1
00:00:00,500 --> 00:00:02,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:02,564 --> 00:00:05,716
‫میستیک‌فالز"...من اینجا متولّد شدم"

3
00:00:05,717 --> 00:00:07,019
‫اینجا خونه‌ی منه

4
00:00:07,020 --> 00:00:10,206
‫- و خونه‌ی من
‫- و خونه‌ی من

5
00:00:10,207 --> 00:00:13,125
‫قرن‌ها موجودات ماوراءالطبیعه
‫در بین ما زندگی کردند

6
00:00:13,126 --> 00:00:16,045
‫اعم از خون‌آشام‌ها
‫گرگینه‌ها ، همزادها

7
00:00:16,046 --> 00:00:17,580
‫- جادوگران
‫- و حتّی دورگه‌ها

8
00:00:17,581 --> 00:00:21,250
‫یه عده دنبال دارو می‌گردن

9
00:00:21,251 --> 00:00:22,988
‫فرقی هم نمی‌کنه عواقبش چی باشه

10
00:00:26,440 --> 00:00:28,068
‫بقیه هم دارن نقشه یه کودتا رو می‌کشن

11
00:00:28,069 --> 00:00:31,060
‫می‌خواین آزاد باشین؟
‫باید باهم کار کنیم

12
00:00:31,061 --> 00:00:32,697
‫و یه عده بی‌تفاوت ازش می‌گذرن

13
00:00:32,698 --> 00:00:34,213
‫الینا بنده و نوکر دیمن شده

14
00:00:34,214 --> 00:00:35,714
‫فکر می‌کنی وقتی باید به الینا بگم
‫که ازم دور بمونه

15
00:00:35,715 --> 00:00:37,683
‫نمی‌تونم کاری که باید رو انجام بدم؟

16
00:00:37,684 --> 00:00:38,768
‫من میدونم می‌خوای چی‌کار کنی

17
00:00:38,769 --> 00:00:40,269
‫خواهش می‌کنم این‌کار رو بامن نکن

18
00:00:40,270 --> 00:00:42,171
‫من آدم خوبه نیستم . یادته؟

19
00:00:42,172 --> 00:00:43,792
‫من اون خودخواهه هستم

20
00:00:43,793 --> 00:00:46,274
‫اما در مورد تو باید کار درست رو انجام بدم

21
00:01:02,425 --> 00:01:06,045
‫اگه لخت بودی خیلی بیشتر حال میداد

22
00:01:06,046 --> 00:01:08,414
‫تو اینطوری می‌خوای ، نه من

23
00:01:08,415 --> 00:01:11,099
‫می‌خواستم باشخصیت رفتار کنم

24
00:01:13,135 --> 00:01:15,136
‫تو نباید می‌موندی

25
00:01:16,472 --> 00:01:18,123
‫میدونم

26
00:01:21,610 --> 00:01:24,447
‫باید مجبورت می‌کردم که بری
‫از موندن معافت می‌کردم

27
00:01:24,448 --> 00:01:26,176
‫من به "استفن" قول دادم

28
00:01:26,650 --> 00:01:27,650
‫میدونم

29
00:01:27,651 --> 00:01:29,101
‫تو بنده من شدی الینا

30
00:01:29,102 --> 00:01:30,936
‫که یعنی تمام افکار و احساساتت

31
00:01:30,937 --> 00:01:32,121
‫ممکنه حتی واقعی هم نباشه

32
00:01:32,122 --> 00:01:38,011
‫میدونم دیمن ولی احساس می‌کنم واقعیه

33
00:01:38,012 --> 00:01:41,964
‫و الان آماده نیستم که بیخیالش بشم

34
00:01:41,965 --> 00:01:43,526
‫می‌تونم مجبورت کنم

35
00:01:44,894 --> 00:01:46,571
‫از پیمان نوکری استفاده کنم

36
00:01:48,387 --> 00:01:49,991
‫خب ، این‌کار رو بکن

37
00:01:56,128 --> 00:01:58,931
‫بهش گفتم که آزادت می‌کنم

38
00:01:58,932 --> 00:02:02,368
‫دقیقاً بعد از اینکه بهش نگفتم
‫که باهم خوابیدیم

39
00:02:02,369 --> 00:02:04,839
‫خب ، بالاخره می‌خوای چی‌کار کنی؟

40
00:02:07,106 --> 00:02:10,642
‫دلم می‌خواد پرتت کنم تو تخت
‫و هیچ‌وقت نذارم بری

41
00:02:10,643 --> 00:02:12,430
‫خب پس انجامش بده

42
00:02:20,654 --> 00:02:23,441
‫موبایلت نجاتت داد

43
00:02:25,875 --> 00:02:27,659
‫باید برم پیش بانی

44
00:02:27,660 --> 00:02:30,198
‫اون داره به جرمی یاد میده
‫که چه جوری منو نکشه

45
00:02:37,686 --> 00:02:38,774
‫می‌خوای بیای؟

46
00:02:40,000 --> 00:02:41,000
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

47
00:02:42,300 --> 00:02:47,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۴
‫O Come,All Ye Faithful : قسمت ۹</font>

48
00:02:48,100 --> 00:02:49,100
‫ترجمه و زیرنویس : امیر ناصر و امیر حسین

49
00:02:55,738 --> 00:02:57,856
‫مثل یه بلور برف گنده می‌مونه

50
00:02:57,857 --> 00:02:58,991
‫من ترجیح میدم ازش به عنوان

51
00:02:58,992 --> 00:03:01,678
‫تجلی پست مدرنیسم یاد کنم

52
00:03:01,679 --> 00:03:03,796
‫می‌خوام تو جشن نیکوکاری
‫سرزمین زمستانی

53
00:03:03,797 --> 00:03:05,413
‫اینو اهدا کنم

54
00:03:07,249 --> 00:03:08,884
‫گفتی ضروریه

55
00:03:08,885 --> 00:03:11,754
‫آره . اینو فوراً برسون به تالار شهر

56
00:03:11,755 --> 00:03:14,373
‫ازم می‌خوای برات نقش پیک رو بازی کنم؟

57
00:03:14,374 --> 00:03:17,543
‫چیزی که می‌خوام اینه که
‫هر چی میگم انجام بدی

58
00:03:17,544 --> 00:03:19,164
‫بدون اینکه قیافه بگیری

59
00:03:23,409 --> 00:03:24,800
‫مراقبش باش

60
00:03:24,801 --> 00:03:26,885
‫هنوز خیسه

61
00:03:26,886 --> 00:03:29,155
‫آبراهام لینکلن" هم اسیرها رو آزاد کرد"

62
00:03:29,156 --> 00:03:31,340
‫اگه نتونم نهایت استفاده رو
‫از منافعی که برام دارن بکنم

63
00:03:31,441 --> 00:03:34,679
‫دیگه بندگی دورگه‌هام چه فایده‌ای برام داره؟

64
00:03:35,195 --> 00:03:37,363
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

65
00:03:37,364 --> 00:03:39,330
‫الینا نوکر دیمن شده

66
00:03:39,883 --> 00:03:41,400
‫خودم خبر دارم

67
00:03:41,401 --> 00:03:43,419
‫این یعنی حالا بیش از هر وقتی به اون دارو نیاز دارم

68
00:03:43,420 --> 00:03:47,906
‫و تو اینجا داری بلورهای برف پست مدرن می‌کشی

69
00:03:47,907 --> 00:03:50,075
‫چیزی که می‌خواستیم پیشمه

70
00:03:50,076 --> 00:03:52,044
‫من شمشیر اون شکارچی رو توی ایتالیا پیدا کردم

71
00:03:52,045 --> 00:03:53,379
‫که میشه ازش برای رمز گشایی نقشه‌ای

72
00:03:53,380 --> 00:03:55,356
‫که تو خالکوبی شکارچی هست استفاده کنیم

73
00:03:55,357 --> 00:03:57,002
‫تو قرار بود که شکارچی

74
00:03:57,103 --> 00:03:58,384
‫و خالکوبیش رو بهم برسونی

75
00:03:58,385 --> 00:04:00,085
‫خب ، جرمی شکارچیه

76
00:04:00,086 --> 00:04:01,920
‫و باید اونقدر خون‌آشام بکشه
‫تا خالکوبیش کامل بشه

77
00:04:01,921 --> 00:04:03,639
‫اما دقیقاً نمیدونیم که چه جوری

78
00:04:03,640 --> 00:04:05,474
‫یه کاری کنیم ما رو نکشه

79
00:04:05,475 --> 00:04:07,059
‫به نظر کار سختی میاد

80
00:04:07,060 --> 00:04:08,760
‫واسه همین احساس می‌کنم عذرم موجهه

81
00:04:08,761 --> 00:04:10,798
‫که یه‌کم کارای خیریه انجام بدم

82
00:04:11,281 --> 00:04:14,751
‫یا شاید در مورد پیدا کردن
‫شمشیر داری دروغ میگی

