1
00:00:01,000 --> 00:00:02,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:02,757 --> 00:00:05,217
‫من الینا گیلبرت هستم
‫و یک خون‌آشام هستم

3
00:00:05,750 --> 00:00:08,819
‫دارم یاد می‌گیرم که چطور زنده بمونم
‫ولی مشکلاتی هم وجود داره

4
00:00:08,820 --> 00:00:10,720
‫تو بنده من هستی الینا
‫هر احساسی که فکر می‌کنی داری

5
00:00:10,721 --> 00:00:11,971
‫ممکنه حتی واقعی هم نباشه

6
00:00:11,972 --> 00:00:13,589
‫ولی الان روزنه امیدی وجود داره

7
00:00:13,590 --> 00:00:14,873
‫بگو اون شکارچی بهت گفت
‫که اون خالکوبی به چی ختم میشه

8
00:00:14,874 --> 00:00:16,475
‫گفت که یه دارو وجود داره

9
00:00:16,476 --> 00:00:18,678
‫هر کسی به یه دلیل متفاوت اونو می‌خواد

10
00:00:18,679 --> 00:00:19,896
‫برای انتقام

11
00:00:21,649 --> 00:00:24,183
‫برای انسان بودن و عاشق بودن

12
00:00:24,184 --> 00:00:25,284
‫برای حقیقت

13
00:00:25,285 --> 00:00:26,775
‫من دارم تو رو آزاد می‌کنم الینا

14
00:00:27,322 --> 00:00:29,156
‫و هیچ چیز جلودار بعضی افراد
‫برای بدست آوردنش نیست

15
00:00:29,157 --> 00:00:30,740
‫بـــزن

16
00:00:36,730 --> 00:00:41,167
‫کارول لاک‌وود همیشه می‌گفت که اتحاد

17
00:00:41,168 --> 00:00:42,952
‫در مواقع سختی

18
00:00:42,953 --> 00:00:45,738
‫باعث بهبودی میشه

19
00:00:45,739 --> 00:00:51,076
‫می‌گفت که یک جامعه قوی‌تر از
‫تک تک هزاران اعضای اونه

20
00:00:51,077 --> 00:00:53,679
‫اما یک جامعه چطور می‌تونه بعد از
‫از دست دادن رهبرش

21
00:00:53,680 --> 00:00:55,914
‫باز هم قوی بمونه؟

22
00:00:55,915 --> 00:00:59,518
‫کارول خیلی بیشتر از یک شهردار بود

23
00:00:59,519 --> 00:01:02,471
‫اون...

24
00:01:02,472 --> 00:01:05,324
‫یه دوست روشن‌فکر

25
00:01:06,643 --> 00:01:09,278
‫و یک مادر دل نگران بود

26
00:01:09,279 --> 00:01:11,647
‫که به واسطه یه حادثه وحشتناک

27
00:01:11,648 --> 00:01:14,951
‫خیلی زود از پیش ما رفت

28
00:01:16,486 --> 00:01:18,537
‫لعنت به این

29
00:01:18,538 --> 00:01:20,286
‫تایلر

30
00:01:20,287 --> 00:01:22,291
‫تایلر

31
00:01:25,829 --> 00:01:30,213
‫لطفاً در یک دقیقه سکوت برای گرامیداشت
‫او به من ملحق شید

32
00:01:47,985 --> 00:01:50,186
‫خوبی؟

33
00:01:50,187 --> 00:01:52,805
‫الان بر می گردم

34
00:01:52,806 --> 00:01:56,125
‫خیلی ممنونم

35
00:01:56,126 --> 00:01:59,578
‫بعد از هضم شوک این حادثه شهر
‫یک شهردار موقت انتخاب کرده

36
00:01:59,579 --> 00:02:02,031
‫خیلی از شما ایشون رو می‌شناسین

37
00:02:02,032 --> 00:02:04,039
‫لطفاً به آقای "رودی هاپکینز" خوش‌آمد بگین

38
00:02:09,790 --> 00:02:12,714
‫متشکرم کلانتر

39
00:02:12,715 --> 00:02:16,312
‫کارول لاک‌وود همیشه
‫این شهر رو در اولویت اول قرار میداد

40
00:02:16,313 --> 00:02:18,848
‫و به‌خاطر همینه که من اینجام
‫تا با شما صحبت کنم

41
00:02:18,849 --> 00:02:21,389
‫شما مردم...

42
00:02:37,367 --> 00:02:39,324
‫اپریل"؟"

43
00:02:40,871 --> 00:02:42,538
‫چی شده؟

44
00:02:42,539 --> 00:02:45,374
‫هیچی . من خوبم

45
00:02:45,375 --> 00:02:47,248
‫ولی داری گریه می‌کنی

46
00:02:48,462 --> 00:02:50,046
‫فقط به‌خاطر موضوع شهرداره

47
00:02:50,047 --> 00:02:52,128
‫میدونی ، قضیه بابام رو یادم میندازه

48
00:02:53,917 --> 00:02:55,799
‫و من میدونم که تو یه خون‌آشامی

49
00:02:57,504 --> 00:02:59,719
‫صبر کن ، چی؟

50
00:03:05,312 --> 00:03:06,979
‫این‌کار لازم بود؟

51
00:03:06,980 --> 00:03:08,565
‫نه ولی حال داد

52
00:03:08,700 --> 00:03:09,700
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

53
00:03:09,900 --> 00:03:14,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫قسمت ۱۰ : پس از مهمانی مدرسه</font>

54
00:03:14,500 --> 00:03:15,500
‫ترجمه و زیرنویس : عـــمـاد و نــوشــیـن

55
00:03:16,440 --> 00:03:19,658
‫هی ، اجتماع اجباری تمام شاگردای
‫مدرسه رو از دست داد

56
00:03:19,659 --> 00:03:20,893
‫خب ، به‌خاطر اینکه الان

57
00:03:20,894 --> 00:03:23,299
‫توی یه مهمونی اجباری مشروب خوردن
‫اونم به‌صورت تنهای تنها هستم

58
00:03:23,300 --> 00:03:24,933
‫جان من؟ تصمیم گرفتی دوباره

59
00:03:24,934 --> 00:03:26,918
‫بشی همون درّنده؟ اونم الان؟

60
00:03:26,919 --> 00:03:28,720
‫برادرم با الینا خوابیده

61
00:03:28,721 --> 00:03:30,755
‫پس یه‌جورایی همه کارای منو توجیه می‌کنه

62
00:03:30,756 --> 00:03:33,024
‫اولاً تو نباید اینو بدونی

63
00:03:33,025 --> 00:03:36,928
‫دوماً تایلر حسابی به‌هم ریخته
‫پس اولویت با اونه

64
00:03:36,929 --> 00:03:39,397
‫مادرش تازه مُرده
‫چه انتظاری داری؟

65
00:03:39,398 --> 00:03:41,733
‫من دوست‌دخترشم
‫انتظار دارم باهام حرف بزنه

66
00:03:41,734 --> 00:03:43,935
‫ولی در عوض همش عصبانیه
‫و هیچ . اینکه همه از مرگ مادرش

67
00:03:43,936 --> 00:03:45,937
‫به عنوان یه حادثه صحبت می‌کنن هم
‫هیچ کمکی نمی‌کنه

68
00:03:45,938 --> 00:03:49,574
‫که البته یه روش خیلی مؤدبانه برای
‫گفتن اینه که مادرش مست بوده

69
00:03:49,575 --> 00:03:51,209
‫تو فکر می‌کنی کلاوس اونو کشته؟

70
00:03:51,210 --> 00:03:54,245
‫خب ، فکر نمی‌کنم که
‫توی یه گیلاس مارتینی غرق شده باشه

71
00:03:54,246 --> 00:03:58,449
‫فقط بیا باهم باشیم
‫من تنهایی از پسش برنمیام

72
00:04:12,181 --> 00:04:13,515
‫اجتماع تموم شد

73
00:04:13,516 --> 00:04:15,350
‫چه خبر شده؟

74
00:04:15,351 --> 00:04:16,796
‫مدرسه به زودی خالی میشه

75
00:04:17,937 --> 00:04:20,688
‫چند دفعه به ذهن من نفوذ کردی؟

76
00:04:20,689 --> 00:04:23,274
‫فقط...فقط دروغ نگو

77
00:04:23,275 --> 00:04:25,160
‫ربکا میگه که دروغ میگی

78
00:04:25,161 --> 00:04:26,828
‫"ربکا اون کسی نیست که فکر می‌کنی "اپریل

79
00:04:27,389 --> 00:04:29,767
‫چیه؟ اون یه خون‌آشام اصیل هزار ساله نیست؟

80
00:04:29,768 --> 00:04:32,951
‫ببین ، می‌تونیم حلش کنیم . خب؟

81
00:04:32,952 --> 00:04:34,669
‫ولی باید از اینجا بریم بیرون

82
00:04:36,154 --> 00:04:39,027
‫شرمنده . اجازه‌ـشو ندارین

83
00:04:41,510 --> 00:04:42,994
‫چرا نمی‌گیری بشینی؟

84
00:04:42,995 --> 00:04:44,879
‫بقیه بچه‌های کلاس هم
‫تا چند دقیقه دیگه میرسن

85
00:04:49,351 --> 00:04:50,835
‫اولین پیغام ذخیره شده

86
00:04:50,836 --> 00:04:52,854
‫سلام ، منم

87
00:04:52,855 --> 00:04:55,857
‫ببین ، میدونم که چرا منو از خودت دور کردی

88
00:04:55,858 --> 00:04:58,843
‫تو فکر می‌کنی احساسی که بهت دارم
‫به‌خاطر اون پیمان بندگیه

89
00:04:58,844 --> 00:05:02,280
‫ولی من از نزدیک تو نبودن متنفرم...

