1
00:00:02,083 --> 00:00:03,460
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:04,708 --> 00:00:09,297
‫اون مُرده . نه ، نه
‫نمی‌تونم . نمی‌تونم

3
00:00:09,298 --> 00:00:11,144
‫ما همه‌مون اون دارو رو می‌خوایم . کجاست؟

4
00:00:11,145 --> 00:00:12,849
‫- میدونم که دستِ یه نفره
‫- دستِ "کاترین" ـه

5
00:00:12,850 --> 00:00:13,970
‫همون همزاد؟

6
00:00:14,220 --> 00:00:16,847
‫- اون یه نفر بینمون داشته
‫- هِیلی" ، تو چی‌کار کردی؟"

7
00:00:16,848 --> 00:00:19,205
‫- کاترین" باهاش کجا آشنا شده بود؟"
‫- "توی "نیو اورلانز

8
00:00:19,206 --> 00:00:21,539
‫می‌تونم کمکت کنم . خاموشش کن

9
00:00:21,540 --> 00:00:24,473
‫دیمن" ، انسانیتِ اون"
‫تنها چیزیه که براش باقی مونده

10
00:00:24,474 --> 00:00:27,085
‫وقتی کسیو نداشته باشی که برات مهم باشه
‫"انسانیت هیچ مفهومی نداره "استفن

11
00:00:27,086 --> 00:00:28,948
‫هر قدمِ این خونه

12
00:00:28,949 --> 00:00:31,400
‫پر از خاطراتِ کساییه که مُرده‌ـن

13
00:01:04,484 --> 00:01:06,101
‫"داریم از دستش میدیم "دیمن

14
00:01:06,102 --> 00:01:08,821
‫اون یه‌کم زمان لازم داره
‫فقط دو روزه که از اون اتفاق گذشته

15
00:01:08,822 --> 00:01:10,399
‫انسانیتِ اون خاموش شده

16
00:01:10,400 --> 00:01:13,200
‫اساساً نسبت به هر چیزی که اون رو
‫به سمتِ خودِ واقعیش سوق بده بی‌میله

17
00:01:13,201 --> 00:01:14,424
‫اون یه خون‌آشام ـه

18
00:01:14,425 --> 00:01:16,366
‫بیخیالی یکی از برترین گزینه‌هاشه

19
00:01:16,367 --> 00:01:19,065
‫وقتی نمُردن گیرت بندازه بوم

20
00:01:19,066 --> 00:01:20,500
‫شدی یه خون‌آشام

21
00:01:20,501 --> 00:01:23,522
‫اون خونه‌ی خانوادگیش رو در حالیکه

22
00:01:23,523 --> 00:01:26,048
‫جسد برادرش توش بود سوزوند

23
00:01:26,049 --> 00:01:28,074
‫زحمت اینکه تنهایی انجامش بدیم رو کم کرد

24
00:01:28,075 --> 00:01:29,557
‫اینو یه پیروزی میدونم

25
00:01:38,006 --> 00:01:40,753
‫بدترین قسمت داستان اینه که
‫من از پیمان بندگی استفاده کردم و

26
00:01:40,754 --> 00:01:44,256
‫- ازش خواستم که دوباره احساساتش رو روشن کنه
‫- نه . برادرش تازه مُرده

27
00:01:44,257 --> 00:01:47,593
‫اگه این همه سختی رو یکجا بهش
‫وارد کنی داغونش می‌کنه

28
00:01:47,594 --> 00:01:50,712
‫باید برای دوباره روشن کردن
‫احساساتش یه دلیل بهش بدیم

29
00:01:51,598 --> 00:01:55,001
‫باشه . یه موقعیت خوب نشونش میدیم

30
00:01:55,002 --> 00:01:58,907
‫"میدونم اعصاب خورد کنه "استفن
‫ولی راستش آدما دوست دارن یه‌کم خوش باشن

31
00:01:58,908 --> 00:02:02,157
‫- واقعاً فکر می‌کنی این‌کار جواب میده؟
‫- این تنها راهیه که می‌تونیم بفهمیم

32
00:02:04,410 --> 00:02:06,010
‫تو حالت خوبه؟

33
00:02:06,011 --> 00:02:09,280
‫تصادف کردی؟کجات صدمه دیده؟
‫درد هم داری؟

34
00:02:13,002 --> 00:02:15,972
‫- من هیچی احساس نمی‌کنم
‫- یه پتو داخل ماشینم دارم

35
00:02:15,973 --> 00:02:18,136
‫سعی نکن حرکت کنی
‫زنگ میزنم کمک بیاد

36
00:02:28,538 --> 00:02:30,786
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

37
00:02:36,360 --> 00:02:38,411
‫بسه

38
00:02:38,412 --> 00:02:40,990
‫گفتم بسه

39
00:02:40,991 --> 00:02:42,415
‫توافق کردیم که کُشتنی در کار نباشه

40
00:02:42,416 --> 00:02:44,250
‫این اولین کسیه که توی این چند روز دیدم

41
00:02:44,251 --> 00:02:46,586
‫و بدنش پر از شاه‌پسند نیست . منم گرسنمه

42
00:02:46,587 --> 00:02:49,505
‫با این کارِت روی بدنشون رَد به جا میزاری
‫مردم هم فضولیشون دوباره شروع میشه

43
00:02:49,506 --> 00:02:51,007
‫برام مهم نیست

44
00:02:52,593 --> 00:02:53,960
‫باورم نمیشه داری مجبورم می‌کنی
‫که این حرف رو بزنم

45
00:02:53,961 --> 00:02:55,511
‫هی

46
00:02:55,512 --> 00:02:58,463
‫یخورده خودت رو نگه دار

47
00:03:00,332 --> 00:03:02,305
‫خیال کردم این‌کارا قراره بهم حال بده

48
00:03:10,800 --> 00:03:11,800
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

49
00:03:12,800 --> 00:03:16,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫Bring It On : قسمت ۱۶</font>

50
00:03:17,500 --> 00:03:18,500
‫mOstafa : ترجمه و زیــــرنویس

51
00:03:46,006 --> 00:03:49,598
‫رفیق ، یخورده مواظب رفتارت باش
‫اینطوری با یه خانم رفتار نمی‌کنن

52
00:03:58,977 --> 00:04:00,502
‫پس اومدی

53
00:04:00,503 --> 00:04:02,598
‫چی بوده که گفتی اورژانسیه؟

54
00:04:07,736 --> 00:04:09,935
‫عزیزم ، نگران اون نباش

55
00:04:09,936 --> 00:04:12,033
‫تا فردا شب کارش ساخته‌ست

56
00:04:12,199 --> 00:04:13,658
‫اگه تعدادشون بیشتر باشه چی؟

57
00:04:13,659 --> 00:04:17,109
‫خیلی نادون بودی که با "کاترین" معامله کردی

58
00:04:17,110 --> 00:04:18,444
‫اون ازت استفاده کرد تا به دارو برسه

59
00:04:18,445 --> 00:04:19,778
‫و الان تو جز یه باخت هیچی گیرت نیومده

60
00:04:19,779 --> 00:04:21,543
‫تازه اگه خوش شانس باشی بذاره زنده بمونی

61
00:04:21,544 --> 00:04:23,544
‫گفته بودی ازم محافظت می‌کنی

62
00:04:23,710 --> 00:04:27,503
‫و همینطوره البته وقتی که هر چیزی درباره‌ی

63
00:04:27,504 --> 00:04:29,587
‫کاترین" میدونی رو بهم بگی"

64
00:04:35,094 --> 00:04:39,481
‫پس نقشه اینه؟
‫می‌خوای برگردونی‌ـش مدرسه؟

65
00:04:39,482 --> 00:04:41,767
‫خب ، نقشه‌ی خوشگذرونی جواب
‫دقیقی بهمون نداد . مگه نه؟

66
00:04:41,768 --> 00:04:43,927
‫نمیدونم . خارج از نقشه یه
‫غذایی هم به بدن زدیم

67
00:04:43,928 --> 00:04:45,804
‫ببین ، تو فکر می‌کنی می‌خوام برگردم
‫مدرسه و اونو اسکورت کنم؟

68
00:04:45,805 --> 00:04:47,639
‫تو نمی‌تونی بری چون دانشجو نیستی

69
00:04:47,640 --> 00:04:49,275
‫تازه باید دنبال "کاترین" هم بگردی

70
00:04:49,276 --> 00:04:51,281
‫منظورم اینه که الان "الینا" بیشتر
‫از هر وقت دیگه‌ای به اون دارو نیاز داره

71
00:04:51,282 --> 00:04:52,945
‫هر چند کسی نظر منو نپرسید

72
00:04:52,946 --> 00:04:56,115
‫ولی به نظرم برگشتن به مدرسه
‫فکر خیلی خوبیه

73
00:04:56,116 --> 00:04:57,578
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

74
00:04:57,744 --> 00:04:59,579
‫تقصیر فیلترهای تصفیه آبیه که دارید

75
00:04:59,580 --> 00:05:01,653
‫خونه‌تون تنها جاییه که حمامش
‫گل شاه‌پسند نداره

76
00:05:01,654 --> 00:05:05,491
‫راست میگی . شهردار توی مخزن
‫آب گل شاه‌پسند ریخته

