 00:21:10,284
‫آیانا ، به قدر کافی از دست دادیم

406
00:21:10,610 --> 00:21:12,277
‫دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم

407
00:21:13,091 --> 00:21:17,232
‫ارواح می‌تونن کمکمون کنن
‫تا یه راحی واسه محافظت از فرزندانمون پیدا کنیم

408
00:21:19,285 --> 00:21:21,265
‫من تشنمه
‫نوشیدنی می‌خوری؟

409
00:21:27,076 --> 00:21:29,540
‫پس خون‌آشام شدن
‫یه‌جور محافظت بود؟

410
00:21:29,728 --> 00:21:31,345
‫چی می‌تونست باشه؟

411
00:21:31,498 --> 00:21:32,448
‫یه نفرین

412
00:21:32,452 --> 00:21:33,736
‫پدر و مادرم این روش رو

413
00:21:33,763 --> 00:21:35,964
‫تنها راه برای زنده نگه داشتن
‫فرزاندانشون دیدن

414
00:21:36,205 --> 00:21:38,369
‫آره ولی واسه چی اونجا موندین؟

415
00:21:38,387 --> 00:21:39,963
‫اگه انقدر از گرگینه‌ها می‌ترسیدین

416
00:21:39,999 --> 00:21:41,950
‫چرا اونجا رو ترک نکردین؟

417
00:21:43,059 --> 00:21:44,277
‫غرور

418
00:21:45,278 --> 00:21:47,652
‫پدرم دیگه نمی‌خواست فرار کنه

419
00:21:47,779 --> 00:21:50,531
‫اون می‌خواست بجنگه
‫و برتر از گرگ‌ها باشه

420
00:21:52,111 --> 00:21:54,029
‫اگه اونا گاز می‌گفتن
‫ما باید محکم‌تر گاز می‌گرفتیم

421
00:21:54,079 --> 00:21:56,381
‫اگه اون سریع بودن
‫ما باید سریعتر می‌بودیم

422
00:21:56,448 --> 00:22:00,451
‫چالاکی ، قدرت ، احساسات

423
00:22:00,503 --> 00:22:03,004
‫همه چیز می‌تونه تشدید بشه

424
00:22:03,088 --> 00:22:05,623
‫خونواده ما می‌تونه تا ابد زنده بمونه

425
00:22:05,674 --> 00:22:07,291
‫به چه قیمتی؟

426
00:22:07,343 --> 00:22:10,328
‫جادویی که شما ازش صحبت می‌کنن
‫عواقبی داره

427
00:22:10,930 --> 00:22:13,898
‫"این مثل ساختن یه طاعون می‌مونه "استر

428
00:22:14,800 --> 00:22:15,967
‫ارواح بر ضد شما میشن

429
00:22:16,423 --> 00:22:18,601
‫خواهش می‌کنم آیانا

430
00:22:19,939 --> 00:22:22,200
‫من توی این‌کار دخالتی نمی‌کنم

431
00:22:30,950 --> 00:22:33,201
‫اگه اون از خونواده‌مون محافظت نکنه

432
00:22:35,394 --> 00:22:38,046
‫پس همه‌ش توی دستای
‫خودته عشق من

433
00:22:38,663 --> 00:22:40,592
‫توی دستای اون؟

434
00:22:40,659 --> 00:22:42,260
‫اون چطور می‌تونست کاری بکنه؟

435
00:22:42,327 --> 00:22:44,629
‫آخه مادرم هم یه جادوگر بود

436
00:22:44,680 --> 00:22:45,713
‫چی؟

437
00:22:46,252 --> 00:22:48,600
‫جادوگر خانواده اصیل

438
00:22:49,403 --> 00:22:51,219
‫جادوگر اصیل

439
00:23:00,392 --> 00:23:02,259
‫بهترین شرابشونو کجا نگه میدارن؟

440
00:23:02,580 --> 00:23:04,131
‫ولی اگه مادرت
‫یه جادوگر بوده پس...

441
00:23:04,215 --> 00:23:05,082
‫منم هستم؟ نه

442
00:23:05,133 --> 00:23:08,135
‫یه جادوگر خدمتگذار طبیعته

443
00:23:08,219 --> 00:23:11,055
‫یه خون‌آشام مایه تنفر طبیعته

444
00:23:11,122 --> 00:23:13,390
‫یا باید این باشی یا اون

445
00:23:14,286 --> 00:23:15,363
‫نمی‌تونی جفتشون باشی

446
00:23:17,626 --> 00:23:19,146
‫مادرم این‌کار رو به‌خاطر ما کرد

447
00:23:19,886 --> 00:23:21,587
‫خودش تبدیل نشد

448
00:23:24,019 --> 00:23:25,152
‫شما چطوری تبدیل شدین؟

449
00:23:26,212 --> 00:23:28,805
‫اون از خورشید
‫طلبِ زندگی کرد

450
00:23:28,857 --> 00:23:31,211
‫و از درخت قدیمی بلوط سفید

451
00:23:31,709 --> 00:23:34,888
‫یکی از اشیاء جاودانه طبیعت
‫طلب جاودانگی کرد

452
00:23:37,782 --> 00:23:42,369
‫اون شب پدرم به ما شرابی رو داد
‫که خون قاطیش بود

