1
00:00:00,500 --> 00:00:02,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:02,430 --> 00:00:03,930
‫من الینا گیلبرت هستم

3
00:00:04,030 --> 00:00:07,300
‫من یه خون‌آشام جدیدم امّا مشکلاتی وجود داره

4
00:00:07,300 --> 00:00:09,090
‫من میدونم که بنده‌ی تو شدم دیمن

5
00:00:09,140 --> 00:00:10,290
‫میدونی چی می‌تونه منو خوشحال کنه؟

6
00:00:10,290 --> 00:00:13,030
‫اینکه بفهمم احساسی که به من داشتی واقعی بوده

7
00:00:13,060 --> 00:00:14,990
‫ولی الان روزنه امیدی وجود داره
‫یه دارو وجود داره

8
00:00:14,990 --> 00:00:15,840
‫این دارو ما رو نابود کرده

9
00:00:15,840 --> 00:00:17,840
‫و هنوزم کسی پیداش نکرده

10
00:00:17,840 --> 00:00:19,060
‫تو در مورد "سایلس" چی میدونی؟

11
00:00:19,060 --> 00:00:20,730
‫اون اولین موجود فناناپذیر این دنیاست

12
00:00:21,140 --> 00:00:23,070
‫که اتفاقاً کنار اون دارو حبس شده

13
00:00:23,170 --> 00:00:25,170
‫اتّحادهای غیرقابل‌انتظاری شکل گرفته

14
00:00:25,170 --> 00:00:26,060
‫شماها اینجا چه غلطی می‌کنین؟

15
00:00:26,060 --> 00:00:27,030
‫چه کمکی از من ساخته‌ست؟

16
00:00:27,030 --> 00:00:29,640
‫نه احساسی ، نه دلبستگی

17
00:00:31,590 --> 00:00:33,030
‫و یک نفر هست که تا مطمئن نشه
‫ما هیچ‌وقت اون دارو رو  پیدا نمی‌کنیم

18
00:00:33,030 --> 00:00:34,530
‫دست برنمیداره

19
00:00:34,530 --> 00:00:36,100
‫امّا تو میری جرمی گیلبرت رو پیدا می‌کنی

20
00:00:36,100 --> 00:00:37,080
‫و اونو می‌کشی

21
00:00:39,540 --> 00:00:40,960
‫کول دیمن رو مجبور کرد که تو رو بکشه

22
00:00:40,960 --> 00:00:42,530
‫تو باید به جاش کول رو بکشی

23
00:01:28,640 --> 00:01:30,090
‫زود تشریف می‌برید؟

24
00:01:30,200 --> 00:01:31,200
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

25
00:01:32,200 --> 00:01:33,200
‫ترجمه و زیرنویس : نــوشــــیـن

26
00:01:34,200 --> 00:01:39,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫قسمت ۱۲ : چشم‌اندازی به یک قتل</font>

27
00:01:39,690 --> 00:01:41,330
‫اینجا خونه‌ی منه نیک

28
00:01:41,330 --> 00:01:43,250
‫من خوشم نمیاد عین این کنه‌های چندش مخ‌زن

29
00:01:43,250 --> 00:01:44,710
‫به حریم خصوصی من تجاوز کنی

30
00:01:44,880 --> 00:01:46,900
‫من عذر می‌خوام که این قرار ملاقات لاشیانه

31
00:01:46,900 --> 00:01:48,480
‫رو خراب کردم

32
00:01:49,060 --> 00:01:51,090
‫امّا من یه کار فوری داشتم

33
00:01:51,090 --> 00:01:53,180
‫یا مثل اینکه یادت رفته اون داداش روانیمون کول

34
00:01:53,180 --> 00:01:54,830
‫داره با یه تیکه چوب بلوط سفید پرسه میزنه

35
00:01:54,830 --> 00:01:56,200
‫و نقشه‌ی قتل این و اونو می‌کشه؟

36
00:01:56,200 --> 00:01:58,350
‫اون دیشب سعی کرد منو بکشه . یادم نرفته

37
00:01:58,350 --> 00:02:00,010
‫بله . متأسّفانه

38
00:02:00,010 --> 00:02:02,720
‫به نظر میاد که با خنجرهای من غیبش زده

39
00:02:03,230 --> 00:02:05,670
‫نیک بیچاره ،  حالا چطوری بدون
‫اون خنجرای ارزشمندت

40
00:02:05,670 --> 00:02:07,220
‫کاراتو پیش می‌بری؟

41
00:02:07,310 --> 00:02:09,760
‫اونا خیلی به‌دردت می‌خوردن وقتی می‌خواستی

42
00:02:09,780 --> 00:02:10,490
‫مکالمه رو با یکی از ما تموم کنی

43
00:02:11,140 --> 00:02:13,210
‫"ترس بی‌معنی کول از "سایلس

44
00:02:13,210 --> 00:02:14,750
‫داره باعث میشه دیوونه‌بازی دربیاره

45
00:02:14,880 --> 00:02:17,110
‫باید تا بیشتر از این خرابکاری نکرده جلوشو بگیریم

46
00:02:17,110 --> 00:02:18,500
‫الان من میدونم تو آخرین خنجر رو داری

47
00:02:18,500 --> 00:02:20,830
‫و میدونم خاکستر سفید هم داری
‫پس ردش کن بیاد

48
00:02:22,320 --> 00:02:24,350
‫و خودمو بدون محافظت بذارم؟

49
00:02:24,690 --> 00:02:27,500
‫می‌تونی این درخواستتو توی ستون
‫عمراً تا صد سال سیاه" طبقه‌بندی کنی"

50
00:02:28,200 --> 00:02:29,540
‫تا وقتی دوشمو می‌گیرم رفته باشی

51
00:02:29,540 --> 00:02:31,060
‫اینجا جای کسایی نیست که خودشونو پشت بقیه
‫قایم می‌کنن تا کاراشونو پیش ببرن

52
00:02:36,800 --> 00:02:38,880
‫من به اون خنجر نیاز دارم استفن

53
00:02:39,490 --> 00:02:41,200
‫سر عقلش بیار

54
00:02:42,750 --> 00:02:44,460
‫چرا خودت سر عقلش نمیاری؟

55
00:02:44,720 --> 00:02:47,220
‫من دارم میرم خونه که نقش زندانیان دیمن رو بازی کنم

56
00:02:47,500 --> 00:02:49,550
‫از وقتی کول مجبورش کرده که جرمی رو بکشه

57
00:02:49,550 --> 00:02:50,610
‫زندانی شده

58
00:02:50,670 --> 00:02:53,250
‫می‌بینی؟ منم دقیقاً همینو میگم

59
00:02:53,860 --> 00:02:55,900
‫اگر اجازه بدی کول آزاد بچرخه

60
00:02:56,520 --> 00:02:58,860
‫اون‌وقت جرمی زنده نمی‌مونه
‫که جشن فارغ‌التحصیلیشو ببینه

61
00:02:58,860 --> 00:03:01,290
‫و ما هم باید فاتحه‌ی نقشه‌ی دارو رو بخونیم

62
00:03:02,060 --> 00:03:04,450
‫امّا اگه به من کمک کنی که به کول خنجر بزنم

63
00:03:05,610 --> 00:03:07,590
‫دیمن از نفوذ ذهنی آزاد میشه

64
00:03:07,590 --> 00:03:08,680
‫جرمی زنده می‌مونه

65
00:03:08,680 --> 00:03:10,130
‫و همه‌ی ما به سمت اون راهی
‫که خوشحالمون می‌کنه میریم

66
00:03:10,150 --> 00:03:11,490
‫یعنی الینای انسان

67
00:03:15,250 --> 00:03:16,350
‫تو کجایی؟

68
00:03:16,760 --> 00:03:18,670
‫من به کرولاین گفتم که جاشو توی

69
00:03:18,670 --> 00:03:20,990
‫آماده‌سازی مراسم رقص دهه‌ها می‌گیرم
‫امّا هیچ‌کدوم از شماها سر و کلّتون پیدا نشد

70
00:03:21,340 --> 00:03:23,990
‫میدونم ، ببخشید . باید میومدم

71
00:03:23,990 --> 00:03:25,710
‫من جرمی رو بازداشت خونگی کردم

72
00:03:25,710 --> 00:03:27,020
‫چون کول می‌خواد بکشدش

73
00:03:27,220 --> 00:03:28,590
‫و کلاوس می‌خواد به یه

74
00:03:28,590 --> 00:03:30,920
‫سفر جادّه‌ای کشتار خون‌آشام ببردش

75
00:03:31,950 --> 00:03:33,820
‫و از اونجایی که هیچ‌کدوم از اونا به خونه دعوت نشدن

76
00:03:34,800 --> 00:03:36,590
‫اینجا تنها جاییه که می‌تونم سالم نگهش دارم

77
00:03:37,250 --> 00:03:38,850
‫چرا یه صداهایی میاد که انگار داره بهت تیراندازی میشه؟

78
00:03:39,710 --> 00:03:42,480
‫ظاهراً من دارم تو یه خونه مجرّدی زندگی می‌کنم

79
00:03:42,650 --> 00:03:43,490
‫دارم تمرین می‌کنم

80
00:03:43,810 --> 00:03:44,670
‫منم همینطور

81
00:03:44,870 --> 00:03:46,730
‫تمرین کنین یه‌کم ظرف بشورین

82
00:03:46,890 --> 00:03:48,050
‫و این اسلحه‌ها رو هم بذارین کنار

83
00:03:48,050 --> 00:03:50,940
‫قبل از اینکه یه نفر سعی کنه ازشون در مقابل من استفاده کنه

84
00:03:51,810 --> 00:03:54,560
‫خیلی واسه من سخته که وقتی تو توی خونه حبس شدی

85
00:03:54,560 --> 00:03:56,250
‫منتظر این مراسم رقص باشم

86
00:03:56,920 --> 00:04:00,090
‫گوش کن ، من یه نقشه دارم که
‫همه چیز رو تموم می‌کنه

