1
00:00:02,121 --> 00:00:03,422
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,423 --> 00:00:04,860
‫نمی‌تونم . نمی‌تونم . نمی‌تونم

3
00:00:04,861 --> 00:00:06,354
‫خاموشش کن

4
00:00:06,355 --> 00:00:08,734
‫اون بدون انسانیتش بی‌رحمه دیمن

5
00:00:08,735 --> 00:00:10,986
‫وقتی سایلس توسّط جادوگر "کتسیا" دفن شد

6
00:00:10,987 --> 00:00:12,721
‫اونو با یه دارو دفن کرد

7
00:00:12,722 --> 00:00:15,791
‫اون میدونست که سایلس می‌خواد بمیره
‫و دوباره به عشق حقیقیش بپیونده

8
00:00:15,792 --> 00:00:17,759
‫بانی همون کسیه که می‌تونه

9
00:00:17,760 --> 00:00:19,261
‫پرده‌ی بین اینطرف و اونطرف رو برداره

10
00:00:19,262 --> 00:00:20,495
‫شما دارین سد رو برای

11
00:00:20,496 --> 00:00:22,714
‫هر موجود ماوراءالطبیعه که
‫تا به حال مرده باز می‌کنید

12
00:00:22,715 --> 00:00:25,484
‫سایلس ، چهره‌ی واقعیتو بهم نشون بده

13
00:00:25,485 --> 00:00:27,102
‫الان چرا باید این‌کار رو بکنم

14
00:00:27,103 --> 00:00:28,971
‫وقتی می‌تونم شکل هر کسی باشم
‫که دلم می‌خواد تو ببینی

15
00:00:28,972 --> 00:00:30,556
‫خب ، حالا ما باید چی‌کار کنیم؟

16
00:00:30,557 --> 00:00:32,441
‫حبسش کنیم و زندگیشو جهنّم کنیم

17
00:00:32,442 --> 00:00:34,308
‫شما پسرا می‌خواین بازی کنید؟

18
00:00:34,903 --> 00:00:37,011
‫بیاین ببینیم کی اول شکست می‌خوره

19
00:00:44,953 --> 00:00:48,624
‫الینا ، تو هم اینجایی
‫من قراره توی جشن فارغ‌التحصیلی سخنرانی بکنم

20
00:00:48,625 --> 00:00:50,125
‫می‌تونی کمکم کنی متنمو بنویسم

21
00:00:50,126 --> 00:00:51,827
‫- بیخیال
‫- یعنی چی؟

22
00:00:51,828 --> 00:00:54,163
‫ما داریم امسال فارغ‌التحصیل میشیم
‫دیگه تموم شد

23
00:00:54,164 --> 00:00:56,248
‫ما باید تک تک لحظه‌ها رو
‫مزّه مزّه کنیم قبل از اینکه...

24
00:00:56,249 --> 00:01:01,036
‫وایسا ، یه چیزی درست نیست
‫من نمی‌خوام اینجا باشم

25
00:01:01,037 --> 00:01:02,537
‫تو چت شده؟

26
00:01:02,538 --> 00:01:04,173
‫دلت نمی‌خواد با دوستات باشی؟

27
00:01:04,174 --> 00:01:08,060
‫مهمونی‌های فارغ‌التحصیلی ، کلاه ، شنل
‫خودت که میدونی این چرت و پرتا رو

28
00:01:08,061 --> 00:01:10,212
‫این چیه؟

29
00:01:10,213 --> 00:01:13,181
‫ما واقعاً اینجا نیستیم . نه؟

30
00:01:14,382 --> 00:01:16,218
‫- ما توی ذهن من هستیم
‫- آروم باش

31
00:01:16,219 --> 00:01:18,020
‫من فقط می‌خوام همه‌ی اون چیزایی رو بهت نشون بدم

32
00:01:18,021 --> 00:01:19,655
‫که تو از زمانی که

33
00:01:19,656 --> 00:01:22,557
‫یه تیکّه از حافظه‌ـتو پاک کردیم
‫از دستشون دادی

34
00:01:22,558 --> 00:01:24,076
‫آخرین چیزی که یادم میاد...

35
00:01:24,077 --> 00:01:26,862
‫بذار حدس بزنم...جشن؟ لباس خوشگل

36
00:01:26,863 --> 00:01:29,581
‫موهای زیبا ، اینکه سعی کردی بانی رو بکشی

37
00:01:29,582 --> 00:01:30,866
‫خدا رحم کرد که من اونجا بودم تا مواظبت باشم

38
00:01:30,867 --> 00:01:33,252
‫- شماها به من گرسنگی دادید...تو و استفن
‫- آره

39
00:01:33,253 --> 00:01:35,204
‫ما باید تو رو ضعیف نگه میداشتیم
‫که من بتونم بیارمت اینجا

40
00:01:35,205 --> 00:01:37,172
‫ببین ، من فکر کردم اینجوری جواب میده
‫اگر من بتونم تو رو تحت تأثیر خاطراتت قرار بدم

41
00:01:37,173 --> 00:01:39,925
‫اون‌وقت تو نصف مسیر برگردوندن انسانیتت رو طی کردی

42
00:01:39,926 --> 00:01:42,210
‫این جواب نمیده دیمن

43
00:01:43,879 --> 00:01:46,598
‫خب ، راه‌های دیگه‌ای هم برای

44
00:01:46,599 --> 00:01:48,633
‫تحریک کردن یه واکنش احساسی وجود داره

45
00:01:50,886 --> 00:01:54,439
‫هنوز اونو تو گاوصندوق زندانی کردی؟

46
00:01:54,440 --> 00:01:56,558
‫یک ساعته که توی ذهن اونی

47
00:01:56,559 --> 00:01:58,226
‫چی شد؟ هنوز هیچی؟

48
00:01:59,728 --> 00:02:01,979
‫اوضاعت اون تو چطوریاست؟

49
00:02:04,716 --> 00:02:07,068
‫بیا

50
00:02:11,290 --> 00:02:14,442
‫شخصیت گذشته‌ی تو آماده شده که برگرده؟

51
00:02:14,443 --> 00:02:16,911
‫برو به جهنّم

52
00:02:18,297 --> 00:02:21,448
‫باشه . برگردین داخل

53
00:02:29,211 --> 00:02:33,295
‫ما می‌تونیم این‌کار رو با از راه ملایمت انجام بدیم
‫می‌تونیم از اون یکی راه انجامش بدیم

54
00:02:33,296 --> 00:02:35,731
‫امّا از هر راهی که باشه
‫ما دست برنمیداریم

55
00:02:35,732 --> 00:02:38,750
‫تا زمانی که تو کلید انسانیتت رو دوباره روشن کنی

56
00:02:38,751 --> 00:02:40,769
‫پس بهت اجازه میدم روش فکر کنی

57
00:02:40,770 --> 00:02:44,406
‫و چند ساعت دیگه یا چند سال دیگه برمیگردم سراغت

58
00:02:44,407 --> 00:02:46,941
‫چون تنها چیزی که زیاد داریم زمانه

59
00:02:47,100 --> 00:02:48,100
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

60
00:02:49,100 --> 00:02:50,100
‫ترجمه و زیرنویس : نــوشــــیـن

61
00:02:51,100 --> 00:02:54,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫قسمت ۲۱ : بازگشت به حالت قبل</font>

62
00:02:54,203 --> 00:02:56,184
‫اون کجاست؟
‫من می‌خوام ببینمش

63
00:02:56,185 --> 00:02:59,054
‫ما اجازه نمیدیم کسی اونو ببینه
‫تمام فایده ـش به همینه

64
00:02:59,055 --> 00:03:00,856
‫انزوا ختم میشه به بدبختی به احساس

65
00:03:00,857 --> 00:03:03,525
‫اون چندین روزه که اینجاست
‫اصلاً پیشرفتی نکرده؟

66
00:03:03,526 --> 00:03:06,395
‫ببین ، اون خودش نمی‌خواد کرولاین
‫هنوز نخواسته . خب؟

67
00:03:06,396 --> 00:03:07,896
‫اون داغونه . برادرشو از دست داده

68
00:03:07,897 --> 00:03:10,265
‫به دوستاش حمله کرده
‫یه زن بی‌گناه رو کشته

69
00:03:10,266 --> 00:03:11,532
‫تو گفتی که میدونی چطوری کمکش کنی

70
00:03:11,743 --> 00:03:14,453
‫- آره ، گفتم . داریم همین کار رو می‌کنیم
‫- چطوری؟ با شکنجه دادنش؟

71
00:03:14,454 --> 00:03:16,621
‫این شکنجه نیست . مداخله‌ست

72
00:03:16,622 --> 00:03:18,407
‫تنها شانس ما با اون اینه که

73
00:03:18,408 --> 00:03:20,242
‫تحریکش کنیم . که یه‌جوری برانگیخته ـش کنیم

74
00:03:20,243 --> 00:03:23,742
‫با ترس ، خشم ، دلسوزی واسه خودش یا هر چیزی

75
00:03:25,113 --> 00:03:27,115
‫بذار من باهاش صحبت کنم

76
00:03:27,116 --> 00:03:29,251
‫قبل از هر گونه مداخله‌ی بیشتر

77
00:03:29,252 --> 00:03:30,669
‫اگر ضعیفه پس نمی‌تونه به من آسیبی برسونه

78
00:03:30,670 --> 00:03:35,639
‫خواهش می‌کنم فقط بذارین امتحان کنم

79
00:03:43,596 --> 00:03:45,132
‫موفق باشی

80
00:03:55,310 --> 00:03:57,662
‫یه چیزی واست آوردم

81
00:03:57,663 --> 00:04:01,116
‫توش شاه‌پسند نداره . قسم می‌خورم

82
00:04:01,117 --> 00:04:05,319
‫من فکر کردم که یه ذره خون می‌تونه
‫کمکت کنه که درست فکر کنی

83
00:04:09,824 --> 00:04:13,479
‫محض اطّلاعت من با کاری که اونا می‌کنن موافق نیستم

84
00:04:13,480 --> 00:04:16,732
‫منظورم اینه که موافقم که تو باید انسانیتت رو دوباره بدست بیاری

