1
00:00:02,640 --> 00:00:04,165
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:04,200 --> 00:00:08,300
‫اون مرده . نه ، نه
‫نمی‌تونم ، نمی‌تونم ، نمی‌تونم

3
00:00:08,440 --> 00:00:10,425
‫من می‌تونم کمکت کنم . خاموشش کن

4
00:00:10,460 --> 00:00:12,185
‫اون بدون انسانیتش بی‌رحمه

5
00:00:12,220 --> 00:00:14,315
‫دارو سریعترین راهه برای برگردوندنش

6
00:00:14,350 --> 00:00:16,410
‫وقتی سایلس توسّط جادوگر "کتسیا" دفن شد

7
00:00:16,445 --> 00:00:17,767
‫اونو با یه دارو دفنش کرد

8
00:00:17,802 --> 00:00:19,090
‫اون میدونست که سایلس می‌خواد بمیره

9
00:00:19,180 --> 00:00:21,240
‫و دوباره به تنها عشق حقیقیش ملحق بشه

10
00:00:21,350 --> 00:00:23,320
‫اون رو از تاریکی‌ها آزاد کنید

11
00:00:26,380 --> 00:00:27,480
‫نه

12
00:00:27,530 --> 00:00:28,905
‫مثلث کامل شده

13
00:00:28,940 --> 00:00:30,460
‫جادوگرا تقریباً تو رو کشتن

14
00:00:30,780 --> 00:00:32,200
‫کدوم جادوگرا؟

15
00:00:32,400 --> 00:00:34,020
‫من چجوری از جزیره اومدم بیرون؟

16
00:00:34,030 --> 00:00:35,750
‫آخرین چیزی که یادت میاد چیه؟

17
00:00:36,300 --> 00:00:39,690
‫که جرمی داشت سعی می‌کرد دارو
‫رو از دست سایلس بکشه بیرون

18
00:00:40,390 --> 00:00:42,550
‫بانی ، یه چیزی رو باید درباره‌ی جرمی بدونی

19
00:01:04,230 --> 00:01:05,430
‫سلام جرمی

20
00:01:14,280 --> 00:01:15,590
‫میدونی ، من داشتم...

21
00:01:18,680 --> 00:01:21,770
‫من داشتم به آخرین جمله‌ای
‫که بهت گفتم فکر می‌کردم

22
00:01:24,470 --> 00:01:25,830
‫"ما موفق شدیم"

23
00:01:30,030 --> 00:01:32,540
‫به عنوان آخرین چیزی
‫که به کسی میگی خیلی ضایع‌ست

24
00:01:35,160 --> 00:01:37,520
‫اون خداحافظی نبود جرمی . تو...

25
00:01:39,840 --> 00:01:41,870
‫تو باید با ما برمیگشتی

26
00:01:44,610 --> 00:01:45,650
‫بانی

27
00:01:49,600 --> 00:01:50,700
‫جرمی

28
00:01:51,520 --> 00:01:52,580
‫بیدار شو

29
00:01:53,880 --> 00:01:54,990
‫تو چجوری اینجایی؟

30
00:01:55,025 --> 00:01:56,100
‫بانی ، بیدار شو

31
00:01:56,140 --> 00:01:57,285
‫من نمی‌فهمم

32
00:01:57,320 --> 00:01:58,430
‫چشماتو باز کن

33
00:01:58,750 --> 00:02:00,440
‫بانی ، چشماتو باز کن

34
00:02:04,350 --> 00:02:05,440
‫اوه خدای من

35
00:02:08,500 --> 00:02:09,500
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

36
00:02:10,500 --> 00:02:11,500
‫ترجمه و زیرنویس : نــوشــــیـن

37
00:02:12,500 --> 00:02:17,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫قسمت ۱۹ : عکس‌های تو</font>

38
00:02:18,560 --> 00:02:20,910
‫الان چند روز شده؟ ۸-۹ روز؟

39
00:02:21,420 --> 00:02:22,845
‫حدود ۸ یا ۹ روز

40
00:02:22,880 --> 00:02:24,300
‫نمیدونم . حسابش از دستم در رفته

41
00:02:25,060 --> 00:02:26,785
‫ما حساب روزهای متوالی که الینا گیلبرت

42
00:02:26,820 --> 00:02:28,890
‫توشون کسی رو نکشته از دستمون در رفته

43
00:02:29,280 --> 00:02:30,910
‫من فکر کنم این پیشرفت خوبیه داداش

44
00:02:31,660 --> 00:02:32,325
‫خب ، قراره چی‌کار کنیم؟

45
00:02:32,360 --> 00:02:35,660
‫توپ فوتبالو ۱۵۰ سال دیگه به هم پرت کنیم

46
00:02:35,695 --> 00:02:37,470
‫تا دوباره الینا انسانیتش رو پس بگیره؟

47
00:02:37,580 --> 00:02:38,990
‫چون من که با این مشکلی ندارم

48
00:02:39,550 --> 00:02:40,930
‫اون دارو رو نمی‌خواد

49
00:02:41,020 --> 00:02:42,170
‫اگه بفهمه ما هنوز داریم تلاش
‫می‌کنیم که اونو واسش بگیریم

50
00:02:42,180 --> 00:02:44,330
‫شروع می‌کنه به کشتن آدما

51
00:02:44,380 --> 00:02:45,015
‫خیلی خب

52
00:02:45,050 --> 00:02:47,990
‫ما همیشه می‌تونستیم کاری کنیم که اون بخواد

53
00:02:48,260 --> 00:02:49,045
‫آره

54
00:02:49,080 --> 00:02:52,040
‫چجوری می‌خوای کاری کنی که یه
‫خون‌آشام بی‌احساس چیزی رو بخواد؟

55
00:02:53,750 --> 00:02:55,630
‫کاری کنم که کلید انسانیتشو دوباره بزنه

56
00:02:56,920 --> 00:02:58,060
‫خب ، قراره چی‌کار کنیم؟

57
00:02:58,095 --> 00:02:58,665
‫ضامن لکسی رو بکشیم

58
00:02:58,700 --> 00:03:01,070
‫با احساسات بمبارونش کنیم
‫تا بالاخره یکیش به هدف بخوره؟

59
00:03:01,105 --> 00:03:02,300
‫آره و اگه این جواب نده

60
00:03:02,310 --> 00:03:03,455
‫میریم سراغ نقشه‌ی دوممون

61
00:03:03,490 --> 00:03:04,885
‫حبسش می‌کنیم و از معرکه دور نگهش میداریم

62
00:03:04,920 --> 00:03:06,940
‫تا وقتی که منو تو یه نقشه‌ی سومی به فکرمون برسه

63
00:03:08,320 --> 00:03:09,845
‫و وقتی که یهو تمام اون احساساتی که بعد از مردن جرمی

64
00:03:09,880 --> 00:03:12,050
‫سرکوبشون کرده بهش هجوم بیارن چی میشه؟

65
00:03:12,290 --> 00:03:15,580
‫خب ، اون‌وقت تو دوست من

66
00:03:16,000 --> 00:03:17,600
‫در کنارش خواهی بود

67
00:03:18,030 --> 00:03:19,455
‫و آماده‌ای که توی اون شرایط کمکش کنی

68
00:03:19,490 --> 00:03:22,720
‫درسته چون تو دیگه نمی‌خوای
‫درگیر تجربیات قدیمت بشی

69
00:03:23,640 --> 00:03:24,855
‫و وقتی که همه‌ی اینا تموم بشه

70
00:03:24,890 --> 00:03:26,870
‫تو به راحتی از زندگی اون میری بیرون

71
00:03:29,310 --> 00:03:30,410
‫زدی تو خال

72
00:03:33,460 --> 00:03:35,100
‫خیلی خب ، چطوری می‌خوای این‌کار رو بکنی؟

73
00:03:38,090 --> 00:03:40,340
‫آلایژا ، انسان بودن یه شروع تازه‌ست

74
00:03:40,890 --> 00:03:42,395
‫من می‌تونم پیر بشم و تشکیل خانواده بدم

75
00:03:42,430 --> 00:03:43,990
‫و تمام روزهامو با این دونستن این پر کنم

76
00:03:44,025 --> 00:03:45,550
‫که هر کدوم از اینا اهمیت دارن

77
00:03:45,910 --> 00:03:47,540
‫خب ، این شاعرانه بود

78
00:03:48,290 --> 00:03:50,360
‫خب کلاوس ، اگر تو می‌تونی
‫برای ما دلایل قانع کننده‌تری

79
00:03:50,395 --> 00:03:51,890
‫برای خواستن این دارو بیاری من می‌شنوم

80
00:03:54,790 --> 00:03:57,070
‫سایلس می‌تونه به شکل هر کسی ظاهر بشه

81
00:03:57,450 --> 00:03:59,090
‫اون وارد فکر من شد

82
00:03:59,125 --> 00:04:00,730
‫منو قانع کرد که دارم می‌میرم

83
00:04:01,340 --> 00:04:03,595
‫اون منو شکنجه میده
‫تا وقتی که دارو رو بهش بدم

84
00:04:03,630 --> 00:04:06,420
‫و با این‌کار اون دیواری که بین ما و
‫اون سمت وجود داره می‌شکنه

85
00:04:06,455 --> 00:04:08,752
‫پس وقتی که بمیره اونجا محبوس نمیشه

86
00:04:08,787 --> 00:04:11,015
‫اون می‌خواد دوباره به نیمه‌ی گمشده ـش ملحق بشه

87
00:04:11,050 --> 00:04:13,870
‫شما دیوونه‌های عاشق‌پیشه
‫باید این جانسپاریشو تحسین کنین