87
00:04:00,730 --> 00:04:02,340
‫می‌خوام که جرمی کول رو بکشه

88
00:04:02,780 --> 00:04:05,110
‫ازش می‌خوای یه اصیل رو بکشه؟

89
00:04:05,110 --> 00:04:05,940
‫بهش فکر کن

90
00:04:05,940 --> 00:04:09,090
‫نسل کسایی که کول تبدیل کرده
‫الان احتمالاً تا ماه میرسه

91
00:04:09,150 --> 00:04:11,060
‫اگر جرمی کول رو بکشه

92
00:04:11,060 --> 00:04:12,970
‫هر خون‌آشامی که اون تبدیل کرده

93
00:04:12,970 --> 00:04:15,900
‫تازه اگه کسایی که هر کدوم از اونا
‫تبدیل کردن رو در نظر نگیریم همه می‌میرن

94
00:04:16,920 --> 00:04:19,590
‫که معنیش اینه که نشان شکارچی کامل میشه

95
00:04:20,320 --> 00:04:22,360
‫و ما هم کلید پیدا کردن دارو رو داریم

96
00:04:22,450 --> 00:04:25,070
‫من دارم راه میفتم
‫باهم فکرشو می‌کنیم

97
00:04:26,350 --> 00:04:27,540
‫فکر می‌کنی اگه فقط ۸۹تا بادکنک قرمز باشه

98
00:04:27,540 --> 00:04:30,150
‫کرولاین می‌فهمه؟

99
00:04:30,820 --> 00:04:32,690
‫در واقع احتمالاً آره

100
00:04:37,060 --> 00:04:37,900
‫الینا

101
00:04:41,490 --> 00:04:42,260
‫ببخشید

102
00:04:42,320 --> 00:04:43,310
‫چی شد؟

103
00:04:43,570 --> 00:04:44,440
‫نمیدونم

104
00:04:45,840 --> 00:04:47,090
‫یه چیزی توی آبه

105
00:04:48,600 --> 00:04:49,990
‫راست میگی؟

106
00:04:49,990 --> 00:04:52,470
‫توی منبع آب شاه‌پسند ریختی؟

107
00:04:52,530 --> 00:04:53,780
‫اصلاً از کجا گیر آوردی؟

108
00:04:53,850 --> 00:04:55,040
‫من منابع خودمو دارم

109
00:04:55,470 --> 00:04:57,100
‫در ضمن دارم حکومت نظامی رو دوباره برقرار می‌کنم

110
00:04:57,100 --> 00:04:58,980
‫و همه‌ی رویدادهای شهر رو هم لغو کردم

111
00:04:59,030 --> 00:05:00,970
‫- بابا ، امشب مراسم رقصه
‫- دیگه نیست

112
00:05:01,380 --> 00:05:02,490
‫شوخی می‌کنی؟

113
00:05:02,490 --> 00:05:04,850
‫عزیزم ، من دارم سعی می‌کنم ازت مراقبت کنم
‫نه اینکه مجازاتت کنم

114
00:05:05,530 --> 00:05:07,350
‫خوب بودن این شهر الان وظیفه‌ی منه

115
00:05:07,350 --> 00:05:09,930
‫نه بابا . وظیفه‌ی منه
‫و من هم دارم خوب عمل می‌کنم

116
00:05:09,930 --> 00:05:11,100
‫البته اگه شما دخالت نکنی

117
00:05:11,100 --> 00:05:12,160
‫تو داشتی خوب عمل می‌کردی؟

118
00:05:12,160 --> 00:05:13,140
‫می‌خوای اسم همه ی کسایی رو که

119
00:05:13,140 --> 00:05:15,240
‫توی سال آخر تحصیلیت گم شدن
‫یا توی حوادث غم‌انگیز کشته شدن

120
00:05:15,280 --> 00:05:18,260
‫واست بخونم؟

121
00:05:19,120 --> 00:05:20,970
‫لطفاً یه راست بیا خونه
‫جلسه‌ی خانوادگی داریم

122
00:05:25,880 --> 00:05:27,450
‫اگه تو مرده باشی و نتونی پیداش کنی

123
00:05:27,450 --> 00:05:28,960
‫هیچ‌کس دستش به اون دارو نمیرسه

124
00:06:06,980 --> 00:06:08,740
‫بازم اومدی گردنمو بشکنی؟

125
00:06:10,520 --> 00:06:13,440
‫چون من کاملاً بدون حس قتل از خواب بیدار شدم

126
00:06:13,440 --> 00:06:16,170
‫و کاملاً مطمئنم که دیگه امنه اگه منو آزاد کنی

127
00:06:21,610 --> 00:06:22,990
‫اوه پسر ، واقعاً؟

128
00:06:23,660 --> 00:06:25,750
‫تو عملاً تا حدّ خشک شدن خون منو خالی کردی

129
00:06:27,230 --> 00:06:29,430
‫حدّاقل یه کیسه‌ای چیزی پرت کن

130
00:06:30,140 --> 00:06:31,920
‫من تشنمه

131
00:06:35,940 --> 00:06:38,110
‫دقیقاً همون چیزیه که می‌خواستم

132
00:06:49,150 --> 00:06:50,150
‫سلام رفیق

133
00:06:51,100 --> 00:06:52,600
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

134
00:06:52,820 --> 00:06:53,820
‫بچّه‌داری

135
00:06:56,860 --> 00:07:00,020
‫هر دو ساعت یه بار بهش یه شیشه خون بده

136
00:07:00,020 --> 00:07:01,220
‫که بدنش خشک نشه

137
00:07:01,880 --> 00:07:03,520
‫اگه زیادی قوی شد

138
00:07:03,990 --> 00:07:05,800
‫یا خسته ـت کرد

139
00:07:06,580 --> 00:07:07,720
‫دوباره خونشو تخلیه کن

140
00:07:09,990 --> 00:07:11,330
‫درمان در سکوت ، نه؟

141
00:07:12,230 --> 00:07:13,690
‫این بهترین کاریه که می‌تونی بکنی؟

142
00:07:15,170 --> 00:07:17,700
‫هنوز به‌خاطر خوابیدن با الینا از دستم شاکیه

143
00:07:17,770 --> 00:07:19,180
‫مطمئنی؟

144
00:07:19,640 --> 00:07:21,200
‫چون من امروز صبح وقتی داشت از اتاق خواب ربکا

145
00:07:21,200 --> 00:07:22,940
‫دزدکی میرفت بیرون مچشو گرفتم

146
00:07:23,090 --> 00:07:25,230
‫که این قضیه به نظر من یعنی بیخیال شده

147
00:07:27,090 --> 00:07:30,430
‫چه عالی . انگار داداش من

148
00:07:30,430 --> 00:07:33,400
‫یه برگه از کتاب سکس انتقامی منو کنده

149
00:07:34,030 --> 00:07:36,150
‫خب ، چرا شما ۲تا از

150
00:07:36,360 --> 00:07:38,190
‫این خلوت آدم بداتون لذّت نمی‌برید؟

151
00:07:38,810 --> 00:07:41,140
‫وقتی خنجر رو از ربکا گرفتم خبرت می‌کنم

152
00:07:57,610 --> 00:07:58,600
‫دیمن حالش خوبه

153
00:07:58,750 --> 00:08:01,290
‫با همه‌ی امکانات رفاهی جونوری که لیاقتشو داره حبسش کردم

154
00:08:01,290 --> 00:08:02,680
‫واسه این زنگ نزدم

155
00:08:03,270 --> 00:08:04,800
‫کول الان سعی کرده بانی رو بکشه

156
00:08:06,070 --> 00:08:07,980
‫چی؟ الان حالش خوبه؟

157
00:08:08,180 --> 00:08:09,740
‫آره . فقط ترسیده

158
00:08:10,180 --> 00:08:12,810
‫تونسته جلوشو بگیره
‫امّا کول برای کشتن هر کسی که دنبال دارو می‌گرده

159
00:08:12,810 --> 00:08:14,750
‫خیلی مصمّمه

160
00:08:14,750 --> 00:08:16,800
‫آره . کلاوس از من خواسته
‫ربکا رو متقاعد کنم که

161
00:08:16,800 --> 00:08:19,050
‫خنجرشو بده تا بتونیم جلوی کول رو بگیریم

162
00:08:19,200 --> 00:08:20,870
‫من نمی‌خوام فقط به کول خنجر بزنم

163
00:08:21,830 --> 00:08:23,230
‫من می‌خوام جرمی اونو بکشه

164
00:08:30,520 --> 00:08:31,400
‫الان چی گفتی؟

165
00:08:31,400 --> 00:08:34,120
‫بانی میگه یه قدرت جدید دیوونه کننده داره

166
00:08:34,120 --> 00:08:35,770
‫گفته می‌تونه به قدر کافی نگهش داره

167
00:08:35,770 --> 00:08:37,060
‫که جرمی یه نشونه‌گیری دقیق بکنه

168
00:08:37,060 --> 00:08:37,950
‫و بعدش چی؟

169
00:08:38,110 --> 00:08:39,750
‫کلاوس و ربکا تک تک ما رو می‌کشن

170
00:08:39,750 --> 00:08:40,540
‫به هر قیمتی که شده

171
00:08:40,660 --> 00:08:42,960
‫اونا ممکنه بی‌عار و درد باشن
‫و عین دیوونه‌ها مدام باهم دعوا کنن

172
00:08:43,230 --> 00:08:44,910
‫امّا آخرش باز هم می‌چسبن به همدیگه

173
00:08:44,960 --> 00:08:46,560
‫به همین خاطر تو باید خنجر رو پیدا کنی

174
00:08:46,560 --> 00:08:47,650
‫و به ربکا بزنی

175
00:08:48,860 --> 00:08:51,790
‫اگه تو یه جعبه خوابیده باشه
‫نمی‌تونه واسه انتقام کاری بکنه

