1
00:00:01,600 --> 00:00:04,101
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:04,369 --> 00:00:05,903
‫عشق منو به "میستیک‌فالز" کشوند

3
00:00:05,905 --> 00:00:07,571
‫من عاشق تو هستم دیمن

4
00:00:07,906 --> 00:00:09,340
‫عشق هم منو فراری داد

5
00:00:09,342 --> 00:00:10,040
‫"سایلس"

6
00:00:10,042 --> 00:00:11,909
‫سلام خود سایه‌وار من

7
00:00:11,911 --> 00:00:14,512
‫و درست زمانی که فکر می‌کردیم در امانیم...

8
00:00:17,550 --> 00:00:19,917
‫دشمنانمون همه چیز رو از ما گرفتن

9
00:00:19,919 --> 00:00:21,919
‫من هنوز آمادگی مُردن رو ندارم جرمی

10
00:00:21,921 --> 00:00:23,487
‫من می‌تونم به همه بگم که تو با خانواده ـت هستی

11
00:00:23,489 --> 00:00:27,224
‫ممکنه من نتونم لمست کنم امّا در کنارتم

12
00:00:27,226 --> 00:00:28,125
‫زندگی ما...

13
00:00:28,127 --> 00:00:29,794
‫تو داری با برادر من چی‌کار می‌کنی ؟

14
00:00:29,796 --> 00:00:32,296
‫دارم مغز "سایلس" رو سرخ می‌کنم

15
00:00:32,298 --> 00:00:33,998
‫استفن ، دلمون برات تنگ شده بود

16
00:00:34,000 --> 00:00:35,599
‫روحمم خبر نداره که شماها کی هستین

17
00:00:35,601 --> 00:00:37,902
‫و حتّی خاطرات ما

18
00:00:43,775 --> 00:00:46,177
‫دوازدهم مارچ ۱۹۲۲
‫من چند روزی بیهوش بودم

19
00:00:46,179 --> 00:00:47,912
‫در حالیکه در خون یه غریبه غوطه‌ور بودم بیدار شدم

20
00:00:47,914 --> 00:00:49,547
‫در جاهایی که اصلاً نمی‌شناختم

21
00:00:49,549 --> 00:00:51,949
‫با زنایی که به یاد نمیارم

22
00:00:51,951 --> 00:00:54,752
‫من دوباره احساس زنده بودن می‌کنم

23
00:00:54,754 --> 00:00:58,589
‫خیلی خب ، فکر کنم به اندازه کافی خوندم

24
00:00:58,591 --> 00:00:59,223
‫هوچی" ؟"

25
00:00:59,225 --> 00:01:00,458
‫من میدونم که "هوچی" معنای هیچی میده

26
00:01:00,460 --> 00:01:01,992
‫من میدونم چه روزیه
‫من میدونم چه سالیه

27
00:01:01,994 --> 00:01:03,627
‫من میدونم که موتور ماشین تو وی-۸ ـه

28
00:01:03,629 --> 00:01:05,930
‫و با این وجود من اندازهی ۲تا
‫دفترچه خاطرات گذشته دارم

29
00:01:05,932 --> 00:01:07,465
‫و کاملاً هیچی توی حافظه ـم نیست

30
00:01:07,467 --> 00:01:09,366
‫که من چه خریم

31
00:01:09,368 --> 00:01:10,234
‫خب...

32
00:01:10,236 --> 00:01:12,369
‫و این قراره شکم منو سیر کنه ؟

33
00:01:12,371 --> 00:01:13,437
‫خب ، هم آره و هم نه

34
00:01:13,439 --> 00:01:16,040
‫عملاً آره چون تو یه خون‌آشامی

35
00:01:16,042 --> 00:01:16,640
‫عجیبه

36
00:01:16,642 --> 00:01:19,210
‫واقع‌بینانه هم نه چون تو میدونی تویی

37
00:01:19,212 --> 00:01:20,811
‫بله ، همون خون‌آشام درنده‌ی سیری‌ناپذیرِ

38
00:01:20,813 --> 00:01:24,048
‫"تشنه‌ی خون "مونترِی

39
00:01:24,050 --> 00:01:26,550
‫حالا تازه رسیدیم به دهه‌ی ۲۰ عزیزم

40
00:01:26,552 --> 00:01:29,520
‫خب ، ببخشید امّا هضم کردن اینا خیلی سخته

41
00:01:29,522 --> 00:01:33,891
‫تو یه خون‌آشامی نه یه غارنشین

42
00:01:33,893 --> 00:01:36,627
‫پس بذار روشن و واضح بگم

43
00:01:36,629 --> 00:01:37,695
‫من به تو کمک کردم که این ماشین رو بدزدی

44
00:01:37,697 --> 00:01:41,432
‫فهمیدم که خون‌آشامی هستم
‫که دست به قتل پدر خودش زده

45
00:01:41,434 --> 00:01:43,167
‫و با این همه نمی‌تونم آشغال بریزم ؟

46
00:01:43,169 --> 00:01:44,602
‫تو مرد مبادی آدابی هستی استفن

47
00:01:44,604 --> 00:01:47,571
‫که حافظه ـش توسط یه جادوگر ۲۰۰۰ ساله پاک شده

48
00:01:47,573 --> 00:01:49,139
‫آره . خب ، به گمونم اون جادوگر ۲۰۰۰ ساله

49
00:01:49,141 --> 00:01:51,275
‫احتمالاً یه نموره از تو سریعتر میرونه

50
00:01:51,277 --> 00:01:56,013
‫وایسا ، بذار حدس بزنم...برادر باحاله

51
00:01:56,015 --> 00:01:57,681
‫برادر محافظه‌کاره

52
00:02:02,120 --> 00:02:03,254
‫چی‌کار داری می‌کنی ؟

53
00:02:03,256 --> 00:02:04,188
‫به من اعتماد داری ؟

54
00:02:04,190 --> 00:02:05,823
‫واقعاً حقّ انتخاب دارم ؟

55
00:02:05,825 --> 00:02:07,057
‫نه

56
00:02:28,047 --> 00:02:32,917
‫فهمیدم بابا . تو برادر باحاله‌ای

57
00:02:33,400 --> 00:02:34,400
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

58
00:02:35,400 --> 00:02:36,400
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : نوشـــین و ســـعــیــده</font>

59
00:02:37,400 --> 00:02:42,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۵
‫قسمت ۴ : تقدیم به کسی که ناقوس برایش نواخته می‌شود</font>

60
00:02:42,427 --> 00:02:43,661
‫خواهشاً بهم بگو دیوونگی نکردم که

61
00:02:43,663 --> 00:02:47,264
‫خون‌آشام فراموشی گرفته رو سپردم دست دیمن

62
00:02:47,266 --> 00:02:49,133
‫اون دقیقاً چی گفت ؟

63
00:02:49,135 --> 00:02:51,402
‫کلّاً یه دونه پیامک زده
‫"تا اینجا خیلی خوب بود"

64
00:02:51,404 --> 00:02:52,770
‫که به زبون دیمن یعنی...

65
00:02:52,772 --> 00:02:54,204
‫یه گروه دختر پیشاهنگُ

66
00:02:54,206 --> 00:02:56,373
‫تا الان زدن تو رگ

67
00:02:56,375 --> 00:02:57,207
‫کرولاین

68
00:02:57,209 --> 00:02:59,777
‫شوخی کردم...یه‌جورایی

69
00:02:59,779 --> 00:03:01,812
‫با این وجود غیرعادی نیست

70
00:03:01,814 --> 00:03:03,013
‫که بیمارانی با فراموشی تنرّل دهنده

71
00:03:03,015 --> 00:03:06,483
‫یا دیگر بیماری‌های وابسته به روان یهو لطیف بشن

72
00:03:06,485 --> 00:03:07,985
‫باشه دکتر فوربز

73
00:03:07,987 --> 00:03:09,453
‫از کی تا حالا اینقدر اطّلاعاتت
‫درباره‌ی فراموشی خوب شده ؟

74
00:03:09,455 --> 00:03:13,958
‫ممکنه که من توی کلاس‌های
‫شیمی بیوشیمی میکروب‌شناسی عملی

75
00:03:13,960 --> 00:03:16,560
‫زیست‌شناسی مولکولی
‫و "گِرِی آناتومی" تحقیق کرده باشم

76
00:03:16,562 --> 00:03:18,395
‫هم "گِرِی آناتومی" واقعی هم برنامه‌ی تلویزیونی‌ـش

77
00:03:18,397 --> 00:03:20,364
‫همه ی این کارها رو به‌خاطر استفن کردی ؟

78
00:03:20,366 --> 00:03:21,932
‫معلومه

79
00:03:21,934 --> 00:03:24,134
‫دارم تلاش می‌کنم دکتر مکسفیلد
‫رو هم تحت تأثیر قرار بدم

80
00:03:24,136 --> 00:03:26,170
‫فکر کردم که اگه بتونم بهش نزدیکتر بشم

81
00:03:26,172 --> 00:03:28,572
‫در واقع توی کلاس زیست‌شناسی‌ـش

82
00:03:28,574 --> 00:03:30,574
‫شاید بتونم بفهمم که چرا قتل
‫هم‌اتاقی ما توسّط خون‌آشام

83
00:03:30,576 --> 00:03:33,077
‫رو لاپوشونی کرده

84
00:03:33,079 --> 00:03:35,012
‫و در ضمن ممکنه که من یه

85
00:03:35,014 --> 00:03:37,281
‫دوست درسی پیدا کرده باشم

86
00:03:39,384 --> 00:03:41,218
‫سلام دکتر مکسفیلد

87
00:03:41,220 --> 00:03:43,988
‫آماده‌ای بریم درس بخونیم "جسی" ؟

88
00:03:43,990 --> 00:03:47,658
‫جسی ؟
‫همون دستیار آزمایشگاه جذّاب بامزه‌ی دکتر مکسفیلد

