1
00:00:01,000 --> 00:00:02,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:02,749 --> 00:00:04,321
‫"میستیک‌فالز"...

3
00:00:04,323 --> 00:00:06,756
‫من اینجا متولّد شدم
‫اینجا خونه‌ی منه

4
00:00:06,758 --> 00:00:10,126
‫- و خونه‌ی من
‫- و خونه‌ی من

5
00:00:10,128 --> 00:00:11,794
‫قرن‌ها موجودات ماوراءالطبیعه

6
00:00:11,796 --> 00:00:13,180
‫در بین ما زندگی کردند

7
00:00:13,182 --> 00:00:15,815
‫اعم از خون‌آشام‌ها
‫گرگینه‌ها ، همزادها

8
00:00:15,817 --> 00:00:17,067
‫جادوگران

9
00:00:17,069 --> 00:00:18,602
‫و حتّی دورگه‌ها

10
00:00:18,604 --> 00:00:19,969
‫الان منم یکی از همونام...یه خون‌آشام

11
00:00:19,971 --> 00:00:21,538
‫از زمانی که اون تبدیل شده

12
00:00:21,540 --> 00:00:22,923
‫همه چیزش فرق کرده

13
00:00:22,925 --> 00:00:25,475
‫یه چیزایی بین منو دیمن فرق کرده

14
00:00:25,477 --> 00:00:28,428
‫استفن می‌خواد منو درست کنه
‫و کرولاین رک و راست اقرار کرد که

15
00:00:28,430 --> 00:00:30,363
‫منو اینجوری دوست نداره

16
00:00:30,365 --> 00:00:32,832
‫فکر نکنم هیچ‌وقت
‫تو رو انقدر زنده دیده باشم

17
00:00:32,834 --> 00:00:34,818
‫و الان ما میدونیم چرا

18
00:00:34,820 --> 00:00:36,870
‫الینا بنده و نوکر دیمن شده

19
00:00:48,165 --> 00:00:49,999
‫الینا؟

20
00:00:51,552 --> 00:00:54,170
‫- هی
‫- هی

21
00:00:55,356 --> 00:00:57,023
‫فکر کردم ممکنه رفته باشی

22
00:00:57,025 --> 00:00:59,476
‫نه . باید تا حداقل ۲۰ دقیقه پیش...

23
00:00:59,478 --> 00:01:01,645
‫مدرسه می‌بودم

24
00:01:10,539 --> 00:01:12,989
‫قیافت چرا اینجوریه؟

25
00:01:12,991 --> 00:01:15,075
‫چه جوریه؟

26
00:01:16,661 --> 00:01:19,296
‫اینجوری

27
00:01:19,298 --> 00:01:21,665
‫من خوشحالم

28
00:01:30,057 --> 00:01:32,058
‫این یه فاجعه‌ست

29
00:01:32,060 --> 00:01:33,977
‫ببین ، ما که از چیزی مطمئن نیستیم

30
00:01:33,979 --> 00:01:35,095
‫چرا ، هستیم

31
00:01:35,097 --> 00:01:37,264
‫الینا بنده و نوکر دیمن شده

32
00:01:37,266 --> 00:01:40,049
‫که یعنی تمام همّ و غمش الان اینه

33
00:01:40,051 --> 00:01:42,769
‫اونو خوشحال کنه
‫درست مثل کلاوس و دورگه‌هاش

34
00:01:42,771 --> 00:01:44,020
‫نه . اینجوری نیست

35
00:01:44,022 --> 00:01:46,389
‫خون‌آشامی که نوکر خون‌آشام دیگه بشه
‫یک در میلیون اتّفاق میفته

36
00:01:46,391 --> 00:01:48,391
‫شاید همون تأثیراتو روش نذاشته باشه

37
00:01:55,416 --> 00:01:57,500
‫ما که میدونیم روش تأثیر گذاشته

38
00:01:57,502 --> 00:01:59,169
‫تبدیل به سگ دست‌آموز دیمن شده

39
00:01:59,171 --> 00:02:00,403
‫راست میگم

40
00:02:00,405 --> 00:02:02,088
‫هر چی اون میگه اینم باهاش موافقت می‌کنه

41
00:02:02,090 --> 00:02:05,508
‫هر کاری که بهش میگه بکن رو می‌کنه

42
00:02:11,549 --> 00:02:13,750
‫ما باید یه کاری بکنیم

43
00:02:13,752 --> 00:02:14,884
‫وایسا ، نه کرولاین . دست نگه دار

44
00:02:14,886 --> 00:02:16,019
‫کرولاین ، این خاله‌زنک‌بازی نیست

45
00:02:16,021 --> 00:02:17,771
‫نمی‌تونی قبل از اینکه بفهمیم
‫واقعاً داره چه اتّفاقی میفته

46
00:02:17,773 --> 00:02:18,805
‫قضیه رو بذاری کف دستش

47
00:02:18,807 --> 00:02:20,140
‫باید با تایلر حرف بزنم . خب؟

48
00:02:20,142 --> 00:02:21,474
‫- شاید اون بدونه چی‌کار باید کرد
‫- خیلی خب

49
00:02:21,476 --> 00:02:23,643
‫با تایلر حرف بزن امّا خواهشاً به کس دیگه چیزی نگو

50
00:02:23,645 --> 00:02:25,478
‫اگر این قضیه درست باشه ممکنه روی تک تک

51
00:02:25,480 --> 00:02:27,564
‫کارا و احساسات الینا از وقتی که خون‌آشام شده

52
00:02:27,566 --> 00:02:29,783
‫تأثیر گذاشته باشه

53
00:02:40,800 --> 00:02:41,800
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

54
00:02:42,800 --> 00:02:48,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫قسمت ۸ : ما همیشه خیابون بربون را داریم</font>

55
00:02:49,000 --> 00:02:50,000
‫ترجمه و زیرنویس : عـــمـاد و نــوشــیـن

56
00:02:52,623 --> 00:02:56,009
‫خواهش می‌کنم بسّه . دیگه نمی‌تونم

57
00:02:56,011 --> 00:02:58,428
‫چرا ، می‌تونی . به درد محل نذار

58
00:03:00,315 --> 00:03:02,515
‫دیگه کافیه . این شکنجه‌ست

59
00:03:02,517 --> 00:03:04,567
‫کیم" ، نکن . اون باید تمومش کنه"

60
00:03:04,569 --> 00:03:05,685
‫نه . امروز لازم نیست تموم کنه

61
00:03:05,687 --> 00:03:07,303
‫چرا ، امروز

62
00:03:07,305 --> 00:03:08,655
‫نِیت" ، "دین" و "کریس" همه‌شون مُردن"

63
00:03:08,657 --> 00:03:10,607
‫که باعث میشه "آدرین" دست راست کلاوس باشه

64
00:03:10,609 --> 00:03:12,275
‫نمی‌تونیم بذاریم "آدرین" به کلاوس نزدیک بشه

65
00:03:12,277 --> 00:03:14,277
‫تا وقتی که پیمان نوکریش کاملاً شکسته شده باشه

66
00:03:14,279 --> 00:03:15,478
‫هِیلی" راست میگه"

67
00:03:15,480 --> 00:03:17,530
‫پیمان نوکری تا زمانی که اون

68
00:03:17,532 --> 00:03:19,315
‫درد تبدیل شدن رو حس نکنه شکسته نمیشه

69
00:03:19,317 --> 00:03:20,667
‫اگر می‌خوایم از کلاوس واسه

70
00:03:20,669 --> 00:03:21,701
‫تمام کارایی که باهامون کرده انتقام بگیریم

71
00:03:21,703 --> 00:03:23,336
‫آدرین" باید به تبدیل شدن ادامه بده"

72
00:03:23,338 --> 00:03:24,954
‫اون هیچ کاری رو نباید انجام بده

73
00:03:24,956 --> 00:03:27,207
‫مگه هدف شکستن پیمان نوکری همین نیست؟

74
00:03:27,209 --> 00:03:29,158
‫اراده و اختیار؟

75
00:03:31,212 --> 00:03:33,513
‫"بیا بریم "آدرین

76
00:03:37,935 --> 00:03:41,354
‫کیف

77
00:03:41,356 --> 00:03:42,939
‫برداشتم‌ـش

78
00:03:42,941 --> 00:03:46,008
‫- شال
‫- چی؟

79
00:03:51,616 --> 00:03:54,117
‫ببین دیمن...

80
00:03:54,119 --> 00:03:55,869
‫نه ، نه ، نه ، نه . خرابش نکن

81
00:03:55,871 --> 00:03:57,570
‫تو حتّی نمیدونی من چی می‌خواستم بگم

82
00:03:57,572 --> 00:03:59,856
‫خب ، من تصور می‌کنم با این شروع میشه که
‫"ما کجای کاریم؟"

83
00:03:59,858 --> 00:04:02,041
‫"و با این تموم میشه که "باید به استفن بگیم

84
00:04:02,043 --> 00:04:04,828
‫- اون باید بدونه
‫- میدونم که باید بدونه

85
00:04:04,830 --> 00:04:08,331
‫فقط نمیدونم کی باید بفهمه

86
00:04:08,333 --> 00:04:10,333
‫خب ، اون میدونه که یه چیزی بین ما وجود داره

87
00:04:10,335 --> 00:04:12,201
‫یعنی خب ، دلیل اینکه
‫من و اون به‌هم زدیم همین بود

88
00:04:12,203 --> 00:04:13,803
‫آره امّا نمیشه ما به خودمون اجازه بدیم

89
00:04:13,805 --> 00:04:17,056
‫که از یه روز مخفیانه
‫و خودخواهانه‌مون لذّت ببریم

90
00:04:17,058 --> 00:04:19,342
‫قبل از اینکه خرابش کنیم؟

91
00:04:19,344 --> 00:04:20,810
‫- شاید ما نباید...
‫- نه الینا

92
00:04:20,812 --> 00:04:22,595
‫الان نوبت ماست

93
00:04:22,597 --> 00:04:26,065
‫هیچ‌وقت قبلاً نبوده
‫امّا الان هست

94
00:04:26,067 --> 00:04:29,218
‫فقط یه روز

95
00:04:29,220 --> 00:04:30,737
‫یه روز؟

96
00:04:31,839 --> 00:04:34,557
‫باشه . یه روز

97
00:04:34,559 --> 00:04:37,911
‫آخ جون

98
00:04:45,085 --> 00:04:48,455
‫- سلام
‫- سلام

99
00:04:49,790 --> 00:04:51,791
‫سر کلاس تاریخ می‌بینمت؟

100
00:04:51,793 --> 00:04:53,259
‫آره

101
00:04:59,266 --> 00:05:02,218
‫- هی
‫- هی

102
00:05:08,526 --> 00:05:11,478
‫گوش کن

103
00:05:11,480 --> 00:05:13,146
‫باید باهم حرف بزنیم

104
00:05:16,066 --> 00:05:18,267
‫نوکر شده؟ واقعاً استفن؟

105
00:05:18,269 --> 00:05:20,436
‫این رقّت‌انگیزترین و احمقانه‌ترین چیزیه

106
00:05:20,438 --> 00:05:21,905
‫که تا حالا از دهن تو شنیدم

107
00:05:21,907 --> 00:05:23,823
‫و تو همیشه در حال چرت و پرت گویی بودی

108
00:05:23,825 --> 00:05:25,909
‫خون تو تبدیلش کرده . درسته؟

109
00:05:25,911 --> 00:05:28,044
‫یعنی اون از همون روز اول
‫تغییر کرده به‌خاطر تو

