1
00:00:00,500 --> 00:00:02,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:02,552 --> 00:00:05,647
‫میستیک‌فالز"...من اینجا متولّد شدم"

3
00:00:05,767 --> 00:00:07,000
‫اینجا خونه‌ی منه

4
00:00:07,001 --> 00:00:10,136
‫- و خونه‌ی من
‫- و خونه‌ی من

5
00:00:10,137 --> 00:00:12,906
‫قرن‌ها موجودات ماوراءالطبیعه در بین ما زندگی کردند

6
00:00:12,907 --> 00:00:16,008
‫اعم از خون‌آشام‌ها ، گرگینه‌ها ، همزادها

7
00:00:16,009 --> 00:00:18,678
‫- جادوگران
‫- و حتّی دورگه‌ها

8
00:00:18,679 --> 00:00:20,680
‫و میرسیم به الینا
‫اون هم الان یکی از ماست

9
00:00:20,681 --> 00:00:24,517
‫تو الان یه خون‌آشامی
‫فقط باید راه درست خون‌آشام بودن رو یاد بگیری

10
00:00:24,518 --> 00:00:26,017
‫و خودم می‌خوام یادت بدم

11
00:00:26,018 --> 00:00:28,554
‫حالا یه شکارچی پا به شهر گذاشته
‫که می‌خواد همه ما رو بکشه

12
00:00:28,555 --> 00:00:31,389
‫خیلی بیشتر از اون چیزی که نشون میدی
‫یه چیزایی میدونی ، نه؟

13
00:00:32,525 --> 00:00:34,059
‫و تنها من هستم که راز اونو میدونم

14
00:00:34,060 --> 00:00:36,061
‫تو یکی از پنج نفری

15
00:00:41,500 --> 00:00:46,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" سال ۱۱۱۰ بعد از میلاد "</font>

16
00:01:38,100 --> 00:01:39,100
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

17
00:01:40,100 --> 00:01:41,100
‫ترجمه و زیرنویس : عـــمـاد و نــوشــیـن

18
00:01:42,100 --> 00:01:46,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫قسمت ۴ : ۵ نفر</font>

19
00:01:46,895 --> 00:01:49,429
‫خب ، این همه وسایل از کجا اومده؟

20
00:01:49,430 --> 00:01:51,598
‫یه سری وسایل شخصیه

21
00:01:51,599 --> 00:01:53,634
‫که از پشت ماشین کار روان اون شکارچی خون‌آشام پیچوندم

22
00:01:53,635 --> 00:01:56,336
‫روحش شاد

23
00:01:56,337 --> 00:01:58,772
‫دنبال یه کتاب راهنمای ماوراءالطبیعه می‌گردم

24
00:01:58,773 --> 00:02:00,507
‫اصلاً مطمئنی که خود طرف ماوراءالطبیعه بوده؟

25
00:02:00,508 --> 00:02:01,841
‫مطمئناً طبیعی هم نبوده

26
00:02:01,842 --> 00:02:03,643
‫یارو به طرز جادویی یه دفعه ظاهر شد

27
00:02:03,644 --> 00:02:05,645
‫اونم بعد از اینکه یه نفر
‫تمام انجمن مؤسسان رو منفجر کرد

28
00:02:05,646 --> 00:02:10,583
‫یه خالکوبی داشت که بین تموم آدمای دنیا
‫فقط جرمی گیلبرت می‌تونست اونو ببینه

29
00:02:10,584 --> 00:02:13,385
‫کلاوس یه چیزی گفت در مورد اینکه
‫اون یکی از پنج نفره

30
00:02:13,386 --> 00:02:16,288
‫بعدم که با مواد منفجره خودشو کشت

31
00:02:16,289 --> 00:02:19,257
‫- به چشم تو این آدم طبیعیه؟
‫- قضیه پنج نفر چیه؟

32
00:02:19,258 --> 00:02:21,492
‫این همون چیزیه که امیدوارم توی
‫فصل اول اون کتاب راهنما نوشته شده باشه

33
00:02:24,196 --> 00:02:28,934
‫لیز فوربز ، کلانتر دوست داشتنی من

34
00:02:28,935 --> 00:02:31,235
‫چی؟

35
00:02:31,236 --> 00:02:33,704
‫این نگران کننده‌ست

36
00:02:33,705 --> 00:02:36,707
‫منو در جریان بذار

37
00:02:40,812 --> 00:02:42,613
‫چیه؟ قرار نیست به من بگی؟

38
00:02:42,614 --> 00:02:45,950
‫نمی‌تونم بهت بگم . خصوصیه
‫من و تو هم که وسط یه دعواییم

39
00:02:45,951 --> 00:02:48,318
‫تو وسط دعوایی . من دیگه باهات دعوا ندارم
‫من تمومش کردم . واسه من تموم شده

40
00:02:48,319 --> 00:02:50,453
‫سر قضیه الینا هنوز از دستم عصبانی نیستی؟

41
00:02:50,454 --> 00:02:52,755
‫تو گذاشتی از خون تو بخوره همیشه
‫از دستت عصبانی می‌مونم

42
00:02:52,756 --> 00:02:54,190
‫ولی باهم دعوا نداریم

43
00:02:54,191 --> 00:02:55,992
‫خیلی خب پس

44
00:02:55,993 --> 00:02:58,595
‫هیچ جنازه و بقایایی توی محل انفجار پیدا نکردن

45
00:02:58,596 --> 00:03:00,697
‫پس "کانر" هنوز یه جایی اون بیرونه

46
00:03:00,698 --> 00:03:02,832
‫ظاهراً اینطوره

47
00:03:02,833 --> 00:03:05,001
‫ازت می‌خوام امروز تو حواست به اینا باشه

48
00:03:05,002 --> 00:03:06,569
‫من باید الینا رو ببرم کالج

49
00:03:06,570 --> 00:03:09,938
‫ببخشید ، دقیقاً باید چی‌کار کنی؟

50
00:03:09,939 --> 00:03:11,640
‫دارم بهش یاد میدم چطوری تغذیه کنه

51
00:03:11,641 --> 00:03:14,743
‫باید یاد بگیره که بقاپه بخوره و پاک کنه
‫بیشتر از همیشه به این نیاز داره

52
00:03:15,945 --> 00:03:18,080
‫باهم دعوا نداریم ، یادته که؟

53
00:03:18,081 --> 00:03:21,417
‫میدونم دیوونگیه اما دیشب
‫نزدیک بود مت رو بکشم

54
00:03:21,418 --> 00:03:22,783
‫دیمن مجبور شد منو از اون جدا کنه

55
00:03:22,784 --> 00:03:24,519
‫و بعد اونو مجبور کنه که فراموش کنه

56
00:03:24,520 --> 00:03:27,422
‫اسمشو بذار نفرین همزادی
‫یا هر چیز دیگه‌ای

57
00:03:27,423 --> 00:03:30,691
‫اما من نمی‌تونم خون حیوون‌ها رو بخورم

58
00:03:30,692 --> 00:03:32,059
‫نمی‌تونم از کیسه خون بخورم

59
00:03:32,060 --> 00:03:34,596
‫فقط باید از سرخرگ خون بخورم

60
00:03:34,597 --> 00:03:37,698
‫یه‌کم آروم بود
‫نزدیک بود بهت بخوره

61
00:03:37,699 --> 00:03:39,733
‫به‌خاطر همینه که توی کلاس‌های
‫دفاع در مقابل شکارچی

62
00:03:39,734 --> 00:03:42,336
‫از تیرهای چوبی استفاده نمی‌کنیم

63
00:03:45,773 --> 00:03:47,107
‫کرولاین چی؟

64
00:03:47,108 --> 00:03:48,808
‫اون توی کنترل خودش نابغه‌ست

65
00:03:48,809 --> 00:03:50,277
‫خیلی کارش خوبه

66
00:03:50,278 --> 00:03:51,978
‫اون متوجه نیست که چقدر سخته

67
00:03:51,979 --> 00:03:54,647
‫و تو هم خب...
‫میدونم که بودن کنار یه عالمه خون

68
00:03:54,648 --> 00:03:57,416
‫با تو چی‌کار می‌کنه پس...

69
00:03:57,417 --> 00:03:59,652
‫نمی‌تونم تو رو درگیر این‌کار بکنم

70
00:04:01,388 --> 00:04:04,757
‫پس فکر کنم فقط دیمن می‌مونه ، درسته؟

71
00:04:07,861 --> 00:04:10,728
‫حسود نباش . میدونی که آرزو می‌کنم
‫که ای‌کاش تو می‌تونستی کمکم کنی

72
00:04:10,729 --> 00:04:14,065
‫قبول . آرزو می‌کردی که کاش می‌شد من باشم

73
00:04:14,066 --> 00:04:17,536
‫می‌خوایم با بانی به کالج "ویتمور" بریم

74
00:04:18,471 --> 00:04:19,771
‫اون پروفسوری که

75
00:04:19,772 --> 00:04:22,440
‫مسئول کلاس‌های مامان‌بزرگش بود
‫اونو دعوت کرده

76
00:04:24,710 --> 00:04:27,744
‫گوش کن

77
00:04:27,745 --> 00:04:30,847
‫این تویی که داری منو وارد این جریان می‌کنی

78
00:04:30,848 --> 00:04:33,984
‫مهم نیست کیه که بهم یاد میده
‫چطوری تغذیه کنم

79
00:04:33,985 --> 00:04:36,220
‫بسیارخب

80
00:04:38,456 --> 00:04:40,391
‫فقط مواظب باش ، خب؟

81
00:04:40,392 --> 00:04:42,858
‫خون ، تغذیه کردن

82
00:04:42,859 --> 00:04:45,495
‫غرق شدن توی اینا خیلی راحته

83
00:04:45,496 --> 00:04:47,530
‫مواظب هستم

84
00:04:47,531 --> 00:04:49,732
‫قول میدم

85
00:05:00,142 --> 00:05:02,110
‫اون چیه؟

86
00:05:02,111 --> 00:05:03,812
‫کلید ماشین جدیدت

87
00:05:03,813 --> 00:05:06,181
‫بیرون پارک شده . پولش پرداخت شده

88
00:05:06,182 --> 00:05:07,982
‫و بیمه شده . همه چیز داره
‫غیر از یه پاپیون قرمز گنده

