1
00:00:02,038 --> 00:00:03,447
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,448 --> 00:00:05,113
‫- من الینا هستم
‫- من استفن هستم

3
00:00:05,114 --> 00:00:09,137
‫عشق منو به "میستیک‌فالز" کشوند
‫عشق هم منو فراری داد

4
00:00:09,138 --> 00:00:12,807
‫"من از اینکه عاشق تو هستم ناراحت نیستم "دیمن

5
00:00:12,808 --> 00:00:14,976
‫ما همه از خود گذشتگی‌هایی کردیم

6
00:00:18,114 --> 00:00:19,531
‫من طلسمی اجرا کردم که تو رو برگردوند

7
00:00:19,532 --> 00:00:21,199
‫تو می‌تونی روح‌ها رو ببینی
‫ما می‌تونیم باهم حرف بزنیم

8
00:00:21,200 --> 00:00:22,616
‫نه . تو نمی‌تونی مُرده باشی

9
00:00:27,823 --> 00:00:30,041
‫"زندگی انسانی خوبی داشته باشی "کاترین

10
00:00:30,042 --> 00:00:31,993
‫امّا بزرگترین عامل تهدید برای ما هنوز اون بیرونه

11
00:00:31,994 --> 00:00:34,378
‫- "سایلس"
‫- سلام خود سایه‌وار من

12
00:00:36,632 --> 00:00:41,151
‫و اون درست شکل منه

13
00:00:45,857 --> 00:00:48,126
‫"سلام "بانی

14
00:00:48,127 --> 00:00:49,761
‫چطوری میشه که تابستون تقریباً داره تموم میشه

15
00:00:49,762 --> 00:00:52,781
‫و با اینحال من حس می‌کنم که
‫هنوز به هیچ کاری نرسیدم ؟

16
00:00:56,852 --> 00:00:58,186
‫انگار سفر کردن با مامانت

17
00:00:58,187 --> 00:00:59,821
‫خیلی داره بهت خوش می‌گذره

18
00:00:59,822 --> 00:01:01,489
‫من هنوز نمیدونم که این بساط کالج رفتن رو

19
00:01:01,490 --> 00:01:02,874
‫بدون تو چطوری باید انجام بدم ؟

20
00:01:04,910 --> 00:01:06,628
‫و "کرولاین" هم با من موافقه

21
00:01:06,629 --> 00:01:08,580
‫اون کلّ تابستون رو صرف انتخاب رنگ مناسب

22
00:01:08,581 --> 00:01:10,198
‫ برای اتاق خوابگاهمون کرده در حالیکه "تایلر" رفته

23
00:01:10,199 --> 00:01:11,915
‫تا به یه گلّه گرگ توی "تِنِسی" کمک کنه

24
00:01:12,208 --> 00:01:15,086
‫نگران نباش تایلر
‫من قبلاً مدارک تو رو فرستادم

25
00:01:15,087 --> 00:01:17,005
‫تنها کاری که تو باید بکنی اینه که

26
00:01:17,006 --> 00:01:19,808
‫توی کلاسا ثبت‌نام کنی و تشریفتو بیاری

27
00:01:23,012 --> 00:01:26,765
‫مت" و "ربکا" مشغول فرستادن کارت پستال هستن"

28
00:01:26,766 --> 00:01:30,551
‫ من فکر کنم اونا الان توی
‫"آمستردام" باشن یا شایدم "پراگ"

29
00:01:30,552 --> 00:01:33,988
‫من زیاد خبری ازشون ندارم و اگه راستشو بخوای

30
00:01:33,989 --> 00:01:35,906
‫زیاد مطمئن نیستم که دلمم بخواد ازشون باخبر باشم

31
00:01:39,994 --> 00:01:41,829
‫به سلامتی

32
00:01:47,786 --> 00:01:50,338
‫به‌هرحال برای دیدنت لحظه‌شماری می‌کنم

33
00:01:50,339 --> 00:01:53,874
‫کی برمی‌گردی ؟ با عشق...الینا

34
00:01:54,843 --> 00:01:56,410
‫الینای عزیزم

35
00:01:56,411 --> 00:01:59,013
‫وایسا ، با عزیزم شروع نکن

36
00:01:59,014 --> 00:02:01,749
‫اینکه مُردی به اندازه کافی بد هست
‫حالا می‌خوای عقده‌ای‌بازی هم دربیاری ؟

37
00:02:01,750 --> 00:02:04,469
‫"فقط دارم میگم که مردم دیگه نمیگن "عزیزم

38
00:02:04,470 --> 00:02:09,607
‫باشه . این چطوره ؟
‫سلام الینا ، چه خبرا ؟

39
00:02:09,608 --> 00:02:10,791
‫مرسی

40
00:02:12,010 --> 00:02:15,029
‫سلام الینا ، چه خبرا ؟

41
00:02:15,030 --> 00:02:18,783
‫شماها هیچ ایده‌ای ندارید که چقدر دلم براتون تنگ شده

42
00:02:18,784 --> 00:02:20,368
‫من از طریق ایمیل با "جرمی" در تماس بودم

43
00:02:20,369 --> 00:02:24,739
‫اون میگه که خیلی غیرواقعیه که زنده شده

44
00:02:24,740 --> 00:02:27,659
‫سلام ، ببخشید
‫من فکر کردم که تو رفتی

45
00:02:27,660 --> 00:02:30,995
‫رفته بودم . ۵ ساعت پیش

46
00:02:30,996 --> 00:02:33,213
‫خب ، اونجا توی یخچال پیتزا...

47
00:02:36,417 --> 00:02:38,953
‫اگر اینکه کاترین تنها داروی
‫توی این دنیا رو قورت داده

48
00:02:38,954 --> 00:02:41,255
‫و مجبوره مثل یه آدم زندگی کنه عدالت نیست

49
00:02:44,310 --> 00:02:45,759
‫پس من نمیدونم چی عدالته

50
00:02:50,315 --> 00:02:54,969
‫دلم برای شماها تنگ شده
‫خیلی خوشحالم که تابستون خوبی رو می‌گذرونین

51
00:02:54,970 --> 00:02:57,404
‫پی‌نوشت : خبری از استفن دارین ؟

52
00:03:04,412 --> 00:03:06,364
‫خوبی ؟

53
00:03:06,365 --> 00:03:08,917
‫آره . فقط یهو یه حسّ عجیبی اومد سراغم

54
00:03:08,918 --> 00:03:11,452
‫انگار قراره یه اتّفاق بدی بیفته

55
00:03:11,453 --> 00:03:14,655
‫خب ، داره میفته
‫تو فردا داری میری

56
00:03:14,656 --> 00:03:17,325
‫تو داری همه‌ی این چیزا رو با حمومای عمومی

57
00:03:17,326 --> 00:03:18,659
‫و برنامه‌ی غذایی طاق میزنی

58
00:03:18,660 --> 00:03:21,162
‫نمی‌تونی مثل یه دوست‌پسر عادی رفتار کنی

59
00:03:21,163 --> 00:03:23,264
‫و وقتی دارم سعی می‌کنم یه تجربه‌ی
‫عادی کالج رفتن داشته باشم

60
00:03:23,265 --> 00:03:25,266
‫منو حمایت کنی ؟

61
00:03:25,267 --> 00:03:26,718
‫من ترجیح میدم با شامپاین سیرت کنم

62
00:03:26,719 --> 00:03:29,337
‫و کلّ شبو صرف متقاعد کردنت کنم که نری

63
00:04:14,500 --> 00:04:15,500
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

64
00:04:16,500 --> 00:04:17,500
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : نوشـــین و ســـعــیــده</font>

65
00:04:18,500 --> 00:04:21,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۵
‫قسمت ۱ : میدونم این تابستان چی‌کار کردی</font>

66
00:04:21,789 --> 00:04:23,557
‫توی خونه مشکلاتی بود

67
00:04:23,558 --> 00:04:25,577
‫از زمانی که من پدر و مادر و خاله ـم رو از دست دادم

68
00:04:25,578 --> 00:04:27,278
‫کارای احمقانه‌ای کردم

69
00:04:27,279 --> 00:04:31,399
‫مواد مشروب خوری
‫من دنبال جلب‌توجّه بودم

70
00:04:31,400 --> 00:04:36,237
‫پس خونه رو به آتیش کشیدم
‫و الکی وانمود کردم که مُردم

71
00:04:36,238 --> 00:04:38,206
‫روی مواد زیاد تأکید کن

72
00:04:38,207 --> 00:04:40,291
‫و من قطعاً میگم که آتیش‌سوزی یه تصادف بوده

73
00:04:40,292 --> 00:04:43,744
‫چون این احمقانه‌ست و...