88
00:04:13,905 --> 00:04:15,065
‫اون سدّ جلوی هر موجود ماوراءالطبیعه

89
00:04:15,100 --> 00:04:17,230
‫که تا حالا مرده رو باز می‌کنه

90
00:04:17,240 --> 00:04:20,220
‫که شامل برادرای عزیز ما کول و فین هم میشه

91
00:04:20,450 --> 00:04:21,560
‫ما دوباره خانواده‌مونو به دست میاریم

92
00:04:21,570 --> 00:04:23,065
‫برو بابا . تو از کول متنفّر بودی

93
00:04:23,100 --> 00:04:25,420
‫و فین رو بیشتر عمرش توی جعبه نگه داشتی

94
00:04:25,455 --> 00:04:27,600
‫آلایژا ، بفرمایید

95
00:04:29,400 --> 00:04:33,240
‫احساس ناآرومی شخصی تو
‫برای به مخاطره انداختن

96
00:04:33,275 --> 00:04:35,920
‫کلّ دنیا دلیل قانع کننده‌ای به نظر نمیاد کلاوس

97
00:04:38,630 --> 00:04:40,690
‫من فکر می‌کنم خواهرمون لیاقت
‫یه شانس برای خوشبخت شدن رو داره

98
00:04:42,590 --> 00:04:43,870
‫بگو که داری شوخی می‌کنی

99
00:04:44,000 --> 00:04:46,940
‫بگو که سرنوشت منو به یه ابدیت پر از شکنجه محکوم نمی‌کنی

100
00:04:47,750 --> 00:04:49,210
‫من تصمیم خودمو گرفتم

101
00:04:53,130 --> 00:04:56,040
‫وقتی که تو مریض شدی و داری می‌میری

102
00:04:56,430 --> 00:04:58,280
‫و برای خون من التماس می‌کنی

103
00:04:58,820 --> 00:05:00,810
‫فقط توی صورتت می‌خندم

104
00:05:00,840 --> 00:05:03,090
‫و به ذهنت نفوذ می‌کنم که منو فراموش کنی

105
00:05:11,150 --> 00:05:12,025
‫دارو کجاست؟

106
00:05:12,060 --> 00:05:15,890
‫ربکا ، اینکه تو بی‌فکر و احساساتی
‫هستی و یه زمان‌هایی از نظر اخلاقی

107
00:05:16,990 --> 00:05:19,070
‫بهت اعتمادی نیست از کسی پوشیده نیست

108
00:05:21,090 --> 00:05:23,630
‫به من ثابت کن که اینم یکی دیگه
‫از اون هوی و هوسات نیست

109
00:05:24,670 --> 00:05:27,760
‫که تو دقیقاً میدونی که داری چی رو از دست میدی

110
00:05:27,795 --> 00:05:29,580
‫باشه . هر کاری می‌کنم

111
00:05:30,970 --> 00:05:32,790
‫می‌خوام یه روز مثل یه انسان زندگی کنی

112
00:05:34,340 --> 00:05:35,540
‫توی این روز

113
00:05:36,490 --> 00:05:38,640
‫از هیچ برتری خون‌آشامی ، هیچ قدرت زیادی

114
00:05:38,675 --> 00:05:40,240
‫نفوذ ذهنی و هیچ چیز دیگه خبری نیست

115
00:05:41,040 --> 00:05:44,360
‫اگر موفّق شدی و هنوز هم اعتقاد
‫داشتی که این چیزیه که می‌خوای...

116
00:05:46,890 --> 00:05:48,280
‫دارو مال تو ـه

117
00:05:54,280 --> 00:05:55,400
‫تو موفّق نمیشی

118
00:05:55,500 --> 00:05:57,310
‫باید کلّ روز خودتو توی خونه حبس کنی

119
00:05:57,345 --> 00:05:58,485
‫از خرید واسه جشن فارغ‌التحصیلی هم خبری نیست

120
00:05:58,520 --> 00:06:01,370
‫یه کار انسانی‌تر از جشن فارغ‌التحصیلی
‫واسه من نام ببر

121
00:06:01,890 --> 00:06:02,845
‫مردن

122
00:06:02,880 --> 00:06:03,705
‫چرا من باید به خزعبلات تو گوش کنم؟

123
00:06:03,740 --> 00:06:05,440
‫تو حتّی دیگه انسانیت هم نداری

124
00:06:05,510 --> 00:06:06,305
‫حتماً متوجّه شدی که دیگه

125
00:06:06,340 --> 00:06:08,290
‫نمی‌تونی به ذهن کسی نفوذ کنی
‫که به عنوان همراهت بیاد . نه؟

126
00:06:08,430 --> 00:06:10,490
‫آره و آخرین باری که بررسی کردم
‫شما کسی هستی که توی خونه‌ی من زندگی می‌کنی

127
00:06:10,525 --> 00:06:12,040
‫چون من تنها کسی هستم
‫که می‌تونه تو رو تحمّل کنه

128
00:06:12,075 --> 00:06:13,980
‫پس نباید اینقدر بی‌ادب باشی

129
00:06:14,560 --> 00:06:15,900
‫پس من همراه تو میام

130
00:06:16,140 --> 00:06:18,075
‫آره . من حواسم بهت هست

131
00:06:18,110 --> 00:06:20,340
‫که مطمئن بشم تو امتحان آلایژا موفّق میشی

132
00:06:20,600 --> 00:06:23,760
‫به محض اینکه تو دارو رو بخوری
‫اون دیگه برای همیشه رفته

133
00:06:24,300 --> 00:06:26,120
‫و دیگه کسی نمی‌تونه ازش برای من استفاده کنه

134
00:06:29,700 --> 00:06:31,030
‫چه جور خوابایی؟

135
00:06:31,660 --> 00:06:34,550
‫معمولاً من سر قبرشم و...

136
00:06:36,110 --> 00:06:37,890
‫یهو جلوی من ظاهر میشه

137
00:06:38,210 --> 00:06:40,870
‫خب ، تو هیچ‌وقت فرصت خداحافظی نداشتی بانی

138
00:06:41,040 --> 00:06:43,250
‫تو غصّه داری . این طبیعیه

139
00:06:43,540 --> 00:06:45,600
‫وقتی بیدار شدم کاناپه داشت آتیش می‌گرفت

140
00:06:47,370 --> 00:06:49,880
‫من نمیدونم به‌خاطر این بوده که
‫من توی خوابم احساساتی شده بودم

141
00:06:49,915 --> 00:06:51,100
‫یا اینکه حق با "شِین" بوده

142
00:06:51,660 --> 00:06:54,575
‫که بدون کمک اون من قدرت کنترل جادومو ندارم

143
00:06:54,610 --> 00:06:57,490
‫نه . به‌خاطر اینه که تو احتیاج
‫داری واسه یه شبم شده عزادار نباشی

144
00:06:57,710 --> 00:06:59,630
‫و من می‌خوام کاری کنم که این شبو داشته باشی

145
00:07:01,680 --> 00:07:04,320
‫راستی خیلی جذّاب شدی

146
00:07:05,030 --> 00:07:05,805
‫واقعاً؟

147
00:07:05,840 --> 00:07:07,165
‫- اوه آره
‫- آخ جون

148
00:07:07,200 --> 00:07:10,110
‫آره . من و مت سکسی‌ترین همراهو داریم امشب

149
00:07:11,840 --> 00:07:14,320
‫میدونی چیه؟ من عاشق جشن فارغ‌التحصیلی دوستانه ـم

150
00:07:14,330 --> 00:07:16,270
‫و این دقیقاً همونجوریه که این جشن باید باشه

151
00:07:16,305 --> 00:07:17,910
‫دوستا و خاطراتشون

152
00:07:18,350 --> 00:07:20,865
‫آره . اینکه دوست‌پسر من
‫نمی‌تونه اینجا باشه خیلی مزخرفه

153
00:07:20,900 --> 00:07:24,230
‫امّا ۳تامون می‌تونیم بهترین شب
‫عمرمون رو داشته باشیم

154
00:07:26,990 --> 00:07:28,940
‫هی بانی ، شنیدم که ذهنتو پاک کردن

155
00:07:28,975 --> 00:07:31,640
‫این خیلی بده
‫لباست خوشگله کرولاین

156
00:07:31,670 --> 00:07:33,310
‫میدونم . تو چند ماه پیش وقتی دوست بودیم

157
00:07:33,345 --> 00:07:34,585
‫توی انتخابش کمکم کردی

158
00:07:34,620 --> 00:07:36,360
‫قبل از اینکه سعی کنی منو بکشی

159
00:07:36,800 --> 00:07:38,470
‫خودمم فکر کردم خیلی آشناست

160
00:07:39,330 --> 00:07:40,655
‫میشه اینو برای من اتو کنید؟

161
00:07:40,690 --> 00:07:41,980
‫بعداً میام می‌گیرمش

162
00:07:42,620 --> 00:07:43,690
‫بانی

163
00:08:06,490 --> 00:08:07,910
‫من به پرستار بچّه نیاز ندارم

164
00:08:08,130 --> 00:08:09,180
‫جدّاً؟

165
00:08:09,530 --> 00:08:11,640
‫چون آخرین باری که دیدمت

166
00:08:12,220 --> 00:08:14,150
‫ستون فقرات یه پیشخدمت رو شکستی

167
00:08:15,010 --> 00:08:17,290
‫اون باعث شد که دست از
‫پیدا کردن دارو برداری و نه؟

168
00:08:17,830 --> 00:08:18,840
‫آره

169
00:08:19,050 --> 00:08:21,030
‫ما فقط اینجاییم که مطمئن بشیم
‫تا آخرش سر قولت می‌مونی