85
00:04:16,733 --> 00:04:20,469
‫امّا فکر نمی‌کنم که عذاب دادن تو

86
00:04:20,470 --> 00:04:22,170
‫راه انجام این‌کار باشه

87
00:04:22,171 --> 00:04:24,306
‫این تو نیستی

88
00:04:24,307 --> 00:04:27,809
‫چی باعث شده فکر کنی خیلی خوب میدونی که من کیم؟

89
00:04:27,810 --> 00:04:30,278
‫چون ما از عهد بوق باهم دوست بودیم

90
00:04:30,279 --> 00:04:32,481
‫من خواستم تو رو بکشم کرولاین

91
00:04:32,482 --> 00:04:35,567
‫من دیگه از اون مدلای "بهترین دوست تا ابد" نیستم

92
00:04:35,568 --> 00:04:37,034
‫باید فراموشش کنی

93
00:04:40,155 --> 00:04:43,208
‫من از تو ناامید نمیشم

94
00:04:43,209 --> 00:04:49,208
‫تا حالا به ذهنت خطور کرده که دلیل اینکه

95
00:04:49,465 --> 00:04:51,199
‫جفت دوست‌پسرات از شهر در رفتن

96
00:04:51,200 --> 00:04:53,001
‫این رفتار کسل کننده و نچسبته؟

97
00:04:53,002 --> 00:04:57,205
‫منظورم اینه که میدونم تایلر گفت که از ترس جونش فرار کرده

98
00:04:57,206 --> 00:05:00,141
‫امّا شاید از دست تو در رفته

99
00:05:00,142 --> 00:05:03,178
‫و کلاوس...منظورم اینه که

100
00:05:03,179 --> 00:05:04,312
‫کاملاً واضحه دلیلش

101
00:05:04,313 --> 00:05:05,847
‫هیچ‌کس یه آدم نیش و کنایه‌زن رو دوست نداره

102
00:05:05,848 --> 00:05:08,049
‫البتّه من قضاوت نمی‌کنم

103
00:05:08,050 --> 00:05:11,736
‫شایدم چیز خوبی باشه که آدم یه پوسته‌ی عالی
‫ظاهری داشته باشه که آدم بد درونشو بپوشونه

104
00:05:11,737 --> 00:05:13,738
‫تو درد می‌کشی
‫می‌خوای سر یکی خالی کنی

105
00:05:13,739 --> 00:05:17,075
‫من می‌فهمم امّا تو نمی‌تونی
‫تا ابد اینجوری باقی بمونی

106
00:05:17,076 --> 00:05:19,394
‫ما دیگه چیزی نمونده تا فارغ‌التحصیل بشیم
‫و زندگی های جدیدی رو شروع کنیم

107
00:05:19,395 --> 00:05:20,579
‫و تو لایق...

108
00:05:20,580 --> 00:05:22,998
‫واقعاً داری درباره ی فارغ‌التحصیلی از دبیرستان حرف میزنی؟

109
00:05:22,999 --> 00:05:27,752
‫کرولاین ، تا حالا دقّت کردی که توی اون کلاه و شنل

110
00:05:27,753 --> 00:05:30,088
‫چقدر رقّت‌انگیز میشی؟
‫در حالیکه تظاهر می‌کنی یه انسانی

111
00:05:30,089 --> 00:05:32,240
‫و مادرت داره لبخندای مصنوعی میزنه

112
00:05:32,241 --> 00:05:36,177
‫و فقط داره لحظه شماری می‌کنه
‫که تو شهر رو ترک کنی

113
00:05:36,178 --> 00:05:37,745
‫که دیگه واسش آینه‌ی دقّ متحرک نباشی

114
00:05:37,746 --> 00:05:40,849
‫که مرتّب بهش یادآوری کنی که دخترش

115
00:05:40,850 --> 00:05:44,418
‫یه هیولای خونخوار غیرقابل‌کنترل نفرت‌انگیزه؟

116
00:05:46,938 --> 00:05:49,391
‫خیلی بد شد که استفن جلوی منو گرفت

117
00:05:49,392 --> 00:05:51,026
‫وقتی خواستم تو رو از این بدبختی خلاصت کنم

118
00:05:51,027 --> 00:05:56,063
‫امّا...شانس‌های بعدی هم وجود داره

119
00:05:58,984 --> 00:06:00,267
‫الینا؟

120
00:06:08,243 --> 00:06:10,305
‫هر کاری لازمه انجام بدین

121
00:06:11,580 --> 00:06:13,514
‫من میرم طبقه‌ی بالا

122
00:06:31,816 --> 00:06:35,470
‫کنجکاو بودم بدونم که بالاخره سلام می‌کنی
‫یا هی می‌خوای منو ندیده بگیری

123
00:06:35,471 --> 00:06:37,305
‫داشتم کار می‌کردم

124
00:06:37,306 --> 00:06:39,807
‫می‌بینم که به مسئولای بار دوباره نفوذ ذهنی کردی

125
00:06:39,808 --> 00:06:40,992
‫دارم جشن می‌گیرم

126
00:06:40,993 --> 00:06:44,446
‫برادرام و من بالاخره جدا شدیم

127
00:06:44,447 --> 00:06:47,449
‫آلایژا و نیک رفتن به "نیو اورلانز" که

128
00:06:47,450 --> 00:06:50,318
‫خدا میدونه دنبال چی بگردن و منم بالاخره آزاد شدم

129
00:06:50,319 --> 00:06:51,753
‫آره . شنیده بودم

130
00:06:51,754 --> 00:06:53,872
‫اینم شنیده بودی که من دارو رو به سایلس باختم؟

131
00:06:53,873 --> 00:06:57,342
‫من تا این حد به زندگی که همیشه می‌خواستم نزدیک بودم

132
00:06:57,343 --> 00:07:01,262
‫و بعد...به یه چشم به هم زدن نقش بر آب شد

133
00:07:01,263 --> 00:07:04,504
‫متأسّفم . میدونم که چقدر اونو می‌خواستی

134
00:07:04,505 --> 00:07:07,302
‫بیخیال ، من که میدونم نقشه کشیده بودی
‫برای الینا بدزدیش

135
00:07:08,415 --> 00:07:12,107
‫- من هیچ‌وقت شانسی نداشتم . نه؟
‫- من اونو از ته دلم گفتم

136
00:07:12,108 --> 00:07:14,008
‫امّا اگر می‌خوای واسه خودت دلسوزی کنی

137
00:07:14,009 --> 00:07:15,310
‫ادامه بده

138
00:07:15,311 --> 00:07:17,612
‫- چرا نمی‌مونی یه نوشیدنی بخوری؟
‫- نمی‌تونم

139
00:07:17,613 --> 00:07:18,813
‫باید برم به دیدن کرولاین

140
00:07:18,814 --> 00:07:21,333
‫اونا هنوز الینا رو توی کاخ سالواتور

141
00:07:21,334 --> 00:07:23,368
‫گیر انداختن؟

142
00:07:23,369 --> 00:07:25,870
‫اتّفاقاً من اینجوری داشت ازش خوشم میومد

143
00:07:25,871 --> 00:07:30,325
‫خیلی غم‌انگیزه که اونا دارن اینقدر مزبوحانه

144
00:07:30,326 --> 00:07:32,326
‫تلاش می‌کنن یه چیزی رو درست کنن
‫که اصلاً خراب نیست

145
00:07:33,613 --> 00:07:35,497
‫الینا دوست من بود

146
00:07:35,498 --> 00:07:37,999
‫خیلی قبل از اینکه تبدیل بشه
‫به همدست بدجنس تو

147
00:07:38,000 --> 00:07:40,740
‫پس اگر ناراحتی که دارو رو از دست دادی

148
00:07:40,741 --> 00:07:43,387
‫و برادران پیچوندنت
‫چرا هنوز توی میستیک‌فالز موندی؟

149
00:07:44,520 --> 00:07:45,924
‫بعضی از ما این حق انتخابو نداریم که بتونیم بریم

150
00:07:45,925 --> 00:07:49,377
‫بعضی از ما شکست خورده‌ایم
‫و توی تموم کلاسا هم مردود شدیم

151
00:07:49,378 --> 00:07:51,378
‫و اینجا گیر افتادیم

152
00:07:52,304 --> 00:07:54,681
‫پس چرا آزادی ـتو برنمیداری
‫و گورتو از این شهر گم نمی‌کنی؟

153
00:07:55,884 --> 00:07:57,351
‫من بودم می‌کردم

154
00:08:00,155 --> 00:08:01,723
‫بانی ، تو کجایی؟

155
00:08:01,724 --> 00:08:03,558
‫من واست ۹۰ میلیون پیغام گذاشتم

156
00:08:03,559 --> 00:08:05,060
‫فرانسه می‌خونم

157
00:08:05,061 --> 00:08:06,894
‫هنوز هم امتحانای پایان ترم هست
‫یادت رفته؟

158
00:08:06,895 --> 00:08:08,913
‫یادم ننداز ببین

159
00:08:08,914 --> 00:08:11,966
‫این قضیه‌ی الینا داره خیلی بی‌رحمانه میشه

160
00:08:11,967 --> 00:08:14,070
‫و میدونم که اون در حال حاضر
‫شخص مورد علاقه‌ی تو نیست

161
00:08:14,071 --> 00:08:16,354
‫امّا واقعاً می‌تونم از کمکت اینجا استفاده کنم

162
00:08:16,355 --> 00:08:19,030
‫برای چی؟ روحیه دادن یا اینکه
‫بتونی مرتّب منو بررسی کنی؟

163
00:08:19,031 --> 00:08:22,544
‫روحیه دادن
‫و شاید یه کوچولو هم بررسی کردن

164
00:08:22,545 --> 00:08:24,907
‫که مطمئن بشم سایلس دیگه

165
00:08:24,908 --> 00:08:27,582
‫از اون بازیای ذهنی آزار دهنده باهات نمی‌کنه

166
00:08:27,583 --> 00:08:28,933
‫من خوبم . باشه؟

167
00:08:28,934 --> 00:08:30,852
‫سایلس دیگه منو کنترل نمی‌کنه

168
00:08:30,853 --> 00:08:32,219
‫و فکر کنم دعوتتو رد کنم

169
00:08:33,318 --> 00:08:34,773
‫الینا سعی کرد منو بکشه

170
00:08:34,774 --> 00:08:37,392
‫من هنوز آمادگی فراموش کردن و بخشش رو ندارم

171
00:08:37,393 --> 00:08:39,060
‫بعداً بهت زنگ میزنم ، باشه؟

172
00:08:39,061 --> 00:08:40,894
‫باید برم

173
00:08:42,781 --> 00:08:46,742
‫دروغگویی ، نقشه ریختن
‫و قرار ملاقات مخفیانه با بنده؟