77
00:05:05,492 --> 00:05:07,043
‫چقد آدم هست که بُکشیم

78
00:05:07,044 --> 00:05:09,345
‫و مادرم گفت که اوضاع
‫قراره بدتر از این هم بشه

79
00:05:09,346 --> 00:05:11,496
‫پس شاید بتونه یه کمک کوچیکی بهمون بکنه

80
00:05:12,831 --> 00:05:15,468
‫باشه . من میرم سراغ اون همزادِ روانی

81
00:05:15,469 --> 00:05:17,307
‫استفن" ، تو میری با کلانتر حرف بزنی؟"

82
00:05:17,771 --> 00:05:19,684
‫بلوندی ، ببرش مدرسه

83
00:05:20,140 --> 00:05:22,006
‫چقدر خوش بگذره

84
00:05:29,359 --> 00:05:32,400
‫چیه؟ چیزی هست که قبلاً ندیده باشید؟

85
00:05:33,519 --> 00:05:37,356
‫و درباره‌ی فکرِ رفتن به مدرسه

86
00:05:37,357 --> 00:05:39,328
‫کاری بهتر از این ندارم انجام بدم

87
00:05:43,296 --> 00:05:47,366
‫الینا" ، رفتنت به مدرسه منو"
‫خیلی خوشحال می‌کنه

88
00:05:47,367 --> 00:05:51,716
‫و اینکه سخت درستو بخونی
‫میدونی ، اینکه درگیر هر فعالیتی بشی

89
00:05:51,717 --> 00:05:56,930
‫و جونِ هر کی دوست داری مرگِ من
‫هر چی پیش اومد کسی رو نخور

90
00:05:58,928 --> 00:06:00,012
‫باشه؟

91
00:06:24,164 --> 00:06:26,238
‫سلام "تایلر" ، بازم منم

92
00:06:26,750 --> 00:06:29,624
‫اینجا بگی نگی اوضاع داره عادی میشه

93
00:06:29,625 --> 00:06:33,428
‫هنوز "الینا" کامل روبراه نشده
‫ولی داریم روش کار می‌کنیم

94
00:06:35,381 --> 00:06:36,966
‫ببین ، میدونم نمی‌تونی بهم زنگ بزنی

95
00:06:36,967 --> 00:06:41,387
‫ولی به این فکر می‌کنم که اگه
‫این پیغام‌ها رو برات بذارم

96
00:06:41,388 --> 00:06:44,473
‫وقتی برگشتی خونه شبیه این
‫میشه که اصلاً نرفته بودی

97
00:06:44,474 --> 00:06:46,976
‫امیدوارم اینطور باشه

98
00:06:46,977 --> 00:06:49,945
‫خب ، دیگه بهتره برم

99
00:06:49,946 --> 00:06:51,646
‫"دوستت دارم "تایلر

100
00:06:53,360 --> 00:06:55,267
‫هی ، تو "بانی" رو ندیدی؟

101
00:06:55,268 --> 00:06:57,036
‫چرا ، دیشب باهاش حرف زدم . حالش خوبه

102
00:06:57,037 --> 00:07:00,656
‫فقط یه‌کم از این اوضاع آشفته‌ست
‫میدونی ، از همه چیز

103
00:07:00,657 --> 00:07:01,657
‫واقعاً نمی‌تونم سرزنشش کنم

104
00:07:01,658 --> 00:07:02,658
‫آره

105
00:07:02,659 --> 00:07:04,960
‫من یه فکری دارم

106
00:07:04,961 --> 00:07:07,797
‫میشه پُستِ قبلیم رو توی گروه رقص بهم بدی؟

107
00:07:07,798 --> 00:07:09,615
‫راستش از شدن که میشه

108
00:07:09,616 --> 00:07:12,451
‫من کاپیتان تیمم ولی فکر می‌کردم تو
‫از گروه رقص بدت میاد

109
00:07:12,452 --> 00:07:14,003
‫بدم میومد ولی الان که فکرشو می‌کنم

110
00:07:14,004 --> 00:07:16,122
‫می‌بینم که بالا پایین پریدن و
‫بالا انداختن بقیه حس خوبی داره

111
00:07:16,123 --> 00:07:17,886
‫به سختی کارای روزمره نیست

112
00:07:19,970 --> 00:07:23,057
‫فکر کنم این‌کار "دیمن" رو
‫خیلی خوشحال می‌کنه

113
00:07:24,930 --> 00:07:28,434
‫عجب سورپرایز به‌درد نخوری

114
00:07:28,435 --> 00:07:34,443
‫یه لیستی برات آوردم که اسمش
‫" رو میذارم : "چیزهایی که توی کَفِشون هستی

115
00:07:34,490 --> 00:07:37,743
‫"شماره یک : پیدا کردنِ "کاترین

116
00:07:37,744 --> 00:07:40,746
‫شماره دو : ماست‌مالی کردنِ تلفنِ مخفیت

117
00:07:40,747 --> 00:07:43,453
‫به اون "هِیلی" آب زیر کاه

118
00:07:43,454 --> 00:07:48,956
‫آره ، اینجوریاست . حالا اون کجاست و
‫درباره‌ی "کاترین" چی میدونه؟

119
00:07:48,957 --> 00:07:50,168
‫به نظرت باید کمکت کنم؟

120
00:07:50,624 --> 00:07:52,091
‫بعد از اینکه برادرم رو کشتی

121
00:07:52,092 --> 00:07:53,759
‫و منو توی خونه‌ی "گیلبرت" زندانی کردی؟

122
00:07:53,760 --> 00:07:55,427
‫"شاید بخوای اولویت‌بندی کنی "کلاوس

123
00:07:55,428 --> 00:07:58,885
‫دردسرهای بزرگتری نسبت به اینا داری

124
00:07:58,886 --> 00:08:01,804
‫دارو دستِ "کاترین" ـه

125
00:08:02,385 --> 00:08:05,638
‫حدسِ من اینه که می‌خواد بریزتش توی حلقومت

126
00:08:05,639 --> 00:08:08,840
‫تو به من کمک می‌کنی تا "کاترین" رو پیدا کنم
‫"منم دارو رو ازش می‌گیرم و میدم به "الینا

127
00:08:08,841 --> 00:08:10,521
‫همه برنده میشن

128
00:08:11,021 --> 00:08:13,844
‫بذار خودم درباره‌ی "کاترین" از "هِیلی" سوال کنم

129
00:08:14,733 --> 00:08:16,848
‫رفیق ، کمکی از من بر نمیاد

130
00:08:16,849 --> 00:08:18,367
‫هِیلی" چیز زیادی نمیدونه"

131
00:08:18,368 --> 00:08:21,153
‫هر چند که من یه دیداری با

132
00:08:21,154 --> 00:08:24,623
‫یه خون‌آشام داشتم که امکان داره
‫جای "کاترین" رو بدونه

133
00:08:24,624 --> 00:08:26,709
‫ولی حیف که وسطِ کار
‫یه گاز از گردنش گرفتم

134
00:08:26,710 --> 00:08:29,860
‫احتمالاً زمان زیادی واسه‌ی
‫یه گپ دوستانه باهاش نداری

135
00:08:31,830 --> 00:08:34,543
‫تمام منابع خون از بیمارستان

136
00:08:34,544 --> 00:08:38,036
‫و همه‌ی بسته‌های رزرو شده
‫از دست رفته‌ـن . یهویی غیبشون زده

137
00:08:38,037 --> 00:08:40,388
‫متوجه نمیشم . دارید ما رو متهم می‌کنید؟

138
00:08:40,389 --> 00:08:43,509
‫نه . متهم ـتون نمی‌کنم ولی
‫این شهر الان توی نقطه‌ی حساسی قرار داره

139
00:08:43,510 --> 00:08:47,211
‫علاوه بر اون آتش‌سوزیِ بدون دلیلِ خونه و
‫چیزهایی که داره باعث تحریک میشه هم هست

140
00:08:48,880 --> 00:08:52,234
‫متأسفم . میدونم که تقصیر شماها نیست

141
00:08:52,235 --> 00:08:54,235
‫هفته‌ی خوبی نبود

142
00:08:55,721 --> 00:08:58,240
‫میراندا گیلبرت" یکی از بهترین"
‫دوستای دوران دبیرستانم بود

143
00:08:58,241 --> 00:09:00,909
‫دیدن اینکه چه اتفاقی برای
‫خانواده‌اش اُفتاده واسه‌ـم...