89
00:03:47,660 --> 00:03:50,861
‫که به طرز معجزه‌آسایی مجرّده ؟

90
00:03:50,863 --> 00:03:52,696
‫می‌خوام بکشونمش به مراسم ناقوس‌نوازیِ

91
00:03:52,698 --> 00:03:54,531
‫قبرستون شهرمون

92
00:03:54,533 --> 00:03:57,067
‫به عنوان یه اولین قرار چندش‌آور ؟

93
00:03:57,069 --> 00:03:58,736
‫به عنوان یه قرار درسی

94
00:03:58,738 --> 00:04:00,537
‫موقعی که اونجام ممکنه یه ناقوسی هم برایِ

95
00:04:00,539 --> 00:04:03,073
‫خودم و تایلر بزنم با توجّه به اینکه رابطه‌ی ما

96
00:04:03,075 --> 00:04:04,508
‫توی بستر مرگه

97
00:04:04,510 --> 00:04:05,576
‫دوشنبه می‌بینمتون دکتر

98
00:04:05,578 --> 00:04:07,244
‫از دردسر دوری کن

99
00:04:07,246 --> 00:04:08,312
‫اونجا می‌بینمت ؟

100
00:04:08,314 --> 00:04:09,513
‫می‌تونی استفن رو با خودت بیاری

101
00:04:09,515 --> 00:04:12,082
‫منظورم اینه که به طعنه
‫اسمش رو روز یادبود هم گذاشتن

102
00:04:12,084 --> 00:04:13,584
‫امیدوارم

103
00:04:13,586 --> 00:04:14,952
‫فقط به این بستگی داره که استفن چجوری با

104
00:04:14,954 --> 00:04:17,821
‫این قضیه‌ی فراموش کردن
‫گذشته‌ی سیاه و طوفانیش کنار بیاد

105
00:04:17,823 --> 00:04:20,891
‫خیلی خب ، باشه . بعداً باهات حرف میزنم

106
00:04:22,293 --> 00:04:23,761
‫"به سلامتی عمو "استیو

107
00:04:23,763 --> 00:04:26,497
‫"عمو "استیو

108
00:04:26,499 --> 00:04:28,065
‫- آره
‫- وای

109
00:04:28,968 --> 00:04:32,803
‫این شهر همیشه اینقدر درباره‌ی
‫مُردگانش خوشحالی می‌کنه ؟

110
00:04:32,805 --> 00:04:35,005
‫خب ، به صورت نمادین با توجّه
‫به سنّت ناسالم این شهر

111
00:04:35,007 --> 00:04:37,975
‫که برمیگرده به سال ۱۸۲۰ که مردم اونقدر

112
00:04:37,977 --> 00:04:39,443
‫درباره‌ی مسئله‌ی وبا روانی بودن که

113
00:04:39,445 --> 00:04:42,680
‫جسد آدما رو یه ریزه زودتر از موعدش دفن می‌کردن

114
00:04:42,682 --> 00:04:46,316
‫خب پس ما یه جشن داریم که
‫مربوط به زنده زنده دفن کردن آدماس ؟

115
00:04:46,318 --> 00:04:48,218
‫خب ، اونا در حدی روانی بودن
‫که درخواست می‌کردن

116
00:04:48,220 --> 00:04:51,622
‫با یه طناب دفن شن که بسته شده بود
‫به یه ناقوس بالای زمین

117
00:04:51,624 --> 00:04:53,257
‫و کلّ خانواده به مدت ۲۴ ساعت اطراف قبر

118
00:04:53,259 --> 00:04:56,160
‫چرخ میزدن به امید اینکه صدای ناقوس رو بشنون

119
00:04:56,162 --> 00:04:57,661
‫و عزیزشون برگرده

120
00:04:57,663 --> 00:05:00,464
‫امّا الان فقط یه بهونه‌ی خوبه واسه اینکه

121
00:05:00,466 --> 00:05:02,733
‫همه سگ مست بشن

122
00:05:04,436 --> 00:05:05,636
‫سلام

123
00:05:05,638 --> 00:05:07,337
‫سلام

124
00:05:08,773 --> 00:05:12,643
‫هی عزیزم ، یه سری دیگه برای ما بیار

125
00:05:12,645 --> 00:05:14,745
‫همین الان

126
00:05:17,882 --> 00:05:19,216
‫این دیگه چه کوفتی بود ؟

127
00:05:19,218 --> 00:05:21,051
‫اون برادر من

128
00:05:21,053 --> 00:05:22,686
‫خواستن یه چیزی یه‌کم قوی‌تر از

129
00:05:22,688 --> 00:05:24,188
‫کیسه‌ی خون بود

130
00:05:24,190 --> 00:05:26,223
‫خب پس مشکل چیه ؟
‫تو کلّ روز داشتی سعی می‌کردی

131
00:05:26,225 --> 00:05:27,658
‫منو متقاعد کنی که یه خون‌آشامم

132
00:05:27,660 --> 00:05:29,660
‫خب ، من متقاعد شدم
‫پس بذار مثل اونا رفتار کنم

133
00:05:29,662 --> 00:05:30,961
‫خب ، متأسّفانه استفن

134
00:05:30,963 --> 00:05:32,362
‫توی دنیا ۲ دسته خون‌آشام وجود داره ، خب ؟

135
00:05:32,364 --> 00:05:34,531
‫یه عدّه اونایی هستن که می‌تونن میانه‌روی کنن

136
00:05:34,533 --> 00:05:37,301
‫و یه دسته هم تویی

137
00:05:37,303 --> 00:05:39,203
‫خب ، من اهل روانشناس نیستم

138
00:05:39,205 --> 00:05:40,003
‫- درسته ؟
‫- درسته

139
00:05:40,005 --> 00:05:42,973
‫امّا شاید کشتن پدرمون

140
00:05:42,975 --> 00:05:44,007
‫و تبدیل کردن تو به خون‌آشام

141
00:05:44,009 --> 00:05:46,009
‫و تمام اون آسیب‌های روانی وابسته به این کارها

142
00:05:46,011 --> 00:05:49,046
‫باعث شده من تبدیل به خون‌آشامی بشم
‫که از آدما تغذیه می‌کنه

143
00:05:49,048 --> 00:05:50,214
‫و بعد کلّه‌ـشونو می‌کنه

144
00:05:50,216 --> 00:05:52,349
‫امّا الان که دیگه من اون خاطرات
‫و احساس گناه رو ندارم

145
00:05:52,351 --> 00:05:56,453
‫شاید این مشکل درّنده بودن دیگه وجود نداشته باشه

146
00:05:56,455 --> 00:05:58,589
‫بیا امتحانش نکنیم ، باشه ؟

147
00:06:00,426 --> 00:06:02,726
‫منو باش . فکر می‌کردم

148
00:06:02,728 --> 00:06:05,329
‫که ۲ قرن رو به‌خاطر آوردن خیلی
‫واست کار طاقت‌فرسایی‌ـه

149
00:06:05,331 --> 00:06:09,666
‫اسمت رو دوباره بهم بگو

150
00:06:09,668 --> 00:06:10,868
‫الینا

151
00:06:10,870 --> 00:06:14,104
‫درسته...الینا

152
00:06:14,106 --> 00:06:16,240
‫از من چیزی بهش نگفتی ؟

153
00:06:16,242 --> 00:06:18,475
‫۲۰۰سال زمان زیادیه

154
00:06:19,912 --> 00:06:23,280
‫درسته ، خب...

155
00:06:34,159 --> 00:06:37,027
‫به‌خاطر من واینستا

156
00:06:39,664 --> 00:06:40,964
‫ببخشید ، من...

157
00:06:40,966 --> 00:06:43,734
‫تازه رفته بودم یه‌کم بدوم
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی ؟

158
00:06:43,736 --> 00:06:45,435
‫اونجایی که من هستم از
‫شبکه‌های اجتماعی خبری نیست

159
00:06:45,437 --> 00:06:49,640
‫ورزش کردن تو بزرگترین سرگرمی منه

160
00:06:49,642 --> 00:06:51,942
‫من فقط داشتم آدرنالین اضافی رو می‌سوزوندم

161
00:06:51,944 --> 00:06:56,713
‫و تمام دخترای اونطرف به‌خاطر این‌کار ازت ممنونن

162
00:06:56,715 --> 00:06:57,948
‫پس این الان کار جدیدمونه ؟

163
00:06:57,950 --> 00:07:01,885
‫که تو درباره‌ی مرگ جوک بسازی در حالیکه
‫من دارم به جات جلوی همه‌ی دوستات