174
00:08:46,743 --> 00:08:48,653
‫خیلی تو مایه‌های بانی بِنِت نیست این‌کارها

175
00:08:48,654 --> 00:08:50,572
‫خصوصاً وقتی که الینا به
‫جادوگر مورد علاقه ـش نیاز داره

176
00:08:50,573 --> 00:08:53,608
‫این هیچ ربطی به اونا نداره
‫این مسئله بین من و تو ـه

177
00:08:53,609 --> 00:08:55,410
‫خیلی خب ، شانست گرفته و

178
00:08:55,411 --> 00:08:57,862
‫من یه‌کم وقت اضافی دارم

179
00:08:57,863 --> 00:09:00,782
‫تو گفتی پیشنهادی داری که نمی‌تونم رد کنم

180
00:09:00,783 --> 00:09:02,917
‫خب ، سراپا گوشم

181
00:09:02,918 --> 00:09:05,085
‫چی تو سرته؟

182
00:09:07,121 --> 00:09:08,506
‫خوبه . بیداری

183
00:09:08,507 --> 00:09:11,102
‫ما فکر کردیم که یه‌کم نور خورشید واست خوبه

184
00:09:19,467 --> 00:09:22,237
‫دنبال این می‌گردی؟

185
00:09:22,238 --> 00:09:24,439
‫تو که قوانینو میدونی

186
00:09:24,440 --> 00:09:27,659
‫دخترای بد جواهرات خوب گیرشون نمیاد

187
00:09:27,660 --> 00:09:31,529
‫تو حلقه‌ی منو برداشتی . من داغونم

188
00:09:31,530 --> 00:09:32,997
‫و حوصله‌ام سر رفته

189
00:09:32,998 --> 00:09:35,316
‫میشه به کنج عزلتم برگردم؟

190
00:09:35,317 --> 00:09:37,951
‫نه . من از دیدنت روی صندلی داغ
‫یه‌جورایی خوشم میاد

191
00:09:39,037 --> 00:09:41,790
‫هر موقع آماده بودی داداش

192
00:09:41,791 --> 00:09:43,808
‫باید بترسم؟

193
00:09:43,809 --> 00:09:46,110
‫خواهی ترسید

194
00:09:46,111 --> 00:09:49,097
‫و وقتی ترسیدی روی اون ترس تمرکز کن

195
00:09:49,098 --> 00:09:50,799
‫این کلید برگردوندن انسانیتته

196
00:09:50,800 --> 00:09:52,166
‫تو منو نمی‌سوزونی

197
00:09:52,167 --> 00:09:55,270
‫- اینجوری فکر نمی‌کنی؟
‫- نه

198
00:09:55,271 --> 00:09:57,856
‫و حتّی اگر شماها موفق بشین
‫انسانیت منو برگردونین

199
00:09:57,857 --> 00:09:59,641
‫من همه‌ی اینا یادم می‌مونه

200
00:09:59,642 --> 00:10:01,975
‫و از جفتتون به‌خاطر این‌کارها متنفّر میشم

201
00:10:04,145 --> 00:10:07,231
‫ارزش ریسک کردنو داره

202
00:10:29,507 --> 00:10:31,208
‫احساس بهتری داری نه؟

203
00:10:31,209 --> 00:10:35,179
‫هیچگونه حسّ قدرشناسی
‫یا هر احساس انسانی چی؟

204
00:10:35,180 --> 00:10:36,712
‫ما می‌تونیم اینو متوقّفش کنیم

205
00:10:41,919 --> 00:10:43,920
‫من درست متوجّه نشدم

206
00:10:43,921 --> 00:10:47,357
‫گفتم که می‌کشمت

207
00:10:47,358 --> 00:10:49,985
‫آهان ، دیدی؟ یه‌کم خشم بود

208
00:10:49,986 --> 00:10:52,696
‫من باید فکرشو می‌کردم که این
‫اوّلین حسّی باشه که از تو بیرون میاد

209
00:10:52,697 --> 00:10:54,097
‫من تو درآوردن حرص مردم ماهرم

210
00:10:54,098 --> 00:10:57,234
‫الینا ، منو نگاه کن
‫ما دوست نداریم این‌کارها رو بکنیم

211
00:10:57,235 --> 00:11:00,053
‫می‌تونی همین الان جلوشو بگیری
‫این انتخاب خودته

212
00:11:01,489 --> 00:11:03,991
‫در واقع یه‌جورایی خنده داره

213
00:11:03,992 --> 00:11:06,610
‫که تو کسی هستی که پرده رو کشیدی کنار

214
00:11:06,611 --> 00:11:08,462
‫شرط می‌بندم یه بخشی از وجودت ازش لذّت برد

215
00:11:08,463 --> 00:11:11,914
‫به‌خاطر اون جریاناتی که من ولت کردم و اینا

216
00:11:13,050 --> 00:11:16,135
‫این انتقام‌جویی محض بود

217
00:11:16,136 --> 00:11:17,754
‫می‌بینی؟ من فکر می‌کنم که ما داریم

218
00:11:17,755 --> 00:11:19,556
‫اون پوسته‌ی سفت و سخت دور آبنباتو می‌شکنیم

219
00:11:19,557 --> 00:11:22,643
‫و میرسیم به اون آدامس گنده‌ی
‫خوشمزّه‌ی مرکز انسانیت تو

220
00:11:22,644 --> 00:11:25,894
‫خوبه . فکر کنم یه‌کم دیگه
‫باید به سوژه نور بتابونیم

221
00:11:29,132 --> 00:11:31,335
‫بذار حدس بزنم

222
00:11:31,336 --> 00:11:34,384
‫این خیلی بیشتر از اینکه منو آزار بده
‫تو رو آزار میده

223
00:11:36,924 --> 00:11:38,725
‫ببین ، من شرایط تو رو درک می‌کنم

224
00:11:38,726 --> 00:11:40,744
‫بعد از تمام کارایی که کردی می‌ترسی

225
00:11:40,745 --> 00:11:42,162
‫اگر انسانیتت رو دوباره روشن کنی

226
00:11:42,163 --> 00:11:43,930
‫با اون همه احساس گناه مواجه بشی

227
00:11:45,249 --> 00:11:47,117
‫تنها راهی که می‌تونیم کمکت کنیم

228
00:11:47,118 --> 00:11:49,452
‫اینه که دردای متناوبتو بدتر کنیم

229
00:11:55,844 --> 00:11:58,762
‫ما باید به حرف زدن ادامه بدیم
‫اگر مرتّب حرف نزنیم

230
00:11:58,763 --> 00:12:00,163
‫من نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم
‫و به این صداها گوش ندم

231
00:12:00,164 --> 00:12:03,716
‫و من نمی‌تونم تحمّل کنم بشنوم که الینا درد می‌کشه

232
00:12:05,269 --> 00:12:09,338
‫- می‌خوای راجع به چی حرف بزنیم؟
‫- نمیدونم . هر چی

233
00:12:11,191 --> 00:12:14,778
‫- من واست سفارش کلاه و شنل دادم
‫- جدّاً؟

234
00:12:14,779 --> 00:12:16,146
‫من فکر کردم که ممکنه یادت بره

235
00:12:16,147 --> 00:12:18,649
‫واسه همین موقعی که واسه خودم سفارش میدادم
‫واسه تو هم دادم

236
00:12:18,650 --> 00:12:20,733
‫یکی هم واسه الینا گرفتم

237
00:12:24,354 --> 00:12:26,496
‫درست میشه

238
00:12:29,159 --> 00:12:31,715
‫ما الینا رو دوباره پس می‌گیریم

239
00:12:40,254 --> 00:12:42,672
‫اون اینجا چه غلطی می‌کنه؟

240
00:12:46,593 --> 00:12:48,545
‫سلام

241
00:12:48,546 --> 00:12:50,480
‫من نمی‌خواستم مزاحم بشم

242
00:12:50,481 --> 00:12:52,599
‫فقط مسئله اینجاست که من میدونم تنها
‫چیزی که توی این خونه نگه میدارن

243
00:12:52,600 --> 00:12:54,234
‫خون و مشروبه

244
00:12:54,235 --> 00:12:58,070
‫واسه همین پیشنهاد صلح آوردم
‫همبرگر میل دارین؟

245
00:12:59,406 --> 00:13:00,691
‫ممنون

246
00:13:00,692 --> 00:13:03,360
‫بله . ما واقعاً الان نمی‌تونیم تفریح کنیم

247
00:13:03,361 --> 00:13:06,363
‫- امّا ممنون که سر زدی
‫- فکر کنم بمونم

248
00:13:06,364 --> 00:13:08,382
‫مت اشاره کرد که

249
00:13:08,383 --> 00:13:11,451
‫داره تو کلاسا مردود میشه
‫و به یه دوست نیاز داره که تو درسا کمکش کنه

250
00:13:11,452 --> 00:13:12,703
‫تو داری مردود میشی؟

251
00:13:12,704 --> 00:13:16,340
‫خب ، چرا از من نخواستی تو درسا کمکت کنم؟

252
00:13:16,341 --> 00:13:19,426
‫- خب ، از اونم مستقیم نخواستم
‫- تو کدوم کلاسا داری مردود میشی؟

253
00:13:19,427 --> 00:13:23,747
‫مردود نمیشم . فقط خیلی خیلی عقبم

254
00:13:23,748 --> 00:13:28,018
‫- تاریخ و ایتالیایی و ریاضی
‫- مت؟

255
00:13:28,019 --> 00:13:30,086
‫امسال خیلی اتّفاقا افتاده

256
00:13:30,087 --> 00:13:32,723
‫ما می‌تونیم جفتمون کمک کنیم
‫هر کی یه گوشه‌ی کار رو بگیره

257
00:13:32,724 --> 00:13:35,686
‫- این شعار اینجاهاست ، درسته؟
‫- ما شعار نداریم

258
00:13:37,093 --> 00:13:40,881
‫ببین ، اگر احتیاج داری که درس بخونی
‫ما درس می‌خونیم

259
00:13:40,882 --> 00:13:43,066
‫من میرم خونه تا

260
00:13:43,067 --> 00:13:46,903
‫فلش کارتا و کتابای کمک درسی
‫و یه‌کم خوراکی‌های مقوّی بیارم

