1
00:00:02,130 --> 00:00:03,564
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,565 --> 00:00:04,608
‫خاموشش کن

3
00:00:04,609 --> 00:00:06,864
‫اون بدون انسانیتش بی‌رحمه

4
00:00:06,865 --> 00:00:09,266
‫من از ملایم بودن خسته شدم

5
00:00:09,267 --> 00:00:11,609
‫فکر کنم ایده‌ی خوبی بود که اینو دستش کرده بود

6
00:00:11,610 --> 00:00:12,987
‫این احساساته الینا

7
00:00:12,988 --> 00:00:15,173
‫سایلس روانیه . اون می‌تونه بره توی سر افراد

8
00:00:15,174 --> 00:00:16,385
‫ذهنشونو بخونه . وادارشون کنه چیزایی رو ببینن

9
00:00:16,386 --> 00:00:17,541
‫که واقعاً اونجا وجود نداره

10
00:00:17,542 --> 00:00:18,909
‫سایلس از من می‌خواد پرده‌ی بین

11
00:00:18,910 --> 00:00:20,928
‫طرف خودمون و اونطرف رو بردارم

12
00:00:20,929 --> 00:00:23,447
‫اون می‌خواد دارو رو بخوره
‫و بعدش می‌خواد بمیره

13
00:00:23,448 --> 00:00:26,217
‫من گفتم که کمکش می‌کنم
‫و از اون‌موقع دارم ازش قایم میشم

14
00:00:26,218 --> 00:00:28,385
‫من چی‌کار کردم؟
‫من نزدیک بود بکشمش

15
00:00:28,386 --> 00:00:30,587
‫مت...من نزدیک بود...نه ، نه

16
00:00:31,422 --> 00:00:33,057
‫احساسات دارن تو رو نابود می‌کنن

17
00:00:33,058 --> 00:00:35,008
‫تو فقط باید روی یک چیز تمرکز کنی ، باشه؟

18
00:00:35,010 --> 00:00:37,995
‫- منم کردم . من روی تنفّر تمرکز کردم
‫- کاترین

19
00:00:37,996 --> 00:00:41,282
‫حتّی اگر ۱۰ دقیقه از عمرتو صرف
‫تنفّر از اون کنی بازم اون بُرده

20
00:00:41,283 --> 00:00:43,133
‫نه اگه بکشمش

21
00:00:48,189 --> 00:00:50,491
‫- خب؟
‫- این هیچ کاری واسه من نمی‌کنه

22
00:00:50,492 --> 00:00:51,658
‫واسه تو چجوری بود؟

23
00:00:54,111 --> 00:00:55,311
‫دوباره

24
00:00:59,685 --> 00:01:01,719
‫خوبه . حالا

25
00:01:01,721 --> 00:01:02,887
‫روی بیخیال شدن تمرکز کن

26
00:01:02,888 --> 00:01:04,489
‫یا اینکه می‌تونیم از بخش تصفیه‌سازی من بگذریم

27
00:01:04,490 --> 00:01:07,025
‫و تو می‌تونی به من بگی که کجاست
‫تا برم سرشو از تنش جدا کنم

28
00:01:07,026 --> 00:01:08,493
‫من نمیدونم کاترین کجاست

29
00:01:08,494 --> 00:01:10,445
‫و حتّی اگر هم میدونستم به تو نمی‌گفتم

30
00:01:10,446 --> 00:01:13,365
‫استفن ، تو خودت به من گفتی که همه‌ی احساساتمو

31
00:01:13,366 --> 00:01:14,533
‫به سمت یه دونه حس هدایت کنم

32
00:01:14,534 --> 00:01:15,834
‫میدونم . من فقط فکر کردم

33
00:01:15,835 --> 00:01:18,954
‫که اون حس عشق یا امید یا دلسوزی باشه

34
00:01:18,955 --> 00:01:21,506
‫نه یه کینه‌ی قوی از یه خون‌آشام بی‌رحم

35
00:01:21,507 --> 00:01:24,927
‫- که ۵۰۰ سال از تو پیرتره
‫- به‌هرحال

36
00:01:24,928 --> 00:01:27,378
‫۵۰تا بارفیکس بزن

37
00:01:30,882 --> 00:01:34,052
‫تو هم وقتی احساساتتو دوباره بدست
‫آوردی می‌خواستی کلاوس رو بکشی

38
00:01:34,053 --> 00:01:37,222
‫میدونم و نتونستم

39
00:01:37,223 --> 00:01:39,056
‫فکر نمی‌کنی بتونم کاترینو بکشم؟

40
00:01:39,058 --> 00:01:40,976
‫من فکر نمی‌کنم که تو
‫واقعاً بخوای این‌کار رو کنی

41
00:01:40,977 --> 00:01:43,812
‫شاید تو راست میگی . شاید

42
00:01:43,813 --> 00:01:46,648
‫من فقط می‌خوام گرمای قفسه‌ی سینه‌ـشو حس کنم

43
00:01:46,649 --> 00:01:48,433
‫وقتی که دارم قلبشو از سینه درمیارم

44
00:01:48,434 --> 00:01:51,569
‫و صورتشو ببینم وقتی که
‫می‌فهمه که قلبشو ازش گرفتم

45
00:01:53,772 --> 00:01:58,275
‫نه . من فقط می‌خوام بکشمش
‫به همین سادگی

46
00:01:59,026 --> 00:02:00,711
‫من میرم دوش بگیرم

47
00:02:01,800 --> 00:02:02,800
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

48
00:02:03,800 --> 00:02:04,800
‫ترجمه و زیرنویس : نــوشــــیـن

49
00:02:05,800 --> 00:02:10,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫قسمت ۲۲ : خیزش مردگان</font>

50
00:02:11,173 --> 00:02:13,308
‫خب ، بذار ببینم درست فهمیدم
‫یه یادداشت از فارغ‌التحصیلی قریب‌الوقوعت

51
00:02:13,309 --> 00:02:15,677
‫برای مردم می‌فرستی و اونا

52
00:02:15,678 --> 00:02:18,480
‫- مجبور میشن بهت پول بدن؟
‫- تقریباً

53
00:02:18,481 --> 00:02:21,099
‫خیلی عالیه . تو چرا شرکت نمی‌کنی؟

54
00:02:21,100 --> 00:02:24,101
‫- من فک و فامیل زیادی ندارم
‫- درست مثل من

55
00:02:24,103 --> 00:02:25,937
‫علاوه بر اون من فکر نمی‌کنم
‫رؤیای مادرم این بوده باشه

56
00:02:25,938 --> 00:02:29,191
‫که منو توی کلاه و شنل ببینه
‫مادر تو چی؟

57
00:02:29,192 --> 00:02:31,626
‫بهتره فقط بگم که هیجان هیچ کادوی فارغ‌التحصیلی رو ندارم

58
00:02:36,281 --> 00:02:37,565
‫تمبر لطفاً

59
00:02:39,201 --> 00:02:40,786
‫ممنون

60
00:02:40,787 --> 00:02:43,005
‫تو لازم نیست که تظاهر کنی با من خوبی کرولاین

61
00:02:43,006 --> 00:02:45,675
‫من میدونم این فقط یه اقدامه که حواس منو پرت کنید

62
00:02:47,093 --> 00:02:50,011
‫تموم شد؟ من تازه دسته‌ی دوم نامه‌هام هستم

63
00:02:50,013 --> 00:02:52,263
‫ما توی "دِنوِر" دوست و فامیل دارم

64
00:02:53,099 --> 00:02:57,052
‫غیر از اونا دیگه برای کسی مهم نیست
‫که من دارم فارغ‌التحصیل میشم

65
00:02:57,053 --> 00:02:59,021
‫و صادقانه بگم واسه خودمم مهم نیست

66
00:02:59,022 --> 00:03:00,639
‫میدونی ، این حسّیه که الان داری

67
00:03:00,640 --> 00:03:03,058
‫امّا به محض اینکه از این فاز
‫تنفّر از کاترین بیای بیرون...