144
00:09:03,112 --> 00:09:08,953
‫ببینید ، اگر کمکی از دست من بربیاد
‫قول میدم که دریغ نکنم

145
00:09:08,954 --> 00:09:10,920
‫خوبه . باید همینطور باشه

146
00:09:10,921 --> 00:09:13,405
‫هر کی که اون خون‌ها رو دزدیده
‫زندگیِ خیلی‌ها رو به خطر انداخته

147
00:09:13,406 --> 00:09:16,880
‫و همینطور همه‌ی شماها رو
‫که دختر من هم جزوتون میشه

148
00:09:18,177 --> 00:09:20,596
‫پس فکر می‌کنی کی به اون همه
‫خون احتیاج داشته؟

149
00:09:20,597 --> 00:09:22,177
‫کی اینقدر کله‌شق بوده؟

150
00:09:48,952 --> 00:09:50,538
‫لباست هنوزم اندازته

151
00:09:50,961 --> 00:09:52,994
‫فوق‌العاده شدی

152
00:09:53,707 --> 00:09:55,800
‫می‌خوایم امروز بترکونیم

153
00:09:55,801 --> 00:09:58,050
‫آره . باید باحال باشه

154
00:09:58,051 --> 00:10:01,841
‫اوه خدای من ، وسایل گریمم رو
‫توی اتوبوس جا گذاشتم

155
00:10:03,255 --> 00:10:05,624
‫مسابقات به نسبت پارسال
‫خیلی گسترده‌تر شده

156
00:10:05,625 --> 00:10:07,425
‫من میرم یه‌کم تمرینِ کششی کنم

157
00:10:38,123 --> 00:10:40,292
‫از روبان ـت خوشم میاد

158
00:10:40,293 --> 00:10:41,464
‫مرسی

159
00:10:41,465 --> 00:10:43,929
‫می‌خوامش

160
00:10:43,930 --> 00:10:46,719
‫باشه ولی الان خودم لازمش دارم
‫پس برو مال خودتو بزن

161
00:11:13,257 --> 00:11:16,258
‫هی ، کجا بودی؟
‫هر لحطه ممکنه نوبتمون بشه

162
00:11:16,259 --> 00:11:17,425
‫همینجام ، نیستم؟

163
00:11:17,426 --> 00:11:18,561
‫این روبان دیگه چیه؟

164
00:11:18,562 --> 00:11:20,679
‫هم‌رنگِ تیم ما نیست

165
00:11:32,408 --> 00:11:33,743
‫عقلتو از دست دادی؟

166
00:11:33,744 --> 00:11:34,743
‫مشکلت چیه؟

167
00:11:34,744 --> 00:11:36,195
‫وسط مسابقات رفتی خون خوردی؟

168
00:11:36,196 --> 00:11:38,271
‫خوابی؟ نشنیدی "دیمن" بهت چی گفت؟

169
00:11:38,272 --> 00:11:41,483
‫چرا ، شنیدم ولی کی اهمیت میده؟
‫من هر کاری دلم بخواد می‌کنم

170
00:11:41,484 --> 00:11:42,692
‫همه چی روبراهه؟

171
00:11:42,858 --> 00:11:47,071
‫آره . همین که خانمِ ملکه بکشن کنار
‫همه چی روبراه میشه

172
00:11:54,914 --> 00:11:57,583
‫یادته "دیمن" بهش گفت چطور رفتار کنه؟

173
00:11:57,584 --> 00:11:59,018
‫فکر نمی‌کنم اثر کرده باشه

174
00:11:59,019 --> 00:12:00,553
‫منظورت چیه که خون خورد؟

175
00:12:00,554 --> 00:12:02,254
‫من صراحتاً بهش گفتم که نخوره

176
00:12:02,255 --> 00:12:03,756
‫پیمان بندگی باید باعث می‌شد
‫که به حرفم گوش کنه

177
00:12:03,757 --> 00:12:04,891
‫درسته . منم همینو میگم

178
00:12:04,892 --> 00:12:06,592
‫ولی انگار پیمان بندگی دیگه کار نمی‌کنه

179
00:12:06,593 --> 00:12:07,643
‫امکان نداره

180
00:12:07,644 --> 00:12:09,428
‫فکر کن

181
00:12:09,429 --> 00:12:11,931
‫پیمانِ بندگیِ "الینا" از
‫علاقه‌ـش به تو ناشی میشه . درسته؟

182
00:12:11,932 --> 00:12:14,266
‫با خاموش شدنِ انسانیتش
‫اون هیچ احساسی دیگه نداره

183
00:12:14,267 --> 00:12:17,937
‫منم می‌خواستم اون پیمانِ
‫مسخره رو بشکونم

184
00:12:17,938 --> 00:12:19,271
‫یعنی با این حساب تمام کارهایی که

185
00:12:19,272 --> 00:12:21,591
‫باید انجام میداده هم متوقف شده؟

186
00:12:21,592 --> 00:12:23,576
‫اگه دوباره احساساتش رو روشن کنه چی؟

187
00:12:23,577 --> 00:12:26,212
‫نمیدونم . موضوع مهمتری هست
‫الان کجایی؟

188
00:12:26,213 --> 00:12:28,948
‫کنار یه کامیون ایستادم و دارم
‫دنبال جسد یه خون‌آشام می‌گردم

189
00:12:28,949 --> 00:12:31,450
‫که ممکنه بتونه برسونتم به
‫کاترین" و اون دارو"

190
00:12:38,224 --> 00:12:39,475
‫ببین ، برش‌دار و ببرش خونه

191
00:12:39,476 --> 00:12:42,143
‫هر وقت تونستم میام

192
00:12:51,487 --> 00:12:55,057
‫تو؟ خیال می‌کردم هنوز داری توی
‫اون جزیره واسه خودت خوش می‌گذرونی

193
00:12:55,058 --> 00:12:56,809
‫خب ، داشتم دنبال جواب‌هام می‌گشتم

194
00:12:56,810 --> 00:12:59,779
‫و چیزی که پیدا کردم این بود که
‫پروفسورتون جنابِ "شِین" مُرده

195
00:12:59,780 --> 00:13:01,914
‫و با مردن اون هر چیزی که درباره‌ی
‫دارو هم میدونستیم از دست رفته

196
00:13:01,915 --> 00:13:04,115
‫به نظر من هیچ‌وقت تو یه دخترِ واقعی نمیشی

197
00:13:04,116 --> 00:13:05,484
‫من دارو رو بدست میارم

198
00:13:05,953 --> 00:13:08,170
‫فقط "کاترین" رو لازم دارم
‫و شرط می‌بندم می‌تونی کمکم کنی پیداش کنم

199
00:13:08,171 --> 00:13:10,121
‫چرا باید کمکت کنم؟

200
00:13:11,991 --> 00:13:15,077
‫به‌خاطر اینکه اونقدر باهوش بودم که
‫یخورده از خون داداشم رو با خودم آوردم

201
00:13:15,078 --> 00:13:17,371
‫چطور می‌تونی از یه خون‌آشامی که

202
00:13:17,372 --> 00:13:19,665
‫عملاً از گازِ یه گرگینه مُرده بازجویی کنی؟

203
00:13:21,517 --> 00:13:24,270
‫باشه . دنبالم بیا

204
00:13:24,271 --> 00:13:25,879
‫شاید بدونم کجا رو باید بگردیم

205
00:13:30,509 --> 00:13:35,131
‫خب ، استراحتتو کردی . غذاتو خوردی

206
00:13:35,132 --> 00:13:36,782
‫حالا درباره "کاترین" برام بگو

207
00:13:36,783 --> 00:13:40,519
‫بیشترِ مردها قدرتشون رو از
‫شکنجه کردن و ترسوندن می‌گیرن

208
00:13:40,520 --> 00:13:45,524
‫ولی تو با غذا دادن و نوشیدنی دادن

209
00:13:45,525 --> 00:13:49,578
‫خب ، در مورد تو مهمان‌نوازی رو نسبت به
‫بدخلقی ترجیح دادم

210
00:13:49,579 --> 00:13:52,999
‫ولی من معروفم به اینکه
‫یهویی نظرم عوض میشه

211
00:13:53,000 --> 00:13:54,032
‫کاترین" کجاست؟"

212
00:13:54,033 --> 00:13:55,835
‫جداً فکر می‌کنی میدونم؟

213
00:13:55,836 --> 00:13:57,503
‫تو چیزی رو که متعلق به ما بود گرفتی

214
00:13:57,504 --> 00:13:59,005
‫و "کاترین" رو توی مسیری گذاشتی که
‫بتونه دارو رو پیدا کنه

215
00:13:59,006 --> 00:14:01,540
‫در عوضش اون نوچه‌اش رو فرستاد تا بکشتت

216
00:14:03,025 --> 00:14:06,587
‫بگو بینم "کاترین" بهت چه قولی داده بود؟

217
00:14:12,935 --> 00:14:15,354
‫توی "نیو اورلانز" بودم و داشتم
‫سعی می‌کردم درباره‌ی والدین واقعیم

218
00:14:15,355 --> 00:14:17,723
‫اطلاعاتی کسب کنم

219
00:14:17,724 --> 00:14:22,428
‫کاترین" پیدام کرد و گفت می‌تونه"
‫که بهم کمک کنه

220
00:14:22,429 --> 00:14:23,645
‫یه یتیم؟

221
00:14:25,521 --> 00:14:27,366
‫خب ، این موضوع شجاعت فریبنده‌ـت
‫رو می‌تونه توضیح بده

222
00:14:27,367 --> 00:14:29,067
‫رها کردن همیشه می‌تونه این‌کارا رو کنه

223
00:14:29,068 --> 00:14:31,269
‫مثل اینکه این چیزا رو خوب میدونی

224
00:14:36,158 --> 00:14:38,911
‫من تنها کسی‌ام که
‫می‌تونه ازت محافظت کنه

225
00:14:38,912 --> 00:14:42,247
‫خوشحالم که این‌کار رو کنم
‫البته مشروط به همکاری کردنت

226
00:14:44,750 --> 00:14:46,584
‫هی ، باید حرف بزنیم

227
00:14:46,585 --> 00:14:49,554
‫خب ، حرف بزن . می‌تونی واسه
‫تمرین کردن هم کمکم کنی