453
00:23:46,675 --> 00:23:49,659
‫و بعد شمشیرشو
‫توی قلب ماها فرو کرد

454
00:23:50,512 --> 00:23:52,112
‫اون شما رو کشت

455
00:23:54,182 --> 00:23:57,300
‫و حتی یه ذره هم ناراحت نبود

456
00:24:11,116 --> 00:24:12,591
‫ربکا

457
00:24:13,118 --> 00:24:14,735
‫خون...چه اتفاقی افتاده؟

458
00:24:17,072 --> 00:24:18,522
‫درست میشه

459
00:24:18,573 --> 00:24:20,374
‫هممون خوب میشیم

460
00:24:22,193 --> 00:24:23,693
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

461
00:24:23,745 --> 00:24:25,879
‫باید کاری که شروع کردیم
‫رو تموم کنیم

462
00:24:26,524 --> 00:24:28,916
‫اگه می‌خواین زنده بمونین
‫باید بخورین

463
00:24:31,548 --> 00:24:35,339
‫باید خون بیشتری می‌خوردیم
‫تا اون آیین کامل بشه

464
00:24:38,543 --> 00:24:39,893
‫بخور

465
00:24:43,206 --> 00:24:44,982
‫بخور

466
00:24:45,316 --> 00:24:47,651
‫بخور

467
00:24:52,824 --> 00:24:55,109
‫واقعاً ارضا کننده بود

468
00:24:55,193 --> 00:24:59,780
‫اون احساس قدرت
‫غیرقابل وصف بود

469
00:25:00,782 --> 00:25:02,199
‫ولی جادوگر آیانا

470
00:25:02,250 --> 00:25:04,201
‫در مورد عواقب درست می‌گفت

471
00:25:05,903 --> 00:25:07,087
‫ارواح بر ضد ما شدن

472
00:25:07,172 --> 00:25:09,923
‫و طبیعت هم شروع به جنگ با ما کرد

473
00:25:10,247 --> 00:25:12,459
‫برای هر قدرتی
‫باید یه نقطه ضعف وجود داشته باشه

474
00:25:13,545 --> 00:25:16,746
‫خورشید تبدیل به دشمن ما شد

475
00:25:16,798 --> 00:25:19,160
‫مجبورمون کرد که
‫هفته‌ها توی خونه بمونیم

476
00:25:20,909 --> 00:25:23,243
‫و بعد مادرم
‫یه راه‌حل پیدا کرد

477
00:25:26,645 --> 00:25:28,655
‫مشکلات دیگه‌ای هم داشتیم

478
00:25:30,028 --> 00:25:30,853
‫برو تو

479
00:25:30,899 --> 00:25:33,966
‫همسایه‌هایی که در خونه‌هاشونو
‫به روی ما باز کرده بودن

480
00:25:34,011 --> 00:25:35,594
‫حالا می‌خواستن ما رو بیرون نگه دارن

481
00:25:42,073 --> 00:25:45,159
‫گل‌های کنار درخت بلوط سفید
‫ما رو می‌سوزوندن

482
00:25:45,243 --> 00:25:47,878
‫و جلوی نفوذ ذهنی ما رو می‌گرفتن

483
00:25:49,113 --> 00:25:50,631
‫و اون افسون جوری حکم کرد

484
00:25:51,746 --> 00:25:53,442
‫که درختی که به ما زندگی داد

485
00:25:53,511 --> 00:25:55,345
‫می‌تونست همینطور اونو از ما بگیره

486
00:25:57,121 --> 00:25:59,256
‫به‌خاطر همین اونو سوزوندیم

487
00:26:15,496 --> 00:26:18,475
‫ولی تاریکترین عواقب

488
00:26:18,526 --> 00:26:21,695
‫چیزی بود که پدر و مادرم
‫هیچ‌وقت پیش‌بینی نکرده بودن

489
00:26:24,148 --> 00:26:25,482
‫گرسنگی

490
00:26:25,533 --> 00:26:28,752
‫خون ما رو دوباره متولد کرده بود

491
00:26:28,819 --> 00:26:33,490
‫و خون بود که ما بیشتر
‫از هر چیزی بهش اشتیاق داشتیم

492
00:26:34,478 --> 00:26:37,230
‫نمی‌تونستیم کنترلش کنیم

493
00:26:44,052 --> 00:26:46,170
‫و اینجوری بود که...

