1
00:00:00,500 --> 00:00:02,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:02,285 --> 00:00:05,356
‫من الینا گیلبرت هستم
‫و یک خون‌آشام هستم

3
00:00:05,378 --> 00:00:08,946
‫دارم یاد می‌گیرم که چطور زنده بمونم
‫ولی مشکلاتی هم وجود داره

4
00:00:08,948 --> 00:00:10,881
‫من میدونم که بنده‌ی تو شدم دیمن

5
00:00:10,883 --> 00:00:12,049
‫میدونی چی می‌تونه منو خوشحال کنه؟

6
00:00:12,051 --> 00:00:15,069
‫اینکه بفهمم احساسی که به من داشتی واقعی بوده

7
00:00:15,071 --> 00:00:17,388
‫اونا رابطه‌ـشون در چه حده؟

8
00:00:20,308 --> 00:00:21,608
‫ولی الان روزنه امیدی وجود داره

9
00:00:21,610 --> 00:00:23,510
‫بگو اون شکارچی بهت گفت
‫که اون خالکوبی به چی ختم میشه

10
00:00:23,512 --> 00:00:25,195
‫گفت که یه دارو وجود داره

11
00:00:25,197 --> 00:00:27,364
‫و ما تنها کسایی نیستیم که اونو می‌خوایم

12
00:00:27,366 --> 00:00:29,366
‫می‌خوام اونو بریزم توی حلقوم نیکلاوس

13
00:00:29,368 --> 00:00:30,868
‫ولی پیدا کردن اون بهایی داره

14
00:00:30,870 --> 00:00:32,286
‫تو در مورد "سایلس" چی میدونی؟

15
00:00:32,288 --> 00:00:34,071
‫اون اولین موجود فناناپذیر این دنیاست

16
00:00:34,073 --> 00:00:36,457
‫که اتفاقاً کنار اون دارو حبس شده

17
00:00:36,459 --> 00:00:37,875
‫خودت گفتی . درسته؟

18
00:00:37,877 --> 00:00:39,710
‫هر کی اول دارو رو پیدا کنه تصمیم می‌گیره که

19
00:00:39,712 --> 00:00:40,828
‫باهاش چی‌کار کنه

20
00:00:40,830 --> 00:00:42,296
‫خب ، چی میگی؟ باهم شریک بشیم؟

21
00:00:42,298 --> 00:00:44,248
‫جدال برای اون دارو شروع شده

22
00:00:44,250 --> 00:00:46,216
‫ولی برای پیدا کردنش
‫باید تا کجا پیش بریم؟

23
00:00:46,218 --> 00:00:49,386
‫داشتم نگران می‌شدم که نکنه شما پسرا
‫اینجا رو پیدا نکنین

24
00:00:49,388 --> 00:00:50,537
‫تو همه این آدما رو کشتی؟

25
00:00:50,539 --> 00:00:52,639
‫کشتنشون وظیفه توئه

26
00:01:22,904 --> 00:01:25,089
‫امکان نداره . من این‌کار رو نمی‌کنم

27
00:01:25,091 --> 00:01:26,957
‫چی باعث شده فکر کنی که حقّ انتخاب داری؟

28
00:01:26,959 --> 00:01:29,910
‫تو باید خون‌آشاما رو بکشی
‫که نشان شکارچی کامل بشه

29
00:01:29,912 --> 00:01:31,411
‫اون نشان یعنی دارو

30
00:01:31,413 --> 00:01:33,547
‫تو توی یه باری که تقریباً پر خون‌آشامه

31
00:01:33,549 --> 00:01:35,248
‫پس شکار رو شروع کن

32
00:01:35,250 --> 00:01:37,351
‫گور بابات . تو گفتی من مجبور نیستم

33
00:01:37,353 --> 00:01:38,519
‫هیچ آدم بی‌گناهی رو بکشم

34
00:01:38,521 --> 00:01:40,604
‫جرمی ، اونا آدم نیستن

35
00:01:40,606 --> 00:01:42,723
‫کافیه . شروع می‌کنی یا نه؟

36
00:01:42,725 --> 00:01:45,943
‫من از تو دستور نمی‌گیرم دیوث

37
00:01:45,945 --> 00:01:48,479
‫به ذهن شکارچیا نمیشه نفوذ کرد

38
00:01:51,783 --> 00:01:54,601
‫راست میگی . من نمی‌تونم به ذهنت نفوذ کنم

39
00:01:54,603 --> 00:01:56,487
‫امّا اگه وجدانت داشت مانعت می‌شد

40
00:01:56,489 --> 00:01:58,906
‫اون‌وقت به من اجازه بده کار رو واست ساده کنم

41
00:01:58,908 --> 00:02:01,241
‫چون به ذهن اونا می‌تونم نفوذ کنم

42
00:02:04,662 --> 00:02:06,463
‫دو دقیقه بهت فرصت میدم که فرار کنی

43
00:02:06,465 --> 00:02:09,099
‫بعد تک تک خون‌آشامای اینجا رو می‌فرستم سراغت

44
00:02:09,101 --> 00:02:13,670
‫یا تو اونا رو می‌کشی یا اونا دوست مت رو می‌کشن

45
00:02:13,672 --> 00:02:14,721
‫یه لحظه وایسا

46
00:02:14,723 --> 00:02:17,307
‫نه ، نه . تو تبدیلشون می‌کنی
‫اون می‌کُشتشون

47
00:02:17,309 --> 00:02:18,592
‫قرارمون این بود کلاوس

48
00:02:18,594 --> 00:02:20,477
‫دارم مدرک هنرپیشگی می‌گیرم

49
00:02:20,479 --> 00:02:22,796
‫تو که میدونی نمی‌تونه
‫تو یه دقیقه همشونو باهم بکشه

50
00:02:22,798 --> 00:02:25,015
‫با وجود مربّی مثل تو مشکلی واسش پیش نمیاد

51
00:02:25,017 --> 00:02:28,018
‫من بیشتر نگران مت ـم

52
00:02:30,906 --> 00:02:32,489
‫جرمی ، برو اسلحه‌ها رو از تو ماشین بیار

53
00:02:32,491 --> 00:02:34,324
‫خودم هواتو دارم

54
00:02:35,693 --> 00:02:37,110
‫باهاش برو

55
00:02:38,496 --> 00:02:40,164
‫اگه صدای استارت ماشین بشنوم

56
00:02:40,166 --> 00:02:42,082
‫خودم مت رو می‌کشم

57
00:02:45,837 --> 00:02:47,654
‫حالت خوبه؟

58
00:02:47,656 --> 00:02:48,989
‫آره . فقط یه لحظه وایسا

59
00:02:48,991 --> 00:02:50,424
‫نمی‌تونیم یه لحظه وایسیم

60
00:02:50,426 --> 00:02:52,543
‫اونا می‌تونن بوی خون تو رو حس کنن . باید بریم

61
00:02:55,464 --> 00:02:57,631
‫معطّل نکن . شانس آوردی که من بودم

62
00:02:57,633 --> 00:02:59,466
‫وگرنه جفتتون مرده بودین

63
00:02:59,468 --> 00:03:00,634
‫ما رو توی تله انداختی

64
00:03:00,636 --> 00:03:01,935
‫من داشتم سعی می‌کردم این قضیه رو حلّش کنم

65
00:03:01,937 --> 00:03:03,437
‫تو کسی هستی که کلاوس رو عصبانی کرد

66
00:03:03,439 --> 00:03:05,639
‫الانم باید بجنگی که از این مخمصه خلاص بشی

67
00:03:05,641 --> 00:03:07,357
‫بقیه‌ی خون‌آشاما کجان؟

68
00:03:07,359 --> 00:03:08,859
‫اونا تازه تبدیل شدن . هنوز دارن سعی
‫می‌کنن بفهمن چی‌کار باید بکنن

69
00:03:08,861 --> 00:03:12,145
‫که این یعنی شماها ۲ ثانیه وقت دارید که آماده‌ی جنگیدن بشین

70
00:03:12,147 --> 00:03:13,530
‫خونه‌ی کنار دریاچه از اینطرفه

71
00:03:13,532 --> 00:03:15,449
‫اگه بتونی خودتو به اونجا برسونی
‫اونا نمی‌تونن بیان تو

72
00:03:15,451 --> 00:03:18,151
‫وایسا ، می‌خوای فرار کنی؟

73
00:03:18,153 --> 00:03:21,354
‫اونا مت رو می‌کشن

74
00:03:21,356 --> 00:03:24,074
‫خیلی خب ، برین
‫من حواسشونو پرت می‌کنم

75
00:03:39,674 --> 00:03:41,425
‫جرمی ، تو کجایی؟

76
00:03:41,427 --> 00:03:43,393
‫همینجوری برو . تقریباً رسیدیم

77
00:03:56,107 --> 00:03:57,724
‫حالت خوبه؟

78
00:03:59,110 --> 00:04:00,661
‫اوه خدای من

79
00:04:00,663 --> 00:04:02,663
‫برین توی خونه . بجنبین

80
00:04:09,671 --> 00:04:11,421
‫جرمی ، اینجا چه خبره؟

81
00:04:11,423 --> 00:04:12,906
‫اونا دارن میان

82
00:04:17,800 --> 00:04:18,800
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

83
00:04:19,800 --> 00:04:25,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫قسمت ۱۱ : اگه می‌تونی من رو بگیر</font>

84
00:04:26,000 --> 00:04:27,000
‫ترجمه و زیرنویس : عـــمـاد و نــوشــیـن

85
00:04:30,558 --> 00:04:32,392
‫خورشید طلوع کرده

86
00:04:32,394 --> 00:04:33,860
‫اونا خیلی وقته رفتن

87
00:04:35,947 --> 00:04:38,365
‫تو چه فکری پیش خودت کردی؟

88
00:04:38,367 --> 00:04:40,767
‫تنها چیزی که ازت خواستم این بود که یادش بدی چطوری بجنگه