89
00:05:07,983 --> 00:05:10,185
‫اگه اینجوری می‌خوای معذرت‌خواهی کنی

90
00:05:10,186 --> 00:05:11,920
‫پس باید اونو بدی به الینا

91
00:05:11,921 --> 00:05:14,388
‫اون بود که تو کشتیش

92
00:05:16,758 --> 00:05:20,661
‫زیادی داری تلاش می‌کنی

93
00:05:22,231 --> 00:05:25,366
‫آخرین خبری که ازت داشتم این بود که
‫می‌خواستی شهر رو ترک کنی برای همیشه

94
00:05:25,367 --> 00:05:27,468
‫خب ، می‌خواستم

95
00:05:27,469 --> 00:05:30,237
‫ولی بعد با خودم فکر کردم
‫که چطور می‌تونم برم وقتی که خواهرم

96
00:05:30,238 --> 00:05:34,040
‫اینجا مونده و داره برای
‫عشق و محبت دست و پا میزنه

97
00:05:34,041 --> 00:05:36,209
‫و به خدمتکارها رشوه میده

98
00:05:36,210 --> 00:05:37,677
‫چی می‌خوای نیک؟

99
00:05:37,678 --> 00:05:39,246
‫فکر کردم دیگه برای تو مُردم

100
00:05:39,247 --> 00:05:41,381
‫همه چیز تغییر می‌کنه ربکا

101
00:05:41,382 --> 00:05:44,351
‫یه چیزی گیرم اومده
‫که فکر می‌کنم برای تو جالب باشه

102
00:05:44,352 --> 00:05:45,785
‫شک دارم

103
00:05:45,786 --> 00:05:47,353
‫نه؟ خب ، اگه بهت بگم که

104
00:05:47,354 --> 00:05:50,222
‫برادری اون پنج نفر هنوز وجود داره چی؟

105
00:05:50,223 --> 00:05:52,023
‫چی؟

106
00:05:52,024 --> 00:05:53,292
‫دیدی؟

107
00:05:53,293 --> 00:05:55,093
‫به همین راحتی زخم‌ها کهنه شد

108
00:05:55,094 --> 00:05:57,162
‫زودباش عشقم
‫کلی کار داریم

109
00:05:57,163 --> 00:05:58,930
‫ما هیچ کاری نداریم که بکنیم

110
00:05:58,931 --> 00:06:01,032
‫هیچ "ما"یی وجود نداره

111
00:06:01,033 --> 00:06:02,767
‫نه اهمیتی به پنج نفر میدم

112
00:06:02,768 --> 00:06:05,470
‫نه اهمیتی به تو میدم

113
00:06:07,239 --> 00:06:09,574
‫هر طور مایلی

114
00:06:27,492 --> 00:06:29,058
‫مطمئنی با این مشکلی نداری؟

115
00:06:29,059 --> 00:06:31,428
‫اگه می‌تونستم یه طلسم بخونم که
‫میل تو به خون رو از بین ببرم این‌کار رو می‌کردم

116
00:06:31,429 --> 00:06:33,029
‫ولی نمی‌تونم پس بهتره همین الان
‫این‌کار رو بکنی

117
00:06:33,030 --> 00:06:34,931
‫تا اینکه بخوای توی جشن ورود
‫سال اولی‌ها این‌کار رو بکنی

118
00:06:34,932 --> 00:06:37,700
‫یه چیزی بهم میگه که کالج
‫دیگه توی آینده من نقشی نداره

119
00:06:37,701 --> 00:06:40,103
‫انقدر خودتونو واسه هم لوس نکنین

120
00:06:40,104 --> 00:06:42,438
‫اگه من می‌تونم برم کالج
‫پس شما هم می‌تونین برین

121
00:06:42,439 --> 00:06:43,907
‫تو کالج رفتی؟

122
00:06:43,908 --> 00:06:45,474
‫بله ، چندین بار

123
00:06:45,475 --> 00:06:47,476
‫همیشه هم یه چیز تازه
‫برای دخترای انجمن خواهری داشتم

124
00:06:47,477 --> 00:06:48,744
‫حالمو به‌هم میزنی

125
00:06:48,745 --> 00:06:50,946
‫میدونم

126
00:06:56,920 --> 00:06:59,221
‫وقتی کلمه "جادوگر" رو به زبون میارم

127
00:06:59,222 --> 00:07:01,456
‫چی به ذهنتون خطور می‌کنه؟

128
00:07:01,457 --> 00:07:03,325
‫لباس هالووین؟

129
00:07:03,326 --> 00:07:05,727
‫آدم بده‌ی قصه‌ها؟

130
00:07:05,728 --> 00:07:08,095
‫یه دوست‌دختر سابق؟
‫خب ، هر تصویری که ازش دارین

131
00:07:08,096 --> 00:07:11,299
‫احتمالاً "تانیل سوسو" نیست

132
00:07:11,300 --> 00:07:12,366
‫همونه؟

133
00:07:12,367 --> 00:07:13,400
‫آره

134
00:07:13,401 --> 00:07:14,836
‫- یه‌جورایی...
‫- جذابه

135
00:07:17,706 --> 00:07:18,973
‫حالا در واقعیت

136
00:07:18,974 --> 00:07:21,075
‫یا حداقل در این واقعیت

137
00:07:21,076 --> 00:07:24,811
‫جادوگرها در تمامی فرهنگ‌های تاریخ
‫خودشون رو نشون دادن

138
00:07:24,812 --> 00:07:26,679
‫اونا معمارهای دنیای ماوراءالطبیعه هستن

139
00:07:26,680 --> 00:07:30,217
‫اونا مسئول هر چیزی هستن که
‫شب‌ها به سراغ ما میان

140
00:07:30,218 --> 00:07:33,320
‫از ارواح گرفته تا خون‌آشام‌ها

141
00:07:33,321 --> 00:07:34,921
‫و همزادها

142
00:07:34,922 --> 00:07:37,489
‫این یارو "ویچیپدیا" ـه؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دایره‌المعارف جادوگرها)</font>

143
00:07:37,490 --> 00:07:38,924
‫خفه‌شو

144
00:07:38,925 --> 00:07:41,293
‫حالا اگر آدم شکاکی باشید
‫اسم همه اینا رو یه تصادف میذارین

145
00:07:41,294 --> 00:07:43,662
‫اما اگه واقعاً ایمان داشته باشید

146
00:07:43,663 --> 00:07:46,966
‫میدونین چیه؟ همچین چیزایی واقعاً وجود ندارن

147
00:07:46,967 --> 00:07:50,801
‫اگه من یه درّنده باشم چی؟

148
00:07:50,802 --> 00:07:52,503
‫- تو یه درّنده نیستی
‫- اگه باشم چی؟

149
00:07:52,504 --> 00:07:55,206
‫خب پس یکی رو انتخاب کن تا بفهمیم

150
00:07:59,578 --> 00:08:03,047
‫آدمای نئشه انتخاب‌های خوبی نیستن
‫زیادی توی فضا سیر می‌کنن

151
00:08:03,048 --> 00:08:04,415
‫تو هم نمی‌خوای که باهاشون بری فضا

152
00:08:04,416 --> 00:08:07,818
‫اون دختره چیز جمع و جوریه

153
00:08:07,819 --> 00:08:10,087
‫اما حواست باشه . همچین دخترایی
‫ذاتاً مشکوک هستن

154
00:08:10,088 --> 00:08:11,955
‫مخصوصاً به هر کسی که باهاشون مهربون باشه

155
00:08:11,956 --> 00:08:16,794
‫چیزی که توی می‌خوای
‫اون دختر کوچولوی بلوند خوشگله

156
00:08:16,795 --> 00:08:18,262
‫شدیداً جذاب
‫به راحتی میشه خامش کرد

157
00:08:18,263 --> 00:08:20,264
‫فقط باید از بقیه دوستاش جداش کنی

158
00:08:20,265 --> 00:08:22,732
‫و حرکتت رو بزنی

159
00:08:22,733 --> 00:08:24,667
‫دارم مزاحم حرفاتون میشم؟

160
00:08:24,668 --> 00:08:28,171
‫یا اینکه برعکس؟

161
00:08:28,172 --> 00:08:29,639
‫ببخشید

162
00:08:29,640 --> 00:08:31,875
‫فقط داشتم می‌گفتم که چقدر
‫جادوگرها رو دوست دارم

163
00:08:31,876 --> 00:08:34,677
‫آره ، همدردیم داداش

164
00:08:34,678 --> 00:08:36,079
‫بسیارخب ، گوش کنید . الان دیگه باید

165
00:08:36,080 --> 00:08:38,347
‫در مورد اون متنی صحبت کنیم
‫که هیچ‌کدوم‌ـتون نخوندین

166
00:08:47,958 --> 00:08:52,328
‫مثل اینکه باید جزئیات امنیتی دورگه‌ای
‫رو قوی‌تر کنم

167
00:08:52,329 --> 00:08:53,528
‫می‌خواستم برم سراغش

168
00:08:53,529 --> 00:08:55,763
‫ولی فهمیدم که تو زودتر از من این‌کار رو کردی

169
00:08:55,764 --> 00:09:00,535
‫خیلی سخته که اونو توی اتاق خواب قرمز شکنجه خودت
‫اینجوری قل و زنجیر کنی

170
00:09:00,536 --> 00:09:02,603
‫این‌کار رو برای این کردم که ازش حرف بکشم

171
00:09:02,604 --> 00:09:04,005
‫به نظر خودم که خیلی مؤثر بود

172
00:09:04,006 --> 00:09:05,273
‫چه حرفایی ازش کشیدی؟

173
00:09:05,274 --> 00:09:07,108
‫کافی نبوده

174
00:09:07,109 --> 00:09:09,043
‫در مورد آتش‌سوزی انجمن حرفی نمیزنه

175
00:09:09,044 --> 00:09:10,945
‫و در مورد اون شیطان بزرگ هم هیچی نمیگه

176
00:09:10,946 --> 00:09:13,113
‫پس هممون مجبوریم که به خودمون بلرزیم

177
00:09:13,114 --> 00:09:15,682
‫چی باعث شده که تو بیای اینجا جاسوسی؟

178
00:09:15,683 --> 00:09:18,785
‫خب ، جلوی ایشون که نمی‌تونم چیزی بگم

179
00:09:18,786 --> 00:09:20,554
‫چون مطمئنم تا الان فهمیدی که

180
00:09:20,555 --> 00:09:22,856
‫به ذهن این دوستمون نمیشه نفوذ کرد

181
00:09:22,857 --> 00:09:25,891
‫پر از رمز و رازی . نه؟

182
00:09:25,892 --> 00:09:27,927
‫بهت که گفتم هیچی نمیدونم

183
00:09:27,928 --> 00:09:30,330
‫خوشبختانه من خیلی چیزا میدونم

184
00:09:30,331 --> 00:09:32,331
‫اجازه هست؟

185
00:09:37,972 --> 00:09:40,940
‫خب ، دلیل تجاوز به ملک خصوصی بنده چیه؟

186
00:09:40,941 --> 00:09:42,941
‫دیمن گفت تو یه چیزی در مورد این یارو میدونستی

187
00:09:42,942 --> 00:09:44,376
‫همون موقع که الینا رو
‫از زهر گرگینه نجات دادی