176
00:08:54,180 --> 00:08:55,390
‫آره . من نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

177
00:08:55,420 --> 00:08:57,870
‫میدونم تو نمی‌تونی چون خون‌آشاما
‫نمی‌تونن از خنجر استفاده کنن

178
00:08:57,890 --> 00:08:58,850
‫امّا مت می‌تونه

179
00:08:59,520 --> 00:09:01,320
‫اینجوریام نیست که حقّش نباشه

180
00:09:03,520 --> 00:09:05,900
‫و بانی فکر می‌کنه بتونه
‫جلوی کلاوس رو هم بگیره

181
00:09:05,940 --> 00:09:07,860
‫حدّاقل موقّتاً

182
00:09:07,870 --> 00:09:10,480
‫به محض اینکه ما دارو رو پیدا کنیم
‫دیگه این مشکلات وجود نداره

183
00:09:10,480 --> 00:09:11,800
‫چون می‌تونیم ازش بر ضد اونا استفاده کنیم

184
00:09:12,910 --> 00:09:16,500
‫خیلی خب امّا چجوری می‌خوای
‫کول رو بکشونی اونجا؟

185
00:09:22,600 --> 00:09:23,990
‫جرمی گیلبرت

186
00:09:24,940 --> 00:09:27,030
‫خیلی خوشحالم که می‌بینم شماره‌مو هنوز توی گوشیت داری رفیق

187
00:09:27,620 --> 00:09:30,070
‫هی ، می‌خوای همدیگه رو توی زمین تمرین بیسبال "دِنوِر" ببینیم؟

188
00:09:30,950 --> 00:09:33,050
‫در واقع من الینا گیلبرت هستم

189
00:09:33,960 --> 00:09:35,300
‫چه سعادتی

190
00:09:35,380 --> 00:09:37,460
‫بله . من داشتم روی تمام
‫روش‌های هوشمندانه‌ای که

191
00:09:37,460 --> 00:09:38,910
‫میشه برادرتو باهاش کشت فکر می‌کردم

192
00:09:39,900 --> 00:09:40,720
‫امّا به جاش به ایده‌ی قطع کردن دستای

193
00:09:40,730 --> 00:09:42,170
‫خالکوبی شده ـش رسیدم

194
00:09:42,780 --> 00:09:45,530
‫باید حضوری باهات حرف بزنم

195
00:09:46,680 --> 00:09:50,050
‫می‌خوام به‌خاطر "سایلس" درخواست آتش‌بس بکنم

196
00:09:52,710 --> 00:09:54,280
‫می‌خوای درباره‌ی "سایلس" حرف بزنی؟

197
00:09:54,330 --> 00:09:55,740
‫هر جا بخوای می‌بینمت

198
00:09:56,160 --> 00:09:56,990
‫میام پیشت

199
00:09:57,810 --> 00:09:58,610
‫میدونی چیه؟

200
00:09:59,370 --> 00:10:01,060
‫چطوره من بیام پیشت؟

201
00:10:06,810 --> 00:10:07,970
‫اگه می‌خوای آتش‌بس بدی

202
00:10:08,260 --> 00:10:09,880
‫در رو باز کن و منو دعوت کن تو

203
00:10:16,390 --> 00:10:17,450
‫منتظرم

204
00:10:17,920 --> 00:10:20,000
‫بذار بیام تو و در صلح حرف بزنیم

205
00:10:23,300 --> 00:10:26,350
‫این احمقانه نیست که من تو رو دعوت کنم تو؟

206
00:10:26,440 --> 00:10:27,780
‫اتّفاقاً برعکس

207
00:10:27,780 --> 00:10:30,000
‫من نمی‌تونم با دستای خودم برادرت رو بکشم

208
00:10:30,000 --> 00:10:31,390
‫وگرنه گرفتار نفرین شکارچی میشم

209
00:10:31,400 --> 00:10:34,820
‫و باید ۲۰ سال آینده‌ی عمرمو سعی کنم
‫خودمو از بدترین راه‌ها از پا دربیارم

210
00:10:36,300 --> 00:10:39,500
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" به استفن کمک کن خنجر رو پیدا کنه "</font>

211
00:10:37,300 --> 00:10:39,480
‫و من شنیدم که شاه‌پسند دوباره توی شهر پیدا میشه

212
00:10:39,490 --> 00:10:41,350
‫پس نمی‌تونم تو رو هم مجبور کنم که اونو بکشی

213
00:10:43,150 --> 00:10:44,840
‫پس فکر کنم درست باشه اگر بگم که

214
00:10:44,840 --> 00:10:47,030
‫فعلاً شماها تقریباً در امانید

215
00:10:47,100 --> 00:10:48,600
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" برو بانی رو بیار "</font>

216
00:10:49,670 --> 00:10:51,540
‫من تنها کسیم که می‌تونه دعوتش کنه توی خونه

217
00:10:52,480 --> 00:10:54,520
‫راست میگه . واضحه

218
00:11:02,010 --> 00:11:04,030
‫شما توقّع دارین که ۱۰۰۰ سال زندگی کردن

219
00:11:04,030 --> 00:11:05,120
‫باعث شده باشه یه‌کم آداب یاد بگیرم

220
00:11:05,380 --> 00:11:07,780
‫امّا نتونستم در مقابل اومدن به اینجا مقاومت کنم

221
00:11:08,110 --> 00:11:09,910
‫اگر بذارم بیای تو برادرم میره

222
00:11:10,480 --> 00:11:11,580
‫نزدیکش هم نمیشی

223
00:11:13,180 --> 00:11:14,060
‫عادلانه‌ست

224
00:11:17,930 --> 00:11:18,890
‫می‌تونی بیای تو

225
00:11:22,470 --> 00:11:24,410
‫واقعاً باید بهش نشان شجاعت بدن

226
00:11:26,100 --> 00:11:28,090
‫یه چیز دیگه که من درباره‌ی
‫دنیای مدرن دوست دارم اینه که

227
00:11:29,190 --> 00:11:31,180
‫هر وقت دلت خواست می‌تونی موسیقی گوش بدی

228
00:11:35,190 --> 00:11:37,780
‫خب ، همینجاست که باید منو به یه نوشیدنی دعوت کنی

229
00:11:37,780 --> 00:11:39,330
‫که بتونیم یه گفتگوی درست و حسابی داشته باشیم

230
00:11:51,410 --> 00:11:55,300
‫رنگاش مال خود پارچه‌ست
‫دهه‌ی ۸۰ خیلی غم‌انگیز بود

231
00:11:55,300 --> 00:11:56,520
‫میدونی ، من فکر می‌کنم اپل سرشونه

232
00:11:56,520 --> 00:11:59,560
‫می‌تونه در جرم گند زدن به مُد با لباس‌های یقه بسته‌ی قرن ۱۷ برابری کنه

233
00:12:00,260 --> 00:12:01,840
‫دنبال یه چیزی می‌گردی که واسه مراسم رقص بپوشی؟

234
00:12:01,900 --> 00:12:03,850
‫آره . داری ازم می‌خوای همراهت باشم؟

235
00:12:05,140 --> 00:12:07,300
‫در واقع لغو شده

236
00:12:13,770 --> 00:12:15,050
‫پس چرا اینجایی؟

237
00:12:15,560 --> 00:12:16,900
‫اومدی بازم درباره خنجر حرف بزنی؟

238
00:12:18,020 --> 00:12:19,200
‫انگار یه نفر اینجا مشکل اعتماد کردن داره

239
00:12:19,200 --> 00:12:20,730
‫بهش میگن یه شک و تردید سالم

240
00:12:23,170 --> 00:12:25,210
‫میدونم امروز صبح می‌خواستی یواشکی بری

241
00:12:25,210 --> 00:12:26,100
‫من احمق نیستم

242
00:12:26,570 --> 00:12:27,320
‫ببخشید

243
00:12:28,860 --> 00:12:30,370
‫من هنوز دارم سعی می‌کنم به این وضع عادت کنم

244
00:12:31,230 --> 00:12:32,160
‫پشیمونی ازش؟

245
00:12:32,340 --> 00:12:33,070
‫نه

246
00:12:33,480 --> 00:12:34,720
‫می‌خوای باز هم اتّفاق بیفته؟

247
00:12:36,890 --> 00:12:37,650
‫شاید

248
00:12:38,130 --> 00:12:39,970
‫حتّی اگه من خنجر رو بهت ندم؟

249
00:12:41,680 --> 00:12:43,640
‫تو فکر کردی من فقط واسه گرفتن خنجر

250
00:12:43,750 --> 00:12:44,970
‫با تو می‌خوابم؟

251
00:12:44,970 --> 00:12:47,210
‫اون نگاه معصومانه رو نکن

252
00:12:47,980 --> 00:12:49,050
‫تو واسه گرفتن چیزایی که می‌خواستی

253
00:12:49,050 --> 00:12:50,290
‫خیلی بلاها سر من آوردی

254
00:12:51,040 --> 00:12:52,870
‫خب ، فکر کنم باید این جالباسی‌ها رو جمع کنم

255
00:12:53,400 --> 00:12:55,950
‫باز هم یه اقدام ناموفّق دیگه واسه
‫رفتن به مراسم رقص دبیرستانی

256
00:12:59,030 --> 00:13:00,890
‫چرا اینقدر رقص دبیرستانی واست مهمّه؟

257
00:13:00,890 --> 00:13:02,200
‫مهم نیست . فقط حوصله ـم سر رفته

258
00:13:02,710 --> 00:13:03,440
‫درسته

259
00:13:06,730 --> 00:13:09,160
‫اگه بخوای می‌تونیم بریم

260
00:13:10,030 --> 00:13:11,660
‫نه . اگه لغو شده باشه نمی‌تونیم

261
00:13:12,270 --> 00:13:14,240
‫از کی تا حالا تو به قوانین اهمیت میدی؟

262
00:13:18,320 --> 00:13:20,290
‫میدونی ، هیچ‌کدوم از این مشکلات پیش نمیومد

263
00:13:20,290 --> 00:13:22,330
‫اگه تو کارتو درست انجام داده بودی

264
00:13:23,410 --> 00:13:26,290
‫من با کمال میل راضی شدم که تو به جرمی آموزش بدی