83
00:04:14,752 --> 00:04:17,013
‫چرا باید بهت دروغ بگم استفن؟

84
00:04:17,653 --> 00:04:19,390
‫ما توی یه جبهه هستیم

85
00:04:27,963 --> 00:04:29,331
‫دسته شمشیر به عنوان کلیدی عمل می‌کنه

86
00:04:29,332 --> 00:04:31,083
‫که وقتی جرمی به اندازه کافی برای

87
00:04:31,084 --> 00:04:34,053
‫کامل شدن خالکوبیش خون‌آشام کشت

88
00:04:34,054 --> 00:04:35,837
‫بتونیم رمز گشاییش کنیم

89
00:04:38,957 --> 00:04:41,644
‫شنیدم از خونه‌ات اساس‌کشی کردی

90
00:04:41,645 --> 00:04:44,930
‫حرکت فداکارانه‌ایه ، نه؟

91
00:04:44,931 --> 00:04:47,992
‫من نیومدم باهات پیمانی ببندم کلاوس

92
00:04:47,993 --> 00:04:50,161
‫اتفاقاً برعکس

93
00:04:50,162 --> 00:04:52,321
‫فکر کنم در حال حاضر من
‫بهترین دوستی هستم که داری

94
00:04:52,322 --> 00:04:54,857
‫دیگه از شنیدن مزخرفاتش خسته شدم

95
00:04:54,858 --> 00:04:56,376
‫باید گلوش رو تیکه‌پاره کنم

96
00:04:56,377 --> 00:04:58,160
‫ببینم بدون حنجره هم می‌تونه
‫برامون رئیس بازی دربیاره؟

97
00:04:58,161 --> 00:04:59,811
‫زمان زیادی مجبور نیستی تحملش کنی

98
00:04:59,812 --> 00:05:01,812
‫تو هی همینو میگی
‫اما ما اینجا قایم شدیم

99
00:05:02,257 --> 00:05:04,250
‫و داریم برای کودتایی نقشه می‌کشیم که
‫هیچ‌وقت قرار نیست اتفاق بیفته

100
00:05:04,251 --> 00:05:05,770
‫هرگز نگو هرگز

101
00:05:06,336 --> 00:05:09,555
‫و هرگز نگو که موفق نمیشی

102
00:05:09,556 --> 00:05:12,485
‫من یه جادوگری پیدا کردم که
‫زندگیتون رو نجات بده

103
00:05:12,926 --> 00:05:14,426
‫جدی میگی؟

104
00:05:17,046 --> 00:05:20,498
‫ما بهتون قول دادیم که از دست کلاوس آزاد میشین

105
00:05:20,901 --> 00:05:23,861
‫شما با شکستن پیمان نوکریت سهم خودتون رو انجام دادین

106
00:05:23,862 --> 00:05:25,623
‫و حالا "هِیلی" و من باید سهممون رو انجام بدیم

107
00:05:33,195 --> 00:05:35,013
‫می‌خواین چی‌کار کنین؟

108
00:05:35,014 --> 00:05:36,515
‫هِیلی" یه جادوگری پیدا کرده"
‫که قدرت کافی برای انجام

109
00:05:36,539 --> 00:05:37,733
‫افسون "تعویض جسم" رو انجام بده

110
00:05:37,734 --> 00:05:39,502
‫میدونی ، همون تخصصی که کلاوس داره

111
00:05:39,503 --> 00:05:41,236
‫پس می‌خواین تو بدن یکی دیگه قرارش بدین

112
00:05:41,237 --> 00:05:42,755
‫و بعدش چی؟

113
00:05:42,756 --> 00:05:44,290
‫بدنش رو با سیمان می‌پوشونیم و دفنش می‌کنیم

114
00:05:44,291 --> 00:05:46,024
‫چرا مثل بانی خشکش نکنیم؟

115
00:05:46,025 --> 00:05:47,042
‫چون برای انجام اون جادو

116
00:05:47,043 --> 00:05:48,210
‫باید قلب یه آدم رو از حرکت متوقف کنی

117
00:05:48,211 --> 00:05:49,695
‫یه مقدار داوطلب کم داریم

118
00:05:49,696 --> 00:05:51,196
‫خب ، کی اونقدر خنگه که داوطلب بشه

119
00:05:51,197 --> 00:05:52,942
‫که بدنش به مالکیت کلاوس دربیاد؟

120
00:05:55,968 --> 00:05:56,969
‫باشه . نترس

121
00:05:56,970 --> 00:05:58,311
‫نترسم؟

122
00:05:58,312 --> 00:05:59,371
‫نترسم؟

123
00:05:59,372 --> 00:06:00,706
‫دارم از ترس می‌میرم
‫تو داوطلب شدی؟

124
00:06:00,707 --> 00:06:02,374
‫زیاد طول نمی‌کشه
‫فقط اونقدری که

125
00:06:02,375 --> 00:06:04,393
‫بشه دورگه‌ها کاملاً گم گور بشن

126
00:06:04,394 --> 00:06:06,428
‫فکر کنم راه‌های بهتری هم برای
‫گذروندن سال‌های آینده هست

127
00:06:06,429 --> 00:06:09,314
‫تا اینکه بخوای توی سیمان دفن بشی تایلر

128
00:06:13,662 --> 00:06:16,289
‫این قضیه با من شروع شده

129
00:06:16,290 --> 00:06:18,259
‫و باید با خودم ختم بشه

130
00:06:20,544 --> 00:06:22,638
‫به حمایتت نیاز دارم

131
00:06:49,990 --> 00:06:51,490
‫جرمی

132
00:06:55,060 --> 00:06:57,872
‫اونا نباید میومدن اینجا

133
00:06:57,873 --> 00:07:01,167
‫اونا اومدن تا بهت کمک کنن

134
00:07:01,168 --> 00:07:03,267
‫به من اعتماد داری؟

135
00:07:07,156 --> 00:07:09,106
‫آره

136
00:07:10,442 --> 00:07:12,126
‫آره . بهت اعتماد دارم

137
00:07:17,332 --> 00:07:19,884
‫بریم تو

138
00:07:25,974 --> 00:07:28,694
‫اون پروفسور مرموزه اینجا چه غلطی می‌کنه؟

139
00:07:28,695 --> 00:07:30,195
‫من دعوتش کردم

140
00:07:33,932 --> 00:07:35,601
‫هی ، گوش کنین
‫آماده‌ایم که شروع کنیم

141
00:07:35,602 --> 00:07:38,853
‫اما قبل از اینکه شروع کنیم
‫نیاز داریم که اون...

142
00:07:40,832 --> 00:07:43,419
‫اینجا باشه

143
00:07:43,420 --> 00:07:45,555
‫"اینجا دیگه خونه توئه "جر

144
00:07:48,382 --> 00:07:50,059
‫باید منو دعوت کنی تو

145
00:07:56,288 --> 00:07:58,005
‫یالا جرمی . دعوتش کن تو

146
00:08:03,262 --> 00:08:04,866
‫می‌تونی بیای تو

147
00:08:19,262 --> 00:08:20,866
‫جرمی

148
00:08:34,527 --> 00:08:36,545
‫هی ، ببخشید . میدونم که دیر کردم

149
00:08:36,546 --> 00:08:38,046
‫اگه می‌خوای به وقت نیاز دوستت باشم

150
00:08:38,047 --> 00:08:40,031
‫باید روی وقت‌شناس بودنت کار کنی

151
00:08:40,032 --> 00:08:42,228
‫من توی بد مخمصه‌ای هستم . کجایی؟

152
00:08:42,229 --> 00:08:44,052
‫من خونه هستم
‫چطور؟ چی شده؟

153
00:08:44,053 --> 00:08:46,088
‫دوست‌پسرم یه احمق فداکار شده

154
00:08:46,089 --> 00:08:47,506
‫و تو چرا خونه‌ای؟

155
00:08:47,507 --> 00:08:48,557
‫مگه سعی نمی‌کردی که فاصله‌ات رو

156
00:08:48,558 --> 00:08:49,984
‫با الینا حفظ کنی؟

157
00:08:49,985 --> 00:08:51,710
‫خب ، اون دیگه اینجا نیست

158
00:08:51,711 --> 00:08:54,179
‫دیمن و بانی جرمی رو بردن
‫به خونه ساحلی گیلبرت‌ها

159
00:08:54,180 --> 00:08:56,264
‫پس فکر کنم خونه‌اش دوباره براش امن شده

160
00:08:56,700 --> 00:08:58,517
‫گوش کن ، کلاوس رو
‫مجبور کردم

161
00:08:58,518 --> 00:09:00,886
‫یه‌کم بیشتر در مورد شمشیر اون شکارچی برام بگه

162
00:09:00,887 --> 00:09:03,605
‫جریان اون نقشه‌ای که تو خالکوبی جرمی هست رو میدونی؟