188
00:09:44,377 --> 00:09:46,979
‫و در عوض هیچی ازمون نخواستی

189
00:09:46,980 --> 00:09:49,948
‫باید می‌فهمیدم که یه فکرایی توی سرت داری

190
00:09:49,949 --> 00:09:51,350
‫احساس خیرخواه بودن می‌کردم

191
00:09:51,351 --> 00:09:53,785
‫تو هیچ‌وقت نمی‌تونی خیرخواه باشی

192
00:09:53,786 --> 00:09:56,688
‫این یارو کیه؟
‫قضیه پنج نفر چیه؟

193
00:09:56,689 --> 00:09:58,956
‫خیلی سؤال می‌پرسی

194
00:09:58,957 --> 00:10:02,460
‫خیلی خوبه که امروز هیچ کاری ندارم که بکنم

195
00:10:02,461 --> 00:10:05,662
‫غیر از اینکه از تو جواب بگیرم

196
00:10:07,032 --> 00:10:08,932
‫باشه

197
00:10:08,933 --> 00:10:11,568
‫راستش ممکنه به‌درد بخوری

198
00:10:11,569 --> 00:10:13,636
‫و خواهرمو راضی کنی که همکاری کنه

199
00:10:13,637 --> 00:10:16,506
‫انجمن برادری پنج نفر

200
00:10:16,507 --> 00:10:20,243
‫گروهی از با مهارت‌ترین
‫شکارچی‌های خون‌آشام بوده

201
00:10:20,244 --> 00:10:23,213
‫قرن دوازدهم بود که باهاشون شاخ به شاخ شدیم

202
00:10:23,214 --> 00:10:25,915
‫ایتالیا...من و خواهر و برادرهام

203
00:10:25,300 --> 00:10:29,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ایتالیا ،‌ سال ۱۱۱۴ "</font>

204
00:10:25,916 --> 00:10:28,518
‫نرماندی‌ها رو دنبال می‌کردیم
‫وقتی که جنوب رو فتح می‌کردن

205
00:10:28,519 --> 00:10:32,087
‫در بین راهمون هم تغذیه می‌کردیم
‫و آدما رو تبدیل می‌کردیم

206
00:10:32,088 --> 00:10:35,357
‫این شیاطین در میان شما زندگی می‌کنند

207
00:10:35,358 --> 00:10:37,426
‫به شکل انسان عبور می‌کنند

208
00:10:37,427 --> 00:10:40,962
‫اما با افزایش خونریزی‌ها
‫کم‌کم لو رفتیم

209
00:10:40,963 --> 00:10:43,032
‫پس با چشمان خودتان نظاره‌گر باشید

210
00:10:55,377 --> 00:10:57,478
‫حسابی نمایش به پا کرده

211
00:10:57,479 --> 00:10:59,013
‫اون هیچی نیست

212
00:10:59,014 --> 00:11:01,181
‫می‌تونم فقط محض تفریح بخورمش

213
00:11:01,182 --> 00:11:03,016
‫ولی بازم باید به هشدارها توجه کنی

214
00:11:03,017 --> 00:11:05,052
‫تو و "کول" که در شرق مستقر شده

215
00:11:05,053 --> 00:11:06,953
‫اصلاً احتیاط نمی‌کنین

216
00:11:06,954 --> 00:11:11,058
‫داستان‌ها در مورد خون‌آشام‌های اصیل
‫داره همه جا پخش میشه

217
00:11:11,059 --> 00:11:13,126
‫چنین رسوایی رو می‌پسندم

218
00:11:13,127 --> 00:11:14,694
‫اگه در مورد بی‌احتیاطی نگرانی

219
00:11:14,695 --> 00:11:17,163
‫شاید بهتر باشه اول با خواهرمون بحث کنی

220
00:11:18,331 --> 00:11:20,032
‫پس این شکارچی‌ها

221
00:11:20,033 --> 00:11:22,101
‫حدود ۹۰۰ ساله که وجود دارن؟

222
00:11:22,102 --> 00:11:23,869
‫ظاهراً

223
00:11:23,870 --> 00:11:25,304
‫خب ، دوستمون که توی اون اتاقه

224
00:11:25,305 --> 00:11:27,506
‫اولین شکارچی‌ایه که از اون‌زمان به بعد دیدم

225
00:11:27,507 --> 00:11:29,575
‫یه‌جورایی باعث میشه آدم بخواد بدونه
‫که اونا توی این همه سال چی بهشون گذشته

226
00:11:29,576 --> 00:11:32,578
‫اون‌وقت ربکا با یکی از اونا رابطه داشته؟

227
00:11:32,579 --> 00:11:34,112
‫فقط یه رابطه ساده نبوده

228
00:11:34,113 --> 00:11:36,514
‫عاشقش شده بود

229
00:11:36,515 --> 00:11:38,583
‫تمام رازهاشو بهش گفته بود

230
00:11:38,584 --> 00:11:41,319
‫که با کمال میل همه اونا رو بهت میگم

231
00:11:41,320 --> 00:11:43,854
‫به شرط اینکه یه کاری برام بکنی

232
00:11:43,855 --> 00:11:45,856
‫و اون‌کار چیه؟

233
00:11:45,857 --> 00:11:47,392
‫ربکا رو بیاری اینجا

234
00:11:47,393 --> 00:11:49,193
‫اون داره لجبازی می‌کنه

235
00:11:49,194 --> 00:11:51,761
‫از من بیزار شده . باید باهاش آشتی کنم

236
00:11:51,762 --> 00:11:55,665
‫می‌خوام ربکا یه سری اطلاعات
‫خیلی مهم رو در مورد اون شکارچی

237
00:11:55,666 --> 00:11:57,201
‫به من بده که مطئنم این‌کار رو نمی‌کنه

238
00:11:57,202 --> 00:11:59,703
‫مگر اینکه باور کنه که باهم آشتی کردیم

239
00:11:59,704 --> 00:12:00,937
‫و...

240
00:12:00,938 --> 00:12:02,872
‫به من چی میرسه؟

241
00:12:02,873 --> 00:12:04,941
‫فقط بیارش اینجا تا بعد بهت بگم

242
00:12:06,210 --> 00:12:08,644
‫در ضمن استفن

243
00:12:08,645 --> 00:12:10,746
‫وقتی اینو میگم حرفمو باور کن

244
00:12:10,747 --> 00:12:12,715
‫اون شکارچی که توی اون اتاقه

245
00:12:12,716 --> 00:12:15,651
‫جواب همه دعاها و خواسته‌های تو رو داره

246
00:12:24,205 --> 00:12:25,127
‫"سلام "اپریل

247
00:12:25,145 --> 00:12:27,469
‫- می‌خوای برات بازم آب بیارم؟
‫- من خوبم

248
00:12:27,504 --> 00:12:29,806
‫اینجا مثل یه دختر بدبخت و بیچاره

249
00:12:29,807 --> 00:12:32,141
‫که تازه به این شهر اومده تنها ننشستم
‫من با یکی از دوستام اومدم که اونم...

250
00:12:32,142 --> 00:12:35,077
‫ببخشید ، یه مسئله خونوادگی داشتم

251
00:12:35,078 --> 00:12:36,778
‫شما ۲تا باهم دوستین؟

252
00:12:36,779 --> 00:12:39,648
‫انقدر سخته که باور کنی من یه دوست دارم؟

253
00:12:39,649 --> 00:12:41,216
‫آره ، سخته

254
00:12:41,217 --> 00:12:43,452
‫در ضمن اون ماشین رو نگه میدارم

255
00:12:46,856 --> 00:12:49,557
‫هی ، چشمتو درویش کن
‫پروژه خودمه

256
00:12:51,627 --> 00:12:54,629
‫هیچ‌کدوم از اینا به یادت نمی‌مونه

257
00:12:54,630 --> 00:12:57,565
‫کلاوس ازم می‌خواد که
‫الکی باهات آشتی کنم

258
00:12:57,566 --> 00:12:58,767
‫که تو در مورد اون پنج نفر باهاش حرف بزنی

259
00:12:58,768 --> 00:13:00,301
‫آره ، میدونستم
‫بهش کمک نکن

260
00:13:00,302 --> 00:13:02,203
‫چون بهت خیانت می‌کنه
‫کارش همینه

261
00:13:02,204 --> 00:13:04,404
‫بسیارخب ، فراموشش کن
‫به جاش به من کمک کن

262
00:13:04,405 --> 00:13:06,306
‫چرا؟ تو که بیشتر از اون از من متنفری

263
00:13:06,307 --> 00:13:08,075
‫چون می‌خوام بفهمم که اون چه فکری توی سرش داره

264
00:13:08,076 --> 00:13:10,310
‫در ضمن می‌تونم چیزی روبهت بدم
‫که اون نمی‌تونه به تو بده

265
00:13:10,311 --> 00:13:13,047
‫- و اون چیه؟
‫- یه شروع تازه

266
00:13:13,048 --> 00:13:15,515
‫نمی‌خوام بگم که قصد دارم
‫به‌خاطر کاری که با الینا کردی