89
00:04:40,769 --> 00:04:42,369
‫اون بهترین دانش‌آموز دنیا نبود

90
00:04:42,371 --> 00:04:43,904
‫وایسا ببینم ، الان اینا تقصیر منه؟

91
00:04:43,906 --> 00:04:46,323
‫دهنتو ببند

92
00:04:46,325 --> 00:04:48,458
‫ببین ، من میدونم تو عصبانی هستی

93
00:04:48,460 --> 00:04:50,327
‫امّا راه من آسون‌ترین و سریع‌ترین

94
00:04:50,329 --> 00:04:52,913
‫و امن‌ترین راه برای کامل کردن نشانش بود

95
00:04:52,915 --> 00:04:54,114
‫تا اون دارو رو بتونیم برات بدست بیاریم

96
00:04:54,116 --> 00:04:56,166
‫اون دارو واسه من مهم نیست دیمن

97
00:04:56,168 --> 00:04:58,952
‫نه وقتی به معنی این باشه که کسایی که
‫دوسشون دارم رو در معرض خطر قرار بدم

98
00:04:58,954 --> 00:05:01,088
‫هی ، هیچ خطری در کار نبود

99
00:05:01,090 --> 00:05:02,906
‫اگر این آقا انقدر دل نازک نبود

100
00:05:02,908 --> 00:05:04,758
‫اون یکی رو کشته

101
00:05:04,760 --> 00:05:06,643
‫اینا آدمای بی‌گناهی بودن

102
00:05:06,645 --> 00:05:08,895
‫امّا نشان رشد کرد . نکرد؟

103
00:05:11,816 --> 00:05:14,017
‫باشه . ببین ، ما به یه نقشه نیاز داریم

104
00:05:14,019 --> 00:05:15,902
‫یه گروه خون‌آشام که
‫به ذهنشون نفوذ شده اون بیرونن

105
00:05:15,904 --> 00:05:17,688
‫و به محض اینکه خورشید غروب کنه

106
00:05:17,690 --> 00:05:18,939
‫میان سراغ مت

107
00:05:18,941 --> 00:05:20,691
‫پس باید یه راهی پیدا کنیم که ازش محافظت کنیم

108
00:05:20,693 --> 00:05:24,777
‫آره ، میدونم امّا اگر من و جرمی بزرگ
‫به یه اردوی شکار بریم

109
00:05:24,779 --> 00:05:27,414
‫هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت

110
00:05:27,416 --> 00:05:31,868
‫الینا ، من میدونم که این غم‌انگیزه
‫من می‌فهمم

111
00:05:31,870 --> 00:05:33,987
‫امّا ما در ضمن موافقیم که باید اونا رو می‌کشت

112
00:05:33,989 --> 00:05:35,789
‫حالا ما یه جایزه واسش تعیین می‌کنیم

113
00:05:35,791 --> 00:05:38,375
‫که تو بی‌ارزش‌ترین بازیکن رو ببری خونه

114
00:05:38,377 --> 00:05:40,844
‫و من و جرمی کار رو تموم کنیم

115
00:05:40,846 --> 00:05:42,045
‫ببخشید ، منظورت اینه که

116
00:05:42,047 --> 00:05:43,547
‫من اونو اینجا با تو تنها بذارم؟

117
00:05:43,549 --> 00:05:45,966
‫به من اعتماد کن

118
00:05:45,968 --> 00:05:49,353
‫من سالم نگهش میدارم ، خب؟

119
00:05:59,230 --> 00:06:02,682
‫من میدونم تو یه مدّت خنجر خورده بودی

120
00:06:02,684 --> 00:06:06,036
‫امّا در زدن هنوز هم سر جاشه

121
00:06:06,038 --> 00:06:08,955
‫ظاهراً نوشتن توی دفترچه‌ی خاطرات هم همینطور

122
00:06:08,957 --> 00:06:10,624
‫من فقط دارم شک‌هامو برطرف می‌کنم

123
00:06:10,626 --> 00:06:12,743
‫تو هیچ‌وقت نمی‌تونی وقتی
‫پای عشق وسطه این همه محتاط باشی

124
00:06:12,745 --> 00:06:14,360
‫یه دقیقه به من التماس می‌کنی

125
00:06:14,362 --> 00:06:15,629
‫که الینا رو از ذهنت پاک کنم

126
00:06:15,631 --> 00:06:17,530
‫و بعدش من پهن شدم کف تابوت

127
00:06:17,532 --> 00:06:18,698
‫با یه خنجر توی پشتم

128
00:06:18,700 --> 00:06:21,718
‫درسته . خب ، می‌تونی هر چقدر که
‫دلت می‌خواد بخونیش

129
00:06:21,720 --> 00:06:23,053
‫من دیگه بهش فکر نمی‌کنم

130
00:06:23,055 --> 00:06:26,873
‫تا وقتی که دارو رو پیدا کنیم . آره؟

131
00:06:26,875 --> 00:06:28,308
‫هی ، با تو هستم

132
00:06:28,310 --> 00:06:30,877
‫آره . میدونم با منی
‫دارم بهت بی‌محلّی می‌کنم

133
00:06:30,879 --> 00:06:32,545
‫ببین ، من و تو توی این مسابقه‌ی پیدا کردن دارو

134
00:06:32,547 --> 00:06:34,014
‫یه‌کم سرمون بی‌کلاه مونده

135
00:06:34,016 --> 00:06:35,766
‫تیم کلاوس جرمی شکارچی رو داره

136
00:06:35,768 --> 00:06:37,651
‫تیم "شِین" بانی جادوگر رو داره

137
00:06:37,653 --> 00:06:39,686
‫اگه اومدی اینجا که بهم یادآوری کنی
‫ما توی رتبه‌ی آخریم

138
00:06:39,688 --> 00:06:40,904
‫کاملاً خودم خبر دارم

139
00:06:40,906 --> 00:06:42,722
‫در واقع من یه نقشه دارم

140
00:06:42,724 --> 00:06:44,274
‫دارو همراه "سایلس" دفن شده

141
00:06:44,276 --> 00:06:47,227
‫همون مرد شیطان‌صفت باستانی که برادرم کول ازش می‌ترسه

142
00:06:47,229 --> 00:06:49,746
‫شِین" خیلی مشتاق بود که وجود اونو اثبات کنه"

143
00:06:49,748 --> 00:06:52,999
‫در حدّی که لو داد کلیدی داره که بتونه اونو احیا کنه

144
00:06:53,001 --> 00:06:54,567
‫همون سنگ قبر

145
00:06:54,569 --> 00:06:57,037
‫فهمیدم . می‌خوای بدزدیش

146
00:06:57,039 --> 00:07:00,791
‫آره و بعدش تیم "شِین" مجبور میشه
‫به تیم ربکا ملحق بشه

147
00:07:00,793 --> 00:07:02,592
‫و سر تیم کلاوس هم بی‌کلاه می‌مونه

148
00:07:02,594 --> 00:07:04,177
‫درست همون چیزی که حقّشه

149
00:07:12,770 --> 00:07:13,987
‫میدونی که فقط چون چشمات بسته ـست

150
00:07:13,989 --> 00:07:15,222
‫معنیش این نیست که داری مدیتیشن می‌کنی

151
00:07:15,224 --> 00:07:17,107
‫یالّا ، نفس بکش

152
00:07:17,109 --> 00:07:19,392
‫از نفس کشیدن برای آروم کردن اعصابت استفاده کن

153
00:07:19,394 --> 00:07:21,094
‫عالیه

154
00:07:21,096 --> 00:07:22,979
‫خب ، الان دیگه حتّی نمی‌تونم مدیتیشن کنم؟

155
00:07:22,981 --> 00:07:24,481
‫دیگه تو چه کاری باید شکست بخورم؟

156
00:07:24,483 --> 00:07:25,899
‫بانی ، تو شکست نخوردی

157
00:07:25,901 --> 00:07:27,834
‫من یه طلسم تجلّی اجرا کردم
‫که نزدیک بود "اپریل" رو بکشه

158
00:07:27,836 --> 00:07:29,536
‫دقیقاً ، نزدیک بود

159
00:07:29,538 --> 00:07:30,737
‫شکست خوردن یعنی اینکه تو واقعاً کشته باشیش

160
00:07:30,739 --> 00:07:33,290
‫انگار مثلاً نمره ۱۱ گرفتی

161
00:07:33,292 --> 00:07:34,791
‫اصلاً بامزّه نیست

162
00:07:34,793 --> 00:07:36,126
‫من الان این همه قدرت دارم و دارم می‌ترسم

163
00:07:36,128 --> 00:07:39,463
‫که نتونم کنترلش کنم

164
00:07:39,465 --> 00:07:42,382
‫بانی ، به من نگاه کن

165
00:07:45,169 --> 00:07:47,787
‫من پیشتم

166
00:07:47,789 --> 00:07:50,223
‫هیچ چیزی وجود نداره که ازش بترسی

167
00:07:50,225 --> 00:07:54,127
‫تو قوی هستی
‫تو کاملاً متمرکزی

168
00:07:54,129 --> 00:07:57,514
‫تو کاملاً تحت کنترلی

169
00:07:57,516 --> 00:08:00,600
‫تو پیشمی

170
00:08:00,602 --> 00:08:03,970
‫من کاملاً تحت کنترلم

171
00:08:06,308 --> 00:08:07,357
‫کلانتر؟

172
00:08:07,359 --> 00:08:08,525
‫بانی ، ازت می‌خوام که از اینجا بری

173
00:08:08,527 --> 00:08:09,693
‫دارین چه غلطی می‌کنین؟

174
00:08:09,695 --> 00:08:11,611
‫باید چندتا سؤال ازتون بپرسیم

175
00:08:11,613 --> 00:08:12,913
‫شوخی می‌کنین؟
‫من مطمئنم که بدون دستبند هم

176
00:08:12,915 --> 00:08:14,331
‫می‌تونم جواب بدم

177
00:08:14,333 --> 00:08:15,832
‫با شما هستم . اینجا حتّی
‫حوزه‌ی استحفاظی شما هم نیست

178
00:08:15,834 --> 00:08:17,784
‫خب پس فکر می‌کنم بهتره شما رو
‫هر چه زودتر به میستیک‌فالز ببریم