90
00:05:09,572 --> 00:05:12,123
‫بیا ببینم . یه تکونی بخور

91
00:05:12,124 --> 00:05:15,146
‫من اومدم اینجا تا کمک حال تو باشم
‫نه اینکه دهنتو سرویس کنم

92
00:05:21,417 --> 00:05:22,487
‫باشه

93
00:05:23,053 --> 00:05:24,869
‫قبول ، قبول

94
00:05:24,870 --> 00:05:27,204
‫خیلی قلدری شدی

95
00:05:31,477 --> 00:05:32,760
‫دیدی؟

96
00:05:32,761 --> 00:05:35,597
‫نتونستم چشم ازش بردارم
‫لامصب اسلوموشن بود

97
00:05:35,598 --> 00:05:37,398
‫خب پس یه چیز به‌دردبخور یادم بده

98
00:05:37,399 --> 00:05:39,050
‫الان چند روزه که اینجاییم و تا الان

99
00:05:39,051 --> 00:05:40,755
‫تنها کاری که کردی این بوده که
‫دستور بدی و عربده بکشی

100
00:05:44,823 --> 00:05:46,511
‫باشه

101
00:05:47,928 --> 00:05:49,727
‫بگیر بشین ببینم آقای مدافع

102
00:05:49,728 --> 00:05:51,562
‫می‌خوام ببینم "بچه کاراته‌باز" شدی یا نه

103
00:05:51,563 --> 00:05:54,102
‫جرمی ، هنوز آمادگی اینو نداری

104
00:05:56,568 --> 00:05:57,814
‫خب؟

105
00:05:59,672 --> 00:06:03,945
‫حالا تنها کاری که باید بکنم
‫اینه که یه‌کم زیر گلوت رو فشار بدم

106
00:06:07,763 --> 00:06:09,931
‫واقعاً دوباره می‌خوای؟

107
00:06:12,584 --> 00:06:13,830
‫باشه

108
00:06:15,387 --> 00:06:17,388
‫سه روز پشت سر هم پپرونی دوبل

109
00:06:17,389 --> 00:06:19,307
‫شماها چیز دیگه‌ای نمی‌خورین؟

110
00:06:19,308 --> 00:06:21,129
‫چیه؟ داری تعارف میزنی؟

111
00:06:22,394 --> 00:06:23,978
‫اینم یه‌کم پول اضافه

112
00:06:23,979 --> 00:06:25,697
‫چند روزی بیخیال پیتزا آوردن میشی

113
00:06:25,698 --> 00:06:27,802
‫هر چقدرم که التماست کردن برنمیگردی اینجا

114
00:06:29,652 --> 00:06:31,152
‫شرمنده بچه‌ها

115
00:06:31,153 --> 00:06:32,453
‫حالا می‌خوای بهمون گشنگی بدی؟

116
00:06:32,454 --> 00:06:34,939
‫یه شکارچی شدن
‫این سختی‌ها رو هم داره

117
00:06:34,940 --> 00:06:37,992
‫حالا دو دور
‫دور دریاچه بدو

118
00:06:40,796 --> 00:06:42,580
‫همراهیش کن

119
00:06:42,581 --> 00:06:44,465
‫من مجبور نیستم به حرف تو گوش بدم

120
00:06:44,466 --> 00:06:46,070
‫اگه می‌خوای چیزی واسه خوردن
‫گیرت بیاد پس مجبوری

121
00:06:54,426 --> 00:06:57,128
‫نزدیک تو بودن...
‫و دلم برات تنگ شده دیمن

122
00:06:57,129 --> 00:06:59,167
‫کاش میذاشتی بیام پیشت

123
00:07:03,969 --> 00:07:05,403
‫چیه؟

124
00:07:05,404 --> 00:07:06,854
‫حدس بزن کی هستم

125
00:07:06,855 --> 00:07:08,639
‫من برگشتم . رها از خنجر

126
00:07:08,640 --> 00:07:09,974
‫و الینا رو توی دبیرستان گروگان گرفتم

127
00:07:09,975 --> 00:07:11,359
‫فقط فکر کردم بهتره که بدونی

128
00:07:11,360 --> 00:07:12,610
‫کدوم احمقی اونقدر خر بوده

129
00:07:12,611 --> 00:07:13,811
‫که خنجر رو از بدن تو بیرون کشیده؟

130
00:07:13,812 --> 00:07:15,830
‫این سؤالا رو امروز مطرح می‌کنم

131
00:07:15,831 --> 00:07:17,332
‫زودی می‌بینمت

132
00:07:28,043 --> 00:07:30,044
‫فقط در صورتی باهات صحبت می‌کنم

133
00:07:30,045 --> 00:07:32,575
‫که آمادگیشو داشته باشی
‫که به تمدن برگردی

134
00:07:32,576 --> 00:07:36,517
‫دلت می‌خواد چوب درخت بلوط سفید رو
‫چطوری توی قلب ربکا فرو کنی؟

135
00:07:36,518 --> 00:07:41,606
‫اگه معنیش اینه که دست از مشروب خوردن
‫توی رستوران کشیدی چرا که نه؟

136
00:07:41,607 --> 00:07:43,358
‫پس...

137
00:07:43,359 --> 00:07:45,393
‫اولین سخنرانیت رو هم انجام دادی

138
00:07:45,394 --> 00:07:47,895
‫حالا برای بخش خوشگذرونی

139
00:07:47,896 --> 00:07:50,531
‫به دنیای لاپوشونی‌های محتاطانه خوش اومدی

140
00:07:50,532 --> 00:07:53,350
‫ما مرگ کارول رو به‌خاطر
‫ضربه مغزی بر اثر سقوط ثبت کردیم

141
00:07:53,351 --> 00:07:55,236
‫این گزارش رسمی پزشک قانونیه

142
00:07:55,237 --> 00:07:57,688
‫به این راحتی‌ها هم نمُرده ، نه؟

143
00:07:57,689 --> 00:07:59,240
‫سر نخی نداریم؟

144
00:07:59,241 --> 00:08:00,908
‫یه سری ایده داریم

145
00:08:00,909 --> 00:08:02,076
‫بذار حدس بزنم

146
00:08:02,077 --> 00:08:03,878
‫دندون تیز و آداب غذاخوری غلط؟

147
00:08:03,879 --> 00:08:05,997
‫مطمئنی اینو می‌خوای؟

148
00:08:05,998 --> 00:08:08,666
‫یعنی این شغل به ۶ نفر
‫قبل از تو پیشنهاد شد

149
00:08:08,667 --> 00:08:10,385
‫همشون به یه دلیل اونو رد کردن

150
00:08:10,386 --> 00:08:12,236
‫من به یه دلیل دارم قبولش می‌کنم

151
00:08:12,237 --> 00:08:14,889
‫و دلیل من همین الان وارد سالن شد

152
00:08:16,341 --> 00:08:18,760
‫- اگر چیزی فهمیدیم بهتون خبر میدم
‫- ممنون کلانتر

153
00:08:18,761 --> 00:08:21,345
‫سلام کلانتر ، سلام بابا

154
00:08:21,346 --> 00:08:23,898
‫- سلام
‫- پس...

155
00:08:23,899 --> 00:08:26,717
‫این آدمی که دارو زیاد مصرف می‌کنه
‫به‌خاطر اومدن این همه راه شاکی شده

156
00:08:26,718 --> 00:08:29,737
‫خبردار شدم که چندتا از دوستات
‫توی اجتماع حاضر نشدن

157
00:08:29,738 --> 00:08:31,939
‫برای یه اجتماع اجباری خیلی زیاده . نه؟

158
00:08:31,940 --> 00:08:33,908
‫بابا ، تمومش کن

159
00:08:33,909 --> 00:08:36,861
‫تو نمی‌تونی بیای اینجا
‫و شروع کنی به قانون وضع کردن

160
00:08:36,862 --> 00:08:39,363
‫من فکر می‌کنم این شهر می‌تونه
‫از چندتا قانون بیشتر استفاده کنه

161
00:08:39,364 --> 00:08:41,949
‫داری فراموش می‌کنی که من می‌تونم
‫بهت توی محافظت از این شهر کمک کنم

162
00:08:41,950 --> 00:08:45,787
‫من کاملاً از موهبت‌های تو اطلاع دارم بانی

163
00:08:45,788 --> 00:08:47,939
‫ولی یادت نره که من پدرتم

164
00:08:47,940 --> 00:08:50,758
‫این باعث میشه من از تو محافظت کنم

165
00:09:07,100 --> 00:09:09,500
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" طبقه ۲ امن‌ـه "</font>

166
00:09:34,500 --> 00:09:37,500
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">طبقه اول ، من حواسشو پرت می‌کنم"
‫" تو بهش خنجر بزن</font>