68
00:03:03,059 --> 00:03:05,394
‫وایسا ، تو میدونی کاترین کجاست؟

69
00:03:05,395 --> 00:03:06,595
‫نه . من از کجا باید بدونم که اون کجاست؟

70
00:03:06,596 --> 00:03:08,764
‫آره امّا کرولاین ، اگر بدونی
‫به من میگی دیگه . درسته؟

71
00:03:08,765 --> 00:03:11,200
‫الینا ، داری عقده‌ای بازی درمیاری

72
00:03:11,201 --> 00:03:12,735
‫کرولاین ، گوش بده به من

73
00:03:12,736 --> 00:03:15,103
‫اگر تو میدونی که کاترین کجاست باید به من بگی

74
00:03:15,104 --> 00:03:20,133
‫من نمیدونم . الینا ، آروم باش

75
00:03:29,468 --> 00:03:31,554
‫سلام

76
00:03:38,177 --> 00:03:39,928
‫از این چندش‌آورتر هم می‌تونی باشی؟

77
00:03:41,463 --> 00:03:42,730
‫ما چرا اینجاییم؟

78
00:03:43,732 --> 00:03:45,234
‫تو می‌خوای من به معنای واقعی جاودانه ـت کنم

79
00:03:45,235 --> 00:03:46,468
‫که هیچی نتونه تو رو بکشه

80
00:03:46,469 --> 00:03:48,270
‫برای این‌کار من باید با "کتسیا" حرف بزنم

81
00:03:48,271 --> 00:03:50,639
‫که معنیش اینه که باید پرده رو به سمت اونطرف بزنم کنار

82
00:03:50,640 --> 00:03:51,907
‫این هنوز توضیح نمیده که

83
00:03:51,908 --> 00:03:55,142
‫چرا منو مجبور کردی با چکمه‌های
‫۵۰۰دلاری بیام تو این گل و شل

84
00:03:56,495 --> 00:03:58,197
‫چند مایل اونورتر

85
00:03:58,198 --> 00:04:00,449
‫۱۲تا دورگه توی سرداب لاک‌وود کشته شدند

86
00:04:00,450 --> 00:04:01,817
‫و چند مایل هم اونطرف‌تر ۱۲تا انسان

87
00:04:01,818 --> 00:04:03,252
‫توی مزرعه‌ی "یانگ" کشته شدند

88
00:04:03,253 --> 00:04:05,421
‫و اینجام جاییه که ۱۲تا جادوگر کشته شدند

89
00:04:05,422 --> 00:04:07,256
‫۱۳تا اگه خاطرت باشه

90
00:04:07,257 --> 00:04:08,824
‫این مثلّث تجلّیه

91
00:04:08,825 --> 00:04:11,427
‫من باید هر ۳ نقطه رو تقویت کنم
‫و انرژی عرفانی رو از

92
00:04:11,428 --> 00:04:12,661
‫سنگ قبر سایلس به اینجا هدایت کنم

93
00:04:12,662 --> 00:04:14,329
‫وقتی این اتّفاق بیفته من می‌تونم پرده رو

94
00:04:14,330 --> 00:04:15,714
‫توی این ۳ ناحیه بردارم

95
00:04:15,715 --> 00:04:17,549
‫و به اندازه‌ی کافی طول می‌کشه
‫تا به چیزی که می‌خوام برسم

96
00:04:17,551 --> 00:04:19,885
‫و تو دقیقاً به چی احتیاج داری؟

97
00:04:19,886 --> 00:04:23,338
‫سایلس هیچ کاری جز شکنجه دادن دوستای من نکرده

98
00:04:23,339 --> 00:04:25,474
‫الان هم می‌خواد جهنّمو بیاره روی زمین

99
00:04:25,475 --> 00:04:27,475
‫اون شیطانه . طی ۲۰۰۰ سال

100
00:04:27,477 --> 00:04:30,479
‫فقط یه نفر تونسته از پس اون بربیاد

101
00:04:30,480 --> 00:04:32,514
‫"بذار حدس بزنم..."کتسیا

102
00:04:32,515 --> 00:04:36,151
‫اگر بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
‫می‌تونم ازش بپرسم که چجوری میشه این‌کار رو کرد

103
00:04:36,152 --> 00:04:37,236
‫حالا اون سنگو بده به من

104
00:04:37,237 --> 00:04:40,489
‫تو می‌خوای هر چی جونور مرده‌ی ماوراءالطبیعه
‫هستو بریزی توی میستیک‌فالز

105
00:04:40,490 --> 00:04:43,358
‫که بتونی از یه جادوگر پیر ۲۰۰۰ ساله درخواست کنی

106
00:04:43,359 --> 00:04:46,629
‫که نه یکی بلکه ۲تا لطف بهت بکنه؟

107
00:04:46,630 --> 00:04:48,888
‫فکر کنم بند و بساطمو ببرم یه جا دیگه پهن کنم

108
00:04:55,537 --> 00:04:58,172
‫- این چه کوفتیه؟
‫- من خودمونو پیوند دادم

109
00:04:59,458 --> 00:05:01,460
‫که معنیش اینه که تو کلّ روز رو با من گیر افتادی

110
00:05:01,461 --> 00:05:02,645
‫سایلس می‌تونه هر کسی باشه

111
00:05:02,646 --> 00:05:04,013
‫اگر بتونه بره توی ذهن تو و بفهمه

112
00:05:04,014 --> 00:05:07,382
‫که من برای اجرا کردن طلسم
‫به ماه کامل نیازی ندارم

113
00:05:07,383 --> 00:05:08,566
‫همه چی تموم میشه

114
00:05:10,870 --> 00:05:12,353
‫حالا بریم سر اون سنگ قبر

115
00:05:18,327 --> 00:05:20,078
‫دونات‌ها از کَفِت رفت

116
00:05:21,497 --> 00:05:22,948
‫آره . من با الینا بودم

117
00:05:22,949 --> 00:05:25,367
‫که چند ۱۰۰۰تا کالری پر از نفرت بسوزونه

118
00:05:25,368 --> 00:05:26,752
‫تو که می‌خواستی کمکم کنی پس چی شد؟

119
00:05:26,753 --> 00:05:29,371
‫کمک؟ آره . دستی دستی تقدیم کردن

120
00:05:29,372 --> 00:05:30,456
‫وقت نازنینم

121
00:05:30,457 --> 00:05:32,240
‫تو داری می‌پیچونی

122
00:05:32,241 --> 00:05:33,575
‫چه غیرقابل پیش‌بینی

123
00:05:33,576 --> 00:05:36,411
‫من نمی‌پیچونم . تنها هدف الینا
‫اینه که کار کاترینو تموم کنه

124
00:05:36,412 --> 00:05:37,880
‫و این به‌طور اسرارآمیزی با

125
00:05:37,881 --> 00:05:40,182
‫تمرینات یوگا و تهذیب نفس از بین نمیره

126
00:05:40,183 --> 00:05:42,300
‫سلام بچّه‌ها ، ممنون که اومدین

127
00:05:42,302 --> 00:05:44,103
‫- هی
‫- ما چرا دعوت شدیم؟

128
00:05:44,104 --> 00:05:45,971
‫خب ، بیمارستان از ماه گذشته
‫که بهشون دستبرد زده شده

129
00:05:45,972 --> 00:05:47,388
‫ذخایر خونی بیمارستان رو خالی نگه داشته

130
00:05:47,390 --> 00:05:48,750
‫ما فکر کردیم که حدّاقل

131
00:05:48,758 --> 00:05:50,893
‫با این‌کار جماعت خون‌آشام دور میشن

132
00:05:50,894 --> 00:05:53,761
‫- و نشدن؟
‫- خودتون ببینین

133
00:06:08,877 --> 00:06:10,796
‫۴تا قربانی دیگه هم توی این بخش بودن

134
00:06:10,797 --> 00:06:13,047
‫هر کدوم هم تقریباً خونشون کاملاً تخلیه شده

135
00:06:13,882 --> 00:06:15,417
‫فکر می‌کنید کار سایلس باشه؟

136
00:06:15,418 --> 00:06:18,170
‫یا شایدم یه دکتر با عادت‌های
‫قبل خواب خیلی سؤال‌برانگیز

137
00:06:18,171 --> 00:06:20,589
‫امّا ۵تا قربانی؟ خیلی خون زیادیه

138
00:06:20,590 --> 00:06:22,074
‫و نمی‌تونه که مثلاً با خودش ببره خونشونو

139
00:06:22,075 --> 00:06:25,127
‫مگر اینکه بخواد برای یه کار
‫خیلی بزرگ خودشو تقویت کنه

140
00:06:25,128 --> 00:06:27,628
‫بزرگ؟ هر جزئیاتی می‌تونه خیلی به ما کمک کنه

141
00:06:27,630 --> 00:06:29,263
‫با توجّه به اینکه من بیرون از اینجا با

142
00:06:29,265 --> 00:06:31,800
‫۵تا خانواده ی داغ‌دار و یه قاتل روانی
‫که مسئول این کاراست سر و کار دارم

143
00:06:31,801 --> 00:06:33,402
‫سایلس از بانی می‌خواد که طلسمی رو اجرا کنه

144
00:06:33,403 --> 00:06:35,521
‫که پرده‌ی اونطرف رو برداره

145
00:06:35,522 --> 00:06:37,272
‫اصلاً نمی‌فهمم معنی این چیه

146
00:06:37,273 --> 00:06:39,608
‫اون یه دیوار نامرئیه که دنیای ما رو

147
00:06:39,609 --> 00:06:42,244
‫از دنیای تمام جونورای مُرده‌ی ماوراءالطبیعه جدا می‌کنه

148
00:06:42,245 --> 00:06:46,281
‫حالا سایلس می‌خواد این از بین بره
‫که بتونه دارو رو بخوره و بمیره

149
00:06:46,282 --> 00:06:50,669
‫و مجبور نباشه تا ابد توی برزخ ماوراءالطبیعه‌ها گرفتار بشه

150
00:06:50,670 --> 00:06:53,589
‫و فکر می‌کنید که سایلس چه زمانی قصد انجام این‌کار رو داره؟

151
00:06:53,590 --> 00:06:57,342
‫ماه کامل بعدی...فردا شب

152
00:06:59,327 --> 00:07:03,164
‫از اون سرداب قدیمی لاک‌وود بوی گند سگ خیس میزنه بیرون