179
00:08:17,786 --> 00:08:19,035
‫وایسید ، چرا دارین این‌کار رو می‌کنین؟

180
00:08:19,037 --> 00:08:20,704
‫این چیزیه که باید از پدرت بپرسی

181
00:08:24,675 --> 00:08:26,492
‫تو واقعاً فکر می‌کنی اونا برگشتن به بار؟

182
00:08:26,494 --> 00:08:28,161
‫دیگه کجا رو دارن که برن؟

183
00:08:28,163 --> 00:08:29,629
‫اینجا پر از کابین و خونه‌های مسافرتیه

184
00:08:29,631 --> 00:08:31,298
‫نمی‌تونن وارد هیچ‌کدوم بشن

185
00:08:34,835 --> 00:08:38,104
‫خیلی خب ، بفرمایید

186
00:08:38,106 --> 00:08:43,143
‫باشه . بیا زودتر قالشو بکّنیم

187
00:08:43,145 --> 00:08:44,677
‫گوش کن ، هر بار فقط یکیشونو هدف بگیر

188
00:08:44,679 --> 00:08:46,646
‫فقط به سمت قلب شلّیک کن

189
00:08:46,648 --> 00:08:48,365
‫معطّل نکن

190
00:08:48,367 --> 00:08:49,900
‫خطا هم نزن

191
00:08:49,902 --> 00:08:51,117
‫معلّم بازیاتو بذار واسه بعد

192
00:08:51,119 --> 00:08:52,536
‫الینا اینجا نیست

193
00:08:52,538 --> 00:08:54,687
‫لازم نیست که تظاهر کنی
‫به من کوچکترین اهمّیتی میدی

194
00:08:54,689 --> 00:08:58,191
‫دارم سعی می‌کنم تو رو زنده نگه دارم اسکل

195
00:08:58,193 --> 00:08:59,459
‫یالّا

196
00:09:26,487 --> 00:09:28,238
‫یه جای کار می‌لنگه

197
00:09:52,746 --> 00:09:55,915
‫انگار باید دنبال یه سری خون‌آشام جدید بگردیم

198
00:09:55,917 --> 00:09:57,750
‫چقدر اسراف شد

199
00:09:57,752 --> 00:09:59,185
‫چه کوفتی شده؟

200
00:09:59,187 --> 00:10:01,087
‫من اعتراف می‌کنم

201
00:10:01,089 --> 00:10:03,640
‫من این‌کار رو کردم

202
00:10:03,642 --> 00:10:05,425
‫کول

203
00:10:05,427 --> 00:10:06,776
‫جرمی ، خوشحالم می‌بینمت رفیق

204
00:10:06,778 --> 00:10:08,445
‫ببخشید بابت این کثیف‌کاریا

205
00:10:08,447 --> 00:10:09,980
‫وقتی من رسیدم یه‌کم اینجا شلوغ پلوغ بود

206
00:10:09,982 --> 00:10:13,984
‫و من دورهمی‌های خودمونی رو ترجیح میدم

207
00:10:13,986 --> 00:10:16,286
‫ما ۳تا باید یه‌کم باهم اختلاط کنیم

208
00:10:24,494 --> 00:10:25,811
‫با یه نوشیدنی موافقین؟

209
00:10:25,813 --> 00:10:28,835
‫اون به سنّ قانونی نرسیده
‫و منم از تو خوشم نمیاد

210
00:10:28,862 --> 00:10:30,528
‫پس بهتره زودتر بری سر اصل مطلب

211
00:10:30,530 --> 00:10:33,798
‫برادرم درباره‌ی نقشش واسه کامل کردن
‫نشان شکارچی جرمی

212
00:10:33,800 --> 00:10:34,616
‫همه جا جار زده

213
00:10:34,618 --> 00:10:36,368
‫به اندازه‌ی کافی ساده بود که
‫این جماعتو از پا دربیاری

214
00:10:36,370 --> 00:10:38,637
‫همه‌شون توی سایه قایم شده بودن

215
00:10:38,639 --> 00:10:41,006
‫الان کشتن خون‌آشامای جوون ساده‌ست

216
00:10:41,008 --> 00:10:43,475
‫حتّی کشتن پیراش اگه لازم بشه

217
00:10:43,477 --> 00:10:45,143
‫چرا؟ تو چی میگی این وسط؟

218
00:10:45,145 --> 00:10:46,978
‫چون شما احمقا با جان فشانی‌ـتون
‫برای پیدا کردن دارو

219
00:10:46,980 --> 00:10:49,431
‫دارین ریسک می‌کنین که یه فرد
‫فوق‌العاده خطرناکو بیدار کنین

220
00:10:49,433 --> 00:10:53,435
‫فکر کنم داری درباره‌ی "سایلس" حرف میزنی

221
00:10:53,437 --> 00:10:54,719
‫ازش چی میدونی؟

222
00:10:54,721 --> 00:10:56,321
‫هیچی . علاقه‌ای هم ندارم بدونم
‫مشکل منم نیست

223
00:10:56,323 --> 00:10:58,657
‫نیست؟

224
00:10:58,659 --> 00:11:00,742
‫چند صد سال پیش من به یه گروهی برخوردم که

225
00:11:00,744 --> 00:11:01,993
‫سایلس" رو می‌پرستیدن"

226
00:11:01,995 --> 00:11:04,062
‫پیروانش بهم گفتن که اون دوباره برمیگرده

227
00:11:04,064 --> 00:11:07,115
‫و وقتی که ظهور کنه
‫پایان دنیا رو محیا می‌کنه

228
00:11:07,117 --> 00:11:08,784
‫میدونی ، از اونجایی که من جاودانه‌ام
‫می‌تونی بفهمی چرا مخالف

229
00:11:08,786 --> 00:11:11,169
‫تموم شدن دنیام

230
00:11:11,171 --> 00:11:13,188
‫من همه‌ی اونا رو کشتم

231
00:11:13,190 --> 00:11:16,291
‫و الان شماها دارین ریسک می‌کنین
‫که در راه پیدا کردن دارو

232
00:11:16,293 --> 00:11:18,043
‫اون رو بیدار کنین

233
00:11:18,045 --> 00:11:20,245
‫من نمی‌تونم بیکار بشینم
‫و بذارم این اتّفاق بیفته . می‌تونم؟

234
00:11:20,247 --> 00:11:21,880
‫ما از دارو دست نمی‌کشیم چون واسه تو

235
00:11:21,882 --> 00:11:24,582
‫قبل خواب یه سری قصّه‌های خیلی ترسناک تعریف کردن احمق

236
00:11:24,584 --> 00:11:27,219
‫جرمی ، من و تو توی "کلورادو" رفیق بودیم

237
00:11:27,221 --> 00:11:28,637
‫تو جوون باهوشی هستی

238
00:11:28,639 --> 00:11:31,089
‫چرا این بیخیال گشتن دنبال این گنج احمقانه نمیشی؟

239
00:11:31,091 --> 00:11:34,609
‫من بیخیال هیچی نمیشم رفیق

240
00:11:36,729 --> 00:11:38,897
‫خب ، من می‌تونم بکشمت

241
00:11:38,899 --> 00:11:41,483
‫امّا بعدش گرفتار نفرین شکارچی میشم

242
00:11:41,485 --> 00:11:44,119
‫و من من دلم نمی‌خواد یه قرن آینده رو

243
00:11:44,121 --> 00:11:46,771
‫تسخیر بشم

244
00:11:47,958 --> 00:11:49,074
‫یه فکر بهتر

245
00:11:49,076 --> 00:11:50,542
‫دستاتونو از جا می‌کّنم

246
00:11:53,746 --> 00:11:55,580
‫جرمی ، فرار کن

247
00:12:08,311 --> 00:12:11,830
‫خب ، سنگ قبر اینجا نیست

248
00:12:11,832 --> 00:12:13,031
‫الکی واسه من درّنده‌بازی درنیار

249
00:12:13,033 --> 00:12:15,400
‫پیداش می‌کنیم

250
00:12:15,402 --> 00:12:18,136
‫کاملاً تحت تأثیر احساستتی

251
00:12:18,138 --> 00:12:20,071
‫به یه رهایی نیاز داری
‫شاید بتونیم برات

252
00:12:20,073 --> 00:12:22,441
‫یه عروسک جادوگر سیاه‌پوست
‫یا یه چیز دیگه پیدا کنیم

253
00:12:25,611 --> 00:12:27,195
‫این هم باید جواب بده

254
00:12:27,197 --> 00:12:28,997
‫دقیقاً همون چیزیه که نیاز داری

255
00:12:32,452 --> 00:12:34,503
‫انبار گیاه‌های پروفسور

256
00:12:34,505 --> 00:12:36,488
‫علاقه‌ای ندارم

257
00:12:36,490 --> 00:12:39,875
‫چه بلایی سرت اومده؟
‫توی دهه‌ی ۲۰ خیلی باحال‌تر بودی

258
00:12:39,877 --> 00:12:44,496
‫من توی دهه‌ی ۲۰ یه قاتل بالفطره‌ی
‫روانی بی‌احساس بودم

259
00:12:44,498 --> 00:12:45,830
‫ممکنه قاتل بوده باشی

260
00:12:45,832 --> 00:12:48,666
‫امّا از بی‌احساس بودن خیلی فاصله داشتی استفن

261
00:12:48,668 --> 00:12:51,169
‫تو خیلی خوش بودی
‫میدونم که یادته

262
00:12:51,171 --> 00:12:55,340
‫آهنگای جاز ، مستی اون میز
‫"کوچولومون توی بار "گلوریا

263
00:12:57,977 --> 00:13:00,228
‫مجبورم نکن به ذهنت نفوذ کنم
‫و از زیر زبونت بکشم

264
00:13:03,699 --> 00:13:07,185
‫خیلی خب...