74
00:04:43,745 --> 00:04:46,080
‫خب ، کار منه

75
00:04:46,081 --> 00:04:47,548
‫یا اینکه من می‌تونم نرم

76
00:04:47,549 --> 00:04:48,716
‫با توجه به اینکه مدرسه قبلاً

77
00:04:48,717 --> 00:04:50,018
‫مراسم ختم واسه من گرفته

78
00:04:50,019 --> 00:04:51,519
‫کرولاین رسید

79
00:04:51,520 --> 00:04:53,805
‫من نمی‌تونم برم . من باید بمونم

80
00:04:53,806 --> 00:04:54,806
‫و حدّاقل تا وقتی که جرمی

81
00:04:54,807 --> 00:04:56,391
‫توی مدرسه جاگیر بشه صبر کنم

82
00:04:56,392 --> 00:04:58,426
‫تو میری . تو میری به کالج

83
00:04:58,427 --> 00:05:00,261
‫تو میری که نوشیدنی‌های ارزون بخوری و سر چیزایی اعتراض می‌کنی

84
00:05:00,262 --> 00:05:01,695
‫که بهشون ذرّه‌ای اهمیت نمیدی

85
00:05:01,697 --> 00:05:04,949
‫و من هم از داداش کوچولوت مراقبت می‌کن

86
00:05:04,950 --> 00:05:08,535
‫به من اعتماد کن
‫هیچ جای نگرانی نیست

87
00:05:10,104 --> 00:05:11,572
‫خب ، باشه . حداقل

88
00:05:11,573 --> 00:05:13,206
‫ویتمور" از اینجا فقط چند ساعت فاصله داره"

89
00:05:13,415 --> 00:05:15,710
‫پس اگر به هر چیزی نیاز داشتی
‫جر" فقط کافیه تماس بگیری"

90
00:05:15,711 --> 00:05:18,745
‫هی ، توی روز رختشویی می‌بینمت

91
00:05:27,388 --> 00:05:29,841
‫خب ، تو فکر می‌کنی این قضیه‌ی رابطه از راه دور

92
00:05:29,842 --> 00:05:31,509
‫چجوری باشه ؟

93
00:05:31,510 --> 00:05:33,011
‫خب ، من که به شخصه برنامه دارم از
‫لحظه‌ای که پاتو از در بیرون گذاشتی

94
00:05:33,012 --> 00:05:34,627
‫دیگه بهت فکر نکنم

95
00:05:46,824 --> 00:05:48,409
‫عاشقتم

96
00:05:48,410 --> 00:05:49,743
‫من هم عاشقتم

97
00:05:53,814 --> 00:05:55,165
‫خیلی خب

98
00:05:57,151 --> 00:05:58,152
‫دیگه برو

99
00:06:15,303 --> 00:06:18,106
‫آره ، نه . ما این‌کار رو نمی‌کنیم

100
00:06:18,107 --> 00:06:19,473
‫برو مدرسه

101
00:06:27,398 --> 00:06:29,200
‫تو درباره‌ی استفن رؤیابافی می‌کنی ؟

102
00:06:29,201 --> 00:06:31,651
‫اونا رؤیا نیستن
‫بیشتر شبیه حسّن

103
00:06:31,652 --> 00:06:32,954
‫شاید بهتر باشه بهش زنگ بزنم

104
00:06:32,955 --> 00:06:35,156
‫که بشنوه تو چقدر با دیمن خوشبختی ؟

105
00:06:35,157 --> 00:06:36,657
‫معلومه که نه

106
00:06:36,658 --> 00:06:38,292
‫هر موقع آمادگیشو داشت خودش بهت زنگ میزنه

107
00:06:38,293 --> 00:06:39,911
‫خب ، یعنی باید با همین

108
00:06:39,912 --> 00:06:41,746
‫سوراخ غرغروی توی معده ـم سر کنم ؟

109
00:06:41,747 --> 00:06:44,799
‫ببین الینا ، اون سوراخه اسمش احساس گناهه

110
00:06:44,800 --> 00:06:47,635
‫تو به‌خاطر شکستن دل استفن احساس افتضاحی داری

111
00:06:47,636 --> 00:06:50,004
‫و اون احساس غرغرو هم مغزته که

112
00:06:50,005 --> 00:06:51,756
‫بیدار شده تا بهت بگه که

113
00:06:51,757 --> 00:06:55,009
‫تو اشتباه وحشتناک و با اینحال غیرقابل‌بازگشتی کردی

114
00:06:55,010 --> 00:06:57,211
‫تلاش خوبی بود . گذشته از اون

115
00:06:57,212 --> 00:06:58,930
‫منو استفن یه‌جور خوبی تموم کردیم

116
00:06:58,931 --> 00:07:00,515
‫این به این معنا نیست که اون فکر نکرده به اینکه

117
00:07:00,516 --> 00:07:03,017
‫تو کلّ تابستون داشتی با برادرش می‌خوابیدی

118
00:07:03,018 --> 00:07:05,718
‫گوش‌های مامانا تیزه
‫هنوزم می‌تونم بشنوم

119
00:07:10,725 --> 00:07:14,061
‫ما توی کالجیم کرولاین

120
00:07:14,062 --> 00:07:18,282
‫ما واقعاً تونستیم . ما اینجاییم

121
00:07:18,283 --> 00:07:20,033
‫ما همه اینجا باهم هستیم

122
00:07:30,545 --> 00:07:32,713
‫تو دستگاه تُست نون آوردی ؟

123
00:07:32,714 --> 00:07:34,515
‫وسایل کوچیک بغل یخچال

124
00:07:34,516 --> 00:07:36,850
‫خب ، این دیگه آخریشه

125
00:07:38,302 --> 00:07:40,138
‫خیلی خب ، یه بغل خداحافظی بده

126
00:07:40,139 --> 00:07:41,189
‫قبل از اینکه نظرم عوض بشه

127
00:07:41,190 --> 00:07:43,474
‫و با خودم برگردونمت خونه

128
00:07:43,475 --> 00:07:47,061
‫تو می‌تونی هر چقدر که
‫دلت خواست زنگ بزنی ، میدونستی ؟

129
00:07:47,062 --> 00:07:49,279
‫مامان ، من هیچیم نمیشه

130
00:07:51,599 --> 00:07:52,766
‫بیا اینجا

131
00:07:55,486 --> 00:07:56,770
‫اینجا همونجاییه که پدرت

132
00:07:56,771 --> 00:07:58,104
‫عاشق پزشکی شد . میدونستی ؟

133
00:07:59,540 --> 00:08:02,075
‫اگر تو رو اینجا می‌دید خیلی بهت افتخار می‌کرد

134
00:08:03,611 --> 00:08:05,045
‫ممنون

135
00:08:09,783 --> 00:08:12,620
‫برو دیگه . قبل از اینکه نظرم عوض بشه و

136
00:08:12,621 --> 00:08:13,887
‫اینجا نگهت دارم

137
00:08:13,889 --> 00:08:16,223
‫دارم میرم . دارم میرم . دوست دارم

138
00:08:17,558 --> 00:08:18,825
‫خداحافظ دخترا

139
00:08:22,481 --> 00:08:25,099
‫خب هم‌اتاقی ، فکر کنم باید
‫به سلامتی یه چیزی بنوشیم

140
00:08:25,100 --> 00:08:27,468
‫بیشتر از این نمی‌تونم موافق باشم

141
00:08:27,469 --> 00:08:29,152
‫هم‌اتاقی

142
00:08:32,073 --> 00:08:35,409
‫به سلامتی خودمون و کالج
‫و خون‌آشامای مسئول بودن

143
00:08:35,410 --> 00:08:37,411
‫به سلامتی فصل جدید زندگیمون

144
00:08:43,151 --> 00:08:44,785
‫سلام

145
00:08:44,786 --> 00:08:46,170
‫تو کی هستی ؟

146
00:08:46,171 --> 00:08:48,455
‫من "مگان" هستم...هم‌اتاقیتون

147
00:08:52,293 --> 00:08:54,378
‫کرولاین گفته : گورتو گم کن "ویتمور" بانی

148
00:08:54,379 --> 00:08:55,629
‫ما بهت نیاز داریم

149
00:08:57,048 --> 00:08:59,517
‫بهش بگو من توی "گِرَند کنیون" هستم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(تنگه‌ای در آریزونای آمریکا)</font>

150
00:08:59,518 --> 00:09:00,968
‫حواست هست که فقط داری
‫یه چیز اجتناب‌ناپذیر رو

151
00:09:00,969 --> 00:09:02,520
‫به تعویق میندازی ، نه ؟

152
00:09:02,521 --> 00:09:04,055
‫وقتی پدرت بفهمه که تو کلّ تابستون مُرده بودی

153
00:09:04,056 --> 00:09:05,473
‫چه اتّفاقی میفته ؟

154
00:09:05,474 --> 00:09:07,525
‫من چندتا کارت پستال براش فرستادم ؟

155
00:09:07,526 --> 00:09:09,527
‫اون چندبار زنگ زده ؟

156
00:09:09,528 --> 00:09:12,012
‫من هر کاری تونستم کردم
‫اون به وضوح دلش برای من تنگ نشده

157
00:09:12,013 --> 00:09:13,147
‫پس الینا چی ؟

158
00:09:13,148 --> 00:09:14,866
‫من همین الان توی کالج دیدمش

159
00:09:14,867 --> 00:09:17,118
‫اون به طرز فجیعی خوشحال بود

160
00:09:17,119 --> 00:09:19,185
‫این خوشی رو ازش نمی‌گیرم

161
00:09:23,357 --> 00:09:26,127
‫"ما خوش‌شانسیم "جر

162
00:09:26,128 --> 00:09:27,378
‫چند نفر دیدی بمیرن و هنوز

163
00:09:27,379 --> 00:09:29,028
‫بتونن با بهترین دوستشون حرف بزنن ؟

164
00:09:30,715 --> 00:09:33,800
‫چندتا بهترین دوست دیدی
‫که تنونن همدیگه رو حس کنن ؟

165
00:09:38,256 --> 00:09:40,892
‫من باید برم
‫خل و چلی که تظاهر به مُردن خودش کرده

166
00:09:40,893 --> 00:09:42,375
‫نمی‌تونه سر کلاس ریاضی هم دیر بره

167
00:09:51,653 --> 00:09:54,155
‫وایسا ، یه دقیقه
‫این اتّفاق چطوری افتاد ؟

168
00:09:54,156 --> 00:09:56,941
‫احتمالاً توی دفتر خوابگاها یه اشتباهی شده

169
00:09:56,942 --> 00:10:00,361
‫مورد اضطراری . قضیه در مورد یه هم‌اتاقی
‫به شدّت ناخواسته‌ی بیزار کننده‌ست

170
00:10:00,362 --> 00:10:02,496
‫این دقیقاً همون چیزیه که کرولاین هم گفت

171
00:10:02,497 --> 00:10:05,065
‫درسته . خب پس کافیه نفوذ ذهنی کنین
‫که گورشو گم کنه

172
00:10:05,066 --> 00:10:07,168
‫دیمن ، اگر ما بخوایم هر چیزی
‫که توی میستیک‌فالز اتّفاق افتاده

173
00:10:07,169 --> 00:10:08,202
‫رو توی کالج هم پیاده کنیم

174
00:10:08,203 --> 00:10:09,570
‫پس کالج رفتن چه فایده‌ای داره ؟

175
00:10:09,571 --> 00:10:12,540
‫نگاش کن . داره چه تلاشی
‫واسه کالج رفتن به سبک کهن می‌کنه