267
00:13:15,516 --> 00:13:17,217
‫تو رو ببخشم

268
00:13:17,218 --> 00:13:19,351
‫اما می‌خوام بذارمش کنار و از اول شروع کنم

269
00:13:19,352 --> 00:13:21,554
‫- چرا باید همچین کاری بکنی؟
‫- چون مطمئناً

270
00:13:21,555 --> 00:13:24,057
‫به این زودی قرار نیست شهر رو ترک کنی

271
00:13:24,058 --> 00:13:26,625
‫و دارم دنبال یه راهی می‌گردم
‫که همه‌مون بتونیم باهم متحد بشیم

272
00:13:26,626 --> 00:13:28,995
‫در ضمن مطمئنم خیلی از این راضی نیست که
‫دور و بر مدرسه بپلکی

273
00:13:28,996 --> 00:13:31,030
‫اما هیچ دوستی نداشته باشی

274
00:13:31,031 --> 00:13:33,833
‫خب ، اگه برام مهم نباشه که تو و بقیه
‫در موردم چه فکری می‌کنین چی؟

275
00:13:33,834 --> 00:13:36,134
‫خب ، کاملاً مطمئنم که برات مهمه که

276
00:13:36,135 --> 00:13:38,937
‫مت چه فکری در موردت می‌کنه

277
00:13:38,938 --> 00:13:42,174
‫پس شاید بتونم با اونم

278
00:13:42,175 --> 00:13:43,842
‫در مورد یه شروع تازه حرف بزنم

279
00:13:46,312 --> 00:13:47,746
‫اون جوون و سالمه
‫خیلی سریع حالش دوباره خوب میشه

280
00:13:47,747 --> 00:13:50,315
‫فقط روی توپ تمرکز کن

281
00:13:50,316 --> 00:13:51,849
‫اینکه بازی نیست دیمن

282
00:13:51,850 --> 00:13:53,184
‫باشه . این یه بازی نیست

283
00:13:53,185 --> 00:13:54,719
‫این یه مانوور فوق‌العاده خطرناکه

284
00:13:54,720 --> 00:13:56,553
‫حالا فقط برو
‫همونجوری که تمرین کردیم

285
00:13:56,554 --> 00:13:57,922
‫تنها کاری که باید بکنی همینه

286
00:13:57,923 --> 00:14:01,592
‫تو توی کلاس جامعه‌شناسی با من همکلاسی ، نه؟

287
00:14:01,593 --> 00:14:03,194
‫آره فکر کنم

288
00:14:03,195 --> 00:14:05,029
‫من راستش حواسم پرت شد

289
00:14:05,030 --> 00:14:06,863
‫و یادم رفت که لیست مطالعه رو بگیرم
‫تو داریش؟

290
00:14:06,864 --> 00:14:09,899
‫آره . بذار بررسی کنم

291
00:14:11,836 --> 00:14:14,771
‫دردت نمی‌گیره
‫خواهش می‌کنم جیغ نزن

292
00:14:18,709 --> 00:14:20,110
‫اون کیه؟

293
00:14:20,111 --> 00:14:23,112
‫خواهر کوچیکترمه

294
00:14:25,048 --> 00:14:28,751
‫از اینجا برو
‫برگرد سر کلاست

295
00:14:32,421 --> 00:14:34,389
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

296
00:14:34,390 --> 00:14:37,359
‫فقط اون عکس رو دیدم و من...

297
00:14:37,360 --> 00:14:39,861
‫هر کسی عمو یا پدر یکی دیگه‌ست

298
00:14:39,862 --> 00:14:41,562
‫یا مشاور اردوگاه
‫یا حتی معلم دین و زندگی

299
00:14:41,563 --> 00:14:44,365
‫الینا ، تو این آدما رو نمی‌شناسی
‫چرا اهمیت میدی؟

300
00:14:44,366 --> 00:14:46,834
‫اهمیت میدم چون هنوز خودمم

301
00:14:46,835 --> 00:14:49,436
‫هنوزم همون احساسات سابق رو دارم دیمن

302
00:14:49,437 --> 00:14:51,572
‫ببخشید اگه این باعث میشه که نقشه‌ات

303
00:14:51,573 --> 00:14:54,908
‫برای تبدیل کردن من به یه
‫سوپر-خون‌آشام خراب بشه

304
00:14:54,909 --> 00:14:56,209
‫چه خبر شده؟

305
00:14:56,210 --> 00:15:00,046
‫هیچی . الینا داره اهمیت احساس رو بهم آموزش میده

306
00:15:00,047 --> 00:15:02,615
‫با اون پروفسور صحبت کردی؟

307
00:15:02,616 --> 00:15:04,250
‫فقط چند لحظه . چندتا از وسایل
‫مامان‌بزرگم رو

308
00:15:04,251 --> 00:15:07,119
‫توی دفترش پیدا کرد و قرار شد
‫واسم ته و توشون رو دربیاره

309
00:15:07,120 --> 00:15:09,489
‫اینو ببین

310
00:15:09,490 --> 00:15:11,557
‫ایول

311
00:15:11,558 --> 00:15:12,858
‫جواب تمام مشکلاتمون هم پیدا شد

312
00:15:12,859 --> 00:15:15,895
‫یه مهمونی کالجی ، مرکز احمق‌ها

313
00:15:15,896 --> 00:15:20,799
‫به‌خاطر همین امشب قراره
‫حسابی به شیکمت برسی

314
00:15:20,800 --> 00:15:22,167
‫خب ، باید در قالب کی بریم؟

315
00:15:22,168 --> 00:15:24,135
‫قربانی‌ها یا قاتل‌ها؟

316
00:15:26,372 --> 00:15:28,373
‫حس خوبی داری رفیق؟

317
00:15:28,374 --> 00:15:29,775
‫دست‌بندها زیادی سفتن؟

318
00:15:30,976 --> 00:15:32,911
‫به خونه خوش اومدی خواهر

319
00:15:32,912 --> 00:15:36,547
‫این یه حقه‌ست؟

320
00:15:36,548 --> 00:15:37,981
‫از کجا میدونی که اون یکی از پنج نفره؟

321
00:15:37,982 --> 00:15:39,317
‫خالکوبی کوفتیش کجاست؟

322
00:15:39,318 --> 00:15:40,651
‫خالکوبی‌ها قابل رؤیت نیستن

323
00:15:40,652 --> 00:15:43,688
‫دیگه اونجوری نیست که قبلاً می‌تونستیم ببینیم

324
00:15:43,689 --> 00:15:45,423
‫بریم غذا بخوریم

325
00:15:46,991 --> 00:15:50,460
‫ممنون عشق من

326
00:15:50,461 --> 00:15:52,729
‫باید روی تمام انجمن رو ببوسم

327
00:15:52,730 --> 00:15:54,431
‫که همه شاه‌پسندهای شهر رو سوزوندن

328
00:15:54,432 --> 00:15:56,399
‫زندگی رو خیلی برام آسون‌تر کردن

329
00:15:56,400 --> 00:15:58,601
‫عشقم ربکا ، سبزی‌هاتو بخور

330
00:15:58,602 --> 00:16:00,403
‫تا معذرت‌خواهی نکنی چیزی نمی‌خورم

331
00:16:00,404 --> 00:16:03,272
‫به‌خاطر کدوم بی‌خِرَدی؟
‫تعدادشون زیاد بوده

332
00:16:03,273 --> 00:16:04,507
‫گردن منو شکستی

333
00:16:04,508 --> 00:16:05,808
‫تو هم خون الینا رو ریختی زمین

334
00:16:05,809 --> 00:16:07,309
‫که نتونم دورگه‌های دیگه‌ای بسازم

335
00:16:07,310 --> 00:16:12,013
‫- تو داشتی ازم سوءاستفاده می‌کردی
‫- همه برادرهای بزرگتر این‌کار رو می‌کنن عزیزم

336
00:16:12,014 --> 00:16:14,182
‫بذارین از میلیون‌ها آدم دیگه‌ای اسم ببرم

337
00:16:14,183 --> 00:16:16,785
‫که الان ترجیح میدادم به جای شما
‫با اونا شام بخورم

338
00:16:16,786 --> 00:16:18,286
‫بسیارخب ، باشه

339
00:16:18,287 --> 00:16:20,021
‫معذرت می‌خوام

340
00:16:20,022 --> 00:16:23,290
‫بعضی وقتا یادم میره که چه روحیه حساسی داری

341
00:16:23,291 --> 00:16:25,860
‫منو می‌بخشی؟

342
00:16:25,861 --> 00:16:27,795
‫بهش فکر می‌کنم

343
00:16:27,796 --> 00:16:30,331
‫باشه . خوبه

344
00:16:30,332 --> 00:16:32,734
‫حالا چرا در مورد اون شکارچی ربکا بهم نمیگی؟

345
00:16:32,735 --> 00:16:34,802
‫"درسته..."الکساندر

346
00:16:34,803 --> 00:16:37,971
‫مرد خوبی بود البته با صرف‌نظر کردن
‫از مشکلاتی که پیش آورد

347
00:16:37,972 --> 00:16:40,707
‫اون به دنبال موجودات شب بود

348
00:16:40,708 --> 00:16:43,142
‫به‌خاطر همین بود که کنارش احساس امنیت می‌کردیم

349
00:16:43,143 --> 00:16:45,011
‫و حلقه‌های نور آفتاب رو دستمون می‌کردیم

350
00:16:45,012 --> 00:16:48,114
‫من به چنین تجملاتی عادت ندارم

351
00:16:48,115 --> 00:16:50,817
‫خب ، این حداقل کاریه که می‌تونیم بکنیم تا
‫اینو جبران کنیم که چشم ما رو

352
00:16:50,818 --> 00:16:53,186
‫رو به حقیقت باز کردید کنجکاو هستیم
‫که بیشتر

353
00:16:53,187 --> 00:16:54,820
‫در مورد محفل شما بدونیم

354
00:16:54,821 --> 00:16:56,989
‫نهضت شما

355
00:16:56,990 --> 00:16:58,123
‫ما فقط پنج مرد هستیم

356
00:16:58,124 --> 00:17:00,025
‫توسط آتش و آخرین نفس‌های

357
00:17:00,026 --> 00:17:03,396
‫یک جادوگر در حال مرگ به‌هم متصل شدیم
‫تا یک هدف رو به انجام برسونیم

358
00:17:03,397 --> 00:17:06,131
‫نابودی تمامی خون‌آشام‌ها

359
00:17:06,132 --> 00:17:09,667
‫و امیدوارین که چطور به این هدف دست پیدا کنین؟

360
00:17:12,237 --> 00:17:14,338
‫ما سلاحی رو داریم

361
00:17:14,339 --> 00:17:16,841
‫که هیچ خون‌آشامی نمی‌تونه در برابرش زنده بمونه