167
00:09:38,507 --> 00:09:39,952
‫سلام استفن

168
00:09:41,426 --> 00:09:44,095
‫من اینجام . چی می‌خوای؟

169
00:09:44,096 --> 00:09:47,181
‫همون چیزی رو می‌خوام که اون‌موقعی که
‫به کلاوس کمک کردی تا به من خنجر بزنه می‌خواستم

170
00:09:47,182 --> 00:09:48,850
‫اون دارو

171
00:09:51,904 --> 00:09:54,634
‫امیدوارم منتظر کرولاین نباشی
‫که بیاد و به من خنجر بزنه

172
00:09:56,658 --> 00:09:58,971
‫چون زودتر از تو پیداش کردم

173
00:10:08,868 --> 00:10:10,118
‫استفن

174
00:10:10,119 --> 00:10:11,743
‫گفتم می‌تونی تکون بخوری؟

175
00:10:14,039 --> 00:10:16,007
‫کلاس حالا به‌طور رسمی شروع میشه

176
00:10:16,008 --> 00:10:18,376
‫به ذهن همتون نفوذ شده
‫همه قوانین رو میدونین

177
00:10:18,377 --> 00:10:21,045
‫حالا صادقانه به سؤالای من جواب بدین

178
00:10:21,046 --> 00:10:22,881
‫بدون سرپیچی

179
00:10:22,882 --> 00:10:24,165
‫هیچ‌کس هم از اینجا بیرون نمیره

180
00:10:24,166 --> 00:10:26,167
‫اپریل" ، یادداشت کن"

181
00:10:26,168 --> 00:10:28,093
‫توی این شهر فقط اینطوری
‫می‌تونی به جواب برسی

182
00:10:28,094 --> 00:10:30,438
‫بیاین با یه امتحان کوچیک شروع کنیم

183
00:10:30,439 --> 00:10:34,008
‫در سال ۱۱۱۴ برادرم در مورد
‫البته با تشکر از برادر تو

184
00:10:34,009 --> 00:10:36,677
‫پیمان برادری شکارچی خون‌آشام‌ها
‫با خالکوبی‌هایی فهمید

185
00:10:36,678 --> 00:10:38,646
‫که با هر قتل بیشتر گسترش پیدا می‌کرد

186
00:10:38,647 --> 00:10:42,033
‫و اون خالکوبی‌ها چه چیزی رو
‫آشکار می‌کردن الینا؟

187
00:10:42,034 --> 00:10:43,534
‫یه نقشه

188
00:10:43,535 --> 00:10:46,454
‫که به چه چیزی ختم می‌شد کرولاین؟

189
00:10:46,455 --> 00:10:47,989
‫یه دارو برای خون‌آشام بودن

190
00:10:47,990 --> 00:10:50,024
‫عالیه . پس هممون درسامونو خوندیم

191
00:10:50,025 --> 00:10:53,027
‫استفن سالواتور ، آخرین باری که همدیگه رو دیدیم

192
00:10:53,028 --> 00:10:56,030
‫تو یه شکارچی خون‌آشام داشتی
‫ولی برای رمزگشایی اون نقشه

193
00:10:56,031 --> 00:10:58,366
‫به مکان شمشیر اون شکارچی نیاز داشتی

194
00:10:58,367 --> 00:11:02,754
‫که به واسطه چندتا حقه خیلی کثیف
‫اونو از زیر زبون من کشیدی

195
00:11:02,755 --> 00:11:05,390
‫با فرض اینکه اون شمشیر رو پیدا کرده باشی
‫پس باید دارو رو هم پیدا کرده باشی

196
00:11:05,391 --> 00:11:07,842
‫ولی هنوزم همتون خون‌آشامین

197
00:11:07,843 --> 00:11:09,560
‫که این یعنی یه جای کار می‌لنگه

198
00:11:09,561 --> 00:11:10,845
‫چی‌کار می‌کنی؟

199
00:11:10,846 --> 00:11:13,898
‫خودت ازم خواستی یادداشت کنم

200
00:11:13,899 --> 00:11:15,566
‫داشتم تیکه مینداختم عزیزم

201
00:11:15,567 --> 00:11:17,602
‫ولی حالا که بحثش شد
‫یه نمودار جدولی هم به‌درد می‌خوره

202
00:11:17,603 --> 00:11:20,353
‫که یعنی یه سری کارت و سوزن . برو ببینم

203
00:11:22,107 --> 00:11:23,775
‫داری وقتتو تلف می‌کنی

204
00:11:23,776 --> 00:11:25,726
‫ما هیچی نمیدونیم

205
00:11:25,727 --> 00:11:27,745
‫پس یعنی بیخیال شدین؟

206
00:11:27,746 --> 00:11:30,448
‫فکر کردم هر کاری می‌کنی
‫تا الینا رو نجات بدی

207
00:11:30,449 --> 00:11:33,084
‫حتی اگه به این معنی باشه که
‫خودت دارو رو مصرف کنی

208
00:11:33,085 --> 00:11:34,993
‫تا بتونی پیر شی و کنارش بمیری

209
00:11:38,590 --> 00:11:40,916
‫چرا انقدر غافلگیر به نظر میرسی؟

210
00:11:46,298 --> 00:11:48,006
‫از یه چیزی خبر ندارم . اون چیه؟

211
00:11:50,135 --> 00:11:52,052
‫اونا به‌هم زدن . خب؟

212
00:11:53,856 --> 00:11:55,189
‫حالا بذار بریم

213
00:11:55,190 --> 00:11:56,765
‫به‌هم زدین؟

214
00:11:58,310 --> 00:12:00,111
‫صبر کن ، من گیج شدم

215
00:12:00,112 --> 00:12:03,730
‫فکر می‌کردم الینا عشق افسانه‌ای توئه استفن

216
00:12:05,985 --> 00:12:08,036
‫ازت پرسیدم چه اتفاقی افتاده

217
00:12:08,037 --> 00:12:10,038
‫و تو باید بهم بگی

218
00:12:10,039 --> 00:12:12,280
‫اون با دیمن خوابیده

219
00:12:29,641 --> 00:12:30,966
‫خوبه

220
00:12:32,294 --> 00:12:33,961
‫حالا...

221
00:12:35,431 --> 00:12:38,266
‫حالا طوری پرش کن که انگار
‫زندگیت بهش بستگی داره چون داره

222
00:12:38,267 --> 00:12:39,800
‫طوری رفتار نکن که
‫انگار زندگی من برات مهمه

223
00:12:39,801 --> 00:12:41,635
‫فقط اون نشان شکارچی
‫و دارو برای الینا برات مهمه

224
00:12:41,636 --> 00:12:43,604
‫تا دیگه بنده کون تو نباشه

225
00:12:43,605 --> 00:12:45,973
‫جفتش ملزم به اینه که تو زنده باشی

226
00:12:45,974 --> 00:12:50,644
‫به‌خاطر همینم هست که "استتوس ریلِیشِن" خودمون رو
‫به "قضیه‌اش پیچیده‌ست" تغییر دادم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اشاره به فیس‌بوک)</font>

227
00:12:52,948 --> 00:12:54,832
‫اصلاً باهاش حرف زدی؟

228
00:12:54,833 --> 00:12:56,484
‫الینا؟

229
00:12:56,485 --> 00:12:58,202
‫شاید

230
00:12:58,203 --> 00:13:01,172
‫چیه؟ دیگه پیغام صوتی نداری
‫که بهش گوش کنی؟

231
00:13:01,173 --> 00:13:04,292
‫معذرت می‌خوام ، مزاحم وقت بازیتون شدم؟

232
00:13:04,293 --> 00:13:05,460
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

233
00:13:05,461 --> 00:13:08,629
‫دارم از مناظر و بوی طبیعت استفاده می‌کنم

234
00:13:08,630 --> 00:13:10,465
‫که هیچ‌کدومشون نشانی از

235
00:13:10,466 --> 00:13:11,849
‫گوشت در حال پوسیدن یه خون‌آشام ندارن

236
00:13:11,850 --> 00:13:14,218
‫به‌خاطر همین یه‌کم نگران شدم

237
00:13:14,219 --> 00:13:16,270
‫تا حالا چندتا خون‌آشام کشته؟

238
00:13:16,271 --> 00:13:19,674
‫اگه الان جرمی رو پرت کنیم
‫توی دنیا تیکه‌پاره میشه

239
00:13:19,675 --> 00:13:22,060
‫خب ببین ، اینکه نشد عدد

240
00:13:22,061 --> 00:13:24,062
‫دوازده...این اسمش یه عدده

241
00:13:24,063 --> 00:13:25,313
‫تعداد دورگه‌های خودمه

242
00:13:25,314 --> 00:13:27,315
‫که با شمشیرم سلاخی کردم

243
00:13:27,316 --> 00:13:29,484
‫سه...این تعداد روزهاییه که طول کشید

244
00:13:29,485 --> 00:13:31,185
‫تا میل به کشتن برادرت فروکش کنه
‫اونم بعد از اینکه

245
00:13:31,186 --> 00:13:34,205
‫میدونست ولی فقط رفتن من رو
‫توی تله مرگ رو تماشا کرد

246
00:13:34,206 --> 00:13:35,540
‫یک

247
00:13:35,541 --> 00:13:38,543
‫تعداد وظایف توئه

248
00:13:38,544 --> 00:13:42,413
‫تو اینجایی تا نشان جرمی رو گسترش بدی

249
00:13:42,414 --> 00:13:45,383
‫پس دوباره می‌پرسم

250
00:13:45,384 --> 00:13:48,886
‫از وقتی که اینجاست تا حالا
‫چندتا خون‌آشام کشته؟

251
00:13:48,887 --> 00:13:51,038
0

252
00:13:51,039 --> 00:13:53,381
‫بدم شد که

253
00:13:54,760 --> 00:13:56,727
‫من به اون دارو نیاز دارم

254
00:13:56,728 --> 00:13:59,046
‫هر چه زودتر بهتر

255
00:13:59,047 --> 00:14:02,066
‫چون باعث میشه تعداد گرگینه‌ها کمتر بشه
‫و خیلی چیزای دیگه

256
00:14:02,067 --> 00:14:04,235
‫چه کمکی از من برمیاد؟

257
00:14:04,236 --> 00:14:06,437
‫میدونی...