153
00:07:04,016 --> 00:07:06,001
‫من همین بالا می‌مونم

154
00:07:06,002 --> 00:07:08,669
‫به وضوح نمیدونی این چطوری کار می‌کنه

155
00:07:20,065 --> 00:07:21,567
‫می‌فهمی که من یه بچّه‌ی سرگردون

156
00:07:21,568 --> 00:07:23,986
‫توی سوپرمارکت نیستم . آره؟

157
00:07:23,987 --> 00:07:25,988
‫من یه خون‌آشامم که می‌تونه تو رو بکشه

158
00:07:25,989 --> 00:07:29,158
‫هر اتّفاقی که برای من بیفته برای تو هم میفته

159
00:07:29,159 --> 00:07:31,076
‫تو واقعاً فکر می‌کنی من خوشم میاد تو اینجا باشی؟

160
00:07:31,077 --> 00:07:35,080
‫و اینجا چیه؟ درسته

161
00:07:35,081 --> 00:07:37,698
‫۱۲تا دورگه‌ی مرده
‫باید خوب باشه

162
00:08:03,642 --> 00:08:05,527
‫امشب قرار بوده بارون بیاد؟

163
00:08:05,528 --> 00:08:07,829
‫قیافه‌ی من شبیه هواشناساس؟

164
00:08:11,984 --> 00:08:15,154
‫یه نفر باید یه کاری بکنه
‫قبل از اینکه خانم منفجر بشن

165
00:08:15,155 --> 00:08:16,537
‫من درستش می‌کنم

166
00:08:22,044 --> 00:08:23,211
‫مشروب

167
00:08:24,163 --> 00:08:25,713
‫همه رو گذاشتی سر کار

168
00:08:29,218 --> 00:08:30,968
‫خب ، جریان چیه؟

169
00:08:30,970 --> 00:08:33,839
‫من کاملاً از این جریان روشن کردن
‫کلید احساسات بی‌خبرم

170
00:08:33,840 --> 00:08:36,759
‫پیچیده نیست . اون تخته‌ی دارت رو می‌بینی؟

171
00:08:36,760 --> 00:08:39,711
‫تنها چیزی که تصوّر می‌کنم صورت کاترینه

172
00:08:39,712 --> 00:08:42,380
‫پس احساساتت به‌کار افتاده
‫فقط همه ـش رفته سمت خشم

173
00:08:42,381 --> 00:08:45,851
‫ببین ربکا ، من می‌فهمم که قبلاً
‫وقتی انسانیتم خاموش بود

174
00:08:45,852 --> 00:08:50,322
‫باهم رفقای جون جونی شده بودیم
‫امّا بذار یه چیزی رو روشن کنم

175
00:08:50,323 --> 00:08:51,797
‫ما دوست نیستیم

176
00:08:54,124 --> 00:08:58,094
‫ما چی؟ هنوز دوستیم؟

177
00:08:58,095 --> 00:09:00,463
‫تمام اون چیزایی که گفتی
‫وقتی انسانیتت خاموش بود

178
00:09:00,464 --> 00:09:03,183
‫واقعاً همون حسّا رو داری؟

179
00:09:03,184 --> 00:09:05,768
‫کرولاین ، من واقعاً توی حال
‫مرور کردن خاطرات نیستم

180
00:09:07,971 --> 00:09:10,390
‫خب ، اون‌دفعه که اینو گفتی

181
00:09:10,391 --> 00:09:13,560
‫: و من دقیقاً نقل قول می‌کنم
‫تو یه هیولای خونخوار"

182
00:09:13,561 --> 00:09:15,978
‫غیرقابل‌کنترلی" چی؟

183
00:09:17,430 --> 00:09:19,198
‫واقعاً اونا رو از ته دلت گفتی؟

184
00:09:22,318 --> 00:09:24,688
‫اگر منتظری معذرت‌خواهی هستی نصیبت نمیشه

185
00:09:24,689 --> 00:09:26,456
‫من نمی‌تونم به خودم اجازه بدم که حسّ بد داشته باشم

186
00:09:26,457 --> 00:09:30,910
‫چون اگر حسّ بد داشته باشم
‫همه چیز رو حس می‌کنم و...

187
00:09:30,911 --> 00:09:33,162
‫همه‌مون دیدیم که این شرایط رو چجوری تحمّل می‌کنم

188
00:09:47,927 --> 00:09:50,013
‫برق کلّاً رفته

189
00:09:50,014 --> 00:09:51,547
‫به مامانم زنگ میزنم

190
00:09:51,548 --> 00:09:53,382
‫شاید اون بدونه چه خبره

191
00:10:00,723 --> 00:10:03,159
‫۱۲تا انسان اینجا تا حدّ مرگ سوخته ـن

192
00:10:03,160 --> 00:10:04,893
‫اونا بی‌خودی برای سایلس مردن

193
00:10:07,664 --> 00:10:09,699
‫چی‌کار کردی؟

194
00:10:09,700 --> 00:10:11,533
‫آخرین نقطه‌ی حسّاس رو هم پیوند دادم

195
00:10:13,169 --> 00:10:14,755
‫وقتشه که پرده رو بردارم

196
00:10:20,502 --> 00:10:23,483
‫قطعی برق از ۳ نقطه داخل شهر نشأت می‌گیره

197
00:10:23,485 --> 00:10:25,737
‫مزرعه‌ی "یانگ" ، املاک لاک‌وود

198
00:10:25,738 --> 00:10:28,205
‫"و یه مبدّل برق کهنه خارج از جادّه‌ی قدیمی "میلر

199
00:10:29,908 --> 00:10:32,543
‫اینا محل‌های قال‌عام‌های سایلس‌ـه

200
00:10:35,747 --> 00:10:37,782
‫این مثلّث تجلّیه

201
00:10:37,783 --> 00:10:41,383
‫- بانی احتمالاً داره طلسم رو اجرا می‌کنه
‫- پس مگه به ماه کامل نیاز نداشت؟

202
00:10:41,384 --> 00:10:43,409
‫من یه چیز دیگه هم میدونم
‫یکی از کارمندای اداره‌ی برق

203
00:10:43,410 --> 00:10:45,597
‫یه دختر داره که با بانی تو یه مدرسه‌ست

204
00:10:45,599 --> 00:10:48,835
‫اونو دیده که یه ساعت پیش
‫از مزرعه‌ی "یانگ" خارج شده

205
00:10:48,836 --> 00:10:50,002
‫با الینا

206
00:10:50,887 --> 00:10:52,721
‫امّا کرولاین با الیناست

207
00:10:52,722 --> 00:10:55,025
‫انگار بانی بِنِت یه دوست همزاد جدید پیدا کرده

208
00:10:55,026 --> 00:10:56,376
‫خب ، چطوری پیداشون کنیم؟

209
00:10:56,377 --> 00:10:58,594
‫خب ، اونا باید یه جایی توی مثلّث باشن

210
00:10:58,595 --> 00:11:00,847
‫حدس من درست وسطشه

211
00:11:00,848 --> 00:11:02,614
‫و این دقیقاً میشه کجا؟

212
00:11:11,241 --> 00:11:14,494
‫- کرولاین کجاست؟
‫- داخله . داره دنبال بانی می‌گرده

213
00:11:14,495 --> 00:11:15,912
‫من فکر کنم باید تقسیم بشیم

214
00:11:15,913 --> 00:11:18,780
‫من و دیمن بیرونو می‌گردیم
‫تو و کرولاین هم داخلو

215
00:11:20,250 --> 00:11:22,584
‫خیلی خب ، اگر چیزی پیدا کردین بهم خبر بدین

216
00:11:25,221 --> 00:11:26,889
‫یه نفر انگار دنبال موقعیت بود

217
00:11:28,224 --> 00:11:29,558
‫کاترین کجاست؟

218
00:11:31,261 --> 00:11:32,762
‫حالا فهمیدم

219
00:11:32,763 --> 00:11:34,297
‫یه برادر حالتو می‌گیره

220
00:11:34,298 --> 00:11:36,316
‫تو میری سراغ اون یکی برادر . عالیه

221
00:11:36,317 --> 00:11:37,600
‫تو میدونی ، نه؟

222
00:11:37,601 --> 00:11:39,768
‫متوجّه نشدی که همه‌ی اون مزخرفات آخرالزمان

223
00:11:39,770 --> 00:11:41,571
‫الان داره اتّفاق میفته؟

224
00:11:41,572 --> 00:11:43,356
‫بگو که نمی‌خوای اون بمیره

225
00:11:43,357 --> 00:11:45,108
‫بعد از همه‌ی اون کارایی که باهات کرده

226
00:11:45,109 --> 00:11:47,277
‫صدها سال تو رو سر دوونده

227
00:11:47,278 --> 00:11:48,445
‫الینا ، نیازی نداره تمام دلایلی که من به‌خاطرش

228
00:11:48,446 --> 00:11:49,746
‫از کاترین متنفّرم رو لیست کنیم

229
00:11:49,747 --> 00:11:51,414
‫کاری که باید بکنیم پیدا کردن بانیه . یالّا

230
00:11:51,415 --> 00:11:53,032
‫بانی واسم مهم نیست

231
00:11:53,033 --> 00:11:56,668
‫- کشتن کاترین واسم مهمّه
‫- اونا باهم هستن

232
00:11:58,191 --> 00:12:00,673
‫باشه؟ پس بهتره یه‌کم کمتر تهدید کنی

233
00:12:00,674 --> 00:12:02,841
‫و بیشتر بگردی . یالّا

234
00:12:07,630 --> 00:12:11,518
‫هی ، تو اینجایی
‫چیزی پیدا کردی؟

235
00:12:11,519 --> 00:12:13,470
‫تمام مدرسه رو گشتم

236
00:12:13,471 --> 00:12:14,821
‫باید اینجا باشه

237
00:12:17,607 --> 00:12:18,774
‫اون چی بود؟

238
00:12:46,469 --> 00:12:48,988
‫یخا داره آب میشه

239
00:12:51,408 --> 00:12:54,745
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد
‫اینجا مرکز مثلّثه