164
00:07:01,887 --> 00:07:02,886
‫اینو انکار می‌کنم ؟

165
00:07:02,888 --> 00:07:04,621
‫من هیچ کاری نمی‌تونم برای برگردوندنِ

166
00:07:04,623 --> 00:07:06,123
‫حافظه‌ی استفن انجام بدم جرمی

167
00:07:06,125 --> 00:07:07,357
‫امّا اونا که اینو نمیدونن

168
00:07:07,359 --> 00:07:10,394
‫چون اونا نمیدونن که تو مُردی

169
00:07:10,396 --> 00:07:12,196
‫اونا منتظرن که تو کمکشون کنی

170
00:07:12,198 --> 00:07:14,798
‫چون این کاریه که همیشه می‌کنی

171
00:07:14,800 --> 00:07:15,432
‫تو کمک می‌کنی

172
00:07:15,434 --> 00:07:17,234
‫مگه قرار نبود توی گرفتن تصمیما

173
00:07:17,236 --> 00:07:18,535
‫کنارم باشی ؟

174
00:07:18,537 --> 00:07:19,770
‫دلم می‌خواد بانی

175
00:07:19,772 --> 00:07:23,841
‫امّا نه اینجوری

176
00:07:28,280 --> 00:07:30,347
‫- هی
‫- "هی "جر

177
00:07:30,349 --> 00:07:31,281
‫یه لحظه وقت داری ؟

178
00:07:31,283 --> 00:07:35,185
‫من یه‌جورایی دارم قالب تهی می‌کنم

179
00:07:35,187 --> 00:07:38,422
‫آره ، آره . چی شده ؟

180
00:07:39,290 --> 00:07:42,593
‫من دیشب از خواب پریدم دیدم کلّ بدنم گِلیه

181
00:07:42,595 --> 00:07:44,094
‫با این

182
00:07:44,096 --> 00:07:45,596
‫خب ، عجیبه

183
00:07:45,598 --> 00:07:46,496
‫آره ، میدونم

184
00:07:46,498 --> 00:07:48,532
‫اصلاً نمیدونم این از کجا اومده

185
00:07:48,534 --> 00:07:49,566
‫من بیهوش شدم

186
00:07:49,568 --> 00:07:52,903
‫و کاملاً مطمئنم که این دفعه‌ی اولم نیست

187
00:07:52,905 --> 00:07:54,605
‫تو چند بار مُردی و انگشتر گیلبرت توی دستت بوده ؟

188
00:07:54,607 --> 00:07:57,040
‫نه . فکر نمی‌کنم انگشتر گیلبرت
‫داره سر به سرم میذاره

189
00:07:57,042 --> 00:07:58,408
‫نه . انگار یه ربطی به اون قضیه داره که

190
00:07:58,410 --> 00:08:01,078
‫سایلس" نمی‌تونه منو کنترل ذهنی کنه"

191
00:08:01,080 --> 00:08:03,080
‫اون چیزی یا کسی

192
00:08:03,082 --> 00:08:04,948
‫"یا هر کوفتی که اون چندش اهل "چک
‫توی سر من گذاشت رو دید

193
00:08:04,950 --> 00:08:09,419
‫امّا من فکر می‌کنم که هنوز هم توی سرمه

194
00:08:15,093 --> 00:08:16,360
‫این دوربین واسه چیه ؟

195
00:08:16,362 --> 00:08:17,694
‫من همه جای خونه دوربین گذاشتم

196
00:08:17,696 --> 00:08:20,130
‫که کمکم کنه بفهمم چرا زمان از دستم در میره

197
00:08:20,132 --> 00:08:21,331
‫تو با بانی حرف زدی ؟

198
00:08:21,333 --> 00:08:24,067
‫من فکر می‌کنم اون تنها آدمیه
‫که ممکنه بدونه اینجا چه خبره

199
00:08:24,069 --> 00:08:27,871
‫آره ، آره . اون با مامانش
‫دی.سی "ـه یا یه همچین چیزی"

200
00:08:27,873 --> 00:08:29,139
‫یعنی نمی‌تونه تلفنشو جواب بده ؟

201
00:08:29,141 --> 00:08:31,408
‫من این تابستون ۳۰۰تا ایمیل واسش فرستادم

202
00:08:31,410 --> 00:08:33,243
‫و اون فقط ۲بار جواب داده

203
00:08:33,245 --> 00:08:35,212
‫من کاری کردم که اونو عصبی کرده ؟

204
00:08:35,214 --> 00:08:37,714
‫نمیدونم . خودش که چیزی نگفته

205
00:08:37,716 --> 00:08:42,653
‫جر"...ببین ، تو باید به من کمک کنی که"
‫باهاش ارتباط برقرار کنم . باشه ؟

206
00:08:42,655 --> 00:08:44,087
‫من نخوابیدم . خب ؟

207
00:08:44,089 --> 00:08:46,823
‫من ترسیدم . من دارم دیوونه میشم

208
00:08:46,825 --> 00:08:49,660
‫به کمکش نیاز دارم

209
00:08:49,662 --> 00:08:51,561
‫من باید برم

210
00:08:51,563 --> 00:08:53,630
‫چی ؟ کجا ؟

211
00:08:54,532 --> 00:08:56,800
‫"پس آقای "تا اینجا خوب پیش رفته

212
00:08:56,802 --> 00:08:58,702
‫"آقای "من می‌تونم برادرم رو کنترل کنم

213
00:08:58,704 --> 00:09:00,437
‫"آقای "من میدونم دارم چی‌کار می‌کنم

214
00:09:00,439 --> 00:09:04,675
‫هی ، من هیچ‌وقت نگفتم میدونم دارم چی‌کار می‌کنم

215
00:09:07,012 --> 00:09:08,445
‫به کی داری زنگ میزنی ؟

216
00:09:08,447 --> 00:09:09,379
‫بانی

217
00:09:09,381 --> 00:09:10,714
‫یه جادوگر این‌کار رو با اون کرده

218
00:09:10,716 --> 00:09:12,316
‫شاید یه جادوگر هم بتونه خنثی ـش کنه

219
00:09:12,318 --> 00:09:13,450
‫من خودم خسته‌ی این راهم خواهر

220
00:09:13,452 --> 00:09:15,052
‫حدود ۱۰بار بهش زنگ زدم

221
00:09:15,054 --> 00:09:16,453
‫هنوز بهم زنگ نزده

222
00:09:16,455 --> 00:09:17,587
‫ببین ، میگم بیا تا وقتی که زنگ میزنه

223
00:09:17,589 --> 00:09:20,190
‫بذاریم استفن ، استفن باشه

224
00:09:20,192 --> 00:09:21,992
‫استفن بامزه‌ی بیخیال مست

225
00:09:21,994 --> 00:09:25,329
‫با ۱۰۰ سال سابقه‌ی گناه خون‌آشامی روی شونه‌هاش

226
00:09:25,331 --> 00:09:27,230
‫اون گناه بر اثر اعتیاد به خون بوده

227
00:09:27,232 --> 00:09:29,466
‫که هنوز هم ممکنه توی سیم‌پیچی‌های
‫مغزش جریان داشته باشه

228
00:09:29,468 --> 00:09:30,834
‫کلّاً یه دونه کلاس فلسفه برداشتی

229
00:09:30,836 --> 00:09:34,504
‫الان دیگه خدای علوم طبیعی شدی ؟

230
00:09:36,140 --> 00:09:38,241
‫کجا رفت ؟

231
00:09:38,609 --> 00:09:42,079
‫اون گارسون خوشگل کوچولو رو جایی نمی‌بینی ؟

232
00:09:52,824 --> 00:09:55,892
‫جیغ نزن

233
00:09:55,894 --> 00:09:57,627
‫تکون هم نخور

234
00:09:59,764 --> 00:10:03,000
‫من نمی‌خوام بهت آسیبی بزنم

235
00:10:03,002 --> 00:10:05,736
‫تو خیلی مهربون به نظر میای

236
00:10:05,738 --> 00:10:08,538
‫من که خودم دلم نمی‌خواد کلّه ـتو بکنم

237
00:10:08,540 --> 00:10:14,444
‫امّا هی بهم میگن که اگه یه قلپ بچشم

238
00:10:14,446 --> 00:10:17,447
‫دیگه نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم

239
00:10:20,051 --> 00:10:24,488
‫و با این وجود فکر کشتن تو

240
00:10:24,490 --> 00:10:26,857
‫منو عین سگ می‌ترسونه

241
00:10:26,859 --> 00:10:30,560
‫امّا این احساس عطش که درونم وجود داره

242
00:10:30,562 --> 00:10:33,730
‫خیلی قدرتمندتره

243
00:10:37,635 --> 00:10:41,238
‫امروز من برادر محافظه‌کارم

244
00:10:48,849 --> 00:10:50,215
‫آناریا فِل" دیگه چه جور اسمیه ؟"

245
00:10:50,217 --> 00:10:53,485
‫هیس . خودت دخل اونو آوردی

246
00:10:55,089 --> 00:10:57,589
‫مشاهده‌ی بیستم

247
00:10:57,591 --> 00:10:59,524
‫اون همه شهوت توی بار

248
00:10:59,526 --> 00:11:02,394
‫پس اگر این ژن درندگی توی وجودت باشه

249
00:11:02,396 --> 00:11:04,432
‫باید روابط انسانی تو تا حد امکان محدود کنیم

250
00:11:04,433 --> 00:11:07,433
‫تا زمانی که مغزتو با اجی مجی جادوگری
‫به حالت طبیعی برگردونیم

251
00:11:07,434 --> 00:11:09,801
‫پس بفرمایید

252
00:11:09,803 --> 00:11:14,439
‫پس این سرداب خونوادگیه . نه ؟

253
00:11:14,441 --> 00:11:15,607
‫کسی هم اینجا بوده که من نکشته باشم ؟

254
00:11:15,609 --> 00:11:20,946
‫خب ، ما پدرمون رو پوشش دادیم که بره به جهنّم

255
00:11:20,948 --> 00:11:23,181
‫عمو "زک" که تقصیر من بود

256
00:11:23,183 --> 00:11:26,285
‫امّا وجه خوب قضیه اینه که مادرمون بر اثر سل مُرده

257
00:11:26,287 --> 00:11:28,420
‫چه خوب

258
00:11:30,200 --> 00:11:31,700
‫<font color="#۸۰۸۰۸۰">" جرمی : باید باهات تنها صحبت کنم "</font>

259
00:11:31,791 --> 00:11:34,993
‫من باید برم با یه مردی درباره‌ی جادوگره ملاقات کنم