265
00:13:07,187 --> 00:13:08,820
‫فکر کنم یه ذرّه بهمون خوش می‌گذشت

266
00:13:08,822 --> 00:13:11,323
‫ممنون . پس الان که به این نتیجه رسیدیم

267
00:13:11,325 --> 00:13:13,825
‫که خوش گذروندن در واقع امکان‌پذیره

268
00:13:13,827 --> 00:13:18,396
‫شاید دلت بخواد شروع کنی یه‌کم خوش بگذرونی

269
00:13:18,398 --> 00:13:20,198
‫نگران اون پروفسوره نباش

270
00:13:20,200 --> 00:13:23,034
‫به این زودیا برنمیگرده
‫ترتیبشو قبلاً دادم

271
00:13:30,510 --> 00:13:33,595
‫دارین منو متّهم به ترتیب دادن یه کشتار جمعی می‌کنین؟

272
00:13:33,597 --> 00:13:35,547
‫میدونین چقدر مسخره به نظر میاد؟

273
00:13:35,549 --> 00:13:37,649
‫اینجا میستیک‌فالزه

274
00:13:37,651 --> 00:13:39,684
‫این در واقع از جمله چیزاییه که
‫خیلی کم به نظرم مسخره میاد

275
00:13:39,686 --> 00:13:42,053
‫اون قبلاً درباره‌ی این موضوع توضیح داده بابا

276
00:13:42,055 --> 00:13:44,406
‫کشیش یانگ اومد پیشش و ازش کمک خواست
‫اون دیوانه بود

277
00:13:44,408 --> 00:13:45,890
‫نه . اون داغ‌دیده بود

278
00:13:45,892 --> 00:13:47,409
‫و "شِین" از اون سوءاستفاده کرد

279
00:13:47,411 --> 00:13:49,277
‫و یه‌جوری راضیش کرده که
‫یه خونه پر از آدم رو آتیش بزنه

280
00:13:49,279 --> 00:13:50,862
‫اصلاً به نظر عاقلانه نمیاد

281
00:13:50,864 --> 00:13:52,664
‫من با آدمایی مثل این برخورد داشتم بانی

282
00:13:52,666 --> 00:13:54,366
‫اونا حرّافن ، جذّابن و تأثیر گذارن

283
00:13:54,368 --> 00:13:56,167
‫اونا ذهنای ضعیف رو طعمه قرار میدن

284
00:13:56,169 --> 00:14:01,506
‫و شما نگرانید که داره با منم همین کار رو می‌کنه

285
00:14:01,508 --> 00:14:03,408
‫به‌خاطر همینه که آوردینش اینجا . نه؟

286
00:14:03,410 --> 00:14:06,761
‫"نه . ما آوردیمش اینجا چون "اپریل یانگ
‫به ما گفت که اون چی‌کار کرده

287
00:14:06,763 --> 00:14:08,413
‫ربکا مایکلسون هم اونو تأیید کرد

288
00:14:08,415 --> 00:14:10,549
‫اون پیشش اعتراف کرده

289
00:14:10,551 --> 00:14:11,683
‫من میرم تو

290
00:14:11,685 --> 00:14:12,934
‫بانی...نه ، تو نمیری

291
00:14:12,936 --> 00:14:18,023
‫اگه قرار باشه به کسی بگه که
‫چی‌کار کرده اون آدم منم

292
00:14:18,025 --> 00:14:20,425
‫مگر اینکه شما فکر کنی که من ذهنم خیلی ضعیفه

293
00:14:28,117 --> 00:14:31,152
‫بانی ، الان وقتش نیست

294
00:14:31,154 --> 00:14:32,821
‫بذارین حرف بزنه

295
00:14:36,993 --> 00:14:38,460
‫فکر می‌کنم پدرت درباره‌ی شکل جلسه‌های

296
00:14:38,462 --> 00:14:40,245
‫معلّم-شاگردی یه‌کم گیج شده

297
00:14:40,247 --> 00:14:41,779
‫من خیلی متأسّفم

298
00:14:41,781 --> 00:14:44,416
‫ربکا به اونا گفته که تو اعتراف کردی

299
00:14:44,418 --> 00:14:46,117
‫من میدونم داره دروغ میگه

300
00:14:48,554 --> 00:14:52,724
‫میدونی ، حقیقت اینه که دروغ نمیگه

301
00:14:57,980 --> 00:15:00,231
‫من خیلی متأسّفم . گوش کن

302
00:15:00,233 --> 00:15:02,017
‫وقتی ازت خواستم با جرمی بمونی
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم...

303
00:15:02,019 --> 00:15:04,486
‫انتظار چیو داشتی الینا؟

304
00:15:04,488 --> 00:15:05,737
‫اون دیمن ـه

305
00:15:05,739 --> 00:15:07,138
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم کسی آسیبی ببینه

306
00:15:07,140 --> 00:15:09,641
‫خب پس نباید همه مسئولیت
‫رو مینداختی گردن اون

307
00:15:11,944 --> 00:15:15,080
‫ببین ، ببخشید . من میدونم که
‫تو حقّ انتخاب نداشتی

308
00:15:15,082 --> 00:15:16,581
‫به‌خاطر پیمان بندگی و این چیزا

309
00:15:16,583 --> 00:15:18,533
‫پیمان بندگی اینجوری کار نمی‌کنه

310
00:15:18,535 --> 00:15:21,369
‫الینا ، تنها چیزی که من میدونم
‫اینه که الینای قبلی

311
00:15:21,371 --> 00:15:23,488
‫هیچ‌وقت جرمی رو با دیمن تنها نمیذاشت

312
00:15:23,490 --> 00:15:26,708
‫مخصوصاً بعد از اتّفاقاتی که دیشب افتاد

313
00:15:31,847 --> 00:15:32,997
‫جرمی؟

314
00:15:32,999 --> 00:15:34,165
‫الینا ، ما تو دردسر افتادیم

315
00:15:34,167 --> 00:15:36,935
‫آروم باش

316
00:15:36,937 --> 00:15:38,169
‫دیمن کجاست؟

317
00:15:38,171 --> 00:15:39,604
‫به من گوش کن
‫کول به ما حمله کرد

318
00:15:39,606 --> 00:15:43,108
‫من به سختی فرار کردم
‫امّا دیمن رو گرفت

319
00:15:43,110 --> 00:15:47,345
‫یه‌کم طعنه‌آمیزه که تو پیش من اومدی واسه کمک

320
00:15:47,347 --> 00:15:51,733
‫دوستای تو نبودن که داشتن سعی می‌کردن
‫منو توی قبر سیمانی دفن کنن؟

321
00:15:51,735 --> 00:15:53,535
‫تقصیر خودته

322
00:15:53,537 --> 00:15:56,154
‫تو همه‌ی اینا رو شروع کردی و جرمی
‫رو مجبور کردی اون خون‌آشاما رو بکشه

323
00:15:56,156 --> 00:15:59,124
‫و داداش کوچولوی بچّه ننه‌ی من
‫اومد و همه چیز رو خراب‌تر کرد

324
00:15:59,126 --> 00:16:01,726
‫خب ، اون هیچ‌وقت از دیمن خوشش نمیومد

325
00:16:01,728 --> 00:16:05,664
‫فکر می‌کنم باید یه کاری بکنم . نه؟

326
00:16:05,666 --> 00:16:06,865
‫بهش بگو ولش کنه کلاوس

327
00:16:06,867 --> 00:16:11,302
‫تو در شرایطی نیستی که درخواست کنی عشقم

328
00:16:11,304 --> 00:16:14,756
‫با وجود اینکه من می‌خوام درمانت کنم تا دورگه‌های بیشتری بسازم

329
00:16:14,758 --> 00:16:16,808
‫من دلایل دیگه‌ای هم برای پیدا کردن دارو دارم

330
00:16:16,810 --> 00:16:18,827
‫که مهم‌ترین‌ـشون اینه که نابودش کنم

331
00:16:18,829 --> 00:16:21,429
‫که شماها نتونین از اون بر ضدّ من استفاده کنین

332
00:16:21,431 --> 00:16:24,382
‫تفاوت‌های ما هر چی که باشه

333
00:16:24,384 --> 00:16:27,719
‫بازم دنبال یه چیز هستیم

334
00:16:27,721 --> 00:16:31,156
‫لطفاً کلاوس التماست می‌کنم

335
00:16:42,118 --> 00:16:43,935
‫داداش کوچولو

336
00:16:43,937 --> 00:16:46,371
‫دو روز نیست برگشتی خونه و به من خبر دادن

337
00:16:46,373 --> 00:16:47,922
‫که باز خرابکاری کردی

338
00:16:47,924 --> 00:16:50,091
‫بیخیال نیک . من فقط داشتم
‫یه‌کم خوشگذرونی می‌کردم

339
00:16:50,093 --> 00:16:52,627
‫اون خون‌آشاما واسه شکارچی من بودن

340
00:16:52,629 --> 00:16:54,429
‫یه چندتا دیگه می‌سازم
‫قحطی آدم که نیومده

341
00:16:54,431 --> 00:16:57,265
‫دیمن سالواتور کجاست؟

342
00:16:57,267 --> 00:16:58,967
‫بهش یه کتک خوب و جانانه زدم

343
00:16:58,969 --> 00:17:00,635
‫فقط به یاد ایّام قدیم

344
00:17:00,637 --> 00:17:02,470
‫آره . خب ، دیگه تفریحتو کردی

345
00:17:02,472 --> 00:17:04,739
‫حالا بذار بره و برگرد خونه

346
00:17:04,741 --> 00:17:07,892
‫بیشتر از این دردسر درست نکن وگرنه دوباره میفتی توی تابوت

347
00:17:07,894 --> 00:17:09,894
‫هی ، لازم نیست اینقدر خشن برخورد کنی

348
00:17:09,896 --> 00:17:11,980
‫برخلاف تو من خشونت رو لازم می‌بینم

349
00:17:11,982 --> 00:17:15,366
‫وقتی یکی از بستگانم سعی می‌کنه کار منو خراب کنه

350
00:17:15,368 --> 00:17:18,203
‫خوب گوش کن کول

351
00:17:18,205 --> 00:17:21,072
‫از اون پسره گیلبرت دور بمون

352
00:17:21,074 --> 00:17:22,824
‫فهمیدی؟

353
00:17:22,826 --> 00:17:25,293
‫باشه . بهش دست نمیزنم

354
00:17:25,295 --> 00:17:26,778
‫بهت قول میدم

355
00:17:31,584 --> 00:17:33,084
‫خیلی خب عزیزم

356
00:17:33,086 --> 00:17:35,220
‫حالا یه‌کم دیگه چاقو رو فرو کن توی خودت

357
00:17:41,560 --> 00:17:45,013
‫اگه می‌خوای منو بکشی مثل یه مرد این‌کار رو بکن

358
00:17:45,015 --> 00:17:46,397
‫من نمی‌خوام بکشمت

359
00:17:46,399 --> 00:17:48,099
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم که میشه به ذهنت نفوذ کرد

360
00:17:48,101 --> 00:17:50,568
‫طحالتو درمیارم بیرون

361
00:17:50,570 --> 00:17:52,937
‫تو باید از من تشکّر کنی

362
00:17:52,939 --> 00:17:55,156
‫تو که واقعاً نمی‌خوای اون دارو پیدا بشه

363
00:17:55,158 --> 00:17:58,493
‫تو الینا رو می‌پرستی . منظورم اینه که
‫الان که خون‌آشام شده حتّی بیشتر

364
00:17:58,495 --> 00:18:00,745
‫قبول کن

365
00:18:00,747 --> 00:18:02,530
‫آخرین بقایای انسانیتش

366
00:18:02,532 --> 00:18:06,651
‫اون داداش کوچولوی رو اعصابشه

367
00:18:06,653 --> 00:18:10,839
‫و ته ته دلت شرط می‌بندم
‫که دلت می‌خواد اون بمیره . نه؟

368
00:18:10,841 --> 00:18:15,043
‫نه

369
00:18:15,045 --> 00:18:16,761
‫داری دروغ میگی

370
00:18:16,763 --> 00:18:19,264
‫شرط می‌بندم که عاشق اینی که سرشو بکّنی

371
00:18:21,133 --> 00:18:23,101
‫و من می‌خوام آرزوتو برآورده کنم

372
00:18:28,724 --> 00:18:30,708
‫تو یادت نمی‌مونه من چی گفتم

373
00:18:30,710 --> 00:18:33,528
‫امّا تو میری جرمی گیلبرت رو پیدا می‌کنی

374
00:18:33,530 --> 00:18:35,814
‫و وقتی پیداش کردی...