258
00:14:06,438 --> 00:14:09,407
‫حالا که بحثشو پیش کشیدی

259
00:14:09,408 --> 00:14:11,609
‫جرمی ، تماشا کن و یاد بگیر

260
00:14:16,782 --> 00:14:19,074
‫این به‌خاطر کارول لاک‌وود بود

261
00:14:23,922 --> 00:14:27,625
‫پس الینای خون‌آشام یه جنده‌ست
‫که از پسرای بد خوشش میاد

262
00:14:27,626 --> 00:14:29,743
‫و این بوی گند الکل دهن استفن رو توجیه می‌کنه

263
00:14:29,744 --> 00:14:34,932
‫اما چیزی که توجیه نمیشه اینه که چرا
‫الینای ناز و معصوم و

264
00:14:34,933 --> 00:14:40,188
‫دوست‌داشتنی می‌تونه انقدر
‫نسبت به استفن سنگدل باشه

265
00:14:43,976 --> 00:14:46,935
‫چطوری تونست انقدر بهت صدمه بزنه؟
‫جواب بده لطفاً

266
00:14:48,230 --> 00:14:49,664
‫اینو اون‌موقع نمیدونست

267
00:14:49,665 --> 00:14:51,272
‫ولی اون بنده دیمن شده بود

268
00:14:54,203 --> 00:14:57,271
‫یه پیمان بندگی...شگفت‌انگیزه

269
00:14:57,736 --> 00:14:59,440
‫و خودت در موردش چی فکر می‌کنی الینا؟

270
00:14:59,441 --> 00:15:02,793
‫فکر می‌کنم تو ناراحتی
‫و حوصلت سر رفته

271
00:15:02,794 --> 00:15:05,446
‫و شدیداً به یه سرگرمی نیاز داری

272
00:15:05,447 --> 00:15:08,782
‫داری یه چیزیو قایم می‌کنی
‫اعتراف کن

273
00:15:08,783 --> 00:15:12,170
‫به‌خاطر پیمان بندگی نبود
‫که با دیمن خوابیدم

274
00:15:12,171 --> 00:15:14,504
‫من با دیمن خوابیدم چون عاشقشم

275
00:15:27,019 --> 00:15:29,853
‫همه اینا چه ربطی به اون داروی احمقانه دارن؟

276
00:15:31,523 --> 00:15:34,025
‫درست میگی . از اصل موضوع منحرف شدیم

277
00:15:34,026 --> 00:15:36,994
‫استفن ، چطوری اون دارو رو پیدا کنم؟

278
00:15:36,995 --> 00:15:40,331
‫مگر اینکه ترجیح بدی تمام روز
‫درباره دیمن و الینا حرف بزنیم

279
00:15:40,332 --> 00:15:42,617
‫یه پروفسوری هست
‫اون میدونه اون دارو کجاست

280
00:15:42,618 --> 00:15:46,587
‫ممنون . راستی این پروفسور رو کجا پیدا کنم؟

281
00:15:46,588 --> 00:15:50,258
‫حالا من "موهبت" دارم؟
‫اون از میراث جادوگری من متنفره

282
00:15:50,259 --> 00:15:52,159
‫به‌خاطر همینه که همیشه سفر می‌کنه
‫نمی‌تونه باهاش کنار بیاد

283
00:15:52,160 --> 00:15:54,879
‫و حالا یه دفعه دلش می‌خواد
‫یه پدر حامی باشه؟

284
00:15:54,880 --> 00:15:56,847
‫نه . اینطوری نمیشه

285
00:15:56,848 --> 00:15:59,000
‫زودباش . حواسمو پرت کن

286
00:15:59,001 --> 00:16:04,472
‫هیچ چیز مربوط به مشاوره جادویی
‫وجود نداره که تا حالا بهم نشون نداده باشی؟

287
00:16:04,473 --> 00:16:06,224
‫ببین بانی ، متنفرم از اینکه اینو بهت میگم

288
00:16:06,225 --> 00:16:07,808
‫راستش میدونی چیه؟
‫حرفمو پس می‌گیرم

289
00:16:07,809 --> 00:16:10,177
‫افتخار می‌کنم که اینو بهت میگم

290
00:16:10,178 --> 00:16:11,612
‫تو دیگه به کمک من نیازی نداری

291
00:16:11,613 --> 00:16:13,563
‫در حقیقت...

292
00:16:18,537 --> 00:16:21,362
‫اینو می‌خواستم با یه کاپ کیک
‫یا یه هچین چیزی بهت بدم

293
00:16:24,960 --> 00:16:26,367
‫فارغ‌التحصیلیت مبارک

294
00:16:31,550 --> 00:16:32,717
‫خیلی قشنگه

295
00:16:32,718 --> 00:16:34,969
‫استخون انسانه

296
00:16:34,970 --> 00:16:39,557
‫افسانه‌ها میگن که جادوگر ۲۰۰ ساله
‫کتسیا" اونو همیشه با خود داشته"

297
00:16:39,558 --> 00:16:41,425
‫که ازش

298
00:16:41,426 --> 00:16:43,043
‫قدرت می‌گرفته

299
00:16:43,044 --> 00:16:47,047
‫بانی ، تو تا الان خیلی تند جلو اومدی

300
00:16:47,048 --> 00:16:49,049
‫اگر به نظر من اعتماد داری

301
00:16:49,050 --> 00:16:51,017
‫جادوی تو دقیقاً همونجاییه که باید باشه

302
00:16:52,271 --> 00:16:54,238
‫این یعنی من باید برم خونه؟

303
00:16:54,239 --> 00:16:57,106
‫این یعنی من یه عالمه برگه دارم
‫که باید تا فردا تصحیح کنم

304
00:16:57,107 --> 00:16:58,316
‫اینم معنیش همون بود

305
00:17:01,229 --> 00:17:02,946
‫"ممنونم "شِین

306
00:17:18,013 --> 00:17:19,930
‫خدای من

307
00:17:19,931 --> 00:17:21,415
‫کول

308
00:17:23,135 --> 00:17:24,884
‫شِین"؟"

309
00:17:47,125 --> 00:17:48,825
‫بهت گفتم نمی‌خوام حرف بزنم

310
00:17:48,826 --> 00:17:53,130
‫شنیدم تمام اون خشم رو
‫داری درون خودت حبس می‌کنی

311
00:17:53,131 --> 00:17:54,915
‫کرولاین بدجوری نگرانته

312
00:17:54,916 --> 00:17:56,133
‫ربکا؟

313
00:17:56,134 --> 00:17:57,718
‫سلام تایلر

314
00:17:57,719 --> 00:18:00,721
‫شنیدم برادرم حسابی زندگیتو
‫به خاک و خون کشیده

315
00:18:00,722 --> 00:18:04,474
‫حرفمو باور کن . درکت می‌کنم
‫بهت تسلیت میگم

316
00:18:04,475 --> 00:18:08,178
‫راستش چرا نمیای دبیرستان
‫تا بتونی تسلیت منو شخصاً بپذیری؟

317
00:18:08,179 --> 00:18:09,379
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

318
00:18:09,380 --> 00:18:11,431
‫چون دوست‌دخترت پیش منه

319
00:18:11,432 --> 00:18:14,727
‫شاید برای نجات دادن اون
‫نسبت به مادرت شانس بیشتری داشته باشی

320
00:18:14,919 --> 00:18:15,919
‫خدافظ

321
00:18:22,160 --> 00:18:24,828
‫خواهر

322
00:18:24,829 --> 00:18:26,179
‫اینو ببین

323
00:18:26,180 --> 00:18:28,181
‫تو از کلاوس هم بدتری

324
00:18:28,182 --> 00:18:29,983
‫کول...چه عجب

325
00:18:29,984 --> 00:18:31,785
‫چیزی که خواسته بودم رو برام آوردی؟

326
00:18:37,959 --> 00:18:39,543
‫تو باید "شِین" باشی

327
00:18:49,336 --> 00:18:51,688
‫اگه واسه تلافی اومدی پس زودتر بجنب

328
00:18:51,689 --> 00:18:54,858
‫ولی بعدش خودت باید
‫از اون شکارچی کوچولو مواظبت کنی

329
00:18:54,859 --> 00:18:57,177
‫میدونی...