260
00:11:34,995 --> 00:11:36,862
‫بدون من خوش بگذرون

261
00:11:36,864 --> 00:11:39,097
‫برادر

262
00:11:39,099 --> 00:11:40,766
‫این مال تو

263
00:11:40,768 --> 00:11:43,068
‫و اینم مال تو

264
00:11:43,070 --> 00:11:49,374
‫خب ، من واقعاً امیدوارم که تاریخچه‌ی
‫خونوادگی تو بهتر از مال من باشه

265
00:11:49,376 --> 00:11:51,109
‫خب ، بذار ببینم

266
00:11:51,111 --> 00:11:52,277
‫در طول ۳ سال گذشته من

267
00:11:52,279 --> 00:11:55,580
‫پدر و مادر خونده ، پدر و مادر واقعی

268
00:11:55,582 --> 00:11:57,182
‫خاله ـم ، سرپرستمون آلاریک رو از دست دادم

269
00:11:57,184 --> 00:11:59,051
‫و برادرم جرمی هم مُرد

270
00:11:59,053 --> 00:12:01,620
‫امّا برگشت به زندگی

271
00:12:01,622 --> 00:12:02,954
‫پس همینه دیگه

272
00:12:02,956 --> 00:12:05,991
‫وایسا ببینم ، همون جرمی که
‫توی خونه‌ی ما زندگی می‌کنه ؟

273
00:12:05,993 --> 00:12:08,827
‫آره . از بعد اینکه من حمله‌ی روانی بهم دست داد

274
00:12:08,829 --> 00:12:11,963
‫و خونه‌مون رو سوزوندم

275
00:12:13,500 --> 00:12:14,132
‫چیه ؟

276
00:12:14,134 --> 00:12:15,967
‫من چطوری تو رو یادم نمیاد ؟

277
00:12:15,969 --> 00:12:19,071
‫منظورم اینه که تو باهوشی ، زیبایی و بامزه‌ای

278
00:12:19,073 --> 00:12:20,906
‫به وضوح تو قوی‌ترین زن دنیایی اگه

279
00:12:20,908 --> 00:12:26,345
‫تونستی یه راهی پیدا کنی که توی
‫همه‌ی این ماجراها روحیه ـت رو حفظ کنی

280
00:12:27,180 --> 00:12:32,050
‫دور و ور من پر از آدم‌های فوق‌العاده‌ایه
‫که بهم کمک کردن روحیه ـمو نگه دارم

281
00:12:32,052 --> 00:12:35,654
‫مثل خودت

282
00:12:35,656 --> 00:12:37,889
‫تو یکی از همون آدمایی

283
00:12:37,891 --> 00:12:40,592
‫پس دوستی ما بر پایه‌ی مرگ شکل گرفته

284
00:12:40,594 --> 00:12:45,897
‫خواهشاً بگو که توی قبرستون باهم آشنا نشدیم

285
00:12:45,899 --> 00:12:49,201
‫واقعاً ؟ توی قبرستون همدیگه رو دیدیم ؟

286
00:12:49,203 --> 00:12:53,138
‫خب ، نه . عملاً ما اول
‫یه جای دیگه همدیگه رو دیدیم

287
00:12:53,140 --> 00:12:56,174
‫امّا دلت می‌خواد ببینی ؟

288
00:12:56,176 --> 00:12:58,076
‫آره ، حتماً

289
00:12:59,979 --> 00:13:00,879
‫الو ؟

290
00:13:00,881 --> 00:13:01,780
‫جرمی گیلبرت گوشیش رو جواب میده

291
00:13:01,782 --> 00:13:03,782
‫وای ، این معجزه‌ی روز یادبود ـه

292
00:13:03,784 --> 00:13:04,983
‫حالا بگو که بانی رو پیدا کردی

293
00:13:04,985 --> 00:13:06,284
‫چون من یه خون‌آشام گرسنه دارم که

294
00:13:06,286 --> 00:13:09,888
‫از بد حادثه یادش رفته که قهرمان داستانه

295
00:13:09,890 --> 00:13:11,123
‫من می‌خوام که بیای پیشم

296
00:13:11,125 --> 00:13:12,357
‫و می‌خوام که تنها بیای

297
00:13:12,359 --> 00:13:14,893
‫منم می‌خوام که تو کمتر مبهم و عجیب غریب باشی

298
00:13:14,895 --> 00:13:17,095
‫من میدونم بانی کجاست

299
00:13:17,097 --> 00:13:20,432
‫پاشو بیا اینجا و تعریف می‌کنم

300
00:13:27,573 --> 00:13:28,874
‫هیچی ؟

301
00:13:28,876 --> 00:13:30,976
‫نه . ببخشید

302
00:13:32,145 --> 00:13:34,913
‫در واقع من فکر کنم که تو از اون سمت اومدی

303
00:13:34,915 --> 00:13:36,982
‫چون یادمه که اونوری نگاه می‌کردم

304
00:13:36,984 --> 00:13:39,084
‫پس شاید بهتر باشه جامون رو عوض کنیم

305
00:13:39,086 --> 00:13:40,752
‫حتما

306
00:13:44,491 --> 00:13:46,091
‫خب...

307
00:13:51,931 --> 00:13:56,034
‫اینجا همونجاییه که به‌هم برخورد کردیم

308
00:13:56,036 --> 00:13:58,537
‫بیا دوباره امتحان کنیم ، باشه ؟

309
00:13:58,539 --> 00:14:00,539
‫هی الینا ، با اینکه خیلی واسم کلافه کننده‌ست

310
00:14:00,541 --> 00:14:01,740
‫که هیچ حافظه‌ای ندارم

311
00:14:01,742 --> 00:14:05,677
‫امّا فکر نمی‌کنم که بازسازی زمانی که همدیگه رو دیدیم

312
00:14:05,679 --> 00:14:10,215
‫به‌طور جادویی همه ـش رو برگردونه

313
00:14:10,217 --> 00:14:11,883
‫آره ، میدونم

314
00:14:11,885 --> 00:14:14,619
‫درسته ، ببخشید . من...

315
00:14:14,621 --> 00:14:19,224
‫قضیه اینه که اینجوری دیدن تو...

316
00:14:19,226 --> 00:14:20,392
‫خیلی عجیبه

317
00:14:20,394 --> 00:14:21,393
‫من عجیبم ؟

318
00:14:21,395 --> 00:14:23,361
‫تو داشتی از دستشویی مردونه بیرون میومدیا

319
00:14:23,363 --> 00:14:28,166
‫به نظرت دلم می‌خواد بدونم چرا ؟

320
00:14:28,168 --> 00:14:29,935
‫بیا فقط فکر کنیم که من یه روز اولِ

321
00:14:29,937 --> 00:14:33,138
‫به شدّت بد داشتم

322
00:14:41,681 --> 00:14:44,115
‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم . بیا

323
00:14:44,117 --> 00:14:45,183
‫آره ، حتماً

324
00:14:45,185 --> 00:14:46,952
‫بیا بریم

325
00:14:46,954 --> 00:14:50,322
‫چشماتو ببند

326
00:14:50,324 --> 00:14:51,323
‫خودت چشماتو ببند

327
00:14:51,325 --> 00:14:56,595
‫بیخیال استفن ، بهم اعتماد کن

328
00:14:56,597 --> 00:14:57,929
‫خیلی خب

329
00:15:02,835 --> 00:15:06,071
‫خب ، می‌تونی بازشون کنی

330
00:15:06,073 --> 00:15:08,874
‫منظره ـش عالیه . بپر بالا

331
00:15:08,876 --> 00:15:10,408
‫چطوری باید بیام اونجا ؟

332
00:15:10,410 --> 00:15:14,179
‫بپر . فقط با ذرّه ذرّه‌ی قدرتت

333
00:15:14,181 --> 00:15:16,848
‫خیز بردار

334
00:15:16,850 --> 00:15:18,683
‫باشه

335
00:15:26,092 --> 00:15:27,158
‫خیلی خب

336
00:15:27,160 --> 00:15:30,262
‫باید اعتراف کنم که...

337
00:15:30,264 --> 00:15:31,963
‫این واقعاً خارق‌العاده بود

338
00:15:31,965 --> 00:15:33,932
‫تو کسی هستی که دفعه‌ی اول منو

339
00:15:33,934 --> 00:15:36,134
‫بردی بالای یه چرخ و فلک

340
00:15:36,136 --> 00:15:38,003
‫قبل از اینکه خون‌آشام بشم

341
00:15:38,005 --> 00:15:41,840
‫درسته . منظورت زمانیه که باهم بودیم

342
00:15:41,842 --> 00:15:44,109
‫فکر می‌کردم که دیمن فرصت نکرده این قسمتو بگه

343
00:15:44,111 --> 00:15:47,145
‫من ممکنه فراموشی داشته باشم
‫امّا احمق که نیستم

344
00:15:47,147 --> 00:15:50,515
‫من یه خون‌آشام ۱۶۴ ساله ـم که برگشته بوده دبیرستان

345
00:15:50,517 --> 00:15:55,787
‫پس حدس میزنم که این‌کار یه ربطی به تو داشته باشه

346
00:15:55,789 --> 00:15:56,688
‫آره

347
00:15:56,690 --> 00:15:58,423
‫و واضحه که ما دیگه باهم نیستیم

348
00:15:58,425 --> 00:16:01,660
‫پس یه حسّی بهم میگه که کندن کلّه‌ی مردم

349
00:16:01,662 --> 00:16:05,330
‫احتمالاً واسم یه‌جور تسکین بوده

350
00:16:05,332 --> 00:16:06,865
‫در واقع نه

351
00:16:06,867 --> 00:16:10,669
‫تو دلسوزترین آدمی هستی که من به عمرم دیدم

352
00:16:10,671 --> 00:16:12,671
‫تو از فکر اینکه به کسی آسیب بزنی هم متنفّر بودی