375
00:18:35,816 --> 00:18:37,532
‫اونو می‌کشی

376
00:18:46,036 --> 00:18:48,070
‫جرمی ، دیگه تموم شده

377
00:18:48,072 --> 00:18:49,372
‫دیگه می‌تونی اینا رو بذاری کنار

378
00:18:49,374 --> 00:18:50,957
‫کلاوس هنوز ازم می‌خواد
‫که نشان رو تکمیل کنم

379
00:18:50,959 --> 00:18:52,425
‫اون دست بردار نیست

380
00:18:52,427 --> 00:18:54,260
‫باشه . خب ، دیمن خیلی زود برمیگرده

381
00:18:54,262 --> 00:18:55,678
‫و اون‌موقع می‌تونیم یه راه حل پیدا کنیم

382
00:18:55,680 --> 00:18:57,046
‫جداً؟ هوزم به دیمن اعتماد داری؟

383
00:18:57,048 --> 00:18:58,464
‫اون جونتو نجات داد

384
00:18:58,466 --> 00:18:59,966
‫اون نقشه رسیدن به دارو رو نجات داد

385
00:18:59,968 --> 00:19:01,750
‫منو به هیچ جاش حساب نمی‌کنه

386
00:19:01,752 --> 00:19:03,302
‫ولی من بهت اهمیت میدم

387
00:19:03,304 --> 00:19:04,854
‫نکن

388
00:19:04,856 --> 00:19:06,639
‫هر چیزی که درونم هست که
‫باعث میشه دلم بخواد شکار کنم

389
00:19:06,641 --> 00:19:09,692
‫الان شدیداً تقویت شده

390
00:19:09,694 --> 00:19:11,360
‫جرمی

391
00:19:16,566 --> 00:19:20,619
‫ببخشید

392
00:19:20,621 --> 00:19:23,289
‫من میدونم باید چی‌کار کنم الینا

393
00:19:23,291 --> 00:19:24,991
‫واقعاً دلم می‌خواد اون دارو رو
‫برات گیر بیارم ولی...

394
00:19:24,993 --> 00:19:27,109
‫ولی

395
00:19:27,111 --> 00:19:30,746
‫فقط نمیدونم چطوری
‫باید این‌کار رو بکنم

396
00:19:36,571 --> 00:19:39,338
‫چقدر آت و آشغال به‌دردنخور اینجاست

397
00:19:39,340 --> 00:19:41,974
‫آت و آشغال شاید ، به‌دردنخور نه

398
00:19:41,976 --> 00:19:44,977
‫انگار "شِین" خیلی به زندگی بعد از
‫مرگ اعتقاد داره

399
00:19:44,979 --> 00:19:48,848
‫"پرهای عبادت "هوپی
‫"گلدان روح خاندان "هان

400
00:19:48,850 --> 00:19:51,684
‫اونم یه چاقوی مخصوص قربانی کردن
‫متعلق به جزایر "پلینزی" ـه

401
00:19:51,686 --> 00:19:54,353
‫روش بی‌رحمانه‌ای برای مردنه
‫ولی حداقل خدایان رو تسکین میدی

402
00:19:54,355 --> 00:19:56,822
‫از کی تا حالا توی این چیزا متخصص شدی؟

403
00:19:56,824 --> 00:19:59,492
‫من از فرهنگ‌های دیگه لذت می‌برم استفن

404
00:19:59,494 --> 00:20:01,360
‫میدونم که ممکنه فهمش برای تو سخت باشه

405
00:20:01,362 --> 00:20:05,081
‫اونم با توجه به اینکه با دختربچه‌ای
‫دوست بودی که فقط به خودش فکر می‌کنه

406
00:20:09,086 --> 00:20:12,855
‫پس هنوزم روی این موضوع حساسی

407
00:20:12,857 --> 00:20:15,491
‫میدونی چرا من الینا رو از ذهن تو پاک نکردم؟

408
00:20:15,493 --> 00:20:17,259
‫چون می‌خواستی زجر بکشم

409
00:20:17,261 --> 00:20:20,629
‫درسته . این تنها راهیه
‫که می‌تونی یاد بگیری

410
00:20:20,631 --> 00:20:22,631
‫برای من هزار سال طول کشید

411
00:20:22,633 --> 00:20:24,266
‫و صدها بار بهم خیانت شدم تا فهمیدم که

412
00:20:24,268 --> 00:20:28,687
‫عاشق بودن و اهمیت دادن
‫تو رو نابود می‌کنه

413
00:20:30,525 --> 00:20:32,174
‫بدجوری ناراحت کننده‌ست

414
00:20:32,176 --> 00:20:34,610
‫اتفاقاً برعکس

415
00:20:34,612 --> 00:20:37,179
‫روح آدم رو آزاد می‌کنه

416
00:20:37,181 --> 00:20:41,367
‫میدونی چرا ما توی قرن بیستم
‫اونقدر خوش گذروندیم استفن؟

417
00:20:41,369 --> 00:20:43,202
‫چون اهمیت نمیدادیم

418
00:20:43,204 --> 00:20:46,688
‫فقط کاری رو می‌کردیم که
‫بهمون حس خوبی میداد

419
00:20:46,690 --> 00:20:52,861
‫مشروب خوردن ، تغذیه کردن ، سکس

420
00:20:52,863 --> 00:20:56,582
‫اون سکس خوب نبود
‫چون اهمیت نمیدادیم

421
00:20:56,584 --> 00:20:59,802
‫خوب بود چون تو دیوونه‌ای

422
00:20:59,804 --> 00:21:03,556
‫سکس دیوونه‌وار همیشه خوبه

423
00:21:03,558 --> 00:21:05,975
‫تو همیشه نماد روشن‌فکری بودی

424
00:21:10,597 --> 00:21:13,849
‫دست از اهمیت دادن بردار

425
00:21:43,246 --> 00:21:45,747
‫خوبه . پیداش کردی

426
00:21:45,749 --> 00:21:47,683
‫سؤال اینه که تو کی هستی؟

427
00:21:53,223 --> 00:21:55,891
‫چه اتفاقی افتاده؟ حالت خوبه؟

428
00:21:55,893 --> 00:21:59,061
‫کول اتفاق افتاده

429
00:21:59,063 --> 00:22:00,429
‫خدا رو شکر که جفتتون فرار کردین

430
00:22:00,431 --> 00:22:02,264
‫اگه دست کول به جرمی میرسید...

431
00:22:02,266 --> 00:22:04,233
‫اون اینجاست؟ فقط می‌خواستم
‫باهاش حرف بزنم

432
00:22:04,235 --> 00:22:07,269
‫رفته رستوران می‌خواست
‫ببینه حال مت چطوره

433
00:22:07,271 --> 00:22:08,437
‫خب ، باید برم ازش عذرخواهی کنم

434
00:22:08,439 --> 00:22:11,940
‫امروز خیلی بهش سخت گرفتم

435
00:22:19,049 --> 00:22:23,302
‫به بابام گفتم یه دقیقه بهمون وقت بده

436
00:22:23,304 --> 00:22:26,805
‫دوربین خاموشه

437
00:22:26,807 --> 00:22:29,508
‫می‌تونی حرف بزنی

438
00:22:29,510 --> 00:22:30,809
‫مطمئنی؟

439
00:22:30,811 --> 00:22:33,395
‫آره . دروغ نمیگم
‫من مثل تو نیستم

440
00:22:33,397 --> 00:22:35,181
‫ببین ، من می‌خوام همیشه حقیقت رو بهت بگم
‫فقط داشتم اونو مخفی می‌کردم

441
00:22:35,183 --> 00:22:36,565
‫چون نگران عکس‌العمل تو بودم

442
00:22:36,567 --> 00:22:38,434
‫بد...من عکس‌العمل بدی
‫نسبت به قتل نشون میدم

443
00:22:38,436 --> 00:22:42,521
‫من یه قاتل نیستم بانی

444
00:22:42,523 --> 00:22:43,856
‫کشیش یانگ افسرده شده بود

445
00:22:43,858 --> 00:22:45,191
‫اینا رو شنیدم
‫برو سراغ اون بخشی که

446
00:22:45,193 --> 00:22:47,443
‫راضیش کردی تا ۱۱ نفر رو بکشه

447
00:22:47,445 --> 00:22:49,445
‫اون یه کشتار نبود
‫یه آیین و تشریفات بود

448
00:22:49,447 --> 00:22:51,280
‫یه کاری بود که انجام دادنش
‫"برای بیدارکردن "سایلس

449
00:22:51,282 --> 00:22:53,815
‫و گرفتن اون دارویی که دوستات
‫بدجوری افتادن دنبالش لازم بود

450
00:22:53,817 --> 00:22:55,701
‫اگه اونا میدونستن که چند نفر باید بمیرن...