265
00:13:26,290 --> 00:13:28,170
‫نه ، نشدی . شوخیت گرفته؟

266
00:13:28,170 --> 00:13:29,490
‫روز دوم پاشدی اومدی اونجا

267
00:13:30,050 --> 00:13:31,260
‫میدونی چقدر سخته اون مغزای ایکس باکسی رو

268
00:13:31,260 --> 00:13:33,580
‫مجبور کنی که تمرکز کنن؟

269
00:13:33,830 --> 00:13:36,350
‫و وقتی من یه اتاق پر از آدمایی که میان بار رو تبدیل کردم

270
00:13:36,360 --> 00:13:37,990
‫که اون بکشه

271
00:13:37,990 --> 00:13:39,640
‫تو گذاشتی کول بکشدشون

272
00:13:39,730 --> 00:13:42,240
‫این مشکل داداش توئه ، نه من

273
00:13:42,300 --> 00:13:44,020
‫و این ایده‌ی هوشمندانه‌ی کی بود که

274
00:13:44,020 --> 00:13:46,190
‫جرمی رو مجبور کنیم وجدانشو حفظ کنه؟

275
00:13:46,350 --> 00:13:48,330
‫خب ، ما که نمی‌تونستیم بشینیم که اون توی خواب

276
00:13:48,330 --> 00:13:49,740
‫چوب فرو کنه تو قلب الینا . می‌تونستیم؟

277
00:13:49,740 --> 00:13:52,700
‫بله . به‌خاطر عشق به الینا

278
00:13:52,720 --> 00:13:54,690
‫قضیه چیه که اون تونسته از

279
00:13:54,720 --> 00:13:56,780
‫تمام کارای وحشتناکی که تو
‫تا حالا کردی چشم‌پوشی کنه؟

280
00:13:56,780 --> 00:13:57,980
‫این یه انکار با میل و رغبته

281
00:13:57,980 --> 00:13:59,910
‫یا شاید هم یه چیزی که بیشتر
‫به آسیب‌شناسی مربوط میشه؟

282
00:13:59,910 --> 00:14:01,180
‫بعضی از آدما بیشتر از بقیه توانایی

283
00:14:01,180 --> 00:14:02,470
‫بخشش دیگران رو دارن

284
00:14:03,020 --> 00:14:06,300
‫من مطمئنم امتیاز تو
‫توی این زمینه منفی پونصد باشه

285
00:14:06,580 --> 00:14:10,030
‫بیخیال ، باید یه رازی باشه این وسط

286
00:14:10,030 --> 00:14:12,020
‫نمی‌تونه فقط مربوط به
‫پیمان نوکری باشه . اون چیه؟

287
00:14:12,530 --> 00:14:13,730
‫نفوذ ذهنی؟

288
00:14:14,120 --> 00:14:15,230
‫گول زدن؟

289
00:14:20,540 --> 00:14:21,940
‫چی بهش گفتی؟

290
00:14:31,720 --> 00:14:32,640
‫من فکر می‌کنم همه‌ی این صحبتا

291
00:14:32,640 --> 00:14:35,030
‫یه ربطی به یه خون‌آشام بلوند داشته باشه

292
00:14:36,030 --> 00:14:37,720
‫من فکر می‌کنم که تو کارول لاکوود رو کشتی

293
00:14:37,720 --> 00:14:38,930
‫و من فکر می‌کنم که تو نگرانی

294
00:14:38,940 --> 00:14:40,910
‫کرولاین هیچ‌وقت تو رو نبخشه

295
00:14:41,490 --> 00:14:42,820
‫تو بدتر از این‌کارها رو کردی

296
00:14:42,890 --> 00:14:46,540
‫قابل بحثه . ببین ، من واسم مهم نیست
‫که آدم بده باشم

297
00:14:47,800 --> 00:14:50,490
‫چون یکی باید این نقش رو بازی کنه
‫و کارا رو انجام بده

298
00:14:50,490 --> 00:14:52,570
‫تو بی‌هیچ دلیلی کارای بد انجام میدی

299
00:14:53,070 --> 00:14:54,440
‫تو اون کارها رو می‌کنی که یه عوضی باشی

300
00:14:55,020 --> 00:14:56,110
‫قابل بحثه

301
00:14:57,690 --> 00:14:59,660
‫اگه می‌خوای بد باشی هدف‌دار بد باش

302
00:15:00,120 --> 00:15:01,990
‫در غیر اینصورت لیاقت بخشیده شدن رو نداری

303
00:15:16,110 --> 00:15:18,980
‫ببخشید ، به زور الکل مخصوص
‫آدمای پیر رو پیدا کردم

304
00:15:21,040 --> 00:15:22,840
‫آره . این مشکل آدمای امروزیه

305
00:15:23,360 --> 00:15:25,230
‫اونا هیچ تصوری از نوشیدن ندارن

306
00:15:25,660 --> 00:15:27,480
‫"یه قرن پیش توی "نیو اورلانز

307
00:15:27,600 --> 00:15:28,830
‫مردم میدونستن چجوری نوشیدنی درست کنن

308
00:15:28,830 --> 00:15:30,050
‫تو توی "نیو اورلانز" زندگی کردی؟

309
00:15:30,320 --> 00:15:31,060
‫همه‌مون زندگی کردیم

310
00:15:32,100 --> 00:15:34,700
‫تا وقتی که نیکلاوس خنجر فرو کرد تو قلبم

311
00:15:34,730 --> 00:15:36,840
‫چرا؟ چی‌کار کرده بودی؟

312
00:15:37,210 --> 00:15:38,870
‫چی باعث شده فکر کنی که من کاری کردم؟

313
00:15:39,180 --> 00:15:40,830
‫اتّحادت با برادرم

314
00:15:40,830 --> 00:15:42,370
‫تو رو نسبت به جنایتاش نرم کرده؟

315
00:15:43,280 --> 00:15:45,510
‫من با کلاوس اتّحادی ندارم

316
00:15:46,020 --> 00:15:49,240
‫ما علاقه‌ی مشترکی به پیدا کردن
‫دارو داشتیم . فقط همین

317
00:15:49,680 --> 00:15:51,340
‫- داشتین؟
‫- آره

318
00:15:52,370 --> 00:15:54,250
‫و من حاضرم دست از پیدا کردنش بردارم

319
00:15:54,260 --> 00:15:56,320
‫اگر تو قول بدی که برادرمو تنها بذاری

320
00:15:59,750 --> 00:16:01,450
‫حالا میشه یادم بدی چجوری اینو درست کنم؟

321
00:16:06,090 --> 00:16:07,190
‫من میرم یه‌کم یخ بیارم

322
00:16:15,500 --> 00:16:18,900
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" اون چوب رو داره . بانی کجاست؟ " -</font>
‫<font color="#۸۰ff۸۰">" دارم سعی می‌کنم پیداش کنم . کول رو اونجا نگه دار " -</font>

323
00:16:28,640 --> 00:16:31,680
‫بانی ، تو کجایی؟
‫من بیشتر از ۱۷بار زنگ زدم

324
00:16:32,120 --> 00:16:34,790
‫کول توی خونه‌ی ماست . ما بهت احتیاج داریم

325
00:16:36,000 --> 00:16:37,600
‫باشه . من دارم میان خونه‌ـتون

326
00:16:40,260 --> 00:16:41,170
‫بگیرش

327
00:16:41,640 --> 00:16:42,530
‫تو هم میل داری؟

328
00:16:43,850 --> 00:16:45,140
‫آره . چرا که نه؟

329
00:16:50,190 --> 00:16:51,650
‫تو خیلی توی این بازی خوبی

330
00:16:52,470 --> 00:16:55,650
‫مخصوصاً با در نظر گرفتن اینکه ۱۰۰ سال

331
00:16:55,660 --> 00:16:56,820
‫تو یه تابوت حبس بودی

332
00:16:57,380 --> 00:16:59,660
‫من سریع یاد می‌گیرم
‫عکس‌العمل‌هام هم سریعه

333
00:17:00,430 --> 00:17:02,070
‫با این وجود به واقعیت شباهتی نداره . داره؟

334
00:17:03,320 --> 00:17:04,560
‫تو که آدم کشتی ، مگه نه؟

335
00:17:05,630 --> 00:17:08,910
‫یا یکی از اون خون‌آشامای مقدّسی مثل "مری سو"؟

336
00:17:11,490 --> 00:17:13,690
‫۱بار آدم کشتم

337
00:17:15,600 --> 00:17:17,480
‫فکر کنم عدد تو خیلی بالاتر از من باشه

338
00:17:18,540 --> 00:17:19,870
‫بعد از این همه سال حسابش از دستم در رفته

339
00:17:21,460 --> 00:17:22,990
‫ما بالاخره قراره درباره "سایلس" حرف بزنیم

340
00:17:22,990 --> 00:17:24,790
‫یا فقط چرت و پرت بگیم؟

341
00:17:33,000 --> 00:17:35,300
‫<font color="#۸۰ff۸۰">" هنوز خنجر رو پیدا نکردم . به زمان نیاز دارم "</font>

342
00:17:48,000 --> 00:17:50,790
‫هیچ‌کس دیگه‌ای فکر نمی‌کنه
‫که "سایلس" وجود داشته باشه