494
00:26:46,237 --> 00:26:49,389
‫گونه درنده متولد شد

495
00:27:06,741 --> 00:27:08,858
‫اینجا چیزی واسه دیدن وجود نداره

496
00:27:08,910 --> 00:27:10,577
‫فقط راهتو برو

497
00:27:10,662 --> 00:27:12,195
‫باشه؟

498
00:27:12,247 --> 00:27:14,748
‫هی ، هی ، هی
‫آروم...آروم باش

499
00:27:14,832 --> 00:27:17,867
‫اون داره بهمون تخفیف کارمندی میده

500
00:27:20,755 --> 00:27:23,223
‫حالا دیگه برو

501
00:27:33,518 --> 00:27:35,051
‫خب ، وقت اعترافه

502
00:27:35,103 --> 00:27:36,886
‫چرا منو آزاد کردی؟

503
00:27:38,606 --> 00:27:40,890
‫فکر کردم ازم تشکر می‌کنی

504
00:27:40,942 --> 00:27:42,526
‫بیخیال دیمن ، خودت میدونی که الینا

505
00:27:42,577 --> 00:27:44,227
‫به‌خاطر آزاد کردن من
‫ازت متنفر میشه

506
00:27:44,279 --> 00:27:47,614
‫و جفتمون میدونیم که تو واست مهمه
‫که الینا چی فکر می‌کنه

507
00:27:47,699 --> 00:27:49,950
‫شاید می‌خواستم یادت بندازم
‫که آزادی چجوری بوده

508
00:27:50,034 --> 00:27:51,234
‫قبل از اینکه کلاوس
‫اونو ازت بگیره

509
00:27:51,286 --> 00:27:53,003
‫تا وقتی که کلاوس زنده‌ست

510
00:27:53,070 --> 00:27:54,705
‫هر کاری که بگه رو باید بکنم

511
00:27:54,756 --> 00:27:56,072
‫منظور منم همینه استفن

512
00:27:56,124 --> 00:27:57,291
‫تو تسلیم شدی

513
00:27:57,375 --> 00:27:59,543
‫حالا می‌تونی یه گوشه بشینی
‫و جنده کوچولوی اون باشی

514
00:27:59,594 --> 00:28:00,877
‫یا اینکه می‌تونی
‫به قدر کافی عصبانی بشی

515
00:28:00,929 --> 00:28:02,179
‫و بتونی یه کاریش بکنی

516
00:28:02,246 --> 00:28:04,748
‫دیمن ، نمیشه اونو کشت

517
00:28:05,193 --> 00:28:07,537
‫شاید من بتونم یه کاری بکنم

518
00:28:11,255 --> 00:28:14,424
‫پسران سالواتور

519
00:28:19,263 --> 00:28:20,897
‫مایکل

520
00:28:26,446 --> 00:28:28,764
‫چرا مایکل شروع کرد
‫به شکار کردن کلاوس؟

521
00:28:32,148 --> 00:28:35,232
‫وقتی نیکلاوس
‫اولین انسانش رو کشت

522
00:28:35,276 --> 00:28:36,943
‫ژن گرگینه‌ایش رو هم فعال کرد

523
00:28:38,462 --> 00:28:41,528
‫با این‌کار اون تبدیل به
‫بزرگترین سرافکندگی پدرم شد

524
00:28:41,804 --> 00:28:45,190
‫آره . آلایژا این قسمت
‫از داستان رو واسم گفته بود

525
00:28:45,283 --> 00:28:48,302
‫مادرت با یکی از گرگینه‌های اون دهکده
‫رابطه داشته

526
00:28:48,346 --> 00:28:49,913
‫کلاوس پسر اون نبوده

527
00:28:50,554 --> 00:28:52,474
‫مادرم سعی کرد که درستش کنه

528
00:28:53,207 --> 00:28:56,101
‫نفرین دورگه‌ای رو روی نیک گذاشت
‫تا جنبه گرگینه‌ایش رو سرکوب کنه

529
00:28:56,197 --> 00:28:58,415
‫و بعد مادرم بهش پشت کرد

530
00:28:59,748 --> 00:29:04,670
‫ولی بزرگترین نقطه ضعف مایکل
‫به عنوان یک انسان غرورش بود

531
00:29:05,326 --> 00:29:07,787
‫به عنوان یه خون‌آشام
‫تشدید شده بود

532
00:29:09,803 --> 00:29:12,725
‫اون وحشی شد و نصف دهکده رو قتل‌عام کرد

533
00:29:14,361 --> 00:29:16,746
‫و بعد اومد خونه و مادرم رو کشت

534
00:29:18,448 --> 00:29:20,232
‫مایکل مادرت رو کشت؟

535
00:29:23,504 --> 00:29:27,373
‫گفت که اون قلبش رو شکسته
‫پس اونم باید قلبش رو بشکنه