110
00:05:28,046 --> 00:05:29,128
‫اینو نمی‌تونی انکار کنی

111
00:05:29,130 --> 00:05:30,279
‫معلومه که می‌تونم

112
00:05:30,281 --> 00:05:31,831
‫من بالاخره الینا رو در خون‌آشام بودن

113
00:05:31,833 --> 00:05:33,132
‫به یه جای خوبی رسوندم

114
00:05:33,134 --> 00:05:34,784
‫شما ۲تا احمقا نمی‌تونین
‫اینو انکار کنین که اون خوشحاله

115
00:05:34,786 --> 00:05:36,169
‫به‌خاطر من

116
00:05:36,171 --> 00:05:38,120
‫خیلی خب ، میدونی چیه؟
‫ثابت کن اشتباه میگم

117
00:05:38,122 --> 00:05:39,672
‫بهش بگو اشکالی نداره که از کیسه خون بخوره

118
00:05:39,674 --> 00:05:40,807
‫نمی‌تونه

119
00:05:40,809 --> 00:05:42,392
‫بدن عجیب غریب همزادیش

120
00:05:42,394 --> 00:05:43,793
‫خون توی کیسه رو پس زده

121
00:05:43,795 --> 00:05:45,628
‫درسته چون تو بهش اینجوری گفته بودی

122
00:05:45,630 --> 00:05:47,847
‫تو بهش گفته بودی که باید خون گرم آدم رو

123
00:05:47,849 --> 00:05:48,982
‫درست از شاهرگ بخوره

124
00:05:48,984 --> 00:05:50,433
‫اون تقریباً مُرد و زنده شد
‫تا تونست تو رو راضی کنه

125
00:05:50,435 --> 00:05:53,736
‫ببین ، فقط ازش بخواه که از کیسه‌ی خون بخوره

126
00:05:53,738 --> 00:05:55,939
‫مطمئن شو که بهش میگی که چقدر
‫خوشحال میشی اگه این قضیه جواب بده

127
00:05:55,941 --> 00:06:00,159
‫و اگر من اشتباه کنم اولین نفر
‫میام ازت عذرخواهی می‌کنم

128
00:06:00,161 --> 00:06:03,780
‫وقتی که بدنش خون رو پس بزنه
‫که میزنه

129
00:06:03,782 --> 00:06:07,483
‫بهتره عذرخواهیت افسانه‌ای باشه

130
00:06:12,923 --> 00:06:16,209
‫الینا ، همه چیز خوبه؟

131
00:06:16,211 --> 00:06:17,877
‫آره . چرا نباید باشه؟

132
00:06:17,879 --> 00:06:20,630
‫خب ، کرولاین بهم گفت که تو مجبور شدی
‫از خونه بری تا از جرمی دور باشی

133
00:06:20,632 --> 00:06:22,849
‫مت الان توی خونه پیشش مونده

134
00:06:22,851 --> 00:06:27,103
‫که حواسش باشه این مسئله‌ی شکارچی بودنشو تحت کنترل قرار بده

135
00:06:27,105 --> 00:06:28,588
‫اون خوبه

136
00:06:28,590 --> 00:06:30,056
‫تو هم خوبی؟

137
00:06:30,058 --> 00:06:32,642
‫یعنی معلومه توی هتل سالواتور
‫اتوی مو پیدا نمیشه

138
00:06:32,644 --> 00:06:35,678
‫من عجله داشتم
‫یعنی...ببینید

139
00:06:35,680 --> 00:06:37,480
‫شماها امشب برنامه‌ای دارین؟

140
00:06:37,482 --> 00:06:40,400
‫من به شدّت محتاج یه‌کم حرفای دخترونه‌ام

141
00:06:40,402 --> 00:06:41,818
‫من هستم

142
00:06:41,820 --> 00:06:43,736
‫شِین" چندتا افسون کوچیک که"
‫می‌خواستم تمرین کنم رو یادم داده

143
00:06:43,738 --> 00:06:46,522
‫"اون یارو پروفسور چندش الان شده "شِین

144
00:06:46,524 --> 00:06:48,575
‫اون چندش نیست

145
00:06:48,577 --> 00:06:50,660
‫- ما قضاوتی نمی‌کنیم
‫- من می‌کنم

146
00:06:50,662 --> 00:06:52,295
‫به حرفش گوش نده

147
00:06:52,297 --> 00:06:53,746
‫پس شب دخترونه ردیفه؟

148
00:06:53,748 --> 00:06:56,249
‫می‌تونیم به انبار شراب سالواتور دستبرد بزنیم

149
00:06:56,251 --> 00:06:58,768
‫مطمئنی که استفن و دیمن مشکلی ندارن

150
00:06:58,770 --> 00:07:00,503
‫که ما بیایم خونه‌ـشون تلپ بشیم؟

151
00:07:00,505 --> 00:07:03,840
‫من نمی‌تونم خونه برم
‫چون برادم قصد کشتنمو داره

152
00:07:03,842 --> 00:07:06,843
‫پس الان خونه‌ی اونا مال منم هست

153
00:07:06,845 --> 00:07:09,178
‫زودی می‌بینمتون

154
00:07:11,432 --> 00:07:14,233
‫فکر نمی‌کنی بودن تو اینجا
‫روز خودخواهانه و مخفیانه‌ات رو

155
00:07:14,235 --> 00:07:15,852
‫یه‌کم سخت می‌کنه؟

156
00:07:15,854 --> 00:07:19,606
‫ناهارتو یادت رفته بود

157
00:07:19,608 --> 00:07:21,908
‫نمی‌تونم . میدونی که نمی‌تونم

158
00:07:21,910 --> 00:07:23,559
‫خب ، دفعه‌ی قبل که امتحانش کردی

159
00:07:23,561 --> 00:07:25,328
‫تبعاتش کمتر از حدّ بهینه بود

160
00:07:25,330 --> 00:07:27,080
‫و من فکر می‌کنم بهتره یه بار دیگه امتحانش کنی

161
00:07:27,082 --> 00:07:28,397
‫ببینی شاید جواب بده

162
00:07:28,399 --> 00:07:30,750
‫من که واقعاً فکر می‌کنم جواب میده

163
00:07:31,669 --> 00:07:34,704
‫خواهش می‌کنم . به‌خاطر من

164
00:07:53,941 --> 00:07:57,093
‫خوبی؟

165
00:07:57,095 --> 00:08:01,614
‫خوبم

166
00:08:01,616 --> 00:08:03,116
‫مزّه ی خون میده

167
00:08:03,118 --> 00:08:06,602
‫اون دفعه مزّه‌ی آشغال داغ میداد

168
00:08:06,604 --> 00:08:09,572
‫مطمئنی که خوبی؟

169
00:08:09,574 --> 00:08:11,991
‫از خوب هم بهترم

170
00:08:11,993 --> 00:08:15,411
‫شاید دفعه‌ی پیش گروه خونی بدی بوده یا چیزی

171
00:08:15,413 --> 00:08:17,580
‫باورم نمیشه دیمن

172
00:08:17,582 --> 00:08:21,467
‫دیگه لازم نیست یه مردم آسیب بزنم

173
00:08:26,256 --> 00:08:28,474
‫باید برم کلاس

174
00:08:28,476 --> 00:08:33,846
‫ممنون

175
00:08:43,357 --> 00:08:46,993
‫تجاوز به حریم خصوصی ، شکستن قفل
‫و وارد شدن اونم قبل از ظهر؟

176
00:08:46,995 --> 00:08:48,995
‫توی شکستن پیمان "آدرین" به مشکل خوردیم

177
00:08:48,997 --> 00:08:50,246
‫نگرانش نباش

178
00:08:50,248 --> 00:08:51,414
‫تو الان ۱۲تا دورگه‌ای که من نیاز دارمو داری

179
00:08:51,416 --> 00:08:52,782
‫۱۱تا داریم

180
00:08:52,784 --> 00:08:55,702
‫بهت گفته بودم که تایلر لاک‌وود جزو قرارمون نیست

181
00:08:55,704 --> 00:08:57,486
‫خب پس الان ۱۱تا دورگه هست

182
00:08:57,488 --> 00:09:00,322
‫تو یا ۱۲تا بدون وفاداری به کلاوس تحویل من میدی

183
00:09:00,324 --> 00:09:02,959
‫یا دوستت تایلر هم وارد بازی میشه

184
00:09:02,961 --> 00:09:05,595
‫تو هنوز راجع به ته قرارداد حرفی نزدی

185
00:09:05,597 --> 00:09:06,779
‫درسته

186
00:09:09,516 --> 00:09:10,800
‫این همه‌ی اون چیزیه که همیشه می‌خواستی

187
00:09:10,802 --> 00:09:12,351
‫درباره‌ی پدر و مادر اصلیت بدونی

188
00:09:12,353 --> 00:09:14,170
‫و اگه فکر بلند کردنشم داری باید بدونی که رمز داره

189
00:09:14,172 --> 00:09:19,358
‫فقط واسه من ۱۲تا دورگه‌ی بدون پیمان بیار
‫و مال تو میشه

190
00:09:19,360 --> 00:09:21,010
‫با تایلر حرف زدم

191
00:09:21,012 --> 00:09:22,011
‫و؟

192
00:09:22,013 --> 00:09:23,780
‫پیمان نوکری وجود داره چون دورگه‌ها

193
00:09:23,782 --> 00:09:25,832
‫از کلاوس به‌خاطر اینکه از شرّ درد تبدیل هر ماهه‌شون

194
00:09:25,834 --> 00:09:28,484
‫خلاصشون کرده سپاسگزارن

195
00:09:28,486 --> 00:09:29,869
‫و به همین دلیل باید اینقدر تبدیل بشن

196
00:09:29,871 --> 00:09:31,687
‫که دیگه تحت تأثیر درد قرار نگیرن

197
00:09:31,689 --> 00:09:32,989
‫درسته امّا الینا که گرگینه نیست

198
00:09:32,991 --> 00:09:34,523
‫معادل خون‌آشامیش چیه؟

199
00:09:34,525 --> 00:09:38,511
‫خب ، مشکل همین جاست
‫معادلی وجود نداره

200
00:09:51,208 --> 00:09:53,843
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

201
00:09:53,845 --> 00:09:54,877
‫الینا تحت پیمانه

202
00:09:54,879 --> 00:09:56,729
‫تو راست می‌گفتی
‫من اشتباه می‌کردم . خیالت راحت شد؟

203
00:09:56,731 --> 00:09:59,482
‫نه . من خیالم راحت نشد

204
00:09:59,484 --> 00:10:01,100
‫امّا چی‌کار می‌خوایم بکنیم؟

205
00:10:01,102 --> 00:10:04,153
‫خب ، من دارم روش کار می‌کنم

206
00:10:04,155 --> 00:10:06,489
‫بیا . اینو یادته؟

207
00:10:06,491 --> 00:10:08,407
‫"نیو اورلانز"