343
00:17:51,140 --> 00:17:52,270
‫پس تو چرا این فکر رو می‌کنی؟

344
00:17:52,270 --> 00:17:53,740
‫من به چندتا جادوگر برخورد کردم

345
00:17:53,980 --> 00:17:55,900
‫در قرن ۱۴ توی آفریقا

346
00:17:56,490 --> 00:17:58,240
‫"در قرن ۱۷ توی "هاییتی

347
00:17:58,390 --> 00:18:00,130
‫"در قرن ۱۹ توی "نیو اورلانز

348
00:18:00,730 --> 00:18:02,170
‫همه‌ی اونا درباره‌ی "سایلس" میدونستن

349
00:18:02,210 --> 00:18:03,720
‫و می‌گفتن که اون باید دفن باقی بمونه

350
00:18:04,920 --> 00:18:06,690
‫من به حرف جادوگرا خیلی اهمیت میدم

351
00:18:06,860 --> 00:18:08,380
‫آره امّا چرا "سایلس"؟

352
00:18:09,110 --> 00:18:10,510
‫چرا اینقدر از اون می‌ترسی؟

353
00:18:11,450 --> 00:18:13,360
‫اونا گفتن اگه "سایلس" ظهور کنه

354
00:18:13,360 --> 00:18:14,700
‫زمین رو جهنّم می‌کنه

355
00:18:16,460 --> 00:18:18,340
‫منم دنیا رو همینجوری که هست دوست دارم

356
00:18:19,940 --> 00:18:21,390
‫این خیلی مذهبی به نظر میرسه

357
00:18:22,040 --> 00:18:23,540
‫خب ، این هم یکی دیگه از مشکلات آدمای امروزیه

358
00:18:24,600 --> 00:18:25,740
‫ایمانشونو از دست دادن

359
00:18:26,550 --> 00:18:30,640
‫و بر اثر این از دست دادن دیگه
‫نمیدونن باید از کی بترسن

360
00:18:37,450 --> 00:18:38,600
‫من باید با الینا تماس بگیرم

361
00:18:38,600 --> 00:18:39,570
‫گوشی منو ندیدی؟

362
00:18:39,770 --> 00:18:42,330
‫من گوشی و کلید ماشینتو برداشتم

363
00:18:42,490 --> 00:18:45,370
‫و بهت هم گفته بودم که یه جلسه‌ی خانوادگی داریم

364
00:18:45,510 --> 00:18:47,200
‫این کار رو از تو کتابا یاد گرفتی؟

365
00:18:47,200 --> 00:18:49,420
‫چون ما هیچ‌وقت جلسه‌ی خانوادگی نداشتیم

366
00:18:49,420 --> 00:18:50,700
‫به اندازه‌ی کافی این وضع ادامه پیدا کرده

367
00:18:51,220 --> 00:18:54,300
‫شِین" گفت که تو و جادوی تو مثل یه بمب ساعتیه"

368
00:18:54,300 --> 00:18:56,200
‫و من هم بهت گفتم که اون روانیه

369
00:18:56,270 --> 00:18:57,720
‫من به‌خاطر جادوگری مادرت رو از دست دادم

370
00:18:59,060 --> 00:19:00,310
‫قصد ندارم تو رو هم از دست بدم

371
00:19:00,890 --> 00:19:03,250
‫این زندگی شما نیست . زندگی منه

372
00:19:11,930 --> 00:19:13,330
‫سلام ، بانی اینجاست؟

373
00:19:13,450 --> 00:19:14,190
‫سرش شلوغه

374
00:19:15,470 --> 00:19:16,660
‫کارم واجبه

375
00:19:16,810 --> 00:19:17,640
‫چی شده؟

376
00:19:17,840 --> 00:19:19,490
‫۱۰۰بار بهت زنگ زدم

377
00:19:19,540 --> 00:19:20,930
‫کول توی خونه‌ی ماست

378
00:19:21,420 --> 00:19:23,250
‫- من باید برم
‫- گفتم که نه

379
00:19:26,030 --> 00:19:28,370
‫اینقدر به من نگین چی‌کار کنم

380
00:19:31,930 --> 00:19:33,850
‫هیچ‌کس هیچ جا نمیره

381
00:19:35,210 --> 00:19:36,020
‫مامان؟

382
00:19:37,680 --> 00:19:39,710
‫اَبی" ، لطفاً بیا داخل"

383
00:19:48,860 --> 00:19:50,060
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

384
00:19:50,220 --> 00:19:53,100
‫پدرت زنگ زد . پروفسور "شِین" کیه؟

385
00:19:53,230 --> 00:19:54,720
‫چی یادت داده؟

386
00:19:54,720 --> 00:19:56,020
‫بانی ، ما واسه این چیزا وقت نداریم

387
00:19:56,020 --> 00:19:57,570
‫این یه مسئله‌ی خانوادگیه

388
00:19:57,660 --> 00:20:00,790
‫خواهر من تو دردسر افتاده
‫ما به کمک بانی نیاز داریم

389
00:20:00,790 --> 00:20:03,680
‫دختر من به اندازه‌ی کافی به الینا گیلبرت کمک کرده

390
00:20:03,760 --> 00:20:05,620
‫- حالا برو بیرون
‫- مامان

391
00:20:05,770 --> 00:20:07,060
‫به سؤال من جواب بده

392
00:20:07,180 --> 00:20:09,340
‫پروفسور "شِین" چه دروغایی تحویلت داده؟

393
00:20:10,810 --> 00:20:13,660
‫نکن جرمی . هی ، بس کن

394
00:20:13,660 --> 00:20:14,600
‫بس کن

395
00:20:16,080 --> 00:20:17,900
‫بهش آسیبی نزن . اون مادرمه

396
00:20:19,570 --> 00:20:21,150
‫به من نگاه کن

397
00:20:29,120 --> 00:20:30,570
‫فقط برو . باشه؟

398
00:20:31,100 --> 00:20:32,000
‫منم بعد تو میام

399
00:20:37,820 --> 00:20:38,950
‫می‌خواین حرف بزنیم؟

400
00:20:41,010 --> 00:20:41,980
‫بیاین حرف بزنیم

401
00:20:48,380 --> 00:20:51,100
‫یه‌جور "جین" ـه امّا فکر کنم بد نباشه

402
00:20:52,280 --> 00:20:53,860
‫اگه بگم حرفاتو باور نمی‌کنم چی؟

403
00:20:55,290 --> 00:20:58,560
‫باشه . مچمو گرفتی
‫من درباره‌ی شراب هیچی نمیدونم

404
00:21:01,440 --> 00:21:03,300
‫خیلی عجیبه که تو با کمال میل
‫می‌خوای دست از پیدا کردن

405
00:21:03,300 --> 00:21:04,960
‫یه چیزی که خیلی می‌خوای برداری

406
00:21:07,460 --> 00:21:09,480
‫من برای برادرم هر کاری می‌کنم

407
00:21:10,290 --> 00:21:12,330
‫"و اگر چیزی که تو درباره‌ی "سایلس
‫میگی حقیقت داشته باشه

408
00:21:12,750 --> 00:21:14,430
‫چه اهمیتی داره که من چی می‌خوام؟

409
00:21:14,440 --> 00:21:16,330
‫اگه قراره همه رو در معرض خطر قرار بده

410
00:21:19,220 --> 00:21:22,430
‫خب ، کاملاً قانع شدم

411
00:21:22,860 --> 00:21:24,230
‫ممنون بابت نوشیدنی

412
00:21:31,490 --> 00:21:34,290
‫من درخواستتو برای آتش‌بس بررسی می‌کنم

413
00:21:35,160 --> 00:21:38,450
‫احتمالش هست که تو درباره‌ی "سایلس" اشتباه کنی؟

414
00:21:40,990 --> 00:21:42,540
‫به من اعتماد کن الینا

415
00:21:42,950 --> 00:21:44,660
‫بعضی از چیزا بهتره که مدفون باقی بمونه

416
00:21:54,640 --> 00:21:57,530
‫فکر می‌کنم یه فیلم ترسناک دیدم که دقیقاً همین شکلی شروع می‌شد

417
00:21:58,950 --> 00:22:01,650
‫میدونستی که الان کلّ شب تلویزیون فیلم پخش می‌کنه؟

418
00:22:01,650 --> 00:22:03,270
‫صدها فیلم پخش می‌کنه

419
00:22:03,510 --> 00:22:05,300
‫خیلی از اون برنامه‌های احمقانه‌ی

420
00:22:05,300 --> 00:22:07,650
‫سیاه سفیدی که قبلاً
‫واسه ما نشون میداد بهترن

421
00:22:10,510 --> 00:22:11,620
‫نمیدونم

422
00:22:11,730 --> 00:22:13,200
‫یه‌جورایی دلم واسه قدیمیاش تنگ شده

423
00:22:14,460 --> 00:22:16,180
‫درخواستی از دی.جِی داری؟

424
00:22:16,700 --> 00:22:18,800
‫<font color="#ffff۰۰">" هنوز دارم می‌گردم "</font>

425
00:22:17,670 --> 00:22:20,180
‫میذارم خودت انتخاب کنی
‫فقط در پیت نباشه

426
00:22:20,750 --> 00:22:23,530
‫پس تقریباً باید نصف اون دهه رو بیخیال بشیم

427
00:22:26,670 --> 00:22:29,080
‫- امیدوارم از دارو خوشت بیاد
‫- خیلی بامزّه‌ای

428
00:22:30,230 --> 00:22:32,290
‫پس یعنی همه‌ی چیزای دهه‌ی ۸۰...