170
00:08:21,340 --> 00:08:22,900
‫ملکه‌ی جشنو نخور

171
00:08:24,650 --> 00:08:25,310
‫اجازه میدین؟

172
00:08:25,400 --> 00:08:26,520
‫نه

173
00:08:30,890 --> 00:08:32,520
‫واو ، اینو نگاش کن

174
00:08:33,360 --> 00:08:35,540
‫چه لباس خوشگلی

175
00:08:35,770 --> 00:08:36,860
‫ممنون

176
00:08:37,620 --> 00:08:38,880
‫دزدیدمش

177
00:08:47,180 --> 00:08:48,400
‫کلاوس

178
00:08:50,100 --> 00:08:51,170
‫کلاوس

179
00:08:53,780 --> 00:08:56,080
‫آهای ، مگه صدامو نمی‌شنوی؟

180
00:08:56,200 --> 00:08:57,495
‫معلومه که صداتو شنیدم کرولاین

181
00:08:57,530 --> 00:08:59,620
‫فکر کنم کلّ میستیک‌فالز صداتو شنید

182
00:08:59,780 --> 00:09:01,680
‫من الان حوصله ی کسی رو ندارم

183
00:09:02,070 --> 00:09:04,210
‫خب ، من متأسّفم که تو مشکلات شخصی داری

184
00:09:04,245 --> 00:09:06,770
‫امّا من الان درگیر یه فاجعه‌ی جدّیم

185
00:09:06,805 --> 00:09:08,950
‫الینا لباس جشن منو دزدید

186
00:09:09,210 --> 00:09:10,025
‫من رفتم بگیرمش

187
00:09:10,060 --> 00:09:12,575
‫و خیاط گفت که قبلاً یه نفر گرفته

188
00:09:12,610 --> 00:09:15,090
‫و وقتی که پرسیدم کی گفت که یادش نمیاد

189
00:09:17,190 --> 00:09:20,040
‫نفهمیدی؟ دیگه توی منبع آب شهر شاه‌پسند نیست

190
00:09:20,075 --> 00:09:21,460
‫به اون نفوذ ذهنی شده بود

191
00:09:24,010 --> 00:09:26,090
‫این اصلاً خنده‌دار نیست

192
00:09:26,440 --> 00:09:27,620
‫میدونم ، میدونم

193
00:09:27,655 --> 00:09:28,800
‫پس دیگه نخند

194
00:09:31,230 --> 00:09:33,520
‫ببین ، میدونم که جشن واسه‌ی تو مهم نیست

195
00:09:34,010 --> 00:09:35,460
‫امّا برای من مهمّه

196
00:09:36,660 --> 00:09:38,310
‫مطمئنّاً پیدا کردن یه لباس دیگه

197
00:09:38,320 --> 00:09:41,210
‫کاملاً در محدوده‌ی توانایی‌های
‫اصلی خون‌آشامی تو ـه

198
00:09:41,320 --> 00:09:43,700
‫امّا من فقط یه لباس دیگه نمی‌خوام

199
00:09:44,060 --> 00:09:47,960
‫من می‌خوام که جذّاب به نظر بیام
‫در حدّ پرنسس "گِرِیس" توی "موناکو" جذّاب باشم

200
00:09:48,540 --> 00:09:49,520
‫پس...

201
00:09:50,390 --> 00:09:54,615
‫میشه لطفاً بری سراغ اون جعبه‌ی یادگاری‌های چندش‌آور

202
00:09:54,650 --> 00:09:59,150
‫کولکسیون‌های فامیلیت و یه چیزی با
‫زیبایی سلطنتی برای من پیدا کنی؟

203
00:10:08,270 --> 00:10:09,620
‫صحنه‌ی رقص دیسکو کجاست؟

204
00:10:10,390 --> 00:10:13,035
‫کرولاین یه مدّت داشته رو این‌کار می‌کرده

205
00:10:13,070 --> 00:10:15,680
‫این یه آلبوم عکس سالیانه از سال آخره

206
00:10:21,820 --> 00:10:24,690
‫این یه عکس از روز اول سال اول نیست؟

207
00:10:29,990 --> 00:10:32,750
‫مامانم وقتی ما رو رسوند به مدرسه اینو گرفت

208
00:10:42,810 --> 00:10:45,230
‫اگه به نگاه کردن به این عکسا
‫ادامه بدم دچار حمله‌ی قلبی میشم

209
00:10:58,110 --> 00:11:01,410
‫چرا من احساس می‌کنم که توی مجلس
‫تمرین رقص برای عروسی کرولاین هستیم؟

210
00:11:01,620 --> 00:11:02,920
‫چون فکر کنم باشیم

211
00:11:06,260 --> 00:11:07,770
‫تو به سنّ قانونی نرسیدی

212
00:11:07,780 --> 00:11:09,820
‫تو هم از سنّت گذشته و صادقانه
‫بگم یه‌جورایی چندش‌آوره

213
00:11:09,855 --> 00:11:12,520
‫بیخیال ، کدوم سال آخری خفنی

214
00:11:12,530 --> 00:11:15,940
‫بدون یه همراه جشن که تقریباً زیادی واسه
‫دبیرستانی بودن پیره کامل میشه؟

215
00:11:15,975 --> 00:11:17,840
‫خواهشاً خودتو به عنوان همراه من جا نزن

216
00:11:17,850 --> 00:11:20,090
‫ببخشید ، دوست‌پسرت

217
00:11:22,410 --> 00:11:23,610
‫چیز بدی گفتم؟

218
00:11:25,370 --> 00:11:26,575
‫من حوصله‌ی اینو ندارم

219
00:11:26,610 --> 00:11:29,390
‫الان که نمی‌خوای انکار کنی
‫من دوست‌پسرتم . نه؟

220
00:11:30,150 --> 00:11:31,240
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

221
00:11:32,000 --> 00:11:34,240
‫تلاش می‌کنی یه‌کم احساسات تو وجود من هم بزنی؟

222
00:11:34,380 --> 00:11:38,060
‫طعنه‌آمیزه . از اونجایی که تو و پیمان بندگی من
‫همون چیزیه که باعث شد من احساساتمو خاموش کنم

223
00:11:38,095 --> 00:11:41,170
‫آره . خب ، واقعیت از تو هم جنده‌تره

224
00:11:41,350 --> 00:11:42,815
‫تو برای من هیچ معنایی نداری دیمن

225
00:11:42,850 --> 00:11:45,310
‫آره؟ پس چرا گفتی عاشق منی؟

226
00:11:46,230 --> 00:11:49,860
‫چرا به من گفتی که این واقعی‌ترین
‫چیزیه که توی زندگیت حس کردی؟

227
00:11:49,990 --> 00:11:52,200
‫من بهت گفتم عاشقتم چون بنده‌ی تو شده بودم

228
00:11:52,235 --> 00:11:54,410
‫و الان که نیستم میدونم که
‫هیچ‌کدوم از اونا واقعی نبود

229
00:11:54,445 --> 00:11:55,950
‫امّا اگه تو هنوزم فکر می‌کنی که بوده

230
00:11:55,960 --> 00:11:59,980
‫پس شاید تو کسی هستی که توی
‫احساساتت به کمک نیاز داری

231
00:12:00,360 --> 00:12:01,410
‫نه من

232
00:12:05,630 --> 00:12:07,145
‫دوستای نگهبان

233
00:12:07,180 --> 00:12:09,670
‫هی ، من میدونم که ما باهم از بعد...

234
00:12:10,780 --> 00:12:14,110
‫همه چیز حرف نزدیم امّا من فقط
‫من می‌خوام بگم که دلم برات تنگ شده

235
00:12:14,230 --> 00:12:16,900
‫منم همینطور و ما می‌خوایم کمکت کنیم

236
00:12:17,540 --> 00:12:18,460
‫تو می‌خوای چی‌کار کنی؟

237
00:12:18,495 --> 00:12:19,380
‫توی رستوران واسم کار پیدا کنی؟

238
00:12:20,710 --> 00:12:22,335
‫من نمی‌خوام تو به عقب نگاه کنی و ببینی

239
00:12:22,370 --> 00:12:24,500
‫که توی بهترین قسمت سال آخرت رها شدی

240
00:12:24,510 --> 00:12:25,770
‫بیخیال من شو مت

241
00:12:26,000 --> 00:12:27,780
‫اگه تو هم قدرت انتخاب داشتی
‫همون لحظه‌ای که ویکی مرد

242
00:12:27,815 --> 00:12:29,185
‫احساساتتو خاموش می‌کردی

243
00:12:29,220 --> 00:12:31,980
‫هی ، تو خاموشش کردی چون
‫تنها چیزی که حس می‌کردی

244
00:12:32,015 --> 00:12:33,900
‫چیزای وحشتناکی بود که برات اتّفاق افتاده بود

245
00:12:34,310 --> 00:12:36,140
‫تو هنوز دوستایی که داری که دوستت دارن

246
00:12:36,260 --> 00:12:37,845
‫من فکر می‌کردم که تو می‌خوای جرمی رو برگردونی

247
00:12:37,880 --> 00:12:40,500
‫امّا مشخّص شد که تو یه دیوونه‌ای
‫بودی که شستشوی مغزی داده بودنت

248
00:12:41,110 --> 00:12:43,545
‫پس عملاً تو یه آینه‌ی دق متحرّک

249
00:12:43,580 --> 00:12:45,780
‫از تمام چیزای وحشتناکی هستی
‫که برای من اتّفاق افتاده

250
00:12:52,440 --> 00:12:53,940
‫- به هوای آزاد نیاز دارم
‫- بانی ، وایسا

251
00:12:54,530 --> 00:12:55,790
‫کرولاین راست میگه

252
00:12:56,320 --> 00:12:57,520
‫الینا رفته

253
00:13:29,880 --> 00:13:31,060
‫این واقعیت داره؟

254
00:13:31,850 --> 00:13:33,160
‫مگه مهمّه؟

255
00:13:37,360 --> 00:13:38,790
‫میشه باهات برقصم؟

256
00:13:51,900 --> 00:13:53,850
‫ولم کن برم وگرنه گازت می‌گیرم

257
00:13:53,860 --> 00:13:54,965
‫بیخیال

258
00:13:55,000 --> 00:13:57,010
‫من از رقصیدن بدم میومد . یادته؟

259
00:13:57,045 --> 00:13:58,890
‫آره و الان من بالاخره متوجّه شدم که چرا

260
00:14:03,630 --> 00:14:05,540
‫پس بین تو و بانی چیز خاصّی هست؟

261
00:14:06,320 --> 00:14:09,280
‫بین ما چیز خاصی نیست . ما دوستیم

262
00:14:10,270 --> 00:14:11,830
‫تو با کی اومدی اینجا؟

263
00:14:12,310 --> 00:14:13,410
‫هیچ‌کس

264
00:14:14,010 --> 00:14:15,630
‫بگو . میدونم به چی داری فکر می‌کنی

265
00:14:15,665 --> 00:14:17,250
‫چرا به کسی نفوذ ذهنی نکردم که همراهم باشه؟

266
00:14:17,410 --> 00:14:19,900
‫میدونی ، در واقع داشتم فکر می‌کردم

267
00:14:20,640 --> 00:14:22,270
‫که نمیدونم بانی یخ می‌خواست یا نه

268
00:14:23,610 --> 00:14:24,960
‫میشه یه سؤال ازت بپرسم؟

269
00:14:26,310 --> 00:14:29,580
‫چرا؟ تو که ظاهراً هر چیزی که توی
‫فکر من هستو میدونی پس...