208
00:10:08,409 --> 00:10:10,226
‫۱۹۴۲بود اگه بخوام دقیق بگم

209
00:10:10,228 --> 00:10:13,395
‫توی ۱۹۴۲ در "نیو اورلانز" چه خبر بوده؟

210
00:10:13,397 --> 00:10:17,750
‫به جز ویسکی بربون و خرمهره...
‫ما بودیم استفن

211
00:10:17,752 --> 00:10:19,285
‫آره

212
00:10:19,287 --> 00:10:20,503
‫اسم اون دختره که باهاش می‌پریدی

213
00:10:20,505 --> 00:10:22,271
‫چی بود؟

214
00:10:22,273 --> 00:10:24,841
‫اون یه دختر معمولی نبود

215
00:10:24,843 --> 00:10:27,109
‫اسمش "شارلوت" بود

216
00:10:28,300 --> 00:10:31,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"نیو اورلانز ، سال ۱۹۴۲"</font>

217
00:10:34,269 --> 00:10:36,252
‫از همون لحظه‌ی اول که همدیگه رو دیدیم
‫دیوونه‌ی من شد

218
00:10:36,254 --> 00:10:37,687
‫پس مسلّماً وقتی ازم خواست که

219
00:10:37,689 --> 00:10:39,421
‫به خون‌آشام تبدیلش کنم
‫همین کار رو کردم

220
00:10:39,423 --> 00:10:40,890
‫- سلام
‫- سلام

221
00:10:40,892 --> 00:10:45,311
‫خب ، تصمیم گرفتی که امشب
‫می‌خوای کیو به عنوان شام بخوری؟

222
00:10:45,313 --> 00:10:46,612
‫اونو

223
00:10:48,817 --> 00:10:50,149
‫به نظر خوشمزّه میاد

224
00:10:50,151 --> 00:10:52,618
‫"انتخاب بسیار خوبیه خانم "شارلوت

225
00:10:52,620 --> 00:10:54,987
‫میرم ترتیبشو بدم

226
00:10:54,989 --> 00:10:57,106
‫اگه کسی خواست دست به نوشیدنی من بزنه

227
00:10:57,108 --> 00:11:00,126
‫هیچ رحم و مروتی نشون نده . خب؟

228
00:11:04,215 --> 00:11:07,416
‫بعد از کارتون بیاین به ما ملحق بشین

229
00:11:09,619 --> 00:11:11,671
‫تو نوشیدنی دوست‌پسر منو ریختی

230
00:11:11,673 --> 00:11:13,455
‫ببخشید . اینجا شلوغه

231
00:11:13,457 --> 00:11:15,057
‫این دلیل نم شه

232
00:11:15,059 --> 00:11:16,175
‫هی ، سخت نگیر خانم

233
00:11:16,177 --> 00:11:17,810
‫نمی‌تونم سخت نگیرم

234
00:11:21,932 --> 00:11:23,232
‫چی‌کار کردی؟

235
00:11:23,234 --> 00:11:26,152
‫اون به نوشیدنیت دست زد
‫خودت گفتی رحم نکن

236
00:11:26,154 --> 00:11:28,104
‫فکر کردم خوشحالت می‌کنه

237
00:11:28,106 --> 00:11:30,139
‫این اولین نشونه‌ای بود که فهمیدم

238
00:11:30,141 --> 00:11:31,991
‫اون بنده تو شده بود

239
00:11:31,993 --> 00:11:33,943
‫و من تصور می‌کنم نهایت استفاده رو ازش کردی

240
00:11:33,945 --> 00:11:35,661
‫تا موقعی که ازش خسته شدی . درسته؟

241
00:11:35,663 --> 00:11:37,580
‫بیشتر موقعی بود که
‫عشقش به من افسانه‌ای شده یود

242
00:11:37,582 --> 00:11:38,948
‫اون‌موقع بود که باید متوقّفش می‌کردم

243
00:11:38,950 --> 00:11:40,199
‫چجوری این‌کار رو کردی؟

244
00:11:40,201 --> 00:11:43,419
‫بگیر

245
00:11:46,340 --> 00:11:47,990
‫والری لامارش" کیه؟"

246
00:11:47,992 --> 00:11:49,342
‫جادوگری که پیداش کردم و بهم کمک کرد تا

247
00:11:49,344 --> 00:11:51,210
‫پیمان نوکری شارلوت کوچولو رو بشکنم

248
00:11:54,549 --> 00:11:55,932
‫وسایلتو جمع کن داداش کوچولو

249
00:11:55,934 --> 00:11:59,468
‫داریم میریم خیابون بربون

250
00:12:04,874 --> 00:12:07,459
‫یکی مال تو ، یکی هم مال تو

251
00:12:08,512 --> 00:12:10,245
‫فکر کنم اینم مال کرولاین‌ـه

252
00:12:10,247 --> 00:12:14,599
‫در واقع مال منه

253
00:12:14,601 --> 00:12:16,551
‫- من فکر کردم...
‫- داری میگی که...

254
00:12:16,553 --> 00:12:20,588
‫به لطف دیمن الان من یه
‫خون‌آشام غیر اصیل درست حسابیم

255
00:12:20,590 --> 00:12:22,524
‫عالیه

256
00:12:22,526 --> 00:12:24,693
‫منظورت چیه که به لطف دیمن؟

257
00:12:24,695 --> 00:12:26,194
‫خب ، اون پیشنهاد کرد ۱بار دیگه امتحانش کنم

258
00:12:26,196 --> 00:12:28,196
‫منم کردم و جواب داد

259
00:12:28,198 --> 00:12:31,450
‫دیگه از یواشکی خوردن و پنهان کردن خبری نیست

260
00:12:31,452 --> 00:12:34,669
‫خب ، سالواتور کمتر مورد علاقه‌ی من کجاست؟

261
00:12:34,671 --> 00:12:36,571
‫امشب با استفن بیرونم"

262
00:12:36,573 --> 00:12:38,123
‫"بیدار نمون . کارای برادریه

263
00:12:38,125 --> 00:12:41,993
‫دیگه شماها با اس.ام.اس همدیگه رو بررسی می‌کنین؟

264
00:12:41,995 --> 00:12:44,296
‫دیگه چی‌کارا می‌کنین؟

265
00:12:44,298 --> 00:12:46,565
‫من میدونم که تو طرفدارش نیستی

266
00:12:46,567 --> 00:12:49,718
‫امّا اون یه‌جورایی زندگی منو تغییر داد

267
00:12:49,720 --> 00:12:52,671
‫میشه لطفاً روی تنفّرت سرپوش بذاری؟

268
00:12:52,673 --> 00:12:55,290
‫خب ، قانون جدید شبای دخترونه اینه که

269
00:12:55,292 --> 00:12:57,175
‫هیشکی حرفی از پسرا نمیزنه . باشه؟

270
00:12:57,177 --> 00:13:00,896
‫تازه اصلاً چرا حرف بزنیم وقتی اینو داریم؟

271
00:13:00,898 --> 00:13:02,347
‫این چایی توهّم‌زا ـه؟

272
00:13:02,349 --> 00:13:03,882
‫این چایی روح‌بخشه

273
00:13:03,884 --> 00:13:06,985
‫انرژی‌ها و چاک راهای آدمو باز می‌کنه
‫حالا هر چی

274
00:13:06,987 --> 00:13:09,137
‫بیخیال ، اینکه مخدّر نیست

275
00:13:09,139 --> 00:13:11,440
‫شِین" داره به من کمک می‌کنه که بدون این"
‫که مجبور باشم به روح‌ها متوسّل بشم

276
00:13:11,442 --> 00:13:13,358
‫جادوی طبیعی‌ـمو اجرا کنم

277
00:13:13,360 --> 00:13:16,211
‫- آهان
‫- قضاوت نکن

278
00:13:17,964 --> 00:13:19,364
‫خیلی خب ، باشه

279
00:13:19,366 --> 00:13:21,700
‫بدین وسیله سوگند یاد می‌کنم که

280
00:13:21,702 --> 00:13:23,985
‫در ادامه‌ی شب قضاوتی نکنم

281
00:13:23,987 --> 00:13:26,755
‫حتّی اگر شما ۲تا دارین
‫بالقوّه زندگیتونو داغون می‌کنین

282
00:13:26,757 --> 00:13:29,291
‫در حالیکه من بی‌کار وایسادم یه گوشه
‫انتخاب با شماست

283
00:13:29,293 --> 00:13:30,675
‫من که به سلامتیش می‌خورم

284
00:13:34,096 --> 00:13:35,130
‫نوش

285
00:13:41,170 --> 00:13:44,606
‫خب ، شهر همونه
‫فقط چراغاش زیادتر شده

286
00:13:44,608 --> 00:13:46,107
‫از ۱۹۴۲ تا الان اینجا برگشته بودی؟

287
00:13:46,109 --> 00:13:47,642
‫نه . از زمانی که من با کشتی رفتم

288
00:13:47,644 --> 00:13:49,277
‫تا به نیروهای جنگی ملحق بشم و تو نیومدی

289
00:13:49,279 --> 00:13:51,446
‫یکی باید می‌موند تا سر خانمایی رو که

290
00:13:51,448 --> 00:13:53,565
‫همه‌ی مردای شهرشون رفته بودنو گرم می‌کرد

291
00:13:54,818 --> 00:13:56,785
‫هی ، خبر خوب

292
00:13:56,787 --> 00:13:58,119
‫الینا توی خونه با دختراست

293
00:13:58,121 --> 00:13:59,687
‫و مشکلی واسش پیش نمیاد

294
00:13:59,689 --> 00:14:01,873
‫خبر بد اینه که فکر کنم
‫حسابی از خودشون پذیرایی کردن

295
00:14:01,875 --> 00:14:04,493
‫بهش گفته بودم اونجا رو خونه‌ی خودش بدونه

296
00:14:04,495 --> 00:14:08,463
‫آره . تو بهش گفتی
‫اونم همین کار رو می‌کنه . درسته؟

297
00:14:09,833 --> 00:14:11,800
‫پیمان نوکری اینقدر دقیق کار نمی‌کنه استفن

298
00:14:11,802 --> 00:14:13,385
‫واقعاً؟

299
00:14:13,387 --> 00:14:15,470
‫یه چیز رو نام ببر که ازش خواستی انجام بده

300
00:14:15,472 --> 00:14:16,972
‫و واست انجام نداده

301
00:14:16,974 --> 00:14:18,390
‫میدونی چیو بدست نیاورده بودم؟

302
00:14:18,392 --> 00:14:20,976
‫سرزنش ، گناه
‫می‌فهمم استفن

303
00:14:20,978 --> 00:14:22,877
‫میدونم که تو عصبی هستی که الینا ولت کرده

304
00:14:22,879 --> 00:14:24,546
‫چون به من احساس داشته

305
00:14:24,548 --> 00:14:26,932
‫امّا داری اینم گردن پیمان نوکری میندازی

306
00:14:26,934 --> 00:14:28,433
‫آره . میدونی چیه؟
‫کاملاً گردن اون میندازم

307
00:14:28,435 --> 00:14:29,568
‫چرا؟ چون غیر ممکنه که فکر کنی

308
00:14:29,570 --> 00:14:31,102
‫اون می‌تونه به من احساس داشته باشه؟

309
00:14:31,104 --> 00:14:32,821
‫نه چون این غیر ممکنه

310
00:14:32,823 --> 00:14:34,722
‫که اون اینقدر کور شده باشه که تنونه ببینه

311
00:14:34,724 --> 00:14:37,275
‫تو چقدر واسش انتخاب غلطی هستی

312
00:14:41,664 --> 00:14:44,449
‫هی ، وایسا دیمن . ببخشید

313
00:14:45,901 --> 00:14:48,453
‫چی گفتی؟

314
00:14:48,455 --> 00:14:50,738
‫ببخشید که به‌خاطر شهوتم به خون"