429
00:22:33,780 --> 00:22:35,020
‫اینقدر افراطی بوده؟

430
00:22:35,390 --> 00:22:36,830
‫اونم جذّابیت خودشو داشته

431
00:22:37,700 --> 00:22:39,090
‫هر چی می‌خوای بگو

432
00:22:39,240 --> 00:22:41,310
‫لوید دابلر" بیرون پنجره وایساده و "

433
00:22:41,310 --> 00:22:42,790
‫سه ضبط صوت هم رو سرش نگه داشته

434
00:22:43,090 --> 00:22:45,240
‫و داره ناامیدانه تلاش می‌کنه
‫که دختر رویاهاشو برگردونه

435
00:22:45,950 --> 00:22:47,220
‫"شاهزاده‌ی عروس"

436
00:22:47,400 --> 00:22:49,740
‫وسلی" داره موش‌های کثیف بزرگ رو"
‫در راه عشقش قتل‌عام می‌کنه

437
00:22:50,350 --> 00:22:52,090
‫کلوب صبحانه"...یک بازداشت"

438
00:22:52,090 --> 00:22:54,170
‫باعث هم‌پیمان شدن عدّه‌ی زیادی
‫از افراد متروک میشه

439
00:22:56,550 --> 00:22:59,530
‫پس اینطور که معلومه دهه‌ی
‫دری وری گفتن‌های عاطفی بوده

440
00:22:59,630 --> 00:23:03,060
‫خب ، من می‌خواستم بگم عشق ، دوستی

441
00:23:03,800 --> 00:23:05,450
‫ممکن کردن همه چیز

442
00:23:06,860 --> 00:23:08,780
‫تو عاشقش می‌شدی

443
00:23:09,340 --> 00:23:10,570
‫و چرا این حرفو میزنی؟

444
00:23:10,570 --> 00:23:13,110
‫چون به همون اندازه‌ای که هردوی
‫ما از اقرار کردنش بدمون میاد

445
00:23:14,340 --> 00:23:15,850
‫به این چیزا اهمیت میدیم

446
00:23:23,810 --> 00:23:25,610
‫بهتره که گل سینه نباشه

447
00:23:25,940 --> 00:23:27,650
‫من از گل سینه نفرت دارم

448
00:23:28,040 --> 00:23:31,890
‫اینها باعث تمام خشم موجود در دهه‌ی ۸۰ بودن

449
00:23:44,840 --> 00:23:46,070
‫بیا برقصیم

450
00:24:16,380 --> 00:24:17,990
‫ببخشید . اون رفت

451
00:24:17,990 --> 00:24:20,540
‫یعنی من تا جایی که تونستم
‫سعی کردم معطّلش کنم

452
00:24:23,000 --> 00:24:24,960
‫بانی‌ـه . داشت پشت سرم میومد

453
00:24:29,620 --> 00:24:31,690
‫من به درخواست آتش‌بس فکر کردم

454
00:24:33,990 --> 00:24:35,280
‫قبول نمی‌کنم

455
00:24:36,530 --> 00:24:38,690
‫منو ببخشید امّا من قبلاً دعوت شدم

456
00:24:43,750 --> 00:24:45,010
‫قایم موشک؟

457
00:24:45,170 --> 00:24:46,400
‫من مشکلی ندارم

458
00:24:48,700 --> 00:24:49,940
‫بابا نباید دخالت کنه

459
00:24:49,940 --> 00:24:51,570
‫اون هیچ حقّی نداشت به تو زنگ بزنه

460
00:24:51,570 --> 00:24:53,320
‫مسئله فقط پدرت نیست بانی

461
00:24:53,430 --> 00:24:55,390
‫جادوگرا حرف میزنن . حرفا می‌پیچه

462
00:24:55,390 --> 00:24:57,200
‫من یه روش جدید واسه تمرین پیدا کردم

463
00:24:57,200 --> 00:25:00,490
‫غیر متعارف هست امّا می‌تونم
‫از پسش بربیام . قول میدم

464
00:25:00,490 --> 00:25:01,880
‫شِین" اینو نگفت"

465
00:25:01,880 --> 00:25:03,530
‫شِین" الان نشسته توی سلول زندان"

466
00:25:03,540 --> 00:25:05,310
‫حرف اونو بیشتر از من قبول دارین؟

467
00:25:05,350 --> 00:25:07,710
‫من قبلاً درباره‌ی جادوی سیاه بهت هشدار داده بودم

468
00:25:07,710 --> 00:25:10,870
‫این جادوی سیاه نیست . این تجلّی‌ـه
‫و من بهش نیاز دارم

469
00:25:12,820 --> 00:25:14,960
‫اونا یه دارو پیدا کردن مامان

470
00:25:15,880 --> 00:25:17,840
‫یه درمان برای خون‌آشاما وجود داره

471
00:25:18,610 --> 00:25:20,900
‫و من می‌تونم یه طلسمی اجرا کنم که بهش برسم

472
00:25:21,600 --> 00:25:25,160
‫من می‌تونم نجاتت بدم امّا باید برم

473
00:25:26,390 --> 00:25:27,610
‫همین الان

474
00:25:28,670 --> 00:25:30,520
‫من کسی نیستم که نیاز داره نجات پیدا کنه

475
00:25:32,350 --> 00:25:33,630
‫تو هستی

476
00:25:42,970 --> 00:25:45,800
‫در ارتباط نبودن برادرت داره عصبانیم می‌کنه

477
00:25:46,240 --> 00:25:47,980
‫اینم یکی از نشونه‌های اختصاصی‌ـشه

478
00:25:48,110 --> 00:25:49,970
‫درست مثل فکر کردن زیادیش و موهاش

479
00:25:50,340 --> 00:25:51,750
‫من نمی‌فهمم چرا اینقدر طول کشیده

480
00:25:51,760 --> 00:25:54,010
‫مگه دزدیدن یه خنجر چقدر سخته؟

481
00:25:54,010 --> 00:25:57,080
‫دزدیدنش از خون‌آشامی که اندازه‌ی خواهر تو
‫از اون خنجر ضربه خورده باشه

482
00:25:57,080 --> 00:25:58,610
‫من که میگم سخته

483
00:26:04,050 --> 00:26:05,180
‫لطف داری

484
00:26:07,960 --> 00:26:09,610
‫تو منو ناامید می‌کنی دیمن

485
00:26:10,420 --> 00:26:12,370
‫تو اصلاً واسه بیرون رفتن از اینجا تلاشی نمی‌کنی

486
00:26:12,370 --> 00:26:14,420
‫من بیشتر توقّع فرارای آرتیستی و جسورانه رو داشتم

487
00:26:14,430 --> 00:26:15,870
‫نه اینکه مثل سیب‌زمینی اینجا بشینی

488
00:26:15,910 --> 00:26:17,750
‫خب ، به ذهن من نفوذ شده که جرمی رو بکشم

489
00:26:17,750 --> 00:26:19,100
‫پس فکر کردم که احتمالاً بهتره

490
00:26:19,100 --> 00:26:21,100
‫که اینجا بشینم و با تو گپ بزنم

491
00:26:21,100 --> 00:26:23,050
‫تا اینکه مثل هالک سعی کنم از اینجا برم بیرون

492
00:26:23,230 --> 00:26:25,560
‫راستی فکر می‌کنی الینا درباره ـش چه حسّی داشت؟

493
00:26:26,340 --> 00:26:29,670
‫ناتوانی تو در اینکه بتونی حتّی واسه یه لحظه در برابر نفوذ ذهنی کول مقاومت کنی

494
00:26:29,670 --> 00:26:31,110
‫حتّی با وجود اینکه به قیمت کشتن یکی از کسایی بود

495
00:26:31,110 --> 00:26:32,690
‫که اون بیشتر از همه توی دنیا دوست داره؟

496
00:26:33,180 --> 00:26:34,490
‫اون منو می‌شناسه

497
00:26:34,670 --> 00:26:37,420
‫اون میدونه که کنترل انگیزه از ویژگی‌های من نیست

498
00:26:37,420 --> 00:26:40,110
‫بازم به نظر سخت میاد

499
00:26:40,110 --> 00:26:41,760
‫که سعی کنی از استفن بهتر باشی

500
00:26:44,040 --> 00:26:47,090
‫یادم میاد وقتی که مجبورش کردم از خون الینا بخوره

501
00:26:47,440 --> 00:26:50,390
‫اونقدر سخت تلاش کرد که تونست مقاومت کنه

502
00:26:51,820 --> 00:26:53,220
‫این اسمش عشقه

503
00:26:53,620 --> 00:26:55,200
‫تو از عشق چی میدونی؟

504
00:26:55,450 --> 00:26:57,160
‫من میدونم که تو عاشق الینایی

505
00:26:58,500 --> 00:27:00,210
‫امّا من فکر می‌کنم تو می‌ترسی
‫از اتّفاقی که ممکنه بیفته

506
00:27:00,210 --> 00:27:02,310
‫بعد از اینکه ما ته همه‌ی اینا دارو رو پیدا کنیم

507
00:27:02,450 --> 00:27:05,710
‫من به شخصه پایان افسانه‌ای نمی‌بینم واسش

508
00:27:07,350 --> 00:27:10,660
‫تنها چیزی که می‌بینم استفن و الینا ـه

509
00:27:13,670 --> 00:27:15,410
‫فکر کنم تو هم همینو می‌بینی

510
00:27:22,450 --> 00:27:25,180
‫بگو اگه یه جنون کشت و کشتار دیگه نیست

511
00:27:25,380 --> 00:27:27,990
‫هیچ میدونی که کیسه‌ی خون سابق عزیزت

512
00:27:27,990 --> 00:27:29,400
‫و برادرش سعی کردن منو بکشن؟

513
00:27:29,530 --> 00:27:30,140
‫چی؟

514
00:27:30,140 --> 00:27:31,500
‫یه‌جوری تظاهر نکن که انگار
‫تو هم هم‌دستشون نیستی

515
00:27:31,500 --> 00:27:33,450
‫عقده‌ی تو واسه پیدا کردن دارو

516
00:27:33,450 --> 00:27:36,030
‫به وضوح به هر وفاداری خواهر برادری
‫که یه زمانی حس می‌کردی غلبه می‌کنه