176
00:10:12,541 --> 00:10:14,175
‫جرمی راحت رفت مدرسه ؟

177
00:10:14,176 --> 00:10:15,543
‫آره ، حموم کرد . گل و گلاب شد

178
00:10:15,544 --> 00:10:18,346
‫حتّی اون مزخرفات شخصیتش که مثل دور نون تُست
‫اضافی بودن رو برید و رفت

179
00:10:18,347 --> 00:10:20,181
‫پس تو میگی که

180
00:10:20,182 --> 00:10:22,350
‫اینجا بودن من
‫و اونجا بودن تو

181
00:10:22,351 --> 00:10:24,351
‫واقعاً می‌تونه جواب بده ؟

182
00:10:28,306 --> 00:10:33,727
‫دقیقاً . ببین ، من باید برم

183
00:10:35,813 --> 00:10:39,550
‫تابستون طولانی بود دیمن

184
00:10:39,551 --> 00:10:40,900
‫کاترین

185
00:11:02,016 --> 00:11:05,486
‫رستوران‌های ۵ ستاره‌ی پاریس کجا و
‫پر کردن لیوانای درپیتی توی پارک کجا

186
00:11:07,021 --> 00:11:08,188
‫غم‌انگیزه

187
00:11:13,495 --> 00:11:15,079
‫فکر کردم گفته بودیم کار به همونجا ختم بشه

188
00:11:15,080 --> 00:11:16,613
‫کی گفته چیزی ادامه داره ؟

189
00:11:18,583 --> 00:11:20,168
‫تو که داشتی شهر رو ترک می‌کردی

190
00:11:20,169 --> 00:11:21,452
‫فکر کردم که بهت یه فرصت دیگه بدم

191
00:11:21,453 --> 00:11:22,703
‫که با من بیای

192
00:11:24,172 --> 00:11:26,174
‫من باید کار کنم
‫من حالا برگشتم به دنیای واقعی

193
00:11:26,175 --> 00:11:27,458
‫به چک حقوقم نیاز دارم

194
00:11:27,459 --> 00:11:29,260
‫عالیه . شاید بتونی اون گوشواره هایی رو که

195
00:11:29,261 --> 00:11:31,129
‫اون موش خیابونی "نادیا" دزدید جایگزین کنی

196
00:11:31,130 --> 00:11:32,847
‫اون گوشواره‌ها تو رو به زندگی برنمیگردونه

197
00:11:32,848 --> 00:11:35,433
‫امّا من چطوری باید به جرمی توضیح بدم
‫که اون حلقه‌ی "گیلبرت" رو دزدیده ؟

198
00:11:35,434 --> 00:11:36,751
‫بهش بگو یه سکس سه نفره داشتی

199
00:11:36,752 --> 00:11:38,553
‫اون خودش درک می‌کنه

200
00:11:38,554 --> 00:11:41,439
‫زنگ نزن . نامه ننویس

201
00:11:41,440 --> 00:11:45,309
‫و هر کاری که می‌کنی بکن
‫امّا جرأت داری دلتنگم شو

202
00:12:04,495 --> 00:12:06,497
‫هی ، ببین کی برگشته

203
00:12:06,498 --> 00:12:09,133
‫ببین کی داره احساساتشو با خوردن سرکوب می‌کنه

204
00:12:09,134 --> 00:12:11,669
‫"آره . من تازه دخترا رو بردم "ویتمور

205
00:12:11,670 --> 00:12:13,838
‫بیا تو هم به من ملحق شو وقتی دارم

206
00:12:13,839 --> 00:12:15,005
‫شمشیرمو توی غذاهای حاضری فرود میارم

207
00:12:20,762 --> 00:12:21,896
‫چی‌کار داری می‌کنی ؟

208
00:12:21,897 --> 00:12:24,731
‫دارم خودمو نشون میدم که استفن نیستم

209
00:12:24,733 --> 00:12:27,635
‫به وضوح . نترس

210
00:12:27,636 --> 00:12:28,969
‫تکون نخور

211
00:12:31,856 --> 00:12:33,408
‫چه خبره ؟

212
00:12:33,409 --> 00:12:35,158
‫ما در واقع قبلاً باهم آشنا شدیم

213
00:12:35,160 --> 00:12:36,911
‫وقتی شکل دخترت ظاهر شده بودم

214
00:12:36,912 --> 00:12:38,830
‫که بزنم جمجمه‌ـتو خورد کنم

215
00:12:38,831 --> 00:12:40,531
‫این چیزی رو به‌خاطرت نمیاره ؟

216
00:12:40,532 --> 00:12:41,749
‫"سایلس"

217
00:12:41,750 --> 00:12:43,117
‫فی الواقع

218
00:12:43,118 --> 00:12:44,786
‫من یه موجود فناناپذیر ۲۰۰۰ ساله ـم

219
00:12:44,787 --> 00:12:46,254
‫که کرولاین و دوستاش فکر کردن

220
00:12:46,255 --> 00:12:47,872
‫از شرّ من خلاص شدن

221
00:12:47,873 --> 00:12:50,124
‫الان تو شکل استفن واسه من ظاهر شدی ؟

222
00:12:50,125 --> 00:12:51,542
‫خب ، هم آره و هم نه

223
00:12:51,543 --> 00:12:52,710
‫این شکل حقیقی منه

224
00:12:52,711 --> 00:12:54,294
‫استفن همزاد منه

225
00:12:57,015 --> 00:12:59,217
‫تو گیج شدی . میدونم

226
00:12:59,218 --> 00:13:01,102
‫چون می‌تونم فکرتو بخونم

227
00:13:01,103 --> 00:13:02,437
‫قابل درکه . منظورم اینه که

228
00:13:02,438 --> 00:13:04,222
‫خب ، من این اواخر یه‌کم مرموز بودم

229
00:13:04,223 --> 00:13:05,890
‫چاقو جریانش چیه ؟

230
00:13:05,891 --> 00:13:07,692
‫بیشتر خون‌آشاما یه راست میرن سراغ گردن

231
00:13:07,693 --> 00:13:10,812
‫خواهشاً "لیز" . من اول به وجود اومدم

232
00:13:10,813 --> 00:13:12,196
‫خون‌آشاما چیزی به جز

233
00:13:12,197 --> 00:13:14,565
‫یه نسخه‌ی حال به‌هم‌زن از من نیستن

234
00:13:14,566 --> 00:13:16,200
‫من غیرقابل‌کشتن هستم . من فناناپذیرم

235
00:13:16,201 --> 00:13:17,518
‫و من روانیم و برای عملکردم

236
00:13:17,519 --> 00:13:18,953
‫به خون انسان نیاز دارم

237
00:13:18,954 --> 00:13:22,456
‫امّا دیگه هیچ‌وقت به من نگو خون‌آشام

238
00:13:28,079 --> 00:13:29,246
‫نوش

239
00:13:38,006 --> 00:13:40,341
‫متأسّفانه "لیز" ، می‌تونم ببینم که تو

240
00:13:40,342 --> 00:13:41,592
‫نمی‌تونی توی پیدا کردن چیزی که دنبالشم

241
00:13:41,593 --> 00:13:44,178
‫کمکی بهم بکنی

242
00:13:44,179 --> 00:13:46,146
‫"پس تنها چیزی که نیازه یادت بمونه "لیز...

243
00:13:47,265 --> 00:13:51,318
‫اینه که استفن یه سر اومد که سلامی عرض کنه

244
00:13:56,824 --> 00:13:58,726
‫به دوستات زنگ بزن استفن

245
00:13:58,727 --> 00:14:00,193
‫بذار بدونن حالت خوبه

246
00:14:02,830 --> 00:14:04,114
‫همین کار رو می‌کنم کلاتنر

247
00:14:07,669 --> 00:14:09,620
‫"پس دوست‌پسر فعلی تو "دیمین

248
00:14:09,621 --> 00:14:11,422
‫- دیمن
‫- برادر دوست‌پسر سابقته

249
00:14:11,423 --> 00:14:13,257
‫- استفن
‫- و تو و استفن دوست هستین

250
00:14:13,258 --> 00:14:15,376
‫امّا ۳ ماه پیش اون بدون خداحافظی رفته ؟

251
00:14:15,377 --> 00:14:16,711
‫تو فکر می‌کنی که باید بهش زنگ بزنم ؟

252
00:14:16,712 --> 00:14:18,846
‫- به هیچ وجه
‫- معلومه که نه

253
00:14:18,847 --> 00:14:20,298
‫تو دوست‌پسر داری کرولاین ؟

254
00:14:20,299 --> 00:14:22,133
‫دارم . اسمش تایلر ـه

255
00:14:22,134 --> 00:14:23,601
‫اون روز اسباب‌کشی رو از دست داد

256
00:14:23,602 --> 00:14:25,520
‫امّا واسه روز اول کلاسا خودشو میرسونه

257
00:14:25,521 --> 00:14:28,389
‫با فرض اینکه ثبت‌نام کنه . اتاقشم انتخاب کنه
‫و  کتاباشم بخره

258
00:14:28,390 --> 00:14:30,692
‫حالا که صحبت از این شد که
‫توی کارای هم فضولی نکنیم

259
00:14:30,693 --> 00:14:32,894
‫بیاید در مورد قوانین پایه‌ی
‫هم‌اتاقی بودن صحبت کنیم

260
00:14:32,895 --> 00:14:35,063
‫- حریم شخصی خیلی برای من مهمّه
‫- منم به همچنین

261
00:14:35,064 --> 00:14:36,647
‫من قند خونم پایینه

262
00:14:36,648 --> 00:14:39,200
‫رژیم غذایی من کاملاً طبق نیازهای خودمه
‫پس به خوراکی‌های من نوک نزنید