451
00:22:55,703 --> 00:22:56,919
‫مردن اونا اهمیتی نداره

452
00:22:56,921 --> 00:23:00,839
‫سایلس" اونا رو برمیگردونه"

453
00:23:00,841 --> 00:23:02,458
‫تو دیوونه‌ای

454
00:23:02,460 --> 00:23:03,709
‫من دیوونه نیستم

455
00:23:03,711 --> 00:23:05,461
‫فقط احساساتی و مشتاقم

456
00:23:05,463 --> 00:23:08,681
‫تو بدجوری دیوونه‌ای

457
00:23:12,185 --> 00:23:15,604
‫اولین جلسه‌مون رو یادته؟

458
00:23:15,606 --> 00:23:17,556
‫در مورد مادربزرگت بود . درسته؟

459
00:23:17,558 --> 00:23:20,593
‫فکر می‌کردی هر بار که جادو اجرا می‌کنی
‫باعث زجر و عذاب اون میشی

460
00:23:24,364 --> 00:23:27,199
‫کنجکاو نیستی که بدونی
‫الان چه اتفاقی داره براش میفته؟

461
00:23:29,486 --> 00:23:31,670
‫دلت نمی‌خواد اونو دوباره ببینی؟

462
00:23:48,171 --> 00:23:50,639
‫می‌تونی امشب رو مرخصی بگیری؟

463
00:23:50,641 --> 00:23:54,176
‫من دو روز مرخصی گرفتم تا توی
‫خونه کنار دریاچه بهتون کمک کنم . یادته؟

464
00:23:54,178 --> 00:23:55,544
‫نزدیک بود کشته بشم

465
00:23:55,546 --> 00:23:57,012
‫جرمی کجاست؟

466
00:23:57,014 --> 00:23:58,564
‫فکر کنم اون پشت باشه

467
00:24:02,902 --> 00:24:04,353
‫حالت خوبه؟

468
00:24:04,355 --> 00:24:07,072
‫آره . حواسم به همه چیز هست

469
00:24:24,073 --> 00:24:25,407
‫دیمن

470
00:24:28,745 --> 00:24:30,746
‫حالت خوبه؟

471
00:24:30,748 --> 00:24:32,381
‫چه خبر شده؟

472
00:24:58,875 --> 00:25:00,793
‫دیمن ، تو چت شده؟

473
00:25:00,795 --> 00:25:02,461
‫کار کول بوده

474
00:25:02,463 --> 00:25:04,946
‫اون باید به ذهنم نفوذ کرده باشه

475
00:25:04,948 --> 00:25:08,133
‫اگه جرمی رو پیدا کنم...

476
00:25:08,135 --> 00:25:09,951
‫ممکنه بکشمش

477
00:25:26,572 --> 00:25:28,021
‫جرمی

478
00:25:28,755 --> 00:25:30,022
‫از اینجا برو

479
00:25:30,024 --> 00:25:32,942
‫صدامو می‌شنوی؟
‫یه لحظه هم توقف نکن

480
00:25:32,944 --> 00:25:34,860
‫کول به ذهن من نفوذ کرده

481
00:25:34,862 --> 00:25:37,813
‫هیچ کاری نمی‌تونم بکنم

482
00:25:37,815 --> 00:25:39,532
‫تو نمی‌تونی اینجا قایم بشی جرمی

483
00:25:39,534 --> 00:25:41,617
‫اگه پیدات کنم می‌میری

484
00:25:41,619 --> 00:25:43,486
‫جرمی ، به من گوش می‌کنی؟

485
00:25:43,488 --> 00:25:45,771
‫بهتره فرار کنی

486
00:25:45,773 --> 00:25:47,439
‫من دارم میام که بکشمت

487
00:25:47,441 --> 00:25:49,659
‫باید همین حالا بری

488
00:25:54,381 --> 00:25:57,282
‫تنها کاری که باید بکنی
‫تا من دست بردارم

489
00:25:57,284 --> 00:25:59,302
‫اینه که بگی کی تو رو فرستاده

490
00:26:03,473 --> 00:26:04,757
‫خونت پر از شاه‌پسنده

491
00:26:04,759 --> 00:26:06,008
‫پس میدونم که به ذهنت نفوذ نشده

492
00:26:06,010 --> 00:26:08,761
‫شایدم قبل از اینکه شاه‌پسند مصرف کنه

493
00:26:08,763 --> 00:26:10,146
‫یکی به ذهنش نفوذ کرده بوده

494
00:26:10,148 --> 00:26:11,547
‫اون دنبال سنگ قبر بود

495
00:26:11,549 --> 00:26:12,982
‫باید بفهمیم کی اونو فرستاده

496
00:26:12,984 --> 00:26:15,217
‫باشه ، قبول . پس اونو می‌بریم خونه

497
00:26:15,219 --> 00:26:17,320
‫صبر می‌کنیم تا شاه‌پسند از بدنش خارج بشه

498
00:26:17,322 --> 00:26:20,272
‫و بعد به ذهنش نفوذ می‌کنیم و هر
‫اطلاعاتی که می‌خوایم رو گیر میاریم

499
00:26:20,274 --> 00:26:21,524
‫فکر بدی نیست

500
00:26:28,849 --> 00:26:30,416
‫همین الان زبون خودشو با دندون کند

501
00:26:30,418 --> 00:26:32,251
‫پس حتماً یه چیزی میدونه

502
00:26:42,796 --> 00:26:44,263
‫فکر می‌کنم تحت اجبار ذهنی بوده

503
00:26:44,265 --> 00:26:46,132
‫کار برادر حرومزاده من بوده یا برادر تو؟

504
00:26:46,134 --> 00:26:49,635
‫شایدم گزینه ۳

505
00:26:49,637 --> 00:26:51,503
‫یه تیم دیگه هم توی این مسابقه هست

506
00:26:54,174 --> 00:26:55,558
‫یعنی میگی اگه کمکت کنم که

507
00:26:55,560 --> 00:26:58,944
‫سایلس" رو بیدار کنی"
‫می‌تونی مادربزرگمو برگردونی؟

508
00:26:58,946 --> 00:27:00,713
‫"روی نقطه ضعف من دست نذار "شِین

509
00:27:00,715 --> 00:27:03,616
‫من روی هیچی دست نذاشتم

510
00:27:03,618 --> 00:27:06,351
‫این حقیقته . تو بهم گفتی چه اتفاقی افتاده

511
00:27:06,353 --> 00:27:07,703
‫استفاده بدون احتیاط تو
‫از جادو دلیل اینه که...

512
00:27:07,705 --> 00:27:08,954
‫نکن

513
00:27:08,956 --> 00:27:10,522
‫دلیل اینه که اون ارواح

514
00:27:10,524 --> 00:27:12,491
‫- در اون طرف دارن اونو شکنجه میدن
‫- نکن

515
00:27:12,493 --> 00:27:15,411
‫اونو بارها و بارها و بارها عذاب میدن

516
00:27:15,413 --> 00:27:17,079
‫گفتم نکن

517
00:27:20,301 --> 00:27:21,500
‫دستم

518
00:27:24,205 --> 00:27:27,390
‫نمی‌تونی متوقفش کنی . نه؟

519
00:27:27,392 --> 00:27:30,375
‫تمام این قدرتی که حس می‌کنی

520
00:27:30,377 --> 00:27:33,429
‫در اصل ازش خوشت میاد . نه؟

521
00:27:37,384 --> 00:27:40,236
‫خودتو ببین بانی . خودتو ببین بانی

522
00:27:40,238 --> 00:27:42,554
‫بانی ، داری چی‌کار می‌کنی؟

523
00:27:42,556 --> 00:27:44,723
‫برو بیرون

524
00:27:44,725 --> 00:27:46,942
‫- از اینجا برو بیرون
‫- بانی ، تمومش کن

525
00:27:46,944 --> 00:27:48,494
‫نمی‌تونین با حرف راضیش کنین شهردار
‫اون کنترلشو از دست داده

526
00:27:48,496 --> 00:27:53,565
‫بانی ، عزیزم...خواهش می‌کنم

527
00:27:53,567 --> 00:27:56,485
‫یه کاری بکن

528
00:27:56,487 --> 00:27:58,120
‫بانی

529
00:27:58,122 --> 00:28:01,073
‫بانی ، منو ببین

530
00:28:01,075 --> 00:28:02,875
‫حالا یه نفس عمیق بکش

531
00:28:02,877 --> 00:28:06,178
‫من همینجا پیشتم

532
00:28:06,180 --> 00:28:09,131
‫تو کاملاً تحت کنترلی

533
00:28:12,185 --> 00:28:13,719
‫همینه

534
00:28:31,705 --> 00:28:36,408
‫دخترتون یه اعجوبه‌ست

535
00:28:36,410 --> 00:28:39,829
‫با راهنمایی‌های من...

536
00:28:39,831 --> 00:28:42,948
‫می‌تونه یکی از قدرتمندترین
‫جادوگرهای دنیا باشه

537
00:28:44,551 --> 00:28:48,888
‫ولی بدون اون...

538
00:28:48,890 --> 00:28:51,173
‫یه بمب ساعتیه

539
00:29:00,066 --> 00:29:03,686
‫سلام الینا

540
00:29:03,688 --> 00:29:05,304
‫چه بلایی سر استفن آوردی؟

541
00:29:05,306 --> 00:29:07,356
‫اونو از زندگی احمقانه قبلیش نجات دادم

542
00:29:07,358 --> 00:29:08,657
‫ولی همش میاد سراغش

543
00:29:08,659 --> 00:29:10,475
‫استفن الان توی حس حرف زدن نیست

544
00:29:10,477 --> 00:29:12,077
‫پس می‌تونه گوش بده

545
00:29:12,079 --> 00:29:13,946
‫میدونم ممکنه الان من برات
‫اهمیتی نداشته باشم استفن

546
00:29:13,948 --> 00:29:16,332
‫ولی کول به ذهن دیمن نفوذ کرده
‫تا جرمی رو بکشه

547
00:29:16,334 --> 00:29:18,334
‫اونا یه جایی توی تونل‌ها هستن و من...