270
00:14:31,390 --> 00:14:33,440
‫تو فکر می‌کنی که من انسان خوبی باشم؟

271
00:14:38,660 --> 00:14:40,950
‫"من فکر می‌کنم که "خوب
‫لغت سختیه که بهش برسی

272
00:14:41,550 --> 00:14:44,630
‫من ندیدم که هیچ‌وقت کاری
‫نزدیک به خوب هم انجام بدی

273
00:14:44,680 --> 00:14:45,790
‫پس...

274
00:14:47,290 --> 00:14:49,300
‫صادقانه بگم نه ، چنین فکری نمی‌کنم

275
00:14:49,910 --> 00:14:51,110
‫ببخشید

276
00:14:56,850 --> 00:15:00,880
‫پس تو فقط اومدی اینجا که به
‫ربکا کمک کنی دارو رو بگیره . نه؟

277
00:15:01,550 --> 00:15:04,730
‫اونم توی شبی که قراره حسّاس‌ترین
‫و بهترین شب دوران دبیرستان باشه

278
00:15:04,820 --> 00:15:06,830
‫تو فکر می‌کنی این درخواست کمک منه؟

279
00:15:08,020 --> 00:15:11,520
‫من خوشحال میشم که بهت نشون بدم
‫یه درخواست کمک واقعی چجوریه

280
00:15:14,800 --> 00:15:16,620
‫پس این

281
00:15:18,730 --> 00:15:19,750
‫ما

282
00:15:20,920 --> 00:15:22,170
‫تو هیچ حسّی نداری؟

283
00:15:22,310 --> 00:15:23,750
‫هیچ حسّی ندارم

284
00:15:25,700 --> 00:15:26,900
‫باورم نمیشه

285
00:15:26,990 --> 00:15:28,320
‫واسم مهم نیست

286
00:15:30,750 --> 00:15:32,350
‫پس تو یادت نمیاد

287
00:15:33,720 --> 00:15:35,700
‫وقتی میرقصیدیم چه حسّی داشت؟

288
00:15:37,540 --> 00:15:39,210
‫وقتی که دست من کمرتو لمس می‌کرد

289
00:15:44,880 --> 00:15:45,930
‫نه

290
00:15:48,980 --> 00:15:50,290
‫این چی؟

291
00:15:52,240 --> 00:15:53,890
‫وقتی که انگشتامون به‌هم گره می‌خورد؟

292
00:15:58,760 --> 00:15:59,890
‫هیچی

293
00:16:02,850 --> 00:16:03,980
‫و این؟

294
00:16:07,420 --> 00:16:09,440
‫قلب تو واقعاً از به یاد آوردنش طفره میره؟

295
00:16:22,120 --> 00:16:23,230
‫کدوم قلب؟

296
00:16:54,820 --> 00:16:55,970
‫خب ، چه شکلی شدم؟

297
00:16:56,290 --> 00:16:59,610
‫شوخیت گرفته؟ شکل یه جنده‌ای
‫شدی که از پشت خنجر...

298
00:17:02,950 --> 00:17:07,400
‫لباس قشنگیه و جلوه‌ی چشماتو بیشتر کرده

299
00:17:07,490 --> 00:17:09,910
‫ممنون . فکر کنم به لباس لطف کردم

300
00:17:10,680 --> 00:17:13,470
‫کرولاین ، چرا نمیای با من برقصی؟

301
00:17:23,110 --> 00:17:24,770
‫میدونم که تو گفتی با مهربونی خفش کنیم

302
00:17:24,805 --> 00:17:26,260
‫امّا نمیشه من فقط خفه ـش کنم؟

303
00:17:27,490 --> 00:17:28,740
‫می‌بینم که لباس پیدا کردی

304
00:17:29,030 --> 00:17:30,590
‫از طرف کلاوسه

305
00:17:30,730 --> 00:17:32,050
‫نپرس

306
00:17:32,250 --> 00:17:35,970
‫میدونی که داری روی انگشت
‫کوچیکه ـت می‌چرخونیش ، نه؟

307
00:17:36,490 --> 00:17:38,175
‫اگر کلاوسو روی انگشت کوچیکه ـم می‌چرخوندم

308
00:17:38,210 --> 00:17:39,860
‫الان اینجا با تایلر بودم

309
00:17:41,120 --> 00:17:43,260
‫با دزد لباس پیشرفتی هم کردین؟

310
00:17:43,670 --> 00:17:44,095
‫نمیدونم

311
00:17:44,130 --> 00:17:47,310
‫فکر می‌کنم روی من داره
‫خیلی بیشتر از اون تأثیر میذاره

312
00:17:48,030 --> 00:17:49,160
‫منظورت چیه؟

313
00:17:50,290 --> 00:17:52,850
‫هر دفعه که به خودم میگم دارم فراموشش می‌کنم

314
00:17:53,510 --> 00:17:56,300
‫یه بخش کوچیکی از وجودم هست
‫که نمی‌خواد رهاش کنه

315
00:17:56,710 --> 00:17:58,110
‫این طبیعیه استفن

316
00:17:58,145 --> 00:17:59,510
‫شماها عاشق هم بودین

317
00:17:59,960 --> 00:18:03,250
‫با اینکه تو اعلام کنی که داری
‫فراموشش می‌کنی هم از بین نمیره

318
00:18:03,780 --> 00:18:07,740
‫پس چجوری بقیه می‌تونن فراموش کنن؟

319
00:18:08,230 --> 00:18:09,320
‫نمیدونم

320
00:18:09,930 --> 00:18:12,090
‫من فکر می‌کنم که یه روز

321
00:18:12,560 --> 00:18:13,860
‫تو با یه آدم جدید آشنا میشی

322
00:18:14,090 --> 00:18:16,790
‫و دیوانه‌وار عاشقش میشی

323
00:18:17,100 --> 00:18:18,920
‫و بدون اینکه حتّی متوجّه بشی

324
00:18:19,310 --> 00:18:20,860
‫فراموشش می‌کنی

325
00:18:27,010 --> 00:18:29,570
‫من نمی‌تونم تو رو ملکه‌ی جشن کنم

326
00:18:29,730 --> 00:18:30,785
‫این برحسب آراء ـه

327
00:18:30,820 --> 00:18:34,350
‫و تو تا الان تقریباً هیچ رأیی نداشتی

328
00:18:34,550 --> 00:18:36,220
‫و تو نمی‌تونی به دوستت کمک کنی؟

329
00:18:36,255 --> 00:18:37,410
‫نه . نمی‌تونم

330
00:18:37,640 --> 00:18:39,630
‫و نمی‌تونم مجبورم کنی
‫من الان چایی با شاه‌پسند خوردم

331
00:18:39,665 --> 00:18:41,260
‫من نمی‌خواستم به ذهنت نفوذ کنم

332
00:18:41,780 --> 00:18:43,790
‫نمیشه به ذهنت نفوذ کرد امّا میشه کشتت

333
00:18:44,070 --> 00:18:45,410
‫ربکا برنده‌ی ملکه‌ی جشن میشه

334
00:18:45,445 --> 00:18:46,025
‫فهمیدی؟

335
00:18:46,060 --> 00:18:47,830
‫چه غلط مسخره‌ای داری می‌کنی؟

336
00:18:50,440 --> 00:18:51,465
‫کاری که تو می‌خواستی انجام بدی

337
00:18:51,500 --> 00:18:53,070
‫من نمی‌خواستم اونو تهدیدش کنم

338
00:18:53,730 --> 00:18:55,165
‫اون‌موقع رو یادته که منو شکنجه دادی

339
00:18:55,200 --> 00:18:56,570
‫تا بهت بگم چطوری میشه دارو رو پیدا کرد؟

340
00:18:56,605 --> 00:18:58,077
‫تو رابطه ـم با استفن رو خراب کردی

341
00:18:58,112 --> 00:18:59,550
‫و با یه گرگینه حبسمون کردی؟

342
00:18:59,585 --> 00:19:00,425
‫آره . خب؟

343
00:19:00,460 --> 00:19:02,415
‫پس یعنی تو آدم خوبی نیستی

344
00:19:02,450 --> 00:19:05,195
‫با خودت بودن نمی‌تونی این دارو رو بدست بیاری

345
00:19:05,230 --> 00:19:07,940
‫پس فقط سر جات وایسا
‫و حرف زیادی هم نزن . باشه؟