315
00:14:50,740 --> 00:14:52,707
‫و به‌خاطر درّنده شدنم تو رو سرزنش کردم

316
00:14:52,709 --> 00:14:54,926
‫"تقصیر تو نبود

317
00:14:54,928 --> 00:14:57,345
‫لکسی واقعاً لازمه که بگم تقصیر اون نبود؟

318
00:14:57,347 --> 00:14:59,764
‫آره . ادامه بده

319
00:14:59,766 --> 00:15:01,933
‫تو تنها برادر منی"

320
00:15:01,935 --> 00:15:06,438
‫"و من امیدوارم که دوباره بتونیم دوست هم باشیم

321
00:15:06,440 --> 00:15:08,089
‫عالیه

322
00:15:08,091 --> 00:15:09,307
‫حالا فقط یادت باشه که ما اینجاییم

323
00:15:09,309 --> 00:15:11,109
‫تا با دیمن حرف بزنیم
‫نه واسه اینکه داد و بی‌داد کنیم

324
00:15:11,111 --> 00:15:12,861
‫نه واسه اینکه گذشته رو پیش بکشیم و قطعاً

325
00:15:12,863 --> 00:15:14,312
‫نه واسه اینکه دعوا کنیم

326
00:15:14,314 --> 00:15:17,115
‫این فوت و فنّ کاره . نه؟

327
00:15:17,117 --> 00:15:19,451
‫تو ۲۰ سال گذشته‌ی زندگیتو
‫صرف عوض کردن خودت کردی

328
00:15:19,453 --> 00:15:23,121
‫الان وقتشه که روابطت رو با برادرت درست کنی

329
00:15:40,456 --> 00:15:42,557
‫تو شکل یکی هستی که می‌شناختمش

330
00:15:42,559 --> 00:15:44,426
‫سلام دیمن

331
00:15:44,428 --> 00:15:46,344
‫اومدی چوب توی قلبم فرو کنی؟

332
00:15:46,346 --> 00:15:47,979
‫اومدم اعلان صلح کنم

333
00:16:00,693 --> 00:16:04,329
‫مصر

334
00:16:04,331 --> 00:16:06,164
‫بالاخره تونستی اهرامو ببینی

335
00:16:06,166 --> 00:16:07,666
‫شک دارم که وقتی راننده‌ی
‫آمبولانس خط مقدّم باشی

336
00:16:07,668 --> 00:16:09,451
‫بتونی خیلی وقتتو صرف دیدن آثار تاریخی کنی

337
00:16:09,453 --> 00:16:12,504
‫امّا آره . آره ، مصر بودم

338
00:16:12,506 --> 00:16:15,990
‫فکر می‌کنی به یه راننده‌ی دیگه احتیاج داشته باشن؟

339
00:16:15,992 --> 00:16:18,376
‫من می‌تونم از پس جنگ بربیام اگه

340
00:16:18,378 --> 00:16:20,595
‫در ازاش بتونم با برادر کوچیکم یه‌کم وقت بگذرونم

341
00:16:20,597 --> 00:16:23,882
‫میدونی چیه؟
‫با فرمانده ـم حرف میزنم

342
00:16:25,006 --> 00:16:28,191
‫میرم یه دور دیگه بگیرم

343
00:16:31,006 --> 00:16:33,191
‫تو نمیری

344
00:16:33,193 --> 00:16:35,026
‫ازت خوشم نمیاد

345
00:16:35,028 --> 00:16:37,896
‫توی سال ۱۹۱۲ تو استفن رو مجبور کردی که خون آدم بخوره

346
00:16:37,898 --> 00:16:40,482
‫اون داره تلاش می‌کنه که روزای درّندگیشو پشت سر بذاره

347
00:16:40,484 --> 00:16:42,016
‫امّا احتیاج داره مرگ و خونریزی رو از نزدیک ببینه

348
00:16:42,018 --> 00:16:43,485
‫و به عنوان بخشی از زندگیش باهاش مواجه بشه

349
00:16:43,487 --> 00:16:45,904
‫اون به تعادل و خودداری نیاز داره

350
00:16:45,906 --> 00:16:48,623
‫چی باعث میشه فکر کنی
‫من تعادل ندارم و خوددار نیستم؟

351
00:16:48,625 --> 00:16:50,291
‫این واقعیت که تو هیچ‌وقت نبودی

352
00:16:50,293 --> 00:16:53,044
‫تو اول و آخر به نیازهای خودت توجه می‌کنی

353
00:16:53,046 --> 00:16:55,363
‫استفن بهتره تنها باشه تا کنار تو

354
00:16:55,365 --> 00:16:57,465
‫خب ، من التماس می‌کنم تجدید نظر کنید

355
00:16:57,467 --> 00:17:01,419
‫به سلامتی برادران سالواتور در مصر

356
00:17:01,421 --> 00:17:02,470
‫- نوش
‫- نوش

357
00:17:02,472 --> 00:17:03,638
‫نوش

358
00:17:06,225 --> 00:17:07,425
‫دیمن

359
00:17:09,428 --> 00:17:11,713
‫یادت رفته بود که قرار بود
‫برای شام بیای پیش ما؟

360
00:17:11,715 --> 00:17:14,349
‫ببخشید . زمان از دستم در رفت

361
00:17:14,351 --> 00:17:17,051
‫واست ته مونده‌ی غذا رو آوردم

362
00:17:17,053 --> 00:17:18,219
‫شارلوت

363
00:17:19,772 --> 00:17:21,990
‫از اون دور شو

364
00:17:21,992 --> 00:17:24,159
‫استفن ، استفن

365
00:17:24,161 --> 00:17:28,697
‫- من...من...
‫- استفن

366
00:17:28,699 --> 00:17:32,117
‫این دختر هم بهتره کنار تو نباشه

367
00:17:33,586 --> 00:17:36,070
‫معذرت می‌خوام . باشه؟

368
00:17:36,072 --> 00:17:38,089
‫نباید همونقدری که از این پیمان نوکری متنفّرم

369
00:17:38,091 --> 00:17:39,507
‫همه‌ـشو سر تو خالی کنم

370
00:17:39,509 --> 00:17:41,009
‫این واقعاً تقصیر تو نیست

371
00:17:41,011 --> 00:17:43,628
‫خب ، زیاد هم با من خودمونی نشو

372
00:17:43,630 --> 00:17:45,413
‫اینجا همونجاییه که جادوگره زندگی می‌کرد

373
00:17:45,415 --> 00:17:48,583
‫ببینم ، تو که توقع نداری
‫همون جادوگر رو همینجا پیدا کنی؟

374
00:17:48,585 --> 00:17:51,686
‫نه امّا از اونجایی که یادم نمیاد
‫مغازه‌ی جادوگر فروشی کجاست

375
00:17:51,688 --> 00:17:53,521
‫فکر کردم باید از یه جا شروع کنیم

376
00:17:53,523 --> 00:17:55,757
‫شاید از جای دیگه باید شروع کنیم

377
00:17:55,759 --> 00:17:58,026
‫فکر می‌کنی شارلوت هنوز
‫توی "نیو اورلانز" باشه؟

378
00:17:58,028 --> 00:17:59,427
‫آره ، شاید

379
00:17:59,429 --> 00:18:00,779
‫آخرین بار کجا دیدیش؟

380
00:18:00,781 --> 00:18:02,530
‫"تقاطع "بربون" و "دومن

381
00:18:02,532 --> 00:18:04,532
‫بهش گفته بودم تک تک آجرای

382
00:18:04,534 --> 00:18:05,867
‫تمام ساختمونای توی "نیو اورلانز" رو بشمره

383
00:18:05,869 --> 00:18:07,952
‫تا من توی تقاطع بیام پیشش

384
00:18:07,954 --> 00:18:11,489
‫امّا قبل از صبح رفته بودم

385
00:18:12,441 --> 00:18:13,992
‫کجا داری میری؟

386
00:18:13,994 --> 00:18:15,744
‫"تقاطع "بربون" و "دومن

387
00:18:15,746 --> 00:18:18,463
‫میرم ببینم پیمان نوکری چقدر دقیق کار می‌کنه

388
00:18:21,634 --> 00:18:23,835
‫اونا هردوی ما رو می‌کشن

389
00:18:23,837 --> 00:18:24,952
‫و ما فقط نشستیم اینجا

390
00:18:24,954 --> 00:18:26,087
‫کیم" راست میگه"

391
00:18:26,089 --> 00:18:27,589
‫هدف شکستن پیمان نوکری آزاد بودنه

392
00:18:27,591 --> 00:18:28,723
‫اونا نباید به حرف من گوش بدن

393
00:18:28,725 --> 00:18:31,259
‫"چرا ، باید بدن "تای
‫می‌تونی مجبورشون کنی

394
00:18:31,261 --> 00:18:33,178
‫دورگه‌ها اول گرگینه ـن

395
00:18:33,180 --> 00:18:35,146
‫گرگینه‌ها توی گلّه زندگی می‌کنن و هر گلّه‌ای

396
00:18:35,148 --> 00:18:36,514
‫به یه رهبر نیاز داره
‫وگرنه هر کدوم از اونا

397
00:18:36,516 --> 00:18:38,466
‫میفتن به جون هم که قدرتو به دست بگیرن

398
00:18:38,468 --> 00:18:41,486
‫کیم" داره جایگاه تو رو به عنوان"
‫یه رهبر زیر سؤال می‌بره

399
00:18:41,488 --> 00:18:45,607
‫باید همین الان اونو سر جاش بنشونی

400
00:18:54,617 --> 00:18:57,585
‫"فردا روز سختی در پیشه "آدرین

401
00:18:57,587 --> 00:18:59,087
‫اگه می‌خوای بهتر از امروز پیش بره

402
00:18:59,089 --> 00:19:00,371
‫باید یه‌کم استراحت کنی

403
00:19:01,173 --> 00:19:04,592
‫فکر کردی کی هستی؟

404
00:19:04,594 --> 00:19:06,828
‫کسی که بهت میگه
‫امشبو به‌خاطرت نگه دار

405
00:19:10,599 --> 00:19:13,051
‫الان اوضاع می‌تونه خیلی بی‌ریخت‌تر بشه
‫ولی من اجازه نمیدم