240
00:12:54,746 --> 00:12:57,030
‫اگر می‌خواد طلسم رو اجرا کنه
‫باید اینجا بکنه

241
00:12:57,031 --> 00:12:59,416
‫اینجا جاییه که باید باشن

242
00:12:59,417 --> 00:13:02,168
‫در واقع من فکر می‌کنم ما جای درستی هستیم

243
00:13:02,986 --> 00:13:04,653
‫فقط توی طبقه‌ی اشتباهی هستیم

244
00:13:12,929 --> 00:13:16,266
‫خب ، این مرکز مثلّثه

245
00:13:16,267 --> 00:13:18,101
‫من آماده ـم

246
00:13:18,102 --> 00:13:20,637
‫حالا سنگ قبر رو بده

247
00:13:20,638 --> 00:13:24,057
‫این واقعیت که این طلسم منوط بر
‫یه مشت کلوخ خونیه آشغالیه

248
00:13:24,058 --> 00:13:26,359
‫زیاد توی تقویت اعتماد من نقشی نداره

249
00:13:26,360 --> 00:13:28,562
‫این با خون جامد "کتسیا" پر شده

250
00:13:28,563 --> 00:13:30,847
‫یکی از قوی‌ترین جادوگرای دنیا

251
00:13:30,848 --> 00:13:32,649
‫کار می‌کنه

252
00:13:32,650 --> 00:13:34,117
‫اگر درست یادم باشه

253
00:13:34,118 --> 00:13:36,486
‫یه ورودی توی زیرزمین وجود داره

254
00:13:36,487 --> 00:13:39,289
‫- زیرزمین کجاست؟
‫- بیرون شوفاژخونه

255
00:13:39,290 --> 00:13:41,373
‫- شنیدی؟
‫- اونجا می‌بینمت

256
00:13:46,129 --> 00:13:48,298
‫- چیه؟
‫- تو باید اینجا بمونی

257
00:13:48,299 --> 00:13:49,800
‫شوخیت گرفته؟

258
00:13:49,801 --> 00:13:51,835
‫ما واقعاً باید جلوی بانی رو بگیریم
‫که این طلسم رو اجرا نکنه

259
00:13:51,836 --> 00:13:53,753
‫و اگه تو قاتل‌بازیت بگیره و خرابش کنی...

260
00:13:53,754 --> 00:13:54,871
‫واقعاً دلیلش اینه؟

261
00:13:54,872 --> 00:13:57,674
‫با اینکه استفن خودشو زیادی قبول داره
‫امّا حق با اونه

262
00:13:57,675 --> 00:14:00,677
‫پشت خشمت یه موج جزرومدّی احساساته

263
00:14:00,678 --> 00:14:03,046
‫تمام حسّ گناهت ، تمام اندوهت

264
00:14:03,047 --> 00:14:05,048
‫هر احساسی که تو یه زمانی نادیده گرفتیش

265
00:14:05,049 --> 00:14:06,800
‫و کشتن کاترین باعث میشه همه‌ی اینا سرازیر بشن

266
00:14:06,801 --> 00:14:08,885
‫و اگر تو نتونی اینو تحمّل کنی

267
00:14:08,886 --> 00:14:10,237
‫برمیگردیم سر نقطه ی اولمون

268
00:14:10,238 --> 00:14:12,055
‫و اگر بتونم چی؟

269
00:14:12,056 --> 00:14:13,556
‫اگر کشتن کاترین

270
00:14:13,557 --> 00:14:16,059
‫تمام اون حسّ گناه و اندوهو ببره چی؟

271
00:14:16,060 --> 00:14:19,546
‫اگر کشتن کاترین بالاخره باعث بشه
‫من تمام حسّای خوبی که از دست دادمو

272
00:14:19,547 --> 00:14:20,893
‫حس کنم چی؟

273
00:14:22,699 --> 00:14:25,361
‫دیمن ، کمکم کن

274
00:14:25,686 --> 00:14:28,404
‫به محض اینکه من از این مانع بگذرم
‫دوباره خودم میشم

275
00:14:28,405 --> 00:14:29,673
‫توانایی درست فکر کردنو بدست میارم

276
00:14:29,674 --> 00:14:32,358
‫من خودم میشم و همه چیز برمیگرده به وضع عادی

277
00:14:36,179 --> 00:14:39,548
‫اون قوی و حیله‌گره و تو می‌میری

278
00:14:44,722 --> 00:14:46,293
‫پس حدّاقل تلاشمو می‌کنم

279
00:15:12,448 --> 00:15:14,167
‫چه اتّفاقی داره میفته؟

280
00:15:14,168 --> 00:15:16,552
‫من دارم با مثلّث تجلّی ارتباط برقرار می‌کنم

281
00:15:26,096 --> 00:15:27,263
‫تموم شد

282
00:15:28,899 --> 00:15:30,165
‫پرده برداشته شد

283
00:15:44,281 --> 00:15:45,447
‫کمک می‌خوای؟

284
00:15:56,966 --> 00:16:00,185
‫خب ، این یا خیلی خوبه یا خیلی بد

285
00:16:00,186 --> 00:16:04,022
‫- منم از دیدنت خوشحالم دیمن
‫- دلم می‌خواست بگم احساسمون مشترکه

286
00:16:04,023 --> 00:16:05,906
‫امّا این دور و اطراف خیلی از مردم

287
00:16:05,908 --> 00:16:07,759
‫اونی که ادّعا می‌کنن نیستن

288
00:16:07,760 --> 00:16:10,528
‫تو فکر می‌کنی من سایلسم؟ شوخیت گرفته؟

289
00:16:11,647 --> 00:16:15,433
‫ببین ، همین اوضاع رو کشمشی می‌کنه

290
00:16:15,434 --> 00:16:18,285
‫چون اگه سایلس هم بود دقیقاً همینو می‌گفت

291
00:16:23,409 --> 00:16:26,778
‫سایلس درباره‌ی کمد شماره‌ی ۴۲ میدونست؟

292
00:16:32,451 --> 00:16:35,671
‫وایسا

293
00:16:35,672 --> 00:16:39,223
‫اگر من می‌تونم تو رو ببینم و می‌تونم لمست کنم

294
00:16:39,225 --> 00:16:42,177
‫معنیش اینه که جادوگر کوچولو کار خودشو کرد
‫اون پرده رو برداشت

295
00:16:42,178 --> 00:16:45,097
‫خب ، نه کاملاً . فقط داخل مثلّث تجلّی

296
00:16:45,098 --> 00:16:47,015
‫برداشته شده

297
00:16:47,016 --> 00:16:50,135
‫اگر پامو از این محدوده بذارم بیرون
‫برمیگردم به دنیای ارواح

298
00:16:50,136 --> 00:16:51,853
‫بقیه کجان؟ من فکر می‌کردم اگر پرده برداشته بشه

299
00:16:51,854 --> 00:16:53,605
‫مجلس عیش و نوش روحا برپا میشه

300
00:16:53,606 --> 00:16:56,491
‫همه‌ی اوراح که دلیلی برای برگشتن به میستیک‌فالز ندارن

301
00:16:56,492 --> 00:16:58,276
‫فقط کسایی مثل من

302
00:16:58,277 --> 00:17:01,162
‫که دنبال بهترین دوستای احمقشون می‌گردن

303
00:17:02,447 --> 00:17:03,982
‫من بیشتر نگران اونایی هستم که برای

304
00:17:03,983 --> 00:17:05,149
‫پیدا کردن دشمناشون برمیگردن

305
00:17:10,922 --> 00:17:12,573
‫این باد عجیب غریبه

306
00:17:12,575 --> 00:17:14,810
‫یه دقیقه داره عین طوفان می‌وزه

307
00:17:14,811 --> 00:17:17,462
‫امّا الان هیچی . دریغ از یه نسیم

308
00:17:17,463 --> 00:17:20,331
‫به نظر میاد که بالاخره یه اتّفاق شوم افتاده

309
00:17:20,332 --> 00:17:22,434
‫میدونی ، تو نباید اینجا باشی

310
00:17:22,435 --> 00:17:25,320
‫منظورم اینه که از لحاظ فنّی
‫فقط به یکی از ما حقوق میدن

311
00:17:25,321 --> 00:17:28,974
‫امّا اینجا جالبه و یه‌جورایی دنج

312
00:17:28,975 --> 00:17:34,646
‫با وجود طوفان بیرون و نور شمع و ما

313
00:17:42,520 --> 00:17:45,824
‫اوه خدای من...کول

314
00:17:45,825 --> 00:17:49,994
‫از مرگ سلام عرض می‌کنم
‫کی با یه نوشیدنی موافقه؟

315
00:17:58,253 --> 00:18:00,472
‫فکر می‌کردم هیچ‌وقت دیگه تو رو نمی‌بینم

316
00:18:00,473 --> 00:18:04,760
‫منو از این آب‌بازی‌ها معاف کن خواهر
‫من قبلاً عزاداریاتو دیدم

317
00:18:04,761 --> 00:18:06,962
‫۲۴ساعت کامل طول کشید ، یادته؟

318
00:18:06,963 --> 00:18:09,181
‫تصوّر می‌کنم معنیش اینه که بانی پرده رو برداشته

319
00:18:09,182 --> 00:18:11,265
‫نه کاملاً و نه برای مدّت طولانی

320
00:18:11,267 --> 00:18:14,336
‫امّا من کی باشم که چنین فرصتی
‫واسه انتقام رو از دست بدم؟

321
00:18:14,337 --> 00:18:18,556
‫قاتل من قبلاً مرده
‫امّا خواهرش هم به همون اندازه تقصیر داره

322
00:18:18,557 --> 00:18:20,358
‫پس شاید بتونین کمکم کنین پیداش کنم

323
00:18:20,359 --> 00:18:21,493
‫اگر به الینا صدمه‌ای بزنی...