330
00:18:57,178 --> 00:19:01,065
‫اگه یه‌کم زاویه رو بیشتر تنظیم کنی
‫می‌تونی به سطح تیزتری برسی

331
00:19:02,734 --> 00:19:05,902
‫خودم بلدم . ممنون

332
00:19:05,903 --> 00:19:07,871
‫حالا می‌فهمم چرا اون دورگه‌ها
‫ازت متنفر بودن

333
00:19:07,872 --> 00:19:09,206
‫خیلی رو مخی

334
00:19:09,207 --> 00:19:11,375
‫راستش من هنوزم گیجم

335
00:19:11,376 --> 00:19:14,061
‫که چرا جرمی هیچ خون‌آشامی رو نکشته

336
00:19:14,062 --> 00:19:15,612
‫داروینیسم کلاوس

337
00:19:15,613 --> 00:19:17,214
‫اون باید اول بتونه از خودش محافظت کنه

338
00:19:17,215 --> 00:19:19,866
‫قبل از اینکه بخوایم
‫اولین شکارش رو براش مهیا کنیم

339
00:19:19,867 --> 00:19:22,052
‫منم داشتم به این فکر می‌کردم
‫که تو اون داداش باحاله بودی

340
00:19:22,053 --> 00:19:24,037
‫خب ، بیا یه بازی کوچیک بکنیم . میشه؟

341
00:19:24,038 --> 00:19:26,006
‫جرمی به قربانی‌های بیشتری نیاز داره
‫و یه شهر پر از آدمایی وجود داره

342
00:19:26,007 --> 00:19:30,143
‫که اونطرف جاده منتظرن تا
‫به خون‌آشام تبدیل بشن و سلاخی بشن

343
00:19:30,144 --> 00:19:32,179
‫فکر کردی هیچ‌وقت به فکر خودم نرسیده کلاوس؟

344
00:19:32,180 --> 00:19:34,214
‫مسئله ناراحت کننده اینه که دیمن

345
00:19:34,215 --> 00:19:37,067
‫به ذهنت رسیده
‫ولی اونو نادیده گرفتی

346
00:19:37,068 --> 00:19:40,070
‫و حدس من اینه که این‌کار رو
‫برای تحت تأثیر قرار دادن الینا انجام دادی

347
00:19:40,071 --> 00:19:44,107
‫واسه اینکه خودتو توی دلش جا کنی
‫یه راهی پیدا می‌کنی تا جون آدمای بی‌گناه رو نجات بدی

348
00:19:44,108 --> 00:19:46,568
‫و جرمی رو توی یه مسیر معنوی و اخلاقی پرورش بدی

349
00:19:48,663 --> 00:19:51,782
‫به‌خاطر همینه که من یه سری
‫اصلاحات مورد نیاز رو انجام دادم

350
00:19:53,935 --> 00:19:55,828
‫تو چی‌کار کردی؟

351
00:20:02,126 --> 00:20:04,044
‫نگو که اون یه پیتزای دیگه سفارش داده

352
00:20:04,045 --> 00:20:05,629
‫نه . من فقط خیلی خرم

353
00:20:05,630 --> 00:20:08,014
‫بنزین تموم کردم
‫شارژ موبایلم هم تموم شد

354
00:20:08,015 --> 00:20:09,850
‫- فکر می‌کنی می‌تونم از موبایلت استفاده کنم؟
‫- آره . بیا تو

355
00:20:09,851 --> 00:20:11,802
‫من میرم بالا موبایلمو بیارم

356
00:20:15,857 --> 00:20:18,225
‫چه مرگشه؟

357
00:20:18,226 --> 00:20:20,110
‫تو دیگه اینجا چی‌کار می‌کنی؟

358
00:20:20,111 --> 00:20:21,695
‫ماشینم بنزین تموم کرده

359
00:20:21,696 --> 00:20:23,596
‫دوستت رفت موبایلشو برام بیاره

360
00:20:23,597 --> 00:20:24,981
‫خب ، منم می‌خوام برم دوش بگیرم

361
00:20:24,982 --> 00:20:27,192
‫ولی اگه بخوای می‌تونی داخل منتظر بمونی

362
00:20:34,325 --> 00:20:36,209
‫مرسی

363
00:20:42,049 --> 00:20:43,449
‫کول

364
00:20:43,450 --> 00:20:45,785
‫و ربکا مایکلسون...دو عضو

365
00:20:45,786 --> 00:20:48,422
‫خانواده خون‌آشام اصیل
‫عجب آدمای خفنی

366
00:20:49,740 --> 00:20:51,591
‫اون دارو کجاست؟

367
00:20:51,592 --> 00:20:54,344
‫نفوذ ذهنی جواب نمیده

368
00:20:54,345 --> 00:20:56,930
‫یه حقه کوچیکه که
‫توی تبت یاد گرفتم

369
00:20:56,931 --> 00:21:01,301
‫درسته . خب پس باید از روش‌های
‫قدیمی استفاده کنیم

370
00:21:01,302 --> 00:21:04,321
‫انقدر بزنش تا بگه
‫کجا می‌تونیم پیداش کنیم

371
00:21:08,743 --> 00:21:11,361
‫هنوزم به صندلی‌هاتون چسبیدین؟

372
00:21:11,362 --> 00:21:13,489
‫عجب فشار روانی توی فضای اینجا پیچیده

373
00:21:14,749 --> 00:21:16,783
‫بیاین یه‌کم هیجانش رو بیشتر کنیم

374
00:21:16,784 --> 00:21:19,169
‫الینا ، جرأت یا حقیقت؟

375
00:21:19,170 --> 00:21:21,321
‫دیگه از بازی‌های احمقانه تو خسته شدیم ربکا

376
00:21:21,322 --> 00:21:23,423
‫جرأت یا حقیقت الینا؟

377
00:21:23,424 --> 00:21:25,442
‫تو تحت اجبار ذهنی هستی
‫جواب بده

378
00:21:25,443 --> 00:21:26,752
‫جرأت

379
00:21:28,045 --> 00:21:29,880
‫ازت می‌خوام که حقیقت رو

380
00:21:29,881 --> 00:21:31,348
‫در مورد دیمن به استفن بگی

381
00:21:31,349 --> 00:21:32,758
‫جدّاً؟

382
00:21:38,356 --> 00:21:41,608
‫بودن با دیمن منو خوشحال می‌کنه

383
00:21:41,609 --> 00:21:43,860
‫دلقک‌ها تو رو خوشحال می‌کنن الینا

384
00:21:43,861 --> 00:21:45,478
‫بیشتر از جزئیات بگو

385
00:21:45,479 --> 00:21:48,281
‫وقتی پیششم...

386
00:21:49,700 --> 00:21:53,737
‫یه احساس غیرقابل‌پیش‌بینی
‫پیدا می‌کنم . انگار...

387
00:21:53,738 --> 00:21:55,697
‫انگار آزادم

388
00:21:57,959 --> 00:22:00,327
‫و وقتی پیش استفن هستی
‫چه احساسی داری؟

389
00:22:00,328 --> 00:22:02,095
‫بس کن

390
00:22:02,096 --> 00:22:04,080
‫نمی‌تونه . به ذهنش نفوذ شده

391
00:22:04,081 --> 00:22:07,918
‫اخیراً حس می‌کنم یه پروژه هستم

392
00:22:07,919 --> 00:22:12,005
‫حس می‌کنم یه ایراد هستم
‫که باید درست بشم

393
00:22:13,341 --> 00:22:15,742
‫فکر می‌کنم اونو ناراحت می‌کنم

394
00:22:15,743 --> 00:22:17,844
‫و نمی‌تونم اینطوری با کسی باشم

395
00:22:17,845 --> 00:22:20,397
‫چون...

396
00:22:20,398 --> 00:22:24,393
‫وقتی بهم نگاه می‌کنه تنها
‫چیزی که می‌بینه یه اسباب‌بازی خرابه

397
00:22:31,325 --> 00:22:33,277
‫هنوزم استفن رو دوست داری؟

398
00:22:35,029 --> 00:22:36,446
‫آره

399
00:22:38,416 --> 00:22:41,118
‫هنوز عاشق استفن هستی؟

400
00:22:42,670 --> 00:22:43,829
‫نه

401
00:22:50,094 --> 00:22:52,429
‫خیلی درد داشت...