353
00:16:12,673 --> 00:16:14,873
‫احساس گناهش داغونت می‌کرد

354
00:16:14,875 --> 00:16:17,008
‫تو همیشه تحت کنترل بودی

355
00:16:17,010 --> 00:16:19,077
‫پس اینقدر حوصله تو سر بردم که مُردی ؟

356
00:16:19,079 --> 00:16:23,782
‫نه استفن ، تقصیر تو نبود

357
00:16:23,784 --> 00:16:26,151
‫مسئله خودم بودم

358
00:16:26,153 --> 00:16:31,156
‫خون‌آشام شدن منو عوض کرد

359
00:16:32,858 --> 00:16:36,828
‫چطوری خون‌آشام شدی ؟

360
00:16:36,830 --> 00:16:39,264
‫نظرت چیه بهت نشون بدم ؟

361
00:16:41,000 --> 00:16:43,201
‫اون پایین می‌بینمت ؟

362
00:16:43,203 --> 00:16:44,769
‫آره

363
00:16:58,855 --> 00:17:00,287
‫ویروس توگا...شروع کن

364
00:17:00,289 --> 00:17:04,792
‫ویروس توگا باعث ایجاد سرخجه‌ی مادرزادی میشه
‫حالا این چه کوفتی ـه دیگه من نمیدونم

365
00:17:04,794 --> 00:17:08,662
‫درسته . دمت گرم

366
00:17:08,664 --> 00:17:09,964
‫نظریه‌ی ملکه سرخ

367
00:17:09,966 --> 00:17:11,599
‫نظریه‌‌ای که اغلب برای توضیح

368
00:17:11,601 --> 00:17:13,434
‫رابطه‌ی ضد و نقیض ـه

369
00:17:13,436 --> 00:17:14,602
‫بین شکارچی و شکار ازش استفاده میشه

370
00:17:14,604 --> 00:17:17,371
‫اون‌وقت چرا گونه‌های به اصطلاح ضعیف‌تر

371
00:17:17,373 --> 00:17:19,673
‫همیشه یه قدم جلوتر هستن ؟

372
00:17:19,675 --> 00:17:21,842
‫ترس از انقراض

373
00:17:21,844 --> 00:17:23,444
‫سرعت خرگوش بیشتر از روباه هستش

374
00:17:23,446 --> 00:17:26,147
‫چون چشمِ روباه همش دنبالِ غذا ـه

375
00:17:26,149 --> 00:17:27,681
‫ولی خرگوش به‌خاطر نجات جونش فرار می‌کنه

376
00:17:27,683 --> 00:17:30,518
‫هی وای ، اگه مکسفیلد تو رو راه نداد

377
00:17:30,520 --> 00:17:32,686
‫می‌تونی راحت جایِ منو بگیری

378
00:17:32,688 --> 00:17:34,421
‫چطوری این همه مطلب رو با این سرعت یاد گرفتی ؟

379
00:17:34,423 --> 00:17:37,091
‫راستش هر وقت یه نفر برمیگرده بهم میگه
‫از پس یه کار برنمیام

380
00:17:37,093 --> 00:17:38,492
‫خلافش رو بهش ثابت می‌کنم

381
00:17:38,494 --> 00:17:40,094
‫یعنی واسه اینکه به دوست‌پسرت ثابت کنی
‫بهش نیازی نداری

382
00:17:40,096 --> 00:17:42,763
‫منو به اینجا دعوت کردی ؟

383
00:17:42,765 --> 00:17:44,498
‫والا من که روحمم خبر نداره دوست‌پسرم کجاست

384
00:17:44,500 --> 00:17:46,734
‫اینی که تو میگی نیاز به ارتباط

385
00:17:46,736 --> 00:17:50,271
‫علاقه و احترام متقابل داره

386
00:17:50,273 --> 00:17:57,578
‫تازه بنده شما رو به اینجا دعوت کردم چون
‫باهوش و مهربون هستی

387
00:17:57,580 --> 00:18:02,950
‫و نمیدونم ، یه‌جورایی دلم می‌خواست
‫باهات وقت بگذرونم

388
00:18:06,321 --> 00:18:11,058
‫گمونم اون پسرِ داره سر خاک بابابزرگش
‫از بشکه آبجو می‌خوره

389
00:18:11,060 --> 00:18:12,660
‫چی ؟

390
00:18:21,403 --> 00:18:24,939
‫شرمنده ولی از روزی که اومدی کالج

391
00:18:24,941 --> 00:18:28,075
‫تا حالا دلم می‌خواست ببوسمت

392
00:18:28,077 --> 00:18:31,011
‫کم‌خونی ‌آپلاستیک...شروع کن

393
00:18:31,013 --> 00:18:33,581
‫کم‌خونی آپلاستیک

394
00:18:36,952 --> 00:18:39,153
‫خیلی‌خب

395
00:18:39,155 --> 00:18:41,555
‫اون کجاست ؟
‫بهش زنگ بزن بگو پاشه بیاد اینجا

396
00:18:41,557 --> 00:18:42,623
‫مشکل همینه

397
00:18:42,625 --> 00:18:45,226
‫در واقع نمیشه بهش زنگ بزنم

398
00:18:45,228 --> 00:18:46,894
‫هیچکی نمی‌تونه

399
00:18:49,231 --> 00:18:52,900
‫جرمی ، تو رو خدا این‌کار رو نکن

400
00:18:54,469 --> 00:18:56,570
‫چند ماهه دارم به همه دروغ میگم

401
00:18:56,572 --> 00:19:00,975
‫و نمی‌تونم همینطور به دروغ گفتن ادامه بدم
‫وقتی همه چشم به راهش هستن

402
00:19:00,977 --> 00:19:03,477
‫و انتظار دارن یهو سر و کله‌ش پیدا شه
‫و به داد همه برسه

403
00:19:03,479 --> 00:19:04,645
‫جرمی ، من زبون خل و چل‌ها رو نمی‌فهمم

404
00:19:04,647 --> 00:19:07,114
‫خواهشاً یه‌جوری بگو منم بفهمم

405
00:19:07,116 --> 00:19:08,315
‫دیمن ، بهش فکر کن

406
00:19:08,317 --> 00:19:09,817
‫من مُرده بودم

407
00:19:09,819 --> 00:19:12,486
‫قرار هم نبود زنده باشم

408
00:19:12,488 --> 00:19:14,321
‫آره ، ایول . قشنگی ـه جادو جمبل
‫بانی به همین چیزاست دیگه

409
00:19:14,323 --> 00:19:16,724
‫الانم دقیقاً به همین نیاز داریم

410
00:19:16,726 --> 00:19:19,026
‫نمی‌گیری چی میگم

411
00:19:19,028 --> 00:19:21,762
‫جادو توازن برقرار می‌کنه

412
00:19:21,764 --> 00:19:24,898
‫قرار نبود من اینجا باشم

413
00:19:30,538 --> 00:19:31,438
‫درسته

414
00:19:31,440 --> 00:19:33,442
‫نمیشه همینطوری یکی رو زنده کنی

415
00:19:33,443 --> 00:19:35,443
‫این‌کار به یه قیمتی تموم میشه

416
00:19:35,444 --> 00:19:37,511
‫به زبون نیارش جرمی . حق نداری بگی

417
00:19:37,513 --> 00:19:41,282
‫دیمن ، اون حتّی مراسم ختم پدرش هم نیومد

418
00:19:41,284 --> 00:19:45,719
‫کل تابستون هیچکی باهاش حرف نزده

419
00:19:45,721 --> 00:19:47,321
‫تو رو خدا جرمی

420
00:19:47,323 --> 00:19:49,056
‫اگه به زبون بیاریش تمام زندگی الینا

421
00:19:49,058 --> 00:19:52,059
‫به گند کشیده میشه . حالیته چی میگم ؟

422
00:19:52,061 --> 00:19:53,961
‫همه چیز عوض میشه

423
00:19:53,963 --> 00:19:57,931
‫جرمی ، به زبون نیارش

424
00:19:57,933 --> 00:19:59,800
‫چیزی نگو

425
00:20:01,970 --> 00:20:04,305
‫بانی مُرده

426
00:20:07,042 --> 00:20:10,144
‫لعنت بهت جرمی

427
00:20:10,146 --> 00:20:13,881
‫می‌فهمی الان چی‌کار کردی ؟

428
00:20:13,883 --> 00:20:16,317
‫آخه واسه چی اینو بهم گفتی ؟

429
00:20:16,319 --> 00:20:19,687
‫شرمنده

430
00:20:19,689 --> 00:20:22,356
‫ولی همه باید از این موضوع باخبر بشن

431
00:20:41,943 --> 00:20:43,277
‫از نظر کائنات چطور ممکنه

432
00:20:43,279 --> 00:20:46,980
‫یه نفر ۲بار روی یه پُل یکسان تصادف کنه ؟

433
00:20:46,982 --> 00:20:50,484
‫والا نمیدونم . شایدم دستِ سرنوشت بوده

434
00:20:50,486 --> 00:20:52,353
‫که منو به اینجا کِشونده

435
00:20:52,355 --> 00:20:54,621
‫با توجه به اینکه بار اوّل مرگ رو دور زده بودم

436
00:20:54,623 --> 00:20:55,789
‫ولی اگر هر ۲بار من اینجا بودم

437
00:20:55,791 --> 00:20:58,125
‫چطوریه که هردو دفعه نجات ـت ندادم ؟

438
00:20:58,127 --> 00:21:01,628
‫چون که بار دوم دوستِ صمیمیم مت رو نجات دادی

439
00:21:01,630 --> 00:21:03,530
‫اونم واسه اینکه من ازت خواستم

440
00:21:03,532 --> 00:21:07,634
‫گرفتم چی شد
‫با این حساب من یه احمق به تمام معنام