406
00:19:13,053 --> 00:19:15,220
‫اگه یه بار دیگه با من در بیفتی
‫این مکالمه یه‌جور دیگه‌ای تموم میشه

407
00:19:15,222 --> 00:19:19,173
‫- فهمیدی؟
‫- درسته . هر چی تو بگی

408
00:19:19,175 --> 00:19:21,860
‫مشروبتون تموم کنین و
‫آدرین" رو برگردون به اون اسطبل"

409
00:19:21,862 --> 00:19:24,529
‫اونجا می‌بینیمتون

410
00:19:30,703 --> 00:19:33,321
‫کجا میریم؟

411
00:19:33,323 --> 00:19:36,241
‫میریم دعوا

412
00:19:38,043 --> 00:19:41,546
‫عمراً اگه بعد از ۷۰ سال
‫همونجای قبلی باشه

413
00:19:41,548 --> 00:19:43,414
‫خب ، به الینا قراره چی بگیم؟

414
00:19:43,416 --> 00:19:45,366
‫امیدوار بودم که قرار نباشه
‫بهش چیزی بگیم

415
00:19:45,368 --> 00:19:47,585
‫خب ، نمی‌تونیم که همش بهش روغ بگیم

416
00:19:47,587 --> 00:19:48,870
‫این دروغ نیست

417
00:19:48,872 --> 00:19:50,371
‫این یه لاپوشونی به منظور یه منفعت بزرگتره

418
00:19:50,373 --> 00:19:52,423
‫بله ، دارم می‌بینم

419
00:19:52,425 --> 00:19:55,143
‫دارم از دیمن می‌شنوم که میگه
‫بیا کار درست رو انجام ندیم"

420
00:19:55,145 --> 00:19:56,978
‫بیا کاری که برای من درسته
‫"رو انجام بدیم

421
00:19:56,980 --> 00:19:58,980
‫تو چی جناب آقای عاری از نفس؟

422
00:19:58,982 --> 00:20:01,482
‫تو می‌خوای کاری رو بکنی که به نفع
‫الیناست یا به نفع خودته؟

423
00:20:01,484 --> 00:20:02,817
‫چون از نظر من تنها دلیل اینکه

424
00:20:02,819 --> 00:20:04,652
‫می‌خوای پیمان بندگی الینا رو بشکنی

425
00:20:04,654 --> 00:20:09,023
‫اینه که تنظیمات کارخانه‌ای اصلی
‫تیم استفن اونو درست کنی

426
00:20:10,409 --> 00:20:13,027
‫من می‌خوام برم مشروب بخورم

427
00:20:13,029 --> 00:20:16,030
‫هر وقت فکر کردی می‌تونی
‫یه دیوس نباشی بیا سراغم

428
00:20:40,222 --> 00:20:42,357
‫الان چی شد؟

429
00:20:42,359 --> 00:20:44,309
‫اون منو بوسید

430
00:20:49,198 --> 00:20:53,318
‫دیمن ، همیشه میدونستم که برمیگردی سراغم

431
00:20:54,370 --> 00:20:56,871
‫دقیقاً تک تک آجرهای

432
00:20:56,873 --> 00:20:59,157
‫تک تک ساختمونای "نیو اورلانز" رو شمردم

433
00:21:00,492 --> 00:21:03,745
‫دقیقاً تک تک آجرا؟

434
00:21:10,584 --> 00:21:13,696
‫شارلوت

435
00:21:13,698 --> 00:21:15,865
‫خواهش می‌کنم بگو که چسبیدی به زندگی خودت

436
00:21:15,867 --> 00:21:20,403
‫و کار دیگه‌ای به غیر از شمردن
‫آجرها هم انجام دادی

437
00:21:20,405 --> 00:21:23,072
‫معلومه که انجام دادم
‫روانی که نیستم

438
00:21:23,074 --> 00:21:26,242
‫پس چرا هنوز اینجایی؟

439
00:21:26,244 --> 00:21:28,961
‫میدونی ، وقتی یه نفر باهات به‌هم میزنه

440
00:21:28,963 --> 00:21:31,464
‫و یه آهنگی وجود داره که
‫تو رو یاد گذشته‌ها میندازه

441
00:21:31,466 --> 00:21:33,332
‫اول ازش متنفر میشی

442
00:21:33,334 --> 00:21:36,886
‫اما بعد همه خاطرات خوبت رو برمیگردونه

443
00:21:36,888 --> 00:21:38,838
‫شمردن آجرها آهنگ منه

444
00:21:38,840 --> 00:21:41,090
‫و الان دهه‌هاست که دارم
‫اون آهنگ رو گوش میدم

445
00:21:41,092 --> 00:21:42,958
‫مدت زمان خیلی طولانی‌ـه

446
00:21:42,960 --> 00:21:44,643
‫برای گیر کردن روی یه آهنگ خاصه

447
00:21:44,645 --> 00:21:46,128
‫آره

448
00:21:46,130 --> 00:21:49,482
‫خب میدونی ، اینو هم اضافه کنم

449
00:21:49,484 --> 00:21:51,817
‫تو "نیو اورلانز" رو بهتر از هر کسی
‫توی این دنیا می‌شناسی

450
00:21:51,819 --> 00:21:53,969
‫که خیلی هم خوبه

451
00:21:53,971 --> 00:21:56,155
‫چون به کمکت نیاز داریم
‫تا یه نفر رو پیدا کنیم

452
00:22:27,871 --> 00:22:29,138
‫بسیارخب

453
00:22:39,816 --> 00:22:43,786
‫اینو ببین . فیلم با سرعت خون‌آشامی

454
00:22:45,790 --> 00:22:47,707
‫شبیه سوپرمن شدم

455
00:22:47,709 --> 00:22:48,991
‫تماشا کنید

456
00:22:48,993 --> 00:22:51,460
‫کارت کریسمس امسال

457
00:22:53,932 --> 00:22:56,215
‫خون‌آشام بودن خیلی عجیبه

458
00:22:56,217 --> 00:22:58,467
‫خدایا ، من عاشق این وانم

459
00:22:58,469 --> 00:23:00,436
‫چرا بیشتر نمیایم اینجا تا وقت بگذرونیم؟

460
00:23:00,438 --> 00:23:03,205
‫من بهت میگم چرا . شپش‌ها

461
00:23:03,207 --> 00:23:05,308
‫به اون همه میکروب و شپشی که

462
00:23:05,310 --> 00:23:09,028
‫دیمن توی کمینگاه شرارتش ریخته فکر کن

463
00:23:12,065 --> 00:23:14,283
‫باشه ، ببخشید . کل شب رو خوب بودم

464
00:23:14,285 --> 00:23:15,735
‫دیگه بس می‌کنم

465
00:23:15,737 --> 00:23:17,703
‫نه . وسط نوبت من تمومش نکن

466
00:23:17,705 --> 00:23:18,955
‫ادامه بده

467
00:23:18,957 --> 00:23:20,323
‫یعنی فقط دیمنه دیگه ، درسته؟

468
00:23:20,325 --> 00:23:22,041
‫خب ، هر چی دلت می‌خواد
‫در مورد درندگی استفن بگو

469
00:23:22,043 --> 00:23:24,794
‫ولی اون حداقل یه هرزه نبوده

470
00:23:24,796 --> 00:23:26,495
‫بیخیال

471
00:23:26,497 --> 00:23:28,080
‫پس دقیقاً چی داره

472
00:23:28,082 --> 00:23:29,882
‫که باعث شد همون لحظه‌ای که باهاش آشنا شدی

473
00:23:29,884 --> 00:23:31,634
‫کنارش پریدی روی تخت؟

474
00:23:31,636 --> 00:23:35,221
‫اون‌موقع نمیدونستم چه آدم
‫از خود راضی و اجتماع‌گریزی‌ـه

475
00:23:35,223 --> 00:23:37,223
‫من هر وقت بهش نیاز داشتم کمکم کرده

476
00:23:37,225 --> 00:23:39,708
‫آره چون امیدواره که باهاش بخوابی

477
00:23:39,710 --> 00:23:41,727
‫خب ، شاید باهاش خوابیده باشم

478
00:23:41,729 --> 00:23:44,013
‫- تو چی‌کار کردی؟
‫- نزن این حرفو

479
00:23:44,015 --> 00:23:47,400
‫آره . خوابیدم

480
00:23:47,402 --> 00:23:49,685
‫ببین ، میدونم که جفتتون باهاش مشکل دارین

481
00:23:49,687 --> 00:23:52,805
‫اما من خوشحالم و می‌خواستم امشب رو

482
00:23:52,807 --> 00:23:55,691
‫با بهترین دوستام باشم
‫تا بتونم در موردش براشون تعریف کنم

483
00:24:06,870 --> 00:24:09,338
‫می‌تونم کمکتون کنم آقایون؟

484
00:24:09,340 --> 00:24:11,240
‫سلام ، دنبال یه جادوگر می‌گشتیم

485
00:24:11,242 --> 00:24:13,342
‫شرمنده . وقت تعارف نداریم

486
00:24:13,344 --> 00:24:15,244
‫معذرت می‌خوام ، متوجه نمیشم

487
00:24:15,246 --> 00:24:18,080
‫ببین "ناندی"...اسمت همینه؟

488
00:24:18,082 --> 00:24:19,598
‫بیا این بخش که تو تظاهر می‌کنی

489
00:24:19,600 --> 00:24:21,750
‫نمیدونی ما در مورد چی حرف میزنیم
‫رو رد کنیم

490
00:24:21,752 --> 00:24:24,086
‫ما یه افسون لازم داریم
‫برای شکستن پیمان بندگی خون‌آشامی

491
00:24:24,088 --> 00:24:25,921
‫یه جادوگری قبلاً اینجا بود
‫"به اسم "وَل

492
00:24:25,923 --> 00:24:27,556
‫چیزیو یادت نمیندازه؟

493
00:24:27,558 --> 00:24:29,442
‫اون مادر مادربزرگم بود

494
00:24:29,444 --> 00:24:32,945
‫اون یه کتابچه داشت
‫و توی اون یه افسون بود

495
00:24:32,947 --> 00:24:35,698
‫جادویی که ازش حرف میزنین

496
00:24:35,700 --> 00:24:38,200
‫سیاه و قدرتمنده

497
00:24:38,202 --> 00:24:40,736
‫جادویی مثل این بهای ارزونی نداره

498
00:24:43,940 --> 00:24:45,708
‫چقدر؟

499
00:24:45,710 --> 00:24:48,294
‫پول اینجا کاری از پیش نمی‌بره بچه خوشگل

500
00:24:48,296 --> 00:24:51,630
‫جادوی سیاه قدرت رو
‫از مکان‌های سیاه می‌گیره

501
00:24:51,632 --> 00:24:53,382
‫اجرای افسونی که شما می‌خواین

502
00:24:53,384 --> 00:24:57,386
‫نیاز به فدا کردن روح ۱۲ انسان داره

503
00:24:57,388 --> 00:24:58,787
‫فدا کردن؟

504
00:24:58,789 --> 00:24:59,955
‫میدونستی که این افسون
‫نیاز به فدا کردن انسان داره