263
00:14:39,201 --> 00:14:40,318
‫ما کابینت‌ها رو جدا می‌کنیم

264
00:14:40,319 --> 00:14:42,286
‫و اگر من یهو بلند شدم رفتم

265
00:14:42,287 --> 00:14:43,821
‫یا یه مدّت غیبم زد

266
00:14:43,822 --> 00:14:46,491
‫تعقیبم نکن . دنبالم هم نگرد

267
00:14:46,492 --> 00:14:49,043
‫باشه . خوب به نظر میاد

268
00:14:49,044 --> 00:14:51,496
‫عالیه . پس سر همه چیز توافق داریم

269
00:14:51,497 --> 00:14:53,214
‫ببخشید خانما

270
00:14:53,215 --> 00:14:54,781
‫امشب توی خونه‌ی "ویتمور" مهمونیه

271
00:14:59,003 --> 00:15:00,337
‫میایم

272
00:15:01,789 --> 00:15:02,956
‫امیدوارم

273
00:15:09,397 --> 00:15:12,934
‫من عاشق کالجم

274
00:15:22,026 --> 00:15:23,744
‫ببین کی از مرگ برگشته

275
00:15:29,951 --> 00:15:32,285
‫گوشی قشنگیه . هیچ‌وقت زنگم می‌خوره ؟

276
00:15:56,227 --> 00:15:58,396
‫باید خیلی زود جلومو بگیری

277
00:15:58,397 --> 00:16:02,066
‫الان ظرفیتم به طرز مسخره‌ای پایینه

278
00:16:02,067 --> 00:16:05,153
‫این خیلی باشکوهه

279
00:16:05,154 --> 00:16:06,704
‫تو بدبختی

280
00:16:06,705 --> 00:16:09,991
‫خواهشاً . من "کاترین پیرس" ـم

281
00:16:09,992 --> 00:16:12,376
‫- من یه بازمانده ـم
‫- تو یه دروغگویی

282
00:16:12,377 --> 00:16:14,662
‫موهات به‌هم ریخته‌ست
‫ناخونات کنده شده

283
00:16:14,663 --> 00:16:15,963
‫تو یه انسان فلک‌زده و غمگینی

284
00:16:15,964 --> 00:16:18,583
‫و از من می‌خوای که تبدیلت کنم . پس بیا

285
00:16:18,584 --> 00:16:20,334
‫شروع کن . بخورش

286
00:16:20,335 --> 00:16:21,635
‫من می‌کشمت . بعدش هم نامه‌رسون رو گاز می‌گیری

287
00:16:21,637 --> 00:16:23,421
‫و دوباره میشی یه خون‌آشام

288
00:16:23,422 --> 00:16:24,705
‫شروع کن دیگه ، بدو

289
00:16:24,706 --> 00:16:25,922
‫نمی‌تونم . خب ؟

290
00:16:26,974 --> 00:16:29,010
‫هیچ‌کس قبلاً دارو رو مصرف نکرده

291
00:16:29,011 --> 00:16:31,045
‫اگر من بمیرم احتمال زیادی وجود داره که

292
00:16:31,046 --> 00:16:32,346
‫دیگه هیچ‌وقت بلند نشم

293
00:16:32,347 --> 00:16:34,014
‫و در اونصورت خیلی غم‌انگیزه

294
00:16:35,933 --> 00:16:37,985
‫و در عمق اون

295
00:16:37,986 --> 00:16:40,822
‫قلب مامانی الینا-دوست

296
00:16:40,823 --> 00:16:42,023
‫یه قسمتی از وجود تو هست که

297
00:16:42,024 --> 00:16:43,607
‫دلش نمی‌خواد من بمیرم

298
00:16:45,026 --> 00:16:47,161
‫کاترین ، الان داری چه غلطی می‌کنی ؟

299
00:16:52,334 --> 00:16:54,368
‫منزل سالواتور

300
00:16:54,369 --> 00:16:56,337
‫"سلام آقای مدیر "وِبِر

301
00:16:56,338 --> 00:16:57,504
‫الینا هستم

302
00:16:59,507 --> 00:17:00,957
‫خدایا

303
00:17:02,576 --> 00:17:03,877
‫ما پیداش می‌کنیم

304
00:17:06,598 --> 00:17:08,182
‫انگار جرمی رو انداختن بیرون

305
00:17:08,183 --> 00:17:09,767
‫الینا که با این مشکلی نداره . نه ؟

306
00:17:09,768 --> 00:17:11,418
‫وقتی برگردم اینجا باید رفته باشی

307
00:17:11,419 --> 00:17:13,437
‫وایسا دیمن . یه نفر دنبال منه

308
00:17:13,438 --> 00:17:15,606
‫پس فرار کن . برو به دورترین جای ممکن

309
00:17:15,607 --> 00:17:17,058
‫دیمن ، تو درک نمی‌کنی

310
00:17:17,059 --> 00:17:18,809
‫من همه جا دشمن دارم

311
00:17:18,810 --> 00:17:20,778
‫وقتی خبر بپیچه که من انسان شدم چی میشه ؟

312
00:17:20,779 --> 00:17:22,613
‫من نمی‌تونم از خودم محافظت کنم

313
00:17:22,614 --> 00:17:24,932
‫من ضعیف و کندم

314
00:17:24,933 --> 00:17:27,034
‫اصلاً میدونی روی پاشنه‌ی پا فرار کردن چجوریه ؟

315
00:17:27,035 --> 00:17:29,787
‫پاهام تاول زده دیمن

316
00:17:29,788 --> 00:17:34,324
‫خواهش می‌کنم فقط کمکم کن

317
00:18:03,521 --> 00:18:05,288
‫کاشکی می‌تونستم بگم اوضاع بهتر میشه

318
00:18:06,941 --> 00:18:08,576
‫جوابم نه ـه دیمن

319
00:18:08,577 --> 00:18:10,277
‫چرا ؟

320
00:18:10,493 --> 00:18:12,697
‫تو می‌تونی هی بمیری و دوباره به زندگی برگردی

321
00:18:12,698 --> 00:18:16,117
‫تو ۳ ماهه به جز رنج مطلق چیزی حس نکردی

322
00:18:16,118 --> 00:18:18,035
‫تو توی توهّمت با من مکالمه می‌کنی

323
00:18:18,036 --> 00:18:20,486
‫که یه کاری داشته باشی واسه انجام دادن

324
00:18:22,489 --> 00:18:25,926
‫فقط کافیه اون کلید انسانیت مزاحمو خاموش کنی

325
00:18:27,795 --> 00:18:29,330
‫این‌کار دردامو از بین نمی‌بره

326
00:18:29,331 --> 00:18:31,465
‫آره امّا استیصالتو از بین می‌بره

327
00:18:31,466 --> 00:18:33,551
‫ترستو ، ناامیدیت رو

328
00:18:33,552 --> 00:18:35,336
‫اون‌وقت که چی ؟ هان ؟

329
00:18:35,337 --> 00:18:37,054
‫بیا فرض کنیم که تو بالاخره می‌فهمی که من رفتم

330
00:18:37,055 --> 00:18:38,472
‫بیا فرض کنیم من از این وضع خلاص میشم

331
00:18:38,473 --> 00:18:40,557
‫وقتی دوباره قراره یه هیولا باشم اینا چه فایده‌ای داره ؟

332
00:18:42,276 --> 00:18:44,394
‫این کجاش از وضع الانم بهتره ؟

333
00:19:00,078 --> 00:19:01,545
‫دقّت کردی که آبمیوه‌گیری مگان

334
00:19:01,546 --> 00:19:04,131
‫چجوری تمام جای وسایل کوچیکو گرفته ؟

335
00:19:04,132 --> 00:19:07,718
‫اون یه کشوی کامل واسه لباسای کتون داره

336
00:19:07,719 --> 00:19:09,136
‫پس حریم شخصی چی شد ؟

337
00:19:09,137 --> 00:19:11,389
‫شاید اگه حمومش اینقدر طولانی نمی‌شد

338
00:19:11,390 --> 00:19:13,758
‫منم وقت نداشتم توی همه‌ی لوازمش سرک بکشم

339
00:19:13,759 --> 00:19:16,177
‫تو چجوری با این هم‌اتاقی سوم کنار اومدی ؟

340
00:19:16,178 --> 00:19:17,595
‫چون ماها داریم سعی می‌کنیم مسئول باشیم

341
00:19:17,596 --> 00:19:19,930
‫و مسئول بودن یعنی اینکه ما به دوست نیاز داریم

342
00:19:19,931 --> 00:19:21,649
‫ما به فضای شخصی هم نیاز داریم

343
00:19:21,650 --> 00:19:23,317
‫منظورم اینه که اگه یهو عطش بگیرم و

344
00:19:23,318 --> 00:19:24,935
‫دلم بخواد بخورمش چی ؟

345
00:19:24,936 --> 00:19:26,404
‫یا اگه کیسه‌های خونمون فاسد بشه چون

346
00:19:26,405 --> 00:19:29,323
‫نمی‌تونیم توی یخچال کوچولومون نگهش داریم ؟

347
00:19:29,324 --> 00:19:32,493
‫و آب پروتئینی دیگه چه کوفتیه ؟

348
00:19:32,494 --> 00:19:34,945
‫میدونی چیه ؟
‫شاید اگر من همه اینو بخورم

349
00:19:34,946 --> 00:19:36,063
‫اون دلش بخواد از اینجا بره

350
00:19:36,064 --> 00:19:37,231
‫کرولاین ، نه

351
00:19:42,703 --> 00:19:44,538
‫شاه‌پسند

352
00:19:44,539 --> 00:19:45,955
‫چه خبره ؟

353
00:19:52,070 --> 00:19:53,533
‫تو خوبی ؟

354
00:19:54,993 --> 00:19:56,910
‫آره ، اون...اون خوبه

355
00:19:56,912 --> 00:19:58,078
‫چی شد ؟

356
00:19:58,079 --> 00:20:00,581
‫آب پرید توی گلوم

357
00:20:00,582 --> 00:20:01,799
‫من خوبم واقعاً

358
00:20:01,800 --> 00:20:03,050
‫من نباید به وسایل تو دست میزدم

359
00:20:03,051 --> 00:20:04,251
‫من واقعاً متأسّفم

360
00:20:04,252 --> 00:20:06,253
‫اشکالی نداره . فقط یه‌جوری صدا اومد که

361
00:20:06,254 --> 00:20:08,589
‫انگار یکی داره اینجا می‌میره

362
00:20:08,590 --> 00:20:10,790
‫خب ، من خوشحالم که تو خوبی

363
00:20:17,565 --> 00:20:18,983
‫اون میدونه ما کی هستیم

364
00:20:18,984 --> 00:20:20,568
‫اون آب شاه‌پسند می‌خوره

365
00:20:20,569 --> 00:20:21,986
‫این به این معنی نیست که اون جریان ما رو میدونه