228
00:14:50,556 --> 00:14:51,798
‫باشه

229
00:14:52,275 --> 00:14:53,926
‫توی مراسم تغذیه کردی؟

230
00:14:53,927 --> 00:14:55,728
‫شاید

231
00:14:55,729 --> 00:14:56,946
‫متوجه‌ام

232
00:14:56,947 --> 00:14:58,397
‫تو احیاناً چیزی درباره‌ی

233
00:14:58,398 --> 00:15:01,600
‫گم شدن ذخیره‌ی خون بیمارستان نمیدونی؟

234
00:15:01,601 --> 00:15:03,369
‫باور کن که من حالم از
‫کیسه‌های خون به‌هم می‌خوره

235
00:15:03,370 --> 00:15:05,787
‫خونِ یخورده گرم‌تر رو ترجیح میدم

236
00:15:07,740 --> 00:15:11,109
‫ببین "الینا" ، میدونم که توی چه شرایطی هستی

237
00:15:11,110 --> 00:15:13,945
‫منم وقتی که تبدیل شده بودم این دوران رو داشتم

238
00:15:13,946 --> 00:15:17,500
‫ولی تا سال ۱۹۱۲ سرِ هیچ آدمی رو نبریدم

239
00:15:17,501 --> 00:15:19,909
‫چیز دیگه‌ای که میدونم اینه که
‫یه دهکده رو به‌طور کامل قتل‌عام کردم

240
00:15:19,910 --> 00:15:22,221
‫باید از تبدیل شدن به چیزی شبیه تو بترسم؟

241
00:15:22,222 --> 00:15:25,413
‫آره . باید بترسی چون که من میدونم
‫توی چه چاه عمیقی ممکنه بیوفتی

242
00:15:25,414 --> 00:15:28,143
‫و همینطور اینکه چقدر سخته
‫دوباره بتونی ازش بالا بیای

243
00:15:29,595 --> 00:15:31,580
‫زود باش

244
00:15:31,581 --> 00:15:33,966
‫تو بهتر از اینا هستی

245
00:15:33,967 --> 00:15:38,236
‫نمیدونم . شاید این همون
‫نسخه‌ی بهتر از منه

246
00:15:38,237 --> 00:15:43,909
‫"گروه بعدی بانوان "میستیک‌فالز

247
00:15:43,910 --> 00:15:45,978
‫عمراً تو توی رقص شرکت نمی‌کنی

248
00:15:45,979 --> 00:15:47,562
‫ببینیم چطور می‌خوای جلوم رو بگیری

249
00:15:54,453 --> 00:15:55,955
‫خانم‌ها و آقایون

250
00:15:55,956 --> 00:15:58,490
‫آماده‌ی هنرنمایی گروه بانوان شهر خود باشید

251
00:16:00,493 --> 00:16:01,785
‫آماده

252
00:16:54,673 --> 00:16:55,890
‫حرکت خوبی بود

253
00:16:55,891 --> 00:16:57,977
‫واسه قسمت بعد می‌خوای چی‌کار کنی؟

254
00:16:57,978 --> 00:17:00,312
‫مطئنم که این حرفا جزو
‫سخنرانیِ موعظه کننده‌ـت نیست

255
00:17:00,313 --> 00:17:01,678
‫نه . تحت تأثیر قرار گرفتم

256
00:17:01,679 --> 00:17:03,799
‫رهبر گروه رقص شدن

257
00:17:03,800 --> 00:17:06,976
‫کُلی از قربانی‌هایی که توی مسابقه هستن
‫و خونِشون شاه‌پسند نداره

258
00:17:06,977 --> 00:17:08,971
‫واقعاً خوب نقشت رو بازی کردی

259
00:17:08,972 --> 00:17:10,973
‫زیادم سخت نبود

260
00:17:10,974 --> 00:17:14,775
‫تو ازم خواستی که خوب باشم . خیلی بده که
‫گوش ندی من ازت می‌خوام که چطور باشی

261
00:17:14,776 --> 00:17:17,403
‫درسته . میدونی ، مشکلِ ورزش‌های مدرسه‌ای اینه که

262
00:17:17,864 --> 00:17:19,281
‫شاهدهای زیادی اونجا هست

263
00:17:19,282 --> 00:17:21,482
‫باید واسه‌ی یه خوشگذرونی واقعی
‫یه جای خلوت‌تری رو پیدا کنی

264
00:17:21,483 --> 00:17:23,325
‫واقعاً؟ کجا؟

265
00:17:23,326 --> 00:17:27,172
‫یه سالن شیرجه‌ی قدیمی رو
‫بیرون از شهر سراغ دارم

266
00:17:27,173 --> 00:17:28,624
‫بیا

267
00:17:28,625 --> 00:17:29,748
‫داری خالی می‌بندی

268
00:17:29,749 --> 00:17:32,543
‫اینو یادت رفته که من هم دوران
‫تبدیل شدنم رو توی همین شهر گذروندم

269
00:17:34,663 --> 00:17:36,755
‫میدونم یه نفر رو کجا باید ببرم
‫که بهش خوش بگذره

270
00:17:38,834 --> 00:17:43,855
‫ولی قبلش یخورده شاه‌پسند
‫فقط واسه اینکه لبه‌های تیز بریده بشن

271
00:17:48,477 --> 00:17:49,812
‫دقیقاً چرا فکر می‌کنی

272
00:17:49,813 --> 00:17:51,730
‫یه خون‌آشامِ مریض رو باید
‫توی بیمارستان دنبالش بگردیم؟

273
00:17:51,731 --> 00:17:53,198
‫اون یخورده نور رو توی آسمون می‌بینی؟

274
00:17:53,199 --> 00:17:54,283
‫بهش میگن خورشید

275
00:17:54,284 --> 00:17:55,367
‫اون باید ازش فرار کنه

276
00:17:55,368 --> 00:17:57,693
‫به علاوه اینکه بیمارستان ۲۴ ساعته بازه

277
00:17:57,694 --> 00:18:00,570
‫تازه قضیه ی گرسنگی و توهمش رو گذاشتم کنار

278
00:18:15,504 --> 00:18:19,557
‫جالبه . با اون کله‌ی خرابت شبیهِ
‫شرلوک هلمز" شدی"

279
00:18:24,847 --> 00:18:26,215
‫استفن" گفت به بانک خون بیمارستانِ"

280
00:18:26,216 --> 00:18:28,550
‫میستیک‌فالز" هم حمله شده"

281
00:18:28,551 --> 00:18:30,218
‫با این حساب خون‌آشاممون همین اطرافه

282
00:18:30,219 --> 00:18:32,387
‫نه . اون داره از گازِ یه گرگینه تلف میشه

283
00:18:32,388 --> 00:18:35,407
‫وقت اینکه بخواد از ۲تا بیمارستان دزدی کنه نداره

284
00:18:35,408 --> 00:18:37,359
‫این کار یکی دیگه‌ست

285
00:18:37,360 --> 00:18:39,211
‫کی؟

286
00:18:39,212 --> 00:18:41,695
‫اینم خودش یه مسئله‌ست

287
00:18:41,696 --> 00:18:45,367
‫ولی این موضوع به کنار
‫اگه خون‌آشاممون برحسب اتفاق اینجا پیداش بشه

288
00:18:45,368 --> 00:18:50,371
‫هیچی گیرش نمیاد که این یعنی نزدیکمونه
‫و بنده خدا گرسنشه

289
00:18:50,372 --> 00:18:51,740
‫بهتره تلاش بیهوده نکنی

290
00:18:52,163 --> 00:18:54,259
‫منم اندازه تو می‌خوام که
‫کاترین" رو پیداش کنم"

291
00:18:54,260 --> 00:18:56,211
‫واقعاً؟ چرا؟

292
00:18:56,212 --> 00:18:57,429
‫صحبتت با "استفن" رو شنیدم

293
00:18:57,430 --> 00:18:59,414
‫میدونم که "الینا" پیمان بندگی رو شکونده

294
00:18:59,415 --> 00:19:02,051
‫پس دیگه چرا می‌خوای دارو رو پیدا کنی؟

295
00:19:02,052 --> 00:19:06,386
‫با این کارِت فقط درمانش می‌کنی
‫که دوباره عاشق برادرت بشه

296
00:19:06,387 --> 00:19:08,906
‫فکر کنم بهتر باشه به نفع من کنار بکشی

297
00:19:18,317 --> 00:19:20,815
‫خیلی...