324
00:18:23,312 --> 00:18:24,496
‫می‌خوام این‌کار رو بکنم

325
00:18:24,497 --> 00:18:25,897
‫امّا خواهش می‌کنم ادامه بده . کنجکاوم ببینم

326
00:18:25,898 --> 00:18:27,115
‫با این کارها به کجا می‌خوای برسی

327
00:18:27,116 --> 00:18:29,167
‫منظورتو رسوندی کول . برو

328
00:18:29,168 --> 00:18:30,735
‫اول بگو کجا می‌تونم الینا رو پیدا کنم

329
00:18:30,736 --> 00:18:32,170
‫اون چند ساعت پیش از اینجا رفت

330
00:18:32,171 --> 00:18:34,755
‫ما نمیدونیم اون کجاست . حالا برو

331
00:18:39,795 --> 00:18:41,263
‫می‌بینم که بالاخره موفّق شدی

332
00:18:41,264 --> 00:18:42,680
‫توجّه مهاجم تیمو به خودت جلب کنی

333
00:18:44,790 --> 00:18:46,416
‫دست پرتابت چطوره قهرمان؟

334
00:18:52,524 --> 00:18:53,525
‫بجنب بانی

335
00:18:53,526 --> 00:18:54,759
‫حرف نزن

336
00:18:54,760 --> 00:18:56,144
‫اگر هر ۵ ثانیه یه بار تمرکزمو به‌هم بزنی

337
00:18:56,145 --> 00:18:58,762
‫نمی‌تونم با "کتسیا" تماس برقرار کنم

338
00:19:10,091 --> 00:19:13,611
‫بانی ، شنیدی؟ یکی داره میاد

339
00:19:13,612 --> 00:19:15,045
‫ساکت میشی؟

340
00:19:17,215 --> 00:19:20,585
‫من قدرت شنیدن خون‌آشامی دارم بانی
‫و یکی اینجاست

341
00:19:20,586 --> 00:19:22,120
‫پیوند منو بردار که برم سرشونو گرم کنم

342
00:19:22,121 --> 00:19:23,471
‫تا وقتی که منتظریم "کتسیا" پیداش بشه

343
00:19:23,472 --> 00:19:24,923
‫بهت اجازه نمیدم بری

344
00:19:24,924 --> 00:19:27,392
‫پس حدّاقل یه‌کم طنابمو شل کن

345
00:19:27,393 --> 00:19:30,311
‫باشه ، برو . جلوشونو بگیر

346
00:19:41,773 --> 00:19:43,440
‫سایلس؟

347
00:19:44,826 --> 00:19:46,493
‫بیا منو بگیر

348
00:19:56,455 --> 00:19:57,821
‫سلام کاترین

349
00:20:09,000 --> 00:20:11,970
‫من از قفست آزادت می‌کنم
‫اون‌وقت این جای تشکّرته؟

350
00:20:11,971 --> 00:20:14,688
‫نه . این جای تشکّرمه

351
00:20:26,017 --> 00:20:28,203
‫بانی...بانی ، چی شده؟

352
00:20:28,204 --> 00:20:30,538
‫کاترین...کاتریتو پیدا کنین
‫ما به‌هم متّصل شدیم

353
00:20:30,539 --> 00:20:32,190
‫خب ، اتّصالشو بردار

354
00:20:32,191 --> 00:20:33,625
‫تو برو . من پیش بانی می‌مونم

355
00:20:35,912 --> 00:20:38,029
‫تو هیچ کاری جز بیرون کشیدن خوشیا

356
00:20:38,030 --> 00:20:39,130
‫از زندگی من نکردی

357
00:20:39,131 --> 00:20:42,367
‫خب ، حالا من می‌تونم بکشمت

358
00:20:42,368 --> 00:20:45,369
‫- نه ، وایسا . خواهش می‌کنم
‫- خداحافظ کاترین

359
00:20:47,055 --> 00:20:48,389
‫استفن

360
00:20:49,707 --> 00:20:51,309
‫مرسی نجاتم دادی خوشتیپ

361
00:20:51,310 --> 00:20:53,395
‫قبل از اینکه خودم بکشمت
‫گورتو از اینجا گم کن

362
00:20:53,396 --> 00:20:57,014
‫جدّی؟ بزرگترین مشکلت الان منم؟

363
00:21:02,654 --> 00:21:05,724
‫میدونی ، من می‌تونم راحت
‫واست خوبش کنم . خب؟

364
00:21:05,725 --> 00:21:11,112
‫چیزیم نیست

365
00:21:11,113 --> 00:21:12,997
‫چرا هیچ‌وقت نمیذاری کمکت کنم؟

366
00:21:13,773 --> 00:21:16,217
‫مسئله تو نیستی . مسئله خودمم

367
00:21:16,218 --> 00:21:17,502
‫ببین ، مردم توی این شهر

368
00:21:17,503 --> 00:21:19,371
‫عادت بدی پیدا کردن
‫و هی به خون‌آشام تبدیل میشن

369
00:21:19,372 --> 00:21:23,173
‫و من می‌خوام از دبیرستان آدم فارغ‌التحصیل بشم

370
00:21:27,178 --> 00:21:29,271
‫فکر کنم اون پشت جعبه‌ی کمک‌های اولیه هست

371
00:21:31,749 --> 00:21:32,916
‫باشه

372
00:21:50,819 --> 00:21:52,602
‫کرولاین ، تو چطور هنوز اینجایی؟

373
00:21:55,773 --> 00:21:57,542
‫اوه خدای من

374
00:21:57,543 --> 00:21:59,109
‫من باید به بریدن ادامه بدم

375
00:22:02,414 --> 00:22:05,966
‫- بانی ، حالت خوبه؟
‫- حالا که اتّصالشو برداشتم آره

376
00:22:07,719 --> 00:22:10,888
‫- این پایین چی‌کار می‌کنی؟
‫- منتظر "کتسیا" هستم

377
00:22:11,789 --> 00:22:13,640
‫ممکنه یه مدّت منتظر بمونی

378
00:22:14,759 --> 00:22:16,793
‫کتسیا" نمیاد بانی"

379
00:22:17,795 --> 00:22:19,146
‫سایلس

380
00:22:20,631 --> 00:22:24,102
‫امّا من کرولاین رو دیدم . چطوری؟

381
00:22:24,103 --> 00:22:26,237
‫من فکر می‌کردم تو نمی‌تونی وارد مغز من بشی

382
00:22:26,238 --> 00:22:28,523
‫این همون چیزیه که من می‌خواستم فکر کنی

383
00:22:28,524 --> 00:22:33,411
‫من می‌تونم مجبورت کنم هر چیزی
‫رو ببینی که من می‌خوام ببینی

384
00:22:33,412 --> 00:22:35,780
‫من یه هیولای بدریختم؟

385
00:22:35,781 --> 00:22:38,583
‫معلومه که نه . یه هیولا

386
00:22:38,584 --> 00:22:40,417
‫همون چیزیه که من می‌خواستم تو ببینی

387
00:22:41,652 --> 00:22:43,988
‫کلّ زیباییش به اینه

388
00:22:43,989 --> 00:22:49,713
‫- تو هیچ ایده‌ای نداری که من کیم
‫- یا چه شکلی ـم

389
00:22:50,596 --> 00:22:53,765
‫یا اینکه من تا چه اندازه توی
‫عمق ذهنت نفوذ کردم

390
00:22:53,766 --> 00:22:57,835
‫تو فکر کرده بودی که از من قوی‌تری؟

391
00:22:57,836 --> 00:23:02,507
‫من قوی‌تر از اونیم که بتونی فکرشو بکنی
‫من نفرین شکارچی رو توی یک دقیقه

392
00:23:02,508 --> 00:23:03,892
‫شکستم

393
00:23:03,893 --> 00:23:06,311
‫تو فکر کرده بودی که می‌تونی به من خیانت کنی

394
00:23:06,312 --> 00:23:12,183
‫تو نمی‌تونی . من همیشه ۱ قدم جلوتر خواهم بود

395
00:23:20,238 --> 00:23:22,857
‫چطور تونستی نجاتش بدی؟
‫اون دیگه کارش تموم بود

396
00:23:22,858 --> 00:23:24,358
‫آره ، همینطور بانی

397
00:23:24,360 --> 00:23:26,194
‫بانی از یه طلسم استفاده کرده بود و
‫خودشو کاترین رو پیوند داده بود