163
00:09:03,606 --> 00:09:05,890
‫اون شمشیر رمز گشاییش می‌کنه

164
00:09:06,418 --> 00:09:08,410
‫دقیقاً کلیدیه برای پیدا کردن دارو

165
00:09:08,411 --> 00:09:09,795
‫کلاوس اینو بهت گفت؟

166
00:09:09,796 --> 00:09:12,164
‫آره . چطور؟

167
00:09:12,165 --> 00:09:15,766
‫شمشیر رو نداد بهت تا امن بمونه . درسته؟

168
00:09:16,261 --> 00:09:17,845
‫چی تو فکرته؟

169
00:09:20,006 --> 00:09:21,557
‫چی شده؟

170
00:09:21,558 --> 00:09:24,352
‫باید اون شمشیر بدست بیاریم . همین امروز

171
00:09:24,353 --> 00:09:25,427
‫تایلر و دورگه‌هاش

172
00:09:25,428 --> 00:09:28,012
‫می‌خوان امشب کلاوس رو بکشن

173
00:09:57,362 --> 00:10:00,105
‫اومدی عصاهای "تیم کوچولو" رو بدزدی؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شخصیتی در داستان سرود کریسمس اثر چارلز دیکِنز)</font>

174
00:10:00,106 --> 00:10:02,334
‫دیکِنز" شخصیت تاریکی داشت"

175
00:10:02,335 --> 00:10:05,838
‫می‌دیدیش ازش خوشت میومد

176
00:10:05,839 --> 00:10:08,071
‫راستی بلور برفی قشنگیه

177
00:10:08,072 --> 00:10:10,125
‫واقعاً کارم انقدر خوبه؟

178
00:10:10,126 --> 00:10:11,810
‫جدی میگم

179
00:10:11,811 --> 00:10:13,561
‫توش یه احساس...

180
00:10:14,880 --> 00:10:17,016
‫تنهایی هست

181
00:10:17,017 --> 00:10:19,709
‫اینو به عنوان تعریف می‌پذیرم

182
00:10:19,710 --> 00:10:22,354
‫می‌تونم بهت شامپاین تعارف کنم؟

183
00:10:22,355 --> 00:10:26,391
‫نمی‌تونم . کلی آدم بزرگ چشمشون روی منه

184
00:10:26,392 --> 00:10:28,060
‫نمی‌خوام تو دوره‌های بعدی جشن

185
00:10:28,061 --> 00:10:29,445
‫همه حواسشون فقط به من باشه

186
00:10:29,446 --> 00:10:30,612
‫خب پس خیلی خوبه که

187
00:10:30,613 --> 00:10:32,830
‫دبیرستانت دیگه رو به اتمامه

188
00:10:36,234 --> 00:10:37,569
‫اگه باهم دیگه خوب می‌مونیم

189
00:10:37,570 --> 00:10:39,837
‫بدم نمیاد اون لیوان شامپاین رو بخورم

190
00:10:42,174 --> 00:10:44,910
‫این از اون چیزای بین خودمونه؟

191
00:10:44,911 --> 00:10:47,429
‫چیزی بین ما نیست

192
00:10:47,430 --> 00:10:49,497
‫اجازه بده

193
00:10:56,100 --> 00:10:58,400
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" اون اینجاست . برو "</font>

194
00:11:08,884 --> 00:11:10,569
‫خب ، وقتی بیرون میره که با خودش نمی‌بره

195
00:11:10,570 --> 00:11:11,787
‫بقیه خونه رو بگرد

196
00:11:11,788 --> 00:11:13,739
‫دارم می‌گردم
‫اما چیزی پیدا نکردم

197
00:11:13,740 --> 00:11:15,291
‫کمد جوراباش رو بگرد

198
00:11:15,292 --> 00:11:17,292
‫مردم مهمترین چیزاشون رو
‫توی کمد جوراباشون میذارن

199
00:11:17,733 --> 00:11:19,734
‫یه ایده به‌دردبخور می‌خوام دیمن

200
00:11:19,735 --> 00:11:23,915
‫تایلر رو قبل از اینکه به کلاوس برسه بکش

201
00:11:24,323 --> 00:11:26,533
‫یا اینکه چون کلاوس تبدیل به مهمترین عنصر

202
00:11:26,534 --> 00:11:28,044
‫تو مسابقه پیدا کردن درمان شده

203
00:11:28,605 --> 00:11:31,590
‫در مورد نقشه دورگه‌ها بهش بگو
‫خودش تایلر رو می‌کشه

204
00:11:31,591 --> 00:11:33,258
‫کسی تایلر رو نمی‌کشه

205
00:11:34,944 --> 00:11:37,313
‫الو؟

206
00:11:37,314 --> 00:11:39,064
‫استفن

207
00:11:39,065 --> 00:11:40,399
‫ببین ، میدونم که موضوع حساسیه

208
00:11:40,400 --> 00:11:42,476
‫اما میدونی امروز الینا کجاست؟

209
00:11:44,904 --> 00:11:47,706
‫فکر کنم داره دربه‌در میگرده

210
00:11:47,707 --> 00:11:50,492
‫تا یه راهی پیدا کنه که جلوی جرمی رو بگیره

211
00:11:50,493 --> 00:11:52,277
‫دیشب وقتی بهش گفتی که

212
00:11:52,278 --> 00:11:54,154
‫باید ازت دور بمونه چه واکنشی نشون داد؟

213
00:11:55,831 --> 00:11:57,331
‫زیاد خوب نبود

214
00:11:57,767 --> 00:11:59,065
‫تو خوبی؟

215
00:11:59,066 --> 00:12:00,827
‫عالیم

216
00:12:02,304 --> 00:12:05,090
‫باید برم . بانی پای اون پروفسور
‫مرموز رو کشیده وسط

217
00:12:05,091 --> 00:12:07,342
‫و من باید جلوش رو بگیرم

218
00:12:14,433 --> 00:12:16,652
‫تنها حسی که جرمی با دیدن یه خون‌آشام پیدا می‌کنه

219
00:12:16,653 --> 00:12:18,520
‫میل زیاد به کشتنشه

220
00:12:18,521 --> 00:12:20,806
‫حتی اگه خودش نخواد

221
00:12:20,807 --> 00:12:24,507
‫مثل مورد شما
‫ناخودآگاهش بهش مسلط میشه

222
00:12:24,508 --> 00:12:27,479
‫اجبار باعث میشه افکار خودآگاه وارونه بشن

223
00:12:27,480 --> 00:12:29,832
‫باعث میشه فکر کنه که یه واکنش طبیعیه . درسته؟

224
00:12:29,833 --> 00:12:31,973
‫"خون‌آشام دیدی بکشش"

225
00:12:31,974 --> 00:12:34,536
‫کاری که من دارم می‌کنم اینه که
‫می‌خوام یه میان‌بر درست کنم

226
00:12:34,537 --> 00:12:38,123
‫مثل یه راه فرعی می‌مونه که ناخودآگاهش

227
00:12:38,124 --> 00:12:42,011
‫یاد می‌گیره که تو رو به عنوان کسی که
‫دوست داره بشناسه

228
00:12:42,012 --> 00:12:44,379
‫کسی که می‌خواد ازش محافظت کنه

229
00:12:47,657 --> 00:12:50,352
‫و این بهش یه انتخاب میده

230
00:12:50,353 --> 00:12:53,188
‫می‌تونه انتخاب کنه که به جای

231
00:12:53,189 --> 00:12:55,890
‫واکنش طبیعیش از راه فرعی بره

232
00:12:57,249 --> 00:13:00,804
‫خیلی خب ، باهاش حرف بزن . می‌شنوه

233
00:13:03,315 --> 00:13:05,951
‫نمیدونم چی بهش بگم

234
00:13:05,952 --> 00:13:08,320
‫تو خواستی که این مساله تو ویلای
‫خانوادگیتون انجام بشه . درسته؟

235
00:13:08,321 --> 00:13:10,855
‫شاید بهتر باشه با گفتن دلیلش شروع کنی

236
00:13:13,492 --> 00:13:17,246
‫هر تعطیلی باشه ما میایم اینجا

237
00:13:17,247 --> 00:13:19,906
‫اینجا با خانوادمون عجین شده بود

238
00:13:20,333 --> 00:13:23,201
‫و وقتی مامان و بابا مردن

239
00:13:23,202 --> 00:13:25,004
‫جنا مجبورمون کرد که بیایم اینجا

240
00:13:25,005 --> 00:13:28,057
‫و ما فکر کردیم که فکر خوبی نیست

241
00:13:28,058 --> 00:13:30,708
‫اما انگار که اینجا پیشمون بودن

242
00:13:35,898 --> 00:13:38,842
‫اونا اگه بودن ازمون می‌خواستن
‫"که باهم باشیم "جر

243
00:13:41,403 --> 00:13:45,473
‫که در هر شرایطی برای همدیگه بجنگیم

244
00:13:49,828 --> 00:13:55,066
‫جرمی ، الان چه احساسی نسبت به الینا داری؟

245
00:13:57,503 --> 00:14:01,340
‫اون زندگیمون رو نابود کرد
‫اون حتی خواهر تنی منم نیست

246
00:14:01,341 --> 00:14:04,607
‫اون دلیل مرگ تمام کسانیه که
‫تا حالا دوستشون داشتم