517
00:27:36,200 --> 00:27:37,930
‫نمیدونم از چی داری حرف میزنی

518
00:27:37,930 --> 00:27:39,530
‫من می‌خوام دست جرمی رو قطع کنم

519
00:27:39,530 --> 00:27:41,820
‫و الینا رو هم فقط واسه ورزش کردن بکشم

520
00:27:42,120 --> 00:27:43,520
‫بعدش میام سراغ تو

521
00:27:56,570 --> 00:27:57,960
‫چه کوفتی داره میشه؟

522
00:27:58,370 --> 00:27:59,480
‫من نمیدونم

523
00:27:59,520 --> 00:28:01,310
‫استفن و الینا چه نقشه‌ای کشیدن؟

524
00:28:01,310 --> 00:28:02,400
‫من نمیدونم

525
00:28:02,400 --> 00:28:05,000
‫من از دیروز تا حالا با تو
‫توی اتاق مجازات حبس شدم

526
00:28:05,710 --> 00:28:06,790
‫استفن با من حرف نمیزنه

527
00:28:06,790 --> 00:28:07,920
‫الینا هم به دیدنم نمیاد

528
00:28:07,920 --> 00:28:11,850
‫پس شاید تو راست میگی
‫شاید منو بیخیال شده

529
00:28:13,320 --> 00:28:15,490
‫بگو چی میدونی

530
00:28:16,400 --> 00:28:18,240
‫من هیچی از نقشه‌ـشون نمیدونم

531
00:28:21,530 --> 00:28:23,340
‫اینجا بمون تا برگردم

532
00:28:28,490 --> 00:28:30,480
‫اینجا می‌مونم تا برگردی

533
00:28:34,730 --> 00:28:36,170
‫شاید هم نه

534
00:28:50,830 --> 00:28:54,480
‫خیلی عالیه که می‌تونی توی اتاق معلّما چیزایی
‫که واسه روز مبادا قایم کردنو پیدا کنی

535
00:28:54,990 --> 00:28:57,310
‫این آهنگ به افتضاحی بقیه‌ی آهنگا نیست

536
00:28:57,690 --> 00:29:01,730
‫این آهنگ توی آهنگای راک
‫مثل پدرخوانده‌ست توی فیلما

537
00:29:01,990 --> 00:29:03,090
‫تو چت شده؟

538
00:29:03,090 --> 00:29:05,970
‫امشب باحال شدی

539
00:29:06,100 --> 00:29:07,590
‫نمی‌تونم به این آهنگ گوش کنم

540
00:29:07,590 --> 00:29:09,540
‫و یاد بهترین دوستم لکسی نیفتم

541
00:29:10,990 --> 00:29:12,770
‫ما بیشتر دهه‌ی ۸۰ رو باهم سپری کردیم

542
00:29:12,780 --> 00:29:15,140
‫یادم میاد یه بار ما رو یواشکی برد پشت صحنه

543
00:29:15,140 --> 00:29:17,350
‫و نصف اون گروه رو مجبور کرد قبل از اجرا

544
00:29:17,350 --> 00:29:18,740
‫با ما تکیلا بخورن

545
00:29:18,980 --> 00:29:21,280
‫اون نترس بود . یه‌جورایی مثل تو

546
00:29:22,880 --> 00:29:24,900
‫پس با اونم خوابیدی؟

547
00:29:25,640 --> 00:29:27,190
‫نه . اونجوری نبود

548
00:29:28,160 --> 00:29:30,790
‫من فقط وقتی با اون بودم آدم بهتری بودم

549
00:29:31,810 --> 00:29:33,680
‫فکر نمی‌کردم دیگه هیچ‌وقت این احساس رو تجربه کنم

550
00:29:34,930 --> 00:29:36,280
‫تا قبل از الینا

551
00:29:38,680 --> 00:29:39,970
‫تا قبل از الینا

552
00:29:41,390 --> 00:29:43,340
‫و الان اون هم تموم شده

553
00:29:47,000 --> 00:29:48,390
‫از اینجا معلوم میشه

554
00:29:48,810 --> 00:29:50,830
‫به همین دلیل من به خودم
‫اجازه نمیدم که اهمیت بدم

555
00:29:52,950 --> 00:29:54,020
‫خب ، می‌تونی اینو بگی

556
00:29:54,030 --> 00:29:56,590
‫امّا هردوی ما میدونیم که حقیقت نداره

557
00:30:02,850 --> 00:30:03,970
‫نگران نباش

558
00:30:04,160 --> 00:30:05,920
‫اگه کول راهشو به سمت این
‫مراسم رقص سوت و کور کج کنه

559
00:30:05,920 --> 00:30:07,630
‫من ازت مراقبت می‌کنم

560
00:30:17,950 --> 00:30:19,210
‫فکر کنم بهتره من آهنگ بعدی رو انتخاب کنم

561
00:30:19,220 --> 00:30:21,740
‫نه . میدونی چیه؟ من یه فکر بهتر دارم

562
00:30:24,460 --> 00:30:25,450
‫از اینطرف

563
00:30:29,800 --> 00:30:33,100
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" خنجر دست ربکاست . همین الان بیاین اینجا "</font>

564
00:30:33,700 --> 00:30:35,020
‫میای یا نه؟

565
00:31:00,500 --> 00:31:01,590
‫خطا رفت

566
00:31:04,370 --> 00:31:05,350
‫برو

567
00:31:35,080 --> 00:31:38,280
‫حالا میرسیم به اون دستت

568
00:31:59,610 --> 00:32:00,650
‫اینجوری

569
00:32:02,460 --> 00:32:03,780
‫این مسخره‌ست

570
00:32:03,780 --> 00:32:06,360
‫خب ، کلّ هدف اون صحنه‌ی "کلوب صبحانه" همینه

571
00:32:06,360 --> 00:32:08,190
‫باید مسخره باشه

572
00:32:09,950 --> 00:32:11,090
‫نه . این...

573
00:32:12,160 --> 00:32:12,850
‫این تقلّبه

574
00:32:12,850 --> 00:32:14,880
‫چه چیز باحالی توی سُرخوردن توی راهرو وجود داره؟

575
00:32:14,880 --> 00:32:16,430
‫عین این نوجوونای سبک مغز

576
00:32:16,470 --> 00:32:18,190
‫باید امتحانش کنی تا بفهمی

577
00:32:29,300 --> 00:32:30,620
‫خیلی خب ، به‌خاطر اون کفشاست

578
00:32:30,670 --> 00:32:33,960
‫کفشاتو دربیاری می‌تونی . باشه؟

579
00:32:50,950 --> 00:32:52,360
‫تو اینو می‌خوای . درسته؟

580
00:32:56,260 --> 00:32:57,350
‫بیا

581
00:32:57,770 --> 00:32:58,970
‫بگیرش

582
00:33:04,440 --> 00:33:06,100
‫حق با تو ـه . من اهمیت میدم

583
00:33:06,490 --> 00:33:08,980
‫من کل سینه‌ی مسخره‌ی کوآلا
‫و مجلس رقص دبیرستانی

584
00:33:08,980 --> 00:33:10,500
‫دوست دارم

585
00:33:10,630 --> 00:33:13,240
‫من می‌خوام از کسی که اونقدر دوسم داره

586
00:33:13,240 --> 00:33:14,490
‫که با یه ضبط صوت مسخره
‫پشت پنجره‌ی اتاقم وایمیسته

587
00:33:14,500 --> 00:33:16,530
‫بچّه داشته باشم

588
00:33:18,610 --> 00:33:19,890
‫من می‌خوام آدم باشم

589
00:33:26,090 --> 00:33:28,040
‫پس بذار کلاوس جلوی برادرمو بگیره

590
00:33:28,610 --> 00:33:30,090
‫برو دارو رو پیدا کن

591
00:33:42,620 --> 00:33:43,890
‫یالّا ، بیا بریم

592
00:34:00,300 --> 00:34:01,410
‫تو داری بهش دارو میدی؟

593
00:34:03,390 --> 00:34:04,830
‫فقط به قدری که بتونه آروم نگهش داره

594
00:34:05,160 --> 00:34:06,880
‫تا من بتونم چندتا جادوگر بیارم اینجا

595
00:34:06,900 --> 00:34:08,700
‫که ذهنشو از اون سمّی که
‫پروفسور "شِین" یادش داده

596
00:34:08,700 --> 00:34:10,330
‫پاک کنن

597
00:34:11,080 --> 00:34:12,270
‫این اتّفاق نمیفته

598
00:34:13,760 --> 00:34:14,920
‫بانی ، خواهش می‌کنم

599
00:34:21,510 --> 00:34:23,660
‫من دیگه به ارواح هیچ وابستگی ندارم

600
00:34:25,420 --> 00:34:28,290
‫من الان به خودم وابسته‌ام . ببخشید

601
00:34:45,670 --> 00:34:48,310
‫حالا همونطور که گفتم
‫من هیچ علاقه‌ای به نفرین شکارچی ندارم

602
00:34:48,320 --> 00:34:51,390
‫پس من فقط می‌خوام دستت
‫رو قطع کنم . نگران نباش

603
00:34:51,400 --> 00:34:53,360
‫من بلافاصله بعدش یه‌کم بهت
‫خون میدم و درمانت می‌کنم