346
00:19:14,220 --> 00:19:15,380
‫تو و من

347
00:19:16,320 --> 00:19:17,970
‫ما توی جشن سال آخریم

348
00:19:22,650 --> 00:19:24,120
‫دلت برام تنگ شده بانی؟

349
00:19:28,060 --> 00:19:29,680
‫معلومه که شده

350
00:19:32,340 --> 00:19:34,630
‫دلت می‌خواد این واقعی باشه؟

351
00:19:38,160 --> 00:19:39,410
‫آره

352
00:19:41,140 --> 00:19:42,550
‫پس می‌تونه باشه

353
00:19:44,420 --> 00:19:45,510
‫بانی

354
00:19:45,720 --> 00:19:48,380
‫جادوی تو می‌تونه منو برای همیشه برگردونه

355
00:19:48,420 --> 00:19:51,140
‫تو الان قدرت اجرا کردن طلسم رو داری

356
00:19:54,000 --> 00:19:57,900
‫اوه خدای من ، تو سایلسی

357
00:19:58,060 --> 00:19:59,630
‫از من دور شو

358
00:20:01,190 --> 00:20:02,225
‫تو به من نیاز داری بانی

359
00:20:02,260 --> 00:20:03,225
‫من به تو هیچ احتیاجی ندارم

360
00:20:03,260 --> 00:20:05,690
‫من نمی‌خوام با تو هیچ کاری بکنم

361
00:20:05,725 --> 00:20:08,120
‫تو اصلاً فکرشم نمی‌کنی که چقدر خطرناکی

362
00:20:08,130 --> 00:20:10,800
‫اگر من بهت کمک نکنم تو خودتو به کشتن میدی

363
00:20:10,835 --> 00:20:11,965
‫تو داری سعی می‌کنی به مغز من نفوذ کنی

364
00:20:12,000 --> 00:20:14,730
‫من فقط دارم ازت درخواست می‌کنم
‫که در مقابل کمک من بهم کمک کنی

365
00:20:14,765 --> 00:20:15,960
‫تنهام بذار

366
00:20:16,000 --> 00:20:18,000
‫اخیراً با آتیش از خواب بیدار نشدی؟

367
00:20:20,210 --> 00:20:21,305
‫تو این‌کار رو با من کردی؟

368
00:20:21,340 --> 00:20:24,020
‫خواهش می‌کنم بانی
‫بذار کمکت کنم قبل از اینکه به کسی

369
00:20:24,030 --> 00:20:24,915
‫یا به خودت آسیبی برسونی

370
00:20:24,950 --> 00:20:26,505
‫تو به من هیچ اهمیتی نمیدی

371
00:20:26,540 --> 00:20:27,850
‫تو فقط برداشتن دیوار اونطرف برات مهمّه

372
00:20:27,860 --> 00:20:29,570
‫و من هم این‌کار رو نمی‌کنم

373
00:20:29,580 --> 00:20:31,920
‫نمی‌خوای جرمی رو دوباره ببینی؟

374
00:20:32,280 --> 00:20:33,780
‫اینجوری نه

375
00:20:39,180 --> 00:20:41,020
‫اینو از کجا پیدا کردی؟

376
00:20:41,510 --> 00:20:43,310
‫از خواهر کوچولومون

377
00:20:45,740 --> 00:20:47,320
‫وقتی که انسان بشه

378
00:20:47,470 --> 00:20:49,580
‫این دیگه به‌هرحال واسش فرقی نمی‌کنه

379
00:20:50,740 --> 00:20:51,860
‫بگیرش

380
00:20:54,830 --> 00:20:56,620
‫چرا اینو به من میدی؟

381
00:20:56,930 --> 00:20:59,600
‫ما بدون این چوب جاودانه‌ایم

382
00:20:59,840 --> 00:21:01,480
‫الان که این مال تو ـه

383
00:21:02,670 --> 00:21:04,245
‫چیزی نیست که ازش بترسی

384
00:21:04,280 --> 00:21:08,090
‫سایلس به شکنجه دادن من ادامه میده

385
00:21:08,830 --> 00:21:10,440
‫تو طی این قرن‌ها از شکنجه‌های بی‌پایانی

386
00:21:10,475 --> 00:21:11,530
‫جون سالم به‌در بردی

387
00:21:11,565 --> 00:21:13,430
‫از پس اینم برمیای

388
00:21:14,070 --> 00:21:15,490
‫و اگر بتونی

389
00:21:16,100 --> 00:21:17,520
‫از اون پیشی می‌گیری

390
00:21:20,570 --> 00:21:22,165
‫آره . انگار به همین سادگیه

391
00:21:22,200 --> 00:21:25,140
‫بدون اون دارو چی باعث میشه فکر کنی

392
00:21:25,175 --> 00:21:27,740
‫که من بیخیال کاترینای دوست‌داشتنیت میشم؟

393
00:21:27,920 --> 00:21:28,965
‫یا شاید هم فهمیدی

394
00:21:29,000 --> 00:21:31,295
‫که تو هم یکی دیگه از حشراتی
‫هستی که به دام اون افتادن

395
00:21:31,330 --> 00:21:34,540
‫تو اونو ول می‌کنی
‫چون من دارم ازت می‌خوام که ولش کنی

396
00:21:34,780 --> 00:21:37,900
‫به عنوان خانواده ـت
‫به عنوان تنها برادر زنده ـت

397
00:21:38,150 --> 00:21:40,600
‫من ازت می‌خوام که این
‫فرصتو در اختیار من بذاری

398
00:21:40,610 --> 00:21:42,340
‫که حس کنم . اهمیت بدم

399
00:21:45,500 --> 00:21:47,340
‫که عاشق بشم

400
00:21:51,980 --> 00:21:54,340
‫من این فرصتو به تو دادم

401
00:21:54,500 --> 00:21:56,850
‫و تو برعلیه من جبهه گرفتی

402
00:21:57,450 --> 00:21:58,980
‫پس اگر من بدوم

403
00:21:59,270 --> 00:22:01,130
‫واسه‌ی دنبال کردن اونه

404
00:22:01,610 --> 00:22:06,550
‫و به عنوان تنها برادر زنده ـت

405
00:22:07,120 --> 00:22:09,180
‫اینو هدف خودم قرار میدم

406
00:22:09,215 --> 00:22:11,240
‫که تو هیچ‌وقت لحظه‌ای طعم شادی رو نچشی

407
00:22:15,170 --> 00:22:19,690
‫این یه زندگی پوچ و توخالیه که
‫تو داری پیش می‌گیری نیکلاوس

408
00:22:32,960 --> 00:22:34,710
‫بانی رو ندیدی . نه؟

409
00:22:35,380 --> 00:22:36,890
‫احتمالاً توی دستشوییه

410
00:22:36,925 --> 00:22:38,400
‫همه‌ی دخترای دیگه هستن

411
00:22:39,180 --> 00:22:40,135
‫و اگر متوجّه نشدی بدون که

412
00:22:40,170 --> 00:22:42,125
‫من به تنهایی اینجا نشستم

413
00:22:42,160 --> 00:22:44,690
‫پس لطفاً میشه منو از این حقارت بکشی بیرون

414
00:22:44,725 --> 00:22:46,070
‫و باهام برقصی؟

415
00:22:48,360 --> 00:22:49,725
‫فکر نکنم

416
00:22:49,760 --> 00:22:51,090
‫مت ، خواهش می‌کنم

417
00:22:51,160 --> 00:22:53,370
‫این بدترین کابوس یه دختره

418
00:22:53,800 --> 00:22:54,890
‫خواهش می‌کنم

419
00:23:05,690 --> 00:23:07,340
‫من درباره‌ی چیزی که گفتی فکر کردم

420
00:23:07,400 --> 00:23:09,015
‫درباره‌ی خوب بودن

421
00:23:09,050 --> 00:23:10,630
‫و حق با تو ـه

422
00:23:11,190 --> 00:23:13,450
‫آسون نیست امّا ارزش تلاش کردنو داره

423
00:23:13,770 --> 00:23:15,240
‫نمی‌فهمم که چرا نظر من

424
00:23:15,275 --> 00:23:16,750
‫اینقدر برات مهمّه

425
00:23:17,690 --> 00:23:20,160
‫چون تو تمام اون چیزی هستی که من می‌خوام باشم

426
00:23:20,470 --> 00:23:24,690
‫تو وفادار ، صادق و مهربونی

427
00:23:25,090 --> 00:23:26,710
‫مردم برای با تو بودن صف می‌کشن

428
00:23:26,745 --> 00:23:28,802
‫حتّی الینا به‌خاطر تو مرد

429
00:23:28,837 --> 00:23:30,825
‫من یه گارسونم ربکا

430
00:23:30,860 --> 00:23:32,980
‫اینجوریام نیست که من دارم اینجا دنیا رو نجات میدم

431
00:23:36,820 --> 00:23:38,120
‫امّا تو یه انسانی

432
00:23:38,930 --> 00:23:42,230
‫تو به زیبایی خیلی زیادی انسانی

433
00:23:45,100 --> 00:23:47,140
‫تو سر پست "حفاظت از الینا" نیستی؟

434
00:23:49,480 --> 00:23:51,120
‫دارم یه‌کم نفس تازه می‌کنم

435
00:23:56,620 --> 00:23:58,535
‫این جشن افتضاحه

436
00:23:58,570 --> 00:24:01,645
‫این آخرین رقص ما با همه و افتضاحه

437
00:24:01,680 --> 00:24:04,720
‫من نمی‌خواستم امشبو اینجوری به یاد بیارم

438
00:24:10,650 --> 00:24:12,040
‫ممنون

439
00:24:18,900 --> 00:24:21,410
‫اگه هرکی پرسید بگو که من
‫توی مهمونی بعد از جشن هستم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یک دورهمی کوچیک که بعد از جشن می‌گیرن)</font>