548
00:29:18,336 --> 00:29:19,752
‫اینجا یه هزارتوی عظیمه

549
00:29:19,754 --> 00:29:22,922
‫و من نمی‌تونم پیداشون کنم پس اگه
‫هنوز به اون دارو یا به جرمی

550
00:29:22,924 --> 00:29:26,275
‫اهمیت میدی پس شاید بتونی بیای کمک

551
00:29:35,135 --> 00:29:36,168
‫باشه

552
00:29:38,722 --> 00:29:40,339
‫این یه مخصمه خیلی جالب

553
00:29:40,341 --> 00:29:41,941
‫برای جفتمونه

554
00:29:44,611 --> 00:29:48,013
‫اون قسمتی که گفتم به ذهن من
‫نفوذ شده رو نشنیدی؟

555
00:29:48,015 --> 00:29:49,982
‫توقف نکن

556
00:29:51,818 --> 00:29:53,068
‫جدّاً؟

557
00:29:53,070 --> 00:29:54,570
‫یه خون‌آشام افتاده دنبالت

558
00:29:54,572 --> 00:29:56,355
‫الانم داری خونریزی می‌کنی؟

559
00:30:08,085 --> 00:30:10,169
‫حرکت احمقانه‌ای بود جرمی

560
00:30:10,171 --> 00:30:12,004
‫تو نمی‌تونی از فاصله نزدیک با من بجنگی

561
00:30:12,006 --> 00:30:13,205
‫ارزش امتحان کردنشو داشت

562
00:30:16,894 --> 00:30:20,980
‫تو باید به من شلیک کنی جرمی
‫درست توی قلبم

563
00:30:20,982 --> 00:30:23,232
‫من نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم

564
00:30:23,234 --> 00:30:26,385
‫جرمی ، تو یه شکارچی هستی

565
00:30:26,387 --> 00:30:28,571
‫خودت میدونی باید چی‌کار کنی

566
00:30:28,573 --> 00:30:30,656
‫بجنب

567
00:30:30,658 --> 00:30:32,057
‫این‌کار رو بکن

568
00:30:57,836 --> 00:31:01,572
‫اون توی سرم شلیک کرد

569
00:31:01,574 --> 00:31:04,842
‫احمق روانی

570
00:31:04,844 --> 00:31:08,029
‫عقب مونده کله‌خر بی‌شعور

571
00:31:14,169 --> 00:31:16,921
‫آخه چقدر تو احمقی جرمی

572
00:31:19,859 --> 00:31:22,226
‫همون موقع که فرصتشو داشتی
‫باید منو می‌کشتی

573
00:31:31,620 --> 00:31:32,987
‫جایی میری؟

574
00:31:32,989 --> 00:31:34,372
‫من اگه جای توی بودم میرفتم

575
00:31:34,374 --> 00:31:35,606
‫اگه دیمن اون شکارچی رو بکشه

576
00:31:35,608 --> 00:31:36,808
‫اصلاً به مزاق نیک خوش نمیاد

577
00:31:36,810 --> 00:31:39,210
‫من به نیک گفتم که به اون پسربچه دست نمیزنم

578
00:31:39,212 --> 00:31:40,328
‫این‌کار رو هم نکردم

579
00:31:40,330 --> 00:31:41,462
‫خب ، خیلی زرنگی

580
00:31:41,464 --> 00:31:43,748
‫مطمئنم قدر این کارتو میدونه

581
00:31:48,637 --> 00:31:50,171
‫واقعاً می‌خوای به من خنجر بزنی؟

582
00:31:50,173 --> 00:31:54,509
‫اگه بزنم نفوذ ذهنی دیمن
‫از بین میره و تمام این ماجرا هم تموم میشه

583
00:31:54,511 --> 00:31:56,260
‫اون‌وقت تو هم هیچ فرقی
‫با نیکلاوس نداری

584
00:31:56,262 --> 00:31:58,729
‫خنجر زدن به اعضای خونوادت
‫وقتی باهاشون اختلاف نظر داری

585
00:31:58,731 --> 00:32:00,765
‫ببین این خونواده به کجا رسیده

586
00:32:00,767 --> 00:32:03,100
‫یعنی آلایژا دیگه روش نمیشه که
‫سرشو بلند کنه

587
00:32:03,102 --> 00:32:05,586
‫چون حالش از این دعواهای ما به‌هم خورده

588
00:32:07,773 --> 00:32:09,941
‫این دارو ما رو نابود کرده

589
00:32:09,943 --> 00:32:13,310
‫و هنوزم کسی پیداش نکرده

590
00:32:13,312 --> 00:32:16,247
‫فقط تصور کن اگه کسی پیداش کنه
‫اون‌وقت چه اتفاقی میفته

591
00:32:16,249 --> 00:32:20,451
‫این خونواده خیلی قبل‌تر از اینکه
‫چیزی در مورد اون دارو بفهمیم نابود شده بود

592
00:32:22,454 --> 00:32:23,654
‫کول

593
00:32:23,656 --> 00:32:25,673
‫من بهت اجازه نمیدم که "سایلس" رو بیدار کنی

594
00:32:27,042 --> 00:32:29,010
‫دیگه حماقت کافیه

595
00:32:29,012 --> 00:32:30,511
‫بندازش زمین کول

596
00:32:34,433 --> 00:32:35,833
‫اون می‌خواست منو بکشه

597
00:32:37,135 --> 00:32:39,770
‫خب ، فکر کنم نیاز داری یاد بگیری

598
00:32:39,772 --> 00:32:42,306
‫که روش درست خنجر زدن
‫به اعضای خونواده چجوریه

599
00:32:45,677 --> 00:32:47,562
‫برو به جهنم

600
00:33:10,135 --> 00:33:12,036
‫دیمن ، تمومش کن

601
00:33:14,223 --> 00:33:18,042
‫میدونم که نمی‌خوای به جرمی آسیب بزنی

602
00:33:18,044 --> 00:33:22,563
‫پس خواهش می‌کنم بس کن

603
00:33:22,565 --> 00:33:24,015
‫نمی‌تونم

604
00:33:24,017 --> 00:33:25,516
‫چرا ، می‌تونی

605
00:33:25,518 --> 00:33:27,217
‫تو اونقدر قوی هستی که
‫بتونی جلوی نفوذ ذهنی مقاومت کنی

606
00:33:27,219 --> 00:33:29,270
‫میدونم که هستی

607
00:33:29,272 --> 00:33:30,855
‫چرا؟ چون استفن این‌کار رو کرد؟

608
00:33:30,857 --> 00:33:34,909
‫چون من عاشقتم
‫چون تو عاشقمی

609
00:33:37,913 --> 00:33:42,116
‫تو هر کاری به‌خاطر من می‌کنی
‫پس خواهش می‌کنم...

610
00:33:42,118 --> 00:33:44,168
‫این‌کار رو به‌خاطر من بکن

611
00:33:58,517 --> 00:34:00,551
‫متأسفم الینا

612
00:34:00,553 --> 00:34:02,019
‫دیمن

613
00:34:04,690 --> 00:34:05,973
‫جرمی

614
00:34:08,226 --> 00:34:09,644
‫حالا شلیک کن

615
00:34:12,147 --> 00:34:14,649
‫سلام داداش ، پارسال دوست امسال آشنا

616
00:34:23,492 --> 00:34:24,659
‫قابل تو رو نداشت

617
00:34:40,821 --> 00:34:43,956
‫آروم باش رفیق

618
00:34:43,958 --> 00:34:46,125
‫خون زیادی از دست دادی

619
00:34:49,446 --> 00:34:52,281
‫پس خون بدنمو تخلیه کردی؟

620
00:34:52,283 --> 00:34:54,416
‫آره . راستش چاره دیگه‌ای نداشتم

621
00:34:54,418 --> 00:34:56,218
‫نفوذ ذهنی کول هنوز سر جاشه

622
00:34:56,220 --> 00:34:58,220
‫پس باید اینجا حبس بمونی

623
00:34:58,222 --> 00:35:01,123
‫گل شاه‌پسندی هم نداریم پس...

624
00:35:01,125 --> 00:35:03,425
‫این تنها راهی بود
‫که می‌تونستم تو رو ضعیف کنم

625
00:35:03,427 --> 00:35:07,263
‫انگار خیلی از این‌کار لذت می‌بری

626
00:35:07,265 --> 00:35:10,182
‫بهتر نیست بریم دنبال کول

627
00:35:10,184 --> 00:35:12,468
‫و مجبورش کنیم نفوذ ذهنی منو برداره؟

628
00:35:12,470 --> 00:35:14,670
‫آره ، حتماً . این راه
‫خیلی آسون به نظر میرسه دیمن

629
00:35:14,672 --> 00:35:16,138
‫حتماً میرم سراغش

630
00:35:20,995 --> 00:35:22,444
‫حداقل بذار الینا رو ببینم

631
00:35:22,446 --> 00:35:24,863
‫بیخیال ، میدونی که نمی‌تونی این‌کار رو بکنی

632
00:35:24,865 --> 00:35:26,365
‫با وجود پیمان بندگی
‫تنها کاری که باید بکنی

633
00:35:26,367 --> 00:35:27,950
‫اینه که بهش بگی تو رو از اینجا آزاد کنه

634
00:35:27,952 --> 00:35:30,619
‫ریسکش بالاست

635
00:35:30,621 --> 00:35:32,588
‫واقعاً داری لذت می‌بری . نه؟

636
00:35:32,590 --> 00:35:34,506
‫برای الینا هم بهتره که
‫تو فعلاً اینجا بمونی

637
00:35:34,508 --> 00:35:36,158
‫حداقل تا وقتی که اون دارو رو پیدا می‌کنیم

638
00:35:36,160 --> 00:35:38,093
‫و بعد وقتی که اون دیگه
‫بنده تو نبود

639
00:35:38,095 --> 00:35:41,180
‫و تو هم دیگه تحت نفوذ ذهنی نبودی

640
00:35:41,182 --> 00:35:44,133
‫اون‌وقت جفتتون می‌تونین
‫هر غلطی دلتون خواست بکنین

641
00:35:44,135 --> 00:35:46,552
‫استفن ، صبر کن . استفن

642
00:35:51,976 --> 00:35:53,342
‫استفن

643
00:36:05,705 --> 00:36:07,522
‫میری دیمن رو ببینی؟

644
00:36:07,524 --> 00:36:09,124
‫باید باهاش حرف بزنم

645
00:36:09,126 --> 00:36:11,427
‫خب ، نمی‌تونی . مطمئناً ازت می‌خواد که آزادش کنی