362
00:17:16,842 --> 00:17:19,577
‫پس همه اینا برمیگرده به این؟

363
00:17:19,578 --> 00:17:22,580
‫- یه سلاح؟
‫- فقط یه سلاح ساده نیست

364
00:17:22,581 --> 00:17:25,149
‫عشقم ربکا ، خیلی توی داستان جلو نرو

365
00:17:25,150 --> 00:17:28,185
‫یه سلاح چطور می‌تونه
‫جواب همه دعاها و خواسته‌های من باشه؟

366
00:17:31,456 --> 00:17:33,190
‫باشه

367
00:17:33,191 --> 00:17:35,459
‫بهتر نیست که از نمایش‌ها رد بشیم

368
00:17:35,460 --> 00:17:36,627
‫و بریم سر اصل مطلب؟

369
00:17:36,628 --> 00:17:38,762
‫هنوز نه

370
00:17:38,763 --> 00:17:40,932
‫چون برای پیدا کردن این سلاح

371
00:17:40,933 --> 00:17:42,665
‫باید معمایی رو حل کنیم

372
00:17:42,666 --> 00:17:45,068
‫که به نظر میاد ناپدید شده

373
00:17:45,069 --> 00:17:47,437
‫کدوم معما؟

374
00:17:47,438 --> 00:17:50,606
‫اون خالکوبی

375
00:17:50,607 --> 00:17:53,576
‫مگه اون چیه؟

376
00:17:53,577 --> 00:17:55,878
‫یه نقشه‌ست

377
00:17:56,948 --> 00:17:59,148
‫که ما رو به اون گنجینه میرسونه

378
00:17:59,149 --> 00:18:01,716
‫بودن یه خالکوبی چه فایده‌ای داره
‫اگه نتونیم اونو ببینیم؟

379
00:18:01,717 --> 00:18:03,752
‫ما نمی‌تونیم اما یه نفر دیگه می‌تونه

380
00:18:03,753 --> 00:18:07,289
‫میشه به اون دورگه بگی
‫که بیارتش داخل عشقم؟

381
00:18:07,290 --> 00:18:10,025
‫اون شکارچی انقدر حریص بود

382
00:18:10,026 --> 00:18:11,560
‫که به راز خالکوبی‌های خودش دست پیدا کنه

383
00:18:11,561 --> 00:18:15,296
‫که از دهنش پرید که فقط یه نفر دیگه هست
‫که می‌تونه اونا رو ببینه

384
00:18:18,133 --> 00:18:21,569
‫نمیذارم . خوشبختانه

385
00:18:21,570 --> 00:18:23,537
‫جرمیِ جوان ما یه هنرمنده

386
00:18:23,538 --> 00:18:25,340
‫من هیچ کمکی به شما نمی‌کنم

387
00:18:27,409 --> 00:18:30,310
‫متأسفانه می‌کنی

388
00:18:44,527 --> 00:18:45,661
‫سلام

389
00:18:45,662 --> 00:18:46,741
‫من "فرانکی" هستم

390
00:18:46,776 --> 00:18:48,631
‫قاتل زنجیره‌ای بی‌ادعا

391
00:18:48,632 --> 00:18:49,798
‫من "جک" هستم

392
00:18:49,799 --> 00:18:51,700
‫و اینها دو بانوی دوست‌داشتنی هستند

393
00:18:51,701 --> 00:18:53,301
‫که به تازگی اونا رو درّنده کردم

394
00:18:53,302 --> 00:18:55,303
‫به خانه قتل خوش اومدین

395
00:18:55,304 --> 00:18:56,805
‫بلادی مری" تا نیمه‌شب مجانیه"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(مشروبی از ترکیب ودکا و آب گوجه فرنگی)</font>

396
00:18:56,806 --> 00:18:58,340
‫حسابی لذت ببرین

397
00:18:58,341 --> 00:19:01,009
‫خب ، به احترام این احمق‌ها
‫کلاه از سر برمیدارم

398
00:19:01,010 --> 00:19:03,145
‫نگاه کنین . اون پروفسور چندش‌آور هم اومده

399
00:19:03,146 --> 00:19:08,183
‫اسمش پروفسور "شِین" ـه
‫و اصلاً هم چندش‌آور نیست

400
00:19:08,184 --> 00:19:09,351
‫می‌خوام برم باهاش حرف بزنم

401
00:19:09,352 --> 00:19:10,785
‫این‌کار رو بکن

402
00:19:12,421 --> 00:19:16,490
‫نفرت‌انگیزهای نشاط‌آور
‫همگی سرشار از خون

403
00:19:16,491 --> 00:19:19,160
‫زودباش ، یکی رو انتخاب کن

404
00:19:33,907 --> 00:19:36,809
‫فکر کنم یکیو پیدا کردم

405
00:19:36,810 --> 00:19:38,545
‫همون قرصیه؟

406
00:19:38,546 --> 00:19:41,080
‫چه انتخاب خوبی . برو سراغش

407
00:19:44,251 --> 00:19:47,019
‫ببخشید

408
00:19:48,354 --> 00:19:50,689
‫- نوشیندنی؟
‫- حتماً

409
00:19:53,426 --> 00:19:55,727
‫الان برمیگردم

410
00:20:00,266 --> 00:20:02,734
‫مهمونی خوبیه ، نه؟

411
00:20:02,735 --> 00:20:05,102
‫آره

412
00:20:09,007 --> 00:20:12,041
‫صدات درنمیاد

413
00:20:15,145 --> 00:20:19,949
‫حالا یادت باشه
‫این‌کار به منظور کشتن اون نیست

414
00:20:19,950 --> 00:20:22,319
‫الینا

415
00:20:22,320 --> 00:20:25,588
‫الینا ، دیگه خودتو بکش عقب

416
00:20:25,589 --> 00:20:27,856
‫الینا

417
00:20:34,063 --> 00:20:37,366
‫برو و همه چیز رو فراموش کن

418
00:20:42,304 --> 00:20:44,472
‫چه حسی داری؟

419
00:20:47,610 --> 00:20:49,977
‫حس خوبی دارم

420
00:20:54,450 --> 00:20:57,784
‫بازم می‌خوام

421
00:21:05,092 --> 00:21:08,662
‫توی بیمارستان منو گول زدی

422
00:21:08,663 --> 00:21:12,098
‫منو توی یه تله انداختی

423
00:21:12,099 --> 00:21:14,199
‫چرا؟

424
00:21:14,200 --> 00:21:17,670
‫می‌خواستی سعی کنی به آدمایی آسیب بزنی
‫که برای من مهمن

425
00:21:17,671 --> 00:21:19,372
‫برات مهمن؟

426
00:21:19,373 --> 00:21:23,175
‫اون خون‌آشام همین الان تهدیدت کرد
‫که تو رو می‌کشه

427
00:21:23,176 --> 00:21:27,246
‫نمی‌فهمم . اگه یکی از طرفدارای اونایی
‫پس چطور می‌تونی این خالکوبی رو ببینی

428
00:21:27,247 --> 00:21:29,281
‫تو دقیقاً چیو می‌فهمی؟

429
00:21:29,282 --> 00:21:31,516
‫آخه چند روز پیش به نظر میرسید
‫که جواب همه سؤال‌ها رو داری

430
00:21:31,517 --> 00:21:33,385
‫ولی الان هیچی نمیدونی

431
00:21:33,386 --> 00:21:35,253
‫این خالکوبی از کجا اومده؟

432
00:21:35,254 --> 00:21:37,522
‫چرا من تنها کسی هستم که می‌تونم ببینمش؟

433
00:21:40,959 --> 00:21:44,061
‫سال‌ها پیش با کسی آشنا شدم که
‫یک نشان و علامت داشت

434
00:21:44,062 --> 00:21:47,831
‫ادعا می‌کرد که این میل شدید رو داره

435
00:21:47,832 --> 00:21:49,466
‫که خون‌آشام‌ها رو بکشه

436
00:21:49,467 --> 00:21:51,902
‫ـش ریشه داشته DNA انگار توی

437
00:21:51,903 --> 00:21:53,304
‫همون چیزی که بهت گفتم رو به من گفت

438
00:21:53,305 --> 00:21:56,940
‫اگه بتونم این علامت رو ببینم
‫پس یه بالقوه هستم

439
00:21:56,941 --> 00:21:58,442
‫اون کی بود؟

440
00:21:58,443 --> 00:22:00,944
‫یه یارو بود که توی عراق
‫همراهش خدمت می‌کردم

441
00:22:00,945 --> 00:22:03,346
‫گمش کردم و بعد یک روز

442
00:22:03,347 --> 00:22:06,716
‫این خالکوبی یه دفعه روی تنم ظاهر شد

443
00:22:06,717 --> 00:22:10,219
‫از روی دستم شروع شد
‫ولی هر چی که خون‌آشام‌های بیشتری رو کشتم

444
00:22:10,220 --> 00:22:13,122
‫خالکوبی هم گسترده‌تر شد انگار...

445
00:22:13,123 --> 00:22:14,724
‫انگار می‌خواست یه چیزی رو بهم بگه

446
00:22:14,725 --> 00:22:19,127
‫من فقط نمیدونم چی

447
00:22:21,997 --> 00:22:25,701
‫در مورد این خالکوبی بیشتر برام تعریف کن

448
00:22:25,702 --> 00:22:31,105
‫خواستگار خواهرم مایل نبود که چیزی بهمون بگه

449
00:22:31,106 --> 00:22:32,941
‫البته ربکا خیلی مشتاق بود که

450
00:22:32,942 --> 00:22:36,310
‫در موردش تحقیق کنه . درسته؟

451
00:22:50,157 --> 00:22:51,825
‫این نمادها رو چطوری می‌خونی؟

452
00:22:51,826 --> 00:22:54,694
‫سال‌ها طول کشید که من و برادرانم
‫موفق شدیم ترجمه‌اش کنیم

453
00:22:54,695 --> 00:22:57,497
‫این شمشیر...