298
00:19:20,816 --> 00:19:22,771
‫بدم میاد ازش

299
00:19:22,772 --> 00:19:24,489
‫نمی‌فهمم چی هستن

300
00:19:25,941 --> 00:19:30,112
‫واسه من مهم نیست

301
00:19:30,113 --> 00:19:32,914
‫این یکی

302
00:19:35,300 --> 00:19:37,752
‫این یکی حالمو به‌هم نمیزنه

303
00:19:41,123 --> 00:19:42,558
‫اینو چرا کشیدی؟

304
00:19:42,559 --> 00:19:45,459
‫نقاشی کشیدن استعاره از کنترل کردن ـه

305
00:19:47,146 --> 00:19:51,066
‫همه‌ی انتخاب‌هاش مال خودمه
‫بوم نقاشی ، رنگ‌هاش

306
00:19:51,067 --> 00:19:53,102
‫شبیهِ یه بچه . نه حسی به دنیا داشتم

307
00:19:53,103 --> 00:19:54,935
‫و نه به جایی که هستم
‫ولی هنر به من یاد داد که

308
00:19:55,471 --> 00:19:56,805
‫بینایی می‌تونه

309
00:19:57,311 --> 00:19:59,147
‫با کنار زدن نیروی اراده بدست بیاد

310
00:19:59,939 --> 00:20:02,318
‫درست شبیهِ حقیقت زندگی

311
00:20:02,745 --> 00:20:06,998
‫تهیه کردن یک چیز اجازه‌ی اینکه
‫بقیه چیزها توی یه مسیر بمونن رو بهت نمیده

312
00:20:13,956 --> 00:20:19,494
‫پس اینطور فکر می‌کنی
‫به یه دختر یه سری نقاشی معمولی نشون بدی

313
00:20:19,495 --> 00:20:21,045
‫و از دوران بچگیت آه و ناله کنی

314
00:20:21,046 --> 00:20:25,100
‫بعدش من غش کنم و همه‌ی
‫رازهام رو برات برملا کنم؟

315
00:20:25,101 --> 00:20:30,595
‫حس می‌کردم دلبری‌های زیادی داشته باشم
‫ولی صرف‌نظر از اونها از خودم لذت می‌برم

316
00:20:30,596 --> 00:20:35,027
‫و هر کاری که برات لذت‌بخش باشه انجام میدی

317
00:20:35,028 --> 00:20:39,188
‫"که شامل شکار کردن دوست من "تایلر
‫واسه‌ی یه قرن آینده هم میشه

318
00:20:39,189 --> 00:20:42,183
‫مطمئناً واسه یه قرن دیگه نیست

319
00:20:43,318 --> 00:20:45,527
‫تا وقتی که که بکشمش

320
00:20:45,528 --> 00:20:49,658
‫شوخیِ باحالی می‌کنی ولی حقیقت
‫اینه که اونو ول می‌کنی بره

321
00:20:49,659 --> 00:20:54,529
‫چون اگه اون رو بکشی
‫کرولاین" تا ابد ازت متنفر میشه"

322
00:20:54,530 --> 00:20:59,625
‫اگه من "تایلر" رو می‌کشتم
‫توی یه لحظه انتقامم به پایان میرسید

323
00:20:59,626 --> 00:21:02,537
‫ولی اون رو به یه زندگیِ جنون‌آمیز و
‫ترسناک محکوم کردم

324
00:21:02,538 --> 00:21:05,506
‫این مجازاتِ حقیقیِ "تایلر" ـه

325
00:21:05,507 --> 00:21:07,675
‫ولی در حال حاضر

326
00:21:07,676 --> 00:21:11,180
‫فکرشو هم نمی‌کنی که آینده‌ای
‫در انتظار تو و "تایلر" باشه . مگه نه؟

327
00:21:11,181 --> 00:21:12,514
‫نمیدونم

328
00:21:12,515 --> 00:21:17,886
‫اگه من از دارو استفاده کنم تا تو رو بکشم
‫اون ممکنه به‌خاطرم "کرولاین" رو ول کنه

329
00:21:17,887 --> 00:21:20,038
‫میدونی ، اگه "تایلر" حتی نصفِ
‫تصمیم‌گیری‌های تو رو داشت

330
00:21:20,039 --> 00:21:22,891
‫ممکن بود در عرض یه سال بتونه خودشو
‫از این اوضاع بکشه بیرون

331
00:21:22,892 --> 00:21:24,576
‫نیازی به تصمیم‌گیری نیست

332
00:21:24,577 --> 00:21:30,232
‫اتحاد لازمه و یه شبکه از افراد که
‫حاضر باشن به‌خاطرت هر کاری انجام بدن

333
00:21:30,233 --> 00:21:33,734
‫که شامل دنبال کردن افراد میشه
‫حتی با وجود اینکه به مرگشون ختم بشه

334
00:21:35,070 --> 00:21:37,872
‫کاترین" این شکلی همه‌ی
‫این مدت از دستت در رفته"

335
00:21:39,925 --> 00:21:45,712
‫شاید اسمِ همدست‌های مخصوصِ "کاترین" رو بدونی

336
00:21:45,713 --> 00:21:48,599
‫شاید ۱-۲تاشون رو بدونم

337
00:21:49,518 --> 00:21:52,253
‫شایدم حتی بهت گفته باشمشون

338
00:21:58,310 --> 00:21:59,895
‫چه بلایی سرم آوردی؟

339
00:21:59,896 --> 00:22:02,064
‫قبل از اینکه دردسرهای بیشتری
‫درست کنی آوردمت خونه

340
00:22:02,065 --> 00:22:05,899
‫پس به‌خاطر اینکه "کرولاین" رو با گردنِ کلفتش
‫انداختم روی زمین منو حبس کردی

341
00:22:05,900 --> 00:22:11,739
‫نه . به‌خاطر اینکه جلوی چشم همه
‫از یه نفر تغذیه کردی

342
00:22:12,322 --> 00:22:14,158
‫چی‌کار بایست می‌کردم؟ خب ، گرسنه بودم

343
00:22:19,498 --> 00:22:21,333
‫واقعاً می‌خوای به لخت شدنت
‫جلوی من ادامه بدی؟

344
00:22:21,334 --> 00:22:22,784
‫این شکلی میگی که رشد کردی؟

345
00:22:22,785 --> 00:22:27,121
‫دیگه رقصیدن تموم شده
‫واسه همین دارم لباس عوض می‌کنم

346
00:22:27,122 --> 00:22:32,477
‫درسته . وقتی که تردید داری
‫افراد رو با سکس اداره کن

347
00:22:32,478 --> 00:22:35,463
‫میدونی ، "کاترین" هم همین حقه رو میزد

348
00:22:35,464 --> 00:22:37,566
‫منو با "کاترین" مقایسه نکن

349
00:22:37,567 --> 00:22:41,486
‫اون خیلی وقته داره فرار می‌کنه
‫حتی از سایه خودشم می‌ترسه

350
00:22:41,487 --> 00:22:46,141
‫من از هیچی نمی‌ترسم

351
00:22:46,142 --> 00:22:51,662
‫من همه‌ـشون رو خاموش کردم
‫که شامل احساسم نسبت به تو هم میشه

352
00:22:53,115 --> 00:22:54,249
‫ولی اشتباه برداشت نکن

353
00:22:54,250 --> 00:22:58,170
‫منظورم اینه که دیدم که اینجا ایستادی
‫و به نظر خوب هم میای

354
00:22:58,171 --> 00:22:59,955
‫سکس ـمون باهم رو یادم میاد
‫چیز خوبی بود

355
00:22:59,956 --> 00:23:03,657
‫فقط دیگه حسی در اون باره ندارم

356
00:23:06,378 --> 00:23:07,753
‫هر چند که ضایعه تو داری

357
00:23:07,754 --> 00:23:10,213
‫چرا برات مهمه که من چی‌کار می‌کنم
‫و کی رو می‌کشم؟

358
00:23:10,214 --> 00:23:12,517
‫به‌خاطر اینکه تقصیر من بود که
‫تو این شکلی شدی

359
00:23:12,518 --> 00:23:16,220
‫من این جریان رو آوردم توی زندگی تو

360
00:23:16,221 --> 00:23:19,141
‫ببین ، من صدها نفر رو کشتم و
‫باید با این موضوع کنار بیام

361
00:23:19,142 --> 00:23:21,193
‫ولی با کسایی که تو کشتی

362
00:23:21,194 --> 00:23:23,144
‫یا کارهایی که می‌کنی نمی‌تونم کنار بیام

363
00:23:25,680 --> 00:23:27,149
‫داری به کی اس.ام.اس میزنی؟

364
00:23:27,150 --> 00:23:30,619
‫باشه . حرفات منو متحول کرد

365
00:23:30,620 --> 00:23:33,371
‫شاید تو کسی باشی که
‫لازمه تمام احساست رو خاموش کنی

366
00:23:38,377 --> 00:23:39,827
‫صدای چیه؟

367
00:23:59,681 --> 00:24:01,765
‫پس اون اس.ام.اس‌هات واسه این بود؟

368
00:24:02,268 --> 00:24:04,934
‫تو همه‌ی اینا رو دعوت کردی

369
00:24:04,935 --> 00:24:07,055
‫داشتی سعی می‌کردی منو
‫از یه جشن محروم کنی

370
00:24:07,056 --> 00:24:10,691
‫واسه همین جشن رو آوردم اینجا

371
00:24:13,728 --> 00:24:15,396
‫عالیه

372
00:24:17,249 --> 00:24:18,732
‫عالیه

373
00:24:32,887 --> 00:24:35,357
‫به محض اینکه تونستم خودمو رسوندم
‫این‌کار دیوانگیه

374
00:24:35,358 --> 00:24:37,225
‫آره . خیلی عجیبه

375
00:24:37,226 --> 00:24:38,727
‫همه‌ـشون یا مست می‌کنن و حسابی خسته میشن

376
00:24:38,728 --> 00:24:42,114
‫یا اینکه "دیمن" میاد خونه و همه رو می‌کشه

377
00:24:42,115 --> 00:24:43,815
‫نمی‌تونیم مجبورشون کنیم برن

378
00:24:43,816 --> 00:24:46,618
‫همه جا از گل شاه‌پسندی که
‫توی مخزن آب شهر هست آلوده شده

379
00:24:46,619 --> 00:24:49,411
‫- پس می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫- نمیدونم