536
00:29:29,092 --> 00:29:32,044
‫قلبش رو از سینه‌اش درآورد
‫و نیک هم داشت تماشا می‌کرد

537
00:29:33,011 --> 00:29:36,599
‫بعد از اون پدرم دیوونه شد

538
00:29:36,683 --> 00:29:39,435
‫و بقیه خونواده از هم پاشیدن

539
00:29:39,520 --> 00:29:42,271
‫نیک موند تا بتونه کمکم کنه
‫که مادرم رو دفن کنم

540
00:29:42,935 --> 00:29:45,257
‫اون میدونست که باید
‫با مادرم خداحافظی کنم

541
00:29:47,158 --> 00:29:50,494
‫میدونم که فکر می‌کنی اون ازت متنفر بود
‫نیکلاوس ولی نبود

542
00:29:54,223 --> 00:29:56,391
‫اون فقط ترسیده بود

543
00:30:00,456 --> 00:30:02,491
‫متأسفم که به تو پشت کرد

544
00:30:02,506 --> 00:30:04,003
‫من هرگز این‌کار رو نمی‌کنم

545
00:30:06,285 --> 00:30:07,652
‫منم همینطور

546
00:30:15,222 --> 00:30:17,289
‫همیشه باهم خواهیم بود

547
00:30:19,292 --> 00:30:22,210
‫همیشه و همیشه

548
00:30:38,678 --> 00:30:40,296
‫همیشه و همیشه

549
00:30:40,924 --> 00:30:43,392
‫حتی با وجود اینکه ۹۰ سال
‫تو رو توی یه تابوت حبس کرده بود

550
00:30:43,435 --> 00:30:44,830
‫ما خون‌آشامیم

551
00:30:45,018 --> 00:30:47,269
‫احساسات ما تشدید شده‌ست

552
00:30:47,337 --> 00:30:49,338
‫من کله‌شقم

553
00:30:49,389 --> 00:30:50,971
‫آلایژا با اخلاقه

554
00:30:50,975 --> 00:30:52,824
‫و نیک...

555
00:30:55,458 --> 00:30:58,127
‫نیک هیچ تحملی در برابر کسایی
‫که ناامیدش کردن نداره