440
00:24:26,610 --> 00:24:27,940
‫یه مشکلی پیش اومده

441
00:24:30,090 --> 00:24:31,685
‫انگار جرمی اونجا بود

442
00:24:31,720 --> 00:24:33,095
‫من می‌تونستم باهاش حرف بزنم . حسّش کنم

443
00:24:33,130 --> 00:24:34,415
‫بانی ، سایلس همیشه همین کار رو می‌کنه

444
00:24:34,450 --> 00:24:35,665
‫نباید اجازه بدی دیگه بهت نفوذ کنه

445
00:24:35,700 --> 00:24:37,210
‫آره چون وقتی تو دیوونه میشی
‫و شستشوی مغزی داده میشی

446
00:24:37,245 --> 00:24:39,060
‫زیاد جالب نیستی

447
00:24:41,290 --> 00:24:42,325
‫چیو نمیدونم؟

448
00:24:42,360 --> 00:24:43,710
‫سایلس به شکل برادر مرده‌ی من

449
00:24:43,720 --> 00:24:45,430
‫جلوی بانی ظاهر شده

450
00:24:45,800 --> 00:24:48,015
‫که معنیش اینه که هنوز
‫می‌خواد که طلسم اجرا بشه

451
00:24:48,050 --> 00:24:50,200
‫خب؟ یه نکته‌ی مثبت حس نداشتن اینه که

452
00:24:50,235 --> 00:24:52,350
‫تو از دشمنای اونطرف نمی‌ترسی

453
00:24:52,385 --> 00:24:54,290
‫من نگران دشمنای خودم نیستم

454
00:24:54,490 --> 00:24:57,000
‫مسئله آدمایی مثل آلاریک

455
00:24:57,110 --> 00:24:58,470
‫و جرمیه

456
00:24:58,540 --> 00:25:01,280
‫برادرای سالواتور به اندازه‌ی کافی عذاب‌آور هستن

457
00:25:01,315 --> 00:25:02,430
‫می‌تونی فکرشو کنی که اگه برادر من

458
00:25:02,465 --> 00:25:03,465
‫دوباره زنده بشه

459
00:25:03,500 --> 00:25:05,000
‫هر ساعت زنده بودنشو تلاش می‌کنه

460
00:25:05,035 --> 00:25:06,830
‫که انسانیت منو برگردونه

461
00:25:07,520 --> 00:25:10,610
‫خب ، آراء جمع‌بندی شدن

462
00:25:10,645 --> 00:25:12,842
‫که معنیش اینه که وقت اعلام کردن

463
00:25:12,877 --> 00:25:15,005
‫ملکه و پادشاه جشن امساله

464
00:25:15,040 --> 00:25:16,455
‫ببین ، یکی از ما باید اونو ببره خونه

465
00:25:16,490 --> 00:25:20,210
‫چی؟ نه . اون اینجا توی جمع و
‫بین این همه آدم جاش امن‌تره

466
00:25:20,245 --> 00:25:20,935
‫امکان نداره که سایلس

467
00:25:20,970 --> 00:25:23,300
‫بتونه کاری کنه که همه
‫همزمان یه چیز رو ببینن

468
00:25:23,335 --> 00:25:24,625
‫خب ، حالا در این بین

469
00:25:24,660 --> 00:25:27,040
‫چطوری ما دنبال کسی بگردیم که
‫می‌تونه شکل هر کسی باشه؟

470
00:25:27,075 --> 00:25:27,535
‫خیلی خب

471
00:25:27,570 --> 00:25:30,710
‫ملکه و پادشاه جشن شما

472
00:25:30,800 --> 00:25:33,790
‫مت داناوان و بانی بِنِت هستند

473
00:25:41,180 --> 00:25:45,390
‫بانی بِنِت ضایع...معلومه

474
00:25:49,070 --> 00:25:51,155
‫همه خیلی نگران سایلس هستن

475
00:25:51,190 --> 00:25:53,765
‫امّا یه راه‌حلّ ساده واسه همه‌ی اینا وجود داره

476
00:25:53,800 --> 00:25:56,340
‫اون به بانی نیاز داره
‫اون نمی‌تونه این‌کار رو بدون بانی انجام بده

477
00:25:56,375 --> 00:25:58,300
‫پس اگر نمی‌تونید سایلس رو بکشید

478
00:25:58,610 --> 00:25:59,960
‫جادوگرشو بکشید

479
00:26:01,070 --> 00:26:02,015
‫من نمی‌تونم کسی رو بکشم

480
00:26:02,050 --> 00:26:03,620
‫من باید انسان باشم

481
00:26:03,630 --> 00:26:07,860
‫شاید تو نتونی امّا من می‌تونم

482
00:26:25,560 --> 00:26:26,810
‫تایلر

483
00:26:27,570 --> 00:26:29,840
‫فکر نکنم هیچ‌وقت به این زیبایی دیده باشمت

484
00:26:30,330 --> 00:26:32,690
‫اوه خدای من ، تایلر

485
00:26:38,090 --> 00:26:39,910
‫تو نمی‌تونی اینجا باشی . کلاوس...

486
00:26:39,945 --> 00:26:41,210
‫نمی‌تونه وارد بشه

487
00:26:41,230 --> 00:26:43,550
‫مت الان صاحب اینجاست
‫اون باید منو دعوت می‌کرد داخل

488
00:26:43,585 --> 00:26:44,540
‫اگر کلاوس بفهمه...

489
00:26:44,575 --> 00:26:45,940
‫نمی‌فهمه

490
00:26:46,030 --> 00:26:48,550
‫تو که فکر نمی‌کردی من جشنو از دست بدم . نه؟

491
00:26:52,080 --> 00:26:54,740
‫بفرمایید . اینا برای تو ـه

492
00:26:59,050 --> 00:27:04,000
‫کرولاین فوربز ، افتخار میدید باهاتون برقصم؟

493
00:27:11,170 --> 00:27:12,840
‫داری دنبال سایلس می‌گردی

494
00:27:13,310 --> 00:27:16,890
‫یا داری با تأسّف یه جوانی
‫از دست رفته نگاه می‌کنی؟

495
00:27:17,990 --> 00:27:21,230
‫مگه تو فراموش نکردی؟ پس چی شد؟

496
00:27:22,520 --> 00:27:23,680
‫منظورت چیه؟

497
00:27:23,720 --> 00:27:25,650
‫خب ، منظورم اینه که به عنوان یه
‫آدمی که آماده‌ی فراموش کردنه

498
00:27:26,150 --> 00:27:27,510
‫خیلی به عنوان یه دوست‌پسر روی صحنه‌ی رقص

499
00:27:27,545 --> 00:27:29,035
‫رفتارات طبیعی به نظر میومد

500
00:27:29,070 --> 00:27:31,075
‫خب ، مگه نقشه‌ی ما همین نبود؟

501
00:27:31,110 --> 00:27:33,080
‫که به الینا یادآوری کنیم چیو از دست داده؟

502
00:27:33,115 --> 00:27:34,870
‫مثلاً احساساتش به تو؟

503
00:27:34,905 --> 00:27:37,040
‫آره ، آره . شاید

504
00:27:37,930 --> 00:27:41,410
‫منظورم اینه که من قصدم این
‫نیست عوضی‌بازی دربیارم

505
00:27:41,445 --> 00:27:44,390
‫امّا من و الینا یه گذشته‌ای داریم

506
00:27:45,340 --> 00:27:47,950
‫خاطرات ، خنده‌ها ، بالا و پایین‌ها

507
00:27:47,985 --> 00:27:49,930
‫اون یه رابطه‌ی واقعی بود

508
00:27:50,250 --> 00:27:52,970
‫منظورم اینه که چیزی که تو
‫داشتی فقط یه نزدیکی یه شبه بوده

509
00:27:53,005 --> 00:27:55,690
‫که احتمالاً هم به‌خاطر پیمان بندگی بوده

510
00:27:58,640 --> 00:28:02,370
‫ذهن تو یه جای خیلی تاریک و قابل نفوذه دیمن

511
00:28:04,360 --> 00:28:05,640
‫سایلس

512
00:28:06,160 --> 00:28:08,740
‫برادر من کجاست دیوونه‌ی روانی؟

513
00:28:08,750 --> 00:28:09,865
‫توی جنگله

514
00:28:09,900 --> 00:28:11,650
‫همونجایی که من متقاعدش کردم که تو هستم

515
00:28:11,980 --> 00:28:14,130
‫اونم الان احتمالاً داره یه‌کم درد می‌کشه

516
00:28:15,050 --> 00:28:18,890
‫جادوگره مال منه . ازش دوری کنین

517
00:28:33,770 --> 00:28:35,770
‫باید ملکه ـتو از رو صحنه ببری

518
00:28:35,880 --> 00:28:37,780
‫نمی‌تونم الان این‌کار رو بکنم

519
00:28:37,940 --> 00:28:39,180
‫اینو از من نشنیده بگیر

520
00:28:39,215 --> 00:28:40,420
‫امّا الینا قصد یه کاری رو داره

521
00:28:51,780 --> 00:28:53,350
‫تبریک میگم بانی

522
00:28:53,510 --> 00:28:54,265
‫چی می‌خوای؟

523
00:28:54,300 --> 00:28:56,380
‫می‌خوام تو دیگه مایه‌ی دردسر نباشی

524
00:29:14,740 --> 00:29:15,910
‫بانی

525
00:29:15,940 --> 00:29:17,050
‫داره یه چیزیم میشه

526
00:29:17,085 --> 00:29:18,195
‫باشه . فقط آروم باش

527
00:29:18,230 --> 00:29:19,810
‫نه . باید از اینجا برم بیرون

528
00:29:26,170 --> 00:29:27,415
‫چه خبره؟

529
00:29:27,450 --> 00:29:29,830
‫یادته بهت گفتم ربکا رو ملکه‌ی جشن بکن؟

530
00:29:31,680 --> 00:29:32,720
‫نه

531
00:29:35,870 --> 00:29:37,390
‫باید گوش می‌کردی

532
00:29:45,980 --> 00:29:48,840
‫اپریل"..."اپریل" ، یالّا"
‫خواهش می‌کنم پاشو

533
00:29:49,180 --> 00:29:51,090
‫اپریل" ، یالّا"