402
00:22:52,430 --> 00:22:54,881
‫که یه نفر که عاشقشی
‫توی قلبت خنجر فرو کنه؟

403
00:22:54,882 --> 00:22:56,182
‫برو به جهنم

404
00:22:56,183 --> 00:22:59,553
‫خیلی درد داشت؟

405
00:23:04,442 --> 00:23:05,767
‫آره

406
00:23:09,196 --> 00:23:13,108
‫پس به ۹۰۰ سال اخیر زندگی من خوش اومدی

407
00:23:18,289 --> 00:23:21,791
‫چه خوب . پس اومدی
‫دیگه داشتم کف می‌کردم

408
00:23:21,792 --> 00:23:23,293
‫اینجا چه خبره؟

409
00:23:23,294 --> 00:23:25,662
‫با دقت به قوانین گوش کن

410
00:23:25,663 --> 00:23:28,781
‫توی ساختمون بمونین
‫توی راهروها هم مثل خون‌آشام فرار نمی‌کنین

411
00:23:28,782 --> 00:23:30,500
‫از چی مثل خون‌آشام فرار کنیم؟

412
00:23:34,672 --> 00:23:36,473
‫- تبدیل شو
‫- چی؟

413
00:23:36,474 --> 00:23:38,391
‫اون نمی‌تونه . کنترلشو از دست میده

414
00:23:38,392 --> 00:23:39,809
‫تمام نکته‌اش همینجاست

415
00:23:39,810 --> 00:23:41,428
‫خسته شدم از این همه دانایی شما

416
00:23:41,429 --> 00:23:43,680
‫حالا من اون پروفسور رو دارم
‫تا کمکم کنه اون دارو رو پیدا کنه

417
00:23:43,681 --> 00:23:45,298
‫شما فقط عضوی از مسابقه هستین

418
00:23:45,299 --> 00:23:48,184
‫هر کی اول پیداش کنه
‫تصمیم می‌گیره باهاش چی‌کار کنه

419
00:23:48,185 --> 00:23:52,022
‫ازش استفاده کنه . تقسیمش کنه
‫نابودش کنه . نگهش داره

420
00:23:52,023 --> 00:23:53,657
‫دلم می‌خواد نفر اول خودم باشم

421
00:23:53,658 --> 00:23:55,442
‫ولی اگه تبدیل بشم می‌کشون

422
00:23:56,994 --> 00:23:58,612
‫آره . همین کار رو می‌کنی

423
00:24:00,448 --> 00:24:02,199
‫تبدیل شو

424
00:24:21,583 --> 00:24:23,784
‫موبایلتو پیدا کردی؟

425
00:24:28,043 --> 00:24:29,373
‫ولم کن

426
00:24:29,374 --> 00:24:30,419
‫ولم کن

427
00:24:52,480 --> 00:24:57,479
‫- بانی؟ از کجا فهمیدی همه اینجان؟
‫- همه دیگه کیه؟ من اومدم "شِین" رو پیدا کنم

428
00:24:57,480 --> 00:25:00,779
‫از یه افسون جی.پی.اس مکان‌یاب جادویی
‫یا یه همچین چیزی استفاده کردی؟

429
00:25:01,090 --> 00:25:03,090
‫ربکا بهم گفته که تو یه جادوگری

430
00:25:03,091 --> 00:25:05,287
‫ربکا؟ اینجا چه خبره؟

431
00:25:05,288 --> 00:25:07,911
‫ربکا به ذهن استفن ، الینا
‫و کرولاین نفوذ کرده

432
00:25:07,912 --> 00:25:10,292
‫داره مجبورشون می‌کنه حقیقت رو بگن
‫تا یه تغییراتی ایجاد بشه

433
00:25:10,766 --> 00:25:12,766
‫چیه؟

434
00:25:12,767 --> 00:25:14,351
‫کسی نمی‌تونه به ذهن "شِین" نفوذ کنه

435
00:25:14,352 --> 00:25:17,471
‫مجبور میشه شکنجه‌ـش کنه
‫تا بفهمه اون چی میدونه

436
00:25:17,472 --> 00:25:19,907
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- نمک لازم دارم

437
00:25:19,908 --> 00:25:22,276
‫فکر کنم همینجا یه‌کم دیده بودم

438
00:25:28,700 --> 00:25:30,484
‫چی‌کار می‌کنی؟

439
00:25:30,485 --> 00:25:32,102
‫اگر این آویزه منو به "شِین" متصل کنه

440
00:25:32,103 --> 00:25:33,858
‫اون‌وقت می‌تونم یه افسون محافظت رو اجرا کنم

441
00:25:53,224 --> 00:25:55,392
‫اون دارو کجاست؟

442
00:25:59,731 --> 00:26:01,427
‫اون دارو کجاست؟

443
00:26:14,189 --> 00:26:16,580
‫تو که انسانی . تو واسه چی می‌خوایش؟

444
00:26:16,581 --> 00:26:17,814
‫همه قشنگیش به همینه

445
00:26:17,815 --> 00:26:19,249
‫دارو واسه خودتون
‫من فقط "سایلاس" رو می‌خوام

446
00:26:19,250 --> 00:26:21,835
‫نه

447
00:26:23,338 --> 00:26:25,488
‫تو در مورد "سایلاس" چی میدونی؟

448
00:26:25,489 --> 00:26:27,457
‫اون اولین موجود جاویدان دنیاست

449
00:26:27,458 --> 00:26:30,093
‫همون کسی که اتفاقاً
‫با اون دارو حبس و زندانی شده

450
00:26:30,094 --> 00:26:32,166
‫و من می‌خوام آزادش کنم

451
00:26:32,167 --> 00:26:33,500
‫نه

452
00:26:38,803 --> 00:26:40,303
‫اپریل"؟"

453
00:26:42,473 --> 00:26:43,940
‫چه اتفاقی داره میفته؟

454
00:26:52,316 --> 00:26:54,117
‫بس کن

455
00:27:02,326 --> 00:27:03,577
‫مُرده‌ـش به درد ما نمی‌خوره

456
00:27:03,578 --> 00:27:04,861
‫نشنیدی چی گفت؟

457
00:27:04,862 --> 00:27:06,325
‫سایلاس" هممونو می‌کشه خواهر"

458
00:27:06,749 --> 00:27:10,000
‫سایلاس" وجود نداره"
‫اون یه افسانه‌ست

459
00:27:10,001 --> 00:27:12,552
‫که واسه ترسوندن بچه‌ها سر هم شده
‫تا غذاهاشونو بخورن

460
00:27:12,553 --> 00:27:14,583
‫سایلاس" خیلی هم واقعیه"

461
00:27:16,557 --> 00:27:18,541
‫من میدونم کجا دفن شده

462
00:27:18,542 --> 00:27:20,761
‫و بزودی افسون بیدار کردنش رو بدست میارم

463
00:27:20,762 --> 00:27:22,596
‫صبر کن ببینم ، داری دروغ میگی

464
00:27:22,597 --> 00:27:25,552
‫- تو نمی‌تونی بهش برسی
‫- بدون اون سنگ قبر؟

465
00:27:25,984 --> 00:27:28,518
‫مردن دوازده نفر در یک فداکاری خونی؟

466
00:27:28,519 --> 00:27:30,237
‫باور کن خودم میدونم

467
00:27:30,238 --> 00:27:31,988
‫این‌کارها رو کردم

468
00:27:31,989 --> 00:27:35,225
‫این کشتارها رو خودم برنامه‌ریزی کردم

469
00:27:35,226 --> 00:27:38,662
‫تو بودی که انجمن رو منفجر کردی

470
00:27:38,663 --> 00:27:41,448
‫اون یه فداکاری شرافتمندانه بود

471
00:27:41,449 --> 00:27:44,284
‫و البته موقتی

472
00:27:44,285 --> 00:27:46,753
‫چون وقتی "سایلاس" رو بیدار کنم

473
00:27:46,754 --> 00:27:49,172
‫سایلاس" هم مرده‌ها رو بیدار می‌کنه"

474
00:27:49,173 --> 00:27:52,876
‫تمام کسانی که به‌خاطر اون مُردن رو

475
00:27:52,877 --> 00:27:55,595
‫دوباره زنده می‌کنه

476
00:27:55,596 --> 00:27:57,013
‫نــه

477
00:28:02,804 --> 00:28:04,800
‫اپریل"...خدای من"

478
00:28:22,206 --> 00:28:24,324
‫می‌تونم باهاش بجنگم

479
00:28:42,393 --> 00:28:44,928
‫از اینجا برین بیرون

480
00:28:44,929 --> 00:28:46,925
‫برین

481
00:28:49,183 --> 00:28:52,402
‫این در نمی‌تونه جلوشو بگیره

482
00:29:48,929 --> 00:29:50,587
‫باید ازم تشکر کنی

483
00:29:50,588 --> 00:29:52,473
‫تو تنها شانس من
‫برای پیدا کردن اون دارو رو کشتی

484
00:29:52,474 --> 00:29:55,008
‫اگه "سایلاس" آزاد بشه
‫توی زمین جهنم برپا می‌کنه

485
00:29:55,009 --> 00:29:57,794
‫و رک بگم خواهر...