366
00:20:21,987 --> 00:20:24,471
‫شوخی می‌کنی ؟
‫ما با این دختر یه حموم مشترک داریم

367
00:20:24,472 --> 00:20:25,856
‫اگر اون شکارچی باشه

368
00:20:25,857 --> 00:20:27,491
‫و وقتی داریم حموم می‌کنیم
‫چوب فرو کنه تو قلبمون چی ؟

369
00:20:27,492 --> 00:20:29,643
‫یا وقتی خوابیم انگشتر روزمونو بدزده

370
00:20:29,644 --> 00:20:32,246
‫و وقتی آفتاب زد ما توی
‫شعله‌های آتیش بسوزیم چی ؟

371
00:20:32,247 --> 00:20:33,447
‫به نظرت اگه دختره شکارچی بود

372
00:20:33,448 --> 00:20:34,531
‫تا الان دخلمون رو نیاورده بود ؟

373
00:20:34,532 --> 00:20:36,083
‫به نظرم باید توی حموم حبسش کنیم

374
00:20:36,084 --> 00:20:38,002
‫میدونی ، واسه اینکه شاه‌پسند از بدنش خارج بشه

375
00:20:38,003 --> 00:20:39,837
‫بعدش به ذهنش نفوذ کنیم تا فراموش‌مون کنه

376
00:20:39,838 --> 00:20:42,706
‫کرولاین ، من پایه دزدینِ هم‌اتاقیم نیستم

377
00:20:42,707 --> 00:20:44,875
‫بهترین راه واسه اینکه بهش
‫ثابت کنیم آدم عادی هستیم

378
00:20:44,876 --> 00:20:46,126
‫اینه که مثلِ آدمای عادی رفتار کنیم

379
00:20:46,127 --> 00:20:50,163
‫تفریحاتِ معمول بین سال‌ اوّلی‌ها رو انجام بدیم

380
00:20:50,164 --> 00:20:51,498
‫مثلاً ؟

381
00:21:00,557 --> 00:21:02,308
‫سلام ، تو رو یادمه

382
00:21:03,477 --> 00:21:05,896
‫سلام پسر اعلامیه پخش‌کن

383
00:21:05,897 --> 00:21:08,449
‫البته اسمم "جسی"‌ـه ولی

384
00:21:08,450 --> 00:21:09,566
‫شما راحت باش "پسر اعلامیه پخش‌کن" صدام کن

385
00:21:09,567 --> 00:21:11,952
‫من الینا ـم . اینم کرولاین ـه

386
00:21:11,953 --> 00:21:13,287
‫خوشبختم

387
00:21:13,288 --> 00:21:14,514
‫سلام

388
00:21:19,209 --> 00:21:20,494
‫می‌میری با پسرا خوب برخورد کنی ؟

389
00:21:20,495 --> 00:21:21,795
‫من با تایلر رابطه دارم

390
00:21:21,796 --> 00:21:24,131
‫واقعاً ؟ آخه اون که اصلاً بهت زنگ نمیزنه

391
00:21:24,132 --> 00:21:26,033
‫از کوه‌های "آپالشیان" زنگ بزنه ؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(در شرق آمریکای شمالی)</font>

392
00:21:26,034 --> 00:21:27,501
‫حرفم اینه که نمی‌خوام الکی دلت رو خوش کنی و

393
00:21:27,502 --> 00:21:28,886
‫خیال کنی اون برمیگرده

394
00:21:28,887 --> 00:21:30,337
‫در حالیکه خودش چندان تمایلی از این بابت نشون نداده

395
00:21:30,338 --> 00:21:31,805
‫به دیمن جونت گفتی که

396
00:21:31,806 --> 00:21:33,256
‫خوابِ استفن رو می‌بینی ؟

397
00:21:34,675 --> 00:21:37,376
‫دیدی ؟ هر رابطه‌ای مشکلات خاص خودش رو داره

398
00:21:38,879 --> 00:21:40,230
‫قضیه چیه ؟

399
00:21:40,231 --> 00:21:41,598
‫حتماً یه نفر صاحبِ این خونه ـست

400
00:21:41,599 --> 00:21:43,100
‫باید به داخل دعوت بشیم

401
00:21:43,101 --> 00:21:45,384
‫مونده بودم شماها بالاخره میاید یا نه

402
00:21:46,487 --> 00:21:48,054
‫تشریف میارید داخل یا...

403
00:21:49,222 --> 00:21:50,606
‫تو برو

404
00:21:53,243 --> 00:21:55,245
‫واسه چی شماها همینطوری اونجا وایسادید ؟

405
00:21:55,246 --> 00:21:58,164
‫ما...کرولاین ؟

406
00:21:59,232 --> 00:22:00,700
‫منتظرِ یکی هستیم

407
00:22:02,619 --> 00:22:03,921
‫پس...

408
00:22:03,922 --> 00:22:06,873
‫که اینطور . خب ، من میرم بچرخم

409
00:22:09,927 --> 00:22:12,161
‫همونطور که گفتم اون خبر داره

410
00:22:13,597 --> 00:22:17,417
‫یعنی یه روز...فقط یه روز نتونستی گند بالا نیاری

411
00:22:17,418 --> 00:22:18,969
‫دیمن ، دست از سرم بردار

412
00:22:18,970 --> 00:22:21,471
‫شانس آوردی یکی از اون بدبخت‌ها
‫رو روانه‌ی آی.سی.یو نکردی

413
00:22:21,472 --> 00:22:23,357
‫حالا خوبه جنابعالی یه بار زدی منو کُشتی

414
00:22:23,358 --> 00:22:25,926
‫بله . توی خونه‌ی خودت که هیشکی نبود

415
00:22:25,927 --> 00:22:27,444
‫آدمای فضول دور و بر نبودن

416
00:22:27,445 --> 00:22:28,729
‫برخلاف جنابعالی که وسط راهرو

417
00:22:28,730 --> 00:22:30,481
‫یه دفعه شکارچی‌بازی درآوردی

418
00:22:30,482 --> 00:22:32,816
‫نابغه ، از مدرسه اخراج شدی

419
00:22:32,817 --> 00:22:34,702
‫یعنی دیگه مجبور نیستم برم مدرسه ؟

420
00:22:34,703 --> 00:22:36,937
‫من جناب مدیر "وِبِر" رو قانع کردم

421
00:22:36,938 --> 00:22:38,489
‫که با ارفاق ۳ روز موقت اخراجت کنه

422
00:22:38,490 --> 00:22:40,740
‫لازم نیست الینا راجب این موضوع چیزی بفهمه

423
00:22:42,042 --> 00:22:43,943
‫غذات رو بخور . بیرون می‌بینمت

424
00:22:48,365 --> 00:22:49,633
‫سلام دیمن

425
00:22:49,634 --> 00:22:53,754
‫استفن ، به خونه خوش اومدی

426
00:22:53,755 --> 00:22:54,921
‫مرسی

427
00:23:03,931 --> 00:23:05,899
‫سلام مگان ، الینا ـم

428
00:23:05,900 --> 00:23:07,818
‫زنگ زدم بگم ما داریم میریم

429
00:23:07,819 --> 00:23:10,988
‫هر وقت تونستی یه زنگی بهم بزن . خدافظ

430
00:23:10,989 --> 00:23:14,691
‫خیلی‌خب ، قرارمون این شد
‫وقتی اومد بیرون می‌دزدیمش

431
00:23:14,692 --> 00:23:16,693
‫یا اینکه میشه بهش بگیم

432
00:23:16,694 --> 00:23:17,995
‫تو حالت خوب نبود . واسه همین رفتیم

433
00:23:17,996 --> 00:23:20,330
‫الینا ، اون دید ما جلوی ورودی خونه گیر کردیم

434
00:23:20,331 --> 00:23:22,166
‫حتّی شاید دندون‌های خون‌آشامی‌مون
‫رو هم نشونش داده باشیم

435
00:23:22,167 --> 00:23:24,918
‫محاله بین این همه دانشجوی سال اوّلی ما رو

436
00:23:24,919 --> 00:23:26,537
‫تصادفاً با کسی هم‌اتاقی کرده باشن که

437
00:23:26,538 --> 00:23:28,922
‫راجبِ‌ خون‌آشام‌ها اطلاع داره

438
00:23:28,923 --> 00:23:30,424
‫شایدم اتفاقی نبوده

439
00:23:31,760 --> 00:23:33,677
‫سلام‌ مگان

440
00:23:33,678 --> 00:23:35,327
‫الینا ، باید به دادم برسی

441
00:23:36,930 --> 00:23:39,183
‫- اون دنبالم راه افتاده
‫- مگان کی دنبالت راه افتاده ؟