454
00:22:57,498 --> 00:23:00,266
‫کلید خوندنشه

455
00:23:01,301 --> 00:23:04,971
‫به پیشنهادم فکر کردی؟

456
00:23:04,972 --> 00:23:08,273
‫که وقتی میرم تا نقشه رو دنبال کنم همراهم بیای؟

457
00:23:08,274 --> 00:23:10,008
‫فکر کردم

458
00:23:10,977 --> 00:23:13,412
‫و خیلی دوست دارم که این‌کار رو بکنم

459
00:23:23,088 --> 00:23:25,022
‫اون چیه؟

460
00:23:25,023 --> 00:23:27,291
‫اون؟

461
00:23:27,292 --> 00:23:29,093
‫اون...

462
00:23:29,094 --> 00:23:31,462
‫یه سلاح خیلی خاصه

463
00:23:31,463 --> 00:23:35,199
‫برای یک گونه خیلی خاص

464
00:23:35,200 --> 00:23:37,401
‫از خون‌آشام‌ها

465
00:23:37,402 --> 00:23:40,504
‫وقتی که من و برادرانم به تقدیر خود برسیم

466
00:23:40,505 --> 00:23:42,472
‫اون هیولاها دیگه وجود نخواهند داشت

467
00:23:42,473 --> 00:23:43,973
‫تا اون‌زمان

468
00:23:43,974 --> 00:23:46,476
‫ما خنجرها رو داریم

469
00:23:46,477 --> 00:23:49,880
‫واقعاً معتقدین که اونا به قدری
‫شیطانی هستند که باید نابود بشن؟

470
00:23:49,881 --> 00:23:53,482
‫بیا در مورد چنین شیطانی صحبت نکنیم

471
00:23:53,483 --> 00:23:55,918
‫بیا این‌کار رو بکنیم

472
00:23:55,919 --> 00:23:59,722
‫و این

473
00:24:04,628 --> 00:24:07,062
‫و این

474
00:24:16,439 --> 00:24:18,105
‫دوست‌پسر خواهرم

475
00:24:18,106 --> 00:24:20,909
‫اون‌شب جشن پتو به راه انداخت

476
00:24:20,910 --> 00:24:25,012
‫اون و برادرانش وقتی که خواب بودیم
‫ترتیب هممون رو دادن

477
00:24:25,013 --> 00:24:28,415
‫آلایژا ، کول ، فین و من

478
00:24:28,416 --> 00:24:30,717
‫از کجا باید میدونستم؟

479
00:24:30,718 --> 00:24:35,388
‫نوش به سلامتی توانایی غیرطبیعی
‫خواهر من در انتخاب مردان

480
00:24:35,389 --> 00:24:36,690
‫فکر می‌کردم به‌خاطر نیمه گرگینه‌ایت

481
00:24:36,691 --> 00:24:39,159
‫اون خنجرها روی تو اثر نمی‌کنن

482
00:24:39,160 --> 00:24:41,594
‫اثر نمی‌کنن

483
00:24:48,101 --> 00:24:49,869
‫چه اتفاقی افتاد؟

484
00:24:49,870 --> 00:24:51,971
‫از اون بپرس

485
00:24:55,609 --> 00:24:58,677
‫فقط نمی‌تونه جوابی بده

486
00:24:58,678 --> 00:25:00,846
‫چون زبونش رو از دهنش درآوردم

487
00:25:02,381 --> 00:25:03,949
‫نیک ، روحم هم خبر نداشت

488
00:25:03,950 --> 00:25:06,585
‫ولی باید میدونستی
‫تنها خوانواده تو

489
00:25:06,586 --> 00:25:10,154
‫نزدیک بود به‌خاطر حماقت تو نابود بشه

490
00:25:11,524 --> 00:25:12,991
‫اون چه قولی بهت داده بود؟

491
00:25:12,992 --> 00:25:15,292
‫هیچی

492
00:25:15,293 --> 00:25:17,127
‫هیچی

493
00:25:17,128 --> 00:25:18,328
‫امکان نداشت حرکتی بکنه

494
00:25:18,329 --> 00:25:21,532
‫مگر اینکه می‌فهمید که تو آسیب‌پذیری

495
00:25:21,533 --> 00:25:24,134
‫تو بهش اعتماد کردی

496
00:25:24,135 --> 00:25:25,335
‫برعلیه من

497
00:25:25,336 --> 00:25:27,872
‫اون چه قولی بهت داده بود؟

498
00:25:27,873 --> 00:25:29,839
‫هیچی نیک . قسم می‌خورم

499
00:25:29,840 --> 00:25:33,109
‫چه قولی بهت داده بود؟

500
00:25:33,110 --> 00:25:36,579
‫بهم بگو ربکا

501
00:25:36,580 --> 00:25:38,314
‫زودباش ربکا ، بهش بگو

502
00:25:38,315 --> 00:25:40,817
‫بهش بگو که اون شکارچی گفته بود
‫که اون خالکوبی به کجا ختم میشه

503
00:25:40,818 --> 00:25:45,321
‫این سلاح عظیم چیه که
‫می‌تونه به نسل نژاد خون‌آشام‌ها پایان ببخشه؟

504
00:25:47,023 --> 00:25:49,758
‫یه دارو

505
00:25:50,960 --> 00:25:53,361
‫گفت اونجا یه دارو وجود داره

506
00:26:02,979 --> 00:26:04,985
‫هیچ درمانی برای خون‌آشامی وجود نداره

507
00:26:05,012 --> 00:26:06,010
‫دارم راستشو میگم استفن

508
00:26:06,028 --> 00:26:08,348
‫پس چرا دنبالش نگشتی؟ چرا پیداش نکردی؟

509
00:26:08,349 --> 00:26:10,350
‫چون وقتی که شکارچی‌ها
‫آخرین نفسشون رو کشیدن

510
00:26:10,351 --> 00:26:13,320
‫علامت‌ها ازروی بدنشون ناپدید شدن

511
00:26:13,321 --> 00:26:14,954
‫نقشه محو شده بود

512
00:26:14,955 --> 00:26:17,591
‫پیمان برادری پنج نفر
‫منقرض شده بود

513
00:26:17,592 --> 00:26:19,725
‫نهصد سال بود که هیچ کجا
‫هیچ بویی از شکارچی وجود نداشت

514
00:26:19,726 --> 00:26:22,861
‫تا اینکه این دوستمون سروکله‌اش پیدا شد

515
00:26:22,862 --> 00:26:25,298
‫خب ، حالا نقشه رو داریم
‫بعدش چی‌کار کنیم؟

516
00:26:25,299 --> 00:26:26,899
‫ما هیچ کاری نمی‌کنیم

517
00:26:26,900 --> 00:26:28,934
‫به تو اعتمادی نیست خواهر کوچولو

518
00:26:28,935 --> 00:26:30,969
‫به اولین پسری که بهت بگه چقدر خوشگلی
‫این راز رو میگی

519
00:26:30,970 --> 00:26:33,673
‫آخه رقت‌انگیزه

520
00:26:33,674 --> 00:26:36,207
‫واقعاً نیست؟ اینکه دائم داره قلبشو

521
00:26:36,208 --> 00:26:37,442
‫به هر مردی که ذره‌ای بهش
‫محبت می‌کنه تقدیم می‌کنه

522
00:26:37,443 --> 00:26:39,644
‫هر کی دیگه بود

523
00:26:39,645 --> 00:26:42,914
‫بعد از این چرخه بی‌پایان ناامیدی و نیرینگ
‫بالاخره یاد گرفته بود

524
00:26:42,915 --> 00:26:45,650
‫ولی یاد نگرفتم
‫به جاش با تو موندم

525
00:26:45,651 --> 00:26:49,587
‫و اجازه میدم تک تک لحظات
‫خوب زندگیمو ازم بگیری

526
00:26:49,588 --> 00:26:51,955
‫میدونی ، حداقل برات بهتر از فین بودم

527
00:26:51,956 --> 00:26:54,591
‫کلاوس اونو با یه خنجر ول کرد
‫چون دیگه از قضاوت‌هاش خسته شده بود

528
00:26:54,592 --> 00:26:56,593
‫نه . فین یه نادان بود

529
00:26:56,594 --> 00:26:59,496
‫وقتی توی یه تابوت خوابیده خیلی جذاب‌تره

530
00:26:59,497 --> 00:27:02,899
‫اون دارو رو برای الینا می‌خوای ، نه؟

531
00:27:02,900 --> 00:27:05,936
‫که بتونی دوباره دورگه‌هات رو
‫به تولید عمده برسونی

532
00:27:05,937 --> 00:27:07,603
‫به‌خاطر همین پای استفن رو کشیدی وسط

533
00:27:07,604 --> 00:27:09,138
‫چون میدونستی که بهت کمک می‌کنه
‫با وجود اینکه

534
00:27:09,139 --> 00:27:11,607
‫از خوبی‌هات متنفره
‫میدونی چیه؟

535
00:27:11,608 --> 00:27:13,843
‫خودت برو اون دارو رو پیدا کن

536
00:27:21,652 --> 00:27:23,952
‫خب ، امیدوارم تا قبل از اینکه
‫باعث بشی از اینجا فرار کنه

537
00:27:23,953 --> 00:27:25,954
‫چیزی که می‌خواستی رو تونسته باشی ازش بفهمی

538
00:27:25,955 --> 00:27:28,557
‫اون هیچ‌وقت حاضر نمیشه چیزی که
‫من می‌خوام بدونم رو بهم بگه

539
00:27:28,558 --> 00:27:31,226
‫اما به تو میگه

540
00:27:33,028 --> 00:27:36,164
‫می‌خوای من چیو بفهمم؟

541
00:27:36,165 --> 00:27:39,500
‫اون نقشه بدون وسیله‌ای
‫برای کشف رمز کردنش بی‌فایده‌ست

542
00:27:39,501 --> 00:27:41,635
‫اون شمشیر

543
00:27:41,636 --> 00:27:43,637
‫اون میدونه که شمشیر کجاست

544
00:27:43,638 --> 00:27:46,173
‫و تو باید مجبورش کنی که بهت بگه

545
00:27:48,009 --> 00:27:51,078
‫این فرصت رو داری که الینا رو

546
00:27:51,079 --> 00:27:54,081
‫از چیزی که بزودی نابودش می‌کنه نجات بدی

547
00:27:54,082 --> 00:27:58,085
‫اگه بخوای می‌تونی اسمشو بذاری
‫معامله‌ای با شیطان