556
00:30:58,727 --> 00:31:00,828
‫بیش از هزار ساله که یه خونواده‌ایم

557
00:31:00,855 --> 00:31:03,757
‫و هممون حداقل یک‌بار
‫این اشتباهو مرتکب شدیم

558
00:31:06,289 --> 00:31:08,190
‫من بارها این اشتباهو کردم

559
00:31:08,909 --> 00:31:10,393
‫ولی هنوزم عاشقشی؟

560
00:31:13,213 --> 00:31:14,652
‫اون برادرمه

561
00:31:16,216 --> 00:31:17,750
‫و من جاودانه‌ام

562
00:31:19,750 --> 00:31:22,538
‫باید به جاش تا ابد تنها بمونم؟

563
00:31:30,445 --> 00:31:32,315
‫داستانو شنیدی دیگه
‫وقت رفتنه

564
00:31:33,600 --> 00:31:35,230
‫گفتم برو الینا

565
00:31:35,613 --> 00:31:36,891
‫نمیدونم می‌خوای چی‌کار کنی

566
00:31:36,922 --> 00:31:38,237
‫ولی من دیگه نمی‌خوام به این بازی ادامه بدم

567
00:31:38,321 --> 00:31:40,222
‫من فقط دنبال یه دلیل می‌گردم

568
00:31:40,273 --> 00:31:41,378
‫که چرا نباید مایکل رو بیدار کنیم

569
00:31:41,396 --> 00:31:42,563
‫منم هزاران دلیل واست آوردم

570
00:31:42,993 --> 00:31:44,610
‫ولی در هر صورت این‌کار رو می‌کنی

571
00:31:44,694 --> 00:31:46,245
‫میدونم که می‌خوای اون کمکت کنه

572
00:31:46,329 --> 00:31:47,663
‫تا برادر منو بکشی
‫من احمق نیستم

573
00:31:47,730 --> 00:31:49,686
‫چیز محرمانه‌ای نیست
‫که من بخوام کلاوس بمیره

574
00:31:50,044 --> 00:31:53,914
‫اون یه مانع بر سر راه
‫زندگی استفن و منه

575
00:31:54,254 --> 00:31:55,933
‫هر کاری که دوست داری بکن

576
00:31:56,794 --> 00:31:59,175
‫خطرشو قبول کن و
‫خودت مایکل رو بیدار کن

577
00:31:59,242 --> 00:32:00,827
‫ولی اشتباه نکن

578
00:32:00,937 --> 00:32:02,888
‫اگه بخوای دنبال برادرم بیای

579
00:32:02,938 --> 00:32:05,780
‫تیکه پاره‌ت می‌کنم

580
00:32:07,104 --> 00:32:10,144
‫من خشمم رو از پدرم به ارث بردم

581
00:32:10,714 --> 00:32:12,269
‫حالا دیگه برو

582
00:32:17,786 --> 00:32:19,670
‫کلاوس وارد کشور شده؟

583
00:32:20,008 --> 00:32:21,005
‫نمی‌تونم بهت بگم

584
00:32:21,073 --> 00:32:22,840
‫از وقتی که رفته باهات حرف زده؟

585
00:32:23,828 --> 00:32:25,259
‫نمی‌تونم بهت بگم

586
00:32:25,327 --> 00:32:26,544
‫بسیارخب

587
00:32:27,010 --> 00:32:30,758
‫می‌تونی بهم بگی آخرین باری
‫که با کلاوس حرف زدی کی بود؟

588
00:32:32,718 --> 00:32:35,603
‫من این اجبار رو دارم
‫که هر کاری که کلاوس میگه رو بکنم

589
00:32:35,670 --> 00:32:38,327
‫و اون میگه که
‫دهن گشادمو بسته نگه دارم

590
00:32:38,344 --> 00:32:42,213
‫واقعاً امیدوارم که این ۲۰ سؤالی‌ها
‫سلاح مخفیت نباشه

591
00:32:43,345 --> 00:32:45,895
‫میدونی دیمن

592
00:32:46,418 --> 00:32:49,951
‫من خیلی بیشتر از سن تو
‫شکارچی خون‌آشام‌ها بودم

593
00:32:50,018 --> 00:32:52,474
‫به‌خاطر همینه که اینجا پیداتون کردم

594
00:32:52,871 --> 00:32:54,739
‫به‌خاطر همینه که
‫می‌خوام نیکلاوس رو پیدا کنم

595
00:32:54,784 --> 00:32:57,209
‫خب ، کلاوس نزدیک هزار ساله
‫که داره فرار می‌کنه

596
00:32:57,224 --> 00:32:59,526
‫پس اگه فکر می‌کنی
‫این دور و بر می‌تونی چیزی...

597
00:32:59,578 --> 00:33:03,795
‫مواظب باش استفن
‫تکون بخوری قلبشو درمیارم

598
00:33:03,835 --> 00:33:05,800
‫حالا...

599
00:33:05,867 --> 00:33:07,752
‫کلاوس کجاست؟

600
00:33:10,038 --> 00:33:11,806
‫زودباش

601
00:33:11,873 --> 00:33:13,758
‫دیگه چجوری بپرسم استفن؟

602
00:33:15,260 --> 00:33:16,543
‫یه حرکت اشتباه
‫اون می‌میره

603
00:33:16,595 --> 00:33:17,895
‫مگر اینکه واست مهم نباشه

604
00:33:17,980 --> 00:33:20,898
‫احساسات اون از بین رفته
‫نمی‌تونه اهمیت بده

605
00:33:21,742 --> 00:33:22,767
‫واقعاً؟

606
00:33:22,851 --> 00:33:25,019
‫ارتباطش با کلاوس انقدر قویه که

607
00:33:25,070 --> 00:33:27,776
‫اجازه میده تنها برادرش بمیره؟

608
00:33:29,823 --> 00:33:31,525
‫نظری نداری؟

609
00:33:31,576 --> 00:33:32,943
‫فکر کن استفن

610
00:33:36,865 --> 00:33:38,532
‫فکر کنم حق با توئه

611
00:33:38,583 --> 00:33:40,034
‫اون توی یه بن‌بسته

612
00:33:42,547 --> 00:33:44,357
‫تو هم همینطور دیمن

613
00:33:44,639 --> 00:33:45,589
‫صبر کن

614
00:33:47,909 --> 00:33:48,876
‫می‌تونم برگردونم‌ـش

615
00:33:49,332 --> 00:33:52,117
‫می‌تونم واسش یه طعمه بذارم
‫که برگرده به میستیک‌فالز

616
00:33:57,655 --> 00:34:00,137
‫اینم از روزنه فرار ما

617
00:34:01,390 --> 00:34:04,141
‫مجبور بودم یه‌کم اذیتش کنم دیگه

618
00:34:05,444 --> 00:34:08,192
‫کلاوس رو به میستیک‌فالز برگردون

619
00:34:09,338 --> 00:34:11,982
‫و من با کمال میل یه تیکه چوب
‫توی قلبش فرو می‌کنم

620
00:34:12,067 --> 00:34:13,217
‫اگه نتونی...