441
00:21:07,636 --> 00:21:10,838
‫نخیر . اتفاقاً تو بهترین دوست‌پسر دنیا بودی

442
00:21:10,840 --> 00:21:15,142
‫همیشه به خواسته‌ی من احترام میزاشتی
‫حتّی اگر خودت باهاش موافق نبودی

443
00:21:15,144 --> 00:21:20,447
‫یه چند دقیقه بهم وقت بده این چیزا رو هضم کنم

444
00:21:23,518 --> 00:21:24,518
‫منصفانه ـست

445
00:21:24,520 --> 00:21:26,653
‫میدونی که داره جواب میده ؟

446
00:21:27,689 --> 00:21:28,922
‫داره یادت میاد ؟

447
00:21:28,924 --> 00:21:32,793
‫نه . یعنی کاری که داری می‌کنی

448
00:21:32,795 --> 00:21:35,462
‫پرت کردن حواس من
‫تعالی بخشیدن روح من

449
00:21:35,464 --> 00:21:37,064
‫اصلاً هر چی که اسمش رو میزاری

450
00:21:37,066 --> 00:21:39,433
‫تمایلم به خون خوردن رو برطرف کرده

451
00:21:39,435 --> 00:21:43,404
‫دیگه احساس گرسنگی نمی‌کنم

452
00:21:43,406 --> 00:21:44,571
‫خوبه

453
00:21:44,573 --> 00:21:45,906
‫اینکه قبلاً چه جور هیولایی بودم

454
00:21:45,908 --> 00:21:50,310
‫الان کاملاً درک می‌کنم چرا وقتی
‫کنارِ تو هستم یه آدم دیگه میشم

455
00:21:50,312 --> 00:21:52,212
‫تو هیچ‌وقت هیولا نبودی

456
00:21:52,214 --> 00:21:55,916
‫الینا ، امروز تصویرم رو توی آیینه دیدم

457
00:21:55,918 --> 00:21:57,684
‫از خودم ترسیدم

458
00:21:57,686 --> 00:22:00,421
‫ولی تو هیچ‌وقت منو نترسوندی

459
00:22:00,423 --> 00:22:04,758
‫اولین بار که خود واقعی تو رو دیدم

460
00:22:04,760 --> 00:22:08,228
‫صورت ـت رو اینطوری لمس کردم

461
00:22:08,230 --> 00:22:10,931
‫و بهت گفتم خودت رو مخفی نکنی

462
00:22:17,205 --> 00:22:19,106
‫ادامه بده

463
00:22:29,217 --> 00:22:31,652
‫من با دیمن رابطه دارم

464
00:22:37,192 --> 00:22:39,760
‫تو با برادرم رابطه داری

465
00:22:44,799 --> 00:22:48,469
‫اون‌وقت به فکر هیچ‌کدومتون نرسید

466
00:22:48,471 --> 00:22:50,504
‫باید این موضوع رو به منم بگید ؟

467
00:22:50,506 --> 00:22:55,542
‫این قضیه رو ازت مخفی نگه نداشته بودیم

468
00:22:55,544 --> 00:22:58,312
‫اینطوری نیست که...

469
00:22:58,314 --> 00:23:01,048
‫شرمنده . فقط...

470
00:23:03,384 --> 00:23:08,155
‫به همین راحتی احساس گرسنگی برگشت

471
00:23:09,424 --> 00:23:11,725
‫استفن ، متأسفم

472
00:24:05,148 --> 00:24:06,949
‫الو ؟

473
00:24:12,623 --> 00:24:14,857
‫چی شد الان ؟

474
00:24:42,652 --> 00:24:45,120
‫سلام

475
00:24:45,122 --> 00:24:48,257
‫مت داناون

476
00:24:48,259 --> 00:24:51,560
‫من مسافری هستم که در درون تو حضور داره

477
00:24:51,562 --> 00:24:54,129
‫میدونم سوالات زیادی برات پیش اومده

478
00:24:54,131 --> 00:24:56,899
‫ولی تنها چیزی که لازمه بدونی اینه که

479
00:24:56,901 --> 00:24:57,833
‫روزی میرسه که

480
00:24:57,835 --> 00:25:01,804
‫دوستانم به اینجا میان و دنبالِ
‫این چاقو می‌گردن

481
00:25:01,806 --> 00:25:06,041
‫به هر قیمتی که شده ازش محافظت می‌کنی

482
00:25:13,617 --> 00:25:16,952
‫و گرنه باهاش گلوت رو می‌بُرم

483
00:25:30,735 --> 00:25:31,734
‫سلام

484
00:25:31,736 --> 00:25:34,069
‫کجایی تو ؟ کلی بهت زنگ زدم

485
00:25:34,071 --> 00:25:34,870
‫خونه هستم

486
00:25:34,872 --> 00:25:37,439
‫ببین ، باید راجبِ یه موضوعی باهات صحبت کنم

487
00:25:37,441 --> 00:25:39,141
‫دیمن ، استفن غیب شده

488
00:25:39,143 --> 00:25:40,342
‫چی ؟‌ چی شد ؟

489
00:25:40,344 --> 00:25:42,711
‫قضیه خودم و خودت رو بهش گفتم

490
00:25:42,713 --> 00:25:44,680
‫اونم یهو قاطی کرد

491
00:25:44,682 --> 00:25:46,849
‫و گفت احساس گرسنگی می‌کنه

492
00:25:46,851 --> 00:25:48,651
‫دیمن ، امشب قبرستون

493
00:25:48,653 --> 00:25:51,587
‫پُر از آدم شده

494
00:25:51,589 --> 00:25:54,356
‫خیلی‌خب ، الان راه میفتم

495
00:26:02,699 --> 00:26:04,300
‫استفن ؟

496
00:26:05,902 --> 00:26:08,003
‫کرولاین فوربز

497
00:26:08,005 --> 00:26:09,238
‫بهترین دوست من

498
00:26:09,240 --> 00:26:10,372
‫چی؟ منو شناختی ؟

499
00:26:10,374 --> 00:26:12,174
‫کلی عکس نگاه کردم

500
00:26:12,176 --> 00:26:15,010
‫خودت از عکس‌هات خیلی خوشگل‌تر هستی

501
00:26:15,012 --> 00:26:16,912
‫شرمنده . یه‌کم مست هستم

502
00:26:16,914 --> 00:26:20,349
‫آره ، درسته . تابلوئه

503
00:26:20,351 --> 00:26:21,083
‫حالت خوبه ؟

504
00:26:21,085 --> 00:26:24,386
‫اگه منظورت از خوب اینه که
‫دور خودم بچرخم و

505
00:26:24,388 --> 00:26:25,955
‫فراموشی داشته باشم
‫و بزنم توی کار درّندگی

506
00:26:25,957 --> 00:26:28,190
‫باید بگم حالم توپِ توپه

507
00:26:28,192 --> 00:26:30,025
‫بنده خدایی که کَل آبجوخوری
‫راه انداخته بود از حال رفت

508
00:26:30,027 --> 00:26:31,393
‫منم اینا رو ازش کِش رفتم

509
00:26:31,395 --> 00:26:34,129
‫میشه یه چند لحظه تنهامون بذاری ؟

510
00:26:34,131 --> 00:26:35,464
‫آره . احتمالاً فکر خیلی خوبی باشه

511
00:26:35,466 --> 00:26:37,232
‫چون من از همین فاصله دارم حس می‌کنم

512
00:26:37,234 --> 00:26:38,467
‫با کاغذ کف دست چپ خودت رو بُریدی

513
00:26:38,469 --> 00:26:40,336
‫واسه همین دلم می‌خواد دست ـت رو از جا بِکنم

514
00:26:40,338 --> 00:26:41,637
‫استفن

515
00:26:41,639 --> 00:26:46,141
‫از اینجا برو . قایم شو
‫خودم پیدات می‌کنم

516
00:26:50,013 --> 00:26:52,748
‫ببین ، میدونم که گشنته

517
00:26:52,750 --> 00:26:54,984
‫ولی نباید به آدما کاری داشته باشی . فهمیدی ؟

518
00:26:54,986 --> 00:26:57,920
‫آخر و عاقبت خوبی نداره

519
00:26:57,922 --> 00:26:59,088
‫کیسه خون‌ها چی ؟

520
00:26:59,090 --> 00:27:00,956
‫کیسه ‌خون داری ؟

521
00:27:00,958 --> 00:27:04,994
‫دارم ، توی ماشینمه . همراهم بیا

522
00:27:11,735 --> 00:27:13,335
‫کرولاین ، منم جسی

523
00:27:13,337 --> 00:27:15,904
‫نمیدونم ماجرا چیه ولی به دلایل نامعلومی

524
00:27:15,906 --> 00:27:18,307
‫من توی سرداب کلیسای قبرستون هستم

525
00:27:18,309 --> 00:27:22,511
‫و اصلاً هم نمیدونم چرا اینجام

526
00:27:33,858 --> 00:27:35,526
‫بفرما

527
00:27:35,528 --> 00:27:37,494
‫دیدی اونقدرا هم بد نبود . درسته ؟

528
00:27:37,496 --> 00:27:38,996
‫موفق شدم . جلوی خودمو گرفتم

529
00:27:38,998 --> 00:27:40,898
‫رفیق روحمم خبر نداره تو چی هستی ولی...