261
00:13:46,904 --> 00:13:48,654
‫خیلی خوب میشه

262
00:13:50,991 --> 00:13:54,788
‫- تو با این آدم بودی؟
‫- اون به پروژه خیلی علاقه داره

263
00:14:11,127 --> 00:14:12,845
‫کی اونجاست؟

264
00:14:15,983 --> 00:14:19,436
‫- اوه خدای من
‫- سلام کرولاین

265
00:14:20,655 --> 00:14:22,489
‫بذار اصل مطلبو بگم

266
00:14:22,490 --> 00:14:25,442
‫تو می‌خوای که سنگ قبر سایلس رو بدم بهت؟

267
00:14:25,443 --> 00:14:27,944
‫چی باعث شده فکر کنی که اصلاً دست منه؟

268
00:14:27,945 --> 00:14:30,113
‫من میدونم تو از جزیره برداشتی‌ـش

269
00:14:30,114 --> 00:14:31,448
‫تو یه لاشخوری که هیچ‌وقت ازش نمی‌گذشتی

270
00:14:31,449 --> 00:14:33,917
‫پس الان داری واسه سایلس کار می‌کنی؟

271
00:14:33,918 --> 00:14:37,487
‫برای موجود گنده‌ی بد جاودانه‌مون
‫پیغام‌رسونی می‌کنی؟

272
00:14:37,488 --> 00:14:40,457
‫من طرفمو عوض نکردم

273
00:14:40,458 --> 00:14:42,292
‫دو روز دیگه ماه کامله

274
00:14:42,293 --> 00:14:45,512
‫سایلس از من خواسته قدرتشو
‫مهار کنم تا بتونه پرده‌ی

275
00:14:45,513 --> 00:14:47,297
‫بین اینطرف و اونطرف رو برداره

276
00:14:47,298 --> 00:14:50,300
‫اون می‌خواد دارو رو بخوره
‫و بعدش هم می‌خواد بمیره

277
00:14:50,301 --> 00:14:52,686
‫من گفتم کمکش می‌کنم

278
00:14:52,687 --> 00:14:54,888
‫و از اون‌موقع دارم ازش قایم میشم

279
00:14:54,889 --> 00:14:56,472
‫که زمان بخرم

280
00:14:57,324 --> 00:14:59,943
‫- زمان برای چی؟
‫- لازم نیست نگران این باشی

281
00:14:59,944 --> 00:15:01,845
‫تو فقط باید سنگ قبر رو برای من بیاری

282
00:15:01,846 --> 00:15:03,012
‫اون یه تیکّه کلوخه

283
00:15:03,013 --> 00:15:06,233
‫- برای چی می‌خوایش؟
‫- هر چی کمتر بدونی بهتره

284
00:15:06,234 --> 00:15:07,784
‫سایلس روانیه

285
00:15:07,785 --> 00:15:09,453
‫اون می‌تونه بره تو ذهن آدما و فکرشونو بخونه

286
00:15:09,454 --> 00:15:11,621
‫باعث میشه چیزایی رو ببینن که واقعیت نداره

287
00:15:11,622 --> 00:15:13,707
‫من با حرف زدن با تو به اندازه‌ی کافی
‫ریسک بزرگی رو کردم

288
00:15:13,708 --> 00:15:16,693
‫خب پس از کجا بدونم که تو خودش نیستی؟

289
00:15:16,694 --> 00:15:19,195
‫نمی‌تونی بفهمی امّا نیستم

290
00:15:19,196 --> 00:15:22,332
‫و چی باعث شده اینقدر مطمئن باشی
‫که من خودش نیستم؟

291
00:15:22,333 --> 00:15:24,551
‫چون اون دیگه نمی‌تونه وارد مغز من بشه

292
00:15:24,552 --> 00:15:28,387
‫چون من تنها کسیم که می‌تونه
‫چهره‌ی واقعی اونو ببینه

293
00:15:32,759 --> 00:15:34,394
‫به من چی میرسه؟

294
00:15:34,395 --> 00:15:36,346
‫سنگ قبر رو برای من بیار

295
00:15:36,347 --> 00:15:39,516
‫کمکم کن نذارم سایلس جهنّمو روی زمین بیاره

296
00:15:39,517 --> 00:15:43,385
‫باور کن که کاری می‌کنم ارزششو داشته باشه

297
00:15:57,502 --> 00:15:58,869
‫بعداً به‌خاطر این‌کار ازم تشکّر می‌کنی

298
00:15:58,870 --> 00:16:00,420
‫بعد از اینکه دوباره روشنش کردی

299
00:16:00,421 --> 00:16:02,372
‫متوجّه میشی که زندگی بدون احساس به مفت نمی‌ارزه

300
00:16:02,373 --> 00:16:06,075
‫میدونی چی دیگه به مفت نمی‌ارزه؟
‫بنده‌ی تو بودن

301
00:16:06,076 --> 00:16:10,380
‫هر روز رو با این فکر گذروندن که عاشقت بودم

302
00:16:10,381 --> 00:16:13,717
‫من تک تک لحظات وحشتناکشو یادمه

303
00:16:13,718 --> 00:16:17,687
‫و تو خیلی ترسیده بودی که واقعی نباشه

304
00:16:17,688 --> 00:16:19,438
‫خب ، میدونی چیه؟ نبوده

305
00:16:20,423 --> 00:16:21,775
‫حق با تو بود

306
00:16:21,776 --> 00:16:24,977
‫پس بفرمایید . به تلاشتون برای
‫برگردوندن منِ قبلی ادامه بدین

307
00:16:26,613 --> 00:16:29,932
‫کسی چه میدونه؟ شاید من و استفن
‫۱بار دیگه شانسمونو امتحان کردیم

308
00:16:48,452 --> 00:16:52,806
‫من همون دختریم که شماها عاشقشین

309
00:16:52,807 --> 00:16:54,841
‫شماها کاری نمی‌کنین که واقعاً به من آسیبی بزنین

310
00:16:54,842 --> 00:16:56,592
‫همین الان اثبات کردین

311
00:16:58,628 --> 00:17:02,014
‫پس من واقعاً باید از چی بترسم؟

312
00:17:08,809 --> 00:17:11,967
‫خب ، خوب پیش رفت

313
00:17:11,968 --> 00:17:14,637
‫هر خون‌آشام دیگه‌ای بدون
‫هیچ مشکلی دوباره روشنش می‌کنه

314
00:17:14,638 --> 00:17:16,405
‫تو می‌کشی . خون می‌خوری

315
00:17:16,406 --> 00:17:18,407
‫همه‌ی کارای بد دیگه‌ای که
‫خون‌آشاما می‌کنن رو انجام میدی

316
00:17:18,408 --> 00:17:21,077
‫و وقتی که کارِت تموم شد دوباره روشنش می‌کنی

317
00:17:21,078 --> 00:17:23,663
‫چرا اون اینقدر کلّه شقّه؟

318
00:17:25,148 --> 00:17:26,782
‫چون اون چیزی واسه برگشت نداره

319
00:17:26,783 --> 00:17:28,783
‫خونه ـش رفته . خانواده ـش رفته

320
00:17:28,784 --> 00:17:32,154
‫اون دوستاشو فروخته
‫روابطشو خراب کرده

321
00:17:32,155 --> 00:17:33,789
‫نه . اون می‌خواد که برگرده

322
00:17:33,790 --> 00:17:36,692
‫در حدّ مرگ ترسوندنش باید جواب میداد

323
00:17:36,693 --> 00:17:39,128
‫اون باهوشه . میدونه که ما
‫قرار نیست بهش آسیبی بزنیم

324
00:17:39,129 --> 00:17:42,648
‫خیلی خب پس از یه فرد دیگه استفاده می‌کنیم
‫کسی که واقعاً بتونه بهش آسیب برسونه

325
00:17:42,649 --> 00:17:44,049
‫کی؟

326
00:17:45,167 --> 00:17:47,637
‫- کاترین؟
‫- بهش فکر کن

327
00:17:47,638 --> 00:17:49,655
‫اون باعث شده جرمی بمیره ، درسته؟

328
00:17:49,656 --> 00:17:51,956
‫پس اگر کسی بتونه احساسش رو تحریک کنه اونه

329
00:17:51,957 --> 00:17:54,477
‫خب ، فرض کن ما بهش زنگ زدیم
‫اون‌وقت چی؟ التماسش کنیم

330
00:17:54,478 --> 00:17:55,645
‫که با مهربونی قلبش بهمون کمک کنه؟

331
00:17:55,646 --> 00:17:56,979
‫شوخیت گرفته؟

332
00:17:56,980 --> 00:17:58,197
‫کاترین به تازگی توسّط آلایژا رها شده

333
00:17:58,198 --> 00:17:59,782
‫اون هیچی نداره . هیچ‌کس رو نداره

334
00:17:59,783 --> 00:18:03,852
‫ما دعوتش می‌کنیم بیاد
‫توی خونه‌مون تا الینا رو شکنجه بده

335
00:18:05,204 --> 00:18:07,456
‫اصلاً امکان نداره اینو رد کنه

336
00:18:07,457 --> 00:18:10,042
‫همه میگن که تو برای همیشه رفتی

337
00:18:10,043 --> 00:18:11,661
‫درسته

338
00:18:11,662 --> 00:18:13,996
‫امّا من هیچ‌وقت نمی‌خواستم بدون خداحافظی برم

339
00:18:13,997 --> 00:18:16,165
‫تو هیچ توضیحی به من بدهکار نیستی

340
00:18:16,166 --> 00:18:20,136
‫تو داری فراموش می‌کنی
‫از ته دلم میگم که برو

341
00:18:20,137 --> 00:18:22,037
‫خب ، فقط همین؟ نه؟

342
00:18:22,038 --> 00:18:24,673
‫من هیچ‌وقت هیچ میلی به فراموش کردن نداشتم

343
00:18:28,043 --> 00:18:31,264
‫واقعیت اینه که من سعی کردم دیگه بهت فکر نکنم

344
00:18:31,265 --> 00:18:33,215
‫و نمی‌تونم

345
00:18:35,068 --> 00:18:37,687
‫"بیا "نیو اورلانز

346
00:18:37,688 --> 00:18:41,574
‫- تو از چی می‌ترسی؟
‫- از تو

347
00:18:41,575 --> 00:18:43,359
‫از تو می‌ترسم

348
00:18:43,360 --> 00:18:47,830
‫اگر می‌گفتی از خودت می‌ترسی دقیق‌تر نبود؟

349
00:18:47,831 --> 00:18:50,416
‫از سیاه‌ترین امیالت؟

350
00:18:50,417 --> 00:18:52,868
‫الینا راست می‌گفت ، مگه نه؟

351
00:18:52,869 --> 00:18:59,291
‫توی اعماق وجودت تو خیلی از پاشیده شدن
‫این پوسته‌ی عالی ظاهریت می‌ترسی