247
00:14:04,608 --> 00:14:06,108
‫دیگه هیچ ارزشی برام نداره

248
00:14:06,527 --> 00:14:10,030
‫من می‌کشمش حتی اگه
‫به قیمت مرگ خودم تموم بشه

249
00:14:15,104 --> 00:14:16,796
‫جواب داد؟

250
00:14:26,782 --> 00:14:27,783
‫سلام

251
00:14:27,784 --> 00:14:28,990
‫سلام

252
00:14:28,991 --> 00:14:31,134
‫- شمشیر رو پیدا کردی؟
‫- نه

253
00:14:31,135 --> 00:14:32,905
‫حالا می‌خوایم چی‌کار کنیم؟

254
00:14:32,906 --> 00:14:34,540
‫کلاوس تنها شانسمون برای پیدا کردن اون داروئه

255
00:14:34,541 --> 00:14:37,058
‫بهش احتیاج داریم
‫تایلر باید بیخیال بشه

256
00:14:37,494 --> 00:14:39,777
‫خب ، همچین اتفاقی نمیافته

257
00:14:41,687 --> 00:14:44,049
‫تو بهش گفتی؟

258
00:14:44,050 --> 00:14:47,786
‫یه ماه طول کشید که از ۱۲تا دورگه
‫قسم رازداری بگیرم

259
00:14:47,787 --> 00:14:49,121
‫هِیلی" و یه جادوگر رو گذاشتم"
‫که زندگیشون رو به خطر بندازن

260
00:14:49,122 --> 00:14:50,923
‫و تو داری نقشه منو بهش میگی؟

261
00:14:50,924 --> 00:14:53,740
‫ببین ، تنها چیزی که می‌خوام
‫یه مقدار زمانه . باشه؟

262
00:14:53,741 --> 00:14:56,095
‫چقدر؟ یه ساعت؟ یه روز؟

263
00:14:56,096 --> 00:14:57,513
‫چون هر لحظه‌ای که می‌گذره

264
00:14:57,514 --> 00:14:59,464
‫و ما دست رو دست بذاریم
‫اونا در خطر هستن

265
00:14:59,933 --> 00:15:01,183
‫تو و کلاوس قبلاً یکی رو آورده بودین

266
00:15:01,184 --> 00:15:02,967
‫که جرمی بکشتش

267
00:15:08,273 --> 00:15:10,491
‫من به تو دِینی ندارم

268
00:15:12,494 --> 00:15:14,780
‫من اونو می‌کشم

269
00:15:14,781 --> 00:15:17,722
‫شرمنده ولی نمی‌تونم بذارم این‌کار رو بکنی

270
00:15:17,723 --> 00:15:20,308
‫- استفن
‫- شرمنده ولی نمی‌تونم

271
00:15:20,309 --> 00:15:21,809
‫استفن

272
00:15:31,529 --> 00:15:35,208
‫شرمنده رفیق اما انتخابی نداری

273
00:15:43,166 --> 00:15:45,673
‫آدم حق نداره اینطور برای خودش متأسف باشه

274
00:15:45,674 --> 00:15:49,009
‫مگر اینکه روی صندلی بار نشسته باشه

275
00:15:49,010 --> 00:15:52,313
‫خوشبختانه من مشروبم همیشه همراهمه

276
00:15:52,314 --> 00:15:54,130
‫جواب نداد

277
00:15:55,683 --> 00:15:57,318
‫نباید خیلی به تغییر

278
00:15:57,319 --> 00:16:00,137
‫ذهن کسی امیدوار می‌بودم

279
00:16:00,138 --> 00:16:01,655
‫اگه انقدر کار راحتی بود

280
00:16:01,656 --> 00:16:04,530
‫من و تو توی همچین موقعیتی نبودیم

281
00:16:06,110 --> 00:16:07,643
‫مگه نه؟

282
00:16:11,815 --> 00:16:13,167
‫آخرین باری که اینجا بودم

283
00:16:13,168 --> 00:16:15,819
‫کاملاً عاشق استفن بودم

284
00:16:15,820 --> 00:16:19,076
‫ولی حالا یه خاطره کمرنگ شده

285
00:16:19,077 --> 00:16:22,413
‫این به‌خاطر پیمان نوکریه؟

286
00:16:22,414 --> 00:16:26,761
‫یا من خیلی خوشحالم که اینجا کنار تو هستم؟

287
00:16:32,720 --> 00:16:35,671
‫شاید یه کار دیگه‌ای رو هم بشه امتحان کرد

288
00:16:42,100 --> 00:16:43,364
‫تایلر

289
00:16:43,365 --> 00:16:45,232
‫همینجا نگهشون دار تا کلاوس رو بیاریم

290
00:16:45,233 --> 00:16:47,067
‫اگه مجبور شدی از اینا استفاده کن

291
00:16:47,068 --> 00:16:48,702
‫بیخیال تایلر ، قضیه مهمتر از
‫چیزیه که فکر می‌کنی

292
00:16:48,703 --> 00:16:50,204
‫برای ما قضیه بیشتر از انتقام گرفتنه

293
00:16:50,205 --> 00:16:52,778
‫من میدونم چرا واست مهمه استفن

294
00:16:52,779 --> 00:16:54,191
‫قضیه اون داروئه

295
00:16:54,192 --> 00:16:55,542
‫میدونی اگه وجه خون‌آشام بودن

296
00:16:55,543 --> 00:16:57,527
‫یه دورگه درمان بشه چی میشه؟

297
00:16:57,528 --> 00:16:59,079
‫برمیگردیم به همون گرگینه بودنمون

298
00:16:59,080 --> 00:17:00,547
‫هر ماه کامل تبدیل میشیم

299
00:17:00,548 --> 00:17:02,883
‫اون دارو برای ما پشیزی ارزش نداره

300
00:17:02,884 --> 00:17:04,413
‫تایلر ، بیخیال

301
00:17:04,414 --> 00:17:06,386
‫من می‌خواستم طرف من باشی کرولاین

302
00:17:08,372 --> 00:17:09,872
‫فقط همینو می‌خواستم

303
00:17:18,265 --> 00:17:20,734
‫حالت خوبه؟

304
00:17:20,735 --> 00:17:23,182
‫شِین" دوباره می‌خواد امتحان کنه"

305
00:17:25,523 --> 00:17:28,058
‫پروفسور "شِین" یه‌کم زیادی

306
00:17:28,059 --> 00:17:30,658
‫نشئه کرده اگه فکر می‌کنه
‫می‌تونه از یه خون‌آشام