604
00:34:54,710 --> 00:34:55,880
‫ببخشید که درد داره

605
00:34:57,990 --> 00:35:00,560
‫حالا کدوم دستت هست؟ راست یا چپ؟

606
00:35:01,150 --> 00:35:02,720
‫محض اطمینان جفتشو قطع می‌کنم

607
00:35:23,880 --> 00:35:25,270
‫جرمی ، الان

608
00:36:06,710 --> 00:36:07,840
‫چی‌کار کردین؟

609
00:36:08,480 --> 00:36:09,790
‫ما چاره‌ای نداشتیم

610
00:36:10,050 --> 00:36:12,080
‫اون داشت سعی می‌کرد دست جرمی رو قطع کنه

611
00:36:12,080 --> 00:36:13,370
‫دروغ نگو

612
00:36:13,420 --> 00:36:14,110
‫اون هیچ‌وقت نمی‌تونست داخل بشه

613
00:36:14,110 --> 00:36:16,320
‫اگه شماها واسش تله نذاشته بودین

614
00:36:16,320 --> 00:36:18,140
‫تو هم گفته بودی جلوشو می‌گیری

615
00:36:18,140 --> 00:36:21,530
‫من می‌خواستم طبق شرایط خودم زجرش بدم

616
00:36:25,640 --> 00:36:27,840
‫من این خونه رو به آتیش می‌کشم

617
00:36:28,660 --> 00:36:31,100
‫و وقتی دارین واسه نجات جونتون فرار می‌کنین

618
00:36:31,180 --> 00:36:32,940
‫بدون چشم به‌هم زدن می‌کشمتون

619
00:36:32,940 --> 00:36:34,690
‫اگه ما رو بکشی هیچ‌وقت دستت به دارو نمیرسه

620
00:36:34,690 --> 00:36:37,140
‫دیگه نمی‌تونی دورگه بسازی

621
00:36:37,150 --> 00:36:41,000
‫تو فکر می‌کنی من یه لحظه هم به
‫اون دورگه‌های بی‌خودم اهمیت میدم؟

622
00:36:41,340 --> 00:36:43,240
‫من اون دارو رو می‌خوام که نابودش کنم

623
00:36:43,240 --> 00:36:45,480
‫همون لحظه‌ای که درش بیاریم شماها رو می‌کشم

624
00:36:45,480 --> 00:36:47,950
‫امّا الان به جاش فقط می‌خوام
‫سوختن شماها رو تماشا کنم

625
00:36:52,920 --> 00:36:54,010
‫دعوتش کنین تو

626
00:36:54,740 --> 00:36:55,840
‫بکنین

627
00:37:02,450 --> 00:37:03,470
‫بیا تو

628
00:37:06,460 --> 00:37:08,120
‫اتاق نشیمن...برین

629
00:37:25,590 --> 00:37:28,340
‫جادوگر ، تو نمی‌تونی این‌کار رو با من بکنی

630
00:37:28,340 --> 00:37:30,850
‫نمی‌تونی تصور کنی که الان چه کارایی می‌تونم بکنم

631
00:37:31,830 --> 00:37:35,490
‫تا لحظه‌ی مرگتون راحتتون نمیذارم

632
00:37:36,880 --> 00:37:39,450
‫می‌شنوین؟ آره؟

633
00:37:47,210 --> 00:37:48,480
‫من باورم نمیشه

634
00:37:50,520 --> 00:37:52,310
‫کول نمرده . نمی‌تونه مرده باشه

635
00:37:52,330 --> 00:37:54,570
‫گوش کن ربکا ، اونا چاره‌ای نداشتن

636
00:37:54,570 --> 00:37:56,660
‫کول وقتی رفت دنبال جرمی اینا رو شروع کرد

637
00:37:56,920 --> 00:37:58,740
‫اون دنبال تو هم اومد . یادته؟

638
00:37:58,880 --> 00:38:00,790
‫منظورم اینه که اون هیچ‌وقت
‫نمیذاشت ما دارو رو پیدا کنیم

639
00:38:01,200 --> 00:38:02,340
‫پس تو میدونستی

640
00:38:02,540 --> 00:38:04,030
‫تمام امشب تو میدونستی

641
00:38:04,570 --> 00:38:06,720
‫من اجازه نمیدم کسایی که
‫دوستشون دارم آسیبی ببینن

642
00:38:07,710 --> 00:38:09,980
‫نه جرمی ، نه الینا ، نه حتّی دیمن

643
00:38:10,320 --> 00:38:11,800
‫و می‌تونی به‌خاطرش از من بدت بیاد

644
00:38:11,930 --> 00:38:13,570
‫الان اون به تو هم نمی‌تونه آسیبی برسونه

645
00:38:15,120 --> 00:38:16,600
‫و من می‌خوام که ما باهم این دارو رو پیدا کنیم

646
00:38:16,600 --> 00:38:17,720
‫من و تو

647
00:38:18,390 --> 00:38:20,170
‫نه فقط به‌خاطر الینا ، بلکه به‌خاطر تو

648
00:38:21,320 --> 00:38:23,110
‫که بتونی چیزایی که می‌خوای رو داشته باشی

649
00:38:23,110 --> 00:38:24,730
‫بتونی اون کسی باشی که می‌خوای

650
00:38:24,730 --> 00:38:26,670
‫بتونی دوباره انسان باشی

651
00:38:31,860 --> 00:38:33,530
‫همه لیاقت یه شانس دیگه رو دارن . نه؟

652
00:38:35,870 --> 00:38:37,280
‫چرا باید بهت اطمینان کنم؟

653
00:38:40,340 --> 00:38:41,450
‫نمیدونم

654
00:38:42,960 --> 00:38:45,470
‫فکر کنم بتونم بهت قول بدم

655
00:38:47,350 --> 00:38:49,730
‫امّا آخر همه‌ی اینا تو باید بتونی بگذری

656
00:39:00,470 --> 00:39:01,260
‫اثر نداشت

657
00:39:01,260 --> 00:39:03,780
‫نسل فین طول کشید تا از بین برن

658
00:39:03,780 --> 00:39:06,010
‫یادته؟ اثر می‌کنه

659
00:39:06,450 --> 00:39:07,540
‫اگه نکنه چی؟

660
00:39:07,540 --> 00:39:09,440
‫پس اون خوش‌بینی مخصوص گیلبرت‌ها کجا رفته؟

661
00:39:22,460 --> 00:39:24,310
‫ببخشید که همه‌ی هیجانات رو از دست دادم

662
00:39:24,320 --> 00:39:26,130
‫خوشحالم که می‌بینمت

663
00:39:35,490 --> 00:39:37,130
‫چیز زیادی رو که از دست ندادم؟

664
00:39:40,190 --> 00:39:42,000
‫سنگ قبر "سایلس" رو آوردم

665
00:39:42,470 --> 00:39:45,770
‫ما فقط منتظر نشان جرمی هستیم که بزرگ بشه

666
00:39:50,880 --> 00:39:53,750
‫- کلاوس توی نشیمن ما گیر افتاده
‫- موقّتاً

667
00:39:53,880 --> 00:39:56,880
‫من از ماه کامل کمک گرفتم که طلسم رو اجرا کنم

668
00:39:57,660 --> 00:40:00,660
‫۳روز وقت دارین که اون دارو رو پیدا کنین
‫دیگه حدّاکثر ۴ روز

669
00:40:00,670 --> 00:40:02,400
‫اگه نکنیم احتمالاً مجبور میشیم دنبال کاترین پیرس بگردیم

670
00:40:02,400 --> 00:40:04,580
‫و ببینیم واسه مخفی شده به همراه نیازی نداره؟

671
00:40:04,590 --> 00:40:06,060
‫چون اون سراغ ما میاد

672
00:40:06,060 --> 00:40:07,680
‫پیداش می‌کنیم

673
00:40:07,920 --> 00:40:10,060
‫الان که ترتیب ربکا رو هم دادیم

674
00:40:10,430 --> 00:40:12,320
‫تنها چیزی که نیاز داریم پروفسور "شِین" ـه

675
00:40:12,320 --> 00:40:13,640
‫اون‌وقت همه‌ی چیزایی که لازمه رو داریم

676
00:40:13,640 --> 00:40:16,680
‫آره . من...من بهش خنجر نزدم

677
00:40:16,850 --> 00:40:19,290
‫چی؟ چرا؟

678
00:40:19,410 --> 00:40:21,310
‫احتیاجی نبود . اون طرف ماست

679
00:40:21,580 --> 00:40:23,090
‫طرف ما؟

680
00:40:23,480 --> 00:40:25,300
‫جدّاً الان اینو گفتی؟

681
00:40:25,300 --> 00:40:26,990
‫آره . اون سنگ قبر رو داد به من

682
00:40:26,990 --> 00:40:29,490
‫یعنی اون بیشتر از همه‌ی ما
‫می‌خواد این دارو پیدا بشه

683
00:40:30,650 --> 00:40:33,280
‫چرا ممکنه تو فکر کنی که می‌تونی بهش اعتماد کنی؟

684
00:40:33,430 --> 00:40:34,890
‫بذار حدس بزنم وقتی توی تخت لخت بودین

685
00:40:34,890 --> 00:40:37,560
‫وفاداریشو گرو گذاشته؟

686
00:40:46,570 --> 00:40:49,360
‫من شرط می‌بندم داری می‌میری
‫که ته و توشو دربیاری . نه دیمن؟

687
00:40:49,690 --> 00:40:51,370
‫مگه قرار بود راز بمونه؟

688
00:40:51,370 --> 00:40:52,630
‫شاید باید یه‌کم واضح‌تر اینو می‌گفتی

689
00:40:52,630 --> 00:40:54,530
‫وقتی داشتی توی زیرزمینمون خون منو
‫تا حدّ خشک شدن تخلیه می‌کردی

690
00:40:54,540 --> 00:40:56,540
‫اون باعث شد که نتونی جرمی رو بکشی

691
00:40:56,540 --> 00:40:58,120
‫بس کنید . با جفتتونم

692
00:40:58,170 --> 00:41:00,210
‫الان چرا بهش نمیگی آروم باشه دیمن؟

693
00:41:01,340 --> 00:41:04,690
‫تو که تا الان با پیمان نوکری خوب هدایتش کردی . مگه نه؟

694
00:41:20,610 --> 00:41:21,740
‫داره میشه

695
00:41:23,030 --> 00:41:24,280
‫خدای من

696
00:41:26,370 --> 00:41:27,840
‫چی؟ می‌تونین ببینینش؟

697
00:41:42,070 --> 00:41:43,160
‫برو بریم

698
00:41:44,200 --> 00:41:45,200
‫ترجمه و زیرنویس : نــوشــــیـن

699
00:41:46,200 --> 00:41:47,200
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