352
00:19:00,876 --> 00:19:04,714
‫تو از کجا میدونی الینا
‫توی اون سلول چی به من گفت؟

353
00:19:04,715 --> 00:19:06,113
‫پس دوباره

354
00:19:06,114 --> 00:19:09,518
‫خیلی چیزا برای ترسیدن داری ، نه؟
‫مثل کاری که الان می‌خوام باهات بکنم

355
00:19:09,519 --> 00:19:12,471
‫اگر دوستت بانی خودشو نشون نده

356
00:19:12,472 --> 00:19:13,673
‫اون کجاست؟

357
00:19:13,674 --> 00:19:16,392
‫- سایلس؟
‫- اون کجاست؟

358
00:19:17,728 --> 00:19:20,279
‫اون خونه نیست
‫هیچ جای دیگه هم نیست

359
00:19:20,280 --> 00:19:25,201
‫بانی داره منو بازی میده و من اینو دوست ندارم

360
00:19:25,202 --> 00:19:29,372
‫بهش بگو من دنبالش می‌گردم

361
00:19:29,373 --> 00:19:32,107
‫بهش بگو از سوراخ موشش بیرون بیاد

362
00:19:32,108 --> 00:19:35,611
‫بهش بگو که این...

363
00:19:35,612 --> 00:19:37,495
‫فقط شروع کاره

364
00:19:47,223 --> 00:19:51,293
‫کرولاین چه ساعتی از ایستگاه قطار برمیگرده؟

365
00:19:54,147 --> 00:19:57,633
‫خب ، این خیلی کمک می‌کنه
‫با اینکه یه‌جورایی تقلّبه . نه؟

366
00:19:57,634 --> 00:19:59,134
‫همه که هزاران سال وقت نداشتن

367
00:19:59,135 --> 00:20:00,936
‫که همه چیو درباره‌ی همه چی یاد بگیرن

368
00:20:00,937 --> 00:20:04,273
‫من نمیدونم توی یادگیری ایتالیایی
‫چقدر استعداد داشته باشم

369
00:20:04,274 --> 00:20:05,941
‫من توی قرن ۲۱ خیلی روان حرف میزدم

370
00:20:05,942 --> 00:20:07,476
‫امّا زبان خیلی فرّاره

371
00:20:07,477 --> 00:20:09,978
‫بالاخره می‌تونی کمک کنی یا نه؟

372
00:20:09,979 --> 00:20:11,480
‫معلومه که می‌تونم

373
00:20:11,481 --> 00:20:14,650
‫بداخلاق نشو
‫فقط داشتم سربه‌سرت میذاشتم

374
00:20:14,651 --> 00:20:16,786
‫ببخشید . من فقط نمی‌خوام وقتی
‫همه‌ی دوستام میرن کالج

375
00:20:16,787 --> 00:20:20,456
‫عقب بمونم و تنها کسی باشم
‫که سال آخر رو دوباره می‌خونه

376
00:20:20,457 --> 00:20:22,341
‫تنها دلیلی که داری مردود میشی اینه که

377
00:20:22,342 --> 00:20:25,928
‫خیلی خودتو با تمرین دادن
‫شکارچی های نفرین شده و

378
00:20:25,929 --> 00:20:27,963
‫سر و کلّه زدن با مسائل احساسی الینا درگیر کردی

379
00:20:27,964 --> 00:20:32,016
‫تو به دوستای بهتری احتیاج داری...مثل من

380
00:20:33,436 --> 00:20:37,305
‫من می‌تونم با نفوذ ذهنی واست نمره‌های خوب بگیرم
‫واست کمک هزینه‌ی تحصیلی بگیرم

381
00:20:38,641 --> 00:20:40,109
‫من نمی‌خوام این‌کار رو بکنم

382
00:20:40,110 --> 00:20:44,563
‫چرا که نه؟ هر کسی توی زندگیش به یه امتیاز نیاز داره

383
00:20:44,564 --> 00:20:46,364
‫من می‌تونم امتیاز تو باشم

384
00:20:51,019 --> 00:20:54,022
‫وقتی تو توی جشن منو متقاعد کردی که

385
00:20:54,023 --> 00:20:55,624
‫جون "اپریل یانگ" رو نجات بدم

386
00:20:55,625 --> 00:20:58,828
‫من فهمیدم که می‌تونم آدم بهتری باشم

387
00:20:58,829 --> 00:21:01,196
‫و من به‌خاطر این سپاسگزارم

388
00:21:01,197 --> 00:21:03,715
‫پس بذار یه‌کم نصیحتت کنم

389
00:21:05,301 --> 00:21:08,420
‫از چیزی که دارم بهت پیشنهاد می‌کنم بهره ببر

390
00:21:09,338 --> 00:21:11,039
‫خودتو بساز

391
00:21:12,425 --> 00:21:13,976
‫در ضمن

392
00:21:13,977 --> 00:21:17,762
‫هر کسی که تو رو رها کنه یه احمقه

393
00:21:20,516 --> 00:21:22,384
‫من نمی‌کنم

394
00:21:23,386 --> 00:21:26,221
‫چه احساسات قشنگی

395
00:21:26,222 --> 00:21:29,241
‫شوخی می‌کنی؟ بلد نیستی در بزنی؟

396
00:21:29,242 --> 00:21:32,661
‫ببخشید . نمیدونستم هنوز به
‫اصول اخلاقی پایبند هستیم

397
00:21:32,662 --> 00:21:35,230
‫- تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫- یادداشت منو دریافت نکردی؟

398
00:21:35,231 --> 00:21:38,617
‫من اینجام تا اون الینای بدبخت بی‌احساسو
‫یه‌کم سر عقل بیارم

399
00:21:38,618 --> 00:21:42,788
‫- شماها خل شدین؟
‫- تو فکر بهتری داری پادشاه جشن؟

400
00:21:42,789 --> 00:21:44,540
‫اگر نمی‌خوای تو رو هم اونجا

401
00:21:44,541 --> 00:21:46,675
‫کنار اون حبس کنم بهت پیشنهاد می‌کنم

402
00:21:46,676 --> 00:21:48,409
‫که خفه بشی و بذاری بزرگترا حلّش کنن

403
00:21:49,545 --> 00:21:50,745
‫خب ، به نظر میاد که خل و چلا

404
00:21:50,747 --> 00:21:52,465
‫از تیمارستان فرار کردن

405
00:21:52,466 --> 00:21:55,250
‫- کجا داری میری؟
‫- به کرولاین زنگ بزنم

406
00:21:55,251 --> 00:21:56,268
‫اصلاً امکان نداره که بذاریم اون دیوانه

407
00:21:56,269 --> 00:21:57,887
‫اونجا با الینا باشه

408
00:22:18,774 --> 00:22:20,275
‫کرولاین؟

409
00:22:20,276 --> 00:22:21,276
‫- تو کجا بودی؟
‫- مت

410
00:22:21,277 --> 00:22:22,611
‫ما باید از اینجا بریم

411
00:22:22,612 --> 00:22:24,079
‫نه کرولاین . کرولاین ، صبر کن . چیزی نیست

412
00:22:24,080 --> 00:22:25,080
‫خیلیم مسئله‌ای هست

413
00:22:25,081 --> 00:22:26,281
‫سایلس اونجاست

414
00:22:26,282 --> 00:22:27,950
‫و کاری کرد که من فکر کنم کلاوسه

415
00:22:27,951 --> 00:22:29,284
‫تو چی داری میگی؟
‫سایلس از تو چی می‌خواد؟

416
00:22:29,285 --> 00:22:30,586
‫اون داره سعی می‌کنه به بانی برسه

417
00:22:30,587 --> 00:22:32,087
‫تو میدونی بانی کجاست؟

418
00:22:32,088 --> 00:22:33,722
‫اگر میدونستم کجاست

419
00:22:33,723 --> 00:22:35,424
‫خودمو با تو به زحمت نمینداختم

420
00:22:35,425 --> 00:22:38,227
‫حالا بانی رو برای من بیار
‫وگرنه یکی رو می‌کشم

421
00:22:38,228 --> 00:22:40,980
‫شاید از مادرت شروع کردم

422
00:22:46,819 --> 00:22:48,237
‫هیچ‌کس توی خونه نمی‌تونه کمکت کنه

423
00:22:48,238 --> 00:22:51,357
‫یا بانی رو پیدا کن یا کسی که از
‫همه بیشتر دوست داری رو می‌کشم

424
00:22:59,449 --> 00:23:01,951
‫میدونم قول داده بودم تا دیر وقت سر کار نمونم...