442
00:23:39,184 --> 00:23:42,770
‫کمکم کن . وای خدا

443
00:23:42,771 --> 00:23:46,273
‫ما نمی‌تونیم بیایم داخل
‫جلوی در خیلی شلوغ ـه

444
00:23:46,274 --> 00:23:48,192
‫اگه تو بیای بیرون...کجایی ؟

445
00:23:48,193 --> 00:23:49,359
‫الینا ، تو رو خدا کمکم کن

446
00:23:49,360 --> 00:23:50,844
‫مگان ، صدایِ منو می‌شنوی ؟

447
00:23:50,845 --> 00:23:53,947
‫بیا بیرون تا بتونیم کمکت کنیم

448
00:23:53,948 --> 00:23:55,114
‫وای خدای من

449
00:24:02,823 --> 00:24:04,356
‫کی این بلا رو سرش آورده ؟

450
00:24:08,145 --> 00:24:09,512
‫کارِ یه خون‌آشام بوده

451
00:24:12,386 --> 00:24:14,766
‫ببین ، می‌فهمم چرا کلِ تابستون

452
00:24:14,767 --> 00:24:16,100
‫به من زنگ نزدی

453
00:24:16,101 --> 00:24:17,468
‫منم اگه جات بودم زنگ نمیزدم

454
00:24:17,469 --> 00:24:19,229
‫الان اشاره به قضیه قاپیدن دوست‌دخترم داری ؟

455
00:24:20,855 --> 00:24:22,023
‫من فراموشش کردم

456
00:24:23,141 --> 00:24:24,358
‫نوش

457
00:24:30,315 --> 00:24:33,001
‫کاترین تویِ کاخ خاندان سالواتور زندگی می‌کنه

458
00:24:33,002 --> 00:24:34,151
‫تو از کجا میدونی ؟

459
00:24:34,153 --> 00:24:35,702
‫چون بنده می‌تونم ذهنت جنابعالی رو بخونم

460
00:24:38,906 --> 00:24:42,377
‫شوخی کردم بابا . کاترین اوّل به من زنگ زد

461
00:24:42,378 --> 00:24:45,546
‫یادت که نرفته ؟
‫همیشه من براش در اولویت هستم

462
00:24:45,547 --> 00:24:46,713
‫درسته

463
00:24:51,252 --> 00:24:53,086
‫سلام جرمی ، سرحال به نظر میای رفیق

464
00:24:55,723 --> 00:24:57,759
‫سلام استفن ، خوشحالم برگشتی

465
00:24:57,760 --> 00:25:00,895
‫آره ، آره

466
00:25:00,896 --> 00:25:03,865
‫خیلی‌خب ، توی خونه می‌بینمت

467
00:25:03,866 --> 00:25:05,015
‫عالیه

468
00:25:07,234 --> 00:25:08,986
‫یه جای کار می‌لنگه
‫وقتی بهم دست زد

469
00:25:08,987 --> 00:25:10,938
‫توی جای خالکوبیم احساس لرز کردم

470
00:25:10,939 --> 00:25:12,106
‫چی میگی واسه خودت ؟

471
00:25:12,107 --> 00:25:13,908
‫درست قبل از اینکه بمیرم
‫سایلس" منو با دستش گرفت"

472
00:25:13,909 --> 00:25:15,827
‫و من دقیقاً همین احساس رو داشتم

473
00:25:15,828 --> 00:25:17,912
‫سایلس" مُرده . بانی اون رو تبدیل به"

474
00:25:17,913 --> 00:25:19,414
‫یه تخته سنگ بزرگ کرد . یادت که نرفته ؟

475
00:25:19,415 --> 00:25:20,665
‫منم مُردم

476
00:25:20,666 --> 00:25:21,866
‫جرمی ، من جادویی اجرا کردم که

477
00:25:21,867 --> 00:25:23,317
‫سایلس" نابود بشه"

478
00:25:23,318 --> 00:25:24,869
‫حتماً وقتی من مُردم
‫جادو هم بی‌اثر شده

479
00:25:24,870 --> 00:25:26,371
‫حالا اون آزاده

480
00:25:26,372 --> 00:25:28,423
‫اون خودِ "سایلس" بود

481
00:25:28,424 --> 00:25:29,873
‫امکان نداره

482
00:25:32,993 --> 00:25:34,345
‫من یه شکارچی هستم

483
00:25:34,346 --> 00:25:36,130
‫تنها دلیلِ وجود ما شکارچی‌ها

484
00:25:36,131 --> 00:25:37,297
‫کُشتنِ "سایلس" ـه

485
00:25:38,266 --> 00:25:39,550
‫دیمن ، خوب میدونم چه احساسی دارم

486
00:25:39,551 --> 00:25:41,853
‫اون "سایلس" بود

487
00:25:41,854 --> 00:25:43,554
‫همین الان دیدم از بین یه مُشت آدم رد شد

488
00:25:43,555 --> 00:25:44,806
‫به نظر من که استفن بود

489
00:25:44,807 --> 00:25:45,890
‫محاله بتونه همزمان این همه آدم

490
00:25:45,891 --> 00:25:47,392
‫رو خر کنه

491
00:25:47,393 --> 00:25:50,678
‫درسته این بنده خدا روانی ـه ولی نه دیگه اینقدر

492
00:25:50,679 --> 00:25:52,112
‫چی می‌خواست ؟

493
00:26:04,492 --> 00:26:09,514
‫واسه چی توی وانِ حمومِ برادرِ منی ؟

494
00:26:09,515 --> 00:26:10,964
‫چرا خودت نیستی ؟

495
00:26:12,917 --> 00:26:16,704
‫باید بگم پیشنهادِ وسوسه کننده‌ای بود

496
00:26:16,705 --> 00:26:19,340
‫داری باهام لاس میزنی

497
00:26:19,341 --> 00:26:21,676
‫جیگرِ استفن بیخیال الینا شده رو

498
00:26:21,677 --> 00:26:25,763
‫کاترین ، انسان بودن بیشتر از اونی که

499
00:26:25,764 --> 00:26:29,049
‫فکر می‌کردم بهت میاد

500
00:26:29,050 --> 00:26:31,719
‫گمونم از دستت در رفت و از من تعریف کردی

501
00:26:31,720 --> 00:26:33,521
‫نه بابا ، از ته دل گفتم

502
00:26:33,522 --> 00:26:37,659
‫اینجا نشستی در حالیکه ضعیف و آسیب‌پذیری

503
00:26:38,693 --> 00:26:39,893
‫جواب داد

504
00:26:50,289 --> 00:26:51,456
‫وقتش رسیده یه سفر علمی بریم

505
00:27:08,924 --> 00:27:10,191
‫از اینجا ببرش

506
00:27:10,192 --> 00:27:11,558
‫بهم نگو کجا داری میری

507
00:27:13,811 --> 00:27:15,229
‫خدایا ، چقدر کُندی تو

508
00:27:15,230 --> 00:27:16,981
‫گمونم سرعت خون‌آشام‌ها نیاز به به‌روزسانی داره

509
00:27:16,982 --> 00:27:18,699
‫از سر راه من برو کنار و
‫کاترین رو بده به من

510
00:27:18,700 --> 00:27:20,433
‫به شرط اینکه بیخیال قیافه‌‌ی استفن بشی

511
00:27:22,937 --> 00:27:24,289
‫چیه ؟

512
00:27:28,794 --> 00:27:31,796
‫قضیه چیه ؟ هم‌اتاقی‌مون مُرده

513
00:27:31,797 --> 00:27:33,581
‫یه خون‌آشام توی مهمونی ـه

514
00:27:33,582 --> 00:27:35,049
‫ما نمیدونیم این دخترِ چیا میدونست

515
00:27:35,050 --> 00:27:36,166
‫یا به کی آمار داده

516
00:27:36,168 --> 00:27:37,551
‫باید از اینجا بزنیم به چاک

517
00:27:38,803 --> 00:27:42,173
‫کرولاین ، من براش پیغام صوتی گذاشتم

518
00:27:42,174 --> 00:27:44,225
‫جای نگرانی نیست
‫موبایلش رو برداشتم

519
00:27:44,226 --> 00:27:45,309
‫چی‌کار کردی ؟

520
00:27:45,310 --> 00:27:47,795
‫سلام دخترا ، بنده "دایان فریمن" هستم

521
00:27:47,796 --> 00:27:49,397
‫رئیس حراستِ دانشگاه

522
00:27:49,398 --> 00:27:51,098
‫حالتون خوبه ؟

523
00:27:51,099 --> 00:27:53,401
‫یعنی به گمونم آره ، خوبیم

524
00:27:53,402 --> 00:27:55,402
‫متوجه شدم مگان هم‌اتاقی شماها بود

525
00:27:55,404 --> 00:27:57,405
‫واقعاً‌ متأسفم توی این شرایط پیداش کردید

526
00:27:57,406 --> 00:27:58,606
‫پلیسا میدونن چه اتفاقی افتاده ؟

527
00:27:58,607 --> 00:28:00,157
‫ما یه یادداشت پیدا کردیم

528
00:28:00,158 --> 00:28:02,777
‫ظاهراً مگان با افسردگی شدید
‫دست و پنجه نرم می‌کرده

529
00:28:02,778 --> 00:28:04,996
‫صبر کنید ببینم ، یعنی چه که یه یادداشت پیدا کردید ؟

530
00:28:04,997 --> 00:28:07,481
‫هم‌اتاقی شما خودکشی کرده

531
00:28:07,482 --> 00:28:09,617
‫به نظرتون مگان خودکشی کرده ؟

532
00:28:09,618 --> 00:28:11,618
‫بله . به این نتیجه رسیدیم که خودکشی بوده

533
00:28:11,620 --> 00:28:13,921
‫امّا نتونستیم موبایلش رو پیدا کنیم

534
00:28:13,922 --> 00:28:15,990
‫احیاناً‌ شما ندیدینش ؟

535
00:28:15,991 --> 00:28:17,041
‫خیر

536
00:28:17,042 --> 00:28:19,510
‫باشه . اگه پیداش کردید ما رو در جریان بذارید ؟

537
00:28:23,631 --> 00:28:26,217
‫چه خبر شده ؟

538
00:28:26,218 --> 00:28:28,936
‫اگه یا بار دیگه لغت "همزاد"‌به گوشم بخوره

539
00:28:28,937 --> 00:28:31,772
‫به نظرم جدی جدی باید برم
‫طرز نوشتنش رو یاد بگیرم

540
00:28:31,773 --> 00:28:33,357
‫میگی حرفای منو باور نداری

541
00:28:33,358 --> 00:28:34,892
‫ولی با اینحال محتمل بودن

542
00:28:34,893 --> 00:28:36,110
‫این موضوع به ذهنت خطور کرده

543
00:28:36,111 --> 00:28:38,229
‫اولاً که دست از خوندنِ فکر من بردار

544
00:28:38,230 --> 00:28:39,980
‫دوماً فکر کنم اگه داداش کوچیکم

545
00:28:39,982 --> 00:28:41,181
‫یه دوقلویِ خبیث داشت من می‌فهمیدم

546
00:28:41,182 --> 00:28:42,900
‫ما دوقلو نیستیم

547
00:28:42,901 --> 00:28:44,852
‫ببین ، وقتی من کاملاً جاودان و فناناپذیر شدم

548
00:28:44,853 --> 00:28:46,070
‫طبیعت با ایجاد نسخه‌ای از من

549
00:28:46,071 --> 00:28:47,989
‫که قابل مُردن بود

550
00:28:47,990 --> 00:28:49,540
‫انتقام گرفت

551
00:28:49,541 --> 00:28:51,042
‫بهش "خود سایه‌وار" میگن

552
00:28:51,043 --> 00:28:53,244
‫خب ، هر چی که هستی نقشه‌‌ت نگرفت

553
00:28:53,245 --> 00:28:55,795
‫چون دارو از بین رفته
‫حالا چی از جون کاترین می‌خوای ؟