398
00:23:26,195 --> 00:23:28,579
‫پس اگر تو اونو می‌کشتی بانی هم می‌مرد

399
00:23:28,580 --> 00:23:32,417
‫- تو از کجا میدونی؟
‫- چون من دیدمش الینا

400
00:23:32,418 --> 00:23:35,286
‫تو داشتی بهترین دوستتو می‌کشتی

401
00:23:35,287 --> 00:23:36,670
‫حرفاتو باور نمی‌کنم

402
00:23:36,672 --> 00:23:39,090
‫- جدّی؟
‫- تو هیچ‌وقت نمی‌خواستی من کاترینو بکشم

403
00:23:39,091 --> 00:23:40,591
‫چرا داری از اون محافظت می‌کنی استفن؟

404
00:23:40,592 --> 00:23:43,044
‫به حرفای خودت گوش کن
‫خشمت داره دیوانه ـت می‌کنه

405
00:23:43,045 --> 00:23:45,847
‫- تو هنوز بهش احساسی داری؟
‫- این قضیه اصلاً به کاترین ربطی نداره

406
00:23:45,848 --> 00:23:47,098
‫مربوط به جرمیه

407
00:23:47,099 --> 00:23:49,183
‫چیه؟ فکر می‌کنی کشتن اون
‫تمام درد و رنجتو از بین می‌بره؟

408
00:23:49,184 --> 00:23:50,385
‫نه ، نمی‌بره

409
00:23:50,386 --> 00:23:52,186
‫شکستن بلوک سیمانی می‌بره؟

410
00:23:52,187 --> 00:23:55,306
‫نه ، اون یه حواس‌پرتیه . مثل کشتن کاترین

411
00:23:55,307 --> 00:23:57,007
‫درست مثل خاموش کردن احساساتت

412
00:23:57,008 --> 00:23:59,227
‫حقیقت اینه که هیچ راه میونبری وجود نداره

413
00:23:59,228 --> 00:24:02,813
‫تو یه خون‌آشامی الینا
‫از دست دادن بخشی از اونه

414
00:24:03,848 --> 00:24:06,617
‫ببین ، من ۱۶۳ سال زندگی کردم

415
00:24:06,618 --> 00:24:08,586
‫بیشتر از اون که بتونم بشمرم
‫عزیزانمو از دست دادم

416
00:24:08,587 --> 00:24:10,917
‫و هر دفعه هم اذیت شدم

417
00:24:10,918 --> 00:24:14,525
‫پس هیچ امیدی وجود نداره
‫داری میگی که من هیچ امیدی ندارم

418
00:24:14,526 --> 00:24:18,129
‫نه . من دارم میگم تو باید با اندوهت روبرو بشی

419
00:24:18,130 --> 00:24:20,164
‫امّا لزومی نداره تنهایی انجامش بدی
‫من می‌تونم کمکت کنم

420
00:24:20,165 --> 00:24:22,300
‫معلومه که می‌تونی . خدایا ، استفن

421
00:24:22,301 --> 00:24:25,403
‫اینکه همیشه سعی می‌کنی کمکم کنی
‫و نگرانیت برای من فقط...

422
00:24:25,404 --> 00:24:27,672
‫تو داری یه‌کم از خشمتو
‫به من انتقال میدی . این خوبه

423
00:24:27,673 --> 00:24:31,542
‫لزومی نداره که هیچی رو انتقال بدم
‫من می‌تونم به راحتی از ۲ نفر متنفّر باشم

424
00:24:31,543 --> 00:24:32,709
‫الینا

425
00:24:36,347 --> 00:24:39,566
‫درست مثل بلوک سیمانی بود...هیچی

426
00:24:45,156 --> 00:24:46,891
‫کرولاین ، بس کن این‌کار رو

427
00:24:46,892 --> 00:24:48,359
‫من باید خونریزی کنم

428
00:24:48,360 --> 00:24:50,027
‫سایلس می‌خواد که من خونریزی کنم

429
00:24:50,028 --> 00:24:52,279
‫بس کن . تو داری توهّم میزنی

430
00:24:52,889 --> 00:24:55,520
‫بذار این‌کار رو بکنم
‫باید این‌کار رو بکنم

431
00:24:55,521 --> 00:24:57,668
‫دستتو بکش کنار

432
00:24:57,669 --> 00:25:01,205
‫اون تمام مدّت اینجا بوده
‫معنیش اینه که سایلس با شما بوده

433
00:25:01,206 --> 00:25:03,174
‫- عالیه
‫- آره . تازه بدترم میشه

434
00:25:03,175 --> 00:25:05,910
‫پرده برداشته شده
‫کول اومده بود سراغ الینا

435
00:25:05,911 --> 00:25:07,545
‫یه‌کم عصبانی به نظر میرسید

436
00:25:07,546 --> 00:25:09,629
‫خبر خوبی هم برام داری داناوان؟

437
00:25:09,630 --> 00:25:12,978
‫فقط حواستو جمع کن

438
00:25:14,853 --> 00:25:16,354
‫به استفن زنگ بزن
‫قضیه‌ی کرولاین رو بهش بگو

439
00:25:16,355 --> 00:25:17,722
‫بهش بگو حواسش به الینا باشه

440
00:25:17,723 --> 00:25:19,307
‫خدا میدونه که اون تو این‌کار از من بهتره

441
00:25:19,308 --> 00:25:21,925
‫استفن؟ مگه اون دوست‌دختر تو نیست؟

442
00:25:23,694 --> 00:25:26,597
‫کی میدونه؟ من میدونم که اون بنده‌ی من بوده

443
00:25:26,598 --> 00:25:29,066
‫من میدونم که احساساتش خاموش بوده
‫میدونم که پر از خشمه

444
00:25:29,067 --> 00:25:30,535
‫می‌خواد سر کاترینو از تنش جدا کنه

445
00:25:30,536 --> 00:25:32,870
‫امّا تو هیچ ایده‌ای نداره که چه حسّی به تو داره

446
00:25:32,871 --> 00:25:35,038
‫و الان داری وحشت می‌کنی

447
00:25:37,742 --> 00:25:38,959
‫به استفن زنگ بزن

448
00:25:40,945 --> 00:25:41,946
‫ولم کن

449
00:25:41,947 --> 00:25:43,080
‫سعی کردی بهش نفوذ ذهنی کنی؟

450
00:25:43,081 --> 00:25:44,114
‫نمی‌تونم . شاه‌پسند خورده

451
00:25:44,115 --> 00:25:45,282
‫بذار برم

452
00:25:45,283 --> 00:25:48,669
‫ببین کرولاین ، تو داری فارغ‌التحصیل
‫"میشی و عمو "باب" و خاله "مری

453
00:25:48,670 --> 00:25:50,755
‫واقعاً دلشون می‌خواد با
‫جفت دستات فارغ‌التحصیل بشی

454
00:25:50,756 --> 00:25:53,174
‫من باید به بریدن ادامه بدم
‫من باید به بریدن ادامه بدم

455
00:25:53,175 --> 00:25:54,976
‫- من باید به بریدن ادامه بدم
‫- بس کن

456
00:26:02,567 --> 00:26:04,685
‫جنده

457
00:26:04,686 --> 00:26:07,070
‫این همون کرولاینی‌ـه که می‌شناسم
‫و ازش نفرت دارم

458
00:26:09,323 --> 00:26:11,474
‫از من دور شو

459
00:26:12,660 --> 00:26:14,077
‫با کمال میل

460
00:26:17,081 --> 00:26:18,949
‫وقتی که تو طلسم رو تموم کنی

461
00:26:20,117 --> 00:26:22,420
‫بعد وقتی که پرده کاملاً برداشته شد

462
00:26:22,421 --> 00:26:23,920
‫من می‌تونم دارو رو بخورم

463
00:26:27,542 --> 00:26:31,495
‫من فقط می‌خوام بمیرم بانی
‫حتّی میذارم خودت منو بکشی

464
00:26:31,496 --> 00:26:33,114
‫من برای همیشه از زندگیت خارج میشم

465
00:26:33,115 --> 00:26:34,999
‫امّا هر موجود ماوراءالطبیعه‌ی مرده‌ای

466
00:26:35,000 --> 00:26:36,634
‫روی زمین جولان میده

467
00:26:36,635 --> 00:26:40,972
‫خب ، اگر تو به من کمک نکنی
‫من روی زمین جولان میدم

468
00:26:40,973 --> 00:26:43,007
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم پرده رو بردارم

469
00:26:43,008 --> 00:26:45,560
‫کنجکاوم بدونم که نقشه ـت چی بوده؟

470
00:26:45,561 --> 00:26:47,595
‫اجی مجی با "کتسیا"؟

471
00:26:47,596 --> 00:26:50,281
‫فکرای بکر برای کشتن من؟

472
00:26:50,282 --> 00:26:52,283
‫کتسیا" نمیاد"

473
00:26:52,284 --> 00:26:54,485
‫اون می‌خواد که من اونطرف پیشش باشم

474
00:26:54,486 --> 00:26:55,953
‫تا ابد

475
00:26:55,954 --> 00:26:58,822
‫بانی؟ بانی؟

476
00:26:59,957 --> 00:27:01,791
‫صداش آشناست

477
00:27:04,145 --> 00:27:06,129
‫شاید دیمن بتونه قانعت کنه

478
00:27:06,131 --> 00:27:08,832
‫- من بهت اجازه نمیدم
‫- تو بهم اجازه نمیدی که چی؟

479
00:27:11,252 --> 00:27:13,137
‫حسّش می‌کنی بانی؟

480
00:27:17,041 --> 00:27:20,511
‫هوا داره رقیق میشه

481
00:27:20,512 --> 00:27:23,314
‫به سختی میشه نفس کشید

482
00:27:41,761 --> 00:27:44,462
‫برادر و دوست"؟"

483
00:27:44,463 --> 00:27:46,725
‫کدوم نابغه‌ای ایده‌ی اینو داده؟

484
00:27:59,016 --> 00:28:00,782
‫من ناامید شدم جر

485
00:28:03,804 --> 00:28:06,756
‫من واقعاً می‌خواستم به‌خاطر تو بکشمش امّا...