530
00:27:40,900 --> 00:27:42,332
‫من یه درّنده هستم

531
00:27:42,334 --> 00:27:43,467
‫میدونی یعنی چی ؟

532
00:27:43,469 --> 00:27:45,035
‫یعنی به معنای دقیق کلمه تا موقعی که

533
00:27:45,037 --> 00:27:47,137
‫سر یکی رو از جا نکندم
‫قادر نیستم دست از خون خوردم بردارم

534
00:27:47,139 --> 00:27:48,472
‫ولی ما رو ببین

535
00:27:48,474 --> 00:27:49,573
‫این مشکل رو یه‌جورایی حلّش کردیم

536
00:27:49,575 --> 00:27:51,675
‫خواهش می‌کنم بزار برم

537
00:27:51,677 --> 00:27:53,110
‫درسته . باید اجازه بدم از اینجا بری

538
00:27:53,112 --> 00:27:56,013
‫خیلی آدم خوبی هستم ، نه ؟
‫حسابی دل‌رحم و مهربونم

539
00:27:56,015 --> 00:27:58,515
‫من با این احساس گرسنگی شعله‌ور
‫در درونم زندگی کردم

540
00:27:58,517 --> 00:28:01,785
‫چیزی که باعث میشه
‫همیشه کنترل خودمو نگه دارم

541
00:28:01,787 --> 00:28:05,923
‫ولی واسه چی باید زور بیخود بزنم ؟

542
00:28:05,925 --> 00:28:08,392
‫رفیق ، من اصلاً تو رو نمی‌شناسم

543
00:28:08,394 --> 00:28:13,330
‫از اونجایی که مغزم برشته شده
‫هیچ حافظه‌ای ندارم

544
00:28:13,332 --> 00:28:14,932
‫داداشم کسی که به اصطلاح

545
00:28:14,934 --> 00:28:17,167
‫۱۶۰سال آزگار داداشم بوده

546
00:28:17,169 --> 00:28:19,336
‫دوست‌دخترم رو ازم قاپیده

547
00:28:19,338 --> 00:28:21,839
‫دوست‌دخترم هم هیچ مخالفتی نداشته

548
00:28:21,841 --> 00:28:29,346
‫خدایی خودت بگو خوب بودن چه فایده‌ای داره ؟

549
00:28:37,288 --> 00:28:39,089
‫کلی در زدم

550
00:28:39,091 --> 00:28:40,791
‫آره ، متوجه شدم

551
00:28:40,793 --> 00:28:42,693
‫باورت نمیشه امّا...

552
00:28:42,695 --> 00:28:45,395
‫مت ، صبر کن

553
00:28:45,397 --> 00:28:48,398
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

554
00:28:49,901 --> 00:28:51,902
‫موضوع بانی ـه

555
00:28:51,904 --> 00:28:55,439
‫چی شده ؟ برگشته ؟

556
00:28:59,277 --> 00:29:01,478
‫چی شده "جِر" ؟

557
00:29:01,480 --> 00:29:05,482
‫استفن ، بس کن

558
00:29:06,985 --> 00:29:08,619
‫تو همچین آدمی نیستی ، فهمیدی ؟

559
00:29:08,621 --> 00:29:11,555
‫شاید جنابعالی یادت نیاد
‫ولی من خوب یادمه

560
00:29:11,557 --> 00:29:13,423
‫تو خیلی بهتر از این حرفایی

561
00:29:13,425 --> 00:29:16,927
‫تو همچین آدمی نیستی

562
00:29:16,929 --> 00:29:18,695
‫باید برم

563
00:29:18,697 --> 00:29:19,696
‫چی ؟

564
00:29:19,698 --> 00:29:20,998
‫باید از اینجا برم

565
00:29:21,000 --> 00:29:22,933
‫استفن

566
00:29:26,771 --> 00:29:28,705
‫وای خدا جونم

567
00:29:28,806 --> 00:29:31,942
‫جسی...جسی ، اینو بخور

568
00:29:31,944 --> 00:29:33,477
‫حالت خوب میشه

569
00:29:33,479 --> 00:29:37,114
‫معذرت می‌خوام . متأسفم که پایِ تو رو
‫به این جریانا باز کردم

570
00:29:37,116 --> 00:29:41,785
‫و متأسفم که بهت اجازه دادم
‫منو ببوسی وقتی...

571
00:29:41,787 --> 00:29:44,588
‫خیلی متأسفم

572
00:29:46,558 --> 00:29:48,091
‫استفن ، اینجایی پس

573
00:29:48,093 --> 00:29:50,727
‫همه‌جا رو دنبالت گشتیم

574
00:29:52,697 --> 00:29:54,031
‫اونجا چی‌کار می‌کنی داداش ؟

575
00:29:54,033 --> 00:29:57,901
‫میدونی ، یه مُشت خرت و پرت رو از بین می‌برم

576
00:29:57,903 --> 00:29:59,903
‫مطمئنی می‌خوای همچین کاری بکنی ؟

577
00:29:59,905 --> 00:30:03,574
‫والا فقط میدونم چه کارایی نمی‌خوام بکنم

578
00:30:03,942 --> 00:30:07,344
‫دیگه نمی‌خوام آدمی که توی این دفتر خاطراتِ باشم

579
00:30:07,346 --> 00:30:08,779
‫نمی‌خوام توی این خونه زندگی کنم

580
00:30:08,781 --> 00:30:11,148
‫نمی‌خوام به نصیحت برادرم گوش کنم

581
00:30:11,150 --> 00:30:13,884
‫دلم نمی‌خواد بشنوم که چقدر از الینا حمایت کردم

582
00:30:13,886 --> 00:30:18,655
‫و صد درصد دلم نمی‌خواد به
‫این مکالمه ادامه بدم

583
00:30:18,657 --> 00:30:19,489
‫استفن ، وایسا

584
00:30:19,491 --> 00:30:21,225
‫دلواپس نباش نمیرم . با خون خوردن خودمو خفه کنم

585
00:30:21,227 --> 00:30:23,594
‫تازه کرولاین گفت هر یه ساعت یه بار
‫بهم زنگ میزنه

586
00:30:23,596 --> 00:30:24,895
‫تا مطمئن بشه حالم خوبه

587
00:30:24,897 --> 00:30:26,096
‫و...

588
00:30:26,098 --> 00:30:28,699
‫منم از صمیم قلب بهش اعتماد دارم

589
00:30:31,402 --> 00:30:33,103
‫امّا...

590
00:30:33,105 --> 00:30:35,706
‫گمونم استفن باهامون به‌هم زد

591
00:30:35,708 --> 00:30:37,608
‫بانی رو لازم داریم

592
00:30:38,343 --> 00:30:39,776
‫واسه چی جواب تلفن‌مون رو نمیده ؟

593
00:30:39,778 --> 00:30:41,578
‫این کارها ازش بعیده

594
00:30:41,580 --> 00:30:44,881
‫استفن نباید توی این وضعیت بمونه

595
00:30:45,550 --> 00:30:48,685
‫الینا ، کمکی از بانی برنمیاد

596
00:30:48,687 --> 00:30:51,521
‫باهاش حرف زدی ؟ چیا گفت ؟

597
00:30:51,523 --> 00:30:53,690
‫حتماً یه کاری از دستش برمیاد

598
00:30:53,692 --> 00:30:56,627
‫یعنی بالاخره اون یه راهی پیدا می‌کنه

599
00:30:56,629 --> 00:30:58,595
‫همیشه همینطوره

600
00:31:02,433 --> 00:31:05,202
‫الینا ، بانی فوت کرده

601
00:31:05,204 --> 00:31:06,870
‫چی ؟

602
00:31:06,872 --> 00:31:09,006
‫اون مُرده

603
00:31:11,609 --> 00:31:13,510
‫متأسفم

604
00:31:24,558 --> 00:31:26,592
‫هی

605
00:31:26,594 --> 00:31:28,861
‫در چه حالی ؟

606
00:31:29,764 --> 00:31:32,264
‫بهترم

607
00:31:32,266 --> 00:31:35,267
‫که تو دنیای اینجانب یعنی

608
00:31:35,269 --> 00:31:38,537
‫از آخرین باری که دیدمت مرتکب قتل نشدم

609
00:31:38,539 --> 00:31:41,373
‫امروز کلی فکر کردم

610
00:31:41,375 --> 00:31:42,808
‫کلی پرسه زدم

611
00:31:42,810 --> 00:31:49,348
‫و به نظر اینجا محل مناسبی برای من باشه

612
00:31:52,552 --> 00:31:55,554
‫چی شده ؟

613
00:31:55,556 --> 00:31:58,023
‫موضوع بانی ـه

614
00:31:58,025 --> 00:32:02,861
‫دوستم...دوستمون

615
00:32:05,699 --> 00:32:08,267
‫فوت کرده

616
00:32:18,111 --> 00:32:19,278
‫چطوری این اتفاق افتاده ؟

617
00:32:19,280 --> 00:32:21,947
‫تو رو خدا اینو ازم نپرس چون اون‌وقت

618
00:32:21,949 --> 00:32:24,817
‫مجبور میشم یه جوابی برای سوالات پیدا کنم

619
00:32:24,819 --> 00:32:27,419
‫لازمه‌‌ش هم اینه که بشینم واقعاً به این قضیه فکر کنم

620
00:32:27,421 --> 00:32:29,121
‫که این باعث میشه بزنم زیر گریه

621
00:32:29,123 --> 00:32:33,892
‫واسه همین می‌ترسم نتونم دست از گریه کردن بردارم

622
00:32:42,535 --> 00:32:44,703
‫شرمنده ، من...