505
00:24:59,957 --> 00:25:00,973
‫ولی بازم منو کشوندی اینجا

506
00:25:00,975 --> 00:25:02,308
‫خب ، امیدوار بودم که دستورالعملش عوض شده باشه

507
00:25:02,310 --> 00:25:04,460
‫ببینین ، چنین جادویی اینجا وجود نداره

508
00:25:04,462 --> 00:25:06,562
‫من یه سری گیاه
‫و داروهای هومیوپاتی می‌فروشم

509
00:25:06,564 --> 00:25:08,431
‫اونا رو یه‌کم با ظاهر جادویی تزئین می‌کنم

510
00:25:08,433 --> 00:25:10,632
‫و میدمشون به توریست‌ها
‫ولی تمرین جادوگری نمی‌کنم

511
00:25:10,634 --> 00:25:12,651
‫باشه ، قبول . گوش کن

512
00:25:12,653 --> 00:25:14,186
‫فقط بهمون بگو کجا می‌تونیم

513
00:25:14,188 --> 00:25:16,522
‫یکی مثل مادر مادربزرگت رو
‫پیدا کنیم که بتونه پیمان بندگی رو بشکونه

514
00:25:16,524 --> 00:25:18,507
‫و مثل اون "وَل" ازمون اخاذی نکنه

515
00:25:18,509 --> 00:25:19,808
‫هیچ‌کس نیست

516
00:25:19,810 --> 00:25:22,828
‫همه وسایل اون از بین رفته
‫کتابچه‌ها ، دست‌نوشته‌ها

517
00:25:22,830 --> 00:25:24,980
‫در زمان کاترینا همشون رو از دست دادیم

518
00:25:24,982 --> 00:25:27,066
‫اگر چنین افسونی از اول وجود داشته

519
00:25:27,068 --> 00:25:29,785
‫دیگه برای همیشه از بین رفته

520
00:25:35,792 --> 00:25:37,960
‫الینا ، بیخیال

521
00:25:37,962 --> 00:25:40,012
‫مهمونی تموم شده
‫شماها باید برین

522
00:25:40,014 --> 00:25:43,132
‫عصبانی نباش ، خب؟
‫ما فقط می‌خوایم مواظبت باشیم

523
00:25:43,134 --> 00:25:44,833
‫فکر می‌کنی خوشحالم می‌کنه که

524
00:25:44,835 --> 00:25:46,852
‫شماها از اون متنفرین؟

525
00:25:46,854 --> 00:25:48,304
‫می‌فهمم

526
00:25:48,306 --> 00:25:50,022
‫سابقه‌اش یه‌کم خراب بوده

527
00:25:50,024 --> 00:25:51,941
‫اما من ازش متنفر نیستم

528
00:25:51,943 --> 00:25:53,342
‫نمی‌تونم . اون...

529
00:25:55,312 --> 00:25:57,446
‫فکر کنم دارم عاشقش میشم

530
00:25:57,448 --> 00:25:58,948
‫تو عاشقش نمیشی الینا

531
00:25:58,950 --> 00:26:01,350
‫تو بنده اون شدی

532
00:26:01,352 --> 00:26:03,702
‫چی؟

533
00:26:03,704 --> 00:26:06,155
‫چی داری میگی؟

534
00:26:06,157 --> 00:26:07,990
‫من...

535
00:26:07,992 --> 00:26:11,377
‫ببین ، ببخشید که اینطوری گفتم

536
00:26:11,379 --> 00:26:13,212
‫ولی حقیقت داره

537
00:26:13,214 --> 00:26:14,914
‫خون دیمن تو رو تبدیل کرده

538
00:26:14,916 --> 00:26:18,000
‫تو نمی‌تونستی از حیوونا
‫یا کیسه‌های خون تغذیه کنی

539
00:26:18,002 --> 00:26:19,468
‫چون اون بهت گفته بود

540
00:26:19,470 --> 00:26:21,921
‫بعد خواست دوباره امتحان کنه
‫که ببینه می‌تونی یا نه

541
00:26:21,923 --> 00:26:24,056
‫- و ناگهان...
‫- نه

542
00:26:24,058 --> 00:26:28,210
‫- امکان نداره . من...
‫- مطمئنی؟

543
00:26:28,212 --> 00:26:29,845
‫آره . می‌تونی از استفن هم بپرسی

544
00:26:29,847 --> 00:26:31,547
‫اون می‌تونه بهتر از من برات توضیح بده

545
00:26:31,549 --> 00:26:33,549
‫ببخشید ، با استفن در این مورد صحبت کردین؟

546
00:26:33,551 --> 00:26:37,937
‫تقصیر تو نیست الینا . باشه؟

547
00:26:37,939 --> 00:26:40,322
‫دیمن ازت سوءاستفاده کرده

548
00:26:40,324 --> 00:26:45,110
‫باشه ، شماها همین حالا باید برین

549
00:26:45,112 --> 00:26:48,364
‫- الینا
‫- بس کن

550
00:26:48,366 --> 00:26:50,115
‫گفتم برین

551
00:26:50,117 --> 00:26:51,784
‫سلام دخترا

552
00:27:05,582 --> 00:27:07,766
‫بس کن

553
00:27:07,768 --> 00:27:10,302
‫یه گاز از دورگه اونو می‌کشه . یادته؟

554
00:27:13,523 --> 00:27:17,759
‫کرولاین

555
00:27:24,075 --> 00:27:25,409
‫جادوگره دروغ میگه

556
00:27:25,411 --> 00:27:27,044
‫من تمرین جادوگری نمی‌کنم
‫بیا برو تو کونم

557
00:27:27,046 --> 00:27:28,713
‫فدا کردن انسان؟

558
00:27:28,715 --> 00:27:30,097
‫واقعاً فکر کردی همچین کاریو می‌کنم؟

559
00:27:30,099 --> 00:27:33,601
‫شرایط خاص نیاز به اقدامات خاص داره

560
00:27:33,603 --> 00:27:36,137
‫توی سال ۱۹۴۲ اون ۱۲ نفر رو کشتی؟

561
00:27:36,139 --> 00:27:38,639
‫معلومه که کشتم
‫و اگر به معنی خلاص شدن الینا باشه

562
00:27:38,641 --> 00:27:40,725
‫بی‌درنگ بازم این‌کار رو می‌کنم

563
00:27:42,111 --> 00:27:45,262
‫کمکم می‌کنی ته و توی این جادوگر رو دربیاریم یا نه؟

564
00:27:46,765 --> 00:27:48,232
‫"می‌فهمم "هِیلی

565
00:27:48,234 --> 00:27:49,817
‫پیداشون می‌کنم و اونا رو برات به صف می‌کشم

566
00:27:49,819 --> 00:27:51,819
‫بانی میگه افسون ردیابی جواب نمیده

567
00:27:51,821 --> 00:27:53,404
‫اونا باید همینجا باشن

568
00:27:53,406 --> 00:27:54,822
‫این ریسک رو نمی‌کنن که کلاوس

569
00:27:54,824 --> 00:27:56,324
‫توی شهر خفتشون کنه

570
00:27:56,326 --> 00:27:57,825
‫خب ، اونا با کرولاین چی‌کار دارن؟

571
00:27:57,827 --> 00:27:59,443
‫کیم" داره سعی می‌کنه که ثابت کنه"
‫خودش رهبر گله‌ست

572
00:27:59,445 --> 00:28:01,629
‫اگه بتونم کاری کنم که تسلیم بشه
‫می‌تونم کل گله رو به صف کنم

573
00:28:01,631 --> 00:28:03,581
‫و بالاخره اونا رو از شر کلاوس خلاص می‌کنیم

574
00:28:03,583 --> 00:28:05,449
‫فکر کردی با وجود همه تنفری که ازش دارن
‫خودشون دوست دارن که اینجوری نوکریش رو بکنن؟

575
00:28:05,451 --> 00:28:07,919
‫اما "آدرین" ازش متنفر نیست . درسته؟

576
00:28:07,921 --> 00:28:09,453
‫یعنی هنوزم بنده کلاوسه

577
00:28:09,455 --> 00:28:12,590
‫بنده بودن به این معنا نیست
‫که احساس متفاوتی به یه نفر پیدا کنی

578
00:28:12,592 --> 00:28:14,992
‫من از کلاوس متنفر بودم
‫ولی بازم هر کاری که می‌گفت انجام میدادم

579
00:28:15,928 --> 00:28:17,795
‫این پیمان روی رفتارت تأثیر میذاره

580
00:28:17,797 --> 00:28:20,064
‫نه روی احساست

581
00:28:21,818 --> 00:28:24,720
‫کرولاین

582
00:28:31,476 --> 00:28:33,277
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

583
00:28:33,279 --> 00:28:34,462
‫اومدم دستتو رو کنم

584
00:28:34,464 --> 00:28:36,080
‫تو نوه‌ی دختر "وَل" نیستی

585
00:28:36,082 --> 00:28:38,332
‫تو دخترشی

586
00:28:42,204 --> 00:28:45,790
‫تو ۸۰ سالته یعنی عمراً زیر ۵۰ سال باشی

587
00:28:45,792 --> 00:28:47,341
‫تو جادوی کاربردی انجام میدی

588
00:28:47,343 --> 00:28:48,843
‫از مغازه من برو بیرون

589
00:28:48,845 --> 00:28:51,095
‫اون چیزی که می‌خوام رو بهم بده

590
00:28:54,183 --> 00:28:58,352
‫بهت این فرصت رو دادم
‫که جونتو برداری و بری

591
00:28:58,354 --> 00:29:00,004
‫صبر کن ، صبر کن ، صبر کن

592
00:29:00,006 --> 00:29:01,188
‫ما دنبال دردسر نیستیم . خب؟

593
00:29:01,190 --> 00:29:03,975
‫فقط به کمکتون نیاز داریم ، همین

594
00:29:03,977 --> 00:29:05,610
‫بهتون که گفتم

595
00:29:05,612 --> 00:29:08,062
‫هیچ‌کسی اینجا نیست
‫که بتونه کمکتون کنه

596
00:29:09,365 --> 00:29:13,117
‫جادویی که مادرم انجام داد غیرطبیعی بوده

597
00:29:13,119 --> 00:29:15,352
‫جادوگرا حتی اسمشو جادو نمیذارن

598
00:29:15,354 --> 00:29:18,522
‫ما اسمشو میذاریم تجلّی

599
00:29:19,491 --> 00:29:21,358
‫اینم مثل جادوی سیاهه؟

600
00:29:21,360 --> 00:29:22,543
‫بدتر از اون

601
00:29:22,545 --> 00:29:24,545
‫قدرت گرفتن از فدا کردن انسان‌ها

602
00:29:24,547 --> 00:29:26,497
‫تاریکی رو فرا می‌خونه
‫که نمی‌تونه وجود داشته باشه

603
00:29:26,499 --> 00:29:29,500
‫مگر اینک اونو تماماً توی خودت ببلعی

604
00:29:29,502 --> 00:29:32,753
‫اون یه مشت مزخرف به عنوان
‫شکستن پیمان بندگی بهت فروخت