380
00:24:49,412 --> 00:24:52,057
‫از پارتی لذت ببرم
‫و از قصابی کردن "الینا" شبیهِ

381
00:24:52,058 --> 00:24:53,942
‫مراسم رقص جلوگیری کنم

382
00:24:54,408 --> 00:24:56,276
‫عالیه . حالا اون کجاست؟

383
00:24:56,522 --> 00:24:57,995
‫فکر می‌کنی کجا باشه؟

384
00:25:05,419 --> 00:25:07,923
‫تقریباً دیگه یادم رفته بود

385
00:25:07,924 --> 00:25:09,825
‫چی رو؟ خنده ی "الینا" رو؟

386
00:25:09,826 --> 00:25:11,810
‫نه . خوش گذروندن رو

387
00:25:11,811 --> 00:25:12,928
‫نگاش کن

388
00:25:12,929 --> 00:25:14,763
‫آره . اوضاع خیلی داغونه

389
00:25:14,764 --> 00:25:18,015
‫ولی این قیافه مجبورت نمی‌کنه
‫که ولش کنی به حال خودش؟

390
00:25:19,300 --> 00:25:23,144
‫خب ، متأسفانه من یه مشکل کوچیک دارم

391
00:25:23,145 --> 00:25:25,323
‫وقتی یه جشنی خیلی بالا بگیره

392
00:25:25,324 --> 00:25:26,942
‫من آخرش میزنم همه رو می‌کشم

393
00:25:26,943 --> 00:25:31,029
‫خب ، مست نبودن ـت بهت اجازه میده
‫که چشات خوب باز باشن

394
00:25:31,030 --> 00:25:34,199
‫بیخیال ، تو وسط یه جشن
‫پر از دخترای سکسی هستی

395
00:25:34,200 --> 00:25:37,819
‫و تو هم که تنهایی و خب...

396
00:25:37,820 --> 00:25:39,287
‫خب ، باید چی‌کار کنم من؟

397
00:25:39,288 --> 00:25:43,258
‫یه دختر رو بزنم بقاپم
‫بندازم روی شونه‌ام

398
00:25:43,259 --> 00:25:45,127
‫و ببرمش بیرون از سالن رقص؟

399
00:25:45,543 --> 00:25:46,845
‫هر چی که خودت صلاح میدونی

400
00:25:46,846 --> 00:25:47,963
‫فقط خوش بگذرون . باشه؟

401
00:25:47,964 --> 00:25:50,006
‫همه‌ـمون لیاقت یه‌کم شاد بودن رو داریم

402
00:25:54,136 --> 00:25:56,012
‫منظورم من خودم نبود

403
00:26:05,564 --> 00:26:09,017
‫هیشکی نمی‌تونه جلویِ زیرکیِ
‫تو اشتباهی انجام بده

404
00:26:09,018 --> 00:26:10,902
‫باید به شغلت افتخار کنی

405
00:26:12,237 --> 00:26:15,023
‫چیزی نیست . بیا اینجا

406
00:26:15,024 --> 00:26:17,909
‫آروم میری سمتِ ماشینت

407
00:26:20,695 --> 00:26:22,163
‫برو

408
00:26:23,048 --> 00:26:26,051
‫فقط چیزی که نمیدونم اینه که این‌کارا
‫چطور می‌خوان شانسمون رو زیاد کنن

409
00:26:26,052 --> 00:26:27,719
‫من میدونم گاز گرگینه چه شکلیه

410
00:26:27,720 --> 00:26:29,221
‫اولش بدجور مریض میشی

411
00:26:29,222 --> 00:26:30,388
‫بعدش خیلی گرسنه‌ات میشه

412
00:26:30,389 --> 00:26:32,257
‫از وقتی که خورشید غروب کرده

413
00:26:32,258 --> 00:26:33,875
‫به نظرم داره دنبال آخرین شامش می‌گرده

414
00:26:33,876 --> 00:26:37,761
‫من به ۳ مسیر زن‌ها رو فرستادم
‫که حدود ۱۱۵ کیلو خوراکی میشه واسه‌ـش

415
00:27:05,081 --> 00:27:06,792
‫دیمن"؟"

416
00:27:07,293 --> 00:27:09,127
‫ویل"؟"

417
00:27:09,128 --> 00:27:10,961
‫سلام رفیق

418
00:27:13,215 --> 00:27:16,917
‫فکر کنم یه مشکلی برام پیش اومده

419
00:27:16,918 --> 00:27:18,259
‫کمک لازم دارم

420
00:27:20,421 --> 00:27:22,390
‫باشه . چیزی نیست

421
00:27:22,391 --> 00:27:24,726
‫میدونم باید چی‌کار کنم

422
00:27:29,864 --> 00:27:32,025
‫این چه غلطیه داری می‌کنی؟

423
00:27:32,026 --> 00:27:33,702
‫خیلی وقت بود که مُرده

424
00:27:34,193 --> 00:27:35,619
‫از بدبختی نجاتش دادم

425
00:27:40,408 --> 00:27:45,296
‫خواهرم بهم خبر داد که همکارِ خون‌آشامت مُرده

426
00:27:45,704 --> 00:27:50,118
‫پس تو در امانی و می‌تونی بری

427
00:27:50,119 --> 00:27:51,468
‫یا بمونی

428
00:27:57,726 --> 00:28:03,515
‫خیلی هوس کردم بمونم
‫از یه زندگیِ خوب لذت ببرم

429
00:28:04,598 --> 00:28:07,402
‫شاید بتونم یخورده از رازهای
‫کاترین" رو برات برملا کنم"

430
00:28:07,403 --> 00:28:09,020
‫و در عوض تو یه کارایی واسه من انجام بدی

431
00:28:09,021 --> 00:28:11,106
‫شرمنده عشقم

432
00:28:11,107 --> 00:28:14,359
‫هرگز نمی‌تونی متقاعدم کنی که
‫اجازه بدم "تایلر" آزاد بشه

433
00:28:15,026 --> 00:28:17,862
‫پس با این حساب فکر نکنم هیچ شانسی
‫واسه‌ی با "تایلر" بودن داشته باشم

434
00:28:17,863 --> 00:28:20,907
‫"به علاوه اینکه تو از طرف "کرولاین
‫هم ضربه خواهی خورد

435
00:28:28,590 --> 00:28:31,176
‫می‌خوای بدونی چرا از
‫اون نقاشی خوشم اومده؟

436
00:28:31,177 --> 00:28:32,927
‫شاید واسه اینکه بهت اجازه میده

437
00:28:32,928 --> 00:28:35,996
‫که روحِ زخمیِ درونم رو ببینی

438
00:28:39,517 --> 00:28:43,354
‫دیدم که واقعاً چقدر پیچیده‌ست

439
00:28:47,642 --> 00:28:50,187
‫و شاید بتونم برات بگمش

440
00:28:53,848 --> 00:28:56,351
‫خب ، تصمیمت چیه؟

441
00:28:56,352 --> 00:28:58,068
‫میری...

442
00:29:02,240 --> 00:29:04,041
‫یا می‌مونی؟

443
00:29:05,860 --> 00:29:09,413
‫خودت گفتی دوست داری تحت کنترل باشی

444
00:30:22,287 --> 00:30:24,239
‫ببین بالاخره کی اومد توی جشن

445
00:30:24,240 --> 00:30:28,042
‫آره . چطور مگه؟
‫حسودی؟ یا چیز دیگه؟

446
00:30:28,043 --> 00:30:29,744
‫نه . به‌خاطر هیجانم ـه

447
00:30:29,745 --> 00:30:31,463
‫و اینکه قبلاً متوجه شدیم که چیزِ مفیدیه

448
00:30:31,464 --> 00:30:33,448
‫زودباش "الینا" ، باهامون برقص

449
00:30:33,449 --> 00:30:35,283
‫نه . شما ۲تا خیلی به‌هم میاید

450
00:30:35,284 --> 00:30:38,086
‫به‌هرحال حواست باشه
‫فقط واسه گردش باهاش برو بیرون

451
00:30:38,087 --> 00:30:39,586
‫خطریه

452
00:30:46,761 --> 00:30:48,295
‫"الینا"

453
00:30:50,482 --> 00:30:53,133
‫اینجا چه خبره؟

454
00:30:53,134 --> 00:30:55,896
‫فقط یه مجلس عشق و حال

455
00:30:55,897 --> 00:30:57,605
‫استفن" کجاست؟"

456
00:30:57,606 --> 00:30:59,816
‫راستش اون سرش شلوغه
‫داره با دخترتون لاس میزنه

457
00:31:00,359 --> 00:31:01,642
‫"من فکر می‌کنم بعد از اتفاقاتِ با "تایلر

458
00:31:01,643 --> 00:31:03,328
‫بازگشت خوبی می‌تونه براش باشه

459
00:31:03,329 --> 00:31:05,029
‫این مجلس رو همین الان تعطیل می‌کنم

460
00:31:05,529 --> 00:31:08,983
‫لیز" ، خواهش می‌کنم . چرا نمی‌مونید"
‫و باهامون یه نوشیدنی نمی‌خورید؟

461
00:31:08,984 --> 00:31:10,335
‫الینا" ، دستت رو ازم بردار"