425
00:23:01,952 --> 00:23:05,504
‫مامان ، ازت می‌خوام همین الان بری خونه
‫و تمام درها رو قفل کنی

426
00:23:05,505 --> 00:23:08,257
‫هیچ‌کسو راه نده تو
‫حتّی من چون من کلید دارم

427
00:23:08,258 --> 00:23:10,709
‫و می‌تونم خودم بیام تو . فهمیدی؟

428
00:23:10,710 --> 00:23:14,708
‫- چی شده؟
‫- فقط کاری که گفتمو بکن . من دارم میام

429
00:23:41,873 --> 00:23:44,742
‫عزیزم ، چقدر زشت شدی

430
00:23:48,363 --> 00:23:53,035
‫- تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫- دوست‌پسرات منو دعوت کردن

431
00:23:53,036 --> 00:23:55,086
‫می‌خوان بدونن که تو هنوز قلب داری یا نه

432
00:23:58,040 --> 00:23:59,508
‫اینجاست

433
00:23:59,509 --> 00:24:01,043
‫محافظات اجازه نمیدن بکشمت

434
00:24:01,044 --> 00:24:03,378
‫امّا می‌تونم گلوتو بکشم بیرون

435
00:24:03,379 --> 00:24:06,380
‫که دیگه مجبور نباشم به ناله‌هات گوش کنم

436
00:24:09,184 --> 00:24:14,406
‫امّا اول کنجکاوی منو ارضا کن

437
00:24:14,407 --> 00:24:17,309
‫اون‌موقع توی "ویلوبی" به آلایژا چی گفتی؟

438
00:24:17,310 --> 00:24:20,562
‫به‌خاطر این اومدی اینجا؟

439
00:24:20,563 --> 00:24:23,916
‫اون ولت کرد ، مگه نه؟

440
00:24:23,917 --> 00:24:26,451
‫الانم فقط دنبال یکی می‌گردی
‫که تقصیرا رو بندازی گردنش

441
00:24:28,037 --> 00:24:31,040
‫بگو چی بهش گفتی که برعلیه من شد

442
00:24:31,041 --> 00:24:33,925
‫وگرنه تخم چشماتو درمیارم
‫و میدم خودت بخوری

443
00:24:36,045 --> 00:24:39,081
‫لازم نبود چیزی بگم

444
00:24:39,082 --> 00:24:40,432
‫به خودت یه نگاه بنداز

445
00:24:40,433 --> 00:24:44,219
‫یه روان‌پریش عقده‌ای که ۵ قرنه در حال فراره

446
00:24:44,220 --> 00:24:47,055
‫تو برای کی می‌تونی خوب باشی؟

447
00:24:48,390 --> 00:24:51,426
‫آدم خراب رو از روی تو تعریف می‌کنن

448
00:24:52,561 --> 00:24:54,808
‫تعجّبی نداره که آلایژا ولت کرد

449
00:24:56,899 --> 00:24:59,902
‫آره . من کارهای خیلی وحشتناکی
‫برای زنده موندن کردم

450
00:24:59,903 --> 00:25:04,456
‫امّا برخلاف تو الینای بدبخت حسّاس

451
00:25:04,457 --> 00:25:08,544
‫من خاموشش نمی‌کنم . باهاش کنار میام

452
00:25:08,545 --> 00:25:11,080
‫تو به عنوان یه خون‌آشام ۱ هفته هم دووم نمیاری

453
00:25:11,081 --> 00:25:13,631
‫اگه همه دور و ورت نباشن و مجیزت رو نگن

454
00:25:19,888 --> 00:25:23,124
‫امّا من خیلی دوست دارم ببینم امتحان می‌کنی

455
00:25:35,731 --> 00:25:39,242
‫اون همه عذاب دادن و شکنجه کردن اون
‫منو خیلی تشنه کرده

456
00:25:39,243 --> 00:25:40,577
‫به این واقعیت ربطی نداره که

457
00:25:40,578 --> 00:25:42,295
‫الینا تو رو با اون مشکل اخیر دوست‌پسرت

458
00:25:42,296 --> 00:25:43,947
‫روبرو کرد ، نه؟

459
00:25:43,948 --> 00:25:45,916
‫ببخشید ، نتونستم از اینجا کمکی بکنم

460
00:25:45,917 --> 00:25:48,952
‫تا حالا به این فکر کردی که اگر الینا

461
00:25:48,953 --> 00:25:50,220
‫هیچ‌وقت با تو آشنا نمی‌شد
‫چه زندگی بهتری داشت؟

462
00:25:50,221 --> 00:25:51,722
‫داری منو تحریک می‌کنی؟

463
00:25:51,723 --> 00:25:53,290
‫چون احساسات من سر جاشه

464
00:25:53,291 --> 00:25:56,510
‫من عاشق الینا هستم
‫از تو نفرت دارم

465
00:25:56,511 --> 00:25:58,845
‫چه رمانتیک

466
00:25:58,846 --> 00:26:00,981
‫چه محکوم به شکست

467
00:26:00,982 --> 00:26:04,634
‫میدونی ، به محض اینکه الینا
‫به خود سابقش برگرده

468
00:26:04,635 --> 00:26:06,820
‫مستقیماً میره سراغ استفن

469
00:26:06,821 --> 00:26:11,408
‫این هم غم و اندوه تو ـه
‫تو هیچ‌وقت دختره رو بدست نمیاری

470
00:26:11,409 --> 00:26:13,276
‫- اون رفته
‫- چی؟

471
00:26:13,277 --> 00:26:15,195
‫الینا توی سلولش نیست
‫من میرم اطرافو بگردم

472
00:26:15,196 --> 00:26:16,780
‫بفهم که اون چی‌کار کرده

473
00:26:16,781 --> 00:26:20,367
‫یادم رفت دوباره در رو روش قفل کنم؟

474
00:26:20,368 --> 00:26:24,454
‫بهتره بگیم که من علاقه ـم برای
‫ترمیم الینا رو از دست دادم

475
00:26:24,455 --> 00:26:26,990
‫ترجیح میدم ببینمش که از تنهایی نابود میشه

476
00:26:26,991 --> 00:26:30,427
‫فکر کن بخواد از چنین مخمصه‌ای خلاص کنه خودشو

477
00:26:30,428 --> 00:26:32,295
‫الینا رفته؟ چی شده؟

478
00:26:32,296 --> 00:26:34,264
‫داناوان ، تو با من بیا

479
00:26:34,265 --> 00:26:35,849
‫چرا باید بیاد؟

480
00:26:35,850 --> 00:26:37,384
‫چون الینا گم شده و گرسنه‌ست

481
00:26:37,385 --> 00:26:41,304
‫برای اولین بار شاید زندگی
‫این به یه دردی بخوره

482
00:26:41,305 --> 00:26:42,939
‫بانی ، چرا جواب نمیدی؟

483
00:26:42,940 --> 00:26:45,308
‫سایلس به همین آسونیا دست بردار نیست

484
00:26:45,309 --> 00:26:47,527
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونی
‫جلوشو بگیری . باهام تماس بگیر

485
00:26:49,147 --> 00:26:51,448
‫کرولاین ، چه خبر شده؟

486
00:26:51,449 --> 00:26:52,865
‫مامان ، نزدیکتر نیا . وایسا

487
00:26:55,352 --> 00:26:56,853
‫چی شده؟

488
00:26:56,854 --> 00:26:58,855
‫نمیدونم از کجا بفهمم که واقعاً خودتی

489
00:26:58,856 --> 00:27:02,125
‫اگه یه حقّه‌ی دیگه باشه چی؟

490
00:27:02,126 --> 00:27:04,060
‫خب ، اون می‌تونه به ذهن من نفوذ کنه

491
00:27:04,061 --> 00:27:05,879
‫و حتماً میدونه که من بهت زنگ زدم

492
00:27:05,880 --> 00:27:10,050
‫باشه . کرولاین ، منم

493
00:27:10,051 --> 00:27:11,635
‫مادرتم

494
00:27:11,636 --> 00:27:15,839
‫من نمیدونم چه اتّفاقی داره میفته
‫امّا همه چیز درست میشه

495
00:27:15,840 --> 00:27:17,007
‫باشه؟

496
00:27:17,008 --> 00:27:19,374
‫فقط باید باهام حرف بزنی

497
00:27:29,187 --> 00:27:33,606
‫- سلام ، چه خبرا؟
‫- چه خوب

498
00:28:02,970 --> 00:28:05,804
‫خواهش می‌کنم کمکم کنید

499
00:28:08,758 --> 00:28:11,228
‫مت

500
00:28:11,229 --> 00:28:14,146
‫خدا رو شکر که تو منو پیدا کردی

501
00:28:16,233 --> 00:28:17,901
‫الینا ، وایسا . من میدونم که تو
‫نمی‌خوای این‌کار رو بکنی

502
00:28:17,902 --> 00:28:21,238
‫- میدونم که تو نمی‌خوای به من آسیبی بزنی
‫- من یه خون‌آشامم مت

503
00:28:21,239 --> 00:28:25,458
‫خاصیت خون‌آشاما هم اینه که نیاز دارن تغذیه کنن

504
00:28:25,459 --> 00:28:27,460
‫نه امّا تو بیشتر از اینی

505
00:28:27,461 --> 00:28:29,579
‫تو دوست منی
‫تو قدیمی‌ترین دوست منی

506
00:28:29,580 --> 00:28:31,665
‫تو دختری هستی که من بیشتر
‫از اون مدّتی که حتّی یادم باشه

507
00:28:31,666 --> 00:28:33,415
‫عاشقش بودم

508
00:28:34,584 --> 00:28:36,386
‫با وجود هر مانعی که سر راهش می‌خوای بذاری

509
00:28:36,387 --> 00:28:39,305
‫من میدونم که اینا هنوز برات مهمّن

510
00:28:42,008 --> 00:28:43,809
‫توی عمق وجودم

511
00:28:45,228 --> 00:28:47,146
‫احتمالاً واسم مهم باشن

512
00:28:48,682 --> 00:28:50,649
‫امّا من واقعاً گرسنمه

513
00:28:56,464 --> 00:28:58,689
‫بانی هنوز زنگ نزده

514
00:28:58,690 --> 00:29:01,692
‫نمی‌فهمم که چرا زنگ نزده

515
00:29:02,694 --> 00:29:07,396
‫- کرولاین؟
‫- اینجایی؟
‫- چه خبر شده؟

516
00:29:08,615 --> 00:29:10,668
‫حالت خوبه؟

517
00:29:10,669 --> 00:29:12,569
‫ساعت‌ها بود داشتم بهت زنگ میزدم

518
00:29:12,570 --> 00:29:15,773
‫ببخشید . به محض اینکه پیغامتو گرفتم اومدم

519
00:29:17,241 --> 00:29:19,209
‫کرولاین ، بذار بیام تو

520
00:29:19,210 --> 00:29:20,377
‫بذار کمکت کنم

521
00:29:20,378 --> 00:29:21,745
‫از کجا بدونم خودتی؟

522
00:29:21,746 --> 00:29:24,898
‫سایلس مرتّب میره تو ذهن من
‫و بهم حمله می‌کنه

523
00:29:24,899 --> 00:29:26,433
‫اون میگه که می‌خواد بدونه تو کجایی

524
00:29:26,434 --> 00:29:28,085
‫اون مادر منو تهدید کرده

525
00:29:28,086 --> 00:29:29,086
‫کرولاین؟

526
00:29:29,087 --> 00:29:30,703
‫مامان همونجا بمون

527
00:29:33,256 --> 00:29:35,642
‫کرولاین ، اون مادرت نیست

528
00:29:35,643 --> 00:29:37,443
‫چی شده؟

529
00:29:40,464 --> 00:29:41,932
‫اوه خدای من

530
00:29:41,933 --> 00:29:44,118
‫تو واقعاً فکر کردی می‌تونی از من قایم بشی؟

531
00:29:44,119 --> 00:29:45,536
‫بانی؟

532
00:29:45,537 --> 00:29:48,922
‫الان که اینجام . با مادرش چی‌کار کردی؟

533
00:29:48,923 --> 00:29:50,273
‫همونجاییه که تنهاش گذاشتی

534
00:29:50,274 --> 00:29:52,125
‫مامان؟

535
00:29:55,129 --> 00:29:56,630
‫مامان

536
00:29:56,631 --> 00:29:59,216
‫فکر می‌کردم که منو تو یه طرفیم

537
00:29:59,217 --> 00:30:01,635
‫هستیم . ماه کامل ۲ روز دیگه‌ست

538
00:30:01,636 --> 00:30:04,471
‫من داشتم قُوامو جمع می‌کردم
‫خودمو آماده می‌کردم