605
00:29:32,755 --> 00:29:35,039
‫چون می‌خواست به اون قدرت دسترسی پیدا کنه

606
00:29:35,041 --> 00:29:37,875
‫و وقتی اون ۱۲ نفر رو کشتی
‫اون قدرت رو بهش دادی

607
00:29:37,877 --> 00:29:40,561
‫یعنی میگی هیچ افسونی وجود نداره؟

608
00:29:40,563 --> 00:29:42,847
‫اون پیمان با جادو شکسته نمیشه

609
00:29:42,849 --> 00:29:46,100
‫یه خون‌آشام فقط وقتی بنده کسی میشه

610
00:29:46,102 --> 00:29:48,019
‫که قبل از تبدیل شدنش

611
00:29:48,021 --> 00:29:50,988
‫به طرف احساس داشته باشه
‫احساسات انسانی

612
00:29:50,990 --> 00:29:55,242
‫خون‌آشام شدن فقط اون احساسات رو تشدید می‌کنه

613
00:29:59,081 --> 00:30:03,084
‫می‌خوای اون آزاد بشه؟
‫خودت باید آزادش کنی

614
00:30:03,086 --> 00:30:05,119
‫بهش بگو بدون تو زندگیشو بکنه

615
00:30:05,121 --> 00:30:06,671
‫و دیگه هیچ‌وقت بهت فکر نکنه

616
00:30:06,673 --> 00:30:08,439
‫تا دیگه به تو اهمیت نده

617
00:30:08,441 --> 00:30:11,075
‫و بعد ترکش کن

618
00:30:11,077 --> 00:30:14,595
‫این تنها راه شکستن پیمان بندگیه

619
00:30:19,469 --> 00:30:21,435
‫چرا دارین این‌کار رو می‌کنین؟

620
00:30:21,437 --> 00:30:24,021
‫که به تایلر نشون بدیم
‫اینجا کی دستور میده

621
00:30:25,441 --> 00:30:27,925
‫"بس کن . بس کن "کیم

622
00:30:27,927 --> 00:30:30,094
‫کرولاین با ماست ، خب؟

623
00:30:30,096 --> 00:30:31,261
‫اونم طرف خودمونه

624
00:30:31,263 --> 00:30:34,031
‫اون توی تیم توئه ، نه من

625
00:30:46,554 --> 00:30:48,405
‫بس کن . بس کن

626
00:30:48,407 --> 00:30:50,774
‫"آروم باش "کیم
‫کلاوس از این وضع خوشش نمیاد

627
00:30:50,776 --> 00:30:53,026
‫نکته خیلی خوبی بود

628
00:30:53,028 --> 00:30:54,911
‫فکر می‌کنی از این خوشش بیاد؟

629
00:30:56,531 --> 00:30:58,731
‫کیم" ، این‌کار رو نکن"
‫به خدا قسم

630
00:30:58,733 --> 00:31:00,000
‫نه . وایسا ، وایسا ، وایسا

631
00:31:00,002 --> 00:31:01,535
‫اگه واقعاً می‌خوای کلاوس رو زجر بدی
‫تا اذیت بشه

632
00:31:01,537 --> 00:31:03,003
‫به جاش منو شکنجه کن

633
00:31:03,005 --> 00:31:05,755
‫اون تمرکزش روی زنده نگه داشتن منه

634
00:31:05,757 --> 00:31:09,759
‫می‌خوای درست انتقام بگیری یا نه؟

635
00:31:15,883 --> 00:31:18,918
‫برین عقب

636
00:31:18,920 --> 00:31:21,271
‫همین الان قلبشو از سینه درمیارم

637
00:31:22,557 --> 00:31:24,941
‫کیم" همتونو امروز توی خطر انداخته"

638
00:31:24,943 --> 00:31:26,526
‫و منم کاریش ندارم

639
00:31:26,528 --> 00:31:28,111
‫من کلاوس نیستم

640
00:31:28,113 --> 00:31:31,531
‫من دوستای خودمو شکنجه نمیدم و اونا رو نمی‌کشم
‫تا به چیزی که خودم می‌خوام برسم

641
00:31:31,533 --> 00:31:33,600
‫حالا ما پیمان بندگی رو شکستیم

642
00:31:33,602 --> 00:31:35,602
‫ولی اگه می‌خواین آزاد باشین

643
00:31:35,604 --> 00:31:38,038
‫باید باهم همکاری کنیم

644
00:31:38,040 --> 00:31:40,290
‫هیچ‌کس نمی‌تونه از صف خارج بشه

645
00:31:40,292 --> 00:31:42,909
‫حالا یا با منین

646
00:31:42,911 --> 00:31:45,712
‫یا بر ضد من هستین

647
00:31:45,714 --> 00:31:47,414
‫عذرخواهی کن

648
00:31:47,416 --> 00:31:49,466
‫عذرخواهی کن وگرنه می‌میری

649
00:31:52,003 --> 00:31:55,305
‫معذرت...معذرت می‌خوام

650
00:32:28,039 --> 00:32:31,458
‫پس دوباره می‌خوای تنهام بذاری؟

651
00:32:31,460 --> 00:32:34,344
‫نه . من باید زندگی خودمو بکنم

652
00:32:34,346 --> 00:32:36,046
‫تو هم همینطور

653
00:32:36,048 --> 00:32:37,631
‫من نمی‌خوام بدون تو زندگی کنم

654
00:32:37,633 --> 00:32:40,333
‫اگه بخوای منو خوشحال کنی
‫زندگی می‌کنی

655
00:32:40,335 --> 00:32:43,219
‫فقط منو فراموش کن

656
00:32:43,221 --> 00:32:45,171
‫دیگه هیچ‌وقت به من فکر نکن

657
00:32:45,173 --> 00:32:49,342
‫و یه آدم جدید رو پیدا می‌کنی
‫و بعد بیشتر از همیشه خوشحال میشی

658
00:32:49,344 --> 00:32:52,862
‫توروخدا گریه نکن

659
00:32:57,018 --> 00:32:59,519
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم فراموشت کنم

660
00:32:59,521 --> 00:33:01,288
‫چرا ، می‌تونی

661
00:33:01,290 --> 00:33:04,357
‫و منم هیچ‌وقت خوشحال نمیشم
‫تا زمانی که تو نفهمی

662
00:33:04,359 --> 00:33:07,360
‫که هیچ‌وقت نمی‌تونی زندگی که
‫لیاقتش رو داری داشته باشی

663
00:33:07,362 --> 00:33:11,081
‫اگه من توی زندگیت باشم

664
00:33:15,252 --> 00:33:18,188
‫خداحافظ شارلوت

665
00:33:33,938 --> 00:33:37,407
‫- چطور بود؟
‫- آزادش کردم

666
00:33:37,409 --> 00:33:41,027
‫باید خیلی سخت بوده باشه
‫انجام دادن کار درست

667
00:33:41,029 --> 00:33:43,079
‫مخوصاً وقتی که اون کاری نباشه
‫که خودت دلت می‌خواد

668
00:33:43,081 --> 00:33:44,748
‫برو سر اصل مطلب استفن

669
00:33:44,750 --> 00:33:46,499
‫فکر می‌کنی وقتی باید به الینا بگم
‫که ازم دور بمونه

670
00:33:46,501 --> 00:33:48,201
‫نمی‌تونم کاری که باید انجام بدم رو بکنم

671
00:33:48,203 --> 00:33:50,253
‫خب ، منظورم اینه که عاری از نفس بودن

672
00:33:50,255 --> 00:33:52,922
‫از صفات شخصیتی تو نیست دیمن

673
00:33:52,924 --> 00:33:55,125
‫آره؟ خب ، یکی از همین روزا
‫بالاخره می‌فهمی که

674
00:33:55,127 --> 00:33:57,377
‫نصف اون چیزی که فکر می‌کنی
‫هم منو نمی‌شناسی

675
00:34:16,197 --> 00:34:19,783
‫سلام...بسیارخب

676
00:34:21,202 --> 00:34:26,539
‫دیمن ، من میدونم تو چی‌کار کردی

677
00:34:26,541 --> 00:34:28,825
‫و قرار نیست با استفن
‫از کشور خارج بشی

678
00:34:28,827 --> 00:34:30,910
‫می‌فهمی چی میگم؟

679
00:34:30,912 --> 00:34:34,247
‫خب ، عمو جان التماس می‌کنه که تجدید نظر کنین

680
00:34:34,249 --> 00:34:40,053
‫تو همین تازگی ۱۲تا آدم بی‌گناه رو کشتی

681
00:34:40,055 --> 00:34:42,222
‫از کجا میدونی که زمان مرگشون نرسیده بوده؟

682
00:34:42,224 --> 00:34:44,624
‫برادرت ۲۰ سال گذشته عمرش رو

683
00:34:44,626 --> 00:34:49,179
‫با عذاب وجدان گذرونده
‫با وسوسه نوشیدن خون انسان جنگیده

684
00:34:49,181 --> 00:34:51,314
‫حالا داره توی اون جنگ خدمت می‌کنه

685
00:34:51,316 --> 00:34:53,416
‫فقط به عنوان توبه و ریاضت
‫برای دردی که خودش باعثش بوده

686
00:34:53,418 --> 00:34:55,502
‫اگه بفهمه تو چی‌کار کردی

687
00:34:55,504 --> 00:34:57,970
‫دلش می‌خواد بفهمه که تو چطور می‌تونی

688
00:34:57,972 --> 00:35:01,408
‫بدون عذاب وجدان همه این‌کارا رو بکنی

689
00:35:01,410 --> 00:35:04,778
‫مثل قبل دوباره میاد پیشت
‫تا ازت راهنمایی بگیره

690
00:35:04,780 --> 00:35:09,999
‫و دوباره تبدیل به همون درّنده "مونترِی" میشه

691
00:35:10,001 --> 00:35:12,035
‫بعد از جدالی که توی سال ۱۹۱۲ داشتیم

692
00:35:12,037 --> 00:35:15,371
‫تقریباً همیشه تنها بودم

693
00:35:15,373 --> 00:35:18,625
‫هیچ‌وقت نشد به این فکر کنی
‫که من فقط به برادر خودم نیاز دارم؟

694
00:35:18,627 --> 00:35:21,628
‫و به‌خاطر همینه که نمی‌تونی بری

695
00:35:21,630 --> 00:35:23,996
‫شاید واسه خودت خوب باشه دیمن

696
00:35:23,998 --> 00:35:26,549
‫اما استفن رو نابود می‌کنه

697
00:35:27,435 --> 00:35:31,938
‫برای ۱بار باید یه نفر دیگه رو
‫ارجح‌تر از خودت بدونی

698
00:35:36,009 --> 00:35:38,728
‫باید بذاری اون بره

699
00:35:58,866 --> 00:36:01,334
‫موفق باشی برادر

700
00:36:12,897 --> 00:36:14,881
‫اینو نمیدونستم

701
00:36:14,883 --> 00:36:17,884
‫آره . خب ، دفعه بعد می‌نویسم
‫و میزنم روی یه بیلبورد

702
00:36:17,886 --> 00:36:20,520
‫میدونم به نظر میاد که
‫دارم در این مورد بی‌انصافی می‌کنم