462
00:31:10,336 --> 00:31:13,320
‫یا یه نوشیدنی می‌خوری یا مجبور میشم

463
00:31:15,789 --> 00:31:17,375
‫مامان

464
00:31:19,141 --> 00:31:20,229
‫حالم خوبه

465
00:31:21,628 --> 00:31:23,164
‫کرولاین" ، آروم باش"

466
00:31:23,165 --> 00:31:25,666
‫آروم باشم؟ می‌خوام اون لاغر
‫مُردنی رو یخورده بچلونم

467
00:31:39,410 --> 00:31:40,897
‫"الینا"

468
00:31:40,898 --> 00:31:42,231
‫کدوم گوریه؟

469
00:31:42,232 --> 00:31:43,536
‫همونجایی که می‌خواسته

470
00:31:43,537 --> 00:31:45,217
‫کاملاً حساب شده‌ست

471
00:31:45,218 --> 00:31:46,602
‫همه‌ی اون آدما رو کشوند توی خونه

472
00:31:46,603 --> 00:31:49,488
‫دنبال یه فرصت بود تا حواسمون رو
‫پرت کنه و الان هم داره آزاد می‌چرخه

473
00:31:49,489 --> 00:31:50,907
‫باورم نمیشه داره این‌کارا رو می‌کنه

474
00:31:50,908 --> 00:31:53,225
‫"اون به مامانم صدمه زد "استفن

475
00:31:53,226 --> 00:31:54,560
‫بسیار خب ، گوش کن

476
00:31:54,561 --> 00:31:56,863
‫تو جنگل رو بگرد . من هم جاده رو می‌گردم

477
00:31:56,864 --> 00:31:58,331
‫اگه دیدیش معطل نکن

478
00:31:58,332 --> 00:32:00,900
‫گردنش رو بشکن . باشه؟

479
00:32:00,901 --> 00:32:02,535
‫باشه

480
00:32:02,536 --> 00:32:04,085
‫خوبه

481
00:32:13,262 --> 00:32:15,413
‫ممنون

482
00:32:21,687 --> 00:32:23,756
‫میشه خواهشاً یه لحظه هم که شده تنهام بذاری؟

483
00:32:23,757 --> 00:32:25,703
‫از چی داری قایم میشی؟

484
00:32:25,704 --> 00:32:27,621
‫میدونم که اون خون‌آشام رو می‌شناختی

485
00:32:27,622 --> 00:32:29,094
‫من مُرده‌های زیادیو می‌شناسم

486
00:32:29,095 --> 00:32:31,197
‫اونو کُشتی تا نذاری من "کاترین" رو پیدا کنم

487
00:32:31,198 --> 00:32:32,698
‫و دستم به دارو نرسه

488
00:32:33,167 --> 00:32:34,550
‫یعنی واقعاً تو دارو رو می‌خوای؟

489
00:32:34,551 --> 00:32:36,903
‫یعنی خداییش می‌خوایش؟

490
00:32:36,904 --> 00:32:41,290
‫ببین ، بذار یه نصیحتی بهت بکنم

491
00:32:41,291 --> 00:32:45,077
‫اون دخترا رو می‌بینی؟
‫الان به نظر خوشحال میان

492
00:32:45,078 --> 00:32:47,947
‫پنج ساله که دنبال یه شوهر حدِ وسط می‌گردن

493
00:32:47,948 --> 00:32:51,384
‫و همینطور یه شغل معمولی
‫و توی این مدت چیزهایی رو فهمیدن که

494
00:32:51,385 --> 00:32:53,439
‫تو عمراً اونا رو یادشون بگیری

495
00:32:53,887 --> 00:32:55,655
‫اون چیزا چی می‌تونن باشن؟

496
00:32:55,656 --> 00:32:58,391
‫وقتی یه آدم معمولی باشی زندگی برات داغونه

497
00:32:58,392 --> 00:33:01,644
‫و چی باعث میشه تو
‫دقیقاً مثل اونا نباشی؟

498
00:33:01,645 --> 00:33:02,929
‫اینکه تو یه خون‌آشامی

499
00:33:03,447 --> 00:33:08,801
‫تو اون دارو رو بدست میاری انسان میشی
‫بعدش دیگه هیچکی نیستی . هیچی نیستی

500
00:33:08,802 --> 00:33:10,353
‫باور کن از دست دادن این دارو

501
00:33:10,354 --> 00:33:12,821
‫بهترین اتفاقیه که تا حالا برات اُفتاده

502
00:33:23,200 --> 00:33:25,200
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" الینا رو گم کردیم . به کمکت نیاز داریم "</font>

503
00:33:28,180 --> 00:33:29,871
‫"الینا"

504
00:33:32,518 --> 00:33:33,993
‫"مجبورم نکن باهات در بیوفتم "الینا

505
00:33:33,994 --> 00:33:36,940
‫من ازت قوی‌ترم ولی
‫نمی‌خوام بهت صدمه‌ای بزنم

506
00:33:40,683 --> 00:33:42,319
‫کی قرار بود صدمه ببینه؟

507
00:33:46,272 --> 00:33:48,524
‫بدک نبود ولی تکنیکش خوب نبود

508
00:33:48,525 --> 00:33:51,978
‫یه بار دیگه . مثل اینکه "آلاریک" خوب درسِت نداده

509
00:33:51,979 --> 00:33:55,514
‫احتمالاً اون‌موقع سرگرمِ
‫فضولی کردن توی کارای مردم بودی

510
00:33:59,736 --> 00:34:01,631
‫بس کن

511
00:34:01,632 --> 00:34:06,492
‫این تو نیستی و خودت هم خوب میدونی

512
00:34:06,493 --> 00:34:08,193
‫"تو به مامانم صدمه زدی "الینا

513
00:34:08,194 --> 00:34:10,329
‫می‌خوای تا کجا پیش بری؟

514
00:34:10,330 --> 00:34:12,684
‫داری سعی می‌کنی به‌خاطر
‫صدمه زدن به مامانت پشیمونم کنی؟

515
00:34:12,685 --> 00:34:17,202
‫نمی‌فهمی؟ برام مهم نیست

516
00:34:17,203 --> 00:34:20,372
‫شاید تو هم باید همه
‫احساساتت رو خاموش کنی

517
00:34:20,373 --> 00:34:23,860
‫کی میدونه؟ شاید ناله کردن از اینکه
‫تایلر" ولت کرده هم تموم شد"

518
00:34:23,861 --> 00:34:24,977
‫به علاوه اینکه

519
00:34:24,978 --> 00:34:26,512
‫لازم نیست به‌خاطر فکرهای آلوده‌ای که

520
00:34:26,513 --> 00:34:27,930
‫درباره ی "کلاوس" می‌کردی
‫احساس گناه کنی

521
00:34:27,931 --> 00:34:28,930
‫خفه‌شو

522
00:34:28,931 --> 00:34:30,786
‫خفه‌ام کن

523
00:34:35,738 --> 00:34:38,073
‫شبیه یه دختر بچه می‌جنگی

524
00:34:46,759 --> 00:34:47,900
‫بِکِش کنار

525
00:34:47,901 --> 00:34:50,252
‫موافقت می‌کنم ولی تحت
‫یه سری شرایط دیگه

526
00:34:50,253 --> 00:34:51,837
‫که یه روشن کردنِ احساسات توشه

527
00:34:51,838 --> 00:34:53,404
‫از اینجا ببرش

528
00:35:05,655 --> 00:35:08,839
‫سلام "تایلر" ، منم

529
00:35:08,840 --> 00:35:11,758
‫عمراً اگه باورت شه چه روزِ دیوانه کننده‌ای داشتم

530
00:35:11,759 --> 00:35:13,344
‫ببین ، میدونم که گفتی جواب نمیدی

531
00:35:13,345 --> 00:35:16,764
‫ولی واقعاً آرزو می‌کنم که جواب بدی

532
00:35:16,765 --> 00:35:19,283
‫خیلی خوب میشه اگه باهات حرف بزنم

533
00:35:19,300 --> 00:35:21,500
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" توی خونه‌ی تایلر می‌بینمت "</font>

534
00:35:25,422 --> 00:35:28,091
‫تو حالت خوبه؟

535
00:35:28,092 --> 00:35:32,496
‫با وجود اینکه بهترین دوستم
‫سعی کرد منو بکشه؟

536
00:35:32,497 --> 00:35:35,269
‫ببین ، این "الینا" نیست
‫باید اینو یادت باشه

537
00:35:35,270 --> 00:35:40,421
‫با خاموش شدن احساساتش
‫اون بدترین نسخه ازشه

538
00:35:40,422 --> 00:35:42,489
‫خب ، چطور باید برگردونیم‌ـش؟

539
00:35:42,490 --> 00:35:43,991
‫اگه نتونیم برگردونیم‌ـش چی؟

540
00:35:43,992 --> 00:35:46,744
‫چرا باید اینو انتخاب کنه که
‫دوباره احساساتش برگردن؟

541
00:35:46,745 --> 00:35:49,580
‫اون یه یتیم ـه
‫تازگیا هم برادرش رو از دست داده

542
00:35:49,581 --> 00:35:52,800
‫"زندگیش داغونه "استفن

543
00:35:52,801 --> 00:35:55,635
‫پس چرا باید بخواد برگرده پیشمون؟

544
00:35:57,087 --> 00:36:01,587
‫حتی وقتی که توی بدترین لحظات عمرم بودم
‫الینا" منو رها نکرد"