307
00:17:31,079 --> 00:17:33,080
‫برای جلوگیری از کشتن یه خون‌آشام دیگه

308
00:17:33,081 --> 00:17:34,581
‫به دست شکارچی استفاده کنه

309
00:17:34,582 --> 00:17:36,400
‫عین این می‌مونه که جلوی کسی که

310
00:17:36,401 --> 00:17:39,268
‫می‌خواد گیاهخوار بشه چیزبرگر آویزون کنی

311
00:17:42,039 --> 00:17:43,707
‫فقط یکی دیگه رو پیدا کن که احساسات

312
00:17:43,708 --> 00:17:46,793
‫منحرف و پر التهابت رو باهاش آروم کنی

313
00:17:49,459 --> 00:17:52,098
‫خدای من ، موندم که کی می‌تونه باشه

314
00:17:54,184 --> 00:17:55,918
‫تو

315
00:17:58,389 --> 00:18:00,146
‫به تو همچین احساسی دارم

316
00:18:03,944 --> 00:18:05,808
‫خب ، اصلاً هم بد نیست

317
00:18:05,809 --> 00:18:08,981
‫من میرم هر جایی جز اینجا

318
00:18:19,910 --> 00:18:21,278
‫فکر خوبی بود که از بانی به عنوان

319
00:18:21,279 --> 00:18:23,075
‫تلنگر احساسی جرمی استفاده کنین

320
00:18:23,076 --> 00:18:25,948
‫دیمن خیلی باهوشه

321
00:18:27,334 --> 00:18:28,469
‫و بانی در مورد

322
00:18:28,470 --> 00:18:29,803
‫رابطه‌ات با اون بهم گفته

323
00:18:29,804 --> 00:18:30,954
‫البته نمی‌خوام فضولی کنم

324
00:18:30,955 --> 00:18:33,457
‫رابطه‌مون پیچیده‌ست

325
00:18:35,060 --> 00:18:37,433
‫نمی‌تونی با هیپنوتیزم منو ازش رها کنی؟

326
00:18:37,962 --> 00:18:39,296
‫میدونی ، تو تمام سفرهایی که دور دنیا داشتم

327
00:18:39,297 --> 00:18:40,898
‫تنها افسونی رو که گیر نیاوردم

328
00:18:40,899 --> 00:18:43,512
‫جلوگیری از عشق زیاد به کسیه

329
00:18:43,513 --> 00:18:45,013
‫مطمئن باش که دنبالش گشتم

330
00:18:48,072 --> 00:18:49,806
‫همسر و پسرم مُردن

331
00:18:49,807 --> 00:18:53,858
‫دنبال یه راهی بودم که دلم براشون تنگ نشه

332
00:18:56,361 --> 00:18:59,333
‫اگه اون گیاه‌های داروییت جواب بده

333
00:18:59,334 --> 00:19:02,703
‫شب که بشه باید دور آتیش آهنگ سرخپوستی بخونیم

334
00:19:02,704 --> 00:19:05,743
‫خب ، حالا بگو ببینم چرا نباید بکشمت؟

335
00:19:05,744 --> 00:19:07,091
‫دیمن

336
00:19:07,092 --> 00:19:09,256
‫جدی میگم . چرا دنبال داروی خون‌آشام‌ها هستی؟

337
00:19:09,711 --> 00:19:12,796
‫من نگفتم که دنبال دارو می‌گردم

338
00:19:12,797 --> 00:19:14,764
‫اما می‌تونم بهت بگم که کجا پیداش کنی

339
00:19:16,500 --> 00:19:18,547
‫شمشیر کلاوس بهمون میگه کجا پیداش کنیم

340
00:19:18,548 --> 00:19:20,220
‫اون شمشیر شما رو به اونجا میرسونه ، درسته

341
00:19:20,221 --> 00:19:21,406
‫اما منم می‌تونم برسونمتون

342
00:19:21,407 --> 00:19:23,524
‫چی؟ چجوری؟

343
00:19:23,525 --> 00:19:25,189
‫چون من قبلاً اونجا بودم

344
00:19:28,313 --> 00:19:29,863
‫به مهمون‌ها بگو که اهدائی‌هاشون رو

345
00:19:29,864 --> 00:19:31,769
‫پای درخت هدایا بریزن

346
00:19:31,770 --> 00:19:34,034
‫باشه خانم

347
00:19:34,035 --> 00:19:35,519
‫ببخشید

348
00:19:35,520 --> 00:19:37,121
‫ایناهاشی

349
00:19:37,122 --> 00:19:40,907
‫فوری یه پیک بزنیم قبل از اینکه
‫مردم فکر بد بکنن

350
00:19:46,530 --> 00:19:48,030
‫چی شده؟

351
00:19:50,700 --> 00:19:52,701
‫خواهش می‌کنم یه چیزی بگو

352
00:19:53,754 --> 00:19:57,141
‫اما جشن فارق‌التحصیلیت رو از دست میدی

353
00:19:57,142 --> 00:20:01,894
‫که من فکر می‌کنم نگرانی در موردش بی‌دلیل باشه

354
00:20:05,766 --> 00:20:08,472
‫من رهبر اونام

355
00:20:08,473 --> 00:20:10,693
‫چشمشون به منه که کمکشون کنم

356
00:20:15,609 --> 00:20:18,912
‫تو کاری که باید بکنی رو بکن تایلر

357
00:20:18,913 --> 00:20:20,080
‫زیاد تعجب نکن

358
00:20:20,081 --> 00:20:22,731
‫دارم به پدرت فکر می‌کنم

359
00:20:25,702 --> 00:20:27,626
‫میدونی ، اگه بود بهت افتخار می‌کرد

360
00:20:29,623 --> 00:20:32,575
‫تو رهبر یه عده از مردمی
‫همونطور که اون بود

361
00:20:35,429 --> 00:20:36,929
‫ممنون مامان

362
00:20:47,140 --> 00:20:48,178
‫یه تیکه سنگه

363
00:20:48,179 --> 00:20:49,972
‫هر سنگی نیست

364
00:20:49,973 --> 00:20:52,479
‫اینم از همون داستان‌های احمقانه‌ایه

365
00:20:52,480 --> 00:20:54,064
‫که تو اون نمایشگاه سرهم می‌کردی؟

366
00:20:54,065 --> 00:20:55,599
‫خیلی خب ، بذارین کوتاه بگم

367
00:20:55,600 --> 00:20:57,784
‫"روزی روزگاری یه جادوگری بود به اسم "سایلس

368
00:20:57,785 --> 00:21:01,605
‫که یه دختری رو دوست داشت
‫و می‌خواست تا ابد باهاش باشه

369
00:21:01,606 --> 00:21:03,824
‫پس اون و بهترین دوستش که اونم جادوگر بود

370
00:21:03,825 --> 00:21:05,497
‫یه طلسم جاودانگی درست کردن

371
00:21:06,077 --> 00:21:08,991
‫و دوست جادوگر "سایلس" حسودیش شد

372
00:21:08,992 --> 00:21:12,448
‫و دختری که "سایلس" دوسش داشت رو
‫قبل از اینکه جاودانه بشه کشت

373
00:21:13,872 --> 00:21:17,621
‫بدون اون معشوقه واقعیش محکوم به ابدیت شد

374
00:21:17,622 --> 00:21:21,141
‫سایلس" یه راهی برای خنثی کردن"
‫طلسم جاودانگی پیدا می‌کنه

375
00:21:21,142 --> 00:21:23,759
‫و قبل از اینکه بتونه ازش استفاده کنه

376
00:21:24,299 --> 00:21:26,101
‫همون دوست سابقش زیر زمین دفنش می‌کنه

377
00:21:26,664 --> 00:21:30,817
‫خودشو با درمانش ول کرد تا بپوسن

378
00:21:30,818 --> 00:21:33,559
‫یعنی درمان جاودانگی بوده؟

379
00:21:33,560 --> 00:21:38,492
‫خون انسان منشأ زندگی یه آدم جاودانه‌ست

380
00:21:38,493 --> 00:21:40,977
‫اگه جاودانه نباشی

381
00:21:40,978 --> 00:21:42,696
‫نیازی به تغذیه از خون هم نداری

382
00:21:42,697 --> 00:21:47,984
‫اگه جنازه "سایلس" رو نبش کنید
‫دارو رو پیدا خواهید کرد

383
00:21:51,326 --> 00:21:53,994
‫مسخره‌ست

384
00:21:53,995 --> 00:21:55,709
‫ما گروگان نیستیم

385
00:21:55,710 --> 00:21:58,342
‫البته که هستین عزیزم

386
00:22:01,432 --> 00:22:03,589
‫آروم باشین

387
00:22:03,590 --> 00:22:05,718
‫برادرمه

388
00:22:06,715 --> 00:22:07,843
‫چه خبر؟

389
00:22:07,844 --> 00:22:11,808
‫نپرس چجوری ، چرا یا کی

390
00:22:11,809 --> 00:22:14,024
‫یه جوابی برای مشکلت با تایلر پیدا کردم

391
00:22:15,779 --> 00:22:19,900
‫شوخی می‌کنی

392
00:22:19,901 --> 00:22:21,401
‫به اون شمشیر نیازی نداریم

393
00:22:26,059 --> 00:22:27,777
‫این علامت...

394
00:22:28,578 --> 00:22:29,947
‫برادری اون پنج نفره

395
00:22:29,948 --> 00:22:32,464
‫روی بازو تصویر قتل یه دختر

396
00:22:32,465 --> 00:22:35,077
‫به دست یه جادوگر هست

397
00:22:35,078 --> 00:22:37,769
‫علایمی که روی شاخه تاک کشیده شدن
‫نقشه شما هستن

398
00:22:37,770 --> 00:22:39,555
‫که ظاهراً دیگه بهشون نیازی ندارین

399
00:22:39,556 --> 00:22:41,306
‫وقتی این نشان کامل بشه

400
00:22:41,307 --> 00:22:43,575
‫"ازش افسونی که برای نبش قبر "سایلس

401
00:22:43,776 --> 00:22:45,760
‫می‌خوایم بدست میاد

402
00:22:45,761 --> 00:22:47,779
‫گفتی کجا دفن شده؟

403
00:22:47,780 --> 00:22:50,899
‫یادم نبود نگفتی

404
00:22:50,900 --> 00:22:52,067
‫تو توی این هفته ۳بار

405
00:22:52,068 --> 00:22:53,687
‫منو تهدید به مرگ کردی

406
00:22:53,688 --> 00:22:57,606
‫جاش بستگی به این داره که تو عصبانیت
‫با من کاری نداشته باشی

407
00:22:57,607 --> 00:22:59,641
‫برای تو چه سودی داره؟

408
00:22:59,642 --> 00:23:02,077
‫اگه دنبال دارو نیستی پس دنبال چی هستی؟

409
00:23:02,078 --> 00:23:03,462
‫من به‌خاطر "سایلس" دارم
‫این‌کار رو می‌کنم ، خب؟

410
00:23:03,463 --> 00:23:04,946
‫تا این نقطه از تاریخ اون فقط یه افسانه بوده

411
00:23:04,947 --> 00:23:06,715
‫خب ، می‌خوای ازش یه پایان‌نامه بنویس

412
00:23:06,716 --> 00:23:09,117
‫ترجیح میدی اونی باشی که درباره
‫کشتی نوح می‌نویسه

413
00:23:09,118 --> 00:23:11,386
‫یا اونی باشی که سوار بر کشتی نوح
‫تو رودخونه "هادسن" پیش میره؟