623
00:32:47,807 --> 00:32:53,178
‫کاش می‌شد اونو بخاطر بیارم

624
00:32:53,180 --> 00:32:54,847
‫مطمئن نیستم

625
00:32:54,849 --> 00:33:00,452
‫یه قسمت از وجودم دلش می‌خواد
‫جاش رو با تو عوض کنه

626
00:33:00,454 --> 00:33:03,489
‫چون بدون خاطراتمون

627
00:33:03,491 --> 00:33:06,859
‫شاید مرگش اینقدر آزاردهنده و غم‌انگیز نباشه

628
00:33:09,162 --> 00:33:11,063
‫عیبی نداره

629
00:33:13,133 --> 00:33:15,668
‫نخیرم . هیچم اینطور نیست

630
00:33:15,670 --> 00:33:18,771
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم ببینمش

631
00:33:18,773 --> 00:33:21,040
‫تازه روحمم خبر نداره تایلر کدوم گوریه

632
00:33:21,042 --> 00:33:26,845
‫به بود‌شون کنارم بدجوری عادت دارم

633
00:33:26,847 --> 00:33:27,579
‫خب ، حالا چی‌کار کنم ؟

634
00:33:27,581 --> 00:33:30,215
‫باید یاد بگیرم چطوری بدون اونا به زندگیم ادامه بدم

635
00:33:30,217 --> 00:33:33,619
‫چطور همچین کاری بکنم وقتی
‫تنها چیزی که برام مونده احساس غم

636
00:33:33,621 --> 00:33:36,021
‫و عصبانیت و...

637
00:33:36,023 --> 00:33:41,026
‫من...تو منو داری

638
00:33:41,028 --> 00:33:43,829
‫ببین ، دیشب تو کنارم بودی

639
00:33:43,831 --> 00:33:47,633
‫انگار که همیشه توی مشکلات کنارم هستی

640
00:33:50,537 --> 00:33:55,874
‫واسه همین بذار منم پیشت باشم . خب ؟

641
00:34:03,583 --> 00:34:04,450
‫هی

642
00:34:04,452 --> 00:34:06,885
‫یعنی یه دست لباس هم ندارم

643
00:34:06,887 --> 00:34:07,753
‫هیچی ندارم بپوشم

644
00:34:07,755 --> 00:34:10,322
‫منظورم اینه زدم خونه و

645
00:34:10,324 --> 00:34:13,492
‫کل لباس‌‌های مراسم ختمِ خودمو سوزوندم

646
00:34:13,494 --> 00:34:14,827
‫خیره سرم باید قوی باشم

647
00:34:14,829 --> 00:34:17,663
‫دیگه باید یاد گرفته باشم چطوری
‫با این چیزا کنار بیام

648
00:34:17,665 --> 00:34:19,998
‫ولی...

649
00:34:20,000 --> 00:34:20,999
‫نمی‌تونم

650
00:34:21,001 --> 00:34:24,837
‫دیمن ، دیگه نمی‌تونم مُدام این‌کار رو بکنم

651
00:34:24,839 --> 00:34:27,973
‫استفن رفته . بانی مُرده

652
00:34:27,975 --> 00:34:31,577
‫اون از جونش گذشت تا برادرِ من زنده بشه

653
00:34:31,579 --> 00:34:34,613
‫اون‌وقت من اصلاً خبر نداشتم

654
00:34:34,615 --> 00:34:36,482
‫می‌فهمم

655
00:34:38,618 --> 00:34:42,087
‫باورم نمیشه همچین اتفاقی افتاده

656
00:34:45,892 --> 00:34:49,928
‫باورم نمیشه بانی مُرده

657
00:34:49,930 --> 00:34:52,598
‫واقعاً متأسفم

658
00:34:57,170 --> 00:34:59,405
‫متأسفم

659
00:36:46,546 --> 00:36:48,580
‫ایرادی نداره

660
00:36:48,582 --> 00:36:50,883
‫اونا به این‌کار نیاز دارن

661
00:36:52,952 --> 00:36:55,787
‫منم نیاز دارم

662
00:37:05,131 --> 00:37:11,036
‫به افتخار بانی این ناقوس رو به صدا درمیاریم

663
00:37:11,038 --> 00:37:13,739
‫برای بزرگداشت یاد اون

664
00:37:27,587 --> 00:37:30,956
‫دیگه نمیدونم چی باید بگم

665
00:37:34,661 --> 00:37:38,497
‫بهشون بگو من جایی نرفتم

666
00:37:38,499 --> 00:37:43,068
‫بگو با اینکه اونا نمی‌تونن منو ببیند

667
00:37:43,070 --> 00:37:47,105
‫من همیشه کنارشون بودم

668
00:37:54,047 --> 00:37:57,849
‫بانی میگه جایی نمیره

669
00:37:57,851 --> 00:38:00,485
‫و اینکه تمام مدت کنارمون بوده

670
00:38:00,487 --> 00:38:03,755
‫بانی شاهد بوده چه
‫تابستون خوبی رو پشت سر گذاشتید

671
00:38:03,757 --> 00:38:06,592
‫بهترین تابستون زندگی

672
00:38:10,129 --> 00:38:13,165
‫و دیدم که خوشحال بودی

673
00:38:13,167 --> 00:38:19,738
‫میدونم الان فکر می‌کنی
‫نمی‌تونی یه زندگی عادی داشته باشی

674
00:38:19,740 --> 00:38:23,709
‫اینکه باید در کنار بقیه باشی

675
00:38:23,711 --> 00:38:26,211
‫ولی نیازی به این‌کار نیست

676
00:38:26,213 --> 00:38:28,680
‫همه راه خودشون رو پیدا می‌کنن

677
00:38:28,682 --> 00:38:32,050
‫واسه همین جنابعالی بار و بندیل‌ـت رو جمع می‌کنی

678
00:38:32,052 --> 00:38:35,020
‫و تشریف می‌بری کالج

679
00:38:35,022 --> 00:38:37,889
‫و حسابی خوش می‌گذرونی

680
00:38:43,129 --> 00:38:47,265
‫مت ، تو هیچ کار اشتباهی انجام ندادی

681
00:38:48,568 --> 00:38:54,673
‫خودت میدونی اگه می‌شد ۳۰۰تا ایمیل برات می‌فرستادم

682
00:38:54,675 --> 00:38:57,743
‫دلم برات تنگ شده

683
00:38:57,745 --> 00:38:59,945
‫کرولاین

684
00:38:59,947 --> 00:39:02,981
‫دیدم اتاق خوابگاه رو یه طوری تزئین می‌کردی

685
00:39:02,983 --> 00:39:06,118
‫انگار زندگیت به این موضوع وابسته ـست

686
00:39:10,790 --> 00:39:16,662
‫اینم میدونم کالج اونطوری که فکر می‌کردی نبود

687
00:39:16,664 --> 00:39:22,968
‫و اینکه تو احساس می‌کردی جای یه چیزی خالیه

688
00:39:22,970 --> 00:39:25,604
‫ولی...

689
00:39:25,606 --> 00:39:27,706
‫تایلر

690
00:39:56,736 --> 00:39:58,970
‫خوب بود

691
00:40:01,441 --> 00:40:05,610
‫منم همینو می‌خواستم

692
00:40:05,612 --> 00:40:08,013
‫روبراه میشم

693
00:40:15,388 --> 00:40:18,023
‫هممون روبراه میشیم

694
00:40:44,217 --> 00:40:47,085
‫علائم حیاتی‌‌ ـت طبیعی هستن

695
00:40:47,087 --> 00:40:49,054
‫اینقدر با ناامیدی حرف نزن

696
00:40:49,056 --> 00:40:50,922
‫راجب امشب برام بگو

697
00:40:50,924 --> 00:40:54,392
‫کرولاین فوربز منو همراه خودش
‫به یه مهمونی توی میستیک‌فالز برد

698
00:40:54,394 --> 00:40:56,228
‫و بعدش...

699
00:40:56,230 --> 00:40:59,331
‫دیگه هیچی یادم نمیاد

700
00:40:59,333 --> 00:41:01,266
‫حتماً تا خرخره مشروب خورده بودم

701
00:41:01,268 --> 00:41:02,567
‫به‌خاطر مشروب نبوده که

702
00:41:02,569 --> 00:41:06,171
‫دچار فراموشی شدی

703
00:41:06,173 --> 00:41:08,006
‫جسی ، اینطور که از قرائن مشخصه

704
00:41:08,008 --> 00:41:09,741
‫خون خون‌آشام توی بدنت جریان داره

705
00:41:09,743 --> 00:41:11,176
‫این یعنی یا اینقدری زخمی شده بودی که

706
00:41:11,178 --> 00:41:12,644
‫باید برای درمانت کاری انجام می‌شده

707
00:41:12,646 --> 00:41:16,314
‫یا اینکه یکی خواسته تو رو تبدیل به خون‌آشام کنه

708
00:41:16,316 --> 00:41:17,916
‫البته حدس من مورد اوّل هستش

709
00:41:17,918 --> 00:41:20,185
‫همینطور حدس میزنم بهت نفوذ ذهنش شده
‫تا این قضیه رو فراموش کنی

710
00:41:20,187 --> 00:41:21,119
‫شرمنده ، چی فرمودی ؟

711
00:41:21,121 --> 00:41:22,654
‫جای نگرانی نیست

712
00:41:22,656 --> 00:41:24,790
‫نکته‌ی مثبت داشتن خون خون‌آشام توی بدنت

713
00:41:24,792 --> 00:41:29,861
‫اینه که قدم اوّل در راهِ ایجاد
‫یه خون‌آشام محسوب میشه

714
00:41:29,863 --> 00:41:31,231
‫اینم از دومین قدم

715
00:41:48,600 --> 00:41:49,600
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : نوشـــین و ســـعــیــده</font>

716
00:41:50,600 --> 00:41:51,600
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