539
00:30:04,472 --> 00:30:06,423
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونی طلسمو اجرا کنی

540
00:30:06,424 --> 00:30:08,058
‫پس نمی‌تونم بهت آسیبی بزنم

541
00:30:08,059 --> 00:30:10,594
‫امّا می‌تونم به کسایی که دوستشون داری صدمه بزم

542
00:30:10,595 --> 00:30:13,097
‫می‌فهمی که ، آره؟

543
00:30:13,098 --> 00:30:15,599
‫می‌فهمم . من طلسمتو اجرا می‌کنم

544
00:30:15,600 --> 00:30:17,801
‫من پرده رو برمیدارم
‫و بهت کمک می‌کنم که بمیری

545
00:30:17,802 --> 00:30:19,603
‫قول میدم

546
00:30:19,604 --> 00:30:22,105
‫فقط به دوستام آسیبی نزن

547
00:30:25,776 --> 00:30:28,529
‫پاشو . خواهش می‌کنم
‫خواهش می‌کنم ، خواهش می‌کنم

548
00:30:28,530 --> 00:30:29,997
‫مامان

549
00:30:29,998 --> 00:30:32,750
‫قول تو ثبت شد بانی

550
00:30:32,751 --> 00:30:36,336
‫اگر بشکنیش باید به من جواب بدی

551
00:30:36,337 --> 00:30:38,122
‫نمی‌شکنمش

552
00:30:38,123 --> 00:30:40,023
‫پس باید همین الان این خونه رو ترک کنی

553
00:30:40,024 --> 00:30:42,342
‫و دفعه‌ی بعدی که دنبالت میام

554
00:30:42,343 --> 00:30:45,512
‫توقّع دارم که منتظرم باشی

555
00:30:45,513 --> 00:30:47,330
‫یالّا ، چشماتو باز کن مامان

556
00:30:47,331 --> 00:30:49,016
‫تو به خون من نیاز داری که توی بدنت باشه . یالّا

557
00:30:49,017 --> 00:30:50,666
‫مامان

558
00:30:52,136 --> 00:30:54,471
‫خواهش می‌کنم مامان . خواهش می‌کنم

559
00:30:54,472 --> 00:30:56,190
‫مامان

560
00:30:56,191 --> 00:30:58,141
‫مامان؟

561
00:31:00,194 --> 00:31:02,851
‫بیخیال ، من که فقط یه دونه شریانو خالی کردم

562
00:31:05,515 --> 00:31:08,118
‫یالّا ، پاشو . من گشنمه

563
00:31:08,119 --> 00:31:10,687
‫و سرم منگه . نمی‌تونم درست فکر کنم

564
00:31:10,688 --> 00:31:11,872
‫بیشتر می‌خوام

565
00:31:11,873 --> 00:31:14,154
‫الینا ، بس کن

566
00:31:16,026 --> 00:31:18,911
‫امّا تو خیلی خوبی

567
00:31:21,215 --> 00:31:24,834
‫هی ، هی...نمیشه بخوری

568
00:31:24,835 --> 00:31:25,989
‫ولم کن برم

569
00:31:25,990 --> 00:31:28,037
‫- تمومش کن
‫- بسّه

570
00:31:29,506 --> 00:31:31,391
‫تو داری عین یه بچّه‌ی ننر قابل
‫پیش‌بینی عمل می‌کنی

571
00:31:31,392 --> 00:31:32,976
‫میدونستی؟

572
00:31:32,977 --> 00:31:35,729
‫تو فکر می‌کنی که ما نمی‌تونیم
‫تو رو مجازات کنیم . شاید نتونیم

573
00:31:35,730 --> 00:31:37,815
‫امّا قطعاً می‌تونم اینو مجازات کنم

574
00:31:37,816 --> 00:31:40,050
‫الینا

575
00:31:40,051 --> 00:31:42,886
‫- واقعاً فکر می‌کنی این...
‫- خفه‌شو

576
00:31:42,887 --> 00:31:44,353
‫من دیگه از مهربون بودن خسته شدم

577
00:31:45,656 --> 00:31:47,324
‫الینا ، همین الان احساساتتو دوباره روشن کن

578
00:31:47,325 --> 00:31:51,495
‫وگرنه با کمک خدا یه چیزی بهت میدم
‫که بتونی واسش غصّه بخوری

579
00:31:51,496 --> 00:31:52,746
‫اونو همینجا جلوی چشمت می‌کشم

580
00:31:52,747 --> 00:31:54,081
‫دیمن

581
00:31:54,082 --> 00:31:55,249
‫بیخودی دیمن دیمن نکن

582
00:31:55,250 --> 00:31:57,918
‫اگه اون کسی رو دوست نداره مشکلی نیست

583
00:31:57,919 --> 00:31:59,402
‫ثابت کن

584
00:31:59,403 --> 00:32:01,738
‫و اگر هم من اشتباه کنم چه فرقی می‌کنه؟

585
00:32:01,739 --> 00:32:02,923
‫یه گارسون کمتر

586
00:32:02,924 --> 00:32:05,374
‫الینا

587
00:32:07,544 --> 00:32:09,045
‫داری بلوف میزنی

588
00:32:26,563 --> 00:32:27,597
‫الان چی؟

589
00:32:27,598 --> 00:32:29,867
‫الان چیزی حس می‌کنی؟

590
00:32:29,868 --> 00:32:33,319
‫عصبانی هستی که رفیقتو طعمه‌ی راه کردم؟

591
00:32:34,788 --> 00:32:36,406
‫یا ناراحتی از اینکه

592
00:32:36,407 --> 00:32:38,325
‫پسری که همه دوستش داشتن

593
00:32:38,326 --> 00:32:40,576
‫الان فقط یه مشت استخونه؟

594
00:32:41,578 --> 00:32:45,115
‫یادته وقتی یه بچّه‌ی کوچولو بود؟

595
00:32:45,116 --> 00:32:48,533
‫با قلب مهربون ، یه لبخند احمقانه‌ی گنده
‫و یه زندگی پیش روش

596
00:32:53,757 --> 00:32:58,133
‫فکر کنم فکر خوبی بود که اینو دستش کرده بود

597
00:33:01,651 --> 00:33:04,100
‫اوه خدایا ، مت

598
00:33:15,662 --> 00:33:19,316
‫حس می‌کنی که این بار
‫از روی شونه ـت برداشته شده؟

599
00:33:19,317 --> 00:33:20,482
‫باعث خوشحالیه

600
00:33:21,952 --> 00:33:23,587
‫چون دوستت نمرده

601
00:33:23,588 --> 00:33:29,041
‫این احساساته الینا . این انسانیته

602
00:33:46,647 --> 00:33:48,181
‫تو خوب میشی

603
00:33:48,182 --> 00:33:49,983
‫- نه
‫- منو نگاه کن

604
00:33:49,984 --> 00:33:52,869
‫- نه ، نه ، نه . هیچی خوب نمیشه
‫- الینا

605
00:33:52,870 --> 00:33:54,020
‫من چی‌کار کردم؟

606
00:33:54,021 --> 00:33:55,288
‫- هی
‫- نه ، نه

607
00:33:55,289 --> 00:33:57,690
‫من چی‌کار کردم؟ من تقریباً کشتمش

608
00:33:57,691 --> 00:34:00,376
‫مت...من تقریباً...بعدش هم بانی

609
00:34:00,377 --> 00:34:02,629
‫و کرولاین...من...نه ، نه

610
00:34:02,630 --> 00:34:04,214
‫اون زنه پیشخدمته

611
00:34:04,215 --> 00:34:05,465
‫من واقعاً اون پیشخدمتو کشتم

612
00:34:05,466 --> 00:34:07,593
‫- هی ، هی
‫- نه . من اون پیشخدمتو کشتم

613
00:34:07,968 --> 00:34:11,171
‫- هی الینا
‫- هی ، هی

614
00:34:11,172 --> 00:34:13,973
‫به من نگاه کن . به من نگاه کن
‫من این مرحله رو می‌شناسم

615
00:34:13,974 --> 00:34:17,376
‫احساسات دارن تو رو نابود می‌کنن
‫تو فقط باید روی یه چیز تمرکز کنی . باشه؟

616
00:34:17,377 --> 00:34:18,845
‫نه . نمی‌تونم ، نمی‌تونم

617
00:34:18,846 --> 00:34:22,232
‫تو اون چیزی که درونته و باعث
‫قدرتمند شدنت میشه رو باید پیدا کنی

618
00:34:22,233 --> 00:34:25,885
‫این درونته . بهش متوسّل شو

619
00:34:25,886 --> 00:34:28,905
‫هر چیزی که حس می‌کنی رو به
‫سمت اون یه دونه احساس هدایت کن

620
00:34:28,906 --> 00:34:32,692
‫اون چیزی که درونته و باعث میشه بخوای زندگی کنی رو پیدا کن

621
00:34:32,693 --> 00:34:37,562
‫الینا ، بذار حسّش کنی
‫بذار حسّش کنی

622
00:34:43,037 --> 00:34:45,038
‫خوبه

623
00:34:45,039 --> 00:34:46,339
‫همینه

624
00:34:46,340 --> 00:34:47,590
‫همینه

625
00:34:47,591 --> 00:34:50,743
‫فقط اونو بکش تو
‫همه‌ی چیزای دیگه رو بریز دور

626
00:34:50,744 --> 00:34:52,462
‫خوبه

627
00:34:52,463 --> 00:34:54,380
‫خوبه

628
00:35:09,112 --> 00:35:11,763
‫خوبی؟

629
00:35:12,949 --> 00:35:14,816
‫نه

630
00:35:17,103 --> 00:35:18,553
‫من خوب نیستم

631
00:35:21,291 --> 00:35:23,242
‫امّا بهتر میشم

632
00:35:30,133 --> 00:35:31,634
‫یالّا

633
00:35:31,635 --> 00:35:33,786
‫خب ، این جواب میده

634
00:35:50,970 --> 00:35:53,138
‫مامان؟

635
00:35:53,140 --> 00:35:55,942
‫چشماتو باز کن . یالّا

636
00:35:55,943 --> 00:35:58,661
‫پاشو . تو باید پاشی

637
00:35:58,662 --> 00:36:01,363
‫تو باید فارغ‌التحصیلی منو ببینی

638
00:36:03,533 --> 00:36:06,119
‫قسم می‌خورم که...