548
00:27:59,287 --> 00:28:01,588
‫اما میدونی که امکان نداره
‫بیخیالش بشی

549
00:28:03,957 --> 00:28:06,526
‫وسایل مادربزرگت رو یه جایی
‫همین اطراف گذاشتم

550
00:28:06,527 --> 00:28:07,861
‫چندتا عکس خونوادگی بودن

551
00:28:07,862 --> 00:28:10,162
‫"و اولین چاپ کتاب "استیفن کینگ

552
00:28:10,163 --> 00:28:12,699
‫میدونستی کتاب "کوجو" رو دوست داشته؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">("کتابی نوشته "استیفن کینگ)</font>

553
00:28:12,700 --> 00:28:15,101
‫این محشره

554
00:28:15,102 --> 00:28:18,336
‫اینا همه چیزایی هستن
‫که توی سفرهات جمع کردی؟

555
00:28:18,337 --> 00:28:19,905
‫آره

556
00:28:19,906 --> 00:28:21,940
‫من این‌کار رو می‌کنم

557
00:28:21,941 --> 00:28:24,710
‫مثل یه مردی می‌مونم که
‫مخفیانه به شهرهای کوچیک سفر می‌کنم

558
00:28:24,711 --> 00:28:28,714
‫بودجه ماجراجویی‌های منو تأمین می‌کنه

559
00:28:31,217 --> 00:28:34,452
‫تو تمرین می‌کنی؟

560
00:28:34,453 --> 00:28:36,454
‫مثل اون؟

561
00:28:37,890 --> 00:28:41,492
‫من ایمان واقعی دارم
‫فقط به کسی نگو

562
00:28:41,493 --> 00:28:44,361
‫نه . من تمرین نمی‌کنم
‫دیگه نه

563
00:28:44,362 --> 00:28:47,498
‫کنترل خودمو از دست دادم
‫و باعث یه سری عواقب شدم

564
00:28:47,499 --> 00:28:50,133
‫جادوگرها عاشق عواقب خودشون هستن . نه؟

565
00:28:50,134 --> 00:28:52,101
‫میدونی ، راه‌های دیگه‌ای هم

566
00:28:52,102 --> 00:28:53,937
‫برای تمرین جادو وجود داره

567
00:28:53,938 --> 00:28:55,371
‫اگر علاقه داشته باشی

568
00:28:55,372 --> 00:28:57,073
‫تو...

569
00:28:57,074 --> 00:28:58,542
‫نه ، نه ، نه ، نه

570
00:28:58,543 --> 00:28:59,943
‫من فقط...

571
00:28:59,944 --> 00:29:02,145
‫فقط کسی هستم که ذهن خیلی بازی داره

572
00:29:02,146 --> 00:29:04,013
‫و چیزای خیلی زیادی دیده

573
00:29:04,014 --> 00:29:06,549
‫و می‌خوام بعضی اونا رو آزمایش کنم

574
00:29:06,550 --> 00:29:08,150
‫اگه پایه باشی

575
00:29:23,398 --> 00:29:25,733
‫جیغ نزن

576
00:29:25,734 --> 00:29:28,302
‫دردت نمی‌گیره

577
00:30:34,533 --> 00:30:35,900
‫خدای من

578
00:30:35,901 --> 00:30:38,368
‫خدای من

579
00:30:42,907 --> 00:30:45,241
‫باید از اینجا برم بیرون

580
00:30:52,282 --> 00:30:54,250
‫خوب کشیدی

581
00:30:54,251 --> 00:30:57,819
‫حالا اگه میشه فقط یه‌کم عجله کن

582
00:30:57,820 --> 00:30:59,688
‫تموم شد

583
00:31:04,694 --> 00:31:06,361
‫این چیه؟

584
00:31:06,362 --> 00:31:08,229
‫این همون خالکوبیه

585
00:31:08,230 --> 00:31:11,533
‫من اون خالکوبی رو قبلاً دیدم
‫پسرک حال به‌هم‌زن

586
00:31:11,534 --> 00:31:14,368
‫- خیلی بیشتر از اینه
‫- همه‌ـش همینه

587
00:31:17,706 --> 00:31:21,042
‫اون گفت هر چقدر که خون‌آشام بیشتری بکشه
‫خالکوبیش گسترده‌تر میشه

588
00:31:23,045 --> 00:31:25,046
‫"نِیت"

589
00:31:28,349 --> 00:31:30,550
‫به اون دختره بگو که
‫جرمی رو ببره خونه

590
00:31:30,551 --> 00:31:33,920
‫به هر قیمتی که شده این یکی رو زنده نگه دار

591
00:31:52,505 --> 00:31:56,374
‫انگار داری زیادی تقلا می‌کنی

592
00:31:56,375 --> 00:31:59,111
‫هیچجا قرار نیست بری
‫پس بهتره که

593
00:31:59,112 --> 00:32:00,412
‫سر و صداهاتو تموم کنی

594
00:32:08,186 --> 00:32:12,256
‫شانس آوردی که نمی‌تونم بکشمت

595
00:32:12,257 --> 00:32:14,092
‫دیوس

596
00:32:27,963 --> 00:32:30,864
‫من کیم؟ چرا دارم اینجوری رفتار می‌کنم؟

597
00:32:30,865 --> 00:32:32,325
‫چون به حرف دیمن گوش دادی

598
00:32:32,334 --> 00:32:33,898
‫و دیمن کاری می‌کنه که
‫چیزایی که خودش می‌خواد

599
00:32:33,907 --> 00:32:35,479
‫به نظر ایده‌های خوبی بیان

600
00:32:35,514 --> 00:32:37,281
‫من باید اینجا پیش استفن باشم

601
00:32:37,282 --> 00:32:39,050
‫نباید اینجا با اون باشم

602
00:32:39,051 --> 00:32:41,319
‫باید با استفن تمام این مراحل رو بگذرونم

603
00:32:44,423 --> 00:32:47,557
‫فکر کنم دیگه باید بزنیم به جاده

604
00:32:47,558 --> 00:32:50,827
‫تو قرار بود کمکش کنی

605
00:32:50,828 --> 00:32:53,696
‫ولی باعث شدی کاملاً کنترلشو از دست بده

606
00:32:53,697 --> 00:32:56,232
‫اون کنترلشو از دست نداده
‫فقط داشت خوش می‌گذروند

607
00:32:56,233 --> 00:32:58,568
‫این خوش گذروندن نیست
‫اون داره مثل یه آدم متفاوت رفتار می‌کنه

608
00:32:58,569 --> 00:33:01,671
‫چون که یه آدم متفاوت هست
‫اون یه خون‌آشامه

609
00:33:01,672 --> 00:33:03,973
‫ما گونه درّنده‌ای هستیم
‫از شکار کردن ، خون‌خواری

610
00:33:03,974 --> 00:33:06,342
‫و کشتن لذت می‌بریم و هر وقت که
‫عذاب وجدان از حد بگذره

611
00:33:06,343 --> 00:33:09,778
‫انسانیتمون رو خاموش می‌کنیم
‫و لذتمون رو می‌بریم

612
00:33:09,779 --> 00:33:13,115
‫تو اینو می‌خوای؟
‫می‌خوای اونم بشه مثل تو؟

613
00:33:13,116 --> 00:33:16,018
‫الانشم مثل منه
‫و میدونی چیه که

614
00:33:16,019 --> 00:33:17,719
‫باعث میشه بتونم هر چقدر می‌خوام بخورم

615
00:33:17,720 --> 00:33:21,057
‫و بعد بذارم طرف زنده بمونه
‫و سرشو از تنش جدا نکنم

616
00:33:21,058 --> 00:33:24,226
‫مثل کاری که برادرم می‌کنه؟
‫اینکه می‌تونم ازش لذت ببرم

617
00:33:24,227 --> 00:33:26,061
‫می‌تونم کاری کنم که لذت‌بخش بشه

618
00:33:40,676 --> 00:33:43,477
‫پیغامت رو گرفتم

619
00:33:43,478 --> 00:33:46,079
‫ببخشید . میدونم که می‌خواستی بهت کمک کنم

620
00:33:46,080 --> 00:33:50,384
‫اون فقط...خیلی منو عصبانی می‌کنه

621
00:33:50,385 --> 00:33:52,919
‫هیچ‌کس این لیاقت رو نداره
‫که باهاش اینجوری رفتار بشه

622
00:33:56,791 --> 00:33:58,624
‫منم اون‌موقع‌ها اونو می‌خواستم

623
00:33:58,625 --> 00:34:00,859
‫اون دارو رو میگم

624
00:34:02,262 --> 00:34:06,165
‫می‌خواستم حتی به‌خاطرش
‫خونوادم رو ترک کنم

625
00:34:09,002 --> 00:34:11,671
‫اگر فرصتش رو داشتی ازش استفاده می‌کردی؟

626
00:34:11,672 --> 00:34:13,606
‫یا فقط به‌خاطر الیناست؟

627
00:34:13,607 --> 00:34:15,708
‫یه بخشی از من آرزو می‌کنه
‫که کاش من و الینا

628
00:34:15,709 --> 00:34:18,010
‫در کنار هم جاودانگی رو طی کنیم

629
00:34:18,011 --> 00:34:19,611
‫اما دیمن درست میگه

630
00:34:19,612 --> 00:34:21,046
‫هیچ خون‌آشامی وجود نداره که

631
00:34:21,047 --> 00:34:23,716
‫تا حالا انسانی رو نکشته باشه

632
00:34:23,717 --> 00:34:26,651
‫الینا هم بالاخره یکی رو می‌کشه

633
00:34:26,652 --> 00:34:30,088
‫و بعد فقط براش درد باقی می‌مونه

634
00:34:30,089 --> 00:34:32,957
‫و عذاب وجدان و بعد...