534
00:29:51,630 --> 00:29:52,175
‫خواهش می‌کنم بلند شو

535
00:29:52,210 --> 00:29:54,420
‫مت ، چرا زنگ زدی؟
‫اوه خدای من

536
00:29:54,630 --> 00:29:57,000
‫می‌تونی از خونت بهش بدی؟

537
00:29:57,480 --> 00:29:59,120
‫نمی‌تونیم به ۹۱۱ زنگ بزنیم یا یه کار دیگه کنیم؟

538
00:29:59,130 --> 00:30:00,955
‫اون داره می‌میره
‫خواهش می‌کنم کمکش کن

539
00:30:00,990 --> 00:30:04,270
‫نمی‌تونم . اگه با خون خون‌آشامیم درمانش کنم

540
00:30:04,305 --> 00:30:05,442
‫آلایژا دیگه دارو رو به من نمیده

541
00:30:05,477 --> 00:30:06,545
‫و من دیگه نمی‌تونم انسان بشم

542
00:30:06,580 --> 00:30:08,360
‫الان اصلاً چطوری می‌خوای انتخاب کنی؟

543
00:30:08,395 --> 00:30:10,052
‫می‌خوای انسان باشی؟

544
00:30:10,087 --> 00:30:11,675
‫ثابت کن . خوب باش

545
00:30:11,710 --> 00:30:14,470
‫کار درستو بکن و جونشو نجات بده

546
00:30:24,570 --> 00:30:25,630
‫استفن

547
00:30:25,670 --> 00:30:28,720
‫بله؟ من اینجام

548
00:30:35,950 --> 00:30:37,130
‫بذار حدس بزنم

549
00:30:37,670 --> 00:30:39,950
‫یه مرد فوق‌العاده خوشتیپ اومد سراغت

550
00:30:39,960 --> 00:30:41,640
‫و ادّعا کرد که منه

551
00:30:43,320 --> 00:30:45,850
‫- آره
‫- آره

552
00:30:48,370 --> 00:30:49,435
‫بانی ، وایسا

553
00:30:49,470 --> 00:30:50,675
‫از من دور شو سایلس

554
00:30:50,710 --> 00:30:51,825
‫ما می‌تونیم به هم کمک کنیم

555
00:30:51,860 --> 00:30:52,905
‫این کار تو ـه

556
00:30:52,940 --> 00:30:54,105
‫تو وایمیستی تا من کنترلمو از دست بدم

557
00:30:54,140 --> 00:30:56,240
‫و بعدش یهو می‌پری وسط و می‌خوای نجاتم بدی

558
00:30:56,275 --> 00:30:58,090
‫واقعاً فکر می‌کنی که حقّ انتخاب داری؟

559
00:30:58,470 --> 00:30:59,735
‫اگه نذاری من کمکت کنم

560
00:30:59,770 --> 00:31:02,660
‫تجلّیت تو رو از درون از پا میندازه

561
00:31:02,695 --> 00:31:04,680
‫از من دور شو

562
00:31:09,080 --> 00:31:11,090
‫تو که نخواستی این‌کار رو بکنی . مگه نه؟

563
00:31:12,000 --> 00:31:14,400
‫جادوت داره سر خود عمل می‌کنه

564
00:31:14,435 --> 00:31:16,532
‫تو برای کنترل کردنش به کمک نیاز داری

565
00:31:16,567 --> 00:31:18,595
‫به من گوش کن بانی . نفس بکش

566
00:31:18,630 --> 00:31:21,710
‫حاضرم بمیرم امّا نذارم تو دیگه کنترلم کنی

567
00:31:21,745 --> 00:31:23,430
‫بانی ، به من گوش کن

568
00:31:23,680 --> 00:31:25,960
‫کنترل کن بانی . کنترل

569
00:31:25,995 --> 00:31:28,720
‫از توی مغز من برو بیرون

570
00:32:10,540 --> 00:32:12,890
‫بانی ، بس کن . بانی

571
00:32:15,290 --> 00:32:16,810
‫دیمن ، کمکم کن

572
00:32:16,845 --> 00:32:17,500
‫بانی

573
00:32:17,510 --> 00:32:18,620
‫تو داری می‌کشیش

574
00:32:18,655 --> 00:32:19,695
‫من میدونم دارم چی‌کار می‌کنم

575
00:32:19,730 --> 00:32:22,340
‫الان جادوت داره حرف میزنه . اون دوستته

576
00:32:24,460 --> 00:32:25,770
‫لعنت به تو بانی

577
00:32:27,980 --> 00:32:29,730
‫بانی

578
00:32:30,000 --> 00:32:31,200
‫خواهش می‌کنم

579
00:32:45,890 --> 00:32:47,070
‫حالت خوبه؟

580
00:32:47,100 --> 00:32:48,765
‫نه که خوب نیستم . من تقریباً مردم

581
00:32:48,800 --> 00:32:50,710
‫پوسته‌ی بیرونی دوست من تقریباً منو کشت

582
00:32:50,745 --> 00:32:52,350
‫هیچ‌کدوم از اینا خوب نیست

583
00:32:54,250 --> 00:32:55,370
‫من هواتو دارم

584
00:32:57,570 --> 00:32:59,320
‫باشه

585
00:33:05,260 --> 00:33:06,530
‫نقشه‌ی دوم

586
00:33:21,500 --> 00:33:23,300
‫ممنون از اینکه نجاتش دادی

587
00:33:24,580 --> 00:33:25,275
‫حق با الینا بود

588
00:33:25,310 --> 00:33:27,150
‫من باید خونه می‌موندم

589
00:33:27,185 --> 00:33:28,990
‫هیچ‌کس لازم نیست بدونه تو چی‌کار کردی

590
00:33:29,250 --> 00:33:30,820
‫من به کسی نمیگم

591
00:33:32,840 --> 00:33:34,580
‫واقعاً برای من این‌کار رو می‌کنی؟

592
00:33:35,080 --> 00:33:36,220
‫می‌کنم

593
00:33:37,950 --> 00:33:42,820
‫و شاید من هم یه‌کم بد حرف زدم

594
00:33:43,740 --> 00:33:45,600
‫تو بدترین انسان نمیشی

595
00:33:47,770 --> 00:33:50,030
‫داری بهم پیشنهاد شغل گارسونی میدی؟

596
00:33:50,890 --> 00:33:52,830
‫میدونی ، من توی پیشبند خوشگل میشم

597
00:33:54,190 --> 00:33:55,290
‫می‌بینیم

598
00:33:59,150 --> 00:34:01,930
‫احتمالاً باید "اپریل" رو ببرم خونه

599
00:34:02,470 --> 00:34:03,500
‫باشه

600
00:34:08,210 --> 00:34:09,780
‫سعی کن وایسی

601
00:34:12,500 --> 00:34:14,990
‫اپریل یانگ" عزیز دوست‌داشتنی"

602
00:34:15,140 --> 00:34:17,280
‫الان دیگه یه دختریه که آینده داره

603
00:34:17,500 --> 00:34:18,190
‫اون داشت می‌مرد

604
00:34:18,200 --> 00:34:20,165
‫و من به شایستگی مثل انسان رفتار کردم

605
00:34:20,200 --> 00:34:22,095
‫نمیشه بیشتر از این انسان بود

606
00:34:22,130 --> 00:34:24,875
‫در واقع می‌تونستی بی‌تفاوت وایسی کنار

607
00:34:24,910 --> 00:34:27,620
‫تا "اپریل" بیچاره آخرین نفساشو بکشه

608
00:34:28,180 --> 00:34:30,420
‫می‌تونی بپرسی که "چرا همیشه این بلاها سر

609
00:34:30,455 --> 00:34:32,200
‫"آدمای بی‌گناه میاد؟

610
00:34:32,210 --> 00:34:34,055
‫"پس ارواح کجا رفتند؟"

611
00:34:34,090 --> 00:34:38,050
‫"آیا من می‌تونستم کاری براش بکنم؟"

612
00:34:38,340 --> 00:34:40,120
‫این میشه انسان بودن خواهر کوچولو

613
00:34:40,155 --> 00:34:42,330
‫تو رو انسان بودن زیادی حساب باز کردی

614
00:34:44,430 --> 00:34:46,160
‫تو به آلایژا میگی؟

615
00:34:46,380 --> 00:34:50,400
‫نه ، نه . خودت میگی

616
00:34:53,370 --> 00:34:54,550
‫اومدی خونه

617
00:34:55,560 --> 00:34:57,980
‫و سیندرلای ما به کجا رسید؟

618
00:34:58,480 --> 00:35:00,390
‫دروغ نمیگم . یه دشواری‌هایی بود

619
00:35:00,425 --> 00:35:02,140
‫تو بهش میگی که تقلّب کردی

620
00:35:02,300 --> 00:35:03,820
‫که شکست خوردی

621
00:35:04,000 --> 00:35:06,060
‫که لیاقت دارو رو نداری

622
00:35:06,190 --> 00:35:08,750
‫امّا من با سربلندی امتحان تو رو گذروندم

623
00:35:10,500 --> 00:35:12,420
‫اگر این چیزیه که واقعاً می‌خوای

624
00:35:12,670 --> 00:35:13,940
‫مال تو

625
00:35:20,440 --> 00:35:21,495
‫چرا برات اینقدر سخته

626
00:35:21,530 --> 00:35:22,795
‫که بذاری من خوشبخت باشم؟

627
00:35:22,830 --> 00:35:25,800
‫چون خوشبختی تو در ازای
‫سلامت عقل من بدست میاد

628
00:35:25,810 --> 00:35:27,435
‫چون من نمی‌خوام که توی یکی دیگه

629
00:35:27,470 --> 00:35:29,060
‫از هوس‌های تو دخیل بشم

630
00:35:29,095 --> 00:35:31,320
‫چون تو حوصله ـت سر رفته

631
00:35:31,620 --> 00:35:33,960
‫و دنبال یه چیزی می‌گردی که
‫واست اهمیت داشته باشه