486
00:28:08,526 --> 00:28:10,361
‫هیچ فایده‌ای نداره . حق با استفنه

487
00:28:10,362 --> 00:28:13,897
‫این فقط یه حواس پرتیه و...

488
00:28:28,212 --> 00:28:30,498
‫من نمی‌تونم . من نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

489
00:28:30,499 --> 00:28:33,021
‫من نمی‌تونم

490
00:28:35,619 --> 00:28:40,123
‫من نمی‌خوام فراموش کنم
‫و نمی‌خوام این‌کار رو بکنم

491
00:28:42,677 --> 00:28:45,229
‫اگر این باعث میشه من ضعیف باشم
‫پس باشه ، من ضعیفم

492
00:28:45,230 --> 00:28:50,490
‫امّا من نمی‌تونم تحمّل کنم که تو...

493
00:28:52,412 --> 00:28:55,432
‫من نمی‌تونم تحمّل کنم که تو رفته باشی

494
00:28:56,273 --> 00:28:59,475
‫و دیگه نمی‌تونم تحمّل کنم که چنین حسّی داشته باشم

495
00:29:11,321 --> 00:29:12,822
‫سلام دوست قدیمی

496
00:29:15,292 --> 00:29:16,626
‫واسه برادرت متأسّفم

497
00:29:18,295 --> 00:29:20,130
‫فکر کنم الان فقط من و تو در مقابل هم هستیم

498
00:29:37,580 --> 00:29:38,830
‫بانی

499
00:29:43,068 --> 00:29:44,620
‫این واقعی نیست بانی

500
00:29:44,621 --> 00:29:47,173
‫هوا رو توی ریه ـت احساس کن

501
00:29:47,174 --> 00:29:50,009
‫- بشکنش
‫- سایلس؟

502
00:29:50,010 --> 00:29:52,210
‫سایلس سعی می‌کنه زندگی تو رو نجات بده؟

503
00:29:53,245 --> 00:29:55,046
‫حالا نفس بکش دخترم

504
00:29:55,865 --> 00:29:58,875
‫ایناهاش

505
00:30:08,594 --> 00:30:12,947
‫- من خیلی نگران تو بودم
‫- میدونم

506
00:30:14,366 --> 00:30:15,567
‫امّا من خوبم

507
00:30:19,572 --> 00:30:21,239
‫من از اونجا نگاهت می‌کردم

508
00:30:22,358 --> 00:30:23,741
‫من خراب کردم

509
00:30:24,943 --> 00:30:26,395
‫ببخشید

510
00:30:26,396 --> 00:30:30,015
‫- تو هنوز هم می‌تونی سایلس رو متوقّف کنی
‫- نه ، نمی‌تونم

511
00:30:30,016 --> 00:30:31,650
‫کتسیا" تونسته بود کاری کنه اون فلج بشه"

512
00:30:31,651 --> 00:30:33,185
‫که نتونه خون بخوره و به مغز آدما نفوذ کنه

513
00:30:33,186 --> 00:30:34,386
‫من نمیدونم چطور این‌کار رو بکنم

514
00:30:34,387 --> 00:30:38,306
‫- من نمی‌تونم چطوری جلوی اونو بگیرم
‫- تو می‌تونی این‌کار رو بکنی

515
00:30:39,225 --> 00:30:42,795
‫تجلّی مظهر اراده‌ی تو ـه

516
00:30:42,796 --> 00:30:44,195
‫تو می‌تونی هر کاری بکنی

517
00:30:45,215 --> 00:30:47,716
‫من اینو دوست ندارم
‫امّا بعضی وقتا ما حقّ انتخاب نداریم

518
00:30:49,018 --> 00:30:51,036
‫امّا تو به اندازه ی کافی قوی هستی

519
00:30:52,461 --> 00:30:54,682
‫تو می‌تونی این‌کار رو بکنی

520
00:31:00,479 --> 00:31:02,814
‫منم

521
00:31:02,815 --> 00:31:04,982
‫من به استفن زنگ زدم
‫داره میره پیش الینا

522
00:31:06,818 --> 00:31:08,671
‫سایلس رو پیدا کردی؟

523
00:31:08,672 --> 00:31:10,489
‫آره

524
00:31:18,597 --> 00:31:20,666
‫دیمن ، منم

525
00:31:20,667 --> 00:31:21,884
‫نه . تو نیستی

526
00:31:21,885 --> 00:31:23,168
‫باید اعتراف کنم که بیشتر از این حرفا

527
00:31:23,169 --> 00:31:24,803
‫توی این تونلا زمان گذروندم و هیچ راهی نداره

528
00:31:24,804 --> 00:31:26,021
‫تو به این سرعت از مدرسه اومده باشی

529
00:31:28,558 --> 00:31:30,676
‫بازی ذهنی تو روی من جواب نمیده سایلس

530
00:31:33,346 --> 00:31:36,482
‫من ممکنه نتونم تو رو بکشم امّا جلوتو می‌گیرم

531
00:31:46,910 --> 00:31:50,862
‫من یه کاری می‌کنم که خون توی رگ‌هات لخته بشه

532
00:31:50,863 --> 00:31:53,632
‫من کاری می‌کنم که هر استخون و هر عضله

533
00:31:53,633 --> 00:31:56,884
‫و هر مفصلی توی تنت تبدیل به سنگ بشه

534
00:31:58,337 --> 00:32:01,307
‫تو دیگه در مقابل ما قدرتی نداری

535
00:32:18,557 --> 00:32:20,509
‫چه کوفتی داره میشه؟

536
00:32:20,510 --> 00:32:23,329
‫اون دیگه نمی‌تونه پشت نفوذ ذهنیش قایم بشه

537
00:32:23,330 --> 00:32:25,163
‫داره به خود واقعیش تبدیل میشه

538
00:32:28,484 --> 00:32:30,918
‫خود واقعیش دقیقاً میشه کی؟

539
00:32:33,656 --> 00:32:35,089
‫فکر کنم هیچ‌وقت نفهمیم

540
00:32:37,910 --> 00:32:41,746
‫دلم واقعاً برای این تنگ شده بود
‫که ۲تا آدم باهم چنین ارتباطی برقرار کنن

541
00:32:45,218 --> 00:32:46,769
‫اونطرف خیلی تنهام

542
00:32:48,688 --> 00:32:52,057
‫قسم می‌خورم که نامرئی بودن دیوونه ـت می‌کنه

543
00:32:52,058 --> 00:32:55,260
‫همونطوری که تو نمی‌تونستی
‫منو ببینی که جلوت وایسادم

544
00:32:55,261 --> 00:32:57,896
‫یا نفسمو روی گونه ـت حس کنی
‫وقتی زمزمه می‌کردم که

545
00:32:57,897 --> 00:32:59,764
‫امیدوارم به بدترین نحو عذاب بکشی

546
00:33:03,602 --> 00:33:06,372
‫امّا حدّاقل الان می‌تونی

547
00:33:07,940 --> 00:33:11,459
‫بفرما کول . منو بکش

548
00:33:12,911 --> 00:33:14,962
‫لطف بزرگی بهم می‌کنی

549
00:33:20,586 --> 00:33:21,953
‫هر طور مایلی عزیزم

550
00:33:23,423 --> 00:33:25,556
‫چند بار باید بکشمت؟

551
00:33:27,926 --> 00:33:29,394
‫جرمی گیلبرت

552
00:33:31,129 --> 00:33:32,313
‫تو برگشتی

553
00:33:33,232 --> 00:33:34,399
‫اون جمله‌ی معروف چی بود؟

554
00:33:35,768 --> 00:33:37,569
‫اگه یه بار منو بکشی باید خجالت بکشی

555
00:33:37,570 --> 00:33:39,103
‫اگه ۲بار منو بکشی من باید خجالت...