414
00:23:11,387 --> 00:23:12,588
‫من باورم نمیشه

415
00:23:12,589 --> 00:23:13,672
‫لازم نیست که چیزی رو باور کنی

416
00:23:13,673 --> 00:23:14,756
‫تو فقط باید اعتقاد داشته باشی

417
00:23:14,757 --> 00:23:16,258
‫که من می‌تونم برادرت رو درمان کنم

418
00:23:16,259 --> 00:23:17,342
‫وقتی که خالکوبیش کامل بشه

419
00:23:17,343 --> 00:23:19,477
‫اون دارو رو بهت میدم

420
00:23:24,966 --> 00:23:26,401
‫چجوری از اونجا اومدی بیرون؟

421
00:23:26,402 --> 00:23:27,969
‫تونستم بیام بیرون چون دیگه حتی
‫اون دورگه‌های احمقت هم

422
00:23:27,970 --> 00:23:29,137
‫فهمیدن که

423
00:23:29,138 --> 00:23:30,689
‫نقشه فداکارانت چقدر احمقانه است

424
00:23:30,690 --> 00:23:32,307
‫من نمی‌خوام دوباره باهات جروبحث کنم کرولاین

425
00:23:32,308 --> 00:23:34,309
‫ما حتماً یه دعوای حسابی خواهیم داشت

426
00:23:34,310 --> 00:23:35,327
‫وقتی که کلاوس

427
00:23:35,328 --> 00:23:37,329
‫بره تو جسم یکی دیگه

428
00:23:37,330 --> 00:23:39,031
‫قبلاً هم در موردش بحث کردیم
‫من نیاز به جسم کس دیگه‌ای ندارم

429
00:23:39,559 --> 00:23:40,693
‫آره؟ خب ولی من نیاز دارم

430
00:23:40,694 --> 00:23:43,280
‫چی؟ کی؟

431
00:23:44,286 --> 00:23:46,484
‫خواهر کلاوس...ربکا

432
00:23:46,485 --> 00:23:48,075
‫اون یه خنجر تو قلبشه

433
00:23:48,076 --> 00:23:50,027
‫استفن اونو توی یه تابوت مخفی کرده

434
00:23:50,028 --> 00:23:53,762
‫کلاوس رو می‌فرستیم تو جسم اون
‫و دفنشون می‌کنیم

435
00:23:53,763 --> 00:23:55,829
‫اینجوری با یه سنگ ۲تا اصیل رو زدیم

436
00:23:56,243 --> 00:23:58,379
‫دیگه واسه عوض کردن نقشه خیلی دیر شده

437
00:24:01,520 --> 00:24:02,554
‫به بانی زنگ بزن

438
00:24:02,555 --> 00:24:03,555
‫مطمئن شو که این‌کار جواب میده

439
00:24:03,556 --> 00:24:04,723
‫تایلر

440
00:24:04,724 --> 00:24:07,976
‫"این واقعا نقشه خوبیه "هِیلی

441
00:24:07,977 --> 00:24:09,228
‫تو نابغه‌ای . من عاشقتم

442
00:24:11,100 --> 00:24:14,500
‫<font color="#۰۰ff۰۰">" ما یه مشکلی داریم "</font>

443
00:24:10,513 --> 00:24:15,534
‫منم عاشقتم حتی اون وقتایی که ازت متنفرم

444
00:24:15,535 --> 00:24:16,851
‫باید برم مامانمو پیدا کنم

445
00:24:16,852 --> 00:24:18,903
‫بزار بدونه شاید بشه که من
‫واقعا فارق‌التحصیل بشم

446
00:24:20,700 --> 00:24:23,400
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" نقشه داره از هم می‌پاشه "</font>

447
00:24:26,400 --> 00:24:28,700
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" درستش کن "</font>

448
00:24:34,803 --> 00:24:36,370
‫چطور پیش میره؟

449
00:24:36,867 --> 00:24:38,367
‫فکر کنم داریم پیشرفت می‌کنیم

450
00:24:41,377 --> 00:24:42,427
‫کرولاین ، سلام

451
00:24:42,428 --> 00:24:43,929
‫بانی ، ازت می‌خوام زود فکر کنی

452
00:24:43,930 --> 00:24:45,380
‫میدونم که اون خنجرها روی کلاوس تاثیری نداره

453
00:24:45,381 --> 00:24:47,899
‫ولی اگه ما اونو بفرستیم تو بدن ربکا چی؟

454
00:24:47,900 --> 00:24:49,401
‫جواب میده دیگه ؟ آره؟
‫بگو که جواب میده

455
00:24:49,402 --> 00:24:52,173
‫آروم باش . آروم باش
‫بهم بگو چی شده؟

456
00:24:52,174 --> 00:24:53,976
‫فعلا بیخیال اینا بانی
‫این روش موثره یا نه؟

457
00:24:56,469 --> 00:24:58,470
‫آره . من که دلیلی برای جواب ندادنش نمی‌بینم

458
00:24:58,471 --> 00:25:00,395
‫بانی بِنِت ، عاشقتم

459
00:25:00,396 --> 00:25:01,974
‫به کمکم احتیاج ندارین؟

460
00:25:01,975 --> 00:25:04,449
‫می‌تونم الینا رو با جرمی تنها بزارم

461
00:25:04,450 --> 00:25:06,684
‫الینا هم اونجاست؟

462
00:25:07,189 --> 00:25:08,587
‫آره . با دیمن اومد

463
00:25:08,588 --> 00:25:11,089
‫کمتر از معمول ترسناک به نظر میومد

464
00:25:11,090 --> 00:25:13,487
‫میدونی چیه؟ الان حوصله این قضایا رو ندارم

465
00:25:18,263 --> 00:25:19,314
‫بانی گفت که جواب میده

466
00:25:19,315 --> 00:25:21,035
‫شنیدم . تبریک میگم

467
00:25:21,036 --> 00:25:22,536
‫ممنون

468
00:25:26,271 --> 00:25:27,872
‫خواهش می‌کنم

469
00:25:32,433 --> 00:25:33,968
‫جر" و من"

470
00:25:33,969 --> 00:25:35,335
‫باید این وسایل رو ببریم خونمون

471
00:25:35,336 --> 00:25:36,837
‫بد نیست از تعطیلاتمون لذت ببریم

472
00:25:36,838 --> 00:25:39,306
‫نگاش کن . چه زود خوش‌بین شدی

473
00:25:39,307 --> 00:25:41,842
‫فکر می‌کنم "شِین" تو این ماجرا طرف ماست

474
00:25:41,843 --> 00:25:43,343
‫من بهش اعتماد دارم

475
00:25:45,563 --> 00:25:47,438
‫ولی معلومه که تو نداری

476
00:25:47,439 --> 00:25:51,952
‫شاید واسه این باشه که فکر می‌کنم اون بود که
‫دوازده نفر رو تو مزرعه "یانگ" منفجر کرد

477
00:25:51,953 --> 00:25:53,070
‫چی؟

478
00:25:53,071 --> 00:25:54,872
‫"یه یادآوری کوچیک فقط "پروفسور

479
00:25:54,873 --> 00:25:57,024
‫قبل از اینکه بخوای قدم اولت
‫رو برداری صداش رو می‌شنوم

480
00:25:57,025 --> 00:26:00,460
‫خب ، می‌بینم که انگار دوباره برگشتیم سرخط

481
00:26:01,762 --> 00:26:03,196
‫اون داره چی میگه؟

482
00:26:03,197 --> 00:26:05,198
‫دیمن فهمیده که من با کشیش یانگ

483
00:26:05,199 --> 00:26:08,702
‫قبل از اون انفجار تو مزرعه در ارتباط بودم

484
00:26:08,703 --> 00:26:10,537
‫کشیش یانگ خیلی افسرده بود

485
00:26:10,538 --> 00:26:13,807
‫زنش رو به‌خاطر سرطان از دست داده بود

486
00:26:13,808 --> 00:26:18,595
‫و ازم توی یه سری کارهای ماوراطبیعی کمک می‌خواستش

487
00:26:21,265 --> 00:26:23,250
‫سعی کردم بهش کمک کنم ولی کار از کار گذشته بود

488
00:26:23,251 --> 00:26:26,319
‫هیچ‌وقت انتظار اینو نداشتم که اون جون ۱۱تا
‫آدم بی‌گناه رو هم با خودش بگیره

489
00:26:28,239 --> 00:26:29,739
‫الینا

490
00:26:31,575 --> 00:26:34,525
‫طوری نیست

491
00:26:34,526 --> 00:26:36,110
‫فکر کنم مشکلمون حل شد

492
00:26:36,111 --> 00:26:38,616
‫الینا ، تکون نخور . باشه؟

493
00:26:38,617 --> 00:26:40,283
‫هر اتفاقی هم افتاد مهم نیست

494
00:26:45,037 --> 00:26:48,758
‫جرمی ، راه فرعی رو یادت باشه

495
00:26:49,166 --> 00:26:50,677
‫مسیر درست رو انتخاب کن

496
00:27:47,600 --> 00:27:51,900
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" درستش کردم . تو ۱۲تا رو داری "</font>