621
00:34:15,345 --> 00:34:17,363
‫یه تیکه چوب توی قلب خودت فرو می‌کنم

622
00:34:30,805 --> 00:34:33,512
‫آره . تا جایی که می‌شد رو رمزگشایی کردیم

623
00:34:33,894 --> 00:34:35,592
‫خون‌آشام

624
00:34:35,917 --> 00:34:37,555
‫گرگینه

625
00:34:38,146 --> 00:34:39,399
‫قتل‌عام

626
00:34:39,641 --> 00:34:41,643
‫ضرب و شتم و غیره و غیره

627
00:34:41,863 --> 00:34:42,994
‫این درخت بلوط سفیده

628
00:34:45,025 --> 00:34:48,144
‫که یعنی وقتی که اون درخت رو نابود کردن

629
00:34:48,729 --> 00:34:50,863
‫تنها راهی که ممکن بود
‫به وسیله‌ش کشته بشن رو از بین بردن

630
00:34:50,930 --> 00:34:54,867
‫باشه پس یه‌جورایی درخت
‫همون سلاحه

631
00:34:54,934 --> 00:34:56,152
‫ولی اینو که قبلاً هم میدونستیم

632
00:34:56,236 --> 00:34:58,254
‫چیزی که در موردش مطمئن نیستیم اینه

633
00:34:58,322 --> 00:34:59,855
‫نماد جادوگر رو داریم

634
00:34:59,923 --> 00:35:02,431
‫و چیزی که شبیه قلبیه
‫که داره ازش خون می‌چکه

635
00:35:02,868 --> 00:35:06,545
‫اونم برعکس که یه‌جورایی
‫نشانگر علامت مرگه

636
00:35:08,461 --> 00:35:10,727
‫مایکل با درآوردن قلب
‫اون جادوگر از سینه اونو کشت

637
00:35:13,633 --> 00:35:16,783
‫ولی چرا اون یکی به
‫مرگ جادوگر متصله؟

638
00:35:16,862 --> 00:35:19,313
‫نمیدونم . هنوز تا اینجاهاشو پیش نرفتیم

639
00:35:21,912 --> 00:35:23,612
‫خدای من

640
00:35:24,077 --> 00:35:26,283
‫ربکا داستان اصلی رو نمیدونه

641
00:35:32,629 --> 00:35:35,747
‫فکر کنم دوباره بهت گفتم که بری

642
00:35:36,009 --> 00:35:38,144
‫از کجا میدونی که مایکل
‫مادرت رو کشته؟

643
00:35:39,629 --> 00:35:41,630
‫نیک اونجا بود
‫خودش بهم گفت

644
00:35:44,379 --> 00:35:45,801
‫بهت دروغ گفته

645
00:35:45,853 --> 00:35:46,969
‫اون‌وقت تو از کجا میدونی؟

646
00:35:47,020 --> 00:35:50,023
‫غاری که اسامی خونواده‌تون رو
‫توش حک کردین

647
00:35:50,120 --> 00:35:51,537
‫پر از نمادهای مختلفه

648
00:35:51,808 --> 00:35:52,976
‫داستان خونواده شما

649
00:35:52,988 --> 00:35:54,714
‫اینکه چطور پدر و مادرتون اومدن

650
00:35:55,177 --> 00:35:57,345
‫که چجوری صلح کردن

651
00:35:57,998 --> 00:35:59,913
‫افسونی که اونا رو تبدیل به خون‌آشام کرد

652
00:36:00,044 --> 00:36:03,394
‫و این...این نماد دورگه‌هاست

653
00:36:03,448 --> 00:36:06,706
‫این ترکیب نماد گرگینه و خون‌آشامه

654
00:36:07,976 --> 00:36:09,833
‫و اینم مال مادرته

655
00:36:11,436 --> 00:36:13,121
‫گردنبندش

656
00:36:13,830 --> 00:36:15,831
‫و این داستان مرگشه

657
00:36:20,170 --> 00:36:23,172
‫دورگه جادوگر اصیل رو کشت

658
00:36:23,936 --> 00:36:26,442
‫مایکل نه ، کلاوس

659
00:36:27,677 --> 00:36:28,611
‫نه

660
00:36:29,454 --> 00:36:30,546
‫نه . اون همچین کاری نمی‌کنه

661
00:36:30,597 --> 00:36:31,547
‫مادرت اون نفرین رو روی اون گذاشت

662
00:36:31,598 --> 00:36:33,216
‫باعث شد که اون تنها کسی باشه

663
00:36:33,267 --> 00:36:35,184
‫که اون ژن رو داره و بعد
‫اونو پس زد

664
00:36:35,964 --> 00:36:39,560
‫پرخاشگری و خشونت
‫همراه با ژن گرگینه‌ای ایجاد میشه