703
00:36:20,522 --> 00:36:23,106
‫که بگم ناراحتم از اینکه
‫الینا رو دارم به تو می‌بازم

704
00:36:23,108 --> 00:36:27,110
‫و هستم اما بعد از اینکه همه اینا تموم شد

705
00:36:27,112 --> 00:36:28,611
‫اگه دیگه هیچ‌وقت احساس قبل رو
‫به من پیدا نکرد

706
00:36:28,613 --> 00:36:32,782
‫حداقل یعنی انتخاب خودش بوده

707
00:36:32,784 --> 00:36:35,401
‫خاک تو سرت کنن

708
00:36:36,453 --> 00:36:39,455
‫خودم میدونم باید چی‌کار کنم استفن

709
00:36:59,327 --> 00:37:01,161
‫ببخشید

710
00:37:02,980 --> 00:37:05,582
‫هی ، اگه تو هم منو بغل نکنی

711
00:37:05,584 --> 00:37:08,251
‫اون‌وقت این لحظه سریعاً
‫به شدت افتضاح میشه

712
00:37:08,253 --> 00:37:09,986
‫خودت دستامو قفل کردی

713
00:37:16,210 --> 00:37:17,627
‫من یه عوضیم

714
00:37:17,629 --> 00:37:20,080
‫قول میدم دیگه هیچ‌وقت قضاوت نکنم

715
00:37:20,082 --> 00:37:24,334
‫فقط خواهش می‌کنم در مورد من و دیمن
‫به استفن چیزی نگو

716
00:37:24,336 --> 00:37:26,186
‫قول میدم خودم بهش بگم

717
00:37:26,188 --> 00:37:29,339
‫فقط اول باید یه سری چیزا رو بفهمم

718
00:37:29,341 --> 00:37:33,060
‫البته

719
00:37:33,062 --> 00:37:34,511
‫شماها دوباره باهم دوست شدین؟

720
00:37:34,513 --> 00:37:36,313
‫خدا رو شکر

721
00:37:36,315 --> 00:37:37,481
‫خب ، اون زندگی منو نجات داد

722
00:37:37,483 --> 00:37:39,900
‫با وجود اینکه یه جادوگر عوضی و کثیف بودم

723
00:37:39,902 --> 00:37:41,902
‫خدا روشکر یه جادوگر خوب داریم

724
00:37:41,904 --> 00:37:44,071
‫میدونی ، اون پروفسور جذاب وحشتناک

725
00:37:44,073 --> 00:37:45,822
‫واقعاً کارشو خوب بلده بانی

726
00:37:45,824 --> 00:37:47,690
‫یه سری بچه‌بازی یادم داده
‫اما کمکم می‌کنه که

727
00:37:47,692 --> 00:37:49,960
‫یک نوع جادوی کاملاً جدید رو یاد بگیرم

728
00:37:49,962 --> 00:37:52,712
‫خودش بهش میگه تجلّی

729
00:37:56,033 --> 00:37:57,884
‫بلدی اس.ام.اس بدی

730
00:37:57,886 --> 00:37:59,836
‫که حداقل طرفت آمادگی پیدا کنه؟

731
00:37:59,838 --> 00:38:01,505
‫آدرین" بالاخره پیمان بندگی رو شکست"

732
00:38:01,507 --> 00:38:02,923
‫حالا ۱۲تا دورگه‌ات رو داری

733
00:38:02,925 --> 00:38:06,209
‫حالا پدر و مادر من کجان؟

734
00:38:06,211 --> 00:38:08,378
‫اونا مُردن

735
00:38:09,514 --> 00:38:11,548
‫- به من دروغ گفتی؟
‫- نه

736
00:38:11,550 --> 00:38:13,233
‫بهت دروغ نگفتم

737
00:38:13,235 --> 00:38:15,718
‫گفتم بهت میگم کجا می‌تونی پیداشون کنی

738
00:38:15,720 --> 00:38:17,887
‫این تمام چیزیه که
‫همیشه می‌خواستی بدونی

739
00:38:17,889 --> 00:38:19,156
‫به علاوه اینکه اونا کجا دفن شدن

740
00:38:19,158 --> 00:38:20,740
‫همین الان با یه گرگینه در افتادی

741
00:38:20,742 --> 00:38:21,908
‫خودت که حالیته؟

742
00:38:21,910 --> 00:38:23,777
‫آروم باش قاتل ، خب؟

743
00:38:23,779 --> 00:38:26,530
‫من اینجا اعلام جنگ نمی‌کنم

744
00:38:26,532 --> 00:38:30,167
‫فقط چون اونا مُردن

745
00:38:30,169 --> 00:38:32,002
‫دلیل نمیشه که دیگه نتونی ببینیشون

746
00:38:32,004 --> 00:38:33,670
‫چی؟

747
00:38:33,672 --> 00:38:35,922
‫"خیلی تا پایان باقی مونده "هِیلی

748
00:38:35,924 --> 00:38:38,925
‫ما تازه شروع کاریم

749
00:38:40,711 --> 00:38:42,679
‫دلت واسش می‌سوزه؟

750
00:38:42,681 --> 00:38:45,682
‫ببین ، هیچ راه دیگه‌ای برای
‫شکستن پیمان بندگی یه خون‌آشام وجود نداره

751
00:38:45,684 --> 00:38:47,934
‫همونقدر که من و تو
‫جفتمون ازش متنفریم

752
00:38:47,936 --> 00:38:50,753
‫دیمن عاشق الیناست

753
00:38:50,755 --> 00:38:52,589
‫حالا باید کاملاً بیخیال اون بشه

754
00:38:52,591 --> 00:38:54,107
‫می‌تونی تصور کنی که
‫مجبور باشی همچین کاری بکنی؟

755
00:38:54,109 --> 00:38:56,393
‫ببخشید که به الینا گفتم . خب؟

756
00:38:56,395 --> 00:38:59,196
‫یه‌جورایی چاره دیگه‌ای نداشتم

757
00:38:59,198 --> 00:39:01,764
‫فقط میدونم دیمن بهتره که
‫کاری که باید انجام بده رو انجام بده

758
00:39:01,766 --> 00:39:03,266
‫اون کار رو می‌کنه

759
00:39:03,268 --> 00:39:05,952
‫اونقدری که دلش می‌خواد تو فکر کنی
‫اون بده هم بد نیست

760
00:39:05,954 --> 00:39:07,787
‫کاری که باید بکنه رو انجام میده

761
00:39:07,789 --> 00:39:09,322
‫خودش بهم گفت این‌کار رو می‌کنه

762
00:39:09,324 --> 00:39:11,725
‫فقط همینو بهت گفت؟

763
00:39:11,727 --> 00:39:13,376
‫منظورت چیه؟

764
00:39:13,378 --> 00:39:20,817
‫هیچی . فقط...فقط...

765
00:39:20,819 --> 00:39:23,453
‫چطور می‌تونی بهش اعتماد کنی؟

766
00:39:25,556 --> 00:39:29,176
‫چون فکر می‌کنم اونم به اندازه من عاشق الیناست

767
00:39:29,178 --> 00:39:34,297
‫در مورد اون نمی‌تونه خودخواه باشه . دیگه نمی‌تونه

768
00:39:47,328 --> 00:39:52,148
‫- سلام
‫- ما برگشتیم

769
00:39:52,150 --> 00:39:54,451
‫دیشب خوب بود؟

770
00:39:54,453 --> 00:39:59,873
‫- افتضاح . تو چی؟
‫- عین خودت

771
00:40:01,058 --> 00:40:04,377
‫الینا ، باید باهم حرف بزنیم

772
00:40:04,379 --> 00:40:06,379
‫من میدونم که بنده تو شدم دیمن

773
00:40:08,382 --> 00:40:11,635
‫کرولاین بهم گفت

774
00:40:11,637 --> 00:40:15,889
‫تو و استفن هم داشتین
‫همین کار رو می‌کردین . آره؟

775
00:40:15,891 --> 00:40:19,726
‫راهی برای شکستنش وجود داره؟

776
00:40:19,728 --> 00:40:21,444
‫نه دقیقاً

777
00:40:22,863 --> 00:40:24,781
‫به‌خاطر همینه که باید حرف بزنیم

778
00:40:24,783 --> 00:40:27,400
‫تایلر بهم گفت که این پیمان
‫روی احساسات تأثیر نمیذاره

779
00:40:27,402 --> 00:40:28,952
‫فقط روی رفتارم تأثیر میذاره

780
00:40:28,954 --> 00:40:30,870
‫احساسات من به تو تغییر نکرده دیمن

781
00:40:30,872 --> 00:40:32,072
‫هیچی عوض نشده

782
00:40:32,074 --> 00:40:34,491
‫همه چیز عوض شده الینا

783
00:40:34,493 --> 00:40:38,545
‫باشه ، قبول . آره
‫یعنی من عوض شدم

784
00:40:38,547 --> 00:40:43,300
‫تو هم همینطور دیمن
‫و خوشحالم

785
00:40:43,302 --> 00:40:44,801
‫درست مثل تو که دیروز صبح خوشحال بودی

786
00:40:44,803 --> 00:40:46,253
‫قبل از اینکه چیزی
‫درباره این جریان بفهمیم

787
00:40:46,255 --> 00:40:48,221
‫میدونی چی منو خوشحال می‌کنه؟

788
00:40:48,223 --> 00:40:49,806
‫اینکه بدونم تمام این مدت

789
00:40:49,808 --> 00:40:51,091
‫که کاملاً عاشقت بودم

790
00:40:51,093 --> 00:40:54,144
‫احساسی که به من داشتی واقعی بوده

791
00:40:54,146 --> 00:40:56,479
‫واقعیه . میدونم که واقعیه دیمن

792
00:40:56,481 --> 00:40:57,814
‫میدونم می‌خوای چی‌کار کنی

793
00:40:57,816 --> 00:40:59,099
‫خواهش می‌کنم این‌کار رو با من نکن

794
00:40:59,101 --> 00:41:02,719
‫دلم نمی‌خواد این‌کار رو بکنم الینا

795
00:41:02,721 --> 00:41:05,155
‫من اون آدم خوبه نیستم . یادته؟

796
00:41:05,157 --> 00:41:07,540
‫من اون خودخواهه‌ام
‫چیزی که می‌خوام رو برمیدارم

797
00:41:07,542 --> 00:41:09,659
‫کاری که دلم می‌خواد رو می‌کنم
‫به برادر خودم دروغ میگم

798
00:41:09,661 --> 00:41:10,860
‫عاشق دوست‌دخترش میشم

799
00:41:10,862 --> 00:41:12,779
‫من کار درستی انجام نمیدم

800
00:41:18,562 --> 00:41:20,679
‫ولی باید در مورد تو کار درست رو انجام بدم

801
00:41:25,562 --> 00:41:27,679
‫اینم اشتباه حس می‌کنه؟

802
00:41:36,562 --> 00:41:38,179
‫اینم اشتباه حس می‌کنه؟

803
00:41:48,500 --> 00:41:49,500
‫ترجمه و زیرنویس : عـــمـاد و نــوشــیـن

804
00:41:50,500 --> 00:41:51,500
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