554
00:28:57,748 --> 00:28:59,584
‫دوست دارم بهت بگم امّا

555
00:28:59,585 --> 00:29:00,635
‫اگه یهو غافلگیر بشی

556
00:29:00,636 --> 00:29:01,844
‫بیشتر بهت حال نمیده ؟

557
00:29:02,753 --> 00:29:03,971
‫دستت به کاترین نمیرسه

558
00:29:03,972 --> 00:29:06,057
‫دیمن ، چقدر برادرت رو می‌شناسی ؟

559
00:29:06,058 --> 00:29:07,475
‫به نظرت اون برای ۳ ماه

560
00:29:07,476 --> 00:29:09,677
‫اونم بدون اینکه یه زنگ بزنه از شهر میرفت

561
00:29:09,678 --> 00:29:11,228
‫تا جنابعالی بتونی با عشقِ زندگیش

562
00:29:11,229 --> 00:29:13,064
‫تا ابد خوش و خرّم زندگی کنی ؟

563
00:29:13,065 --> 00:29:14,765
‫یا اینکه خودت رو گول زدی و

564
00:29:14,766 --> 00:29:16,567
‫خیال کردی همه چیز اینقدر ساده حل میشه ؟

565
00:29:20,588 --> 00:29:22,939
‫- استفن کجاست ؟
‫- داره عذاب می‌کِشه

566
00:29:22,940 --> 00:29:24,358
‫درست مثلِ من که غذاب کشیدم

567
00:29:24,359 --> 00:29:27,945
‫پس زنگ بزن به شکارچی ـه
‫بگو کاترین رو برگردونه

568
00:29:27,946 --> 00:29:30,697
‫تا منم بهت بگم داداش کوچولوت کجا تشریف داره

569
00:29:39,173 --> 00:29:40,340
‫کجا داریم میریم ؟

570
00:29:44,962 --> 00:29:46,347
‫کَری ؟

571
00:29:46,348 --> 00:29:49,132
‫بهت گفتم کجا داریم میریم ؟

572
00:29:51,686 --> 00:29:52,720
‫سلام

573
00:29:52,721 --> 00:29:53,938
‫چقدر دور شدید ؟

574
00:29:53,939 --> 00:29:55,389
‫خودت گفتی بهت نگم

575
00:29:55,390 --> 00:29:57,256
‫حالا تصمیم گرفتی بچه حرف‌گوش‌کن بشی ؟

576
00:29:58,476 --> 00:30:00,444
‫همین الان جاده‌ی "میلر" رو رد کردیم

577
00:30:00,445 --> 00:30:04,064
‫خوبه . دور بزن
‫کاترین رو برگردون

578
00:30:04,065 --> 00:30:05,865
‫چی ؟ نه

579
00:30:17,161 --> 00:30:18,746
‫چی‌کار داری می‌کنی ؟
‫جرمی ، نگه دار

580
00:30:18,747 --> 00:30:20,297
‫جرمی ، نمیشه منو برگردونی اونجا

581
00:30:20,298 --> 00:30:21,499
‫دیمن عمراً‌ منو دو دستی تقدیم "سایلس" می‌کرد

582
00:30:21,500 --> 00:30:22,950
‫تابلوئه "سایلس" رفته تو ذهنش

583
00:30:22,951 --> 00:30:24,283
‫کاترین ، خفه‌خون بگیر

584
00:30:30,341 --> 00:30:31,624
‫چه غلطی می‌کنی ؟

585
00:30:46,618 --> 00:30:49,118
‫فکرت آشوبه

586
00:30:50,454 --> 00:30:53,791
‫مثه این قرقره نخ‌هایی که
‫باز شده جمع هم نمیشه

587
00:30:53,792 --> 00:30:56,176
‫اوضاعت در همه ولی اینطوری دیدنت خیلی فاز میده

588
00:30:56,178 --> 00:30:57,845
‫تا حالا کسی بهت گفته این کارِت ترسناکه ؟

589
00:30:57,846 --> 00:30:59,046
‫تو نگرانی

590
00:30:59,047 --> 00:31:00,598
‫جرمی تلفنش رو جواب نمیده

591
00:31:00,599 --> 00:31:02,966
‫باید تا حالا برگشته بودن

592
00:31:03,968 --> 00:31:05,685
‫فکر می‌کنی یه مشکلی پیش اومده

593
00:31:09,473 --> 00:31:10,608
‫بفرمایید جنابِ شهردار

594
00:31:10,609 --> 00:31:11,642
‫این یکی رو مهمونِ ما هستید

595
00:31:11,643 --> 00:31:12,726
‫مرسی مت

596
00:31:12,727 --> 00:31:16,146
‫خب ، بانی کِی برمیگرده ؟

597
00:31:16,147 --> 00:31:17,698
‫راستش مطمئن نیستم

598
00:31:17,699 --> 00:31:20,201
‫ولی اگه باهاش حرف زدی

599
00:31:20,202 --> 00:31:22,403
‫- بهش سلام من رو برسون . باشه ؟
‫- باشه

600
00:31:22,404 --> 00:31:24,487
‫- بابتِ آب‌جو ممنون
‫- قابلی نداشت

601
00:31:36,500 --> 00:31:37,827
‫محاله

602
00:31:47,344 --> 00:31:48,511
‫نادیا ؟

603
00:31:52,382 --> 00:31:53,851
‫منو یادته

604
00:31:53,852 --> 00:31:56,953
‫البته که تو رو یادمه

605
00:31:58,439 --> 00:32:00,741
‫تو من و ربکا رو مست کردی
‫بعدش ازمون دزدی کردی

606
00:32:00,742 --> 00:32:03,309
‫تا قبل این قضیه کلی عشق و حال کردیم ، مگه نه ؟

607
00:32:05,412 --> 00:32:07,781
‫چطوری منو پیدا کردی ؟

608
00:32:07,782 --> 00:32:10,033
‫بهتره بیخیال چطوری گیر آوردنت بشیم و
‫بریم سراغِ دلیلش

609
00:32:14,772 --> 00:32:17,174
‫این مالِ من نیست که بخوام نگهش دارم

610
00:32:17,175 --> 00:32:19,677
‫این همه راه کوبیدی اومدی اینجا
‫فقط واسه اینکه این انگشتر رو بهم برگردونی ؟

611
00:32:19,678 --> 00:32:21,594
‫- ببین ، اگه نمی‌خوایش...
‫- نه

612
00:32:22,713 --> 00:32:23,930
‫می‌خوامش

613
00:32:35,142 --> 00:32:37,060
‫به‌هرحال به تو بیشتر میاد

614
00:32:52,960 --> 00:32:54,794
‫سلام مگان ، الینا ـم

615
00:32:54,796 --> 00:32:55,963
‫زنگ زدم بهت بگم...

616
00:32:55,964 --> 00:32:57,130
‫پیغام پاک شد

617
00:33:07,758 --> 00:33:09,142
‫یه نفر اینجا بوده

618
00:33:15,766 --> 00:33:17,101
‫تبلتِ مگان غیب شده

619
00:33:17,102 --> 00:33:19,185
‫به علاوه‌ی یادداشتِ خودکشی ـش ؟

620
00:33:20,521 --> 00:33:22,356
‫میشه یه لحظه موبایلش رو بدی من ؟

621
00:33:22,357 --> 00:33:24,491
‫آخه اصلاً با عقل جور درنمیاد

622
00:33:24,492 --> 00:33:26,860
‫اوّل که هم‌اتاقی که قرار نبوده داشته باشیم

623
00:33:26,861 --> 00:33:28,746
‫راجبِ خون‌‌آشام‌ها اطلاع داره

624
00:33:28,747 --> 00:33:30,748
‫بعد یهو توسط یه خون‌آشام کُشته میشه

625
00:33:30,749 --> 00:33:32,783
‫اون‌وقت مقامات دانشگاه دارن
‫روی مرگش سرپوش میذارن ؟

626
00:33:32,784 --> 00:33:36,403
‫خداییش دیگه این دخترِ کی بود ؟

627
00:33:36,404 --> 00:33:38,955
‫قضیه هر چی که هست
‫تنها به هم‌اتاقیِ ما ربط نداره

628
00:33:40,240 --> 00:33:41,574
‫به منم ربط داره

629
00:33:43,410 --> 00:33:44,744
‫این مگان‌ـه...