545
00:36:04,278 --> 00:36:06,216
‫ما هم نمی‌تونیم اونو رهاش کنیم

546
00:36:13,970 --> 00:36:15,471
‫قبوله؟

547
00:36:26,483 --> 00:36:29,169
‫چقدر دیگه من باید اینجا بشینم؟

548
00:36:29,170 --> 00:36:32,840
‫خب ، من زیاد زمان‌بندیم خوب نیست
‫ولی بیا اینطور فرض کنیم که

549
00:36:32,841 --> 00:36:35,621
‫تا زمانی که دیگه نخوای بهترین
‫دوستت رو بکشی

550
00:36:35,622 --> 00:36:38,044
‫داری درباره من قضاوت می‌کنی؟

551
00:36:40,547 --> 00:36:43,883
‫چند بار خودت سعی کردی "استفن" رو بکشی؟

552
00:36:47,054 --> 00:36:48,671
‫این چیه؟

553
00:36:52,926 --> 00:36:54,765
‫یکی از چندین اسرارِ زندگی ـه

554
00:36:58,198 --> 00:37:00,901
‫- الینا" ، ببین"...
‫- این‌کار رو نکن

555
00:37:00,902 --> 00:37:03,019
‫هر دفعه که کسی حرفش رو با
‫الینا" شروع کرد"

556
00:37:03,020 --> 00:37:04,855
‫یه سخرانیِ چرت تحویل گرفتم

557
00:37:04,856 --> 00:37:09,660
‫هیچ‌کس دیگه نباید بهم بگه چه
‫احساسی برام لازمه

558
00:37:09,661 --> 00:37:12,962
‫"من خودم حس می‌کنم "دیمن
‫حس فوق‌العاده‌ای دارم

559
00:37:12,963 --> 00:37:15,566
‫تو خودت هم نمی‌خوای این شکلی باشی

560
00:37:15,567 --> 00:37:19,136
‫پس باید چه شکلی باشم؟

561
00:37:19,137 --> 00:37:21,204
‫باید برگردم و شبیه یه دختربچه‌ی ترسو بشم

562
00:37:21,205 --> 00:37:24,875
‫که نمی‌تونه چیزی رو که می‌خواد قبول کنه؟

563
00:37:24,876 --> 00:37:30,681
‫این چیزیه که تو پیشنهاد
‫میدی بشم یا...ببین...

564
00:37:30,682 --> 00:37:34,184
‫مدت زمانِ طولانی تو می‌خواستی که با من باشی

565
00:37:34,185 --> 00:37:37,988
‫ولی از این هراس داشتی که
‫من بفهمم تو چقدر ترسناک هستی

566
00:37:37,989 --> 00:37:41,019
‫ولی موضوع دیگه این نیست
‫چون من برام اهمیتی نداره

567
00:37:44,711 --> 00:37:46,279
‫روراست باش

568
00:37:47,648 --> 00:37:49,987
‫تو این شکلی بیشتر از من خوشت میاد

569
00:38:05,265 --> 00:38:07,250
‫"مت"

570
00:38:07,251 --> 00:38:08,255
‫"کِر"

571
00:38:08,256 --> 00:38:11,053
‫مت" ، چرا نمی‌تونم بیام داخل؟"

572
00:38:14,925 --> 00:38:16,726
‫بیا داخل

573
00:38:23,367 --> 00:38:26,152
‫مت" ، چه خبر شده؟"

574
00:38:28,121 --> 00:38:32,108
‫تایلر" این بسته رو برام فرستاده"

575
00:38:32,109 --> 00:38:34,243
‫این مال توئه

576
00:38:36,480 --> 00:38:41,952
‫کِر" عزیزم ، دلم برات بیشتر از"
‫اون چیزی که توی کلمات بگنجه تنگ شده

577
00:38:41,953 --> 00:38:46,000
‫"ولی میدونم تا زمانی که "کلاوس
‫زنده‌ست نمی‌تونم برگردم خونه

578
00:38:46,457 --> 00:38:49,893
‫اون دست از تلاش برای کشتن من برنمیداره

579
00:38:49,894 --> 00:38:52,261
‫و تو هم دست از تلاش برای
‫محافظت از من برنمیداری

580
00:38:52,262 --> 00:38:54,765
‫که این یعنی تنها راه برای اینکه
‫مطمئن بشم تو در امنیت هستی

581
00:38:54,766 --> 00:38:58,402
‫اینه که بِرم و هیچ‌وقت برنگردم

582
00:38:58,403 --> 00:39:00,737
‫من سَندِ خونه رو به اسمِ "مت" کردم

583
00:39:00,738 --> 00:39:03,810
‫این بیشترین کاری بود که
‫می‌تونستم برای حفاظت از تو انجام بدم

584
00:39:04,275 --> 00:39:06,859
‫همیشه عاشقت هستم

585
00:39:16,219 --> 00:39:18,371
‫اون برنمیگرده

586
00:39:44,481 --> 00:39:47,149
‫داری در میری گرگ کوچولو؟

587
00:39:54,781 --> 00:39:55,936
‫چیه؟

588
00:39:55,937 --> 00:39:59,329
‫این علامت رو قبلاً دیدم

589
00:39:59,330 --> 00:40:01,298
‫آره ، یه ماه گرفتگیه

590
00:40:01,299 --> 00:40:02,702
‫آدما از اینا دارن

591
00:40:02,703 --> 00:40:05,719
‫توی عمرِ زیادی که داشتم
‫فقط این علامت رو

592
00:40:05,720 --> 00:40:11,007
‫روی چند نفر دیدم همه‌ـشون
‫از یه گروه خونی بودن

593
00:40:11,008 --> 00:40:12,509
‫یه دسته‌ی گرگینه که یه زمانی

594
00:40:12,510 --> 00:40:17,063
‫توی جایی که الان بهش میگن
‫لوئیزیانا" رشد کردن"

595
00:40:17,064 --> 00:40:20,094
‫به من درباره این موضوع دروغ نگو

596
00:40:20,095 --> 00:40:22,319
‫جرأتش رو ندارم

597
00:40:22,320 --> 00:40:24,891
‫مسائلِ خانوادگی مقدس هستن

598
00:40:27,290 --> 00:40:29,343
‫بگو

599
00:40:34,248 --> 00:40:36,416
‫کلانتر "فوربز" ، همه چیز خوبه؟

600
00:40:36,417 --> 00:40:38,451
‫نه . یه مشکل بزرگتر داریم

601
00:40:43,419 --> 00:40:44,741
‫سلام

602
00:40:44,742 --> 00:40:46,076
‫کدوم گوری هستی تو؟

603
00:40:46,077 --> 00:40:47,914
‫اومدم بیرون رانندگی
‫یه‌کم فرصت لازم دارم

604
00:40:48,429 --> 00:40:50,250
‫نه واسه خودم ، واسه‌ی تو

605
00:40:50,251 --> 00:40:52,248
‫یه مشکل کوچیک داریم

606
00:40:52,249 --> 00:40:54,601
‫"تو گفتی که از بیمارستانِ "هیلز
‫خون سرقت رفته؟

607
00:40:54,602 --> 00:40:57,387
‫کلانتر میگه گزارش‌هایی رسیده که
‫نشون میده از ۶ بانک خون دیگه هم

608
00:40:57,388 --> 00:40:59,756
‫که توی ۳۰ مایلی "میستیک‌فالز" هستن دزدی شده

609
00:40:59,757 --> 00:41:01,219
‫یکی داره جلوی ذخیره کردن خون رو می‌گیره

610
00:41:01,220 --> 00:41:05,599
‫الینا" نیست . ما هم نیستیم"

611
00:41:05,600 --> 00:41:11,599
‫- که اینطور . خب...
‫- من فکر می‌کنم "سایلس" از جزیره باهامون برگشته

612
00:41:12,440 --> 00:41:16,490
‫اون ۲هزار ساله که خون نخورده
‫واسه همین باید یه دلی از عزا دربیاره

613
00:41:16,491 --> 00:41:17,941
‫این دزدی‌ها رو توضیح میده

614
00:41:17,942 --> 00:41:20,410
‫میدونی ، الان واقعاً توی حسِ
‫گشت و گریز واسه‌ی

615
00:41:20,411 --> 00:41:22,212
‫موضوع دزدیِ خون نیستم

616
00:41:22,213 --> 00:41:24,414
‫چرا خودت دست به‌کار نمیشی
‫تا منم خودمو برسونم؟

617
00:41:24,415 --> 00:41:26,448
‫باهات در تماسم داداش

618
00:41:29,302 --> 00:41:30,587
‫به‌خاطر این کارِت ازت متنفر میشه

619
00:41:30,588 --> 00:41:34,224
‫آره . خب ، زیادی به احساسات اهمیت میده

620
00:41:34,225 --> 00:41:35,425
‫خب ، کجا می‌خوایم بریم؟

621
00:41:35,426 --> 00:41:39,674
‫یه جایی که هر خون‌آشامی
‫توی عمرش حداقل ۱بار باید بره

622
00:41:40,181 --> 00:41:42,176
‫"نیویورک"

623
00:41:42,177 --> 00:41:45,434
‫شهری که هیچ‌وقت خواب نداره

624
00:41:54,100 --> 00:41:55,100
‫mOstafa : ترجمه و زیــــرنویس

625
00:41:56,100 --> 00:41:57,100
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