497
00:28:03,534 --> 00:28:05,868
‫زیاد از من خوشش نمیاد

498
00:28:07,037 --> 00:28:08,589
‫تمام روز رو کجا بودی؟

499
00:28:08,590 --> 00:28:10,329
‫همین اطراف

500
00:28:10,330 --> 00:28:12,492
‫من زیاد از کارای یواشکی خوشم نمیاد استفن

501
00:28:12,493 --> 00:28:14,327
‫تو خیلی مشکوک میزنی
‫و کرولاین هم خیلی مهربونه

502
00:28:14,328 --> 00:28:16,347
‫که فهمیدم برای گول زدن من بوده

503
00:28:16,348 --> 00:28:19,666
‫حالا چیزی هست که لازم باشه بهم بگی

504
00:28:19,667 --> 00:28:22,435
‫یا باید مجبورت کنم؟

505
00:28:24,555 --> 00:28:27,941
‫من گاوصندوقت رو باز کردم
‫تا دنبال شمشیر بگردم

506
00:28:27,942 --> 00:28:29,515
‫چرا؟

507
00:28:29,516 --> 00:28:31,016
‫چون بهت اعتماد ندارم

508
00:28:32,179 --> 00:28:33,814
‫من شمشیر رو بهت نشون دادم

509
00:28:33,815 --> 00:28:35,182
‫درباره ارزشش بهت توضیح دادم

510
00:28:35,183 --> 00:28:37,067
‫کل این مدت رو طرف تو بودم

511
00:28:37,068 --> 00:28:38,235
‫تو ازم چی می‌خوای؟

512
00:28:38,236 --> 00:28:40,495
‫یه اتحاد برادری محرمانه؟

513
00:28:42,623 --> 00:28:44,857
‫من اون نامه‌ها رو پیدا کردم

514
00:28:46,377 --> 00:28:49,129
‫تو این چند قرن چندتا نامه داشتی

515
00:28:49,130 --> 00:28:51,915
‫خب ، نگه داشتن نامه‌های قربانیام
‫خیلی فرق داره

516
00:28:51,916 --> 00:28:55,219
‫با نوشتن اسم اونها روی دیوار؟

517
00:28:55,220 --> 00:29:00,089
‫مثله همون کاری که تو می‌کردی درنده

518
00:29:16,740 --> 00:29:20,110
‫تنهایی استفن

519
00:29:20,111 --> 00:29:24,364
‫واسه همینه که من و تو یاد قربانیامون می‌کنیم

520
00:29:24,365 --> 00:29:26,200
‫لحظاتی قبل از اینکه بکشیمشون

521
00:29:26,201 --> 00:29:29,953
‫وقتی که جون و زندگی اونا تو دستامونه

522
00:29:29,954 --> 00:29:32,956
‫و بعدش اونا رو می‌کشیم

523
00:29:32,957 --> 00:29:35,926
‫و هیچی برامون باقی نمی‌مونه

524
00:29:35,927 --> 00:29:37,410
‫جمع کردن نامه‌هاشون

525
00:29:37,411 --> 00:29:38,629
‫یا نوشتن اسمشون روی دیوار

526
00:29:38,630 --> 00:29:41,098
‫یه‌جور یادآوری هست

527
00:29:41,099 --> 00:29:43,600
‫که آخرش تا ابد

528
00:29:43,601 --> 00:29:46,769
‫تنها می‌مونیم

529
00:29:55,479 --> 00:29:57,264
‫ببخشید

530
00:29:57,265 --> 00:30:00,199
‫سلام ، حالت خوبه؟

531
00:30:05,904 --> 00:30:08,833
‫خدای من...کرولاین

532
00:30:12,244 --> 00:30:16,782
‫یکی کمک کنه . کمک

533
00:30:17,968 --> 00:30:18,969
‫خدای من

534
00:30:18,970 --> 00:30:20,786
‫تو "هِیلی" رو ندیدی؟

535
00:30:24,673 --> 00:30:26,424
‫نبض نداشتی

536
00:30:26,425 --> 00:30:28,128
‫مرده بودی

537
00:30:28,129 --> 00:30:29,513
‫استفن ، منم

538
00:30:29,514 --> 00:30:31,849
‫اون گرگینه کوچولوی احمق عقلشو از دست داده

539
00:30:31,850 --> 00:30:33,183
‫برو به سرداب لاک‌وود و مطئن شو که

540
00:30:33,184 --> 00:30:34,467
‫بدن ربکا هنوز اونجا هستش

541
00:30:34,468 --> 00:30:35,652
‫من تایلر رو پیدا می‌کنم

542
00:30:35,653 --> 00:30:37,354
‫هِیلی" داره گند میزنه به همه چیز"

543
00:30:44,161 --> 00:30:46,413
‫هر چی که دیدی و شنیدی رو فراموش کن

544
00:30:46,414 --> 00:30:47,647
‫تو دختر شایسته میستیک‌فالز هستی

545
00:30:47,648 --> 00:30:51,084
‫و وظیفه‌هایی هم داری که باید انجامشون بدی

546
00:30:51,085 --> 00:30:53,169
‫خیلی خب

547
00:31:03,547 --> 00:31:04,681
‫اینجایی

548
00:31:04,682 --> 00:31:06,049
‫استفن همه جا رو دنبالت گشته

549
00:31:06,050 --> 00:31:07,634
‫آدرین" داره کلاوس رو می‌کشونه به طرف سرداب"

550
00:31:07,635 --> 00:31:09,052
‫"چجوریه تنها وقتی که "اپریل

551
00:31:09,053 --> 00:31:10,670
‫مثله یه سگ کوچولو دنباله تو نیستش

552
00:31:10,671 --> 00:31:13,941
‫همون وقتیه که من گردنم شکسته و مُردم؟

553
00:31:13,942 --> 00:31:15,556
‫اپریل" تو رو دید؟"

554
00:31:15,557 --> 00:31:17,433
‫آره . طوری نیست
‫مجبورش کردم فراموشش کنه

555
00:31:17,434 --> 00:31:20,603
‫اون با خودش گل شاه‌پسندی رو
‫که جرمی بهش داده بود داره

556
00:31:20,604 --> 00:31:22,698
‫نمیشه به ذهنش نفوذ کرد

557
00:31:24,701 --> 00:31:29,080
‫مامان ، من نمی‌بینمت

558
00:31:29,490 --> 00:31:33,860
‫اوضاع تغییر کرده
‫اما همه چی درست میشه

559
00:31:33,861 --> 00:31:35,362
‫من بعدا میام دنبالت

560
00:31:35,363 --> 00:31:36,997
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

561
00:31:36,998 --> 00:31:39,216
‫قرار بود جادوگر رو ببری به سرداب

562
00:31:39,217 --> 00:31:41,749
‫جادوگری در کار نیستش تایلر

563
00:31:41,750 --> 00:31:43,336
‫چی؟

564
00:31:43,337 --> 00:31:45,002
‫الکی گفته بودم

565
00:31:45,973 --> 00:31:47,224
‫جادوگره کدوم گوریه؟

566
00:31:47,225 --> 00:31:48,759
‫آدرین" هر لحظه ممکنه برسه"

567
00:31:50,929 --> 00:31:51,929
‫"کیم"

568
00:31:53,047 --> 00:31:54,720
‫نه

569
00:31:54,721 --> 00:31:56,600
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم که
‫علیه کلاوس بشی

570
00:31:56,601 --> 00:31:59,642
‫من برای قربانی کردن بهش احتیاج داشتم

571
00:31:59,643 --> 00:32:01,143
‫چی؟

572
00:32:05,725 --> 00:32:06,860
‫نمیدونم چجوری برات توضیح بدم

573
00:32:06,861 --> 00:32:08,245
‫ولی من با یکی یه معامله‌ای کردم

574
00:32:08,246 --> 00:32:10,279
‫کسی که کمکم کنه خانواده‌ام رو پیدا کنم

575
00:32:10,280 --> 00:32:12,398
‫داری چی میگی؟
‫چه جور معامله‌ای؟

576
00:32:12,906 --> 00:32:16,002
‫۱۲تا قربانی لازم داشت

577
00:32:18,703 --> 00:32:20,256
‫۱۲تا چی؟

578
00:32:22,009 --> 00:32:25,126
‫متأسفم

579
00:32:25,127 --> 00:32:28,264
‫هِیلی" ، تو چی‌کار کردی؟"

580
00:32:28,713 --> 00:32:32,686
‫اگه همین الان فرار کنی شاید بتونی زنده بمونی

581
00:33:06,710 --> 00:33:08,337
‫تایلر لاک‌وود کجاست؟

582
00:33:09,713 --> 00:33:12,058
‫باید جوابم رو درست بدی عشقم

583
00:33:14,144 --> 00:33:15,686
‫اون کجاست؟

584
00:33:18,930 --> 00:33:20,466
‫نمیدونم

585
00:33:21,318 --> 00:33:23,152
‫جوابت غلط بود

586
00:33:44,114 --> 00:33:45,583
‫اینو نگاه کن

587
00:33:45,584 --> 00:33:48,395
‫جنا وقتی که با "لوگان" بود
‫ازش استفاده می‌کرد