486
00:29:57,795 --> 00:30:00,347
‫فکر نمی‌کنم که تو می‌تونستی
‫باهاش کنار بیای

487
00:30:00,348 --> 00:30:01,649
‫اینو از کجا آوردی؟

488
00:30:01,650 --> 00:30:03,567
‫به راحتی

489
00:30:40,105 --> 00:30:42,055
‫بانی

490
00:30:42,056 --> 00:30:44,691
‫کمک...یکی کمک کنه

491
00:30:46,478 --> 00:30:47,611
‫بانی ، چه خبر شده؟

492
00:30:47,612 --> 00:30:48,612
‫اون به کمک نیاز داره

493
00:30:48,613 --> 00:30:50,114
‫چی شده؟

494
00:30:50,115 --> 00:30:53,117
‫من یه افسون محافظت خوندم
‫ولی در اصل "شِین" رو به "اپریل" متصل کرد

495
00:30:53,118 --> 00:30:54,535
‫و تو نمی‌تونستی کنترلش کنی؟

496
00:30:54,536 --> 00:30:56,069
‫حتی نمیدونستم که خودم دارم این‌کار رو می‌کنم

497
00:30:56,070 --> 00:30:57,704
‫معمولاً خودم درد رو حس می‌کنم
‫یا خونریزی می‌کنم ولی این‌دفعه فقط

498
00:30:57,705 --> 00:30:59,959
‫قدرت بیشتری حس کردم

499
00:31:02,627 --> 00:31:04,027
‫چیزی نیست . چیزی نیست

500
00:31:04,505 --> 00:31:07,697
‫حالت خوبه . حالت خوبه
‫تو حالت خوبه

501
00:31:08,259 --> 00:31:09,866
‫بانی ، اونو از این مدرسه ببر بیرون

502
00:31:09,867 --> 00:31:13,086
‫فقط مواظب باش
‫تایلر اون بیرونه و تبدیل هم شده

503
00:31:13,087 --> 00:31:14,588
‫شما چی؟

504
00:31:14,589 --> 00:31:16,518
‫نه . ما نمی‌تونیم بریم
‫ربکا مجبورمون کرده

505
00:31:16,519 --> 00:31:19,843
‫فقط برو . بعداً به حساب اون میرسیم

506
00:31:27,235 --> 00:31:28,268
‫استفن

507
00:31:28,269 --> 00:31:29,322
‫نه

508
00:31:29,738 --> 00:31:31,908
‫استفن ، باید درباره این موضوع
‫حرف بزنیم . خواهش می‌کنم

509
00:31:31,909 --> 00:31:33,857
‫درباره چی حرف بزنیم؟

510
00:31:33,858 --> 00:31:36,944
‫اینکه چند روش دیگه وجود داره
‫که بتونی قلب منو از سینه دربیاری؟

511
00:31:36,945 --> 00:31:37,997
‫متأسفم

512
00:31:38,447 --> 00:31:40,230
‫متأسفی که این اتفاق افتاد
‫یا متأسفی که من فهمیدم؟

513
00:31:40,231 --> 00:31:42,633
‫به‌خاطر همه چیز متأسفم

514
00:31:42,634 --> 00:31:44,234
‫واقعاً متأسفم استفن

515
00:31:44,235 --> 00:31:48,672
‫نمی‌خواستم اذیتت کنم
‫اینو نمی‌خواستم

516
00:31:51,426 --> 00:31:55,223
‫چرا آدمایی که کمتر از همه دوستشون دارم
‫بیشتر از همه عمر می‌کنن؟

517
00:32:01,886 --> 00:32:04,354
‫تایلر

518
00:32:24,964 --> 00:32:28,049
‫واقعاً متأسفم

519
00:32:28,050 --> 00:32:30,635
‫تقصیر تو نبوده

520
00:32:32,638 --> 00:32:35,840
‫چرا ، بود

521
00:32:35,841 --> 00:32:38,393
‫همش...

522
00:32:38,394 --> 00:32:40,728
‫همش تقصیر منه

523
00:32:42,181 --> 00:32:45,049
‫نه تایلر

524
00:32:45,050 --> 00:32:47,485
‫باید نجاتش میدادم

525
00:32:57,579 --> 00:32:58,780
‫اونو قاطی این ماجرا نکن

526
00:32:58,781 --> 00:33:00,415
‫یه چیزیه بین من و تو

527
00:33:00,416 --> 00:33:03,368
‫هنوزم داری سنگ اونو به سینه میزنی؟

528
00:33:03,369 --> 00:33:06,584
‫باید قلب شکسته‌ات رو از سینه دربیارم

529
00:33:06,585 --> 00:33:09,924
‫و جای زخمش رو بهت نشون بدم
‫که کار الینا گیلبرته؟

530
00:33:12,901 --> 00:33:14,067
‫یه راه‌حل

531
00:33:14,068 --> 00:33:15,869
‫برای تمام مشکلاتت وجود داره

532
00:33:15,870 --> 00:33:17,472
‫می‌تونم به ذهنش نفوذ کنم

533
00:33:17,957 --> 00:33:22,602
‫و تک تک خاطراتی که از تو داره رو پاک کنم

534
00:33:22,603 --> 00:33:24,354
‫تمام روزایی که باهم گذروندین

535
00:33:24,355 --> 00:33:29,651
‫تمام بوسه‌ها ، تمام دروغ‌ها
‫تک تک دردهایی که کشیده

536
00:33:29,652 --> 00:33:34,638
‫می‌تونم تمام ذرات عشقی که
‫نسبت به تو داره رو ازش بگیرم

537
00:33:34,639 --> 00:33:36,590
‫و به جفتتون یه شروع دوباره بدم

538
00:33:36,591 --> 00:33:39,042
‫فقط لب تر کن
‫کاری می‌کنم که خودت

539
00:33:39,043 --> 00:33:42,646
‫و تمام بدبختی‌هایی که باعث شدی
‫اون بکشه ناپدید بشن

540
00:33:42,647 --> 00:33:43,646
‫این‌کار رو بکن

541
00:33:46,351 --> 00:33:48,819
‫ببخشید؟

542
00:33:48,820 --> 00:33:51,005
‫همشو پاک کن
‫حافظه‌ام رو پاک کن

543
00:33:51,006 --> 00:33:52,406
‫استفن ، نه

544
00:33:52,407 --> 00:33:54,691
‫گفتم این‌کار رو بکن

545
00:34:02,835 --> 00:34:07,571
‫نه . این می‌تونه راه حل خیلی آسونی باشه

546
00:34:07,572 --> 00:34:10,407
‫نمی‌خوام مجبورت کنم اونو فراموش کنی

547
00:34:10,408 --> 00:34:13,293
‫همونطوری که کلاوس مجبورت کرد منو فراموش کنی

548
00:34:15,847 --> 00:34:18,549
‫ولی حداقل میدونی اون واقعاً چه حسی داره

549
00:34:22,971 --> 00:34:28,192
‫یک ابدیّت درد کشیدن
‫و انتقام منو در نظر بگیر استفن

550
00:34:28,193 --> 00:34:29,610
‫تا نهایت ارزشت ازت استفاده کردم

551
00:34:29,611 --> 00:34:32,729
‫پس حالا دیگه می‌تونی بری

552
00:34:48,997 --> 00:34:51,331
‫استفن ، صبر کن

553
00:35:18,786 --> 00:35:19,901
‫معلوم شد که محاسباتم اشتباه بوده

554
00:35:19,902 --> 00:35:22,102
‫کول دردسرساز میشه

555
00:35:23,073 --> 00:35:25,991
‫نزدیک بود یه نفر رو بکشم

556
00:35:25,992 --> 00:35:27,159
‫اون‌وقت محاسباتت سر این قضیه اشتباه بوده؟

557
00:35:27,160 --> 00:35:29,227
‫اپریل" ممکن بود امروز بمیره"

558
00:35:29,228 --> 00:35:31,762
‫فقط به‌خاطر اینکه حدّ توانایی‌های خودتو نمیدونستی

559
00:35:31,763 --> 00:35:33,231
‫پدرم تازه شهردار شده

560
00:35:33,232 --> 00:35:35,888
‫من نمی‌تونم با جادوی سیاه
‫برم توی خیابونا

561
00:35:35,889 --> 00:35:38,170
‫تجلی" به این معنا نیست"

562
00:35:40,840 --> 00:35:42,274
‫پس چیه؟

563
00:35:42,275 --> 00:35:43,575
‫یک روش انجام جادوست

564
00:35:43,576 --> 00:35:45,010
‫که دیگه به وسیله طبیعت یا ارواح نظارت نمیشه

565
00:35:45,011 --> 00:35:46,580
‫نه خوبه ، نه بد

566
00:35:47,180 --> 00:35:50,348
‫ولی هیچ محدودیتی هم نداره

567
00:35:50,349 --> 00:35:52,417
‫پس طرز استفادش به خودت بستگی داره

568
00:35:52,418 --> 00:35:55,804
‫من به‌خاطر همین اینجام

569
00:35:55,805 --> 00:35:58,640
‫که بهت کمک کنم

570
00:35:58,641 --> 00:36:02,762
‫بانی ، به من گوش کن
‫تو کلید همه چیز هستی

571
00:36:04,981 --> 00:36:08,200
‫من اجازه نمیدم اتفاق بدی برات بیفته

572
00:36:25,668 --> 00:36:27,786
‫امیدوارم روزت بهتر از روز من بوده باشه

573
00:36:27,787 --> 00:36:30,472
‫در این مورد استثنا رو ترجیح میدم

574
00:36:30,473 --> 00:36:32,792
‫استفن در مورد ما فهمیده

575
00:36:36,562 --> 00:36:38,006
‫چطوری باهاش برخورد کرد؟

576
00:36:38,515 --> 00:36:40,258
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

577
00:36:41,801 --> 00:36:43,735
‫فکر می‌کنم که
‫برای اولین بار در کل هفته

578
00:36:43,736 --> 00:36:47,823
‫خوشحالم که توی این اردوگاه
‫وسط ناکجاآباد هستم

579
00:36:47,824 --> 00:36:48,934
‫حال جرمی چطوره؟

580
00:36:48,935 --> 00:36:52,277
‫بستگی به این داره که
‫چقدر به من اعتماد داشته باشی

581
00:36:52,278 --> 00:36:54,979
‫میدونی که بهت اعتماد دارم

582
00:36:54,980 --> 00:36:59,351
‫پس فکر می‌کنم می‌تونه به خوبی
‫از این ماجرا عبور کنه

583
00:36:59,352 --> 00:37:01,703
‫ممنون که مواظبش هستی

584
00:37:01,704 --> 00:37:03,488
‫آره . خب ، بهشون گفتم
‫اگه بچه‌های خوبی باشن

585
00:37:03,489 --> 00:37:08,260
‫واسه جفتشون بستنی می‌خرم
‫پس باید برم

586
00:37:08,261 --> 00:37:09,955
‫نه هنوز

587
00:37:11,447 --> 00:37:14,382
‫امروز یه اتفاقی افتاد

588
00:37:14,383 --> 00:37:19,471
‫یه چیزی رو در مورد تو فهمیدم
‫در مورد خودمون

589
00:37:19,472 --> 00:37:21,890
‫و می‌تونی بگی که
‫به‌خاطر پیمان بندگیه

590
00:37:21,891 --> 00:37:24,476
‫ولی میدونی چیه؟ شاید همینطوره

591
00:37:24,477 --> 00:37:30,880
‫ولی دارم بهت میگم
‫این واقعی‌ترین چیزیه که توی عمرم حس کردم

592
00:37:34,570 --> 00:37:37,315
‫من عاشقتم دیمن

593
00:37:43,996 --> 00:37:47,465
‫عاشقتم

594
00:37:47,466 --> 00:37:50,552
‫ببین...