665
00:36:39,583 --> 00:36:42,440
‫وقتی که اون تبدیل شد
‫همه اونا تشدید شدن

666
00:36:42,507 --> 00:36:43,782
‫اون مادرتو کشت ربکا

667
00:36:43,894 --> 00:36:45,478
‫و بعد این دروغ رو در مورد پدرت

668
00:36:45,595 --> 00:36:48,264
‫از خودش ساخت تا تو رو از دست نده

669
00:36:50,567 --> 00:36:51,530
‫این هیچ معنایی نداره

670
00:36:51,585 --> 00:36:53,202
‫اینا فقط چندتا نقاشی احمقانه‌ست

671
00:36:53,270 --> 00:36:56,789
‫یه سری آدم احمق که اصلاً نمیدونستن
‫خونواده من کین اینا رو کشیدن

672
00:36:57,658 --> 00:36:59,542
‫پس چرا انقدر به هم ریختی؟

673
00:36:59,554 --> 00:37:01,489
‫چرا داری این‌کار رو با من می‌کنی؟

674
00:37:01,611 --> 00:37:03,129
‫من هیچ کاری باهات نکردم

675
00:37:03,173 --> 00:37:04,740
‫کلاوس مادرتو کشت

676
00:37:04,832 --> 00:37:06,999
‫اون مانع من شده
‫مانع تو و همه آدمای دیگه

677
00:37:07,044 --> 00:37:08,377
‫هزار ساله که داره این‌کار رو می‌کنه

678
00:37:08,398 --> 00:37:09,714
‫باید جلوشو بگیریم

679
00:37:09,743 --> 00:37:11,026
‫خفه‌شو . فقط خفه‌شو

680
00:37:11,038 --> 00:37:12,959
‫دیگه حرف نزن
‫هیچی نگو

681
00:37:54,965 --> 00:37:57,216
‫خب ، ۱۰ امتیاز به‌خاطر حس بویاییت بهت میدم

682
00:37:57,301 --> 00:37:58,634
‫حداقل الان میدونیم که کلاوس

683
00:37:58,685 --> 00:37:59,769
‫و آلایژا حقه‌هاشونو
‫از کجا یاد گرفتن

684
00:37:59,836 --> 00:38:02,004
‫البته فکر نمی‌کنم که مجبور بوده باشی
‫تا آخرین لحظه صبر کنی

685
00:38:02,101 --> 00:38:03,185
‫تا بالاخره دخالت کنی

686
00:38:04,107 --> 00:38:05,975
‫من دخالت نکردم دیمن

687
00:38:06,026 --> 00:38:08,728
‫برادرم داره می‌میره"

688
00:38:08,812 --> 00:38:11,324
‫و من باید برای بار تریلیاردیوم
‫"زندگیشو نجات میدادم

689
00:38:11,392 --> 00:38:13,827
‫مواظب باش استفن
‫انسانیتت داره خودشو نشون میده

690
00:38:14,684 --> 00:38:17,119
‫راستش میدونی چیه؟
‫حق با توئه دیمن

691
00:38:17,187 --> 00:38:19,572
‫حق با توئه
‫یادم انداختی که

692
00:38:19,656 --> 00:38:21,190
‫آزادی چه حسی داره

693
00:38:21,241 --> 00:38:23,125
‫و وقتی که کلاوس رو بکشیم

694
00:38:23,193 --> 00:38:24,493
‫من آزاد میشم

695
00:38:24,545 --> 00:38:26,078
‫آزاد میشم که برم

696
00:38:26,803 --> 00:38:29,165
‫می‌بینی ، من این‌کار رو به‌خاطر تو نکردم دیمن

697
00:38:29,216 --> 00:38:30,883
‫به‌خاطر خودم کردم

698
00:38:31,647 --> 00:38:32,947
‫البته استفن

699
00:38:33,203 --> 00:38:34,722
‫هر چی که تو بگی

700
00:38:35,687 --> 00:38:37,109
‫چرا داری این‌کار رو می‌کنی؟

701
00:38:37,186 --> 00:38:38,366
‫از من چی می‌خوای؟

702
00:38:38,413 --> 00:38:39,875
‫چرا همه می‌خوان منو نجات بدن؟

703
00:38:39,927 --> 00:38:41,594
‫چون مجبورم استفن

704
00:38:42,035 --> 00:38:43,712
‫چون تو با کلاوس در افتادی

705
00:38:43,764 --> 00:38:45,214
‫تا جون منو نجات بدی

706
00:38:45,265 --> 00:38:46,816
‫چون بهت مدیونم

707
00:38:48,218 --> 00:38:50,436
‫و نمی‌تونم همینجوری توی یه
‫سلول ولت کنم تا بپوسی