639
00:36:06,120 --> 00:36:08,838
‫قسم می‌خورم که از این شهر ببرمت

640
00:36:08,839 --> 00:36:11,341
‫و برات یه مرد خوب پیدا کنم

641
00:36:27,857 --> 00:36:29,308
‫مامان

642
00:37:01,140 --> 00:37:04,093
‫من تا به حال کارکرد این حلقه رو
‫از نزدیک ندیده بودم

643
00:37:04,094 --> 00:37:05,544
‫درد داره؟

644
00:37:05,545 --> 00:37:09,048
‫منظورت شکستن گردنم و زنده شدن دوباره‌ست؟

645
00:37:09,049 --> 00:37:11,666
‫چون جفتش بیش از حد درد داره

646
00:37:12,935 --> 00:37:14,821
‫جواب داد؟

647
00:37:14,822 --> 00:37:16,389
‫خب ، به نظر میاد که

648
00:37:16,390 --> 00:37:20,059
‫سدّ احساسات الینا بالاخره کاملاً شکسته شد

649
00:37:20,060 --> 00:37:23,578
‫پس به زودی به اون خود ملال‌آور حسّاسش برمیگرده

650
00:37:25,365 --> 00:37:27,400
‫بیا

651
00:37:27,401 --> 00:37:29,919
‫این کارِت خیلی شجاعانه بود

652
00:37:29,920 --> 00:37:32,954
‫اون منو از غرق شدن ته اون رودخونه نجات داد

653
00:37:34,540 --> 00:37:37,042
‫من فقط دارم برای جبرانش هر کاری
‫از دستم برمیاد رو انجام میدم

654
00:37:39,212 --> 00:37:41,414
‫توی این دنیا به اندازه‌ی کافی
‫معذرت‌خواهی وجود نداره

655
00:37:41,415 --> 00:37:43,933
‫که ازت بخوام به‌خاطر نقشی
‫که توی این قضیه داشتم

656
00:37:43,934 --> 00:37:46,419
‫پرت کردنتون از پل

657
00:37:46,420 --> 00:37:49,831
‫و خون‌آشام شدن الینا برای نجات تو

658
00:37:52,275 --> 00:37:55,261
‫اگر نمی‌خوای با تقلّب ببرمت کالج اشکالی نداره

659
00:37:55,262 --> 00:37:58,597
‫از راه سختش برو امّا...مت

660
00:38:00,433 --> 00:38:04,120
‫من تک تک روزهامو تا فارغ‌التحصیلی

661
00:38:04,121 --> 00:38:06,595
‫صرف پیدا کردن راهی می‌کنم که جبران کنم واست

662
00:38:14,781 --> 00:38:19,669
‫من کاملاً آگاهم که سنگ قبر فقط یه مشت کلوخ نیست

663
00:38:19,670 --> 00:38:21,920
‫- شوخی می‌کنی
‫- و باعث شد به این فکر کنم که

664
00:38:21,921 --> 00:38:24,891
‫همه‌ی طلسمای بزرگ به یه منبع انرژی نیاز داره

665
00:38:24,892 --> 00:38:28,344
‫یک عنصر دوری مثل ماه کامل

666
00:38:28,345 --> 00:38:30,595
‫یا ستاره‌ی دنباله‌دار

667
00:38:30,597 --> 00:38:32,248
‫امّا اون سنگ قبر پر شده از

668
00:38:32,249 --> 00:38:35,101
‫خون اون جدّ تو "کاتسویه" یا حالا هر چی

669
00:38:35,102 --> 00:38:36,552
‫"کتسیا"

670
00:38:36,553 --> 00:38:39,906
‫اون به قدری قدرتمند بوده
‫که اونطرف رو درست کرده

671
00:38:39,907 --> 00:38:43,242
‫پس شاید اگر تو خون اونو داشته باشی

672
00:38:43,243 --> 00:38:47,730
‫برای برداشتن پرده به ماه کامل نیازی نداشته باشی

673
00:38:47,731 --> 00:38:50,733
‫شاید بتونی هر موقعی که می‌خوای انجامش بدی

674
00:38:50,734 --> 00:38:52,952
‫چیزی که نمی‌تونم بفهمم اینه که

675
00:38:52,953 --> 00:38:55,037
‫اصلاً چرا می‌خوای پرده رو برداری؟

676
00:38:55,038 --> 00:38:56,939
‫دلایل خودمو دارم

677
00:38:56,940 --> 00:39:00,675
‫و دوباره می‌پرسم که به من چی میرسه؟

678
00:39:00,677 --> 00:39:04,514
‫تو به اون چیزی که بیشتر از هر چیزی
‫تو این دنیا می‌خوای میرسی

679
00:39:04,515 --> 00:39:07,600
‫آزادی ، جون سالم به‌در بردن

680
00:39:07,601 --> 00:39:10,335
‫اینکه دیگه هیچ‌وقت مجبور نباشی
‫از دست کسی فرار کنی

681
00:39:11,471 --> 00:39:14,607
‫وقتی که من پرده رو بردارم
‫می‌تونم با "کتسیا" صحبت کنم

682
00:39:14,608 --> 00:39:17,360
‫اون طلسمی رو ساخته که سایلس رو

683
00:39:17,361 --> 00:39:20,218
‫به معنای واقعی جاودانه و آسیب‌ناپذیر
‫نسبت به هر سلاحی کرده

684
00:39:22,949 --> 00:39:26,368
‫تو اینو برای خودت می‌خوای ، مگه نه؟

685
00:39:28,554 --> 00:39:30,822
‫من می‌تونم بدمش به تو

686
00:39:32,525 --> 00:39:34,743
‫بانی بِنِت ، ما قرارداد می‌بندیم

687
00:39:37,965 --> 00:39:39,531
‫هی

688
00:39:41,008 --> 00:39:44,920
‫بیا . چه حسّی داری؟

689
00:39:46,222 --> 00:39:48,045
‫درد هنوز هست

690
00:39:49,358 --> 00:39:53,028
‫اندوه و حسّ شرمندگی

691
00:39:54,664 --> 00:39:56,732
‫امّا الان می‌فهمم

692
00:39:56,733 --> 00:39:59,185
‫خاموش کردنش فقط یه تقلّبه

693
00:39:59,186 --> 00:40:01,821
‫منظورم اینه که این دیوار رو می‌کشی و

694
00:40:01,822 --> 00:40:05,190
‫همه‌ی چیزایی رو خفه می‌کنی که تو
‫رو تبدیل به چیزی می‌کنن که هستی

695
00:40:08,194 --> 00:40:10,672
‫هیچ چیزی روت تأثیری نمیذاره
‫هیچی واست مهم نیست

696
00:40:10,673 --> 00:40:13,866
‫امّا مسائل مهمّن . چیزهایی اتّفاق میفتن
‫که براشون راه بازگشتی نیست

697
00:40:13,867 --> 00:40:17,203
‫و من الان میدونم که باید یه راهی براشون پیدا کرد

698
00:40:17,204 --> 00:40:23,376
‫الینا ، کاری که تو الان باید بکنی اینه که
‫استراحت کنی و چند روزی به چیزی فکر نکنی

699
00:40:23,377 --> 00:40:25,711
‫حتّی برای چند سال . بیا

700
00:40:25,712 --> 00:40:28,764
‫بسّه هر چی استراحت کردم

701
00:40:28,765 --> 00:40:30,432
‫خیلی کارها دارم که باید انجام بدم

702
00:40:31,751 --> 00:40:33,586
‫داری از چی حرف میزنی؟

703
00:40:33,587 --> 00:40:35,721
‫فکر کن بهش . خیلی واضحه

704
00:40:35,722 --> 00:40:37,940
‫به اندازه‌ی کافی برو عقب

705
00:40:37,941 --> 00:40:39,925
‫یه نفر هست که ما رو به این وضع انداخته

706
00:40:41,277 --> 00:40:43,228
‫که زندگی ما رو نابود کرده

707
00:40:44,430 --> 00:40:46,699
‫به خودتون نگاه کنید

708
00:40:46,700 --> 00:40:48,618
‫هر بلایی که سرتون اومده مسبّبش اون بوده

709
00:40:48,619 --> 00:40:51,203
‫اون کلاوس رو آورده به میستیک‌فالز

710
00:40:51,204 --> 00:40:53,239
‫اون کرولاین رو تبدیل به خون‌آشام کرده

711
00:40:53,240 --> 00:40:55,941
‫اون برادر منو کشته

712
00:40:55,942 --> 00:40:59,612
‫اینا همه به اون ختم میشه...کاترین

713
00:40:59,613 --> 00:41:04,250
‫باشه؟ استفن گفت که روی یه چیز
‫تمرکز کنم . منم کردم

714
00:41:04,251 --> 00:41:06,085
‫من روی تنفّرم تمرکز کردم

715
00:41:06,086 --> 00:41:08,888
‫و خیلی از اون متنفّرم

716
00:41:08,889 --> 00:41:10,723
‫خبّ ، من فکر نمی‌کنم منظورش این بوده باشه

717
00:41:10,724 --> 00:41:12,558
‫الینا ، کاترین ارزش وقت تو رو نداره

718
00:41:12,559 --> 00:41:14,226
‫حتّی اگر ۱۰ دقیقه از عمرتو صرف تنفّر از اون کنی

719
00:41:14,227 --> 00:41:16,762
‫باز هم اون برنده‌ست

720
00:41:16,763 --> 00:41:19,664
‫نه اگه بکشمش

721
00:41:21,700 --> 00:41:22,700
‫ترجمه و زیرنویس : نــوشــــیـن

722
00:41:23,700 --> 00:41:24,700
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