646
00:36:11,429 --> 00:36:12,661
‫من آزادش نمی‌کنم

647
00:36:12,663 --> 00:36:14,630
‫انتخاب دیگه‌ای نداری

648
00:36:14,632 --> 00:36:16,215
‫تو بنده اونی

649
00:36:20,770 --> 00:36:22,338
‫مفهومه؟

650
00:36:22,340 --> 00:36:25,391
‫استفن ، تو با ربکا داری چی‌کار می‌کنی؟

651
00:36:25,393 --> 00:36:27,059
‫اون سعی کرد منو بکشه

652
00:36:27,061 --> 00:36:28,644
‫و این دومین باری بود که

653
00:36:28,646 --> 00:36:31,347
‫دیمن سعی کرد جرمی رو بکشه

654
00:36:31,349 --> 00:36:34,099
‫پس فکر کنم هیچ‌کس کامل نیست . درسته؟

655
00:36:36,686 --> 00:36:39,605
‫داری سعی می‌کنی منو مجازات کنی؟

656
00:36:39,607 --> 00:36:41,940
‫نمیدونم چند بار دیگه
‫می‌تونم معذرت خواهی کنم

657
00:36:41,942 --> 00:36:43,909
‫هیچ‌وقت ازت نخواستم این‌کار رو بکنی

658
00:36:43,911 --> 00:36:45,060
‫می‌تونی هر کاری دلت می‌خواد بکنی الینا

659
00:36:45,062 --> 00:36:47,229
‫واقعاً برام مهم نیست

660
00:36:51,918 --> 00:36:55,120
‫تو دلت شکسته . دلت شکسته

661
00:36:55,122 --> 00:36:57,539
‫و حالا داری تلافی می‌کنی استفن

662
00:36:57,541 --> 00:36:58,590
‫تو این آدم نیستی

663
00:36:58,592 --> 00:36:59,842
‫معلومه که هستم

664
00:36:59,844 --> 00:37:04,630
‫فقط تو هیچ‌وقت منو اینطوری ندیدی

665
00:37:04,632 --> 00:37:06,181
‫نمیدونی که وقتی عاشق تو نباشم

666
00:37:06,183 --> 00:37:08,600
‫اون‌وقت چه شکلی میشم

667
00:37:15,642 --> 00:37:17,943
‫به دیمن خبر میدم که اومده بودی ببینیش

668
00:37:34,244 --> 00:37:37,279
‫یه معذرت خواهی بهت بدهکارم

669
00:37:37,281 --> 00:37:38,831
‫تو هیچی به من بدهکار نیستی

670
00:37:38,833 --> 00:37:43,152
‫از اینکه حق با منه خوشحال نیستم

671
00:37:43,154 --> 00:37:45,287
‫می‌خوام برات کمک بیارم

672
00:37:45,289 --> 00:37:48,290
‫کمک؟ بابا ، من خوبم

673
00:37:48,292 --> 00:37:49,458
‫مسخره می‌کنی؟

674
00:37:49,460 --> 00:37:51,627
‫اعتراف می‌کنم که عصبانی شدم

675
00:37:51,629 --> 00:37:53,095
‫ولی میدونستم دارم چی‌کار می‌کنم

676
00:37:53,097 --> 00:37:56,798
‫تو کنترلت رو از دست دادی و "شِین" گفت...

677
00:37:56,800 --> 00:38:01,153
‫همین الان به این نتیجه نرسیدیم
‫که نمی‌تونیم به اون آدم اعتماد کنیم؟

678
00:38:01,155 --> 00:38:02,521
‫اون می‌خواد به درون تو نفوذ کنه

679
00:38:02,523 --> 00:38:05,190
‫تنها چیزی که به درون من نفوذ کرده
‫اون چیزیه که دیدم

680
00:38:05,192 --> 00:38:08,861
‫اینکه دیدم دخترم داره
‫از جادوهای خطرناک استفاده می‌کنه

681
00:38:08,863 --> 00:38:10,362
‫و این مسئله که فکر نمی‌کنی
‫به کمک نیاز داری

682
00:38:10,364 --> 00:38:12,531
‫یعنی حتی خیلی بیشتر به کمک نیاز داری

683
00:38:27,330 --> 00:38:29,381
‫عصر بخیر گلّه‌ی گیلبرت‌ها

684
00:38:29,383 --> 00:38:30,599
‫چی می‌خوای کلاوس؟

685
00:38:30,601 --> 00:38:32,851
‫اومدم شکارچیم رو با خودم ببرم

686
00:38:32,853 --> 00:38:34,203
‫با توجه به اینکه برادر من
‫حسابی دردسرساز شده

687
00:38:34,205 --> 00:38:37,389
‫پس جرمی جاش پیش من امن‌تره

688
00:38:37,391 --> 00:38:38,774
‫پیشنهادت رو رد می‌کنم

689
00:38:38,776 --> 00:38:40,676
‫امروز به قدر کافی برات آدم کشتم

690
00:38:40,678 --> 00:38:43,996
‫فکر می‌کنی اینجا امنیت بیشتری داری؟

691
00:38:43,998 --> 00:38:45,597
‫پس مشخصاً کول رو نمی‌شناسی

692
00:38:45,599 --> 00:38:46,982
‫هیچ چیز نمی‌تونه جلوی اونو بگیره
‫تا به خواسته‌ـش نرسه

693
00:38:46,984 --> 00:38:49,184
‫میدونم خیلی عجیب به نظر میرسه
‫ولی فقط من می‌تونم کمکت کنم

694
00:38:49,186 --> 00:38:52,871
‫شرمنده ولی فکر می‌کنم
‫ترجیح میدیم شانس خودمونو امتحان کنیم

695
00:38:57,911 --> 00:39:00,329
‫قبول ولی وقتی که کول اومد

696
00:39:00,331 --> 00:39:02,498
‫که صد درصد هم خواهد اومد

697
00:39:02,500 --> 00:39:04,299
‫حتماً بهم خبر بدین

698
00:39:04,301 --> 00:39:08,554
‫ترجیحاً قبل از اینکه خونه قشنگتتون رو
‫با خاکستر یکی کنه

699
00:39:10,173 --> 00:39:13,008
‫و محض اطلاع تو شکارچی

700
00:39:13,010 --> 00:39:14,843
‫آدما راحت عوض میشن

701
00:39:14,845 --> 00:39:18,213
‫و کسایی که دوستشون داری رو تهدید می‌کنن
‫پس خوب بخوابی

702
00:39:18,215 --> 00:39:20,883
‫فردا برای تموم کردن کارمون
‫برنامه‌ریزی می‌کنیم

703
00:39:37,284 --> 00:39:38,733
‫راحت باش . بفرما تو

704
00:39:38,735 --> 00:39:42,737
‫فکر کردم رسم در زدن
‫دیگه بینمون نیست

705
00:39:42,739 --> 00:39:44,423
‫تو به کول خنجر نزدی

706
00:39:44,425 --> 00:39:46,875
‫خب ، با وجود چوب درخت بلوط سفید
‫که روی قلبم نشونه گرفته بود

707
00:39:46,877 --> 00:39:48,844
‫اوضاع یه‌کم سخت شد

708
00:39:48,846 --> 00:39:52,881
‫من معتقدم که برادرم کول
‫بالاخره عقلشو از دست داده

709
00:39:52,883 --> 00:39:54,933
‫مسئله‌ای نیست . جرمی هنوز زنده‌ست

710
00:39:54,935 --> 00:39:58,587
‫ترتیب دیمن رو هم دادم

711
00:39:58,589 --> 00:40:01,723
‫خب ، اونو کجا گذاشتی؟

712
00:40:01,725 --> 00:40:03,592
‫سنگ قبر رو میگی؟

713
00:40:03,594 --> 00:40:04,776
‫یه جای امن

714
00:40:04,778 --> 00:40:06,111
‫قرارمون این نبود

715
00:40:06,113 --> 00:40:08,730
‫خب ، با توجه به اینکه
‫تو ۲بار به من خیانت کردی

716
00:40:08,732 --> 00:40:11,450
‫و من هرگز بهت خیانت نکردم

717
00:40:11,452 --> 00:40:13,101
‫فکر می‌کنم دارم رفتار درستی نشون میدم

718
00:40:13,103 --> 00:40:16,572
‫مخصوصاً از اونجایی که نمیدونیم
‫چرا اون یارو داشت دنبالش می‌گشت

719
00:40:18,541 --> 00:40:20,576
‫مسائلت با الینا حل شد؟

720
00:40:20,578 --> 00:40:21,943
‫برات مهمه؟

721
00:40:21,945 --> 00:40:25,113
‫نه . فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫که چرا اومدی اینجا

722
00:40:25,115 --> 00:40:27,082
‫مجبوری که بپرسی؟

723
00:40:30,086 --> 00:40:34,473
‫نه احساسی ، نه دلبستگی

724
00:40:34,475 --> 00:40:37,092
‫هیچی

725
00:40:37,094 --> 00:40:38,810
‫به هیچ وجه

726
00:40:50,523 --> 00:40:52,658
‫این هیچ‌وقت قرار نیست تموم بشه

727
00:40:52,660 --> 00:40:54,142
‫اگه کول اول منو نکشه

728
00:40:54,144 --> 00:40:57,396
‫اون‌وقت کلاوس مجبورم می‌کنه
‫که آدمای بی‌گناه بیشتری رو بکشم

729
00:40:57,398 --> 00:41:00,832
‫چند نفر لازمه؟ ۱۰؟ ۱۰۰؟

730
00:41:05,088 --> 00:41:07,923
‫اگه یه خون‌آشام اصیل رو بکشی

731
00:41:07,925 --> 00:41:10,825
‫تمام نسل خونی اون هم
‫همراهش می‌میرن

732
00:41:10,827 --> 00:41:12,094
‫این یعنی ۱۰۰۰تا

733
00:41:12,096 --> 00:41:16,848
‫شاید ۱۰۰۰۰تا خون‌آشام

734
00:41:16,850 --> 00:41:20,502
‫کول دیمن رو مجبور کرد که تو رو بکشه

735
00:41:20,504 --> 00:41:22,654
‫تو باید به جاش کول رو بکشی

736
00:41:24,700 --> 00:41:25,700
‫ترجمه و زیرنویس : عـــمـاد و نــوشــیـن

737
00:41:26,700 --> 00:41:27,700
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