632
00:35:35,240 --> 00:35:37,780
‫خوشبختانه من دیگه لازم نیست نفسامو حروم

633
00:35:37,815 --> 00:35:40,100
‫جنگیدن با تو سر این موضوع بکنم

634
00:35:41,240 --> 00:35:42,940
‫این یعنی چی؟

635
00:35:43,830 --> 00:35:45,920
‫نیک ، این یعنی چی؟

636
00:35:49,950 --> 00:35:50,675
‫فکر کنم وقت اون رسیده

637
00:35:50,710 --> 00:35:52,810
‫که به یه چغندر تبدیل بشم

638
00:35:53,300 --> 00:35:55,080
‫ممنون آلایژا

639
00:36:07,810 --> 00:36:08,920
‫ربکا؟

640
00:36:09,020 --> 00:36:11,060
‫آلایژا ، فکر می‌کنم نیک می‌خواد یه کاری بکنه

641
00:36:12,380 --> 00:36:13,660
‫تو کجا رفتی؟

642
00:36:13,670 --> 00:36:14,605
‫من هنوز توی جشنم

643
00:36:14,640 --> 00:36:16,710
‫ببین ، با اون دارو هیچ کاری نکن
‫تا وقتی که ببینمت

644
00:36:16,745 --> 00:36:18,180
‫یه جای کار می‌لنگه

645
00:36:19,220 --> 00:36:20,870
‫آلایژا؟ الو؟

646
00:36:21,100 --> 00:36:23,750
‫آلایژا ، از اون دارو چشم برندار

647
00:36:24,230 --> 00:36:26,150
‫فکر کنم یه‌کم دیگه دیر شده

648
00:36:54,260 --> 00:36:55,760
‫من باید فوراً برم

649
00:36:59,060 --> 00:37:00,200
‫مردم برای مهمونی میان اینجا

650
00:37:00,235 --> 00:37:02,090
‫و اگر کسی منو ببینه...

651
00:37:02,125 --> 00:37:03,510
‫میدونم ، میدونم

652
00:37:11,320 --> 00:37:14,010
‫ممنون به‌خاطر بهترین جشن دنیا

653
00:37:37,830 --> 00:37:39,320
‫ارزششو داشت

654
00:37:40,070 --> 00:37:41,680
‫که لبخندشو ببینی

655
00:37:42,120 --> 00:37:44,440
‫که رؤیاهای شبانه ـشو به حقیقت تبدیل کنی؟

656
00:37:46,470 --> 00:37:50,720
‫ارزششو داشت؟

657
00:37:55,960 --> 00:37:59,860
‫از اونجایی که جفتمون علاقه داریم
‫برای کرولاین یه شب رؤیایی بسازیم

658
00:38:00,650 --> 00:38:02,215
‫من بهت ۵ ثانیه فرصت میدم

659
00:38:02,250 --> 00:38:04,800
‫قبل از اینکه قلبتو از توی سینه ـت دربیارم

660
00:38:06,140 --> 00:38:10,550
‫۵ ،‌ ۴ ، ۳

661
00:38:15,940 --> 00:38:19,360
‫ممکنه زیاد احساس نداشته باشه
‫امّا این یکی رو دیگه صبح حس می‌کنه

662
00:38:20,110 --> 00:38:21,530
‫پس نقشه‌مون چیه؟

663
00:38:21,910 --> 00:38:23,890
‫وقتی بانی امشب داشت دخلشو میاورد

664
00:38:23,925 --> 00:38:25,410
‫می‌تونستم توی چشماش ببینم

665
00:38:25,930 --> 00:38:27,820
‫الینا فکر می‌کرد که داره می‌میره

666
00:38:28,410 --> 00:38:29,950
‫اون ترسیده بود

667
00:38:31,900 --> 00:38:33,050
‫ترس

668
00:38:33,310 --> 00:38:36,640
‫آخرین باری که بررسی کردم هنوز هم
‫یکی از اون احساسات مزاحم انسانی بود

669
00:38:37,360 --> 00:38:38,980
‫پس نقشه‌ی سوم

670
00:38:40,770 --> 00:38:42,510
‫اینه که زندگیشو جهنّم کنیم

671
00:38:42,600 --> 00:38:44,360
‫دوست داری راجع به اون
‫یکی مشکلمون هم حرف بزنیم؟

672
00:38:44,880 --> 00:38:47,770
‫میدونی ، منظورم اونیه که می‌تونه
‫هر موقع هر جا دلش خواست هر کی باشه

673
00:38:48,400 --> 00:38:50,180
‫سایلس هنوز به بانی احتیاج داره

674
00:38:50,440 --> 00:38:51,870
‫و اگر امشب قصد کاری داشته باشه

675
00:38:51,905 --> 00:38:53,440
‫بانی قابل‌شکست نیست

676
00:38:53,510 --> 00:38:56,340
‫اون اجازه نمیده که سایلس
‫فریبش بده . دیگه نمیذاره

677
00:38:56,970 --> 00:38:58,850
‫من که استعداداشو دست‌کم نمی‌گیرم

678
00:38:58,860 --> 00:39:00,810
‫اون جفت ما رو مثل چی خر کرد

679
00:39:03,240 --> 00:39:04,830
‫راستی اون به تو چی گفت؟

680
00:39:06,380 --> 00:39:07,340
‫اون منو به سمت جنگل برد

681
00:39:07,375 --> 00:39:08,410
‫ادّعا کرد که سایلس رو دیده

682
00:39:08,420 --> 00:39:09,900
‫و بعدش بهم چوب زد

683
00:39:11,890 --> 00:39:13,260
‫چجوری تو رو گول زد؟

684
00:39:16,570 --> 00:39:18,060
‫از موهاش حرف زد

685
00:39:18,320 --> 00:39:19,960
‫منم فکر کردم که قطعاً خودتی

686
00:39:20,380 --> 00:39:21,430
‫جالبه

687
00:39:27,210 --> 00:39:28,360
‫میای؟

688
00:39:32,990 --> 00:39:33,930
‫آره

689
00:39:53,460 --> 00:39:56,495
‫کلاوس ، من شنیدم که آلایژا از
‫دادن دارو به تو سر باز زده

690
00:39:56,530 --> 00:39:59,530
‫و در ازاش تو هم از دادن آزادی من سر باز زدی

691
00:39:59,540 --> 00:40:01,060
‫واسه جفتتون متأسّفم

692
00:40:01,300 --> 00:40:03,300
‫امّا در حالیکه شما پسرا تو
‫سر و کلّه‌ی هم میزنین

693
00:40:03,335 --> 00:40:05,370
‫من به عنوان پیشنهاد آخرم می‌خوام یه چیزی بگم

694
00:40:05,940 --> 00:40:08,660
‫باد به گوشم رسونده که یه
‫"جادوگر به اسم "جِین.ان.دِوِرو

695
00:40:08,695 --> 00:40:11,380
‫توی "نیو اورلانز" وجود داره که
‫داره علیه تو توطئه می‌کنه

696
00:40:11,650 --> 00:40:12,875
‫ردّ اونو بگیر

697
00:40:12,910 --> 00:40:15,175
‫چیزی که اون بهت میگه چنان تا مغز و استخونتو

698
00:40:15,210 --> 00:40:17,990
‫تکون میده که تعقیب کردن من کوچولوی پیر

699
00:40:18,025 --> 00:40:20,180
‫کوچکترین دغدغه ـت میشه

700
00:40:20,340 --> 00:40:22,870
‫توی ۵ قرن گذشته خیلی خوش گذشت کلاوس

701
00:40:22,990 --> 00:40:25,720
‫امّا من کفشای زیادی رو توی
‫فرار کردن از تو کهنه کردم

702
00:40:26,110 --> 00:40:30,290
‫با عشق و نفرت...کاترین

703
00:40:41,720 --> 00:40:42,930
‫سایلس؟

704
00:40:45,220 --> 00:40:46,630
‫میدونم که تویی

705
00:40:47,150 --> 00:40:50,190
‫افسون مکان‌یابی من بدون اینکه بخوام عمل کرد

706
00:40:52,080 --> 00:40:53,450
‫آره . می‌بینم که بالاخره اعتراف کردی

707
00:40:53,485 --> 00:40:55,280
‫که چقدر قدرتمندی

708
00:40:55,510 --> 00:40:57,070
‫تو دیگه جرمی نیستی

709
00:40:57,900 --> 00:40:59,390
‫این خود واقعیته؟

710
00:41:02,700 --> 00:41:04,650
‫پس بگو چرا قایم شدی؟

711
00:41:05,300 --> 00:41:08,030
‫"اسمشو بذار انتقام "کتسیا

712
00:41:08,740 --> 00:41:10,710
‫وقتی فهمید که من دیگه دوستش ندارم

713
00:41:10,745 --> 00:41:13,210
‫اون با جادوش تضمین کرد که

714
00:41:13,590 --> 00:41:16,660
‫دیگه هیچ زنی منو دوست نداشته باشه

715
00:41:19,460 --> 00:41:22,270
‫پس اصلاً مایه‌ی تعجّب نیست

716
00:41:22,305 --> 00:41:25,080
‫که من الان به سادگی دلم بخواد بمیرم

717
00:41:25,690 --> 00:41:27,170
‫و منم می‌خوام بمیری

718
00:41:27,760 --> 00:41:30,270
‫حتّی اگر به معنای برگردوندن تمام

719
00:41:30,305 --> 00:41:32,780
‫موجودات ماوراءالطبیعه‌ی مرده باشه؟

720
00:41:36,470 --> 00:41:38,380
‫صورتتو نشونم بده

721
00:41:53,200 --> 00:41:54,200
‫ترجمه و زیرنویس : نــوشــــیـن

722
00:41:55,200 --> 00:41:56,200
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