635
00:34:32,958 --> 00:34:35,793
‫کلید انسانیت

636
00:34:35,794 --> 00:34:38,229
‫الینا به‌وسیله عشق هدایت شده

637
00:34:38,230 --> 00:34:41,833
‫به‌وسیله اشتیاق

638
00:34:41,834 --> 00:34:43,534
‫وقتی که انسانیتش رو خاموش کنه

639
00:34:43,535 --> 00:34:46,036
‫فکر نمی‌کنم که دیگه بتونیم
‫اونو برگردونیم

640
00:34:47,538 --> 00:34:51,674
‫پس حاضرم هر کاری بکنم تا اونو نجات بدم

641
00:34:51,675 --> 00:34:54,878
‫حسودیم میشه

642
00:34:54,879 --> 00:34:57,680
‫تو و الینا

643
00:34:57,681 --> 00:35:00,383
‫به عشقی که دارین حسودیم میشه

644
00:35:00,384 --> 00:35:06,155
‫وقتی که "الکس" بهم گفت عاشقمه
‫واقعاً حرفشو باور کردم

645
00:35:07,991 --> 00:35:10,826
‫قول داد که باهم ازدواج می‌کنیم

646
00:35:10,827 --> 00:35:13,996
‫حتی یه کلیسا رو هم انتخاب کرده بودیم

647
00:35:13,997 --> 00:35:16,498
‫"کلیسای "سنت ویتوره" توی "برینو

648
00:35:19,468 --> 00:35:23,772
‫میدونم که ازم کمک می‌خوای استفن

649
00:35:23,773 --> 00:35:26,540
‫اما من نمی‌تونم هر کاری رو بکنم

650
00:35:26,541 --> 00:35:28,743
‫که بذارم برادرم به چیزایی که می‌خواد برسه

651
00:35:38,186 --> 00:35:41,822
‫من هیچ‌وقت به سؤالت جواب ندادم

652
00:35:41,823 --> 00:35:45,025
‫اگه معنیش این باشه که کنارش باشم

653
00:35:45,026 --> 00:35:48,796
‫بچه‌دار بشیم

654
00:35:48,797 --> 00:35:51,097
‫کنارش بزرگ بشم

655
00:35:51,098 --> 00:35:53,432
‫اگه معنیش این باشه که باهم بمیریم

656
00:35:53,433 --> 00:35:55,868
‫باهم دفن بشیم

657
00:35:55,869 --> 00:35:59,972
‫اون‌وقت آره

658
00:35:59,973 --> 00:36:02,809
‫اون دارو رو برمیداشتم

659
00:36:04,812 --> 00:36:08,046
‫خودم دفنش کردم

660
00:36:08,047 --> 00:36:10,515
‫حتی بعد از همه چیزایی که پیش اومد

661
00:36:10,516 --> 00:36:15,987
‫همونجایی دفنش کردم که قرار بود ازدواج کنیم

662
00:36:17,924 --> 00:36:20,959
‫کدوم احمقی همچین کاری می‌کنه؟

663
00:36:28,466 --> 00:36:31,902
‫اما این همون چیزیه که می‌خواستی بدونی ، نه؟

664
00:36:31,903 --> 00:36:35,405
‫چون من اونو همراه با شمشیرش دفن کردم

665
00:36:41,645 --> 00:36:45,014
‫متأسفم خواهر کوچولو ولی حق با توئه

666
00:36:48,719 --> 00:36:51,520
‫تو واقعاً یه احمقی

667
00:36:56,025 --> 00:36:59,427
‫متأسفم ربکا

668
00:37:02,866 --> 00:37:04,833
‫زودباش ، کارتو بکن

669
00:37:04,834 --> 00:37:08,801
‫به دختری که خیلی آسون عشق می‌ورزید بخند

670
00:37:08,824 --> 00:37:11,094
‫خب ، ترجیح میدادم زندگی خودمو بکنم
‫تا اینکه زندگی تو رو داشته باشم نیک

671
00:37:11,214 --> 00:37:13,574
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت دور میزی جمع نمیشه

672
00:37:13,575 --> 00:37:16,577
‫تا داستان مردی رو تعریف کنه
‫که نمی‌تونست عاشق بشه

673
00:37:16,578 --> 00:37:18,279
‫این‌کار رو بکن

674
00:37:18,280 --> 00:37:20,181
‫توی چشمام نگاه کن

675
00:37:20,182 --> 00:37:23,351
‫و کارتو بکن بزدل

676
00:37:23,352 --> 00:37:25,086
‫بزن

677
00:37:43,064 --> 00:37:45,832
‫یه هواپیما منتظرمه

678
00:37:45,833 --> 00:37:47,502
‫مریم دنبال اون شمشیر

679
00:37:47,528 --> 00:37:49,863
‫دورگه‌های من حواسشون به "کانر" هست

680
00:37:49,864 --> 00:37:51,999
‫ربکا رو می‌بری یه جایی
‫که دست هیچ‌کسی بهش نرسه

681
00:37:52,000 --> 00:37:56,736
‫و مطمئن میشی که جرمی
‫همه چیزایی که امروز شنیده رو فراموش می‌کنه

682
00:37:56,737 --> 00:37:58,272
‫ترتیبش رو میدم

683
00:37:58,273 --> 00:38:01,340
‫هیچ‌کس نباید چیزی در مورد اون دارو بفهمه . فهمیدی؟

684
00:38:01,341 --> 00:38:03,009
‫نه دیمن ، نه الینا

685
00:38:03,010 --> 00:38:04,676
‫هیچ‌کس

686
00:38:04,677 --> 00:38:07,914
‫اگه کسی چیزی بفهمه می‌تونه
‫به معنای مرگ هممون باشه

687
00:38:07,915 --> 00:38:09,782
‫پس اگه به کسی بگی

688
00:38:09,783 --> 00:38:11,951
‫حافظه تو و بقیه‌ـتون رو پاک می‌کنم

689
00:38:11,952 --> 00:38:15,054
‫هیچی نمیگم

690
00:38:15,055 --> 00:38:17,956
‫فقط من و تو توی این قضیه هستیم استفن

691
00:38:19,058 --> 00:38:22,860
‫بعضی رازها ارزشی بیشتر از خانواده دارن

692
00:38:30,970 --> 00:38:33,370
‫خب پس...

693
00:38:33,371 --> 00:38:35,639
‫شب بخیر

694
00:38:35,640 --> 00:38:37,808
‫دیمن

695
00:38:37,809 --> 00:38:39,509
‫معذرت می‌خوام

696
00:38:39,510 --> 00:38:42,813
‫توی مهمونی همه چیز دفعه هیجان گرفت

697
00:38:42,814 --> 00:38:44,581
‫و...

698
00:38:44,582 --> 00:38:46,917
‫نباید اجازه میدادم این اتفاق بیفته

699
00:38:46,918 --> 00:38:50,119
‫من فقط...حس می‌کنم انگار...

700
00:38:50,120 --> 00:38:52,455
‫چه حسی داری الینا؟

701
00:38:52,456 --> 00:38:56,659
‫وقتی بهم میگی که یه خون‌آشام
‫باید چه موجودی باشه

702
00:38:56,660 --> 00:38:59,295
‫ته دلم حرفتو باور می‌کنم

703
00:38:59,296 --> 00:39:03,799
‫فکر می‌کنم راست میگی
‫و من از این احساس متنفرم

704
00:39:03,800 --> 00:39:06,969
‫چون دلم نمی‌خواد که...

705
00:39:06,970 --> 00:39:09,004
‫دلت نمی‌خواد مثل من باشی

706
00:39:16,679 --> 00:39:19,014
‫سلام

707
00:39:19,015 --> 00:39:21,182
‫سلام

708
00:39:21,183 --> 00:39:23,550
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

709
00:39:23,551 --> 00:39:25,086
‫پیش جرمی بودم

710
00:39:25,087 --> 00:39:27,421
‫یه سری چیزا بود که باید
‫در موردشون حرف میزدیم

711
00:39:27,422 --> 00:39:30,124
‫خبری از اون شکارچی نشد؟

712
00:39:30,125 --> 00:39:32,093
‫نه ، نه . خبر تازه‌ای نیست

713
00:39:32,094 --> 00:39:34,028
‫خب پس امروز روز افتضاحی بوده

714
00:39:35,263 --> 00:39:37,263
‫تقدیم شما

715
00:39:41,268 --> 00:39:43,303
‫پس...

716
00:39:44,838 --> 00:39:46,973
‫چی شد؟

717
00:39:46,974 --> 00:39:48,708
‫یاد گرفتم که تغذیه کنم

718
00:39:48,709 --> 00:39:51,011
‫بدون اینکه به کسی آسیبی بزنم

719
00:39:53,046 --> 00:39:54,846
‫وحشتناک بود

720
00:39:54,847 --> 00:39:58,850
‫حق با تو بود . من توش غرق شدم

721
00:39:58,851 --> 00:40:01,453
‫کم‌کم آسون‌تر میشه

722
00:40:01,454 --> 00:40:03,522
‫ولی دلم نمی‌خواد آسون‌تر بشه

723
00:40:03,523 --> 00:40:06,558
‫من نمی‌تونم اینجوری زندگی کنم

724
00:40:06,559 --> 00:40:08,460
‫استفن ، من...

725
00:40:08,461 --> 00:40:10,628
‫دارم چیزایی رو حس می‌کنم که...

726
00:40:10,629 --> 00:40:13,864
‫دلم نمی‌خواد حسشون کنم
‫و دارم تبدیل به کسی میشم که

727
00:40:13,865 --> 00:40:16,000
‫دلم نمی‌خواد باشم

728
00:40:16,001 --> 00:40:19,037
‫فکر نمی‌کنم از این ماجرا نجات پیدا کنم

729
00:40:19,038 --> 00:40:20,804
‫چرا ، نجات پیدا می‌کنی

730
00:40:20,805 --> 00:40:22,673
‫- قول میدم
‫- نه

731
00:40:25,043 --> 00:40:29,046
‫فقط باید طاقت بیاری

732
00:40:42,593 --> 00:40:45,528
‫آره ، فهمیدم
‫حسابی چاق و چلّه نگهش میدارم

733
00:40:45,529 --> 00:40:48,564
‫باید دو نفر دیگه رو برای محافظت بفرستی

734
00:40:48,565 --> 00:40:51,700
‫بکنش ۳تا

735
00:41:44,083 --> 00:41:47,120
‫نباید الان توی میستیک‌فالز
‫مشغول کشتن خون‌آشام‌ها باشی؟

736
00:41:49,756 --> 00:41:52,659
‫واسه چی منو فرستادی اونجا؟

737
00:41:55,400 --> 00:41:56,400
‫ترجمه و زیرنویس : عـــمـاد و نــوشــیـن

738
00:41:57,400 --> 00:41:58,400
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