588
00:34:12,976 --> 00:34:16,298
‫این همه...داستان داری جای باحالشو از دست میدی

589
00:34:20,317 --> 00:34:23,805
‫الینا ، ما نمی‌تونیم . من نمی‌تونم

590
00:34:28,092 --> 00:34:31,344
‫دیمن ، نمی‌تونی همینجور مدام بهم بگی
‫که این حس واقعی نیست

591
00:34:33,264 --> 00:34:37,184
‫من میدونم که چه احساسی دارم
‫تو هم همین احساسو داری

592
00:34:37,185 --> 00:34:38,820
‫پس دیگه باهاش نجنگ

593
00:34:46,677 --> 00:34:49,230
‫خیلی خوبه که تو رو اینطوری می‌بینم

594
00:34:49,231 --> 00:34:52,084
‫با برادرت به حالت عادی برگشتین

595
00:34:53,701 --> 00:34:55,685
‫من همینو برات می‌خوام

596
00:34:58,789 --> 00:35:00,825
‫کریسمس همیشه تعطیلیه
‫مورد علاقه من و استفن بود

597
00:35:00,826 --> 00:35:06,630
‫از موقعی که بچه بودیم تا الان
‫دیگه هیچ‌وقت جشن نگرفتیم

598
00:35:06,631 --> 00:35:08,465
‫یه‌جورایی دلتنگش شدم

599
00:35:08,466 --> 00:35:10,784
‫داری به این فکر می‌کنی که
‫استفن چقدر ناراحت میشه

600
00:35:10,785 --> 00:35:13,537
‫وقتی که بفهمه من و تو باهم هستیم؟

601
00:35:13,538 --> 00:35:14,839
‫من کل روز رو داشتم بهش دروغ می‌گفتم

602
00:35:14,840 --> 00:35:16,507
‫نه . تو فقط داشتی به من و جرمی کمک می‌کردی

603
00:35:16,508 --> 00:35:17,808
‫مهم نیست که من داشتم چی‌کار می‌کردم

604
00:35:17,809 --> 00:35:19,778
‫این مهمه که من اینجا و الان با تو هستم

605
00:35:20,312 --> 00:35:22,429
‫قرار بودش که من پیمان نوکری رو بشکونم الینا

606
00:35:22,430 --> 00:35:24,106
‫قرار بود بفرستمت بری

607
00:35:24,107 --> 00:35:25,883
‫قرار بودش که کار درست رو در مورد تو انجام بدم

608
00:35:25,884 --> 00:35:28,268
‫و کار درست رو برای برادرم انجام بدم

609
00:35:30,053 --> 00:35:32,249
‫که واسه همین می‌خوام این‌کار رو الان انجام بدم

610
00:35:35,359 --> 00:35:37,077
‫تو میری خونه

611
00:35:37,078 --> 00:35:38,228
‫چی ؟ نه دیمن

612
00:35:38,229 --> 00:35:39,613
‫من اینجا پیش جرمی می‌مونم

613
00:35:39,614 --> 00:35:40,698
‫بهش کمک می‌کنم تا خالکوبیش رو کامل کنه

614
00:35:40,699 --> 00:35:42,209
‫بهش یاد میدم که چجوری شکار کنه

615
00:35:42,210 --> 00:35:45,235
‫ازش محافظت می‌کنم و خون‌آشام‌ها رو باهم می‌کشیم

616
00:35:45,236 --> 00:35:46,628
‫بدون تو

617
00:35:46,629 --> 00:35:49,373
‫دیمن ، خواهش می‌کنم

618
00:35:49,374 --> 00:35:51,268
‫من دارم آزادت می‌کنم الینا

619
00:35:53,302 --> 00:35:55,061
‫این چیزیه که می‌خوام

620
00:35:57,131 --> 00:35:59,632
‫این چیزیه که منو خوشحال می‌کنه

621
00:36:05,606 --> 00:36:09,026
‫من نمی‌تونم "اپریل" رو پیدا کنم
‫نمی‌تونم تایلر رو پیدا کنم

622
00:36:09,027 --> 00:36:11,361
‫این یه فاجعه است

623
00:36:14,431 --> 00:36:15,900
‫این قیافه تو موقع همچین وضع‌هایی هست؟

624
00:36:15,901 --> 00:36:18,628
‫چون نگرانیت خیلی کمتر از مال من نشون میده

625
00:36:20,287 --> 00:36:22,105
‫فکر می‌کردم خوشحال‌تر باشم

626
00:36:22,106 --> 00:36:26,543
‫موقعی که دارن دخل کلاوس رو میارن

627
00:36:26,544 --> 00:36:29,646
‫اما به دلایلی دست خودم نیست که این حسو دارم
‫یه‌جورایی مثله...

628
00:36:30,948 --> 00:36:33,550
‫احساس گناه

629
00:36:33,551 --> 00:36:35,451
‫آره ، هم تو و هم من . هردوتامون

630
00:36:36,654 --> 00:36:37,972
‫داشتم کل روز سعی می‌کردم به یادم بیارم

631
00:36:37,973 --> 00:36:40,357
‫چه بدبختی‌ها وحشتناکی سرمون آورده

632
00:36:40,358 --> 00:36:41,625
‫نگاه کن ، همینه

633
00:36:41,626 --> 00:36:44,929
‫ما همه‌مون کارای وحشتناکی انجام دادیم

634
00:36:44,930 --> 00:36:46,013
‫و منم اینجا نشستم و دارم سعی می‌کنم بفهمم

635
00:36:46,014 --> 00:36:51,276
‫چه چیزی باعث میشه که ما بهتر از اون باشیم؟

636
00:36:51,277 --> 00:36:53,914
‫و فکر کنم فقط ما یه خانواده‌ای داریم
‫که می‌تونیم بهشون اعتماد کنیم

637
00:36:56,240 --> 00:36:57,857
‫آره

638
00:37:00,310 --> 00:37:02,646
‫درست میگی استفن

639
00:37:02,647 --> 00:37:05,832
‫اعتماد همه چیزه

640
00:37:08,369 --> 00:37:11,355
‫از دیمن خبر نداری؟

641
00:37:11,356 --> 00:37:14,725
‫چرا ، هنوز تو خونه کنار دریاچه با جرمی هستش

642
00:37:14,726 --> 00:37:20,263
‫بهت نگفته بود که الینا کجا بود؟

643
00:37:23,384 --> 00:37:26,571
‫صبر کن ، چرا داری اینو ازم می‌پرسی؟

644
00:37:31,392 --> 00:37:33,912
‫اونا الان باهم هستن . مگه نه؟

645
00:37:41,685 --> 00:37:44,087
‫کنار هم چطوری هستن؟

646
00:37:49,443 --> 00:37:53,296
‫کرولاین ، بهم بگو

647
00:37:56,133 --> 00:37:58,301
‫با همدیگه چطوری هستن؟

648
00:38:14,402 --> 00:38:15,902
‫مرسی

649
00:38:42,463 --> 00:38:43,964
‫آماده بودم در این مورد باهات دعوا کنم

650
00:38:43,965 --> 00:38:47,101
‫اما یه دفعه‌ای همه اعضای بدنم

651
00:38:47,102 --> 00:38:48,919
‫دارن بهم میگن که من باید سوار ماشین بشم

652
00:38:48,920 --> 00:38:50,420
‫و تو رو ترک کنم

653
00:38:53,640 --> 00:38:55,660
‫پس این‌کار رو بکن

654
00:40:33,824 --> 00:40:38,670
‫تایلر...عزیزم ، قرار بود بیای دنبالم

655
00:40:38,671 --> 00:40:41,197
‫فکر کنم نصف مهونی فقط داشتم مشروب می‌خوردم

656
00:40:46,053 --> 00:40:47,954
‫عصر بخیر کارول

657
00:40:50,340 --> 00:40:52,926
‫اگه دنبال تایلر می‌گردی

658
00:40:52,927 --> 00:40:56,546
‫منم دوست دارم چند کلمه‌ای باهاش حرف بزنم

659
00:40:56,547 --> 00:40:58,982
‫کلاوس ، خواهش می‌کنم

660
00:40:58,983 --> 00:41:01,985
‫بهش صدمه نزن

661
00:41:01,986 --> 00:41:04,387
‫اون پسر منه

662
00:41:04,388 --> 00:41:06,614
‫اون تنها چیزیه که دارم

663
00:41:06,615 --> 00:41:09,085
‫و تو هم همه چیزی هستی که اون داره

664
00:41:11,228 --> 00:41:14,841
‫تقارن قشنگیه . نه؟

665
00:41:50,400 --> 00:41:51,400
‫ترجمه و زیرنویس : امیر ناصر و امیر حسین

666
00:41:52,400 --> 00:41:53,400
‫ارائه‌ای از تیم ترجمه سایت
‫::www.۹movie.co::..