708
00:38:54,107 --> 00:38:55,691
‫بهتره که مواظب باشی داداش

709
00:38:57,242 --> 00:38:59,115
‫انسانیتت داره خودشو نشون میده

710
00:39:40,037 --> 00:39:42,154
‫دیمن ، جداً؟

711
00:39:42,222 --> 00:39:43,539
‫مایکل رو پیدا کردیم

712
00:39:43,607 --> 00:39:44,540
‫چی؟

713
00:39:44,607 --> 00:39:45,400
‫چطوری؟

714
00:39:45,443 --> 00:39:47,150
‫نمیدونم . فکر کنم کاترین پیداش کرده بوده

715
00:39:47,725 --> 00:39:49,643
‫نقشه‌مون داره عملی میشه

716
00:39:50,680 --> 00:39:53,266
‫می‌بینی؟ خودم حواسم هست

717
00:39:54,874 --> 00:39:56,353
‫شروع کن ، لگد بزن . غر بزن . جیغ بکش

718
00:39:56,386 --> 00:39:58,681
‫مطمئنم که کل روز رو داشتی
‫برنامه‌ریزی می‌کردی که الان چی غرغر کنی

719
00:39:58,736 --> 00:39:59,672
‫نمی‌خوام سرت غر بزنم

720
00:39:59,756 --> 00:40:00,673
‫چرا نمی‌خوای؟

721
00:40:00,757 --> 00:40:02,725
‫من بهت نامردی کردم
‫استفن رو آزاد کردم

722
00:40:02,792 --> 00:40:04,126
‫و میدونی چیه؟
‫نتیجه معکوس داد

723
00:40:04,177 --> 00:40:05,811
‫اون از همیشه عوضی‌تر شده

724
00:40:05,825 --> 00:40:08,539
‫فقط الان عوضی‌ایه که طرف مائه

725
00:40:08,565 --> 00:40:09,565
‫من عصبانی نیستم

726
00:40:09,633 --> 00:40:11,752
‫خستم . فقط می‌خوام بخوابم

727
00:40:12,564 --> 00:40:14,679
‫نه . فکر می‌کنم سلاح
‫مایکل یه تیکه چوب باشه

728
00:40:14,702 --> 00:40:15,905
‫آخه یه چیزایی در موردش گفت

729
00:40:15,972 --> 00:40:17,239
‫خب پس احتمالاً باید یه تیکه چوب

730
00:40:17,307 --> 00:40:19,241
‫از درخت بلوط سفید باشه
‫قبل از اینکه بسوزوننش

731
00:40:19,309 --> 00:40:20,476
‫پس حق با من بود

732
00:40:22,488 --> 00:40:25,820
‫بعد از همه اون‌کارا دیوار
‫ما رو به مایکل رسوند

733
00:40:26,148 --> 00:40:27,950
‫ما رو به خیلی بیشتر از اون رسوند

734
00:40:28,404 --> 00:40:30,486
‫فکر کنم ربکا هم الان طرف مائه

735
00:40:30,537 --> 00:40:31,537
‫واقعاً؟

736
00:40:31,621 --> 00:40:33,172
‫از اون چی میشه فهمید آخه؟

737
00:40:33,256 --> 00:40:35,259
‫ازش فهمیدم که اون فقط یه دختره

738
00:40:35,842 --> 00:40:39,211
‫که وقتی خیلی بچه بوده
‫مادرشو از دست داده

739
00:40:39,296 --> 00:40:41,887
‫و به‌طور کورکورانه
‫و بی‌ملاحظه‌ای هم عاشقه

740
00:40:41,914 --> 00:40:43,909
‫حتی اگه اونو از پا دربیاره

741
00:40:55,345 --> 00:40:57,672
‫میدونی بعد از همه حرفا و کارا

742
00:40:58,281 --> 00:41:00,849
‫هیچی مهم‌تر از کانون خانواده نیست

743
00:41:04,538 --> 00:41:06,872
‫اینو باید به داداشم بگی

744
00:41:11,197 --> 00:41:14,046
‫از دستت عصبانی نیستم
‫که اونو آزاد کردی دیمن

745
00:41:18,218 --> 00:41:21,454
‫فکر کنم تو باید اون کسی باشی
‫که اونو از دست خودش نجات میده

746
00:41:23,490 --> 00:41:26,308
‫من نمی‌تونم چون عاشق منه

747
00:41:28,711 --> 00:41:30,980
‫ولی تو می‌تونی چون عاشق توئه

748
00:41:38,023 --> 00:41:40,489
‫میشه بقیه‌شو فردا واست بگم؟

749
00:41:43,893 --> 00:41:45,478
‫حتماً

750
00:41:52,200 --> 00:41:53,200
‫ترجمه و زیرنویس : عماد

751
00:41:54,200 --> 00:41:55,200
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