556
00:33:41,940 --> 00:33:43,475
‫بیاین تا همینجاش بسنده کنیم . موافقین؟

557
00:33:43,476 --> 00:33:46,277
‫الینا؟ الینا؟

558
00:34:00,292 --> 00:34:01,459
‫هی

559
00:34:12,304 --> 00:34:14,955
‫جرمی

560
00:34:18,542 --> 00:34:20,129
‫باید از شرّ بدن سایلس خلاص بشین

561
00:34:20,130 --> 00:34:22,454
‫"خب ، یه مشکل کوچیک وجود داره "مادوسا
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اسطوره‌ی یونانی)</font>

562
00:34:22,455 --> 00:34:24,031
‫با وجود اینکه تو به سنگ تبدیلش کردی

563
00:34:24,032 --> 00:34:27,813
‫اگر یه قلپ بهش خون برسه باز هم
‫برمیگرده به همون کلکای ذهنی قدیمیش

564
00:34:27,814 --> 00:34:30,485
‫خیلی خب پس بیاین باهاش همون کاری
‫رو بکنیم که باید با کلاوس می‌کردیم

565
00:34:30,486 --> 00:34:32,489
‫بیاین بدنشو بندازیم وسط اقیانوس

566
00:34:32,490 --> 00:34:33,740
‫بانی

567
00:34:37,244 --> 00:34:38,811
‫نمیدونم چی باید بگم

568
00:34:40,814 --> 00:34:42,632
‫لازم نیست چیزی بگی

569
00:34:42,634 --> 00:34:45,618
‫- من در مقابل تو به طرز وحشتناکی بد کردم
‫- تو خودت نبودی

570
00:34:47,087 --> 00:34:50,242
‫من میدونم این چطوریه
‫منم مدّت طولانی خودم نبودم

571
00:34:52,743 --> 00:34:54,343
‫می‌تونیم بعداً در مورد این حرف بزنیم

572
00:34:56,880 --> 00:34:58,431
‫تازه به بعضیا رسیدی

573
00:35:04,805 --> 00:35:06,105
‫ممنون بانی

574
00:35:09,509 --> 00:35:11,694
‫من به شماها تا جایی که بتونم زمان میدم

575
00:35:17,451 --> 00:35:19,202
‫امّا باید برم دوباره پرده رو بذارم سر جاش

576
00:35:23,430 --> 00:35:25,838
‫من باید برم مطمئن بشم که بدن کول تا وقتی که

577
00:35:25,839 --> 00:35:28,527
‫- پرده دوباره گذاشته بشه جای امنیه
‫- استفن ، وایسا

578
00:35:35,736 --> 00:35:37,261
‫خوش برگشتی

579
00:35:44,906 --> 00:35:48,214
‫- زمان کافی وجود نداره
‫- هیچ‌وقت زمان کافی وجود نخواهد داشت

580
00:35:49,516 --> 00:35:52,136
‫- دیمن ، ببخشید...
‫- بس کن

581
00:35:52,137 --> 00:35:55,154
‫الان مهمترین چیز جرمیه

582
00:35:55,155 --> 00:35:57,018
‫و خداحافظی کردن

583
00:36:26,553 --> 00:36:28,971
‫خوبه . تو اینجایی

584
00:36:29,404 --> 00:36:32,359
‫ما باید جشن بگیریم

585
00:36:32,360 --> 00:36:35,891
‫آره امّا من الان زیاد روی حال
‫جشن گرفتن نیستم

586
00:36:35,892 --> 00:36:40,284
‫تو چته؟ سایلس مرده یا حالا هر چی

587
00:36:40,285 --> 00:36:42,969
‫اون‌وقت تو اینجا مثل سیب‌زمینی نشستی

588
00:36:45,747 --> 00:36:49,543
‫یکی بود که فکر می‌کردم امروز می‌بینمش

589
00:36:49,544 --> 00:36:53,629
‫و ندیدم . همین

590
00:36:56,216 --> 00:36:57,616
‫بهتره منظورت من باشم

591
00:37:00,120 --> 00:37:01,787
‫حتماً شوخیت گرفته

592
00:37:12,599 --> 00:37:17,487
‫ممنون که حواست به این یکی بود

593
00:37:17,488 --> 00:37:20,973
‫سایلس سنگی خیلی سنگینه حرومزاده

594
00:37:25,821 --> 00:37:27,781
‫نمی‌تونستم تصوّر کنم که آخرین دقایق زندگیم

595
00:37:27,782 --> 00:37:30,951
‫به عنوان یه آدم نیمه‌زنده مناسب‌تر از این بگذره

596
00:37:30,952 --> 00:37:34,004
‫ببخشید ، جای بهتری داری که بری؟

597
00:37:34,005 --> 00:37:37,373
‫فکر نکنم

598
00:37:40,616 --> 00:37:44,598
‫- فکر می‌کردم کمش کردی
‫- آره ، خب...

599
00:37:44,599 --> 00:37:47,301
‫منم فکر می‌کردم قراره از بچّه‌ها مواظبت کنی

600
00:37:47,302 --> 00:37:51,470
‫شنیدی؟ اصلاً چندش‌آور نیست

601
00:37:54,107 --> 00:37:59,512
‫من اینو توی جیب اون مرد مُرده پیدا کردم

602
00:37:59,513 --> 00:38:02,566
‫فکر کردم اینجا بیشتر مفید باشه تا

603
00:38:02,567 --> 00:38:04,533
‫۳مایل زیر سطح دریا

604
00:38:11,158 --> 00:38:13,142
‫من با این چه گهی باید بخورم؟

605
00:38:15,329 --> 00:38:16,479
‫دختره رو بدست بیار

606
00:38:20,917 --> 00:38:23,253
‫اون زد توی صورتت؟

607
00:38:23,254 --> 00:38:25,055
‫آره

608
00:38:25,056 --> 00:38:26,473
‫یاد بگیر

609
00:38:26,474 --> 00:38:28,342
‫حالا ۵ دقیقه هم که برگشتی

610
00:38:28,343 --> 00:38:29,843
‫داری به من می‌خندی؟

611
00:38:29,844 --> 00:38:31,812
‫نه . یه مدّت بود داشتم بهت می‌خندیدم

612
00:38:31,813 --> 00:38:34,931
‫فقط تو نمی‌تونستی منو ببینی

613
00:38:34,932 --> 00:38:37,684
‫میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود؟

614
00:38:37,685 --> 00:38:40,386
‫میدونم . باور کن

615
00:38:41,355 --> 00:38:44,657
‫با اینکه می‌بینم که با یه بلوند دیگه جایگزین شدم

616
00:38:47,277 --> 00:38:48,995
‫چرا اینجوری نگام می‌کنی؟

617
00:38:50,247 --> 00:38:51,414
‫اون نازه

618
00:38:52,366 --> 00:38:54,566
‫شروع نکن

619
00:39:02,125 --> 00:39:04,011
‫باید پرده رو برگردونی

620
00:39:04,012 --> 00:39:05,512
‫هنوز نه

621
00:39:05,513 --> 00:39:06,847
‫داری چی‌کار می‌کنی بانی؟

622
00:39:06,848 --> 00:39:09,099
‫من می‌تونم جرمی رو برگردونم
‫می‌تونم اینجا نگهش دارم

623
00:39:09,100 --> 00:39:10,434
‫نه ، نمی‌تونی

624
00:39:10,435 --> 00:39:12,252
‫الینا بهش نیاز داره
‫از اولم برنامه‌مون همین بود

625
00:39:12,253 --> 00:39:13,720
‫جرمی نباید می‌مرد

626
00:39:13,721 --> 00:39:15,222
‫این به خواست طبیعت بوده

627
00:39:15,223 --> 00:39:17,357
‫هیچ جادویی توی این دنیا وجود نداره

628
00:39:17,358 --> 00:39:18,942
‫که به قدری قوی باشه که جلوی طبیعتو بگیره

629
00:39:18,943 --> 00:39:20,727
‫من همه‌ی جادوها رو دارم

630
00:39:20,728 --> 00:39:22,428
‫من ارواح رو دارم

631
00:39:25,983 --> 00:39:28,601
‫- بس کن
‫- من تجلّی دارم

632
00:39:28,602 --> 00:39:30,236
‫بس کن بانی

633
00:39:33,206 --> 00:39:37,443
‫- و من تاریکی رو هم دارم
‫- بانی ، نکن

634
00:40:07,190 --> 00:40:09,576
‫در صورتیکه کرولاین ازت تشکر نکرده

635
00:40:09,577 --> 00:40:14,314
‫به‌خاطر اینکه از توهّم درآوردی‌ـش ممنون

636
00:40:14,315 --> 00:40:18,919
‫من فقط خوشحالم که چنین فرصتی
‫دست داد بتونم بزنم توی صورتش

637
00:40:18,920 --> 00:40:20,819
‫اوه خدای من

638
00:40:22,573 --> 00:40:26,258
‫- اون دیگه کیه؟
‫- اون دوست‌پسر سابقمه...الکساندر

639
00:40:27,327 --> 00:40:28,844
‫اون یه شکارچی خون‌آشامه

640
00:40:36,553 --> 00:40:38,438
‫خدا رو شکر . برقا داره میاد

641
00:40:38,439 --> 00:40:39,840
‫شاید معنیش این باشه که پرده تقریباً بالا رفته

642
00:40:39,841 --> 00:40:41,323
‫و اون دوباره ناپدید میشه

643
00:40:44,385 --> 00:40:46,145
‫یا نه

644
00:40:47,514 --> 00:40:48,948
‫ما باید از اینجا بریم

645
00:40:51,017 --> 00:40:52,318
‫تو باید بری

646
00:40:55,522 --> 00:40:56,789
‫چه بد که تو نمی‌تونی

647
00:41:24,317 --> 00:41:25,818
‫متأسّفم بانی

648
00:41:27,154 --> 00:41:30,756
‫اون طلسم...اون خیلی زیادی بود

649
00:41:42,252 --> 00:41:43,702
‫اوه خدای من

650
00:41:54,731 --> 00:41:55,898
‫من مُردم

651
00:41:56,900 --> 00:41:57,900
‫ترجمه و زیرنویس : نــوشــــیـن

652
00:41:58,900 --> 00:41:59,900
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