630
00:33:48,248 --> 00:33:49,632
‫با پدرِ من ـه

631
00:33:57,924 --> 00:34:01,861
‫هی

632
00:34:23,273 --> 00:34:25,825
‫جرمی ، طاقت بیار

633
00:34:25,827 --> 00:34:28,445
‫میدونم که صدام رو می‌شنوی

634
00:34:28,446 --> 00:34:29,729
‫جرمی

635
00:34:35,902 --> 00:34:38,789
‫جرمی

636
00:34:38,790 --> 00:34:40,073
‫جِر" ، چشمات رو باز کن"

637
00:34:40,074 --> 00:34:42,126
‫حق نداری روی دستِ من بمیری . حالیته ؟

638
00:34:42,127 --> 00:34:45,796
‫آخه احمق جون ، خیره سرم قرار بود حواسم بهت باشه

639
00:34:45,797 --> 00:34:50,017
‫به‌هوش بیا وگرنه خودم می‌کُشمت

640
00:34:57,141 --> 00:34:59,809
‫کاترین رفته

641
00:35:03,431 --> 00:35:08,151
‫مهم نیست

642
00:35:08,153 --> 00:35:10,487
‫سلام کرولاین ، گوش کن

643
00:35:10,488 --> 00:35:12,573
‫خیلی راجبِ این موضوع فکر کردم

644
00:35:12,574 --> 00:35:15,826
‫و تصمیم گرفتم فعلاً بیخیال دانشگاه رفتن بشم

645
00:35:15,827 --> 00:35:19,929
‫این گلّه‌ی گرگینه‌ها که دارم
‫کمکشون می‌کنم بهم نیاز دارن

646
00:35:21,131 --> 00:35:22,800
‫میدونم تموم کردن رابطه پای تلفن حرکتِ ضایعی ـه

647
00:35:22,801 --> 00:35:25,251
‫ولی به این نتیجه رسیدم
‫اینطوری نمی‌تونی دخلمو بیاری

648
00:35:27,304 --> 00:35:31,213
‫شرمند‌م . واقعاً متأسفم . مواظب خودت باش

649
00:35:31,214 --> 00:35:34,178
‫ولی این‌کار برام خیلی مهمه

650
00:35:53,148 --> 00:35:54,581
‫خوبی ؟

651
00:35:54,582 --> 00:35:58,785
‫آره

652
00:35:58,786 --> 00:36:00,286
‫آره ، خوبم

653
00:36:06,927 --> 00:36:08,494
‫متأسفم کرولاین

654
00:36:13,350 --> 00:36:15,318
‫خیلی خوشحالم تو اینجا هستی

655
00:36:16,520 --> 00:36:18,254
‫منم خیلی خوشحالم که تو اینجا هستی

656
00:36:52,589 --> 00:36:53,923
‫داری بهش فکر می‌کنی

657
00:36:56,343 --> 00:36:58,979
‫کلید رو بزن داداش

658
00:36:58,980 --> 00:37:01,948
‫خواهشاً خودت رو از این بدبختی نجات بده

659
00:37:04,518 --> 00:37:05,602
‫یادت رفته آخرین بار چقدر

660
00:37:05,603 --> 00:37:06,869
‫طول کِشید تا دوباره خودم بشم ؟

661
00:37:08,772 --> 00:37:10,490
‫و همه چیزایی که توی اون مدت از دست دادم ؟

662
00:37:10,491 --> 00:37:12,943
‫استفن ، لیاقتِ تو بیشتر از این حرفاست

663
00:37:12,944 --> 00:37:15,500
‫کار درستی کردی . گذاشتی رفتی استفن

664
00:37:16,914 --> 00:37:20,167
‫گذاشتی ما خوشحال باشیم
‫اون‌وقت باید این بلا سرت بیاد ؟

665
00:37:20,168 --> 00:37:21,617
‫آخه این منصفانه است ؟

666
00:37:24,538 --> 00:37:25,718
‫هی

667
00:37:29,293 --> 00:37:30,977
‫خاموشش کن

668
00:37:34,748 --> 00:37:36,015
‫خاموشش کن

669
00:37:42,339 --> 00:37:45,446
‫صبر کن
‫پیشِ من بمون استفن

670
00:37:49,980 --> 00:37:51,949
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی ؟

671
00:37:51,950 --> 00:37:53,933
‫میدونم داری عذاب می‌کشی

672
00:37:53,934 --> 00:37:55,701
‫ولی پیشِ من بمون

673
00:37:56,620 --> 00:37:59,489
‫انسانیت تنها چیزی ـه که

674
00:37:59,490 --> 00:38:01,324
‫شخصیت تو رو می‌سازه

675
00:38:02,609 --> 00:38:04,377
‫رهاش نکن

676
00:38:05,912 --> 00:38:07,380
‫خواهش می‌کنم استفن

677
00:38:10,734 --> 00:38:12,051
‫به‌خاطرِ من

678
00:38:22,346 --> 00:38:25,965
‫شرمنده اینقدر طول کشید تا بهت زنگ بزنم

679
00:38:25,966 --> 00:38:27,566
‫ماشین ترکیده

680
00:38:27,568 --> 00:38:29,403
‫چی شده ؟

681
00:38:29,404 --> 00:38:32,655
‫یه اوسکلی زده شیشه رو شکونده

682
00:38:32,657 --> 00:38:33,740
‫البته طبق پیغام صوتی‌ـت انگار

683
00:38:33,741 --> 00:38:36,159
‫بابات بیشتر از من گند زده

684
00:38:36,160 --> 00:38:38,345
‫روبراهی ؟
‫می‌خوای برگردی خونه ؟

685
00:38:38,346 --> 00:38:39,946
‫نمی‌تونم

686
00:38:39,947 --> 00:38:43,150
‫به خصوص اگه بابام به یه نحوی
‫به این قضیه ربط داشته باشه

687
00:38:43,151 --> 00:38:44,867
‫باید سر دربیارم دلیلش چیه

688
00:38:44,869 --> 00:38:46,585
‫آره . اصلاً بهترین کار همینه

689
00:38:46,586 --> 00:38:48,704
‫اینجوری منو داداشت هم
‫بیشتر عشق و کیف می‌کنیم

690
00:38:50,123 --> 00:38:51,637
‫دیمن ، دوستت دارم

691
00:38:53,326 --> 00:38:54,593
‫شبت بخیر

692
00:38:59,133 --> 00:39:00,767
‫بهش نگفتی "سایلس" اینجا بوده

693
00:39:00,768 --> 00:39:02,436
‫اینم نگفتم که استفن گم شده

694
00:39:02,437 --> 00:39:04,805
‫یا اینکه کاترین توی شهر ـه و
‫یا جنابعالی اخراج شدید

695
00:39:04,806 --> 00:39:05,856
‫یعنی بهش دروغ گفتی

696
00:39:05,857 --> 00:39:07,808
‫نه . حقیقت رو پیش خودم نگه داشتم تا

697
00:39:07,809 --> 00:39:09,609
‫الینا بیخیال همه چیز نشه و

698
00:39:09,610 --> 00:39:11,009
‫واسه کمک کردن پاشه بیاد خونه

699
00:39:13,780 --> 00:39:15,614
‫خودم یه‌جوری حلّش می‌کنم

700
00:39:17,621 --> 00:39:19,970
‫امیدوارم همگی از مهمانی لذّت برده باشید

701
00:39:22,740 --> 00:39:28,328
‫واقعاً داشتن سنت برگزاری مهمانی
‫در پایانِ تابستان فوق‌العاده‌ست

702
00:39:28,329 --> 00:39:31,798
‫دختر منم سنتِ خاص خودش رو داشت

703
00:39:31,799 --> 00:39:34,134
‫خودش رو با خوردن پشمک خفه می‌کرد

704
00:39:35,636 --> 00:39:37,471
‫الان دخترم رفته سفر دورِ دنیا

705
00:39:37,472 --> 00:39:39,256
‫و برای پدر پیرش کارت‌پستال

706
00:39:39,257 --> 00:39:41,270
‫از تمام ماجراجوی‌هایی بزرگش می‌فرسته

707
00:39:42,509 --> 00:39:45,479
‫در میستیک‌فالز خانواده

708
00:39:45,480 --> 00:39:46,930
‫از ارزش والایی برخوردار هستش

709
00:39:46,931 --> 00:39:49,983
‫پشتوانه‌ی اصلی این مهمونی هم همینه

710
00:39:49,984 --> 00:39:53,319
‫خانواده به عنوان جامعه...استفن

711
00:39:53,321 --> 00:39:55,105
‫اجازه هست من دو کلام حرف بزنم ؟

712
00:39:55,106 --> 00:39:56,857
‫بعد اینکه حرفم تموم شد چطوره ؟

713
00:39:56,858 --> 00:39:58,157
‫شهردار ، از اینجا به بعدش با من

714
00:40:02,696 --> 00:40:03,863
‫وای خدای من

715
00:40:06,500 --> 00:40:08,752
‫لابد براتون سوال شده چطوری
‫من این‌کار رو کردم

716
00:40:08,753 --> 00:40:10,704
‫این کار من یه کنترل ذهنِ ساده بود

717
00:40:10,705 --> 00:40:13,173
‫و تا کنون حدوداً محدود

718
00:40:13,174 --> 00:40:16,093
‫می‌شد به یک نفر در لحظه

719
00:40:16,094 --> 00:40:19,546
‫ولی در این تابستون من

720
00:40:19,547 --> 00:40:21,181
‫مقدار زیادی خون مصرف کردم

721
00:40:23,301 --> 00:40:27,304
‫و هر روز احساس می‌کردم قوی و قوی‌تر میشم

722
00:40:27,305 --> 00:40:28,855
‫و برام سوال شد

723
00:40:28,856 --> 00:40:31,274
‫نهایت قدرت من کجاست ؟

724
00:40:31,275 --> 00:40:35,862
‫چند نفر رو می‌تونم تحت تأثیر قرار بدم ؟
‫۲نفر ؟ ۱۰نفر ؟

725
00:40:35,863 --> 00:40:37,396
‫کل آدمای شهر رو ؟

726
00:40:38,699 --> 00:40:41,484
‫همه ساکت بشید

727
00:40:46,740 --> 00:40:48,774
‫جواب داد

728
00:40:48,776 --> 00:40:50,494
‫حالا بیاید اینو امتحان کنیم

729
00:40:50,495 --> 00:40:53,612
‫صدایی از کسی در نمیاد و
‫عضله‌ای تکون نمی‌خوره

730
00:41:33,590 --> 00:41:36,256
‫حالا که توجهتون جلب شده

731
00:41:36,257 --> 00:41:38,291
‫باید یه لطفی بهم بکنید

732
00:41:38,292 --> 00:41:41,461
‫باید یه نفر رو برام گیر بیارید

733
00:41:41,462 --> 00:41:43,763
‫همتون الینا گیلبرت رو می‌شناسید

734
00:41:43,764 --> 00:41:45,164
‫خب ، دختری که دنبالش می‌گردم

735
00:41:45,165 --> 00:41:47,967
‫با اون مو نمیزنه

736
00:41:49,000 --> 00:41:50,000
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : نوشـــین و ســـعــیــده</font>

737
00:41:51,000 --> 00:41:52,000
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