595
00:37:50,553 --> 00:37:52,956
‫من می‌خوام اون دارو رو برات پیدا کنم

596
00:37:56,208 --> 00:37:59,594
‫و می‌خوام کارایی رو بکنم
‫که تو خوشت نمیاد

597
00:37:59,595 --> 00:38:00,762
‫دیمن

598
00:38:00,763 --> 00:38:02,924
‫ولی خوب گوش کن

599
00:38:04,267 --> 00:38:09,487
‫همین الان سوار ماشینت شو

600
00:38:09,488 --> 00:38:11,224
‫بیا پیشم

601
00:38:13,242 --> 00:38:15,160
‫زود خودمو میرسونم

602
00:38:30,509 --> 00:38:31,870
‫تعارف نکن . بیا تو

603
00:38:31,871 --> 00:38:33,428
‫خودت بهم زنگ زدی

604
00:38:33,429 --> 00:38:36,748
‫باید بگردم ببینم
‫خنجر قایم کردی یا نه؟

605
00:38:36,749 --> 00:38:38,110
‫هنوزم می‌خوای اون دارو رو پیدا کنی؟

606
00:38:38,501 --> 00:38:40,135
‫بیشتر از هر چیزی

607
00:38:40,136 --> 00:38:41,903
‫می‌خوام بریزمش توی حلق نیکلاوس

608
00:38:41,904 --> 00:38:45,690
‫و وقتی می‌فهمه که دوباره فانی شده
‫توی چشماش نگاه کنم

609
00:38:46,091 --> 00:38:48,360
‫ولی "شِین" مرده و
‫تو هم به‌درد نمی‌خوری

610
00:38:48,361 --> 00:38:51,062
‫بنابراین برگشتم سر نقطه اول

611
00:38:51,063 --> 00:38:53,600
‫شِین" نمرده"

612
00:38:53,601 --> 00:38:56,284
‫ولی من خودم دیدم که کول اونو کشت

613
00:38:56,285 --> 00:38:58,787
‫خب ، احتمالاً نباید اونو تنها میذاشتین

614
00:38:58,788 --> 00:39:00,622
‫بانی یه افسون کوچیک اجرا کرده

615
00:39:00,623 --> 00:39:02,457
‫شِین" هم سالم و سر حاله"

616
00:39:05,611 --> 00:39:07,712
‫نباید اینو بهم می‌گفتی

617
00:39:07,713 --> 00:39:10,415
‫من واقعاً چرا اینجام؟

618
00:39:10,416 --> 00:39:12,267
‫راست می‌گفتی

619
00:39:12,268 --> 00:39:13,885
‫من تا ابد همینجا می‌مونم

620
00:39:13,886 --> 00:39:16,137
‫و دیوونه میشم اگه نفهمم

621
00:39:16,138 --> 00:39:18,833
‫که الینا واقعاً چه احساسی
‫نسبت به برادرم داره

622
00:39:21,894 --> 00:39:24,312
‫اگه واقعاً اون دارو رو می‌خوای

623
00:39:24,313 --> 00:39:25,730
‫باید بدونی که "شِین" یه برنامه داره

624
00:39:25,731 --> 00:39:27,799
‫اونم یه برنامه سیاه

625
00:39:27,800 --> 00:39:30,685
‫اون گفت طرح‌ریزی کرده تا
‫دوازده نفر توی یه فداکاری بمیرن

626
00:39:30,686 --> 00:39:33,688
‫اعتراف کرد که انفجار انجمن
‫و مرگ اون ۱۲ نفر کار خودش بوده

627
00:39:33,689 --> 00:39:35,306
‫و حدس میزنم تصادفی نیست که

628
00:39:35,307 --> 00:39:38,944
‫دوازده دورگه هم به دست برادر خودم کشته شدن

629
00:39:38,945 --> 00:39:41,997
‫دوازده

630
00:39:41,998 --> 00:39:43,915
‫انرژی گرفتن از مرگ دسته جمعی

631
00:39:43,916 --> 00:39:47,085
‫کاریه که جادوگرا قبلاً
‫برای انجام جادوی سیاه استفاده می‌کردن

632
00:39:47,086 --> 00:39:49,587
‫"بهش میگن "تجلّی

633
00:39:49,588 --> 00:39:52,200
‫شِین" همه اینا رو به تو اعتراف کرد؟"

634
00:39:52,201 --> 00:39:53,959
‫با افتخار

635
00:39:53,960 --> 00:39:55,560
‫خب پس فکر کنم باید بفهمیم که چطور
‫میشه اونو کنترل کرد

636
00:39:55,561 --> 00:39:57,705
‫در حالیکه ما اون دارو رو
‫برای خودمون پیدا می‌کنیم

637
00:39:59,555 --> 00:40:01,455
‫ما"؟"

638
00:40:01,456 --> 00:40:03,294
‫هیچ "ما"یی وجود نداره استفن

639
00:40:03,295 --> 00:40:07,011
‫گوش کن ، من از برادرم متنفرم
‫تو هم از برادر خودت متنفری

640
00:40:07,012 --> 00:40:09,597
‫ولی جرمی پیش دیمن ـه
‫و اون شمشیر هم دست کلاوس ـه

641
00:40:09,598 --> 00:40:11,015
‫و بانی هم پیش "شِین" ـه

642
00:40:11,016 --> 00:40:13,054
‫من و تو تنها کسایی هستیم
‫که هیچی گیرمون نیومده

643
00:40:13,055 --> 00:40:14,973
‫خودت اینو گفتی . درسته؟

644
00:40:14,974 --> 00:40:16,487
‫هر کی که اول دارو رو پیدا کنه

645
00:40:16,488 --> 00:40:19,023
‫تصمیم می‌گیره که باهاش چی‌کار کنه

646
00:40:19,024 --> 00:40:23,494
‫چی میگی؟ می‌خوای باهم شریک بشیم؟

647
00:40:25,147 --> 00:40:28,316
‫پدرم هیچ دلیلی برای کشتن ۱۱ نفر نداشت

648
00:40:28,317 --> 00:40:30,868
‫اون هیچ دلیلی برای کشتن خودش نداشت

649
00:40:30,869 --> 00:40:32,920
‫عاشق من بود

650
00:40:32,921 --> 00:40:37,008
‫عاشق میستیک‌فالز بود

651
00:40:37,009 --> 00:40:39,927
‫اونو شستشوی مغزی داده بودن
‫تا اون آتش رو برپا کنه

652
00:40:39,928 --> 00:40:42,263
‫پروفسور "شِین" مرگ اون

653
00:40:42,264 --> 00:40:44,169
‫و ۱۱ نفری که باهاش مردن رو
‫طرح‌ریزی کرده بوده

654
00:40:47,755 --> 00:40:51,556
‫وقتشه که این شهر
‫حقیقت رو درباره همه چیز به زبون بیاره

655
00:41:11,299 --> 00:41:12,432
‫داشتم نگران می‌شدم

656
00:41:12,433 --> 00:41:14,240
‫که شما پسرا نتونین اینجا رو پیدا کنین

657
00:41:14,241 --> 00:41:16,853
‫چه خبره؟

658
00:41:16,854 --> 00:41:18,889
‫تو همه این آدما رو کشتی؟

659
00:41:18,890 --> 00:41:21,141
‫نه دقیقاً

660
00:41:21,142 --> 00:41:24,334
‫اونا در مراحل تبدیل به سر می‌برن

661
00:41:24,335 --> 00:41:26,878
‫کشتن اونا وظیفه توئه

662
00:41:30,535 --> 00:41:31,818
‫تو که گفتی می‌خوای کلاوس رو راضی کنی

663
00:41:31,819 --> 00:41:33,426
‫تا از یه روش دیگه پیش بره

664
00:41:37,208 --> 00:41:38,708
‫من بهش فکر کردم

665
00:41:38,709 --> 00:41:42,969
‫و بعد فهمیدم که ایده اون خیلی بهتره

666
00:41:50,100 --> 00:41:51,100
‫ترجمه و زیرنویس : عـــمـاد و نــوشــیـن

667
00:41:52,100 --> 00:41:53,100
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

